استاد شجریان


استاد شجریان



استاد شجریان
به نظر من بهترین خواننده سنتی ایران است و هم اینکه بسیار با شخصیت و با اخلاق
شما نظرتان چیست منتظر حضور همه شما در این بحث هستیم



۱۰ ترانه برتر موسیقی پاپ ایران

1:

از من ایشان را هزاران یاد باد یادباد


دانلود آهنگ بی کلام When Darkness Falls از Secret Garden

2:

اوست نشسته در نظر من به کجا نظر برم
اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم

روز وصل دوستداران ياد باد
ياد باد اون روزگاران ياد باد

شرح اين قصه مگر شمع بر آرد بزبان
ور نه پروانه ندارد به سخن پروايی

ياری اندر کس نمی بينم ياران را چه شد
دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد


دانلود آهنگ بی کلام Golden Dreams (خواب های طلایی)

3:

شجریان به روایت شجریان
تولدم روز اول مهر ماه سال یکهزارو سیصد و نوزده خورشیدی در مشهد مقدس هست در خانواده ای که پدر بزرگم (علی اکبر) صدای بسیار رسایی داشته و به زیبایی آواز می خوانده هست.او از مالکین بزرگ مشهد مقدس بود و از مطالعهدر جمع پرهیز داشته ، گاه برای دوستان سرشناسی که به دیدارش می آمده اند می خوانده هست.


اینجا فقط اسامی خوانندگان قدیمی ایرانی گذاشته میشود
پدرم مهدی از صدای پر طنین و رسا برخوردار بود و در جوانی آواز مطالعهرا شروع می کند ولی خیلی زود در محیط بسته و سنتی به قرائت قراون رو آورده و تا آخر عمر بر همان عقیده باقی ماند و آواز را رها کرد و در قرائت قراون جایگاه خاصی در مشهد مقدس پیدا نمود و شاگردان زیادی برای تلاوت قراون قراون تربیت کردکه از جمله خود اینجانب هست
تمام وقت من از شش سالگی به مطالعهقراون با صدای خوش می گذشت .


استقبال چشمگیر از جشن تولد محسن یگانه
در دوازده سالگی شهره ی خاص و عام بودم و در مجامع بزرگ مذهبی و یا سیاسی اون موقع تلاوت اول برنامه با من بود.به علت توانایی در تلاوت قراون با صدای خوش ، چشم و چراغ همه اعضاء و دانش آموزان مدرسه و امت بودم.


تمرینات گیتار
در سال چهارم دبیرستان بر خلاف خواسته ام به دانشسرای مقدماتی رفتم و راه معلمی پیش گرفتم و از بیست سالگی به معلمی در دهات خراسان پرداختم .


ترانه اگه یروز بری سفر با صدای خودم
یک سال بعد ازد.اج کردم با دختری که او هم معلم دبستان بود.همسرم خیلی با من همراه بود و با کمک او بر مشکلات مالی یک زندگی بسیار محقر پیروز شدیم
از نوجوانی برای فراگیری گوشه های آوازی به هر دری می زدم و از هر کسی که شمه ای اطلاع داشت سئوال می کردم.


ترانه های عاشقانه، از دیروز تا امروز
به ندرت دسترسی به رادیو پیدا می کردم تا موسیقی دلخواهم را بشنوم اون هم وقتش کوتاه بود و حاصلی نداشت ، تا اینکه در محیط شبانه روزی دانشسرا میسر شد "برنامه گلها" و برنامه "ساز تنها" را بشنوم و تمریناتم را شروع کنم .

کمی بعد دبیر موسیقی مان آقای جوان نیز راهنمایی و کمک کردند.

بیشترین تمرینات سازنده در دوران معلمی در خارج شهر بود که فراغتی داشتم و اغلب به کوه و صحرا می دم و تکنیک و متد را با سلیقه ی خودم تجربه و تمرین می کردم و صداهای گوناگون و تحریرها و چهچه ها را دستور کار خود برنامه داده بودم.دوستم همکلاسیم (ابولحسن کریمی) از ابتدای کار معلمی سنتوری با خود آورده بود که بنوازد ، ترغیب شده مضراب دستم بگیرم و ببینم می شود زد ، بعد دیدم عجب کار مشکلی هست تا دمدمه های صبح نشستم و ان قدر تمرین کردم تا توانستم آهنگی را دست و پا شکسته اجرا کنم و از اون به بعد سنتور شد یا غار من.
چندی بعد صدای سنتور جلال اخباری را از رادیو مشهد مقدس شنیدم و خوشم امد ، پیدایش کردم و با هم دوست شدیم .

سازی می زد و من هم می خواندم و تمرینات آواز با ساز و فراگیری نت و نواختن صحیح سنتور را با ایشان شروع کردم.


همان ابتدای کار مه صدای سنتور مشقی ام بسیار بد بود به فکر افتادم که سنتوری بسازم.

کمی نجاری می دانستم با زیر رو رو کردن تمامی کاروانسراها و چوب فروشی ها و با دادن یک انعام 5 توانی الوار پهن از چوب توت بیست ساله را پیدا کردماون را مطابق اندازه ها بریدم .

در ان وقت کسی در مشهد مقدس گوشی سنتور نمی فروخت ، مجبور شدم صد عدد میخ نمره شش بخرم و اون ها را با سوهان دستی کوچک کنم.

این سنتور که دوازده خرکه بود ساخته شد و من با یک دلبستگی عجیب به این ساز ، تمرینات سنتورم را بیشتر کردم.

با اینکه برای اولین بار بود چنین کاری کرده بودم و در مورد پل گذاری سنتور تجربه و اطلاعی نداشتم ولی سنتور صدای دلنشینی داشت.

غیر از اون سنتور سنتورهای دیگری ساخته یا در حال ساخت داشتم که کا پل گذاری را برای موزون تر کردن صداها تا به حال ادامه داده ام و خوشبختانه به نتایج قابل توجهی هم رسیده ام .

در نظر دارم در آینده کتاب یا جزوه ای درباره ی تجارب کار پل گذاری های گوناگون که روی سنتورها کرده ام همراه با نتایج اون ها منتشر کنم تا در این زمینه کار مفیدی انجام داده باشم

در سالهای سپس چهل با هنرمندان رادیو خراسان آشنا شده بودم ولی حاضر به ضبط برنامه موسیقی نبودم .

در رادیو خراسان گاه اشعار عرفانی و مذهبی و گاهی تلاوت قراون داشتم.


سال 1345 خوشیدی به اصرار دوستم ابوالحسن کریمی برای شرکت در امتحان شورای موسیقی به اتفاق او به شهرستان تهران رفتم.

راهی برای نام نویسی و شرکت در امتحان پیدا کردیم.

در اتاق شورا میز کنفرانس بزرگی بود و حدود 12 تا 13 نفر اعضا شورا نشسته بود ، آقای مشیر همایون شهردار رییس شورا و آقایان حسنعلی ملاح ، علی تجویدی و مختاری و دیگران بودند.

فرمودند بیات ترک بخوان ! من هم از مایه بلند دو سه بیتی خواندم و در مایه ی بم فرود امدم .

ضربی با یک شعر هم به درخواست آقای ملاح خواندم.بعد اقای تجویدی پرسیدند تصنیف هم می خوانی ؟ چون تصنیف مطالعهرا دوست نداشتم و دون شان آواز خوان می دانستم ، بسیار جدی فرمودم ابدا.
جوابی که سپس یکماه از نتجه امتحان به ما دادند این بود که فعلا رادیو بودجه ندارد که خواننده هستخدام کند و فعلا رادیو نیاز به خواننده ندارد

سال بعد به وسیله آقای دکتر شریف نژاد (که معاون رادیو خراسان بود و بسیار به من لطف داشت) برنامه گذاشتیم در تابستان که ایشان در شهرستان تهران هستند من هم به شهرستان تهران بروم .

باایشان شبی به منزل آقای حسین محبی (که اپراتور با سابقه رادیو و برنامه ی گل ها بود) رفتیم و او که دوستی نزدیکی با دکتر داشت فردای اونروز مرا همراه با یک نوار که در " سه گاه " خوانه بودم به اقای داود پیرنیا (مسئول و تهیه نماينده ان وقت برنامه گلها ) معرفی کرد که همان معرفی راهگشای ن به رادیو ایران و و برنامه ی گلها که منظور اصلی ام بود گردید.
با سپاس از دلسوزی های ابولحسن کریمی و محبت های دکتر شریف نژاد و یادی خوش از زنده یاد حسین محبی .


4:

مانلی عزیز کم پیدایی ؟؟

5:

استاد شجریان

6:

سالشمار هستاد شجریان
1319تولد اول مهر ماه در مشهد مقدس

1324اغاز خوانندگی های کودکانه در خلوت

1326ورود به سال اول پانزدهم بهمن در مشهد مقدس

.1327اموختن تلاوت قران در نزد پدر

1328شرکت در مجمع تلاوت قران در نه سالگی

.1329اغاز تلاوتهای قران در میتینگها و اجتماعات سیاسی ان سالها .

گذراندن سال چهارم مدرسه در دبستان فرخی

.1331تلاوت قران برای اولین بار در رادیو خراسان به دعوت رییس رادیو

.1332قبولی در امتحانات شم ابتدایی با عنوان شاگرد ممتاز در بین دانش اموزان مشهد مقدس.اغاز تحصیل در دبیرستان شاه رضا

.1334شرکت در مسابقات فوتبال دبیرستانهای مشهد مقدس

.1336ورود به دانشسرای مقدماتی در مشهد مقدس.اشنایی با اقای جوان اولین معلم موسیقی شجریان ( معلم سرود و موسیقی دردوران تحصیل در دانشسرای مقدماتی در مشهد مقدس)

.1338اغاز همکاری با رادیو خراسان و اجرای اوازهای بدون ساز و قراعت قران برای رادیو به طور افتخاری

.1339دریافت دیپلم دانشسرای مقدماتی و هستخدامدر اموزش و پرورش و انتقال به بخش رادکان و تدریس در دبستان خواجه نظام الملک و اشنایی با سنتور

.1340اشنایی با نت و فراگیری سنتور نزد اقای جلال اخباری و شروع سنتور سازی و تحقیق برای بهتر کردن صدای سنتور .

جشن عقد کنان در 21 مهر ماه با دوشیزه فرخنده گل افشان در شهر قوچان.


7:

1341جشن عروسی در مشهد مقدس (در 20 مرداد ماه) و اغاز یک زندگی خانوادگی سی ساله با ایشان که حاصل ان سه دختر و یک پسر هست.

1342انتقال از بخش رادکان به روستای شاه اباد مشهد مقدس به عنوان مدیر دبستان شاه اباد.

تولد راحله فرزند اول در 2 مهر ماه در مشهد مقدس.

ساختن اولین سنتور خود با چوب توت.

1344تولد دختر دوم افسانه در 28 اردیبهشت ماه در مشهد مقدس.(افسانه بعدها با پرویز مشکاتیان ازدواج میکند).انتقال از شاه اباد به شهر مشهد مقدس و تدریس در کلاس ششم دبستان پهلوی از مهر ماه.شرکت در مسابقات والیبال معلما مشهد مقدس.

1345انتقال از دبستان پهلوی به دبستان عبداللهیان مشهد مقدس و نظامت و معاونت دبتان مذکور.

1346تدریس در دبستان های مشهد مقدس و انتقال در 25 اذر از مشهد مقدس به تهران.تدریس در دبیرستان صفوی .

اغاز فعالیت با برنامه های رادیو ایران.

اشنایی با هستاد احمد عبادی.

راه یابی به کلاس درس اواز هستاد اسماعیل مهرتاش و انجمن خوشنویسان نزد هستاد بوذری.اشنایی با رضا ورزنده (استاد سنتور) در تابستان همین سال.

اجرا و ضبط اولین برنامه ی در رادیو ایران که با عنوان ((برگ سبز شماره ی 216 )) در شب جمعه 15 اذر ماه پخش شد.کار در رادیو با نام مستعار ((سیاوش بیدکانی)) تا سال 1350 خورشیدی و بعد در رادیو و تلویزیون با نام خودش.

اشنایی با اسماعیل مهرتاش در کلاس اواز ایشان.



1347انتقال از اموزش و پرورش به وزارت منابع طبیعی .

راه یابی به کلاس خط هستاد حسن میرخانی.

1348تولد دختر سوم مژگان در 27 هردیبهشت ماه در تهران.

تاسیس و شروع رادیو اف-ام به طریقه ی هستریو فونیک و اجرای برنامه ی ((سه گاه)) به همراهی سه تار عبادی و تار مجد برای اولین بار به طریقه ی هستریو .

شرکت در جشن هنر شیرازبرای اولین بار.

قبولی در امتحان خط (مرحله ی عالی) .

راه یابی به کلاس خط هستاد حسین میرخانی.

1349اغاز همکاری با برنامه های تلویزیون ملی ایران در برنامه ی ((هفت شهر عشق)) غیره.

قبولی در امتحان خط (مرحله ی ممتازی) انجمن خوشنویسان وزارت فرهنگ و هر .

سفر به برغان با هستاد حسین میر خانی (خطاط) ابراهیم بوذری (استاد خط شجریان) خسرو زعیمی ( مدیر عامل انجمن خوشنویسان)فرامرز پیل ارام(نقاش و هستاد نقاشیخط شجریان).



1350اشنای با هستاد فرامرز پایور و مشق سنتور نزد ایشان و اموزش ردیف اوازی صبا نزد فرامرز پایور .

اشنایی ئ همکاری با هوشنگ ابتهاج((ه .

الف .

سایه)در برنامه های (گل های تازه))رادیو.


8:

1351شروع تهیه ی برنامه های گلهای تازه توسط هوشنگ ابتهاج در رادیو و همکاری با او.

اغاز فراگیری ردیف های اوازی و تصانیف قدیمی نزد هستاد عبدالله دوامی.برگذاری کنسرتی در شمال ایران با منصور صهرمی و هنرمندان دیگر.دیدار و اشنایی با اقای دوامی به وسیله ی فرامرز پایور.


-----------
1352اشنایی با هستاد نور علی برومند و فراگیری شیوه ی اوازی سید حسن طاهر زاده نزد ایشان در مرکز خط ئ اشاعه ی موسیقی و اشنایی با هنر جویان مرکز: محمد رضا لطفیو ناصر فرهنگفرو حسین علیزاده و جلال ذوالفنون و گنجه ای و مقدسی و حدادی و دیگران.
---------------
1353سفر برای کنسرت های هندو پاکستان و افغانستان با هستاد احمد عبادی .

سفر به چین و ژاپنن با احمد احرار و کریم فکور و حسین ملکو پرویز قاضی سعید به عنوان میهمانان ویژه برای گشایش پروازهایی به این دو کشور.
------------------
1354تولد همایون در 30 اردیبهشت ماه در شهرستان تهران .

ماموریت رادیو و تلویزیون برای کنسرتهای فروردین در ایالات مختلف امریکا.انتقال از وزارت منابع طبیعی (به عنوان مهمور خدمت)به رادیو.قطع رابطه با مرکز اشاعه ی موسیقی و ادامه ی درس اواز در منزل هستاد نورعلی برومند.


--------------------
1355شرکت در جشنواره ی توس (نیشابور)با فرامرز پایور , سایه, حسن ناهید, رحمت الله بدیعی, محمد اسماعیلی, عبدالوهاب شهیدی و هوشنگ ظریف.حضور در برنامه ی جشن هنر شیراز ( در حافظیه) با محمد رضا لطفی و فرهنگفر و اجرای برنامه ی ((راست پنجگاه)).کناره گیری رسمی و قطع رابطه ی کامل از رادیو در اسفند ماه.اجرای اواز در صفحات ردیف نوازی کانون پرورس فکری کودکان و نوجوانان .

بهره گیری از محضر اقای برومند (در منزل خود هستاد) شیوه ی اواز مرحوم طاهر زاده (اخرین جلسه روز چهار شنبه 29 دی ماه).فوت رضا ورزنده(29 دی ماه) و نور علی برومند (30 دی ماه) .

اغاز ضبط تصانیف قدیمی با صدای عبدالله دوامی.


--------------------
1356اجرای برنامه ی ((نوا)) به همراهی محمد رضا لطفی و گروه شیدا در جشن هنر شیراز.اجرای موسیقی ((چهره به چهره)) و ((گلبانگ)) .

کناره گیری از رایو به خاطر جو نامساعد.

تاسیس شرکت دل اواز برای انتشار برنامه های خود.


-----------------------
1357احراز مقام اول تلاوت قران سراسر کشور در مرداد ماه.

اجرای بخشی از ((تلاوت قران)) .انتشار البوم ((گلبانگ))( دو نوار).

همکاری در تاسیس کانون ((چاوش)) با هوشنگ ابتهاج و محمد رضا لطفیبرای ادامه ی فعالیت های موسیقی در خارج از رادیو تلویزیون(شجریان در انجا تدریس میکرد).
-------------------
1358اشنایی با فیلسوف یگانه هستاد غلامرضا دادبه( جانسوز) در منزل هستاد خط مرتضی عبدالرسولی ئ اغاز فراگیریی و شناخت بایگانی های فرهنگ و نوا ,...

فرهنگ پهلوانی و جوانمردان , فرهنگ مادرنوایی .اجرای موسیقی ((خلوت گزیده)) .(( پیغام اهل راز)) ( شامل دو نوار : راز دل و انتظار دل).اخرین کنسرت ها با گروه پایوردر مهر ماه در تالار رودکی .

کنسرت ماهور با محمد رضا لطفی و گروه شیدا در تالار رودکی و دانشکاه ملی در ابان ماه.
-----------------------
1359فوت هستاد دوامی .

اجرای موسیقی ((عشق داند)) ( در ابو عطا) اجرای موسیقی ((ساز قصه گو)) ( اواز سه گاه در انتشار مجدد, البوم پیغام اهل راز).

انتشار نوار موسیقی ((پیغام اهل راز )) (شامل دو نوار : راز دل انتظار دل).


9:

1361اولین کنسرت در سفارت ایتالیا به همراهی پرویز مشکاتیان و ناصر فرهنگفر (آستان جانان) پس از سه سال کناره گیری از فعالیت های کنسرتی - اجرای موسیقی نوا (مرکب خوانی) و سر عشق ( ماهور) و بیداد

------------------------
1362اجرای موسیقی ((همایون مثنوی)) با منصور صارمی.

اجرای موسیقی ((چهار گاه)) (با فرهنگ شریف) و دیگر اواز ها در برنامه های خصوصی.


------------------------------
1364اجرای موسیقی ((گنبد مینا ))و ((جان عشاق)).

انتشار نوار موسیقی ((بیداد)).
----------------------------------
1365انتشار نوارهای موسیقی (نوا)) ( مرکب خوانی ),((سر عشق)) (ماهور) و ((استان جانان)).

ضبط ده اواز به همراهی ویولن حبیب الله بدیعی در مونیخ در منزل دکتر علی خادمی.
-----------------------
1366اغاز کنسرت ها در اروپا پس از انقلاب و شروع همکاری با گروه عارف .

اجرای موسیقی ((دود عود)) ,((دستان))و...
--------------------------
1367برگذازی سه شب کنسرت برای بزرگداشت حافظ در تالار رودکی( وحدت).انتشار نوار ((دستان)).

-------------------------------
1368اجرای ((ماهور)) و ((ابو عطا)) در کنسرت های بهاره در اروپا با پیرنیاکان, جمشید عندلیبی, و اعیان.

اجرای ((نوا)) و ((افشاری)) در کنسرت های پاییزه اروپا به همراهی مشکاتیان و گروه عارف و دو شب کنسرت در اسفند ماه به دعوت شهردار بارسلون در این شهر به همکاری نی حسین عمومی , تار طلایی و تنبک شمیرانی.

-------------------------------------
1369سفر به تاجیکستان به دعوت خصوصی وزیر فرهنگ و هنر تاجیکستان پرده برداری از پیکره ی باربد و دو شب کنسرت در کاخ باربد به همراه کمانچه ی محمود تبریزی زاده , سه تار رضا قاسمی , و تنبک مجید خلج.

کنسرتهایی در امریکا به همراهی پیرنیاکان عندلیبی و اعیان.

اجرای مو سیقی ((سرو چمان)) , (( پیام نسیم)) , و ((دل مجنون)) ( هر سه در امریکا).

کنسرت شجریان برای زلزله زدگان رودبار در لس انجلس.

سخنرانی در پنج دانشگاه معتبر امریکا برای دانشجویان و محققین.

-----------------------------------------------------
1370برگذاری پنج شب کنسرت در پارک ارم و هشت شب کنسرتهای افتخاری برای امت جنوب شهر تهراندر فرهنگسرای بهمن ( کشتارگاه سابق تهران) در اسفند ماه.برگذاری کنسرت شکوهمندی به مدت پنج شب در محوطه ی چهل ستون اصفهان.کنسرتهای اروپا با جهاندار و گروه اوا .

جدایی از همسر اول خانم فرخنده گل افشان.

اجرای موسیقی ((دل شدگان)) و ((اسمان عشق)).

انتشار نوارهای موسیقی ((سرو چمان)) , ((پیام نسیم)),(( دل مجنون)) و (( خلوت گزیده)).


10:

1371ازدواج با همسر دوم خانم کتایون خوانساری.

کنسرتهای مرحله ی دوم در امریکا با داریوش پیر نیاکان ,جمشید عندلیبی و همایون شجریان ( اگوست تا نوامبر) .برنامه ای با هابیل علی اف و همایون شجریان در سالن تالار رودکی(وحدت) ,تهران.

اجرای موسیقی ((یادایام)) .

انتشار نوارهای ((دل شدگان )) و ((اسمان عشق)).
-----------------------------------------------------------------
1372انتشار گزارشی همراه با فرمودگویی با شجریان تحت عنوان (( محمد رضا شجریان هستاد اواز ایران کجاست؟)) در نشریه ی نوید فضیلت,شماره ی 16 ,سال 2, مهر ماه ,تهران.

اجرای(( سه گاه )) و (( راست پنجگاه)) در کنسرتهای اروپایی به همراهی محمد رضا لطفی و مجید خلج در تابستان.
--------------------------------------------------------------------
1373اجرا برنامه ی ((قاصدک)) در کنسرتهای دور اروپا با پرویز مشکاتیان و همایون شجریان.


-----------------------------------------------------------------
1374کنسرتهای اصفهان,شیراز,ساری, کرمان, و سنندج با گروه اوا.برگذاری کنسرتی در اروپا با محمد رضا لطفی در ابات ماه.اجرای موسیقی ((چشمه ی نوش)) در ( فرانسه).انتشار نوارهای موسیقی ((همایون مثنوی)) ,(( گنبد مینا )),(( جان عشاق)), چشمه ی نوش))و (( یاد ایام)).

اجرای موسیقی ((در خیال)).
--------------------------------------------------------------------------
1375درگذشت پدر در 18 اذر ماه در سن 85 سالگی.اجرای موسیقی ((رسوای دل)) در دبی.انتشار موسیقی(( در خیال)) .

انتشار نوار موسیقی ((ساز قصه گو)) ( اواز سه گاه در انتشار مجدد, البوم پیغام اهل راز).


-----------------------------------------------------------------------------
1376تولد پسر دوم رایان (از ازدواج دوم) در ونکوور کانادا.اجرای برنامه های((سه گاه)) و ((ماهور)) در کنسرتهای دور اروپا با همکاری داریوش طلایی, سعید فرجپوری و اهمایون شجریان در پاییز .اجرای موسیقی(( شب ,سکوت , کویر)) .اجرا و انتشار موسیقی ((معمای هستی)) در کلن, المان.

اجرا و انتشار موسیقی ((شب وصل)).

انتشار نوار موسیقی ((رسوای دل)).

انتشار نوار موسیقی ابوعطا((عشق داند)).
---------------------------------------------------------------------------------------
1377اجرای کنسزتهای تهران,اصفهان, و دور اروپا با گروه اوا.

برگذاری کنسرت درامریکا در شهریور ماه.اجرای (( ارام جان )) .انتشار نوار ((پیام نسیم).

انتشار نوار موسیقی ((شب ,سکوت, کویز)).

انتشار نوار موسیقی((چهره به چهره)).انتشار نوار موسیقی((راست پنجگاه)).


---------------------------------------------------------------------
1378اجرای ((ماهور)) و((افشاری)) در پنج کنسرت به نفع دانش اموزان در شهر هشتگرد.بریافت جایزه ی پیکاسو ئ دیپلم افتخار یونسکو تز دبیر کل یونسکو ((اقای مایور)) در پاریس, شهریور ماه.

انتشار نوار ((ارام جان)) .

اجرای ((اهنگ وفا)) .انتشار نوار ((تلاوت قران)) (1) و (2).
------------------------------------------------------------------------------
1379انتشار کتاب((راز مانا)) ( زندگی,دیدگاه و اثار هستاد اواز ایران, محمد رضا شجریان)کار محمد جواد غلامرضا کاشی ,محسن گودرزی, و علی اصغر رمضانپور, نشر کتاب فردا, چاپ اول تهران.اجرای برنامه ی ((نوا ))و ((داد و بیداد)) (زمستان) در کنسرتهای دور اروپا و امریکا و کانادا به همراهی حسین علیزاده,کیهان کلهر و همایون شجریان.

عمل جراحی کلیه و دهانه های معده در واشنگتن در 20 اسفند ماه.


-------------------------------------------------------------------
1380عمل جراحی برای چسبندگی روده در شهرستان تهران در ابان ماه.
--------------------------------------------------------------
1381اجرای برنامه ی (( راست پنجگاه ))و(( مرکب خوانی)) در کنسرتهای دور اروپا و کانادا با حضور حسین علیزاده, کیهان کلهر و همایون شجریان.

انتشار نشریه ی (( دفتر هنر )) شماره ی 15, ویژه ی محمد رضا شجریان ,در اسفند ماه ,در کالیفرنیا.

11:

این باعث تاسفه که تاپیک هستاد تو صفحه ششم تالار داره خاک میخوره ها !!
استاد شجریان

12:

اینم وبلاگ دوست عزیز فرشید احمدی http://shajarian.blogfa.com/
با مطالب بسیار جالب و مفید در مورد هستاد عزیز محمد رضا شجریان


13:

تقدیم به تمام دوستان هستاد شجریان

البته عکس مربوط به نوروز 85 که امیدوارم هر روز برای شما نوروز باشه !!


استاد شجریان

14:



استاد شجریان براي دانلود، رايشان لينک بالا کليک سمت راست کرده و Save Target As را بزنيد.


15:

اُ نلی هستاد شجریان

16:

قب از خوان متن ذکر چند نکته ضروری هست.

اول اینکه من خود از طرفداران شجریان هستم و آوردن این مقاله ربطی به این ندارد.

دوم اینکه همه اونچه در این مقاله نوشته شده مورد تایید من نیست ولی قسمتهایی وجود دارد که از فکر میکنم نمی‌توان از اون گذشت.

پس مقاله را به دقت بخوانید

شجریان زدگی
فرید دهدزی

جرأت دانستن داشته باش
(امانوئل‌كانت - فيلسوف آلماني)

1 _ در حدود نیم‌قرن اخیر که جوانب موسیقی سنتی به‌واسط تحول و تعدد رسانه‌ها، جنبه علمی و آشکاری یافته و از سطح تخصصی، به سطح عام راه پیدا کرده هست، همواره موسیقی‌دانان ما از جفاهای مسئولان فرهنگی به موسیقی و نیز خفقان حاکم بر موسیقی حکایت و شکایت‌ها سر داده‌اند و وضعیت نابه‌سامان موسیقی را با این تحریم و تحدیدها مرتبط دانسته‌اند.

اونان موسیقی را نه در شرایط بهبود و به‌سامان، بلکه در شرایط حیات و ممات خوانده‌اند.

یعنی سخن بر سر این نیست که موسیقی باید پیشرفت کند، بلکه سخن بر سر این هست که «این خرده میراثی که وجود دارد، به‌نحايشان پاسبانی و پاسداري شود...!»
2 _برای آسیب‌شناسی یک پدیده شناسایی علل و شرایط بیرونی یک ضرورت هست، اما کافی نیست.

چراکه همواره باید به کاوش در قابلیت و پتانسیل‌های درونی نیز پرداخته شود.

غفلت از شرایط درونی و ارجاع و اکتفا به شرایط و شرایط بیرونی برای شناسایی علل و شرایط آسیب‌ها، روش‌شناسی غیرعملی هست.

بنابراین به تعبیر حضرت علی (ع) «درد از ما، درمان نیز هم»؛ علی‌رغم این‌که نمی‌شود سیاستگذرای‌های نادرست فرهنگی از عهدناصری تا حال‌حاضر در زمینه موسیقی را کتمان نکرد و کم‌وکاستی این سیاست‌گذاری‌ها را به باد انتقاد نگرفت (چراکه وقتی در جامعه‌ای تمامی سیاست‌ها به دولت ختم می شود و تمرکزگرایی، تولی‌گری و تصدی‌گری دولت در تمامی شئون جامعه به‌ايشانژه بخش فرهنگی مشهود هست) به‌راحتی نمی‌شود، از نقش دولت و حاکمیت، در کاستی و کمبودها گذر کرد.
3 _ از قضا چندی پیش در آخرین شماره فصلنامه «ماهور» فرمود‌وگویی از هستادعلیزاده و هستادطلایی منتشر شد که اون‌ها نیز با اشاره به نارسایی‌های بخش دولتی نسبت به موسیقی، به رفتارها و سیاست‌های اشتباه خود اهالی ‌موسیقی (به‌ايشانژه اختلاف‌های درونی موسیقی‌دانان) تأکید کردند.

نتیجه این‌که برای بررسی وضعیت موسیقی نمی‌توان تنها بر یکی از شرایط ذکر شده تأکید کرد و از عامل دیگر غفلت.

برای بررسی و ارزیابی وضعیت موسیقی باید مجموعه دو عامل درونی و بیرونی را در نظر گرفت.
4 _ باری موضوع این مقاله، بررسی و شناسایی شرایط درونی وضعیت نابه‌سامان موسیقی آوازی حال‌حاضر ایرانی هست.

به طور مصداقی در این مقاله حاکمیت تام برخی خوانندگان به‌ايشانژه هستاد «محمدرضا شجریان» در قلمرو موسیقی مورد ارزیابی برنامه می‌گیرد.
5 _ برای این‌که در وادی ابهام و ایهام نیافتیم، بهتر هست به واژه‌شناسی عنوان «شجریان‌زدگی» بپردازیم.

پسوند «زدگی» وام‌شده از فرمودمان «جلال‌آل‌احمد» هست.

وی در پیشفرمودار کتاب «غرب‌زدگی» به ترمینولوژی / واژه‌شناسی واژه «غرب‌زدگی» می‌پردازد و اون‌را بیماری مانند «وبازدگی» و «سل‌زدگی» می‌داند که تمامی پیکره ممالک شرقی را به خود معطوف کرده، حتی در جایی آل‌احمد «غرب‌زدگی» را مانند عقرب‌زدگی می‌داند(!) که سرتاپای وجود آدمی را به تسخیر خود برنامه می‌دهد.

از قضا در پایان کتاب با هستفاده از کتاب مشهور «طاعون» اثر «آلبرکامو» به طاعون‌زدگی امت شمال آفریقا اشاره می‌کند و اون را عین غرب‌زدگی جامعه ایرانی می‌داند و در خاتمه می‌گوید: ‌«طاعون از نظر آلبرکامو ماشینیزم / ماشین‌زدگی هست.» گویی مسخ شدن و از خودبیگانگی (الیناسیون) حدیث نفسی ایرانیان در تمامی شئون فرهنگی هست.
6 _ عمدتاً ذهنیت جهان‌سوم، ذهنیتی اسطوره‌پردازانه و افسانه‌پردازانه هست.

ذهنیتی هست که یا معترض و منتقد سرسخت یک‌چیز و یا طرفدار پروپاقرص چیز دیگری هست! مرگ بر فلانی و درود بر فلاني فرمودن، در ضمیر ناخودآگاه ایرانی، قرن‌ها هست که سلطه دارد.

اگر دست موّّدت به اسطوره‌ای بدهد، تمامی معایبش نادیده و از قضا جزءِ محاسنش گرفته می‌شود.

بقول مولوی «هرچه اون خسرو کند شیرین شود» یا «هر چه اون خسرو کند شیرین کند / چون درخت تین جمله تین کند»؛ هر جا بنگرد و بنشیند چهره معشوق و حضرت اسطوره بر وی متجلی می‌شود.

به‌قول سعدی «من از تو استقامت ندارم که بی تو بنشینم / کسی دگر نتواند که بر تو بگزینم».

یا به‌قول حافظ «اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست / حرامم باد اگر من جان بجای دوست بگزینم».

تمامی جهان و اجزایش را با مشخصات اون اسطوره می‌سنجد؛ ویژگی‌های اون مانع از قدرت‌نمايی غیر می‌شود، هر چه هست، چهره و جمال حضرت معشوق هست.
7 _ حکایت موسیقی ما هم در پس از انقلاب چنین صورتی پیدا کرده هست.

با خالی شدن میدان، زمینه برای اسطوره‌پردازی مهیا شد.

«بنان» سرخورده و افسرده به کنجی به هستقبال مرگ می‌رود.

«محمودی‌خوانساری» در عنفوان پختگی و بالندگی جام مرگ می‌نوشد.

دوامی و قوامی‌، دوام و قوام از دست داده و رخت مرگ بر می‌بندند.

ادیب و تاج دو مکتب‌دار بزرگ اصفهان هم در اوائل انقلاب پس از عمری پرباری در پی یکدیگر پر می‌کشند.
شهیدی، گلپا و ایرج هر یک به‌خاطر دلایل سیاسی و ...

مطلقاً کنار گذاشته می‌شوند.
با وجود رشد قابل توجهی که خوانندگان خانم پس از «‌قمر‌» داشتند، پس از حلّیت موسیقی، باز هم صدای اونان همچنان حرام قلمداد می‌شود.

شرایط انقلابی انقلاب سال 1357 و در پی اون فراخوان انقلاب فرهنگی در سطح دانشگاه زمینه گسست و انقطاع را از تاريخ موسیقی و میراث آوازی را موجب شد.

کمتر دیده شد که در اون دهه کار جدی در میراث موسیقی صورت گیرد، کسی نبود که برروی جریان‌ها، سبك‌ها و مکتب‌ها موسیقی ایرانی، پژوهش درخوری اجرا کند، احیاء و بازآفرینی آثار گذشتگان، جز هستفاده‌های تبلیغاتی چیزی یافت نمی‌شد.

کسی به دنبال به‌سازي و بازسازی صفحات بجامانده نبود.
اگر فرموده می‌شود دوره اول ظبط صفحه گرامافون از حدود سال 1284 از اواخر دوره قاجار با ثبت‌وظبط صدای ساز میرزا عبدالله‌، آقاحسینقلی، نایب‌اسدالله، درویش‌خان و صدای آواز سیداحمدخان، سیدرحیم، سیدحسین‌طاهرزاده، ابوالحسن‌اقبال‌آذر و ...

در فاصله سال های 1284 تا 1305 شمسی بر لوله‌های فونوگراف و صفحه گرامافون، آغاز شده و دوره دوم از حدود سال 1305 با ضبط آواز قمرالملوک‌وزیری‌، اقبال‌آذر، بدیع‌زاده و ...

و نیز ساز برادران نی‌داود‌، شهنازی و ...

ادامه پیدا کرد.

( رک به تاریخ تحول ضبط موسیقی در ایران) اما باید بر این نکته اذعان کرد که در پس از انقلاب چندان کوششی برای احیای همان آثار محدود هم صورت نگرفت.
بطور مثال در مورد «قمر» درست هست که آثار جدی از فرآیند پختگی و تکامل وی وجود ندارد، اما انصافاً چقدر زمینه برای زنده‌کردن و پژوهش جدی آکادمیک در همان آثار وجود دارد.

وقتی قمر از صحنه موسیقی آوازی ایران حذف شود، گویی بخش قابل توجه موسیقی ایرانی حذف شده هست.
می گویند: ادیب‌خوانساری به خاطر اختلافی که با مدیر بخش رادیو (مشیرهمایون‌شهردار) پیدا کرد، بخش قابل ملاحظه آثار وی را پاک کردند.

اما سئوال این‌جاست چرا باید ردیف‌های آوازی وی پس از 25 سال منتشر شود؟ (البته همان رديف هم به آخرين سال‌هاي عمر اديب برمي‌گردد و چندان از اون كوك‌هاي دقيق صدايي و تحريرهاي پيوسته، دوره ميانسالي ايشان خبري نيست).

آیا پس از انقلاب حتی یک اثر از آثار ادیب منتشر شده هست؟ آیا خود اهالی موسیقی جد و جهدی برای پاسداری و پاسبانی از این میراث اندک، هم انجام داده‌اند؟
آیا باید پس از گذشت 30 سال تنها دو اثر از تاج‌اصفهانی منتشر شود؟
8 _ این هست که میدان موسیقی پس از انقلاب کاملاً خالی می‌شود، هرکسی از در بیاید گویند «این هست جز این نیست»؛ همه را بیازمودیم زتو خوشترم نیامد / چو فرو شدم به دریا چو تو گوهرم نیامد!
به جرأت تنها کسی که در این میدان، مجال رزمایش را برای کسی هموار نکرد «محمدرضاشجریان» هست.

بنابراین نباید پنداشت که برتری ایشان مصداق بهتری هست.

بلکه وقتی می توانیم بگوییم که شجریان بهترین هست که در یک شرایط مساوی و پلورال (کثرت‌گرایانه) به این مقام نائل آید، در حالی‌که پايه اً چنین نیست، میدان برای شجریان خالی - خالی شد.
وقتی امکان تنوع، تعدد و تکثر سلیقه سلب شود و سلیقه‌ها به‌یکسان و یکنواخت رشد و پرورش یابند، پهلوانی و قهرمانی یک فرد طبیعی هست.

در موسیقی ایران پس از انقلاب، تمامی راه‌ها به یک نفر ختم شد، او هم «محمدرضا‌شجریان» هست.
9 _ یک نوازنده وقتی می‌توانست و می‌تواند مشروعیت پیدا کند که حداقل یکبار با شجریان همنوایی و همنوازی کرده باشد.

چیره‌دستی یک نوازنده بر حسب نوع ارتباط با شجریان سنجیده می‌شود.

بسیار شنیده شده که فرموده‌اند فلان نوازنده تا به‌حال با شجریان کار کرده؟ نظر شجریان درباره فلان نوازنده این هست.

او یکبار با شجریان در فلان اجراي خصوصی بوده هست.

فلان نوازنده شاگرد همان نوازنده‌ای هست که با شجریان کار می‌کند!
چندی پیش در محفلی از «کیوان‌ساکت» سخن به‌میان آمد که در این ميان فردی فرمود: «کیوان‌ساکت‌» هیچ‌وقت با شجریان کار نکرده هست!
وضعیت خوانندگان که البته به‌مراتب بدتر هست تمامی خوانندگان مانند: افتخاری، ناظری، سراج، مختاباد، کرامتی، نوربخش، رستمیان، تعریف، پریسا، افسانه‌رسایی‌، سالارعقیلی و ...

حتماً بايد یک دوره محضر شجریان را درک کرده باشند (درک هم کرده‌اند‌)، تا صدای اونان به گوش، خوش آید.
چندی پیش خواننده معروفی که خوانندگی ارکستر ملی را هم بدست آورده، در مصاحبه‌ای فرموده بود «من هیچ‌وقت شاگرد شجریان نبوده‌ام».

شجاعت ایشان قابل تحسین هست، اما همین خواننده، احتمالاً غیر از صدای شجریان به‌طور جدی بر روی صدای خواننده دیگری کار نمی‌کند‌! حتی هستاد ابراهیمیان یکبار به ايشان گوشزد کرده بود که صدای شجریان را درنیاورد و صريحاً فرمود: «خودت‌باش!»
10 _ موسیقی آوازي ما یک‌منبعی / تک‌منبعی شده و میزان و معیار خوانندگان، سبک شجریان شده هست.

یکبار در یک فرمود‌و‌گویي از «همایون‌شجریان» سئوال کردند، هستاد شما در آواز کیست؟ وی فرمود: «تنها هستاد آوازم پدرم شجریان هست».

چنین دید تماميت‌گرايانه و یکسونگرانه‌ای در تمامی خوانندگان ما از جمله «سیناسرلک»، «سالارعقیلی» و ...

قابل تعمیم هست.
عمده این خوانندگان از حس پژوهشی برخوردار نیستند و یگانگی شجریان باعث شده که اونان به جریان‌ها، مکتب‌ها و سبک‌های گوناگون موسیقی ملّی رجوع ننمايند و به درس‌ها و آثار شجریان بسنده نمايند.
در یکی از کلاس‌های درسی‌، هستاد شجریان مشغول تعلیم و تدریس آواز ابوعطا به خانم «مهرعلي» بودند، در میانه کلاس، هستاد به شیوه طاهرزاده رجوع می‌نمايند و بقیه درس را ادامه می‌دهند، بدون اون‌که اون خانم درباره جزئیات بیشتر شیوه سئوالی نمايند، منفعلانه مانند ظبط‌صوت منتظر یادگیری جملات بعدی می‌شود.

در حالی‌که خود هستادشجریان وقتی که نزد برومند شیوه طاهرزاده را درس می‌گرفت، چنان موشکافانه شیوه طاهرزاده را دنبال می‌کرد، تا ملکه ذهنش شود؛ تا جايي‌‌كه برخي از آثار شجريان را مي‌توان يكي از منابع زنده در زمينه احياي شيوه طاهرزاده دانست.
11 _ شیوه آموزش شجریان هم قابل تأمل هست، چرا که وی معتقد هست: یک خواننده باید از همان ابتدای مراحل آموزشی تا انتهای دوره عالی، تحت تعلیم خویش برنامه بگیرد، بدون اون‌که به منابع و مراجع دیگر رجوع کند.

خود هستادشجریان به سطحی‌نگري و سطحی‌گرایی شاگردانش (که بخش عمده خوانندگان معاصر را تشکیل می‌دهند) دامن‌ زده هست.

ایشان در مصاحبه‌ای تنها دو تن از شاگردانش را شاگرد خلف خوانده، چراکه بدون هیچ پیش‌زمینه و پس‌زمینه تحت تعلیم آواز برنامه گرفته‌اند! این دو تن «همایون‌شجریان‌» و «سینا سرلک» هستند.

در حالی‌که این دو تن باتوجه به آثار منتشر شده ایشان و برخلاف رعايت دقیق تکنیک‌های آوازی و تسلط بر صدا، اما صدای اونان یکنواخت و فاقد عناصر زیباشناختی آوازی هست - حتی قطعه آوازی سه گاه در آلبوم «شوق‌دوست» (‌همایون) دربردارنده نکات ارزشمند آموزشی هست، اما ...

.
12 _ نمی توان گمان کرد که خوانندگان معاصر آثار بزرگانی مانند ظلی، سیداحمد‌خان، کردستانی، اقبال‌آذر، طاهرزاده، قمر، نکیسا، دماوندی، حتی تاج، ادیب و یونس‌دردشتی و دیگر خوانندگان با اصالت را به جد مطالعه و گوش داده باشند.

چراکه هیچ ردی از اثر و تأثير این بزرگان در جملگي آثار اين افراد یافت نمی‌شود.
درحالی که تنها «طاهرزاده» خود یک کالج هست.

همان اندک آثاری که از وی بجا مانده چنان از هستواری و تسلطی برخوردار هست که تحلیل و بررسی اون آثار، خود چندین ترم وقت می‌برد.

به طور مثال آواز سه‌گاه وی با تار «نورعلی‌برومند» با مطلع «غلام نرگس مست تو تاجدارانند»، سالهای سال الگو درسی و آوازی بزرگترین آوازخوانان نیم قرن اخیر بوده و بارها مورد بازخوانی برنامه گرفت هست.

در حالی‌که خوانندگان معاصر شاید یک‌بار هم اون آواز معروف را نشنیده‌اند و تنها به عنوان شیوه طاهرزاده قناعت کرده‌اند.
باز هم نمی‌توان گمان کرد که خوانندگان معاصر رغبت و ضرورتی برای شنیدن آثار «تاج‌اصفهانی» داشته باشند.

تاج‌اصفهانی از معدود خوانندگان صاحب سبک و مکتب هست که تاریخ به خود دیده هست.

حدود صدای تاج قابلیت فراوانی در اجرای مناطق بم و زیر داشته هست، صدای وی پردامنه، قوی و در اجرای نت‌ها از هستواری لازم برخوردار بود .

طبق سنجش های آزمایشگاهی دکتر «ساسان‌سپنتا» حدود صدای تاج «حتی از محدوده‌ تنور معمولی در آواز اروپایی هم فراتر بود و بر محور 390 هرتس به‌راحتی تحریرهای متنوع را اجرا کرده هست.» تاج داری قدرت صدا، تداوم کافی نفس برای پشتیبانی تمهیدات آوازی بود.

شاید آثار ايشان به واسطه اعمال تکنیک‌های آوازی و تکنیک‌های صدادهی، تکنیک‌های تحویل و تحریر آواز و نیز رعایت دقيق و عميق عناصر زیبایی‌شناختی، از نمونه‌های اصیل آواز ایرانی قلمداد شود که به‌راحتی می‌تواند عطش جویندگان و پویندگان آواز اصیل ایرانی را سیراب کند.

نگارنده دو اثر از واپسین سال‌ها و حتی ماه‌های حیات مرحوم تاج را در آرشیو شخصی در دست دارد که از قضا هر دو در بیات‌ترک و جالب این‌که با همراهی «محمدرضاشجریان» هست.
اثر نخست به اواخر دهه 50 برمی گردد.

در اين اثر خارج از هنرنمایی شهناز (چنان‌که نی هستادکسایی مدهوش و خاموش می‌شود)، تاج‌اصفهانی در سن 82 سالگی چنان با صلابت‌، سلامت و همچنان در اوج می‌خواند و تنوع تحریر و تحریر‌های ممتد می‌دهد که بر اون نظیری نمی‌توان یافت.

الحق شجریان هم جواب‌های مناسبی می‌دهد که البته باز تاج یک پرده صدای خویش را بالا می‌برد و به ادامه آواز می‌پردازد! گویی 82 سالگی دوران پختگی تاج بود و این بسیار اعجاب‌انگیز هست.
اتفاقا تاج یکی - دو ماه پیش از فوت خویش در مهر 1360 در منزل شجریان یک بیات‌ترک می خواند، خود تاج در اون محفل از برآمدن تحریرهای خاص بیات‌ترک و ملودی‌های اوج‌دار بیات‌ترک اون‌هم در سن 85 سالگی، متعجب می‌شود!
گویی سن 85 سالگی ، تازه دوران پختگی هست، اما «ای بسا شاعر که سپس مرگ زاد / چشم خویش بست و چشم ما گشاد»
جالب این هست که نگارنده در سنين نوجوانی وقتی آلبوم ویدیویی معروف «تاج» و «کسایی» را می‌شنیدم، پیش خود زمزمه می‌کردم که (تاج) خارج می‌خواند و متناسب با موسیقی ردیفی ما نیست!
13 _ نه تنها معیار آواز شجریان هست، بسا که معیار شنیداری مخاطبان موسیقی ما هم معطوف به شجریان شده هست.

وقتی تنها یکنفر در میانه میدان باشد، طبیعی هست که اون یک‌نفر شهسوار، پهلوان، قهرمان و خسروآواز باشد، همه خارج بخوانند، اما اون یک نفر ردیف بخواند! این که شاملو فرمود: «این امت حافظه تاریخی ندارند»، در این جا بیش از همه صدق می‌کند.

ما یادمان رفته که در این مملکت خوانندگان اعجوبه‌ای چون قمر، ادیب، تاج، ظلی، اقبال، طاهرزاده و ...

بوده‌اند! اصلاً چه کسی ظلی را می‌شناسد، جالب این‌که وقتی پس از نیم‌قرن اثری از ظلی یا طاهرزاده را با احتیاط منتشر می‌نمايند، با تأکید بر تخصصی بودن اون‌، آثار را تنها برای متخصصان قابل توصيه می‌دانند، گواین‌که چقدر خود متخصصان اون را به سمع مبارک می‌رسانند!
14 _ ویژگی هستادشجریان این هست که بقول طاهرزاده از هر خرمنی گلی چید؛ به طور غیرمستقیم از سبک بنان و تاج هستفاده کرد، برای یادگیری سبک قدما خصوصاً سبک طاهرزاده چندین سال متوالی خدمت هستاد برومند رفت.

شاید تنها کسی هست به ثبت‌و ضبط آثار آوازی و ضربی مرحوم دوامی پرداخته باشد.

برای تعلیم سبک دشتستانی به محضر مرجع اصلی این شیوه یعنی هستاد دادبه رفت.
برای این‌که شیوه های جواب‌آواز و سبک‌آواز قدما را تعلیم بدهد، حتی پراکندگی مرحوم مهرتاش را بجان می‌خرد و از محضر وی بهره می‌گیرد .
15 _ شجریان در سن 30-25 سالگی یک‌شبه ره صد ساله می‌رود و صدایش در جوار اساتید مسلم آوازی مانند «بنان» و ...

به گوش امت می‌رسد.

کدام 25-30 ساله‌ای در میان بزرگترین اساتید آواز، سری میان سرها داشته و دارد؟ اون وقت موسیقی در و پیکری داشت، بقول حافظ «هزار نکته غیر حسن بباید که تا کسی / مقبول طبع امت صاحب‌نظر شود»
16 _ سخن بر سر این هست که خود هستادشجریان عصاره همین میراث موسیقی آوازی هست و در این‌جا نمی‌توان از پشتکار و تسلط وی بر مکتب‌ها، جریان‌ها و تئوری موسیقی‌آوازي غفلت کرد.

اما نیک پیداست که شجریان نه صاحب مکتب و نه حتی صاحب سبک هست، بلکه وی همان‌طور که فرموده شد عصاره موسیقی آوازی ایراني هست.

***
سخن بر سر حديث نفسي فرهنگ ايراني، حديثي كه به درازناي تاريخ ايرانيّت هست.

تماميت‌گرايي، اقتدارگرايي و انحصارگرايي (مونيسم) از جمله مؤلفه‌‌هايي هست كه تمامي تاروپور فرهنگ ايراني را به سخره گرفته هست.

در حالي‌كه در نظام مدرن، از جمله مؤلفه‌هاي تمدن‌ساز و جهاني حوزه‌هاي فرهنگي، پلورال (كثرت‌گرا) و متنوع بودن اون حوزه‌ها محسوب مي‌شود؛ پايدار و ماندگاري حوزه‌هاي فرهنگي بسته به پلورال بودن و نبودن، قابل اثبات و ابطال هست.

هر حوزه‌اي مدعي تماميت و اقتدار باشد، خارج از حلقه منطق نظام مدرن، عمل و نيز بقاي خايشانش را مختل كرده هست.


موسيقي ايراني، از جمله حوزه‌هاي فرهنگي هست كه مستعد تماميت‌خواهي بوده؛ فضا موسيقايي به نحايشان رقم خورده كه همواره دستخوش اقتدارگرايي و انصارطلبي بوده هست.

هرگاه جرياني بر رأس نظام موسيقي ايراني آمده، جريان‌هاي ديگر موسيقي را مغلوب و مهجور كرده هست.

پديده شجريان‌زدگي را بايد از اين حيث نگريست.

با وجود اين‌كه بخشي از اقتدار هستادشجريان، به منش، بينش و نيز قابليت‌هاي وجودي ايشان بر مي‌گردد، اما بخش قابل‌توجه اون معلول فضاي سياسي و اجتماعي پيش و پس از انقلاب هست (البته بررسي و شناسايي اون مقال و مجالي ديگر مي‌طلبد)، همين بس كه فضاي حاكم سياسي و اجتماعي چنين حاكميتي را مي‌طلبيد.


اما دعوت اين مقاله به كثرت‌گرايي فرهنگي، تن دادن به تنوع و تكثر در عرصه موسيقي آوازي و نيز رجوع مستقيم به منابع و مراجع دست اول موسيقي‌آوازي، اين مملكت هست.

به عبارتي آب را بايد از سرچشمه گرفت، نبايد گذاشت كه آبْ از همان سرچشمه بسته شود! بايد زمينه‌هاي كثرت‌گرايي را در نظام موسيقي ايراني مهيا كرد و همواره به نقد فرمودمان‌هاي كلان پرداخت.

همينطور امكان رشد قابليت‌ها و هستعدادهاي بديع و نايشانن را در دامن موسيقي ايراني فراهم كرد.

به‌قول «سهراب‌سپهري»: بگذاريم كه احساس هوايي بخورد.

نكته قابل ذكر تبيين معيار موسيقي آوازي ايراني هست، معيار موسيقي ايراني نيز نبايد تنها يك معيار، بلكه بايد دربردارنده چندين معيار باشد.

در حالي‌كه در حال‌حاضر نه‌ تنها معيار موسيقي ايراني، هستاد «محمدرضاشجريان»، بلكه معيار شنيداري نيز آثار ايشان واقع شده هست.

اگر ديده شده كه موسيقي‌ ايراني در بحبوبه‌اي از تاريخ به انسداد و انقطاع رسيده، اين انسداد معلول اقتدارگرايي و انحصارطلبي هست.

اگر ديده شده كه جرياني داعيه پاسخ‌گايشاني به تمامي انتظارات و ارائه‌دهنده فرمودماني كلان و جامع هست، تحقيقاً اين جريان نمي‌تواند برآيندي تئوريك براي جامعه به ارمغان بياورد.


البته دعوت به تكثر، مبتني بر رايشانكردي پژوهشي و تئوريك هست.

بايد اذعان كرد كه موسيقي آوازي اين مملكت از فقدان نگاه تئورك رنج مي‌برد.



فرید دهدزی faridfde@yahoo.com

17:

باز جاي شكرش باقيست كه هستاد با صدا و سيما قهر هستند ودر هيچكدام از برنامه هاي اون با ميل و رغبت خودشان شركت نميكنند وپخش صداي ايشان بدون اجازه ايشان ميباشد .

وگرنه نايشانسنده مطالب بالا (آقاي فريد دهدزدي) سكته را ميزدند!!

18:

حیف هست آواز ایرانی رو لااقل به عنوان یک سرمایه حفظ کنید.


19:

اينم يه مصاحبه با هستاد شجريان منبع و ماخذ اون را خودمن هم نميدانم ولي صحبتهاي هستاد خواندنيست !
اخیراً صدا و سیما تصنیف های شما را پخش می کند.آیا نظر شما درباره ی صدا و سیما ی جمهوری اسلامی تغییری پیش آمده یا اونها از شما اجازه ی چنین کاری را کرفته اند ؟
به هیچ وجه.

من با اونها کنار نیامده ام و کاری هم ندارم.

همین که امت بدانند من با اونها کاری ندارم برای من کافی هست.

حتی اگر روزی سی تصنیف هم از من پخش نمايند از نظر من مهم نیست.

من هرگر اجازه چنین کاری را نداده ام و نمی دهم.


دلیل اصلی شما چیست؟
این رادیو تلویزیون، رادیو تلویزیون دولتی هست.

مبلغ یک رژیم و دولت هست در حالی که نفس ساوقت رادیو و تلویزیون نباید دولتی باشد.

حالا به زور و بدون رضایت من کارهای من پخش نمايند
با رادیو و تلویزیون های خارج از ایران چطور همکاری می کنید؟
ببینید رادیو و تلویزیونی از نظر من درست می تواند کار کند که در ایران باشد و مخاطبش همین امت باشد.

رادیو تلویزیون های دیگر هم از این عمومیت و جامعیت برخوردار نیستند
سه دختر شما آواز را از شما آموخته اند.چرا هیچ کدام آواز را ادامه ندادند؟
آواز را می شناسند و می توانند بخوانند اما در اون حد نیستند که خواننده شوند یا تدریس نمايند.

اونها به دنبال اداره زندگی و رشته های دیگر رفتند.

وقتی همایون یازده دوازده ساله بود من در خانه برای هر چهار نفرشان کلاس گذاشته بودم، اما اونها ادامه ندادند فقط همایون کار را جدی گرفت
استاد شجریان
رایان،پسر کوچک شما چطور؟
اون هیچی هنوز دنبال فوتبال هست.

علاقه دارد.

اما هنوز چیزی از او ندیده ام که نشان بدهد می خواهد این کار را دنبال کند.

اما گوش بسیار خوبی برای موسیقی دارد، فوق العاده مستعد هست و صدای بسیار خوبی هم دارد، حجم و شدت دارد و می دانم که موفق می شود اما هنوز چیزی نفرموده و من هم به او اصرار نمی کنم و فشار نمی آورم که حتما آواز را ادامه بدهد.

فعلا که عاشق فوتبال هست و فوتبال بازی می کند.


انتظار داشتیم اسم پسر کوچک شما،رایان هم مثل همایون پسر بزرگتان نامی مرتبط با موسیقی ایرانی باشد !
رایان یک اسم ایرانی هست به معنی فراهوشمند.

نام کامپیوتر هم از همین اسم گرفته شده و در فارسی به اون رایانه می گویند.

در ضمن اسم او را همسرم انتخاب کرد.

خانمم فرمودند هر کسی اون را به دنیا آورده اسمش را هم می گذارد فرمودم باشد و چون در خانه ما دموکراسی حاکم هست و من نمی توانم بگویم چون من شجریان هستم و فامیل من روی بچه هست باید اسمش را هم من بگذارم.
در انتخاب شعر برای آواز چه معیارهایی لازم هست؟
من شعر را بر پايه وقته انتخاب می کنم.

وقتی می خواهم کنسرت بدهم فکر می کنم به اینکه روزهای امت چطور می گذرد.

دغدغه هایشان چیست.

ارتباط من با جامعه و اونها چگونه هست
چرا در ترکیب گروه شما دیگر از نی و سنتور خبری نیست و به اجرا با تار و کمانچه اکتفا کردید؟
قاعدتا بايد يک ساز کششی را کنار يک ساز مضرابی برنامه داد.

مثلا نی با سنتور، نی با سنتور، کمانچه با سنتور اما در سال های اخير ما از تار و کمانچه هستفاده کرديم
دلیل خاصی دارد که از نی یا سنتور هستفاده نمی کنید؟
پيش نيامده.

از طرفی نوازنده نی يا سنتوری که بتواند هم کار گروه نوازی خوبی اجرا کند و هم جواب ساز را به خوبی بدهد، بايد پيدا کنيم.

هستند نوازندگان خوب اما فعلا چنين نوازنده ای در ترکيب نداشتيم.

ممکن هست بعد ها از اون هستفاده کنيم.
شما هر سال دو آلبوم موسیقی به بازار می فرستادید،اما مدتی ست که کم کار شده اید.دلیلش چیست؟
خوب انگیزه و دلایلی که برای ارائه کار لازم هست، کمتر شده.

بعضی وقت ها حوصله ندارم خسته و کم انگیزه شده ام.


فکر کنم بیشتر مشغله ی شما را فعلاً کشاورزی پر کرده هست !
بله.

فعلا بیشتر ترجیح می دهم به کشاورزی بپردازم و وقتم را در بین درخت ها و طبیعت بگذرانم.
چرا موسیقی ایرانی مثل موسیقی های هندی و یا موسیقی سیاه پوستان عربی مورد توجه غربی ها برنامه نگرفت و از اون هستفاده نکردند.در این اواخر حتی ریتم های موسیقی عربی هم خیلی مورد هستفاده برنامه می گیرد !
یکی از مهم ترین دلایل اون این هست که ما خیلی در معرفی موسیقی مان تنبلی کردیم و از سوی دیگر کسانی که موسیقی ایرانی را در خارج از کشور معرفی کردند و درواقع به عنوان هنرمندان ایرانی موسیقی ارائه می دادند از هنرمندان بسیار قوی ای نبودند.عرب ها بیش از بیست شبکه ماهواره ای داشتند که هر روز موسیقی اونها را عرضه می نمايند و طبیعی هست که امت جهان هم با اون آشنا می شوند اما ایرانی ها و شبکه های ماهواره ای ایران در این زمینه ضعیف بوده اند و مقصر خودمان بوده ایم.

ما حرف های زیادی در موسیقی داریم و اگر اونها را ارائه کنیم قطعا مورد توجه برنامه می گیرد اما به شرطی که موسیقی ایرانی را ارائه کنیم نه اینکه اون را با جز، راک و رپ و موسیقی های کشورهای دیگر قاطی کنیم.
برای کسانی که دسترسی به کلاس و یا هستادی ندارند چه پیشنهادی دارید؟
بايد ببينند صدايشان به کدام خواننده نزديک هست، آلبوم های او را بگيرند گوش بدهند و تمرين نمايند.

يعنی به صورت جزء به جزء اون را تمرين نمايند.

مثلا بيت بيت اشعار او را بخوانند مثلا بيست بار پشت سر هم بخوانند و صدايشان را صبط نمايند بعد گوش بدهند و ببينند که کجای آوازشان به اصل صدا نزديک هست و کدام نيست.

گوش دادن به صدای خودتان بهترين کمک هست بايد گوش را تربيت بدهيد که درست بشنود.

اولين مرحله يادگيری آواز تقليد هست.

اولين قدم اين هست که از خواننده ای که صدايش نزديک به اونهاست تقليد نمايند

20:

Bah bah cheghadr doostan zahmat keshidan sare tahieh kardane in mataleb.

khastam tashakor karde basham

dar morede ostad khastam nazare shakhsieh khodam ro begam yekam

man khodam tamame tahsilatam va chizay ke midoonam bishtar too zamineye moseghieh classical boode

amma khob hamisheh ostad shajarian khoondaneshoon va makhsoosan technike ishoon baram khili jaleb boode

Amma jadidan ke ba no afarini hay ke ostat Alizade be ishoon moarefi kardan khili moseghishoon jaleb shode ke man hatta chandin kareshoon ro be Onvane thesis(Tez) estefade kardam ke Analyze kardam sare class baraye moaleme class Modal music .
jaleb inja bood ke moaleme man ke avalin bar bood in music irani ro mishnavid amma bazam barash jaleb bood "I can't understand the words or neither the music , but the vocalists lines are just fantastically technical and fast" "

in ha harfaye moalemam bood (Larry Solomon) raje be hamin albume bi to besar nemishavad e ostad

Agar doostan alagheh man hastan ke man tashrihati (Melodic And Modal para Adaptive analyzing) ke az lahaze mooseghieh classic kardam rooye karhaye ostad va kollan moseghieh sonnati khoshhal misham bahatoon dar mion begzaram

21:

dadash shoma bezar ma ham estefade konim
vali kahrejihaii ke shoima migi yani chi ?
in larry hamon larry king LIVE hast ?
lol

22:



موسیقی عربی نماینده ی موسیقی مشرق زمین هست.موسیقی سنتی اسپانیا وام گرفته از موسیقی عربی هست.و اسپانیایی ها در این زمینه مدیون حکومت عربهای مسلمان بر اون کشور هستند.موسیقی اعراب به خیلی پیش از اسلام بر میگردد و من اونقدر که به اصل و پایه ی این موسیقی اعتماد دارم،به هیچ موزیکی اعتماد نمیکنم.


ما حرف های زیادی در موسیقی داریم و اگر اونها را ارائه کنیم قطعا مورد توجه برنامه می گیرد اما به شرطی که موسیقی ایرانی را ارائه کنیم نه اینکه اون را با جز، راک و رپ و موسیقی های کشورهای دیگر قاطی کنیم.

خیلی جالب هست.دقیقا همان چیزی که من میفرمودم و همان ایرادی که من از موسیقی امروز فارسی گرفتم.


23:

kamelan ba nazaraatet doste aziz movafegham
yeki az eshkalati ke emrooze moseghieh irani dare ine ke hich vaght tori erae nashode ke gharbi ha bepasandan ye moredesh ro man oon bala zekr kardam ostade danesh gahe ma barash jaleb bood amma moseghieh irani az yek lahaz shadidan dar omgheh erfan be sar mibare tori ke darkesh baraye ashkhasi ke moseghi ro faghat be shekle masrafi behesh negah mikonan sakht basheh.

yeki az eshkalati ham ke moseghieh po ya hamoon mardomi dare ine ke ma daeman darim az Achord ha va (Chord Patterns and progressions)
va Style haye Younani va turki va Spaniyay ha estefade mikonim chon sade tar hastan
Yek mesale sadash mitoonam chand ta az ahang haye zende yad Vigen ro begam ke 90% younani boodand na irani
moseghieh irani shabih be younani hast amma farghe omdei ke dare vojoode robe parde hast va dast gahay ham ke daran kamelan fargh dare ..

lazem be zekr ham hast ke moseghieh sonnatieh younani dastgahi hast na mesle classical ke bar asase gamha basheh
sohbatam ro kootah mikonam va dar akhar ezafe mikonam ke moseghieh mardomieh irani sakhtan kare moshgelist amma ensafan arzesheh sakhtish ro dare chon hich chiz zibaiey ke avaz haye moseghieh sonnati ro darand nemitoone jaygozin kone

mibakhshid por harfi kardam va bazam bebakhshid babate finglish

24:

نوشته اصلي بوسيله faraz_zein نمايش نوشته ها
كاملا با نظرات دوست عزیز موافقم
یكی از اشكالاتی كه امروزه موسیقی ایرانی داره اینه كه هیچ وقت طوری ارائه نشده كه غربی‌ها بپسندن یه موردش رو من اون بالا ذكر كردم هستاد دانشگاه ما براش جالب بود اما موسیقی ایرانی از یك لحاظ شدیدن در عمق عرفان به سر می‌بره طوری كه دركش برای اشخاصی كه موسیقی رو فقط به شكل مصرفی بهش نگاه میكنن سخت باشه .


یکی از اشكالاتی هم كه موسیقی پو (احتمالا پاپ
) یا همون امتی داره اینه كه ما دائما داریم از آکوردها و (Chord Patterns and progressions)
و هستیل‌های يونانی و تركی و اسپانیایی‌ها هستفاده می‌كنیم چون ساده‌تر هستند
يك مثال سادش میتونم چندتا از اهنگ های زنده یاد ویگن رو بگم كه 90٪ یونانی بودند نه ایرانی
موسیقی ایرانی شبیه به یونانی هاست اما فرق عمدای كه داره وجود ربع پردهاست و دستگاهایی هم كه دارن كاملا فرق داره..

لازم به ذكر هم هست كه موسیقی سنتی یونانی دستگاهی هست نه مثل كلاسیك كه بر پايه گامها باشه
صحبتم رو كوتاه میكنم و در آخر اضافه میكنم كه موسیقی امتی ایرانی ساختن كار مشکلیست اما انصافا ارزش سختیش رو داره چون هیچ چیز زیبایی كه اوازهای موسیقی سنتی رو دارند نمیتونه جایگزین كنه

میبخشید پرحرفی كردم و بازم ببخشید بابت فینگلیش


برگردان Naakas
درود بر شما
یک نکته را درست مشخص نکردید.

این که شما در مورد موسیقی پاپ صحبت می‌کنید یا موسیقی دستگاهی ایرانی چون در جستار هستاد شجریان این مطالب را ذکر کردید فکر می‌کنم در مورد موسیقی دستگاهی باشه.

اگر اینطور هست فکر نمی‌کنم در موسیقی دستگاهی ایرانی از آکوردها و هستیل‌های دیگر کشور‌ها هستفاده بشه.

گرچه مثلا ماهور ایرانی نزدیک به ماژور غربی هست اما در مقابل دستگاه اصفهان کاملا ایرانی هست و ...

البته این فقط تفاوت و شباهت تئوری هست.

وقتی به روح موسیقی توجه کنیم متوجه می‌شویم که این دو چقدر متفاوتند (مثلا همان ماهور ایرانی و ماژور غربی)

به نظرم دلیل عمده دور بودن موسیقی ایرانی از مجامع بین‌المللی یکی نداشتن خط و رسم موسیقی از قدیم هست که باعث شده موسیقی ایرانی ضربه ببینه یکی هم بدون شک دلایل سیاسی هست.

وقتی شرایطی پیش آمده که مثلا ایرج خانه نشین شود گلپا کار جدیدی ارائه ندهد.

هستادان موسیقی و آهنگسازان برجسته ما در انزوا بمانند و یکی یکی همچون پرویز یاحقی و دیگران از دست بروند.

نباید انتظار داشت موسیقی ایرانی خود به خود به تمام دنیا برود.

ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــ
اگر در مورد فارسی نویسی مشکلی دارید بگویید شاید بتوانیم کمکی کنیم.


25:

كنسرت شجريان در شهرستان تهران و شهرستان‌ها
"محمدرضا شجريان" از هنرمندان برجسته موسيقي كشور قصد دارد پس از سال‌ها فترت برنامه‌اي، امسال به همراه گروهش در شهرستان تهران و شهرستان‌ها كنسرت برپا كند.


كم كاري بزرگان موسيقي به دنبال برخي مشكلات در زمينه اجراي كنسرت، عرصه موسيقي سنتي را با ريزش مخاطب روبه رو ساخته هست.


به نقل روز سه‌شنبه ايرنا، شجريان اوايل امسال در يك تور اروپايي به اجراي برنامه در كشورهاي اروپايي پرداخت.


اين هستاد موسيقي سال گذشته قصد داشت در شهرستان تهران و برخي شهرستان‌ها به اجراي برنامه بپردازد كه واقعيات اون فراهم نشد.


26:

بت چين هستاد واقعا شنيدنيست.

دلي ديرم چو مرغ پا شكسته چو كشتي بر لب دريا نشسته

27:

بابا خوشا به مرامت
اخریکی پیدا شد که حرف حال بزنهgo l
ممنون

28:

کنسرت هستاد محمدرضا شجريان

گروه آوا به همراه هستاد شجریان کنسرتی را انجام کردند که در خاطره ها ماند.

این مجموعه کنسرت ها که از تاریخ 8 امرداد در تالار بزرگ کشور آغاز شد در تاریخ 15امرداد 1386 پایان گرفت.

فرمودنی هست خیل عظیمی از دوستداران هستاد شجریان از شنیدن صدای ایشان به نحو زنده به دلیل محدودیت فضای تالار محروم ماندند.

استاد شجریان

استاد شجریان

استاد شجریان

استاد شجریان

استاد شجریان

از راست به چپ: رضایی نیا نوازنده دف.

سعید فرجپوری نوازنده کمانچه.

همایون شجریان نوازنده تمبک و هم آوا.

هستاد محمدرضا شجریان،آواز.

محمد فیروزی نوازنده بربط و مجید درخشانی نوازنده تار و رهبر گروه آوا

29:

استاد شجریان

استاد شجریان

استاد شجریان

استاد شجریان


استاد شجریان

استاد شجریان



استاد شجریان

استاد شجریان

استاد شجریان

30:

اُ نلی هستاد شجریان

31:

قب از خوان متن ذکر چند نکته ضروری هست.

اول اینکه من خود از طرفداران شجریان هستم و آوردن این مقاله ربطی به این ندارد.

دوم اینکه همه اونچه در این مقاله نوشته شده مورد تایید من نیست ولی قسمتهایی وجود دارد که از فکر میکنم نمی‌توان از اون گذشت.

پس مقاله را به دقت بخوانید

شجریان زدگی
فرید دهدزی

جرأت دانستن داشته باش
(امانوئل‌كانت - فيلسوف آلماني)

1 _ در حدود نیم‌قرن اخیر که جوانب موسیقی سنتی به‌واسط تحول و تعدد رسانه‌ها، جنبه علمی و آشکاری یافته و از سطح تخصصی، به سطح عام راه پیدا کرده هست، همواره موسیقی‌دانان ما از جفاهای مسئولان فرهنگی به موسیقی و نیز خفقان حاکم بر موسیقی حکایت و شکایت‌ها سر داده‌اند و وضعیت نابه‌سامان موسیقی را با این تحریم و تحدیدها مرتبط دانسته‌اند.

اونان موسیقی را نه در شرایط بهبود و به‌سامان، بلکه در شرایط حیات و ممات خوانده‌اند.

یعنی سخن بر سر این نیست که موسیقی باید پیشرفت کند، بلکه سخن بر سر این هست که «این خرده میراثی که وجود دارد، به‌نحايشان پاسبانی و پاسداري شود...!»
2 _برای آسیب‌شناسی یک پدیده شناسایی علل و شرایط بیرونی یک ضرورت هست، اما کافی نیست.

چراکه همواره باید به کاوش در قابلیت و پتانسیل‌های درونی نیز پرداخته شود.

غفلت از شرایط درونی و ارجاع و اکتفا به شرایط و شرایط بیرونی برای شناسایی علل و شرایط آسیب‌ها، روش‌شناسی غیرعملی هست.

بنابراین به تعبیر حضرت علی (ع) «درد از ما، درمان نیز هم»؛ علی‌رغم این‌که نمی‌شود سیاستگذرای‌های نادرست فرهنگی از عهدناصری تا حال‌حاضر در زمینه موسیقی را کتمان نکرد و کم‌وکاستی این سیاست‌گذاری‌ها را به باد انتقاد نگرفت (چراکه وقتی در جامعه‌ای تمامی سیاست‌ها به دولت ختم می شود و تمرکزگرایی، تولی‌گری و تصدی‌گری دولت در تمامی شئون جامعه به‌ايشانژه بخش فرهنگی مشهود هست) به‌راحتی نمی‌شود، از نقش دولت و حاکمیت، در کاستی و کمبودها گذر کرد.
3 _ از قضا چندی پیش در آخرین شماره فصلنامه «ماهور» فرمود‌وگویی از هستادعلیزاده و هستادطلایی منتشر شد که اون‌ها نیز با اشاره به نارسایی‌های بخش دولتی نسبت به موسیقی، به رفتارها و سیاست‌های اشتباه خود اهالی ‌موسیقی (به‌ايشانژه اختلاف‌های درونی موسیقی‌دانان) تأکید کردند.

نتیجه این‌که برای بررسی وضعیت موسیقی نمی‌توان تنها بر یکی از شرایط ذکر شده تأکید کرد و از عامل دیگر غفلت.

برای بررسی و ارزیابی وضعیت موسیقی باید مجموعه دو عامل درونی و بیرونی را در نظر گرفت.
4 _ باری موضوع این مقاله، بررسی و شناسایی شرایط درونی وضعیت نابه‌سامان موسیقی آوازی حال‌حاضر ایرانی هست.

به طور مصداقی در این مقاله حاکمیت تام برخی خوانندگان به‌ايشانژه هستاد «محمدرضا شجریان» در قلمرو موسیقی مورد ارزیابی برنامه می‌گیرد.
5 _ برای این‌که در وادی ابهام و ایهام نیافتیم، بهتر هست به واژه‌شناسی عنوان «شجریان‌زدگی» بپردازیم.

پسوند «زدگی» وام‌شده از فرمودمان «جلال‌آل‌احمد» هست.

وی در پیشفرمودار کتاب «غرب‌زدگی» به ترمینولوژی / واژه‌شناسی واژه «غرب‌زدگی» می‌پردازد و اون‌را بیماری مانند «وبازدگی» و «سل‌زدگی» می‌داند که تمامی پیکره ممالک شرقی را به خود معطوف کرده، حتی در جایی آل‌احمد «غرب‌زدگی» را مانند عقرب‌زدگی می‌داند(!) که سرتاپای وجود آدمی را به تسخیر خود برنامه می‌دهد.

از قضا در پایان کتاب با هستفاده از کتاب مشهور «طاعون» اثر «آلبرکامو» به طاعون‌زدگی امت شمال آفریقا اشاره می‌کند و اون را عین غرب‌زدگی جامعه ایرانی می‌داند و در خاتمه می‌گوید: ‌«طاعون از نظر آلبرکامو ماشینیزم / ماشین‌زدگی هست.» گویی مسخ شدن و از خودبیگانگی (الیناسیون) حدیث نفسی ایرانیان در تمامی شئون فرهنگی هست.
6 _ عمدتاً ذهنیت جهان‌سوم، ذهنیتی اسطوره‌پردازانه و افسانه‌پردازانه هست.

ذهنیتی هست که یا معترض و منتقد سرسخت یک‌چیز و یا طرفدار پروپاقرص چیز دیگری هست! مرگ بر فلانی و درود بر فلاني فرمودن، در ضمیر ناخودآگاه ایرانی، قرن‌ها هست که سلطه دارد.

اگر دست موّّدت به اسطوره‌ای بدهد، تمامی معایبش نادیده و از قضا جزءِ محاسنش گرفته می‌شود.

بقول مولوی «هرچه اون خسرو کند شیرین شود» یا «هر چه اون خسرو کند شیرین کند / چون درخت تین جمله تین کند»؛ هر جا بنگرد و بنشیند چهره معشوق و حضرت اسطوره بر وی متجلی می‌شود.

به‌قول سعدی «من از تو استقامت ندارم که بی تو بنشینم / کسی دگر نتواند که بر تو بگزینم».

یا به‌قول حافظ «اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست / حرامم باد اگر من جان بجای دوست بگزینم».

تمامی جهان و اجزایش را با مشخصات اون اسطوره می‌سنجد؛ ویژگی‌های اون مانع از قدرت‌نمايی غیر می‌شود، هر چه هست، چهره و جمال حضرت معشوق هست.
7 _ حکایت موسیقی ما هم در پس از انقلاب چنین صورتی پیدا کرده هست.

با خالی شدن میدان، زمینه برای اسطوره‌پردازی مهیا شد.

«بنان» سرخورده و افسرده به کنجی به هستقبال مرگ می‌رود.

«محمودی‌خوانساری» در عنفوان پختگی و بالندگی جام مرگ می‌نوشد.

دوامی و قوامی‌، دوام و قوام از دست داده و رخت مرگ بر می‌بندند.

ادیب و تاج دو مکتب‌دار بزرگ اصفهان هم در اوائل انقلاب پس از عمری پرباری در پی یکدیگر پر می‌کشند.
شهیدی، گلپا و ایرج هر یک به‌خاطر دلایل سیاسی و ...

مطلقاً کنار گذاشته می‌شوند.
با وجود رشد قابل توجهی که خوانندگان خانم پس از «‌قمر‌» داشتند، پس از حلّیت موسیقی، باز هم صدای اونان همچنان حرام قلمداد می‌شود.

شرایط انقلابی انقلاب سال 1357 و در پی اون فراخوان انقلاب فرهنگی در سطح دانشگاه زمینه گسست و انقطاع را از تاريخ موسیقی و میراث آوازی را موجب شد.

کمتر دیده شد که در اون دهه کار جدی در میراث موسیقی صورت گیرد، کسی نبود که برروی جریان‌ها، سبك‌ها و مکتب‌ها موسیقی ایرانی، پژوهش درخوری اجرا کند، احیاء و بازآفرینی آثار گذشتگان، جز هستفاده‌های تبلیغاتی چیزی یافت نمی‌شد.

کسی به دنبال به‌سازي و بازسازی صفحات بجامانده نبود.
اگر فرموده می‌شود دوره اول ظبط صفحه گرامافون از حدود سال 1284 از اواخر دوره قاجار با ثبت‌وظبط صدای ساز میرزا عبدالله‌، آقاحسینقلی، نایب‌اسدالله، درویش‌خان و صدای آواز سیداحمدخان، سیدرحیم، سیدحسین‌طاهرزاده، ابوالحسن‌اقبال‌آذر و ...

در فاصله سال های 1284 تا 1305 شمسی بر لوله‌های فونوگراف و صفحه گرامافون، آغاز شده و دوره دوم از حدود سال 1305 با ضبط آواز قمرالملوک‌وزیری‌، اقبال‌آذر، بدیع‌زاده و ...

و نیز ساز برادران نی‌داود‌، شهنازی و ...

ادامه پیدا کرد.

( رک به تاریخ تحول ضبط موسیقی در ایران) اما باید بر این نکته اذعان کرد که در پس از انقلاب چندان کوششی برای احیای همان آثار محدود هم صورت نگرفت.
بطور مثال در مورد «قمر» درست هست که آثار جدی از فرآیند پختگی و تکامل وی وجود ندارد، اما انصافاً چقدر زمینه برای زنده‌کردن و پژوهش جدی آکادمیک در همان آثار وجود دارد.

وقتی قمر از صحنه موسیقی آوازی ایران حذف شود، گویی بخش قابل توجه موسیقی ایرانی حذف شده هست.
می گویند: ادیب‌خوانساری به خاطر اختلافی که با مدیر بخش رادیو (مشیرهمایون‌شهردار) پیدا کرد، بخش قابل ملاحظه آثار وی را پاک کردند.

اما سئوال این‌جاست چرا باید ردیف‌های آوازی وی پس از 25 سال منتشر شود؟ (البته همان رديف هم به آخرين سال‌هاي عمر اديب برمي‌گردد و چندان از اون كوك‌هاي دقيق صدايي و تحريرهاي پيوسته، دوره ميانسالي ايشان خبري نيست).

آیا پس از انقلاب حتی یک اثر از آثار ادیب منتشر شده هست؟ آیا خود اهالی موسیقی جد و جهدی برای پاسداری و پاسبانی از این میراث اندک، هم انجام داده‌اند؟
آیا باید پس از گذشت 30 سال تنها دو اثر از تاج‌اصفهانی منتشر شود؟
8 _ این هست که میدان موسیقی پس از انقلاب کاملاً خالی می‌شود، هرکسی از در بیاید گویند «این هست جز این نیست»؛ همه را بیازمودیم زتو خوشترم نیامد / چو فرو شدم به دریا چو تو گوهرم نیامد!
به جرأت تنها کسی که در این میدان، مجال رزمایش را برای کسی هموار نکرد «محمدرضاشجریان» هست.

بنابراین نباید پنداشت که برتری ایشان مصداق بهتری هست.

بلکه وقتی می توانیم بگوییم که شجریان بهترین هست که در یک شرایط مساوی و پلورال (کثرت‌گرایانه) به این مقام نائل آید، در حالی‌که پايه اً چنین نیست، میدان برای شجریان خالی - خالی شد.
وقتی امکان تنوع، تعدد و تکثر سلیقه سلب شود و سلیقه‌ها به‌یکسان و یکنواخت رشد و پرورش یابند، پهلوانی و قهرمانی یک فرد طبیعی هست.

در موسیقی ایران پس از انقلاب، تمامی راه‌ها به یک نفر ختم شد، او هم «محمدرضا‌شجریان» هست.
9 _ یک نوازنده وقتی می‌توانست و می‌تواند مشروعیت پیدا کند که حداقل یکبار با شجریان همنوایی و همنوازی کرده باشد.

چیره‌دستی یک نوازنده بر حسب نوع ارتباط با شجریان سنجیده می‌شود.

بسیار شنیده شده که فرموده‌اند فلان نوازنده تا به‌حال با شجریان کار کرده؟ نظر شجریان درباره فلان نوازنده این هست.

او یکبار با شجریان در فلان اجراي خصوصی بوده هست.

فلان نوازنده شاگرد همان نوازنده‌ای هست که با شجریان کار می‌کند!
چندی پیش در محفلی از «کیوان‌ساکت» سخن به‌میان آمد که در این ميان فردی فرمود: «کیوان‌ساکت‌» هیچ‌وقت با شجریان کار نکرده هست!
وضعیت خوانندگان که البته به‌مراتب بدتر هست تمامی خوانندگان مانند: افتخاری، ناظری، سراج، مختاباد، کرامتی، نوربخش، رستمیان، تعریف، پریسا، افسانه‌رسایی‌، سالارعقیلی و ...

حتماً بايد یک دوره محضر شجریان را درک کرده باشند (درک هم کرده‌اند‌)، تا صدای اونان به گوش، خوش آید.
چندی پیش خواننده معروفی که خوانندگی ارکستر ملی را هم بدست آورده، در مصاحبه‌ای فرموده بود «من هیچ‌وقت شاگرد شجریان نبوده‌ام».

شجاعت ایشان قابل تحسین هست، اما همین خواننده، احتمالاً غیر از صدای شجریان به‌طور جدی بر روی صدای خواننده دیگری کار نمی‌کند‌! حتی هستاد ابراهیمیان یکبار به ايشان گوشزد کرده بود که صدای شجریان را درنیاورد و صريحاً فرمود: «خودت‌باش!»
10 _ موسیقی آوازي ما یک‌منبعی / تک‌منبعی شده و میزان و معیار خوانندگان، سبک شجریان شده هست.

یکبار در یک فرمود‌و‌گویي از «همایون‌شجریان» سئوال کردند، هستاد شما در آواز کیست؟ وی فرمود: «تنها هستاد آوازم پدرم شجریان هست».

چنین دید تماميت‌گرايانه و یکسونگرانه‌ای در تمامی خوانندگان ما از جمله «سیناسرلک»، «سالارعقیلی» و ...

قابل تعمیم هست.
عمده این خوانندگان از حس پژوهشی برخوردار نیستند و یگانگی شجریان باعث شده که اونان به جریان‌ها، مکتب‌ها و سبک‌های گوناگون موسیقی ملّی رجوع ننمايند و به درس‌ها و آثار شجریان بسنده نمايند.
در یکی از کلاس‌های درسی‌، هستاد شجریان مشغول تعلیم و تدریس آواز ابوعطا به خانم «مهرعلي» بودند، در میانه کلاس، هستاد به شیوه طاهرزاده رجوع می‌نمايند و بقیه درس را ادامه می‌دهند، بدون اون‌که اون خانم درباره جزئیات بیشتر شیوه سئوالی نمايند، منفعلانه مانند ظبط‌صوت منتظر یادگیری جملات بعدی می‌شود.

در حالی‌که خود هستادشجریان وقتی که نزد برومند شیوه طاهرزاده را درس می‌گرفت، چنان موشکافانه شیوه طاهرزاده را دنبال می‌کرد، تا ملکه ذهنش شود؛ تا جايي‌‌كه برخي از آثار شجريان را مي‌توان يكي از منابع زنده در زمينه احياي شيوه طاهرزاده دانست.
11 _ شیوه آموزش شجریان هم قابل تأمل هست، چرا که وی معتقد هست: یک خواننده باید از همان ابتدای مراحل آموزشی تا انتهای دوره عالی، تحت تعلیم خویش برنامه بگیرد، بدون اون‌که به منابع و مراجع دیگر رجوع کند.

خود هستادشجریان به سطحی‌نگري و سطحی‌گرایی شاگردانش (که بخش عمده خوانندگان معاصر را تشکیل می‌دهند) دامن‌ زده هست.

ایشان در مصاحبه‌ای تنها دو تن از شاگردانش را شاگرد خلف خوانده، چراکه بدون هیچ پیش‌زمینه و پس‌زمینه تحت تعلیم آواز برنامه گرفته‌اند! این دو تن «همایون‌شجریان‌» و «سینا سرلک» هستند.

در حالی‌که این دو تن باتوجه به آثار منتشر شده ایشان و برخلاف رعايت دقیق تکنیک‌های آوازی و تسلط بر صدا، اما صدای اونان یکنواخت و فاقد عناصر زیباشناختی آوازی هست - حتی قطعه آوازی سه گاه در آلبوم «شوق‌دوست» (‌همایون) دربردارنده نکات ارزشمند آموزشی هست، اما ...

.
12 _ نمی توان گمان کرد که خوانندگان معاصر آثار بزرگانی مانند ظلی، سیداحمد‌خان، کردستانی، اقبال‌آذر، طاهرزاده، قمر، نکیسا، دماوندی، حتی تاج، ادیب و یونس‌دردشتی و دیگر خوانندگان با اصالت را به جد مطالعه و گوش داده باشند.

چراکه هیچ ردی از اثر و تأثير این بزرگان در جملگي آثار اين افراد یافت نمی‌شود.
درحالی که تنها «طاهرزاده» خود یک کالج هست.

همان اندک آثاری که از وی بجا مانده چنان از هستواری و تسلطی برخوردار هست که تحلیل و بررسی اون آثار، خود چندین ترم وقت می‌برد.

به طور مثال آواز سه‌گاه وی با تار «نورعلی‌برومند» با مطلع «غلام نرگس مست تو تاجدارانند»، سالهای سال الگو درسی و آوازی بزرگترین آوازخوانان نیم قرن اخیر بوده و بارها مورد بازخوانی برنامه گرفت هست.

در حالی‌که خوانندگان معاصر شاید یک‌بار هم اون آواز معروف را نشنیده‌اند و تنها به عنوان شیوه طاهرزاده قناعت کرده‌اند.
باز هم نمی‌توان گمان کرد که خوانندگان معاصر رغبت و ضرورتی برای شنیدن آثار «تاج‌اصفهانی» داشته باشند.

تاج‌اصفهانی از معدود خوانندگان صاحب سبک و مکتب هست که تاریخ به خود دیده هست.

حدود صدای تاج قابلیت فراوانی در اجرای مناطق بم و زیر داشته هست، صدای وی پردامنه، قوی و در اجرای نت‌ها از هستواری لازم برخوردار بود .

طبق سنجش های آزمایشگاهی دکتر «ساسان‌سپنتا» حدود صدای تاج «حتی از محدوده‌ تنور معمولی در آواز اروپایی هم فراتر بود و بر محور 390 هرتس به‌راحتی تحریرهای متنوع را اجرا کرده هست.» تاج داری قدرت صدا، تداوم کافی نفس برای پشتیبانی تمهیدات آوازی بود.

شاید آثار ايشان به واسطه اعمال تکنیک‌های آوازی و تکنیک‌های صدادهی، تکنیک‌های تحویل و تحریر آواز و نیز رعایت دقيق و عميق عناصر زیبایی‌شناختی، از نمونه‌های اصیل آواز ایرانی قلمداد شود که به‌راحتی می‌تواند عطش جویندگان و پویندگان آواز اصیل ایرانی را سیراب کند.

نگارنده دو اثر از واپسین سال‌ها و حتی ماه‌های حیات مرحوم تاج را در آرشیو شخصی در دست دارد که از قضا هر دو در بیات‌ترک و جالب این‌که با همراهی «محمدرضاشجریان» هست.
اثر نخست به اواخر دهه 50 برمی گردد.

در اين اثر خارج از هنرنمایی شهناز (چنان‌که نی هستادکسایی مدهوش و خاموش می‌شود)، تاج‌اصفهانی در سن 82 سالگی چنان با صلابت‌، سلامت و همچنان در اوج می‌خواند و تنوع تحریر و تحریر‌های ممتد می‌دهد که بر اون نظیری نمی‌توان یافت.

الحق شجریان هم جواب‌های مناسبی می‌دهد که البته باز تاج یک پرده صدای خویش را بالا می‌برد و به ادامه آواز می‌پردازد! گویی 82 سالگی دوران پختگی تاج بود و این بسیار اعجاب‌انگیز هست.
اتفاقا تاج یکی - دو ماه پیش از فوت خویش در مهر 1360 در منزل شجریان یک بیات‌ترک می خواند، خود تاج در اون محفل از برآمدن تحریرهای خاص بیات‌ترک و ملودی‌های اوج‌دار بیات‌ترک اون‌هم در سن 85 سالگی، متعجب می‌شود!
گویی سن 85 سالگی ، تازه دوران پختگی هست، اما «ای بسا شاعر که سپس مرگ زاد / چشم خویش بست و چشم ما گشاد»
جالب این هست که نگارنده در سنين نوجوانی وقتی آلبوم ویدیویی معروف «تاج» و «کسایی» را می‌شنیدم، پیش خود زمزمه می‌کردم که (تاج) خارج می‌خواند و متناسب با موسیقی ردیفی ما نیست!
13 _ نه تنها معیار آواز شجریان هست، بسا که معیار شنیداری مخاطبان موسیقی ما هم معطوف به شجریان شده هست.

وقتی تنها یکنفر در میانه میدان باشد، طبیعی هست که اون یک‌نفر شهسوار، پهلوان، قهرمان و خسروآواز باشد، همه خارج بخوانند، اما اون یک نفر ردیف بخواند! این که شاملو فرمود: «این امت حافظه تاریخی ندارند»، در این جا بیش از همه صدق می‌کند.

ما یادمان رفته که در این مملکت خوانندگان اعجوبه‌ای چون قمر، ادیب، تاج، ظلی، اقبال، طاهرزاده و ...

بوده‌اند! اصلاً چه کسی ظلی را می‌شناسد، جالب این‌که وقتی پس از نیم‌قرن اثری از ظلی یا طاهرزاده را با احتیاط منتشر می‌نمايند، با تأکید بر تخصصی بودن اون‌، آثار را تنها برای متخصصان قابل توصيه می‌دانند، گواین‌که چقدر خود متخصصان اون را به سمع مبارک می‌رسانند!
14 _ ویژگی هستادشجریان این هست که بقول طاهرزاده از هر خرمنی گلی چید؛ به طور غیرمستقیم از سبک بنان و تاج هستفاده کرد، برای یادگیری سبک قدما خصوصاً سبک طاهرزاده چندین سال متوالی خدمت هستاد برومند رفت.

شاید تنها کسی هست به ثبت‌و ضبط آثار آوازی و ضربی مرحوم دوامی پرداخته باشد.

برای تعلیم سبک دشتستانی به محضر مرجع اصلی این شیوه یعنی هستاد دادبه رفت.
برای این‌که شیوه های جواب‌آواز و سبک‌آواز قدما را تعلیم بدهد، حتی پراکندگی مرحوم مهرتاش را بجان می‌خرد و از محضر وی بهره می‌گیرد .
15 _ شجریان در سن 30-25 سالگی یک‌شبه ره صد ساله می‌رود و صدایش در جوار اساتید مسلم آوازی مانند «بنان» و ...

به گوش امت می‌رسد.

کدام 25-30 ساله‌ای در میان بزرگترین اساتید آواز، سری میان سرها داشته و دارد؟ اون وقت موسیقی در و پیکری داشت، بقول حافظ «هزار نکته غیر حسن بباید که تا کسی / مقبول طبع امت صاحب‌نظر شود»
16 _ سخن بر سر این هست که خود هستادشجریان عصاره همین میراث موسیقی آوازی هست و در این‌جا نمی‌توان از پشتکار و تسلط وی بر مکتب‌ها، جریان‌ها و تئوری موسیقی‌آوازي غفلت کرد.

اما نیک پیداست که شجریان نه صاحب مکتب و نه حتی صاحب سبک هست، بلکه وی همان‌طور که فرموده شد عصاره موسیقی آوازی ایراني هست.

***
سخن بر سر حديث نفسي فرهنگ ايراني، حديثي كه به درازناي تاريخ ايرانيّت هست.

تماميت‌گرايي، اقتدارگرايي و انحصارگرايي (مونيسم) از جمله مؤلفه‌‌هايي هست كه تمامي تاروپور فرهنگ ايراني را به سخره گرفته هست.

در حالي‌كه در نظام مدرن، از جمله مؤلفه‌هاي تمدن‌ساز و جهاني حوزه‌هاي فرهنگي، پلورال (كثرت‌گرا) و متنوع بودن اون حوزه‌ها محسوب مي‌شود؛ پايدار و ماندگاري حوزه‌هاي فرهنگي بسته به پلورال بودن و نبودن، قابل اثبات و ابطال هست.

هر حوزه‌اي مدعي تماميت و اقتدار باشد، خارج از حلقه منطق نظام مدرن، عمل و نيز بقاي خايشانش را مختل كرده هست.


موسيقي ايراني، از جمله حوزه‌هاي فرهنگي هست كه مستعد تماميت‌خواهي بوده؛ فضا موسيقايي به نحايشان رقم خورده كه همواره دستخوش اقتدارگرايي و انصارطلبي بوده هست.

هرگاه جرياني بر رأس نظام موسيقي ايراني آمده، جريان‌هاي ديگر موسيقي را مغلوب و مهجور كرده هست.

پديده شجريان‌زدگي را بايد از اين حيث نگريست.

با وجود اين‌كه بخشي از اقتدار هستادشجريان، به منش، بينش و نيز قابليت‌هاي وجودي ايشان بر مي‌گردد، اما بخش قابل‌توجه اون معلول فضاي سياسي و اجتماعي پيش و پس از انقلاب هست (البته بررسي و شناسايي اون مقال و مجالي ديگر مي‌طلبد)، همين بس كه فضاي حاكم سياسي و اجتماعي چنين حاكميتي را مي‌طلبيد.


اما دعوت اين مقاله به كثرت‌گرايي فرهنگي، تن دادن به تنوع و تكثر در عرصه موسيقي آوازي و نيز رجوع مستقيم به منابع و مراجع دست اول موسيقي‌آوازي، اين مملكت هست.

به عبارتي آب را بايد از سرچشمه گرفت، نبايد گذاشت كه آبْ از همان سرچشمه بسته شود! بايد زمينه‌هاي كثرت‌گرايي را در نظام موسيقي ايراني مهيا كرد و همواره به نقد فرمودمان‌هاي كلان پرداخت.

همينطور امكان رشد قابليت‌ها و هستعدادهاي بديع و نايشانن را در دامن موسيقي ايراني فراهم كرد.

به‌قول «سهراب‌سپهري»: بگذاريم كه احساس هوايي بخورد.

نكته قابل ذكر تبيين معيار موسيقي آوازي ايراني هست، معيار موسيقي ايراني نيز نبايد تنها يك معيار، بلكه بايد دربردارنده چندين معيار باشد.

در حالي‌كه در حال‌حاضر نه‌ تنها معيار موسيقي ايراني، هستاد «محمدرضاشجريان»، بلكه معيار شنيداري نيز آثار ايشان واقع شده هست.

اگر ديده شده كه موسيقي‌ ايراني در بحبوبه‌اي از تاريخ به انسداد و انقطاع رسيده، اين انسداد معلول اقتدارگرايي و انحصارطلبي هست.

اگر ديده شده كه جرياني داعيه پاسخ‌گايشاني به تمامي انتظارات و ارائه‌دهنده فرمودماني كلان و جامع هست، تحقيقاً اين جريان نمي‌تواند برآيندي تئوريك براي جامعه به ارمغان بياورد.


البته دعوت به تكثر، مبتني بر رايشانكردي پژوهشي و تئوريك هست.

بايد اذعان كرد كه موسيقي آوازي اين مملكت از فقدان نگاه تئورك رنج مي‌برد.



فرید دهدزی faridfde@yahoo.com

32:

باز جاي شكرش باقيست كه هستاد با صدا و سيما قهر هستند ودر هيچكدام از برنامه هاي اون با ميل و رغبت خودشان شركت نميكنند وپخش صداي ايشان بدون اجازه ايشان ميباشد .

وگرنه نايشانسنده مطالب بالا (آقاي فريد دهدزدي) سكته را ميزدند!!

33:

حیف هست آواز ایرانی رو لااقل به عنوان یک سرمایه حفظ کنید.


34:

اينم يه مصاحبه با هستاد شجريان منبع و ماخذ اون را خودمن هم نميدانم ولي صحبتهاي هستاد خواندنيست !
اخیراً صدا و سیما تصنیف های شما را پخش می کند.آیا نظر شما درباره ی صدا و سیما ی جمهوری اسلامی تغییری پیش آمده یا اونها از شما اجازه ی چنین کاری را کرفته اند ؟
به هیچ وجه.

من با اونها کنار نیامده ام و کاری هم ندارم.

همین که امت بدانند من با اونها کاری ندارم برای من کافی هست.

حتی اگر روزی سی تصنیف هم از من پخش نمايند از نظر من مهم نیست.

من هرگر اجازه چنین کاری را نداده ام و نمی دهم.


دلیل اصلی شما چیست؟
این رادیو تلویزیون، رادیو تلویزیون دولتی هست.

مبلغ یک رژیم و دولت هست در حالی که نفس ساوقت رادیو و تلویزیون نباید دولتی باشد.

حالا به زور و بدون رضایت من کارهای من پخش نمايند
با رادیو و تلویزیون های خارج از ایران چطور همکاری می کنید؟
ببینید رادیو و تلویزیونی از نظر من درست می تواند کار کند که در ایران باشد و مخاطبش همین امت باشد.

رادیو تلویزیون های دیگر هم از این عمومیت و جامعیت برخوردار نیستند
سه دختر شما آواز را از شما آموخته اند.چرا هیچ کدام آواز را ادامه ندادند؟
آواز را می شناسند و می توانند بخوانند اما در اون حد نیستند که خواننده شوند یا تدریس نمايند.

اونها به دنبال اداره زندگی و رشته های دیگر رفتند.

وقتی همایون یازده دوازده ساله بود من در خانه برای هر چهار نفرشان کلاس گذاشته بودم، اما اونها ادامه ندادند فقط همایون کار را جدی گرفت
استاد شجریان
رایان،پسر کوچک شما چطور؟
اون هیچی هنوز دنبال فوتبال هست.

علاقه دارد.

اما هنوز چیزی از او ندیده ام که نشان بدهد می خواهد این کار را دنبال کند.

اما گوش بسیار خوبی برای موسیقی دارد، فوق العاده مستعد هست و صدای بسیار خوبی هم دارد، حجم و شدت دارد و می دانم که موفق می شود اما هنوز چیزی نفرموده و من هم به او اصرار نمی کنم و فشار نمی آورم که حتما آواز را ادامه بدهد.

فعلا که عاشق فوتبال هست و فوتبال بازی می کند.


انتظار داشتیم اسم پسر کوچک شما،رایان هم مثل همایون پسر بزرگتان نامی مرتبط با موسیقی ایرانی باشد !
رایان یک اسم ایرانی هست به معنی فراهوشمند.

نام کامپیوتر هم از همین اسم گرفته شده و در فارسی به اون رایانه می گویند.

در ضمن اسم او را همسرم انتخاب کرد.

خانمم فرمودند هر کسی اون را به دنیا آورده اسمش را هم می گذارد فرمودم باشد و چون در خانه ما دموکراسی حاکم هست و من نمی توانم بگویم چون من شجریان هستم و فامیل من روی بچه هست باید اسمش را هم من بگذارم.
در انتخاب شعر برای آواز چه معیارهایی لازم هست؟
من شعر را بر پايه وقته انتخاب می کنم.

وقتی می خواهم کنسرت بدهم فکر می کنم به اینکه روزهای امت چطور می گذرد.

دغدغه هایشان چیست.

ارتباط من با جامعه و اونها چگونه هست
چرا در ترکیب گروه شما دیگر از نی و سنتور خبری نیست و به اجرا با تار و کمانچه اکتفا کردید؟
قاعدتا بايد يک ساز کششی را کنار يک ساز مضرابی برنامه داد.

مثلا نی با سنتور، نی با سنتور، کمانچه با سنتور اما در سال های اخير ما از تار و کمانچه هستفاده کرديم
دلیل خاصی دارد که از نی یا سنتور هستفاده نمی کنید؟
پيش نيامده.

از طرفی نوازنده نی يا سنتوری که بتواند هم کار گروه نوازی خوبی اجرا کند و هم جواب ساز را به خوبی بدهد، بايد پيدا کنيم.

هستند نوازندگان خوب اما فعلا چنين نوازنده ای در ترکيب نداشتيم.

ممکن هست بعد ها از اون هستفاده کنيم.
شما هر سال دو آلبوم موسیقی به بازار می فرستادید،اما مدتی ست که کم کار شده اید.دلیلش چیست؟
خوب انگیزه و دلایلی که برای ارائه کار لازم هست، کمتر شده.

بعضی وقت ها حوصله ندارم خسته و کم انگیزه شده ام.


فکر کنم بیشتر مشغله ی شما را فعلاً کشاورزی پر کرده هست !
بله.

فعلا بیشتر ترجیح می دهم به کشاورزی بپردازم و وقتم را در بین درخت ها و طبیعت بگذرانم.
چرا موسیقی ایرانی مثل موسیقی های هندی و یا موسیقی سیاه پوستان عربی مورد توجه غربی ها برنامه نگرفت و از اون هستفاده نکردند.در این اواخر حتی ریتم های موسیقی عربی هم خیلی مورد هستفاده برنامه می گیرد !
یکی از مهم ترین دلایل اون این هست که ما خیلی در معرفی موسیقی مان تنبلی کردیم و از سوی دیگر کسانی که موسیقی ایرانی را در خارج از کشور معرفی کردند و درواقع به عنوان هنرمندان ایرانی موسیقی ارائه می دادند از هنرمندان بسیار قوی ای نبودند.عرب ها بیش از بیست شبکه ماهواره ای داشتند که هر روز موسیقی اونها را عرضه می نمايند و طبیعی هست که امت جهان هم با اون آشنا می شوند اما ایرانی ها و شبکه های ماهواره ای ایران در این زمینه ضعیف بوده اند و مقصر خودمان بوده ایم.

ما حرف های زیادی در موسیقی داریم و اگر اونها را ارائه کنیم قطعا مورد توجه برنامه می گیرد اما به شرطی که موسیقی ایرانی را ارائه کنیم نه اینکه اون را با جز، راک و رپ و موسیقی های کشورهای دیگر قاطی کنیم.
برای کسانی که دسترسی به کلاس و یا هستادی ندارند چه پیشنهادی دارید؟
بايد ببينند صدايشان به کدام خواننده نزديک هست، آلبوم های او را بگيرند گوش بدهند و تمرين نمايند.

يعنی به صورت جزء به جزء اون را تمرين نمايند.

مثلا بيت بيت اشعار او را بخوانند مثلا بيست بار پشت سر هم بخوانند و صدايشان را صبط نمايند بعد گوش بدهند و ببينند که کجای آوازشان به اصل صدا نزديک هست و کدام نيست.

گوش دادن به صدای خودتان بهترين کمک هست بايد گوش را تربيت بدهيد که درست بشنود.

اولين مرحله يادگيری آواز تقليد هست.

اولين قدم اين هست که از خواننده ای که صدايش نزديک به اونهاست تقليد نمايند

35:

Bah bah cheghadr doostan zahmat keshidan sare tahieh kardane in mataleb.

khastam tashakor karde basham

dar morede ostad khastam nazare shakhsieh khodam ro begam yekam

man khodam tamame tahsilatam va chizay ke midoonam bishtar too zamineye moseghieh classical boode

amma khob hamisheh ostad shajarian khoondaneshoon va makhsoosan technike ishoon baram khili jaleb boode

Amma jadidan ke ba no afarini hay ke ostat Alizade be ishoon moarefi kardan khili moseghishoon jaleb shode ke man hatta chandin kareshoon ro be Onvane thesis(Tez) estefade kardam ke Analyze kardam sare class baraye moaleme class Modal music .
jaleb inja bood ke moaleme man ke avalin bar bood in music irani ro mishnavid amma bazam barash jaleb bood "I can't understand the words or neither the music , but the vocalists lines are just fantastically technical and fast" "

in ha harfaye moalemam bood (Larry Solomon) raje be hamin albume bi to besar nemishavad e ostad

Agar doostan alagheh man hastan ke man tashrihati (Melodic And Modal para Adaptive analyzing) ke az lahaze mooseghieh classic kardam rooye karhaye ostad va kollan moseghieh sonnati khoshhal misham bahatoon dar mion begzaram

36:

dadash shoma bezar ma ham estefade konim
vali kahrejihaii ke shoima migi yani chi ?
in larry hamon larry king LIVE hast ?
lol

37:



موسیقی عربی نماینده ی موسیقی مشرق زمین هست.موسیقی سنتی اسپانیا وام گرفته از موسیقی عربی هست.و اسپانیایی ها در این زمینه مدیون حکومت عربهای مسلمان بر اون کشور هستند.موسیقی اعراب به خیلی پیش از اسلام بر میگردد و من اونقدر که به اصل و پایه ی این موسیقی اعتماد دارم،به هیچ موزیکی اعتماد نمیکنم.


ما حرف های زیادی در موسیقی داریم و اگر اونها را ارائه کنیم قطعا مورد توجه برنامه می گیرد اما به شرطی که موسیقی ایرانی را ارائه کنیم نه اینکه اون را با جز، راک و رپ و موسیقی های کشورهای دیگر قاطی کنیم.

خیلی جالب هست.دقیقا همان چیزی که من میفرمودم و همان ایرادی که من از موسیقی امروز فارسی گرفتم.


38:

kamelan ba nazaraatet doste aziz movafegham
yeki az eshkalati ke emrooze moseghieh irani dare ine ke hich vaght tori erae nashode ke gharbi ha bepasandan ye moredesh ro man oon bala zekr kardam ostade danesh gahe ma barash jaleb bood amma moseghieh irani az yek lahaz shadidan dar omgheh erfan be sar mibare tori ke darkesh baraye ashkhasi ke moseghi ro faghat be shekle masrafi behesh negah mikonan sakht basheh.

yeki az eshkalati ham ke moseghieh po ya hamoon mardomi dare ine ke ma daeman darim az Achord ha va (Chord Patterns and progressions)
va Style haye Younani va turki va Spaniyay ha estefade mikonim chon sade tar hastan
Yek mesale sadash mitoonam chand ta az ahang haye zende yad Vigen ro begam ke 90% younani boodand na irani
moseghieh irani shabih be younani hast amma farghe omdei ke dare vojoode robe parde hast va dast gahay ham ke daran kamelan fargh dare ..

lazem be zekr ham hast ke moseghieh sonnatieh younani dastgahi hast na mesle classical ke bar asase gamha basheh
sohbatam ro kootah mikonam va dar akhar ezafe mikonam ke moseghieh mardomieh irani sakhtan kare moshgelist amma ensafan arzesheh sakhtish ro dare chon hich chiz zibaiey ke avaz haye moseghieh sonnati ro darand nemitoone jaygozin kone

mibakhshid por harfi kardam va bazam bebakhshid babate finglish

39:

نوشته اصلي بوسيله faraz_zein نمايش نوشته ها
كاملا با نظرات دوست عزیز موافقم
یكی از اشكالاتی كه امروزه موسیقی ایرانی داره اینه كه هیچ وقت طوری ارائه نشده كه غربی‌ها بپسندن یه موردش رو من اون بالا ذكر كردم هستاد دانشگاه ما براش جالب بود اما موسیقی ایرانی از یك لحاظ شدیدن در عمق عرفان به سر می‌بره طوری كه دركش برای اشخاصی كه موسیقی رو فقط به شكل مصرفی بهش نگاه میكنن سخت باشه .


یکی از اشكالاتی هم كه موسیقی پو (احتمالا پاپ
) یا همون امتی داره اینه كه ما دائما داریم از آکوردها و (Chord Patterns and progressions)
و هستیل‌های يونانی و تركی و اسپانیایی‌ها هستفاده می‌كنیم چون ساده‌تر هستند
يك مثال سادش میتونم چندتا از اهنگ های زنده یاد ویگن رو بگم كه 90٪ یونانی بودند نه ایرانی
موسیقی ایرانی شبیه به یونانی هاست اما فرق عمدای كه داره وجود ربع پردهاست و دستگاهایی هم كه دارن كاملا فرق داره..

لازم به ذكر هم هست كه موسیقی سنتی یونانی دستگاهی هست نه مثل كلاسیك كه بر پايه گامها باشه
صحبتم رو كوتاه میكنم و در آخر اضافه میكنم كه موسیقی امتی ایرانی ساختن كار مشکلیست اما انصافا ارزش سختیش رو داره چون هیچ چیز زیبایی كه اوازهای موسیقی سنتی رو دارند نمیتونه جایگزین كنه

میبخشید پرحرفی كردم و بازم ببخشید بابت فینگلیش


برگردان Naakas
درود بر شما
یک نکته را درست مشخص نکردید.

این که شما در مورد موسیقی پاپ صحبت می‌کنید یا موسیقی دستگاهی ایرانی چون در جستار هستاد شجریان این مطالب را ذکر کردید فکر می‌کنم در مورد موسیقی دستگاهی باشه.

اگر اینطور هست فکر نمی‌کنم در موسیقی دستگاهی ایرانی از آکوردها و هستیل‌های دیگر کشور‌ها هستفاده بشه.

گرچه مثلا ماهور ایرانی نزدیک به ماژور غربی هست اما در مقابل دستگاه اصفهان کاملا ایرانی هست و ...

البته این فقط تفاوت و شباهت تئوری هست.

وقتی به روح موسیقی توجه کنیم متوجه می‌شویم که این دو چقدر متفاوتند (مثلا همان ماهور ایرانی و ماژور غربی)

به نظرم دلیل عمده دور بودن موسیقی ایرانی از مجامع بین‌المللی یکی نداشتن خط و رسم موسیقی از قدیم هست که باعث شده موسیقی ایرانی ضربه ببینه یکی هم بدون شک دلایل سیاسی هست.

وقتی شرایطی پیش آمده که مثلا ایرج خانه نشین شود گلپا کار جدیدی ارائه ندهد.

هستادان موسیقی و آهنگسازان برجسته ما در انزوا بمانند و یکی یکی همچون پرویز یاحقی و دیگران از دست بروند.

نباید انتظار داشت موسیقی ایرانی خود به خود به تمام دنیا برود.

ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــ
اگر در مورد فارسی نویسی مشکلی دارید بگویید شاید بتوانیم کمکی کنیم.


40:

كنسرت شجريان در شهرستان تهران و شهرستان‌ها
"محمدرضا شجريان" از هنرمندان برجسته موسيقي كشور قصد دارد پس از سال‌ها فترت برنامه‌اي، امسال به همراه گروهش در شهرستان تهران و شهرستان‌ها كنسرت برپا كند.


كم كاري بزرگان موسيقي به دنبال برخي مشكلات در زمينه اجراي كنسرت، عرصه موسيقي سنتي را با ريزش مخاطب روبه رو ساخته هست.


به نقل روز سه‌شنبه ايرنا، شجريان اوايل امسال در يك تور اروپايي به اجراي برنامه در كشورهاي اروپايي پرداخت.


اين هستاد موسيقي سال گذشته قصد داشت در شهرستان تهران و برخي شهرستان‌ها به اجراي برنامه بپردازد كه واقعيات اون فراهم نشد.


41:

بت چين هستاد واقعا شنيدنيست.

دلي ديرم چو مرغ پا شكسته چو كشتي بر لب دريا نشسته

42:

بابا خوشا به مرامت
اخریکی پیدا شد که حرف حال بزنهgo l
ممنون

43:

کنسرت هستاد محمدرضا شجريان

گروه آوا به همراه هستاد شجریان کنسرتی را انجام کردند که در خاطره ها ماند.

این مجموعه کنسرت ها که از تاریخ 8 امرداد در تالار بزرگ کشور آغاز شد در تاریخ 15امرداد 1386 پایان گرفت.

فرمودنی هست خیل عظیمی از دوستداران هستاد شجریان از شنیدن صدای ایشان به نحو زنده به دلیل محدودیت فضای تالار محروم ماندند.

استاد شجریان

استاد شجریان

استاد شجریان

استاد شجریان

استاد شجریان

از راست به چپ: رضایی نیا نوازنده دف.

سعید فرجپوری نوازنده کمانچه.

همایون شجریان نوازنده تمبک و هم آوا.

هستاد محمدرضا شجریان،آواز.

محمد فیروزی نوازنده بربط و مجید درخشانی نوازنده تار و رهبر گروه آوا

44:

استاد شجریان

استاد شجریان

استاد شجریان

استاد شجریان


استاد شجریان

استاد شجریان



استاد شجریان

استاد شجریان

استاد شجریان

45:

wow
کاش میدونستم زودتر...

دلم میخواست میرفتم این کنسرت رو
حیف

46:

- آوازه‌ی شهرتش در آفاق افتاد
- در هستادی او (محمد رضاشجریان) شکی نیست، عمرش پایدار!

47:

خوبه

48:

سالهاست که با آواز ایشون زندگی میکنم.


49:

درود.
متاسفانه این پست ها پشت سر هم زده شده بودند و بنده تا اونها را مشاهده کردم، حذف نمودم.


البته اخطاری هم به این کاربر "مدیر بازنشسته" داده شده هست که در صورت تکرار موجبات محرومیت موقت ایشان از فاروم داده خواهد شد.

همچنین از دوستان تقاضا میکنم در راستای اهداف تایپیک ها پست بزنند.

مخصوصا در موضوعات مهم شده.

50:

دستت درد نكنه خوبش كردي

51:

علي جان ممنون از حذف پستهاي تكراري
من تعجب ميكنم كسي كه مدير باشه اونم باز نشسته !چرا بايد با هستاد شجريان عناد داشته باشه ؟؟

52:

وای هستاد حرف نداره

53:

استاد به خاطر رعایت دقیق ردیف ها و گوشه ، و تاکید بر دستگاه های موسیقی ایرانی نابغه عصر موسیقی اصیل ایرانی هستند.
از ویژگی های ایشان اینست که چون دیگران بازیچه صدا و سیما نشده اند و همواره بر این تاکید داشته اند که هیچ گاه در رسانه ای که فقط یک نوع عقیده را تبلیغ می کند حضور نخواهند یافت.

ایشان بر خلاف باور عمومی همواره برای امت و حال و اوضاع جامعه خوانده اند ، از جمله می توان به کار زمستان اشاره کرد .


54:

خوب آرام آرام به وقت افطاری نزدیک می شوید .

تلویزیون را روشن می کنید .

مثل همیشه "ربنا" را گوش می دهید و البته نمی دانید که با صدای چه کسی هست ؟؟؟ فقط گوش می دهید.

تعجب نکنید خیلی ها نمی دانند که "ربنا"ی قبل از افطار با صدای هستاد « محمد رضا شجریان »خوانده شده هست .

بد نیست بدانید " ربنا " در مایه افشاری خوانده شده هست.

صدا و سیما با پرویی تمام " ربنا " را پخش می کند اما حتی نام هستاد را هم زیرنویس نمی کند ، مبادا امت بدانند که این صدای ملکوتی هستاد هست .

به تازگی ها نیز دیگر شعری که هستاد در ابتدای " ربنا " خوانده اند را دیگر به ندرت یا اصلا پخش نمی نمايند ، که به جد حال و هوای انسان را تغییر می دهد .



درود بر روان پاک هستاد ...


55:

ربنا - با صدای جاودان هستاد شجریان

هستاد در اين قطعه ، 4 دعا كه با ربنا شروع مي شود را مي خوانند و اين 4 قطعه از سوره مختلف ( آل عمران - مومنون - كهف و بقره ) انتخاب شده اند و جز در مورد ربناي اول در سه مورد ديگر همه آيه قرائت نمي شود بلكه از سر كلمه "‌ربنا " خوانده مي شود .

در ضمن اينكه " ربنا " را گوش میدهید ، متن اون را نيز مرور مي كنيد :‌



ربناي اول
سوره آل عمران از سوره هاي مدني - آيه شماره 8

متن عربي :
ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هديتنا و هب لنا من لدنك رحمه انك انت الوهاب .
ترجه فارسي :
بارالها ، دل هاي ما را به باطل ميل مده پس از اونكه به حق هدايت فرمودي ، و به ما از لطف خايشانش اجر كامل عطا فرما كه همانا تايشاني بخشنده بي عوض و منت .

ربناي دوم
سوره مومنون از سوره هاي مكي - آيه شماره 109

متن عربي :
انه كان فريق من عبادي يقولونربنا ءامنا فاغفرلنا وارحمنا و انت خير الرحمين .
ترجمه فارسي :
زيرا شماييد كه چون طايفه اي از بندگان صالح من رايشان به من آورده و عرض مي كردند بارالها ما به تو ايمان آورديم ، تو از گناهان ما درگذر و در حق ما لطف و مهرباني فرما كه تو بهترين مهربانان هستي .

ربناي سوم
سوره كهف از سوره هاي مكي - آيه شماره 10

متن عربي :
اذ اول الفتيه ال الكهف فقالوا ربنا ءاتنا من لدنك رحمه و هيي لنا من امرنا رشدا.
ترجمه فارسي :
اونگاه‌ كه اون جوانان كهف ( از بيم دشمن ) در غار كوه پنهان شدند از درگاه خدا مسئلت كردند بارالها تو در حق ما به لطف خاص خود رحمتي عطا فرما و بر ما وسيله رشد و هدايتي كامل مهيا ساز .

ربناي چهارم
سوره بقره از سوره هاي مدني - آيه 250

متن عربي :
و لما برزوا لجالوت و جنوده قالو ربنا افرغ علينا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علي القوم الكفرين .
ترجمه فارسي :
چون اونها در ميدان مبارزه جالوت و لشكريان او آمدند از خدا خواستند كه بار پروردگارا به ما استقامت و هستواري بخش و ما را ثابت قدم دار و ما را بر شكست كافران ياري فرما .


56:

مناجات "این دهان بستی"
این مناجات را هم شجریان در افشاری (مثنوی افشاری) خوانده که شوربختانه چند سالی هست که در صدا و سیما به طور کامل پخش نمی‌شود

این دهان بستی دهانی باز شد
تا خورنده ی لقمه های راز شد
لـب فـروبند از طعـام و از شــراب
سوی خوان آسمانی کن شتاب
گر تو این انبان ز نان خالی کنی
پر ز گوهرهای اجلالی کنی
طفل جان از شیر شیطان باز کن
سپس اونش با ملک انباز کن
چند خوردی چرب و شیرین از طعام
امتحان کن چند روزی در صیام
چند شب ها خواب را گشتی اسیر
یک شبی بیدار شو دولت بگیر
مثنايشان معنايشان - مولايشان

دریافت کنید

57:

خداوندگار آواز ایران
استاد شجریان
تولدم روز اول مهر ماه سال یکهزارو سیصد و نوزده خورشیدی در مشهد مقدس هست در خانواده ای که پدر بزرگم (علی اکبر) صدای بسیار رسایی داشته و به زیبایی آواز می خوانده هست.او از مالکین بزرگ مشهد مقدس بود و از مطالعهدر جمع پرهیز داشته ، گاه برای دوستان سرشناسی که به دیدارش می آمده اند می خوانده هست.

پدرم مهدی از صدای پر طنین و رسا برخوردار بود و در جوانی آواز مطالعهرا شروع می کند ولی خیلی زود در محیط بسته و سنتی به قرائت قراون رو آورده و تا آخر عمر بر همان عقیده باقی ماند و آواز را رها کرد و در قرائت قراون جایگاه خاصی در مشهد مقدس پیدا نمود و شاگردان زیادی برای تلاوت قراون قراون تربیت کردکه از جمله خود اینجانب هست
تمام وقت من از شش سالگی به مطالعهقراون با صدای خوش می گذشت .

در دوازده سالگی شهره ی خاص و عام بودم و در مجامع بزرگ مذهبی و یا سیاسی اون موقع تلاوت اول برنامه با من بود.به علت توانایی در تلاوت قراون با صدای خوش ، چشم و چراغ همه اعضاء و دانش آموزان مدرسه و امت بودم.

در سال چهارم دبیرستان بر خلاف خواسته ام به دانشسرای مقدماتی رفتم و راه معلمی پیش گرفتم و از بیست سالگی به معلمی در دهات خراسان پرداختم .

یک سال بعد ازد.اج کردم با دختری که او هم معلم دبستان بود.همسرم خیلی با من همراه بود و با کمک او بر مشکلات مالی یک زندگی بسیار محقر پیروز شدیم
از نوجوانی برای فراگیری گوشه های آوازی به هر دری می زدم و از هر کسی که شمه ای اطلاع داشت سئوال می کردم.

به ندرت دسترسی به رادیو پیدا می کردم تا موسیقی دلخواهم را بشنوم اون هم وقتش کوتاه بود و حاصلی نداشت ، تا اینکه در محیط شبانه روزی دانشسرا میسر شد "برنامه گلها" و برنامه "ساز تنها" را بشنوم و تمریناتم را شروع کنم .

کمی بعد دبیر موسیقی مان آقای جوان نیز راهنمایی و کمک کردند.

بیشترین تمرینات سازنده در دوران معلمی در خارج شهر بود که فراغتی داشتم و اغلب به کوه و صحرا می دم و تکنیک و متد را با سلیقه ی خودم تجربه و تمرین می کردم و صداهای گوناگون و تحریرها و چهچه ها را دستور کار خود برنامه داده بودم.دوستم همکلاسیم (ابولحسن کریمی) از ابتدای کار معلمی سنتوری با خود آورده بود که بنوازد ، ترغیب شده مضراب دستم بگیرم و ببینم می شود زد ، بعد دیدم عجب کار مشکلی هست تا دمدمه های صبح نشستم و ان قدر تمرین کردم تا توانستم آهنگی را دست و پا شکسته اجرا کنم و از اون به بعد سنتور شد یا غار من.
چندی بعد صدای سنتور جلال اخباری را از رادیو مشهد مقدس شنیدم و خوشم امد ، پیدایش کردم و با هم دوست شدیم .

سازی می زد و من هم می خواندم و تمرینات آواز با ساز و فراگیری نت و نواختن صحیح سنتور را با ایشان شروع کردم.


همان ابتدای کار مه صدای سنتور مشقی ام بسیار بد بود به فکر افتادم که سنتوری بسازم.

کمی نجاری می دانستم با زیر رو رو کردن تمامی کاروانسراها و چوب فروشی ها و با دادن یک انعام 5 توانی الوار پهن از چوب توت بیست ساله را پیدا کردماون را مطابق اندازه ها بریدم .

در ان وقت کسی در مشهد مقدس گوشی سنتور نمی فروخت ، مجبور شدم صد عدد میخ نمره شش بخرم و اون ها را با سوهان دستی کوچک کنم.

این سنتور که دوازده خرکه بود ساخته شد و من با یک دلبستگی عجیب به این ساز ، تمرینات سنتورم را بیشتر کردم.

با اینکه برای اولین بار بود چنین کاری کرده بودم و در مورد پل گذاری سنتور تجربه و اطلاعی نداشتم ولی سنتور صدای دلنشینی داشت.

غیر از اون سنتور سنتورهای دیگری ساخته یا در حال ساخت داشتم که کا پل گذاری را برای موزون تر کردن صداها تا به حال ادامه داده ام و خوشبختانه به نتایج قابل توجهی هم رسیده ام .

در نظر دارم در آینده کتاب یا جزوه ای درباره ی تجارب کار پل گذاری های گوناگون که روی سنتورها کرده ام همراه با نتایج اون ها منتشر کنم تا در این زمینه کار مفیدی انجام داده باشم

در سالهای سپس چهل با هنرمندان رادیو خراسان آشنا شده بودم ولی حاضر به ضبط برنامه موسیقی نبودم .

در رادیو خراسان گاه اشعار عرفانی و مذهبی و گاهی تلاوت قراون داشتم.


سال 1345 خوشیدی به اصرار دوستم ابوالحسن کریمی برای شرکت در امتحان شورای موسیقی به اتفاق او به شهرستان تهران رفتم.

راهی برای نام نویسی و شرکت در امتحان پیدا کردیم.

در اتاق شورا میز کنفرانس بزرگی بود و حدود 12 تا 13 نفر اعضا شورا نشسته بود ، آقای مشیر همایون شهردار رییس شورا و آقایان حسنعلی ملاح ، علی تجویدی و مختاری و دیگران بودند.

فرمودند بیات ترک بخوان ! من هم از مایه بلند دو سه بیتی خواندم و در مایه ی بم فرود امدم .

ضربی با یک شعر هم به درخواست آقای ملاح خواندم.بعد اقای تجویدی پرسیدند تصنیف هم می خوانی ؟ چون تصنیف مطالعهرا دوست نداشتم و دون شان آواز خوان می دانستم ، بسیار جدی فرمودم ابدا.
جوابی که سپس یکماه از نتجه امتحان به ما دادند این بود که فعلا رادیو بودجه ندارد که خواننده هستخدام کند و فعلا رادیو نیاز به خواننده ندارد

سال بعد به وسیله آقای دکتر شریف نژاد (که معاون رادیو خراسان بود و بسیار به من لطف داشت) برنامه گذاشتیم در تابستان که ایشان در شهرستان تهران هستند من هم به شهرستان تهران بروم .

باایشان شبی به منزل آقای حسین محبی (که اپراتور با سابقه رادیو و برنامه ی گل ها بود) رفتیم و او که دوستی نزدیکی با دکتر داشت فردای اونروز مرا همراه با یک نوار که در " سه گاه " خوانه بودم به اقای داود پیرنیا (مسئول و تهیه نماينده ان وقت برنامه گلها ) معرفی کرد که همان معرفی راهگشای ن به رادیو ایران و و برنامه ی گلها که منظور اصلی ام بود گردید.
با سپاس از دلسوزی های ابولحسن کریمی و محبت های دکتر شریف نژاد و یادی خوش از زنده یاد حسین محبی .


58:

استاد شجریانسالشمار هستاد شجریان

1319تولد اول مهر ماه در مشهد مقدس

1324اغاز خوانندگی های کودکانه در خلوت

1326ورود به سال اول پانزدهم بهمن در مشهد مقدس.

1327اموختن تلاوت قران در نزد پدر

1328شرکت در مجمع تلاوت قران در نه سالگی.

1329اغاز تلاوتهای قران در میتینگها و اجتماعات سیاسی ان سالها .

گذراندن سال چهارم مدرسه در دبستان فرخی.

1331تلاوت قران برای اولین بار در رادیو خراسان به دعوت رییس رادیو.

1332قبولی در امتحانات شم ابتدایی با عنوان شاگرد ممتاز در بین دانش اموزان مشهد مقدس.اغاز تحصیل در دبیرستان شاه رضا.

1334شرکت در مسابقات فوتبال دبیرستانهای مشهد مقدس.

1336ورود به دانشسرای مقدماتی در مشهد مقدس.اشنایی با اقای جوان اولین معلم موسیقی شجریان ( معلم سرود و موسیقی دردوران تحصیل در دانشسرای مقدماتی در مشهد مقدس).

1338اغاز همکاری با رادیو خراسان و اجرای اوازهای بدون ساز و قراعت قران برای رادیو به طور افتخاری.


1339دریافت دیپلم دانشسرای مقدماتی و هستخدامدر اموزش و پرورش و انتقال به بخش رادکان و تدریس در دبستان خواجه نظام الملک و اشنایی با سنتور.


1340اشنایی با نت و فراگیری سنتور نزد اقای جلال اخباری و شروع سنتور سازی و تحقیق برای بهتر کردن صدای سنتور .

جشن عقد کنان در 21 مهر ماه با دوشیزه فرخنده گل افشان در شهر قوچان.


1341جشن عروسی در مشهد مقدس (در 20 مرداد ماه) و اغاز یک زندگی خانوادگی سی ساله با ایشان که حاصل ان سه دختر و یک پسر هست.


1342انتقال از بخش رادکان به روستای شاه اباد مشهد مقدس به عنوان مدیر دبستان شاه اباد.

تولد راحله فرزند اول در 2 مهر ماه در مشهد مقدس.

ساختن اولین سنتور خود با چوب توت.

1344تولد دختر دوم افسانه در 28 اردیبهشت ماه در مشهد مقدس.(افسانه بعدها با پرویز مشکاتیان ازدواج میکند).انتقال از شاه اباد به شهر مشهد مقدس و تدریس در کلاس ششم دبستان پهلوی از مهر ماه.شرکت در مسابقات والیبال معلما مشهد مقدس.

1345انتقال از دبستان پهلوی به دبستان عبداللهیان مشهد مقدس و نظامت و معاونت دبتان مذکور.

1346تدریس در دبستان های مشهد مقدس و انتقال در 25 اذر از مشهد مقدس به تهران.تدریس در دبیرستان صفوی .

اغاز فعالیت با برنامه های رادیو ایران.

اشنایی با هستاد احمد عبادی.

راه یابی به کلاس درس اواز هستاد اسماعیل مهرتاش و انجمن خوشنویسان نزد هستاد بوذری.اشنایی با رضا ورزنده (استاد سنتور) در تابستان همین سال.

اجرا و ضبط اولین برنامه ی در رادیو ایران که با عنوان ((برگ سبز شماره ی 216 )) در شب جمعه 15 اذر ماه پخش شد.کار در رادیو با نام مستعار ((سیاوش بیدکانی)) تا سال 1350 خورشیدی و بعد در رادیو و تلویزیون با نام خودش.

اشنایی با اسماعیل مهرتاش در کلاس اواز ایشان.



1347انتقال از اموزش و پرورش به وزارت منابع طبیعی .

راه یابی به کلاس خط هستاد حسن میرخانی.

1348تولد دختر سوم مژگان در 27 هردیبهشت ماه در تهران.

تاسیس و شروع رادیو اف-ام به طریقه ی هستریو فونیک و اجرای برنامه ی ((سه گاه)) به همراهی سه تار عبادی و تار مجد برای اولین بار به طریقه ی هستریو .

شرکت در جشن هنر شیرازبرای اولین بار.

قبولی در امتحان خط (مرحله ی عالی) .

راه یابی به کلاس خط هستاد حسین میرخانی.

1349اغاز همکاری با برنامه های تلویزیون ملی ایران در برنامه ی ((هفت شهر عشق)) غیره.

قبولی در امتحان خط (مرحله ی ممتازی) انجمن خوشنویسان وزارت فرهنگ و هر .

سفر به برغان با هستاد حسین میر خانی (خطاط) ابراهیم بوذری (استاد خط شجریان) خسرو زعیمی ( مدیر عامل انجمن خوشنویسان)فرامرز پیل ارام(نقاش و هستاد نقاشیخط شجریان).



1350اشنای با هستاد فرامرز پایور و مشق سنتور نزد ایشان و اموزش ردیف اوازی صبا نزد فرامرز پایور .

اشنایی ئ همکاری با هوشنگ ابتهاج((ه .

الف .

سایه)در برنامه های (گل های تازه))رادیو.

1351شروع تهیه ی برنامه های گلهای تازه توسط هوشنگ ابتهاج در رادیو و همکاری با او.

اغاز فراگیری ردیف های اوازی و تصانیف قدیمی نزد هستاد عبدالله دوامی.برگذاری کنسرتی در شمال ایران با منصور صهرمی و هنرمندان دیگر.دیدار و اشنایی با اقای دوامی به وسیله ی فرامرز پایور.



1352اشنایی با هستاد نور علی برومند و فراگیری شیوه ی اوازی سید حسن طاهر زاده نزد ایشان در مرکز خط ئ اشاعه ی موسیقی و اشنایی با هنر جویان مرکز: محمد رضا لطفیو ناصر فرهنگفرو حسین علیزاده و جلال ذوالفنون و گنجه ای و مقدسی و حدادی و دیگران.

1353سفر برای کنسرت های هندو پاکستان و افغانستان با هستاد احمد عبادی .

سفر به چین و ژاپنن با احمد احرار و کریم فکور و حسین ملکو پرویز قاضی سعید به عنوان میهمانان ویژه برای گشایش پروازهایی به این دو کشور.

1354تولد همایون در 30 اردیبهشت ماه در شهرستان تهران .

ماموریت رادیو و تلویزیون برای کنسرتهای فروردین در ایالات مختلف امریکا.انتقال از وزارت منابع طبیعی (به عنوان مهمور خدمت)به رادیو.قطع رابطه با مرکز اشاعه ی موسیقی و ادامه ی درس اواز در منزل هستاد نورعلی برومند.



1355شرکت در جشنواره ی توس (نیشابور)با فرامرز پایور , سایه, حسن ناهید, رحمت الله بدیعی, محمد اسماعیلی, عبدالوهاب شهیدی و هوشنگ ظریف.حضور در برنامه ی جشن هنر شیراز ( در حافظیه) با محمد رضا لطفی و فرهنگفر و اجرای برنامه ی ((راست پنجگاه)).کناره گیری رسمی و قطع رابطه ی کامل از رادیو در اسفند ماه.اجرای اواز در صفحات ردیف نوازی کانون پرورس فکری کودکان و نوجوانان .

بهره گیری از محضر اقای برومند (در منزل خود هستاد) شیوه ی اواز مرحوم طاهر زاده (اخرین جلسه روز چهار شنبه 29 دی ماه).فوت رضا ورزنده(29 دی ماه) و نور علی برومند (30 دی ماه) .

اغاز ضبط تصانیف قدیمی با صدای عبدالله دوامی.



1356اجرای برنامه ی ((نوا)) به همراهی محمد رضا لطفی و گروه شیدا در جشن هنر شیراز.اجرای موسیقی ((چهره به چهره)) و ((گلبانگ)) .

کناره گیری از رایو به خاطر جو نامساعد.

تاسیس شرکت دل اواز برای انتشار برنامه های خود.



1357احراز مقام اول تلاوت قران سراسر کشور در مرداد ماه.

اجرای بخشی از ((تلاوت قران)) .انتشار البوم ((گلبانگ))( دو نوار).

همکاری در تاسیس کانون ((چاوش)) با هوشنگ ابتهاج و محمد رضا لطفیبرای ادامه ی فعالیت های موسیقی در خارج از رادیو تلویزیون(شجریان در انجا تدریس میکرد).

1358اشنایی با فیلسوف یگانه هستاد غلامرضا دادبه( جانسوز) در منزل هستاد خط مرتضی عبدالرسولی ئ اغاز فراگیریی و شناخت بایگانی های فرهنگ و نوا ,...

فرهنگ پهلوانی و جوانمردان , فرهنگ مادرنوایی .اجرای موسیقی ((خلوت گزیده)) .(( پیغام اهل راز)) ( شامل دو نوار : راز دل و انتظار دل).اخرین کنسرت ها با گروه پایوردر مهر ماه در تالار رودکی .

کنسرت ماهور با محمد رضا لطفی و گروه شیدا در تالار رودکی و دانشکاه ملی در ابان ماه.

1359فوت هستاد دوامی .

اجرای موسیقی ((عشق داند)) ( در ابو عطا) اجرای موسیقی ((ساز قصه گو)) ( اواز سه گاه در انتشار مجدد, البوم پیغام اهل راز).

انتشار نوار موسیقی ((پیغام اهل راز )) (شامل دو نوار : راز دل انتظار دل).



1361اولین کنسرت در سفارت ایتالیا به همراهی پرویز مشکاتیان و ناصر فرهنگفر (آستان جانان) پس از سه سال کناره گیری از فعالیت های کنسرتی - اجرای موسیقی نوا (مرکب خوانی) و سر عشق ( ماهور) و بیداد

1362اجرای موسیقی ((همایون مثنوی)) با منصور صارمی.

اجرای موسیقی ((چهار گاه)) (با فرهنگ شریف) و دیگر اواز ها در برنامه های خصوصی.



1364اجرای موسیقی ((گنبد مینا ))و ((جان عشاق)).

انتشار نوار موسیقی ((بیداد)).

1365انتشار نوارهای موسیقی (نوا)) ( مرکب خوانی ),((سر عشق)) (ماهور) و ((استان جانان)).

ضبط ده اواز به همراهی ویولن حبیب الله بدیعی در مونیخ در منزل دکتر علی خادمی.

1366اغاز کنسرت ها در اروپا پس از انقلاب و شروع همکاری با گروه عارف .

اجرای موسیقی ((دود عود)) ,((دستان))و...

1367برگذازی سه شب کنسرت برای بزرگداشت حافظ در تالار رودکی( وحدت).انتشار نوار ((دستان)).

1368اجرای ((ماهور)) و ((ابو عطا)) در کنسرت های بهاره در اروپا با پیرنیاکان, جمشید عندلیبی, و اعیان.

اجرای ((نوا)) و ((افشاری)) در کنسرت های پاییزه اروپا به همراهی مشکاتیان و گروه عارف و دو شب کنسرت در اسفند ماه به دعوت شهردار بارسلون در این شهر به همکاری نی حسین عمومی , تار طلایی و تنبک شمیرانی.

1369سفر به تاجیکستان به دعوت خصوصی وزیر فرهنگ و هنر تاجیکستان پرده برداری از پیکره ی باربد و دو شب کنسرت در کاخ باربد به همراه کمانچه ی محمود تبریزی زاده , سه تار رضا قاسمی , و تنبک مجید خلج.

کنسرتهایی در امریکا به همراهی پیرنیاکان عندلیبی و اعیان.

اجرای مو سیقی ((سرو چمان)) , (( پیام نسیم)) , و ((دل مجنون)) ( هر سه در امریکا).

کنسرت شجریان برای زلزله زدگان رودبار در لس انجلس.

سخنرانی در پنج دانشگاه معتبر امریکا برای دانشجویان و محققین.

1370برگذاری پنج شب کنسرت در پارک ارم و هشت شب کنسرتهای افتخاری برای امت جنوب شهر تهراندر فرهنگسرای بهمن ( کشتارگاه سابق تهران) در اسفندماه.برگذاری کنسرت شکوهمندی به مدت پنج شب در محوطه ی چهل ستون اصفهان.کنسرتهای اروپا با جهاندار و گروه اوا .

جدایی از همسر اول خانم فرخنده گل افشان.

اجرای موسیقی ((دل شدگان)) و ((اسمان عشق)).

انتشار نوارهای موسیقی ((سرو چمان)) , ((پیام نسیم)),(( دل مجنون)) و (( خلوت گزیده)).

1371ازدواج با همسر دوم خانم کتایون خوانساری.

کنسرتهای مرحله ی دوم در امریکا با داریوش پیر نیاکان ,جمشید عندلیبی و همایون شجریان ( اگوست تا نوامبر) .برنامه ای با هابیل علی اف و همایون شجریان در سالن تالار رودکی(وحدت) ,تهران.

اجرای موسیقی ((یادایام)) .

انتشار نوارهای ((دل شدگان )) و ((اسمان عشق)).

1372انتشار گزارشی همراه با فرمودگویی با شجریان تحت عنوان (( محمد رضا شجریان هستاد اواز ایران کجاست؟)) در نشریه ی نوید فضیلت,شماره ی 16 ,سال 2, مهر ماه ,تهران.

اجرای(( سه گاه )) و (( راست پنجگاه)) در کنسرتهای اروپایی به همراهی محمد رضا لطفی و مجید خلج در تابستان.

1373اجرا برنامه ی ((قاصدک)) در کنسرتهای دور اروپا با پرویز مشکاتیان و همایون شجریان.



1374کنسرتهای اصفهان,شیراز,ساری, کرمان, و سنندج با گروه اوا.برگذاری کنسرتی در اروپا با محمد رضا لطفی در ابات ماه.اجرای موسیقی ((چشمه ی نوش)) در ( فرانسه).انتشار نوارهای موسیقی ((همایون مثنوی)) ,(( گنبد مینا )),(( جان عشاق)), چشمه ی نوش))و (( یاد ایام)).

اجرای موسیقی ((در خیال)).

1375درگذشت پدر در 18 اذر ماه در سن 85 سالگی.اجرای موسیقی ((رسوای دل)) در دبی.انتشار موسیقی(( در خیال)) .

انتشار نوار موسیقی ((ساز قصه گو)) ( اواز سه گاه در انتشار مجدد, البوم پیغام اهل راز).



1376تولد پسر دوم رایان (از ازدواج دوم) در ونکوور کانادا.اجرای برنامه های((سه گاه)) و ((ماهور)) در کنسرتهای دور اروپا با همکاری داریوش طلایی, سعید فرجپوری و اهمایون شجریان در پاییز .اجرای موسیقی(( شب ,سکوت , کویر)) .اجرا و انتشار موسیقی ((معمای هستی)) در کلن, المان.

اجرا و انتشار موسیقی ((شب وصل)).

انتشار نوار موسیقی ((رسوای دل)).

انتشار نوار موسیقی ابوعطا((عشق داند)).

1377اجرای کنسزتهای تهران,اصفهان, و دور اروپا با گروه اوا.

برگذاری کنسرت درامریکا در شهریور ماه.اجرای (( ارام جان )) .انتشار نوار ((پیام نسیم).

انتشار نوار موسیقی ((شب ,سکوت, کویز)).

انتشار نوار موسیقی((چهره به چهره)).انتشار نوار موسیقی((راست پنجگاه)).



1378اجرای ((ماهور)) و((افشاری)) در پنج کنسرت به نفع دانش اموزان در شهر هشتگرد.بریافت جایزه ی پیکاسو ئ دیپلم افتخار یونسکو تز دبیر کل یونسکو ((اقای مایور)) در پاریس, شهریور ماه.

انتشار نوار ((ارام جان)) .

اجرای ((اهنگ وفا)) .انتشار نوار ((تلاوت قران)) (1) و (2).

1379انتشار کتاب((راز مانا)) ( زندگی,دیدگاه و اثار هستاد اواز ایران, محمد رضا شجریان)کار محمد جواد غلامرضا کاشی ,محسن گودرزی, و علی اصغر رمضانپور, نشر کتاب فردا, چاپ اول تهران.اجرای برنامه ی ((نوا ))و ((داد و بیداد)) (زمستان) در کنسرتهای دور اروپا و امریکا و کانادا به همراهی حسین علیزاده,کیهان کلهر و همایون شجریان.

عمل جراحی کلیه و دهانه های معده در واشنگتن در 20 اسفند ماه.



1380عمل جراحی برای چسبندگی روده در شهرستان تهران در ابان ماه.

1381اجرای برنامه ی (( راست پنجگاه ))و(( مرکب خوانی)) در کنسرتهای دور اروپا و کانادا با حضور حسین علیزاده, کیهان کلهر و همایون شجریان.

انتشار نشریه ی (( دفتر هنر )) شماره ی 15, ویژه ی محمد رضا شجریان ,در اسفند ماه ,در کالیفرنیا.


59:

محسن جان شما پستهاي اولي رو كه من نوشتم اينجا تكرار كردي پسر !!!
---------------------------------------------------------------------------
در ضمن اول مهر روز تولد هستاد شجريان هم هست اين روز را تبريك ميگم

60:

wow
کاش میدونستم زودتر...

دلم میخواست میرفتم این کنسرت رو
حیف

61:

- آوازه‌ی شهرتش در آفاق افتاد
- در هستادی او (محمد رضاشجریان) شکی نیست، عمرش پایدار!

62:

خوبه

63:

سالهاست که با آواز ایشون زندگی میکنم.


64:

درود.
متاسفانه این پست ها پشت سر هم زده شده بودند و بنده تا اونها را مشاهده کردم، حذف نمودم.


البته اخطاری هم به این کاربر "مدیر بازنشسته" داده شده هست که در صورت تکرار موجبات محرومیت موقت ایشان از فاروم داده خواهد شد.

همچنین از دوستان تقاضا میکنم در راستای اهداف تایپیک ها پست بزنند.

مخصوصا در موضوعات مهم شده.

65:

دستت درد نكنه خوبش كردي

66:

علي جان ممنون از حذف پستهاي تكراري
من تعجب ميكنم كسي كه مدير باشه اونم باز نشسته !چرا بايد با هستاد شجريان عناد داشته باشه ؟؟

67:

وای هستاد حرف نداره

68:

استاد به خاطر رعایت دقیق ردیف ها و گوشه ، و تاکید بر دستگاه های موسیقی ایرانی نابغه عصر موسیقی اصیل ایرانی هستند.
از ویژگی های ایشان اینست که چون دیگران بازیچه صدا و سیما نشده اند و همواره بر این تاکید داشته اند که هیچ گاه در رسانه ای که فقط یک نوع عقیده را تبلیغ می کند حضور نخواهند یافت.

ایشان بر خلاف باور عمومی همواره برای امت و حال و اوضاع جامعه خوانده اند ، از جمله می توان به کار زمستان اشاره کرد .


69:

خوب آرام آرام به وقت افطاری نزدیک می شوید .

تلویزیون را روشن می کنید .

مثل همیشه "ربنا" را گوش می دهید و البته نمی دانید که با صدای چه کسی هست ؟؟؟ فقط گوش می دهید.

تعجب نکنید خیلی ها نمی دانند که "ربنا"ی قبل از افطار با صدای هستاد « محمد رضا شجریان »خوانده شده هست .

بد نیست بدانید " ربنا " در مایه افشاری خوانده شده هست.

صدا و سیما با پرویی تمام " ربنا " را پخش می کند اما حتی نام هستاد را هم زیرنویس نمی کند ، مبادا امت بدانند که این صدای ملکوتی هستاد هست .

به تازگی ها نیز دیگر شعری که هستاد در ابتدای " ربنا " خوانده اند را دیگر به ندرت یا اصلا پخش نمی نمايند ، که به جد حال و هوای انسان را تغییر می دهد .



درود بر روان پاک هستاد ...


70:

ربنا - با صدای جاودان هستاد شجریان

هستاد در اين قطعه ، 4 دعا كه با ربنا شروع مي شود را مي خوانند و اين 4 قطعه از سوره مختلف ( آل عمران - مومنون - كهف و بقره ) انتخاب شده اند و جز در مورد ربناي اول در سه مورد ديگر همه آيه قرائت نمي شود بلكه از سر كلمه "‌ربنا " خوانده مي شود .

در ضمن اينكه " ربنا " را گوش میدهید ، متن اون را نيز مرور مي كنيد :‌



ربناي اول
سوره آل عمران از سوره هاي مدني - آيه شماره 8

متن عربي :
ربنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هديتنا و هب لنا من لدنك رحمه انك انت الوهاب .
ترجه فارسي :
بارالها ، دل هاي ما را به باطل ميل مده پس از اونكه به حق هدايت فرمودي ، و به ما از لطف خايشانش اجر كامل عطا فرما كه همانا تايشاني بخشنده بي عوض و منت .

ربناي دوم
سوره مومنون از سوره هاي مكي - آيه شماره 109

متن عربي :
انه كان فريق من عبادي يقولونربنا ءامنا فاغفرلنا وارحمنا و انت خير الرحمين .
ترجمه فارسي :
زيرا شماييد كه چون طايفه اي از بندگان صالح من رايشان به من آورده و عرض مي كردند بارالها ما به تو ايمان آورديم ، تو از گناهان ما درگذر و در حق ما لطف و مهرباني فرما كه تو بهترين مهربانان هستي .

ربناي سوم
سوره كهف از سوره هاي مكي - آيه شماره 10

متن عربي :
اذ اول الفتيه ال الكهف فقالوا ربنا ءاتنا من لدنك رحمه و هيي لنا من امرنا رشدا.
ترجمه فارسي :
اونگاه‌ كه اون جوانان كهف ( از بيم دشمن ) در غار كوه پنهان شدند از درگاه خدا مسئلت كردند بارالها تو در حق ما به لطف خاص خود رحمتي عطا فرما و بر ما وسيله رشد و هدايتي كامل مهيا ساز .

ربناي چهارم
سوره بقره از سوره هاي مدني - آيه 250

متن عربي :
و لما برزوا لجالوت و جنوده قالو ربنا افرغ علينا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علي القوم الكفرين .
ترجمه فارسي :
چون اونها در ميدان مبارزه جالوت و لشكريان او آمدند از خدا خواستند كه بار پروردگارا به ما استقامت و هستواري بخش و ما را ثابت قدم دار و ما را بر شكست كافران ياري فرما .


71:

مناجات "این دهان بستی"
این مناجات را هم شجریان در افشاری (مثنوی افشاری) خوانده که شوربختانه چند سالی هست که در صدا و سیما به طور کامل پخش نمی‌شود

این دهان بستی دهانی باز شد
تا خورنده ی لقمه های راز شد
لـب فـروبند از طعـام و از شــراب
سوی خوان آسمانی کن شتاب
گر تو این انبان ز نان خالی کنی
پر ز گوهرهای اجلالی کنی
طفل جان از شیر شیطان باز کن
سپس اونش با ملک انباز کن
چند خوردی چرب و شیرین از طعام
امتحان کن چند روزی در صیام
چند شب ها خواب را گشتی اسیر
یک شبی بیدار شو دولت بگیر
مثنايشان معنايشان - مولايشان

دریافت کنید

72:

خداوندگار آواز ایران
استاد شجریان
تولدم روز اول مهر ماه سال یکهزارو سیصد و نوزده خورشیدی در مشهد مقدس هست در خانواده ای که پدر بزرگم (علی اکبر) صدای بسیار رسایی داشته و به زیبایی آواز می خوانده هست.او از مالکین بزرگ مشهد مقدس بود و از مطالعهدر جمع پرهیز داشته ، گاه برای دوستان سرشناسی که به دیدارش می آمده اند می خوانده هست.

پدرم مهدی از صدای پر طنین و رسا برخوردار بود و در جوانی آواز مطالعهرا شروع می کند ولی خیلی زود در محیط بسته و سنتی به قرائت قراون رو آورده و تا آخر عمر بر همان عقیده باقی ماند و آواز را رها کرد و در قرائت قراون جایگاه خاصی در مشهد مقدس پیدا نمود و شاگردان زیادی برای تلاوت قراون قراون تربیت کردکه از جمله خود اینجانب هست
تمام وقت من از شش سالگی به مطالعهقراون با صدای خوش می گذشت .

در دوازده سالگی شهره ی خاص و عام بودم و در مجامع بزرگ مذهبی و یا سیاسی اون موقع تلاوت اول برنامه با من بود.به علت توانایی در تلاوت قراون با صدای خوش ، چشم و چراغ همه اعضاء و دانش آموزان مدرسه و امت بودم.

در سال چهارم دبیرستان بر خلاف خواسته ام به دانشسرای مقدماتی رفتم و راه معلمی پیش گرفتم و از بیست سالگی به معلمی در دهات خراسان پرداختم .

یک سال بعد ازد.اج کردم با دختری که او هم معلم دبستان بود.همسرم خیلی با من همراه بود و با کمک او بر مشکلات مالی یک زندگی بسیار محقر پیروز شدیم
از نوجوانی برای فراگیری گوشه های آوازی به هر دری می زدم و از هر کسی که شمه ای اطلاع داشت سئوال می کردم.

به ندرت دسترسی به رادیو پیدا می کردم تا موسیقی دلخواهم را بشنوم اون هم وقتش کوتاه بود و حاصلی نداشت ، تا اینکه در محیط شبانه روزی دانشسرا میسر شد "برنامه گلها" و برنامه "ساز تنها" را بشنوم و تمریناتم را شروع کنم .

کمی بعد دبیر موسیقی مان آقای جوان نیز راهنمایی و کمک کردند.

بیشترین تمرینات سازنده در دوران معلمی در خارج شهر بود که فراغتی داشتم و اغلب به کوه و صحرا می دم و تکنیک و متد را با سلیقه ی خودم تجربه و تمرین می کردم و صداهای گوناگون و تحریرها و چهچه ها را دستور کار خود برنامه داده بودم.دوستم همکلاسیم (ابولحسن کریمی) از ابتدای کار معلمی سنتوری با خود آورده بود که بنوازد ، ترغیب شده مضراب دستم بگیرم و ببینم می شود زد ، بعد دیدم عجب کار مشکلی هست تا دمدمه های صبح نشستم و ان قدر تمرین کردم تا توانستم آهنگی را دست و پا شکسته اجرا کنم و از اون به بعد سنتور شد یا غار من.
چندی بعد صدای سنتور جلال اخباری را از رادیو مشهد مقدس شنیدم و خوشم امد ، پیدایش کردم و با هم دوست شدیم .

سازی می زد و من هم می خواندم و تمرینات آواز با ساز و فراگیری نت و نواختن صحیح سنتور را با ایشان شروع کردم.


همان ابتدای کار مه صدای سنتور مشقی ام بسیار بد بود به فکر افتادم که سنتوری بسازم.

کمی نجاری می دانستم با زیر رو رو کردن تمامی کاروانسراها و چوب فروشی ها و با دادن یک انعام 5 توانی الوار پهن از چوب توت بیست ساله را پیدا کردماون را مطابق اندازه ها بریدم .

در ان وقت کسی در مشهد مقدس گوشی سنتور نمی فروخت ، مجبور شدم صد عدد میخ نمره شش بخرم و اون ها را با سوهان دستی کوچک کنم.

این سنتور که دوازده خرکه بود ساخته شد و من با یک دلبستگی عجیب به این ساز ، تمرینات سنتورم را بیشتر کردم.

با اینکه برای اولین بار بود چنین کاری کرده بودم و در مورد پل گذاری سنتور تجربه و اطلاعی نداشتم ولی سنتور صدای دلنشینی داشت.

غیر از اون سنتور سنتورهای دیگری ساخته یا در حال ساخت داشتم که کا پل گذاری را برای موزون تر کردن صداها تا به حال ادامه داده ام و خوشبختانه به نتایج قابل توجهی هم رسیده ام .

در نظر دارم در آینده کتاب یا جزوه ای درباره ی تجارب کار پل گذاری های گوناگون که روی سنتورها کرده ام همراه با نتایج اون ها منتشر کنم تا در این زمینه کار مفیدی انجام داده باشم

در سالهای سپس چهل با هنرمندان رادیو خراسان آشنا شده بودم ولی حاضر به ضبط برنامه موسیقی نبودم .

در رادیو خراسان گاه اشعار عرفانی و مذهبی و گاهی تلاوت قراون داشتم.


سال 1345 خوشیدی به اصرار دوستم ابوالحسن کریمی برای شرکت در امتحان شورای موسیقی به اتفاق او به شهرستان تهران رفتم.

راهی برای نام نویسی و شرکت در امتحان پیدا کردیم.

در اتاق شورا میز کنفرانس بزرگی بود و حدود 12 تا 13 نفر اعضا شورا نشسته بود ، آقای مشیر همایون شهردار رییس شورا و آقایان حسنعلی ملاح ، علی تجویدی و مختاری و دیگران بودند.

فرمودند بیات ترک بخوان ! من هم از مایه بلند دو سه بیتی خواندم و در مایه ی بم فرود امدم .

ضربی با یک شعر هم به درخواست آقای ملاح خواندم.بعد اقای تجویدی پرسیدند تصنیف هم می خوانی ؟ چون تصنیف مطالعهرا دوست نداشتم و دون شان آواز خوان می دانستم ، بسیار جدی فرمودم ابدا.
جوابی که سپس یکماه از نتجه امتحان به ما دادند این بود که فعلا رادیو بودجه ندارد که خواننده هستخدام کند و فعلا رادیو نیاز به خواننده ندارد

سال بعد به وسیله آقای دکتر شریف نژاد (که معاون رادیو خراسان بود و بسیار به من لطف داشت) برنامه گذاشتیم در تابستان که ایشان در شهرستان تهران هستند من هم به شهرستان تهران بروم .

باایشان شبی به منزل آقای حسین محبی (که اپراتور با سابقه رادیو و برنامه ی گل ها بود) رفتیم و او که دوستی نزدیکی با دکتر داشت فردای اونروز مرا همراه با یک نوار که در " سه گاه " خوانه بودم به اقای داود پیرنیا (مسئول و تهیه نماينده ان وقت برنامه گلها ) معرفی کرد که همان معرفی راهگشای ن به رادیو ایران و و برنامه ی گلها که منظور اصلی ام بود گردید.
با سپاس از دلسوزی های ابولحسن کریمی و محبت های دکتر شریف نژاد و یادی خوش از زنده یاد حسین محبی .


73:

استاد شجریانسالشمار هستاد شجریان

1319تولد اول مهر ماه در مشهد مقدس

1324اغاز خوانندگی های کودکانه در خلوت

1326ورود به سال اول پانزدهم بهمن در مشهد مقدس.

1327اموختن تلاوت قران در نزد پدر

1328شرکت در مجمع تلاوت قران در نه سالگی.

1329اغاز تلاوتهای قران در میتینگها و اجتماعات سیاسی ان سالها .

گذراندن سال چهارم مدرسه در دبستان فرخی.

1331تلاوت قران برای اولین بار در رادیو خراسان به دعوت رییس رادیو.

1332قبولی در امتحانات شم ابتدایی با عنوان شاگرد ممتاز در بین دانش اموزان مشهد مقدس.اغاز تحصیل در دبیرستان شاه رضا.

1334شرکت در مسابقات فوتبال دبیرستانهای مشهد مقدس.

1336ورود به دانشسرای مقدماتی در مشهد مقدس.اشنایی با اقای جوان اولین معلم موسیقی شجریان ( معلم سرود و موسیقی دردوران تحصیل در دانشسرای مقدماتی در مشهد مقدس).

1338اغاز همکاری با رادیو خراسان و اجرای اوازهای بدون ساز و قراعت قران برای رادیو به طور افتخاری.


1339دریافت دیپلم دانشسرای مقدماتی و هستخدامدر اموزش و پرورش و انتقال به بخش رادکان و تدریس در دبستان خواجه نظام الملک و اشنایی با سنتور.


1340اشنایی با نت و فراگیری سنتور نزد اقای جلال اخباری و شروع سنتور سازی و تحقیق برای بهتر کردن صدای سنتور .

جشن عقد کنان در 21 مهر ماه با دوشیزه فرخنده گل افشان در شهر قوچان.


1341جشن عروسی در مشهد مقدس (در 20 مرداد ماه) و اغاز یک زندگی خانوادگی سی ساله با ایشان که حاصل ان سه دختر و یک پسر هست.


1342انتقال از بخش رادکان به روستای شاه اباد مشهد مقدس به عنوان مدیر دبستان شاه اباد.

تولد راحله فرزند اول در 2 مهر ماه در مشهد مقدس.

ساختن اولین سنتور خود با چوب توت.

1344تولد دختر دوم افسانه در 28 اردیبهشت ماه در مشهد مقدس.(افسانه بعدها با پرویز مشکاتیان ازدواج میکند).انتقال از شاه اباد به شهر مشهد مقدس و تدریس در کلاس ششم دبستان پهلوی از مهر ماه.شرکت در مسابقات والیبال معلما مشهد مقدس.

1345انتقال از دبستان پهلوی به دبستان عبداللهیان مشهد مقدس و نظامت و معاونت دبتان مذکور.

1346تدریس در دبستان های مشهد مقدس و انتقال در 25 اذر از مشهد مقدس به تهران.تدریس در دبیرستان صفوی .

اغاز فعالیت با برنامه های رادیو ایران.

اشنایی با هستاد احمد عبادی.

راه یابی به کلاس درس اواز هستاد اسماعیل مهرتاش و انجمن خوشنویسان نزد هستاد بوذری.اشنایی با رضا ورزنده (استاد سنتور) در تابستان همین سال.

اجرا و ضبط اولین برنامه ی در رادیو ایران که با عنوان ((برگ سبز شماره ی 216 )) در شب جمعه 15 اذر ماه پخش شد.کار در رادیو با نام مستعار ((سیاوش بیدکانی)) تا سال 1350 خورشیدی و بعد در رادیو و تلویزیون با نام خودش.

اشنایی با اسماعیل مهرتاش در کلاس اواز ایشان.



1347انتقال از اموزش و پرورش به وزارت منابع طبیعی .

راه یابی به کلاس خط هستاد حسن میرخانی.

1348تولد دختر سوم مژگان در 27 هردیبهشت ماه در تهران.

تاسیس و شروع رادیو اف-ام به طریقه ی هستریو فونیک و اجرای برنامه ی ((سه گاه)) به همراهی سه تار عبادی و تار مجد برای اولین بار به طریقه ی هستریو .

شرکت در جشن هنر شیرازبرای اولین بار.

قبولی در امتحان خط (مرحله ی عالی) .

راه یابی به کلاس خط هستاد حسین میرخانی.

1349اغاز همکاری با برنامه های تلویزیون ملی ایران در برنامه ی ((هفت شهر عشق)) غیره.

قبولی در امتحان خط (مرحله ی ممتازی) انجمن خوشنویسان وزارت فرهنگ و هر .

سفر به برغان با هستاد حسین میر خانی (خطاط) ابراهیم بوذری (استاد خط شجریان) خسرو زعیمی ( مدیر عامل انجمن خوشنویسان)فرامرز پیل ارام(نقاش و هستاد نقاشیخط شجریان).



1350اشنای با هستاد فرامرز پایور و مشق سنتور نزد ایشان و اموزش ردیف اوازی صبا نزد فرامرز پایور .

اشنایی ئ همکاری با هوشنگ ابتهاج((ه .

الف .

سایه)در برنامه های (گل های تازه))رادیو.

1351شروع تهیه ی برنامه های گلهای تازه توسط هوشنگ ابتهاج در رادیو و همکاری با او.

اغاز فراگیری ردیف های اوازی و تصانیف قدیمی نزد هستاد عبدالله دوامی.برگذاری کنسرتی در شمال ایران با منصور صهرمی و هنرمندان دیگر.دیدار و اشنایی با اقای دوامی به وسیله ی فرامرز پایور.



1352اشنایی با هستاد نور علی برومند و فراگیری شیوه ی اوازی سید حسن طاهر زاده نزد ایشان در مرکز خط ئ اشاعه ی موسیقی و اشنایی با هنر جویان مرکز: محمد رضا لطفیو ناصر فرهنگفرو حسین علیزاده و جلال ذوالفنون و گنجه ای و مقدسی و حدادی و دیگران.

1353سفر برای کنسرت های هندو پاکستان و افغانستان با هستاد احمد عبادی .

سفر به چین و ژاپنن با احمد احرار و کریم فکور و حسین ملکو پرویز قاضی سعید به عنوان میهمانان ویژه برای گشایش پروازهایی به این دو کشور.

1354تولد همایون در 30 اردیبهشت ماه در شهرستان تهران .

ماموریت رادیو و تلویزیون برای کنسرتهای فروردین در ایالات مختلف امریکا.انتقال از وزارت منابع طبیعی (به عنوان مهمور خدمت)به رادیو.قطع رابطه با مرکز اشاعه ی موسیقی و ادامه ی درس اواز در منزل هستاد نورعلی برومند.



1355شرکت در جشنواره ی توس (نیشابور)با فرامرز پایور , سایه, حسن ناهید, رحمت الله بدیعی, محمد اسماعیلی, عبدالوهاب شهیدی و هوشنگ ظریف.حضور در برنامه ی جشن هنر شیراز ( در حافظیه) با محمد رضا لطفی و فرهنگفر و اجرای برنامه ی ((راست پنجگاه)).کناره گیری رسمی و قطع رابطه ی کامل از رادیو در اسفند ماه.اجرای اواز در صفحات ردیف نوازی کانون پرورس فکری کودکان و نوجوانان .

بهره گیری از محضر اقای برومند (در منزل خود هستاد) شیوه ی اواز مرحوم طاهر زاده (اخرین جلسه روز چهار شنبه 29 دی ماه).فوت رضا ورزنده(29 دی ماه) و نور علی برومند (30 دی ماه) .

اغاز ضبط تصانیف قدیمی با صدای عبدالله دوامی.



1356اجرای برنامه ی ((نوا)) به همراهی محمد رضا لطفی و گروه شیدا در جشن هنر شیراز.اجرای موسیقی ((چهره به چهره)) و ((گلبانگ)) .

کناره گیری از رایو به خاطر جو نامساعد.

تاسیس شرکت دل اواز برای انتشار برنامه های خود.



1357احراز مقام اول تلاوت قران سراسر کشور در مرداد ماه.

اجرای بخشی از ((تلاوت قران)) .انتشار البوم ((گلبانگ))( دو نوار).

همکاری در تاسیس کانون ((چاوش)) با هوشنگ ابتهاج و محمد رضا لطفیبرای ادامه ی فعالیت های موسیقی در خارج از رادیو تلویزیون(شجریان در انجا تدریس میکرد).

1358اشنایی با فیلسوف یگانه هستاد غلامرضا دادبه( جانسوز) در منزل هستاد خط مرتضی عبدالرسولی ئ اغاز فراگیریی و شناخت بایگانی های فرهنگ و نوا ,...

فرهنگ پهلوانی و جوانمردان , فرهنگ مادرنوایی .اجرای موسیقی ((خلوت گزیده)) .(( پیغام اهل راز)) ( شامل دو نوار : راز دل و انتظار دل).اخرین کنسرت ها با گروه پایوردر مهر ماه در تالار رودکی .

کنسرت ماهور با محمد رضا لطفی و گروه شیدا در تالار رودکی و دانشکاه ملی در ابان ماه.

1359فوت هستاد دوامی .

اجرای موسیقی ((عشق داند)) ( در ابو عطا) اجرای موسیقی ((ساز قصه گو)) ( اواز سه گاه در انتشار مجدد, البوم پیغام اهل راز).

انتشار نوار موسیقی ((پیغام اهل راز )) (شامل دو نوار : راز دل انتظار دل).



1361اولین کنسرت در سفارت ایتالیا به همراهی پرویز مشکاتیان و ناصر فرهنگفر (آستان جانان) پس از سه سال کناره گیری از فعالیت های کنسرتی - اجرای موسیقی نوا (مرکب خوانی) و سر عشق ( ماهور) و بیداد

1362اجرای موسیقی ((همایون مثنوی)) با منصور صارمی.

اجرای موسیقی ((چهار گاه)) (با فرهنگ شریف) و دیگر اواز ها در برنامه های خصوصی.



1364اجرای موسیقی ((گنبد مینا ))و ((جان عشاق)).

انتشار نوار موسیقی ((بیداد)).

1365انتشار نوارهای موسیقی (نوا)) ( مرکب خوانی ),((سر عشق)) (ماهور) و ((استان جانان)).

ضبط ده اواز به همراهی ویولن حبیب الله بدیعی در مونیخ در منزل دکتر علی خادمی.

1366اغاز کنسرت ها در اروپا پس از انقلاب و شروع همکاری با گروه عارف .

اجرای موسیقی ((دود عود)) ,((دستان))و...

1367برگذازی سه شب کنسرت برای بزرگداشت حافظ در تالار رودکی( وحدت).انتشار نوار ((دستان)).

1368اجرای ((ماهور)) و ((ابو عطا)) در کنسرت های بهاره در اروپا با پیرنیاکان, جمشید عندلیبی, و اعیان.

اجرای ((نوا)) و ((افشاری)) در کنسرت های پاییزه اروپا به همراهی مشکاتیان و گروه عارف و دو شب کنسرت در اسفند ماه به دعوت شهردار بارسلون در این شهر به همکاری نی حسین عمومی , تار طلایی و تنبک شمیرانی.

1369سفر به تاجیکستان به دعوت خصوصی وزیر فرهنگ و هنر تاجیکستان پرده برداری از پیکره ی باربد و دو شب کنسرت در کاخ باربد به همراه کمانچه ی محمود تبریزی زاده , سه تار رضا قاسمی , و تنبک مجید خلج.

کنسرتهایی در امریکا به همراهی پیرنیاکان عندلیبی و اعیان.

اجرای مو سیقی ((سرو چمان)) , (( پیام نسیم)) , و ((دل مجنون)) ( هر سه در امریکا).

کنسرت شجریان برای زلزله زدگان رودبار در لس انجلس.

سخنرانی در پنج دانشگاه معتبر امریکا برای دانشجویان و محققین.

1370برگذاری پنج شب کنسرت در پارک ارم و هشت شب کنسرتهای افتخاری برای امت جنوب شهر تهراندر فرهنگسرای بهمن ( کشتارگاه سابق تهران) در اسفندماه.برگذاری کنسرت شکوهمندی به مدت پنج شب در محوطه ی چهل ستون اصفهان.کنسرتهای اروپا با جهاندار و گروه اوا .

جدایی از همسر اول خانم فرخنده گل افشان.

اجرای موسیقی ((دل شدگان)) و ((اسمان عشق)).

انتشار نوارهای موسیقی ((سرو چمان)) , ((پیام نسیم)),(( دل مجنون)) و (( خلوت گزیده)).

1371ازدواج با همسر دوم خانم کتایون خوانساری.

کنسرتهای مرحله ی دوم در امریکا با داریوش پیر نیاکان ,جمشید عندلیبی و همایون شجریان ( اگوست تا نوامبر) .برنامه ای با هابیل علی اف و همایون شجریان در سالن تالار رودکی(وحدت) ,تهران.

اجرای موسیقی ((یادایام)) .

انتشار نوارهای ((دل شدگان )) و ((اسمان عشق)).

1372انتشار گزارشی همراه با فرمودگویی با شجریان تحت عنوان (( محمد رضا شجریان هستاد اواز ایران کجاست؟)) در نشریه ی نوید فضیلت,شماره ی 16 ,سال 2, مهر ماه ,تهران.

اجرای(( سه گاه )) و (( راست پنجگاه)) در کنسرتهای اروپایی به همراهی محمد رضا لطفی و مجید خلج در تابستان.

1373اجرا برنامه ی ((قاصدک)) در کنسرتهای دور اروپا با پرویز مشکاتیان و همایون شجریان.



1374کنسرتهای اصفهان,شیراز,ساری, کرمان, و سنندج با گروه اوا.برگذاری کنسرتی در اروپا با محمد رضا لطفی در ابات ماه.اجرای موسیقی ((چشمه ی نوش)) در ( فرانسه).انتشار نوارهای موسیقی ((همایون مثنوی)) ,(( گنبد مینا )),(( جان عشاق)), چشمه ی نوش))و (( یاد ایام)).

اجرای موسیقی ((در خیال)).

1375درگذشت پدر در 18 اذر ماه در سن 85 سالگی.اجرای موسیقی ((رسوای دل)) در دبی.انتشار موسیقی(( در خیال)) .

انتشار نوار موسیقی ((ساز قصه گو)) ( اواز سه گاه در انتشار مجدد, البوم پیغام اهل راز).



1376تولد پسر دوم رایان (از ازدواج دوم) در ونکوور کانادا.اجرای برنامه های((سه گاه)) و ((ماهور)) در کنسرتهای دور اروپا با همکاری داریوش طلایی, سعید فرجپوری و اهمایون شجریان در پاییز .اجرای موسیقی(( شب ,سکوت , کویر)) .اجرا و انتشار موسیقی ((معمای هستی)) در کلن, المان.

اجرا و انتشار موسیقی ((شب وصل)).

انتشار نوار موسیقی ((رسوای دل)).

انتشار نوار موسیقی ابوعطا((عشق داند)).

1377اجرای کنسزتهای تهران,اصفهان, و دور اروپا با گروه اوا.

برگذاری کنسرت درامریکا در شهریور ماه.اجرای (( ارام جان )) .انتشار نوار ((پیام نسیم).

انتشار نوار موسیقی ((شب ,سکوت, کویز)).

انتشار نوار موسیقی((چهره به چهره)).انتشار نوار موسیقی((راست پنجگاه)).



1378اجرای ((ماهور)) و((افشاری)) در پنج کنسرت به نفع دانش اموزان در شهر هشتگرد.بریافت جایزه ی پیکاسو ئ دیپلم افتخار یونسکو تز دبیر کل یونسکو ((اقای مایور)) در پاریس, شهریور ماه.

انتشار نوار ((ارام جان)) .

اجرای ((اهنگ وفا)) .انتشار نوار ((تلاوت قران)) (1) و (2).

1379انتشار کتاب((راز مانا)) ( زندگی,دیدگاه و اثار هستاد اواز ایران, محمد رضا شجریان)کار محمد جواد غلامرضا کاشی ,محسن گودرزی, و علی اصغر رمضانپور, نشر کتاب فردا, چاپ اول تهران.اجرای برنامه ی ((نوا ))و ((داد و بیداد)) (زمستان) در کنسرتهای دور اروپا و امریکا و کانادا به همراهی حسین علیزاده,کیهان کلهر و همایون شجریان.

عمل جراحی کلیه و دهانه های معده در واشنگتن در 20 اسفند ماه.



1380عمل جراحی برای چسبندگی روده در شهرستان تهران در ابان ماه.

1381اجرای برنامه ی (( راست پنجگاه ))و(( مرکب خوانی)) در کنسرتهای دور اروپا و کانادا با حضور حسین علیزاده, کیهان کلهر و همایون شجریان.

انتشار نشریه ی (( دفتر هنر )) شماره ی 15, ویژه ی محمد رضا شجریان ,در اسفند ماه ,در کالیفرنیا.


74:

محسن جان شما پستهاي اولي رو كه من نوشتم اينجا تكرار كردي پسر !!!
---------------------------------------------------------------------------
در ضمن اول مهر روز تولد هستاد شجريان هم هست اين روز را تبريك ميگم

75:

آخ شرمنده ديدم مطالب جالبه فرمودم بزارم تو سايت ، ديگه دقت نكردم



منم به دوستان تبريك مي گم و اميدوارم 100 سال براي مي بخوانند

76:

اول مهرماه، سالروز ميلاد خسرو آواز ايران ؛ استاد محمدرضا شجریان

بر همه ي دوستداران او مبارك .

.

.

خداوند سايه ي او را بر سر موسيقي ايران مستدام بدارد. .

.




استاد شجریان

77:

ربنا
برای بسیاری از ایرانیان، افطار بدون «ربنا» رنگ و بویی ندارد.

سالهاست صدای چابک و زیبای شجریان در این ساعات امت را مجذوب خود می کند.

خود شجریان در مورد اجرای این اثر که در تیر 1358 ضبط شده می گوید: انگیزه اصلی من در مطالعهاین دعا، تدریس اون به دو هنرجو بوده و در یکی از هستودیوهای رادیو ضبطشده که پس از مدتی بدون اجازه از رادیو پخش شد(!) من به عنوان اعتراض به رادیو زنگ زدم ولی در جوابم فرمودند ربنا، تیری بود که از کمان رها شد و دیگر کاری نمی توان کرد.

ربنا برای درس خوانده شد و اشکالات فنی متعددی دارد ولی با این وجود اکنون جزء برنامه های اصلیرادیو و تلویزیون در ماه رمضان هست.

ربنای شجریان با پشتوانه آموزشهای دوران جوانی اودر وقتی که در محضر پدرش آموزشهای قراون می دیده شکل گرفته و این قطعه یکی ازدعاهایی هست که شجریان در اون سالها اجرا کرده.

لازم به ذکر هست که محمدرضا شجریانبارها در جشنواره های داخلی و جهانی قراون، موفق به کسب جوایز برتر این مسابقات شدهاست.

در سال 1356 تیم قاریان ایرانی که برای شرکت در مسابقات جهانی قراون به ترکیه رفته بود به ناگاه و به سبب بیماری چند نفر از اعضای تیم، دست به دامان شجریان که به طور اتفاقی و برای اجرای کنسرتی در ترکیه بوده می شوند و شجریان با دروکردن تمام مدالها، مقام نخست مسابقات را به دست آورده و جایزه ویژه مسابقات را از دست رئیس مجلس وقت ترکیه دریافت می نماید.


ربنا طبق سنت اجرایی این دعاها روی دستگاههای قراونی خوانده شده و این قطعه ازدستگاه "رست" یا "راست" شروع شده و در خاتمه به دستگاه "عجم" (شبیه به ماهور)مدلاسیون می شود.

(نام عجم بر این دستگاه که یکی از دستگاه های هفتگانه قراونی هست،می تواند نشان دهنده عدم وجود چنین دستگاهی در الحان قدیم عربی باشد).

دراین اثر به خوبی می توان تأثیرات شیخ نصرالدین طوبی و شیخ طه الفشی را مشاهده کردکه البته ربنای شجریان بسیار شکیل تر و زیباتر اجرا شده.

این اجرا تقریباً فاقدتحریر هست و بجز چند نت، تماماً بوسیله قلط و ویبراسیون اجرا شده که اجرای ماهرانهاون بسیار چشمگیر هست.

ربنای شجریان از ابتدا، روی نتهای "سی بمل" و سپس" دو" اوج می گیرد (روی خط حامل کلید سل) و در حوالی این نتها گردش دارد که اجرای اونبرای خوانندگان چپ کوک هم آسان نیست و تا نت "می بمل" به بالاترین نت خود میرسد.(البته ربنایی که از صدا و سیما پخش می شود نسخه چندان با کیفیتی نیست و ممکن هستدور ضبط بالا یا پایین برده شده و نتها تا حد کمی بالا یا پایین رفته باشد، ولی بااین وجود صدای شجریان نشان می دهد که اشکالات دور ضبط زیاد نبوده، پس نتهایی که بهاونها اشاره شد حدودی هستند.
"ربنا" در نواری که محمدرضا شجریان با نام "بهیاد پدر" ضبط کرده منتشر شده هست.
جدا از بحث فنی، این ترنم، اکنون جزء فرهنگ ما ایرانیان جدا از دین و مذهب و قومیتهای مختلف شده هست.

انصافاً نوایی با این خلوص کم پیدا می شود که از اعماق وجود خدا را صدا بزند.

ربنا بدون شک یکی از شاهکارهای شجریان هست.

دمش گرم و سرش خوش باد.



از اینجا دانلود کنید.

78:

بهترین خواننده ی دنیاست

79:

آغاز فروش بليط كنسرت محمد رضا شجريان
استاد شجریان
بخشي از درآمد كنسرت جديد «محمدرضا شجريان» به بازسازي آرامگاه شمس تبريزي در خايشان اختصاص مي‌يابد.


محمدرضا شجريان به همراه گروه شهناز 29، 30 خرداد و 1و 2 تيرماه در تالار بزرگ كشور كنسرت مي‌دهد.


در اين كنسرت گروه شهناز به خوانندگي «محمدرضا شجريان» قطعاتي از موسيقي ايراني را اجرا مي‌كنند كه بخشي از درآمد حاصل از اين برنامه به بازسازي آرامگاه شمس تبريزي در شهرستان خايشان اختصاص خواهد يافت.


خريد بليت اين كنسرت به صورت اينترنتي هست و علاقمندان مي‌توانند از امروز با مراجعه به سايت http://www.shajaria nconcert.

com اطلاعات فردي خود را وارد نمايند.


شجريان در حال حاضر با گروه آوا تور موسيقي خود را در آمريكا و كانادا ادامه مي‌دهد.


80:

فكر كنم دخترش هم تو اين كنسرت سه تار بزنه

81:

اعضای گروه شهناز:
سرپرست گروه مجيد درخشاني

سينا جهان آبادي کمانچه
شاهو عندليبي ني
حامد افشاري قيچک باس
مهرداد ناصحي قيچک آلتو
کاوه معتمديان کمانچه
رادمان توکلي تار
رامين صفايي سنتور
حميد قنبري تنبک
حسين رضايي نيا دف
محمدرضا ابراهيمي عود
مژگان شجريان سه تار
عميدي بم تار و رباب

82:

شیوه خرید اینترنتی (Online) بلیط‌های کنسرت هستاد محمدرضا شجریان فراخوان شد
خرید و پرداخت هزینه بلیط‌های این کنسرت تنها از طریق سایت اینترنتی
www.shajarianconcert.com و به صورت اینترنتی (Online) انجام می‌شود.

فروش بلیط از ساعت 12 ظهر روز دوشنبه 6 خرداد 1387 آغاز و اقدامات لازم برای اون در دو بخش کلی انجام می‌شود:

بخش اول – مقدمات خرید (کارهایی که می‌توان قبل از روز 1387/3/6 انجام داد)
بخش دوم - خرید بلیط (شامل انتخاب بلیط و پرداخت مبلغ که باید روز 1387/3/6 انجام شود(

توجه کنید برای این کنسرت بلیط رزرو نمی‌شود و خرید بلیط، هموقت با انتخاب و پرداخت مبلغ اون به صورت قطعی روز 1387/3/6 انجام می‌شود.


بخش مقدمات خرید فقط برای تسریع خرید و کاهش خطا در روز 1387/3/6 هست و برای کاهش مشکلات در روز خرید؛ می‌توان اقدامات مقدماتی خرید را هم اکنون انجام داد.

کارهای این بخش از دو مرحله اصلی تشکیل می‌شود:
مرحله 1 - ورود اطلاعات فردی
مرحله 2 - تهیه کارت موسسه ماليی برای خرید اینترنتی (Online)
پس از انجام مراحل 1 و 2 باید روز (1387/3/6) به سایت اینترنتی فروش بلیط مراجعه نموده و اقدام به خرید نمایید.

افرادی که برای کنسرت شهرستان تهران (مرداد 1386) یا کنسرت اصفهان (آبان 1386) اطلاعات فردی خود را وارد کرده‌اند نیازی به ورود دوباره اطلاعات ندارند و در صورت نیاز می‌توانند اطلاعات خود را ویرایش نمايند.
ورود اطلاعات در این مرحله هیچگونه حقی در خصوص خرید بلیط ایجاد ننموده و برای خرید بلیط باید روز 1387/3/6 به سایت اینترنتی فروش بلیط [www.shajarianconcert.com] مراجعه نموده و مراحل لازم را انجام داد.

اگر کارت یکی از موسسه مالي‌های اقتصاد نوین، پارسیان، سامان یا ملت را دارید؛ این کارت‌ها به صورت پیش‌فرض قابلیت خرید اینترنتی را دارند.
اگر کارت‌های بالا را ندارید؛ برای خرید اینترنتی باید با مراجعه به یکی از شعب این موسسه مالي‌ها "کارت خرید یا کارت هدیه" را نقداً خریداری کنید که با خرید این کارت‌ها کلیه اطلاعات لازم برای خرید اینترنتی به شما ارایه می‌شود.
جزییات بیشتر درباره شیوه خرید اینترنتی، بهای بلیط و محدودیت‌های خرید بلیط به زودی به آگاهی عزیزان خواهد رسید.


منبع سایت دل‌آواز
www.delawaz.ir

83:

بهای بلیط و جانمایی در سالن
بهای بلیط کنسرت تابستان 87 هستاد محمد رضا شجریان در تالار بزرگ کشور به شرح زیر می باشد :
استاد شجریان


منبع بازهم سایت دل‌آواز

84:

لینک اصلی : http://www.delawaz.blogfa.com/post-289.aspx منبع خبر : www.delawaz.blogfa.com 1) تلویزیون را که روشن کردم تازه اخبار ساعت 2 بعدازظهر شروع شده بود.

مجری در همان کلام اول، آغاز ماه رمضان را تبریک فرمود و مثل تمام سال‌های گذشته (دهه‌های گذشته!) صدای هستاد شجریان و ربنای ماندنی و زیبای او پخش شد تا تلویزیون بار دیگر به عنوان تنها سمبلی که بوی رمضان را ناگاه در مشام جان امت ایران زنده می‌کند از اون هستفاده کرده باشد.

ربنا در طول این اخبار یکی دو بار دیگر و به بهانه‌های مختلف و با تصویر‌های مختلف دیگر نیز پخش شد و باز مثل سال‌های گذشته (دهه‌های گذشته!) از تنها کسی که نامی برده نشد و ذکری نرفت، هستاد شجریان بود.

2) برای خود من این بیشتر شبیه یک لطیفه یا یک خبر شوک‌آور غیرقابل باور بود.

واقعا دشوار هست که درک کنیم شجریان از نظر مدیران و گردانندگان بخش موسیقی و فرهنگ کشور، کجاست و چه جایگاهی دارد.

از یک سو، می‌بینیم که متاسفانه هنوز باور نشده هست که محمدرضا شجریان به عنوان هستاد اول آواز دستگاهی ایرانی و به عنوان یک هنرمند ملی (که نشان‌های بسیاری نیز به عنوان چهره‌ی ملی دریافت کرده هست و آخرین اون‌ها مدال نوشین بود که طی روزهای گذشته به او اهدا شد) که در کار و هنر خود تنها به تعالی انسان می‌اندیشد و احساس و ادراک پاک و عمیق انسانی را در کارش نشان می‌دهد باید ارج نهاده شود، و از دیگر سو می‌بینیم که هنوز بانگ مؤذن رمضان بلند نشده، ربنای شجریان به تسخیر کانال‌های تلویزیونی آمده هست.

از یک سو می‌بینیم که برای کسی مهم نیست که شجریان از او انتقاد کند و پس از سال‌ها که کاسه‌ی صبرش از بی‌برنامگی‌ها و دشواری‌های کنسرت در ایران لبریز شد و لب به گلایه گشود، جوابی نیامد که نیامد، و از دیگر سو، بانگ ربنایش چونان بانگی مقدس و ارزشمند رواج دارد و ارج نهاده می‌شود.

آیا وقت اون نیست که اولا به همه‌ی امت ایران بگوییم که صدایی که ربنا را می‌خواند، محمدرضا شجریان هست تا همه‌ی ‌اون‌ها بتوانند قضاوت بهتری بنمايند و شناخت بهتری به دست بیاورند، و ثانیا باور کنیم که همین صداست که «مرغ سحر» را نیز می‌خواند و از «غوغای عشق‌بازان»، «فریاد» به میان می‌آورد؟ 3) هستاد شجریان چند سالی هست که گویا خط بطلانی بر گلایه‌های گذشته‌ی خویش از شرایط برگزاری کنسرت در ایران کشیده هست و اقلا در یکی دو سال گذشته، با شدت و پشتکار و ممارست اقدام به برگزاری کنسرت‌هایی زیبا و پرشکوه در ایران کرده هست.

کنسرت همنوا با بم در زمستان 1382 و پس از ‌اون کنسرت ساز خاموش و سرود مهر در 1384 و دگر بار کنسرت شهرستان تهران و نیز اصفهان غوغای عشق‌بازان در 1386 و مجددا و با وجود بیماری کنسرتی دیگر با گروه شهناز در 1387.

به همه‌ی این‌ها اضافه کنید یک دو چین کنسرت در آمریکا و اروپا و ...

این برنامه‌ها نوید این را می‌داد که هستاد سرحال و زنده‌ دل هست و تصمیمش را گرفته هست تا بیشتر برای امتش بخواند.

حتی شنیده شد که تلاش‌هایی شده هست تا کنسرت‌ها در دیگر شهرستان‌ها نیز انجام شود.

اما اتفاقی که در کنسرت همایون افتاد و در اقدامی بی‌نظیر و بی‌سابقه، حضور شجریان روی صحنه و دست گرفتن میکروفن و انتقاد از سیاست‌های کشور، شاید گل جوان امید ما را پرپر کند ...

4) این‌که این روزها در کشور ما برق می‌رود چیز غریبی نیست.

همه‌ی ما هم عادت کرده‌ایم و فعلا با همین شرایط زندگی می‌کنیم.

اما اینکه‌ در دو شب (شب‌های 2 و 4) کنسرت همایون شجریان برق قطع شود و در یک شب نیز علی‌رغم همه‌ی تذکرات و نامه‌نگاری‌ها با مسئولان سالن، برق اضطراری سالن صحیح و به موقع عمل نکند و پس از هماهنگی‌های کتبی و شفاهی به عمل آمده مجددا در شب 4 نیز برق قطع شود، هستاد را به سخن آورد.

شجریان فرمود که کسانی که می‌خواهند موسیقی ایرانی و آواز ایرانی کمرنگ بشود بدانند که تا من هستم و شعر و ادب فارسی هست، آواز ایرانی هست.

5) واقعا وقت این هست که همه‌ی کسانی که زیر لب به شجریان و موسیقی او و کلیت موسیقی ناسزا می‌گویند،‌ بدانند ربنایی که دوستش دارند را شجریان خوانده هست (و علی‌رغم همه‌ی تلاش‌های صدا و سیما هنوز که هنوز هست حتی یک رقیب کوچک و ضعیف نیز نتوانسته هست پیدا کند و حتی یک قطعه نیز به چنین درخششی دست نیافته هست که چنین حسی را در امت بیدار کند) و واقعا وقت این هست که باور کنیم و باور نمايند: «شجریان، فقط ربنا را نخوانده هست.

اگر او را دوست داریم، همه‌ی آوازهایش را دوست بداریم...» منبع خبر : http://www.delawaz.blogfa.com

85:

من چند سالی هست به این موضوع توجه کردم و واقعا ناراحت شدم نامی از هستاد شجریان برده نشد ..

این هم نمونه ای از سیاست های غلطه ...


86:



میدونید که ربنا بدون اجازه هستاد شجریان الان در حال فروش و تکثیر هست



هستاد اصلا از صدا و سیمای ایران راضی نیست و همیشه تو مصاحبه ها شون از اون انتقاد می کنن

87:

بله دوست عزیز .

و اگه رفتار های معقولانه و مصلحت اندیشانه هستاد نبود چه بسا موسیقی اصیل ایرانی اکنون در وضعیت دیگری بود.


88:

گوش اگر گوش تو وناله اگر ناله من
اونچه البته به جایی نرسد فریاد هست

موسيقي متاسفانه در حال حاضر يكي از بدترين وضعهاي ممكن رو داره در بين ساير شاخه هاي هنر.

توجه به اساتيد و ريش سفيدان اين رشته مثل شجريان هم كه بدتر...

اينم دانلود فايل صوتي حرفهاي اعتراض اميز شجريان نسبت به قطع برق (در كنسرت همايون.) از همين وبلاگ.

دریافت

استاد شجریان

89:

۱۲ شهریور ۱۳۸۸
استاد شجریاناین تصنیف جدیدترین اجرای «استاد محمدرضا شجریان» هست که پس از اتفاقات اخیر کشور اجرا شده هست.
تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار
تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی لوازم بنیان کن
ندارم جز زبانِ دل -دلی لبریزِ مهر تو-
تو ای با دوستی دشمن.
زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی ست
زبان قهر چنگیزی ست
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید.
برادر! گر که می خوانی مرا، بنشین برادروار
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان کش برون آید.
تو از آیین انسانی چه می دانی؟
اگر جان را خدا داده ست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر را
به خاک و خون بغلطانی؟
گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی
و حق با توست
ولی حق را -برادر جان-
به زور این زبان نافهم آتشبار
نباید جست…
اگر این بار شد وجدان خواب آلوده ات بیدار
تفنگت را زمین بگذار…
(کلیک راست+save target as)
دانلود با فرمت mp3 حجم ۷MB
یا دانلود با فرمت wma حجم ۲MB

90:

آخ شرمنده ديدم مطالب جالبه فرمودم بزارم تو سايت ، ديگه دقت نكردم



منم به دوستان تبريك مي گم و اميدوارم 100 سال براي مي بخوانند

91:

اول مهرماه، سالروز ميلاد خسرو آواز ايران ؛ استاد محمدرضا شجریان

بر همه ي دوستداران او مبارك .

.

.

خداوند سايه ي او را بر سر موسيقي ايران مستدام بدارد. .

.




استاد شجریان

92:

ربنا
برای بسیاری از ایرانیان، افطار بدون «ربنا» رنگ و بویی ندارد.

سالهاست صدای چابک و زیبای شجریان در این ساعات امت را مجذوب خود می کند.

خود شجریان در مورد اجرای این اثر که در تیر 1358 ضبط شده می گوید: انگیزه اصلی من در مطالعهاین دعا، تدریس اون به دو هنرجو بوده و در یکی از هستودیوهای رادیو ضبطشده که پس از مدتی بدون اجازه از رادیو پخش شد(!) من به عنوان اعتراض به رادیو زنگ زدم ولی در جوابم فرمودند ربنا، تیری بود که از کمان رها شد و دیگر کاری نمی توان کرد.

ربنا برای درس خوانده شد و اشکالات فنی متعددی دارد ولی با این وجود اکنون جزء برنامه های اصلیرادیو و تلویزیون در ماه رمضان هست.

ربنای شجریان با پشتوانه آموزشهای دوران جوانی اودر وقتی که در محضر پدرش آموزشهای قراون می دیده شکل گرفته و این قطعه یکی ازدعاهایی هست که شجریان در اون سالها اجرا کرده.

لازم به ذکر هست که محمدرضا شجریانبارها در جشنواره های داخلی و جهانی قراون، موفق به کسب جوایز برتر این مسابقات شدهاست.

در سال 1356 تیم قاریان ایرانی که برای شرکت در مسابقات جهانی قراون به ترکیه رفته بود به ناگاه و به سبب بیماری چند نفر از اعضای تیم، دست به دامان شجریان که به طور اتفاقی و برای اجرای کنسرتی در ترکیه بوده می شوند و شجریان با دروکردن تمام مدالها، مقام نخست مسابقات را به دست آورده و جایزه ویژه مسابقات را از دست رئیس مجلس وقت ترکیه دریافت می نماید.


ربنا طبق سنت اجرایی این دعاها روی دستگاههای قراونی خوانده شده و این قطعه ازدستگاه "رست" یا "راست" شروع شده و در خاتمه به دستگاه "عجم" (شبیه به ماهور)مدلاسیون می شود.

(نام عجم بر این دستگاه که یکی از دستگاه های هفتگانه قراونی هست،می تواند نشان دهنده عدم وجود چنین دستگاهی در الحان قدیم عربی باشد).

دراین اثر به خوبی می توان تأثیرات شیخ نصرالدین طوبی و شیخ طه الفشی را مشاهده کردکه البته ربنای شجریان بسیار شکیل تر و زیباتر اجرا شده.

این اجرا تقریباً فاقدتحریر هست و بجز چند نت، تماماً بوسیله قلط و ویبراسیون اجرا شده که اجرای ماهرانهاون بسیار چشمگیر هست.

ربنای شجریان از ابتدا، روی نتهای "سی بمل" و سپس" دو" اوج می گیرد (روی خط حامل کلید سل) و در حوالی این نتها گردش دارد که اجرای اونبرای خوانندگان چپ کوک هم آسان نیست و تا نت "می بمل" به بالاترین نت خود میرسد.(البته ربنایی که از صدا و سیما پخش می شود نسخه چندان با کیفیتی نیست و ممکن هستدور ضبط بالا یا پایین برده شده و نتها تا حد کمی بالا یا پایین رفته باشد، ولی بااین وجود صدای شجریان نشان می دهد که اشکالات دور ضبط زیاد نبوده، پس نتهایی که بهاونها اشاره شد حدودی هستند.
"ربنا" در نواری که محمدرضا شجریان با نام "بهیاد پدر" ضبط کرده منتشر شده هست.
جدا از بحث فنی، این ترنم، اکنون جزء فرهنگ ما ایرانیان جدا از دین و مذهب و قومیتهای مختلف شده هست.

انصافاً نوایی با این خلوص کم پیدا می شود که از اعماق وجود خدا را صدا بزند.

ربنا بدون شک یکی از شاهکارهای شجریان هست.

دمش گرم و سرش خوش باد.



از اینجا دانلود کنید.

93:

بهترین خواننده ی دنیاست

94:

آغاز فروش بليط كنسرت محمد رضا شجريان
استاد شجریان
بخشي از درآمد كنسرت جديد «محمدرضا شجريان» به بازسازي آرامگاه شمس تبريزي در خايشان اختصاص مي‌يابد.


محمدرضا شجريان به همراه گروه شهناز 29، 30 خرداد و 1و 2 تيرماه در تالار بزرگ كشور كنسرت مي‌دهد.


در اين كنسرت گروه شهناز به خوانندگي «محمدرضا شجريان» قطعاتي از موسيقي ايراني را اجرا مي‌كنند كه بخشي از درآمد حاصل از اين برنامه به بازسازي آرامگاه شمس تبريزي در شهرستان خايشان اختصاص خواهد يافت.


خريد بليت اين كنسرت به صورت اينترنتي هست و علاقمندان مي‌توانند از امروز با مراجعه به سايت http://www.shajaria nconcert.

com اطلاعات فردي خود را وارد نمايند.


شجريان در حال حاضر با گروه آوا تور موسيقي خود را در آمريكا و كانادا ادامه مي‌دهد.


95:

فكر كنم دخترش هم تو اين كنسرت سه تار بزنه

96:

اعضای گروه شهناز:
سرپرست گروه مجيد درخشاني

سينا جهان آبادي کمانچه
شاهو عندليبي ني
حامد افشاري قيچک باس
مهرداد ناصحي قيچک آلتو
کاوه معتمديان کمانچه
رادمان توکلي تار
رامين صفايي سنتور
حميد قنبري تنبک
حسين رضايي نيا دف
محمدرضا ابراهيمي عود
مژگان شجريان سه تار
عميدي بم تار و رباب

97:

شیوه خرید اینترنتی (Online) بلیط‌های کنسرت هستاد محمدرضا شجریان فراخوان شد
خرید و پرداخت هزینه بلیط‌های این کنسرت تنها از طریق سایت اینترنتی
www.shajarianconcert.com و به صورت اینترنتی (Online) انجام می‌شود.

فروش بلیط از ساعت 12 ظهر روز دوشنبه 6 خرداد 1387 آغاز و اقدامات لازم برای اون در دو بخش کلی انجام می‌شود:

بخش اول – مقدمات خرید (کارهایی که می‌توان قبل از روز 1387/3/6 انجام داد)
بخش دوم - خرید بلیط (شامل انتخاب بلیط و پرداخت مبلغ که باید روز 1387/3/6 انجام شود(

توجه کنید برای این کنسرت بلیط رزرو نمی‌شود و خرید بلیط، هموقت با انتخاب و پرداخت مبلغ اون به صورت قطعی روز 1387/3/6 انجام می‌شود.


بخش مقدمات خرید فقط برای تسریع خرید و کاهش خطا در روز 1387/3/6 هست و برای کاهش مشکلات در روز خرید؛ می‌توان اقدامات مقدماتی خرید را هم اکنون انجام داد.

کارهای این بخش از دو مرحله اصلی تشکیل می‌شود:
مرحله 1 - ورود اطلاعات فردی
مرحله 2 - تهیه کارت موسسه ماليی برای خرید اینترنتی (Online)
پس از انجام مراحل 1 و 2 باید روز (1387/3/6) به سایت اینترنتی فروش بلیط مراجعه نموده و اقدام به خرید نمایید.

افرادی که برای کنسرت شهرستان تهران (مرداد 1386) یا کنسرت اصفهان (آبان 1386) اطلاعات فردی خود را وارد کرده‌اند نیازی به ورود دوباره اطلاعات ندارند و در صورت نیاز می‌توانند اطلاعات خود را ویرایش نمايند.
ورود اطلاعات در این مرحله هیچگونه حقی در خصوص خرید بلیط ایجاد ننموده و برای خرید بلیط باید روز 1387/3/6 به سایت اینترنتی فروش بلیط [www.shajarianconcert.com] مراجعه نموده و مراحل لازم را انجام داد.

اگر کارت یکی از موسسه مالي‌های اقتصاد نوین، پارسیان، سامان یا ملت را دارید؛ این کارت‌ها به صورت پیش‌فرض قابلیت خرید اینترنتی را دارند.
اگر کارت‌های بالا را ندارید؛ برای خرید اینترنتی باید با مراجعه به یکی از شعب این موسسه مالي‌ها "کارت خرید یا کارت هدیه" را نقداً خریداری کنید که با خرید این کارت‌ها کلیه اطلاعات لازم برای خرید اینترنتی به شما ارایه می‌شود.
جزییات بیشتر درباره شیوه خرید اینترنتی، بهای بلیط و محدودیت‌های خرید بلیط به زودی به آگاهی عزیزان خواهد رسید.


منبع سایت دل‌آواز
www.delawaz.ir

98:

بهای بلیط و جانمایی در سالن
بهای بلیط کنسرت تابستان 87 هستاد محمد رضا شجریان در تالار بزرگ کشور به شرح زیر می باشد :
استاد شجریان


منبع بازهم سایت دل‌آواز

99:

لینک اصلی : http://www.delawaz.blogfa.com/post-289.aspx منبع خبر : www.delawaz.blogfa.com 1) تلویزیون را که روشن کردم تازه اخبار ساعت 2 بعدازظهر شروع شده بود.

مجری در همان کلام اول، آغاز ماه رمضان را تبریک فرمود و مثل تمام سال‌های گذشته (دهه‌های گذشته!) صدای هستاد شجریان و ربنای ماندنی و زیبای او پخش شد تا تلویزیون بار دیگر به عنوان تنها سمبلی که بوی رمضان را ناگاه در مشام جان امت ایران زنده می‌کند از اون هستفاده کرده باشد.

ربنا در طول این اخبار یکی دو بار دیگر و به بهانه‌های مختلف و با تصویر‌های مختلف دیگر نیز پخش شد و باز مثل سال‌های گذشته (دهه‌های گذشته!) از تنها کسی که نامی برده نشد و ذکری نرفت، هستاد شجریان بود.

2) برای خود من این بیشتر شبیه یک لطیفه یا یک خبر شوک‌آور غیرقابل باور بود.

واقعا دشوار هست که درک کنیم شجریان از نظر مدیران و گردانندگان بخش موسیقی و فرهنگ کشور، کجاست و چه جایگاهی دارد.

از یک سو، می‌بینیم که متاسفانه هنوز باور نشده هست که محمدرضا شجریان به عنوان هستاد اول آواز دستگاهی ایرانی و به عنوان یک هنرمند ملی (که نشان‌های بسیاری نیز به عنوان چهره‌ی ملی دریافت کرده هست و آخرین اون‌ها مدال نوشین بود که طی روزهای گذشته به او اهدا شد) که در کار و هنر خود تنها به تعالی انسان می‌اندیشد و احساس و ادراک پاک و عمیق انسانی را در کارش نشان می‌دهد باید ارج نهاده شود، و از دیگر سو می‌بینیم که هنوز بانگ مؤذن رمضان بلند نشده، ربنای شجریان به تسخیر کانال‌های تلویزیونی آمده هست.

از یک سو می‌بینیم که برای کسی مهم نیست که شجریان از او انتقاد کند و پس از سال‌ها که کاسه‌ی صبرش از بی‌برنامگی‌ها و دشواری‌های کنسرت در ایران لبریز شد و لب به گلایه گشود، جوابی نیامد که نیامد، و از دیگر سو، بانگ ربنایش چونان بانگی مقدس و ارزشمند رواج دارد و ارج نهاده می‌شود.

آیا وقت اون نیست که اولا به همه‌ی امت ایران بگوییم که صدایی که ربنا را می‌خواند، محمدرضا شجریان هست تا همه‌ی ‌اون‌ها بتوانند قضاوت بهتری بنمايند و شناخت بهتری به دست بیاورند، و ثانیا باور کنیم که همین صداست که «مرغ سحر» را نیز می‌خواند و از «غوغای عشق‌بازان»، «فریاد» به میان می‌آورد؟ 3) هستاد شجریان چند سالی هست که گویا خط بطلانی بر گلایه‌های گذشته‌ی خویش از شرایط برگزاری کنسرت در ایران کشیده هست و اقلا در یکی دو سال گذشته، با شدت و پشتکار و ممارست اقدام به برگزاری کنسرت‌هایی زیبا و پرشکوه در ایران کرده هست.

کنسرت همنوا با بم در زمستان 1382 و پس از ‌اون کنسرت ساز خاموش و سرود مهر در 1384 و دگر بار کنسرت شهرستان تهران و نیز اصفهان غوغای عشق‌بازان در 1386 و مجددا و با وجود بیماری کنسرتی دیگر با گروه شهناز در 1387.

به همه‌ی این‌ها اضافه کنید یک دو چین کنسرت در آمریکا و اروپا و ...

این برنامه‌ها نوید این را می‌داد که هستاد سرحال و زنده‌ دل هست و تصمیمش را گرفته هست تا بیشتر برای امتش بخواند.

حتی شنیده شد که تلاش‌هایی شده هست تا کنسرت‌ها در دیگر شهرستان‌ها نیز انجام شود.

اما اتفاقی که در کنسرت همایون افتاد و در اقدامی بی‌نظیر و بی‌سابقه، حضور شجریان روی صحنه و دست گرفتن میکروفن و انتقاد از سیاست‌های کشور، شاید گل جوان امید ما را پرپر کند ...

4) این‌که این روزها در کشور ما برق می‌رود چیز غریبی نیست.

همه‌ی ما هم عادت کرده‌ایم و فعلا با همین شرایط زندگی می‌کنیم.

اما اینکه‌ در دو شب (شب‌های 2 و 4) کنسرت همایون شجریان برق قطع شود و در یک شب نیز علی‌رغم همه‌ی تذکرات و نامه‌نگاری‌ها با مسئولان سالن، برق اضطراری سالن صحیح و به موقع عمل نکند و پس از هماهنگی‌های کتبی و شفاهی به عمل آمده مجددا در شب 4 نیز برق قطع شود، هستاد را به سخن آورد.

شجریان فرمود که کسانی که می‌خواهند موسیقی ایرانی و آواز ایرانی کمرنگ بشود بدانند که تا من هستم و شعر و ادب فارسی هست، آواز ایرانی هست.

5) واقعا وقت این هست که همه‌ی کسانی که زیر لب به شجریان و موسیقی او و کلیت موسیقی ناسزا می‌گویند،‌ بدانند ربنایی که دوستش دارند را شجریان خوانده هست (و علی‌رغم همه‌ی تلاش‌های صدا و سیما هنوز که هنوز هست حتی یک رقیب کوچک و ضعیف نیز نتوانسته هست پیدا کند و حتی یک قطعه نیز به چنین درخششی دست نیافته هست که چنین حسی را در امت بیدار کند) و واقعا وقت این هست که باور کنیم و باور نمايند: «شجریان، فقط ربنا را نخوانده هست.

اگر او را دوست داریم، همه‌ی آوازهایش را دوست بداریم...» منبع خبر : http://www.delawaz.blogfa.com

100:

من چند سالی هست به این موضوع توجه کردم و واقعا ناراحت شدم نامی از هستاد شجریان برده نشد ..

این هم نمونه ای از سیاست های غلطه ...


101:



میدونید که ربنا بدون اجازه هستاد شجریان الان در حال فروش و تکثیر هست



هستاد اصلا از صدا و سیمای ایران راضی نیست و همیشه تو مصاحبه ها شون از اون انتقاد می کنن

102:

بله دوست عزیز .

و اگه رفتار های معقولانه و مصلحت اندیشانه هستاد نبود چه بسا موسیقی اصیل ایرانی اکنون در وضعیت دیگری بود.


103:

گوش اگر گوش تو وناله اگر ناله من
اونچه البته به جایی نرسد فریاد هست

موسيقي متاسفانه در حال حاضر يكي از بدترين وضعهاي ممكن رو داره در بين ساير شاخه هاي هنر.

توجه به اساتيد و ريش سفيدان اين رشته مثل شجريان هم كه بدتر...

اينم دانلود فايل صوتي حرفهاي اعتراض اميز شجريان نسبت به قطع برق (در كنسرت همايون.) از همين وبلاگ.

دریافت

استاد شجریان

104:

۱۲ شهریور ۱۳۸۸
استاد شجریاناین تصنیف جدیدترین اجرای «استاد محمدرضا شجریان» هست که پس از اتفاقات اخیر کشور اجرا شده هست.
تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار
تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی لوازم بنیان کن
ندارم جز زبانِ دل -دلی لبریزِ مهر تو-
تو ای با دوستی دشمن.
زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی ست
زبان قهر چنگیزی ست
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید.
برادر! گر که می خوانی مرا، بنشین برادروار
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان کش برون آید.
تو از آیین انسانی چه می دانی؟
اگر جان را خدا داده ست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر را
به خاک و خون بغلطانی؟
گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی
و حق با توست
ولی حق را -برادر جان-
به زور این زبان نافهم آتشبار
نباید جست…
اگر این بار شد وجدان خواب آلوده ات بیدار
تفنگت را زمین بگذار…
(کلیک راست+save target as)
دانلود با فرمت mp3 حجم ۷MB
یا دانلود با فرمت wma حجم ۲MB

105:

میثاق عزیز بسیار زیبا بود ممنون از شما

106:

تقدیم به همه دوستداران هستاد (با تشکر از ست 98 و دوست عزیز بم تار =========================================== همراه شو عزیز اجرای جدید هستاد شجریان کنسرت آلمان
http://www.youtube.com/watch?v=AwjV3MS0HR0 ››

›› Download ‹‹ (video.flv - Low Quality 320x240)
Right-click download link, choose 'Save Link As...', and rename file to video.flv
›› Download ‹‹ (video.flv - High Quality 640x480)
Right-click download link, choose 'Save Link As...', and rename file to video.flv
›› Download ‹‹ (video.mp4 - High Quality 480x360)
Right-click download link, choose 'Save Link As...', and rename file to video.mp4


107:

تصنیف جدید و شورانگیز هستاد محمدرضا شجریان با آهنگی از کیوان ساکت و شعر زیبای هوشنگ ابتهاج به نام "ای شادی آزادی"
متن تصنیف:

ای شادی ِ آزادی !
روزی که تو بازآیی
با این دل ِ غم پرورد
من با تو چه خواهم کرد ؟
غم هامان سنگین هست
دل هامان خونین هست
از سر تا پامان خون می بارد
ما سر تا پا زخمی
ما سر تا پا خونین
ما سر تا پا دردیم
ما این دل ِ عاشق رادر راه ِ تو آماج ِ بلا کردیم
می فرمودم :روزی که تو بازآیی
من قلب ِ جوانم راچون پرچم ِ پیروزی بر خواهم داشت
وین بیرق ِ خونین را بر بام ِ بلند ِ توخواهم افراشتمی
فرمودم :روزی که تو باز آیی
این خون ِ شکوفان راچون دسته گل ِ سرخی در پای تو خواهم ریخت
وین حلقه ی بازو رادر گردن ِ مغرورت خواهم آویخت
ای آزادی !
بنگر ! آزادی !
این فرش که در پای تو گسترده ست
از خون هست
این حلقه ی گل خون هست
گل خون هست ...ای آزادی !
از ره ِ خون می آیی
اما می آیی و من در دل می لرزم :

این چیست که در دست ِ تو پنهان هست ؟
این چیست که در پای تو پیچیده ست ؟
ای آزادی ! آیا با زنجیرمی آیی ؟ ...

108:


دلم براي شنيدن صداي ربناي هستاد از تلايشانزيون خيلي تنگ شده
مجبوريم صداي ضبط شده ايشان را خودمان بزاريم براي پخش

نمي دانم چرا كسي به اين موضوع اعتراضي نكرده

109:

دیگر چه اعتراضی باید کرد ...؟
وقتی خود ایشان صراحتا عنوان کردند که صدای من رو از تلویزیون خمینی پخش نکنید!


پ.ن: کاری از دست کسی بر نمیاد

110:


سال گذشته هم اينجور مسائل بود ولي بعد يكي دو روز مشكل رفع شد ! امسال ديگه كلآ بيخيال شدن انگار

خدا رو شكر موذن اردبيلي مرده وگرنه بايد ايشان و امثال ايشانم فقط با صداي ضبط كرده گوش ميداديم !

111:

اینجور موقع ها خود هنرمند هم نباید هنر رو با سیاست مخلوط کنه،
روح لطیف و پاک هنر هرگز قابل جمع بستن با مسائل سیاسی نیست ...
سیاست به اندازه کافی کثیف هست که نتواند توجیه خوبی برای این قضیه باشد.
به هر رو هنر اون هم در قالب صداهای مذهبی اون هم در ماه مبارک رمضان کمال بی انصافی هست که اینگونه در انزوا برنامه بگیرد ..

این وسط امت متضرر میشن

112:

کنسرت شجریان در دبی

بليت فروشي كنسرت محمدرضا شجريان از چهارشنبه اين هفته(15 دي ماه) در سايت دل آواز آغاز مي شود.

محمد علي رفيعي،مدير برنامه‌هاي محمدرضا شجريان با فراخوان اين خبر به ايلنا فرمود: «طبق هماهنگي‌هاي انجام شده با موسسه‌اي كه برنامه هست كه بخشي از بليت‌هاي اين كنسرت را از طريق سايت دل آواز به فروش برساند، بليت فروشي اين كنسرت با بهاي 80 تا 250 دلار آغاز مي‌شود.»

ايشان اضافه کرد: «ظرفيت اين سالن سه هزار نفر هست و قيمت بليت‌هاي اين كنسرت 80 تا 250 دلار تعيين شده هست.»

محمدرضا شجریان و گروه شهنازِ، پنجشنبه ۲۸ بهمن ( ۱۷ فوریه ۲۰۱۱ ) در مرکز تجاری دوبی، سالن شیخ راشد، به‌سر‍پرستی و آهنگسازی هستاد مجید درخشانی، کنسرت موسیقی ایرانی انجام خواهند کرد.



این برنامه پس از هستقبال بی‌نظیر در انگلستان، هسترالیا، آمریکا و کانادا در دو بخش دستگاه همایون -رندان مست - و ماهور - بی‌همزبان- همراه با سازهای ابداعی هستاد شجریان اجرا خواهد شد.



انجام نماينده این کنسرت شرکت Oasis Promotions در دوبی هست.

113:

او صدای ماست، صدای ماندگار ما.


114:

درود بر هستاد شجریان

تفنگت را زمین بگذار....

115:


پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : استاد شجریان




گروه موسيقي، آبادان، نزديك بازار ماهي فروشان هميشه دو دستفروش مي نشينند و موسيقي مي فروشند.

از نوارهاي كاست قديمي گرفته تا دي ايشان دي هاي جديد صوتي و تصايشانري.

داخل يكي از جعبه هاي كوچك رايشان زمين پر از دي ايشان دي هايي بود كه رايشانش نوشته بود: «فرمود وگايشان هستاد شجريان در قونيه تركيه (تصايشانري).» از پيرمرد مي پرسم اين فرمود وگو درباره چيست؟ جواب مي دهد: «همونيه كه باعث شد هستاد از ايران بِره.» سعي كردم به او توضيح بدهم كه شجريان همچنان در ايران هست و هيچ جا نرفته، باور نكرد.

به نقل انتخاب به نقل از روزنامه شرق، اينها را كه براي محمدرضا شجريان تعريف مي كنم مي خندد و باب فرمود وگو باز مي شود.

مي گايشاند: «فكر مي كردند شجريان از ايران رفته هست و ديگر نمي تواند به ايران بازگردد.

اين تصور اشتباه هم ناشي از اين بود كه همه چيز را سياسي كرده اند و امت هم با همين مبنا فكر مي كنند.

در حالي كه من هيچ گاه سياسي نبوده ام و همواره در كنار امت زندگي كرده ام.

هنوز هم برخي ها فكر مي كنند كه من ايران نيستم...»

نزديك دو سال بود كه محمدرضا شجريان با هيچ رسانه مكتوبي فرمود وگو نكرده بود.

امسال اما چندين عامل باعث شد تا اين هنرمند موسيقي ايراني تصميم بگيرد به درخواست يكي ،دو روزنامه جواب مثبت دهد و با اونها فرمود وگو كند.

شايد يكي از اين دلايل شايعه اي بود كه در شهر پيچيده بود: «شجريان از ايران رفته هست و ديگر بازنمي گردد.» محمدرضا شجريان از همان دوران نخست فعاليت هنري خود همراه با واقعيات اجتماعي حركت كرده هست.

از دوران چاووش تا همين روزها.

اونچه اين روزها او به عنوان دغدغه خود مطرح مي كند، بحث تعصب، اصالت و سنت هست.

او در طول فرمود وگو مدام گريزي مي زد به بحث تعصب و مخالفتش را با اون ابراز مي كرد.

در جايي از فرمود وگو اينچنين مي گايشاند: «تعصب درست به اين معنا هست كه جلوتر از بيني خودت را نبيني.

اگر افق ديد را كمي فراتر ببري ديگر نمي تواني تعصب داشته باشي.

اگر واقعيت هاي جامعه را در نظر داشته باشي ديگر نمي تواني متعصب باشي.

واقعيت هايي كه در سياست، فرهنگ و هنر و...

وجود دارد.

با تعصب بودن به معناي جداكردن خود از ديگران و جامعه هست.» و در جايي ديگر به واقع گرايي خود تاكيد مي كند: «نبايد دگم بود و بايد واقع گرا بود.

تنها تعصبي كه در زندگي دارم اين هست كه با آدم دروغگو نمي توانم زندگي كنم و در اين مورد اتفاقا دگم هستم.

خودم هم هيچ گاه دروغ نمي گايشانم.

انسان با هر شكلي و هر ديني و هر مليتي ارزش دارد.

براي من سياه و سفيد يا ايراني و غيرايراني با هر اعتقاداتي تفاوتي نمي كند.

اونچه براي من مهم هست خود انسان هست.

انسان كه در هر لباسي ارزش دارد.

من نيز خود انسانم و براي انسان ها ارزش قايلم.

اكنون با اين طرز تفكر زندگي مي كنم و پيش مي روم در حالي كه در جواني اصلااين گونه فكر نمي كردم.»

فرمود وگو با محمدرضا شجريان هنرمندي كه آواز ايراني را به بالاترين سطح خود رسانده، سختي هاي خاص خود را دارد.

از گرفتن وقت براي فرمود وگايشان حضوري و اختصاصي گرفته تا انجام مصاحبه.

در طول فرمود وگو بايد همه حواست را جمع كني.

وقتي سوال ها را مي پرسي «با چشماني كه همواره سخن مي گايشانند» به دقت نگاهت مي كند.

امكان ندارد سوال را دو بار بپرسي يا با جملاتي ديگر تكرار كني.

همان لحظه نخست، منظورت را مي فهمد و گاه ميان پرسش شروع به جواب دادن مي كند و جواب درست همان چيزي هست كه منظور مصاحبه كننده هست.

اين فرمود وگو فرداي روز گشايش نمايشگاه سازهاي ابداعي محمدرضا شجريان در خانه هنرمندان صورت گرفت.

در روز گشايش نمايشگاه، محمدرضا شجريان با اشتياق تمام سازهايش را به امت معرفي كرد.

چندين و چند بار و براي هر علاقه مندي سازها را توضيح داد.

نمايشگاه تمام شد و شجريان در يكي از اتاق هاي خانه هنرمندان ميزبان خبرنگاران شد.

وقتي خبرنگاران از او درخواست فرمود وگايشان اختصاصي مي كردند، با وسواسي كه همواره در هنر و رفتار اجتماعي اش دارد، برنامه فرمود وگو را نهايي مي كرد.

او در جزيي ترين رفتارهاي اجتماعي اش نيز دقت مي كند.

چند روز پيش سايت دل آواز كه اين روزها بر فعاليت خبري خود اضافه کرده و فعال تر شده متن تكذيب يك فرمود وگو با محمدرضا شجريان را در يك نشريه ورزشي منتشر كرد؛ فرمود وگايشاني كه با اون روزنامه انجام نشده بود.

برنامه فرمود وگو ساعت 11:30 بود اما ساعت 12پذيراي ما شد.

وارد اتاق كه مي شايشانم، بابت نيم ساعت تاخير عذرخواهي مي كند و با عباس كوثري عكاس روزنامه درباره نور مناسب براي عكاسي و جاي نشستن توافق مي كند.

چشمش به گلدان بزرگ گوشه اتاق مي افتد.

بلند مي شود و چند شاخه اي از اون را كه رو به زردي گراييده هرس مي كند.

با خنده مي گايشاند سال هاست كه عاشق باغباني هست.

فرمود وگو با محمدرضا شجريان با بحث درباره سازها شروع مي شود.

از او در مورد ساز «باربد» جديدترين ساز ابداعي اش مي پرسيم، سازي كه بيش از يك هفته نيست در زمره سازهاي ابداعي او برنامه گرفته هست كه در اين باره چنين توضيح مي دهد: «سال هاست عود را گوش مي كنم و حس مي كنم، اونچنان كه بايد و شايد نمي توانم به اين ساز دلبستگي پيدا كنم، با اين همه، زندگي من صداست.

هم در ضبط ها ما را اذيت مي كند و هم اينكه در تك نوازي اونچنان نمي تواند نظر من را جلب كند.

اين شد كه تصميم گرفتم، سازي نزديك به اين ساز درست كنم تا عودنواز يك رنگ صداي ديگر هم بشنود.

هستاد آواز ايران اين ساز جديد بربط گونه را، خواهر عود مي خواند چرا كه «دسته همان دسته هست با همان سيم ها و فواصل عود و تنها شكل بدنه اون با عود فرق مي كند و براي صفحه و زيركاسته اون نيز پوست تعبيه شده هست كه همين وجه تمايزات سبب مي شود، باربد، رنگ صدايي متفاوت نسبت به عود پيدا كند.» شجريان در مورد صداي باربد، ايشانژگي هاي اون و همينطور عمده تفاوتش با بربط، اينچنين مي گايشاند: «خيلي سعي و دقت كردم كه وقتي با باربد آكورد مي گيريم، مثل عود، فالش نخواند و خوشبختانه همين طور هم شد و باربد خيلي ژوست و درست مي خواند.

تهمورس پورناظري كه با اون مي نواخت، خيلي با اين ساز راحت بود و مي فرمود: «من هركاري كه بخواهم، مي توانم با اين ساز اجرا کنم.»

شجريان با اشتياق مقدمه سخنش را درباره «باربد» اين گونه به پايان مي رساند: «باربد در واقع همان عود هست اما با رنگ صدايي متفاوت...

امكانات اين ساز براي نوازنده بيشتر هست تا بتواند احساسات خود را رايشان اون پياده كند و خوشبختانه اون طور كه مي خواستم، اين ساز انتظاراتم را برآورده كرده هست.»اما فرمود وگايشان «شرق» با محمدرضا شجريان با اين سوال آغاز شد و با سوال هاي ديگر ادامه يافت.

شجريان، در ماه هاي اخير اين شايعه شنيده شده بود كه شما از ايران رفته ايد و ديگر باز نخواهيدگشت.

فكر مي كنيد چه دليلي باعث شد كه اين شايعه مطرح شود؟

نه كنسرتي داشته ام نه آلبومي از من منتشر شده هست.

به خاطر همين متاسفانه در يك سال اخير تمام ارتباط هايم با امت قطع شده بود.

از طرفي تمام زندگي من در ارتباط با امت خلاصه مي شود.

هم ارتباط من با امت و هم ارتباط امت با من.

اين قطعي ارتباط باعث شده بود امت فكر كنند من از ايران رفته ام، در حالي كه من همين جا در ايران بودم.

من به امت نياز دارم و امت به ديدن و شنيدن من.

فكر مي كردند شجريان از ايران رفته هست و ديگر نمي تواند به ايران بازگردد.

اين تصور اشتباه هم ناشي از اين بود كه همه چيز را سياسي كرده اند و امت هم با همين مبنا فكر مي كنند.

در حالي كه من هيچ گاه سياسي نبوده ام و همواره در كنار امت زندگي كرده ام.

هنوز هم برخي ها فكر مي كنند كه من ايران نيستم...

به موضوع سازهاي ابداعي شما بپردازيم.

سازهاي جديد هنوز به طور جدي در اركسترهاي ايراني هستفاده نمي شود.

به نظر شما به عنوان طراح و سازنده سازهاي جديد، آيا اين سازها قابليت اين را دارند كه در كنار ديگر سازهاي ايراني اركستري بزرگ مثلادر حد اركستر سمفونيك تشكيل دهند؟


ابتدا من مقدمه اي درباره سازهاي جديد بگايشانم.

بعد به پرسش شما جواب مي دهم.

برخي واكنش ها كه نسبت به سازهاي جديد صورت مي گيرد، بيشتر از سايشان ساز سازهاي سنتي هست.

اونها از اينكه جايگاه سازشان مورد تهديد واقع شود، هراس دارند.

در حالي كه اصلاچنين نيست.

من معتقدم وقتي تعداد سازها بيشتر مي شود و رنگ و صداي سازها هم بيشتر مي شود، به تبع سليقه هاي بيشتري هم سراغ موسيقي مي آيد و به موسيقي جذب مي شود.

به عبارت ديگر با ساختن سازهاي جديد و ارايه اونها تعداد كساني كه علاقه مند به سازهاي سنتي هستند، كم نمي شود.

يعني ما شكارچي سازهاي سنتي و نوازندگان اونها نيستيم.

اونها در كارشان ثابت هستند و حتي از ميان نسل جوان و نسل بعد هم كساني هستند و خواهند بود كه نوازندگي سازهاي سنتي را ادامه و پيگيري خواهند كرد؛ همچنان كه اكنون نيز دارند دنبال مي كنند.

پس بايد بگايشانم نبايد اين نگراني از سايشان نوازندگان سازهاي سنتي وجود داشته باشد.

به نظرم بهتر هست واكنشي هم نشان ندهند.

چون براي اعتبار خودشان هم خوب نيست.

بيشتر واكنش هايي كه صورت گرفته منطقي نداشته و از رايشان غرض بوده هست.

به نظرم با اين واكنش ها كه از رايشان خيرخواهي نيست به جايگاه خودشان خدشه وارد مي كنند.

از سايشان ديگر صدا مثل رنگ هست.

من بايد اين مثال را همواره تكرار كنم تا قضاوت هاي عمومي هم اصلاح شود.

چون به طور معمول برخي ها ناشيانه قضاوت مي كنند.

همچنان كه رنگ بايد متنوع باشد و نقاش هم امكانات بيشتري از نظر رنگ داشته باشد تا اون تصايشانر و درونيات را كه مي خواهد، زيباتر ارايه كند، موسيقي دان هم به تنوع صدا و رنگ بيشتر ساز نياز دارد تا هدف خودش را بهتر منتقل و منظورش را زيباتر بيان كند.


بشر ذاتا دوست دارد حق انتخاب داشته باشد و براي همين دوست دارد گزينه هاي بيشتري هم در اختيار داشته باشد تا به انتخاب نهايي خود برسد.

ما مي خواهيم رنگ هاي جديد و تازه را لابه لاي رنگ هاي اصلي بچينيم.

اين كمك مي كند كه رنگ هاي اصلي هم جايگاه بهتري پيدا كنند.

جاي هيچ نگراني هم وجود ندارد.

سازهاي جديد هرگز نمي توانند جاي سازهاي قديمي را بگيرند.

مثل اين مي ماند كه يك خواننده بگايشاند مي خواهد جاي شجريان را بگيرد.

من جايگاه خودم را دارم و او هم مي تواند فقط جايگاه خودش را داشته باشد و نمي تواند من را نفي كند.

دليلش هم اين هست كه من سال ها با امت در ارتباط بوده ام و امت هم با من زندگي كرده اند و جايگاه من هم ميان امت كاملامشخص هست.

جايگاه او هم همين طور.

ساز هم مثل همين موضوع هست.

ما نمي توانيم مثلاساز تار را از موسيقي بيرون كنيم.

اصلامگر ديوانه ايم كه تار را از صحنه خارج كنيم؟ ما نمي توانيم سازي را كه سال ها اجرا شده و به اين درجه رسيده، بيرون كنيم.

ما فقط مي خواهيم كنار اون ساز يك برادر يا يك خواهر بگذاريم.

در اين صورت هست كه در كار گروه نوازي مي توانيم حد موسيقي را كمي بالاتر ببريم.
اما در جواب به پرسش شما بايد بگايشانم ما در سازهاي بادي اعم از برنجي و چوبي در حد اركستري مثل اركستر سمفونيك نيستيم.

ما فقط ساز ني را داريم.

جايگاه ني هم مشخص هست كه كجاست.

ني را نمي توانيم مثل تعداد زياد سازهاي برنجي و چوبي كنار هم برنامه دهيم.

بخش مهمي از يك اركستر سمفونيك هم سازهاي بادي هستند.

بنابراين در سازهاي بادي نمي توانيم خودمان را با اونها مقايسه كنيم.

ما فقط مي توانيم خودمان را در بخش سازهاي كششي و مضرابي با اركستري مثل اركستر سمفونيك مقايسه كنيم.

البته رقابتي هم در ميان نيست.

در حدي كه بتوانيم رنگ آميزي اركستر را از نظر صداها افزايش دهيم، ساز جديد ساخته ايم.

در اين ميان وسعت صداها هم مد نظر بوده هست.

از بم ترين صداي سازي مثل كنترباس شروع كرده ايم تا به بالاترين صداي سوپرانو در اكتاو هفتم تا هشتم پيانو برسيم.

اين وسعت صدا اكنون در سازهاي من قابل دسترسي هست.

پيش از اين وجود نداشت.

مثلاساز تار را نگاه كنيد.

كاملامشخص هست كه از يك حد فراتر نمي رود.

عود هم كه بم ترين صدا را در سازهاي ايراني دارد، باز هم از يك حد معين فراتر نمي رود، اما در سازهاي جديدي كه ساخته ام به محدوده صوتي فراتر رسيده ام.

با توجه به وجود اين خلادر محدوده صوتي سازهاي ايراني بايد سازهاي جديد به وجود مي آمد.

من هم بر همين پايه اين سازها را ساختم تا وسعت صداي اركسترها و حجم اونها بالاتر رود.

اين باعث مي شود تا آهنگساز هم امكانات بيشتري در اختيار داشته باشد و بتواند اون هدفي را كه مي خواهد، با اين صداها ارايه كند.

به يقين اين سازهايي كه تا الان داشتيم، هرگز نمي تواند يك رهبر اركستر را راضي نگه دارد.

نياز به صداها و رنگ هاي جديد در اركسترهاي ما احساس مي شد تا يك رهبر اركستر بتواند با اونها يك اثر قايشان از نظر وسعت صدا و رنگ آميزي اركستر ارايه دهد.

برخي ها اين نقد را وارد مي كنند كه سازهاي جديد شما صرفا تغيير گرافيكي سازهاي مشابه غربي هست.

به اين معنا كه فقط گرافيك سازها تغيير يافته و صداي جديدي شنيده نمي شود.

نظر خودتان در اين باره چيست؟

پايه ا بايد اين سوال را مطرح كرد كه موسيقي جز صداها چه معنايي دارد؟ از يك گام و فواصل معين شروع مي شود.

خب اگر اين طور هست كه مي گايشانند پس بايد به كمانچه هم بگايشانيم ايشانلن.

چون سيم ايشانلن در اون به كار برده مي شود.

به اين ترتيب كمانچه سوپرانو همان ايشانلن سوپرانو هست و كمانچه آلتو همان ايشانلن آلتو.

پس پايه ا چرا كمانچه در اركسترهاي ايراني هستفاده مي شود.

بياييد اون را از اركسترها بيرون بيندازيم و از ايشانلن هستفاده كنيم.

خب كاري را كه كمانچه مي كند، ايشانلن هم مي تواند اجرا کند.

تازه پوزيسيون هايي در ايشانلن وجود دارد كه اجراي اونها با كمانچه دشوار هست.

اين اظهارنظر يا مغرضانه هست يا ناآگاهانه.

از دو حالت خارج نيست.

يا موزيسيني هست كه صرفا اجراي موسيقي خودش را بلد هست و نسبت به صدا و موسيقي فرافكني مي كند يا متعصب هست كه همه گونه هاي ديگر موسيقي را رد مي كند و فقط از يك نوع موسيقي دفاع مي كند كه خودش اون را اجرا مي كند.

خيلي از اين اهالي موسيقي آدم هاي بسته اي هستند كه با هر نوع نوگرايي مخالفت مي كنند.

ما با اونها كاري نداريم.

پايه ا جامعه با اونها كاري ندارد.

مگر جامعه منتظر هست كه اينها برايش نسخه بپيچند.

جامعه همواره راه خودش را مي رود و كاري به كار متعصب ها ندارد.

50 سال هست كه من بيش از هر موزيسين ديگري با صدا زندگي مي كنم، دقيق تر اگر بگايشانم 68 سال هست كه با صدا زندگي مي كنم يعني از سه سالگي.

در اين مورد مدعي هستم.

هيچ كس به اندازه من صدا را نمي شناسد.

چون من با صدا زندگي كرده ام.

با صدا مي خوابم و با صدا بيدار مي شوم.

هيچ موزيسيني، نه از نظر سني و نه از نظر وسعت كار به اندازه من با صدا آشنايي ندارد.

اين رنگ هاي جديد در كنار رنگ هاي قديمي براي موسيقي ما ضروري هست.

ما به اونها و كاربردشان نياز داريم تا بتوانيم در اركسترهاي مان به صداي جديدي برسيم.

آيا صداي سازهاي جديد در سازهاي غربي غيرقابل دسترس هست؟
خير.

با سازهاي غربي هم قابل دسترس هست اما من اتفاقا براي جواب به احساس نياز اونهايي كه نسبت به حضور سازهاي غربي مثل پيانو و ايشانلن و...

در اركسترهاي ايراني مشكل دارند، سازهاي جديد ساخته ام.

مثلاهمين آقايان كه اين ايرادها را مطرح مي كنند با سازهاي غربي مثل كنترباس و ايشانلن سل و ايشانلن مشكل دارند.

دوست ندارند اين سازهاي غربي در اركسترهاي ايراني حضور داشته باشند اين موزيسين ها نسبت به سازهاي سنتي تعصب دارند، اما بايد به اونها بگايشانم اين سازها اون وسعت لازم را ندارند.

همين ها هستند كه بر تك نوازي و رديف در موسيقي ايراني اصرار مي ورزند.

يكسري رديف دان زندگي موسيقايي بسياري را به رديف منحصر كرده اند.

در صورتي كه من معتقدم رديف يك هزارم از توانايي هاي موسيقي ما نيست.

رديف بخش زيبايي از جملات موسيقي ماست و بس اما آيا موسيقي ايراني فقط بايد در چارچوب رديف منحصر بماند؟ اگر جواب مثبت هست مثل اين مي ماند كه بگايشانيم بهترين شعر فارسي را حافظ فرموده هست.

يعني هيچ كس نبايد شعر بگايشاند و كتاب شعر چاپ كند چون حافظ بهترين شعرها را فرموده هست.

چنين چيزي اصلادرست نيست.

بله؛ حافظ يكي از بهترين نمونه هاي شعر را سروده هست اما آيا ديگر شاعراني چون نيما حق ندارند شعر بسرايند؟ جواب من به اين افراد هم اين هست كه موسيقي ما فقط رديف نيست كه اونها مدام از اون دفاع مي كنند.

ضمن حرمت به رديف و اينكه رديف بخش بسيار زيبايي از موسيقي ايراني هست، بايد بگايشانم نبايد خودمان را محصور در رديف ببينيم.

به عبارت ديگر كسي كه مي خواهد ادبيات شعري ايران را بشناسد، بايد حافظ و شعرهايش را هم بشناسد.

درست مثل موزيسين كه بايد رديف را هم بشناسد.

موزيسين نبايد خود را در رديف زنداني كند.

اگر خود را گرفتار رديف مي كند، به اين دليل هست كه خلاق نيست و نوآوري ندارد.

اين چنين مي شود كه هركس مي خواهد نوآوري بكند، دست به قلم مي شوند و انتقاد مي كنند.

من جامعه ام را مي شناسم.

اين جامعه با متعصبان، كاري ندارد.

راه خودش را مي رود.

من با جامعه ام حركت مي كنم كه به سازها و صداهاي جديد نياز دارد، هرچند اين صداها نزديك به هم هستند.

صداي ايشانلن و كمانچه از نظر خيلي ها شبيه به هم هست اما من فكر مي كنم بين صداي اين دو ساز مي توان بسياري صداي جديد گذاشت كه نه كمانچه باشد و نه ايشانلن.

آدم معمولي نمي تواند فاصله اين صدا را درك كند و تشخيص دهد.

فقط كساني متوجه اين تفاوت مي شوند كه گوش حساس به صدا دارند و با صدا زندگي كرده اند.

ما مگر فقط يك نوع رنگ آبي داريم؟ هزاران نوع رنگ آبي هست كه با هم فرق دارند.

يكي قرمزش كمي بيشتر هست و ديگري كمي كمتر.

همين تفاوت هاي ريز و كوچك براي تنوع صوتي كافي هست.

به نظرم اين رنگ صداهاي جديد در كنار صداهاي قديم مي تواند صداهاي بسيار زيبايي توليد كند.

توصيه مي كنم اينقدر درباره كارهاي جديد موضع نگيرند.

همين موضع گيري ها باعث شده افراد جواني كه مايل به نوآوري هستند، از خلاقيت دست بكشند.

اين كار باعث شده همه هستعدادها و خلاقيت هاي ما در نطفه خفه شوند.

چرا؟ چون هستادي كه خيلي هم معروف بوده، از نو آوري ها به عنوان مسخره بازي ياد كرده هست، اما نبايد از هيچ كس واهمه داشت.

بايد راهي را برايشانم كه فكر مي كنيم درست هست.

من سليقه امت را مي شناسم و مي دانم كه متاع كفر و دين بي مشتري نيست، اما همه چيز وقت مي خواهد.

سازهاي جديد هم براي معرفي شدن به وقت نياز دارد.

نبايد من خودم بگايشانم كه سازها خوب هستند.

هنرمندان و نوازندگان بايد اين سازها را بنوازند و در مورد اون نظر بدهند.

سپس نواختن اين ساز، نوازندگان متوجه مي شوند كه با اين ساز مي توانند نغماتي را اجرا كنند كه با ساز قبلي نمي توانستند.

بعدها متوجه مي شوند كه سبو يا صُراحي مي تواند نغماتي را اجرا كند كه كمانچه توانايي اجراي اونها را ندارد.

طبيعي هست كه سازهاي جديد لهجه اي دارند كه قديمي ها ندارند.

ما هم همين را مي خواهيم.

همين كه اين موضوع توجه هنرمند را به خود جلب كند، براي ما كافي هست.

با توجه به اينكه عنوان شده سفارش ساخت سازهاي جديد هم پذيرفته مي شود آيا اين سازها در حال حاضر قابليت توليد انبوه را دارند؟
كارگاه ما همين حالاهم هستعداد اين را دارد كه سازها را به توليد انبوه برساند.

در حد امكانات مي توانيم به كمك يك سازساز خوب و چند همكار و البته با نظارت خودم سفارش ساخت بگيريم.

در حد نياز مي توانيم پاسخگو باشيم.

البته بايد نظارت بيشتري هم صورت گيرد.

بالاخره مهر شجريان بر سازها مي خورد و اعتبارش هم بايد حفظ شود.

آيا براي نظارت وقت كافي در اختيار داريد؟
بالاخره اگر هم نداشته باشم، بايد وقت بگذارم.

اگر تعداد زياد بخواهند در عرض دو تا سه ماه مي توانيم بسازيم و عرضه كنيم.

شجريان شما در چند سال اخير در فرموده هاي تان به طور ايشانژه بر بحث سنت و اصالت در موسيقي ايراني تمركز كرده ايد.

همواره عنوان كرده ايد كه اصالت هنر بايد حفظ شود اما سنت بايد تغيير كند.

گاهي نيز موضع گيري هاي تندي عليه سنت داشته ايد.

از طرف ديگر آخرين سندي كه از شكل گيري موسيقي ايراني داريم، به دوران قاجار بازمي گردد.

يعني وقت خيلي زيادي از شكل گيري اون نمي گذرد.

با وجود اين به نظر شما آيا مي توان از موسيقي ايراني به عنوان موسيقي «سنتي» ياد كرد؟

ابتدا بايد تعريف مشخصي از سنت و اصالت ارايه دهيم.

گام هايي كه در گوشه هاي مختلف موسيقي ايراني داريم، تعيين كننده اصالت موسيقي ما هستند.

مثلابرخي گام ها تعيين كننده دستگاه ماهور هستند كه خروج از اون گام ها، ما را از ماهور نيز خارج مي كند.

اين يك تعريف كلي از اصالت موسيقي ماست، اما سنت فرمي از اين اصالت هست كه جامعه در نسل هاي مختلف اون را به صورت هاي مختلف تغيير مي دهد.

يعني هر پديده اي وقتي به جايي رسيد كه همه به سمت اون رفتند و به اون گرايشاندند، شكل سنت به خود مي گيرد.

مثلابرخي سنت هاي عروسي كه قبلاوجود داشته، اكنون ديگر وجود ندارد اما به جاي اون سنت هاي جديدي شكل گرفته هست.

ما اگر بخواهيم سنت هاي دو هزار سال پيش را حفظ كنيم و ادامه دهيم به آدم هاي عقب افتاده ماقبل تاريخ تبديل مي شايشانم.

جوانان در هر نسلي سنت هاي جديد خودشان را ساخته اند.

به اين معنا كه گذشته خودشان را آموخته اند و ديواري را شكسته اند و از اون به بيرون جهيده اند.

بر پايه همين هم سنت جديدي ساخته اند.

هر وقته اي بر پايه اصالت ها سنت هاي جديد خود را مي سازد.

ما نبايد در سنت هاي قاجار درجا بزنيم.

چون جامعه هيچ گاه درجا نمي زند.

موسيقي جامعه اي كه با سرعت زياد پيش مي رود، نمي تواند قاجاري باشد.

متاسفم كه بگايشانم بخشي از موسيقي امروز ما هم به موسيقي پامنقلي تبديل شده هست و دوست دارد در رخوت و آرامش به سر برد.

اين نوع موسيقي اكنون ديگر جوابگو نيست.

جامعه امروز ما به حركت و تحرك نياز دارد.

جوان هايي هم هستند كه امروز موسيقي پرانرژي را دنبال مي كنند.

ضمن اينكه همين جواني كه با نوآوري موسيقي مي سازد، سنت ها را هم به خوبي مي شناسد اما وقت به او اجازه نمي دهد كه در سال هاي قبل حركت كند.

به يقين جوان هاي 30سال بعد هم سنت هاي فعلي را تغيير مي دهند و سنت هاي جديد مي سازند.

ما نمي توانيم روند تاريخي و فرهنگي و هنري جامعه را از اون بگيريم.

اين حق جامعه و جوانان هست كه همه چيز را خودش انتخاب كند.

بايد به اين انتخاب ها احترام گذاشت.

حالاعده اي بيايند و بگايشانند اين راه فنا هست.

خير؛ اين راه فنا نيست.

اين راه ارتقاي بشر هست كه با سرعت دارد به زندگي خودش ادامه مي دهد.

وقتي فرم زندگي عوض مي شود در پي اون روحيات هم تغيير مي يابد.

اينها چيزي هست كه كمتر به اون توجه مي شود.

وقتي سرعت زندگي بالامي رود، سرعت موسيقي هم بايد بالابرود.

فردي كه با سرعت حرف مي زند، موسيقي اش هم سرعت بالايي دارد.

يا شخصي كه يك خط در ميان سخن مي گايشاند، موسيقي اي شبيه به حرف زدنش توليد مي كند.

من و برخي ها كه سنت 50 سال پيش را حفظ كرده ايم، براي نسل هاي آينده اين كار را انجام داده ايم.

اين كار را كرده ايم كه از دل اون سنت هاي جديد شكل بگيرد.

پس موسيقي اصيل در هر وقتي سنتي جديد براي خود توليد مي كند.

درست مثل چرخه كندايشان عسل...

با اين تعاريف از سنت و اصالت بله؛ مي توان به موسيقي ايراني پسوند «سنتي» هم اطلاق كرد.

آقاي شجريان چه سنت هايي در زندگي شخصي خودتان وجود داشته كه اونها را شكسته و تغيير داده ايد؟
زندگي شخصي هر كس تحت تاثير جامعه اي هست كه در اون زندگي مي كند.

همواره با اون پيش مي رود اما درباره خودم بايد بگايشانم امروز مطلقا اون آدم متعصبي نيستم كه در دوران جواني بودم.

هميشه فرموده ام كه تعصب، خامي هست.

از تجربه هايي كه در زندگي داشته ام، آموخته ام كه اون تعصب ها به معناي خامي هست.

يعني من فقط يك چيز را بلدم و چيز ديگري نمي دانم.

تعصب درست به اين معناست كه جلو تر از بيني خودت را نبيني.

اگر افق ديد را كمي فراتر ببري، ديگر نمي تواني تعصب داشته باشي.

اگر واقعيت هاي جامعه را در نظر داشته باشي، ديگر نمي تواني متعصب باشي.

واقعيت هايي كه در سياست، فرهنگ و هنر و...

وجود دارد.

با تعصب بودن به معناي جداكردن خود از ديگران و جامعه هست.

بنابراين نبايد دگم بود بايد واقع گرا بود.

تنها تعصبي كه در زندگي دارم، اين هست كه با آدم دروغگو نمي توانم زندگي كنم و در اين مورد اتفاقا دگم هستم.

خودم هم هيچ گاه دروغ نمي گايشانم.

انسان با هر شكلي و هر ديني و هر مليتي ارزش دارد.

براي من سياه و سفيد يا ايراني و غيرايراني با هر اعتقاداتي تفاوتي نمي كند.

اونچه براي من مهم هست، خود انسان هست.

انسان كه در هر لباسي ارزش دارد.

من نيز خود انسانم و براي انسان ها ارزش قايلم.

اكنون با اين طرز تفكر زندگي مي كنم و پيش مي روم، در حالي كه در جواني اصلااين گونه فكر نمي كردم.

تفكر فعلي من ناشي از تجربه هايي هست كه در زندگي داشته ام.

به خاطر همين هست كه اگر اكنون اين موضوع را به يك جوان بگايشاني به سختي قبول مي كند، شايد هم نپذيرد اما به يقين پس از 30 سال به تفكري مي رسد كه من اكنون رسيده ام.

بي غيرت نشده ام اما متعصب هم نيستم.

معتقدم همواره بايد واقعيت ها را دريابيم، به اون احترام بگذاريم و با وفق دادن خود با اين واقعيات زندگي و حركت كنيم.

منبع

116:

با تشکر ازunartigمی فرستمش به تاپیک هستاد شجریان

117:

آلبوم جدید شجریان سپس یک سال مجوز انتشار گرفت


سپس گذشت بیش از یک سال از ارائه آلبومی با صدای محمدرضا شجریان به وزارت فرهنگ و ارشاد ایران، امروز مدیر کل دفتر موسیقی این وزارتخانه اظهار داشته که مجوز انتشار آلبوم "مرغ خوش خوان" صادر شده هست.
محمد میروقتی، مدیر کل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران، در نشستی که دوشنبه سوم مرداد ماه با خبرنگاران داشت در جمع اونها فرمود که یک روز پیش مجوز انتشار آلبوم "مرغ خوش‌خوان" صادر شده هست.



در ایران آلبوم‌های موسیقی هم مانند کتاب باید پیش از انتشار، توسط گروهی از کارشناسان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی این کشور، بررسی شوند و در صورتی که شعرها درست تشخیص داده شوند و اثر به لحاظ موسیقایی نیز بلااشکال باشد، مجوز صادر می‌شود و ناشر می تواند اون اثر را تکثیر کند و در بازار بفروشد.
در چند ماه گذشته محمد علی رفیعی مدیر برنامه‌های آقای شجریان و سپس اون خود او فرموده بودند که این آلبوم را اواخر سال ۱۳۸۸ شمسی براری اخذ مجوز به وزارت فرهنگ داده اند.

روندی که اونها می‌گویند معمولا "یک تا دو ماه" طول می‌ کشد برای «مرغ خوش‌خوان» بیش از یک سال طول کشیده هست.
دو هفته پیش هم در ادامه همین ماجراها بود که آقای شجریان در فرمودگویی تلویحا اشاره کرده بود که با انتشار آثارش در خارج از ایران، این آثار کپی شده و به دست دوستداران موسیقی سنتی در ایران هم می‌رسد.
محمدرضا شجریان، از مشهورترین خوانندگان موسیقی سنتی ایران هست.

آقای شجریان در سالهای اخیر بیشتر در خارج از ایران کنسرت داشته هست.

اما امروز آقای میروقتی به خبرنگاران درباره اجرای کنسرت‌های او فرموده: «شرایطی را مهیا خواهیم کرد که برای اجرای صحنه‌ای دچار مشکل نشوند.»
آقای شجریان و گروه موسیقی او به سرپرستی مجید درخشانی در نظر دارند در مهرماه امسال یک تور اروپایی داشته باشند و در کشورهای بلژیک، آلمان، بریتانیا، هلند، سوئد و اتریش اجرای برنامه نمايند.
سپس انتخابات ریاست جمهوری دو سال پیش در ایران که منجر به اعتراض مخالفان محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران شده بود، محمدرضا شجریان جانب معترضان را گرفت.

او از جمله در اعتراض به وقایع اون روزها از رادیو و تلویزیون دولتی ایران خواست تا هیچ اثری از او را پخش ننمايند حتی اجرای یکی از دعاهای ماه رمضان او را که به دعای "ربنا" مشهور هست.

این درخواست با هستقبال مدیران رادیو و تلویزیون ایران مواجه شد.

هرچند هر از گاهی عده‌ای از صدا و سیما و آقای شجریان می‌خواهند تا به این دعوا خاتمه داده و دست کم اجازه پخش "ربنا" را صادر نمايند.
با اینکه وزارت ارشاد مجوز انتشار آلبوم جدید محمدرضا شجریان را صادر کرده اما به نظر می‌رسد که همچنان آقای شجریان برای هر کاری آزادی عمل ندارد.

چندی پیش برنامه بود که یادواره فرامرز پایور، سنتور نواز و آهنگساز در تالار وحدت شهرستان تهران انجام شود، سخنرانی آقای شجریان لغو شد.

اون ماجرا با اعتراض‌هایی از سوی خانه موسیقی ایران رو به‌رو شد.


118:

كنسرت هستاد محمدرضا شجریان و گروه شهناز در آمريكا- خرداد 89

استاد شجریان

119:

ما خراسانی ها ارادت خاصی نسبت به هستاد و آقا زادشون(آقا همایون ) داریم

120:

میثاق عزیز بسیار زیبا بود ممنون از شما

121:

تقدیم به همه دوستداران هستاد (با تشکر از ست 98 و دوست عزیز بم تار =========================================== همراه شو عزیز اجرای جدید هستاد شجریان کنسرت آلمان
http://www.youtube.com/watch?v=AwjV3MS0HR0 ››

›› Download ‹‹ (video.flv - Low Quality 320x240)
Right-click download link, choose 'Save Link As...', and rename file to video.flv
›› Download ‹‹ (video.flv - High Quality 640x480)
Right-click download link, choose 'Save Link As...', and rename file to video.flv
›› Download ‹‹ (video.mp4 - High Quality 480x360)
Right-click download link, choose 'Save Link As...', and rename file to video.mp4


122:

تصنیف جدید و شورانگیز هستاد محمدرضا شجریان با آهنگی از کیوان ساکت و شعر زیبای هوشنگ ابتهاج به نام "ای شادی آزادی"
متن تصنیف:

ای شادی ِ آزادی !
روزی که تو بازآیی
با این دل ِ غم پرورد
من با تو چه خواهم کرد ؟
غم هامان سنگین هست
دل هامان خونین هست
از سر تا پامان خون می بارد
ما سر تا پا زخمی
ما سر تا پا خونین
ما سر تا پا دردیم
ما این دل ِ عاشق رادر راه ِ تو آماج ِ بلا کردیم
می فرمودم :روزی که تو بازآیی
من قلب ِ جوانم راچون پرچم ِ پیروزی بر خواهم داشت
وین بیرق ِ خونین را بر بام ِ بلند ِ توخواهم افراشتمی
فرمودم :روزی که تو باز آیی
این خون ِ شکوفان راچون دسته گل ِ سرخی در پای تو خواهم ریخت
وین حلقه ی بازو رادر گردن ِ مغرورت خواهم آویخت
ای آزادی !
بنگر ! آزادی !
این فرش که در پای تو گسترده ست
از خون هست
این حلقه ی گل خون هست
گل خون هست ...ای آزادی !
از ره ِ خون می آیی
اما می آیی و من در دل می لرزم :

این چیست که در دست ِ تو پنهان هست ؟
این چیست که در پای تو پیچیده ست ؟
ای آزادی ! آیا با زنجیرمی آیی ؟ ...

123:


دلم براي شنيدن صداي ربناي هستاد از تلايشانزيون خيلي تنگ شده
مجبوريم صداي ضبط شده ايشان را خودمان بزاريم براي پخش

نمي دانم چرا كسي به اين موضوع اعتراضي نكرده

124:

دیگر چه اعتراضی باید کرد ...؟
وقتی خود ایشان صراحتا عنوان کردند که صدای من رو از تلویزیون خمینی پخش نکنید!


پ.ن: کاری از دست کسی بر نمیاد

125:


سال گذشته هم اينجور مسائل بود ولي بعد يكي دو روز مشكل رفع شد ! امسال ديگه كلآ بيخيال شدن انگار

خدا رو شكر موذن اردبيلي مرده وگرنه بايد ايشان و امثال ايشانم فقط با صداي ضبط كرده گوش ميداديم !

126:

اینجور موقع ها خود هنرمند هم نباید هنر رو با سیاست مخلوط کنه،
روح لطیف و پاک هنر هرگز قابل جمع بستن با مسائل سیاسی نیست ...
سیاست به اندازه کافی کثیف هست که نتواند توجیه خوبی برای این قضیه باشد.
به هر رو هنر اون هم در قالب صداهای مذهبی اون هم در ماه مبارک رمضان کمال بی انصافی هست که اینگونه در انزوا برنامه بگیرد ..

این وسط امت متضرر میشن

127:

کنسرت شجریان در دبی

بليت فروشي كنسرت محمدرضا شجريان از چهارشنبه اين هفته(15 دي ماه) در سايت دل آواز آغاز مي شود.

محمد علي رفيعي،مدير برنامه‌هاي محمدرضا شجريان با فراخوان اين خبر به ايلنا فرمود: «طبق هماهنگي‌هاي انجام شده با موسسه‌اي كه برنامه هست كه بخشي از بليت‌هاي اين كنسرت را از طريق سايت دل آواز به فروش برساند، بليت فروشي اين كنسرت با بهاي 80 تا 250 دلار آغاز مي‌شود.»

ايشان اضافه کرد: «ظرفيت اين سالن سه هزار نفر هست و قيمت بليت‌هاي اين كنسرت 80 تا 250 دلار تعيين شده هست.»

محمدرضا شجریان و گروه شهنازِ، پنجشنبه ۲۸ بهمن ( ۱۷ فوریه ۲۰۱۱ ) در مرکز تجاری دوبی، سالن شیخ راشد، به‌سر‍پرستی و آهنگسازی هستاد مجید درخشانی، کنسرت موسیقی ایرانی انجام خواهند کرد.



این برنامه پس از هستقبال بی‌نظیر در انگلستان، هسترالیا، آمریکا و کانادا در دو بخش دستگاه همایون -رندان مست - و ماهور - بی‌همزبان- همراه با سازهای ابداعی هستاد شجریان اجرا خواهد شد.



انجام نماينده این کنسرت شرکت Oasis Promotions در دوبی هست.

128:

او صدای ماست، صدای ماندگار ما.


129:

درود بر هستاد شجریان

تفنگت را زمین بگذار....

130:


پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : استاد شجریان




گروه موسيقي، آبادان، نزديك بازار ماهي فروشان هميشه دو دستفروش مي نشينند و موسيقي مي فروشند.

از نوارهاي كاست قديمي گرفته تا دي ايشان دي هاي جديد صوتي و تصايشانري.

داخل يكي از جعبه هاي كوچك رايشان زمين پر از دي ايشان دي هايي بود كه رايشانش نوشته بود: «فرمود وگايشان هستاد شجريان در قونيه تركيه (تصايشانري).» از پيرمرد مي پرسم اين فرمود وگو درباره چيست؟ جواب مي دهد: «همونيه كه باعث شد هستاد از ايران بِره.» سعي كردم به او توضيح بدهم كه شجريان همچنان در ايران هست و هيچ جا نرفته، باور نكرد.

به نقل انتخاب به نقل از روزنامه شرق، اينها را كه براي محمدرضا شجريان تعريف مي كنم مي خندد و باب فرمود وگو باز مي شود.

مي گايشاند: «فكر مي كردند شجريان از ايران رفته هست و ديگر نمي تواند به ايران بازگردد.

اين تصور اشتباه هم ناشي از اين بود كه همه چيز را سياسي كرده اند و امت هم با همين مبنا فكر مي كنند.

در حالي كه من هيچ گاه سياسي نبوده ام و همواره در كنار امت زندگي كرده ام.

هنوز هم برخي ها فكر مي كنند كه من ايران نيستم...»

نزديك دو سال بود كه محمدرضا شجريان با هيچ رسانه مكتوبي فرمود وگو نكرده بود.

امسال اما چندين عامل باعث شد تا اين هنرمند موسيقي ايراني تصميم بگيرد به درخواست يكي ،دو روزنامه جواب مثبت دهد و با اونها فرمود وگو كند.

شايد يكي از اين دلايل شايعه اي بود كه در شهر پيچيده بود: «شجريان از ايران رفته هست و ديگر بازنمي گردد.» محمدرضا شجريان از همان دوران نخست فعاليت هنري خود همراه با واقعيات اجتماعي حركت كرده هست.

از دوران چاووش تا همين روزها.

اونچه اين روزها او به عنوان دغدغه خود مطرح مي كند، بحث تعصب، اصالت و سنت هست.

او در طول فرمود وگو مدام گريزي مي زد به بحث تعصب و مخالفتش را با اون ابراز مي كرد.

در جايي از فرمود وگو اينچنين مي گايشاند: «تعصب درست به اين معنا هست كه جلوتر از بيني خودت را نبيني.

اگر افق ديد را كمي فراتر ببري ديگر نمي تواني تعصب داشته باشي.

اگر واقعيت هاي جامعه را در نظر داشته باشي ديگر نمي تواني متعصب باشي.

واقعيت هايي كه در سياست، فرهنگ و هنر و...

وجود دارد.

با تعصب بودن به معناي جداكردن خود از ديگران و جامعه هست.» و در جايي ديگر به واقع گرايي خود تاكيد مي كند: «نبايد دگم بود و بايد واقع گرا بود.

تنها تعصبي كه در زندگي دارم اين هست كه با آدم دروغگو نمي توانم زندگي كنم و در اين مورد اتفاقا دگم هستم.

خودم هم هيچ گاه دروغ نمي گايشانم.

انسان با هر شكلي و هر ديني و هر مليتي ارزش دارد.

براي من سياه و سفيد يا ايراني و غيرايراني با هر اعتقاداتي تفاوتي نمي كند.

اونچه براي من مهم هست خود انسان هست.

انسان كه در هر لباسي ارزش دارد.

من نيز خود انسانم و براي انسان ها ارزش قايلم.

اكنون با اين طرز تفكر زندگي مي كنم و پيش مي روم در حالي كه در جواني اصلااين گونه فكر نمي كردم.»

فرمود وگو با محمدرضا شجريان هنرمندي كه آواز ايراني را به بالاترين سطح خود رسانده، سختي هاي خاص خود را دارد.

از گرفتن وقت براي فرمود وگايشان حضوري و اختصاصي گرفته تا انجام مصاحبه.

در طول فرمود وگو بايد همه حواست را جمع كني.

وقتي سوال ها را مي پرسي «با چشماني كه همواره سخن مي گايشانند» به دقت نگاهت مي كند.

امكان ندارد سوال را دو بار بپرسي يا با جملاتي ديگر تكرار كني.

همان لحظه نخست، منظورت را مي فهمد و گاه ميان پرسش شروع به جواب دادن مي كند و جواب درست همان چيزي هست كه منظور مصاحبه كننده هست.

اين فرمود وگو فرداي روز گشايش نمايشگاه سازهاي ابداعي محمدرضا شجريان در خانه هنرمندان صورت گرفت.

در روز گشايش نمايشگاه، محمدرضا شجريان با اشتياق تمام سازهايش را به امت معرفي كرد.

چندين و چند بار و براي هر علاقه مندي سازها را توضيح داد.

نمايشگاه تمام شد و شجريان در يكي از اتاق هاي خانه هنرمندان ميزبان خبرنگاران شد.

وقتي خبرنگاران از او درخواست فرمود وگايشان اختصاصي مي كردند، با وسواسي كه همواره در هنر و رفتار اجتماعي اش دارد، برنامه فرمود وگو را نهايي مي كرد.

او در جزيي ترين رفتارهاي اجتماعي اش نيز دقت مي كند.

چند روز پيش سايت دل آواز كه اين روزها بر فعاليت خبري خود اضافه کرده و فعال تر شده متن تكذيب يك فرمود وگو با محمدرضا شجريان را در يك نشريه ورزشي منتشر كرد؛ فرمود وگايشاني كه با اون روزنامه انجام نشده بود.

برنامه فرمود وگو ساعت 11:30 بود اما ساعت 12پذيراي ما شد.

وارد اتاق كه مي شايشانم، بابت نيم ساعت تاخير عذرخواهي مي كند و با عباس كوثري عكاس روزنامه درباره نور مناسب براي عكاسي و جاي نشستن توافق مي كند.

چشمش به گلدان بزرگ گوشه اتاق مي افتد.

بلند مي شود و چند شاخه اي از اون را كه رو به زردي گراييده هرس مي كند.

با خنده مي گايشاند سال هاست كه عاشق باغباني هست.

فرمود وگو با محمدرضا شجريان با بحث درباره سازها شروع مي شود.

از او در مورد ساز «باربد» جديدترين ساز ابداعي اش مي پرسيم، سازي كه بيش از يك هفته نيست در زمره سازهاي ابداعي او برنامه گرفته هست كه در اين باره چنين توضيح مي دهد: «سال هاست عود را گوش مي كنم و حس مي كنم، اونچنان كه بايد و شايد نمي توانم به اين ساز دلبستگي پيدا كنم، با اين همه، زندگي من صداست.

هم در ضبط ها ما را اذيت مي كند و هم اينكه در تك نوازي اونچنان نمي تواند نظر من را جلب كند.

اين شد كه تصميم گرفتم، سازي نزديك به اين ساز درست كنم تا عودنواز يك رنگ صداي ديگر هم بشنود.

هستاد آواز ايران اين ساز جديد بربط گونه را، خواهر عود مي خواند چرا كه «دسته همان دسته هست با همان سيم ها و فواصل عود و تنها شكل بدنه اون با عود فرق مي كند و براي صفحه و زيركاسته اون نيز پوست تعبيه شده هست كه همين وجه تمايزات سبب مي شود، باربد، رنگ صدايي متفاوت نسبت به عود پيدا كند.» شجريان در مورد صداي باربد، ايشانژگي هاي اون و همينطور عمده تفاوتش با بربط، اينچنين مي گايشاند: «خيلي سعي و دقت كردم كه وقتي با باربد آكورد مي گيريم، مثل عود، فالش نخواند و خوشبختانه همين طور هم شد و باربد خيلي ژوست و درست مي خواند.

تهمورس پورناظري كه با اون مي نواخت، خيلي با اين ساز راحت بود و مي فرمود: «من هركاري كه بخواهم، مي توانم با اين ساز اجرا کنم.»

شجريان با اشتياق مقدمه سخنش را درباره «باربد» اين گونه به پايان مي رساند: «باربد در واقع همان عود هست اما با رنگ صدايي متفاوت...

امكانات اين ساز براي نوازنده بيشتر هست تا بتواند احساسات خود را رايشان اون پياده كند و خوشبختانه اون طور كه مي خواستم، اين ساز انتظاراتم را برآورده كرده هست.»اما فرمود وگايشان «شرق» با محمدرضا شجريان با اين سوال آغاز شد و با سوال هاي ديگر ادامه يافت.

شجريان، در ماه هاي اخير اين شايعه شنيده شده بود كه شما از ايران رفته ايد و ديگر باز نخواهيدگشت.

فكر مي كنيد چه دليلي باعث شد كه اين شايعه مطرح شود؟

نه كنسرتي داشته ام نه آلبومي از من منتشر شده هست.

به خاطر همين متاسفانه در يك سال اخير تمام ارتباط هايم با امت قطع شده بود.

از طرفي تمام زندگي من در ارتباط با امت خلاصه مي شود.

هم ارتباط من با امت و هم ارتباط امت با من.

اين قطعي ارتباط باعث شده بود امت فكر كنند من از ايران رفته ام، در حالي كه من همين جا در ايران بودم.

من به امت نياز دارم و امت به ديدن و شنيدن من.

فكر مي كردند شجريان از ايران رفته هست و ديگر نمي تواند به ايران بازگردد.

اين تصور اشتباه هم ناشي از اين بود كه همه چيز را سياسي كرده اند و امت هم با همين مبنا فكر مي كنند.

در حالي كه من هيچ گاه سياسي نبوده ام و همواره در كنار امت زندگي كرده ام.

هنوز هم برخي ها فكر مي كنند كه من ايران نيستم...

به موضوع سازهاي ابداعي شما بپردازيم.

سازهاي جديد هنوز به طور جدي در اركسترهاي ايراني هستفاده نمي شود.

به نظر شما به عنوان طراح و سازنده سازهاي جديد، آيا اين سازها قابليت اين را دارند كه در كنار ديگر سازهاي ايراني اركستري بزرگ مثلادر حد اركستر سمفونيك تشكيل دهند؟


ابتدا من مقدمه اي درباره سازهاي جديد بگايشانم.

بعد به پرسش شما جواب مي دهم.

برخي واكنش ها كه نسبت به سازهاي جديد صورت مي گيرد، بيشتر از سايشان ساز سازهاي سنتي هست.

اونها از اينكه جايگاه سازشان مورد تهديد واقع شود، هراس دارند.

در حالي كه اصلاچنين نيست.

من معتقدم وقتي تعداد سازها بيشتر مي شود و رنگ و صداي سازها هم بيشتر مي شود، به تبع سليقه هاي بيشتري هم سراغ موسيقي مي آيد و به موسيقي جذب مي شود.

به عبارت ديگر با ساختن سازهاي جديد و ارايه اونها تعداد كساني كه علاقه مند به سازهاي سنتي هستند، كم نمي شود.

يعني ما شكارچي سازهاي سنتي و نوازندگان اونها نيستيم.

اونها در كارشان ثابت هستند و حتي از ميان نسل جوان و نسل بعد هم كساني هستند و خواهند بود كه نوازندگي سازهاي سنتي را ادامه و پيگيري خواهند كرد؛ همچنان كه اكنون نيز دارند دنبال مي كنند.

پس بايد بگايشانم نبايد اين نگراني از سايشان نوازندگان سازهاي سنتي وجود داشته باشد.

به نظرم بهتر هست واكنشي هم نشان ندهند.

چون براي اعتبار خودشان هم خوب نيست.

بيشتر واكنش هايي كه صورت گرفته منطقي نداشته و از رايشان غرض بوده هست.

به نظرم با اين واكنش ها كه از رايشان خيرخواهي نيست به جايگاه خودشان خدشه وارد مي كنند.

از سايشان ديگر صدا مثل رنگ هست.

من بايد اين مثال را همواره تكرار كنم تا قضاوت هاي عمومي هم اصلاح شود.

چون به طور معمول برخي ها ناشيانه قضاوت مي كنند.

همچنان كه رنگ بايد متنوع باشد و نقاش هم امكانات بيشتري از نظر رنگ داشته باشد تا اون تصايشانر و درونيات را كه مي خواهد، زيباتر ارايه كند، موسيقي دان هم به تنوع صدا و رنگ بيشتر ساز نياز دارد تا هدف خودش را بهتر منتقل و منظورش را زيباتر بيان كند.


بشر ذاتا دوست دارد حق انتخاب داشته باشد و براي همين دوست دارد گزينه هاي بيشتري هم در اختيار داشته باشد تا به انتخاب نهايي خود برسد.

ما مي خواهيم رنگ هاي جديد و تازه را لابه لاي رنگ هاي اصلي بچينيم.

اين كمك مي كند كه رنگ هاي اصلي هم جايگاه بهتري پيدا كنند.

جاي هيچ نگراني هم وجود ندارد.

سازهاي جديد هرگز نمي توانند جاي سازهاي قديمي را بگيرند.

مثل اين مي ماند كه يك خواننده بگايشاند مي خواهد جاي شجريان را بگيرد.

من جايگاه خودم را دارم و او هم مي تواند فقط جايگاه خودش را داشته باشد و نمي تواند من را نفي كند.

دليلش هم اين هست كه من سال ها با امت در ارتباط بوده ام و امت هم با من زندگي كرده اند و جايگاه من هم ميان امت كاملامشخص هست.

جايگاه او هم همين طور.

ساز هم مثل همين موضوع هست.

ما نمي توانيم مثلاساز تار را از موسيقي بيرون كنيم.

اصلامگر ديوانه ايم كه تار را از صحنه خارج كنيم؟ ما نمي توانيم سازي را كه سال ها اجرا شده و به اين درجه رسيده، بيرون كنيم.

ما فقط مي خواهيم كنار اون ساز يك برادر يا يك خواهر بگذاريم.

در اين صورت هست كه در كار گروه نوازي مي توانيم حد موسيقي را كمي بالاتر ببريم.
اما در جواب به پرسش شما بايد بگايشانم ما در سازهاي بادي اعم از برنجي و چوبي در حد اركستري مثل اركستر سمفونيك نيستيم.

ما فقط ساز ني را داريم.

جايگاه ني هم مشخص هست كه كجاست.

ني را نمي توانيم مثل تعداد زياد سازهاي برنجي و چوبي كنار هم برنامه دهيم.

بخش مهمي از يك اركستر سمفونيك هم سازهاي بادي هستند.

بنابراين در سازهاي بادي نمي توانيم خودمان را با اونها مقايسه كنيم.

ما فقط مي توانيم خودمان را در بخش سازهاي كششي و مضرابي با اركستري مثل اركستر سمفونيك مقايسه كنيم.

البته رقابتي هم در ميان نيست.

در حدي كه بتوانيم رنگ آميزي اركستر را از نظر صداها افزايش دهيم، ساز جديد ساخته ايم.

در اين ميان وسعت صداها هم مد نظر بوده هست.

از بم ترين صداي سازي مثل كنترباس شروع كرده ايم تا به بالاترين صداي سوپرانو در اكتاو هفتم تا هشتم پيانو برسيم.

اين وسعت صدا اكنون در سازهاي من قابل دسترسي هست.

پيش از اين وجود نداشت.

مثلاساز تار را نگاه كنيد.

كاملامشخص هست كه از يك حد فراتر نمي رود.

عود هم كه بم ترين صدا را در سازهاي ايراني دارد، باز هم از يك حد معين فراتر نمي رود، اما در سازهاي جديدي كه ساخته ام به محدوده صوتي فراتر رسيده ام.

با توجه به وجود اين خلادر محدوده صوتي سازهاي ايراني بايد سازهاي جديد به وجود مي آمد.

من هم بر همين پايه اين سازها را ساختم تا وسعت صداي اركسترها و حجم اونها بالاتر رود.

اين باعث مي شود تا آهنگساز هم امكانات بيشتري در اختيار داشته باشد و بتواند اون هدفي را كه مي خواهد، با اين صداها ارايه كند.

به يقين اين سازهايي كه تا الان داشتيم، هرگز نمي تواند يك رهبر اركستر را راضي نگه دارد.

نياز به صداها و رنگ هاي جديد در اركسترهاي ما احساس مي شد تا يك رهبر اركستر بتواند با اونها يك اثر قايشان از نظر وسعت صدا و رنگ آميزي اركستر ارايه دهد.

برخي ها اين نقد را وارد مي كنند كه سازهاي جديد شما صرفا تغيير گرافيكي سازهاي مشابه غربي هست.

به اين معنا كه فقط گرافيك سازها تغيير يافته و صداي جديدي شنيده نمي شود.

نظر خودتان در اين باره چيست؟

پايه ا بايد اين سوال را مطرح كرد كه موسيقي جز صداها چه معنايي دارد؟ از يك گام و فواصل معين شروع مي شود.

خب اگر اين طور هست كه مي گايشانند پس بايد به كمانچه هم بگايشانيم ايشانلن.

چون سيم ايشانلن در اون به كار برده مي شود.

به اين ترتيب كمانچه سوپرانو همان ايشانلن سوپرانو هست و كمانچه آلتو همان ايشانلن آلتو.

پس پايه ا چرا كمانچه در اركسترهاي ايراني هستفاده مي شود.

بياييد اون را از اركسترها بيرون بيندازيم و از ايشانلن هستفاده كنيم.

خب كاري را كه كمانچه مي كند، ايشانلن هم مي تواند اجرا کند.

تازه پوزيسيون هايي در ايشانلن وجود دارد كه اجراي اونها با كمانچه دشوار هست.

اين اظهارنظر يا مغرضانه هست يا ناآگاهانه.

از دو حالت خارج نيست.

يا موزيسيني هست كه صرفا اجراي موسيقي خودش را بلد هست و نسبت به صدا و موسيقي فرافكني مي كند يا متعصب هست كه همه گونه هاي ديگر موسيقي را رد مي كند و فقط از يك نوع موسيقي دفاع مي كند كه خودش اون را اجرا مي كند.

خيلي از اين اهالي موسيقي آدم هاي بسته اي هستند كه با هر نوع نوگرايي مخالفت مي كنند.

ما با اونها كاري نداريم.

پايه ا جامعه با اونها كاري ندارد.

مگر جامعه منتظر هست كه اينها برايش نسخه بپيچند.

جامعه همواره راه خودش را مي رود و كاري به كار متعصب ها ندارد.

50 سال هست كه من بيش از هر موزيسين ديگري با صدا زندگي مي كنم، دقيق تر اگر بگايشانم 68 سال هست كه با صدا زندگي مي كنم يعني از سه سالگي.

در اين مورد مدعي هستم.

هيچ كس به اندازه من صدا را نمي شناسد.

چون من با صدا زندگي كرده ام.

با صدا مي خوابم و با صدا بيدار مي شوم.

هيچ موزيسيني، نه از نظر سني و نه از نظر وسعت كار به اندازه من با صدا آشنايي ندارد.

اين رنگ هاي جديد در كنار رنگ هاي قديمي براي موسيقي ما ضروري هست.

ما به اونها و كاربردشان نياز داريم تا بتوانيم در اركسترهاي مان به صداي جديدي برسيم.

آيا صداي سازهاي جديد در سازهاي غربي غيرقابل دسترس هست؟
خير.

با سازهاي غربي هم قابل دسترس هست اما من اتفاقا براي جواب به احساس نياز اونهايي كه نسبت به حضور سازهاي غربي مثل پيانو و ايشانلن و...

در اركسترهاي ايراني مشكل دارند، سازهاي جديد ساخته ام.

مثلاهمين آقايان كه اين ايرادها را مطرح مي كنند با سازهاي غربي مثل كنترباس و ايشانلن سل و ايشانلن مشكل دارند.

دوست ندارند اين سازهاي غربي در اركسترهاي ايراني حضور داشته باشند اين موزيسين ها نسبت به سازهاي سنتي تعصب دارند، اما بايد به اونها بگايشانم اين سازها اون وسعت لازم را ندارند.

همين ها هستند كه بر تك نوازي و رديف در موسيقي ايراني اصرار مي ورزند.

يكسري رديف دان زندگي موسيقايي بسياري را به رديف منحصر كرده اند.

در صورتي كه من معتقدم رديف يك هزارم از توانايي هاي موسيقي ما نيست.

رديف بخش زيبايي از جملات موسيقي ماست و بس اما آيا موسيقي ايراني فقط بايد در چارچوب رديف منحصر بماند؟ اگر جواب مثبت هست مثل اين مي ماند كه بگايشانيم بهترين شعر فارسي را حافظ فرموده هست.

يعني هيچ كس نبايد شعر بگايشاند و كتاب شعر چاپ كند چون حافظ بهترين شعرها را فرموده هست.

چنين چيزي اصلادرست نيست.

بله؛ حافظ يكي از بهترين نمونه هاي شعر را سروده هست اما آيا ديگر شاعراني چون نيما حق ندارند شعر بسرايند؟ جواب من به اين افراد هم اين هست كه موسيقي ما فقط رديف نيست كه اونها مدام از اون دفاع مي كنند.

ضمن حرمت به رديف و اينكه رديف بخش بسيار زيبايي از موسيقي ايراني هست، بايد بگايشانم نبايد خودمان را محصور در رديف ببينيم.

به عبارت ديگر كسي كه مي خواهد ادبيات شعري ايران را بشناسد، بايد حافظ و شعرهايش را هم بشناسد.

درست مثل موزيسين كه بايد رديف را هم بشناسد.

موزيسين نبايد خود را در رديف زنداني كند.

اگر خود را گرفتار رديف مي كند، به اين دليل هست كه خلاق نيست و نوآوري ندارد.

اين چنين مي شود كه هركس مي خواهد نوآوري بكند، دست به قلم مي شوند و انتقاد مي كنند.

من جامعه ام را مي شناسم.

اين جامعه با متعصبان، كاري ندارد.

راه خودش را مي رود.

من با جامعه ام حركت مي كنم كه به سازها و صداهاي جديد نياز دارد، هرچند اين صداها نزديك به هم هستند.

صداي ايشانلن و كمانچه از نظر خيلي ها شبيه به هم هست اما من فكر مي كنم بين صداي اين دو ساز مي توان بسياري صداي جديد گذاشت كه نه كمانچه باشد و نه ايشانلن.

آدم معمولي نمي تواند فاصله اين صدا را درك كند و تشخيص دهد.

فقط كساني متوجه اين تفاوت مي شوند كه گوش حساس به صدا دارند و با صدا زندگي كرده اند.

ما مگر فقط يك نوع رنگ آبي داريم؟ هزاران نوع رنگ آبي هست كه با هم فرق دارند.

يكي قرمزش كمي بيشتر هست و ديگري كمي كمتر.

همين تفاوت هاي ريز و كوچك براي تنوع صوتي كافي هست.

به نظرم اين رنگ صداهاي جديد در كنار صداهاي قديم مي تواند صداهاي بسيار زيبايي توليد كند.

توصيه مي كنم اينقدر درباره كارهاي جديد موضع نگيرند.

همين موضع گيري ها باعث شده افراد جواني كه مايل به نوآوري هستند، از خلاقيت دست بكشند.

اين كار باعث شده همه هستعدادها و خلاقيت هاي ما در نطفه خفه شوند.

چرا؟ چون هستادي كه خيلي هم معروف بوده، از نو آوري ها به عنوان مسخره بازي ياد كرده هست، اما نبايد از هيچ كس واهمه داشت.

بايد راهي را برايشانم كه فكر مي كنيم درست هست.

من سليقه امت را مي شناسم و مي دانم كه متاع كفر و دين بي مشتري نيست، اما همه چيز وقت مي خواهد.

سازهاي جديد هم براي معرفي شدن به وقت نياز دارد.

نبايد من خودم بگايشانم كه سازها خوب هستند.

هنرمندان و نوازندگان بايد اين سازها را بنوازند و در مورد اون نظر بدهند.

سپس نواختن اين ساز، نوازندگان متوجه مي شوند كه با اين ساز مي توانند نغماتي را اجرا كنند كه با ساز قبلي نمي توانستند.

بعدها متوجه مي شوند كه سبو يا صُراحي مي تواند نغماتي را اجرا كند كه كمانچه توانايي اجراي اونها را ندارد.

طبيعي هست كه سازهاي جديد لهجه اي دارند كه قديمي ها ندارند.

ما هم همين را مي خواهيم.

همين كه اين موضوع توجه هنرمند را به خود جلب كند، براي ما كافي هست.

با توجه به اينكه عنوان شده سفارش ساخت سازهاي جديد هم پذيرفته مي شود آيا اين سازها در حال حاضر قابليت توليد انبوه را دارند؟
كارگاه ما همين حالاهم هستعداد اين را دارد كه سازها را به توليد انبوه برساند.

در حد امكانات مي توانيم به كمك يك سازساز خوب و چند همكار و البته با نظارت خودم سفارش ساخت بگيريم.

در حد نياز مي توانيم پاسخگو باشيم.

البته بايد نظارت بيشتري هم صورت گيرد.

بالاخره مهر شجريان بر سازها مي خورد و اعتبارش هم بايد حفظ شود.

آيا براي نظارت وقت كافي در اختيار داريد؟
بالاخره اگر هم نداشته باشم، بايد وقت بگذارم.

اگر تعداد زياد بخواهند در عرض دو تا سه ماه مي توانيم بسازيم و عرضه كنيم.

شجريان شما در چند سال اخير در فرموده هاي تان به طور ايشانژه بر بحث سنت و اصالت در موسيقي ايراني تمركز كرده ايد.

همواره عنوان كرده ايد كه اصالت هنر بايد حفظ شود اما سنت بايد تغيير كند.

گاهي نيز موضع گيري هاي تندي عليه سنت داشته ايد.

از طرف ديگر آخرين سندي كه از شكل گيري موسيقي ايراني داريم، به دوران قاجار بازمي گردد.

يعني وقت خيلي زيادي از شكل گيري اون نمي گذرد.

با وجود اين به نظر شما آيا مي توان از موسيقي ايراني به عنوان موسيقي «سنتي» ياد كرد؟

ابتدا بايد تعريف مشخصي از سنت و اصالت ارايه دهيم.

گام هايي كه در گوشه هاي مختلف موسيقي ايراني داريم، تعيين كننده اصالت موسيقي ما هستند.

مثلابرخي گام ها تعيين كننده دستگاه ماهور هستند كه خروج از اون گام ها، ما را از ماهور نيز خارج مي كند.

اين يك تعريف كلي از اصالت موسيقي ماست، اما سنت فرمي از اين اصالت هست كه جامعه در نسل هاي مختلف اون را به صورت هاي مختلف تغيير مي دهد.

يعني هر پديده اي وقتي به جايي رسيد كه همه به سمت اون رفتند و به اون گرايشاندند، شكل سنت به خود مي گيرد.

مثلابرخي سنت هاي عروسي كه قبلاوجود داشته، اكنون ديگر وجود ندارد اما به جاي اون سنت هاي جديدي شكل گرفته هست.

ما اگر بخواهيم سنت هاي دو هزار سال پيش را حفظ كنيم و ادامه دهيم به آدم هاي عقب افتاده ماقبل تاريخ تبديل مي شايشانم.

جوانان در هر نسلي سنت هاي جديد خودشان را ساخته اند.

به اين معنا كه گذشته خودشان را آموخته اند و ديواري را شكسته اند و از اون به بيرون جهيده اند.

بر پايه همين هم سنت جديدي ساخته اند.

هر وقته اي بر پايه اصالت ها سنت هاي جديد خود را مي سازد.

ما نبايد در سنت هاي قاجار درجا بزنيم.

چون جامعه هيچ گاه درجا نمي زند.

موسيقي جامعه اي كه با سرعت زياد پيش مي رود، نمي تواند قاجاري باشد.

متاسفم كه بگايشانم بخشي از موسيقي امروز ما هم به موسيقي پامنقلي تبديل شده هست و دوست دارد در رخوت و آرامش به سر برد.

اين نوع موسيقي اكنون ديگر جوابگو نيست.

جامعه امروز ما به حركت و تحرك نياز دارد.

جوان هايي هم هستند كه امروز موسيقي پرانرژي را دنبال مي كنند.

ضمن اينكه همين جواني كه با نوآوري موسيقي مي سازد، سنت ها را هم به خوبي مي شناسد اما وقت به او اجازه نمي دهد كه در سال هاي قبل حركت كند.

به يقين جوان هاي 30سال بعد هم سنت هاي فعلي را تغيير مي دهند و سنت هاي جديد مي سازند.

ما نمي توانيم روند تاريخي و فرهنگي و هنري جامعه را از اون بگيريم.

اين حق جامعه و جوانان هست كه همه چيز را خودش انتخاب كند.

بايد به اين انتخاب ها احترام گذاشت.

حالاعده اي بيايند و بگايشانند اين راه فنا هست.

خير؛ اين راه فنا نيست.

اين راه ارتقاي بشر هست كه با سرعت دارد به زندگي خودش ادامه مي دهد.

وقتي فرم زندگي عوض مي شود در پي اون روحيات هم تغيير مي يابد.

اينها چيزي هست كه كمتر به اون توجه مي شود.

وقتي سرعت زندگي بالامي رود، سرعت موسيقي هم بايد بالابرود.

فردي كه با سرعت حرف مي زند، موسيقي اش هم سرعت بالايي دارد.

يا شخصي كه يك خط در ميان سخن مي گايشاند، موسيقي اي شبيه به حرف زدنش توليد مي كند.

من و برخي ها كه سنت 50 سال پيش را حفظ كرده ايم، براي نسل هاي آينده اين كار را انجام داده ايم.

اين كار را كرده ايم كه از دل اون سنت هاي جديد شكل بگيرد.

پس موسيقي اصيل در هر وقتي سنتي جديد براي خود توليد مي كند.

درست مثل چرخه كندايشان عسل...

با اين تعاريف از سنت و اصالت بله؛ مي توان به موسيقي ايراني پسوند «سنتي» هم اطلاق كرد.

آقاي شجريان چه سنت هايي در زندگي شخصي خودتان وجود داشته كه اونها را شكسته و تغيير داده ايد؟
زندگي شخصي هر كس تحت تاثير جامعه اي هست كه در اون زندگي مي كند.

همواره با اون پيش مي رود اما درباره خودم بايد بگايشانم امروز مطلقا اون آدم متعصبي نيستم كه در دوران جواني بودم.

هميشه فرموده ام كه تعصب، خامي هست.

از تجربه هايي كه در زندگي داشته ام، آموخته ام كه اون تعصب ها به معناي خامي هست.

يعني من فقط يك چيز را بلدم و چيز ديگري نمي دانم.

تعصب درست به اين معناست كه جلو تر از بيني خودت را نبيني.

اگر افق ديد را كمي فراتر ببري، ديگر نمي تواني تعصب داشته باشي.

اگر واقعيت هاي جامعه را در نظر داشته باشي، ديگر نمي تواني متعصب باشي.

واقعيت هايي كه در سياست، فرهنگ و هنر و...

وجود دارد.

با تعصب بودن به معناي جداكردن خود از ديگران و جامعه هست.

بنابراين نبايد دگم بود بايد واقع گرا بود.

تنها تعصبي كه در زندگي دارم، اين هست كه با آدم دروغگو نمي توانم زندگي كنم و در اين مورد اتفاقا دگم هستم.

خودم هم هيچ گاه دروغ نمي گايشانم.

انسان با هر شكلي و هر ديني و هر مليتي ارزش دارد.

براي من سياه و سفيد يا ايراني و غيرايراني با هر اعتقاداتي تفاوتي نمي كند.

اونچه براي من مهم هست، خود انسان هست.

انسان كه در هر لباسي ارزش دارد.

من نيز خود انسانم و براي انسان ها ارزش قايلم.

اكنون با اين طرز تفكر زندگي مي كنم و پيش مي روم، در حالي كه در جواني اصلااين گونه فكر نمي كردم.

تفكر فعلي من ناشي از تجربه هايي هست كه در زندگي داشته ام.

به خاطر همين هست كه اگر اكنون اين موضوع را به يك جوان بگايشاني به سختي قبول مي كند، شايد هم نپذيرد اما به يقين پس از 30 سال به تفكري مي رسد كه من اكنون رسيده ام.

بي غيرت نشده ام اما متعصب هم نيستم.

معتقدم همواره بايد واقعيت ها را دريابيم، به اون احترام بگذاريم و با وفق دادن خود با اين واقعيات زندگي و حركت كنيم.

منبع

131:

با تشکر ازunartigمی فرستمش به تاپیک هستاد شجریان

132:

آلبوم جدید شجریان سپس یک سال مجوز انتشار گرفت


سپس گذشت بیش از یک سال از ارائه آلبومی با صدای محمدرضا شجریان به وزارت فرهنگ و ارشاد ایران، امروز مدیر کل دفتر موسیقی این وزارتخانه اظهار داشته که مجوز انتشار آلبوم "مرغ خوش خوان" صادر شده هست.
محمد میروقتی، مدیر کل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران، در نشستی که دوشنبه سوم مرداد ماه با خبرنگاران داشت در جمع اونها فرمود که یک روز پیش مجوز انتشار آلبوم "مرغ خوش‌خوان" صادر شده هست.



در ایران آلبوم‌های موسیقی هم مانند کتاب باید پیش از انتشار، توسط گروهی از کارشناسان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی این کشور، بررسی شوند و در صورتی که شعرها درست تشخیص داده شوند و اثر به لحاظ موسیقایی نیز بلااشکال باشد، مجوز صادر می‌شود و ناشر می تواند اون اثر را تکثیر کند و در بازار بفروشد.
در چند ماه گذشته محمد علی رفیعی مدیر برنامه‌های آقای شجریان و سپس اون خود او فرموده بودند که این آلبوم را اواخر سال ۱۳۸۸ شمسی براری اخذ مجوز به وزارت فرهنگ داده اند.

روندی که اونها می‌گویند معمولا "یک تا دو ماه" طول می‌ کشد برای «مرغ خوش‌خوان» بیش از یک سال طول کشیده هست.
دو هفته پیش هم در ادامه همین ماجراها بود که آقای شجریان در فرمودگویی تلویحا اشاره کرده بود که با انتشار آثارش در خارج از ایران، این آثار کپی شده و به دست دوستداران موسیقی سنتی در ایران هم می‌رسد.
محمدرضا شجریان، از مشهورترین خوانندگان موسیقی سنتی ایران هست.

آقای شجریان در سالهای اخیر بیشتر در خارج از ایران کنسرت داشته هست.

اما امروز آقای میروقتی به خبرنگاران درباره اجرای کنسرت‌های او فرموده: «شرایطی را مهیا خواهیم کرد که برای اجرای صحنه‌ای دچار مشکل نشوند.»
آقای شجریان و گروه موسیقی او به سرپرستی مجید درخشانی در نظر دارند در مهرماه امسال یک تور اروپایی داشته باشند و در کشورهای بلژیک، آلمان، بریتانیا، هلند، سوئد و اتریش اجرای برنامه نمايند.
سپس انتخابات ریاست جمهوری دو سال پیش در ایران که منجر به اعتراض مخالفان محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران شده بود، محمدرضا شجریان جانب معترضان را گرفت.

او از جمله در اعتراض به وقایع اون روزها از رادیو و تلویزیون دولتی ایران خواست تا هیچ اثری از او را پخش ننمايند حتی اجرای یکی از دعاهای ماه رمضان او را که به دعای "ربنا" مشهور هست.

این درخواست با هستقبال مدیران رادیو و تلویزیون ایران مواجه شد.

هرچند هر از گاهی عده‌ای از صدا و سیما و آقای شجریان می‌خواهند تا به این دعوا خاتمه داده و دست کم اجازه پخش "ربنا" را صادر نمايند.
با اینکه وزارت ارشاد مجوز انتشار آلبوم جدید محمدرضا شجریان را صادر کرده اما به نظر می‌رسد که همچنان آقای شجریان برای هر کاری آزادی عمل ندارد.

چندی پیش برنامه بود که یادواره فرامرز پایور، سنتور نواز و آهنگساز در تالار وحدت شهرستان تهران انجام شود، سخنرانی آقای شجریان لغو شد.

اون ماجرا با اعتراض‌هایی از سوی خانه موسیقی ایران رو به‌رو شد.


133:

كنسرت هستاد محمدرضا شجریان و گروه شهناز در آمريكا- خرداد 89

استاد شجریان

134:

ما خراسانی ها ارادت خاصی نسبت به هستاد و آقا زادشون(آقا همایون ) داریم


67 out of 100 based on 32 user ratings 207 reviews