کتابخوانی گروهی ، داستان پیک نیک از کتاب ویران نوشته ابوتراب خسروی


کتابخوانی گروهی ، داستان پیک نیک از کتاب ویران نوشته ابوتراب خسروی



کتابخوانی گروهی ، داستان پیک نیک از کتاب ویران نوشته ابوتراب خسروی
به نام خداوند هنرآفرین

سلام بر دوستان عزیز و همراهان کتاب و کتابخوانی ....

در این فصل از کتابخوانی گروهی بر خلاف دفعات قبل ، در مورد انتخاب کتاب نظرسنجی صورت نمی گیرد ...
تصمیم گرفتم داستانی را جهت مطالعه گروهی معرفی کنم که چالش و پیچیدگی های خاص خود را داراست ...
امیدوارم در این زمینه همراهی لازم را مبذول فرمایید ...


داستان پیک نیک از کتاب ویران نوشته ابوتراب خسروی ...
(نشر چشمه)
در این گردهمایی به برش و برداشت های شخصی،
نقد و انتقــاد از کتاب،
گفت و گو درباره ساختار و روایت و درون مایه آن،
و قطعات مورد پسند را برنامه خواهیم داد ....

درباره نویسنده کتاب و نوشته های وی :
ابوتراب خسروی، داستان‌نویس در سال ۱۳۳۵ در شهر فسا (در نزدیکی شیراز) متولد می‌شود. اما به سبب شغل پدرش -که نظامی بوده است- در بسیاری از شهرهای ایران زندگی می‌کند. در سال‌های ۱۳۴۸ و ۱۳۴۹ مقطع دبیرستان را در اصفهان می‌گذراند، در این سال‌‌ها شاگرد کلاس ادبیات هوشنگ گلشیری بوده است. وی سپس در مقطع کارشناسیِ رشته‌ی آموزش ابتدایی به تحصیل می‌پردازد و سال‌ها در شیراز به آموزش کودکان عقب مانده ذهنی می‌پردازد .
بی‌شک خسروی با ویژگی‌های خاص داستا‌ن‌هایش، یکی از برجسته‌ترین نویسندگان معاصر ایران به حساب می‌آید.
زبان در آثار او ماهیتی خاص دارد که از یک منبع اثیری که معتقد به جنبه جادویی است، بر می‌آید. این ویژگی در لایه ساختار زبانی محدود نمی‌ماند و به سطحی از محتوا می‌رسد که آمیخته‌ای از رؤیا، اسطوره و واقعیت در فضای نامتناهی‌ست که تسلسل عادی زمان- مکان را می‌شکند و در مجموعه‌ای از نماد، معنا و گزاره‌‌ رها می‌شود .آثار ابوتراب خسروی از مضامین سوررئال با تکیه بر ویژگی‌های رمان پست مدرن مایه‌ور است. او با احاطه ی نسبی بر ادبیات کهن، دارای نثری پخته و قوی است. در آثار خسروی زبان ویژه‌ای را می‌بینیم که تمایل به باستان‌گرایی، کهن‌الگویی و بازگشت به زبان متون مقدس دارد. گفت‌وگوی متن‌های گوناگون و بینامتنیت در آثار خسروی دیده می‌شود. نوشته‌های او بوی رویا و اسطوره می‌دهند و به همین دلیل «همه‌زمانی» و «همه‌مکانی» است؛ زمان در آثارش می‌شکند؛ آثار خسروی انسان را به درنگ، اندیشیدن و استغراق در واژه‌ها دعوت می‌کند. موضوعاتی مثل هستی، مرگ، عشق و انسان که با استحاله‌های پی در پی در آثار وی وجود دارند از موضوعات اصلی کارهای اوست. کلمه، کلیدواژه ی اصلی آثار ابوتراب خسروی است. «کلمه» در آثار خسروی اصالت دارد.

کتابخوانی گروهی ، داستان پیک نیک از کتاب ویران نوشته ابوتراب خسروی

آثار او شامل:
هاویه 1370مجموعه ی داستان
دیوان سومنات ۱۳۷۷ مجموعه ی داستان
اسفار کاتبان ۱۳۷۹ رمان، برنده ی جایزه ی مهرگان ادب
رود راوی۱۳۸۲ رمان، برنده ی چهارمین دوره ی جایزه هوشنگ گلشیری
ویران ۱۳۸۸ ـ نشر چشمه .مجموعهی داستان، برنده ی یازدهمین دوره ی جایزه هوشنگ گلشیری
حاشیه‌ای بر مبانی داستان ۱۳۸۸ ـ نشر ثالث –مجموعه ی مقالاتی در خصوص تئوری‌های داستان با تکیه بر مقوله ی داستان ایرانی
ملکان عذاب رمان ۲۰۱۲، نشر ناکجا پاریس
آواز پر جبرئیل 1392 نشر گمان

منتظر نظرات پر ارزش شما هستم ....


کتابخوانی گروهی ، داستان پیک نیک از کتاب ویران نوشته ابوتراب خسروی



مخزن الاسرار نظامی یا مخزن الاشرار احمدی

1:

سلام و عرض خسته نباشید خدمت هنگامه خانم عزیز..
ایا امکانش هست که این کتاب رو برای دانلود بذارین..


پیش به سوی آمریکا!
؟
یا حق کپی رایت داره کتاب مذکور و نمیشه برنامه داد؟


جایی که همه چیز به پایان می رسد!

2:

نوشته اصلي بوسيله jhoan نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله nameless نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله asemoni نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله AtriN نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله n268 نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله siavash7442 نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله hamed1988 نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله coral نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله pixel نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله Mahbanoo60 نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله aryana621 نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله soostak نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله eltiam نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله KHALIJFARS نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله desertrose60 نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله hashem1359 نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله Archimonde نمايش نوشته ها
.
نوشته اصلي بوسيله metamorphosis نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله soostak نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله yalda-63 نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله kahak نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله poriyan نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله niloo_tanha نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله shaertanhaaa نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله mmoein2013 نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله Night نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله hengameh_24 نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله Parand نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله banooyekhazan59 نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله arezoo222 نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله dilak نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله inspector نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله amirshakori نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله reza81 نمايش نوشته ها
دوستان عزیز منتظر همراهی شما هستم ....
از بقیه دوستان عزیزی که نقل قول نگرفتم عذرخواهی می کنم و همچنین منتظر نظرات با ارزششان هستم ...


فرهنگ روان‌شناسی

3:

سلام آقا هاشم ...
این کتاب حق کپی رایت داره ...
من با نویسنده تماس گرفتم و در این مورد کسب اجازه کردم ولی ایشان فرمودند که با ناشر به مشکل برمی خورند و من به نظرشون احترام گذاشتم ...
کتاب ضخیمی نیست و قیمت مناسبی داره ...
امیدوارم همراهی کنید ...



اقتصاد چگونه کار می‌کند

4:

سلام..
ممنون از توضیحاتون..
و ایشالا من در اولین موقعيت باید برم کتابفروشی های چهارراه زند و این کتاب رو تهیه کنم..
و برای حق کپی رایت هم واقعا باید حمایت کرد از نویسندگان و ناشرین داخلی...


کتاب ها حافظه دارند ( خاطرات من و کتاب هایم)


تاریخ خط فارسی

5:

این کتاب را به احتمال زیاد یا از کتابفروشی دانش در خیابان صورتگر یا کتابفروشی عبدالهی در خیابان ملاصدرا می تونید پیدا کنید ....


اندروید 4 کتاب شعر و داستان عاشقانه

6:

درباره کتاب :
کتاب ویران که سومين مجموعه داستان و نيز ششمين اثر ابوتراب خسروی محسوب می‌شود، هشت داستان کوتاه را شامل می‌شود که اغلب با فرم‌های تازه روايت شده‌اند.

به نحوی که مضامينی چون کشاکش و تنازع نسل‌ها، گمگشتگی، خشونت، عشق و جنگ با نحوه‌ی رايشانکردهای روايت‌های نو، منجر به شکل‌گيری داستان‌های تازه در ادبيات معاصر شده‌اند.

داستان‌های این مجموعه عبارتند از: "تفریق خاک"، "پیک‌نیک"، "مرثیه‌ی باد"، "قاصد"، "یک داستان عاشقانه"، "رویا یا کابوس"،"آموزگار" و "داستان ویران" هست.


انديشه اصلي يا ژرف‌ساخت کتاب ايشانران، براندازي وقت هست که اين موضوع به گونه‌هاي مختلف در داستان‌ها نمود پيدا مي‌کند و نايشانسنده اين انديشه را در قالب‌هاي مختلف مي‌آزمايد.

از ديگر روش‌ها، جابه‌جايي عناصر و شخصيت‌ها و ایجاد دوباره در قالب نوشتن و بازسازي در قالب خاطره هست که ما اين گونه را در مرثيه باد روشن‌تر مي‌بينيم.

همين‌طور روش ديگر در قالب داستان عاشقانه با عروسي‌هاي پي‌در پي‌ براي دفع وقت يا تجربه ی زندگي ‌است که اين گونه در داستان يک عاشقانه و در رؤيا يا کابوس ديده‌ مي‌شود.

در اين کتاب با تکرار لحن‌ها، مفاهيم، مضمون‌ها و دغدغه‌های ذهنيت ابوتراب خسرايشان رو برو هستیم.

در تفريق خاک، محتواي وجودشناسانه هست.

شخصيت اصلي همواره خود را در برابر جهان هستي و نيستي مي‌بيند.

از يک‌سو سرنوشت محتوم او تولد هست و از طرف ديگر از اسارت در دنياي خاک هراس دارد و از سرنوشت خود فرار مي‌کند؛ اما در اين کار موفق نيست و همين موجب سرگرداني او مي‌شود و اين نشان‌دهنده عبور شخصيت اصلي از مرزهاي هستي‌شناسانه هست.


7:

سلام آبجی بزرگه
و ممنون از دعوتتون ، لطف کردین
تو اولین موقعيت که برم سمت انقلاب تهیه میکنم
با توجه به اهداف طرح تون ، کار خیلی خوبیه
از اون یکی نحوه کتابخوانی بهتره به نظر من
باعث میشه با تیکه بردای و تحلیل اونا به قدرت
نوشتن برای ما که نیاز داریم تو آینده ، کمک کنه
فقط اگه امکان داشت کتابی رو انتخاب کنید که بشه
دانلودش کرد ، فک کنم بهرته
بازم ممنون

8:

اینجوری که کتاب معرفی می کنین مخصوصا نویسنده های ایرانی رو خیلی خوبه.

خوبه که با نویسنده ها بیشتر آشنا می شیم و همینطور سبک نگارششون

9:

سلام
بهتر نیست یه کتابی رو معرفی کنید که بتونیم دانلود کنیم.....
چون واقعا برای خریدن کتاب باید به جاهای خاصی مراجعه کرد که وقت گیره....
ممنون
اگه یکی از کتاب های جلال آل احمد هم بگید خوش حال میشم...


10:

خیلی هم عالی پنشنبه حتما سری ب فروشگاه نشر چشمه میزنم

مرسی هنگامه جون برای معرفی کتاب :)

11:

نوشته اصلي بوسيله patiak نمايش نوشته ها
سلام
بهتر نیست یه کتابی رو معرفی کنید که بتونیم دانلود کنیم.....
چون واقعا برای خریدن کتاب باید به جاهای خاصی مراجعه کرد که وقت گیره....
ممنون
اگه یکی از کتاب های جلال آل احمد هم بگید خوش حال میشم...
سلام دوستان ....
ممنون از حضورتون ...
راستش معرفی این داستان از کتاب به چند دلیله ...
من به حق کپی رایت اعتقاد دارم و هر کتابی که قصد خوندنش رو دارم حتما تهیه می کنم ...
دلیل دیگرش اینه که من دوست دارم افراد کتابخوان با نویسندگان جدید و نوشته هایشان آشنا شوند ...چون نویسنده ها جدیدی داریم که آثار بسیار جالب و با ارزشی دارند و حیفه که با کتاب هایشان آشنایی نداشته باشیم ...
هدف کلی من بررسی تعدادی از آثار یک نویسنده خوبه و سپس نقد چند کتاب از این نویسنده در صورت همراهی شما عزیزان به سراغ نویسنده بعدی خواهیم رفت ...

12:

سپاس بانو ،
در اسرع وقت تهیه میکنم و همراهیتان خواهم کرد.

.

.

/

13:

نوشته اصلي بوسيله coral نمايش نوشته ها
خیلی هم عالی پنشنبه حتما سری ب فروشگاه نشر چشمه میزنم

مرسی هنگامه جون برای معرفی کتاب :)
سلام دوستان خوبم ...
ممنون از حضورتون ...
من مطمئنم با خوندن این کتاب با ابعاد جدید و جالبی روبرو خواهید شد ...
البته من این داستان را قبلا نخوندم و با شما شروع کردم و واقعا از خوندنش دارم لذت می برم ...
من کتاب های دیگر این نویسنده را مطالعه کردم و سبکشون رو بسیار دوست دارم ..
بزودی برداشت هایم را اینجا برنامه خواهم داد ...

14:

سلام ژوان عزیز ...
ممنون از حضورتون ...
همانطور که به دوستان فرمودم با خوندن این داستان با ابعاد جدیدی از داستان نویسی روبرو خواهید شد ...
منتظر نوشته های خوبتون هستم ...

15:

شمایل


خوی های امت .


شمائل .

خصلت ها.

عادت ها.


طبع ها.

عادت ها.

خوی ها.

خوها.

ایجاد ها.

اخلاق .
خوبی های ذات .

سرشت های نیکو.

خصلت های پاکیزه .

اخلاق پسندیده .


شمال که به معنی خوبی ذات و سرشت نیکو و خصلتهای پاکیزه و اخلاق پسندیده باشد.
تویی ظل خدا و نور خالص
به گیتی کس شنیده ست این شمایل .
(لغت نامه دهخدا)

در داستان پیک نیک به اولین مورد که بسیار برخورد می کنیم کلمه شمایل هست ...
در لغت نامه دهخدا معنی کلمه شمایل بار مثبت دارد ، در صورتی که در داستان این کلمه دارای بار منفی هست ...
حال باید جستجو کنیم که منظور نویسنده چه بوده .....
موضوع داستان در یک باغ که سرو ته ندارد می گذرد ....
باغی که چهارفصل را هموقت داراست ...
باغی که همیشه روز هست و هیچ غروب و شبی ندارد ...
مرگ مشکوک پدر سطور آغازین این داستان هست و ظاهر شدن شمایل های بی شمار پدر ....
به نظر شما منظور نویسنده از شمایل های شخصیت های داستان چیست ؟؟؟
در پست های بعدی برداشت هایم را می نویسم ...




16:

سلام ، حالتون خوبه
مگه شما مواظب ما باشید
و الا امیدی به مسئولین نیست

17:

سلام..
من امروز توی دقایقی که موقعيت پیدا کردم ،رفتم این کتاب رو تهیه کردم و چند تا صحفه ش خوندم...
و چون تمرکز زیادی امروز نداشتم باید دوباره از نو بخونم..
کتابخوانی گروهی ، داستان پیک نیک از کتاب ویران نوشته ابوتراب خسروی

18:


سلام..
قربانت...دیگه فرمودم که برم زودتر کتایه رو بگیرم و بللاخره سپس مدتها من هم شرکت کنم توی کتابخوانی..
درسته شست پای چپم افتاد توی کادر, البته چند سانت اونورتر یه خرده از شست پای راستم هم افتاده انگاری
..
من صحفه اول رو که خوندم به یاد داستان های آلفرد هیچکاک افتادم
داستان توسط پسر خانواده روایت میشه و البته من هنوز وارد جریان اصلی داستان نشدم..ولی گویا یه قتل رخ داده...

19:

سلام هاشم جان
من که هنوز تهیه نکردم
شما جای من بخون بعد بگو
خداییش تا انقلاب رفتن ستمه

20:

فعلا 3 صحفه ش رو خوندم که داستان از طرف راوی که پسر یکی از صاحبان بی شمار باغ بزرگی هست روایت میشه ...
پدر راوی بنا بر دلائلی به قتل رسیده و تنها متهمی که همه به او شک دارند ،خود راوی داستان هست که از زبان او با فضا و شخصیت های داستان و فضایی که حاکم بر اون خانواده بزرگ و باغ پهناوری که قراره کل ماجرای داستان در اون رخ بده آشنا می شویم...
همانطور که هنگامه خانم فرمودن ،خواننده در اول داستان با واژّه "شمایل" خیلی برخورد می کنه که البته خواننده بیشتر با دیدن شمایل به معنی صورت و قیافه فکر می کنه .
ولی گویا در این داستان به آدمهای هرزه و اوباش اطلاق میشه..
که یه خرده برای خواننده سنگینه..
من هنوز این کلمه شمایل برام جا نیفتاده...
و نکته جالب دیگه که عمو و عموزاده ها خیلی با راوی داستان که پسر برادرشون هست مشکل دارن و همگی اعتقاد دارن که او قاتله!

21:

پدر ظاهرا به قتل رسیده هست و همه به پسر ارشد شک دارند ولی پسر ارشد این قتل را کار یکی از شمایل های پدر می داند ...
از داستان برداشت های مختلفی می شود داشت ...
یکی از برداشت های من ابعاد مختلف شخصیت پدر به صورت شمایل های متعدد می باشد ..


در جلسه دادرسی فرمودم ، باید کار یکی از شمایل های هرزه گرد او باشد ، یکی از همان شمایل هایی که همه از دستش عاصی اند .

شمایل که کم ندارد .

می گویید نه ، در این پیک نیک خانوادگی گردشی بکنید ، پرسه ای بزنید ، می بینید یک فوج شمایل دارد که هر روز و ساعت در تاریکی و روشنایی در باغ گردش می کند .

(ص 22)


برداشت دیگر من وجود جهان موازی و وجود همه سن و سال پدر به طور هموقت هست ...

از بقایای شکل و شمایل های بچگی اش بگیر تا شصت و اندی سالگی اش ، هر کدام شان هم به عادت رفتارهای اون سال هاش کاری می نمايند ، کارهایی که تقریبا همه از اون منزجرند ، حتی خود پدر که دیگر کامل مردی هست .

(ص 22 )


یا عواقب شخصیت و کردار منفی پدر که گریبان نسل های بعدی را گرفته هست ...

کارهایی مثل عیاشی و عربده کشی و چاقوکشی و ....که گویا شیطان رجیم را هم منزجر می کند .

حتی خود پدر را که روزگاری فاعل اصلی اون کارها بود .

هنوز هم اون شمایل ها همان طور اون کارها را ادامه می دهند و هیچ کس هم جرئت ندارد حرفی بزند .

حتا خود پدر که آردش را بیخته و الکش را آویخته .

گیرم پدر توبه کرده باشد و برائتش را فراخوان نموده باشد ، مگر سلسله شمایل هایی که از خود باقی گذاشته دست بر می دارند ؟ (ص 22 )


برداشت های دیگر را در پست های بعدی خواهم نوشت ...


22:

هنگامه جان سلام روزت مبارک
بلاخره خریدم
دیروز رفتم کتابفروشی محمدی وکتاب ویران خواستم در جواب فرمود کتاب وی رانو نداریم
امروزم که می رم مهمونی
انشاءالله امشب می خونم

23:

سلام عزیزم ....
روز تو هم مبارک ...
من که بهت فرمودم برو کتاب فروشی عبدالهی ...تو چرا رفتی محمدی ؟؟
آخه این کتاب هارو جای مشخصی میارن ...
در ضمن تو که فرمودی خریدی ؟؟؟

24:

سلام ..
من دو سه روز قبل رفتم از کتابسرای عبداللهی در خیابان ملاصدرا گرفتم..
کتاب های همه نویسندگان رو داره...
........
من فعلا تا نیمه داستان خوندم..
خسروی شیوه نگارش متفاوتی نسبت به دیگر نویسندگان ایرانی دارند ..
داستان پیک نیک هم به نوعی ما بین واقعیت و خیال می گذرد ..
و البته نویسنده فضای باغ رو به خوبی برای مخاطبش توصیف می کنه و خواننده هم این احساس رو پیدا می کنه که با راوی داستان همراه بشه و در جریان ماوقع ماجرا باشه..
رفتار شمایل ها که به بدی یاد میشن ,توی رفتار آشناهای راوی هم دیده می شود,مخصوصا در رفتار عموها و عمه ها..
تک و تنها در خیل جمعیتی گیر کرده که سپس گذشت چند سال سپس قتل پدرهمچنان به او مشکوک هستن و همه او رو قاتل می دانند,
در حالی که خواننده از همون اول داستان هیچ احساس منفی پیدا نمی کنه و همراه با راوی میشن که قاتل پدر چه کسی بوده!
و توی این وانفسا خواننده با شخصیت و فضای موجود حاکم بر باغ بزرگی که شده محفل خانوادگی آشناتر می شود ..


25:

قریب ده صفحه از داستانو خوندم.

احساس می کنم صحرا(باغ)محشره و بعضی جاها عالم زر.
در داستان از لغات و اصطلاحات قدیمی و شیرازی و معنی ضرب المثل ها هستفاده شده اما بهتر بود که معنی برخی کلمات و عبارات در پایان داستان قید می شد.مانند بخو یا بنه گاه ...
از اونجا که می گوید:...باید کار یکی از شمایل های هرزه گرد او باشد.به نظر من از بین شمایل مثبت و منفی،اینجا از بار منفی هستفاده می شود.
در این داستان یک رسم زیبا را آموزش می دهد و اون وقف اولاد و حفظ باغ و بوستان هست
در ابتدای داستان تأکید شده که قاتل اشناست اما اگر قاتل آشنا با شد نباید در چهره ی مقتول هراس مشاهده شود.
من مفهوم این جمله را متوجه نمی شوم"علی الاصول باید خودش خوش به این خون باشد

26:

نوشته اصلي بوسيله poriyan نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله atis45300 نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله patiak نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله coral نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله jhoan نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله arezoo222 نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله libralism نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله Night نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله Parand نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله parsigu نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله aryana621 نمايش نوشته ها
سلام دوستان عزیز ولی بی مهر و بی وفایم ...
امروز می خواستم دنباله برداشت هایم از داستان را در تاپیک برنامه دهم ولی وقتی با بی مهری و عدم توجه شما دوستان به این دوره از کتابخوانی گروهی مواجه شدم رغبتی برای این کار پیدا نکردم ...
خلاصه : از همه شماها دلخورم و دیگر کتابخوانی گروهی هستارت نخواهم زد ...
متاسفم که حتی در دنیای مجازی هم کتاب و کتابخوانی فاقد ارزش و اعتبار هست ..
لااقل از دوستانی که در دورهای قبل شرکت می کردند هم انتظار بی توجهی نداشتم ...
بهر حال تا دو هفته تاپیک باز هست ولی اگر خبری از پست های شما دوستان نشد ، اون را قفل خواهم کرد ...
موفق باشید ...



27:

سلام هنگامه خانم عزیز
واقعا که حق با شماست و متاسفانه دوستان اصلا هستقبال نکردن..
بنده هم با وجود بیماری پسرم و همچنین مشغله کاری تمام سعی م رو کردم که این کتاب رو تهیه کنم وومطالعه نمایم...


28:

سلام
باور کن وقت نکردم برم بخرم

29:

درود بانو جان من کتاب رو تهییه کردم برداشت ها روهم یادداشت کردم انشاالله میذارم درجستار :)


+ یک مقدار مشغولیت زیاد شد عذر تقصیر ی مقدار کمرنگ شد این جستار برام :)

30:

من تا انتها این داستان رو مطالعه کردم...
سبک داستان نویسی خسروی خیلی پیچیده هست...
واقعا قسمت نهایی داستان برام مبهم و گنگ هست..
راوی واقعا قاتل پدرش بود؟

31:



سلام هنگامه عزیزم
بانو یه هفته هست نیستم و سفر بودم و البته قبلش هم کمی ناخوش احوال
ولی عجب از احوال پرسی شما ، حالا بی معرفت کیه
سعی میکنم تو هفته پیش رو هستارد بزنم اگر نشد عذر خواهی میکنم
اما تاپیک و پست های دوستان رو پیگیری میکنم

بازم ممنونم هنگامه عزیز

32:

سلام عزیزم ...
ممنون ...
من منتظر نوشته های ارزشمندت هستم ...


نوشته اصلي بوسيله hashem1359 نمايش نوشته ها
من تا انتها این داستان رو مطالعه کردم...
سبک داستان نویسی خسروی خیلی پیچیده هست...
واقعا قسمت نهایی داستان برام مبهم و گنگ هست..
راوی واقعا قاتل پدرش بود؟
سلام آقا هاشم ....
برداشت شما چی بود ؟؟؟


نوشته اصلي بوسيله Parand نمايش نوشته ها
سلام هنگامه عزیزم
بانو یه هفته هست نیستم و سفر بودم و البته قبلش هم کمی ناخوش احوال
ولی عجب از احوال پرسی شما ، حالا بی معرفت کیه
سعی میکنم تو هفته پیش رو هستارد بزنم اگر نشد عذر خواهی میکنم
اما تاپیک و پست های دوستان رو پیگیری میکنم

بازم ممنونم هنگامه عزیز
[/b]
سلام مرضیه نازنینم ...
خدا نکنه ناخوش احوال باشی و انشاالله سفر خوش گذشته باشه ...
من دو هفته واقعا واقعا وحشتناک پشت سر گذاشتم ...
فشار کار بقدری بود که به خاطرش چند شب تا صبح بیدار موندم و کار کردم و صبح زودش هم رفتم سر کار تا شب ...
به محض تمام شدن دومین کار سنگین بلافاصله از شبش مریض سخت شدم تا سه روز بعدش ...
به طوری که این شنبه هم نرفتم سر کار ...
منتظر نوشته های خوبت هستم عزیزم ...

33:

سلام بر بانوی هنگام های آرام ..

تصورم بر این بود که با توجه به مسایلی که قبلا به طور خصوصی با هم صحبت کردیم در موردش..

برای من ارفاق قائل بشید بانو

کتاب خیلی دیر به دست من رسید و موقعيت چندانی برای خوندن کاملش نداشتم

سعی میکنم این یکی دو روز تعطیل مطالعه کنم و بنویسم نظرم رو..

باز هم عذر خواهی میکنم که به دلیل گرفتاری و مشغله از همراهی گروه جا موندم،

گر چه که به طور مداوم تاپیک رو دنبال میکردم..

قول میدم تابستون انشالله جبران کنم در دورهای بعدی: دی

34:

سلام آریانای نازنینم ....
میدونم ارفاق نکردم ...
عمدا نکردم چون دوست دارم تو توی این برنامه حضور داشته باشی ...
حضور یک دوست با دانش بالا و بینش منطقی برای من مهمه ...
و مهم تر از همه چون خیلی دوستت دارم ، دوست دارم حتما باشی ...
این تاپیک بازه و منتظر نوشته های خوبت عزیزم ...

35:

نوشته اصلي بوسيله shabnam_kh نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله peyman7162 نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله ebi6199 نمايش نوشته ها
سلام دوستان عزیز ....
قبل از هر چیز از دیدارتان در میت شیراز خیلی خوشحال شدم و همانطور که فرمودم از شما دعوت می کنم که در این دوره کتابخوانی گروهی شرکت کنید ...
منتظر نوشته های ارزشمند شما هستم ...

36:

سلام هنگامه خانم خیلی لطف کردید .

ما هم بسیار خوشحال شدیم از میت شیراز واقعا خیلی عالی بود در کنار دوستانی امثال شما

37:

من تا حالا فکر میکردم که خودم سختگیرم در مورد ارفاق و تخفیف قائل شدن

شما این تصور همیشگی ِ من رو از پایه تخریب کردی که جانم ..:دی

بنده نوازی میفرمایید بانو ..

شرمنده شدم حقیقتاً از این همه بزرگواریت

یک دنیا ممنون از محبت همیشگیت :*

فکر کنم که نیاز به تکرار نباشه که ارادت و علاقه م به شخصیت و وجود هنگامه1 دوستداشتنی رو یادآوری کنم..

و این حس دو چندان میشه وقتی که هماهنگ بشه با یک علاقه ی مشترک یعنی " کتاب"

جای خوشحالی داره که از نظر دوستداران کتاب و مطالعه هر چند با تخصص کم

و نگاه نه چندان عمیق هم در کنار سایر بزرگواران هستقبال میشه ،از این بابت سپاسگذارم



38:

و اما در مورد کتاب ویران ..

حقیقتا من این کتاب رو به سختی پیدا کردم :دی

به دلیل مشغله ی زیاد نتونستم از اول بخونم و ناچاراً از همون بخشی که مشخص شده بود برای گروه شروع کردم..

به همین دلیل شاید برداشتهای من خیلی صحیح نباشه!

تا حالا از این نویسنده هیچ نویسه ای ندیدم و حتی اسمشون رو هم نشنیده بودم

و شاید یک دلیل ناملموس بودن نوشته ها برای من همین آشنا نبودن به سبک نوشتاریشون باشه.

داستان پیک نیک بر خلاف معمول تمام داستان ها و رمان هایی که من خوندم حداقل ..

ظاهرا نویسنده زیاد پایبند ساختار وقتی سلسله وار ِ به قاعده ی معمول نیست.

حتی در مورد شخصیت اول های مورد بحث راوی(برای مثال پدر)

تصور خواننده روی چندین شمایل که هر کدام گویای یک بعد اخلاقی شخص مورد نظر هست کمی از قاعده فراتر رفته.

یا برای مثال چند بعدی کردن فضای باغ از لحاظ فصل ها..

بخش زمستانی یا پاییزی و...

محیط!

روی هم رفته کمی خواننده رو گیج ولی در نهایت با مهارتی که نویسنده در جمع بندی مطالب پراکنده به خرج داده به داستان جذابیت خاصی داده!

کمی سبکش متفاوت و سخت هست و این تفات حکایت از قلم توانا و تخیلات و تمرکز قوی نویسنده داره.

و اما در مورد محتوی داستان: حدود هفت یا هشت صفحه ی آخر رو نرسیدم که بخونم

پس هنوز نتیجه ی داستان رو نمیدونم که محاکمه به کجا کشید

و قاتل اصلی چه کسی بود و اصلا قاتلی د رکار بود یا نه؟ :دی

ولی انصافا به مدد قلم ابوترابی انقدر ذهنیاتمون به محکمه کشیده شد

و از بین جمع بازجویی پرت شدیم به وسط باغ و تصور شیطنتهای بچگانه
و لمس حس و حال جو طبیعی باغ..

گاهی هم ناخواسته سرک کشیدیم به مخفیکاری های جمعِ به ظاهر نه چندان معتقد و پایبند که سر گیجه گرفتیم :دی

داستان رو دوست داشتم و موقعيتی باشه حتما داستانهای دیگه رو هممطالعه خواهم کرد



54 out of 100 based on 39 user ratings 914 reviews