مفهوم و نقد ابطال پذیری


مفهوم و نقد ابطال پذیری



مفهوم و نقد ابطال پذیری
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام

هر چند نقل قولی که از شما گرفتیم در مورد «روح» و «فطرت» و .... است
اما مبنای حرف شما بر این اساس است که: «پدیده های ابطال ناپذیر نادرست اند»

1- اگر نیاز است، مفهوم «ابطال پذیری» روی شرح بدید.
2- بفرمایید که چرا هر ابطال پذیری نادرست است؟
3- آیا قضیه: «هر ابطال ناپذیری نادرست است» خودش ابطال پذیر است؟

چون اگر ابطال ناپذیر نباشد، مطابق حرف خودتان نادرست است.



انفجار بمب های اتمی بر سر شهرهای جهان - آیا جنگ جهانی سوم رخ خواهد داد؟

1:

لزوم ابطال پذیر بودن ایده ها برای شروع تحلیل اونها، یکی از مبانی پايه ی فلسفه علم و روش علمی هست.
لذا بهتر بود به جای نقل قول گرفتن از بنده، کمی در اینباره مطالعه میکردید و بعد مطالب و نقدهای خودتون رو مطرح میکردین تا ببینیم اشکال کار از دید شما کجاست و بشود بحث رو سریع تر جلو برد.


هرمنوتیک


آیامارکسیسم علم وایدئولوژی فاضله است؟

2:

سلام
قضیه "روح وجود دارد" ، یک قضیه تالیفی هست ، پس تحقیق در خصوص صدق و کذب اون معنا
دارد.


بازی دموکراسی چیست؟
و چون روح تعریف مشخصی ندارد و خود ِ خدا هم در قراون کریم نتوانسته تعریفی از اون
ارائه بده ؛ پس گزاره قابل تحقیق تجربی نیست ، و می توان را جز قضایای بی معنی برنامه داد.
اما قضیه " هر ابطال ناپذیری کاذب هست " ، قضیه ای هست تحلیلی ، وصدق و کذب اون از طریق
تجربی بدست نمی آید ؛ این قضیه صادق تحلیلی هست.
باید بین صدق عینی (منطبق با واقع) ، و صدق منطقی (عدم وجود تناقض در دستگاه نظری )
فرق گذاشت.
روح چون قابل تحقیق تجربی نیست ؛ در حکم عدم هست.


مناظره دو غول

3:

خب این چیزی رو که میفرمایید لزوم دارد، اثبات کنید که لزوم دارد چنین باشد
گویا اثباتی برایش ندارید فلذا لزومی ندارد چنین باشد


نیچه قربانی تحریف و سوءاستفاده

4:

سلام

چرا اگر چیزی قابل تحقیق تجربی نباشد، اونگاه میتواند جزو قضایای بی معنا باشد؟
آیا همین گزاره بالای خودتان قابل تحقیق تجربی هست؟


اما قضیه " هر ابطال ناپذیری کاذب هست " ، قضیه ای هست تحلیلی ، وصدق و کذب اون از طریق تجربی بدست نمی آید ؛ این قضیه صادق تحلیلی هست.


اثباتی زیبا از فطرتی بودن خداباوری
فرمودید صدق و کذب اون از طریق تجربی بدست نمی آید، لذا مطابق گزاره خودتان بی معناست

باید بین صدق عینی (منطبق با واقع) ، و صدق منطقی (عدم وجود تناقض در دستگاه نظری ) فرق گذاشت.


ترمودینامیک مخالف فرگشت است
فرق بگذارید، بین هر قابل فرقی، فرق بگذارید، ایرادی نیست

روح چون قابل تحقیق تجربی نیست ؛ در حکم عدم هست.

چرا؟
پس قضایای تحلیلی چون قابل تحقیق تجربی نیستند در حکم عدمند؟

5:

سلام
من نفرمودم همه گزاره هايي كه غير قابل تحقيق
تجربي هستند بي معنا هستند ، من فرمودم قضيه
روح وجود دارد غير قابل تحقيق تجربي هست .


و چون چنين هست ، گزاره بي معنا هست ، مثال
براي روشن شدن :
اژدهاي ٧ سر در مركز خورشيد نشسته داره سيگار
ميكشه !

6:

ما هم میپرسیدیم چرا این گزاره که قابل تحقیق تجربی نیست، بی معناست؟
چرا گزاره های دیگر که قابل تحقیق تجربی نیستند، بی معنا نیستند؟
همین حرف خودتان هم قابل تحقیق تجربی نیست، پس چرا اون بی معنانیست؟

7:

بررسي يك قضيه :
الف - قضايايي كه قابل تحقيق تجربي نيستند
ما را به واقعيت عيني رهنمون نمي كنند .
قضيه الف يك قضيه تحليلي هست -
پس شما نمي توانيد خود اين قضيه را بر خودش حمل
كنيد چرا ؟
چون يك قضيه تحليلي دارد راجع به قضاياي تاليفي
حكم صادر مي كند ، پس صدق و كذب قضاياي
تحليلي را بر تاليفي نمي توانيد جاري كنيد
بنابراين تفكيك اين دو قضيه مهم هست و شما نمي توانيد
بگيد مهم نيست.
لازم نيست خود قضيه الف تحقيق پذير تجربي
باشد ، قضيه الف صادق منطقي هست
قضيه الف چيزي راجع به هستي به شما نمي گايشاند
صرفا قضيه اي هست معرفت شناسانه
پس نقد شما بر قضيه ما دود شد رفت هوا !

8:

منظور از واقعیت عینی چیه؟
چرا قضیه بالا درست هست؟
چرا نمیتواند بر خودش حمل شود؟
مجموعه مورد بحث شما، قضایا است، و اون رو محدود نکردید
یا محدودش کنید و برای محدود کردن دلیل بیارید
یا باید بر خودش حمل شود.

مثلاً ما میگوییم اجتماع نقیضین محال هست
برخودش هم حمل شود، هیچ موردی ندارد

قضایای درست اینگونه اند

مثالهای دیگر:
1- هر گزاره غیرقابل انکاری درست هست
اگر برخودش حمل شود خودش را نقض نمیکند(چون خودش غیرقابل انکار هست)

2- هر گزاره غیرقابل اثباتی نادرست هست.
اگر بر خودش حمل شود، خودش را نقض میکند(چون خودش غیرقابل اثبات هست)
پس نادرست هست.

9:

دو نکته مفید دیگر در رابطه با این پیش فرض نادرست:
پرتال جامع علوم انسانی - پوزیتویسم منطقی و فلسفه تحلیل زبانی

10:

سلام
علم مبتني بر هستقراست ، اين ضعف علم نيست
تعريف علمه ، انسان براي شناخت واقعيت ها ،
روش ديگري غير از علم نداره ، هرچند نقد هاي
هيوم وارد باشه كه وارده ،
اما با اين همه از علم گريزي نيست .
در علم گزاره هاي تاليفي همه بايد تحقيق پذير
باشند ، در غير اينصورت بين گزاره باورهاي صادق و
موجه و خرافات فرقي نيست .
البته شما به اشتباه مي فرماييد همين جملاتت را مگر تحقيق
تجربي كرده اي ؟!
مي گايشانم من راجع به گزاره هاي تاليفي نظر ميدم و قابل حمل
بر گزاره هاي تحليلي نيست .


شما و اكثر اسلاميست ها اين اشتباه را مرتكب مي شايشاند
و با علم مي ستيزيد

11:

سلام

بحث تکراری سودی ندارد
شما به چراهای ما توجه نمیکنی
میگی همین هست که هست
چرا؟


78 out of 100 based on 43 user ratings 68 reviews