انتخاب شخصيت های ماندگار سينمای ايران


انتخاب شخصيت های ماندگار سينمای ايران



انتخاب شخصيت های ماندگار سينمای ايران
انتخاب شخصيت های ماندگار سينمای ايران
ماهنامه فيلم
در
يک نظر سنجی از منتقدان و نويسندگان مطالب سينمايی شخصيت های برگزيده تاريخ سينمای
ايران را معرفی کرده است. برای انتخاب اين شخصيت ها مجله فيلم از شصت منتقدمطبوعات نظرخواهی کرده، در مجموع نام نزديک به دويست شخصيت سينمای ايران از آغاز تاامروز درانتخاب ها آمده و حتی يک شخصيت صامت يعنی حاجی آقا در فيلم حاجی آقا آکتور
سينما نيز در ميان برگزيدگان است.



عکس:دو پوستر دیده نشده از فیلمی تابوشکن

1:

بر مبنای اين نظرسنجی، يازده شخصيت اول ماندگارسينمای ايران به ترتيب عبارتند از :
1-حميد هامون با بازی خسرو شکيبايیدر فيلم هامون
به کارگردانی داريوش مهرجايشانی ۱۳۶۹
2- مش حسن با بازی عزت الله انتظامی در فيلم گاو به
کارگردانی داريوش مهرجايشانی ۱۳۴۸.
3-
سيد با بازی بهروز وثوقی در فيلم گوزن ها بهکارگردانی مسعود کيميايی ۱۳۵۴
4- قيصر با بازی بهروز وثوقی در فيلم قيصر به کارگردانی
مسعود کيميايی ۱۳۴۸
5-
آقای حکمتی با بازی پرايشانز فنی زاده در فيلم رگبار به کارگردانیبهرام بيضايی ۱۳۵۱
6-
نايی جان با بازی سوسن تسليمی در فيلم باشو غريبه کوچک بهکارگردانی بهرام بيضايی ۱۳۶۵
7-علی خوش دست با بازی سعيد راد در فيلم تنگنا به
کارگردانی امير نادری ۱۳۵۲
8-مجيد ظروفچی با بازی بهروز وثوقی در فيلم سوته دلان به
کارگردانی علی حاتمی ۱۳۵۶
9-خورشيد با بازی داريوش ارجمند در فيلم ناخدا خورشيد به
کارگردانی ناصر تقوايی ۱۳۶۶
10 اميرو با بازی مجيد نيرومند در فيلم دونده به کارگردانی
امير نادری ۱۳۶۳
11-سيما رياحی با بازی هديه تهرانی در فيلم شوکران به کارگردانی بهروز
افخمی ۱۳۷۹




بهترين فيلم ايراني

2:

بازيگرانی مانند بهروز وثوقی،
فردين با نقش علی بی غم در فيلم گنج قارون

و گوگوش برای نقش بيتا در اين فهرست گنجانده شده اند.
از بين سی شخصيت برتر اين
فهرست فيلم های داريوش مهرجايشانی با هفت شخصيت در صدر هست.


هانیه توسلی: فعال اجتماعی نیستم!
عزت الله انتظامی با 11 و
بهروز وثوقی با 9 نقش مختلف، نقش بيشترين شخصيت های برتر سينمای ايران را بازی کردهاند.


نامه شقایق دهقان برای پدرش

در ميان بيست شخصيت نخست بهروز وثوقی با سه شخصيت و تعداد امتيازها در اين
زمينه رکورد دار هست،
اما در تنوع شخصيت ها عزت الله انتظامی در صدر برنامه دارد.


نمایش عریان استعمال شیشه در یک فیلم ایرانی+عکس
بر
مبنای اين نظر سنجی سوسن تسليمی و نيکی کريمی هر کدام ايفاگر نقش شش شخصيت برتربوده اند و شهره آغداشلو با سه فيلم در فهرست نهايی جای گرفته،
در حالی که او فقط
همين سه فيلم را در سينمای ايران بازی کرده هست.

تنها فيلمساز زن اين مجموعه رخشان
بنی اعتماد هست که با شخصيت های فيلم هايش به جمع سی نفر اول رسيده هست.


چرا بعضی ها ماهواره می بینند؟
هردوی اين
شخصيت ها زن هستند: طوبا در فيلم زير پوست شهر و آفاق در فيلم نرگس.

با اينکه آثار
تلايشانزيونی در اين نظر سنجی مطرح نبوده، اما نيما حسنی نسب در ماهنامه فيلم نوشتهاست مجموعه تلايشانزيونی دايی جان ناپلئون با قدرت خودش را به نظرخواهی تحميل کرده وهم در بين بيست نفر اول نماينده دارد و هم رکورددار تعداد شخصيت هست.

مجموعه های
تلايشانزيونی بعدی عبارتند از: هزاردستان، قصه های مجيد، کوچک جنگلی و روزی روزگاری
.


دختر علی پروین بازیگر جدید فیلم مسعود کیمیایی
سه شخصيت از سينمای مستند نيز در انتخاب های منتقدان ديده می شود: آسيدعلی ميرزا درفيلم پ مثل پليکان ساخته پرايشانز کيمياوی، ريزعلی از فيلم اون شب که بارون آمد ساختهکامران شيردل و حسين سبزيان در فيلم کلوزآپ به کارگردانی عباس کيارستمی
.


گفتگو با پوران درخشنده ... کارگردان فیلم "هیس"
نکته جذاب
ديگر نتايج اين نظر سنجی حضور پنج اقتباس ادبی در 31 انتخاب اول هست: مش حسن ازکتاب عزاداران بيل نوشته غلامحسين ساعدی، ناخدا خورشيد برمبنای اثر داشتن و نداشتناز ارنست همينگوی، ميم از داستان درخت گلابی نوشته گلی ترقی، مش قاسم در مجموعهدايی جان ناپلئون از کتابی به همين نام نوشته ايرج پزشکزاد و سارا بر مبناینمايشنامه خانه عروسک نوشته هنريک ايبسن.
بر پايه نظرسنجی انجام شده توسط ماهنامه
فيلم جوان ترين شخصيت های برگزيده اميرو در فيلم دونده، باشو در باشو غريبه کوچک وميم در درخت گلابی و مسن ترين شخصيت مادر در فيلم مادر ساخته علی حاتمی هست.

3:

انتخاب شخصيت های ماندگار سينمای ايران
بی تا يک فيلم کوچک جمع و جور
بي تا هم از اون فيلمهايی هست که پيش از اونکه تصايشانری از اون به ذهن بيايد، موسيقی اش خود را برخاطره ی آدم تحميل می کند.

يک ساز بادی که مذبوحانه از لابلای مضرابی ها صدايش را به گوش می رساند و می گايشاند اول من بودم که صدای موجود و مسلط بودم.

مضرابی ها و زهی ها سپس من آمدند اما نتوانستند اين نغمه ی محزون را در رنگ آميزی فن آورانه و شاهوارشان گم نمايند.

آدم فکر می کند که هژير داريوش اين موسيقی را از کجا پيدا کرد يا چطور به شيدا قراچه داغی سفارش داد؟ سفارش داد يا موسيقی از پيش حاضر بود؟ اگر بود، چطور اينطور انگ فيام از کار درآمد؟ يک فيلم کوچک جمع و جور.

بی ادعا.

خود هژير هم چيزی درباره ی اين فيلم نفرموده هست که بوی ادعا بدهد.

چه پيش از ساختنش، چه موقع ساخت و چه سپس اون.

و اصولا بيشتر درباره اش سکوت کرد.



کسی هم زياد چيزی درباره اش ننوشت.

نمی دانم چرا.

ولی خُِب...

می شود حدس زد.

فرمودن ندارد.

بعدها هم چندباری روی نوار و دی وی دی تماشايش کرده ایم.

هر بار هم فرموده ام کاش نقش آقای انتظامی را بهتر نوشته بودند.

نايشانسنده اش البته به نظرمن بهترين داستان نايشانس ايران هست.

خانم گلی ترقی.

درخت گلابی آقای مهرجايشانی هم بر پايه نوشته ای از ايشان نوشته و ساخته شده.

بگذريم.

غير از جمله ی مشهور الو، بنده مشدعله سُفور، اين جمله ی شخصيت اصلی فيلم هم دريادم مانده که می فرمود: من دلم می خواست...

يکی، دوتا، سه تا، هزار تا بودم.
نمی شود در مورد بيتا فکر کرد و به ياد مستندهای داريوش و شخص خود او و پايان تلخ و غم انگيز کار و بار و روزگارش نيقتاد.

هرچند که شايد آدم دلش نيايد درباره ی همه ی اين موارد حرف بزند.

خدا خودش همه ی زنده ها را ببخشد، همه ی مرده ها را بيامرزد.

همه ی گمشده ها را به خانه شان برساند.


منبع


4:

عزت الله انتظامي بازيگري با معجزه‌ هاي بسيار
انتخاب شخصيت های ماندگار سينمای ايران

هنوز هم وقتي جلايشان دوربين مي‌رود اضطراب وجودش را فرا مي‌گيرد.

هنوز هم وقتي در فيلمي بازي مي‌كند، نگران داوري امت هست و هنوز هم بازيگري برايش جدي هست.

اين‌ها را خود عزت‌الله انتظامي مي‌گايشاند كه حالا در 80 سالگي‌اش هنوز هر بار كه فيلمي را بازي مي‌كند، امت انتظار معجزه‌اي ديگر را دارند، زيرا از او معجزه بسيار ديده‌اند.

انتظامي در فيلم‌هاي زيادي بازي كرده هست، از فيلم‌هاي خوب خوب گرفته تا فيلم‌هاي متوسط.

از فيلم‌هايي با كارگردانان صاحب‌نام و برجسته گرفته تا فيلم‌هايي با كارگردانان معمولي اما در همهء اين فيلم‌ها عزت‌الله انتظامي، عزت‌الله انتظامي بوده هست، با كوشش بسيار براي بازي ماندگار.

ستاره درخشان بازيگري ايران امسال در بيست و چهارمين جشنواره در فيلمي از فريدون جيراني رايشان پرده مي‌رود: ستاره مي‌شود، ستاره هست، ستاره بود، فيلمي سه قسمتي يا به قول جيراني سه جلدي دربارهء ستاره‌هاي سينما.

5:

عزت الله انتظامي بازيگري با معجزه‌ هاي بسيار

روايتي هست از سينماي ايران.

او اولين راايشان اين فيلم سه‌گانه هست.

فيلمي كه به فرمودهء جيراني با ايده‌هاي جوانانه انتظامي رنگ و بايشاني ديگر گرفته هست.

فيلمي كه تاريخ سينماي ايران را روايت مي‌كند.


فيلم اول به زندگي يك بازيگر قديمي و از كار افتاده تئاتر و سياهي لشكر سينما مي‌پردازد.

مردي كه به مانند چاپلين در فيلم لايم لايت به دليل فلج‌پا سال‌هاست خانه‌نشين شده هست.

حالا او با وساطت دختر جوانش، دختري كه آرزايشان ستاره شدن دارد مي‌خواهد نقش كوتاهي بازي كند.

اين بازيگر پير اين بار به عشق دخترش پا رايشان صحنه مي‌گذارد.

صحنه‌اي كه او را با واقعيتي تلخ روبه‌رو مي‌كند.

دختر جوانش حاضر به انجام هر كاري براي ستاره شدن هست.


بازيگر پير قصه ياد گذشته مي‌افتد و زني كه بسيار دوستش مي‌داشت اما زن به قصد بازي را در نقش اول او را رها مي‌كند.

بازيگر پير شكسته و درهم رفته توان بازي از دست مي‌دهد و او را بيرون مي‌كنند.

راستي انتظامي آيا در اون لحظه‌ها به چاپلين فكر مي‌كرده هست.

آيا 80 سالگي‌اش او را به بازي در اين نقش فراخوانده هست؟

اين فيلم در روز اول جشنواره رايشان پرده رفت.

انتظامي ايشانژگي‌هاي منحصر به فرد دارد كه او را از ديگر بازيگران سينماي ايران متمايز مي‌كند.

اين ايشانژگي‌ها هم ايشانژگي‌هاي هنري هست و هم ايشانژگي‌هاي اخلاقي.

احساس و عاطفه انساني در او موج مي‌زند.

در كارهاي خير او هميشه از پيشقدم‌هاست.

به اونچه معرفت مي‌گايشانند بسيار پايبند هست و هنوز هم هرگاه از دوستش علي حاتمي مي‌گايشاند، اشك در چشمانش حلقه مي‌زند.

انتظامي از معدود هنرمنداني هست كه در دل و جان ايرانيان خانه دارد، اما اين خانه را آسان به دست نياورده هست.

اين تنها به بهاي هنر انساني به دست نيامده هست بلكه ایجاد و خايشان نيكو و پايبندي به اخلاق نيز در اين ماجرا دخيل هست.
عزت‌الله انتظامي تنها يك بازيگر نيست; بلكه مرد خانواده هست، همسر هست، پدر هست و پدر هنرمند برجسته‌اي چون مجيد انتظامي هست.
هنرپيشه‌هاي برجستهء سينماي ايران هر كدام مقلداني دارند.

برخي بازيگران جوان‌تر هر كدام مي‌خواهند جاي ديگري را بگيرند، اما انتظامي بازيگري بدون جايگزين هست.

نوع بازي متين و هنرمندانه‌اش تقليدبردار نيست.

بايد انتظامي باشي تا چنين بازي كني! اما او راه درازي آمده تا بدين‌جا رسيده هست; از كوچه پس‌كوچه‌هاي جنوب تهران، بلنداي آسمان سينماي ايران راه درازي بايد باشد! او كارش را با تئاتر شروع كرد; با پيش پرده‌خواني كه اون روزها در تئاترها مرسوم بود و بعد با گروه نوشين نقش‌هاي مهم‌تري را در تئاتر ايفا كرد و امروز عضو هيات مديرهء خانهء تئاتر ايران هست.

اما از سال 1348 با بازي در نقش مشدي حسن در فيلم به ياد ماندني گاو به عنوان بازيگري صاحب‌سبك و آينده‌دار در سينماي ايران مطرح شد و از اون روز تاكنون نقش‌هاي بسيار بازي كرده هست در فيلم‌هاي بسيار.

انتظامي با كارگردانان بسياري همكاري كرده هست; اما حضورش در فيلم‌هاي داريوش مهرجايشاني و فيلم‌ها و مجموعه‌هاي علي حاتمي حضوري متفاوت هست.

او همينطور سال گذشته در حكم مسعود كيميايي و يك سال پيش‌تر در فيلم گاوخوني نيز بازي‌هايي متفاوت ارايه داد.

سپس انقلاب فيلم‌هايي چون اجاره‌نشين‌ها، شير سنگي، شيرك، جعفرخان از فرنگ برگشته، هامون، كشتي اونجليكا، ناصرالدين شاه آكتور سينما، روز فرشته، روز واقعه، روسري آبي، بانو، خانه‌اي رايشان آب و...

از او اعتبار گرفتند.

انتظامي در نزديك به چهار دهه بازيگري جوايز ريز و درشت بسياري از ايران و جشنواره‌هاي خارجي دريافت كرده هست; اما نه خودش و نه ديگران جايزه‌هاي او را به ياد نمي‌آورند; زيرا او و بازي او همواره مهمتر از داوري ديگران بوده هست.



منبع

6:

الان جنبه اطلاع رساني داره يا بايد يه بحث رو شروع كنم ؟

اگر بحث بايد شروع بشود به نظر من در باب يكي از شخصيت ها فرمودگو كنيم

7:

هدف اصلی بحث در باب شخصیت هاست
از هستاد انتظامی شروع میکنم

8:

انتخاب شخصيت های ماندگار سينمای ايران
من مش حسن نیستم من گاو مش حسنم ..........
این جملات در اوج درماندگی مش حسن سپس اطلاع از مرگ گاو فرموده می شود

9:

انتخاب شخصيت های ماندگار سينمای ايران

به فرموده هستاد یکی از سخت ترین نقشهای که بازی کرده همین نقش مش حسن فیلم گاو بوده .


10:

تست

11:

من هم بعد ار بهروز وثوقی که تنوع نقش و بازیش مثال زدنیه هستاد انتظامی رو قبول دارم .
مطمعن هستم دیگه سینمای ایران چنین شخصیتهایی رو نخواهد داشت.


12:

آدمین عزیز اینی که فرمودی یعنی چه ؟

13:

علی جان ممنون.


چه تاپیک جالبی.

خداییش بهروز وثوق یکی از برجسته ترین شخصیت های سینماییه

14:

ممنونم روشنک خانم
ولی فعلا برنامه در مورد هنر هستاد انتظامی فرمودگو کنیم ......که متاسفانه دوستان هستقبال زیاد نمی نمايند

15:


عزت اله انتظامی




تاريخ و محل تولد
سی و يکم خرداد ماه سال 1303
شهرستان تهران


زندگينامه
عزت الله انتظامي متولد 1303 تهران، فارغ التحصيل از مدرسه شبانه تئاتر و سينماي هانوفر آلمان، دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه شهرستان تهران و دكتراي افتخاري از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مي باشد.

ايشان فعاليت هنري را با پيش پرده خواني در تماشاخانه كشور آغاز كرد.

بازي در فيلم «واريته بهاري» به كارگرداني پرايشانز خطيبي اولينتجربه سينمايي اوست.

انتظامي ملقب به «آقاي بازيگر» سينماي ايران مي باشد كه بارها برنده جوايز جشنواره هاي داخلي و خارجي گرديده هست.

از ديگر فعاليت هاي او ميتوان به بازي در تئاتر، مجموعه هاي تلايشانزيوني از جمله «هزاردستان» به كارگرداني علي حاتمي، تدريس در دانشگاه هاي مختلف و داوري در جشنواره هاي مختلف اشاره كرد.

عزت الله انتظامي پدر مجيد انتظامي (آهنگساز) مي باشد.




16:

بيوگرافي و توضيحات:
بخشي از فيلمشناسي
نام: عزت الله انتظامي
تاريخ تولد: 1304
پدر مجيد انتظامي (آهنگساز)
...............................................
بازيگري را از تئاتر آغاز كرد.
نمايش فيلم گاو نوشته غلامحسين ساعدي با بازي او و علي نصيريان و ديگر هنرمندان تازه كار اما بااستعداد اون وقت داريوش مهرجايشاني را وادار كرد تا از رايشان نمايشنامه گاو و با همان اكيپ گروه بازيگري، فيلم گاو را بسازد.

فيلم گاو ساخته شد و بازي عزت الله انتظامي شد يكي از بهترين نقش آفريني هاي تاريخ سينماي ايران.

انتظامي پس از انقلاب و بخصوص در دهه شصت در انواع و اقسام نقش ها به بهترين نحو ممكن ظاهر شد.

بازي او در فيلمهاي
حاجي واشنگتن، اجاره نشينها، گراند سينما، هامون، بانو، خانه خلوت، ناصرالدين شاه اكتور سينما، روز فرشته، روسري آبي و خانه اي رايشان آب اوج هنرنمايي او در كارنامه سينمايي اش هست.
عزت الله انتظامي در جشنواره بيست و يكم فيلم فجر با فيلم ديوانه اي از قفس پريد (احمدرضا معتمدي) حضور داشت.
او در گاوخوني دومين همكاري اش با بهروز افخمي را تجربه كرد و جايي براي زندگي چهارمين تجربه اش با محمدرضا بزرگ نيا بود.
او براي اولين بار با مسعود كيميايي يكي از كارگردانان صاحب سبك سينماي ايران و در سن 79 سالگي در فيلم « حكم » همكاري كرد.

شايد نقش « رضا » در فيلم حكم يك دن كورلئونه باشد.

فيلمي كه شايد حال و هواي پدرخوانده را برايمان زنده كند.

گاو (داريوش مهرجايشاني، 1348)
آقاي هالو (داريوش مهرجايشاني، 1349)
بيتا (هژير داريوش، 1351)
صادق كرده (ناصر تقوايي، 1351)
پستچي (داريوش مهرجايشاني، 1351)
ملكوت (پرايشانز كيمياايشان، 1355)
شير خفته (1355)
دايره مينا (داريوش مهرجايشاني، 1357)
مدرسه اي كه مي رفتيم (داريوش مهرجايشاني، 1359)
حاجي واشنگتن (علي حاتمي، 1360)
كمال الملك (علي حاتمي، 1362)
خانه عنكبوت (عليرضا داودنژاد، 1362)
اجاره نشينها (داريوش مهرجايشاني، 1365)
شير سنگي (مسعود جعفري جوزاني، 1365)
شيرك (داريوش مهرجايشاني، 1366)
گراند سينما (حسن هدايت، 1367)
كشتي اونجليكا (محمدرضا بزرگ نيا، 1367)
در مسير تندباد (مسعود جعفري جوزاني، 1367)
هامون (داريوش مهرجايشاني، 1368)
بانو (داريوش مهرجايشاني، 1370)
خانه خلوت (داريوش مهرجايشاني، 1370)
ناصرالدين شاه اكتور سينما (محسن مخملباف، 1370)
روز فرشته (بهروز افخمي، 1372)
جنگ نفت كشها (محمدرضا بزرگ نيا، 1372)
روسري آبي (رخشان بني اعتماد، 1373)
روز واقعه (شهرام اسدي، 1373)
باد و شقايق (سيدضياءالدين دري، 1377)
كميته مجازات (علي حاتمي، 1377)
محاكمه (مجموعه، حسن هدايت، 1378)
ميكس (داريوش مهرجايشاني، 1378)
طهران روزگار نو (علي حاتمي، 1378)
سايه روشن (حسن هدايت، 1380)
خانه اي رايشان آب (بهمن فرمان آرا، 1380)
ديوانه اي از قفس پريد (احمدرضا معتمدي، 1381)
گاوخوني (بهروز افخمي، 1381)
جايي براي زندگي (محمدرضا بزرگ نيا، 1382)
حكم (مسعود كيميايي، 1383)
ستاره ها (فريدون جيراني، 1384)

17:

یادداشت عزت الله انتظامی پيرامون اظهاراتش درباره داریوش مهرجویی در «جشن دنیای تصویر»/موضوع شوخی را درست انتخاب نكرده بودم /شوخي با مهرجايشاني در شبي كه شب او بود، چيزي از بزرگي او كم نمي‌كند/بازي در فيلم‌هاي مهرجايشاني و هم‌نشيني با او باعث افتخارم هست

سینمای ما - عزت الله انتظامی در یادداشتی توضیحاتی درباره اظهاراتش در جشن دنیای تصویر درباره داریوش مهرجویی داده هست، در این یادداشت می خوانیم: من نُه فيلم براي داريوش مهرجايشاني بازي كرده‌ام: گاو، آقاي هالو، پستچي، هامون، اجاره نشين‌ها، شيرك، دايره مينا، مدرسه اي كه مي رفتيم و بانو.

هر نُه فيلم از نقطه‌هاي اوج كارنامه من و جزو گنجينه فرهنگي سينماي ايران هستند.

اصلاً هايشانت سينمايي من، و اون‌چه كه منتقدان پرسوناي يك بازيگر مي‌خوانند، با همين فيلم‌ها شكل گرفت؛ به‌خصوص كه سه فيلم اول، اولينآثار كارنامه سينمايي من بودند.

خود فيلم‌ها هم جزو كلاسيك‌هاي تاريخ سينماي ايران هستند كه توانايي‌هاي مهرجايشاني باعث ماندگاري اونها شده و هرچه وقت مي‌گذرد، ارزش‌هاي‌شان بيش‌تر آشكار مي‌شود.

براي من، كه بيش‌ترين تحسين‌ها بابت همين فيلم‌ها در طول دوران فعاليتم نثارم شده، بازي در فيلم‌هاي مهرجايشاني و همكاري و هم‌نشيني با او باعث افتخارم هست.

در جشن سينمايي «دنياي تصايشانر» كه براي اهداي جايزه‌اي به پاس يك عمر فعاليت‌هاي سينمايي مهرجايشاني دعوت شده بودم، بنا به طبيعت و روال اين‌گونه گردهمايي‌ها، قصد داشتم به طنز، خاطره‌اي از همكاريهايم با مهرجايشاني را «بازي» كنم، اما شايد موضوع را درست انتخاب نكرده بودم.

اون شب، شب تجليل از كارنامه داريوش مهرجايشاني بود و شايسته‌تر اون بود كه من فقط و فقط از همان چيزهايي ياد مي‌كردم كه مهرجايشاني را به بزرگي رسانده و من هم در اين ميانه سهم خود را گرفته‌ام و شده‌ام انتظامي امروز و اين سال‌ها.

بايد مي‌فرمودم كه اگر اين نه فيلم از كارنامه من حذف مي‌شد، نيم بيش‌تر وزن و ارزش اون از دست مي‌رفت.

موضوع اختلاف‌هاي مالي من و مهرجايشاني، موضوعي خصوصي بين من و اوست كه بايد همچنان خصوصي باقي مي‌ماند.

من به اشتباه با طرح اون موضوع، ولو به طنز، حساسيتي ايجاد كردم كه باعث رنجش او و پشيماني و دريغ خودم شد.

حالا فكر مي‌كنم طرح چنين مسائلي، حتي با بهترين اجراهاي طنزآميز هم مي‌تواند در مخاطبان ايجاد سوءتفاهم كند.

طبيعي هست كه بايد از اين بابت پوزش بخواهم.

شكي نيست كه مهرجايشاني يكي از بزرگ‌ترين سينماگران همه تاريخ سينماي ايران هست و اون حرف‌ها و بازي طنزآميز من در رايشان صحنه اون شب، ولو براي شوخي با مهرجايشاني در شبي كه شب او بود، چيزي از بزرگي او كم نمي‌كند، اما اين عذرخواهي بهانه‌اي شد براي تأكيد هرچه بيش‌تر بر اهميت فيلمسازي كه يكي از شمايل‌هاي انكارناپذير هايشانت فرهنگي سينماي ايران در سراسر جهان هست.


18:

از روشنک عزیز بابت اطلاعات مفیدی که دادن تشکر میکنم

19:

كلاس درس هستاد مشايخي؛خاك شو پيش ازاونكه خاك شايشان
انتخاب شخصيت های ماندگار سينمای ايرانجامعه هنري ايران‌زمين همواره وامدار بزرگاني هست كه با هنر خود آثاري جاايشاند را ایجاد و ابداع كردند.

كساني كه هنر، همان وديعه ‌بي بديل حضرت خداوندي را با سرانگشت مهر خايشانش آفريدند تا اين فسرده زمين تاريك را كه نه جاي خليفةا...

هست بسان اون پهندشت بكر و پاك و زيبا نمايند و هنر در تمام ابعاد و مراحل و انواعش دغدغه اين انسان هست.

انساني كه غم دوري از اصالت اصيل خود را و سنگيني بار امانت را گاه با دستانش بر سازي مي‌نوازد و برتر از وقت و مكان، سرشار از نشئه‌اي سكرآور به ياد دوست‌ترين دوستش كه همانا حضرت باري هست مي‌افتد.

اينجاست كه در مي‌يابد اين دوست كه او دور مي‌پنداشتش با اعجاز هنر به راستي ?حبل من وريد? هست و گاه درد را در صدايي كه باز هديه‌اي هست گرانبها مي‌ريزد و فرياد فرقت‌ يار سر مي‌دهد و عشق را بالاتر از زندان جسم، تن و زمين خاكي به شرح و بيان مي‌نشيند.

هنگامه‌اي ديگر انسان دردآشنا خود را در نقش‌ها و نقاب‌ها عرضه مي‌كند، مخاطب را به همذات‌پنداري وا مي‌دارد و در گونه‌هاي مختلف عرضه هنر مي‌نمايد، هنري كه در تئاتر و سينما مي‌بينيم، اگرچه گاه ورود نابه‌هنگام عده‌اي كه مارك هنرمندي را به قامت ناساز بي اندامشان‌مي‌نشانند و اون‌چه كه برايشان داراي اهميت نيست همان مقوله زيبا و اهورايي هنر هست، اما نبايد فراموش كرد كه همواره دست يازيدن به گل بدون وجود خار ميسر نيست.

اگر امروزه از هر دري هنرمندي معرفي مي‌شود و تنها نام پرطمطراق و البته پرمسئوليت هنرمندي را به يدك مي‌كشند نبايد فراموش كرد كه:

دود اگر بالا نشيند كسر شان شعله نيست

جاي چشم، ابرو نگيرد گرچه او بالاتر هست

انتخاب شخصيت های ماندگار سينمای ايرانكيست نتواند كه در اين غبار تشريف بالاي هنر را كه برازنده هنرمندان هست تشخيص دهد؟ آيا در اين ميان نمي‌توان مردي مانند هستاد جمشيد مشايخي را شناخت؟ مگر ممكن هست كه در جامعه‌اي با تمدن پرشكوه و امتاني كه تاريخ قطوري در هنرمندي و هنردوستي دارند نتوان آثار سره و ناسره را از هم تمييز داد؟ مگر مي‌توان چهره و نام بزرگ هستاد مشايخي را از ذهن امت هنرپرور و تاريخ هنر اين مرز و بوم پاك كرد؟!ساليان سال هست كه نام او و چهره‌اش با مقوله هنر ما پيوندي ناگسستني دارد.

او جزئي جدانشدني از اين تاريخچه هست.

مگر مي‌شود از يادمان برود كسي را كه آدم‌هايي را با هنرش آفريد، جان بخشيد، به جايشان نفس كشيد، درد كشيد و تمام اين حس‌ها را به ما منتقل كرد فراموش كنيم؟! نه حافظه ما هنوز اونقدر دچار نسيان نشده كه قدرناشناس زحماتش باشيم.

اگرچه از شدت هستفاده، اين جمله جايگاه شايسته‌اش را از دست داده اما به معناي واقعي او خاك صحنه خورده هست، بر تار و پود وجودش عشق خانه كرده كه هنر، قدم به هرجا نهد عشق مي‌افشاند و او رسم عاشقي را در مكتب هنر به خوبي آموخته، هنر جانش را سرشار از محبت كرده و از لطافت وصف‌ناشدني و از تواضعي كه با غرور و خودبزرگ‌بيني نسبت بي‌نسبتي دارد و اينها اعجاز هنر هست.

اهل ادب هست و ذوق نسبت به هراونچه كه در تاريخ اين سرزمين كهن جايگاهي پرافتخار دارد.

بر تعلقات سست‌كننده و غرورآور يكسره تكبيرزده، چون در كلاس حافظ نيك دريافته كه:

زير بارند درختان كه تعلق دارند

اي خوشا سرو كه از بار غم آزاد آمد

استاد جمشيد مشايخي گنجينه‌اي هست گرانبها، هنرمندي دوست‌داشتني و نامي و چهره‌اي ماندگار بر تارك ايران‌زمين.


انتخاب شخصيت های ماندگار سينمای ايرانوقتي‌كه در بستر احتضار بود امت هنردوست بيماريش و عدم حضورش را بر نمي‌تافتند چون او را همواره ايستا و قايشان و پرتلاش در عرصه هنر ديده بودند.

پس از حصول بهبودي و ترخيص از بيمارستان گرچه هستاد هنوز نياز به هستراحت داشت اما براي ملاقات و گپ و فرمودي بنا برخواست بي‌شمار دوستدارانش در منزلش ايشان را عيادت كرديم و اون‌چه كه در پي اين مقال آمده ماحصل همين نشست صميمانه هست نشستي كه بيشتر به كلاس درس مي‌مانست و ما براي تعليم و فراگرفتن بر كلاس درس هستاد زانايشان تعليم نهاديم و او مهربانانه چنان‌چه برازنده چون اايشاني هست برايمان اين‌چنين فرمود:

استاد در دوران كسالت شما همه امت نگران بودند و براي سلامتي شما دعا مي‌كردند، چگونه به عمق دل‌ها نفوذ كرديد؟

استاد مشايخي: اين نظر لطف شما و امت عزيز ماست اما معتقدم نمي‌شود آدم پنجاه‌سال دروغ بگايشاند و دستش رو نشود، من معتقد به راستگايشاني هستم، چون خدا ناظر بر رفتار و اعمال ماست و مسلما دروغگو را رسوا خواهد كرد بدون هيچ بحثي.

اما چيزي كه بسيار اهميت دارد تاثير دعا بر زندگي آدمي هست به تاييد پزشك معالج دكتر زندي چه عمل مي‌شدم و چه عمل نمي‌شدم مرگ در كمين بود و فاصله‌اي با من نداشت ولي با توكل به خدا ايشان مرا عمل كرد و من معتقدم اين دعاي امت بود چرا كه:

چرا تو اي شكسته ‌دل خدا خدا نمي‌كني

خداي چاره‌ساز را چرا صدا نمي‌كني

به هر لب دعاي تو فرشته بوسه مي‌زند

براي دواي درد بي‌دوا چرا دعا نمي‌كني

دعا به قدري اثربخش و مهم هست كه نه تنها ما مسلمان‌ها، بلكه پيروان اديان ديگر هم به دعا معتقدند و اين افتخاري هست براي من كه معلمينم دعايم كردند.

اما اين رفتار دوطرفه هست، اين دعاها مطمئنا عكس‌العمل و مرهون رفتار و اخلاق فروتنانه و بزرگ‌منشانه شماست؟

انتخاب شخصيت های ماندگار سينمای ايراناستاد مشايخي: اين لطف شماست.

انسان از بدو تولد به‌قول هستاد الهي‌قمشه‌اي عشق و ايمان را با خود داشته و طبعا به اون‌چه كه خدايي هست تمايل داشته و لذت مي‌برد و اما بعد چه اتفاقي مي‌افتد كه در زمين خاكي كه تعلقات مادي پيدا مي‌كنيم به تربيت ما برمي‌گردد.

چند روز پيش كه هستاد الهي‌قمشه‌اي براي عيادت از من ميهمان خانه ما شده بود سوال مرا كه چرا اساتيد بزرگي چون حافظ و مولانا عقل را در مقابل عشق ناتوان مي‌دانند در حالي‌كه خود عاقل ترينند؟ اين‌گونه جواب داد: عقلي كه موردنظر اين بزرگان هست با عقل خدادادي فرق مي‌كند به قول حضرت مولانا:

عقل جزايشان عقل را بد نام كرد

كام دنيا مرد را بيكام كرد

اون عقل خدادادي و كامل، درست هست و بي‌عيب اما عقل جزئي كه راه و رسم زندگي مادي و دروغگايشاني را به ما مي‌آموزد تا ما را صاحب موقعيت‌ و مقام كند همان عقلي هست كه توسط بزرگان رد شده و در مقابل عشق كم مي‌آورد.

حافظ در اين خصوص مي‌فرمايد:

قياس كردم و تدبير عقل در ره عشق

چو شبنمي هست كه بر بحر مي‌كشد رقمي

براي آلوده نشدن به دنيا و كم‌كردن تعلقات مادي و تربيت كردن خود نيازمند اساتيدي چون هستاد الهي قمشه‌اي ، شفيعي‌كدكني ندوشن، هستاد باستاني پاليزي هستيم و من هميشه عاشق آموختن از مكتبشان بوده و هستم، اينان گوهرهايي هستند كه اميدوارم عمر طولاني داشته باشند.

پس بايد براي رفتار درست علاوه بر ذات و عنايات پروردگار كه از ابتداي تولد در وجود ما به وديعه نهاده شده، خود را تربيت كنيم.

من هم شاگرد تنبلي هستم كه در كلاس درس اساتيد كسب علم و اخلاق مي‌كنم.


هستاد حرف‌هاي خود را اينگونه دنبال مي كند:

انتخاب شخصيت های ماندگار سينمای ايراناستاد مشايخي: هميشه حسرت مي‌خورم اي كاش در سن جواني بودم و مي‌توانستم افتخار نوكري اساتيدي چون قمشه‌اي، ندوشن، پاليزي، شفيعي كدكني و...

را داشته باشم تا تنها با شنيدن يك جمله از دهانشان صد نكته بياموزم.

نوكري و شاگردي اين بزرگان براي جمشيد مشايخي افتخار هست...


ما هر لحظه نيازمند اونهاييم.

اي كاش ساعت پخش سخنراني‌هاي هستاد قمشه‌اي تغيير مي‌كرد تا همه مي‌توانستند از ايشان هستفاده كنند.


و هستاد ادامه مي‌دهد:

دين يعني چه؟! يعني من متجاوز نباشم، انسان بوده و خدا را بجايشانم، آدم خداجو متجاوز نيست و براي حقوق ديگران احترام قائل مي‌شود و در حد توان به ديگري كمك مي‌كند.

خواه اين كمك مالي باشد، خواه معنايشان ولي اين كمك‌ها برده‌سازي نمي‌كند و هيچ‌كس در اين جهان نوكر ديگري نيست، هرچه ثروتمندتر باشي نيازمندتر خواهي بود.

نياز به كساني كه از اموالت مراقبت كنند.

من هم شاگردي كردم تا امروز البته شاگرد تنبل هم بودم.

امروز براي من افتخاري هست كه هستاد الهي قمشه‌اي قدم مي‌گذارد رايشان چشم جمشيد مشايخي تا از جمشيد عيادت كند و بنده در اون وضعيت بيماري سوالي مي‌كنم و ايشان با جوابش مرا زنده مي‌كند، اين براي من بزرگترين ثروت هست.


امروز وظيفه سنگين‌تري به عهده شماست، اين كه اين آموخته‌ها را به نسل بعد منتقل كنيد.


استاد مشايخي: من هميشه شاگرد هستم.

يك روزي (وقت كودكي‌ام) بازي‌ها الك‌دولك بود اما امروز بچه‌ها با رايانه بازي مي‌كنند خب مسلم هست كه از ما جلوترند.

امروز به بچه‌اي كه از من جلوتر هست چه بگايشانم، فقط راجع به اخلاق حرف مي‌زنم، اون هم فقط روايت و نقل قول از بزرگاني مثل مولانا كه فرموده هست:

در بهاران كي شود سرسبز سنگ

خاك شو تا گل برايشاند رنگ‌رنگ

سال‌ها تو سنگ بودي دلخراش

آزمون كن، يك وقتي خاك باش

و يا سعدي مي‌فرمايند: خاك شو پيش از اين‌كه خاك شايشان

انتخاب شخصيت های ماندگار سينمای ايرانو از همه بالاتر مولاعلي مي‌فرمايد: بميريد قبل از مردن، يعني صفات اهريمني و شيطاني را خاك كنيد و به جاي اون صفات عالي و خدايي را مثل گياه آبياري كرده و پرورش دهيد، با هيچ شدن بايد اين صفات را پرورش داد كه بدانيم در اين جهان هستي هيچيم.

جوانان ما بايد به اون‌چه كه بزرگان ادب اين سرزمين فرمودند توجه كنند، به اون‌چه كه فردوسي و حضرت مولانا و حافظ اشاره دارند، اين اشعارآموزنده عرفان در زندگي هست.

من امروز در سن 74 سالگي مي‌بينم كه چقدر تشنه اين آثار هستم، اگر درجواني اشتباه كردم و اون‌گونه كه بايد دنبالش نرفته‌ام امروز به جوان‌ها مي‌گايشانم كه اشتباه مرا تكرار نكنند.

خيلي از اين كتب داراي جلد زيبا هستند و بعضي‌‌ها از اون براي دكور خانه‌شان هستفاده مي‌كنند، زيبايي اونها دروني هست و در فهم و دركش نهفته، اگر پدر و مادرتان به عنوان دكور خريدند شما اونها را در حد يك دكور نگه‌داري نكنيد.

من كسي نيستم كه نصيحت كنم فقط حرف و آموخته بزرگان را منتقل مي‌كنم، در مرحله دوم براي خاك خود و سرزمين مادري احترام قائل شايشانم مثل كوروش كبير كه مي‌گايشاند:

انتخاب شخصيت های ماندگار سينمای ايران?همان‌گونه كه بر اين خاك زنده زاده شدم روزي نيز تن خسته‌ام را در اين خاك ماندگار خواهم كشيد.

اينجا مزار واپسين من هست، سرزمين مادري.?

يك جمله به عنوان نصيحت در دفتر

خانواده سبز برايمان به يادگار بگذاريد:

استاد مشايخي:

در شكست جام دل هيچ احتياج سنگ نيست

اين شقايق را نگاهي سرد پرپر مي‌كند

و يا به قول داريوش: ?مي‌شود به دنيا نيامد اما نمي‌شود نمرد.? ياعلي

20:

بهروز وثوقی انجمن حمایت از سینماگران جوان دایر می کند

انتخاب شخصيت های ماندگار سينمای ايرانایرانیان مقیم تورنتو با برگزاری مراسمی که بیش از چهار ساعت به طول انجامید، با حضور بهروز وثوقی هنرمند بلند آوازه سینمای ایران از وی تجلیل کردند و در شبی به یاد ماندنی ضمن مرور فیلم ها و آثار وی به بازشکافی شخصیت هنری وثوقی از نگاه هنرمندان بزرگ ایرانی پرداختند.

در این مراسم بهروز وثوقی پس از سالیان دراز با هنرمندان و بازیگران همدوره خود دیدار کرد و اونها را در آغوش گرفت.

پیام های مختلفی را که از این سو و اون سوی دنیا برای وی ارسال شده بود و یا توسط برگزارنمايندگان جمع آوری شده بود شنید، قطعاتی از فیلم های خود را دید و در کنار ده ها نفر از طرفداران خود به قول خودش عاشقانه ترین شب زندگی خود را جشن گرفت.

بهروز وثوقی که آخرین سخنران مجلس بود، وقتی از صف حاضرین خارج شد و رو در روی جمعیت برنامه گرفت، سر تعظیم فرود آورد و فرمود: حیف نبود که این شب عاشقانه را من نبینم و بروم؟

وثوقی این مراسم را عاشقانه ترین شب زندگی خود نامید و فرمود: بیایید به اتفاق بزرگداشت هنر را جشن بگیریم، از اون روی که مقدم های باشد برای پیدایش افقی روشن و لگرم نماينده برای جوانان و همه کسانی که در جهت ارائه هستعداهای خود تلاش پیگیر دارند اما از سکو و پایگاهی که هستعداهای خود را بروز دهند، بی بهرهاند.

کانونی که حمایتشان کند و یاوری که در سختی راه همراهشان باشد.

برای جوانانی که در دوره افتاده ترین نقاط ایران و حتی اورپا و امریکا در جستجوی یاری اند تا هنرشان را ارائه دهند.

وی با اشاره به این که قصد دارد تا به زوردی یک انجمن خیریه برای حمایت از هستعدادهای جوان هنری در زمینه سینما و تئاتر راه اندازی کند فرمود: برای این کار به کمک همه هنر دوستان ایرانی نیاز دارم تا به این ترتیب بتوانیم پایگاهی را برای بروز و رشد هستعدادهای ایرانیان جوان در نقاط مختلف دنیا ایجاد کنیم.
بهروز وثوقی در جواب به سوال یکی از ایرانیان در مورد برنامه های آینده وی برای بازیگری در سینمای امریکا فرمود: گرچه در سینمای امریکا کم کم دارند از خارجی ها هستفاده نمايند اما بیشتر می خواهند از ایرانی ها به عوان تروریست هستفاده نمايند و من نمی خواهم در فیلم هایی بازی کند که ایرانیان را تروریست نشان دهد.

وی فرمود: اگر هم نقشی بازی کنم نمی خواهم پایین تر از نقش های قبلی ام باشد.

در پایان سخنان وثوقی ایرانیان حاضر در مراسم برای خرید کتاب زندگینامه و خاطرات بهروز وثوقی در صفی طویل ایستادند و یکی یکی از او امضا گرفتند.

در جمع مهیمانان حاضر در این مراسم، مینو شفیع، بازیگر لیلای صمد هم به سخنرانی پرداخت.

او که هم اکنون مقیم تورنتو هست فرمود که به محض خبر دارشدن از این مراسم دست به کار شده و تابلوی چهره وثوقی را قلم زده و نقاشی کرده هست.

منبع


21:

از بازيگران به نظر من اينا ماندگار ترند
بهروز وثوقي
محمد علي فردين
گوگوش

پرايشانز پرستايشاني
هديه تهراني

22:

خسرو شکیبایی
تاریخ تولد: 1323

با بازی در نقش کوتاهی در فیلم خط قرمز (مسعود کیمیایی، 1361) به سینما آمد.

و تا سال 1368 در نقشهایی ظاهر شد.

از جمله در فیلمهای دزد و نویسنده، ترن و رابطه خوب ظاهر شد.

اما از بازی در فیلم هامون (داریوش مهرجویی، 1368) بود که نام خسرو شکیبایی سر زبانها افتاد.

او برای بازی بسیار زیبایش در همین فیلم از هشتمین جشنواره فیلم فجر، سیمرغ بلورین دریافت کرد و تحسین منتقدان و امت را برانگیخت.

خسرو شکیبایی از سال 1368 به بعد، دیگر نتوانست از جلد حمید هامون بیرون بیاید و حمید هامون را در انواع و اقسام لباسها و تیپهای مختلف تکرار کرد.

اما توانایی هایش انکارناپذیرش را در چند فیلم به معرض نمایش گذاشت: بازی تاثیرگذار او در دو فضای کاملا متفاوت در فیلم
کیمیا (احمدرضا درویش، 1373) و بازی متفاوت او در فیلم کاغذ بی خط (ناصر تقوایی، 1380).
خسرو شکیبایی در تلویزیون هم موفق بود.

از همان وقت که در نقش مدرس بازی کرد و اون مونولوگ طولانی معروفش را اجرا کرد تا بازی در مجموعه تلویزیونی روزی روزگاری، خانه سبز، کاکتوس، تفنگ سر پر و این اواخر هم که مجموعه تلویزیونی در کنار هم را روی اونتن دارد.

23:

هر كدومشون دوره اي هستن الان كه انتظامي موندي تر

24:

تو این دوره فقط پرویز پرستویی

25:

به اضافه ی عمو خسرو شکیبایی و عمو رضا کیانیان...
قبل از انقلابیا هم فقط عمو بهروز....


26:

خوب من در تکمیل این پست خودم که خیلی وقت پیش زدم باید بگم کم کم باید به این دو نفر اسم پرویز پرستویی رو هم اضافه کرد.

27:


عزت اله انتظامی




تاريخ و محل تولد
سی و يکم خرداد ماه سال 1303
شهرستان تهران


زندگينامه
عزت الله انتظامي متولد 1303 تهران، فارغ التحصيل از مدرسه شبانه تئاتر و سينماي هانوفر آلمان، دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه شهرستان تهران و دكتراي افتخاري از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مي باشد.

ايشان فعاليت هنري را با پيش پرده خواني در تماشاخانه كشور آغاز كرد.

بازي در فيلم «واريته بهاري» به كارگرداني پرايشانز خطيبي اولينتجربه سينمايي اوست.

انتظامي ملقب به «آقاي بازيگر» سينماي ايران مي باشد كه بارها برنده جوايز جشنواره هاي داخلي و خارجي گرديده هست.

از ديگر فعاليت هاي او ميتوان به بازي در تئاتر، مجموعه هاي تلايشانزيوني از جمله «هزاردستان» به كارگرداني علي حاتمي، تدريس در دانشگاه هاي مختلف و داوري در جشنواره هاي مختلف اشاره كرد.

عزت الله انتظامي پدر مجيد انتظامي (آهنگساز) مي باشد.




28:

بيوگرافي و توضيحات:
بخشي از فيلمشناسي
نام: عزت الله انتظامي
تاريخ تولد: 1304
پدر مجيد انتظامي (آهنگساز)
...............................................
بازيگري را از تئاتر آغاز كرد.
نمايش فيلم گاو نوشته غلامحسين ساعدي با بازي او و علي نصيريان و ديگر هنرمندان تازه كار اما بااستعداد اون وقت داريوش مهرجايشاني را وادار كرد تا از رايشان نمايشنامه گاو و با همان اكيپ گروه بازيگري، فيلم گاو را بسازد.

فيلم گاو ساخته شد و بازي عزت الله انتظامي شد يكي از بهترين نقش آفريني هاي تاريخ سينماي ايران.

انتظامي پس از انقلاب و بخصوص در دهه شصت در انواع و اقسام نقش ها به بهترين نحو ممكن ظاهر شد.

بازي او در فيلمهاي
حاجي واشنگتن، اجاره نشينها، گراند سينما، هامون، بانو، خانه خلوت، ناصرالدين شاه اكتور سينما، روز فرشته، روسري آبي و خانه اي رايشان آب اوج هنرنمايي او در كارنامه سينمايي اش هست.
عزت الله انتظامي در جشنواره بيست و يكم فيلم فجر با فيلم ديوانه اي از قفس پريد (احمدرضا معتمدي) حضور داشت.
او در گاوخوني دومين همكاري اش با بهروز افخمي را تجربه كرد و جايي براي زندگي چهارمين تجربه اش با محمدرضا بزرگ نيا بود.
او براي اولين بار با مسعود كيميايي يكي از كارگردانان صاحب سبك سينماي ايران و در سن 79 سالگي در فيلم « حكم » همكاري كرد.

شايد نقش « رضا » در فيلم حكم يك دن كورلئونه باشد.

فيلمي كه شايد حال و هواي پدرخوانده را برايمان زنده كند.

گاو (داريوش مهرجايشاني، 1348)
آقاي هالو (داريوش مهرجايشاني، 1349)
بيتا (هژير داريوش، 1351)
صادق كرده (ناصر تقوايي، 1351)
پستچي (داريوش مهرجايشاني، 1351)
ملكوت (پرايشانز كيمياايشان، 1355)
شير خفته (1355)
دايره مينا (داريوش مهرجايشاني، 1357)
مدرسه اي كه مي رفتيم (داريوش مهرجايشاني، 1359)
حاجي واشنگتن (علي حاتمي، 1360)
كمال الملك (علي حاتمي، 1362)
خانه عنكبوت (عليرضا داودنژاد، 1362)
اجاره نشينها (داريوش مهرجايشاني، 1365)
شير سنگي (مسعود جعفري جوزاني، 1365)
شيرك (داريوش مهرجايشاني، 1366)
گراند سينما (حسن هدايت، 1367)
كشتي اونجليكا (محمدرضا بزرگ نيا، 1367)
در مسير تندباد (مسعود جعفري جوزاني، 1367)
هامون (داريوش مهرجايشاني، 1368)
بانو (داريوش مهرجايشاني، 1370)
خانه خلوت (داريوش مهرجايشاني، 1370)
ناصرالدين شاه اكتور سينما (محسن مخملباف، 1370)
روز فرشته (بهروز افخمي، 1372)
جنگ نفت كشها (محمدرضا بزرگ نيا، 1372)
روسري آبي (رخشان بني اعتماد، 1373)
روز واقعه (شهرام اسدي، 1373)
باد و شقايق (سيدضياءالدين دري، 1377)
كميته مجازات (علي حاتمي، 1377)
محاكمه (مجموعه، حسن هدايت، 1378)
ميكس (داريوش مهرجايشاني، 1378)
طهران روزگار نو (علي حاتمي، 1378)
سايه روشن (حسن هدايت، 1380)
خانه اي رايشان آب (بهمن فرمان آرا، 1380)
ديوانه اي از قفس پريد (احمدرضا معتمدي، 1381)
گاوخوني (بهروز افخمي، 1381)
جايي براي زندگي (محمدرضا بزرگ نيا، 1382)
حكم (مسعود كيميايي، 1383)
ستاره ها (فريدون جيراني، 1384)

29:

یادداشت عزت الله انتظامی پيرامون اظهاراتش درباره داریوش مهرجویی در «جشن دنیای تصویر»/موضوع شوخی را درست انتخاب نكرده بودم /شوخي با مهرجايشاني در شبي كه شب او بود، چيزي از بزرگي او كم نمي‌كند/بازي در فيلم‌هاي مهرجايشاني و هم‌نشيني با او باعث افتخارم هست

سینمای ما - عزت الله انتظامی در یادداشتی توضیحاتی درباره اظهاراتش در جشن دنیای تصویر درباره داریوش مهرجویی داده هست، در این یادداشت می خوانیم: من نُه فيلم براي داريوش مهرجايشاني بازي كرده‌ام: گاو، آقاي هالو، پستچي، هامون، اجاره نشين‌ها، شيرك، دايره مينا، مدرسه اي كه مي رفتيم و بانو.

هر نُه فيلم از نقطه‌هاي اوج كارنامه من و جزو گنجينه فرهنگي سينماي ايران هستند.

اصلاً هايشانت سينمايي من، و اون‌چه كه منتقدان پرسوناي يك بازيگر مي‌خوانند، با همين فيلم‌ها شكل گرفت؛ به‌خصوص كه سه فيلم اول، اولينآثار كارنامه سينمايي من بودند.

خود فيلم‌ها هم جزو كلاسيك‌هاي تاريخ سينماي ايران هستند كه توانايي‌هاي مهرجايشاني باعث ماندگاري اونها شده و هرچه وقت مي‌گذرد، ارزش‌هاي‌شان بيش‌تر آشكار مي‌شود.

براي من، كه بيش‌ترين تحسين‌ها بابت همين فيلم‌ها در طول دوران فعاليتم نثارم شده، بازي در فيلم‌هاي مهرجايشاني و همكاري و هم‌نشيني با او باعث افتخارم هست.

در جشن سينمايي «دنياي تصايشانر» كه براي اهداي جايزه‌اي به پاس يك عمر فعاليت‌هاي سينمايي مهرجايشاني دعوت شده بودم، بنا به طبيعت و روال اين‌گونه گردهمايي‌ها، قصد داشتم به طنز، خاطره‌اي از همكاريهايم با مهرجايشاني را «بازي» كنم، اما شايد موضوع را درست انتخاب نكرده بودم.

اون شب، شب تجليل از كارنامه داريوش مهرجايشاني بود و شايسته‌تر اون بود كه من فقط و فقط از همان چيزهايي ياد مي‌كردم كه مهرجايشاني را به بزرگي رسانده و من هم در اين ميانه سهم خود را گرفته‌ام و شده‌ام انتظامي امروز و اين سال‌ها.

بايد مي‌فرمودم كه اگر اين نه فيلم از كارنامه من حذف مي‌شد، نيم بيش‌تر وزن و ارزش اون از دست مي‌رفت.

موضوع اختلاف‌هاي مالي من و مهرجايشاني، موضوعي خصوصي بين من و اوست كه بايد همچنان خصوصي باقي مي‌ماند.

من به اشتباه با طرح اون موضوع، ولو به طنز، حساسيتي ايجاد كردم كه باعث رنجش او و پشيماني و دريغ خودم شد.

حالا فكر مي‌كنم طرح چنين مسائلي، حتي با بهترين اجراهاي طنزآميز هم مي‌تواند در مخاطبان ايجاد سوءتفاهم كند.

طبيعي هست كه بايد از اين بابت پوزش بخواهم.

شكي نيست كه مهرجايشاني يكي از بزرگ‌ترين سينماگران همه تاريخ سينماي ايران هست و اون حرف‌ها و بازي طنزآميز من در رايشان صحنه اون شب، ولو براي شوخي با مهرجايشاني در شبي كه شب او بود، چيزي از بزرگي او كم نمي‌كند، اما اين عذرخواهي بهانه‌اي شد براي تأكيد هرچه بيش‌تر بر اهميت فيلمسازي كه يكي از شمايل‌هاي انكارناپذير هايشانت فرهنگي سينماي ايران در سراسر جهان هست.


30:

از روشنک عزیز بابت اطلاعات مفیدی که دادن تشکر میکنم

31:

كلاس درس هستاد مشايخي؛خاك شو پيش ازاونكه خاك شايشان
انتخاب شخصيت های ماندگار سينمای ايرانجامعه هنري ايران‌زمين همواره وامدار بزرگاني هست كه با هنر خود آثاري جاايشاند را ایجاد و ابداع كردند.

كساني كه هنر، همان وديعه ‌بي بديل حضرت خداوندي را با سرانگشت مهر خايشانش آفريدند تا اين فسرده زمين تاريك را كه نه جاي خليفةا...

هست بسان اون پهندشت بكر و پاك و زيبا نمايند و هنر در تمام ابعاد و مراحل و انواعش دغدغه اين انسان هست.

انساني كه غم دوري از اصالت اصيل خود را و سنگيني بار امانت را گاه با دستانش بر سازي مي‌نوازد و برتر از وقت و مكان، سرشار از نشئه‌اي سكرآور به ياد دوست‌ترين دوستش كه همانا حضرت باري هست مي‌افتد.

اينجاست كه در مي‌يابد اين دوست كه او دور مي‌پنداشتش با اعجاز هنر به راستي ?حبل من وريد? هست و گاه درد را در صدايي كه باز هديه‌اي هست گرانبها مي‌ريزد و فرياد فرقت‌ يار سر مي‌دهد و عشق را بالاتر از زندان جسم، تن و زمين خاكي به شرح و بيان مي‌نشيند.

هنگامه‌اي ديگر انسان دردآشنا خود را در نقش‌ها و نقاب‌ها عرضه مي‌كند، مخاطب را به همذات‌پنداري وا مي‌دارد و در گونه‌هاي مختلف عرضه هنر مي‌نمايد، هنري كه در تئاتر و سينما مي‌بينيم، اگرچه گاه ورود نابه‌هنگام عده‌اي كه مارك هنرمندي را به قامت ناساز بي اندامشان‌مي‌نشانند و اون‌چه كه برايشان داراي اهميت نيست همان مقوله زيبا و اهورايي هنر هست، اما نبايد فراموش كرد كه همواره دست يازيدن به گل بدون وجود خار ميسر نيست.

اگر امروزه از هر دري هنرمندي معرفي مي‌شود و تنها نام پرطمطراق و البته پرمسئوليت هنرمندي را به يدك مي‌كشند نبايد فراموش كرد كه:

دود اگر بالا نشيند كسر شان شعله نيست

جاي چشم، ابرو نگيرد گرچه او بالاتر هست

انتخاب شخصيت های ماندگار سينمای ايرانكيست نتواند كه در اين غبار تشريف بالاي هنر را كه برازنده هنرمندان هست تشخيص دهد؟ آيا در اين ميان نمي‌توان مردي مانند هستاد جمشيد مشايخي را شناخت؟ مگر ممكن هست كه در جامعه‌اي با تمدن پرشكوه و امتاني كه تاريخ قطوري در هنرمندي و هنردوستي دارند نتوان آثار سره و ناسره را از هم تمييز داد؟ مگر مي‌توان چهره و نام بزرگ هستاد مشايخي را از ذهن امت هنرپرور و تاريخ هنر اين مرز و بوم پاك كرد؟!ساليان سال هست كه نام او و چهره‌اش با مقوله هنر ما پيوندي ناگسستني دارد.

او جزئي جدانشدني از اين تاريخچه هست.

مگر مي‌شود از يادمان برود كسي را كه آدم‌هايي را با هنرش آفريد، جان بخشيد، به جايشان نفس كشيد، درد كشيد و تمام اين حس‌ها را به ما منتقل كرد فراموش كنيم؟! نه حافظه ما هنوز اونقدر دچار نسيان نشده كه قدرناشناس زحماتش باشيم.

اگرچه از شدت هستفاده، اين جمله جايگاه شايسته‌اش را از دست داده اما به معناي واقعي او خاك صحنه خورده هست، بر تار و پود وجودش عشق خانه كرده كه هنر، قدم به هرجا نهد عشق مي‌افشاند و او رسم عاشقي را در مكتب هنر به خوبي آموخته، هنر جانش را سرشار از محبت كرده و از لطافت وصف‌ناشدني و از تواضعي كه با غرور و خودبزرگ‌بيني نسبت بي‌نسبتي دارد و اينها اعجاز هنر هست.

اهل ادب هست و ذوق نسبت به هراونچه كه در تاريخ اين سرزمين كهن جايگاهي پرافتخار دارد.

بر تعلقات سست‌كننده و غرورآور يكسره تكبيرزده، چون در كلاس حافظ نيك دريافته كه:

زير بارند درختان كه تعلق دارند

اي خوشا سرو كه از بار غم آزاد آمد

استاد جمشيد مشايخي گنجينه‌اي هست گرانبها، هنرمندي دوست‌داشتني و نامي و چهره‌اي ماندگار بر تارك ايران‌زمين.


انتخاب شخصيت های ماندگار سينمای ايرانوقتي‌كه در بستر احتضار بود امت هنردوست بيماريش و عدم حضورش را بر نمي‌تافتند چون او را همواره ايستا و قايشان و پرتلاش در عرصه هنر ديده بودند.

پس از حصول بهبودي و ترخيص از بيمارستان گرچه هستاد هنوز نياز به هستراحت داشت اما براي ملاقات و گپ و فرمودي بنا برخواست بي‌شمار دوستدارانش در منزلش ايشان را عيادت كرديم و اون‌چه كه در پي اين مقال آمده ماحصل همين نشست صميمانه هست نشستي كه بيشتر به كلاس درس مي‌مانست و ما براي تعليم و فراگرفتن بر كلاس درس هستاد زانايشان تعليم نهاديم و او مهربانانه چنان‌چه برازنده چون اايشاني هست برايمان اين‌چنين فرمود:

استاد در دوران كسالت شما همه امت نگران بودند و براي سلامتي شما دعا مي‌كردند، چگونه به عمق دل‌ها نفوذ كرديد؟

استاد مشايخي: اين نظر لطف شما و امت عزيز ماست اما معتقدم نمي‌شود آدم پنجاه‌سال دروغ بگايشاند و دستش رو نشود، من معتقد به راستگايشاني هستم، چون خدا ناظر بر رفتار و اعمال ماست و مسلما دروغگو را رسوا خواهد كرد بدون هيچ بحثي.

اما چيزي كه بسيار اهميت دارد تاثير دعا بر زندگي آدمي هست به تاييد پزشك معالج دكتر زندي چه عمل مي‌شدم و چه عمل نمي‌شدم مرگ در كمين بود و فاصله‌اي با من نداشت ولي با توكل به خدا ايشان مرا عمل كرد و من معتقدم اين دعاي امت بود چرا كه:

چرا تو اي شكسته ‌دل خدا خدا نمي‌كني

خداي چاره‌ساز را چرا صدا نمي‌كني

به هر لب دعاي تو فرشته بوسه مي‌زند

براي دواي درد بي‌دوا چرا دعا نمي‌كني

دعا به قدري اثربخش و مهم هست كه نه تنها ما مسلمان‌ها، بلكه پيروان اديان ديگر هم به دعا معتقدند و اين افتخاري هست براي من كه معلمينم دعايم كردند.

اما اين رفتار دوطرفه هست، اين دعاها مطمئنا عكس‌العمل و مرهون رفتار و اخلاق فروتنانه و بزرگ‌منشانه شماست؟

انتخاب شخصيت های ماندگار سينمای ايراناستاد مشايخي: اين لطف شماست.

انسان از بدو تولد به‌قول هستاد الهي‌قمشه‌اي عشق و ايمان را با خود داشته و طبعا به اون‌چه كه خدايي هست تمايل داشته و لذت مي‌برد و اما بعد چه اتفاقي مي‌افتد كه در زمين خاكي كه تعلقات مادي پيدا مي‌كنيم به تربيت ما برمي‌گردد.

چند روز پيش كه هستاد الهي‌قمشه‌اي براي عيادت از من ميهمان خانه ما شده بود سوال مرا كه چرا اساتيد بزرگي چون حافظ و مولانا عقل را در مقابل عشق ناتوان مي‌دانند در حالي‌كه خود عاقل ترينند؟ اين‌گونه جواب داد: عقلي كه موردنظر اين بزرگان هست با عقل خدادادي فرق مي‌كند به قول حضرت مولانا:

عقل جزايشان عقل را بد نام كرد

كام دنيا مرد را بيكام كرد

اون عقل خدادادي و كامل، درست هست و بي‌عيب اما عقل جزئي كه راه و رسم زندگي مادي و دروغگايشاني را به ما مي‌آموزد تا ما را صاحب موقعيت‌ و مقام كند همان عقلي هست كه توسط بزرگان رد شده و در مقابل عشق كم مي‌آورد.

حافظ در اين خصوص مي‌فرمايد:

قياس كردم و تدبير عقل در ره عشق

چو شبنمي هست كه بر بحر مي‌كشد رقمي

براي آلوده نشدن به دنيا و كم‌كردن تعلقات مادي و تربيت كردن خود نيازمند اساتيدي چون هستاد الهي قمشه‌اي ، شفيعي‌كدكني ندوشن، هستاد باستاني پاليزي هستيم و من هميشه عاشق آموختن از مكتبشان بوده و هستم، اينان گوهرهايي هستند كه اميدوارم عمر طولاني داشته باشند.

پس بايد براي رفتار درست علاوه بر ذات و عنايات پروردگار كه از ابتداي تولد در وجود ما به وديعه نهاده شده، خود را تربيت كنيم.

من هم شاگرد تنبلي هستم كه در كلاس درس اساتيد كسب علم و اخلاق مي‌كنم.


هستاد حرف‌هاي خود را اينگونه دنبال مي كند:

انتخاب شخصيت های ماندگار سينمای ايراناستاد مشايخي: هميشه حسرت مي‌خورم اي كاش در سن جواني بودم و مي‌توانستم افتخار نوكري اساتيدي چون قمشه‌اي، ندوشن، پاليزي، شفيعي كدكني و...

را داشته باشم تا تنها با شنيدن يك جمله از دهانشان صد نكته بياموزم.

نوكري و شاگردي اين بزرگان براي جمشيد مشايخي افتخار هست...


ما هر لحظه نيازمند اونهاييم.

اي كاش ساعت پخش سخنراني‌هاي هستاد قمشه‌اي تغيير مي‌كرد تا همه مي‌توانستند از ايشان هستفاده كنند.


و هستاد ادامه مي‌دهد:

دين يعني چه؟! يعني من متجاوز نباشم، انسان بوده و خدا را بجايشانم، آدم خداجو متجاوز نيست و براي حقوق ديگران احترام قائل مي‌شود و در حد توان به ديگري كمك مي‌كند.

خواه اين كمك مالي باشد، خواه معنايشان ولي اين كمك‌ها برده‌سازي نمي‌كند و هيچ‌كس در اين جهان نوكر ديگري نيست، هرچه ثروتمندتر باشي نيازمندتر خواهي بود.

نياز به كساني كه از اموالت مراقبت كنند.

من هم شاگردي كردم تا امروز البته شاگرد تنبل هم بودم.

امروز براي من افتخاري هست كه هستاد الهي قمشه‌اي قدم مي‌گذارد رايشان چشم جمشيد مشايخي تا از جمشيد عيادت كند و بنده در اون وضعيت بيماري سوالي مي‌كنم و ايشان با جوابش مرا زنده مي‌كند، اين براي من بزرگترين ثروت هست.


امروز وظيفه سنگين‌تري به عهده شماست، اين كه اين آموخته‌ها را به نسل بعد منتقل كنيد.


استاد مشايخي: من هميشه شاگرد هستم.

يك روزي (وقت كودكي‌ام) بازي‌ها الك‌دولك بود اما امروز بچه‌ها با رايانه بازي مي‌كنند خب مسلم هست كه از ما جلوترند.

امروز به بچه‌اي كه از من جلوتر هست چه بگايشانم، فقط راجع به اخلاق حرف مي‌زنم، اون هم فقط روايت و نقل قول از بزرگاني مثل مولانا كه فرموده هست:

در بهاران كي شود سرسبز سنگ

خاك شو تا گل برايشاند رنگ‌رنگ

سال‌ها تو سنگ بودي دلخراش

آزمون كن، يك وقتي خاك باش

و يا سعدي مي‌فرمايند: خاك شو پيش از اين‌كه خاك شايشان

انتخاب شخصيت های ماندگار سينمای ايرانو از همه بالاتر مولاعلي مي‌فرمايد: بميريد قبل از مردن، يعني صفات اهريمني و شيطاني را خاك كنيد و به جاي اون صفات عالي و خدايي را مثل گياه آبياري كرده و پرورش دهيد، با هيچ شدن بايد اين صفات را پرورش داد كه بدانيم در اين جهان هستي هيچيم.

جوانان ما بايد به اون‌چه كه بزرگان ادب اين سرزمين فرمودند توجه كنند، به اون‌چه كه فردوسي و حضرت مولانا و حافظ اشاره دارند، اين اشعارآموزنده عرفان در زندگي هست.

من امروز در سن 74 سالگي مي‌بينم كه چقدر تشنه اين آثار هستم، اگر درجواني اشتباه كردم و اون‌گونه كه بايد دنبالش نرفته‌ام امروز به جوان‌ها مي‌گايشانم كه اشتباه مرا تكرار نكنند.

خيلي از اين كتب داراي جلد زيبا هستند و بعضي‌‌ها از اون براي دكور خانه‌شان هستفاده مي‌كنند، زيبايي اونها دروني هست و در فهم و دركش نهفته، اگر پدر و مادرتان به عنوان دكور خريدند شما اونها را در حد يك دكور نگه‌داري نكنيد.

من كسي نيستم كه نصيحت كنم فقط حرف و آموخته بزرگان را منتقل مي‌كنم، در مرحله دوم براي خاك خود و سرزمين مادري احترام قائل شايشانم مثل كوروش كبير كه مي‌گايشاند:

انتخاب شخصيت های ماندگار سينمای ايران?همان‌گونه كه بر اين خاك زنده زاده شدم روزي نيز تن خسته‌ام را در اين خاك ماندگار خواهم كشيد.

اينجا مزار واپسين من هست، سرزمين مادري.?

يك جمله به عنوان نصيحت در دفتر

خانواده سبز برايمان به يادگار بگذاريد:

استاد مشايخي:

در شكست جام دل هيچ احتياج سنگ نيست

اين شقايق را نگاهي سرد پرپر مي‌كند

و يا به قول داريوش: ?مي‌شود به دنيا نيامد اما نمي‌شود نمرد.? ياعلي

32:

بهروز وثوقی انجمن حمایت از سینماگران جوان دایر می کند

انتخاب شخصيت های ماندگار سينمای ايرانایرانیان مقیم تورنتو با برگزاری مراسمی که بیش از چهار ساعت به طول انجامید، با حضور بهروز وثوقی هنرمند بلند آوازه سینمای ایران از وی تجلیل کردند و در شبی به یاد ماندنی ضمن مرور فیلم ها و آثار وی به بازشکافی شخصیت هنری وثوقی از نگاه هنرمندان بزرگ ایرانی پرداختند.

در این مراسم بهروز وثوقی پس از سالیان دراز با هنرمندان و بازیگران همدوره خود دیدار کرد و اونها را در آغوش گرفت.

پیام های مختلفی را که از این سو و اون سوی دنیا برای وی ارسال شده بود و یا توسط برگزارنمايندگان جمع آوری شده بود شنید، قطعاتی از فیلم های خود را دید و در کنار ده ها نفر از طرفداران خود به قول خودش عاشقانه ترین شب زندگی خود را جشن گرفت.

بهروز وثوقی که آخرین سخنران مجلس بود، وقتی از صف حاضرین خارج شد و رو در روی جمعیت برنامه گرفت، سر تعظیم فرود آورد و فرمود: حیف نبود که این شب عاشقانه را من نبینم و بروم؟

وثوقی این مراسم را عاشقانه ترین شب زندگی خود نامید و فرمود: بیایید به اتفاق بزرگداشت هنر را جشن بگیریم، از اون روی که مقدم های باشد برای پیدایش افقی روشن و لگرم نماينده برای جوانان و همه کسانی که در جهت ارائه هستعداهای خود تلاش پیگیر دارند اما از سکو و پایگاهی که هستعداهای خود را بروز دهند، بی بهرهاند.

کانونی که حمایتشان کند و یاوری که در سختی راه همراهشان باشد.

برای جوانانی که در دوره افتاده ترین نقاط ایران و حتی اورپا و امریکا در جستجوی یاری اند تا هنرشان را ارائه دهند.

وی با اشاره به این که قصد دارد تا به زوردی یک انجمن خیریه برای حمایت از هستعدادهای جوان هنری در زمینه سینما و تئاتر راه اندازی کند فرمود: برای این کار به کمک همه هنر دوستان ایرانی نیاز دارم تا به این ترتیب بتوانیم پایگاهی را برای بروز و رشد هستعدادهای ایرانیان جوان در نقاط مختلف دنیا ایجاد کنیم.
بهروز وثوقی در جواب به سوال یکی از ایرانیان در مورد برنامه های آینده وی برای بازیگری در سینمای امریکا فرمود: گرچه در سینمای امریکا کم کم دارند از خارجی ها هستفاده نمايند اما بیشتر می خواهند از ایرانی ها به عوان تروریست هستفاده نمايند و من نمی خواهم در فیلم هایی بازی کند که ایرانیان را تروریست نشان دهد.

وی فرمود: اگر هم نقشی بازی کنم نمی خواهم پایین تر از نقش های قبلی ام باشد.

در پایان سخنان وثوقی ایرانیان حاضر در مراسم برای خرید کتاب زندگینامه و خاطرات بهروز وثوقی در صفی طویل ایستادند و یکی یکی از او امضا گرفتند.

در جمع مهیمانان حاضر در این مراسم، مینو شفیع، بازیگر لیلای صمد هم به سخنرانی پرداخت.

او که هم اکنون مقیم تورنتو هست فرمود که به محض خبر دارشدن از این مراسم دست به کار شده و تابلوی چهره وثوقی را قلم زده و نقاشی کرده هست.

منبع


33:

از بازيگران به نظر من اينا ماندگار ترند
بهروز وثوقي
محمد علي فردين
گوگوش

پرايشانز پرستايشاني
هديه تهراني

34:

خسرو شکیبایی
تاریخ تولد: 1323

با بازی در نقش کوتاهی در فیلم خط قرمز (مسعود کیمیایی، 1361) به سینما آمد.

و تا سال 1368 در نقشهایی ظاهر شد.

از جمله در فیلمهای دزد و نویسنده، ترن و رابطه خوب ظاهر شد.

اما از بازی در فیلم هامون (داریوش مهرجویی، 1368) بود که نام خسرو شکیبایی سر زبانها افتاد.

او برای بازی بسیار زیبایش در همین فیلم از هشتمین جشنواره فیلم فجر، سیمرغ بلورین دریافت کرد و تحسین منتقدان و امت را برانگیخت.

خسرو شکیبایی از سال 1368 به بعد، دیگر نتوانست از جلد حمید هامون بیرون بیاید و حمید هامون را در انواع و اقسام لباسها و تیپهای مختلف تکرار کرد.

اما توانایی هایش انکارناپذیرش را در چند فیلم به معرض نمایش گذاشت: بازی تاثیرگذار او در دو فضای کاملا متفاوت در فیلم
کیمیا (احمدرضا درویش، 1373) و بازی متفاوت او در فیلم کاغذ بی خط (ناصر تقوایی، 1380).
خسرو شکیبایی در تلویزیون هم موفق بود.

از همان وقت که در نقش مدرس بازی کرد و اون مونولوگ طولانی معروفش را اجرا کرد تا بازی در مجموعه تلویزیونی روزی روزگاری، خانه سبز، کاکتوس، تفنگ سر پر و این اواخر هم که مجموعه تلویزیونی در کنار هم را روی اونتن دارد.

35:

هر كدومشون دوره اي هستن الان كه انتظامي موندي تر

36:

تو این دوره فقط پرویز پرستویی

37:

به اضافه ی عمو خسرو شکیبایی و عمو رضا کیانیان...
قبل از انقلابیا هم فقط عمو بهروز....


38:

خوب من در تکمیل این پست خودم که خیلی وقت پیش زدم باید بگم کم کم باید به این دو نفر اسم پرویز پرستویی رو هم اضافه کرد.


72 out of 100 based on 47 user ratings 872 reviews