میزان تاثیر جبر جغرافیایی در باورهای انسان ها را چقدر میدانید؟


میزان تاثیر جبر جغرافیایی در باورهای انسان ها را چقدر میدانید؟



میزان تاثیر جبر جغرافیایی در باورهای انسان ها را چقدر میدانید؟
ریچارد داوکینز، رفتار شناس و زیست شناس انگلیسی میگوید :


اگر در اسراییل بدنیا آمده باشید، به احتمال زیاد یهودی هستید.

اگر در عربستان بدنیا آمده باشید، به احتمال زیاد مسلمانید.

اگر در هند بدنیا آمده باشید، به احتمال زیاد هندو.

اما اگر در امریکا بدنیا ماده باشید، به احتمال زیاد مسیحی هستید!

ایمان دینی شما از یک موجود الهی، الهام گرفته نشده.


حقیقتی ثابت و پایدار اینست که :

ایمان شما به زبان ساده تنها جبر جغرافیا هست .......
.
.
.

در این بحث توده انسان های یک منطقه رو در نظر میگیریم و کاری با استثناها نداریم که مثلا فلانی تو ایرانه و یهودیه.

به نظر شما میزان تاثیر جغرافیا در باور انسان ها چقدره؟
خیلی زیاد، متوسط، یا خیلی کم؟

شما چقدر مغلوب جبر جغرافیا شده اید و با توجه به شناختی که از خودتون دارید چقدر احتمال میدهید اگر در هندوستان بودید باز هم اکنون مسلمان یا پیرو دینی غیر از هندو بودید و به خود افتخار میکردید که برترین دین جهان را دارید؟



واقعیت فلسفه کاربردی

1:

نحوه توزیع ادیان مختلف در کره زمین، بر طبق منطقه جغرافیایی :


اگر دقت کنید اروپا و هسترالیا و آمریکای جنوبی و شمالی و آفریقای جنوبی که بیشتر تحت سلطه انگلیس و دولت های غربی بودن، امت اون خطه دارای دین مسیحیت هستند.

منطقه خاورمیانه و بخش هایی که توسط دولت های اعراب و عثمانی و ....


فیزیکدانهای دیوانه .....
اشغال شده بودند دارای دین اسلام.

هندو در هندوستان و بودایی در چین.
میزان تاثیر جبر جغرافیایی در باورهای انسان ها را چقدر میدانید؟


انفجار بمب های اتمی بر سر شهرهای جهان - آیا جنگ جهانی سوم رخ خواهد داد؟

2:

ما با دینمون بدنیا میایم
مسلمان زاده شدیم
یهودی زاده شدیم
مسیحی زاده شدیم
..........
این که در چه خونواده ای و با چه دینی زاده میشیم ،دست ما نیست و خودمون انتخاب نمیکنیم


هرمنوتیک

3:

به نظر من هستفاده از کلمه ایمان ، اشتباهه.

انتخاب دین به شرایط جغرافیایی بستگی داره اما ایمان (یقین در مورد اون دین) خیر!

شما واضح نتیجه گیری از این مطالب رو ارائه نکردید

اما بنده با حدسی که از نتیجه گیری مورد نظر شما بوده یک نکته عرض کنم؛

هر انسانی مسئول پذیرش حجت ها و آیت هایست که شهود کرده.


آیامارکسیسم علم وایدئولوژی فاضله است؟
و مهم دین او نیست.

و صغری - کبری های این تاپیک هیچ نتیجه ی خاصی نخواهد

نکاتی هم در این تاپیک موجوده که بد نیست مطالعه بشه
http://forum.hammihan.com/thread145477.html


بازی دموکراسی چیست؟

4:

اینکه ما متاثر از محیط هستیم،
به این معنا نیست که ما هیچ اراده تغییری نداریم
به این معنا نیست که هیچ کوشش و تلاشی نمیتوانیم بکنیم

همینکه فهمیدیم متاثر از محیط هستیم، میتونه ما رو به این سمت سوق بده که چطور از این تاثیرات تا حد ممکن بکاهیم


مناظره دو غول

5:

پس به نظر شما اکثریت انسان ها موجود بی اراده و نادان و بی خردی هستند .درسته؟


نیچه قربانی تحریف و سوءاستفاده

6:

اصولا همان گونه که شما بیان کردید انسان ها در تمام فرهنگ ها و تمامی نقاط زمین اعتقاداتی دارند که از بدو تولد با یکسری اعتقادات روبرو می شود که خواه ناخواه بر ذهن او چیره شده و بنیان رفتارها و تعاملات بعدی او را پی ریزی می کند.
که این بخاطر طبیعت انسان در تقلید رفتارهای دیگر همنوعان به عنوان یادگیری برای افزایش شانس بقاست.
با این حال بستگی دارد که روش های شستشوی مغزی والدین و اطرافیان و ناگزیری قدم گذاشتن در مسیر مذاهب و بعضا خرافات و افسانه ها چقدر کارآمد، در نهایت برخی انسان ها در آینده به شرایطی دست پیدا می نمايند که این جرات را بدست می آورند و اعتقادات خود را در چهارچوب و علم ومنطق می آزمایند و باز برخی جرات اون را دارند که دگماتیسم را رها نمايند و به چهارچوب اعتقادی کاملی مبتنی به واقعیات منطقی برسند.


7:

بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام

نه نادرسته
کجا همچین چیزی فرمودم

8:

استثنائات همیشه وجود دارد اما با اطمینان میتوان فرمود باور و اعتقاد اکثریت جامعه ی بشری تحت تاثیر محیط جغرافیایی هست

9:

داری پیشنهاد میدی جغرافی و دینی تو مدرسه با هم ادغام بشن ؟

10:

البته.
اکثریت امت پیروِ فرهنگِ محلی هستند.

و جهانی فکر نمی نمايند.

مخصوصا در ایران که تحمیلِ دین، به صورتِ سیستماتیک پی گرفته شده.

انسان های زیادی نداریم.

که جرئت می نمايند در باورهاشون شک نمايند.

البته عده ای مَچَل هم هستند که ظاهرا شروع به تحقیق در رابطه با دین می نمايند.

ولی نه برای کشفِ حقیقت.

بلکه برای رسیدن به دین پدرانشان! این جماعت فقط به دنبالِ توجیهی هستند که مومن بمانند.

و چیزی رو که متاسفانه معامله می نمايند.

عواطف و احساساتِ انسانیست.

اسمش هم می گذارند» شک مقدس! یعنی شکی که دینِ ما را هستحکام بخشید!

11:

نه کاملا منطقی و دانا و کار درست............
حتما زمین رو میبینین و احتمالا زمین هم زندگی میکنین؟

12:

شما از ان طرف میگویید خداوند اراده و اختیار تغییر را به ما داده.


از اون طرف میبینیم.

در 99 % جمعیت بشر هیچ تغییری مشاهده نمیشه و اکثریت بشر هنوز وابسته به جبر جغرافیایی هستند.ما اراده تغییر به حق را به قول شما در بشریت نمیبینیم.
حتی همین الان به خاطر اینکه لائیک در اروپای غربی جا افتاده و دستگاه قدرت و رسانه و دانشمندان و نخبگان اروپایی دارند لائیک را تبلیغ مینمايند.
شما یک نوعی جبر جغرافیایی هم در اروپای غربی میبینید که داره اتفاق میوفته.
خب طبیعی هست که وقتی ما در یک مدرسه ابتدایی درس بخوانیم که در ان به جای کلاس انجیل کلاس فرگشت در مدارس ابتدایی تدریس بشه.اون هم میشه یک نوع جبر جغرافیایی دیگه.
حدود 10 سال پیش در کشور دانمارک روزی اون خونه ای که بودیم زنگ خورد.دیدیم دو تا زن با پوشش مشکی که بالافاصله میفهمیدی راهبه هستند وارد شدند.
یعنی چون جامعه اجازه تبلیغ اون ها در مدارس و دانشگاه ها را نمیداد.استراتژیشون شده بود که برن خونه امت در بزنند و تبلیغ نمايند.
یعنی مایی که حالا به احترام روی خوش بهشون نشون دادیم و بابام بهشون فرمود که ما هم به خدا معتقدیم و عیسی مسیح را پیامبر خدا میدونیم.نمیدونستی چع ذوقی کرده بودند.هر چی هم بهشون فرموده بودیم مسلمانیم .اصلا براشون مهم نبود.همین که یکی پیدا کردن که خدا را قبول داشت و اون را به خونه شون راه داده بود.براشون کافی بود.
همین هم یک جبر جغرافیایی دیگه.
حالا از اون ورش در حکومتی مثل ایران بچه تو مدرسه ابتدایی باید تعلیمات شیعی را فرا بگیره.و یک جوری اجبار در کاره.
یعنی در کل ما هر جا جبر جغرافیایی مذهبی دیدیم.اون پیروز بوده.


13:

متوجه نشدم.الان تیکه انداختی.
پس انسان را منطقی و دانا و کار درست نمیدونی؟

14:

گوینده این نظریه با یک هستدلال بی ارزش و فاقد ملاک علمی سخن فرموده هست ....
زیرا دین یک موضوع شخصی با انتخاب افراد هست و محیط تنها میتواند مبلغی برای گزینش باشد نه بیشتر .

لذا مشاهده میشود که از سراسر جهان صدها هزار مسلمان امریکایی اروپایی و سایر بلاد غیر اسلامی وجود دارد که خود با توجه به شعور و قدرت انتخابی که دارند راه حق را برگزیدند
کشور چین به تنهایی 4 ملیون فقط شیعه دارد !! ایا محیط ان ها را به این انتخاب وادار کرده هست ؟!!!!!

کسی که این نظریه بی ارزش را داده به شعور و قدرت انتخاب و درک انسان توهین کرده و ان را زیر سوال برده هست زیرا انسان بسان حیوان نیست که فقط به محیط افراد زندگی خود عادت کند و درکی فراتر نداشته باشد بلکه انسان یک وجود قابل ارتباط با سایر محیط هست و قدرت تفکر و حق انتخاب دارد

خداوند تبارک و تعالی دین مبین اسلام را به عنوان اخرین پیام و مورد خطاب همه جهانیان برنامه داده هست و هیچ جایی در این دنیا نیست که خبر از اسلام به گوش ان ها نرسیده باشد مگر ان که امت ان جا مستضعف روحی و ملی باشند

15:

خب خودتان جواب دادید: «اراده به تغییر نکرده اند»
اینکه اراده به تغییر نمینمايند به معنا اینکه اراده ندارند نیست.


16:

درود

با تشکر از هستاتر مبحث بسیار پربار و خوبی را آغاز کردند.

بعضی افراد در توجیه خطاهای خود شرایط تحریک نماينده ی بیرونی را مقصر جلوه می دهند و اشتباه خود را بر دوش اونها می گذارند اما باید توجه کرد شرایط محیطی فقط زمینه ساز هستند؛نه بیشتر.

اون کس که تصمیم می گیرد و مرتکب خطا می شود خود انسان هست نه کس دیگر! چه بسیار انسانهایی هم که در همان زمینه ها برنامه دارند با دارا بودن اراده ی قوی راه حقیقت را به خوبی پیدا می نمايند.



بر طبق این هستدلال آیا انسانها قدرت ارادی در انتخاب مسیر درست زندگی ندارند؟

17:

امار که اینطوری نشون میده.
وقتی ما میبینیم دین و عقیده و باور های انسان در 99 % موارد تاثیر گرفته از جبر جغرافیایی هست تا اراده طرف.غیر از اینه؟

18:

این بازی با کلمات وگرنه.
همه افراد شجاعت دارند.یا همه افراد ترس دارند.
ولی همه افراد شجاعت رانندگی با سرعت 200 کیلو متر بر ساعت را ندارند.
یا همه افراد از موش ها نمیترسند.
خب شاید اراده ای وجود داشته باشه.ولی ما میبینیم بر پايه امار و همچنین فرموده شده.
اراده اکثریت امت دنیا ضعیف و ناچیزه.
شاید اوج قدرت اراده شون شاید در اراده مثلا شام نخوردن باشه.
ولی حداقل این را مطمئنیم که طبق امار انسان ها اراده ای بسیار نا چیزی در باورهای خودشون دارند.
در واقع جبر جغرافیایی پیروز مطلق هست در مقابل اراده ضعیف انسان.


19:

سوال ازشما؟
من الان نمیخواهم مسلمان باشم
باید چه بکنم
مگرمرتدنمیشوم ومجازاتش مرگ
علاوه برجبرجغرافیایی دراسلام ماندن به عنوان جبر پذیرفته شده هست

20:

بله هر چی شما بگی
بازی با کلمات نیست
ولی دیگران دقت نمايند میشه بازی با کلمات

21:


اشتباه بودن این قضیه از اینجا ثابت می شود:

((اگر درحجاز به دنیا آمده باشی حتما مسلمان خواهی بود ))

پس حجاز دوران جاهلیت را در نظر بگیرید که امت مشرک بودند:

آیا همه ی کسانی که در اون دوران مشرک بودند با ظهور اسلام مشرک ماندند؟؟پاسخ:خیر

پس جایگاه جبر محیطی کجاست؟


22:

دروقت ابوبکربسیاری ازقبایل ازاسلام برگشتند

23:

انسان حق جو به دنبال دین حق خواهد رفت ...
سلمان فارسی نمونه بارز این مطلب هست ...
پس با این هستدلال های فرموده شده و محدود کردن دین به جغرافیا سلمان باید زرتشتی می ماند ..

یا پیرو دین سرزمینش می شد...


ضمنا کسی که در فلسطین اشغالی به دنیا می آید لزوما یهودی نیست مسلمانان اونجا را نمی بینید ...


24:

چیزقطعی وجود ندارد
بلکه به نسبت امارمیگوید
حق جوبودن راکه من و شماتعیین نمیکنیم
بلکه خودشخص باید حق بودنش راتشخیص بدهد

25:

خب اینم جبر جغرافیایی هست دیگه.
باور های ادیان ابراهیمی و تک خدایی در کل جهان گسترش پیدا کرده بود و مثل یک دومینو دیگر باور ها را له میکرد.

فکر میکنی جنگ 20 ساله امریکا در ویتنام برای چی بود؟
اصلا ویتنامی براشون مهم نبود.
چیزی که مهم بود ترس از گسترش به سبک دومینو باور های کمونیسمی بود.
یعنی اون ها یک هسته مقاومت در ویتنام جنوبی تشکیل دادندتا دیگه باورهای کمونیستی را یک جاییی کنترل کن و روند رو به رشدش را متوقف.
یک جور درس عبرتی بود از سرگذشت رشد ادیان ابراهیمی در جهان.اینجاست که همیشه ما تاریخ را میخوانیم و فقط بلدیم بهش افتخار کنیم.
ولی امریکایی از اون یاد میگیرند و برای اهدافشون از اون هستفاده مینمايند
خیلی ها میگن امریکا در جنگ ویتنام شکست خورد و کلا جنگش اشتباه بود.
ولی تاثیری که اون جنگ برای جلوگیری از رشد باور های کمونیستی داشت.بی همتا بود.
باعث شکست و افول کومنیسم شد.
کلا بگم.نابودی و ضعف ادیان غیر ابراهیمی و گسترش ادیان ابراهیمی خودش یک جبر جغرافیایی بود.


26:

اولا:

این شورش های وقت ابوبکر جنبه ی سیاسی داشت

دوما:

ظهور 4 پیامبر جدید پس از پیامبر دلیل بر مشرک شدن اونها نبود

سوما:

تنها اسلام نیست مسیحیت هم در وقت کفر و شرک رومیان ظهور کرد

و...

27:

خدایی متوجه نمیشوید یا خودتان را میزنید به .........


28:

ا
بسیاری ازاسلام برگشتنداما بله سیاسی هم بوده درمیان انها
2
عالیست
خودتان که میفرمایید
4پیامبرجدید امدند
شاید امت میخواستند به سمت انها بروند
حتی شاید بخواهند مشرک بشوند
این دلیلی برشمشیرکشیدن علیه انها به دلیل تغییردین نیست
3
ابتدا بگم دلایل 1و2اصل بحث نیستند
بحث برسراین هست...
برسرازادی درانتخاب واندیشه هست
واژگان کفر وشرک فقط درادیانی که منتصب به الهی بودن هست وجود دارد
چراباید انهارا کافر ومشرک خطاب کنیم
هرکمس باید به دین خود باشد وازادانه انتخاب کند

29:

ربطی به بحث ندارد اما جواب می دهم:

دلیل بسیار بیشماری بر این موضع وجود داره اول اینکه:

مرتد در اصطلاح به کسی فرموده می‌شود که سپس قبول اسلام، با بلوغ و سلامت عقل از روی عمد به فرمودار و کرداری در جامعه دست بزند که نشان دهنده تکذیب، هستهزا وتبلیغ علیه دین اسلام و ضروریات دینی باشد.

بنابراین احکام ارتداد در مورد کسانی که رد و انکار خود را آشکار و علنی نمی‌نمايند، اجراء نمی‌شود و از سوی دیگر از نظر اسلام تجسس در حریم خصوصی افراد و تفتیش عقاید حرام هست.
حرام هست.(دین وآزادی ص105 و106)

←← قبول دین از روی تحقیق و انکار سپس اون
بنابراین هرکس درانتخاب هر عقیده‌ای آزاد هست ولی نمی‌تواند با بیان عقائد انحرافی و گمراه نماينده هنجارهای اعتقادی جامعه اسلامی را بشکند.

برخی معتقدند برای تحقق ارتداد شخص باید دین را به صورت تحقیقی پذیرفته باشد، نه این که انتخاب دین ازسوی او تقلیدی و ایمانش به دین غیر تحقیقی باشد.

هستاد جوادی آملی می‌فرماید: «ارتداد اون هست که کسی محققانه دین را بپذیرد سپس دین را کنار گذارد.

در ارتداد یک نکته مهم این هست که شخص پیش از این دین را با برهان منطقی پذیرفته باشد.

...

بنابراین ارتداد یعنی، کسی که یقین معرفت شناختی دارد با این حال دین را به بازی بگیرد و از اون فراخوان بیزاری کند.» [۵۱]

← سرچشمه گرفتن دین از منبع کمال مطلق
نکته قابل توجه دیگر این هست که چون همه احکام اسلام از منبع علم و کمال مطلق الهی سرچشمه می‌گیرد لذا همه اونها تابع مصالح و مفاسد واقعی بندگان هست.

ازطرف دیگر عقل انسان به دلیل محدودیت خود امکان دسترسی به علت واقعی احکام را ندارد، بنابراین اگر در مواردی انسان به علت تشریع حکمی از سوی خداوند پی نبرد نباید در مقابل اون حکم موضع‌گیری کند و مثلا اون را غیرعقلانی یا خشن و غیرانسانی قلمداد کند، بلکه باید به حکم عقل در چنین مواردی تابع و تسلیم شرع باشد.

← علل عنوان شده برای حکم اسلام به ارتداد
علاوه برمطالب ذکر شده، درمورد تشریع حکم مرتد و علت سخت‌گیری دین اسلام نسبت به این مسئله دلایلی ذکر شده هست که به برخی از اونها اشاره می‌شود:

←← بازداری از انتخاب کورکورانه
اسلام دینی هست که از هرگونه تحمیل و اجبار در عقیده منع می‌کند و دعوت خود را مبتنی بر بینش و تعقل ساخته و از دین‌گرایی کورکورانه و تقلیدی محض نهی و نکوهش می‌کند.

لذا بندگانی را که سخنان مختلف را می‌شنوند و بهترین اونها را انتخاب می‌نمايند بشارت می‌دهد.

[۵۲]
به همین دلیل اسلام موقعيت تحقیق و بررسی به اشخاص می‌دهد تا بتوانند دین حق را انتخاب نمايند.

در روایت هست که شخصی خدمت پیامبر آمد و از ایشان دو ماه موقعيت تحقیق در مورد اسلام خواست و پیامبر به ایشان به جای دوماه، چهار ماه موقعيت و امان برای تحقیق درمورد حقانیت دین اسلام دادند.

[۵۳]
در کنار این دعوت آگاهانه و انتخاب‌گرانه، اسلام با بیان احکام ارتداد هشدار می‌دهد که هرگاه حقانیت اسلام را به خوبی شناخته و مسلمان شدید، دیگر نمی‌توانید از اون بازگردید.

این سخت‌گیری سبب می‌شود تا امت دین را امری ساده و تشریفاتی ندانند و در پذیرش و انتخاب اون نهایت دقت را بنمايند.

[۵۴]

←← جلوگیری از تحقیر و تضعیف عقاید دینی در جامعه
طبق بیان قراون گروهی از اهل کتاب برای ایجاد تزلزل در عقاید مسلمانان و در نتیجه تضعیف پایه‌ های نظام اسلامی، به هم کیشان خود سفارش می‌کردند که مسلمان شوند و پس از مدتی از اسلام دست بردارند تا به این وسیله مسلمانان را از دینشان بازگردانند.

[۵۵] [۵۶]
مسلما وضع و جعل احکام مرتد دشمنان اسلام را در تحقق این هدف شوم ناکام می‌گذاشت.

و در جامعه جهانی امروز نیز دشمن از چنین ترفند‌هایی هستفاده می‌کند.

[۵۷] [۵۸]

←← پاسداری از نظام اسلامی
برخی از بزرگان در این مورد می‌فرمایند: «اگر در اسلام در امور مربوط به مرتد سخت گیری شدید کرده هست، فلسفه مهمی داشته هست و این موضوع جنبه سیاسی و عمیقی دارد.» [۵۹]
در واقع اگر برنامه باشد ورود و خروج به اسلام، آزاد و بدون قانون باشد و خروج از اون هیچ سختی به دنبال نداشته باشد، دشمنان اسلام به آسانی وارد اردوگاه مسلمین شده پس از آگاهی بر اسرار مسلمانان و دست‌یابی به مقاصد شوم خود از اون خارج شوند و این مسئله جامعه اسلامی را در معرض فروپاشی برنامه می دهد.

اندیشمندانی مانند مارسل بوازار-استاد حقوق دانشگاه ژنو- می‌گوید: «علت سخت‌گیری اسلام درباره مرتد شاید بدان جهت باشد که درنظام حکومتی و سیستم اداری جوامع اسلامی، ایمان به خدا صرفا جنبه اعتقادی و درون قلبی ندارد، بلکه جزء بندهای پیوستگی امت و پایه‌های حکومت هست، به طوری که با فقدان اون قوام و دوام جامعه اسلامی متلاشی می‌شود و مانند قتل یا فتنه و فساد هست که نمی‌تواند قابل تحمل باشد.» [۶۰]

←← مصلحت شخصی مرتد و جامعه
اسلام زندگی انسان را محدود به زندگی دنیوی نمی‌داند بلکه زندگی واقعی انسان را زندگی اخروی می‌داند لذا %د نشان دادن راه سعادت ابدی به اوست و به همین دلیل با هرچیزی که مانع وصول انسان‌ها به این مقصود متعالی هست به مبارزه برخاسته، به دنبال حذف و نابودی شرایط انحطاط و گمراهی انسان‌ها هست.

انسان مرتدی که از راه خدا و پیامبرش گریخته و با دین خدا به عناد می‌پردازد، چه بسا باعث گمراهی دیگر افراد جامعه شود.
این شخص هر لحظه از عمر خود را درجهت شقاوت و نگون‌بختی بیشتر سپری کرده، رنج و عذاب بیشتری را برای خود ذخیره می کند.

بنابراین دوام زندگی چنین شخصی هم برای خودش زیان‌بار هست و هم برای جامعه اسلامی و وضع مجازات اسلامی برای چنین شخصی از طرفی نقش بازدارنده برای برخی افراد جامعه دارد تا دنبال چنین سرنوشت شومی نباشند و از طرف دیگر اگر کسی به چنین راهی روی آورد، با اجرای حکم مرتد در موردش، هم خود او از شقاوت بیشتر رهایی می‌یابد و هم جامعه از گزند او مصون می‌ماند.

[۶۱] [۶۲]

30:

معنی اندیشیدن چیست!

اندیشیدن یعنی به هم بافتن.وقتی ما می اندیشیم
دالهایی را به مدلول هایی می بافیم.



اونوقت خود ترکیب کلمه "جبر جغرافیایی" هم بازی با
کلمات هست و بحث راجع بهش ناشی از بازی با
کلمات.

بحث شما با این جمله خود بخود غیر علمی تلقی میشه

31:

چرا خدا قطعی هست :)
آمار پس وقتی چیزی که در اون شک و قطعیت وجود ندارد فرض هست ...
فرض مورد نظر هم با یک فرض خلف باطل شد :)
حق رو حق مشخص میکنه نه من و شما ....
عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِيٍّ يَدُورُ حَيْثُمَا دَارَ
حق همیشه حق هست و از حقیقت اون کاسته نمی شود ...
نوشته اصلي بوسيله danielo نمايش نوشته ها
خدایی متوجه نمیشوید یا خودتان را میزنید به .........
همانطور که خود میدانید و متوجه هستید که واقعا حقیقت چیست ....


و انسان بر عقیده خود هستوار هست و اگر بدترین بلا ها را سرش بیاورند نمی توانند عقیده ای را به او تحمیل نمايند ...
پس جبر جغرافیایی در مورد ذهنیت یک فرد چیز درستی نیست ...
و اینکه جبر به کل باطل هست ...

چرا که کسی جبر را بر میگزیند خود انتخاب کرده که مجبور باشد :)

32:

مطمئنا ربط داره
چون بحث جبرجغرافیایی هست ومن هم الان علاوه برجبر جغرافیایی جبردینی هم دارم
نه دیگه شما که نباید حد وحدودش رامشخص کنید
علاوه برازادی انتخاب باید ازادی بیان هم باشد
چگونست که مسلمان شدگان درامریکامیتوانند علنی ابرازنمايند عقیده خود را
اما درحاکمیا اسلام خیر
نمیشود که ازیک طرف دینت راعوض کنی ازیک طرف درعموم این رابروزندهی
این هم یک نوع جبرهست
چرانتوانم وازادنباشم که بروز بدهم
مسلمین درغرب میتوانقد مسیحیت یهودیت ویا هرکاردیگری بنمايند
اینجاهم باید همینگونه باشد
اگراین رانپذیرید پس باید بپذیرید که اسلام جبردینی هم دارد
مسئله هستهزاکاملا جداست
وکاردرستی نیست
اما اگرهم شد نباید گردن زد طرف را
نباید این روبهانه کرد برای تعمیم به کل
شاید من بخواهم یهودی بشوم وصراحتا هم ابراتز بکنم اما هستهزانکنم
پس باید اراده ان راداشته باشم

33:

دلیل سرکشی قبایل در وقت ابوبکر مطلب عظیمی هست که خود تایپیک جداگانه می طلبد و به قول شما ربطی هم به بحث ندارد اگر مایل باشید می توانید تایپیکی ایجاد کنید و در مورد اون بحث کنید.

اما این جمله:


برسرازادی درانتخاب واندیشه هست
((لااكراه في الدين قد تبيّن الرشدُ مِن الغَيّ))

در دين هيچ اجباري نيست و راه از بيراهه بخوبي آشكار شده هست.

((إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا))

ما راه را به او نشان دادیم ، خواه شاکر باشد ( و پذیرا گردد ) یا ناسپاس!

بقیه ی جواب شما رو در پست بالاتر داده ام.

34:

بحث خدارابهترهست نکنیم
شمانمیتوانید منکاماربشویدکه جبرجغرافیایی وجود دارد
همانگونه که مانمیتوانیم منکربشویم عده ای جبر جغرافیایی ندارند
پس قطعی نیست
تصورکنید من الان مسلمان نیستم
اما قران راخواندم
ونعوذبالله تشخسص دام حق نیست واسلام حق نیست تکلیف چیست

35:

بهترهست بحث برگشتن قبایل ازاسلام را فعلا فاکتوربگیریم
خب طبق این دوایه من باید به راحتی بتوان انتخاب کنم

36:

درودی دیگر

همانطور که قبلا فرمودم منکر تاثیر جبر محیطی نیستم!

جبر محیطی زمینه ساز هست انسان خودش این شرایط را انتخاب می کند و اون را دنبال می کند.

انسان دارای اراده هست ربات آهنی نیست.

37:

پس جبرمحیطی وجو دارد
وفرضش خلاف نیست

38:

شکل گیری شخصیت سه ظلع مثلث محیط + آموزش + وراثت بر پایه وراثت امری بدیهی .
منتهی مراتب کسانی که دید کل نگر ندارند و صرفا به تحلیل موجودیت انسان میپردازنند به این
مشکلات تحلیلی میرسند .


چرا که انسان رو تنها به دیدی که به فارسی برگردانیم میشود (هستنده) میبینند.


به عبارتی : انسان رو یک موجود 180×40 میبینن.


39:

دوستان من یک سوال دارم!

از جبر جغرافیایی که داوکینز مطرح کرده چه نتیجه ای می شه گرفت؟؟

من واقعا نمی فهمم.

فرض کنید بنده کند ذهن هستم، بگید واقعا چه نتیجه ای؟؟؟

40:

نوزادی که به دنیا می اید ذهنش از عقاید پاک هست
حتی اگر هیچ گونه تحمیل و اجباری در کار نباشد باز
هم عقاید این نوزاد تحت تاثیر محیط اطراف شکل میگیرد
در همه ی نقاط جهان به همین گونه هست

41:

چرا نتیجه باور های ما اکثرا تاثیر گزار جبر محیطی هست.ما چرا این اراده اکثریت را نمیبینیم.
چرا هیچ ملت مسلمانی در امریکای جنوبی وجود نداره؟
یعنی میگویید این اراده امت خاورمیانه بود که مسلمان شود و این اراده امت بومی امریکای لاتین بود که مسیحی شوند یا این جبر جغرافیایی اسلام در خاورمیانه و مسیحیت در امریکای لاتینه؟
مثلا اگر شما در کره شمالی به دنیا میامدید.چقدر اراده شما در این تاثیر داشت که شیعه بشوید و مرید ولایت فقیه ؟
غیر از این هست هر روز صبح که از جلوی مجسمه رهبر کره شمالی که گذر میکردید به نشانه احترام تعظیم میکردید؟
من منکر به کل اراده نیستم.ولی اراده داریم تا اراده.
جرات داریم تا جرات.
چیزی که مشاهده میشه طبق امار.
اراده ما بر تغییر باور های مذهبی و ایدیولوژیک کافی نیست و در اینجا جبر محیطی میچربه تا اراده ما.


42:

ربط نداشتن از این منظر که صرفا به دنبال یک پدیده ی تاریخی باشیم تا هدف از این واقعه!

علاوه برازادی انتخاب باید ازادی بیان هم باشد
چگونست که مسلمان شدگان درامریکامیتوانند علنی ابرازنمايند عقیده خود را
اما درحاکمیا اسلام خیر
نمیشود که ازیک طرف دینت راعوض کنی ازیک طرف درعموم این رابروزندهی
این هم یک نوع جبرهست
ابراز عقیده در اسلام به هیچ وجه حرام نیست!

در جریان خوارج تا وقتی که اونها نوامیس مسلمین را غارت نکرده و آشوب جنگی به پا نکرده بودند حتی در مسجدی که حضرت علی(ع) نماز می خواند او را کافر می خوانند و انواع افترا به ایشان می بستند اما حضرت هیچ واکنشی به اونها نشان نمی داد تا وقتی که دست به شمشیر بردند...



چرانتوانم وازادنباشم که بروز بدهم
مسلمین درغرب میتوانقد مسیحیت یهودیت ویا هرکاردیگری بنمايند
اینجاهم باید همینگونه باشد
مطمئنا این دستورات در متن خود اسلام هست:

(فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ)
پس مژده به بندگان من، کسانی که سخن‌ها را می‌شنوند و سپس نیکوترین اون را انتخاب می‌نمايند


اگراین رانپذیرید پس باید بپذیرید که اسلام جبردینی هم دارد
نپذیرفته ایم چون ندارد ارتداد بحثی متفاوت تر دارد.

مسئله هستهزاکاملا جداست
وکاردرستی نیست
اما اگرهم شد نباید گردن زد طرف را
نباید این روبهانه کرد برای تعمیم به کل
شاید من بخواهم یهودی بشوم وصراحتا هم ابراتز بکنم اما هستهزانکنم
پس باید اراده ان راداشته باشم
گویا پست من رو در ارتباط با ارتداد نخواندید!

43:

خب بزرگوار نتیجه این میشود که:

«داوکینز نیز در اثر جبر جغرافیای فرموده هست که جبر جغرفیایی وجود دارد»

44:

بله چون خداوند حق هست ..
يامبر صلى الله عليه و آله:
يا اَيُّهَا النّاسُ اِنَّما هُوَ اللّه وَ الشَّيطانُ وَ الحَقُّ وَ الباطِلُ وَالهُدى وَ الضَّلالَةُ وَ الرُّشدُ وَ الغَىُّ وَ العاجِلَةُ وَ الآجِلَةُ وَ العاقِبَةُ وَ الحَسَناتُ وَ السَّيِّئاتُ فَما كانَ مِن حَسَناتٍ فَلِلّهِ وَ ما كانَ مِن سَيِّئاتٍ فَلِلشَّيطانِ لَعَنَهُ اللّه ؛
اى امت! جز اين نيست كه خداست و شيطان، حق هست و باطل، هدايت هست و ضلالت، رشد هست و گمراهى، دنياست و آخرت، خوبى هاست و بدى ها.

هر چه خوبى هست از اونِ خداست و هر چه بدى هست از اونِ شيطان ملعون هست.
این تشخیص شما نیست که حق را مشخص می کند ....

حق همیشه حق هست ....
برای مثال ممکن هست شما در سر جلسه امتحان سوالی را اشتباه حل کنید و با خود بپندارید که درست حل کرده اید در حالی که در واقع درست چیز دیگری بوده ....

اینکه شما اشتباه متوجه شد از حق بودن و درست بودن اصل مطلب نمی کاهد ....
جبر جغرافیایی هم باطل هست چرا پايه ا کلمه جبر باطل هست در پست قبل هم فرمودم ...
در مورد اسلام هم این مطلب کافیه که اسلام فرا مکانی هستش ....
اونجایی که خداوند می فرمایند ...
هٰذا بَيانٌ لِلنّاسِ (سوره‌ي آل‌عمران، آيه‌ي 138)
هُديً للنّاس (سوره‌ي بقره ، آيه‌ي 185)
کلمه ناس نشان از فرا مکانی بودن دارد ....
نوشته اصلي بوسيله asasan نمايش نوشته ها
نوزادی که به دنیا می اید ذهنش از عقاید پاک هست
حتی اگر هیچ گونه تحمیل و اجباری در کار نباشد باز
هم عقاید این نوزاد تحت تاثیر محیط اطراف شکل میگیرد
در همه ی نقاط جهان به همین گونه هست
ابتدا اینکه جبر باطل هست ....
اون هم جغرافیا بر روی ذهن ...

اگر کسی امروز در ایران به دنیا امد فردا (یک روز بعد) رفت امریکا ...

خلاصه هر روز در یک کشور بود هر روز باید دین و اعتقادش عوض بشود ...


قبلا هم فرمودم اینکه می گویید در همه نقاط جهان این چنین هست کاملا اشتباه هست و با یک مثال نقض باطل هست ...

45:

این جمله نتیجه ایست که من هم به اون اعتقاد دارم!

اراده ما بر تغییر باور های مذهبی و ایدیولوژیک کافی نیست و در اینجا جبر محیطی میچربه تا اراده ما.

این مسئله در قراون آورده شده و به شدت هم هشدار داده شده:

((چون به ايشان فرموده شود كه از اونچه خدا نازل كرده هست پيرايشان كنيد ، گايشانند : نه ، ما به همان راهي مي رايشانم كه پدرانمان مي رفتند
حتي اگر پدرانشان بيخرد و گمراه بوده اند))بقره 170

((و چون کار زشتی نمايند گویند: ما پدران خود را بدین کار یافته‏ایم و خدا ما را به اون امر نموده.

بگو: هرگز خدا امر به اعمال زشت نکند.

آیا چیزی را که نمی‏دانید به خدا نسبت می‏دهید؟!))اعراف28

((و چون به ايشان گايشانند كه به اونچه خدا نازل كرده هست و به پيامبر رايشان ، آوريد ، گايشانند : اون آييني كه پدران خود
را بدان معتقد يافته ايم ما را بس هست حتي اگر پدرانشان هيچ نمي دانسته اند و راه هدايت نيافته بوده اند ؟))مائده104

((آيا نزد ما آمده اي تا تنها الله را بپرستيم و اونچه را كه ، پدرانمان مي پرستيدند رها كنيم ؟ اگر راست مي گايشاني اونچه را كه به ما وعده مي دهي بياور))اعراف70


((اي كساني كه ايمان آورده ايد ، اگر پدر يا برادرتان دوست دارند كه كفررا به جاي ايمان برگزينند ، اونها را به
دوستي مگيريد و هر كس از شما دوستشان بدارد از ستمكاران خواهد بود))توبه 23

((فرمودند : آيا آمده اي تا ما را از اون آيين كه پدرانمان را بر اون يافته ايم منصرف سازي تا در زمين سروري يابيد ؟ ولي ما به شما ايمان نمي آوريم))یونس 78

((فرمودند : اي صالح ، پيش از اين به تو اميد مي داشتيم آيا ما را
از پرستش اونچه پدرانمان مي پرستيدند باز مي داري؟ ما از اونچه ما را بدان مي خواني در شكيم))هود62

((از اونچه اينان مي پرستند به ترديد مباش جز بدان گونه كه پدرانشان پيش ، از اين مي پرستيدند ، نمي پرستند
ما نصيب اونان را بي هيچ كم و كاست ادا خواهيم كرد))هود109


((نمي پرستيد سواي خداي يكتا ، مگر بتاني را كه خود و پدرانتان اونها را، به نامهايي خوانده ايد و خدا حجتي براثبات اونها نازل نكرده هست حكم جزحكم خدا نيست فرمان داده هست كه جز او را نپرستيد اين هست دين راست و هستوار ، ولي بيشتر امت نمي دانند))یوسف40

و...

46:

بر چه پايه ی میگویید جبر باطل هست؟
یک مثال کوچک:چرا جمهوری اسلامی اجازه قانونی خریداری و نگهداری ماهواره به امت نمیدهد؟ایا این عمل به جز جبر معنی دیگری میدهد؟

47:

سپس این 4 صفحه و خوندن نظرات دوستان سوالی پیش اومد واسم که چرا دوستان مسلمان این چنین جبهه گیری سفت و سختی روی موضوع جبر جغرافیایی دارند در حالی تمام آمار و بررسی های جامعه شناسانه و ...

همه نشان از این دارد که بیش از 90 % افراد به همان عقیده ای درمی آیند که در محیط اطرافشان بزرگ شده اند در مورد بی دین ها و بی خداها هم همین موضوع صدق میکنه
حالا سوال این هست چرا پذیرش این موضوع برای مسلمین گرامی اینقدر عذاب آور هست؟


واقعیت اینه بیش از 90 % امت اصلا به این موضوعات فکر نمینمايند و اصلا دوست ندارند تغییراتی در زمینه اعتقادی ایجاد شود به همین علت تغییرات گسترده در اعتقادات یک ملت خیلی به آرامی و خیلی سخت مخصوصا در موارد مذهبی و ایدولوژیکی صورت میگیره

48:

این دیگه جبر نیست
این عدم دسترسی به اطلاعات دیگران هست.

جبر یعنی علی رغم دسترسی به اطلاعات درست دیگر، اطلاعات غلط خود را درست بداند اونهم وقتی که بداند نادرستند.


49:

همین که شخصی می خرد دارد جبر را باطل می کند :)

50:

خب ...
الان من چی کار کنم ؟ چه ربطی به حرف من داشت

51:

دوباره بخوان:
تمام آمار و بررسی های جامعه شناسانه و ...

همه نشان از این دارد که بیش از 90 % افراد به همان عقیده ای درمی آیند که در محیط اطرافشان بزرگ شده اند در مورد بی دین ها و بی خداها هم همین موضوع صدق میکنه
شما و هستارتر میگید:
این جبره
بنده هم فرمودم این جبر نیست
شک داری، جبر را تعریف کن

52:

دقیقا جایی که فرمودم جبر هست را نشان دهید؟؟
100 % که نفرمودم مسلمان فرمودم 90 %

53:

خیر گرامی
جبر همچنان سر جایش باقی هست و شخص غیرقانونی و با ترس و لرز اقدام به این کار میکند

54:

بهتره دوتا تاپیک ادغام بشه:
http://forum.hammihan.com/thread181554.html

55:

قضیه خیلی خیلی ساده هست! موقعیت جغرافیایی ایدوولوژی و مذهب رو تعیین میکنه منتها چون این موضوع مایوس نماينده هست دوستان آسمان ریسمان میبافند!!!
همین دوستمون salmanیا هستاد malacutاگر در نروژ بدنیا میامدند احتمالا یک مسیحی کاتولیک بودند یا اگر در هند یاچین بدنیا میآمدند احتمالا بودایی میشدند و با همین تعصبی که الان از اسلام دارند اون موقع هم خییییلی غلیظ و سفت وسخت از بوا یا مسیح طرفداری میکردند وبر دین اسلام ایراد میگرفتند.
من این بحث رو ساعتها با یکی از روحانیون داشتم آخرش فرمود خب خدارو شکر که درایران متولد شدیم و مسلمان شدیم.
اییینقدر موضوع رو پیچیده نکنید

56:



راجع به مسلمانان چین ، این نیست که اونا بودایی بدنیااومدن و بعد به دین مبین اسلام مشرف شدن بلکه اینا قرنها پیش مسلمان بوده و مسلمان زاده هستند قدمت اسلام در چين به قدمت وحي اسلام به پيامبر مي باشد.

20 سال پس از رحلت پيامبر در وقت خليفه عثمان روابط ديپلماتي در چين بربرنامه شد، تجارت با اقامت همراه گشت تا اين که 80 سال پس از هجرت مساجدي به سبک پاگودا (ساختمان به سبک چيني) در چين ظاهر گشتند.

يک قرن بعد در سال 755 ميلادي هستخدام سربازان مسلمان در ارتش ها و مقامات دولتي از سايشان امپراطوران چيني کاملاً رايج گشت.


57:

این به قول شماربطی نداردبه بحث
پس شاید یک روز دیگربررسی کردیم


ابراز عقیده در اسلام به هیچ وجه حرام نیست!

در جریان خوارج تا وقتی که اونها نوامیس مسلمین را غارت نکرده و آشوب جنگی به پا نکرده بودند حتی در مسجدی که حضرت علی(ع) نماز می خواند او را کافر می خوانند و انواع افترا به ایشان می بستند اما حضرت هیچ واکنشی به اونها نشان نمی داد تا وقتی که دست به شمشیر بردند...


افرین
پس من اگرالان یک یهودی بشوم
وبه درجه خاخام برسم این حق را دارم به راحتی دینم راتبلیغ کنم وحتی مسلمانان راهم ترغیب به واردشدن به دینم بکنم



مطمئنا این دستورات در متن خود اسلام هست:

(فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ)
پس مژده به بندگان من، کسانی که سخن‌ها را می‌شنوند و سپس نیکوترین اون را انتخاب می‌نمايند
پس باید به راحتی بشود اسلام رانقد کرد وتبلیغ دین خودرا کرد؟

نپذیرفته ایم چون ندارد ارتداد بحثی متفاوت تر دارد.
پس من همین الان ازاسلام خارج شوم هیچ مشکلی ندارد؟

گویا پست من رو در ارتباط با ارتداد نخواندید!
خوانده ام
اما دوست عزیزشما که نبایدمعیارحق رامشخص کنید
معیارحق به دست خودش انجام میشود
این نشونه ازادی هست
اگرقرارباشد شمادخالت درانتخاب کنید که دیگرازادی نمیشود جبرهست
دین یک پدیده ای هست که هردینی میگویدحق بامن هست
پس باید هرکس راازاد گذاشت درانتخاب


اما قطعا پذیرفتید دین جبرجغرافیایی دارد
چون اگرنبود باید دهمین ایران اسلامی تمامی ادیان درمدارس ورسانه ها تدریس میشد
منظورم این هست که برای انتخاب عادلانه باید شرایط هم عادلانه باشد
تا هرکسی هرچه دوست داشت بپذیرد
اما غرب کلا این م
متشکرم ازشما

58:

جالب اینه که با همه این اوصاف اعتقاد دارن تقریبا همه امت ژاپن میرن جهنم ولی اکثر امت ایران میرن بهشت...

گویا خدا به ایرانیا نگاه ویژه ای داشته
سوال اینجاست که این چه عدالتیه که اینقد به جغرافیا و محل زندگی انسان بستگی داره؟

59:

بله دقیقا درست میفرمایید
دوستان هم جبرجغرافیایی راپذیرفتند
پس خدانباید برای اینکه ژاپنیهامسلمان نشدندیقه شان رابگیرد
چون جبروجود دارد
واگربگیرد عدالت خدازیرسوال میرود

60:

بعضی از نتایجی که به ذهن بنده میرسد:
۱.

شیوع ایدئولوژی به صورت عمومی و دین به صورت خاص را میتوان به عنوان مجموعه ای از صنایع بشر، با هستفاده از ابزارهای طبیعی و اقتصادی متنوع، مدل سازی و تحلیل نمود.
برای نمونه: دین در تشابهی حیرت انگیز با فرگشت در میان گونه های زنده، با گذر وقت و آزمون و خطای بسیار موفق به تجهیز خود به سلاح های متنوع جهت تداوم بقا شده.

از جمله این سلاح ها میتوان به تاکید شدید بر انتقال آموزه های دینی به نسل بعد در دوران طفولیت اشاره کرد که فقط در میان سیستم های مذهبی مشاهده میشود.

تعیین مجازات های روانی و بعضا فیزیکی شدید و سخت گیرانه برای خروج از دین، و نیز نهی و جلوگیری از آمیزش و وصلت با بیگانگان از دیگر سلاح هایی هست که دین برای حفظ بقای خود در مرزهای جغرافیایی از اون بهره میبرد.
۲.

بخش عظیمی از آموزه های درونی دین و ایدئولوژی های ساخته بشر را میتوان در ابعاد وسیع تری مورد نقد و بازبینی جدی برنامه داد.
برای نمونه ایده هایی مانند معاد و نبوت که از اصول ادیان ابراهیمی به شمار میروند را میتوان با توجه به موروثی بودن دین اکثریت آحاد بشر در طول تاریخ، به راحتی مورد شک و تردید برنامه داد.
۳.

در سیستم های حقوقی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی گوناگون میتوان بازنگری و اصلاحات پايه ی را پیگیری نمود.
برای نمونه میتوان جهت جلوگیری از وضع قوانین حقوقی نابرابر و یک جانبه یا اصلاح نظامات سیاسی تک قطبی و محدود به مرزهای جغرافیایی تلاش و اقدام کرد.


61:

جغرافیا بر آداب و رسوم و عقاید تاثیر داره اما خود شخص هم می تواند منکر این تاثیرات شود

و به طور کامل در جبر برنامه نگرفته، بالاخره انسان اختیار دارد و می تواند بر این جبر فائق آید
+
% زیادی از اروپاییان ک مسلمان شدند، شاهدی بر این مدعاست

اومانیسم

62:

آیت الله جوادی آملی:
«ارتداد اون هست که کسی محققانه دین را بپذیرد سپس دین را کنار گذارد.

در ارتداد یک نکته مهم این هست که شخص پیش از این دین را با برهان منطقی پذیرفته باشد.

...

بنابراین ارتداد یعنی، کسی که یقین معرفت شناختی دارد با این حال دین را به بازی بگیرد و از اون فراخوان بیزاری کند.
»

که بر همین مبنا از این موارد جلوگیری میشه:بازداری از انتخاب کورکورانه،جلوگیری از تحقیر و تضعیف عقاید دینی در جامعه، پایداری نظام اسلامی:(شرح) مارسل بوازار می‌گوید: «علت سخت‌گیری اسلام درباره مرتد شاید بدان جهت باشد که درنظام حکومتی و سیستم اداری جوامع اسلامی، ایمان به خدا صرفا جنبه اعتقادی و درون قلبی ندارد، بلکه جزء بندهای پیوستگی امت و پایه‌های حکومت هست، به طوری که با فقدان اون قوام و دوام جامعه اسلامی متلاشی می‌شود و مانند قتل یا فتنه و فساد هست که نمی‌تواند قابل تحمل باشد.»در واقع اگر برنامه باشد ورود و خروج به اسلام، آزاد و بدون قانون باشد و خروج از اون هیچ سختی به دنبال نداشته باشد، دشمنان اسلام به آسانی وارد اردوگاه مسلمین شده پس از آگاهی بر اسرار مسلمانان و دست‌یابی به مقاصد شوم خود از اون خارج شوند و این مسئله جامعه اسلامی را در معرض فروپاشی برنامه می دهد.


خوانده ام
اما دوست عزیزشما که نبایدمعیارحق رامشخص کنید
معیارحق به دست خودش انجام میشود
این نشونه ازادی هست
اگرقرارباشد شمادخالت درانتخاب کنید که دیگرازادی نمیشود جبرهست

معیار حقیقت چیست؟ آیا هر کسی هر چیزی را که باور کند همان حقیقت می شود؟


دین یک پدیده ای هست که هردینی میگویدحق بامن هست
پس باید هرکس راازاد گذاشت درانتخاب
و این از اصول اولیه و بسیار مهم اسلام هست اما کسی که باتحقیق و برهان عقلی به اسلام رسید نمی تواند اسلام را مسخره کند و دوباره مثل اسباب بازی که دیگر از اون خوشش نمی آید دور بندازد البته بر این نکته تاکید دارم برهان عقلی.

اما قطعا پذیرفتید دین جبرجغرافیایی دارد
چون اگرنبود باید دهمین ایران اسلامی تمامی ادیان درمدارس ورسانه ها تدریس میشد
منظورم این هست که برای انتخاب عادلانه باید شرایط هم عادلانه باشد
تا هرکسی هرچه دوست داشت بپذیرد
اما غرب کلا این م
متشکرم ازشما
من هم فرمودم که یکی از پرتکرار ترین مباحث در قراون مسئله ی جبر هست آیات زیادی این مسئله رو تصدیق می نمايند.
مثل:
((چون به ايشان فرموده شود كه از اونچه خدا نازل كرده هست پيرايشان كنيد ، گايشانند : نه ، ما به همان راهي مي رايشانم كه پدرانمان مي رفتند
حتي اگر پدرانشان بيخرد و گمراه بوده اند))بقره 170
((و چون کار زشتی نمايند گویند: ما پدران خود را بدین کار یافته‏ایم و خدا ما را به اون امر نموده.

بگو: هرگز خدا امر به اعمال زشت نکند.

آیا چیزی را که نمی‏دانید به خدا نسبت می‏دهید؟!))اعراف28
((و چون به ايشان گايشانند كه به اونچه خدا نازل كرده هست و به پيامبر رايشان ، آوريد ، گايشانند : اون آييني كه پدران خود
را بدان معتقد يافته ايم ما را بس هست حتي اگر پدرانشان هيچ نمي دانسته اند و راه هدايت نيافته بوده اند ؟))مائده104

و ...

63:

یکبار دیگه می پرسم

اینکه فرض کنیک جبر جغرافیایی وجود داره چه چیزی رو نقض می کنه؟؟؟؟؟؟؟

64:

جبر جغرافیایی ۹۰ % تأثیر داره مگه فردی بواسطه هوش زیاد بتونه اثر اون تلقینات محیطی و خانوادگی رو در ذهن خودش کمرنگ کنه.
که این بندرت دیده میشه اما غیر ممکن نیست.


65:


بسم الله و له الحمد
بحثی در منابع روایی شیعه بر پايه روایت از امام جعفر صادق مطرح هست که انسان نه مجبور هست و نه آزاد مطلق ( لا جبر و لا تفویض بل امر بین الامرین ! ) همچنین نگاه شود به سنت های تاریخی از دیدگاه قراون !
مثال های تاریخی بسیاری می توان زد که اگر فلان واقع روی نمی داد ، چه می شد و حالا که روی داده ، پس چنین و چنان شده هست! نمونه زیر تغییر دین در جامعه ایران را حداقل از 4000 سال قبل تا اکنون نشان می دهد و این مسئله امام جعفر صادق را تائید می نماید!
1- تحقیقات باستان شناسی وجود دین های جان گرایانه( اونیمستی) را در حدود 3500 سال قبل در ایران اثبات می نماید! به طور مثال نامنامه خدایان کاسی ها ( امتی که نامشان را به دریای «کاسپی »بخشیدند)از دربند کاسی( = کاف کاس = قفقاز و نیز کاس وین = قزوین و غیره ) تا عراق فعلی امتداد داشتند و نیز ایلامیها با معبد مشهورشان ( چغازنبیل)در حال عبادت بت های مونث و مذکر خود بودند !
2- با تشکیل امپراطوری ساسانی در 1800 سال قبل ، دین رسمی ثنوی زردشتی توسط حکومت مورد حمایت بود و تلاش های برای راندن ادیان دیگر توسط حکومت انجام شد ولی وجود اونها در سرتاسر ایران ساسانی کماکان وجود داشت مثل کاشگاهای بودایی در شرق یا یهودیان و یا مسیحیان نسطوری ( که باوقتده محقر امروزی اونها کلیسای آسوری هست با چند هزار عضو ! )
3- با ظهور و گسترش برق آسای اسلام در 1400 سال قبل و بر افتادن ساسانیان - در دوران خلفا در ظرف دو قرن بیش از 80% ( طبق کتاب تحقیق «گروش به اسلام در قرون میانه» و تغییر اسامی افراد در خاورمیانه) جامعه ایران مسلمان شد! و بقیه دین ها به صورت اقلیتهای کوچکی وابسته به خارج از محدوده ایران در آمدند!
4- حملات مغول و دیگر گروه های غارتگر ( مثل تیمور) به زندگی شهری آسیب های جدی وارد آورد و در روستاها موجبات گریز از دین رسمی حکومتی گردید و با ظهور صفویان در 500 سال قبل و افتادن مراکز شهری به دست اونان مذهب شیعه رسمیت یافت و اسلام خلفا به نواحی حاشیه ای ایران مثل کردستان و بلوچستان رانده شد!
5- از حدود 200 سال قبل غربیان برای تضعیف مذهب شیعه که در راس جامعه ایران برنامه داشت ، معجون جدیدی ( از دین مسیحی ، لائیسم ! علوم تجربی ، ماتریالیسم و غیره) را به ایران وارد نمودند که اوج فعالیتهای اونها در تشکیل سلسله پهلوی و بر سر کار آمدن فراماسونهای وابسته به خود به بار نشست! در حالیکه در جوامع مادر اونها دین به یک امر حاشیه ای و شخصی تبدیل شده بود! با ظهور انقلاب اسلامی دولتهای غربی و در راس اونها آمریکا به این فکر افتادند ، با ایجاد و یا تبلیغ فرقه های قدیم و یا نوظهور ( در لفافه تکثر گرایی = پلورالیسم) اثرات مذهب شیعه را در جوامع خود و پیرامون ایران کمرنگ نمایند! .

.

.


با این تفاصیل اگر عقیده جبر گرایان را بپذیریم ؛ دین مسلط و آینده امت جهان و ایران هم اون معجون هزار توی فوق خواهد بود ( چون آمریکا عمده اهرمهای تسلط بر جهان را در اختیار گرفته هست!) و اگر روند تغییر دین توده امت ایران که در مسیر ضد انحصار حرکت نموده در نظر بگیریم ، در نهایت با متلاشی شدن نظام سلطه ، حکومت جهانی مستضعفین از زیر خاکسترهای دین هزارتوی آمریکایی خواهد روید!
با تشکر صالح آبک - وسلام علی المرسلین و الحمد لله رب العالمین 20 / 3 / 94
[/size]

66:

دوست عزیز درپست قبلی هم این راعرض کردی
چرا دوباره تکرارمیکنی
به ان چندسوال جواب بدهید
تااینجاکه متوجه شدم %ورحکم ارتداد بسیارسختگیری میشود

معیار حقیقت چیست؟ آیا هر کسی هر چیزی را که باور کند همان حقیقت می شود؟
قطعا نه
این بدیهی هستش
جالب فرمودید
بسیارخوب اشاره کردید
معیارحق چیست؟
اجازه بده یک مثال بزنم شاید روشن بشود
درعلوم تجربی مثلا کاملا اثبات میشود اگراسیدسولفوریک رابر روی اهن بریزیم یک واکنش شیمیایی به وجود می اید
ایا شمامیتوانید منکران واکنش شوید
یامثلا بنزین را روی اتش بریزیم شعله اش زیادترمیشود
منکراین میشیویم
خیرمگریکدانشمند بیاید واثبات کندواقعیت نیست واتفاق دیگری باعث ان شده هست(البته این جمله من خودش مغالطست)
چون واقعیت هست
امادین وعلوم انسانی ونظری تصورنمیکنم اینگونه باشد
یهودیت میگوید من
زرتشت همینوطور
اسلام همینوطور
مسیحیت همینطور
اما ایاچیزاثبات شده ای برای همگان هست که دقیقا مثل همان واکنش اسیدسولفوریک واهن باشد
هرکس یک چیزرامعیارحق قرارمیدهد
مثلا یک نفرنگاه میکند میبیند مسیح حکومت نکردپس اورا دوست داردچون این معیارش هست
ماکه نمیتوانیم معیارکسی راازش بگیریم
یک نفرمثل من موافق اسلام سیاسی وحکومت پیامبر(ص)است
واین معیارمن هست

و این از اصول اولیه و بسیار مهم اسلام هست اما کسی که باتحقیق و برهان عقلی به اسلام رسید نمی تواند اسلام را مسخره کند و دوباره مثل اسباب بازی که دیگر از اون خوشش نمی آید دور بندازد البته بر این نکته تاکید دارم برهان عقلی.
کسی که به حیقت اسلام پی برد که دیگرمسخره اش نمیکند
به نظرتان این حرفتان باخردجوردرمیاید
فرض بگیریم من به حقیقت اسلام پی بردم
شماچگونه این رادرمیابید که من واقعا این راپذیرفتم
کسیکه نمیتواند ازاحوال دیگری وفکرهای اواگاهی داشته باشد

من هم فرمودم که یکی از پرتکرار ترین مباحث در قراون مسئله ی جبر هست آیات زیادی این مسئله رو تصدیق می نمايند.
مثل:
((چون به ايشان فرموده شود كه از اونچه خدا نازل كرده هست پيرايشان كنيد ، گايشانند : نه ، ما به همان راهي مي رايشانم كه پدرانمان مي رفتند
حتي اگر پدرانشان بيخرد و گمراه بوده اند))بقره 170
((و چون کار زشتی نمايند گویند: ما پدران خود را بدین کار یافته‏ایم و خدا ما را به اون امر نموده.

بگو: هرگز خدا امر به اعمال زشت نکند.

آیا چیزی را که نمی‏دانید به خدا نسبت می‏دهید؟!))اعراف28
((و چون به ايشان گايشانند كه به اونچه خدا نازل كرده هست و به پيامبر رايشان ، آوريد ، گايشانند : اون آييني كه پدران خود
را بدان معتقد يافته ايم ما را بس هست حتي اگر پدرانشان هيچ نمي دانسته اند و راه هدايت نيافته بوده اند ؟))مائده104

و ...
قبلا هم عرض کردیداین قسمت رو
پس جبرجغرافیایی وجود دارد

67:

بسیارزیبا فرمودی
من هم معتقدم مطلق وجود ندارد

68:

اینکه جغرافیا بر عقیده امت تاثیر میگذاره کاملا اشتباه هست!!بلکه این عقیده هست که بر جغرافیا تاثیر میگذاره ...یعنی که وقتی که مسلمان ها به تایلند بروند((فرضا)) تایلند یک کشور مسلمانیت میشود .....پس فرض اینکه چون جغرافیای ایران مسلمانیت هست و امت مسلمان میشوند اشتباه هست بلکه چون اکثریت امت ایران مسلمان هستند ایران یک کشور مسلمانیت هست...................درکش برای متعصبان سخت هست اما این حرف ها از از ذهن یک نابغه در می اید و به راحتی قابل درک نیست

69:

چیز های ساده همیشه حل شده به نظر میرسند غافل از اینکه در سادگی این سادگی هزار تویی طویل هست...شاید جواب من به سادگی اش اشتباه به نظر برسد ولی عین حقیقت هست .

این خلاصه ای از این کتاب هست...مانند ماجرا های چرخش خورشید به دور زمین در حالی که برعکسش خود کتابی دیگر هست!!! به این سادگی!!!!

70:


درود

من واقعا تعجب می کنم !

پرسیدید:


پس باید به راحتی بشود اسلام رانقد کرد وتبلیغ دین خودرا کرد؟
پس من همین الان ازاسلام خارج شوم هیچ مشکلی ندارد؟
من هم فرمودم اگر مسلمان باشید و اسلام با برهان عقلی بر شما ثابت شود و شما وارد اسلام شوید دیگر راه خروج ندارید پس باید از اول نهایت تحقیق رو در انتخاب مسیر زندگیتون مشخص کنید.

قطعا نه
این بدیهی هستش
جالب فرمودید
بسیارخوب اشاره کردید
معیارحق چیست؟
اجازه بده یک مثال بزنم شاید روشن بشود
درعلوم تجربی مثلا کاملا اثبات میشود اگراسیدسولفوریک رابر روی اهن بریزیم یک واکنش شیمیایی به وجود می اید
ایا شمامیتوانید منکران واکنش شوید
یامثلا بنزین را روی اتش بریزیم شعله اش زیادترمیشود
منکراین میشیویم
خیرمگریکدانشمند بیاید واثبات کندواقعیت نیست واتفاق دیگری باعث ان شده هست(البته این جمله من خودش مغالطست)
چون واقعیت هست
امادین وعلوم انسانی ونظری تصورنمیکنم اینگونه باشد
یهودیت میگوید من
زرتشت همینوطور
اسلام همینوطور
مسیحیت همینطور
اما ایاچیزاثبات شده ای برای همگان هست که دقیقا مثل همان واکنش اسیدسولفوریک واهن باشد
هرکس یک چیزرامعیارحق قرارمیدهد
مثلا یک نفرنگاه میکند میبیند مسیح حکومت نکردپس اورا دوست داردچون این معیارش هست
ماکه نمیتوانیم معیارکسی راازش بگیریم
یک نفرمثل من موافق اسلام سیاسی وحکومت پیامبر(ص)است
واین معیارمن هست
پس با این حساب ادراکات حسی معیار حقیقت هستند؟؟

معیار معرفت حقیقی در علوم غیر تجربی چیست؟

کسی که به حیقت اسلام پی برد که دیگرمسخره اش نمیکند
به نظرتان این حرفتان باخردجوردرمیاید
اولا که فرمودم پی ببرد و مسلمان شود نمی تواند اعتقادات دینی را به تمسخر بگیرد.

چون این کار علل سیاسی اجتماعی درد:

طبق بیان قراون گروهی از اهل کتاب برای ایجاد تزلزل در عقاید مسلمانان و در نتیجه تضعیف پایه‌ های نظام اسلامی، به هم کیشان خود سفارش می‌کردند که مسلمان شوند و پس از مدتی از اسلام دست بردارند تا به این وسیله مسلمانان را از دینشان بازگردانند.

[آل عمران72] [مجمع البیان ج2]

مسلما وضع و جعل احکام مرتد دشمنان اسلام را در تحقق این هدف شوم ناکام می‌گذاشت.

و در جامعه جهانی امروز نیز دشمن از چنین ترفند‌هایی هستفاده می‌کند.
(دایره المعارف اسلامی ج2)

فرض بگیریم من به حقیقت اسلام پی بردم
شماچگونه این رادرمیابید که من واقعا این راپذیرفتمکسیکه نمیتواند ازاحوال دیگری وفکرهای اواگاهی داشته باشد

قبلا هم فرمودم در اسلام در اسلام تجسس در حریم خصوصی و تفتیش عقاید حرام هست.
وهمینطور احکام ارتداد در مورد کسانی که رد و انکار خود را آشکار و علنی نمی‌نمايند، اجراء نمی‌شود !

همینطور کسی از ارتداد او با خبر نباشد مجازات نمی شود.

زیرا اعتقاد یک امر قلبی هست.

بنابراین، مجازات مرتد به دلیل جرم و گناه اجتماعى اوست نه عقیده ‏ى شخصى وى .


قبلا هم عرض کردیداین قسمت رو
پس جبرجغرافیایی وجود دارد
فرمودم وجود دارد ولی فرمودم زمینه ساز هست نه عامل!

چنانچه آیات قراون نشان می دهد!

71:

شما فرمودین
اینکه ما متاثر از محیط هستیم،
به این معنا نیست که ما هیچ اراده تغییری نداریم

یه سوال البته ببخشید ها قصد تفتیش عقاید ندارم فقط باب مباحثه میپرسم
شما خودتون چقدر راجب اسلام تحقیق کردین ؟ بعد اسلام آوردین اصلا ابتدا تحقیق کردین معد مسلمان شدین یا ابتدا در دوران نوزادی شهادتین مطالعهبراتون مسلمان شدین بعد تحقیق کردین و باز مسلمان شدین ؟
حالا یک سوال دیگه اگر شمای مسلمان یا من مسلمان در جامعه اسلامی (ایران خودمون )به این نتیجه برسم که نمیتوانم مسلمان باشم (به هر دلیلی )و تغییر دین بدم میدونید که مجازت این عمل چی هست
پس جبر اجتماعی دین و اعتقاد انسان رو میسازه
یه جای دیگه فرمودم به اعتقاد دارم همین بچه حزب اللهی هایی که سوار موتور های اونچنانی میشن و هزار تاکار دیگه میکنن اگر در این دوران و در ایران به دنیا نمیامدن و بر فرض در سرزمین های اشغالی (اسراییل ) به دنیا میومدن یه صهیونیست تند میشدن که فلسطینی ها رو میکشتن

72:

هر کدام از ما که شیعه باشیم و به رساله عملیه، عمل کنیم
مجبوریم که:
یا برای اعتقاداتمان دلیل بیاوریم
یا دینمان پذیرفته نیست


این متن رساله های عملیه ای هست که ما خودمون رو ملزم به تبعیت از اونها میدونیم
و بنده هم مستثنی نیستم

میبنید که هر روز اعتقاداتمان را میاریم در بوته نقد برنامه میدیم.


73:


گرامی این جواب این سوال من بود ؟یا فرار از جواب فرمودن ؟



نوشته اصلي بوسيله jojo1900 نمايش نوشته ها
شما فرمودین
اینکه ما متاثر از محیط هستیم،
به این معنا نیست که ما هیچ اراده تغییری نداریم

یه سوال البته ببخشید ها قصد تفتیش عقاید ندارم فقط باب مباحثه میپرسم
شما خودتون چقدر راجب اسلام تحقیق کردین ؟ بعد اسلام آوردین اصلا ابتدا تحقیق کردین معد مسلمان شدین یا ابتدا در دوران نوزادی شهادتین مطالعهبراتون مسلمان شدین بعد تحقیق کردین و باز مسلمان شدین ؟
حالا یک سوال دیگه اگر شمای مسلمان یا من مسلمان در جامعه اسلامی (ایران خودمون )به این نتیجه برسم که نمیتوانم مسلمان باشم (به هر دلیلی )و تغییر دین بدم میدونید که مجازت این عمل چی هست
پس جبر اجتماعی دین و اعتقاد انسان رو میسازه


74:

سوال شما جواب داده شد
ما موظفیم اسلام را با دلایل عقلی بپذیریم
حتی اگر اون دلایل عقلی در منطق راسل و فرگه و ....

باشد

درمورد اینکه شما نتوانید مسلمان باشید
و این نتوانستن در اثر میل تان باشد و نه در اثر اثبات منطقی
ربطی به اون سوال که از بنده کردید ندارد

در مورد تغییر دین و مرتد و ....

هم دوستان توضیحات کاملی نوشتند

فعلاً هم در این سایت فراری از ما رخ نداده
به بیشتر مباحثی که بنده شرکت میکنم نگاهی بیندازید
خواهید فهمید که چه کسانی فرار مینمايند

75:

حرف داوکینز کاملا درست هست
دین انسان ها وابسته به محل تولد اونهاست.

امروز رو با صد سال پیش مقایسه نکنید
وقتی ارتباط ها خیلی کم باشد تنوع ادیان در مناطق هم کمتر خواهد بود
و فرد دینی رو خواهد داشت که در اون منطقه وجود دارد

76:

بادرود دوباره
من هم دراین موردعرض کردم که کسی که تحقیق کندومسلمان واقعی شوددیگرنیازی نمیبیندخارج شود

پس با این حساب ادراکات حسی معیار حقیقت هستند؟؟
خیر
چگونه چنین چیزی برداشت کردید
اماتصورمیکنم منظورتان ازادراکات حسی همان معیارهای هرکس برای انتخاب هست
ادراکات حسی اگرمنظورتان حواس پنجگانههست نه من چنین چیزی نفرمودم(مزاح)

معیار معرفت حقیقی در علوم غیر تجربی چیست؟
اگرجواتبش راپیداکردید به من هم بگویید
معیاردست خودهرشخص هست
واکنش اهن واسیدسولفوریک نیست که برهمگان نتیجه اش یکی باشد
شما میتوانیدبرای یک لیبرال که تفکردینی نداردثابت کنید نیچه گاندی مسیح حضرت محمد(ص)بنتام مارکس هگل کدام حق هست
این ها راهرکس خودانتخاب میکند
اما واکنش اهن واسیدسولفوریک راکه هرکسی نمتواندبرای خودش برداشت کندوعوض کند
دوست عزیزخیلی سادست علوم تجربی حقیقت اشکاردارند
علوم نظری وانسانی به شخصه معتقدم هرکس ان معیاری راکه دراد انتخاب ویا یک اندیشه میدهد
مارکس خالق سوسیالیسم
حضرت محمد(ص)هم یک چیزارزشمندبرای ماهست
مسیح ونیچه هم همینطوربه مانندگاندی
اما هیچکدوم ازاین بزرگواران تاریخ نمیتوانند واکنش اسیدسولفوریک بااهن رانتیجه دلخواه وطبق اندیشه خود برداشت نمايندوعوض نمايند

اولا که فرمودم پی ببرد و مسلمان شود نمی تواند اعتقادات دینی را به تمسخر بگیرد.

چون این کار علل سیاسی اجتماعی درد:

طبق بیان قراون گروهی از اهل کتاب برای ایجاد تزلزل در عقاید مسلمانان و در نتیجه تضعیف پایه‌ های نظام اسلامی، به هم کیشان خود سفارش می‌کردند که مسلمان شوند و پس از مدتی از اسلام دست بردارند تا به این وسیله مسلمانان را از دینشان بازگردانند.

[آل عمران72] [مجمع البیان ج2]

مسلما وضع و جعل احکام مرتد دشمنان اسلام را در تحقق این هدف شوم ناکام می‌گذاشت.

و در جامعه جهانی امروز نیز دشمن از چنین ترفند‌هایی هستفاده می‌کند.
(دایره المعارف اسلامی ج2)
بهترهست بحث مرتد راتمام کنیم چون دریافتم منظورتان را
برای نقدوبررسی ان قطعا مطالعه بیشتری که کردم ودرصورت نیافتن جواب بازهم ازخودشماکمک میگیریم دوست عزیز
فرمودم وجود دارد ولی فرمودم زمینه ساز هست نه عامل!

چنانچه آیات قراون نشان می دهد!
بله دقیقا من هم عرض کردم که وجود دارد ومطلق نیست
وقران کریم هم دراین باره فرموده هست واوهم میگیود مطلق نیست ومیتواند انسان ازادباشد

77:

با لفظ بازی نکنید
این یعنی اجباز زور بخوای نخوای باید بپذیریم
این همون منطق چماغ و هویج هست ها
اینجور که شما میگید خوبه گذشته مسیحسیت در دوره رنسانس رو هم یه مطالعه بکنید الان مسیحیت رو هم نگاه کنید
والا من کاری به بقیه ندارم من الان دارم با شما مباحثه میکنم و اون جواب شما فرار از بحث بود مثل این جواب شما
توانست و توانایی به منطق ربطی نداره این در حیطه توانایی جسمی هست نه کلاس فلسفه که شما اینجوری میگید
بر فرض مثال آقای xو یا yتا سن 24 سالگی مسلمان بودن یه روز میگه من نمیتوانم دیگه مسلمان باشم اگر تو ایران باشن حکم شرعیشون مشخص هست چی هست این همون جبر جغرافیایی هست

78:

دوست عزیزخودراخسته نکنید
من با313313hدراین باره بحث کردم ایشان هم صراحتاقبول دارند جبرجغرافیایی وجود دارد اما مطلق نیست
ماهم قبول داریم مطلق نیست

79:

نتیجه بحث:
جبرجغرافیایی وجود دارد اما بدان معنانیست که انسان نتواند درانتخاب خود ازادباشد
یعنی چیزمطلقی نیست
اماربه خوبی ثابت کرده هست این موضوع را
پس نظریه ریچاردداوکنزبه نظرمن دراینجاصادق هست


80:

فقط فرموده های امثال شما بازی با لفظ نیست
مابقی بازی با لفظ هست

81:

بله فقط برای اون وری ها مطلق نیست این طرف توفیق اجباری هست

نوشته اصلي بوسيله salmaan نمايش نوشته ها
فقط فرموده های امثال شما بازی با لفظ نیست
مابقی بازی با لفظ هست
پس بدارید خوانند های مطلب قضاوت کنن کی داره با الفاظ بازی میکنه

82:

مگه جلو کسی رو گرفتم که قضاوت خاصی بکنه؟
غیرالفاظ باز

83:

درود

پس در این صورت در علوم غیر تجربی اگر مبنا بر این باشد که هرکس هر راه ی را که انتخاب می کند حقیقت هست پس:

1)هیچ انسانی نمی تواند (در این زمینه) عاقلتر از دیگران باشد؛چون همه هر چه را که انتخاب می کند حق می شود.

2)پس همه ی کاوش های علمی و فلسفی (در این زمینه) بی معنا می شود !
زیرا اگر برنامه باشد بر پايه جمله شما:

هرکس ان معیاری راکه دراد انتخاب ویا یک اندیشه میدهد
پس احمقانه نیست که امت درباره ی آرا و عقاید فرمود و گو نمايند و به حقیقت نایل شوند؟
زیرا هر کس معیاری دارد که انتخاب و یا یک اندیشه می دهد.

ویژگی معرفت حقیقی را قرن ها هست که فیلسوف کبیر یونان افلاطون بر شمرده هست:

1)خطا ناپذیر بودن
2)به امور پایدار تعلق داشتن

اولی ضامن صحت و درستی یک معرفت و ویژگی دوم ضامن دوام و ثبات اون هست.


78 out of 100 based on 63 user ratings 938 reviews