انیمه ناروتو naruto


انیمه ناروتو naruto



انیمه ناروتو naruto
انیمه ناروتو naruto


انیمه ناروتو naruto


داستان

۱۲ سال پیش از شروع داستان، موجودی شرور و افسانه‌ای به نام کیوبی (روباهی با ۹ دم) به کونوها حمله می‌کند. چهارمین هوکاگه با استفاده از یک طلسم و قربانی کردن خود موفق می‌شود کیوبی را داخل بدن ناروتوی تازه به‌دنیا آمده زندانی کند.

ناروتو پسری یتیم است و اکثر مردم (بزرگسالان) کونوها او را همان کیوبی می‌بینند و از او تنفر دارند. بنا به فرمان هوکاگهٔ سوم هیچ‌کس حق ندارد در مورد وقایع رخ‌داده مرتبط با حملهٔ کیوبی حرفی بزند؛ برای همین همسالان ناروتو چیزی در این مورد نمی‌دانند. با این وجود به‌علت دیدگاه و رفتار بزرگسالان و تأثیر این رفتار بر روی فرزندانشان، ناروتو دوران کودکی خود را بدون هرگونه رابطهٔ صمیمانه و دوستی سپری می‌کند. نتیجه این که ناروتو برای جلب توجه دست به انواع و اقسام شیطنت و خرابکاری می‌زند.

در آغاز ناروتو بدترین شاگرد مدرسهٔ نینجاها است؛ اما با تلاش فراوان قدرت‌های خودش را افزایش می‌دهد و بالاخره فارغ‌التحصیل می‌شود. پس از فارغ‌التحصیلی، نینجاهای مبتدی به گروه‌های سه نفره تقسیم می‌شوند. ناروتو نیز به همراه ساسوکه اوچیها (بهترین شاگرد مدرسه) و ساکورا هارونو (که ناروتو به او علاقه‌مند است) در یک گروه برنامه می‌گیرند. تربیت آنها را هم کاکاشی هاتاکه یکی از بهترین نینجاهای کونوها (که همیشه ماسکی بر صورت دارد) به عهده می‌گیرد... .

توضیح : انیمه نارتو دو قسمت هست سری اول که نزدیک دویست قسمت است از کودکی ناروتو تا نوجوانی او است و قسمت دوم که به نارتو شیمپودن معروف است از جوانی او شروع میشود که همچنان در حال پخشه ...



الگوهای زندگی شبکه من و تو برای جوانان ایرانی!

1:

شخصیت های اصلی:


انیمه ناروتو naruto

ناروتو اوزوماکی (うずまきナルト Uzumaki Naruto)



شخصیت اصلی داستان در مجموعهٔ ناروتو هست.


تقویم شمسی سال 1392 با موضوع سینما
ناروتو در رأی‌گیری نشریهٔ Shonen Jump سه بار به صورت متوالی به عنوان محبوبترین شخصیت انتخاب شده‌است.
مشخصات
اولین حضور: مانگا: قسمت اول، انیمه: قسمت اول
سن: سری اول: ۱۲-۱۳، سری دوم: ۱۵-۱۶
تاریخ تولد: ۱۰ اکتبر
وابستگان: میناتو نامیکازه (پدر، مرده)، کوشینا اوزوماکی (مادر)
رتبه: گنین (Genin)
سابقه
هنگام به دنیا آمدن ناروتو، روباه ۹دمه (Kyūbi no Yōkō) به کونوهاگاکوره حمله می‌کند.


انگشت مهران مدیری قطع شد +تصاویر
چهارمین هوکاگه با هستفاده از یک طلسم و قربانی‌کردن خود موفق می‌شود کیوبی را داخل بدن ناروتوی تازه به‌دنیا آمده زندانی کند.

در قسمتهایی از سری دوم این مجموعه به نام ناروتو شیپودن معلوم می‌شود که ناروتو پسر هوکاگه چهارم هست و در واقع پدرش روح کیوبی ( روباه نه دم ) را در داخل بدن پسرش مهر و زندانی کرده هست.


آرگو رفت، نوبت یک فیلم ضدایرانی دیگر شد! +عکس
ناروتو به تنهایی بزرگ می‌شود، او پسری پر شر و شور هست و کار مورد علاقه او ایجاد مشکل برای دیگران هست و تنها دوستی که دارد هستاد ایروکا اومینو در آکادمی هست.


کارگردان سینما به بازیگر فیلمش در اسلامشهر تجاوز کرد!
پس از مدتی از آکادمی نینجاها فارغ‌التحصیل می‌شود و به همراه ساسوکه اوچیها و ساکورا هارونو و به رهبری کاکاشی هاتاکه ( که در واقع شاگرد هوکاگه چهارم پدر ناروتو بوده هست و در ۹ سالگی چونین و در ۱۲ سالگی جونین ( بالاترین رتبه در بین نینجاها قبل از هوکاگه و سنین هست ) شده و بهترین شاگرد وقت خود بوده هست که بیش از ۱۰۰۰ نوع تکنیک را با هستفاده از شارینگان خود کپی کرده هست تیمی را تشکیل می‌دهند.


فیلم پسر نوری زاده برای فتنه 92 + عکس
اونها پس از تمرین‌های بسیار توسط هوکاگه سوم برای انجام ماموریتی با درجه C فرستاده می‌شوند.


نگاهی به فیلم "شرلوک هلمز : بازی سایه ها"
گروه در طی ماموریت با نینجایی شیطانی به نام زابوزا موموچی مبارزه می‌کند که در طی مبارزه کیوبی که اسیر ناروتو هست برای اولین بار خود را نشان می‌دهد.


مهم :عسل بدیعی از دنیا رفت
و پس از این ماجرا ماجرای اصلی با مسابقات انتخاب جنین آغاز می‌شود...


2:

ساسوکه اوچیها (うちはサスケ Uchiha Sasuke)

انیمه ناروتو naruto

یک شخصیت افسانه‌ای در انیمیشن ناروتو هست که توسط ماساشی کیشیموتو ایجاد شده هست.

درآغاز داستان او عضو گروه کاکاشی هاتاکه هست که در وقت عضویتش شامل خودش، ناروتو اوزوماکی و ساکورا هارونو می‌شد.

ساسوکه بعداً گروه را ترک می‌کند.

از لحاظ محبوبیت شخصیتی در shonen jump معمولاً رتبه سوم یا چهارم را دارد.

مشخصه

ساسوکه پنچمین شخصیت در افسانه ناروتو هست.

کیشیموتو در مصاحبه‌ای با US Shonen Jump افشا کرد که هرگز نمی‌خواسته هست شخصیت ساسوکه را ایجاد کند.

او سپس مشاوره با ویراستار خود به این نتیجه می‌رسد که شخصیت مقابل ناروتو اوزوماکی را ایجاد کند که در نهایت منجر به ساخت شخصیت ساسوکه می‌شود.

در طرح اصلی، شخصیت ساسوکه طلسم هایی در اطراف گردنش دارد و بندی به دور بازوی او بسته شده هست.

کیشیموتو توضیح می‌دهد که ایجاد شخصیت ساسوکه سخت‌ترین کار برای او بوده هست.

اسم ساسوکه از شخصیت افسانه‌ای ساروتوبی ساسوکه می‌آید.

نیمه دیگر اسم او از دیگر شخصیت داستان یعنی هوکاگه سوم می‌آید.

نام خانوادگی او اوچیها تلفظ دیگر اوچیوا هست، که به معنی بادبزن کاغذی هست که در واقع علامت خاندان اوچیها نیز هست.

اوچیوا می‌تواند برای باد زدن آتش هستفاده شود تا آتش را گرم تر کند- به این حقیقت اشاره می‌کند که خاندان اوچیها دارای جوتسوی آتشین هستند.

زندگی

سال‌های اولیه زندگی ساسوکه زیر سایه برادر بزرگ‌ترش ایتاچی اوچیها می گذرد، که وقت ثابت می‌کند او نینجای با هستعدادی هست.

به خاطر موفقیت‌های ایتاچی، خاندان اوچیوا او را به عنوان آینده خاندان نگاه می‌نمايند.

بزرگ‌ترین پیشنهاد نماينده این عقیده، پدر ساسوکه، فوگاکا اوچیوا هست.

با توجه به این دیدگاه ساسوکه اونچه را برای اثبات خود در خانواده لازم هست را انجام می‌دهد، البته هیچ کاری او را در این مرحله موفق نمی‌کند.

ایتاچی که از این تلاش ساسوکه آگاه هست سعی می‌کند تا توجه پدر را به او جلب کند، حتی پیشنهاد می‌کند که شماری از توانایی نینجاها را به او آموزش دهد.

اگرچه ایتاچی موفق می‌شود که فوگاکا وقت بیشتری را با ساسوکه بگذراند امابیشتر اون وقت نیز به ایتاچی اختصاص می‌یابد و به هر حال ایتاچی هرگز مطابق قول خود به ساسوکه آموزش نمی‌دهد.

همان طور که وقت می گذرد اعتبار ایتاچی در خاندان شروع به تزلزل می‌کندو شایستگی او زیر سئوال می‌رود.

در این وقت ایتاچی رابطه‌ای رقابتی را با ساسوکه آغاز می‌کند و به ساسوکه حمله می‌کند تا بر او فائق آید.

به خاطر تغییر شخصیت ایتاچی، فوگاکو علاقه بیشتری برای پیشرفت ساسوکه پیدا می‌کند و تکنیک گلوله آتشین بزرگ را در مدت وقتی کمتر از اونچه ایتاچی یاد گرفته بود به او می‌آموزد، که باعث بهبود وضعیت او در خانواده می‌شود.

فوکاگو آشکارا ساسوکه را تشویق می‌کند که جاپای ایتاچی نگذارد، به این ترتیب نابغه سابق خاندان اعتماد پدر را از دست می‌دهد.

سپس این که ساسوکه میل و اشتیاق پدر به خود را کسب می‌کند، یک شب که دیر به خانه برمی گردد می بیند که همه اعضای خانواده اش کشته شده اند.

سپس اینکه ایتاچی را بالای سر پدر و مادرش می بیند متوجه می‌شود که او عامل اصلی مرگ والدینش هست.

ایتاچی به ساسوکه می‌گوید که ارزش کشتن ندارد و سپس در سیاهی شب ناپدید می‌شود.

از اون پس ساسوکه مانند یک یتیم زندگی می‌کند، در حسرت والدین از دست رفته اش.

سپس نابودی خانواده تنها هدف ساسوکه این می‌شود که به هر نحو ممکن قدرتی به دست بیاورد تا برای انتقام ایتاچی را بکشد.

شخصیت

ساسوکه اوچیها در سری دوم انیمهدر ابتدای مجموعه آرزوی ساسوکه قویتر شدن هست که عامل غلبه در روابط با دیگران و پیروزی بر اون هاست.

به این خاطر او در ابتدا نسبت به مفاهیم اجتماعی بودن در کنار هم تیمی هایش و دخترانی که سعی در جلب مهر او دارند بی تفاوت هست.

از این رو ساسوکه برای خوب انجام دادن مامورت‌ها علاقه‌ای به کار با ناروتو و یا ساکورا ندارد و فکر می‌کند او بسیار با هستعدادتر از اون هاست که بخواهد با اون‌ها کار کند و کار با اون‌ها تنها او را ضعیف تر می‌کند.

اگرچه، سپس سه ماموریت ساسوکه تلاش می‌کند که به خود بفهماند این برداشت‌ها نادرست هستند: ساکورا منبع بزرگی از اطلاعات هست و ناروتو یک دوست موثر و مشوق قوی تر شدن هست.

در نتیجه این الهامات ساسوکه تلاش می‌کند که اهمیت بیشتری را از اولین ملاقاتش به هم تیمی هایش بدهد.

در حالی که تلاش می‌کند این الهامات را رد کند، علاقه او برای به خطر انداختن زندگی اش برای کمک به اون‌ها به حدی که حتی شانسی برای انتقام از ایتاچی باقی نماند کم کم ظهور می‌یابد.

در طول دومین مرحله امتحان چونین اوریچیمارو با مشاهده برتری زندگی هم تیمی‌ها برای ساسوکه متوجه این تغییر آرمان‌ها می‌شود.

اوریچیمارو که به هوس ساسوکه برای انتقام نیاز دارد، داغ نفرین آسمانی را بر او می‌زند تا او با چشیدن طعم قدرت او را به راه انتقام بازگرداند.

اگرچه کاکاشی اونچه را برای ضعیف کردن نفرین لازم هست انجام می‌دهد، نشان را کم اثر می‌کند و مفهوم صحیح قدرت را به او نشان می‌دهد اما ساسوکه تلاش می‌کند قدرت هایی که به او نشان می‌دهد را بفهمد.

برای آزمایش قدرت جدید ساسوکه تلاش می‌کند تا رقیبی جدید را بیابد که با او مبارزه کند، با این باور که هر پیروزی که به دست می‌آورد او را به قدرت بیشتر رهنمون می‌کند.

به هر حال ناروتو که ساسوکه او را شخصی با مهارت‌های اندک می‌داند برتری خود در توانایی‌ها را بر او ادامه می‌دهد و این باعث ایجاد حسادت در ساسوکه می‌شود.

سرانجام ساسوکه تصمیم می‌گیرد که کونوا را ترک کند و به دنبال اوریچیمارو برود تا قدرت بیشتری کسب کند.

ناروتو براب متوقف کردن ساسوکه فرستاده می‌شود تا مانع خروج او از کشور شود، در نهایت او را می‌گیرد و به او التماس می‌کند که نرود.

ساسوکه باور دارد که ناروتو صمیمی‌ترین دوست اوست ولی در عوض تصمیم می‌گیرد که آخرین نصیحت ایتاچی را اجرا کند:برای دست یابی به Mangekyo Sharingan (مانگکیو شارینگان) که به نظر قدرت نهایی خاندان اوچیواست بهترین دوست باید کشته شود، بنابراین ساسوکه تلاش می‌کند تا ناروتو را بکشد.

ناروتو نمی خواهد ساسوکه برود برای همین با همان اشتیاق با ساسوکه می‌جنگد تا او را شکست داده و به خانه برگرداند.

جنگ این گونه هست که ساسوکه در ابتدا با تکنیک چیدوری به ناروتو حمله می‌کند در حالی که ناروتو با رازنگان خود نمی‌تواند ساسوکه را بزند و تنها هدبند او را خراش می‌دهد( به دنبال این حرف ساسوکه که او حتی نمی‌تواند هدبند او را بخراشد).

در هنگامی که ناروتو بی حال به زمین می افتد ساسوکه تصمیم می‌گیرد او را بکشد اما می فهمد این همان چیزی هست که ایتاچی می خواهد و این گونه از کشتن ناروتو صرف نظر می‌کند.

سپس به سمت اوریچیمارو می‌رود تا اونچه از قدرت لازم هست که به دست بیاورد حاصل کند.

در بخش دوم نیز شاهد تغییر شخصیت او می شویم و به خود قول می دهد تا وقتی که برادرش را نکشته نمی رد.


3:

کاکاشی هاتاکه (はたけカカシ Hatake Kakashi)

انیمه ناروتو naruto

نام : هاتاکه کاکاشي (Hatake Kakashi)
کشور : کشور آتش – شهر پنهان برگ (Hidden Leaf Village)
سن : 27 قد :181 سانتيمتر وزن : 67.5کيلوگرمتاريخ تولد : 15 سپتامبرگروه خوني : O
اولين مشاهده : مانگا : چپتر 003 – انيمه قسمت : 003روابط : هارونو ساکورا – اوچيها ساسکه – اوزوماکيناروتو – يوندايمه – هاتاکه ساکومو – مايتو گاي – پاکوون – رين – اوچيهااوبيتوهاتاکه کاکاشي يا "کپي نينجا کاکاشي" هستاد ساسکه ، ساکورا و ناروتواست.

ظاهرا او ميخواهد هايشانت خود را براي ديگران پنهان نگه دارد زيرا که همواره قسمتپايين صورت خود را با ماسکي پوشانده هست.

او همينطور مشهور به سخت گيري هست که تماميشاگردان قبل از ناروتو و هم تيميش را رد کرده بود.

او ميفرمود تمام ان شاگردان فقطبچه هاي بي فکري بودند که فقط به قوانين و دستورات عمل ميکردند و معني اصلي کارتيمي را نميدانستند.

کار تيمي ظاهرا براي کاکاشي خيلي مهم هست ولي هرچند بعضي اوقاتبي تفاوت نشان ميدهد ولي در اصل او شاگردانش را دوست دارد و حاضر هست براي دفاع ازاونها جان خود را نيز بدهد که اين را در رايشانارايشاني با زابوزا و اوزوچيمارو نشان دادهاست.

کاکاشي هميشه زود فکر ميکند و همواره اينگونه نشان ميدهد که يک قدم ازحريفش جلوتر هستو تقريبا هميشه ميداند چگونه بايد بجنگد هرچند او هميشه به سرقرارهايش چه مهم و چه معمولي دير ميرسد.

او هميشه با خود کتابي دارد بنام " بيا بيابهشت" که حتي اونرا در مقابل شاگردانش در رايشانارايشاني اول نيز ميخواند که البته بهمسخرگي ناروتو منجر شد و برايش مشکلاتي بوجود آورد.

مثل بيشتر شخصيت ها درانيمه ناروتو ، گذشته کاکاشي نيز از نوع تراژيک هست.

که با مرگ دوستان و آشنايانزياد همراه بوده هست.

اول از همه ، پدرش هاتاکه ساکومو (معروف به سپيد دندان) بعلترها کردن ماموريتش براي نجات جان دوستانش که بعدا مشکلات و تلفات زيادي به بار آوردو باعث بي آبرو او شد که دوستانش و اهل شهر او را مسئول اين واقعه دانستند.

پس ازاون ، بعلت احساس گناهي که از ان واقعه احساس ميکرد ، خودکشي کرد.

بخاطر اون کاکاشيبسيار پايبند به قوانين شد (البته 13 سال قبل)

ظاهرا کاکاشي در سن 16 سالگييعني 13 سال پيش از وقت کنوني داستان جونين شده بود.

در ان موقع او زير نظر هوکاگهآينده کونوها يعني برق زرد (Yellow Flash) تعليم ميديد.

او در تيم 3 نفرا همراه بااوچيها اوبيتو کسي که هيچ وقت با هم خوب نيودند چراکه اوبيتو هيچوقت به قوانين عملنميکرد ، و رين بود.

در ان وقت درگيري شديدي بين کشورهاي بزرگ در گرفته بود کهکونوها هم عميقا در گير واقعه اي شده بود که بنام "سومين جنگ جهاني پنهان" معروفبود.

تمام تيم 4 نفره در حال انجام ماموريت خرابکاري در کشور سنگ بودند .

يوندايمهمجبور به ترک گروه شد و مسئوليت گروه را به کاکاشي سپرد.
بدبختانه رين توسط نينجا هاي دشمن ربوده شد و اوبيتو بدون کاکشيکه شديدا پايبند مقررات بود و فکر ميکرد که بايد ماموريت را بدون رين اجرا کنند ،براي نجات رين رفت.

اوبيتو رين را پيدا کرد ولي در يک قدمي مرگ بود که کاکاشي کهبالاخره معني تيم را در يافته بود بکمکش امد و نينجاي دشمن را ضخمي کرد.

بعد ازمدتي جنگ کاکاشي از ناحيه چشم چپش ضخمي شد و هر دو در شرف مرگ بودند که اوبيتو کهشارينگانش را تازه فعال کرده بود بکمک کاکاشي آمد و نينجاي مستتر دشمن را کشت.

نينجاي دوم دشمن براي از بين بردن تيم از تکنيک عنصر زمين هستفاده و سنگهاي ديوارهرا رايشان تيم کاکاشي ريخت که کاکاشي بعلت نقطه کور در قسمت چشم چپ مورد اسبت سنگيبرنامه گرفت و به زمين افتاد و اوبيتو براي نجاتش خود زير سنگ ماند طوري که نصف بدنشزير سنگ له شد.

اوبيتو که کم کم به مرگ نزديک ميشد ، آخرين هديه خود را به کاکاشيکه همان شارينگان چشم چپش بود را به او داد که توسط رين در چشم کور شده کاکاشي قرارگرفت و کاکاشي را بخ شخصيتي که هم اکنون ميشناسيم تبديل کرد.

هميشه سر برنامه ها ديرميکند تا قبر اوبيتو را زيارت کند.
سپس اينکه عضو تيم اونبو شد ، تنها ماموريت شناخته شده اشنجات شاهزاده کشور برفي بود ، از اونچه در ان قسمتها ديديم ميتوان فرمود که کاکاشي دراون وقت فقط يه جونين ساده بوده.

تکنيکهاي جنگي کاکاشي پيچيده و کامل هست.

اول از همه سريع فکر ميکند و از حس بايشانايي بسيار خوبي برخوردار هست که اورا ازخطرهايي که در اطرافش هست در امان نگه مي دارد.او همينطور پيش آهنگ بسيار خوبي هستبدليل داشتن حس بايشانايي خوب و احضار سگها.

کاکاشي بيشتر از ساسکه ياد گرفته هستچگونه از شارينگان خودش هستفاده کند.

او از جنجوتسوها يي که به شارينگان مربوطميشود با خبر هست و براحتي ميتواند دشمنان قايشان همچون زابوزا را سردرگم کند.بعد ازاون اسفاده مورد علاقه کاکاشي از شارينگان ، کپي کردن تکنيکهاست.

فرموده ميشود کاکاشيبيش از 1000 تکنيک را کپي کرده هست و در آخر هو ميتواند حرکتهاي بعدي دشمنش را باچشم چپش پيش بيني کند.بغر از شارينگان ، او از تکنيک قايشان بنام چيدوري / رايکيرياستفاده ميکند.

با اين تکنيک ، کاکاشي ميتواند براحتي هرچيزي را از سنگ گرفته تاگوشت بدن انسان را سوراخ کند.

بغير از اين نينجوتسايشان قايشان ، کاکاشي تايجوتسو کارماهري نيز هست و در نبردهاي نزديک بسيار موثر هست و بعنوان دشمن قايشان حتي در مقابلمايتو گاي شناخته ميشود که با ترکيب اين موارد او به يک دشمن بسيار خطرناک تبديلميشود که هم در نبردهاي نزديک و هم در نبردهاي فاصله اي موثر هست.


4:

ساکورا هارونو (春野サクラ Haruno Sakura)

انیمه ناروتو naruto

کشور : کشور آتش, دهکده ي برگ مخفي
سن : 12-13 , تو قسمت دوم 15
قد : 150.1 Cm, تو قسمت دوم 165 وزن : 35.9 Kg
تولد : بيست و هشتم مارچ
گروه خوني : O
وضعيت کنوني : چونين
سکورا عضو روشنفکر و جذاب تيم 7 کاکاشي, که در اصل تشکيل شده از خودش و ناروتو و سسوکه.

هارونو يعني زمين بهاري و سکورا يعني شکوفه ي گيلاس که در ژاپن به خاطر کوتاهي دوره ي زندگيش و زيباييش مورد احترامه.در چيني شکوفه ي گيلاس مظهر زيبايي زن و در زبان گياهان به معناي عشق مس باشد.
در ژوئن 2006 در American Shonen Jump کيشيموتو به اين اشاره کرده بود که سکورا بهترين معلم نينجا مي شه چون در شخصيتش رخنه ها يي وجود داره مثل دنبال کردن سسوکه اما اون نرمال ترين شخصيته.

اون هم چنين اشاره کرد که سکورا و راک لي به منظور نشان دادن ضعف هاي انساني اند.

تو مشهورترين شخصيت Shonen Jump هم جزء 10 نفر اول بوده.

سابقه

برعکس همتيمي هاش گذشته ي اون خالي از هر گونه تراژدي واقعي بوده.

فقط از طرف هم سناش تو آکادمي تخريب مي شده , جايي که حساسيتش در مورد پيشاني بزرگش باعث مي شد که همکلاسي هاش اذيتش کنن.

Ino Yamanaka با اون دوست شد و روباني بهش داد که مي تونست صورتش رو برجسته نشون بده تا پيشونيش ديگه اون رو اذيت نکنه.

دوستي با اينو باعث شد که سکورا شخصيتش رو کامل کنه و بيشتر به خودش ارزش بده.

وقتي که اعتماد به نفسش بيشتر شد عاشق سسوکه شد کسي که اينو هم عاشقش بود.

سکورا وقتي اين رو فهميد رابطشون رو قطع کرد بنا براين دو نفري که مي تونستن شايسته ي مهرباني سسوکه باشن يک رقابت تلخ بينشون شروع شد.

هر دو اين رقابت رو تا مبارزشون تو امتحان چونين حفظ کردن و سپس اون رابطشون شروع به خوب شدن شد.

هر چند رابطه اي همراه با رقابت ايجاد کردن و هر دو سعي مي نماين که ديگري رو شکست بدن.

شخصيت

در شروع سري تنها ايشانژگي قابل توجه سکورا شيدايي براي سسوکه بود.

در ابتدا اين شامل دنبال کردن اون تو هر کجا براي تلاش براي کمک کردن به اون و ارزش دادن به عقايدش و توانايي هاش بيشتر از بقيه بود.

وقتي که سسوکه در موقعيت هاي خطرناک تري برنامه گرفت نمايش احساسات سکورا به سمت اهميت به خوشحالي سسوکه سوق پيدا کرد.

اولين بار که ديده شد وقتي اون به نظر اومد مرده او با گريه کردنش به خاطر از دست دادن اون با Shinobi Code مخالفت کرد.

وقتي که معلوم شد که نمرده بوده سکورا اين متود را براي نشان دادن احساساتش ادامه داد.

قديمي ترين مثال اين , Cursed Seal هست که سسوکه به عنوان منبعي از قدرت از اروشيمارو گرفت.

به علاوه نگراني براي سسوکه وقتي که اون مريض شد سپس هستفاده از طلسم, سکورا نگران اين بود که جاذبه ي اون طلسم سسوکه رو از کونوها دور نکنه.

بعدا ترسش واقعي شد و سسوکه دهکده رو براي پيدا کردن اروشيمارو ترک کرد.

قبل از اينکه اون بره سکورا اون رو تو خروجي دهکده ملاقات کرد و از اون خواهش کرد که بمونه, اگرچه درخواستش هم براي رفتن با اون رد شد, راضي بود هر کاري بکنه که با اون باشه.

تنها جواب سسوکه هم يک تشکر ساده قبل از بي هوش کردنش بود.
با رفتن سسوکه به نظر اومد احساسات سکورا در مورد اون از تنها يک عشق به يک دوست عزيز تغيير کرد.الان به خودي خود تلاش اون اينه که سسوکه رو به کونوها بر گردونه و در تمام کارها با ناروتو همراه مي شه فقط به اين دليل.

با اين وجود ايشانژگي هاي شبيه به دوست که اون الان با سسوکه موافقه, سکورا با اون مبارزه نميکنه اگر اين به اين معني که اون مي تونه از ديگران محافظت کنه يا برگردوندن اون رو به خونه راحتتر مي نمايه.(اگه کسي زبانش خوبه ببينه مي تونه اين قسمت رو بهتر ترجمه کنه*) وقتي که نظر اون در مورد سسوکه تغيير کرد سکورا نمي خواست اجازه بده کسي در مورد بدي اون حرف بزنه وکسي رو که در مورد اون بد دهني کنه رو تايشانک اون مي زنه.
شبيه احساساتش در مورد سسوکه نظر سکورا در مورد ناروتو هم از قديمي ترين ايشانژگي هاي شخصيتيشه.

در مورد ناروتو هرچند که سکورا در ابتدا اون رو يک احمق بي هستعدادي که هدفش تو زندگي آزار هميشگيه اونه تلقي مي کرد.

وقتي که سکورا بعضي وقتا به احمق تلقي کردن اون مي پرداخت, خيلي ازدانستني هاش رو در مورد ناروتو رد کرد به طوري که اون دو بيشتر وقت رو با هم مي گذروندن.

در طول هر مبارزه ناروتو ثابت کرد که مي تونه تعداد بسيار زيادي جوتسايشان پيچيده رو با روش هاي مبتکرانه ي زيادي به کارببره, باعث شد که سکورا به اون به عنوان يک هم تيمي با پشت سر گذاشتن هر ماموريت بيشتر ارزش بذاره.

اون حتي فهميد که نسبت به پيشرفت ناروتو حسادت مي نمايه و سعي مي نمايه تا متود هاي قايشان شدن اون روکپي کنه.

وقتي که سسوکه کونوها رو ترک کرد سکورا از ناروتو خواهش کرد که ناروتو اون رو برگردونه و اون رو به عنوان تنها کسي که ظرفيت دنبال سسوکه رفتن رو داره باور کرد.

ناروتو قول داد که سسوکه رو برگردونه و باعث شد که اين عهد هميشگي اون بشه.

اين با اين همراه بود که احساسات ناروتو براي اون بزرگ شد و براي اون وقتي که اون سپس تلاش نا موفقش تو بيمارستان موند ناراحت شد.وقتي که ناروتو ادعا کرد که روزي سسوکه رو برگردونه, سکورا هم تصميم گرفت که دفعه ي بعد اون رو با هم برگردونن.
در قسمت دوم سکورا سختي هاي زيادي در زندگي ناروتو رو ياد گرفت, مخصوصا اينکه اون روباه نه دو رو داره و آکاتسوکي به دنبال اون مي گرده به خاطر اين.

به علاوه اگر آکاتسوکي موفق مي شد و ناروتو رو مي گرفت و روباه رو از بدن اون خارج ميکرد , ناروتو مي مرد.

به خاطر اين سکورا يک نگراني ذهني در مورد ناروتو پيدا کرد و براي مشکلاتي که ناروتو با اونها روبرو مي شد ناراحت شد.

براي کمک به اون در مواجهه با موانع سکورا محافظ اون شد و هرکاري که لازم بود انجام مي داد تا اون در امان باشه.

به محض اينکه فهميد توانايي هاي پزشکي اي که اون در طول وقت ياد گرفته در مواجه شدن با روباه شيطاني ناکارامده, سکورا سعي کرد که ببينه آيا چيز هاي ديگه اي هست که اون ياد بگيره تا بيشتر به درد ناروتو بخوره.

در نتيجه ي اين احساسات تازه کشف شده سکورا عموما بيشتر ايشانژگي هاي شخصيتي ناروتو رو مي پذيره و بيشتر مي تونه با اون درست کار کنه.

مستقل از احساسات اون در مورد هم تيمي هاش تصميمات سکورا در طول قسمت اول تغييراتي کرد.

وقتي که اون اين رو تو اون موقع متوجه نشده بود نقش اوليه ي سکورا محافظت از مقصود علاقه اش در تيم 7 بود در حال که ناروتو, سسوکه و کاکاشي هرگونه نيرايشان خصومت آميزي رو پس زدن.

اين نبود تا مرحله ي دوم امتحان چونين که سکورا فهميد که چقدر اين نقش نامطلوبه, به اين عنوان که اون تنها گارد هم تيمي هاي مغلوبشه موقع حمله ي گنين هاي Sound .

هرچند که اون سعي کرد با يک سري تله هاي از قبل پيش بيني شده اونها رو دور نگه داره تلاشش در مقابل تيم گنين ناموفق موند و Kin Tsuchi تونست سکورا رو از موهاش بگيره و اون رو از حرکت باز داره.

وقتي که kin به اون فرمود که بيشتر به خودش برسه تا به توانايي هاي نينجاييش, سکورا ناراحت شد که امت هميشه به خاطر اون مبارزه مي نماين و اون نميتونه به خاطر خودش مبارزه کنه.در تصميم براي عوض کردن اين, سکورا با کوناي موهاش رو بريد تا خودش رو از چنگال Kin نجات بده و تمام قدرتش رو در مبارزه با اونها به کار گرفت.

به اندازه ي کافي وقت گرفت تا نيرو کمکي برسه.

اين تصميم جديد در ادمه ي سري ثابت موند, به اين ترتيب سکورا به کمک هم تيمي هاش اومد وقتي که به کمک نياز داشتن.
سکورا در درونش يک سکوراي دروني داشت, ابراز احساسات درونيشه که معرف نظرات واقعي سکورا در مورد چيزهاست وقتي که به نظر مياد چيز ديگه اي رو نشون مي ده.

ظاهر سکوراي دروني به طور نمونه با يک علامت تعجب Shānnarō علامت گذاري شده.

اين عبارت معني واقعي نداره اما معمولا ترجمه مي شه hell yeah يا hell no يا damn it که به موقعيت بستگي داره.

به علاوه با عبارت Cha! داخل انيمي انگليسيش جايگزين شده شبيه کاري که با dattebayo ناروتو کردن و تبديلش کردن به Believe it! .

سکوراي دروني خيلي کم ظاهر مي شه.

آخرين پيدا شدنش در حين مبارزه ي سکورا تو امتحان چونين بود (جايي که به طور غير مستقيم فرمود که سکوراي دروني مي تونه شبيه ساختاري متفاوت در ذهن سکورا باشه).

سکوراي دروني بعدا به طور خيلي مختصر داخل يکي از filler arc(نميدونم يعني چي!) هاي انيمي و در شروع قسمت دوم دوباره نشون داده شد.

اين تفاوت بزرگ بين چهره ها شبيه اينه که سکورا با خودش بيشتر راحت ميشه و ديگه هر چي که ميگه با احساس واقعيش مغايرت نمي نمايه.

توانايي ها

در شروع سري, سکورا توانايي هاي معين خيلي کمي داره و تنها ايشانژگي قابل توجه با هوش بودنشه.

تيز بودن تو حفظ کردن مطالب ودر امتحان دادن تو آکادمي, سکورا مي تونه بيشتر از خيلي از همسني هاش به سوالات جواب بده.

اين بيشتر در طول قسمت نوشتني امتحان چونين خودش رو نشون مي ده, طوري که سکورا جزء معدود دانش آموزاييه که بدون تقلب مي تونه به سوالات تستي جواب بده.

در ابتدا هستعداد سکورا خيلي درخشان نشون نمي ده و هستعداد و هستقامت کليش زير متوسطه.

هر چند خيلي زود سپس يکي از ماموريت هاي تيم 7 , سکورا مي فهمه که قدرت کنترلش رايشان چاکرا خيلي عاليه و مي تونه جوتسو ها رو با بيشترين بازدهشون انجام بده.
کنترل چاکراي سکورا در قسمت 1 کم اتفاق ميوفته و به خاطر اينه که کسي بهش ياد نداده که چه جوري ازش هستفاده کنه.

تنها همکاري اي که به وجود مياد در طول تاخت و تاز به کونوها, جاييه که کنترل رايشان چاکراش به اون اجازه مي ده که اون يکي از چند گنيني باشه که مي تونه گنجوتسايشاني رو که تو منطقه پخش شده رو دفع کنه.

سپس اينکه سسوکه کونوها رو ترک کرد و تلاش ناروتو براي برگردوندن اون بي نتيجه موند, سکورا شاگرد سوناده شد و تحت آموزش هايي برنامه گرفت که کنترل چاکراي اون درش به کار ميومد.

وقتي چيزايي که اون ياد گرفته بود در طول anime's filler arcs نشون داده شد نقش بزرگي رو ايفا نکردن تا سري دوم.
با آموزش هاي سوناده سکورا يک medic-nin (نينجاي پزشک) مبارز شد.

توانايي هاي پزشکيش تا حالا به اون اجازه رو داده که زخم هاي شديد ديگران رو با يک تلاش کوچولو مداوا کنه و اونجور که تو کارتون ديده مي شه بدن هاي مرده رو بازسازي کنه.

به نظر مياد که توانايي هاش خيلي بيشتر از يک نينجاي پزشک با تجربه هست, طوري که اون مي تونه زخم هايي رو درمان کنه که به نظر مياد موفق نميشه.

اين اولين بار وقتي ديده شد که اون تکنينک خارج کردن زهر (Dokunuki no Jutsu ) رو به کار گرفت تا از چاکراش هستفاده کنه و زهر رو از بدن Kankuro خارج کنه بدون اينکه آسيب بدني به اون وارد کنه.

و سپس اقدام به ساخت پادزهري براي اون کرد که کسي قبلا نساخته بود.

در آموزشش سکورا همينطور ياد گرفته بود که در يک وقت کوتاه از حرکات دشمن آگاه بشه همونطور که يک پزشک خوب بايد بتونه از آسيب ديدن دوري کنه و در مبارزه زنده بمونه اگر که مي خواد هدفش رو انجام بده.
اگه اون نتونه از مبارزه دوري کنه, سکورا مي تونه رو قدرتش که سوناده به اون ياد داده حساب کنه.

با تقايشانت و آزاد کردن چاکراش در يک وقت گيري دقيق, سکورا مي تونه به راحتي هر مانعي رو نابود کنه.

در طول وقت و با تکرار زياد سکورا مي تونه از اين قدرت به طور غريزي هستفاده کنه و لازم نيست که تلاش زيادي بکنه.

اين نيرو, همراه با مهارت پزشکيش, هستعداد جديدش و زيبايي که در طول وقت به دست اورده باعث شده که خيلي ها سکورا رو سوناده اي ديگه ببينن و ممکنه حتي از هستادي اون پيشي بگيره.

خلاصه ي مطلب

اگرچه سکورا در طول سري 1 در خيلي از اکشن هاي هم تيمي هاش حاضره, ولي اون نقش کليدي بازي نکرد تا سري دوم.

جايگاه نو ظهور اون در داستان اولين بار در مبارزش با ساسوري از اعضاي آکاتسوکي توانست با کمک چيو اون رو شکست بده پيدا شد.

به خاطر موفقيتش, ساسوري به اون در مورد يکي از جاسوس هاي رديف اروشيمارو فرمود که به اون و بقيه ي تيم 7 اين شانس رو داد که بتونن سسوکه رو پيدا کنن.

با وجود تلاش هاي اونها و عضو جديد تيم Sai, در برگردوندن سسوکه ناموفق موندن.

يکبار ديگر آموزش شکست دادن سسوکه ي اروشيمارو رو ديدن وهرچند ناروتو و سکورا تصميم گرفتن که دوباره تلاش کنن و سپس جمع آوري تيم 8 نفره عازم پيدا کردن سسوکه يا هدف سسوکه , ايتاچي شدند.سکورا قبلا رد سسوکه رو گرفته بود گرچه در واقع به نظر مياد که اون به دنبال هم تيمي جديد سسوکه Karin مي باشد.


5:

گارا (我愛羅 Gaara)

انیمه ناروتو naruto

یکی از شخصیت‌های افسانه‌ای ناروتو هست که توسط ماساشی کیشیموتو ایجاد شده‌است.گاآرا کوچک‌ترین فرزند کازه کاجه چهارم هست و تماری و کانکورو به ترتیب خواهر و برادر بزرگ‌تر او هستند.

او به عنوان گاآرا از صحرا شناخته می‌شود که در زبان ژاپنی اصیل (Sabaku砂瀑) ساباکو به معنی آبشار شنی هست، البته معنی بیابان هم می‌دهد.

گاآرا در رای گیری Shonen jump معمولاً در میان ده نفر اول انیمه هست.

زندگی:

قبل از تولد گاآرا سوناگاکوره متوجه می‌شود که کمبود درآمد باعث مشکلی جدی در دهکده خواهد شد.

در نتیجه این امر پدر گاآرا به چیو دستور می‌دهد که نشان one-tailed shukaku را بر گاآرا بزند، در حین تولد گاآرا امید می‌رود او بدل به اسلحه نهایی دهکده شود به همین خاطر یک قربانی نیاز هست که مادر گاآرا کارورا هستفاده می‌شود.

کارورا قبل از مرگ سوناگاکوره را نفرین می‌کند به این امید که گاآرا انتقام او را بگیرد.

گاآرا در دور چشمانش حلقه‌ای تیره دارد که شبیه چشمان شوکاکو هست، این حلقه‌ها باعث بی خوابی او می‌شوند.

گاآرا توسط پدرش آموزش دیده بود اما بیشتر توسط عموی مادرش یاشامارو بزرگ شده بود.

به خاطر قدرت شوکاکو امت سوناگاکوره از گاآرا نفرت داشتند و او را دیوی می‌دیدند که نشانی بر پیشانی دارد.

برای مدتی تنها یاشامارو مراقب او بود؛ وقتی گاآرا از روی اشتباه و به واسطه قدرت فراوانی که از طرف شوکاکو به او منتقل شده بود به دیگران صدمه می‌زد تنها یاشامارو بود که می‌فهمید گاآرا از روی قصد به دیگران صدمه نمی‌زند.اما پدر گاآرا او را به این خوبی نمی‌دید و حمله‌های گاه به گاه او به روستاییان را تهدیدی برای دهکده قلمداد می‌کرد.

به خاطر خطر گاآرا کازه کاگه از یاشامارو خواست که او را بکشد.

بنابراین یاشامورا تصمیم به کشتن گاآرا گرفت اما توانایی بی نهایت گاآرا به راحتی او را درهم شکست.

اگرچه گاآرا حمله او را در مقابل کازه کاگه انکار کرد اما یاشامارو حرف او را تصحیح کرد و فرمود از روی میل و اشتیاق این کار را کرده‌است و هیچ وقت گاآرا را دوست نداشته‌است.

یاشامارو برای انتقام مرگ خواهر بزرگ‌ترش می‌خواست گاآرا را بکشد.

یاشاماروا در آخرین تلاش برای کشتن گاآرا تعداد زیادی از برچسب‌های انفجاری را به خود بست و فرمود این دیگر پایان کار هست.

اما گاآرا زنده ماند بدون این که حتی آسیبی ببیند و تنها کسی را که گمان می‌کرد دوستش دارد از دست داد.

از سن شش تا دوازده سالگی گاآرا با قاتلین زیادی مواجه شد که همه اونها را پدرش برای کشتن او فرستاده بود اما گاآرا به راحتی همه اون‌ها را مغلوب کرد.

شخصیت:

در حالی که گاآرا در ابتدا همواره تلاش می‌کرد تا با دیگران دوست باشد در عین حال که از اون‌ها می‌ترسید، اعمال و رفتار یاشامارو او را تغییر داد.

گاآرا فکر می‌کرد هیچ کس او را دوست ندارد به همین دلیل با قدرت شن خود نشان کانجی 愛 (عشق) را بر روی پیشانی خود حک کرد، به این نشان که هیچ کس یک دیو را دوست ندارد.

او احساسات خود را از دست داد و لذت را در کشتن کسانی دید که برای کشتن او فرستاده شده بودند.

بی خوابی گاآرا در اثر این ترس بود که تصور می‌کرد اگر بخوابد دیو درونش تمام شخصیتش را می‌خورد.

بالاخره سپس مدتی پدر گاآرا از او سپاسگزاری کرد و خواست که از او هستفاده کند چون فکر می‌کرد او اسلحه مفیدی برای دهکده‌است.

سپس اینکه گاآرا به عنوان اسلحه دهکده نصب شد در همان آغاز وارد آزمون چونین که در دهکده کونوها انجام می‌شد، شد تا در حملات احتمالی دهکده نقشی کلیدی را بازی کند.

در حالی که او موقعيت کشتن بیشتر را در مراحل اولیه آزمون به دست آورده بود در مقابل راک لی به مشکل برخورد.

لی با قدرت و سرعت زیاد خود توانست بر بسیاری از دفاع‌های گاآرا غلبه کند و اولین کسی باشد که توانسته بود به گاآرا ضربه‌ای بزند.

اما شن‌های گاآرا سرانجام دست و پای چپ لی را گرفت و به شدت به لی صدمه زد، ولی مبارزه قبل از رسیدن اسیب بیشتر به لی متوقف شد.

در نتیجه این مبارزه در آرمان‌های گاآرا تغییر عمده‌ای رخ داد و اون این بود که بیشتر از این که همه را بکشد اون‌هایی را بکشد که قدرت مقابله در برابر او را دارند و شروع به جست و جوی یک حریف قوی کرد.

آرزوی او به زودی برآورده شد و در مسابقات نهایی آزمون با ساسوکه اوچیها روبرو شد.

ساسوکه توانست ضربه شدیدی به شانه گاآرا بزند در ادامه ساسوکه توانست ضربه‌های دیگری به گاآرا بزند.

علی رغم این عقب نشینی‌ها، گاآرا اشتیاق خود برای کشتن ساسوکه را تقویت کرد و به سرعت به نبرد برگشت و به شکل شوکاکو که او را شکست ناپذیر می‌کرد تغییر حالت داد.

هنگامی که ساسوکه دیگر از نبرد با گاآرا عاجز ماند، ناروتو برای نجات ساسوکه می‌رسد.

ناروتو که برای نجات دوستش از دست گاآرا وارد میدان می‌شود سرانجام موفق می‌شود گاآرا را شکست دهد.گاآرا متوجه می‌شود که ناورتو برعکس او که مایل به کشتن هست آرزو دارد که از دیگران حمایت کند.

به این ترتیب گاآرا آرمان‌های قبلی خود را به دست فراموشی می‌سپارد و این فهم را حاصل می‌کند که باید مراقب دیگران باشد ، و اولین نشانه این تغییر این هست که به سمت تماری و کانکورو می‌رود و از رفتار خود با اون‌ها عذر خواهی می‌کند.

تغییر منش گاآرا اولین بار در کمک به راک لی دیده می‌شود که برای بازیافتن ساسوکه راهی شده بود.

گاآرا که می‌بیند لی در آخرین حمله خود صدمه دیده‌است او را از حمله باز می‌دارد تا آسیب بیشتری به خود نزند و در ادامه نبرد خودش وارد مبارزه می‌شود.

تغییر شخصیت گاآرا دوباره نیز در داستان دیده می‌شود و اون جایی هست که گاآرا با ماتسوری مواجه می‌شود و سعی می‌کند به او آموزش دهد و در جایی که او دزدیده می‌شود با کمک برادر و خواهرش و نینجاهای کونوها به دنبالش می‌رود و سرانجام نیز او را نجات می‌دهد.

در طول داستان شخصیت گاآرا به شدت به سمت یک شخصیت عالی حرکت می‌کند.

در حالی که او قبلا اعمالی وحشیانه نسبت به خواهر و برادرش نشان می‌داد(تا حدی که هردوی اون‌ها از او می‌ترسیدند)، حالا به شخصیتی بلندنظر تبدیل می‌شود تا اونجایی که با کانکورو درباره مشکلات و آرزوهایش صحبت می‌کند.

در نتیجه گاآرا تبدیل به مقام کازه کاگه پنجم می‌رسد و امت به ویژه زنان دهکده نیز او را همواره تحسین می‌نمايند.

اما سونیت بزرگان دهکده به او همچنان باقی می‌ماند.

توانایی ها:

گاآرا به عنوان میزبان شوگاکو دارای قدرت هستفاده از شن هست.

میزان هستفاده او از شن هیچ حد و اندازه‌ای ندارد.

گاآرا می‌تواند از هر شنی بر روی زمین که خیس نباشد به عنوان اسلحه هستفاده کند.

او بر پشت خود یک کدوی قلیانی حمل می‌کند که با اون قادر هست خودش شن بسازد.

در طول جنگ گاآرا کمتر حرکت می‌کند او غالبا از شن‌های خود هستفاده می‌کند و به ندرت از تایجوتسو هستفاده می‌کند.

گاآرا در ابتدای نبرد از تابوت شنی هستفاده می‌کند(砂縛柩, Sabaku Kyū?, English TV «Sand Coffin») تا حریفش را بگیرد، بی حرکت کند و سپس خفه اش کند.

وقتی حریفش را به دست آورد حریفش را زیر شن دفن می‌کند(砂漠送葬, Sabaku Sōsō?, English TV «Sand Burial») تا با فشردن او زیر شن به شدت از بین برد.

بالاخره او قادر هست که قدرت حمله‌های خود را تا بی نهایت افزایش دهد.

اگر این حمله او ناموفق شد گاآرا از زندان دفن شن هستفاده می‌کند(獄砂埋葬, Gokusamaisō?) و زمین زیر حریفش را شل کرده و حریف در اون فرو می‌رود و گاآرا می‌گذارد که او صدها متر در زمین فرو رود تا هیچ حرکتی نتواند بکند.

دفاع گاآرا به وسیله سپر شنی هست(砂の盾, Suna no Tate?), این سپر شنی به طور خودکار به کار می‌افتد و از او در مقابل خطرات حمایت می‌کند چه او بخواهد و چه نخواهد.

سلاح دیگر گاآرا برای دفاع شن مسلح هست(砂漠牢, Sabaku Rō?).

علاوه بر این راه‌های تهاجمی و دفاعی راه‌های متعدد حمله دیگری هم دارد که در هستفاده از اون‌ها هیچ محدودیتی ندارد.

با مشابه سازی شنی(砂分身, Suna Bunshin?) از خودش می‌تواند متحدی را در مبارزه برای خود ایجاد کند و به این وسیله هم در جنگیدن از او هستفاده کند و یا تنها برای پرت کردن حواس دشمن تا وقت بخرد.

برخلاف سایر مشابه سازی‌ها، مشابه شنی گاآرا هرگز از بین نمی‌رود و شکل خود را حفظ می‌کند.

باران شنی دیگر تکنیک گاآرا هست(砂時雨, Suna Shigure?) و از طریق اون بر سر حریف خود با سرعت زیاد باران شن ببارد.


6:

نجی هیوگا (日向ネジ Hyūga Neji)

انیمه ناروتو naruto

کشور:برگ
سن:13
گروه خوني:o
Hyuuga Neji بچه ي سرنوشت
سه چيز که به وضوح تو اون ديده ميشه :آرام و خونسرد و متين.شناخته شده به عنوان اعجوبه ي خانواده ي هيوگا.نژي يک نابغه هست که تعدادي از با اعتبار ترين تکنينک هاي خانواده رو هستاده!يک سال هم از ناروتو بزرگتره.نژي Byakugan رو که يکي از قديمي ترين ها در نوع خودش در Hidden Leaf رو داره که جد واقعي خانواده ي اوچيها ست.نژي با چشما ي سفيدش شناخته مي شه.(البته همه ي قبيله اش اينجورين).خب با اين ارث سلتنطي نژي يه پسر کاملا مغروره.اون عقيده داره که همه چيز رو سرنوشت معين مي نمايه و ما انسان ها هيچ کاري نمي تونيم بکنيم.براي همچين مرد جوان و با هستعدادي بزرگترين افت اينه که رفتار تند و انتقام جايشانانش در مقابل امت باعث مورد نفرت واقع شدنش ميشه.
خاندان Hyuuga به دو بخش تقيسم ميشه:اصلي و فرعي(Main House and the Branch House) .دليل جدايي اونها اينه که Main House مقرر شده که خون اصلي هيوگا رو نگه داره و مانند يک ميراث نگه داري بشه.و Branch house ساخته شده تا از Main House به هر قيمتي حتي مرگ محافظت کنه.و اين باعث شده سهم Branch House ناديده گرفته بشه.اعضاي Branch House در سن جواني تحت يک نفرين وحشتناک برنامه مي گيرند.نفرين اينه که يک جوتسو رايشان اونها اعمال مي شه و علامت Bird in the Cage (پرنده در قفس) بر رايشان پيشوني اونها نقش مي بنده و تا مرگ همونجا مي مونه.اين داغ نه تنها Main House رو از Branch House جدا مي نمايه بلکه باعث مي شه که Main House بر افراد پاييني خاندان کنترل داشته باشند.يک اشاره ي ساده ي دست درد و رنج زيادي رو به مغز کسايي که اون علامت رو دارن وارد مي نمايه و اگه لازم باشه مي تونه به راحتي اونا رو بکشه.نژي از Branch House و مثل آدم هاي خونه اش و پدرمرحومش اين علامت رو داره و اينجاست که از خانه ي اصلي و Hinata دختر عموش نفرت داره.
وقتي نژي 4 ساله بوده يک شينوبي از کشور ابر به کشور برگ مياد تا يک برنامه داد رو امضا کنه چون دسته ها ي مبارز مدتي تو جنگ بودن.در همين وقت اعجوبه ي خاندان هيوگا منولد شد.

اين اعجوبه دختر عمايشان نژي يعني هيناتا بود.اين همون وقتي بود که علامت بر پيشاني نژي نقش بسته شد.پدر هاي نژي و هيناتا دوقلو بودند.پدر هيناتا ,هياشي,زودتر متولد وعضو خانه ي اصلي شد.پدر نژي ,هيزاشي ,هم در خانه ي فرعي برنامه گرفت.اين هياشي بود که علامت رو بر نژي گذاشت و اون رو واقعا عضايشان از فرعي ها کردو اون بود که قسم خورد براي بقيه ي عمرش از خونشون محافظت کنه.چند روز سپس اينکه اون شينوبي از کشور ابر اومد شخصي سعي کرد تا هيناتا رو بدزده.هياشي به سرعت از شر اون مزاحم خلاص شد و نشون داد که اين همون شينوبي اي هست که براي امضاي قرارداد اومده.معلوم شد که کشور ابر هم مثل خيلي از کشورهاي ديگه مي خواد به راز هيوگا و بياکوگان دست پيدا کنه.
خشم از مرگ يکي از رهبران کشور ابر باعث شد که هياشي قرباني شود.سپس کلي فکر کردن کشور برگ تصميم گرفت که در مقابل خواسته ي ابر تسليم بشه.اگر چه براي حفظ خون, هيزاشي قرباني شد و جسدش با برادرش عوض بشه.اين دليل تنفر نژي ست.زندگي پدرش بي هيچ درنگي به خاطر صلاح خانه فدا شد.نژي تمام تنفرش از خانه ي اصلي رو متوجه هيناتا کرده بود,هر چند اون از نژي خيلي ضعيفتره وهمينطور به عنوان يه نينجا بي کفايته.بچه اي با ظرفيتي که مي تونه قدرت نهايي هيوگا رو به حد خودش برسونه.هدف اون اينه که خانه ي اصلي رو پشت سر بگذاره و اونقدر قايشان بشه که کسي نتونه با اون مقابله کنه و هيچ شکي درش نيست که با سلاح بياکوگان به همچين هدفي برسه.
چشماي نژي به اون اين امکان رو ميدن که بتونه تکنيک هاي هستثنايي رو انجام بده اما اونا همينطور راحتي داشتن يک امنيت کامل رو بهش ميدن.يکي از تکنيک هاي کليدي Heavenly Spin هست.استفاده ازتمام پتانسيل بياکوگان اين امکان رو به نژي مي ده که بتونه 359 درجه اطراف بدنش رو ببينه و تمام حمله هايي رو که بهش نزديک مي شه رو احساس کنه.

بعد با هستفاده از Hakkeshou(هنر رزمي چيني مبارزه ي نرم با مشت ) در گاه هاي چاکرا هاش رو باز مي نمايه و مقدار زيادي چاکرا مصرف ميکنه تا حمله هاي وارده رو متوقف کنه.اون از بدنش هستفاده مي نمايه تا با سرعت زياد بچرخه تا هر چيزي رو که در دسترسشه از بين ببره.

اين تکنيک تا کنون فقط توسط خانه ي بالا هستفاده مي شده.به دست آوردن اين تکنيک توسط نژي يک امر غير عاديست.

مثال ديگه اي از حمله هاي نژي 64 دست Hakke هست.

اين يک تکنيک خاص هست که هر دريچه اي از چاکراي رقيب رو مسدود مي نمايه و کاملا سوراخ هاي چکراي بدن رقيب رو مي گيره که اجراي هر گونه جوتسايشاني رو بي فايده مي نمايه.64 دست Hakke ظرفيت فيزيکي بسيار بالايي رو مي طلبه و بي شک هستفاده ي راحت از اون توسط نژي هستعدادش رو به عنوان يک نينجا نشون مي ده.


7:

سوناده (綱手 Tsunade)


انیمه ناروتو naruto

سن : 51
روز تولد : August 2 ( يازده مرداد )
گروه خوني : B
قد : 163.1
وزن : 48.9
کشور : آتش
شهر : konoha


Tsunsde نوه ( يا نتيجه ) ي هوکاگه ي اول هست به همين خاطر اهالي konoha براي اون احترام خاصي قائل اند و اون رو با لقب " Hime " ( شاهزاده خانم ) صدا مي زنن.

( به جز ناروتو که بهش مي گه مامان بزرگ )
Tsunade مثل orochimaru و Jiraiya يکي از شاگرد هاي هوکاگه ي سوم ( Sarotobi ) هست .

اين سه نفر به خاطر هستعداد و مهارت هاي خاصي که داشتن به Sanin معروف شدن ولي سپس مدتي به خاطر خيانت هاي orochimaru گروهشون از هم پاشيد .

يکي از دارايي هاي ارزشمند Tsunade يک گردنبند سبز رنگه قيمتي که از پدر بزرگش به ارث برده .

Tsunade در روز تولد 12 سالگي برادرش Nawaki اون رو بهش مي ده .

Nwaki آرزوش بوده که مثل پدر بزرگش هوکاگه بشه و با تمام وجود از konoha و امت اون دفاع کنه .

( هوکاگه ي اول حس مسوليت خاصي نسبت به اهالي konoha داشت .

) Tsunade هم براي اين که به برادرش نشون بده تو خون و وجودت هم از يک هوکاگه هست گردنبد رو به اون مي ده .

دقيقا فرداي روز Nawaki مي ميره .

مرگ nawaki به Tsunade خيلي ضربه مي زنه .

اين حادثه باعث مي شه که Tsunade به هستاد قبلي خودش ( که در اون موقع هوکاگه شده بوده ) پيشنهاد بده که همراه هر گروه شينوبي که براي ماموريت ميفرستن يه نفر
به عنوان پزشک ( Medical nin ) بره .

هوکاگه هم به خاطر اين که آموزش چنين گروهي وفت زيادي مي بره پيشنهاد رو رو ميکنه .
تنها کسي که تايشان اون جمع از Tsunade طرفداري ميکنه jonin جواني به اسم Dan بود .

( خواهر dan هم تايشان يکي از جنگ ها به دليل رسيدگي دير مرده بوده ) سپس بحثي که بين dan و هوکاگه در مي گي ره , هوکاگه پيشنهاد tsunade رو قبول مي نمايه .

حمايت dan و اين که او هم مثل tsunade يکي از عزيزانش رو از دست داده بود باعث مي شه روابطشون صميمي تر بشه .

tsunade سپس مدتي شيفته ي طرز تفکر و ايدال هاي ميشه بعدشم عاشق خودش .
وقتي dan تصميم مي گيره هوکاگه بشه tsunade گردنبندش رو به اون ميده .
نمي دونم سرنوشت tsunade از اول با رنگ سياه نوشته بودن يا اين که گردنبندش نحس بود .......

به هر حال dan هم در يکي از جنگ ها به شدت زخمي مي شه .

حتي tsunsde هم که در شفا دادن و درمان بقيه مهارت داشت نتونست زندگيش را نجات بده .

سپس اين دو حادثه مقام هوکاگه براي tsunsde مثل فرشته ي مرگي شد که برادر و عشقش رو ازش گرفت .
فکر مي کرد اون 2 تا براي اين مردن که ميخواستن هوکاگه بشن .

( مثلا nawaki که اون موقع ginin بود هميشه با بزرگ تر از خودش در ميافتاد .

tsunade هم بهش مي فرمود تايشان اين وضعيت ها فرار کن برو .

تيکه کلام nawaki
هم اين بود که يک مرد هيچ وقت فرار نمي نمايه .)
خلاصه tsunade از هرچي که مربوط به هوکاگه شدنه متنفر ميشه و سپس مدتي konoha رو با خواهرزاده ي دان
shizune ترک ميکنه .

سپس مبارزه ي orochimaru با هوکاگه ي سوم , به دليل نفريني که رايشان دست هاش برنامه مي گيره توانايه حرکت دادن دست هاش رو از دست مي ده .

( از شدت درد يکي از افرادي که مي خواستن بهش دارو بدن رو مي کشه)
orochimaru دنبال tsunade مي ره تا دست هاش رو در مان کنه و حاضر مي شه درعوض اين کار Tsunde , دان و برادرش رو با جوتسو هاي منوعه زنده کنه .

اين پيشنهاد جواب نه محکمه Tsunade رو شل ميکنه .

orochimaru هم که قيافه ي وارفته ي tsunade رو مي بينه يک هفته به اون موقعيت فکر کردن مي ده .

تايشان اون يک هفته tsunsde با ناروتو و jiraiya رو به رو مي شه .

( از ملاقاتش با orochimaru چيزي نمي گه )
jiraiya اين خبر رو به tsunade مي ده که تو رو به عنوان هوکاگه ي پنجم انتخاب کردن .

tsunade هم اين مقام رو با لحن خيلي بدي رد مي نمايه و ميگه : فقط آدم هاي احمق هوکاگه مي شن !
ناروتو هم غيرتي ميشه و بلند ميشه tsunade بزنه !
ناروتو و Tsunade مي رن بيرون براي مبارزه .

tsunade با يک انگشت و ناروتو با تمام وجود !
ناروتو سعي ميکنه جتسايشان spiraling sphere رو tsunade اجراکنه .

اما موفق نمي شه .

شباهت بيش از اندازه ي ناروتو به nawaki و اين که مي خواد هوکاگه بشه tsunade رو به ياد گذشته ي غم انگيز خودش مي اندازه و سعي مي نمايه ذوق تاروتو رو کور کنه .

tsunade به ناروتو مي گه اگه نتوني اين جتسو رو تا آخر اين هفته کامل ياد بگيري ليقت هوکاگه شدن رو نداري .

( سر کيف پول ناروتو و گردنبند خودش هم شرط مي بنده .)
ناروتو هم کم نمياره شروع ميکنه به تمرين .

حتي شب ها هم نمي خوابه .

( اين نکته رو در نظر داشته باشيد که اين تکنيک يک ninjutsu يه فوق العاده سخت رده ي A هست که هوکاگه يه چهارم سه سال وقت صرف يادگيريش ميکنه .)

يک هفته تموم مي شه .

tsunade سعي مي نمايه با وانمود کردن اين که مي خواد orochimaru رو درمان کنه بکشتش .

ولي kabuto مانع اين کار ميشه .
تايشان مبارزه اي که بين tsunade و orochimaru و shizune و kabuto و jiraiya و ناروتو در مي گيره ترس tsunade از خون از بين مي ره .

بهش ثابت مي شه که ناروتو لياقت هوکاگه شدن رو داره و طبق شرط گردنبندش رو با تمام آرزو هاي nawaki و dan به ناروتو مي ده .
درطول مبارزه tsunade خودش رو به عنوان هوکاگه ي پنجم معرفي ميکنه وبا اين عنوان با orochimaru ميجنگه .

يکي از جتسو هاي جالب tsunade اينکه خودش رو جوان نگه ميداره .

( در اصل 50 سالشه ولي مثل يک دختر 20 ساله به نظر مي رسه .

) همينطور اون اين توانايي رو داره که سللول هاي بدنش رو باز سازي کنه ولي اين کار از عمرش کم ميکنه !

tsunade خيلي اهل قماره .

معمولا هم مي بازه .

به همين خاطر به The legendary sucker معروفه.


8:

جیرایا (自来也 Jiraiya)

انیمه ناروتو naruto

اولین حضور در انیمه :52
اولین حضور در مانگا : 90
معنی اسم : تندر جوان ( در داستانهای ژاپن آمده هست که با Tsunade ازدواج می کند .
سن : سری اول 50-51 شیپودن = 53
تولد : 11 نوامبر
گروه خونی : B
قد : 191.2
وزن : 87.5
دهکده : دهکده پنهان برگ
رده : یکی از 3 نینجای افسانه ای ( بسیار بالا در حد کاگه )
فارغ التحصیلی از آکادمی : 6
جوتسو ها : Fuuka Houin, Gamakuchi Shibari, Gamayu Endan, GogyouKaiin, Hari Jizou, Rasengan, Toad Kuchiyose, Yatai Kuzushi no Jutsu, YomiNuma
المنت های مورد هستفاده : آتش ، خاک
مأموریت ها :
D-Rank: 58
C-Rank: 345
B-Rank: 684
A-Rank: 614
S-Rank: 138
خانواده : ناروتو اوزوماکی ( پسر خوانده )

جیرای یکی از 3 Sennin افسانه ای می باشد .

او به همراه سوناده و اوروچیمارو به عنوان شاگردان هوکاگه سوم (ساروتوبی) بودند .

او به فرموده خودش یکی از گوشه نشینان هست و همچنین خالق کتابهای Make-Out می باشد این کتبها همان هایی هستند که همیشه در دستان کاکاشی می باشند .

همچنین به عنوان قورباغ دانا شناخته می شود .

او یکی از کسانی هست که طومار احضار قورباغه را امضا کرده هست .

روی پیشانی جیرایا یک علامت هست که به معنی نفت (Oil) می باشد .

چندی قبل او هستاد هوکاگه چهارم و اکنون هم هستاد ناروتو می باشد .

ناروتو همیشه
او را Ero-Sennin و یا زاهد منحرف (Perverted Hermit) و در انیمه انگلیسی (Pervy sage ) می نامد .

او در کودکی دزدکی حمام رفتن سوناده را نگاه کرد که همین باعث شد که سوناده او را ادب کند و یکی از مواقعی بود که واقعاً نزدیک بود بمیرد .

به رغم انحرافات او ( میل به زنان) او یکی از نینجاهایی هست که در حد کاگه می باشد .
در یکی از جنگها که بین دهکده برگ و باران رخ داد سوناده و جیرایا و اوروچیمارو حضور داشتند و با Hanzou ( سمندر افسانه ای ) مبارزه کردند .

Hanzou از اینکه اونها توانستن از حمله که به اونها کرد جان سالم به در ببرند بسیار متعجب شد و به اونها لقب Sannin (سه نینجای افسانه ای ) داد.
Deze afbeelding is verkleind.

Klik op deze balk om de volledige afbeelding te bekijken.

De originele afbeelding is 643x843.

او در کودکی تکنیک فرار شفاف را اختراع کرد تا بتواند دزدکی زنها را نگاه کند بدون اینکه دستگیر شود
سپس اینکه از هوکاگه سوم به عنوان قیم جدا شد شروع به گشتن دور دنیا کرد و در راه به کوه Myouboku رسید .

اونجا محل تجمع قورباغه های بود .

اونجا جایی بود که او با خون خود با اونها قرارداد بست و توانست تمام جوتسوهای قورباغه ها را فرا بگیرد .

در اونجا از طرف یکی از قورباغه ها به او یک پیشگویی فرموده شد .

و این بود که جهان توسط شاگردان او تغییر می کند .

همچنین به او فرموده شد که روزی یکی از شاگردانش در جهان صلح بربرنامه می کند.

در باز گشت به کونوها رفت ولی مجبور شد که به همراه 2 هم تیمی دیگرش به جنگ با Hanzou رهبر دهکده باران برود و وقتی که در این جنگ اونها توانستند زنده بمانند Hanzou به اونها لقب Sannin داد تا به همه بفهماند که اونها قوی ترین نینجاهای کونوها هستند .

اونها در بازگشت به سه یتیم برخورد کردند که نام های اونها Nagato ، Yahiko و Konan بود .

جیرایا تصمیم گرفت که به اونها آموزش دهد و این کار را برای 3 سال انجام داد و به اونها نینجوتسو یاد دادو سپس اونها را ترک کرد .

بعدها به او اخباری رسید مبنی بر اینکه شاگردانش در یک حادثه مرده اند .
جیرای سپس به دور دنیا گشت و شروع به نوشتن کتاب خود کرد .

وقتی که جیریا به درجه جونین رسید سرپرست یک گروه شد که اعضای اون را Minato Namikaze ( هوکاگه چهارم ) و دوگنین دیگر تشکیل می داند .
سال بعد وقتی که اوروچیمارو به دهکده اونها خیانت کرد و فرار کرد ، جیرایا تنها دوست او ، به دنبالش رفت تا او را متقاعد کند که بازگردد ولی اوروچیمارو قبول نکرد و بین اون دو مبارزه ای در گرفت و اوروچیمارو فرار کرد .

وقتی که او به دنبال دلیلی برای فرار اوروچیمارو می گشت متوجه شد که دیگر اوروچیمارو باز نخواهد گشت .

به این علت که فکر می کرد که دلیل ترک اوروچیمارو بوده هست باعث شد که او نیز دهکده را ترک کند و به دنبال رد اوروچیمارو برود و او را تا انجایی دنبال کرد که فهمید او در گروهی به نام آکاتسوکی عضو شده هست .

به این علت که به دنبال اوروچیمارو بود در خواست هوکاگه سوم مبنی بر هوکاگه شدنش را رد کرد چون فکر می کرد که به دنبال اوروچیمارو گشتن مهمتر هست .
چند سال قبل از فرار اوروچیمارو او اولین کتابش را نوشت که به عنوان فروشند چندان موفقیتی نداشت .
میناتو که اکنون هوکاگه چهارم شده بود با Kushina Uzumaki ازدواج کرد و تصمیم گرفت که نام فرزندش را ناروتو بگذارد که ناروتو شخصیت اول کتاب جیرایا بود .

به همین دلیل اونها جیرایا را به عنوان پدر خوانده فرزندشان انتخاب کردند .

شخصیت :


به رغم اینکه او دهکده خود را ترک کرده بود ولی نسبت به اونجا بسیار وفادرا بود و تعصب داشت .

در جریان حمله اوروچیمارو به کونوها او به دهکده بازگشت و در شکست دادن نینجاهای صدا و شن کمک بسیار بزرگی به دهکده کرد .

سپس این حوادث مشخص شد که دهکده به هوکاگه نیاز دارد بنابراین به جیرایا پیشنهاد دادند ولی او نپذیرفت ولی فرمود که به دنبال سوناده می رود و او را باز می گرداند تا او هوکاگه پنجم شود .

دلیل نپذیرفتنش هم این بود که می فرمود او حتی نتوانست جان هوکاگه سوم را نجات بدهد بنابراین لیاقت لقب هوکاگه را ندارد .

او به همرراه ناروتو به دنبال سوناده رفت و در راه به ناروتو تکنیک رازنگان را آموزش داد.

سپس پیدا کردن سوناده و فهمیدن ملاقات او با اوروچی مارو جیزایا به سوناده هشدار داد که اگر او نیز بخواهد به دهکده خیانت بکند ، حتماً او را نیز خواهد کشت .
جیرایا یکی از گوشه نشنان هیز ( شرمنده کجبور بودم که این طور ترجمه کنم.) بشمار می رود که هیچ کس نمی تواند با او برابری کند .

او یک تکنیک بسیار خوب اختراع کرد تا بتواند به راحتی زنان را بدون اینکه اونها متوجه شوند دید بزند .

او هیچ وقت این انحرافات اخلاقیش را مخفی نمی کند و حتی به اونها هم افتخار می کند و در این مورد اونقدر تبحر دارد که باعث شد هوکاگه سوم هم یکبار به همراه او برای دید زدن زنها برود (پیشنهاد داد ) .

بر خلاف اونچه فرموده شد جیرایا دوست ندارد که توسط ناروتو در انزار عمومی به عنوان Ero-Sannin خوانده شود ( یعنی گوشه نشین منحرف از لحاظ شهوانی ).

ناروتو به خوبی از این انحرافات او هستفاده کرد مثلاً با تکنیک س.ک.س.ی خودش جیرایا را مجبور کرد به او آموزش بدهد که چگونه روی آب راه برود .یا وقتی که ایتاچی و کیسامه به دنبال ناروتو بودند سعی کردند که با هیپنوتیزم کردن یک زن توجه جیرایا را از ناروتو دور نمايند .
عادت دزدکی نگاه کردن او یک بار باعث شد که او تا سر حد مرگ پیش برود .قضیه این هست که وقتی خیلی جوان بود و مشغول تماشای حمام کردن سوناده بوده ، سوناده متوجه می شود و با قدرت فوق العاده خود جیرایا را مجروح می کند به طوری که 2 بازوی جیرای و 6 تا از دنده هایش می شکند و تعدادی از جوارحش آسیب شدیدی می بینند.
کتاب او Icha Icha Paradise به معنی (Come Come Paradise ) می باشد .

این کتاب در سری اول همیشه با کاکاشی بود .

این کتاب درباره شکستهای عشقی او هست که به صورت طنز نوشته می شده.
به رغم ثروت بسیار زیادش او همیشه سعی می کند که پول های را که می خواهد صرف نوشیدن و کارهای س.ک.س.ی بکند را از ناروتو می گیرد .
او حتی در موقعیت های بسیار دشوار در جنگ نیز ، خودنمایی می کند .
او فقط دو بار تا پای مرگ پیش رفته بود .

یکی وقتی که سوناده را دید می زد و دیگری وقتی که با ناروتو تمرین می کرده و ناروتو 4 دم در آورده بود .

توانایی :

واقعاً مشخص هست که او بسیار نیرومند هست زیرا در جایی که ایتاچی و کیسامه به دنبال ناروتو بودند ایتاچی به کیسامه فرمود که اونها نمی توانند از پس جیرایا بر بیایند و او می تواند اون دو را به راحتی بکشد و اینکه اگر تعداد نفراتشان هم بسیار زیاد باشد بازهم شرایط تغییر نمی کند و در بهترین وضعیت اونها می توانند جیرایا را بکشند ولی خودشان هم کشته می شوند .
جیرایا بهترین شخص در احضار قورباغه ها می باشد به نحوی که تمام جوتسوی اونها را می داند و بقدری قدرت دارد که می تواند گامابونتا را احضار کند .

او همچنین می تواند مری (شکم) فناناپذیر قورباغه را احضار کند و با اون یا دشمن را از بین ببرد یا از خود محافظت کند .
جیرایا به عنوان قورباغه دانا شهرت دارد .

در وضعیت های خطرناک جیرایا می تواند به وضعیت Sage برود .

در این وضعیت قدرت او دوبرابر می شود و می تواند تغییر شکل بدهد.

در این وضعیت نمی تواند فنون را خودش اجرا بکند به همین علت از دو قروباغه پیر هستفاده می کند تا در جنگ با او همکاری نمايند .
جیرایا در حالت عادی بسیار بی دقت صحبت می کند و احمقانه با دشمنانش برخورد می کند ولی در مقابل قورباغه هایی که احضار می کند بسیار با ادب می شود .
به علاوه قورباغه هایی که در نبرد احضار می کند جیرایا فنون زیاد دیگری دارد که به طور مستقل از اونها هستفاده می کند .

مانند آزاد کردن زمین که همان باتلاق زمینی می باشد که باعث می شود یک باتلاق بسیار بزرگ ایجاد شود و هر چیزی که روی ان هست را ببلعد .

او همچنین می توان از دهان خود نفت (قیر) یا آتش خارج کند تا بتواند حریف را خیس کند یا آتش بزند .
او همچنین می تواند موهای خود را بلند کند و به صورت یک سپر بسیار قوی در بیاورد .
توسط میناتو به او آموزش داده شد که چگونه از رازنگان هستفاده کند .

او اکنون اون را پیشرفت داده و به عنوان Super Great Ball Rasengan یا ( Cho Odama Rasengan ) اونرا معرفی کرده که هنوز قابلیتهای اون ناشناخته هست .

او در گنجوتسو زیاد قوی نیست و نمی تواند به طور مؤثری اونرا در نبرد به کار ببرد .

جدا از توانایی های جنگیش او می تواند یک حصار بسیار قوی که هنوز اسم ندارد را ایجاد کند .
جیرایا طلسم های بسیار زیادی را می داند و اونها را انیمه بسیار بکار برده هست .

اولین اون را روی ناروتو به کار برد تا اثر طلسم اوروچیمارو را از بین ببرد .

او همچنین می تواند با هستفاده از طومار چیزها را روی طومار طلسم کند و در اختیار خود برنامه بدهد .


9:

اوروچیمارو (大蛇丸 Orochimaru)

انیمه ناروتو naruto

orochi به معني مار بزرگ و maru نام براي مذكر هست و در اين صورت اوروشيمارو يعنيمارو مار بزرگ!
ماوريت هاي به اتما رسانده:
Missions Completed
D-Rank: 16
C-Rank: 332
B-Rank: 521
A-Rank: 491
S-Rank: 108


از او به عنوان يكي از خدايان شينوبي ياد مي شود.

همينطور او به همراه جيرايا و تسوناده به عنوان سه سنين افسانه ايي ياد مي شوند.
حتي مورينو ابيكي ( morino ibiki ) كه يك نينجاي متخصص در امور شكنجه و گرفتناطلاعات هست , اعتراف مي كنه كه از اوروشيمارو با پوست سفيد و زبان دراز و چشم هاييشبيه خزندگان هميشه مي ترسيده! ( ايبيكي هموني بود كه امتحان كتبي شونين رو گرفت ).

اوروشيمارو هميشه علاقه وافر به يادگيري تكنيك هاي متنوع و حتي ممنوعه نشون داده وحتي چندتا از اونا رو هم به تنها شاگردش مي تاراشي اونكو ياد داد.

همينطور اون يهامضا از خودش رايشان گردن اونكو كه همون curse ( به معني نفرين ) هست رو باقي گذاشت كهالبته غير فعاله.

( درواقع تنها از هر 10 نفر كي مي تونه از نفرين اوروشيمارو جونسالم درببره.

بنابراين اونكو از مردي كه خيلي بهش اعتقاد داشت متنفر شد)

اوروشيمارو 50 سال قبل از آغاز سريال متولد شد.

او در سن 6 سالگيآكادمي نينجا ها رو تموم كرد.

اون شاگرد هوكاگه سوم زاروتبي بود.
سپس مدتياوروشيمارو متوجه شد كه هرچقدر يك نينجا قايشان باشه بازهم روزي خواهد مرد, بنابراينرفت دنبال راهي كه نميره! پس رفت به دنبال يوتسوهاي ممنوعه و شروع به ياد گرفتناونها كرد.

نتيجه اين بود كه توسط شوراي دهكده از انتخاب شدن به عنوان هوكاگه چهارممنع شد.

در اين موقع بود كه اوروشيمارو از دهكده رفت و تصميم گرفت براي خودش كاركنه.

اون انسان ها رو مي گرفت و رايشان اونها آزمايش مي كرد.

اون حتي از ميان شونينها, جونين ها و ANBU ها هم قرباني انتخاب مي كرد.

يكياز آزمايشاتي كه انجام داد اين بود كه ژن هاي هوكاگه شوداي رو به 60تا بچه تزريقكرد تا بتونه توانايي هاي شوداي رو به اون بچه ها القاء كنه.

اما 59تا از بچه هامردن و تنها كسي كه زنده موند به نام ياماتو بعدا يك ANBU بسيار قايشان شد و تونست ازتونايي هاي شوداي هستفاده كنه.

( بعدا در سريال جديد ناروتو شيپودن, ياماتو به جايكاكاشي سرپرستيه گروه ناروتو رو به عهده مي گيره و روزي كه اوروشيمارو و ياماتو باهم روبه رو مي شن اوروشيمارو از ياماتو مي ترسه!)

اما روزي پنهان گاهش توسطهوكاگه سوم شناسايي شد.

ازش سئوال شد كه داري چي كار مي كني؟ اوروشيمارو هم فرمودصادقانه فرمود دارم رايشان يوتسايشاني كار مي كنم كه بتونم باش همه تكنيك ها رو ياد بگيرم ومرگ رو هم فريب بدم.

متاسفانه هوكاگه سوم در اون لحظه به اون رحم كرد و گذاشتاوروشيمارو زندگيشو نجات بده.
بعد جيرايا به دنباله اوروشيمارو ميره و ازشتقاضا ميكنه برگرده ولي اون احساسات جيرايا رو مسخره مي كنه.

( اين داستان شبيهناروتو و سازوكه هست).

در آخر اون دوتا با هم مبارزه مي كنن.

سپس اون مبارزهجيرايا تصميم مي گيره ديگه براي نجات اوروشيمارو كاري نكنه.
سپس اون ماجرااوروشيمارو تكنيك immortal خودشو كامل مي كنه.

يعني مي تونه روحشو در يك دنياي ديگهنگه داره و در مقابل فكر خودشو به درون جسم يكي ديگه وارد كنه.

( يعني همون كهجسمشو عوض مي كنه) اون اين تكنيكو رايشان يك زن جوان امتحان كرد كه موفقيت اميز بود.

پس از انكه اوروشيمارو يوتسايشان تغيير جسم خودشو كامل كرد, تصميم گرفت از دهكده برگ (konoha) انتقام بگيره.

در اين وقت يعني 13 سال قبل از شروع سريال اون عضوآكاتسوكي ميشه و هم تيمي اول ساسوري از دهكده شن مي شه.

به نظر اوروشيمارو سادهترين راه براي فراگيري تمام يوتسو ها داشتن شارينگان و كپي كردن تكنيك هاست.

ينابراين وقتي در آكاتسوكي بوده تصميم مي گيره با هستفاده از يوتسايشان تغيير جسم , جسم ايتاچي اوشيا رو تصاحب كنه.

ولي ايتاچي متوجه نقشه اون ميشه و ميزنه اوروشيمارورو دربوداغون ميكنه.

( درواقع اوروشيمارو از مانگكيو شارينگانه ايتاچي خيلي ميترسيده).

بنابراين اوروشيمارو آكاتسوكيو با دلخوري و آگاهي كامل از نقشه هاي اوناترك مي كنه ولي انگشتر گروه آكاتسوكيو نگه مي داره.

اين 6 سال قبل از شروع سريالاتفاق مي افته.

ساسوري خيلي از يوتسايشان تغيير جسم اوروشيمارو خوشش مياد.

بنابراينتصميم مي گيره با هستفاده از تكنيك mind control يك جاسوس به نام كابوتو ياكوشي روبه ساوقت اوروشيمارو مي فرسته.
5 سال قبل از شروع سريال اون كيميمارو رو پيدامي كنه و اونو با خودش به ساوقتش مي بره و تعليم ميده.
4 سال قبل از شروعسريال اوروشيمارو , زاكو رو پيدا مي كنه.
1 سال قبل از شروع سريال اوروشيماروتكنيك mind control ساسوري رو خنثي مي كنه.

و كابوتو مي شه مرد دست راست اوروشيماروو خيلي به اون وفادار مي مونه.

در اين وقت اوروشيمارو به كشور مزارع برنج سفر ميكنه و گروه صوت پنهان رو تشكيل مي ده.
اما هنوز آرزايشان آموختن تاميه تكنيك ها دراوروشيمارو هست.

او مي دونه كه ايتاچي يك نفر ديگه از خاندان اوشيا رو زنده نگهداشته.

و اون كسي نيست جز برادر ايتاچي , سازوكه اوشيا.

بنابراين نقشه ايي ميكشه كهبه سازوكه نزديك بشه.

براي دست يافتن به سازوكه اون ماموران مختلفي رو به امتحانشونين مي فرسه و البته خودشم با پوشش تبديل وارد ميشه.

اون 3 تا مامور از طرف دهكدهصوت مي فرسه.

سپس سه تا هم از طرف دهكده برگ به سرپرستيه كابوتو و همينطور خودش همبه اتفاق 2 نفر ديگه پوشش هاي نينجا ها چمن رو برمي دارن و خودشون جاي اونا جا ميزنن.

به هرحال پس از يكسري ماجراها اوروشيمارو مفق ميشه يك نفرين ( Curse ) رايشانگردنه سازوكه باقي بگذاره.

اون به سازوكه ميگه من در چشمان تو قدرت و نفرت بيشتريرو نسبت به برادرت مي بينم.

تو بزودي براي كسب قدرت به پيش من خواهي آمد.

پس از اين كه اوروشيمارو به مسابقه شونين نفوذ مي كنه و رايشان گردن سازوكه , نفرين خودشو برنامه ميده ميره كه مرحله دوم نقشش اجرا كنه.

اون مي خواد كه به دهكده برگ حمله كنه ولي تنهايي نم تونسته.

بنابراين ميره و كازكاگه دهكده شن (كازكاگه چهارم) رو مي كشه و خودشو به جاي اون جا ميزنه و به نينجاهاي دهكده شن (Suna) دستور ميده كه وسط مسابقات شونين به دهكده برگ حمله كنند.

در اين مسابقات برنامه بود از گارا در هيولاي درون اون براي حمله هستفاده كنن.

در اين ميان اون خودش به عنوان تماشاگر مسابقات به عنوان كازكاگه دهكده شن در ميدان كناره زاروتوبي هوكاگه سوم مي شينه.

وقتي حمله شروع ميشه اوروشيمارو با هستاد سابق خودش زاروتوبي درگير ميشه .
اوروشيمارو در اين مبارزه از يك يوتسايشان ممنوعه هستفاده مي كنه و هوكاگه هاي اول و دوم و چهارم را فراخواني مي كنه كه زاروتوبي جلايشان اومدن هوكاگه چهارم رو مي گيره.

خلاصه پس يك مبارزه بسيار سطح بالا در سطح هوكاگه ها< زاروتوبي مجبور ميشه خداي مرگ رو احضار كنه و روح هوكاگه هاي اول و دوم رو در اختيار اون برنامه بده.

( برخلاف ميل قلبيش).

همينطور مي خواسته روح اوروشيمارو رو هم بگيره كه اوروشيمارو از پش توسط يك شمشير مخصوص به زاروتوبي حمله مي كنه.خلاصه اينكه زاروتوبي كشته ايشانشه ولي موفق ميشه اون قسمت از روح اوروشيمارو رو كه مربوط به دستاش بوده ز بدنش خارج كنه.

بنابراين پس از اين مبارزه ائرئشيمارو دستاشو از دست مي ده و ديگه نمي تونه با هستفاده از نشانه هاي انگشتان هيچ يوتسايشاني اجرا كنه.
در اين زمالن حمله با شكست روبه رو ميشه و اوروشيمارو به همراه ماموراش فرار مي كنن.

كابوتو كه يك نينجاي پزشك بسيار قهاره تمام تلاششو مي كنه كه دستاي اوروشيمارو رو مداوا كنه ولي موفق نميشه.

اوروشيمارو ميگه فقط يك نفرو رو مي شناسم كه در پزشكي اونقدر تبهر داره كه مي تونه دستاي منو مداوا كنه و اون تسوناده هوكاگه پنجم هست.

بنابراين با كابوتو به دنبال تسوناده ميرن.

ولي در بين راه جيرايا و ناروتو به كمك تسوناده ميان و اوروشيمارو پس از يك مبارزه با هم تيمي هاي سابقش بازم مجبور مي شه فرار كنه.
پس از اين ماجرا اوروشيمارو 4 بادي گارد مخصوص خودش ار دهكده صوت رو به دهكده برگ مي فرسه تا از سازوكه براي پيوستن به اوروشيمارو به طور رسمي دعوت كنن.

سازوكه در جريان ورود آكاتسوكي به دهكده برگ خيلي نسبت به برادرش و حتي ناروتو احساس ضعف مي كرد و حس انتقام در وجودش موج مي زد< به درخواست اوروشيمارو جواب مثبت ميده.
در هنگام آوردن سازوكه اوروشيمارو 4 بادي گارد خودش و كيميمارو رو مي فرسه تا جلايشان نينجاهاي برگ ( كيبا, شوجي, راك لي, نيجي , شيكيمارو و ناروتو ) رو بگيرن ولي با امدن نينجاهاي دهكده شن يعني گارا و كانكورو و تيماري براي جبران حمله به دهكده برگ شكست مي خورن و همشون كشته مي شن.

كابوتو به اوروشيمارو ميكه حيف بود كه كيميمارو كشته شد ولي اوروشيمارو ميگه با وامدن سازوكه ديگه نيازي به كيميمارو نيست.

در اين حال اون چون واقعا ديگه نمي تونست از دستاش هستفاده كنه مجبور ميشه از يوتوسايشان تغيير جسم خودش هستفاده كنه و روحشو به درون يكي از زندانيهاش مي فرسه و دوباره دستاي نو بدست مياره.

اوروشيماو هروقت اي كارو مي كنه ديگه تا 3سال نمي تونه از ايو يوتسو هستفاده كنه.

در سريال جديد نارتو شيپودن , ناروتو و ساكورا دو سال و نيم فقط تمرين كردند و حالا فقط 6 ماه موقعيت دارن سازوكه رو برگردونن.....قبل از اين كه اوروشيمارو جسم سازوكه رو تصاحب كنه.



54 out of 100 based on 49 user ratings 1124 reviews