تصاویر جالب از شبیه سازی پایان دنیا


تصاویر جالب از شبیه سازی پایان دنیا






نکته مفهومی پند آموز

1:

سلام رايشانا خانوم
خدايش خوبه كه شما خدا نشدين


واقعیه یا خالی بندی؟

2:

سلام چه ربطی به من داره این عکسها ؟


زیباترین و جذابت ترین زنان دنیا در سال ۲۰۱۳ + تصاویر

3:

اخه هنوز اطفاقي نيفتاده عكسشو گذاشتي
ترسونديمون


عاقبت بچه ای که در بشقاب طلا غذا میخورد+ تصاویر

4:

جالب بود ممنون


حادثه هیچ گاه خبر نمیکند!!!!

5:

مثه فیلم 2012 بود


عکس: چهره یک پیر زن بعد از مشاهده قیمت آجیل!

6:

جالبه، پایان دنیا یعنی پایان آمریکا، مابقی کشورها در زمره "دنیا" نیستند گویا


نقاش های شگفت انگیز دختر جوان هلندی

7:


خوب مگه نشنیدید:

آخر دنیا داور میاد ...

سوت می‌زنه میگه :تازه نیمه اول تموم شده، هنوز ۹۰ دقیقه نشده!


زمینا رو عوض کنید...


ما میریم امریکا اونا میان اینجا



نقاشی روی درخت توسط دختری هنرمند

8:

he
yejoraei havaye khodeshonam dashtana
hame kharabiya ba ab bode
be khoda manam raziyam hamash ab bashe ta mavade mozabo atisho tarikio...

bashe

9:

ظاهرا این امریکاییا همه کاراشونو کردن
پولا رو نقد کردن و زیر زمین تهیه دیدن واسه اون روز
ما که قراره بریم قله قاف
اب به اونجا نمیرسه

10:

بیشتر میشد فرمود یه فیلم هستت که بخشهایی ازش رو گذاشتن به صورت عکس
ضمن اینکه خداا میگه وقتی قیامت شد
پایان دنیا
کسی حتی موقعيت فریاد هم نخواهد داشت
ذره ذره اتم از هم جدا میشن
زمین بطور کامل تجزیه خواهد شد

11:

زودتر تموم شه راحت شیم

12:

توی یکی از عکسها هواپیمای مسافربری از برج ایفل هم بزرگتره جالبه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

13:


تصاویر جالب از شبیه سازی پایان دنیا
لابد اينها هم ادمهاي سپس ما هستند كه دارن از دنياي نابود شده ما عكس ميگيرن كه بعد بذارن تو سايتهاشون و تنكس بگيرن



14:

به خدا

15:


نترس هنوز تموم نمیشه
نوشته اصلي بوسيله mahtabandeh نمايش نوشته ها
به خدا
وای خدایا چرا انقد مارو نا امید کردن
چرا اوضامونو اینجوری کردن؟
بابا امید وار باشین از زندگی یا مردگی یا هر چی که توش هسشتین لذت ببرین
همش دارین مینالین و غم و غصه
با این کارا هیچی عوض نمیشه
بجنگین و ننالین

16:


یعنی فکر کردی زودتر تموم شه راحت میشی ای خائن فریبکاره دورو؟؟؟

17:

خيلي جالب بود.


18:

خیلی جالب بود.

19:

چیکارش داری طفلیو خب دوست نداره دیگه مگه زوره

20:

ههههههههههههههه چه اینا باورشون شده

21:

بازم تو داروگر

22:


باورمون نشده
میگیم کاش زودتر تموم شه بریم مرحله بعدی

23:

من که باورم نشده و نخواهد شد............

مرحله ی بعد رو من همیشه آرزو میکنم...

24:

ای بابا ما که هنوز کلی آرزو داشتیم
دوستان هر خوبی از ما و بدی از خودتون دیدین حلال کنید .

25:


26:

من کاریش ندارم بوخودا

27:

خودتی
حواست باشه ها
آخر دنیاست فحش نده
بار گناهانت سبکتر شه
شاید

28:

وای چه ترسناکه

29:


بیا خودم بکشمت بری مرحله بعدی

30:

خدا کنه زودتر برسه.

اگه فرمودمخداحافظ، نه اینکه رفتنت ساده هست
نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده هست
خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها
بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا

31:

چه عظمتینه خوب شد کارون خشک شده هااااااا
--------------------------------------------------------------
ولی جدای از همه ی این ها من فکر میکنم 21 دسامبر قراره یک اتفاق ساده ی طبیعی بیافته که به نوعی تطابقش میدن با یه اتفاق مهم سیاسی
حالا ببینید کی فرمودم

32:

حالا زندگی بدون ماوراء اونم در این شرایط فعلی همچین تحفه ای نیست که بخوام ناراحت باشم.
اگر هم که خدایی درکار باشه، خب من واقعا فکر نمیکنم اون خدای سادیست و بی منطق معرفی شده در ادیان باشه، و بنابراین بازم از مرگ و روبرو شدن باهاش نمیترسم.

هرچند یخورده ترس داره، ولی خب چون در این زندگی دیگه بهم ثابت شد که بیشتر از این دیگه نمیشه یا من نمیتونم بیش از این باشم، برام تفاوت اونچنانی نمیکنه.

اگر اونطوری باشه و بخواد منو شکنجه کنه، خب همین الانش هم تقریبا کاری ازم ساخته نیست که بتونم جلوی این کارش رو بگیرم.

فقط مهم اینه که آدم تا آخرین لحظهء زندگیش سعی خودش رو بکنه و از چیزی کم نذاره که بعدا حسرتش رو بخوره.
مثل اینکه درس نخونی و بعدها که موقعيتش گذشت یادت بیفته و ببینی چقدر توان و موقعيت خودت رو از دست دادی و به خیلی چیزهایی که میتونستی برسی نرسیدی.

عجب حس عجیب و غمگینانه ای داره آدم اونوقت!
ولی واقعیت اینه که نمیشه انتظار زیادی داشت.

بیشتر آدمها درپیت تر از این حرفا هستن.

خیلی محدود و کند هستن.
منم از دید خودم تازه خیلی تلاش کردم و از نظرم خودم از جهات زیادی واقعا برجسته بنظر میام تازه.

همینقدر هم که فهمیدم و تلاش کردم و به بعضی چیزها کم و بیش رسیدم باز بنظر خودم پیشرفت خوبی بوده.

واقعیتش منم از این بلاتکلیفی خسته شدم.
دیگه زندگی چنگی به دل نمیزنه.
مگر اینکه دوباره یه موقعيت و پیشرفت چشمگیری داشته باشم.
مثلا بتونم یک هستاد عالی کنگفو بشم!!
چیزهایی که باید باهاشون روبرو بشم و کسب کنم رو بتونم محقق کنم.
شجاعت.

قدرت.

نفوذ و پیشرفت در مرزهایی که هرکسی اونجا نمیره.

شاید به دریچه ها و قدرتهای مرتبط به ماورا هم برسم در اونجا.

یاد یه صحنه ای از یه فیلمی میفتم که یه روبات بصورت یک بچه درست کردن که هوشمند بود و احساس هم داشت، و یک زوجی که بچه دار نمیشدن اون رو بعنوان فرزند خودشون سفارش داده بودن و دریافت کردن.
و سپس مدتی اون زوج بچه دار شدن و بخاطر مشکلاتی که با بچهء روباتی پیدا کردن اون بچه رو به جایی بردن و رهاش کردن.

هرچند مادرش هنوز خیلی دوستش داشت و خیلی به سختی و با اشک و رنج بسیار این کار رو کرد.
حالا نمیخوام کل داستانش رو تعریف کنم که.
اسم فیلمش یادم نیست.

ولی فکر کنم تقریبا همتون دیده باشید.
خب یه صحنه ای داشت توی فیلم که یادتونه اون روبات بچه پیش مجسمه فرشته یا پری آبی رنگی رفت و ازش تمنا میکرد.

فکر کنم تمنا میکرد که مادرش دوباره اون رو دوست داشته باشه و بخواد.

آخی بیچاره! اون صحنه اشکم رو درآورد.

عجب احساس مخوف و عمیقی بود.

آخر اندوه.

درست مثل سرنوشت بشر، که در این دنیا تنها مونده، و از خداوند تمنا میکنه.

ولی اون صحنه یک حس کفرآمیزی رو القا میکرد.

چون اون پسر روباتی از دید ما کار احمقانه ای میکرد، و اینقدر هم تمنا کرد (مدت خیلی زیادی) تا باتری هاش تموم شدن (فکر کنم باتری اتمی داشت).

و هیچوقت آرزوش برآورده نشد.

آخی بیچاره.

منو تکون داد اون ماجرا.

درست مثل وضعیت خودمونه.

با این تفاوت که ما هنوز نمیدونیم آیا خدا واقعا وجود داره یا نه.
اگر وجود داره، چرا جواب ما رو نمیده و مثل مجسمه پری آبی، ساکت و بی خاصیت بنظر میرسه؟
آیا خداوند ما رو برای همیشه تنها گذاشته؟ آیا اصلا خدایی به اون شکلی که ما فکر میکنیم وجود داشته؟

خب با مرگ به جواب این سوال میرسیم احتمالا.
ولی تحمل این عمر هم اونچنان سخت نیست.

و خودکشی هم که گناه بزرگی در تمام ادیان شمرده میشه.
بنابراین اونچنان فرقی نمیکنه.

حالا 60 سال دیگه زندگی کنم یا چند روز دیگه بمیرم.

هردو تقریبا یکی هستن برام.

زندگی تقریبا کسالت آوره، ولی خب توش پیشرفت ها و موقعيت هایی هم هست و امیدهایی.

باید بهش همچنين گفت و تلاش خود را کرد.

کلا همهء این داستانها دیگه کودکانه و کسل نماينده شده.
شور و امید زندگی، وحشت و فرار از مرگ، قیامت و بساط سیخ و شلاق و حور و عسل.
آخر الوقت هم دیگه نه جذابیت چندانی داره و نه ترس و دافعهء زیادی.
فقط امیدوارم دیگه بیخودی رنج های اضافه کردهء زیادی نبریم اگر میخوایم کاسه و کوزه رو جمع کنیم.
امیدوارم همتون راحت کشته شید و زجر نکشید

بقول سهراب سپهری، تا شقایق هست زندگی باید کرد.
هنوز که همهء شقایق ها نمردن.

مردن؟

33:

واقعا این لطف رو میکنی؟؟؟؟

34:


اصلا کارم لطف کردنه

35:

یکی نی به اینا بگه خب شما که میگید قراره دنیا نابود شه و مطمئن هم هستید ، مجبورید تو این هیری ویری هواپیما بفرستید هوا که سقوط کنه ؟!
والا :دی

36:

ایشالله زودتر این چند روزم تموم شه راحت شیم

37:

خیلی اصرار داری تموم بشه هاااااااا

38:

آره بابا
چیه این دنیا
بذار بریم توی یک جهنم دیگه
تنوع بعضی وقتها خوبه ..

39:

فقط دوست ندارم یهو همه چی تموم شه یکم طول بکشه
این به این معنا نیست که 5شنبه آخر وقت هست رو قبول دارما
در کل دوست ندارم یهو همه چی تموم شه

40:

سونامی ژاپن و توفان سندی یه گوشه از این عملیات بود اصل کاریش مونده !!


80 out of 100 based on 50 user ratings 1250 reviews