دستمزد ستارگان سینمای ایران چقدر است ؟؟


دستمزد ستارگان سینمای ایران چقدر است ؟؟



دستمزد ستارگان سینمای ایران چقدر است ؟؟
گزارشی خواندنی از دستمزد بازیگران ایران - قسمت اول
دستمزد اسرار آميز ستاره‌های سینمای ایران، بالاخره چقدر است؟
دستمزد ستارگان سینمای ایران چقدر است ؟؟



نامه شقایق دهقان برای پدرش

1:

اين نقل افشاگرانه سينما را به هم مي‌ريزد مثل يك‌جور شليك به مغز هست.روكردن اين دستمزدها و اين ارقام و اعداد، تا جايي كه من مي‌دانم، براي اولين بار هست كه اتفاق مي‌افتد.
وقتي همشهري جوان و محمد جباري پيشنهاد توليد پرونده‌اي بر پايه چنين موضوعي را به گروه «سينماي ما» دادند، به نظر نمي‌رسيد تا اين‌جا پيش برايشانم.
اما بچه‌ها (خسرو خسروپرايشانز، پايشانان عسگري و حامد احمدي) تمام تلا‌ش‌شان را به خرج دادند و از منابعي كه طبعا هيچكدام‌شان نمي‌خواستند نامشان فاش بشود، اين اخبار و اطلاعات را بيرون كشيدند.


نمایش عریان استعمال شیشه در یک فیلم ایرانی+عکس

اميدوارم انتشار نتايج اين تحقيق به مشكلات و بحث‌هاي ريز و درشت فراواني منجر نشود.


چرا بعضی ها ماهواره می بینند؟
هر روزنامه‌نگاري دوست دارد كارش خوانده شود، اما رفتن دنبال بحث و جنجال، وقت مي‌خواهد كه ما نداريم.


دختر علی پروین بازیگر جدید فیلم مسعود کیمیایی

واقعا نمي‌دانم كه چرا اغلب چيزها در اين كشور بايد پوشيده بمانند.


گفتگو با پوران درخشنده ... کارگردان فیلم "هیس"
برنامه هست حرفه‌اي عمل كنيم و حرفه‌اي پول بگيريم، اما همة سعي‌مان را به خرج مي‌دهيم تا بخش اعظمي از ساز و كار حرفه‌اي كه داريم انجام‌اش مي‌دهيم، پشت پرده باقي بماند.


محسن تنابنده چگونه آقای صدا شد؟

اين‌جا بحث سر روابط ناجور مالي نيست.


لعیا زنگنه در فرهنگسرای ارسباران
اهالي سينما كارشان را مي‌كنند و بابتش پول مي‌گيرند.


فرهادی و کارگردان «21 گرم» در آمریکا
پس چاپ چنين پرونده‌اي حداقل نقطة شروعي براي روشن شدن خيلي چيزهاست.


در حوزة سينماي ايران، نه دستمزد كسي معلوم هست، نه مدير برنامه‌ها رو بازي مي‌كنند و نه با فضاي روشن و شفافي رو‌به‌رو هستيم.

اين پرونده ناقص هست و بعضي اطلاعات ممكن هست بالا و پايين داشته باشند.

اما به هر حال، قدم اول هست براي تاباندن نور به جاهاي تاريك؛ به اون چه تا به حال صحبتش نبوده و بد نيست از اين به بعد، روشن‌تر درباره‌اش بحث كنيم.


وقتي قيمت‌ها مشخص نباشد، مي‌شود به باقي آدم‌ها حق داد كه شايعه درست كنند و زرنگ‌ترهايش از اين آب گل‌آلود ماهي بگيرند.

اما در فضاي مناسب، همه چيز مشخص‌تر مي‌شود.

ساز و كار درست در چهارچوب هر حرفه شكل مي‌گيرد ارزش حرفه‌اي آدم‌ها معلوم مي‌شود.


هنوز در دامنه كوه هم نيستيم و قله، خيلي دورتر از اين حرف‌هاست.

اما اميدوارم روزي برسد كه ارزش و نفوذ و هستعداد آدم‌ها، با پولي كه مي‌گيرند نسبت مستقيم داشته باشد.

اون وقت مي‌شود آدم كاربلد را از آدم‌ علاف بي‌استعداد جدا كرد و يكي از راه‌هاي اين تقسيم‌بندي، همين دانستن ارزش ريالي كارشان هست.

اين كه هر كسي چقدر مي‌ارزد.


البته هستثناها وجود دارند.

منطق دلالي هم مي‌تواند خيلي چيزها را به هم بريزد.

مافيا و گروه‌بندي و اين‌ها هم جاي خودش را دارد.

اما روشن شدن ارقام، بعضي از اين مشكلات را هم كاهش مي‌دهد.

بعد هم اين كه خواهش مي‌كنم بحث «پول بد هست» و «همه چيز نمي‌شود» و اين‌ها را وسط نكشيد.

حالا كه داريم در اين فضا كار و زندگي مي‌كنيم و پول هم بخشي از اين فضاست.

چرا مي‌خواهيم از زيرش در برايشانم؟
در باقي نقاط دنيا، اوضاع روشن‌تر هست.

آدم‌ها دستمزدشان را مي‌گايشانند و صاحب‌نظرها هم مجازند در اين‌باره بحث كنند كه آدم‌ها ارزش چنين پولي را دارند يا نه.

از شكيرا تا مارتين اسكورسيزي، رقم قرارداد هر كسي معلوم هست.

و معلوم بودن چنين اطلاعاتي، پايه بحث‌هاي اقتصادي و اجتماعي فراواني را مي‌ريزد.

غير اين اگر باشد، پاية بحث‌هاي سينمايي رايشان درياي تيره‌اي شكل مي‌گيرد كه هيچ اطلاعي از ابعادش و ماهي‌هاي درنده يا بي‌آزاري كه تايشانش شنا مي‌كنند، نداريم.


تأكيد رايشان اين نكته هم شايد لزومي نداشته باشد كه باب تكذيب و تصحيح و اين‌‌جور چيزها هم باز هست.

اگر مي‌بينيد پرونده مستندتر نيست و فرمود‌و‌گايشان درست و حسابي در اين‌باره انجام نشده، به اين برمي‌گردد كه كسي حاضر نمي‌شود دربارة اين چيزها مستقيما در برابر ضبط يك خبرنگار حرف بزند.

چاپ اين پرونده امكان دارد آدم‌هايي را مشتاق كند تا رسما دربارة اين‌جور چيزها حرف بزنند.

منتظريم.


فرمودم تهية چنين پرونده‌اي مثل يك جور شليك به مغز هست.

شايد خيلي‌ها ناراحت شوند.

ولي به هر حال، اين اتفاق براي يك بار هم كه شده، بايد مي‌افتاد.


2:

راهنما:
براي اين كه در مطالعهاين مطلب گيج نزنيد، اين مطلب شايد كمي كمكتان كند و از بعضي سوء‌تفاهم‌ها هم جلوگيري كند.
1 - در اين پرونده سعي كرديم براي شكل‌گيري يك تصايشانر شفاف‌تر از وضعيت دستمزدها در سينما و تلايشانزيون، به جز بازيگرها، به بيشتر شرایط اصلي سينما مثل كارگردان‌ها و فيلم‌نامه‌نايشانس‌ها هم بپردازيم.

اين بخش از مطالب در باكس‌هاي مستطيل شكل قرمز رنگ آمده هست و به پنج بخش: كارگردان‌ها، فيلم‌نامه‌نايشانس‌ها، فيلم‌بردارها، تدايشاننگرها و آهنگسازها تقسيم شده هست.


2 - بخش ديگري از اين پرونده به اطلاعات حاشيه‌اي ريز و درشت از موارد مختلف مرتبط با موضوع دستمزدها برمي‌گردد مثل حضور در تبليغات و...

اين بخش‌ها در باكس‌هاي دايره‌اي به رنگ زرد در صفحات‌آمده هست.


3 - حتما قبول داريد كه بازيگرها نسبت به بقية شرایط سينما جذابيت بيشتري دارند، براي همين حجم بيشتر اين پرونده به‌اون‌ها اختصاص پيدا كرد.

از بين بازيگرها به ده بازيگر، مفصل‌تر پرداخته‌ايم و به بقيه كوتاه‌تر.

در انتخاب اين ده نفر، شرایط مختلفي نقش داشته‌اند، از جذابيت و اهميت اون ستاره در اين روزها بگيريد تا ميزان اطلاعاتي كه دربارة اون شخص خاص توانستيم پيدا كنيم.


براي چهار تا از اين ده تا بازيگر هم عكس‌هاي بزرگتري كاركرده‌ايم.

اين هم تنها به امكانات و محدوديت‌هاي ما و داشتن عكس‌هاي خوب از اين افراد بر مي‌گشته نه هيچ چيز ديگر! براي همين اين كه مثلا به مهناز افشار مفصل‌تر پرداخته‌ايم يا به رضا كيانيان كمتر، ارتباطي به نگاه ما به اين دو نفر از نظر بازيگري و رتبه و مقام اين دونفر در بين بازيگرها ندارد.

مطمئنا اگر روزي بخواهيم پرونده‌اي براي بهترين بازيگرهاي سينماي ايران دربياوريم، اين پرونده شكل ديگري به خود مي‌گيرد.
4 - اگر جاي چهره‌اي از شرایط سينما را در اين پرونده خالي مي‌بينيد، به چند دليل برمي‌گردد.

مهم‌ترين دليل، پيدا نكردن اطلاعات درست و حسابي از اين چهره‌ها بوده هست، مثلا دربارة دستمزد ليلا حاتمي اطلاعات مستندي پيدا نكرديم و در نتيجه نامي از ليلا حاتمي در اين صفحات نيامده هست.


3:

كارگردان‌ها
شايد در نگاه اول به نظر برسد که ووووه ! اين‌ها چه درآمد عجيب و غريب و نجومي‌اي دارند.

اما خب وقتي يادت بيايد هر کارگردان نهايت سالي يک فيلم مي‌سازد و رقم دستمزدش را تقسيم به 12 ماه سال بکني، مي‌بيني که ته‌اش اونچنان که بايد برايشان چيزي نمي‌ماند.
مسعود کيميايي، فريدون جيراني، رسول ملاقلي‌پور: اين سه نفر با همة تفاوت‌هايشان در عرصة فيلمسازي و در کسوت و در سطح کاري، طبق شنيده‌ها دستمزدي نزديک به يکديگر دارند.

يعني چيزي در حد و حدود 25 ميليون براي هر فيلم.

و البته دستمزد فيلم‌نامه معمولا چيزي سوا از مبلغ هست.

مي‌شود فرمود اين رقم، رقم ثابت اين سه کارگردان هست.

يعني حداقل دستمزد که اگر بيشتر شود، کمتر نمي‌شود.
کمال تبريزي، ابراهيم حاتمي‌کيا، بهروز افخمي: سينماگراني که همه کارشان را سپس انقلاب آغاز کرده‌اند، در مدتي نه‌چندان بلند به جايي رسيده‌اند که جزو گروه سي ميليوني‌ها به حساب مي‌آيند.

مي‌گايشانند کمال تبريزي براي کارگرداني فيلم حساس و پرخطري مثل «مارمولک» دستمزدش تا 35 ميليون تومان هم بالا رفته.

مي‌گايشانند حاتمي‌کيا در «به رنگ ارغوان» 25 ميليون گرفته تا فيلم را کارگرداني کند و هشت ميليون هم پول فيلم‌نامه گرفته.

افخمي‌که دستمزدش طبق شنيده‌ها حداقل 30 ميليون هست، حالا مي‌گايشانند سر ِسر و کله زدن با پروژة طولاني مدت «فرزند صبح » حقوق ماهانه دريافت مي‌کند.

ماهي ده دوازده ميليون ناچيز.
مهدي فخيم‌زاده، ابوالحسن داوودي، ايرج قادري: اين‌جا رقم‌ها کمي ‌تا قسمتي قيقاج مي‌زنند.

داوودي رقم دريافتي‌اش کلا و اصولا انگار حوالي 15 ميليون تومان هست، اما مي‌گايشانند براي کارگرداني فيلم سختي مثل «تقاطع» 20 ميليون دريافت کرده.

ايرج قادري هم معمولا براي هر فيلم رايشان 20 ميليون قرارداد مي‌بندد، اما انگار رقم حک شده رايشان برگة قرارداد فيلم جديدش «محاکمه» نزديک به 25 ميليون تومان بوده.


و بالاخره فخيم‌زاده که مي‌گايشانند براي بازي و فيلم‌نامه و کارگرداني «هم‌نفس» 25 ميليون دريافت کرده، در رسانه‌اي متفاوت (در تلايشانزيون) براي سريال «ولايت عشق» باز هم بابت بازي و فيلم‌نامه و کارگرداني ماهي پانزده ميليون تومان دستمزد مي‌گرفته.
سيروس الوند، سامان مقدم، فرزاد مؤتمن، اصغر فرهادي: در باشگاه 15 ميليون توماني‌ها از هر نسل و با هر سابقة کاري کسي حضور دارد.

از سيروس الوند که نزديک به سي و خورده‌اي سال هست كه کارش فيلم ساختن هست تا سامان مقدم که نزديک به ده سال به اين کار مشغول بوده.

و فرزاد مؤتمن و اصغر فرهادي که تا اين‌جا هر کدام سه چهار فيلم بيشتر نساخته‌اند.
ابراهيم وحيدزاده، مازيار ميري: اين دو کارگردان احتمالا به همراه چند نفر ديگر مردان ده ميليون توماني هستند.

مازيار ميري که اولين فيلمش «قطعه ناتمام» هنوز که هنوز هست اکران نشده براي فيلم دومش «به آهستگي» در همين حدودها پول گرفت.

ابراهيم وحيدزاده که سپس مدت‌ها دوري از سينما «شام عروسي» را ساخت، امروز و با موفقيت تجاري فيلمش دستمزدش نزديک به چهار پنج ميليون بالاتر از فيلم قبلي رفته.
رخشان بني‌اعتماد، تهمينه ميلاني، عليرضا داوودنژاد: حق بدهيد که چيزي دربارة دستمزد اين چند نفر ندانيم.

دليل‌اش هم که لابد برايتان واضح و مبرهن هست.

اين هستادان، خانوادگي کار مي‌نمايند و مسلما در حيطة روابط خانوادگي اصلا درست نيست که خانم‌هاي فيلمساز از شوهرانشان دستمزد بگيرند يا پدر فيلمساز براي کم و زياد کردن مبلغ قراردادش با پسرش چانه بزند.
ديگران: ديگران در اين‌جا به معني فيلم اولي‌ها و کارگردان‌هاي نه چندان با اسم و رسم هست.

کساني چون بهرام کاظمي‌ و کامران قدکچيان، به همراه فيلمسازاني که اولين کارشان را تجربه مي‌نمايند و معمولا چيزي بيشتر از چهار پنج ميليون نصيب‌شان نمي‌شود.


4:

فيلم‌نامه‌نايشانس‌ها
هميشه مي‌گايشانند مشکل اصلي سينماي ايران فيلم‌نامه هست.

خب اين فيلم‌نامه‌ها هم به طور طبيعي توسط کساني نوشته مي‌شود به اسم فيلم‌نامه‌نايشانس.

که ما آدم‌هاي زيادي در اين صنف نداريم.

چون کارگردان‌هاي محترم پيرو دو بحث مالي و همين‌طور مبحث کارگردان مؤلف، ترجيح مي‌دهند فيلم‌نامة فيلم‌هايشان را خودشان قلم‌ بزنند.
فرهاد توحيدي: او احتمالا گران‌ترين فيلم‌نامه‌نايشانس سينماي ايران هست.

طبق شنيده‌ها براي فيلم‌نامه‌هاي «مجردها» و «بي‌وفا» از تهيه‌نمايندة فيلم «يدالله شهيدي» نزديک به 8 ميليون تومان گرفته.

مي‌گايشانند که بابت فيلم‌نامه‌هاي تلايشانزيوني‌اش مثل «دايرة ترديد» براي هر قسمت چيزي مابين 800 هزار تا يک ميليون تومان گرفته.
پيمان قاسم‌خاني: همه‌جا فرموده مي‌شود که پيمان قاسم‌خاني سوپراستار صنف فيلم‌نامه‌نايشانس‌هاست و هر کسي بخواهد پيش‌بيني کند، از او به عنوان گران‌ترين فيلم‌نامه‌نايشانس نام خواهد برد.

اما در حقيقت او براي فيلم‌نامه صد% تضميني «مارمولک» فقط حدود 6 ميليون تومان دريافت کرده.

البته بخش عمدة کار امروز قاسم‌خاني در تلايشانزيون هست.

همان‌جايي که براي سرپرستي گروه نايشانسندگان «شب‌هاي برره» قرارداد 50 ميليون توماني امضا کرد و براي هر قسمت هم که مي‌نوشته، 800 هزار تومان مي‌گرفته.
پيمان معادي: پيمان معادي که کارش با فيلم‌نامه‌هايي نظير«آواز قو» آغاز شد و گرفت، الان جزو رده‌بالاها و البته پرکارهاست.

يکي از آخرين کارهاي معادي که ساخته و نمايش داده شده، فيلم «شام عروسي» هست که براي نوشتن فيلم‌نامه‌اش مي‌گايشانند نزديک به 5ميليون از تهيه‌نماينده گرفته.

در اين رده و با اين قيمت‌، مي‌شود از «کامبوزيا پرتايشان» هم نام برد که البته به اون صورت پرکار نيست و بيشتر فيلم‌نامه‌هايش را خودش مي‌سازد.

اما بابت مشاوره دادن، دستمزد خوبي مي‌گيرد و اين آخري‌ها وقتي براي همکارش «رسول صدرعاملي» فيلم‌نامة «ديشب باباتو ديدم آيدا» را نوشت، 5 ميليون دريافت کرد.
سروش صحت، سيدسعيد رحماني: اين دو نفر کم و بيش دستمزدهايشان در يک حد هست.

اگر صحت براي نوشتن فيلم‌نامة «نوک برج» سه و نيم ميليون تومان گرفته و در اصل يک ميليون بيشتر از رحماني بابت فيلم‌نامة «ازدواج صورتي»، در عوض اون‌طرف در تلايشانزيون طبق شنيده‌ها رحماني براي نوشتن هر قسمت سريال «ساية آفتاب» يك و نيم ميليون قرارداد بسته و صحت براي «شب‌هاي برره» متني 800 هزار تومان.
حالا که صحبت تلايشانزيون و کارهاي نود قسمتي شد بد نيست به متنهاي بعضا بي‌نام و نشان اين مجموعه‌ها هم اشاره‌اي بکنيم.

مثلا مجموعة «کمربندها را ببنديد» در تيتراژ بعضي از قسمت‌هايش اثري از اسم نايشانسنده نبود.

اون متن‌هاي بي‌نام اکثرا توسط «اصغر فرهادي» نوشته مي‌شده که انگار براي هر کدامشان يک ميليون تومان هم مي‌گرفته

5:

فيلم بردارها
اگر بگايشانيم اون‌ها پردرآمدترين آدم‌هاي سينما هستند، حرف بيراهي نزده‌ايم.

فيلم‌بردارها معمولا قراردادهايشان را دو ماهه تنظيم مي‌نمايند و اگر کار فيلمي‌ بيش از اين طول بکشد بايد قراردادشان تمديد شود تا باز سر کار حاضر شوند.

کم‌ِ‌کم‌اش سالي سه چهار پروژه به پستشان مي‌خورد.
محمود کلاري: کلاري براي فيلم‌برداري فيلم «گرگ و ميش» نه تنها رکورد دستمزد ميان فيلم‌بردارها را شکست، بلکه شايد بتوان فرمود بيشترين پولي که تا به حال کسي در سينما گرفته، به او رسيده هست.

32 ميليون تومان براي فيلم‌برداري يک فيلم.

کلاري عموما دستمزدي نزديک به 22 ميليون تومان دارد که البته بايد پول دستيارهايش را از اون کم کرد.

که خب تازگي‌ها از پسرش در اين سمت هستفاده مي‌کند!
عليرضا زرين‌دست: به خاطر اين که فيلم‌برداري «رئيس» از اون‌چه بايد بيشتر طول کشيد، رقم قراردادش تا 24 ميليون هم رسيد.

زرين‌دست که در ساختن وسايل ابداعي براي فيلم‌برداري تبحر دارد، فاکتور جداگانه‌اي بابت ساخت لوازم به تهيه‌نماينده‌ها ارائه مي‌دهد.
ديگران: «حسين جعفريان» که ساکن آمريکاست، گه‌گاه براي فيلم‌برداري کاري به ايران مي‌آيد و دستمزد نزديک به 18 ميليون دريافت مي‌کند.

محمد آلادپوش و بهرام بدخشاني هم مبلغي مابين چهارده تا شانزده ميليون براي هر فيلم مي‌گيرند.

در ميان دار و دسته فيلم‌بردارها کم‌درآمدترين‌هايشان شايد کساني مثل مجتبي رحيمي‌ باشند که نزديک به هفت، هشت ميليون قرارداد مي‌بندد .


6:

آهنگسازان
در اين حيطه احتمالا «مجيد انتظامي» و «ناصر چشم‌آذر» گران‌ترين نفرات هستند که رقم قراردادشان هفت تا هشت ميليون تومان هست.

«فريبرز لاچيني» ابتدا قصد داشته براي فيلم «شام عروسي» مبلغي نزديک به 6 ميليون تومان دريافت کند که در چانه‌زني‌هاي مرسوم قرارداد نهايي با رقم چهار و نيم ميليون تنظيم شده.
«پيمان يزدانيان»، دستمزدش چهار تا چهار و نيم ميليون هست.

«علي صمدپور» هم براي سه فيلم «ستاره‌ها» سه و نيم ميليون تومان دريافت کرده.

«سعيد انصاري» و «امير توسلي» هم دستمزدهايشان بين يك و نيم تا سه و نيم ميليون در نوسان هست.

البته حتما حواستان هست که حرفة آهنگسازي در سينما زياد پردرآمد نيست.

چون بخش زيادي از پول‌هايي که به آهنگساز پرداخت مي‌شود بايد برود بابت اجارة هستوديو و دستمزد نوازندگان و باقي مراحل ساخت موسيقي

7:

تدايشانن‌گرها
در اين ميان و در اين حرفه هم نبايد زياد دنبال آدم‌هاي پردرآمد گشت.

البته اين ميان اون‌ها که خودشان هستوديو دارند و مجبور نيستند هستوديو اجاره نمايند وضعيت بهتري دارند.

با اين همه رقم دريافتي توسط تدايشاننگران از 8 ميليون و تدايشاننگراني چون «حسن‌حسندوست،
«محمدرضا‌مايشانيني» آغاز مي‌شود و مي‌رسد به قراردادهاي 7 ميليوني «هايده صفي‌ياري»، «نازنين مفخم» و «ژيلا ايپکچي» و دست آخر هم دستمزدهاي چهار ميليوني هست و تدايشاننگراني چون «آرش معيريان»، «مستانه مهاجر» و «کاوه ايماني».
البته در اين حيطه هم موارد خاص به چشم مي‌خورد.

مثلا «مصطفي خرقه‌پوش» که دستمزدش در حالت عادي نزديک به 8 ميليون هست، مي‌گايشانند براي تدايشانن فيلم «دوئل» قرارداد ماهانه بسته بود و ماهي 4 ميليون تومان گرفته بود.


8:

جایی بین زمین و آسمان
او تصمیم گرفت راهی را که هدیه تهرانی سپس طی مسیر ستارگی انجام داد، از ابتدا انجام بدهد.

گرچه هرگز نمی‌تواند کاریزمای هدیه تهرانی برای ستاره شدن را داشته باشد.

اما بازی کردن در فیلم‌های روشن ِکم مخاطب یا همان مخاطب خاص خودمان، روش او در انتخاب‌هایش بوده و هست.


جالب این که او کار حرفه‌ای بازیگری را با حضور در یک سریال پاپ تلویزیونی به نام «غریبه» شروع کرد.

و اولین فیلم سینمایی‌اش هم فیلم پرفروش «شام آخر» بود.

اما قبل از این که اتفاقی برایش بیفتد، قبل از این که مطرح و معروف و مشهور بشود، مسیرش را یکباره کج کرد و به سمت و سوی دیگری رفت.

رفت در فیلم«شب‌های روشن» بازی کرد که در اکرانش روی خاص بودنش مانور داده می‌شد.


نقش‌های کوتاه و فرعی‌اش در «گاهی به آسمان نگاه کن» و «جایی برای زندگی» هم زیاد جلب توجه نکرد تا دوباره مجاب شود برای در چشم بودن به تلویزیون برگردد.

چون فیلم‌هایی که طی چند سال در سینما بازی کرده بود، بيشترشان مجال نمایش عمومی پیدا نکرده‌اند.


فیلم‌هایی مثل «یک شب»، «وقت می‌ایستد» و«عصر جمعه» که عموما متعلق به همان جریان مثلا روشنفکرانه و احتمالا با مخاطبان خاص هستند.

سریال«وفا» برای هانیه توسلی موقعيت دوباره‌ای بود که باز مثل سال‌های اولیه بازیگری‌اش مطرح بشود.


آخرین فیلمی که تا امروز هانیه توسلی بازی در اون را به پایان برده، فیلم «عاشق» به کارگردانی افشین شرکت هست که مي‌گايشانند برای بازی در اون بیشترین دستمزد دوران بازیگری‌اش را گرفته .
چیزی حول و حوش 10 میلیون تومان.«عاشق» با توجه به کارنامة کارگردانش احتمالا جزو فیلم‌های رده«شغالی» سینمای ایران خواهد بود.

فیلمی که طبق شنيده‌ها توسلی قبل از اکران عمومی و خصوصی‌اش از بازی در اون ابراز پشیمانی کرده و بابتش کلی دپرس شده.


9:

گران‌ترين بازيگر مرد
اولش اين‌طوري نبود كه محمدرضا گلزار، گران‌ترين بازيگر مرد سينماي ايران باشد.

كسي بود مثل بقيه.

كسي كه براي تفريح به شمال سفر كرده بود و از قضا كارگردان قديمي سينماي ايران، يعني ايرج قادري هم، همان جا بود.

گلزار در نظر قادري، خوب جلوه كرد و چشمش را گرفت.

پس به گلزار پيشنهاد بازي در فيلم داد.


فيلمي به نام سام و بلقيس كه بعدها تبديل شد به سام و نرگس.

اما قبل از اين پيشنهاد، محمدرضا گلزار گيتاريست گروه پرطرفدار و تازه تأسيس آريان بود كه اولين كاستشان «گل آفتابگردون» تركاند.
سپس بازي در سام و نرگس، دو اتفاق مهم براي محمدرضا گلزار افتاد.

اول اين‌كه به پيشنهاد هديه تهراني، شد ماني معترف فيلم شام آخر.

جواني كه عاشق مادر دوستش مي‌شود.

اين فيلم مي‌توانست جايگاه بازيگري او را تغيير دهد كه نداد.

دوم هم اين كه تهراني، او را به دفتر پايشانا‌فيلم برد و فرمود كه بازيگر مقابلش در فيلم شب‌هاي تهران، بايد گلزار باشد.

تهيه‌كنندة فيلم (حاج حسين فرح‌بخش) قاتي كرد و فرمود كه سابقه نداشته بازيگر براي او تعيين تكليف كند.

پس بازي تهراني و گلزار در فيلم، منتفي شد.


وقت گذشت و فيلم‌هاي بي‌بو و خاصيت گلزار يعني «بالاي شهر، پايين شهر»، «وقته» و «چشمان سياه» اكران شدند.

او در بين امت محبوب بود، اما نقش تعيين كننده‌اي در مناسبات فروش سينماي ايران نداشت.

تا اين كه حسين فرح‌بخش با وجود مشكلاتي كه براي گلزار وجود داشت (مشكل ممنوع‌التصايشانري) آمد سر وقت او.

براي بازي در فيلمي كه پرفروش‌ترين فيلم سال1383 شد؛ يعني كما.
اين‌گونه بود كه سال83 تبديل شد به بهترين سال دوران حرفه‌اي گلزار.

او در پرفروش‌ترين فيلم سال و يكي از بهترين فيلم‌هاي سال (بوتيك) بازي داشت و بيشتر از گذشته محبوب قلب‌ها شد.

بوتيك هم با وجود قصة تلخش به خاطر حضور گلزار فيلم پرفروشي شد و خيلي‌ها به ديدنش رفتند.


در همان سالي كه گلزار، بوتيك و كما را بازي كرد، دو اتفاق مهم ديگر هم افتاد.

يكي اين كه به خاطر قراردادش با ايكات، حاضر نشد موهايش را بتراشد و بشود يكي از سربازهاي جمعة مسعود كيميايي.

و ديگري اين كه فيلم سيزده گربه رايشان شيرواني تبديل شد به آخرين همكاري او با محمدرضا شريفي‌نيا.

چون كه زير بار نرفت %ي از دستمزدش را به شريفي‌نيا بدهد.
اگر ناكامي و شكست گل يخ (كيومرث پوراحمد) را فراموش كنيم، گلزار حضور موفقش را ادامه داده هست.

در پرفروش‌ترين فيلم تاريخ سينماي ايران (از نظر ريالي) يعني آتش بس بازي كرد و به خاطر تهمينه ميلاني فقط 8 ميليون تومان گرفت.
سپس اون هم با بازي در فيلم تله، يكي از بالاترين دستمزدهاي بازيگري در سينماي ما را گرفت.

مي‌گايشانند سهم گلزار از بازي در تله (فيلمي كه اين روزها رايشان پرده هست) 20 ميليون تومان بود كه رقم بسيار بالايي هست.

اين‌طور كه شنيده مي‌شود، فيلم بعدي گلزار، دومين فيلم علي مصفا به تهيه‌كنندگي صحرا فيلم خواهد بود.


10:

عزت‌الله انتظامي:
از بازيگران نسل قديم، او چيزهايي را به دست آورده که با هيچ رقم و عددي قابل خريداري نيست.

همين که به عنوان شمايل بازيگري سينماي ايران پذيرفته شده، همين که حالا تنديس‌اش در گوشه‌اي از موزه سينماست، همين که امت هستاندارد بودن فيلم را با حضور او تشخيص مي‌دهند، کافي هست که او را بي‌نياز از قراردادها و رقم‌ها بدانيم.


اما براي دانستن بد نيست که بگايشانيم بابت يکي از واپسين فيلم‌هايش ـ «ستاره مي‌شود» ـ براي 28 جلسه بازي، 5 ميليون تومان دريافت کرده، در آستانة هشتمين دهة زندگي‌اش.


11:

خسرو شکيبايي:
وقتي سوپراستار اول سينماي ايران بود و حالا نيست.


اين همه مدت درباره‌اش فرموده شده که هنوز و همچنان مشغول تکرار نقش «هامون» هست.
يعني همان فيلمي‌که او را به موفقيت رساند.

شکيبايي حالا و امروز در موقعيتي هست که مي‌گايشانند هر جا پيشنهاد تقريبا خوب مالي بشود، حضور پيدا مي‌کند و جلايشان دوربين مي‌رود.
مثلا براي بازي در فيلم «ازدواج صورتي» 12 ميليون تومان قرارداد بسته و بحث سريال‌هايي هم که بازي مي‌کند سواست

12:

رضا کيانيان:
به نظر مي‌رسد براي رضاکيانيان هيچ‌چيز مهم‌تر از خود بازيگري نيست.

اون‌قدر که بنشيند دربارة بازيگري بحث کند، تئوري ببافد، مقاله و کتاب بنايشانسد و بازي در نقش‌هاي غيرمتعارف را تست کند.


چيزي که خودش از اون به عنوان کرم بازيگري ياد مي‌کند.

کارهايي مثل نقش‌هاي کوتاهش در «اسب» و «کارگران مشغول کارند».


کيانيان قراردادهاي مالي‌اش را برپايه فيلم‌ها و نقش‌ها تنظيم مي‌کند.

مثلا اگر بخواهد در نقشي خاص و در فيلم کارگرداني چون «بهمن فرمان‌آرا» بازي کند، زياد دنبال ارقام بالا نيست.

اما طبق شنيده‌ها براي نقشي ديگر در فيلم «باغ فردوس ساعت 5 بعدازظهر» ده ميليون تومان دريافت كرده هست و بابت بازي در سريال «يک مشت پر عقاب» ماهي چهار و نيم ميليون تومان.


13:

آماده پرواز
بعضي فيلم‌ها هستند كه در وقت نمايش‌شان كلي فحش مي‌خورند و مورد لعنت و نفرين برنامه مي‌گيرند.

اما در طول وقت مشخص مي‌شود كه چيزهايي هم داشته‌اند.

اين، حكايت شور عشق (نادر مقدس) هست.

فيلمي كه در وقت خودش مورد عنايت و تفقد منتقدان برنامه گرفت و به‌اش زرشك زرين دادند.


اما همين شور عشق اگر چيزي نداشته باشد (كه از بيشتر فيلم‌هاي بدِ الان بهتر هست) لااقل دو بازيگر به سينماي ايران معرفي كرد، كه هر دايشانشان حالا ستارة اين سينما هستند؛ بهرام رادان و مهناز افشار.

فيلم‌هاي بعدي افشار، چيزي در مايه‌هاي شور عشق بودند، البته كمي بدتر؛ دوستان (علي شاه‌حاتمي)، نگين (اصغر هاشمي) و خاكستري (مهرداد ميرفلاح).
اين مال دوراني بود كه او نان شباهت‌اش به خوانندة مشهور را مي‌خورد.

دوره‌اي كه چهره‌اش هنوز بچه‌گانه بود و پخته نشده بود و خبري از هستعداد بازيگري نبود.

موقعي كه او سالاد فصل (فريدون جيراني) را بازي كرد؛ در نقش يك زن عصبي و روان‌پريش، كه دارد نقش بازي مي‌كند.

فيلم به همه معلوم كرد كه افشار شعور و هستعدادش را دارد، اگر كه موقعيتش پيش بيايد.


حضور افشار اون‌قدر در فيلم خوب بود كه كارهاي قبلي‌اش را فراموش كنيم.

فيلم‌هايي مثل كما (آرش معيريان)، سيزده گربه رايشان شيرواني (علي اكبر عبدالعلي‌زاده).

فيلم بعدي او آكواريوم (ايرج قادري) بود.

فيلمي كه فروش بسيار زيادي كرد، اما در اون خبري از ارزش‌هاي هنري نبود.

نقش افشار هم نكتة خاصي نداشت.
اما چيزي در بازي او پيدا شده بود كه شد مهم‌ترين ايشانژگي‌اش.

فيلم بعدي، آتش‌بس (تهمينه ميلاني) بود.

فيلمي كه همين امسال اكران شد و همگي از فروش عجيب‌وغريب‌اش خبر داريم.

به اعتقاد خيلي‌ها تركيب چهرة دو بازيگر اصلي فيلم، باعث اين فروش شده بود.

افشار هم كه متوجه اهميت فيلم شده بود، بي‌خيال دستمزد هميشگي‌اش شد و انگار براي بازي در فيلم فقط 5 ميليون تومان گرفت.

اما در عوض، فيلم، او را به يكي از اصلي‌ترين ستاره‌هاي اين سينما بدل كرد.
فيلم بعدي افشار، چه كسي امير را كشت؟ (مهدي كرم‌پور) بود كه مثل اكثر بازيگران فيلم، دستمزد 3 ميليوني گرفت و نقش كوتاهش را به خوبي بازي كرد.

اين روزها فيلم تله (سيروس الوند) با بازي افشار اكران شده كه بايد ديد تماشاگر چگونه با اون برخورد مي‌كند.


فيلمي كه مي‌گايشانند مهناز افشار براي حضور در اون دستمزد هميشگي‌اش (8 ميليون تومان) را گرفته و در اون بازي كرده هست.

اما قطعا مهم‌ترين فيلم كارنامة او، رئيس (مسعود كيميايي) خواهد بود.

فيلمي كه اولين نمايش‌اش در جشنواره فجر هست و فرموده مي‌شود كه افشار، بازي خيلي خوبي در فيلم كرده هست.


14:

گزارشی خواندنی از دستمزد بازیگران ایران - قسمت دوم

دستمزد اسرار آميز ستاره‌های سینمای ایران، چقدر هست؟
دستمزد ستارگان سینمای ایران چقدر هست ؟؟

15:

دختر بازيگر
گلشيفته فراهاني وقتي وارد سينما شد، تنها چهارده سال داشت.

با بازي در نقش يكي از بهترين شخصيت‌هاي تاريخ سينماي ايران، يعني «ميم» در فيلم درخت گلابي.

او در هنرستان موسيقي تحصيل مي‌كرد كه از طرف محمدرضا شريفي‌نيا به داريوش مهرجايشاني معرفي شد تا اين نقش مهم و كليدي را بازي كند.


بازي فراهاني مورد توجه همگان واقع شد و سيمرغ بلورين بهترين بازيگر بخش بين‌الملل شانزدهمين جشنواره فجر را براي او به ارمغان آورد.

از او تا مدت‌ها خبري نبود، تا اين كه در فيلم وقته (حميدرضا صلاحمند) بازي كرد.

يك شكست همه جانبه، چه از نظر هنري و چه از نظر فروش.

فيلم در بخش مهمان بيست و يكمين جشنواره فيلم فجر به نمايش درآمد و مورد خنده و هستهزاي عام و خاص برنامه گرفت.
اما جهش و نقطة اوج فراهاني، درست يك سال بعد بود؛ در بيست و دومين جشنواره فيلم فجر.

با بازي در فيلم‌هاي بوتيك و اشك سرما.

بازي فراهاني در اشك‌سرما نامزدي جشنواره فجر، تنديس خانة سينما و حافظ دنياي تصايشانر را برايش به ارمغان آورد، يعني بردن دو جايزه از سه جايزة مهم سال.


در نتيجه، محرز شد كه نقشش در «وقته» ربطي به هوش و هستعدادش ندارد.

سال بعد، او يكي از نقش‌هاي مكمل فيلم خيلي خوب علي رفيعي، يعني «ماهي‌ها عاشق مي‌شوند» را بازي كرد، نقش دختر رؤيا نونهالي را.

سير صعودي رشد فراهاني ادامه داشت و او در فيلمِ يكي از پرطرفدارترين كارگردانان ايراني، نقش دختر شخصيت اصلي را بر عهده گرفت.


سپس به نام پدر (ابراهيم حاتمي‌كيا) او در فيلم گيس بريده (جمشيد حيدري) بازي كرد كه اين روزها بر پردة سينماها هست.

فيلم بسيار بدي كه انتخابش اشتباه بوده و آدم را ياد اشتباه قبلي فراهاني يعني وقته مي‌اندازد.

از گيس بريده كه بگذريم، او در سه تا از مهم‌ترين فيلم‌هاي امسال سينماي ايران بازي كرده هست.


ميم مثل مادر (رسول ملاقلي‌پور) توانايي‌هاي فراهاني را در سطحي ديگر به تماشاگر نشان مي‌دهد و مشخص مي‌كند كه او مي‌تواند نقش‌هاي بسيار دور از خودش را هم بازي كند.


بيخود نبوده كه او براي بازي در اين فيلم، از دستمزد هميشگي‌اش يعني 12 ميليون تومان صرف‌نظر كرده و تنها 10 ميليون تومان گرفته هست.

دو فيلم ديگر، نيوه مانگ (بهمن قبادي) و سنتوري (داريوش مهرجايشاني) هستند كه احتمالا اولين نما‌يششان در بيست و پنجمين جشنواره فجر خواهد بود.


16:

پركار و پردرآمد
امين حيايي سنش خيلي كمتر از حالا بود كه در فيلم‌هاي دو همسفر (اصغر هاشمي) و دو رايشان يك سكه (محمد متوسلاني) بازي كرد.

در نقش‌هايي فرعي و كم‌اهميت.

يك‌جور وردست قهرمان اصلي.

اين روند ادامه داشت تا سريال روزگار جواني، كه او را به همه شناساند و محبوبيتي برايش به ارمغان آورد.
حيايي سپس روزگار جواني، نقش مكمل فيلم دست‌هاي آلوده را بازي كرد.

نقشي كه خيلي كم‌رنگ نبود و به او اجازة عرض‌اندام مي‌داد.

حضور راحت، صميمي و بي‌تكلف حيايي جلايشان دوربين باعث شد كه خيلي‌ها دوستش داشته باشند و سيل پيشنهادات به سايشان او روانه شد.

نقش اصلي دو فيلم داريوش فرهنگ (تكيه بر باد و رز زرد) را بازي كرد كه فروش موفقي داشتند و سبب تحكيم جايگاه او شدند.


بعدا او در دو تا از پرفروش‌ترين فيلم‌هاي سال82 بازي كرد.

نقش مكمل عروس خوشقدم كه (كاظم راست فرمودار) كانديداتوري جشن خانة سينما را برايش به ارمغان آورد و نقش اصلي دختر ايروني (محمدحسين لطيفي) كه بازي روانش باعث شد جايزة حافظ جشن دنياي تصايشانر را از اون خود كند.
تركيب حيايي و تهراني سپس پنج سال و حضور ناتمام حيايي در قرمز رايشان پرده آمد و خيلي‌ها اون را دوست داشتند.

اتفاقي كه مي‌توانست چند سال قبل با فيلم قرمز بيفتد، با دختر ايروني افتاد.

(ابتدا برنامه بود امين حيايي نقش ناصر ملك را در قرمز بازي كند كه به دليل بيماري، حضورش در فيلم منتفي شد.) سپس دختر ايروني، امين حيايي به عنوان يكي از ستارگان مرد سينماي ايران شناخته شد و در فيلم‌هاي مهم و پرفروشي بازي كرد، كه مهم‌ترينش نقش دكتر فيلم مهمان‌مامان (داريوش مهرجايشاني) بود.


شيريني و راحتي حيايي در اين فيلم، چند برابر شده بود و باعث شد كه تماشاگر، اون را خيلي دوست داشته باشد.

همان سال، حيايي در پرفروش‌ترين فيلم سال، يعني كما هم بازي كرد.

در كنار محمدرضا گلزار كه در زندگي واقعي، دوستان صميمي همديگر هستند.


در همين وقت، پيشنهادات زيادي به امين حيايي مي‌شد.

او هم هيچ‌كدام از اون‌ها را رد نمي‌كرد و باعث شد كه در فيلم‌هاي نازل و بي‌ارزشي مانند عروس فراري (بهرام كاظمي)، آكواريوم (ايرج قادري) و ******** (آرش معيريان) بازي كند كه اتفاقا هر سه جزو پرفروش‌ترين‌هاي سال بودند.


امسال هم امين حيايي بازي در فيلم‌هاي اخراجي‌ها (مسعود ده‌نمكي)، تله (سيروس الوند) و مهمان (سعيد اسدي) را به پايان برده كه در فيلم اول طبق شنيده‌ها براي سه ماه كار 20 ميليون تومان، در فيلم دوم به خاطر نقشي كوتاه 8 ميليون تومان و در فيلم سوم براي 35جلسه، 14 ميليون تومان گرفته هست.


حيايي از گران‌ترين بازيگران سينماي ايران هست كه به خاطر پركاري‌اش، عملا تبديل به پردرآمدترين بازيگر سينماي ايران شده هست.


17:

فاطمه معتمدآريا:
شايد اگر فيلم‌هايي را که در اين چند وقت اخير بازي کرده مرور کنيم به اين نتيجه برسيم که بازيگري برايش شغل پردرآمدي نيست.


چون بازي در فيلم‌هايي مثل «کارگران مشغول کارند» و «زيردرخت هلو» را به خاطر دوستي و رفاقت مي‌پذيرد و احتمالا حرف مسائل مالي به اون صورت به ميان نمي‌آيد و از سايشان ديگر براي بازي در نقش متفاوت و خاصي چون «گيلانه» هم سعي مي‌کند قرارداد مالي پايين‌تري امضا کند تا به پروژه کمکي شده باشد.
مي‌گايشانند فاطمه معتمدآريا براي يکي از آخرين فيلم‌هايي که بازي کرده يعني «تقاطع» قراردادي بسته با رقم 5 ميليون تومان.
اکبر عبدي: درست هست که اکبر عبدي ديگر اون بازيگر محبوب و پولساز اواخر دهة شصت و اوايل دهة هفتاد نيست، اما خب هنوز از اعتبار و هنري که دارد براي بستن قراردادهاي خوب مالي هستفاده مي‌کند.

مي‌گايشانند دو سه سال پيش براي حضور در مجموعه «زير آسمان شهر(3)» 50 ميليون تومان گرفت و بعد بابت بازي در اين کار از امت عذرخواهي کرد و حالا هم براي حضور سه‌ماهه سر پروژة «اخراجي‌ها» 14 ميليون گرفته و رقم قرارداد دو ماه و نيمه‌اش در فيلم «قاعده بازي» هم 12 ميليون بوده.

پروژه‌اي که 5 ماه طول کشيد و قرارداد تمام شرایط اون تمديد شد.


18:

جمشيد ‌هاشم‌پور: شکل و چهرة فعلي‌اش با اون موقع که انتخاب اول تماشاگران شهرستاني بود از زمين تا آسمان توفير کرده.

ديگر از اون کلة براق ِتيغ انداخته خبري نيست.

ديگر اسلحه‌هاي عجيب و غريب و گنده دست نمي‌گيرد و با يک شليک دمار از روزگار يک ايل آدم در نمي‌آورد.


جالب هست که در فيلم هنوز اکران نشدة «قاعده بازي» با برگشت صد و هشتاد درجه‌اي از اون شمايل، نقش يک دوجنسي را بازي مي‌کند با ظاهري کاملا نامتعارف.

نقشي که‌ مي‌گايشانند هاشم‌پور بابت بازي‌اش ده دوازده ميليون تومان گرفته.

او الان ديگر قهرمان فيلم‌هاي فارسي نيست، اما حتي با عوض کردن سطح کاري‌اش، هنوز هم قراردادهاي کلان مي‌بندد

19:

ابوالفضل پورعرب:
براي توضيح و تشريح واژه‌هايي مثل سقوط و نزول در مورد او، کافي هست رقم قرارداد دو تا از سريال‌هايش را با هم مقايسه کنيم.


وقتي در «مسافر» بازي کرد و تازه اون وقت هم ديگر جوان اول نبود، قرارداد 25 ميليون توماني بست و همين چند ماه پيش، چند سال سپس «مسافر» براي بازي در سريال «زيرزمين» ماهانه چهار ميليون تومان مي‌گرفت.
الان ديگر در سينما از او خبري نيست.

اگر هم گه‌گاهي سروکله اش پيدا شود اکثرا در فيلم‌هاي کم‌ارزش هست که برايش نه نفع هنري دارد و نه منفعت مالي.


20:

حرفه؛ شریفی‌نیا
دربارة چیزی می‌خواهیم بنویسیم و حرف بزنیم که پیش از این، در مصاحبه‌ها و گپ‌های مختلف به شدت تکذیب شده و خب چه کاری سخت‌تر از اثبات چیزی هست که کذب بودنش گویا پذیرفته شده؟ پس یک کار دیگر می‌کنیم.


شنیده‌های خود را برایتان نقل می‌کنیم و با اتکا بر این شنیده‌ها که خودمان معتقد به موثق بودنشان هستیم، باقی حرف‌هایمان را می‌زنیم و بحث را جلو می‌بریم ته‌اش هم به اين خواهيم رسيد كه كاري كه شريفي‌نيا انجام مي‌دهد هم به نفع بازيگران هست و هم به نفع سينماي ما.


در یکی از فرمود‌و‌گوهای همین مجله، حسام نواب‌صفوی در جواب این که آیا جزو باند شریفی‌نیا هست یا خیر؟ جواب داده بود مگر شریفی‌نیا فرودگاه هست که باند داشته باشد؟ البته مضمون و شکل جمله متعلق به خود نواب صفوی نیست.


این جمله‌ای هست که شریفی‌نیا چند باری در گپ و فرمود‌های رسمی و خصوصی عنوان کرده.

شاید باز بحث بر سر واژه‌هاست و مته گذاشتن به خشخاش.

مثل این که می‌گویند فلان مربی فوتبال اخراج نشده.

با او قطع همکاری کرده‌ایم.

اگر اشکال و مورد روی واژة «باند» هست، ما اون را تغییر می‌دهیم.


می‌گوییم محمدرضا شریفی‌نیا کسی هست که تا دلتان بخواهد، در تمام رده‌های سنی بازیگر در چنته دارد و هر پروژه کافی هست که کار و بار بازیگرهایش را بسپارد به او تا اموراتش به بهترین نحو پیش برود.
اما این قضیه انتخاب و معرفی بازیگر به فیلم‌ها و سریال‌ها یک‌جورهایی شغل شریفی‌نیا محسوب می‌شود.

چون مي‌گايشانند بابت هر قراردادی که بازیگرهای تیمش می‌بندند، بین ده تا بیست %ش به او می‌رسد.

برای همین هم بخشی از چانه‌زدن‌های مرسوم سر رقم و عدد و قرارداد پای خود شریفی‌نیاست.


حالا که تا این‌جا دستتان آمد دربارة چه چیزی می‌خواهیم حرف بزنیم، بگذارید پای تاریخچه را وسط بکشیم.

این که قصه اصلا از کجا شروع شد؟ يكي از اولین جاهايي که شریفی‌نیا بازیگر برگزید و معرفی کرد و تیم بازیگرها را بست، فیلم «آدم برفی» بود.

و این‌جا درست همان جایی هست که سر همین مسائل، شریفی‌نیا با اکبر عبدی و پرویز پرستویی به مشکل برخورد و از اون‌جا به بعد در پروژه‌هایی که زیر دستش بود سراغ اون‌ها نرفت و اگر همین اواخر سر فیلم «اخراجی‌ها» این موضوع نقض شد، باز اکبر عبدی زیر بار نرفت.


به جز «آدم برفی»، داوود میرباقری سر پروژه عظیم سریال «امام علی(ع)» هم مسائل مربوط به انتخاب بازیگران را به شریفی‌نیا سپرد.

پروژه‌ای که تمام بازیگران ریز و درشتش را شریفی‌نیا انتخاب کرده بود و تقریبا هموقت با «آدم برفی» فیلم‌برداریش آغاز شده بود.


کار کردن در این پروژه باعث نشد که شریفی‌نیا خیلی زود جای خود را باز کند.

یعنی در اصل چند سالی گذشت و فیلم‌های دیگر توانستند موقعیت او را در این سمت تثبیت نمايند.


«دختری به نام تندر» و مهم‌تر از اون «عروس خوش‌قدم» فیلم‌هایی بودند که دیگر برای پی بردن به حضور شریفی‌نیا در مقام انتخاب‌نمايندة بازیگر نیازی به آمدن اسمش در تیتراژ نبود.

فیلم‌هایی که عموما خود شریفی‌نیا هم یکی از نقش‌هایش را برای خودش کنار می‌گذاشت.

از «ولید» سریال «امام علی» بگیرید تا «ابی کپل» در «آدم برفی» و دیگر نقش‌ها.


چیز دیگري که شاید برایتان جذاب باشد، نام بازیگرانی هست که با شریفی‌نیا همکاری می‌نمايند.

کسانی چون مهناز افشار، امین حیایی، حسام نواب‌صفوی، گوهر خیراندیش، فرهاد آئیش، مریلا زارعی، شقایق فراهانی، مسعود رایگان، پوریا پورسرخ و...

معمولا جزو افراد منتخب شریفی‌نیا برای بازی در فیلم‌ها و سریال‌ها هستند و بد نیست که بدانید یکی از بازیگرانی که با روش و مشی شریفی‌نیا کنار نمی‌آید، محمدرضا فروتن هست که بازی در فیلم «مهمان مامان» را برای همین رد کرد.
محمدرضا گلزار هم سپس همکاری در چند فیلم با شریفی‌نیا، تصمیم گرفت که «سیزده گربه روی شیروانی» آخرین همکاری‌اش با او باشد و دیگر هر کدام راه خود را بروند.
البته فعالیت شریفی‌نیا برای حمايت از بازیگران طرف حسابش به انتخاب کردنشان محدود نمی‌شود.

وقتی این بازیگران فیلمی روی اکران دارند، شریفی‌نیا از روابطش با چند تا از نشریات هستفاده می‌کند و سفارش چند مصاحبه و عکس روی جلد از اون بازیگران را می‌دهد تا بازیگران حسابی به چشم بیایند.
حالا با این همه که نقل کردیم و فرمودیم یک چیز معلوم و مسلم هست.

ارتباط شریفی‌نیا با تیم بازیگرانش، رابطه‌ای هست که در اون منفعت طرفین لحاظ شده.

شریفی‌نیا بابت کاری که می‌کند، دستمزدش را می‌گیرد و بازیگران هم برای پولی که می‌پردازند، شانس برنامه گرفتن در موقعیت خوب و درست را به دست می‌آورند.

یک‌جورهایی می‌شود فرمود شریفی‌نیا مدیر برنامة غیررسمی اکثر بازیگران مطرح سینماست.
انتخاب‌های او اکثر مواقع جواب می‌دهند و فیلم‌هایی که بازیگرانش توسط او انتخاب می‌شوند، از این لحاظ به مشکل برنمی‌خورد.

مسألة پايه ی دیگر در این زمینه فعال‌بودن شریفی‌نیاست.

می‌شود تصور کرد با نبودن او در این سمت، خیلی از پروژه‌های سینمایی و تلویزیونی می‌خوابند و کارشان پیش نمی‌رود.


همین چند وقت اخیر پروژة سنگین «کلاه پهلوی» را راه انداخت و در کنارش برای چند فیلم بازیگر انتخاب کرد.

با همة اوصاف بالاخره باید پذیرفت که بدون شریفی‌نیا سینمای ایران یک جایش می‌لنگد.

و غلو نکرده‌ایم اگر بگوییم ممکن هست بدون او حتی زمین‌گیر هم بشود.

مهم این هست که چرخ‌های این سینما بچرخد.


21:

حميد گودرزي:
حتما اگر بشنايشاند او بيشترين پول را در ميان بازيگران بابت حضور در يك فيلم گرفته، تعجب خواهيد کرد.

بالاخره اين همه سوپراستار داريم محبوب‌تر و مشهورتر از حميد گودرزي.
اما اين قضيه حقيقت دارد.

حميد گودرزي براي بازي در فيلم «گناه من» نزديک به 24 ميليون تومان گرفته که بيشترين رقم دريافتي در ميان بازيگران هست.
البته پاي قرارداد از اول اين رقم نبوده.

اون‌قدر پروژه متوقف شده و به تأخير افتاده و طول کشيده که تهيه‌نماينده هر بار مجبور به تمديد قراردادها شده.

و در همين ماراتن عجيب و غريب، رقم قرارداد حميد گودرزي آرام‌آرام رسيده به 24 ميليون تومان.
فريبرز عرب‌نيا: بي‌شک قدرنديده‌ترين بازيگر سينماي ايران فريبرز عرب‌نياست.

بازيگري که خودش هم قدر خودش را ندانست.

با بازي در نقش‌هاي خيلي کوتاه در فيلم «مسافران» و سريال«مزد ترس» کارش را شروع کرد و بازي در فيلم‌هاي مسعود کيميايي يعني «ضيافت» و «سلطان» برايش بهترين موقعيت بود که اون بالا بايستد و از جايش تکان نخورد.


اما وقتي به فاصلة دو سال از نقش درجه يک «سلطان»، در فيلم «بادام‌هاي تلخ» بازي کرد، نشان داد علاقة زيادي به بالانشيني ندارد.


عرب‌نيا هر وقت موقعيتي به دست آورده، خودش را نشان داده.

نشان به نشانِ فيلم‌هايي مثل«برگ برنده» و «شيفته».

حالا او چند وقتي هست انرژي‌اش را گذاشته رايشان بازي در سريال پرخرج و عظيم «مختارنامه».

سريالي كه مي‌گايشانند براي بازي در اون ماهي 8 ميليون تومان دريافت مي‌کند.
پارسا پيروزفر: بازيگراني که چهرة زيبا دارند و از طرف ديگر مي‌خواهند بازيگر باشند، اول هر کار سعي مي‌نمايند يک بلايي سر اون چهرة خوب بياورند تا دليل حضورشان رايشان پردة سينما چيزي به غير از چهره و رنگ مو و چشمشان باشد.


پارسا پيروزفر با اين که خيلي مستعد اين هست که سوپراستار يک سينماي ايران باشد، اما انتخاب‌هايش کم و بيش در جهت عکس رسيدن به چنين جايگاهي هست.


بازي کردن نقش «يوسف» در «مهمان مامان» با اون قيافة درب و داغان خيلي با رسم و رسومات ستاره بودن جور درنمي‌آيد.

حالا هم پيروزفر به جاي حضور در سينما، در سريال «چشم باد» دارد بازي مي‌‌كند که ساخت‌اش تا اين‌جا چند سالي طول کشيده.
البته اين طول کشيدن با اين که وقتش را مي‌گيرد زياد برايش بد نيست.

بالاخره قرارداد به صورت ماهانه بسته شده و رقمي در حدود 10 ميليون براي هر ماه پول کمي‌ نيست!

22:

ستاره متفاوت
محمدرضا فروتن چند وقت پيش در برنامه‌اي تلايشانزيوني فراخوان كرد كه اولين دستمزدش براي فيلم هدف (بهرام كاظمي) 50 هزار تومان بوده هست.

رقمي بسيار پايين كه در مقايسه با دستمزد فعلي او حقير و خنده‌دار جلوه مي‌كند.


محمدرضا فروتن شروع بسيار خوبي داشت.

يعني دقيقا سپس هدف، آخرين بندر (حسن هدايت) و فاتح (بهرام ري‌پور) كه كسي فروتن را در اون فيلم‌ها يادش نيست، او در يكي از قسمت‌هاي سريال سرنخ (كيومرث پوراحمد) به نام تماشاخانه، نقش جواني عصبي و روان‌پريش را به خوبي بازي كرد و مورد توجه مسعود كيميايي برنامه گرفت و كيميايي نقش اصلي بيست و يكمين فيلمش يعني مرسدس را به او سپرد.


اما مهم‌ترين سال بازيگري محمدرضا فروتن، سال1377 و جشنوارة هفدهم بود.

جشنواره‌اي كه با دو فيلم دو زن (تهمينه ميلاني) و قرمز (فريدون جيراني) در اون حضور داشت و اين دو فيلم، او را به ستارة اصلي مرد سينماي ايران در اواخر دهه هفتاد تبديل كردند.


تركيب جادايشاني او و هديه تهراني در قرمز براي هر دايشانشان سيمرغ بلورين را به ارمغان آورد و باعث شد كه پرفروش‌ترين فيلم سال1378 شود.

جالب هست كه فيلم بعدي هم در فهرست فروش، دو زن بود.

فروتن به مرد اصلي گيشه‌ها بدل شده بود و خيلي‌ها او و بازي‌اش را دوست داشتند.


اما او به اين چيزها راضي نبود.

مي‌خواست كه بازيگر نقش‌هاي خاص هم باشد.

پس در دو فيلم ديگر از كيميايي با نام‌هاي «فرياد» و «اعتراض» بازي كرد كه فيلم‌هاي خوبي نبودند.

همان موقع او در متولد ماه مهر (احمدرضا درايشانش) هم بازي كرد.


فيلم فروش نسبتا خوبي داشت و دانيال (نقشي كه فروتن در فيلم بازي كرد) بهتر از نقش‌هاي ديگر او در فرياد و اعتراض بود.

وقت گذشت و فروتن در دو سال پي در پي، بهترين نقش‌هاي عمرش را بازي كرد.

عباس زير پوست شهر (رخشان بني‌اعتماد)و حامد شب يلدا (كيومرث پوراحمد) براي هر دو فيلم نامزد دريافت جايزه از جشن خانه سينما شد كه براي شب يلدا موفق شد تنديس را ببرد.


خيلي‌ها به خاطر محمدرضا فروتن به تماشاي شب يلدا رفتند كه فروش معمولي فيلم را تا حدي ارتقا داد و باعث شد در گيشه شكست نخورد.

فروتن بعدا سربازهاي جمعه (مسعود كيميايي) را بازي كرد كه چندان فيلم موفقي نبود.


بعد در بازنده (قاسم جعفري) بازي كرد كه مي‌گايشانند به خاطر اون بالاترين دستمزد بازيگري در سينماي ايران تا اون موقع را گرفت (18 ميليون تومان) كه اين رقم بسيار بالا، صحبت‌هاي زيادي را در خانه سينما به وجود آورد.
مي‌گايشانند فروتن براي فيلم ديگرش (مجردها) هم اين دستمزد را گرفت و براي بازي در فيلم متفاوت ايرج كريمي يعني باغ‌هاي كندلوس حاضر شد كه دستمزد نگيرد و تنها %ي از فروش فيلم را از اون خود كند.

كاري كه در فيلم وقتي همه خواب بودند (فريدون حسن‌پور) هم ادامه‌اش داد.


23:

گران‌ترين بازيگر زن
هدیه تهرانی شاید از معدود سوپراستارهای دو دهة اخیر باشد که اسم و رسمش وارد فرهنگ عامه شده.

اون‌طور که نامش برای مثال در مسائل گوناگون به عنوان بالاترین حد یک چیز به میان آورده می‌شود.
سوپراستاری که اکثر فیلم‌هایش گیشة خوبی داشته‌اند و از معدود افرادی هست که میان جماعت دور از سینما هم شناخته شده هست.

شاید اگر الان از این و اون سؤال کنی که گران‌ترین بازیگر سینما کیست؟ بی‌شک و تردید نام او را می‌برند.

در حالی که زیر و رو کردن ارقام دریافتی توسط بازیگران این نظر را تأيید نمی‌کند.

البته او زیاد با مناسبات و حال و هوای سوپراستار بودن کنار نمی‌آید.
وقتی که نقش فیلم «روز واقعه» را به علت کوتاه بودن و نقش اول فیلم «لیلا» را برای جور نبودن نقش با تفکراتش رد کرد.

می‌دانید که این‌جور وقت‌ها کسانی که می‌خواهند مشهور بشوند، موقعيت‌های این‌طوری را روی هوا می‌قاپند.

اما هدیه تهرانی بی‌توجه به موقعیت‌های پیش‌رویش تصمیم گرفت جایی را برای حضور انتخاب کند که لااقل با روحیاتش در تضاد نباشد.

برای همین «سلطان» ساختة مسعود کیمیایی، شد اولین حضورش در سینما.


نزدیک به دو سال سپس اولین حضورش، در فیلم «غریبانه» بازی کرد.

همان وقت بود که يك مجله در مقاله‌ای از او با عنوان «زن صورت سنگی» نام برد.

اون چهرة سرد و بی‌تفاوت، آرام‌آرام تبدیل شد به شمایل هدیه تهرانی.

اون‌قدر که بیاید پیشنهادهای خوب مالی فیلم‌ها و سریال‌ها را رد کند و برود در فیلمی تجربی‌ مثل «شبانه» بازی کند و نه تنها پولی بابت بازی نگیرد بلکه بخشی از خرج و مخارج فیلم را بپردازد و برای فیلم سرمایه‌گذار هم پیدا کند.


از دستمزدهاي او در فيلم‌هاي گذشته به «دختر ايروني» مي‌توان اشاره كرد كه مي‌گايشانند 12ميليون تومان گرفته هست.
اما شاید بالاترین دستمزدی که هدیه تهرانی تا به حال گرفته برای بازی در فیلم «نسل جادايشاني» (فيلم جديد ايرج كريمي) بوده با رقمی نزدیک به 22میلیون تومان كه او را به گران‌ترين بازيگر زن سينماي ايران تبديل مي‌كند.


حالا حضور امروزی‌اش را با فیلم‌های دیروزی‌اش مقایسه کنید.

وقتی که در «قرمز» و «غریبانه» و «دست‌های آلوده» بازی می‌کرد و تمام این فیلم‌ها جزو پرفروش‌های اکران بودند.

حالا که در «شبانه» و «نیوه مانگ» بازی می‌کند.


فیلم‌هایی که از اکرانشان هم خبری نیست دیگر چه برسد به هستقبال مخاطبان و پرفروش‌شدنشان.

او کم‌کم دارد از شکل و شمایل احتمالا ناخواستة ستارگی کناره می‌گیرد ولي دستمزدهاي اخيرش نشان مي‌دهد هنوز هم يكي از پرطرفدارترين بازيگران زن در بين سينماگران ايراني هست.


24:

غریبه‌ای در محفل چشم آبی‌ها
شاید این‌جا، نداشتن چهرة زیبا یک مزیت باشد.

هر جور و از هر طرف که نگاه کنیم در جمع سوپراستارها و بازیگرهای پولساز، پرویز پرستویی یک مورد خاص هست.

هم از لحاظ سن و سال با باقی سوپراستارها تفاوت دارد و هم دلیل اولیة حضورش در سینما چهره‌اش نیست.
کسانی که پول می‌دهند و بلیت می‌خرند و به دیدن فیلم‌هایش می‌روند، دلیلشان نه چهرة او، که هنر بازیگری‌اش هست.

اگر کارنامه‌اش را به دو دوره يعني پیش از فيلم «لیلی با من هست» و سپس اون تقسیم کنیم‌، در دوره دوم تا دلتان بخواهد فیلم پرفروش بازی کرده.


«روانی»، «آژانس شیشه‌ای»، «مرد عوضی» و «مارمولک» تنها چند تا از فیلم‌های پرفروش اوست.

در کنار این‌ها به یاد بیاورید که او طی این سال‌ها چند تا سیمرغ گرفته و بازی‌اش از سوی داوران و منتقدان تحسین شده.


این که او حالا در زمینة بازیگری همة قله‌ها را فتح کرده، چند دلیل می‌تواند داشته باشد.

اولی شاید گذشته‌اش باشد.

اون‌وقت که رایگان و بدون دریافت دستمزد در شهرستان‌ها و روستاها تئاتر بازی می‌کرده و تمام وقتش را روی همین کار می‌گذاشته.
دومین دلیل هم استقامت اوست.

برای رسیدن به این موقعیت عجله نکرد.

از وقت ورودش به سینما، در سال‌هایی که جوان بود تا امروز که میانسال هست خیلی گذشته.

او خلق‌الساعه سوپراستار نشده.

چیزی نزدیک به ده دوازده سال فقط در سینما پای رسیدن به این وضعیت وقت گذاشته.

و سومین دلیل شاید این باشد که تمرکزش روی بازیگری هست.


کاری نامربوط به بازیگری انجام نمی‌دهد.

کارش بازیگری هست.

پرستویی چند وقت پیش، در یکی از جشن‌های سینمایی فرمود به نصیحت هستادش، عزت‌الله انتظامی گوش کرده و خودش را ارزان نفروخته و با حقوق ادارة تئاتر زندگی می‌کند.


مي‌گايشانند پرستویی برای بازی در سریال «زیرتیغ» ماهی 15 میلیون تومان گرفته و دستمزدش در فیلم‌های کمی که طی سال بازی می‌کند، مثل «به نام پدر» حوالی 12 میلیون تومان هست.


همان یک قلم 12 میلیون را که تقسیم کنی بر ماه‌های سال، می‌شود ماهی یک میلیون و حقوق ادارة تئاتر هم اگر به اون اضافه شود‌، زندگی با نان و بوقلمون و یک آب باریکه می‌گذرد.


25:

آغازگر
دربارة نیکی کریمی از هر جا که شروع کنیم به یک کلمه می‌رسیم.

«آغازگر».

هم اون وقت که در فیلم «عروس» بازی کرد و شد اولین سوپراستار سینمای سپس انقلاب و هم وقتی که ستاره بودن دلش را زد و رفت به سمت کارهایی مثل ترجمه و کارگردانی، و بازیگری را تبدیل به فعالیت جنبی خود کرد.
نیکی کریمی نمونه کسی هست که به یک چیز قانع نبود و سعی کرد تمام عناوین را تجربه و کسب کند و آدم جامع‌الاطرافی باشد.

براي همين يك دفعه تصميم گرفت از حجم بازي‌هايش كم كند و به سراغ كارگرداني برود.


چند وقتي با كيارستمي كار كرد و تجربه كرد تا بالاخره اولين فيلم سينمايي‌اش «يك شب» را ساخت.

فيلمي با حال و هواي خاص كه مطمئنا به مذاق تماشاگرهاي عادي سينما خوش نمي‌آمد.

براي همين فقط در جشنواره‌ها و اكران‌هاي خصوصي نمايش داده شد و راهي به سينماها براي اكران عمومي پيدا نكرد.


او در فیلم‌های چند سال اخیرش فقط سه فیلم پرفروش داشته.

«دو زن»، «شام عروسی» و «نوک برج» که دلايل فروش دو فیلم آخری را با توجه به اقبال تماشاگران به فیلم‌های کمدی، می‌‌شود در شرایط دیگری جست‌وجو کرد.

او در دوران بازيگري‌اش هم در فیلم‌های هستانداردی مثل «سارا» و «پری» و «برج مینو» بازي كرده و هم در فیلم‌های زیر هستاندارد، «سیب سرخ حوا» و «بازیگر».

از فیلم‌های پرفروشی مثل «دختران انتظار» و « دو زن» می‌رسیم به فیلم‌های شکست‌خورده‌ای مثل «باج‌خور».


با اين حال و با اين اين‌كه او دومين فيلمش را هم ساخته و نشان داده كارگرداني، حسابي برايش جدي هست، ولي نیکی کریمی هنوز هواخواهان خودش را دارد.

هنوز تهیه‌نماينده‌ها با او قراردادهای مالی درست و حسابی می‌بندد.


برای همین «شام عروسی» 12میلیون قرارداد بسته و همین نشان می‌دهد که دوران ستاره بودنش می‌تواند به این زودی‌ها تمام نشود.


26:

الناز شاکردوست:
همين چند وقت پيش«چه کسي امير را کشت؟» رايشان اکران بود.

وقتي اين فيلم نمايش‌اش تمام شد، «بي‌وفا» رايشان پرده آمد.


در هر دو فيلم هم الناز شاکردوست بازي کرده.

او بازيگري هست که در همين چند سال حضور در سينماي ايران کلي فيلم بازي کرده که از قضا هيچ‌کدامشان هم به اون صورت پرفروش نشده‌اند.
اما او و تهيه‌نمايندگان بي‌توجه به شکست تجاري فيلم‌هاي قبلي او، هنوز به کارشان يعني قرارداد بستن ادامه مي‌دهند.


شاکردوست براي فيلم‌هايش مبلغي حول و حوش شش هفت ميليون مي‌گيرد.

گرچه اين ميان وضعيت دستمزد فيلم‌هاي خاصي مثل «چه کسي امير را کشت؟» تفاوت مي‌کند.
فتحعلي اايشانسي: فتحعلي اايشانسي تا قبل از بازي در مجموعة «بدون شرح» نقش دوم را در فيلم‌ها بازي مي‌كرد.

اون هم معمولا رل آدم‌هاي بدجنس و خبيث را.

براي همين بايد فرمود بي‌شک «بدون شرح» به تغيير کاراکتر او خيلي کمک کرد.


او يکباره از آدم ترسناک فيلم‌ها، تبديل شد به آدم بذله‌گو و شوخ و شنگ.

کاراکتري که در ادامه، پايش به سينما هم کشيده شده و فيلم «بله‌برون» در چنين وضع و اوضاعي جلايشان دوربين رفت و اکران شد.

فتحعلي اايشانسي حالا با فارغ شدن از بازي در سريالي ديگر، جلايشان دوربين سينما حاضر شده و فيلم «خواستگار محترم» به کارگرداني داوود موثقي را بازي مي‌کند.

بازي با دستمزدي نزديک به 10 ميليون تومان.


27:

رضا شفيعي‌جم:
قدرتش در تيپ‌سازي همه‌جا به دردش مي‌خورد.

هم در سريال‌هاي هر شبي تلايشانزيوني و هم در سينما.

اولين حضورش در سينما در نقشي جدي بود.

در فيلم «دو همسفر» اصغر ‌هاشمي‌، با امين حيايي همبازي بود.


بعدها در «ساعت خوش» قدرتش در تيپ‌سازي را نشان داد و تيپ «دِرِک» را ساخت.

چند وقتي پيدايش نبود تا سپس مدت‌ها تيپ «بامشاد» و «کيوون» را ارائه داد.


همان تيپ‌ها برايش باني خير شدند که پايش به سينما باز شود و بتواند قراردادهاي خوب ببندد.

«زن بدلي» فيلمي ‌بود که در گيشه موفق شد و شفيعي‌جم بابت بازي در اون نزديک به 8 ميليون گرفت.

حالا هم« قلقلک» را در نوبت اکران دارد.


28:

مهران غفوريان:
اگر اوضاع امروزي او را مبناي قضاوت بگذاريد، لابد معتقد خواهيد بود قرارداد 5 ميليون توماني‌اش براي فيلم «انتخاب» خيلي هم خوب بوده.
اما اگر کمي‌ قبل‌تر را به ياد بياوريد نظرتان کاملا عوض خواهد شد.

مهران غفوريان کسي بود که به عنوان بازيگر و کارگردان و تهيه‌نماينده حضور تقريبا دائمي ‌در تلايشانزيون داشت.


مجموعه‌هاي «اين چند نفر»، «حرف تو حرف» و « زير آسمان شهر 1و2و3» همه و همه کارهاي او هستند که بعضي مواقع با هستقبال فوق‌العادة مخاطبان مواجه مي‌شدند.

شک نبايد کرد که اون وقت او به راحتي ده بيست برابر حالا درآمد داشته و پولساز بوده.
اما خب بالاخره اوضاع هميشه بر وفق مراد نيست.

مهران غفوريان، نمايش ساز درجة يك تلايشانزيون، در سينما در نقش‌هاي فرعي فيلم‌هاي «انتخاب» و «شارلاتان» ظاهر مي‌شود و بيشتر از 5 ميليون هم نمي‌گيرد.


29:

خط انداختن روی الماس
برای عوض کردن مرتبه سینمایی‌اش کم زحمت نکشید.

وقتی اولین فیلمش روی پرده رفت جزو همان دسته از جوان‌های چشم آبی محسوب می‌شد که بازیگرها طردشان می‌کردند.

خیلی وقت گذاشت و از خیلی چیزها گذشت تا بتواند سیمرغ بلورین بهترین بازیگر جشنواره فیلم فجر را ببرد.

بهرام رادان از معدود سوپراستارهای سینماست که از طریق یک آموزشگاه بازیگری وارد سینما شد.


وقتی نادر مقدس می‌خواست «شور عشق» را بسازد، حضور بهرام رادان در مؤسسة بازیگری هیوا فیلم سبب شد که نقش اول اون فیلم را بگیرد.

فیلم روی پرده آمد و به غیر این که پرفروش‌ترین فیلم سال شد، توانست اولین و آخرین زرشک زرین سینمای ایران را به دست بیاورد.

خب وضعیت خیلی خوبی نبود.


نشریات زرد هم پشت هم عکس و مصاحبة قلابی از او چاپ می‌کردند و بهرام رادان داشت به عنوان چهره‌ای معرفی می‌شد شبیه به مانکن‌ها.

و این وضع لابد برای او که به قول خودش عاشق عصیان هست زیاد جالب نبود.

پس آرام‌آرام شروع کرد به خط انداختن روی چهره‌ای که ازش ساخته بودند.


«شور عشق» اولین و آخرین فیلمی هست که بهرام رادان در اون بدون ریش ظاهر شده.

فیلم‌های بعدی رادان گرچه خیلی فیلم‌های باارزشی نبودند اما فروش می‌کردند و او به عنوان سوپراستار بیشتر و بیشتر مطرح می‌شد.

در اون حال و وضع، حضورش در فیلم «گاو خونی» شبیه به نابودی کامل ِ اون شکل و ظاهر ستاره‌وار بود.


فیلمی که در اون بیشتر می‌توانی صدای رادان را بشنوی تا تصویرش را ببینی.

همان سال به پشتوانة بازی در «گاو خونی» و «شمعی در باد» سیمرغ بلورین را گرفت و همه چیز برایش مهیا شد که از سینمای زرشکی برای همیشه جدا شود.
رادان طی این سال‌ها اگر در «گیلانه» نقش یک جانباز قطع نخاع شده را بازی کرده، در کنارش در فیلم‌هایی مثــل« ازدواج صــورتی» و «رستگاری در 8:20» حضور پیدا کرد.
فیلم‌هایی که بازی در اون‌ها مثل تجارت می‌ماند.

رادان مسلما برای بازی در فیلم‌هایی از نوع «گاوخونی» دستمزد زیادی نمی‌گیرد و در عوض طبق شنيده‌ها برای «ازدواج صورتی» 18 میلیون، برای «رستگاری در 8:20» 12 میلیون و برای همین آخری «چهار انگشتی» 16 میلیون گرفته.
وضعیت زیاد بدی هم نیست.

مثل «اورسن ولز» می‌ماند که در فیلم‌های درجه سه بازی می‌کرد و بعد «همشهری کین» و «بانویی از شانگهای» را می‌ساخت!
مي‌گايشانند «روناک يونسي» کشف تازة «قاسم جعفري» که در فيلم «گرگ و ميش» بدون دريافت وجهي جلايشان دوربين رفته بود، براي بستن قراردادي بابت بازي در يک فيلم سينمايي بنا به پيشنهاد قاسم جعفري، طلب 5ميليون تومان مي‌کند و به طور قابل پيش‌بيني معامله شكل نمي‌گيرد.
مي‌گايشانند «ساسان فرخ‌نيا» 50 ميليون تومان وسط گذاشته تا بتواند نقش اول فيلم «رؤياي جواني» به كارگرداني «نادر مقدس» را بگيرد.

جالب اين كه فيلم در اكران عمومي شكست خورد و 20 ميليون بيشتر فروش نكرد.

بعدها رايت فيلم به رسانه‌هاي تصايشانري فروخته شد با رقم 25 ميليون.

كل فروش فيلم در شهرستان تهران در نهايت به اندازة سرمايه‌گذاري فرخ‌نيا نرسيد.


30:

دختر بازيگر
گلشيفته فراهاني وقتي وارد سينما شد، تنها چهارده سال داشت.

با بازي در نقش يكي از بهترين شخصيت‌هاي تاريخ سينماي ايران، يعني «ميم» در فيلم درخت گلابي.

او در هنرستان موسيقي تحصيل مي‌كرد كه از طرف محمدرضا شريفي‌نيا به داريوش مهرجايشاني معرفي شد تا اين نقش مهم و كليدي را بازي كند.


بازي فراهاني مورد توجه همگان واقع شد و سيمرغ بلورين بهترين بازيگر بخش بين‌الملل شانزدهمين جشنواره فجر را براي او به ارمغان آورد.

از او تا مدت‌ها خبري نبود، تا اين كه در فيلم وقته (حميدرضا صلاحمند) بازي كرد.

يك شكست همه جانبه، چه از نظر هنري و چه از نظر فروش.

فيلم در بخش مهمان بيست و يكمين جشنواره فيلم فجر به نمايش درآمد و مورد خنده و هستهزاي عام و خاص برنامه گرفت.
اما جهش و نقطة اوج فراهاني، درست يك سال بعد بود؛ در بيست و دومين جشنواره فيلم فجر.

با بازي در فيلم‌هاي بوتيك و اشك سرما.

بازي فراهاني در اشك‌سرما نامزدي جشنواره فجر، تنديس خانة سينما و حافظ دنياي تصايشانر را برايش به ارمغان آورد، يعني بردن دو جايزه از سه جايزة مهم سال.


در نتيجه، محرز شد كه نقشش در «وقته» ربطي به هوش و هستعدادش ندارد.

سال بعد، او يكي از نقش‌هاي مكمل فيلم خيلي خوب علي رفيعي، يعني «ماهي‌ها عاشق مي‌شوند» را بازي كرد، نقش دختر رؤيا نونهالي را.

سير صعودي رشد فراهاني ادامه داشت و او در فيلمِ يكي از پرطرفدارترين كارگردانان ايراني، نقش دختر شخصيت اصلي را بر عهده گرفت.


سپس به نام پدر (ابراهيم حاتمي‌كيا) او در فيلم گيس بريده (جمشيد حيدري) بازي كرد كه اين روزها بر پردة سينماها هست.

فيلم بسيار بدي كه انتخابش اشتباه بوده و آدم را ياد اشتباه قبلي فراهاني يعني وقته مي‌اندازد.

از گيس بريده كه بگذريم، او در سه تا از مهم‌ترين فيلم‌هاي امسال سينماي ايران بازي كرده هست.


ميم مثل مادر (رسول ملاقلي‌پور) توانايي‌هاي فراهاني را در سطحي ديگر به تماشاگر نشان مي‌دهد و مشخص مي‌كند كه او مي‌تواند نقش‌هاي بسيار دور از خودش را هم بازي كند.


بيخود نبوده كه او براي بازي در اين فيلم، از دستمزد هميشگي‌اش يعني 12 ميليون تومان صرف‌نظر كرده و تنها 10 ميليون تومان گرفته هست.

دو فيلم ديگر، نيوه مانگ (بهمن قبادي) و سنتوري (داريوش مهرجايشاني) هستند كه احتمالا اولين نما‌يششان در بيست و پنجمين جشنواره فجر خواهد بود.


31:

پركار و پردرآمد
امين حيايي سنش خيلي كمتر از حالا بود كه در فيلم‌هاي دو همسفر (اصغر هاشمي) و دو رايشان يك سكه (محمد متوسلاني) بازي كرد.

در نقش‌هايي فرعي و كم‌اهميت.

يك‌جور وردست قهرمان اصلي.

اين روند ادامه داشت تا سريال روزگار جواني، كه او را به همه شناساند و محبوبيتي برايش به ارمغان آورد.
حيايي سپس روزگار جواني، نقش مكمل فيلم دست‌هاي آلوده را بازي كرد.

نقشي كه خيلي كم‌رنگ نبود و به او اجازة عرض‌اندام مي‌داد.

حضور راحت، صميمي و بي‌تكلف حيايي جلايشان دوربين باعث شد كه خيلي‌ها دوستش داشته باشند و سيل پيشنهادات به سايشان او روانه شد.

نقش اصلي دو فيلم داريوش فرهنگ (تكيه بر باد و رز زرد) را بازي كرد كه فروش موفقي داشتند و سبب تحكيم جايگاه او شدند.


بعدا او در دو تا از پرفروش‌ترين فيلم‌هاي سال82 بازي كرد.

نقش مكمل عروس خوشقدم كه (كاظم راست فرمودار) كانديداتوري جشن خانة سينما را برايش به ارمغان آورد و نقش اصلي دختر ايروني (محمدحسين لطيفي) كه بازي روانش باعث شد جايزة حافظ جشن دنياي تصايشانر را از اون خود كند.
تركيب حيايي و تهراني سپس پنج سال و حضور ناتمام حيايي در قرمز رايشان پرده آمد و خيلي‌ها اون را دوست داشتند.

اتفاقي كه مي‌توانست چند سال قبل با فيلم قرمز بيفتد، با دختر ايروني افتاد.

(ابتدا برنامه بود امين حيايي نقش ناصر ملك را در قرمز بازي كند كه به دليل بيماري، حضورش در فيلم منتفي شد.) سپس دختر ايروني، امين حيايي به عنوان يكي از ستارگان مرد سينماي ايران شناخته شد و در فيلم‌هاي مهم و پرفروشي بازي كرد، كه مهم‌ترينش نقش دكتر فيلم مهمان‌مامان (داريوش مهرجايشاني) بود.


شيريني و راحتي حيايي در اين فيلم، چند برابر شده بود و باعث شد كه تماشاگر، اون را خيلي دوست داشته باشد.

همان سال، حيايي در پرفروش‌ترين فيلم سال، يعني كما هم بازي كرد.

در كنار محمدرضا گلزار كه در زندگي واقعي، دوستان صميمي همديگر هستند.


در همين وقت، پيشنهادات زيادي به امين حيايي مي‌شد.

او هم هيچ‌كدام از اون‌ها را رد نمي‌كرد و باعث شد كه در فيلم‌هاي نازل و بي‌ارزشي مانند عروس فراري (بهرام كاظمي)، آكواريوم (ايرج قادري) و ******** (آرش معيريان) بازي كند كه اتفاقا هر سه جزو پرفروش‌ترين‌هاي سال بودند.


امسال هم امين حيايي بازي در فيلم‌هاي اخراجي‌ها (مسعود ده‌نمكي)، تله (سيروس الوند) و مهمان (سعيد اسدي) را به پايان برده كه در فيلم اول طبق شنيده‌ها براي سه ماه كار 20 ميليون تومان، در فيلم دوم به خاطر نقشي كوتاه 8 ميليون تومان و در فيلم سوم براي 35جلسه، 14 ميليون تومان گرفته هست.


حيايي از گران‌ترين بازيگران سينماي ايران هست كه به خاطر پركاري‌اش، عملا تبديل به پردرآمدترين بازيگر سينماي ايران شده هست.


32:

فاطمه معتمدآريا:
شايد اگر فيلم‌هايي را که در اين چند وقت اخير بازي کرده مرور کنيم به اين نتيجه برسيم که بازيگري برايش شغل پردرآمدي نيست.


چون بازي در فيلم‌هايي مثل «کارگران مشغول کارند» و «زيردرخت هلو» را به خاطر دوستي و رفاقت مي‌پذيرد و احتمالا حرف مسائل مالي به اون صورت به ميان نمي‌آيد و از سايشان ديگر براي بازي در نقش متفاوت و خاصي چون «گيلانه» هم سعي مي‌کند قرارداد مالي پايين‌تري امضا کند تا به پروژه کمکي شده باشد.
مي‌گايشانند فاطمه معتمدآريا براي يکي از آخرين فيلم‌هايي که بازي کرده يعني «تقاطع» قراردادي بسته با رقم 5 ميليون تومان.
اکبر عبدي: درست هست که اکبر عبدي ديگر اون بازيگر محبوب و پولساز اواخر دهة شصت و اوايل دهة هفتاد نيست، اما خب هنوز از اعتبار و هنري که دارد براي بستن قراردادهاي خوب مالي هستفاده مي‌کند.

مي‌گايشانند دو سه سال پيش براي حضور در مجموعه «زير آسمان شهر(3)» 50 ميليون تومان گرفت و بعد بابت بازي در اين کار از امت عذرخواهي کرد و حالا هم براي حضور سه‌ماهه سر پروژة «اخراجي‌ها» 14 ميليون گرفته و رقم قرارداد دو ماه و نيمه‌اش در فيلم «قاعده بازي» هم 12 ميليون بوده.

پروژه‌اي که 5 ماه طول کشيد و قرارداد تمام شرایط اون تمديد شد.


33:

جمشيد ‌هاشم‌پور: شکل و چهرة فعلي‌اش با اون موقع که انتخاب اول تماشاگران شهرستاني بود از زمين تا آسمان توفير کرده.

ديگر از اون کلة براق ِتيغ انداخته خبري نيست.

ديگر اسلحه‌هاي عجيب و غريب و گنده دست نمي‌گيرد و با يک شليک دمار از روزگار يک ايل آدم در نمي‌آورد.


جالب هست که در فيلم هنوز اکران نشدة «قاعده بازي» با برگشت صد و هشتاد درجه‌اي از اون شمايل، نقش يک دوجنسي را بازي مي‌کند با ظاهري کاملا نامتعارف.

نقشي که‌ مي‌گايشانند هاشم‌پور بابت بازي‌اش ده دوازده ميليون تومان گرفته.

او الان ديگر قهرمان فيلم‌هاي فارسي نيست، اما حتي با عوض کردن سطح کاري‌اش، هنوز هم قراردادهاي کلان مي‌بندد

34:

ابوالفضل پورعرب:
براي توضيح و تشريح واژه‌هايي مثل سقوط و نزول در مورد او، کافي هست رقم قرارداد دو تا از سريال‌هايش را با هم مقايسه کنيم.


وقتي در «مسافر» بازي کرد و تازه اون وقت هم ديگر جوان اول نبود، قرارداد 25 ميليون توماني بست و همين چند ماه پيش، چند سال سپس «مسافر» براي بازي در سريال «زيرزمين» ماهانه چهار ميليون تومان مي‌گرفت.
الان ديگر در سينما از او خبري نيست.

اگر هم گه‌گاهي سروکله اش پيدا شود اکثرا در فيلم‌هاي کم‌ارزش هست که برايش نه نفع هنري دارد و نه منفعت مالي.


35:

حرفه؛ شریفی‌نیا
دربارة چیزی می‌خواهیم بنویسیم و حرف بزنیم که پیش از این، در مصاحبه‌ها و گپ‌های مختلف به شدت تکذیب شده و خب چه کاری سخت‌تر از اثبات چیزی هست که کذب بودنش گویا پذیرفته شده؟ پس یک کار دیگر می‌کنیم.


شنیده‌های خود را برایتان نقل می‌کنیم و با اتکا بر این شنیده‌ها که خودمان معتقد به موثق بودنشان هستیم، باقی حرف‌هایمان را می‌زنیم و بحث را جلو می‌بریم ته‌اش هم به اين خواهيم رسيد كه كاري كه شريفي‌نيا انجام مي‌دهد هم به نفع بازيگران هست و هم به نفع سينماي ما.


در یکی از فرمود‌و‌گوهای همین مجله، حسام نواب‌صفوی در جواب این که آیا جزو باند شریفی‌نیا هست یا خیر؟ جواب داده بود مگر شریفی‌نیا فرودگاه هست که باند داشته باشد؟ البته مضمون و شکل جمله متعلق به خود نواب صفوی نیست.


این جمله‌ای هست که شریفی‌نیا چند باری در گپ و فرمود‌های رسمی و خصوصی عنوان کرده.

شاید باز بحث بر سر واژه‌هاست و مته گذاشتن به خشخاش.

مثل این که می‌گویند فلان مربی فوتبال اخراج نشده.

با او قطع همکاری کرده‌ایم.

اگر اشکال و مورد روی واژة «باند» هست، ما اون را تغییر می‌دهیم.


می‌گوییم محمدرضا شریفی‌نیا کسی هست که تا دلتان بخواهد، در تمام رده‌های سنی بازیگر در چنته دارد و هر پروژه کافی هست که کار و بار بازیگرهایش را بسپارد به او تا اموراتش به بهترین نحو پیش برود.
اما این قضیه انتخاب و معرفی بازیگر به فیلم‌ها و سریال‌ها یک‌جورهایی شغل شریفی‌نیا محسوب می‌شود.

چون مي‌گايشانند بابت هر قراردادی که بازیگرهای تیمش می‌بندند، بین ده تا بیست %ش به او می‌رسد.

برای همین هم بخشی از چانه‌زدن‌های مرسوم سر رقم و عدد و قرارداد پای خود شریفی‌نیاست.


حالا که تا این‌جا دستتان آمد دربارة چه چیزی می‌خواهیم حرف بزنیم، بگذارید پای تاریخچه را وسط بکشیم.

این که قصه اصلا از کجا شروع شد؟ يكي از اولین جاهايي که شریفی‌نیا بازیگر برگزید و معرفی کرد و تیم بازیگرها را بست، فیلم «آدم برفی» بود.

و این‌جا درست همان جایی هست که سر همین مسائل، شریفی‌نیا با اکبر عبدی و پرویز پرستویی به مشکل برخورد و از اون‌جا به بعد در پروژه‌هایی که زیر دستش بود سراغ اون‌ها نرفت و اگر همین اواخر سر فیلم «اخراجی‌ها» این موضوع نقض شد، باز اکبر عبدی زیر بار نرفت.


به جز «آدم برفی»، داوود میرباقری سر پروژه عظیم سریال «امام علی(ع)» هم مسائل مربوط به انتخاب بازیگران را به شریفی‌نیا سپرد.

پروژه‌ای که تمام بازیگران ریز و درشتش را شریفی‌نیا انتخاب کرده بود و تقریبا هموقت با «آدم برفی» فیلم‌برداریش آغاز شده بود.


کار کردن در این پروژه باعث نشد که شریفی‌نیا خیلی زود جای خود را باز کند.

یعنی در اصل چند سالی گذشت و فیلم‌های دیگر توانستند موقعیت او را در این سمت تثبیت نمايند.


«دختری به نام تندر» و مهم‌تر از اون «عروس خوش‌قدم» فیلم‌هایی بودند که دیگر برای پی بردن به حضور شریفی‌نیا در مقام انتخاب‌نمايندة بازیگر نیازی به آمدن اسمش در تیتراژ نبود.

فیلم‌هایی که عموما خود شریفی‌نیا هم یکی از نقش‌هایش را برای خودش کنار می‌گذاشت.

از «ولید» سریال «امام علی» بگیرید تا «ابی کپل» در «آدم برفی» و دیگر نقش‌ها.


چیز دیگري که شاید برایتان جذاب باشد، نام بازیگرانی هست که با شریفی‌نیا همکاری می‌نمايند.

کسانی چون مهناز افشار، امین حیایی، حسام نواب‌صفوی، گوهر خیراندیش، فرهاد آئیش، مریلا زارعی، شقایق فراهانی، مسعود رایگان، پوریا پورسرخ و...

معمولا جزو افراد منتخب شریفی‌نیا برای بازی در فیلم‌ها و سریال‌ها هستند و بد نیست که بدانید یکی از بازیگرانی که با روش و مشی شریفی‌نیا کنار نمی‌آید، محمدرضا فروتن هست که بازی در فیلم «مهمان مامان» را برای همین رد کرد.
محمدرضا گلزار هم سپس همکاری در چند فیلم با شریفی‌نیا، تصمیم گرفت که «سیزده گربه روی شیروانی» آخرین همکاری‌اش با او باشد و دیگر هر کدام راه خود را بروند.
البته فعالیت شریفی‌نیا برای حمايت از بازیگران طرف حسابش به انتخاب کردنشان محدود نمی‌شود.

وقتی این بازیگران فیلمی روی اکران دارند، شریفی‌نیا از روابطش با چند تا از نشریات هستفاده می‌کند و سفارش چند مصاحبه و عکس روی جلد از اون بازیگران را می‌دهد تا بازیگران حسابی به چشم بیایند.
حالا با این همه که نقل کردیم و فرمودیم یک چیز معلوم و مسلم هست.

ارتباط شریفی‌نیا با تیم بازیگرانش، رابطه‌ای هست که در اون منفعت طرفین لحاظ شده.

شریفی‌نیا بابت کاری که می‌کند، دستمزدش را می‌گیرد و بازیگران هم برای پولی که می‌پردازند، شانس برنامه گرفتن در موقعیت خوب و درست را به دست می‌آورند.

یک‌جورهایی می‌شود فرمود شریفی‌نیا مدیر برنامة غیررسمی اکثر بازیگران مطرح سینماست.
انتخاب‌های او اکثر مواقع جواب می‌دهند و فیلم‌هایی که بازیگرانش توسط او انتخاب می‌شوند، از این لحاظ به مشکل برنمی‌خورد.

مسألة پايه ی دیگر در این زمینه فعال‌بودن شریفی‌نیاست.

می‌شود تصور کرد با نبودن او در این سمت، خیلی از پروژه‌های سینمایی و تلویزیونی می‌خوابند و کارشان پیش نمی‌رود.


همین چند وقت اخیر پروژة سنگین «کلاه پهلوی» را راه انداخت و در کنارش برای چند فیلم بازیگر انتخاب کرد.

با همة اوصاف بالاخره باید پذیرفت که بدون شریفی‌نیا سینمای ایران یک جایش می‌لنگد.

و غلو نکرده‌ایم اگر بگوییم ممکن هست بدون او حتی زمین‌گیر هم بشود.

مهم این هست که چرخ‌های این سینما بچرخد.


36:

حميد گودرزي:
حتما اگر بشنايشاند او بيشترين پول را در ميان بازيگران بابت حضور در يك فيلم گرفته، تعجب خواهيد کرد.

بالاخره اين همه سوپراستار داريم محبوب‌تر و مشهورتر از حميد گودرزي.
اما اين قضيه حقيقت دارد.

حميد گودرزي براي بازي در فيلم «گناه من» نزديک به 24 ميليون تومان گرفته که بيشترين رقم دريافتي در ميان بازيگران هست.
البته پاي قرارداد از اول اين رقم نبوده.

اون‌قدر پروژه متوقف شده و به تأخير افتاده و طول کشيده که تهيه‌نماينده هر بار مجبور به تمديد قراردادها شده.

و در همين ماراتن عجيب و غريب، رقم قرارداد حميد گودرزي آرام‌آرام رسيده به 24 ميليون تومان.
فريبرز عرب‌نيا: بي‌شک قدرنديده‌ترين بازيگر سينماي ايران فريبرز عرب‌نياست.

بازيگري که خودش هم قدر خودش را ندانست.

با بازي در نقش‌هاي خيلي کوتاه در فيلم «مسافران» و سريال«مزد ترس» کارش را شروع کرد و بازي در فيلم‌هاي مسعود کيميايي يعني «ضيافت» و «سلطان» برايش بهترين موقعيت بود که اون بالا بايستد و از جايش تکان نخورد.


اما وقتي به فاصلة دو سال از نقش درجه يک «سلطان»، در فيلم «بادام‌هاي تلخ» بازي کرد، نشان داد علاقة زيادي به بالانشيني ندارد.


عرب‌نيا هر وقت موقعيتي به دست آورده، خودش را نشان داده.

نشان به نشانِ فيلم‌هايي مثل«برگ برنده» و «شيفته».

حالا او چند وقتي هست انرژي‌اش را گذاشته رايشان بازي در سريال پرخرج و عظيم «مختارنامه».

سريالي كه مي‌گايشانند براي بازي در اون ماهي 8 ميليون تومان دريافت مي‌کند.
پارسا پيروزفر: بازيگراني که چهرة زيبا دارند و از طرف ديگر مي‌خواهند بازيگر باشند، اول هر کار سعي مي‌نمايند يک بلايي سر اون چهرة خوب بياورند تا دليل حضورشان رايشان پردة سينما چيزي به غير از چهره و رنگ مو و چشمشان باشد.


پارسا پيروزفر با اين که خيلي مستعد اين هست که سوپراستار يک سينماي ايران باشد، اما انتخاب‌هايش کم و بيش در جهت عکس رسيدن به چنين جايگاهي هست.


بازي کردن نقش «يوسف» در «مهمان مامان» با اون قيافة درب و داغان خيلي با رسم و رسومات ستاره بودن جور درنمي‌آيد.

حالا هم پيروزفر به جاي حضور در سينما، در سريال «چشم باد» دارد بازي مي‌‌كند که ساخت‌اش تا اين‌جا چند سالي طول کشيده.
البته اين طول کشيدن با اين که وقتش را مي‌گيرد زياد برايش بد نيست.

بالاخره قرارداد به صورت ماهانه بسته شده و رقمي در حدود 10 ميليون براي هر ماه پول کمي‌ نيست!

37:

ستاره متفاوت
محمدرضا فروتن چند وقت پيش در برنامه‌اي تلايشانزيوني فراخوان كرد كه اولين دستمزدش براي فيلم هدف (بهرام كاظمي) 50 هزار تومان بوده هست.

رقمي بسيار پايين كه در مقايسه با دستمزد فعلي او حقير و خنده‌دار جلوه مي‌كند.


محمدرضا فروتن شروع بسيار خوبي داشت.

يعني دقيقا سپس هدف، آخرين بندر (حسن هدايت) و فاتح (بهرام ري‌پور) كه كسي فروتن را در اون فيلم‌ها يادش نيست، او در يكي از قسمت‌هاي سريال سرنخ (كيومرث پوراحمد) به نام تماشاخانه، نقش جواني عصبي و روان‌پريش را به خوبي بازي كرد و مورد توجه مسعود كيميايي برنامه گرفت و كيميايي نقش اصلي بيست و يكمين فيلمش يعني مرسدس را به او سپرد.


اما مهم‌ترين سال بازيگري محمدرضا فروتن، سال1377 و جشنوارة هفدهم بود.

جشنواره‌اي كه با دو فيلم دو زن (تهمينه ميلاني) و قرمز (فريدون جيراني) در اون حضور داشت و اين دو فيلم، او را به ستارة اصلي مرد سينماي ايران در اواخر دهه هفتاد تبديل كردند.


تركيب جادايشاني او و هديه تهراني در قرمز براي هر دايشانشان سيمرغ بلورين را به ارمغان آورد و باعث شد كه پرفروش‌ترين فيلم سال1378 شود.

جالب هست كه فيلم بعدي هم در فهرست فروش، دو زن بود.

فروتن به مرد اصلي گيشه‌ها بدل شده بود و خيلي‌ها او و بازي‌اش را دوست داشتند.


اما او به اين چيزها راضي نبود.

مي‌خواست كه بازيگر نقش‌هاي خاص هم باشد.

پس در دو فيلم ديگر از كيميايي با نام‌هاي «فرياد» و «اعتراض» بازي كرد كه فيلم‌هاي خوبي نبودند.

همان موقع او در متولد ماه مهر (احمدرضا درايشانش) هم بازي كرد.


فيلم فروش نسبتا خوبي داشت و دانيال (نقشي كه فروتن در فيلم بازي كرد) بهتر از نقش‌هاي ديگر او در فرياد و اعتراض بود.

وقت گذشت و فروتن در دو سال پي در پي، بهترين نقش‌هاي عمرش را بازي كرد.

عباس زير پوست شهر (رخشان بني‌اعتماد)و حامد شب يلدا (كيومرث پوراحمد) براي هر دو فيلم نامزد دريافت جايزه از جشن خانه سينما شد كه براي شب يلدا موفق شد تنديس را ببرد.


خيلي‌ها به خاطر محمدرضا فروتن به تماشاي شب يلدا رفتند كه فروش معمولي فيلم را تا حدي ارتقا داد و باعث شد در گيشه شكست نخورد.

فروتن بعدا سربازهاي جمعه (مسعود كيميايي) را بازي كرد كه چندان فيلم موفقي نبود.


بعد در بازنده (قاسم جعفري) بازي كرد كه مي‌گايشانند به خاطر اون بالاترين دستمزد بازيگري در سينماي ايران تا اون موقع را گرفت (18 ميليون تومان) كه اين رقم بسيار بالا، صحبت‌هاي زيادي را در خانه سينما به وجود آورد.
مي‌گايشانند فروتن براي فيلم ديگرش (مجردها) هم اين دستمزد را گرفت و براي بازي در فيلم متفاوت ايرج كريمي يعني باغ‌هاي كندلوس حاضر شد كه دستمزد نگيرد و تنها %ي از فروش فيلم را از اون خود كند.

كاري كه در فيلم وقتي همه خواب بودند (فريدون حسن‌پور) هم ادامه‌اش داد.


38:

گران‌ترين بازيگر زن
هدیه تهرانی شاید از معدود سوپراستارهای دو دهة اخیر باشد که اسم و رسمش وارد فرهنگ عامه شده.

اون‌طور که نامش برای مثال در مسائل گوناگون به عنوان بالاترین حد یک چیز به میان آورده می‌شود.
سوپراستاری که اکثر فیلم‌هایش گیشة خوبی داشته‌اند و از معدود افرادی هست که میان جماعت دور از سینما هم شناخته شده هست.

شاید اگر الان از این و اون سؤال کنی که گران‌ترین بازیگر سینما کیست؟ بی‌شک و تردید نام او را می‌برند.

در حالی که زیر و رو کردن ارقام دریافتی توسط بازیگران این نظر را تأيید نمی‌کند.

البته او زیاد با مناسبات و حال و هوای سوپراستار بودن کنار نمی‌آید.
وقتی که نقش فیلم «روز واقعه» را به علت کوتاه بودن و نقش اول فیلم «لیلا» را برای جور نبودن نقش با تفکراتش رد کرد.

می‌دانید که این‌جور وقت‌ها کسانی که می‌خواهند مشهور بشوند، موقعيت‌های این‌طوری را روی هوا می‌قاپند.

اما هدیه تهرانی بی‌توجه به موقعیت‌های پیش‌رویش تصمیم گرفت جایی را برای حضور انتخاب کند که لااقل با روحیاتش در تضاد نباشد.

برای همین «سلطان» ساختة مسعود کیمیایی، شد اولین حضورش در سینما.


نزدیک به دو سال سپس اولین حضورش، در فیلم «غریبانه» بازی کرد.

همان وقت بود که يك مجله در مقاله‌ای از او با عنوان «زن صورت سنگی» نام برد.

اون چهرة سرد و بی‌تفاوت، آرام‌آرام تبدیل شد به شمایل هدیه تهرانی.

اون‌قدر که بیاید پیشنهادهای خوب مالی فیلم‌ها و سریال‌ها را رد کند و برود در فیلمی تجربی‌ مثل «شبانه» بازی کند و نه تنها پولی بابت بازی نگیرد بلکه بخشی از خرج و مخارج فیلم را بپردازد و برای فیلم سرمایه‌گذار هم پیدا کند.


از دستمزدهاي او در فيلم‌هاي گذشته به «دختر ايروني» مي‌توان اشاره كرد كه مي‌گايشانند 12ميليون تومان گرفته هست.
اما شاید بالاترین دستمزدی که هدیه تهرانی تا به حال گرفته برای بازی در فیلم «نسل جادايشاني» (فيلم جديد ايرج كريمي) بوده با رقمی نزدیک به 22میلیون تومان كه او را به گران‌ترين بازيگر زن سينماي ايران تبديل مي‌كند.


حالا حضور امروزی‌اش را با فیلم‌های دیروزی‌اش مقایسه کنید.

وقتی که در «قرمز» و «غریبانه» و «دست‌های آلوده» بازی می‌کرد و تمام این فیلم‌ها جزو پرفروش‌های اکران بودند.

حالا که در «شبانه» و «نیوه مانگ» بازی می‌کند.


فیلم‌هایی که از اکرانشان هم خبری نیست دیگر چه برسد به هستقبال مخاطبان و پرفروش‌شدنشان.

او کم‌کم دارد از شکل و شمایل احتمالا ناخواستة ستارگی کناره می‌گیرد ولي دستمزدهاي اخيرش نشان مي‌دهد هنوز هم يكي از پرطرفدارترين بازيگران زن در بين سينماگران ايراني هست.


39:

غریبه‌ای در محفل چشم آبی‌ها
شاید این‌جا، نداشتن چهرة زیبا یک مزیت باشد.

هر جور و از هر طرف که نگاه کنیم در جمع سوپراستارها و بازیگرهای پولساز، پرویز پرستویی یک مورد خاص هست.

هم از لحاظ سن و سال با باقی سوپراستارها تفاوت دارد و هم دلیل اولیة حضورش در سینما چهره‌اش نیست.
کسانی که پول می‌دهند و بلیت می‌خرند و به دیدن فیلم‌هایش می‌روند، دلیلشان نه چهرة او، که هنر بازیگری‌اش هست.

اگر کارنامه‌اش را به دو دوره يعني پیش از فيلم «لیلی با من هست» و سپس اون تقسیم کنیم‌، در دوره دوم تا دلتان بخواهد فیلم پرفروش بازی کرده.


«روانی»، «آژانس شیشه‌ای»، «مرد عوضی» و «مارمولک» تنها چند تا از فیلم‌های پرفروش اوست.

در کنار این‌ها به یاد بیاورید که او طی این سال‌ها چند تا سیمرغ گرفته و بازی‌اش از سوی داوران و منتقدان تحسین شده.


این که او حالا در زمینة بازیگری همة قله‌ها را فتح کرده، چند دلیل می‌تواند داشته باشد.

اولی شاید گذشته‌اش باشد.

اون‌وقت که رایگان و بدون دریافت دستمزد در شهرستان‌ها و روستاها تئاتر بازی می‌کرده و تمام وقتش را روی همین کار می‌گذاشته.
دومین دلیل هم استقامت اوست.

برای رسیدن به این موقعیت عجله نکرد.

از وقت ورودش به سینما، در سال‌هایی که جوان بود تا امروز که میانسال هست خیلی گذشته.

او خلق‌الساعه سوپراستار نشده.

چیزی نزدیک به ده دوازده سال فقط در سینما پای رسیدن به این وضعیت وقت گذاشته.

و سومین دلیل شاید این باشد که تمرکزش روی بازیگری هست.


کاری نامربوط به بازیگری انجام نمی‌دهد.

کارش بازیگری هست.

پرستویی چند وقت پیش، در یکی از جشن‌های سینمایی فرمود به نصیحت هستادش، عزت‌الله انتظامی گوش کرده و خودش را ارزان نفروخته و با حقوق ادارة تئاتر زندگی می‌کند.


مي‌گايشانند پرستویی برای بازی در سریال «زیرتیغ» ماهی 15 میلیون تومان گرفته و دستمزدش در فیلم‌های کمی که طی سال بازی می‌کند، مثل «به نام پدر» حوالی 12 میلیون تومان هست.


همان یک قلم 12 میلیون را که تقسیم کنی بر ماه‌های سال، می‌شود ماهی یک میلیون و حقوق ادارة تئاتر هم اگر به اون اضافه شود‌، زندگی با نان و بوقلمون و یک آب باریکه می‌گذرد.


40:

آغازگر
دربارة نیکی کریمی از هر جا که شروع کنیم به یک کلمه می‌رسیم.

«آغازگر».

هم اون وقت که در فیلم «عروس» بازی کرد و شد اولین سوپراستار سینمای سپس انقلاب و هم وقتی که ستاره بودن دلش را زد و رفت به سمت کارهایی مثل ترجمه و کارگردانی، و بازیگری را تبدیل به فعالیت جنبی خود کرد.
نیکی کریمی نمونه کسی هست که به یک چیز قانع نبود و سعی کرد تمام عناوین را تجربه و کسب کند و آدم جامع‌الاطرافی باشد.

براي همين يك دفعه تصميم گرفت از حجم بازي‌هايش كم كند و به سراغ كارگرداني برود.


چند وقتي با كيارستمي كار كرد و تجربه كرد تا بالاخره اولين فيلم سينمايي‌اش «يك شب» را ساخت.

فيلمي با حال و هواي خاص كه مطمئنا به مذاق تماشاگرهاي عادي سينما خوش نمي‌آمد.

براي همين فقط در جشنواره‌ها و اكران‌هاي خصوصي نمايش داده شد و راهي به سينماها براي اكران عمومي پيدا نكرد.


او در فیلم‌های چند سال اخیرش فقط سه فیلم پرفروش داشته.

«دو زن»، «شام عروسی» و «نوک برج» که دلايل فروش دو فیلم آخری را با توجه به اقبال تماشاگران به فیلم‌های کمدی، می‌‌شود در شرایط دیگری جست‌وجو کرد.

او در دوران بازيگري‌اش هم در فیلم‌های هستانداردی مثل «سارا» و «پری» و «برج مینو» بازي كرده و هم در فیلم‌های زیر هستاندارد، «سیب سرخ حوا» و «بازیگر».

از فیلم‌های پرفروشی مثل «دختران انتظار» و « دو زن» می‌رسیم به فیلم‌های شکست‌خورده‌ای مثل «باج‌خور».


با اين حال و با اين اين‌كه او دومين فيلمش را هم ساخته و نشان داده كارگرداني، حسابي برايش جدي هست، ولي نیکی کریمی هنوز هواخواهان خودش را دارد.

هنوز تهیه‌نماينده‌ها با او قراردادهای مالی درست و حسابی می‌بندد.


برای همین «شام عروسی» 12میلیون قرارداد بسته و همین نشان می‌دهد که دوران ستاره بودنش می‌تواند به این زودی‌ها تمام نشود.


41:

الناز شاکردوست:
همين چند وقت پيش«چه کسي امير را کشت؟» رايشان اکران بود.

وقتي اين فيلم نمايش‌اش تمام شد، «بي‌وفا» رايشان پرده آمد.


در هر دو فيلم هم الناز شاکردوست بازي کرده.

او بازيگري هست که در همين چند سال حضور در سينماي ايران کلي فيلم بازي کرده که از قضا هيچ‌کدامشان هم به اون صورت پرفروش نشده‌اند.
اما او و تهيه‌نمايندگان بي‌توجه به شکست تجاري فيلم‌هاي قبلي او، هنوز به کارشان يعني قرارداد بستن ادامه مي‌دهند.


شاکردوست براي فيلم‌هايش مبلغي حول و حوش شش هفت ميليون مي‌گيرد.

گرچه اين ميان وضعيت دستمزد فيلم‌هاي خاصي مثل «چه کسي امير را کشت؟» تفاوت مي‌کند.
فتحعلي اايشانسي: فتحعلي اايشانسي تا قبل از بازي در مجموعة «بدون شرح» نقش دوم را در فيلم‌ها بازي مي‌كرد.

اون هم معمولا رل آدم‌هاي بدجنس و خبيث را.

براي همين بايد فرمود بي‌شک «بدون شرح» به تغيير کاراکتر او خيلي کمک کرد.


او يکباره از آدم ترسناک فيلم‌ها، تبديل شد به آدم بذله‌گو و شوخ و شنگ.

کاراکتري که در ادامه، پايش به سينما هم کشيده شده و فيلم «بله‌برون» در چنين وضع و اوضاعي جلايشان دوربين رفت و اکران شد.

فتحعلي اايشانسي حالا با فارغ شدن از بازي در سريالي ديگر، جلايشان دوربين سينما حاضر شده و فيلم «خواستگار محترم» به کارگرداني داوود موثقي را بازي مي‌کند.

بازي با دستمزدي نزديک به 10 ميليون تومان.


42:

رضا شفيعي‌جم:
قدرتش در تيپ‌سازي همه‌جا به دردش مي‌خورد.

هم در سريال‌هاي هر شبي تلايشانزيوني و هم در سينما.

اولين حضورش در سينما در نقشي جدي بود.

در فيلم «دو همسفر» اصغر ‌هاشمي‌، با امين حيايي همبازي بود.


بعدها در «ساعت خوش» قدرتش در تيپ‌سازي را نشان داد و تيپ «دِرِک» را ساخت.

چند وقتي پيدايش نبود تا سپس مدت‌ها تيپ «بامشاد» و «کيوون» را ارائه داد.


همان تيپ‌ها برايش باني خير شدند که پايش به سينما باز شود و بتواند قراردادهاي خوب ببندد.

«زن بدلي» فيلمي ‌بود که در گيشه موفق شد و شفيعي‌جم بابت بازي در اون نزديک به 8 ميليون گرفت.

حالا هم« قلقلک» را در نوبت اکران دارد.


43:

مهران غفوريان:
اگر اوضاع امروزي او را مبناي قضاوت بگذاريد، لابد معتقد خواهيد بود قرارداد 5 ميليون توماني‌اش براي فيلم «انتخاب» خيلي هم خوب بوده.
اما اگر کمي‌ قبل‌تر را به ياد بياوريد نظرتان کاملا عوض خواهد شد.

مهران غفوريان کسي بود که به عنوان بازيگر و کارگردان و تهيه‌نماينده حضور تقريبا دائمي ‌در تلايشانزيون داشت.


مجموعه‌هاي «اين چند نفر»، «حرف تو حرف» و « زير آسمان شهر 1و2و3» همه و همه کارهاي او هستند که بعضي مواقع با هستقبال فوق‌العادة مخاطبان مواجه مي‌شدند.

شک نبايد کرد که اون وقت او به راحتي ده بيست برابر حالا درآمد داشته و پولساز بوده.
اما خب بالاخره اوضاع هميشه بر وفق مراد نيست.

مهران غفوريان، نمايش ساز درجة يك تلايشانزيون، در سينما در نقش‌هاي فرعي فيلم‌هاي «انتخاب» و «شارلاتان» ظاهر مي‌شود و بيشتر از 5 ميليون هم نمي‌گيرد.


44:

خط انداختن روی الماس
برای عوض کردن مرتبه سینمایی‌اش کم زحمت نکشید.

وقتی اولین فیلمش روی پرده رفت جزو همان دسته از جوان‌های چشم آبی محسوب می‌شد که بازیگرها طردشان می‌کردند.

خیلی وقت گذاشت و از خیلی چیزها گذشت تا بتواند سیمرغ بلورین بهترین بازیگر جشنواره فیلم فجر را ببرد.

بهرام رادان از معدود سوپراستارهای سینماست که از طریق یک آموزشگاه بازیگری وارد سینما شد.


وقتی نادر مقدس می‌خواست «شور عشق» را بسازد، حضور بهرام رادان در مؤسسة بازیگری هیوا فیلم سبب شد که نقش اول اون فیلم را بگیرد.

فیلم روی پرده آمد و به غیر این که پرفروش‌ترین فیلم سال شد، توانست اولین و آخرین زرشک زرین سینمای ایران را به دست بیاورد.

خب وضعیت خیلی خوبی نبود.


نشریات زرد هم پشت هم عکس و مصاحبة قلابی از او چاپ می‌کردند و بهرام رادان داشت به عنوان چهره‌ای معرفی می‌شد شبیه به مانکن‌ها.

و این وضع لابد برای او که به قول خودش عاشق عصیان هست زیاد جالب نبود.

پس آرام‌آرام شروع کرد به خط انداختن روی چهره‌ای که ازش ساخته بودند.


«شور عشق» اولین و آخرین فیلمی هست که بهرام رادان در اون بدون ریش ظاهر شده.

فیلم‌های بعدی رادان گرچه خیلی فیلم‌های باارزشی نبودند اما فروش می‌کردند و او به عنوان سوپراستار بیشتر و بیشتر مطرح می‌شد.

در اون حال و وضع، حضورش در فیلم «گاو خونی» شبیه به نابودی کامل ِ اون شکل و ظاهر ستاره‌وار بود.


فیلمی که در اون بیشتر می‌توانی صدای رادان را بشنوی تا تصویرش را ببینی.

همان سال به پشتوانة بازی در «گاو خونی» و «شمعی در باد» سیمرغ بلورین را گرفت و همه چیز برایش مهیا شد که از سینمای زرشکی برای همیشه جدا شود.
رادان طی این سال‌ها اگر در «گیلانه» نقش یک جانباز قطع نخاع شده را بازی کرده، در کنارش در فیلم‌هایی مثــل« ازدواج صــورتی» و «رستگاری در 8:20» حضور پیدا کرد.
فیلم‌هایی که بازی در اون‌ها مثل تجارت می‌ماند.

رادان مسلما برای بازی در فیلم‌هایی از نوع «گاوخونی» دستمزد زیادی نمی‌گیرد و در عوض طبق شنيده‌ها برای «ازدواج صورتی» 18 میلیون، برای «رستگاری در 8:20» 12 میلیون و برای همین آخری «چهار انگشتی» 16 میلیون گرفته.
وضعیت زیاد بدی هم نیست.

مثل «اورسن ولز» می‌ماند که در فیلم‌های درجه سه بازی می‌کرد و بعد «همشهری کین» و «بانویی از شانگهای» را می‌ساخت!
مي‌گايشانند «روناک يونسي» کشف تازة «قاسم جعفري» که در فيلم «گرگ و ميش» بدون دريافت وجهي جلايشان دوربين رفته بود، براي بستن قراردادي بابت بازي در يک فيلم سينمايي بنا به پيشنهاد قاسم جعفري، طلب 5ميليون تومان مي‌کند و به طور قابل پيش‌بيني معامله شكل نمي‌گيرد.
مي‌گايشانند «ساسان فرخ‌نيا» 50 ميليون تومان وسط گذاشته تا بتواند نقش اول فيلم «رؤياي جواني» به كارگرداني «نادر مقدس» را بگيرد.

جالب اين كه فيلم در اكران عمومي شكست خورد و 20 ميليون بيشتر فروش نكرد.

بعدها رايت فيلم به رسانه‌هاي تصايشانري فروخته شد با رقم 25 ميليون.

كل فروش فيلم در شهرستان تهران در نهايت به اندازة سرمايه‌گذاري فرخ‌نيا نرسيد.


45:

«رؤيا تيموريان» که براي يک هفته کار در پروژه‌اي، چهار ميليون دريافت کرده بوده.

براي بستن قرارداد به يک دفتر سينمايي مي‌رود.

مي‌گايشانند وقتي صحبت سر مسائل مالي آغاز مي‌شود، تيموريان همان دستمزد 4 ميليوني بابت يک هفته کار را درخواست مي‌کند که با احتساب وقت فيلم‌برداري پروژة جديد، دستمزدش به حول و حوش 32 ميليون مي‌رسد.

تيموريان کمي ‌کوتاه مي‌آيد و به 15 ميليون هم راضي مي‌شود اما سازندگان فيلم با اين رقم هم موافقت نمي‌نمايند.
معمولا دستمزد بازيگرها در چهار قسط پرداخت مي‌شود.

قبل از فيلم.

در آغاز فيلم.

ميانة فيلم و پس از پايان فيلم.

مي‌گايشانند قسط آخر جزو دسته کي داده، کي گرفته‌هاست.

براي همين سعيد پورصميمي‌ وقتي فيلم‌برداري «قاعده بازي» به کارگرداني «احمدرضا معتمدي» به روزهاي آخرش نزديک مي‌شود، براي بازي در سکانس‌هاي پاياني تا وقت گرفتن قسط آخر، جلايشان دوربين حاضر نمي‌شود.
مي‌گايشانند سازندگان فيلم «بله برون» ابتدا از «مهدي فخيم‌زاده» براي بازي در فيلمشان دعوت مي‌نمايند.

فخيم‌زاده که مايل به همکاري در اين پروژه نبوده، پاي مسائل مالي را وسط مي‌کشد و درخواست 45ميليون تومان براي بازي در اين فيلم مي‌کند تا معامله جوش نخورد.

که عاقبت هم جوش نمي‌خورد.
قضية ديگر در مورد بازيگرها، داستان تبليغات و بيلبوردهاست.

مثلا با اين که در نشريات زرد صحبت از قرارداد 200 ميليوني بهرام رادان با ال‌جي بود، منابع موثق مي‌گايشانند يک قرارداد 75 ميليون توماني بيشتر در کار نبوده براي يک سال.
$و مي‌گايشانند ايکات که با تصاايشانر تبليغاتي «گلزار» در لب دريا به شهرت رسيد با گلزار يک قرارداد دو ساله بسته بوده به مبلغ 40 ميليون.

حالا اما ديگر تصايشانر گلزار، کالاي موردنظر را تبليغ نمي‌کند.

اين بار تصايشانر «پژمان بازغي» زير لوگايشان ايکات به چشم مي‌خورد.

مي‌گايشانند بازغي قراردادش را در ازاي دريافت 20 ميليون امضا کرده.
اين يکي تبليغ را شايد زياد نديده باشيد.

چون خيلي زود بيلبوردهايش جمع شد.

حرف تبليغات آب معدني هست با حضور «رضا داوودنژاد» و «علي صادقي» که براي عکس انداختن در کنار بطري‌هاي آب معدني، نفري 25 ميليون برنامه بود دريافت نمايند.

برنامه بود را براي اين مي‌نايشانسيم که مي‌گايشانند کارخانة موردنظر به دلايلي پول توافق شده را پرداخت نمي‌کند و بيلبوردها هم به سرعت جمع مي‌شوند.
يکي از جاهايي که خوب پول رد و بدل مي‌شود، مجموعه‌هاي نودقسمتي هستند.

اين قضيه «خسرو شکيبايي» را هم وسوسه مي‌کند تا براي حضور در مجموعه «زندگي به شرط خنده» قرارداد ببندد.

اما همکاري سر نمي‌گيرد و سازندگان کار به سراغ خبرة اين‌طور کارها «حميد لولايي» مي‌روند که در بخش خبري 20:30 خبر قرارداد 32 ميليوني اش بابت سه ماه هم تکذيب شد.

اما منابع موثق باز خبر مي‌دهند و مي‌گايشانند که لولايي براي بازي در هر قسمت يک ميليون تومان دريافت کرده.
حتما در جريان ساخته شدن فيلم پرخرج «اخراجي ها» به کارگرداني «مسعود ده‌نمکي» بوده‌ايد.

مي‌گايشانند فقط رقم قراردادهاي بازيگران اين فيلم 180 ميليون تومان بوده.

از دستمزد 20 ميليوني و 14 ميليوني امين حيايي و اکبر عبدي براي سه ماه کار بگيريد تا قراردادهاي سه چهار ميليون توماني ارژنگ اميرفضلي و سپند اميرسليماني بابت همان مدت کار.


پايان

46:

علی آقا بابت خبرایی که میدی واقعا حرف نداره ، من که به شخصه هستفاده میکنم هم اینجا و هم جاهای دیگه ( یه خسته نباشی حســـــــــــــــــابی هم بابت نوشته ها به شما )
ممنون

47:

خواهش میکنم بابک عزیز
شما هم خسته نباشید

48:


49:

منبع

محمد رضا گلزار
دستمزد ستارگان سینمای ایران چقدر هست ؟؟
اولش اين‌طوري نبود كه محمدرضا گلزار، گران‌ترين بازيگر مرد سينماي ايران باشد.

كسي بود
مثل بقيه.

كسي كه براي تفريح به شمال سفر كرده بود و از قضا كارگردان قديمي سينماي ايران، يعني ايرج قادري هم، همان جا بود.

گلزار در نظر قادري، خوب جلوه كرد و چشمش را گرفت.

پس به گلزار پيشنهاد بازي در فيلم داد.





فيلمي به نام سام و بلقيس كه بعدها تبديل شد به سام و نرگس.

اما قبل از اين پيشنهاد، محمدرضا گلزار گيتاريست گروه پرطرفدار و تازه تأسيس آريان بود كه اولين كاستشان «گل آفتابگردون» تركاند.


سپس بازي در سام و نرگس، دو اتفاق مهم براي محمدرضا گلزار افتاد.

اول اين‌كه به پيشنهاد هديه تهراني، شد ماني معترف فيلم شام آخر.

جواني كه عاشق مادر دوستش مي‌شود.

اين فيلم مي‌توانست جايگاه بازيگري او را تغيير دهد كه نداد.

دوم هم اين كه تهراني، او را به دفتر پايشانا‌فيلم برد و فرمود كه بازيگر مقابلش در فيلم شب‌هاي تهران، بايد گلزار باشد.

تهيه‌كنندة فيلم (حاج حسين فرح‌بخش) قاتي كرد و فرمود كه سابقه نداشته بازيگر براي او تعيين تكليف كند.

پس بازي تهراني و گلزار در فيلم، منتفي شد.



وقت گذشت و فيلم‌هاي بي‌بو و خاصيت گلزار يعني «بالاي شهر، پايين شهر»، «وقته» و «چشمان سياه» اكران شدند.

او در بين امت محبوب بود، اما نقش تعيين كننده‌اي در مناسبات فروش سينماي ايران نداشت.

تا اين كه حسين فرح‌بخش با وجود مشكلاتي كه براي گلزار وجود داشت (مشكل ممنوع‌التصايشانري) آمد سر وقت او.

براي بازي در فيلمي كه پرفروش‌ترين فيلم سال1383 شد؛ يعني كما.


اين‌گونه بود كه سال83 تبديل شد به بهترين سال دوران حرفه‌اي گلزار.

او در پرفروش‌ترين فيلم سال و يكي از بهترين فيلم‌هاي سال (بوتيك) بازي داشت و بيشتر از گذشته محبوب قلب‌ها شد.

بوتيك هم با وجود قصة تلخش به خاطر حضور گلزار فيلم پرفروشي شد و خيلي‌ها به ديدنش رفتند.



در همان سالي كه گلزار، بوتيك و كما را بازي كرد، دو اتفاق مهم ديگر هم افتاد.

يكي اين كه به خاطر قراردادش با ايكات، حاضر نشد موهايش را بتراشد و بشود يكي از سربازهاي جمعة مسعود كيميايي.

و ديگري اين كه فيلم سيزده گربه رايشان شيرواني تبديل شد به آخرين همكاري او با محمدرضا شريفي‌نيا.

چون كه زير بار نرفت %ي از دستمزدش را به شريفي‌نيا بدهد.


اگر ناكامي و شكست گل يخ (كيومرث پوراحمد) را فراموش كنيم، گلزار حضور موفقش را ادامه داده هست.

در پرفروش‌ترين فيلم تاريخ سينماي ايران (از نظر ريالي) يعني آتش بس بازي كرد و به خاطر تهمينه ميلاني فقط 8 ميليون تومان گرفت.


سپس اون هم با بازي در فيلم تله، يكي از بالاترين دستمزدهاي بازيگري در سينماي ما را گرفت.

مي‌گايشانند سهم گلزار از بازي در تله (فيلمي كه اين روزها رايشان پرده هست) 20 ميليون تومان بود كه رقم بسيار بالايي هست.

اين‌طور كه شنيده مي‌شود، فيلم بعدي گلزار، دومين فيلم علي مصفا به تهيه‌كنندگي صحرا فيلم خواهد بود.


عزت‌الله انتظامي:

دستمزد ستارگان سینمای ایران چقدر هست ؟؟
از بازيگران نسل قديم، او چيزهايي را به دست آورده که با هيچ رقم و عددي قابل خريداري نيست.

همين که به عنوان شمايل بازيگري سينماي ايران پذيرفته شده، همين که حالا تنديس‌اش در گوشه‌اي از موزه سينماست، همين که امت هستاندارد بودن فيلم را با حضور او تشخيص مي‌دهند، کافي هست که او را بي‌نياز از قراردادها و رقم‌ها بدانيم.



اما براي دانستن بد نيست که بگايشانيم بابت يکي از واپسين فيلم‌هايش ـ «ستاره مي‌شود» ـ براي 28 جلسه بازي، 5 ميليون تومان دريافت کرده، در آستانة هشتمين دهة زندگي‌اش.

خسرو شکيبايي:

دستمزد ستارگان سینمای ایران چقدر هست ؟؟
وقتي سوپراستار اول سينماي ايران بود و حالا نيست.




اين همه مدت درباره‌اش فرموده شده که هنوز و همچنان مشغول تکرار نقش «هامون» هست.

يعني همان فيلمي‌که او را به موفقيت رساند.

شکيبايي حالا و امروز در موقعيتي هست که مي‌گايشانند هر جا پيشنهاد تقريبا خوب مالي بشود، حضور پيدا مي‌کند و جلايشان دوربين مي‌رود.


مثلا براي بازي در فيلم «ازدواج صورتي» 12 ميليون تومان قرارداد بسته و بحث سريال‌هايي هم که بازي مي‌کند سواست.

رضا کيانيان:

دستمزد ستارگان سینمای ایران چقدر هست ؟؟

به نظر مي‌رسد براي رضاکيانيان هيچ‌چيز مهم‌تر از خود بازيگري نيست.

اون‌قدر که بنشيند دربارة بازيگري بحث کند، تئوري ببافد، مقاله و کتاب بنايشانسد و بازي در نقش‌هاي غيرمتعارف را تست کند.



چيزي که خودش از اون به عنوان کرم بازيگري ياد مي‌کند.

کارهايي مثل نقش‌هاي کوتاهش در «اسب» و «کارگران مشغول کارند».



کيانيان قراردادهاي مالي‌اش را برپايه فيلم‌ها و نقش‌ها تنظيم مي‌کند.

مثلا اگر بخواهد در نقشي خاص و در فيلم کارگرداني چون «بهمن فرمان‌آرا» بازي کند، زياد دنبال ارقام بالا نيست.

اما طبق شنيده‌ها براي نقشي ديگر در فيلم «باغ فردوس ساعت 5 بعدازظهر» ده ميليون تومان دريافت كرده هست و بابت بازي در سريال «يک مشت پر عقاب» ماهي چهار و نيم ميليون تومان.


گلشيفته فراهاني دستمزد ستارگان سینمای ایران چقدر هست ؟؟
وقتي وارد سينما شد، تنها چهارده سال داشت.

با بازي در نقش يكي از بهترين شخصيت‌هاي تاريخ سينماي ايران، يعني «ميم» در فيلم درخت گلابي.

او در هنرستان موسيقي تحصيل مي‌كرد كه از طرف محمدرضا شريفي‌نيا به داريوش مهرجايشاني معرفي شد تا اين نقش مهم و كليدي را بازي كند.



بازي فراهاني مورد توجه همگان واقع شد و سيمرغ بلورين بهترين بازيگر بخش بين‌الملل شانزدهمين جشنواره فجر را براي او به ارمغان آورد.

از او تا مدت‌ها خبري نبود، تا اين كه در فيلم وقته (حميدرضا صلاحمند) بازي كرد.

يك شكست همه جانبه، چه از نظر هنري و چه از نظر فروش.

فيلم در بخش مهمان بيست و يكمين جشنواره فيلم فجر به نمايش درآمد و مورد خنده و هستهزاي عام و خاص برنامه گرفت.


اما جهش و نقطة اوج فراهاني، درست يك سال بعد بود؛ در بيست و دومين جشنواره فيلم فجر.

با بازي در فيلم‌هاي بوتيك و اشك سرما.

بازي فراهاني در اشك‌سرما نامزدي جشنواره فجر، تنديس خانة سينما و حافظ دنياي تصايشانر را برايش به ارمغان آورد، يعني بردن دو جايزه از سه جايزة مهم سال.



در نتيجه، محرز شد كه نقشش در «وقته» ربطي به هوش و هستعدادش ندارد.

سال بعد، او يكي از نقش‌هاي مكمل فيلم خيلي خوب علي رفيعي، يعني «ماهي‌ها عاشق مي‌شوند» را بازي كرد، نقش دختر رؤيا نونهالي را.

سير صعودي رشد فراهاني ادامه داشت و او در فيلمِ يكي از پرطرفدارترين كارگردانان ايراني، نقش دختر شخصيت اصلي را بر عهده گرفت.



سپس به نام پدر (ابراهيم حاتمي‌كيا) او در فيلم گيس بريده (جمشيد حيدري) بازي كرد كه اين روزها بر پردة سينماها هست.

فيلم بسيار بدي كه انتخابش اشتباه بوده و آدم را ياد اشتباه قبلي فراهاني يعني وقته مي‌اندازد.

از گيس بريده كه بگذريم، او در سه تا از مهم‌ترين فيلم‌هاي امسال سينماي ايران بازي كرده هست.



ميم مثل مادر (رسول ملاقلي‌پور) توانايي‌هاي فراهاني را در سطحي ديگر به تماشاگر نشان مي‌دهد و مشخص مي‌كند كه او مي‌تواند نقش‌هاي بسيار دور از خودش را هم بازي كند.



بيخود نبوده كه او براي بازي در اين فيلم، از دستمزد هميشگي‌اش يعني 12 ميليون تومان صرف‌نظر كرده و تنها 10 ميليون تومان گرفته هست.

دو فيلم ديگر، نيوه مانگ (بهمن قبادي) و سنتوري (داريوش مهرجايشاني) هستند كه احتمالا اولين نما‌يششان در بيست و پنجمين جشنواره فجر خواهد بود.




هانیه توسلیدستمزد ستارگان سینمای ایران چقدر هست ؟؟
تصمیم گرفت راهی را که هدیه تهرانی سپس طی مسیر ستارگی انجام داد، از ابتدا انجام بدهد.

گرچه هرگز نمی‌تواند کاریزمای هدیه تهرانی برای ستاره شدن را داشته باشد.

اما بازی کردن در فیلم‌های روشن ِکم مخاطب یا همان مخاطب خاص خودمان، روش او در انتخاب‌هایش بوده و هست.





جالب این که او کار حرفه‌ای بازیگری را با حضور در یک سریال پاپ تلویزیونی به نام «غریبه» شروع کرد.

و اولین فیلم سینمایی‌اش هم فیلم پرفروش «شام آخر» بود.

اما قبل از این که اتفاقی برایش بیفتد، قبل از این که مطرح و معروف و مشهور بشود، مسیرش را یکباره کج کرد و به سمت و سوی دیگری رفت.

رفت در فیلم«شب‌های روشن» بازی کرد که در اکرانش روی خاص بودنش مانور داده می‌شد.



نقش‌های کوتاه و فرعی‌اش در «گاهی به آسمان نگاه کن» و «جایی برای زندگی» هم زیاد جلب توجه نکرد تا دوباره مجاب شود برای در چشم بودن به تلویزیون برگردد.

چون فیلم‌هایی که طی چند سال در سینما بازی کرده بود، بيشترشان مجال نمایش عمومی پیدا نکرده‌اند.



فیلم‌هایی مثل «یک شب»، «وقت می‌ایستد» و«عصر جمعه» که عموما متعلق به همان جریان مثلا روشنفکرانه و احتمالا با مخاطبان خاص هستند.

سریال«وفا» برای هانیه توسلی موقعيت دوباره‌ای بود که باز مثل سال‌های اولیه بازیگری‌اش مطرح بشود.



آخرین فیلمی که تا امروز هانیه توسلی بازی در اون را به پایان برده، فیلم «عاشق» به کارگردانی افشین شرکت هست که مي‌گايشانند برای بازی در اون بیشترین دستمزد دوران بازیگری‌اش را گرفته .

چیزی حول و حوش 10 میلیون تومان.«عاشق» با توجه به کارنامة کارگردانش احتمالا جزو فیلم‌های رده«شغالی» سینمای ایران خواهد بود.

فیلمی که طبق شنيده‌ها توسلی قبل از اکران عمومی و خصوصی‌اش از بازی در اون ابراز پشیمانی کرده و بابتش کلی دپرس شده.



حرفه؛ شریفی‌نیا

دستمزد ستارگان سینمای ایران چقدر هست ؟؟

دربارة چیزی می‌خواهیم بنویسیم و حرف بزنیم که پیش از این، در مصاحبه‌ها و گپ‌های مختلف به شدت تکذیب شده و خب چه کاری سخت‌تر از اثبات چیزی هست که کذب بودنش گویا پذیرفته شده؟ پس یک کار دیگر می‌کنیم.




شنیده‌های خود را برایتان نقل می‌کنیم و با اتکا بر این شنیده‌ها که خودمان معتقد به موثق بودنشان هستیم، باقی حرف‌هایمان را می‌زنیم و بحث را جلو می‌بریم ته‌اش هم به اين خواهيم رسيد كه كاري كه شريفي‌نيا انجام مي‌دهد هم به نفع بازيگران هست و هم به نفع سينماي ما.



در یکی از فرمود‌و‌گوهای همین مجله، حسام نواب‌صفوی در جواب این که آیا جزو باند شریفی‌نیا هست یا خیر؟ جواب داده بود مگر شریفی‌نیا فرودگاه هست که باند داشته باشد؟ البته مضمون و شکل جمله متعلق به خود نواب صفوی نیست.



این جمله‌ای هست که شریفی‌نیا چند باری در گپ و فرمود‌های رسمی و خصوصی عنوان کرده.

شاید باز بحث بر سر واژه‌هاست و مته گذاشتن به خشخاش.

مثل این که می‌گویند فلان مربی فوتبال اخراج نشده.

با او قطع همکاری کرده‌ایم.

اگر اشکال و مورد روی واژة «باند» هست، ما اون را تغییر می‌دهیم.



می‌گوییم محمدرضا شریفی‌نیا کسی هست که تا دلتان بخواهد، در تمام رده‌های سنی بازیگر در چنته دارد و هر پروژه کافی هست که کار و بار بازیگرهایش را بسپارد به او تا اموراتش به بهترین نحو پیش برود.

اما این قضیه انتخاب و معرفی بازیگر به فیلم‌ها و سریال‌ها یک‌جورهایی شغل شریفی‌نیا محسوب می‌شود.

چون مي‌گايشانند بابت هر قراردادی که بازیگرهای تیمش می‌بندند، بین ده تا بیست %ش به او می‌رسد.

برای همین هم بخشی از چانه‌زدن‌های مرسوم سر رقم و عدد و قرارداد پای خود شریفی‌نیاست.



حالا که تا این‌جا دستتان آمد دربارة چه چیزی می‌خواهیم حرف بزنیم، بگذارید پای تاریخچه را وسط بکشیم.

این که قصه اصلا از کجا شروع شد؟ يكي از اولین جاهايي که شریفی‌نیا بازیگر برگزید و معرفی کرد و تیم بازیگرها را بست، فیلم «آدم برفی» بود.

و این‌جا درست همان جایی هست که سر همین مسائل، شریفی‌نیا با اکبر عبدی و پرویز پرستویی به مشکل برخورد و از اون‌جا به بعد در پروژه‌هایی که زیر دستش بود سراغ اون‌ها نرفت و اگر همین اواخر سر فیلم «اخراجی‌ها» این موضوع نقض شد، باز اکبر عبدی زیر بار نرفت.



به جز «آدم برفی»، داوود میرباقری سر پروژه عظیم سریال «امام علی(ع)» هم مسائل مربوط به انتخاب بازیگران را به شریفی‌نیا سپرد.

پروژه‌ای که تمام بازیگران ریز و درشتش را شریفی‌نیا انتخاب کرده بود و تقریبا هموقت با «آدم برفی» فیلم‌برداریش آغاز شده بود.



کار کردن در این پروژه باعث نشد که شریفی‌نیا خیلی زود جای خود را باز کند.

یعنی در اصل چند سالی گذشت و فیلم‌های دیگر توانستند موقعیت او را در این سمت تثبیت نمايند.



«دختری به نام تندر» و مهم‌تر از اون «عروس خوش‌قدم» فیلم‌هایی بودند که دیگر برای پی بردن به حضور شریفی‌نیا در مقام انتخاب‌نمايندة بازیگر نیازی به آمدن اسمش در تیتراژ نبود.

فیلم‌هایی که عموما خود شریفی‌نیا هم یکی از نقش‌هایش را برای خودش کنار می‌گذاشت.

از «ولید» سریال «امام علی» بگیرید تا «ابی کپل» در «آدم برفی» و دیگر نقش‌ها.



چیز دیگري که شاید برایتان جذاب باشد، نام بازیگرانی هست که با شریفی‌نیا همکاری می‌نمايند.

کسانی چون مهناز افشار، امین حیایی، حسام نواب‌صفوی، گوهر خیراندیش، فرهاد آئیش، مریلا زارعی، شقایق فراهانی، مسعود رایگان، پوریا پورسرخ و...

معمولا جزو افراد منتخب شریفی‌نیا برای بازی در فیلم‌ها و سریال‌ها هستند و بد نیست که بدانید یکی از بازیگرانی که با روش و مشی شریفی‌نیا کنار نمی‌آید، محمدرضا فروتن هست که بازی در فیلم «مهمان مامان» را برای همین رد کرد.

محمدرضا گلزار هم سپس همکاری در چند فیلم با شریفی‌نیا، تصمیم گرفت که «سیزده گربه روی شیروانی» آخرین همکاری‌اش با او باشد و دیگر هر کدام راه خود را بروند.

البته فعالیت شریفی‌نیا برای حمايت از بازیگران طرف حسابش به انتخاب کردنشان محدود نمی‌شود.

وقتی این بازیگران فیلمی روی اکران دارند، شریفی‌نیا از روابطش با چند تا از نشریات هستفاده می‌کند و سفارش چند مصاحبه و عکس روی جلد از اون بازیگران را می‌دهد تا بازیگران حسابی به چشم بیایند.

حالا با این همه که نقل کردیم و فرمودیم یک چیز معلوم و مسلم هست.

ارتباط شریفی‌نیا با تیم بازیگرانش، رابطه‌ای هست که در اون منفعت طرفین لحاظ شده.

شریفی‌نیا بابت کاری که می‌کند، دستمزدش را می‌گیرد و بازیگران هم برای پولی که می‌پردازند، شانس برنامه گرفتن در موقعیت خوب و درست را به دست می‌آورند.

یک‌جورهایی می‌شود فرمود شریفی‌نیا مدیر برنامة غیررسمی اکثر بازیگران مطرح سینماست.

انتخاب‌های او اکثر مواقع جواب می‌دهند و فیلم‌هایی که بازیگرانش توسط او انتخاب می‌شوند، از این لحاظ به مشکل برنمی‌خورد.

مسألة پايه ی دیگر در این زمینه فعال‌بودن شریفی‌نیاست.

می‌شود تصور کرد با نبودن او در این سمت، خیلی از پروژه‌های سینمایی و تلویزیونی می‌خوابند و کارشان پیش نمی‌رود.



همین چند وقت اخیر پروژة سنگین «کلاه پهلوی» را راه انداخت و در کنارش برای چند فیلم بازیگر انتخاب کرد.

با همة اوصاف بالاخره باید پذیرفت که بدون شریفی‌نیا سینمای ایران یک جایش می‌لنگد.

و غلو نکرده‌ایم اگر بگوییم ممکن هست بدون او حتی زمین‌گیر هم بشود.

مهم این هست که چرخ‌های این سینما بچرخد.

آغازگر
دستمزد ستارگان سینمای ایران چقدر هست ؟؟

دربارة نیکی کریمی از هر جا که شروع کنیم به یک کلمه می‌رسیم.

«آغازگر».

هم اون وقت که در فیلم «عروس» بازی کرد و شد اولین سوپراستار سینمای سپس انقلاب و هم وقتی که ستاره بودن دلش را زد و رفت به سمت کارهایی مثل ترجمه و کارگردانی، و بازیگری را تبدیل به فعالیت جنبی خود کرد.

نیکی کریمی نمونه کسی هست که به یک چیز قانع نبود و سعی کرد تمام عناوین را تجربه و کسب کند و آدم جامع‌الاطرافی باشد.

براي همين يك دفعه تصميم گرفت از حجم بازي‌هايش كم كند و به سراغ كارگرداني برود.



چند وقتي با كيارستمي كار كرد و تجربه كرد تا بالاخره اولين فيلم سينمايي‌اش «يك شب» را ساخت.

فيلمي با حال و هواي خاص كه مطمئنا به مذاق تماشاگرهاي عادي سينما خوش نمي‌آمد.

براي همين فقط در جشنواره‌ها و اكران‌هاي خصوصي نمايش داده شد و راهي به سينماها براي اكران عمومي پيدا نكرد.



او در فیلم‌های چند سال اخیرش فقط سه فیلم پرفروش داشته.

«دو زن»، «شام عروسی» و «نوک برج» که دلايل فروش دو فیلم آخری را با توجه به اقبال تماشاگران به فیلم‌های کمدی، می‌‌شود در شرایط دیگری جست‌وجو کرد.

او در دوران بازيگري‌اش هم در فیلم‌های هستانداردی مثل «سارا» و «پری» و «برج مینو» بازي كرده و هم در فیلم‌های زیر هستاندارد، «سیب سرخ حوا» و «بازیگر».

از فیلم‌های پرفروشی مثل «دختران انتظار» و « دو زن» می‌رسیم به فیلم‌های شکست‌خورده‌ای مثل «باج‌خور».



با اين حال و با اين اين‌كه او دومين فيلمش را هم ساخته و نشان داده كارگرداني، حسابي برايش جدي هست، ولي نیکی کریمی هنوز هواخواهان خودش را دارد.

هنوز تهیه‌نماينده‌ها با او قراردادهای مالی درست و حسابی می‌بندد.



برای همین «شام عروسی» 12میلیون قرارداد بسته و همین نشان می‌دهد که دوران ستاره بودنش می‌تواند به این زودی‌ها تمام نشود.



امين حيايي
دستمزد ستارگان سینمای ایران چقدر هست ؟؟

سنش خيلي كمتر از حالا بود كه در فيلم‌هاي دو همسفر (اصغر هاشمي) و دو رايشان يك سكه (محمد متوسلاني) بازي كرد.

در نقش‌هايي فرعي و كم‌اهميت.

يك‌جور وردست قهرمان اصلي.

اين روند ادامه داشت تا سريال روزگار جواني، كه او را به همه شناساند و محبوبيتي برايش به ارمغان آورد.

حيايي سپس روزگار جواني، نقش مكمل فيلم دست‌هاي آلوده را بازي كرد.

نقشي كه خيلي كم‌رنگ نبود و به او اجازة عرض‌اندام مي‌داد.

حضور راحت، صميمي و بي‌تكلف حيايي جلايشان دوربين باعث شد كه خيلي‌ها دوستش داشته باشند و سيل پيشنهادات به سايشان او روانه شد.

نقش اصلي دو فيلم داريوش فرهنگ (تكيه بر باد و رز زرد) را بازي كرد كه فروش موفقي داشتند و سبب تحكيم جايگاه او شدند.



بعدا او در دو تا از پرفروش‌ترين فيلم‌هاي سال82 بازي كرد.

نقش مكمل عروس خوشقدم كه (كاظم راست فرمودار) كانديداتوري جشن خانة سينما را برايش به ارمغان آورد و نقش اصلي دختر ايروني (محمدحسين لطيفي) كه بازي روانش باعث شد جايزة حافظ جشن دنياي تصايشانر را از اون خود كند.

تركيب حيايي و تهراني سپس پنج سال و حضور ناتمام حيايي در قرمز رايشان پرده آمد و خيلي‌ها اون را دوست داشتند.

اتفاقي كه مي‌توانست چند سال قبل با فيلم قرمز بيفتد، با دختر ايروني افتاد.

(ابتدا برنامه بود امين حيايي نقش ناصر ملك را در قرمز بازي كند كه به دليل بيماري، حضورش در فيلم منتفي شد.) سپس دختر ايروني، امين حيايي به عنوان يكي از ستارگان مرد سينماي ايران شناخته شد و در فيلم‌هاي مهم و پرفروشي بازي كرد، كه مهم‌ترينش نقش دكتر فيلم مهمان‌مامان (داريوش مهرجايشاني) بود.



شيريني و راحتي حيايي در اين فيلم، چند برابر شده بود و باعث شد كه تماشاگر، اون را خيلي دوست داشته باشد.

همان سال، حيايي در پرفروش‌ترين فيلم سال، يعني كما هم بازي كرد.

در كنار محمدرضا گلزار كه در زندگي واقعي، دوستان صميمي همديگر هستند.



در همين وقت، پيشنهادات زيادي به امين حيايي مي‌شد.

او هم هيچ‌كدام از اون‌ها را رد نمي‌كرد و باعث شد كه در فيلم‌هاي نازل و بي‌ارزشي مانند عروس فراري (بهرام كاظمي)، آكواريوم (ايرج قادري) و ******** (آرش معيريان) بازي كند كه اتفاقا هر سه جزو پرفروش‌ترين‌هاي سال بودند.



امسال هم امين حيايي بازي در فيلم‌هاي اخراجي‌ها (مسعود ده‌نمكي)، تله (سيروس الوند) و مهمان (سعيد اسدي) را به پايان برده كه در فيلم اول طبق شنيده‌ها براي سه ماه كار 20 ميليون تومان، در فيلم دوم به خاطر نقشي كوتاه 8 ميليون تومان و در فيلم سوم براي 35جلسه، 14 ميليون تومان گرفته هست.



حيايي از گران‌ترين بازيگران سينماي ايران هست كه به خاطر پركاري‌اش، عملا تبديل به پردرآمدترين بازيگر سينماي ايران شده هست.

فاطمه معتمدآريا


شايد اگر فيلم‌هايي را که در اين چند وقت اخير بازي کرده مرور کنيم به اين نتيجه برسيم که بازيگري برايش شغل پردرآمدي نيست.



چون بازي در فيلم‌هايي مثل «کارگران مشغول کارند» و «زيردرخت هلو» را به خاطر دوستي و رفاقت مي‌پذيرد و احتمالا حرف مسائل مالي به اون صورت به ميان نمي‌آيد و از سايشان ديگر براي بازي در نقش متفاوت و خاصي چون «گيلانه» هم سعي مي‌کند قرارداد مالي پايين‌تري امضا کند تا به پروژه کمکي شده باشد.

مي‌گايشانند فاطمه معتمدآريا براي يکي از آخرين فيلم‌هايي که بازي کرده يعني «تقاطع» قراردادي بسته با رقم 5 ميليون تومان.

اکبر عبدي: درست هست که اکبر عبدي ديگر اون بازيگر محبوب و پولساز اواخر دهة شصت و اوايل دهة هفتاد نيست، اما خب هنوز از اعتبار و هنري که دارد براي بستن قراردادهاي خوب مالي هستفاده مي‌کند.

مي‌گايشانند دو سه سال پيش براي حضور در مجموعه «زير آسمان شهر(3)» 50 ميليون تومان گرفت و بعد بابت بازي در اين کار از امت عذرخواهي کرد و حالا هم براي حضور سه‌ماهه سر پروژة «اخراجي‌ها» 14 ميليون گرفته و رقم قرارداد دو ماه و نيمه‌اش در فيلم «قاعده بازي» هم 12 ميليون بوده.

پروژه‌اي که 5 ماه طول کشيد و قرارداد تمام شرایط اون تمديد شد.


جمشيد ‌هاشم‌پور: شکل و چهرة فعلي‌اش با اون موقع که انتخاب اول تماشاگران شهرستاني بود از زمين تا آسمان توفير کرده.

ديگر از اون کلة براق ِتيغ انداخته خبري نيست.

ديگر اسلحه‌هاي عجيب و غريب و گنده دست نمي‌گيرد و با يک شليک دمار از روزگار يک ايل آدم در نمي‌آورد.

جالب هست که در فيلم هنوز اکران نشدة «قاعده بازي» با برگشت صد و هشتاد درجه‌اي از اون شمايل، نقش يک دوجنسي را بازي مي‌کند با ظاهري کاملا نامتعارف.

نقشي که‌ مي‌گايشانند هاشم‌پور بابت بازي‌اش ده دوازده ميليون تومان گرفته.

او الان ديگر قهرمان فيلم‌هاي فارسي نيست، اما حتي با عوض کردن سطح کاري‌اش، هنوز هم قراردادهاي کلان مي‌بندد.

ابوالفضل پورعرب:

براي توضيح و تشريح واژه‌هايي مثل سقوط و نزول در مورد او، کافي هست رقم قرارداد دو تا از سريال‌هايش را با هم مقايسه کنيم.



وقتي در «مسافر» بازي کرد و تازه اون وقت هم ديگر جوان اول نبود، قرارداد 25 ميليون توماني بست و همين چند ماه پيش، چند سال سپس «مسافر» براي بازي در سريال «زيرزمين» ماهانه چهار ميليون تومان مي‌گرفت.

الان ديگر در سينما از او خبري نيست.

اگر هم گه‌گاهي سروکله اش پيدا شود اکثرا در فيلم‌هاي کم‌ارزش هست که برايش نه نفع هنري دارد و نه منفعت مالي.

حميد گودرزي:
دستمزد ستارگان سینمای ایران چقدر هست ؟؟

حتما اگر بشنايشاند او بيشترين پول را در ميان بازيگران بابت حضور در يك فيلم گرفته، تعجب خواهيد کرد.

بالاخره اين همه سوپراستار داريم محبوب‌تر و مشهورتر از حميد گودرزي.

اما اين قضيه حقيقت دارد.

حميد گودرزي براي بازي در فيلم «گناه من» نزديک به 24 ميليون تومان گرفته که بيشترين رقم دريافتي در ميان بازيگران هست.

البته پاي قرارداد از اول اين رقم نبوده.

اون‌قدر پروژه متوقف شده و به تأخير افتاده و طول کشيده که تهيه‌نماينده هر بار مجبور به تمديد قراردادها شده.

و در همين ماراتن عجيب و غريب، رقم قرارداد حميد گودرزي آرام‌آرام رسيده به 24 ميليون تومان






50:

دستمزد ستارگان سینمای ایران چقدر هست ؟؟

مهناز افشار
بعضي فيلم‌ها هستند كه در وقت نمايش‌شان كلي فحش مي‌خورند و مورد لعنت و نفرين برنامه مي‌گيرند.

اما در طول وقت مشخص مي‌شود كه چيزهايي هم داشته‌اند.

اين، حكايت شور عشق (نادر مقدس) هست.

فيلمي كه در وقت خودش مورد عنايت و تفقد منتقدان برنامه گرفت و به‌اش زرشك زرين دادند.



اما همين شور عشق اگر چيزي نداشته باشد (كه از بيشتر فيلم‌هاي بدِ الان بهتر هست) لااقل دو بازيگر به سينماي ايران معرفي كرد، كه هر دايشانشان حالا ستارة اين سينما هستند؛ بهرام رادان و مهناز افشار.

فيلم‌هاي بعدي افشار، چيزي در مايه‌هاي شور عشق بودند، البته كمي بدتر؛ دوستان (علي شاه‌حاتمي)، نگين (اصغر هاشمي) و خاكستري (مهرداد ميرفلاح).


اين مال دوراني بود كه او نان شباهت‌اش به خوانندة مشهور را مي‌خورد.

دوره‌اي كه چهره‌اش هنوز بچه‌گانه بود و پخته نشده بود و خبري از هستعداد بازيگري نبود.

موقعي كه او سالاد فصل (فريدون جيراني) را بازي كرد؛ در نقش يك زن عصبي و روان‌پريش، كه دارد نقش بازي مي‌كند.

فيلم به همه معلوم كرد كه افشار شعور و هستعدادش را دارد، اگر كه موقعيتش پيش بيايد.



حضور افشار اون‌قدر در فيلم خوب بود كه كارهاي قبلي‌اش را فراموش كنيم.

فيلم‌هايي مثل كما (آرش معيريان)، سيزده گربه رايشان شيرواني (علي اكبر عبدالعلي‌زاده).

فيلم بعدي او آكواريوم (ايرج قادري) بود.

فيلمي كه فروش بسيار زيادي كرد، اما در اون خبري از ارزش‌هاي هنري نبود.

نقش افشار هم نكتة خاصي نداشت.


اما چيزي در بازي او پيدا شده بود كه شد مهم‌ترين ايشانژگي‌اش.

فيلم بعدي، آتش‌بس (تهمينه ميلاني) بود.

فيلمي كه همين امسال اكران شد و همگي از فروش عجيب‌وغريب‌اش خبر داريم.

به اعتقاد خيلي‌ها تركيب چهرة دو بازيگر اصلي فيلم، باعث اين فروش شده بود.

افشار هم كه متوجه اهميت فيلم شده بود، بي‌خيال دستمزد هميشگي‌اش شد و انگار براي بازي در فيلم فقط 5 ميليون تومان گرفت.

اما در عوض، فيلم، او را به يكي از اصلي‌ترين ستاره‌هاي اين سينما بدل كرد.


فيلم بعدي افشار، چه كسي امير را كشت؟ (مهدي كرم‌پور) بود كه مثل اكثر بازيگران فيلم، دستمزد 3 ميليوني گرفت و نقش كوتاهش را به خوبي بازي كرد.

اين روزها فيلم تله (سيروس الوند) با بازي افشار اكران شده كه بايد ديد تماشاگر چگونه با اون برخورد مي‌كند.



فيلمي كه مي‌گايشانند مهناز افشار براي حضور در اون دستمزد هميشگي‌اش (8 ميليون تومان) را گرفته و در اون بازي كرده هست.

اما قطعا مهم‌ترين فيلم كارنامة او، رئيس (مسعود كيميايي) خواهد بود.

فيلمي كه اولين نمايش‌اش در جشنواره فجر هست و فرموده مي‌شود كه افشار، بازي خيلي خوبي در فيلم كرده هست.




بهرام رادان
خط انداختن روی الماس
برای عوض کردن مرتبه سینمایی‌اش کم زحمت نکشید.

وقتی اولین فیلمش روی پرده رفت جزو همان دسته از جوان‌های چشم آبی محسوب می‌شد که بازیگرها طردشان می‌کردند.

خیلی وقت گذاشت و از خیلی چیزها گذشت تا بتواند سیمرغ بلورین بهترین بازیگر جشنواره فیلم فجر را ببرد.

بهرام رادان از معدود سوپراستارهای سینماست که از طریق یک آموزشگاه بازیگری وارد سینما شد.



وقتی نادر مقدس می‌خواست «شور عشق» را بسازد، حضور بهرام رادان در مؤسسة بازیگری هیوا فیلم سبب شد که نقش اول اون فیلم را بگیرد.

فیلم روی پرده آمد و به غیر این که پرفروش‌ترین فیلم سال شد، توانست اولین و آخرین زرشک زرین سینمای ایران را به دست بیاورد.

خب وضعیت خیلی خوبی نبود.



نشریات زرد هم پشت هم عکس و مصاحبة قلابی از او چاپ می‌کردند و بهرام رادان داشت به عنوان چهره‌ای معرفی می‌شد شبیه به مانکن‌ها.

و این وضع لابد برای او که به قول خودش عاشق عصیان هست زیاد جالب نبود.

پس آرام‌آرام شروع کرد به خط انداختن روی چهره‌ای که ازش ساخته بودند.



«شور عشق» اولین و آخرین فیلمی هست که بهرام رادان در اون بدون ریش ظاهر شده.

فیلم‌های بعدی رادان گرچه خیلی فیلم‌های باارزشی نبودند اما فروش می‌کردند و او به عنوان سوپراستار بیشتر و بیشتر مطرح می‌شد.

در اون حال و وضع، حضورش در فیلم «گاو خونی» شبیه به نابودی کامل ِ اون شکل و ظاهر ستاره‌وار بود.



فیلمی که در اون بیشتر می‌توانی صدای رادان را بشنوی تا تصویرش را ببینی.

همان سال به پشتوانة بازی در «گاو خونی» و «شمعی در باد» سیمرغ بلورین را گرفت و همه چیز برایش مهیا شد که از سینمای زرشکی برای همیشه جدا شود.


رادان طی این سال‌ها اگر در «گیلانه» نقش یک جانباز قطع نخاع شده را بازی کرده، در کنارش در فیلم‌هایی مثــل« ازدواج صــورتی» و «رستگاری در 8:20» حضور پیدا کرد.

فیلم‌هایی که بازی در اون‌ها مثل تجارت می‌ماند.

رادان مسلما برای بازی در فیلم‌هایی از نوع «گاوخونی» دستمزد زیادی نمی‌گیرد و در عوض طبق شنيده‌ها برای «ازدواج صورتی» 18 میلیون، برای «رستگاری در 8:20» 12 میلیون و برای همین آخری «چهار انگشتی» 16 میلیون گرفته.


الناز شاکردوست:



همين چند وقت پيش«چه کسي امير را کشت؟» رايشان اکران بود.

وقتي اين فيلم نمايش‌اش تمام شد، «بي‌وفا» رايشان پرده آمد.



در هر دو فيلم هم الناز شاکردوست بازي کرده.

او بازيگري هست که در همين چند سال حضور در سينماي ايران کلي فيلم بازي کرده که از قضا هيچ‌کدامشان هم به اون صورت پرفروش نشده‌اند.


اما او و تهيه‌نمايندگان بي‌توجه به شکست تجاري فيلم‌هاي قبلي او، هنوز به کارشان يعني قرارداد بستن ادامه مي‌دهند.



شاکردوست براي فيلم‌هايش مبلغي حول و حوش شش هفت ميليون مي‌گيرد.

گرچه اين ميان وضعيت دستمزد فيلم‌هاي خاصي مثل «چه کسي امير را کشت؟» تفاوت مي‌کند.



فتحعلي اايشانسي: فتحعلي اايشانسي تا قبل از بازي در مجموعة «بدون شرح» نقش دوم را در فيلم‌ها بازي مي‌كرد.

اون هم معمولا رل آدم‌هاي بدجنس و خبيث را.

براي همين بايد فرمود بي‌شک «بدون شرح» به تغيير کاراکتر او خيلي کمک کرد.



او يکباره از آدم ترسناک فيلم‌ها، تبديل شد به آدم بذله‌گو و شوخ و شنگ.

کاراکتري که در ادامه، پايش به سينما هم کشيده شده و فيلم «بله‌برون» در چنين وضع و اوضاعي جلايشان دوربين رفت و اکران شد.

فتحعلي اايشانسي حالا با فارغ شدن از بازي در سريالي ديگر، جلايشان دوربين سينما حاضر شده و فيلم «خواستگار محترم» به کارگرداني داوود موثقي را بازي مي‌کند.

بازي با دستمزدي نزديک به 10 ميليون تومان.


رضا شفيعي‌جم:


قدرتش در تيپ‌سازي همه‌جا به دردش مي‌خورد.

هم در سريال‌هاي هر شبي تلايشانزيوني و هم در سينما.

اولين حضورش در سينما در نقشي جدي بود.

در فيلم «دو همسفر» اصغر ‌هاشمي‌، با امين حيايي همبازي بود.



بعدها در «ساعت خوش» قدرتش در تيپ‌سازي را نشان داد و تيپ «دِرِک» را ساخت.

چند وقتي پيدايش نبود تا سپس مدت‌ها تيپ «بامشاد» و «کيوون» را ارائه داد.



همان تيپ‌ها برايش باني خير شدند که پايش به سينما باز شود و بتواند قراردادهاي خوب ببندد.

«زن بدلي» فيلمي ‌بود که در گيشه موفق شد و شفيعي‌جم بابت بازي در اون نزديک به 8 ميليون گرفت.

حالا هم« قلقلک» را در نوبت اکران دارد.


مهران غفوريان:
اگر اوضاع امروزي او را مبناي قضاوت بگذاريد، لابد معتقد خواهيد بود قرارداد 5 ميليون توماني‌اش براي فيلم «انتخاب» خيلي هم خوب بوده.

اما اگر کمي‌ قبل‌تر را به ياد بياوريد نظرتان کاملا عوض خواهد شد.

مهران غفوريان کسي بود که به عنوان بازيگر و کارگردان و تهيه‌نماينده حضور تقريبا دائمي ‌در تلايشانزيون داشت.



مجموعه‌هاي «اين چند نفر»، «حرف تو حرف» و « زير آسمان شهر 1و2و3» همه و همه کارهاي او هستند که بعضي مواقع با هستقبال فوق‌العادة مخاطبان مواجه مي‌شدند.

شک نبايد کرد که اون وقت او به راحتي ده بيست برابر حالا درآمد داشته و پولساز بوده.


اما خب بالاخره اوضاع هميشه بر وفق مراد نيست.

مهران غفوريان، نمايش ساز درجة يك تلايشانزيون، در سينما در نقش‌هاي فرعي فيلم‌هاي «انتخاب» و «شارلاتان» ظاهر مي‌شود و بيشتر از 5 ميليون هم نمي‌گيرد.



غریبه‌ای در محفل چشم آبی‌ها پرویز پرستویی

شاید این‌جا، نداشتن چهرة زیبا یک مزیت باشد.

هر جور و از هر طرف که نگاه کنیم در جمع سوپراستارها و بازیگرهای پولساز، پرویز پرستویی یک مورد خاص هست.

هم از لحاظ سن و سال با باقی سوپراستارها تفاوت دارد و هم دلیل اولیة حضورش در سینما چهره‌اش نیست.


کسانی که پول می‌دهند و بلیت می‌خرند و به دیدن فیلم‌هایش می‌روند، دلیلشان نه چهرة او، که هنر بازیگری‌اش هست.

اگر کارنامه‌اش را به دو دوره يعني پیش از فيلم «لیلی با من هست» و سپس اون تقسیم کنیم‌، در دوره دوم تا دلتان بخواهد فیلم پرفروش بازی کرده.



«روانی»، «آژانس شیشه‌ای»، «مرد عوضی» و «مارمولک» تنها چند تا از فیلم‌های پرفروش اوست.

در کنار این‌ها به یاد بیاورید که او طی این سال‌ها چند تا سیمرغ گرفته و بازی‌اش از سوی داوران و منتقدان تحسین شده.



این که او حالا در زمینة بازیگری همة قله‌ها را فتح کرده، چند دلیل می‌تواند داشته باشد.

اولی شاید گذشته‌اش باشد.

اون‌وقت که رایگان و بدون دریافت دستمزد در شهرستان‌ها و روستاها تئاتر بازی می‌کرده و تمام وقتش را روی همین کار می‌گذاشته.


دومین دلیل هم استقامت اوست.

برای رسیدن به این موقعیت عجله نکرد.

از وقت ورودش به سینما، در سال‌هایی که جوان بود تا امروز که میانسال هست خیلی گذشته.

او خلق‌الساعه سوپراستار نشده.

چیزی نزدیک به ده دوازده سال فقط در سینما پای رسیدن به این وضعیت وقت گذاشته.

و سومین دلیل شاید این باشد که تمرکزش روی بازیگری هست.



کاری نامربوط به بازیگری انجام نمی‌دهد.

کارش بازیگری هست.

پرستویی چند وقت پیش، در یکی از جشن‌های سینمایی فرمود به نصیحت هستادش، عزت‌الله انتظامی گوش کرده و خودش را ارزان نفروخته و با حقوق ادارة تئاتر زندگی می‌کند.



مي‌گايشانند پرستویی برای بازی در سریال «زیرتیغ» ماهی 15 میلیون تومان گرفته و دستمزدش در فیلم‌های کمی که طی سال بازی می‌کند، مثل «به نام پدر» حوالی 12 میلیون تومان هست.



همان یک قلم 12 میلیون را که تقسیم کنی بر ماه‌های سال، می‌شود ماهی یک میلیون و حقوق ادارة تئاتر هم اگر به اون اضافه شود‌، زندگی با نان و بوقلمون و یک آب باریکه می‌گذرد.

هدیه تهرانی


شاید از معدود سوپراستارهای دو دهة اخیر باشد که اسم و رسمش وارد فرهنگ عامه شده.

اون‌طور که نامش برای مثال در مسائل گوناگون به عنوان بالاترین حد یک چیز به میان آورده می‌شود.


سوپراستاری که اکثر فیلم‌هایش گیشة خوبی داشته‌اند و از معدود افرادی هست که میان جماعت دور از سینما هم شناخته شده هست.

شاید اگر الان از این و اون سؤال کنی که گران‌ترین بازیگر سینما کیست؟ بی‌شک و تردید نام او را می‌برند.

در حالی که زیر و رو کردن ارقام دریافتی توسط بازیگران این نظر را تأيید نمی‌کند.

البته او زیاد با مناسبات و حال و هوای سوپراستار بودن کنار نمی‌آید.


وقتی که نقش فیلم «روز واقعه» را به علت کوتاه بودن و نقش اول فیلم «لیلا» را برای جور نبودن نقش با تفکراتش رد کرد.

می‌دانید که این‌جور وقت‌ها کسانی که می‌خواهند مشهور بشوند، موقعيت‌های این‌طوری را روی هوا می‌قاپند.

اما هدیه تهرانی بی‌توجه به موقعیت‌های پیش‌رویش تصمیم گرفت جایی را برای حضور انتخاب کند که لااقل با روحیاتش در تضاد نباشد.

برای همین «سلطان» ساختة مسعود کیمیایی، شد اولین حضورش در سینما.



نزدیک به دو سال سپس اولین حضورش، در فیلم «غریبانه» بازی کرد.

همان وقت بود که يك مجله در مقاله‌ای از او با عنوان «زن صورت سنگی» نام برد.

اون چهرة سرد و بی‌تفاوت، آرام‌آرام تبدیل شد به شمایل هدیه تهرانی.

اون‌قدر که بیاید پیشنهادهای خوب مالی فیلم‌ها و سریال‌ها را رد کند و برود در فیلمی تجربی‌ مثل «شبانه» بازی کند و نه تنها پولی بابت بازی نگیرد بلکه بخشی از خرج و مخارج فیلم را بپردازد و برای فیلم سرمایه‌گذار هم پیدا کند.



از دستمزدهاي او در فيلم‌هاي گذشته به «دختر ايروني» مي‌توان اشاره كرد كه مي‌گايشانند 12ميليون تومان گرفته هست.

اما شاید بالاترین دستمزدی که هدیه تهرانی تا به حال گرفته برای بازی در فیلم «نسل جادايشاني» (فيلم جديد ايرج كريمي) بوده با رقمی نزدیک به 22میلیون تومان كه او را به گران‌ترين بازيگر زن سينماي ايران تبديل مي‌كند.



حالا حضور امروزی‌اش را با فیلم‌های دیروزی‌اش مقایسه کنید.

وقتی که در «قرمز» و «غریبانه» و «دست‌های آلوده» بازی می‌کرد و تمام این فیلم‌ها جزو پرفروش‌های اکران بودند.

حالا که در «شبانه» و «نیوه مانگ» بازی می‌کند.



فیلم‌هایی که از اکرانشان هم خبری نیست دیگر چه برسد به هستقبال مخاطبان و پرفروش‌شدنشان.

او کم‌کم دارد از شکل و شمایل احتمالا ناخواستة ستارگی کناره می‌گیرد ولي دستمزدهاي اخيرش نشان مي‌دهد هنوز هم يكي از پرطرفدارترين بازيگران زن در بين سينماگران ايراني هست.


ستاره متفاوت



محمدرضا فروتن چند وقت پيش در برنامه‌اي تلايشانزيوني فراخوان كرد كه اولين دستمزدش براي فيلم هدف (بهرام كاظمي) 50 هزار تومان بوده هست.

رقمي بسيار پايين كه در مقايسه با دستمزد فعلي او حقير و خنده‌دار جلوه مي‌كند.



محمدرضا فروتن شروع بسيار خوبي داشت.

يعني دقيقا سپس هدف، آخرين بندر (حسن هدايت) و فاتح (بهرام ري‌پور) كه كسي فروتن را در اون فيلم‌ها يادش نيست، او در يكي از قسمت‌هاي سريال سرنخ (كيومرث پوراحمد) به نام تماشاخانه، نقش جواني عصبي و روان‌پريش را به خوبي بازي كرد و مورد توجه مسعود كيميايي برنامه گرفت و كيميايي نقش اصلي بيست و يكمين فيلمش يعني مرسدس را به او سپرد.



اما مهم‌ترين سال بازيگري محمدرضا فروتن، سال1377 و جشنوارة هفدهم بود.

جشنواره‌اي كه با دو فيلم دو زن (تهمينه ميلاني) و قرمز (فريدون جيراني) در اون حضور داشت و اين دو فيلم، او را به ستارة اصلي مرد سينماي ايران در اواخر دهه هفتاد تبديل كردند.



تركيب جادايشاني او و هديه تهراني در قرمز براي هر دايشانشان سيمرغ بلورين را به ارمغان آورد و باعث شد كه پرفروش‌ترين فيلم سال1378 شود.

جالب هست كه فيلم بعدي هم در فهرست فروش، دو زن بود.

فروتن به مرد اصلي گيشه‌ها بدل شده بود و خيلي‌ها او و بازي‌اش را دوست داشتند.



اما او به اين چيزها راضي نبود.

مي‌خواست كه بازيگر نقش‌هاي خاص هم باشد.

پس در دو فيلم ديگر از كيميايي با نام‌هاي «فرياد» و «اعتراض» بازي كرد كه فيلم‌هاي خوبي نبودند.

همان موقع او در متولد ماه مهر (احمدرضا درايشانش) هم بازي كرد.



فيلم فروش نسبتا خوبي داشت و دانيال (نقشي كه فروتن در فيلم بازي كرد) بهتر از نقش‌هاي ديگر او در فرياد و اعتراض بود.

وقت گذشت و فروتن در دو سال پي در پي، بهترين نقش‌هاي عمرش را بازي كرد.

عباس زير پوست شهر (رخشان بني‌اعتماد)و حامد شب يلدا (كيومرث پوراحمد) براي هر دو فيلم نامزد دريافت جايزه از جشن خانه سينما شد كه براي شب يلدا موفق شد تنديس را ببرد.



خيلي‌ها به خاطر محمدرضا فروتن به تماشاي شب يلدا رفتند كه فروش معمولي فيلم را تا حدي ارتقا داد و باعث شد در گيشه شكست نخورد.

فروتن بعدا سربازهاي جمعه (مسعود كيميايي) را بازي كرد كه چندان فيلم موفقي نبود.



بعد در بازنده (قاسم جعفري) بازي كرد كه مي‌گايشانند به خاطر اون بالاترين دستمزد بازيگري در سينماي ايران تا اون موقع را گرفت (18 ميليون تومان) كه اين رقم بسيار بالا، صحبت‌هاي زيادي را در خانه سينما به وجود آورد.

مي‌گايشانند فروتن براي فيلم ديگرش (مجردها) هم اين دستمزد را گرفت و براي بازي در فيلم متفاوت ايرج كريمي يعني باغ‌هاي كندلوس حاضر شد كه دستمزد نگيرد و تنها %ي از فروش فيلم را از اون خود كند.

كاري كه در فيلم وقتي همه خواب بودند (فريدون حسن‌پور) هم ادامه‌اش داد.



پارسا پيروزفر


: بازيگراني که چهرة زيبا دارند و از طرف ديگر مي‌خواهند بازيگر باشند، اول هر کار سعي مي‌نمايند يک بلايي سر اون چهرة خوب بياورند تا دليل حضورشان رايشان پردة سينما چيزي به غير از چهره و رنگ مو و چشمشان باشد.



پارسا پيروزفر با اين که خيلي مستعد اين هست که سوپراستار يک سينماي ايران باشد، اما انتخاب‌هايش کم و بيش در جهت عکس رسيدن به چنين جايگاهي هست.



بازي کردن نقش «يوسف» در «مهمان مامان» با اون قيافة درب و داغان خيلي با رسم و رسومات ستاره بودن جور درنمي‌آيد.

حالا هم پيروزفر به جاي حضور در سينما، در سريال «چشم باد» دارد بازي مي‌‌كند که ساخت‌اش تا اين‌جا چند سالي طول کشيده.


البته اين طول کشيدن با اين که وقتش را مي‌گيرد زياد برايش بد نيست.

بالاخره قرارداد به صورت ماهانه بسته شده و رقمي در حدود 10 ميليون براي هر ماه پول کمي‌ نيست!


وضعیت زیاد بدی هم نیست.

مثل «اورسن ولز» می‌ماند که در فیلم‌های درجه سه بازی می‌کرد و بعد «همشهری کین» و «بانویی از شانگهای» را می‌ساخت!


مي‌گايشانند «روناک يونسي» کشف تازة «قاسم جعفري» که در فيلم «گرگ و ميش» بدون دريافت وجهي جلايشان دوربين رفته بود، براي بستن قراردادي بابت بازي در يک فيلم سينمايي بنا به پيشنهاد قاسم جعفري، طلب 5ميليون تومان مي‌کند و به طور قابل پيش‌بيني معامله شكل نمي‌گيرد.


مي‌گايشانند «ساسان فرخ‌نيا» 50 ميليون تومان وسط گذاشته تا بتواند نقش اول فيلم «رؤياي جواني» به كارگرداني «نادر مقدس» را بگيرد.

جالب اين كه فيلم در اكران عمومي شكست خورد و 20 ميليون بيشتر فروش نكرد.

بعدها رايت فيلم به رسانه‌هاي تصايشانري فروخته شد با رقم 25 ميليون.

كل فروش فيلم در شهرستان تهران در نهايت به اندازة سرمايه‌گذاري فرخ‌نيا نرسيد.



«رؤيا تيموريان» که براي يک هفته کار در پروژه‌اي، چهار ميليون دريافت کرده بوده.

براي بستن قرارداد به يک دفتر سينمايي مي‌رود.

مي‌گايشانند وقتي صحبت سر مسائل مالي آغاز مي‌شود، تيموريان همان دستمزد 4 ميليوني بابت يک هفته کار را درخواست مي‌کند که با احتساب وقت فيلم‌برداري پروژة جديد، دستمزدش به حول و حوش 32 ميليون مي‌رسد.

تيموريان کمي ‌کوتاه مي‌آيد و به 15 ميليون هم راضي مي‌شود اما سازندگان فيلم با اين رقم هم موافقت نمي‌نمايند.



معمولا دستمزد بازيگرها در چهار قسط پرداخت مي‌شود.

قبل از فيلم.

در آغاز فيلم.

ميانة فيلم و پس از پايان فيلم.

مي‌گايشانند قسط آخر جزو دسته کي داده، کي گرفته‌هاست.

براي همين سعيد پورصميمي‌ وقتي فيلم‌برداري «قاعده بازي» به کارگرداني «احمدرضا معتمدي» به روزهاي آخرش نزديک مي‌شود، براي بازي در سکانس‌هاي پاياني تا وقت گرفتن قسط آخر، جلايشان دوربين حاضر نمي‌شود.



مي‌گايشانند سازندگان فيلم «بله برون» ابتدا از «مهدي فخيم‌زاده» براي بازي در فيلمشان دعوت مي‌نمايند.

فخيم‌زاده که مايل به همکاري در اين پروژه نبوده، پاي مسائل مالي را وسط مي‌کشد و درخواست 45ميليون تومان براي بازي در اين فيلم مي‌کند تا معامله جوش نخورد.

که عاقبت هم جوش نمي‌خورد.



قضية ديگر در مورد بازيگرها، داستان تبليغات و بيلبوردهاست.

مثلا با اين که در نشريات زرد صحبت از قرارداد 200 ميليوني بهرام رادان با ال‌جي بود، منابع موثق مي‌گايشانند يک قرارداد 75 ميليون توماني بيشتر در کار نبوده براي يک سال.

$و مي‌گايشانند ايکات که با تصاايشانر تبليغاتي «گلزار» در لب دريا به شهرت رسيد با گلزار يک قرارداد دو ساله بسته بوده به مبلغ 40 ميليون.

حالا اما ديگر تصايشانر گلزار، کالاي موردنظر را تبليغ نمي‌کند.

اين بار تصايشانر «پژمان بازغي» زير لوگايشان ايکات به چشم مي‌خورد.

مي‌گايشانند بازغي قراردادش را در ازاي دريافت 20 ميليون امضا کرده.



اين يکي تبليغ را شايد زياد نديده باشيد.

چون خيلي زود بيلبوردهايش جمع شد.

حرف تبليغات آب معدني هست با حضور «رضا داوودنژاد» و «علي صادقي» که براي عکس انداختن در کنار بطري‌هاي آب معدني، نفري 25 ميليون برنامه بود دريافت نمايند.

برنامه بود را براي اين مي‌نايشانسيم که مي‌گايشانند کارخانة موردنظر به دلايلي پول توافق شده را پرداخت نمي‌کند و بيلبوردها هم به سرعت جمع مي‌شوند.



يکي از جاهايي که خوب پول رد و بدل مي‌شود، مجموعه‌هاي نودقسمتي هستند.

اين قضيه «خسرو شکيبايي» را هم وسوسه مي‌کند تا براي حضور در مجموعه «زندگي به شرط خنده» قرارداد ببندد.

اما همکاري سر نمي‌گيرد و سازندگان کار به سراغ خبرة اين‌طور کارها «حميد لولايي» مي‌روند که در بخش خبري 20:30 خبر قرارداد 32 ميليوني اش بابت سه ماه هم تکذيب شد.

اما منابع موثق باز خبر مي‌دهند و مي‌گايشانند که لولايي براي بازي در هر قسمت يک ميليون تومان دريافت کرده.



حتما در جريان ساخته شدن فيلم پرخرج «اخراجي ها» به کارگرداني «مسعود ده‌نمکي» بوده‌ايد.

مي‌گايشانند فقط رقم قراردادهاي بازيگران اين فيلم 180 ميليون تومان بوده.

از دستمزد 20 ميليوني و 14 ميليوني امين حيايي و اکبر عبدي براي سه ماه کار بگيريد تا قراردادهاي سه چهار ميليون توماني ارژنگ اميرفضلي و سپند اميرسليماني بابت همان مدت کار.



دستمزد ستارگان سینمای ایران چقدر هست ؟؟دستمزد ستارگان سینمای ایران چقدر هست ؟؟ دستمزد ستارگان سینمای ایران چقدر هست ؟؟

51:

فقط خدا کنه دوباره نره

52:

تینا خانم تاپیک شما تکراری هست پس ادغام خواهد شد با دستمزد ستارگان سینمای ایران چقدر هست ؟؟

53:

تینا تاپیک تکراری زده مجبورم ادغام کنم !!

54:

عوضش ماله من عکس داره

اما مرسی

55:

خواهش میکنم و ممنون از عکسها

56:

میدانم که محمدرضافروتن برای فیلم قاسم جعفری اسمش یادم رفته با میتراحجار و حمید گودرزی بازی کرده.
15میلیون گرفته
و خانم نیکی کریمی برای شام عروسی 20 میلیون گرفته.


57:

ستاره‌ها چقدر دستمزد مي‌گيرند؟!
ستاره‌سالاري؛ ضد سينماي ايران!
دستمزد ستارگان سینمای ایران چقدر هست ؟؟
در همه جاي دنيا رقم فروش فيلم‌ها در سينماها به شرایط مختلفي مرتبط هست.
اين شرایط را البته مي‌توان فهرست‌وار برشمرد، نوع فيلم‌ها، كارگردان فيلم، وضعيت فرهنگي جامعه و...، اما يكي از شرایط كاملا مرتبط با فروش بالاي يك فيلم حضور ستاره‌هاي سينما در فيلم‌ها هست كه ميزان فروش فيلم‌ها را تضمين مي‌كنند و نبود اونها ممكن هست در شكست تجاري فيلم كاملا موثر باشد.

در ايران البته اين موضوع پيشينه‌اي قابل بحث دارد.
سينماي پيش از انقلاب؛ ستاره، جا افتاده
يكي از مشخصات ستاره بودن داشتن صورتي خوب هست كه اين مساله در سينماي فارسي قبل از انقلاب جاي خود را باز كرده بود.

تماشاگر فيلم‌هاي فارسي دهه چهل با فردين و ناصر ملك‌مطيعي، ايرج قادري و فرزان دلجو اخت شده بود و پذيرفته بود در فيلمي كه فردين بازي مي‌كند، سخن از مردي و مردانگي و پهلواني ايراني باشد و تماشاگر هم كليشه‌‌وار سپس پايان فيلم كف بزند و از اين تيپ شخصيتي حظ خود را ببرد.

اواخر دهه چهل اما شكل ستاره در سينماي ايران تغيير كرد.

چهره بهروز وثوقي شد شمايل جوان عاصي اون دوران، فيلم‌هاي قيصر، رضا موتوري و بلوچ و گوزن‌هاي شمايل ستاره دگرگو شده‌ اون سال‌ها را عيان كرد.

دهه پنجاه با سعيد كنگراني جوان خوش چهره فيلم دايره مينا (داريوش مهرجايشاني) پايان عصر ستاره سالاري پيش از انقلاب بود.

خب البته رقم دستمزد بازيگران اون سال‌ها چندان جنجالي در محافل ايجاد نكرد؛ هر چند تهيه‌كنندگان اون فيلم‌ها از قبل ستاره‌هايي كه در فيلم‌ها بودند، پول‌هاي كلاني به جيب زدند؛ اما هيچ‌گاه رقم دستمزد بازيگران محل بحث و اختلاف نشد.

در اين واقعيات بود كه حتي فردين با بازي در غزل (مسعود كيميايي) با تخريب چهره ستاره‌اي خود رايشان ديگر خود را عيان كرد.

غزل شد يكي از ماندگارترين فيلم‌هايي كه فردين بازي كرد.

با ورشكستگي سينماي ايران در سال 57 گمان مي‌رفت كه عصر ستاره سالاري در سينماي ايران هم پايان يافته هست.


سينماي پس از انقلاب؛ از ضد ستاره سالاري تا ستاره‌ اسيري!
دهه شصت البته عصر ضد ستاره سالاري در ايران بود.

هر چهره خوبي در سينماي ايران بود بايكوت مي‌شد و تا سال 69 شايد هيچ چهره جذابي در سينماي ايران وجود نداشت.

چهره‌هاي سينماي ايران در اون سال‌ها در بهترين حالت ممكن مجيد مظفري و بيژن امكانيان بودند كه البته در اون فضا توانستند فعاليت كنند.

سعيد راد و ايرج قادري پس از چند فيلم محدود ممنوع الكار شدند و از ايران رفتند و پس از سال‌ها مراجعت كردند.

شايد اولينجرقه ستاره‌سازي در سينماي پس از انقلاب را فيلم عروس زد كه با دو چهره خوب و البته بازي‌هاي خوب، پرفروش‌ترين فيلم سال 70سينماي ايران شد.

نيكي كريمي و ابوالفضل پورعرب دو چهره جوان اون فيلم به سينماي ايران نشان دادند كه مي‌توان با تكيه بر چهره يك ستاره، فروش فيلم را تضمين كرد.

اين چند خط شرح تلگرافي يك روند بود كه در حال حاضر مي‌شود نتايجش را در سينماي امروز ايران مشاهده كرد.

ستاره‌ها در سينماي حال حاضر ايران رقم‌هاي گزافي مي‌گيرند و البته فروش فيلم‌ها به حضور اونها بستگي مستقيم دارد.

نگاهي به رقم‌ فروش فيلم‌هاي سه بازيگر ستاره سينماي ايران مايشاند بسياري از فرموده‌ها هست.

در اين آمار مي‌بينم مجموع فيلم‌هاي امين حيايي در پنج سال گذشته كه شش‌ميليارد و 753ميليون تومان فروش داشته هست.

در اين 23 فيلم در حدود هجده فيلم او نقش اول را بر عهده داشته هست.


پرفروش‌ترين فيلم امين حيايي اخراجي‌ها (يك‌ميليارد و 350ميليون تومان) بوده و كم فروش‌ترين فيلم او مونس (15ميليون تومان).

در اين فهرست البته كما (620ميليون تومان)، آكواريوم (400ميليون تومان)، مهمان مامان (470ميليون تومان) و شارلاتان (410ميليون تومان) حضور دارد.

نفر بعدي اين فهرست محمد رضا گلزار هست كه با مجموع 14فيلم در پنج سال اخير، 4ميليارد و 910ميليون تومان پول به جيب سينماي ايران ريخته هست.

اين در حالي هست كه بدانيد گلزار از سال 81 بازيگري را شروع كرده هست و پرفروش‌ترين فيلم‌هايش توفيق اجباري (يك‌ميليارد و 50ميليون تومان) و آتش‌بس (يك‌ميليارد تومان) و كم فروش‌ترين فيلم‌هايش بالاي شهر، پايين شهر (60ميليون تومان) و وقته (60ميليون تومان) هست.

غير از اين دو فيلم، كف فروش فيلم‌هاي ديگر گلزار 180ميليون تومان بوده هست.


نفر سوم اين فهرست بهرام رادان هست كه او هم با 14 فيلم در پنج سال اخير، دو ميليارد و 170ميليون تومان فروش داشته هست.

پرفروش‌ترين فيلم‌هايش خون‌بازي (245ميليون تومان) و حكم (235ميليون تومان) و كم فروش‌ترين فيلم‌هايش گاو خوني (22ميليون تومان) و چهارانگشتي (60ميليون تومان) بوده هست.


اين اعداد و ارقام نشان مي‌دهد نقش ستاره‌ها در فروش يك فيلم چقدر مي‌تواند تاثيرگذار باشد.اين در حالي هست كه تنها در اينجا ستاره‌هاي مرد ذكر شده هست.

زنان مي‌توانند اين فهرست را پربارتر كنند.

اين فروش‌ها البته رقم دستمزدهاي بازيگران را افزايش داده هست.

رقم‌هاي نجومي به نسبت كليت رقم‌هاي هزينه شده در يك فيلم كه نصيب اين بازيگران مي‌شود.


58:

با با به ما چه

59:

آی فرمودی گل فرمودی ولی یکم شل فرمودی

60:

«رؤيا تيموريان» که براي يک هفته کار در پروژه‌اي، چهار ميليون دريافت کرده بوده.

براي بستن قرارداد به يک دفتر سينمايي مي‌رود.

مي‌گايشانند وقتي صحبت سر مسائل مالي آغاز مي‌شود، تيموريان همان دستمزد 4 ميليوني بابت يک هفته کار را درخواست مي‌کند که با احتساب وقت فيلم‌برداري پروژة جديد، دستمزدش به حول و حوش 32 ميليون مي‌رسد.

تيموريان کمي ‌کوتاه مي‌آيد و به 15 ميليون هم راضي مي‌شود اما سازندگان فيلم با اين رقم هم موافقت نمي‌نمايند.
معمولا دستمزد بازيگرها در چهار قسط پرداخت مي‌شود.

قبل از فيلم.

در آغاز فيلم.

ميانة فيلم و پس از پايان فيلم.

مي‌گايشانند قسط آخر جزو دسته کي داده، کي گرفته‌هاست.

براي همين سعيد پورصميمي‌ وقتي فيلم‌برداري «قاعده بازي» به کارگرداني «احمدرضا معتمدي» به روزهاي آخرش نزديک مي‌شود، براي بازي در سکانس‌هاي پاياني تا وقت گرفتن قسط آخر، جلايشان دوربين حاضر نمي‌شود.
مي‌گايشانند سازندگان فيلم «بله برون» ابتدا از «مهدي فخيم‌زاده» براي بازي در فيلمشان دعوت مي‌نمايند.

فخيم‌زاده که مايل به همکاري در اين پروژه نبوده، پاي مسائل مالي را وسط مي‌کشد و درخواست 45ميليون تومان براي بازي در اين فيلم مي‌کند تا معامله جوش نخورد.

که عاقبت هم جوش نمي‌خورد.
قضية ديگر در مورد بازيگرها، داستان تبليغات و بيلبوردهاست.

مثلا با اين که در نشريات زرد صحبت از قرارداد 200 ميليوني بهرام رادان با ال‌جي بود، منابع موثق مي‌گايشانند يک قرارداد 75 ميليون توماني بيشتر در کار نبوده براي يک سال.
$و مي‌گايشانند ايکات که با تصاايشانر تبليغاتي «گلزار» در لب دريا به شهرت رسيد با گلزار يک قرارداد دو ساله بسته بوده به مبلغ 40 ميليون.

حالا اما ديگر تصايشانر گلزار، کالاي موردنظر را تبليغ نمي‌کند.

اين بار تصايشانر «پژمان بازغي» زير لوگايشان ايکات به چشم مي‌خورد.

مي‌گايشانند بازغي قراردادش را در ازاي دريافت 20 ميليون امضا کرده.
اين يکي تبليغ را شايد زياد نديده باشيد.

چون خيلي زود بيلبوردهايش جمع شد.

حرف تبليغات آب معدني هست با حضور «رضا داوودنژاد» و «علي صادقي» که براي عکس انداختن در کنار بطري‌هاي آب معدني، نفري 25 ميليون برنامه بود دريافت نمايند.

برنامه بود را براي اين مي‌نايشانسيم که مي‌گايشانند کارخانة موردنظر به دلايلي پول توافق شده را پرداخت نمي‌کند و بيلبوردها هم به سرعت جمع مي‌شوند.
يکي از جاهايي که خوب پول رد و بدل مي‌شود، مجموعه‌هاي نودقسمتي هستند.

اين قضيه «خسرو شکيبايي» را هم وسوسه مي‌کند تا براي حضور در مجموعه «زندگي به شرط خنده» قرارداد ببندد.

اما همکاري سر نمي‌گيرد و سازندگان کار به سراغ خبرة اين‌طور کارها «حميد لولايي» مي‌روند که در بخش خبري 20:30 خبر قرارداد 32 ميليوني اش بابت سه ماه هم تکذيب شد.

اما منابع موثق باز خبر مي‌دهند و مي‌گايشانند که لولايي براي بازي در هر قسمت يک ميليون تومان دريافت کرده.
حتما در جريان ساخته شدن فيلم پرخرج «اخراجي ها» به کارگرداني «مسعود ده‌نمکي» بوده‌ايد.

مي‌گايشانند فقط رقم قراردادهاي بازيگران اين فيلم 180 ميليون تومان بوده.

از دستمزد 20 ميليوني و 14 ميليوني امين حيايي و اکبر عبدي براي سه ماه کار بگيريد تا قراردادهاي سه چهار ميليون توماني ارژنگ اميرفضلي و سپند اميرسليماني بابت همان مدت کار.


پايان

61:

علی آقا بابت خبرایی که میدی واقعا حرف نداره ، من که به شخصه هستفاده میکنم هم اینجا و هم جاهای دیگه ( یه خسته نباشی حســـــــــــــــــابی هم بابت نوشته ها به شما )
ممنون

62:

خواهش میکنم بابک عزیز
شما هم خسته نباشید

63:


64:

منبع

محمد رضا گلزار
دستمزد ستارگان سینمای ایران چقدر هست ؟؟
اولش اين‌طوري نبود كه محمدرضا گلزار، گران‌ترين بازيگر مرد سينماي ايران باشد.

كسي بود
مثل بقيه.

كسي كه براي تفريح به شمال سفر كرده بود و از قضا كارگردان قديمي سينماي ايران، يعني ايرج قادري هم، همان جا بود.

گلزار در نظر قادري، خوب جلوه كرد و چشمش را گرفت.

پس به گلزار پيشنهاد بازي در فيلم داد.





فيلمي به نام سام و بلقيس كه بعدها تبديل شد به سام و نرگس.

اما قبل از اين پيشنهاد، محمدرضا گلزار گيتاريست گروه پرطرفدار و تازه تأسيس آريان بود كه اولين كاستشان «گل آفتابگردون» تركاند.


سپس بازي در سام و نرگس، دو اتفاق مهم براي محمدرضا گلزار افتاد.

اول اين‌كه به پيشنهاد هديه تهراني، شد ماني معترف فيلم شام آخر.

جواني كه عاشق مادر دوستش مي‌شود.

اين فيلم مي‌توانست جايگاه بازيگري او را تغيير دهد كه نداد.

دوم هم اين كه تهراني، او را به دفتر پايشانا‌فيلم برد و فرمود كه بازيگر مقابلش در فيلم شب‌هاي تهران، بايد گلزار باشد.

تهيه‌كنندة فيلم (حاج حسين فرح‌بخش) قاتي كرد و فرمود كه سابقه نداشته بازيگر براي او تعيين تكليف كند.

پس بازي تهراني و گلزار در فيلم، منتفي شد.



وقت گذشت و فيلم‌هاي بي‌بو و خاصيت گلزار يعني «بالاي شهر، پايين شهر»، «وقته» و «چشمان سياه» اكران شدند.

او در بين امت محبوب بود، اما نقش تعيين كننده‌اي در مناسبات فروش سينماي ايران نداشت.

تا اين كه حسين فرح‌بخش با وجود مشكلاتي كه براي گلزار وجود داشت (مشكل ممنوع‌التصايشانري) آمد سر وقت او.

براي بازي در فيلمي كه پرفروش‌ترين فيلم سال1383 شد؛ يعني كما.


اين‌گونه بود كه سال83 تبديل شد به بهترين سال دوران حرفه‌اي گلزار.

او در پرفروش‌ترين فيلم سال و يكي از بهترين فيلم‌هاي سال (بوتيك) بازي داشت و بيشتر از گذشته محبوب قلب‌ها شد.

بوتيك هم با وجود قصة تلخش به خاطر حضور گلزار فيلم پرفروشي شد و خيلي‌ها به ديدنش رفتند.



در همان سالي كه گلزار، بوتيك و كما را بازي كرد، دو اتفاق مهم ديگر هم افتاد.

يكي اين كه به خاطر قراردادش با ايكات، حاضر نشد موهايش را بتراشد و بشود يكي از سربازهاي جمعة مسعود كيميايي.

و ديگري اين كه فيلم سيزده گربه رايشان شيرواني تبديل شد به آخرين همكاري او با محمدرضا شريفي‌نيا.

چون كه زير بار نرفت %ي از دستمزدش را به شريفي‌نيا بدهد.


اگر ناكامي و شكست گل يخ (كيومرث پوراحمد) را فراموش كنيم، گلزار حضور موفقش را ادامه داده هست.

در پرفروش‌ترين فيلم تاريخ سينماي ايران (از نظر ريالي) يعني آتش بس بازي كرد و به خاطر تهمينه ميلاني فقط 8 ميليون تومان گرفت.


سپس اون هم با بازي در فيلم تله، يكي از بالاترين دستمزدهاي بازيگري در سينماي ما را گرفت.

مي‌گايشانند سهم گلزار از بازي در تله (فيلمي كه اين روزها رايشان پرده هست) 20 ميليون تومان بود كه رقم بسيار بالايي هست.

اين‌طور كه شنيده مي‌شود، فيلم بعدي گلزار، دومين فيلم علي مصفا به تهيه‌كنندگي صحرا فيلم خواهد بود.


عزت‌الله انتظامي:

دستمزد ستارگان سینمای ایران چقدر هست ؟؟
از بازيگران نسل قديم، او چيزهايي را به دست آورده که با هيچ رقم و عددي قابل خريداري نيست.

همين که به عنوان شمايل بازيگري سينماي ايران پذيرفته شده، همين که حالا تنديس‌اش در گوشه‌اي از موزه سينماست، همين که امت هستاندارد بودن فيلم را با حضور او تشخيص مي‌دهند، کافي هست که او را بي‌نياز از قراردادها و رقم‌ها بدانيم.



اما براي دانستن بد نيست که بگايشانيم بابت يکي از واپسين فيلم‌هايش ـ «ستاره مي‌شود» ـ براي 28 جلسه بازي، 5 ميليون تومان دريافت کرده، در آستانة هشتمين دهة زندگي‌اش.

خسرو شکيبايي:

دستمزد ستارگان سینمای ایران چقدر هست ؟؟
وقتي سوپراستار اول سينماي ايران بود و حالا نيست.




اين همه مدت درباره‌اش فرموده شده که هنوز و همچنان مشغول تکرار نقش «هامون» هست.

يعني همان فيلمي‌که او را به موفقيت رساند.

شکيبايي حالا و امروز در موقعيتي هست که مي‌گايشانند هر جا پيشنهاد تقريبا خوب مالي بشود، حضور پيدا مي‌کند و جلايشان دوربين مي‌رود.


مثلا براي بازي در فيلم «ازدواج صورتي» 12 ميليون تومان قرارداد بسته و بحث سريال‌هايي هم که بازي مي‌کند سواست.

رضا کيانيان:

دستمزد ستارگان سینمای ایران چقدر هست ؟؟

به نظر مي‌رسد براي رضاکيانيان هيچ‌چيز مهم‌تر از خود بازيگري نيست.

اون‌قدر که بنشيند دربارة بازيگري بحث کند، تئوري ببافد، مقاله و کتاب بنايشانسد و بازي در نقش‌هاي غيرمتعارف را تست کند.



چيزي که خودش از اون به عنوان کرم بازيگري ياد مي‌کند.

کارهايي مثل نقش‌هاي کوتاهش در «اسب» و «کارگران مشغول کارند».



کيانيان قراردادهاي مالي‌اش را برپايه فيلم‌ها و نقش‌ها تنظيم مي‌کند.

مثلا اگر بخواهد در نقشي خاص و در فيلم کارگرداني چون «بهمن فرمان‌آرا» بازي کند، زياد دنبال ارقام بالا نيست.

اما طبق شنيده‌ها براي نقشي ديگر در فيلم «باغ فردوس ساعت 5 بعدازظهر» ده ميليون تومان دريافت كرده هست و بابت بازي در سريال «يک مشت پر عقاب» ماهي چهار و نيم ميليون تومان.


گلشيفته فراهاني دستمزد ستارگان سینمای ایران چقدر هست ؟؟
وقتي وارد سينما شد، تنها چهارده سال داشت.

با بازي در نقش يكي از بهترين شخصيت‌هاي تاريخ سينماي ايران، يعني «ميم» در فيلم درخت گلابي.

او در هنرستان موسيقي تحصيل مي‌كرد كه از طرف محمدرضا شريفي‌نيا به داريوش مهرجايشاني معرفي شد تا اين نقش مهم و كليدي را بازي كند.



بازي فراهاني مورد توجه همگان واقع شد و سيمرغ بلورين بهترين بازيگر بخش بين‌الملل شانزدهمين جشنواره فجر را براي او به ارمغان آورد.

از او تا مدت‌ها خبري نبود، تا اين كه در فيلم وقته (حميدرضا صلاحمند) بازي كرد.

يك شكست همه جانبه، چه از نظر هنري و چه از نظر فروش.

فيلم در بخش مهمان بيست و يكمين جشنواره فيلم فجر به نمايش درآمد و مورد خنده و هستهزاي عام و خاص برنامه گرفت.


اما جهش و نقطة اوج فراهاني، درست يك سال بعد بود؛ در بيست و دومين جشنواره فيلم فجر.

با بازي در فيلم‌هاي بوتيك و اشك سرما.

بازي فراهاني در اشك‌سرما نامزدي جشنواره فجر، تنديس خانة سينما و حافظ دنياي تصايشانر را برايش به ارمغان آورد، يعني بردن دو جايزه از سه جايزة مهم سال.



در نتيجه، محرز شد كه نقشش در «وقته» ربطي به هوش و هستعدادش ندارد.

سال بعد، او يكي از نقش‌هاي مكمل فيلم خيلي خوب علي رفيعي، يعني «ماهي‌ها عاشق مي‌شوند» را بازي كرد، نقش دختر رؤيا نونهالي را.

سير صعودي رشد فراهاني ادامه داشت و او در فيلمِ يكي از پرطرفدارترين كارگردانان ايراني، نقش دختر شخصيت اصلي را بر عهده گرفت.



سپس به نام پدر (ابراهيم حاتمي‌كيا) او در فيلم گيس بريده (جمشيد حيدري) بازي كرد كه اين روزها بر پردة سينماها هست.

فيلم بسيار بدي كه انتخابش اشتباه بوده و آدم را ياد اشتباه قبلي فراهاني يعني وقته مي‌اندازد.

از گيس بريده كه بگذريم، او در سه تا از مهم‌ترين فيلم‌هاي امسال سينماي ايران بازي كرده هست.



ميم مثل مادر (رسول ملاقلي‌پور) توانايي‌هاي فراهاني را در سطحي ديگر به تماشاگر نشان مي‌دهد و مشخص مي‌كند كه او مي‌تواند نقش‌هاي بسيار دور از خودش را هم بازي كند.



بيخود نبوده كه او براي بازي در اين فيلم، از دستمزد هميشگي‌اش يعني 12 ميليون تومان صرف‌نظر كرده و تنها 10 ميليون تومان گرفته هست.

دو فيلم ديگر، نيوه مانگ (بهمن قبادي) و سنتوري (داريوش مهرجايشاني) هستند كه احتمالا اولين نما‌يششان در بيست و پنجمين جشنواره فجر خواهد بود.




هانیه توسلیدستمزد ستارگان سینمای ایران چقدر هست ؟؟
تصمیم گرفت راهی را که هدیه تهرانی سپس طی مسیر ستارگی انجام داد، از ابتدا انجام بدهد.

گرچه هرگز نمی‌تواند کاریزمای هدیه تهرانی برای ستاره شدن را داشته باشد.

اما بازی کردن در فیلم‌های روشن ِکم مخاطب یا همان مخاطب خاص خودمان، روش او در انتخاب‌هایش بوده و هست.





جالب این که او کار حرفه‌ای بازیگری را با حضور در یک سریال پاپ تلویزیونی به نام «غریبه» شروع کرد.

و اولین فیلم سینمایی‌اش هم فیلم پرفروش «شام آخر» بود.

اما قبل از این که اتفاقی برایش بیفتد، قبل از این که مطرح و معروف و مشهور بشود، مسیرش را یکباره کج کرد و به سمت و سوی دیگری رفت.

رفت در فیلم«شب‌های روشن» بازی کرد که در اکرانش روی خاص بودنش مانور داده می‌شد.



نقش‌های کوتاه و فرعی‌اش در «گاهی به آسمان نگاه کن» و «جایی برای زندگی» هم زیاد جلب توجه نکرد تا دوباره مجاب شود برای در چشم بودن به تلویزیون برگردد.

چون فیلم‌هایی که طی چند سال در سینما بازی کرده بود، بيشترشان مجال نمایش عمومی پیدا نکرده‌اند.



فیلم‌هایی مثل «یک شب»، «وقت می‌ایستد» و«عصر جمعه» که عموما متعلق به همان جریان مثلا روشنفکرانه و احتمالا با مخاطبان خاص هستند.

سریال«وفا» برای هانیه توسلی موقعيت دوباره‌ای بود که باز مثل سال‌های اولیه بازیگری‌اش مطرح بشود.



آخرین فیلمی که تا امروز هانیه توسلی بازی در اون را به پایان برده، فیلم «عاشق» به کارگردانی افشین شرکت هست که مي‌گايشانند برای بازی در اون بیشترین دستمزد دوران بازیگری‌اش را گرفته .

چیزی حول و حوش 10 میلیون تومان.«عاشق» با توجه به کارنامة کارگردانش احتمالا جزو فیلم‌های رده«شغالی» سینمای ایران خواهد بود.

فیلمی که طبق شنيده‌ها توسلی قبل از اکران عمومی و خصوصی‌اش از بازی در اون ابراز پشیمانی کرده و بابتش کلی دپرس شده.



حرفه؛ شریفی‌نیا

دستمزد ستارگان سینمای ایران چقدر هست ؟؟

دربارة چیزی می‌خواهیم بنویسیم و حرف بزنیم که پیش از این، در مصاحبه‌ها و گپ‌های مختلف به شدت تکذیب شده و خب چه کاری سخت‌تر از اثبات چیزی هست که کذب بودنش گویا پذیرفته شده؟ پس یک کار دیگر می‌کنیم.




شنیده‌های خود را برایتان نقل می‌کنیم و با اتکا بر این شنیده‌ها که خودمان معتقد به موثق بودنشان هستیم، باقی حرف‌هایمان را می‌زنیم و بحث را جلو می‌بریم ته‌اش هم به اين خواهيم رسيد كه كاري كه شريفي‌نيا انجام مي‌دهد هم به نفع بازيگران هست و هم به نفع سينماي ما.



در یکی از فرمود‌و‌گوهای همین مجله، حسام نواب‌صفوی در جواب این که آیا جزو باند شریفی‌نیا هست یا خیر؟ جواب داده بود مگر شریفی‌نیا فرودگاه هست که باند داشته باشد؟ البته مضمون و شکل جمله متعلق به خود نواب صفوی نیست.



این جمله‌ای هست که شریفی‌نیا چند باری در گپ و فرمود‌های رسمی و خصوصی عنوان کرده.

شاید باز بحث بر سر واژه‌هاست و مته گذاشتن به خشخاش.

مثل این که می‌گویند فلان مربی فوتبال اخراج نشده.

با او قطع همکاری کرده‌ایم.

اگر اشکال و مورد روی واژة «باند» هست، ما اون را تغییر می‌دهیم.



می‌گوییم محمدرضا شریفی‌نیا کسی هست که تا دلتان بخواهد، در تمام رده‌های سنی بازیگر در چنته دارد و هر پروژه کافی هست که کار و بار بازیگرهایش را بسپارد به او تا اموراتش به بهترین نحو پیش برود.

اما این قضیه انتخاب و معرفی بازیگر به فیلم‌ها و سریال‌ها یک‌جورهایی شغل شریفی‌نیا محسوب می‌شود.

چون مي‌گايشانند بابت هر قراردادی که بازیگرهای تیمش می‌بندند، بین ده تا بیست %ش به او می‌رسد.

برای همین هم بخشی از چانه‌زدن‌های مرسوم سر رقم و عدد و قرارداد پای خود شریفی‌نیاست.



حالا که تا این‌جا دستتان آمد دربارة چه چیزی می‌خواهیم حرف بزنیم، بگذارید پای تاریخچه را وسط بکشیم.

این که قصه اصلا از کجا شروع شد؟ يكي از اولین جاهايي که شریفی‌نیا بازیگر برگزید و معرفی کرد و تیم بازیگرها را بست، فیلم «آدم برفی» بود.

و این‌جا درست همان جایی هست که سر همین مسائل، شریفی‌نیا با اکبر عبدی و پرویز پرستویی به مشکل برخورد و از اون‌جا به بعد در پروژه‌هایی که زیر دستش بود سراغ اون‌ها نرفت و اگر همین اواخر سر فیلم «اخراجی‌ها» این موضوع نقض شد، باز اکبر عبدی زیر بار نرفت.



به جز «آدم برفی»، داوود میرباقری سر پروژه عظیم سریال «امام علی(ع)» هم مسائل مربوط به انتخاب بازیگران را به شریفی‌نیا سپرد.

پروژه‌ای که تمام بازیگران ریز و درشتش را شریفی‌نیا انتخاب کرده بود و تقریبا هموقت با «آدم برفی» فیلم‌برداریش آغاز شده بود.



کار کردن در این پروژه باعث نشد که شریفی‌نیا خیلی زود جای خود را باز کند.

یعنی در اصل چند سالی گذشت و فیلم‌های دیگر توانستند موقعیت او را در این سمت تثبیت نمايند.



«دختری به نام تندر» و مهم‌تر از اون «عروس خوش‌قدم» فیلم‌هایی بودند که دیگر برای پی بردن به حضور شریفی‌نیا در مقام انتخاب‌نمايندة بازیگر نیازی به آمدن اسمش در تیتراژ نبود.

فیلم‌هایی که عموما خود شریفی‌نیا هم یکی از نقش‌هایش را برای خودش کنار می‌گذاشت.

از «ولید» سریال «امام علی» بگیرید تا «ابی کپل» در «آدم برفی» و دیگر نقش‌ها.



چیز دیگري که شاید برایتان جذاب باشد، نام بازیگرانی هست که با شریفی‌نیا همکاری می‌نمايند.

کسانی چون مهناز افشار، امین حیایی، حسام نواب‌صفوی، گوهر خیراندیش، فرهاد آئیش، مریلا زارعی، شقایق فراهانی، مسعود رایگان، پوریا پورسرخ و...

معمولا جزو افراد منتخب شریفی‌نیا برای بازی در فیلم‌ها و سریال‌ها هستند و بد نیست که بدانید یکی از بازیگرانی که با روش و مشی شریفی‌نیا کنار نمی‌آید، محمدرضا فروتن هست که بازی در فیلم «مهمان مامان» را برای همین رد کرد.

محمدرضا گلزار هم سپس همکاری در چند فیلم با شریفی‌نیا، تصمیم گرفت که «سیزده گربه روی شیروانی» آخرین همکاری‌اش با او باشد و دیگر هر کدام راه خود را بروند.

البته فعالیت شریفی‌نیا برای حمايت از بازیگران طرف حسابش به انتخاب کردنشان محدود نمی‌شود.

وقتی این بازیگران فیلمی روی اکران دارند، شریفی‌نیا از روابطش با چند تا از نشریات هستفاده می‌کند و سفارش چند مصاحبه و عکس روی جلد از اون بازیگران را می‌دهد تا بازیگران حسابی به چشم بیایند.

حالا با این همه که نقل کردیم و فرمودیم یک چیز معلوم و مسلم هست.

ارتباط شریفی‌نیا با تیم بازیگرانش، رابطه‌ای هست که در اون منفعت طرفین لحاظ شده.

شریفی‌نیا بابت کاری که می‌کند، دستمزدش را می‌گیرد و بازیگران هم برای پولی که می‌پردازند، شانس برنامه گرفتن در موقعیت خوب و درست را به دست می‌آورند.

یک‌جورهایی می‌شود فرمود شریفی‌نیا مدیر برنامة غیررسمی اکثر بازیگران مطرح سینماست.

انتخاب‌های او اکثر مواقع جواب می‌دهند و فیلم‌هایی که بازیگرانش توسط او انتخاب می‌شوند، از این لحاظ به مشکل برنمی‌خورد.

مسألة پايه ی دیگر در این زمینه فعال‌بودن شریفی‌نیاست.

می‌شود تصور کرد با نبودن او در این سمت، خیلی از پروژه‌های سینمایی و تلویزیونی می‌خوابند و کارشان پیش نمی‌رود.



همین چند وقت اخیر پروژة سنگین «کلاه پهلوی» را راه انداخت و در کنارش برای چند فیلم بازیگر انتخاب کرد.

با همة اوصاف بالاخره باید پذیرفت که بدون شریفی‌نیا سینمای ایران یک جایش می‌لنگد.

و غلو نکرده‌ایم اگر بگوییم ممکن هست بدون او حتی زمین‌گیر هم بشود.

مهم این هست که چرخ‌های این سینما بچرخد.

آغازگر
دستمزد ستارگان سینمای ایران چقدر هست ؟؟

دربارة نیکی کریمی از هر جا که شروع کنیم به یک کلمه می‌رسیم.

«آغازگر».

هم اون وقت که در فیلم «عروس» بازی کرد و شد اولین سوپراستار سینمای سپس انقلاب و هم وقتی که ستاره بودن دلش را زد و رفت به سمت کارهایی مثل ترجمه و کارگردانی، و بازیگری را تبدیل به فعالیت جنبی خود کرد.

نیکی کریمی نمونه کسی هست که به یک چیز قانع نبود و سعی کرد تمام عناوین را تجربه و کسب کند و آدم جامع‌الاطرافی باشد.

براي همين يك دفعه تصميم گرفت از حجم بازي‌هايش كم كند و به سراغ كارگرداني برود.



چند وقتي با كيارستمي كار كرد و تجربه كرد تا بالاخره اولين فيلم سينمايي‌اش «يك شب» را ساخت.

فيلمي با حال و هواي خاص كه مطمئنا به مذاق تماشاگرهاي عادي سينما خوش نمي‌آمد.

براي همين فقط در جشنواره‌ها و اكران‌هاي خصوصي نمايش داده شد و راهي به سينماها براي اكران عمومي پيدا نكرد.



او در فیلم‌های چند سال اخیرش فقط سه فیلم پرفروش داشته.

«دو زن»، «شام عروسی» و «نوک برج» که دلايل فروش دو فیلم آخری را با توجه به اقبال تماشاگران به فیلم‌های کمدی، می‌‌شود در شرایط دیگری جست‌وجو کرد.

او در دوران بازيگري‌اش هم در فیلم‌های هستانداردی مثل «سارا» و «پری» و «برج مینو» بازي كرده و هم در فیلم‌های زیر هستاندارد، «سیب سرخ حوا» و «بازیگر».

از فیلم‌های پرفروشی مثل «دختران انتظار» و « دو زن» می‌رسیم به فیلم‌های شکست‌خورده‌ای مثل «باج‌خور».



با اين حال و با اين اين‌كه او دومين فيلمش را هم ساخته و نشان داده كارگرداني، حسابي برايش جدي هست، ولي نیکی کریمی هنوز هواخواهان خودش را دارد.

هنوز تهیه‌نماينده‌ها با او قراردادهای مالی درست و حسابی می‌بندد.



برای همین «شام عروسی» 12میلیون قرارداد بسته و همین نشان می‌دهد که دوران ستاره بودنش می‌تواند به این زودی‌ها تمام نشود.



امين حيايي
دستمزد ستارگان سینمای ایران چقدر هست ؟؟

سنش خيلي كمتر از حالا بود كه در فيلم‌هاي دو همسفر (اصغر هاشمي) و دو رايشان يك سكه (محمد متوسلاني) بازي كرد.

در نقش‌هايي فرعي و كم‌اهميت.

يك‌جور وردست قهرمان اصلي.

اين روند ادامه داشت تا سريال روزگار جواني، كه او را به همه شناساند و محبوبيتي برايش به ارمغان آورد.

حيايي سپس روزگار جواني، نقش مكمل فيلم دست‌هاي آلوده را بازي كرد.

نقشي كه خيلي كم‌رنگ نبود و به او اجازة عرض‌اندام مي‌داد.

حضور راحت، صميمي و بي‌تكلف حيايي جلايشان دوربين باعث شد كه خيلي‌ها دوستش داشته باشند و سيل پيشنهادات به سايشان او روانه شد.

نقش اصلي دو فيلم داريوش فرهنگ (تكيه بر باد و رز زرد) را بازي كرد كه فروش موفقي داشتند و سبب تحكيم جايگاه او شدند.



بعدا او در دو تا از پرفروش‌ترين فيلم‌هاي سال82 بازي كرد.

نقش مكمل عروس خوشقدم كه (كاظم راست فرمودار) كانديداتوري جشن خانة سينما را برايش به ارمغان آورد و نقش اصلي دختر ايروني (محمدحسين لطيفي) كه بازي روانش باعث شد جايزة حافظ جشن دنياي تصايشانر را از اون خود كند.

تركيب حيايي و تهراني سپس پنج سال و حضور ناتمام حيايي در قرمز رايشان پرده آمد و خيلي‌ها اون را دوست داشتند.

اتفاقي كه مي‌توانست چند سال قبل با فيلم قرمز بيفتد، با دختر ايروني افتاد.

(ابتدا برنامه بود امين حيايي نقش ناصر ملك را در قرمز بازي كند كه به دليل بيماري، حضورش در فيلم منتفي شد.) سپس دختر ايروني، امين حيايي به عنوان يكي از ستارگان مرد سينماي ايران شناخته شد و در فيلم‌هاي مهم و پرفروشي بازي كرد، كه مهم‌ترينش نقش دكتر فيلم مهمان‌مامان (داريوش مهرجايشاني) بود.



شيريني و راحتي حيايي در اين فيلم، چند برابر شده بود و باعث شد كه تماشاگر، اون را خيلي دوست داشته باشد.

همان سال، حيايي در پرفروش‌ترين فيلم سال، يعني كما هم بازي كرد.

در كنار محمدرضا گلزار كه در زندگي واقعي، دوستان صميمي همديگر هستند.



در همين وقت، پيشنهادات زيادي به امين حيايي مي‌شد.

او هم هيچ‌كدام از اون‌ها را رد نمي‌كرد و باعث شد كه در فيلم‌هاي نازل و بي‌ارزشي مانند عروس فراري (بهرام كاظمي)، آكواريوم (ايرج قادري) و ******** (آرش معيريان) بازي كند كه اتفاقا هر سه جزو پرفروش‌ترين‌هاي سال بودند.



امسال هم امين حيايي بازي در فيلم‌هاي اخراجي‌ها (مسعود ده‌نمكي)، تله (سيروس الوند) و مهمان (سعيد اسدي) را به پايان برده كه در فيلم اول طبق شنيده‌ها براي سه ماه كار 20 ميليون تومان، در فيلم دوم به خاطر نقشي كوتاه 8 ميليون تومان و در فيلم سوم براي 35جلسه، 14 ميليون تومان گرفته هست.



حيايي از گران‌ترين بازيگران سينماي ايران هست كه به خاطر پركاري‌اش، عملا تبديل به پردرآمدترين بازيگر سينماي ايران شده هست.

فاطمه معتمدآريا


شايد اگر فيلم‌هايي را که در اين چند وقت اخير بازي کرده مرور کنيم به اين نتيجه برسيم که بازيگري برايش شغل پردرآمدي نيست.



چون بازي در فيلم‌هايي مثل «کارگران مشغول کارند» و «زيردرخت هلو» را به خاطر دوستي و رفاقت مي‌پذيرد و احتمالا حرف مسائل مالي به اون صورت به ميان نمي‌آيد و از سايشان ديگر براي بازي در نقش متفاوت و خاصي چون «گيلانه» هم سعي مي‌کند قرارداد مالي پايين‌تري امضا کند تا به پروژه کمکي شده باشد.

مي‌گايشانند فاطمه معتمدآريا براي يکي از آخرين فيلم‌هايي که بازي کرده يعني «تقاطع» قراردادي بسته با رقم 5 ميليون تومان.

اکبر عبدي: درست هست که اکبر عبدي ديگر اون بازيگر محبوب و پولساز اواخر دهة شصت و اوايل دهة هفتاد نيست، اما خب هنوز از اعتبار و هنري که دارد براي بستن قراردادهاي خوب مالي هستفاده مي‌کند.

مي‌گايشانند دو سه سال پيش براي حضور در مجموعه «زير آسمان شهر(3)» 50 ميليون تومان گرفت و بعد بابت بازي در اين کار از امت عذرخواهي کرد و حالا هم براي حضور سه‌ماهه سر پروژة «اخراجي‌ها» 14 ميليون گرفته و رقم قرارداد دو ماه و نيمه‌اش در فيلم «قاعده بازي» هم 12 ميليون بوده.

پروژه‌اي که 5 ماه طول کشيد و قرارداد تمام شرایط اون تمديد شد.


جمشيد ‌هاشم‌پور: شکل و چهرة فعلي‌اش با اون موقع که انتخاب اول تماشاگران شهرستاني بود از زمين تا آسمان توفير کرده.

ديگر از اون کلة براق ِتيغ انداخته خبري نيست.

ديگر اسلحه‌هاي عجيب و غريب و گنده دست نمي‌گيرد و با يک شليک دمار از روزگار يک ايل آدم در نمي‌آورد.

جالب هست که در فيلم هنوز اکران نشدة «قاعده بازي» با برگشت صد و هشتاد درجه‌اي از اون شمايل، نقش يک دوجنسي را بازي مي‌کند با ظاهري کاملا نامتعارف.

نقشي که‌ مي‌گايشانند هاشم‌پور بابت بازي‌اش ده دوازده ميليون تومان گرفته.

او الان ديگر قهرمان فيلم‌هاي فارسي نيست، اما حتي با عوض کردن سطح کاري‌اش، هنوز هم قراردادهاي کلان مي‌بندد.

ابوالفضل پورعرب:

براي توضيح و تشريح واژه‌هايي مثل سقوط و نزول در مورد او، کافي هست رقم قرارداد دو تا از سريال‌هايش را با هم مقايسه کنيم.



وقتي در «مسافر» بازي کرد و تازه اون وقت هم ديگر جوان اول نبود، قرارداد 25 ميليون توماني بست و همين چند ماه پيش، چند سال سپس «مسافر» براي بازي در سريال «زيرزمين» ماهانه چهار ميليون تومان مي‌گرفت.

الان ديگر در سينما از او خبري نيست.

اگر هم گه‌گاهي سروکله اش پيدا شود اکثرا در فيلم‌هاي کم‌ارزش هست که برايش نه نفع هنري دارد و نه منفعت مالي.

حميد گودرزي:
دستمزد ستارگان سینمای ایران چقدر هست ؟؟

حتما اگر بشنايشاند او بيشترين پول را در ميان بازيگران بابت حضور در يك فيلم گرفته، تعجب خواهيد کرد.

بالاخره اين همه سوپراستار داريم محبوب‌تر و مشهورتر از حميد گودرزي.

اما اين قضيه حقيقت دارد.

حميد گودرزي براي بازي در فيلم «گناه من» نزديک به 24 ميليون تومان گرفته که بيشترين رقم دريافتي در ميان بازيگران هست.

البته پاي قرارداد از اول اين رقم نبوده.

اون‌قدر پروژه متوقف شده و به تأخير افتاده و طول کشيده که تهيه‌نماينده هر بار مجبور به تمديد قراردادها شده.

و در همين ماراتن عجيب و غريب، رقم قرارداد حميد گودرزي آرام‌آرام رسيده به 24 ميليون تومان






65:

دستمزد ستارگان سینمای ایران چقدر هست ؟؟

مهناز افشار
بعضي فيلم‌ها هستند كه در وقت نمايش‌شان كلي فحش مي‌خورند و مورد لعنت و نفرين برنامه مي‌گيرند.

اما در طول وقت مشخص مي‌شود كه چيزهايي هم داشته‌اند.

اين، حكايت شور عشق (نادر مقدس) هست.

فيلمي كه در وقت خودش مورد عنايت و تفقد منتقدان برنامه گرفت و به‌اش زرشك زرين دادند.



اما همين شور عشق اگر چيزي نداشته باشد (كه از بيشتر فيلم‌هاي بدِ الان بهتر هست) لااقل دو بازيگر به سينماي ايران معرفي كرد، كه هر دايشانشان حالا ستارة اين سينما هستند؛ بهرام رادان و مهناز افشار.

فيلم‌هاي بعدي افشار، چيزي در مايه‌هاي شور عشق بودند، البته كمي بدتر؛ دوستان (علي شاه‌حاتمي)، نگين (اصغر هاشمي) و خاكستري (مهرداد ميرفلاح).


اين مال دوراني بود كه او نان شباهت‌اش به خوانندة مشهور را مي‌خورد.

دوره‌اي كه چهره‌اش هنوز بچه‌گانه بود و پخته نشده بود و خبري از هستعداد بازيگري نبود.

موقعي كه او سالاد فصل (فريدون جيراني) را بازي كرد؛ در نقش يك زن عصبي و روان‌پريش، كه دارد نقش بازي مي‌كند.

فيلم به همه معلوم كرد كه افشار شعور و هستعدادش را دارد، اگر كه موقعيتش پيش بيايد.



حضور افشار اون‌قدر در فيلم خوب بود كه كارهاي قبلي‌اش را فراموش كنيم.

فيلم‌هايي مثل كما (آرش معيريان)، سيزده گربه رايشان شيرواني (علي اكبر عبدالعلي‌زاده).

فيلم بعدي او آكواريوم (ايرج قادري) بود.

فيلمي كه فروش بسيار زيادي كرد، اما در اون خبري از ارزش‌هاي هنري نبود.

نقش افشار هم نكتة خاصي نداشت.


اما چيزي در بازي او پيدا شده بود كه شد مهم‌ترين ايشانژگي‌اش.

فيلم بعدي، آتش‌بس (تهمينه ميلاني) بود.

فيلمي كه همين امسال اكران شد و همگي از فروش عجيب‌وغريب‌اش خبر داريم.

به اعتقاد خيلي‌ها تركيب چهرة دو بازيگر اصلي فيلم، باعث اين فروش شده بود.

افشار هم كه متوجه اهميت فيلم شده بود، بي‌خيال دستمزد هميشگي‌اش شد و انگار براي بازي در فيلم فقط 5 ميليون تومان گرفت.

اما در عوض، فيلم، او را به يكي از اصلي‌ترين ستاره‌هاي اين سينما بدل كرد.


فيلم بعدي افشار، چه كسي امير را كشت؟ (مهدي كرم‌پور) بود كه مثل اكثر بازيگران فيلم، دستمزد 3 ميليوني گرفت و نقش كوتاهش را به خوبي بازي كرد.

اين روزها فيلم تله (سيروس الوند) با بازي افشار اكران شده كه بايد ديد تماشاگر چگونه با اون برخورد مي‌كند.



فيلمي كه مي‌گايشانند مهناز افشار براي حضور در اون دستمزد هميشگي‌اش (8 ميليون تومان) را گرفته و در اون بازي كرده هست.

اما قطعا مهم‌ترين فيلم كارنامة او، رئيس (مسعود كيميايي) خواهد بود.

فيلمي كه اولين نمايش‌اش در جشنواره فجر هست و فرموده مي‌شود كه افشار، بازي خيلي خوبي در فيلم كرده هست.




بهرام رادان
خط انداختن روی الماس
برای عوض کردن مرتبه سینمایی‌اش کم زحمت نکشید.

وقتی اولین فیلمش روی پرده رفت جزو همان دسته از جوان‌های چشم آبی محسوب می‌شد که بازیگرها طردشان می‌کردند.

خیلی وقت گذاشت و از خیلی چیزها گذشت تا بتواند سیمرغ بلورین بهترین بازیگر جشنواره فیلم فجر را ببرد.

بهرام رادان از معدود سوپراستارهای سینماست که از طریق یک آموزشگاه بازیگری وارد سینما شد.



وقتی نادر مقدس می‌خواست «شور عشق» را بسازد، حضور بهرام رادان در مؤسسة بازیگری هیوا فیلم سبب شد که نقش اول اون فیلم را بگیرد.

فیلم روی پرده آمد و به غیر این که پرفروش‌ترین فیلم سال شد، توانست اولین و آخرین زرشک زرین سینمای ایران را به دست بیاورد.

خب وضعیت خیلی خوبی نبود.



نشریات زرد هم پشت هم عکس و مصاحبة قلابی از او چاپ می‌کردند و بهرام رادان داشت به عنوان چهره‌ای معرفی می‌شد شبیه به مانکن‌ها.

و این وضع لابد برای او که به قول خودش عاشق عصیان هست زیاد جالب نبود.

پس آرام‌آرام شروع کرد به خط انداختن روی چهره‌ای که ازش ساخته بودند.



«شور عشق» اولین و آخرین فیلمی هست که بهرام رادان در اون بدون ریش ظاهر شده.

فیلم‌های بعدی رادان گرچه خیلی فیلم‌های باارزشی نبودند اما فروش می‌کردند و او به عنوان سوپراستار بیشتر و بیشتر مطرح می‌شد.

در اون حال و وضع، حضورش در فیلم «گاو خونی» شبیه به نابودی کامل ِ اون شکل و ظاهر ستاره‌وار بود.



فیلمی که در اون بیشتر می‌توانی صدای رادان را بشنوی تا تصویرش را ببینی.

همان سال به پشتوانة بازی در «گاو خونی» و «شمعی در باد» سیمرغ بلورین را گرفت و همه چیز برایش مهیا شد که از سینمای زرشکی برای همیشه جدا شود.


رادان طی این سال‌ها اگر در «گیلانه» نقش یک جانباز قطع نخاع شده را بازی کرده، در کنارش در فیلم‌هایی مثــل« ازدواج صــورتی» و «رستگاری در 8:20» حضور پیدا کرد.

فیلم‌هایی که بازی در اون‌ها مثل تجارت می‌ماند.

رادان مسلما برای بازی در فیلم‌هایی از نوع «گاوخونی» دستمزد زیادی نمی‌گیرد و در عوض طبق شنيده‌ها برای «ازدواج صورتی» 18 میلیون، برای «رستگاری در 8:20» 12 میلیون و برای همین آخری «چهار انگشتی» 16 میلیون گرفته.


الناز شاکردوست:



همين چند وقت پيش«چه کسي امير را کشت؟» رايشان اکران بود.

وقتي اين فيلم نمايش‌اش تمام شد، «بي‌وفا» رايشان پرده آمد.



در هر دو فيلم هم الناز شاکردوست بازي کرده.

او بازيگري هست که در همين چند سال حضور در سينماي ايران کلي فيلم بازي کرده که از قضا هيچ‌کدامشان هم به اون صورت پرفروش نشده‌اند.


اما او و تهيه‌نمايندگان بي‌توجه به شکست تجاري فيلم‌هاي قبلي او، هنوز به کارشان يعني قرارداد بستن ادامه مي‌دهند.



شاکردوست براي فيلم‌هايش مبلغي حول و حوش شش هفت ميليون مي‌گيرد.

گرچه اين ميان وضعيت دستمزد فيلم‌هاي خاصي مثل «چه کسي امير را کشت؟» تفاوت مي‌کند.



فتحعلي اايشانسي: فتحعلي اايشانسي تا قبل از بازي در مجموعة «بدون شرح» نقش دوم را در فيلم‌ها بازي مي‌كرد.

اون هم معمولا رل آدم‌هاي بدجنس و خبيث را.

براي همين بايد فرمود بي‌شک «بدون شرح» به تغيير کاراکتر او خيلي کمک کرد.



او يکباره از آدم ترسناک فيلم‌ها، تبديل شد به آدم بذله‌گو و شوخ و شنگ.

کاراکتري که در ادامه، پايش به سينما هم کشيده شده و فيلم «بله‌برون» در چنين وضع و اوضاعي جلايشان دوربين رفت و اکران شد.

فتحعلي اايشانسي حالا با فارغ شدن از بازي در سريالي ديگر، جلايشان دوربين سينما حاضر شده و فيلم «خواستگار محترم» به کارگرداني داوود موثقي را بازي مي‌کند.

بازي با دستمزدي نزديک به 10 ميليون تومان.


رضا شفيعي‌جم:


قدرتش در تيپ‌سازي همه‌جا به دردش مي‌خورد.

هم در سريال‌هاي هر شبي تلايشانزيوني و هم در سينما.

اولين حضورش در سينما در نقشي جدي بود.

در فيلم «دو همسفر» اصغر ‌هاشمي‌، با امين حيايي همبازي بود.



بعدها در «ساعت خوش» قدرتش در تيپ‌سازي را نشان داد و تيپ «دِرِک» را ساخت.

چند وقتي پيدايش نبود تا سپس مدت‌ها تيپ «بامشاد» و «کيوون» را ارائه داد.



همان تيپ‌ها برايش باني خير شدند که پايش به سينما باز شود و بتواند قراردادهاي خوب ببندد.

«زن بدلي» فيلمي ‌بود که در گيشه موفق شد و شفيعي‌جم بابت بازي در اون نزديک به 8 ميليون گرفت.

حالا هم« قلقلک» را در نوبت اکران دارد.


مهران غفوريان:
اگر اوضاع امروزي او را مبناي قضاوت بگذاريد، لابد معتقد خواهيد بود قرارداد 5 ميليون توماني‌اش براي فيلم «انتخاب» خيلي هم خوب بوده.

اما اگر کمي‌ قبل‌تر را به ياد بياوريد نظرتان کاملا عوض خواهد شد.

مهران غفوريان کسي بود که به عنوان بازيگر و کارگردان و تهيه‌نماينده حضور تقريبا دائمي ‌در تلايشانزيون داشت.



مجموعه‌هاي «اين چند نفر»، «حرف تو حرف» و « زير آسمان شهر 1و2و3» همه و همه کارهاي او هستند که بعضي مواقع با هستقبال فوق‌العادة مخاطبان مواجه مي‌شدند.

شک نبايد کرد که اون وقت او به راحتي ده بيست برابر حالا درآمد داشته و پولساز بوده.


اما خب بالاخره اوضاع هميشه بر وفق مراد نيست.

مهران غفوريان، نمايش ساز درجة يك تلايشانزيون، در سينما در نقش‌هاي فرعي فيلم‌هاي «انتخاب» و «شارلاتان» ظاهر مي‌شود و بيشتر از 5 ميليون هم نمي‌گيرد.



غریبه‌ای در محفل چشم آبی‌ها پرویز پرستویی

شاید این‌جا، نداشتن چهرة زیبا یک مزیت باشد.

هر جور و از هر طرف که نگاه کنیم در جمع سوپراستارها و بازیگرهای پولساز، پرویز پرستویی یک مورد خاص هست.

هم از لحاظ سن و سال با باقی سوپراستارها تفاوت دارد و هم دلیل اولیة حضورش در سینما چهره‌اش نیست.


کسانی که پول می‌دهند و بلیت می‌خرند و به دیدن فیلم‌هایش می‌روند، دلیلشان نه چهرة او، که هنر بازیگری‌اش هست.

اگر کارنامه‌اش را به دو دوره يعني پیش از فيلم «لیلی با من هست» و سپس اون تقسیم کنیم‌، در دوره دوم تا دلتان بخواهد فیلم پرفروش بازی کرده.



«روانی»، «آژانس شیشه‌ای»، «مرد عوضی» و «مارمولک» تنها چند تا از فیلم‌های پرفروش اوست.

در کنار این‌ها به یاد بیاورید که او طی این سال‌ها چند تا سیمرغ گرفته و بازی‌اش از سوی داوران و منتقدان تحسین شده.



این که او حالا در زمینة بازیگری همة قله‌ها را فتح کرده، چند دلیل می‌تواند داشته باشد.

اولی شاید گذشته‌اش باشد.

اون‌وقت که رایگان و بدون دریافت دستمزد در شهرستان‌ها و روستاها تئاتر بازی می‌کرده و تمام وقتش را روی همین کار می‌گذاشته.


دومین دلیل هم استقامت اوست.

برای رسیدن به این موقعیت عجله نکرد.

از وقت ورودش به سینما، در سال‌هایی که جوان بود تا امروز که میانسال هست خیلی گذشته.

او خلق‌الساعه سوپراستار نشده.

چیزی نزدیک به ده دوازده سال فقط در سینما پای رسیدن به این وضعیت وقت گذاشته.

و سومین دلیل شاید این باشد که تمرکزش روی بازیگری هست.



کاری نامربوط به بازیگری انجام نمی‌دهد.

کارش بازیگری هست.

پرستویی چند وقت پیش، در یکی از جشن‌های سینمایی فرمود به نصیحت هستادش، عزت‌الله انتظامی گوش کرده و خودش را ارزان نفروخته و با حقوق ادارة تئاتر زندگی می‌کند.



مي‌گايشانند پرستویی برای بازی در سریال «زیرتیغ» ماهی 15 میلیون تومان گرفته و دستمزدش در فیلم‌های کمی که طی سال بازی می‌کند، مثل «به نام پدر» حوالی 12 میلیون تومان هست.



همان یک قلم 12 میلیون را که تقسیم کنی بر ماه‌های سال، می‌شود ماهی یک میلیون و حقوق ادارة تئاتر هم اگر به اون اضافه شود‌، زندگی با نان و بوقلمون و یک آب باریکه می‌گذرد.

هدیه تهرانی


شاید از معدود سوپراستارهای دو دهة اخیر باشد که اسم و رسمش وارد فرهنگ عامه شده.

اون‌طور که نامش برای مثال در مسائل گوناگون به عنوان بالاترین حد یک چیز به میان آورده می‌شود.


سوپراستاری که اکثر فیلم‌هایش گیشة خوبی داشته‌اند و از معدود افرادی هست که میان جماعت دور از سینما هم شناخته شده هست.

شاید اگر الان از این و اون سؤال کنی که گران‌ترین بازیگر سینما کیست؟ بی‌شک و تردید نام او را می‌برند.

در حالی که زیر و رو کردن ارقام دریافتی توسط بازیگران این نظر را تأيید نمی‌کند.

البته او زیاد با مناسبات و حال و هوای سوپراستار بودن کنار نمی‌آید.


وقتی که نقش فیلم «روز واقعه» را به علت کوتاه بودن و نقش اول فیلم «لیلا» را برای جور نبودن نقش با تفکراتش رد کرد.

می‌دانید که این‌جور وقت‌ها کسانی که می‌خواهند مشهور بشوند، موقعيت‌های این‌طوری را روی هوا می‌قاپند.

اما هدیه تهرانی بی‌توجه به موقعیت‌های پیش‌رویش تصمیم گرفت جایی را برای حضور انتخاب کند که لااقل با روحیاتش در تضاد نباشد.

برای همین «سلطان» ساختة مسعود کیمیایی، شد اولین حضورش در سینما.



نزدیک به دو سال سپس اولین حضورش، در فیلم «غریبانه» بازی کرد.

همان وقت بود که يك مجله در مقاله‌ای از او با عنوان «زن صورت سنگی» نام برد.

اون چهرة سرد و بی‌تفاوت، آرام‌آرام تبدیل شد به شمایل هدیه تهرانی.

اون‌قدر که بیاید پیشنهادهای خوب مالی فیلم‌ها و سریال‌ها را رد کند و برود در فیلمی تجربی‌ مثل «شبانه» بازی کند و نه تنها پولی بابت بازی نگیرد بلکه بخشی از خرج و مخارج فیلم را بپردازد و برای فیلم سرمایه‌گذار هم پیدا کند.



از دستمزدهاي او در فيلم‌هاي گذشته به «دختر ايروني» مي‌توان اشاره كرد كه مي‌گايشانند 12ميليون تومان گرفته هست.

اما شاید بالاترین دستمزدی که هدیه تهرانی تا به حال گرفته برای بازی در فیلم «نسل جادايشاني» (فيلم جديد ايرج كريمي) بوده با رقمی نزدیک به 22میلیون تومان كه او را به گران‌ترين بازيگر زن سينماي ايران تبديل مي‌كند.



حالا حضور امروزی‌اش را با فیلم‌های دیروزی‌اش مقایسه کنید.

وقتی که در «قرمز» و «غریبانه» و «دست‌های آلوده» بازی می‌کرد و تمام این فیلم‌ها جزو پرفروش‌های اکران بودند.

حالا که در «شبانه» و «نیوه مانگ» بازی می‌کند.



فیلم‌هایی که از اکرانشان هم خبری نیست دیگر چه برسد به هستقبال مخاطبان و پرفروش‌شدنشان.

او کم‌کم دارد از شکل و شمایل احتمالا ناخواستة ستارگی کناره می‌گیرد ولي دستمزدهاي اخيرش نشان مي‌دهد هنوز هم يكي از پرطرفدارترين بازيگران زن در بين سينماگران ايراني هست.


ستاره متفاوت



محمدرضا فروتن چند وقت پيش در برنامه‌اي تلايشانزيوني فراخوان كرد كه اولين دستمزدش براي فيلم هدف (بهرام كاظمي) 50 هزار تومان بوده هست.

رقمي بسيار پايين كه در مقايسه با دستمزد فعلي او حقير و خنده‌دار جلوه مي‌كند.



محمدرضا فروتن شروع بسيار خوبي داشت.

يعني دقيقا سپس هدف، آخرين بندر (حسن هدايت) و فاتح (بهرام ري‌پور) كه كسي فروتن را در اون فيلم‌ها يادش نيست، او در يكي از قسمت‌هاي سريال سرنخ (كيومرث پوراحمد) به نام تماشاخانه، نقش جواني عصبي و روان‌پريش را به خوبي بازي كرد و مورد توجه مسعود كيميايي برنامه گرفت و كيميايي نقش اصلي بيست و يكمين فيلمش يعني مرسدس را به او سپرد.



اما مهم‌ترين سال بازيگري محمدرضا فروتن، سال1377 و جشنوارة هفدهم بود.

جشنواره‌اي كه با دو فيلم دو زن (تهمينه ميلاني) و قرمز (فريدون جيراني) در اون حضور داشت و اين دو فيلم، او را به ستارة اصلي مرد سينماي ايران در اواخر دهه هفتاد تبديل كردند.



تركيب جادايشاني او و هديه تهراني در قرمز براي هر دايشانشان سيمرغ بلورين را به ارمغان آورد و باعث شد كه پرفروش‌ترين فيلم سال1378 شود.

جالب هست كه فيلم بعدي هم در فهرست فروش، دو زن بود.

فروتن به مرد اصلي گيشه‌ها بدل شده بود و خيلي‌ها او و بازي‌اش را دوست داشتند.



اما او به اين چيزها راضي نبود.

مي‌خواست كه بازيگر نقش‌هاي خاص هم باشد.

پس در دو فيلم ديگر از كيميايي با نام‌هاي «فرياد» و «اعتراض» بازي كرد كه فيلم‌هاي خوبي نبودند.

همان موقع او در متولد ماه مهر (احمدرضا درايشانش) هم بازي كرد.



فيلم فروش نسبتا خوبي داشت و دانيال (نقشي كه فروتن در فيلم بازي كرد) بهتر از نقش‌هاي ديگر او در فرياد و اعتراض بود.

وقت گذشت و فروتن در دو سال پي در پي، بهترين نقش‌هاي عمرش را بازي كرد.

عباس زير پوست شهر (رخشان بني‌اعتماد)و حامد شب يلدا (كيومرث پوراحمد) براي هر دو فيلم نامزد دريافت جايزه از جشن خانه سينما شد كه براي شب يلدا موفق شد تنديس را ببرد.



خيلي‌ها به خاطر محمدرضا فروتن به تماشاي شب يلدا رفتند كه فروش معمولي فيلم را تا حدي ارتقا داد و باعث شد در گيشه شكست نخورد.

فروتن بعدا سربازهاي جمعه (مسعود كيميايي) را بازي كرد كه چندان فيلم موفقي نبود.



بعد در بازنده (قاسم جعفري) بازي كرد كه مي‌گايشانند به خاطر اون بالاترين دستمزد بازيگري در سينماي ايران تا اون موقع را گرفت (18 ميليون تومان) كه اين رقم بسيار بالا، صحبت‌هاي زيادي را در خانه سينما به وجود آورد.

مي‌گايشانند فروتن براي فيلم ديگرش (مجردها) هم اين دستمزد را گرفت و براي بازي در فيلم متفاوت ايرج كريمي يعني باغ‌هاي كندلوس حاضر شد كه دستمزد نگيرد و تنها %ي از فروش فيلم را از اون خود كند.

كاري كه در فيلم وقتي همه خواب بودند (فريدون حسن‌پور) هم ادامه‌اش داد.



پارسا پيروزفر


: بازيگراني که چهرة زيبا دارند و از طرف ديگر مي‌خواهند بازيگر باشند، اول هر کار سعي مي‌نمايند يک بلايي سر اون چهرة خوب بياورند تا دليل حضورشان رايشان پردة سينما چيزي به غير از چهره و رنگ مو و چشمشان باشد.



پارسا پيروزفر با اين که خيلي مستعد اين هست که سوپراستار يک سينماي ايران باشد، اما انتخاب‌هايش کم و بيش در جهت عکس رسيدن به چنين جايگاهي هست.



بازي کردن نقش «يوسف» در «مهمان مامان» با اون قيافة درب و داغان خيلي با رسم و رسومات ستاره بودن جور درنمي‌آيد.

حالا هم پيروزفر به جاي حضور در سينما، در سريال «چشم باد» دارد بازي مي‌‌كند که ساخت‌اش تا اين‌جا چند سالي طول کشيده.


البته اين طول کشيدن با اين که وقتش را مي‌گيرد زياد برايش بد نيست.

بالاخره قرارداد به صورت ماهانه بسته شده و رقمي در حدود 10 ميليون براي هر ماه پول کمي‌ نيست!


وضعیت زیاد بدی هم نیست.

مثل «اورسن ولز» می‌ماند که در فیلم‌های درجه سه بازی می‌کرد و بعد «همشهری کین» و «بانویی از شانگهای» را می‌ساخت!


مي‌گايشانند «روناک يونسي» کشف تازة «قاسم جعفري» که در فيلم «گرگ و ميش» بدون دريافت وجهي جلايشان دوربين رفته بود، براي بستن قراردادي بابت بازي در يک فيلم سينمايي بنا به پيشنهاد قاسم جعفري، طلب 5ميليون تومان مي‌کند و به طور قابل پيش‌بيني معامله شكل نمي‌گيرد.


مي‌گايشانند «ساسان فرخ‌نيا» 50 ميليون تومان وسط گذاشته تا بتواند نقش اول فيلم «رؤياي جواني» به كارگرداني «نادر مقدس» را بگيرد.

جالب اين كه فيلم در اكران عمومي شكست خورد و 20 ميليون بيشتر فروش نكرد.

بعدها رايت فيلم به رسانه‌هاي تصايشانري فروخته شد با رقم 25 ميليون.

كل فروش فيلم در شهرستان تهران در نهايت به اندازة سرمايه‌گذاري فرخ‌نيا نرسيد.



«رؤيا تيموريان» که براي يک هفته کار در پروژه‌اي، چهار ميليون دريافت کرده بوده.

براي بستن قرارداد به يک دفتر سينمايي مي‌رود.

مي‌گايشانند وقتي صحبت سر مسائل مالي آغاز مي‌شود، تيموريان همان دستمزد 4 ميليوني بابت يک هفته کار را درخواست مي‌کند که با احتساب وقت فيلم‌برداري پروژة جديد، دستمزدش به حول و حوش 32 ميليون مي‌رسد.

تيموريان کمي ‌کوتاه مي‌آيد و به 15 ميليون هم راضي مي‌شود اما سازندگان فيلم با اين رقم هم موافقت نمي‌نمايند.



معمولا دستمزد بازيگرها در چهار قسط پرداخت مي‌شود.

قبل از فيلم.

در آغاز فيلم.

ميانة فيلم و پس از پايان فيلم.

مي‌گايشانند قسط آخر جزو دسته کي داده، کي گرفته‌هاست.

براي همين سعيد پورصميمي‌ وقتي فيلم‌برداري «قاعده بازي» به کارگرداني «احمدرضا معتمدي» به روزهاي آخرش نزديک مي‌شود، براي بازي در سکانس‌هاي پاياني تا وقت گرفتن قسط آخر، جلايشان دوربين حاضر نمي‌شود.



مي‌گايشانند سازندگان فيلم «بله برون» ابتدا از «مهدي فخيم‌زاده» براي بازي در فيلمشان دعوت مي‌نمايند.

فخيم‌زاده که مايل به همکاري در اين پروژه نبوده، پاي مسائل مالي را وسط مي‌کشد و درخواست 45ميليون تومان براي بازي در اين فيلم مي‌کند تا معامله جوش نخورد.

که عاقبت هم جوش نمي‌خورد.



قضية ديگر در مورد بازيگرها، داستان تبليغات و بيلبوردهاست.

مثلا با اين که در نشريات زرد صحبت از قرارداد 200 ميليوني بهرام رادان با ال‌جي بود، منابع موثق مي‌گايشانند يک قرارداد 75 ميليون توماني بيشتر در کار نبوده براي يک سال.

$و مي‌گايشانند ايکات که با تصاايشانر تبليغاتي «گلزار» در لب دريا به شهرت رسيد با گلزار يک قرارداد دو ساله بسته بوده به مبلغ 40 ميليون.

حالا اما ديگر تصايشانر گلزار، کالاي موردنظر را تبليغ نمي‌کند.

اين بار تصايشانر «پژمان بازغي» زير لوگايشان ايکات به چشم مي‌خورد.

مي‌گايشانند بازغي قراردادش را در ازاي دريافت 20 ميليون امضا کرده.



اين يکي تبليغ را شايد زياد نديده باشيد.

چون خيلي زود بيلبوردهايش جمع شد.

حرف تبليغات آب معدني هست با حضور «رضا داوودنژاد» و «علي صادقي» که براي عکس انداختن در کنار بطري‌هاي آب معدني، نفري 25 ميليون برنامه بود دريافت نمايند.

برنامه بود را براي اين مي‌نايشانسيم که مي‌گايشانند کارخانة موردنظر به دلايلي پول توافق شده را پرداخت نمي‌کند و بيلبوردها هم به سرعت جمع مي‌شوند.



يکي از جاهايي که خوب پول رد و بدل مي‌شود، مجموعه‌هاي نودقسمتي هستند.

اين قضيه «خسرو شکيبايي» را هم وسوسه مي‌کند تا براي حضور در مجموعه «زندگي به شرط خنده» قرارداد ببندد.

اما همکاري سر نمي‌گيرد و سازندگان کار به سراغ خبرة اين‌طور کارها «حميد لولايي» مي‌روند که در بخش خبري 20:30 خبر قرارداد 32 ميليوني اش بابت سه ماه هم تکذيب شد.

اما منابع موثق باز خبر مي‌دهند و مي‌گايشانند که لولايي براي بازي در هر قسمت يک ميليون تومان دريافت کرده.



حتما در جريان ساخته شدن فيلم پرخرج «اخراجي ها» به کارگرداني «مسعود ده‌نمکي» بوده‌ايد.

مي‌گايشانند فقط رقم قراردادهاي بازيگران اين فيلم 180 ميليون تومان بوده.

از دستمزد 20 ميليوني و 14 ميليوني امين حيايي و اکبر عبدي براي سه ماه کار بگيريد تا قراردادهاي سه چهار ميليون توماني ارژنگ اميرفضلي و سپند اميرسليماني بابت همان مدت کار.



دستمزد ستارگان سینمای ایران چقدر هست ؟؟دستمزد ستارگان سینمای ایران چقدر هست ؟؟ دستمزد ستارگان سینمای ایران چقدر هست ؟؟

66:

فقط خدا کنه دوباره نره

67:

تینا خانم تاپیک شما تکراری هست پس ادغام خواهد شد با دستمزد ستارگان سینمای ایران چقدر هست ؟؟

68:

تینا تاپیک تکراری زده مجبورم ادغام کنم !!

69:

عوضش ماله من عکس داره

اما مرسی

70:

خواهش میکنم و ممنون از عکسها

71:

میدانم که محمدرضافروتن برای فیلم قاسم جعفری اسمش یادم رفته با میتراحجار و حمید گودرزی بازی کرده.
15میلیون گرفته
و خانم نیکی کریمی برای شام عروسی 20 میلیون گرفته.


72:

ستاره‌ها چقدر دستمزد مي‌گيرند؟!
ستاره‌سالاري؛ ضد سينماي ايران!
دستمزد ستارگان سینمای ایران چقدر هست ؟؟
در همه جاي دنيا رقم فروش فيلم‌ها در سينماها به شرایط مختلفي مرتبط هست.
اين شرایط را البته مي‌توان فهرست‌وار برشمرد، نوع فيلم‌ها، كارگردان فيلم، وضعيت فرهنگي جامعه و...، اما يكي از شرایط كاملا مرتبط با فروش بالاي يك فيلم حضور ستاره‌هاي سينما در فيلم‌ها هست كه ميزان فروش فيلم‌ها را تضمين مي‌كنند و نبود اونها ممكن هست در شكست تجاري فيلم كاملا موثر باشد.

در ايران البته اين موضوع پيشينه‌اي قابل بحث دارد.
سينماي پيش از انقلاب؛ ستاره، جا افتاده
يكي از مشخصات ستاره بودن داشتن صورتي خوب هست كه اين مساله در سينماي فارسي قبل از انقلاب جاي خود را باز كرده بود.

تماشاگر فيلم‌هاي فارسي دهه چهل با فردين و ناصر ملك‌مطيعي، ايرج قادري و فرزان دلجو اخت شده بود و پذيرفته بود در فيلمي كه فردين بازي مي‌كند، سخن از مردي و مردانگي و پهلواني ايراني باشد و تماشاگر هم كليشه‌‌وار سپس پايان فيلم كف بزند و از اين تيپ شخصيتي حظ خود را ببرد.

اواخر دهه چهل اما شكل ستاره در سينماي ايران تغيير كرد.

چهره بهروز وثوقي شد شمايل جوان عاصي اون دوران، فيلم‌هاي قيصر، رضا موتوري و بلوچ و گوزن‌هاي شمايل ستاره دگرگو شده‌ اون سال‌ها را عيان كرد.

دهه پنجاه با سعيد كنگراني جوان خوش چهره فيلم دايره مينا (داريوش مهرجايشاني) پايان عصر ستاره سالاري پيش از انقلاب بود.

خب البته رقم دستمزد بازيگران اون سال‌ها چندان جنجالي در محافل ايجاد نكرد؛ هر چند تهيه‌كنندگان اون فيلم‌ها از قبل ستاره‌هايي كه در فيلم‌ها بودند، پول‌هاي كلاني به جيب زدند؛ اما هيچ‌گاه رقم دستمزد بازيگران محل بحث و اختلاف نشد.

در اين واقعيات بود كه حتي فردين با بازي در غزل (مسعود كيميايي) با تخريب چهره ستاره‌اي خود رايشان ديگر خود را عيان كرد.

غزل شد يكي از ماندگارترين فيلم‌هايي كه فردين بازي كرد.

با ورشكستگي سينماي ايران در سال 57 گمان مي‌رفت كه عصر ستاره سالاري در سينماي ايران هم پايان يافته هست.


سينماي پس از انقلاب؛ از ضد ستاره سالاري تا ستاره‌ اسيري!
دهه شصت البته عصر ضد ستاره سالاري در ايران بود.

هر چهره خوبي در سينماي ايران بود بايكوت مي‌شد و تا سال 69 شايد هيچ چهره جذابي در سينماي ايران وجود نداشت.

چهره‌هاي سينماي ايران در اون سال‌ها در بهترين حالت ممكن مجيد مظفري و بيژن امكانيان بودند كه البته در اون فضا توانستند فعاليت كنند.

سعيد راد و ايرج قادري پس از چند فيلم محدود ممنوع الكار شدند و از ايران رفتند و پس از سال‌ها مراجعت كردند.

شايد اولينجرقه ستاره‌سازي در سينماي پس از انقلاب را فيلم عروس زد كه با دو چهره خوب و البته بازي‌هاي خوب، پرفروش‌ترين فيلم سال 70سينماي ايران شد.

نيكي كريمي و ابوالفضل پورعرب دو چهره جوان اون فيلم به سينماي ايران نشان دادند كه مي‌توان با تكيه بر چهره يك ستاره، فروش فيلم را تضمين كرد.

اين چند خط شرح تلگرافي يك روند بود كه در حال حاضر مي‌شود نتايجش را در سينماي امروز ايران مشاهده كرد.

ستاره‌ها در سينماي حال حاضر ايران رقم‌هاي گزافي مي‌گيرند و البته فروش فيلم‌ها به حضور اونها بستگي مستقيم دارد.

نگاهي به رقم‌ فروش فيلم‌هاي سه بازيگر ستاره سينماي ايران مايشاند بسياري از فرموده‌ها هست.

در اين آمار مي‌بينم مجموع فيلم‌هاي امين حيايي در پنج سال گذشته كه شش‌ميليارد و 753ميليون تومان فروش داشته هست.

در اين 23 فيلم در حدود هجده فيلم او نقش اول را بر عهده داشته هست.


پرفروش‌ترين فيلم امين حيايي اخراجي‌ها (يك‌ميليارد و 350ميليون تومان) بوده و كم فروش‌ترين فيلم او مونس (15ميليون تومان).

در اين فهرست البته كما (620ميليون تومان)، آكواريوم (400ميليون تومان)، مهمان مامان (470ميليون تومان) و شارلاتان (410ميليون تومان) حضور دارد.

نفر بعدي اين فهرست محمد رضا گلزار هست كه با مجموع 14فيلم در پنج سال اخير، 4ميليارد و 910ميليون تومان پول به جيب سينماي ايران ريخته هست.

اين در حالي هست كه بدانيد گلزار از سال 81 بازيگري را شروع كرده هست و پرفروش‌ترين فيلم‌هايش توفيق اجباري (يك‌ميليارد و 50ميليون تومان) و آتش‌بس (يك‌ميليارد تومان) و كم فروش‌ترين فيلم‌هايش بالاي شهر، پايين شهر (60ميليون تومان) و وقته (60ميليون تومان) هست.

غير از اين دو فيلم، كف فروش فيلم‌هاي ديگر گلزار 180ميليون تومان بوده هست.


نفر سوم اين فهرست بهرام رادان هست كه او هم با 14 فيلم در پنج سال اخير، دو ميليارد و 170ميليون تومان فروش داشته هست.

پرفروش‌ترين فيلم‌هايش خون‌بازي (245ميليون تومان) و حكم (235ميليون تومان) و كم فروش‌ترين فيلم‌هايش گاو خوني (22ميليون تومان) و چهارانگشتي (60ميليون تومان) بوده هست.


اين اعداد و ارقام نشان مي‌دهد نقش ستاره‌ها در فروش يك فيلم چقدر مي‌تواند تاثيرگذار باشد.اين در حالي هست كه تنها در اينجا ستاره‌هاي مرد ذكر شده هست.

زنان مي‌توانند اين فهرست را پربارتر كنند.

اين فروش‌ها البته رقم دستمزدهاي بازيگران را افزايش داده هست.

رقم‌هاي نجومي به نسبت كليت رقم‌هاي هزينه شده در يك فيلم كه نصيب اين بازيگران مي‌شود.


73:

با با به ما چه

74:

آی فرمودی گل فرمودی ولی یکم شل فرمودی

75:

دستمزد ستارگان سینمای ایران چقدر هست ؟؟




بازیگر فیلم سینمایی سوپراستار با تکذیب دستمزد 70 میلیونی خود فراخوان نمود قرارداد آثاری که در اونها به ایفای نقش پرداخته موجود هست.

"سید شهاب حسینی" درباره دریافت دستمزد 70 میلیون تومانی که در یکی از برنامه‌های تلویزیونی مطرح شده بود، توضیح داد: این موضوع به هیچ عنوان صحت ندارد و متاسفانه رقمی که برای دستمزد من فراخوان شد سه برابر هزینه‌ای بود که من برای بازی در یک فیلم سینمایی دریافت کردم.
وی اضافه کرد: خوشبختانه همه قراردادهایی که تاکنون با تهیه نمايندگان برای بازی در فیلم های سینمایی منعقد کرده ام موجود هست و هیچ گاه بیش از 20 میلیون تومان دستمزد دریافت نکرده ام.
بازیگر فیلم سینمایی سوپر هستار در ادامه خاطر نشان کرد: ملاک من برای حضور در یک فیلم سینمایی هیچ وقتی پول نبوده و تنها کار خوب و ماندگار برای من اهمیت دارد.
برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مرد در بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر یادآور شد: خوشحال می شدیم اگر این رقم‌هایی که فراخوان شده صحت داشت اما حتی همین رقم‌هایی که مطرح شده نیز در مقایسه با دیگر کشورهای دنیا خنده دار هست.

76:

یکی نیست بگه همینم زیادتونه !
چیتون مثل مابقی کشورهاست که دستمزدتون همونقدر باشه همین سوپر هستار که سیمرغ رو بهش داد فیلم بود آخه ؟

77:

گلزار و 90 میلیون تومان دستمزد برای 3 روز بازیگری

سینمای ما نوشت:

بار دیگر رقم دستمزد بازیگر موفق و پول‌ساز سینمای ایران خبرساز شد.

در روزهای اخیر خبری نقل محافل مختلف سینمایی هست که می‌گویند او برای 3 روز بازی در یک نقش سینمایی 90 میلیون تومان دستمزد دریافت کرده هست.

در این باره خبرها و تحلیل‌های مختلفی مطرح هست.

به نقل روزنامه جام جم و چند رسانه دیگر «این بازیگر که این روزها فیلمی‌ ملودرام با بازی وی در دو نقش روی پرده هست، در فیلم جدید خود که ساخته کارگردانی جوان هست در نقش یکی از فرشتگان ظاهر شده هست.

وی طبق توافق با تهیه‌نماينده فیلم برای هر روز بازی در این فیلم 30 میلیون تومان دستمزد خواسته که تهیه‌نماينده نیز این مبلغ را به وی پرداخت کرده هست.

»

این اولین بار نیست که رقم دستمزد بالای این بازیگر در سال‌های اخیر با واکنش‌های مختلفی از سوی تهیه‌نمايندگان سینما و محافل سینمایی مواجه شده و جالب این‌جاست که خبر دریافت دستمزد بابت کاری مشروع و حقوقی مثل بازیگری با ایما و اشاره منتشر می‌شود؛ مثل یک شایعه یا عمل خلاف که انگار جرم هست یا اتهامی‌ست که نباید نام مرتکبش را فراخوان نمود! سایت سینمای ما برخلاف رسانه‌های دیگر نام این ستاره سینما را هم در خبرش فراخوان می‌کند، چون به هیچ‌وجه فکر نمی‌کنیم دریافت دستمزد بالا برای هر کاری جرم باشد، مگر این‌که تهیه‌نماينده یا بازیگر این رقم را تکذیب نمايند.

البته گمان می‌کنیم نیازی نیست که بگوییم این بازیگر محمدرضا گلزار هست که مدتی پیش هم دستمزد 70 میلیونی‌اش برای حضور در یکی از فیلم‌های روی پرده (دو خواهر)، واکنش‌های تند بی‌دلیل و غیر موجهی را از سوی تهیه‌نمايندگان و انجمن بازیگران و بخش‌های دیگری در بدنه و مدیریت سینمای ایران به همراه داشت.

جالب این‌جاست که کارگردان / تهیه‌نماينده‌ای که این دستمزد را پرداخت کرده، از این رقم و از این همکاری راضی هست و رقم فروش فیلم هم این روزها نشان می‌دهد که او از این همکاری سود خوبی برده هست.

معاون سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی‌ به‌تازگی در مراسم معارفه مدیرعامل جدید فارابی تلویحا نسبت به افزایش دستمزد بازیگران انتقاد و فراخوان نموده بود این مساله موجب افزایش دیگر هزینه‌ها در سینمای ایران شده هست.

با این‌که هنوز واکنشی از سوی انجمن بازیگران یا اتحادیه تهیه‌نمايندگان و محافل دیگر سینمای ایران نسبت به این دستمزد ابراز نشده، اما نکته این هست که وقتی این ستاره سینما می‌تواند موفقیت فیلم‌ها را در گیشه تضمین کند، چرا نباید بخشی از این سود را به عنوان دستمزد مطالبه کند؟

به نظر می‌رسد تا وقتی‌که آمار فروش فیلم‌هایش پایین نیامده، این بازیگر حق دارد در سودی که به جیب تهیه‌نماينده و سرمایه‌گذاران فیلم‌ها می‌ریزد سهم کوچکی داشته باشد.

موضوع اون‌قدر واضح و بدیهی هست که معلوم نیست چرا اخبار این رقم‌های دستمزد چنین واکنش‌هایی ایجاد می‌کند.

مقایسه ارقام فروش چند فیلم اخیر او و رقم‌های دستمزد دریافتی‌اش می‌تواند تعادل در این بحث اقتصادی را روشن کند.


78:

بازی کردن نقش عزرائیل باید خیلی سخت باشه که برای هروز سه میلیون طلب کرده!!

79:

برای هر روز سی میلیوین دریافت کرده نه سه ملیون !

80:

ااااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا اااااااااااا
خوش به حالشون کاش من بازیگر بیدم

81:

حاجی منظور منم همون بود شب بود صفرهاشو ندیدم سی میلیون برای هر روز یعنی حدودا"ساعتی سه میلیون

82:

خوشگلی و هزار درد

83:

حاجی خوشگله ؟

من قیافه شهاب حسینیو بیشتر ترجیح میدم !


یه خبر بود چند روز پیش که برای حضور در 5 دقیقه برنامه نوروزی 2 ملیون تومن گرفتن !

آخه بگو نه دیالوگ حفظ میکنید نه حس میخواد بگیرید فقط میایید مشینید اونجا کلی هم تحویلتون میگیرن تازه بایدی یه چیزی هم بدید اونوقت 2 تومن میگیرید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

84:

man faghat midunam bara hamashon azin khbara nist
kheyli hashonam vaze khobi nadarand

85:

به نظر من خوشگل نیست ولی گویا امت مثل من فکر نمیکنن

86:

نه خوشگل نیست !

حالا اگرم خوشگل باسه بازیش خیلی تعریفی نداره !

ولی راست میگه خیلی هاشونم اصلا خوب پول نمیگیرن !

87:

خشگلاشون همه خوب پول میگیرن .


88:

مثلا یه بار جمشید مشایخی اومد فرمود من پول نداشتم برم بیمارستان !

جوونا زرنگ تر شدن پیر ها و پیشکسوت ها مونده در راه !

89:

بله هر کس بازیگره و دل به کار میده و هنر براش پول و کسب درامد نیست دستش تهیه .


ابته خیلیها هم فیلم میان !

90:

دستمزد ستارگان سینمای ایران چقدر هست ؟؟




بازیگر فیلم سینمایی سوپراستار با تکذیب دستمزد 70 میلیونی خود فراخوان نمود قرارداد آثاری که در اونها به ایفای نقش پرداخته موجود هست.

"سید شهاب حسینی" درباره دریافت دستمزد 70 میلیون تومانی که در یکی از برنامه‌های تلویزیونی مطرح شده بود، توضیح داد: این موضوع به هیچ عنوان صحت ندارد و متاسفانه رقمی که برای دستمزد من فراخوان شد سه برابر هزینه‌ای بود که من برای بازی در یک فیلم سینمایی دریافت کردم.
وی اضافه کرد: خوشبختانه همه قراردادهایی که تاکنون با تهیه نمايندگان برای بازی در فیلم های سینمایی منعقد کرده ام موجود هست و هیچ گاه بیش از 20 میلیون تومان دستمزد دریافت نکرده ام.
بازیگر فیلم سینمایی سوپر هستار در ادامه خاطر نشان کرد: ملاک من برای حضور در یک فیلم سینمایی هیچ وقتی پول نبوده و تنها کار خوب و ماندگار برای من اهمیت دارد.
برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مرد در بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر یادآور شد: خوشحال می شدیم اگر این رقم‌هایی که فراخوان شده صحت داشت اما حتی همین رقم‌هایی که مطرح شده نیز در مقایسه با دیگر کشورهای دنیا خنده دار هست.

91:

یکی نیست بگه همینم زیادتونه !
چیتون مثل مابقی کشورهاست که دستمزدتون همونقدر باشه همین سوپر هستار که سیمرغ رو بهش داد فیلم بود آخه ؟

92:

گلزار و 90 میلیون تومان دستمزد برای 3 روز بازیگری

سینمای ما نوشت:

بار دیگر رقم دستمزد بازیگر موفق و پول‌ساز سینمای ایران خبرساز شد.

در روزهای اخیر خبری نقل محافل مختلف سینمایی هست که می‌گویند او برای 3 روز بازی در یک نقش سینمایی 90 میلیون تومان دستمزد دریافت کرده هست.

در این باره خبرها و تحلیل‌های مختلفی مطرح هست.

به نقل روزنامه جام جم و چند رسانه دیگر «این بازیگر که این روزها فیلمی‌ ملودرام با بازی وی در دو نقش روی پرده هست، در فیلم جدید خود که ساخته کارگردانی جوان هست در نقش یکی از فرشتگان ظاهر شده هست.

وی طبق توافق با تهیه‌نماينده فیلم برای هر روز بازی در این فیلم 30 میلیون تومان دستمزد خواسته که تهیه‌نماينده نیز این مبلغ را به وی پرداخت کرده هست.

»

این اولین بار نیست که رقم دستمزد بالای این بازیگر در سال‌های اخیر با واکنش‌های مختلفی از سوی تهیه‌نمايندگان سینما و محافل سینمایی مواجه شده و جالب این‌جاست که خبر دریافت دستمزد بابت کاری مشروع و حقوقی مثل بازیگری با ایما و اشاره منتشر می‌شود؛ مثل یک شایعه یا عمل خلاف که انگار جرم هست یا اتهامی‌ست که نباید نام مرتکبش را فراخوان نمود! سایت سینمای ما برخلاف رسانه‌های دیگر نام این ستاره سینما را هم در خبرش فراخوان می‌کند، چون به هیچ‌وجه فکر نمی‌کنیم دریافت دستمزد بالا برای هر کاری جرم باشد، مگر این‌که تهیه‌نماينده یا بازیگر این رقم را تکذیب نمايند.

البته گمان می‌کنیم نیازی نیست که بگوییم این بازیگر محمدرضا گلزار هست که مدتی پیش هم دستمزد 70 میلیونی‌اش برای حضور در یکی از فیلم‌های روی پرده (دو خواهر)، واکنش‌های تند بی‌دلیل و غیر موجهی را از سوی تهیه‌نمايندگان و انجمن بازیگران و بخش‌های دیگری در بدنه و مدیریت سینمای ایران به همراه داشت.

جالب این‌جاست که کارگردان / تهیه‌نماينده‌ای که این دستمزد را پرداخت کرده، از این رقم و از این همکاری راضی هست و رقم فروش فیلم هم این روزها نشان می‌دهد که او از این همکاری سود خوبی برده هست.

معاون سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی‌ به‌تازگی در مراسم معارفه مدیرعامل جدید فارابی تلویحا نسبت به افزایش دستمزد بازیگران انتقاد و فراخوان نموده بود این مساله موجب افزایش دیگر هزینه‌ها در سینمای ایران شده هست.

با این‌که هنوز واکنشی از سوی انجمن بازیگران یا اتحادیه تهیه‌نمايندگان و محافل دیگر سینمای ایران نسبت به این دستمزد ابراز نشده، اما نکته این هست که وقتی این ستاره سینما می‌تواند موفقیت فیلم‌ها را در گیشه تضمین کند، چرا نباید بخشی از این سود را به عنوان دستمزد مطالبه کند؟

به نظر می‌رسد تا وقتی‌که آمار فروش فیلم‌هایش پایین نیامده، این بازیگر حق دارد در سودی که به جیب تهیه‌نماينده و سرمایه‌گذاران فیلم‌ها می‌ریزد سهم کوچکی داشته باشد.

موضوع اون‌قدر واضح و بدیهی هست که معلوم نیست چرا اخبار این رقم‌های دستمزد چنین واکنش‌هایی ایجاد می‌کند.

مقایسه ارقام فروش چند فیلم اخیر او و رقم‌های دستمزد دریافتی‌اش می‌تواند تعادل در این بحث اقتصادی را روشن کند.


93:

بازی کردن نقش عزرائیل باید خیلی سخت باشه که برای هروز سه میلیون طلب کرده!!

94:

برای هر روز سی میلیوین دریافت کرده نه سه ملیون !

95:

ااااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا اااااااااااا
خوش به حالشون کاش من بازیگر بیدم

96:

حاجی منظور منم همون بود شب بود صفرهاشو ندیدم سی میلیون برای هر روز یعنی حدودا"ساعتی سه میلیون

97:

خوشگلی و هزار درد

98:

حاجی خوشگله ؟

من قیافه شهاب حسینیو بیشتر ترجیح میدم !


یه خبر بود چند روز پیش که برای حضور در 5 دقیقه برنامه نوروزی 2 ملیون تومن گرفتن !

آخه بگو نه دیالوگ حفظ میکنید نه حس میخواد بگیرید فقط میایید مشینید اونجا کلی هم تحویلتون میگیرن تازه بایدی یه چیزی هم بدید اونوقت 2 تومن میگیرید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

99:

man faghat midunam bara hamashon azin khbara nist
kheyli hashonam vaze khobi nadarand

100:

به نظر من خوشگل نیست ولی گویا امت مثل من فکر نمیکنن

101:

نه خوشگل نیست !

حالا اگرم خوشگل باسه بازیش خیلی تعریفی نداره !

ولی راست میگه خیلی هاشونم اصلا خوب پول نمیگیرن !

102:

خشگلاشون همه خوب پول میگیرن .


103:

مثلا یه بار جمشید مشایخی اومد فرمود من پول نداشتم برم بیمارستان !

جوونا زرنگ تر شدن پیر ها و پیشکسوت ها مونده در راه !

104:

بله هر کس بازیگره و دل به کار میده و هنر براش پول و کسب درامد نیست دستش تهیه .


ابته خیلیها هم فیلم میان !

105:

اون که صد در صد ولی انکار هم نمیشه کرد که وجود ندارن

106:

انکار نمیکنیم .


107:

مام جسارت نکردیم حاجی :دی


در هر صورت که الان متناقض ترین دستمزد ها تو بازیگریه !

108:

به نظرتون من برم تغییر رشته بدم برم هنر بازیگری بخونم
قول میدم بازیگر شدم همتونو بیارم توی فیلم دسته جمعی فیلم بازی میکنیم ...
کلی حال میده

109:

پول براي كسي كه وقت ميزاره و تايشان ساخت يه فيلم مشاركت
ميكنه خيلي خيلي مهمه
لطفا ياد بگيريم اين ادبيات رو در مورد پول بزاريم كنار
اون بازيگر عزيزيم كه پول نداشت بره بيمارستان
بايد واسه پول هنرشو ميفروخت
در ضمن اينكه اين فروختن همراه با كسر چيزي همراه نيست
پول از لحاظ هستي شناختي چيزه خوبيه
و البته همين امر هم باعث ميشه كه از لحاظ ارزش سناسي هم
يه نمره مثبت كوچولو بگيره
اما طرز هستفاده از اونه كه بده
واينو بدونيم كه همه ما داريم هنرمون رو با پول معاوضه ميكنيم
واين اصلا بد نيست
حالا چه هنر يه خياط هنرمند باشه
چه هنر يه بازيگر سينما

110:

از اون‌جایی که رسانه‌ای ندارم، نمی‌توانم برای امت توضیح بدهم
شهاب حسینی: تا به‌حال بیش‌تر از 15 میلیون تومان دستمزد نگرفته‌ام

دستمزد ستارگان سینمای ایران چقدر هست ؟؟

اگر دستمزد من واقعا اون میزانی هست که در رسانه‌ها فراخوان شده هست حاضر هستم یک سوم اون را صرف امور خیریه کنم.

شهاب حسینی بازیگر سینما و تلویزیون با رد اخبار منتشر شده درباره میزان حقوق بازیگران نیز اضافه کرد: آرزو داشتم تا این فهرست واقعی بود و اگر دستمزد من واقعا اون میزانی هست که در رسانه‌ها فراخوان شده هست حاضر هستم یک سوم اون را صرف امور خیریه کنم.
وی با اشاره به این موضوع که سپس انتشار این خبر نگاه بسیاری از افراد به بازیگران تغییر کرده هست فرمود:‌متاسفانه این خبر به صورت ناآگاهانه منتشر شده هست و من از اونجایی که رسانه‌ای ندارم نمی‌توانم برای امت توضیح بدهم.
حسینی اضافه کرد: دستمزد من برای حضور در فیلم سوپراستار به کارگردانی تهمینه میلانی 10 میلیون تومانی و برای حضور در فیلم سایه وحشت به کارگردانی عماد اسدی 15 میلیون تومان بوده هست که بالاترین دستمزدی هست که تاکنون گرفته‌ام، ضمن اونکه حضور در هر فیلم حداقل دو ماه کار شبانه‌روزی را به دنبال دارد.
حسینی با اشاره به اینکه یکی از شرایط سطحی شدن حضور بازیگران نبود امنیت شغلی اضافه کرد: دستمزدهای امروز بازیگران امنیت شغلی اونها را تامین نمی‌کند و از این رو مجبور می‌شوند تا در تعداد بیشتری از آثار حضور پیدا نمايند.
حسینی با اشاره به لزوم مطالعه و پژوهش در امر بازیگری فرمود: یک بازیگر باید در مورد حرفه و نقش به پژوهش و تحقیق بپردازد اما وقتی که طیب خاطر و امنیت شغلی وجود ندارد مجبور می‌شود در کارهای متوالی شرکت و سطحی شرکت کند.

در نتیجه آرام‌آرام تبدیل به یک هنرمندان سطحی می‌شود و دیگر هنرمند نیست بلکه هنر فروش هست.
حسینی درباره خرید نقش توسط بعضی افراد در سینما فرمود: در سینمای ایران تهیه‌نمايندگان سینما و پشتوانه قدرتمند اقتصادی ندارند به صورتی که بیش از هشتاد % فیلمنامه‌های خوب به دلیل مشکل اقتصادی ساخته نمی‌شوند.
وی ادامه داد: به همین دلیل عده‌ای از افراد که علاقه‌مند به سینما هستند در سینما حضور پیدا می‌نمايند و حاضر هستند تا بخشی از سرمایه ساخت یک فیلم را تقبل نمايند و در قبال اون نقش اصلی فیلم را از اون خود نمايند.
این بازیگر سینما اضافه کرد:‌باید حمایت‌های دولتی از سینما بیشتر شود و همچنین در صدور مجوزهایی همچون پروانه نمایش تسهیل شود تا حضور تهیه‌نمايندگان بخش خصوصی بیشتر شود.
حسینی با اشاره به اینکه امروز در تمام دنیا نقش بازیگران در فروش فیلم‌ها کاملا محسوس هست فرمود: باید به سمتی برویم که فیلم‌های سینمایی تبدیل به یک پروژه و شرکت سما می‌شود تا نقش بازیگر در تولید اثر پررنگ‌تر شود.
وی ادامه داد: امروز بازیگران بزرگ در هالیوود فقط یک ستاره سینما نیستند بلکه تبدیل به یک نماد فرهنگی شده‌اند در کشور ما نیز باید اینگونه باشد و باید به هنرمندان سینما و به ویژه پیشکسوتان این عرصه توجه شود و مانند یک میراث فرهنگی حفظ و حراست شوند.





منبع : خبر اونلاین

به روز شده در : جمعه 6 آذر 1388 - 18:9

111:

حواشی فراخوان غیر موثق دستمزدهای بازیگران تمام‌شدنی نیست
صدا و سیما خودش باید این غائله را خاتمه دهد

دستمزد ستارگان سینمای ایران چقدر هست ؟؟

فراخوان دستمزد بازیگران سینما در یکی از برنامه‌های صبح تلویزیون جنجال زیادی به پا کرد و به نظر می‌رسد اکنون خود صدا و سیما باید برای پایان این جنجال وارد عمل شود.

در پی برگزاری جلسه کارگروه اصناف خانه سینما با حضور نماینده انجمن بازیگران، کانون کارگردانان و تهیه‌نمايندگان به ریاست محمد سریر، تصمیم گرفته شد با برگزاری جلسه مشترک نماینده خانه سینما، وزارت ارشاد و صداو سیما وضعیت دستمزد بازیگران سینما و حضور هموقت اونان در چند پروژه مورد بررسی برنامه بگیرد.

فراخوان دستمزد بازیگران سینما در یکی از برنامه‌های صبح تلویزیون که به نظر می‌رسید آغاز جریانی برای کاهش دادن این دستمزدها بوده، مبحثی را در مورد دستمزدهای بازیگران سینما باز کرد.

محمدمهدی عسگرپور، مدیرعامل خانه سینما، در پی مواجهه با انتقادهایی که در مورد دستمزد بالای بازیگران مطرح شد، با ارسال نامه‌ای از کارگروه اصناف خانه سینما درخواست کرد به این وضعیت رسیدگی نمايند.

کارگروه که با ریاست محمد سریر تشکیل می‌شود، برای بررسی موضوع مطرح شده، جلسه دو هفته یک بار خود را جلوتر انداخت.

جلسه هفته گذشته با حضور، نماینده انجمن بازیگران، کارگردانان و تهیه‌نمايندگان به ریاست سریر تشکیل شد.

در این جلسه مسائلی که لزوم برگزاری این نشست را به وجود آورده بود، ابتدا مطرح شد و در ادامه هر یک از نمایندگان اصناف نظر خود را در این زمینه مطرح کردند.

نماینده انجمن بازیگران در این جلسه فراخوان نمود تهیه‌نمايندگان با اطلاع از حضور بازیگران در چند پروژه با اونان قرارداد می‌بندند و رقم مورد نظر را می‌پذیرند.

بنابراین مسئولیت این شرایط برعهده بازیگران نیست.

نماینده کانون کارگردانان از نگاه این صنف ایراد حضور بازیگران در چند پروژه هموقت را خستگی اونان و لزوم تکرار برداشت‌ها برای رسیدن به نتیجه‌ای مطلوب عنوان کرد.

از سوی دیگر در این جلسه مطرح شد کل افرادی که دستمزد بالا مطالبه می نمايند و در پروژه های هموقت حضور دارند بیش از 20 نفر نیستند و همین شرایط موجب می‌شود بررسی این مساله با دقت بیشتر انجام شود تا احتمالاً نتیجه به دست آمده شرایط بدی را برای دیگر بازیگران غیرمرتبط با این جریان به وجود نیاورد.

در پایان این جلسه مقرر شد جلسه‌ای با حضور نماینده خانه سینما، ارشاد و صداو سیما تشکیل شود.

دلیل حضور نماینده صداو سیما و ارشاد در جلسه این هست که دستمزدهای پرداخت‌شده از سوی مدیران صداو سیما به بازیگران سینما برای حضور اونان در تله‌فیلم‌ها و پروژه‌های بزرگ سینمایی که توسط فارابی حمایت می شود، موجب شده بحران دستمزد بازیگران به وجود آید و حالا همین گروه باید در مورد مشکل به وجود آمده تصمیم‌گیری کند.





منبع : خبراونلاین

به روز شده در : سه‌شنبه 10 آذر 1388 - 23:27

112:

اون که صد در صد ولی انکار هم نمیشه کرد که وجود ندارن

113:

انکار نمیکنیم .


114:

مام جسارت نکردیم حاجی :دی


در هر صورت که الان متناقض ترین دستمزد ها تو بازیگریه !

115:

به نظرتون من برم تغییر رشته بدم برم هنر بازیگری بخونم
قول میدم بازیگر شدم همتونو بیارم توی فیلم دسته جمعی فیلم بازی میکنیم ...
کلی حال میده

116:

پول براي كسي كه وقت ميزاره و تايشان ساخت يه فيلم مشاركت
ميكنه خيلي خيلي مهمه
لطفا ياد بگيريم اين ادبيات رو در مورد پول بزاريم كنار
اون بازيگر عزيزيم كه پول نداشت بره بيمارستان
بايد واسه پول هنرشو ميفروخت
در ضمن اينكه اين فروختن همراه با كسر چيزي همراه نيست
پول از لحاظ هستي شناختي چيزه خوبيه
و البته همين امر هم باعث ميشه كه از لحاظ ارزش سناسي هم
يه نمره مثبت كوچولو بگيره
اما طرز هستفاده از اونه كه بده
واينو بدونيم كه همه ما داريم هنرمون رو با پول معاوضه ميكنيم
واين اصلا بد نيست
حالا چه هنر يه خياط هنرمند باشه
چه هنر يه بازيگر سينما

117:

از اون‌جایی که رسانه‌ای ندارم، نمی‌توانم برای امت توضیح بدهم
شهاب حسینی: تا به‌حال بیش‌تر از 15 میلیون تومان دستمزد نگرفته‌ام

دستمزد ستارگان سینمای ایران چقدر هست ؟؟

اگر دستمزد من واقعا اون میزانی هست که در رسانه‌ها فراخوان شده هست حاضر هستم یک سوم اون را صرف امور خیریه کنم.

شهاب حسینی بازیگر سینما و تلویزیون با رد اخبار منتشر شده درباره میزان حقوق بازیگران نیز اضافه کرد: آرزو داشتم تا این فهرست واقعی بود و اگر دستمزد من واقعا اون میزانی هست که در رسانه‌ها فراخوان شده هست حاضر هستم یک سوم اون را صرف امور خیریه کنم.
وی با اشاره به این موضوع که سپس انتشار این خبر نگاه بسیاری از افراد به بازیگران تغییر کرده هست فرمود:‌متاسفانه این خبر به صورت ناآگاهانه منتشر شده هست و من از اونجایی که رسانه‌ای ندارم نمی‌توانم برای امت توضیح بدهم.
حسینی اضافه کرد: دستمزد من برای حضور در فیلم سوپراستار به کارگردانی تهمینه میلانی 10 میلیون تومانی و برای حضور در فیلم سایه وحشت به کارگردانی عماد اسدی 15 میلیون تومان بوده هست که بالاترین دستمزدی هست که تاکنون گرفته‌ام، ضمن اونکه حضور در هر فیلم حداقل دو ماه کار شبانه‌روزی را به دنبال دارد.
حسینی با اشاره به اینکه یکی از شرایط سطحی شدن حضور بازیگران نبود امنیت شغلی اضافه کرد: دستمزدهای امروز بازیگران امنیت شغلی اونها را تامین نمی‌کند و از این رو مجبور می‌شوند تا در تعداد بیشتری از آثار حضور پیدا نمايند.
حسینی با اشاره به لزوم مطالعه و پژوهش در امر بازیگری فرمود: یک بازیگر باید در مورد حرفه و نقش به پژوهش و تحقیق بپردازد اما وقتی که طیب خاطر و امنیت شغلی وجود ندارد مجبور می‌شود در کارهای متوالی شرکت و سطحی شرکت کند.

در نتیجه آرام‌آرام تبدیل به یک هنرمندان سطحی می‌شود و دیگر هنرمند نیست بلکه هنر فروش هست.
حسینی درباره خرید نقش توسط بعضی افراد در سینما فرمود: در سینمای ایران تهیه‌نمايندگان سینما و پشتوانه قدرتمند اقتصادی ندارند به صورتی که بیش از هشتاد % فیلمنامه‌های خوب به دلیل مشکل اقتصادی ساخته نمی‌شوند.
وی ادامه داد: به همین دلیل عده‌ای از افراد که علاقه‌مند به سینما هستند در سینما حضور پیدا می‌نمايند و حاضر هستند تا بخشی از سرمایه ساخت یک فیلم را تقبل نمايند و در قبال اون نقش اصلی فیلم را از اون خود نمايند.
این بازیگر سینما اضافه کرد:‌باید حمایت‌های دولتی از سینما بیشتر شود و همچنین در صدور مجوزهایی همچون پروانه نمایش تسهیل شود تا حضور تهیه‌نمايندگان بخش خصوصی بیشتر شود.
حسینی با اشاره به اینکه امروز در تمام دنیا نقش بازیگران در فروش فیلم‌ها کاملا محسوس هست فرمود: باید به سمتی برویم که فیلم‌های سینمایی تبدیل به یک پروژه و شرکت سما می‌شود تا نقش بازیگر در تولید اثر پررنگ‌تر شود.
وی ادامه داد: امروز بازیگران بزرگ در هالیوود فقط یک ستاره سینما نیستند بلکه تبدیل به یک نماد فرهنگی شده‌اند در کشور ما نیز باید اینگونه باشد و باید به هنرمندان سینما و به ویژه پیشکسوتان این عرصه توجه شود و مانند یک میراث فرهنگی حفظ و حراست شوند.





منبع : خبر اونلاین

به روز شده در : جمعه 6 آذر 1388 - 18:9

118:

حواشی فراخوان غیر موثق دستمزدهای بازیگران تمام‌شدنی نیست
صدا و سیما خودش باید این غائله را خاتمه دهد

دستمزد ستارگان سینمای ایران چقدر هست ؟؟

فراخوان دستمزد بازیگران سینما در یکی از برنامه‌های صبح تلویزیون جنجال زیادی به پا کرد و به نظر می‌رسد اکنون خود صدا و سیما باید برای پایان این جنجال وارد عمل شود.

در پی برگزاری جلسه کارگروه اصناف خانه سینما با حضور نماینده انجمن بازیگران، کانون کارگردانان و تهیه‌نمايندگان به ریاست محمد سریر، تصمیم گرفته شد با برگزاری جلسه مشترک نماینده خانه سینما، وزارت ارشاد و صداو سیما وضعیت دستمزد بازیگران سینما و حضور هموقت اونان در چند پروژه مورد بررسی برنامه بگیرد.

فراخوان دستمزد بازیگران سینما در یکی از برنامه‌های صبح تلویزیون که به نظر می‌رسید آغاز جریانی برای کاهش دادن این دستمزدها بوده، مبحثی را در مورد دستمزدهای بازیگران سینما باز کرد.

محمدمهدی عسگرپور، مدیرعامل خانه سینما، در پی مواجهه با انتقادهایی که در مورد دستمزد بالای بازیگران مطرح شد، با ارسال نامه‌ای از کارگروه اصناف خانه سینما درخواست کرد به این وضعیت رسیدگی نمايند.

کارگروه که با ریاست محمد سریر تشکیل می‌شود، برای بررسی موضوع مطرح شده، جلسه دو هفته یک بار خود را جلوتر انداخت.

جلسه هفته گذشته با حضور، نماینده انجمن بازیگران، کارگردانان و تهیه‌نمايندگان به ریاست سریر تشکیل شد.

در این جلسه مسائلی که لزوم برگزاری این نشست را به وجود آورده بود، ابتدا مطرح شد و در ادامه هر یک از نمایندگان اصناف نظر خود را در این زمینه مطرح کردند.

نماینده انجمن بازیگران در این جلسه فراخوان نمود تهیه‌نمايندگان با اطلاع از حضور بازیگران در چند پروژه با اونان قرارداد می‌بندند و رقم مورد نظر را می‌پذیرند.

بنابراین مسئولیت این شرایط برعهده بازیگران نیست.

نماینده کانون کارگردانان از نگاه این صنف ایراد حضور بازیگران در چند پروژه هموقت را خستگی اونان و لزوم تکرار برداشت‌ها برای رسیدن به نتیجه‌ای مطلوب عنوان کرد.

از سوی دیگر در این جلسه مطرح شد کل افرادی که دستمزد بالا مطالبه می نمايند و در پروژه های هموقت حضور دارند بیش از 20 نفر نیستند و همین شرایط موجب می‌شود بررسی این مساله با دقت بیشتر انجام شود تا احتمالاً نتیجه به دست آمده شرایط بدی را برای دیگر بازیگران غیرمرتبط با این جریان به وجود نیاورد.

در پایان این جلسه مقرر شد جلسه‌ای با حضور نماینده خانه سینما، ارشاد و صداو سیما تشکیل شود.

دلیل حضور نماینده صداو سیما و ارشاد در جلسه این هست که دستمزدهای پرداخت‌شده از سوی مدیران صداو سیما به بازیگران سینما برای حضور اونان در تله‌فیلم‌ها و پروژه‌های بزرگ سینمایی که توسط فارابی حمایت می شود، موجب شده بحران دستمزد بازیگران به وجود آید و حالا همین گروه باید در مورد مشکل به وجود آمده تصمیم‌گیری کند.





منبع : خبراونلاین

به روز شده در : سه‌شنبه 10 آذر 1388 - 23:27


77 out of 100 based on 62 user ratings 187 reviews