ساغرم شکست ای ساقی


ساغرم شکست ای ساقی



ساغرم شکست ای ساقی
ساغرم شکست ای ساقی

خاطرات عمر رفته در نظرگاهم نشسته
بر سپهر لاجوردي آتش آهم نشسته
اي خداي بي‌نصيبان طاقتم ده طاقتم ده
قبله‌ گاه ما غريبان طاقتم ده طاقتم ده
ساغرم شکست ای ساقی رفته‌ام زدست ای ساقی

درمیان توفان
برموج غم نشسته منم در زورق شـکستـــه منـــم ای نـاخـــدای عــالـم
تا نـام مـن رقـم زده‌شـد یکبـاره مـهـــر غـم زده‌شــد بــر ســرنـوشـت آدم


ساغرم شکست ای ساقی رفته‌ام زدست ای ساقی

تـو تشنـه‌ کـامم کُشتی در ســــراب نــــاکــــامـیهــا ای بــلای نافرجامیها

نبــرده لـب بــــرجــامــی می‌کشم به‌دوش ازحسرت بارمستی و بدنامیها
برموج غم نشسته منم در زورق شـکستـــه منـــم ای نـاخـــدای عــالـم
تا نـام مـن رقـم زده‌شـد یکبـاره مُـهـــر غـم زده‌شــد بــر ســرنـوشـت آدم


ساغرم شکست ای ساقی رفته‌ام زدست ای ساقی
حکایت از چه‌کنم؟ شکایت از که‌کنم؟
که خود به دست خود آتش بردل خون شده‌ي نگران زده‌ام
برموج غم نشسته منم در زورق شـکستـــه منـــم ای نـاخـــدای عــالـم
تا نـام مـن رقـم زده‌شـد یکبـاره مـهـــر غـم زده‌شــد بــر ســرنـوشـت آدم
تـو تشنـه‌ کـامم کُشتی در ســــراب نــــاکــــامـیهــا ای بــلای نافرجامیها
نبــرده لـب بــــرجــامــی می‌کشم به‌دوش ازحسرت بارمستی و بدنامیها
برموج غم نشسته منم در زورق شـکستـــه منـــم ای نـاخـــدای عــالـم
تا نـام مـن رقـم زده‌شـد یکبـاره مـهـــر غـم زده‌شــد بــر ســرنـوشـت آدم

ساغرم شکست ای ساقی رفته‌ام زدست ای ساقی
آهنگساز:همایون خرم
شاعر:معینی کرمانشاهی
دستگاه : گوشه بیداد دستگاه همایون

یادم میاد اولین باری که تو پادگان ، تلویزیون دیدم !!
داخل آسایشگاه... وقتی روشن کردیم
این آهنگ رو پخش میکرد... یادش خوش باد



60 out of 100 based on 55 user ratings 680 reviews