متن ترانه های ستار


متن ترانه های ستار



متن ترانه های ستار
متن آهنگ پروانگی از ستار


متن ترانه های ستار


چقد زندگی پیش تو ساده بود
که عشق تو ساده گرفت سختی رو
می شد که بفهمم از اون اولش
می شد با تو فهمید خوشبختی رو
تو بیراهه گم بودمو اومدی
که با خنده هات رو به راهم کنی
می گفتی که با عشق می بخشمت
تو حتی اگه اشتباهم کنی

همیشه میخواستی یه پروانه شی
که دوست داره از پیله زود تر بره
یه عمره که بعد تو هرروز سحر
یه پروانه میشینه رو پنجره

♫♫♫
میشد با تو فهمید که هر آیینه
تو دنیا فقط عشق تکرار ماست
که این زندگی حس خوشبختی رو
از اون روز اول بدهکار ماست
رها بودی و آرزوی تو بود
که دنیا به باله به پرواز تو
رها بودی و کاری کردی یه روز
خدا هم به رقصه به این ساز تو


ترانه سرا : میلاد ناظری


منبع: تکساهنگ



دانلود آهنگ جدید احمد سلو بی خداحافظی

1:

ترانه عروسک : ترانه ای هستثنائی و فوق العاده غمگین .

...

آهنگساز : فریبرز لاچینی

ترانه سرا : اردلان سرفراز

متن ترانه:

می شد از بودن تو عالمی ترانه ساخت
کهنه ها رو تازه کرد از تو يک بهانه ساخت
با تو می شد که صدام همه جارو پر کنه
تا قيامت اسم ما قصه ها رو پر کنه

اما خيلی دير دونستم تو فقط عروسکی
کور و کر بازيچه ی باد مثل يک بادبادکی
دل سپردن به عروسک منو گم کرد تو خودم
تو رو خيلی دير شناختم وقتی که تموم شدم

نه يه دست رفيق دستام نه شريک غم بودی
واسه حس کردن دردام خيلی خيلی کم بودی
توی شهر بی کسی هام تو رو از دور مي ديدم
تا رسيدم به تو افسوس به تباهی رسيدم

شهر بي عابر و خالی شهر تنهايی من بود
لحظه ی شناختن تو لحظه ی تموم شدن بود
مگه مي شه از عروسک شعر عاشقونه ساخت
عاشق چيزی که نيست شد روی دريا خونه ساخت


دانلود آهنگ جدید علی نجات به نام امشب

2:

عنوان ترانه : گمشده

خواننده: ستار

ملودی: ستار

تنظیم: رامین مکرم




متن آهنگ گمشده :

عاشقم اما دلم خالی

صورتم تصویر تنهایی

تو نگاه سرد و خاموشم

خیمه ی ابرای بارانی



من کی ام؟ این خسته ی تنها

خالی از مهر خودم حتی

من به دنبال گل و شبنم

گمشده در سرّ این دنیا

عاشقم کن با نگاهت

خسته شد دل بی قرارت

تن من سرد و تکیده ست

عاشق دستای داغت



از اون گنج و از اون رویا

برامون مونده یک سکه

از اون دریای نا آرام

برامون مونده یک چکه

بیا تا قطره ی بارون، برای برکه ها باشیم

بیا آرامش بعد از، صدای گریه ها باشیم

بیا آرامش بعد از، صدای گریه ها باشیم


دانلود آهنگ جدید احمد سلوبه نام بی صدا

3:

متن آهنگ قول و برنامه از ستار...


همه ی قول و قرارات یاد من هست
همه ی خاطره هات همراه من هست
هنوزم عکسی که یادگاری دادی
موقع تنهایی همزبون من هست
یه روزی تو سایه های غم منو تنها گذاشتی
ولی باز باور نداشتی که دوستت دارم
یادته بهت می فرمودم که فقط من تو رو دارم
ولی باز باور نداشتی که دوستت دارم
همه ی قول و قرارات یاد من هست
همه ی خاطره هات همراه من هست
هنوزم عکسی که یادگاری دادی
موقع تنهایی همزبون من هست
عزیزم خدانگدار تو برو سفر سلامت
سرنوشت من همینه این واسه من شده عادت
تو برو ولی نگاهت هنوزم توی نگامه
که همش بهم می فرمودی: عشقت آخرین پناهه
همه ی قول و قرارات یاد من هست
همه ی خاطره هات همراه من هست
هنوزم عکسی که یادگاری دادی
موقع تنهایی هم زبون من هست


دانلود آهنگ جدید علی عبدالمالکی دو تا داداش

4:

متن آهنگ خاطره

به دلم افتاده امشب ...


دانلود مداحی بوشهر خیمه زینب ایمان میرشکاری + متن شعر
که به یاد من نشستی
پلک تــو سنگین خوابه ...


دانلود آهنگ جدید ناصر صدر به نام مست می + متن شعر
اما چشماتــونبستی
به دلم افتاده امشب ...


دانلود آهنگ جدید بنیامین بهادری و سهراب پاکزاد موج محرم
که دلت هوام و کرده
میون خاطره هامون ...


دانلود آهنگ جدید احسان خواجه امیری حس غریب
داره دنبالم می گرده
همه ی خاطره هارو
دوره کن
مثل من امشب
تــو به خواب من ِ تنها
نازنین سر بزن امشب
همه ی خاطره هارو
دوره کن
مثل من امشب
تــو به خواب ِ من ِ تنها
نازنین سر بزن امشب
.
.
.
شبا هرشب یه دل سیر ...

خالی از بغض تــو میشم
عکس تــو بغل می گیرم ...

آخ که جات خالیه پیشم
دست من نیست ...

اگه دستم ...

همش از تــو می نویسه
اگه دلتنگم و چشمم ...

هرشب از یاد تــو خیسه
همه ی خاطره هارو
دوره کن
مثل من امشب
تــو به خواب من ِ تنها
نازنین سر بزن امشب
همه ی خاطره هارو
دوره کن
مثل من امشب
تــو به خواب ِ من ِ تنها
نازنین سر بزن امشب

5:

متن آهنگ نگاه تو از ستار
...



نمي دونم که اين روزا، تايشان دلت چي ميگذره
من هنوزم فکر توام، اما دلت بي خبره
نمي دونم چطور بايد، حرفمو راحت بزنم
فقط بدون تو قصّمون، من دلتو نمي شکنم
قشنگ ترين لحظه ي عمر، لحظه ي با تو بودنه
حتي اگه نباشي تو، عطر تن تو با منه
احساس قلب من شده، بودنِ با تو تا ابد
نمي شه حتي تايشان خواب، قيد نگاه تو رو زد
خوب مي دونم که گوش تو، از حرف عاشقي پره
اما بدون که سرنوشت، بي تو رقم نمي خوره
تو شک نکن به حسّ من، تا غم تو دنيا نشينه
من از تو عاشق تر شدم، فرق من و تو همينه
قشنگ ترين لحظه ي عمر، لحظه ي با تو بودنه
حتي اگه نباشي تو، عطر تن تو با منه
احساس قلب من شده، بودنِ با تو تا ابد
نمي شه حتي تايشان خواب، قيد نگاه تو رو زد
نمي دونم که اين روزا، تايشان دلت چي ميگذره
من هنوزم فکر توام، اما دلت بي خبره
نمي دونم چطور بايد، حرفمو راحت بزنم
فقط بدون تو قصّمون، من دلتو نمي شکنم

6:

متن ترانه ی جدید برای با تو بودن از ستار



————————————————-

برای با تو بودنم یه راهی پیدا می کنم
موهات و می بافی ببین دونه دونه وا می کنم
من مگه می ذارم بری که دنیا رنگ غم بشه
یخ می زنه دستام اگه گرمی دستات کم بشه
من مگه می ذارم بری برای چی دلواپسی
یه جا قلبم داری که نمی دمش به هیچ کسی
اون قدر عاشقت شدم همه حسادت می کنن
به من دیوونه دارن یه شهر عادت می کنن
کی فرموده دوست ندارم این حرفا رو باور نکن
خستم پشیمونم بدم حال من و بدتر نکن
کی فرموده دوست ندارم این حرفا رو باور نکن
خستم پریشونم بدم حال من و بدتر نکن
این حرفا رو باور نکن
این آخرین تلاشمه این آخرین موقعيت ماست
اتاق خاطراتم و پر می کنم از عطر یاس
این زندگی بدون تو ادامه هم داره مگه ؟
حتی بخوام باور کنم ، عطر تو می ذاره مگه ؟
عطر تو می ذاره مگه ؟
عطر تو می ذاره مگه ؟
کی فرموده دوست ندارم این حرفا رو باور نکن
خستم پریشونم بدم حال من و بدتر نکن
کی فرموده دوست ندارم این حرفا رو باور نکن
خستم پریشونم بدم حال من و بدتر نکن

7:

اشک عاشق


کسی برای من وتو دلش نسوخت
دستامون از هم جدا دستای سرد
کسی برای آخر قصه ما
واسه مرگ عشقمون گریه نکرد
اشک عاشق دیدنی نیست
همه حرفا فرمودنی نیست
رفتی اما عشقت هرگز
دیگه از یاد رفتنی نیست
اشک عاشق دیدنی نیست
همه حرفا فرمودنی نیست
رفتی اما عشقت هرگز
دیگه از یاد رفتنی نیست

کسی برای من وتو دلش نسوخت
دستامون از هم جدا دستای سرد
کسی برای آخر قصه ما
واسه مرگ عشقمون گریه نکرد
اشک عاشق دیدنی نیست
همه حرفا فرمودنی نیست
رفتی اما عشقت هرگز
دیگه از یاد رفتنی نیست
اشک عاشق دیدنی نیست
همه حرفا فرمودنی نیست
رفتی اما عشقت هرگز
دیگه از یاد رفتنی نیست

گاهی وقتاست که سکوت ،
مثل یه عشق یه حس دوست داشتنیه
گاهی وقتاست که نگاه،
بیشتر از هزار تا حرف فرمودنیه

گاهی وقتاست که سکوت ،
مثل یه عشق یه حس دوست داشتنیه
گاهی وقتاست که نگاه،
بیشتر از هزار تا حرف فرمودنیه
کار تو اشک منو شمرد نه
دلو پس گرفتن و سپرد نه
کار من همیشه از تو فرمودنه
دل من محکوم به شکستنه

((آواز))
" فرمودی بگو عاشق و بیمار کیستی؟
من عاشق تو ام،تو بگو یار کیستی؟ "

گاهی وقتاست که سکوت ،
مثل یه عشق یه حس دوست داشتنیه
گاهی وقتاست که نگاه،
بیشتر از هزار تا حرف فرمودنیه
کار تو اشک منو شمرد نه
دلو پس گرفتن و سپرد نه
کار من همیشه از تو فرمودنه
دل من محکوم به شکستنه
اشک عاشق دیدنی نیست
همه حرفا فرمودنی نیست
رفتی اما عشقت هرگز
دیگه از یاد رفتنی نیست
اشک عاشق دیدنی نیست
همه حرفا فرمودنی نیست
رفتی اما عشقت هرگز
دیگه از یاد رفتنی نیست

8:

چشمات


رو به روی من و چشمات
انتظار یه چراغه
زیر سقفی که نجیبه
موقعيت بوسه چه داغه
آینه های مهربونی
تو به تو تا بی نهایت
شونه هامون جای قضه
سرامون گرم رفاقت
کاشکی چشمات مال من بود
با یه رنگ عاشقونه
بغضمو بغل بگیری
با یه چشمک ، یه بهونه
کاشکی چشمات مال من بود
کاشکی چشمات مال من بود

روبه روی من و چشمات
اتفاقی پا به ماهه
چشمای تو سهم عشقه
چشمایی که سر پناهه
بوی عطر پیرهن تو
برد هوش از عطر شب بو
به نگاه تو حسود
چشمای قشنگ آهو
کاشکی چشمات مال من بود
با یه رنگ عاشقونه
بغضمو بغل بگیری
با یه چشمک ، یه بهونه
کاشکی چشمات مال من بود
کاشکی چشمات مال من بود

سمت و سوی وسعت تو
سمت و سوی آسمونه
حرف بارون با تنت نیست
حرف تو رنگین کمونه
داشتن تو یه قراره
بین قلب من و دریا
شور شعر و شوق شعری
دیدنت وقت تماشا
کاشکی چشمات مال من بود
با یه رنگ عاشقونه
بغضمو بغل بگیری
با یه چشمک ، یه بهونه
کاشکی چشمات مال من بود
کاشکی چشمات مال من بود

9:

سلام


سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا بر جاست
سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست
تو یه رویای کوتاهی دعای هر سحرگاهی
شدم خواب عشقت چون مرا اینگونه میخواهی
شدم خواب عشقت چون مرا اینگونه میخواهی

من اون خاموش خاموشم که با شادی نمیجوشم
ندارم هیچ گناهی جز که از تو چشم نمی پوشم
تو غم در شکل آوازی شکوه اوج پروازی
نداری هیچ گناهی جز که بر من دل نمی بازی
نداری هیچ گناهی جز که بر من دل نمی بازی

مرا دیوانه میخواهی ز خود بیگانه میخواهی
مرا دلباخته چون مجنون ز من افسانه میخواهی
شدم بیگانه با هستی زخود بیخود تر از مستی
نگاهم کن نگاهم کن شدم هر اونچه میخواستی
سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا بر جاست
سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست

بکش دل را شهامت کن مرا از غصه راحت کن
شدم انگشت نمای ایجاد مرا تو درس عبرت کن
بکن حرف مرا باور نیابی از من عاشق تر
نمیترسم من از ابرنامه گذشت آب از سرم دیگر
سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا بر جاست
سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست
سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا بر جاست
سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست

10:

یگانگی

ای عاشقان ای عاشقان
گلایه دارم از جهان
نا امتی از هر کران
آتش به دل ها می زند
آتش به دل ها می زند

همچون زمین و آسمان
ستاره های خون چکان
رنگ مصیبت هر وقت
بر سینه ی ما می زند
آتش به دل ها می زند

دنیا به کام اهل ناز
ما بیدلان اهل نیاز
این قلب خونین باغ ما
داغ شقایق داغ ما

ای عاشقان ای عاشقان
گلایه دارم از جهان
نا امتی از هر کلام
آتش به دل ها می زند
آتش به دل ها می زند

(آتش به دلها می زند
آتش به دلها میزند)

ما خسته از رنگ و ریا
با درد هر داغ آشنا
این آسمان را پر خروش
روی زمین را بی دروغ

خالی ز کین می خواستیم
نیک و نوین می خواستیم
زیباترین می خواستیم
کی اینچنین می خواستیم

روزی که قلب این جهان
با عشق و آزادی زند
دنیا به روی امتان لبخندی از شادی زند

ای عاشقان، ای عاشقان
از یاد ما یاد آورید
دل دادگان،دل دادگان
با یاد ما داد آورید
از یاد ما یاد آورید

(با یاد ما داد آورید
از یاد ما یاد آورید)

شادا که با یگانگی
از بند غم رها شوی
به رسم قد بیگانگی
من و تو با هم ما شویم

شادا به روزی اینچنین
چون ما چنین می خواستیم
آری همین می خواستیم
آری همین می خواستیم

ای عاشقان ای عاشقان
گلایه دارم از جهان
نا امتی از هر کران
آتش به دل ها می زند
آتش به دل ها می زند

(آتش به دل ها می زند
آتش به دل ها می زند)

آتش به دل ها می زند
آتش به دل ها می زند


(آتش به دل ها می زند
آتش به دل ها می زند)

11:

گل گشت


سال ها تو زندگي گشتم و گشتم
دنبال نيمه گم شدم ميگشتم
اما قصه دلم وقتي شيرين شد
كه به گل گشت اومدي تو سرنوشتم
از همون شب قشنگ آشنايي
كه گذاشتي دست تو دستم گر گرفتم
هنوز اما شب و روز ياد تو هستم
باتو بودم با تو هستم با تو هستم
گل افشون كن گل افشون
نكن عشقت رو پنهون
شب شادي و شوره
برقص و گل برافشون

گل افشون كن گل افشون
نكن عشقت رو پنهون
شب شادي و شوره
برقص و گل برافشون

سال ها تو زندگي گشتم و گشتم
دنبال نيمه گم شدم ميگشتم
اما قصه دلم وقتي شيرين شد
كه به گل گشت اومدي تو سرنوشتم

از همون شب قشنگ آشنايي
كه گذاشتي دست تو دستم گر گرفتم
هنوز اما شب و روز ياد تو هستم
باتو بودم با تو هستم با تو هستم

تو مهموني يه مهتاب
رو گل فرش ستاره
خداي عشق بيداره
هـــواي مــارو داره

تو مهموني يه مهتاب
رو گل فرش ستاره
خداي عشق بيداره
هـــواي مــارو داره

سال ها تو زندگي گشتم و گشتم
دنبال نيمه گم شدم ميگشتم
اما قصه دلم وقتي شيرين شد
كه به گل گشت اومدي تو سرنوشتم

12:

گل بانو

آی گل بانو ای گل باغ مشرق
از عشق میگم گوش کن به حرف عاشق
تا دیدمت فرمودم خدا چی ساخته
طفلی دلم بد جور خودش رو باخته
آی گل بانو ای گل باغ مشرق
از عشق میگم گوش کن به حرف عاشق
تا دیدمت فرمودم خدا چی ساخته
طفلی دلم بد جور خودش رو باخته

عاشق شدم اما چ بی اجازه
راهی ام و راه سفر درازه
دارم میرم سفر کنم به گیسوت
همسفرام اون دو تا چشم و ابروت

آی گل بانو شاخه ی غنچه بسته
قد و بالات سرو به گل نشسته
یه کاری کن امشبو فردا کنم
تو عطر تو خودم رو پیدا کنم
آی گل بانو شاخه ی غنچه بسته
قد و بالات سرو به گل نشسته
یه کاری کن امشبو فردا کنم
تو عطر تو خودم رو پیدا کنم

عاشق شدم اما چ بی اجازه
راهی ام و راه سفر درازه
دارم میرم سفر کنم به گیسوت
همسفرام اون دو تا چشم و ابروت

آسمونت عاشق ترین فیروزه
هر روز اون ابی تر از دیروزه
خورشید چه رندانه میاد سراغت
که گرم بشه از اون نگاه داغت
عاشق شدم اما چ بی اجازه
راهی ام و راه سفر درازه
دارم میرم سفر کنم به گیسوت
همسفرام اون دو تا چشم و ابروت

آی گل بانو ای گل باغ مشرق
از عشق میگم گوش کن به حرف عاشق
تا دیدمت فرمودم خدا چی ساخته
طفلی دلم بد جور خودش رو باخته
آی گل بانو ای گل باغ مشرق
از عشق میگم گوش کن به حرف عاشق
تا دیدمت فرمودم خدا چی ساخته
طفلی دلم بد جور خودش رو باخته

عاشق شدم اما چ بی اجازه
راهی ام و راه سفر درازه
دارم میرم سفر کنم به گیسوت
همسفرام اون دو تا چشم و ابروت

13:

آخرین تلاش

این آخرین تلاشمه
واسه بدست آوردنت
باور کن این قلب و نرو
این التماس آخره
چقدر می خوای تو بشکنی
غرور این شکسته رو
هر چی میخوای بگی بگو
اما نگو بهم برو
این دل و عاشقش نکن اگه منو
دوست نداری
راحت بگو اگه می خوای
قلبه منو جا بذاری
دلم پر از شکایته
اما صدام در نمیاد
می ترسم از دستم بری
کاری ازم بر نمیاد
این آخرین تلاشمه
واسه بدست آوردنت
باور کن این قلب و نرو
این التماس آخره
چقدر می خوای تو بشکنی
غرور این شکسته رو
هر چی میخوای بگی بگو
اما بهم نگو برو
***نرو نذار که سپس این دنیا به عشق شک بکنه....هر کی دلش جای دیگست عشق و بخواد ترک بکنه
نفس زدم از ته دل ..معصوم این قلب به خدا...نذار بشه محال واسش باور عشق آدما****
مرگ دلم پایه توآه
اگه ازش گذر کنی
لب تر کنی رفیقتم
کافیه با ما سر کنی
مرگ دلم پایه توآه
اگه ازش گذر کنی
لب تر کنی رفیقتم
کافیه با ما سر کنی
این دل و عاشقش نکن اگه منو
دوست نداری
راحت بگو اگه می خوای
قلبه منو جا بذاری
دلم پر از شکایته
اما صدام در نمیاد
می ترسم از دستم بری
کاری ازم بر نمیاد

14:

خاکی


بيا درايشانش بشيم خاكي و بي ريا شيم
بغض تن را بشكنيم از من وما رها شيم
بيا پروانه صفت به دور هم بگرديم
زير چتر معرفت يك دل و يك صدا شيم
زندگي با كبرصفا نداره
عالم فاني بقاء نداره
اونهايي كه خاكي اند
عاشق دل پاكي اند
پيش خدا عزيزنو
شاه و گدا نداره
اونهايي كه خاكي اند
عاشق دل پاكي اند
پيش خدا عزيزنو
شاه و گدا نداره
افتاده شو مغرور نباش
پروانه شو بي نور نباش

اينهمه به مال ومنالت نناز
يا اينكه به حسن جمالت نناز
دو روز د نيا كه منم نداره
خوردن حرص بيش و كم نداره
اونهايي كه خاكي اند
عاشق دل پاكي اند
پيش خدا عزيزنو
شاه و گدا نداره
اونهايي كه خاكي اند
عاشق دل پاكي اند
پيش خدا عزيزنو
شاه و گدا نداره
افتاده شو مغرور نباش
پروانه شو بي نور نباش

زندگي بذر محبت كاشتن
نه به ناداري و نه به داشتن
حاصل عمر گرانمايه ما نامي نيك به جا گذاشتن
حاصل عمر گرانمايه ما نامي نيك به جا گذاشتن
زندگي با كبرصفا نداره
عالم فاني بقاء نداره
اونهايي كه خاكي اند
عاشق دل پاكي اند
پيش خدا عزيزنو
شاه و گدا نداره
اونهايي كه خاكي اند
عاشق دل پاكي اند
پيش خدا عزيزنو
شاه و گدا نداره
افتاده شو مغرور نباش
پروانه شو بي نور نباش
جانانه شو منفور نباش
افتاده شو مغرور نباش
پروانه شو بي نور نباش

15:

عاشق


کاش بدونم از کدوم جاده میای تا دو تا دستامو دروازه کنم
گریه ها مو سر بدم رو دامنت روی سینت نفسی تازه کنم
کاش بدونم از کدوم جاده میای تا بشینم لحظه‌ها به انتظار
دوتا چشمام فانوس جاده بشن تا ببینی‌ جاده‌ها رو در شب تار

عشق من بیا که اینجا بی‌ تو موندن نداره بیا تا غصه بمیره منو آروم بذاره
زندگی‌ بی‌ تو یه زندونه برام کاش بدونی عمر من مثل یه مهمونه برام
کاش بدونم از کدوم جاده میای تا بشینم لحظه‌ها به انتظار
دوتا چشمام فانوس جاده بشن تا ببینی‌ جاده‌ها رو در شب تار

کاش بیای تا با صدای قلب تو جون بگیرم عمر رو اندازه کنم
از دلم غصه رو بیرون بریزم با یه بوسه نفسی تازه کنم
کاش بدونم از کدوم جاده میای تا بشینم لحظه‌ها به انتظار
دوتا چشمام فانوس جاده بشن تا ببینی‌ جاده‌ها رو در شب تار

عشق من بیا که اینجا بی‌ تو موندن نداره بیا تا غصه بمیره منو آروم بذاره
زندگی‌ بی‌ تو یه زندونه برام کاش بدونی عمر من مثل یه مهمونه برام
کاش بدونم از کدوم جاده میای تا بشینم لحظه‌ها به انتظار
دوتا چشمام فانوس جاده بشن تا ببینی‌ جاده‌ها رو در شب تار
کاش بدونم از کدوم جاده میای تا بشینم لحظه‌ها به انتظار
دوتا چشمام فانوس جاده بشن تا ببینی‌ جاده‌ها رو در شب تار
کاش بدونم از کدوم جاده میای تا بشینم لحظه‌ها به انتظار
دوتا چشمام فانوس جاده بشن تا ببینی‌ جاده‌ها رو در شب تار
کاش بدونم از کدوم جاده میای تا بشینم لحظه‌ها به انتظار
دوتا چشمام فانوس جاده بشن تا ببینی‌ جاده‌ها رو در شب تار
کاش بدونم از کدوم جاده میای تا بشینم لحظه‌ها به انتظار
دوتا چشمام فانوس جاده بشن تا ببینی‌

16:

صید دل


چه خوش صید دلم کردی
بنازم چشم مستت را
که کس مرغان وحشی را
از این خوش تر نمی گیرد
خدایا رحمی ای منعم
که درویش سر کویت
دری دیگر نمی داند
رهی دیگر نمی گیرد

فرمودم غم تو دارم فرمودا غمت سراید
فرمودم که ماه من شو فرمودا اگر بر اید
فرمودم که بر خیالت راه نظر ببندم
فرمودا که شب رواست او از راه دیگر اید

چه خوش صید دلم کردی
بنازم چشم مستت را
که کس مرغان وحشی را
از این خوشتر نمی گیرد

17:

مهر دوست


من ان نیم که دل از مهر دوست بردارم
وگر ز کینه دشمن به جان رسد کارم
نه روی رفتنم از خاک هستان دوست
نه اهتمال نشستن نه پای رفتارم

نه او به چشم ارادت نظر به جانب ما
نمی کند گه من از ضعف نا پدیدارم
به عشق روی تو احرام می کند سعدی
همه جهان بدر ایند او به انکارم

کجا توانمت انکار دوستی کردن
که اب دیده گواهی دهد به اقرارم

18:

سر سپرده


يه روز ميدونم بي خبر
سرزده از راه ميرسي
جون خسته از بيدار شب
با صبح فردا ميرسي

وقتي رسيدي خونه ام
باز از تو گل بارون ميشه
صاحب خونه پيش تو
نا آشنا مهمون ميشه
نا آشنا مهمون ميشه

روز تولد تو ميلاد عشق پاک
براي شکر اين روز
پيشونيم به خاک
پيشونيم به خاک

من سر سپرده هستم
تا مرز جون سپردن
با يک اشاره تو
حاضر براي مردن
حاضر براي مردن

يه روز ميدونم بي خبر
سرزده از راه ميرسي
جون خسته از بيدار شب
با صبح فردا ميرسي

وقتي رسيدي خونه ام
باز از تو گل بارون ميشه
صاحب خونه پيش تو
نا آشنا مهمون ميشه
نا آشنا مهمون ميشه

وقتي بياي
کوچه چراغون ميشه باز دوباره
بارون عشقم رو تن
خسته تو ميباره
طاق گل بنفشه من
سر راهت ميبندم
پيرهن صورتي رو
تو تن تو ميپسندم

يه روز ميدونم بي خبر
سرزده از راه ميرسي
جون خسته از بيدار شب
با صبح فردا ميرسي

وقتي رسيدي خونه ام
باز از تو گل بارون ميشه
صاحب خونه پيش تو
نا آشنا مهمون ميشه
نا آشنا مهمون ميشه

19:

از تو خواندن

شبا تو زمزمه هاي ميخونه
هر كي از تو ميخونه خوب ميخونه خوب ميخونه
هر كي از تو ميخونه غم تو صداشه
غمي كه خوبه توهر صدايي باشه
غمي كه تا نباشه صدا صدا نيست
اين همه زمزمه تو ميخونه ها نيست
شبا تو زمزمه هاي ميخونه
هر كي از تو ميخونه خوب ميخونه خوب ميخونه
ميكن عاشق يه صداي ديكه داره عاشقي حال و هواي ديكه داره(2)
ميخونم تا همه باور بكنن
از تو خوندن يه صفاي ديكه داره(2)
شبا تو زمزمه هاي ميخونه
هر كي از تو ميخونه خوب ميخونه خوب ميخونه

20:

یوسف گمگشته

سرخ صورتم از سیلی ، اما زرد تنم
یوسف هم دست حق و پاره پاره پیرهنم
یوسف هم دست حق و پاره پاره پیرهنم

از درون همه ویرونم ، اما ظاهرم آباد
شهر خاموشانه قلبم ، رو لب هام پره فریاد
من همه نقدینه هام رو پای عاشقی دادم
پا به زنجیر و اسیرم اما از خودم آزاد
سرخ صورتم از سیلی ، اما زرد تنم
یوسف هم دست حق و پاره پاره پیرهنم
یوسف هم دست حق و پاره پاره پیرهنم

آبروم رفته از دست آوازه های عشق
مونده ام بی پناه ، پشت دروازه های عشق
روز بی ابرم و مثل خارم به چشم شب
قلب من شده باز ، سپر تازه های عشق
سرخ صورتم از سیلی ، اما زرد تنم
یوسف هم دست حق و پاره پاره پیرهنم
یوسف هم دست حق و پاره پاره پیرهنم

21:

زنگ حساب

صدای رفتن من سرود اومدنت
چشمای من منتظره بریزه گل از دهنت
گلای پرپرمون رها شد توی کتاب
عطر تو پیچیده بازم تو دفتر مشق وحساب
رها بود عطر تنت تو راه مدرسمون
نگاهت زنگ حساب جواب مسئلمون

صدای جادوئی قصه هایی
تو این شبای تلخ بی صدایی

نسیم صبح سحر چکید از چشم ترت
هنوزم پشت دره نگاه بی خبرت

چه ساده بودی شب اشنایی
پر از حدیث روشن رهایی

صدای رفتن من سرود اومدنت
چشمای من منتظره بریزه گل از دهنت
گلای پرپرمون رها شد توی کتاب
عطر تو پیچیده بازم تو دفتر مشق وحساب

بیا ببخش همه گناهم
تو این سفر تو بشو زاد راهم
سرود صبح و بریز تو گوشم
که شعر شب باز سر زد از نگاهم

صدای رفتن من سرود اومدنت
چشمای من منتظره بریزه گل از دهنت
گلای پرپرمون رها شد توی کتاب
عطر تو پیچیده بازم تو دفتر مشق وحساب

22:

شازده خانوم

دو تا دستام مركبي
تموم شعرام خط خطي
پيش شما شازده خانوم
منم فقير پا پتي
غرور رو بردار و ببر
دلم ميگه دلم ميگه
غلامي رو به جون بخر
دلم ميگه دلم ميگه
شازده خانوم قابل باشم
بايد بگم به شعر من
خوش آمدي خوش آمدي خوش آمدي
شازده خانوم چه خاكي و چه بي ريا
به منزل خود آمدي خود آمدي خود آمدي

عجب عجب چه رند و چه بلا شده دل پدر سوخته ام
باور كن زشوقتون اشكي شده چشم به در دوخته ام
موقعيت بدين عاشقيمو خدمتتون عرض مي كنم
واسه فرار از خودم
دو پا دارم
دوپا ديگه قرض مي كنم

شازده خانوم قابل باشم
بايد بگم به شعر من
خوش آمدي خوش آمدي خوش آمدي
شازده خانوم چه خاكي و چه بي ريا
به منزل خود آمدي خود آمدي خود آمدي

23:

عاشق (کاش بدونم از کدوم جاده میای)

کاش بدونم از کدوم جاده میای
تا دوتا دستامو دروازه کنم
گریه ها سر بدم رو دامنت
روی سینه ات نفسی تازه کنم

کاش بدونم از کدوم جاده میای
تا بشینم لحظه ها به انتظار
دو تا چشمام فانوس جاده بشم
تا ببینی جاده ها رو در شب تار

عشق من بیا که اینجا بی تو موندن نداره
بیا تا غصه بمیره منو آروم بذاره
زندگی بی تو یه زندونه برام
کاش بدونی عمر من مثل یه مهمونه برام

کاش بدونم از کدوم جاده میای
تا بشینم لحظه ها به انتظار
دو تا چشمام فانوس جاده بشم
تا ببینی جاده ها رو در شب تار

کاش بیای تا با صدای قلب تو
جون بگیرم عمرو اندازه کنم
از دلم غصه رو بیرون بریزم
با یه بوسه نفسی تازه کنم

کاش بدونم از کدوم جاده میای
تا بشینم لحظه ها به انتظار
دو تا چشمام فانوس جاده بشم
تا ببینی جاده ها رو در شب تار

عشق من بیا که اینجا بی تو موندن نداره
بیا تا غصه بمیره منو آروم بذاره
زندگی بی تو یه زندونه برام
کاش بدونی عمر من مثل یه مهمونه برام

کاش بدونم از کدوم جاده میای
تا بشینم لحظه ها به انتظار
دو تا چشمام فانوس جاده بشم
تا ببینی جاده ها رو در شب تار
کاش بدونم از کدوم جاده میای
تا بشینم لحظه ها به انتظار
دو تا چشمام فانوس جاده بشم
تا ببینی جاده ها رو در شب تار
کاش بدونم از کدوم جاده میای
تا بشینم لحظه ها به انتظار
دو تا چشمام فانوس جاده بشم
تا ببینی جاده ها رو در شب تار.....


24:

همسفر

همسفر تنها نرو بذار تا با هم بریم
سرنوشتمون یکی هر دو مون مسافریم
تازه از راه رسیدم هنوزم خسته رام
همسفر تنها نرو بذار تا من هم بیام

***
سخت دل کندن از این شهر و دل بستگی ها
موندن از خونه جدا با همه خستگی ها
جون به لبهام رسیده تا به کی دربدری
گرد غربت روتنم که بازم باید بری
بذار تا خستگی از این تن خسته بره
سخته دل بستگی از شهر دل بسته بره

***
اگه بذاری بیام من میشم سنگ صبور
گوش به قصه هات میدم شهر غربت راه دور !

همسفر تنها نرو بذار تا با هم بریم
سرنوشتمون یکی هر دو مون مسافریم
تازه از راه رسیدم هنوزم خسته رام
همسفر تنها نرو بذار تا من هم بیام

***
سخت دل کندن از این شهر و دل بستگی ها
موندن از خونه جدا با همه خستگی ها
جون به لبهام رسیده تا به کی دربدری
گرد غربت روتنم که بازم باید بری
بذار تا خستگی از این تن خسته بره
سخته دل بستگی از شهر دل بسته بره

25:

گل حسرت


مرا زیبا پرستی داده عشق و داده مستی
رنج هستی برده از یادم
ندارم ترسی از غم
تا که هر دم می رسد عشقش به فریادم
ندارم ترسی از غم
تا که هر دم می رسد عشقش به فریادم
چو او را می پرستم درکنار هر که هستم
نقش سنگم سرد و خاموشم
بغیر از یاد او هر یاد دیگر در جهان گشته فراموشم
بغیر از یاد او هر یاد دیگر در جهان گشته فراموشم

تو اونی خدایا که دانی خدایا
کسی که در همه وجودم بود ز یاد او نشانی
نکرده یکدم از محبت به من نگاه مهربانی
مرا زیبا پرستی داده عشق و داده مستی
رنج هستی برده از یادم
ندارم ترسی از غم
تا که هر دم می رسد عشقش به فریادم
ندارم ترسی از غم
تا که هر دم می رسد عشقش به فریادم
چو او را می پرستم درکنار هر که هستم
نقش سنگم سرد و خاموشم
بغیر از یاد او هر یاد دیگر در جهان گشته فراموشم
بغیر از یاد او هر یاد دیگر در جهان گشته فراموشم
بغیر از یاد او هر یاد دیگر در جهان گشته فراموشم

26:

با تو بودن


{دکلمه}
رو لبات قصه عشقه تو چشات نور امیده
توی دست مهربونت رو گونه های جَوونت
پر از مهر پر از لطف پر از مژده و نویده

رو لبات قصه عشقه تو چشات نور امیده
توی دست مهربونت رو گونه های جوونت
پر از مهر پر از لطف پر از مژده و نویده
رو لبات قصه عشقه تو چشات نور امیده
توی دست مهربونت رو گونه های جوونت
پر از مهر پر از لطف پر از مژده و نویده

مژده اومدنت به خونه میده
مژده رونق آشیونه میده
مژده دیدن تو بودن با تو
با تو بودن با تو بودن ،
با تو بودن همه امیدمه
با تو بودن همه نیازمه نیازمه آه ه

دوست دارم من هر جا که هستم
با تو باشم با تو باشم
اگه هوشم اگه مستم با تو باشم با تو باشم
دوست دارم با تو باشم ، با تو بمیرم

رو لبات قصه عشقه تو چشات نور امیده
توی دست مهربونت رو گونه های جوونت
پر از مهر پر از لطف پر از مژده و نویده
رو لبات قصه عشقه تو چشات نور امیده
توی دست مهربونت رو گونه های جوونت
پر از مهر پر از لطف پر از مژده و نویده

27:

کاشکی


کاش با اندیشه ها بیگانه بودم
کاشکی دیوانه دیوانه بودم
کاشکی در رندی این مرد رندان
چاره گر با چاره ای رندانه بودم
کاشکی در رندی این مرد رندان
چاره گر با چاره ای رندانه بودم

کاشکی دیوانه بودم تا دلم غمگین نمیشد
یا چنین بر دوش صبرم بار غم سنگین نمیشد
من جهانی می پسندم خالی از هر ناروایی
دوست دارم زندگی را با صفای بی ریایی
کاشکی دیوانه بودم تا دلم غمگین نمیشد
یا چنین بر دوش صبرم بار غم سنگین نمیشد

کاش با اندیشه ها بیگانه بودم
کاشکی دیوانه دیوانه بودم
کاشکی در رندی این مرد رندان
چاره گر با چاره ای رندانه بودم
کاشکی در رندی این مرد رندان
چاره گر با چاره ای رندانه بودم

کاشکی دیوانه بودم تا دلم غمگین نمیشد
یا چنین بر دوش صبرم بار غم سنگین نمیشد
کاشکی دیوانه بودم تا دلم غمگین نمیشد
یا چنین بر دوش صبرم بار غم سنگین نمیشد

28:

فاتح


در دل کوه غروب
بر سر قله دور
قلعه ای از فولاد
قد کشیده سوی نور
کسی از این همه مرد
دستی از این همه دست
فاتح قلعه نشد نه به تدبیر و نه زور

روح من اون کوه هست
دلم اون قلعه سخت
که ندارد به درون ترس شکست
هر دم از جوشش خشم
یا غم و کینه و مهر
میرود برج دلم دست به دست
آه ای عشق و امید ، ای فاتح
فتح کن قلعه فولاد دلم
دلم از کینه و نفرت پوسید
برس ای عشق بفریاد دلم

روح من اون کوه هست
دلم اون قلعه سخت
که ندارد به درون ترس شکست
هر دم از جوشش خشم
یا غم و کینه و مهر
میرود برج دلم دست به دست
آه ای عشق و امید ، ای فاتح
فتح کن قلعه فولاد دلم
دلم از کینه و نفرت پوسید
برس ای عشق بفریاد دلم

29:

مرثیه


غربت عمیق اندوه منو
چاه خشک تو بیابون نداره
سردی و تاریکی زندگیمو
هیچ شبی تو هیچ زمستون نداره
مثل شعر مرثیه از شب و گریه پرم
برای تموم شدن لحظه ها رو می شمرم

کی ستاره منو از آسمون
پشت این پرده خاموشی کشید
گلدون شیشه ای مو کی زد به سنگ
کی منو بخود فراموشی کشید
کاش میشد واسه خودم گریه کنم
اینقدر گریه که دل پاک بشم
سبک و پاکیزه مثل خود اشک
زیر خاک گریه هام خاک بشم
مثل شعر مرثیه از شب و گریه پرم
برای تموم شدن لحظه ها رو می شمرم


چشمای ساکت تو رنگ شبه
شبی که سرد و فردا نداره
شبی که باید بمیره زیر نور
مثل اون مرگی که اما نداره
کاش یکی حرف منو باور میکرد
کاش یکی می فهمید اندوه منو
کاش یکی تو بُهت تنهایی من
باورش می شد غم شکستنو
مثل شعر مرثیه از شب و گریه پرم
برای تموم شدن لحظه ها رو می شمرم

30:

تکیه گاه

ای همه آرامشم از تو پریشانت نبینم
چون شب خاکستری سر در گریبانت نبینم
ای تو در چشمان من یک پنجره لبخند شادی
همچو ابر سوگوار این گونه گریانت نبینم
ای پر از شوق رهایی رفته تا اوج ستاره
در میان کوچه ها افتان و خیزانت نبینم

مرغک عاشق کجا شد شور آواز قشنگت
در قفس چون قلب خود هر لحظه نالانت نبینم
تکیه کن بر شانه ام ای شاخه نیلوفری رنگ
تا غم بی تکیه گاهی را به چشمانت نبینم

قصه دلتنگیت را خوب من بگذار و بگذر
گریه دریاچه ها را تا به دامانت نبینم
کاشکی قسمت کنی غمهای خود را با دل من
تا که سیل اشک را زین بیش مهمانت نبینم
تکیه کن بر شانه ام ای شاخه نیلوفری رنگ
تا غم بی تکیه گاهی را به چشمانت نبینم
تکیه کن بر شانه ام ای شاخه نیلوفری رنگ
تا غم بی تکیه گاهی را به چشمانت نبینم

31:

بت شکن

ای آمده با شعر ای رفته با گریه

ای خط دلتنگی از بغض تا گریه

با من صبورانه سر کردی و ساختی

اما چه بی حاصل دردامو نشناختی

تا زندگی بوده قصه همین بوده

پشت سر خورشید شب در کمین بوده



ما هر دو بازیچه در بازی نیرنگ

قربانی یک بت سر تا بپا از سنگ

تو بت پرست اما من بت شکن بودم

باید که بت می مرد جایی که من بودم

بتخانه شد اما محراب عشق من

فرمان بت این بود از عشق دل کندن

ای آمده با شعر ای رفته با گریه

ای خط دلتنگی از بغض تا گریه



بت را شکستم من بتخانه شد خالی

با خود ترا هم برد اون پوچ پوشالی

قربانی بت شد ایمان و پیوندم

من هم ز جای خویش بتخانه را کندم

اکنون نه بت مانده نه تو نه فردایی

این بت شکن مانده با زخم تنهایی

ای آمده با شعر ای رفته با گریه

ای خط دلتنگی از بغض تا گریه ه ه ه

32:

یکی


از اونور شبای خیس از اونور پنجره ها
از همه ذرات زمین از همه پنجره ها
یکی بشکل خود من همیشه دنبال منه
از همه جا همه جا اسم منو داد میزنه
اون که محبت هنوزم براش هوای نفسه
مرگمو باور نداره میخواد بدادم برسه
اون که هنوز سنگ نشده همون منه ساده دله
همون دهاتی نجیب نه این منه بی حوصله

همشهری عزیز من همزاد ساده دل من
گذشته از علاج تو درد من و مشکل من
مشکل من خود منم منم که با من دشمنم
نه اهل اون ده عزیز نه اهل شهر آهنم
یکی بشکل خود من همیشه دنبال منه
از همه جای همه جا اسم منو داد میزنه

وقتی که راهی میشدم کاشکی پاهام می شکست
یا کاشکی کوله بارمو هیچکسی هرگز نمی بست
راهی آبادی شدم ویرونیمو اینجا دیدم
سوختم و فریاد کشیدم آب شدم و هی چکیدم
اگه هنوز فکر میکنی با تو رفیق سفرم
نجیبو خوبم مثل تو بیا از اینجا ببرم
اگه هنوز فکر میکنی با تو رفیق سفرم
نجیبو خوبم مثل تو بیا از اینجا ببرم

33:

شام آخر

بانوی من بانوی من تو همه دار و ندارم
با من از تنم خودی تر تو تمام کس و کارم
تو نهایتی نهایت مثل معراج سپیده
تو نفس کشیدن من نفسایی که بریده
شام آخر بی تو شاید شب آغاز باشه
میتونه زمین دلیلی واسه پرواز باشه
شام آخر بی تو شاید شب آغاز باشه
میتونه زمین دلیلی واسه پرواز باشه

بانوی من بانوی من تو فصل شکفتن
فصل من در هم شکستن از تو مردن از تو فرمودن
روی شاخه دو دستت مرگ برگی در کمینه
این بخاک افتادن من شعر نفرین زمینه
شام آخر بی تو شاید شب آغاز باشه
میتونه زمین دلیلی واسه پرواز باشه
شام آخر بی تو شاید شب آغاز باشه
میتونه زمین دلیلی واسه پرواز باشه

ساعت عزیمت تو میشه انتها نباشه
میتونه زوال شب گو بغض باغ ما نباشه
شام آخر بی تو شاید شب آغاز باشه
میتونه زمین دلیلی واسه پرواز باشه
شام آخر بی تو شاید شب آغاز باشه
میتونه زمین دلیلی واسه پرواز باشه

34:

وارث

همه ما وارثیم وارث عذاب عشق

سهم اون کس بیشتره که میشه خراب عشق

سوختن و فریاد زدن اینه رمز و راز عشق

وقت از خود مردنه لحظه آغاز عشق

واسه این صدای نی موندنی ترین شده

که به لطف زخم عشق حنجرش خونی شده

همه ما وارثیم وارث عذاب عشق

سهم اون کس بیشتره که میشه خراب عشق



سهم من گلوی زخمیه منه

یه صدا واسه همیشه موندنه

کوله باره سهم من رو شونمه

کوله باری که پر از شکستنه

گرمی می عشق و تکرار می کنه

ناله نی عشق و فریاد می زنه

گرییه مستی و زجه های نی

همه جوهره تمامه شعرای منه

همه ما وارثیم وارث عذاب عشق

سهم اون کس بیشتره که شده خراب عشق



قیمتی ترین عذاب درد عشق

غم ناب و شعره ناب درد عشق

نطفه همه غزل های عزیز

جوشش روحه شراب درد عشق

ذات هرقطره قیمتیه اشک

سهم این دل خراب درد عشق

زندگی کتاب شعره لحظه هاست

بهترین شعر کتاب درد عشق

همه ما وارثیم وارث عذاب عشق

سهم اون کس بیشتره که شده خراب عشق

35:

هرس

گریه هام کوه صبور و می شکنه
گریه مرد غرور و می شکنه
می دونم از منو دل دل می کنی وای می دونم
دیگه شبها غزلای کوچه باغی می خونم
وای می دونم غم می مونه من می مونم
گریه هام کوه صبور و می شکنه
گریه مرد غرور و می شکنه

رنگ تنهایی دل بی تو همرنگ هراس
هیزم دورخ من بی تو نیلوفر و یاس
دیگه با من به بهار نه شکفتن نه غرور
می میره قوی سفید روی دریاچه دور
گریه هام کوه صبور و می شکنه
گریه مرد غرور و می شکنه

گریه هام کوه صبور و می شکنه
گریه مرد غرور و می شکنه
می دونم از منو دل دل می کنی وای می دونم
دیگه شبها غزلای کوچه باغی می خونم
وای می دونم غم می مونه من می مونم
گریه هام کوه صبور و می شکنه
گریه مرد غرور و می شکنه

می دونم مثل شهاب تو یه شب پر می زنی
با گریزت به دلم زخم خنجر می زنی
دیگه در غربت شب صدای گریه می یاد
یه طرف گریه من یه طرف ناله باد
گریه هام کوه صبور و می شکنه
گریه مرد غرور و می شکنه

36:

تعظیم

من می خواستم برسم توی حرفات به صدا
به الفبای نجیب واسه ذکر دعا

من می خواستم برسم به همه کنایه ها
به حقیقت تنت تو تموم سایه ها

دل من دل من دیگه تسلیم تو بود
با حقارت تنم دل به تعظیم تو بود

من می خواستم برسم به تو خوب تو عزیز
تا یه سایه بون بشی واسه من وقت گریز

نتونست پر بکشه نفس خسته من
به صدات نمی رسید لبای بسته من

من فقط یه بی نسیب من فقط یه دردمند
با حقارت تنم پیش معراج بلند

واسه شنیدنت من باید پاک بشم
تو مسیر بودنت من باید خاک بشم



تو مسیر بودنت تن عاشق یه اسیر
مثل عابرای مست مثل برده های پیر

بودنم به چشم تو مثل نامه یا یه خط
شایدم گنگ و غریب با یه انشای غلط

نتونست پر بکشه نفس خسته من
به صدات نمی رسید لبای بسته من

من فقط یه بی نسیب من فقط یه دردمند
با حقارت تنم پیش معراج بلند

واسه شنیدنت من باید پاک بشم
تو مسیر بودنت من باید خاک بشم

37:

تصویر

اسم من از یاد تو رفت ای انکه در اینه ای این چهره خسته منم
این اه سینه سوز من دیوار سرد فاصله هست بین منو هم سخنم
فریاد من سکوت تو لب تو باز و بی صدا
عرو سکی به شکل من غریب اما اشنا
نگاه مات تو به من مثل نگاه دشمنه
جسم تو گرمی نداره مگر تنت از اهنه
سکوت تو یه فاجعه هست برای هم صدای تو
شکسته در گلو چرا طنین نعره های تو

تو که خود منی چرا غریبه ای برای من منو صدانمیکنی
تو قاب سرد اینه به سوگ من نشسته ای منو رها نمیکنی
شکسته لحظه لحظه ام یه عادت برای تو
پرنده نگاه من اسیر در هوای تو
چرا تو که خود منی سکوتتو نمی شکنی
به من بگو چه می کشی تو قاب سرد اهنی

تو غربت نگاه تو که با نگاهم اشناست
یه دنیا حرف فرمودنی ولی لب تو بیصداست

38:

شب و شام

هنو میشه تو چشات خیلی چیزا رو تازه کرد
میشه با گرگر دستای تو خیلی کارا کرد
میشه تو چشمای تو گم شدو مرد
میشه دریارو به بغض تو سپرد
میشه با چشم تو رنگارو شناخت
میشه بهترین ترانه ها رو ساخت

نگو دیره من از این فاصله ها بدجوری گریم می گیره
نگو دیره من از این بی خودیا بدجوری گریم می گیره
آره گریم می گیره

میشه هر قصیده رو با چشم تو اندازه کرد
میشه تو چشمای تو قدیمی ها رو تازه کرد
همه کاشی کاریا خرابه ها
همه ماشین دودیا مثنویا
میشه فریاد زد رفت تا ته دشت
میشه دریا شدو از خشکی گذشت

نگو دیره من از این فاصله ها بدجوری گریم می گیره
نگو دیره من از این بی خودیا بدجوری گریم می گیره
آره گریم می گیره


78 out of 100 based on 63 user ratings 788 reviews