حرفهای دل من .....


حرفهای دل من .....



حرفهای دل من .....
خدایا تو خوبی و ما بدیم

به خوبی خودت بدی ما را ببخش ...

آمین



جامی ( خاتم الشعرا )

1:

سایه ها گاهی شب ها زیاد می شوند
و باد هم که می وزد، تکان شاخه های خشکیده آدم را تکان می دهد
نمی دانم چه سالی بود ...
اما یک سال که تب داشتم ،باد شاخه های بید حیاطمان را اونقدر تکان داد تا یک شاخه شکست
وقتی صبح شد تبم قطع شده بود و درخت بید آرام ایستاده بود
حالا نه دیگر تب دارم و نه درخت بیدی در حیاط هست
اما انگار این روزها همه ی درخت های قدیمی خانه رفته اند سفر
و تنها یک درخت گلابی تازه شکوفه زده باقی مانده ...امسال منتظرم تا یک گلابی بچینم
یک گلابی شیرین و آبدار


جهان خاتون

2:

تازه هوا خنک شده......


تازه بهار شده....

تازه صدای گنجیشک ها رو میشه از بیرون پنجره شنید.....

اما دل بعضی ها هنوز تازه نشده

برای بعضی ها هم مهم نیست

که تازه دل بعضی ها تازه شده


خواجه حافظ شیرازی

3:



خواجوی کرمانی

4:

نام تو را نمی‌دانم.

آری،
اما می‌دانم
گل‌ها اگر
نام تو را
می‌دانستند،
نسل بهار از این‌سان
رو سوی انقراض ،
نمی‌رفت.


شرف الدین رضا سبزواری


کیکاووس رازی

5:

خسته از راهی طولانی

هر چه که بود ، پایی نمانده

برای ادامه ی راه

ذهنم تهی شده

و تنها

پژواکی باقی مانده

تیک تاک ساعت

خدایا کی می شود ؟

تا با وقت آشتی کنم

یاد ایام کودکی بخیر

اون موقع وقت نبود

و تنها

از درخت رویا بالا می رفتم

و می نشستم در باد


زراتشت بهرام

6:

دنیا آبی بود

هوا عالی بود

باد جاری بود

رویا باقی بود

شب مهتابی بود

روز رنگی نداشت

وقتم جا گذاشت

اما این روزا

داره میگذره

یه روز خوب میشه

برا همیشه

دعا کن بشه


شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی

7:

حرفهای دل من .....

شهید
شهید رفت
تا من بمانم
تو بمانی
ما بمانیم
تا کسی
تنها نماند
هیچکس
لگد نکند
گل شقایق را
شاید زیر اون
قطره ای خون
ریخته باشد
لاله هم
از خون او
روئیده باشد
در چشمهای
مادرش هم خون
جای گریه باشد
کودکی هم
در اون نزدیکی
بی پدر
خوابیده باشد
آسمان هم
در وقت غروب
رنگ خون
گرفته باشد
دست آخر هم
سر در تابوت
به منزل
باز گشته باشد

8:



78 out of 100 based on 43 user ratings 968 reviews