جمله را تبدیل به شعر کنید


جمله را تبدیل به شعر کنید



جمله را تبدیل به شعر کنید
نخستین تاپیک من
در این تاپیک نفر قبلی یک متن می نویسه که نفر بعدی باید اونو تبدیل به شعر بکنه و برای نفر بعدی یک متن بنویسه
نمونه
آفتاب تابید و صبح بدرخشید و تلاش انسان آغاز گردید آن هنگام که او هیچ نمی خواست

خورشید تابید و صبح شد
تلاش انسان آغاز شد
صبح بدرخشید انسان آگاه شد
هیچ نمیخواست اما با تلاش شد
تلاش کرد و آفتاب شد
او هیچ نمیخواست فقط صبح آغاز شد

متن:
شب ها را به روشنی سپری کردی ای انسان خسته گردیدی و خوابیدی ای انسان



استاد میرصالح حسینی

1:

انقدر سخته
( شب ها را به روشنی سپری کردی ای انسان خسته گردیدی و خوابیدی ای انسان)
اون شب روشن شد ای انسان
سپری شد بر تو ای انسان
خسته گردیدی و نا آرام
خستگیت تبدیل به خواب شد ای انسان

نور تاریکی روشن می گردد در شب ، شب می آید پی روز هر شب


" اینجا کسی هشیار نیست ... ! "

2:

انقدرم تو این تاپیک شرکت کردن سخت نیستا!
یه متنه شما یه شعر در موردش می گید


زندگی نامه ابواسحاق ابراهیم بن محمد جویباری بخارایی

3:

نور تاریکی روشن می گردد در شب ، شب می آید پی روز هر شب

نور در تاریکی شب
می آید اون نور شب
روشن می شود شب سیاه
تو خود نوری با من بیا
سب پی روز و پی سب
روز پی سب و هرشب

ماه روشن می گردد و دوست آید، جان می آید اون شب


در شـهـر مـن ارزانـی بـیـداد مـی کــنـد

4:

انقدر تو این تاپیک شرکت کردن سخته
ماه روشن می گردد و دوست آید، جان می آید اون شب
روشن شد ماه اون شب
جان شد ماه اون شب
دوست روشن تر از ماه هست
ماه 14 ماه دوست اون شب


روز شب شد شب روز خنده گریه شد و گریه خنده


شعر و معماری

5:

زمین گر چند روزی برف و سرما تاب آورد
سرانجام در پس زمستان نوروز هم بار آورد

گر شب تاریک بر سپهر نیشخند زد.
سپس اون شمشیرِ روز بر خرمنش آتش بزد

ای شبی که خانه دل را کرده ای تاریک و تار
ترس آور زان سپیده که چادرت سازد دو پار

ای که روز و اخترت پررونق و فرخنده هست.
دست گیر زان کس که دور از هر خنده هست.

این سپید روز تا ابد چون درخشان نیست هان!
دست گیر از فروماندگانِ تنگدستِ نا توان

در پس هر روزی شبی آید همی
هیچ گندمی را راه نیست از داس مَهی

گر ز داس ماه پروایت نیستی
پس بدان ، روز حساب از روسپیدان نیستی.

جمله: سر انجام فرعون در آب غرق شد و موسی از دریای سرخ گذر کرد.


محکمه الهی


شاید بهترین باشم و ندانم

6:

فرعون سرانجامش غرق آب
سرخی شد نگونش فرعون آب
موسی دریای سرخ شکافت
گذرکردند ز سرخی آب

آدم و حوا را ببین،پدر و مادر عالمیان را ببین


~نوشتـہ هآی کـآمرآن رسول زآدهـ~

7:

فرعون در آب کله پا میشود
موسی از آب رهسپار میشود

سر انجام فرعون غرق گشتن در آب
و موسی ز دریا پی اختران

امده ام از شب تاریک روز خروشان شده از من خود بین.


8:

امده ام از شب تاریک روز خروشان شده از من خود بین.


شب تاریک آمدم روز خروشان
خود بین شدم من خروشان
خروشانیم روز و شب ندارد
خود بینیم خروشی ندارد


آدم و حوا را ببین،پدر و مادر عالمیان را ببین


مسگری و آهنگری نیک هست گردن زدن این کجا و گناه اون کجا


اینم ساده

9:

ای پسر خوشم آید که فرزند همان پدری
که در خوردن گندم مدام می کنی پرده دری

چند فرمودم اینجا فریبا-میوه ایست زان چشم پوش
حال که خوردی پشیمانی چه حاصل، پس خموش

خوردن اون میوه در روزگار نخستین نیست هان!
هر روز و هر دَم می خوری اون میوه را ، این را بدان!

چیست اون میوه، همین آرزوهای دَم به دَم
می کشد وی را ز جنت سوی اژدهای دُژَم.(دُژم =خشمگین)

ای فتاده از چاله کوچک به چاههای بزرگ
ای برون افتاده از گله و در کام گرگ

جنّت امروز را وا نهِل بهر وعده های نادرست
هان بدان وعده های سست-عهدان هست سُست.



یوسف از ته چاهی عزیز مصر شد.


10:

اون مه روی کنعان عزیز مصر شد
از ته چاه عزیز مصر شد

(عذر میخوام از کوتاهی و ...)

معراج توست امشب وقته توست امشب

11:

تاپیک خیلی خوبی زدی، ممنون
شبهای بعدهم میایم.


12:

معراج توست این شب ها
بهار توست این شب ها
وقته را بساز در معراج
معراج تو معراج این شب ها


آرامش و آزادی را انسان می خواند

13:

امروزه کار امت، کاخ به ماه کردن هست
باغ و صحرا سوختن، این چه سیاه کردن هست.


آزادی جُستن ات، خود شده پایبند تو
این چه بیراه رفتن هست، این چه تباه کردن هست.

از قِبَل تکنولوژِی پا به ماه نهاده ای.
لیک بدان که آرامش، دیده به ماه کردن هست.

در پی آزادگی ات، سر به این و اون نَهی.
لیک همین کار تو، دیو به شاه کردن هست.

گر تو شاه پروری.

غُل به پای بسته ای.
وین غل و زنجیر چه کار؟ این اشتباه کردن هست.

آرامش تو در تو هست.

گر بجویی از دگری.
هان بدان که کار تو، خویش تباه کردن هست

چنگل و باغ سوختی، دریا و رود آلوده ای.
این همه کار تو ، ماه به چاه کردن هست.

در پی جاه و منصبی، کاخِ تو آسمان خراش
وقتی همسایه ات گدا، این چه جاه کردن هست؟

گر در پی لذت خویش، تن را نمایی به همه
این تن نمایی آزادگی هست یا که گناه کردن هست؟

جمله: پس از زمستان نوبهار هست.


14:

این زمستان کی خاهد آمد ؟ - نوبهار را چه خاهیم کرد؟
پس از نوبهار که تابستان هست - گرما و عرق کردن رو چه خاهیم کرد؟
-
جمله : بابا آب داد

15:

بابا آب داد و رفت
بابا نان داد و رفت
آب زحمتهایش را داد
نان زخم هایش داد و رفت

اما جمله : پدر را پنهان داشتند ، مزدش را آگاه داشتند ، زخم هایش را دیدند ، او را آشکار نهان داشتند

16:

پدر را پنهان داشتند ، مزدش را آگاه داشتند ، زخم هایش را دیدند ، او را آشکار نهان داشتند

دوستان منتظر شرکت شما در این تاپیک هستم

17:

پدر را پنهان داشتند ، مزدش را آگاه داشتند ، زخم هایش را دیدند ، او را آشکار نهان داشتند

18:

پدر را پنهان داشتند ، مزدش را آگاه داشتند ، زخم هایش را دیدند ، او را آشکار نهان داشتند
فرمودم یکبار دیگه تاپیک رو بالا بیارم ببینم کسی هست بر مبنای این جمله شعر بگه اگه نیست خودم بگم

19:

پدر را پنهان داشتند ، مزدش را آگاه داشتند ، زخم هایش را دیدند ، او را آشکار نهان داشتند

جمله خودم شعر می کنم
پدر رنج ها کشید در باران افسار ها کشید
اسبش آمد و او با نان چه رنج ها کشید
آگاه به دردش زخم خورده ز زخمش
درد هایش پنهان بود او چه آه ها می کشید
آشکار نهان هست پدر خدای من او چه ها می کشید

جمله بعد

رنج پدر راببین و هیچ مگو ، پدر ، پدر هست تو هیچ مگو

20:

رنج پدر راببین و هیچ مگو ، پدر ، پدر هست تو هیچ مگو

روی حرف پدرم من نزنم حرف که او
رنج بسیار کشد از غیرتش هیچ مگو
که نگنجد در بیان هم مَردی و هم غیرتش
به فدای قدرت و هم همت و هم هیبتش

و مادر اسطوره مهر و وفا


21:

ای مادر اسطوره مهر و وفا
ای نماد اسطوره ای وفا
مهر تو پایانی ندارد
وفایت تاوان دارد
تاوانت مادر بودن هست
مهرت فزون این برتر هست
بهشت زیر پای توست
بهشت را چه کنم عشقم ، عشق توست

ای بشر نگاه کن،مهر را نگاه کن

22:

مهر افسونگر ببین ای آدمی
کاو چو مروارید باشد در سماء
ای بشر در حمد یکتای صمد
گو دمادم شکر با یاد خدا


" درختی را قطع کردم "

23:

درختی را قطع کردم به ناگاه
ریشه را زدم به ناگاه
نشستم و گریستم از غم و اندوه
خنده می کردم من به ناگاه
دیوانه گشتم از قطع این درخت
پیدا کردم خدارا به ناگاه

»خستگی راه سفر ، آری آید سفر«

24:

اری دوباره اید سفر

تا بگیرم این راه را
با خستگی پاهایم از سر

فکر می کنم
رازی باشد به پیچ خم جاده ها

که نمی رسم پایان این سفر...!




" از ازل تا ابد"

25:

از ازل این چنین بود
سرنوشت من همین بود
هرچه چاره کردم نشد
این مهر ابدی را پاره کردم نشد
از ازل تا ابد این چنین بود
سرنوشت من همین بود


عقاب تیز پرواز آید همی بر روی شانه شاه آید همی

26:

گر چه گشته زرد وپژمرده تن از این انتظار
ای دل مرده درون دشت خالی گل بکار

27:

جمله ای نبود جمله جدید از داخل شعر نفر قبل میذارم
پژمرده ام و زرد چیزی نیست که به اون امید بست

28:

پژمرده ام و زرد چیزی نیست که به اون امید بست

پژمرده ام و زرد با دلی پر ز آه و درد
پر ز تنهایی و خستگی ، با سکوتی سردِ سرد
چیزی نیست که بر اون امید بندم
شود آیا که روزی من بخندم؟!
برام خیلی سخته چون به نظرم جمله ها سخته

به برگها هم میتوان لبخند زد




29:

به برگها هم میتوان لبخند زد

به برگها لبخند بزن می شود
لبخند را هدیه کن می شود
لبخند سهمیست از یک برگ
لبخند به برگ ها هم می شود

آرزو برباد رفته را خسته شدن در دنیا را ببین و فکر کن ؛ می توانی بمانی!؟

30:

آرزو برباد رفته را خسته شدن در دنیا را ببین و فکر کن ؛ می توانی بمانی!؟


بروز آوری تاپیک

31:


گیج و مبهم نگران ایندتی
خسته شدی از دنیا تو هر حالتی
میدونم از ادما خسته ای
هنوز به جیب بابا وابسته ای
ارزوهات رو بر باد دیدی
عشقت رو با دیگری دیدی
تمام درها به روت بستست
دلت از اعتماد به ادما خستست
شبها تو خواب رویا میبینی
رویاتو تو واقعیت نمیبینی
درسته از زندگی سیری
تو بند این دنیا اسیری
بگو ولی با خودت بگو
که هر پایان داره یه شروع
تا توان رفتن داری برو
هیچوقت به گذشته عقب گرد نرو


چیزهای خوب وقت میبرند.............


32:

خوب را وقت ها می برد
چیز های خوب همیشه میبرد
وقت را خوبی می داند
وقت چیز خوب می ماند :)


حس آرامش را از روی بال ابر ها به پایین آور و بارانی باش بر دل زخم خوردگان

33:

تو که باشی غم با من اشنا نیست
تموم رویای منی اینکه دیگه خیال نیست
اگه ارامشی دارم مدیون چشمای توام
چشماتو از من برندار,درگیر رویای توام
تو از هر فصلی بیای برای من شهریوری
دستای سردمو بگیر,تو که برام یه محرمی
برای من قافیه باش,بمون توی شعرای من
حرفهای امتو ببین,میگن تویی گناه من
اگه تویی گناه من جهنمم میشه بهشت
بخدا حرف دل نمیشه تو دو خط نوشت
کسی نمیدونه که تو از جنس بارونی برام
بذار همه دنیا بگن که من دیونه ی اون نگام


میشه پرنده باشی اما رها نباشی........


34:

پرنده ای در قفس باش
رها و پر امید در قفس باش
آزاده و رها بودن فکر ندارد
پرنده بی رها معنا ندارد
میشه پرنده در قفس بود
اما پرنده ای همیشه رها بود

زندگی دوگانگی عجیبی دارد گاهی صاف گاهی ابری

35:

جمله بعدی

زندگی دوگانگی عجیبی دارد گاهی صاف گاهی ابری

36:

زندگی ما ادما دوگانگی عجیبی داره
مثل هوا گاهی صاف ، گاهی هم ابر داره
همیشه که جاده زندگی صاف نیست
گاهی سربالایی و گاهی سر پاینی داره

خداوند به تو چهره ای داده ، اما تو برای خودت چهره دیگری می سازی!

37:

چهره ما چهره خداییست
زندگی را خنده آسمانیست
چهره خود را از خدا گرفته ای
اما از چهره خود ساخته عکس گرفته ای





کسی به فکر کس دیگر نیست آمدن و رفتن بهر چیست؟

38:

خداوند به تو چهره ای داده ، اما تو برای خودت چهره دیگری می سازی


خداوند به هر کس دهد چهره ای
لیک تو در چهره سازی خِبره ای
چهره ها از بهر خود میسازی
به یقین روزی تو هم میبازی

به قاصدک سلام کن

39:

پستمون با هم ، هموقت شد

کسی به فکر کس دیگر نیست
آمدن و رفتن من بهر چیست
کسی نبود همدم تنهایی ام
قلب من از بیخود تپیدن بایست

به قاصدک سلام کن

40:

سلامی مانند قاصدک عاشق تنها
نوید بخش و دیده عاشقی تنها
سلامی کن بر قاصدک پیام آور
خبر می دهد او نام آور

پدید آمد زلزله در پس خورشید وحودت

41:



میشه مثل گذشته بیای به این حوالی؟
میشه تو شعرم باشی،نباشی جای خالی؟
به قاصدک سپردم حرفای عاشقانه
شاید بیاد به سمتت رویای این ترانه


منم عاشق نازتو کشیدن......


42:

منم عاشق تو ام ای عقاب آسمان
عقاب پادشاهی من نقاب آسمان
نازتو بهترین کار برای من
تو امیدی ای بهترین باب آسمان



بهترین من امید زندگی من

43:



هوای این روزای من ، هوای با تو بودنه
دلخوشیهای زندگی، بی تو برای من کمه
دستای سردمو بگیر منو به دریا بسپار
من غرق چشمای توام،چشماتو از من برندار
شمعدونی های خونمون با عطر تو جون میگیرن
گلهای اطلسی بدون تو ، توی گلدون میمیرن
بمون برای من تو هستی بهترین من
میشه زیبا کنار تو تموم زندگی من

هنوزم تو شبهات اگه ماه و داری من اون ماه و دادم به تو یادگاری
.......

44:

اون شب که یادگاری تو ماه من بود
وقتی دلتنگی تو برای آه من بود
نمی دونم کجا گیر کرده این فاصله
آخه خواستن تو همیشه ماه من بود


دلتنگی دلواپسی های تو ام

45:

منم دلتنگ لحظه های با تو بودن
برای پروازمون از پروانه شدن سرودن

46:


جمله کو

47:



جمله کو ؟ فراموش کردم...

48:

با چه جمله ای شعر بگیم؟
با فراموش کردم آیا؟؟
اجالتا با فراموش کردم شعر میگم


من فراموش کردم اون زخمها که بر قلبم زدی
تو فراموش کن که یک روز پشت پا بر من زدی

نسیمی وزیدن گرفت

49:


نسیمی وزیدن گرفتو زهرا به اینجا رسید
از جمله من خندید و هیچ به فکرش نرسید
در اخر جمله کو؟ را جا انداخت و شعر ساخت
دست مریضاد به بانو بازی که نداره برد و باخت


همه رفتن کسی دو رو برم نیست.........


50:

این که جمله نیستش که
خودش مصرع اوله اون ترانس که معین میخونه
همه رفتن کسی دور وبرم نیست
چنین بی کس شدن در باورم نیست...
آسمونی کلا جمله سازیت خوب نیسا
فک کنم از اونایی هسی که تو ابتدایی با هر چی میفرمودن جمله بساز
میفرمودی من...

هستم

همه رفتن کسی دور وبرم نیست
چنین بی کس شدن در باورم نیست
اگر این آخر واین عاقبت بود
به جز افسوس هوایی در سرم نیست...

باید که بهره بری از دم گل یارا...

51:

سلام امید خان
اولا الان اونی که شما فرمودی چه فرقی با مال من داشت مهندس :دی
دوما مصرع یا جمله فرقی نمیکنه
میتونی شعر بگو نمیتونی کپی نکن وگرنه اخراجت میکنیم از اونایی که تو بچگی همه رو یاسمین صد میزدن انتظاری نمیره

52:

سلام(الان دیگه میشه اسمت رو تو عمومی فرمود یا هنوز حساسی؟)

خب من بقیش رو فرمودم دیگه
کپی نکردم که
بقیشو فرمودم

حالاتوهم هی این مطلب رو بکوب تو سرما

خودت چرا با جمله ای که من گذاشتم شعر سرایش نکردی


53:


همون سابقم


دیگه اسپم بسه


بیا دمی را کنار گل بیاساییم
تا جهان شود تازه برای ما
اگر چه عمر گل کم هست اما
جهان بدون گل نمیشود زیبا


میدونم هر جا که باشی اسمون همین یه رنگه.........


54:

هرجا باشم آسمانم آبیست
جای من در این دنیا هرشب و روز خالیست
آسمان را دیدم از درد تنهایی
آسمان اینجا عجب جاییست

هرزنوشته ننویس بر جستار من :دی

55:

میدونم هر جا که باشی آسمون همین رنگه
میدونم دلت مثه دل من نی ، از سنگه

خاطراتمونو همشو می کنم فراموش
رسم زمونه همینه یه آبم روش ..

دی


جمله : خیال باطل نکن عشقم زندگی اینه ...


56:

زندگی همین بود که وجودم شد سرد
عاشقی برایم شد سر تا پا درد
خیال باطل بود در این زندگی همدم
نفس من فقط دوتاست دم و بازدم

جمله: فاصله دور را چه کنم از دلتنگی

57:

من بودم و این قفس ...

همه دلتنگی
با فاصله و دوری چه کنم دلتنگی ؟

گر در دل ما نبودی دلتنگ چرا هستم من ؟
نفرین به تو و دوری و این دلتنگی



ارزوی من باش ای همه در من

58:


جمله موجود نیست

خطا میده

59:

ویرایش گردید پیک رو دوباره نگاهی بندازید

60:

تو آرزو و همه دنیای من ای بهترین
بهترین آرزوی من در بهشت برین
تو امید و زندگی من در دو دنیا
پاینده باشی همه عمر و برترین

دیروز امروز فردا

61:

دیروز ، امروز ، فردا ...
تو ، من ، افسانه و افسون

یک چند در این حادثه گشتیم
رسوا من و شیدا من ، حیرون !!!

خودکشی در روز روشن

62:

خودکشی در روز روشن کرد آوا اینچنین
رفت بالای درخت و پرت شد روی زمین


شرح فراق می کنم

63:

آورین ..

آورین ..

خیلی خوب بود و کلی خندیدم
جملتون کو اون وقت ؟

64:

شرح فراق میکنم از درد جدایی
به کجا گویم تو اکنون کجایی

اسپم بدید لطفا :دی

65:


اسپم بدید لطفا دوستان :دی
باور کنین زندگی اینقدرا هم مشکل نی

گوسفند نباشید لطفا !!!

66:

یک لحظه مرا امـــان دهیدمـــ لطفاً
از ترس ِ مدیــر پناه دهیــدم لطفاً
یک روز زبهــر شادی اندر دل مــآ
آزادی ِ اسپــــم بدهیــدم لطفاً

+پا از گلیم ِ ما بیرون کِش!

67:


اخه این دیگه چیه اوا جان
روحمونو شاد کردی به قران
گوسفندارو درگیر انسان نکن
فهمش گاهی از یه انسان بیشتر باور کن

سرسبزی بهار را دوست دارم

68:

ما گلیمیم و تو بیرون بکش
تو از وجود ویرون بکش
پاتو از گلیم ما بکش
عجب گیری کردیم خب پا بکش

یکم طنز شد عذر میخوام

ترانه تنهایی را با که بسرایم

69:

سر سبزی هر بهار با عشق توام بادا
در دل غم تو ، ورد لبم اسم توام بادا

غم از سر عشق ما کم گردد باز
در بی غمی گویم : هر چه بادا بادا

موقعيت زندگی همیشگی نیس


* خو چرا نشه اسمونی جونم ؟ توی شعر همه چیز میتونه اتفاق بیافته و وارد بشه البته نگر من اینه

70:

اون جمله سیاه که پایین نوشتم

71:


بهار سر سبز را با تو دوست دارم
همه فصل ها زیباست هردو دوست دارم
تو را می خوانم برای دنیایم که تو را دوست دارم
می گویم از دلتنگی فاصله من اونرا دوست دارم

ترانه تنهایی را با که بسرایم

72:

وزن به فنا رفته البتـــه


با که ســرایم غم ِ تنهــایی را
تا کـــی کشمَش به دوش رسوایی را
با دل که حساب کار او منطق نیست
هر روز بگویم : که تو می آیی را...

+علف سبــــز گشت زیر پاهای ِ من...


73:

بلی از وزنش خودمم خنده ام گرفت

سالها استقامت کردم از تنهایی
علف هم سبز شد از این جدایی
پای من شد محل سبزی جنگل
سبزیش مانده هنوز با یک رهایی

کسی نتونست زیری رو بگه زیریشو بگه

هواپیمای 747 به زمین نشست

+

هوای همیشه ابری

74:

هیچ دانی هواپیمای 747(عددش رو بخونید : هفتصدچهل و هفت)
برزمین بنشست و لیک از دست برفت
جمله یاران داخلش چون سوختند
داغ بر دل کاشتندو دوختند

75:

جمله نیز بر بال ابر دوختند نه؟!

76:

ههههه آخه جمله تون اینقدر سخت بود مخصوصا اون 747 که به هیچ صراطی مستقیم نبود.....تمام حواسم به شعر فرمودن رفت
اینم جمله من :

یار نازنین ما

77:

یار نازنین ما از من به تو جانا سلام
نامه ای بر ما بده حالی بپرس با یک پیام

دی
چه شعری

بر کوی ما هم کن گذر

78:

بانو زارع بر کوی ما هم کن گذر
از دل دیوانه ی ما هم ساده مگذر


:))

یار سفر

79:

ای تاج به سر کرده ، دستار به بر کرده
ای یار سفر کرده ، در ساحل دریاها


دیده پر اشک من

80:

بارید باران ، ز دیدهء پر اشک من .........

تا که بشوید روان ، دیده ء غمناک من
پاک شو ای دیدهء بینای من ...............تا که ببینی عیان ، معشوق زیبای من



جمله من :



تا هستم ای رفیق





..................................


81:

هستم و می گویم رفیق
خسته ام اعدام شدم با نارفیق
وقتی تو کشتارگاهم حس کشی میکنم
می خندم که خنجر از پشت زد رفیق دقیق

بارون چشمان گذران خسته

82:


بارون چشمان گذران خسته را
دیدار یاران عزیز به دل نشسته را
فرمودار عاشقان دل و جان خجسته را
یارب به ناز و عشوه نگهدارشان ز شر

دوستان وفادار
ر

83:

گاهـــی تو بیا ، باش و دلمـــ بیش میــازار
آخر تو چه کمـــ داری زیــاران ِ وفادار
شانه بالا تو میــنداز از آغاز ِ کلاممـــ
انگار که نشــنیده ای، انگار نه انگار :)


+این خلیـــج ،فارس خواهد ماند!

84:

روزي كه ايراني عربها را از اينجا راند
تنب بزرگ و كوچكش را تنب ايران خواند

زيباترين آبي در اين نقشه
حتما" خليج فارس خواهد ماند!







.
.
.
شماره گيري چشمان تو

85:

د نشد عزیز ...دوستان وفادار بود ...نه یاران وفادار

86:

روال تاپیک تبدیل "جمله " به شعر ِ...
طبیعی ِ ترکیب و برخی از کلمات تغییــر میکنن و معادل سازی میشــن.
شما جمله نفرمودین ولی من به خاطر وزن شعر دوستان رو با اجازه به یاران تغییر دادم

87:


با اینکه چشمان ِ تو در اشغال ِ دشمن هست
هرروز شماره گیــری ش کار پیوسته ی من هست


+ گیســـو به دست ِ باد بسپــار :)

88:

ای گیسوی سیه و جوانی سپید
اون گیسو بسپار بر باد امید


+

دست به دست دیگری نخواهم تا ابد

89:

دست به دست دیگری نخواهم تا ابد

90:


دست به دست دیگری نخواهم داد تا ابد
پیوسته به یاد تو ام به یاد ار از این به بعد


سر تا پا روشنی ام......


91:

سر تا پا روشنی ام
بگذار چراغ آغوشت شوم

92:

بالایی جمله نذاشت از امضاشون هستفاده می کنم

قلابی از اندیشه نیک بر رود حیات بیانداز ، تا زیباترین احساس را صید کنی

اندیشه ای نیک بر رود حیات
زیباترین احساس در سود حیات
صیدی گریزان بر قلاب احساس
اندیشه ای ناب سر جود حیات

زندگی جای دیگری نیست

93:

ای قومِ در پی زندگی کجایید کجایید.
زندگی تو همین جاست بیایید بیایید.

در پی آب حیات رفته به خراسان و به یونان
هم اسکندر و هم آب حیات شمایید شمایید.

ده بار زندگی را در دگری جُستی و دریغا.
یکبار از در تنهایی خود هم به در آیید.

هر روز نقابی شده بر جان حیاتت.
یکبار رخ مسیحایی خود را بنمایید.

هر روز از نی و نای دگری بانگ سرودید.
یک بار از اون آتش دل بانگ برآرید.

ناقوس کلیسایی بشنوی از آوار
گر از تنگ-خانه ی بیم و امّید به در آیید.

جمله: درباره آینده ی عشقی که داری نگران نباش.


94:

خاطرات گذشته را مرور میکند
شاید که امروز را زیرو رو کند
غصه را از دل قصه میکشد بیرون
به امید اینکه این سکوت را بر ملا کند
اما باید گذشت از کنار گذشته ها
شاید که امروز روزی باشد برای فرداها
اینده در پس این امروز هاست
فکر به خاطرات گذشته کار خطاست


میشه با ایمان و باورت دنیا را تغییر بدی

95:

میشه با ایمان و باورت دنیا را تغییر بدی

با ایمان دنیا را تغییر می دهم
باور را به مانند غرش شیر می دهم
غرش شیر را در بیشه دیده ای
آوای ایمانی و باورش را شنیده ای
می زند فریاد که دنیا را تغییر داده ام
باورم را با غرشم ساخته ام


امروز گذشت فردا گذشته هست

96:

وقت زیباترین حرف را به من اموخت..ان هم معنای قشنگ دوری که چقد میدونی
خوب بید؟؟

97:

حالا جمله بود یا شعر دقیفن؟

98:

نثر بود

99:

حب زیادی نثر بود دیگه

100:

با اینکه نفهمیدم که شعر یا متن بود ولی

به وقت سپردم زیباترین حرف احساس را

آموختن بر خود معنای دوری این حس حساس را

متن:

کبوتر بال بسته را پرواز دادند و پرید و ندانستند که می پرد اونکه خواهد

101:

گر که کُند کبوتر قصدِ پرواز
چه بالش بسته باشد یا که اون باز
پَرَد به هر کجا خواهد کبوتر
چو عزمش را نموده او ز آغاز

متن: روزی میرسد که بی دینی نماد روشن فکری میشود

102:

شده بی دین بُدَن در مرد و در زن
نمــــــــــاد اعتدال و فکــرِ روشـــن

103:

عالی بود
فقط متنی برای شعر بعدی نفرمودید

104:

بیا گناه کنیم،جایی که خدا نباشد.

دکتر علی شریعتی(برگرفته از حدیثی از امام حسین)

105:

خدایا تو را چون جسم شناختم از حماقت / جایی که تو نباشی گناهی میکنم من از وقاحت

زبان هیچ هستخانی ندارد اما اینقدر قوی هست که بتواند قلبی را بشکند

106:

زبان گرچه ندارد هستخوانی
تواند بشکند هر قلب و جانی

امام على عليه‏ السلام : ظَـلَمَ الْحَقَّ مَنْ نَصَرَ الْباطِلَ؛(غررالحكم، ح ۶۰۴۱.

)
هر كس باطل را يارى كند، به حق ستم كرده هست.



107:

گر با باطل كردي تو رفاقت
ستم كردي بر حق و بر عدالت
از پوشش كهنه ات خجالت نكش از افكار كهنه ات خجالت بكش

108:

چه چیز شود سبب خجالت در ما
افکار کهنه ما نه پوشش کهنه ما

وقتی کسی را می بخشی یعنی ابتدا به خودت محبت کرده ای ...


109:

گر می خواهی شود بر تو محبت
ببخش گناه دیگران را تا شوی راحت

خدا در همه جا حضور دارد

110:

گر محبت خواهی از لطف خدا
ببخشش تا بخشیدی گردی نزد خدا
روزگار تنهایی بی تو معنایی ندارد

111:

چه زیبا یاد دادی تو به من
که همه جا هستی ای خدای من


امام علی ع اگر می خواهی گناه کنی، جایی برو که خدا تو را نبیند!

112:

قبلا برای این جمله شعر فرمودم
خدایا تو را چون جسم شناختم از حماقت / جایی که تو نباشی گناهی میکنم من از وقاحت

113:

اگر خواهی شوی در وادی بد
برو جایی که هرگز او نبیند

خدایا راضیم ازت

114:

ميداني خدايا چه خواهم از تو
راضيم به هرچه دارم ار تو

خدا مي بيند

115:

خدایا میبینی خطای ما گنه کاران
ولی نادیده میگیری از این و ان
در توبه را باز کردی به روی ما
رحمت تو مثل دریا بیکران


دنیا خیلی کوچیکه

116:

ساقی غصه نخور دنیا دو روز هست
سادگی قصه به دنیای امروز هست
بگذر از غصه و اشک و بی قراری
که بی قراری وابسته به دیروز هست

از کجا معلوم این دنیا جهنم دنیای دیگری نباشد؟

117:

اگر می خوای جهنم رو قبل از مردن ببینی

خب جهنمی شو، این دنیات میشه جهنم!

(قافیه نداشته رو داشتید!) نخند شعر نو بود !

+

مقدمه هر پیروزی شکست هست..


118:

موضوعش هم ربطی نداشت

+

اگر شعرت ندارد وزن و بی ربط هست
(غصه نخور)
هر شکست مقدمه ی پیروزی هست

نوشته اصلي بوسيله irfanaref نمايش نوشته ها
(قافیه نداشته رو داشتید!) نخند شعر نو بود !
خواهر من چرا تن نیمارو تو قبر می لرزونی
برو از خدا بترس

+
نمیتوان برگشت و آغاز خوبی داشت ولی می توان آغاز کرد و پایان خوبی داشت

119:


وای چه شعر زیبایی سرودید!(ربط زیبای دوتا بی ربط به هم!!!!)

+
خیلی جمله زیبایی ِ
و سخت برای شعر فرمودن!
..
نیست برگشتی برای بهتر شدن
اما هست موقعيتی برای بهتر بودن
...
بیشتر از این به مخم نیومد! بابا یکم جملات راحت تر انتخاب کن، تازه کاریم !
+
طبیب به من می گوید: قلبت سر جایش نیست!
....
(خیلی این جمله رو دوست دارم)

120:

چندیست دارم سر گیجه مشکل چیست؟
دکتر فرموده :(عجب!قلبت سر جایش نیست)

××××××××××××××××××××××××× ××

حتما خیلی مواظب چشم خوردن و دزدیده شدن باشید

×××××××××××××××××××××××××
ساده ترین جمله ای که به ذهنم رسید:
ما انسان هستیم

121:

نه بابا ما شانس نداریم کسی مارو بدزده!!
+
اگر خواهی بدانی فرقت با حیوان چیست، ای انسان!

(وقتت رو سر این چیزا هدر نده)
روزی صدبا بگو: ما انسان هستیم!ای انسان!
+
من اصلا اهل شعر فرمودن نیستم...

فک کنم از این منطقه هستعفا بدم و برم، بهتره
تا بیشتر از این تن شعرا در گور نلرزیده و فحش شاعران زنده نثارمان نشده!
+
دو گرسنه هرگز سیر نمی شوند: جوینده علم و جوینده مال.
حکمت 457.

نهج البلاغه

122:

شکست نفسی نکنید کدوم دزده
که یک ادیب بزرگ رو نخواد بدزده؟
×××××××××××××××××××××
شعر با محتوایی بود ولی اگر مشکلی
نداره ترجمش هم بکنید
×××××××××××××××××××××
چرا؟ چرا هستعداد خود را شکوفا نمیکنید
ای پروین بزرگ بمان و شعر بخوان ای بزرگَوار
×××××××××××××××××××××
همه ی غذاهای دنیا سیر نمنمايند
طالب مال و طالب علم ول نمنمايند
××××××××××××××××××××
اگر میتونید برای این شعر بگید:
باورها ادراك ما از هستی را می سازند.

123:

ترجمه شعر قبلیم! اونجا شاعر می فرماید؛ ای انسان تو که میتونی حرف بزنی ، خب اینم فرقت با حیوان..

(البته فرق انسان و حیوان تو تفکرِ) که اینجا شاعر را به بزرگواری خودتون ببخشید...
+
نیگا کن اینجوری نمیشه ها! که اشتباه شعر بگی و من هیچی نگم!
جمله امام علی رو که دیگه اشتباه شعرش نکن .!!!
نه اینجوری نمیشه باید کلاس شعرگویی برات بذارم
خودت اعتماد به نفسم رو بالا بردی!
همه غذاهای دنیا سیر نمی نمايند؟
+
باز جمله فلسفی!
اگر خواهی بدانی چیست درکَت از هستی
بنگر به باورت که چه هستی
+
چه بسا کسانی که با ستایش دیگران فریب خوردند.
حکمت 462.

نهج البلاغه

124:

فکر میکنم برای مغزم سنگین بود
××××××××××××××××××××××××× ××××××
اشتباه شعر نکردم.

علم و مال رو به
غذا تشبیه کردم
××××××××××××××××××××××××× ××××
کلاس ها ساعت چند شروع میشه؟
××××××××××××××××××××××××× ×××
ابلهان دیگران را به ظاهر میشناسند گر ببینند
ستایش گران را مال بخشند و اونان که جان فریبند
××××××××××××××××××××××××× ××××
موقعيت ها مانند ابرها میگذرند (حضرت علی (ع))

125:

هراونچه باورت از این و اون هست
همان هم درک تو از این جهان هست

126:

خیلی قشنگ بود
جمله ی بعدی؟

127:

اینم جمله

هوای ابری شهر بارانیست.


128:

هوای ابری شهر بارانیست
و دلم تنگ برای اون یارانیست
که سقفی بر سر ندارند و لبریز بارانند
که فرموده فرق بینِ فقیر و دارا نیست؟؟
..................

دنیا دار مکافات هست

129:

هوای ابری شهربارانیست
گرچه ابریست اما ز باران تهیست
جیب آقازادگان پرپول و پرپیمان
جیب ما صاحبدلان همچنان درحسرت مانیست(money)
یادم آمد پند پیر روزگار
گر توداری در دلت سوزی
ویا میسوزی از این امت موذی
تاقیامت حال وروزت تیره وفانیست
چون به تنگ آمد قافیه باید بگویم
آسمان حوصله همچنان مثل قدیم ابریست

130:

باید با دنیا دار مکافات هست شعر میفرمودید

حالایه جمله برای شعر بعدی بگید لطفا

131:

چه خوش فرمودا سخن پیر خرابات
که این دنیا بود دار مکافات

جمله بعدی
دوست واقعی در عمل مشخص میشه نه در اسم و حرف

132:

ز کردار بشناس یاران خویش
نه از نام و جاه،حرف و فرمودار و کیش.


آیت الله یزدی: به معاونت موسیقی تان تذکر بدهید که موسیقی در اسلام حرام هست.


133:

هوا بارانی ست
چهره ها درهم
نگاه ها خسته
سر ها در گریبان ها فرو رفته
عاربران آرام در گردش...
گویی که از مجلس وعظ می آیند...
..در باران...من، آسمان ، تنها

دوره گردی اونطرف تر
مرا در زیر سایبان خویش دعوت کرد...
...
آری...در عمل از دوستی ست معنی
ور نه حرف و وعظ را دیگران بسیار می دانند...

----------------------------------------------------------------------------------

شب هنگام، غوغای جهان از درون ستاره های چشمک زن پیداست...


134:

غوغا کند ستاره ؛ چشمک زَنَد دوباره

خوابم نمی بَرَد شب ، با چُرتِ پاره پاره

اسب سفید زین کن ؛ تا کهکشان رهی نیست

اون تک ستاره هرشب ؛ چشمک زَنَد هماره



در این بهشت گمشده نسیم بهار مرده را هم زنده می کند

135:

دراين بهشت نسيم بهار هم گم شده هست
بهار ست و جان بخش امت شده هست

ستاره باران اسمان زيباي شب بسيار ديدنى هست

136:

چه زیبا کهکشان شیری ما
زند چشمک به چشم نیلی ما
ز باران ستاره دلفریب هست
تمام آسمان عالی ما

بهترین هدیه آسمانی خداوند پدر...

137:

خداوندا مرا چون هديه دادي
پدر ،مادر، بهين پير آيه دادي
نمى دانم تورا حكمت چه بأشد
پدر را عمر كوتاهي تو دادي
مرا نور پدر گرد يده خاموش
خدا،شكرت اگر دادي ندادي

138:

ارائه ندان متن برای شعر بعدی...


نـدادی متن بعـدی تا سرایند
برایت شعـر تر ای بانـوی گل
بیا روشن بکن تکلیف ما را
بگو هوش وحواس ازدر درآیند

139:

نوشته اصلي بوسيله md20 نمايش نوشته ها
ارائه ندان متن برای شعر بعدی...


نـدادی متن بعـدی تا سرایند
برایت شعـر تر ای بانـوی گل
بیا روشن بکن تکلیف ما را
بگو هوش وحواس ازدر درآیند
سوگول تمام جهان لحظه ای به خاموشی محض می رود
تحویل بگیری یا نه، به قهقرا و فراموشی محض می رود
مهدی و من اگر جمله یا واژه ای از تو طلب گاه می کنیم
جواب بگو که نزد خدای جهان، کم فروشی محض می رود!

جمله بعد:

شب با تمام ستاره های خود زیباست

140:

مرا شرم آمدم از فرموده ي خايشانش.

كه از مرگ پدر گرديده دل ريش
چنان آشوب وغم در دل به پا كرد كه هوش و حا فظه هر دو فنا كرد
ببخشيد اي بزرگان اين خطا را.

اميد دارم دعاي اين شفا را

بازشب ستاره ها زيباست
چشمك هر ستاره بين پيداست
گر چا آسمان دل ابري هست
نور عشق خدا دراون پيداست
جمله:بهار فصل زيباييها

141:

بهاران فصل زیبایی که آید
زمستان موسم سردی سرآید
جمله:
عشق به خدا کامل ترین عشق هاست

142:

تکمیل می شوم امشب به عشق تو
تکمیل می شوی امشب به عشق خود!

...

هوای دل ها ابری ست...


143:

هواي دل ابري شده انگار كه عاشق شده هست

به يمن بانوى بهار دشت شقايق شده هست

خداوندا از زمين خسته ام به اسمان دعوتم نمى كنى؟

144:

اگرچه با زمین دلبسته هستم
به دنبال گنه پیوسته هستم
فراخوانی بده در آسمانها
خدایا بیش اینها خسته هستم


هرگاه دفتر محبت را ورق زدی یادش به خیر یادت نره

145:

بسيار زيبا بود واقعا تحسين تون مى كنم

دفتر عمر مرا روزي نسيم با نوازش زودپر پر مى كند

بر لبش لبخند ي ايشانادش بخير با محبت روزگار سر مى كند

شب كايشانروصبح زيبايي

146:


اگر شب تار و جاده در کویر هست
ولیکن صبح زیبا در مسیـر هست
ببند اون کوله بارت سفت و محکم
که دائم وعده گاهِ ما غدیر هست

147:

غدير هست وعده گاه روز ديرين
غدير پايان تلخ اغاز شيرين
علي هست و وصي هست و ولي هست
به جاي من به حكم حق علي هست


محبت ارامش بخش هست

148:

محبت در ولای مرتضی هست
که آرامش صفای مرتضی هست

خدا داده به ما آرامش صدر
که ایجاد نیک مولا مصطفی هست



دل با صفای بهاری زیباتر هست!


149:

دل وقتی که بهاری شدقشنگ و با صفا می شه

به یمن بانوی بهار پراز نورخدا می شه

محبت خریدنی نیست

150:

محبت می خرد پروانه باجان
به پای اشک شمع و یارجانان
محبت را متاعی غیر ازاون نسیت
خرید اون که کار زرگران نیست


تنها عشقهایی زیباست که یک سر اونها وصل به آسمان باشد

151:

عشق زیبایی ست اما اسمانی بیشتر

اتصال ذره وخورشید باچشمان تر

بر لبان گلواژه یارب وبرچشمت گهر

هردعا سازد وقت وصل رانزدیکتر


زندگی موهبت الهی هست

152:

سپاس ای بزرگا خداوندگار
به ما داده ای نعمت ماندگار
ز من بر نیاید سپاسِ یکی
مواهب هزاران ازاون یادگار


شبنم شعر بر چهره ی نیلوفر تصویری زیبا هست.

153:

خدايا افريدي ادمى را
زمين سبزه.

سپهر نيلو فري را
شودگلواژه ي شعرم شكوفا
بگو يم مدح تو لفظ درى را
دوچندان مى شود زيبايي گل
نشانده شبنم نيلو فري را


اسمان دل من با رانى هست

154:

آسمان دل تو، اَر چه گلم بارانی ست
فرمودنیهای دلِ نازکِ من پنهانی ست


شادیها را قسمت کردن

155:

خنده هایم برای تو
خنده هایت برای من
چه زیباست...
اشتراک لبخندها
همه زندگی من مال توست و خوشحالی فقط در کنار تو ممکن هست

156:

فدای تو لبخند و ترفند وهم شادی ام
بمانی تو مانا و پاینده آبادی ام


اشکها و لبخندها تنها در کنارتو معنای واقعی دارند.

157:

گر بخندم گر بگريم ،شاد باشم
باتو و ياد خيالت من رها ،ازاد باشم
جعد گيسايشانت سپر دي به نسيم سحري
گر بخندم ،گر بگريم هم نفس با باد باشم


اسمان ابري دل طوفانى هست

158:

آسمان دلم ابری ست خدایا مددی
که زِ طوفان دلم آهِ درآ ، برخیزد


امشب سبوی دلم شکسته هست.


159:

سبوی دل اگر بشکست،امشب
وفای دل اگر بگسست،امشب
بیا یک بار دیگر عاشقی کن
که تا عمری به دنیا هست،امشب


ای کاش یک بار دیگر کنارم بودی

160:

[color="Purple"][Bاي كاش تو باز در كنارم بودي

لبخند به لبت كلام و در مى سودي

من مست نگاه تو و سخت اسير

زنجير اسارتم بموى بسته بودى


لبخند نسيم زجعد اشفته زرين بربود


انگار در زندان دلم بگشودى




هر روز صبح هديه خدا وند هست

161:

چو داروها به درد آلام سازند
مرا اشعار تر آرام سازند

ندیدم از غزل زیباتر ای گل
که وحشی را بدان آرام سازند

162:

جمله ی بعدی :

من به خودم بد کردم.




60 out of 100 based on 45 user ratings 920 reviews