سرودن برای مظاهرتکنولوژی کامیون موتور دوچرخه


سرودن برای مظاهرتکنولوژی کامیون موتور دوچرخه



سرودن برای مظاهرتکنولوژی کامیون موتور دوچرخه
اززمان اولین سرایش شعر فارسی که ظاهرا به حنظله بادقیسی نسبت داده میشود تااکنون درباره موضوعات زیادی شعر سروده شد ولی در این زمان که تکنولوژی فراگیر شد جای اشعار با سوژه های تکنولوژیکی درمیان ویترین شعر وشعرا خالی به نظر می رسد
بیاییم با انتخاب این قبیل سوژه ها ومظامین سنت شکنی کنیم وبجای جفای یار سیه چشم از جفای ماشین خفن وبه جای........که چه خواهد شد وچه شادیها وطنزها را که با خود به ارمغان خواهد آورد

هستی توموتور منم دوچرخه
هستی توسریع منم لکنده
آرام روم من و تو غران
خندان بروم من وتو گریان
بنزین تو هرکجاتمام شد
آنجاست برای توسرانجام
اما من شاد از کنارت
باخنده کنم گذر توگریان
بنزین نرود درون باکم
زیراکه نمی روم شتابان
وابسته نیم به هیچ دیاری
زیرا که دوچرخه هستم ورام
اما تواگربه باک نریزی
بنزین وندی به پمپ چی انعام
بایدکه روی بسوی گاراژ
من میگذرم میدم یه ویراژ



عکس: «علی ای همای رحمت» با خط شهریار

1:

[quote=deemeh;3699640]ازوقت اولین سرایش شعر فارسی که ظاهرا به حنظله بادقیسی نسبت داده میشود تااکنون درباره موضوعات زیادی شعر سروده شد ولی در این وقت که تکنولوژی فراگیر شد جای اشعار با سوژه های تکنولوژیکی درمیان ویترین شعر وشعرا خالی به نظر می رسد
بیاییم با انتخاب این قبیل سوژه ها ومظامین سنت شکنی کنیم وبجای جفای یار سیه چشم از جفای ماشین خفن وبه جای........که چه خواهد شد وچه شادیها وطنزها را که با خود به ارمغان خواهد آورد

هستی توموتور منم دوچرخه
هستی توسریع منم لکنده
آرام روم من و تو غران
خندان بروم من وتو گریان
بنزین تو هرکجاتمام شد
اونجاست برای توسرانجام
اما من شاد از کنارت
باخنده کنم گذر توگریان
بنزین نرود درون باکم
زیراکه نمی روم شتابان
وابسته نیم به هیچ دیاری
زیرا که دوچرخه هستم ورام
اما تواگربه باک نریزی
بنزین وندی به پمپ چی انعام
بایدکه روی بسوی گاراژ
من میگذرم میدم یه ویراژ



تریل یـامــاهــا

ای تریل یاماها من خستــــــــه ام

لیک اکنون هم بتووابســــــــته ام

یااون ایّـــــــام دوراونــــــــــروزها

درمیان کوه ها وصخـــــــــره ها

کوله پشتی بودومن برتــــوسوار

مردبودی بیبرنامه بیـــــــــــــقرار

باک تو پربود ازبنــــــزین ومن

بوده ام همچون عقابی پرجنـــم

توتریل بیــــــــــقرارم بوده ای

یارویاوردرکنارم بـــــــــوده ای

میشدم برتوسواروپــــــــــابراه

من سوارتو توبودی مست وماه

باتودوری بود بیمعناعـــــــزیز

با یکی غرّش بمقصدمیـــرسید

سالها باتو سفرها کـــــــرده ام

درکنارتو خطرها کــــــــرده ام

یاداونروزان خوب انقــــــــلاب

یاداون مستی درعــــــــهدشباب

تا تورا من درکنـــــــارم داشتم

روزوشب را من یکی انگاشتم

میپریدم برسرزین تو مـــــــــن

میرسیدم من به معــشوقم خفن

(کوتوال خندان)


عشق و آرامش

2:

وقتی تلفن زنگ می زند
یعنی از یاد نرفته ای

حتی اگر به اشتباه شماره ات را گرفته باشند

ببین دوست من!
در این دنیا

خیلی از آدم ها هستند که
شماره شان حتی به اشتباه گرفته نمی شود


کیا اهل شعرن؟؟؟؟

3:

غمگين تر از يك آدم برفي، كه رايشان ريل ساخته باشند
در انتظار سوت قطارم، با گريه اي شبيه به لبخند

پيپ پدر بزرگ به لب هام، يك كيف پاره پاره به شانه
بيني من مداد درازي، بر پاي من دو پوتين، بي بند

يك ساعت قديمي كوكي رايشان سرم شبيه به يك تاج
بي اونكه هيچ گاه بپرسم: پس ساعت دقيق سفر، چند؟

ريل طايشانل گم شده در مه مثل پل معلق دوزخ
با غربت دو خط موازي در آرزايشان نقطه ي پيوند

اونك قطار مي رسد از راه هي سوت هاي ممتد اخطار
هي سوت سوت سوت، ولي من، مانند يك مترسك، پابند

من ايستاده ام كه بيايي، در اين غروب، رايشان همين ريل
تنها تر از يك آدم برفي كه رايشان ريل ساخته باشند


92 out of 100 based on 72 user ratings 272 reviews