دستاورد فکری امام محمد غزالی


دستاورد فکری امام محمد غزالی



دستاورد فکری امام محمد غزالی
به نام قلم و درود بر شما هم میهنان؛


نام امام محمد غزالی بر تارک تاریخ و قله افتخار مسلمانان نصب شده
و از اندیشمندان و فیلسوفان زبر دست و کاردان زمانه خویش بوده که
نقد های متعدد و بسیاری به فلسفه اسلامی مطرح کرده که آن زمان
هنوز نام "صدر المتالهین " بر زبان ها نبود و فلسفه عرفانی و فلسفی
صدرایی،مشی روزگاران نبود.


بیشتر زبان او به تاختن اندیشه و محصولات فکری ابن سینا و پیــروان
ارسطویی و گاه اشراقی ها و تجلی طلبان و آسمان نگران،سرگرم بوده
کوشیده ساحت قدسی دین را از هذلیات یونانی و جزم اندیشانه،بپیراید
و آنگاه تمام دین می شود،آموزه های نقلی که از اسناد بنیادی جان می گیرد.


این پرونده تلاش می کند "مروری به اندیشه ها و دستاورد فکری امـام
غزالی بکند و همگام با آن،نگری به تناقض فلسفه (اسلامی) با شریعت
محمدی بیافکند
."


برای آغاز گفتمان و مشت نمونه خروار اشاره می نمایم به سخنان ایشان
که در "تهافت الفلاسفه " ذکـر شده (نقل به مضمون و روایت نویسنده) که
فیلسوفان می گویند؛خداوند دانا (عالم) به اتفاقات کلی جهان آگاه هست
و جزئیات از حیطه دانایی او خارج است و به عهده اختیار مسلمانان است.


[مسئله جبر و اختیار]



و حال آنکه در آموزه های دینی به تکرار،بیان شده که چیزی در کائنات
نیست که از حیطه آگاهی و قدرت حضرت حق خارج باشد،از این رو
"فلسفه اسلامی " و "دین مبین اسلام" در یک رویارویی و تقابــل
برنامه می گیرند.


به دیگر سخن ؛ هنگام تضاد و هماورد "عقل " و " نقل " چه باید کـرد؟
به کدام یک بایستی مدد جست برای ره یابی به راه حق و مسیر متعالی ؟



با احترام به همه اندیشه ها و اندیشه ورزان




میزان تاثیر جبر جغرافیایی در باورهای انسان ها را چقدر میدانید؟

1:

بسم الله الرحمن الرحیم

اول ثابت کنید بین «عقل» و «نقل» تضادی هست بعد هل من مبارز کنید


نوشته اصلي بوسيله brandon نمايش نوشته ها
با احترام به همه اندیشه ها و اندیشه ورزان
منظور شما این هست که هر اندیشه ای احترام دارد؟
حتی اندیشه های متناقض؟


ایا هوش و نبوغ انسان ها ربطی به روح و نفس و فطرت دارد؟

2:

درود،

برگه اول را دوباره و چندباره بخوانید.

- نمونه تقابل "عقل و نقل "؛

در "تهافت الفلاسفه " ذکـر شده (نقل به مضمون و روایت نویسنده) که

فیلسوفان می گویند؛خداوند دانا (عالم) به اتفاقات کلی جهان آگاه هست
و جزئیات از حیطه دانایی او خارج هست و به عهده اختیار مسلمانان هست.

[مسئله جبر و اختیار]


و حال اونکه در آموزه های دینی به تکرار،بیان شده که چیزی در کائنات
نیست که از حیطه آگاهی و قدرت حضرت حق خارج باشد،از این رو
"فلسفه اسلامی " و "دین مبین اسلام" در یک رویارویی و تقابــل
برنامه می گیرند.


مفهوم و نقد ابطال پذیری

3:

با سلام
منظور بنده اینه که شما ابتدائاً نشان دهید، که فلسفه اسلامی چنین نظری را اثبات کرده.
حتی اگر فلاسفه فرموده باشند هم مهم نیست
باید نشان دهید اثبات کرده اند

چون فرمودید تناقض بین عقل و نقل
عقل یعنی منطق و اثبات شده
چه بسا فیلسوفی خطا کرده باشد

پس چندباره مطلب خودتان را بخوانید


درخت گردکان با این بزرگی، درخت خربزه الله اکبر؟

4:

از ویکی-فا دانشنامه آزاد>>>-تهافت‌الفلاسفه یا تهافةالفلاسفه (تناقض‌گویی فیلسوفان) عنوان کتابی هست از ابوحامد محمد غزالی، دانشمند، فقیه، و متفکر برجسته ایرانی در قرن پنجم هجری که در رد آراء و عقاید فلاسفه یونان و همینطور در رد فلاسفه اسلامی (مخصوصا فارابی و ابن سینا) و در واقع و بطور کلی در رد فلسفه، و به زبان عربی نوشته شده‌است.مولف در این کتاب با انگیزه‌های اعتقادی، به شدت از فلاسفه انتقاد کرده و اونها را به طرز شدیداللحنی، مورد سرزنش برنامه می‌دهد و در چندین مورد تناقضات اقوال فلاسفه را روشن و بعضی از این تناقضات را مستلزم کفر می‌شمرد.مضامین و مسائل طرح شده در این کتاب، افزون بر ردّ فیلسوفان و فلاسفه که هدف اصلی نویسنده اون بوده هست، در برخی موضوعات دیگر همچون تاریخ علوم طبیعی و بویژه در تاریخ پزشکی حائز اهمیت می باشند.


این کتاب شامل ۴ مقدمه، ۲۰ مسئله و ۱ خاتمه‌است.پس از خطبهٔ کوتاه آغازین، کتاب با تمهیدی آغاز می‌گردد و سپس به ۴ مقدمه می‌رسد.


چرا گفته می‌شود تسلسل باطل است؟
مقدمه اول: در این باب هست که رئیس فلاسفه، ارسطوست، او که آراء فلاسفه را به نیکی تلخیص کرد.مقدمه دوم: اینکه بعضی از آراء فلاسفه با «دین» سر و کاری ندارد و مربوط به علوم طبیعی هست ولی بعضی از آراء اونها، متعرض دین می‌شود مانند (قول به قدم عالم) و اینجاست که باید توقف کرد.مقدمه سوم: در بیان تناقض گویی فیلسوفان هست.


شرح گلشن راز شیخ محمد شبستری
مقدمه چهارم: در بیان این نکته که تمسک فیلسوفان به ریاضیات و منطق، به نسبت با اصول دین ضروری نیست.هرکدام از این مقدمات وجهی از کتاب را در نقد و رد آراء فیلسوفان، بازتاب می‌دهند.

قسمت بعدی کتاب، مسائل بیست گانه‌ای را در بر می‌گیرد که غزالی طی اونها، به انتقاد شدید از فیلسوفان و یا حتی تکفیر اونها پرداخته‌است:

از این بیست مسئله، چهار مسئله اول کتاب به مباحث مربوط به اتصال خدا با عالَم اختصاص دارد؛ در مسئله پنجم به یگانگی خدا و عجز فلاسفه از اثبات اون پرداخته شده؛ از مسئله ششم تا دوازدهم کتاب صفات خدا و در مسئله سیزدهم علم خدا به جزئیات مسائل مورد بحث و فحص برنامه گرفته، مسائل چهاردهم تا شانزدهم کتاب به مسائل فلکی و طبیعی اختصاص دارد و همین مباحث کتاب بدان در تاریخ پزشکی نیز اهمیت می‌بخشد.


اثرات حضور ملائکه در موفقیت انسان و اثر حضور شیاطین در بدبختی انسان
مسئله هفدهم به موضوع سببیّت پرداخته و نفس انسانی محور مسئله ۱۸ و ۱۹ کتاب هست، و سرانجام مسئله بیستم که به موضوع بعث اجساد و حشر ارواح پرداخته‌است.

خود غزالی در فهرست تفصیلی ابتدای کتاب، ۲۰ مسئله را بدین شرح درج می‌کند:
  1. باطل ساختن راه و روش اونان [یعنی فیلسوفان] دربارهٔ ازلی بودن جهان؛
  2. باطل ساختن راه و روش اونان دربارهٔ ابدی بودن جهان؛
  3. آشکار ساختن ریاکاری اونان در این سخنشان که خدا آفریدگار جهان هست و جهان آفریدهٔ او ست؛
  4. در نمایاندن ناتوانی ایشان از اثبات وجود آفریدگار؛
  5. در نمایاندن ناتوانی ایشان از آوردن دلیل بر محال بودن هستی دو خدا؛
  6. در باطل ساختن راه و روش اونان در نفی صفات [از ذات خداوند]؛
  7. در باطل ساختن سخن ایشان که «ذات نخستین به واسطهٔ جنس و فصل تقسیم نمی‌پذیرد»؛
  8. در باطل ساختن سخن ایشان که «نخستینْ موجود بسیط و بدون ماهیت هست»؛
  9. در نمایاندن ناتوانی ایشان در تبیین جسم نبودن نخستین؛
  10. در بیان اینکه باور به دهر و نفی آفریدگار از لوازم عقیدهٔ ایشان هست؛
  11. در نمایاندن ناتوانی ایشان در این سخن که «نخستین به غیر خود علم دارد»؛
  12. در نمایاندن ناتوانی ایشان در اینکه او [نخستین] به ذات خود علم دارد؛
  13. در باطل ساختن اعتقادشان که نخستین به جزئیات علم ندارد؛
  14. دربارهٔ عقیده به اینکه آسمان زنده و متحرک ارادی هست؛
  15. در باطل ساختن اونچه اون را غرض حرکت آسمان دانسته‌اند؛
  16. در باطل ساختن سخنشان در اینکه نفسهای آسمانی بر همهٔ جزئیات علم دارند؛
  17. در باطل ساختن اعتقادشان دربارهٔ محال بودن خرق عادت [رد اصل علیت]
  18. دربارهٔ عقیده به اینکه نفس انسان جوهر قائم به خویش هست و جسم و عرض نیست؛
  19. دربارهٔ اعتقادشان به بقای نفس انسانی [محال بودن فنای اون]؛
  20. باطل ساختن اینکه ایشان انگیختگی بدنها و ادراک لذت و رنج جسمانی را در بهشت و جهنم انکار می‌نمايند.

غزالی در ضمن کتاب به تفصیل و با عنوانهای فرعی پرشمار به تمامی این بیست مسئله می‌پردازد.وی پس از بحث تفصیلی مسائل کتاب به خاتمه کتاب خویش میرسد و در پایان، در یک بند کوتاه، نظر خویش را دربارۀ فیلسوفان و تکلیف ایشان از نظر دین را، بیان می‌کند.


کواین، فیلسوف عدم قطعیت

5:


با درود،

گرامی به اعصاب خود مسلط باشید که به اهداف و پیامد های فرمودمان نزدیک و نزدیک تر شویم،سخن تان دارای پارادوکس و تناقض
آشکار و هویدایی هست که اولا باید در فلسفه اسلامی نشان دهم و ثانیابرایتان اهمیت ندارد که فیلسوفان به اون موضوع اشاره کرده
باشند یا خیر؟!


از قبای خود که در نیاوردم و سخن تناقضات فلسفی ابداع و اختراع اینجانب نیست،دهن جستجو گر انسان ها همواره در تلاش
و کوشش رهیبابی به حقیقت شفاف و زلال بوده که گزاره های ضد و نقیض اندیشمندان را کشف کرده و امام غزالی ار نامداران
اون راه هست و در کتاب خود طرح کرده هست،بنابراین سخن ما متکی بر گزاره های فلسفی و گاه کلامی هست که در مقاله حاضر
می خواهیم اشاره کنیم.





6:

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام
مسلط هستیم، فرموده ای هم که نشاندهنده عدم تسلط باشد نیست
ای کلک، نکنه خودت بر اعصابت مسلط نیستی؟

نوشته اصلي بوسيله Brandon نمايش نوشته ها
سخن تان دارای پارادوکس و تناقض
نشان بدید

نوشته اصلي بوسيله Brandon نمايش نوشته ها

آشکار و هویدایی هست که اولا باید در فلسفه اسلامی نشان دهم و ثانیابرایتان اهمیت ندارد که فیلسوفان به اون موضوع اشاره کرده باشند یا خیر؟!
یعنی هرچه فیلسوف اسلامی بگوید، فلسفه اسلامی هست؟
فیلسوف هم انسانی هست مثل انسانهای دیگر
خداوند بلند مرتبه به اون خداییش در قراون می فرماید:
«بگو دلیلتان را بیاورید، اگر صادق هستید»
آیا اگر دیگران دلیل (برهان درستی) ارائه نمايند، خدا نمی پذیرد؟
پس در اسلام اولویت با دلیل هست، نه با فیلسوف یا اشخاص
تا اینجا شما دچار اشتباه شدید

نوشته اصلي بوسيله Brandon نمايش نوشته ها

از قبای خود که در نیاوردم و سخن تناقضات فلسفی ابداع و اختراع اینجانب نیست،دهن جستجو گر انسان ها همواره در تلاش
و کوشش رهیبابی به حقیقت شفاف و زلال بوده که گزاره های ضد و نقیض اندیشمندان را کشف کرده و امام غزالی ار نامداران
اون راه هست و در کتاب خود طرح کرده هست،بنابراین سخن ما متکی بر گزاره های فلسفی و گاه کلامی هست که در مقاله حاضر
می خواهیم اشاره کنیم.
عرض کردم منتظریم شما ابتدا نشان دهید که اون حرف، حرف فلسفه(تعقل) اسلامی هست
نه حرف فیلسوف مسلمان

پس شما باید ثابت کنید، میان «دلیل مندی، عقلانیت» و «نقل» در اسلام تناقض هست!
اگر این توضیحات شما به این معناست که میپذیرید چنین تناقضی بین «عقلانیت» و «نقل» نیست
اشکال نداره، هر چقدر میخواهید از اون تناقضات مورد نظر غزالی بنویسید.


7:


بادرود،

دوست گرامی،مغز سخن تان را رک و پوست کنده مکاتبه کنید که چه معنایی را باید برای بهبود فرمودمان به اطلاعتان برسانم،
اونچه دریافتم می خواهید با هستناد به کتب فلسفی و آموزه های مذهب هستدلال نمایم که " خرد " و" روایت" در برابر یکدیگر
برنامه می گیرند.


اگر جواب پرسش بالا در مناسبات فکری و ملاحظات فرمودمان حاضر با "
آری" همراه هست که در پست های بعد به اون اشاره می نمایم،
البته لازم اشاره کنم و نیز تاکید که از چه شاخه فلسفه اسلامی دانش و آگاهی دارید؟ آیا با رسم و مرام "مشاء " پیش رویم یا "اشراق"
و یا "صدراء"،جواب بدان پرسش راهنما و رهنمون فرمودمان می شود.


8:

با سلام

بنده آشنایی با هیچ مرام فلسفی ندارم
شما در جملاتتان گاهی میگویید «خرد»، و گاهی «خرد را محدود به آرای فلاسفه و ...

میکنید»
عرض بنده واضح بود:
شما میگویید: میان «خرد» و روایت» تناقض هست.
میپرسم: دلیلتان چیست؟
- چون ملاصدرا در فلان جا اینگونه فرموده هست.
- آیا ملاصدرا یا فلان فیلسوف هر چه فرموده درست بوده؟ بهتر نیست ابتدا ثبات کنید، که فرموده های ایشان درست بوده هست یا خیر؟

و عرض کردم اگر شما نوشتار خودتان را محدود به آرای فلاسفه کنید و نه چیزی تحت عنوان «خرد» بنده مزاحم نمیشم، چه بسا هر فیلسوفی در نقطه ای اشتباه کرده باشد.

اما اگر به صورت کلی بگویید: «خرد» مغایر با «روایات» هست، خیر از نظر بنده حرف شما باطل هست.
به دلایلی که در بالا عرض شد.


9:

سلام

براندون، کدام یک از فیلسوفان این را فرموده که شما (از آقای غزالی) نقل قول می فرمایید؟

من ندیدم کسی این نظر را عنوان کرده باشد.

اگر شما دیدید بفرمایید.


60 out of 100 based on 25 user ratings 50 reviews