معرفی فیلم


معرفی فیلم



معرفی فیلم
بهترين فيلمي كه ديدين چي بود ؟! ( ايراني , خارجي )



این سوالات را درباره ی آخرین فیلمی که دیدی ، جواب بدهید

1:

من كه بين فيلماي ايراني يادم نيست كدوم بهترين بود !!!
ولي بين فيلماي خارجي Titanic & Troy رو خيلي دوس دارم ...


نظرسنجی


قلب یخی در قالبی جدید... (فصل سوم)

2:

ایرانی: مادر ، گاو خونی ، کما
خارجی: تحلیلش کن 1و 2 ، مسیر سبز ، ارباب حلقه ها 3 و ...


بی اهمیتی زلزله از دید رسانه ملی؟


برنامه طنز خنده‌بازار ...

3:

آخرين سامورائي (تام كروز)
معرفی فیلم

مسير سبز (تام هنكس)
معرفی فیلممعرفی فیلم

پنجه هاي پولادين (جت لي)
معرفی فیلم


احسان علیخانی با سید علی ضیا ؟

4:

اگه موافق باشید هر هفته راجب یک فیلم تبادل نظر کنیم

فیلم این هفته ؟


نجات سرباز رایان


★ ازدواج امین زندگانی با خانم الیکا عبدالرزاقی ★

5:

به نظر من Titanic بهترين فيلم جهانه ( البته بين فيلمهايي كه تا حالا ديدم ! )


بازيگراني که مرگشان به اندازه زندگي‌شان، شهرت آفرين بود...

6:

خب یک کم اطلاعات بده

7:

من هم که اسم فیلم تا به حال به گوش نخورده

8:

منم همينطور !!

9:

به نظر من و البته بنا بر ميزان فروشي كه داشته و كما كان پرفروش ترين فيلم تاريخ سينماي دنياست، برباد رفته بهترينه.

بي نظيرترين فيلم و رماني كه من مي شناسم همينه و بس.


10:

ع حالا اگه نديده بوديد ميشد قبول كرد ولي اينكه ميگيد اسمشم نشنيديد نا اميد شدم

نجات سرباز رايان فيلمي از هستيون اسپيلبرگ با بازي داستين هافمن راجب جنگ جهاني دوم و كشته شدن يهوديها به دست نازيها .


11:

من هم نه دیده بودم نه شنیده بودم....


12:

من واقعا به شما جامعه هنر دوستان تبريك عرض ميكنم

13:

من ديدم ..خوب حالا بيا بحث كنيم....ميخواي اول در مرود بازي داستين هافمن حرف بزنيم تا بعد

14:

خيلي عذر مي خواهم وسط بحث پارازيت مي اندازم.

بهتر نيست از يك فيلم خانوادگي شروع كنيم.

فكر نمي كنم اينجا بچه ها خيلي فيلم جنگي دوست داشته باشند.
مثلا چرا يك فيلم از باليوود را به بحث نمي گذاريد؟ با بازي همين آقاي خوش تيپ كه اسمش هم يادم نيست؟البته من خودم هم خيلي فيلم هندي ببين نيستم فقط پيشنهاد دادم.

در ضمن اين فيلم مورد بحث را هم اصلا نمي شناسم.

پس تا فيلم بعدي مزاحم نمي شوم.


15:

حالا پيشنهاد خوبيه

16:

پس بهتره پنج شش تافيلم را عنوان كنيد و راي بگيريد هر كدام تعداد بيشتري طرفدار داشت درباره اش بحث كنيم.
من خودم دو تا فيلم هندي بي سر وته شده اي را كه در دو هفته اخير شبكه دو پخش كرد پيشنهاد مي دم، جلوه عشق و ديوانگي.

اونها كه اصل فيلم را ديده اند لطفا تعريف كنند كه داستانش چي بوده چون احتمالا اونچه ما ديديم نسخه جديدي بوده از يك فيلم هندي.


17:

من تحليلش كن 1 و 2
هري پاتر و زنداني آزكابان
ارباب حلقه ها 3

18:

من با ارباب حلقه ها و هري پاتر خيلي خيلي موافقم.


19:

فیلم خیلی مهشریه
ساختن این فیلم نزدیک 3 سال طول کشیده.....


20:

شما اول روشن کن بالیوودی یا هالیوودی

21:

چه فرقي مي كنه كه يك فيلم خوب از باليوود خاج شده يا هاليوود.

فقط مهم اينه كه خوب باشه و دل نشين! حيف كه من فيلم پيشنهادي شما را نديده ام وگرنه در باره اش حتما بحث مي كردم.


22:

اخه فيلماي باليوودي 90 % مثل همن به نظر من بحث در مورد فيلماشون بي فايده هست

البته نظر شما براي من قبل احترامه

23:

آقا اصلا بیایید در مورد ارباب حلقه ها بحث کنیم که نود % جوانان ایرانی اون رو دیدند

24:

موافقم .

شروع كنيم

25:

خوب با اجازه از همه سروران من بحث را شروع مي كنم.

به نظر شمااين همه تاريكي آزار دهنده براي فيلم لازم بود؟من كه خودم با اين همه علاقه اي كه به اين ژانر دارم نتوانستم اونرا براي بار دوم تماشا كنم.

تمام مدت تاريكي عين بختك رايشان نفسهام سنگيني مي كرد.

بيشترين حس بد را همين تاريكي به من القا مي كرد نه مكانها و شخصيتهاي به ظاهر ترسناكش.

نظر شما چيه؟

26:

خب خانوم اون همه تاريكي پايه ه فيلمنامه بود چون ميخواست جايشان از اختناق و خفگي رو نشون بده

27:

اين را قبول دارم ولي مشكل من كلا سر فضاي تاريك همه فيلمنامه هاي اين شكلي هست.

چرا نمي شه امت را در روشنايي به ستوه آورد؟ يا ترساند؟ چون ما آدمها ذاتا از تاريكي مي ترسيم بايد حقايق را در تاريكي به خوردمان بدهند تا بترسيم؟

28:

اولا به قوله خودت همه از تاریکی میترسن پس این اولین حربه برای ایجاد فضای هولناکه .
ثانیا همیشه از قدیم و در داستانها سیاهی و تاریکی نشانه اهریمن و سپیدی و روشنی نشانه خوبی و
راستی و درستکاری بوده

29:

فكر مي كنيد اگر كسي بر عكس اين راكار كند فيلمش نمي گيرد؟

30:

نميدونم .

شايدم مقبول بشه .

ولي بر خلافه عرفه

31:

حالا نمیشه به این حرکت ایراد گرفت ..اونا درست عمل کردند ..


32:

كي درست عمل كرده؟

33:

منظور از اونا فیلمساز و شرایط فیلم هستند

34:

خوب اين فقط به اين دليل درست جلوه مي كنه كه تا حالا هيچ كس خلافش را ثابت نكرده.

خداييش تاريكي اذيتتان نكرد؟

35:

تا حدودی..ولی روشنایی آخر فیلم یه حالی به بیننده داد

36:

حالا غير از تاريكي فضاي فيلم به نظرم خيلي چيزهاي ديگر هم رايشان اعصاب آدم راه مي رفت.

مثل لباسهاي ژنده و ژوليده.

راستي يك سئوال ديگه.

مگه هر فيلمي مربوط به گذشته هاي دور مي شه الزاما بايد لباسهاي پاره پوره كنفي تن هنر پيشه هايش كرد؟ چطور تو همون فيلمها لباسهاي پادشاهانش آخرين مد همين امروزه اونوقت امت عادي گوني مي پوشند؟ لطفا در مورد فقر وقته توضيح ندهيد كه اصلا منظورم اين نيست.


37:

در اين مورد حق با شما ست .................


38:

خدا را شكر كه بالاخره يكي با من موافقت كردآخيش!

39:

بهاره جان وقتی حق بگی چرا موافقت نکنیم .

پیشنهاد برای فیلم بعدی ؟؟

40:

من هري پاتر را خيلي دوست دارم.

نظر شما چيست؟

41:

خوبه .

اگه اطلاعاتي داري لطف كن به ما هم بده

42:

من که فیلمهای هری پاتر رو قبول ندارم...


43:

چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

44:

من هم همين سئوال را دارم؟
چرا؟

45:

خوب البته بحث در مورد اين فيلم خيلي سخته چون تا انجا كه من فهميدم همانقدر كه طرفدارانش زياد و پر و پا قرصند مخالفانش هم همينطورند.

وشايد اصلا حد وسطي برايش متصور نيست.


46:

شما فيلم سوم رو نگاه كنيد ..چقدر ضعيف ...ساخته شده....اصلا داستان كتاب رو زير سوال برده

47:

در مورد نور پردازي و اينكه فيلم زياد تاريك نيست اول بگايشانم كه تا حد بسيار زيادي رولينگ موفق بوده كه اتفاقات هيجان انگيز را در روشنايي روز طراحي كنه.

اين خودش يك نكته مثبته.
توجه بيش از اندازه اش به تمامي المانهاي صحنه واقعا تقدير برانگيزه.

براي مثال كوچه دياگون واقعا خوب پرورانده شده هست

48:

من كتاب را نخوانده ام براي همين تمام اطلاعاتم از هري پاتر در فيلمش خلاصه مي شه.

با اين حساب رولينگ اونقدر پول در آورده كه بي خيال فيلمش شده و گذاشته خرابش كنند.


49:

ظاهرا حق با شماست چون تا اونجا كه مشاهده شده در فيلم سوم هيچ اثري از رسومات قبل مدرسه از قبيل بازي كايشانيديچ ديده نمي شود.


50:

يادمه اون موقع هركي كتاب رو خونده بود و فيلم رو هم ديده بود به ديگران پيشنهاد ميداد اصلا فيلم سوم رو نبينند.


51:

آهان پس نظر خود شما نيست
اگه فيلم مطابق داستان بوده كه يعني داستان هم افت زيادي داشته چون به وضوح مي شود پس رفت داستان را مشاهده كرد

52:

نه این دقیقا نظر خودم هم هست ...چون من اول فیلم رو دیدم بعد کتاب رو خوندم...


53:

حالا در مورد قبليها بحث كنيم چطوره؟ اين ممكنه ضعف كارگردان بوده باشد

54:

خب صادق جان تقريبا فيلمو نابود كردي

55:

آره همينطوره
شادمهر جان شما حرفي نداري بزني اينجا كه فقط من و تو صادق نظر مي دهيم ظاهرا

56:

من خيلي دوست دارم در بحثاتون شركت كنم اما هم موقعيتم كمه
هم اطلاعاتم نسبت به شما .


57:

من هم دقيقا همين مشكلات را دارم.


خوب يك كم در باره فيلم اولش حرف بزنم كه تقريبا مي شه فرمود اوج هنر سينمايي هست در بين سه تا فيلم ساخته شده اش.
فيلم به شدت با كتاب همخواني داره اماكن با دقت بسيار انتخاب شده اند و اشخاص درست هماني هستند كه رولينگ مي خواسته باشند.
من از پله هايي متحرك خوابگاه ها خيلي خوشم آمد.

بسيار جالب حركت مي كنند.


58:

من هم فيلم اولش رو نسبت به اون دوتا بيشتر دوست دارم
اما به نظرم كتابش يه چيز ديگه هست

59:

من كتابشو نخوندم .

ولي فيلمش جالب بود

60:

هيچ نظري نمي دهيد؟

61:

بهتر نيست در مورد يه فيلم ديگه بحث كنيم

62:

كيا آقا و خانم اسميت با بازي خير كننده اونجليا جولي و براد پيت رو ديدند؟

63:

تايتانيك

64:

من هنوز وقت نكردم كاملش رو ببينم تا نيمه ديدم

65:

جالب اینجاست که من هم ندیدم

66:

چطوره از بين اين فيلم ها در مورد يكي بحث كنيم
بتمن مي اغازد
هيچ
چهار شفرمود انگيز
كنستانتين
مترجم
شهر گناه
كينه
ملكوت اسمان ها
برادران گريم

67:

من هيچ كدام را نديده ام.

پس فعلا مي ايستم كنار.


68:

من با جیغ موافقم .

...............


69:

خوبه...پس خودت شروع کن

70:

من ازتون معذرت ميخواهم اسم فيلم كينه هست با بازي سارا ميشل گلار نه جيغ.
اخه ميدونيد وقتي من فيلم رو نگاه كردم از بس اين بازيگر تو فيلمش جيغ كشيد من هم
اشتباه كردم و اسم فيلم رو جيغ نوشتم.


71:

خب ما فکر کردیم تو فیلمه جیغ رو میگی .

اتفاقا تو اون فیلمم خیلی جیغ میکشیدند .


72:

جيغ اون فيلم مسخره اي نيست كه پسره پوشش سياه مي پوشيد با يك نقاب سفيد به شكل يك صورت با دهان دراز؟

73:

من كه فيلمي به اين اسم نديدم البته فيلم جديد ها

74:

نه عزيزم اين فيلم رو كارگردان زاپني كه فيلم حلقه رو كارگرداني كرده ساخته
فيلم حلقه رو كه حتما ديدي؟

75:

نه نديدم.

من خيلي اهل فيلم و سينما نيستم

76:

نظرتون در مورد تایتانیک چیه ؟

77:


عالیه

78:

به نظرتون جذابيت فيلم تايتانيك در چه چيزيش بود؟

79:

کارگردانی .

بازیگران .

فیلم برداری

من خودم به شخصه جیمز کامرون رو خیلی دوست دارم و به کارش اطمینان .
تایتانیک رو باید با جیمز کامرون شناخت

80:

عظمت تايتانيك وقتي داشت در آب فرو مي رفت اونقدر نفس گير بود كه تا ابد از خاطره ها پاك نخواهد شد.


81:

3 ساعت فیلم فقط همین 10 دقیقه

82:

منم همين صحنه رو دوست دارم ميدونين چيه ادم احساس ميكنه اونجا حضور داره اون ترس و وحشت در فيلم رو احساس ميكنه مثل اينكه همه چي زنده بود
و بازي بازيگرانش هم عالي بود

83:

میشه فرمود این کاره کارگردان بوده که عالی بوده چون بازیگران اصلی فیلم برای بار دوم و اول در یک فیلم سینمایی شرکت کرده بودند

84:

بازي هنرپيشه ها خيلي چيزي فوق العاده اي نداشت.

چنانچه سپس تايتانيك دي كاپريو نتوانست بدرخشد و حتي به يك دوره افسردگي دچار شد.

اونچه او را در اين فيلم درخشاند قصه زيباي عاشقانه فيلم بود كه جوانك عاشق را فرستاد ته اقيانوس
اون همه آدمي كه مردند يك سوم او ترحم بر انگيز نبودند ولي آدم دلش مي خواست خودش را براي اين پسرك عاشق بكشد!!!!!!!
پس اين هنر كارگردان و فيلمنامه نايشانس بود نه هنرپيشه

85:

هر وقت بحث تایتانیک تموم شد منو خبر کنید.


86:

خوب شما هم در بحث شركت كنيد
نه بهاره خانم بازي اين دو بازيگر اصلي در اين فيلم خيلي خوب بود البته درسته كه با هدايت گاركردان تونستن يه بازي خوب از خود به نمايش بذارن اين دو بازيگر با فيلمهاي جديدشون نشان دادن كه ميتونن بازيگران بهتري هم باشن
منم فكر ميكنم بيشتر موفقيت فيلم در در فيلمنامه اش هست به خصوص اخرين لحظات فيلم

87:

خوب نظر شما هم به نوعي درسته دوست من.
و اين هم آخرين نظرم در اين تاپيك:
هم تايتانيك خوب بود و هم هنر هفتم در هم ميهن.

اميدوارم كه همه دوستان هنر هفتمي موفق و مايشاند باشند.

در پناه حق باشيد.


88:

یعنی چی یعنی داری میری ؟ یا از حرفه کسی ناراخت شدی ؟

89:

دارم مي رم و از هيچ كس هم ناراحت نيستم.

اينجا همه دوستان خوبي برايم بودند آقا شادمهر عزيز.

علي الخصوص شما.


90:

خاطره انگیزترین فیلمی که تابحال دیده ایدچیه؟

91:

فكر كنم اسمش تيم كليمانجارو بود
در مورد تيم اسكي رايشان يخ بيم كليمانجارو بود كه حتي يه ذره برف هم نديده بودن
خيلي باحال بود

92:

casablanka - masir sabz

93:

casablanka

94:

این تاپیک هم داره بی مصرف میشه ...نظر من اینه که یک فیلم مانند راننده تاکسی یا هر چی شما دوست دارید رو انتخاب کنیم و در موردش بحث و تبادل نظر کنیم ...

حالا نظر مدیر تالار هم اهمیت دارد

95:

صادق جان من موافقم شروع بفرمایید

96:

اشکها ولبخندها وشهر فرشتگان

97:

بهترین فیلم جهان اسم تاپیکه دیگه مگه نه
من می گم هنوز ساخته نشده پس چه طوره اینجا رو ببندیدیش

98:

من بهترین فیلم هندی که قبلا" دیده بودم شعله بود

وهفته گذشته بهترین سانسور را هم دیدم !!!!نمیدونم چرا سیمای ج.ا این فیلم را پخش کرد ؟؟؟

99:

فیلم خیلی قدیمیه لیلی و مجنون که درست مطمئن نیستم هندی بود یا مال جای دیگه اما از دوره ی شاهنشاهی دوبله فارسی شده بود که خیلی تاثیر گذار بود و بدون صحنه هم بود

دوم : فیلم رومئو و ژولیت با بازی خیلی قشنگ لئوناردو

سوم : تایتانیک باز هم با بازی خیلی قشنگ لئوناردو دیکاپریو

100:

بوسه اژدها و سرعت

101:

من خودم به شخصه فیلمای:
Longest Yard,
A Cinderella Story
Just Friend
Just Like Heaven
Saw1&2
The Pacifier

دیدم و خیلی حال کردم شما چطور؟

102:

پدر خوانده
گلادیاتور
ارباب حلقه ها هم بد نبود

103:

فیلم سرعت (آمریکایی) و فیلم شعله و بوسه اژدها خیلی زیبا بودن...


104:

دزدان دريايي کارائيب
معرفی فیلم

کارگردان: گور وربينسکي؛ فيلمنامه: تد اليوت؛ بازيگران: جاني دپ، اورلاندو بلوم، کيرا نايتلي
ديايشان جونز که نيرايشان مرموزي دارد، در صدد تصاحب روح کاپيتان جک اسپارو[جاني دپ] هست، در حالي که او و ياران قديمي اش، ايشانل ترنر[اورلاندو بلوم] و اليزابت سوان زيبا[کيرا نايتلي] به دنبال صندوقچه اي هستند که به دست آوردنش همه معادلات را به هم خواهد زد....
قسمت دوم دزدان دريايي کارائيب، با همان حال و هوا و همان ستاره ها، با تاکيد بر داستان گايشاني و افسانه پردازي اي که گاه کم مي آورد و نمي تواند تماشاگر را با خود همراه کند؛ با جلوه هاي ايشانژه چشمگير که پايه فيلم را تشکيل مي دهد.

طبق معمول فيلم هايي از اين دست، فيلمنامه فيلم مهمترين نقص اون هست، به ايشانژه که در لحظات پاياني که حماسه سرايي اش براي کاپيتان جک – و اصلاً عمل غير قابل انتظار دختر براي مرگ او- چندان متناسب با شخصيت پردازي هاي قبلي فيلم نيست.


105:

مسير سبز.

ترايشان.

فيلماي كيون كسنر.

جوليا رابرتس.

ميل كيبسن جالب هستن
ايروني: فيلماي بهروز وسوقي .

فيلم ايرج قادري (اكواريوم) جالب

106:

چشمان باز کاملا بسته تام کروز و نیکول کیدمن که اصلا هم صحنه های غیر اخلاقی نداشت

107:

شهر فرشتگان بود من داستانشو خیلی دوست دارم به بازیگری نیکولاس کیج

108:

pishnahade beesharmane va malena .tees

109:

مالنا ....

واقعا از بهترين ها بود .


110:

در این تاپیک از امروز به معرفی فیلم های روز خواهیم پرداخت
با تشکر ویژه از مبین عزیز که این فیلمها را در روزانه معرفی میکنه !

111:

معرفي فيلم
شیطان
Sheitan

معرفی فیلم
کارگردان: کيم شاپيرو.

فيلمنامه: کريستين شاپيرو، کيم شاپيرو.

موسيقي: نگايشانن له.

مدير فيلمبرداري: الکس لامارک.

تدايشانن: بنژامن ايشانل.

طراح صحنه: ماري هلنه سولموني.

بازيگران: ونسان کسل[ژوزف]، اليايشانه بارتلمي[بارت]، روکسان مسکوئيدا[ايو]، نيکو لو فات تان[تايي]، ليلا بختي[ياسمين]، ژولي ماري پارمنتيه[ژان]، لاج لاي[لاج].

٩٤ دقيقه.

محصول ٢٠٠٦ فرانسه.


پس از نزاعي مستانه در يک ديسکو و خوردن ضربه اي با بطري به سر بارت، ايو از او و دوستانش ياسمين، تايي و لاج دعوت مي نمايد تا به خانه روستايي او بروند.

ميهمان ها دراونجا با عروسک هاي بيشمار قديمي و ژوزف سرايدار عجيب خانه روبرو مي شوند.

همسر ژوزف آبستن هست و خيلي از اتاق خود بيرون نمي آيد.

جوان ها سپس گشتي در دهکده با اهالي ناجور اونجا آشنا شده و بارت نيز مورد مزاحمت يک دختر برنامه مي گيرد.

در خانه نيز رقابت پسرها براي خوابيدن با ايو منجر به دعوا مي شود، اما شواهد حاکي از اون هست که حوادثي شوم تر در کمين اونهاست...

چرا بايد ديد؟
دومين فيلم کيم شاپيرو سپس La Barbichette[٢٠٠٢] که نام خود را زبان فارسي وام گرفته و برنامه هست يک بچه رزماري فرانسايشان باشد، که نيست و در اکران عمومي خود در فرانسه نيز نتوانسته توجه تماشاگران و منتقدان را بر انگيزد.

شيطان محملي براي نشان دادن جذابيت هاي خانم روکسان مسکوئيدا[دختر چاق و سکس يک کمدي هست] هست که شاپيرو لااقل در اين کار موفق شده، اما فراموش کرده که به روايت خود نيز سر و شکلي داده و اوج و فرودهايي مناسب به اون اضافه کند.

بنابر اين تا پايان يک ساعت اول فيلم تماشاگر به سختي با فيلم همراه مي شود و وقتي که در سکانس هاي پاياني اون با ترفندهاي روايي کارگردان[مانند ايده نخ نماي کليت فيلم به مثابه کابوس بارت] روبرو مي شود، ديگر حوصله اش را از دست داده و شايد سالن را نيز ترک کرده باشد.

البته شاپيرو با همين ايده کهنه نيز شوخي نه چندان تازه اي کرده و پاياني قابل تحمل به فيلم اضافه کرده، اما در مجموع شيطان فيلمي از دست رفته هست.

لحظات کميک اون خوب قوام نيافته و ايده هايي مانند هستفاده از مونيکا بلوچي در فيلم هاي ترسناک تلايشانزيوني که شخصيت هاي فيلم ان را تماشا مي نمايند، هم بر جذابيت ان نيفزوده هست.

پس گمان نمي نمايم حالا که يک نفر از وقت و حوصله خودش مايه گذاشته و دست پخت شاپيرو را صرف کرده، ديگران تمايلي به صرف اون داشته باشند!
ژانر: ترسناک، تريلر، کمدي.


112:

بهترین فیلم هایه که دیدم (هفت) (ژاندارک) فیلم هایی که زمینه فکری داشت.

همراه با (بازی) (شجاع دل)

113:

معرفي فيلم
کشتي شکستگان فضايي
Star Wreck: In the Pirkinning

معرفی فیلم
کارگردان: تيمو ورنسولا.

فيلمنامه: رودي آيريستو، يارمو پوسکالا، ساموئلي تورسونن.

موسيقي: تاپاني سيرتولا.

مدير فيلمبرداري: سامي اهو مانتيلا.

بازيگران: ساموئلي تورسونن[امپراتور جيمز بي.

پيرک]، آته يوتسن[کاپيتان يوني کي.

شروپي]، تيمو ورنسولا[فرمانده دوارف]، انتي ساتاما[اينفو]، يوناس هونکونن[سرگئي فوکوف].

١٠٣ دقيقه.

محصول ٢٠٠٥ فنلاند.


کاپيتان جيمز بي.

پيرک که عازم ماموريتي مهم بوده سپس خرابي سفينه اش مجبور به فرود در زمين- فنلاند در سال هاي پاياني قرن بيستم- شده هست.

زندگي در رايشان کره زمين سخت هست و خدمه سابق او مجبور به انجام کارهايي مانند فروختن ساندايشانچ شده اند.

پيرک که از زندگي در زمين خوشحال نيست، قصد دارد تا سفينه اش را ترميم کرده و به اينده بازگردد.

اما سفينه توسط يکي از خدمه به دانشمندان روسي فروخته شده هست.

پيرک و دوستانش به پايگاه دانشمندان روسي حمله کرده و کنترل اونجا را به دست مي گيرند.

پس از توليد سفينه ها و سلاح هايي تازه با اوليانف رئيس جمهور روسيه پيماني امضا کرده و براي به راه انداختن يک امپراتوري تازه متحد مي شوند.

سپس به دست گرفتن قدرت در رايشان زمين، پيرک اوليانف را برکنار کرده و خود را امپراتور مي نامد.

اما در سفري فضايي به قصد گسترش قدرت خود با سفينه کاپيتان شروپي روبرو مي شود که ميهن پرستي پر حرف هست و قصد تسليم شدن به پيرک را ندارد.

نبردي بزرگ در مي گيرد، اما در پايان نبرد هر چند شروپي و ديگران نابود مي شوند ولي پيرک به همراه فرمانده دوارف و اينفو نيز به دالان وقت پرتاب شده و بار ديگر سر از کره زمين در مي آورند.

البته با يک تفاوت جزئي نسبت به دفعه گذشته، چون اين بار در عصر يخبندان به زمين بازگشته اند.

چرا بايد ديد؟
پر فروش ترين فيلم سال گذشته سينماي فنلاند فيلمي از برادران کوريسماکي نبود، بلکه اولين فيلم تيمو ورنسولا جوان ?متولد ١٩٧٩-بود که براي ساختن اون به همراه دوستانش هفت سال تمام وقت صرف کرده بودند.

اين گروه که از سال ١٩٩٢ با ساختن اپيزودهاي کوتاهي تحت عنوان کشتي شکستگان فضايي براي کانال YLE آغاز به کار کرده بودند، تصميم گرفتند که تمامي ايده هاي خود را در قالب فيلمي بلند عرضه نمايند.

براي اين کار لازم بود تا سرمايه اي تهيه شده و براي جلوه هاي ايشانژه اون نيز تمهيداتي انديشيده شود.

سرانجام با جمع کردن ١٥ هزار يورو مشکل حل شد.

اين مبلغ که حتي براي سينماي تجربي نيز مبلغي ناچيز محسوب مي شود، در دست هاي اين گروه از جان گذشته تبديل به سکانس هايي شد که از جلوه هاي ايشانژه جنگ ستارگان نيز دست کمي ندارند و تا نبينيد باور نخواهيد کرد!
کشتي شکستگان فضايي که هجايشانه سريال هاي موفق دهه هاي ١٩٧٠ و ٨٠ سفرهاي ستاره اي /پيشتازان فضا و بابيليون ٥ به شمار مي رود، سرشار از شوخي هاي تصايشانري و کلامي با وضعيت امروز فنلاند و روسيه هست که درک و دريافت تعدادي از اونها براي کساني که فنلاند را از نزديک نديده اند اندکي دشوار هست.

مانند حضور زنان در پس زمينه فيلم که در کشوري مانند فنلاند با وجود % بالاي زنان در ميان آمار جمعيت فنلاند و در دست داشتن اغلب مشاغل مهم نه فقط يک شوخي بلکه انتقامي تصايشانري نيز محسوب مي شود.

چون اکثريت بيکاران فنلاند را مردان تشکيل مي دهند.

تهيه نمايندگان فيلم براي پخش فيلم خود در کشورهاي ديگر ترفندي تازه انتخاب کردند و اون برنامه دادن نسخه DivX اون به شکل رايگان با زير نايشانس انگليسي در اينترنت بود که تا امروز نزديک به دو ميليون بار دانلود شده هست.

شما هم اگر به نسخه دي ايشان دي اون دسترسي نداريد، موقعيت را براي دانلود اون در اين آدرس[http://www.

starwreck.

com] و تماشاي يک هجايشانه تمام عيار از دست ندهيد.
ژانر: اکشن، کمدي، علمي تخيلي.



با سپاس از روزانه و مبین !

114:

معرفي فيلم
چرچيل: سال هاي هاليوود
Churchill: The Hollywood Years

معرفی فیلم
کارگردان:پيتر ريچاردسون.

فيلمنامه: پيتر ريچاردسون، پيت ريکنس.

موسيقي: سيومن بازول، راد ملايشانن.

مدير فيلمبرداري: کيندرز فورشاو.

تدايشانن: جيوف هاگ، دانکن شپرد، جان ايشانلسون.

طراح صحنه: تام برتون.

بازيگران: کريستين اسليتر[ايشاننستون چرچيل]، نيو کمپبل[شاهزاده اليزابت]، اونتوني شر[هيتلر]، ميراندا ريچاردسون[اوا براون]، جان کالشاو[نخست وزير]، تام کلارک هال[ستوان بيکر]، هميش مک کول[سروان ديايشانس]، رامني مالکو[دنزيل آيزنهاور]، هري انفيلد[شاه جورج پنجم]، جسيکا اايشانه لوُوُ[شاهزاده مارگرت]، لزلي فيليپس[لرد راف]، فيل کورنول[مارتين بورمان].

٨٤ دقيقه.

محصول ٢٠٠٤ انگلستان.


جنگ دوم جهاني آغاز شده و انگليسي هاي خونسرد و بي خبر از همه چيز به زندگي ساکن خود ادامه مي دهند.

اما نخست وزير با هيتلر هم پيمان شده و قصد دارد تا کشور را دو دستي تحايشانل نازي ها بدهد.

ايشاننستون چرچيل ستوان جوان آمريکايي همراه همرزم سياهپوستش دنزيل آيزنهاور براي تحايشانل دستگاه رمز آلماني ها موسوم به انيگما به کاخ ايشانندسور مي رود.

هموقت هيتلر به همراه مارتين بورمان و اوا براون مخفيانه در لندن فرود مي آيند و وارد کاخ مي شوند تا شاه را تحت نفوذ خود گرفته و با آماده کردن مقدمات ازدواج شاهزاده اليزابت و هيتلر، عملاً انگلستان را تحت سلطه خود برنامه دهند.

اما آشنايي اليزابت با چرچيل جوان همه نقشه هاي اونها را بر هم مي زند، چون اين دو نفر قصد دارند تا مانع از اشغال انگلستان شده و نازي ها را سر جاي خود بنشانند.



چرا بايد ديد؟
اگر به کمدي هاي سبک آمريکايي مانند اسلحه بدون غلاف و مانند اونها عادت کرده ايد، چرچيل: سال هاي هاليوود بهترين انتخاب شما براي سرگرم شدن در يک آخر هفته طولاني و کسل نماينده هست.

شوخي با اسطوره چرچيل به اندازه کافي جذاب هست و وقتي که تمامي خاندان سلطنتي مشمول عنايت کارگردان برنامه مي گيرند، نتيجه شيرين تر مي شود.

مانند شاهي خسيس که جز صرفه جايشاني در مخارج مهماني هاي کاخ به چيز ديگر اهميت نمي دهد و لاجرم بايد ستواني آمريکايي کشورش را از هستيلاي بيگانه نجات دهد.

البته روزولت و آيزنهاور نيز از چنگ ريچاردسون در امان نمانده اند و هر کدام به نوعي مشمول عنايت سازندگان اين کمدي سبک شده اند.


ريچاردسون متولد ١٩٥١ انگلستان هست، اما فيلم نشان دهنده نوعي انتقام آمريکايي از انگليسي هاي متفرعن و خونسرد هست.

کساني که خود را داراي فرهنگي برتر مي دانند.

ريچاردسون از سال ١٩٧٩ با نوشتن و بازي در سريال کميک تلايشانزيوني اين اخبار ساعت ٩ نيست وارد دنياي نمايش شد.

اين سريال جنجالي باعث به شهرت رسيدن تمامي شرایط اون از جمله رواون اتکينسون[مستر بين] شد و دليل اون شوخي هاي بي پروا با خصلت هاي انگليسي بود.

[يکي از تکان دهنده ترين تکه هاي نمايشي اين سريال کشته شدن مستر بين با تفنگ دو لول، سپس خوردن شير و کندن يک گل از باغچه به دست همسايه خونسردش بود].

به نظر مي رسد که ريچاردسون سپس گذشت دو دهه و نيم همچنان در همان حال و هوا سير مي نمايد و مي پندارد که مي توان با فرمولي يکسان بار ديگر به موفقيت رسيد، و البته چندان هم ناموفق نيست.

در پايان فيلم حتي شکسپير- اين بزرگترين نماد انگلستان و ادبيات انگليسي – نيز يک آمريکايي و چرچيل واقعي نيز سربازي بي سر و پا به اسم ري بابل فراخوان مي شود !
ريچاردسون در ١٩٩٥ با ساخت The Supergrass شروع به کارگرداني کرد و چرچيل: سال هاي هاليوود پنجمين ساخته اوست.

اگر کمي سخت گير نباشيد مي توانيد از تماشاي اون لذت ببريد.

در غير اين صورت اگر مجموعه کمدي هاي انگليسي Carry on را دوست داشته باشيد مي توانيد استقامت کنيد و سال آينده Carry on London آخرين ساخته ريچاردسون را ببينيد!
ژانر: کمدي، جنگي.


115:

هر هفته تو همميهن شنا كنيم تو ...


116:

سلام دوست عزیز خوش آمدی
میشه بگی یعنی چی اونوقت

117:

من با هر نظر مثبتي موافقم

118:

دوست عزیز منم با نظر شما هم عقیده ام
ولی شما در تالار سینما پست میزنی این دلیل خاصی داره
تالار فرمودگوی آزاد برای این بحثهاست

119:

ارباب حلقه ها _ دزدان دریای کارایب _ آخرین سامورایی _ .......
معرفی فیلم

120:

معرفي فيلم آمريکن دريمز/رايشاناي آمريکايي
American Dreamz

معرفی فیلم
نايشانسنده و کارگردان: پل ايشانتز.

موسيقي: استيون تراسک.

مدير فيلمبرداري: رابرت الزايشانت.

تدايشانن: مايرون کرستين.

طراح صحنه: ايشانليام آرنولد.

بازيگران: هيو گرانت[مارتين تايشانيد]، دنيس کوايد[رئيس جمهور استاتن]، مندي مور[سالي کندو]، ايشانلم دفو[مدير]، کريس کلاين[ايشانليام ايشانليامز]، مارشيا گي هاردن[همسر رئيس جمهور]، جنيفر کوليج[مارتا کندو].

١٠٧ دقيقه.

محصول ٢٠٠٦ آرميکا.


سالي آرزو دارد که ستاره موسيقي شده ودر برنامه تلايشانزيوني American Dreamz شرکت کند.

او براي اين کار دوست پسرش را ترک کرده و با مجري اين برنامه مارتين تايشانيد رابطه بربرنامه مي کند.

هموقت عمر، پسري عرب پا به آمريکا مي گذارد تا با اقوام خود ملاقات کند و تصادفاً براي حضور در اين مسابقه انتخاب مي شود.

رئيس جمهور آمريکا نيز که دچار افسردگي شده، به پيشنهاد معاون اش تصميم مي گيرد در اين مسابقه شرکت کند.

دردسر موقعي شروع مي شود که بستگان عمر از او مي خواهد تا بمبي به بدن خود بسته و استوديو را منفجر کند.



چرا بايد ديد؟
اگر باورتان نمي شود که ضد آمريکايي ترين فيلم ها در هاليوود ساخته مي شوند، کافي است به تماشاي آمريکن دريمز يا رايشاناي آمريکايي برايشاند.

همه چيز براي دست انداختن اين رايشانا و قايشان ترين مرد جهان امروز- که طبيعتاً رئيس جمهور آمريکاست- آماده شده است.

از ايده دست کمک دراز کردن او بر اثر افسردگي به سايشان يک شومن بگيريد تا حضور اعراب در آمريکا که برنامه است هاليوود –يعني صادر نماينده فساد غرب به دنياي اسلام- را نابود کند.

بگذريم از اين که آرزوهاي سالي و ديگراني هم که در اين مسابقه برنامه است شرکت نمايند، تا چه حد کوچک، مسخره و کميک است.


پل ايشانتز متولد ١٩٦٦ نيايشانورک فرزند جان ايشانتز طراح مد و نايشانسنده که با شيريني آمريکايي[١٩٩٩]، درباره يک پسر[٢٠٠٢] و در جمع همکاران خوب[٢٠٠٤] به اندازه کافي شناخته شده، اين بار به سراغ موضوعي رفته که مي تواند ادامه راه را برايش مسئله کند.

چون American Dreamz که با سرمايه ١٩ ميليون دلار تهيه شده در گيشه فقط نيمي از اين هزينه را برگردانده که نشان دهنده بي علاقگي[و حتي نفرت] تماشاگر آمريکايي به شوخي با بت هاي ذهني خايشانش است.

حتي منتقدين نيز به ايشان تاخته اند که سرمشق او در نگارش فيلمنامه قسمت هايي از سريال بت آمريکايي"American Idol" بوده، چيزي که ايشانتز به شدت اون را رد مي کند.

با اين وجود اگر زيباي آمريکايي را پسنديده ايد، تماشاي اين يکي را هم از دست ندهيد.

چه ديديد شايد در اسکار امسال به همان اندازه هم موفقيت کسب کند!
ژانر: کمدي، موسيقي.


121:

فیلم ایرانی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خارجی پدر خواندر .

تایتانیک.

بر باد رفته.اقا خانوم اسمیت

122:

خارجی: دیگران(بازی نیکول کیدمن)...پاپیون(بازی هستیو مک کویین وداستین هافمن)...

ایرانی:نفس عمیق(کارگردانی پرویز شهبازی)....مادر(علی حاتمی)...


123:

بوسه اژدها خیلی زیبا بود! فرار از زندان!

سرعت که فیلم آمریکاییه! پرواز از اردوگاه فیلم قدیمی ایرانی!

بر باد رفته! آخرین سامورایی و.......! یادم نیست دیگه!

124:

فیلم جاده ای به سوی تباهی (یا جاده ای به شهر پردیشن)
Road To Perdition
با بازی تام هنکس

هر 3 قسمت "هانیبال لکتر" هم به یاد ماندنی بودند.با بازی فوق العاده " اونتونی هاپکینز"

و فیلم "همشهری کین"

فیلم خشم اژدها هم بدک نبود

125:

واقعاً با خشم اژدهایی که فرمودی موافقم...

126:

منم با خشم اژدها موافقم!

البته خداییش فیلم های آمریکایی و ترسناک حرف نداره! من فیلم خیلی زیاد نگاه میکنم!

127:

عزیزم من من باب مزاح فرمودم خشم اژدها...

ولی خب باید به سلایق دوستان احترام گذاشت....

ولی فیلمی که سپس تماشا فکر شمارو مشغول نکنه ارزش دیدن نداره...

128:

دوست من بنده هم من باب شوخی فرمودم! ( رو ندیدی؟؟)
در ضمن مهم این نیست که ذهن منو مشغول کنه مهم اینه که به مستندات و وقایع روز مره
زندگی نزدیک و نزدیک تر باشه!

129:

اوکی..الان دیدم...

به شرطی که زندگی روزمره ارزش پرداخت رو داشته باشه...

حتما سینما ماوراء رو یکشنبه ها از شبکه 4 میبینید...یا بهتره ببینید...با دیدن بعضی از فیلمهای گمنام ولی هستثنایی ای که پخش میکنه واقعا میفهمم که چقدر ما از موضوعاتی که باید راجع بهش فکر کنیم دور افتادیم...

بحثهای پايه ی ذهن انسان....دغدغه های پنهان وخاموش شده انسان...

شاید به بحث ربطی نداشته باشه...ولی فیلمی که همین یکشنبه داد بینظیر بود...فوق العاده بود:

بهار،تابستان،پاییز،زمستان ودوباره بهار...

حتما تکرار اونو شنبه شب آینده(اگه اشتباه نکنم) ببینید تا فرق فیلمو با فیمل ببینید...


130:

بله دوست من! چند باری دیدم! البته همیشه نه!

اینکه زندگی هر شخص ارزش پرداخت و تفکر رو داشته باشه یا نه به خودش بستگی داره!

فکر میکنم از بحث زیادی منحرف شدیم! فیلم های هندی هم واسه خنده خیلی خوبن!

131:

من که مطمئنم تمام خانومای ایران واز جمله شما از فیلمهای هندی بدتون نمیاد و اونو نگاه میکنید..


132:

دختر چاق
Phat Girl

معرفی فیلم
نايشانسنده و کارگردان: نگست ليکه.

موسيقي: هستيون ادلمن.

مدير فيلمبرداري: جان ال.

دمپس جونيور، دين لنت.

تدايشانن: زيک ارنولد.

طراح صحنه: ناتاشا بومگاردنر، وارن آلن يانگ.

بازيگران: مو’نيک[جزمين بيلتمور]، کندرا سي.

جانسون[استيسي]، جايشان فول دريک[ميا]، جيمي ژان لوئي[دکتر تونده]، گادفري[اکيبو]، اريک رابرتز[رابرت مه ير]، جک نوزورثي[ريچارد اکهارد].

٩٩ دقيقه.

محصول ٢٠٠٦ آمريکا.


جزمين بيلتمور فروشنده چاق لس اونجلسي آرزو دارد که زيرپوش هايي زيبا براي خود و زنان هم قواره اش طراحي کند.

اما اعتماد نفس او- وقتي که رئيس از خود راضي اش ريچارد اکهارد نمي پذيرد تا طرح هاي او را به رابرت مه ير نشان دهد- از ميان مي رود.

از طرف ديگر تلاش هاي او براي کاهش وزن خود چندان موفقيت آميز نيست و فقط باعث از ميان رفتن پول و وقت ايشان مي شوند.

تا اين که در سفري تفريحي به پالم اسپرينگز که توسط دوست لاغر اندام او هستيسي طراحي شده با دکتر تونده اهل نيجريه که براي ديدار از ميا دختر خاله اش - دوست مشترک هستيسي و جزمين- به آمريکا آمده آشنا مي شود.

تونده خيلي زود به جزمين اظهار علاقه مي نمايد، اما جزمين از توجه او به خودش کمي مشکوک هست.

اما عشق همه چيز را حل خواهد کرد.

چرا بايد ديد؟
قابل توجه خانم ها و آقاياني که از نبود پوشش هاي سايز بزرگ هميشه در عذابند و اعتماد به نفس خود را- به خاطر چاقي شان- هنگام برخورد با جنس مخالف از دست مي دهند: دختر چاق هماني هست که دنبالش بوديد.

يک فيلم کم هزينه و ٣ ميليون دلاري- چون هيچ تهيه نماينده اي حاضر به پذيرش ريسک سرمايه گذاري رايشان فيلمي با قهرمان مونث چاق نبود- که فقط در اکران اوليه اش بيش از دو برابر اين مبلغ را به چنگ آورده هست.


دختر چاق اولين تجربه کارگرداني نگست ليکه هست که قبلاً قسمت هايي از سريال موفق برنامه ملاقات کورکورانه"Blind Date"[١٩٩٩] را نوشته بود.

دختر چاق نيز قصه اي درباره عشق واقعي دارد که بزرگ و کوچک[از نظر جثه يعني] نمي شناسد و توانسته به خوبي اين مايه را در گونه کمدي بگنجاند.

البته مقداري از توفيق فيلم مديون خانم مو’نيک[Mo'Nique] هست که سابقه اي قابل توجه در مجري گري و اجراي کمدي هاي تک نفره دارد.

با اين حال کارگردان مونث فيلم وقتي طولاني را صرف مي نمايد تا به گره اصلي داستان –آشنايي جزمين و تونده- برسد در حالي که انبانش از حوادث جالب اندکي تهي هست.

ولي اگر مدت هاست نخنديده ايد، شايد دختر چاقي که کمي هم بد دهان هست بتواند دقايق خوشي براي شما فراهم کند.

يادتان نرود چاق ها دل دارند و مي توانند شوهران يا همسران خوش تيپ تر از خود به تور بزنند!
ژانر: کمدي.


133:

معرفي و دانلود فيلم آژانس شیشه ای
معرفی فیلم
نايشانسنده و كارگردان: ابراهيم حاتمي كيا
مدير فيلمبرداري: عزير ساعتي
تدايشانن: هايده صفي ياري
طراح صحنه: پرايشانز شيخ طادي، حميد چاركچيان
چهره پرداز: مهرداد ميركياني
بازيگران: پرايشانز پرستايشاني، حبيب رضايي، رضا كيانيان، بيتا بادران، قاسم زارع، محمد حاتمي، اصغر نقي زاده، صادق صفايي، نسرين نكيسايي، عزت الله مهرآوران، فرشيد زارعي فر، صادق توكلي، فرهاد شريفي، فرهاد مهاديان، ساحره متين، مجيد مشيري، هنگامه فرازمند، بهناز توكلي
تاريخ نمايش: 1377

خلاصه داستان:
حاج كاظم دوست همرزمش عباس را پس از سال ها در يكي از خيابان هاي شلوغ شهرستان تهران مي بيند.

عباس با همسرش نرگس براي مداواي تركشي كه در گردن دارد عازم بيمارستان هست.

حاج كاظم كه با اتومبيلش مسافركشي مي كند، او را به بيمارستان مي برد و پزشك معالج وضعيت عباس را بحراني تشخيص ميدهد.

و اصرار مي كند كه در اسرع وقت عباس به بيمارستاني در لندن منتقل شود.

زن و شوهر در خانه حاج كاظم ساكن مي شوند تا مقدمات سفر مهيا شود.

بهمن پزشك همرزمشان ايشانزاي سفر را تهيه ميكند و حاج كاظم نيز با فروش اتومبيل خود %د تهيه هزينه بليط هواپيما هست.

خريدار اتومبيل به وعده اش عمل نمي كند و حاج كاظم پس از مرافعه با رئيس آژانس كاكتوس كه قصد دارد بليت رزور شده كاظم وعباس را به شخص ديگري واگذار كند، با گرفتن اسلحه يك سرباز وظيفه افرادي را كه در آژانس هستند به عنوان شاهد نگه مي دارد تا امكان سفرعباس و خودش به لندن فراهم شود.

دو مامور امنيتي به نام هاي احمد همرزم حاج كاظم و سلحشور وارد ماجرا مي شوند و پس از فرمود و گو عده اي از شاهدان آزاد مي شوند.

سلحشور در مقابله با حاج كاظم معتقد به شدت عمل هست.

اما احمد به شيوه خود غائله را فيصله مي دهد و همراه با حاج كاظم و عباس به سايشان لندن پرواز مي كند.

قبل از خروج ازهواپيما از مرز هوايي كشور، هنگام تحايشانل سال نو، عباس جان مي سپرد.



134:

پاپیون
معرفی فیلمپاپیون از اون فیلمهای هست که ارزش یکبار دیدنش را دارد وبسیاری از ایرانیهای علاقمند به سینما حداقل یکبار تجربه مشاهده این فیلم را البته با حذف برخی بخشهای اون از تلویزیون ملی داشته اند.
فیلم پاپیون از موسیقی زیبا، بازی خوب و داستان جذابی برخوردار هست که اونرا فیلمی به یاد ماندنی می نمايند و از بهترین فیلمهای هست که تاکنون دیده ام، اگر چه در نوجوانی موسیقی اون بیشتر برایم جذاب بود اما بعدها داستان و ماجرای شخص اول داستان برایم از جذابیت بیشتری برخوردار بود.
احتمالا میدانید که پایپون سرگذشت و ماجرای هنری ( یا همان پاپیون - با بازی هستیو مک کوئین) هست که تحمل زندان و اسارت را ندارد و تلاش میکند از زندان بگریزد و بارها بازداشت و مجددا به زندان مخوف تری فرستاده می شود در اینحال ماجراهای بسیار جالبی نیز در طول فرارش برای پیش می آید .اونچه در شخصیت پاپیون برای من جذاب هست تسلیم نشدن در برابر اسارت و آزاد منشی اوست که با وجودیکه سالها زندانی هست اما همچنان تلاش دارد تا از هر موقعيتی برای فرار و رسیدن به آزادی هستفاده کند.

او حتی بر خلاف دوست نزدیکش لوئیس وگا (با بازی داستین هافمن ) در پیری نیز تسلیم اسارت و زندگی در جزیره ای دور افتاده نمی شود و بالاخره فرار میکند.پاپیون با وجودیکه تنش اسیر بود اما روحش و فکرش هرگز تسلیم نشد .

اگرچه این یک داستان بود اما چنین شخصیتی بسیار خواستنی و دوست داشتنی هست.


درباره فیلم پاپیون Papillon
تاریخ:1973
ژانر:Action/Adventure
وقت: دو ساعت و سی دقیقه (از برنامه نسخه ای از فیلم دو ساعت و پنجاه دقیقه بوده هست)
بازیگران شخصیتهای مهم فیلم:Steve McQueen, Dustin Hoffman
کارگردان:Franklin J.

Schaffner
موزیک:Jerry Goldsmith

135:

معرفي فيلم
مردي در داخل
Inside Man
معرفی فیلم
کارگردان: اسپايک لي.

فيلمنامه: راسل گايشانرتز.

موسيقي: ترنس بلانشارد.

مدير فيلمبرداري: ماتيو ليباتيک.

تدايشانن: بري الکساندر براون.

طراح صحنه: ايشانن تامس.

بازيگران: دنزل واشنگتن[کارآگاه کيت فريزر]، کلايو اوئن[دالتون راسل]، جودي فاستر[مدلين وايت]، کريستوفر پلامر[آرتور کيس]، ايشانلم دافو[سروان جان داريوس]، چيوتل ايجيفور[کارآگاه بيل ميچل].

١٢٩ دقيقه.

محصول ٢٠٠٦ آمريکا.


گروهي به رهبري دالتون راسل به يک موسسه مالي حمله کرده و مشتريان و کارمندان اونجا را به گروگان مي گيرند.

کارآگاه کيت فريزر و همکارش بيل ميچل مامور حل اين پرونده مي شوند.

فريز با دالتون ارتباط بربرنامه کرده و از ايشان مي خواهد تا گروگان ها را آزاد کند، اما کارها اون گونه که پليس مي پندارد جلو نمي رود.

چون نقشه زيرکانه راسل فريزر و همکارانش را در موقعيتي پيچيده برنامه مي دهد.

از طرف ديگر، آرتور کيس ثروتمندي سالخورده، وکيلي به نام مدلين وايت را اجير مي نمايد تا با راسل مذاکره کند.

اين اتفاق موضوع را براي فريزر بيش از پيش اسرارآميزتر و پيچيده تر مي نمايد.

چرا بايد ديد؟
آخرين ساخته اسپايک لي که در تقابل با آثار پيشين اش برنامه دارد، از نظر ساختاري يکي از تريلرهاي خوب امسال هست.

هر چند مطابق معمول شخصيت هاي سياه پوست نقش اصلي را در روند قصه ايفا مي نمايند، اما حاصل کار در ترکيب بازيگراني سفيدپوست و نام آور چون پلامر، فاستر و اوئن بيشتر به توليدي گران قيمت و هاليوودي شبيه هست تا فيلمي از اسپايک لي.

فيلم مانند تريلر هاي دزد و پليس نمايشي از نقشه هاي زيرکانه هر دو طرف براي پيروزي هست و بر خلاف سنت اين گونه فيلم ها اين بار هر دو طرف پيروز مي شوند.

اسپايک لي که از ساعت بيست و پنجم- با بازي ادوارد نورتن- دوره تازه اي از فيلمسازي خود را آغاز کرده، به نظر مي رسد که قصد دارد تا شيوه هاي اختصاصي خود در روايت قصه را در دل توليدات عظيم هاليوودي بگنجاند، و تا حدود زيادي هم موفق مي شود.

مردي در داخل که يک تريلر سياسي/اجتماعي نيز محسوب مي شد، مهر يک محصول خاص يهودي/هاليوودي را نيز با خود دارد و برنامه هست دزدان متعهد و پليس وظيفه شناس با همکاري يکديگر آرتور کيس نابکار را که از قبل قتل عام يهوديان توسط نازي ها به ثروتي بزرگ دست يافته، افشا نمايند.

شباهت انکار ناپذيري ميان سپس ظهر نحس و اين فيلم وجود دارد، اما مي توان فرمود که اسپايک لي با مهارت به جاي تقليد از ساخته لومت ، به اون اداي احترام کرده هست.

فيلم که بودجه اي ٤٥ ميليون دلاري ساخته شده، تا اين لحظه بيش از دو برابر اين مبلغ در اکران آمريکاي شمالي به چنگ آورده و به نظر مي رسد از مرز صد ميليون دلار نيز خواهد گذشت.

از نکات جالب فيلم هستفاده لي از موسيقي هندي در تيتراژ آغاز فيلم هست که قابلت هاي اين نوع موسيقي را به نمايش مي گذارد.

تماشاي فيلم براي دوستداران تريلرهاي پليسي اکيداً توصيه مي شود.
ژانر: جنايي، درام، تريلر.


136:

امشب یعنی یکشنبه 5/9/85 ساعت 20.35 از شبکه 4 فیلم بوسه زندگی رو با هم ببینیم...

بعد راجع بهش صحبت کنیم...


137:

فیلم تصادف هم خیلی جالب بود!

138:

خداییش اینو راست فرمودی! آخه خیلی رویایی و عشقولانه هستن!

139:

حالا فعلا اینو نگاه کنید تا بعد...

در ضمن به نظرم مثل تالار داستان نویسی جای یه بخش نقد وبررسی فیلم کمه تو این تالار...

بهتره مدیر این تالار آستینی بالا بزنه!!...

140:

خوب می تونیم همین جا سپس معرفی فیلم و تماشای اون راجع بهش بحث کنیم! چطوره؟

141:


خوبه...حالا امشب یادت نره...فردا که نیستم...ولی از پس فردا صحبت میکنیم راجع بهش...


142:

باشه چشم! سعی میکنم نگاه کنم! آخه احتمالا بیرون باشیم! چون خانواده همه میخوان برن مکه داریم هر روز میریم واسه خداحافظیشون! اگه هم ندیدم شما لطف کنید و یه خلاصه ای ازش برام بگین ممنون میشم!

143:

شما که فیلمو دیدی یکم تعریف میکردی.

144:

عزیزم من که فیلمو موقع اون پست ندیده بودم..برنامه بود فیلم پخش بشه...امروز که وقت ندارم...

ولی فردا درموردش صحبت میکنیم...

اعتراف میکنم فیلم به زیبایی فیلم هفته گذشته نبود...ولی باز قابل تامل بود..

من یه تاپیک به نام سینما ماوراء باز میکنم..تو اون توضیح میدم....

فعلاً

145:

بهترین فیلم ایرانی رو که نمی دونم
اما از خارجی ها هم خیلی هست مثل تایتانیک

146:

آقا مهدی چون قول داده بودم یه تیکه ایش رو نگاه کردم! ولی منم اعتراف میکنم فیلم جالبی نبود! یعنی تقریبا میشه فرمود زیاد شبیه فیلم نبود! جذابیت نداشت!

147:

1.خانم و اقای اسمیت
2.شهرک مستقلb 13

148:

خب..روشنک خانوم بهتره تو تاپیک سینما ماوراء در مورد این فیلمها صحبت کنیم..


149:

من فقط دقایقی از فیلم رو دیدم و به نظرم جالب اومد بخصوص بازی بازیگرانش من از جای که اونها رو از کشتی میخوان ببرن به زندان دیدم و بعدش رو کمی به نظر من که قشنگ بود

150:

زنان بيضا
Beyza'nın Kadınları

معرفی فیلم
کارگردان: مصطفي آلتي اوکلار.

فيلمنامه: نوکهت بيچاکچي، ابرو حاجي اوغلو.

موسيقي: فاهير آتاک اوغلو.

مدير فيلمبرداري: سايشانکوت توران.

تدايشانن: ارهان آجار.

طراح صحنه: آصلي تومن.

بازيگران: تامر کاراداغلي[فاتيح]، دمت اوگار[بيضا]، لونت اوزومجو[دوروک]، آردا کورال[ناعيم]، انگين هپيلري[حسين]، براک توزونتاچ[فيگن]، مينه چايراوغلو[سرآپ].

١٢٧ دقيقه.

محصول ٢٠٠٦ ترکيه.


اجساد تکه تکه شده چند زن و مرد در محله هاي مختلف هستانبول کشف مي شود.

کارآگاه فاتيح مسئول رسيدگي به اين پرونده مي شود.

روسايش از ايشان مي خواهند براي يافتن اين قاتل سريالي از کمک دوروک- روانشناس متخصص امور جنايي- هستفاده کند.

فاتيح با دنبال کردن رد قربانيان موفق مي شود سرنخ هايي به دست آورده و فراخوان مي نمايد که قاتل يک زن هست که هر بار با تغيير قيافه و انتخاب نامي ديگر دست به جنايت مي زند.

اما شک دارد که اين زن به تنهايي دست به اين قتل ها زده باشد.

سرنخ ها فاتيح رابه سايشان بيضا، همسر دکتر دوروک هدايت مي نمايند.

از طرف ديگر بيضا که دچار بيماري چند شخصيتي بودن هست، خود را قاتلي مي پندارد که هر بار پس از ارتکاب جنايت، دچار فراموشي مي شود.

اما به زودي با ناپديد شدن يک قرباني ديگر همه چيز دگرگون مي شود.

چرا بايد ديد؟
مصطفي آلتي اوکلار متولد ١٩٥٨ از نام هاي مطرح سينماي ترکيه هست و سهمي به سزا در نوزايي اخير اين سينما دارد.

آلتي اوکلار طب خوانده، اما در سال ١٩٨٩ با ساختن فيلمي کوتاه به نام خط من دکتر بودن را به نفع فيلمسازي رها کرد.

اولين فيلم بلندش خنجري به دريا افتاد[١٩٩٢] نام داشت که از سايشان وزارت فرهنگ جايزه اي دريافت کرد.

نمايش هر کدام از فيلم هاي بعدي او هستانبول در زير بال هاي من[١٩٩٥]،Ağır roman، آسانسور[١٩٩٩]، او اينک سرباز هست[٢٠٠٢] و حمام[٢٠٠٥] در تاريخ سينماي معاصر ترکيه حادثه اي به شمار مي رود.

زنان بيضا نيز برنامه بوده تا در رديف اين فيلم ها برنامه گرفته و هستانداردهاي توليد تريلرهاي پليسي را ارتقا دهد؛ که اگر از نظر بصري و تکنيکي نيز موفق شده باشد، لااقل از نظر قصه اي که دستمايه کار ايشان برنامه گرفته چنين نشده هست.
زنان بيضا که گوشه چشمي به سکوت بره ها، سه چهره ايو و سريال بررسي محل جنايت"CSI" دارد، از جهت پيرنگ داستاني، هم چنين پرداخت ديداري شنيداري اش فيلمي قابل پيش بيني هست که کاملاً با قواعد و قراردادهاي اين ژانر هماهنگ هست.

اگر قصدتان ديدن يک فيلم جنايي/روانشناختي خوش ساخت هم باشد، زنان بيضا بهترين انتخاب هست.
ژانر: اکشن، جنايي، ماجرايي.


151:

پيشهاد مي كنم مردگان اسكورسيزي رو ببينيد !

جك نيكلسون و دي كاپريو وقتي مي تونند با هم زيبا بازي كنند كه كارگردان فيلم مارتي باشه

152:

بانايشاني در آب
Lady in the Water

معرفی فیلم
نايشانسنده و کارگردان: ام.

نايت شيامالان.

موسيقي: جيمز نيوتون هاوارد.

مدير فيلمبرداري: کريستوفر دايشانل.

تدايشانن: باربارا توليور.

طراح صحنه: مارتين چايلدز.

بازيگران: پل جياماتي[کليولند هيپ]، برايس دالاس هاوارد[استوري]، جفري رايت[آقاي دوري]، باب بالابان[هري فاربر]، ساريتا چودهوري[اونا ران]، سيندي چيونگ[يونگ سون چايشاني]، ام.

نايت شيامالان[ايشانک رام]، فردي روديگز[رجي].

110 دقيقه.

محصول 2006 آمريکا.


کليولند هيپ سرايدار مجتمع آپارتماني Cove يک شب هنگام انجام کارهاي هميشگي خود با زني اسرار آميز به نام هستوري برخورد مي نمايد.

هستوري در دالان هاي زير هستخر مجموعه زندگي مي نمايد.

کليولند خيلي زود کشف مي نمايد که هستوري نوعي پري دريايي هست.

همان گونه که در افسانه ها آمده، اين پريان دريايي که خطر سفر به دنياي آدم ها را پذيرفته اند از سايشان جانوران خطرناکي تعقيب مي شوند.

کليولند تصميم مي گيرد تا راه آزادي هستوري را هموار کند، از اين رو ايشان و ساکنان مجموعه بايد يک سري رمز را کشف و با خطرات مختلفي روبرو شوند.

چرا بايد ديد؟
شيامالان با سومين فيلمش به فرمولي دست يافت که آميزه اي از ژانرهاي فانتزي، معما، تريلر، ترسناک و پديده هاي فوق طبيعي بود.

فرمولي که تا اين لحظه و سپس ساختن سه فيلم ديگر توانسته درآمدي معادل يک ميليارد و 586 ميليون دلار نصيب تهيه نمايندگان آثارش کند.

رقمي که براي خود رکوردي قابل توجه به شمار مي رود.

دسمتزد خود او نيز از 3 ميليون دلار در حس ششم به 12 و نيم ميليون دلار در نشانه ها افزايش پيدا کرد و شيامالان را تبديل به يکي از موفق ترين و پولسازترين کارگردان هاي امروز آمريکا نمود.

اما اون چه دستاورد او را شخصي تر و ماندگارتر ساخته وجود تم هايي مانند ايمان، يافتن جايي که در زندگي به اون تعلق داريم، بيگانه ها و ...

هست که در بحران معنايشانتي که سينماي هاليوود را فرا گرفته از ايشان يک گورو[نوعي درايشانش هندي] ساخته و در قلب بعضي منتقدان و سينما دوستان جاي داده هست.

او مرغ تخم طلاي هاليوود هست، يک قصه گايشان تمام عيار که مي تواند در طرفه العيني يک قصه پريوار از خود ایجاد کند!
بانايشاني در آب که ابتدا برنامه بود در کمپاني ديزني توليد شود به دليل اختلاف هاي شيامالان با تهيه نماينده، سر از کمپاني برادران وارنر درآورد.

در حالي که ديزني تهيه نماينده چهار فيلم قبلي شيامالان بود و به نظر مي رسد اين فيلم آغاز مرحله تازه اي در کار او و واجد تازگي هايي هست که کمپاني مزبور اونر ا برنمي تابيده و به ماه عسل دو طرف خاتمه داده هست.

هنرپيشه اصلي زن فيلم دختر ران هاوارد بازيگر و کارگردان آمريکايي هست که سپس فيلم مندرلي و دهکده[ساخته شيامالان] به شهرتي سريع دست يافته هست، اما ستاره واقعي فيلم پل جياماتي هست که سپس راه هاي جانبي توانست نام خود را به عنوان بازيگري صاحب هستعداد در فيلم هاي مختلف و ژانرهاي متفاوت مطرح کند.

اگر به قصه هاي شيامالان يا سبک روايت او که سرشار از غافلگيري علاقه داريد، موقعيت تماشاي فيلم را از دست ندهيد.

اگر از دوستداران ايشان نيستند، فرمود و گايشان اين شماره را بخوانيد شايد تجديد نظر کرديد!
ژانر: فانتزي، راز آميز، تريلر.


153:

سلامممممممممممممم!!!
خوش برگشتی پسر تو کجایی

154:

سلام !
همين دور و برا

چه خبر از هنر هفتم در هم ميهن ؟

155:

هیچ خبری نیست منم فقط رفتم تو کار کپی پیست
خیلی خوشحالم که برگشتی

156:


از شما ممنونم كه به معرفي كارهاي خوب سينمايي همت گماشته ايد.
كارهاي شيامالان واقعا ديدني و جذاب هستند يا لااقل من خيلي خوشم مي آيد.

اين فيلمش را نديده ام ولي با توجه به پيشينه اين كارگردان مي شود حدس زد كه بايد بسيار ديدني باشد.

بخصوص كه موضوعش در مورد پري دريايي هم هست.

باز هم تشكر

157:

این فیلم رو دیدم ، واقعا عالیه

158:

Narnia و Vanhelsing


159:

معرفي فيلم
شيطان پرادا مي پوشد
The Devil Wears Prada
معرفی فیلم
کارگردان: ديايشاند فرانکل.

فيلمنامه: الين براش مک کنا بر پايه داستاني از لورن وايزبرگر.

موسيقي: تئودور شاپيرو.

مدير فيلمبرداري: فلوريان بالهاوس.

تدايشانن: مارک ليوولسي.

طراح صحنه: جس گانکور.

بازيگران: مريل هستريپ[ميراندا پريستلي]، اون هاتاايشان[اندي ساکس]، اميلي بلونت[اميلي]، هستنلي توچي[نايجل]، آدرين گرنيه[نيت]، تريسي تامس[لي لي]، ريک سامر[داگ].

١٠٩ دقيقه.

محصول ٢٠٠٦ آمريکا.


مجله "Runway" در قلب دنياي مد نيايشانورک برنامه دارد و ميراندا پريستلي گرداننده و ملکه بلامنازع اون هست.

او تصميم گرفته تا دستياري تازه برا ي خود هستخدام کند، اما اين کار اون قدرها هم که به نظر مي رسد کار ساده اي نيست.

چون ميراندا تا حد ممکن آدمي سخت گير هست، ولي اندي دستيار تازه ايشان خود را اسير دنياي مد مي يابد و کشمکشي تلخ و شيرين ميان اون دو آغاز مي شود...

چرا بايد ديد؟
بي تعارف بايد فرمود شيطان پرادا مي پوشد فيلم مريل هستريپ هست.

بازيگري که در توانايي او شکي نيست، اين را به گواه جوايز فراواني که گرفته نمي گايشانم، بلکه شاهدم نقش هاي متفاوت و به ياد ماندني هست که او در طول چهار دهه بازيگري اش ايفا کرده و از همه مهم تر سرپا ايستاده هست.

هنوز حضور هستريپ مي تواند ضامن موفقيت يک فيلم باشد و در مورد اين يکي توانسته سرمايه ٣٥ ميليون دلاري تهيه نمايندگان را به عايدي ١٢٤ ميليون دلاري تبديل کند.

اتفاقي که در وقته ما براي يک فيلم کمدي زنانه بي سابقه هست.

هستريپ که در ايفاي نقش هاي متفاوت از خود لياقت نشان داده اين بار در نقش ميرانداي دنياي مد را که مار خورده و افعي شده و يکي از شرورترين زنان سينماي سال هاي اخير هاليوود به شمار مي رود، سنگ تمام گذاشته هست.

فيلم بر پايه کتابي که شش ماه در راس جدول پر فروش هاي نيايشانورک تايمز برنامه داشت ساخته شده و يک کمدي سياه تمام عيار هست.

ديايشاند فرانکل متولد ١٩٥٩ بيشتر کارگردان تلايشانزيون هست و در سريال هايي چون سکس و شهر خوش درخشيده؛ برنده اسکار بهترين فيلم کوتاه خاطرات عزيز[١٩٩٦]، برنده جايزه امي و کريستوفر براي ميني سريال Band of Brothers و نامزد امي براي سريال کمدي Entourage بوده و آخرين کارش رم نيز نامزد انجمن کارگردان هاي آمريکا شده هست.

شيطان پرادا مي پوشد براي اون او و اونهاتاايشان نيز جهشي تازه در کارنامه اش محسوب مي شود.

هر چند حضور هستريپ دليلي کافي براي تماشاي فيلم به شمار مي رود، اما پشت صحنه دنياي مد و بي رحمي ها و شفقت هاي اون مي تواند عامل جذابيت دهنده قايشان ديگري براي انتخاب فيلم باشد!
ژانر: کمدي، درام.




160:

معرفي فيلم

ترانسيلوانيا
Transylvania معرفی فیلم
نايشانسنده و کارگردان: توني گاتليف.

موسيقي: توني گاتليف، دلفين مانتوله.

مدير فيلمبرداري: سلين بوزون.

تدايشانن: مونيک دارتون.

طراح صحنه: بريژيت براسار.

بازيگران: آسيا آرجنتو[زينگارينا]، آميرا کاسار[ماري]، بيرول اونل[چانگالو]، الکساندرا بوريارد[لومينيستا]، مارکو کاستولدي[ميلان].

١٠٣ دقيقه.

محصول ٢٠٠٦ فرانسه.

برنده جايزه ژرژ دلرو براي موسيقي و نامزد جايزه بزرگ جشنواره فلاندر.


زينگارينا براي يافتن نوازنده اي به نام ميلان که از ايشان آبستن شده، به ترانسيلوانيا مي رود.

اما وقتي او را مي يابد، متوجه مي شود که ميلان علاقه اي به ايشان ندارد.

در اين سفر فرشته نگهباني به نام ماري و مترجمي به نام لومينيستا او را همراهي مي نمايند.

اما زينگارينا که دچار سرخوردگي بزرگي شده و قصد دارد از هر چيز که گذشته را به ياد او مي آورد فاصله بگيرد، ماري را نيز رها مي نمايد.

اما رابطه عاشقانه تازه اي در انتظار اوست! اين مرد چانگالو نام دارد، کسي که نه خانه دارد و نه خانواده اي، به چندين زبان با لهجه اي غريب سخن مي گايشاند و هاله اسرار آميز اطراف ايشان را فرا گرفته هست.

چانگالو و زينگارينا در سفري با هم همراه مي شوند و زندگي هر دو مسير تازه اي پيدا مي نمايد.

چرا بايد ديد؟
ميشل داماني متولد ١٩٤٨ يا اون طور که دوست دارد ناميده شود توني گاتليف را مي توان تنها و مشهورترين فيلمساز کولي امروز دانست.

او در الجزاير به دنيا آمده، از ١٩٧٥ شروع به فيلمسازي کرده و تا اين لحظه در تمامي فيلم هايش همواره کوشيده تا فرهنگ و زندگي کولي هاي آوار در سرتاسر اروپا نشان دهد.

گاتليف هم اکنون هستاد مدرسه فميس هست و جوايز معتبري براي فيلم هاي تبعيدي، غريبه ديوانه، سفر بي مخاطره، من آمدم و...

دريافت کرده هست.

او که در کنار نوشتن و کارگرداني فيلم دست اندر کار ساختن موسيقي فيلم نيز هست، جوايزي هم در اين زمينه کسب کرده هست.

ترانسيلوانيا آخرين فيلم اوست که امسال براي اولين بار در بخش خارج از مسابقه کن به نمايش در آمد.

مشخصه ديگر کارهاي او شخصيت هاي تودار و کم حرف، موسيقي غريب و حال و هواي راز آميز و تم جستجو و جاده و عشق هست.

ساخت فيلم با شايعاتي در باره عشق اونل و آرجنتو همراه بود.

بيرل اونل بازيگر نقش چانگالو که با فيلم در برابر ديوار[فاتيح آکين] به شهرت رسيد، بار ديگر در نقش يک عاشق مي درخشد.

اونل در فيلم در برابر ديوار به نقش جاهيد نقش مردي را ايفا مي کرد که در راه عشق خود قرباني سيستمي مي شد که در برابرش ايستاده بود، اما اين بار در نقش عاشقي مرموز ظاهر شده که تا نبيد باور نخواهيد کرد که ايشان چه بازيگر قابلي هست.

اگر زندگي کولي ها براي تان جذاب هست، اگر به سينماي متفاوت گاتليف و اروپا علاقمند هستيد، ترانسيلوانيا بهترين موقعيت براي فرو نشاندن عطش شماست!
ژانر: درام.



161:

معرفي فيلم برای دوستان عزیز سایت هم میهن

بازگشت
Volver / To Return
معرفی فیلم
کارگردان: پدرو آلمودووار.

موسيقي: آلبرتو ايگلسياس.

مدير فيلمبرداري: خوزه لوئيس آلکاينه.

تدايشانن: خوزه سالسيدو.

طراح صحنه: سالوادور پارا.

بازيگران: پنه لوپه کروز[رايموندا]، کارمن مائورا[ايرنه]، لولا دايشاننياس[سوله]، بلانکا پورتيلو[آگوستينو]، چاس لامپريوه[تيا پائولا].

١٢١ دقيقه.

محصول ٢٠٠٦ اسپانيا.

نامزد نخل طلا و برنده جايزه بهترين بازيگر زن و بهترين فيلمنامه از جشنواره کن، برنده جايزه تماشاگران و بهترين بازيگر زن، بهترين فيلمبرداري، بهترين موسيقي و بهترين کارگرداني از جشنواره فيلم اروپا، برنده جايزه فيپرشي به عنوان بهترين فيلم سال از جشنواره سن سباستين، برنده جايزه تماشاگران از جشنواره والادوليد.


رايموندا با دخترش پائولا و شوهر هميشه مست اش پاکو در مادريد زندگي مي نمايد.

خواهرش سوله مطلقه هست و مخفيانه به عنوان آرايشگر کار مي نمايد.

دو خواهر والدين شان را در جريان يک آتش سوزي در زادگاه شان- دهکده اي در لامانچا- از دست داده اند.

تنها خايشانشاوند اونها که در ده زندگي مي نمايد خاله پائولاست که طوري از خواهرش ايرنه- مادر سوله و رايموندا- حرف مي زند، که انگار هنوز در قيد حيات هست.

دو خواهر سالهاست سپس مرگ والدين خود در مادريد ساکن شده اند، اما با مرگ خاله پائولا همه چيز دگرگون مي شود.

چون گذشته بار ديگر همراه با اسرار و تعليق هاي خود بازگشته هست...

چرا بايد ديد؟
چون امکان ندارد آلمودووار فيلم بدي بسازد و حتماً بايد ديد!
از آخرين فيلم آلمودووار دو سالي گذشته و هنوز خاطره خوش تماشاي اون باقي هست.

چون آلمودووار شخصيت ها و روايتي خاص خود دارد که او را چند سال قبل صاحب جايگاهي ميان بونوئل کبير و داگلاس سيرک دانسته ام.

آلمودووار يکي از معدود مولف هاي روزگار ماست و با اين حال براي خيلي ها بچه تخس سينماي اسپانيا و براي برخي ترسناک، چون اغلب شخصيت هاي فيلم هاي او را هم جنس گرا، دو جنس گرا، ترانسکشوال ها و...

تشکيل مي دهند.

آلمودووار در هفدهمين فيلم خود بار ديگر پس از چند سال وقفه کروز و مائورا را به کار گرفته، به دوره فيلم هاي اوليه خود رجوع کرده و در واقع به سراغ ريشه هاي خود در لامانچا برگشته هست.

بازگشت پاسخي به دغدغه هاي هميشگي کارگردان درباره مرگ، عشق و خانواده و نسل هاست که بار ديگر در ترکيبي کمدي/درام توانسته اونها در کنار هم بچيند.

کروز با اين فيلم به اوج قله بازيگري خود دست يافته و ثابت مي نمايد که کار در هاليوود و توليدات بين المللي نتوانسته ذره اي از اعتبار کار با آلمودووار را براي او فراهم نمايند.

براي اطلاع دوستداران کنجکاو فيلم بايد بگايشانم که نام فيلم از تانگايشاني متعلق به دهه ١٩٣٠ ساخته کارلوس گاردل گرفته شده و حتماً طرفداران فيلم هاي آلمودووار- مخصوصاً خانم ها- از ديدن بازگشت شفرمود زده شده و ساعت هاي خوشي را خواهند گذراند.


ژانر: کمدي، درام.



162:

معرفی فیلم

163:

معرفي فيلم

تردست/حقه باز
Hokkabaz معرفی فیلم
کارگردان: جم يلماز، علي تانر بالتاجي.

فيلمنامه: جم يلماز.

موسيقي: اوزان چولاک اوغلو.

مدير فيلمبرداري: اوغور ايچباک.

تدايشانن: انگين اوزتورک.

طراح صحنه: ياشار کارت اوغلو.

بازيگران: جم يلماز[اسکندر تون آيدين]، مظهر آلانسون[سعيد تون ايدين]، اوزلم تکين[فاطمه نور]، تونا اورهان[مارادونا-اورهارن ديرکک]، تونجر سلمان[اصلان تورکسونمز].

١٢٢ دقيقه.

محصول ٢٠٠٦ ترکيه.


اسکندر تردست هست.

يعني در واقع شعبده باز هست.

اما همه مي پندارند که او و دوست دوران کودکي اش مارادونا تردست يا به تعبير عاميانه حقه باز هستند.

اون دو به دنبال ماجرايي مجبور به فراري سريع از هستانبول شده و با پذيرش سعيد-برادر اسکندر- به عنوان عضايشان از تور نمايشي خود مخاطره بزرگي را به جان مي خرند.

اما بابا سعيد از سال ها قبل قدرداني از اسکندر را فراموش کرده هست.

سه مرد در طول تور با ماجراهايي مختلف روبرو ي شوند، اما اين حوادث با ورود فاطمه به جمع شان رنگ تازه اي به خود مي گيرد.

چرا بايد ديد؟
جم يلماز متولد ١٩٧٣ پديده سينماي ترکيه در سال ١٩٩٨ با فيلم همه چيز روبراه خواهد شد پا به سينما گذاشت.

او در کنار بازيگري با نوشتن فيلمنامه اين فيلم و فيلم هاي ديگري مانند G.O.R.A.

[پرفروش ترين فيلم تاريخ سينماي ترکيه تا اين لحظه] توانست شهرت خود را از يک کمدين کلوب هاي شبانه تا حد يک مولف ارتقاء دهد.

او که با ترسيم کاريکارتور وارد دنياي هنر شده بود، خيلي زود اين کاريکاتورها از تصايشانر به کلام و سپس نقش تبديل کرد.

بازي ايشان در چهار نقش در فيلم G.O.R.A.

از اتفاقات نادر سينماي ترکيه بود.

شهرت او هم اکنون –حتي به عنوان يک بازيگر نمايش هاي تک نفره[Stand-up Comedian]- در کشورش اون چنان رو به افزايش گذاشته که حضورش به عنوان هنرپيشه ميهمان در نقشي حتي چند ثانيه اي در يک فيلم سينمايي مي تواند ضامن موفقيت تجاري اون باشد.

از طرف ديگر تبديل به چهره ثابت فيلم هاي تبليغاتي-مانند اتومبيلOpet- شده و اينک براي اولين بار[هر چند مشترک] رايشان صندلي کارگرداني هم نشسته هست.

در کنار او علي تانر بالتاجي برنامه دارد که او نيز اولين تجربه کارگرداني خود را با تردست تحقق بخشيده هست.

بالتاجي قبلاً در شرکت "بوجک فيلم" فيلم هاي تبليغاتي متعددي ساخته و در فيلم هاي مشهور ايشانزون تله و ايشانزون تله: توبا دستيار کارگردان بوده، آخرين کار او ساخت ايشانديو کليپ جرائم ساوقت يافته[نيل کارابراهيمگيل] هست.
فيلم از حال و هواي جاده اي برخوردار هست و به خاطر حضور مظهر آلانسون و تم دو برادر ناسازگار شباهت هايي با فيلم مشترک اول يلماز و او "همه چيز روبراه خواهد شد" را براي تماشاگرانش تداعي خواهد کرد.

در کنار اين تم اسکندر بايد با اين تصور امت که ايشان را به عنوان شعبده باز قبول ندارند و حقه باز مي خوانندش، بستيزد.

تردست به عنوان فيلمي جاده اي و کمدي درباره گروهي از انسان هاست که به هم پيوسته و در انتها به شکلي باشکوه از هم جدا مي شوند.يک موقعيت ناب براي دوستداران اين کمدين براي ملاقات مفرح و موقعيتي براي کساني که با جم يلماز و شوخي هاي گزنده او آشنا نيستند!
ژانر: کمدي، درام.

164:

معرفي فيلم
عشق و سيگار
Romance & Cigarettes
نايشانسنده و کارگردان: جان تورتورو.

مدير فيلمبرداري: تام اشترن.

تدايشانن: ري هابلي.

طراح صحنه: دانا زاکووسکا.

بازيگران: جيمز گاندولفيني[نيک مردر]، سوزان ساراندون[کيتي]، کيت ايشاننسلت[تولا]، هستيو بوسمي[اونجلو]، بابي کاناواله[فرايبورگ]، مندي مور[بابي]، مري لوئيز پارکر[کنستانس].

١١٥ دقيقه.

محصول ٢٠٠٥ آمريکا.

نامزد شير طلايي جشنواره ونيز.
نيک کارگر فلزکار پروژه هاي پل سازي براي فراز از زندگي يکنواخت و خسته نماينده خانوادگي رابطه عاشقانه اي با تولاي زيبا و فتان پيدا مي نمايد.

اين اتفاق سبب مي شود تا همسرش کيتي رابطه اش را با او قطع و از صحبت کردن با ايشان خودداري کند.

نيک که متوجه اشتباه خود شده، دست به هر کاري مي زند تا دوباره با همسر و سه دخترش رابطه بربرنامه نمايد.

او براي ايجاد ارتباط راه تازه اي يافته: هستفاده از آوازها...

چرا بايد ديد؟
جان تورتورو را به عنوان بازيگري با هستعداد مي شناسيم که جوايزي در خور[مانند جايزه کن در ١٩٩١ براي بارتون فينک] دريافت کرده و بخت اون را داشته تا چند فيلم را نيز کارگرداني کند.

کارنامه فيلمسازي ايشان با وجود ناکامي و موفقيت نسبي بسياري از بازيگر/کارگردان ها شروعي درخشان داشته داشته، دريافت دوربين طلايي براي فيلم مک در ١٩٩٢ توقع همه را از ايشان بالا برد.

تورتورو کوشيد تا در فيلم بعدي خود به اين انتظارات جواب دهد، اما نتوانست.

ولي اينک عشق و سيگار به عنوان سومين فيلم بلند او توانسته جوابي قابل به دوستداران ايشان عرضه کند.
عشق و سيگار يک فيلم موزيکال وحشيانه درباره عشق و زندگي خانوادگي هست که سرقفلي اون بازيگر توانايي چون جيمز گاندولفيني [بازيگر اصلي سوپرانوها] هست.

بازيگر ايتاليايي تباري مانند خود کارگردان، که توانسته در اين اپراي طبقه کارگر نيايشانورک نقشي بسيار زيبا و قدرتمندانه از خود به نمايش بگذارد.

عشق و سيگار به عنوان محصول دستان کسي که با برادران کوئن بسيار کار کرده در مقايسه با فيلم اندي گارسيا[ديگر بازيگر-کارگرداني که فيلمش هموقت با عشق و سيگار اکران شد] فيلمي به مراتب هوشمندانه تر و ماندگارتر هست.

تورتورو که خود در خانواده اي کارگري به دنيا آمده، مي گايشاند که روايت داستان هايي درباره اين طبقه را بسيار دوست دارد و مي خواهد رايشاناهاي اون ها را رايشان پرده منعکس کند.

البته براي کساني که به معضلات روحي طبقه کارگر علاقه اي ندارند، توصيه مي نماييم براي ديدن کريستوفر واکن و جيمز گاندولفيني که مثل بلبل در اين فيلم آواز مي خوانند و چهچهه مي زنند، موقعيت را از دست ندهند.

چون چنين شانسي را به اين زودي ها به کف نخواهند آورد!
ژانر: کمدي، موزيکال، عاشقانه.




165:

معرفي فيلم

يک سال خوب
A Good Year
معرفی فیلم
کارگردان: ريدلي اسکات.

فيلمنامه: مارک کلاين.

موسيقي: مارک هسترتينفيلد.

مدير فيلمبرداري: فيليپ لاسور.

تدايشانن: دادي دورن.

طراح صحنه: سونيا کلوس.

بازيگران: راسل کرو[مکس اسکينر]، البرت فيني[عمو هنري اسکينر]، ماريون کوتيار[فاني شنل]، ابي کورنيش[کريستي رابرتز]، تام هولاندر[چارلي ايشانليس[، فردي هايمور[کودکي مکس اسکينر].

١١٨ دقيقه.

محصول ٢٠٠٦ آمريکا.

نامزد بهترين فيلمبرداري از جشنواره ساتلايت.


مکس اسکينر مردي مطمئن از خايشانش و خودخواه که با سرمايه گذاري در بازار بورس لندن پول هاي هنفرمودي به جيب زده، يک روز خبردار مي شود که عمايشان سالخورده اش در فرانسه فوت کرده هست.

عمو هنري نزديک ترين فاميل مکس محسوب مي شود و تمام کودکي اش با خاطرات او پر شده هست.

مکس از يک سو با يادآوري خاطرات خود از عمايشان نامتعارف و از طرف ديگر با رفتن به قصري که در پروانس به ايشان ارث رسيده شروع به تخقيق در مورد نحوه زندگي در اونجا مي نمايد.

مکس که اين قصر فوق العاده زيبا را به عنوان سرمايه اي براي يک برد تازه در بورس پنداشته، ناگهان با ظهور يک فاميل درجه اول همه چيز را در شرف از دست رفتن مي بيند.

اين فرد يک دختر کاليفرنيايي به نام کريستي رابرتز هست که ادعا مي نمايد فرزند نامشروع عمو هنري هست...

چرا بايد ديد؟
پشت صحنه ساختن فيلم به اندازه کافي مهيج هست: پيتر مايله در کنار کارنامه اي موفق در زمينه کارهاي تبليغاتي نزديک به ١٥ سال هست که در جنوب زيباي فرانسه اقامت دارد و سرگرم نوشتن رمان هست.

اولين کتاب او که در سال ١٩٩١ به نام يک سال در پروانس منتشر شد تا امروز به بيش از ٢٨ زبان ترجمه شده و نزديک به ٥ ميلون جلد به فروش رفته هست.

مايله و اسکات از دهه ١٩٧٠ با کار در زمينه اي مشترک-فيلم هاي تبليغاتي- با يکديگر آشنا و دوست شده اند و يک سال خوب نتيجه فرمودگايشان خودماني اونها سر ميز نهار در مورد خبري کوتاه در نشريه تايمز مربوط به شراب يسازي در بوردو هست.

حاصل اين فرمودگايشان دوستانه اينک با صرف ٣٥ ميليون دلار هزينه رايشان پرده سينماهاست و ريدلي اسکات را شش سال پس از گلادياتور در باغ هاي انگور پروانس در کنار راسل کرو برنامه داده هست.

اما اين بار نه با فيلمي حماسي و قهرماني به ياد ماندني که با فيلمي کمدي و مردي خودخواه که اسير عشق مي شود، روبرو هستيم.

نايشانسنده فيلمنامه مارک کلاين هست که او را با بخت بلند/خوش اقبالي به يادمي آوريم.

اين فيلم نيز مانند بخت بلند يک کمدي رمانتيک هست که اين بار با اتکا به سبک کارگردان ساخته شده و دوستداران اسکات بدون هيچ ترديدي به ديدار اون خواهند شتافت.

اسکات از کارگردان هاي مهم، جريان ساز و در عين حال محبوب و پول ساز چهار دهه اخير هست که هم در نزد منتقدان با[دوئل نمايندگان، بليد رانر، تلما و لوئيز] و تماشاگران با[بيگانه، باران سياه، گلادياتور و ...] جايگاهي شايسته دارد.

بازي راسل کرو مثل هميشه از نکته هاي مهم فيلم هست و بسياري خصوصيات اش را بر طبق فرموده او از شخصيت عمايشانش ديايشاند ايشانليام کرو وام گرفته هست! اگر طعم آواز و شراب فرانسايشان را دوست داريد، يک ثانيه غفلت در تماشاي يک سال خوب[اصطلاح انگور کاران و شراب سازان] بر شما نابخشودني هست!
ژانر: کمدي، درام، عاشقانه.




166:

معرفی فيلم
ديگران
Ils
معرفی فیلم
نايشانسنده و کارگردان: ديايشاند مورو، زاايشانر پالو.

موسيقي: رنه مارک بيني.

مدير فيلمبرداري: اکسل کاسنفروا.

تدايشانن: نيکلاس سرکيسيان.

طراح صحنه: الکساندرا بوتايشان تودوراش.

بازيگران: اليايشانا بونامي[کلمنتين]، ميشائيل کوهن[لوکاس].

٧٧ و ٧٤ دقيقه.

محصول ٢٠٠٦ فرانسه.


لوکاس و کلمنتين در ميان جنگل در خانه اي دور از انظار زندگي مي نمايند.

با فرا رسيدن شب سر و صداهايي غريب از خارخ خانه به گوش مي رسد، خط تلفن قطع مي شود، لامپ ها منفجر مي شود و حمله موجوداتي ناشناخته به خانه آغاز مي شود...

چرا بايد ديد؟
ديايشاند مورو [متولد ١٩٧٦] و زاايشانر پالو از جوانان خوش اقبالي هستند که شاهين بخت بر سرشان نشسته و برنامه هست که قسمت چهاره ارّه را کارگرداني نمايند.

اونها که با نوشتن، دستيار کارگرداني و ساختن يکي دو فيلم کوتاه و بلند مانند بازگشت به سن تروپه و ترانزيت جاي پايي در سينماي فرانسه براي خود يافته بودند با ديگران در جهشي بلند خود را به موقعيت کارگرداني در هاليوود رساندند.
ديگران که بنا بر ادعاي سازندگانش بر پايه ماجرايي واقعي ساخته شده، مانند حلقه و آب هاي تيره متاثر از موج فيلم هاي ترسناک شرق دور با هستفاده از موتيف "جنگل تاريک" که در داستان هاي ترسناک و حتي پريوار اروپا جايگاه خاصي دارد،ساخته شده هست.ديگران در فرانسه مورد توجه زياد تماشاگران برنامه گرفته و موقعيت خوبي براي آشنايي با کارگردان هاي جوانش در اختيار بيننده مي گذارد.

دوستداران فيلم هاي ترسناک نبايد موقعيت را از دست دهند چون حالا فقط هاليوود نيست که فيلم هاي ترسناک شرقي را بازسازي يا اقتباس مي نمايد!
ژانر: ترسناک، راز آميز، تريلر.

167:

وقته بي رحم
Harsh Times
معرفی فیلم
نايشانسنده و کارگردان: ديايشاند آير.

موسيقي: گريم ريول.

مدير فيلمبرداري: هستيو ميسون.

تدايشانن: کنراد باف.

طراح صحنه: دورو هربرت.

بازيگران: کريستين بيل[جيم لوتر ديايشانس]، فردي رودريگز[مايک الونزو]، اوا لونگريا[سيلايشانا]، آرماندو کانتينا[پيرمرد کوچک]، کنت چوئي[فوجيموتو]، تامي ترول[مارتا]، تري کروز[دارل].

١٢٠ دقيقه.

محصول ٢٠٠٦ آمريکا.


جيم ديايشانس پس از بازگشت از جنگ خليج نتوانسته زندگي با ثباتي براي خود فراهم کند.

خاطرات تلخ روزهايي که در صحراهاي دور دست گذرانده هنوز در قالب کابوس هاي شبانه او را رها نکرده هست.

او در انتظار پذيرفته شدن در نيرايشان پليس به دنبال راهي ديگري براي خدمت به ميهن خايشانش هست.

او حاضر نيست پشت ميز نشين شده و با کاري يکنواخت و خسته نماينده زندگي را به پايان ببرد.

جيم با دوست دوران کودکي اش مايک که همچون خودش بيکار هست، شروع به گردش در خيابان هاي جنوب لس اونجلس مي نمايند.

اما خيلي زود مي فهمند شهري که وقتي خيابان ها و کوچه هايش تفريحگاه شان بوده تبديل به برهوتي آغشته به هر گونه بلا و بي رحمي شده و اونها در ميانه اين آشفتگي عظيم گير افتاده اند.

چرا بايد ديد؟
ديايشاند آير فيلمنامه نايشانس مشهوري هست که از سال ٢٠٠٠ با U-٥٧١ ورودي خوش به عالم سينما را تجربه کرده و با فيلم هاي سريع و خشمگين، روز تمرين، آبي تيره و S.W.A.T.

در طول فقط پنج سال به هر اون چه يک فيلمنامه نايشانس باسابقه مي توانسته دست يابد، رسيده هست.

او اينک براي اولين بار فيلمنامه اي را که نوشته، خود کارگرداني کرده و اين ازمون سختي براي او مي تواند باشد.

او بايد ثابت کند که از کارگردان هاي ديگر براي ساخت نوشته خود شخص با لياقت تري هست و اين کار چندان راحتي نيست.

آير فرموده که اين فيلمنامه را بر پايه اولين چيزي که در ٢٠ سالگي نوشته تنظيم کرده و محيط کار خود را شهري برگزيده که از دوران نوجواني با اون و با سايشانه تاريک اش به خوبي آشناست.

لس اونجلسي که او تصايشانر مي نمايد ديگر شهر فرشتگان نيست، بلکه مکاني نا امن با خيابان هايي انباشته از خطر هست.

وقته بي رحم مانند فيلم هاي پس از دوران جنگ ايشانتنام به زندگي سربازاني مي پردازد که در بازگشت به کشور خود را از نظر روحي فرسوده و شهر خود را غرق در تباهي مي يابند.

اونها در اغلب موارد تبديل به مامورين خودگماشته قانون شده و دست به اجراي خودسرانه عدالت مي زنند.

از بودجه فيلم که در طول ٢٦ و به طريقه سوپر ١٦ ميليمتري فيلمبرداري شده، اطلاع دقيقي در دست نيست و در حالي که از شروع نمايش اون بيش از دو هفته نگذشته، نمي توان درباره ميزان موفقيت تجاري اون حرفي زد.

اما از جهت هنري محصول قابل اعتنايي براي يک کار اول هست.

اين اتفاق براي آير که بسياري از فيلمنامه هايش شانس ساخته شدن را نيافته، مي تواند نقطه شروع مجددي باشد تا خود اونها را به فيلم برگرداند.

حضور کريستين بيل که خود را به عنوان بازيگر و انتخابي خوب جهت نقش انسان هاي روان نژند شناسانده، همينطور فردي رودريگز که در سريال در عمق شش فوتي خوش درخشيد از نکات مثبت فيلم هستند.

وقته بي رحم يکي از فيلم هاي اين ماه هست که نبايد موقعيت تماشاي اون را از دست بدهيد.

کساني که روز تمرين را ديده و پسنديده اند دلايل محکمي براي تماشاي اون دارند!
ژانر: درام، جناي

manba:rozane

168:

آقا علی این وقته بی رحم فیلم خیلی قشنگیه ! آخرشه !

169:

کمک به شما برای انتخاب فیلم دلخواهتان(البته فیلم های هالیوودی)

هر گونه فیلمی که در اینجا معرفی شود مورد تایید من می باشد و به شما پیشنهاد می کنم حتما اون فیلم را ببینید.

شما هم اگه فیلم قشنگی رو سراغ دارید به دوستان معرفی کنید ممنون می شم.

معرفی فیلم

170:

NIGHT AT THE MUSEUM

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران:Owen Wilson, Ricky Gervais, Mickey Rooney, Ben Stiller, Carla Gugino

کارگردان: Shawn Levy

نویسندگان: Robert Ben Garant, Thomas Lennon

وضعیت فیلم: در حال نمایش

ژانر: کمدی

تاریخ پخش: Dec.

22, 2006

درجه فیلم: PG - آرام و هستفاده از کلمات و شوخی های نا مناسب در حد پایین

171:

GHOST RIDER

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران: Nicolas Cage, Wes Bentley, Eva Mendes, Sam Elliott, Peter Fonda

کارگردان: Mark Steven Johnson

نویسنده: Mark Steven Johnson

وضعیت فیلم: خواهد آمد

ژانر ها: Action/Adventure

تاریخ پخش: Feb.

16, 2007

درجه فیلم: PG-13

172:

از Tom Hanks و Edward Burns فیلم جدیدی نیومده؟

173:

APOCALYPTO

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران:Mayra Serbulo, Gerardo Taracena, Raoul Trujillo, Dalia Hernandez

کارگردان: Mel Gibson

نویسنده: Farhad Safinia

وضعیت فیلم: در حال نمایش

ژانرها: Action/Adventure

تاریخ پخش: Dec.

8, 2006

درجه فیلم: R - دارای صحنه های خشونت آمیز

174:

جواب به درخواست Datis

معرفی فیلم

Edward Burns
فیلم های جدید:
  1. Five-Fourths 2007 در حال ساخت........................در نقش:؟
  2. One Missed Call 2007 در حال ساخت..................در نقش:Jack Andrews
  3. Purple Violets 2007 در حال ساخت...................در نقش:Michael Murphy
  4. The Holiday 2006 نمایش داده شده....................در نقش:Ethan
  5. The Groomsmen 2006 نمایش داده شده.......................در نقش:Paulie
معرفی فیلم

Tom Hanks
فیلم های جدید:
  1. The Risk Pool 2008 مراحل پیش تولید..........................در نقش:Sam Hall
  2. Boone's Lick 2008 در حد خبر...........................در نقش:Seth
  3. Angels & Demons 2008 در حال ساخت..........................در نقش:؟
  4. A Cold Case 2008 در حال ساخت..........................در نقش:Andy Rosenzweig
  5. Charlie Wilson's War 2007 در پایان مراحل ساخت...........در نقش:Charlie Wilson
  6. The Great Buck Howard 2007 در پایان مراحل ساخت............در نقش:؟
  7. The Da Vinci Code 2006 نمایش داده شده...........در نقش:Dr.

    Robert Langdon

175:

V FOR VENDETTA

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران:Natalie Portman, Hugo Weaving, Stephen Rea, John Hurt, Rupert Graves, Sinead Cusack

کارگردان: James McTeigue

نویسندگان: Andy Wachowski, Larry Wachowski

وضعیت فیلم: بر روی دی وی دی

ژانر ها: Action/Adventure

درجه فیلم: R - خشونت زیاد و دیالوگ های پیچیده

176:

BLACK SNAKE MOAN

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران:Samuel L.

Jackson
, Christina Ricci, Justin Timberlake, John Cothran, S.

Epatha Merkerson
, David Banner

کارگردان: Craig Brewer

وضعیت فیلم: خواهد آمد

ژانر: Drama

تاریخ پخش: Feb.

23, 2007

درجه فیلم: R - محتوای سکسی قوی و دیالوگ های پیچیده و خشونت

177:

معرفي فيلم
دست هاي او
Entre Ses Mains
معرفی فیلم
کارگردان: اون فونتين.

فيلمنامه: دومينيک باربري بر پايه داستاني از ژولين بوآونه و اون فونتين.

موسيقي: پاسکال دوسپن.

مدير فيلمبرداري: دنيس لنوآر.

تدايشانن: لوک بارنيه، فيليپ راوو.

طراح صحنه: سيلواين شووله.

بازيگران: بنوآ پوله ورده[لوران کسلر]، ايزابل کاره[کلر گوتيه]، ژاناتان زاکايي[فابريس گوتيه]، والري دونزلي[والري]، ورونيک نوردي[مادر لوران]، ميشل دوبوآ[پدر کلر]، مارتينه شواليه[مادر کلر]، دومينيک دوبوآ[مادر فابريس]، پاتريک براسور[پدر فابريس].

٩٠ دقيقه.

محصول ٢٠٠٥ فرانسه، بلژيک.

نام ديگر: Les Kangourous.

نامزد جايزه سزار براي بهترين بازيگر مرد و زن و بهترين فيلمنامه، نامزد جايزه ژوزف پلاتو براي بهترين بازيگر بلزيکي/بنوآ پوله ورده، نامزد صدف طلايي بهترين کارگرداني از جشنواره سن سباستين.


کلر گوتيه در يک شرکت بيمه کار مي نمايد.

او به همراه شوهرش فابريس و دختر کوچک شان پولين زندگي يک نواختي را مي گذراند.

تا اين که يک روز کلر با لوران کسلر شکارچي سمج زن ها برخورد مي نمايد.

هموقت قاتلي با کشتن زن ها در شهر وحشت آفريده و کلر هراس دارد که ميان لوران و اين قاتل ارتباطي کشف کند.

چرا بايد ديد؟
اگر مردها مريخي و زن ها ونوسي باشند، فرانسايشان ها مسلماً اورانوسي هستند! و اگر فرانسايشان ها اورانوسي باشند، اون فونتين يقيناً از کهکشاني دور دست آمده هست.

دليلش را در انتها عرض مي نمايم.
اون فونتين متولد ١٩٥٩ بازيگر، نايشانسنده و کارگردان فرانسايشان که در ١٩٩٣ با اولين فيلمش "ماجراهاي عاشقانه عموماً بد تمام مي شوند" توانست جايزه ژان ايشانگو را دريافت کند و چهار سال بعد در جشنواره ونيز با فيلم "خشکشايشاني" جايزه بهترين فيلمنامه را به چنگ آورد از کارگردانهاي محبوب امروز فرانسه هست.

در دست هاي او که فونتين اون را از کتاب باربري اقتباس کرده، بر خلاف معرفي منتقدان بيشتر يک فيلم پليسي هست تا يک درام، که تا لحظه پاياني خود موفق مي شود تماشاگر را با خود بکشاند و هموقت يک فيلم عاشقانه جذاب هست.

تصور کنيد که اونتونيوني برنامه باشد يک فيلم پليسي با پس زمينه روابط زن و مرد هميشگي فيلم هايش بسازد؟ نتيجه مي شود در دست هاي او! يعني نوادگان ناپلئون در کوچه هاي بن بست.

اما فونتين موفق مي شود از تمام قواعد ژانري گريخته و از اون کوچه هاي بن بست هم راهي به خارج پيدا کند.

حالا فهميديد چرا؟
يکي از بهترين فيلم هاي عاشقانه فرانسايشان که تماشاگر آشنا به سينماي فرانسه به ياد فيلم هاي فرانسوا تروفو مي اندازد.

بهترين انتخاب براي کساني که از فيلم هاي پليسي[با تم قاتل سريالي] يا عاشقانه هاليوودي خسته شده اند!
ژانر: درام.


منبع: روزانه

178:

مرسی اقا علی !

راستی بهتر نیست این تاپیک با تاپیک معرفی فیلم جالبی که دیدن برای بقیه ادغام بشه ؟

179:

THE DEPARTED

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران: Leonardo DiCaprio, Matt Damon, Jack Nicholson, Martin Sheen, Mark Wahlberg, Ray Winstone

کارگردان: Martin Scorsese

نویسندگان: William Monahan, Siu Fai Mak, Felix Chong

وضعیت فیلم: بر روی دی وی دی

ژانر ها: Action/Drama

درجه فیلم: R

180:

من که تا حالا فیلم ایرانی قشنگ ندیدم.

ولی فیلم خارجی تا دلا بخواد: تصفیه حساب، مسیر سبز، پسران بد، نمایش ترومن،
پدر خوانده، بی خوابی و کلی فیلم دیگه.


181:

THE TEXAS CHAINSAW MASSACRE: THE BEGINNING

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران: Jordana Brewster, Cyia Batten, Andrew Bryniarski, Diora Baird, Matthew Bomer, Taylor Handley

کارگردان: Jonathan Liebesman

نویسنده: Sheldon Turner

وضعیت فیلم: بر روی دی وی دی

ژانر: Horror

درجه فیلم: R

182:

ببینم این فیلم قشنگه؟؟

183:

جواب به سوال hina خانم

سلام به hina خانم
در مورد سوالت باید بگم
به نظر من خیلی قشنگه
یکی از شاهکارای ژانر ترسناک هست
ولی خشونت بسیار بسیار زیادی توش داره
در مورد یه خانواده آدم خواره که بوسیله پسر خانواده که صورت چرمی بهش می گن و یار همیشگیش که یه اره برقیه!!!! قربانی هاشونو شکار می نمايند.

قسمت اول این فیلم در سال 2003 ساخته شد و با هستقبال منتقدان و مخاطبین رو برو شد
این قسمت دوم فیلمه
البته در قسمت دوم داستان به قبل از قسمت اول فیلم بر می گرده
و نشون میده که چه جوری صورت چرمی بوجود اومد
پس قسمت دوم فلاش بکی هست به گذشته صورت چرمی

اگه از این نوع فیلم ها که قربانی ها رو از رگ و ریشه آویزون می کنن خوشت میاد
من بهت پیشنهاد می کنم حتما این فیلم و نگاه کن
و الا اصلا دور و برش نرو


معرفی فیلم

خلاصه قسمت دوم:مردی به نام پاپا هویت در یک سلاخ خانه کودکی دفرمه را پیدا می کند و او را به فرزند خواندگی خویش پذیرفته و نام او را توماس می گذارد .

سی سال بعد این کودک تبدیل به مرد جوان و بد هیبتی می شود که با یک ماسک چرمی صورت خود را می پوشاند .

در ادامه توماس به سلاخ خانه می رود و بدون هیچ دلیلی صاحب اونجا را بقتل رسانده و یک اره برقی را بعنوان سلاح خود بدست می آورد .

کلانتر توماس را پیدا می کند اما وقتیکه می خواهد او را دستگیر کند پاپا هویت کلانتر را با شلیک گلوله از پا در می آورد .

اونها اجساد را بخانه آورده و گوشت اونها را بهمراه دیگر اعضای خانواده برای شام می خورند .

در ادامه دو جوان به اسامی اریک و دین بهمراه دوست دخترانشان عازم یک سفر جاده ای در تگزاس می شوند اما در بین راه اتومبیل اونها تصادف می کند .

کلانتر محل بسراغ اونها می آید تا اونها را به خانه خود ببرد اما این کلانتر کسی جز پاپا هویت نیست و در خانه نیز صورت چرمی انتظار این قربانیان را می کشد .

184:

معرفي فيلم

کينه/غرض ٢
Grudge2
معرفی فیلم
کارگردان: تاکاشي شيميزو.

فيلمنامه: هستيون سوسکو بر پايه فيلم کينه نوشته تاکاشي شيميزو.

موسيقي: کريستوفر يانگ.

مدير فيلمبرداري: کاتسومي ياناگيشيما.

تدايشانن: جف بتانکورت.

طراح صحنه: جان مارچينک، ايوائو سايتو.

بازيگران: سارا ميشله گلار[کارن ديايشانس]، امبر تمبلين[اوبري ديايشانس]، اديسن چن[ايسون]، آريل کبال[اليسون]، جنيفر بيلز[تريش]، ترزا پالمر[ونيسا].

٩٢ دقيقه.

محصول ٢٠٠٦ آمريکا.


نفرين ادامه دارد...

نفريني که به مرگ دردناک انسان منتهي مي شود و با مرگ هر قرباني قدرت بيشتري مي گيرد.

اين نفرين که مدتي قبل کارن را تحت تاثير خود برنامه داده بود اين بار به سراغ خواهر ايشان اوبري ديايشانس رفته هست.

اين حادثه سبب مي شود تا کارن در جستجو براي پي بردن به راز اين لعنت ماوراء طبيعي به عکاسي خبري اهل هنگ کنگ و سه دختر ژاپني رسيده و با اونها - که تا اون لحظه همديگر را نمي شناخته اند- براي از ميان بردن اين نفرين با هم متحد شوند.



چرا بايد ديد؟
شيميزو متولد ١٩٧٢ مائه باشي ژاپن متعلق به نسل حلقه هست که از سال ٢٠٠٠ با ساختن فيلم هاي ترسناک ايشانديايشاني شروع به کار کرده و تا اين لحظه هفت فيلم به اسم کينه"Ju-on " ساخته[ دو نسخه ايشانديايشاني، سه نسخه سينماي ژاپني و دو بازسازي آمريکايي] و به نظر مي رسد مرغ تخم طلايي که پيدا کرده به اين زودي ها از تخم نخواهد افتاد.

چون خبر ساخته شدن سومين بازسازي آمريکايي هم شنيده مي شود.


کينه دو که کمپاني سوني فقط سه روز پس از پخش قسمت اول براي توليد اون چراغ سبز داد، بودجه اي ٢٠ ميليون دلاري توليد شده و تا اين لحظه دو برابر اون را برگردانده هست.

کينه ١ نيز که مانند قسمت فعلي تهيه نمايندگي اون را سام رايمي-بزرگ ترسناک ساز هاليوود- بر عهده داشته با ده ميليون دلار بودجه توليد شده بود که در پخش جهاني توانست ١٨٧ ميليون دلار نصيب سازندگانش کند.


کينه سارا ميشله گلار را نيز که با سريال بافي[درباره دختري که با خون آشام ها مبارزه مي نمايد] به شهرت رسيده بود، به محبوبيتي جهاني رساند و فعلا که اشتهاي تهيه نمايندگان و تماشاگران هر لحظه در حال تيزتر شدن هست و سومي هم به زودي اکران مي شود.

پس زنده باد کينه قدرتمندي که از خشم زاده شده! و به نظر مي رسد که با ترفندهاي نخ نمايي مانند تهديد ديگر وابستگان فاميل به حيات خود ادامه مي دهد.
ژانر: درام، ترسناک، راز آميز، تريلر.



185:

DREAMGIRLS

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران: Jamie Foxx, Beyonce Knowles, Eddie Murphy, Danny Glover, Keith Robinson, Hinton Battle

کارگردان: Bill Condon

نویسنده: Bill Condon

وضعیت فیلم: در حال نمایش

ژانر: Drama

درجه فیلم: PG-13 - دیالوگ و محتوای سکسی در حد کم

186:

HILLS HAVE EYES II

معرفی فیلم

معرفی فیلم

کارگردان: Martin Weisz

نویسنده: Alexandre Aja

وضعیت فیلم: خواهد آمد

ژانر: Horror

تاریخ نمایش: March 2, 2007

درجه فیلم: درجه گذاری نشده

187:

مطالبی که مینویسی جالب .

من که هستفاده میکنم ، موفق باشی .


188:

نظر لطفته آقا بابک
شما که از همون اول به ما لطف داشتی

189:

بهترین فیلم خارجی کینگ کونگ
بهترین فیلم ایرانی به نام پدر

190:

THE PROTECTOR

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران: Tony Jaa, Petchthai Wongkamlao

کارگردان: Prachya Pinkaew

وضعیت فیلم: بر روی دی وی دی

ژانر: Foreign

درجه فیلم: R - خشونت زیاد و کمی محتوای سکسی

191:

سلام
ممنون از جوابتون
خوب من زیاد از این نوع فیلم ها خوشم نمیاد اما خوب داداشم اورده اما من حوصله نگاه کردن نداشتم میخواستم نظر شما رو بپرسم که ببینم خوبه یا نه که شما ازش تعریف کردین خوب اشغالی نداره برای سرگرم شدن بد نیست ببینمش

192:

منم از این فیلم خیلی شنیدم در مراسم گلدن گلوب هم فکر کنم برای بازیگر نقش دوم زن و مرد برنده شده و تو اسکار امسال شانس برنده شدن در چندین رشته رو داره

193:

سلام به hina خانوم
منم از این فیلم تعریفایی شنیدم
ولی خب به شخصه از این جور فیلم ها خوشم نمیاد
ولی چون خیلی از دختر ها عاشق اینجور فیلم ها هستند
گذاشتمش اینجا تا کمکی باشه بهشون که اگر دوست داشتن نگاش کنن

194:

BLOOD AND CHOCOLATE

معرفی فیلم


معرفی فیلم

بازیگران: Agnes Bruckner, Hugh Dancy, Olivier Martinez, Kata Dobo

کارگردان: Katja Von Garnier

وضعیت فیلم: خواهد آمد

ژانر: Horror/Drama

تاریخ نمایش: Jan.

26, 2007

درجه فیلم: PG-13 - خشونت و وحشت و کمی محتوای سکسی

195:

SMOKIN' ACES

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران: Ben Affleck, Jason Bateman, Peter Berg, Brian Bloom, Sharon Bruneau, Common

کارگردان: Joe Carnahan

وضعیت فیلم: خواهد آمد

ژانر: Action/Drama

تاریخ نمایش: Jan.

26, 2007

درجه فیلم: R - خشونت زیاد و دیالوگ های پیچیده و محتوای سکسی

196:

LIVE FREE OR DIE HARD
معرفی فیلم

معرفی فیلم
بازیگران: Bruce Willis, Justin Long

کارگردان: Len Wiseman

نویسندگان: Mark Bomback, Doug Richardson

وضعیت فیلم: خواهد آمد

ژانر ها: Action/Adventure

تاریخ نمایش: June 29, 2007

درجه فیلم: درجه گذاری نشده

197:

وای شماها چه طوری این فیلمای وحشتناکو میبینین؟
من که نمی تونم تحمل کنم.
همش خین و خین ریزیه!
شما پسرا چقدر بی احساسین.
اما خوب.

چیزایی که مینویسی خیلی خوب و به در بخورن.

مرسی.

198:

معرفي فيلم
بوگندو


Reeker


معرفی فیلم
نايشانسنده و کارگردان: ديو پاين.

موسيقي: ديو پاين.

مدير فيلمبرداري: مايک مايکنز.

تدايشانن: دانيل بارون.

طراح صحنه: پل گرين هستين.

بازيگران: ديوون گامرسال[جک]، درک ريچاردسون[نلسون]، تينا ايلمن[گرتچن]، اسکات وايت[تريپ]، اريل کبال[کوکي]، مايکل آيرونسايد[هنري]، اريک مابيوس[ردفورد]، ديايشاند هدينگر[بوگندو].

٩٠ دقيقه.

محصول ٢٠٠٥ آمريکا.


وقتي اتوباني خلوت به دليلي نامعلوم بسته مي شود، پنج دانشجو که در حال رفتن به ميهماني هستند خود را در ميان بيابان گرفتار مي يابند.

اونها در جستجايشان راه نجات، به هتلي عجيب و غريب مي رسند و در اون پناه مي گيرند.

در اونجا با مردي مرموز و ترسناک که همسرش مفقود شده، آشنا مي شوند.

اين مرد شاهد قتل هاي زيادي بوده و ادعا دارد که اين قتل هاي از سايشان شخصي صورت مي گيرد که نيروهايي اهريمني از ايشان پشتيباني مي نمايند.

جوان سپس شنيدن اين ماجراها و مشاهده برخي اتفاق هاي هراس آور خود را در ميانه سفري دوزخي مي يابند.

چرا بايد ديد؟
يکي نمونه ديگر از موج فيلم هايي که جوانان قصابي مي شوند.

قصه گمشدن چند نوجوان يا جوان و برخورد شان با قاتلين سريالي و روان پريش و حتي موجودات ناشناخته تشنه خون چيز تازه اي نيست، اما هنوز اين نوع قصه ها براي بسياري جذابيت دارد و هيجاني که عرضه مي نمايد بي مشتري نيست!
ديايشاند پاين در سال ١٩٩٤ با ساختن سلاح سري/هنر کشتن وارد دنياي فيلمسازي شد و تا امروز نزديک به ده فيلم و اکثراً در ژانر ترسناک و فانتزي ساخته هست.

تنها نکته قابل اشاره در کارنامه ايشان ساخت ادامه اي بر فيلم خانواده آدامز در سال ١٩٩٨ به نام گردهمآيي خانواده آدامز هست.

بوگندو با مايه هاي علمي تخيلي اش آخرين کار اوست که فيلمنامه اش گرته برداري و اداي ديني به کارناوال ارواح، Evil Dead و جمعه سيزدهم هست.

اين سه فيلم که امروز جزو فيلم هاي محبوب Cult بسياري از تماشاگران هستند برنامه هست در ترکيبي تازه دل عشاق خود را راضي نمايند.

پس برايشاند و ببينيد، اگر به فيلم هاي خون چکان علاقه داريد!
ژانر: ترسناک.










199:

ALPHA DOG

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران: Justin Timberlake, Sharon Stone, Emile Hirsch, Anton Yelchin, Shawn Hatosy, Ben Foster

کارگردان: Nick Cassavetes

نویسنده: Nick Cassavetes

وضعیت فیلم: در حال نمایش

ژانر: Drama

درجه فیلم: R - خشونت قوی و محتوای سکسی زیاد و برهنگی و دیالوگ های پیچیده

200:

PAN'S LABYRINTH

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران: Doug Jones, Sergi Lopez, Ariadna Gil, Maribel Verdú, Alex Angulo, Roger Casamajor

کارگردان:Guillermo Del Toro

نویسنده: Guillermo Del Toro

وضعیت فیلم: در حال نمایش

ژانرها: Drama/Fantasy

درجه فیلم: R - فضاهای ترسناک و دیالوگ های پیچیده

201:

THE HITCHER

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران: Sean Bean, Sophia Bush, Zachary Knighton, Neal McDonough

کارگردان: Dave Meyers

وضعیت فیلم: در حال نمایش

ژانر: Horror

درجه فیلم: R - خشونت خونین زیاد و وحشت و دیالوگ های پیچیده

202:

THE DEAD GIRL

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران: Toni Collette, Brittany Murphy, Marcia Gay Harden, James Franco, Josh Brolin, Rose Byrne

کارگردان: Karen Moncrieff

نویسنده: Karen Moncrieff

وضعیت فیلم: در حال نمایش

ژانر: Drama

درجه فیلم: R - دیالوگ های پیچیده و تصاویر مخوف و محتوای سکسی قوی

203:

شادمهر چه تاپيكاي تخيلي مي زني تو
اين دفعه ديدمت بايد در مورد نجات سرباز رايان باهات حرف بزنم

204:

NORBIT

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران: Eddie Murphy, Thandie Newton, Cuba Gooding, Charles Murphy, Eddie Griffin, Terry Crews

کارگردان: Brian Robbins

نویسندگان: Jay Scherick, David Ronn

وضعیت فیلم: خواهد آمد

ژانر: Comedy

تاریخ نمایش: Feb.

9, 2007

درجه فیلم: R - شوخی های سکسی

205:

NOTES ON A SCANDAL

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران: Cate Blanchett, Judi Dench, Bill Nighy, Andrew Simpson, Philip Davis, Michael Maloney

کارگردان: Richard Eyre

نویسنده: Patrick Marber

وضعیت فیلم: در حال نمایش

ژانر: Drama

درجه فیلم: R - دیالوگ های پیچیده و محتوای سکسی

206:

EPIC MOVIE

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران: Kal Penn, Adam Campbell, Jennifer Coolidge, Fred Willard, Jim Piddock

کارگردانان: Jason Friedberg, Aaron Seltzer

وضعیت فیلم: در حال نمایش

ژانر: Comedy

درجه فیلم: درجه گذاری نشده

207:

BECAUSE I SAID SO

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران: Diane Keaton, Mandy Moore, Piper Perabo, Tom Everett Scott, Neil Hopkins, Lauren Graham

کارگردان: Michael Lehmann

وضعیت فیلم: خواهد آمد

ژانر: Comedy

تاریخ نمایش: Feb.

2, 2007

درجه فیلم: PG-13 - محتوای سکسی پائین

208:

سلام عزیز کارت خیلی جالب و تمیزه!

اما من نمی دونم می نویسی محتوا سکسی یعنی چی؟!! آخه مگه سکس محتوا داره؟!

209:

راستی عزیزم نیکلاس کیج فیلم جدید نداده! عاشقشم!

210:

سلام به smsk عزیز

در مورد سوال اولت باید بگم که منظور محتوای فیلمه که توش سکس هم هست
وقتی می گن محتوای سکسی یعنی محتوای فیلم حول محور سکس هم هست.

در مورد سوال دومت

معرفی فیلم
  1. Time Share (2008 ..............................مراحل آماده سازی
  2. Electric God (2008 ..............................مراحل آماده سازی
  3. The Dance (2008 ...................مراحل آماده سازی(در نقش:Billy 'The Kid' Roth )
  4. Amarillo Slim (2008 ...........................مراحل آغاز ساخت
  5. Crazy Dog (2008 ...............................مراحل آغاز ساخت
  6. National Treasure: The Book of Secrets (2007 مراحل آغاز ساخت(درنقش: Ben Gates)
  7. Grindhouse (2007 .......................پایان مراحل ساخت
  8. Time to Kill (2007 .......................پایان مراحل ساخت
  9. Next (2007 .................................آماده نمایش(در نقش: Cris Johnson)
  10. Ghost Rider (2007 ..................در حال نمایش(در نقش:Johnny Blaze/Ghost Rider)
  11. The Wicker Man (2006 ..................نمایش داده شده(در نقش:Edward Malus )
  12. World Trade Center (2006 ..............نمایش داده شده(در نقش: John McLoughlin)

211:


سلام عزیزم اسم من محسن هست!
منظور من این بود که فیلمایی که محتواشون سکس هست چرته! یعنی به سکس نمیشه فرمود محتوا!
البته من نمی گم تو فیلم نباید سکس باشه چون به فیلم جنبه طبیعی تری می ده! اما حالم از این فیلمایی که بدون محتوا و روی سکس ساخته میشن بهم می خوره!


در مورد قسمت دوم هم خیلی باحالیییییییی!معرفی فیلم
(یکم از محتوای فیلماش و معنی فارسی اسم بعضی از فیلماشم بگی بد نیست! من یکم زبانم ضعیفه!)

212:

سلام محسن جان
ببین وقتی می گن فیلمی محتوای سکس داره
دلیل بر این نمی شه که همه فیلم بر پایه سکس بچرخه
بخاطر این می گن که اطلاعاتی به مخاطب داده باشن و مخاطب بدونه برای چی درجه اون فیلم R هست.
پس دلیل بر این نمی شه که کل فیلم بر پایه سکس بچرخه.
مطمئن باش من فیلمی رو اینجا نمیزارم که ارزش حداقل یه بار دیدن هم نداشته باشه.


در مورد قسمت دوم سوالت هم باید بگم اسم فیلم رو ترجمه نکنم بهتره
چون تو با همین اسم میری دنبال فیلم نه با ترجمه من
پس ترجمه اسم فیلم رو بیخیال چون خیلی از این کار بدم میاد

در مورد داستان فیلم هاشم باید بگم فقط فیلم 10 و 11 رو می دونم
ولی ما قبل 10 رو چون هنوز نیومده شرمنده ام و فیلم 12 رو خودم ندیدم

معرفی فیلم

فیلم 11 یعنی مرد حصیری(فقط بخاطر تو ترجمه کردم!) یا همون The wicker man در مورد یه پلیس هستش که پس از یه تصادف عجیب وارد یه ماجرای پیچیده می شه نیکلاس کیج هم نقش همون پلیس رو بازی می کنه.

معرفی فیلم

فیلم 10 هم که روح سوار هستش یا همون Ghost Rider فیلمی کامیک هستریپ به کارگردانی مارک هستیون جانسون و بازی نیکلاس کیج در نقش موتور سواری که برای نجات جون پدرش روح خودشو به شیطان می فروشه اما دچار نفرینی مرگبار می شه ولی کم کم یاد می گیره که از همون نفرین چجوری برای راه های صحیح هستفاده کنه.


213:

خیلی باحالی عزیز !راستی راسل کرو فیلم جدید چی بازی کرده!

214:

نخیرم ما دخترها از این جورها فیلم ها خوشمون نمیاد برعکس فکر کنم شما پسرها بیشتر تمایل به این نوع سنما دارین من یکی که اصلا خوشم نمیاد البته همه فیلمها با این نوع موضوع بد نیستن اما خوب بازم ارزش تماشا کردن رو ندارن بعضی از این فیلم ها بی محتوا هستن.


215:

در مورد راسل کرو فقط من یکی دوتا از فیلم های جدیدش رو میدونم که یکی
سال خوب با کارگردان فیلم گلادیاتور هست که برعکس اون فیلم این مووضوعش کاملا فرق میکنه .

و از روی نوولی به همین اسم فیلمنامه فیلم اقتباس شده...
یه فیلم به اسم گنگستر امریکایی که اینم با کارگردانی ریدلی اسکات و با دنزل واشنگتن که موضوع پلیسی داره ....


216:

1 -کازابلانکا -2- بر باد رفته-3- همشری کین

217:

ایرانی: سوته دلان.

مادر.

گوزنها....


218:

گلادیاتور

219:

حالا چرا قاطی می کنی hina خانوم گل
خیلی از دختر ها از فیلم های موزیکال خوششون میاد حالا شما اگه خوشت نمیاد بحثش جداست.


220:

سلام به محسن عزیز

اینم اون چیزی که خواستی

راسل کرو.................................................Russell Crowe

معرفی فیلم
  1. The Prince of Providence (2007 .........................مراحل آماده سازی(در نقش:Vincent A.

    Cianci)
  2. American Gangster (2007 ..............................پایان مراحل ساخت(درنقش:Detective Richie Roberts)
  3. 3:10to Yuma (2007 ...................................پایان مراحل ساخت(در نقش:Ben Wade)
  4. Tenderness (2007 ..............................آماده نمایش(در نقش:Detective Cristofuoro)
  5. A Good Year (2006 .............................نمایش داده شده(در نقش: Max Skinner)
  6. Cinderella Man (2005 .........................نمایش داده شده(در نقش:Jim Braddock)

221:

داستان فیلم 2 یعنی American Gangster در مورد یه قاچاق چیه کله گندس که تو دهه 70 هروئین هاشو تو تابوت های سربازای امریکایی که از ویتنام می یومدن قاچاق می کنه.

داستان فیلم 3 یعنی 3:10to Yuma در مورد درگیری یه کشاورز ساده با یه تبهکاره.

داستان فیلم 4 یعنی Tenderness در مورد یه کاراگاه پلیس هستش که به دنبال قاتل خونوادش میره.

معرفی فیلم

معرفی فیلم

داستان فیلم 5 یعنی A Good Year در مورد یه کارگزار انگلیسی هستش که کاخ عموش رو به ارث می بره و وقتی با نمای درب و داغون کاخ مواجه می شه تصمیم می گیره که کاخ رو مرمت کنه.

معرفی فیلم

داستان فیلم 6 یعنی Cinderella Man در مورد داستان یه بوکسوره.


222:

LADY IN THE WATER

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران: Paul Giamatti, Bryce Dallas Howard, Mary Beth Hurt, Freddy Rodriguez, Jeffrey Wright, Sarita Choudhury, Bob Balaban

کارگردان: M.

Night Shyamalan

نویسنده: M.

Night Shyamalan

وضعیت فیلم: بر روی دی وی دی

ژانر: Thriller, Fantasy

درجه فیلم: PG-13 - مقداری صحنه های دلهره آور

*خلاصه داستان: یه مرد که آچار فرانسه ی!!!! مجتمع مسکونی هست داخل هستخر مجتمع زنی عجیب رو در حال شنا کردن پیدا می کنه و پی می بره که اون زن در حقیقت یه پری دریایی هست ، یه موجود افسانه ای که حالا واقعیت پیدا کرده.

در این میان یه موجود اهریمنی شبیه به سگ هم در پی آسیب رساندن و از بین بردن این پری هست....

خودم این فیلم رو دیشب دیدم فیلم به شدت عاطفی هست
پیشنهاد می کنم دختر خانوم ها حتما ببینن چون واقعا ارزش حداقل یه بار دیدن رو داره.

223:

نه دوست عزیز من ناراحت نشدم
من کلا از همه نوع فیلم خوشم میاد ... البته اگه ارزش دیدن رو داشته باشن.


224:

خب خوشحالم که ناراحت نشدی

راستی این فیلم رو که بالا معرفی کردم فکر کنم خوشتون بیاد

225:

من این فیلم رو تا نصفه دیدم به نظر من که اصلا ارزش یه بار دیدن رو هم نداره...حالا شما چرا هر فیلم رو که احساسی باشه فکر میکنین باید دخترها ببینن

226:

خب من شرمنده ام

شما مثل اینکه هستثناء هستی چون از حداقل 30 دختر پرسیدم همه از این فیلم خوششون اومده بود.

227:

نه این چه حرفیه من معذرت میخوام منظور ناراحت کردن نبود
خوب من از اینوع فیلم ها بدم نمیاد اما به شرطی که خوب باشن نه مثل این فیلم که فرمودی.

228:

واقعآ کارت درسته!
این تالار سایت برای من بهترین تالار هم میهن هست!

229:

نظر لطفته محسن جان

خوشحالم که از کارم خوشت اومده

230:

BREAKING AND ENTERING

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران: Jude Law, Juliette Binoche, Robin Wright, Martin Freeman, Ray Winstone, Vera Farmiga

کارگردان: Anthony Minghella

وضعیت فیلم: در حال نمایش

ژانر: Drama

درجه فیلم: R - محتوای سکسی و دیالوگ های پیچیده

231:

خوب شما که انقدر زحمت میکشین کمی هم از داستان فیلم بگین تا اطلاعات کامل بشه.

232:

چشم از این به بعد تا اونجایی که بتونم و بدونم!!!! از داستان فیلم ها می گم.

233:

اخه میدونی چیه من تکه های از این فیلم رو تو ماهواره دیدم و خیلی دوست دارم داستانش رو بدونم اخه بازیگران مورد علاقه ام توش بازی کردن میشه بگی داداشی

234:

THE CHRONICLES OF RIDDICK

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران: Vin Diesel, Judi Dench, Colm Feore, Alexa Davalos, Karl Urban, Nick Chinlund

کارگردان: David Twohy

نویسنده: David Twohy

وضعیت فیلم: بر روی دی وی دی

ژانرها: Sci-Fi/Fantasy

درجه فیلم: PG-13 - صحنه های دلهره آور و دیالوگ های نسبتاً پیچیده

*البته این فیلم برای سال 2004 هستش ولی چون جالب بود گذاشتمش تا کسی ندیده بره ببیندش.


*خلاصه داستان: ریدیک که نقششو وین دیزل بازی می کنه یه محکوم فراریه که بر اثر اتفاقاتی خودشو در جنگی که طرف دیگش لرد مارشال و ارتشش هستن پیدا می کنه.


235:

معرفی فیلم
خلاصه داستان فیلم BREAKING AND ENTERING:

جود لاو یه معمار هستش که تو لندن زندگی می کنه
این آقا خیلی از جنگ هایی که تو دنیا برپا شده ناراحته در همین میان دفتر کارش توسط یه سارق که از قضا مسلمون!!!! هست مورد سرقت برنامه می گیره و داستان فیلم در مورد زندگی این دزد و آرشیتکت هستش و در جایی این دو زندگی به هم مرتبط می شن و ...

(((برای hina خانوم گل )))

236:

ELEKTRA

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران: Jennifer Garner, Goran Visnjic, Will Yun Lee, Cary-Hiroyuki Tagawa, Terence Stamp, Hiro Kanagawa

کارگردان: Rob Bowman

نویسندگان: Zak Penn, Stuart Zicherman, Raven Metzner

وضعیت فیلم: بر روی دی وی دی

ژانرها: Action/Adventure

درجه فیلم: PG-13

237:

اینم wallpaper فیلم (از این به بعد تا اونجا که بتونم با معرفی هر فیلمی یه wallpaper براتون از اون فیلم میزارم)

معرفی فیلم

238:

اینم wallpaper فیلم Crank (قبلا معرفیش کردم) فیلم خیلی قشنگیه حتما ببینیدش.

معرفی فیلم

239:

فیلم Crank که حرف نداره خداییش !

240:

خوشم میاد روشنک خانوم سلیقش حرف نداره.

241:

THE NUMBER 23

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران: Jim Carrey, Virginia Madsen, Logan Lerman, Danny Huston

کارگردان: Joel Schumacher

وضعیت فیلم: خواهد آمد

ژانر: Drama

تاریخ نمایش: Feb.

23, 2007

درجه فیلم: درجه گذاری نشده

242:

اسم این فیلم رو توی یک تاپیک دیگه هم نوشته بودم ...

اما فکر می کنم اینجا جای مناسب تری باشه ...

چون این فیلم خیلی جدیده ...!!!

(The Illusionist (2006
شعبده باز
یک فیلم بسیار عالی ..

با بازی زیبای Edward Norton ...

حتما این فیلم رو ببنید .
-----------------------

معرفی فیلم

243:

THE ILLUSIONIST

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران: Edward Norton, Jessica Biel, Paul Giamatti, Rufus Sewell, Eddie Marsan, Jake Wood

کارگردان: Neil Burger, Bob Yari

نویسندگان: Brian Koppelman, David Levien

وضعیت فیلم: بر روی دی وی دی

ژانر: Drama

درجه فیلم: PG-13 -برای مقداری محتوای سکسی و صحنه های دلهره آور

خلاصه داستان: داستان فیلم شعبده باز به اوایل قرن بیستم یعنی سال 1900 بر می گردد.

در شهر وین (اتریش) ، نوجوانی از خانواده ای پایین که مجذوب هنر شعبده بازی هست عاشق دختری اشرافزاده می شود.

خانواده دختر، پسر را تهديد مي نمايند و دختر را به منطقه اي نامعلوم مي فرستند.

پسرک سرخورده و تنها رهسپار کشورهاي دوردست مي شود و انواع فنون شعبده بازي را مي آموزد و هنگامي که ۱۵ سال بعد به ايشانن باز مي گردد براي خودش آوازه اي بهم زده هست.

اما اينبار قضيه مشکلتر از قبل شده هست چون عشقش را به زور نامزد وليعهد اتريش کرده اند.

244:

منم از این فیلم و داستانش و هچنین بازی عالی دو بازیگر اصلیش جسیکا بل و ادوارد نورتن زیاد شنیدم

245:

آره hina جان فیلم قشنگیه

اگر موقعيت داشتی حتما نگاهش کن

246:

WHITE NOISE

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران: Michael Keaton, Deborah Kara Unger, Chandra West, Ian McNeice

کارگردان: Geoffrey Sax

نویسنده:Niall Johnson

وضعیت فیلم: بر روی دی وی دی

ژانر: Horror

درجه فیلم: PG-13

*این فیلم برای سال 2005 هستش ولی چون خیلی قشنگ بود اینجا معرفیش کردم تا اگر کسی ندیده بره ببیندش و یه دلیل دیگه هم داره اونم اینکه قسمت دومش داره تابستون امسال میاد و اگه کسی می خواد قسمت دوم این فیلم رو ببینه حتما باید اول قسمت اولش رو دیده باشه.

**خلاصه فیلم : جاناتان يک معمار موفق هست که در پی مرگ همسر نايشانسنده اش به يک خانه ترسناک نقل مکان می کند و در اين خانه متوجه صداها و پارازيتهای عجيبی می شود که از وسايل الکترونيکی داخل خانه به گوش می رسند .

او پس از مدتی در می يابد که همسر مرده اش قصد دارد با هستفاده از پديده EVP (پديده ماورالطبیعه اصوات الکترونيکی) با او ارتباط بربرنامه کند و پيامهايی به او بدهد .

جاناتان پس از دريافتن اين موضوع تمام وقت خود را درگير اين قضيه کرده و بتدريج موفق می شود توسط پارازيتها و سوتهای صادره از وسايل الکترونيکی با برخی از ارواح تماس بربرنامه کند .

اين ارواح به او توصيه می نمايند دست از اينکار بردارد اما جاناتان تصميم خود را گرفته تا با روح همسرش ارتباط داشته باشد .


247:

اینم wallpaper فیلم

معرفی فیلم

248:

باشه ممنون

249:

معرفي فيلم
رئيس همه/رئيس بزرگ
Little Children
معرفی فیلم
نايشانسنده و کارگردان: لارس فون ترير.

مدير فيلمبرداري: AUTOMAV ISION ©.

تدايشانن: مالي مارلنه هستنسگارد.

طراح صحنه: سيمونه گرائو.

بازيگران: ينس البينوس[کريستوفر/رئيس بزرگ]، پيتر گانتزلر[راون]، بنديکت ارلينگسون[تولک]، ايبنه هييله[ليز]، هنريک پرايپ[ناله]، ميا لينه[هيدي]، گاسپر کريستينسن[گروم].

٩٩ دقيقه.

محصول ٢٠٠٦ دانمارک.

نامزد جايزه بهترين بازيگر/ينس البينوس، بهترين فيلمنامه و بهترين بازيگر نقش مکمل/پيتر گانتزلر از جشنواره رابرت، نامزد صدف طلايي از جشنواره سن سباستين.


صاحب يک شرکت در حال فروش شرکت خود به يک تاجر موفق در ايسلند هست.

اما تنها نگراني او چگونگي برخورد کارمندان اش با اين موضوع هست.

او که براي رهايي از دردسرهاي محيط اداري همواره صاحب شرکت را شخصي خيالي معرفي کرده، در اين مقطع تصميم مي گيرد تا يک بازيگر ناموفق را موقتاً به عنوان مدير شرکت به کارمندان خود معرفي کند.

اما شخصيت عجيب بازيگر خيلي زود باعث بر هم ريختن اوضاع مي شود....

چرا بايد ديد؟
لارس فون ترير دانمارکي با گذاشتن امضاي خود در پاي فيلم هاي نامتعارف شهرتي جهاني براي خود کسب کرده و حالا در فاصله ساختن دومين و سومين بخش از سه گانه آمريکايي خود به سراغ ژانر کمدي رفته هست.

رئيس بزرگ يک کمدي جذاب درباره دورايشاني در دنياي تجارت هست که در تلفيق با ديدگاه هاي شخصي ايشان و دوربين فضول اش که به چپ و راست آايشانزان شده و سرک مي کشد، تا اين لحظه تماشاگرانش را مانند ديگر آثار فون ترير به دو دسته تقسيم کرده هست.

خيلي ها او را صاحب جسارتي مثال زدني و کارگرداني نو آور و بسياري روش هاي ديداري/شنيداري او را خسته نماينده مي دانند.

بنابر اين طبيعي هست که وقتي او با تمامي کليشه هاي ژانر کمدي در افتاده باشد حاصل کار به مذاق خيلي ها مزه اي متفاوت بدهد.

پس خودتان را براي ديدن يک کمدي سياه آماده کنيد که بيش از خنداندن برنامه هست شما را به تفکر وادار کند.

اما فيلم فون ترير يک قدم جلوتر مي گذارد و بيش از وادار کردن تان به تفکر، شما را وادار به عصبي شدن مي نمايد.

فون ترير اين روند را با فرمودار متني که خود خواننده اون هست، تشديد مي نمايد و در پايان فيلم نيز به شکلي تجريدي بر اين موضوع تاکيد مي نمايد.

به همين دليل تماشاي اين فيلم تجربه متفاوتي هست.

امکان اين که يک فيلم کمدي ديگر از فون ترير ببينيد[لااقل به اين زودي ها] بسيار کم هست، پس موقعيت را دريابيد!
از نکات جالب توجه فيلم: فردريک تور فردريکسون کارگردان مشهور دانمارکي به نقش خودش در فيلم ظاهر شده هست.


ژانر: کمدي


250:

Spider-Man 3 (2007)



معرفی فیلم






معرفی فیلم



معرفی فیلم



معرفی فیلم

251:

Spider-Man 3 (2007)



معرفی فیلم


معرفی فیلم



معرفی فیلم


معرفی فیلم







معرفی فیلم

252:

معرفی فیلم


معرفی فیلم



معرفی فیلم

معرفی فیلم

253:

الهام جون مگه این فیلم ریلیز شده؟

254:

اره الهام ؟

255:

آقا من تکذیب می کنم هرگونه خبر مبنی بر اومدن مرد عنکبوتیه 3

هنوز تو آمریکا رو پرده نرفته

256:

مگه من تو معرفی فیلم مرد عنکبوتیه 3 نفرمودم که تاریخ نمایشش 4 مِی هستش

ما تازه تو فِبریه هستیم حالا کو تا مِی

تاریخ نمایش فیلم دقیق: May 4, 2007

257:

اینم wallpaper فیلم Spider man 3

معرفی فیلم

258:

من که منتظر اکران شدنش هستم از این فیلم خوشم میاد
ممنون امید از اطلاعاتت

259:

خواهش می کنم hina خانوم گل

منم از این فیلم خوشم میاد بخصوص قسمت سومش چون توش شخصیت منفی زیاد داره

منم مثل تو و خیلی کسایه دیگه منتظر اکرانش هستم

260:

Ghost Riderعزیز منم مرد عنکبوتی رو خیلی دوست دارم ! اتفاقا دیروز با یکی از دوستان حرفش بود !
منتظر هستیم فیلم اکران شود !

261:

تو این قسمت حتی در شخصیت خود پارکر هم دگرگونی هایی به وجود اورده شده.
و هچنین تغیر در زندگی عاطفیش در دو قسمت اول شاهد هستیم که چطور شیفته مری جین هست اما در این قسمت به طرف زنی کشیده میشه که در واقع یه بدمن هست یا به عبارت دیگه خبیث که در این فقش بریس دالاس هاوارد دختر ران هاوارد بازی داره

262:

THE MESSENGERS

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران: Dylan McDermott, Penelope Ann Miller, John Corbett, Kristen Stewart

کارگردانان: Oxide Pang , Danny Pang

وضعیت فیلم: در حال نمایش

ژانر: Horror

درجه فیلم: PG-13 - صحنه های دلهره آور

263:

اگر فیلم شعبده باز رو دیدید و خوشتون اومده حتما این یکی رو هم ببنید تا حسابی کف کنید.
این فیلم معرکس!!! حرف نداره!!

:نام
The Prestige
:کارگردان
Christopher Nolan
:سال تولید
2006
:هنرپیشه
Hugh Jackman, Christian Bale, Michael Caine, David Bowie, Scarlett Johansson
:داستان فیلم
لندن در آستانه قرن بيستم.

رابرت انجي ير و آلفرد بوردن شعبده بازاني هستند که از جواني و اولين برخورد شان همواره به شکلي دوستانه در حال رقابت با هم بوده اند.

قابليت ها و مهارت هاي اين دو در گذر وقت افزون تر و به همراه اون رقابت شان نيز شديدتر شده و رنگي از نفرت به خود گرفته هست.

رقابت اين دو همواره در اين مسير بوده که شعبده تازه و پيچيده تري عرضه نمايند که دومي ياراي مقابله با اون را نداشته باشد.

ولي اين رقابت به زودي در مسيري تلخ و خطرناک مي افتد و زندگي هر دو و حتي اطرافيان شان را نيز دچار مخاطره مي نمايد

معرفی فیلم

264:

THE PRESTIGE

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران: Christian Bale, Hugh Jackman, Scarlett Johansson, David Bowie, Michael Caine, Piper Perabo

کارگردان: Christopher Nolan

وضعیت فیلم: بر روی دی وی دی

ژانر: Drama

درجه فیلم: PG-13 - صحنه های دلهره آور

265:

اینم wallpaper فیلم

معرفی فیلم

266:

ببخشید Ghost Rider یک سوال برای من پیش اومد !!
هر فیلمی رو که من معرفی کنم ..

بعد بلافاصله شما هم باید معرفیش کنی ؟؟؟

267:

ممنونم امید جان از این همه اطلاعات کافی و مفید شما !

268:

معرفي فيلم
پليس خوب، پليس بد
Bon Cop, Bad Cop
معرفی فیلم
کارگردان: اريک کانوئل.

فيلمنامه: پاتريک هورد، کايشانن تيرني، ليلا باسين، الکس اپستاين.

مدير فيلمبرداري: بروس شون.

تدايشانن: ژان فرانسوا برگرون.

طراح صحنه: ژان بکوته.

بازيگران: پاتريک هورد[ديايشاند بوشار]، کولم فيوره[مارتين وارد]، لوسي لوريه[سوزي]، سارا ژان لابروس[گابريل]، سارين بايشانلان[ايريس وارد]، لايشاني ژوزه هوده[جف]، پاتريس بلانژه[قاتل].

١١٦ دقيقه.

محصول ٢٠٠٦ کانادا.


جسدي در مرز دو ايالت کبک و انتاريو پيدا مي شود.

دو مامور پليس محلي از دو ايالت در سر صحنه کشف جسد حاضر مي شوند.

ديايشاند بوشار از بخش فرانسايشان زبان و مارتين وارد از بخش انگليسي زبان و هر دو معتقدند که پرونده متعلق به ديگري هست، چون نيمي از جسد در اون سايشان خط مرزي برنامه دارد.

مافوق هاي اونها تصميم مي گيرند تا اين پرونده توسط هر دايشان اونها حل شود و دو مامور پليس ناجور به شکل ناخواسته همکار مي شوند.

به زودي جسد دوم يافت مي شود که مانند جسد قبلي، پيش از کشتن رايشان آرنج ايشان خالکوبي شده هست.

به زودي سرنخ ها يافت شده اون دو را به مردي روان پريش و همکار غول پيکرش جف مي رساند که با کشتن گردانندگان ليگ هاکي رايشان يخ در صدد انتقام گرفتن از اونهاست.

ولي وقتي که دختر بوشارد گروگان گرفته مي شود و جف سر وقت خانواده وارد مي رود، پرونده شکلي خصوصي پيدا مي نمايد.

چرا بايد ديد؟
اگر مدت هاست کمدي اکشن درست و حسابي نديده ايد، اگر دل تان براي زوج ناجور مورتا و ريگز در اسلحه مرگبار تنگ شده و اگر با سينماي کانادا اشنا نيستيد؛ پليس خوب پليس بد همه اين موقعيت ها را در اختيارتان مي گذارد.

فيلمي که با صرف هزينه ٨ ميليون دلار کانادا توليد شده و سازندگان اون مدعي هستند که اولين فيلم دو زبانه اين کشور نيز هست.

تکيه فيلمنامه نايشانس و کارگردان رايشان عنصر زبان در کشوري دو زباني توانسته زمينه را براي کمدي موقعيت و کلام فراهم کند.

از اولين لحظه فيلم با پيدا شدن جسد تماشاگر مي فهمد اين دو کارآگاه زبده فقط قادر به کار در محيطي آشنا هستند و برنامه گرفتن شان در محيطي با زباني کمتر آشنا يا کار کردن با طرف مقابل يعني دلقک بازي!
اين شوخي ها از نام فيلم که ترکيبي از فرانسه و انگليسي هست آغاز و به حوادثي تلخ و شيرين منتهي مي شود.

البته بدون زيرنايشانس تعدادي از شوخي هاي کلامي براي بيننده غير کانادايي و حتي کانادايي! دور از دسترس باقي مي ماند، ولي چه اهميتي دارد به قول نايشانسنده جمله تبليغاتي فيلم: اول شليک کن، بعد ترجمه!"
تهيه نمايندگان فيلم را در دو نسخه با دو زير نايشانس متفاوت در سينماهاي کانادا به نمايش گذاشته اند تا جنگ لفظي بين دو هنرپيشه اصلي و طنز نهفته در اين ديالوگ ها بيشتر درک شود، با اين حال بعضي از شوخي هاي فيلم براي غير کانادايي ها قابل درک نيست يا جذاب نيست.

مانند صحنه کالبدشکافي ريتا که جف اون را بر عکس به شکل atir تلفظ مي نمايد، کلمه اي که در فرهنگ عوام کبک à tire [مخفف elle tire] شنيده مي شود که به معني بي بند بار و جنسي هست.


پليس خوب پليس بد که از ٤ جولاي ٢٠٠٦ در کانادا رايشان پرده بوده، تا اين لحظه ١٤ ميليون دلار کانادا عايدي داشته که در تاريخ سينماي اين کشور نيز رقم کم سابقه اي هست و در حال پيشي گرفتن از پر فروش ترين فيلم تاريخ سينماي کانادا[پورکي در دهه ١٩٨٠] هست.

شخصاً از تماشاي ماجراهاي ژاندارم مونترالي و کارآگاه تورنتايشاني دو ساعت بدون نياز به تفکر سرگرم شدم، که اينها در سايه کار خوب همه شرایط و از همه مهم تر بازي کولم فيوره ميسر شده بود.

سهم اريک کانوئل را فراموش نمي نمايم.

او در خانواده اي هنرمند متولد شده و از ١٩٩٩ با ساختن يک تک چهره از همينگايشان و دريافت جايزه Genie براي بهترين فيلم کوتاه ورودي خيره نماينده به عالم سينما داشت.

پليس خوب پليس بد پنجمين فيلم او محسوب مي شود.


ژانر: اکشن، کمدي، جنايي.

269:

معرفی فيلم
جوخه هاي ببر
Les Brigades du Tigre
معرفی فیلم
کارگردان: ژروم کورنائو.

فيلمنامه: زاايشانر دوريسون، فابيان نوري بر پايه فيلمنامه کلود دساي.

موسيقي: اليايشانه فلوريو.

مدير فيلمبرداري: هستفان کامي.

تدايشانن:برايان اشميت.

طراح صحنه: ژان-لوک رائول.

بازيگران: کلايشانس کورنياک[کميسر والنتن]، دايان کروگر[کنستانس رادتسکي]، ادوار بائر[بازرس پوژول]، اليايشانه گورمه[بازرس مارسل تراسون]، هستفانو آکورسي[آشيل بيانکي]، ژاک گامبلين[ژول بونو]، تيه ري فرمون[پيوتر]، الکساندر مددوف[پرنس رادتسکي]، لئا دراکر[لئا].

١٢٥ دقيقه.

محصول ٢٠٠٦ فرانسه.

نامزد جايزه کشف سال براي بهترين موسيقي از جشنواره جهاني موسيقي فيلم.


آخرين ماموريت کميسر والنتن و سه همکارش: پوژول ماجراجايشان شيک پوش که عاشق روسپي به نام لئا هست، ژوايشانال تراسون نماينده جوخه هاي ببر در مسابقات مشت زني و آشيل بيانکي تازه کار، مهاجري ايتاليايي، تعقيب گروهي اونارشيست به رهبري ژول بونو هست.

کسي که بعداز يک سرقت مسلحانه از کالسکه پستي لقب دشمن شماره يک جامعه را مي گيرد.

شاهزاده روسي کنستانس رادتسکي به همراه همسرش در پاريس هست تا اپراي ايوان مخوف را رايشان صحنه ببرند.

اما وقتي شوهر خوش قيافه و نفرت انگيزش تصميم مي گيرد تا قراردادي سه جانبه ميان روسيه، انگلستان و فرانسه امضا کند، کنستانس که ديوانه وار عاشق بونو شده، تصميم به قتل ايشان مي گيرد.

بونو در حمله والنتن و افرادش کشته مي شود، اما مهره اصلي گروه او که قاتلي معتاد به نام پيوتر، که جان به در برده با همکاري کنستانس، يک خبرنگار و موسسه ماليداري فاسد و تشنه قدرت در حال عملي کردن بزرگ ترين و پيچيده ترين توطئه قبل از آغاز جنگ اول جهاني و انقلاب روسيه هستند...

چرا بايد ديد؟
اگر شما هم خيلي ها فکر مي نماييد که پاريس در سال در حال و هوايي بود که به حق ان را دوره زيبا[La Belle Epoque] نام داده بودند، جوخه هاي ببر را ببينيد.

اما از شوخي گذشته بايد اعتراف کرد که فرانسايشان ها براي نجات سينماي خود از ورشکستگي و بي نياز شدن از کمک هاي دولت دست به ساخت محصولات مشترک پر خرج يا اکشن هاي گران قيمت کرده اند که از ميان اونها مي توان به آرسن لوپن در دو سال قبل و جوخه هاي ببر در سال ٢٠٠٦ اشاره کرد.
فيلم ٢٤ ميليون يورايشاني[حدود ٣٠ ميليون دلار] جوخه هاي ببر بر پايه سريال محبوب و موفق تلايشانزيوني فرانسايشان به همين نام ساخته شده که در ٣٦ قسمت از از ٢١ دسامبر ١٩٧٤ تا ١١ نوامبر ١٩٨٣ از شبکه ORTF و سپس Antenne ٢ پخش شد.

شهرت اين مجموعه همپاي تسخيرناپذيران آمريکايي ارزيابي مي شود و سال ها قبل به شکل تکه و پاره از تلايشانزيون جمهوري اسلامي پخش شد و با اين حال در ميان ايراني ها هم محبوبيت پيدا کرد.

يکي از دلايل عمده محبوبيت سريال تم موسيقي کلود بولينگ بود که شهرت قابل توجهي براي تصنيف موسيقي فيلم هاي شاخصي چون بورسالينو، داستان پليس و کارآگاه جسور به دست آورده بود.


جوخه هاي ببر بر پايه ماجراها و اشخاصي کم و بيش واقعي شکل گرفته هست که اشاره به اونها خالي از لطف نيست.

وقتي سلستين هنيون[١٩١٥-١٨٦٢] مسئول امنيت عمومي فرانسه در اواخر قرن بيستم با حمايت ژرژ کلمانسو وزير کشور و ملقب به "ببر" تصميم به بازسازي نيرايشان پليس فرانسه و مدرنيزه کردن اون گرفت، نام جوخه هاي ببر را براي اولين گروه پليس هاي مجهز به اتومبيل انتخاب کرد.

جوخه هاي ببر اولين کارآگاه هاي پليس جنايي فرانسه و پليس علمي به معناي امروزي محسوب مي شوند.

جوخه هاي ببر ١٢ عدد بودند که هر کدام از اونها شامل ١٤ تا ٢٠ بازرس پليس بود و به شکل ٢٤ ساعته انجام وظيفه مي کردند.

ماجراهاي کميسر والنتن و سه دستيار او براي اولين بار در سريالي به همين نام به کارگرداني ايشانکتور ايشانکاس به فيلم در آمد.

حوادث اين سريال مقطع وقتي ١٩٠٧ تا ١٩٢٠ را تصايشانر مي کرد.


ژروم کورنائو براي بسياري از ايراني ها نام آشنايي نيست.

او با ساختن ايشانديو کليپ براي خوانندگاني چون جاني هاليدي، لارا فابيان، ادي ميشل و اوا اونژلي شروع کرد.

در ١٩٩٢ با فيلم کوتاه موقعيت يک شبه وارد سينما شد.

در سال ١٩٩٧ با اولين فيلم حرکت کن! اولين کار بلند خود را کارگرداني کرد و جوخه هاي ببر پس از براي عشق چه کردم، اختلاف ها چهارمين فيلم اوست.

او موفق شده تعادلي شفرمود انگيز ميان شکار و شکارچي[والنتن و بونو] و هدف هر دو بربرنامه کرده و احترامي يکسان را نثارشان کند.

بازي ژاک گامبلين و کلايشانس کورنياک هر دو خوب هست.

اما کساني که ژان کلود بايشانلون را از سريال به خاطر دارند، نمي توانند با تصايشانري که او از والنتن به دست مي دهد، به راحتي کنار بيايند.

البته گل سر سبد بازيگران فيلم خانم دايان کروگر هست که در نقش شاهزاده اي که دل در گرو عشق يک اونارشيست داده، مي درخشد.

براي کساني که از اکشن هاي نسل جديد سينماي فرانسه فيلمي مشاهده نکرده اند، جوخه هاي ببر مي تواند يک نمونه خيلي خوب براي فتح باب باشد!
ژانر: اکشن، ماجرايي.





270:

:نام
The Night Listener
:کارگردان
Patrick Stettner
:سال تولید
2006
:هنرپیشه
Robin Williams, Toni Collette, Sandra Oh, Rory Culkin, Joe Morton
:داستان فیلم
گابريل نون (رابین ویلیامز) نايشانسنده اي که به تازگي از دوست پسر خود جدا شده هست، با قبول پيشنهاد ناشرش براي مطالعهیک دست نوشته با سرگذشت پر تلاطمي آشنا مي شود.

اين دست نوشته های یک پسر چهارده ساله به نام پیت هست که در وقت کودکی به او تجاوز شده هست و اکنون مبتلا به ایدز شده هست.

گابريل تصميم مي گيرد پسرک را بيابد و با ايشان ارتباط بربرنامه کند.

گابريل در مي يابد که پيت از سايشان زني به نام دانا به فرزندي پذيرفته شده هست.

گابريل از طریق ارتباط تلفنی با پیت آشنا مي شود، اما پس مدتی که از طریق تلفن با دانا و پیت صحبت می کند متوجه می شود که این دو صدا متعلق به یک نفر هست.و احتمالا این کتاب را مادر پسرک نوشته هست و چه بسا اصلا پسری در کار نیست گابريل مي کوشد تا رازهاي پيرامون پيت و دانا را کشف کند و ادامه ی داستان ...!

اگر مثل من عاشق رابین ویلیامز نباشید احتمالا از این فیلم خوشتون نخواهد اومد...! ولی به نظر من فیلم خوبی بود.

معرفی فیلم

271:

MTVideos جان اول سلام

من دیدم معرفی فیلمت کمی ناقصه و بر روی روال اصلی این تاپیک پیش نرفتی

در مورد وضعیت فیلم و درجه فیلم هیچ توضیحی نداده بودی و عکسی هم که ازش نذاشته بودی

خب من می خوام اطلاعاتی که تو این تاپیک برای همه پخش می شه اندکی جامع تر از اون چیزی باشه که نوشته برای همین من کاملترش کردم

ببین برای فیلم The Night Listener هم باز روال تاپیک رو رعایت نکردی
من می خوام مطالب این تاپیک یه دست باشه

برای همین من مجبور شدم پشت بند شما دوباره در مورد اون فیلم پست بزنم
در ضمن ما با هم همکاری می کنیم
هدف دوستی نه دشمنی
شما اگه دوست داری بیا در مورد تمام فیلم هایی که من قبلا پست زدم دوباره بزن البته اطلاعاتی رو بده که من ندادم مثلا داستان فیلم

پس می بینی من چرا مجبور می شم دوباره سپس تو پست بزنم

امیدوارم از این به بعد روال پست زدنتو با روال اصلی تاپیک هماهنگ کنی.(ممنونت می شم)

فکر کنم جواب سوالت رو داده باشم!!!!

272:

سلام roshanak جان

ممنون از لطفت

من و تمام دوستانی که در اینجا پست می زنیم هدف کمک به بچه هاست برای انتخاب فیلم مناسب و مطابق با سلیقشون

باز هم از جانب خودم و سایر بچه هایی که برای پر بار شدن این تاپیک زحمت می کشن ازت تشکر می کنم.

273:

سلام ...
اگر مشکل عکسش رو در نظر نگیریم ...

فکر نمی کنم چیزی کمتر از تو نوشته باشم ...


اجازه بده یه نگاه به معرفی فیلم The Messenger بندازیم !؟

بازیگران: Dylan McDermott, Penelope Ann Miller, John Corbett, Kristen Stewart
کارگردانان: Oxide Pang , Danny Pang
وضعیت فیلم: در حال نمایش
ژانر: Horror
درجه فیلم: PG-13 - صحنه های دلهره آور

من که فکر نمی کنم به این بگن معرفی !!!
باز لااقل من خلاصه داستان رو هم فرمودم ...

در ضمن در مورد روال تاپیک هیچ کجای این تاپیک حرفی زده نشده ..!
می دونی بدترین چیز توی کار های گروهی اینه که ما فکر کنیم کاری که انجام می دیم از همه بهتره ...!! و بقیه باید مثل ما انجام بدن...!!
می تونستی خیلی دوستانه تر سپس من پست بزنی و مثلا بگی OK با تشکر از دوستمون و در ادامه ی توضیحات ایشون می خواستم من هم در مورد این فیلم این توصیحات رو بدم که ...........!!
می دونی من محتاج این نیستم که کسی از من تشکر کنه ....

اما کاری هم که تو می کنی توی ذوق ادم می زنه ...

ادم مدام احساس می کنه که گند زده....!!!
به هر حال باز هم فکر نمی کنم در مورد The Presige هم اطلاعات بیشتری نسبت به من داده باشی ...


ژانر: Drama
درجه فیلم: PG-13 - صحنه های دلهره آور
از این به بعد اگر خواستم اینجا پست بزنم سعی می کنم مثل تو قبلش یه سری به http://www.moviegallery.com بزنم..!!

274:

سلام به MTVideos عزیز

ببین دوست عزیز خیلی زود جبهه گیری می کنی من نه با تو با این لحنی که تو با من حرف زدی حرف زدم نه بهت توهینی کردم که انقدر شاکی شدی.

این خیلی بده که انسان تحمل انتقاد رو نداشته باشی

اگه خوب نگاه می کردی من دقیقا زیر پست فیلم THE PRESTIGE ازت تشکر کردم و اسم من اونجا هست می تونی ببینی.

من نه می گم بهترینم نه می گم تاپیکم بهترینه تنها هدف من کمک به دوستانه برای انتخاب فیلم مورد نظرشون

پس زود قضاوت نکن

در ضمن تو اول اومدی توپیدی به من که چرا سپس پست من پست زدی

و الا من هم ازت تشکر کرده بودم هم بهت کاری نداشتم

تازه خوشحالم بودم که این فیلم رو معرفی کردی و به نظر خودم دو سه مورد کم داشت که من در پست خودم اضافش کرده بود

راستی یادت باشه من دارم فرهنگ درست فیلم دیدن رو به دوستان نشون میدم وقتی درجه فیلم رو مشخص می کنم پس معرفی درجه فیلم چیز کمی نیست

یه نکته هم باید اضافه کنم باز هم زود قضاوت کردی

شاید تو از اون سایتی که فرمودی مطلب برداری ولی من این کار رو نمی کنم

و ممنونم ازت که این سایت به دوستان و من معرفی کردی

دیگه هم دوست ندارم این مطلب ادامه پیدا کنه چون این تاپیک مختص معرفی فیلمه نه جنگ لفظی شما با من

ازت هم دعوت می کنم که بجای قهر بیای دوباره تو این تاپیک پست های مفید بزنی تا بتونیم با کمک هم این راه رو بریم.

موفق باشی

275:

HANNIBAL RISING

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران: Gaspard Ulliel, Rhys Ifans, Gong Li, Richard Brake, Kevin McKidd, Dominic West

کارگردان: Peter Webber

نویسنده: Thomas Harris

وضعیت فیلم: در حال نمایش

ژانر: Drama/Suspense/Thriller

درجه فیلم: R - خشونت بسیار زیاد و دیالوگ های پیچیده و دارای صحنه های جنسی

276:

SCOOP

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران: Julian Glover, Hugh Jackman, Woody Allen, Ian McShane, James Nesbitt, Scarlett Johansson

کارگردان: Woody Allen

نویسنده: Woody Allen

وضعیت فیلم: بر روی دی وی دی

ژانر:Drama / Comedy

درجه فیلم: PG-13 - مقداری صحنه های جنسی

*خلاصه داستان : جو هسترامبل، خبرنگاری که همه او را به ماجراجویی هایش برای کشف حقایق میشناسند، پس از مرگ!، پی به هویت یک قاتل زنجیره ای میبرد.

وی با برقراری ارتباط با دنیای زندگان و درمیان گذاشتن ماجرا با یک خبرنگار آماتور (اسکارلت جوهانسون)، تمام تلاش خویش را برای پرده برداشتن از چهره قاتل بکار میبندد.

داستان فیلم، حکایتگر تلاش خبرنگار آماتور و یک تردست دست و پا چلفتی (وودی آلن)، برای رو کردن دست قاتلی ست که انگار انقدرها هم قاتل نیست!؟

277:

سلام ..


فقط جمله ای رو که قبلا نوشته بودم دوباره می نویسم.


می تونستی خیلی دوستانه تر سپس من پست بزنی و مثلا بگی OK با تشکر از دوستمون و در ادامه ی توضیحات ایشون می خواستم من هم در مورد این فیلم این توصیحات رو بدم که ...........!!

شاید من بیخودی حساسیت به خرج دادم ...!! Sorry Anyway
Ok Dude ...

Take Your Time

278:

این فیلم رو دیروز دانلود کردم..

فیلم خوبی بود

نام :
Man Of The Year
کارگردان :
Barry Levinson
سال تولید : 2006
هنرپیشه : Robin Williams, Laura Linney, Christopher Walken, Jeff Goldblum, Lewis Black
ژانر : Comedy / Drama / Romance / Thriller
درجه فیلم : PG-13 به دلیل صحبت هایی که به مسایل جنسی برمیگرده ..

کمی خشونت و صحبت هایی در رابطه با مواد مخدر
وضعیت فیلم : بر روی DVD

داستان فیلم : رابین ویلیامز در فیلم مرد سال در قالب تام دابز ظاهر می شود.

دابز مجری یک شوی کمدی تلویزیونی هست.

دابز از دست روده درازی های دو کاندیدای ریاست جمهوری امریکا خسته شده هست.

از نظر لو هر دوی انها شبیه به هم هستند و هیچ حرفی هم برای فرمودن ندارند.

طرفداران بی شمار دابز از او می خواهد که محض شوخی و خنده هم که شده در انتخابات شرکت کند.

سرانجام او می پذیرد و به عنوان کاندیدای سوم در انتخابات شرکت می کند.

شرایط به نحوی هست که اگر دابز در هر 13 ایالت امریکا پیروز شود از ارای الکترال لازم برای پیروزی انتخابات برخوردار خواهد شد و به عنوان رئیس جمهور به کاخ سفید خواهد رفت.

الئنور کارمند شرکتی که تجهیزات رای گیری کامپیوتری را فراهم کرده هست , پی می برد که در برنامه ی کامپیوتری شرکت نقص کوچکی وجود دارد که ممکن هست دردسرهای بزرگی به بار بیاورد.

او مدیران را در جریان می گذارد اما انها هیچ توجهی نمی نمايند و به این ترتیب انتخابات اغاز می شود و و دابز سخنرانی ها و مصاحبه های انتخاباتی فراوانی ایراد میکند و همه ی سوالات را به روش طنزامیر خود جواب می دهد و در نهایت همان ایراد کامپیوتری سبب می شود تا دابز در انتخابات برنده شود و ادامه ی داستان ...!!


معرفی فیلممعرفی فیلم



معرفی فیلم

معرفی فیلم

از اینجا هم میتونید Wallpaper فیلم رو بگیرید : Man Of The Year


279:

با تشکر از MTVideos عزیز

هیچ توضیحی اضافه ای در مورد فیلم Man Of The Year نمی مونه چون کاملا بی نقص معرفی شده.

من خودم این فیلم رو ندیدم ولی چون ایشون می گن خوبه منم می گم خوبه

280:

PULSE

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران: Kristen Bell, Ian Somerhalder, Christina Milian, Samm Levine, Kel O'Neill, Ron Rifkin

کارگردان: Jim Sonzero

نویسندگان: Wes Craven, Ray Wright

وضعیت فیلم: بر روی دی وی دی

ژانر: Horror

درجه فیلم: PG-13 - شوک های روانی و صحنه های جنسی و صحنه های دلهره آور.


281:

عزیزان من یه هفته میرم مشهد مقدس

همتونو دعا می کنم(ولی یه نفر و ویژه دعا می کنم!!!!)

هر کی دوست داشت این هفته رو بجای من بیاد پست بزنه که این تاپیک نخوابه ممنونش می شم.

فعلا خداحافظ (میرم و بر می گردم!!!!!!!)

282:

نام :
Little Miss Sunshine
کارگردان :
Jonathan Dayton, Valerie Faris
سال تولید : 2006
هنرپیشه : Greg Kinnear, Steve Carell, Toni Collette, Paul Dano,Alan Arkin,Abigail Breslin
ژانر : Comedy / Drama
درجه فیلم : R بدلیل صحبت هایی در رابطه با سکس و مواد مخدر
وضعیت فیلم : بر روی DVD
داستان فیلم :
داستان فیلم درباره ی سه نسل از خانواده ی هوور هست.

ریچارد (گرگ کینیر) پدر خانواده هست.

شغل او ایراد سخنرانی های اموزشی و انگیزه بخش در جلسات و همایش هاست.

ریچارد یک برنامه ی 9 مرحله ای کسالت بار ابداع کرده که معتقد هست هر کسی با اجرای این برنامه می تواند در کار و زندگی اش موفق شود.

(و این در حالی هست که ریچارد در زندگی خودش ادم موفقی نیست).

شریل (تونی کولت) مادر خانواده هست.

او که برای بار دوم هست ازدواج کرده از تمامی توان و نیروی خود هستفاده می کند که خانواده اش را متحد و خوشحال نگه دارد.

دواین (پال دانو) پسر خانواده هست.

که قسم خورده با هیچ کسی حرف نزند.

الیو هم یک دختر بچه ی هفت ساله هست که دوست دارد در مسابقه ی ملکه ی زیبایی دختران زیر ده سال شرکت کند و برنده مقام نخست شود.

دایی فرانک (استیو کارل) اخیرا در پی از دست داد دوست پسرش دست به خود کشی زده هست و تا مدتی نزد خانواده شریل زندگی می کند.

دیگر عضو خانواده پدر بزرگی هست (الن ارکین) که معتاد به کشیدن هروئین هست و افکار عجیب و غریبی دارد.در ادامه داستان هنگامی که خبر می رسد الیو شانس خوبی برای پیروزی در مسابقه ی زیبایی "لیتل میس سانشاین" دارد همه ی اعضای خانواده سوار یک وانت فولکس واگن می شوند و به سوی کالیفرنیا (محل برگزاری مسابقه) حرکت مینمايند.

همه ی اعضای خانواده متحد شده اند که الیو در این مسابقه پیروز شود .

اما رسیدن به کالیفرنیا و شرکت در مسابقه با مشکلاتی همراه هست .

ادامه ی دستان .

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

این هم از Wallpaper

صحبت هام در مورد این فیلم هنوز تمام نشده ...!!!! ادامه دارد

283:

من که خیلی دلم میخواد این فیلم رو ببینم از ش خیلی شنیدم از داستانش و همچنین بازی بازیگرانش اونم بازیگر خردسال میگن فیلم خوبیه

284:

ممنون که ما رو دعا میکنی البته هر چه بیشتر بهتر
در ضمن امیدوارم که زودتر برگردی جات اینجا خالیه

285:

معرفی فیلم

ادامه ی صحبت ها در مورد فیلم Little Miss Sunshine
سازندگان فیلم به تمامی کاراکترهای خود موقعيت های مناسبی برای عرضه داده اند.

انها همچنین توانسته اند با موفقیت کامل درام و کمدی را با هم ترکیب نمايند.

فیلم با وجودی که بسیار خنده دار هست اما پیامهای جدی و تلخی هم دارد که در متن کمدی فیلم از بین نمی رود.
به باور من (مجله دنیای تصویر) تلخ ترین وجه این کمدی سیاه (جدا از طرح مقولاتی مثل خودکشی و اعتیاد) قضیه ی مسابقات ملکه ی زیبایی دختران زیر ده سال هست.

اکران عمومی فیلم هموقت شد با هسترداد قاتل "جون بنت رمزی" از تایلند به امریکا و پوشش قوی رسانه ای در این مورد.

جون بنت رمزی یک دختر بچه ی 8 ساله ی امریکایی بود که سپس پیروزی در مسابقات ملکه ی زیبایی دختران زیر 10 سال توسط یک مرد منحرف جنسی ربوده شد و سپس به طرز فجیعی به قتل رسید.

این جنایت جامعه ی امریکا را تکان داد و به خصوص برگزاری مسابقات ملکه ی زیبایی کودکان را زیر سوال برد.

حالا بخش عمده ای از امت و صاحب نظران با برپایی این مسابقات شدیدا مخالفند زیرا معتقدند که کودکان نباید درگیر چنین رقابتهای مخرب و ناسالمی شوند.

تصویری که این فیلم از این مسابقات نشان می دهد نیز بسیار هول انگیز و تلخ هست.
لیتل میس سانشاین یک کمدی سیاه هست که تماشگر خود را به اندیشه ورزی و تفکر تحریک میکند.انتخاب درست بازیگران و گرفتن بازی های خوب و هستادانه از این بازیگران از دیگر امتیازات فیلم هست.

به خصوص باید به بازی بسیار عالی ایبیگل برسلین (الیو) اشاره کرد.

هستیو کارل هم که در مجرد چهل ساله توانایی های کمیک خود را اشکار کرده بود در این فیلم حسابی می درخشد.


حتما این فیلم رو ببینید .

معرفی فیلممعرفی فیلم

مطلبی در مورد این فیلم : برگرفته از وبلاگ http://www.shabdar4par.blogfa.com

little miss sunshineفیلم بزرگی هست اونقدر بزرگ که منتقدان لقب بهترین کمدی سال را به اون بدهند.

در اینکه با این فیلم میشود خندید و حتی قهقهه زد شکی نیست .اما این فیلم صحنه هایی دارد که میشود لابلای خنده های دیگران حتی با اون گریه کرد .کمدی فیلم از نوع کمدی موقعیت هست بدون مزه پرانی های رایج سالهای اخیر و عاری از کیک پرانی های همیشگی سالهای دور .

کمدی ناب هست .کمدی درباره رنج .

فیلم قصه ساده ای دارد ، خانواده هوور برای شرکت دختر خردسالشون در مراسم کودک شایسته راهی کالیفرنیا میشوند، میروند و بر میگردند .همین وبس .ولی آدم های این قصه اند که در عین سادگی پیچیده اند.

اونها خیلی شبیه همه ما هستند .آدمهایی که برنامه هست در زمین بازی زندگی نبازند ( واین لزوماً به معنای این نیست که برنده اند) ، اونها زاده شده اند برای تلاش کردن و رنج بردن و دست آخر حال کردن از این تلاش و خندیدن به اون رنج .

پدر خانواده معلم شخصیت سازی هست با پروژه ای درباره انرژی های مثبت و هرم موفقیت ، اما خودش هرگز طعم پیروزی را نچشیده هست ! برنامه اش را کسی نمیخرد و شنوندگان معدودش حتی با اکراه هم برایش کف نمیزنند .مادر خانواده مستاصل و سر درگم هست .زیبایی مسحور نماينده هالیوودی ندارد ، کدبانوی قابلی هم نیست .در یک سطل بزرگ مرغ سوخاری برای ناهار خانواده خریده هست .بیچاره گی اش در صحنه ای که میکوشد پسرش را دلداری بدهد و نمیتواند ،ترحم بر انگیز هست .دایی خانواده که خودکشی کرده ، پروفسور اخراجی دانشگاه هست اونهم به خاطر عشقش به یک دانشجوی پسر!! عاشق "مارسل پروست " هست و "در جستجوی وقت از دست رفته".

صاحب همه چیز هست و هیچ چیز.

پسر خانواده "نیچه "میخواند.استاد رنج و دردمندی .

۹ ماه هست که حتی یک کلمه هم صحبت نکرده هست .تمرینی عجیب برای تحقق رویایش یعنی خلبان شدن .

ولی یک ناتوانی جسمی یعنی کور رنگی ،این حباب را میترکاند .

پدر بزرگ خانواده بازنده بزرگ هست او را از سرای سالمندان اخراج کرده اند ، مخدر مصرف میکند و زندگی را در شکم و زیر شکم میشناسد .

او در میانه راه میمیرد و خانواده به شکلی مضحک لاشه اش را تا ته داستان با خود همه جا میکشد .

و اما دخترک خانواده بیخبر از اینکه بازنده هست نقش برنده ای از پیش را بازی میکند .

او با عینک بزرگ و شکم بزرگش کمترین شباهت را به عروسکهای داوطلب کودک شایسته دارد! ولی با این همه میخواهد در مسابقه شرکت کند .او در صحنه پایانی و برای نمایش مهارت های شخصی به شکلی غیر منتظرانه هستریپتیز میکند! ( عملیاتی که پدر بزرگش پنهانی و مخصوصاً برای این مراسم به او آموخته هست !) در حالی که همه به او اعتراض مینمايند اعضای خانواده یکی یکی به روی صحنه میروند و به شکل مضحکی همراه او میرقصند تا او طعم تلخ شکست را نچشد .

واین طلایی ترین صحنه فیلم هست .

گمان نکنید برنامه هست هیئت داوران مسابقه معصومیت دخترک را به صورت های بزک کرده سایر کاندیدا ها ترجیح بدهد و تاج را به او تقدیم کند .ابداً ، هیئت داوران خانواده دخترک را به جرم هستهزا مراسم دست پلیس میدهند و دخترک را برای همیشه از شرکت در مسابقه محروم میکند .

little miss sunshineدر تک تک صحنه هایش از آمیختگی رنج و خنده صحبت میکند .تصور کنید که چطور فیلمی با شخصیت هایی چنین دردمند میتواند اسباب خنده دیگران باشد .خندیدن به درد و لذت بردن از رنج محوری ترین خط داستان هست .شاید یکی از گویا ترین صحنه های فیلم صحنه ای هست که همه اعضا خانواده ماشین هستیشن قراضه زرد رنگشان را باید هل بدهند و بعد یکی یکی داخل اون بپرند .در پایان یکی از این صحنه های هل دادن و سوار شدن خستگی نا پذیر ، پدر بزرگ از نوه اش میپرسد خیلی حال داد نه؟ و دخترک در حالی که نفس نفس میزند میگوید : خیلی ، خیلی زیاد .
لذت بردن از رنج در فیلم مترادف خود آزاری نیست بلکه فیلم بی خبری و عادت کردن مارا به رنج کشیدن مسخره میکند.

شما هم هر وقت تونستید حتماً این فیلمو ببینید .

کمدی عجیبی هست !

معرفی فیلم

این هم یک مطلب دیگه ار وبلاگ http://bestmovies.persianblog.com


اونهايی که دنبال يه کمدی خوب ميگردن که جدای از اينکه ميخندونه تماشاگر رو
باعث بشه يه تلنگری هم به مغز آدم بخوره ، اين فيلم رو ببينند !
يه کمدی / درام فوق العاده قشنگ که تماشاگر رو بين خنده و گريه ، بين شادی و
غم گير ميندازه و همين باعث ميشه آدم تا آخرين لحظه پای فيلم بشينه !
داستان يه خانواده عجيب و غريب ! دختر کوچولايشانی که در آرزوی Miss Sunshine
شدن هستش ( يه چيزی تو مايه های Miss America ولی برای بچه ها !‌‌ ) -
پدری که عاشق موفقيت هستش و کارش تدريس روشهای موفقيت و اين چرت
و پرتها هستش و خودش ته بدبخته ! مادری که اعصاب درست و حسابی برای
انجام هيچ کاری نداره - پدر بزرگی که هروئين ميکشه و يه نفس بد دهنی ميکنه
و به نوه اش توصيه های حکيمانه ميکنه که از هيچ دختری نگذر و هر کسی رو
ديدی يه حالی بهش بده !!!! پسر خانواده که ۹ ماهه که روزه سکوت گرفته تا
بتونه با نشون دادن اراده اش وارد مدرسه خلبانی بشه و يه دايی باحال که
به تازگی بخاطر شکست عشقی از طرف دوست پسرش !!!!!!!!! خودکشی کرده !
خوب ! ملاحظه ميکنيد که يه سيرک کامل داريم !!!! حالا همه اين اراذل رو بريزيد
تو يه فولکس واگن هستيشن و بفرستيدشون يه سفر جاده ای تا ببينيد چه فيلم
محشری از کار در مياد !
خيلی وقت بود که کمدی سياه و تلخی به اين قشنگی نديده بودم ! بازی اکثر
بازيگرها خوب و باور پذيره ! به خصوص Steve Carell در نقش دايی فرانک که حتما
بازيش رو تو ( باکره ۴۰ ساله ) يادتونه !
موزيک ها شاهکار هستند ! از تم لاتين تا کانتری توی فيلم پيدا ميکنيد و جالب
اينکه هر کدوم هم به بهترين شکل با فيلم هماهنگ شدند !
کارگردان های اين فيلم هم دو نفر هستند به نام های Jonathan Dayton و
Valerie Faris که تا جايی که ديدم اکثرا تو کار ساخت ايشاندئو کليپ و کارگردانی
مرتبط با موزيک بودند و اين اولين فيلم بلند اونهاست !
فيلم کانديد ۴۰ جايزه معتبر از جمله Bafta و Golden Globe بوده که کلی از اين
جوايز رو هم درو کرده ! البته نوش جانش !‌ حقش بوده !!!
فيلم رو ببينيد ، اما نه به هوای يه کمدی تو مايه های American Pie و اينجور
کمديها ! بلکه با ديد يه درام خانوادگی !


286:

توی این چندباری که گلادیاتورو گذاشت من به بارشم ندیدم.


287:


288:

Braveheart 1995
The Patriot 2000
The Green Mile 1999
The 40 Year Old Virgin 2005
Little Miss Sunshine 2006
Gladiator 2000
Dead Poet Society 1989
Mrs.

Doubtfire 1993

بقیه یادم نیست :(

289:

شجاع دل

290:

وکیل مدافع شیطان : با بازی آل پاچینو ، کیونو ریوز ، چارلیز ترون

291:

Pirates of the Caribbean: The Curse of the Black Pearl

Pirates of the Caribbean: Dead Man's Chest

یه جورایی با این دوتا خیلی حال میکنم ..........

واقعا فیلمهای قشنگی هستند ...

البته فکر میکنم همگی دیدینشون ...


292:

میگم این امید رفت مشهد مقدس و دیگه پیداش نشد!!!!

293:

من اومدم

با تشکر از همه دوستانی که نذاشتن این تاپیک تو ابن 6 روز بخوابه

294:



سلام امید جان ...

خوش اومدی ...


295:

WILD HOGS

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران: Tim Allen, Martin Lawrence, John Travolta, Ray Liotta, William H.

Macy
, Marisa Tomei

کارگردان: Walter Becker

وضعیت فیلم: خواهد آمد

ژانر: Comedy

تاریخ نمایش: March 2, 2007

درجه فیلم: PG-13 - مقداری صحنه های جنسی و خشونت

*خلاصه داستان: درباره دو مرد پرخور و پرحرف(جان تراولتا و تیم آلن) ميانسال هست که برای ماجراجوئی راهی مناطق تازه می شوند اما در طول مسير با تعدای موجود جهنمی رودررو می شوند که سفر اونها را در مسير تازه ای می اندازد .



296:

سلام MTVideos عزیزم

از بابت زحماتی که کشیدی خیلی ممنونم

297:

هوراااااااااا
اومدی؟
آخ جووووووون

298:

هوراااااااا
اومدی؟
آخ جووون

299:

ERAGON

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران:Jeremy Irons, John Malkovich, Djimon Hounsou, Edward Speleers, Robert Carlyle, Sienna Guillory

کارگردان: Stefen Fangmeier

وضعیت فیلم: بر روی دی وی دی

ژانر: Sci-Fi/Fantasy

درجه فیلم: PG - هیجان و صحنه های فانتزی

*خلاصه داستان: اراگون پسر نوجوانی هست که در خانواده ای فقیر اما شاد زندگی می کند و این درحالیست که پادشاه سرزمین اونها مرد بدذاتی به اسم گالباتوریکس هست که در گذشته حکومت جمهوری را سرنگون کرده و اکنون با ظلم و ستم فراوانی به امت حکومت می کند .

در ادامه اراگون یکروز یک تخم اژدها را بطور تصادفی پیدا می کند و پس از مدتی اژدهای کوچکی از این تخم متولد می شود .

اراگون نام اژدها را سفیرا می گذارد .

سفیرا بسرعت بزرگ می شود و گالباتوریکس ، که از مدتها قبل پرواز اژدها و اژدها سواری را در این سرزمین ممنوع کرده هست ، وقتیکه از وجود سفیرا مطلع می شود دستیارش دورزا را مامور از بین بردن این اژدها می کند .

اما یک اژدها سوار قدیمی و سالخورده به اسم برام تصمیم دارد با یاد دادن اصول اژدها سواری و همچنین نحوه هستفاده از نیروهای ماوراطبیعه به اراگون می کوشد تا او را برای انتقام گیری و نبرد با سربازان پادشاه ظالم آماده نماید .


300:

بهش میاد فیلم جالبی باشه ! البته با موضوعی متفاوت !

301:

دقیقاً همینه آبجی روشنک

باید حتما طالبه سبک فانتزی باشی تا از این فیلم خوشت بیاد

302:

من که شنیدم که فیلم جالبی نیست همون موضوع تکراری گذشته رو داره !

303:

اینم wallpaper فیلم

معرفی فیلم

304:

خب hina خانوم عزیز

اگه دقت کنی منم فرمودم حتما باید طالبه سبک فانتزی باشی تا از این فیلم خوشت بیاد

و الا به قول شما یه فیلم تکراری با موضوع و لوکیشن های تکراری

305:

ای ول ! پس نیاز شد بازم برم بگردم تا پیداش کنم و ببینمش !

306:

خوب امید خان منظور من این هست که فیلم حتی در سبک خودش یعنی فانتزی فیلم ضعیفیه و تکراری یعنی فیلم های بهتری تو این سبک وجود دارن که حداقل چیز بهتری ارائه دادن نه مثل این فیلم که فقط برای جوانان یا اصلا بگیم برای نوجوانان مناسب و بس!

307:


308:

ولی به نظر من این فیلم تو سبک خودش حرفایی برای فرمودن داره

چون از دو هنرپیشه بسیار خوب یعنی جرمی ایرون و یان مالکویچ بهره می بره و اونها هم به خوبی نقش خودشونو ایفا کردن

به نظر من که فیلم قابل قبولیه، نمی گم شاهکاره ولی انتظارات بیننده عامی رو تا حدود زیادی برطرف می کنه

ولی به نظر شما اینگونه نیست

خب ما اینجا این فیلم رو معرفی کردیم تا دوستان برن ببینن و خودشون قضاوت کنن

ممنون از نظری که دادی hina خانوم گل

309:

خوب اره بازیگرانش خوبن بخصوص این دوتا اما بازیگر نقش اصلیش زیاد حرفی برای فرمودن نداره
خوب منم میگم این فیلم خوب فروش کرده نفرمودم بده!!!!!!
فکر کردم در مورد فیلمی که معرفی میکنی میتونیم نظرمون رو بگیم به قول خودتون قضاوت کنیم و خوب منم اینجا فرمودم ...

شما چقدر به خودتون میگیرین خوب اگه ناراحتتون کردم میتونم اینجا نظری ندم اما نمیونم از نگاه کردن به معرفی فیلم های که فرمودین خوداری کنم برای اینکه کارتون خوبه...

310:

معرفي فيلم
مردان پرنده/خلبان ها
Flyboys
معرفی فیلم


کارگردان: توني بيل.

فيلمنامه: فيل سيرز، بليک تي.

اوانز، ديايشاند اس.

وارد بر پايه داستاني از بليک تي.

اوانز.

موسيقي: تره ور رابين، مدير فيلمبرداري: هنري براهام.

تدايشانن: کريس بلوندن، ران راسن.

طراح صحنه: چارلز وود.

بازيگران: جيمز فرانکو[بلين راولينگز]، کريستين انهالت[هيگنز]، ، فيليپ ايشاننچستر[ايشانليام جنسون]، ژان رنو[سروان تنالو]، مارتين هندرسون[ريد کسيدي]، عبدل ساليس[يوجين اسکينر]، جنيفر بکر[لوسينه]، تيلر لابين[بريجز لائوري]، ديايشاند اليسن[ادي بيگل].

١٤٠ دقيقه.

محصول ٢٠٠٦ فرانسه، آمريکا.


سال ١٩١٦.

دومين سال جنگ جهاني اول که با شدت و خشونتي بي مانند ادامه دارد.

گروهي از داوطلبان آمريکايي براي کمک به متفقين در برابر خلبان هاي آلماني اسکادراني ايشانژه تشکيل مي دهند.

بلين راولينگز که مجبور به تخليه مزرعه موروثي خود در تکزاس شده، هيگينز که در خانواده اي نظامي متولد شده و در لزيون خارجي فرانسه نيز خدمت کرده و ايشانليام جنسون اهل نبراسکا که مي خواهد بر خلاف خواست پدر ثروتمند و قدرتمند خايشانش زندگي کند؛ در ميان اين داوطلبان هستند.

اونها بايد براي غلبه بر ترس خود و زنده ماندن تن به نبردهاي سهمگين بدهند.

چرا بايد ديد؟
توني بيل متولد ١٩٤٠ سان ديه گو بازيگر و کارگردان تلايشانزيون و تهيه نماينده سينماست که در دهه ١٩٧٠ اسکاري هم براي تهيه فيلم نيش دريافت کرده و نامش نيز در تالار افراد مشهور ثبت شده هست.

جرارد اونتوني بيل به عنوان بازيگر با کارگردان هاي نام آوري چون اسپيلبرگ و کوپولا کار کرده و از ١٩٨١ با فيلم محافظ شخصي من رايشان صندلي کارگرداني نيز نشسته هست.

اما دو دهه و اندي فيلمسازي غير از فعاليت در دنياي تلايشانزيون و فيلم هاي تبليغاتي ثمره چنداني در سينما نداشته هست.

و حال پس از گذشت سال ها در زمينه اي که طبق فرموده خودي ايشان به اون وقوف کامل دارد، فيلمي ٦٠ ميليون دلاري تهيه و کارگرداني کرده هست.

او که از ١٤ سالگي خلبان رسمي آکروباسي بوده و صاحب بزرگ ترين مجموعه کتاب درباره جنگ جهاني اول هست داستان واقعي اولين خلبان هاي داوطلب آمريکايي اسکادران جنگنده لافايت در جنگ جهاني اول را موضوع فيلم خود برنامه داده که براي اولين بار در فيلم بال ها مورد توجه برنامه گرفت و اولين اسکار تاريخ سينما ١٩٢٩ را هم نصيب خود ساخت.

اين قصه بعدها در پاسداران سحر/گشت سحرگاهي و فرشتگان دوزخ دستمايه فيلمي هاليوودي شد و امروز پس از گذشت نيم قرن بار ديگر به رايشان پرده راه يافته هست.

البته پر خرج تر، دقيق تر و بيش از اندازه واقع گراتر که همين امر از مزاياي اون و دليل اصلي توصيه اون براي ديدن به شمار مي رود! با اين حال ظاهراً جديت فيلم مورد پسند تماشاگر آمريکايي برنامه نگرفته و بيش از ١٣ ميليون دلار ناقابل از بودجه خود را برنگردانده هست.

به نظر مي رسد قصه آخرين جنگجايشانان جنتلمن قرن بيستم مشتري زيادي در ينگه دنيا ندارد.

با اين حال براي دوستداران فيلم هاي جنگي-به خصوص از نوع هوايي اش- و علاقمندان به تاريخ قرن بيستم و دو جنگ جهاني فيلمي هست که هر چند از غافلگيري به دور هست، اما تمامي توقعات را هم برآورده مي نمايد!
ژانر: اکشن، ماجرايي، درام، جنگي.



311:

معرفي فيلم
گريز راه ها / دو دختر
Meurtrières
معرفی فیلم


کارگردان: پاتريک گران پره.

فيلمنامه: پاتريک گران پره، فردريک مورو بر پايه ايده اي از موريس پيالا.

موسيقي: Silth.

مدير فيلمبرداري:پاسکال گوبره، پاتريک گران پره.

تدايشانن: دومينيک گاليني.

بازيگران: هانده کوديا[نينا]، سلين سالته[ليزي]، جياني جراردينلي[يان ژوبر]، اونائيس د کورسون[هلن ژوبر]، ايزابل کوبره[مادام ژوبر]، شفيق احمد[مالک].

محصول ٢٠٠٦ فرانسه.

برنده جايزه نوعي نگاه از جشنواره کن.


ليزي ١٩ ساله تنها گريزراه خود در زندگي را خودکشي مي داند.

نينا نيز که هم سن اوست پس از مرگ پدرش خود را تنها و گناهکار مي داند.

نينا براي کار به هتلي در لاروشل مي رود.

اما فشار رواني ناشي از تنهايي و احساس گناه روز به روز او را بيشتر عذاب مي دهد.

ليزي که از تولد خود تاکنون در لاروشل زيسته، سپس يک خودکشي ناموفق به بيمارستان منتقل مي شود در اونجا، دو دختر جوان در يک برنامه گروه درماني با هم آشنا مي شوند.

نينا براي از بين بردن تنهايي خود يک دوست يافته هست، ليزي نيز ميل به زندگي را دوباره کشف کرده هست.

اما به زودي راه مشترک اين دو توسط کسي ديگر قطع مي شود...

چرا بايد ديد؟
با نام پاتريک گران پره متولد ١٩٤٦ براي اولين بار در قسمت هايي از سريال کميسر مولن برخورد کردم، اما مرور در منابع مکتوب مرا به فيلم مونا و من[١٩٨٩] رساند که جايزه ژان ايشانگو را دريافت کرده بود.

پاتريک گران په از ١٩٨١ فيلمسازي مي نمايد، اما تا امروز و فيلم گريزراه ها به شهرتي که لياقت ان را داشته، نرسيده هست.

هم اکنون نيز فيلم زير سايه موريس پيالا برنامه دارد.

چون کريزراه ها در واقع پروژه اي متعلق به کارگردان نامي فرانسه موريس پيالا بود که قصه اون را بر پايه خبري در روزنامه ها نوشته بود.

پيالا اين خبر واقعي را تبديل به فيلمي درباره جان هاي سرگشه و خشونت کرده بود.

ولي با مرگ ايشان در ٢٠٠٣ پاتريک گران پره براي تبديل اخرين آرزايشان دوستش به واقعيت دست به کار شد .

حاصل کار ايشان در بخش نوعي نگاه امسال جشنواره کن به نمايش در آمد و برنده جايزه نيز شد.

با اين حال امکان دارد فيلم براي بسياري از تماشاگران همچون کارهاي خود موريس پيالا اندکي خسته نماينده و کند به نظر بيايد.

پيالا و گران پره هر دو سال ها براي يافتن بازيگران مناسب استقامت کرده اند و به نظر مي آيد که اين تحمل نتيجه اي مثبت به بار آورده هست.

هر دو بازيگر اصلي فيلم- هانده کوديا، سلين سالته- مشاور فيلمنامه نيز بوده اند و حتي برخي خصوصيات شخصي خود را به کاراکترها اضافه کرده اند.

مانند تبار ترک هانده کودياي ٢٢ ساله که اون را به نينا وام داده و از رهگذر بازي در اولين فيلمش به شهرتي قابل توجه دست يافته هست.

اگر مدتي هست فيلم متفاوتي از سينماي فرانسه نديده ايد، گريزراه ها انتخابي هست که از تماشاي اون پشيمان نخواهند شد.

هر چند امکان دارد که نام فيلم و قصه اون شباهت هايي با فيلم خوب پيتر جکسون قبل از حلقه ساز شدن به نام موجودات بهشتي ايجاد کند، ولي مطمئن باشيد که مي تواند عينهو جعبه پاندورا پر از شفرمودي باشد!
به تماشاچيان طالب اکشن که از ديدن ژانر جنايي فيلم قصد تماشاي اون را دارند، هستدعا مي نماييم پول و وقت خود را صرف ديدار از فيلم ديگر نمايند!
ژانر: درام، جنايي.
منبع : روزانه


312:

معرفي فيلم
سرسخت/بي رحم
Knallhart/Tough Enough
معرفی فیلم


کارگردان: دتلو باک.

فيلمنامه: زوان درونکار، گرگور ترسنوف.

مدير فيلمبرداري: کوليا براندت.

طراح صحنه: آدو کرامر.

بازيگران: ديايشاند کراس[مايکل]، جني الورس[ميريام]، ارهان امره[حامال]، اوکتاي اوزدمير[ارول]، کيدا رامادان[باروت]، ارنل تاکي[کريل]، کاي مولر[متز]، هانس لوو[کميسر گربر]، يان هنريک اشتاهلبرگ[دکتر کلاوس پترز].

٩٨ دقيقه.

محصول ٢٠٠٦ آلمان.

برنده جايزه فيپرشي و معرف سينماي اروپا از جشنواره برلين، برنده دوربين برنز براي بهترين فيلمبرداري از جشنواره برادران ماناکي، برنده جايزه طلاي بهترين تدايشانن و نامزد بهترين موسيقي و بهترين فيلم از مراسم فيلم آلمان، برنده بهترين بازيگر جوان نقش مکمل از جشنواره اوندين.
مايکل پانزده ساله و مادرش ميريام که به زندگي در محله هاي مرفه نشين خو کرده اند، پس از جدايي ميريام از معشوق ثروتمند خود مجبور مي شوند به محله اي فقير نشين که آکنده از آدم هايي متعلق به ملت ها و نژادهاي متفاوت هست، نقل مکان نمايند.

محله زير نفوذ جوان ترک گردن کلفتي به نام ارول و گروهش برنامه دارد که به زودي زندگي مايکل را در مدرسه تبديل به جهنم مي نمايند.

زندگي او در خانه نيز تفاوتي با جهنم ندارد.

چون مايکل مجبور هست با مردهاي مختلفي که مادر در جستجايشان محبوبي دايمي به خانه مي آورد، رفتاري سازگارانه داشته باشد.

مايکل جوان به زودي قواعد بازي در جامعه اطراف خود را ياد گرفته و به انجام جرم هاي کوچک خو مي نمايد.

مايک براي مواد فروش هاي محلي نقش پيک را بازي مي نمايد و به زودي ثابت مي نمايد که به اندازه کافي خونسرد و خشن هست.

اما خبر ندارد که اين شهرت به زودي پاي او را به بازي هاي خطرناکي خواهد کشاند.

چرا بايد ديد؟
يک فيلم خشن و خوش ساخت آلماني براي اونها که با سينماي جديد آلمان آشنايي زيادي ندارند.

بي رحم/ سرسخت که براي اولين بار در بخش پانوراماي جشنواره برلين امسال به نمايش در آمد و جوايزي هم به حق نصيب خود ساخت درباره زندگي سخت مهاجران در آلمان، مشکل انطباق، جوامع چند مليتي و خشونت رايج در چنين محيط هايي را با زباني به شدت واقع گرايانه بيان مي نمايد.


دتلو باک متولد ١٩٦٢ بازيگر، نايشانسنده، تهيه نماينده، تدايشانن گر و فيلمبرداري هست که عمده شهرت خود را مديون فيلم سابقه دار ١٩٩٦و Wir können auch anders...[١٩٩٣ نامزد خرس طلاي جشنواره برلين] هست.

او اولين فيلمش را در ٢١ سالگي ساخته و تا ١٩٨٩ در 'Deutsche Film- und Fernsehakademie' به تحصيل سينما پرداخته هست.

او در اغلب فيلم هايش به نشانه امضاء نقشي هم بازي مي نمايد.

سرسخت در ميان فيلم هاي آخرين ماه سال ٢٠٠٦ يکي از بهترين هاست که مي توان با اطمينان خاطر به تماشاي اون نشست.


ژانر: جنايي، درام.





313:

معرفي فيلم
مدرسه پدر سوخته ها
School for Scoundrels

معرفی فیلم


کارگردان: تاد فيليپس.

فيلمنامه: تاد فيليپس، اسکات آرمسترانگ بر پايه فيلمنامه ١٩٦٠ هال ئي.

چستر و پاتريشيا مايشانس.

بر پايه کتاب هستيون پاتر.

موسيقي: کريستوفر بک.

مدير فيلمبرداري: جاناتان براون.

تدايشانن: لزلي جونز، دان شالک.

طراح صحنه: نلسون کوتيس.

بازيگران: بيل باب تورنتون[دکتر پي]، جان هدر[راجر]، جاسيندا بارت[آماندا]، مت والش[والش]، هوراشيو سانز[ديه گو]، تاد لوئيزو[الي]، مايکل کلارک دانکن[لشر]، جوان براون[لوآ]، لايشانس گازمن[گروهبان مورهد].

١٠٠ دقيقه.

محصول ٢٠٠٦ آمريکا.

نام ديگر: The Better Man.


راجر جواني بدون اعتماد به نفس و به خصوص در مورد ارتباط با امت بي دست و پاست که دائماً از طرف ديگران مورد تمسخر برنامه مي گيرد.

او تصميم مي گيرد به اين روند خاتمه داده و راه حلي براي اون پيدا کند، چون اين وضعيت زندگي را بر او تلخ کرده هست.

او با پيشنهاد يکي از دوستانش به سراغ مردي اسرار آميز به نام دکتر پي مي رود تا از آموزش هاي ايشان بهره مند شود.

تاکتيک هاي بي نهايت عجيب دکتر پي باعث تعجب راجر و بقيه مراجعان مي شود.

اما راجر با عزمي جزم به يادگيري ادامه مي دهد و روز به روز پيشرفت مي نمايد، اما ناگهان درمي يابد که بزرگ ترين رقيب او خود دکتر پي هست.

درک اين موضوع باعث مي شود تا همه چيز براي راجر رنگ عوض کند...

چرا بايد ديد؟
بازسازي آخرين فيلم رابرت همر کارگردان انگليسي که تخصص غريبي در ساخت فيلم هاي جنايي/پليسي با مايه هايي از طنز سياه داشت[مانند پدر براون، خاطرات طولاني، يکشنبه ها هميشه باران مي بارد، قلب هاي مهربان و تاج هاي گل].

مدرسه پدر سوخته ها يا چگونه بدون اين که واقعاً کلک بزنيم برنده شايشانم! محصول ١٩٦٠ به موضوعي مي پرداخت که بسياري از جوانان مذکر با اون دست به گريبان هستند، لااقل در مقطعي از زندگي، و اون به دست آوردن چم و خم ارتباط با امت هاست.

حال تصور کنيد اين چنين دستمايه اي در دست تاد فيليپس فيلمنامه نايشانس بورات برنامه بگيرد و برنامه باشد نقش هستاد فريب کاري را هم بيلي باب تورنتون بازي کند؟! البته دست تصادف بوده که اين نقش نصيب ايشان شده، چون تاد فيليپس که در فيلم هايي قبلي خود با هاوارد اشترن کار کرده و از طرفداران ايشان محسوب مي شود، نقش را ابتدا به او پيشنهاد کرده بود.

ولي اشترن سرگرم کار ديگري بود و نقش به تورنتون رسيد.


فيليپس متولد ١٩٧٠ بروکلين هست که از دهه ١٩٩٠ وارد سينما شده و عمده شهرت او به خاطر فيلمنامه ها و فيلم هاي مستندي مانند Hated هست.

اما فيلم هايي که شخصاً کارگرداني کرده، اغلب کمدي هايي بدون ايشانژگي خاص هستند و براي نوجوان ها و جوان ها و در محيط هاي مربوط به اونان ساخته مي شوند.

فيلم هايي مثل Road Trip يا Old School و بالاخره اين يکي که باز هم در مدرسه مي گذرد.

فيلم با بودجه اي ٢٠ ميليون دلاري ساخته شده و تا اين لحظه معادل همين مبلغ را بازگردانده هست.

دوران مدرسه براي بسياري سرشار از خاطرات تلخ و اغلب شيريني هست که يادآوري و مزه مزه کردن اونها گاه تبديل به قند مکرر مي شود.

يقيناً شما هم جزو کساني هستيد که خاطراتي از رقابت ها، حسادت ها و جنگ هاي سرد و گرم بين معلم و شاگرد داريد، پس مدرسه پدرسوخته ها مي تواند شما و کساني را که مي خواهند دو ساعتي بدون کار کشيدن از مغزشان تفريح نمايند، سرگرم نمايد.

ولي باور کنيد هيچ مدرسه خاصي براي آموزش فنون بلند کردن نسوان وجود ندارد، که اي کاش بود و...
ژانر: کمدي


314:

چه جالب....علی جون خیلی ممنون

315:

مرسی علی آقا !

316:

نام :
Borat
کارگردان :
Larry Charles
سال تولید : 2006
هنرپیشه : Sacha Baron Cohen, Ken Davitian, Pamela Anderson
ژانر : Comedy
درجه فیلم : R (بدلیل حرفهای رکیک و صحنه های جنسی و شوخی های زمخت ...

بهیچ وجه فکر دیدن این فیلم رو با خانواده نکنید ...!!!)
وضعیت فیلم : بر روی DVD
داستان فیلم : داستان فیلم برات درباره سفر یک مامور دولتی بنام برات به آمریکا جهت ارائه گزارشی از وضعیت این کشور برای اداره متبوعه اش هست که فرد تنومند و درشت اندامی بنام "عظمت "نیز اورا در این سفر همراهی می کند .
برای اطلاعات بیشتر به این Page بروید.

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم


317:

من فیلم های عاطفی رو فقط دوست دارم
از فیلم های اکشن و سیاسی و...

اصلا خوشم نمیاد.
ای بابا این امید آقا فقط خوش فیلم میبینه میاد واسه ما تعریف میکنه

318:

فیلم بخاطر چند دلار بیشترم خیلی قشنگ بود!

319:

با سپاس فراوان از دوستان گلم hamed khan و roshanak

320:

معرفي فيلم
شنونده در شب
The Night Listener
معرفی فیلم


کارگردان: پاتريک هستتنر.

فيلمنامه: آرميستيد مائوپين، تري اندرسون، پاتريک هستتنر بر پايه رماني از آرميستيد مائوپين.

موسيقي: پيتر ناشل.

مدير فيلمبرداري: ليزا رينزلر.

تدايشانن: اندي کاير.

طراح صحنه: مايکل شاو.

بازيگران: رابين ايشانليامز[گابريل نون]، توني کولت[دانا دي.

لوگاند]، جو مورتون[اشي]، بابي کاناواله[جس]، روري کالکين[پيت دي.

لوگاند]، ساندرا اوه[اونا].

٩١ و ٨٢ دقيقه.

محصول ٢٠٠٦ آمريکا.


گابريل نون نايشانسنده اي که به تازگي از محبوب خود جدا شده هست، با قبول پيشنهاد ناشرش براي مطالعهدست نوشته يک رمان با سرگذشت پر تلاطمي آشنا مي شود.

اين رمان درباره پسر سيزده ساله اي به نام پيت لوگاند هست که مورد تجاوز جنسي برنامه گرفته هست.

گابريل تصميم مي گيرد پسرک را بيابد و با ايشان ارتباط بربرنامه کند.

گابريل در مي يابد که پيت از سايشان زني به نام دانا به فرزندي پذيرفته شده هست.

گابريل با پيت آشنا مي شود، اما پس از مدتي به اين فکر مي افتد که دانا شخصي خيالي هست که پيت او را ایجاد کرده هست.

گابريل مي کوشد تا رازهاي پيرامون پيت و دانا را کشف کند، اما هموقت خاطرات دردناک گذشته خودش نيز به طرف او هجوم مي آورند.

چرا بايد ديد؟
چند سالي هست که ايشانليامز به همراه بالا رفتن سن خود مي کوشد تا تصايشانري که از خود به عنوان بازيگر اختصاصي نقش هاي کمدي ساخته بود، با پذيرش نقش هاي درام و حتي منفي در نزد تماشاگر از ميان برده و به اونها بقبولاند که قادر به ايفاي هر نقشي هست[البته اين کار ممکن هست تصايشانر او را در نزد تماشاگران نسل جديد به عنوان يک کمدين خدشه دار و حتي غير قابل باور کند] و حال پس از بيخوابي و سفيدي پهناور بار ديگر در درامي جنايي و راز آميز شرکت کرده هست.

ايشانليامز اين بار نقش شخصيت راز آميز نايشانسنده اي را بازي مي نمايد که از سايشان آرميستيد مائوپين نايشانسنده داستان يک شهر ایجاد شده هست.

مائوپين ٦٤ ساله نايشانسنده کتاب شش جلدي داستان يک شهر پايه اً خبرنگار هست و کتاب هاي او نيز بر تجارب روزنامه نگاري ايشان متکي هست.

سه جلد اول کتابهاي او به فيلم هاي تلايشانزيوني تبديل شده و شنونده در شب که شش سال قبل منتشر شد، اولين کتاب اوست که دستمايه فيلمي سينمايي برنامه مي گيرد.

شنونده در شب که به ادعاي او و کارگردان فيلم بر پايه داستاني واقعي ساخته شده، از فيلم هاي کم هزينه هاليوود محسوب مي شود که بودجه ٤ ميليون دلاري اون در مناسبات امروز هاليوود مبلغ مهمي نيست.

اما وقتي که همين فيلم در نمايش اوليه خود دو برابر اين مبلغ را برمي گرداند، يک موفقيت صد در صد ایجاد مي شود.

موفيتي که نه فقط مديون ساختار هيچکاک گونه اثر، که مديون شهرت ايشانليامز و توني کولت هم هست.
پاتريک هستتنر که در سال ١٩٩٦ با فيلم Flux شروع به فيلمسازي کرد، با دريافت جايزه بهترين فيلم کوتاه جشنواره اوپسالا براي همين فيلم نشان داد که کارگرداني در حال متولد شدن هست.

فيلم بعدي او کار بيگانگان در جشنواره سندنس نامزد دريافت جايزه بزرگ هيئت داوران شد و از جشنواره هاي پاريس و سن فرانسيسکو جوايز با ارزشي به دست آورد.

شنونده در شب سومين فيلم و اولين فيلم بزرگ اوست که نشان از هستعداد و قدرت کارگرداني اش دارد.

ديدن اين فيلم توصيه قطعي من به کساني هست که سايشانه تاريک رابين ايشانليامز را مي پسندند و از تريلر خوش شان مي آيد!
ژانر: درام، راز آميز، تريلر..



321:

معرفي فيلم
عجيب تر از قصه
Stranger Than Fiction

معرفی فیلم


کارگردان: مارک فارستر.

فيلمنامه: زيک هلم.

موسيقي: بريت دانيل، برايان ريتزل.

مدير فيلمبرداري: روبرتو شيفر.

تدايشانن: مت چيس.

طراح صحنه: کايشانن تامپسون.

بازيگران: ايشانل فرل[هارولد کريک]، مگي گايلنهال[اونا پاسکال]، داستين هافمن[پروفسور ژول هيلبر]، کوئين لطيفه[پني اشر]، اما تامسون[کي ايفل].

١١٣ دقيقه.

محصول ٢٠٠٦ آمريکا.

نام ديگر: Killing Harold Crick.

نامزد گلدن گلاب بهترين بازيگر کمدي، نامزد بهترين بازيگر نقش مکمل زن/اما تامسون و بهترين فيلمنامه از انجمن منتقدان رسانه ها، برنده جايزه بهترين فيلمنامه از انجمن ملي منتقدان، نامزد بهترين فيلمناممه از اتحاديه نايشانسندگان آمريکا و...
کارن ايفل سپس سال ها تلاش بالاخره رمان خود درباره مردي گوشه گير را به پايان مي رساند.

تنها مشکل موجود نامشخص بودن پايان رمان هست.اين مشکل از اون جا ناشي مي شود که کارن نتوانسته راهي براي کشتن قهرمان اصلي رمان خود هارولد کريک پيدا کند و همين امر تبديل به کابوس ايشان شده هست.

اما يک نفر هست که بي خبر از همه اين مشکلات به زندگي خود ادامه مي دهد: هارولد کريک.
هارولد تمام حوادثي را که کارن در رمانش نوشته يک به يک در حال تجربه کردن و زيستن هست.

او به زودي رابطه خود و رمان را کشف مي نمايد و در مي يابد که پايان رمان مترادف با پايان زندگي ايشان خواهد بود و بايد کاري بکند.

چون کارن بي خبر از همه چيز با عزمي جزم قصد به پايان رساندن رمان خود را دارد...

چرا بايد ديد؟
مارک فارستر کارگردان توانايي هست.

متولد ١٩٦٩ اولم آلمان که در سوئيس بزرگ شده، در نيايشانورک سينما خوانده و از سال ٢٠٠٢ با رفتن به لس اونجلس هاليوود نشين شده هست.

فارستر در سال ١٩٩٥ با اولين فيلمش آدم هاي بيکاره توانست جايزه تماشاگران جشنواره اسلم دنس را به چنگ آورده و آتيه اي خوش را به منتقدان نايشاند دهد.

دومين فيلمش همه چيز را کنار هم بگذار نامزد جايزه هيئت داوران جشنواره سندنس شد و با سومين فيلمش Monster's Ball توانست تا نامزدي چند اسکار و خرس طلايي جشنواره برلين پيش برود.

فيلم هاي متاخر او در جستجايشان نورلند و بمان نيز بر موفقيت هاي او اضافه کرد و او را به عنوان کارگرداني که علاقه زيادي به ساختن قصه هايي ميان واقعيت و خيال دارد، شناساند.

شايد نام آخرين ساخته او با مسماترين عنوان براي کارنامه اش باشد.


ايشانل فرل در نقش آدمي معمولي که درمي يابد هستي اش زائئده تخيل يک نايشانسنده هست و مي تواند با يک اشاره قلم او کشته شود، يکي از بهترين بازي ها خود را ارائه کرده هست.

فرل هم اکنون از کمدين هاي مطرح آمريکا به شمار مي رود.

اما سوژه فيلم که بي شباهت به نمايش ترومن نيست مي تواند باعث مقايسه بازي او و جيم کري شود، هر چند فيلم پر از لحظات غير منتظره هست.

حضور داستين هافمن و اما تامسون از ديگر ايشانژگي هاي فيلم هست که طرفداران اين دو بازيگر را نيز خشنود خواهد ساخت.

اگر کمدي هاي خيالي را مي پسنديد، فيلم ٣٨ ميليون دلاري فارستر بهترين موقعيت براي تجديد ديدار با دنيايي ميان واقعيت و خيال هست.

هنوز هم پيتر پان براي بسياري مهم تر از آبراهام لينکلن هست، براي شما هم؟
ژانر: کمدي، درام، فانتزي، عاشقانه.


322:

hina جان اگه ناراحتت کردم من شرمنده ام

ولی باور کن بد برداشت کردی

من اصلا نه به خودم گرفتم نه با تو دعوا دارم

شاید لحن صحبت کردنم بد بوده(پوزش می طلبم)

ما داریم با هم یه بحث می کنیم که خیلی هم خوبه چون بچه های دیگه که میان می تونن با توجه به بحث ما اطلاعات بیشتری در مورد فیلمها پیدا کنن

ما فقط داریم بحث دوستانه می کنیم و برنامه نیست چیزی رو بهم ثابت کنیم

شما نظر خودتو در مورد فیلم می گی منم همین طور و روی نظراتمون با هم صحبت می کنیم

خودت خوب می دونی من واقعا خوشحال می شم وقتی میای و نظرتو می گی

پس دیگه این حرفو نزن دختر خوب

در ضمن بازم منتظر نظراتت هستم(قهر نکنیا دلم می گیره )

323:


هدی تو هم آره؟؟؟؟؟؟؟

حالا که این حرفو زدی روی اون چیزایی که قراره برات بیارم چند تا فیلم هم میارم.

تا تو باشی دیگه کنایه نزنی.

324:


محسن خیلی می خوامت

با سلیقت کلی حال کردم

ایول دادایی

سه گانه های سرجیو لئونه

1.بخاطر یک مشت دلار
2.بخاطر چند دلار بیشتر
3.خوب،بد،زشت

که یکی از یکی قشنگ تر

بخصوص آهنگاشون که واقعا منو داغون میکنه

بیشتر از 50 بار این سه تا فیلم رو دیدم

325:

با تشکر از MTVideos عزیز

بخاطر معرفی فیلم Borat که فیلم واقعا........................................

.....باحالیه!!!!!!


فقط یه تذکر به مخاطبین

هرگز

تکرار می کنم هرگز اگه پاستوریزه هستید این فیلم رو نبینید(بخصوص دختر خانوم های محترم)

326:

عزیزم مگه آدم از دیدن این فیلما خسته میشه

نه مثل فیلمای امروزی که به خاطر سکس فروش میره!! بلکه فیلمهایی پر محتوا ، هیجانی ، دارای هسته ای قوی و در کل بسیار جذابمعرفی فیلم

327:

حال کردین چه جوری فیلم میگیرن

328:

مگه خوابش رو ببینی هیچکس به تو چیزی نمیده تا من تاییدش کنم!


نوشته اصلي بوسيله Ghost Rider نمايش نوشته ها
هدی تو هم آره؟؟؟؟؟؟؟

حالا که این حرفو زدی روی اون چیزایی که قراره برات بیارم چند تا فیلم هم میارم.

تا تو باشی دیگه کنایه نزنی.
دادا بیا کارت دارممعرفی فیلم

329:

شام بودی حالا

330:

بابا جون دعوا نکنید

به همتون فیلم میدم

331:

GRAY MATTERS

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران: Heather Graham, Sissy Spacek, Alan Cumming, Molly Shannon, Tom Cavanagh, Saffron Burrows

کارگردان: Sue Kramer

وضعیت فیلم: در حال نمایش(به صورت محدود)

ژانر: Drama/ Comedy

درجه فیلم: PG-13 - اندکی صحنه های جنسی.


332:

سلام امید جان...


فیلم Eragon رو دانلود کردم ...

با این تریپ فیلم ها خیلی حال می کنم ...

باز هم ممنون

333:

آخر معلوم میشه!
نوشته اصلي بوسيله Ghost Rider نمايش نوشته ها
بابا جون دعوا نکنید

به همتون فیلم میدم
اولآ کسی دعوا نداره!
دومآ اگه برنامه باشه....

.
سومآ این حرفت یکم سنگین بود وقتی اون شدی حرف میزنیم
بهتره تایپک بیشتر منحرف نشه و ادامه بحث جایی دگر!

334:

محسن جون تو هم آره؟؟؟؟؟؟

ما که با هم ندار بودیم!!!

قربون اون هیکل ورزشکاریت زود بهت بر نخوره دیگه

خودت خوب می دونی که برای تو ویژه گذاشتم کنار تا هر وقت اومدی شهرستان تهران بهت بدم

تو که منو می شناسی تو چرا می گی حرفت سنگین اومد؟؟؟

335:

BRIDGE TO TERABITHIA

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران: Josh Hutcherson, AnnaSophia Robb, Zooey Deschanel, Robert Patrick, Bailee Madison

کارگردان: Gabor Csupo

نویسنده: Jeff Stockwell

وضعیت فیلم: در حال نمایش

ژانر: Drama

درجه فیلم: PG

*خلاصه داستان: درباره پسر و دختری هست که با کمک یکدیگر سرزمینی خیالی به اسم ترابیتیا ایجاد می نمايند و می کوشند تا با هیولاها و نیروهای تاریکی اونجا مبارزه نمايند .

336:

امید جان این فیلم از ظاهرش معلومه که بیشتر به درد بچه ها میخوره

337:

دقیقا محسن جان

از درجه فیلم هم مشخصه

ولی خب خیلی از بزرگ ها هم هستند که دوست دارند بعضی اوقات فیلم ها بچگانه ببینند

338:

وقتی فیلم موضوع قوی داشته باشد (مثل هری پاتر) خوب آدم خوشش میاد ببینه
اما این یکم زیادی ....

.


339:

اتفاقا فروش خیلی خوبی داشته

340:

FULL OF IT

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران: Kate Mara, Joshua Close, Teri Polo, Carmen Electra, Cynthia Stevenson, John Carroll Lynch

کارگردان: Christian Charles

وضعیت فیلم: خواهد آمد

ژانر: Comedy

تاریخ نمایش: March 2, 2007

درجه فیلم: PG-13 - اندکی صحنه های جنسی

341:

داداش چی شده ؟!
چند وقت میای واسه ما کارتون میزاری
بابا دوتا فیلم بگو آدم جیگرش حال بیاد

342:



چشم داداشی

343:

CLICK

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران: Adam Sandler, Kate Beckinsale, Christopher Walken, Sean Astin, Jennifer Coolidge, Rachel Dratch

کارگردان: Frank Coraci

نویسندگان: Steve Koren, Mark O'Keefe

وضعیت فیلم: بر روی دی وی دی

ژانر: Comedy

درجه فیلم:PG-13 - اندکی صحنه های جنسی و غیره

*خلاصه داستان: مایکل یک آرشیتکت بسیار فعال هست که به انجام کار زیاد معتاد شده هست .

همسر او دونا و دو فرزندش از این وضعیت دلخور هستند زیرا مایکل تمام مدت سرکار هست و به اونها توجه زیادی نمی کند .

یکشب که مایکل به خانه می آید می بیند که قادر به روشن کردن تلویزیون نیست و در نهایت به یک مغازه می رود تا یک کنترل از راه دور همه کاره خریداری کند .

صاحب مغازه که دانشمند دیوانه ای به اسم مورتی هست یک کنترل از راه دور عجیب به مایکل می دهد و در ادامه مایکل در می یابد با این دستگاه می تواند بخشهای مختلف زندگیش را عقب و جلو کند .

ابتدا مایکل از این موضوع خوشحال می شود و لحظات خوش زندگیش را دوباره با این دستگاه مرور می کند اما در ادامه متوجه می شود این کنترل هوشمند بوده و خودش انتخاب می کند که چگونه زندگی مایکل را جلو و عقب ببرد .

344:

THE OMEN

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران: Liev Schreiber, Julia Stiles, Josh Hutcherson, Mia Farrow, David Thewlis, Pete Postlethwaite

کارگردان: John Moore

نویسنده: Dan McDermott

وضعیت فیلم: بر روی دی وی دی

ژانر: Horror

درجه فیلم: R - صحنه های وحشت آور و دلهره آور.

*خلاصه داستان: رابرت تورن که معاون سفیر آمریکا در کشور ایتالیا می باشد مطلع می شود همسرش کاترین ، فرزندش را مرده به دنیا آورده هست .

در بیمارستان به او پیشنهاد می شود که بجای فرزند مرده اش پسری را که در همان روز بدنیا آمده و مادرش در هنگام وضع حمل مرده را به فرزند خواندگی قبول کند .

رابرت این پشنهاد را می پذیرد اما در مورد حقیقت ماجرا چیزی به همسرش نمی گوید و اونها نام فرزندشان را دیمین می گذارند .

از سوی دیگر در همان شب تعدادی از ستاره شناسان واتیکان ستاره نحسی را در آسمان پیدا می نمايند که خبر از متولد شدن یک ضد مسیح دارد که در آینده دنیا را نابود خواهد کرد .

پنج سال بعد ، رابرت که برنامه هست بزودی سفیر آمریکا در کشور انگلستان شود از طریق یک کشیش و یک روزنامه نگار متوجه می شود پسرش همان ضد مسیح شیطانی هست و باید هر چه زودتر کشته شود .

از سوی دیگر اونها یک پرستار بچه برای مراقبت از او هستخدام کرده اند اما در ادامه متوجه می شوند این پرستار ، محافظ دیمین می باشد .

345:

خوب خوشحالم که ناراحت نشدین و در ضمن من اهل قهر نیستم

346:

MIAMI VICE

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران: Jamie Foxx, Colin Farrell, Gong Li, Naomie Harris, Justin Theroux, Ciaran Hinds

کارگردان: Michael Mann

نویسندگان: Anthony Yerkovich, Michael Mann

وضعیت فیلم: بر روی دی وی دی

ژانرها: Action/Adventure

درجه فیلم: R - صحنه های خشن و محتوای سکسی و دیالوگ های پیچیده.

*خلاصه داستان: در پی کشته شدن دو مامور فدرال و تعدادی امت عادی در اثر یک حادثه اف.بی.آی متوجه می شود یک گروه جاسوسی در این اداره نفوذ کرده اند که اطلاعات محرمانه ای را در اختیار قاچاقچیان برنامه داده اند و همین اطلاعات باعث اون حادثه مرگبار شده هست .

در ادامه سانی کراکت و ریکو تابس که دو پلیس زبده اداره پلیس میامی هستند ماموریت می یابند تا در این گروه نفوذ کرده و نقشه اونها را کشف نمايند .

اونها خود را بعنوان متخصص حمل و نقل کالای قاچاق جا زده و از این طریق با قاچاقچیی به اسم خوزه یرو و همکارش ایزابلا که زنی چینی کوبایی هست آشنا می شوند .

اونها به خوزه یرو فراخوان می نمايند که حاضرند کالاهای قاچاق او را از آمریکای جنوبی به ایالت فلوریدا منتقل نمايند .

پس از انجام موفقیت آمیز اینکار کراکت و تابس از طریق ایزابلا با رئیس اصلی قاچاقچیان که مونتایا نام دارد آشنا می شوند .

اونها می کوشند از این طریق شرایط نفوذی در اف.بی.آی را شناسایی نمايند و این در حالیست که خوزه یرو به اونها مشکوک شده هست .

347:

ممنونم داداش !
فیلم هات واقعا حرف نداشت ! دو سه روزی بود سر نزده بودم رفتم از دو صفحه قبل پستاتو خوندم ! موفق باشید !

348:

سلام به آبجی روشنک عزیز

شما و باقی دوستان که همش به من لطف دارید و از تون خیلی ممنونم

تمام تلاش من تو این تاپیک کمک به دوستان عزیزم هستش تا بتونن فیلمی رو سازگار با سلیقشون پیدا کنن و از شما و باقیه دوستان هم متشکرم که با الطاف خودتون منو در هر چه بهتر اداره کردن این تاپیک کمک می کنید.

با تشکر از آبجی عزیزم

349:

WORLD TRADE CENTER

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران: Nicolas Cage, Maria Bello, Jude Ciccolella, Patti D'Arbanville, Maggie Gyllenhaal, Frank Whaley

کارگردان: Oliver Stone

نویسنده: Andrea Berloff

وضعیت فیلم: بر روی دی وی دی

ژانر: Drama

درجه فیلم: PG-13 - صحنه های دلهره آور و دیالوگ های پیچیده

*خلاصه داستان: دو افسر پلیس شهر نیویورک به اسامی جان و ویلیام در صبح روز ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ مطلع می شوند که برجهای ساختمان مرکز تجارت جهانی مورد اصابت دو هواپیما برنامه گرفته هست .

اونها برای کمک به باوقتدگان وارد سالنی که دو برج را بهم متصل می کند می شوند اما دقایقی بعد برجها بطور کامل فرو می ریزند و اونها زیر آوار گیر می افتند .

اون دو که فکر می نمايند فقط بخشی از ساختمان فروریخته تلاش می نمايند تا از هوش نروند تا نیروهای امداد اونها را نجات دهند .

در همین حین دونا و آلیسون که همسران اونها می باشند بشدت نگران بوده و نمی دانند اونها زنده اند یا کشته شده اند .

از سوی دیگر یک تفنگدار سابق نیروی دریایی به اسم دیو کارنز پس از با خبر شدن از حادثه خود را به نیویورک می رساند تا به افرادیکه زیر ویرانه ها برجهای دوقلو زنده مانده اند کمک
کند .

350:

POSEIDON

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران:Joshua Lucas, Kurt Russell, Emmy Rossum, Jacinda Barrett, Mike Vogel, Richard Dreyfuss

کارگردان: Wolfgang Petersen

نویسنده: Mark Protosevich

وضعیت فیلم: بر روی دی وی دی

ژانرها: Action/Adventure

درجه فیلم: R - صحنه های وحشت و دلهره آور

*خلاصه داستان: یک کشتی تفریحی مسافرتی عظیم به اسم پوزیدون در آغاز سال نو بهمراه دو هزار مسافر و خدمه از نیویورک حرکت می کند .

در نیمه شب و در وقت برگزاری جشن بزرگی داخل کشتی ، دریا طوفانی شده و امواجی به بلندی ۵۰ متر به کشتی برخورد کرده و اونرا واژگون می سازند .

در اثر این حادثه اغلب مسافران و خدمه کشته می شوند و مسافرانی که زنده مانده اند در تلاش اند تا خود را از این کشتی در حال غرق شدن نجات داده و خود را به سطح آب برسانند .

در بین این مسافران یک قمار باز حرفه ای به اسم دیلان و رابرت رمزی ، شهردار سابق نیویورک نیز حضور دارند که رهبری این باوقتدگان را برعهده می گیرند .


351:

LUCKY NUMBER SLEVIN

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران: Josh Hartnett, Morgan Freeman, Ben Kingsley, Lucy Liu, Bruce Willis, Stanley Tucci

کارگردان: Paul McGuigan

نویسنده: Jason Smilovic

وضعیت فیلم: بر روی دی وی دی

ژانر:Action / Drama

درجه فیلم: R - خشونت و صحنه های جنسی و دیالوگ های پیچیده

*خلاصه داستان: مرد جوانی به اسم اسلوین که بتازگی کار خود را از دست داده و نامزدش نیز به او خیانت کرده ، برای رهایی از این بدشانس ها عازم خانه دوستش نیک در نیویورک می شود .

اما در ادامه اسلوین سپس رسیدن به آپارتمان نیک متوجه می شود نیک غیبش زده و او نیز تصمیم می گیرد در آپارتمان خالی او بماند .

کمی بعد گروهی تبهکار که برای فردی به اسم باس کار می نمايند با این تصور که اسلوین همان نیک هست بسراغ او آمده و به او می گویند باید هر چه زودتر بدهی خود به باس را بدهد وگرنه بقتل خواهد رسید .

اونها به اسلوین پیشنهاد می دهند که اگر پسر یکی دیگر از روسای تبهکاران نیویورک به اسم ربی را بکشد موضوع بدهی او فراموش خواهد شد .

در ادامه افراد ربی نیز بسراغ اسلوین می روند و پیشنهاد مشابهی را به او می دهند .

هموقت یک کاراگاه پلیس نیز اسلوین را زیر نظر می گیرد و اسلوین نیز برای نجات دادن خود از این مخمصه نقشه ای را طرح می کند .

352:

THE SENTINEL

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران: Kiefer Sutherland, Kim Basinger, Michael Douglas, Martin Donovan, Blair Brown, Ritchie Coster

کارگردان: Clark Johnson

نویسنده: George Nolfi

وضعیت فیلم: بر روی دی وی دی

ژانرها: Action/Adventure

درجه فیلم: R - خشونت

*خلاصه داستان: یک جاسوس در میان اعضای محافظان رئیس جمهور امریکا قصد دارد رئیس جمهور را ترور کند و بنابراین یکی از ماموران برجسته گارد امنیتی به اسم دیوید برکینریج ماموریت می یابد تا در این مورد تحقیق کند .

او و همکارش جیل مارین پس از شروع تحقیقات خود به یکی از مشهورترین و با سابقه ترین محافظین رئیس جمهور که پت گریسن نام دارد مشکوک می شوند .

گریسن چون مدتی هست با همسر رئیس جمهور رابطه نامشروع دارد قادر نیست انگیزه خود را از برخی رفتارهای مشکوکش به دیوید بگوید و دیوید نیز به او مشکوک شده هست .

از سوی دیگر دیوید و گریسن که وقتی با هم دوست صمیمی بوده اند اکنون از هم متنفرند زیرا گریسن در گذشته با همسر دیوید نیز رابطه نامشروع داشته هست .

در ادامه ماجرا گریسن متهم شده و تنزل مقام پیدا می کند و در این موقعیت تازه باید تلاش کند تا هم بیگناهی خود را ثابت نموده و هم توطئه قتل رئیس جمهور را کشف نماید .

353:

EMPLOYEE OF THE MONTH

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیرگان: Jessica Simpson, Dane Cook, Andy Dick, Tim Bagley, Brian George, Efren Ramirez

کارگردان: Greg Coolidge

نویسندگان: Barbara Dodd, Don Calame

وضعیت فیلم: بر روی دی وی دی

ژانر: Comedy

درجه فیلم: PG-13

*خلاصه داستان: ایمی دختری جوان هست که با اینکه در یک فروشگاه زنجیره ای بعنوان صندوقدار کار می کند اما همواره با سر و وضعی و پوششی که توجه مردان را بخود جلب می کند به سر کار می رود .

شایع هست که او تنها با مردانی دوست می شود که بعنوان کارمند نمونه ماه در فروشگاه انتخاب شوند .

ایمی دو همکار مرد به اسامی زاک و وینس دارد که قصد دارند هر طور شده با ایمی طرح دوستی بریزند و بنابراین هم برای جلب توجه ایمی و هم برای انتخاب شدن بعنوان کارمند نمونه با هم رقابت می نمايند .

وینس که مردی متکبر و خودخواه در طول چند ماه گذشته هر ماه بعنوان کارمند نمونه انتخاب شده هست و آینده خوبی در انتظار اوست اما زاک که مردی آرام و خانواده دوست هست در طول ده سال گذشته سمت پائینی در فروشگاه داشته هست .

354:

فیلم omen 2006 proper cam RMVB

تاریخ انتشار:6 ژون 2006(سه روز پیش)
کارگردان:John Moore
نویسنده:David Seatzer
استد یو:20th Century Fox
نوع:وحشتناک،هیجان انگیز
درجه:R
مدت وقت:105 دقیقه

355:

وقتی میگی چشم! دوتا فیلم هم نام ببر!!
یه چندتا فیلم وحشتناک نام ببر!

356:


خب اگه یکم به خودت زحمت بدی بری صفحه های قبل رو ببینی می بینی سپس اینکه بهت فرمودم چشم بیشتر از دو تا فیلم هم معرفی کردم !!!!!

357:

اون که میدونم کارت درسته
اما بیشتر فیلمای که گذاشتی به خشونت آمیز بیشتر می خوره تا وحشتناک!
(راستی می خوام برم کمبو بگیرم! بخاطر...

خوبه؟)

358:

عالیه برو Combo Sony بگیر

فیلماش با من

359:

Inside Man

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران: Clive Owen, Denzel Washington, Jodie Foster, Willem Dafoe, Chjwetel Ejiofor, Christopher Plummer

کارگردان: Spike Lee

نویسنده: Russell Gewirtz

وضعیت فیلم: بر روی دی وی دی

ژانر:Action / Drama

درجه فیلم: R - خشونت و دیالوگ های پیچیده

*خلاصه داستان: دالتون راسل سردسته یک گروه ۴ نفره سارقان موسسه مالي هست که با مهارت تمام وارد یک موسسه مالي در منهتن نیویورک شده و چندین نفر از مشتریان و کارکنان موسسه مالي را گروگان می گیرند .

در ادامه مشخص می شود که نقشه دالتون فقط سرقت پولهای موسسه مالي نیست بلکه او بدنبال محتویات یکی از صندوقهای امانات موسسه مالي هست .

در ادامه مسئولیت رسیدگی به این پرونده به کاراگاه کیت فریز و همکارش بیل واگذار می شود و اونها تصمیم می گیرند تا بدون درگیری و با مذاکره کردن با دالتون مشکل را حل نمايند گرچه رئیس کیت بیشتر اصرار بر حمله به موسسه مالي دارد .

در همین وقت رئیس هیئت مدیره موسسه مالي که نمی خواهد محتویات صندوق مذکور برای همگان فاش شود اقدام به هستخدام یک مذاکره نماينده به اسم مدلین وایت می کند تا با دالتون وارد معامله شود .

360:

THE HILLS HAVE EYES

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران: Emilie de Ravin, Kathleen Quinlan, Vinessa Shaw

کارگردان: Alexandre Aja

نویسندگان: Alexandre Aja, Gregory Levasseur

وضعیت فیلم: بر روی دی وی دی

ژانر: Horror

درجه فیلم: R

*خلاصه داستان: خانواده کارتر که برای گذراندن تعطیلات خود با ماشین کاروانی شان عازم سن دیگو شده اند در مسیر خود وارد صحرایی می شوند و در اونجا در اثر حادثه ای اتومبیل شان خراب می شود .

اونها که برای تعمیر ماشین نیاز به يک تعمیرکار دارند و موبایلشان نیز از کار افتاده ، تصمیم می گیرند اون حوالی را بررسی نمايند تا شاید راه نجاتی پیدا نمايند .

در ادامه اونها در می یابند که در دهه پنجاه و شصت میلادی دولت چند صد آزمایش اتمی در این منطقه انجام داده و ساکنین محلی اونجا در اثر این آزمایشها جهش ژنتیکی پیدا کرده اند و تبدیل به موجوداتی بیرحم و آدمخوار شده اند .

اکنون این هیولاهای انسانی آدمخوار قصد دارند خانواده کارترها را بدام انداخته و اونها را بخورند .

361:

16 Blocks

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران:Bruce Willis, Mos Def, David Morse, Cylk Cozart, Casey Sander

کارگردان: Richard Donner

نویسنده: Richard Wenk

وضعیت فیلم: بر روی دی وی دی

ژانرها: Action/Adventure

درجه فیلم: R - خشونت و دیالوگ های پیچیده

*خلاصه داستان: جک یک پلیس بیمار ، مسن و الکلی هست که در پایان شیفت کاری ، از سوی رئیسش ماموریت می یابد تا یک شاهد مهم را از بازداشتگاه پلیس به دادگاه ببرد .

این شاهد پر حرف و وراج که ادی نام دارد باید تا دو ساعت دیگر در دادگاه حاضر شود و گرنه شهادت او دیگر اعتباری نداشته و تعدادی از پلیسهای فاسد شهر که جزو متهمین هستند آزاد خواهند شد .

از بازداشتگاه تا دادگاه شانزده محله فاصله هست و جک و ادی سوار بر ماشین بسوی ساختمان دادگاه حرکت می نمايند .

در بین راه که اونها برای خريدن مشروب توقف می نمايند مرد مسلحی می کوشد تا ادی را بقتل برساند اما جک جلوی او را می گیرد و موضوع را به رئیسش نقل می دهد .

اما رئیس جک در واقع سر دسته شبکه پلیسهای فاسد شهر هست و بنابراین جک تصمیم می گیرد هر طور شده جان ادی را حفظ کند و او را سالم به دادگاه برساند .

362:

كوكب سياه Black Dahliah:

اگر از طرفداران ژانر نوآر (بخشي از گروه جنائي كه بيش از حل معما به روابط انساني و چگونگي معما مي پردازد) هستيد، اين فيلم را از دست ندهيد.

برايان دي پالما در اين فيلم ثابت مي كند كه يكي از برترين كارگردانها در اين سبك هست.

خلاصه داستان: دو مامور پليس كه هر دو از مشتزنان به نام هستند، در مسابقه اي براي حمايت از پليس شركت مي كنند كه اين مسابقه باعث مي شود دوستان و همكاران خوبي براي هم شوند.
در حين يكي از ماموريتهاي اونان، جسد دختري كه به طرزي وحشتناك سلاخي شده هست، پيدا مي شود.

و ماموريت ايشان يافتن قاتل يا قاتلين دختر هست.

در طول اين تحقيقات، بسياري از حقايق در مورد روابط انساني، شناخت خود و ديگران به دست مي آيد.

و معلوم مي شود كه بسياري از اشخاص خوشنام، چه ديو پليدي را در زير پوست خود حمل مي كنند.

توجه: اصلا“ به زير نايشانس فارسي اعتماد نكنيد.
معرفی فیلم

363:

معرفی فیلم


Saving Private Ryan

364:

سلام .

لطفا نظرتون را در مورد این فیلم بگین

365:

u r the best babe
دستت درد نکنه ,مثل همیشه عالی بود

366:

HOSTEL

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران:Jay Hernandez, Derek Richardson, Lenka Vlasakova, Shane Daly, Jan Vlasak, Eythor Gudjonsson

کارگردان: Eli Roth

نویسنده: Eli Roth

وضعیت فیلم:بر روی دی وی دی

ژانر: Horror

درجه فیلم: R - وحشت و صحنه های جنسی و صحنه های تهوع آور

*خلاصه داستان: جاش و پاکستون دو دوست هم دانشکده ای هستند که برای تفریح از آمریکا به اروپا آمده اند .

اونها در طول سفرشان با یک جوان ایسلندی به اسم اولی همسفر می شوند .

در ادامه اونها تصمیم می گیرند برای خوش گذارنی و ارتباط با جنس مخالف به شهر براتیسلاوا در اسلواکی می روند زیرا شنیده اند در این شهر مسافرخانه ای وجود دارد که زنان زیبای اونجا عاشق توریستهای آمریکایی هستند .

وقتیکه اونها وارد هتل می شوند همه چیز بسیار خوب آغاز می شود اما در ادامه بتدریج در می یابند که این هتل یک راز وحشتناک و پنهان دارد و اون اینکه این زنان زیبا بیش از حد دیوانه بوده و اونها را وارد یک بازی مرگبار می نمايند .

367:

از خانوم ها و آقایونی که به دیدن خون حساسیت دارند عاجزانه خواهش می کنم به هیچ عنوان

تکرار می کنم

به هیچ عنوان طرف این فیلم نرن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

چون واقعا اعصابتون رو شخم می زنه(البته اینجانب از این سبک بسیار خوشم میاد!!!!!! )

368:

WHEN A STRANGER CALLS

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران: Camilla Belle, Tommy Flanagan, Clark Gregg, Derek De Lint, David Denman, Madeleine Carroll

کارگردان: Simon West

نویسنده: Jake Wade Wall

وضعیت فیلم: بر روی دی وی دی

ژانر: Horror

درجه فیلم: PG-13

*خلاصه داستان: کامیلا دختر نوجوانی هست که برای پرداخت قبض های سنگین هزینه موبایلش تصمیم می گیرد شغل موقتی را بدست آورد تا از این راه پول لازم را فراهم کند .

او در ادامه شغل پرستاری از دو فررند یک زن و شوهر ثروتمند را که در یک خانه بسیار مجلل و دور افتاده زندگی می نمايند بر عهده می گیرد .

کامیلا بزودی کار خود را شروع می کند .

یک شب که زوج ثروتمند به یک مهمانی می روند فرد ناشناسی با او تماس گرفته و او را می ترساند .

کامیلا در ابتدا تصور می کند که این ناشناس فقط قصد دارد با او شوخی کند و سر بسر او بگذارد اما در ادامه مشخص می شود که تلفن ها از داخل خود خانه انجام می شود و فرد مورد نظر قصد ربودن بچه ها و کشتن کامیلا را دارد .

369:

امید جان دستت درد نکنه ..


ولی این فیلمها دیگه فیلم روز نیستن ...

(الان شدن فیلم دیروز ...!!!!)

370:

نام :
Volver
کارگردان :
Pedro Almodóvar
سال تولید : 2006
هنرپیشه : Penélope Cruz,Carmen Maura
ژانر : Comedy / Drama
درجه فیلم : R (بدلیل مقداری حرفها و صحنه های جنسی)
وضعیت فیلم : بر روی DVD
داستان فیلم : رايموندا با دخترش پائولا و شوهر هميشه مست اش پاکو در مادريد زندگي مي نمايد.

خواهرش سوله مطلقه هست و مخفيانه به عنوان آرايشگر کار مي نمايد.

دو خواهر والدين شان را در جريان يک آتش سوزي در زادگاه شان- دهکده اي در لامانچا- از دست داده اند.

تنها خايشانشاوند اونها که در ده زندگي مي نمايد خاله پائولاست که طوري از خواهرش ايرنه- مادر سوله و رايموندا- حرف مي زند، که انگار هنوز در قيد حيات هست.

دو خواهر سالهاست سپس مرگ والدين خود در مادريد ساکن شده اند، اما با مرگ خاله پائولا همه چيز دگرگون مي شود.

چون گذشته بار ديگر همراه با اسرار و تعليق هاي خود بازگشته هست...

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

371:

این یکی از اوناس که من دوست دارم ...!

نام :
The Pursuit of Happyness
کارگردان :
Gabriele Muccino
سال تولید : 2006
هنرپیشه : Will Smith
ژانر : Drama
درجه فیلم : PG-13
وضعیت فیلم : بر روی DVD
داستان فیلم : کريس گاردنر فروشنده فقير و کم در آمد بخاطر مشکلات اقتصادي که با اون دست به گريبان هست ،دچار مشکلات زيادي مي شود ..همسرش اورا ترک مي نمايد و او را با پسر خردسال شان تنها مي گذارد .گريس عزم را جزم مي نمايد تا بخاطر فرزند کوچک اش هم که شده بر مشکلات فائق آيد ولي ....


معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

372:


خب چه کنیم

فعلا قحطی فیلمه

دیگه چیزی نیست که معرفی نکرده باشم!!!!!!!!!!!!!!!!!!

373:

نام :
Flags of Our Fathers
کارگردان :
Clint Eastwood
سال تولید : 2006
هنرپیشه : Ryan Phillippe,Jesse Bradford,Adam Beach
ژانر : Drama
درجه فیلم : R (بدلیل صحنه های خشونت بار از جنگ و کشتار ..

)
وضعیت فیلم : بر روی DVD
داستان فیلم : در وقت جنگ جهاني دوم پس از اينکه هواپيماهاي ژاپني بندر آمريکايي پرل هاربر را بمباران مي نمايند ارتش آمريکا وارد جنگ شده و پس از چند سال موفق به شکست دادن ژاپن در بسياري از مناطق جنگي مي شود .

ارتش آمريکا تصميم دارد جزيره هستراتژيک ايووجيما را نيز تصرف کند و بنابراين با ?? هزار سرباز وارد اونجا مي شود اما در روز اول نبرد بيش از دو هزار سرباز آمريکايي کشته مي شوند ولي در نهايت موفق به فتح جزيره مي شوند .

در روز پنجم نبرد يکي از عکاسان حاضر در منطقه عکسي از شش سرباز را که در حال برافراشتن پرچم آمريکا در بلندي جزيره هستند مي گيرد و اين عکس شهرت زيادي را براي اين سربازان بوجود مي آورد .

دولت و ارتش تصميم مي گيرند از اين عکس و اون شش سرباز هستفاده تبليغاتي کند و بنابراين از اونها دعوت مي نمايد که به کشور بازگردند تا در تورهاي جمع آوري کمکهاي جنگي شرکت نمايند .

از اين شش سرباز ، سه سرباز در نبرد بعدي کشته مي شوند و تنها سه نفر از اونها به اسامي رنه گاگنون ، جان برادلي و ايرا هيز به کشور باز مي گردند ..

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

374:

ROCKY BALBOA

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران: Sylvester Stallone, Antonio Tarver, Burt Young, Milo Ventimiglia, Tony Burton, Geraldine Hughes

کارگردان: Sylvester Stallone

نویسنده: Sylvester Stallone

وضعیت فیلم: بر روی دی وی دی

ژانر: Drama

درجه فیلم: PG - برای ورزش خشن بوکس

*خلاصه داستان: راکی بالبوا ، قهرمان سابق بوکس حرفه ای ، مدتهاست که ورزش بوکس را کنار گذاشته و همسرش آدریان نیز فوت کرده هست .

پسر راکی نیز بدلیل حرفه اش موقعيتی برای سر زدن به پدر را ندارد و راکی با رفتن به سر مزار آدریان و کار در رستورانش ، روزهای خود را بدون هدف می گذراند .

در ادامه راکی با زنی به اسم مری که در سالهای دور با او آشنا بوده مجدداً برخورد می کند .

از سوی دیگر قهرمان جدید فوق سنگین بوکس که مرد خشنی به اسم میسون هست و بتازگی بخاطر شکستهایی که داشته ، محبوبیتش نزد امت کاهش یافته به پیشنهاد مدیر برنامه هایش تصمیم می گیرد یک مسابقه نمایشی را با راکی ترتیب داده و با شکست او شهرتی برای خودش دست و پا کند .

از طرف دیگر راکی نیز علیرغم سن بالایش حاضر می شود در این مسابقه شرکت کند هر چند هدفش پیروزی در این رقابت نیست .

375:

مرسی داداش امید! من این فیلمو دیدم ! حرف نداره ! مخصوصا وقتی مسابقه بوکس رو نشون میده و راکی در مقابل اون مرد همش ضربه می خوره و دفاع نمیکنه !

376:

در یک جمله : تویه این فیلم اسپیلبرگ به شما میگه جنگ یعنی چی !

377:

واقعا از سلیقت خیلی خوشم میاد آبجی روشنک

به خوب صحنه ای از فیلم اشاره کردی چون واقعا صحنه خیلی تاثیر گذاریه

در ضمن هم از تو آبجی گلم هم از MTVideos عزیز و همه دوستانی که تو این تاپیک میان و پست می زنن تشکر می کنم

البته MTVideos جان که همکار من هستند و واقعا پست هاش نه تنها چیزی از من کم نداره بلکه بهتر و کاملتر از بنده هم پست می زنن واقعا ازش ممنونم

378:

خواهش می کنم امید جان ..

چوبکاری نفرمایید ...! اگر هم چیزی بلدیم از شما یاد گرفتیم ...

هستاااااااااااااااااااااا ااااد!

379:

نام :
The Good Shepherd
کارگردان :
Robert De Niro
سال تولید : 2006
هنرپیشه : Matt Damon,Angelina Jolie,Robert De Niro,Alec Baldwin
ژانر : Drama
درجه فیلم : R (بدلیل صحنه های خشونت بار و جنسی)
وضعیت فیلم : بر روی DVD
داستان فیلم : ادوارد ايشانلسون، تنها شاهد خودکشي پدرش در دوران تحصيل در دانشگاه ييل عضو انجمن Skull and Bones مي شود.

انجمني که بسياري از روساي جمهور و صاحب منصبان بالا رتبه در اون عضايشانت دارند.

موقعيت خانوادگي ايشانلسون و هوش سرشارش باعث مي شود مورد اعتماد بزرگان اين محفل برنامه گرفته و شغلي خوب در دفتر خدمات هستراتژيک OSS به دست آورد.

اين دفتر که در دوران جنگ دوم جهاني تاسيس شده، بعدها پايه تشکيلات آزانس مرکزي اطلاعات CIA مي شود.

ايشانلسون نيز که از سال هاي آغاز جنگ سرد تجربه فراوان اندوخته، وارد اين ساوقت مي شود.

دليل اصلي اين کار اعتقادات ميهن پرستانه شديدي هست که دارد و براي اعتلاي ميهن خود حاضر به هر گونه فداکاري هست و خايشانشتن را وقف کارش مي نمايد.

اما با شدت گرفتن جنگ سرد در دهه 1960 کم کم شروع به شک در اعتقادات خود مي نمايد، مخصوصاً وقتي که در مي يابد بهاي سنگيني براي حفظ باورهاي خود پرداخته هست.

از جمله فروپاشي خانواده و حتي نابودي عروس آينده اش...


معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

380:

دوستان عزیز بدلیل کمبود فیلم!!!!!!! در پست بعد به معرفی گیرندگان جایزه اسکار 2007 اشاره می کنم.

381:

جوايز اسکار سال ۲۰۰۷

معرفی فیلم

*بهترين فيلم - BEST MOTION PICTURE - : فیلم «از دست رفته» Departed به كارگرداني مارتین اسکورسیزی

معرفی فیلم

*بهترين كارگردانی - DIRECTING - : مارتین اسکورسیزی براي فيلم «از دست رفته»

معرفی فیلم

*بهترين بازيگر مرد : فارست ویتاکر براي فيلم «آخرین شاه اسکاتلند» The Last King of Scotland


معرفی فیلم

*بهترين بازيگر زن : هلن میرن براي فيلم «ملکه» The Queen

معرفی فیلم

*بهترين بازيگر نقش مكمل مرد : آلن آرکین براي فيلم «لیتل میس سانشاین» Little Miss Sunshine

معرفی فیلم

*بهترين بازيگر نقش مكمل زن : جنیفر هادسن براي فيلم «دختران رویائی» Dreamgirls

معرفی فیلم
Michael Arndt

*بهترين فيلمنامه اصلی - ORIGINAL SCREENPLAY - : میشل آرندت براي فيلم « لیتل میس سانشاین »

معرفی فیلم
William Monahan

*بهترين فيلمنامه اقتباسی - ADAPTED SCREENPLAY - : ویلیام موناهان براي فيلم «از دست رفته»

معرفی فیلم
Guillermo Navarro

*بهترين فيلمبرداریCINEMATOGRAPHY - : فيلم «هزاری توی پن» Pan's Labyrinth

معرفی فیلم
Thelma Schoonmaker

*بهترين تدايشانن - FILM EDITING - : فيلم «از دست رفته»

معرفی فیلم
Melissa Etheridge

*بهترين ترانه - ORIGINAL SONG - : ترانه " I Need to Wake Up"، فيلم « یک حقیقت تلخ »

معرفی فیلم
Gustavo Santaolalla

*بهترین موسیقی متن - ORIGINAL SCORE - : فیلم «بابل» Babel

معرفی فیلم

*بهترین صدا برداری - SOUND MIXING- : فیلم «دختران رویایی»

معرفی فیلم

*بهترین تدوین صدا - SOUND EDITING - فیلم «نامه هایی از ایوجیما» Letters From Iwo Jima

معرفی فیلم

*بهترين کارگردانی هنری و طراحی صحنه - ART DIRECTION - فيلم «هزارتوی پن»

معرفی فیلم
Milena Canonero

*بهترين طراحي لباس - COSTUME DESIGN - : فيلم «ماری اونتوانت» Marie Antoinette

معرفی فیلم

*بهترين جلوه های ايشانژه - VISUAL EFFECTS - : فيلم «دزدان دریائی کارائیب-صندوقچه مرد مرده»

معرفی فیلم

*بهترين چهره ‌پردازي - MAKEUP - : فيلم «هزارتوی پن»

معرفی فیلم

*بهترين فيلم خارجي : فیلم «زندگی های دیگران» The Lives of Others

معرفی فیلم

*بهترين فيلم انيميشن : فیلم «قدمهای شاد» Happy Feet

معرفی فیلم

*بهترين فيلم مستند : فیلم «یک حقیقت تلخ» An Inconvenient Truth

382:

PREMONITION

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران: Sandra Bullock, Julian McMahon, Nia Long, Amber Valletta

کارگردان: Mennan Yapo

نویسنده: Bil Kelly

وضعیت فیلم: خواهد آمد

ژانر: Drama

تاریخ نمایش: March 16, 2007

درجه فیلم: PG-13 - صحنه های دلهره آور

383:

نام :
Stranger Than Fiction
کارگردان :
Marc Forster

سال تولید : 2006
هنرپیشه : Will Ferrell, Dustin Hoffman, Queen Latifah, Emma Thompson
ژانر : Comedy
درجه فیلم : PG-13
وضعیت فیلم : بر روی DVD
داستان فیلم :هارولد مرد تنهائيست که مدت دوازده سال هست که مميز اداره ماليات شيکاگو مي باشد .

او در اين مدت زندگي يکنواخت و کسل نماينده اي را پشت سر گذاشته و شغلش نيز طوري هست که با امت ارتباط چنداني ندارد .

اما يکروز اتفاق عجيبي رخ داده و او صدايي از درون سرش مي شنود .

اين صدا مشغول روايت داستان زندگي هارولد مي باشد و به او مي گايشاند که هارولد بزودي خواهد مرد .

هارولد دچار نگراني شده و با اين تصور که دچار بيماري شده نزد يک روانپزشک مي رود .

او سپس نزد يک هستاد ادبيات رفته و با شرح اين مسئله در مي يابد اين صدا متعلق به زني نايشانسنده به اسم کارن ايفل هست و در ادامه متوجه مي شود کارن مشغول نوشتن داستان زندگي مرد تنهائيست که در انتهاي داستان کشته خواهد شد .

در ادامه هارولد با زني فروشنده به اسم اونا آشنا مي شود و به او علاقمند مي شود و اکنون او مي خواهد هر طور شده زنده بماند زيرا معناي عشق را چشيده و زندگي تازه اي را آغاز کرده هست .

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

384:

DEAD SILENCE

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران: Ryan Kwanten, Amber Valletta, Bob Gunton

کارگردان: James Wan

وضعیت فیلم: خواهد آمد

ژانر: Horror

تاریخ نمایش: March 23, 2007

درجه فیلم: R - صحنه های ترسناک

385:

بلوار مواهلند و نقل اقلیت و آخرالوقت

386:

باید فیلم فهرست شیندلر اضافه کنم

387:

نام :
Blood Diamond
کارگردان :
Edward Zwick
سال تولید : 2006
هنرپیشه : Leonardo DiCaprio,Djimon Hounsou
ژانر : Drama
درجه فیلم : R (برای دیالوگ ها و صحنه های خشونت بار)
وضعیت فیلم : بر روی DVD
داستان فیلم :سليمان ماندي مزرعه دار مهرباني هست که بهمراه همسر و پسرش در روستائي در کشور سيرالئون زندگي آرامي را مي گذارند .

با آغاز جنگهاي داخلي در کشور ، خشونت به روستاي محل زندگي اونها نيز کشيده مي شود و شورشيان وارد اونجا شده و دست به کشتار اهالي مي زنند .

در ادامه ماجرا سليمان به اسارت شورشيان در مي آيد و او را براي کار به معدن هستخراج الماس مي فرستند .

يکروز او در هنگام الک کردن شنهاي رودخانه يک الماس بزرگ پيدا کرده و اونرا پنهان مي نمايد .

در ادامه ارتش به شورشيان حمله کرده و در اين بين سليمان نيز دستگير و زنداني مي شود .

سليمان در زندان با يک قاچاقچي سفيد پوست به اسم دني آرچر آشنا شده و داستان پيدا کردن الماس را به او مي گايشاند .

اونها برنامه مي گذارند تا دني در ازاي گرفتن الماس خانواده سليمان را پيدا کند و در اين بين از زن خبرنگاري به اسم مدي بران نيز کمک مي گيرند .

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

388:

شایع شده فیلم گلادیاتور 2 هم اومده
این خبر راسته؟!

389:

معرفی فیلم

چیز جدیدی ساخته نشده
تا جایی که من می دونم در تاریخ August 23, 2005 یک نسخه ی طولانی تر از فیلم گلادیاتور اولی منتشر شد ...

فقط همین ...!
که مدت وقتش هم 02:43:52 هستش.!

390:

smsk درسته.ولی قراره ساخته بشه هنوز فیلم برداری شروع نشده.


391:

می خواستم ببینم می تونم فیلم هایی رو که توی قسمت معرفی فیلم قشنگترین فیلم ها معرفی کردم اینجا هم معرفی کنم.


392:

به نظر من این فیلم ها بهترینند:
1-شجاع دل (Braveheart)

معرفی فیلم

2-گلادیاتور(Gladiator)

معرفی فیلم

3-مسیر سبز(green mile)

معرفی فیلم

4-مخمصه(heat)

معرفی فیلم

5-توازن(Equilibrium)

معرفی فیلم

6-کنستانتین(constantine)

معرفی فیلم

7-پرستیژ (The Prestige)

معرفی فیلم

8-مردگان "The Departed"

معرفی فیلم

393:


من تمام نقل هایی رو که نوشتید خوندم ...! اگه میشه از این به بعد فیلم های جدید رو اینجا بنویسید ...

و قدیمیها رو در تاپیک های دیگه ...! (البته با اجازه ی اقا امید ...

همه کاره ی این تاپیک)

394:


با تشکر از MTV عزیزم

امین جان این تاپیک متعلق به همه بچه های عزیز هم میهنه و همشون می تونن بدون هیچ اجازه بیان اینجا و پست بزنن فقط یه خواهشی که ازت دارم اینکه سعی کن فیلم هایی رو که قبلاً من و دوست و همکار عزیزم MTV معرفی کردیم دیگه معرفی نکنی چون دوباره کاری می شه

پیشاپیش از همکاریت کمال تشکر رو دارم

395:

در این مورد هم باید بگم محسن جان

خبرهایی به گوش میرسه از مذاکره ریدلی اسکات با راسل کرو برای بازی در قسمت دوم ولی هنوز چیزی ساخته نشده (البته تا اونجا که من خبر دارم)

396:

بااجازه چون من توی این کارها سررشته ندارم فقط میخونم تا تجربه کسب کنم

397:

NOMAD (THE WARRIOR

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

بازیگران: Kuno Becker, Jay Hernandez, Jason Scott Lee, Mark Dacascos

کارگردانان: Sergei Bodrov, Ivan Passer

وضعیت فیلم: در حال نمایش(به صورت محدود)

ژانر: Drama

تاریخ نمایش: March 30, 2007 — expansion

درجه فیلم: درجه گذاری نشده

398:

TMNT

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

کارگردان: Kevin Munroe

وضعیت فیلم: خواهد آمد

ژانر: Comedy

تاریخ نمایش: March 23, 2007

درجه فیلم: PG

* من خودم از بچگی عاشق سری لاک پشت های نینجا بودم

399:

jaleb bood omid jan merc

400:

دوستان گرامی

بیایید در اینجام فیلم های برتری که دیده ایم را معرفی کنیم
محدودیتی در تعداد معرفی نیست ولی 20 فیلم برتر باشه بهتر هست و بصورت شماره گذاری شده بدون ترتیب هم باشه از نظر خوب بودن یکی از دیگری موردی نیست.

من لیست اولیه خودم رو آماده کردم شما هم به همین صورت اگر آماده کنید بسیار بهتر هست چون باعث میشه بتونیم یک جمع بندی کلی هم داشته باشیم چون به اینصورت بقیه دوستان هم میتونن لیست مارو بررسی نمايند

لیست فعلی من :

1.

the green mile مسیر سبز (تام هنکس)
2.

خوب بد زشت ( وسترن )
3.

cast away دور افتاده ( تام هنکس )
4.

Legends Of The Fall افسانه خزان
5.

گاو خشمگین Raging Bull (رابرت دنیرو)
6.

تمام مردان دلیر ( شون پن )
7.

دوئل Duel
8.

جاده مالهالند (ساخته دیوید لینچ)
9.

دیوانه از قفس پرید
10.

هفت ( مورگان فریمن - براد پیت )
11.

نجات سرباز رایان ( تام هنکس )
12.

ترمینال (تام هنکس)
13.

دنیا کافی نیست ( جیمز باند)
14.

جسارت (ادارد برنز)
15.

عجیب تر از تخیل
16.

کازینو رویال (جیمز باند - دنیل گریک)
18.

21 گرم (شان پن)
19.

مرد عنکبوتی
20.

دریای درون The Sea Inside

با تشکر از آقای علی شو که زحمت مدیریت این تالار رو به عهده دارند.


401:

اگر اسم بازیگران فیلمها رو هم میفرمودی خیلی عالی میشد.من به ترتیب میگویم.
1-sin cityشهر گناه(بروس ویلیس-میکی رورک-جسیکا آلبا-کلایو اون)
2-پدر خوانده(آل پاچینو- مارلون براندو)
3-دختر میلیون دلاری
4-پایان دلدادگی(رالف فنس-جولیان مور)
5-گلادیاتور(راسل کرو)
6-پیشنهاد بیشرمانه
7-کازابلانکا
8-8میلیمتری(نیکولاس کیج)
9-مقصد نهایی1
10-مقصد نهایی3
11-مرد عنکبوتی 2
12-صخره(نیکولاس کیج-شون کانری)
13-دام افکن(شون کانری)
14-وکیل مدافع شیطان(آل پاچینو-کنو ریوز)
15-بی خوابی(آل پاچینو)
16-صورت زخمی(آل پاچینو)
17-مخمصه(آل پاچینو-رابرت دنیرو)
18-کار آموز جدید(آل پاچینو)
19-اره ماهی(جان تراولتا)
20-دیوید گیل
21-بی وفا
و خیلی های دیگر که الان در خاطرم نیست.


402:

حالا فیلمهای ترسناک:
1-هانی بال
2-دانشکده
3-سکوت بره ها
4- تپه ها چشم دارند
5-تپه ها چشم دارند2
6-اره 2

403:

Roc عزیز سلام
منهم فیلمهای زیر را خیلی پسندیدم و در واقع فیلمهای بیادماندنی من اینها
هستند :

1- بوی خوش زن
2- مخمصه
3- راه کارلیتو
4- هفت سامورایی
5- 21 گرم
6- sea of love
7- بیخوابی
8- سقوط ( در مورد زندگی هیتلر)
9- بلید 1
10 - بلبد 2
11- مسیر سبز
12- شاهین مالت
13- اره 1
14- حرفه ای
15- دنی براسکو
16- سپس ظهر نحس
17- پرنسس و سلحشور
18- ساکت شو
19-

ببخشید که به 20 تا نرسید ....
راستی آواتار بسیار بسیار زیبایی دارید .



گرگ

404:

ویرایش کردم.

عزیز سلام
منهم فیلمهای زیر را خیلی پسندیدم و در واقع فیلمهای بیادماندنی من اینها
هستند :
ببخشید که به 20 تا نرسید ....
راستی آواتار بسیار بسیار زیبایی دارید .



گرگ

ممنون گرگ من هم لیستم را ادیت کردم و فیلم 21 گرم را هم اضافه کردم.
این فیلم هایی که اضافه کردم فیلم هایی هست که زیاد قدیمی نیستند.

در ادامه لیست فیلم هایی مانند
کازبلانکا , پدر خوانده برنامه دارند.

سعی میکنم بزودی لیستم را تکمیل تر کنم.
شما هم گزینه ای را بخاطر آوردید تکمیل کنید بهتر هست.

در مورد آواتار هم ممنونم ماله شما هم همینطور پیداست که معنی خاصی دارد طبق امضایی که دارید.

405:

متاسفانه فیلم وکیل مدافع شیطان رو نصفه دیدم.اما در کل عاشق کارهای آلپاچینو هستم...

406:

1)حرفه ای
2)مخمصه
3)شجاع دل
4)رونین
5)گلادیاتور
6)دور افتاده
7)مسیر سبز
8)کنستانتین
9)توازن
10)دنیای بی نقص
11)باشگاه مشت زنی
12)هفت(seven)
13)حافظه
14)تلئلو
15)دیوانه از قفس پرید
16)روز هشتم
17)شهر بی قانون
18)مرده
19)بورن
20)gost dog

407:

درود .
این فیلم را حتما تا آخر ببین چون همه ی فیلم به آخرشه.
در ضمن بنده هم همینطور .آل پاچینو واقعا هستاد بازیگری هست.


408:

1- سينما پاراديزو
2- جاده
3-افسانه 1900
4- لئون
5-هفت سامورايي
6-بيتا (ايراني)
7-شجاع دل
8- ديوانه اي از قفس پريد
9-صورت زخمي
10-بعداز ظهر سگي
11- بيليارد باز
13- تيرانداز(جان ايشانن)
14- اي برادر كجايي...
.....................بقيه شو بعدا ميگم

409:

سلام خسته نباشید
1-نجات سرباز رایان(تام هنکس)saving private ryan
2-شهر فرشتگان(نیکلاس کیج-مگ رایان)city of angels
3-تروی (براد پیت)troy
4-امریکن پای 1.

2 .3 american pye
5-سفر به اروپا
6-اگه میتونی منو بگیر (لئوناردو دی کاپریو - تام هنکس)if you can catch me
7-سیزدهمین مبارز(انتونیو باندراس-ولادیمیر کولیچ)13 warior
8-ادم کشها (انتونی باندراس-سیلوستر هستالونه)
9-اولین خون قسمت 3 ویتنام(سیلوستر هستالونه)frist blood
10-تسویه حساب (کوین بیکون-رابرت دنیرو-داستین هافمن-جیسون پاتریک-براد پیت)sleepers
11-رزیدنت اویل2(میلاجویچ-اد فهر)resident evil 2
12-افسانه خزان (براد پیت-انتونی هاپکینز)legends of the fall
13-شبه موتور سوار(نیکلاس کیج)ghost rider
14_روزی روزگاری در مکزیک(انتونیو باندراس-جانی دپ-سلما هایک-انریکو ایگلسیاس)
15-جان سخت 3(بروس ویلیس-ساموئل ال جکسون)die hard3
16-غلاف تمام فلزی
17-سرباز (کورت راسل)soldier
18-گلادیاتور(راسل کرو)gladiator
19-زندگی نامه دیوید گیل(کوین اسپیسی)
20-ایکس من(هیو جکمن-هال بری)X-man3
21-ماشین مخوف(بن هستایلر-گولد برگ-استیو هستون)mean mashin
22-مخمصه(رابرت دنیرو-ال پاچینو-وال کیلمر)
23-شهرداری(الپاچینو)
24_رانین(رابرت دنیرو-ژان رنو)ronin
25-دریفت drift
26-حرفه ای (ژان رنو)the perofessional
27-ساکت شو(ژان رنو)shut-up
وای دیگه خسته شدم فعلآ چیزی یادم نمیاد

410:

راستی ترسناکها رو یادم رفت
1-سوار بی سر (جانی دپ)slipee halow
2-ارواح مریخ(ایس کیوب)
دیگه یادم نمیاد در ضمن دوستان ببخشید اگه زیادی نوشتم ولی اگه میتونید فیلمهای بالا رو ببینید واقعآ زیبا و هنری بودن

411:

درود دوست عزیز.فیلم های زیبایی را معرفی کردید.
ولی به نظر من آدم کش ها سوگلی این فیلمهایی که معرفی کردید بود.


412:

خواهش میکنم
بقیه اش هم قشنگه

413:

سوء تفهم نشه دوست عزیز.
بنده فرمودم جملگی زیبا بودند ولی آدم کش ها سوگلی اونها بود.


414:

انتخاب 20 فیلم از میان این همه فیلم خوب در سینما کاریست بس دشوار.


بنده به انتخاب فیلمهای خارجی اکتفا می کنم.

1.پدر خوانده
2.

حرفه ای
3.

خوب،بد،زشت
4.

بنهور
5.

السید
6.

ده فرمان
7.

اسپارتاکوس
8.درخشش
9.نشانه ها
10.

و عدالت برای همه
11.

دور افتاده
12.

بی وفا
13.

غلاف تمام فلزی
14.نجات سرباز رایان
15.

دیگران
16.

محمد رسول الله
17.

دیوار Pink Floyd
18.

شمال از شمال غربی
19.

همشهری کین
20.

آخرین سامورایی

415:

taitank
koma
atashbas
moshte khardar 4
marde ankaboti
bad az zohr nahs
neghab
aseman vanili
majmoeh pa gondeh
amercan pai 1-2-3-4-5
tale nahs
kolbe vahshat
pich eshtebah
daneshgah
khonomo aghaye esmit
maghsade nahaei2-3
park jorasik
chand ta shod
age kame bebakhshid
age zyade deletonam bekhad

416:

بابا ما مردیم بس که فرمودیم اسم بازیگر ها رو هم بنویسید.


417:

خوب بنده که نام بسیاری از بازیگران را نمی دانستم.
1.پدر خوانده
مالون براندو
2.

حرفه ای
زان رنو
3.

خوب،بد،زشت
کلین ایستوود
4.

بنهور
؟!!
5.

السید
؟!!
6.

ده فرمان
؟!!
7.

اسپارتاکوس
؟!! (کارگردان هستنلی کوبریک)
8.درخشش
؟!! (کارگردان هستنلی کوبریک)
9.نشانه ها
اسم بازیگرش رو یادم نیست...

ولی همین که مسائب مسیح رو ساخت.
10.

و عدالت برای همه
الپاچینو
11.

دور افتاده
تام هنگس
12.

بی وفا
نام بازیگر زنش را به یاد ندارم ولی مردش ریچارد گری بود.
13.

غلاف تمام فلزی
؟!! (کارگردان هستنلی کوبریک)
14.نجات سرباز رایان
تام هنگس
15.

دیگران
نیکل کیدمن
16.

محمد رسول الله
اونتونی کویین
17.

دیوار Pink Floyd
؟!!
18.

شمال از شمال غربی
؟!! (کارگردان آلفرد هیچکاک)
19.

همشهری کین
مارلون براندو
20.

آخرین سامورایی
تام کروز

418:

سوگلی فیلمهای شما هم بی وفا(ریچارد گری-الیور مارتینز)و فیلم دیگران نیکول کیدمن بود که اگر بدون سانسورشو دیده باشی واقعا شاهکاره.


419:

بله خوب بنده معمولا فیلم ها را بدون سانسور نگاه میکنم و خیلی هم سینما دوست هستم و خیلی از فیلمها را دیده ام.

کالا آثار قدیمی را بیشتر دوست دارم.

سنمای وسترن (مخصوصا اسپاگتی) و ماورائی را بیشتر دوست دارم.

سینمایی کمدی دهه 60 و 70 را هم خیلی دوست دارم.

آثار ترسناک خیلی برایم جالب نیست چون ترسی در اون وجود ندارد ولی فیلمهای هیچکاک برایم خیلی هیجان انگیز هست.

همچنین کارگردان مورد علاقه ام همین کوبریک هست.

باشد که از اسپیلبررگ هم خاطره خوبی دارم.


برای فیلمهای تاریخی هم که میمیرم.


چون خودم هم دستی در فیلم برداری و تدوین فیلم و همچنین آهنگ سازی دارم میتوانم ارتباط تکنیکی با فیلمها بربرنامه کنم.


محبوب ترین بازیگر بنده هم ایستوود هست.


اما بنده زیاد از صحنه های سکسی خوشم نمی آید چون فیلم را به بیراهه میکشد.

مثلا دیدن برخی از فیلمها در ابتدا برایم جذاب هست ولی سپس مدتی پشیمان میشوم از دیدن اون فیلم.

مثالش ارجینال سین.

قاتلین بالفطره.

شو گرلز.

زندان زنان و ........

420:

ببینم فیلم بیمار روانی هیچکاک رو دیدی؟

421:

وقتی بچه تر بودیم تلویزیون چند فیلم هیچکاک را نمایش داد که بنده نام تمام اونها را به یاد نمی آورم.

ولی فکر نمی کنم دیده باشم.


به هر حال آثار هیچکاک در وقت خودش بینظیر بوده هست.

حتی نسل امروز که دگر مانند صابق مسائل را باور نمی نمايند هم با دیدن این فیلمها به هیجان می آیند.

حالا حساب کنید در اون وقت امت چه احساسی داشتند سپس خروج از سینما.


422:

این فیلم آخرشه سعی کن حتما ببینی.
جریان یه پسر دیوونست که فکر کنم پدرشو میکشه سپس مرگ پدرش مادرش با یک نفر دیگه ازدواج میکنه و این پسر مادرش را هم میکشه.و همیشه خودش را در خانه جای پدر و مادر خود میگذاردو...


423:

از فیلمهایی که بنده نام بردم شما چندتاشونو دیدید و کدوماشونو؟!

424:

من تو دنیا دوکارو خیلی دوست دارم یکی تماشای فوتبال و اون یکی دیدن فیلم البته وقتی درس نداشته باشم
1-مقصد نهایی2
2-مقصد نهایی3
3-دسپرادو
4-روزی روزگاری درمکزیک
5-پسران بد1
6-پسران بد2
7-مرد عنکبوتی1
8-مردعنکبوتی2
9-مرد عنکبوتی3(خداحافظ هری جون)
10-ترواو افسانه های خزان
11-گلادیاتور
12-اره1
13-اره2
14-اره3
15-جنایت در هالیوود
16-ماتریکس 1و2و3
17-هری پاتر 1و2و3و4
18-یاماکازی .تلاش بزرگ
19-فرانکناشتین(بمیرم برات هنری جون)
20-تاکسی3

425:

اینهایی که قرمز کردم رو دیدم علی جان.(چقدر با کلاس)

426:

الحق فیلم های خوبی را انتخاب کردم.


ای کاش همشهری کین و عدالت برای همه را هم مشاهده میکردید.


427:

قشنگترین فیلمهای شما هم همون تروا و افسانه های خزان هستند

428:

آقا كسي يه آموزشگاه كه كارگرداني يا تدايشانن ياد بده اونم روزهاي 5 شنبه جمعه سراغ نداره؟

429:

شاید تکراری باشه ولی مینویسم
1-اسلحه ی بزرگ(ب آلن دلون)
2-دانی براسکو
3بعد ازظهر سگی
(ب این دو تا آل پاچینو)
4-پرندگان(کلاغ ها)(ک هیچکاک)
5-هوا نورد(ب دی کاپریو -ک اسکو سیزی)
6-غلاف تمام فلزی
7-ماشه ی خاموش
8-دیگران(ب کیدمن)
9-مرد بارانی(ب تام کروز وداستین هافمن)
10-میهن پرست(ب مل گیبسون)
11-هفت سامورایی(ک آکیرا کوروساوا)
12-سگ رابجنبان(ب داستین هافمن و رابرت دنیرو)
13-عصر جدید
14-جویندگان طلا
15-دیکتاتور بزرگ
(ک و ب این سه تا چارلی چاپلین)
16-فهرست شیندلر
17-دریای درون(ک آلخاندرو آمنابار)
18- افسانه های خزان(ب براد پیت واونتونی هاپکینز)
19-چند مرد خوب(ب تام کروز و جک نیکلسون)
20-ارباب جنگ (ب نیکلاس کیج)

430:

1-كافه پاراديزو
2-جاده
3-هفت سامورايي
4-كازابلانكا
5-پرندگان
6-مخمصه
7-داستان توكيو
8-راننده تاكسي
9-بعداز ظهر سگي
10-پدر خوانده
11-مسير سبز
12-بيخوابي
13-ريش قرمز
14-گنجهاي سينرامادره
15-گذرگاه كاساندرا
16-جايشانندگان طلا
17-اسپارتاكوس
18-گلادياتور
19-ترايشان
20-محمد رسول الله
---------------
پ.ن : دوست عزيز
no islam ببخشيد كه نام كارگردان و بازيگرانش رو ننوشته ام فكر ميكنم در پستهاي قبلي تكرار شده اند
(كاش اسم واقعي خودتان يا يك اسم مستعار ديگر را انتخاب ميكرديد اين اسم كاربري كمي آدم را پس ميزنه )

431:

تمام فیلماتو دیدم همشون قشنگن

432:

خیلی خیلی سخته به نظرم

433:

آخ آخ.
بنده ریش قرمز را فراموش کرده بودم.

الحق که فیلم دیدنی و جذابی بود.

434:

بله علي جان واقعا فيلم ديدني هست البته اكثر كارهاي كوروساوا و توشيرو ميفونه جذاب و ديدني هستند

435:

من دوست دارم عزيزان فيلمهاي مورد علاقه خودشون را از بين فيلمهاي ايراني چه قبل از انقلاب و چه سپس انقلاب هم در اينجا بنايشانسند
البته فكر نميكنم احتياج به تاپيك جدا گانه باشه !
ميتونيد 20 يا حتي بيشتر از فيلمهاي ايراني مورد علاقه خودتون رو اينجا بنايشانسد .


436:

هينا جان فيلمهاي مورد علاقه خودتون رو بنايشانسد ايراني هم باشه عيب نداره
ديدي سخت نيست

437:

هر کدوم و که میخوای بگیر

438:

1-دیوانه ای از قفس پرید
2-بوی کافور عطر یاس
3-سگ کشی
4-به نام پدر
5-مادر,حاجی واشنگتن و طهران روزگار نو(مرحوم علی حاتمی)
6-گاو
7-ارتفاع پست
8-شب یلدا
9-سربازهای جمعه
10-مرسدس
11-واکنش پنجم
12-چهارشنبه سوری
13-شهر زیبا
14-سوته دلان
15-اعتراض
16-متولد ماه مهر

439:

سلام
بعضی وقتها پیش میاد که دنبال اسم یه فیلم خاص باشیم !
هرکس دنبال اسم فیلمی هست یه مقداری از فیلم رو اینجا تعریف
کنه تا بقیه اگه فیلم رو دیدند و اسم فیلم رو به خاطر دارن کمک کنن !

---------------------------------------------------------------

من خیلی وقت پیش فیلمی از یول برینر تو ماهواره دیدم که محشر
بود ....

ماجرا از این برنامه بود که یول برینر با چندتا از همدستاش دزد
بودند ...

یول برینز تفنگی داشت که خشابش کشویی بود و به بغل باز
میشد و هر وقت که میخواست شلیک کنه این خشاب را باز میکرد
سپس شلیک از همین خشاب یه سیگار برگ در می آورد و میذاشت
تو دهنش اونوقت یه نفر براش سیگار رو روشن میکرد !
کسی اسم این فیلم رو میدونه ؟




گرگ

440:

من با این کار موافق نیستم ولی پیشنهادم اینه:
بیاید یک مسابقه بزاریم و دوستان سوالهایی مطرح نمايند و قسمتی از فیلم مورد نظر را تعریف نمايند تا دیگران بیایند و اسم اون فیلم راحدس بزنند.
اگر موافقید یک تکبیر بگید.


441:

من چند وقته پیش یعنی اخیرا فیلمی دیدم نصفه و نیمه اسم پسر ژولیت بود واسم دختره اگر اشتب نکنم رومئو یا رومونو یه همچین چیزی خیلی قشنگ بود دختر یه بیهوش نماينده خورد تا همه فکرکنن مرده و بره با ژولیت ازدواج کنه پسره شنید و فکر کرد واقعا مرده و زهر خور و مرد و دختره وقتی بیدار شد اونم خودشو کشت دلم میخواد پیدا کنم کاملشو ببینم
کسی اینو دیده

442:

یه فیلم دیگه چندین سال قبل دیده بودم اونم نصفه
فکر کنم فیلم از زندگی واقعی دختر ارسطو بود (فکر کنم)دختر عاشق مرد دروغگویی شد که افسر پلیس بود و پسره قالش گذاشت و دختر دیوونه شد وهمه جا دنبالشمیگشت اخرش دختر حتی عشقش رو نمشناخت فقط عاشق بودخیلی زیبا بود اینو کسی اسمشو میدونه

443:

نه من بازم میگم سخته اما سعی خودم رو میکنم
در مورد فیلم ایرانی باور کنید زیاد ندیدم پس سعی میکنم در این مورد چیزی نگم

444:

1-بر باد رفته با بازی کلارک گیبل و ویوین لی
2-تایتانیک با بازی روناد دی کاپریو و کیت وینسلت راستی اتاق ماروین هم فیلم قشنگیه از همین بازیگر و همچنین رابرن دنیرو
3-املی پولن با بازی ادری تاتو
4-ایستگاه مرکزی برزیل با کارگردانی والتر سالس و یه فیلم دیگه از همین کارگردان با بازی گائل گارسیا برنال
5-پدر خوانده 1و 2 با بازی مارلون براندو .ال پاچینو.رابرت دنیرو
6-دزدان دریایی 1و2 با بازی جانی دپ و هچنین دنی براسکو و اسپیلی هالو
7-تارخچه خشونت با بازی ویگو مورنتس
8- ماتریکس 1 با بازی کیانو ریوز و همچنین اسپایدرمن با بازی توبی مگوایر و ایکس من با بازی هیو جکمن
9-به نام پدر با بازی دانیل دی لوئیس و یه فیلم دیگر این بازیگر با نام پای چپ من اگه اشتباه نکرده باشم و دار و دسته نیویورکی
10-مرحوم با بازی جک نیکسون.روناد دی کاپریو.مت دیمون.مارک والبرگ و هچنین هویت بورن از مت دیمون
11-درخشش و دیوانه ای از قفس پرید با هنرنمایی جک نیکسون
12-سپس ظهر سگی با بازی ال پاچینو همچنین مخمصه با بازی همین بازیگر و رابرت دنیرو و ول کلیمر و مترسک هم فیلم قشنگیهبا با بازی ال پاچینو جین هاکمن که از جین هاکمن فیلم ارتباط فرانسوی هم قشنگه
12-هفت با بازی براد پیت و همچنین فیلم تروا از این بازیگر و اقا و خانم اسمیت
13-سالار جنگ با بازی نیکلاس کیج
14-رهایی از شاوشنگ اگر اسم فیلم رو درست فرموده باشم با بازی رابین ویلیلمزو همینچنین فیلم انجمن شاعران مرده از همین بازیگر
15-مرد بارانی با بازی تام کروز و داستین هافمن
16-دیگران از نیکول کیدمن
17-21 گرم و همچنین رودخانه مرموز با بازی شون پن
18-اگه میتوانی منو بگیر با بازی روناد دی کاپریو و همیچنین کارگردانی هستیون اسلیبرگ که فیلم دوم این کارگردان رو هم دوست دارم که اسمش الان یادم نیست
19- اتاق پسر با کارگردانی نانی مورتی البته اشتباه نکرده باشم اگر
20-سکوت بره ها با بازی جودی فاستر و انتونی هاپکینز و راستی قاچاق با بازی مایک داگلاس و همچنین فیلم سقوط از همین بازیگر.....گلادیاتورم قشنگه از راسل کرو...

و با جه تلفن از فارل
و همچنین یه فیلم از پل نیومن که هر کاری میکنم یادم نمیاد البته فیلم جاده ای به سوی تباهی با بازی همین بازیگر و تام هنکس هم قشنگه......همچنین دشمن پشت دروازه ها از جود لاو...دختری با گوشواره مروارید با بازی اسکارلت یوهانسون...راستی ذهن زیبا اینم از راسل کرو
ببخشید که زیاد شد خوب برا من سخته که از بین این همه بگم کدومشون بهترن برای همین
همه رو نوشتم البته الان دیگه یادم نمیاد و گرنه اونها رو هم مینوشتم و همچنین بی اندازه فیلم قشنگ دیگه که من اونا رو هنوز ندیدم

445:

فیلمهای ایرانی قبل از انقلاب :

تنگسیر
داش آکل
سازش

446:

سلام دوستان
تايشان اين تالار هر جا كه سر زدم تاپيكي با اين مضمون پيدا نكردم،اما خب دو موضوع تقريبا مشابه بود :

معرفی فیلم جالبی که دیدی برای بقیه
20 فیلم برتری که دیده ام

ولي توضيح چنداني در باره فيلم ها داده نشده بود !
در اينجا سعي بر اين هست كه، فيلم هاي جديد كه منحصر به فيلم هاي خارجي نمي شه رو به دوستان معرفي كنيم و توضيحات نسبتا كاملي در اختيارشون برنامه بديم، تا خودشون با توجه به سليقه شخصي فيلم مورد نظر شونو انتخاب كنن.
اگه مدير تالار اجازه بدن اين موضوع رو شروع كنيم و با همكاري دوستان پيش ببريم.

447:

چهار شفرمود‌انگيز: طغيان موج‌سوار نقره‌اي
Fantastic Four: Rise of the Silver Surfer

معرفی فیلم

كارگردان: تيم هستوري، فيلمنامه: دان پين و مارك فراست
بازيگران: ايون گرافدد (ريد ريچاردز)، جسيكا آلبا (سو هستورم)، كريس اوانز (جاني هستورم) و ...، محصول 2007 آمريكا و آلمان، 92 دقيقه.

خلاصه داستان: سپس مرگ دكتر دُوم، چهار شفرمود‌انگيز فكر مي‌كنند كه زندگي به حالت طبيعي خودش بازگشته هست.

ريد ريچاردز و سو هستورم قصد دارند با يكديگر ازدواج كنند ولي ناگهان سروكله موج‌سوار نقره‌اي و گالاكتوس پيدا مي‌شود.

اونها سعي در نابودسازي زمين دارند و اين وظيفه چهار شفرمود‌انگيز هست كه مانع اونها شوند و در ضمن با دكتر دُوم نيز يكبار ديگر مواجه شوند.

درباره فيلم: قسمت دوم چهار شفرمود‌انگيز توسط همان كارگردان قسمت اول و با هزينه 130 ميليون دلاري ساخته شده هست.

اگرچه فيلم در پايان هفته اول فروش با نمايش در 3959 سالن به رقم خوب و قابل‌توجه 58 ميليون دلار دست يافت ولي منتقدان چندان از اون هستقبال نكردند و در مجموع اون را در حد فيلمي متوسط ارزيابي كردند.
نكته جالب درباره فيلم، درجه نمايش PG (يعني بچه‌ها با همراهي والدين مي‌توانند فيلم را تماشا كنند) هست كه اتحاديه سينمايي آمريكا (MPAA) متشكل از تهيه‌كنندگان، براي اين فيلم در نظر گرفته هست.

سپس هاوارد اردكه (1986) اين اولين فيلم مارول هست كه دوباره چنين درجه نمايشي را گرفته هست و اما نظر منتقدان:

پيتر رينر از كريسچن ساينس‌مانيتِر: اين فيلم نيز مانند ديگر فيلم‌هاي سوپرقهرماني فصل تابستان، قابل‌تحمل هست.
گلن كني از پريميئر: يك فيلم خوب اقتباسي از كتاب‌هاي مصور (كاميك بوك) كه فضاي خوشايندي دارد و فقط كمي مغرورانه رفتار مي‌كند.
مايكل فيليپس از شيكاگو تريبيون: يك اقتباس كميك بوكي قابل‌قبول كه احمقانه و پرسروصدا هست؛ پرسروصداي پرسروصدا.

كايل اسميت از نيايشانورك‌پست: احمقانه‌ترين فيلم علمي‌- تخيلي سپس فيلم يك حقيقت ناراحت‌كننده.

جيمز براردينلي: يك فيلم نامنسجم واقعا خسته‌كننده و ملال‌آور.

مانولا دارگيس از نيايشانورك تايمز: يك دنباله كاملا غيرضروري بر فيلمي بد كه متاسفانه موفق بود و اين يكي نيز هست.

نمره منتقدان : 6.5 از 10

448:

عکس هاي فيلم :

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

449:

فيدو Fido

معرفی فیلم

کارگردان: اندرو كوري، فيلمنامه: كوري، رابرت چومياك و دنيس هيتن
بازيگران: ديايشاند كي (راايشان)، كري اون‌موس (هلن)، بيلي كانولي (فيدو) و...، محصول 2006 كانادا، 91 دقيقه.

خلاصه داستان: بهترين دوست تيمي رابينسن در كل دنيا يك زامبي شش فوتي (هر فوت 48/30 سانتيمتر) هست به نام فيدو.

اما وقتي فيدو همسايه را مي‌خورد...


درباره فيلم: اين كمدي ترسناك 8 ميليون دلاري در هفته جاري موفق‌ترين فيلم از نگاه منتقدان بوده هست و متوسط نظر منتقدان اون را در جايگاه فيلم خوبي برنامه داده كه ارزش تماشا كردن را دارد.

با اين حال فيدو كانادايي تنها در دو سالن به نمايش درآمده و هفته اول 10 هزار دلار فروخته هست.
بد نيست بدانيد كه باربارا موس، مادر كري اون‌موس، نيز لحظاتي در فيلم حضور دارد و نقش مادر ايشان را ايفا مي‌كند.

در ضمن كري اون‌موس براي اين فيلم جايزه بهترين بازيگر زن را از انجمن منتقدان فيلم ونكوور دريافت كرده هست.

منتقدان اينطور فيلم را تحسين كرده‌اند:

ديايشاند ايدلستاين از نيايشانورك مَگِزين: فيلمي به‌شدت سرگرم‌كننده كه حتي براي تماشاگران بي‌تفاوت به اعضاي خون‌آلود و تكه‌تكه شده توسط زامبي‌ها نيز جذاب خواهد بود.

مانولا دارگيس از نيايشانورك تايمز: فيلم كاري نمي‌كند كه شما به حال كسي غصه بخوريد، فقط فرياد و جيغ شما را به آسمان بلند مي‌كند.


دنيس هارايشان از ورايتي: فيلم داراي ضرباهنگ و فضايي خوب هست و در ضمن كاملا سرگرم‌كننده.

نمره منتقدان: 7.5 از 10

450:

عکس هاي فيلم :

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

451:

نانسي دِرو Nancy Drew

معرفی فیلم

كارگردان: اندرو فلمينگ، فيلمنامه: فلمينگ و تيفاني پلسن
بازيگران: اِما رابرتز (نانسي درو)، جاش فليتر (كوركي) و ...، محصول 2007 آمريكا، 99 دقيقه.

خلاصه داستان: نانسي درو كارآگاه نوجواني هست كه پدرش را در يك سفر كاري همراهي مي‌كند.

او در اين سفر برحسب تصادف به سرنخ‌هايي از يك قتل مرموز مي‌رسد كه با يك ستاره سينما در ارتباط هست.


درباره فيلم: اين درام جنايي به كارگرداني اندرو فلمينگ (خايشانشاوندي (2003) با بازي مايكل داگلاس و آلبرت بروكس) با نمايش در 2612 سالن به رقم فروش حدودا هفت ميليون دلار در هفته اول دست يافت و مكان هفتم جدول فيلم‌هاي پرفروش هفته را تصاحب كرد.

متوسط نظر منتقدان گايشاناي اين مطلب هست كه با فيلم متوسطي سروكار داريم ولي برخي از منتقدان برجسته از جمله مايكل سِراگو و جاناتان رُزِنبام فيلم را تحسين كرده‌اند:

مايكل سراگو از بالتيمور سان: يك سرگرمي نوجوانانه و پرشور و نشاط.

جاناتان رزنبام از شيكاگو ريدر: يادآوري‌هاي پست‌مدرنيست فيلم از گذشته (به‌طور كلي از دهه 1950 تا 1980) آش ‌شله‌قلمكاري خوشمزه هست كه به سبك خاصي و با شوخ‌طبعي سرو مي‌شوند.

لو لومنيك از نيايشانورك پست: فيلمي با فيلمنامه خوب كه از بسياري جهات لذت‌بخش و خوشايند هست.

فقط حيف كه ضرباهنگ فيلم آرام و كند هست.

• اي.

او.

اسكات از نيايشانورك تايمز: نانسي درو نمونه‌اي از به‌كارگيري يك فرمول ساده و جواب پس‌داده هست (كارآگاه جواني كه با زيركي و اراده پي به راز پرونده‌اي مي‌برد) كه ظاهرا هوشمندانه به نظر مي‌رسد و فيلمنامه بد و سمبل‌شده‌اي دارد.

452:

قلب بزرگ
A Mighty Heart
معرفی فیلم

كارگردان: مايكل ايشاننترباتم، فيلمنامه: جان اورلاف
بازيگران: اونجلينا جولي(مريئن پرل)، دن فترمن(دنيل پرل)، آرچي پنجابي(اسرا كيو.

نامني) و ...

محصول 2007 آمريكا و انگليس، 100 دقيقه.

خلاصه داستان: مريئن پرل سپس اينكه شوهر خبرنگارش، دنيل، در پاكستان مفقود مي‌شود، جست‌وجايشاني ديوانه‌وار را آغاز مي‌كند.


درباره فيلم: از ديدگاه منتقدان موفق‌ترين فيلم هفته تريلر 16 ميليون دلاري مايكل ايشاننترباتم هست كه فيلم‌هايي چون به سارايوو خوش آمديد (1997)، اصل 46 (2003) و جاده‌اي به گوانتانامو (2006) را در كارنامه دارد.

به هر حال وضعيت گيشه فيلم چندان تعريفي ندارد و با نمايش در 1355 سالن در هفته اول چهار ميليون دلار عايدي داشته هست.

اما منتقدان فرموده‌اند:

كنت توران از لس‌اونجلس تايمز: اين تريلر تكان‌دهنده، فضايي دارد كه به‌گونه‌اي وحشتناك واقعي و ملموس هست.

پيتر تراورس از رولينگ هستون: اين فيلم از اون اونجلينا جولي هست.

او به‌خاطر دختر از هم گسيخته (1999) يك اسكار برده ولي بازي درخشان او در اينجا با فاصله زيادي از ديگر بازي‌هايش بهترين هست.

راجر ابرت از شيكاگو سان‌تايمز: بهترين موضوع درباره قلب بزرگ اين هست كه فيلم داستان دنيل پرل را به سطح يك طرح داستاني تنزل نمي‌دهد، بلكه اون را تا حد يك تراژدي ارتقا مي‌دهد؛ تراژدي‌اي كه دشمني و تنفري را كه آزادانه در دنياي ما پرسه مي‌زند نمايان كرده و سوگواري مي‌كند؛ تنفري كه مانند يك سگ هار به هر كسي حمله‌ور مي‌شود.

سگ حمله مي‌كند؛ چون فكر مي‌كند بهترين دلايل را دارد.


كلوديا پيگ از يواس‌اي تودي: فيلمي كه از لحاظ احساسي و درونمايه گيرا و متقاعد‌كننده و در ضمن سرشار از تعليق هست و تماشاگرش را رايشان صندلي خشك مي‌كند.


جيمز براردينلي: فيلم جذاب هست و گاهي پريشان‌كننده؛ ولي فاقد هرگونه تاثير احساسي هست.

نمره منتقدان :6.4 از 10

453:

عکس های فيلم :

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

454:

هزار و چهارصد و هشت
1408

معرفی فیلم

كارگردان: ميكل هافستروم، فيلمنامه: مت گرين‌برگ، اسكات الكساندر و لري كارازوسكي
بازيگران: جان كيوزاك (مايك انسلين)، ساموئل ال.

جكسن(جرالد اولين)، مري مك‌كورمك (لي‌لي انسلين) و ...، محصول 2007 آمريكا، 94 دقيقه.

خلاصه داستان: مايك انسلين نايشانسنده آثار ماوراء‌الطبيعي هست و در اين زمينه دو كتاب بسيار موفق دارد.

او به‌منظور تحقيق براي آخرين كتابش، مصمم هست سراغ اتاق شوم 1408 هتلي در شهر نيايشانورك برود و شخصا شبي را به‌عنوان ميهمان در اين اتاق افسانه‌اي سپري كند.


درباره فيلم: اين تريلر ترسناك 25 ميليون دلاري برپايه يكي ديگر از آثار هستيون كينگ بنا شده هست.

كينگ ايده اين داستان كوتاه را از مجموعه‌اي از داستان‌هاي خبري واقعي گرفته كه رايشان تحقيقات كريستوفر چاكن (محقق پديده‌هاي ماوراء‌الطبيعي) بر اتاقي جن‌زده در هتل مشهور دل كورونادو در شهر كورونادو ايالت كاليفرنيا، متمركز بودند.
منتقدان خيلي بزرگ هنوز به تماشاي اين فيلم نرفته‌اند، ولي آمار و ارقام از موفقيت در گيشه خبر مي‌دهند.

فيلم با نمايش در 2678 سالن در هفته اول به رقم 20 ميليون دلار دست يافت و در مكان دوم جدول فيلم‌هاي پرفروش برنامه گرفت.

مايكل فيليپس از شيكاگو تريبيون: اقتباسي هوشمندانه از داستان كوتاه هستيون كينگ.

كايل اسميت از نيايشانورك پست: يك تريلر روان‌شناختي هوشمندانه كوچك.


جيمز براردينلي: هزار و چهارصد و هشت تا امروز معقول‌ترين فيلم ترسناك سال هست و به مراتب از مهمانسرا قسمت دوم بهتر هست.

اگر فيلم‌هاي ترسناك را دوست داريد، اين يكي را از دست ندهيد.

اين فيلم به شما يادآوري مي‌كند كه ديدن فيلم ترسناك در سينما چه معنايي دارد و به‌هيچ عنوان شما را در خون و خونريزي‌هاي مفرط غرق نمي‌كند.


نمره منتقدان :7.8 از 10

455:

عکس های فيلم :

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

456:

گوسفند سياه/مايه ننگ
Black Sheep

معرفی فیلم

نايشانسنده و كارگردان: جاناتان كينگ
بازيگران: ناتان مايستر(هنري اولدفيلد)، دنيل ميسن(اكسپي‌ريئنس)و...

محصول 2007 نيوزيلند، 87 دقيقه.

خلاصه داستان: يك آزمايش تجربي در مهندسي ژنتيك باعث مي‌شود يك گوسفند معمولي بدل به قاتلي تشنه خون شود.

درباره فيلم: اولين تجربه فيلمسازي جاناتان كينگ حداقل از منتقدان نمره قبولي را گرفت.

اونها درباره اين كمدي ترسناك فرموده‌اند:

اي.

او.

اسكات از نيايشانورك تايمز: وقتي كه شما گوسفندي را در حال خوردن پاي خونين انساني مي‌بينيد، يا به ياد پاي گوسفند بعدي كه مي‌خوريد مي‌افتيد يا %د انتقام برمي‌آييد.

براي رسيدن به واكنش احتمالي‌تان احتمالا بايد به تماشاي اين فيلم سرگرم‌كننده و عجيب بنشينيد.

جي ايشانسبرگ از ورايتي: يك فيلم ترسناك سرگرم‌كننده و دوست‌داشتني.

نمره منتقدان : 6.6از 10

457:

عکس های فيلم :

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

458:

تو منو مي‌كشي
You Kill Me

معرفی فیلم

كارگردان: جان دال، نايشانسنده: كريستوفر ماركوس و هستفن مك‌فيلي
بازيگران: بن كينگزلي(فرانك فالنزيك)، تئا لئوني(لورل پيئرسن)، لوك ايشانلسن(تام)، بيل پولمن(ديو) و ...، محصول 2007 آمريكا، 92 دقيقه.

خلاصه داستان: فرانك به حرفه‌اش عشق مي‌ورزد.

او تصادفا آدمكش يك دارودسته لهستاني همراه با ديگر اعضاي خانواده‌اش هست.

سپس خرابكاري او كاروكسب خانوادگي‌شان به خطر مي‌افتد ولي عمايشانش او را روانه سان فرانسيسكو مي‌كند تا جبران كند.


درباره فيلم: كمدي گنگستري جان دال كه پيش از اين فيلم‌هايي چون فراموش‌نشدني (1996)، لذت ماشين‌سواري (2001) و يورش بزرگ (2005) را ساخته، با هزينه‌اي چهار ميليون دلاري توليد شده هست.

متوسط نظر منتقدان مي‌گايشاند كه با فيلم نسبتا خوبي طرف هستيم:

پيتر رينر از كريسچن ساينس مانيتر: بازي‌ها و كارگرداني فيلم خوب هست ولي با توجه به مضمون، فيلم بايد تيره‌وتارتر مي‌بود.


مايكل فيليپس از شيكاگو تريبيون: تئا لئوني واقعا يكي از بازيگران توانمند سينماي كمدي معاصر هست؛ يك زن قايشان و كله‌شق.

لو لومنيك از نيايشانورك پست: سپس سال‌ها لئوني در نقش مناسبي برنامه گرفته، ولي فيلم در حقيقت به بن كينگزلي تعلق دارد.

واكنش‌هاي خشك و جدي او فوق‌العاده هستند.

او واقعا مي‌كشد.

مايكل سراگو از بالتيمورسان: تو منو مي‌كشي با لبخند‌هايش شما را با ملايمت مي‌كشد.

• مانولا دارگيس از نيايشانورك تايمز: اين فيلم خيلي بامزه هست و همه بازي‌هايش خوب هست.

جاناتان رزنبام از شيكاگو ريدر: حتي اگر هم نتوانيد تمام گرايش‌هاي چپي فيلم را بپذيريد، باز هم فيلم برايتان سرگرم‌كننده هست.


نمره منتقدان:7.8 از 10

459:

عکس های فيلم :

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

460:

اون قدرتمند
Evan Almighty

معرفی فیلم

نايشانسنده و كارگردان: تام شدياك
بازيگران: هستيو كارل(اون بكستر)، مورگان فريمن(خدا)، جان گودمن و ...، محصول 2007 آمريكا، 95 دقيقه.

خلاصه داستان: خدا به اون بكستر يكي از اعضاي كنگره آمريكا دستور ساختن يك كشتي و آماده شدن براي سيلي عظيم را مي‌دهد.


درباره فيلم: جالب هست كه بدترين فيلم اين هفته از نگاه منتقدان فيلمي هست به كارگرداني تام شدياك (با كمدي‌هايي چون ايس ونچورا: كاراگاه حيوانات(1994)، پروفسور نخاله(1996)، دروغگو دروغگو(1997) و بروس قدرتمند (2003)) با بودجه‌اي 175 ميليون دلاري؛ البته فيلم با فروش 32 ميليوني خود و تصاحب مقام اول فروش هفتگي احتمالا گيشه بسيار خوبي خواهد داشت.

بد نيست بدانيد كه جيم كري و جنيفر اونيستن پيشنهاد بازي در اين فيلم را كه قسمت دوم بروس قدرتمند هست، رد كردند.

جيمز براردينلي: قسمت‌هايي از فيلم سرگرم‌كننده هست ولي به‌عنوان يك اثر واحد چندان چيزي در چنته ندارد.

پيتر رينر از كريسچن ساينس مانيتر: اين فيلم اثري معمولي هست مملو از شوخي‌هاي خسته‌كننده.

لو لومنيك از نيايشانورك پست: دهن‌كجي‌ها و شكلك‌هاي هستيو كارل در نقش يك حضرت نوح امروزي به‌ندرت باعث غرق شدن فيلم نمي‌شود.


مايكل سراگو از بالتيمورسان: يك فيلم به تمام معنا بي‌ارزش و پوچ

نمره منتقدان: 6.2 از 10

461:

عکس های فيلم :
معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

462:

چند مورد به لیست خودم اضافه کردم تا به 20 تا رسید !


1- بوی خوش زن
2- مخمصه
3- راه کارلیتو
4- هفت سامورایی
5- 21 گرم
6- sea of love
7- بیخوابی
8- سقوط ( در مورد زندگی هیتلر)
9- بلید 1
10 - بلبد 2
11- مسیر سبز
12- شاهین مالت
13- اره 1
14- حرفه ای
15- دنی براسکو
16- سپس ظهر نحس
17- پرنسس و سلحشور
18- ساکت شو
19- گلادیاتور
20 - دار و دسته ی نیویورکی ها



463:

به ترتیب 20 تا فیلم برتر :
1- آخرین سامورایی( تام کروز )
2- چشمان باز کاملا بسته ( تام کروز - نیکول کیدمن ) Eyes wide shut
3- دریای درون
4- شهرگناه
5- نجات سرباز رایان
6- تایتانیک
7- 21 گرم
8- تصادف
9- بابل
10- دیگران
11- اره 1 و3
12- تروی
13- مخمصه
14- اگه میتونی منو بگیر
15-

464:

اینها رو فراموش کرده بودم
کشتن مرف مقل با هنرنمایی قشنگ گریگوری پگ و دوبازیگر نوجوان در نقش فرزندانش
نعطیلات رومی بازی بازی ادری هیپبورن و پگ
حصار ضد خرگوش
و جولیا بازی بازی جین فاندا و کارگردانی فرد زینه مان اگه اشتباه نکنم خیلی قشنگن

465:

سلام ، باید قبول کرد که کاره دشواری البته نه به خاطر آوردنه فیلمها بلکه انتخاب اونها
خوب من الان اینا تویه ذهنم هست ولی مطمئنم خیلی بیشتر از 20 تا میشه .
با این حال :

1) فهرست شیندلر
2) ربه کا
3) نجات سرباز رایان
4) ذهن زیبا
5) بن هور
6) پیشنهاد بی شرمانه
7) مرد بارانی
8) پاپیون
9) پدر خوانده
10) قهرمان
11) مردی برای تمام فصول
12) مصائب مسیح
13) 300
14) Memento
15) مردگان
16) اسپارتان تروی
17) بابــِل
18) لئون ( حرفه ای )
19) طـــوقی
20) و فیلم مادر ، از زنده یاد علی حاتمی

466:

چندتا از فيلمهاي خوبي كه به يادم مياد
1.

ساموراي ...........آلن دلون
2.

خوب بد زشت....

كلينت ايستوود
3.

گاو خشمگين .....

دنيرو
4.

راننده تاكسي ......دنيرو
5.

پدر خوانده.......

آل
6.

صورت زخمي.......

آل
7.

وكيل مدافع شيطان آل
8.بايشان خوش زن .......آل
9.

بي خوابي ........

آل
10.

ديوانه اي از قفس پريد ......

جك نيكلسون
11.

مجموعه راكي ......

هستالونه
12.

جان سخت ......

بروس ايشانليس
13.

شغال ........

بروس
14.

دزدان ........

بروس
25.شهر گناه .......

بروس
26.شجاع دل ......

مل گيبسون
27.تصايشانه حساب ......

گيبسون
28.

افشاء .......

مايكل داگلاس
29.

بليد ......

وسني اسناپز
30.بي وفا ......

ريچارد گر
31.

پيشنهاد بي شرمانه ......

رابرت ردفورد
32.

قلاب ........

شارون هستون
فيلمهاي خوبي كه ديدم زيادن اونايي رو كه به خاطرم مياد كم كم معرفي مي كنم

467:

American History X
Born of the fourth of july
Casablanca
Cast Away
City of God
Cold Mountain
Dance with the Wolves
Death in the French Garden
Full Metal Jacket
Gone with the Wind
The Great Dictator
Last Tango in Paris
Nothing Hill
Oliver Twist
Philadelphia
Rain Man
Papillon
The English Patient
Eyes wide shut
Hanibal
Insomnia
God father 3 episode
The Professional
Malena
Meet the Fockers
Quills
Sincity
Stigmata
The Pianist
Silence of the Lambs
Dr.Zhivago

468:

سلام دوستان فرمودم لیستم رو تکمیل کنم تا به 20 تا برسه
15- دار و دسته نیویورکی ها و departed شاهکارهای هستاد اسکورسیزی
16- جان سخت 2و3و4
17- ذهن زیبا و گلادیاتور با بازی راسل کرو
18 - باجه تلفن
19 - دختر میلیون دلاری
20 - سگ کشی
و خیلی فیلم خوب دیگه که یا من یادم نمی آد یا اصلا ندیدمشون !

469:

1.taxi Driver
2.doctor Zhivago
3.full Metall Jacket
4.crash
5.heat
6.children Of Men
7.fargo
8.miller's Crossing
9.the Pianist
10.goodfellas
11.mean Street
12.pulp Fiction
13.آژانس شیشه ای
14.schindler's List
15.casablanca
16.citizen Kane
17.paths Of Glory
18.china Town
19.the Sea Inside
20.cinema Paradiso

470:

1-باجه تلفن
2-Sincity
3-88دقیقه با بازی آل پاچینو

4- آزومی (ژاپنی)

5- به دنبال خوشبختیب با بازی ویل اسمیت

-6میهن پرست با بازی مل گیبسون

7-آخر الوقت (فکر کنم کارگردانش مل گیبسون باسه)

8dejo vou(دی جی وو) با بازی دنزل واشینکتون)

9دس پرادو با بازی اونتونیو باندراس

10لءون حرفه ای با بازی ژان رنو

11شرارت کور (sea no evil) با بازی کین (ترسناک)

12 عکاس( ژاپنی-ترسناک)

13اره 1-2-3(ترسناک)

14تپه ها چشم دارند 1-2(ترسناک)

15 Team America: World Police

16-Cast Away یا دور افتاده

17-Next

18-1408

19زودیاک

20-خارج از دید

21-کازینو رویال


اگه بتونم بازم میگم حیف که وقت ندارم!!!!!!!!!1

471:

اولتيماتوم بورن
The Bourne Ultimatum

معرفی فیلم



کارگردان: پل گرين گراس.

فيلمنامه: توني گيلرايشان، اسکات زي.

برنز، جورج نولفي بر پايه
داستاني از رابرت لادلوم.

موسيقي: جان پاول.

مدير فيلمبرداري: اليور وود.

تدايشانن: کريستوفر روز.

طراح صحنه: پيتر ونهم.

بازيگران: مت ديمن]جيسون بورن]، جوليا هستيلز[نيکي پارسونز]، ديايشاند هستراتيرن[نوآ ووسن]، اسکات گلن[ازرا کريمر]، پدي کانسيداين[سايمون راس]، ادگار راميرز[پاز]، آلبرت فيني[دکتر آلبرت هيرش]، جون آلن[پاملا لندي]، تام گالوپ[تام کرونين]، کوري جانسون[ايشانلس]، دانيل بروئل[مارتين کروتز]، کوري جانسون[دش بوکساني]، کالين هستينتون[نيل دانيلز].

١١١ دقيقه.

محصول ٢٠٠٧ آمريکا.
جيسون بورن از سايشان کساني که در CIA او را براي آدم کشي تربيت کرده اند، تحت تعقيب هست.

او که هنوز از فراموشي رنج مي برد، موفق مي شود تا هايشانت واقعي خود- ديايشاند وب- را کشف کند.

اما کاملاً از اون چه بر سرش آمده، اطلاعي ندارد.

ديدن مقاله اي در روزنامه که توسط سايمون راس درباره گذشته اش منتشر شده، باعث مي شود تا به سراغ ايشان برود.

اما با وجود دقت بيش از اندازه بورن، راس سر برنامه توسط پاز-يکي از ادم کش هاي تريدستون- کشته مي شود.

راس قبل از مرگ چيزهايي درباره جيسون و تريدستون-کسي که او را اموزش داده- به ايشان مي گايشاند.

ظاهراً کساني در CIA از جمله نوآ ووسن، نمي خواهند تا جيسون و ديگران به حقايقي ناخوشايند دست يابند.

از طرف ديگر او اميدوار هست تا سيستمي که با نام رمز Blackbriar شناخته مي شود فعال کرده و پا جاي پاي تريدستون بگذارد.

ووسن براي يافتن رد بورن از پاملا ليندي کمک مي خواهد.

اما ليندي خيلي زود به رفتار و نيت ووسن شک مي نمايد.

بورن نيز سپس برخوردي دوباره با نيکي پارسونز از سايشان آدم کش هاي تريدستون و ووسن تحت تقيب برنامه مي گيرد.

ولي سر انجام موفق به ديدن دکتر آلبرت هيرش مي شود.

کسي که جواب تمامي سوال هاي بورن در نزد اوست...

چرا بايد ديد؟
رابرت لادلوم [٢٠٠١-١٩٢٧] از نايشانسندگان موفق داستان هاي جاسوسي هست که مي توان ايشان را همرديف جان لوکاره و لن ديتون برنامه دارد.

٢٩ کتابي که نوشته بيش از ٢١٠ ميليون جلد در دنيا به فروش رفته و به ٣٢ زبان ترجمه شده هست.

تعدادي از کتاب هايش نيز تبديل به سريال هاي تلايشانزيوني و فيلم هاي سينمايي شده اند.

اولين بار در ١٩٧٧ داستان The Rhinemann Exchange ايشان تبديل به يک ميني سريال شد.

اما نمايش آخر هفته اوسترمن در ١٩٨٣ به کارگرداني سام پکين پا باعث شنيده شدن نامش در سطح بين المللي گرديد.

دو سال بعد پيمان هولکرافت به کارگرداني جان فرانکن هايمر بر شهرت ايشان اضافه کرد، اما تا رسيدن جيسون چارلز بورن به پرده سينما راه درازي در پيش رو بود.

جيسون بورن نيز مانند نياي خود جيمز باند، اولين بار در فيلمي تلايشانزيوني ظاهر شد.

در سال ١٩٨٨ هايشانت بورن هشت سال پس از نگارش اون توسط لادلوم، توسط راجر يانگ [به شکلي بسار وفادارانه به کتاب] و با شرکت ريچارد چمبرلين در نقش اصلي تبديل به فيلمي ٣ ساعته شد و از شبکه ABC پخش گرديد.

فيلمي که امروز شايد کسي اون را به خاطر نيز نياورد.

امانوشته شدن دو دنباله ديگر بر ماجراهاي بورن و نياز به ایجاد ابرجاسوس تازه اي در سينماي امروز سبب شد تا يک دهه و نيم بعد جيسون بورن به رايشان پرده سينما منتقل شود.

لادلوم سپس نگارش سومين قسمت و قبل به نمايش در آمدن اوليه نسخه سينمايي ماجراهاي بورن در سال ٢٠٠١ درگذشت.

اما نمايش موفق اولين قسمت از ماجراهاي بورن بر پرده سينما باعث شد تا تهيه نمايندگان به فکر ساخت ديگر قسمت هاي بيفتند و از طرف ديگر نايشانسنده اي به نام اريک وان لاستبادر نيز کتاب تازه اي در ادامه ماجراهاي بورن نوشت و در سال ٢٠٠٤ با نام ميراث بورن و هموقت با نمايش دومين ماجراي سينمايي بورن منتشر کرد.

امسال براي جيسون بورن مصادف هست با نمايش سومين فيلم سينمايي ماجراهايش و انتشار پنجمين کتاب[خيانت بورن/اريک وان لاستبادر] که نايشاند بخش ادامه اين مجموعه موفق هستند.

اولين فيلم سينمايي بورن توسط داگ ليمان کارگرداني شد، اما با وجود تبحر ايشان و نتيجه خوبي که از کار او بر رايشان داستان لادلوم انجام شده بود، سکان هدايت اين پروژه به پل گرين گراس[يکي از بهترين کارگردان هاي عصر ما] سپرده شد.

کسي که با نمايش سومين قسمت از ماجراهاي بورن بايد به نبوغ ايشان در کار با دوربين و ایجاد هيجان ايمان آورد و آفرين فرمود.
کساني که براي ژانر اکشن و يا جاسوسي ارزش هنري چنداني قائل نيستند، بايد اين قسمت را حتماً ببيند.

چون اولتيماتوم[اتمام حجت] بورن خوني تازه و جوان در رگ هاي اين ژانر کهن سال هست.

نزديک به دو ساعت تمام تعليق و هيجان که با صرف ١٢٥ ميليون دلار ساخته شده و تا اين لحظه -در پايان دومين هفته- اکران آمريکا بيش از ١٣٢ ميليون دلار درآمد داشته هست.


پل گرين گراس در دومين طبع آزمايي اش با مخلوق لادلوم تمامي سنت هاي ژانر جاسوسي و جيمزباندي را به خدمت گرفته و حتي مي شود فرمود که احياء مي نمايد.

از لوکيشن هاي متنوع تا صحنه هاي تعقيب و گريز تماشاي-بالاتر از هستانداردهاي اين نوع- و اشاره به حوادث روز[در کتب سه گانه لادلوم جنگ ايشانتنام، جنگ سرد و نبرد با اردوگاه چپ اولين پس زمينه هاي حوادث را تشکيل مي داد] که در تبديل به سناريايشان امروزي تر لاجرم حوادث تازه تري را به خدمت گرفته هست.

گرين گراس که در يونايتد ٩٣ در کار با بازيگران و دوربين در فضايي محدود سر بلند بيرون آمد، در کار با مکان هاي متعدد و شخصيت هاي بسيار نيز به خوبي عمل کرده و روندي منطقي به ماجراهاي بورن مي دهد.

و هر چند مت ديمن چه از نظر فيزيکي و چه از نظر بازيگري انتخاب مناسبي براي اين نقش نمي نماياند[قبول دارم که دوره بازيگران خوش سيما و حتي اسطوره اي چون شون کانري يا چارلتون هستون گذشته هست]، اما موفق به قبولاندن ايشان در نزد تماشاگر مي شود.

البته هنوز زواياي پنهاني در اين شخصيت وجود دارد که بايد در قسمت هاي آتي کشف شود.

اولتيماتوم بورن از بازيگران خوبي در نقش هاي فرعي سود برده که مي توان به هستراتيرن و جون آلن اشاره کرد و از آلبرت فيني کهن سال نيز غافل نشد.

اما اولتيماتوم بورن بي اغراق فيلم کارگردان هست.

براي چنين سرگرمي نفيسي بايد کلاه را سر گرفت!
ژانر: اکشن، ماجرا، درام، راز آميز، مهيج.


472:

سلام
معرفی فیلم
بازیگران:robert downey jr , penelope cruz
درجه فیلم: R
داستان فیلم کمی فکری و ترسناکه و ارزشه یه بار دیدن داره! والا

473:

سلام
یه فیلم توپ ، که کارگردانش mel gibson و نویسندشfarhad safinia , mel gibson
معرفی فیلم
تقریبا میشه با خانواده دید.

474:

با سلام
فیلم APOCALYPTO فیلم بسیار خوبی از Mel Gibson هست ولی باید دانست که بچه ها نمی توانند این فیلم را ببینند چون بعضی صحنه ها خشونت زیادی دارد
آپوکالیپتو داستان ترس و رنج و رهائی و عشق هست.
کمتر پیش می آید تجربه عینی سخت ترین شرایط برای هر یک از ما فراهم میشود اما آپوکالیپتو بدون دست آویزی به بسیاری از شیوه های رایج در سینما به نقل داستانی جذاب و زیبا و عمیق در همین مورد می پردازد
با وجود این صحنه های خشن اونچنان حس هم ذات پنداری با کاراکتر اصلی را در انسان بیدار می کند که از منهدم کردن مغز و یا سوراخ کردن سینه طرف مقابل احساس شادی می کنیم
فیلم با جمله زیبائی شروع می شود که مضمون اون اینست
«مرگ هر تمدنی در دل اون نهفته هست»
فیلم را ببینید و حتما با دقت ببینید
اون وقت به این نکته فکر کنید که موبدان اون معبد و سربازان جیره خورشان واقعا که هستند؟
منظور از پلنگ چیست؟
من اگر مل گیبسون را نمی شناختم فکر می کردم آمده ایران و این داستان را نوشته

475:

سیزده یار اوشن
Ochean`s Thirteen
کمدی/جنایی/هیجان انگیز
کارگردان:استیون سودربرگ

بازیگران:جورج کلونی.براد پیت.مت دیمون.ال پاچینو.دن چیدل.اندی گارسیا.برنی مک و الن برکین
وقت:122 دقثقه

سیزده یار اوشن چهارمین فیلم اوشنی تاریخ سینماست.اولی تحت عنوان یازده یار اوشن در سال 1960 به کارگردانی لوئیس مایلستون و با بازیگری فرانک سیترا و دین مارتین ساخته شد.همه ی این چهار فیلم اوشنی پايه ا مرهون و وامدار فیلم فرانسوی باب قمار باز(ژان پی یر-1956) هستند.

که قصه اش درباره ی سرقت از یک کازینو هست.
داستان را مرور می کنیم:

روبن تیشکاف(الیوت گولد)یکی از یازده یار اصلی اوشن در فیلم های قبلی.کازینودار محبوب و پا به سن گذاشته قصد دارد اخرین کازینوی خود را که بزرگترین کازینوی لاس وگاس خواهد بود افتتاح کند.اما روبن برای این کار شریک بدجنس و بدذاتی را انتخاب کرده هست.این ادم شیطان صفت ویلی بنکس(ال پاچینو)نام دارد.ویلی با توسل به حقه بازی و کلاهبرداری موفق می شود همه ی مال و اکوال و زمین های روبن را بالا بکشد.روبن در پی این حوادث دچار سکته ی قلبی می شود.سپس یاران وفادار روبن شامل:دنی اوشن(جورج کلونی) و یارانش(براد پیت.مت دیمون.دن چیدل و ...)در کنار تخت خواب وی گرد می ایند و پیمان می بندند که جلوی افتتاح کازینوی جدید(کازینوی ویلی بنکس؟)را بگیرند.اما نقشه ای که دنی تدارک دیده نیاز به پول هنفرمود و مهارت های بیشتری داردکه از عهده ی وی و دوستانش به تنهایی ساخته نیست.دنی از رقیب سابق خودکازینو دار بزرگ تری بندیکت(اندی گارسیا)درخواست کمک می کند.بندیکت حاضر به ارایه ی کمک می شود.او نیز دوست دارد زمین خوردن ویلی بنکس را ببیند....
معرفی فیلم
به این ترتیب سیزده یار اوشن مشغول خرابکاری در کازینوی در شرف افتتاح می شوند.یکی از اقدامات باورنکردنی ان ها ایجاد زلزله مصنوعی در کازینو به منظور فراری دادن از حضرات قمار بازان هست.ان ها برای ایجاد این زلزله اقدام به خرید یک ماشین حفاری به قیمت 7 میلیون دلار از طریق اینتر نت کرده اند.بد نیست بدانید از این ماشین های عظیم در حفر یورو تونل(تونل مابین انگلستان و فرانسه که از زیر دریای مانش می گذرد)استفاده شده بود.وزن هر ماشین حفاری 600 تن هست و ابعاد ان غول پايه ت و فقط یازده نمونه از ان در جهان وجود داردحالا چطور و چگونه دنی اوشن و رفقای هفت خط توانسته اند این ماشین غول اسا را بخرند و ان را به امریکا منتقل نمايند(ان هم مخفیانه) و مشغول حفاری زیر کازینوی ویل بنکس شوند نکته ای هست که به قول معروف هیچ رقم در کت تماشاگر اگاه فرو نمی رود.حالا هر چقدر هم که به ما یاداوری نمايند که موقع تماشای چنین فیلم هایی باید حس باور پذیری خود را معلق کنیدباز دست خود ادم نیست.
سیزده یار اوشن هیچ کاری با پرداخت کاراکتر ها و حتی روابط معلق ان ها ندارد و ظاهرا هدف این بوده که همه ی توجه تماشاگر معطوف داستان و پیچیدگی ان شود.سودربرگ هر عیبی داشته باشد قصه گوی خوبی هست.او به ویژه حواس اش جمع بوده که تماشاگر با اندکی فاصله صحنه خای فیلم را دنبال کند.نقشه ی خرابکاری و سرقت سیزده یار اوشن به ارامی و اهستگی باز می شود.سودربرگ موفق می شود تماشاگر را تا پایان فیلم حفظ کند.با وجودی که صحنه های اکشن فیلم زیاد نیست اما گام و ضرباهنگ همواره پرشتاب هست و طنز نیز حضوری پررنگ در فیلم دارد.


اما یکی از بزرگترین ویژگی های این فیلم_مثل برادران بزرگترش_حضور لشگر ستارگان هست.در سیزده یار اوشن همه ی ستاره های قبلیحضور دارند به جز جولیا رابرتز و کاترین زتاجونز.در عوض ال پاچینوی افسانه ای به جمع ستارگان فیلم اضافه شده هست.حضور پاچینو معرفی فیلمتماشایی ونفس گیر هست چرا که به هر حال پاچینوست.پاچینو تقریبا مثل تما می فیل هایش در سیزده یار اوشن نیز یک سخنرانی کوچولوی تمام عیار ارایه می کند تا امضای همیشگی اش را بر پای این فیلم نیز بگذارد.


سیزده یار اوشن به خاطر انبوه ستارگان ریز و درشت هم که شده ارزش تماشا کردن را دارد.فیلم با وجود کم وکاستی هایش سرگرم نماينده هست و خیلی به شعور تماشاگر توهین نمی کند(البته به جز قضیه ی ماشین حفاری!!)فرموده اند چهارده یار اوشن در کار نخواهد بود اما تا وقتی که اوشن ها بفروشند این شمارش اعداد هم تا بی نهایت ادامه خواهد یافت.

476:

88 دقیقه
او 88 دقیقه وقت دارد معمای قتل خود را حل کند
88 دقیقه فیلمنامه جالبی دارد اما در کارگردانی میلنگد کارگردان حتی نتوانسته بازی روتین و عادی ال پاچینو را در فیلم بگنجاند .

88 دقیقه فیلمی در ژانر کارآگاهی هست .

شخصیت اول فیلم دکتر جک گرم یک روانشناس جنایی برجسته و یک کارشناس امور جنایی در پلیس فدرال امریکاست ( FBI ).

برای ورود به این شغل انگیزه ای قوی داشته ، شکنجه و آزار دیدن خواهر کوکش در وقت جوانی .

در حالی که روانشناس آماده برگذاری کلاس هست قتلهایی مشابه با کارهای قاتل سریالی پروند مختومه آقای دکتر اتفاق میافتد که میتواند دلیل بر بی گناهی قاتل پرونده و یک افتضاح شغلی برای آقای دکتر باشد در عین حال تماس یک نفر و تهدید دکتر گرم که 88 دقیقه دیگر خواهی مرد فیلم را وارد داستان اصلی با ریتم تند میکند اتفاقاتی مانند انفجار اتومبیل و سرقت اسلحه دکتر و یاد آوری لحظه به لحظه قتل خواهرش ماجرا را وارد مرحله دیگری میکند ...

برنامه هست کل ماجرا در فاصله 2 ساعت اتفاق بیافتد با این حال ریتم فیلم کمی کند هست در اصل شاید بتوان فرمود صحنه های رانندگی دیوانه وار منجر به تصادف کمی خشونت بیشتر برای این فیلم لازم بود.
دکتر جک گرم شخصیت زیاد سپیدی هم ندارد نسبت به جنس مخالف گرایش افراطی دارد .

الکل زیاد مصرف میکند و آشکارا وسواس عدم احساس امنیت را از واقعه قتل خواهرش حفظ کرده .

و البته اضافه نمایید به این ویژگیها بی طرف نبودن و افراطی بودنش را.


فیلم را جان اونت ( Jon Avent) کارگردانی کرده هست و بازیگرانش ال پاچینو ( Al Pacino)، بنجامین مکنزی ( Benjamin Mckenzie)، آلیشیا ویت ( Alicia Witt )، امی برنمن ( Amy Brenneman) و نیل مکد ونا ( Neal Mcdonough) هستند و نسخه ای که من دارم 105 دقیقه هست

477:

ُSTIGMATA زخم صلیب
پیام آوران باید سکوت اختیار نمايند
معرفی فیلم
STIGMATAرا در فرهنگ لغات داغ ننگین یا چیزی مانند اون با بار معنایی منفی معادلسازی کرده اند در صورتی که در فیلم کلمه نمودی مثبت دارد .

این کلمه به مومنینی گقته میشود که عیسی مسیح اونان را لایق دانسته تا بدون عامل خارجی زخمهایی همانند اونچه باعث مرگ وی بر روی صلیب شد دریافت نمايند.

در فیلم فرموده میشود این زخمها هدیه ایست از جانب خداوند و پذیرندگان این زخمها با تکیه بر ایمانشان این زخمها را هدیه گرفته اند و سندی بر معجزه الهی اند .همچنین در فیلم فرموده میشود که سن فرانسیس آسیزی ( قدیس ) هم یکی از این افراد بوده اند و در خواب میبینند که همراه عیسی مسیح مصلوب شده اند و پس از بیدارشدن زخمهایی همانند زخم صلیب هدیه گرفته بودند.( برای اطلاعات بیشتر در مورد سن فرانسیس آسیزی مراجعه نمایید به کتابهای<< سرگشته را حق >> نوشته نیکوس کازانتزاکیس ترجمه کتایون صارمی انتشارات پیشرو و همچنین چند کتاب از پائولو کوئیلو با ترجمه آرش حجازی از انتشارات کاروان که جنبه اتوبیوگرافی نویسنده را دارد )


زخمهای صلیب اینگونه اند که دو زخم روی ساعد و دو زخم روی پا که این جای میخهاست .

و پیلوی راست عیسی مسیح هم به وسیله نیزه سرباز رومی شکافته شد که باعث مرگ ایشان گردید.( نیزه فیلم کنستانتین ) در اون زمتن رسم بود که ساق پای مصلوبین را میشکستند که در مورد حضرت ایشان انجام نشد تا پیشگویی تورات انجام شود.


فیلم با فضایی از معجزه در یک کلیسا در امریکای جنوبی شروع میشود کشیشی فوت کرده و مجسمه حضرت مریم عزرا خون گریه میکند .

کشیش دانشمند دیگری از شورای تشخیص معجزه برای تایید اون در محل حضور دارد که تسبیح مرده دزدیده میشود و پس از فروخته شدن به یک خانوم توریست در امریکا به یک زن جوان هدیه داده میشود.

زن روحیه ای بی ایمان دارد و گناهکار اما به تدریج زخمهایی مانند زخم صلیب هدیه میگیرد این باعث میشود کشیش دانشمند داتان که به معجزه اولی اعتقاد پیدا کرده و به همین علت کنار گذاشته شده به عنوان کاری سبک به بررسی این مورد بپردازد.

ضمن اینکه خانم جوان روابطی با کشیش دانشمند بربرنامه میکند زخمهای دیگری هدیه میگیرد و در حالتی مانند جن زدگی رساله ای را روی دیوار مینویسد که متن کتیبه ای کشف شده در اطراف بیت المقدس هست که کنصوب به مسیح میباشد و بنابراون مسیح منکر کلیسای مقدس شده هست و باور دارد کلیسا در درون خود آدم هست و به این طریق بنیانهای کلیسای کاتولیک در خطر برنامه میگیرد و شخصیتهای منفی قصه در واتیکان به فعالیت میافتند و.....

نظریه اینکه کلیسا و حتی خود خداوند در درون انسان برنامه دارد مربوط به یکی از فرقه های اصلی شیطان پرستان هست .

و فیلم کاملا جنبه کلیسا ستیزی دارد .

در جای جای فیلم به کشیشان کاتولیک و رسم تجردشان توهین میشود و تصویر سیاهی از کشیشان کاتولیک رده بالا ارائه میشود.



فیلمهایی از این دست سعی دارند روایت دیگری از انجیلها را معتبر بسمارند مانند کد داوینچی یا آخرین وسوسه مسیح یا به نوعی همراه با تصویر فضای ذنی بیننده را آلوده نمايند .

داستانهای متاخر هالیوودی از زندگی عیسی مسیح متاسفانه تحت تاثیر فضای امروزی امریکا درحال پیوند زدن نام ایشان با صحنه های جن گیری ، خود آزاری و خشونت زیاد هست .

به نظر میرسد حقیقت وجود عیسی مسیح دستمایه فیلمسازان شده هست تا حسابهای سیاسی خود را تسویه نمایند.

مخاطبین سینمای هالیوود در ایران را دعوت میکنم به مطالعه دقیق متن انجیل های معتبر لوقا ، متی ، مرقس و یوحنا در سایت کلمه و بعد جای جای اینگونه فیلمها برایتان معانی دیگری میابد.

این نوع مکاتب فکری سعی دارند تصویری دگرگون از عیسی مسیح ارایه دهند و با مطالعه نکردن مخاطب ودر اختیار داشتن رسانه این امر برایشان امکان پذیرتر هست.

478:

سلام ميخواستم ببينم از بازيگر فيلم هات چيك و حيوان فيلم چي هست ممنون.


479:

سلام من خيلي فيلم ديدم و از هيچ فيلمي به قدر دسپرادو لذت نبردم فيلمل تو اين سبك برام بذار مر30

480:

سلام فيلمي تو ماي هاي amerecan pai ميزازي برم mer30

481:

خلاصه ي زيبا ترين فيلمها

482:

من 10 فيلم مي نايشانسم بعدا خلاصشو ميگم.

road of tree
date movie
hot chick
100girl
the girl in the next door
stay alive
next
toyko
massenger
fast

483:

ميشه ترانسفورمر رو هم به ليستت اضافه كني / ممنون

484:

آخرین فیلمی که دیدم داشتن و نداشتن بود با باری همفری بوگارت
اهالی سینمای کلاسیک از دستش ندید
پشیمون نمیشید
معرفی فیلم

485:

:: مالنا / Malena ::(یکی از قشنگترین و تکان دهنده ترین فیلم های تاریخ سینما)


سال 1940- در شهرك كوچكي از توابع سيسيل، خبر آغاز درگيري ايتاليا در جنگ جهاني دوم به گوش امت شهرك مي رسد.

نينو همسر مالنا كه از شهري ديگر به اونجا آمده اند، راهي جبهه سلطه جايشانانه موسوليني مي شود.

در اين جا نيز همچون سينما بهشت، فيلمساز به بهترين وجه ممكن سعي در ارائه تصايشانري رايشانا بين از مشكلات و ناهنجاري هاي زندگي دارد.

آري مالنا داستان زني هست كه زيبايي اش شوربختانه زندگي اش را ايشانران مي كند و عينا داستان پسراني هست كه رنج هاي دوران بلوغ را با مصايب دوران جنگ همرنگ مي بينند.

رناتو آمرسو با شيفتگي زندگي مالنا اسكورديا را در نبود شوهر او زير نظر دارد.

تنهايي مالنا تنها حرص مردان سيسيلي را بر نمي انگيزد بلكه زنانشان را به ابراز حسادتي كينه توزانه مي كشاند.

شايد زيبايي شديد ظاهري مالنا باعث شده كه عشق البته شهواني پسركي تازه بالغ چون رناتو عين مردان اون شهر نسبت به زن زيباي غريبي چون او بروز كند.

اون چنان كه خودش را با مالنا هم بستر تلقي كند.

او شيفته مالنا مي شود.

او عاشق مالنا مي شود و تمامي دنيايش را در او خلاصه مي كند.



در روانشناسي يونگ و آلبرت ادواردز بندرسن صحبت از آركي تاپپ هاي زنانه در وجود مردان و مردانه در وجود زنان مي شود.

وقتي پدر و مادر رناتو متوجه ميشوند كه او روسري مالنا را از بند پوشش هاي خانه او دزديده و به خانه آورده و در كنارش در بستر برنامه داده، روسري را مي سوزانند و رناتو را براي درمان انحراف جنسي اش به نزد پزشك مي برند.

به راستي بحران نا به هنجار رفتارهاي جنسي پسرك ريشه در چه دارد؟ آيا حكومت سركوب گرايانه فاشيستي در اين قضيه دخيل نيست؟ به ياد بياوريد صحنه سوزاندن مورچه ها توسط پسران را و تدايشانن موازي اون با حركات شهوت انگيز تنهايي مالنا...آري اين وضع، تابع سياست هاي فاشيسم هست كه تورناتوره به بهترين حالت به اون ها حمله مي كند.

اين براي ماندگار شدن يك فيلم كافي نيست؟ تورناتوره در اين مسير از عريان سازي بازيگرانش هيچ ابايي ندارد.

تورناتوره در نمايش برهنه پردازي هاي مالنا اون چنان تندرايشان مي كند كه كمپاني ميراماكس در هنگام پخش جهاني فيلم ناچار دست به تعديل صحنه هايي از فيلم مي زند و نسخه 114 دقيقه اي فيلم را كه در كشور زادگاه فيلمسازش، كامل به نمايش درآمده تبديل به فيلمي 92 دقيقه اي مي كند.

روايت تورناتوره روايت تحكم و تحجر هست.

او گذشته را به نقد مي كشد.

او به بررسي روانشناسانه رابطه خشونت و فساد در وقت فاشيسم مي پردازد.

از نظر او، فاشيسم با سو هستفاده از موضعي اخلاقي و ممنوعيت روابط جنسي غلط، از سايشاني ديگر فساد را توسعه مي دهد و از طرفي به موازات اون هم سعي در عضو گيري براي خود از ميان عده اي بيچاره به فساد كشيده شده دارد.

وقتي كه ايتاليا اشغال ميشود، مالنا هم رنگ عوض كرده و در نيمه داستان با آرايشي بسيار غليظتر با سربازان اشغالگر همراه مي شود و حتي اونها را به خانه مي آورد.

اما اين بار ديگر كسي نيست كه از او شكايت كند و به دادگاهش بكشاند.

امت ناهنجار سيسيل، وقتي مالنا را به جرم گناهي كه نداشت به دادگاه كشاندند، اما با ورود اشغالگران، ديگر كسي نيست كه اين بار به جرم گناهي واضح او را به دادگاه بكشاند، بلكه مثل ديوانه ها به جانش مي افتند و اونقدر او را كتك مي زنند كه مجبور به ترك شهر شود.

همان وقت به مالنا فرموده اند كه شوهرش در جنگ كشته شده هست.

تاثير مخرب اين خبر اشتباه باعث مي شود در جايشان سركوب گرا، مالنا نيز سر خم كند و تن به خودفروشي دهد.

همشهري هاي او اونقدر بي مروتند كه او را به داشتن رابطه با پدرش متهم ميكنند.

با رفتن مالنا سر انجام همسر مالنا، نينو از جنگ باز مي گردد.

اين مرد يك دستش را هم در جنگ از دست داده...اما از سايشان امت تحقير ميشود.

او توسط امتي تحقير مي شود كه روزگاري پيرو سياست هاي موسوليني بودند.

موسوليني‌ به‌ رغم‌ غير مذهبي‌ بودنش‌، واتيكان‌ را نخستين‌ متحد خود ساخت‌ و اين يعني كلاه رفتن بر سر يك ملت.اما اين امت همچون موسوليني اين قدر بي غيرتند كه مرد جوان را تحقير مي كنند.

رناتو در نامه اي براي نينو مي نايشانسد كه مالنا پس از هتك حرمت از شهر رفته هست.

بدين ترتيب او شوهر را به دنبال همسرش مي فرستد.

سال بعد وقتي مالنا و همسرش نينو به شهرك باز مي گردند، اين بار نگاه هاي شهوت انگيز مردان و نگاه هاي خشم آلود و كينه توزانه زنان، جايش را به احترام مي دهد.و اين براي مالنا و شوهرش دردناك هست.

اين براي مالنا و شوهرش و مخاطب اين فيلم، حكايت امتي هست كه رنگ عوض مي كنند.

يك جا خواندم كه: "پذيرفته‌شدن‌ مالنا در پايان‌ فيلم‌ از سايشان‌ زناني‌ كه‌ به‌ خشن‌ترين‌ شكل‌ او را مجروح‌ و مضروب‌ كرده‌ بودند، نشان‌ از خلقيات‌ امتي‌ دارد كه‌ روزگاري‌ فاشيسم‌ از ميان‌ اونان‌ سر برآورد، امتاني‌ كه‌ به‌ سادگي‌ از محبت‌ به‌ نفرت‌ و از نفرت‌ به‌ محبت‌رايشان‌ مي‌آورند، امتاني‌ كودك‌وار كه‌ به‌ سبب‌ سادگي‌ و نابالغي‌ با آدمي‌ مهربان‌ مي‌شوند يا دشمني‌ مي‌ورزند.

فاشيسم، ‌زاده‌ فرهنگي‌ اين‌ چنين‌ هست‌ فرهنگي‌ مرد سالار، سنتي‌، رياكار، نابالغ‌ و ساده‌دل‌.

از سايشان ديگر انگار تقدير رناتو اين بوده كه با آغاز جنگ، شاهد آغاز فلاكت مالنا هم باشد و در ادامه هم شايد تاثير كشف رازهاي زندگي مالنا توسط رناتو باعث مي شود كه شهوت ريشه دوانده در وجود رناتو در انتهاي فيلم جايش را به عشقي عاطفي اما زميني بدهد.

از سايشاني مي توان وجوه روانشناسانه رفتار رناتو را در روانشناسي يونگ هم يافت، از نظر بندرسون نيز كه به تحليل نظريات يونگ پرداخته به اين نكته اشاره شده كه اين حضور اونيما هست كه مردي در نگاه اول عاشق شود و فورا پي ببرد زني كه ديده هماني هست كه دنبالش بوده..در اين خصوص، روايت تورناتوره، روايتي صحيح هست چون در اين فيلم، رناتو اونچنان بيچاره مالنا شده كه ديگران ايشان را كاملا مجنون مي دانند و در نهايت هم در اقدامي غلط او را به دست دختران فاحشه خانه مي سپارند تا شايد درست شود! در روانشناسي يونگ و بندرسن آمده هست كه تمايل مردان براي تطبيق فرافكني هاي اونيماي خود با جهان خارج مي تواند اثر ايشانران كننده اي داشته باشد.

اين كار، اونان را وا مي دارد كه جهان را نه اون چنان كه هست بلكه بر حسب تصاايشانر از پيش تعيين شده اي كه از جهان خارج در ذهن دارند تصور كنند.حاصل فرافكني، منزايشان كردن ذهن از محيط پيرامون هست.

تا بدان حد كه به جاي يك ارتباط واقعي با محيط پيرامون، تنها توهمي از اين رابطه پيدا مي شود.در اين جا مي توان ديد كه فرافكني ها به يك وضعيت خود كامجو يا خيالباف منتهي مي شوند و در اين وضعيت شخص در جهاني رايشانايي زندگي اش مي ماند كه در اون، واقعيت دست نيافتني هست.



رناتو در طول پيش رايشان داستان، دست به فرافكني مي زند.

في الواقع هيچ رابطه، آشنايي و هم كلامي بين رناتو و مالنا وجود ندارد.

رناتو در دنياي ذهني خود سير ميكند.

او اسير و فريفته مالنا هست.

اين پسر براي خود جهاني خيالي آفريده كه در اون مالنا عروس رايشاناهاي او و همبستر اوست، اما در واقع چنين نيست.

چنان رابطه اي حتي در حد هم كلامي هم وجود نداشته هست.

از اونجا كه رناتو نمي تواند نبود اين رابطه را تاب آورد، اطرافيانش را كه پشت سر مالنا حرف هم مي زنند، مقصر مي شناسد كه نمود بارز اين احساس در رفتار ناهنجار پسرك در ريختن آب دهان در ليوان مشهود هست.

به ياد آوريد صحنه اي را كه رناتو در كليسا مجسمه موسوليني را مي شكند و اونجا كه خود را جاي موسوليني مي بيند و در خيالش با مالنا به عشق بازي مي پردازد...


486:

معرفی فیلم

درباره کازابلانکا چه ميتوان فرمود؟ فيلمی که بارها و بارها مورد تحسين کارشناسان سينمايی واقع شده و اکنون که بيش از نيم قرن از ساخت اون می گذرد، همچنان زيبا و جاودانه هست.

داستان روان و جذاب فيلم از ابتدا محسور نماينده هست.

تصاايشانری جالب و بديع از کازابلانکا، شهری که شايد تا قبل از ساخته شدن اين فيلم دارای شهرت اونچنانی نبود، آغازگر فيلم ميباشد.

"سرهنگ اشتراسر" (کنرادفايت) يکی از افسران ارشد نازی هست که به خاطر انجام ماموريت مهمی وارد کازابلانکا می شود.

او می خواهد از خروج مبارزی اهل چک بنام "ايشانکتورلازلو" (پل هنريد) که از زندان نازيها گريخته و قصد دارد از طريق اين شهر به آمريکا بگريزد، جلوگيری نمايد.

هستراسر در فرودگاه با هستقبال "سروان رنو" (کلود رنس) رييس شهربانی کازابلانکا روبرو می شود.

کازابلانکا اکنون مستعمره فرانسه آزادبوده و جزو مناطق اشغال شده آلمانها محسوب نمی شود.

در کازابلانکا همه از کاباره "ريک" سخن می گايشانند.

بنابراين انتظار ما چندان زياد نيست تا به کاباره ريک برايشانم.

اولين بار که چهره ريک (همفری بوگارت) را می بينيم در پشت ميزش نشسته و به دربان کاباره اشاره می کند که چه کسانی مجاز به ورود می باشند.

چرا که او يک قمارخانه به اصطلاح مخفی در کاباره اش دارد‼

بالاخره لازلو از راه می رسد.

مبارزی که زنی زيبا بنام "الزا" (اينگريد برگمن) او را همراهی می کند.

با وارد شدن الزا نگاه "سام" (دولی ايشانلسون) نوازنده کاباره به او می افتد و بی درنگ او را ميشناسد.

وقتی لازلو جهت صحبت با کسی برای لحظاتی از همسرش جدا می شود، الزا سام را نزد خود فرا می خواند و از او می خواهد تا ترانه جاطره انگيز "همچنان که وقت ميگذرد "را برايش بخواند.

سام ابتدا قبول نمی کند ولی با اصرار الزا اون را اجرا می کند.

لحظاتی بعد هيجان به اوج می رسد.

ريک وارد سالن شده و پس از مکثی کوتاه با عصبانيت به طرف سام رفته و فرياد می زند: سام! مگه بهت نفرموده بودم هيچوقت اين آهنگ را نزن! سام با اشاره سر الزا را نشان می دهد.

لحظه جاودان تاريخ سينمای رمانتيک شکل می گيرد و نگاه ريک و الزا در هم گره می خورد و آتش عشقی که چند سال پيش خاموش شده بود دوباره شعله ور می شود

الزا همسرش لازلو را به ريک معرفی می کند.

اولين سنت شکنی ريک خوردن مشروب با مهمانان هست که باعث تعجب سروان رنو می شود.

وقت رفتن فرا می رسد و ريک الزا را با نگاهش بدرقه می کند.

اکنون شب از نيمه گذشته و کاباره تعطيل هست.

اما ريک با دنيايی از خاطرات قديمی و يادآوری اونها دست و پنجه نرم می کندو روی به مشروب آورده هست.

سام برای تسکين دادن به او نزدش می رود و ريک از او می خواهد تا اون ترانه خاطره انگيز را برايش بخواند.

يکی از بهترين فلاشبکهای تاريخ سينما رقم می خورد و ما با ريک به سالهای نه چندان دور در پاريس می رايشانم.

ريک و الزا سوار بر ماشين از مناظر مختلف عبور می نمايند.

اونها عاشق و دلباخته همديگر هستند.

الزا هيچ وقت از گذشته خود به ريک چيزی نمی گايشاند اما می داند که ريک بخاطر سابقه ای که در آمريکا داشته نمی تواند به کشورش بازگردد.خوشی اوندو چندان طولانی نيست زيرا آلمانها فرانسه را اشغال کرده و هر لحظه به پاريس نزديک می شوند.

اسم ريک در ليست سياه گشتاپوست.

بنابراين ريک بايد هر چه سريعتر پاريس را ترک کند.

او با الزا برنامه می گذارد تا به اتفاق هم به سوی مارسی بگریزند.

اما در آخرين لحظه و در ايستگاه قطار خبری از الزا نيست.

سام حامل پيامی از طرف الزاست: ريک من متاسفم از اين که نميتوانم با تو بيايم و ...

.

ريک گيج ومنگ نامه را مچاله کرده و سوار قطار می شود
معرفی فیلم

الزا وارد کافه می شود.

ريک منتظر اوست اما اونقدر با طعنه و تند با او صحبت می کند که الزا با ناراحتی ترکش می کند.

کارشکنی ها برعليه لازلو شروع می شود.

او سخت به دنبال پروانه خروج می گردد.

غافل از اينکه رابط اونها را نزد ريک به امانت گذاشته و خود کشته شده هست.

سرانجام لازلو پی می برد که اجازه خروجش در دستان ريک هست و سعی ميکند او را راضی کند اما اين کار ساده ای نيست.

در يک ميهمانی گوشه ای از اونچه که آلمانها از اون وحشت دارند اتفاق می افتد.

در کاباره ريک ارکستر موزيک حماسی آلمان را ميزند و سربازان و افسران آلمانی با صدای بلند اون را همراهی می نمايند اما ناگهان لازلو وارد شده و از ارکستر ميخواهد تا "مارسيز"را بنوازد.

صحنه ای بديع و بيادماندنی اتفاق می افتد و همه کسانی که در کاباره هستند برخاسته و سرود ملی فرانسه را با شور خاصی می خوانند.

اين کار به تعطيل شدن کاباره ريک می انجامد.

لازلو شبها جهت برگزاری جلسات نهضت مقاومت به طور مخفيانه در کازابلانکا رفت و آمد می کند و اين بهترين موقعيت برای الزا هست تا نزد ريک رفته و او را متقاعد کند.

او ابتدا با خواهش و التماس از ريک می خواهد تا برگه های خروج را به او بدهد اما وقتی با بی تفاوتی ريک روبرو می شود به رايشانش اسلحه می کشد غافل از اين که ريک بيدی نيست که از بادها بلرزد.

الزا عذرخواهی کرده و باز هم با گريه التماس می کند.

ريک او را آرام کرده و درقبال برگه ها پيشنهاد عجيبی می دهد.

بهای بدست آوردن برگه خروج تنها يک چيز هست: خود الزا! او بايد برای ريک باشد.

الزا و ريک قرارهايشان را می گذارند
معرفی فیلم

روز سرنوشت فرا می رسد.

ريک با ارائه برگه های خروج سروان رنو را متقاعد می کند تا فرودگاه را برای پرواز آماده کند.

در اين اثنا سرهنگ هستراسر با شنود تلفنی از قضيه با خبر شده و سريع عازم فرودگاه می شود.

در فرودگاه همه به هم ميرسند.

ريک به طرف سروان رنو اسلحه کشيده و از او می خواهد تا همکاری کند.

اما هستراسر از راه می رسد.

ريک با گلوله ای او را که در حال تماس با برج مراقبت هست از پا در می آورد.

همه چيز طبق نقشه پيش رفته و هواپيما آماده پرواز هست.

در حاليکه الزا منتظر هست تا بر طبق نقشه عمل شود با صحنه عجيبی روبرو می شود.

ريک او و لازلو را برای رفتن بدرقه می کند.

الزا اندکی مقاومت کرده و ناباورانه به ريک نگاه ميکند.

اما ريک او را راضی به رفتن ميکند
وداعی دوباره برای ريک و الزا رقم می خورد: چشمان اشکبار الزا، نگاه سرد و بی تفاوت لازلو و چهره درهم اما مصمم ريک.

هواپيما پرواز ميکند و ريک و الزا برای هميشه از هم جدا می شوند.

در فضای مه گرفته فرودگاه تنها ريک و سروان رنو باقی مانده اند که با فرمودگايشانی دوستانه درباره آينده در غبار محومی شوند
...و اين پايان حماسه کازابلانکاست


کازبلانکا قشنگ ترین فیلم عاشقانه ای ست که تا به حال من دیدم و شاید تا به حال 5-6 بار این فیلم رو تماشا کرده ام.
هیچوقت همفری بورگارت تلخ ، بی تفاوت ،خشن و زخم خورده این فیلم رو فراموش نمی کنم!

487:

لطفا شرحی از شهرک مستقل بی 13 هم بنویس.

ممنون میشم !

488:

من اين فيلم رو ديدم شاهكارههههههههههههههههههه هههههههههههههههههههه

489:

بي 13 در رابطه عشق خواهر و برادر و همينطور و قاچاق كالا هستش كه بازي زيبا ي بازيگر نقش اول اين فيلم و حركات هستثناييس هيجاني به فيلم داده ولي يك پليس هم سبكش
مي خواد از كاراش سر در بياره و مبارزه ي اين دو و دوستيشون به فيلم هيجان داده و در اخر تمام كار ها و دزدي معلوم ميشه زير سر وزيره

490:

معرفی فیلم
شکلات با بازی جانی دپ و ژولیت بینوش

زنی به همراه دخترش مغازه شکلات فروشی جالبی را در یک دهکده فرانسوی بسیار سنتی افتتاح می نمايند.

افکار و روش زندگی این زن مخالف با ارزش های رایج و مرسوم در زندگی امت این دهکده هست.
نفوذ و محبوبیت صاحب شکلات فروش ( با بازی ژولیت بینش) در بین امت باعث بروز تضادهای جالبی می شود و این تضادها نهایتا باعث دشمنی عمیق شهردار پرنفوذ دهکده با شکلات فروش می شود.هر چند همین لرد خشک و متحجر نهایتا چاره ای جز تسلیم ندارد

در واقع این فیلم هم به نوعی آزادی و شادی را در مقابل سنت و عقاید کورکورانه برنامه داده هست که در نهایت به پیروزی اولی مینجامد هر چند برای چنین پیروزی بزرگی باید تاوانی سنگین پرداخت.

همچنین به هستفاده ابزاری از اهرم مذهب نیز در این فیلم به روشنی پرداخته شده هست.
یکی از نکات جالب فیلم ، قدرت روان شناسی زن شکلات فروش هست که با در نظر گرفتن شخصیت مشتریانش به اونها شکلات خاصی را توصیه میکند ، او در یک مورد خطا می کند و اون در برخوردش با مرد کولی ( جانی دپ) هست.

روح سرکش کولی پیچیدگی خاص خودش را دارد!

یکی از بهترین صحنه فیلم لحظه درهم شکستن لرد جناح راستی(!) هست که نیمه شب دزدانه و خشمگین وارد
شکلات فروشی می شود تا هر اونچه آماده شده هست را تخریب کند.

در حین تخریب ذره ای شکلات روی لبش می پرد و او اونرا با زبانش مزه مزه می کند … سپس کنترل از کف داده و تا صبح در میان انبوه شکلات می لولد و می خورد ومی خندد و … همانجا می خوابد.
جالب اینجاست که در پایان فیلم ناخودآگاه احساس می کنید از این خوان گسترده شکلات موجود در فیلم شما هم نصیبی برده اید و دهانتان شیرین شده هست !

این فیلم قشنگ رو از دست ندهید.


491:

وکیل مدافع شیطان
فیلمی از:Taylor Hackford
فیلمنامه: Andrew Neiderman ، Jonathan Lemkin
محصول:۱۹۹۷

ژانر:درام.ترسناک .مهیج

وقت فیلم:۱۴۴ دقیقه


خلاصه فیلم:

فيلم بر پايه کتابی از اوندرو نيدرمن ساخته شده هست.

کايشانن لومکس ( با بازی کيانو ريوز ) يک وکيل مدافع جوان، بي باک و شکست ناپذير ساکن شهری کوچک در فلوريدا هست.

او توسط قدرتمندترين شرکت حقوقی دنيا در نيايشانورک هستخدام می شود و با وجود مخالفت مادرش که نيايشانورک را شهری پر از فساد می داند پيشنهاد کار را پذيرفته و بهمراه همسرش به نيايشانورک می رود.

اما بزودی همسرش شروع به دلتنگی می کند و اسرار دارد که برگردند اما کايشانن در شعل جديدش غرق شده و توجه کمتری به همسرش دارد.

همسرش پس از مدتی اشباحی اهريمنی را در اطراف خود می بيند و رفته رفته دچار جنون می شود.

او روزی ادعا می کند که رئيس کايشانن، جان ميلتون ( با بازی آل پاچينو ) به او تجاوز کرده هست اما در همان روز ميلتون بهمراه کايشانن در دادگاه بوده هست.

کايشانن همسرش را در يک مرکز روانی بستری می کند اما پس از اينکه همسرش خودکشی می کند و مادرش حقايقی دهشتناک را در مورد ميلتون بيان می دارد کايشانن در می يابد که ميلتون خود شيطان هست و نقشه های هولناکی برایش دارد.


492:

فیلم شهرک مستقل B13
خیلی هم خوشم اومدزیر نویسبوداما سانسور شده نبودواقعا فیلم جالبی بود

اره خیلی جالب بود ! عشق یک خواهر و برادر و رفتن تا پای جان برای نجات دیگری !

493:

نام فیلم : لولیتا ( Lolita )
کارگردان : هستنلی کوبریک
نویسنده فیلمنامه : ولادیمیر ناباکوف
فیلمبردار : اسوالد موریس
موسیقی : نلسون ریدل
تهیه نماينده : جیمز بی هریس
بازیگران : جیمز میسون - شلی وینترز - سو لایون - پیتر سلرز


خلاصه داستان : یک هستاد میانسال دانشگاه دلباخته دختری 14 ساله میشود و برای اینکه در کنار او باشد با مادر بیوه اش ازدواج میکند .
لولیتا داستانی زیبا و تکان دهنده ای هست .
در پایان داستان اونجا که بیننده می فهمد خانم شیلر همان لولیتای زیبای داستان‌ست که اکنون شکسته و حامله، همسر کارگر کم‌شنوا شده آه از نهادش بلند میشود و حسرت میکشد.

لولیتا، داستانی‌ست پر از حسرت ، عشق ،افسوس و غلبه وسوسه جنسی بر شور عشق هست.


494:

سینما پارادیزو
محصول مشترک ایتالیا و فرانسه 1989
کارگردان: جوزپه تورناتوره
فیلمنامه :جوزپه تورناتوره
فیلم بردار:بلاسکو جوراتو

بازیگران:فیلیپ نوآره .ژاک پرن .

سالواتوره کاشیو .ماریو لِؤناردی.اونی یز نانو .ایزا دانیلی .
مدت :155 دقیقه .رنگی و سیاه و سفید
خلاصه داستان فیلم :
سالواتوره دی ویتا(پرن).

کارگردان موفق سینما ،خبر مرگ آلفردو(نوآره) را از همسرش می شنود و به یاد خاطرات دوران کودکی اش می افتد .سالواتوره(توتو )که نقشش را کاشیو بازی میکند پسر بچه ای هست عاشق سینما و (آلفردو)-آپاراتچی تنها سینمای دهکده ، سینما پارادیزو – برای او تنها راه رسیدن به معشوق هست .سالهای کودکی و نوجوانی او کنار آلفردو و با فیلمهای سینما پارادیزو می گذرد.تا اینکه برای ادامه تحصیل به رم می رود.سالواتوره برای شرکت در تشییع جنازه آلفردو به دهکده شان باز می گردد و آخرین هدیه آلفردو را از همسرش دریافت میکند .تکه هایی از فیلمهای به نمایش در آمده در سینما پارادیزو که کشیش دهکده برای نمایش عمومی سانسور می کرد و آلفردو اونها را طی سالها سر هم کرده بود.

495:


عالي توضيح دادي

496:

نام: that tinh you do
موضوع: تاريخ موسيقي راك(گروه واندرز)
با بازي زيباي (تام هنكس)

فيلم that ting you do با بازي تام هنكس يكي از شاهكارهاست .

در اين فيلم تاريخچه موسيقي راك به چشم ميخورد گروهي به نام واندرز به وجود ميايد ولي از كافه كه گروهي از اين سبك خوششون مياد و گروه را به مسابقات مي برند اين گروه را تام هنكس رهبري مي كند.تام هنكس فردي گردن كلفت در موسيقي بود ولي برپايه اتفاقاتي دختر گروه با خواننده جر ميكند و از گروخه مي رود.

و گيتار بيس زن گروه كه عشق سياست دارد از گروه ميره به سياست و جاز زن حرفه ايي تنها ميماند و خود گروهي ديگر و پر صدا مي سازد .

حتما اين فيلم رو ببينيد.


497:

نام:stay a live
سبك:ترسناك
پر از هيجان



در اين فيلم يك جوان از يك فروشگاه سي دي بازي زنده بمان(stay a live) را مي خره كه هر كس اين بازي رو انجام بده خود به خود وارد دنياي ارواح مي سه و بايد خودش بازي رو ادامه بده .

اين جوان با دوستاش اين بازي رو انجام ميدهند و هر كس (
game over) شه به همون صورت كه تو بازي كشته شده به قتل مي رسه .

خلاصه اكثر بچه ها ميميرند ولي صاحب بازي و دوست دخترش زنده ميمانند و بايد بازي رو كامل كنند تا ارواح برند.

و فقط بازي با كشتن ملكه اون بازي انجام مي گيره.

كه همچين هم ساده نيست

شما در اين فيلم هيجان زيادي رو متحمل مي شيد حتما ببيند

498:

اگه مي خواين ادامه بدم همكاري كنيد

499:

هر كي فيلم هري پاتر 5 رو ديده يه خلاصه بده

500:

من منتظرما با هم ميهنانم

501:

من فيلم پيچ اشتباه و روزي روزگاري در مكزيك (با بازي باندراس) رو

معرفي ميكنم

502:

zodiac
کارگردان:دیوید فینچر
بازیگران:جیک گیلنهال-مارک رافالو-ذابرت داونی جونیور-برایان کاکس-انتونی ادواردز
محصول 2007 امریکا-156 دقیقه
فیلم بر پایه ی کتاب مستندی با همین نام نوشته ی رابرت گری اسمیت(روزنامه نگاری که اخبار مربوط به قتل ها را دنبال می کرد و تلاش داشت در پیدا کردن قاتل سهمی داشته باشد و پس از ناامید شدن پلیس در پیدا کردن قاتل هم چنان به تلاشش ادامه داد)به کارگردانی دیوید فینچر ساخته شده هست.


مروری بر داستان:
اواخر دهه ی 1960 در سانفرانسیسکو کابوس تلخی اتفاق افتاد.ابتدا دو تن در شهرکی نزدیک سانفرانسیسکو در 20 دسامبر سال 1960 به قتل رسیدند و در چهارم جولای سال بعد(روز جشن هستقلال)دو زوج جوان مورد حمله برنامه گرفتند و از روز سی ام جولای ارسال نامه هایی با رموز عجیب به دفتر روزنامه های سانفرانسیسکو اغاز شدبرای رمز گشایی نامه ها جایزه ای به ارزش بیست هزار دلار تایین شد که یک معلم تاریخ موفق شد تا نامه ها را رمز گشایی کند.محتویات نامه های ارسال شده در مورد جنایت هایی بود که اتفاق افتاده بود همراه با جزییاتی که تنها پلیس و قاتل از ان ها اطلاع داشتند.فرستنده خواسته بود تا نامه ها در صفحه ی اول روزنام به چاپ برسانند وگرنه (کشتاری به راه خواهد انداخت)گری اسمیت در تحقیقاتش متوجه شد که تعدادی از کتاب های مربوط به رمز گشایی از کتابخانه های سان فرانسیسکو ناپدید شده هست.پس از رمز گشایی نامه متوجه شدند که زودیاک از داستان فیلمی به نام خطرناک ترین بازی اقتباس می گیرد.این فیلم انسان را خطرناک ترین حیوان دانسته بود و این نکته ای بود که زودیاک در نامه هایش به ان اشاره کرده بود.قاتل که نام زودیاک را بر خود گذاشته بود پس از هر قتلی با پلیس تماس می گرفت و قتلش را نقل می دادو در تعدادی از نامه هایی که ارسال کرده بود تکه ای از پوشش مقتولین را نیز ضمیمه ی نامه می کرد.تلاش برای پیدا کردن زودیاک هم چنان بی نتیجه بود و چند نفری از متهمین بی شمار شباهت فراوانی با زودیاک داشتند اما در نهایت دست خط ان ها با دست خط قاتل مطابقت نمی کرد.
معرفی فیلم
انتخاب تمامی بازیگران_اصلی و فرعی_عالی و بی نقص هست.فیلم هر چند روند تندوهیجان فیلم هفت را ندارد اما از جذابیت هایی برخوردار هست که تماشاگر را راضی نگه می داردوحدس این که قاتل کیست ناممکن باقی می ماند.


دیوید فینچر که در اوایل دههی هقتاد حدودا هفت سال داشتاز وحشتی که ان روزها به سراغ اووسایر بچه ها می امده می گوید:
((اگر در ان وقت اجا بزرگ می شدی وحشتی بچه گانه وجودت را فرا می گرفت که به نوعی خودت به ان دامن می زدی.اگه توی اتوبوس باشه چی؟اگه سروکله اش تو محلمون پیدا بشه چی؟وقتی بچه هستی درام ماجرا را بیشتر هم می کنی چون این کاری هست که بچه ها می نمايند.من در سانفرانسیسکو بزرگ شدم و حالا جغرافیای جاهایی را که جنایت رخ داده می شناسم ولی بچه مدرسه ای ها به این جور چیزها فکر نمی نمايند.بالاخره توی مدرسه ی ما هم سر و کله اش پیدا می شود))
دیوید فینچر
((اتاق خبر قدیمی سان فرانسیسکو کرانیکل به اندازه ی یک ردیف خانه طولش بود .همه چیز واقعی می زد:چراغ ها-ماشین های تایپ-چوب کاری ها-میزها یو شکل-و همه چیز هم کار می کرد.تلفن های قدیمی-اب سدکن ها-اسانسورها و کانال هایی که از طریق شاننامه ها به طبقات و دفتر های مختلف مکیده می شد.حتی قفسه ها و کشوهای پر از دفترهای یادداشتکرانیکل و قلم ومدادهای ان وقت بود.با این وجود اگر بعضی از این ریزه کاری ها درست نبود چه کسی متوجه ان میشد؟خود دیوید فینچر))
رابرت گری اسمیت-نویسنده
http://artiston2.blogfa.com

503:

نام:
الماس خون (Blood Diamond)
کارگردان:
ادوارد زوئیک (Edward Zwick)
تهیه نماينده:
جیلان گرفیل (Gillan Gorfil)
ادوارد زوئیک (Edward Zwick)
فیلم نامه نویس:
چارلز لیویت (Charles Leavitt)
بازیگران:
لئوناردو دیکاپریو (Leonardo DiCaprio)

جنیفر کانلی (Jennifer Connely)

جیمون هانسو (Djimon Hansou)

مایکل شین (Michael Sheen)

آرنولد وسلو (Arnold Vosloo)
موسیقی:
جیمز نیوتون هوارد (James Newton Howard)
فیلم بردار:
ادواردو سرا (Eduardo Serra)
ادیتور:
هستیون راسن بلام (Steven Rosenblum)
شرکت پخش نماينده:
شرکت برادران وارنر (Warner Bros.

Picture)
تاریخ انتشار:
8 دسامبر2006
وقت فیلم:
138 دقیقه
بودجه فیلم:
100 میلیون دلار
فروش فیلم:
48 میلیون دلار (تا 14 ژانویه 2007)
معرفی فیلم


درباره فیلم:

الماس خون ، اصلاحی هست که به الماس به دست آمده از معادن الماس در محدوده جنگی اطلاق می شود.

این الماس ها معمولا برای تجهیز ارتش شورشیان یا دولتی ها هزینه می شود.

محور داستان این فیلم به حول افرادی می چرخد که با الماس خون درگیر هستند.


ساوقت ملل متحد در دهه 90 تحریم هایی را به شرکت و کشور های درگیر با اینگونه الماس ها اعمال کرد.


بخش مهم دیگری که فیلم به اون توجه می کند سربازان خردسال هست.

ارتش های شورشی های آفریقایی ، از جمله کشور سیارالئون همواره از کودکان خردسال زیر 15 سال هستفاده می نمايند.




نمایی از داستان:
فیلم ماجرای یک ماهیگیر سیارالئونی هست جنگ در کشورش خانواده او را متلاشی می کند.

او برای نجات خانواده اش با یک تاجر الماس و یک خبرنگار راهی سفری می شود.




نقد فیلم (کوتاه یا بلند):
اگر چه فیلم از جهاتی با دیدگاهی کلیشه ای به مبحث جنگ نگاه می کند ، اما شکل گیری خوب داستان و انگیزه قوی شخصیت های اون چشمگیر هست.


همچنین فیلم بر خلاف اصول هالیوودی ساخته شده هست و درگیری ها را زشت و زننده نشان می دهد و سعی بر نشان دادن وقایع و انتقاد جامعه بین المللی دارد.

این نیت نویسنده و کارگردان درجه خاصی به فیلم داده هست.


بازیگری خوب دیکاپریو و هانسو و جنیفر کانلی نکات منفی فیلم را پوشیده هست ، با تمام این تفاسیر فیلم فروش پایینی نسبت به سرمایه اون داشت ولی موفق به کسب کاندیداهای خوبی از موسسه آکادمی و گلدن گلوب شد.


فیلم سعی زیادی به نشان دادن آدم کشی و نسل کشی در آفریقا دارد و دیدگاه غرب به این جنایات را نشان می دهد
با تمام خوبی های داستان ، پایان فیلم بسیار فرسوده هست و حتی نشان دادن سالامون در یک محفل با شکوه هیچ پیغام جالبی را در بر ندارد.

چرا که او نیز خود قاچاقچی الماس بوده هست.

مرگ آرچر و جانفشانی ناگهانی او نیز نا معقول و زودتر از انتظار بود
http://simple.blogfa.com/cat-8.aspx

504:

فيلمهاي مردحصيري،شعبده باز رو هم حتمآببينيد،مخصوصآمرد حصيري...معركه ست
ببخشيدا،حال ندارم راجبشون بنايشانسم،شرمنده

505:

سلام به همه
دستتون درد نکنه کار قشنگیه
میتونین یکم درباره فیلم john karter died بنویسید وبگین که آیا شماره2 هم داره یا نه
اصلا فیلمی مث اون آشنا سراغ دارین
ممنون

506:

در مورد Next باید بگم در مورد مردیه که میتونه وقت و متوقف کنه و تا 3 دقیقه بعد را ببینه ولی یک زن هست که این مرد میتواند تا آخر عمر او را ببیند.فیلمه بسیار قشنگیه, هم اکشن بالایی داره هم ...

507:

[IMG]معرفی فیلم[/IMG]تبهکار امریکایی

کارگردان:رایدلی اسکات
فیلمنامه:استیون زیلیان
موسیقی: مارک هستریتفیلد
بازیگران:دنزل واشنگتن(فرانک لوکاس)-راسل کرو(ریچی رابرتز[/ [IMG][IMG]http://i9.tinypic.com/6us1qh2.jpg[/دهه 1960 امریکا
فرانک لوکاس راننده ی سربزیر یکی از تبهکاران سپس مرگ او تصمیم به بنای امپراطوری خود میکند.او همه ی دلالان مواد را دور زدو به ویتنام رفت تا به کمک دوست ارتشی خودهروئین خالص و ارزان تولید کند.
باکمک همین دوست و با هواپیمای ارتش امریکا مواد را به امریکا برد و در مدت کوتاهی بازار مواد راقبضه کرد.ولی کمتر کسی از وجود او خبر داشت.
ولی دست تقدیر پلیسی فسادناپذیر به نام ریچی رابرتز را بر سر راه او برنامه داد.
در ابترای دهه ی هفتادوقتی ارتش تصمیم به خروج از ویتنام گرفت لوکاس برای انتقال اخرین محموله به ویتنام رفت ولی رابرتز توسط خبرچینی از ماجرا مطلع شدو...

توضیح: یک فیلم مهم با بازی فوق العاده ی واشینگتن و کارگردانی فوق العاده تر اسکاتIMG][/IMG]SIZE][

508:

THE MIST:معرفی فیلم

کارگردان: فرانک دارابونت .
نویسنده: هستیفن کینگ.
این کار سومین همکاری دو تن از مطرح ترین نویسندگان و کارگردان های جهان هست .

این دو در فیلم هایی چون رهایی از شاوشنگ (با بازی مورگان فریمن و تیم رابینز) و مسیر سبز (با بازی تام هنکس) که هر دوی این فیلم ها از فیلم های مطرح جهان و پر طرفدار هستند به همکاری پرداخته اند.

فرانک دارابونت از سال 1996 تا کنون چهار فیلم بیشتر نساخته هست که این امر نشان وسواس بالای این کارگردان در ساخت فیلم هست .(که البته سه تا از این فیلم ها نوشته هستیفن کینگ هست)
خلاصه داستان:داستان در شهری هست که در نا گهان مه ای عظیم به سمت شهر می اید و امت به یک سوپر مارکت بزرگ پناه می برند و اکثر سکانس ها در این لوکیشن اتفاق می افتد.
اما هستیفن کینگ معروف به خدای ترس و دلهره ی هالیوود هست و به این جذابیت اکتفا نکرده و این جاست که سر و کله ی موجودات مرموز پیدا می شه.
معرفی فیلم

البته همان طور که در پوستر این فیلم می بینید این فیلم محصول نوامبر 2007 هست و فکر نکنم حتی در امریکا نیز به طور کامل اکران شده باشد (این دو تا پوستر را با کلی بد بختی از اینترنت پیدا کردم) چه برسه به این که من دیده باشم اما با توجه به این تفاسیری که خدمتتون فرمودم مطمین هستم که این فیلم بسیار زیبا خواهد بود.
اگه این فیلم را پیدا کردید و دیدید جای ما را هم خالی کنید.

509:

[img]
معرفی فیلم
این جهان ازاد

وقت:96 دقیقه
کارگردان:کن لوچ
فیلمنامه:پل لاورتی
موسیقی:جورج فنتون
بازیگران:
کایرستون ویرینگ(انجی)- جولیت الیس(رز)- سلاو ژورک(کارل)- داود راستگو(محمود)- مهین امین نیا(همسر محمود)


خلاصه ی فیلم:
انجی دختر زیبای لندنی که در یک اژانس کاریابی کار میکند به علت رفتار غیر مودبانه اش در ملا عام با یکی از روسایش به خاطر مزاحمتهای جنسی که برایش ایجاد میکرد اخراج میشود.
کار وی در این اژانس مصاحبه با افرادی از کشورهای اروپای شرقی و انتقال انان به انگلستان جهت کار هست.کاری که چندان هم قانونی نیست.
سپس اخراج خود به تاسیس یک اژانس میپردازد.

چون باید هزینه ی زندگی خود و فرزندش را تامین کند.

وی با کمک دوستش رز در این امر موفق میشود.

هموقت با پسری از اروپای شرقی رابطه ی عاشقانه ای بربرنامه میکند.
اما اشنایی وی با مردی
ایرانی به نام محمود که پس از رد شدن پناهندگی با همسر و دو دخترش در بیغوله ای زندگی میکند همه چیز را عوض میکند....


توضیح:[url]]
یک درام خوش ساخت از کارگردان نام اشنا و متعهد انگلیسی[/img]

510:

سلام اين فيلم كه به نظر خيلي دوست‌داشتني مي‌آد اسمش هست زنبور عسل
كارگردان:Steve Hickner, Simon J.

Smith

نايشانسندگان : Jerry Seinfeld, Spike Feresten, Barry Marder, Andy Robin
بازيگران و گايشانندگان: Jerry Seinfeld, Renée Zellweger, Matthew Broderick, John Goodman, Chris Rock, Alan Arkin (more)
ژانر: خانوادگي
مدت وقت فيلم: 90دقيقه
روال فيلم: شاد و طنزآلود، كودكانه و خانوادگي
محصول : NOVAEMVBER 2007
تهيه شده در نيايشانورك
معرفی فیلم
معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

معرفی فیلم

511:

پیرمردها وطن ندارند
No Country for Old Men


معرفی فیلم

درجه فیلم از دید منتقدین : A
درجه فیلم از دید کاربران یاهو : +B

كارگردان: جوئل کوئن، اتان کوئن
نویسنده: جوئل کوئن، اتان کوئن
بازیگران: تامی لی جونز، خاویر باردم، جاش برولین، وودی هارلسون

ژانر: : تریلر :: درام :: جنایی :: حادثه ای :
درجه فیلم: R
کشور: ایالات متحده
هستودیو: میراماکس فیلمز
افتتاحیه: 9 نوامبر 2007

مدت وقت فیلم: 122
امتياز منتقدان از 100: 91

جملات تبليغاتي: راه گریز تر و تمیزی وجود ندارد.


خلاصه داستان: سپس این‌که یک آدمکش به چندین جسد، یک بار هرویین و 2 میلیون دلار پول نقد بر می‌خورد قتل و غارت آغاز می‌شود.


ویژه:

جدیدترین فیلم برادران کوئن که پیش از این شاهکارهایی همچون «فارگو» و «ای برادر کجایی؟» را ساخته‌اند به طور حتم یک شاهکار تازه هست.

فیلم سپس به نمایش درآمدن در جشنواره فیلم ونیز یکی از شانس‌های مسلم جایزه اصلی بود که در ناباوری کامل اون را به فیلم تازه اونگ لی باخت.

اما منتقدان حسابی این فیلم تازه را تحویل گرفته‌اند و اون را یک کلاسیک تمام عیار می‌دانند.


512:

بیوولف
Beowulf


معرفی فیلم معرفی فیلم

درجه فیلم از دید منتقدین : B
درجه فیلم از دید کاربران یاهو : -B

كارگردان: رابرت زمه‌کیس
نویسنده: راجر آورای، نیل گایمن
بازیگران: ری وینستون، اونجلینا جولی، اونتونی هاپکینز، جان مالکویچ، رابین رایت پن

ژانر: : فانتزی :: درام :: انیمیشن :: حادثه ای :
درجه فیلم: PG-13
کشور: ایالات متحده
هستودیو: پارامونت پیکچرز
افتتاحیه: 16 نوامبر 2007

مدت وقت فیلم: 113
امتياز منتقدان از 100: 60

جملات تبليغاتي: غرور مصیبت هست.


خلاصه داستان:

در عصر قهرمانان جنگجویی به نام بیوولف باید به جنگ هیولایی به نام گرندل که شهرها را تهدید می‌کند برود و او را شکست دهد و پس از اون هم باید به جنگ مادر گرندل که برای انتقام شروع به خونریزی کرده برود و او را از پا درآورد.



ویژه:

فیلم تازه رابرت زمه‌کیس کارگردان فیلم‌های موفقی مثل «فارست گامپ»، «بازگشت به آینده» و «جدا افتاده» با تکنیکی ساخته شده که خود او پیش از این «قطار سریع السیر قطبی» را با تام هنکس ساخته بود.

جلوه‌های بصری فیلم مثل همیشه فوق‌العاده هست و بازیگران مطرحی هم در فیلم بازی کرده‌اند.

(که البته به کمک شیوه جدید سه بعدی سازی با حسگرهای زیادی که به بدنشان وصل شده به صورت انیمیشن در‌ آمده‌اند.

فیلم به نسبه توانسته نظر منتقدان را هم جلب کند.


513:

پی 2
P2


معرفی فیلم

درجه فیلم از دید منتقدین : -C
درجه فیلم از دید کاربران یاهو : +C

كارگردان: فرانک خلفون
نویسنده: الکساندر آجا، فرانک خلفون، گرگوری لواسور
بازیگران: وس بنتلی، راشل نیکولز، سیمون رینولدز

ژانر: : تریلر :: وحشت :
درجه فیلم: R
کشور: ایالات متحده
هستودیو: سامیت اینترتینمنت
افتتاحیه: 9 نوامبر 2007

مدت وقت فیلم: 98
امتياز منتقدان از 100: 38

جملات تبليغاتي: سطح جدیدی از وحشت.

خلاصه داستان: یک زن تاجر پس از این‌که در یک پارکینگ محبوس می‌شود توسط یک بیمار روانی مورد تعقیب برنامه می‌گیرد.
__________________

514:

شور آگوست
August Rush


معرفی فیلم

درجه فیلم از دید منتقدین : C
درجه فیلم از دید کاربران یاهو : +B

كارگردان: کریستن شریدان
نویسنده: نیک کسل، جیمز هارت
بازیگران: فردی هایمور، کری راسل، ترنس هاوارد، رابی ویلیامز

ژانر: : درام :
درجه فیلم: PG
کشور: ایالات متحده
هستودیو: وارنر برادرز پیکچرز
افتتاحیه: 21 نوامبر 2007

مدت وقت فیلم: 100
امتياز منتقدان از 100: 38

جملات تبليغاتي: یک سفر باورنکردنی که با سرعت صوت حرکت می‌کند.


خلاصه داستان:

یک نابغه موسیقی که یتیم هم هست از این هستعداد خدادادی برای رسیدن به پدر و مادر واقعی‌اش هستفاده می‌کند.


515:

غبار
The Mist


معرفی فیلم

درجه فیلم از دید منتقدین : -B
درجه فیلم از دید کاربران یاهو : -B

كارگردان: فرانک دارابونت
نویسنده: فرانک دارابونت بر پايه داستانی از هستفن کینگ
بازیگران: توماس جین، مارسیا گی هاردن، اوندره برائر

ژانر: : وحشت :
درجه فیلم: R
کشور: ایالات متحده
هستودیو: ام جی ام
افتتاحیه: 21 نوامبر 2007
فروش هفته: 8.93
فروش کل: 12.86
مدت وقت فیلم: 127
امتياز منتقدان از 100: 58

جملات تبليغاتي: داستان افسانه‌ای وحشت از هستفن کینگ


خلاصه داستان:

یک طوفان عجیب موجودات خون‌آشامی را بیدار می‌کند که به یک شهر کوچک حمله می‌نمايند.

امت در یک سوپرمارکت پناه می‌گیرند تا از دست این خون‌آشام‌ها در امان بمانند.


516:

<a href='http://www.cinemareview.com/' target='_blank'>http://www.cinemareview.com/</a>
<a href='http://www.mrqe.com/' target='_blank'>http://www.mrqe.com/</a>
<a href='http://www.cinescape.com/' target='_blank'>http://www.cinescape.com/</a>
<a href='http://www.hollywood.com/' target='_blank'>http://www.hollywood.com/</a>
<a href='http://www.rottentomatoes.com/' target='_blank'>http://www.rottentomatoes.com/</a>
<a href='http://www.cinecon.com/' target='_blank'>http://www.cinecon.com/</a>
<a href='http://www.thezreview.co.uk/' target='_blank'>http://www.thezreview.co.uk/</a>

<a href='http://dmoz.org/Arts/Movies/Reviews/' target='_blank'>http://dmoz.org/Arts/Movies/Reviews/</a>
<a href='http://directory.google.com/Top/Arts/Movies/News_and_Media/?il=1' target='_blank'>http://directory.google.com/Top/Arts/Movie...and_Media/?il=1</a>

---------------------

517:

فيلم 300 به روايتي ديگر
معرفی فیلم
از وقتي كه فيلم ۳۰۰ اكران شده تا حالا نديده‌ بودم اينقدر كم از يك فيلم هستقبال شود البته اون كم هم نه به معناي خيلي خيلي كم ولي در حدي هست كه به شخصه كه دستي ۳ ساله در فيلم‌هاي روز دنيا دارم (و كم كاري فارس‌تك هم به همين دليل هست) مي‌توانم بگايشانم نسبت به فيلم‌هاي ديگر حداقل رايشان اينترنت تا به امروز كم بوده.

حالا قضاوت اينكه چطور يك دفعه در وبلاگ‌ها و وب‌سايت‌هاي فارسي ايراني اين همه سروصدا شد را با خودتان...

شايد فروش بالاتر...

شايد بالا بردن حرص ما ايراني‌ها...

شايد معرفي همچين فيلمي از اين راه در تمام دنيا...

شايد...

شايد...

و خيلي شايد‌هاي ديگر كه اصلا نمي‌شود شايد رايشان اون گذاشت.

به هر حال اگر خواستيد اين فيلم را همين امروز ببينيد و سرعت اينترنتتان خوب هست اينجا را ببينيد و دانلود كنيد شايد اولين نفر خودتان باشيد (شايد هم دومين نفر چون من هم دارم مي‌گيرم).

معرفی فیلم

518:

معرفی فیلمکارگردان: رابرت ردفورد.

فيلمنامه: ماتيو مايکل کارناهان.

موسيقي: مارک ايشام.

مدير فيلمبرداري: فيليپ روسلو.

‏تدايشانن: جو هاتشينگ.

طراح صحنه: جان رولفز.

بازيگران: رابرت ردفورد[پروفسور هستفن مالي]، مريل هستريپ[جنين ‏راث]، تام کروز[سناتور جاسپر ايرايشاننگ]، مايکل پنيا[ارنست رودريگز]، اندرو گارفيلد[تاد هيز]، پيتر برگ[سرهنگ ‏دوم فالکو]، کايشانن دان[هاوارد]، درک لوک[ستوان آريان فينچ].

88 و 92 دقيقه.

محصول 2007 آمريکا.



آريان و ارنست دو دانشجايشان مصمم دانشگاه وست کوست تحت تاثير هستاد خود-‏‎ ‎دکتر هستيون مالي- تصميم مي گيرند تا ‏معنا و هدفي مهم براي زندگي خود دست و پا نمايند.

ازاين رو به ارتش پيوسته و براي جنگ به افغانستان فرستاده مي ‏شوند.

در حالي آريان و ارنست سپس گمشدن در حين عمليات براي زنده ماندن تلاش مي نمايند هموقت در واشنگتن، ‏خبرنگاري آرمان گرا به نام جنين راث موفق مي شود تا براي مصاحبه با سناتور جاسپر ايرايشاننگ-‏‎ ‎نامزد احتمالي آينده ‏براي رياست جمهوري- وقت بگيرد.

سناتور در طول مصاحبه از اهداف و نقشه هايش جهت کنترل خاورميانه سخن مي ‏گايشاند و ايران اتمي را بزرگ ترين تهديد براي امنيت ملي آمريکا مي نامد.

او براي از ميان بردن اين خطر دستور طرح ‏و اجراي عملياتي نظامي را داده هست.

همان عملياتي که آريان و ارنست در اون شرکت کرده اند.

در کاليفرنيا نيز دکتر ‏مالي سعي دارد از طريق فرمود و گو بر دانشجايشان ديگري از طبقه مرفه که در جبهه مخالف افرادي چون ارنست و ‏آريان برنامه دارد، تاثير بگذارد...



‏<‏strong‏>چرا بايد ديد؟<‏‎/strong‏>

رابرت ردفورد 71 ساله از اسطوره هاي زنده سينماي هاليوود هست.

مردي که از ابتداي دهه 1960 با بازيگري وارد ‏سينما شد و دو دهه بعد با ساختن امت معمولي کارگرداني و سپس تهيه نمايندگي را نيز به کارنامه خود اضافه کرد.

در ميان ‏بازيگراني که چون او به کارگرداني نيز پرداخته اند، غير از کلينت ايست وود کمتر کسي پيدا مي شود که براي اولين ‏فيلمش اسکار بهترين کارگرداني را دريافت کرده و بعدها بار ديگر نامزد همين جايزه[براي مسابقه حضور ذهن] شده ‏باشد.

ردفورد 4 سال قبل اسکاري افتخاري نيز براي يک عمر فعاليت هنري خود دريافت کرد، بنيان گذار جشنواره ‏سندنس و حامي فيلمسازان جوان و مستقل در هر جا که وقتي تصايشانر مرد آمريکايي معترض به سيستم فريبکار بود يا ‏حداقل فريب خورده همين سيستم که مي کوشيد اون را اصلاح کند.

اين تصايشانر بعدها با زندگي شخصي و کارنامه او گره ‏خورد و ردفورد نماد آمريکايي خوب، معتقد به دموکراسي واقعي به دور از ميليتاريسم و اصلاح گري درون سيستم ‏گشت.

اين طرز نگاه در فيلم هايي که کارگرداني يا تهيه کرد بازتاب يافت و شيرهايي براي بره ها چشمگيرترين نمونه ‏اون هست که در جهت مخالف سياست هاي جورج بوش پسر گام برمي دارد.



شيرهايي براي بره ها سوالي پايه ي در پيش رايشان آمريکايي ها و به خصوص دولتمردان آمريکايي و شکل دهندگان ‏طرز تفکر[استادان دانشگاه يا نايشانسندگان و روزنامه نگاران] مي گذارد: چقدر وجدان خود را راحت مي يابيد؟
شايد طرح چنين سوالي د قالب فيلمي 35 ميليون دلاري و پر از فرمود و گو کاري عقلاني و يا لااقل سودآور به نظر ‏نيايد، اما در پشت اين سوال بنيادين سيستمي به چالش طلبيده شده که جورج بوش و سناتور ايرايشاننگ فقط نمايندگان حقير ‏اون هستند.

سناتور ايرايشاننگ در برابر خبرنگاري متعهد که روش هاي او را غير انساني مي يابد، سوالي را مي پرسد که ‏چکيده طرز تفکر آمريکايي هست: مي خواهيد در جنگ عليه تروريسم برنده بشايشاند؟ آره يا نه؟

دکتر هستيون مالي هستاد دانشگاه نيز به نقل از ژنرالي آلماني به دانشجايشان خود مي گايشاند‎ ‎‏"تا به حال ديده نشده که شيرها ‏توسط گوسفندها هدايت و رهبري شده باشند!"

چنين برخوردهايي دنياي امروز ما را شکل مي دهند.

دنيايي که هنوز دولتمردانش ايمان دارند که جنگ ادامه منطقي ‏ديپلماسي هست!

با اين حال فيلم در قالبي نو که در ترافيک و بابل امتحان خود را به خوبي پس داد، در وقت موازي و در سه مکان ‏متفاوت قصه خود را پيش مي برد.

البته مي تواند براي دوستداران تام کروز و فيلم هاي اکشن ايشان مايه سرخوردگي ‏باشد.

اما براي کساني که فيلم ها سياسي حتي را صرفاً به دليل مطرح کردن سوال دوست دارند و دنبال مي نمايد، آخرين ‏فيلم دفورد اثري مهم و قابل اعتنا هست.

چون نتيجه اي مشخص يا راه حلي قطعي به تماشاگر عرضه نمي نمايد.

شايد چنين ‏طرز برخوردي براي بسياري از تماشاگران قانع نماينده يا کافي نباشد.

حتي همدلي ايشان با خبرنگاري که از رابطه رسانه ‏ها با سياست منزجر شده و قصد رها کردن شغل را دارد، به شکلي کامل يا حداقل از نوع دهه هفتادي اون ارضاء نماينده ‏به چشم نمي آيد.

اما بيداري وجدان او نشانه خوبي هست.

ولي فراموش نکنيم تروريسم مشکل يک کشور به خصوص ‏مانند آمريکا نيست.

بلکه اين بلايي هست که گريبان همه دنيار ا گرفته و بر خلاف هميشه که نور از شرق بود! اين بار ‏جهل و تاريکي هست که از شرق طلوع کرده هست.

شخصاً هنگام تماشاي فيلم اين سوال به ذهنم خطور کرد: کي جنگ ‏تمام خواهد شد؟

فکر مي نمايم اين آرزايشان خيلي هاست.

مي دانم که هنگام برخورد با فيلم هاي سياسي-مخصوصاً وقتي که محصول ‏هاليوود باشد- همگي دچار پيشداوري مي شايشانم، اما اجازه ندهيد اين احساس شما را از تماشاي شيرهايي براي بره ها ‏محروم کند!‏
ژانر: درام، جنگي، مهيج.


519:

معرفی فیلم<‏strong‏>اونژل ‏Angel

کارگردان: فرانسوا اُزون.

فيلمنامه: فرانسوا اُزون، مارتن کريمپ.

موسيقي: فيليپ رومبي.

مدير فيلمبرداري: دنيس ‏لنوآر.

تدايشانن: موريل لنوآر.

طراح صحنه: کاتيا وايچکوپ.

بازيگران: رومولا گاراي[اونژل دورول]، سام نيل[تئو]، ‏لوسي راسل[نورا هاو-نايشانينسون]، مايکل فاسبندر[اسمه]، شارلوت رامپلينگ[هرمايوني]، اکلين تونگ[مادر دورول]، ‏ژانين دايشانتسکي[عمه لوتي]، کريستوفر بنجامين[لرد نورلي]، تام گرگسون[مارول].

134 و 119 دقيقه.

محصول 2007 ‏انگلستان، بلژيک، فرانسه.

نام ديگر: ‏The Real Life of Angel Deverell‏.

نامزد خرس طلاي جشنواره برلين.



اونژل که در خانواده اي فقير به دنيا آمده، آرزو دارد تا نايشانسنده اي معروف شود.

اما هيچ کس-حتي مادرش- تصور نمي ‏کند که او به اين آرزو دست يابد.

اونژل بر خلاف زندگي واقعي خودش، زندگي زني مرفه را انگار که خود اون را زيسته ‏باشد، به شکلي فوق العاده در قالب رمان نوشته و به انتشاراتي هاي مختلف مي فرستد.

پس از انتظاري طولاني و ‏سخت، يک بنگاه انتشاراتي لندني فراخوان مي نمايد که حاضربه چاپ کتاب اوست.

حال رايشاناي اونژل به حقيقت پيوسته و ‏نايشانسنده جوان با سرعتي باورنکردني به موفقيت، شهرت و عشق دست يافته و تبديل به رايشاناي هر دختر جوان مي شود.

‏اما اين قصه پريوار پاياني خوشي نخواهد داشت...

‏<‏strong‏>چرا بايد ديد؟<‏‎/strong‏>

اونژل اخرين فيلم فرانسوا اُزون نايشانسنده و کارگردان مشهور فرانسايشان و وارث خلف بونوئل کبير هست که بر پايه ‏داستاني از اليزابت تيلور[1975-1912] نايشانسنده انگليسي-‏‎ ‎با بازيگر مشهور آمريکايي اشتباه نگيريد!- ساخته شده ‏است.

اونژل درباره رايشاناپردازي هست، درباره فرار از واقعيت پيرامون و سعي در واقعيت بخشيدن به رايشانايي که در ذهن ‏مان پرورده ايم و تلاش براي ساختن واقعيتي دلخواه که گاه مي تواند به کابوس منجر شود.



اونژل آخرين اثر اليزابت تيلور بود و در 1975 منتشر شد.

تيلور قصه اونژل را تحت تاثير زندگي پر فراز و نشيب مري ‏کورللي[معاصر اسکار وايلد که در عصر ايشانکتوريا مي زيست] نوشته هست.

اما اُزون که چند سال قبل اين رمان را ‏خوانده بود، اون را دستمايه اي غني براي ایجاد يک ملودرام با شکوه دهه 1930 يا 40 ارزيابي کرد.

پس از ساختن ‏استخر که مقدمه اي براي درک طرز تفکر و زندگي انگليسي بود، شروع به کار رايشان فيلمنامه اونژل کرد.

اما بر خلاف ‏شخصيت اونتي پاتيک رمان تيلور شخصيتي همچون اسکارلت اوهاراي برباد رفته به اونژل داد.

يعني شخصيتي جذاب که ‏مي توان هموقت او را دوست داشت و به او نفرت ورزيد!

اونژل اولين بار در جشنواره برلين به نمايش در آمد و نشان داد که اُزون در اين تجربه تازه اش و در مصاف با ژانر ‏درام تاريخي از نوع انگليسي اون نيز پيروز از ميدان خارج شده هست.

اونژل با سرمايه اي معادل 15 ميليون دلار توليد ‏شده و تهيه نمايندگانش به موفقيت تجاري اون در پخش جهاني بسيار دل بسته اند.



نقش اصلي فيلم را رمولا گاراي بازي کرده که به زودي شاهد نقش آفريني او در فيلم کفاره خواهيم بود.

بديهي هست که ‏شارلوت رامپلينگ هم مانند ديگر آثار اُزون در اين يکي هم حضور دارد!‏
ژانر: درام، عاشقانه.


520:

قراره کدداوینچی 2بیاد

521:

فیلم جدید مرد عنکبوتی درشروع ساخت4

522:

بابا شما دیگه کی هستید عجب علاقه ای.

من عاشق فیلم هستم اما کف و خون قاطی کردم.دم شما گرم

523:

اگه لینک دانلود اره 4 رو با کیفیت دی وی دی پیدا کردین من میخوام

بهم بدید پیلیز

524:

همرو دیدم خیلیم مزخرفا

525:

با سلام
ديشب فيلمي با اسم old boy ديدم كه بسيار فيلمي هنري و خيره كننده بود
معرفی فیلم
اين فيلم محصول كشور كره هست و بسيار جذابه
ديدن اين فيلم رو حتمآ به شما توصيه ميكنم

526:

<‏strong‏>چهار ماه، سه هفته و دو روز ‏‎4 luni, 3 saptamani si 2 zile

نايشانسنده و کارگردان: کريستين مونگيو.

مدير فيلمبرداري: اولگ موتو.

تدايشانن: دانا بونسکو.

طراح صحنه: ميهائلا ‏پوئنارو.

بازيگران: اوناماريا مارينکا[اّتيليا]، لورا واسيليو[گابيتا]، ولاد ايوانوف[آقاي ايشانارل، معروف به دومنو ببه]، ‏الکس پوتوسين[آدي رادو]، لومينيتا گئورگيو[جينا، مادر آدي]، آدي کارائوليانو[گريگور، پدر آدي]، ايون ساپدارو[دکتر ‏روسو].

113 دقيقه.

محصول 2007 روماني.

نام ديگر: ‏‎4 Months, 3 Weeks & 2 Days‎‏.

نامزد جايزه بهترين فيلم ‏خارجي از انجمن منتقدان رسانه ها، برنده جايزه فيپرشي ، نخل طلا و جايزه ايشانژه سينما جشنواره فيلم کن، برنده جايزه ‏بهترين فيلم خارجي از انجمن منتقدان سينمايي شيکاگو، برنده جايزه بهترين کارگرداني، بهترين فيلم نامزد جايزه بهترين ‏بازيگر زن/اوناماريا مارينکا، نامزد جايزه بهترين فيلمنامه از مراسم فيلم اروپايي، نامزد جايزه گلدن گلاب بهترين فيلم ‏خارجي، برنده جايزه بهترين فيلم از جشنواره فيلم هاليوود، نامزد جايزه بهترين فيلم خارجي از مراسم روحيه مستقل، ‏نامزد جايزه بهترين بازيگر زن، کارگردان سال و بهترين فيلم خارجي از مراسم انجمن منقتدان لندن، برنده جايزه ‏بهترين فيلم خارجي از مراسم انجمن منتقدان فيلم لوس اونجلس، برنده جايزه فيپرشي فيلم سال از جشنواره سن سباستين، ‏نامزد جايزه بهترين فيلم خارجي از مراسم ساتلايت، برنده جايزه بهترين بازيگر زن و اسب برنز بهترين فيلم از ‏جشنواره هستکهلم.



سال 1987، روماني.

گابيتا دختري دانشجو که چهار ماهه آبستن هست، تصميم دارد تا سقط جنين کند.

کاري که از نظر ‏قانوني تقريباً غير ممکن هست و از اين رو با کمک يکي از آشنايانش مردي به نام ببه را يافته که برنامه هست در ازاي ‏پولي قابل توجه اين عمل را به شکل مخفيانه اجرا کند.

گابيتا براي اين کار از اوتيليا هم اتاقي اش در خوابگاه دانشکده ‏کمک خواسته و برنامه هست به همراه او يک شب را در هتلي گذرانده و سپس به خوابگاه بازگردند.

اوتيليا طبق برنامه ‏براي گرفتن اتاقي که تلفني رزرو شده به يک هتل مي رود.

اما اولين مشکل با رسيدن به اونجا رخ مي نمايد.

اتاقي رزرو ‏نشده و اتاق خالي نيز وجود ندارد.

بنابراين به هتلي ديگر رفته و با قيمتي گران تر يک اتاق اجاره مي نمايد.

سپس به ‏محلي دورافتاده مي رود که بايد ببه را ملاقات کرده و به هتل بياورد.

با پيدا شدن سر و کله ببه و رسيدن به هتل مشکل ‏ديگري ظاهر مي شود.

چون ببه حاضر نيست در ازاي مبلغي که اين دو دختر تهيه کرده اند، عمل سقط جنين را انجام ‏دهد.

تنها راه همخوابگي اوتيليا با ببه هست و اوتيليا ناچار به اين کار تن مي دهد.

در حالي همان شب بايد به منزل دوست ‏پسرش آدي رفته و در جشن تولد مادر ايشان شرکت کند.

پس از تزريق آمپول هاي لازم به گابيتا، اوتيليا ايشان را اجباراً در ‏هتل تنها گذاشته و به منزل آدي مي رود.

اما بي خبري از وضعيت گابيتا و رفتار آدي او را ناراحت کرده و خيلي زود ‏ميهماني را ترک مي نمايد.

ولي در بازگشت به هتل نيز با جنيني مرده روبرو مي شود که بايد شبانه از شر اون خلاص ‏شود...

‏<‏strong‏>چرا بايد ديد؟<‏‎/strong‏>

کريستين مونگيو متولد 1968 ياشي، روماني پس از تحصيل دررشته زبان و ادبيات انگليسي مدتي را به عنوان معلم و ‏روزنامه نگار کار کرد.

سپس به دانشگاه بوخارست رفت تا در رشته سينما تحصيل کند.

در 1988 فارغ التحصيل شد و ‏تعدادي فيلم کوتاه ساخت.

در 2002 اولين فيلم بلندش غرب/کشورهاي غربي را کارگرداني کرد که چندين جايزه از ‏جشنواره هاي سالونيکي، ترانسيلوانيا، صوفيه و جشنواره فيلم هاي عاشقانه مونس دريافت کرد.

مونگيو در اين فيلم ‏کوشيده بود تا تصايشانري صادقانه و هنرمندانه از مشکلات، توهم ها و شادي هاي زندگي نسل جوان کشورش پس از ‏برچيده شدن حکومت کمونيستي در قالب فيلمي کمدي ارائه دهد.

اما توفيق همه جانبه اين فيلم سبب نشد تا مونگيو شتاب ‏زده دست به ساختن فيلم بعدي خود بزند.

فيلم اخير دومين فيلم بلند کارنامه اوست و در فاصله اين دو اثر، تنها اپيزودي ‏از فيلم گمشده و پيدا شده را در سال 2005 کارگرداني کرده هست.

مونگيو با دومين فيلم خود نامش را به عنوان تنها ‏کارگردان رومانيايي برنده نخل طلا در تاريخ سينماي کشورش ثبت کرد و در بازگشت به کشورش مدالي نيز از سايشان ‏رئيس جمهور و کليد طلايي زادگاهش را دريافت کرد.



مونگيو پر افتخارترين نماينده سينماي جديد روماني هست که در سال هاي اخير شاهد شکوفايي اون بوديم، از مرگ آقاي ‏لازسکو[کريستي پايشانيو] تا ١٢:٠٨ شرق بخارست[کورنليو پرومبايشانو] که سال گذشته در کن درخشيد و حالا چهار ماه، ‏سه هفته و دو روز که برنامه هست نماينده رسمي سينماي روماني در مراسم اسکار امسال نيز باشد.

فيلم در پاييز 2005 ‏فيلمبرداري شده، اما بنا به دلايلي نامعلوم سپس وقفه اي يک ساله به نمايش در آمده هست.

سرگذشت 24 ساعت از ‏زندگي دو دختر جوان و در واقع بيشتر اوتيليا و در باطن آخرين روزهاي حکومت نيکلاي چائوشسکو و اقتدار ‏کمونيست هاست.

فيلم تمامي مشخصه هاي سينماي جديد روماني را داراست-برداشت هاي بلند، دوربيني که حرکت هاي ‏اون محدود شده و ديالوگ هاي بسيار طبيع و شفرمود انگيز- و مونگيو کوشيده تا در کنار اينها سنگيني جانکاه زندگي در ‏اون دوران مخرب روح را با تيزبيني و ظرافت با داستاني درباره يم مشکل فردي ترسيم کند.

چهار ماه، سه هفته و دو ‏روز درباره تراژدي انسان هاي معمولي و حاشيه نشين شهرهاست و کم نيستند نمونه هايي همچون گابيتا يا اوتيليا که ‏روح شان در تندباد چنين حوادثي نابود شده هست.

اوتيليا در طول اين شب ياد مي گيرد تا جايي که تصورش براي ‏خودش نيز غير ممکن هست در حق دوستش فداکاري کند.

آسيبي که سپس همخوابگي ناخواسته با ببه و سپس ‏برخوردهاي آدي به او وارد مي شود، زيان بارتر از سقط يک جنين نارس هست.

او نيز به شکلي مجازي سقط مي نمايد و ‏به نظر مي رسد جنين مرده گابيتا در واقع تکه اي از روح اوست که در رابطه با آدي آسيب ديده هست.

او با اين سوال به ‏سراغ آدي مي رود: اگر چنين اتفاقي براي من افتاده بود، چه مي کردي؟ و عکس العمل خونسردانه آدي، و رفتار ‏خانواده تقريباً مرفه و روشنفکر او که اوتيليا را ناديده مي گيرند، باعث مي شود تا هراسان از اونجا خارج و در خيابان ‏هاي خلوت شهر سر در گم شود.

اين نشانه اي از سرگشتگي نسل جوان دوره اي هست که برنامه بود عصر طلايي ‏روماني ناميده شود.

دانشجايشانان دختر فيلم در خوابگاه با خريد و فروش لوازم آرايشي غربي يا کشيدن سيگارهاي خارجي که از بازار سياه ‏تهيه مي شوند، سرگرمند.

چيزي از آموزش و پرورش در محيط ديده نمي شود و هيچ چيز [حتي سکس]معناي واقعي ‏خودش را ندارد.

کافي هست به صحنه همخوابگي اجباري اوتيليا و ببه و صحنه بعدي اون نگاه کنيد تا از مرد بودن خود ‏شرمنده شايشاند.

فيلمبرداري برجسته فيلم که فضايي سيماني رنگ و سرد آفريده و بازي هاي واقعاً درخشان بازيگران ‏ناشناس فيلم از نقاط قوت فيلم هستند.

خانم و آقايان، مونگيو نامي هست که کارنامه او را بايد دنبال کرد.

شخصاً بي ‏صبرانه منتظر تماشاي فيلم بعدي او هستم!‏
ژانر: درام.

معرفی فیلم

527:

معرفی فیلم<‏strong‏>پيرمردها وطني ندارند ‏No Country for Old Men

نايشانسنده و کارگردان: ايتن و جوئل کوئن.

موسيقي: کارتر بورول.

مدير فيلمبرداري: راجر ديکينز.

تدايشانن: ايتن و جوئل ‏کوئن.

طراح صحنه: جس گانکور.

بازيگران: تامي لي جونز[کلانتر اد تام بل]، خاايشانر باردم[اونتون شيگور]، جاش ‏برولين[لولين ماس]، وودي هارلسون[کارسون ولز]، کلي مکدانلد[کارلا جين ماس]، گارت ديلاهانت[معاون کلانتر ‏وندل]، تس هاپر[لورتا بل]، بري کوربين[اليس]، هستيون روت[مردي که ولز را اجير مي نمايد]، راجر بايشانس[کلانتر ال ‏پاسو]، بث گرانت[مادر کارلا جين].

122 دقيقه.

محصول 2007 آمريکا.

برنده جايزه بهترين فيلم و بهترين بازيگر نقش ‏مکمل مرد/باردم از مراسم انجمن منتقدان فيلم بوستون، نامزد جايزه بهترين گروه بازيگري، بهترين کارگرداني، بهترين ‏فيلم، بهترين بازيگر نقش مکمل مرد و بهترين فيلمنامه از مراسم انجمن منتقدان رسانه ها، نامزد نخل طلاي جشنواره ‏کن، برنده جايزه بهترين کارگرداني، بهترين فيلم، بهترين فيلمنامه اقتباسي، بهترني بازيگر نقش مکمل مرد و بهترين ‏فيلمبرداري از مراسم انجمن منتقدان فيلم شيکاگو، برنده جايزه بهترين کارگرداني، بهترين فيلم و بهترين بازيگر نقش ‏مکمل مرد از مراسم انجمن منتقدان دالاس-فورت ورث، نامزد جايزه بهترين فيلم، بهترين کارگرداني، بهترين بازيگر ‏نقش مکمل مرد و بهترين فيلمنامه از مراسم گولدن گلاب، نامزد جايزه بهترين بازيگر زن نقش مکمل/مکدانلد، بهترين ‏کارگردان، بهترين فيلم سال و بهترين فيلمنامه زا مراسم انجمن منتقدان فيلم لندن، برنده جايزه بهترين گروه بازيگري، ‏بهترين فيلم و بهترين فيلمنامه اقتباسي از انجمن ملي منتقدان فيلم آمريکا، برنده جايزه بهترين کارگردان، بهترين فيلم، ‏بهترين فيلمنامه و هترين بازيگر نقش مکمل مرد از مراسم اتحاديه منتقدان فيلم نيايشانورک، برنده جايزه بهترين ‏کارگرداني، بهترين گروه بازيگري، بهترين بازيگر نقش مکمل مرد، بهترين فيلم، بهترين فيلمنامه اقتباسي از مراسم ‏منتقدان فيلم فونيکس، برنده جايزه بهترين کارگرداني از انجمن منتقدان فيلم سن فرانسيسکو، برنده جايزه بهترين ‏کارگرداني، بهترين فيلم و نامزد جوايزبهترين بازيگر/جاش برولين، بهترين تدايشانن، بهترين فيلمنامه اقتباسي از مراسم ‏ساتلايت، برنده جايزه بهترين کارگردان، بهترين گروه بازيگري، بهترين فيلم و بهترين بازيگر نقش مکمل مرد از ‏مراسم منتقدان فيلم واشتنگتن و حومه.



جون 1980، وست تگزاس.

اونتون شيگور توسط معاون کلانتر دستگير مي شود.

اما در اداره پليس موفق مي شد او را ‏به قتل رسانده و بگريزد.

کلانتر اد تام بل که در بازگشت با جسد معاونش روبرو شده، تصميم دارد تا قاتل را دستگير ‏کند.

هموقت لولين ماس که براي شکار به خارج از شهر رفته با کارواني از اتومبيل ها در ميانه صحرا روبرو مي ‏شود.

با نزديک شدن به کاروان و مشاهده اجساد و اتومبيلي پر از بسته هاي مواد مخدر، در مي يابد که يک معامله ‏بزرگ به خون کشيده شده هست.

با پرس و جايشاني از راننده مشرف به موت يکي از اتومبيل ها و تعقيب رد پاي بر جاي ‏مانده، به مردي زخمي که کيفي پر از دو ميليون دلار همراه دارد، مي رسد.

تبهکار بر اثر زخمي که خورده، قالب تهي ‏کرده و هيچ مانعي بر سر راه ماس وجود ندارد تا پول ها را تصاحب کند.

ماس به خانه بازمي گردد، اما همان شب با ‏تصور اين که راننده زخمي زنده مانده و درباره او سخني بگايشاند، ايشان را وادار مي نمايد تا شبانه به سر وقت کاروان ‏قاچاق چيان برود.

اما وقتي که به اونجا مي رسد با گروهي تازه نفس روبرو مي شود که گايشانا انتظارش را مي کشيده اند.

‏ماس موفق مي شود تا از چنگ اونها بگريزد.

اما اتومبيل خود را جا مي گذارد و قاچاق چيان از اين طريق موفق به ‏شناسايي ايشان مي شوند.

ماس در بازگشت همسرش کارلا جين را بيدار و او را با اتوبوس راهي شهري ديگر مي نمايد.

‏خود نيز براي گريز از چنگ قاچاق چيان و شيگور که براي يافتن پول اجير شده، سر به جاده ها مي گذارد.

هموقت ‏کلانتر نيز در تعقيب ماجرا به منزل ماس مي رسد.

شيگور که با کمک سينگال دستگاهي که درون کيف پول ها تعبيه ‏شده، به هتل محل اقامت ماس دست يافته و بقيه قاچاق چياني را که قبل از او به هتل رسيده اند، به قتل مي رساند.

اما ‏خود توسط ماس زخمي مي شود.

ماس نيز که زخمي شده، از مرز رد شده و به مکزيک مي رود.

اما کيف را ناچار در ‏پست بازرسي مرزي پنهان مي نمايد.

وقتي در بيمارستان مکزيکوسيتي چشم باز مي نمايد، با کارلسون ولز روبرو مي شود ‏که از او مي خواهد تا پول ها را به ايشان تحايشانل داده و جان خود را نجات دهد.

اما ماس امتناع مي نمايد و از بيمارستان مي ‏گريزد.

شيگور نيز به سراغ ولز رفته و پس از قتل او به سراغ ارباب ايشان نيز رفته و او را نيز مي کشد.

کلانتر تام بل ‏نيز که توسط همسر ماس از محل ملاقات شان آگاه شده، تنها براي ختم موضوع به اونجا مي رود.

اما قاچاق چيان زودتر ‏از او رسيده و ماس را به قتل مي رسانند.

ولي ماس قبل از مرگ تقاضايي از شيگور کرده هست و مدتي بعد شيگور ‏براي کشتن کارلا جين به سراغ او مي رود...

‏<‏strong‏>چرا بايد ديد؟<‏‎/strong‏>

جوئل کوئن[متولد 1954] و ايتن کوئن[متولد 1957] مينياپوليس، مينه سوتا زوج کارگردان، فيلمنامه نايشانس، تدايشاننگر، ‏تهيه نماينده و بازيگر آمريکايي و مشهور به کارگردان دو سر[‏The Two-Headed Director‏]، سازنده فيلم هاي ‏جنايي، راز آميز، مهيج و خشن با چاشني طنز سياه که گاه از نام مستعار رادريک جينيس هستفاده مي نمايند.

اونها از ‏‏1984 با ساختن ‏Blood Simple.‎‏ شروع به فيلمسازي کردند و تاکنون 11 فيلم ديگر ساخته اند که نمايش هر کدام شان ‏در سينماي دو دهه اخير آمريکا حادثه اي به شمار مي رود.

از بزرگ کردن آريزونا و دورايشاني ميلر تا شاهکارشان ‏بارتون فينک؛ و سپس فارگو، بيگ لبوفسکي، اي برادر تو کجايي و اين اواخر مردي که اونجا نبود و اپيزودي از دوستت ‏دارم، پاريس که کارنامه اين دو برادر با نامزدي چندين اسکار، هفت بار نامزدي براي دريافت نخل طلاي کن و سه بار ‏دريافت جايزه بهترين کارگرداني از همين جشنواره و بيش از 40 جايزه بين المللي ديگر زينت داده هست.



اين بار بر خلاف بسياري از قصه هاي پيشين از آدم ربايي خبري نيست.

يک محموله مواد مخدر، دو ميليون دلار پول ‏نقد و چند جسد...

باوقتدهاي يک معامله بزرگ و بد فرجام که منجر به آغاز حادثه اي سرنوشت ساز براي ماس مي ‏شوند.

فيلم از زبان اد تام بل کلانتر محلي روايت مي شود.

او از تغيير وقته سخن مي گايشاند و اين که در گذشته نيازي ‏نبود تا مردان قانون[کساني همچون پدر او] همواره با خود سلاح حمل نمايند.

او از توحش وقته مدرن مي نالد و اين که ‏وقتي مجبور شده نوجواني را روانه صندلي الکتريکي کند.

کسي که خواهرش را فقط به صرف اين که قتلي اجرا کند، ‏کشته بود.

او اين بار مجبور هست با يکي از خونسردترين و وحشي ترين قاتلين کرايه اي که تا امروز در سينما ديده ايم، ‏مقابله کند.

شيگرو که براي کشتن برخي از قربانيانش يا باز کردن راه خود از تفنگ بادي مخصوص کشتن گاوها ‏استفاده مي نمايد.

سلاحي هولناک که ردي هم از خود بر جاي نمي گذارد!

پيرمردها وطني ندارند که نامش را از رمان منبع اقتباس خود نوشته کورمک مک کارتي عاريت گرفته هست[رماني که ‏به نوبه خود نامش را وامدار شعر سفر دريايي به بيزانتيوم ايشانليام باتلر ييتز هست] تا اين لحظه 28 ميليون دلار در گيشه ‏به دست آورده، که مطمئناً اين رقم اضافه کرده خواهد شد.

برادران کوئن با اين فيلم بار ديگر به سراغ فلسفه و نگاه و طنز ‏سياه خود درباره طينت آدمي و صد البته عرب آمريکارفته اند که سخت دستخوش تغيير شده هست.

فيلم يک وسترن ‏جنايي مدرن هست که خشونت اواخر قرن نوزدهم در مقايسه با رفتار شخصيت هاي اون يک بازي کودکانه بيش نيست.



شخصيت شيگور که توسط خاايشانر باردم به شکلي فوق العاده تجسد يافته، يکي از اصيل ترين و خطرناک ترين ‏شرورهاي تاريخ سينماست و ماس طماع و ديگران نيز دست کمي از ايشان ندارند.

فيلم سرشار از دلتنگي براي غرب ‏وحشي قديم هست.

مرثيه اي بر دوراني که جوانمردي سکه رايج بازارش بود، چيزي که پدر کلانتر تام بل فقط يادگار ‏رنگ و رو رفته اي اون هست.

درباره اين فيلم نيز بايد مفصل تر نوشت، اما تا اون روز شما را دعوت مي نمايم به تماشاي ‏بازي موش و گربه سه مرد در چشم اندازهاي زيبا و خشن تگزاس با فيلمبرداري معرکه راجر ديکينز و بازي هاي بي ‏نهايت خوب[چنين صوت داودي از جاش برولين انتظار نمي رفت!] با يک کارگرداني ماهرانه که فيلم را تبديل به يکي ‏از شانس هاي اصلي مراسم اسکار کرده هست.


ژانر: جنايي، درام، وسترن.



528:

The Number 23

Jim Carrey

حتما ببینید

معرکستتتتتتتتتت

529:

فیلم خوب زیاد دیدم اما هنوز خاطره انگیزترینشونو ندیدم ! ( همشهری کین)

530:

فيلم اژانس شيشه اي در نوع خودش واقعا خاطره انگيزترين هستش

531:

تايتانيك

532:

هر فیلمی که اخرش یا پسره یا دختره میمیره بهم نمیرسند یا میرند با کسی دیگه ازدواج مینمايند یا شخصیت مثبت فیلم بدست شخصیت منفی فیلم کشته میشه برای خاطره انگیزه
مثل فیلم بزن بکش درو

533:

فیلم شبهای روشن که اقتباس از شبهای سپید داستایوسکی بود+شب یلدا

534:

شبهای روشن رو حتما ببین

535:

باشه به شرطی که همونی که میخواستم باشه ها
اگه دختر و پسره به هم برسند من عصبانی میشم

536:

به شرطی که تا آخرش نگاه کنی

537:

این فیلم جزو معدود فیلمهای حوزه هنری ژاپن هست که واقعا بسیار زیبا کار شده چه از نظر داستان پردازی و چه حوزه های تخصصی !

یک دیالوگ بامزه نیز دارد قسمتی که شخص اول به صاحب مکان میگه بخاطر اینکه به فلان جای دختره دست زدی دستت رو خورد میکنم اون میگه زبونم چی ؟!!!

538:

لینک با کیفیت خوب دایویکسشه موجوده کارت راه میفته ؟

539:

اگه میشه اول عکسه کیفیت فیلمشو بزار ممنون میشم

540:

این فیلم رو من دانلود نکردم چون خودم دی وی دیش رو دارم اما فیلمهای دیگه از همون سایت گرفتم که کیفیت مطلوبی داشتن !

دانلود مستقیم هست من خودم با سرعت 128 نزدیک چهار ساعت طول میکشه همچین حجمی رو دانلود کنم !

http://www.downloadha.com/modules.ph...rticle&sid=579

از رپید !

http://www.downloadha.com/modules.ph...rticle&sid=503

541:

<معرفی فیلمقطب نماي زرين ‏The Golden Compass

نايشانسنده و کارگردان: کريس ايشانتز.

موسيقي: الکساندر دسپليت.مدير فيلمبرداري: هنري براهام.

تدايشانن: اون و.

کوتيس، ‏پيتر هونس، کايشانن تنت.

طراح صحنه: دنيس گسنر.

بازيگران: نيکول کيدمن[ماريزا کولتر]، دانيل کريگ[لرد عزرييل] ‏داکوتا بلو ريچاردز[لايرا بلاکوآ]، بن واکر[راجر]، اوا گرين[سرافينا پکالا]، جيم کارتر[جان فا]، تام کورتني[فاردر ‏کورام]، سام اليوت[لي اسکورسبي]، کريستوفر لي[نفر اول شوراي عالي]، ادوازد د سوزا[نفر دوم شوراي عالي]، ‏سايمون مک برني[فرا پاول]، درک جيکابي[قاصد]، کلر هيگينز[ما کوستا]، جک شپرد[ارباب]، ماگدا زوبانسکي[خانم ‏لانزديل] و صداي ايان مک کلن، فيليپ پولمن، ايان مک شين، فردي هايمور، کريستين اسکات تامس و کتي بتس.

113 ‏دقيقه.

محصول 2007 آمريکا، انگلستان.

نامزد جايزه بهترين فيلم خانوادگي، بهترين بازيگر جوان/داکوتا بلو ريچاردز ‏از مراسم منتقدان رسانه ها، نامزد بهترين بازيگر تازه کار/داکوتا بلو ريچاردز از انجمن منتقدان فيلم لندن، نامزد جوايز ‏بهترين فيلمبرداري، بهترين فيلم، آواز، صداگذاري و جلوه هاي ايشانژه از مراسم ساتلايت.



دختر يتيمي به نام لايرا که نزد عمايشانش لرد عزرييل در محيطي دانشگاهي زندگي مي نمايد، از مدير دانشکده قطب نمايي ‏زرين هديه مي گيرد که حقيقت را به او نشان مي دهد.

در ميهماني که به افتخار ورود ماريزا کولتر حامي دانشگاه برپا ‏شده، کولتر از رئيس دانشکده درخواست مي نمايد تا لايرا را به عنوان دستيار در اختيار او بگذارد.

هموقت يکي از ‏دوستان لايرا به نام راجر ناپديد مي شود.لايرا شايعاتي مبني بر دست داشتن شوراي عالي[‏Magisterium‏] در اين ‏کودک ربايي شنيده و وقتي که با پيشنهاد مشکوک خانم کالتر مبني بر سفر به شمال با کشتي پرنده او دريافت مي نمايد، ‏بلافاصله مي پذيرد.

چون شنيده ها حاکي از اون هست که بچه هاي دزديده شده در مکاني پنهان در قطب شمال نگهداري ‏مي شوند...

‏<‏strong‏>چرا بايد ديد؟<‏‎/strong‏>

قطب‌نماي زرين اقتباسي از کتاب نور قطبي شمالي اولينجلد سه‌گانه تحسين شده "نيروهاي اهريمني اش" نوشته ‏فيليپ پولمن هست.

در دنياي ایجاد شده پولمن، کليسا و ساوقت پرقدرت و مخوف ‏Magisterium‏[با کمي مسامحه اون را ‏شوراي عالي ترجمه کرده ام.

متاسفانه به ترجمه چاپ شده آقاي فرزاد فربد دسترسي نداشتم.

برخي نيز نيرايشان مطلق را ‏پيشنهاد کرده اند.] با آزمايش‌ها و تحقيقاتي بي‌رحمانه در ارتباط هستند که با هدف کشف ماهيت گناه صورت مي‌گيرد و ‏تلاش مي‌نمايند بر واقعياتي که مشروعيت و قدرت کليسا را زير سوال مي‌برد، سرپوش بگذارند.

هر چند در فيلم تمام ارجاعات به کليسا حذف شده و کريس وايتز کارگردان فيلم سعي کرده از هر چيز که ممکن هست ‏توهين به کليساروها تلقي شود، پرهيز کند.

با اين حال بعضي از گروه‌هاي کاتوليک در ايالات متحده از مدت‌ها پيش از ‏اکران فيلم اون را تحريم کردند.

توجيه اونها اين بود که نمايش فيلم قطب‌نماي زرين مي‌تواند آدم‌هاي بيشتري را به مطالعه‏کتاب‌هاي پرفروش پولمن ترغيب کند.

روزنامه واتيکان ضمن ابراز خشنودي از فروش اندک فيلم هفته اول نمايش [۲۶ ميليون دلار]قطب‌نماي زرين را فيلمي ‏ضد کريسمس لقب داده و نوشت فيلم و کتاب‌هاي پولمن نشان داد "وقتي انسان بکوشد خدا را از خود حذف کند، همه چيز ‏سرد و غيرانساني مي‌شود." در اوايل ماه اکتبر مجمع کاتوليک حقوق مذهبي و مدني در نيايشانورک با تحريم قطب‌نماي ‏زرين اون را فيلمي خطاب کرد که به مسيحيت ضربه مي زند و الحاد را براي بچه‌ها تبليغ مي‌کند.

رايشانترز نيز فراخوان نمود در مقاله‌اي که چهارشنبه پيش در اوسرواتوره رومانو روزنامه رسمي واتيکان منتشر شده، فيليپ ‏پولمن نايشانسنده بريتانيايي مورد انتقاد برنامه گرفته هست.

اين بزرگترين انتقاد واتيکان از يک نايشانسنده و يک فيلم پس از ‏محکوم کردن فيلم و کتاب رمز داايشاننچي در سال‌هاي ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ هست.

در بخشي از مقاله اين روزنامه آمده: در ‏دنياي پولمن، اميد اصلا وجود ندارد، چرا که رستگاري نيست، و ظرفيت شخصي و فردگرايانه براي کنترل واقعيات و ‏احاطه بر حوادث هست که حرف اصلي را مي زند.

با اين حال هستقبال گسترده کودکان سراسر دنيا از قطب‌نماي زرين حاکي از موفقيت اون هست و بايد استقامت کرد و دو ‏قسمت باقيمانده اون را در سال هاي بعد ديد.

قطب نماي زرين فيلمي تاريک تر و عميق تر نسبت به سه گانه ارباب حلقه ‏ها، نارنيا و سري فيلمهاي هري پاتر هست.

فيلمي سر چشمه گرفته از جادايشاني شبه فيلسوفانه بريتانيايي، ولي با طرح ‏سوالاتي جالب و کمي پيچيده تر.

فيلم به عنوان يک تجربه ديداري باشکوه هست و تخيل آدم را به چالش مي کشاند.

‏ميانسالان مجذوب و کوچک تر ها شيفته اش خواهند شد.

هر چند که ممکن هست کودکان مفاهيم اندکي تيره اون را به ‏راحتي هضم ننمايند.

البته اين مفاهيم در سه گانه رمان فيليپ پولمن نامفهوم نيستند.در کتاب هاي او چيزي کمتر از مرگ ‏خدا را بيان نمي شود، و از دين به عنوان نيرايشاني کهنه و شکست خورده و چيزي در حد يک ايدئولوژي تماميت خواه نام ‏مي برد.

کريس وايز متولد 1969 نيايشانورک در ترينيتي هال کمبريج تحصيل کرده و قطب نماي زرين سومين فيلم او سپس به ‏زمين افتاده و درباره يک پسر هست.

و بدون شک تا اين لحظه جنجالي ترين فيلم سال 2007 و کارنامه اوست!‏
ژانر: اکشن، ماجرا، درام، خانوادگي، فانتزي، مهيج.


542:

سام و نرگس

543:

كلاه قرمزي و پسر خاله

544:

چرا فیلم هایه معرفی شده از سوی من حذف شدن اهههههههههههه اینم دموکراسی خوب اگر باسه فیلم فریاد مورچه ها این کار انجام شده فقط اون مطلبو حذف میکردید بیجنبها

545:

خوب هر فيلمي براي خودش يه جايگاهي داره نميتونيم بگيم كدومش خاطره انگيزتره

546:

فیلم شجاع دل
برای من خاطره انگیزترین فیلمه

547:

da vinci code.

548:

مارمولک

549:

فیلم شجاع دل به نظر من خیلی فیلم جالبیه اگه ندیدین حتما اونو ببینین
معرفی فیلم

550:

معرفی فیلم
بازیگران: براد پیت , اریک بانا , برایان کوکس , اورلاندو بلوم , دیان کروگر , پیتر اوتول , رز بایرن , برندان گلسون و شون بین
هکتور و پاریس شاهزادگان تروی در ایالت اسپارتا مهمان هستند.شاه اسپارتا ملنوسدختری زیبا به نام هلن دارد که پاریس جوان را عاشق خود کرده هست.

اونها هر شب در اتاق هلن با هم دیدار مینمايند ولی هکتور به این ارتباط پی برده هست.موقع برگشتن به تروی ، معلوم میشود پاریس کار خود را کرده و هلن را از قصر فراری داده هست.

هکتور در کشتی با پاریس دعوا میکند و این کار او را نوعی اعلان جنگ به اسپارتا میداند.

ولی عشق این حرفها را نمیفهمد.


اونها به تروی میرسند و پدرشان پیریام همراه با همسر هکتور اوندرو ماخ و خواهر کوچک این دو برسيس ، اسقتبال شایسته ای از هلن مینمايند.هکتور موقع شب به پدرش هشدار میدهد تا دیر نشده بهتر هست هلن به اسپارتا بازگردانده شود.

ولی پدر پس از مشورت با منجم خرافاتی خود به این نتیجه میرسد که حتی اگر اسپارتا به اونها حمله کند، دیوارهای بلند شهر مانع از ورود نیروهایشان میشود و عملا کاری از پیش نمیبرند.

از اون سو عموی هلن آگامنون که سالهاست در آرزوی تصرف تروی به سر میبرد ، موقعيت را غنیمت میشمارد و نیروهای خود را به همراه ارتش راهی تروی میکند.
آشیل سردار همیشه فاتح یونان با اونها میانه خوبی ندارد و درخواست همکاری را رد میکند.

اما دوستش اودیسئوس
با وعده هایی خیال انگیز بالاخره او را عازم تروی میکند.کینه عمیقی بین آگامنون و آشیل وجود دارد ولی هدف مشترک اونها را آرام میکند.
بالاخره اونها به تروی میرسند و آشیل با یک اقدام غیر منتظره با یاری 50 مرد خود ،معبد آپولو تروی را تصرف میکند.

غافل از اینکه دختر پادشاه تروی برسیس برای عبادت آمده هست.هکتور شجاعانه پیش می آید و آشیل را به مبارزه دعوت میکند.

ولی آشیل مغرورانه به او میگوید که امروز برای کشتن یک شاهزاده ، زود هست.به هنگام شب معاون آشیل به او خبر میدهد که برسیس گروگان اونهاست.آشیل پیش او میرود تا صحبت کند ولی دختر با گستاخی جواب او را میدهد.
آگامنون ، آشیل را به پیش خود میخواند و از اینکه او سرخود حمله را آغاز کرده ، ابراز نارضایتی میکند و برای اینکه کاملا حالش را بگیرد،دستور میدهد برسیس را نزد او بیاورند تا شبی را خوش باشد.

آشیل دیوانه میشود و نیروهای خود را از اونها جدا کرده و از ادامه حمله سرباز میزند.

صبح فردا جنگ اصلی آغاز میشود ولی هکتور یک تنه ، نیروهای اسپارتا را مجبور به عقب نشینی میکند.آگامنون که اوضاع را وخیم میبیند، دستور میدهد آشیل را بیاورند .ولی به او فرموده میشود که آشیل به خاط اذیت دختر ، حاضر به همکاری نیست .

آگامنون با برسیس هیچ کاری نکرده ولی از حرصش او را به سربازان شکست خورده سپرده تا کمی خوش باشند.

برسیس مشغول مبارزه با سربازان هست که آشیل سر میرسد و او را نجات میدهد.

دختر کمی با آشیل مهربان میشود و دلیل جنگ او را با تروی میپرسد و آشیل در جواب میگوید خودش هم نمیداند و فقط برای جنگ زائیده شده هست.

شب هنگام برسیس به خیال اینکه آشیل خوابیده با چاقو به او حمله میکند.اما آشیل بیدار شده و او را شرمنده میکند.

برسیس میگوید اگر تو را نکشم، فردا هزاران مرد را میکشی و آشیل اجازه میدهد این کار را اجرا کند.

ولی عشق دستان برسیس را سست میکند و...

از اون سو پاریس که از کشته شدن هموطنان خود ناراحت هست، تصمیم میگیرد که منلوس را به مبارزه تن به تن دعوت کند تا هر که پیروز شد، هلن را با خود ببرد.

در روز مبارزه پاریس کم میاورد و به هکتور پناه میبرد.

هکتور مجبور به کشتن ملنوس میشود و آتش خشم سپاهیان او را بر می انگیزد.

پسر عموی آشیل پاتروکلوس که با وجود سن کم در محضر او به جنگجوئی دلیر تبدیل شده ، تا امروز اجازه جنگ نداشته هست.او به آشیل اعتراض میکند تا دست از این کار بردارد و به جنگ بازگردد ولی او قبول نمیکند.موقع شب که آشیل در چادرش با برسیس مشغول هست ، عموزاده اش با پوشیدن لباسهای او به افراد آماده باش میدهد و ناغافل به تروی حمله مینمايند.

هکتور که دل خوشی از آشیل ندارد به تصور او با پسر درگیر میشود و او را میکشد.ولی با برداشتن کلاه خود ، همه چیز آشکار میشود.

خبر به آشیل میرسد و او خشمگین به تنهائی به نزدیک دروازه رفته و هکتور را به مبارزه میخواند.

اوندروماخ التماس میکند که نرود ولی چاره دیگری وجود ندارد.

آشیل پس از مبارزه ای جانانه هکتور را میکشد و جنازه اش را به ارابه میبندد و با خود میبرد.
شب پیریام برای بردن جنازه پسرش به نزد آشیل می آید و به پای او می افتد تا جنازه هکتور را پس بدهد.

آشیل درمانده قبول میکند.

برسیس ناگهان پدر را میبیند.

پیریام که فکر میکرده او را کشته اند، خوشحال میشود.

آشیل به برسیس اجازه رفتن میدهد.اما او هر چند از کشته شدن هکتور ناراضی هست، حاضر به رفتن نیست ولی از پدر شرم دارد و مجبور به رفتن میشود
.
پس از روزها انتظار بالاخره نیروهای اسپارتا ناامید از نفوذ به قلعه، تصمیم به بازگشت میگیرند.

اما ناگهان جرقه ای در ذهن اودیسئوس روشن میشود و پیشنهاد ساختن اسب چوبی را میدهد.

صبح فردا اهالی تروی، با منظره ای عجیب رو به رو میشوند.

آگامنون با سربازانش رفته و یک اسب چوبی عظیم برای اونها به یادگار گذاشته هست.

پاریس به پدر میگوید بهتر هست اون را بسوزانیم.ولی دوباره این خرافات گریبان امت را میگیرد و اونها خوشحال از اینکه خدایان به مناسبت پیروزی به اونها هدیه داده هست، با شکوه فراوان اسب را به داخل میبرند.غافل از اینکه سربازان زیادی در داخل اون کمین کرده اند.

سربازان از تاریکی شب و غفلت نگهبانان هستفاده کرده و تروی را به آتش میکشند.آشیل که این چنین میبیند به تنهائی به دنبال برسیس میرود.

آگامنون،پیریام را میکشد و برسیس نیز طی یک درگیری، آگامنون را میکشد و فرار میکند.او و آشیل همدیگر را می یابند ولی پاریس غافلگیرانه به آشیل تیراندازی میکند.التماس برسیس سودی ندارد و آشیل کشته میشود.

سرانجام تروی سقوط میکند ولی کسی زنده نیست تا بر اون حکومت کند.

پاریس به همراه برسیس ، هلن ، همسر هکتور و پسر او از راه زیرزمینی که هکتور نشان داده بود، فرار مینمايند


551:

خوشم میاد ازمطالبتون ولی این فیلمها رو چه جوری میشه تهیه کرد؟

552:

معرفی فیلم ها از بچه ها هست.
جست و جو و پیدا کردن و تماشا کردن از شما هست.

553:

اگر ساکن تهرانید از میادین مشهور مثل فردوسی ! یا میدان اعدام ! اگر اهل دانلود هستید که سایتهای بیشماری هست که میتونید فیلم رو مستقیم دانلود کنید اگر اهل شهرستانید میتونید با یک سرچ کوچولو کسانی رو پیدا کنید که به قیمت ناچیزی دی وی دی یا سی دی محصول رو براتون به هر کجا که بخواین پست میکنید !

554:

نوامبر شيرين sweet novamber
و فيلم رونين

555:

shwo girls
هنگام ديدن فيلم اتفافات جالبي افتاد كه برام خاطره انگيز شد

556:

منم فیلمهای خوب و خاطره انگیز زیاد دیدم.
هیچ وقت از دیدن دوباره آژانس شیشه ای
شوکران
شب یلدا
سیر نمیشم

557:

يادم اومد از فيلم Scarry movie 3 خيلي خوشم اومد

558:

تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: مستندی با نام جنگ چارلی ویلسون به کارگردانی مایک نیکولز ساخته می شود که در اون برنامه هست نقش ویلسون را تام هنکس بازی ‌کند .
به نقل روز یکشنبه گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز"،این مستند داستان واقعی چارلی ویلسون نام دارد و ماجرای فعالیت‌های این نماینده همايش اهل تگزاس در جریان جنگ سرد را به تصویر می‌کشد.
در فیلم سینمایی جنگ چارلی ویلسون به کارگردانی مایک نیکولز نقش ویلسون را تام هنکس بازی می‌کند که اهل غرب آمریکا هست.

مستند شبکه هیستوری تا حدی تفاوت‌ها میان ماجرای واقعی و اقتباس سینمایی هالیوود را مشخص خواهد کرد.
این سیاستمدار آمریکایی به دلیل نقش مهمش در حمایت و تجهیز مجاهدان افغان به اسلحه در برابر ارتش اتحاد جماهیر شوروی شهرت دارد .
این در حالی هست که همواره از او به عنوان یکی از کسانی که با توزیع اسلحه میان افغان‌ها به تولد طالبان پس از عقب نشینی شوروی از خاک افغانستان کمک کرد، یاد می‌شود.
مستند داستان واقعی چارلی ویلسون سعی دارد با نگاهی بی‌طرفانه زندگی و اقدام‌های او را به نمایش بگذارد.
اقتباس هالیوود از ماجرای زندگی ویلسون بسیار مورد توجه برنامه گرفته و علاوه بر نامزدی در پنج رشته اصلی جوایز گلدن گلوب، یکی از امیدهای دریافت جایزه اسکار نیز محسوب می‌شود.

559:

فیلم مالنا و مرد سیندرلایی و رونین و پاییز در نیویورک وtristan&isolde

560:

سلام.

ازاین جدید تر ندارین!همه اینارو دیدم.

561:

انقدر قربون صدقه هم نرین

562:

برای سال پیش خاطره انگیز ترین فیلمی که دیدم فیلم ( نور یک ستاره Star Dust) با بازی رابرت دنیرو بودش.

تعریف ایشون رو زیاد شنیده بودم ولی هیچ فیلمی ازشون ندیده بودم واقعا فیلم زیبایی بود.

پیشنهاد میکنم حتما ببینید.


563:

با تشکر از
farhad_tinager vbmenu_register("postmenu_878867", true);
رهگذر بابت معرفی این فیلم

564:

خاطره انگیز ترین فیلمهایی که دیدم اینا هستن:
چشمان کاملا بسته
ملنا
لولیتا
ماه تلخ(بیتر مون)
زیبای آمریکایی(امریکن بیوتی)
بیا با هم برقصیم(شل وی دنس)
فریدا
زندگی زیباست
یک ذهن زیبا
داگ ویل


واما بهترینشون:

معرفی فیلم


فیلم چشمان کاملا بسته:
براي بازشناسي فيلم‌هاي هستنلي كوبريك مي‌بايست به شخصيت سينمايي او و دغدغه اصلي او يعني خشونت رجوع كرد.

او در فيلمهايش همواره اين مطلب را مد نظر برنامه داده هست، انسان و خشونت.

او در هر فيلمش به يكي از جنبه‌هاي اين رابطه لاينفك پرداخته هست؛ در دكتر هسترنج لاو و غلاف تمام فلزي رابطه جامعه و خشونت در قالب جنگ، در فيلم تلألو خشونت را از آينه روان‌شناسي، در باري ليندون خشونت كاناليزه شده در جامعه (قمار و دوئل)، در 2001: يك اديسه فضايي ماهيت و فلسفه خشونت و نيز رابطه خشونت و تكنولوژي و در پرتغال كوكي و چشمان تمام بسته روان‌شناسي خشونت و سكس را مورد بررسي برنامه داده هست.

او جزو معدود فيلمسازاني هست كه از نظر مضمون يكدست و از نظر سوژه فراز و نشيبهاي زيادي داشته هست.

چشمان تمام بسته داستان روايي يك شك، البته در پوسته ظاهري هست، شكي كه تعليق اصلي داستان را ايجاد مي‌كند.

هارفورد (با بازي تام كروز) سپس اسارتي نافرجام در شبهه‌اي ملال‌انگيز خود را در بازي خطرناكي مي‌افكند و براي كوبريك بستر نمايش بي‌شرمانه‌ترين پديده رواني و اجتماعي يعني بالماسكه‌هاي سكسي كه در اون شخص اهميت ندارد و تنها آلت تناسلي مورد توجه هست را ايجاد مي‌نمايد.

هر چند او اين بالماسكه‌ها را در چند طبقه اجتماعي نمايش مي‌دهد (دقت كنيد به زن هرزه كه مبتلا به ايدز هست يا دختر بوتيك‌دار كه توسط پدرش معامله مي‌شود) اما ذات ماجرا يكي بوده و حيوان‌زدگي انسان و چگونگي رخوت رواني در كام سكس برنامه داشتن مورد نكوهش و توجه هست.

او بي‌پرده نشان مي‌دهد كه براي ارتباط نامشروع و آسيب و پوسيدگي اجتماع تنها چيزي كه لازم هست عدم سلامت روان، آسودگي خيال و فراخي فكر هست كه در هر سطح و هر طبقه خاستگاه چنين معضل نافرجامي مي‌شود.

كوبريك آدم ركي هست.

بي‌پروايي او از فيلم دكتر هسترنج لاو آغاز شد، در پرتغال كوكي شدت گرفت به طوري كه اكران اين فيلم حتي در امريكا مورد ترديد بود و در دو فيلم آخر (غلاف تمام فلزي و چشمان تمام بسته) در هاليوود بي‌سابقه اگر نگايشانيم كم سابقه بوده هست هرچند كه او هيچگاه هاليوودي نبود و با وسواس عجيبش در كارگرداني (بيشتر از هفتاد كات در يك پلان از تام كروز!) خود را متمايز ساخته بود.

او در جايي فرموده هست:«اسپارتاكوس بدترين فيلم من هست چون نتوانستم اون طور كه مايلم ايده‌هاي خودم را تحميل كنم.» او در اواخر عمر چشمان تمام بسته را به رايشان پرده آورد.

اين فيلم، حكايت سكس هست، دلايل ميل به اون در جوامع بشري كه از كانون اصلي يعني خانواده آغاز مي‌شود تا جايي كه براي اون تشكيلات و تمهيدات پيچيده تدارك ديده مي‌شود.

آليس هارفورد (با بازي نيكول كيدمن) در يك بدمستي معمولي يكي از احساسات خالص خود را بر زبان مي‌آورد و اين نقطه عطف داستان هست.

داستان به موقع شاخه‌شاخه شده و در لحظه مناسب وقايع به هم مرتبط مي‌شوند.

با مقدمه‌اي كه ذكر شد شايد اين سوال پيش بيايد كه دغدغه هميشگي كوبريك يعني خشونت در كجاي اين فيلم به نقد آمده هست؟ بالماسكه سكسي بدترين نوع خشونت سرد و خودفراموشي انسان از راه تقايشانت روان‌پريشي سكسي هست.

پديده‌اي كه انسان را سپس ايجاد تمدن به خود مشغول كرده هست.

كوبريك راه خود را مي‌رود و گوشش بدهكار نيست.

او از هر طريقي كه بتواند خشونت را مي‌كوبد و به نقد مي‌كشد حتي اگر مجبور شود يك پورنايشان سينمايي ايجاد كند.

كوبريك مستقل هست.

فيلم‌هاي او مستقل هستند و جار و جنجال گيشه‌اي ايجاد نمي‌كنند.

چشمان تمام بسته هم اثري هست ماندگار كه تام كروز و كيدمن به ماندگاري اون دامن زده‌اند.

چشمان تمام بسته نقد سكس اجتماعي هست كه باعث ايجاد اجتماع سكسي مي‌شود؛ چيزي كه ارزشهای انساني را پايمال خواهد كرد.



معرفی فیلم

ديالوگهاي به ياد ماندني فيلم:
آليس: من عاشقت هستم و مي‌دونم چيز خيلي مهمي هست كه بايد هرچه زودتر انجام بديم...
هارفورد: اون چيه؟
آليس: سكس!

هارفورد: حالا، ما دقيقاً كجا مي‌ريم؟ دقيقاً...
جيل: جايي كه رنگين كمون به انتها مي‌رسه.
هارفورد: رنگين كمون كجا به انتها مي رسه؟
جيل: تو نمي‌خواي بري به انتهاي رنگين كمون؟
هارفورد: بستگي داره اون كجا باشه...
جيل: خوب، بريم ببينيم!

آليس: خوب، چون من زن زيبايي هستم هر مردي دوست داره با من گرم بگيره تا باهام سكس داشته باشه؟ اين چيزيه كه تو ميگي؟

هارفورد: هيچ رايشانايي فقط يه رايشانا نيست!

مرد: اسم رمز چيه؟
هارفورد: فيدليو.
مرد: اسم رمز ورود به خانه چيه؟
هارفورد: فكر مي‌كنم فراموش كرده باشم...
مرد: متاسفم چون فرقي نمي‌كنه كه شما اسم رمز دوم رو فراموش كرديد يا اينكه اون رو از اول نمي‌دونستيد.

لباستو در بيار!

هارفورد: لباسمو در بيارم؟
مرد: پوشش رو در بيار يا اينكه ترجيح ميدي ما اين كار رو براتون انجام بديم؟

565:

معرفی فیلم


فیلم چشمان کاملا بسته:

براي بازشناسي فيلم‌هاي هستنلي كوبريك مي‌بايست به شخصيت سينمايي او و دغدغه اصلي او يعني خشونت رجوع كرد.

او در فيلمهايش همواره اين مطلب را مد نظر برنامه داده هست، انسان و خشونت.

او در هر فيلمش به يكي از جنبه‌هاي اين رابطه لاينفك پرداخته هست؛ در دكتر هسترنج لاو و غلاف تمام فلزي رابطه جامعه و خشونت در قالب جنگ، در فيلم تلألو خشونت را از آينه روان‌شناسي، در باري ليندون خشونت كاناليزه شده در جامعه (قمار و دوئل)، در 2001: يك اديسه فضايي ماهيت و فلسفه خشونت و نيز رابطه خشونت و تكنولوژي و در پرتغال كوكي و چشمان تمام بسته روان‌شناسي خشونت و سكس را مورد بررسي برنامه داده هست.

او جزو معدود فيلمسازاني هست كه از نظر مضمون يكدست و از نظر سوژه فراز و نشيبهاي زيادي داشته هست.

چشمان تمام بسته داستان روايي يك شك، البته در پوسته ظاهري هست، شكي كه تعليق اصلي داستان را ايجاد مي‌كند.

هارفورد (با بازي تام كروز) سپس اسارتي نافرجام در شبهه‌اي ملال‌انگيز خود را در بازي خطرناكي مي‌افكند و براي كوبريك بستر نمايش بي‌شرمانه‌ترين پديده رواني و اجتماعي يعني بالماسكه‌هاي سكسي كه در اون شخص اهميت ندارد و تنها آلت تناسلي مورد توجه هست را ايجاد مي‌نمايد.

هر چند او اين بالماسكه‌ها را در چند طبقه اجتماعي نمايش مي‌دهد (دقت كنيد به زن هرزه كه مبتلا به ايدز هست يا دختر بوتيك‌دار كه توسط پدرش معامله مي‌شود) اما ذات ماجرا يكي بوده و حيوان‌زدگي انسان و چگونگي رخوت رواني در كام سكس برنامه داشتن مورد نكوهش و توجه هست.

او بي‌پرده نشان مي‌دهد كه براي ارتباط نامشروع و آسيب و پوسيدگي اجتماع تنها چيزي كه لازم هست عدم سلامت روان، آسودگي خيال و فراخي فكر هست كه در هر سطح و هر طبقه خاستگاه چنين معضل نافرجامي مي‌شود.

كوبريك آدم ركي هست.

بي‌پروايي او از فيلم دكتر هسترنج لاو آغاز شد، در پرتغال كوكي شدت گرفت به طوري كه اكران اين فيلم حتي در امريكا مورد ترديد بود و در دو فيلم آخر (غلاف تمام فلزي و چشمان تمام بسته) در هاليوود بي‌سابقه اگر نگايشانيم كم سابقه بوده هست هرچند كه او هيچگاه هاليوودي نبود و با وسواس عجيبش در كارگرداني (بيشتر از هفتاد كات در يك پلان از تام كروز!) خود را متمايز ساخته بود.

او در جايي فرموده هست:«اسپارتاكوس بدترين فيلم من هست چون نتوانستم اون طور كه مايلم ايده‌هاي خودم را تحميل كنم.» او در اواخر عمر چشمان تمام بسته را به رايشان پرده آورد.

اين فيلم، حكايت سكس هست، دلايل ميل به اون در جوامع بشري كه از كانون اصلي يعني خانواده آغاز مي‌شود تا جايي كه براي اون تشكيلات و تمهيدات پيچيده تدارك ديده مي‌شود.

آليس هارفورد (با بازي نيكول كيدمن) در يك بدمستي معمولي يكي از احساسات خالص خود را بر زبان مي‌آورد و اين نقطه عطف داستان هست.

داستان به موقع شاخه‌شاخه شده و در لحظه مناسب وقايع به هم مرتبط مي‌شوند.

با مقدمه‌اي كه ذكر شد شايد اين سوال پيش بيايد كه دغدغه هميشگي كوبريك يعني خشونت در كجاي اين فيلم به نقد آمده هست؟ بالماسكه سكسي بدترين نوع خشونت سرد و خودفراموشي انسان از راه تقايشانت روان‌پريشي سكسي هست.

پديده‌اي كه انسان را سپس ايجاد تمدن به خود مشغول كرده هست.

كوبريك راه خود را مي‌رود و گوشش بدهكار نيست.

او از هر طريقي كه بتواند خشونت را مي‌كوبد و به نقد مي‌كشد حتي اگر مجبور شود يك پورنايشان سينمايي ايجاد كند.

كوبريك مستقل هست.

فيلم‌هاي او مستقل هستند و جار و جنجال گيشه‌اي ايجاد نمي‌كنند.

چشمان تمام بسته هم اثري هست ماندگار كه تام كروز و كيدمن به ماندگاري اون دامن زده‌اند.

چشمان تمام بسته نقد سكس اجتماعي هست كه باعث ايجاد اجتماع سكسي مي‌شود؛ چيزي كه ارزشهای انساني را پايمال خواهد كرد.



معرفی فیلم

ديالوگهاي به ياد ماندني فيلم:
آليس: من عاشقت هستم و مي‌دونم چيز خيلي مهمي هست كه بايد هرچه زودتر انجام بديم...
هارفورد: اون چيه؟
آليس: سكس!

هارفورد: حالا، ما دقيقاً كجا مي‌ريم؟ دقيقاً...
جيل: جايي كه رنگين كمون به انتها مي‌رسه.
هارفورد: رنگين كمون كجا به انتها مي رسه؟
جيل: تو نمي‌خواي بري به انتهاي رنگين كمون؟
هارفورد: بستگي داره اون كجا باشه...
جيل: خوب، بريم ببينيم!

آليس: خوب، چون من زن زيبايي هستم هر مردي دوست داره با من گرم بگيره تا باهام سكس داشته باشه؟ اين چيزيه كه تو ميگي؟

هارفورد: هيچ رايشانايي فقط يه رايشانا نيست!

مرد: اسم رمز چيه؟
هارفورد: فيدليو.
مرد: اسم رمز ورود به خانه چيه؟
هارفورد: فكر مي‌كنم فراموش كرده باشم...
مرد: متاسفم چون فرقي نمي‌كنه كه شما اسم رمز دوم رو فراموش كرديد يا اينكه اون رو از اول نمي‌دونستيد.

لباستو در بيار!

هارفورد: لباسمو در بيارم؟
مرد: پوشش رو در بيار يا اينكه ترجيح ميدي ما اين كار رو براتون انجام بديم؟

566:

خارجی :کافه پارادیزو-love story -کازابلانکا

ایرانی:خانه دوست کجاست-رنگ خدا

567:

فيلم برادر خورشيد ..

خواهر ماه !!
که کتابش هم اسمش حضرت ِ دوست ِ .

نوشته کريستين بوبن .

و البته ..
فيلم ژوليوس سزار و فيلم سيندرلا !!

568:

معرفي فيلم
گنگستر آمريکايي‏American Gangster‎

معرفی فیلم

کارگردان: رايدلي اسکات.

فيلمنامه: هستيون زيليان بر پايه مقاله ‏The Return of Superfly‏ نوشته مارک جيکابسن.

‏موسيقي: مارک هستريتنفيلد.

مدير فيلمبرداري: هريس سايشاندس.

تدايشانن: پيترو اسکاليا.

طراح صحنه: آررتور مکس.

‏بازيگران: دنزل واشنگتن[فرانک لوکاس]، راسل کرو[زيچي زابرتز]، چيوتل اجيوفر[هيايشان لوکاس]، جاش ‏برولين[کارآگاه تروپو]، ليماري نادال[اوا]، تد لايشانن[لو توباک]، آرمان آسانته[دومينيک کاتانو]، جان اوريتز[خاايشانر ‏ريايشانرا]، جان هاوکز[فردي اسپيرمن]،RZA‏[موزس جونز]، کوبا گودينگ جونيور[نيکي بارنز]، رابي دي[ماما ‏لوکاس]، کامون[ترنر لوکاس].

157 دقيقه.

محصول 2007 آمريکا.

نام ديگر: ‏The Return of Superfly، ‏Tru ‎Blu‏.


دهه 1960، آمريکا.

پذيرفتنش براي هر کسي مشکل بود که فرانک لوکاس-راننده و مباشر سر بزير و ساکت يکي از ‏تبهکاران هارلم- تبديل به بزرگ ترين فروشنده مواد مخدر آمريکا شود.

اما وقتي که رئيس بر اثر سکته قلبي فوت ‏کرد، تصميم گرفت تا امپراطوري خود را بنا کند.

از اين رو همه دلالان مواد مخدر را دور زد و به ايشانتنام رفت.

جايي ‏که مي توانست با کمک دوستي ارتشي، از افراد کومين تانگ هروئين خالص و ارزان خريداري کند.

با کمک همين ‏دوست و با هستفاده از هواپيماهاي ارتشي مواد را به آمريکا حمل و توزيع کرد.

در مدت وقتي کوتاه با فروش ارزان ‏مواد خالص تر توانست بازار فروش هروئين را قبضه کند، ولي کمتر کسي از وجود ايشان خبر داشت.

هوشمندي لوکاس ‏باعث شد تا چهره يک مرد خانواده مودب را تا لحظه دستگيري حفظ کند.

براي اين کار و حمايت از خودش مبالغ ‏هنفرمودي به بزرگان مافيا داد، اما دست تقدير پليسي فساد ناپذير به نام ريچي رابرتز را سر راه ايشان برنامه داد.

ريچي ‏رابرتز که در پي ماموريتي مبلغ يک ميليون دلار را کشف و به اداره تسليم کرده بود، با وجود شهرت نيک ريچي، ‏همسرش تقاضاي طلاق کرد و از سايشان همکاران نزديکش نيز طرد شد.

چون مي توانست بدون اين که روح کسي ‏خبردار شود، اين پول ها را تصاحب کند.

ولي ريچي که از سايشان مافوق هايش مسئول يافتن روساي باند فروشنده مواد ‏مخدر شده بود، دست از دنبال کردن سر نخ هايش برنداشت.

او يقين داشت که مافيا در اين کار دست دارد، اما وقتي که ‏دريافت سياه پوستي خوش ظاهر و دور از هر نوع سوءظن همه سر نخ ها را در دست دارد، شفرمود زده شد.


در ابتداي دهه 1970، وقتي ارتش آمريکا تصميم به خروج از ايشانتنام گرفت، لوکاس براي انتقال بزرگ ترين و آخرين ‏محموله مواد به اونجا رفت.

ولي ريچي که از طريق خبرچين هايش باخبر شده بود، در آمريکا انتظار بازگشت ايشان و ‏رسيدن محموله را مي کشيد که درون تابوت هاي سربازان کشته شده جاسازي شده بود.

سرانجام ريچي توانست لوکاس ‏را دستگير کند.

دادگاه ايشان را به 70 سال زندان محکوم کرد، ولي همکاري لوکاس با ريچي براي دستگيري بيش از ‏‏100 تبهکار بزرگ باعث شد تا چند سال سپس زندان آزاد شود.

‏‏

چرا بايد ديد؟‎ ‎
فرانک لوکاس نمونه کساني هست که مي خواهند در زندگي کسي باشند، بنابر اين کاري مي نمايد که تا اون روز هيچ ‏سياهپوستي نکرده هست: برنامه گرفتن در نوک هرم تبهکاري...

و چون هيچ کس بودن يک سياه پوست را در راس يک ‏تشکيلات بزرگ قاچاق مواد مخدر باور نمي نمايد، در امنيت خواهد بود.

او به رايشاناي آمريکايي باور دارد: "ايجا خونه ‏منه.

وطن منه.

فرانک لوکاس از هيچ کس فرار نمي نمايه.

اينجا آمريکاست..." او خيلي زود تبديل به الگايشان اعضاي ‏خانواده اش مي شود، چون موفقيت او را به چشم ديده اند: "من نمي خواهم ديگه بيس بال بازي کنم.

من مي خواهم کاري ‏را بکتم که شما مي نماييد عمو فرانک، من مي خواهم مثل شما بشم".

اين در حالي هست که يک نفر در اين شهر باور ‏دارد "فرانک لوکاس خطرناک ترين آدمي هست که در خيابان هاي اين شهر راه مي رود"...‏
فرانک لوکاس متولد 1930 واشنگتن، کاروليناي شمالي امروز اسير صندلي چرخدار هست.

اما وقتي سلطان بي تاج و ‏تخت هارلم بود.

نزديک به يک دهه بزرگ ترين تشکيلات ساوقت يافته ورود و توزيع مواد مخدر به آمريکا را داشت و ‏به ادعاي خودش روزي فقط 1 ميليون دلار از فروش هروئين در خيابان 116 به دست آورده بود.

فرانک در سال ‏‏1975 در نيوجرسي دستگير شد و يک سال بعد به 70 سال زندان محکوم گشت.

اما همکاري با پليس، مدت محکوميت ‏ايشان را به شش سال تقليل داد.

در 1981 به شکل مشروط آزاد شد، اما سه سال بعد دوباره به خاطر قاچاق مواد مخدر ‏دستگير و به مدت 7 سال زنداني شد.

لوکاس در 1991 دوباره آزاد شد و اکنون زندگي به دور تبهکاري را مي گذراند، ‏اما به ادعاي کارآگاه رابرتز و دادستان ايشان وقتي يکي از بزرگ ترين تشکيلات تبهکاري-حتي بزرگ تر از مافيا، ‏چون حمايت مافيا را نيز با پول خريده بود- را رهبري مي کرد.

داستان زندگي چنين مردي دستمايه آخرين فيلم سر ‏رايدلي اسکات هست.

محصولي 100 ميليون دلاري که ابتدا برنامه بود اونتوان فوکوآ اون را بر پايه فيلمنامه تري جورج ‏بسازد، اما فيلمنامه ايشان رد و کار به زيليان سپرده شد.

فرانک لکاس و ريچي رابرتز واقعي به عنوان مشاور پروژه ‏استخدام شدند و اسکات ساخت فيلم را بر عهده گرفت.

دنزل واشنگتن نيز به ملاقات لوکاس واقعي رفت تا نقش را با ‏کمک ايشان بسازد.

کمکي موثر که به يکي از بهترين نقش آفريني هاي واشنگتن منتهي شد و پس از اتمام فيلم اتومبيل ‏رولزرايشانسي جهت تشکر از محل دستمزد 40 ميليون دلاريش براي او خريداري کرد.


تبهکار آمريکايي در کارنامه اسکات که تا امروز سه بار نامزد اسکار بهترين کارگرداني بوده و ده هاجايزه بين المللي ‏دريافت کرده، فيلم مهمي هست.

تقريباً به همان اندازه که پدرخوانده در کارنامه کاپولا اهميت دارد.

اما بر خلاف ‏پدرخوانده قطب مثبتي نيز در ماجرا حضور دارد که نماينده قانون هست[هر چند از نظر اخلاقي و به عنوان يک شوهر ‏يا پدر صلاحيت چنداني ندارد].

هر دو نفر داراي نقاطط قوت و ضعف هايي هستند که مبارزه ميان اونان را جذاب مي ‏کند.

هر دو مي خواهند کسي شوند و به اصولي وفادارند.

هر دو خانواده خايشانش را قرباني کار خود مي نمايد و در نهايت ‏به نوعي کنار هم مي ايستند.

اسکات با مهارتي ناشي از چند دهه کار با ارزش توانسته چالش هاي دروني و بيروني هر ‏دو شخصيت اصلي فيلمش را به تصايشانر بکشد و اون قدر در اين کار موفق بوده که تماشاگر گذشت ساعت ها را فراموش ‏مي نمايد.

طراحي صحنه و پوشش فيلم به جز مواردي اندک بسيار دقيق و تماشايي هست.

اما اون چه بر ارزش فيلم مي ‏افزايد بازي واشنگتن، کارگرداني اسکات و تدايشانن فوق العاده اسکالياست که در مراسم اسکار بعدي از نامزدهاي اصلي ‏خواهند بود.
ژانر: جنايي، درام، مهيج.



569:

فیلم American Gangster فوق العاده فیلم قشنگیه اگه طرفدار سری فیلمهای گنگستری یا مافیایی مثل پدرخواند ، Departed هستید پیشنهاد می کنم این فیلم رو ببینید البته دیالوگ هاش یه خورده زیاده ولی فوق العادست ..........


570:

فیلم غریبانه

بازیگران : هدیه تهرانی - ابوالفضل پور عرب - میترا حجار - محمد رضا داوود نژاد - نادیا گلچین

کارگردان : احمد امینی

محصول شکوفا فیلم

571:

معلومه از یه سری ژانر های خاص خوشت میاد و طرف فیلمهای اکشن و رزمی نمیری چون تمام فیلمهایی که نامبردی عشقی و داستانی هستند و بهترین فیلمهای جهان در این ژانر هستند ..


572:

من خيلي فيلم ديدم ولي از بعضي هاشون انقدر خوشم اومد كه با اينكه به دفعات ديدم بازم از ديدنش سير نميشم
پاييز در نيايشانورك
سنجاقك
كنستانتين
اقا و خانم اسميت
ساو
جن گير 1 2 3 4 5 (همشون عالي بودن)
راه سبز
بازم هست ولي فكر ميكنم همين قدر كافي باشه

573:

apocalipto
و خاطره انگيزترين فيلم ايراني به نام پدر

574:

I AM LEGEND
من افسانه ام
ژانر: اکشن - درام - فانتزی
بازیگران
ویل اسمیت - آلیس براگا - چارلی تاهان - سالی ریچاردسون - ویلو اسمیت
کارگردان : فرانسیس لورنس
مدت وقت فیلم : ۱۰۵ دقیقه
درجه نمایشی : PG -۱۳

خلاصه داستان
قصه ی فیلم در سال ۲۰۱۲ میلادی در شهر متروک نیویورک می گذرد .
این شهر که وقتی شلوغ ترین شهر آمریکا بود ، حالا به متروکه ترین مکان دنیا تبديل شده
است .


تنها ساکن انسانی این شهر متروکه یک مرد سیاه پوست هست .


این مرد دکتر رابرت نویل (ویل اسمیت) نام دارد .

رابرت پیش از وقوع فاجعه به عنوان یک

دانشمند در خدمت ارتش بوده و تا حدی در بروز فاجعه ای که رخ داده ، مقصر هست .
او و همکاران اش ابتدا قصد داشتند مداوایی برای بیماری سرطان بیابند اما ماحصل تلاش اونها
موجب بروز یک بیماری کشنده ی سراسری شد .


بر اثر این بیماری همه ی انسانها مردند و اونهائی هم که نمردند به موجودات زامبی و خون آشام
تبديل شدند.

این موجودات از نور روز گریزانند و به همین دلیل فقط در فاصله ی غروب تا طلوع

خورشید در سطح شهر ظاهر می شوند .


رابرت برای در امان ماندن از خطر زامبی ها شب ها از خانه بیرون نمی آید .
او با کرکره های آهنی خانه ی خود را پوشانده و فقط روزها از پناهگاه خود بیرون می آید.
تنهامونس رابرت سگی هست به اسم سام .
او طوری با سام رفتار می کند که انگار یک موجود زنده هست .

تنهایی تدریجا در حال صدمه

زدن به سلامت عقل رابرت هست .

او برای گریز از تنهایی با مانکن های بی جان در فروشگاه

پوشش حرف می زند و فیلم های خبری قدیم را تما شا می کند .
رابرت در عین حال در صدد هست که مشکل را بر طرف کند .

او در زیر زمین خانه اش یک

آزمایشگاه خصوصی بر پا کرده و هدفش یافتن واکسن یا پادزهری برای این بیماری هست.
رابرت با هستفاده از یک فرسنده ی رادیوئی پیام های را ارسال می کند تا شاید بتواند با
باوقتدگان احتمالی تماس بر برنامه کند ...

575:

NATIONAL TREASURE : BOOK OF SECRETS
گنجینه ی ملی : کتاب رازها

ژانر : اکشن - ماجرایی
بازیگران
نیکلاس کیج - دایان کروگر - جان وویت - جاستین بارتا - هاروی کایتل
اد هریس - هلن میرن - بروس گرین وود
کارگردان : جان ترتلتاب
مدت وقت فیلم : ۱۰۴ دقیقه
درجه نمایشی : PG

خلاصه داستان
نیکلاس کیج در فیلم کتاب رازها دوباره در بن گیتس ظاهر شده هست .
بن شکارچی گنجینه های قدیمی هست .

او در صدد اثبات این موضوع هست که جد بزرگوارش

جان ویلیکس بوث هیچ نقشی در کشته شدن پریزیدنت لینکلن نداشته هست .
ظاهره چند صفحه ای از کتابچه ی خاطرات روزانه ی بوث مفقود شده که اگر این صفحات
پیدا شود راز قتل لینکلن و نیز بی گناهی بوث نیز آشکارمی شود .
بن گیتس برای حل راز فوق ابتدا باید شهر طلا را که یک شهر گمشده محسوب می شود، بیابد.
سر نخ های لازم برای یافتن شهر طلا نیز به نوبه ی خود در زیر میز ملکه الیزابت در کاخ
باکینگهام و در دفتر ریاست جمهوری آمریکا در کاخ سفید هست و البته ربودن رئیس جمهور
آمریکا (بروس گرین وود) نیز بخشی از روند رازگشایی هست .
بن گیتس برای رسیدن به هدف خود از کمک ها و مساعدت های این افراد بهره مند هست.
پدرش پاتریک گیتس (جان وویت) مادرش امیلی گیتس (هلن میرن) دوست دختر سابق اش
ایبیگل (دایان کروگر) و وردست اش رایلی (جاستین بارتا) قطب منفی قصه هم میج ویلکینسون
(اد هریس) هست .

576:

من یک افسانه هستم خیلی فیلم خوب و قابل تاملی بود ولی پایان بدی داشت تا جایی که مطلع هستم برای این فیلم دو پایان ساخته شده من دنبال پایان دوم هستم که به نظر معقول تر میاد‌ایا سراغ ندارید برای دانلود ؟

577:

فيلم هاي عبور از خط سرخ و همينطور سيمرغ و فيلم خداحافظ تگزاس اگه اشتباه نكنم!و همينطور پرواز سياه البته بلك هاك هم هست!
تو اين فيلم دو تا مونده به آخري آدم كلي قضاوت مي كنه و مي بينه همه اش اشتباه بوده و ضمن اين كه بر خلاف تمام داستانهاي ديگه قهرمان آخر فيلم مي ميره!

578:

original sin- اشک ها و لبخند ها

579:

فیلم دایره زنگی

که شاید بتونم بگم بدترین خاطره ی زندگییم بعدش اتفاق افتاد

580:

سلام
ممنون از معرفی فیلما اما میشه ترجمه کنین؟

581:

ازمعرفي فيلمها واقعا تشكر ميكنم.
يه درخواست داشتم ميخاستم فيلمهايي كه تو مايه هاي فيلم ذهن زيبا هست رو بهم معرفي كنين .ممنون

582:

فيلمهاي: يك ذهن زيبا.ديگران.پنجره مخفي.دختر منزايشان....


583:

سلام
ميشه فلم تو مايه هاي ذهن زيبا بهم معرفي كنين.


584:

زياده

روزسوم
توفيق اجباري
ميوه ممنوعه
من يه افسانهام
shes the man
xxx 2
american pie
die hard

585:

یک فیلمی بود ترسناک به خصوص اون قسمتی که خون اشام گلوی دختره رو تیکه پاره کرد خیلی باشکوه بود اشک شوق در چشمانمان جمع شدمعرفی فیلم

586:

این فیلم امریکن پای کجاش خاطره انگیزه هان؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟

587:

گلادياتور بهترين و خاطره انگيزترين فيلميه كه تا حالا ديدم

588:

سري فيلم هاي راكي، با بازي هستالونه
مهم ترين عاملي كه باعث شد ، ورزش كردن رو به عنوان يكي از هدف هاي مهم زندگي انتخاب كنم!

589:

آخرین سامورایی
خیلی جالب و با حسه

590:


دختران انتظار
دلدادگان
عشق




امیر علی تو قهوه یتلخ نلخ با شکر زیاد زیاد میل میکنی؟



گلادياتور
من چندین بار دیدم اما نمیفهمم چیه این فیلم برای مردا جالبه تازه صحنه های زشتی هم داره !

591:

مسیر سبز.

حلقه ورژن ژاپنی هم خوب بود.


592:

فيلم مالنا هم خوبه

593:

پیانو

594:

اولا5خيلي باحال بودبعدشام 6 مخصوصا تومسابقش كه بايد .....

اسب روميخوردند

595:

نيرنگ کارگردان:مارسل لانگجرفیلمنامه نویس:مارسل لانگجربازیگر:هاگ جکمن - اوان مک گریگورخلاصه داستان: حسابدار جواني ( مك گر گور‌ ) توسط دوست وكيلش ( جك من ) به باشگاهي معرفي مي شود.

ورود او به اين دنياي جديد ،‌ باعث مي شود او مظنون به آدم ربايي و شراكت در يك پروژه دزدي عظيم شود

596:

مغرور کارگردان:پائول ویلندفیلمنامه نویس:آدام هستیکلبازیگر:پاتريك دمپسي - ميشل موناگانخلاصه داستان:‌ تام (دمپسي) مردي هست كه با زنان زيادي دوست هست.

هانا (موناگان) يكي از بهترين دوستان اوست.

وقتي هانا براي يك سفر كاري، شش ماهي از تام دور مي شود ‌، تام تازه مي فهمد چقدر به او علاقه داشته و چقدر دلش برايش تنگ شده هست.

هانا با حلقه اي در انگشت از سفر بر مي گردد و از تام خواستگاري مي كند

597:

مرد آهني کارگردان:جان فاوروفیلمنامه نویس:مارک فرگوسبازیگر:رابرت داونی جی - کیونت پالترو - ترنس هاوارد خلاصه داستان:‌ وقتي توني هستارك كارخانه دار (داوني) اسير بود، ارتشي مجهز آماده مي كند تا بتواند خودش را از اسارت نجات داده و با نابغه اي كه با نقشه اي شرورانه،‌قصد نابودي بشر را دارد مبارزه كند.


598:

كمربند قرمز کارگردان:دیوید ممتفیلمنامه نویس:دیوید ممتبازیگر:جیویتل اجیفور - تیم آلن - امیلی مورتیمورخلاصه داستان:‌ حوادثي كه اتفاق مي افتد، باعث مي شود مربي جي جيتسو ( يكي از انواع ورزش هاي رزمي )، ‌مايك تري ( اجيفور ) غلي رغم ميل باطني اش و براي پول ، يك بار ديگر وارد رينگ شود.


599:

مامان بچه کارگردان:میشائیل مک کالرزفیلمنامه نویس:میشائیل مک کالرزبازیگر:تینا فی - امی پولر - سیگرنر ویورخلاصه داستان:‌ زني مجرد كه شديدا درگير شغلش بوده(في) تصميم مي گيرد رحم زني (پوهلر)را اجاره كند تا بچه دار شود.


600:

معرفي فيلم
جنگِ چارلي ايشانلسون
Charlie Wilson's War معرفی فیلم
کارگردان: مايک نيکولز.

فيلمنامه: آرون سوروکين بر پايه کتابي از جروج سريل.

موسيقي: جيمز نيوتن هاوراد.

مدير ‏فيلمبرداري: هستيون گولدبلات.

تدايشانن: جان بلوم، اونتونيا وان دريملن.

طراح صحنه: ايشانکتور کمپستر.

بازيگران: تام ‏هنکس[چارلي ايشانلسون]، امي آدامز[باني باخ]، جوليا رابرتز[جواون هرينگ]، فيليپ سايمور هافمن[گاست آروکاتوس]، ‏ند بيتي[داک لانگ]، اميلي بلانت[جين ليدل]، اوم پوري[رئيس جمهور ضيا]، کن هستات[زواي]، جان ‏اسليتري[کريولي].

97 دقيقه.

محصول 2007 آمريکا.

نامزد جايزه اسکار بهترين بازيگر نقش مکمل مرد/سايمور ‏هافمن، نامزد جايزه بافتا بهترين بازيگر نقش مکمل مرد/سايمور هافمن، نامزد جايزه بهترين فيلمنامه و بهترين بازيگر ‏نقش مکمل مرد/سايمور هافمن از انجمن منتقدان رسانه ها، برنده جايزه بازيگر سال از انجمن منتقدان اوهايو، نامزد ‏جايزه بهترين بازيگر نقش مکمل مرد/سايمور هافمن از مراسم انجمن منتقدان شيکاگو، نامزد جايزه گولدن گلاب بهترين ‏فيلم-بهترين بازيگر مرد/هنکس- بهترني بازيگر مرد نقش مکمل/سايمور هافمن- بهترين فيلمنامه.


اوايل دهه 1980.

چارلي ايشانلسون سناتور زن باره همايش آمريکا که از ايالت تگزاس انتخاب شده، عضو کميته امور ‏خارجي مي شود که عملياتي مخفيانه را سامان مي دهد.

شورايشان به افغانستان حمله کرده و موج تازه اي در دوران ‏جنگ سرد به راه انداخته هست.

مشوق اصلي ايشانلسون زني متنفذ و ثروتمند و حامي اصلي او به نام جواونا هرينگ هست.

‏هرينگ با او از مصيبت هاي امت افغانستان تحت اشغال شورايشان سخن مي گايشاند و او را وادار به سفري به پاکستان مي ‏کند.

ايشانلسون در اونجا با ژنرال ضياء الحق رئيس جمهور ديدار کرده و پس از بازديد کمپ پناهندگان افغان به شدت تحت ‏تاثير برنامه مي گيرد.

در بازگشت به آمريکا پس از جلب همکاري يک مامور برجسته ساوقت ‏CIA‏ به نام گاست ‏آروکاتوس-مسئول امور افغانستان- تلاش مي نمايد تا بودجه اي براي کمک به مجاهدين افغاني تصايشانب کند.

چنين بودجه ‏اي وجود دارد، اما کم بودن اون مانع اصلي براي مبارزه با گسترش نفوذ در خاورميانه هست.

تلاش هاي ايشانلسون به نتيجه ‏مي رسد و به زودي سيل سلاح و مواد غذايي به پاکستان و افغانستان سرازير مي شود.

اما ارتش شورايشان بااستفاده از ‏هلي کوپترهايش ضربات مهلکي به مجاهدين و امت عادي افغان وارد مي نمايد.

تنها راه تامين موشک انداز هستينگر ‏براي مبارزه با حملات هوايي شورايشان هست و تنها کشوري که مي تواند اين سلاح ها را در اختيارشان برنامه دهد، ‏اسرائيل هست.

سلاح ها مخفيانه به افغانستان فرستاده شده و سبب برتري جنگي مجاهدين مي شود.

مدتي بعد شورايشان ها ‏پساز جنگي فرسايشي نيروهاي خود را از افغانستان بيرون مي کشند.

جنگ تمام شده، اما ايشانلسون که توانسته بود در ‏گذشته صدها ميليون دلار براي ارسال اسلحه به افغانستان اعتبار به چنگ آورد، قادر نيست تا اعضاي کميته را راضي ‏به خرج يک ميليون دلار جهت بازسازي مدارس افغانستان کند...‏

چرا بايد ديد؟
مايک نيکولز از آخرين باوقتدگان نسل غول هاست.

مردي که در 76 سالگي چنان فيلم منسجمي ساخته که حيرت هر ‏جواني را برمي انگيزد.

نيکولزفيلمساز کم کاري هست.

در طول 4 دهه تنها 20 فيلم سينمايي و يک فيلم تلايشانزيوني ‏ساخته هست.

اما بسياري از فيلم هايش جريان ساز و صاحب نگاه منتقدانه سياسي بوده که از ‏Catch-22‎‏ آغاز و پس از ‏سيلک وود و رنگ هاي اصلي به جنگ چارلي ايشانلسون ختم مي شود.


جنگ چارلي ايشانلسون مصداق کامل جمله خود اوست که وقتي فرموده بود:‏‎ ‎‏"فيلم ها مثل آدم ها هستند.

تنها دو راه پيش رو ‏داريد يا به اونها اطمينان کنيد يا نکنيد".

يک فيلم 75 ميليون دلاري که تام هنکس اون را تهيه کرده و در کنار فيلم هايي ‏چون شيرهايي براي بره ها برنامه هست نماينده وجدان بيدار هاليوود نسبت به حوادث سياسي کشورش باشد.

البته نگاه ‏نيکولز و سازندگانش متوجه گذشته نزديک هست، اما با هدف تصحيح اشتباهات آينده چنين انتخابي صورت گرفته و ‏امتداد سياست هاي غلط دوران جنگ سرد را نشانه رفته هست.

تصايشانري که او از دنياي پشت پرده سياست مداران ‏آمريکايي ارائه مي دهد شايد ابتدا چندان تکان دهنده نباشد، اما وقتي که تنها نفوذ يک حامي مونث چارلي ايشانلسون را به ‏طرف انجام کارهايي بزرگ در سياست خارجي کشور هدايت مي نمايد، عمق بي پايگي و انعطاف پذيري مقطعي سياست ‏هاي خارجي يک ابرقدرت را در مي يابيد.

نيکولز با انتخاب اين قصه هموچون رنگ هاي اصلي نشان مي دهد که به ‏وضعيت فردي آدم هاي درگير سياست بسيار اهميت مي دهد.

اين درام هاي به ظاهر باشکوه درباره آدم هايي هست که ‏سرشار از ضعف اند و اسير بي اخلاقي و از همه بدتر برنامه هست که منجي ديگران باشند.‏
هدف فعلي نيکولز يک جمهوري خواه هست که در اتحاد با زني به شدت دست راستي موجبات وارد آمدن ضربه اي ‏بزرگ به شورايشان را فراهم مي نمايد.

اما همين عمليات يک دهه بعد تبديل به خار چشم آمريکا مي شود و افغانستان به ‏عنوان مامن تروريست هاي بنيادگرا به جهانيان معرفي مي گردد.

نيکولز با تاکيد بر ناکامي ايشانلسون در کسب بودجه ‏براي بازسازي مدارس افغانستان نشان مي دهد که غفلت دولتمردان آمريکايي از آموزش و چشم نپوشيدن از يک مبلغ ‏جزئي اونها را وادار به پرداخت هزينه هاي جاني و مالي گزاف کرده هست.

اتفاقي که در واقعيت بسيار سهمناک تر از اون ‏است که در فيلم نيکولز ديده مي شود!‏
جنگ چارلي ايشانلسون جدا از نشان دادن قدرت نيکولز در ساخت يک درام زندگي نامه اي، يک فيلم سياسي بالغ مدرن ‏نيز هست.

فيلمي که بايد با دقت و حوصله ديده شود!‏
ژانر: زندگي نامه، درام.







601:

در شماره 66،67 مجله فیلم نگار در قسمت کشمکش به طور گسترده ای به نقد فیلم و به خصوص فیلم نامه جنگ چارلی ویلسون پرداخته بود به طوری که خواننده ای که فیلم را ندیده شدیدا سردرگم می شد.
سعید مستغاثی از منتقدان حرفه ای مجله فیلم نگار می گوید:
جنگ چارلی ویلسون فیلمی هست که سعی می کند قدرت نظامی -اطلاعاتی امریکا را به افرادی همچون چارلی ویلسون محدود کند در حالی که امثال چارلی ویلسون ها و صدها و هزاران مانند او که امروز در عراق گیر افتاده اند معترف شده اند که دیگر برایشان پیروزی متصور نیست.گویا فقط ان روس های بخت برگشته بودند که باید از امثال ویلسون می ترسیدند.
وی از طرفی اضافه می کند:
سعی می شود این سناتور دمکرات چندان مقصر به نظر نیاید.
الهام طهماسبی این فیلم را یک کمدی سیاسی و جذاب معرفی می کند.
راجر ابرت منتقد شیکاگو سان تایمز فیلم را ماجرایی حقیقی خوانده هست و می گوید:
این فیلم را بر پایه داستانی واقعی ساخته شده و من دلیلی نمی بینم که به حقایق موجود در فیلم شک داشته باشد.
اوان فنینگ منتقد مشهور ایندیپندنت درباره بازی تام هنکس می گوید:
تام هنکس بازیگری هست که بیشتر او را در نقش ادم های مثبت دیده ایم.وقتی که از نیکولز پرسیدم که هنکس چه قابلیت هایی برای ایفای نقش شخصیتی که درکل منفی هست داشت؟
او این گونه جواب داد:«هنکس چه از لحاظ بیانی و چه از لحاظ فیزیکی مناسب این نقش بود.او به راحتی در نقش فرو رفت و وظیفه بازیگر خوب این هست که ظرایفی را که فیلمنامه نویسان برای شخصیت ها در نظر گرفته اند، به تصویر بکشد و تام این کار را کرد.»
خوب،من سعی کردم طوری مطالب را انتخاب کنم که سردرگمی ایجاد نشه و به مطالب مهم اشاره شود امیدوارم مقبول واقع شده باشد.


602:

معرفي فيلم
اونجا نيستم
I'm Not There معرفی فیلم
کارگردان: تاد هاينس.

فيلمنامه: تاد هاينس، اورن موورمن بر پايه داستاني از هاينس.

مدير فيلمبرداري: ادوارد ‏لاچمن.

تدايشانن: جي رابينوايشانتز.

طراح صحنه: جودي بکر.

بازيگران: کريستين بيل[جک/ جان واعظ]، کيت ‏بلانشت[جاد]، مارکوس کارل فرانکلين[وودي]، ريچارد گير[بيلي]، هيث لجر[روبي]، بن وايشاو[آرتور]، شارلوت ‏گينزبورگ[کلر]، ديايشاند کراس[آلن گينزبورگ]، بروس گرين وود[خبرنگار]، جولين مور[اليس فابيان]، ميشله ‏ايشانليامز[کوکو رايايشاننگتن].

135 دقيقه.

محصول 2007 آمريکا، آلمان.

نام ديگر: ‏I'm Not There، ‏I'm Not There: ‎Suppositions on a Film Concerning Dylan‏.

نامزد جايزه اسکار بهترين بازيگر زن نقش مکمل/بلانشت، ‏نامزد جايزه بهترين بازيگر انتخاب منتقدان از مراسم انجمن منتقدان رسانه ها، برنده قورباغه برنز/ادوارد لاچمن از ‏مراسم ‏Camerimage، برنده جايزه بهترين بازيگر زن نقش مکمل/بلانشت از انجمن منتقدان شيکاگو، برنده جايزه ‏گولدن گلاب بهترين بازيگر زن نقش مکمل/بلانشت، نامزد جايزه بهترين فيلم از مراسم گاتام، برنده جايزه رابرت آلتمن ‏و نامزد جوايز بهترين فيلم-بهترين بازيگر مرد و زن نقش مکمل/بلانشت و فرانکلين از مراسم روحيه مستقل، نامزد ‏جايزه بهترين بازيگر زن نقش مکمل از مراسم ساتلايت، نامزد جايزه بهترين بازيگر زن نقش مکمل از مراسم اتحاديه ‏بازيگران، برنده جايزه ‏‎'CinemAvvenire'‎‏ بهترين فيلم، جايزه ايشانژه داوران، جايزه بهترين بازيگر زن و نامزد شير ‏طلايي جشنواره ونيز.


يک پسرک 11 سياه پوست آمريکايي به نام وودي که موسيقي و نوشتن ترانه هاي محلي را کشف مي نمايد، يک خواننده ‏آوازهاي محلي به نام جک رولينز که بعدها واعظي پيشه مي نمايد تا از ترانه هايش را در راه خدا هستفاده کند، يک ‏بازيگر فيلم هاي هاليوودي به نام روبي کلارک که پس از مدتي هرزه گردي تبديل به مرد خانواده مي شود، جاد کايشانين ‏يک نوازنده مشهور گيتار آکوستيک که با تغيير سبک خود از ‏folk‏ به ‏folk rock‏ طرفدارانش را مي رنجاند، و يک ‏بازيگر مسن که در فيلمي به نقش بيلي د کيد ظاهر شده.

پنج آدم متفاوت که هر کدام به نوعي بازتاب گوشه هايي از ‏زندگي باب ديلن را به نمايش مي گذارند، البته در کنار ششمين نفر-آرتور رمبو- که پذيرفته به سوال هايي درباره گذشته ‏خود جواب دهد...‏

چرا بايد ديد؟
رابرت آلن زيمرمن يا با نام يهودي اش زوشه بن آوراهام متولد 1941 آوازخوان، نايشانسنده، آهنگساز و شاعر، يکي از ‏چهرهاي شاخص موسيقي آمريکا به مدت پنج دهه هست.

دوستدارانش او را به نام باب ديلن مي شناسند.

آوازهايش در ‏متجاوز از 200 فيلم شنيده شده و خودش نيز چندباري در مقابل دوربين ظاهر شده که شاخص ترين اونها پت گرت و ‏بيلي د کيد به کارگرداني سام پکين پا هست.

هنرمندي که حضور طولاني اش و افت و خيزهاي زندگي هنري و شخصي ‏اش باعث شده تا همواره سوژه داغ روزنامه نگاران و حتي فيلمسازان باشد.

کتاب ها متعددي درباره اش منتشر شده و ‏چند فيلم مستند نيز از زندگي ساخته اند.

اما اونجا نيستم که نامش را از يکي از آوازهاي خود او گرفته، چيز ديگري هست.‏
محصولي هنرمندانه از کارگرداني خوش ذوق که براي تسيم پيچيدگي هاي ذهني و شخصيتي ديلن از 5+1 نفر براي ‏بازي در نقش او هستفاده کرده هست.

اتفاقي که سپس ميل مبهم هوس بونوئل و بازي دو هنرپيشه در نقش يک زن واحد ‏به خودي خود اتفاقي مهم در سينماست.


تاد هاينس متولد 1961 لس اونجلس از دانشگاه براون در رشته نشانه شناسي فارغ التحصيل شده و با ساختن آدم کش ‏ها:فيلمي درباره ارتور رمبو[1985] شروع به فيلمسازي کرده هست.

شهرت خود را مديون فيلم ‏Velvet Goldmine‏ ‏و دور از بهشت هست که جوايز متعددي نيز برايش به ارمغان آورده ند.

اونجا نيستم که با فاصله اي 5 ساله از فيلم پيشين ‏ايشان –دور از بهشت- ساخته شده هست.

فيلم ساختاري اپيزوديک دارد و غير از آرتور رمبو اشخاص ديگري نيز در ‏برابر دوربين به سوال هايي در مورد ديلن جواب مي دهند.

از جمله اليس فابيان[جواون بائز] که جان کلام را دو بار از ‏زبان ايشان مي شنايشانم‎ ‎‏"او اين هستعداد را داشت که وقايع جهان پيرامون خودش را ببيند و اونها را به شکلي عالي در ‏آوازهايش نشان بدهد".‏
اونجا نيستم يک زندگينامه معمولي از ديلن نيست.

بلکه با الهام از زندگي و آوازهاي ايشان شکل گرفته و بيشتر به حساسيت ‏هنرمند در برابر وقايع دنياي پيرامونش اشاره دارد.

نمي خواهم ارج فيلم را با هستفاده از کلمات قالبي چون رسالت ‏هنرمند پايين بياورم، اما هدف هاينس تلنگري به همه هنرمندان هست تا با ديدن گوشه هايي از زندگي يک اسطوره زنده ‏دنياي هنر به ضرورت عکس العمل نشان دادن در برابر اتفاق هاي پيرامون خود فکر نمايند.

چيزي که سينماي آمريکا ‏هر لحظه بيشتر و بيشتر از اون دور مي شود.

البته عشاق باب ديلن-که بسيارند- با تماشاي فيلم و شنيدن آوازهاي برگزيده ‏اش لذت بيشتري خواهند برد، اما براي کساني که هاينس و ديلن را نيز نمي شناسند تماشاي اونجا نيستم يک تجربه ناب ‏است.

بهترين اپيزود متعلق به کيت بلانشت هست که به شکل سياه و سفيد فيلمبرداري شده هست.


ژانر: زندگي نامه، درام، موسيقي.








603:

فیلمهایی که به سبک (پیچش اشتباه یا محکومین) هست بیشتر معرفی کنین


نه از خاكم نه از بادم نه در بندم نه از آدم

نه اون ليلا ترين مجنون نه شيرينم نه فرهادم

فقط مثله تو غمگينم فقط مثله تو دلتنگم

اگر آبي تر از آبم اگر همزاد مهتابم

بدون تو چه بيرنگم بدون تو چه بي تابم

604:

tube(ترن زیر زمینی)
فیلم بسیار زیبایی بود
پیشنهاد میکنم حتمآ ببینید
یا علی

605:

اگه ميشه فيلمي رو تو مايه هاي فيلم(يك ذهن زيبا)رو معرفي كنيد

606:


فیلم ویل هانتیگ نابغه از لحاظ داستان اندکی به این فیلم شباهت دارد نمیدونم چرا الان حضور ذهن ندارم ببخشید شما این سوال قبلا هم مطرح کردید که به دلیل مشکلات اخیر فراموش کردم

607:

سریال monk
سریال پلیسی و خیلی جالبیه.

یه کارآگاه وسواسیه که خیلی باهوشه و منو یاد سریال پوآرو می اندازه
معرفی فیلم

608:

معرفی فیلم

اول فیلم این دختره تصادف می کنه و اعضای مصنوعی هوشمندی بهش پیوند میدن.
فیلم تو مایه های بزن بزن و فرشتگان چارلیه.


609:

معرفی فیلم

معرفی فیلم

چهار هزار و چارصد نفر در سراسر جهان در وقت های مختلف توسط موجودات فضایی دزدیده میشن و یهو همشون یه جا توی عصر کنونی ظاهر میشن و قدرتهای مختلفی دارن.

ه .

مثلا این دختر کوچولوئه قدرت پیش بینی کردن آینده رو داره.

در کل سریال جالبیه و هنوزم ادامه داره.


610:

معرفی فیلم

این سریال کمدی پلیسیه! این پسر سبزه ادعای جادوگری و رمالی و باهوشی و این حرفا می کنه و از طریق تونسته واسه پلیس کار کنه.

این همکار سیاهپوستشم همش سر و ته فیلم آدمو می خندونه.

611:

معرفی فیلم


فرشته سفيد
Beyaz melek‏ معرفی فیلم

نايشانسنده و کارگردان: ماحسون کيرميزي گول.

موسيقي: ماحسون کيرميزي گول، يلديراي گولگن، کمال ساهير گورل.

‏مدير فيلمبرداري: ايوپ بوز.

طراح صحنه: زينپ کول اوغلو توران.

بازيگران: سونا سلن[ميزگين]، علي سورمه ‏لي[مختار]، عارف ارکين[آحمت]، بيلگه زوبو[ياشار]، جاهيت تامر[طيار مدير]، جزمي باسکين[صبري]، امل ساين[به ‏نقش خودش]، ارل گون آيدين[فرمانده واحيت]، غاضنفر ئوزجان[دلقک]، ماحسون کيرميزي گول[علي]، سارپ ‏آپاک[رشات]، نژات اايشانگور[قاضي جمال]، باووز بينگول[حيدير]، يلديز کنتر[ملک]، زينپ توکوش[نازلي]، فاديک ‏سايشانن آتاسايشان، لاله بلکيس، حسين آوني دانيال، نورسيم دمير، ارول دميرئوز، پينار ارتوره، صاليح کاليون، تورون ‏کاراجااوغلو، ئوزنور کولا، تومريس ئوغوزآلپ، ايلکاي ساران، سونا سلن، فيرات تانيس[موسي].

122 و 115 دقيقه.

‏محصول 2007 ترکيه.

نام ديگر: ‏The White Angel‏.


علي و رشات پدرشان آحمت را براي شيمي درماني به هستانبول مي برند.

اما آحمت که در خود تحمل شيمي درماني را ‏نمي بيند، از بيمارستان فرار مي نمايد.

علي و رشات او را دنبال مي نمايند، اما آحمت موفق به گم کردن رد خود شده و ‏مدتي بعد خود را در برابر يک آسايشگاه مخصوص سالمندان مي يابد.

ساکنين آسايشگاه به تصور اينکه فرزندانش او را ‏به حال خود رها کرده اند، از ايشان مي خواهند تا در اونجا بماند.

آحمت که به سختي قادر به صحبت کردن هست، مي ‏پذيرد.

علي و رشات سپس مدت کوتاهي پدرشان را در آسايشگاه مي يابند.

اما چون او را از بودن در اونجا راضي مي ‏يابند، مي پذيرند تا مدتي در اونجا بماند.

اين دو که از مرگ قريب الوقع پدرشان باخبرند، مي پذيرند که دستيابي به ‏احساس خوشبختي در آخرين روزهاي عمر از ادامه مداواي کم اثر براي پدرشان مفيدتر و مهم تر هست.


ساکنان آسايشگاه نيز هر کدام براي خود سرگذشتي دارند و آحمت با فهميدن سرگذشت اونها خود را بيشتر به اونان نزديک ‏تر احساس مي نمايد.

در دومين روز اقامت آحمت در آسايشگاه، برنامه هست دو نفر از ساکنان اونجا معلمي بازنشسته به نام ‏ياشار و نباهت با هم ازدواج نمايند.

پس از برگزاري مراسمي باشکوه آحمت که تصميم به بازگشت به خانه گرفته، از اين ‏زوج و ديگران براي سفر به روستاي خود در ديارباکير دعوت مي نمايد.

پس از کرايه يک ميني بوس همگي به راه مي ‏افتند، اما سفر پر ماجرايي در انتظار اونهاست و اتفاق هاي غريبي نيز در مقصد انتظارشان را مي کشد....‏

چرا بايد ديد؟
فرشته سفيد پر فروش ترين فيلم سال 2007 سينماي ترکيه و يازدهمين فيلم پر فروش تاريخ سينماي اين کشور-اوج ‏موفقيت سينماي عامه پسند ترک- اولين ساخته خواننده مشهور ماحسون[محزون] کيرميزي گل يکي از اون درام ها يا ‏بهتر بگايشانم ملودرام جذاب، ساده-از نظر نوع نگاه اش به هستي-، راحت الهضم و دوست داشتني هست.

جهان بيني ساده ‏و انساني اش را لااقل شرقي ها به راحتي مي پذيرند، چون راه حل هايي ساده نيز براي حل مشکلات بزرگ پيشنهاد مي ‏کند.

همين سادگي مي تواند بلاي جان فيلم نيز بشود، چون پذيرش اين که هنوز در اين دنياي قرن بيست و يکي افراد ‏ساده دلي چون ساکنان روستاي آحمت وجود دارند اندکي دور از ذهن هست.


با اين حال، فارغ از تلقي سازنده اش، فرشته سفيد قصه اي جهان شمول را دستمايه کار خود برنامه داده هست.

کنار ‏گذاشته شدن سالخوردگان و راندن اونان به حاشيه زندگي پر هياهو و شتاب امروزي که باعث بروز خلاهاي احساسي مي ‏شود.

فرشته سفيد با چنين سوژه اي قصد دارد تا انسان هاي جامعه گرفتار ميان سنت و مدرنيته ترکيه را به بازگشت به ‏سايشان شرق-اوناتولي کهن و صفا و صميمت روستايي اون- ترغيب کند تا از اين راه پذيرش مرگ را نيز آسان تر نمايد.

‏کيرميزي گول با تصايشانر کردن انسان هاي سالخورده دو سايشان فلات اوناتولي مي خواهد منادي عشق به زندگي و عشق ‏ميان انسان ها باشد و اين کار را با اختصاص دادن بخشي از درآمد سرشار فيلم به آسايشگاه هاي سالمندان سراسر ترکيه ‏به شکلي عملي نيز اثبات مي نمايد.


فرشته سفيد که هموقت در 210 سينما به نمايش در آمد و بيش از يک و ميليون نفر را به سالن ها کشاند، اولين تجربه ‏فيلمسازي کيرميزي گول هست.

ماحسون کيرميزي گول متولد 1969 بينگول هستان ديار باکير ترکيه هست.

ايشان در 22 ‏سالگي از ‏İTÜ‏ کنسرواتوار دولتي موسيقي ترک فارغ التحصيل ‏‎ ‎شد.

از 1980 شروع به فعاليت در زمينه مطالعهآواز ‏کرد.

اولين آلبوم موسيقي حرفه ايش در 1993 با نام "اگر دنيا اينه، تو پادشاهي" منتشر شد که رکورد فروش را ‏شکست.

اين موفقيت با انتشار کارهاي بعدي او به بنام "عزيزم"، "حقوق بشر" و "عاشق شدم همشهري" تکرار شد.

از ‏کيرميزي گول تاکنون 12 آلبوم موسيقي منتشر شده که همگي با اقبال وسيعي روبرو شده اند.

او از سال 1993 با بازي ‏در سريالي به نام "اگر دنيا اينه، تو پادشاهي" شروع به بازيگري کرد و تاکنون در سريال هاي اين عشق تمام شدني ‏نيست[1996]، همشهري[1996]، زمين نخوردم[1999]، ظالم[2003] و تبعيدي عشق[2005] بازي کرده هست.


فرشته سفيد مصداق کامل جمله مشهوري هست که ترک هاي مي گايشانند: اگر زندگي يک سفر هست، پس سعي کن از اون ‏لذت ببري! ‏






612:

معرفی فیلم

اونجا نيستم

I'm Not There

معرفی فیلم
کارگردان: تاد هاينس.

فيلمنامه: تاد هاينس، اورن موورمن بر پايه داستاني از هاينس.

مدير فيلمبرداري: ادوارد ‏لاچمن.

تدايشانن: جي رابينوايشانتز.

طراح صحنه: جودي بکر.

بازيگران: کريستين بيل[جک/ جان واعظ]، کيت ‏بلانشت[جاد]، مارکوس کارل فرانکلين[وودي]، ريچارد گير[بيلي]، هيث لجر[روبي]، بن وايشاو[آرتور]، شارلوت ‏گينزبورگ[کلر]، ديايشاند کراس[آلن گينزبورگ]، بروس گرين وود[خبرنگار]، جولين مور[اليس فابيان]، ميشله ‏ايشانليامز[کوکو رايايشاننگتن].

135 دقيقه.

محصول 2007 آمريکا، آلمان.

نام ديگر: ‏I'm Not There، ‏I'm Not There: ‎Suppositions on a Film Concerning Dylan‏.

نامزد جايزه اسکار بهترين بازيگر زن نقش مکمل/بلانشت، ‏نامزد جايزه بهترين بازيگر انتخاب منتقدان از مراسم انجمن منتقدان رسانه ها، برنده قورباغه برنز/ادوارد لاچمن از ‏مراسم ‏Camerimage، برنده جايزه بهترين بازيگر زن نقش مکمل/بلانشت از انجمن منتقدان شيکاگو، برنده جايزه ‏گولدن گلاب بهترين بازيگر زن نقش مکمل/بلانشت، نامزد جايزه بهترين فيلم از مراسم گاتام، برنده جايزه رابرت آلتمن ‏و نامزد جوايز بهترين فيلم-بهترين بازيگر مرد و زن نقش مکمل/بلانشت و فرانکلين از مراسم روحيه مستقل، نامزد ‏جايزه بهترين بازيگر زن نقش مکمل از مراسم ساتلايت، نامزد جايزه بهترين بازيگر زن نقش مکمل از مراسم اتحاديه ‏بازيگران، برنده جايزه ‏‎'CinemAvvenire'‎‏ بهترين فيلم، جايزه ايشانژه داوران، جايزه بهترين بازيگر زن و نامزد شير ‏طلايي جشنواره ونيز.


يک پسرک 11 سياه پوست آمريکايي به نام وودي که موسيقي و نوشتن ترانه هاي محلي را کشف مي نمايد، يک خواننده ‏آوازهاي محلي به نام جک رولينز که بعدها واعظي پيشه مي نمايد تا از ترانه هايش را در راه خدا هستفاده کند، يک ‏بازيگر فيلم هاي هاليوودي به نام روبي کلارک که پس از مدتي هرزه گردي تبديل به مرد خانواده مي شود، جاد کايشانين ‏يک نوازنده مشهور گيتار آکوستيک که با تغيير سبک خود از ‏folk‏ به ‏folk rock‏ طرفدارانش را مي رنجاند، و يک ‏بازيگر مسن که در فيلمي به نقش بيلي د کيد ظاهر شده.

پنج آدم متفاوت که هر کدام به نوعي بازتاب گوشه هايي از ‏زندگي باب ديلن را به نمايش مي گذارند، البته در کنار ششمين نفر-آرتور رمبو- که پذيرفته به سوال هايي درباره گذشته ‏خود جواب دهد...‏

‏چرا بايد ديد؟
رابرت آلن زيمرمن يا با نام يهودي اش زوشه بن آوراهام متولد 1941 آوازخوان، نايشانسنده، آهنگساز و شاعر، يکي از ‏چهرهاي شاخص موسيقي آمريکا به مدت پنج دهه هست.

دوستدارانش او را به نام باب ديلن مي شناسند.

آوازهايش در ‏متجاوز از 200 فيلم شنيده شده و خودش نيز چندباري در مقابل دوربين ظاهر شده که شاخص ترين اونها پت گرت و ‏بيلي د کيد به کارگرداني سام پکين پا هست.

هنرمندي که حضور طولاني اش و افت و خيزهاي زندگي هنري و شخصي ‏اش باعث شده تا همواره سوژه داغ روزنامه نگاران و حتي فيلمسازان باشد.

کتاب ها متعددي درباره اش منتشر شده و ‏چند فيلم مستند نيز از زندگي ساخته اند.

اما اونجا نيستم که نامش را از يکي از آوازهاي خود او گرفته، چيز ديگري هست.‏
محصولي هنرمندانه از کارگرداني خوش ذوق که براي تسيم پيچيدگي هاي ذهني و شخصيتي ديلن از 5+1 نفر براي ‏بازي در نقش او هستفاده کرده هست.

اتفاقي که سپس ميل مبهم هوس بونوئل و بازي دو هنرپيشه در نقش يک زن واحد ‏به خودي خود اتفاقي مهم در سينماست.


تاد هاينس متولد 1961 لس اونجلس از دانشگاه براون در رشته نشانه شناسي فارغ التحصيل شده و با ساختن آدم کش ‏ها:فيلمي درباره ارتور رمبو[1985] شروع به فيلمسازي کرده هست.

شهرت خود را مديون فيلم ‏Velvet Goldmine‏ ‏و دور از بهشت هست که جوايز متعددي نيز برايش به ارمغان آورده ند.

اونجا نيستم که با فاصله اي 5 ساله از فيلم پيشين ‏ايشان –دور از بهشت- ساخته شده هست.

فيلم ساختاري اپيزوديک دارد و غير از آرتور رمبو اشخاص ديگري نيز در ‏برابر دوربين به سوال هايي در مورد ديلن جواب مي دهند.

از جمله اليس فابيان[جواون بائز] که جان کلام را دو بار از ‏زبان ايشان مي شنايشانم‎ ‎‏"او اين هستعداد را داشت که وقايع جهان پيرامون خودش را ببيند و اونها را به شکلي عالي در ‏آوازهايش نشان بدهد".‏
اونجا نيستم يک زندگينامه معمولي از ديلن نيست.

بلکه با الهام از زندگي و آوازهاي ايشان شکل گرفته و بيشتر به حساسيت ‏هنرمند در برابر وقايع دنياي پيرامونش اشاره دارد.

نمي خواهم ارج فيلم را با هستفاده از کلمات قالبي چون رسالت ‏هنرمند پايين بياورم، اما هدف هاينس تلنگري به همه هنرمندان هست تا با ديدن گوشه هايي از زندگي يک اسطوره زنده ‏دنياي هنر به ضرورت عکس العمل نشان دادن در برابر اتفاق هاي پيرامون خود فکر نمايند.

چيزي که سينماي آمريکا ‏هر لحظه بيشتر و بيشتر از اون دور مي شود.

البته عشاق باب ديلن-که بسيارند- با تماشاي فيلم و شنيدن آوازهاي برگزيده ‏اش لذت بيشتري خواهند برد، اما براي کساني که هاينس و ديلن را نيز نمي شناسند تماشاي اونجا نيستم يک تجربه ناب ‏است.

بهترين اپيزود متعلق به کيت بلانشت هست که به شکل سياه و سفيد فيلمبرداري شده هست.


ژانر: زندگي نامه، درام، موسيقي.



********************
منبع ...

مجله اينترنتی مبين ....


613:

معرفی فیلم




جنگِ چارلي ايشانلسون

Charlie Wilson's War

معرفی فیلم
کارگردان: مايک نيکولز.

فيلمنامه: آرون سوروکين بر پايه کتابي از جروج سريل.

موسيقي: جيمز نيوتن هاوراد.

مدير ‏فيلمبرداري: هستيون گولدبلات.

تدايشانن: جان بلوم، اونتونيا وان دريملن.

طراح صحنه: ايشانکتور کمپستر.

بازيگران: تام ‏هنکس[چارلي ايشانلسون]، امي آدامز[باني باخ]، جوليا رابرتز[جواون هرينگ]، فيليپ سايمور هافمن[گاست آروکاتوس]، ‏ند بيتي[داک لانگ]، اميلي بلانت[جين ليدل]، اوم پوري[رئيس جمهور ضيا]، کن هستات[زواي]، جان ‏اسليتري[کريولي].

97 دقيقه.

محصول 2007 آمريکا.

نامزد جايزه اسکار بهترين بازيگر نقش مکمل مرد/سايمور ‏هافمن، نامزد جايزه بافتا بهترين بازيگر نقش مکمل مرد/سايمور هافمن، نامزد جايزه بهترين فيلمنامه و بهترين بازيگر ‏نقش مکمل مرد/سايمور هافمن از انجمن منتقدان رسانه ها، برنده جايزه بازيگر سال از انجمن منتقدان اوهايو، نامزد ‏جايزه بهترين بازيگر نقش مکمل مرد/سايمور هافمن از مراسم انجمن منتقدان شيکاگو، نامزد جايزه گولدن گلاب بهترين ‏فيلم-بهترين بازيگر مرد/هنکس- بهترني بازيگر مرد نقش مکمل/سايمور هافمن- بهترين فيلمنامه.


اوايل دهه 1980.

چارلي ايشانلسون سناتور زن باره همايش آمريکا که از ايالت تگزاس انتخاب شده، عضو کميته امور ‏خارجي مي شود که عملياتي مخفيانه را سامان مي دهد.

شورايشان به افغانستان حمله کرده و موج تازه اي در دوران ‏جنگ سرد به راه انداخته هست.

مشوق اصلي ايشانلسون زني متنفذ و ثروتمند و حامي اصلي او به نام جواونا هرينگ هست.

‏هرينگ با او از مصيبت هاي امت افغانستان تحت اشغال شورايشان سخن مي گايشاند و او را وادار به سفري به پاکستان مي ‏کند.

ايشانلسون در اونجا با ژنرال ضياء الحق رئيس جمهور ديدار کرده و پس از بازديد کمپ پناهندگان افغان به شدت تحت ‏تاثير برنامه مي گيرد.

در بازگشت به آمريکا پس از جلب همکاري يک مامور برجسته ساوقت ‏CIA‏ به نام گاست ‏آروکاتوس-مسئول امور افغانستان- تلاش مي نمايد تا بودجه اي براي کمک به مجاهدين افغاني تصايشانب کند.

چنين بودجه ‏اي وجود دارد، اما کم بودن اون مانع اصلي براي مبارزه با گسترش نفوذ در خاورميانه هست.

تلاش هاي ايشانلسون به نتيجه ‏مي رسد و به زودي سيل سلاح و مواد غذايي به پاکستان و افغانستان سرازير مي شود.

اما ارتش شورايشان بااستفاده از ‏هلي کوپترهايش ضربات مهلکي به مجاهدين و امت عادي افغان وارد مي نمايد.

تنها راه تامين موشک انداز هستينگر ‏براي مبارزه با حملات هوايي شورايشان هست و تنها کشوري که مي تواند اين سلاح ها را در اختيارشان برنامه دهد، ‏اسرائيل هست.

سلاح ها مخفيانه به افغانستان فرستاده شده و سبب برتري جنگي مجاهدين مي شود.

مدتي بعد شورايشان ها ‏پساز جنگي فرسايشي نيروهاي خود را از افغانستان بيرون مي کشند.

جنگ تمام شده، اما ايشانلسون که توانسته بود در ‏گذشته صدها ميليون دلار براي ارسال اسلحه به افغانستان اعتبار به چنگ آورد، قادر نيست تا اعضاي کميته را راضي ‏به خرج يک ميليون دلار جهت بازسازي مدارس افغانستان کند...‏

‏چرا بايد ديد؟
مايک نيکولز از آخرين باوقتدگان نسل غول هاست.

مردي که در 76 سالگي چنان فيلم منسجمي ساخته که حيرت هر ‏جواني را برمي انگيزد.

نيکولزفيلمساز کم کاري هست.

در طول 4 دهه تنها 20 فيلم سينمايي و يک فيلم تلايشانزيوني ‏ساخته هست.

اما بسياري از فيلم هايش جريان ساز و صاحب نگاه منتقدانه سياسي بوده که از ‏Catch-22‎‏ آغاز و پس از ‏سيلک وود و رنگ هاي اصلي به جنگ چارلي ايشانلسون ختم مي شود.


جنگ چارلي ايشانلسون مصداق کامل جمله خود اوست که وقتي فرموده بود:‏‎ ‎‏"فيلم ها مثل آدم ها هستند.

تنها دو راه پيش رو ‏داريد يا به اونها اطمينان کنيد يا نکنيد".

يک فيلم 75 ميليون دلاري که تام هنکس اون را تهيه کرده و در کنار فيلم هايي ‏چون شيرهايي براي بره ها برنامه هست نماينده وجدان بيدار هاليوود نسبت به حوادث سياسي کشورش باشد.

البته نگاه ‏نيکولز و سازندگانش متوجه گذشته نزديک هست، اما با هدف تصحيح اشتباهات آينده چنين انتخابي صورت گرفته و ‏امتداد سياست هاي غلط دوران جنگ سرد را نشانه رفته هست.

تصايشانري که او از دنياي پشت پرده سياست مداران ‏آمريکايي ارائه مي دهد شايد ابتدا چندان تکان دهنده نباشد، اما وقتي که تنها نفوذ يک حامي مونث چارلي ايشانلسون را به ‏طرف انجام کارهايي بزرگ در سياست خارجي کشور هدايت مي نمايد، عمق بي پايگي و انعطاف پذيري مقطعي سياست ‏هاي خارجي يک ابرقدرت را در مي يابيد.

نيکولز با انتخاب اين قصه هموچون رنگ هاي اصلي نشان مي دهد که به ‏وضعيت فردي آدم هاي درگير سياست بسيار اهميت مي دهد.

اين درام هاي به ظاهر باشکوه درباره آدم هايي هست که ‏سرشار از ضعف اند و اسير بي اخلاقي و از همه بدتر برنامه هست که منجي ديگران باشند.‏
هدف فعلي نيکولز يک جمهوري خواه هست که در اتحاد با زني به شدت دست راستي موجبات وارد آمدن ضربه اي ‏بزرگ به شورايشان را فراهم مي نمايد.

اما همين عمليات يک دهه بعد تبديل به خار چشم آمريکا مي شود و افغانستان به ‏عنوان مامن تروريست هاي بنيادگرا به جهانيان معرفي مي گردد.

نيکولز با تاکيد بر ناکامي ايشانلسون در کسب بودجه ‏براي بازسازي مدارس افغانستان نشان مي دهد که غفلت دولتمردان آمريکايي از آموزش و چشم نپوشيدن از يک مبلغ ‏جزئي اونها را وادار به پرداخت هزينه هاي جاني و مالي گزاف کرده هست.

اتفاقي که در واقعيت بسيار سهمناک تر از اون ‏است که در فيلم نيکولز ديده مي شود!‏
جنگ چارلي ايشانلسون جدا از نشان دادن قدرت نيکولز در ساخت يک درام زندگي نامه اي، يک فيلم سياسي بالغ مدرن ‏نيز هست.

فيلمي که بايد با دقت و حوصله ديده شود!‏
ژانر: زندگي نامه، درام.



********************************
منبع ....

مجله اينترنتی مبين ....

بهار 87


614:

معرفی فیلم



دقت، لذت
Se, jie (Lust, Caution)

معرفی فیلم

کارگردان: اونگ لي.

فيلمنامه: جيمز شيموش، هايشاني-لينگ وانگ بر پايه داستاني از ايلين چانگ.

موسيقي: الکساندر ‏دسپليت.

مدير فيلمبرداري: رودريگو پريتو.

تدايشانن: تيم اسکوايرز.

طراح صحنه: لاي پان.

بازيگران: توني ليونگ[آقاي ‏يي]، ايشان تانگ[وونگ چيا چي]، جواون چن[بانو يي]، لي-هوم وانگ[کوانگ يو مين]، چونگ هو تو[وايشان پير]، چي-‏يينگ چو[لاي شو جين]، يينگ-هسين کائو[هوانگ لي]، يوئه-لي کو[هوانگ لي].

157 و 148 دقيقه.

محصول 2007 ‏آمريکا، چين، تايوان، هنگ کنگ.

نام ديگر: ‏Lust, Caution‏.

نامزد جايزه بهترين موسيقي و بهترين فيلم خارجي از ‏مراسم انجمن منتقدان رسانه ها، نامزد جايزه بهترين فيلم خارجي، بهترين موسيقي، بازيگر خوش آتيه/ايشان تانگ از ‏مراسم انجمن منتقدان شيکاگو، نامزد جايزه بهترين فيلم خارجي از مراسم گولدن گلاب، برنده جايزه بهترين بازيگر ‏مرد، بهترين بازيگر زن، بهترين کارگرداني، بهترين فيلم، بهترين فيلمنامه، بهترين موسيقي و بهترين چهر پردازي از ‏جشنواره گولدن هورس، نامزد جايزه بهترين فيلمبرداري، بهترين بازيگر زن و بهترين بازيگر مرد از مراسم روحيه ‏مستقل، برنده جايزه بهترين فيلم خارجي و نامزد جايزه بهترين کارگرداني و بهترين فيلمنامه از مراسم ساتلايت، برنده ‏شير طلايي و جايزه بهترين فيلمبرداري ازجشنواره ونيز.


در اثناي جنگ جهاني دوم نيروهاي ژاپني شانگهاي را به اشغال خود در آورده اند.

وونگ چيا چي دانشجايشاني جوان و ‏زيبايي که مادرش را در حمله ژاپني ها از دست داده و پدرش نيز به انگلستان گريخته هست، با دانشجايشاني به نام کوانگ ‏يو مين و گروه تئاتري اونها آشنا مي شود.

کوانگ يو مين که فعال ***** هست، نقشه اي براي سوءقصد به جان يکي از ‏سياستمداران محلي که با اشغال گران همکاري مي نمايد، ريخته هست.

او براي اجراي نقشه اش از وونگ مي خواهد تا به ‏اين فرد نزديک شده و پس از اغواي ايشان، او را به قتل برساند.

اين شخص کسي نيست جز آقاي يي، يکي از مهم ترين ‏سياست پيشگان شانگهاي که از روابط عاشقانه سپس ازدواج چون بازي سرگرم نماينده اي هستقبال مي نمايد.

اما عمليات ‏مانند نقشه طراحي شده پيش نمي رود...‏


چرا بايد ديد؟
اونگ لي فعلاً شناخته شده ترين و موفق ترين کارگردان آسيايي[متولد 1954 تايوان] هاليوود هست.

از 1992باPushing ‎Hands‏ شروع به فيلمسازي کرده و دقت، شهوت يازدهمين کار اوست.

دو بار نامزد اسکار بوده و براي کوهستان ‏بروکبک موفق به دريافت اسکار بهترين کارگرداني شده، سه جايزه بافتا، دو خرس طلايي جشنواره برلين، دو جايزه ‏گولدن گلاب و دو شير طلايي ونيز به همراه ده ها جايزه معتبر ديگر در کارنامه اش دارد و نامزدي نخل طلاي کن را ‏نيز تجربه کرده هست.

دقت، شهوت بازگشت او به آسيا پس از چندين فيلم بزرگ و پر خرج هاليوودي هست.

جايي که ‏توانسته با 15 ميليون دلار فيلمي اندکي شخصي تر و مستقل تر بسازد.


اگر کوهستان بروکبک درباره عشق ممنوع دو گاوچران در وقته اي ناجور بود، اين بار اونگ لي به سراغ عشق ميان ‏دو مرد و يک زن در دوراني توفاني تر رفته هست.

جنگ جهاني دوم که در اثناي اون همه چيز به راه رفتن چون طناب ‏مي ماند و دنياي احساسات نيز از گزند اين فضا بي نصيب نمانده و جنايت، تبديل به تنها راه اثبات عشق دو نفر به ‏يکديگر شده بود.

فيلم در قالب يک فلاش بک روايت مي شود و سرانجام در پايان جنگ جهاني دوم خاتمه مي يابد.

نيمه ‏اول فيلم هر چند به دقت ساخته شده، اما ريتم کندتري نسبت به نيمه دوم دارد.

اتفاقي که مي تواند تماشاگر را بي تاب و ‏از تماشاي فيلم منصرف کند.

اما بازي دو هنرپيشه نقش اول فيلم که يکي را از فيلم هاي وونگ کار واي مي شناسيم و ‏ديگري دختري تازه کار هست، مي تواند خلاهاي بسياري را پر کند.

دقت، شهوت همچون کارهاي پيشين لي درباره ‏عشقي غير ممکن هست، با اين وجود اگر تحمل ديدن فيلمي دو ساعت و نيمه را داريد، يقيناً در برابر استقامت و تحملي که ‏به خرج داده ايد، پاداشي بيش از تصورتان در انتظار شماست!‏
***************************

منبع خبر ........

مجله اينترنتی مبين ....

بهار 87

615:

معرفی فیلم



خاطرات پرستار بچه

The Nanny Diaries


معرفی فیلم

کارگردان: شاري اسپرينگر برمن، رابرت پولچيني.

فيلمنامه: شاري اسپرينگر برمن، رابرت پولچيني بر پايه رماني ‏از اما مک لافلين و نيکول کراوس.

موسيقي: مارکو سوزو.

مدير فيلمبرداري: تري هستيسي.

تدايشانن: رارت پولچيني.

‏طراح صحنه: مارک ريکر.

بازيگران: اسکارلت جوهانسون[اوني براداک]، لورا ليني[خانم ايکس]، آليسيا کيز[لاينت]، ‏کريس اوانز[هوارد هوتي]، دانا مورفي[جودي براداک]، نيکلاس ريس ارت[گرير]، جوديت رابرتز[ميليسنت]، پل ‏جياماتي[آقاي ايکس]، ناتان کوردري[کالايشانن]، جان هنري کاکس[دين]، مايک رد[ديود].

105 دقيقه.

محصول 2007 ‏آمريکا.


اوني که در نيوجرسي زندگي مي نمايد، پس از فارغ التحصيل شدن براي يافتن شغل به نيايشانورک مي رود.

شغلي که ‏نصيب اش مي شود مراقبت از کودک يک خانواده مرفه منهتني هست.

او به زودي با سختي هاي کار و زندگي در ميان ‏طبقه مرفه اين شهر آشنا مي شود.

اما وقتي که عشق به سراغش مي رود، واقعيات بيش از اندازه سخت و در هم ريخته ‏مي شود....


چرا بايد ديد؟
شاري اسپرينگر برمن[متولد 1964 نيايشانورک] و رابرت پولينچي[متولد 1964 نيايشانورک] زن و شوهر نايشانسنده، ‏کارگردان، تدايشاننگري هستند که فيلمسازي را به شکل مشترک با فيلم ‏Off the Menu: The Last Days of ‎Chasen's‏ در سال 1997 اغاز کردند و تاکنون شش فيلم ديگر اعم از داستاني و مستند به کارنامه خود اضافه کرده اند.

‏موفق ترين کار اين زوج فيلم ‏American Splendor‏ با شرکت پل جياماتي هست که نامزدي اسکار بهترين فيلمنامه و ‏دريافت 28 جايزه معتبر بين المللي را برايشان به دنبال داشته هست.


خاطرات پرستار بچه ثمره آخرين همکاري اونهاست که بر پايه تجارب نايشانسندگان رمان[اما مک لافلين و نيکول ‏کراوس] از دوراني که پرستار بچه بوده اند، شکل گرفته و نکات جالبي در اين زمينه با خود دارد.

فيلم با سکانسي گيرا ‏و طنزآلود آغاز شده و بعد به شکلي موشکافانه به روابط ميان افراد مرفه جامعه و اختلافات طبقاتي مي پردازد.

محبوب ‏ترين و شايد عامل اصلي موفقيت فيلم بازيگر ستاره اش اسکارلت جوهانسون هست که تا اين لحظه بيش از 25 ميليون ‏دلار براي توليد نمايندگان فيلم به دست آورده هست.

اما نبايد از روايت روان سازندگان فيلم غافل شد که در کنار نقد ‏اجتماعي از ایجاد هيجان نيز چشم پوشي نکرده اند.

اگر به دنبال فيلمي جدي تر هستيد، از تماشاي اين محصول نه چندان ‏واقعگرايانه و روز آمد خودداري کنيد.

ولي اگر از کمدي هاي عاشقانه سبک خوش تان مي آيد، خاطرات پرستار بچه ‏همه چيز براي شما دارد و نمونه اي کامل از ژانر خايشانش هست.

از دست ندهيد!‏
ژانر: درام، عاشقانه، کمدي.


616:

معرفی فیلم





ترور جسي جيمز توسط رابرت فورد تر

The Assassination of Jesse James by the Coward Robert Ford


معرفی فیلم

کارگردان: اندرو دومينيک.

فيلمنامه: اندرو دومينيک بر پايه داستاني از ران هنسن.

موسيقي: نيک کيو، وارن اليس.

‏مدير فيلمبرداري: راجر ديکينز.

تدايشانن: کرتيس کلايتون، ديلن تيچنور.

طراح صحنه: پاتريشيا نوريس.

بازيگران: براد ‏پيت[جسي جيمز]، مري لوئيز پارکر[زي جيمز]، بروکلين پرولکس[مري جيمز]، داستين بالينجر[تيم جيمز]، کيسي ‏افلک[رابرت فورد]، سام راکول[چارلي فورد]، سم شپرد[فرانک جيمز]، گرت ديلاهانت[اد ميلر]، پل اشنايدر[ديک ‏ليديل].

160 دقيقه.

محصول 2007 آمريکا.

نام ديگر: ‏The Assassination of Jesse James‏.

نامزد جايزه بهترين ‏بازيگر نقش مکمل مرد/افلک از انجمن منتقدان رسانه ها.

برنده جايزه بهترين فيلمبرداري و نامزد جايزه بهترين ‏موسيقي و بازيگر نقش مکمل مرد از مراسم انجمن منتقدين شيکاگو، برنده جايزه بهترين فيلمبرداري از مراسم انجمن ‏منتقدان دالاس فورت ورث، نامزد گولدن بهترين بازيگر نقش مکمل مرد/افلک، نامزد جايزه بهترين بازيگر/افلک و ‏بهترين فيلم سال از مراسم انجمن منتقدان فيلم لندن، برنده جايزه بهترين بازيگر نقش مکمل مرد از انجمن ملي منتقدان ‏آمريکا، برنده جايزره بهترين فيلم، بهترين بازيگر نقش مکمل مرد از انجمن منتقدان فيلم سن فرانسيسکو، برنده جايزه ‏بهترين بازيگر نقش مکمل مرد و نامزد بهترين طراحي صحنه، بهترين فيلمبرداري و بهترين موسيقي از مراسم ‏ساتلايت، نامزد جايزه بهترين بازيگر نقش مکمل مرد از مراسم اتحاديه بازيگران سينما، برنده جايزه بهترين بازيگر و ‏نامزد شير طلايي از جشنواره ونيز.


سال 1881.

جسي جيمز 34 ساله پس از 14 سال غارت قطارها، موسسه مالي ها و دليجان ها در حال کشيدن نقشه سرقتي ‏تازه و هموقت دور ماندن از تير رس جايزه بگيراني هست که در صدد شکار اايشانند.

همکار ثابت اش-برادر بزرگترش ‏فرانک او را ترک کرده تا زندگي آرامي براي خود دست و پا کند.

جسي براي سرقت آخر نياز به افرادي تازه دارد، اما ‏نمي داند به چه کسي مي تواند اطمينان کند.

تنها افراد در دسترس خلاف کاراني خرده پا به نام برادران فورد هستند، اما ‏اعتماد جيمز به رابرت فورد که خود را شيفته ايشان فراخوان مي نمايد، به بهاي زندگي جسي جيمز تمام مي شود.‏


چرا بايد ديد؟
يک وسترن زيبا، قايشان، حماسي و شاعرانه درباره سرنوشت تراژيک مردي که هنوز بسياري بر سر ياغي يا قهرمان ‏بودن ايشان اختلاف دارند.

مردي که سرنوشتي همچون تراژدي هاي يوناني را زيست و از پشت توسط مردي که به او ‏اطمينان کرده بود، تير خورد.


ترور جسي جيمز توسط رابرت فورد ترسو يکي از بهترين نمونه ها براي بازيافت ژانري از دست رفته هست، اون هم در ‏وقته اي که به نظر مي آيد همه قصه ها ديگر فرموده شده هست.

پس بايد قصه هاي کهن را با توسل به لوازم روزآمد ‏روايت کرد.

اتفاقي که در دهه 1970 براي گونه وسترن افتاد و کساني چون رابرت آلتمن با مک کيب و خانم ميلر، ‏ترنس ماليک با روزهاي بهشت و دروازه بهشت، سام پکين پا با پت گرت و بيل د کيد، کلينت ايستوود با جوزي ولز ‏ياغي، جان ميليوس با جرميا جانسون و...

کوشيدند تا خوني تازه در رگ هاي اون جاري نمايند.


سينماي آمريکا که هميشه از فقدان پيشينه تاريخي رنج برده، دستمايه لازم براي ساخت فيلم هاي تاريخي و حماسي- و ‏حتي در ابعاد بزرگ تر اسطوره سازي- را در ميان حوادث دايشانست سال پيش جست و جو کرده هست.

بديهي هست در ‏سينماي کشوري که ژانر وسترن بومي ترين گونه اون محسوب مي شود، قهرماناني غير از مردان قانون و ياغيان وجود ‏ندارند.

سينماي آمريکا اما به ياغيان هميشه بيشتر دلبستگي داشته و کوشيده تا چهره اي اسطوره اي از اونان ترسيم کند.

‏افرادي همچون بيلي د کيد قانون شکني که اصولاً شکل گيري اسطوره اش را مديون سينماست، يا بوفالوبيل که شهرت ‏سوئي در از ميان بردن سرخ پوست ها و بوفالوها دارد، بل هستار تنها ياغي زن در جمع مردان و از همه مهم تر جسي ‏جيمز که جوانمرگ شد[پديده محبوب اسطوره سازان آمريکايي] و هنوز نزاع بر سر راهزن يا قهرمان بودنش ادامه ‏دارد.

همه اين افراد و بسياري ديگر خيلي زود به سينما راه پيدا کردند.

شايد بوفالو بيل و جسي جيمز خوش اقبال ترين ‏شان بودند.

ايشانليام فردريک کودي مشهور به بوفالوبيل که خود وارد حرفه سرگرمي سازي شده بود، بعدها نقش خود را ‏در برابر دوربين بازي کرد.

چند سال پس از او، تنها فرزند جسي جيمز نيز نقش پدر را در دو فيلم بازآفريني نمود و ‏اينک تعداد فيلم هايي که شخصيت جسي جيمز در اون به نوعي حضور داشته به رقم 71 رسيده هست.


ترور جسي جيمز توسط رابرت فورد ترسو آخرين اونهاست که بر پايه رمان ران هنسن ساخته شده و قصد دارد تا ‏زندگي خصوصي مشهورترين ياغي آمريکايي به تصايشانر بکشد.

اما بيهوده هست اگر بگايشانم که فيلم به همان اندازه که به ‏جسي جيمز تعلق دارد، متعلق به رابرت فورد نيز هست.

داستان دو مرد؛ يکي ترسو که در حسرت افسانه شدن مي ‏سوزد و ديگري که افسانه هست، اما مي داند اينها را به قيمت چهره خشونت بارش و خوني که دستانش را سرخ کرده، ‏به دست آورده هست.

فيلم نمايشگر تلاقي راه اين دو مرد هست.

نمي خواهم بر قضاوت شما قبل از ديدن فيلم تاثير گذاشته ‏باشم، اما راهي که رابرت فورد ترسو براي به دست آوردن شهرت انتخاب کرد چيز تازه اي نبود.

اتفاقي که بعدها در ‏حق خودش تکرار شد تا مردي ديگر لقب"قاتل مردي که جسي جيمز را کشت" به دست آورد!‏
اندرو دومينيک متولد 1967 ولينگتون، نيوزيلند هست.

اما از دو سالگي در هستراليا زندگي کرده و در سال 1988 از ‏مدرسه سينمايي سايشاننبورن شهر ملبورن فارغ التحصيل شده هست.

اولين فيلمش قصاب را در سال 2000 بر پايه ‏زندگي مارک براندون تبهکار بدنام هستراليايي ساخت که براي او بازيگر اول فيلمش-اريک بانا- شهرتي قابل توجه به ‏ارمغان آورد.

ترور جسي جيمز پس از 7 سال وقفه، دومين فيلم او محسوب مي شود.

فيلمبرداري ترور جسي جيمز در ‏سال 2005 تمام شد، اما تدايشاننش دو سال طول کشيد.

و وقتي به نمايش در آمد که دومينيک سرگرم کار رايشان سومين ‏فيلمش هست.


ترور جسي جيمز توسط رابرت فورد ترسو يک وسترن 30 ميليون دلاري هست که سه نام بزرگ در تهيه اون سهم داشته ‏اند[براد پيت، ريدلي اسکات و توني اسکات].

فيلمي که از نظر سبک تصايشانري بسيار شبيه به آثار ترنس ماليک از کار ‏در آمده و مي تواند سرآغازي تازه براي ژانر وسترن باشد.

پس غفلت از تماشاي اون امري نابخشودني هست!‏
ژانر: زندگي نامه، جنايي، درام، وسترن.


617:

معرفی فیلم


شب متعلق به ماست

We Own the Night

معرفی فیلم

نايشانسنده و کارگردان: جيمز گري.

موسيقي: وايشانچک کيلار.

مدير فيلمبرداري: خواکين باکا-آساي.

تدايشانن: جان اکسلراد.

‏طراح صحنه: فورد ايشانلر.

بازيگران: ژواکين فونيکس[رابرت"بابي" گرين]، اوا مندز[آمادا خوارز]، مارک ‏والبرگ[سروان جوزف"جو" گروسينسکي]، رابرت دووال[معاون رئيس پليس آلبرت"برت"گروزينسکي]، الکس ‏ايشاندوف[واديم نژينسکي]، دومينيک کولون[فردي]، دني هاچ[جامبو فالستي]، اولگ تاکتاروف[پاول لوبيارسکي]، موني ‏موشونوف[مارات بوژايف]، توني موسانته[سروان جک شاپيرو].

117 دقيقه.

محصول 2007 آمريکا.

نامزد نخل ‏طلاي جشنواره کن.


نيايشانورک، سال 1988.

يک محموله بزرگ ماده مخدر در شهر پخش شده و با خود موجي از تبهکاري و خشونت بي ‏سابقه به همراه اورده هست.

نيرايشان پليس که از فقدان مواد قانوني لازم و از همه مهم تر اسلحه و نفرات رنج مي برد، ‏قادر به جلوگيري از قاچاق چيان مسلح نيست.

کار به جايي رسيه که هر ماه حداقل دو پليس کشته مي شود.

جنگي که ‏آغاز شده به زودي دامن گنهکار و بيگناه را با هم مي گيرد.

تبهکاران که کلوب شبانه اي در برايتون بيچ متلعق به ‏مارات بوژايف را پاتوق خود کرده اند، سعي دارند مدير اونجا-‏‎ ‎رابرت‎ ‎‏"بابي" گرين- را به سايشان خود جذب نمايند.

اما ‏بابي با تمام قوا تلاش مي نمايد از دنياي تبهکاران فاصله گرفته و خود را درگير کارهاي کثيف نکند.

بابي با وجود اين که ‏طرز زندگي دور از عرفي دارد، اما سخت دل بسته دوست دخترش آماداست و تنها رايشانايش راه انداختن کلوب تازه اي ‏در منهتن هست.

اما پدر- معاون رئيس پليس آلبرت"برت"گروزينسکي- و برادرش- سروان جوزف"جو" گروسينسکي- ‏که در خدمت نيرايشان پليس هستند، از ايشان مي خواهند تا خود را از اين دنيا بيرون بکشد.

بابي مخالفت مي نمايد و در حمله ‏افراد برادرش به کلوب دستگير مي شود.

جو خيلي زود بابي را آزاد مي نمايد، اما در بازگشت به خانه هدف گلوله ‏تبهکاران برنامه مي گيرد.

همه چيز عليه بابي هست، و همين امر باعث مي شود تا سرانجام بابي طرفي اختيار کند.

جو در ‏بيمارستان بستري هست و بابي با کمک يکي از همکاران پدرش سعي مي نمايد تا ردي از پناهگاه قاچاقچيان مواد پيدا کند.

‏محل بسته بندي و توزيع مواد کشف مي شود، اما پليس ناچار مي شود واديم نژينسکي-‏‎ ‎خواهر زاده بوژايف و يکي از ‏خطرناک ترين تبهکاران روس- را پس از دستگيري رها کند.

قاچاق چيان روس که خبرچين بودن بابي را دريافته اند، ‏سعي نمايند تا او را از ميان بردارند.

بابي که به خدمت نيرايشان پليس در آمده، شاهد کشته شدن پدرش توسط اونها مي شود.

‏اما وقايع هولناک بزرگ تري نيز در راه هستند....‏


چرا بايد ديد؟
جيمز گري متولد 1969 را با اولين فيلمش اودساي کوچک شناختيم.

فيلمي که در 24 سالگي اون را کارگرداني کرده ‏بود، اما حاصل کارش فيلمي به غايت خوش ساخت و تيره درباره روابط ميان مافياي روس در آمريکا بود.

اودساي ‏کوچک از سايشان منتقدان تحسين شد و جايزه شير نقره اي جشنواره ونيز را ربود.

همه منتظر بودند تا گري بلافاصله و ‏به پشتوانه اين توفيق دست به کار ساختن فيلم بعدي شود.

اما وقت گذشت و درست وقتي که همه جيمز گري را ‏فراموش کرده بودند با فيلم محوطه/ياردز [2000]‏‎ ‎بازگشت.


گري در نيايشانورک[کوئينز] بزرگ شده و در مدرسه سينمايي دانشگاه جنوب کاليفرنيا درس خوانده هست.

تصميم داشت تا ‏نقاش شود، ولي در نوجواني با فيلم کاپولا آشنا شد و راه خود را عوض کرد.

پدر و مادرش از مهاجران روس هستند و ‏هر سه فيلمي که ساخته در محيطي مي گدرند که او به خوبي مي شناسد.

[ياردز را در محله اي ساخته که خود در اون ‏بزرگ شده هست].

گري تاکنون دو بار براي فيلم هاي ياردز و شب متعلق به ماست نامزد دريافت نخل طلاي جشنواره ‏کن بوده هست.

او هم اکنون سرگرم کار رايشان فيلم بعدي خود به نام دو عاشق هست که امسال به نمايش در خواهد آمد.


شب از اون ماست که نام خود را از شعار پليس نيايشانورک در دهه 1980 گرفته[به عنوان قولي به امت براي کنترل ‏کارهاي غير قانوني که در شب انجام مي گيرد، از جمله تجارت مواد مخدر]است، شايد در مقايسه با قول هاي شرقي ‏ديايشاند کراننبرگ خشونت زيادي از مافياي روس را به نمايش نمي گذارد.

البته هدف گري همچون دو فيلم پيشين خود نيز ‏بيشتر نمايش تراژدي زندگي دو مرد در دو سايشان قانون هست که در اودساي کوچک از وراي رابطه دو برادر به بهترين ‏وجه روايت کرده بود.

محوطه/ياردز نيز اون در رابطه ميان دو دوست تصايشانر مي کرد و اينک بار ديگر دو برادر که ‏ظاهراً در دو سايشان قانون برنامه دارند و يکي از اونها بايد وفاداري خود به خانواده اش و درستکاري اش را نيز اثبات کند.

‏خط قصه سپس تماشاي از دست رفتگان اسکورسيزي که قصه اي مشابه داشت، اندکي تکراري به نظر مي رسد.‏
اما شب متعلق به ماست يک فيلم 21 ميليون دلاري با بازي هاي خوب، فيلمبرداري درخشان و پيرنگ هاي فرعي ‏جذاب-مانند رابطه واقعاً عاشقانه آمادا و بابي- و کار چيره دستانه گري با صدا و تصايشانر هست که سبب مي شود تا فيلم ‏را به عنوان يک کار جنايي بسيار خوش ساخت تا انتها دنبال کنيد.

فقط تنها نتيجه اي که شايد بگيريد اين هست: نبرد ‏براي کنترل شب بيهوده هست!‏
ژانر: جنايي، درام، مهيج.



@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

منبع ......

مجله اينترنتی مبين .....

بهار 87

618:

معرفی فیلم



يتيم خانه

Orfanato, El


معرفی فیلم
کارگردان: خواون اونتونيو بايونا.

فيلمنامه: سرگيو سانچز.

موسيقي: فرناندو ولازکز.

مدير فيلمبرداري: اسکار فائورا.

‏تدايشانن: النا روئيز.

طراح صحنه: جوزف روزل.

بازيگران: بلن روئه دا[لورا]، فرناندو کايو[کارلوس]، روگر ‏پرنسيپ[سيمون]، ميبل ريورا[پيلار]، مونته سرا کارولا[بنينا]، اوندرس گرتروديکس[انريکه]، ادگار ايشانوار[بالابان]، ‏اسکار کپايه [توماس]، جورجينا آولاندا[ريتا]، کارلا گورديلو آليسيا[مارتين]، آلخاندرو کامپوس[ايشانکتور]، کارمن ‏لوپز[آليسيا]، اسکار لارا[گيلرمو]، جرالدين چاپلين[آئورورا].

110 و 100 دقيقه.

محصول 2007 مکزيک، اسپانيا.

نام ‏ديگر: ‏The Orphanage‏.

برنده جوايز بهترين بازيگر زن/بلن روئه دا، بهترني طراحي صحنه، بهترين فيلمبرداري، ‏بهترين فيلم، بهترين تدايشانن، بهترين کارگردان تازه کار، بهترين صدا برداري و نامزد موسيقي و بهترين فيلمنامه از ‏مراسم سينمايي بارسلونا، نامزد جايزه بهترين فيلم خارجي از مراسم انجمن منتقدين رسانه ها، نامزد جايزه بهترين فيلم ‏خارجي از مراسم انجمن منتقدان فيلم شيکاگو، نامزد جوايز بهترين فيلم، بهترين بازيگر زن، بهترين بازيگر مرد/روگر ‏پرنسيپ، بهترين کارگرداني، بهترين بازيگر نقش مکمل زن/جرالدين چاپلين از مراسم گايشانا، نامزد جايزه بهترين فيلم ‏خارجي از مراسم ساتلايت، نامزد جايزه هئت داوران از جشنواره سن پائولو.‏
لورا پس از خريد يتيم خانه اي که کودکي اش را انجا گذرانده بود، تصميم مي گيرد تا در اونجا ساکن شده و پس از ‏بازسازي بار ديگر پناهگاه کودکان بي سرپرست بنمايد.

در اولين روزهاي ورود به يتيم خانه و در گردشي ساحلي، لورا ‏متوجه مي شود که پسرش سيمون دوستي خيالي براي خود يافته هست.

اين واقعه کم کم راه را براي نگراني لورا باز مي ‏کند، چون وقايعي غير قابل توضيح در اونجا شروع به رخ دادن مي نمايد.

تا اينکه در روز جشن پايان بازسازي، سيمون ‏گم شده و در جستجو براي يافتن ايشان پاي لورا نيز مي شکند.

پس از ناکامي پليس در يافتن ردي از پسر گمشده، لورا ‏گروهي پير‎ ‎روانشناس متخصص تحقيق در امور فوق طبيعي را به يتيم خانه دعوت مي نمايد.

هدف ايشان يافتن ردي از ‏فرزند گمشده و علت بروز اين حوادث هست.

پيرروانشناس ها با کمک مديومي به نام آئورورا شروع به کار مي نمايند، ‏اما قدم اصلي را بايد خود لورا بردارد.

کاري که چندان راحت نيست....‏


چرا بايد ديد؟
خواون اونتونيو بايونا متولد 1975 بارسلونا، کاتالونياي اسپانيا نام آشنايي نيست.

او با ساختن فيلم کوتاه ‏‎ ‎باعث افتخار من ‏است و کسب دو جايزه از جشنواره هاي بارسلونا و تولوز آغاز کرد.

پس از ساخت دو فيلم کوتاه ديگر به کارگرداني ‏فيلم هاي ايشانديايشاني، تبليغاتي و کليپ هاي موسيقي رايشان آورد.

اسپانيايي ها او را به خاطر کليپ هايي که براي گروه ‏موسيقي ‏‎ OBK‎، ‏Fangoria، ‏Ella Baila Sola‏ ساخته مي شناسند.

يتيم خانه اولين فيلم بلند سينمايي اوست که با ‏کمک و تهيه نمايندگي گيلرمو دل تورو ساخته که در جشنواره فيلم هاي فانتزي هستيگز 1993 با هم آشنا شدند.

کسي که ‏در طول دو دهه پيش ثابت کرده که يکي از بهترين روايان قصه هاي راز و خيال هست.

هزارتايشان پان به عنوان کامل ‏ترين اثر ايشان تا امروز مايشاند اين نظر هست و اين که او مي کوشد تا کساني را که قدرت گذاشتن پا جاي پاي ايشان دارند را ‏حمايت نمايند.

نوعي پدرخواندگي که نتيجه اون کسب نمايندگي رسمي اسپانيا توسط يتيم خانه براي حضور در ميان ‏نامزدهاي اسکار بهترين فيلم خارجي امسال هست.


يتيم خانه بر خلاف هزارتايشان پان که قصه اي پريوار داشت، يک داستان اشباح هست.

خانه اي نفرين شده و گذشته اي ‏مرموز که منجر به نابودي پسر بچه مي شود.

تا اينجا يتيم خانه مي تواند يک فيلم معمولي در اين ژانر به نظر برسد، اما ‏تاثير دل تورو و سبک ايشان در اينجا رخ مي نماياند.

بازيگران اين درام هراس انگيز راهي در سکانس پاياني فيلم ‏همچون سکانس انتهايي هزارتايشان پان راهي يکسان را انتخاب مي نمايند: پناه بردن به سرزمين خيال/مرگ...‏
خوشبختانه کارگردان يتيم خانه به سبک و سياق فيلم هاي گونه ترسناک حمامي از خون براي تماشاگر تدارک نديده، اما ‏در رازآميز بودن دست کمي از ديگران[آلخاندرو آمنبار] ندارد.

هزارتايشان پان يک آليس در سرزمين عجايب بالغ بود، ‏اما نمي توانم بگايشانم که يتيم خانه يک پيتر پان بزرگسالان هست.

با اين وجود ديدني هست!‏
ژانر: درام، ترسناک، راز آميز، مهيج.



**************************************
منبع ....

مجله اينترنتی مبين ....

بهار 87

619:

بابت معرفی ممنون !

Charlie Wilson's War

فیلم متوسط من خوشم نیومد !

ترور جیسی جیمز یک فیلم طولانی کسل نماينده حتی ولی بازی خوب برادپیت !

شب متعلق به ماست یک فیلم ضعیف !

620:

جنگ چارلی ویلسون رو به علت زیرنویس بدش ندیدم.
همین طور ترور جسی جیمز
خیلی علاقه دارم سینمای ترکیه رو دنبال کنم ....چون احساس میکنم به شدت دارن پیشرفت مینمايند و به زودی یه سینمای قدرتمند رو تشکیل میدن.....اما هنوز موفق به دیدن فیلم های این چند سالشون نشدم.
شب متعلق به ماست هم که حاجی باید بهم بده:دی
خاطرات پرستار بچه (یه نوع پیش داوری)نباید کار جذابی باشه.....اما دیدن اسکارلت جوهانسون خالی از لطف نیست.
در نتیجه هیچ کدوم رو درست ندیدم تا نظری بدم

621:

فرشته سفيد
Beyaz melek


معرفی فیلم


نايشانسنده و کارگردان: ماحسون کيرميزي گول.

موسيقي: ماحسون کيرميزي گول، يلديراي گولگن، کمال ساهير گورل.

‏مدير فيلمبرداري: ايوپ بوز.

طراح صحنه: زينپ کول اوغلو توران.

بازيگران: سونا سلن[ميزگين]، علي سورمه ‏لي[مختار]، عارف ارکين[آحمت]، بيلگه زوبو[ياشار]، جاهيت تامر[طيار مدير]، جزمي باسکين[صبري]، امل ساين[به ‏نقش خودش]، ارل گون آيدين[فرمانده واحيت]، غاضنفر ئوزجان[دلقک]، ماحسون کيرميزي گول[علي]، سارپ ‏آپاک[رشات]، نژات اايشانگور[قاضي جمال]، باووز بينگول[حيدير]، يلديز کنتر[ملک]، زينپ توکوش[نازلي]، فاديک ‏سايشانن آتاسايشان، لاله بلکيس، حسين آوني دانيال، نورسيم دمير، ارول دميرئوز، پينار ارتوره، صاليح کاليون، تورون ‏کاراجااوغلو، ئوزنور کولا، تومريس ئوغوزآلپ، ايلکاي ساران، سونا سلن، فيرات تانيس[موسي].

122 و 115 دقيقه.

‏محصول 2007 ترکيه.

نام ديگر: ‏The White Angel‏.


علي و رشات پدرشان آحمت را براي شيمي درماني به هستانبول مي برند.

اما آحمت که در خود تحمل شيمي درماني را ‏نمي بيند، از بيمارستان فرار مي نمايد.

علي و رشات او را دنبال مي نمايند، اما آحمت موفق به گم کردن رد خود شده و ‏مدتي بعد خود را در برابر يک آسايشگاه مخصوص سالمندان مي يابد.

ساکنين آسايشگاه به تصور اينکه فرزندانش او را ‏به حال خود رها کرده اند، از ايشان مي خواهند تا در اونجا بماند.

آحمت که به سختي قادر به صحبت کردن هست، مي ‏پذيرد.

علي و رشات سپس مدت کوتاهي پدرشان را در آسايشگاه مي يابند.

اما چون او را از بودن در اونجا راضي مي ‏يابند، مي پذيرند تا مدتي در اونجا بماند.

اين دو که از مرگ قريب الوقع پدرشان باخبرند، مي پذيرند که دستيابي به ‏احساس خوشبختي در آخرين روزهاي عمر از ادامه مداواي کم اثر براي پدرشان مفيدتر و مهم تر هست.


ساکنان آسايشگاه نيز هر کدام براي خود سرگذشتي دارند و آحمت با فهميدن سرگذشت اونها خود را بيشتر به اونان نزديک ‏تر احساس مي نمايد.

در دومين روز اقامت آحمت در آسايشگاه، برنامه هست دو نفر از ساکنان اونجا معلمي بازنشسته به نام ‏ياشار و نباهت با هم ازدواج نمايند.

پس از برگزاري مراسمي باشکوه آحمت که تصميم به بازگشت به خانه گرفته، از اين ‏زوج و ديگران براي سفر به روستاي خود در ديارباکير دعوت مي نمايد.

پس از کرايه يک ميني بوس همگي به راه مي ‏افتند، اما سفر پر ماجرايي در انتظار اونهاست و اتفاق هاي غريبي نيز در مقصد انتظارشان را مي کشد....‏

چرا بايد ديد؟
فرشته سفيد پر فروش ترين فيلم سال 2007 سينماي ترکيه و يازدهمين فيلم پر فروش تاريخ سينماي اين کشور-اوج ‏موفقيت سينماي عامه پسند ترک- اولين ساخته خواننده مشهور ماحسون[محزون] کيرميزي گل يکي از اون درام ها يا ‏بهتر بگايشانم ملودرام جذاب، ساده-از نظر نوع نگاه اش به هستي-، راحت الهضم و دوست داشتني هست.

جهان بيني ساده ‏و انساني اش را لااقل شرقي ها به راحتي مي پذيرند، چون راه حل هايي ساده نيز براي حل مشکلات بزرگ پيشنهاد مي ‏کند.

همين سادگي مي تواند بلاي جان فيلم نيز بشود، چون پذيرش اين که هنوز در اين دنياي قرن بيست و يکي افراد ‏ساده دلي چون ساکنان روستاي آحمت وجود دارند اندکي دور از ذهن هست.


با اين حال، فارغ از تلقي سازنده اش، فرشته سفيد قصه اي جهان شمول را دستمايه کار خود برنامه داده هست.

کنار ‏گذاشته شدن سالخوردگان و راندن اونان به حاشيه زندگي پر هياهو و شتاب امروزي که باعث بروز خلاهاي احساسي مي ‏شود.

فرشته سفيد با چنين سوژه اي قصد دارد تا انسان هاي جامعه گرفتار ميان سنت و مدرنيته ترکيه را به بازگشت به ‏سايشان شرق-اوناتولي کهن و صفا و صميمت روستايي اون- ترغيب کند تا از اين راه پذيرش مرگ را نيز آسان تر نمايد.

‏کيرميزي گول با تصايشانر کردن انسان هاي سالخورده دو سايشان فلات اوناتولي مي خواهد منادي عشق به زندگي و عشق ‏ميان انسان ها باشد و اين کار را با اختصاص دادن بخشي از درآمد سرشار فيلم به آسايشگاه هاي سالمندان سراسر ترکيه ‏به شکلي عملي نيز اثبات مي نمايد.


فرشته سفيد که هموقت در 210 سينما به نمايش در آمد و بيش از يک و ميليون نفر را به سالن ها کشاند، اولين تجربه ‏فيلمسازي کيرميزي گول هست.

ماحسون کيرميزي گول متولد 1969 بينگول هستان ديار باکير ترکيه هست.

ايشان در 22 ‏سالگي از ‏İTÜ‏ کنسرواتوار دولتي موسيقي ترک فارغ التحصيل ‏‎ ‎شد.

از 1980 شروع به فعاليت در زمينه مطالعهآواز ‏کرد.

اولين آلبوم موسيقي حرفه ايش در 1993 با نام "اگر دنيا اينه، تو پادشاهي" منتشر شد که رکورد فروش را ‏شکست.

اين موفقيت با انتشار کارهاي بعدي او به بنام "عزيزم"، "حقوق بشر" و "عاشق شدم همشهري" تکرار شد.

از ‏کيرميزي گول تاکنون 12 آلبوم موسيقي منتشر شده که همگي با اقبال وسيعي روبرو شده اند.

او از سال 1993 با بازي ‏در سريالي به نام "اگر دنيا اينه، تو پادشاهي" شروع به بازيگري کرد و تاکنون در سريال هاي اين عشق تمام شدني ‏نيست[1996]، همشهري[1996]، زمين نخوردم[1999]، ظالم[2003] و تبعيدي عشق[2005] بازي کرده هست.


فرشته سفيد مصداق کامل جمله مشهوري هست که ترک هاي مي گايشانند: اگر زندگي يک سفر هست، پس سعي کن از اون ‏لذت ببري! ‏
ژانر: درام.


622:

معرفي فيلم
چشم
The Eye

معرفی فیلم


کارگردان: ديايشاند مورو، زاايشانر پالود.

فيلمنامه: سباستين گونيه رز بر پايه فيلمنامه جو جو يئوت-چون هي، اوکسيد و ‏دني پنگ.

موسيقي: مارکو بلترامي.

مدير فيلمبرداري: جف جور.

تدايشانن: پاتريک لوسيه.

طراح صحنه: جيمز اچ.

‏اسپنسر.

بازيگران: جسيکا آلبا[سيدني ولز]، آلساندرو نيوولا[دکتر پل فاکنر]، پارکر پوزي[هين ولز]، راده ‏سربدژيا[سايمون مک کولاگ]، فرناندو رومرو[اونا کريستينا مارتينز]، ريچل تيکوتين[رزا مارتينز]، اوبا بابتونده[دکتر ‏هاسکينز].

97 دقيقه.

محصول 2008 آمريکا.


سيدني ايشانولنيستي جوان و با هستعداد که از کودکي نابينا شده، شانس اونها را مي يابد تا پس از عمل پيوند چشم براي اولين ‏بار دنياي اطراف خود را ببيند.

در آغاز همه چيز محو و شبح گونه هست، اما دکترها به او قول مي دهند به زودي قدرت ‏بينايي يک فرد عادي را به دست خواهد آورد.

ولي سيدني که تاکنون به حس شنوايي خود متکي بوده، ابتدا شروع به ‏شنيدن صداهايي هراس آور و سپس ديدن اشباحي خوف انگيز در اطراف خود مي نمايد.

به نظر مي رسد که سيدني به ‏شکلي ناخواسته قادر به ديدن اشباح شده و همين امر سبب ترس روزافزون ايشان مي شود.

ديدن اشباح در مجتمع ‏مسکوني و کابوس هاي مکرر باعث مي شود تا سيدني همه اين حوادث را ناشي از پيوند چشم ارزيابي کرده وبه جست ‏و جايشان صاحب قبلي چشم ها برآيد.

سيدني به همراه دکترش راهي مکزيک مي شود.

در اونجا با رزا مارتينز-‏‎ ‎مادر اونا ‏کريستيناي متوفي- روبرو شده و درمي يابد که دختر متوفي به جادوگر بودن شهرت داشته هست.

دليل اين امر اطلاع اونا ‏کريستينا از حوادثي مرگبار پيش از وقوع شان بوده هست.

سيدني پس از رايشانارايشاني با شبح اونا کريستينا به سايشان آمريکا ‏به راه مي افتد.

اما با رسيدن به گذرگاه مرزي مي فهمد که کابوس هايي که تاکنون ديده در حال تحقق يافتن هست و بايد ‏براي نجات امت بيگناهي که در خطر مرگ برنامه دارند، بايد کاري بکند.

کاري که بار ديگر به قيمت از دست دادن ‏چشم هايش تمام خواهد شد...‏

چرا بايد ديد؟
بازسازي فيلم ترسناک اينک کلاسيک برادران پنگ که گايشانا براي اضافه کردن شباهت بيشتر توسط دو نفر کارگرداني شده ‏است.

آقايان ديايشاند مورو و زاايشانر پالود که يکي از يکي ناشناس ترند و جست و جو در منابع مکتوب و دنياي مجازي نيز ‏چيز زيادي در اختيارمان نمي گذارد.

تنها ردپاي موجود فيلم ترسناک ديگران/اونان[2006] هست که در حد و اندازه ‏سينماي فرانسه اثري قابل اعتنا و ديدني بود و همين!‏
چشم به عنوان دست گرمي و ابراز وجود حضرات در هاليوود فيلم بدي نيست و در هفته اول نمايش خود 12 ميليون ‏دلاري هم به جيب تهيه نماينده اش سرازير کرده هست.

تنها نقطه ضعف فيلم سعي در آمريکايي کردن هر چه بيشتر ‏داستان هست که سبب شده تا همذات پنداري با شخصيت ها اندکي دشوار شود[سکانس پاياني فيلم: انفجار نفتکشي عظيم و ‏در نتيجه کوري مجدد سيدني که براي نجات امت بيگناه خود را به خطر افکنده، نمونه بارز اون هست].‏
پذيرش جسيکا آلبا نيز در نقش دختري کور شايد ابتدا سخت به نظر بيايد، اما باور کنيد از انتخاب اول تهيه نماينده-رنه ‏زلوگر- بسيار پذيرفتني تر هست و تمامي تلاش خود را براي بازي درست انجام مي دهد.

هستعداد به هدر رفته فيلم پارکر ‏پوزي هست که از سينماي هال هارتلي به ميان يک فيلم تجاري صرف پرتاب شده هست.‏
چشم به عنوان يک بازسازي کاري متوسط هست، مخصوصاً براي کساني که نسخه اصلي و واقعاً هراس انگيز اون را ‏ديده باشند.

هرچند فيلمنامه نسخه فعلي بسيار کوشيده تا جوهره فيلم اصلي را حفظ کند، اما ميان وفاداري و خوش ساخت ‏بودن فاصله بسيار هست.

سپس ديدن نسخه اصلي تماشاگر دوست داشت چشم به رايشان دنيا ببندد و با گوش خود ‏پيرامونش را بشنود، اما نسخه فرانسايشانان مهاجر از رايشان دست برادران آسيايي قادر به القاي چنين حالتي نيست و تنها ‏تاثير اون ايجاد حالت راضي به رضاي خدا نزد افراد معلول باشد تا با نقص جسمي خود ساخته و -گور باباي علم و ‏پيشرفت دانش پزشکي- دست به ترکيب خلقت خود نزنند!!! اميدوارم شما جزو اين تماشاگران نباشيد!!!‏
ژانر: درام، ترسناک، مهيج.


623:

معرفي فيلم

فهرست آرزوها
The Bucket List

معرفی فیلم


کارگردان: راب راينر.

فيلمنامه: جاستين زيکهم.

موسيقي: مارک شيمن.

مدير فيلمبرداري: جان شوارتزمن.

تدايشانن: ‏رابرت ليتون.

طراح صحنه: بيل برژسکي.

بازيگران: جک نيکلسون[ادوار کول]، مورگان فريمن[کارتر چمبرز]، ‏شوت هيز[تامس]، بورلي تاد[ايشانرجينيا چمبرز]، آلفونسو فريمن[راجر]، روايشانتا کينگ[اونجليکا]، راب مارو[دکتر ‏هالينز].

97 دقيقه.

محصول 2007 آمريکا.

نامزد جايزه ريل طلايي بهترين تدايشانن صدا از انجمن تدايشاننگران صداي ‏آمريکا.

‏‎ ‎
ادوارد کول ميليونر و کارتر چمبرز کارگر مکانيک هيچ نکته مشترکي با هم ندارد جز بيماري علاج ناپذيري که ‏گرفتارش شده اند و مجبور مي شوند اتاقي در بيمارستان را با هم تقسيم کننند.

کول که از حضور کارتر در اتاق ‏ناراضي هست، کم کم به بودن ايشان عادت مي نمايد.

اما سپس آزمايش هاي متعددي که رايشان هر دايشان اونها انجام مي شود، ‏کول و کارتر متوجه مي شوند که مدت زيادي براي هستفاده از نعمت هاي زندگي در اختيار ندارند.

از اين رو پس از ‏تنظيم ليستي از کارهايي که هميشه دل شان مي خواسته اونها را اجرا کنند، از بيمارستان فرار مي نمايند.

اين سفر مشترک ‏در هوا و زمين باعث مي شود که به همديگر انس گرفته و يکديگر را تسلي دهند، اما مهم تر از دوستي به وجود آمده ‏ميان اين دو مرد درک لذت زندگي توسط اونهاست...‏

چرا بايد ديد؟
راب راينر فيلمساز خوش ذوقي هست.

متولد 1947 برانکس که تهيه نمايندگي، فيلمنامه نايشانسي و کارگرداني فيلم هايي به ‏ياد ماندني چون چند آدم خوب، ميزري، وقتي هري با سالي ملاقات کرد را مديون او هستيم.

به همين خاطر ديدن فيلمي ‏متوسط و بهتر بگايشانم خيلي دور از اندازه هاي او براي من باور نکردني هست.

فهرست آرزوها هر چند دو بازيگر قدر ‏دارد که نقش هايي اين چنين در کارنامه خود کم ندارند و به راحتي قابل پذيرش و همدلي هستند.

شايد به خاطر حضور ‏اونهاست که فهرست آرزوهاي 45 ميليون دلاري هم موفق شده تا 67 ميليون دلار در گيشه آمريکا به دست آورد.

اما فيلم ‏غير از چند ديالوگ نه چندان درخشان چه نشاني از سينماي راب راينر دارد؟
علت را بايد در فيلمنامه اون جست و جو کرد که زيکهم ادعا دارد اون را فقط در طول دو هفته نوشته هست و جاي ‏تعجب هم ندارد.

چون دقيقاً از رايشان فيلم آلماني خوب در بهشت را زدن دزديده شده و متاسفانه نتوانسته به %ي از ‏وقار و زيبايي اون دست يابد.

البته آمريکايي کردن ايده اصلي نيز يکي از موارد اتهامي فيلمنامه نايشانس و کارگران هست ‏که از واقع گرايي به شدت دور هست.

کايل اسميت منتقد نيايشانورک پست در يک جمله تکليف فيلم را روشن کرده هست، ‏بنابر اين با ايشان همکلام مي شوم: فيلم ساختن درباره مرگ راحت هست و كمدي دشوار.

اما كمدي‌هايي كه درباره مرگ ‏هستند از همه دشوارترند!‏
ژانر: ماجرا، کمدي، درام.


624:

من فيلم beyaz melek رو ديدم خيلي قشنگ بود آخرش هم كمي گريه دار بود
ولي در كل از سينماي تركيه زياد خوشم نمياد به غير از فيلمهاي ظنز بقيش در سطح خيلي ضعيفي هست

625:

بابت اين تايپيك هم از شما متشكرم منتظر بقيه فيلمها هستم

626:

کلاورفيلد

Cloverfield

معرفی فیلم

کارگردان: مت ريوز.

فيلمنامه: درو گودارد.

مدير فيلمبرداري: مايکل بونايشانلين.

تدايشانن: کايشانن هستيت.

طراح صحنه: ‏مارتين وايست.

بازيگران: ليزي کاپلان[مارلنا]، جسيکا لوکاس[ليلي]، تي.

جي.

ميلر[هاد]، مايکل اشتال-ديايشاند[راب ‏هاوکينز]، مايک وگل[جيسن هاوکينز]، اودت يوستمن[بث مک اينتاير]، مارگوت فارلي[جن]، تئو روسي[اونتونيو]، ‏برايان کلاگمن[چارلي]، کايشانن يو[کلارک]، ليزا لاپيرا[هيدر].

85 دقيقه.

محصول 2008 آمريکا.

نام ديگر: ‏Monstrous‏.


پنج دختر و پسر نيايشانورکي در شب جشن تولد يکي از دوستان شان شاهد حمله هيولايي عظيم الجثه و ناشناخته به شهر ‏خود مي شوند.

يکي از اونان با هستفاده از دوربين ميني دي ايشان خود حوادث قبل و هنگام بروز فاجعه را ضبط کرده و ‏اين نوار بعدها تبديل به يکي از اسناد وزارت دفاع ايالات متحده شده هست.

ما نيز با مشاهده اين نوار شاهد شادي ها، ‏هراس ها، تلاش اونان براي نجات يکي از دوستان خود، روابط عاشقانه ميان دو نفر از اونها و سرانجام از ميان رفتن شان ‏مي شايشانم...‏

چرا بايد ديد؟‏‎
پروژه جادوگر بلر يادتان هست؟ چند نوجوان دوربين به دست که هنگام جست و جو در جنگل از بين مي روند و ‏تماشاي نوارهاي باقيمانده از اونان وقايع هولناکي را که بر سرشان آمده، فاش مي نمايد.


کلاورفيلد پس از نزديک به يک دهه همان ايده را با تغيير ژانر از ترسناک به فاجعه و صرف بودجه اي عظيم [30 ‏ميليون دلار]به سبک جري بروکهايمر به نمايش مي گذارد.

البته ايده هاي کم مقداري چون هستفاده جوانک دوربين به ‏دست از نواري کهنه که باعث مي شود به شکلي گذرا شاهد لحظات خوشي شخصيت ها در گذشته باشيم، نيز وجود ‏دارد.

و باز هم خرابي به مقياس عظيم از جمله کنده شدن سر مجسمه آزادي و تعبيرهاي فرامتني پس از 11 سپتامبر که ‏به زور بر تن اين ايده قديمي و به نوعي گودزيلا يا آرماگدون بازيافت شده پوشانيده شده هست.

تعجب آورتر از همه ‏فروش 70 ميليون دلاري اون هست که سبب شده تا منتقدان زبان به ملامت نوجوانان فيلم نشناس باز نمايند[شخصاً مقدمه ‏‏18 دقيقه اي فيلم را که برنامه هست صرف معرفي شخصيت ها و رسيدن به لحظات فاجعه شود، کسالت آور يافتم].‏
متيو جورج ريوز متولد 1966 راکايشانل سنتر نايشانسنده، تهيه نماينده و کارگردان معروفي نيست.

تنها نکته مثبت کارنامه ‏ايشان همکاري در نگارش فيلمنامه ياردز و تهيه نمايندگي اون هست.

اولين بار که رايشان صندلي کارگرداني نشست حدود 12 ‏سال قبل بود که حاصل اون فيلم ناموفق ‏The Pallbearer‏ بود و ترجيح داد تا با ساختن قسمت هايي از سريال هاي ‏مختلف تلايشانزيوني خود را سرگرم کند.

کلاورفيلد دومين فيلم او در مقام کارگرداني هست و با فروشي که از صدقه سر ‏تماشاگران جايشاناي تفريح ارزان و بي نياز از تفکر به چنگ آورده، بايد منتظر همکاري آتي او با جري بروکهايمر باشيم.

‏شايد هم کلاورفيلد 2!!! کسي چه مي داند؟‏
ژانر: اکشن، راز آميز، علمي تخيلي، مهيج.

627:

معرفی فیلم



ال گرکو
El Greco


معرفی فیلم

کارگردان: يانيس سماراگديس.

فيلمنامه: جکي پاولنکو بر پايه کتاب ديميتريس سياتاپولوس.

موسيقي: ونجليس.

مدير ‏فيلمبرداري: آريس هستاورو.

تدايشانن: يانيس تزيتسوپولوس.

طراح صحنه: داميانوس زاريفيس.

بازيگران: نيک اشدون[ال ‏گرکو]، خواون ديه گو بوتو[نينيو د گوئه را]، لايا مارول[يرونيما د لاس گوئه واس]، لاکيس لازوپولوس[نيکولوس]، ‏ديميترا ماتسوکا[فرانچسکا]، سوتيريس موستاکاس[تيتيانو]، گيورگوس هيروستودولو[دا ريمي]، ديميتريس ‏کاليوکاس[شاکون]، يورگوس شارلابيديس[پدر ال گرکو].

119 دقيقه.

محصول 2007 يونان، اسپانيا.


ال گرکو در انتظار محاکمه توسط دادگاه تفتيش عقايد در زندان سرگرم نوشتن خاطرات خايشانش هست: جزيره کرت سال ‏‏1569.

ال گرکو شيفته فرانچسکا دختر فرماندار ونيزي جزيره هست.

پس از شورشي ناموفق به رهبري پدرش، ال ‏گرکو به ونيز مي گريزد و در انجا به خاطر نقاشي هايش مورد ستايش برنامه مي گيرد.

نينيو کشيش اسپانيايي او را ‏مجاب مي نمايد تا به تولدو در اسپانيا برود.

ال گرکو در تولدو به شهرت و ثروت دست مي يابد و همينطور عشقي تازه نيز ‏تجربه مي نمايد.

اما بالا گرفتن موج تفتيش عقايد و تيره و تار شدن روابط او با نينيو که رياست دادگاه هاي تفتيش عقايد ‏را بر عهده گرفته، سبب زنداني شدن مي شود...‏

چرا بايد ديد؟
يانيس سماراگديس متولد 1946 ايراکليدو کرت فيلمساز کم کاري هست که در طول سه دهه گذشته بيش از 6 فيلم نساخته ‏است.

او با فيلم آواز بازگشت به خانه[1983] شناخته شد و عمده شهرت خود در جهان غرب را مديون فيلم ‏کاوافي[1996] درباره شاعر مشهور يوناني کنستانتين کاوافي هست.


ال گرکو دومين فيلم سال 2007 هست که به زندگي نقاشي برجسته در دوران تفتيش عقايد مي پردازد.

اما بر خلاف فيلم ‏ميلوش فورمن اقتباسي نه چندان وفادارانه0البته خوش آب و رنگ- در ستايش يکي از نقاشان مشهور اسپانيايي که در ‏واقع اهل جزيره کرت و يوناني تبار بود.[ال گرکو در فيلم ابتدا دومينيکوس تئو توکوپولوس ناميده مي شود].


قسمت عمده فيلم به زبان انگليسي هست و معجوني غريب از ملي گرايي يوناني و وحشت از تفتيش عقايد، اما حسن ‏بزرگ ان بازي ديه گو بوتو در نقش نينيو ستايشگر و در عين حال دشمن شماره يک ال گرکو هست.

بنابراين وقتي که ‏در صحنه حضور ندارد، فيلم از توش و توان مي افتد.[قابل توجه دوستداران نقش هاي منفي].

ديگر نقطه قوت فيلم ‏موسيقي ونجليس در يک فيلم يوناني هست.

فيلم در يونان بسيار پر فروش بوده، اما هنوز پخش بين المللي پيدا نکرده ‏است!‏
ژانر: زندگي نامه، درام.


628:

نايشانسنده و کارگردان: پاول رومينوف.

موسيقي: تري گان، الکساندر ايوانوف، پاول رومينوف، الکسي تارتوس.

مدير ‏فيلمبرداري: فيودور لياس.

تدايشانن: پاول رومينوف.

طراح صحنه: پاول رومينوف.

بازيگران: يکاترينا شکه گلووا[اونا]، ‏ميخائيل دمنتيف[اونتون]، نيکيتا يمشانوف[نيکيتا]، داريا کاروشا[ورا]، آرتيوم سماکين[يگور]، رواشانا کورکووا[ريتا]، ‏ميخائيل يفيموف[استپان]، ايوان ولکوف[ماکس]، يلنا موروزووا[خواهر].

125 دقيقه.

محصول 2007 روسيه.

نام ‏ديگر: ‏Dead Daughters، ‏Anna i docheri‏.


629:

داستان :مسکو، وقت حال.

وقتي مردي هراسان خود را به داخل اتومبيل ورا انداخته و از ارواحي که او را تعقيب مي نمايند، ‏سخن بر زبان مي آورد.

ابتدا ورا او را باور نمي نمايد، اما وقتي که مرد در پشت در خانه او کشته مي شود، خود و ‏دوستانش را در معرض خطر مي بيند.

مقتول از ايشان با روح سه دختر که توسط مادر مجنون شان غرق شده اند، سخن ‏فرموده و اينک ورا و دوستانش نيز تبديل به قربانيان سه روح سرگردان شده اند.

تنها راه نجات کمک گرفتن از تنها خواهر ‏باقيمانده هست که اينک معلم موسيقي بچه هاست.

اما او تمايلي به کمک به ورا و دوستانش ندارد...‏

630:

نقد :
پاول يوري يه ايشانچ رومينوف متولد 1974 ولادي وستوک، روسيه هست.

ايشاندئوکليپ و فيلم هاي تبليغاتي ساخته و در ‏سال 2004 با ساختن فيلم مهلت کارنامه سينمايي خود را پي ريزي کرده هست.

مجلات سينمايي روسيه از او به عنوان ‏اميد آينده سينماي روسيه نام مي برند، در حالي که رومينوف تا اين لحظه و پيش از دختران مرده يک فيلم ديگر به نام ‏مرد ساکت ساخته و دو فيلم اولش توفيقي نسبي در اکران داشته اند.

دختران مرده سومين فيلم بلند اوست و وقتي به ‏نمايش در مي آيد که او سخت سرگرم کار بر رايشان چهارمين فيلمش پيشامد هست.

رومينوف بسياري از سمت هاي کليدي ‏در پروژه توليد دختران مرده را خود تقبل کرده و در واقع يک ميليون و دايشانست هزار دلار بودجه فيلم صرف جلوه هاي ‏ايشانژه اون شده هست.


دختران مرده محصول جنبش تازه اي سينماي روسيه براي دستيابي به بازارهاي بين المللي و در نتيجه ارسال ‏استعدادهاي نو يافته شده در سينما کشور به هاليوود هست.

يقين دارم اگر فيلم با زبان انگليسي براي بيننده بي اطلاع ‏نمايش داده شود، خود را با يک فيلم ديگر از خيل اسطورهاي محلي آمريکايي روبرو خواهد دانست.

حتي تاثيرهاي ‏آشکار سينماي ترسناک شرقي مانند فيلم حلقه و نحوه تصايشانرپردازي کيوشي کوروساوا نيز در فيلم ديده مي شود.

اما ‏رومينوف سعي دارد تا به زور هم که شده نگاهي جهان شمول، آخر وقتي و اخلاق گرايانه به فيلم تحميل کند.

قربانيان ‏دختران مرده همگي خود را گناهکار مي دانند و گناه خود را مشروب خواري، گوش کردن به موسيقي پاپ و راک، ‏رابطه جنسي آزاد و....

فراخوان مي نمايند.

ارواح سرگردان او تنها افراد ناپرهيزگار را با هستفاده از نيرايشان کنترل از دور ‏به قتل مي رسانند و طبيعي هست با راه هايي بديع که برنامه هست تماشاگر را رايشان صندلي ميخکوب کند.

اتخاذ چنين ‏ديدگاهي در وقته اي که فقدان ايدئولوژي يا ايدئولوژي گريزي تبليغ مي شود و جهان در آستانه جنگ صليبي تازه اي ‏است، چيزي جز گسترش خرافات ديني و اعتقاد به ماورالطبيعه نيست.


نصايشانري که رومينوف از مسکو مي سازد شهري سرد، خلوت و هميشه ابري هست که زنداني بزرگ مي نمايد و راه ‏گريزي نيز از اون متصور نيست.

با اين حال فيلم در هيجان زايي ابتر هست و تمامي تلاش ناموفق کارگردان صرف درام ‏شده هست.

همين امر باعث شده تا دنبال کردن فيلم اندکي سخت و تماشاگر به سرنوشت شخصيت ها بي علاقه شود.

جاي ‏تعجب دارد که سينماي روسيه قصد داشته با چنين فيلمي توفيق نگهبان شب و نگهبان روز را تکرار کند.‏
ژانر: درام، ترسناک.

631:

این تاپیک با تاپیک معرفی فیلم ادغام خواهد شد !

632:

معرفی فیلم



سال سگ
Year of the Dog



معرفی فیلم

نايشانسنده و کارگردان: مايک وايت.

موسيقي: کريستف بک.

مدير فيلمبرداري: تيم اّر.

تدايشانن: دادي دورن.

طراح صحنه: ‏دانيل بردفورد.

بازيگران: مالي شانون[پگي]، لورا درن[برت]، رجينا کينگ[لايلا]، تام سمک کارتي[پي ير]، جاش ‏پاييس[رابين]، جان سي.

رايلي[ال]، پيتر سارسگارد[نيوت].

97 دقيقه.

محصول 2007 آمريکا.

نامزد جايزه بهترين ‏فيلمنامه از مراسم روحيه مستقل.


پگي زني حدوداً چهل ساله که به علت ناسازگاري هايش هنوز ازدواج نکرده، همراه سگش در خانه اي کوچک در ‏جنوب کاليفرنيا زندگي مي نمايد.

او در اداره اي کار مي نمايد که با سيستم باز اداره مي شود.

با وجود يکنواخت بودن اين ‏کار، پگي چندان هم ناراضي به نظر نمي رسد.

اما مرگ ناگهاني سگش و درک اينکه ديگر همدمي ندارد باعث مي شود ‏تا نگاه تازه اي به دنيا و زندگي خود را تجربه کند...‏

چرا بايد ديد؟
مايکل کريستوفر وايت متولد 1970 پاسادنا فيلمنامه نايشانس موفق و تيزهوشي که پيش از اين فيلمنامه هاي دختر خوب، ‏چاک و باک و مدرسه راک را نوشته، براي اولين بار رايشان صندلي کارگرداني نشسته هست.

فيلمي بامزه به سبک وودي ‏الن که با مسائل بنيادين هستي نيز سر و کله مي زند.

سال سگ درباره زني هست که خود را از وراي عشق به طبيعت و ‏حيوانات باز مي شناسد و ثابت مي نمايد وقتي که زندگي خود را وقف چيزي غير از دغدغه ها و اميال خود بکنيد و از ‏خودپرستي و خود محوري دوري نکنيد، چه اتفاقي مي افتد.

نسخه فيلم براي خوب زندگي کردن، همدلي و محبت هست ‏که در وقته ما کالاي کميابي هست.


پگي در ادامه طرفدار سرسخت طبيعت و حيوانات مي شود، و اين امر تنها به خاطر علاقه شخصي اش نيست.

بلکه او ‏با اين کار معنايي براي زندگي خود يافته و به آرامش روحي مي رسد.

سال سگ در دوره اي که فيلم ها جز خشونت و ‏بد رفتاري تجايشانز نمي نمايند، فيلمي سالم درباره لذت بردن از زندگي و شاد زيستن هست.


ژانر: کمدي، درام.


633:

معرفی فیلم



جبرئيل
Gabriel



معرفی فیلم

کارگردان: شين ايبس.

فيلمنامه: شين ايبس، مت هيلتن تاد.

موسيقي: برايان کاچيا.

مدير فيلمبرداري: پيتر هولاند.

تدايشانن: ‏آدرين راستيرولا.

طراح صحنه: ايشانکتور لام.

بازيگران: اندي ايشانتفيلد[جبرئيل]، دواين هستيونسون[شمائيل]، سامانتا ‏نوبل[جيد/آميتيل]، اريکا هينتز[ليليث]، مايکل پيکريلي[آسموديوس]، هري پاوليديس[اوريل]، جک کمپبل[رافائيل]، ‏کايشانن کاپلند[اهريمن]، برندن کليکين[بالان]، مت هيلتن تاد[ايتورئيل]، والنتينو دل تورو[باليل]، گوران دي.

‏کلوئت[مولوک]، امي متيوز[مگي].

109 و 113 دقيقه.

محصول 2007 هستراليا.


در شهري بي نام که گايشاني در برزخ برنامه دارد، نبرد ميان فرشتگان رانده شده از درگاه خداوند و ملک هاي مقرب ادامه ‏دارد.

اونها بر سر روح آدميان مي جنگندند و هدف به دست گرفتن کنترل اين شهر هست.

آخرين باوقتده ملک هاي ‏مقرب که جبرييل نام دارد وارد شهر که تاريکي بر اون مستولي شده، مي شود تا با غلبه بر فرشتگان رانده شده به رهبر ‏شمائيل نور و روشنايي را بار ديگر به شهر بازگرداند.‏

چرا بايد ديد؟
اکشن مذهبي هستراليايي که به خاطر هزينه اندک توليدش بايد به اون لقب فيلم بي هزينه داد[تنها 200 هزار دلار که در ‏هفته اول نمايش اش در هستراليا سه بيش از سه برابر اين مبلغ را به دست آورده] اولين فيلم شين جان ايبس در مقام ‏نايشانسنده، تهيه نماينده و کارگردان هست که به شيوه ‏HD‏ فيلمبرداري شده هست.

يک محصول کليشه اي و اندکي ماتريکس ‏وار که همچون فيلم برادران واچووفسکي کهن الگايشان نبرد ميان خير و شر را ديگر بار روايت مي نمايد.


کارگردان جبرئيل کوشيده تا فضايي گوتيک ایجاد کرده و قصه فانتزي و علمي تخيلي اش را به شکلي خلاقانه سامان ‏دهد، اما ضعف در بازي ها-مخصوصاً شخصيت شمائيل- و انتخاب بازيگران نامناسب-‏‎ ‎بدتر از همه سامانتا نوبل در دو ‏نقش جيد/آميتيل- در کنار حرکت هاي سرسام آور دوربين در اطراف شخصيت ها باعث شده تا از قدرت کافي ‏برخوردار نشود.

با اين حال ديدن ترکيب هوشمندانه ماتريکس، کلاغ و بليد رانر در يک محصول واقعاً کم هزينه- که ‏بايد به خاطر جلوه هاي ايشانژه بصري اش ستود- ارزش تماشاي جبرئيل يا گابريل را دارد.

حتي اگر تنها نقطه قوت فيلم ‏تک سوال فلسفي شمائيل باشد که رنگي جدي بر فيلم مي زند-اين که چرا بايد تا پاين عمر مطيع اوامر شخص يا چيزي ‏به نام خدا بود؟
ژانر: اکشن، ترسناک.

‏ ‏

634:

معرفی فیلم



ديوانۀ پول
El Greco



معرفی فیلم

کارگردان: کالي خوري.

فيلمنامه: گلن گرس بر پايه فيلمنامه اوليه جان ميستر و فيلمنامه پول فعال اثر نيل مک کي و ‏تري ايشاننسور.

موسيقي: مارتي ديايشانچ، جيمز نيوتن هاوارد.

مدير فيلمبرداري: جان بيلي.

تدايشانن: وندي گرين بريکمونت.

‏طراح صحنه: برنت تامس.

بازيگران: دايان کيتون[بريجت کارديجن]، کتي هولمز[جکي ترومن]، کايشانين لطيفه[نينا ‏بروستر]، تد دانسون[دان کارديجن]، آدام روتنبرگ[باب ترومن]، هستيون روت[گلوور]، کري سمک دانلد[برايس ‏آربوگاست]، راجر کراس[بري].

104 دقيقه.

محصول 2008 آمريکا.


بريجيد کرديجن وقتي درمي يابد که در معرض از دست دادن خانه خايشانش هست و ديگر قادر به ادامه زندگي متوسط و ‏آسوده اش نيست، شوکه مي شود.

شوهرش دن پس از سي سال کار خود را از دست داده و در جستجايشان کار هست.

اما ‏تلاش هاي ايشان موفقيت آميز نيست.

بريجيد نيز که تنها تخصص اش ادبيات انگليسي هست، مجبور مي شود در جست و ‏جايشان کار بربيايد.

اما تنها شغلي که گيرش مي آيد نظافت چي شدن در ساختمان موسسه مالي اندوخته فدرال کانزاس سيتي ‏است.جايي که پول هاي فرسوده را از دور خارج و معدوم مي نمايند.

بريجيد به زودي مي فهمد با دو زن ديگر-مادر ‏مجردي به نام نينا و دختر جواني به نام جکي- در زمينه بي پولي همدرد هست.

اونها نيز مشکلاتي دارند که تنها با پول ‏حل مي شود.

بريجيد پس از جلب موافقت اونها مقشه اي ساده و اما غير قابل کشف براي سرقت پول هاي کهنه طراحي ‏مي نمايد.

اولين سرقت با موفقيت انجام مي شود، اما حرص و طمع بريجيد و جکي باعث مي شود به اين کار ادامه دهند.

‏پس از سه سال سرقت مداوم، خرجبي رايشانه پول توسط بريجيد توجه مامور خزانه داري را جلب کرده و تصميم به دام ‏انداختن اونان مي گيرد.

نينا و جکي به دام مي افتند، اما بريجيد مي گريزد و با گرفتن وکيل اونها را خلاص مي نمايد.

به ‏نظر مي رسد همه پول هاي مسروقه نيز از بين رفته، ولي چند ماه بعد...‏


‏چرا بايد ديد؟
کارولاين اون خوري متولد 1957 سن اونتونيايشان تگزاس هست.

پدر و مادرش دکتر بودند، اما کالي در دانشگاه معماري ‏خواند و بعد مجذوب نمايش شد.

در 1982 به لس اونجلس نقل مکان کرد ودر انستيتايشان هستراسبرگ درس خواند.

براي ‏شرکت هاي تبليغاتي کار کرد و سرانجام با نوشتن فيلمنامه تلما و لوئيز در 1991 و کسب جوايز گولدن گلاب، جايزه ‏اتحاديه نايشانسندگان و اسکار بهترين فيلمنامه ورودي خيره نماينده به سينما را تجربه کرد.

سپس نوشتن فيلمنامه چيزي ‏براي صحبت کردن در 1995 شروع به نوشتن فيلمنامه ‏Divine Secrets of the Ya-Ya Sisterhood‏ کرد تا خود ‏اون را کارگرداني کند.

فيلم در سال 2002 به نمايش در آمد و به رغم تم زنانه قابل توجهش-رابطه مادر و دختر و تم ‏رفاقت- نتوانست بيش از يک فيلم متوسط ارزيابي شود.

شايد همين امر باعث شد تا وقفه اي چند ساله ميان دو فيلم ‏سينمايي ايشان حاصل شد.

خوري در اين فاصله شش ساله تنها يک فيلم تلايشانزيوني به نام هاليس و رئا در 2006 ‏کارگرداني کرد که درامي زنانه و باز متوسط بود.

و اينک با ديوانۀ پول بار ديگر زير فيلمي متوسط امضا انداخته که ‏همچون کارهاي پيشين ايشان تمي زنانه و درباره رفاقت ميان زن ها دارد.


ديوانۀ پول متعلق به موج فيلم هاي زن پسندي هست که برنامه هست طليعه دار نهضت زن ها هم مي تواند باشند.

فرقي نمي ‏کند در چه زمينه اي، چون برنامه هست سيادت مردها حتي در دنياي مجازي به چالش طلبيده شود.

اين موج مي تواند سبب ‏وزيدن نسيمي تازه بر سينماي به شدت مردانه امروز دنيا باشد.

اما کاش در همين حد باقي مي ماند.

اگر کالي خوري با ‏واقع گرايي تلما و لوئيز به اين کار ادامه مي داد، مي توانست راهي را که در دل همين سيستم بي رحم براي تثبيت ‏موقعيت زن ها يافته بود، گسترش داده و قوام دهد.

اما تنها پيرنگ رفاقت در ميان زن ها و شورش و تشبث اونان به ‏کارهاي مردانه در فيلم هاي بعدي ادامه يافت و در فيلم 22 ميليون دلاري فعلي نيز امتداد پيدا کرده هست.

البته فروش ‏‏21 ميليون دلاري ديوانۀ گول نشان مي دهد که هنوز اين موج طرفداران قابل توجهي دارد، پس اين وظيفه کالي و ديگر ‏بانوان هست که دستي به سر گوش همين موج بکشند.

پيرايش اش کرده و پيرنگ ها نو به اون بيفزايند.


ديوانۀ پول يا پول ديوانه قدرت دخترها را در طرح و اجراي يک سرقت بي عيب و نقص به نمايش مي گذارد و بر ‏خلاف تصور تماشاگران که با ديدن صحنه هاي بازجايشاني خرده شده در طول فيلم ميان فلاش بک هاي طولاني که به ‏شرح ماجرا اختصاص دارند، يقين پيدا کرده که همگي دستگير شده اند در پايان با زيرکي هر چه تمام موجبات خلاصي ‏و حتي خوشبختي دخترها را فراهم مي نمايد.

نينا نزد فرزندانش باز مي گردد و مهعشوقي نيز به دست آورده، حال و روز ‏جکي و بريجيت نيز چندان بد نيست و چند ماه بعد که مشخص مي شود بريجيت مقداري زيادي از پول ها را در زير ‏زمين پاتوق هميشگي شان پنهان کرده، شادي هر سه تکميل مي شود.


بزرگ ترين دستاورد کالي خوري در اين فيلم هستفاده از سه بازيگر از سه نسل مختلف و حتي تبار مختلف هست.

نمونه ‏کامل يک انتخاب بازيگر صحيح و هستفاده از شيمي ميان اونها که توانسته جذابيت فيلم را تضمين کند.

دايان کيتون ‏سالخورده هنوز شيطنت جواني را دارد، کتي هولمز نمونه کاملي از نسل جوان شيفته پول را ارائه مي دهد و کوئين ‏لطيفه هميشه دوست داشتني هم نمونه مادر مجرد خوب و لايق يک عاشق حسابي را با لوندي خاص خود ايفا مي نمايد.


اگر توقع تعقل و تفکر يا حتي عمق از ديوانۀ پول داريد، اشتباه مي نماييد.

ولي اگر به دنبال دو ساعت تفريح خالص ‏هستيد، آدرس درستي به شما داده اند!‏
ژانر: کمدي، جنايي.


635:

معرفی فیلم



موضع مسلط/ديدگاه

Vantage Point


معرفی فیلم

کارگردان: پيت تراايشانس.

فيلمنامه: بري لايشان.

موسيقي: آتلي اوروارسون.

مدير فيلمبرداري: امير مکري.

تدايشانن: ‏استوارت بيرد، ايگوالدي کاراسون، والديس اسکارسدوتير.

طراح صحنه: بريجيت بروک.

بازيگران: دنيس کوايد[تامس ‏بارنز]، ماتيو فاکس[کنت تيلور]، فارست ايشانتاکر[هاوارد لايشانس]، برو سمک گيل[فيل مک کولاف]، ادگار ‏راميرز[خاايشانر]، آيلت زورر[ورونيکا]، زوئي سلدانا[انجي جونز]، سيگورني ايشانور[رکس بروکز]، ايشانليام هرت[رئيس ‏جمهور اشتون]، جيمز له گروس[تد هينکين]، ادواردو نوريه گا[انريکه]، ريچارد تي.

جونز[هولدن]، سعيد ‏تغمائايشاني[سوارز].

90 دقيقه.

محصول 2008 آمريکا.


اشتون رئيس جمهور آمريکا در مراسمي که با هدف نبرد جهاني با تروريسم در اسپانيا حضور مي يابد.

تامس بازنز و ‏کنت تيلور دو نفر از زبده ترين مامورين سرايشانس پنهان براي محافظت از ايشان انتخاب شده امد.

اين اولين ماموريت ‏بارنز پس از وقفه اي شش ماهه هست.

چون شش ماه قبل وقتي که براي محافظت از رئيس جمهور خود را سپر گلوله ‏تروريست ها کرده بود، به شدت زخمي شده بود.

به نظر مي رسد که ايشان نتواند حفاظت از جان رئيس جمهور را به ‏خوبي بر عهده بگيرد، چون در اولين لحظات مراسم رئيس جمهور مورد اصابت دو گلوله برنامه مي گيرد.

جمعيت ‏حاضر در محل سراسيمه و هراسيده به هر طرف شروع به دايشاندن مي نمايند.

اين آشوب با انفجار بمبي در زير سکايشان ‏سخنراني به اوج خود مي رسد.

بارنز که پس از شليک گلوله ها مردي مشکوک به نام انريکه را دستگير کرده، سپس ‏انفجار شاهد فرار او مي شود.

هاوارد لايشانس يک توريست آمريکايي که در حال فيلمبرداري از اين واقعه تاريخي هست تا ‏اون را بعدها براي فرزندانش نمايش دهد، چيزهايي را ندانسته رايشان نوار ضبط مي نمايد.

بارنز سپس مشاهده فيلم ضبط ‏شده توسط او، براي درک حوادث به اتومبيل گزارشگران تلايشانزيوني مستقر در محل مي رود.

سپس ديدن نوارهاي ‏مراسم در مي يابد که توطئه اي گسترده در جريان هست.

مرکز عمليات محافظت از رئيس جمهور به درخواست هاي او ‏جواب نمي دهد و جان رئيس جمهور واقعي نيز در خطر هست.

چون کسي که در مراسم هدف برنامه گرفته، بدل ايشان بوده، ‏اما اينک رئيس جمهور اشتون به چنگ تروريست ها افتاده و بارنز بايد تنها در صدد نجات ايشان برآيد....‏

چرا بايد ديد؟
پيت تراايشانس کارگردان ايرلندي تبار سابقه اي طولاني و مثبت در تلايشانزيون دارد.

بخش هايي از سريال جا زدن، ‏فرزندان ديگران، و هيئت منصفه را کارگرداني کرده و فيلم تلايشانزيوني هنري هشتم را نيز ساخته هست.

دومين فيلم بلند ‏تلايشانزيوني اش ‏Omagh‏ [2004]نام داشت که به ماجراي بمب گذاري سال 1998 ارتش آزادي بخش ايرلند در يک ‏اتومبيل که منجر به کشته شدن 29 نفر در شمال ايرلند شد، مي پرداخت.

فيلم برنده جوايزي از جشنواره تورنتو، ‏جشنواره فيلم هاي مستقتل ايشانکتوريا و بافتا شد.

موضع مسلط اولين پروژه سينمايي تراايشانس به شمار مي رود که برنامه ‏بود در اکتبر سال گذشته به نمايش درآيد، اما پخش اون تا فوريه امسال به تعايشانق افتاد.


موضع مسلط يا ديگاه همان طور که از نامش پيداست به نمايش ديدگاه هاي مختلف از يک حادثه مي پردازد.

نوعي ‏بازي با روايت و وقت سينمايي در قالب فيلمي اکشن با پس زمينه مشکوک سياسي که در هفته اول نمايش خود نزديک ‏به 23 ميليون دلار در گيشه به دست آورده و مي رود تا يکي از پر فروش هاي آغاز سال تازه ميلادي شود.


سهم اصلي اين نمايش پر خرج، پر هيجان و انرژيک متعلق به فيلمنامه نايشانس، کارگردان و فيلمبردار و تدايشاننگر اون ‏است.

بازيگران کمترين نقش و سهم را دارند.

سيگورني ايشانور جز در سکانس ابتدايي فيلم حضور چنداني ندارد، ادواردو ‏نوريه گا و ديگران نيز و حتي دنيس کوايد که ظاهراً قهرمان اصلي اين ماجرا باشد به اندازه فارست ايشانتاکر از فيلم سهم ‏برده هست.

موضع مسلط نشان دهنده خلاقيت عواملي هست که از يک قصه عامه پسند نه چندان تازه يک تريلر کوبنده ‏ساخته اند.

ايده را با زدن رنگي از تروريسم و حوادث روز-اون هم به شکلي پر رنگ- به روز کرده اند و با هستفاده از ‏ديدگاه 8 نفر[هر کدام از اين ديدگاه هاي متفاوت وقتي تقريباً 10 دقيقه اي را به خود اختصاص داده اند] اون را بارها و ‏بارها با اختلاف هايي جزئي از نظر وقتي روايت کرده اند، و بر خلاف تصور تماشاگران به ورطه زياده گايشاني يا ‏تکرار مکررات دچار نشده اند.

شاخص ترين ترفندي که براي گريز از اين ورطه انديشيده شده، بر ملا شدن حضور بدل ‏رئيس جمهور در صحنه و در نتيجه پيچيده تر شدن گره هاي دراماتيک فيلم هست.


چکيده هدف نايشانسنده و کارگردان فيلم در پوستر اون نيز منعکس شده و برنامه هست تا با کنار هم گذاشتن اين 8 روايت به ‏هايشانت سو قصد نمايندگان و طرح کلي نقشه ترور دست پيدا کنيم.

تهيه نماينده فيلم مطابق معمول از تاثير فيلم راشومون ‏کوروساوا بر سازندگان فيلم سخن رانده، اما موضع مسلط/ديدگاه چيزي بيشتر از تاثير پذيري صرف را به نمايش مي ‏گذارد.

بيهوده نخواهد بود اگر چند سال گذشته راه به مدد توليد سه گانه بورن و اکشن هايي متفاوت دوران رنسانس اين ‏ژانر بناميم و بدون شک فيلم فعلي نيز در اين روند جايگاه مناسبي به خود اختصاص خواهد داد.


متاسفانه تا اين لحظه موفق به ديدن ‏Omagh‏ نشده ام، اما ديدن موضع مسلط/ديدگاه نايشاند بخش ظهور کارگرداني با ‏استعداد هست.

فراموش نکنيد که پل گرين گراس نيز با فيلمي درباره وقايع ايرلند-يکشنبه خونين- به شهرت رسيد و بعد ‏دو قسمت متاخر سه گانه بورن را کارگرداني هست.

هر چند پيت ديايشانس در اولين تجربه سينمايي خود در ژانر اکشن قبل ‏مقايسه نيست، اما شباهت هاي ميان کارنامه او و گرين گراس مرا متقاعد به ديدن فيلمي بسيار کوبنده تر در آينده مي ‏کند.

ولي تا اون روز همين يکي را دريابيد!‏
ژانر: اکشن، درام، مهيج.


636:

معرفی فیلم


اسليپ هستريم
Slipstream



معرفی فیلم

نايشانسنده و کارگردان: اونتوني هاپکينز.

موسيقي: اونتوني هاپکينز.

مدير فيلمبرداري: دانته اسپينوتي.

تدايشانن: مايکل آر.

‏ميلر.

طراح صحنه: اسماعيل کارده ناس.

بازيگران: اونتوني هاپکينز[فليکس بونهافر]، هستلا آرايشانو[جينا]، لانا ‏اونتونووا[ليلي]، جين بورکن[مل]، مايکل کلارک دانکن[مارت]، فيونلا فلانگان[بت لاستيگ]، جنيفر اون ‏فراتنکلين[شلي]، مونيکا گارسيا[مونيکا]، گاايشانن گريزر[گاايشانن]، کريستوفر لافورد[لارس]، ايشانليام لاکين[کارآگاه باز ‏لارابي]، جنيفر مان[جواوني]، کريستين اسليتر[ري]، جان تورتورو[تهيه نماينده]، جين تامپسون[مارشا]، جفري ‏تامبور[گيک/جفري/دکتر گيکمن]، ليزا پپر[تريسي]، اپيتا مرکرسون[باني]، کن ميلن[دکتر هستو کوهن] و کايشانن مک ‏کارتي به نقش خودش.

96 دقيقه.

محصول 2007 آمريکا.

نام ديگر: ‏Slipstream Dream‏.

برنده جايزه داوران جوان ‏و نامزد يوزپلنگ طلايي جشنواره لوکارنو.


فليکس بونهافر، فيلمنامه نايشانس دچار حادثه شده و شخصيت هاي آخرين فيلمنامه اش به نام اسليپ هستريم.

گروه سازنده ‏فيلمي بر پايه اون وارد زندگي او مي شوند.



‏چرا بايد ديد؟
يک نوآر کمدي از بازيگر بزرگ وقته ما سر فيليپ انتوني هاپکينز که بسيار دير و با حضور در فيلمي آمريکاي ‏شناخته شد.

يک هشت و نيم انگليسي آمريکايي که در اون فيلمنامه نايشانسي نه چندان مشهور با سرنوشت، رايشاناها و واقعيت ‏هاي پيرامونش برخورد مي نمايد.

اما اون چه مهم هست نحوه کشف تمامي اينهاست.

هاپکينز با هستفاده از ايده هاي ادبيات ‏اسليپ هستريم و آموزه هاي هندايشانسم[کارما] به نوع تازه اي از روايت تو در تو و سيال ذهني دست پيدا مي نمايد که نمونه ‏هاي مشابهي در گذشته داشته هست.

شايد به همين خاطر تاکيد او رايشان اين نوع روايت تا نيمه فيلم چندان خوش آيند ‏نباشد.

اما با باز شدن گره هاي داستان و مشخص شدن جايگاه شخصيت ها در رايشانا و واقعيت فيلم شکل منسجم تري به ‏خود مي گيرد و دنبال کردن اون نيز براي تماشاگري که از ادبيات اسليپ هستريم زاده دوران ‏New Age‏ و کارما ‏شناخت چنداني ندارد، راحت تر مي شود.

اين سومين تجربه کارگرداني هاپکينز هست و بر خلاف دو فيلم پيشين که کسي ‏اونها را به ياد ندارد و شايد نديده باشد، نشان از توانايي قصه گايشاني او در مقام کارگردان دارد.‏
مي توانيد فيلم را با مگنولياي پل تامس اندرسون نيز مقايسه کنيد که زندگي را زنجيره اي از تصادف هاي صرف مي ‏داند، اما در يک کلمه بايد فرمود: توضيح فيلم چندان ساده نيست! هر کس مي تواند تعابير متفاوتي از فيلم داشته باشد.

مي ‏شود اون را به عنوان هجايشانه اي از دنياي فيلمسازي ديد.

يا يک فيلم در فيلم با نگاهي فلسفي و...

اما اونچه مسلم هست لحن ‏شوخ و گاه تلخ هاپکينز در کنار موسيقي بسيار زيبايي که براي فيلم تصنيف کرده، نشان از تولد يک فيلمساز دارد، هر ‏چند اين اتفاق اندکي دير رخ داده هست.


ژانر: کمدي، درام، فانتزي، علمي تخيلي.


637:

یاقوت سرخ عزیز ممنون از زحمات شما
منبع رو هم بفرمایید ممنون میشم
------------------------------------------
روزانه درسته ؟

638:

سلام به شما ...

تشکر از اظهار لطف شما ...


منبع ...

مجله اینترنتی مبین ...

639:

معرفی فیلم




فیلم ...

مه
The Mist



معرفی فیلم

نايشانسنده و کارگردان: فرانک دارابانت.

موسيقي: مارک ايشام.

مدير فيلمبرداري: ران اشميت.

تدايشانن: هانتر ام.

ايشانا.

‏طراح صحنه: گرگوري ملتون.

بازيگران: تامس جين[د