انسان چیست؟


انسان چیست؟



انسان چیست؟
دکتر الکسیس کارل با توجه به پژوهشهایی که انجام داده است می گوید : انسان موجودی است بسیار کوچک که عجایب و پیچیدگی های دهها کهکشان در وجودش تجمع یافته است و ادامه می دهد که بدن انسان شامل ۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۱۰۰ سلول است . هر یک از این سلول ها خود ۰۰۰/۱۰۰ ژن شامل رشته های بلند و مارپیچی ( دی . ان . ای ) است . هر کدام از این سلول های کوچک میکروسکوپی طرح ژنتیکی ساختمانی را در خود جای می دهند . اگر قادر باشیم همه این رشته های مارپیچی را باز کنیم و به یکدیگر متصل کنیم ٬ طول آنها ۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۱۲۰ کیلومتر !! خواهد شد که حدود ۸۰۰ برابر فاصله زمین و خورشید است !!! با این وجود تمامی این رشته های مولکولی ( دی . ان . ای ) به اندازه یک گردو است !!!
به دنیا پا نهاده ای
درست مانند
کتابی باز ٬ ساده و نانوشته
باید سرنوشت خود را رقم بزنی
خود و نه کس دیگر
هم چون یک بذر زاده شده ای
می توانی همان بذر بمانی و بمیری
اما می توانی گل باشی و بشکفی
می توانی درخت باشی و ببالی
" اوشو "
خصوصیات یک انسان بیهوده
یک سوراخ بالا و یک سوراخ پایین با کیلومتر ها روده ٬ نامش آدم !
" جلال آل احمد "
بیچاره آدمی در میان دو رسوایی برنامه داد . اول می گوید مرا پر کن وگرنه رسوایت می کنم و چون پر شد می گوید مرا خالی کن وگرنه آبرویت را بر باد خواهم داد !
" لقمان حکیم "
یک کودک فرضی را در نظر بگیرید که در یک صحرا به دنیا آمده می آید . غذای او چیست ؟ اول شیر بعد نان ٬ عسل ٬ گوشت و ... یعنی زیباترین و لطیف ترین رستنی ها را زنبور و گاو و گوسفند می خورند و بعد از انجام تغییرات در سیستم ارگانیزم آنها بصورت مواد خوراکی تحویل این کودک می دهند و بعد کودک چه چیزی تحویل طبیعت می دهد ؟؟
حال تصور کنین که این وضعیت ادامه دارد و این کودک بیست ساله ٬ چهل ساله و شصت ساله می شود . گاوها و گوسفندها گیاهان را میخورند و عصاره آنرا بصورت شیر به او می دهند . فرض کنید که پس مانده های تولیدی این کودک بعد از مصرف غذا تجزیه نشود . ما با چه منظره ای روبرو می شویم ؟؟ آن کودک دیروز اکنون انسانی کهن سال و سپید موی شده و در دو طرفش دریایی لبریز از میلیون ها لیتر ادرار و کوهی انباشته از مدفوع برنامه دارد . آیا حاصل ما از زندگی این است ؟؟ آیا منظور خداوند از ساختن این همه سیستم های پیشرفته در بدن رسیدن به این کوه ... و دریایی از ... بود ؟؟
اگر انسانها در طول عمر خویش میزان کارکرد مغزشان یک میلیونوم معده شان بود ٬ اکنون کره ی زمین تعریف دیگری داشت
" انشتین "
انسان از دیدگاه آمار
به خوبی آگاهیم که اعداد و ارقام هرگز دروغ نمی گویند پس نگاهی به ارقام آتی بندازیم تا ببینید ساعات و روزهای عمر خود را چگونه طلف می کنیم
یک انسان در طول روز بطور نسبی ۱۰ ساعت کار می کند اعم از تحصیل ٬ اداره و یا خانه داری پس اگر طول عمر او را متوسط ۶۰ سال بگیریم ٬ در طول عمر خود ۲۵ سال بصورت شبانه روز کار میکند .
هر انسان بطور متوسط در روز ۸ ساعت میخوابد پس در ۶۰ سال ۲۰ سال بصورت شبانه روز خواب است .
هر انسان در طول روز ۱ ساعت به غذا خوردن مشغول است پس در ۶۰ سال ۲.۵ سال بطور شبانه روز غذا میخورد .
هر انسان بطور متوسط در شبانه روز ۳۰ دقیقه در دستشویی بسر میبرد پس در ۶۰ سال ۱.۵ سال بطور شبانه روزی در دستشویی است !
هیچ فکر کرده ایم در طول عمر خود چند ساعت به مطالعه یا پژوهش مشغولیم ؟؟ آیا عمر ما حاصلی غیر از موارد فوق داشته است ؟

شما چه فکر میکنید ؟؟
هدف از به دنیا آمدن ما ٬ هدف از زندگی کردن ٬ معیارهای یک انسان با ارزش و خصوصیاتی که انسان را پست میدارند در دیدگاه شما کدامند ؟


: fav47:








تفاوت در میزان خداباوری در بین مردان و زنان

1:


روح هیچ اثبات علمی نداره.


تا حالا به این فکر کردین؟؟؟؟
اولین بار افلاطون بود که انسان رو تقسیم کردو دو بعد جسمی و روحی بهش داد .باید اشاره کنم که افلاطون حدود 400سال قبل از میلاد مسیح زندگی میکرده و تا الان هنوز وجود روح هیچ اثبات علمی نداشته.
پس این شما هستید که باید ثابت کنید نه من، ترجیح میدم اول این تاپیک رو به سرانجام برسونیم و بعد در اون تاپیک هایی هم که فرمودید شرکت میکنم البته سپس دوران امتحان دانشگاه.


حکمی متفاوت برای انجام کاری یکسان


رابطه ی شما با خدا چگونه است؟ آیا اثری در زندگی خود میبینید؟

2:

بسم الله الرحمن الرحیم

مباحثی رو که نوشتم مطالعه کنید + کلی تاپیک دیگه
بعد توی همان مباحث لینک بزنید

بنده اثباتی هم نداشته باشم، این امکان هست که انسان روح داشته باشه و عدم اثبات بنده و امثال بنده دلیل بر اعتقاد شما بر نبودش نیست، شما باید دلایل کافی برای اثبات عدم وجود روح داشته باشید تا به اون باور داشته باشید


آیا خدا وجود دارد

3:

ببینید اثباتی که شما از من میخواید مثل این میمونه که مثلا من ادعا کنم وقتایی که کابوس میبینم یه موجود سم و دم دار که هیشکی نمیتونه ببینتش و لمسش کنه میاد بالاسرم میشینه و دلیل کابوس هام اینه...


ضمیر ناخودآگاه
حالا از شما میخوام که ثابت کنید که این موجود وجود نداره !! هوم؟!

چشم سر موقعيت حتما اون تاپیک ها رو هم مطالعه میکنم،خوشبختانه مطالعه جزو کارهایی هست که بهش علاقه دارم و از زیرش فرار نمیکنم.


عاقبت عرفان کیهانی (حلقه)


بررسی فلسفی جملات کوتاه

4:

خب پس اثبات کنید که بعد غیرمادی بودن انسان مثل کابوس هست
تا مثالتون به جا باشه
بنده هم همین را خواستم ولی شما متوجه نشدید

چشم سر موقعيت حتما اون تاپیک ها رو هم مطالعه میکنم،خوشبختانه مطالعه جزو کارهایی هست که بهش علاقه دارم و از زیرش فرار نمیکنم.

بسیار عالی
پس تا وقتی مطالعه نکردید اونقدر محکم نگید، ادعای بعد غیرمادی بودن مثل کابوس هست.
امکانش هست، اگر میگید امکانش نیست، اثبات کنید که امکانش نیست که انسان هیچ بعد غیرمادی داشته باشد و هر بعد غیرمادی که فرض شود، معادل کابوس هست.

5:

این که الان اثبات نشده برای اینه که معیار های محاسبه اون ها مادی و جسمانی هست و روح یک امر مادی نیست

ولی همین دانشمندان نیز در علوم روانشناسی به چیزی فراتر از ماده و جسم در انسان پی برده اند

انسان چیست؟

6:

ای وای بر من ! شما چرا متوجه منظور من نمیشید؟!! من میگم چیزی که سالیان سال هست شما به عنوان یه چیز بدیهی قبولش دارید هنوز وجودش اثبات نشده ، چیزی که هنوز اثبات نشده وجود داره و معلوم نیست چیه ، من چطوری بیام ثابت کنم که اون چیزی که هنوز اثبات نشده وجود داره ، وجود نداره؟!
کابوس و خواب هم ربطی به روح نداره و یک اثبات کاملا علمی هست که میگه خواب رو مغز میبینه .
درضمن همون اندازه که به قول خودتون من محکم دارم حرف میزنم خود شما هم محکم تر از من به حرفاتون مطمئنید، من هیچ وقت مطمئن حرف نمیزنم و سعی کردم اگه حرفی درست و منطقی بود قبولش کنم همونطور که پارسال افکار یکی از کاربران رو قبول کردم و با کلی مطالعه و تحقیق به اینجا رسیدم مگرنه الان داشتم نماز شب میخوندم.


7:


اون چیزی که در علوم روانشناسی به چیزی فراتر از ماده بهش دست یافتن انرژیه ذهن هستش و نه روح....

اون چیزی که اونا دارن درموردش تحقیق میکنن روان هستش و نه روحی که بعد مرگ از انسان میاد بیرون و میره میچرخه.


8:

خب به همین جمله خودتان دقت کنید
شما نمیتوانید اثبات کنید که چیزی ماورای ماده نیست
درسته؟

کابوس و خواب هم ربطی به روح نداره و یک اثبات کاملا علمی هست که میگه خواب رو مغز میبینه .

از چیستی کابوس نپرسیدم
مثال خودتان را در مورد مانند بودن بعد غیرمادی به کابوس تحلیل کردم

درضمن همون اندازه که به قول خودتون من محکم دارم حرف میزنم خود شما هم محکم تر از من به حرفاتون مطمئنید،
خب بنده اثبات ارایه دادم
ولی شما به جای پرداختن به اثباتها مدام بحثتان را تکرار میکنید

من هیچ وقت مطمئن حرف نمیزنم و
خب به نظر حقیر این خیلی بده
انسان حرفی که درست هست را باید با اطمینان بیان کند

سعی کردم اگه حرفی درست و منطقی بود قبولش کنم
باشد که چنین باشد

همونطور که پارسال افکار یکی از کاربران رو قبول کردم و با کلی مطالعه و تحقیق به اینجا رسیدم مگرنه الان داشتم نماز شب میخوندم.

پس الان مطمئنید دیگه؟
یا در مورد همین جمله هم نامطمئنید؟

9:

لطفا جملات منو با دقت بخونید
من کابوس رو به بعد غیرمادی مانند نکردم،من فرمودم شما برو ثابت کن که مثلا غول خواب و کابوس وجود نداره...

چون شما اصرار داشتید چیزیرو ثابت کنم که شما میگید هست ولی دلیلی برای اثباتش ندارید، منم مثال زدم فرمودم مثلا همچین غولی هست حالا شما اثبات کن نیست.

من اثباتی ندیدم که ارایه بدید!!!! تمام بحث من علمیست ، خواهشا اثبات های علمی به من ارایه بدید.

به نظر من این خیلی بدتره که انسان با اطلاعات اندک از اطرافش به فرموده هاش مطمئن باشه.


در بحث هایی که در این انجمن و سایر محافل شکل می گیره خیلی خوب مشخصه که درک صحیحی از علم و مفهوم علم در بین خیلی از افراد به خصوص افرادی که مطالعه دقیق در این زمینه نداشتند وجود نداره.

دلیل اصلیش هم آموزش ناصحیح علم در سیستم آموزشی مدارس کشور هست که فلسفه علم و مفاهیم مهم در Epistemology رو آموزش نمیدن و یکدفعه پا می گذارن در آموزش دادن یافته های علم بدون اینکه مکانیزم یافتن اون دانش رو به دانش آموزها یاد بدن.

نتیجه این روال این میشه که این افراد بعدا نه به درستی وقتی یک مطلب علمی می خونن می تونن درک کنن چی به چی هست، نه تاثیر یافته های علمی در زندگیشون رو به خوبی درک می نمايند و نه یاد می گیرند چطور باید یافته های علمی رو وارد دامنه دانش خودشون نمايند، و این عدم وجود درک مناسب در خیلی از مواقع باعث میشه خیلی از این افراد در مقابل یافته های واضح علمی جبهه بگیرند.


10:

خب گویا مثال خودتان را هم متوجه نشدید
فرمودم ثابت کنید که هیچ چیز دیگری نیست

من اثباتی ندیدم که ارایه بدید!!!!
لینک ها را ببینید

تمام بحث من علمیست ، خواهشا اثبات های علمی به من ارایه بدید.

اثبات خودش در علم منطق هست
و علم منطق پایه هر علمیه

به نظر من این خیلی بدتره که انسان با اطلاعات اندک از اطرافش به فرموده هاش مطمئن باشه.

حالا بماند اطلاعات کی کمتر هست
اما یه دانش اموز هم میتونه با اطمینان بگه 1+1=2


در بحث هایی که در این انجمن و سایر محافل شکل می گیره خیلی خوب مشخصه که درک صحیحی از علم و مفهوم علم در بین خیلی از افراد به خصوص افرادی که مطالعه دقیق در این زمینه نداشتند وجود نداره.

دلیل اصلیش هم آموزش ناصحیح علم در سیستم آموزشی مدارس کشور هست که فلسفه علم و مفاهیم مهم در Epistemology رو آموزش نمیدن و یکدفعه پا می گذارن در آموزش دادن یافته های علم بدون اینکه مکانیزم یافتن اون دانش رو به دانش آموزها یاد بدن.

نتیجه این روال این میشه که این افراد بعدا نه به درستی وقتی یک مطلب علمی می خونن می تونن درک کنن چی به چی هست، نه تاثیر یافته های علمی در زندگیشون رو به خوبی درک می نمايند و نه یاد می گیرند چطور باید یافته های علمی رو وارد دامنه دانش خودشون نمايند، و این عدم وجود درک مناسب در خیلی از مواقع باعث میشه خیلی از این افراد در مقابل یافته های واضح علمی جبهه بگیرند.

بله هستفاده کردیم
هر جایی بحث ما مطابق با علم منطق نبود
شما نشون بدید

11:

انسان چیست؟
=============
سلام

انسان چیست؟

چه کسی می تواند بگوید انسان چیست؟

چه معیاری برای سنجش انسان هست؟ و حال اونکه انسان معیار سنجش هر چیزی هست!

چه چیزی می تواند انسان را تقدیر کند؟ و مشاهده کند؟ و احاطه کند؟ حال اونکه کل زمین و وقت در چشم آدمی کوچک شده!

چه چیزی گنجایش حجم انسان را دارد؟ و حال اونکه انسان دیگران را احاطه کرده و در بر گرفته؟

ای انسان، کیستی؟

گاهی از کوه و درخت کوچکتری و اون قدر پستی که از تو پست تر وجود ندارد
و گاهی از عرش خدا گسترده تری

ای انسان، گمان می کنی چه هستی؟

إتزعم إنك جرم صغير
و فيك انطوى العالم الاكبر
و إنت الكتاب المبين الذى
بإحرفه یظهر المضمر

آيا گمان مي بري که تو همين جرم صغير و کوچکي و حال اينکه جهان بزرگي در درون تو پيچيده هست.

اي انسان تو کتاب روشني هستي که با آياتت پيچيدگيها آشکار مي گردد.



این شعر را خیلی دوست دارم:
زین دو هزاران من و ما ای عجبا من چه منم // گوش بنه عربده را دست منه بر دهنم
چونک من از دست شدم در ره من شیشه منه // ور بنهی پا بنهم هر چه بیابم شکنم
...
اصل تویی من چه کسم آینه‌ای در کف تو // هر چه نمایی بشوم آینه ممتحنم
...
دست برم هر نفسی سوی گریبان بتی // تا بخراشد رخ من تا بدرد پیرهنم
لطف صلاح دل و دین تافت میان دل من // شمع دل هست او به جهان من کیم او را لگنم



ای تو در پیکار خودرا باخته // دیگران را تو زخود نشناخته
تو به هر صورت که آئی بیستی // که منم این بالله اون تو نیستی
یک وقت تنهابمانی تو زایجاد // در غم و اندیشه مانی تا به حلق
این توکی باشی که تو اون اوحدی // که خوش و زیبا و سرمست خودی
مرغ خویشی صید خویشی دام خویش // صدر خویشی فرش خویشی بام خویش
جوهراون باشد که قائم با خوداست // اون عرض باشد که فرع او شده هست
گرتو آدم زاده ای با او نشین // حمله ذرات را در خود به بین
تو یکی تو نیستی ای خوش رفیق // بلکه گردونی و دریای عمیق
اون توئی زفت هست کان نهصد تو هست // قلزم هست و غرغه گاه صد تو هست
خویشتن نشناخت مسکین آدمی // از فزونی آمد وشد در کمی
خویشتن را آدمی ارزان فروخت // بوداطلس خویش را بر دلقی دوخت


روزها فکر من این هست و همه شب سخنم// که چرا غافل از احوال دل خویشتنم
از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود// به کجا میروم آخر ننمایی وطنم
مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا// یا چه بوده هست مراد وی از این ساختنم
اونچه از عالم عِلوی هست من اون می گویم// رخت خود باز بر اونم که همانجا فکنم
مرغ باغ ملکوتم نِیم از عالم خاک// چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم
کیست اون گوش که او می شنود آوازم// یا کدام هست سخن می کند اندر دهنم
کیست در دیده که از دیده برون می نگرد// یا چه جان هست نگویی که منش پیرهنم
تا به تحقیق مرا منزل و ره ننمایی // یک دم آرام نگیرم نفسی دم نزنم
می وصلم بچشان تا در زندان ابد//به یکی عربده مستانه به هم درشکنم
من به خود نامدم اینجا که به خود باز روم// اونکه آورد مرا باز برد تا وطنم
تو مپندار که من شعر به خود می گویم//تا که هشیارم و بیدار یکی دم نزنم

انسان کیست؟
آیا انسان یکی از همین حیوانات هست؟
آیا انسان یکی از همین زمینی ها و جمادات هست؟
آیا انسان یکی از نقوشی هست که می بیند؟
اگر این نقش و این رنگ ازش گرفته شود چه می ماند؟
صبح که از خواب پا می شویم، در آینه نگاه می کنیم و با خود می گوییم "او" "من" هست، ولی آیا واقعا او من هست؟ آیا اون مجسمه کربنی، اون حیوان دو پا، اون گیاه رشد کرده، اون عروسک اسیر و اون دام رام "من" ام؟ اگر من او نیستم پس من کیم؟



ای دوستان ای دوستان من کیستم من کیستم // ای بلبلان بوستان من کیستم من کیستم؟
لفظ حسن شد نام من از فرمود باب و مام من // گر لفظ خیزد از میان من کیستم من کیستم
بگذشته ام از اسم و رسم مر خویش را بینم طلسم // آیا شود گردد عیان من کیستم من کیستم
اطوار خلقت را ببین انوار رحمت را ببین // در این جهان بیکران من کیستم من کیستم
گاهی چرا آشفته ام گاهی چرا بشکفته ام // گاهی نه این هستم نه اون من کیستم من کیستم
شادان و خندانم چرا ؟ گویان و بریانم چرا ؟ // بهر چه خواهم آب و نان من کیستم من کیستم
دست و دهان و گوش چیست عقل و شعور و هوش چیست // در حیرتم از جسم و جان من کیستم من کیستم
این هست دائم پیشه ام کز خویش در اندیشه ام // گشته مرا ورد زبان من کیستم من کیستم
این درس و بحث و مدرسه اضافه کرد بر من وسوسه // دردم بود ای همرهان من کیستم من کیستم
ای آسمان و ای زمین ای آفتاب نازنین // ای ماه و ای ستارگان من کیستم من کیستم
ای صاحب دار وجود ای پادشاه فضل و جود // ای از توام نام و نشان من کیستم من کیستم
دست من و دامان تو گوش من و فرمان تو // از بند رنجم وا رهان من کیستم من کیستم

تا کی حسن نالد چو نی تا کی بگرید پی به پی // گوید به صد آه و فغان من کیستم من کیستم ؟!

12:

گوش نده
============
به حرف موجوداتی که بهت می گویند مثل ما کوچکی گوش نده

به حرف اراذلی که تو را رذل می خوانند گوش نده

با بخیلان و حسودان و فرومایگان و تنگ نظران مشورت مکن.

با حیواناتی که تو را مثل خود می پندارند هم غذا و هم آوا نشو.

تو کریمی.

تو از نوری.

تو از این دنیای پست نیستی.



این خشت های گلی زندان تو هست.

در این مقبره محبوس نشو و با این مردگان انس نگیر.

تو زنده ای.

در بازی های بچگانه و دلخوشی های رذل اینها غرق نشو.

اینها لذت تو نیست، اینها هدف تو نیست.

تو نیامده ای که بمانی.

که اگر دل ببندی و بمانی...
وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَٰكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَث ذَّٰلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ

اینجا خانه ی ماندن تو نیست.
اصلا اینجا خانه نیست، ویرانه هست.
دو روز بیشتر اینجا دایر نیست.
روز سوم ویرانه هست.
وَمَا هَٰذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ

به خودت بیا که امر و عمر در حال گذر هست.
خوب نگاه کن چه هستی و کجایی و چه می خواهی و کجا خواهی رفت؟

13:

انسان چیست؟
انسان به گونه ای از جانوران فرموده می شود که به مغز ۱.۵ کیلویی خود بهترین زمینه بقا برای خود و بدترین زمینه بقا برای دیگر جانداران را فراهم کرده هست.
افزایش سایز مغز و افزایش قدرت پردازش اون در انسن باعث بروز الگوهای رفتاری پیچیده در انسان به منظور ارتباط بهتر با دیگر هم گونه هایش شده به منظور افزایش شانس بقا.
و مهمتر از همه باعث این سرگیچه در گونه ی انسان شده که وجودش مرکز عالم هست که بی شک چرندی احساسی و دور از عقل هست.


14:

انسان یک موجود خودشیفته هست که خودش رو از حیوانات بالاتر میدونه !! طبیعت و سایر حیوانات رو برای راحتی خودش نابود میکنه
و درحالی که خودش رو در بین موجودات اشرف مخلوقات میدونه با دیدن موی سر انسان ماده افکارش به هوس آلوده میشه و چون نمیتونه نفس ضعیف خودش رو نگه داره به همین خاطر انسان ماده رو در گرما و سرما لای گونی میپیچه و براش مهم نیس که اون انسان ماده در گرمای تابستان گرمازده میشه! ! !
حیوانات تنها نیازهاشون غذا و هستراحت و نیاز جنسی هست ولی انسان از سر تاااا پا پر شده از نیاز !
و خلاقیت خیلی بالایی در ساختن تابو و سخت کردن زندگی برای خودشون دارن !

15:

از کجا میدانید که انسان، هیچ بعدی غیر از این وجوه مادی ندارد؟

16:


اگه اشتباه نکرده باشم شما میگید که انسان کلا روح هست که وارد جسم مادی شده و این جسم کلا هیچ کاره هست در فکر و احساس و تصمیم گیری ها و همه اینها بر عهده روح هست ! درسته؟
ممکنه ثابت کنید که روح وجود داره؟ منظور از روح یک بعد پادماده هست که قدرت فکر و تصمیم گیری و احساس داره

17:

اول به من می گویید که شما به چه چیزی مادی می گویید.

و احیانا به چه چیزی غیر مادی؟
خصوصیات ماده از نظر شما چه هستند که بخواهیم چیزی مادی را بر اون تطبیق دهیم یا ندهیم؟

(به شخصه چیزی که وزن و حجم داشته باشد و رنگ و وقت و مکان شکل و ...

می گویم مادی و چیزی که این خصوصیات را نداشته باشد می گویم غیر مادی)

18:

از نظر من، انسان مجموعه ای از قطعات سخت افزاری و نرم‌افزاری هست که با اتصال به شبکه حبل المتین، درحال تست و تجربه هست........


19:

داداش غیر از سخت افزار و نرم افزار چیزی در عالم وجود ندارد؟
نرم افزار جان دارد؟ خودش جان هست؟ تصمیم می گیرد؟ اراده دارد از خودش؟

20:

نوشتم تحت شبکه حبل المتین را ندیدید؟؟!!!!!!!......


21:

مهم این نیست که اونا بتونن معاد رو اثبات نمايند که البته با تجربه نمی تونن ...

مهم اینه که خود اهل تجربه هم فهمیدند که اموری هست که تجربی نیست ...

انسان چیست؟


54 out of 100 based on 49 user ratings 824 reviews