اظهار ارادت حافظ شیرازی به شهدای کربلا


اظهار ارادت حافظ شیرازی به شهدای کربلا



اظهار ارادت حافظ شیرازی به شهدای کربلا
شعر بسیار زیبای حافظ شیرازی در وصف امام حسین(ع) و یارانش

زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت

رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس
گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت

در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا
سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت !

چشمت به غمزه ما را خون خورد و می‌پسندی
جانا روا نباشد خونریز را حمایت

در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از گوشه‌ای برون آی ای کوکب هدایت

از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود
زنهار از این بیابان وین راه بی‌نهایت . . .

ای آفتاب خوبان می‌جوشد اندرونم
یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت

این راه را نهایت صورت کجا توان بست ؟
کش صد هزار منزل بیش است در بدایت

هر چند بردی آبم روی از درت نتابم
جور از حبیب خوشتر کز مدعی رعایت

عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت



ابتهاج

1:

اظهار ارادت حافظ شیرازی نسبت ابوالفضل عباس(ع)

شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان
که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان

مست بگذشت و نظر بر من مسکین انداخت
فرمود ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان

تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود ؟
بنده من شو و برخور ز همه سیم تنان

کمتر از ذره نه‌ای پست مشو مهر بورز
تا به خلوتگه خورشید رسی چرخ زنان

بر جهان تکیه مکن ور قدحی می داری
شادی زهره جبینان خور و نازک بدنان

پیر پیمانه کش من که روانش خوش باد
فرمود پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان

دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل
مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان

با صبا در چمن لاله سخن می‌فرمودم
که شهیدان که‌اند این همه خونین کفنان؟

فرمود حافظ من و تو محرم این راز نه‌ایم
از می لعل حکایت کن و شیرین دهنان


ابتهاج

2:

تا حالا شعرای حافظ رو از این منظر نگاه نکرده بودم ..

رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس
گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت
در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کان جا
سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت

شاید منظور از اینکه عشق به فریادت میرسه و مطالعهقراون به چهارده روایت هم عشق به چهارده معصوم و اینکه ارادت به اونها راه نجات هست،باشه ...


از ماست که بر ماست

3:

از یه شیرازی بعیده واقعا خیلی خجالت اوره


زاغ و کبک

4:


خب چکار کنم ؟
موقعيت خوندن شعر و تفسیر و توضیح اشعار رو ندارم ..
اصلا حافظ متعلق ب همه امت ایرانه ..فقط مال شیراز و شیرازیا که نیست


پروانه ی بی پروا

5:

اظهار ارادت به اهل بیت و امام حسین(ع) را در اشعار بسیاری از شاعران بزرگ ایران میتوان دید

برای مثال این شعر سعدی :

ما را همه شب نمی‌برد خواب
ای خفته ی روزگار دریاب

در بادیه تشنگان بمردند
وز کوفه به حله می‌رود آب


ای سخت کمان سست پیمان
این بود وفای عهد اصحاب


اقلیم عشق

6:

البته فرموده بودن شیرازی ها خیلی تنبل هستن ما انتظاری نداریم
من زیاد شیراز بودم یه منطقه در شیراز بود همیشه برا یمن جالب بود
فارسی رو برعکس میکردم و صحبت میکردن
الان حرف زدن به اون شکل یادم نیست
ولی فکر کنم سلام رو میفرمودن ملاسم و کلا اینطور برعکس میکردن!درست میگم؟یه همچین زبانی بود یادش گرفتهب ودم ولی الان یادم ر فته


درباره ی علی باباچاهی و گزیده ای از اشعارش

7:

نخیر شیرازیا اصلا هم تنبل نیستند ..


اشعار امیر امیری مهین

این موضوع رو من نشنیدم ..

اصلا نشنیدم که همچین محله ای وجود داشته باشه ..
شاید کسی میخواسته باهاتون شوخی کنه یوقت ...


8:

نه مطمئنم دستور زبان خاصی داشت طرف خودش حرف میزد من کل جملاتشو برعکس میکردم و خیلی حرف زدن براش راحت بود البته دقیقا یادم نیست زبانه یادم رفته شاید دقیقا برعکس نمیکردن ولی یه چیزی تو این مایه ها بود

9:

من دوست شیرازی کم داشتم ولی همشون تنبل بودند خخخخ حالا تنبل نمیگند بهشون ولی اینجا تنبل بگیم بهتره
ولی ادمها خوبیند در کل یعنی اجتماعی تر از هستان های مجاورشون هستند
البته این نظر منه

10:

یه پرس و جو میکنم براتون ..

ولی مطمئنم باهاتون شوخی کرده دوستتون

11:


12:


13:

بله خیلی شاد خوش تعریف شوخ طبع و به شدت خوش گذرون

میگن یه شیرازی سر سجاده میخواست دعا کنه
فرمود خدایا خودت میدونی من چی میخوام الهی امین ...

14:

نه مطمئنم من که مطمئنم برا خودت پرسجو کن مطمئن بشی
البته شیراز خوب بزرگم هست انواع مختلف اقوام توش زندگی میکنن طبیعیه که اگر نشنیده باشید

15:

خخخخخخخخ خب راس میفرموده دیگه خدا میدونه دیگه

16:

میدونم که میدونه ولی منظور این بود که حال دعا کردن ندارن

17:

نوشته اصلي بوسيله alieng نمايش نوشته ها

میگم یوقت خجالت نکشید شما دوتاهاااااا ...


18:

چرامن فکرمیکردم حسین اقا همشهریته؟

19:

اصلا نمیدونم کجایی هستن ؟

ننوشتن که کسی نتونه چیزی بگه بهشون

نوشته اصلي بوسيله hosseincheraghi نمايش نوشته ها

20:

یافتن کردم:دی
البرز
درسته؟
اگه میخواین کسی ندونه بگید پستمو ویرایش کنم البته اگه درست فرموده باشم:))

21:

نوشته اصلي بوسيله maryam634 نمايش نوشته ها
اصلا نمیدونم کجایی هستن ؟

ننوشتن که کسی نتونه چیزی بگه بهشون
من همین دوروبر شیرازم

البته پدرو مادرم تا پارسال اکثرا شراز بودن برادرامم شرکت گاز بودن کلا ولی الان دیگه هیچ کدوم شیراز نیستیم
ولی جای خوبی بود اما من کمتر از همه خانواده شیراز زندگی کردم

22:

ولی احساس میکنم تو یکی از پستا فرموده بودم

23:

درست فرمودم؟
نه والا
مت پستی ازتون ندیدم ک نوشته باشین کجایین
براهمین فک کردم شیرازین چون زیاد از شیراز میگین

24:

نه من شیراز نیستم

25:

فک کردم شیرازین
اماالان البرزین
البته بازهم فکرمیکنم
نخندین خو
حدسه دیگه

26:

نه چرا ویرایش کنی؟
فکر نکنم مشکلی داشته باشه ..
واقعنی البرز؟استان البرز مگه نمیشه کرج ؟

27:

دور و بر شیراز ینی دقیقا کجا ؟
درسته که از هستان البرز هستید ؟

28:

اخه ننوشتن
شایددوست نداشته باشن خب

29:

یعنی دورش ....خخخ
نه البرز نیستم

30:

ببین دوست ندارن
الان کل هستانا روهم بگی میگن نه

31:

نه خو من باس بفهمم کجایی هستن که به شیرازیا میخندن ..

فک کنم هستارتر بیاد هممونو از تاپیکش میشوته بیرون ..کلا با منم که میونه ی خوبی نداره دیگه واویلا

32:

منم دوس میدارم بدونم
اسپمر بودنم کیف داره ها،والا بخدا
هستارتر روهم نمیشناسم اما مهمون نوازه ان شاالله

33:

حافظ واقعا برای عاشورا سروده یا به عاشورا وصلش کردن

34:

اشکال نداره حداقل رنک تاپیک میره بالا

35:

ممنون

36:

آیا حضراتِ عالی که فقط برای “به به کردن دیگران” و نیز “از اونِ خود ساختن حافظ شیرازی به قصد ارتزاق خود” چنین تفصیرها و تعبیرهایی ناقص و محدود ارائه می دهند ، می دانند که چه اشتباه بزرگی مرتکب شده اند


بررسی عمیق دوران لسان الغیب نیز به جهت این موضوع حائز اهمیت هست که در دورانی که خلافت شدید و خودبینانه معتصب اون وقت وجود داشته بوده که هرگونه تعریف و تمجیدی - گاه حتی شدت اون کم بود یا زیاد - به شدت محکوم میگردیده هست ، چگونه حافظ شیراز می توانست کوچکترین هدفی هرچند پنهان از سرودن این غزل به امام حسین (ع) می داشت؟ که خود این نظر این سئوال را در پیش دارد.
دوم - حضرت حافظ شیراز اصلاً چی هدفی می توانسته از این حادثه و بیان اون داشته باشد؟ بعبارتی ساده چه امتیازی از این غزل به دست می آورد؟
به دوستان محترم عرض نمایم که جو اکنون اجتماع و این شیعه صفوی رایج عصر حاضر و دههٔ حال حاضر موجود نمی بود و حتی شیعه ی علوی دویست سال پیش نیز وجود نداشته هست که ایشان بتوانند از این راه صله ای بدست آورده و نانِ شب خویش نمايند و حتی انسانی نبود که گردن خویش را با زبانی سرخ بر باد دهد ! خوب می دانست چگونه بسراید و سخنوری دو پهلو نویس و سفسطه گر و شاعری چیره دست و با شهامت بود که نظرات خویش را برای عمر جاودانه بشریت بیان می نمود - و نه برای اتفاقی خاص و در وقتی خاص - و کلی و عارفانه سخنوری می کرد و غزل می سرایید

سوم - چه دلیلی می داشت که برای یک فرجه ی تاریخی ی خاصی بخواهد سخن بگوید ؟
آیا حضراتِ عالی که فقط برای “به به کردن دیگران” و نیز “از اونِ خود ساختن حافظ شیرازی به قصد ارتزاق خود” چنین تفصیرها و تعبیرهایی ناقص و محدود ارائه می دهند ، می دانند که چه اشتباه بزرگی مرتکب شده اند یا می شوند؟ از طرفی دیگر برای جاودانه شدن چرا به هدف قیام امام حسین (ع) نگاهی نمی اندازند و اشارتی به اون نمی نمايند؟
برادران، کعبه اون هست که ره گم نشود!
کعبه هدف نیست ، فقط یک تلنگری ساده هست!

منبع: سایت گنجور

37:

خیلی جالبه که حافظ اهل آیین میتراییسم بوده و اصلا مسلمان نبوده...


38:

ببین دوست ندارن
الان کل هستانا روهم بگی میگن نه

39:

نه خو من باس بفهمم کجایی هستن که به شیرازیا میخندن ..

فک کنم هستارتر بیاد هممونو از تاپیکش میشوته بیرون ..کلا با منم که میونه ی خوبی نداره دیگه واویلا

40:

منم دوس میدارم بدونم
اسپمر بودنم کیف داره ها،والا بخدا
هستارتر روهم نمیشناسم اما مهمون نوازه ان شاالله

41:

حافظ واقعا برای عاشورا سروده یا به عاشورا وصلش کردن

42:

اشکال نداره حداقل رنک تاپیک میره بالا

43:

ممنون

44:

آیا حضراتِ عالی که فقط برای “به به کردن دیگران” و نیز “از اونِ خود ساختن حافظ شیرازی به قصد ارتزاق خود” چنین تفصیرها و تعبیرهایی ناقص و محدود ارائه می دهند ، می دانند که چه اشتباه بزرگی مرتکب شده اند


بررسی عمیق دوران لسان الغیب نیز به جهت این موضوع حائز اهمیت هست که در دورانی که خلافت شدید و خودبینانه معتصب اون وقت وجود داشته بوده که هرگونه تعریف و تمجیدی - گاه حتی شدت اون کم بود یا زیاد - به شدت محکوم میگردیده هست ، چگونه حافظ شیراز می توانست کوچکترین هدفی هرچند پنهان از سرودن این غزل به امام حسین (ع) می داشت؟ که خود این نظر این سئوال را در پیش دارد.
دوم - حضرت حافظ شیراز اصلاً چی هدفی می توانسته از این حادثه و بیان اون داشته باشد؟ بعبارتی ساده چه امتیازی از این غزل به دست می آورد؟
به دوستان محترم عرض نمایم که جو اکنون اجتماع و این شیعه صفوی رایج عصر حاضر و دههٔ حال حاضر موجود نمی بود و حتی شیعه ی علوی دویست سال پیش نیز وجود نداشته هست که ایشان بتوانند از این راه صله ای بدست آورده و نانِ شب خویش نمايند و حتی انسانی نبود که گردن خویش را با زبانی سرخ بر باد دهد ! خوب می دانست چگونه بسراید و سخنوری دو پهلو نویس و سفسطه گر و شاعری چیره دست و با شهامت بود که نظرات خویش را برای عمر جاودانه بشریت بیان می نمود - و نه برای اتفاقی خاص و در وقتی خاص - و کلی و عارفانه سخنوری می کرد و غزل می سرایید

سوم - چه دلیلی می داشت که برای یک فرجه ی تاریخی ی خاصی بخواهد سخن بگوید ؟
آیا حضراتِ عالی که فقط برای “به به کردن دیگران” و نیز “از اونِ خود ساختن حافظ شیرازی به قصد ارتزاق خود” چنین تفصیرها و تعبیرهایی ناقص و محدود ارائه می دهند ، می دانند که چه اشتباه بزرگی مرتکب شده اند یا می شوند؟ از طرفی دیگر برای جاودانه شدن چرا به هدف قیام امام حسین (ع) نگاهی نمی اندازند و اشارتی به اون نمی نمايند؟
برادران، کعبه اون هست که ره گم نشود!
کعبه هدف نیست ، فقط یک تلنگری ساده هست!

منبع: سایت گنجور

45:

خیلی جالبه که حافظ اهل آیین میتراییسم بوده و اصلا مسلمان نبوده...



60 out of 100 based on 15 user ratings 1190 reviews