اگر حافظ هم عصر ما بود(تفسیر غزلیات حافظ)


اگر حافظ هم عصر ما بود(تفسیر غزلیات حافظ)



اگر حافظ هم عصر ما بود(تفسیر غزلیات حافظ)
غزل حاقظ شیراز را برای زندگی امروزی تفسیر کنیم
اولین غزل را من انتخاب میکنم دوست بعدی آن را تفسیر کنند و غزلی برای نفر
بعد انتخاب کند
به ایجاد ولطف توان کردصید اهل نظر
به بندودام نگیرندمرغ دانا را




شعری طنز در مورد چت کردن!!!!

1:

گویا دوستان غزل سرای شیراز را فقط برای فال و نقمه های عاشقانه
میخواهند.
حافظ غزل سرای تمام عصرها و همه سلیقه هاست.


جشنواره جولانگاه بی هنران عقده ای

2:

خیلی سخته


اشــعار برگزیده یِ شاعرانِ نو /. با قیــد نام./

3:


اول سپاس که موضوعاتی که این حقیر طرح کردم مورد توجهتان هست
اما هاناجان نیت من از طرح این موضوع :
میخوام ببینمدوستان عزیز که غزلیات حافظ به وجدشان می آورد
آیا مفهوم اون را در زندگی امروزی دریافت مینمايند یا نه؟


شعر یارانه ها

4:

ولی من غزلیات حافظ زیاد موقعيت نشده بخونم ولی فک کنم بقیه دوستان زیاد میخونن ولی تایپیکتون جذاب


refahi.ir

5:

درود ....

بعضی از غزل ها واقعا به وجد میاورند ....

و بله مفهموم ِ اونرا درک میشه کرد اما نه همه رو ....

یکی از اشکالات ِ غزل های حافظ (به نقل از یکی از آموزگارهای من) این هست که دوره ی

وقتی غزل ها معلوم نیس و برای مثال شاید شاعری شعری را در دوره ی جوانی

اش فرموده شعر ِ دیگر را در اواخر ِ دوره ی شاعریش که خُب,دونستن این موضوع

خالی از لطف نیس

خُب من آماده ام :دی



عکس: «علی ای همای رحمت» با خط شهریار

6:

درود:
حافظ شعرهایش زنده هستن یا بهتربگویم هرگاه غزلی را انتخاب کنی
احساس میکنی وصف حال تو یا یکی که ازکسانی که میشناسی را یاد آور میشود.
بطور مثال همین بیت:
به ایجاد ولطف توان کرد صید اهل نظر\:حافظ میگه با محبت و مهربانی
فقط میتوانی دل شخص مورد نظرت را شکار کنی و عمری
وابسته خود سازی .


عشق و آرامش
و در ادامه میفرمایند: به بند ودام نگیرند مرغ دانا را
غیرممکن با دروغ وفریب یا جبروظلم وستم بتوتونی کسی را وادار کنی
تو را دوست بدارد.


کیا اهل شعرن؟؟؟؟

7:

تاپیکه خوبیه ولی حیف که فارسیم خیلی بده.


8:

چرا نی در پی ِ عزم دیار خود باشم / چرا نه خاک سرکوی یار خود باشم

9:

"حافظ اگر در عصر ما مي بود ..." نمي دانم چه مي كرد و چه مي فرمود آيا شعر مي فرمود؟ كتاب مي نوشت؟ بيانيه مي داد؟ در فيسبوك براي خودش صفحه مي ساخت؟ نمي دانم اما:
شايد: از ديدن اين همه ريا و نفاق و واعظان عالي مقام، دق مي كرد و مي مرد.


فكر مي كنم اين ابيات مناسب وقته ي ما باشد:

1-گرچه بر واعظ شهر اين سخن آسان نشود / تا ريا ورزد و سالوس مسلمان نشود.

2- حافظا مي خور و رندي كن و خوش باش ولي / دام تزايشانر مكن چون دگران قراون را

3- دين و دل بردند و قصد جان كنند - الغياث از جور خوبان الغياث

متأسفانه جامعه ي دينداران ما به نوعي ريا و خشونت و تظاهر آْوده شده هست.
نعوذ بالله من شر شيطان الرجيم

10:


حافظ عزیز دربیت فوق وصف حال دوستان خوب ماکه اکنون دور از
وطن در حسرت دیدار خاک وطن بیقرارند میفرماید:
چرا که نه .

به چه دلیل سعی خود را برای رسیدن به شهر و دیار
ننمايند!!چه ستمیست که یاران از یارودیارشان دور بمانند

11:

کار جالبیه پس چرا غزل بعدی را نمیزارین

12:


درود دوست گرامی چه زیبا ابیات فوق را برای زمان فعلی برخی از
امت امروز کشور عزیزم بروز کردی.
امروزه برخی از فرست طلبان که در هر دورانی وجود داشته اند
برای اینکه از موقعیت فعلی مملکت سود ببرند خود را مومن و
دیندار جازده اند.

مباسفانه همین قشر جامعه اسلام را میان دیگر
ادیان وملتها بد جلوه داده اند

13:

دراین وقته رفیقی که خالی از خلل هست
صراحی می ناب وسفینه غزل هست

14:

در این وقت و این روزها تنها کوزه ی شراب که ناب باشد و دیوان غزل را میتوان دوستی بی ریا و خالص دانست

15:

ناامیدم مکن از سابقه ی روز ازل
تو پس پرده چه دانی که که خوبست و که زشت

16:

حافظ دوستان کجایید پس یکی جواب بدهد.................

17:

ناامیدم مکن ازسابقه ی روز ازل :مستاق بارز بعضی از مبلقان بی سواد امروزی
که در گروههای چندنفره راه می افتن تا مثلا تبلیغ دین نمايند.
چنان از خدا و خشم و غزبش در گوشمان میخوانند امثال منی که شرایت زندگی
مجبورم میکنه ی کارای بکنم تا از بقیه عقب نمانم پاک از خدا و فردای که میگن روز
حساب و کتاب ناامید میشم

18:

ناامیدم مکن ازسابقه ی روز ازل /تو پس پرده چه دانی که خوبست وکه زشت؟:ای دوست عزیز انگار حافظ دیشب سپس دیدن اون خانم مثلا" آدم شناس
که همه را بانظر شخصیش کالبد شکافی شخصیتی میکرد به خشم آُمده و این
غزل را سروده:!!!خانم وآقای محترم چرا بر جای خالق نشستی و بندگانش را
بهشتی ودوزخی مینامی ؟تا یکی را میبینند از ظاهرش براش شخصیت میسازند.

تو چی میدانی اون خانم که لباسش به چشم تو جلف نزد خدا از هر
زاهد وارسته ای عزیزتره یا بر عکس

19:

ای مجلسیان سوز دل حافظ مسکین
از شمع بپرسید که درسوز و گداز هست
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

20:

ای مجلسیان سوزدل حافظ مسکین:ای کسانی که برگرد میزهای بزرگ
تالارهای پذیرایی اونچنانی درحال میل کردن غذاهای رنگارنگ لذیذ هستید
نوش جان اما ته دیسها را که هنوز نصفش روهم نتونستید میل کنید و
جاش سطلهای زباله هست
ازشمع بپرسید که درسوز گدازاست:...................................

.........
ازکودک فقیر که شب گرسنگی خواب رو ازش گرفته بپرسید نان خشک
چه لذتی داره

21:

نه هر که چهره برافروخت دلبری داند


با فاصله


نه هر که سر بتراشد قلندری داند

22:

خیلی سخت بود به نظرم چون با اینهمه موضوع جدید به غیر از عاشقی حافظ دیگه نمیومد راجب به ملایمت و زیبایی شعر بگه.

مثل بعضی از شعراش که از چیزهایی گله میکنه حالا همش گله و گلایه میشه چون دنیای ما تا دلتون بخواد عیب و ایراد داره

23:

اول سلام وسپاس :اگر چنین میبود که بادیوان حافظ فال نمیگرفتن.

الان هم درکویر دلها گل شقایق
میروید.

اما حق با شماست بداخلاقی های ما آدمها زیاد شده.

فقط از دوستان دعوت میکنم هر موضوعی بنظرشان آزار دهنده هست از خود واطرافیانمان آغاز به تغییر کنیم.بطور مثال دروغ فرمودن
به هم ازخودمان شروع کنیم حتی اگر به زیانمان تمام بشه دروغ به هم نگیم یا مواردی که بنظر
شما میاد.


24:

نه هرکه چهره برافروخت دلبری داند":/اینروزها بعضی از هموطنان با ظاهری زیبا و اتومبیلهای مدل بالا تو شهرها وروستاها تمام وقت درحال به خیال خود دلبری مینمايند.
همین عزیزان باعث شدن تعدادی ازدختران ساده لوح وزود باور با هزاران مدل چهره آرای
به سطح خیابانها می آیند ووو نتیجه هم معلوم سرخوردگی وازبین رفتن اعتماد و سخت
شدن انتخات جفت مناسب برای یک زندگی شیرین.
نه هرکه سربتراشد قلندری داند...

این مصرع یک بحث طولانی امروز ایران هست
در وقت مناسب اون را دنبال میکنیم...
ادامه دارد

25:

فکر کنم ادامه اش مربوط به همون بحث قلندری باشه درست هست؟

26:

باسپاس:اگر دوستان هم غزلها را با دیدگاه خود بفسیر بروز نمايند تا ما هم فیض
ببریم عالی میشه.

27:

خرم اونروز کزین مرحله بربندم بار....وزسرکوی تو پرسند رفیقان خبرم

زیباست وقتی سراغ عاشق غایب رو در کوی معشوق میگیرند......

خیلی خوب میشه که زودتر برم و یک محله از مزاحمتهای من راحت شن

28:

نه هرکه سربتراشد قلندری داند:/
درهر دوره ووقت بسته به وقت ودوره یکسری سبک زندگی ورفتار جمعی درجامعه ایرانی رواج یافته.این بیت شعر وصف حال اون دسته از افرادیست که برای یکسری منافع دنیوی خودرا حزب اللهی و دیندار جا
میزنند .متاسفانه این گروه مانند علف هرز درحال رشد و بیشتر پستهای
اداری کشور را به اشغال خود در آورده و عامل اصلی تخریب دین در اذهان بیگانگان شده اند

29:

سلامدوستان:درعصرارتباطات این همه دوری ازهم یک پدیده عجیب و غیرقابل فهم هست
عزیزان موضوع (اگرحافظ هم عصرمابود)فقط یک بهانه هست تا میان قلبهای دورازهم پیوندی دوباره
بزنه برای شما بسیار سخت هست عادتهای دیرین را به سادگی فراموش کنید همه ما عادت به دوری کردیم.

این جستار هم نمیتونه میان ما تونل ارتباط ایجاد کنه .من سالهاست از نزدیک حس
میکنم همه سینه ها مالامال حرفهای نفرموده هست که دوستداریم به هم یگیم اما تا به هم میرسیم
زبان یاری نمیکنه دوستدارم شما بگویید چرا؟


30:

روی خوبت آیتی از لطف بر ما کشف کرد
زین سبب جز لطف و خوبی نیست در تفسیر ما




31:

شاید اما امروزه هرکسی یک ماسک برچهره داره وامکان نداره بایک نظربتوان به مکنونات طرف مقابل پی برد.همه بظاهراهمیت میدهندتفسیرکردن احساس دیگران به وقت طولانی نیازدارد.

32:

روزگاریست که سودای بتان دین من هست
غم این کار نشاط دل غمگین من هست
ای وای .خداوندا ابراهیمهای وخلیل الله های تا این بتها وبتکده ها را بشکند.هزاران درود بر بت پرستان وقت حضرت ابراهیم خلیل الله .اون بیچارگان دین رسمی شان بت پرستی بود وزندگیشان از هر زاهد پاکباخته ای امروزی پاکتر بود.
امروز درسرزمین من همه فریاد الله اکبر سرمیدهند وعاشق ولایت مولا علی (ع) هستند البته
در ظاهر وحرف اما هزاران بت در منزل ومحل کسب وکار دارند که شبانه روز با تمام اخلاص پرستش مینمايند.از این روزگار بسلامت عبور کردن ...............

33:

حافظ برای عصرخودبرای هراتفاق اجتماعی ومادی ومعنوی ابیاتی راسروده اگرامروزبودبرای بی مهریانسانهای عصرما چه نوع غزلی میسرود

34:

حافظ اگر هم عصرمابود،اگر به غزلسرایی میپرداخت بازارش کساد میشد.شاعر امروزی بیشتر شعرنو سبک شعری که با نوای راک وجاز هم نوایی داشته باشد میسراید تا میان خوانندگان بیشمار جوان نامی کسب کند.شعر زبان بیان احساس عاطفه آدمیست،آدم امروزی جزخشونت ودروغ وتزویر حس دیگری نمی شناسد.شعرامروز هم وصف حال همین ادمیان امروز هست

35:

به جای می و شراب ودکا تو شعراش بود و یار و مجنونش میشد بی افش یا شاید همخونه ای

36:

دانی که چنگ وعود چه تقریر مینمايند؟
پنهان خورید باده که تعزیرمینمايند
ناموس عشق ورونق عشاق می برند
عیب جوان وسرزنش پیرمینمايند
جزقلب تیره هیچ نشد حاصل وهنوز
باطل دراین خیال که اکسیرمینمايند

37:

خواجه دلم گرفته،از این دنیای ستمگران ،مرحمتی جز جفا،ستم،دروغ وریا برما نداشت.هرباردیوانت را بازمیکنم مانند می خورده ای مست وازخود بیخود می شوم،اما میان این همه هیاهوی آدمیان وماشینها اربده های مستانه ام زمزمزه مردی رو به موت را ماند.حافظ غزلهایت درس عاشقی میدهد مرا اما کو اون دلربای که معشوق من مفلس شود؟حافظ خیلی وقته امتان این سرزمین دیگر تصمیمهایشان را بدون تفاعل بر دیوان خواجه عملی مینمايند.عاشقان امروز دیگر برای محبوب خود غزلهای تو را نمی سرایند ،شرم وحیا خیلی وقته ازمیان ما رفته وبا پرروی تمام خواهش نفسمان را به دخترکان ابراز میکنیم ونیازی نیست با اشعار عاشقانه تو با کنایه خواهش دل را بیان کنیم.خواجه حافظ دلم گرفته

38:

دمی باغم بسربردن جهان یکسر نمی ارزد
بمی بفروش دلق ما کزین بهتر نمی ارزد
به کوی می فروشانش بجامی برنمی گیرد
زهی سجاده تقوی که یک ساغر نمی ارزد
رقیبم سرزنشها کرد کزاین باب رُخ برتاب
چه افتاد این سرمارا که خاک در نمی ارزد

39:

خواجه توهم بامن سربی مهری آغاز کردی،هروقت دلم میگرفت به دیوان تو پناه می بردم ،هروقت ازیار سنگ دل وجفاکار بی خبر می شدم فال حافظ آرامم میکرد.حالا که نه یاری هست ودست یاریگری،اشعار وغزلهای تو هم معنایی دیگر دارند،
دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس
که چنان زو شده ام بی سرو سامان که مپرس

40:

ای خواجه حافظ شیرازی :فالی زده ام ،به من بگو چه وقت اقبال به من رو میکند ؟یکسال هست با این تن رنجور کارآفرینی کردم،هرچی داشتم گذاشتم کارگاه بافندگی راه انداختم تا هم خودم از مفلسی رها بشوم هم برای چند بانوی همشهری کار ایجاد کنم، با کمک بهزیستی به موسسه مالي رفاه معرفی شدم برای گرفتن پنج میلیون ناقابل اما موسسه مالي میگوید ضامن مورد تایید ما نیست.حق هم دارند چون هم مبلغ ناچیز هست وهم من توان خوردن پول موسسه مالي را ندارم واراده به بازپس دادن دارم،موسسه ماليهای ایران فقط مبالغ ملیاردی را میدهند اونهم به کسانی که پول را بگیرند وبه اونطرف آب ببرند،حالا چاره ای برایم نمانده جز به غزلی از خواجه دلخوش کنم،بگو خواجه روزی میرسد که من هم از تسهیلات موسسه ماليی ایران بهره بگیرم؟

41:

ما دیگر

به جانب شهر تاریک

باز نمی گردیم

و من

همه ی جهان را

در پیراهن روشن تو

خلاصه می کنم



طراحی سایت فروشگاهی


80 out of 100 based on 60 user ratings 1010 reviews