نویسندگان مورد علاقه ی شما؟( گقتگو درباره ی نویسندگان)


نویسندگان مورد علاقه ی شما؟( گقتگو درباره ی نویسندگان)



نویسندگان مورد علاقه ی شما؟( گقتگو درباره ی نویسندگان)
سلام بر جامعه ی کتاب خوان هم میهن!

تو این تاپیک می تونید اسم نویسندگانی که آثارشون رو ترجیح می دین ، هم ایرانی و هم خارجی بنویسین.

.. و در باره ی آثارشون و قلم هاشون به بحث و گفتگو بشینیم که این در صورتی محقق میشه که شما بخواین . منتظر نظراتتون هستم..



الوعده وفا ! مطالعه دسته جمعي اولين رمان تاريخي ( سينوهه پزشك مخصوص فرعون )بفرمائيد.

1:

سلام به رفیق عزیز لئون
تاپیک جالبیه
امید وارم تکراری نباشه
بهترین نویسنده ی ایرانی به نظر من مصطفی مستور تنها نویسنده ی ایرانی که تمامه کتاباش منو جذب کرد
با وجوده این که کتاب ها اکثرا شبیه به هم اند ولی کشش دارند
نمایش نامه های اشمیت هم خیلی زیبان و غافل گیر نماينده امیدوارم کتاب جدیدشو خونده باشی؟!
من قلم تولستوی رو هم خیلی دوست دارم مخصوصا کتابه جنگ و صلحش رو.
کتاب های صادق هدایت هم با ووجو اینکه به پوچی میرسه ولی جذابیت دارن.


دانلود کتاب سخنرانی عمومی;موفقیت در 20 دقیقه از روز

2:

درباره ی صادق هدایت که جای طالبی خالی که بشینیم با تو بحث کنیم که به اون وحشتناکی نیست که ازش ساختن!! (به تنهایی قادر به اثبات نیستم!!)

"مهمان ناخوانده " رو میگی؟ آره.خوندم.


دانلود کتاب‌های صوتی
حیف آخر نتونستیم بریم تئاترش!! یه سری به تاپیکش بزن.(چند تا پایین تر!) مرسی تولستوی!!


روشهاي مطالعه كتاب هاي درسي و كنكوري

3:

من اگر چه نویسندگی صادق هدایت رو دوست دارم ولی در عین حال به " افسرده نماينده" بودنش هم اذعان میکنم! ،در کل برای کسی که پیش زمینه ی افسردگی داره به هیچ عنوان کتاب های هدایت توصیه نمیشه.

راستش، گاهی اینطور فکر میکنم که واقعا" تعجب میکردم اگر صادق هدایت خودکشی نمیکرد!


كتاب حسابان سوم دبيرستان و حل مسائل همراه با توضيحات كاربران رياضيدان عزيز

4:

خب در واقع حق با شماست.اما میدونین بیش تر منظورم چیه؟شما بهتر از این حقیر می دونید.


صحافي كتاب چيست و با چند روش انجام ميشود ؟
صادق هدایت جزء کساییه که برای اولین بار جریان های روشنفکری(نه به سبک امروز!) رو وارد ایران کرده..


كلكسيون كتابهاي نفيس
کسیه که هنوز که هنوزه بعضی از کتاب هاش در معتبر ترین دانشگاه های جهان داره تدریس میشه.


دانلود کتاب آنابولیسم در ورزشهای قدرتی
از بهترین نویسندگان و مترجمان ایران بوده و با همه ی این اوصاف تو ایران کسایی هستن( که تعدادشون کم هم نیست) که فقط به خاطر بعد پوچ گرایانه ی نوشته های صادق هدایت اونو به کلی زیر سؤال می برن.

من ادعایی در باره ی شناخت صادق هدایت ندارم.

چون بیش تر از چند داستان چیزی ازش نخوندم.

اما بعد هیچ کدوم افسرده نشدم.

و از قلمش هستفاده کردم..(هر چند که اغلبش برام سنگین بود)

5:

یوستین گاردر از نویسنه هایی هست که اغلب کتاباش رو میخونم....

اولین کتابی که ازش خوندم دختر پرتقالی بود که به طرز عجیبی ازش خوشم اومد.....

کتابهاش همیشه نکته ی مفید و جالب و ارزشمندی برای انتقال به خواننده داره....

خیلی خوب و ظریف فلسفه رو توی داستاناش جا داده...


---------------------------------------------

صادق هدایت خوان های عزیز! لطفا یک کتاب ازش معرفی کنید...

مرسی...


6:

یوستین گاردر از نویسنده هایی هست که اغلب کتاباش رو میخونم....

اولین کتابی که ازش خوندم دختر پرتقالی بود که به طرز عجیبی ازش خوشم اومد.....

کتابهاش همیشه نکته ی مفید و جالب و ارزشمندی برای انتقال به خواننده داره....

خیلی خوب و ظریف فلسفه رو توی داستاناش جا داده...


---------------------------------------------

صادق هدایت خوان های عزیز! لطفا یک کتاب ازش معرفی کنید...

مرسی...


7:

در مورد جریان های روشنفکری که ایشون برای اولین بار وارد ایران کرده اگر توضیحاتی بدی ممنون میشم.

راستش منم ادعایی درباره ی شناخت صادق هدایت ندارم، فقط بر پايه کتابهایی که از ایشون خوندم ( و همین طور زندگی نامه ی مفصلی که در واقع حقایقی از شیوه ی زندگی و سرگذشت صادق هدایت بود! ) معتقدم اکثر نوشته های صادق هدایت برگرفته از یک اندیشه ی پوچ گرایانه هست که احساسی همراه با رگه های ظریف افسردگی رو به آدم القا میکنه ..

حتما" میدونید که صادق هدایت در اواخر عمر، هیچ گونه اعتقادی به خدا و عالم غیب و هیچ دینی نداشته!
و جالب تر اینکه کسانی مثل دکتر شریعتی، درد هدایت رو درد ناشی از رفاه و بی دردی میدونند، و این به نظر من کاملا" صحیحه.

من بعضی داستان های کوتاه صادق هدایت رو واقعا" دوست دارم ولی ایشون هیچ وقت برای من یک نویسنده ی محبوب نبوده ..

به هر حال سلیقه های آدما با هم متفاوته، و اگه ما در این زمینه مثل هم فکر نکنیم دلیل بر نادرست بودن فکر هیچ کدوم از ما نیست.


8:

شخصا هیچ نویسنده ایرانی رو به انداه مرحوم جمالزاده دوست ندارم .


9:

بعضی طنز نویسی های جمال زاده واقعا" عالیه!
ولی متاسفانه در بعضی موارد به زیاده گویی میرسه که باعث خستگی مخاطب میشه، و دقیقا" همینو میگن صفرا فزودن !!

از بین کتابهایی که از ایشون خوندم "فارسی شکر هست" رو بیشتر از همه دوست دارم.

( اگرچه این اثر هم مصون از همان زیاده گوییِ معمول نبود! )

10:

بله بعضی مواقع ایشون زیاد وارد توصیفات و به قول امروزی روده درازی میشوند اما چیزی که این میان خوشایند هست همان قلم شیوا و هستفاده از عبارات و نکته و ریز بینیهایی هست که گاها به زبان قدیم و سلیس فارسیس که امروزه مشاهده نمیکنیم در بعضی موارد نیز خود ایشان معترف این قضیه هستند و چیزهایی رو بیشتر آب و تاب میدهند ولی چیزی از ارزش کار ایشون کم نمیکنه .



فارسی شکر هست یکی از داستانهای واقعا شیرین ایشون در کتاب یکی بود یکی نبود هست که فرازی از همین داستان رو قلا در جستار معرفی آخرین کتابی که مطالعه کردیم آوردم :


11:

جمالزاده ......و به کتاب دارلمجانین ایشان علاقه زیادی دارم.....و نوع قلم فرسایی ایشان را بسیار میپسندم....
صادق هدایت ....بسیار قلم قوی و جذابی دارد...با القائات داستانهایش اگر کاری نداشته باشیم ..بسیار توانمند و هنرمندانه قلم میزنند.
یکی از محبوبترین نویسندگان حاضر را سید مهدی شجاعی میدانم...

بسیار ادبی و تاثیر گذار مینویسند و از کتابهایشان پدر،عشق،پسر....کشتی پهلو گرفته .... آفتاب در حجاب
عرفان نظر آهاری ...

کتاب جوانمرد شان معرکه هست ....و سبک جدیدی در نگارش دارند...


12:

کتاب کشتی پلهو گرفته مهدی شجاعی رو اولین بار در سال 73 خواندم با اینکه سنی نداشتم و اول راهنمایی بودم بسیار متاثر شدم .


13:

حرف لونا ی عزیز.

دقیاقا حرفه منه کتاب های هدایت روی کسایی که دچار افسردگی اند یا پیش زمینه اش رو دارن خیلی زیاد تاثیر منفی میذاره.فرمودی طالی باید بگم که خودت میدونی که کتابای هدایت روش همیشه تاثیر میذاشت و
دلیل مخالفت منم فقط این بود که این کتاب به درد کسی میخوره که برداشتش از هر چیزی مثبت باشه
نه کسی مثل طالی که فقط عمق فاجعه رو میدید!

14:

راستش نمی تونم به جزئیتی که می خوای جواب این سؤال رو بدم شاید اگه کس دیگه ای جای من بود می تونست.

به طور کلی می تونم بگم: خیلی سال قبل از انقلاب صادق هدایت،بزرگ علوی،استاد مینوی و جلال آل احمد کسانی بودند که با وجود اختلاف نظر هایی که داشتن ، بسیار به هم نزدیک بودند و میشه فرمود که نتیجه ی هم فکریشون این بود که واقعا زحمت زیادی برای فرهنگ و ادبیات ایران کشیدن.

اگه از لفظ جریانات روشنفکری هستفاده کردم اینو نمی شه به 1 نفر عطف داد.

طبیعتا کسانی مثل فروغ، شاملو و همین هایی که اسم بردم و...

هرکدوم در ایجاد جریانات فکری و تحولات ادبی ایران به طور محسوس مؤثر بودن.

نمیشه انکار کرد که صادق هدایت هم به نوعی جزء افرادی بود که مسائلی رو پایریزی کرد یا حد اقل تو شکل دادن به اون ها نقش مهمی داشت.

مثلا به کار افتادن قلم صادق هدایت تو سبک سو رئال رو ببینین.سبکی که هر نویسنده ای تو ایران نمی تونه چیز خوبی ازش در بیاره.و هدایت تو اون وقت این کار رو می کنه.



درسته خب.

اینم هست.مثلا صادق هدایت می آد و کتابی می نویسه به نام"افسانه ی آفرینش" و در اون به کل خداوند و عقاید مذهبی رو انکار میکنه.

کسی که هیچ وقت به مکتبی گرایش پیدا نمی کنه و نیهیلیست هم می میره..

طبیعیه که کسی مثل دکتر علی شریعتی که به عنوان روشنفکر مذهبی شناخته شده ، اندیشه های هدایت رو به هیچ وجه قبول نداره.(پس شاید از دیدگاه اون این درد این جوری تفسیر شده.)
در کل در این باره که داستان های هدایت به افرادی که پیش زمینه ی افسردگی دارن نباید پیشنهاد شه حق با شما و نارسیسه.

من فقط بر این باورم که نباید ارزش کاریه این آدم به خاطر این مسائل نادیده گرفته شه.

ممنون..


(احتمالا در باره ی این که برای اولین بار مسائلی رو وارد ایران کرده مبالغه کردم.)

15:

نارسیس، می تونی 10 نفر از بین تمام آدم هایی که تو این 17سال زندگیت دیدی رو اسم بیاری که برداشتش از هر چیزی مثبت باشه؟ تو دنیای امروز کی این طوری فکر می کنه؟؟ با این حساب چه کسی صلاحیت خوندن کتاب های صادق هدایت رو داره؟( با محاسبات تو البته!) کسی مثل طالی انقدر تو زندگیش کتاب خونده و انقدر تنهایی کشیده که ما نمی تونیم مسائل رو به "صادق هدایت" برگردونیم..

نمی دونم.

شاید من این جوری فکر می کنم..


16:

ممنون برای توضیحاتت.



ببین لئون جان ..
هنر نویسندگی یک چیزه، ماحصل نویسندگی ( یا بهتر بگم نوع نوشته های حاصله، احساس برآمده از اون، و القائاتی که ضمن خوندنش در خواننده ایجاد میشه ) یک چیز دیگه!
من نه فقط هنر نویسندگی هدایت رو انکار نمیکنم، بلکه بعضی از آثارش رو دقیقا" به همین دلیل هست که می پسندم و کماکان خواننده ش باقی موندم ..

ولی مسئله ای که مهمه اینه که برای نویسندگی تنها همین "هنرمند بودن" کافی نیست ..
به نظر من تفکرات شخصی ِ "منفی"ِ حاکم بر آثار هدایت، اگرچه از مرگ و نیستی و امثالهم شروع میشه، ولی در نهایت به نهیلیست شدن خودش، و گاها" توهین به اعتقادات مذهبی یک ملت کشیده میشه!
مقاله ای رو در مورد صادق هدایت میخوندم که نوشته بود در مجموعه داستان "ولنگاری" به جریان مهدویت و ظهور حضرت مهدی میپردازه و تا اونجایی پیش میره که یک دجال سوار بر خری میاد و ادعای مهدویت میکنه..

به بیان واضح تر، هدایت در این اثرش اعتقادات امت رو به سخره میگیره ...

( نافرموده نماند که من خودم "ولنگاری" رو نخوندم، ولی توی تفکرات ضد اسلامیش هم شک ندارم..

)


خلاصه مطلب اینکه صادق هدایت اگر چه ذوق نویسندگی داشت ( مثل همه نویسنده های دیگه! ) ولی اونقدرها هم یک شخصیت برجسته و هستثنایی که بعضی ها عنوان مینمايند نیست.
هدایت یک نویسنده ی معمولی بود، که حتی بخاطر عدم توجه ش به مسئولیت های اجتماعی، در شمار نویسنده های قابل سرزنش برنامه میگیره.


17:

من در ایران عاشق صادق هدایت و دوست نزدیکش صادق چوبک و بزرگ علوی هستم از بهترین کتاباشونم میتونم به زنده به گور ،تاریکخانه ،بوف کور ، روز آخر ، چشمهایش و...............
و در خارج از ایران علاقه خاصی به کافکا و جبرا خلیل جبرا دارم
از کتاباشونم میتونم مسخ و پیامبر و دیوانه و..........................

نام ببرم
بعد باید بگم صادق هدایت کتاباشم به خاطر سیاهی مطالبش توقیف نکردن به خاطر مشکل فلسفیش توقیف کردن
بعد باید بگم صادق هدایت افسرده نبوده اون خودکشی کرد فقط به یک دلیل زیر بار بعضی از سوال های آفرینش نمیرفت جمال زاده یه متن قشنگی در مورد صادق هدایت داره اگه خواستید در مورد صادق هدایت یه تاپیک بزنیم من خیلی در موردش تحیقیق کردم خوشحال میشم تو بحثاتون شرکت کنم

18:

درسته شاید نباید میفرمودم که برداشت از هر موضوعی!(نباید جامعیتش میدادم)
ولی بازم میگم کتاب ها ی هدایت ظرفیت می خواد.
صادق هدایت نهیلیست بود.در نتیجه نوشته هایش هم از این عقاید پیروی میکرد.یعنی به پوچی می رسید.

یعنی نا امیدی!

من طالی رو 3 سال بیشتر میشناختم! زندگی اون زندگی سخت و نا امیدانه ای نبود!
بیشتر دوست داشت که این طور فکر کنه.
حالا با خوندن این کتاب ها بیشتر به این افکاره نادرست دامن میزد .


نظر من این نیست که تمام کتاب های هدایت پوچ گرایانه هست.

اصلا منظورم این نیست و همچین عقیده ای ندارم! ولی اکثر کتاب هایش به همین گونه اند.

صادق هدایت خود کشی کرد ! چرا ؟! چرا باید خود کشی میکرد؟!
این به عقاید یا تفکراتش بر نمیگشت؟حالا یک نفر همین عقاید و افکار رو روی برگه بیاورد و دیگران هم بخوانند.

خواننده ی نوشته ها تاثیر نمیگیرد؟!مخصوصا کسی که خود تا حدودی

به این عقاید پوچ گرایانه گرایش داشته باشد؟

19:

نارسیس عزیز، بهترین و کامل ترین جوابی که می شه درباره ی خودکشی صادق هدایت بهت داد همونیه که dead قبل تو نوشته..

پس در این باره چیزی نمی گم.

فقط اینو بدون محاله کسی مثله صادق هدایت اگر هم که فرد مطلوبی نباشه حداقل بخش زیادی از عمرش رو فکر کرده و در جوامع ادبی گذرونده، آره یه همچین آدمی محاله که برای اتفاق بزرگی به نام "خود کشی" دلیل پیش پا افتاده ای داشته باشه.( خود کشی رو تایید نمی کنم!) اما اون معادلات بسیار پیچیده تری از اینی که تو ذهن توئه داشت.

امیدوارم اینو دیگه بپذیری..
خودت می دونی.

من همیشه اینو می فرمودم که کتاب بیش ترین چیزیه که آدما ازش تاثیر می گیرن.

الانم معتقدم.

اما هر کس باید قبل خوندن هر چیزی ببینه در شرایطی هست که اونو بخونه یا نه! کسی که با خوندن کتاب های صادق هدایت فکر خودکشی بزنه به سرش قبل از خوندن اون ، مشکل داشته! و این فقط یه بهانه بوده که اگه امروز اتفاق نمی افتاد فردا به محض شنیدن یه خبر ناراحت نماينده یا هر اتفاق دیگه ای این افکار به سراغش می آد.

بهتره که آدم قبل هر چیز رو خودش کار کنه.

(و درباره ی طالی هم ترجیح می دم تو پیام خصوصی جواب بدم چون قضیه کمی داره شخصی تر میشه و شاید درست نباشه.)

20:

درباره ی هنر نویسندگی و ما حصل نویسندگی حق با شماست که اینو درباره ی صادق هدایت بگین..

هر چند به مسائلی در باره ی مخاطب کتاب های هدایت بودن اعتقاد دارم که برای نارسیس هم نوشتم..

شاید بشه فرمود بهترین جوابی که میشه واسه این مسئله پیدا کرد اینه که کتاب های صادق هدایت مخاطب عام نداره..

در حقیقت نباید داشته باشه! نمی دونم با این حرف موافقین یا نه.

همونی که در آخر برای نارسیس نوشتم رو بخونین.(که یه حرف رو 2 بار نزنم!) ممنون.
درباره ی بی توجهی به مسئولیت های اجتماعی،در حقیقت هدایت هیچ وقت به عنوان نویسنده ای امتی شناخته شده نبود.

بعید هم می دونم که حتی خودش هم اینو می خواسته! اون می خواست بنویسه و این نشون دهنده ی ذهن آزاد انسان هاست.

و تفاوت عمیق و گسترده ی اعتقادات بشر، که از نظر من هر چه قدر که شعور یک جامعه بالاتر باشه و به سمت دموکراسی بیش تر خیز برداره، بیش تر هم اجازه ی پخش و شناخته شدن افکار و آثار افراد رو میده.

اینم می گم که من به عنوان کسی که مذهب رو قبول دارم تا آخرین لحظه ی زندگیم هم کتابی مثل "ولنگاری" یا هر اثر دیگه ای که بر خلاف اعتقاداتم باشه رو تایید نمی کنم.

اما در دنیای کتاب و ادبیات ، نویسنده رو به خاطر اون نوشته ملامت نخواهم کرد.


21:

در این مورد اینکه آثار صادق هدایت مخاطب های خاص دارند کاملا" باهات موافقم.

گرچه این موضوع، توجیه نماينده ی بعضی مسائل نیست اصلا"!

----
راستش تجربه ی من بهم ثابت کرده در صورت طولانی شدن مباحثه، بحث به بیراهه کشیده میشه، پس اگر موافق باشی یه نتیجه گیری کلی از بحث داشته باشیم :

اولا"، چیزی که انکار ناپذیر هست و کاملا" محسوس، اینه که به قول احسان طبری، نیست انگاری و بدبینی و لامذهبی و ملی گرایی گذشته پرست در آثار هدایت موج میزنه ..
ولی اگر برنامه باشه " آزاد اندیشی " رو در بررسی آثار هدایت در نظر بگیریم و از این منظر به کتابهای ایشون نگاه کنیم، هیچ کس به هنرمند بودن ایشون شک نخواهد کرد.
و مسئله ی مهم دیگری هم که باید در نظر آورده بشه، همین موضوع مخاطبین خاص صادق هدایت هست.

البته شما هر کتابی رو در نظر بگیری مخاطبین خاص خودش رو خواهد داشت.

در واقع به دلیل متفاوت بودن سلیقه ها، و در کل روحیات و اعتقادات مختلف موجود، هر اثری هم جاذبه خواهد داشت و هم دافعه!

دوست دارم دوباره تکرار کنم که کتابهای صادق هدایت، اگرچه گاهی از لحاظ هدف و محتوا باب میلم نبوده اصلا"، ولی باز هم علاقه به خوندشون داشتم، و ( به قول شما ) در دنیای ادبیات هیچ نویسنده ای رو ملامت نخواهم کرد، به شرطی که جایگاه مهم "نقد" رو در این دنیای بزرگ نادیده بگیریم.


22:

من از دانیل هستیل خوشم میاد رومانهای عشقولانش رو دوست دارم بخصوص رمان عشق و جواهرش رو خیلی دوست دارم و چند بار خوندم عاشق اینجور عشقهای هیجانی هستیم

23:

هنوز به اون سطح از اندیشه و تفکر نرسیدم که بخواهم در مورد نویسنده ی بزرگی چون صادق هدایت نظر بدم! هدایت نویسنده ی مورد علاقه ی منه و من واقعا از مطالعهنوشته هایش لذت میبرم.


ولی فکر میکنم اون قسمتی از نوشتت که سبز کردم دقیقا حرف خودم بود این طور نیست؟

24:

دارن شان
پائولو کوئیلو

رضا امیرخانی
سیدمهدی شجاعی
عرفان نظر آهاری
داوود امیریان
مرادی کرمانی
مصطفی مستور
سعید عاکف

و در حد مرگ نفرت بی حد و اندازه از صادق هدایت

25:

شاید حرف تو هم بود دوست عزیزم! اما منظور من از این حرف یه چی دیگه بود از حرف تو!! به پیشنهاد لونا گوش میدم و این بحث رو به اتمام می رسونم.! مرسی از نظراتت.


26:

ممنونم.

جداً مایه ی افتخار من بود که باهاتون هم کلام شدم.

و چون به تجربه تون ایمان دارم مباحثه رو بیش تر ادامه نمیدیم.جمع بندی متناسبی بود.



ممنون.

27:

لطفا اون متن رو بذارید که ما هم هستفاده کنیم.

اگرم خواستید تاپیک در این باره بزنید در هر حال منتظر متنتون هستم.


28:

من بيشتر رمان ميخونم
و بيشتر رمان هاي آقاي مودب پور رو ترجيح ميدم...كتاباش بايشان واقعيت رو ميده!!!

29:

رولد دال
نویسنده ای که از نظر من نبوغ زیادی تو نوشتن داستان هایی داره که جذابیت خاصی دارند و پایانشون آدم رو مبهوت میکنه....!

30:

من نویسندگی میکاوالتاری و میکل پیرامو رو ترجیح می دم.
دو تا از کتاب هایی رو که توسط آقای ذبیح الله منصوری ترجمه شده رو به همگی هم میهنان عزیز توصیه می کنم که بخونند:
1.

کنیز ملکه مصر
نویسندگان مورد علاقه ی شما؟( گقتگو درباره ی نویسندگان)
2.

سینوهه پزشک مخصوص فرعون
نویسندگان مورد علاقه ی شما؟( گقتگو درباره ی نویسندگان)
کتاب های ایشون همگی به صورت رمان تاریخی هستند و طبق پژوهش های بنده (:دی) داستان ها واقعیت دارند.

31:

نادر ابراهیمی، شهریار مندنی پور ، حسین سناپور، و بزرگ علوی از نویسندگان ایرانی محبوب من هستند.

نویسندگان خارجی هم چون زیادن نمی شه فرمود.

اکتفا می کنم به این که تورگنیف و ریچارد براتیگان رو عمیقا دوست دارم..


32:

فقط صادق هدایت،کافکا و نیچه
از داستایوسکی هم خوشم میاد

33:

بزرگ علوی
محمود دولت آبادی
صادق چوبک
مصطفی مستور
تولستوی
داستایوسکی
پائولو کوئیلو
محمد علی افغان
خالد حسینی

34:

کم پیش میاد که یه خواننده همه ی آثار یک نویسنده رو تایید کنه.

برای من که همیشه یک چیزی بوده که نویسنده رو از ایده آلی که توی یک اثر خاص پیداش کردم دورم کنه.

البته آلبر کامو از این خطرات مصون مونده هنوز.

من هاینریش بُل ِ عقاید یک دلقک ، رومن گاری ِ خداحافظ گاری کوپر، عباس معروفی ِ سمفونی مردگان، جورج اورالِ 1984، پل سارتر شیطان و خدا و تهوع، نادر ابراهیمی ِ بار دیگر شهری که دوست می داشتم، صادق هدایت ِ بوف کور ، مارکز رو به خاطر یادداشت هاش..

این ها رو دوست دارم.

بعضی ها رو همینجوری دوست دارم مثل بریتیگان

یه بحثی در شروع تاپیک بود، در مورد صادق هدایت؛ به نظر من بوف کور جز آثار پوچ گرایانه ی هدایت نیست.

طرد شدن هدایت بیشتر واسه بقیه آثارشه.

تقریبا همون چیزهایی که لونا بهش اشاره کرد.

بوف کور یه سورئالیسم محشره.

با لئون موافقم و میگم که کسی دیگه نمی تونه کتابی تو این سبک بنویسه.

هرچند مخالفانش میگن اقبتاسی از یک اثر آلمانیه که 70 - 80 سال پیش از اون نوشته شده.

با این وجود بوف کور یه اثر مستقله.

برای بوف کور به خیلی از مقدمه ها نیاز هست.

دکتر شمیسا تو کتاب داستان یک روح می گه که مرد ها یک زن درونی دارند که اونیما نام داره.

در مقابلش اونیموس هست که ضمیر ناخداگاه مردانه ی زن هاست.

چیزهایی هم در مورد بعد منفی و اهریمنی و بعد مثبت ملکوتی ادم ها هم حرف میزنه.

در نهایت میگه که همه ی زن های بوف کور یک زن و تمام مردهای بوف کور یک مرد هستند.

و هر دو اینها یک نفرند.

یک وحدت که باید بهش رسید.

راوی تلاش می کنه که بهش برسه.

اما در بخش اول در زن اثیری می میره و ناکام میمونه.

و در بخش دوم لکاته کشته میشه.

و در هردو خودش نقش داره.

آخر کتاب یه ناکامیه برای رسیدن به وحدتی که از دیرباز همه ی انسان ها دنبالشن.

شاید واسه همینم بود که هدایت ازدواج نکرد.

صادق هدایت زندگی موفقی نداشت.

ظاهرا این طور بوده.

بورسیه شدنش هم شاید به خاطر نفوذ خانوادش در دستگاه پهلوی بوده.

در تحصیل هم نه در بلژیک(فکر کنم بلژیک بود) و نه در فرانسه به بیشتر از فوق دیپلم نرسیده.

اما در مورد خودکشی..

چیزی نمی شه فرمود.

بازم با لئون موافقم که دلیل معمولی نیست..


نویسندگان زیادی خودکشی کرده اند.

همینگوی..

بریتیگان..

چیزی هست که ما نمی تونیم سر در بیاریم.

من صادق هدایتی که بوف کور رو نوشته درک می کنم.

دوستش دارم.


35:

من اخیرا یک مقاله ومصاحبه ی قدیمی تقریبا مال بیست سال پیش اززبان خواهرزاده ی صادق هدایت خوندم.اون توی مجله ی آدینه چاپ شده بود.من با خوندنش به این نتیجه رسیدم که او خیلی خیلی تنها بود وتکبر ناشی از حس روشنفکریش اورا بلیشتر به انزوا سوق میداد.و...آخرش طاقت نیاورد.


36:

همیشه دوستانم از ژان کریستف رومن رولان تعریف میکردند ولی من وقتی کتاب جان شیفته اورا خواندم دیگر نتوانستم به سراغ ژان کریستف بروم .چون به نظ.رم این کتاب همه چی تمام بود وچکیده ی روح شفرمود انگیز نویسنده.

خواهش میکنم بگویید کدامیک از شما کتاب <نامه ی سان میکله>نوشته ی دکتر اکسل مونته را خوانده هست خیلی دلم میخواهد بدانم چه کسی غیر از من این لذت را مز مزه کرده هست؟

37:

ریچارد براتیگان و اون سبک عجیب غریب پست مدرن اش
و........
ویلیام فاکنر .....

38:

اونتوان چخوف
صادق هدایت
آلبر کامو
فرانتس کافکا
محمود دولت آبادی
داستایوسکی
فردریش نیچه
ویل دورانت

39:

ايرانيها:
-اسماعيل فصيح
-نادر ابراهيمي
-محمود دولت آبادي

خارجيها:
-ايشانليام فاكنر
-گابريل گارسيا ماركز
-بالزاك
-دافنه دو موريه
-ارنست همينگايشان

40:

من از بورخس .یوسا.و رولفو از امریکای لاتین
کافکا .الن رب گریه از اروپا البته با توماس مان
فاکنر و پل هستر از امریکا
از ایران هم مرحوم صادق هدایت و گلشیری


41:

در بخش داستان و رمان ،هرمان ملویل و جک لندن چون کتابهاشونو در کودکی خیلی می خوندم و واقعاً فضای کتاب هاشون رو حس می کردم .

نهنگ سفید و سپید دندان دو کتاب دوست داشتنی کودکی من بودند البته از داستان های طنز عزیز نسین و محمد علی جمال زاده هم در نوجوانی بیشتر خوشم می اومد .

الان هم کتابهای بزرگ علوی برام جالبن .

البته میکاوالتاری با کتاب سینوهه هم اثر عمیقی رو ذهنم داشت .


42:

در اینجا موقعيت را مغتنم شمرده وازموقعيت هستفاده کرده تاازتاریخ ادبیات روسیه با یکی دیگر ازنویسندگان اثر گدار وپرکار آشنا بشویم

الکسی ماکسیمویچ پشکو (ماکسیم گورکی(در 16 مارس 1868 در" نزنینوگورو" که بعد ها به گورکی تغییر نام پیدا کرد، متولد شد.

در کودکی پدرش را در اثر
بیماری وبا از دست داد،انعکاس غم او رابه دلیل از دست دادن پدر و پریشانی مادرش درداستان" کودکی من" می توان دید.


"همه جای لباسش پاره شده بود.

موهایی رو که
همیشه با سلیقه شونه می کرد و مثل یه کلاه باشکوه خاکستری می بست حالا روی شونه هایلختش ریخته بود و توی صورتش آویزون بود، یه مقدار از موهاشم که بافته بود، دور وبرشپخش بود و داشت صورت به خواب رفته پدر رو نوازش می کرد."
(از داستان کودکی من)
سپس فوت پدر به مدت چند سال با ناپدری خود زندگی سختی را گذراند و پس از فوتمادرش بر اثر سل، بکلی یتیم شد و با مادر بزرگش که زنی انسان دوست و علاقمند بهافسانه های رمانتیک بود زندگی کرد.

در سن 12 سالگی خانه را ترک کرد و در منطقه ولگا
با عناوین مختلف کارگری کرد.


"با شغل نقاشی به زندگی- زندگی فعال- قدمنهادم.

بعد به نانوایی پرداختم، شمایل کشیدم، اسب چرانی کردم، برای نیازمندیهای
مختلف مثل گور مرده ها زمین کندم،باربری کردم، نگهبان شدم، ریشه درختان را از زمینبیرون آوردم، باغبانی کردم و به آزمایش بسیاری از مشاغل آزاد دیگر پرداختم." ازداستان چند روز در نقش سر دبیر روزنامهپس از بسته شدن مدارس دولت تزاری بهروی روستاییان، او خودش به تحصیل همچنين گفت و تجربیاتش را در "دانشگاههای من" درسال 1923 نوشت.

پس از کارگریهای فراوان به روزنامه نگاری روی آورد و با یکی از
همفکران خود ازدواج کرد ولی به دلیل فساد جامعه کوچک اطرافش، این شغل را از دستداد.


در سال 1898 "مجموعه طرح ها و داستان ها"ی او توسط یک ناشر به چاپ رسید.

این مجموعه شامل داستان های رمانتیکی هست در رابطه با قدرت و
اصالت خانوادگی طبقه روستایی و کارگر در روسیه.

در حدود سال 1900 شروع کرد به نوشتن
رمان های" سوسیال رئالیسم" که از اون جمله میتوان به رمان "مادر" اشاره کرد.


قهرمان زن داستان مادر، که پسرش به عنوان یک فعال سیاسی دستگیر شده و همسرشهم فردی الکلیست، هیچ پناهی جز عقیده مذهبی خود ندارد.

همسرش فوت می کند و پسرش به
صورت یک مبلغ سوسیایسم در می آید و هر روز دوستان انقلابی خود را به خانه می آورد وراهنمایی می کند.

روزی به جرم حمل یک پرچم انقلابی دستگیر می شود.

پس از دستگیری
او، مادرش به گروه انقلابیون می پیوندد ولی به وسیله یک جاسوس به پلیس معرفی شده ودستگیر می شود.


گورکی این داستان را بر پايه زندگی واقعی" اونا زالموا" نوشته هست.

اونا پس از اونکه پسرش در یک جلسه انقلابی دستگیر می شود، برای پخش
اعلامیه های انقلابی به سراسر کشور سفر می کند.


در سال های 1900 گورکی با" تولستوی و چخوف" دوستی نزدیکی پیدا می کند و درباره هر دو اونها در سال 1946" خاطرهها" را می نویسد.


آثار گورکی از نظر نیک اندیشی و قدرت قابل توجه هستند.

و او با آثارش به
اعماق تفکر نفوذ کرده بود .

همچنین گرایشات عمیق شاعرانه و توجه
همیشگی به عدالت در آثار او مشهود هست.

گورکی در سن 68 سالگی (1926) توسط یک گروه "ضد شوروی" با زهر مسموم شد و در گذشت.

43:

نویسندگان خارجی :
ویلیام فالکنر
اونتوان چخوف
هرمان هسه
فرانس کافکا
آلبر کامو

نویسندگان ایرانی :
داستان های کوتاه محمود دولت آبادی
منیرو روانی پور
زویا پیرزاد
صادق هدایت ( به خاطر تصاویر ایجاد شده ی بدیع و به یاد ماندنی اش در بوف کور و زنده بگور و سگ ولگرد )
و...


دیگه حضور ذهن ندارم ...


44:

از قلم مصطفی مستور و سبک نوشتنش خیلی خوشم میاد

45:

ایرانی:
مصطفی مستور
علیرضا ایرانمهر
خارجی:
داستایوسکی
کافکا

46:

باور کنین کاش هتون یه سری به کافه سیگار بزنین تا ببین نویسنده به کی میگن
( منظورم خودم نبودا، بقیرو میگم)

47:

بزرگ علوی
صمد بهرنگی
آلبا دسس پدس
مارلن هاس هوفر (رمان دیوار )
خالد حسینی
شل سیلور هستاین
زویا پیرزاد


48:

یادم نیست اینجا پست زدم یا نه !!!!

نویسندگان وطنی : بلقیس سلیمانی / فرهاد جعفری / فریبا وفی / صادق چوپک / بیژن نجدی


( خدای من دوتا نویسنده دیگه هم هسنت اسمشون یادم نمیاد !!!!!!! لحن نوشتاری اون دوتا رو فوق العاده دوست دارم )

نویسندگان خارجی : سیدنی شلدون / دارن شان / جی کی رولینگ / ميچ آلبو

49:

اطلاع رسانی صورت گرفت .


50:

شکسپیر فوقلعاده هست

51:

نوشته های صادق هدایتودوست دارم وبه دنبال اون مسلماکافکارومیپسندم...
نویسنده ی ایرانی خوب این روزاکمترشده...
مثلا ازقدیمیاش محموددولت آبادی قلم خوبی داشت
ازخارجی ها هرمان هسه کتابای فلسفی خوب ودقیقی داره
نیچه هم خوب وپرمحتوامینویسه
ارنست همینگوی هم نویسنده ی خوبیه ولی بعضی وقتهاتوصیفاش خسته نماينده س برام

52:

ایرانی:
جمالزاده
هدایت
درویشیان
دولت آبادی
بزرگ علوی
دانشور(بخاطر سووشون)
معروفی
روانی پور
شهدادی...
خارجی :
گورکی
رومن رولان
شولوخوف
مارکز
اتل لیلیان ونیچ
زولا
نجیب محفوظ...


53:

نايشانسنده هايي كه دوستان نام بردند هر كدوم به تنهايي خوندن يك اثارشون ميتونه ساعتها موقعيت براي كم تامل باقي بزاره .اين روزها من كتابي رو بر حسب نايشانسنده ي خاصي نميخونم ظاهرا اون مرحله رو پشت سر گذاشتم و اغلب وقتم با خوندن كتاب پيشنهادي پر ميشه كه احساس ميكنم نسبت به واقعيات رواني خودم بيشتر به اون نياز دارم...و رمانها حتما تو اين دست برنامه نمي گيرن....


54:

درموردکتاب های دکترعلی شریعتی زیاد خوندم وبه خوصوص کتاب های کویرو.افکار حسین.

پدرمادرمامتهمیم که کتاب های زیبای هستن

55:

سلام بسیار سپاسگذارم : من در جمیع عمرم کتابهای زیادی خوندم و سپس ادبیات کلاسیک بیشتر به مطالعهنویسندگان روس گرایش داشتم چون اکثرا ازبهترینها بودند .

از رومانهای نویسندگان آمریکا و چند کشور مثل اسپانیا ، فرانسه و ....

هم خواندم توی سنسین نو جوانی از جک لندن و کمی جلوتر گابریل گارسیا مارکز ، اوریانا فلانچی ، خواندم در سنین جوانی به تاریخ رو آوردم و با مطالعه انقلابهای جهان ، از شخصیت ال چه خوشم آمد از شعرای دوران مشروطه بسیار راضی هستم چون ( بقول بعضیها به تکلیفشون عمل کردن ) از جون مایع گذاشتن و مصداق این جمله بسیار زیبا بودند .


اگر شعری را بخوانم که خون در رگهایم منجمد کند ، چندان که هیچ آتشی نتواند گرمم کند ، اون نوشته را شعر خواهم دانست .
اگر نوشتهای را بخوانم و دیگر سرمرا بر گردنم احساس نکنم یقین خواهم کرد اونچه خواندم شعر بوده هست .
اینها تنها راه شناسایی شعر هست .

....

یه آدم دانا

از کتابهای دکتر شریعتی هم خوشم میاد بخصوص آری اینچنین بود برادر ، علی حقیقتی بر گونه اساطیر ،
نامه ها ، تاریخ ادیان .

ووو
همچنین به شعر شعرای ایرانی و نویسندگان ایرانی علاقه مندم و در جوانی از سیمین دانشور این بانوی خوش ذوق خواندم از احمد محمود ، صادق هدایت ، هم چند اثر خواندم .

از نویسندگان سپس دهه 60 دیگر هیچ نخواندم و همه را تحریم کردم و راضی نیستم و دیگر کتاب نمیخواندم تا وقتی که به اینترنت رو آوردم و تا امروز هنوز درحال مطالعه تاریخ هستم و شعر هم میخوانم و میگویم شاید از شعرهایم خیلیها راضی نباشند ولی مینویسم تا چشمشون در بیاد .


56:

من از نویسنده های خارجی قدیمه رمانهای الکساندر دوما پدر بخصوص غرش طوفان وکنت مونت کریستو رو خیلی دوست دارم .گرچه طرز نوشتنش قدیمه وادبی نیست ولی با توجه به اینکه رمانهاش موضوع های تاریخیه هست .اطلاعات جالبی میده ومفیده
برد باد رفته مارگارت مینچل هم چیز دیگری هست .
فکر میکنم نوجوانها رمانهای مودب پور رو خیلی دوست دارن چون من معلم هستم بعضا می بینم بچه ها تو کلاس زیر میز رمان می خونن چند باری که مچشون گرفتم دیدم رمانهای مودب پور رو می خونن .
جدیدا رمان وحشی خوب روخوندم ،حتما خیلی از دوستان اون رو خوندن چون همونطور که میدونید جنجال زیاد راه انداخته .جا بحث برای این رمان زیاده در ظاهر در مورد مافیای ظهور غربه ولی فکر می کنم در حقیقت نوعی انتقاد به مافیای ظهور ی هست که در ایران راه افتاده البته این دید گاه منه بقیه دوستانی که این رمان رو خوندن هم می تونن نظرشون رو بگن

57:


خوبههههههههه....خسته نباشید...دست مریضاد...ولی من زیاد کتاب نخوندم..و زیاد با نویسندگان اشنایی ندارم..

58:

سلام گرانقدر : حاظرم کتابی تقدیمتون کنم تا شما هم بخوانید فقط بفرمایید چه سبکی را دوست دارید .


59:

ممنون...کتابی که جذاب باشه و حوصله مو سر نبره...باتشکر از شما

60:

آثار آقای دکتر شریعتی رو دوست دارم
تشکر از دعوتت

61:

من این جمله رو خیلی دوست دارم که میگه: منگر که فرمود بنگر چه فرمود
.
.البته یکی از محبوبترین تویسندگان در نظرم گابریل گارسیا مارکز.......


62:

جی.کی.رولینگ نویسنده ی هری پاترنویسندگان مورد علاقه ی شما؟( گقتگو درباره ی نویسندگان)

63:

من نوشته های جما ل زاده و هرکسی که در این سبک و سیاق بنویسه رو دوس دارم

64:

من از طرفدارهای جلال آل احمد هستم و بیشتر کتاباشو خوندم .

مدیر مدرسه رو خیلی دوست دارم .

سبکش ساده و روانه .

از کتابهای رضا امیرخانی هم خوشم میاد .

البته کتابهای دکتر شریعتی رو هم میخونم...


65:

پائولو کوئیلو و وین دایر،مخصوصا کتاب خود مقدس شما نوشته وین دایر.


66:

سلام و تشکر از دعوت نقطه شمالی...
در حوزه ادبیات که دوستان همه نخبگان را ذکر نمودند...
اما در ژانر روانشناسی
از آثار اونتونی رابینز بسیار لذت بردم
بسوی کامیابی بخصوص جلد 2

67:

دکتر شریعتی رو خیلی دوست دارم
و اثار جمال زاده و خانم دانشور خیلی خوب هستن

68:

شریعتی.هانس کریستین اندرسن.ماری هیگینز کلارک وبرایان تریسی.


69:

از نویسندگان ایرانی زیاد کتاب نخوندم ولی در بین نویسندگان خارجی، تولستوی رو دوست دارم و داستایوفسکی رو می پرستم.

اوناکارنینای تولستوی رو یه شاهکار میدونم، جنگ و صلح تولستوی رو هم هرکسی توانایی خوندنش رو نداره ولی خوب رمان بی نظیریه

اما در مورد داستایوفسکی عزیز میشه فرمود بیشتر رمان هاش رو خوندم و رمانی نبوده که بخونم و خوشم نیاد ازش

اگه به مباحث فلسفی، اعتقادی علاقه دارین شک نکنین که بهترین گزینه همین داستایوفسکی بزرگ هست ولی اگه هدفتون از رمان صرفا سرگرمی هست توصیه میکنم سراغ داستایوفسکی نرید چون رمانهاش نیاز به تفکر و تمرکز و تامل و داشتن دیدی عمیق داره

"ابله" رو دیوونه وار دوست دارم
"برادران کارامازوف" رو باید بارها و بارها خوند تا به عظمتش پی برد
"جنایت و مکافات" که دیگه نیاز به تعریف نداره، همه میدونن که یه شاهکاره
"جوان خام" هم رمانی متفاوت از داستایوفسکی هست که جای بسی تامل داره خوندن این رمان زیبا و متفاوت
...


70:

کارو
شکست سکوت
بعضی از شعراش خیلی زیباست

نثر های زیبایی هم داره

71:

کافکا ....
ماریو پوزو ....
جمال زاده ....
و ....


72:

موافقم.عالیه
طبال بزن بزن که نابود شدم
در تار غروب زندگی پود شدم
عمرم همه رفت خفته در کوره ی مرگ
آتش زده هستخوان بی دود شدم

منم پیشنهاد میکنم هرکس ذوق ادبی داره این کتابو بخونه

73:

جی.کی.رولینگ خالق حماسه هری پاتر بهترین نوسنده تاریخ بشریته.

هری پاتر طی 17 سال نیم میلیارد نسخه فروش داشته.
دارن شان هم عالیه

74:

سلام کتب عرفان نظر اهاری
نادر ابراهیمی کتاب بار دگر شهری که دوست می داشتم
مصطفی مستور
و....
و از همه این ها خوش طمع تر کتب نهج البلاغه و صحیفه سجادیه هست
پیروزی نامتان و یادتان جاودان
ببخشید من کمک می خواستم
برای داشتن یک کتابخانه پویا چه کار کنیم

75:

سلام لطفا نقد کوئلیو را بخوان

76:

1.استاد شریعتی (هرچند ایشون بیشتر متفکر و جامعه شناس بودن، اما خب نوشته هاشون در حد بی نظیری هستن...)
2.استاد نادر ابراهیمی.

بیشتر به خاطر داستان بار دیگر شهری که دوست می داشتم که یک شاهکار به تمام معناست...
3.یوهان ولفگانگ فن گوته.

خالق اثر بی مانند و جاودانه ی فاوست...
4.ژول ورن.

خالق آثار بی نظیری مثل جزیره ی اسرار آمیز، شهر شناور و ...
کتاب های بزرگانی همچون هاینریش بل (خالق سیمای زنی در میان جمع)، کافکا (خالق محاکمه) و ...

رو هم مطالعه می کنم و دوست دارم...


77:

از داخلیا
جمالزاده
آل احمد
سید مهدی شجاعی
رضا امیر خانی
دوست دارم قلماشونو

78:

خارجی:پائولو کوییلو ،یوستین گردر،شکسپیر
ایرانی:شهره وکیلی،جمال زاده

79:

رومن رولان

80:

دکتر علی شریعتی

81:

آلبر کامو

82:

جوان کتلین رولینگ
جان رونالد روئل تالکین
دن براون

83:


بیکران درود ،
تقدیم تان باد گرامی ؛


به ادبیات آمریکای لاتین چه میزان علاقه و اشتیاق دارید گرامی ؟!
از ادبیات و شعر مرکز عشق جهان «پاریس دوست داشتنی» ،چه خوانده اید ؟

پیشنهاد می کنم برای ذوق پروری افزون تر ؛

از آثار "سیمون دوبوار " ؛


- خاطرات یک دختر مطیع
- همه می میرند
- جنس دوم
و ..

مطالعه فرمایید ../.



84:

داستایوفسکی واقعا برای من بی مانند بوده ( از دوازده سالگی با اثار ایشان آشنا شدم و با اشتیاق تمام معرف ترین اثارش رو خوندم )

سپس اون :
سامئول بکت
البر کامو
صادق هدایت
احمد محمود
غزاله علیزاده

85:

من عاشق دن براون هستم.

واقعا نویسنده بزرگی هستش.

صادق هدایت که اسطورست.


86:

کافکا و بالطبع صادق هدایت ، نگرش متفاوتشون و فراتر از وقت خودشون نوشتن همیشه چیزی بوده که جذبشون شدم ...


ارنست همینگوی ....این مرد با توصیفات و تمثیل های زیباش معرکه هست .


ریچارد براتیگان ، به خاطر ادبیات فوق العاده ی پست مدرنش می پسندم.



سالینجر ، خیلی ها اون و نویسنده ی با علم و سایر خصیصه ها نمیدونن ولی قلم عامیانه و دقیقش کمتر کسی و جذب نکرده.

ژوزه ساراماگو ....بدون شک سپس کوری عاقانه دوستش داشتم...توانایی در حد کمال....

نادر ابراهیمی ....

توصیفات و روان بودن قلم عاشقانه اش بی نظیره .


مستور....و بیانی جدید از خدا و پیوند اون با افکار و واقعیت های جامعه و کتابهای پیوسته اش مجذوب نماينده هست..

رومن رولان و رومن گاری ، ویرجینیا وولف ، جورج ارول ، کورت ونه گات ،هاینریش بل ،آلبر کامو ...و بیکران نویسندگانی که تواناییشان فراتر از نوشتن هست.


87:

از قلم افتاده هایم چون :


دایستایوسکی،اونتوان چخوف،ویلیام کندی .

.

.


هست .


88:

استاد مطهری
علی شریعتی

89:

نویسنده های زیادی را دوست دارم ولی از چند نفر فقط نام می برم ...
نویسنده های خارجی ....
رومن رولان ....
با کتاب های ژان کرستف و جان شیفته با ترجمه بسیار زیبای م .

ا .

به آذین از این نویسنده در سن نوجوانی بزرگ شدم ...نگاهی به درون آدمیت .....
به قول رومن رولان :

همیشه تاریخ حوادث یک زندگی را می نویسند .....
اشتباه می نمايند .....
زندگی راستین زندگی درونی هست ....




نویسندگان مورد علاقه ی شما؟( گقتگو درباره ی نویسندگان)

جیمز ردفیلد ....


جهان بینی ام را نسبت به هستی با کتاب بینش آسمانی تعالی بخشید ...



نویسندگان مورد علاقه ی شما؟( گقتگو درباره ی نویسندگان)

ریچارد باخ .....
کتاب های عرفانی این نویسنده پر از رمز و راز هست ...


( زندگی ام سپری شد ، تا اون شوم که اکنون هستم .

آیا ارزشش را داشت ؟ )

( آیا اگر می دانستیم فراسوی وقت ، مکان چه در انتظارمان هست ، دگرگون می شدیم ؟ )

ایده ای آشکار در ذهنم جرقه زد ، بدون کمترین نیازی به فکر کردن فرمودم :

( اقیانوس پر از قطره های آب هست ، قطره هایی جوشان ویخ زده ، روشن و کدر ، قطره هایی که در آسمان به پرواز در می آیند و قطره هایی که زیر فشاری عظیم فشرده می شوند .

قطره هایی که در یک لحظه تغییر شکل می دهند و به بخار یا یخ تبدیل می شوند .

تک تک قطره ها با اقیانوس یکی هستند و بی آقیانوس نمی توانند که وجود داشته باشند .

اقیانوس هم بی قطره ها اقیانوس نخواهد بود .اما به قطره ای که در دل اقیانوس هست ، نمی توانی بگویی قطره ، تا وقتی که دستی تک قطره ای را از دل اقیانوس بیرون نیاورد ، بین قطره ها مرزی نیست .

)

گه گاه هنگام خواب که جدایی روح از بدن را تجربه کرده بودم ، به این گونه یگانگی کیهانی دست یافته بودم .

خاطراتم تا گذشته های دور پر و بال می گشود ، رشته هایی نازک ، ورای تفاوت های ظاهری ، مرا به همه کسانی که به یاد داشتم پیوند می داد .

( یکی بودن ) فکر کردم هنگا می که نور افکن صحنه نمایش بر خودمان می افتد ، نقد و قضاوت چه دشوار هست ، اما هنگامی که همه چیز را از پیش درک کرده ایم نیازی به قضاوت نیست .



( یگانکی ) آیا این نوجوانان جلوه نوجوانی دیروز ما و اون زوج سپید مو خودهای دانای فردایمان نیستند که غریبه به نظر می آیند ؟

( یگانگی ) آیا با تمام امت شهر نیز چنین یگانه بودیم ؟ آیا با اونان که گمنام مانده اند و با ستارگان هنری ، با سوداگران مواد مخدر و پاسبان ها ، با وکلای دعاوی و آدم ربایان و موسیقیدانان شهر ، با همه و همه یگانه بودیم ؟

این ادراک مهرآمیز در جانمان خانه کرد .

با خود فرمودم صحبت از درکی گذرا نیست ، هر چه هست شعوری ماندگار هست .

اونچه می بینیم ذهن خودآگاهمان هست ، که هر گاه سر برآورد صحنه زندگیمان به راستی دگرگون می شود ! در این جهان همگی بازتاب یکدیگریم و مانند آینه هایی جان دار یکدیگر را باز می تابانیم .

( کتاب یگانه از ریچارد باخ )


نویسندگان مورد علاقه ی شما؟( گقتگو درباره ی نویسندگان)

نویسنده های بسیاری را دوست دارم ولی اینجا مجالی برای نام بردن همه اون ها نیست ....


نویسنده های ایرانی ....
عباس معروفی ....
کتاب های سال بلوا و سمفونی مردگان دو تا از بهترین کتاب هایی بودند که خواندم ...

سبک بسیار دلنشینی دارند ...


نویسندگان مورد علاقه ی شما؟( گقتگو درباره ی نویسندگان)

ابو تراب خسروی .....

در حال حاضر کتاب های این نویسنده بسیار قدرتمند نظر من را به خودش جلب کرده هست ...

بخصوص کتاب اسفار کاتبان ...از دیگر کتاب های ارزشمند ایشان رود راوی و ملکان عذاب ، هاویه ، کتاب ویران و ....


"بیداری ودیعه ای هست که چشم را هوشیار می کند و نگاه را رو به چیزهایی باز می کند که در اطراف پراکنده اند ..."
ابوتراب خسروی .

ملکان عذاب


نویسندگان مورد علاقه ی شما؟( گقتگو درباره ی نویسندگان)

90:

اميلي رودا

91:

الکساندر دوما

92:

نویسنده ایرانی:
نیما کهندانی
.
.
.
نویسنده خارجی:
بوش مجهول،لمونی اسنیکت

هر سه بزرگوار فوق العاده هستند.


93:

اریک امانوئل اشمیت ...

خیلی قشنگ مینویسه

احلام مستغانمی ...

عاشقشم

ایرانی هم که
د سروش

94:

از بین خارجی‌ها من تا حالا فقط جذب نوشته‌های فریدریش نیچه شدم؛ چه نوشته‌های فلسفی و چه نوشته‌های داستانی او سبکی تازه در ادبیات آلمانی و کلا ادبیات داستانی-فلسفی جهان هست.

در بین ایرانی‌ها نیز قلم عبدالحسین زرین‌کوب را در نوشته‌های تاریخی و زندگینامه‌ای او، و سبک بیان مطالب و شیوۀ تحقیق و زاویه نگرشش به تاریخ و شخصیت های تاریخی را می‌پسندم.


95:

من ک کلاکتازهای روان شناختی رو دوس دارم بخونم.
عاشق رمانهای تاریخی.عاشقانه.تخیلی و....هستم.
نویسنده هم تو رمانهاکتابهای خانم مهنازصیدی.خانم طیاری.دانیل هستیل،خانم صفایی...استفنی مه یر.ومارگارت میچل واثرمعروفش.ونویسنده بادگیر ک یادم نیست...


96:

نویسندگانی چون مایکل جی گلپ
پاتریک ژوسو
فروید

بزرگی چون صادق هدایت

رمان هم هستاد مرتضی مودب پور و ماندانا معینی

97:

من چون کتابای خوشناسی و قانون جذب زیاد میخونم از بین نویسندگان نوشته های وین دایر و خیلی دوست دارم.



78 out of 100 based on 43 user ratings 968 reviews