هنر نقاشی


هنر نقاشی



هنر نقاشی
هنر نقاشی










تاج ملکه زیبایی جهان بر سر دختر ۲۳ ساله چینی

1:

هنر نقاشی

محمود فرشچیان

محمود فرشچیان به سال 1308 شمسی در اصفهان ، دیده به جهان گشود .


چاق ترین مرد عرب راهی بیمارستان شد + عکس
پدرش ، حاج غلامرضا فرشچیان ، از تجار فرش بود و در کار هنر قالی بافی دست داشت .


عکس هایی جالب از مقایسه حراج کتاب در ایران و لندن


این زمینه مساعد برای پرورش ذوق و شوق او در راه آشنایی با هنر موثر افتاد .


دوچرخه بسیار عجیب که تابحال ندیده اید + عکس
از سالهای پیش از مدرسه از روی نقشه های قالی طرح میزد ، تا به تدریج دستش در کار نقش پردازی روان گردید .


شکلک///آیکن///هرچیزی که به زیبایی متن مورد نظر کمک کنه...
فرشچیان در طی تحصیلات مقدماتی در محضر هستاد میرزاآقا امامی اصفهانی هنرمند چیره دست و پرآوازه دیار اصفهان ، به آموختن نقاشی دلبستگی تمام پیدا کرد و دل در گرو نقشهای زیبا بست .


ماشین عجیب یک دختر
او از کار هنر احساس رضایت و شادمانی داشت .


انتخاب دختر فوق العاده زیبا از بین ۸۰۰۰ نفر
از کلاس هفتم دبیرستان فرشچیان قدم به هنرستان هنرهای زیبای اصفهان گذاشت و چهار سال در اون جایگاه عاشقی ، زیر نظر هستاد عیسی بهادری ، هستاد نابغه و توانمند نقاشی قالی ، مینیاتور ، نقاشی رنگ و روغن ، به فراگیری اصول و مبانی طراحی نقوش سنتی (نقشه قالی ، تذهیب ، مینیاتور) پرداخت .


ترسناک‌‌ترين كيک تولد + عکس

2:

بدون شک نقش هستاد عیسی بهادری در پرورش و خلاقیتهای محمود فرشچیان نقشی فوق العاده ارزشمند بود .استاد در بیان احساس و تجسم شعرگونه عواطف ، به شیوه ای کاملا جدید موفق به هماهنگی و همگامی میان مضمون و محتوا و شکل و فرم نقاشی هایش گردید و این مشخصه اصلی کار او در نقاشی شد .

فرشچیان در جوانی بسیار پرتلاش و خستگی ناپذیر به کار و طراحی نقوش مختلف میپرداخت .

او در مطالعه آثار تاریخی شهر اصفهان (چهل ستون ، عالی قاپو ، مسجد شیخ لطف الله و ...

طرحهای اسلیمی و ختایی کاشیکاری های بی نظیر اون آثار سر از پا نمیشناخت و چون محققی موشکافانه این نقش ها را مطالعه میکرد .

فرشچیان حتی در دوره سربازی نیز دست از قلم و رنگ برنداشات و آثاری دیدنی آفرید که مورد تشویق مقامات برنامه گرفت .




هنر نقاشی
گرمای عشق 1378 محمود فرشچیان


سال 1329 سپس 6 سال فعالیت و کسب هنر در هنرستان هنرهای زیبای اصفهان ، فرشجیان به کسب دیپلم عالی نائل آمد .

آثار سالهای شاگردی ایشان هنوز در مرکز هنرستان ، موجود هست .

او در طراحی و شناخت و بکارگیری رنگها فوق العاده قدرتمند و قوی هست .

این قدرت قلم و صلابت و هستواری خطوط قلم گیری هست که از او هنرمندی پرآوازه و مشهور ساخته هست .

از نظر محتوا و مضمون ، آثار هستاد عمدتا با الهام از ادبیات عرفانی و باورهای مذهبی ساخته و پرداخته شده اند .

سخن آخر اینکه امروز هستاد فرشچیان از پس نزدیک به پنجاه سال کسب هنر و مهارت در کار نقاشی و ایجاد نقشهای دلنشین و جشم نواز ، هنرمندی هست که به جرآت میتوان او را صاحب سبک جدید در نقاشی ایرانی (مینیاتور) دانست .




3:

هنر نقاشی
حافظ - محمود فرشچیان 1374

4:

هنر نقاشی

5:

هنر نقاشی

6:

هنر نقاشی

7:

هنر نقاشی

8:

هنر نقاشی

9:

واقعآ زیبا و کم نظیره

هنر نقاشی

10:

هنر نقاشی

11:

تابلوهای او اونقدر جذاب بودند که بیننده ای را به تحسین وا می داشت .پدر محمد هم در کشیدن منظره و نقاشی و چاپ سنگی هستاد بود و بهمین علت هستعداد محمد را به سرعت تشخیص داد و او را برای جدی گرفتن نقاشی ،تشویق و راهنمایی کرد .

پدرش نقاشی های او را با دقت بررسی می کرد و هرجا که لازم بود ، نکته ای را به او می آموخت و راهنماییش می کرد .آموزشهای پدر متناسب با رشد محمد تنظیم می شد .

پدر وقتی مطمئن شد که نقاشی جزئی از وجود پسرش شده و تا پایان عمر نمی توانددل از اون بکند ، نکاتی را به او گوشزد می کرد که تا پایان عمر آویزه گوش محمد شد :

« محمد جان اگر می خواهی نقاش خوبی شوی ، باید مداوم کار کنی و تا می توانی طرح بزنی و نقاشی بکشی » عمویش صنیع الملک از نقاشان بنام عصر خود بود.


کمال الملک در نوجوانی به شهرستان تهران رفت و در سالهای اقامتش در شهرستان تهران به سفارش ناصر الدین شاه چندین تابلو کشید.

او چند سالی را در اروپا گذراند و نزد تعدادی از نقاشان اروپایی تحصیل کرد و در موزه های مختلف اروپا به مطالعه آثار نقاشان بزرگ اروپا پرداخت.

کمال الملک در بازگشت به ایران مدرسه "صنایع مستظرفه" را تاسیس کرد و مدیریت اون را عهده دار شد.


او در سال ۱۳۰۷ به حسین آباد نیشابور رفت و دوازده سال آخر عمر خود را در این روستا در انزوا گذراند و در سال ۱۳۱۹ خورشیدی، در سن ۹۵ سالگی درگذشت.
مقبره کمال الملک در کنار آرامگاه شیخ فرید الدین عطار نیشابوری برنامه دارد.

از او آثار مشهوری مانند تالار آینه کاخ گلستان به جای مانده هست.




12:

هنر نقاشی

13:

هنر نقاشی

14:

هنر نقاشی

15:

استاد فرشچيان با تلفيق دو سبك نگارگري ايراني و نقاشي ايتاليايي به چنين سبك زيبايي دست پيدا كردن

واقعاً شاهكاره ميدونستين عزيزان كه طرح ضريح مبارك آقا امام رضا (ع) را هم ايشان داده بودن

16:

هنر نقاشی

17:

هنر نقاشی

18:

هنر نقاشی

19:

هنر نقاشی


سال شمار هستاد کمال الملک


1226: تولد کمال الملک در تهران
1226: سفر به کاشان در شش ماهگی
1234: سفر به شهرستان تهران برای تحصیل
1235: ورود به مدرسه دارالفنون
1242: ورود به دربار به دستور ناصر‌الدین شاه
1255: گرفتن لقب نقاش‌باشی
1258: گرفتن لقب نقاش‌باشی خاصه
1262: ازدواج با زهرا خانم
1263: به دنیا آمدن دخترش نصرت
1267: متهم شدن به دزدی ، هنگام کشیدن تابلوی تالار آیینه
1269: گرفتن لقب کمال‌الملک از ناصر‌الدین شاه
1272: شروع به آموختن زبان فرانسه
1273: سفر به اروپا و اقامت در ایتالیا
1274: ورود به پاریس 1276: دیدار با مظفرالدین شاه در فرانسه
1277: چاپ زندگی‌نامه کمال‌الملک در روزنامه شرافت ، شماره شصت
1277: بازگشت به ایران و گرفتن نشان درجه اول و حمایل سبز مخصوص دربار
1278: سفر به عراق ، هم‌وقت با سفر مظفرالدین شاه به خارج
1280: بازگشت به ایران و تمارض مصلحتی به سکته
1285: مرگ مظفرالدین شاه و خوب شدن سکته هستاد !
1287: پیشنهاد تأسیس مدرسه صنایع مستظرفه به دولت
1296: در گذشت پسرش حسینعلی خان
1297: در گذشت همسرش
1298: در گذشت مادرش حدود
1300 : نابینا شدن یک چشمش
1302 تا 1306 : درگیری کمال‌الملک با وزرای معارف دولت وقت
1306: هستعفا و آغاز بازنشستگی و اقامت در حسین‌آباد نیشابور
1319: در گذشت کمال‌الملک


آثار ماندگار هستاد کمال الملک


آثار کمال‌الملک از سال 1290 (هـ .ش) تا وقتی که چشمش آسیب دید:
1- مرد برهنه
2- دورنمای دماوند
3- دورنمای دیگری از دماوند
4- آخوند رمال
5- تصویر نیم‌تنه ناصرالدین شاه
6- تصویر مشهد مقدسی ناصر
7- زن پای چراغ
8- خانه سنگی
9- خانه دهاتی
10- دورنمای دیگری از باغ مهران
11- کپیه از تابلوی مزین‌الدوله (تابلو میوه)
12- سن ماتیو
13- کپیه تیسین
14- رمال بغدادی
15- تصویر عضدالملک
16- دورنمای مغانک
17- پیرمرد (ناتمام)
18- مصری
19- تصویر دیگر مصری
20- فانتن لاتور
21- کبک بی‌جان
22- تصویر نیم‌تنه اتابک
23- صورت جوانی کمال الملک
24- رمال
25- تصویر کمال‌الملک در حال تبسم
26- زرگر
27- صورت کمال‌الملک با کلاه
28- بن‌زور
29- پرتیه
30- صورت دیگری از کمال‌الملک با شنل
31- تصویر زن(مداد)
32- زری یراقی‌های جهود
33- صورت دیگری از جوانی کمال‌الملک
34- زنجیری
35- تصویر زن (که با همکاری گوردیجانی کشیده شده)
36- تصویر مرحوم ذکاء الملک
37- تصویر رامبراند
38- تصویر دیگری از کمال‌الملک
39- دورنمای چراغ‌برها
40- بازار مرغ فروش‌ها
41- صورت سردار اسعد
42- قالیچه صورت رامبراند
43- قالیچه صورت کمال الملک
44- قالیچه دورنمای منظره‌ای از شمیران
45- تصویر مرحوم حاج نصرالله تقوی
46- قالیچه دورنمای یاخچی‌آباد
47- کپیه رافائل
48- کپیه تابلوی دیگری از تیسین
49- کپیه ونوس
50- تصویر مظفرالدین شاه
51- تصویر احمد شاه
52- تصویر کمال‌الملک (آبرنگ)
53- تصویر مولانا (آبرنگ)
54- عرب خوابیده (آبرنگ)
55- حوض صاحبقرانیه
56- تکیه دولت
57- دورنمای پس قلعه
58- دورنمای زانوس
59- تالار آیینه
60- دورنمای لار
61- صورت ناصرالملک
62- تصویر پسر ناصرالملک
63- تصویر مشیرالدوله
64- تصویر وثوق‌الدوله
65- تصویر ضیع‌الدوله
66- پرنده الوان (آبرنگ)
67- دورنمای شهر از پشت‌بام صاحبقرانیه
68- دورنمای کوه شمیران از پشت‌بام مدرسه (ناتمام)
69- قالیچه منظره خیابان شمیران
70- زن
71- کپیه باسمه فرنگی (به دستور احمدشاه)
72- کپیه باسمه‌ای دیگر (به دستور احمدشاه)
73- نوازنده‌ها
74- تصویر ایستاده یکی از پیشخدمت‌های دربار
75- نیم‌تنه یکی از درباریان (آبرنگ)
76- بازار کربلا
77- منظره آبشار دوقلو
78- منظره حوض و فواره قصر گلستان
79- تصویر میرزاعلی‌اصغر خان اتابک (نیم تنه)
80- تصویر میرزا علی‌اصغرخان (تمام قد)
81- تصویر آقاعلی‌معین‌الحضور (آبرنگ)

20:

هنر نقاشی

21:

واقعا نقاشی زیباییه خیلی لذت بردم .............

ریزه کاری های قشنگی داره

22:

ونسان وان گوگ در سي ام مارس1853 در گروت_زوندرت در ايالت برابانت هلند نزديك مرز بلژيك متولد شد
بيش از هفتاذ سال ازمرگ وان گوگ ميگذره اما خاطره ي اون هنوز در ما زندس چه از راه هنر خودش كه جلوه

روحي دردمنده و چه از راه زندگي خودش كه سراسر در جستجايشان مداوم و خستگي ناپذير حقيقت گذشت

23:

هنر نقاشی


اينا 2تا از اثار وان گوگ هست كه از چهره خودش كشيده





هنر نقاشی

24:

ذهن زجر ديده يك نقاش


ترجمه‌ي ياسمن ميرجلالي

درباره زندگی و آثار ونسان وان گوگ vincent van gogh) 1890- 1853 )

هنر نقاشی


او بزرگ‌ترين پسر تئودوراس وان گوگ (كشيش) و اوناكرنلينا كاربنتس بود و چند سال سپس تولد او يعني در سال 1857 برادر مورد علاقه‌ي ونسان(تئو) به دنيا آمد.
ونسان در سن 16 سالگي در سال 1869 شروع به كارآموزي در جوپيل وسيا (Goupil and cia) دلالان بين المللي هنر در شعبه اصلي پاريس كرد.

در سال 1873 ونسان به جوپيل واقع در لندن مي‌رود.

ارتباط روزانه او با آثار هنري قدرشناسي او را از نقاشي بيان مي‌كند.

ونسان نقاشي‌هاي واقع گرايانه حاكي از زندگي روستايي جين فرنكايشانس ديلف و جولس بر تون را تحسين مي‌كند و سپس كشيدن چند تابلو علاقه‌اش را نسبت به كارهاي خود از دست مي‌دهد.

به پاريس باز مي‌گردد، از جوپيل خارج مي‌شود و تصميم مي‌گيرد كه كشيش شود.
او در سال 1876 به عنوان معلم و معاون يك مبلغ مذهبي در يك مدرسه شبانه روزي كار مي‌كند.

او به مذهب پروتستان علاقه پيدا مي‌كند و خدمت به فقيران دغدغه فكري او مي‌شود و سپس اين‌كه از كار در يك مدرسه الهيات منع مي‌شود به يك منطقه حفاري معدن زغال سنگ به عنوان مبلغ غير روحاني مي‌رود و در اين وقت هست كه از دين تنفر شديد پيدا مي‌كند.

او مي‌نايشانسد «بايد سعي كنيم معناي واقعي كار هنرمندان بزرگ را بفهميم هستادان مسلم و چيره دست در شاهكارهايشان ما را به دو صورت به سايشان خدا هدايت مي‌كنند يكي اون را در كتابي مي‌نايشانسد و مي‌گايشاند و ديگري در تابلو نقاشي» او در سال 1880 براي فراگيري هنر نقاشي به بروكسل رفت و پس از چندي تصميم‌مي‌گيرد كه يك نقاش شود در حالي كه هيچ كس نمي‌توانست هستعداد بي نظيرش را در اين كار حدس بزند.

ونسان هايشانت هنري خود را با رنگهاي تاثير گذار و ساده‌اش اما با تركيبات فراموش نشدني خود شكل داد.

او كارگاهي در لاهوگ اجاره كرد و اولين نقاشي آبرنگ خود را در سال 1882 ایجاد كرد و در سال 1884 بيشتر تابلوهايش تصايشانر گر زندگي روستايي بودند و در بيشتر نقاشي‌هايش رنگ‌هاي تيره به كار رفته بودند كه در سبك پاريس رايج نبود زيرا نقاشان احساس‌گرا در اون وقت بيشتر رنگ روشن در تابلوهايشان هستفاده مي‌كردند.

در سال 1885 تابلو رنگ روغن «سيب زميني خواران» به عنوان اولين تركيب هنري او در مقياس بزرگ شكل گرفت كه اولين شاهكارش محسوب مي‌شود.

در اوايل سال 1886 به پاريس بر مي‌گردد كه اين سال دوره تعيين كننده شكل‌گيري سبك نقاشي اوست.

حالا او خودش مي‌داند كه نقاشان احساسي گرا چگونه نور و رنگ را با يكديگر به كار مي‌گيرند.

آثار پاريسي ونسان متاثر از محيط اطراف اوست و بدين ترتيب رنگهاي به كار رفته در نقاشي‌هايش روشن‌تر مي‌شود و در اين وقت موضوعات نقاشي خود را به بلوارها و فضاهاي باز اطراف شهر و رودخانه‌ها برد و از رايشان آثار جرج سوآرت(George Seuart) و پل سيگناك (Paul Signac)با سبك سايه‌گذاري در نقاشي آشنا مي‌شود.

او مي‌نايشانسد «اونچه كه بسيار روشن هست در رنگ آموزي و تقايشانت مدل‌هايي براي كامل كردن مهارت‌هايم ناتوان هستم» او در پاريس پرتره‌هاي بسيار را كشيده هست و حداقل 20 پرتره از خودش نقاشي كرده هست در اوايل كارش بيشتر از رنگ‌هاي خاكستري و هنر نقاشیقهوه‌اي هستفاده مي‌كرد و اين رنگ‌هاي تيره به تدريج جاي خود را به رنگ‌هاي زرد‍، قرمز، سبز و آبي دادند.

او براي خواهرش مي‌نايشانسد قصدم اين هست كه پرتره‌هاي گوناگون متعلق به يك نفر را نشان دهم يكي از آخرين پرتره‌هاي ونسان كه در پاريس كشيده پرتره خودش بود كه بيانگر تصايشانر دراماتيك شخصي و هايشانت هنري اوست.
ونسان پس از مدتي به دهكده‌اي نزديك پاريس با عنوان آسنيرزAsniers (جايي كه اكثر نقاشان احساسي‌گرا اغلب سه پايه تابلايشان نقاشي خود را در اونجا برنامه مي‌دادند) مي‌رود.

او به خواهرش مي‌نايشانسد «وقتي كه من مناظر آسنيرز را در اين تابستان مي‌كشيدم، رنگ هاي بيش تري را از قبل در اونجا ديدم» در سال 1887 ,ونسان تصاايشانر چاپي ژاپني را مي‌خرد و به دقت رايشان اونها مطالعه مي‌كند.
در اين وقت هست كه علاقه شديدي به هنر مشرق زمين در او به وجود مي‌آيد به همين دليل به شهر آرس در جنوب فرانسه رفت چون در اونجا مي‌توان رنگهاي گرم شرقي را به خوبي يافت و پس از مدت وقتي كوتاه نمايشگاهي از حفاريهاي چوبي ژاپني را در پاريس نمايش مي‌دهد كه تعدادي از آثار خودش را با سبكي ايشانژه و رنگ آميزي با معنايي عميق از نمونه‌هاي ژاپني در اين نمايشگاه در معرض ديد برنامه مي‌دهد.
او در مورد سبك نقاشي ژاپني مي‌گايشاند: «من به نظم و ترتيب عظيمي كه در آثارشان وجود دارد حسادت مي‌كنم در اون آثار هرگز كسالت ديده نمي‌شود و به نظر نمي‌رسد كه با عجله كشيده شده باشند.

كارهاي‌شان به سادگي نفس كشيدن هست .

اون‌ها پرتره را با خط‌هايي كه به بهترين شكل ممكن انتخاب شده مي‌كشند.» ون گوگ عكسهاي چاپي ژاپني را نه صرفاً به خاطر مطالعه سبك و تكنيك اونها كپي كرد بلكه چندين نقش اون‌ها را تركيب نمود هنر نقاشیبه روشي ابداعي در نقاشي رسيد كه سطح رنگ هموار با اختلاف جزئي تغيير داد و به اين ترتيب با جسارت فوق العاده‌اش آثار اصيل و عالي را ایجاد كرد و كپي عكس‌هاي ژاپني او را مجبور كرد تا از كشيدن تابلوهايي با عرف غرب فاصله بگيرد و دستور تركيبي خود را توسعه بدهد ون گوگ نه تنها خود به مطالعه اين عكس‌هاي چاپي پرداخت بلكه دوستانش همچون اميل برنارد را نيز به مطالعه دقيق اونها تشايشانق مي‌نمود و فرهنگ و هنر ژاپني تاثير هميشگي رايشان آثار وان‌گوگ گذاشت.
ونسان سبك‌هاي مختلفي را تجربه كرد مانند نقاشي سنتي، امپرسيونيسم و نئوامپرسيونيسم، رنگ كردن به شيوه نقطه‌گذاري، كپي از آثار هنرمندان ديگر، عكسهاي چاپي ژاپني ، پرتره‌هاي پر احساس و چشم‌انداز مناظر طبيعي.

اما به طور كلي سبك نقاشي وان‌گوگ را مي‌توان پست امپرسيونيسم ناميد چون بيشتر آثارش دوره تناوبي وقت قديم را براي رفتن به ماوراي اون دنبال مي‌كند.

اين سبك به غنيمت شمردن احساس‌هاي روزانه يا هستفاده از كار با قلم مايشان رها شده رايشان صفحه و به كارگيري رنگ‌هاي روشن تاكيد مي‌كند و به همين خاطر به كار بردن رنگ‌هاي افراطي و كار با قلم‌مو به سبك امپرسيونيسم در آثار وان‌گوگ سبكي را به وجود آورد كه نقاشان احساسي‌گراي سپس خود را بسيار تحت تاثر برنامه داد.
در اوايل سال 1888 ونسان به طرف پرونس(Provence) مي‌رود زيرا به فرموده او كار در پاريس برايش غير ممكن بود ونسان در اين وقت وارد دوره فعاليت خلاقانه بسيار عالي مي‌شود او شيفته تماشاي بهار در پرونس بود ونسان در بهار شكوفه درختان ميوه و در تابستان منظره زندگي روستايي را نقاشي مي‌کرد.

او در هواي آزاد و اغلب در يك نشست طولاني به تنهايي نقاشي مي‌كشيد.

او مي‌گايشاند «با كار كردن مدام رايشان يك مكان در تمام اوقات سعي كردم به اون چه كه لازم هست برسم » او هر فصل يا موضوع را با رنگ‌هاي خاصي مشخص مي‌كرد باغ‌ها را با رنگ هاي صورتي و سفيد و مزارع گندم را با رنگ زرد نشان مي‌داد و رنگ يك عنصر براي او وسيله‌اي براي ابراز احساسش بود.
در تمام نقاشي‌هاي وان‌گوگ توجه زيادي به جزئيات چيزهايي مانند رنگ و تركيب شده هست و هنوز تعداد زيادي از تابلوهاي پرتره اون به نظر نامتعادل مي‌رسد مطالعه دقيق رايشان آثار ون‌گوگ نشان مي‌دهد كه او دقت لازم براي رسيدن به شخصيت كامل مدل‌هايش انجام داده هست و اين موارد هست كه سبك بي‌نظير او را مي‌سازند آثار وان ‌گوگ نه تنها از نظر منتقدين هنرمند و دانش پژوهان بلكه از نظر عاشقان نياموخته هنر نقاشي از ارزشمندترين آثار قابل درك در سراسر جهان هست.
اضافه بر اين مدركي براي حمايت از اين تئوري در نامه‌هاي ونسان به برادرش تئو وجود دارد كه در يكي از اين نامه‌ها مي‌نايشانسد: «من اكنون فقط غرق در مطالعه هستم.

مطالعه، مطالعه، مطالعه و … و هيچ چيز مرا از داشتن يك مطالعه خوب باز نمي‌دارد و حدس مي‌زنم كه تنها يك اثر از 20 اثرم قابليت فروش داشته باشد البته شايد بعدها ارزش فروش پيدا كنند»
وان‌گوگ، «گوگن» نقاش فرانسايشان را به پرونس دعوت مي‌كند كه تابلوهاي صندلي گوگن و صندلي وان‌گوگ را در اين وقت مي‌كشد ولي سپس مدتي اختلاف نظر شديدي بين اون ها به وجود مي‌آيد و در طي يك درگيري با گوگن او را با تيغ تهديد مي‌كند اما لاله گوش خودش را مي‌برد و تابلايشان مرد گوش بريده را متاثر از اين حادثه مي‌كشد و بدين ترتيب هنر نقاشیاو از يك بيماري رواني و افسردگي در دهه آخر زندگيش رنج مي‌برد و در طول هفته‌هاي آخر زندگيش دلتنگ بود به خاطر اينكه در مورد موقعيت مالي برادرش و آينده خود نگران بود و دائماً از تحمل رنج در دوره ديگري از بيماري روانيش مي‌ترسيد و با وجود داشتن هستعداد فوق العاده در زمينه نقاشي در زندگي احساس شكست مي‌كرد با اين وجود ايمان وعقيده‌ي وان‌گوگ نسبت به كارش هم‌چنان باقي ماند و اكثر آثار وان‌گوگ در 29 ماه آخر زندگيش با فعاليت ديوانه وار و كشمكش‌هاي نوبتي با حملات مشابه صرع و نااميدي عميق كه در نهايت به خودكشي‌اش انجاميد، همراه بود ولي درطول كشمكش‌هاي سخت يك دوست و حمايت كننده‌ي هميشگي يعني برادر كوچك او (تئو) همراهش بود.
او در سال 1888 در يكي از بيمارستان‌هاي آرس بستري شود و سپس رفتن به بيمارستان رواني جهان را اون‌طور كه از اتاقش مي‌بيند، مي‌كشد بعداً به او اجازه داده مي‌شود كه از بيمارستان دور شود و در فضاي بيرون نقاشي بكشد.
رژيم غذايي، هستواري عجيبي رايشان او گذاشت و با وجود بيماري روانيش شاهكارهايش را يكي پس از ديگري مي‌كشيد ، «رنگين كمان»، «درخت سرو»، «شب پرستاره»، «اتاق خواب» و «مزرعه گندم با كلاغ‌ها» از اون جمله بود.

او همينطور در روانشناسي اخلاقي تابلايشان صورت دكتر كاشه (Dr Cachet)را كه سمبل عشق و دوستي هست مي‌كشد.
وان‌گوگ از داد و ستد هنر متنفر بود و در طول زندگيش فقط يك تابلو را فروخت و شهرت او بيشتر بر پايه آثار سه سال آخر از دوره كوتاه كاري ده ساله اواست.

رنگ‌هاي برجسته و كار با قلم‌مايشان زبر و درشت و نقش‌هاي برجسته اون نشان از دلتنگي و اضطراب ناشي از بيماري رواني او را مي‌دهد كه همين بيماري او را به سمت خودكشي راند و در 27 جولاي 1890 در سن 37 سالگي به مزرعه گندم مي‌رود و به سينه‌اش شليك مي‌كند و دو روز سپس اون از دنيا مي‌رود.

جسدش را با گلهاي زرد آفتابگردان (رنگ مورد علاقه‌اش) به خاك مي‌سپارند و شش ماه سپس اون نيز برادرش تئو فوت مي‌كند.

وقتي كه زندگي ونسان وان‌گوگ به پايان رسيد اين نابغه هنر، جهان را با 1600 اثر هنري بي نظير ترك كرد و به طور كلي ونسان وان‌گوگ سپس رامبراند بزرگترين نقاش هلندي هست .

يكي از تابلوهاي معروف ون‌گوگ تابلايشان «اتاق خواب» اوست كه برجسته‌ترين وجه اون سر هم كردن دقيق در تقابل رنگ‌ها و رنگ‌آميزي ضخيم و چشم‌انداز منحضر به فرد اون هست.

او با هستفاده از رنگهاي نارنجي ، آبي، زرد، بنفش و قرمز و سبز سعي كرد كه مفهوم هستراحت و خواب را انتقال دهد.

او اين اتاق خواب را با سادگي كامل نمايش مي‌دهد.
هنر نقاشیتابلو زيباي ديگر ون‌گوگ شب پر ستاره هست كه شايد مهمترين تابلايشان ونسان وان‌گوگ به حساب آيد و فوراً به خاطر سبك بي نظيرش معروف شد .

اين اثر موضوع شعرها، داستان‌ها و آهنگ‌هايي هم‌چون« ونسان» يا «استري» شده بود.

تابلايشان شب پر ستاره را نبايد ساده‌انگارانه ديد زيرا اين تابلو بيانگر احساسات ونسان وان‌گوگ هست و پايه اً برگرفته از حقيقتي هست كه اون را در نامه‌هايش به تئو دوبار بيان مي‌كند، زيرا در ارتباط با برادرش اغلب آثار خود را در تمام جزئيات براي او بيان مي‌كرد اما در مورد شب پر ستاره اين طور نيست و كسي دليلش را نمي‌داند.
تابلايشان شب پر ستاره وقتي كشيده شد كه رفتارش در هر وقت غير قابل پيش‌بيني بود و بر خلاف بيشتر آثار وان‌گوگ «شب پر ستاره» از رايشان حافظه و ذهن كشيده شده هست، اين مي‌تواند از جهتي توضيح بدهد كه چرا تاثر احساسي اثر خيلي قايشان‌تر از بسياري ديگر ازآثارش در همان دوره هست.

بعضي از افراد اين اثر رابا ديگر آثار سركش مشابه اون مانند« مزرعه گندم با كلاغ‌ها» مقايسة اديبانه مي‌كنند.

آيا سبك نامنظم اين اثر ذهن زجر ديده را بازتاب مي‌كند؟ آيا چيزي بيش تر از اون چه كه از حلقه آسمان شب خشمناك ونسان مي‌فهميم وجود دارد؟
اونچه كه «شب پر ستاره» را تشكيل مي‌دهد نه تنها اون را معروف‌ترين اثر بلكه يكي از بحث برانگيزترين آثار در معني و محتايشان جلوه مي‌دهد و ونسان وقتي اين اثر را ایجاد كرد كه همان التهاب مذهبي را در سال 1889 نداشت و داستان جوزف «الدستامت» احتمالاً رايشان ساخت اين اثر تاثير زيادي گذاشته هست.
تابلايشان مزرعه گندم با كلاغ‌ها در جايگاه يكي از قايشان‌ترين و تند خوترين تابلوهاي وان‌گوگ برنامه دارد و احتمالاً تفسير و شرح اين اثر متنوع‌تر از ديگر آثار وان‌گوگ هست عده‌اي بيان مي‌كنندكه تفكر خودكشي وان‌گوگ در اين تابلو مشهود هست در صورتي كه افرادي ديگر در اون سايشان منظره صوري، ديدگاه ساده‌اي را كاوش مي‌كنند.

تعدادي از منتقدين ديدشان را فراتر از اين‌ها مي‌برند و در اون سايشان پرده براي بيان تصورات او به يك زبان احساسي جديد تكيه مي‌كنند.
از نظر عده زيادي مزرعه گندم با كلاغ‌ها آخرين اثر ون‌گوگ هست .

مسلماً اين اثر بر پايه يك معماري پيچيده و با هنر نقاشیسليقه ساخته شده و اگر اين نقاشي آخرين كار او باشد نقاشي بدون ابهام، آشفتگي و انتقال حقيقي احساس‌تنهايي در مزرعه، يك تصور قايشان وان‌گوگ به عنوان هنرمند شكست خورده و منزايشان در سال‌هاي آخر زندگي هست.

به هر حال هر دو فيلم معروف« شهوت براي زندگي »و« ونسان و تئو »كه تاريخ را بيان مي‌كنند اين نقاشي را به عنوان آخرين اثر ونسان وان‌گوگ معرفي مي‌كنند.

گذشته از اين به خاطر علاقه بسيار به دانستن واقعيت تاريخي بر پايه احساس دراماتيك هم‌چنان اين اثر يك مورد مطلوب هست، همان‌طور كه يك افسانه جعلي سرگرم كننده در مواجه با حقيقت انكار ناپذير بايد به آرامش برسد.

روانشناسي دقيق اين اثر وان‌گوگ و نوشتن درباره اون به خاطر همانندي اون با ديگر آثار وان‌گوگ دشوار هست.

از ديدگاه سمبليك در ابتدا مروري بر اصل و پايه پايه نقاشي و سپس اون جستجو در روانشناسي وسيع و متفاوت كه منجر به طيف وسيعي مي‌شود، ارزنده هست.
مسيرهاي موجود در تابلايشان «مزرعه گندم با كلاغ‌ها» را مي‌توان به راه‌هاي زندگي خود وان‌گوگ نسبت داد اين راه‌ها در برگيرنده سه جهت هست، دو مسير در دو گوشه تابلو و در جلو تصايشانر و سومين مسير كه در وسط به طور مارپيچ به افق مي‌رسد.

دو مسير كه در جلوتر برنامه دارند به هيچ جا نمي‌رسند، عده‌اي تفسير كرده‌اند كه اين برگرفته از پريشاني مدام خود وان‌گوگ در مورد جهت‌هاي پراكنده زندگي خودش هست و سومين مسير براي شرح سمبليك موثرترين اثر باقيمانده هست.

آيا اين مسير ما را به جايي راهنمايي مي‌كند؟ آيا اون خط ، قاطع مزرعه گندم هست و در جستجايشان افق تازه‌اي هست؟‌ و يا اينكه اون مسير به مرگي اجتناب‌ناپذير در انتها خاتمه مي‌يابد؟ وان‌گوگ اون را به عهده بيننده گذاشته تا خود تصميم بگيرد.
شايد مهم‌ترين نقش اين اثر كلاغ‌ها باشند و شايد نمادي‌ترين تفسير اثر محسوب گردد.

مهم‌ترين سوال در اين رابطه اين هست كه كلاغ‌ها در حال نزديك شدن به نقاش هستند يا دور شدن از او؟ حقيقت اين هست كه هيچ جواب قطعي كه به كدام مسير در حال پروازند، وجود ندارد و اين نكته تا به حال حل نشدني باقي‌مانده هست.

25:

وان‌گوگ عاشق گل آفتابگردان بود و مجموعه گل‌های آفتابگردان او از معروفترين نقاشی‌هايش هست كه شامل ۱۱ اثر می‌شود. او می‌فرمود: «زردی آفتابگردان بهترین رنگی هست که می‌توان پیدا کرد.

خیلی شاد هست.

واقعا شاد هست.»


وان‌گوگ جوانی خود را به عنوان دلال آثار هنری، معلم و واعظ هنری گذراند.

او اعتقاد دینی عمیقی داشت و مدتی در
انگلستان و نیز در میان کارگران معادن زغال سنگ بلژیک به عنوان مبلغ غیرروحانی مسیحی فعالیت کرد.

پس از مواجهه با آثار
ژان فرانسوا میله عمیقا تحت تأثیرنقاشی او و پیام اجتماعی اون برنامه گرفت و تصمیم گرفت نقاش شود.

برادر جوان‌ترش «تئو» که مغازه تابلو فروشی داشت باعث آشنایی او با نقاشان
امپرسیونیست (دریافتگرا) شد.

او کار هنری خود را به عنوان یک هنرمند از سال ۱۸۸۰ و در سن ۲۷ سالگی شروع کرد.
وانگوگ در ابتدا از رنگهای تیره و محزون هستفاده می کرد تا اینکه در پاریس با دریافتگری(امپرسیونیسم) و نودریافتگری (نئو امپرسیونیسم) آشنا شد و این آشنایی پیشرفت هنری او را سرعت بخشید.
او در ۱۰ سال آخر عمرش حدود ۹۰۰ نقاشی و ۱۱۰۰ طراحی بر جای گذاشت.

برخی از مشهورترین اونها در ۲ سال پایانی عمرش کشیده شده‌اند.

او در ۲ ماه پایانی عمرش تنها ۹۰ نقاشی برجای گذاشت.


در سال ۱۸۹۰ به دکتر گاچد روانشناس (Dr.Gachet) که از او پرتره‌ای کشیده هست، مراجعه کرد.

پیسارو این دکتر را به او معرفی کرد.

اولین برداشت ون گوگ از دکتر این بود که دکتر خودش از او بیمارتر هست.

فرورفتگی و افسردگی ون گوگ عمیق‌تر شد و در جولای ۱۸۹۰ در سن ۳۷ سالگی به سمت کشتزارها قدم زد و گلوله‌ای در سینه خود خالی کرد.

او در روز بعد در مهمان سرای Ravoux مرد.

برادرش به بالین وی آمد و او آخرین احساسش را اینگونه بیان کرد: «غم برای همیشه باقی خواهد

ماند.»

هنر نقاشی


هنر نقاشی
پرتره دکتر گاچد

26:

هنگام مرگ همچون رافائل، سی و هفت سال بیشتر نداشت و سال‌هایی که به نقاشی مشغول بود از ده سال بیشتر نمی‌شد.

تابلوهایی که باعث شهرت او شده در طول سه سالی کشیده شد که مدام گرفتار حمله‌های عصبی و
افسردگی بوده‌است.

امروز بیشتر امت بعضی از این تابلوها را می شناسند؛ گل‌های آفتابگردان، صندلی خالی، درختان سرو و بعضی پرتره‌هایش به صورت تصاویر چاپی شهرت جهانی دارند و در بسیاری از اتاق‌های ساده امت عادی نیز دیده می‌شوند.

این دقیقا همان چیزی هست که ون گوک می‌خواست.

دوست داشت تابلوهایش تأثیر برانگیزی مستقیم و قوی چاپنقش‌های رنگی
ژاپنی را داشته باشند که بسیار تحسینشان می‌کرد.

آرزو داشت هنر صاف و ساده‌ای بیافریند که نه تنها هنرشناسان متمول را خوش بیاید، که مایه شعف و تسلای خاطر همه انسان‌ها باشد.


وقتی ونگوگ مرد تابوتش را پر از گل‌های آفتابگردان کردند.

27:

هنر نقاشی هنر نقاشی
گردش زندانی ها(۱۸۹۰) پل درآرل(۱۸۸۸)



هنر نقاشی

اسکلت با سیگار روشن(۱۸۸۵)
هنر نقاشی
طبیعت بیجان با مشروب Absinthe(۱۸۸۷)
هنر نقاشی
تراس کافه در شب

28:

هنر نقاشی

29:

اثار هستاد فرشچیان بی نظیره..

بافتن طرحهای هستاد کار دشواریست، بافنده ماهری
رو میطلبه تا بتونه طرح رو به یک قالی نفیس و ارزشمند تبدیل کنه...

خیلی زیبا بودن.

مرسی

30:

خیلی زیبا هستن

31:

هنر نقاشی

سیاوش روشندل، نقاش و طراح در سال ۱۳۴۲ در شهرکرد به‌دنیا آمده هست.

او در سال ۶۷ از تحصیل در دانشکدهٔ هنرهای تزئینی شهرستان تهران انصراف داد و برای ادامهٔ فعالیت‌هایش به آلمان رفت.

وی پس از بازگشت در نمایشگاه‌های مختلفی شرکت کرد.


کارهای روشندل تاکنون برای شرکت در ۱۰ نمایشگاه گروهی انتخاب شده هست که از اون میان می‌توان به بی‌ینال ۷۲ و نمایشگاهی از کارهای جمعی از اعضاء انجمن هنرمندان نقاش ایران در سال ۸۴ در ونکوور کانادا اشاره کرد.


32:

تعدادی از آثار سیاوش روشندل

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی



هنر نقاشی

33:

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

34:

به نام خدا

با سلام

روی صفحه مانیتور من تصویری بود که خیلی زیبا هست از دوخواهری که کتاب حافظ دستشان روی پشت بام

واقعآ زیبا بود خیلی گشتم تا نقاش رو بفهمم کیه و متوجه شدم این اثر برترین نقاشی سال شناخته شده هست.

برای اینکه شما دوستان هم بیشتر با این هستاد بزرگ و کارهایش آشنا بشوید این تاپیک را ایجاد کردم.


35:

هنر نقاشی

زنگینامه ایمان ملکی


ایمان ملکی در بیستم اسفندماه 1354 در شهرستان تهران متولد شد و از دوران کودکی علاقه زیادی به نقاشی داشت.

از 15 سالگی فراگیری نقاشی را تحت نظر اولین و تنها معلم خود هستاد مزتضی کاتوزیان - که بزرگترین نقاش واقعگرای ایران هست - آغاز نمود.

در سال 1374 وارد دانشگاه هنر شد و چهار سال بعد در رشته گرافیک از این دانشگاه فارغ از تحصیل شد.

او در سال 1379 ازدواج کرد.

در سال 1380 اقدام به تاسیس << آتلیه نقاشی آرا>> و آموزش نقاشی با رعایت ارزشهای سنتی و کلاسیک این هنر نمود.

مهمترین نمایشگاه هایی که او در اونها شرکت داشته عبارتند از:نمایشگاه نقاشان واقعگرای ایران در موزه هنرهای معاصر شهرستان تهران (1378) و نمایشگاه های گروهی آتلیه کارا: سال 1377 در نگارخانه سبز و 1382 در موزه هنرهای ریبای کاخ سعد آباد.

او در سال 1384 موفق به دریافت جایزه << ویلیام بوگرو>> برای تابلوی <<فال حافظ>>
و جایزه منتخب رئیس مرکز نوسازی هنر برای تابلوی << دختری کنار پنجره>> در دومین دوره مسابقه (سالن) بین المللی مرکز هنر (ARC) آمریکا شد.

36:

تصور پشت زمینه کام من

هنر نقاشی

37:

هنر نقاشی

38:

تابلوی گروه شیدا از ایمان ملکی واقعآ زیباست

هنر نقاشی

39:


ایمان ملکی
پایان امتحانات

هنر نقاشی

40:

من عاااااااااااااااااااااااا شق هستاد فرشچيانم
بي نظيره بي نظييييييييييييييييييييييي ييييييييييييييييييييييير
من حتما 2 3 ماه يه بار يه سر به موزش تو سعدآباد ميزنم
واااااااااااااااااي خدا چي ميشد اگه من جاي اون بودم
من كار هيشكيو به اندازه ي هستاد فرشچيان قبول ندارم
مينياتوريست حرفه ايييييييييييييييييييييييي يييييييييييييييي.

همتا نداره !!!!

41:

هنر نقاشی

42:

هنر نقاشی

43:

هنر نقاشی

44:

هنر نقاشی

45:

غروب در تهران


هنر نقاشی

46:

هنر نقاشی

47:

هنر نقاشی

48:

هنر نقاشی

49:

هنر نقاشی

50:

هنر نقاشی

51:

هنر نقاشی

52:

هنر نقاشی

53:

پوشش ناپایدار


هنر نقاشی

54:

هنر نقاشی

55:

هنر نقاشی



هنر نقاشی

56:

هنر نقاشی

57:

هنر نقاشی



هنر نقاشی

58:

هنر نقاشی

59:

هنر نقاشی

60:

هنر نقاشی

61:

هنر نقاشی

62:

هنر نقاشی

63:

استاد کمال الملک


هنر نقاشی

64:

هنر نقاشی

65:

هنر نقاشی

66:

استاد فرشچیان ...


هنر نقاشی

67:

تحقيق و پژوهش در زمينهٔ نقاشى ايران از اوايل سدهٔ بيستم شروع شد و در دهه‌هاى اخير وسعت قابل‌توجهى پيدا کرد هست.

در ابتدا پژوهندگان بيشتر سعى در گردآورى و رده‌بندى آثار سده‌هاى هفتم تا يازدهم هجرى و معرفى هنرمندان اين دوره‌ها داشتند.

اما دامنهٔ بررسى نقاشى ايران امروزه از يک‌سو تا دوره‌هاى پيش از اسلام و از سايشانى تا دوران معاصر را در بر مى‌گيرد.

هنرشناسان امروزى با نگرشى تازه و عميق به تحليل مسائل تاريخى و زيبايى‌شناسى اين هنر مى‌پردازند.



  • دوران کهن
  • دوران میانی
  • دوران جدید
  • دوران معاصر

68:

دوران کهن

  • دوران پیش از تاریخ
  • دورهٔ هخامنشی
  • برخورد شرق با غرب
  • ساسانیان، نقاشی سغدی و نقاشی مانوی
  • دوران اسلامی
  • نگاره‌های سلجوقی







نقاشى و هنر تصايشانرى در سرزمين ايران از دوران ماقبل تاريخ آغاز شد و بعد با آغاز دوران تاريخى و در دوران هخامنشى شکل مخصوص به‌خود را يافت.

در دورهٔ ساسانى طبق الگوهاى خاص اين دوران، داراى مختصات ايشانژه‌اى شد و بعد در دوران پارتى ماهيتى تلفيقى يافت و با آغاز دوران اسلامى اين جريان هنري، عرصهٔ تازه‌اى پيمود.


آثار برجاى مانده از اين دوران پيشاتاريخى و تاريخى به‌دليل اندک بودن، واقعيات لازم را براى شناخت دقيق‌تر فراهم نمى‌سازد.

با همهٔ اين اوصاف مى‌توان اين آثار را با نمونه‌هاى سپس اسلام به‌گونه‌اى پيوند زد و به مطالعهٔ نقاشى‌هاى اين دوران‌ها پرداخت.


هنر نقاشی

69:

  • دوران پيش از تاريخ


پيشينهٔ هنر تصايشانرى در ايران به روزگار پيش از تاريخ باز مى‌گردد.

اولينقومى که در ايران هايشانت تاريخى يافتند، عيلامى‌ها بودند که تعدادى آثار تصايشانرى از خود برجاى نهاده‌اند، که در واقع پيش از آغاز فرهنگ و تمدن آريايى در سرزمين ايران پديد آمده‌اند.

پژوهشگران مبدأ هنر ايرانى را به دوران نوسنگى نسبت مى‌دهند، اما بر طبق اطلاعات دقيق‌تر شايد بتوان سرآغاز قديم‌ترى براى اين هنر در نظر گرفت.


از جمله قديم‌ترين آثار تصايشانرى به‌دست‌ آمده در ايران، صخره‌نگاره‌هاى منطقهٔ کوه‌دشت لرستان هست که صحنه‌هاى رزم و شکار را نشان مى‌دهند. بيشتر اين تصاايشانر به شيوه‌اى ساده و ابتدايى نقش شده‌اند و صراحتى اغراق‌آميز در حرکات و پيکره‌هاى اين نقوش به‌چشم مى‌خورد.

قدمت اين صخره‌نگاره‌ها هنوز به‌طور دقيق معلوم نشده هست و همگى به يک دوران تعلق ندارند.

به احتمال قوى ترسيم اين نقوش در ارتباط با اعتقادات جادايشانى هست.


جلوه‌هاى آشکارتر هنر تصايشانرى قديم ايران بر روى سفالينه‌ها نقش بسته هست.

سفالينه‌هايى که از تپه سيلک، تپه حصار و يا مناطق ديگر به‌دست آمده‌اند.

به‌فرمودهٔ آرثرپوپ سفالينهٔ منقوش را بايد اولينکتاب بشر تقلى نمود
.



هنر نقاشی

مفرغ‌هاى لرستان (سده‌هاى دوازدهم تا هشتم ق.م.) نيز از مهم‌ترين جلوه‌هاى کهن هنر ايرانى به‌شمار مى‌آيند.


تصايشانرگر پيش از تاريخ پايه اً طبيعت نگار نبوده و گرايش به تقليد از ظواهر عينى اشياء و موجودات نداشته هست.

او براى رساندن مفهوم مورد نظر خود تنها چند ايشانژگى پايه ى را در نظر مى‌گرفته و به نمايش مى‌گذاشته هست.نمايش حيوان و انسان، اشکال هندسى دايره و مربع و نقش‌هايى از کوه، آب، خورشيد و ماه از رايج‌ترين مواد تصايشانرى کهن در هنر ايران بوده هست.

در آثار بعدى نقش‌مايه‌هايى با خصلت فوق طبيعى به‌چشم مى‌خورد.

مانند تلفيقى از انسان و حيوان و جز اينها.

بيشتر اين نقش‌مايه‌هاى نمادين را با اختلاف در آثار هنرى بين‌النهرين و ساير نواحى آسياى غربى مى‌توان يافت.


70:

  • دورهٔ هخامنشى

با تأسيس امپراتورى هخامنشى توسط کورُش، هموقت با تسلط بر سرزمين‌ها و اقوام مختلف مجموعه‌اى از سنت‌هاى هنرى وقت نيز به ارث برده شد.

هخامنشيان با اين‌که از دست‌آوردهاى هنرمندان و صنعتگران بابل، آشور، اورارتو، مصر و يونان بهره بردند، از هنر عيلامى و ساير سنت‌هاى بومى نيز تأثير گرفتند.

هنر اونها برپايه رسوم سلطنتى رايج در خاور نزديک و به‌خصوص هنر آشورى شکل گرفت و به‌تدريج عناصر برگرفته از ساير نواحى امپراتورى خود را نيز در خود حل نمود.

سبک هنر هخامنشى به طرزى آشکار در معمارى و مجسمه‌سازى تخت‌جمشيد بروز کرد.


هنر تصايشانرى هخامنشى در زمينه‌هاى مختلف امکان بروز يافت.

ديوارنگاري، نقش روى اشياى فلزي، مُهرها و بسيارى ديگر از آثار هنر فرعى هخامنشي.

اما هنر تصايشانرى هخامنشى را در نقش‌برجسته‌هاى ديوارى بهتر مى‌توان شناخت.

نقش‌مايه‌ها عمدتاً شامل نگهبان نيزه‌دار، شير و حيوانات مختلط بودند.


هنر هخامنشى روش‌هاى نمادپردازى را طبق سنت‌هاى پيشين همچنين گفت و هيچ‌گاه به طبيعت‌گرايى روى نياورد

71:

  • برخورد شرق با غرب

با لشکرکشى اسکندر مقدونى به‌سوى شرق، دولت هخامنشى بر افتاد.

شايد اسکندر به فکر تلفيق تمدن‌هاى ايرانى و يونانى بود اما با مرگ نابهنگام او، سرداران اسکندر متصرفات وسيع او را ميان خود تقسيم کردند و ايران و سرزمين‌هاى خاورى به‌دست سلوکوس، سرسلسلهٔ سلوکيان افتاد.

قدرت سلوکيان بيشتر در قسمت‌هاى مرکزى و غربى امپراتورى تمرکز داشت زيرا نواحى شرقى تحت فشار قبايل بيابانگرد برنامه داشت و يکى از اين قبايل پارت‌ها بودند.

پارتيان ريشهٔ آريايى داشتند و سلسلهٔ اشکانى را بنيان‌ گذاشتند.

اشکانيان بر سرزمين‌هاى وسيعى ميان هند و آسياى صغير هستيلا يافتند، اما هيچ‌گاه نتوانستند امپراتورى متمرکزى چون امپراتورى هخامنشى پديد آوردند.

در دوران تسلط سلوکيان زبان و ادبيات و هنر يواناين در سراسر آسياى غربى اشاعه يافت.

اما ديرى نگذشت که سلوکيان مجبور شدند به سنت‌هاى قومى و گرايش‌هاى ملى امت سرزمين‌هاى تحت سلطهٔ خايشانش توجه نشان دهند.

به همين جهت، جريان ايرانى شدن به موازات جريان يونانى‌مآبى اتفاق افتاد.

به‌هر حال آثار هنرى اين نواحى تأثيرى از غرب در خود دارد.

اما در هيچ جا با تسلط مطلق سنت‌هاى غربى روبرو نيستيم.


در اوايل توسعه و تحکيم حکومت اشکانى هنرها يا يونانى مآب بودند يا يونانى - ايرانى و يا هنر خاص ايراني.گچ‌برى رنگى و نقاشى ديوارى از هنرهاى رايج در عصر اشکانى بودند.

اسلوب ديوارنگارى بر گرفته از غرب بود و در اينجا با گچ‌برى تلفيق شده بود.

گچ‌بران علاوه بر طرح‌هاى هندسى از نقش مايه‌هاى تصايشانرى نيز هستفاده مى‌کردند.

اين نقش‌مايه‌ها مشتمل بودند بر حيوانات شکار شده و زنان برهنه و پوشيده، که منشأ يونانى - رومى مى‌داشتند.

نقاشان پارتى ديوارها و سقفها را با تصاايشانر مذهبى يا دنيوى مى‌آراستند.


بقاياى چند ديوار نگاره در ايشانرانه‌هاى کاخ کوه خواجه کشف شده هست که متعلق به سدهٔ اول ميلادى هست.

نقاشى‌هاى ديوارى مکشوف در مناطق باخترى قلمرو اشکانيان ايشانژگى‌هاى هنر پارتى را به طرز بارزترى نشان مى‌دهند.


حضور قواعد هنر پارتى در هنر بيزانسى بقاى سنت‌هاى کهن ايرانى و بسط اونها به‌سوى غرب را اثبات مى‌کند.

اما نشانهٔ هستمرار اين سنت‌ها را به‌نحوى بارزتر در ايران و آسياى ميانيه مى‌پاييم

72:

  • ساسانيان، نقاشى سغدى و نقاشى مانوى


با تأسيس امپراتورى ساسانى واقعيات سياسى و اجتماعى تازه‌ به‌وجود آمد که در تحول هنر ايرانى تأثير قاطع گذاشت.


شالودهٔ هنر ساسانى در وقت پادشاهى اردشير يکم ريخته شد.

تأثيرات غربى بر هنر ساسانى غيرقابل انکار هست، ليکن هنر ساسانى برپايه عناصر کهن ايرانى و آسياى غربى پايه‌ريزى شده هست.

هنر ساسانى از برخى ايشانژگى‌هاى هنر پارتى هم بهره گرفت و در مجموع زبان تازهاى را به‌وجود آورد که عميقاً از قابليت‌هاى ذوق و انديشهٔ ايرانى برخوردار بود.

البته وجه شاهانه در هنر ساسانى غالب هست، اما کاربرد انواع نقش‌مايه‌هاى گياهى و جانورى با معانى نمادين نيز در هنر ساسانى معمول بود.

تکرار اين مواد تصايشانرى بيش از همه با مقاصد تبليغ سياسى و ترايشانج آئينى ارتباط داشت.


در هنر ساسانى نمادپردازى بر بازنمايى واقع‌گرايانه ترجيح داشت.

در اواخر عصر ساساني، تأثيرات هند و آسياى ميانه افزايش يافت.


مجموع مدارک عينى از ديوارنگارى ساسانى به تکه نقاشى‌هاى ديوارى ايوان کرخه (حوالى شوش)، حاجى‌آباد (فارس)، حصار (دامغان)، تصاايشانر طرح‌گونهٔ تخت‌جمشيد و نيز بقاياى ديوارنگاره‌هاى دورا - اُروپوس و شوش، خلاصه مى‌شود.

در يک نگاه کلي، اين آثار ادامهٔ نقاشى‌هاى پارتى هست.


به‌هرحال عصر ساسانى شاهد مرحله‌‌اى با اهميت از تحول زيبايى‌شناسى ايرانى بود.

دست‌آوردهاى هنر اين دوره از غرب تا آتلانتيک و از شرق تا چين نفوذ کرد و سپس تا دير وقتى پس از انقراض سلسلهٔ ساسانى نيز پايدار ماند.


هنر نقاشی

در دوران پيشا اسلامى نواحى نواحى بخارا و سمرقند به نام سُغه خوانده مى‌شد.

از سدهٔ پنجم تا ربع اول سدهٔ هشتم ميلادي، شکوفايى هنرى بى‌سابقه‌اى در اين نواحى پديد آمد.

اين دوره مقارن بود با فعاليت بازرگانان سغدى در اين نواحي.

در اون وقت، ديوارنگارى در معابد، کاخ‌ها و خانه‌هاى سغديان رواج بسيار يافت.

بقاياى اونها در افراسياب (سمرقند)، ورخشا (نزديک بخارا) و خصوصاً پنجيکنت (حوالى سمرقند) کشف شده هست.


نقاشى سغدى از تنوع قابل ملاحظه‌اى برخوردار بود.

موضوعات مذهبي، حماسي، تاريخ و عاميانه در اونها به‌کار مى‌رفت.

شايد سنت اوليهٔ نقاشى سغدى بر هنرهاى پارتى و خوارزمى هستوار شده باشد.

مضمون‌هاى حماسى و تاريخى بيشترين اهميت را در ديوارنگارى سغدى داشتند.


ديوارنگارى سغدى از تأثير جريان‌هاى فرهنگى منطقه دور نماند.

نقاشان سغدى موازين هنرى خاص خود را تا وقت تسلط اعراب حفظ کردند.

بعدها ترکان مسلمان با جذب الگوهاى فرهنگى سغديان عامل انتقال دست‌آوردهاى هنرى اونان به نواحى باخترى شدند.




هنر نقاشی
عکس بخشى از ديوار نگاره :حماسه رستم ،پنجيکنت(سمرقند)،سده هفتم ميلادى



مانايشانان آسياى ميانه نيز به نوبهٔ خود بر جريان هنر دورهٔ اسلامى تأثير گذاشتند.

حتى برخى پژوهشگران، نقاشى مانوى را پايه‌ٔ نگارگرى ايرانى - اسلامى مى‌دانند.


آئين مانى که زبان زنده و شاخص روح ايرانى بود، از همان آغاز ظهور براى تبيين و توجيه الهيات مانوى و کاربرد اون براى تبليغت، ضبط، ثبت و بيان اصول آئيني، از هنر بهره گرفت.


تصاايشانر، ديوارنگاره‌ها، نگاره‌ها و نقاشى‌هاى روى ابريشم مانوى فراوان‌تر از بناها هست و به مفهومى درخور اهميتى بيشتر.

نقاشى در ميان مانايشانان سنتى پسنديده بود، چون ارتباط ايشانژه با بانى اين آئين، مانى داشت و لقب نقاش چين يا مانى نقاش، خاص او بود.

برخى نايشانسندگان بر توانايى وى در نقاشى تأکيد کرده‌اند و فردوسى به تحسين او پرداخته هست.


دربارهٔ فن نگارگرى مانوى سند مکتوبى در دست نيست.

تقريباً تمامى اسناد نقاشى مانوى از ناحيهٔ تورفان به‌دست آمده که عمدتاً به سدهٔ نهم ميلادى (سده سوم هـ.) تعلق دارند.

برخى تأثيرات هنرمند و بر نقاشى مانوى و نيز پيوند اين نقاشى با ديوارنگاره‌هاى سغدى قابل ملاحظه هست، اما اثرپذيرى اون از هنر بودايى بارزتر به‌نظر مى‌آيد.


بدو‌ن‌شک مانايشانان به پيروى از مانى به‌کار تصايشانر و تذهيب کتاب مى‌پرداختند.

سنت کتاب‌نگارى مانوى تا مدت‌ها در آسياى ميانه پايدار ماند و سپس توسط سلجوقيان در سراسر ايران گسترش يافت.

نقاشان مانوى از مفاهيم نمادين به‌شکل نقش‌مايه‌هاى قراردادى هستفاده مى‌کردند و گزينهٔ رنگى اونها شامل لاجوردي، آبى روشن، نارنجي، سرخ و سبز بود.





هنر نقاشیهنر نقاشی

دو نفر مقرب ،خوچو،سده 9-8 م.،برلين،موزه امت شناسى




تکچهره خيالى مانى و قربان اطراف او ، خوچو ، چين ، برلين ، موزه امت شناسى


73:

  • دوران اسلامى

ارکان پوسيدهٔ سلسلهٔ ساسانى به‌‌دست اعراب مسلمان فرو ريخت، اما فرسنگ کهن ايرانى از ميان نرفت و سنت‌هاى هنرى پيشين در ايران اسلامى ادامه يافتند و نتايج جديدى به بار آوردند.

خلفاى اموى در ساختن و آراستن کاخ‌ها از شاهان ساسانى تقليد مى‌کردند.

انعکاس مستقيم هنر ايرانى پيش از اسلام را مثلاً در ديوار‌نگاره‌هاى قصرالحير غربى (دمشق) مى‌توان مشاهده کرد، (۱۱۲ هـ.ق.)
پس از عهد امايشانان سهم ايرانى در تکايشانن هنر اسلامى برترى يافت.

حضور عنصر ايرانى در نقاشى عصر عباسى کاملاً واضح هست چرا که احتمالاً هنرمندان ايرانى در نقاشى عصر عباسى و آراستن کاخ‌هاى اونها شرکت فعال داشته‌اند.

مصداق اين مورد، ديوار‌نگاره‌هاى کاخى در سامره موسوم به جوسق الخاقانى هست که به رفع اول قرن سوم هجرى تعلق دارد و از قديمى‌ترين نمونه‌هاى تصايشانرى عباسيان محسوب مى‌شود.


اطلاعات ما از چگونگى هنر تصايشانرى ايران در سده‌هاى آغازين اسلامى به چند نقاشى ديوارى آسيب ديده، تصاايشانر روى ظروف سفالى و فلزى و نقل برخى مورخان مسلمان محدود مى‌شود.

اما از همين مدارک اندک مى‌توان به اهميت ميراث ساسانى و آسياى ميانه براى تحول نقاشى ايرانى - اسلامى پى برد.


در عهد سامانيان احتمالاً کتاب‌نگارى رواج داشته و فرموده شده يکى از اميران ساساني، نقاشى چينى (احتمالاً ماني) را به کار تصايشانرگرى متن منظوم کليله و دمنه گماشته بود.

ديوارنگاره‌هاى حوالى نيشابور و نيز سفالينه‌هاى منقوش نيشابور متعلق به همين دوره هست.

در اين آثار الگوهاى آسياى ميانه و ساسانى به‌چشم مى‌خوردند.


غزنايشانان متعصب نيز چون سامانيان به نقاشى علاقه داشتند و احتمالاً هنرمندان آسياى ميانه را براى تزئين کاخ‌هاى خود به‌کار گرفتند.

ديوارنگاره‌هاى کاخ لشکرى بازار (افغانستان) تنها مدرک نقاشى باوقتده از اون وقت هست که با ديوارنگارى ساسانى پيوند دارد.


تحريم صورتگرى دست کم از قرن سوم تا پنجم هجري، محدوديتى در نقاشى به‌وجود آورد، اما هنرمند ايرانى با ابداع شيوه‌هاى انتزاعى‌تر به راه خود ادامه داد.



74:

نگاره‌هاى سلجوقى


دورهٔ فرمانروايى سلجوقيان از مهم‌ترين ادوار تاريخى هنر اسلامى بود.

اما مهم‌تر از هنر در زمينه ادبيات فارسى آثار ارزنده‌اى ایجاد شد.

در اين دوره خمسه نظامى سروده شد و معمارى و سفالگرى و فلزکارى به اوج شکوفايى رسيد.

اما از گونه‌هاى مختلف هنر تصايشانرى در اون وقت تنها چند قطعه نقاشى ديوارى و معدودى نسخهٔ مصور به‌دست آمده هست.

اما از نقاشى روى سفالينه‌ها به‌خصوص ظروف مينايى خصوصيات هر تصايشانرى عهد سلجوقى آشکار مى‌شود.




هنر نقاشی
سفالينه منقوش (مينايي):شاه و درباريان،ري،اوايل سده هفتم هجرى قمرى


تنها کتاب مصور فارسى که يقيناً متعلق به اين دوره هست، نسخهٔ ورقه و گلشاه، منظومهٔ عاشقانه‌اى از عيّوقى هست.

تصايشانرگر اين نسخه مؤمن محمد خايشانى هست که در نيمهٔ نخست سدهٔ هفتم هـ.

در آذربايجان فعاليت داشته هست.

اين نسخه قديم‌ترين اثر کاملى هست که در اون مى‌توان ريشه‌هاى پيوند شعر و نقاشى شناخته مى‌شود.


عادت بر اين هست که گروهى از نگاره‌ها که مى‌بايست نگاره‌هاى سلجوقى نام گيرد، تحت عنوان کلى مکتب بغداد ناميده مى‌شود.

اين نگاره‌ها متعلق به مراکز گوناگونى هست که عليرغم فاصلهٔ قابل ملاحظه از هم، در حيطه و قلمرو سلجوقيان بودند و نقاشان اونها از ايرانيان و اعراب بودند و نه ترکان سلجوقى و عنوان سلجوقى براى اين نگاره‌ها مناسب‌تر هست.

مى‌توان به نسخهٔ خطى فارسي، سمک عيار، رسالهٔ جالينوس موجود در کتابخانه دولتى ايشاننه، نگاره‌هاى کتاب مفيد‌الخاص رازى در مشهد مقدس مقدس، داستان‌هاى بيد پاى محفوظ در کتابخانهٔ ملى پاريس و بقاياى پراکنده‌اى از نسخهٔ کليله و دمنه اشاره نمود.



75:

دوران ميانى
  • مقطع بعدى نقاشى ايران با تسلط اونان بر ايران آغاز مى‌شود.

    از اين وقت تا دوران صفايشانان، نقاشى بيشتر در عرصهٔ تصايشانرگرى کتاب مطرح بوده هست و نقاشى در ارتباط با ادبيات فارسى شکوفا شده هست.
  • دورهٔ ایلخانیان
  • مکتب تبریز
  • مکتب شیراز
  • مکتب هرات
  • کمال‌الدین بهزاد و مکتب او
  • دورهٔ صفویان
  • رضا عباسی و مکتب او
هنر نقاشی



نقاشيهای كاخ چهل‌ستون، اصفهان

76:

  • دورهٔ ايلخانيان

با يورش مغول و ايشانرانى شهرهايى چون خراسان و ماوراءالنهر و پراکندگى هنرمندان و صنعتگران.

رشد هنرها در اين مناطق متوقف شد
.

با تصرف بغداد حکومت عباسيان پايان يافت و هُلاگو سلسلهٔ ايلخانيان را در ايران بنياد نهاد که مرکز حکومتى اونها در آذربايجان بود.


حکومت ايلخانان موجب انتقال سنت‌هاى هنر چيني، ايران گرديد و نوعى هنرپرورى را پديد آورد و فعاليت نقاشان در عرصهٔ کتاب‌نگارى وسعتى قابل ملاحظه يافت.


تداوم اين وضع در وقت اينجايشانان، مظفريان و جلديريان، شکل‌گيرى يک سبک نومايه در نگارگرى ايرانى انجاميد.


تحت حمايت ايلخانان کتاب‌نگارى در زمينه‌هاى علمى و تاريخى رونق گرفت.

قديم‌ترين نسخهٔ مصور بر جاى مانده از عهد ايلخانى ترجمهٔ فارسى منافع‌الحيوان ابن بختيشوع هست.


هنر نقاشی




77:

  • مکتب تبريز


با تسلط ايلخانيان مغول بر ايران، مرکزيت هنرى به ترتيب به سلطانيه، مراغه و تبريز منتقل شد.

در اين وقت، خواجه رشيدالدين فضل‌الله همداني، وزير غازان و اُلجاتيو، شهرکى به‌نام رَبع رشيدى با کارگاه‌هاى منظم و بناهاى زيبا در نزديک تبريز برپا نمود و هنرمندان ايرانى و خارجى و محققان را در اونجا گرد آورد.

به اين ترتيب مجموعهٔ عظيم جامع‌التواريخ تکايشانن يافت که از نسخه‌هاى متعدد اون فقط بخش‌هاى ناقصى در دست هست.




هنر نقاشی
رشيدالدين،جامع التواريخ،مکتب ايلخانى ،کتابخانه دانشگاه ادينبورو،جلوس سلطان لهراسب در بلخ


از محصولات ديگر کارگاه‌ەاى تبريز، ”شاهنامه دموت“ هست که نگاره‌هاى اون توسط چند نقاش اجرا شده هست و هم اکنون تنها چند تصايشانر پراکنده از اون باقى هست.



هنر نقاشی
نگاره اى از نسخه شاهنامه دموت:زارى بر نعش اسکندر،تبريز،نيمه نخست سده هشتم هجرى قمرى


روى‌هم رفته تأثير سبک چينى در کنار نقاشى ايرانى کاملاً مشهود اس.

در تصاايشانرى که به تاريخ چين و مغول مربوط هستند، تأثير نقاش‌چينى آشکارتر هست.


در نگاره‌هاى شاهنامهٔ دموت سنت‌هاى ايرانى و بين‌النهرينى پيش از مغول با سنت‌هاى خاور دور آميخته شده‌اند.

تصايشانرگران شاهنامه دموت تمايلى به نشان دادن حالات عاطفى انسان و تجسم حجم و عمق نشان مى‌دهند که در سنت نقاشى ايرانى بى‌سابقه هست.


شاهنامهٔ دموت را مى‌توان نقطهٔ اوج پيشرفت نقاشى عهد ايلخانى دانست.


تصاايشانر يک نسخهٔ مصور کليله و دمنه نمونهٔ ديگرى از آثار مکتب تبريز هست که در اون عناصر منظرهٔ طبيعى تنوع قابل ملاحظه‌اى يافته‌اند.


از نگارگران اين دوره ”احمدِ موسي“، ”امير دولتيار“، ”مولانا ولى‌الله“ و ”محمود بن محمدعلى توسى کاتب“ را مى‌توان نام برد.


در ميانهٔ سده هشتم در پى هستيلاى جلديريان بر قلمرو ايلخانان، بغداد مجدداً به يک مرکز هنرى فعال تبديل شد.

اما مسلم هست که نگارگران مکتب بغداد راه نقاشان تبريز را ادامه دادند.

تصاايشانر نسخهٔ ديوان خواجوى کرمانى (۷۹۹ هـ.ق.) نتيجه نهايى اين دوره هست.

يکى از اين نگاره‌ها، امضاى جنيدالسلطانى دارد که قديم‌ترين اثر مرقوم يک نقاش ايرانى هست.

اغلب مجالس اين نسخه توسط جنيد و يا دست کم تحت نظارت او اجرا شده‌اند.


به‌هرحال ثمرهٔ نهايى دوران متأخر ايلخانى در آثار جنيد نقاش قابل جستجو مى‌باشد.

کارهاى او را مى‌توان جوهرهٔ اصلى ديدگاه هنرمند ايرانى دانست.



78:

  • مکتب شيراز


مصون ماندن شيراز از هجوم مغول‌ها سبب گرديد اين خطه به‌عنوان محلى امن مورد توجه بسيارى از هنرمندان و دانشمندان برنامه گيرد.

از اوايل سدهٔ هشتم، کارگاه‌هاى شيراز تحت حمايت اميران اينجو فعاليت وسيعى را در مصورسازى متون ادبى و خصوصاً شاهنامه آغاز کردند.


چينى‌مآبى در تبريز کمترين تأثير را در نقاشى شيراز گذاشت.

مکتب شيراز سنت پيشين نقاشى ايرانى را تداوم بخشيد.



تصاايشانر شاهنامهٔ فردوسى (۷۳۳ هـ.ق.) محفوظ در کتابخانه دولتى سن‌پترزبورگ، نمونهٔ خوبى از نقاشى نسخ شيراز در اون عهد هست.

در تصايشانرسازى اين شاهنامه بر صحنه‌هاى تاريخى و حماسى تأکيد شده هست.

تصاايشانر آزادتر و متنوع هستند و رنگ‌ها به‌صورت محدود و تفکيک‌شده به‌کار رفته‌اند.

رنگ پروازى ساده و توأم با طراحى قوى هست.


رونق فرهنگى شيراز در عهد مظفريان ادامه يافت.

در ربع سوم سدهٔ هشتم، منظومه‌هاى تغزلى به برنامهٔ کتاب‌نگارى اضافه کرده گشت و شيوه و اسلوب کار نيز تغيير کرد.

بدليل ارتباط ميان شيراز و مراکز هنرى ديگر از سال‌ها قبل، رنگ‌هاى درخشان نقاشى‌هاى شيراز بر کار نگارگران تبريز و بغداد تأثير گذاشت و متقابلاً دستاورد فضاسازى فراخ از تبريز و بغداد به شيراز رسيد.


از عهد اينجايشانان چند کارگاه کتاب‌نگارى غير دربارى نيز در شيراز فعاليت داشتند که نسخه‌هاى کوچکى را مصور مى‌کردند و به هند، ترکيه و برخى نواحى ايران صادر مى‌کردند.

به اين ترتيب سبک نگارگرى شيراز به مناطق ديگر نيز راه يافت.

در نگارگرى دوره مظفريان، عناصر ترکيب‌بندى بيش از پيش خصلت مفهومى و نمادين يافتند.

از نسخه‌هاى مصور شده در شيراز شاهنامه (نسخهٔ کتابخانه، توپقاپو هستانبول، ۷۷۲ هـ.ق.)، شاهنامه (نسخهٔ کتابخانه سلطنتى قاهره، ۷۹۶ هـ.ق.)، شاهنامهٔ وزير قوام‌الدين (۷۴۲ هـ.ق.)، مونس‌الاحرار نوشته محمد مدبر (۷۴۲ هـ.ق.)، ديوان اسکندر سلطان (۸۱۳ هـ.ق.) خاوران‌نامه (۸۵۴ هـ.ق.

تا ۸۹۱) را مى‌توان نام برد.

از نگارگران اين دوره مى‌توان از هستاد شمس‌‌الدين، فرهاد، عبدالحي، جنيد و باباحيدر نام برد.



هنر نقاشی

نگاره اى از نسخه شاهنامه :رزم زنگه و اخواست ،شيراز،733 ه ق.

79:

  • مکتب هرات


در دورهٔ تيموري، با همه ايشانرانى‌ها و خشونت‌هايى که اتفاق افتاد، هنر نگارگرى ادامه يافت و به‌طرز شفرمود‌آورى ترقى کرد.

پايتخت تيمور سمرقند بود و مرکزيت هنرى کوتاهى در اين پايتخت فراهم آمد و در واقع طليعهٔ مکتب هرات بود.


پس از مرگ تيمور، در وقت شاهرخ، هرات مرکزيت پيدا کرد و شاهرخ در اون محل کارگاهى برپا کرد که به‌کار مصورسازى پرداخته شود.

در وقت شاهرخ و جانشينان او به‌خصوص بايسنقر، بيشترين توجه به شاهنامه معطوف بود.

از نگارگران وقت شاهرخ که معروف بودند، مولانا خليل نقاش (مانى ثاني) را مى‌توان نام برد.

در اون وقت همسر شاهرخ گوهرشاد بيگم، مسجد گوهرشاد را ساخت.


سه پسر شاهرخ به‌نام‌هاى بايسنقر، ابراهيم سلطان والغ بيگ به ترتيب کارگاه‌هاى خود را در هرات، شيراز و سمرقند بر پا کردند.

و به يارى اونها بود که گام نخست در تحول کتاب‌نگارى عهد تيمور برداشته شد.

البته پيش از اين اسکندر سلطان نوادهٔ تيمور هنرمندان برجسته را در شيراز گرد آورده بود.


دورهٔ زمامدارى شاهرخ، بى‌ترديد از پررونق‌ترين ادوار تاريخ ايران محسوب مى‌شود.

اين رونق در کتب خطى بى‌نظير و بسيار نفيسى که در اين دوره تهيه شده‌اند، به‌خوبى منعکس هست.

هرات در وقت شاهرخ، مرکز بى‌رقيبى براى نقاشى تيمورى بود و هنرپرورى خاندان تيمورى بيش از شيراز در هرات جلوه کرد.

بايسنقر ميرزا پس از به‌دست گرفتن حکومت هرات به فرمان شاهرخ، کتابخانه و کارگاه بزرگى در اين شهر برپا کرد و برجسته‌ترين هستادان وقت را از سراسر ايران در دربار خايشانش گرد آورد.



هنر نقاشی
سرباز جنگنده تيمورى مدرسه بايسنقر هرات،808 ه ش.


هنر نقاشی

نگاره شاهنامه بايسنقري:گلنار و اردشير ،هرات،833 ه ق.


کسانى چون جعفر تبريزي، قوام‌الدين، ميرخليل، پيراحمد باغ‌شمالى و خواجه غياث‌الدين.

شاهنامهٔ مشهور به بايسنقرى (۸۳۳ هـ.ق.) نمونهٔ بارزى از سبک نگارگرى در عهد بايسنقر هست.سبک رسمى و قانون‌مندى که در هرات و زير نظر باسنقر ميرزا شکل گرفت بر تحولات بعدى نگارگرى در دربارهاى تيموريان، ترکمانان و صفايشانان بسيار تأثير گذاشت.

از آخرين آثار اين عهد سپس مرگ بايسنقر، شاهنامهٔ محمد جوکى هست.


هرات پس از مرگ شاهرخ (۸۵۰ هـ.ق.) و تا آغاز پادشاهى حسين بايقرا، يک دورهٔ اغتشاش و رکود هنرى را گذرانيد.


يکى از زيباترين آثار دورهٔ تيمورى و مکتب هرات، کليله و دمنه‌اى هست که در موزهٔ گلستان نگهدارى مى‌شود.

نگارگر اين کتاب خليل نقاش هست.

همينطور جامع‌التواريخ اثر ”حافظ ابرو“ که امروزه در موزهٔ رضا عباسى نگهدارى مى‌شود از کتاب‌هاى مصور اين دوره هست.


از نگارگران اين دوره امير شاهى سبزواري، غياث‌الدين، هستاد سيدى احمد نقاش و خواجه على منصور را مى‌توان نام برد که به دعوت بايسنقر از تبريز به هرات آمدند.


از وقتى‌که سلطان حسين بايقرا در هرات بر تخت نشست، شعر و موسيقي، نگارگرى و ديوارنگاري، معمارى و باغ‌سازى و هنرهاى ديگر رونق تازه‌اى يافتند و هرات در اين دورهٔ ۳۸ ساله، شکوفايى فرهنگى تازه‌اى را تجربه کرد.


در اين دوره در کارگاه‌هاى دربار او کمال‌الدين بهزاد به فعاليت پرداخت.

بسيارى توفيق سلطان حسين بايقرا را در فعاليت‌هاى اميرعلى شيرنوايى وزير هنرمند او مى‌دانند.


به‌هرحال در مکتب هرات، نقاشى کتب و تذهيب و مرقع‌سازى به‌حد اعلاى خود رسيد.




80:

  • کمال‌الدين بهزاد و مکتب او

کمال‌الدين بهزاد ۸۵۴ يا ۸۶۰ هـ.ق.

يا ۸۷۰ هـ.ق.

در هرات متولد شد و در وقت حيات خود به شهرت و محبوبيت رسيد.

وى معاصر سلطان حسين بايقرا و وزير او اميرعلى شيرنوايى بوده هست.

هستاد او پير سيد احمدتبريزى بوده هست.

ظرافت‌کارى و تذهيب را به‌طور مستقيم از روح‌الله ميرک خراسانى فرا گرفت و قلم‌زنى ظريف و بيانگرى عميق را از طرح‌هاى مولانا ولى‌الله آموخت.

آثار بسيارى چه در ايران و چه در کشورهاى ديگر به بهزاد منسوب هست.

اما بدون شک همهٔ اين آثار نمى‌تواند متعلق به وى باشد.

وى در بيست سالگى خود را به‌عنوان يک نقاش بااستعداد معرفى کرد.

و در فاصله ۸۹۴-۹۱۶ بهترين آثار خود را آفريد.

بهزاد بسيارى از آثار خود را بدون امضا برجاى گذاشت.




هنر نقاشی
بهزاد ،گريز يوسف،بوستان سعدي،هرات،1488 م/888 ه.

،قاهره،کتابخانه ملى



اوج نوآورى بهزاد را در نگاره‌هاى نسخهٔ بوستان سعدى (۸۹۳ هـ.ق.) نسخهٔ خمسهٔ نظامى (۸۹۹ هـ.ق.) مى‌توان ديد.


کمال‌الدين بهزاد برخلاف نگارگران پيشين، به جهان واقعى توجه کرد.

او با طراحى قايشان، پيکرهاى بى‌حالت و يکنواخت پيشين را به حرکت در آورد.

به چهره‌ها تنوع بخشيد و طبيعت و معمارى را به مکان فعل و عمل آدم‌ها تبديل کرد.

قدرت تکنيک وى بى‌نظير هست.


بهزاد در خلال يک دهه، تحولى در سنت رنگ نگارگرى ايرانى ايجاد کرد.

در نقاشى کمال‌الدين بهزاد، احساس و تعقل به‌طرزى ظريف و هنرمندانه متعادل شده‌اند.

محتواى انسان‌گرايانهٔ آثار او، در تاريخ نقاشى ايران بى‌سابقه هست.

نوآورى‌هاى وى هيچ‌گاه از چارچوب کلى زيبايى‌شناسى نگارگرى ايرانى خارج نمى‌شود.

بهزاد شاگردان برجسته‌اى چون قاسم‌على چهراه‌گشاي، شيخ‌زاده (محمود مذهّب)، آقاميرک و ميرمصوّر را در هرات پرورد.

وى در دربار صفوى در تبريز نيز بسيار تأثيرگذار بود.




81:



  • دورهٔ صفايشانان
با به قدرت رسيدن شاه اسماعيل صفوى بسيارى از هنرمندان در تبريز گرد آمدند و در کتابخانه سلطنتي، شامل کارگاه‌هاى مربوط به صنايع کتاب به فعاليت پرداختند.

بهزاد تا اوايل سلطنت شاه طهماسب زنده بود.

در آغاز حکومت صفايشانان گروه نسبتاً بزرگى از نگارگران در تبريز به شيوهٔ ترکمنى کار مى‌کرده‌اند و سلطان محمد نيز يکى از انان بوده هست.


نسخه‌هاى مصورى از اين وقت برجاى مانده‌ هست که به لحاظ سبک نگارگرى تفاوت آشکارى با ساخته‌هاى کارگاه تبريز دارند.

اين نسخه‌ها بيشتر در هرات به‌خط سلطان محمد نور کتابت شده‌اند و کيفيتى در حد نسخه‌هاى سلطنتى هستند.

از ممتازترين اونها نسخهٔ مصور ظفرنامه هست.

در صفحهٔ پايانى اين نسخه سلطان محمد نور را کتابت، مير عضد را مذهب و بهزاد را مصوّر اون معرفى کرده‌اند.



هنر نقاشیبار عام تيمور به مناسبت دستيابى بر قدرت در 1370 م./722 ه.،برگرفته از ظفرنامه اى پراکنده،شيراز،1436م./840ه.

،هر برگ ۳۵x۲۴/۵ سانتيمتر ، واشنگتن دى سى ، مجموعه ساکلر

عبدالله بهارى در پژوهش خود هرات را در اواخر سلطنت اسماعيل اول و اوايل سلطنت تهماسب اول مرکز اصلى کتاب‌نگارى صفايشانان معرفى مى‌کند.

بهزاد در اون سال‌ها هنوز در هرات اقامت داشته و کارگاه اين شهر را اداره مى‌کرده هست.

نسخه‌هايى چون ظفرنامه و خمسه نظامى زير نظر او و با همکارى شاگردانى چون قاسم‌على و شيخ‌زاده تصايشانر شده‌اند.

پس از تسخير هرات توسط عبيدالله خان ازبک، بهزاد و جمعى از شاگردان او به تبريز رفتند.

اما خان ازبک هنرمندانى چون شيخ‌زاده و ميرعلى را با خود به بخارا برد.


از تلفيق سنت‌هاى تبريز و هرات سبک اصيلى به‌وجود آمد که درخشان‌ترين نمودهاى اون در شاهنامه تهماسبى و نسخهٔ مهم خمسهٔ تهماسبى (۹۴۶-۹۵۰ هـ.ق.) ديده مى‌شود.

سلطان محمد نقشى ايشانژه در اين تلفيق داشته هست.


کسانى چون مير مصوّر و آقا ميرک به سبک بهزاد وفادار بودند.

مظفرعلي، عبدالصمد، محمد قديمي، دوست محمد، عبدالغزيز و چند نقاش ديگر هر يک با ايشانژگى‌هاى خود در زمرهٔ وارثان کلک بهزاد به‌شمار مى‌آيند.

همينطور مى‌توان از ميرزا على و مير سيد على نام برد.


نگاره‌هاى شاهنامهٔ شاه‌ طهماسبى توسط هستادانى چون مير مصور، سلطان محمد، آقاميرک، ميرزا علي، مظفر علي، ميرسيد علي، عبدالعزيز، شيخ مهدي، دوست محمد و خواجه عبدالصمد تصايشانر شده هست.


هنر نقاشی

کابوس ضحاک،از شاهنامه تهماسبى ، تبريز ، 35-1525م./42-932ه.،مجموعه اى شخصى


هنر نقاشی

بخشى از شاهنامه تهماسبي(کار سلطان محمد) : دربارکيومرث ، تبريز ، حدود ۹۳۱ ه ق.


هنر نقاشی


نگاره اى از نسخه خمسه تهماسبى(کار آقا ميرک):مجنون در بيابان،تبريز،946-950 ه ق.


نگارگران مکتب جديد تبريز، بر پيروى از سنت بهزاد، علاقه‌اى وافر به تصايشانر کردن محيط زندگى و امور روزمره داشتند.


با انتقال پايتخت صفايشانان به قزايشانن (۹۵۵ هـ.ق.) دوران شکوفايى مکتب تبريز به پايان رسيد.

شاه‌ تهماسب تعدادى از نقاشان دربار را به کار تزئين کاخ چهل‌ستون قزايشانن گماشت.

اما پس از مدتى از هنر روى گردانيد و نقاشان کارگاه سلطنتى را دچار مشکل نمود.


در همين ايام هفت اورنگ جامى در کارگاه ابراهيم ميرزا حاکم خراسان در مشهد مقدس، مصور شد و کسانى چون ميرزاعلي، مظفرعلي، آقا ميرک و شيخ محمد در اين نگاره‌ها دست داشتند.



هنر نقاشی
گوش ايستادن مجنون بر اردوى ليلي،از هفت اورنگ جامي، ايران، 65-1556 م./73-964 ه.،واشنگتن ،دى سي، مجموغه هنر مزيدى


با شروع سلطنت شاه اسماعيل دوم، کارگاه سلطنتى قزايشانن مجدداً برپا شد.

در نيمهٔ دوم سدهٔ دهم با اتفاقى در نقاشى ايران مواجه مى‌شايشانم که طراحى و نقاشى جدا و مستقل از کتاب هست.

اين نگاره‌ها به‌صورت پيکرى يا زوجى جوان به‌همراه چند گياه و ابرپيچان بر زمينه‌اى ساده نقش شده‌اند.

اين طرح‌ها عموماً با تذهيب و قطعات خوشنايشانسى آرايش مى‌شده و در مرتع‌ها جاى مى‌گرفته‌اند.

علت اين پديده يکى کاهش حمايت دربار و ديگرى رشد طبقهٔ بازرگان بود.

در اين زمينه هنرمندانى چون شيخ محمد، محمدى هرايشان، سياوش بيگ و صادق‌ بيگ قدرت خود را در صورت‌گرى و طراحى نشان دادند.

اين شيوه بعداً توسط رضا عباسى کامل‌تر شد.


در نيمهٔ دوم سدهٔ دهم، کارگاه‌هاى موجود در هرات و برخى شهرهاى خاورى خراسان فعاليت قابل ملاحظه‌اى داشتند.

نسخه‌هاى اين کارگاه عمدتاً به هند و بخارا صادر مى‌شد.با بدست گرفتن حکومت خراسان توسط اميران شاملو، تحولى در نگارگرى هرات پديد آمد.

اما در مجموع در اين دوران از اهميت کار گروهى و نظام کارگاهى کتاب‌نگارى کاسته شد.




با شروع سلطنت شاه‌عباس اول (۹۹۶ هـ.ق.)، هنرهاى ايران از نو رونق يافتند.

به‌خصوص پس از انتقال پايتخت به اصفهان (۱۰۰۶ هـ.ق.) فعاليت وسيعى براى ساخت و آراستن کاخ‌ها و کوشک‌ها و بناهاى عمومى آغاز شد.

نقاشى در اين وقت تا اندازه‌اى مستقل از دربار بود و کمتر از پيش اشرافى بود.



82:

  • رضا عباسى و مکتب او

رضا عباسى فرزند على‌اصغر کاشانى و پروردهٔ مکتب قزايشانن بود.

در آثارى که وى رقم زده تاريخ کمتر از ۱۰۲۵ هـ.ق.

ديده شده.

وى با خط زيباى نستعليق و با يک موى گرد گربه کارهاى خود را به‌وجود آورد.

مکتب رضا عباسى توجه کامل به طبيعت دارد.

او سنت‌هاى مکتب تبريز و هرات را شکست و مکتبى نو پديد آورد که در سال‌هاى بعد سيماى نقاشى ايرانى را دگرگون ساخت.در وقت رضا عباسى اروپائيان به ايران راه يافته بودند، اما او هرگز از اسلوب‌هاى سايه‌پردازى و پرسپکتيو هستفاده نکرد.

سبک وى بر ارزش‌هاى بصرى خط هستوار بود و با تغيير ضخامت خطوط به‌وسيلهٔ قلم نى حجم‌ها را در نهايت ظرافت نشان مى‌داد.

طراحى او با خوشنايشانسى نستعليق تجانس بارزى دارد.



هنر نقاشی
رضا عباسي، مرد جوانى با تن پوش ،قزايشانن ،آبرنگ مات بر کاغذ،کمبريج،موزه هاى هنر دانشگاه هاروارد،کمبري
ج


رضا گزينهٔ رنگى خاص خود را داشت و خصوصاً قهوه‌اى‌ها و ارغوانى‌ها را به‌کار مى‌برد.

آدم‌هاى تصاايشانر او بزرگ‌تر از حد متعارف و بى‌ارتباط با محيط هستند.

طراحى او نقطهٔ اوج رود تحولى را که از ميانهٔ سدهٔ دهم شروع شده بود، نشان مى‌دهد.

با درگذشت رضا عباسى (۱۰۴۴ هـ.ق.) سبک او توسط نقاشانى چون افضل‌الحسيني، محمدقاسم، محمديوسف، محمدعلى ادامه يافت و تا حدودى به تصنع گرايش پيدا کرد.






83:

دوران جديد


دوران جديد با تأثيرات نقاشى اروپايى در نقاشى ايران همراه هست.

اين جريان دو سده به‌طول مى‌انجامد.



  • مکتب اصفهان
  • افشاریه و زندیه
  • دورهٔ قاجار

هنر نقاشی


84:

  • مکتب اصفهان

مکتب اصفهان در وقت شاه‌عباس اول با نام رضا عباسى مترادف گرديد و بيشتر نگارگران از اون پيروى کردند.


در سال ۱۰۰۰ هـ.ق.

شاه‌عباس پايتخت را از قزايشانن به اصفهان انتقال داد.

در موزهٔ متروپوليتن در شاهنامه از دورهٔ شاه‌عباس موجود هست که نگاره‌هاى زيادى دارند.

بسيارى از خصوصيات کار رضا عباسى ميان آثار اين کتاب ديده مى‌شود.


رواج ديوارنگارى در کاخ‌ها و بناهاى خصوصى از ديگر جلوه‌هاى شکوفايى نقاشى سدهٔ يازدهم بود.

نقاشى‌هاى ديوارى و کاشى‌هاى تصايشانرى غالباً به لحاظ موضوع و ترکيب‌بندى شباهت آشکارى با نگاره‌هاى اون وقت دارند.



هنر نقاشی
بخشى از يک ديوار نگاره کاخ چهلستون،بزم در دامان طبيعت،اصفهان،ميانه سده يازدهم هجرى قمرى


نمونه‌هاى متنوعى از ديوارنگارى سده‌هاى يازدهم و دوازدهم را در کاخ چهل‌ستون اصفهان مى‌توان ديد.

ديوارنگاره‌هاى اوليهٔ اين کاخ به وقت شاه‌عباس دوم تعلق دارند.

(حدود ۱۰۵۷ هـ.ق.) و کاملاً ايشانژگى مکتب اصفهان را مى‌نمايانند.در ديوارنگارى‌هاى متأخر کاخ چهل‌ستون به‌روشنى تغيير سليقهٔ دربار انعکاس يافته هست.


نگارگران مکتب اصفهان عبارتند از: آقارضا هروى (آقارضا، آقارضا جهانگيري)، آقارضا مصور کاشي، رضا عباسي، ...


دو نسخه شاهنامه از اين مکتب باقى هست، يکى به خط نستعليق به تاريخ ۱۰۵۳ هـ.ق.

و داراى ۲۳ مجلس و نگاره‌ها بدون رقم هست.

دومى به خط نستعليق به‌تاريخ ۱۰۶۰ هـ.ق.

و داراى ۱۲ مجلس و فاقد نام کاتب و رقم هست.



هنر نقاشی
تکه اى از يک نقاشى ديواري(منسوب به محمد وقت ):خدمتکاران يک ضيافت در هواى آزاد،محتملا اصفهان، اواخر سده يازدهم هجرى قمرى


در واقع در عرصهٔ نقاشى ربع آخر سدهٔ يازدهم دو گرايش وجود داشت.

يکى معين مصور که سنت رضا عباسى را ادامه مى‌داد و ديگر نقاشانى چون محمد وقت که به طبيعت‌نگارى اروپايى جلب شده‌اند.

شيوهٔ کار محمد وقت پس از او به‌وسيلهٔ نقاشان ديگر ادامه يافت و تا روى کار آمدن سبک محمود خان ملک‌الشعرا و ابوالحسن غفارى ملقب به صنيع‌الملک مورد پيروى نقاشان دربارى بود.


سبک محمد وقت توسط پسر او، محمدعلي، انسجام بيشترى يافت و تا پايان دورهٔ فرمانروايى صفايشانان صورت رسمى به‌خود گرفت.

اما در جوّ ناآرام وقت نادرشاه نقاشى دربارى از تحول باوقتد.



85:

  • افشاريه و زنديه



در آغاز قرن دوازدهم هجرى اسلوب‌ نقاشى به‌گونه‌اى ديگر ادامه يافت.

روند فرنگى‌سازى به‌کندى ادامه داشت.

کيفيت نسخ خطى و نقاشى‌ها نسبت به سدهٔ يازدهم نازل‌تر شد.

نسخهٔ مصور تاريخ جهان‌گشاى نادرى (۱۱۷۱ هـ.ق.) از معدود آثار ممتاز اين دوره محسوب مى‌شود.


بى‌شک محمد صادق برجسته‌ترين نقاش سدهٔ دوازدهم بود و در زمينه‌هاى مختلف آثارى قابل ملاحظه از خود برجاى گذاشت.


درعهد افشاريان شيوه‌هاى مختلف فرنگى‌سازى در خارج از دربار نيز ادامه داشت.

موضوعات عبارت بودند از: گل و پروند، تک‌چهرهٔ زنان، زوج‌هاى دلداده، شکارگران، مجالسى از منظومه‌هاى عاشقانه و روايات مسيحي.


بازار هنر اون روز تحت حمايت کريم‌خان زند رونق تازه‌اى يافت.

پيکره‌هايى با ايشانژگى‌هاى خاص نقاشى اون روزگار را مشخص مى‌سازند.

زنان چاق با چهرهٔ گرد و چشمان درشت، مردان با چهرهٔ گرد و بدون ريش و موى تُنک، زنان با پيراهن نازک، شلوار گشاد و نيم‌تنهٔ بلند و پر تکمه و مردان با جبه‌اى چسبان بر تن و شالى بر کمر و عمامهٔ بلند يا کلاه پوستى يا سر پوشى شبيه کلاهک زنان بر سر.

نقاشى عهد زنديه هيچ‌گاه به‌صورت هنرى شکوهمند متظاهر نشد.


رواج گونه‌هاى تازهٔ هنر تصايشانرى در سدهٔ دوازدهم، بارزترين مشخصهٔ نقاشى هست بسيارى از نقاشان اين دوره هستعداد خود را در تزئين اشيايى چون قلمدان، قاب آينه، جلد کتاب، صندوقچه جواهر، سينى و جز اينها به‌کار بردند.

اين نقاشى (زيرلاکي) از ميانهٔ سدهٔ يازده هجرى متداول شد نقاشانى چون محمدعلى (فرزند محمد وقت)، على‌قلى و محمدصادق در قلمدان‌نگارى نيز فعال بودند.

اما على اشرف فقط در نقاشى زيرلاکى فعال بود.

نقاشى زيرلاکى عهد زنديان با نقاشى رنگ روغنى و ديوارنگارى اون وقت پيوند در سبک داشت.

نقش گل و مرغ در دورهٔ زنديه رواج خوبى داشت.

نقاشى عهد زنديه با مختصر تصايشانرى به دورهٔ قاجار انتقال يافت.




هنر نقاشی
يک تصايشانر از نسخه جهانگشاى نادرى (منسوب به محمد على بيک نقاشباشي):جنگ نادر با افغانها

86:

  • دورهٔ قاجار

نگارگرى اين دوره شامل شيوهٔ نگاره‌هاى دورهٔ صفايشانه و نقاشى اروپا هست.

در وقت فتحعلى‌شاه واقعيات براى تجديد حيات هنر دربارى مناسب بود.

شاه قاجار تعدادى از هنرمندان برجسته را گرد آورد و اونها را به کار نقاشى پرده‌هاى بزرگ براى نصب در کاخ‌هاى خود گماشت.

ميرزا بابا اوليننقاش‌باشى دربار قاجار بود.

در نقاشى وى سبکى رسمى رخ نمود که نقاشان دربارى تا آغاز سلطنت ناصرالدين شاه کمابيش تابع ضوابط اون بودند با ترکيب‌بندى متقارن و ايستا تلفيق نقش‌نمايه‌هاى تزئينى و تصايشانرى و رنگ‌هاى محدود و سايه‌پردازى مختصر در چهره و جامه از مشخصات اين سبک هستند.

اين مکتب نمايانگر هم‌آميزى سنت‌هاى ايرانى و اروپايى هست به شکل پالايش يافته و شکوهمند.

در اين مکتب پيکر انسان اهميت پايه ى دارد و شبيه‌سازى مدّنظر نيست، بلکه جلال و وقار و زيبايى هستعمارى در درجهٔ اول اهميت هست.


برجسته‌ترين نقاش دربار فتحعلى‌شاه مهرعلى هست.

عبدالله خان ديگر نقاش اين دربار هست.

محمدحسن افشار، ابوالقاسم و نقاشان جوان‌ترى چون سيد ميرزا، احمد و محمد در اين وقت فعال بوده‌اند.

در وقت محمدشاه نوعى نابسامانى در نقاشى دربارى بروز کرد.

اما نقاشى در خارج از حوزهٔ دربار رونق بسيار داشت.

نجف‌على از پُرکارترين نقاشان اون روز بود.

رجب‌على در اصفهان فعال بود و تک‌چهرهٔ عرفا و شخصيت‌هاى مذهبى را مى‌کشيد.

در اين دوران لطف‌على در شيراز در نقاشى زيرلاکى و آبرنگ فعال بود.



هنر نقاشی
نگاره اى از شاهنامه داورى(مرقوم لطفعلى) :کشته شدن اکوان ديو به دست رستم، فارس، 1279 هـ ق.


ابوالحسن غفارى (ابوالحسن ثانى) در دربار محمدشاه درخشيد.

وى از شاگردان مهرعلى بود، که براى آشنايى با چاپ سنگى به اروپا فرستاده شد.

از اولينهنرمندان ايرانى بود که در اروپا آموزش ديد.

وقتى که به ايران بازگشت، ناصرالدين‌ ميرزا به پادشاهى رسيده بود.

شاه او را به مقام نقاش‌باشى دربار منصوب کرد و نقاشى مراسم سلام نوروزى و مصورسازى هزار و يکشب را به او سپرد.

وى مصورسازى اين کتاب (در ۶ مجلد و ۱۱۳۴ صفحه تصايشانر با همکارى شاگردان او به اتمام رسانيد.

وى اجازهٔ تأسيس مدرسهٔ دولتى نقاشى و چاپ را گرفت.

اين اولينهنرستان بود که در ايجاد حرکتى تازه در نقاشى ايران تأثير‌گذار بود.


سپس صنيع‌الملک شمارى از جوانان براى هنرآموزى به اروپا رفتند.

على‌اکبر خان مزين‌الدوله و عبدالمطلب مستشار از جمله اونان بودند.


از سوى ديگر با تأسيس دارالفنون امکان بيشترى براى آشنايى ايرانيان با اصول علمى هنر اروپايى فراهم شد.

ابوتراب غفاري، على‌اکبر مصور، اسماعيل جلاير و محمد غفارى از جمله کسانى بودند که در اين مدرسه آموزش ديدند.


از ديگر هنرمندان فعال ايندوره ميرزا موسى مميزى و مهدى مصورالملک و محمود خان ملک‌الشعرا را مى‌توان نام برد.



هنر نقاشی
بخشى از يک پرده روغني(مرقوم مهدى مصورالملک)طبيب و مريض، تهران، 1309 هـ ق.



رواج چاپ سنگي، مصورسازى کتاب‌هاى چاپى را به دنبال داشت.

مصطفى از ديگر تصايشانرگران کتب چاپى اون وقت بود و شاهنامه‌اى را به شيوهٔ طبيعت‌گرايانه مصور ساخت.


در نيمهٔ دوم سدهٔ سيزدهم، کثيرى از هنرمندان به نقاشى زيرلاکى و ميناکارى روى آورده بودند، محمدکاظم، محمدجعفر، احمد، محمداسماعيل، نصرالله حسينى امامي.


در نيمهٔ دوم سدهٔ سيزدهم گايشانى يک مرحلهٔ انتقالى خاص در نقاشى در حال طى شدن هست.

محمد غفارى (کمال‌الملک، هنر آموختهٔ دارالفنون، توانست نوعى هنر آکادميک را در دربار ناصرالدين‌ شاه تثبيت کند.

مزين‌الدوله هستاد وى بود.

ناصرالدين شاه هنگام بازديد از اين مدرسه، کار وى را پسنديد و او را به دربار فرا خواند.

او قلب نقاش‌باشى دربار را به‌خود اختصاص داد.

پردهٔ معروف تالار آينه از جمله مهم‌ترين آثارى بود که در اين سال‌ها به‌وجود آورد.

پس از کشته شدن ناصرالدين‌شاه، وى به اروپا رفت و در موزه‌ها به رونگارى آثار هستادان پرداخت.

به دستور مظفرالدين‌شاه به ايران بازگشت.

سپس چند سال کار در دربار به عراق رفت و پرده‌هاى فالگير، زرگر بغدادى و ميدان کربلا از جمله آثار اين سفر هست.

مدرسهٔ صنايع مستظرفه را در سال‌هاى بعد بنيان نهاد و به پرورش شاگردانى پرداخت که بعضى خود هستادانى در مکتب او شدند.



هنر نقاشی
پرده رنگ روغني(کار کمال الملک):فالگير يهودى ، بغداد، 1322 هـ ق.


در وقت کمال‌الملک، نفود هنر اروپايى به آخرين مرحلهٔ خود رسيد و حذف تقريبى نقاشى ايرانى اتفاق افتاد.

در حالى‌که نقاشان اروپايى سبک رنسانس را کنار گذاشته و شيوه‌اى نو آغاز کرده بودند، او بدون توجه به اين حرکت به کپى کردن آثار هنرمندان رنسانس پرداخت.

از شاگردان کمال‌الملک مى‌توان به اسماعيل آشتياني، على‌محمد حيدريان، حسين شيخ و على‌اکبر ياسمى و على رخساز و تپگر اشاره نمود.


شيوهٔ گل و مرغ‌سازى از شيوه‌هاى ديگرى هست که در دوران قاجار تداوم يافت.

در دورهٔ قاجار سه حرکت در نقاشى اتفاق افتاد: نقاشى سنتي، نقاشى طبيعت‌گرا و نقاشى قهوه‌خانه‌اي.



87:

دوران معاصر



با آغاز جنبش مشروطه دوران تازه‌اى در نقاشى ايرانى آغاز مى‌گردد و تحولى را در اين عرصه ايجاد مى‌نمايد.

اين تحول و تجددخواهى به‌دليل عدم شناخت انديشهٔ غربى اون، نتوانست به‌درستى مطرح شود و از طرفى روند نقاشى اين دوران در قالب جرياناتى ادامه يافت که برخى تداوم نقاشى دوران‌هاى پيشين بوده‌اند، البته در قالبى جديد و برخى مستقيماً تحت تأثير جريانات روز نقاشى در کشورهاى ديگر مى‌باشند.


هنر نقاشی
  • نقاشی نوگرا
  • نقاشی آکادمیک
  • نقاشی قهوه‌خانه
  • نگارگری جدید

88:

نقاشى نوگرا


پس از گذشت حدود هفتاد سال از آغاز جنبش هنرى مدرنيسم در غرب، آوازهٔ اون به ايران رسيد.

گسترش دامنهٔ جنگ دوم جهانى به ايران، رفتن رضاشاه و برقرارى آزادى‌هاى اجتماعى موقعيتى براى ظهور نوجايشانى در هنر به‌وجود آورد.

اين امر در ابتدا عمدتاً آثارى اقتباسى از الگوهاى غربى پديد آورد و اين نتيجهٔ اشتياق هنرمند ايرانى بود.

در آغاز هنرکدهٔ هنرهاى زيبا مرکزى براى اين نوگرايى بود و بعد با بازگشت چند فارغ‌التحصيل دانشکدهٔ هنرهاى زيبا از سفر اروپا و هنرآموزى در اون سرزمين‌ها، الگوهاى تازه‌اى در دسترس برنامه گرفت.

چند سال بعد اولينمراکز هنر نو مانند انجمن خروس جنگى و نگارخانهٔ آپادانا به‌وجود آمدند.



هنر نقاشی

اثری از سهراب سپهری


انجمن خروس جنگى توسط هنرمندان و شاعران نوپرداز به رهبرى جلال ضياءپور، منوچهر شيباني، ح غريب و حسن شيروانى در ۱۳۲۸ هـ.ش.

شکل گرفت.

سهراب سپهرى و بهمن محصص نيز از همکاران مجله‌اى به همين نام بودند.



هنر نقاشی
اثرى از بهمن محصص،1966/1345 ش.


نگارخانهٔ آپادانا اوليننگارخانه در شهرستان تهران بود که به همت حسين کاظمي، محمود جوادى‌پور و هوشنگ آجودانى برپا شد (۱۳۲۸ هـ.ش.) و آثار نقاشانى چون جليل ضياءپور، هوشنگ پزشک‌نيا، احمد اسفندياري، مهدى ايشانشکايي، عبدالله عامرى و جواد حميدى را معرفى نمود

هنر نقاشی
اثری از حسین کاظمی


هنر نقاشی

اثری از هوشنگ پزشک نیا


از اين وقت برخورد ميان گرايش‌هاى نو و کهنه در فضاى هنرى معاصر در گرفت، که به پيروزى نوگرايان انجاميد.


اولينبى‌نيال شهرستان تهران در ۱۳۳۷ هـ.ش.

نمايشگاهى از آثار نوپردازان بود.

از اين پس نقاشى نوگرا رود رو به رشدى را آغاز کرد که تا به امروز راهى پرنشيب و فراز را پشت‌سر گذاشته هست.


از جمله نقاشان نوگرا همينطور مى‌توان به مارکوگريگوريان، ناصر اايشانسي، هاينبال الخاص، ابوالقاسم سعيدي، پرايشانز تناولي، محسن وزيرى‌مقدم، منصور حسيني، حسين زنده‌رودي، منصور قندريز، فرامرز پيلارام، صادق تبريزي، مسعود عربشاهي، غلامحسين نامي، محمد احصايي، مهدى حسيني، پروانه اعتمادى و ...

اشاره کرد.


هنر نقاشی

اثرى از ناصر اايشانسي:اسب(از مجموعه اسبها) ، حدود 1355 ه ش.


هنر نقاشی

اثرى از فرامرز پيلارام : ترکيب بندى با حروف ،1355 ه ش.


هنر نقاشی

اثرى از حسين زنده رودي: ترکيب بندى با حروف ،1347 ه ش.


نقاشى نوگرا فاصله بسيارى از تقليد طبيعت دارد و هنرمند گاه به انتزاع مطلق مى‌رسد.


در سال‌هاى اخير، هستعدادهاى نومايهٔ بسيارى پا به عرصه گذارده‌اند، که شناخت وسيع‌ترى از سنت و مدرنيسم دارند و در جستجوى درک و بيان موقعيت خايشانش در جهان معاصر گام بر مى‌دارند.



89:

  • نقاشى آکادميک


شيوهٔ آکادميک نقاشى دربار قاجار در عهد رضا شاه با کمى تغيير ادامه يافت و سبک رسمى اين دوره را شکل داد.

هنر آموختگان مدرسهٔ صنايع مستظرفه و مدارس روسيه (در تبريز) فعاليت داشتند.

حسين طاهرزاده، بهزاد، اسماعيل آشتياني، حسن‌على وزيري، رسام ارژنگي، ميرمصور ارژنگي، على‌اکبر ياسمي، على‌محمد حيدريان، حسين شيخ، ابوالحسن صديقى از جمله هنرمندان هنر رسمى عهد رضاشاه محسوب مى‌شوند.

همينطور مى‌توان از محسن مقدم، رضا صميمي، فتح‌الله عبادي، رضا شهابي، على‌اصغر تپگر، جعفر تپگر و ...

نام برد.

اين افراد از پيروان مکتب کمال‌الملک به‌شمار مى‌‌آيند.

اينان راه هنر آکادميک سدهٔ نوزدهم اروپا را دنبال مى‌کردند.

مکتب اونها بيش از هفتاد سال، هنر معاصر ايران را زير نفوذ داشت و هنوز هم نقش مهمى در هدايت فرهنگ و سليقهٔ هنرى عمومى ايفا مى‌کند.


هنر نقاشی

پرده رنگ روغني(کار على محمد حيدريان):فيلسوف ،شهرستان تهران ،1335 ه ش.

90:

نقاشى قهوه‌خانه


شيوهٔ قهوه‌خانه‌اى شيوه‌اى خاص در نقاشى هست که از جمله هنرهاى بومي، امتى و عامه هست.

زمينه‌ساز اين سنت ديرينه، قصه‌خوانى و مرثيه‌سرايى و تعزيه‌خوانى هست که قدمت اون به قبل از پيداش قهوه‌خانه مى‌رسد و به احتمال زياد در وقت شاه ‌طهماسب در شهر قزايشانن به‌وجود آمد و بعد در دورهٔ شاه‌عباس اول در شهر اصفهان توسعه يافت.




هنر نقاشی

نقاشى قهوه‌خانه نوعى نقاشى ذهنى با برداشت از داستان‌هاى حماسى و ملى ايرانى و داستان‌هاى مذهبى و وقايع تاريخى به‌خصوص روز عاشورا در صحراى کربلا هست.


پيش‌کسوتان نقاشى قهوه‌خانه‌اى حسين قوللر آغاسى و محمود مدبر ذکر شده‌اند.

سپس شاگردان اونها، فتح‌الله قوللر آغاسي، عباس بلوکى‌فر، حسن اسماعيل‌زاده، حسين همداني، محمد حميدى و شاگردان اونها اين کار را ادامه دادند.


نقاشى قهوه‌خانه، نوعى نقاشى روايى هست و بارزترين جلوه‌هاى اون در عصر پهلوى نمايان مى‌باشد.


داستان‌هاى شاهنامه فردوسي، خمسه نظامي، وقايع کربلا، قصص قراون و حکايت‌هاى عاميانه موضوع‌هاى اصلى اين نقاشى‌ها هستند.

نقاش، اين موضوع‌ها را طبق شرحى که از زبان نقال، تعزيه‌خوان، مداح و روضه‌خوان مى‌شنيد، و همان‌گونه که در ذهن امت کوچه و بازار وجود داشت، به تصايشانر مى‌کشيد.


امروزه اين نوع نقاشى امتى به‌دليل از دست دادن کارکرد اوليه‌ خود، کاملاً از رونق افتاده هست.

91:

  • نگارگرى جدید

بخشى از برنامهٔ نوسازى فرهنگى به احياى هنرهاى سنتى و صنايع دستى اختصاص داشت.

در اين رابطه حرکتى تازه در زمينهٔ نگارگرى آغاز شد.

جنبش نگارگرى جديد با هادى تجايشاندى آغاز شد.

او شاگردانى چون على کريمي، محمدعلى زاايشانه و ابوطالب مقيمى را پرورش داد.

على درودى نيز شاگردانى چون نصرت‌الله يوسفى و عبدالله باقرى در رشتهٔ تذهيب تربيت کرد.

از ديگر فعالان اين رشته حسين بهزاد، سوروگين، حاج مصورالملکى و ميرزا آقا امامى بودند و چندى بعد حسين اسلاميان، کلارا آبکار، حسين الطافى و على مطيع از راه رسيدند.

از هنر‌آموختگان هنرستان اصفهان به سرپرستى عيسى بهادرى مى‌توان به نگارگرانى چون جوادرستم شيراز، محمد فرشچيان و هوشنگ خبرى‌زاده اشاره داشت.

هنرستان هنرهاى زيبا نيز شعبه‌اى را به هنرهاى سنتى اختصاص داد که حسين طاهرزاده بهزاد سرپرستى اون را برعهده داشت.

از نگارگران نسل بعدى مى‌توان به عباس سوسن‌آبادى و مجيد گرگان اشاره کرد.

نگارگرى جديد ماهيتاً نگاه به گذشته داشت.

محمدعلى رجبي، محمدباقر آقاميري، اردشير مجرد تاکستانى از نگارگران جديد اين سبک مى‌باشند.


هنر نقاشی

اثرى از محمود فرشچيان : شکار ، دهه 1340 ه ش.


هنر نقاشی

نگاره (کار حسين بهزاد ):مولانا جلال الدين محمد بلخى ، شهرستان تهران ،1336 ه ش.


92:

ابزارهاى نقاشى شامل وسايل و موادى هست که به‌واسطهٔ اونها نقاش قادر به آفرينش يک اثر هنرى مى‌شود.

  • قلم مو
  • کاردک
  • ایر براش
  • تخته شستی
  • رنگ


سطوح مورد هستفاده در نقاشى



93:

قلم‌مو
قلم‌مو وسيله‌اى هست براى بکار بردن رنگ در نقاشى و ايجاد بافت.

قلم‌موهاى مختلف براى تکنيک‌ها و مواد و مصالح مختلف بکار مى‌روند.

قلم‌موهاى نرم براى نقاشى آبرنگ و تمپرا مناسبند و معمولاً از موى سمور ساخته مى‌شوند.

قلم‌موهاى زبر، معمولاً از موى خوک ساخته مى‌شوند و براى نقاشى رنگ روغن کاربرد دارند.

قلم‌موهاى سرگِرد معمولاً نرم هستند و قلم‌موهاى سرکوتاه براى ايجاد لايه‌هاى ضخيم رنگ بکار مى‌روند.

از قلم‌موهاى تخت مى‌توان براى ايجاد خطوط مرزى نيز هستفاده کرد و براى اين‌کار بايد از کناره‌هاى قلم‌مو هستفاده شود.



هنر نقاشیهنر نقاشیهنر نقاشی

قلم‌موها از موى حيوانات مختلفى نظير سنجاب، سمور، خوک، گوساله و ...

ساخته مى‌شوند.


امروزه قلم‌موهايى نيز از الياف مصنوعى ساخته مى‌شوند که مرغوبيت ندارند. انتخاب نوع قلم‌مو و نحوه بکار بردن اون بستگى به روش و کيفيت رنگى دارد که بکار مى‌رود.


94:

کاردک
کاردک ابزارى هست انعطاف‌پذير که معمولاً از جنس فولاد ساخته مى‌شود.

از اين لوازم مى‌توان مستقيماً براى ايجاد فرم‌هاى خاص با رنگ، روى سطح بوم هستفاده کرد.

از کاردک معمولاً براى مخلوط کردن رنگ و پخش کردن آستر و رنگ روى بوم هستفاده مى‌شود.


هنر نقاشی

95:

ايربراش
ايربراش نوعى وسيلهٔ نقاشى هست که امکان پاشيدن رنگ را به صورت دلخواه ايجاد مى‌کند.

اين وسيله شبيه قلم خودنايشانس بزرگى هست که به يک دستگاه کمپرسور هوا وصل مى‌شود.

براى پاشيدن رنگ به‌طور دقيق در هر محدوده بايد از پوشش‌هاى چسبى هستفاده کرد و پس از انجام کار اون‌را جدا نمود.

اين لوازم امکان ايجاد سايه‌روشن‌هاى ظريف و دقيق را دارد.

اين لوازم در تصايشانرسازي، نقاشي، عکاسي، گرافيک و ...

امکانات بسيارى را فراهم مى‌آورد.


هنر نقاشی




96:

تخته شستى (تخته رنگ)

هنر نقاشی

وسيله‌اى هست که معمولاً از جنس تخته نازک ساخته مى‌شود و شکل بيضى يا مستطيل با سوراخى براى برنامه دادن انگشت شست دارد که به منظور برنامه دادن و ساختن ‌رنگ‌ها و مخلوط کردن اونها بکار مى‌رود.



97:

رنگ
هر اثر نقاشى به‌واسطهٔ رنگ امکان حيات مى‌يابد و به‌صورت سطحى روى زمينه برنامه مى‌گيرد.

رنگ‌ به‌صورت‌هاى مختلف در دسترس نقاشان برنامه دارند که هستفاده از هر يک نيازمند بکار گرفتن تکنيک مربوط به اون مى‌باشد.

مانند رنگ‌هاى پودري، رنگ‌هاى جوهري، رنگ‌هاى روغني، رنگ‌هاى آبى و ...



رنگ و روغن
رنگ‌روغن امروزه به‌صورت رنگ‌روغن‌هاى لوله‌اى ساخت کارخانه‌هاى مختلف در بازار وجود دارد.

براى ساخت اين رنگ، مواد رنگى را آسياب کرده با روغن برزک يا روغن گردو مخلوط مى‌نمايند.



مداد رنگى
جسم هستوانه‌‌اى‌شکل داخل مداد که به‌طور عام مغزى ناميده مى‌شود، ترکيبى هست از مادهٔ رنگى فشرده و نوعى موم و ماده‌اى به اسم کائولين.

جنس اين مغزى‌ها نسبتاً نرم هست.

جعبه‌هاى حاوى مداد رنگى در انواع و اندازه‌هاى مختلفى به بازار عرضه شده هست.

نوعى از مدادهاى رنگى خاصيت آبرنگى دارند و معروف به مدادهاى آبرنگى هستند.



پاستل


پاستل از جمله رنگ‌هاى بدون بَست هست.

مواد رنگى آسياب‌شده با نوعى مادهٔ چسب‌دار مخلوط مى‌شود و به شکل مداد کوچکى در مى‌آيد.

مداد شمعى

مداد شمعى روغنى‌تر از مدادهاى پاستل هستند.

مواد رنگى را در موم يا ساير مواد قابل ذوب حل مى‌نمايند، بعد اون را مثل پاستل به‌شکل مدادهاى کوچک قالب مى‌گيرند.

گواش

گواش رنگ‌ماده‌اى هست کدر که پوشانندگى خوبى دارد و محلول در آب هست و براى ايجاد سطوح تخت رنگى به‌کار مى‌رود.

نگارگران قديم ايرانى از ماده‌اى شبيه گواش هستفاده مى‌کردند و اون را رنگ جسمى مى‌ناميدند.




اکريليک

اکريليک از جملهٔ رنگ‌هاى محلول در آب هست که قابليت انعطاف زيادى دارد.

خيلى زود خشک مى‌شود و مقاومت خوبى دارد.



98:



سطوح مورد هستفاده در نقاشى

سطحى که بتوان مستقيماً روى اون نقاشى کرد زمينه (سطح) ناميده مى‌شود.

براى نقاشى زمينه‌هايى نظير کاغذ، مقوا يا پارچه لازم هست.

از سطوح ديگرى نيز مى‌توان به‌عنوان زمينه هستفاده کرد؛ مثل سنگ، ديوار، شيشه، فلز، چوب و ...

بعضى از اين سطوح روى رنگ تأثير شيميايى مى‌گذارند و اون را تغيير مى‌دهند و بعضى موجب ناپايدارى رنگ مى‌شوند يا اونها را تيره مى‌نمايند.

بعضى زمينه‌ها را بايد با آسترى ‌پوشاند تا رنگ روى اونها بچسبد.
آسترى لايهٔ نازکى بين زمينه و رنگ هست که در واقع نوعى زيررنگ محسوب مى‌شود.

خودآسترى مى‌تواند رنگى باشد و زمينهٔ رنگى اثر برنامه گيرد.

در تمام موارد زمينه بايد متناسب با تکنيک مورد هستفادهٔ نقاشى انتخاب شود.


اولين زمينهٔ نقاشى در تاريخ هنر، ديوارهٔ غارهاى محل سکونت انسان‌هاى ماقبل تاريخ بوده هست؛ و ديوار در تمام دوران‌ها سطح متداولى بوده که هنرمندان روى اون نقاشى مى‌کردند.



  • کاغذ
  • بوم
  • مقوا

99:

کاغذ ساده‌ترين زمينه براى نقاشى هست و براى انواع رنگ‌ها مناسب هست.

در مواردى مثل نقاشى رنگ روغن بايد آسترى زده شود.

در گذشته کاغذ از پارچه تهيه مى‌شد؛ اما امروزه کاغذ از چوب تهيه مى‌شود.

کاغذها انواع مختلفى دارند.

کاغذ را آهار مى‌دهند تا شدت جذب رنگ را کاهش دهند.


هنر نقاشیهنر نقاشی

تمام کاغذها در مقابل رطوبت امکان تغيير شکل دارند و بايد تمهيدات لازم قبل از کار صورت پذيرد.


کاغذ بهترين سطح براى کار طراحى هست.

کاغذى که از الياف کتان تهيه شده باشد، به‌دليل کيفيت مرغوب و هستفاده سهل از قلم‌مو بر روى اون، براى آبرنگ و گواش مناسب هست.

100:

مقوا
مقوا سطحى هست مناسب براى طراحى و نقاشي.

انواع مقواها با کيفيت‌هاى متفاوت امکان کار با لوازم مختلفى را فراهم مى‌سازد.

از جمله کاغذها و مقواهاى مرغوب که در کشورهاى مختلف توليد مى‌شوند مى‌توان کانسون ساخت فرانسه، فابريانو محصول ايتاليا، آرش توليد فرانسه، واتمن توليد انگلستان، گوآرو توليد اسپانيا، گرومباچر ساخت امريکا و ...

را نام برد.

هنر نقاشی






101:

بوم

هنر نقاشی
پارچه زمينهٔ مناسبى براى نقاشى هست.

هستفاده از پارچه‌هايى با الياف گياهى نظير پنبه و کنف براى ساخت بوم مناسب هست.

از کرباس و کتان براى بوم هستفاده رايج‌ترى مى‌شود.

کتان براى بوم هستفاده رايج‌تر مى‌شود.

کتان براى کارهاى کوچک متوسط بهترين نوع هست.

اما براى سطوح وسيع‌تر کنف توصيه مى‌شود.

گاهى نيز از پارچه‌هاى ابريشمى مخمل و ساتن‌ به‌عنوان بوم هستفاده مى‌شود.

کلاف بوم از چهار قطعه چوب در اندازهٔ معين ساخته مى‌شود که براى اين کار گوشه‌ها باهم جفت شده و با گونيا تنظيم مى‌گردد.

در چهارچوب‌هاى بزرگ دو قطعه چوب عمود برهم (+) به چهارچوب متصل مى‌شود تا هستحکام لازم در مقابل کشش بوم ايجاد شود.

پارچه سوم بايد بزرگ‌تر از ابعاد کلاف باشد.

در بوم‌هاى بزرگ از ابزارى به‌نام بوم‌کش براى کشيدن پارچه روى کلاف هستفاده مى‌شود
.

پارچه بوم قبل از نقاشى بايد آسترى زده شود.

اين کار مانع نفوذ روغن به درون اون مى‌شود و سطح با دوامى ايجاد مى‌شود.

آسترى زدن در چند مرحله انجام مى‌شود.

بهتر هست اولين مرحله قبل از کشيدن بوم روى چهارچوب انجام شود تا از شل شدن پارچه سپس خشک شدن جلوگيرى کرد.

به‌هر شکل سپس اتمام مرحله زيرسازي، و قبل از نقاشى بايد پارچه را دوباره محکم کرد.

بوم بيشتر در نقاشى رنگ روغن هستفاده مى‌شود.

اما در تکنيک‌هاى اکريليک و گاه در ديگر موارد نيز از بوم هستفاده مى‌شود.

البته در هر مورد زيرسازى مخصوص و متناسب با تکنيک موردنظر ضرورى هست.



102:

نقاشی ایرانی

نقاشى هنرى هست جامع؛ که موضوع اون شامل همهٔ دنياى مرئى مى‌باشد.

ايران به هنر جهانى نوعى نقاشى عرضه نمود که داراى ايشانژگى‌هاى منحصر به فردى مى‌باشد و چنان لذتى به بينندهٔ خود مى‌بخشد که کمتر هنرى قادر به اون هست.



هنر نقاشی
نقاشى ايرانى با تمام دنياى گستردهٔ مقابلش، به سنت اصلى خايشانش وفادار ماند و هنر تصايشانرى ممتازى به‌وجود آورد؛ اما هرگز از اصول تجريدى خود جدا نشد و هرگز به دنبال شبيه‌سازى نبود به همين دليل نيز توانست تا سرحد کمال پيش رود.

اين نقاشى عليرغم تأثيرات خارجى گوناگون نوعى پيوستگى درونى در خود دارد.


هنر نقاشی
نقاشى ايرانى در طول تاريخ خود شامل مضامين متنوع حماسي، تغزلي، عرفانى و اخلاقى بوده هست.

و از انديشهٔ فلسفى - عرفانى که با روح ايرانى سازگار هست، نشانه‌هايى در خود دارد.

در پس اين نقاشى ذهن و فکر شرقى نهفته هست که با ديدگاه اروپايى در زمينهٔ تصايشانرسازى کاملاً متفاوت مى‌باشد؛ ذهن شرقى نيازهاى تماشاگر را مدنظر دارد.


هنر نقاشی

نقاشى ايرانى برداشتى عقلانى از ماهيت هستى ارائه نمى‌دهد.

جهان‌بينى ايرانى پايه اً خيالى (رمانتيک) هست.

از چيزهاى عجيب لذت مى‌برد و آمادهٔ پذيرش موضوعات باورنکردنى هست.

هنرمند ايراني، صحنهٔ نقاشى خود را براى لذت خود و تماشاگر ايجاد مى‌کند و اين امر بسيار شبيه اون چيزى هست که در تآتر اتفاق مى‌افتد.


هنر نقاشی

در نقاشى ايرانى مفهوم و دريافت از شکل، عمق و دامنهٔ وسيع‌ترى يافت و با دقت و ديد شاعرانه دنياى ديگرى را پيش‌رو نهاد و کشف و شهود عرفانى را در قالب‌هاى ملموس ارائه نمود.


در نقاشى ايرانى سخن از درام، عشق و رؤيا، حساسيت تلطيف شده و شور و شوق در ميان هست.


در اين نقاشى هنرمند علاوه بر قدرت قلم و مهارت کامل تکنيکي، خطوط را با احساسى عميق و درکى فلسفى از طبيعت و هستى ترسيم مى‌کند.

اگر در نقاشى ايرانى سايه وجود ندارد.

به‌خاطر آرمان‌گرايى خاص اون هست.


نقاشى ايرانى با هنر مديترانه قرابت‌هايى دارد ولى به هنر کشورهاى آسيايى نزديک‌تر هست.

اين نقاشى که از بزرگ‌ترين مکاتب هنرى آسيا به‌شمار مى‌‌آيد از نقاشى هند کاملاً متمايز هست.
مکتب نقاشى مغولى هند که در ابتدا بر پايهٔ نقاشى کلاسيک ايرانى شکل گرفت؛ از همان ابتدا از اون جدا شد.

نقاشى ايرانى با نقاشى چينى نيز متفاوت هست.

بخشى از اين تفاوت‌ها به‌دليل اختلاف در جها‌ن‌بينى و تفکر هست؛ بخشى هم به ‌سبب تفاوت در مواد مصرفى و کاربرد اونها در نقاشى هست.

تمام نقاشى‌هاى ايرانى رنگى هست و هنرمند ايرانى تمام زمينهٔ تابلو را با رنگ پوشانده هست.

اون‌هم با رنگ‌هاى متضاد و درخشان که هماهنگى شفرمود‌آورى دارند.

اين نقاشى شکوه و درخشش خاصى دارد که در هنر هيچ کشورى تا اين اندازه ارائه نشده هست.

درخشش آسمان، زيبايى شفرمود‌انگيز شکوفه‌هاى بهارى و در ميان اونها انسان‌هايى که با پوشاک فاخر، به هم عشق و نفرت مى‌ورزند و يا در شادى و اندوه به‌سر مى‌برند، تصايشانر کلى نقاشى‌هاى ايرانى را تشکيل مى‌دهد.

طراحى‌هاى فاقد رنگ نيز در نقاشى‌هاى ارانى زيبايى خاص خود را دارند و نيازى به رنگ در اونها احساس نمى‌شود.

اين امر نشانهٔ خصلت متمايز و خاص خط در نقاشى ايرانى هست.


حاميان نقاشان در طول تاريخ، شاهزادگان و ثروتمندان بوده‌اند و اونها نيز مجبور به پيروى از سليقهٔ اين حاميان بودند.

البته نقاشى ايران ضد دينى نبود، و نمونه‌هاى زيادى وجود دارد که داراى موضوعات مذهبى هست.


مضمون بيشتر نقاشى‌هاى ايرانى با الهام از اشعار پارسى صورت گرفته که در اين اشعار، عرفان نقش عمده‌اى بازى مى‌کند.

زبان عرفاني، زبان جهانى هست.

روحانيتى درونى در نقاشى ايرانى وجود دارد که به دليل نبودن بيان عاطفى آشکار، نهفته به‌نظر مى‌رسد.


ايرانيان در عرصه‌هاى مختلف تصايشانرى و تزئينى از ديرباز فعاليت داشته‌اند.

شواهد نشان مى‌دهد که سنت‌ نقاشى ديوارى بسيار کهن‌تر از سنت تصايشانرگرى کتاب بوده هست.

مثلاً نقاشى ديوارى توأم با گچبرى رنگى از عصر اشکانيان در ايران معمول بوده و سپس هستيلاى مغولان بود که تصايشانرگرى کتاب رونق يافت و مجدداً در دورهٔ صفايشانه نقاشى ديوارى مورد توجه واقع شد.


بسيارى از آثار تصايشانرى شناخته شده فاقد امضا هستند.

نقاشان ايرانى تا اواخر سدهٔ هشتم هجرى آثارشان را امضا نمى‌کردند.

سپس اون نيز آثار خود را رقم مى‌زدند اما اين حق مسلم اونها به‌شمار نمى‌رفت.

از اواخر سدهٔ يازدهم، هنرمند ايرانى با عبارات خاص اثر خود را رقم مى‌زد.

نقاش ايرانى در ادوار گذشته از لوازم فرديت خود به‌عنوان آفرينندۀ اثر هنرى خوددارى مى‌کرده هست.


در نقاشى ايراني، سايه‌روشن و حجم و پرسپکتيو وجود ندارد.

مناظر نزديک در پايين و مناظر دور در قسمت بالا تصايشانر مى‌شده هست.

چهره‌ها بيشتر سه رخ هستند و هنرمند به کشيدن لباس‌هاى فاخر و زيبا علاقهٔ بيشترى داشته تا کشيدن پيکره‌هاى انساني.


کلمهٔ مينياتور که به نقاش ايرانى فرموده مى‌شود در اصل يک واژهٔ بيگانه هست و به معنى کوچکتر نشان دادن مى‌باشد.

اين واژه در نيمهٔ اول قرن بيستم در زبان فارسى معمول شد.

معنى واقعى اون شامل هر شش هنرى ظريف و کوچک هست که به هر سبک و شيوه‌اى ساخته شده باشد.

اما در حال حاضر در ايران به نقاشى‌هاى ايرانى که از سبک و روش اروپايى پيروى نکرده و داراى ايشانژگى نقاشى سنتى هست مينياتور مى‌گايشانند؛ که اين موضوع يک غلط رايج بشمار مى‌آيد.



103:

حدود هشتاد هزار سال پيش بشر موفق به رنگ کردن اشياء شد؛ که در ابتدايى‌ترين شکل اون تنها دو رنگ سياه و قرمز بود.



رنگ‌ها
در ادوار پيش از تاريخ رنگ‌ها را از طبيعت بدست مى‌آورند مثلاً براى خون، زغال، آهن و مشتقات اون هستفاده مى‌شد.

اين رنگ‌ها را گاه با چربى حيوانات مخلوط مى‌کردند و مواد رنگى مى‌ساختند.


درباره رنگ

رنگهای‌ مکمل

رنگهای سرد‌ و گرم

تاثیر ‌روانی رنگها


رنگهای‌ اصلی(اولیه)

ترکیب رنگها

رنگ و کنتراست



رنگ وسيلهٔ بيان نقاش هست.

اين رنگ چه به‌صورت آماده يا به‌‌صورت پودر رنگ وقتى قادر به مشاهدهٔ اون هستيم که برروى سطح برنامه گيرد

104:

دربارهٔ رنگ
تئوگيمبل در کتابش به‌نام ”شکل، صوت، رنگ و شفا“ مى‌گايشاند: در آغاز ظلمات مقدس حکمفرما بود و از اين ظلمات نور سر برآورد.

نور و تاريکي، رقص آفرينش را به پايکوبى برخاستند و بدين‌گونه رنگ‌هاى طيف متولد گرديدند.


حدود هشتاد هزار سال پيش بشر موفق به رنگ کردن اشياء شد؛ که در ابتدايى‌ترين شکل اون تنها دو رنگ سياه و قرمز بود.



هنر نقاشی

تا اوايل قرن هيجدهم ميلادى رنگ کردن اشياء بيشتر جنبهٔ هنرى و تشريفاتى داشته و نقاشى با الهام از طبيعت صورت مى‌گرفته هست.


يوهانس اتين در کتاب خود بنامه ”هنر رنگ“ که در سال ۱۹۶۱ م در آلمان به‌چاپ رسيده، نوشته هست: رنگ همهٔ مواهب خود را به همه تقديم مى‌کند ولى رموز نهان‌تر خود را فقط براى شيفتگان واقعى مکشوف مى‌سازد و تنها کسانى که عاشق رنگ هستند مى‌توانند زيبايى و کيفيت ذاتى اون را درک نمايند.


فرموده مى‌شود که چشم انسان قادر هست حدود دو ميليون رنگ را از يکديگر متمايز بنمايد و تشخيص دهد.


واژهٔ رنگ مترادف کلمهٔ انگليسى Hue يا Colour، پديده‌اى هست فيزيکى که در اثر تابش و رفتار انعکاسى نور در برابر چشم ناظر، ظاهر مى‌شود و پديده‌اى هست عينى و رواني.

اما واژهٔ رنگ مترادف با pigment و colorant به معنى رنگ‌دانه و رنگ‌دهنده هست که ارتباط با خواص فيزيکى و شيمايى مولکول‌هاى رنگ‌دار دارد و ماهيت رنگ را مورد بررسى برنامه مى‌دهد.


امروزه مسلم گرديده که رنگ همانند نور داراى سرعت، طول موج، حالات ارتعاشى و تداخلى و خاصيت موجى هست و اثر ذهنى و روانى در ارتباط با مغز و قوهٔ بينايى دارد و مى‌تواند به اشياء بُعد و جسميت ببخشد.


به‌فرموده تاريخ مصريان قديم اولين سازندگان رنگ در جهان شناخته شده‌اند و رنگرزى براى اولين بار در چين حدود ۳۰۰۰ سال ق .

م آغاز شد.


رنگ‌هاى داراى صفات فام، درخشندگى و اشباع هستند. رنگ‌هاى اصلى در واقع فام‌هاى اوليه هستند که شامل زرد، قرمز و آبى مى‌شوند و از ترکيب اونها فام‌هاى ثانايشانه بدست مى‌آيد.


درخشندگى درجه تيرگى و روشنى را مشخص مى‌سازد. بيشترين درخشندگى متعلق به رنگ زرد هست و کمترين را بنفش دارد.

اشباع ميزان خلوص فام اون را مشخص مى‌کند.

در طبيعت خلوص رنگى به‌ندرت وجود دارد.


نقاشان در گذشته بسيارى از تأثيرات رنگ را بدون آگاهى به‌کار مى‌بردند.

ولى با مطرح شدن نظريه‌هاى رنگ، راه‌حل‌هاى تازه‌اى در باب حجم، نور، فضا و حرکت در اختيار نقاشان برنامه گرفت.



105:

رنگ‌هاى اصلى (اوليه)

رنگ‌هاى اصلى شامل سه رنگ زرد، آبى و قرمز هست که با اين سه رنگ مى‌توان همهٔ رنگ‌هاى موجود در طبيعت را - حتى رنگ سياه - به‌دست ‌آورد.

البته حضور رنگ سفيد الزامى هست.


هنر نقاشی

در واقع اشياء داراى هر رنگى باشند در ترکيب رنگى‌شان، هميشه اين سه رنگ وجود دارد و تنها با اين سه رنگ اوليه به اضافهٔ سفيد مى‌توان گامى از رنگ‌هاى بى‌شمار به‌وجود آورد.


از ترکيب رنگ‌هاى اصلى رنگ‌هاى ثانايشانه به دست مى‌آيد:

نارنجى <- زرد + قرمز
رنگ‌هاى ثانايشانه بنفش <- قرمز + آبى رنگ‌هاى اصلى
سبز <- آبى + زرد
هنر نقاشی

106:

رنگ‌هاى مکمل
رنگ‌هاى مکمل در واقع نوعى تضاد هستند که به‌ هنگام مشاهده همديگر را طلب مى‌نمايند و در کنار هم ايجاد تحرک مى‌نمايند و يکديگر را کامل مى‌نمايند.

هرگاه دو رنگ مکمل باهم ترکيب شوند نتيجه خاکسترى خواهد بود و تحرک اون از بين خواهد رفت و رنگى خنثيٰ بدست خواهد آمد.


اما دو رنگ مکمل در کنار هم موجب درخشانى و جلوه يکديگر هستند.

در طبيعت رنگ‌هاى مکمل در کنار هم به زيبايى مشاهده مى‌شوند چنان‌که گل سرخ در ميان انبوهى از برگ‌هاى سبز برنامه دارد.

تضاد رنگ‌هاى مکمل از ساده‌ترين تضادهاست.



هنر نقاشی
رنگ‌هاى مکمل


رؤيت يک رنگ باعث مى‌شود تا مکمل اون رنگ بر روى رنگ همجوار آشکار گردد.

مى‌توان همه‌ٔ رنگ‌هاى مکمل را دو به دو با نسبت‌هاى نامساوى و مساوى با هم ترکيب نمود و طيف وسيعى از خاکسترى‌هاى رنگى به‌دست آورد.


مکمل رنگ قرمز <- رنگ سبز (آبى + زرد)
مکمل رنگ زرد <- رنگ بنفش (آبى + قرمز)
مکمل رنگ آبى <- رنگ نارنجى (زرد + قرمز)
هنر نقاشی
کنتراست صد در صد رنگ -اين تضاد مبين کنتراست صد در صد حاصله از رنگ مى باشد (جدا از کنتراست تيره-روشني) و در عين حال همان کنتراست همجوارى دو رنگ مکمل اند که از طرفى در مورد بعضى رنگها در تضاد با تاثيرات هماهنگى برنامه مى گيرند.



هنر نقاشی

تصايشانر گامى هماهنگ از خاکسترى هايى هست که از ترکيب رنگهاى مکمل بوجود آمده اند.گام مزبور ترکيب شده از دو جفت رنگ مکمل نزديک به هم مى باشد که خاکستري-در همين گام-بر دو جفت ديگر غالب هست.





107:

ترکيب رنگ‌ها
با هستفاده از ترکيب رنگ‌هاى اصلى و رنگ‌هاى ثانايشانه و سفيد و سياه، ترکيبات رنگى متعددى به‌دست مى‌آيد - رنگ‌هاى اصلى قرمز، زرد، آبى و رنگ‌هاى ميانى سبز، نارنجي، بنفش و رنگ‌هاى خنثى سياه و سفيد.


هنر نقاشیهنر نقاشی


علاوه بر اين ترکيبات، مى‌توان از مخلوط کردن هر رنگى با رنگ يا رنگ‌هاى ديگر، بسته به مقادير مخلوط کردن هر رنگ، ترکيبات بى‌شمارى بدست آورد، که شکل هستاندارد نداشته باشد.


هماهنگ کردن رنگ‌ها يعنى تلفيق يک رنگ با رنگ‌هاى ديگر و يا تلفيق بين چند رنگ به قصد ايجاد کليتى دلپذير براى روح و روان بيننده و ايجاد نظم با تقليد از طبيعت.

از اين‌رو هماهنگى رنگ‌ها بايد در نظر گرفته شود.

در اين هماهنگى غالب بودن يک رنگ به‌طور نسبى الزامى هست.




108:

رنگ‌هاى سرد و گرم
يک رنگ ممکن هست در مقابل يک رنگ به‌خصوص گرم محسوب شود و در برابر رنگ ديگر سرد باشد.

مثلاً بنفش در مقابل نارنجى سرد به‌نظر مى‌رسد و نسبت به آبى گرم هست.

رنگ‌هاى زرد، زرد نارنجي، نارنجي، قرمز نارنجي، قرمز، قرمز بنفش به‌عنوان رنگ‌هاى گرم بوده و سبز متمايل به زرد، سبز، آبى سبز، آبى‌، آبى‌ بنفش عنوان رنگ‌هاى سرد را دارند.


هنر نقاشی
معمولاً در دورنما و منظره اشياء براى دور از رنگ‌هاى سرد بهره مى‌گيرند و براى نزديک از رنگ‌هاى گرم هستفاده مى‌شود. بنابراين گرم و سرد وسيلهٔ مهمى براى پرسپکتيو در هنر هست.

آشنايى با سردى و گرمى رنگ‌ها در کار هنرى کمک زيادى به نمايش اجسام دوبعدى مى‌کند.

در معمارى نيز اين کنتراست اهميت زيادى دارد.


اونچه از رنگ‌هاى گرم و سرد هستنباط مى‌شود، رنگ‌هايى هست که با تأثير بر روح و روان و نيز با ايجاد تداعى معاني، کم و بيش احساسى از سردى يا گرمى را منتقل مى‌کند.



109:

رنگ و کنتراست
کنتراست اختلاف مشخصهٔ بين دو رنگ ياد يا دو گروه رنگ هست.

مقايسهٔ تأثير متقابل اونها با يکديگر توسط چشم صورت مى‌گيرد.

اين کنتراست مى‌تواند در شديدترين شکل خود برنامه گيرد، مى‌تواند کنتراست تيره - روشنى باشد، کنتراست هم وقت باشد و يا کنتراست سرد و گرم.


هنر نقاشیهنر نقاشی


110:

تأثير روانى رنگ‌ها
از ديرباز تأثير روانى رنگ‌ها در اشخاص مختلف مورد توجه دانشمندان بوده هست؛ مثلاً ثابت شده که اتاق‌هاى ‌آبى در بيمارستان‌ها يا شيشه‌هاى آبى رنگ روى بيماران تأثير مثبتى به‌جاى مى‌گذارد و يا رنگ‌هاى سبز و آبى خستگى را کاهش مى‌دهند.

رنگ‌هاى سبز و آبى از رنگ‌هاى سردند و آبى رنگ آرامش هست.


رنگ‌هاى بنفش و ارغوانى از رنگ‌هاى مجلل و فاخرند و بنفش رنگ وقار و عفت‌نفس هست.

قرمز تيره و بنفش تيره و سياه قابليت ديد کمترى دارند و فضا را محدودتر نشان مى‌دهند.

قرمز سمبل زندگي، قدرت و نشاط هست اما براى اشخاص عصبى مناسب نيست.

نارنجى سمبل انرژى هست و ليموئى اشتهاآور هست و براى اشخاص عصبى مناسب مى‌باشد.

رنگ سبز و آبى توأماً باعث شادى مى‌شوند، براى همين هست که دريا و سبزه موجب تسکين اعصاب و رفع خستگى روان هست.




هنر نقاشی




تلفيق رنگ سياه، و زرد تأثير بصرى زيادى دارد و براى مشخص کردن موانع و محدوده‌هاى خطر هستفاده مى‌شود.


در روانشناسى نايشانن، رنگ‌ها يکى از معيارهاى سنجش شخصيت به‌شمار مى‌آيند؛ چرا که هر يک تأثير خاصى در روح و جسم هر فرد باقى مى‌گذارند و نشانگر وضعيت روانى و جسمى وى هستند انسان از روزگاران دور تحت نفوذ و تأثير رنگ‌هاى پيرامون خايشانش بوده و در طى صد و چند سال گذشته که صنعت رنگ‌سازى به اوج تحول خود رسيده، اين تأثير دو چندان شده و در همهٔ ارکان زندگى انسان‌ها رخنه کرده هست.

اين هستفاده روزافزون از رنگ‌ها تحول زيادى در زمينهٔ روانشناسى رنگ پديد آورده هست.




111:

تکنیک های نقاشی

هر اثر نقاشى شامل سه عنصر رنگ، زمينه و بَست مى‌باشد.

بست، رنگدانه را به زمينه مى‌چسباند.

مهارت يا تکنيک نقاشى همانا ترکيب و به‌کارگيرى صحيح اين سه عنصر هست.

در نقاشى اغلب تکينک‌ها با سبک اشتباه مى‌نمايند.

در حالى‌که سبک کاربرد شخصى تکنيک يا شيوهٔ نقاش هست
.

مهارت به تنهايى قابل آموزش هست و از نظر نقاش تکنيک ناميده مى‌شود.

مشکلات امروزه در ارتباط با تکنيک‌هاى نقاشى بخشى به خاطر معايب مواد و بخشى به‌دليل پيشرفت‌هاى تاريخى تکنيک هست.

نقاشان گذشته طى مقالاتى نظرات خود را دربارهٔ مصالح کارشان برجاى گذاشته‌اند ولى گاهى هم يافته‌هاى تجربى‌شان را به‌صورت راز براى خود پنهان نگاه داشته‌اند.

هنر نقاش در طولِ دوران حيات خود با غيرت و وسواس از تکنيک خاص خود محافظت مى‌کرده هست.


  • رنگ‌‌ و روغن
  • اکریلیک
  • مدادرنگی
  • نقاشی دیواری(فرسک)
  • تمپرا
  • آبرنگ
  • پاستل
  • مدادشمعی
  • کلاژ
  • نقاشی پشت شیشه

112:

رنگ روغن

اين تکنيک نياز به قلم‌موهاى تخت دارد و معمولاً روى بوم صورت مى‌گيرد.

البته در مواردى روى کاغذ، مقوا، چوب و ...

نيز بکار مى‌رود.

در هر صورت بايد پيش از آغاز بکار زمينه‌سازى اون انجام شود.

رنگ‌هاى روغنى معمولاً به‌صورت رنگ‌هاى روغنى لوله‌اى هستند.

لولهرنگ در دههٔ ۱۸۶۰ به‌طور وسيع در دسترس نقاشان برنامه گرفت.

اين تکنيک از مشهورترين تکنيک‌هاست.

در اين روش نقاش اين امکان را دارد که با روى‌هم زدنِ ضربه‌هاى قلم‌مو رنگ‌ها را تغيير دهد.

تکنيک رنگ روغن از سدهٔ شانزدهم به بعد محبوبيت زيادى يافته هست.

در اين روش دير خشک شدن رنگ‌ها اين امکان را فراهم مى‌کند تا رنگ‌ها را درهم بتوان محو نمود.


پس از پايان کار مى‌توان لايهٔ نازکى ورنى روى کار کشيد.

به اين ترتيب هم اثر از نفوذ گردوغبار محفاظت مى‌شود و هم درخشندگى اون حفظ مى‌شود.

البته اين مرحله بايد سپس گذشت وقتى از اتمام کار صورت گيرد تا لايه‌هاى زيرين تابلو کاملاً خشک شده باشد.
هنر نقاشی



113:

آبرنگ
در آبرنگ با رقيق کردن رنگماده مى‌توان سايه‌روشن‌هاى زيبايى ايجاد کرد و با ايجاد لايه‌هاى نازک درخشندگى را نشان داد.

در اين تکنيک زمينهٔ نقاشى اهميت زيادى دارد.

از نمونه‌هاى کار آبرنگ در دوران‌هاى گذشته، نقاشى‌هاى روى ابريشم در خاور دور هست.

کاربرد کامل‌تر آبرنگ در انگلستان بخصوص قرن هيجدهم متداول شد.

در اين روش گاه خطوط اصلى طراح با مداد يا قلم و مرکب مشخص مى‌شود و بعد به‌وسيلهٔ آبرنگ تکميل مى‌گردد و گاه از ابتدا با قلم‌مو و آبرنگ کار شروع مى‌شود.

در اين شيوه، کيفياتى از مناظر و موضوعات را مى‌توان به‌وجود آورد که با تکنيک‌هاى ديگر امکان‌پذير نمى‌باشد.

آبرنگ‌ها به‌صورتى تيوپى يا قرص وجود دارند.

در اين روش از سفيد هستفاده نمى‌شود وسفيدى خود کاغذ به‌کار برده مى‌شود.




هنر نقاشی
پل هوگارت ، آبرنگ ۱۷x ۱۴


هنر نقاشی

هوندر تواسر ،نوار هوکايدو ،آبرنگ روى کاغذ برنجى با زمينه گچى ،مجموعه چى پوپ ،هامبورگ ،آلمان



114:

اکريليک
اين تکنيک با رنگ‌هاى اکريليک انجام مى‌شود که محلول در آب هستند و انعطاف‌پذيرى زيادى دارند و خيلى زود خشک مى‌شوند.

اين رنگ‌‌ها مقاومت خوبى دارند.



هنر نقاشی
لئونارد روسومن، اکريليک ۳۶x۴۸


115:

پاستل
پاستل نوعى تکنيک خشک هست که ايشانژگى بافت مخمل‌نما را دارد.

اما خيلى زود کثيف مى‌شود و تحت تأثير رطوبت و نور برنامه مى‌گيرد.

اين تکنيک در قرن هيجدهم رايج شد.

در پاستل رنگ‌ها قابل ترکيب نيستند و اين عمل روى کاغذ زمينه و در حين کار صورت مى‌گيرد.

از اين‌رو تعداد رنگ‌هاى پاستل زياد هست.




هنر نقاشی

در اين تکنيک کاغذ مخصوص پاستل بايد انتخاب شود و به‌دليل حساس بودن اين ماده رنگى پس از پايان کار بايد از فيکسايتو هستفاده کرد و بعد در قاب شيشه‌اى برنامه داده شود و در اين حالت اثر در فاصله‌اى اندک از شيشه برنامه گيرد و به شيشه نچسبد.



هنر نقاشی

116:

مداد رنگى
امکانات مدادهاى رنگى از ابتداى اختراع اون، نظر بسيارى از هنرمندان نقاش را به خود جلب نمود.

بيشتر تصايشانرگران و طراحان تبليغاتى از اين لوازم ساده آثار ماندگارى بوجود آورده‌اند.

روش مدادرنگى مى‌تواند با روش‌هاى ديگر مثل آبرنگ، گواش و غيره ترکيب شود.

مداد رنگى کاربردهاى بسيار وسيعى دارد.

از اين لوازم مى‌توان براى طرح‌هاى مقدماتى و يا اثرى با تمام جزئيات بهره برد.

اين وسيله هم کاربرد طراحى دارد و هم کاربرد نقاشي.

هستفاده از اين تکنيک نياز به تجربه کافى دارد.

به‌جز کاغذهاى صيقلي، بقيه کاغذها قابل هستفاده در اين تکنيک هستند.


هنر نقاشی
گونه‌اى از مدادهاى رنگي، اصطلاحاً مدادهاى آبرنگى هستند که فضاهايى شبيه به آبرنگ را مى‌توان با اونها ايجاد نمود.

در اين روش با کمک قلم‌مو و آب اثر مداد رنگى محو مى‌شود و سبک و سياق آبرنگ ديده مى‌شود ولى ردّ مداد رنگى همچنان به‌چشم مى‌خورد.


در نقاشى با مداد رنگى مى‌توان شيوه‌هاى متنوعى به‌کار برد؛ از جمله شيوهٔ خطي، سايه‌پرداز، شيوهٔ خراش و ...

معمولاً از شيوهٔ خطى و سايه‌پردازى بيشتر هستفاده مى‌شود.





117:

مداد شمعى
در اين شيوه از مدادهاى شمعى که از موم يا ساير مواد قابل ذوب به همراه مواد رنگى ساخته مى‌شود، هستفاده مى‌شود.

چسبندگى اين رنگ‌‌ماده روى کاغذ به مراتب بهتر از پاستل مى‌باشد.



هنر نقاشی

118:

نقاشى ديوارى (فرسک)
تکنيک‌هاى رايج در نقاشى ديوارى به دو بخش تقسيم مى‌شود: نقاشى فرسک و نقاشى خشک.

در تکنيک فرسک رنگ روى لايه تازه و خيس بکار مى‌رود.

کليهٔ‌ روش‌هاى ديگر نقاشى ديوارى که داراى چنين حالتى نباشند، تحت عنوان نقاشى خشک برنامه مى‌گيرند.

تکنيک‌هاى خشک براى فضاهاى داخلى به‌کار مى‌روند.

چون مقاومت کافى در مقابل تغييرات جوى ندارند.






هنر نقاشی


در فرسک مدت وقتى که نقاش مى‌تواند روى يک کار صرف کند محدود هست.

يکى از دلايلى که باعث شده فرسک کاربرد وسيعى نداشته باشد همين مانع هست.

ايتاليا بهترين و باارزش‌ترين فرسک‌ها را در خود جاى داده هست.

امروزه در ايتاليا تنها نقاشان متعلق به نسل گذشته با اين شکل از هنر آشنا هستند.


در فرسک مواد رنگ با آب به‌صورت خمير در مى‌آيد، سپس رقيق مى‌شود تا آمادهٔ هستفاده شود.

لايهٔ بيرونى که در واقع سطح کار هست، ذرات رنگى را به هم مى‌چسباند و آهک اون را در خود حل مى‌کند و اونقدر سخت مى‌شود که بدون ايشانران ساختن سطح نگاهدارنده نمى‌توان اون را از بين برد.

سطح از لايه آهکى تشکيل شده هست.

تمام آهک‌ها مناسب براى نقاشى ديوارى نيستند.

تنها آهک سفيد هست که همه خواص لازم را براى اين کار دارد.

البته آهک‌هاى دولومى‌تيک و کلوخ آهکِ آبى بد نيستند.


کيفيت اندود فرسک در مرحلهٔ اول به نوع مواد و انتخاب اونها و در مرحلهٔ بعد به آهک و ماسه و نسبت اين دو بستگى دارد.


نقاشى فرسک به مقدار رنگ کمى نياز دارد و بايد رنگ‌هايى را بکار برد که بالاترين قابليت، ثبات نور و رنگ را داشته باشند.

و اين رنگ‌ها بايد فاقد سنگ گچ و نمک محلول باشند.

در مرحلهٔ انتقال طرح به روى ديوار دو روش وجود دارد.

در روش اول طرح روى مقواى کارتن منتقل شود و بعد در روى تمام خطوط طرح با وسيله‌اى نوک‌تيز سوراخ‌هاى ريزى ايجاد شود.

سپس کارتن با هستفاده از تخته‌هاى باريک به ديوار نصب شود.

کيسه‌اى حاوى دوده تهيه و با ماليدن يا زدن اين کيسه روى سوراخ‌ها اثر روى ديوار منتقل مى‌گردد.


در روش ديگر کارتن را روى ملاط تازه نصب مى‌نمايند و تمام خطوط طرح توسط انتهاى دستهٔ گِرد قلم‌مو با فشار از روى کارتن مشخص مى‌شود.


نقاشى فرسک قابليت‌هاى تکنيکى وسيعى دارد.


119:

کلاژ (تکه‌چسبانى)
کلاژ شيوه‌اى هست که در اون مصالح مختلفى از قبيل مقوا، بريده روزنامه، پارچه، عکس، اشياء و ...

روى سطح بوم يا هر زمينهٔ ديگر چسبانده مى‌شود و يک ترکيب‌بندى ايجاد مى‌کند.

به اين ترتيب گاه روى زمينهٔ نقاشى شده برنامه مى‌گيرد و اون را تکميل مى‌کند و گاه به تنهايى بکار مى‌رود.

نقاشان کوبيست و بعد ديگران اين شيوه را بکار مى‌بردند.


هنر نقاشی


120:

تمپرا
تمپرا شيوه‌اى هست قديمى در نقاشى که در اون ماده رنگى با ماده‌اى ژلاتينى که معمولاً زرده تخم‌مرغ يا زرده و سفيده هست با آب مخلوط مى‌شود و روى زمينهٔ آماده شده بکار مى‌رفت در اين شيوه رنگ‌ها سپس خشک شدن روشن‌تر مى‌شوند.





هنر نقاشی



امروزه رنگ‌هاى تمپرا در بازار عرضه مى‌شوند.

اين نوع نقاشى اگر به‌درستى انجام شود، بسيار پايدار هست.



121:

نقاشى پشت شيشه
اين نوع نقاشى از وقت‌هاى گذشته با شيوه‌هاى مختلف در هنرهاى امتى بيشتر کشورها بکار رفته هست.

تاريخچه اين نوع نقاشى در ايران به عهد صفايشانان باز مى‌گردد.
هنر نقاشی





122:

من طرز رنگ آمیزی آسمون رو توی آثارش خیلی دوس دارم.
البته آثار وان گوگ کلا زیبا هستن.

123:

تکنیک فقط آبرنگ و اکولین و مداد رنگ.
البته شاید این فقط سلیقه ی من باشه

124:

در اين تاپيك از نقاشان بزرگ معاصر اثاري واقعا زيبارو خواهم گذاشت!و تا جايي كه بتونم بيوگرافي و مشخصات نقاش هارو هم تهيه مي كنم.اميدوارم مثل من از ديدن اين نقاشي ها لذت ببريد.

125:

اول ميخوام آثار هستيو هنكس رو بذارم!كه واقعا زيبا هستن!

هنر نقاشی

126:

استيو هنكس:

هنر نقاشی

127:

استيو هنكس:

هنر نقاشی

128:

استيو هنكس:

هنر نقاشی

129:

استيو هنكس:

هنر نقاشی

130:

واگها ته گشن آفتابي دونم
دشتت دلد نتنه

131:

استيو هنكس:

هنر نقاشی

132:

آفتابي دونم بلو بحواب باگيسو بدال بالاي فلدا
شاهت 12 و نيم سدا.
من ته لفتم بحوابم سبت بحيل عديدي

133:

شبت خوش عزيز!يا حق*

134:

استيو هنكس:

هنر نقاشی

135:

استيو هنكس:

هنر نقاشی

136:

استيو هنكس:

هنر نقاشی

137:

استيو هنكس:

هنر نقاشی

138:

استيو هنكس:

هنر نقاشی

139:

استيو هنكس:

هنر نقاشی

140:

استيو هنكس:

هنر نقاشی

141:

استيو هنكس:

هنر نقاشی

142:

بد جور بر دلم نشست
حس خوبی رو به آدم القا می کنه.
به انتظار می نشینیم برای دوباره دیدن ازین دست آثار و ادامه ی تاپیک.


143:

elizabet gardner bouguereau

هنر نقاشی

144:

elizabet gardner bouguereau:

هنر نقاشی

145:

elizabet gardner bouguereau:

هنر نقاشی

146:

elizabet gardner bouguereau:

هنر نقاشی

147:

elizabet gardner bouguereau:

هنر نقاشی

148:

واگهن ته تهله ها لو حيلي حيلي حوب كال تدن
دشتت دلد نتنه آفتابي دونم .منتدله باگيسم هشتم.

149:

william bouguereau:

هنر نقاشی

150:

william bouguereau:

هنر نقاشی

151:

william bouguereau:

هنر نقاشی

152:

william bouguereau:

هنر نقاشی

153:

william bouguereau:

هنر نقاشی

154:

william bouguereau:

هنر نقاشی

155:

william bouguereau:

هنر نقاشی

156:

patricia watwood:

هنر نقاشی

157:

آفتابي دونم شلام
ته طولي حانومم؟
حيلي حيلي نگاسيا گشنگن.
دشتت دلد نتنه
حودتم نگاسي ميتشي؟

158:

سلام مهتابي جونم!من خوبم!خودت خوبي؟
خواهش مي كنم.قابلي نداره.
اييييييي!يه چيزايي ميكشيم!

159:

patricia watwood:

هنر نقاشی

160:

patricia watwood:

هنر نقاشی

161:

patricia watwood:

هنر نقاشی

162:

patricia watwood:

هنر نقاشی

163:

alexander cabanel:

هنر نقاشی

164:

حالا آثاري از ايمان ملكي شاگرد هستاد كاتوزيان نقاش بزرگ ايراني:

تابلايشان فال حافظ;

هنر نقاشی

165:

تابلايشان خواهران و كتاب از ايمان ملكي:

هنر نقاشی

166:

اینها رو از کجا گیر آوردی !!!
در هر حال خیلی خوب و قشنگند.


167:

تابلايشان مطالعه(ايمان ملكي):

هنر نقاشی

168:

آثار ايمان ملكي در وب سايت شخصيشون هست.و بقيه هم سي دي هاي خودمه كه آپلود مي كنم آثار رو!البته چون كمي مشكل ميشه فقط آثار زيبارو ميذارم.

169:

تابلايشان آلبوم قديمي(ايمان ملكي):

هنر نقاشی

170:

تابلايشان ياد اون خانه(ايمان ملكي):

هنر نقاشی

171:

بدون عنوان(ايمان ملكي):

هنر نقاشی

172:

آثار مهرداد جمشيدي يكي ديگر از شاگردان هستاد كاتوزيان:
نام تابلو:دختري در كاخ گلستان:

هنر نقاشی

173:

دختري در آينه(مهرداد جمشيدي):

هنر نقاشی

174:

تابلايشان مسافر(مهرداد جمشيدي):

هنر نقاشی

175:

چند اثر از امير جمشيدي:

تابلايشان آپادانا:

هنر نقاشی

176:

تابلايشان رزهاي زرد(امير جمشيدي):

هنر نقاشی

177:

تابلايشان غروب تهران(امير جمشيدي):

هنر نقاشی

178:

تابلايشان بانايشان جوان(امير جمشيدي):

هنر نقاشی

179:

ليلا اثر امير جمشيدي:

هنر نقاشی

180:

طبيعت بي جان از امير جمشيدي:

هنر نقاشی

181:

ALEXEI ALEXEIVICH HARLAMOFF:

هنر نقاشی

182:

ALEXEI ALEXEIVICH HARLAMOFF:

هنر نقاشی

183:

ALEXEI ALEXEIVICH HARLAMOFF:

هنر نقاشی

184:

ALEXEI ALEXEIVICH HARLAMOFF:

هنر نقاشی

185:

LAWRENCE ALMA-TADEMA:

هنر نقاشی

186:

LAWRENCE ALMA-TADEMA:

هنر نقاشی

187:

LAWRENCE ALMA-TADEMA:

هنر نقاشی

188:

LAWRENCE ALMA-TADEMA:

هنر نقاشی

189:

william godward:

هنر نقاشی

190:

william godward:

هنر نقاشی

191:

william godward:

هنر نقاشی

192:

william godward:

هنر نقاشی

193:

نقاشي ها و طرح هاي ميكل اونژ رو دلم ميخواست بذارم ولي متاسفانه نقاشي هاش مخالف قوانين سايته!واقعا متاسفانه!

194:

jeffery t.larson:

هنر نقاشی

195:

مي شه از دوستان ايمان ملكي هم نقاشي هاي قشنگشون رو بذارين؟لينكاشون تو سايتاون هست...(خودم خمارم والا مي رفتم پيه ش!)
راستي اينا رو هم سر بزنين قشنگن:
persepolis3d.com
3dparse.com
حالا اگهجواب نداد 3 دي هاش رو بردارين مخم هنگيده!

196:

ساخت مستند « محمود فرشچيان »


فارس: «مصطفي رزاق‌كريمي» مستندي با موضوع زندگي هستاد محمود فرشچيان و در ژانر پرتره جلايشان دوربين برده هست.


مرتضي رزاق كريمي تهيه‌كننده اين مستند فرمود: اين مستند روايتي از شيوه و اسلوب هستاد فرشچيان به عنوان پير نگارگري ايران به همراه تحليل آثارش هست كه به شكلي واقعگرايانه و در ژانر پرتره ساخته مي‌شود.
ايشان اضافه کرد: اين فيلم محصول مشترك موسسه دگا فيلم و موسسه سينمايي برگ سبز هست و سيد محسن طباطبايي، مدير اين موسسه به عنوان مجري طرح دراين پروژه حضور دارد.


197:

دوستان ايمان ملكي؟منظورتون از شاگردهاي هستاد كاتوزيان هست؟

198:

steve hanks:

هنر نقاشی

199:

steve hanks:

هنر نقاشی

200:

steve hanks:

هنر نقاشی

201:

steve hanks:

هنر نقاشی

202:

steve hanks:

هنر نقاشی

203:

steve hanks:

هنر نقاشی

204:

steve hanks:

هنر نقاشی

205:

steve hanks:

هنر نقاشی

206:

steve hanks:

هنر نقاشی

207:

steve hanks:

هنر نقاشی

208:

steve hanks:

هنر نقاشی

209:

steve hanks:

هنر نقاشی

210:

steve hanks:

هنر نقاشی

211:

anthony ryder:

هنر نقاشی

212:

anthony ryder:

هنر نقاشی

213:

anthony ryder:

هنر نقاشی

214:

anthony ryder:

هنر نقاشی

215:

anthony ryder:

هنر نقاشی

216:

anthony ryder:

هنر نقاشی

217:

anthony ryder:

هنر نقاشی

218:

johon william waterhouse:

هنر نقاشی

219:

johon william waterhouse:

هنر نقاشی

220:

johon william waterhouse:

هنر نقاشی

221:

johon william waterhouse:

هنر نقاشی

222:

متاسفانه اسم نقاش آثار زير رو ندارم!

هنر نقاشی

223:

هنر نقاشی

224:

هنر نقاشی

225:

هنر نقاشی

226:

هنر نقاشی

227:

هنر نقاشی

228:

هنر نقاشی

229:

هنر نقاشی

230:

هنر نقاشی

231:

هنر نقاشی

232:

lord frederick leighton:

هنر نقاشی

233:

jean leon:

هنر نقاشی

234:

laerence alma_tedma:

هنر نقاشی

235:

laerence alma_tedma:

هنر نقاشی

236:

lenoir charles amable:

هنر نقاشی

237:

william bouguereau:

هنر نقاشی

238:

william bouguereau:

هنر نقاشی

239:

william bouguereau:

هنر نقاشی

240:

william bouguereau:

هنر نقاشی

241:

william bouguereau:

هنر نقاشی

242:

william bouguereau:

هنر نقاشی

243:

william bouguereau:

هنر نقاشی

244:

jules bastien_lepage:

هنر نقاشی

245:

چند تايي نقاشي هستن كه قشنگن ولي نميشد سيوشون كرد!حيفم اومد نبينين!لينكشون رو ميذارم!

http://www.artrenewal.org/asp/databa...ge.asp?id=4747

http://www.artrenewal.org/asp/databa...ge.asp?id=5940


246:

stephen gjertson:

هنر نقاشی

247:

stephen gjertson:

هنر نقاشی

248:

stephen gjertson:

هنر نقاشی

249:

davinci:

هنر نقاشی

250:

davinci:

هنر نقاشی

251:

تابلايشان شام آخر اثر davinci:

هنر نقاشی

252:

در اين تاپيك آثار نقاشان مينياتور ايران رو خواهم گذاشت!اميدوارم از ديدنشون لذت ببريد.

253:

هنر نقاشی

254:

صادق صندوقي:

هنر نقاشی

255:

عليرضا اسماعيل پور:

هنر نقاشی

256:

آبكار:

هنر نقاشی

257:

آبكار:

هنر نقاشی

258:

امير طهماسبي:

هنر نقاشی

259:

هنر نقاشی

260:

عليرضا آق ميري:

هنر نقاشی

261:

حسين علي ماچيني:

هنر نقاشی

262:

فرح كيميا كلام:

هنر نقاشی

263:

فرهاد صادقي:

هنر نقاشی

264:

محمد شريفي:

هنر نقاشی

265:

محمد عليارپور:

هنر نقاشی

266:

مهرداد خطايي:

هنر نقاشی

267:

ليلا آقاميري:

هنر نقاشی

268:

رايشانا ميربد:

هنر نقاشی

269:

رايشانا ميربد:

هنر نقاشی

270:

رضا بدرالسماء:

هنر نقاشی

271:

زهرا نامور:

هنر نقاشی

272:

محمود فرشچيان:

هنر نقاشی

273:

محمد آقاميري:

هنر نقاشی

274:

سلينا پوريا:

هنر نقاشی

275:

هنر نقاشی

276:

هنر نقاشی

277:

هنر نقاشی

278:

هنر نقاشی

279:

هنر نقاشی

280:

هنر نقاشی

281:

هنر نقاشی

282:

هنر نقاشی

283:

هنر نقاشی

284:

هنر نقاشی

285:

هنر نقاشی

286:

هنر نقاشی

287:

هنر نقاشی

288:

هنر نقاشی

289:

هنر نقاشی

290:

هنر نقاشی

291:

هنر نقاشی

292:

هنر نقاشی

293:

هنر نقاشی

294:

هنر نقاشی

295:

هنر نقاشی

296:

هنر نقاشی

297:

هنر نقاشی

298:

هنر نقاشی

299:

هنر نقاشی

300:

هنر نقاشی

301:

هنر نقاشی

302:

هنر نقاشی

303:

هنر نقاشی

304:

هنر نقاشی

305:

هنر نقاشی

306:

هنر نقاشی

307:

هنر نقاشی

308:

هنر نقاشی

309:

هنر نقاشی

310:

هنر نقاشی

311:

هنر نقاشی

312:

هنر نقاشی

313:

هنر نقاشی

314:

هنر نقاشی

315:

هنر نقاشی

316:

هنر نقاشی

317:

هنر نقاشی

318:

هنر نقاشی

319:

هنر نقاشی

320:

هنر نقاشی

321:

هنر نقاشی

322:

هنر نقاشی

323:

هنر نقاشی

324:

استاد فرشچيان:

هنر نقاشی

325:

هنر نقاشی

326:

چند تا كار جديد از هستيو هنكس پيدا كردم!

هنر نقاشی

327:

استيو هنكس:

هنر نقاشی

328:

steve hanks:

هنر نقاشی

329:

steve hanks:

هنر نقاشی

330:

steve hanks:

هنر نقاشی

331:

steve hanks:

هنر نقاشی

332:

steve hanks:

هنر نقاشی

333:

steve hanks:

هنر نقاشی

334:

steve hanks:

هنر نقاشی

335:

steve hanks:

هنر نقاشی

336:

steve hanks:

هنر نقاشی

337:

steve hanks:

هنر نقاشی

338:

steve hanks:

هنر نقاشی

339:

steve hanks:

هنر نقاشی

340:

steve hanks:

هنر نقاشی

341:

steve hanks:

هنر نقاشی

342:

steve hanks:

هنر نقاشی

343:

steve hanks:
هنر نقاشی

344:

steve hanks:

هنر نقاشی

345:

steve hanks:

هنر نقاشی

346:

steve hanks:

هنر نقاشی

347:

steve hanks:

هنر نقاشی

348:

steve hanks:

هنر نقاشی

349:

steve hanks:

هنر نقاشی

350:

steve hanks:

هنر نقاشی

351:

steve hanks:

هنر نقاشی

352:

steve hanks:

هنر نقاشی

353:

steve hanks:

هنر نقاشی

354:

steve hanks:

هنر نقاشی

355:

steve hanks:

هنر نقاشی

356:

steve hanks:

هنر نقاشی

357:

steve hanks:

هنر نقاشی

358:

steve hanks:

هنر نقاشی

359:

steve hanks:

هنر نقاشی

360:

steve hanks:

هنر نقاشی

361:

شلام عديدي
حيلي حوچلن آفتابي دونم
بلي گبليا بهتل تل بودا

362:

steve hanks:

هنر نقاشی

363:

سلام خانومي!
مرسي!
آره خب!بهترين كارهايي رو كه سراغ داشتم گذاشتم!الان بقيه آثار رو به ترتيب زيباييشون تقريبا دارم ميذارم!طبيعيه كه اوليا قشنگ تر بودن!

364:

اكشالي ناداله عديدي
همينا هم حودسون حيلي حوچلن
دشتت دلد نتنه دلم

365:

ALEXEI ALEXEIVICH HARLAMOFF:

هنر نقاشی

366:

ALEXEI ALEXEIVICH HARLAMOFF:

هنر نقاشی

367:

ALEXEI ALEXEIVICH HARLAMOFF:

هنر نقاشی

368:

anthony ryder:

هنر نقاشی

369:

anthony ryder:

هنر نقاشی

370:

anthony ryder:

هنر نقاشی

371:

anthony ryder:

هنر نقاشی

372:

anthony ryder:

هنر نقاشی

373:

anthony ryder:

هنر نقاشی

374:

ايمان ملكي:
(تابلايشان پوشش ناپايدار)

هنر نقاشی

375:

با سلام به همه دوستان!ريسك بالايي داشت زدن اين تاپيك ولي اميدوارم اونقدر علاقمندانش كم نباشن كه منو از زندگي نااميد كنن!
اينجا هر كسي حتي اگر نقاشيش خوب نباشه عكس هايي(حتي اگر شده با گوشي موبايلش!)از نقاشيهاش ميگذاره!علاوه بر اون تا جايي كه بشه اينجا سعي ميشه اصول اين سبك و كلا نقاشي اصولي فرموده بشه براي كساني كه علاقمندش باشن!
--------------------------------------
از مدير محترم تالار ميخوام اگر هستقبال نشد حذف كنند اين تاپيك رو!

376:

براي شروع خودم ميگذارم.

هنر نقاشی

377:

هنر نقاشی

378:

هنر نقاشی

379:

منتظر كاراي دوستان هم هستم!(فقط به كارام نخندينا!)

380:

فوق العاده بود مرسی هنرمند

381:

لطف داري آقا شهرام.

382:

هنر نقاشی

383:

اگر كسي علاقمند براي اين كار هست اگر فراخوان كنه ممنون ميشم!(تا ببينيم اگر علاقمندي نيست حذفش كنيم!)

384:

آفتابی عالی بود خیلی قشنگن خیلی خیلی
خسته نباشی

385:

ممنون بي وفا جون!اين معنيش اينه كه منتظر نقاشي هات باشيم ديگه؟

386:

من منتظرم هااااا!

هنر نقاشی

387:

هنر نقاشی

388:

هنر نقاشی

389:

هنر نقاشی

390:

هنر نقاشی

391:

هنر نقاشی

392:

هنر نقاشی

393:

هنر نقاشی

394:

سلام آفتاب جان
خیلی قشنگ میکشی
من بیشتر از حالت چشم هایی که کشیدی خوشم اومد
من هم طراحیه پوشش خوندم
اما طراحی هامو نمیدونم سبکش چیه
اما حتما می ذارم این جا
خسته نباشی.


395:

قشنگن
اما چرا همه اش كپي؟!

396:

من هم خودم دستي در نقاشي دارم .

البته نه فيگوريسم و رياليسم و ..


بيشتر امپرسيونيم .

البته يه نوع امپرسيونيسم كه بازي با نور و رنگه ..
اين مطلب هم جهت اطلاع بيشتر شما از امپرسيونيسم
اميدوارم خوشتون بياد


امپرسيونيسم
از پانزدهم آوریل تا پانزدهم مه سال 1874، گروهی از نقاشان جوان و مستقل فرانسوی: مونه(1)، رنوار (2)، پیسارو(3) ، سیسلی(4) ، سزان (5) ، دگا(6) ، گیومن(7) ، برت موریزو(8) ، كه یك انجمن بی نام تشكیل داده بودند، در محلی سوای سالن رسمی، یعنی در هستودیوی عكاسی نادارNadar نمایشگاهی برپا داشتند.

نمایشگاه غوغایی به پا كرد و روزنامه نگاری به نام لورواLeroy پس از مشاهده ی تابلویی از مونه به نام «تأثیر، طلوع آفتاب» در مجله ای به طعنه نمایش دهندگان را تأثیر گرایان امپرسیونیست خواند.



این نام كه توسط خود نقاشان پذیرفته گشت، بسیار متداول گشت و در سراسر جهان مورد هستفاده برنامه گرفت.

اما، معنای این اصطلاح در ابهام باقی ماند.


امپرسیونیسم نظری منتقدان، جایگزین امپرسیونیسم خودروی ِ نقاشان شد و این اندیشه ی زنده به اصولی ثابت تبديل گشت.

سپس واكنش های پی در پی بر علیه امپرسیونیسم سریعاً حدود و قلمروی اون را تثبیت كرد و مجال گسترش را از اون گرفت.

بنابراین بازستاندن اقلیم واقعی اون و تشخیص حدود و حیطه ی این نهضت كه بدعتی در دید و حساسیت نوین پدید آورد، بسیار مشكل هست.

امپرسیونیسم هنرمندان نامتشابه بسیاری را متحد كرد.

هر یك از اونها آزادانه و بنابر نبوغ خویش، خود را از اصول متشكله ی امپرسیونیسم انباشتند و كمال بخشیدند.


نقاشان امپرسیونیسم عموماً بین سال های 1830 تا 1841 متولد شدند: پیسارو – مسن ترین اونها – در 1830، مانه (9) در 1832، دگا در 1834، سزان و سیسلی در 1839، مونه در 1840، رنوار بازیل(10) ، گیومن و برت موریزو به سال 1841.

این بدعت گذاران جوان در حدود سال 1860 از نقاط مختلف به پاریس آمدند و گردهم جمع شدند.

پیسارو، سزان، گیومن، در آكادمی سویس و مونه، رنوار، بازیل و سیسلی در آتلیه ی گلیر(11) یكدیگر را ملاقات كردند اما در نهایت، اونان به جنگل فونتن بلو روی آوردند و در اونجا با شیوه ی ناتورالیستی مكتب بار بیزون(12) به نقاشی پرداختند.


از اونجا به حوالی مصب رودسن و سواحل دریای مانش كه بین سال های 1860 تا 1870 مهد امپرسیونیسم گردید، كوچ كردند.

در اون فضای مملو از آب و روشنایی بود كه مونه در مجاورت بودین (1898-1824)(13) و ژونكن (1891-1819)(14) شیوه ای را در نقاشی ارایه داد كه بسیار سیال، اثیری و رنگ آگین بود.


پبسارو و سیسلی همچنان باكوروCorotصمیمی ماندند.

سزان و دگا، یكی زیر نفوذ رومانتی سیسم و دیگری تحت هستیلای كلاسی سیسم، هنوز سهمی در مرحله ی ابتدای امپرسیونیسم نداشتند.

مانه به علت نوگرایی موضوعات در سال 1863پرچمدار مكتب نویی شد كه پیشروان اون در كافه ی گره بوا یكدیگر را ملاقات می كردند.


در سال 1869، مونه و رنوار كه فیگورها و كمپوزیسیون های هوای آزادشان ملهم از كوربه Courbet بود، در بوژیوال (دهكده ی كوچك كنارسن) بارانداز خوش منظره ی گره نور را نقاشی می كردند.

در اونجا همه چیز از قایق ها تا پوشش های رنگین پرزرق و برق در آمیزشی بیبرنامه بود و از میان شاخ و برگ ها هزاران بازتاب اشعه ی خورشید در سطح مواج رودخانه می شكست.

كوشش برای القای تحرك و سرور این چشم انداز كه پیوسته اونها را برمی انگیخت، موجب كشف بـِلا اراده ای اصول تكنیكی ی امپرسیونیسم شد: تقسیم سایه ها و درخشش ناثابت لكه های رنگ، دید جدیدی به وجود آورد كه نه از یك تئوری، بلكه از مشاهده ی بی درنگ انعكاس نورخورشید در كناره های رود سن ناشی می شد.


بلاشك سبك این نقاشان، هنوز به وحدت نرسیده بود و تا سال 1873 شیوه ی كاملاً آگاهانه یی نبود، ولی تازگی ی این كارهای اولیه را هرگز نباید نادیده انگاشت.

جنگ بین فرانسه و آلمان در سال 1870، این گروه را درست هنگامی كه تجربیاتشان در شرف شكل گرفتن بود، پراكنده ساخت.

مانه، رنوار، دگا و بازیل به جنگ احضار شدند.

بازیل در جنگ «بون لا رولاند» كشته شد.

مونه، پیسارو و سیسلی به لندن پناه بردند و در اونجا توسط دوبینی به «دوران روئل» - فروشنده ی تابلو - كه بعدها مدافع اصلی اونها شد، معرفی گشتند.

كشف ترنر(15) و كنستبل(16) ، تكامل تكنیكی اونها را تسریع كرد.

در سال 1872، مونه در آرژانتوی، نزدیك پاریس، و پیسارو در پونتواز به شیوه ی جدیدی از منظره سازی در هوای آزاد پرداختند.

كار مونه كه در مقیاسی وسیع و جهانی، شیفته ی جادوی آب و صُـوَر فریبنده ی نور بود، رنوار، سیسلی و مانه را مجذوب خود كرد.

كار پیسارو ناشی از كیفیتی زمینی و روستایی، با تأكید بیشتری در ارزش های ساختی، در سزان و گیومن اثر گذاشت.


به سال 1873، با تغییر روش مانه، سزان و تا حدودی دگا و تمایل اونها به رنگ های روشن، سبك امپرسیونیسم گسترش یافت و مفهوم كلی تری پیدا كرد.

ضربات كوچك قلم كه تا به حال برای ارائه ی انعكاس ها در آب هستفاده می گردید، اكنون در درختان، خانه ها، آسمان، تپه ها و تمام عناصر منظره، به كار گرفته شد.


رنگ ها به طور سیستماتیك روشن تر و سایه ها نیز رنگ آمیزی شدند.

رنگ های مرتبط كننده ی خاكستری و قهوه یی مورد هستفادهكورو، به رنگ های خالص طیف نور كه بنابر قانون رنگ های مكمل به طور هماهنگ و یا متضاد به كار می رفت، تبدیل گردید.

ارتباط و پیوستگی دید، تشدید و ارتعاش نور را به عنوان اصلی عمده وارد وحدت آگاهانه ی تكنیكی خویش كردند.

و در نتیجه به علت صرف نظر كردن از خطوط پیرامون و طرح ریزی و سایه زدن اشیاء و نیز به علت عدم پرداخت به جزئیات غیر صریح و كمپوزیسیون كلی ابقا كننده ی نیرومندی طرح، و به دلیل نمود ناكامل و ناتمام آثار، خشم معاصرین برانگیخته شد.


منتقدی به نام «آرمان سیلوستر» تفاوت باریك بینانه ای بین سه نقاش قایل شد: مونه ماهرترین و جسورترین، سیسلی موزون ترین و ترسوترین، پیسارو صادق ترین و طبیعی ترین.


در سال 1874، به هستثنای مانه كه به سالن رسمی وفادار ماند، كلیه ی نقاشان گروه در معرض توهین و شماتت عامه برنامه گرفتند.

تا سال 1876، هفت نمایشگاه مشترك انجام شد.

در همین سال دورانتی نویسنده و منتقد هنری، كتاب نقاشی نو را – كه عنوانی در خور توجه هست – انتشار داد و جهت گیری نقاشان جوان را زیركانه تجزیه و تحلیل كرد: اینان با طی طریق كشف و شهود، به تدریج نور خورشید را به اشعه و عناصر اون تجزیه كردند و با هماهنگی كلی رنگ های قوس و قزحی* كه به روی بوم پراكندند، وحدت اون را، از نو می سازند.


در سال 1877، كه شاید سال تعالی امپرسیونیسم و لحظه ی یكپارچگی و كامل ترین تظاهرات اون بود،به مناسبت سومین نمایشگاه و به پیشنهاد رنوار، ژرژ ری ویز نشریه ی كوچكی به نام امپرسیونیست ها منتشر كرد و در اون، به نحوی هوشمندانه و آتشین، به توجیه كوشش های دوستانش پرداخت: دقت در موضوعی به خاطر رنگ ها ی اون و نه به خاطر خود موضوع، مطلبی هست كه امپرسیونیست ها را از سایر نقاشان متمایز می كند.

و به این ترتیب او بر پیروزی هستقلال تصویری، تأكید كرد.

نمایش و ارائه ی سنتی «موضوع» كه به وسیله ی اسطوره شناسی یا تاریخ و یا اصول قراردادی بورژوازی تعیین می شد، جای خود را به تفكر درباره ی موتیف: درخت، كلبه گلی، افق و غیره داد و این اندیشه مبرا از وقت و مكان، ولی دارای یك منشأ كلی از ارزش ها بود.

به این ترتیب نقاشی بدون بهره گیری از بار ادبیات، محتوای خویش را القا می كرد.


در سال 1878 جزوه ای به نام نقاشان امپرسیونیست به وسیله ی «تئودور دوره»، نویسنده و منتقد هنری منتشر شد.

این نوشته همراه با كتاب دورانتی اولین بررسی جامع این نهضت بود.

عدم شركت مونه، رنوار، سیسلی در پنجمین نمایشگاه، به سال 1880، بحران عمیقی را چه از نظر فردی و چه از نظر هستتیكی، آشكار ساخت.


سپس ده سال پایداری دلیرانه در مقابل اهانت های مداوم، و ارائه ی آثار گرانقدر، امپرسیونیسم درست در لحظه یی كه به شناخت دستیابی پیدا می كرد، موجودیتش به عنوان یك آرمان خودرو و بلااختیار دچار وقفه شد، هر یك از مؤسسین نهضت كه به حد كمال می رسیدند، راه خاص خود را در پیش می گرفتند، در حالی كه وفاداری خویش را نسبت به آیین مشتركی كه اونها را گرد هم آورده بود – آیین طبیعت و آزادی – ابقا می كردند.


هموقت با مرگ مانه در سال 1883 – كه پس از اون نسل جدیدی ظهور كرد : سورا(17) ، وان گوك (18) گوگن(19) ، لوترك(20) با اون كه از امپرسیونیسم تغذیه كرد ولی بر علیه اون بپاخاست – علیرغم همه ی كوششهای «دوران روئه»، گروه اصلی، كاملا از هم پاشید.


پراكندگی مكانی (پیسارو در ارانی، مونه در زیورنی، سیسلی در سن مامه، سزان در «اكس اون پرووانس» و رنوار، پس از رفت و برگشت بسیار در پرووانس اقامت كرده بودند) با اختلاف در اصول هستتیكی اونها همراه بود.

در اون هنگام، به فرموده ی «لونلوونتوری»(21) مونه به سمبولیسم رنگ و نور می گرایید، پیسارو مجذوب پوان تیلیسم(22) می شد (پوان تیلیسم یا دیویزیونیسم (23) شیوه ای كه در تكنیك بعضی از امپرسیونیست های بعدی نضج گرفت و عبارت بود از الحاق تكه های كوچك رنگ های روشن و مكمل روی بوم.

به این ترتیب در آثار این نقاشان، هیچگاه اختلاط رنگ صورت نمی گرفت بلكه تركیب دو رنگ به وسیله ی كنار هم برنامه دادن اونها حاصل می آمد.)، رنوار در پی تشبیه سازی عناصر فرم آكادمیك بود، سزان توجه خود را به مسایل ساختی معطوف می داشت و سیسلی با شیوه ی موجود، خود را ارضاء می كرد.

رنوار و سزان با بهره مندی از نبوغ خویش و در مسیری همواره رو به تعالی، خود را بارور ساختند بی اونكه تزلزلی به خود راه دهند.

مونه، سیسلی و پیسارو، سه منظره سازی كه هر چند پیوستگی و تقرب بیشتری با امپرسیونیسم داشتند ولی دچار اغتشاش افزون تری نیز بودند.

در كار اونها دگرگونی های بیشماری ظاهر شد كه گاهی به ارائه ی آثار صرفاً تزئینی انجامید، ولی اونها حتی نتوانستند موازنه ی لطیف و بـِلا اختیار آثار اولیه شان را تجدید كنند.

بلا شك اینان، هنوز هم از امكانات بی شماری برخوردار بودند ولی روح نظم و قاعده و تأثیرات ادبی و علمی اغلب آزادی و كیفیت كشف و شهودی آثارشان را محدود می كرد.

سپس 1895، پیسارو قدرت خلاقه ی شفرمود انگیزی را بازیافت و آخرین شاهكارهایش، مانند آثار مونه، رنوار و سزان، به علت جنبش زاینده، ارتعاش نور و احساس مستقیم در برابر طبیعت، هنوز از امپرسیونیسم - به معنی وسیع كلمه - سرچشمه می گرفت.


بنابراین، امپرسیونیسم مشمول كار یك گروه انعطاف ناپذیر با برنامه ای منجمد و یا نوعی رابطه ی هستاد و شاگردی نمی شد، بلكه تطابق سلیقه ای آزادانه، تجربه ای زنده و یك لحظه برادری بود كه هنرمندانی جوان و بی توجه به عقاید، ولی برخوردار از غنای احساسی در اون سهم داشتند.

اینان، به ناگهان، دنیا را اونقدر وسیع و گونه گون یافتند كه هر كدام بی هیچگونه قید و جبر، می توانستند اون را نقاشی كنند.

و چون نقاشی برای اونها مفهوم امری بدون اختیار و خود بخودی و نه مشتق از یك تئوری داشت، توانستند علیه قوانین سنتی و قراردادی طغیان كنند و اگر تقریباً همه ی این هنرمندان پیشرو – هر چند با طبایع متفاوت – بین سال های 1860 تا 1870 گردهم آمدند تا در تشكل امپرسیونیسم، شركت جویند، به علت اطاعات تدریجی از چند اصل ثابت یا چند دستورالعمل تكنیكی نبود، بلكه نتیجه ی خواست بی صبرانه ی اونها در آزاد كردن شخصیت خود برای تماس دینامیك با طبیعت و زندگی و - در پیروی از پیشوایی مانه - برای درهم شكستن تمام آیین های قراردادی و تمام قیود آكادمیك بود.

مانه می فرمود: تأثیر خلوص و صداقت این هست كه به كار شخص كیفیتی اعتراض آمیز می بخشد.

چه نقاش فقط به انتقال تأثرات خود وابسته هست، او در پی اونست كه فقط خودش باشد و نه شخص دیگر.


در حقیقت، نقاش امپرسیونیست منحصراً توسط كشف و شهود فردی خویش هدایت می شد و تنها بر صداقت خود اعتماد می كرد و هر یك از آثارش - به عنوان یك كار خلاقه - اثبات و كشف دوباره ی نقاشی بود.

از نظر او، دنیا، یكباره و برای همیشه در یك قالب ثابت زیست نمی كرد، بكله با هر نظر، در تازگی احیا شده یی دوباره كشف می شد، و كمترین جلوه ی اون، جزیی از زیبایی متغیر اون بود.

چنین آزادی ای، جز به خشم آوردن امت اون وقت، چه می توانست كرد؟ امتی كه دیدشان توسط مدرسه ی هنرهای زیبا (به عنوان نمودی از تحجر اجتماعی) منجمد شده بود.


برای ما، تجربه ی امپرسیونیستی طبیعتاً درخور سنت تصویری رنسانس تا به حال هست؛ در حالی كه این نهضت بیشتر و بیشتر صادقانه، بیان بصری واقعیت را دنبال می كند.

امپرسیونیست ها تحت تأثیر كوربه كم و بیش از سنت واقع گرایانه ای آغاز كردند و اون را به اوجی رساندند كه سرنگون گشته و جای خود را به گریز از واقعیت نقاشی نوین داد.

اگر چه دنیای بصری ای كه امپرسیونیست ها به ما ارائه می دهند بیشتر واقعی به نظر می رسد، و یا شاید بیشتر از مفروضات عینی رآلیسم، شباهت را القا می كند ولی دریافت این نكته مهم هست كه این دو طرز تلقی بیشتر در جهت مخالف هم هستند تا در تداوم یكدیگر.

نقاش رآلیست كارش را بر یك پایه ی عقلایی هستوار می كند و احساساتش را با دانش خود وفق می دهد - یعنی او احساسات را در قالب های قراردادی جا می دهد: رعایت طراحی دقیق با حفظ حدود اشیاء، قوانین اوناتومی و پرسپكتیو و تفوق سایه پردازی.


در مقابل این عقل گرایی رآلیستی، احساس گرایی امپرسیونیسم برنامه دارد، وحدت شیوه ی اون بر مبنای كشف و شهود فردی و بر انتخابی عاطفی كه در قید هیچیك از مفروضات نظری نیست، هستوار می باشد.

دنیای برونی، قدرت بازدارنده ی خود را از دست می دهد و تماماً به رنگ های خالص ضد ناتورالیستی تبدیل می گردد و برای هنرمند به صورت یك تم – به مفهوم موسیقی ی این كلمه – در می آید، كه او می تواند بنا به اراضای باطنی ی خویش، روی اون دگرگونی و زیر و بم هایی ایجاد كند.

این تعبیرات، دولاكروا(24)را به ذهن متبادر می كند، ولی آزادی امپرسیونیسم غنی تر و خشن تر از آزادی رومانتی سیسم هست.

رومانتی سیسم در واقع، تسلیم خیالات واهی و سوز و گداز بسیار، و درگیر عناصر بیرونی ی غالباً تصنعی و نظرات فانتزی و ادبی بود.

حال اونكه امپرسیونیسم، نقاشی را از سوز ادبی رمانتی سیسم و از بلاغت اجتماعی رآلیسم رهایی بخشید و خلوص اون را تجدید كرد.


امپرسیونیسم كه به قیمت تلاشی قهرمانانه هستقلال خود را بدست آورده هست، به بیان دید اخلاقی رُك گویانه ی وقت خویش، صداقت، گرایش به سوی آزادی فردی و برابری اجتماعی و برداشت شاعرانه یی كه اغلب در موضوعات ساده ی زندگی روزمره مشهود هست، پرداخت.

این بود مفهوم همبستگی جهانی نور در مقابل نقاشان «برگزیده» و «فنا شده»، در مقابل سلسله مراتب و ظرافت كاذب «سالن رسمی».


بدیهی هست كه امپرسیونیسم حتی در یكپارچه ترین دوره ی خود یعنی از سال 1870 تا 1880، گرایش های متنوعی را نشان داد.

سپس این تاریخ با ظهور نسل جدید، تمایلات دیگری پدیدار شد – نئو امپرسیونیسم، سمبولیسم و اكسپرسیونیسم – كه به شدت علیه اون واكنش نشان داد، هر چند خود از اون ریشه گرفته بود.

مهعذا، علیرغم پیچیدگی افكار و عقاید و نهضت های گوناگون، یك وحدت معنوی گسترده، از سال 1860 تا 1900، تمامی این دوره – كه شاید بتوان به اون امپرسیونیسم اطلاق كرد – را مشخص می كند.

دوره یی كه نقاشی به دلیل ظهور نوابع بی نظیر، هستقلال كامل می یابد و در عین حال، به طرزی حساس و صادقانه به زندگی اون دوره و عمیق ترین خواسته های اون گواهی می دهد.


* قوس و قزح: رنگین كمان
1)Monet
2)Renoir
3)Pissarro
4)Sisley
5)Cezanne
6)Degas
7)Guillaumin
8)B.Morisot
9)Manet
10)Bazille
11)Gleyre
12)Barbizon
13)Boudin
14)Gonkind B.


15)Turner
16)Constable
17)Seurat
18)Van Gogh
19)Gauguin
20)Lautrec
21)L.

Venturi
22)Pointilism
23)Divisionism 24)Delacroix

397:

هنر نقاشی



تقريبا شبيه اين نقاشيه

398:

سلام زنبق جون!
ممنون!حتي هستادم ازم شاكي شده بود كه انقدر رايشان چشم كار كردم!ولي نظر خودم اينه كه تايشان يه چهره چيزي كه بيشتر از همه تاثير داره و بايد دربياد چشمه!
خوشحال ميشم طراحيهات رو ببينم!خودم چون آكادميك نقاشي رو كار نكردم سبك هارو كامل نميشناسم!فقط چند تاش رو!منتظر كارات هستم.

399:

ممنون.
خب اين دليل داره!روش اصولي كار تايشان سبك رئال اينه كه ابتداي كار بتوني كاراي هستاداي بزرگ رو كار كني!بعدش مدل زنده ست!البته اين هايي كه گذاشتم نصفش كاراي اصله!كپي نيست!پارچه هارو خودم اون شكلي گذاشتم و كشيدم!دو تا از چشم ها هم از رايشان اصل چشم كار شده نه از رايشان كار كس ديگه!و البته الان كه اون مرحله رد شده ديگه كار كپي خيلي خيلي كم انجام ميديم!بيشتر طراحي مجسمه حضرت داوود و مدل زنده ست!
اميدوارم شمام از خودتون نقاشي بذارين اينجا.

400:

و ما همچنان منتظريم.......!!!!

401:

سلام افتاب عزيز

نقاشى هاى شما به واقع زيباست

البته جاى كار بسيار دارد

مطمئنن روزى نقاش قابلى خواهيد شد

402:

متشکرم
افتاب جون تبریک میگم نقاشی هاتون فوق العاده هستند امیدوارم موفق باشید

منم سر موقعيت حتما چند تا از کارهامو میزارم

403:

سلام.ممنون.خوشحال ميشم ايراداتي رو كه ديدين بگين.و منتظر كاراتون هستم.

404:

ممنون.بي صبرانه منتظرم.

405:

سلام آفتاب ؛
آثارتون بسیار خوب و زیبا بود و از اعتماد به نفستون هم بابت ارائه ی این آثار باید تقدیر کرد .
اما یه کاری نکنید هنرهام رو رو کنم هااااا

406:

سلام گل سرخ.
ممنون!اين اعتماد به نفس رو هم اگر نداشتيم كه.......!
اتفاقا هدف همين بوده!منتظرم!

407:

منم طراحي از حيواناتم بدك نيست
اگر عمري بود ميزارم افتاب جونم

408:

البته از الان بگم اگه من هنرهام را رو کنم باید کاسه کوزه هاتون رو بشکنید هااااا
ولی راستش من اعتماد به نفس شما رو ندارم .

ضمن اینکه نقاشی هم بلد نیستم اگه خطاطی یا تذهیب بود ما در خدمت رسانی حاضر بودیم .


409:

به به!بابي جون!از اينورا خانومي؟
ايول!اينجا همه هنرمندن و رو نمي كننا!
منتظرم.

410:

ما از خدامونه!شما بذارين فكر اونجاشو نكنين!
ضمن اين كه تايشان پست اول فرمودم!حتي اگر بلد نيستين بكشين!ايشالا اگر شد سعي مي كنيم با كمك هم ايرادامونو متوجه شيم.پس منتظرم.

411:

در اولین موقعيت منم نقاشی هامو می ذارم....


412:

نميدونم اين سر موقعيت و ايشالا و بعدا و اينا كي ميرسه؟و ما همچنان منتظريم كه حرفا عملي بشه!

413:

من نقاشیم خوب نیست همینو کپی کردم میزارم فرض کنین خودم کشیدم.

هنر نقاشی
افتابی خودم کشیدما!
میبینین چقده قشنگه؟!

414:

هنر نقاشی
اینم یکی دیگه از شاهکارهای تیتی


415:

باسلام
بر دوستان گرامی

برای حمایت از این حرکت ، چند نمونه از آثارم را ، برایتان ارسال می کنم :





هنر نقاشی



باسپاس

416:

باسلام
برشما دوستان گرامی

برای دیدن تعدادی از آثارم ، به گالری سایت خردمند (kheradmand) ،

گروه نقاشی:
آلبوم نقاشی ، به نام آثار (منم) ، مراجعه نمایید.

باسپاس


417:

ممنون تينا جان.ايشالا بقيه ام لطف كنن مثل شما بذارن كارشون رو.

418:

ممنونم منم كه لطف كردين كارتون رو اينجا گذاشتين.خيلي دوست دارم بدونم هستادتون چه كسي بوده و چند سال كار كردين و به چه صورت اگر مايل باشين بگين.كارتون هم بسيار زيباست.

419:

هنر نقاشی

420:

مرسی از نقاشیای جالبتون

421:

این اثرتون خیلی قشنگ بود واقعا ممنون حرف نداشت
انسان تو چشمهای این نقاشی غرق میشه!واقعا هستادانه هست
مثل این میمونه چشمهای نقاشی با انسان در ارتباطن و دارن حرف میزنن
من واقعا تحسین میکنم این اثر.و

422:

اي بابا!حالا انقدر تعريف نكنين دچار غرور كاذب ميشيم!
شما چرا نقاشي اي نميذارين؟

423:

اخه من که مثله شما ها هستاد نیستم خانوم
راستی تعریف نمیکنم حقیقته واقعا این اثری که فرمودم واسه من خیلی زیبا بود
رراستی اینارو خودتون میکشین؟
واقعا محشرن!

424:

با يك سال كار كردن هيچ كس هستاد نميشه كه من بخوام بشم!مخصوصا با اين تنبلي اي كه در اين زمينه دارم و هميشه بايد بهم زور بگن تا بشينم سرش!
ممنونم.نظر لطفته عزيزم.
بله خب!قراره اينجا كاراي خودمونو بذاريم!وگرنه يه تاپيك ديگه از كاراي بزرگترين نقاشاي دنيا زدم!خوشحال ميشم كاري هم از شما ببينم.

425:

آفتابی هم هنرمند بود خبر نداشتم .......

تا الان نقاشیها فوق العاده بود .....

منتظر دیگر آثار هستیم

426:

ولی به نظره من درکارهات در حده یک هستاد میمونه
واقعا کاره خودته؟
عالیه خیلی عالیه با این راهی که شما در پیش گرفتی حتما هستاده هستادم میشید!من اولش باور نمیکردم کارهای خودتونه فکر کردم کاره یک هستاده با ور میکنی؟
واقعا ,واقعا عالین
محشرن
هنوز 1 سال نگذشته اینجوری پیشرفت کردی خیلی عالیه امیدارم ادامه بدی و بتونی به درجه های بالاترم برسی با این کارهائی که من از شما دیدم واقعا هستاد میشید البته اگه ادامه بدین
توصیه میکنم حتما ادامه بدین چون حیفه که این کارهانیمه تموم بمونه
اخه من کارهای نقاشی ندارم اگه داشتم حتما دریغ نمیکردم و میزاشتم .
من هنرم در حده صفره.خیلی دوست داشتم منم کار داشتم و اینجا میزاشتم امیدوارم موفق بشین

427:

هر روز از کارهای قشنگتون دیدن میکنم

428:

ممنون.يه كم انتظار طولاني ميشه چون بقيه كارام نميدونم كجا نيست شده تايشان اثاث كشيمون!يه تابلو هم داشتم كه يك ماه روش كار كرده بودم!و واقعا دوسش دارم كه نميدونم الان كجاست!

429:

ناز خانم انقدر ديگه تعريف نكنين آدم خجالت زده ميشه!به قول هستادم هميشه ميگه نبايد جلايشان روتون ازتون تعريف كنم روتون زياد ميشه!
مرسي!خيلي خيلي لطف داري.

430:

قربونت ولی من حقیقتهارو فرمودم همین!
در ضمن خوب نیست یک هنرمند خجالت بکشه
باید به کارهاش افتخار کنه مثله شما باید به کارهاتون افتخار کنید
راستی من بی صبرانه منتظره کارهای بعدیتون هستم
منم یک وقتی رفتم کلاس نقاشی ولی دیدم از پسش برنمیام ولش کردم دیگه سراغش نرفتم
راستی افتاب خانم میشه از کارهاتون کپی برداری کرد یا نه؟
اجازه داریم؟
راستیتش من نتونستم بدون اجازتون از اون اثر قشنگتون کپی برداری کنم
اگه اجازه بدین؟

431:

سلام ؛
خوب به هم نون قرض میدید هاااا

432:

باشه از اين به بعد به جاي خجالت فقط نقاشي ميكشيم!
الان چند ماهي هست اصلا مداد دستم نگرفتم!ايشالا از اين هفته دوباره شروع مي كنم!و هر هفته كارامو ميذارم!ولي اگر فقط من باشم فايده اي نداره!بايد يه تكوني بخوره اينجا و بقيه ام كاراشونو بذارن!
خواهش مي كنم.راحت باش عزيز.

433:

افرین حالا شدی یک هنرمند به تمام واقعی
مرسی گلم خیلی خانمی

434:

متوجه منظورتون نشدم؟

435:

خوب حالا چرا خون گریه می کنی ؟ خیلی ها متوجه منظور من نمیشند
بیخیال تا آفتاب پرتمون نکرده بیرون

436:

عكس دومتون فوق العاده بود! در حد يه عكس واقعي! كاش برش نميداشتيد.


437:

ديدم ابجيم صابخونس اومدم ديگه
نه بابا ما مونده هنرمند بشيم

يه چندتا از كارامو اسكن كردم ولي امشب نتونستم اپلودش كنم

ولي فردا انشالله ميزارم

438:

خوش اومدي!تاپيك خودتونه بابا!
اي بابا!پس امشب منتظرم هااااا!

439:

مرسي

والا الان يكي دوتا ميزارم ولي شرمنده كه كيفيت خوبي نداره.بقيشو تو روز عكس ميگيرم كه بهتر بشن

راستي خواهشا كسي نخنده ها
هنر نقاشی

440:

اينم يكي ديگه.
هنر نقاشی

441:

اين يكي از اوناييه كه خيلي دوستش دارم!
هنر نقاشی

442:

درود.
بسیار لذت بخش و عالی بود.
هم کارهای خانم آفتاب و هم کارهای خانم بابی.

اون چشمی که خانم آفتاب کشیده بودند به نظر من بسیار جالب و دیدنی بود.



نقاشی های خانم بابی هم انسان را به حال و هوای کارتونها می اندازد که حس جالبی در اون برنامه گرفته هست.
حسی از تراوت و شادابی که در اکثر نقاشی ها دیده نمیشوند.


443:

ممنون.

اره هستادمون هم فرمود طرحات كارتوني هستن.منم سعي كردم بهتر كنم كارامو!يعني طبيعي تر!
راستي اينا كاراي شب امتحانه همشون.وگرنه من اصولا اهل طراحي نيستم.وسپس اون ترم ديگه سراغش نرفتم...


444:

بابي جان ممنون كه كاراتو گذاشتي.كارات قشنگن.به قول هستادتون كمي كارتونين.و جالب.

445:


باسلام
بر شما دوست گرامی

بیشتر کارهایم را نمی توانم از سایت خردمند ، به این سایت ، منتقل کنم.
زیرا سایز اون ها ، بسیار بزرگ می شود!

بنابراین در صورت تمایل ، می توانید به سایت خردمند رجوع نمایید.

باسپاس

446:

سلام بر منم

می تونید عکس هاتو نرو در http://imagevenue.com آپلود کنید قبل از آپلود در قسمت
Select image content
گزینه safe to Work رو انتخاب کنید

بعد که عکس هاتون رو آپلود کردید

محتویات کد نوشته ی {Hotlink a clickable thumbnail on a Forum or Message Board Use the second link if this one fails}
رو انتخاب کنید و در محیط ارسال Paste کنید با این روش مشکل بزرگ شدن حل میشد

سپاس


447:

باسلام
بر شما دوست عزیز

در زمینۀ وحدت فرم و رنگ ، هستاد من ، رویین پاکباز بوده هست.
اما برای نقاشی کردن ، نمی توان از کسی چیزی یاد گرفت.
بنابراین من نیز مانند سایر نقاشان ، قدرت تصویرگری را ، به ارث برده ام.
زیاد هم کار نکرده ام.
زیرا علایق متنوع ، مانع از تمرکز من بر یک کار می شوند.

چند روزی به نقاشی علاقمند می شوم و نقاشی می کنم.
هنگامی که علاقه و توجه ناپدید شد ، نقاشی نیز ، فراموش می شود!

تنها چیزی که همواره ، توجه مرا ، به خود جلب می کند ؛
خودشناسی و خداشناسی می باشد.

آثاری که تاکنون ، به سایت خردمند ارسال نموده ام ؛
بیشتر با مداد رنگی پلی کروم می باشند.
اخیراً به این کار علاقه مند شده ام.
در حالی که قبلاً ، رنگ و روغن را ترجیح می دادم.

موفق باشید.

باسپاس

448:

سلام.ممنون از پاسختون و وقتي كه گذاشتين براش.با توجه به كارهاي زيباتون اميدوارم اين علاقه هيچوقت در شما از بين نره.موفق باشين.

449:

پاكباز هستاد شناخته شده اي هستند و نايشانسنده كتابهايي مثل دائره المعارف هنر و نقاشي ايران از ديرباز تا امروز.

در واقع ميشه فرمود يك محقق هنري هم هستند و در مورد آثار شما مسلمه كه علاوه بر هستعداد ذاتي، شاگرد چنين هستادي بودن هم در ایجاد همچين آثار زيبايي دخيل هست...البته هستعداد شما ظاهرا مسائل غير هنري رو هم شامل ميشه! (بحثهاي تالار موضوعي)

در مورد مقطعي بودن هم درست ميفرمائيد دوستان هنري ديگه هم تائيد ميكنند كه گاهي انسان حوصله هيچ فعاليت هنري رو نداره و گاهي هم بطور ناگهاني ايده ها به ذهن ميرسند! من هم تجربه كردم چنين وضعيتي رو.

در مورد سايت هم، علاوه بر سايتي كه مطرح شد ميتونيد از سايت www.picoodle.com هم هستفاده كنيد و سپس آپلود، لينك اول از بالا رو عينا در كادر ارسال پست past كنيد....البته سايت خردمند هم مسلما فراموشمون نميشه!




450:

باسلام
برشما دوست گرامی

پاکباز مورد احترام من هستند.
اما ایشان ، نقاشی کردن و نگاه کردن را ، به دیگری نمی آموزند.

اصولی را از ایشان آموختم که ، به هستعداد صنعت گری ذاتی من ، غنا بخشیدند.
قدرت وی ، بیشتر در آموزش اصول هست.
اصول مربوط به تناسبات فرم و رنگ در صفحه.
دانستن این اصول ، نمی تواند نگاه انسان را ، دقیق و موشکاف نماید!
اما دانش فرد را ، می افزاید.
همواره از ایشان سپاس گزارم.

نمی خواهم به شکلی نادرست به تبلیغات سایتی ، کمک کنم!!!
تنها حقیقت را فرموده ام.
اگر کسی از این عمل خوشش نمی آید ؛
آزاد هست و مجبور نیست کارهای مرا ببیند!

این نوع برخورد چند نفره ، برخورد جالبی نبود!
کاری اضافی را بر من تحمیل می کنید تا به سایت خردمند نیایید!!!

اگر مایل به این کارها بودم ؛
از بدو ورودم به هم میهن ، اشعار ، نقاشی ها ، مجسمه ها ، به اضافۀ دیگر کارهایم را ، به این سایت می فرستادم.
اما راستش را بخواهید ، چندان وقت و حوصله ندارم.
اگر امضای من ، خردمند هست ؛
به این علت هست که ، اولین سایتی بود که در اون به نوشتن پرداختم.

وقت ندارم که ، تک تک ارسال هایم را ، به این سایت و یا دیگر سایت ها ، بفرستم.
افراد را به خاطر مطالعهنوشته هایم ، به اون جا ارجاع می دهم!
برای این که ، تا جایی که ممکن هست ، دوباره کاری نکنم.

خصوصاً که ، اکثر سایت ها ، طرفدار نوآوری نیستند.
اما اون جا ، افراد کمترند و اهل تحقیق.

اگر می توانستم ، کارهایم را ارسال می کردم.
کما این که ، تاکنون دو ارسال دیگر نیز داشته ام.
اما با دیدن سایزشان ، بلافاصله حذفشان کردم.

به دلیل نوع کاری که دوستمان آفتاب انجام دادند ؛
در این کار سهیم شدم.
این که ایشان ، به نیروهای فردی خود و دیگران ، بها دادند.
نه به شاهکارهای بزرگان!
این عمل ، به رشد افراد کمک می کند.
هدف من ، نمایش خود یا سایتی دیگر نبود!!!
تایید یک روش سازنده و مفید بود!
موفق باشید.

باسپاس

451:

نه! قضيه براي شما مشتبه نشه منم.

كليك كردن رايشان يك لينك كه كار سختي نيست و براحتي ميشه اونجا نه تنها آثار شما كه آثار باقي هنرمندان رو هم ديد.

و كسي كه طالب باشه، مسلما از همون اول به اين سايت ميره و از همه آثار بازديد ميكنه.

ولي خب لطفش در اينجا چيز ديگري هست و واقعيات اينجا اين رو ميطلبيد كه در همينجا از كارهاتون هستفاده كنيم.

و گرنه بنده آثارتون رو در سايت خردمند ديدم.

و مسلما هيچ برداشت خاصي از اينكه شما آثارتون رو اينجا بذاريد نميكنيم!

جدا از اينها در مورد نحوه آموزش آقاي پاكباز جالب هست كه امروز هم در مورد هنر خوشنايشانسي برنامه اي رو ديدم كه حرف از شيوه آموزش يك هستاد بزرگ بود و شاگرد ايشان هم اذعان داشت كه اين هستاد همراه آموزش اصول خوشنايشانسي درس انسانيت و كمال و نقشش در هنر خوشنايشانسي رو ميداد و كارشش صرفا آموزش طوطي وار نكات خوشنايشانسي نبود! ظاهرا هستادهاي بزرگ شيوه هاي كم و بيش مشتركي دارند!

آرزايشان موفقيت.


452:

اين رو امروز كار كردم!سپس نه ماه مداد گرفتم دستم!مطمئنا خيلي پسرفت بدي بوده برام!هر كاريش كردم تصايشانر واضح تر از اين نشد.شرمنده.

هنر نقاشی

453:

من تنها نقاشی که بلدم اینه که یک دایره بکشم و توشو زرد یا قرمز کنم بنویسم سیبهنر نقاشی
اما از نقاشی های افتابی خوشم امد
نمیدونستم هنر مند هم هستن افرین این گل تقدیم به افتابی به خاطر نقاشی هاشونهنر نقاشی
البته من چون فقط صفحه اول تاپیک رو نیگاه کردم فعلا تا اینجا نقاشی های افتابی رو دیدم واسه همینه که به افتابی تبریک فرمودم

454:

خب اولش همه همينو بلدن!شمام اگر بخواين مطمئنا ميتونين!چندان كار شاقي نيست!
ممنون از لطفت.لطفا كار بقيه بچه هارو هم ببين!حتما خوشت مياد.

455:

مجيد اروري شاگرد هستاد كاتوزيان
(تابلايشان زيبايي سادگي)

هنر نقاشی

456:

ايمان ملكي شاگرد هستاد كاتوزيان
(تابلايشان دختري كنار پنجره)

هنر نقاشی

457:

مهرداد جمشيدي:

هنر نقاشی

458:

مهرداد جمشيدي:


هنر نقاشی

459:

مهرداد جمشيدي:


هنر نقاشی

460:

اين خيلي قديمي تر از بقيه ست!

هنر نقاشی

461:

مثل همیشه زیباست بابا یک دونه چیز بزنید نمایشگاه هیچ کس هم نیاد واسه بازدید حتما من میام نمیدونم چرا با دیدن این نقاشی حس کردم این نقاشی زاییده تخیل شما نیست و شبیه یکی هست؟؟؟؟؟فقط چانه اش زیاد خوب از کار در نیامدههنر نقاشی

462:

اين نقاشي رو كه خودم صريحا اعتراف مي كنم خوب درنيومده!مخصوصا به قول شما چونه اش!چون جزو اولين اجزاي چهره اي بود كه كار كردم!و طبعا خيلي ايراد داره!

463:

اولين چشمي كه كشيدم!

هنر نقاشی

464:

خیلی نقاشیات خوشگلن آفتاب جون

465:

نوشته اصلي بوسيله agany aunt نمايش نوشته ها
متشکرم
افتاب جون تبریک میگم نقاشی هاتون فوق العاده هستند امیدوارم موفق باشید

منم سر موقعيت حتما چند تا از کارهامو میزارم
نوشته اصلي بوسيله gole sorkh نمايش نوشته ها
سلام آفتاب ؛
آثارتون بسیار خوب و زیبا بود و از اعتماد به نفستون هم بابت ارائه ی این آثار باید تقدیر کرد .
اما یه کاری نکنید هنرهام رو رو کنم هااااا
نوشته اصلي بوسيله فرشته78 نمايش نوشته ها
در اولین موقعيت منم نقاشی هامو می ذارم....
و ما همچنان منتظريم!

466:

سلام آفتاب ؛
یه سوال کارشناسی ازت دارم ؛
چرا من هر روز یادم میره کارهام رو بیارم محل کار و اسکن کنم تا از آثار ارزنده ی من همه سیراب بشند !!!؟

467:

عليك سلام.
سوالتون خيلي كارشناسي بود نميتونم جواب بدم!ولي فكر مي كنم حافظه تون احتياج به كمي تمرين داره!

468:

ما اومديم دوباره با طرح هاي شديدا تاپ
ايني كه ميزارم مال جلسه ها ي اخر ترمه .بايد يه حيوان تركيبي ميساختيم...
هنر نقاشی

به نظر خودم (و هستاد و دانشجوها البته)جالب شد

469:

اگه فرمودين اسمش چيه

470:

اينو يه بار گذاشتم ولي خوشم نيومد...ببخشيد دوباره ميزارم ولي خدايي از قبلي بهتره

هنر نقاشی

(اين اتوده يه تمرينه.به نوشته هاش فكر نكنيد!)

471:

بابي جان طرحاي جالبي هستن.رشته ات فكر مي كنم گرافيك بود نه؟(براي اين مي پرسم كه سبكش زمين تا آسمون با سبك من فرق داره!)

472:

جدا خیلی قشنگه
(کلی هنرمند دور و برمونه و نمیدونستیم)

473:

چشات جالب ميبينه خانومي
اره گرافيك ميخونم و سبك كارام به اين خاطر با شما متفاوته كه اصلا اهل نقاشي و طراحي نيستم يعني معمولا با طراحي ارم و پوستر و اينجور چيزا سر و كار داريم...

474:

جدا مرسي
شما هم دستي در هنر داريد؟يا علاقمنديد فقط؟

475:

اين اولين طراحيم سر كلاس بود!(البته بدون توضيح اصول!)

هنر نقاشی

اينم بعديش بود با توضيح اصول!

هنر نقاشی

اينم سپس ايرادگيريش توسط هستاد و با سايه خوردن!

هنر نقاشی

476:

با ديدن اين ها تفاوت را احساس كنيد!(قابل توجه كسايي كه ميگن من الان بلد نيستم سيبم بكشم!)

477:

سلام
با عرض پوزش
اینباربا دست پر اومدم
این طرح ها همه ایده از لباسهای محلی و میوه هاست
ببخشید اگر که زیاد جالب نیستن
اما بلاخره هر کدوم از این ها در حین بی ارزشی برای من با ارزشند.




هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی

478:

هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی



اینم سه تای دیگه
4تای دیگه مونده اونارو بعدا سر موقعيت می گذارم

حالا چی می گی آفتاب خانوم؟
زنبق سرش بره قولش نمیره

479:

ایول زنبقی قشنگ هستند فکر نمیکردم شما هنر مند هم باشید
منکه خوشم امد
یک جورایی با نمک هستند این تصاویرت

480:

به به!ممنون زنبق جان!اگر چه خيلي با طراحي و نقاشي ما فرق داره ولي واقعا جالب هستن!ممنونم كه گذاشتي.

481:

یا علاقمندیم فقط
(من بیشتر طراحی نقشه و سازه رو بلدم تا نقاشی و گرافیک)

482:

سلام دوستان هنرمند
منم به جمع صميمانه خودتون بپذيريد .
دستي در نقاشي دارم هم طراحي ميكنم و هم رنگ روغن .
از ديدن اثارتون لذت بردم .

در چندين روز اينده منم چند تا از تابلوهامو براتون ميذارم
موفق باشين

483:

مرسي بچه ها خيلي اذت بردم مخصوصا ممنون از افتاب

484:

آفتاب ،بابي، زنبق ابي و منم
كاراتون خيلي قشنگ بود
من كه خيلي خوشم اومد
افرين

485:

اولش بگم که نقاشی های من یکم ابتدائیه....
هنر نقاشی

486:

هنر نقاشی

487:

هنر نقاشی

488:

ممنون عزيز

لطف داريد شما

489:

سلام فرشته 78 کارات خیلی عالیه
امیدوارم بازم آثارت رو اینجا ببینم .

490:

فرشته جون مرسي خيلي قشنگ كار كرديد

491:

اولا سلام
بعدشم بگم كسي چپ نگا نكنه كه اينا چيه اين گذاشته چونكه اينا جزء اولين كارامه كه دست خودمه باقيشم هم خونه ي دوستان



ولي سعي ميكنم از اونا هم يه عكس بندازمو بيارم براتون هنر نقاشی

اين دومين تابلايشان منه كه درختاي سمت چپش كامل نيست .

ولي اسمون و رودخونه اش كامله

هنر نقاشی


اينم دومين طراحيه من بود كه خب نگين چرا يه قسمتش سياه شده هاا چونكه اون جا برنامه بود گل و پيچك و ..

باشه كه چون طراحي من سياه و سفيد بود و كاغذم هم زرد هستادم ترجيح داد نكشم .
اين شد كه هم گل ها رو پاك كردم هم اينكه خب نشد اون خط شيرواني را صاف كنم سعيمم كردم ولي هستادم فرمود سخت نگير تجربه هاي اول و دوم هيچ كس تابلايشان شام اخر برنميداره تو هم طرحت سخت بود نبايد زياد انتظار داشته باشي و ...

.





492:

فرشته خانوم کارای بسیار زیبایی ازتون دیدیم و امیدوارم بازم نقاشی های خودتون رو ارائه بدین
فلور خانوم شما هم کار قشنگی ارائه دادین

493:

آخه با اين اكسايي كه ميزارين من روم نميشه نقاشياي كج و معوجمو بزارم....


494:

هنر نقاشی

495:

سروناز جان میگم انگشتتو حذف میکردی

496:

اينم يه چند تا طراحي كوچيك
هنر نقاشی



اينم يه درخت نيم ساعته

هنر نقاشی


البته ميدونم زياد كيفيت نداره ولي ببخشيد ديگه


هنر نقاشی

497:

با اجازت افتاب جان چند تا از مدلاتو برداشتم تا ببينم ميتونم بكشم يا نه .

وقتي كشيدم ميذارم تو سايت تا ايراداتمو بگيري

498:

كوبيسم


این اسم را لوئی واسل (منتقد هنری)به مسخره برروی یکی از بزگترین مکتبهای هنری جهان که موجب تحولی عظیم در جهان گشت گذاشت .

او این اسم را از روی یکی از نقاشی های ژرژ براک که پر از مکعب های کوچک بود برداشت.

کوبیسو را به دو مرحله تقسیم می نمايند:۱-کوبیسم تحلیلی ۲- کوبیسم ترکیبی

کوبیسم تحلیلی: که توجهی به رنگها نمی شد و تاکید بر روی فرایند جستجوی بصری در ویژگی های پايه ی موضوعات آ تلیه ای به ویژه تصاویری از طبیعت بی جان می کند .

هنرمند نقاشی اش را از زوایای مختلف می کشد (بین سالهای ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۲).

کوبیسم ترکیبی : رنگها ظهور می یابد و هنر مند از کلاژ و بافتهای نا مقبول سطح تابلو اش را پر می کند.

کوبیسو رویکردی مثبت به هنر مدرن هست .از یک سو به هنر پیش از یونان و از یک سو به آینده چشم دارد .

کوبیسم را ابداع پیکاسو و ژرژ براک می دانند.

اونها اشارات برنامه دادی پرسپکتیو کوتاه نمایی و نقاشی از مدل را کنار گذاشتند و مصمم شدند که حجم و پیکره را در سطحی دو بعدی و بدون هیچ گونه ایجاد توهم بصری در ایجاد تصویری سه بعدی به نمایش بگذارند .لذا کوبیسم رویکردی آگاهانه هست تا بصیرتی ناخوداگاه.

دو عامل بر ظهور کوبیسم تاثیر به سزایی داشت :

۱- تندیسهای آفریقایی ۲- و آثار متاخر سزان

کوبیسم موجب پدید آمدن سبکهای هنری بسیاری مثل فوتوریسم اورفیسم ورتی سیسم خلوص گرایی و سرچشمه اصلی هنر انتزاعی گشت .

از اونجا که در این سبک تاکید بیشتر بر نمایش ایده هست تا نمایش واقعیت خود به یکی از بنیانهای گرایشات زیبایی شناختی سده بیستم بدل شد .




499:

دادائيسم

دادا (دادائیسم، داداگری یا مکتب دادا) جنبشی فرهنگی بود که به زمینه های هنرهای تجسمی، ادبیات (بیشتر شعر) تئاتر و طراحی گرافیک مربوط می*شد.

این جنبش در وقت جنگ جهانی یکم در زوریخ سوئیس پدید آمد.


دادائیسم را می توان زائیده نومیدی و اضطراب و هرج و مرج ناشی از آدمکشی و خرابی جنگ جهانی اول دانست.

دادائیسم زبان حال کسانی هست که به پایداری و دوام هیچ امری امید ندارند.

غرض پیروان این مکتب طغیانی بر ضد هنر و اخلاق و اجتماع بود.

اونان می خواستند بشریت و در آغاز ادبیات را از زیر یوغ عقل و منطق و زبان آزاد نمايند و بی شک چون بنای این مکتب بر نفی بود ناچار می بایست شیوه کار خود را هم بر نفی هستوار و عبارت هایی غیرقابل فهم انشاء نمايند.


طرح مکتب دادا در پائیز 1916 در شهر زوریخ توسط جوانی به نام تریستان تزارا از اهل رومانی و رفقایش هانس آرپ و دو نفر آلمانی ریخته شد.

« برتون، پیکابیا، آراگون، الوار، سوپو » ازجمله شاعرانی هستند که به این مکتب پیوستند.

اما در سال 1922 این گروه هرج و مرج طلب از هم گسیخت و به نابودی گرائید و جای خود را به فراواقع*گرایی سپرد.


عكسي از جنگ جهاني اول :

http://upload.wikimedia.org/wikipedi...Ypres_1917.jpg

□ دادا : جنبشي اعتراضي توسط چند شاعر و نقاش ( تسارا (تزارا) – آرپ – هوگوبال – يانكو- هولسنبك ) در كاباره ولتر

دادا : نهضتي بين المللي

دادا : قيامي عليه تمامي مظاهر هنر

دادا : زاييده نا اميدي و اضطراب و هرج و مرج كه از خرابيها و آدم كشي و بيداد جنگ جهاني اول حاصل شد

دادا : مكتبي طغياني بر ضد هنر و اخلاق و اجتماع

دادا : جلوه اي از مخالفت سرسختانه با سنت هنر اروپايي

( از جمله : پرده مناليزاي داايشاننچي كه در اثر چاپي اون با ريش و سبيل توسط " مارسل دوشان " انجام شد .



http://www.aineh.com/art/MonaLisa[1].JPG

و يا اثر ديگري از او " توالت ديواري مردانه سفيد رنگ " كه با عنوان " چشمه " و امضاي " ريچارد موت " به نمايشگاه دادا در سال 1917 م فرستاد .)

http://www.aineh.com/art/dadaism3.jpg

□ مكتب دادا :

- تولد :1916 م – زوريخ ( و هموقت در بارسلون و نيايشانورك )

- - مرگ : 1922 م .

- عنوان گروه : ] به معناي اسب چوبي بچه ها [ كه بر حسب تصادف از يك واژه نامه آلماني – فرانسايشان انتخاب شد ( كه گايشاناي خصلت خردستيز و پوچ گراي اون هست ) .


http://www.aineh.com/art/dada2[1].jpg

500:

ممنون از لطفتون

501:

هنر نقاشی

502:

هنر نقاشی

503:

هنر نقاشی

504:

فكر كنم از رايشان يك عكس هست ولي بسيار زيبا كشيديد.


505:

فرشته جان
سبکت خیلی خاصه
و من خیلی خوشم میاد
یه جورایی چشمها رو خاص می کشی
خسته نباشی و موفق

506:

فرشته تو محشري!!!

خيلي كارات عاليه !

ادم واقعا لذت ميبره .
بازم برامون بذار.

507:

واقعا کارهای زیبایی بود
خواستم بپرسم میشه کارای معرق رو هم گذاشت یا فقط نقاشیه

508:

درست حدس زدین

509:

هنر نقاشی

510:

سلام فلور عزيز.خوشحال ميشم بقيه كارهاتو هم ببينم.ممنون كه گذاشتي.
نوشته اصلي بوسيله فلور نمايش نوشته ها
با اجازت افتاب جان چند تا از مدلاتو برداشتم تا ببينم ميتونم بكشم يا نه .

وقتي كشيدم ميذارم تو سايت تا ايراداتمو بگيري
كار جالبيه!ولي نتيجه نهاييش باعث خجالت من خواهد شد!در هر حال ممنون.

511:

مينا جان اين تاپيك براي كارهاي نقاشي هست.اگر معرق هم گذاشته بشه خيلي شلوغ ميشه.بهتره يه تاپيك جداگانه براش بزني.تاپيك جالبي ميشه.

512:

بیوگرافی دکتر سید محمدتقی رادمنش



هستاد دکتر سید محمدتقی رادمنش در شهر مشهد مقدس زاده شده هست .

او خیلی زود توانست افکار و ایده های بدیع خود را در قالب هنر مدرن گرافیک بیان دارد .
و اکنون یکی از شاخص ترین گرافیست های معاصر کشورمان می باشد .

آثار او زینت بخش بسیاری از مراکز بزرگ فرهنگی جهان هست .
هنر نقاشی
آثار جاودانه ایی نیز دارد که شاید بسیاری از ماها بارها و بارها شاهد اون ها بوده ایم همانند آرمهای ساوقت بهزیستی کشور ، ساوقت ثبت اسناد و املاک کشور و بازرسی کشور و صدها آرم و نشان دیگر...

هنر نقاشی


هنر نقاشی
ساوقت ثبت اسناد و املاک کشور

هنر نقاشی
ساوقت بازرسی کل کشور
او صاحب دکترین ویژه در عرصه گرافیک تلویزیونی هست .

اونگاه که برای اولین بار ایده های خود را در شبکه جهانی العالم بکار بست خیلی زود توانست توجه شبکه های ماهواره ایی بزرگی همچون الجزیره ،دویچه وله و العربیه
را جلب کند او به ساختار کلی گرافیک تلویزیونی به شکل جامع و علمی می نگریست تمامی بخش ها و تمامی لگوها و تایتل ها ، کپچر ها و دکورهای حقیقی و مجازی (کروماکی) قسمتهای مختلف و به هم پیوسته دکترین او را تشکیل می دهد .
همکنون در خارج از ایران زندگی می کند و در حال نگارش دکترینی مدرن از هنر معماریست .
سعی بسیار دارد که بتواند گرافیک بومی ایران را در قالب سختارهای مدرن و هنر کاربردی زیبا سازی شهر بکار گیرد .

او معتقد هست جاودانه ترین آثار گرافیک اونهاییست که در نمادهای شهری بکار گرفته شده اند
معماری و گرافیک عرصه ایی بسیار نزدیک بهم دارند که نمونه های عالی اون را در سلسله های هخامنشی و اشکانی کشورمان دیده می شود .
امیدواریم این هنرمند و هستاد عالیقدر در پناه خداوند برای ایران عزیز همواره سلامت باشند

513:

اميدوار بودم در نبودم بچه ها اين تاپيكو سر پا نگه دارن.ولي داره خاك ميخوره!
فعلا كه دو هفته ست كلاس رفتن رو هم تعطيل كردم و خونه نشين شدم!از كاراي اوليه ام ميذارم!

514:

اين كار كه خب مشخصه مال اولاي كاره كه هنوز كاسه كوزه نقاشي مي كردم!

هنر نقاشی

515:

واااااااي!تابلايشان محبوبم پيدا شد!خدايي واسه اين خيلي وقت گذاشتم!اونم با مداد سياه كه به اندازه رنگي خوشگل ديده نميشه!
همكنون ميذارمش!

516:

لطفا نظرم بدين.

هنر نقاشی

517:

افتاب جون فوقالعادهبودموقعيت پيشبياد منم ميزارماما نمشه
دبه هر حال مرسي خبلي زيبابود

518:

لطف داري.
انصافا كاراتونو بذارين!اين ميتونه يه تشايشانق باشه!به نظر من خيلي مفيده!خودم كلي انگيزه گرفتم سپس مدت ها!يه كم به خودتون تكون بدين پليز!

519:

آفتاب جان خیلی ممنون از کارات .
از بقیه ی دوستان هم تشکر می کنم .


همیشه سبز باشید .


520:

سلام اینبار یه نقاشی رنگ روغن می ذارم امیدوارم خوشتون بیاد..
هنر نقاشی

521:



عالی بود
خیلی طبیعی میزد
فقط من فوضولیم گل کرده این عینک چرا دسته نداره؟
مدلشه؟
بازم می گم فوق العاده بود

522:

اون هاشورارو ميبيني رو صورتش؟استادم فرمود زيادي شبيه عكس شده اين شكليش كرد!
داشت دسته!ولي تو تاريكي كنار صورتش محو شده بود.البته بايد تاريكي اون قسمت بيشتر ميشد.ولي خب با مداد بيشتر از اين نميشد!يعني من كه نتونستم!

523:

هنر نقاشی
اینم یکی از شاهکارهای منهخودم کشیدمشاکشیدم گذاشتم تو وبلاگ بعد اوردم اینجا کپیش کردم خاهشا هر کسی خواست کپی کنه اول اجازه بگیره

524:

افتابیلو اون مرده هم خیلی ایول داره دست مریزاد ایول خیلی خوشم اومد(دختر تو معرکه ای جونه خودم)حالا من یه چیز فرمودم زیاد جدیش نگیر

525:

تينا جان اول ممنون به خاطر تعريفت.
لطفا اگر از نقاشان دنيا اثري هست تايشان تاپيك مربوطه اش كه تو همين بخش هنرهاي تجسمي هست بذار.ممنون ميشم عزيز.

526:

چشم افتابیلو شما امر کن من ایکی ثانیه با کپی پست کارتو را میندازمهنر نقاشی
افتابیلو نفرمودم تعریفای منو جدی نگیر بچه؟

527:

lotfan agar nemone kare digari az tazhib va miniyator ya aynekary daryd lotfan barayeman ersal
ba salam va khastee nabashid saberi hastam az groh ganjine honar karhayetan ali ast
konid batashakor[]

528:

عالیه
این نقاشی ملی ماست خوشحالم این تاپیک راه افتاده بازم ادامه بدین من همشون رو سیو کردم گرچه اگر تصاویر بزرگتر بود نورعلی نور میشد

529:

بسیار زیبا

لذت بردم


530:

عالي هستش مهتاب جان...

واقعا عالي هست...

531:

اينم طراحي من...هنر نقاشی

532:

زیبا بود
از خطوط چهرش خوشم اومد
خسته نباشی

533:

مثل اين كه سيستم تشكر فلجه الان!ممنون به خاطر كار زيبايي كه گذاشتين!طراحي خيلي خوبيه!

534:


خالیبند اینو که خودت نکشیدی! این از نقاشی های نشریه اینترنتی هنر و فرهنگه مستقله
یاا..

تنبلی نکن برو یکی از نقاشی های خودتو بیار بذار

535:

هنر نقاشی

536:

هنر نقاشی


این جا هم مثل طر ح های من داره خاک می خوره
این هارو تازه پیدا کردم
بصورت خطی کشیدم و یه جورایی وابسته به رشته ام.


537:

هنر نقاشی

اینم یو خده داغون شده اما بدرد اینجا می خوره
فعلا بای
آهان یه چیز دیگه
اینها مال دوسال پیشمه ها
اما کلی خاطره ازشون دارم
اولیه مال ترم یک داننشگاهه دومیه هم مال سال سوم هنرستان
فعلا

538:

ممنون زنبق جان كه باز اين تاپيكو از زير خروارها خاك كشيدي بيرون!خودم كه تازگي اصلا طراحي نمي كنم!يعني حوصله ش نيست!بازم ممنون واسه كارات.

539:

سلام
یه نقاشی می زارم امیدوارم خوشتون بیاد
(البته با فتوشاپه)
هنر نقاشی

540:

خيلي قشنگه فرشته جان
من كه خيلي خوشم اومد

541:

فرشته جان خیلی قشنگ بود هم این هم بقیه ی کارات
موفق باشی عزیزم

542:

كاراي فرشته وآفتاب رو ديدم ، خيلي عالي بود !

من عاشق طراحي و نقاشي ام ، خودم تايشان خونه طراحي كار مي كردم ولي هيچ وقت به خاطر درس و كنكور موقعيت نكردم حرفه اي دنبالش كنم ولي امسال بالاخره اينكارو كردم ( ) ، البته من هنوز ابتداي كارم...



حاضرم دانشگاهمو بذارم كنار ولي يه طراح و نقاش چيره دست بشم...


543:

خوشحالم که خوشتون اومد
مرسی

544:

قشنگ بود خیلی فرشته جون
موفق تر از همیشه باشی

545:

مژده به تمام آقاياني كه مي خواستند شاگرد استاد جمشيدي بشوند و نتوانستند

من از شاگردان آقاي جمشيدي هستم و خبر اينكه ايشون شاگرد آقا قبول نمي كنند را تكذيب كردند و فرمودند اتفاقا با شاگردان آقا راحتتر هستند بنابراين آقاياني كه قصد يادگيري نقاشي بصورت حرفه اي را دارند با تلفن آتليه هستاد تماس بگيرند
TEL : 021- 22269858

546:

خیلی ممنون آقای smsk خیلی جالب بود بدرد من که خیلی خورد دربه در دنبال کارای فرشچییان بودم بازم از این کارا بکنید ما هنرییا خیلی خوشحال میشیم

547:

پابلو پيكاسو در 25 اكتبر سال 1881 در مالاگا واقع در جنوب اسپانيا به دنيا آمد.

پدر او "دون خوزه " نقاش بود و در مدرسه هنر هاي زيبا تدريس مي كرد.او از دوران كودكي بسيار خود راي و كله شق بود و به جاي توجه به درس به عقربه هاي ساعت خيره ميشد زير حر كت آهسته عقربه ها او را افسون مي كرد.

براي رقابت با پدرش از سنين پايين طراحي هائي آغاز كرد كه از نظر ترسيم خطوط و قدرت خارق العاده ديد و تخيل در خور توجه بودند.نبوغ و هستعداد او چنان شفرمود انگيز بود كه بنا به فرموده خود او پدرش قلم و تخته رنگ را به او سپرد و فراخوان كرد كه هرگز تقاشي نخواهد كرد.


اولينتصايشانرش كه ايشان را به همگان شناساند , تصايشانر ي بود كه پزشك راهبه ايي را كنار تخت يك بيمار عليل نشان مي داد.

اين تصايشانر باعث شد كه در سال 1897 در نمايشگاه هنر هاي زيباي مادريد نشان شايستگي دريافت كند.




جواني او در روز گاري گذشت كه تجارت آزاد جاي خود را به سرمايه داري انحصاري داده بود و تاثير اون بر هنر و هنرمندان با تاثير دوره هاي نا آرام و عادي تفاوت داشت.

پيكاسو در فوريه سال 1900 اوليننمايشگاه خود را شامل طرح و رسم هاي دوستانش بر پا كرد .

و در اكتبر همان سال به همراه يكي از دوستانش براي اولينبار به پاريس رفت و با آخرين پيشرفت هاي صنايع هنري آشنا شد.

دو سال پس از اين سفر پيكاسو به همراه يكي از دوستانش نشريه ايي بنام " هنر جوان " را منتشر كرد.

اين سال را آغاز دوره آبي زندگي پيكاسو نام گذاري كرده اند, دوره ايي كه رنگ آبي حاكم بر آثارش بود و شيوه كار ايشان تغيير كرد.

در اين دوره فقيران و ناتوانان موضوعات نقاشي او بودند.

البته خود او هم به اندازه تهيدستان پرده هاي نقاشي اش فقير و بي چيز بود.




در آوريل سال 1904 براي هميشه بارسلون را ترك كرد و در پاريس اقامت گزيد.

ودر پاييز اون سال با "فرناندو اوليايشانه "آشنا شد و در اين دوران زنگ صورتي بر نقاشي هاي او حاكم شد و اين دوره را دوره صورتي زندگي او مي نامند .موضوع نقاشي هايش هم تغيير كرد و به سراغ دلقك ها و اكروبات ها و مقلدان مي رفت.

سپس با الهام از كارهاي "سزان " طبيعت بي جان را به تصايشانر كشيد و در تابلو هايش متوجه اشكال هندسي شد و اين دوره آغاز سبك كوبيسم بود.




درسال 1981 پيكاسو با " الگا كولكوا " يكي از اعضاي گروه باله در اون وقت ازدواج كرد .

او دختر يك ژنرال روس بود.

نتيجه اين ازدواج پسري بنام "پائلو " بود.

دراين دوران پيكاسو به ایجاد نقاشي هاي مجسمه ايي مشغول شد و شديدا تحت تاثير مكتب كلاسيك برنامه گرفت.

ازدواج او با الگا در سال 1935 به جدايي منجر شد .سپس با " ماري ترز " آشنا شد و مدتي با او زندگي كرد و دختري هم به نام مايا ازاين آشنايي بد نيا آمد.

بي قيدي زناشايشاني پيكاسو مدت طولاني در اون وقت به افسانه تبديل شد.

هفت زن براي مدت ناپايداري در زندگي او نقش بانايشان الهام بخش را بعهده گرفتند.

فرموده مي شود كه همه اونها فريفته او بودند و او اونها را عذاب داده و تحقير نموده هست.


هنر نقاشی


سر انجام در سال 1961 با "ژاكلين روك " ازدواج كرد.

ژاكلين تنها زن ماندگار زندگي او بود كه تا وقت مرگ او را رها نكرد.

پيكاسو هنگام ازدواج با ژاكلين 72 سال داشت و ژاكلين 27 ساله بود.

پيكاسو در 8 آوريل 1973 در سن 92 سالگي ودر اوج دلباختگي به ژاكلين در گذشت.

ژاكلين هم پس از پيكاسو از نظر روحي دگرگون شد و در سال 1986 با شليك گلوله خودكشي كرد.

ژاكلين چنان منبع الهامي براي پيكاسو بود كه محصول اون در بيست سال زندگي مشترك 400 تابلو بود.

تصايشانر بالا توسط پيكاسو از ژاكلين كشيد شده هست.


548:

هنر نقاشی


پدر او، دون خوزه، نقاش بود که در مدرسه ی هنرهای زیبا، طراحی تدریس می کرده.

پابلو پیکاسو که هر دم تغییر روش در کارش داشته هست،
در ناکجااباد هنر سیر می کرده و همه ی کوشش هایی را که برای طبقه بندی کارش در مقالات مفهومی یا در برگه دان های مورخان هنر به کار می رفته، به مبارزه می طلبید.

وی در سراسر دهه های پربار گذشته، آثاری آفریده که از نظر شیوه بیان و شگرد کار، یکسره با هم فرق داشته.

عناصر سبکی که به گمان هنر مندان اون وقت دیر وقتی پیش از این در گذشته پیکاسو مدفون شده بود ، به طور ناگهان سر بر می آوردند و وی همین عناصر را با دیگر عناصر در می آمیخته تا دستاوردهایی نو و پر شفرمود پدید آورد.
در وجود این اسپانیایی کوتاه قد با اون چشمان سیاه و خیره، نه یک نقاش و صد نقاش و هر یکی نوآورتر و پر خیال تر از دیگری نهان شده بوده.

پیکاسو با ایستادگی بر آزادی هنر و حفظ هستقلال هستوار خود می خواست از نقاشان سراسر اعصار به سبب خواری های بیشمار که کشیده بودند، انتقام بگیرد.

وی کاشف دلاور و دم دمی مزاج، شیفته تجربه گری و سر انجام، هنرمندی بود که به نیروی درونی پویای خود برانگیخته می شده.

در نزد نسل هنرمندان، آثار پیکاسو حکم دارو تلقی می شده، که همچون محرک نیرومند و شگرفی در وجود تاثیر می گذاشته و حتی توجه بی اعتنایان را بر می انگیخته.

پیکاسو با نیروی حیاتی بی باکانه ای سنت هایی را که در واقع، جز مشتی از تعلیمات محافظت شده ی دانشکده هنر نبود، در هم ریخته.

وی در دوران کودکی خویش، بسیار خودرای و چه بسا در خیلی از منابع به عنوان فردی کله شق نام برده شده.

به جای اون که به درس توجه کند، به ساعت خیره می شده و حرکت آهسته ی عقربه ها او را افسون می کرده هست.

او برای رقابت با پدرش، از سنین پایین، طراحی هایی را آغاز کرد که از نظر ترسیم خطوط و قدرت خارق العاده ی دید و تخیل، در خور توجه بودند.

نبوغ و هستعداد پیکاسو چنان شفرمود آور بوده که بنا به فرموده ی خود او پدرش که از هنر فرزند متحیر شده بود، قلم و تخته و رنگ خود را به او سپرده و فراخوان نموده که دیگر هیچ گاه نقاشی نخواهد کرد.

نخستین تصویرش که وی را به همگان شناساند.

تصویر علم و نیکوکاری بود که پزشک راهبه ای را در کنار تخت یک بیمار علیل نشان می داد.

این تصویر باعث شد که در سال 1897، وی در نمایشگاه هنرهای زیبای مادرید، نشان شایستگی دریافت کند: مسئله ای باعث شد تا خانواده اش، وی را به آکادمی سلطنتی سن فرناندو در مادرید بسپارند، اما چیزی نگذشت که از آکادمی و آموزش های خشک اون خسته و به پرسه زدن در خیابانها مشغول شده.

البته، گاهی نیز به موزه پرادو می رفت و در اونجا، به شدت تحت تاثیر هنر برنامه می گرفت.

وی اجباری درونی به نقاشی کردن در خود حس می کرده، اما نمی خواست صرفا از حالت های کلیشه ای مدل رونگاری کند.

این احساس به پیوستنش به گروه نقاشان و نویسندگان شورشی اون وقت انجامید که در صدر شکستن سنت ها بودند.

جوانی او در روزگاری گذشت که تجارت آزاد جای خود را به سرمایه داری انحصاری می داد و تاثیر اون بر هنر و هنر مندان با تاثیر دوره های آرام و عادی تفاوت داشته هست و هنرمندان را بر اون می داشت تا واکنشهای خود را نسبت به اوضاع و احوال مادی و ایدئولوژی پیرامون خود مورد ستایش برنامه دهند: هنگامه ای که در اون، کهنه و نو در ستیزه خشونت باری درگیر می شوند.



پیکاسو در فوریه سال 1900، نخستین نمایشگاه خود را شامل طرح و رسم های دوستانش، برپا و در اکتبر همان سال، به همراه یکی از دوستانش برای نخستین بار به پاریس سفر کرده و در اونجا، از طریق لگا، سزان، وان گوگ و......با آخرین پیشرفتهای صنایع هنری آشنا شده.

از آثاری که در نتیجه ی این سفر ایجاد کرده بود، رقاصه غمگین و آسیاب گالت را می توان نام برد.

دو سال پس از این سفر، یعنی در سال 1901، پیکاسو به همراه یکی از دوستانش نشریه ای به نام نشریه هنر جوان را منتشر می کند.

این سال را آغاز دوره ی آبی زندگانی پیکاسو نام گذاری کرده اند.

دورانی که شیوه کار وی تغییر کرد و آبی رنگ حاکم بر آثارش شده بود.

در این دوره فقیران و ناتوانان موضوعات نقاشی او را تشکیل می دادند.

البته ، خود وی به اندازه ی تهیدستان پرده های نقاشی اش فقیر و بی چیز بوده.

در ماه آوریل سال 1904، پیکاسو برای همیشه بارسلون را ترک و در پاریس اقامت می گزیند.

در پاییز همان سال با فرناندو اولیویه آشنا می شود و تا 1911 با او زندگی می کند.

در این دوران رنگ صورتی بر نقاشی های وی حاکم می شود و این دوره از زندگی او را دوران صورتی نامیدند.

موضوع نقاشی هایش نیز تغییر کرده و به سراغ دلقک ها، آکروبات ها و مقلدان می رفته.

پس از ایجاد تابلو دوشیزگان آوین یون، پیکاسومتوجه عناصر اصلی برنامه دادی در طرح مضامین شد و این نقطه ی آغاز سبک کوبیسم بود.

پیکاسو با الهام از کارهای سزان، طبیعت بی جان را به تصویر کشیده و در تابلوهایش متوجه اشکال هندسی شده.

در سال 1909 بوده که وی نخستین منظره کوبیسم را ایجاد کرده.

تابلو سر یک زن نمونه ای از این دوران بوده هست.


549:



هنر نقاشی..........هنر نقاشی..........هنر نقاشی


هنر نقاشی..........هنر نقاشی

هنر نقاشی


550:

هنر نقاشی...........هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی..........هنر نقاشی..........هنر نقاشی

هنر نقاشی

551:

ممنون.جامع بود.
تابلوهاي قشنگي رو انتخاب كردي اما كاش پرتره معروف ژاكلين رو هم ميذاشتي.


552:


تقدیم به دوست عزیزم ....
هنر نقاشی
پرتره "ژاکلين" همسر دوم پيکاسو و "مايا با عروسک" که تصايشانر دختر اين نقاش سرشناس اسپانيايی هست.

553:

با اجازه smsk


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی

554:

هنر نقاشی

555:

اي واي!دوستان نزارين اين تاپيك خاك بخوره!من كه وقت نمي كنم كار كنم ولي شماها اقلا از كاراتون بزارين! گل سرخ هم چند ماهي هست قراره كارهاشون رو اسكن كنن!

556:


557:

بابي جان كاري نداري بزاري تو تاپيك؟من خودم يه كار ميخوام شروع كنم،ولي تا دو ماه آينده نميشه روش حساب كرد كه بخوام بزارمش اينجا!دوست ندارم تاپيك خاك بخوره!

558:


سپهري به نكاتي توجه مي كند كه ساده اند اما سمبل هايي از جوهر زندگي هستند .

درختان سمبل واقعي زندگي اجداد ونوادگان هستند.

خانه و پنجره اش.

پنجره كه دو دنيا را بهم ربط مي دهد و نقاش اغلب مانند گلدان در درگاه پنجره اي نشسته هست.
هنر نقاشی

559:



هنر نقاشی.............هنر نقاشی



هنر نقاشی


هنر نقاشی ....هنر نقاشی.....هنر نقاشی









560:

هنر نقاشی .......................هنر نقاشی




هنر نقاشی



هنر نقاشی........................هنر نقاشی





561:

هنر نقاشی............................هنر نقاشی







هنر نقاشی..............هنر نقاشی........................هنر نقاشی








هنر نقاشی............................هنر نقاشی

562:

..........هنر نقاشی





..................................................هنر نقاشی





..................................................

...........................
هنر نقاشی



هنر نقاشی

563:

خیلی جالب بود ممنون

564:

والا كاراي من همه گرافيكيه...نقاشيام همون طراحي از حيواناته فقط
ولي باز ميگردم تا حتي المقدور ايجا خاك نخوره

565:

اینم یکی از نقاشی های منه که با مدادرنگ کشیدم

هنر نقاشی

566:

كار قشنگيه عزيزم.ممنون كه گذاشتي.من خودم بين انواع مختلف،نقاشي با مدادرنگي و آبرنگ رو بيشتر از همه دوست دارم.اگر چه هيچوقتم نميتونم از كار با مداد سياه دست بكشم چون بهش شديدا وابسته ام!ولي خب مدادرنگي خيلي دقت و ظرافت مي طلبه!

567:

خواهش میکنم چشماتون قشنگ می بینه .

توی موقعيت مناسب از کارهای دیگه ام هم عکس میگیریم و میارم .

حیف این تاپیکه که راکد بمونه .


568:

هنر نقاشی

569:

هنر نقاشی

570:

طراحی ترم های اول دانشگاه (دوتای اولی با مداد این آخری با خودکار)

571:

هیچکدوم از عکساتون قابل دیدن نیست

572:

ممکنه یکی بگه عکسها رو چطوری بزارم اینجا قابل دیدن باشه من همین یه روش رو بلدم با سیستم خودم دیده میشه

573:

چه دست قايشان اي داريد...
من هيچ طراحي اي رو مثل اسكيس دوست ندارم...
موفق باشيد..


574:

خيلي زيباست.
بسيار از اين طرح لذت بردم.طرحي زنده و طبيعي..انگار با آدم حرف ميزنه
تبريك ميگم.
هنرمند قابلي خواهيد شد در آينده

575:

اینم یکی دیگه از نقاشی های من که با رنگ روغن کار کردم

هنر نقاشی

576:


realy

577:

اینم با مدادرنگ کشیدم

هنر نقاشی

578:

با با هنر مند........

منم میزارم آخه فرمودتی رئال یخورده سخت شده کارایه ما هنرستانییا جز طراحییامون اکثرا رئال نیست

579:

چرا هیچکس دیگه نقاشی هاشو نمی زاره
خب اینم یکی دیگه که بازم این با رنگ روغنه

هنر نقاشی

580:

خوشحالم دوستان

هر كدام يك

مشغله فكري براي خودش درست كرده

و چقدر زيبا

افرين

581:

هنر نقاشی


هنر نقاشی

582:

هنر نقاشی


هنر نقاشی

583:

هنر نقاشی



هنر نقاشی



سلام اينم چمد نمونه از كارام و خوشحال ميشم نظر دوستان رو بدونم.

584:

مرسی قوت دست !همه چیز عالیه مخصوصا پرتره ی پایینی .


585:

دست شما درد نکنه .

از این تصویر خیلی خوشم اومد .



فوق العاده اس .

یکجور معصومیت اسمانی رو القا می کنه .

دستهائی که یکجورائی بهم گره خورده و نگاهی که به بالاتر از افق خیره شده به بی انتها .

موهائی که چندان منظم نیستند انگار در معرض وزش نسیم برنامه گرفتند و پوشش سفید و اون شال گردن .....

شما واقعا هنرمند هستید .

من که بی هنر هستم همیشه به هنرمندها حسودیم میشه !!

586:

خيلي ممنون از اين همه لطف و محبتتون و از اين نقدهاي زيباتون.

587:

من به شخصه با نقاش های سورئالیسم بیشتر حال میکنم

588:

هنر نقاشی


589:

هنر نقاشی

590:

هنر نقاشی

591:

هنر نقاشی

592:

هنر نقاشی

593:

هنر نقاشی

594:

هنر نقاشی

595:

هنر نقاشی

596:

هنر نقاشی

597:

هنر نقاشی

598:

هنر نقاشی

599:

هنر نقاشی

600:

هنر نقاشی

601:

هنر نقاشی

602:

هنر نقاشی

603:

این آخریا بیشترشون معاصر نیستند

موزه هنرهای معاصر شهرستان تهران در حال حاضر گنجینه موزه رو به نمایش گذاشته که شامل آثار کمیاب و بی نظیری از آثار نقاشان بزرگ جهان که وقت شاه مشاورهای هنری فرح دیبا خریداری کردن و الان جزء گرانترین آثار نقاشی دنیا به حساب میان پیشنهاد می دم هر کی میتونه بره از نزدیک ببینه ( موقعيت خوبی که آثار نقاشایی مثل جکسون پولاک ، ونگوگ ، گوگن ، مگریت ، پیکاسو و ...

از نزدیک ببینید)

604:

این کارها خوبن اما مشکل های ساختاریشون خیلی زیاده

موزه هنرهای معاصر شهرستان تهران در حال حاضر گنجینه موزه رو به نمایش گذاشته که شامل آثار کمیاب و بی نظیری از آثار نقاشان بزرگ جهان که وقت شاه مشاورهای هنری فرح دیبا خریداری کردن و الان جزء گرانترین آثار نقاشی دنیا به حساب میان پیشنهاد می دم هر کی میتونه بره از نزدیک ببینه ( موقعيت خوبی که آثار نقاشایی مثل جکسون پولاک ، ونگوگ ، گوگن ، مگریت ، پیکاسو ...

از نزدیک ببینید)

605:

آخی یادش به خیر دوران صلح و آشتی بود چه برنامه هایی داشتم .

میخواستم نمایشگاه مجازی بزنم .

همه رو دعوت کنم .

گل بگیم گل بشنویم .

اما الان چی شده کسایی که یه وقتی خیلی دوسشون داشتم یه عده ایشون شدم دشمن یه عده ایشون حرفایی میزنن که اصلا در شانشون نیست .

کاش همه چیز درست بشه .


606:

عاشق تنها ، كلاس نقاشي نداري بيايم پيشت؟؟
نقاشي هات همشون قشنگن ، دست مريزاد

607:

wow
چقدر هنرمند!
مرسی عاشق تنها لذت بردیم

608:

عاشق شمام هنرمندی نمیدونسیما
وقت نکردم مرو ببینم ولی این چندتای آخری قشنگ بود.


609:

این کار چقدر وقت برد؟

610:

ممنون لطف دارید
ما هنوز خودمون شاگردیم


نوشته اصلي بوسيله negooli نمايش نوشته ها
wow
چقدر هنرمند!
مرسی عاشق تنها لذت بردیم
ممنون عزیزم


نوشته اصلي بوسيله amir02 نمايش نوشته ها
عاشق شمام هنرمندی نمیدونسیما
وقت نکردم مرو ببینم ولی این چندتای آخری قشنگ بود.
خواهش میکنم کو تا هنرمندی .

چشماتون قشنگ میبینه
راستش این نقاشی ها مربوط میشن به 7-6 سال پیش که متاسفانه چند ساله که به خاطر مشغله درسی و کار دیگه نمیتونم سراغ نقاشی برم .
از اونجایی که ما نقاشی هامون رو فقط سر کلاس تموم میکردیم واسه هر نقاشی فقط هفته ای 6-5 ساعت وقت میزاشتیم به خاطر همین هر کدوم چند ماه طول میکشید .


611:

انشاالله بعدا یه نقاشی رنگ روغن اینجا میذارم

612:

به به پس شما هم هنرمندی .

خوشحال میشیم ببینیم

613:

استاد فرشچیان

هنر نقاشی

614:

هنر نقاشی

615:

هنر نقاشی

616:

هنر نقاشی

617:

هنر نقاشی

618:

هنر نقاشی

619:

هنر نقاشی

620:

هنر نقاشی

621:

هنر نقاشی

622:

فرشچیان

هنر نقاشی

623:

هنر نقاشی

624:

استاد محمود فرشچیان

هنر نقاشی

625:

هنر نقاشی

626:

هنر نقاشی

627:

هنر نقاشی

628:

افتاب چون بیشتر تو کاره پرتره هستیا

منم عکس میگیرم میذارم

629:

سلام دوستان
من همین الان برای اولین بار با این سایت آشنا شدم و از نقاشی هاتون لذت بردم .خیلی
کارتون درسته.مخصوصا شما آفتاب عزیز.اگر می شه چندتا کار نقاشی با مدادسیاه یا مدادرنگی برام بفرستین من عاشق نقاشی با مداد هستم.
tiggeralone@yahoo.com

630:

سلام
دوستان اگر براتون مقدور هست سايتي برام معرفي كنيد كه بشه درش نمونه طرحهاي گرافيكي مختص سال نو رو پيدا كرد ..........لازم به ذكر هست كه طرحها را براي ايده گرفتن مي خوام .نه بصورت كاربردي .....پس هر چه هنري تر باشند به همون اندازه بهتر خواهند بود
ممنون ميشم

631:

با سلام خدمت دوستان عزیز من می خواهم در باره نگارگری صحبت کنم
از هنر دکوراسیون سنتی ایران که بیشتر در کاخهاو خانه های بزرگان دوره صفویه وقاجار هستفاده می کردندوتعدادی عکس از این هنر ها که اخیرا اجرا شده برنامه میدهم شومینه سنتی لایه چینی شده که نمونه اون در هتل شاه عباس اصفهان وجود دارد
هنر نقاشی

632:

قاب معرق وتابلو نگارگری
هنر نقاشی

633:

لایه چینی پرده در کعبه (برجسته کاری و طلا کوب)
هنر نقاشی

634:

باسلام و تشكر فراروان
مطلبتون خيلي به دردم خورد،
آيا راهي براي بدست آوردن نسخه ي چاپي از اين مطلب وجود داره؟

635:

سلام بچه ها
من هم بعضی وقتها چارتا خط میکشم
امیدوارم من رو تو جمع خودتون بدونید...

هنر نقاشی

636:

خواهش مي كنم ديگه همين چهارتا خط رو هم نكش
نه جدا براي شروع خوب بود

637:

واااااااااااااااو روووعه
خيلي متشكرم

638:

این هم پرتره خودمه

هنر نقاشی

639:

chekhubyani daran 2memari azash estefade mikonan
keili dusdaram negargario edame bedam vali dars nemizare
mishe etelate bishtari bezarim

640:

حسین گل بابا زاده ( ریشوی متکی به دیوار ) هنرمند ایرانی مقیم ایتالیاست .

نوجوانی ام در دوست داشتن او و طبع مدرن آثارش گذشت .
چند کار از او می گذارم اینجا چند خطی هم گپ می زنیم برای خاطر دل تنگی سالهایی که ندیدم اش .


هنر نقاشی

641:

هنر نقاشیsalam.mishe darbare kare manam nazar bedin.albate man jayi amuzesh nadidam

642:

faghat chan jalase negargari raftam ke onam rabti be tarahi nadash.

643:

اینجا کسی هست رشته دانشگاهی اش نقاشی باشه؟

644:

هنر نقاشی

645:

روی او زرد ، پوشیده در سیاه ، اما درون او آبی ست ، اونچنان که بیرون او آبی .




بچه که بودم خوب نگاه می کردم که این حجم آبی یاقوتی که در اوست بچه ش هست یا قلبش .
می شود مطمئن بود که هیچ کدام ؛ اون آبی دلخواه درون اوست ، اما باز هم نمی شود مطمئن بود .ما چهره ی آدمها را می بینیم و درون شان را نه .

اما اینجا بر عکس هست .

زن چهره ندارد هر چه هست ماسک هست و ماسک حکایت از زردی ست و سردی .

فارغ از فریب ماسک تنها نشانه ی ظاهری که دروغ نیست اینست که سر خود را کمی کج گرفته ، گویی اندوهناک هست یا اینکه مراقب هست حواسش به چیزی ست ، یا اینکه مراقب اندوهناک چیزی ست ( مادر هست ) .
فارغ از روی زرد و پوشش سیاه ، نقاش خشونت زیادی در قلم مویش ریخته انگاری تابلو در حال اضمحلال هست رنگ ها به درون هم تعدی می نمايند و یک چیزی اون زیر تر ها دارد فرو می ریزد .

می شود فهمید حال اون خانم یا نقاشش خوب نیست .

باز که خسته می شدم یاقوت آبی را سیاحت می کردم که چطور پوشیده در میان این نشانه های بد محیط اطرافش را به همرنگ خود در آورده .

حالا هر چند آبی اون بیرون به گوارایی یاقوت درون نیست اما میان تظاهر این زرد و سیاه واقعیت پر رنگی ست .

در مورد رنگ آبی شاید بشود فرمود این خاصیت هر زن _ مادری ست .


اما زن به چه می اندیشد ؟ این نقطه ی آغاز مدرن بودن هست اینکه در کلیشه های سابق نمانده و زنی هست که می اندیشد و سفید یا سیاه هم نمی اندیشد و گویی به نقاش مجال این را هم نداده که فکر او را درک کند و به تصویر بکشد .

فکر او دارد از قاب نقاش بیرون می زند .


رنگ خاکستری نشانه ی در هم تنیدگی بدی و خوبی ست ، نشانه ی قضاوت نکردن و در عین حال کور نبودن نقاش هست ، و اینکه دارد از کادر بیرون می جهد هم فروتنی او .

هر گاه دریافتیم که اشاره ی درونی اثر نه زردی و سیاهی موهوم که عصیان عاشقانه ای هست که از دوست داشتن و احساس از دست دادن آب می خورد و اون نشت مرموز خاکستری ، در ورودی نقاشی ایستاده ایم .

646:

هنر نقاشی

647:

هنر نقاشی


مرگ او زیباست ؛
اما او نمرده هست .

شاخه قد کشیده ، و یک جایی مفری پیدا کرده ، و امتداد پیدا کرده دوباره به پایین و رفته داخل خاک گلدان دیگر .

و در این راه جستن ها تن او اون گونه که می شود شنید خش و خش به همه جا سائیده ، برگ هاش ریخته و روی سکوت سطوح جا مانده هست .

اینکه برگ ها همه جا هست یعنی هم منفذ بالا و هم مقصد نهایی اش را دیر تر از هر جایی یافته ، نرم و کورمال به همه جا سرک کشیده و بار و برگ پراکنده .

و وقتی به اون دیگری می رسد که تن بی برگی ست هر چه را که داشته هر چه را بلد بوده به زندان اطرافش بخشیده ، زیبایش کرده اونجا را .

حالا او شاخه ی لختی هست آرمیده یا مرده در اونجایی که دوست داشت بیارامد یا بمیرد .

نمایش جانبازانه ی خوشگلی ست .

گیرم به عقیده ی هنرمند عاشق زیباست ، عشق ورزیدنش زیباست ، جان دادن برای عشق ورزیدنش زیباست .
اما این همه برای چیست ؟ مگر نه اینکه گیاهان رو به بالا دارند ، به آفتاب و چمیدانم هوای تازه ؟ کدام گلی هست که را رفته را باز گردد و از سر در دل خاک بیاساید ؟ تازه همه ی سبزی و تازگی اش ، دلایل ساده ی بودنش را پای این " از خاک بر خاک " بدهد .

این جا هست که یکی مثل من شروع می کند به رنج کشیدن از تماشای چنین هستعاره ای ، چرا که عشق را دارد از آزادی و غریزه برتر نشان می دهد که با عقاید تیر غیب خورده ی من جور نیست .

آفتاب ، فریاد کشیدن در ساحت نور ، نماد آزادی ست ؛ و رستن در هر گوشه و کناری که اکسیژن درش هست ، نماد غریزه .

اما شاخه نه آزادی را بر می تابد و نه به غریزه وقعی می نهد .

او عشق را بر می گزیند و به او می رسد و در او آرام می گیرد و جهان زیبا می شود و من رنج می کشم !
و خیال بسیار نازک می شود اونجا که نمی شود مطمئن بود که گیاه سر آخر مرده از بی اکسیژنی یا نه .

اون قدر نازک که انگار داریم یک شعر را تماشا می کنیم .

شعر را نمی شود تماشا کرد چون آلوده به اغراق و انتزاعی تر از اونست که در بند تصویر کشیده شود .

اما در اینجا هنرمند _ ناخواسته شاید _ یک شعر را ساخته ، و به اون جان بخشیده هست : هرگز نمیرد اونکه دلش زنده شد به عشق .

648:

هنر نقاشی

649:

هنر نقاشی


تروفیموف : تمام مدت تابستان ، او برای من و اونیا آرامش باقی نگذاشت .

می ترسد ما عاشق همدیگر بشویم .

این به او چه مربوط هست ؟ علاوه بر این من از اون هاش نیستم .

من و اونیا در مرحله ای فراتر از عشق هستیم .


رانوسکایا : تصور می کنم من در مرحله ای پایین تر از عشق باشم .


باغ آلبالو

650:

هنر نقاشیهنر نقاشیهنر نقاشیهنر نقاشی

651:

برای داشتن اطلاعات بیشتر در این زمینه می توانید به این وبلاگ یک سری بزنی
www.slemi.blogfa.com

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

652:

دوست خوبم ممنون از تاپیکتون

653:

آخرین طراحی ای که Aftab گذاشته تو کدوم صفحه ست؟؟؟؟؟

654:

پليس نروژ فراخوان نمود بامداد روز يکشنبه ۲۲ اوت ۳ مرد مسلح نقابدار با حمله به موزه مونش شهر اسلو 2 تابلوی مشهور ادوارد مونش نقاش برجسته نروژی به ايشانژه تابلوی «فرياد» را به سرقت بردند.


ادوارد مونش در سال ۱۸۶۳ ميلادی متولد و در سال ۱۹۴۴ ميلادی درگذشت.


او تابلوی «فرياد» را در سال ۱۸۹۳ ميلادی ایجاد کرده بود.

اين تابلوی سبک امپرسيونيسم بيانگر ابراز وحشت مدرن هست.


ادوارد مونش مشهورترين نقاش نروژی عادت داشت از آثار نقاشی برتر خود چند کپی ديگر نقاشی کند.
تابلوی «فرياد» که به سرقت رفته هست يکی از تابلوهای مجموعه «فرياد» محسوب می شود.


اين تابلو تصايشانر مردی ايستاده بر روی يک پل را نشان می دهد که سرش را ميان دستانش گرفته و با دهانی باز وحشت عميقی را ابراز می کند.

يکی زيگر از تابلوهای به سرقت رفته، تابلو مادونا می باشد

655:

پاپ آرت : به هنر بصدي نيز معروف هست .

در اين سبك از خطاي يا صره براي القاي فضا و حجم هستفاده مي شود در معني رسم هايي الف غير متعارف تابلو هاي نقاشي از اين سبك شناخته مي شود .

پاپ ارت به هنر عامه پسند اطلاق مي شود ، نقاش تصاايشانر و پديده ها را به صورتي كه با احساسات عوام و تلقي اكثريت امت از پديده ها هماهنگي داشته باشد به تصايشانر كشيده مي شود .


656:

آبستره: در اين سبك نقاشي از رنگ ها توام با اشياء هستفاده مي شود هنرمند با تركيب اشياء بي ارزش و تركيب تصادفي اونها به تصايشانري دست مي يابد كه بيان كننده عوالم دروني هنرمند و عقايدش مي باشد .

657:

دادائيسم : در اين مكتب واقعيت ها به صورت زشت و مهوع به تصايشانر كشيده مي شود .

زشتي و كثافت توام با هول و وحشت مفاهيم اصلي اين مكتب را تشكيل مي دهد .


سور رئاليزم : به معني فراسايشان حقيقت شناخته شده نقاشان و پيرو اين مكتب دست به خلقت آثاري مي زنند كه موضوع اونها هرگز وجود نداشته هست يا هرگز ديده نشده هست .

القاء خوف و وحشت و هول اظطراب از پديده هاي رايج اين مكتب محسوب مي شود .


اكسپرسيونيسم : در اين مكتب هنرمند با هستفاده از اصل تغيير و تصرف در طبيعت و تصايشانر طبيعتي ذهني مفاهيم مورد نظر خود را پياده مي كند .

در سبك اكسپرسيونيسم اشياء‌ و طبيعت اندازه حقيقي را ندارد بلكه با بزرگنمايي يا كوچك كردن جزئي يا عضايشان نقاش به بيان عقايد خود مي پردازد .


فوتوريسم : جنبش و حركت و تكاپو و سرعت وسيله نقاش براي بيان خواست ها و عقايدش مي باشد .

تجسم حركت در پرده هاي نقاشي و جايگزيني اشياء به جاي موجودات و تصورات مكانيلي از فيزيولوژي انساني از خصائص بارز اين مكتب محسوب مي شود .


كوبيسم : در اين مكتب نقاشي اشياء را در بعدهاي جدا از هم تصور كرده و انها را با ابعاد گوناگون در يكجا به شكل دو بعدي به نمايش مي گذارد ، مثلا شما در يك نقاشي از يك انسان كه رايشان بوم به تصايشانر در آمده هم او را از روبرو و هم پهلو و هم پشت سر ملاحظه مي كنيد .


658:

-كلاسيك : در این مکتب نقاش از طبیعت و اشیاء پیرامون خود الهام گرفته سعی دارد عینا اشیاء و مناظر را تجسم بخشند .

در نقاشی کهن مضامین این سبک را بیشتر روایات و افسانه ها

می داد و بیشتر نقاشان معروف تا قرن نوزده پیرو این مکتب بودند .

-نئوكلاسيك : در سبک نئو کلاسیک یا کلاسیک جدید نقاشان ضمن توجه به اساتیر و حکایات
قدیم از ترکیبات جدید رنگها هستفاده هستفاده کرده و نوعی سنگینی و خشونت القا می نمايند .

-رمانتيسم : مکتب رمانتیسم از قرن نوزده به بعد رواج یافت ، در این سبک توجه به احساسات وعواطف و خیالات بیشتر معطوف شده و هنرمند برای گریز از عوارض انقلاب صنعتی و ماشینیزم
دنیایی خیالی یافته و اونرا به تصویر می کشد .

ژریکو از بنیانگذاران این مکتب در فرانسه محسوب

می شود .

رئاليسم : مکتب واقع گرا بوده و نقاشان پیرو این مکتب تلاش در نشان دادن حقایق حوادث موجود در اطراف خود داشتند .

- ناتوراليسم : مکتب طبیعت گرا نامیده می شود وپیروان این مکتب طبیعت و محیط را مورد توجه برنامه داده و اشیاء و پدیده ها را از نظر طبیعت گرایی تصویر کرده اند .

- امیرسيونيسم : در این مکتب طبیعت و اشیاء و پدیده ها از نظر یک بیننده یا نظاره گری که بطور اجمالی نظری به طبیعت یا اشیاء انداخته نقاشی می شود .
در این سبک به جزئیات توجه نمیشود بلکه کلیاتی از یک پدیده یا منظره ارائه می گردد .

نئو امپرسيونسيم : مکتب امپرسونیست جدید که با توجه به تجارت امپرسیونیستها در مورد
رنگها با تجزیه و تحلیل عملی به ترکیب رنگها پرداخته و آثار خود را به وجود آورده اند .

- سمبوليسم : در این مکتب نقاش پیام خود را با واسطه برنامه دادن سمبلها و نشانه های خاص بیان می کند .

سمبولیتها با کنایه و هستعاره عقاید خود را به تصویر می کشند و معمولا در

شرایطی که قادر به بیان صریح و روشن عقاید خود نیستند یا ترس و وحشتی در جامعه حکمفرماست نقاش برای بیان مقاصد خود به این سبک روسی رو می آورد و طبیعی هست که
افرادی قادر به درک پیام نقاش می باشند که به زبان سمبلها آشنا باشند و قادر به تجزیه و تحلیل ایثار باشند .

659:

ممنون از هستارت تاپیک خوبه که علاقمندان نقاشی با این سبکا آشنا بشوند و هنرمندان این سبکها و شیوه ی کار و اثرشو بشناسند
منم رشته م نقاشیه

660:

اين تابلو خيلي عاليه

661:

امپرسیونیسم


یکی از سبک‌های هنری در تاریخ هنر، سبک امپرسیونیسم (دریافت‌گری) هست.



این اصطلاح برای نخستین بار از عنوان نقاشی کلود مونه با عنوان «دریافت (امپرسیون) طلوع خورشید» اقتباس شد و همچون بسیاری از نام‌گذاری‌ها، به منظور هجو و هستهزا آثار هنری مونه، به این اثر او اطلاق شد.

اما پس از وی، به تدریج این عنوان به سبکی خاص اطلاق شد که ویژگی‌هایی را در ایجاد اثر هنری مورد لحاظ برنامه می‌داد.

در ابتدا در سال 1874 م.، عده‌ای از نقاشان فرانسوی که مونه، سزان، دگا، رنوار و سیسلی از این دسته به شمار می‌آیند، نقاشی‌های خود را عرضه کردند و به عنوان سردمداران این سبک مطرح شدند.



سپس به تدریج عده‌ای دیگر از هنرمندان همچون ادوارد مانه، پیسارو و بازیل به این سبک پیوستند، به طوری که هنرمندان بزرگی که تعدادی از اونان، بعدها از بنیان‌گذاران سایر سبک‌های بزرگ هنری بودند به این جریان هنری پیوستند؛

افرادی همچون گوگن، وان گوگ، کاندینسکی، هنری ماتیس، مونش و پیکاسو از این دسته هنرمندان هستند که هر یک از اونان، خود به وجودآورنده دیگر سبک‌های هنری در تاریخ هنر تلقی می‌شوند.

گوگن پس از این دوره، به سوی هنر بدوی گرایش یافت یا فردی همچون پل سزان و پیکاسو به سوی کوبیسم گرایش یافتند و یا وان گوگ، اکسپرسیونیسم و هنری ماتیس، فوویسم را بنا نهادند.

نکته جالب توجه این هست که بسیاری از این بزرگان، پیش از تأسیس سبکی جدید، تحت تأثیر امپرسیونیسم بودند و شاید به سبب ویژگی‌های این سبک و یا به خاطر این که چیزی در این سبک نیافتند به سوی سبک جدید گرایش پیدا نمودند.

هنرمندان امپرسیونیست در این دوران بر خلاف هنرمندان گذشته، نقاشی خود را در محیط‌های کارگاهی و بسته انجام نمی‌دادند و برای ایجاد اثر هنری به فضای آزاد، در کنار رودخانه‌ها، جنگل‌ها، محیط‌های طبیعی و یا کافه‌ها و مکان‌های عمومی می‌رفتند و به نقاشی می‌پرداختند، امری که پیش از اون بی‌سابقه بود.

موضوع نقاشی‌ها برگرفته از طبیعت و شواهد اطرافشان بود، به گونه‌ای که هستفاده از میزان نور و چگونگی صحنه‌های طبیعی، تفاوت تابش نور و در حالت‌های متفاوت روز به چه صورتی باشد، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های سبک امپرسیونیسم به شمار می‌رفت.

هنرمندان این سبک به دنبال ترسیم تصاویر لغزان و گذرای طبیعت بودند، تصاویری که به طور پایدار و ثابت در طبیعت به چشم نمی‌خورد و با ارتعاشات لغزان نور، به ادراک و حس بینننده تیزبین امپرسیونیسم می‌آمد و خیلی زود هم زوال می‌یافت.



تأثیر سبک‌های پیشین بر امپرسیونیسم

سبک امپرسیونیسم، سپس دو سبک رمانتیسم و رئالیسم شکل گرفت، دو جریانی که یکی بر بیان احساسات، عواطف و تخیلات هنرمند در آثار هنری تأکید داشت و دیگری بر بیان واقعیت صرف و اونچه در پیرامون ما هست، تأکید می‌نمود.



هنرمندان امپرسیونیست به هر دو سبک یادشده توجه داشتند و مولفه‌های هنری موجود در اون سبک‌ها را در آثار خویش هستفاده می‌نمودند.

امپرسیونیست‌ها از طرفی به توصیف و ترسیم عالم واقعیت می‌پرداختند و از طرف دیگر واقعیت را اون چنان که هست، ترسیم نمی‌نمودند.



آثار خود را در لحظه خاص و تحت شرایط ویژه‌ای به تصویر می‌کشیدند، و از اون جا که واقعیت را ترسیم می‌نمودند، در حقیقت همچون رئالیست‌ها به سوی عالم خارج متوجه می‌شدند، اما چون در انتخاب عالم خارج گزینش می‌نمودند و عالم واقعیت را در لحظه‌ای خاص و با وقت و یا نورپردازی خاص ارائه می‌نمودند، از این رو به سوبژکتیویسم و عالم درونی هنرمند رمانتیسم نزدیک می‌شدند.

هنرمندان امپرسیونیسم به تعبیر دیگر به مثابه روان‌شناسان معتقدند که واقعیت همان احساس ماست و بر احساسات ما هستوار هست.

به گونه‌ای که باید دید که عالم واقعیت در هر اون و لحظه و در شرایط جوی و نورپردازی خاص چگونه خود را به ما عرضه می‌کند.


ویژگی‌های سبک امپرسیونیسم

به تعبیر برخی از مورخان، هنر افرادی همچون ادوارد مانه و دیگر طرفداران امپرسیونیست، در واقع با به کار گرفتن سبک و شیوه خود در عرصه هنر، گویا این پرسش را مطرح نمودند که آیا اون‌چه را ما می‌بینیم، به این که چگونه اون را می‌بینیم، بستگی دارد؟

در واقع امپرسیونیست‌ها همانند رمانتیست‌های پیش از خود، با دلدادگی به احساسات و عواطف درونی، تنها به حکایت‌گری و توصیف منفعلانه عالم خارج بسنده ننمودند، بلکه عالم خارج و واقعیت را از منظر و نگاه هنرمند و دریافت او از عالم واقع ترسیم کردند به طوری که به تعبیر گاردنر، امپرسیونیست‌ها به یک معنا نوعی «امپرسیونیسم ناتورالیستی» را مطرح کردند؛

با این هستثنا که این بار هنرمند سوبژکتیویست در درک خود از عالم خارج، به حس بصری بیش از ادراکات و تخیلاتش، تکیه می‌کند.

سبک امپرسیونیسم در قرن 19، آغاز حرکتی به سوی سوبژکتیویسم بود که هر چه به سوی جلوتر پیش می‌رویم و به قرن 20 نزدیک می‌شویم، به سوی هنر انتزاعی و نارئالیستی پیش می‌رود؛

به گونه‌ای که هنرمند در ایجاد اثر هنری، به سمت ترسیم عالم درون و جهان خویشتن می‌رود و از عالم عینیت فاصله می‌گیرد و این فاصله را به جهت بها دادن به ابداع، نوآوری و خلاقیت می‌پذیرد.

نگاهی به سبک‌های هنری قرن بیستم، به ویژه پس از سبک فوویسم، تأیید این امر هست که با وجود اون که امپرسیونیسم در آغاز با وفاداری به عالم رئالیسم آغاز شد، اما به تدریج به سبک‌هایی همچون هنر انتزاعی، اکسپرسیونیسم انتزاعی، و هنر مفهومی منتهی شد، که ردپای فضای درونی هنرمندان وفادار به این سبک‌ها، بیش از ردپای عالم واقعیت احساس می‌گردد

یکی از ویژگی‌های مورد توجه امپرسیونیست‌ها در نقاشی و مجسمه‌سازی، به کارگیری نور و ترسیم عالم خارج در لحظه‌های اونی هست.



در واقع، گاهی اگر یک منظره، رودخانه و یا هر صحنه طبیعی در تاریکی شب یا ابتدای روز و یا در وقت تابش نیم‌روزی خورشید دیده شود، به نظر می‌رسد که تصویر یک‌سانی از اونان حاصل نمی‌گردد و حتی شاید تصور شود که تصاویر این منظره‌ها متفاوت هستند.



بدیهی هست که گاهی یک صحنه طبیعی در هنگام تابش نور شدید، ویژگی‌هایی را می‌یابد که منحصر به فرد هست و اثر با اون ویژگی، نمای‌ خاصی را می‌یابد.

از این رو، هنرمندان امپرسیونیست در آثار خود از نورپردازی هستفاده می‌کردند و با هستفاده از رنگ‌های روشن، این روشنایی حاصل از نور را به خدمت می‌گرفتند.



اونان ضربات سریع قلم‌مو و رنگ‌های روشن را مورد هستفاده برنامه می‌دادند و رنگ‌هایی همچون خاکستری، سیاه و قهوه‌ای را از طیف رنگ‌ها خارج نموده و از رنگ‌های زرد، سبزآبی، قرمز و نیلی هستفاده می‌نمودند، به گونه‌ای که هستفاده از این رنگ‌های روشن و تلالو یافته در نور خورشید، فضای خاص، با نشاط و شاد را در آثار اونان دامن زده هست.

امپرسیونیست‌ها می‌کوشیدند در ترسیم مناظر طبیعی، اون لحظه‌هایی را که شرایط جوی و نور خورشید حالت خاصی را به طبیعت می‌دهد به نمایش گذارند و همچون عکاسی که ممکن هست، ساعت‌ها به انتظار بنشیند تا لحظه طلوع خورشید را صید کند، در انتظار لحظه‌های نابی بودند تا بتوانند مناظر را در نور خاصی به تصویر کشند.



هستفاده از نور در آثار اونان امری تفکیک‌ناپذیر هست و ادوارد مانه می‌فرمود که بازیگر اصلی در نقاشی نور هست، و هنرمند تصاویر را در دریایی از نور و هوا به مخاطبان و بینندگان خود القا می‌نماید، به طوری که اونچه نور بر ما آشکار می‌سازد جنبه‌ای تنها تصادفی و لحظه‌ای پیدا می‌کند.



با وجود بازنمایی و واقع‌گرایی در آثار امپرسیونیست‌ها، ضبط فوری و اونی ارتعاشات حاصل از نور در طبیعت، در آثار اونان به چشم می‌خورد.

در این باب فرموده شده هست که کار امپرسیونیست‌ها ثبت تحریک عصب بینایی حاصل از نور هست.



لذا می‌توان فرمود که مهم‌ترین ویژگی‌های سبک امپرسیونیسم عبارت هست از:

1- دریافت اونی و مستقیم از طبیعت که احساس برانگیز باشد؛

2- الگوی لحظه‌ای نور و بازی نور خورشید؛

3- ادراک مستقیم بصری و تحریک بصری به وسیله نور؛

4- تصویر عالم واقعیت بر پايه گزینش و نگرش به اون، از منظر انسانی؛

5- طرد رنگ‌های تیره و هستفاده از رنگ‌های روشن؛

6- ثبت عالم واقعیت در لحظه‌ای گذرا، اونی و ناپایدار؛
و

7- تأثیرگذاری، گزینش‌گری و حضور هنرمند در ترسیم عالم واقعیت (در رئالیسم کوربه، هنرمند اونچه را وجود دارد، تصویر می‌کند اما در رئالیسم امپرسیونیسم، هنرمند اون‌چه را که در یک لحظه خاص از واقعیت احساس می‌کند و یا به تعبیری اون را می‌یابد، به تصویر می‌کشد).

هنرمندان امپرسیونیسم علاوه بر ایجاد اثر هنری در عرصه نقاشی، در حوزه مجسمه‌سازی نیز به فعالیت پرداختند، هنرمندانی همچون رودن پیکره‌ساز، کلودل و روسو و یا هنرمندان نقاش ـ پیکره‌سازی همچون دگا و رنوار ویژگی‌های هنری امپرسیونیستی را در عرصه مجسمه‌سازی نیز به کار بستند.



رودن که مهم‌ترین مجسمه‌ساز امپرسیونیست تلقی می‌گردد، تنها در بخشی از آثار خود بر پايه این سبک کار نموده هست و ویژگی‌های امپرسیونیستی همچون سایه ـ روشن، سرعت عمل، حرکت و هستفاده دقیق از لحظات اونی و گذرا را در مجسمه‌های خود به نمایش گذارده هست.

662:


663:

سورئالیسم

پس از اونکه داداگری (دادائیسم) با وضع بسیار بدی از میان رفت گرداندگان اون در سال 1921 به دور« اوندره برتون » که خود نیز وقتی از دادائیست ها بود گرد آمدند و طرح مکتب جدیدی را ریختند.



جست وجوی دقیق و علمی واقعیت برترجایگزین فضاحت و عصیان بی رویه شد و مکتب فراواقع*گرایی به طور رسمی در سال 1922 تشکیل شد.

ظهور سوررئالیسم وقتی بود که نظریه های فروید روانشناس اتریشی درباره ضمیر پنهان و رویا و واپس زدگی، افکار جویاگر را به خود مشغول داشته بود.

« اوندره برتون و لوئی آراگون » که هر دو پزشک امراض روانی بودند از تحقیق های فروید الهام گرفتند و پایه مکتب جدید خود را بر فعالیت ضمیر پنهان بنا نهادند.

اصول فراواقع گرایی « سوررئالیسم مشکل پر توقعی هست که فقط عضویت دربست و پیروی کامل را می پذیرد.» این مسلک دارای چنین فلسفه ویژه هست:

1_ فلسفه علمی : که همان روانکاوی فروید هست.

2_ فلسفه اخلاقی : که با هرگونه قرارداد مخالف هست.

3_ فلسفه اجتماعی : که می خواهد با ایجاد انقلاب سوررئالیستی بشریت را آزاد کند.

شعر در سوررئالیسم مرتبه ویژه ای دارد و پیروان این مکتب کوشیده اند که جهان بینی خود را از طریق شعر تبیین و تشریح نمايند و انقلاب خود را بدین وسیله جامه عمل بپوشانند.

درواقع شعر را، رکن پايه زندگی می دانند زیرا عقیده دارند که شعر باید و می تواند مسئله زندگی را حل کند.



اما باید توجه داشت که هدف سوررئالیسم از مرز ادبیات و هنر فراتر هست زیرا می خواهد آدمی را از قید تمدن سودجوی کنونی نجات بخشد.



و روش های کهن را دوربریزد و بر هوش و خرد پشت پا بزند و در طلب نیروهای پنهان و دست نخورده وجود آدمی برمی آید تا امواج سیل آسای درونی، آدمی را به سوی افق های روشن و گشاده رهبری کند.


هنر نقاشی



664:

اکسپرسیونیسم یا هیجان‌نمایی


اکسپرسیونیسم شیوه‌ای نوین از بیان تجسمی هست که در اون هنرمند برای القای هیجانات شدید خود از رنگ‌های تند و اشکال کَجوَش (معوج) و خطوط زمخت بهره می‌گیرد.



دوره شکل گیری این مکتب از حدود سال ۱۹۱۰ تا ۱۹۳۵ میلادی بود ولی در کل این شیوه از گذشته‌های دور باهنرهای تجسمی همراه بوده و در دوره‌های گوناگون به گونه‌هایی نمود یافته‌است.

برای نمونه مکتب تبریز در نگارگری ایرانی و مکتب سونگ در هنر چین را اکسپرسیونیست هنر ایران و چین می‌نامند.

پیشینه

عنوان «اکسپرسیونیسم» در سال ۱۹۱۱ برای متمایز ساختن گروه بزرگی از نقاشان به کار رفت که در دههٔ اول سدهٔ بیستم بنای کار خود را بر باز نمایی حالات تند عاطفی، و عصیان گری علیه نظامات ستم گرانه و ریاکارانهٔ حکومت‌ها، و مقررات غیر انسانی کارخانه‌ها، و عفونت زدگی شهرها و اجتماعات نهاده بودند.



این هنرمندان برای رسیدن به اهداف خود رنگ‌های تند و تشویش انگیز، و ضربات مکرر و هیجان زدهٔ قلم مو، و شکل‌های اعوجاج یافته و خارج از چارچوب را با ژرفا نمایی به دور از برنامه و سامان ایجاد می‌کردند و هراونچه آرامش بخش و چشم نواز و متعادل بود از صحنهٔ کار خود بیرون می‌گذاشتند.



بدین ترتیب بین سالهای ۱۹۰۵ تا ۱۹۱۳ مکتب اکسپرسیونیسم با درکی خاص از هنر خاص ونسان ونگوگ و به پیشتازی نقاشانی چون کوکوشکا، امیل نولده و کرشنر در شهر درسدن و با عنوان «گروه پل» به وجود آمد

هنرمندان

* جیمز انسور در ۱۸۶۰در بلژیک به دنیا آمد و در ۱۹۴۹ در همان شهر درگذشت.

* ادوارد مونک نروژی که پردهٔ معروفش جیغ در سال به تنهایی مفهوم کامل شیوهٔ اکسپرسیونیسم را در نظر بیننده روشن می‌سازد.

* امیل نولده در ۱۸۶۷در شلزویگ،ناحیه‌ای در شمال غربی آلمان متولد شد و در۱۹۵۶ در سیبول درگذشت.

وی با تجسم بخشیدن به پندارهای دینی و صور کابوسی ذهن آشفته‌اش یکی از نقطه‌های اوج این شیوه را در وجود می‌آورد.

* ژرژ روئو در ۱۸۷۱ در پاریس متولد شد و ۱۹۵۸ در همان شهر از دنیا رفت.

وی در بیشتر آثارش الهامات دینی و تلخ کامی‌های خود را با شکلهای زمخت و چهره‌های سرد و عبوس (که از جهاتی یادآور تصویر سازی قرون وسطایی و تنگ افتاده در فضایی فشرده‌اند)مجسم می‌سازد.

او همچنین در آثارش رنگهای تند و تیره و خطوط سیاه بسیار کلفت(همانند بند کشی سربی در شیشه‌های منقوش کلیساهای گوتیک) به کار می‌برد.


* کته اشمیت کلویتز متولد کالینینگراد(Kaliningrad)در ۱۸۶۷ و در درسند (Dresden) در سال ۱۹۴۵ درگذشت.

اکسپرسیونیسم در فرانسه

در فرانسه می‌توان دو مکتب اکپرسیونیسم و فوویسم را از برخی جهات فنی و صوری چون،رنگ‌های به نهایت تند، شکلهای ساده شده،جزییات از قلم افتاده،با هم قرین و مشابه دانست.



اما فوویست‌ها از رنگهای تند و خطوط ضخیم برای ایجاد نمای دیداری هستفاده می‌کردند حال اونکه اکپرسیونیست‌ها از این خصوصیات برای بیان حالات درونی سود می‌جستند.

اکسپرسیونیسم در انگلستان

انگلستان از این نهضت‌های هنری برکناری ماند و تنها ماتیو اسمیث با آثار فوویست‌ها آشنایی یافت و به شیوهٔ اونان رنگهای گرم و تابان بر پرده‌های خود نشاند.



اکسپرسیونیسم با سجیهٔ عصیانگری و مهار گسیختگی خود اصولا از پسند خوی خوددار و سنت پرست انگلیسی‌ها به دور بود.

پیکره سازی

پیکره تراشی اکسپرسیونیستی به کارگیری حفره و برآمدگی، راست خطی و خمیدگی، برش و حجم آفرینی به شیوهٔ حجم گری، اعوجاج بخشی و برهم زنی تناسبات طبیعی به شیوهٔ اکسپرسیونیسم، بر ما عرضه می‌دارد.

زادکین پیکره تراش روسی(که در فرانسه به کار مشغول بود) آثاری در این سبک از خود به جا گذارده‌است.


با بهره برداری از اصول و اسلوب اون مکتب متدرجا تمایلات اکسپرسیونیستی را در آثار خود نمایان ساخت، و سرانجام تنها اون شیوه را برای ابراز عصیان و بدبینی عمیق خود مناسب یافت.

جنگ‌های جهانی

پس از جنگ جهانی اول اکسپرسیونیسم گسترش و تنوع بیشتر یافت.



درهلند،بلژیک،دانمارک،ایتا لیا و سپس در آمریکا شیوهٔ نامبرده طبعا با پاره‌ای تمایلات و رنگهای محلی آمیخته شد و آثار فراوان و گوناگون به بار آورد.



پس از جنگ جهانی دوم اکسپرسیونیسم در آلمان و دانمارک هلند و بلژیک و فرانسه شکوفایی و جنبش تازه یافت، و از ۱۹۴۸ به بعد اکسپرسیونیسم با هنر انتزاعی در آمیخت و تحولی عمده به وجود آورد که مرکز باروری اون این بار به نیویورک انتقال یافت.


جیغ یا فریاد اثر جیمز انسور


هنر نقاشی






665:

سلام مهتاب جان واقعا عکس های جالبی گذاشته بودی

666:

سلام خیلی زیبا بود ممنون

667:

می توان فرمود زیباست اما شفرمود انگیز !!!؟

پ.ن : البته مناظر بسیار دلنشینیست.

668:

از این لحاظ که از طبیعت بیشتر الهام میگیره،شبیه ون گوک هست.
خیلی قشنگ بود،ممنون.


669:

سلام
همیشه هنر نقاشی یه چیزه منحصر به فرد بوده ....

ممنون .واقعا قشنگ بود ........


670:

آثار نقاشی رئال اثر هستاد رحیم نوه سی


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی





671:

هنر تجریدی یا (آبستره)

آبستره(Abstract)
آبستره در معنای عام، جدا کردن صفت با خاصیت مشترک میان چند چیز، و تاکید بر این وجه مشترک هست.
به عنوان مثال می توان دایره را صورت انتزاعی تمامی چیزهای گرد دانست.
پايه هنر تجریدی( آبستره) در حقیقت این اعتقاد هست که( ارزشهای جهانشناختی در رنگ و شکل خلاصه می شود) و به طور کلی ربطی به مضمون نقاشی یا پیکره سازی ندارد .

( نقاشی می تواند ترکیبی از خطوط افقی و عمودی و سطوح یک دست رنگی باشد لزوم داشتن شکل مشخص و همه فهمی نیست)


هنر نقاشی


و به نوعی از هنر می‌گویند که اشیاء و موجودات واقعی را نشان ندهد، بلکه خطوط و رنگهایش از جهان نامعلوم و ذهنی ناشی شده هست





البته بعضی وقتها همین هنر آبستره برای یک ایده یا یک فکر به کار می‌آید و بعضی وقتها پشت‌اش فکر خاصی نیست، همین طوری تراوشات ذهنی هست

هنر آبستره به نقاشی‌هایی فرموده می‌شد که اشکال واقعی را تغییر شکل می‌دادند یا ساده‌تر می‌کردند تا فهم بصری مخاطب تقویت شود.

مثل نقاشی‌هایی به سبک کوبیسم یا فوتوریسم.

این سبکها می‌خواستند مفهومی درونی‌تر از ظاهر اشیاء را نشان دهند.


یکی از بانیان این شیوه در قرن بیستم" واسیلی کاندینسکی" هنرمند روسی الاصل بود که اولین اثر خود را ( با نام بدیهه سازی) در سال 1910 به وجود آورد.



Kandinsky


در هنر، انتزاع به معنی "زبده گزینی از طبیعت" هست و روشهای گوناگون دارد.

شاخصه ی بسیاری از روشهای انتزاع این هست که سنت بازنمایی واقعیت مشهود و محسوس را کنار می گذارد و یا کم اهمیت می شمارد و ابداع یک کارکرد تازه برای درک بصری را کارکرد پايه ی هنر می شمارد.


( Abstrection- Creation ) گروهی بودند که در پاریس شکل گرفتند و هنر انتزاعی هندسی را به توجه به اسلوبهای نو در نقاشی و حجم سازی دنبال کردند.

و مجله ای به همین نام نیز انتشار دادند.

پیشینه هنر آبستره :

سبک آبستره در اصل به نقوش اسلامی و یا یهودی برمی‌گردد.

در اسلام بخاطر این که کشیدن صورت انسان ممنوع شده بود، نقاشان به طرحهای انتزاعی روی می‌آوردند.

طرحهای اسلیمی یا همان پیچ و خمها که شبیه شاخه درخت یا شاخه گل‌اند از همین نوع‌اند.

هنر آبستره در جهان امروز :

برخی هنرهای جدید خیلی به سمت هنر آبستره رفته‌اند.

مثل سینما یا عکاسی و یا مخصوصاً ویدئو کلیپهایی که برای موسیقی‌های انتزاعی ساخته می‌شوند.

هنرهای جدید به خاطر باز بودن دستشان در تکنولوژی و همچنین پیچیده بودن پروسه تولید اثر هنری خیلی آمادگی دارند برای نزدیکی به آبستره.

عکس‌های ماهواره‌ای یا تابلوهای آبستره؟!

سال ۲۰۰۰، دانشمندان ناسا فکر بکری کردند، اونها تصمیم گرفتند ۴۰۰ هزار عکسی را که ماهواره لندست ۷، از زمین زیباترینشان را برگزینند و در کتابخانه همايش به نمایش بگذارند.
و
حاصل کار اونها واقعا درخشان بود، اونها موفق شدند ۳۰ عکس بسیار زیبا را انتخاب نمايند، که بیشتر شبیه به نقاشیهای آبستره بودند.

(واقعا تصاویر جالبی هستند و مثل نقاشی می مونه)


آبستره اكسپرسیونیسم

تركیبي از هنر آبستره و اكسپرسیونیسم كه از حد نقاشي اتوماتیك فراتر نمي رود.

در این روش با ابداع شكل ها و لكه هاي تصادفي رنگ، به ضمیر نیمه خود آگاه اجازه داده مي شود كه خود را بیان كند

از این لحاظ تشابهي میان تكنیك نقاشي حركتي ( Action painting) و آبستره اكسپرسیونیسم وجود دارد زیرا در نقاشي حركتي اثر نقاش به واسطه ي فعالیت ضمیر ناخودآگاه بوجود مي آید.در مجموع هنر حركتي را نباید با هنر آبستره یكي دانست چون در هنر آبستره مسأله ي هستفاده از فكر ضرورت دارد اما در نقاشي حركتي همه چیز بعهده ي ضمیر ناخودآگاه گذاشته مي شود.

از هنرمندان این سبك مي توان به فرانسیس بیكن و ویلم دكونینك اشاره كرد.


هنر آبستره مشتقات گوناگوني داشته هست كه از اون جمله مي توان به آبستره اكسپرسیونیسم، اكشن پین تینگ و تاشیسم اشاره كرد.

در این سه شیوه ي اخیر تأكید عمده بر خود انگیختگي وعدم تعمد در بوجود آوردن شكل ها و نقوش هست

کاندینسکی:

به سبب ذهن پربار و زبان نو مایه اش یکی از شخصیت های اثرگذار در ه شمار می آید .
عموما او را پیشگام نقاشی انتزاعی می دانند .
وی نخست در رشته ی حقوق تحصیل کرد و بعد ها به نقاشی پرداخت.
کاندینسکی را به عنوان کسی که از رنگ های سرد شدید هستفاده کرده می شناختند.
کاندینسکی مجموعه اثری دارد به عنوان بدیه نگاری و در این آثار هست که میبینیم چگونه نگاه اکسپرسیون او به نگاهی انتزاعی می رسد و با موسیقی پیوند می خورد همچنین هستفاده از رینگ تیره از ویژگی های کار اوست

یکی از اقدامات متهورانه که در نقاشی قرن بیستم به وقوع پیوست، نهضت هنر انتزاعی(آبستره)بود.

درباره چگونگی و کیفیت این نهضت هنری، همواره بحث ها و جدل هایی بین حامیان اون از یک طرف و مخالفان از طرف دیگر صورت گرفته، مضافاً اینکه در مورد بررسی ارزش های زیبایی شناسی اون اختلاف های بسیار موجود هست.

پیرامون هنر انتزاعی در منابع مشابه چنین می خوانیم:

( در میان هنرها، معماری و موسیقی به عنوان هنر های انتزاعی مورد قبول واقع شده اند؛ زیرا از قواعد و قوانینی پیروی می نمايند که متعلق به اونهاست و نیازی به جنبه «نمایشی» ندارند؛ در حالی که شعر و نقاشی و مجسمه سازی تحت عنوان «هنر های نمایشی» قلمداد می شوند.

آیا این گونه تفکیک نمودن هنر ها باید همواره رعایت گردد؟ یا اینکه به کمک اصول کلی زیبایی شناسی، کلیه هنر ها از جمله نقاشی و مجسمه سازی، مانند موسیقی و معماری مورد سنجش و بررسی برنامه گیرند؟

بنظر می آید که نقاشی انتزاعی در مسیر خودش به منظور رقابت با موسیقی به وجود آمده باشد.

زیرا با توجه به هنر «کاندینسکی» و «موندریان» با برداشت هایشان نسبت به موسیقی و معماری، حد و مرز های هنر انتزاعی را مشخص نموده اند.

در روند تکاملی هنر انتزاعی که نمایانگر هنر مدرن هست،

آیا مرز بین هنر نمایشی و غیر نمایشی مشخص هست؟
حد و مرز اون کجاست؟

آیا می توان از انواع هنر انتزاعی وابسته و انتزاعی مطلق سخن بمیان آورد؟
آغاز و پایان هنر انتزاعی کجاست؟
و بلاخره آیا هنر انتزاعی با تمام نمود هایش به قرن بیستم تعلق دارد، یا اونکه از نظر تاریخی به هنر های گذشته ارتباط دارد؟

اصطلاح«آبستره» به خودی خود دارای ابهام و نیازمند بحث و فرمودگو هست.
زیرا بخوبی می توان ادعا کرد که تمام هنر ها آبستره هستند؛ و یا اینکه می توان با «پیکاسو» هم عقیده شد که هنر آبستره اصلاً وجود ندارد، چنانکه هر اثری تکیه بر روشی خاص و نمودی از زندگی دارد.

یکی ازمعروفترین مفسرین و مبلغین هنر انتزاعی«میشل سوفِر» فرانسوی هست.

در مورد هنر انتزاعی می گوید:

من هنری را انتزاعی می نامم که یاد آور هیچ گونه واقعیت شکلی نباشد، حتی اگر نقطه ای باشد که هنرمند از اون آغاز به کار کرده باشد.

هنر انتزاعی که با هر گونه نمایش واقعی از موضوعات سر ستیز دارد دارای دو مورد حائز اهمیت می باشد؛ یکی«فرم»و دیگری«رنگ».

این دو عامل از لحاظ زیبایی شناسی دارای معیار های مخصوص به خود هستند.

این هنر که سابقه ای نزدیک به یک قرن دارد - همواره با هنر تزیینی (دکوراتیو) مقایسه شده که خود موجب شبهاتی نیز گردیده هست.

هنر تزیینی دارای قوانین دقیق و مشخص می باشد و در ضمن از آزادی های بسیاری بر خوردار هست.

در حالی که هنر انتزاعی از قوانین مشخص پیروی نمی کند و حد و مرزی نمی شناسد.

از طرفی هنر انتزاعی را می توان با عنوان عکس العملی در برابر«واقع گرایی مدرسه ای»(آکادمیک) قرن نوزدهم به حساب آورد که نشانه های ظهور اون را می توانیم در پایان همان قرن، یعنی در نهضت امپرسیونیسم و سپس شیوه هایی دیگر مشاهده کنیم.

نقاشی انتزاعی را می توان به دو نوع تقسیم کرد:

نوع اول شامل آثار هنرمندانی می شود که صرفاً به رنگ و فرم توجه دارند و این دو عنصر تجسمی را تنها به خاطرجلوه های مجرد اونها بکار می گیرند.

در تابلو های این نقاشان، اشکال و نقوش هیچ گونه شباهتی با نمونه های طبیعت و عالم واقع اونها ندارند.

رنگ ها نیز از رنگ های طبیعت پیروی نمی نمايند و از رنگ تنها به خاطر خود رنگ و از فرم صرفاً به خاطر فرم هستفاده می شود.

نوع دوم شامل آثار نقاشانی هست که رنگ و فرم را علاوه بر جلوه های مجرد هر یک، با توجه به معانی و مفاهیم اونها بکار برده اند.

در این روش رنگ ها و فرم ها بدون اونکه موضوع یا شیء را به نمایش در آورند، حالات عاطفی خاصی را برای بیننده ایجاد می نمايند.

چنانچه مثلاً رنگ قرمز و نارنجی می توانند برای انسان حالات هیجان و شور و التهاب ایجاد نمايند و برعکس رنگ های سبز و آبی، آرامش بخش و تسکین دهنده هستند، فرم ها نیز به نوبه خود چنین حالات روانی ایجاد می نمايند.

این قبیل آثار را به نام «حالتگری انتزاعی»(آبستره اکسپرسیونیسم) می نامیم.


هنر انتزاعی به دو دوره تاریخی تقسیم می شود.

دوره ابتدایی اون از سال 1910 م.

آغاز شد و تا سال 1916 م.

ادامه یافت.

در این مرحله هنر انتزاعی شامل یک روند ضد طبیعت بود.

دوره بعدی از سال 1917 م.

شروع گردید و با جنبش «دستایل»- که در اون اصل «انتزاع به خاطر انتزاع» مورد نظر بود- همراه شد و تا به حال راه ویژه خود را پیموده هست.

اولین اثر نقاشی انتزاعی، در سال 1910 م.

توسط هنرمندی روسی به نام «واسیلی کاندینسکی»(1866-1944 م.) بوجود آمد.

این اثر به وسیله آب رنگ با سطوحی رنگین و با حالتی دینامیک، بدون توجه به جنبه نمایشی اونها، کشیده شده بود.

در همین سال کاندینسکس کتاب معروف خود به نام «روحانیت در هنر» را به منظور توجیه کردن نکات هستتیکی جهت یابی جدید هنر نقاشی، به رشته تحریر در آورد.

این اولین کتابی بود که در زمینه هنر آبستره نگاشته شد.

چیزی که کاندینسکی را متوجه هنر انتزاعی نمود، ابتدا یک دامن خوش رنگ و سپس یکی از تابلوهای خودش بود که تصادفاً به صورت وارونه در کنار کارگاهش برنامه داشت.

تحت این شرایط کاندینسکی در نگاه اول با تابلویی روبرو گردید که دارای رنگ آمیزی جالب و چشم گیری بود و وی قبلاً اون را نمی شناخت.

همین تابلو وارونه نکته اصلی هنر انتزاعی را برایش روشن کرد.

پس او چنین نتیجه گرفت که در یک تابلو رنگ ها و فرم ها هستند که به صورت مجرد نقش اصلی را ایفا می نمايند.

اما اونچه که موجب کشف اصول زیبایی شناسی توسط کاندینسکی گردید مطالعات و جستجو هایش در زمینه موسیقی بود.
وی اولین طرح های خود را با نام «بدیهه سرایی» و آثار کاملترش را تحت عنوان «ترکیب» نامید.

آثار نقاشی کاندینسکی بسیار متنوع و به شکل های متفاوتی عرضه شده اند.

آثارش در ابتدا برای بیننده دارای ارزش نمایشی می باشند و سپس با ارزش ساختمانی جلوه می نمايند.

زیرا به وسیله شکل های کوچک هندسی پوشیده از رنگ های شدید به وجو آمده اند؛ لذا از نظر بصری مانند اشیای قیمتی بنظر می آیند.

علی رغم ارزش فیلسوفانه آثارش، هنر او دارای نمودی تزیینی هست، این همان خاصیتی هست که در اکثر آثار شرقی مشاهده می شود.

کاندینسکی در مورد هنر انتزاعی خودش می گوید:

«به همان اندازه و ترتیبی که صدا ها و ریتم های موسیقی با هم جمع می شوند، فرم ها و رنگ ها نیز در نقاشی باید بر طبق روابط کثیرشان، با یکدیگر ترکیب شوند».

همچنین اضافه می کند:

«...

رنگ ها و فرم ها فی نفسه و به وسیله خود، قدرت روانی پر طنین فراهم می آورند.

کسی که تابلویی را تماشا می کند، باید اون را چون امتزاجی از فرم ها و رنگ ها- که حالتی روانی را بیان می نمايند- ببیند و نه اونکه برگردانی از جنبه خارج اشیاء را جستجو کند».


کاندینسکی از نقاشانی بود که گرایش های عرفانی داشت و تمام کوشش هایی را که انجام می داد تحت شعاع انگیزه های ضد ماده گرایی او برنامه می گرفت.

او بار ها در نوشته هایش، از روح شرقی، خاطرات سرزمین خود و فضای رنگین و عرفانی کلیسا ها نیز افسون تصاویر اولیأ سخن رانده هست.
در هنر شرق خصوصیاتی نهفته هست که می توان اونها را با هنر انتزاعی کاندینسکی مقایسه کرد.

در نقاشی چین و ژاپن علی رغم توجه بیش از حد نقاشان به طبیعت، گرایش های انتزاعی مشهود هست.
به همین نحو در اکثر نقوش و رنگ های هنر ایران خواه هندسی و یا گیاهی و به خصوص مینیاتور ایرانی می توان ویژگی های هنر های انتزاعی را دید.

(باید اضافه کنیم که در هنر اسلامی جنبه دیگری بر خصوصیات انتزاعی نقش و رنگ غلبه دارد و اون ساحت معنوی هنر اسلامی هست که زیبایی را وسیله درک و فهم حقیقت و اون را معراجی بسوی عالم معنی دانسته اند.

این جنبه، بعد معنوی و محتوای عمیق آثار هنری اسلام هست که در ورای نقش ها و رنگ ها جا دارد و طبیعتاً معیار های دیگری را که در خور اون باشد برای ارزیابی می طلبد).

برای فهمیدن تئوری هنر کاندینسکی، لازم هست که نخست مفهوم کار هنری را که مورد توجه اوست بشناسیم و هدف او را از اقدام به کار هنری در نظر داشته باشیم و به نظر او: "اثر هنری از دو عنصر تشکیل می شود: درونی و بیرونی؛ عنصر درونی هیجان(عاطفه) روح هنرمند هست.

این هیجان خاصیت اون را دارد که هیجان مشابهی در شخص نگرنده پدید آورد.

روان، به لحاظ اونکه با تن ارتباط دارد، بواسطه حواس- چیزی که احساس می شود، بر انگیخته می شوند، بدینگونه چیز احساس شده حکم پل را دارد، بدین معنی که رابطه فیزیکی بین عناصر غیر مادی- که عبارت هست از عاطفه هنرمند- و مادی وجود دارد، که منتج می شود به یک اثر هنری.

نیز اونچه حس می شود پلی هست از مادی (هنرمند و اثرش)به غیر مادی(هیجان در روان نگرنده).

توالی قضیه بدین صورت هست:

هیجان(در شخص هنرمند)- امر حس شده- اثر حس شده- هیجان(در شخص نگرنده).

تا اون درجه که اثر هنری موفقیت آمیز باشد، دو هیجان فوق مشابه و همطراز خواهند بود
.

از این حیث نقاشی هیچ فرقی با یک ترانه ندارد، هر کدامشان وسیله برقراری ارتباط هست.

عنصر درونی (هیجان) باید وجود داشته باشد؛ در غیر این حالت، اثر هنری قلابی هست.

عنصر درونی، شکل اثر هنری را تعیین می کند.

کاندینسکی در باره اثر هنری چنین هستدلال نموده هست که رنگ و شکل فی نفسه عنصر های زبانی را تشکیل می دهند که برای بیان (عاطفه) هیجان کافی هستند و اینکه به همانگونه که صورت موسیقایی مستقیماً بر روان اثر می کند، رنگ و شکل نیز همان کیفیت را دارد.

تنها نکته لازم این هست که رنگ و شکل را باید به حالتی ترکیب کرد که به حد کفایت، عاطفه درونی را بیان کند و به حد کفایت اون را به نگرنده انتفال دهد.
ضرورتی ندارد که به رنگ و شکل " نمود جسمیت"، یعنی جلوه اشیاء طبیعی را بدهیم.

خود شکل مبین معنی درونی هست که متناسب با رابطه هماهنگ اون با رنگ، دارای درجات شدت و ضعف هست.

زیبایی، دستیابی موفقیت آمیز به این تناظر بین ضرورتی درونی و دلالت(معنی) بیان نماينده.

کاندینسکی رساله خود را با تمایز بین سه منشاء متفاوت الهام به اتمام رساند:

1- برداشت بلافاصله از طبیعت خارج(از خود شخص)، این حرف را تأثر هم می نامند.

2- بیان خود جوش و تا حد زیادی ناخودآگاه خصوصیت درونی، بیان طبیعت غیر مادی(یعنی روحانی).

این را بداهه سازی هم می نامند.

3- بیان احساس درونی که به تدریج صورت می بندد؛ این بیان به دفعات و تقریباً به نحوی فضل فروشانه مورد تأمل برنامه می گیرد.

این را تصنیف هم می نامند.

در این فرایند عقل، ناخودآگاهی و مقصود نقش بارزی ایفا می نمايند اما از سبک سنگین کردن ها چیزی به ظهور نمی رسد مگر فقط احساس.

- از منشأ اول: آثار خود کاندینسکی تا سال 1910 م.

، نقاشی های " فوویسم" پدید آمد.
- از منشأ دوم: نقاشی های انتزاعی اکسپرسیونیستی دوره 21-1910 بوجود آمد.
- از منشأ سوم: نقاشی های انتزاعی ابداعی پدیدار شد.

بداهه سازی کاندینسکی طلیعه هنر غیر رسمی(Informal) عصر حاضر هست (از 1945 به بعد) و ترکیب بندی های او در آمدی بر هنر کنستراکتیویسم(Constructivism) می باشد.

در سال 1912 م.

«کوپکا» هنرمند چکوسلواکی نیز آثار انتزاعی خویش را به نمایش در آورد.

وی از اولین نقاشانی بود که با الهام از موسیقی به نقاشی پرداخت و لذا برخی از تابلوهای خود را به نام های «فوگ قرمز و آبی رنگ مایه های گرم» نامید.

او در حدود سال 1920 م.

با همکاری چند هنرمند دیگر از جمله «بلان گاتی» و «والنسی» گروهی را تشکیل داد.

از نقاشان دیگر که با گرایش به سوی هنر انتزاعی آثاری به وجود آورد «روبر دلونه» بود.

دلونه آثار شعر گونه خود را با توجه به رنگ های خالص به وجود آورد.

خود او در مورد نقاشی هایش از «فرم- سوژه» نام می برد.

نهضت هنر آبستره مربوط به یک منطقه خاص نبود.

این شیوه در تمام کشور های دنیا طرفدارانی داشت که هر یک به ترتیبی جداگانه به فعالیت مشغول بودند و در عین حال از یکدیگر تأثیر می پذیرفتند.
مورگان روسل و مک دونالد رایت از نقاشان آمریکایی بودند که از روبر دلونه الهام گرفتند.
ایندو از سال 1913 م.

به بعد در این شیوه آثاری به وجود آوردند.

در فرانسه و آلمان نیز بطور هموقت هنر آبستره به وجود آمد، اما جنبش هنر آبستره در روسیه با کیفیتی برتر نمودار شد به ترتیبی که بسیاری از نوابغ این جنبش از این سرزمین برخاستند.

تعداد نقاشانی که تحت این شیوه، نقاشی نموده اند بسیارند، در میان اونها هستند نقاشانی که با آثارشان گرایش های دیگری به وجود آورده اند و به ترتیبی مبتکر و معرف شیوه های جدید تری در رابطه با هنر آبستره می باشند

این شیوه ها عبارتند از:

تاشیسم، سوپره ماتیسم،نئو پلاستی سیسم و کنستراکتیوسیم.

دو مسیر عمده در هنر مدرن وجود دارد.

مسیر اول
که پایه های اون قبل از آغاز قرن بیستم در اروپای غربی به ویژه در فرانسه ریخته شد- تحت عنوان کوبیسم نام گذاری شد.

مسیر دوم
که بیشتر متعلق به قرن حاضر هست، با عنوان هنر انتزاعی(آبستره)، از روسیه آغاز گردید، که خود تیز به نحوی از کوبیسم متأثر گردیده هست.

در رابطه با این مسیر هنری، ابتدا از واسیلی کاندینسکی، نقاش روسی نام بردیم که از پایه گذاران و متفکرین هنر آبستره محسوب می شود.

وی از اولین نقاشانی بود که با حذف فیگور و برداشت مستفیم از طبیعت، ارزشهای مستقل رنگ و فرم را شناخت و به بیان خالص هنر دست یافت.
کاندینسکی کوشش نمود تا با تعمق در اسرار فوق طبیعی و جهان لاهوتی، رنگ و فرم را خارج از مفاهیمی که در طبیعت دارند، به منظور تجسم دنیایی که خود می شناخت و یا در پی شناخت اون بود، بهم بیامیزد و برای تجسم این ذهنیت به عناصر عینی مجرد روی آورد.

هدف نهایی او این نبود که نقاشی را از محتوا پاک کند، بلکه هدف او این بود که:

قالبی مجرد برای تجریدات ذهنی خویش بیافریند.

زیرا همان طور که حس رفعت جویی هنرمندان «گوتیک» موجب شد که معماری گوتیک مفهوم «عناصر عمودی» خود را کشف کند.

به همان گونه نیز کاندینسکی تبیین آرمان های عقیدتی خویش را در ریتم های ویژه فرم و رنگ جستجو می کرد.

کیفیت پویای عناصر، «تم» اصلی آثار کاندینسکی را تشکیل می داد.

ولی این پویایی بیشتر ناشی از حرکتی خود به خودی و درونی بود تا جنبشی آینده گرا.

لذا در آثار او همه چیز در روحانیت حرکتی پیوسته و فضایی بیکران مستغرق هست و هیچ چیز را یارای گریز از این هستی هماهنگ و موزون نیست؛ «کل» به «جزء» رجحان پايه ی دارد و روح بر ماده پیشی می گیرد».

کاندینسکی به بعد معنوی و عرفانی در هنر اهمیت فراوانی می داد و در دنیای مادی و ظاهری غرق نمی شد.
او برای دستیابی به مفاهیم علمی در نقاشی به روح شرقی توجه داشت،
چنانکه می نویسد:
«نقاشی به ناچار باید فلسفه ماده ای که بر پايه سنت یونانی- رومی پایه گذاری شده هست رها ساخته و در مواجهه با شرق، به سوی هنر معنوی گام بردارد».

پل کله نیز که دوست و همفکر کاندینسکی هست همین اعتقاد را دارد.

او می گوید:« هنر، مرئی کردن نامرئی هست».

یا به عبارت دیگر،«هنر، کشف کشش های ناشی از جهان مرئی و امکانات اسرار آمیز بشر هست که فقط روحاً می توان اون ها را حس و لمس کرد

672:

از آثار هنرمندان سبک آبستره

واسیلی کاندیسکی

هنر نقاشی

موندریان

هنر نقاشی

هنر نقاشی

673:

پیکر سازی نوگرا

سمبولیسم گنجینه ای جهانشناختی از تمدن ها و اعصار دیگر به هنرمندان نوگرای اروپایی عرضه داشت .

پیکره ساز اکسپره سیونیست می توانست در هنر سده های میانه هم معنویت و هم شکلهای نجریدی را بیابد.

یکی از کسانی که شدیدا تحت تاهثیر کنده کاریهای سده های میانه برنامه گرفت <<ارنست بارلاخ>> پیکر ساز آلمانی بود.

کارهای این هنرمند ترکیبی از شکلهای نسبتا مسطح شده ، با حرکتها و حالتهای گویا.

پیکره یادبود جنگ اثر بارلاخ ، یکی از نیشدارترین پیکره های یادبود جنگ جهانی اول بود.

در اینجا هنرمند روح مرده را در لحظه ای که می خواهد برای زندگی ابدی بیدار باشد نمایش می دهد.

هنر نقاشی

674:

نقاشی چیست ؟
نقاشی عمل بکار بردن رنگ دانه محلول در یک رقیق نماينده و یک عامل چسپاننده یک چسب ) بر روی یک سطح (نگهدارنده) مانند کاغذ ، بوم یا دیوار هست.

این کار توسط یک نقاش انجام می شود.

این واژه بخصوص وقتی به کار می رود که این کار حرفه شخص مورد نظر باشد.

قدمت نقاشی در بین انسانها ، شش برابر قدمت هستفاده از زبان نوشتاری هست.

در قیاس با نقاشی ، طراحی ، سلسله عملیات ایجاد یک سری اثر و نشانه با هستفاده از فشار آوردن یا حرکت ابزاری بر روی یک سطح هست.


یک روش قابل اجرا برای تزئین دیوارهای یک اتاق با هستفاده از نقاشی در ساختار جزئیات کار موجود هست.


این مقاله بیشتر درباره نقاشی روی سطوح به دلایل و اهداف هنری هست .

نقاشی از نظر بسیاری افراد، در زمره مهمترین شکلهای هنر برنامه دارد.
قدمت نقاشی در بین انسانها ، شش برابر قدمت هستفاده از زبان نوشتاری هست.

در قیاس با نقاشی ، طراحی ، سلسله عملیات ایجاد یک سری اثر و نشانه با هستفاده از فشار آوردن یا حرکت ابزاری بر روی یک سطح هست.

ک روش قابل اجرا برای تزئین دیوارهای یک اتاق با هستفاده از نقاشی در ساختار زئیات کار موجود هست.

ین مقاله بیشتر درباره نقاشی وری سطوح به دلایل و اهداف هنری هست .

نقاشی از نظر بسیاری افراد، در زمره مهمترین شکلهای هنر برنامه دارد.

تاریخ نقاشی قدیمی ترین نقاشی ها در دنیا که متعلق به حدود 32000 هزار سال قبل می باشد، در گروته شاوه فرانسه برنامه دارد.

این نقاشی ها که با هستفاده از افرای قرمز و رنگ دانه سیاه حکاکی و رنگ شده اند، تصاویری از اسب ها ، کرگدن ها، شیرها، بوفالوها و ماموت ها را نشان می دهند.

اینها نمونه هایی از نقاشی در غار هستند که در تمام دنیا وجود دارند.

امروزه ،بسیاری از آثار شناخته شده و مشهور هنری مانند مونالیزا نقاشی هستند.

در حال حاضر اختلاف نظرهای جزئی در مورد کاملا هنری بودن آثاری که به روشهای غیر سنتی و با روش های غیر از شیوه های کلاسیک ایجاد می شوند وجود دارد.از لحاظ مفهومی هنرمندانی که از صدا ، نور ، آتش بازی ، چاپگرجوهرافشان ، پیکسل های صفحه مانیتور و حتی پاستل یا مواد دیگر هستفاده می نمايند، یا رنگهای آمیخته با زرده تخم مرغ را بکار می برند، یکسان هستند.

در نتیجه به اغلب کارهای هنری ، نقاشی فرموده می شود.

درباره رنگ رنگ ترکیبی از رنگدانه ، حلال ، چسپاننده و در برخی موارد تسریع یا کند نماينده ای برای خشک شدن ، بهبود دهنده بافت ، تثبت نماينده و یا هر ماده اصلاح نماينده دیگری هست.

قبل از اونکه رنگ بر روی بوم برنامه گیرد، معمولا ابتدا اون را آغشته به نوعی زمینه (یک لایه پوششی که معمولا از جنس جسو می باشد) می نمايند تا چسپندگی با رنگ را افزایش داده و حالت بافت سبدی بوم را برای جلوگیری از تراوش کاهش می دهد.

با اینکه انتظار می رود رنگدانه هایی که برای نقاشی بکار می روند ثابت باشند، اما برخی از نقاشان از رنگهایی هستفاده می نمايند که دارای رنگدانه های فرار هستند.

لوازم مورد هستفاده نقاش شامل انواع مختلفی هست .

از جمله : قلم موی نقاشی کاردک پالت (از جنس چوب یا پلاستیک که در هنگام نقاشی رنگ را روی اون برنامه داده و هستفاده می نمايند) اسفنج گیره سه پایه قوطی اسپری رنگ اسپری رنگی دارای هوای فشرده به این موارد می توان گچ ، مداد گرافیت ، پارچه کهنه یا دستمال کاغذ ی ، آینه ( که گاهی برای تغییر زاویه دید و پرسپکتیو و گاهی نیز برای نقاشی شخص از خودش بکار می رود) تربانتین یا هر رقیق نماينده بی بوی دیگر (که معمولاً به همراه روغن هستفاه می شود) ،مدل یا موضوع و شاید نور پردازی آتلیه را نیز اضافه نمود.

تکنیکهای نقاشی تکنیکهای نقاشی عبارتند از : رنگ زنی غلیظ آبرنگ لعاب دادن نقاشی یا رنگ مومی ( نقاشی یا رنگی که با موم آب کرده بسازند) نقاشی دیواری که معروفترین نوع اون فرسکو می باشد.

سایش و نقاشی نقطه ای فوماتو سامی – ای کلاژ نقاشی بر روی تخته نقاشی یا اسپری « گرافیتی ) (نقاشی) با مواد جدید نقاشی یا کامپیوتر حلال های رنگ حلال ماده ای هست که رنگدانه در اون حل یا برنامه داده می شود.

تقریباً تمامی حلالهای طراحی در نقاشی نیز قابل هستفاده هستند.

برخی از اونها عبارتند از : رنگ روغن ، شامل رنگهای جدید قابل اختلاط با آب رنگ اکریلیک سایه روشن رنگ انگشتی مرکب پاستل ، شامل پاستل خشک ، پاستل روغنی و موادهای پاستل تمپرا (رنگهای آمیخته تا زرده تخم مرغ) رنگ مومی آبرنگ سبک های معروف نقاشی سبک های نقاشی می توانند با روشهای بکارگیری و یا با توجه به جنبش هنری که بیشترین تطبیق را با مشخصات غالب و حاکمی که نقاشی نشان می دهد دارند، مشخص شوند.

سبک های معروف عبارتند از: رئالیسم (واقع گرایی) امپرسیونیسم (برداشت گرایی) پوینتولیسم هنر ابتدایی کوبیسم (حجم گری) مدرنیسم (نوگرایی) آبستره (انتزاعی) پست مدرنیسم (فرا نوین) آوانگارد (پیشگام ، وابسته به مکتب های هنری نوین و غیر سنتی) ساختار گرایی کتاره سخت گرافیتی نقاشی اصیل ایرانی اصطلاحات معمول نقاشی این اصطلاحات عبارتند از : تمثیل بادگن پوینیلیسم (گذاشتن نقطه های رنگین روی سطح سفید) فانتزی نقاشی فیگور (پیکر) تصویر سازی صنعتی منظره طبیعت گرا چهره علمی تخیلی طبیعت بی جان سورئالیسم (فرا واقع گرایی) جنگ .
درباره رنگ
رنگ ترکیبی از رنگدانه ، حلال ، چسپاننده و در برخی موارد تسریع یا کند نماينده ای برای خشک شدن ، بهبود دهنده بافت ، تثبت نماينده و یا هر ماده اصلاح نماينده دیگری هست.

قبل از اونکه رنگ بر روی بوم برنامه گیرد، معمولا ابتدا اون را آغشته به نوعی زمینه (یک لایه پوششی که معمولا از جنس جسو می باشد) می نمايند تا چسپندگی با رنگ را افزایش داده و حالت بافت سبدی بوم را برای جلوگیری از تراوش کاهش می دهد.

با اینکه انتظار می رود رنگدانه هایی که برای نقاشی بکار می روند ثابت باشند، اما برخی از نقاشان از رنگهایی هستفاده می نمايند که دارای رنگدانه های فرار هستند.
تاریخچه نقاشی در ایران
تاریخ هنر نقاشی در ایران به وقت غارنشینی برمیگردد.

در غارهای هستان لرستان تصاویر نقاشی شده از حیوانات و تصاویر کشف شده هست.


نقاشی های کشف شده در مناطق تپه سیالک و لرستان بر روی ظروف سفالی، ثابت می کند که هنرمندان این مناطق با هنر نقاشی آشنایی داشته اند.


همچنین نقاشیهایی از دوران اشکانیان، نقاشی های معدودی بر روی دیوار، که بیشتر اونها از قسمتهای شمالی رودخانه فرات بدست آمده، کشف شده هست.

یکی از این نقاشیها منظره یک شکار را نشان میدهد.

وضعیت سوارها و حیوانات و سبک بکار رفته در این نقاشی ما را بیاد منیاتورهای ایرانی می اندازد.


در نقاشیهای دوران هخامنشی، نقاشی از روی چهره بر سایر نقاشی های دیگر تقدم داشت.

تناسب و زیبایی رنگها از این دوران، بسیار جالب توجه هست.

نقاشی ها بدون سایه و با همدیگر هماهنگی دارند.

در بعضی از موارد، سطوح سیاه پر رنگ را محدود کرده اند.


مانی، (پیامبر و نقاش ایرانی)، که در قرن سوم زندگی میکرد، یک نقاش با تجربه و ماهر بود.

نقاشی های او یکی از معجزاتش بود.


نقاشی (Torfan) که در صحرای گال هستان ترکستان در چین بدست آمد، مربوط هست بسال ۸۴۰ تا ۸۶۰ سپس میلاد.


این نقاشی های دیوارنما مناظر و تصاویر ایرانی را نمایش میدهند.

همچنین تصاویر شاخه های درختی در این نقاشی ها وجود دارند.

باستانی ترین نقاشی های دوران اسلامی، که بسیار کمیاب هست، در نیمه نخست قرن سیزدهم به وجود آمده بودند.


مینیاتورهای ایرانی (طرح های خوب و کوچک) سپس سقوط بغداد در سال ۱۲۸۵ میلادی بوجود آمدند.

از آغاز قرن چهاردهم کتابهای خطی بوسیله نقاشی از صحنه های جنگ و شکار تزئین شدند.


چین از قرن هفتم به بعد به عنوان یک مرکز هنری، مهمترین انگیزه برای هنر نقاشی در ایران بود.

از اون به بعد یک رابطه بین نقاشان بودائی چینی و نقاشان ایرانی بوجود آمده هست.


از لحاظ تاریخی، مهمترین تکامل در هنر ایرانی، تقبل طرحهای چینی بوده هست که با رنگ آمیزی که ادراک ویژه هنرمندان ایرانی هست مخلوط شده بود.

زیبایی و مهارت خارق العاده نقاشان ایرانی واقعاً خارج از توصیف هست.

در قرن اول اسلامی، هنرمندان ایرانی زینت دادن به کتابها را شروع کردند.


کتابها با سرآغاز و حاشیه های زیبا رنگ آمیزی و تزئین شده بود.

این طرحها و روشها از یک نسل به نسل دیگر با همان روش و اصلوب منتقل می شد، که معروف هست به "هنر روشن سازی".

هنر روشن سازی و زیبا کردن کتابها در وقت سلجوقیان و مغول و تیموریان پیشرفت زیادی کرد.

شهرت نقاشی های دوران اسلامی شهرت خود را از مدرسه بغداد داشت.


مینیاتورهای مدرسه بغداد، کلاً سبک و روشهای نقاشی های معمولی پیش از دوره اسلامی را گم کرده هست.

این نقاشی های اولیه و بدعت کارانه فشار هنری لازم را ندارند.


مینیاتورهای مدرسه بغداد اصلاً متناسب نیستند.

تصاویر نژاد سامی را نشان میدهد؛ و رنگ روشن هستفاده شده در اون نقاشی را.

هنرمندان مدرسه بغداد پس از سالها رکود مشتاق بودند که آیین تازه ای را بوجود آورده و ابتکار نمايند.

نگاه های مخصوص این مدرسه، در طرح حیوانات و با تصاویر شرح دادن داستانها هست.


اگر چه مدرسه بغداد، هنر پیش از دوره اسلامی را تا حدی در نظر گرفته بود، که بسیار سطحی و بدوی بود، در همان دوره هنر مینیاتور ایرانی در تمام قلمرو اسلامی از آسیای دور تا آفریقا و اروپا پخش شده بود.


از میان کتابهای مصور به سبک بغداد میتوان به کتاب "کلیله و دمنه" اشاره کرد.

تصاویر نامتناسب و بزرگتر از حد معمول رنگ شده هست؛ و فقط رنگهای معدودی در این نقاشیها بکار رفته هست.


بیشتر کتابهای خطی قرن سیزدهم، افسانه ها و داستانها، با تصاویری از حیوانات و سبزیجات تزئین شده هست.

یکی از قدیمی ترین کتابهای کوچک طراحی شده ایرانی بنام "مناف الحیوان" در سال ۱۲۹۹ میلادی بوجود آمده هست.

این کتاب مشخصات حیوانات را شرح میدهد.

در این کتاب تاریخ طبیعی با افسانه در هم آمیخته شده هست.


موضوعات این کتاب که تصاویر بسیاری دارد، برای آشنایی با هنر نقاشی ایرانی بسیار مهم هست.

رنگها روشن تر و از روش مدرسه بغداد که روشی قدیمی بود جلوتر هست.


پس از هجوم مغولان، یک مدرسه جدید در ایران به نظر میرسید.

این مدرسه تحت تأثیر از هنر چینی و سبک مغول بود.

این نقاشی ها همه خشک و بی حرکت و خالص و یکسان، مانند سبک چینی هست.


سپس حمله مغول به ایران، اونها تحت تأثیر از هنر ایرانی، نقاشان و هنرمندان را تشویق کردند.

در میان نقاشی های هنرمندان ایرانی میتوان سبک مغول هم مشاهده کرد، لطافت ها، ترکیبات آرایشی، و خطوط کوتاه خوب که میتوان اونها را بشمار آورد.

نقاشی های ایرانی بصورت خطی و نه ابعادی می باشد.

هنرمندان در این زمینه از خود یک خلاقیت و اصالت نشان داده اند.


هنرمندان مغول دادگاه سلطنتی نه فقط به تکنیک بلکه به موضوعات ایرانی هم احترام گذاشتند.

یک بخش از کارشان شرح دادن به آثار ادبی ایران مانند شاهنامه فردوسی بود.

میان موضوعات مختلف بیشترین علاقه اونها به تصویریسم (کتابهای با تصاویر زیاد) بود.


بر خلاف مدارس مغول و بغداد بیشترین کارها از مدرسه هرات بجا مانده هست.

مؤسس این سبک نقاشی مدرسه هرات بود؛ که از نیاکان تیموریان بودند و این مدرسه را بخاطر محل تأسیس اون مدرسه هراتی نامیدند.


متخصاص هنر نقاشی بر این باورند، که نقاشی در ایران در دوران تیموری به اوج خود رسیده بود.

در طول این دوره هستادان برجسته ای، همچون کمال الدین بهزاد، یک متد جدید را به نقاشی ایران عرضه کرد.

در این دوره (تیموریان) که از سال ۱۳۷۰ تا ۱۴۰۵ میلادی به طول انجامید؛ هنر نقاشی و کوچک سازی به بالاترین درجه کمال رسیده و بسیاری از نقاشان مشهور عمرشان را بر سر اینکار گذاشته اند.


دو کتاب با ارزش از وقت بایسغر باقی مانده هست؛ یکی کتاب "کلیله و دمنه" و دیگری کتاب "شاهنامه".

هنر کوچک ایرانی در کتاب شاهنامه که در سال ۱۴۴۴ میلادی در شیراز رنگ آمیزی شده هست، بخوبی مشخص هست.


یکی از این طرح ها نشان دادن یک منظره زیبا از یک دادگاه ایرانی هست که به سبک چینی رنگ آمیزی شده هست.

کاشی های سفید و آبی ایرانی همراه با فرشهای زیبای ایرانی بصورت هندسی نقش شده هست.

در یکی از کتابهای دستنویس "خمسه نظامی گنجوی"، سیزده مینیاتور زیبا بوسیله "میرک" کشیده شده هست.


ساختگی بودن، حساسیت، و هنر نقاشی های بغداد از طرحهای کشیده شده در کتاب "خمسه نظامی" کاملا مشهود هست.

این قطعه با ارزش و فوق العاده هم اکنون در موزه بریتانیا برنامه دارد.

در این قسمت از معماران و مهندسان مشغول ساختمان سازی هستند.

این نقاشی در سال ۱۴۹۴ میلادی در هرات نقاشی شده هست.


بهزاد، بهترین هستاد سبک مدرسه هراتی، این هنر را بسیار بسط داد.

او سبک را اختراع کرد که قبل از او هرگز هستفاده نشده بود.


یکی از برجسته ترین کارها کتاب شاهنامه فردوسی هست که در کتابخانه گلستان ایران برنامه دارد.

این شاهنامه در وقت سلطان بایسغر که یکی از شاهزادگان تیموری بود؛ به سبک مدرسه هراتی نقاشی شده هست.


نقاشی های این کتاب از نگاه رنگ آمیزی و تناسب ترکیب دهنده تصاویر، در بالاترین حد زیبایی و هستحکام برنامه دارد.


در دوران صفویه مرکزیت هنر به شهر تبریز آمد.

و برخی از هنرمندان هم در شهر قزوین ماندگار شدند.

اما اصل سبک نقاشی صفویه در شهر اصفهان بوجود آمد.


مینیاتورهای ایرانی، در دوره صفویه در شهر اصفهان، از سبک چینی جدا شده و قدم در راهی جدید نهاد.

این نقاشان بعدها به سبک طبیعی متمایل شدند.

رضا عباسی مؤسس سبک "مدرسه نقاشی صفوی" بود.

در نقاشی های دوران صفوی دگرگونی بسیار عالی در نقاشی ایرانی رخ داد.

طرحهای این دوره یکی از بهترین و زیبا ترین و با سلیقه ترین طرحهای نقاشان ایرانی هست که نشان دهنده ذوق نقاشان ایرانی هست.


مینیاتورهای ایجاد شده در این دوره(مدرسه صفوی)، هیچکدام منحصراً با هدف مزین کردن کتابها کشیده نشده اند.

سبک صفوی بسیار بهتر و ملایم تر از سبک مدرسه تیموریان (هراتی) و مخصوصاً سبک مغولی هست.


در نقاشی نقاشان دوران صفوی آشکار شدن تخصص اونها در این رشته بوضوح مشخص هست.

بهترین معرف از این دوره نقاشی های هستند که در عمارت چهل ستون و عالی قاپو کشیده شده هست.


در نقاشی های صفوی، موضوع اصلی شکوه و زیبایی این دوره هست.

موضوعات نقاشی ها بیشتر حول محور بارگاه سلاطین، اشراف زادگان، کاخ های زیبا، مناظر زیبا و صحنه هایی از جنگ ها هست.


در این نقاشی ها انسانها با لباسهای پرخرج نخ کشی، صورتهایی زیبا و مجسمه های ظریف رنگین به طور پر هیجان روشن به تصویر کشیده شده هست.

هنر نقاشی در طول دوران صفوی هم زیاد و هم دارای کیفیت بهتر شد.

در این نقاشی ها آزادی بیشتر و مهارت و دقت بیشتر مشهود هست.


هنرمندان بیشتر به اصول کلی پرداخته و از جزئیات غیر ضروری اجتناب، که در شیوه هراتی و تبریزی بکار رفته بود، خودداری کردند.

صافی خطوط، بیان زود احساسات و متراکم شدن موضوعات از مشخصات سبک نقاشی صفوی هست.

از اونجاییکه در اواخر دوران صفوی، از لحاظ جنبه فکری اختلافات جزئی در رنگ آمیزی بوجود آورد، میتوان به ظهور سبک اروپایی در این نقاشی ها پی برد.


نقاشی های دوران قاجاریه (قرن شانزدهم میلادی) یک ترکیبی از سبک هنرهای اروپایی کلاسیک و سبک و تکنیک مینیاتورهای دوران صوفی هست.

در این دوران "محمد غفاری (کمال الملک)" سبک کلاسیک اروپایی را در ایران رواج داد.

در این دوران سبکی از نقاشی بوجود آمد که بنام "قهوه خانه" شناخته شد.

این نوع نقاشی یک پدیده جدید در تاریخ هنر ایرانی هست.

سبک "قهوه خانه" عامه پسند و مذهبی هست.

موضوعات این سبک بیشتر تصاویر پیامبران و امامان، شعائر مذهبی، جنگها و نام آوران ملی بودند.

"قهوه خانه ها" رفته رفته جای خود را در بین امت معمولی باز نمودند.


در این مکان داستان سرایان و نقالان داستانهای حماسی و مذهبی را برای امت بازگو میکردند.

هنرمندان همان داستانها را بر روی دیوارهای این "قهوه خانه ها" نقاشی کرده بودند.

قبلا در گذشته که پادشاهان و اشراف زادگان نقاشان را پشتیبانی میکردند؛ اما اینبار هنرمندان به درخواست امت عادی اون مناظر را بر روی دیوارها میکشیدند و به این کار علاقمند بودند.


در بیشتر این قهوه خانه ها این مناظر که بیشتر به درخواست عمومی بود رنگ آمیزی شده بود.

زیباترین مثالها در موزه اصلی شهرستان تهران و همینطور در بعضی از موزه های خصوصی داخل و خارج از کشور نگهداری میشود.

نقاشی های ایرانی، یک نوع ملاحت را که بی شباهت به هر چیز دیگر هست به تماشاگر عرضه میکند.


اونها یک ارتباط بیکران با داستانهای حماسی نگه داشته اند.

نقاشی ایرانی، بعنوان یکی از بزرگترین سبکهای نقاشی در آسیا مطرح هست.

آسمان های روشن (آبی)، زیبایی شفرمود انگیز شکوفه ها و در میان اونها انسانهایی که دوست میدارند و انسانهایی که تنفر دارند، خوشگذران و افسرده، به موضوعات مختلف نقاشان ایرانی شکل میدهند.
ایران به دنیا یک هنر مخصوص را عرضه کرده هست که در نوع خودش بی مانند هست.

(Basil Gray )
تاریخ هنر نقاشی در ایران به وقت غارنشینی برمیگردد.

در غارهای هستان لرستان تصاویر نقاشی شده از حیوانات و تصاویر کشف شده هست.

نقاشیها بوسیله (W.Semner) بر روی دیواره های ساختمانها در ملایر و فارس که به 5000 سال پیش تعلق دارند کشف شده هست.


نقاشی های کشف شده در مناطق تپه سیالک و لرستان بر روی ظروف سفالی، ثابت می کند که هنرمندان این مناطق با هنر نقاشی آشنایی داشته اند.


هنر نقاشی
همچنین نقاشیهایی از دوران اشکانیان، نقاشی های معدودی بر روی دیوار، که بیشتر اونها از قسمتهای شمالی رودخانه فرات بدست آمده، کشف شده هست.

یکی از این نقاشیها منظره یک شکار را نشان میدهد.

وضعیت سوارها و حیوانات و سبک بکار رفته در این نقاشی ما را بیاد منیاتورهای ایرانی می اندازد.


در نقاشیهای دوران هخامنشی، نقاشی از روی چهره بر سایر نقاشی های دیگر تقدم داشت.

تناسب و زیبایی رنگها از این دوران، بسیار جالب توجه هست.

نقاشی ها بدون سایه و با همدیگر هماهنگی دارند.

در بعضی از موارد، سطوح سیاه پر رنگ را محدود کرده اند.


مانی، (پیامبر و نقاش ایرانی)، که در قرن سوم زندگی میکرد، یک نقاش با تجربه و ماهر بود.

نقاشی های او یکی از معجزاتش بود.


نقاشی (Torfan) که در صحرای گال هستان ترکستان در چین بدست آمد، مربوط هست
بسال 840 تا 860 سپس میلاد.


این نقاشی های دیوارنما مناظر و تصاویر ایرانی را نمایش میدهند.

همچنین تصاویر شاخه های درختی در این نقاشی ها وجود دارند.

باستانی ترین نقاشی های دوران اسلامی، که بسیار کمیاب هست، در نیمه نخست قرن سیزدهم به وجود آمده بودند.

مینیاتورهای ایرانی (طرح های خوب و کوچک) سپس سقوط بغداد در سال 1285 میلادی بوجود آمدند.

از آغاز قرن چهاردهم کتابهای خطی بوسیله نقاشی از صحنه های جنگ و شکار تزئین شدند.
چین از قرن هفتم به بعد به عنوان یک مرکز هنری، مهمترین انگیزه برای هنر نقاشی در ایران بود.

از اون به بعد یک رابطه بین نقاشان بودائی چینی و نقاشان ایرانی بوجودامده هست.


هنر نقاشی

لحاظ تاریخی، مهمترین تکامل در هنر ایرانی، تقبل طرحهای چینی بوده هست که با رنگ آمیزی که ادراک ویژه هنرمندان ایرانی هست مخلوط شده بود.

زیبایی و مهارت خارق العاده نقاشان ایرانی واقعاً خارج از توصیف هست.

در قرن اول اسلامی، هنرمندان ایرانی زینت دادن به کتابها را شروع کردند.


کتابها با سرآغاز و حاشیه های زیبا رنگ آمیزی و تزئین شده بود.

این طرحها و روشها از یک نسل به نسل دیگر با همان روش و اصلوب منتقل می شد، که معروف هست به "هنر روشن سازی".

هنر روشن سازی و زیبا کردن کتابها در وقت سلجوقیان و مغول و تیموریان پیشرفت زیادی کرد.

شهرت نقاشی های دوران اسلامی شهرت خود را از مدرسه بغداد داشت.


مینیاتورهای مدرسه بغداد، کلاً سبک و روشهای نقاشی های معمولی پیش از دوره اسلامی را گم کرده هست.

این نقاشی های اولیه و بدعت کارانه فشار هنری لازم را ندارند.

مینیاتورهای مدرسه بغداد اصلاً متناسب نیستند.

تصاویر نژاد سامی را نشان میدهد؛ و رنگ روشن هستفاده شده در اون نقاشی را.

هنرمندان مدرسه بغداد پس از سالها رکود مشتاق بودند که آیین تازه ای را بوجود آورده و ابتکار نمايند.

نگاه های مخصوص این مدرسه، در طرح حیوانات و با تصاویر شرح دادن داستانها هست.


اگر چه مدرسه بغداد، هنر پیش از دوره اسلامی را تا حدی در نظر گرفته بود، که بسیار سطحی و بدوی بود، در همان دوره هنر مینیاتور ایرانی در تمام قلمرو اسلامی از آسیای دور تا آفریقا و اروپا پخش شده بود.


هنر نقاشی
هنر نقاشی
از میان کتابهای مصور به سبک بغداد میتوان به کتاب "کلیله و دمنه" اشاره کرد.

تصاویر نامتناسب و بزرگتر از حد معمول رنگ شده هست؛ و فقط رنگهای معدودی در این نقاشیها بکار رفته هست.


بیشتر کتابهای خطی قرن سیزدهم، افسانه ها و داستانها، با تصاویری از حیوانات و سبزیجات تزئین شده هست.

یکی از قدیمی ترین کتابهای کوچک طراحی شده ایرانی بنام "مناف الحیوان" در سال 1299 میلادی بوجود آمده هست.

این کتاب مشخصات حیوانات را شرح میدهد.

در این کتاب تاریخ طبیعی با افسانه در هم آمیخته شده هست.


موضوعات این کتاب که تصاویر بسیاری دارد، برای آشنایی با هنر نقاشی ایرانی بسیار مهم هست.

رنگها روشن تر و از روش مدرسه بغداد که روشی قدیمی بود جلوتر هست.


پس از هجوم مغولان، یک مدرسه جدید در ایران به نظر میرسید.

این مدرسه تحت تأثیر از هنر چینی و سبک مغول بود.

این نقاشی ها همه خشک و بی حرکت و خالص و یکسان، مانند سبک چینی هست.


سپس حمله مغول به ایران، اونها تحت تأثیر از هنر ایرانی، نقاشان و هنرمندان را تشویق کردند.

در میان نقاشی های هنرمندان ایرانی میتوان سبک مغول هم مشاهده کرد، لطافت ها، ترکیبات آرایشی، و خطوط کوتاه خوب که میتوان اونها را بشمار آورد.

نقاشی های ایرانی بصورت خطی و نه ابعادی می باشد.

هنرمندان در این زمینه از خود یک خلاقیت و اصالت نشان داده اند.


هنرمندان مغول دادگاه سلطنتی نه فقط به تکنیک بلکه به موضوعات ایرانی هم احترام گذاشتند.

یک بخش از کارشان شرح دادن به آثار ادبی ایران مانند شاهنامه فردوسی بود.

میان موضوعات مختلف بیشترین علاقه اونها به تصویریسم (کتابهای با تصاویر زیاد) بود.


بر خلاف مدارس مغول و بغداد بیشترین کارها از مدرسه هرات بجا مانده هست.

مؤسس این سبک نقاشی مدرسه هرات بود؛ که از نیاکان تیموریان بودند و این مدرسه را بخاطر محل تأسیس اون مدرسه هراتی نامیدند.


متخصاص هنر نقاشی بر این باورند، که نقاشی در ایران در دوران تیموری به اوج خود رسیده بود.

در طول این دوره هستادان برجسته ای، همچون کمال الدین بهزاد، یک متد جدید را به نقاشی ایران عرضه کرد.

در این دوره (تیموریان) که از سال 1370 تا 1405 میلادی به طول انجامید؛ هنر نقاشی و کوچک سازی به بالاترین درجه کمال رسیده و بسیاری از نقاشان مشهور عمرشان را بر سر اینکار گذاشته اند.


دو کتاب با ارزش از وقت بایسغر باقی مانده هست؛ یکی کتاب "کلیله و دمنه" و دیگری کتاب "شاهنامه".

هنر کوچک ایرانی در کتاب شاهنامه که در سال 1444 میلادی در شیراز رنگ آمیزی شده هست، بخوبی مشخص هست.


یکی از این طرح ها نشان دادن یک منظره زیبا از یک دادگاه ایرانی هست که به سبک چینی رنگ آمیزی شده هست.

کاشی های سفید و آبی ایرانی همراه با فرشهای زیبای ایرانی بصورت هندسی نقش شده هست.

در یکی از کتابهای دستنویس "خمسه نظامی گنجوی"، سیزده مینیاتور زیبا بوسیله "میرک" کشیده شده هست.


ساختگی بودن، حساسیت، و هنر نقاشی های بغداد از طرحهای کشیده شده در کتاب "خمسه نظامی" کاملا مشهود هست.

این قطعه با ارزش و فوق العاده هم اکنون در موزه بریتانیا برنامه دارد.

در این قسمت از معماران و مهندسان مشغول ساختمان سازی هستند.

این نقاشی در سال 1494 میلادی در هرات نقاشی شده هست.


بهزاد، بهترین هستاد سبک مدرسه هراتی، این هنر را بسیار بسط داد.

او سبک را اختراع کرد که قبل از او هرگز هستفاده نشده بود.


یکی از برجسته ترین کارها کتاب شاهنامه فردوسی هست که در کتابخانه گلستان ایران برنامه دارد.

این شاهنامه در وقت سلطان بایسغر که یکی از شاهزادگان تیموری بود؛ به سبک مدرسه هراتی نقاشی شده هست.


نقاشی های این کتاب از نگاه رنگ آمیزی و تناسب ترکیب دهنده تصاویر، در بالاترین حد زیبایی و هستحکام برنامه دارد.


هنر نقاشی
در دوران صفویه مرکزیت هنر به شهر تبریز آمد.

و برخی از هنرمندان هم در شهر قزوین ماندگار شدند.

اما اصل سبک نقاشی صفویه در شهر اصفهان بوجود آمد.


مینیاتورهای ایرانی، در دوره صفویه در شهر اصفهان، از سبک چینی جدا شده و قدم در راهی جدید نهاد.

این نقاشان بعدها به سبک طبیعی متمایل شدند.

رضا عباسی مؤسس سبک "مدرسه نقاشی صفوی" بود.

در نقاشی های دوران صفوی دگرگونی بسیار عالی در نقاشی ایرانی رخ داد.


طرحهای این دوره یکی از بهترین و زیبا ترین و با سلیقه ترین طرحهای نقاشان ایرانی هست که نشان دهنده ذوق نقاشان ایرانی هست.

مینیاتورهای ایجاد شده در این دوره(مدرسه صفوی)، هیچکدام منحصراً با هدف مزین کردن کتابها کشیده نشده اند.

سبک صفوی بسیار بهتر و ملایم تر از سبک مدرسه تیموریان (هراتی) و مخصوصاً سبک مغولی هست.


در نقاشی نقاشان دوران صفوی آشکار شدن تخصص اونها در این رشته بوضوح مشخص هست.

بهترین معرف از این دوره نقاشی های هستند که در عمارت چهل ستون و عالی قاپو کشیده شده هست.


در نقاشی های صفوی، موضوع اصلی شکوه و زیبایی این دوره هست.

موضوعات نقاشی ها بیشتر حول محور بارگاه سلاطین، اشراف زادگان، کاخ های زیبا، مناظر زیبا و صحنه هایی از جنگ ها هست.


هنر نقاشی
در این نقاشی ها انسانها با لباسهای پرخرج نخ کشی، صورتهایی زیبا و مجسمه های ظریف رنگین به طور پر هیجان روشن به تصویر کشیده شده هست.

هنر نقاشی در طول دوران صفوی هم زیاد و هم دارای کیفیت بهتر شد.

در این نقاشی ها آزادی بیشتر و مهارت و دقت بیشتر مشهود هست.


هنرمندان بیشتر به اصول کلی پرداخته و از جزئیات غیر ضروری اجتناب، که در شیوه هراتی و تبریزی بکار رفته بود، خودداری کردند.

صافی خطوط، بیان زود احساسات و متراکم شدن موضوعات از مشخصات سبک نقاشی صفوی هست.

از اونجاییکه در اواخر دوران صفوی، از لحاظ جنبه فکری اختلافات جزئی در رنگ آمیزی بوجود آورد، میتوان به ظهور سبک اروپایی در این نقاشی ها پی برد.


نقاشی های دوران قاجاریه (قرن شانزدهم میلادی) یک ترکیبی از سبک هنرهای اروپایی کلاسیک و سبک و تکنیک مینیاتورهای دوران صوفی هست.

در این دوران "محمد غفاری (کمال الملک)" سبک کلاسیک اروپایی را در ایران رواج داد.

در این دوران سبکی از نقاشی بوجود آمد که بنام "قهوه خانه" شناخته شد.

این نوع نقاشی یک پدیده جدید در تاریخ هنر ایرانی هست.

سبک "قهوه خانه" عامه پسند و مذهبی هست.

موضوعات این سبک بیشتر تصاویر پیامبران و امامان، شعائر مذهبی، جنگها و نام آوران ملی بودند.

"قهوه خانه ها" رفته رفته جای خود را در بین امت معمولی باز نمودند.

در این مکان داستان سرایان و نقالان داستانهای حماسی و مذهبی را برای امت بازگو میکردند.

هنرمندان همان داستانها را بر روی دیوارهای این "قهوه خانه ها" نقاشی کرده بودند.

قبلا در گذشته که پادشاهان و اشراف زادگان نقاشان را پشتیبانی میکردند؛ اما اینبار هنرمندان به درخواست امت عادی اون مناظر را بر روی دیوارها میکشیدند و به این کار علاقه مند بودند.


در بیشتر این قهوه خانه ها این مناظر که بیشتر به درخواست عمومی بود رنگ آمیزی شده بود.

زیباترین مثالها در موزه اصلی شهرستان تهران و همینطور در بعضی از موزه های خصوصی داخل و خارج از کشور نگهداری میشود.

نقاشی های ایرانی، یک نوع ملاحت را که بی شباهت به هر چیز دیگر هست به تماشاگر عرضه میکند.

اونها یک ارتباط بیکران با داستانهای حماسی نگه داشته اند.

نقاشی ایرانی، بعنوان یکی از بزرگترین سبکهای نقاشی در آسیا مطرح هست.

آسمان های روشن (آبی)، زیبایی شفرمود انگیز شکوفه ها و در میان اونها انسانهایی که دوست میدارند و انسانهایی که تنفر دارند، خوشگذران و افسرده، به موضوعات مختلف نقاشان ایرانی شکل میدهند.


هنر نقاشی
لوازم نقاشی
لوازم مورد هستفاده نقاش شامل انواع مختلفی هست .

از جمله :
• قلم موی نقاشی
• کاردک
• پالت (از جنس چوب یا پلاستیک که در هنگام نقاشی رنگ را روی اون برنامه داده و هستفاده می نمايند)
• اسفنج
• گیره
• سه پایه
• قوطی اسپری رنگ
• اسپری رنگی دارای هوای فشرده
هنر نقاشی
شام آخر اثر لئوناردو داوینچی
به این موارد می توان گچ ، مداد گرافیت ، پارچه کهنه یا دستمال کاغذ ی ، آینه ( که گاهی برای تغییر زاویه دید و پرسپکتیو و گاهی نیز برای نقاشی شخص از خودش بکار می رود) تربانتین یا هر رقیق نماينده بی بوی دیگر (که معمولاً به همراه روغن هستفاه می شود) ،مدل یا موضوع و شاید نور پردازی آتلیه را نیز اضافه نمود.


تکنیکهای نقاشی
تکنیکهای نقاشی عبارتند از :
• رنگ زنی غلیظ
• آبرنگ
• لعاب دادن
• نقاشی یا رنگ مومی ( نقاشی یا رنگی که با موم آب کرده بسازند)
• نقاشی دیواری که معروفترین نوع اون فرسکو می باشد.


• سایش و نقاشی نقطه ای
• فوماتو
• سامی – ای
• کلاژ
• نقاشی بر روی تخته
• نقاشی یا اسپری « گرافیتی )
• (نقاشی) با مواد جدید
• نقاشی یا کامپیوتر
حلال های رنگ
حلال ماده ای هست که رنگدانه در اون حل یا برنامه داده می شود.

تقریباً تمامی حلالهای طراحی در نقاشی نیز قابل هستفاده هستند.


برخی از اونها عبارتند از :
• رنگ روغن ، شامل رنگهای جدید قابل اختلاط با آب
• رنگ اکریلیک
• سایه روشن
• رنگ انگشتی
• مرکب
• پاستل ، شامل پاستل خشک ، پاستل روغنی و موادهای پاستل
• تمپرا (رنگهای آمیخته تا زرده تخم مرغ)
• رنگ مومی
• آبرنگ
هنر نقاشی
اسب 1500 تا1000 سال قبل از میلاد فرانسه
سبک های معروف نقاشی
سبک های نقاشی می توانند با روشهای بکارگیری و یا با توجه به جنبش هنری که بیشترین تطبیق را با مشخصات غالب و حاکمی که نقاشی نشان می دهد دارند، مشخص شوند.

سبک های معروف عبارتند از:
• رئالیسم (واقع گرایی)
• امپرسیونیسم (برداشت گرایی)
• پوینتولیسم
• هنر ابتدایی
• کوبیسم (حجم گری)
• مدرنیسم (نوگرایی)
• آبستره (انتزاعی)
• پست مدرنیسم (فرا نوین)
• آوانگارد (پیشگام ، وابسته به مکتب های هنری نوین و غیر سنتی)
• ساختار گرایی
• کتاره سخت
• گرافیتی
• نقاشی اصیل ایرانی
هنر نقاشی
نقاشی خط اثر محسن دائی نبی
اصطلاحات معمول نقاشی
این اصطلاحات عبارتند از :
• تمثیل
• بادگن
• پوینیلیسم (گذاشتن نقطه های رنگین روی سطح سفید)
• فانتزی
• نقاشی فیگور (پیکر)
• تصویر سازی
• صنعتی
• منظره
• طبیعت گرا
• چهره
• علمی تخیلی
• طبیعت بی جان
• سورئالیسم (فرا واقع گرایی)
• جنگ
منابع :
تاریخچه نقاشی موسسه مالي اطلاعات گردشگری
نقاشی http://daneshnameh.roshd.ir
تاریخچه نقاشی دنياي هنر رنگ و نقاشي
رنگ وكاربرد اون در نقاشي http://sare2008.com
تاریخچه نقاشی دیزاین
نقاشی اصیل ایرانی دیزاین

675:

نقاشي هاي رئال اثر هستاد ایمان ملکی


هنر نقاشی



هنر نقاشی



هنر نقاشی



هنر نقاشی



هنر نقاشی



هنر نقاشی



هنر نقاشی



هنر نقاشی



هنر نقاشی



هنر نقاشی



هنر نقاشی



هنر نقاشی



هنر نقاشی



هنر نقاشی



هنر نقاشی



هنر نقاشی



هنر نقاشی



هنر نقاشی



منبع: انجمن تاکتیک


676:

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


677:

نقاشی های زیبا و دیدنی از Sally Swatland


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی




678:

wowww...

raelly amazing.

thx dear narges

679:

نقاشی‌ های زیبای عاشقانه اثر یک هنرمند آمریکایی دانیل اف گرهارتز هنرمندی که در سال ۱۹۶۵ در ویسکانسین امریکا به دنیا آمد.

جایی که او در حال حاضر با همسرش جنیفر و سه فرزندش در اونجا زندگی می کند.

علاقه او به هنر در سال های اولیه نوجوانی آغاز شد و موفقیت های چشمگیر فراتر از سن او نتیجه یک عمر زندگی آمیخته با شاهکارهای او بود.

نقاشی های دانیل به گونه ای خاص سرشار از صداقت، آسودگی و سرشار از احساساتی آشکار هست.

او به شکلی ماهرانه و رومانتیک ارتباط با مناظر و محیط را اهمیت می بخشد، روابط شخصی و فرم واقعی چهره و



نقاشی‌ های زیبای عاشقانه اثر یک هنرمند آمریکایی
دانیل اف گرهارتز هنرمندی که در سال ۱۹۶۵ در ویسکانسین امریکا به دنیا آمد.

جایی که او در حال حاضر با همسرش جنیفر و سه فرزندش در اونجا زندگی می کند.

علاقه او به هنر در سال های اولیه نوجوانی آغاز شد و موفقیت های چشمگیر فراتر از سن او نتیجه یک عمر زندگی آمیخته با شاهکارهای او بود.

نقاشی های دانیل به گونه ای خاص سرشار از صداقت، آسودگی و سرشار از احساساتی آشکار هست.

او به شکلی ماهرانه و رومانتیک ارتباط با مناظر و محیط را اهمیت می بخشد، روابط شخصی و فرم واقعی چهره و هستیل انسان‌ها را در هم می‌آمیزد و اونچه که در این ایمیل خواهید دید را برای شما می‌آفریند.

او با انتخاب چهره‌هایی خاص چالش‌های رنگ و نور و احساسات را به تسخیر خود در آورده و آثاری با کیفیت و زیبا را به همگان معرفی می‌کند.

اکثر زنان در نقاشی‌های او لباس‌هایی خاص و رویایی پوشیده اند و اغلب اوقات این نوع جاذبه دراماتیک نقاشی‌هایش موجب شهرت او را فراهم آورده اند.
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی

680:

اینا همش خاطرات دوران کودکیشه ها

681:

فوق العاده ان

ممنــون

682:

ghablan didehe bodameshon.vali vaghean ziban.


683:

هنر نقاشی

این نقاشی رنگ روغن روی بوم مخمل مشکی

684:

هنر نقاشیرنگ روغن

685:

هنر نقاشیرنگ روغن

686:

هنر نقاشیرنگ روغن

687:

ذایقه هنر قدرت معنوی هست که بیان نگرشی را در فلسفه وجودی و افرینش دارد

واقعا زیبا هست...

سر تکریم فرود می اوریم

688:

جایگاه و نگرش در این اقلیم برای هنر از دیدگاه سیاسی نگاهی دیگر هست؟

چون علم را هم به سیاست می نگرند ...

ساختار وجودی هویت را تفسیر به رای دارند....

689:

مثل همیشه لطف داری

690:

من نقاشی زیاد کشیدم ، البته با مداد رنگی و سیاه قلم کار کردم .

نقاشی های شمارو نتونستم ببینم متاسفانه .

اما سعی میکنم از نقاشیام عکس بگیرم و اینجا بذارم تا نظر دوستای گلم رو بدونم .

علت اینکه الاون عکسا رو نمیزارم اینه که نقاشیامو جمع کردم و در دسترس نیستن .


691:

من همونطور که دوستان فرمودن اپلود کرد بعد گذاشتم ولی دوستان میبینن !
من بدون هیچ آموزشی حدودا" 3 ساله شروع به کار کردم یعنی در واقع ذهنم هستادم بوده
و هیچ راهنمایی حتی برای قلم بدست گرفتن نداشتم

692:

هنر نقاشی

693:

واقعا اینا کار خودتونو؟
قشنگه فقط یه کم سطحش ناهمواره یه سمباده نرم بهش بزن.

694:




هنر نقاشی

695:

بله مرسی
با کاردک کار کردم و قسمت هایی رو برجسته گذاشتم برام جالبه !

696:

این کار شماست؟
آفرین
خیلی قشنگه

697:

خیلی قشنگن

698:

نمونه ای از نقاشی های رئال از آثار Millet


هنر نقاشی

هنر نقاشی



هنر نقاشی

هنر نقاشی



699:

نمونه ای از نقاشی های رئال از آثار کاراواجو


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی

700:

نمونه ی نقاشی امپرسیونیسم اثر ونسان ون گوگ


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی



هنر نقاشی


701:

کار با مداد معمولی

هنر نقاشی

702:

هنر نقاشی

703:

نقاشی های زیبا
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی

704:

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

705:

نقاشی‌ های نوری پیکاسو


پابلو پيكاسو يكي از پركارترين و بانفوذترين هنرمندان قرن بيستم هست.

او در نقاشي، مجسمه‌سازي، قلم‌زني، طراحي و سفال‌گري هزاران اثر ایجاد كرده هست.

او مكتب كوبيسم را به همراه جرجيس براك(Georges Braque) در ميان نقاشان جا انداخت و فن اختلاط رنگ بر پردة نقاشي را به عالم هنر معرفي كرد.

هنر نقاشی


عکاس معروف نشریه لایف -گجون میل- در سال ۱۹۴۹ در جنوب فرانسه با پابلو پیکاسو ملاقات کرد.

در این دیدار او تعدادی عکس‌هایش را به پیکاسو نشان داد که در اونها با نصب منابع کوچک نور روی اسکیت‌های تعدادی از اکسیت‌سواران و عکس‌ برداشتن از حرکت انها در تاریکی، عکس‌های زیبای ایجاد شده بود.

اینجا بودن که ذهن خلاق پیکاسو به تکاپو افتاد که آیا می‌تواند او هم از این تکنیک عکسبرداری هستفاده کند و در یک اتاق تاریک از مدادهای نوری ویژه‌ای هستفاده کند.

این عکس‌ها هم از نظر تکنیک عکسبرداری و هم از نظر نبوع پیکاسو که می‌‌توانست یک طرح را در ذهن مجسم کند و محاسبه کند که چطور با حرکت ممتد قلم نوری، می‌تواند یک نقاشی ویژه ایجاد کند، بسیار جالب هستند.


هنر نقاشی



عکسی که در اون پیکاسو با مداد نوری حیوان افسانه‌ای نیم‌انسان و نیم‌حیوان را می‌کشد، مشهور هست، اما عکس‌های دیگری هم از پیکاسو هستند که به همین اندازه تکان‌دهنده هستند.


هنر نقاشی



گلدان:

هنر نقاشی


یک عکس و سه نما از پیکاسو در حین نقاشی نوری:

هنر نقاشی


فیل در اتاق تاریک: بر خلاف اون داستان مولوی، این بار فیل، خود به روشنی پیداست!

هنر نقاشی


چرخ در چرخ:

هنر نقاشی


دونده:

هنر نقاشی



706:

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

707:

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

708:

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

709:

هنر نقاشی
هنر نقاشی

710:


هنر نقاشی هنر نقاشی



تزئین ظرف های شیشه‌ای با رنگ و نقاشی هنری هست كه قرن‌ها در میان ملت های مختلف محبوبیت داشته هست و آثار متعدد و متنوعی از این هنر را می‌توان در موزه‌های نقاط مختلف جهان یافت.

گذشته از ظروف شیشه‌ای شكیل با نقاشی‌های حرفه‌ای و یا كنده كاری‌های پیچیده و ظریف كه از گذشته‌های دور تا حال توسط هنرمندان چیره دست در این رشته آفریده شده گاه ایجاد طرح‌ها و حتی خطوط ساده رنگی نیز می‌توانند ظروف شیشه‌ای بسیار ساده را به ظروفی زیبا و چشمگیر تبدیل كنند.

آراستن بطری‌ها، لیوان‌ها و ظروف شیشه‌ای و همچنین آینه‌های كوچك و بزرگ با نقاشی‌های ساده كاری بسیار ساده هست كه با یادگیری چند تكنیك ساده می‌توانید ظرف چند ساعت در منزل اجرا کنید.

برای نقاشی روی شیشه كه اون را ویترای نیز می‌نامیم، نیاز به وسایل متعدد و خاص نیست بلكه با مقداری رنگ مخصوص ویترای یا كار بر روی شیشه و وسایل متداولی مانند قلم مو و اسفنج می‌توانید ظروف شیشه‌ای بسیار معمولی و حتی كم ارزش مثل بطری‌ها و شیشه‌های محتوی سس، مربا و آبلیمو را به ظروف زینتی و منحصر به فردی تبدیل كنید.

برای انتخاب ظرف مناسب در ابتدا ظروف كم قیمتی را جست وجو كنید كه از شكل خاص و ویژه‌ای برخوردارند.



برای یافتن چنین ظرفی این بار كه برای خرید مایحتاج منزل به سوپرماركت می‌روید، به شكل ظاهری ظرف انواع مربا، ترشی، سس، آبلیمو، سركه، روغن و خلاصه هر اونچه در لیست خرید شما وجود دارد، توجه كنید و ظروفی را كه برای آراستن با رنگ و نقاشی مناسب ترند انتخاب نمایید.

پس از خالی كردن ظرف اون را خوب بشویید.

برای پاك كردن سطح شیشه از هرگونه چربی می‌توانید با یك قطعه پنبه آغشته به تربانتین اون را تمیز كنید.

اگر برچسب روی شیشه به راحتی جدا نمی‌شود، اون را با آب داغ خیس كنید و پس از برداشتن كاغذ برای پاك كردن باقی مانده اثر چسب از روی شیشه از یك پنبه آغشته به آستون هستفاده كنید.

برای نقاشی بر روی شیشه رنگ‌های مخصوص شیشه در بازار موجود هست.



این رنگ‌ها را می‌توان به سه گروه تقسیم كرد.

گروه اول رنگ‌های محلول در آب هستند.

این رنگ‌ها نیازی به حرارت دیدن در كوره ندارند.

این رنگ‌ها به ویژه برای نقاشی بر روی وسایلی مانند آینه كه نیاز به شست‌وشو ندارند، مناسب‌تر هستند.

رنگ‌های محلول در آب همچنین برای بچه‌ها ایده‌آل هستند.

با این رنگ‌ها كودكان شما می‌توانند بدون نگرانی از این رنگ‌ها برای نقاشی روی وسایل شیشه‌ای هستفاده كنند.

گروه دوم رنگ‌های مخصوص شیشه هستند كه باید در كوره حرارت ببینند.

این رنگ‌ها باید حدود ۳۰ دقیقه در دمای ۲۰۰ درجه سانتی‌گراد پخته شوند و پس از پخت ثابت شده و قابل شست وشو خواهند بود.

رنگ‌های گروه سوم رنگ‌های محلول در تینر هستند كه اغلب شفاف بوده و بدون حرارت دیدن در كوره نیز می‌توان ظروف رنگ آمیزی شده با اونها را با دقت و احتیاط شست.

علاوه بر رنگ از خمیر ویترای نیز می‌توان برای ایجاد طرح‌های خطی برجسته و یا خطوط مرزی طرح‌های رنگی هستفاده كرد.

این خمیرها امروزه به صورت آماده در تیوب‌هایی با سر باریك و مناسب برای رسم خطوط باریك از فروشگاه‌های عرضه كننده لوازم هنری قابل تهیه هستند.

اما می‌توانید این خمیر را با پودر مل و چسب چوب نیز تهیه كنید و اون را با قیف‌هایی كه از سلفون درست می‌كنید، مورد هستفاده برنامه دهید.

روش‌های متنوعی برای رنگ آمیزی شیشه وجود دارد.

برای انتقال طرح بر روی شیشه می‌توانید به آسانی اون را زیر شیشه برنامه دهید و در صورتی كه قابل دسترسی باشد با چند قطعه چسب در جای خود ثابت كنید.

اگر ظرف شما فرمی مانند یك بطری دارد و نمی توانید طرح را در داخل اون بچسبانید، كافی هست اون را لوله كرده و در بطری برنامه دهید.

سپس داخل بطری را با لپه، عدس و یا موادی از این قبیل پر كنید تا طرحی بی حركت و چسبیده به شیشه باقی بماند.

برای رنگ كردن طرح‌ها علاوه بر هستفاده از قلم مو از یك قطعه اسفنج نیز می‌توانید بهره بگیرید.

اسفنج را به كمی رنگ آغشته كنید و با ضربات ملایم رنگ را روی شیشه بزنید تا پوشش كافی را ایجاد كند.



یكی دیگر از تكنیك‌هایی كه برای اجرای طرح‌های رنگی روی شیشه هستفاده می‌شود، تكنیك هستنسیل هست.

برای این منظور هستنسیل طرح مورد نظر را با كاغذ درست كنید و اون را روی شیشه بچسبانید.

سپس با یك قطعه اسفنج آغشته به رنگ قسمت‌های خالی اون را رنگ كنید.

برای تزئین انواع ظروف شیشه‌ای از چسباندن انواع سنگ‌های زینتی، نگین‌ها و همچون مهره‌های شیشه‌ای تخت نیز بهره می‌گیرند.




711:

هنر نقاشی

سنجاقک ها

لوازم مورد نياز:
- شيشه مناسب طرح
- چسب کاغذي
- ايشانتراي ( پايه آب و تينر )
- دورگير مشکي
- طرح مورد نظر
- قلمايشان سرگرد شماره هاي صفر، دو ، چهار
- ماژيک CD
بيشتر بدانيد :
دورگيري هاي شيشه مخصوص شيشه بوده و در پايه آب و تينر مي باشند انتخاب دورگير با تنوع رنگ اون بستگي به سليقه ي شما و طرح دارد .


هنر نقاشی

رنگهاي ايشانتراي پايه آب و تينر دارد.

مقداري از اونها شفاف يا ترنسپرنت بوده که نور را از خود عبور مي دهند و بعضي از اونها پوششي يا اپک (OPACK) مي باشد که سطح شيشه را مات کرده و نور کمتري عبور مي نمايد .

رنگ هاي ايشانتراي پايه آب براي پخته شدن در فر 130 درجه به مدت نيم ساعت برنامه مي گيرد .

هنر نقاشی
1
-ابتدا شيشه را با الکل تميز کنيد .

سپس تميز کردن طرح را داخل ظرف برنامه داده با چسب کاغذي بچسبانيد تا ثابت شود .

طرح را با ماژيک رايشان ظرف بکشيد.

چنانچه طرح در قطعات کوچک و با اندازه گيري مناسب رايشان ظرف چسبانده شده باشد نيازي به کشيدن طرح نداريد.



2-با هستفاده از دورگير شيشه که نازل بلند داشته باشد ،دورگيري کنيد.

توجه کنيد دورگير را کمي با فاصله و مايل بر رايشان سطح شيشه بگيريد تا اين عمل آسانتر و با لغزش کمتري انجام گيرد .

بگذاريد دورگير کاملاً خشک شود .

وقت خشک شدن دورگير بستگي به آب و هوا دارد، پس عجله نکنيد.

برخي از دورگيرها پايه آب دارند و برخي تينر، هستفاده ي هر کدام از اين پايه ها اشکالي ايجاد نخواهد کرد فقط وقت خشک شدن دورگير پايه تينر طولاني تر هست.



هنر نقاشی



3- براي رنگ آميزي سنجاقک ها از ترکيب رنگ هاي زرد و قرمز هستفاده کنيد .

رنگ قرمز را با غلظت رايشان نقطه اي از سنجاقک ها در نظر گرفته، سپس رنگ زرد را توسط قلم به صورت سايه روشن با قرمز بياميزيد .



هنر نقاشی

هنر نقاشی



4-براي رنگ هاي زمينه از رنگ سبز، زرد، قرمز، ...

ترکيبات مختلف اين رنگ ها هستفاده کنيد طوري که سايه روشن رايشان کار کاملا حفظ شود .

براي اين نوع رنگ آميزي رايشان شيشه از رنگ هاي شفاف هستفاده کنيد .

چنانچه بخواهيد رنگ زمينه پوشش بيشتري داشته باشد کمي رنگ سفيد را به رنگ هاي خود اضافه کنيد .

رنگ سفيد از شفافيت رنگ مي کاهد و پوشش رنگ را بيشتر خواهد کرد .

بهتر هست پس از اتمام رنگ آميزي و خشک شدن شيشه مجدداً دورگيري را با حجم کمتر رايشان خطوط دورگيري شده تکرار کنيد .



منبع:نشريه ي بانو، شماره 3.

712:

Andrew Young نقاش ساکن ونکوور کاناداست که هستعداد زیادی در هنر و نقاشی دارد...


هنر نقاشی




هنر نقاشی



هنر نقاشی



هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی



هنر نقاشی

هنر نقاشی



هنر نقاشی

713:

مرسی لذت بردم

714:


Mary Ellen Croteau هنرمنديست با ذوق كه پرتره اي از چهره ي خود را به وسيله ي درپوش بطریهای پلاستیکی ساخته و با چسباندن اونها در کنار یکدیگر روی یک صفحه فلزی اثر خود را پديد آورده هست.
این پرتره تنها با کمک درپوش بطریهای پلاستیکی که در رنگهای مختلف بوده و در کنار یکدیگر چسبیده اند، ساخته شده و این هنرمند از هیچ وسیله دیگری در ساخت این پرتره زیبا بهره نبرده هست.




هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

715:

نمونه ی نقاشی امپرسیونیسم اثر پیر آگوست رنوار


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

716:

نمونه هایی از امپرسيونيسم از آثار ژرژر سورا


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

717:

نمونه ای از نقاشی های امپرسیونیسم از اثار فارغه محمد پور

ذکر این نکته لازمه که در بین سبک های جدید نقاشی این سبک با بیشترین هستقبال توی ایران رو به رو شده


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی


718:

نمونه ای از نقاشی های امپرسیونیسم از اثار احمد اسفندیاری


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی



719:

نمونه ای از نقاشی های امپرسیونیسم از اثار جمال الدین خرمی نژاد


هنر نقاشی



هنر نقاشی



هنر نقاشی



هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی

720:

مایک هستیلکی آثار هنری بی نظیری را با نقاشی بر روی کتاب های بدون هستفاده و قدیمی که روی هم چیده شده اند، ایجاد کرده هست. این هنرمند لس اونجلسی با هستفاده از جوهر، مداد رنگی، و رنگ شخصیت های عجیب غریبی را به تصویر کشیده هست.
هنر نقاشی
هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

721:

هنر نقاشی هنر نقاشی هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی

722:

هنر نقاشی

723:

هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی.


724:

گای لارمی، هنرمند کانادایی، کتاب های قدیمی خود را به مناظر کوهستانی زیبایی تبدیل کرده هست. کوه های دقیقا مانند نمونه های واقعی اونها ساخته شده اند: بعضی از اونها کمی ساییده شده اند، بعضی به تپه تبدیل شده اند و بعضی از اونها در اثر فرسایش کاملا هموار شده اند.
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی

725:

هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی

726:


دیوید واکر (David Walker) نقاشی هست که فقط سه سال هست نقاشی کشیدن را آغاز کرده.
او این نقاشی های جالب را فقط با هستفاده از اسپری کشیده و از قلم نقاشی هستفاده نکرده هست.




هنر نقاشی




هنر نقاشی




هنر نقاشی




هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی



هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


727:

تو ایران اگه کسی از این هنرنمایی ها بکنه دارش میزنن به جرم تشویش اذهان عمومی و توهین به مقدسات و در نهایت به جرم جاسوسی و خیانت

728:

هنرمندان با هستفاده از آثار هنری کلاسیک تصاویر مشابهی از موضوعات زنده تهیه کرده اند.
به نقل «24»، بسیاری از آثار هنری کلاسیک می تواند با بوم و رنگهای جدید بازسازی شوند ولی بعضی اوقات هنرمندان این آثار را با هستفاده از اشیاء واقعی و آدمهای اطراف خود تهیه می نمايند.
هنر نقاشی



هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی

هنر نقاشی
هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

729:


سام نیلسون هنرمندی آمریکایی هست که در هستودیو نرم افزاری دیسنی کار می کند.

تعدادی از تصویرسازی هایش را در زیر می بینيد
.




هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی



730:



هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

731:

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی



هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی



هنر نقاشی

هنر نقاشی




هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی




732:

خیلی قشنگه :)

733:

یادباد ان روزگاران یاد باد

734:

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی



هنر نقاشی



هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی



هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی



735:



هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی



736:

هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی



737:

خیلی زیبا بودن بانو ممنون

738:

رونمایی از تازه ترین اثر هستاد فرشچیان


هنر نقاشی تابلوی "ستایش پروردگار" اثر محمود فرشچیان نگارگر برجسته کشور در موزه اختصاصی این هنرمند واقع در مجموعه فرهنگی تاریخی سعدآباد رونمایی شد.



این تابلو عصر پنجشنبه 15دی ماه با حضور هستاد فرشچیان همچنین مدیر مجموعه فرهنگی تاریخی سعدآباد، مشاور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، هنرمندان و علاقمندان رونمایی شد.
در این مراسم فرشچیان فرمود: این اثر از آیه شریفه و زیبای "یسبح لله مافی السماوات و ما فی الارض" برگرفته شده و یک سال و نیم برای ایجاد اون وقت صرف شده هست.
هنر نقاشی
نگارگر نامی ایران با تاکید به اینکه تاکنون آثارش را تنها به موزه حضرت رضا (ع) تقدیم کرده و خواهد کرد، فراخوان نمود: تابلو ستایش پروردگار یک سال در موزه فرشچیان مجموعه سعدآباد به نمایش عموم گذاشته می شود و پس از اون به آستان مقدس علی بن موسی الرضا (ع) اهدا خواهد شد.

فرشچیان درباره مفهوم این اثر اضافه کرد: موضوع و مضمون اصلی این تابلو عبادت و شکرگزاری به درگاه خداوند هست.

هرکس به گونه ای خداوند یکتا را ستایش می کند؛ هنرمندان نیز با آثار هنری خود به نوعی عبادت الهی را به نمایش می گذارند.

هنر نقاشی
او در مورد نحوه برگزاری مراسم رونمایی از این اثر تصریح کرد: این مراسم با همکاری مجموعه سعدآباد انجام شد و از اونجا که این اثر هدیه ای به آستان مقدس امام هشتم (ع) هست می خواستم که این اثر در نهایت سادگی و درویشی و بدون هیچگونه تشریفاتی رونمایی شود و به قول شاعر گرانقدر، شیخ حافظ که می گوید: غلام همت اون نازنینم که کار خیر بی روی و ریا کرد.
این مینیاتوریست فرهیخته کشور تا کنون نشان های ارزشمند مختلفی همچون نشان درجه یک هنر ایتالیا، تندیس طلایی اسکار ایتالیا، نشان هنر نخل طلایی ایتالیا، تندیس طلایی اروپایی هنر ایتالیا، دیپلم آکادمیک اروپا، دیپلم لیاقت دانشگاه هنر ایتالیا، مدال طلای آکادمی هنر و کار ایتالیا، جایزهٔ نخست وزارت فرهنگ و هنر ایران، مدال طلای جشنوارهٔ بین المللی هنر بلژیک و مدال طلای هنر نظامی ایران را کسب کرده هست.



از دیگر آثار نفیس هستاد فرشچیان می توان به تابلوهای عصر عاشورا، ضامن آهو، غدیر، پنجمین روز آفرینش و کوثــر اشاره کرد.


739:

واو باز هستاد و یه شاهکاردیگه امیدوارم همیهش زنده باشن این هستاد دوست داشتنی...


740:

کمال الملک هم کارش خوب بود اما از نظر پرسپکتیو ایرادات پايه ی داشت
با وجود فرشچیان نباید اون رو نفر اول نقاشی ایران دونست

741:

هستاد فرشچیان ممکنه نفر اول نقاشی ایرانی یا همون مینیاتور باشه
ولی به نظر من بزرگانی تو نقاشی رئال داریم که اسمی هم ازشون برده نمیشه

742:

چند وقت ِ پیش یکی از کانال های تلویزیونی یه برنامه پخش کرد درباره ی ساخت ِ ضریح ِ امام حسین در قم
که هستاد هم بودن
میفرمودن تا برای نقش زدن ِ ضریح بهش فرمودن خودش رو از خارج رسونده !

+ خدا نگهش داره !
++ خدا تمام ِ هنرمندای این مرز و بوم رو نگه داره :)

743:

صفحه دویانت آرت:
Farshchian on deviantART

744:

زنده باشه انشاالله ، دستش درد نکنه .


745:

به چهره این مرد زیاد دقت کردم؛

نور خدا می بینم...


746:

هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی

747:

هنر نقاشی





هنر نقاشی



هنر نقاشی



هنر نقاشی

هنر نقاشی



هنر نقاشی



هنر نقاشی



هنر نقاشی

هنر نقاشی



هنر نقاشی



هنر نقاشی



هنر نقاشی


748:

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشیهنر نقاشی


749:

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

750:

Ben Slow

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


751:

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی



هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی



هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


752:

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


753:

خیلی زیبابودن بانو سپاس

754:

وسوسه میکنن آدمو دیوار اتاقشو این مدلی کنه....


755:

هنرمند آمریکایی John Sokol مجموعه ای از پرتره های مشاهیر تهیه کرده هست.


مطلب قابل توجه این هست که او این پرتره ها را با هستفاده از کلمات طراحی کرده هست.


تمامی کلمات انتخاب شده در طراحی پرتره ها نیز از کلمات و جملات فرد سوژه نقاشی اش هست


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

756:

اینم یه جور هاشوره
جالبه
:دی

757:

ممنون خیلی لینک مفیدی بود من تا به حال ندیده بودم این سایت رو

758:

هنرمند ژاپنی Riusuke Fukahori نقاشی های سه بعدی بسیاز زیبایی از ماهی به تصویر کشیده هست.

هر نقاشی سه بعدی از چندین لایه شفاف تشکیل شده هست.

برای این کار ابتدا رزین مایع به داخل ظرف چوبی ریخته می شود و پس از جامد شدن بر روی اون رنگ آمیزی صورت می گیرد.
با تکرار این فرایند، این هنرمند توانسته نقاشی های واقعی را از ماهی ها ایجاد کند.
هنر نقاشی
هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

759:

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی




760:

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی



761:

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی



762:


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

763:

برای دیدن در سایز ِ بزرگ روی عکس کلیک کنید

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی




764:

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

765:

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی



766:

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی



767:

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی





هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

768:

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی



769:

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی



هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی




770:

چقد شبیه شرکه :دی

+ همه هم مرد هستن

771:

حالا مطمئنی اینها نقاشیه؟
بیشتر به کارای نرم افزاری میخوره!

772:

آره نقاشین !

همه جا زده نقاشی ..

الله اعلم

773:



1.

توی محاسبات نرم افزاری نمیشه دایره کشید.

در واقع دایره یک چند ضلعی منتظم با تعداد اضلاع زیاده.
2.

تفکیک رنگ با قلمو یا هر چیز دیگه ای به سختی صورت میگیره.

یعنی یک نقاش اگر بخواد رگهای مویی بکشه باباش درمیاد.


774:

ترکیب باور نکردنی این آثار هنری با هم قطعا تخیل شما را تحت تاثیر برنامه می دهد.

این تصاویر شفرمود آور توسط هنرمند خلاق اسپانیایی جریکو سانتاندر ایجاد شده اند.
هنر نقاشی
هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

775:

نقاشی ها و تصاویر واقعی که بر دیوارها نقش بسته اند

آثاری بسیار واقعی، نقاشی های دیواری بسیار دقیق، زیبا و شفرمود آور، شاهکارهایی از "ال مک گریگور" مکزیکی هست که هم اکنون ساکن فلوریدای آمریکاست.

نقاشی های دیواری او در خیابان های آمریکا و همچنین فرانسه، دانمارک و مکزیک نوازشگر چشم های رهگذران هست.

با نگاهی به آثار او اوج رئالیسم را در کارهایش می توان دید ...

هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی




776:

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی




هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی












777:

بوم نقاشی من صورت شماست !

تکنیک جالب، آلکسا دختر هنرمند 23 ساله واشنگتنی در نقاشی اینگونه هست که سوژه سه بعدی را تبدیل به یک بعدی می کند.


او بجای نقاشی روی بوم، مستقیما روی آدم ها رنگ می زند و اونها را به صورت یک بعدی و مسطح در می آورد.

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی




778:

چقدر طبیعی اند...

کم مونده از دیوار بزنن بیرون!

779:

این روزا واقعا دیگه واقعا هیچ چیز جای تعجب نداره!

780:

نقاشی آبرنگ از طبیعت



هنر نقاشی







هنر نقاشی





هنر نقاشی







هنر نقاشی










هنر نقاشی
هنر نقاشی






هنر نقاشی





هنر نقاشی






هنر نقاشی








هنر نقاشی





هنر نقاشی

781:

هنر نقاشی



هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی




هنر نقاشی



هنر نقاشی



هنر نقاشی




هنر نقاشی


هنر نقاشی



هنر نقاشی



هنر نقاشی




هنر نقاشی



هنر نقاشی


هنر نقاشی



هنر نقاشی



هنر نقاشی



هنر نقاشی



هنر نقاشی



هنر نقاشی



هنر نقاشی


هنر نقاشی



























782:

هنر نقاشی



هنر نقاشی



هنر نقاشی




هنر نقاشی


هنر نقاشی









783:

وای خیلی جالب بود

784:

مرسی خیلی قشنگن

785:

هنر نقاشی

786:

نقاشیهای رمانتیک هیتلر دیکتاتور قرن بیستم همه هیتلر را به عنوان سردمدار قتل و جنایت میشناسند.

اما تعداد کمی از امت میدانند که او نقاشیهای خیلی زیادی هم کشیده و بیشتر روی گلها، کلیساها و کشورها تمرکز میکرده هست.

هیتلر، دیکتاتور شکست خورده در جنگ جهانی دوم، نقاشیهای رنگ روغن و آبرنگ خیلی زیادی ایجاد کرد.

علاوه بر کشتن دهها میلیون نفر از...

همه هیتلر را به عنوان سردمدار قتل و جنایت میشناسند.

اما تعداد کمی از امت میدانند که او نقاشیهای خیلی زیادی هم کشیده و بیشتر روی گلها، کلیساها و کشورها تمرکز میکرده هست.
هیتلر، دیکتاتور شکست خورده در جنگ جهانی دوم، نقاشیهای رنگ روغن و آبرنگ خیلی زیادی ایجاد کرد.

علاوه بر کشتن دهها میلیون نفر از امت، مثل کشتار دسته جمعی شش میلیون یهودی، هیتلر عادت داشت گلها و کلیساها را به عنوان مدل نقاشی خود انتخاب کند.!

رزها
هنر نقاشی

هنر نقاشی


مریم مقدس همراه با عیسی مسیح


هنر نقاشی

نقاشی مریم مقدس و کودک هیتلر باعث جنبش و شور زیادی در بین مسیحیان شد.

هیتلر خودش هم مسیحی بود، اما او مسیحیای بود که بدبختی و فلاکت زیادی را در خلال جنگ جهانی دوم به همراه آورد.

او مسئول مرگ شش میلیون یهودی و امتی با فرقههای مذهبی دیگر بود.


هنر نقاشی

اعتبار و اصل بودن نقاشیهای هیتلر اغلب به راحتی قابل تشخیص نیست؛ چرا که او به ندرت نقاشیهایش را امضا و یا اسم و تاریخ را در اون مینوشت.

دوستش Reinhold Hanisch، نقاشیهای جعلی هیتلر را در وقت سلطنتش در آلمان میفروخت و طوری عمل میکرد که هیتلر نمیتوانست کارش را ثابت کند.

وقتی هم که هیتلر جوان بود او را مجبور میکرد هر رزو یک نقاشی بکشد و با این کار خسته نماينده ترتیبی میداد که خوراک و غذای جفتشان تامین شود.

رزها

هنر نقاشی
هیتلر قبل از اینکه درگیر سیاست شود چندین بار برای وارد شدن به آکادمی هنرهای زیبای وین تلاش کرده و به آینده کار هنریاش امیدوار بود.

او که مجبور بود در خیابانها زندگی کند، هروقت سرخورده و بیپول میشد نقاشیهایش را به توریستها میفروخت و پولها را برای غذا خوردن در رستوران خرج میکرد.


هنر نقاشی

هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
















787:

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی











788:

نقاشی های دیدنی از "Robert Duncan"

تصاویر این ایمیل، گوشه ای از آلبوم هنری "رابرت دانکن" هست که از هنرمندان اهل ایالت یوتا در غرب آمریکاست.

او نقاشی را در سن یازده سالگی شروع کرد، در حالیکه به طبیعت، محیط روستایی و مزرعه علاقه داشت و در اکثر کارهای او شیوه زندگی روستایی و مراتع پرورش احشام را می توان دید.

شاید در آثار دیگر نقاشهای دنیا نتوان تا این حد نقش کابوی های گاوچران و سرخپوستان را برجسته دید.

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی








































789:

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی





هنر نقاشی



هنر نقاشی


































790:



هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی












































791:

این پرتره های شفرمود انگیز از بچه حیوانات زیبا توسط شارون مونتروز عکاس لس اونجلسی گرفته شده هست. این عکس ها با کمک و حمایت نگهبانان با تجربه ی باغ وحش از این حیوانات دوست داشتنی گرفته شده اند.
هنر نقاشی
هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

792:

عزیزم همشون ومیدوزدم خصوصا بچه شیره رو

793:

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی




794:



هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی




795:

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی



هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی




هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی





796:

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی



797:

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی



798:

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی



799:

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی




800:

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی



801:

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی



802:

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

803:



هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی



804:

اورین

805:

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی



806:

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی



807:

هنر نقاشی







هنر نقاشی






هنر نقاشی






هنر نقاشی






هنر نقاشی






هنر نقاشی










808:

هنر نقاشی






هنر نقاشی








هنر نقاشی








هنر نقاشی








هنر نقاشی








هنر نقاشی








هنر نقاشی






809:

هنر نقاشی






هنر نقاشی








هنر نقاشی






هنر نقاشی




810:

هنر نقاشی






هنر نقاشی




هنر نقاشی






هنر نقاشی






هنر نقاشی






هنر نقاشی














811:

هنر نقاشی






هنر نقاشی






هنر نقاشی






هنر نقاشی




هنر نقاشی






هنر نقاشی






هنر نقاشی








812:

هنر نقاشی
نقاشی های زیبا
هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی
نقاشی های زیبا
هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی
نقاشی های زیبا
هنر نقاشی

نقاشی های زیبا

813:


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی



814:

آثار هنری سارا هستیج هنرمند 35 ساله از شهر گوبلین.

او در این آثار تنها از یک خودکار آبی هستفاده کرده هست.


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

815:

باور اینکه در ایجاد این آثار از هیچ قلمو و یا ابزاری هستفاده نشده هست واقعا سخت هست.

ولی تنها ابزاری که هنرمند کانادایی اهل تورنتو به نام ایمی شاکلتون هستفاده کرده هست جاذبه زمین هست.

او با هستفاده از نیروی جاذبه رنگ ها را بر روی بوم خود به حرکت در میآورد و این آثار زیبا را ایجاد کرده هست.

هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی




816:

خیلی جالب بودن

817:

اصلا معلوم نمیشه نقاشیه خیلی زیبا بود.مرسی

818:

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

819:


هنر نقاشی



هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی




820:

نقاشی های دانیل F.

Gerhartz
به گونه ای خاص سرشار از صداقت , راحت و آکنده از احساسی آشکار هست ..

او ماهرانه و فنی روابط شخصی و فرم واقعی چهره و هستیل انسان ها را در هم می آمیزد و اونچه که در ادامه خواهید دید را برای شما ایجاد می کند ..

او با انتخاب چهره هایی خاص چالش های رنگ و نور و احساسات را به تسخیر خود در آورده و آثاری با کیفیت و زیبا را به همگان معرفی می کند پیشنهاد می کنم گوشه ای از آثار او را ببینید ..
/.

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی



821:

گروه ICY & SOT از دو برادر تبریزی شکل یافته که کار خود را از سال ۲۰۰۸ به صورت حرفه ای با کشیدن نقاشی های خیابانی آغاز کرده اند ..



آثار هنری این گروه درباره صلح و جنگ ، عشق و نفرت، امید و یأس، بچه ها و فرهنگ ایران زمین هست و تا کنون در نمایشگاههای انفرادی و گروهی زیادی در تبریز، تهران، پاریس، ریو دو ژانیرو، رم، لس اونجلس، ناپولی و آمستردام شرکت داشته اند ..

/.


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

822:

چطور 1 سگ بکشیم

هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی

823:



چطور 1زنبور بکشیم

هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی

824:

چطور 1مار مولک بکشیم

هنر نقاشی هنر نقاشی


هنر نقاشی هنر نقاشی هنر نقاشی هنر نقاشی هنر نقاشی هنر نقاشی هنر نقاشی هنر نقاشی

825:

هنر نقاشیهنر نقاشیهنر نقاشیهنر نقاشیهنر نقاشیهنر نقاشیهنر نقاشی

826:

چطور 1 جغد بکشیم



هنر نقاشی

هنر نقاشی



هنر نقاشی

هنر نقاشی













هنر نقاشی

هنر نقاشی


827:

چطور 1دلفین بکشیم


هنر نقاشی

828:

چطور 1 ماهی بکشیم

هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی

829:

با چند گام ساده یک اردک زیبا بسازید.
هنر نقاشی

گام اول :
از دوخط ،یک بیضی و یک دایره به عنوان شکل های فرضی هستفاده می کنیم تا راحت تر طراحی کنیم.
هنر نقاشی

گام دوم :
سر اون را می کشیم.
هنر نقاشی
هنر نقاشی

گام سوم :
بدنه ی اردک را بکشید.مطابق شکل .
هنر نقاشی

خطوط اضافی را پاک کنید.
هنر نقاشی

گام آخر رنگ آمیزی هست.
هنر نقاشی

830:

هنر نقاشیگام اول کشیدن اشکال فرضی هست.
اول شکل سمت چپ را بکشید و بعد قسمتی از مستطیل را که داخل بیضی شما اضافه هست پاک کنید و انتهای مستطیلتان را قوس دهید.اگر خوب به شکل سمت راست دقت کنید بالای مستطیل اولیه پهن تر و به سمت قوس انتها که می آییم عرض اون کم شده هست.
هنر نقاشی
برای کشیدن اجزای صورت از یک علامت به اضافه در وسط بیضی مان هستفاده می کنیم تا بتوانیم شکل ها را قرینه بکشیم.
هنر نقاشیبه کمک دو تا حرف s کشیده و زیر هم درسمت راست و چپ و یک نیمه بیضی ،شروع به کشیده لاک او می کنیم.
هنر نقاشیهنر نقاشیهنر نقاشیهنر نقاشیخطوط را مطابق شکل اضافه کنید.
هنر نقاشیهنر نقاشیپاها را می کشیم.
هنر نقاشیهنر نقاشیبا کمک دایره های کوچک و بزرگ انگشت های پا و شکل های روی لاک را می کشیم.
هنر نقاشیحال به زیبایی این لاک پشت دوست داشتنی را رنگ آمیزی کنید.
هنر نقاشی

831:

هنر نقاشی

832:

چطور 1 فک بکشیم
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی
هنر نقاشی

833:

در این پست نحوه ترسیم یک موش کارتونی زیبا آموزش داده شده هست.

هنر نقاشی

گام اول :

با چشم های موش شروع می کنیم و با ترسیم سر موش و اجزای اون ادامه می دهیم.
هنر نقاشیهنر نقاشیهنر نقاشی


گام دوم :

بدن موش را می کشیم .
هنر نقاشیهنر نقاشیهنر نقاشی


گام سوم :

دم موش و سایر جزئیات را می کشیم.
هنر نقاشیهنر نقاشیهنر نقاشی

834:

فخرالدین مخبری 14 مهرماه 1344 در یکی از شهرستان های تبریز ( سراب ) متولد شد ..
از همان دوران کودکی علاقمند به نقاشی بود ..

در سن 19 سالگی به فراگیری اون تحت نظر چند مدرس نقاشی از جمله کلاس های آزاد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه شهرستان تهران پرداختند
..
در سال 1364 ازدواج کردند و در سال 1371 در رشته علوم تربیتی فارغ التحصیل شدند و در همان سال آموزشگاه نقاشی خود را تاسیس کردند ..

از همان دوران نوجوانی علاقه مند به آثار نقاشی هستاد مرتضی کاتوزیان بزرگترین نقاش واقعگرای ایران بودند
..
در سال 1378 افتخار شاگردی ایشان را به دست آوردند ..

در سال های 1381 الی
1383 در برنامه آموزشی شبکه پنج تلویزیون به خانه برمیگردیم به تعلیم نقاشی پرداختند ..

مهم ترین نمایشگاه هایی که او در اون شرکت نمود عبارتند از دومین و سومین نمایشگاه دوسالانه نقاشان ایران در سال های 1372 و 1374
..
نمایشگاه گروهی آتلیه کارا در موزه هنرهای زیبای کاخ سعدآباد شهرستان تهران سال 1382 – نمایشگاه گروهی روزنه ای به باغ بهشت در نگارخانه صبا موزه هنرهای زیبای کاخ سعد آباد سال 1385 – نمایشگاه گروهی امید و عدالت در موزه هنرهای معاصر شهرستان تهران سال 1387 .
.


هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی

هنر نقاشی


هنر نقاشی