چگونه از طریق خواب حوادث آینده را مشاهده کنیم؟؟


چگونه از طریق خواب حوادث آینده را مشاهده کنیم؟؟



چگونه از طریق خواب حوادث آینده را مشاهده کنیم؟؟
سلام


الان سالهاست که ماشین زمان و اختراع اون شده یه نوع ارزو

این یه تفکر عجیبه که ما ماشین زمان را در محدوده عالم فیزیک و مکانیک تصور و ایجاد کنیم


بنظر بنده یک قدرت درونی در وجود همه هست که از ان طریق میتوان به خیلی از موضوعات از جمله دیدن اینده و گذشته برسیم که این همان کنترل خواب است

همه ما به علم هیپنوتیزم و یا ارتباط تله پاتی(ارتباط دو ذهن با هم از راه دور) شاید اعتقاد و اشنایی جزی داشته باشیم
،،شما اگه با هیپنوتیزیم اشنایی داشته باشید،،

باید بدونید که از طریق هیپنو تیزیم میشه ذهن یه فرد رو به گذشته برد(صرفا به گذشته و نه اینده)
و (صرفا ذهن، و نه روح)


اما اثرات کنترل خواب ده ها برابر این دو قدرت فکر تاثیر پذیر تر است


به گونه که اگر هر فردی با کمی استعداد بالقوه میتواند در خواب به اینده و یا گذشته سفر کند


من براساس شناخت و تجربیات بدست امده فهمیدم که برای این عمل اول باید دو کار صورت پذیرد::

اول کنترل ذهن در خواب

دوم کنترل روح در خواب

1.کنترل ذهن اسان تر و پیش زمینه ی ورود به کنترل روح است

کنترل ذهن یعنی اینکه ما در خواب به شرایط برسیم که قدرت تحلیل و خواسته های ذهنی خودمان را همچنان که در عالم بیداری بر ان قائل هستیم در عالم خواب نیز به این قدرت ذهنی توانا باشیم

بطور مثال کنترل ذهن یعنی اینکه تشخیص دهیم که در حال حاضر در حال خواب دیدن هستیم و یا رسید به این قدرت که هر زمان که بخواهیم خود را از خواب بیدار کنیم


کنترل ذهن در خواب یعنی اینکه توی خواب بصورت انی یه چیز رو طلب میکنید و سریع براتون مهیا میشه( بطور مثال من توی خواب تجمسم یک باغ بزرگ و یا اسب میکنم و بخاطر همین تجسم ذهنی اون باغ و یا اسب بصورت انی در خواب برام محیا میشود)


یا مثلا چند وقت پیش خواب دیدم که سگ های بدنبالم هستند و من در حال فرار ولی در نهایت ،فرار من به یه مسیر بن بست خطم میشه ولی من بصورت سریع تصور کردم که این بن بست تبدیل میشه به یه در خروجی
که همین موضوع بصورت واقعی شکل گرفت و بن بست تبدیل به در خروجی شد


کنترل ذهن یعنی اینکه شما توی خواب بتوانید شعر های زیبا با قافیه بگید و یا مسایل سخت ریاضی را حل کنید!!

2.مرحله بعدی کنترل روح در خواب است که رسید به این مرحله و توانایی خیلی سخت تر از کنترل ذهن است

کنترل روح یعنی اینکه شما در زمانی که خواب هستید میتوانید روح خود را جدای از عالم خواب به عالم و دنیایی واقعی انتقال بدی

بطور ساده تر یعنی اینکه درحالی که خواب هستیم روح را به دنیایی واقعی بیاوریم

یعنی روح به گردش در اتاق و یا خیابان و یا هر جایی دیگه

یعنی به پرواز دراورند روح در عالم واقعی و رسیدن به منطقه از زمین به سرعت نور

یعنی کافیه شما فکر کنید که مسافت خانه تا فلان منطقه که کیلیمترها با شما فاصله داره تنها با چشم زدنی طی کنید



اگر کسی بتواند ابن قدرت را بدست بیاورد میتواند سیر زمانی هم را بشکافد


مثلا توی خواب روح خودتون هدایت کنید نزدیک ترین قبرستان و از اونجا وارد عالم برزخ شوید!!



ایا کسی تجربه و یا نظری داره ؟؟





توهم تصادف در منشا حیات!!

1:

من چندین بار سعی کردم اخرین لحظه ای ک خوابم میبره و درک کنم
و بعد ک این اتفاق افتاد هرچی سعی کردم دستمو تکون بدم نمیشد و صدای عجیب قریب میشنیدم بعد هم حس کردم روحم از بدنم خارج شده و به سرعت میچرخه
و این تا چندماه اذیتم میکرد چون قبل خواب حسش میکردم


اختلاف خداباور بی اخلاق با خداناباور بی اخلاق

2:

تو خواب هم خیلی وقتا میفهمم که دارم خواب میبینمو خوابم ولی نتونستم ذهنمو کنترل کنم
و خیلی دوست دارم بتونم
اگه روششو بلدی بگو


تقلب میلر

3:

این ماجرا رو من هم تجربه دارم

در حال که چشمام میتونه ببینه و درک درستی از اطرافم دارم

ولی اصلا نمیتونم تکون بخورم و یه موجود عجیبی به کل بدنم فشار میاره و هموقت گوشام شروع میکنه به وز وز کردن

فقط کافیه یکی از انگشتانتو تکون بدم بعد یدفه از اون حالت خارج میشم

ولی همین تکون دادن دست پا خیلی مشکلیه

خیلی بده مخصوصا اون فشار


خداناباوری تهدیدی برای بشریت

4:

باید یجورایی هستعدا داشته باشی

مثلا من بارها تصور کشهشکان و سیارها کردم بصورت انی مثل واقعیت برام اشکار شدن

بعضی وقتهای صحنه هایی که میبنم خیلی وحشتناک و خفناک میشه بصورتی که از ترس چشمامو میبندم

من خوابای عجیبی میبنم

مثلا خواب دیدم باد سرد میخوره بهم وقتی از خواب بیدار شدم دیدم سرما خوردم!!

و یا خواب دیدم ک گرسنه هستم و غذا میخورم و وقتی که از خواب بیدار شدم احساس سیری داشتم



آیا در آزمایشگاه حیات بوجود آمده است؟

5:

برید بابا...خواب تعلق روح از بدن...چطور میشه برش کنترل داشت...

شما اینارو تو خیالات خودتون ساختید

وبهش پروا دادید

برید دنبال واقعیتها


آیا «فرگشت» جنایات جنگی را محکوم میکند!؟؟

6:

طبق حدیث پیامبر

خواب برادر مرگ هست و روح در خواب از بدن جدا میشود!

شما چون تجربه و اشنایی شو ندارید نمیتونید درک کنید


ای کاش از مکاشفه در عالم خواب کمی مطلب میخواندید


نیچه و فلسفه پارسی

7:

دیدن آینده که دست ما نیست.
جن با اون عظمت اجازه نداره از آینده با خبر بشه چه برسه به ما(قران یه اشاره ای بهش کرده)
ولی خب حتما برای بعضیا پیش اومده که (ناخواسته) توی خواب اتفاقاتی رو ببینن که چند روز بعد به وقوع بپیونده.


انتقاداتی به خداباوری
که دیدنش دست ما هم نیست.

فرمودی این متون شناخت و تجربیات خودت هست؟
یعنی توی خواب روحت میتونه طی الارض کنه و به همه جا سرک بکشه و از اتفاقات با خبر بشه؟
اگر به این ها نرسیدی چطور میتونی از وجودشون حرف بزنی؟

8:

من نفرمودم طی ارض کردم


ولی میدونم که از طریق خواب و قدرتهای انتقال ناهنجاری وقت مکان زیر پا گذاشت

اما امکانش سخته

9:

یعنی خوابت صحنه داره که اینطور حرف میزنی

10:

باورش برای هر کسی راحت نیست....


فرمودن بعضی حرفها يسری توفيقاتو از آدم میگیره....


چیزی شما فکر میکنید نبوده و نیست....


11:

توکه روز 4 ساعت میخوابی چطور وقت میکنی خواب ببینی

12:

اونم ن یک خواب....


زیاد خواب میبینم تو همون ۴ ساعت....


13:

این حالت ممکنه واسه همه پیش بیاد
فکر کنم بختک که می گن همین باشه

14:


منبع کجاست؟
بله ، درست هست مطالب این مقاله.

من کنترل ذهن را دارم ، یعنی وقتی خواب میبینم میدانم که خواب می بینم و همینطور هر وقت که بخواهم بیدار میشوم .

(البته وقتی که ارامش داشته باشم )
ولی کنترل روح جالب بود ، و نمی دانم چطور میسر می شود .

البته تا حدودی هم میتوانم کنترل بکنم که چه خوابی ببینم.

( فقط هنگامی که از نظر روحی ارام باشم ، می توانم.)
این مسئله با هوشیار خواب بودن هم در ارتباط هست.
به بختک اعتقادی ندارم.

15:

جن با اون عظمت؟
تا جایی که من میدونم انسان اشرف مخلوقاته
و تواناییش از جن هم میتونه بیشتر باشه
با توجه ب داستان حضرت سلیمان
ک یک انسان زودتر از جن تخت رو اورد

16:

بختک که امت عام میگن یک گرفتگی عضلانی و تنفسی در خوابه که یکی از مشکلات خواب هست
ولی اینی که ما میگیم با اون فرق داره

17:

با سلام.
چند وقت پیش مطالبی درباره تجربه نزدیک به مرگ خونده بودم و واقعا هم ترسیده بودم.

اون شب فکر کنم اتفاقاتی برام افتاد که نمی دونم چی بوده.

در واقعا توی اتاقم خوابیده بودم و همه در و پنجره ها هم بسته بودن ( به خاطر زمستان).ساعت دو نیم خوابیدم.

اون شب یه بازی فوتبالم داشت از تلویزیون می داد.

پدر و برادرم هم داشتن اونو نگاه میکردن.
نزدیک ساعت سه شب نمی دونم خواب دیدم یا احساس کردم روحم از بدنم جدا شده و داشتم در اتاق رو باز می کردم ولی نمی شد.

فکر کنم دستگیره رو لمس نمی کردم که از ترس بیدار شدم.

باور کنید داشتم صدای پدر و برادرمو که تو اون اتاق بودن و داشتن فوتبال می دیدن رو هم می شنیدم. دوباره خوابیدم و پس از چند ساعت نزدیک طلوع افتاب بود که احساس کردم روح سرگردانم و دارم توی یه مزرعه ای قدم می زنم.

فکر می کردم امت و این هم خواب نیست و واقعا روح شدم.

از ته دل از خدا خواستم که پیشش برم.

یک دفعه دیدم داشتم به آسمان پرواز می کردم که تو وسطای راه ترسیدم و توبه کردم و دوباره انگار به زمین برگشتم و از خواب بیدار شدم.

این بارم ترسیده بودم.


18:

از نظرمن خوابهایی که میبینیم همش ناشی از ذهن ماست که شامل خواسته ها.امیال.ناخوداگاه.ترسها میشه و خوابهای صادقه هم بر اثر کنترل روح ماست که ب جایی از اینده میره و بعد میبینیم اون اتفاق افتاده
پس این دو چیز کاملا اثبات شدس
حالا برای کنترلش باید علمش رو بدست اورد نه اینک فرمود وجود نداره
من یه جا خوندم انسان اگه بخواد با تمرکز میتونه رو اب راه بره یا پرواز کنه مثل مرتازها
پس این هم وجود خواهد داشت

19:

مثل این خواب هم من تجربه کردم
این خوابها دونوع اند
یا توهمات و ناخواگاه ماهستند
یا واقعا کنترل ذهن و روح

20:

فرق میکنه.
نژاد جن یه سری قدرت های ذاتی داره که از انسان سرتر هست و به گرد پاش هم نمیرسیم.
اون بحث اشرف مخلوقات و...

هم برای یه تعداد محدود هست نه من و شما

21:

انسان اشرف مخلوقات و من و شما و کسای دیگه نداره اگه خودمون بخوایم میتونیم
ی مرتاز هندی نه شیعه هس ن عقاید درستی داره پس چطور میتونه رو هوا خودشو نگه داره فقط با تمرکز و کنترل ذهن و روح
انسان میتونه رو جن کنترل داشته باشه و ظاهرش کنه ولی جن اجازه ی اینکارو نداره.


22:

این متن نوشته خودمم هست

بعدشم بیدار شدن از خواب کمترین و ابتدایی ترین مرحله از کنترل ذهنه

23:

والا من که آرزومه اون چیزایی که تو خواب میبینم به واقعیت تبدیل بشه :(‌

نه اینکه همش باعث بشه سپس بیدار شدن ساعت ها گریه کنم

24:

میتونی از طریق خواب با عشقت ارتباط بربرنامه کنی

مثلا ازش بپرسی که ایا دوست داره ؟؟

جدی میگم

25:

اوووووم فکر خوبیه ! اما نه وقتی که دیگه نداریش ! :(
فعلا که تنها جایی که میتونم ببینمش همین رویاهای شبیه به کابوسه !

26:

حتما همین طوره چون من زیاد راجع این مسائل آگاهی ندارم
با توجه به حالت هایی که فرمودن من فکر کردم باید بختک باشه چون در اون مواقع انسان تقریبا یه هنچین حالتی پیدا می کنه

27:

خیلی بد آدم بدون که چه اتفاقی برنامه بی افته(سوپرایز زندگی از بین میره)
من اتفاقاتی که در چند روز می افته را میتونم ببینم وحسش کنم (چه خوب چه بد)این خیلی بد
عصابم بهم میریزه

28:

پتانسیلش در همه وجود داره ولی چند % انسان ها میتونن به درجه ای برسن(و رسیدن) که لایق این لقب باشن؟
ی مرتاز هندی نه شیعه هس ن عقاید درستی داره پس چطور میتونه رو هوا خودشو نگه داره فقط با تمرکز و کنترل ذهن و روح
"جادو" ، به جای پیشرفت، بدتر میفرستت ته سیاهی
هندیا که دیگه به این سحر بازیا معروف هستن

29:

مرتاز جادو نمیکنه

30:

خب چون هنوز علمش برا همه معلوم نشده
شاید کسایی ک ب قول شما مقرب الهی اند علمشو دریافت کردن
ولی دلیل نمیشه ک فقط اونا بتونن

31:

نمونش؟

32:

فرمودم ک مرتاز ها
و خود ما ک تجربه هایی از خواب صادقه داریم
و خیلی هایی ک تجربه های دیگه ای دارن

33:

همچنان جادو گرچه همون مرتاض هم عمرا نتونه آینده رو خبر بده(خیلیاشون که شعبده بازن)
محض تنوع
و خود ما ک تجربه هایی از خواب صادقه داریم
و خیلی هایی ک تجربه های دیگه ای دارن
تجربه با کنترل کردن فرق داره.

دیدم حتی افراد کثیفی که هیچ علمی هم ندارن و حداقل یه بار این خواب ها رو میبینن.

تو این حالت نه ربطی به علمش داره نه به روح بزرگ و....
کی میتونه ادعا کنه به صورت دل بخواهی میتونه آینده رو ببینه؟
اینا بیشتر خواسته های بی سرانجام هستش که توی اینترنت مطالب بی فایده و زیاد و حتی تمرین های عجیب غریب دربارش نوشته شده.
یه کتاب میخوندم درباره پادشاهی که در طول عمرش بارها سعی کرد به امواج فرمان بده ولی موفق نشد.

احتمالا طرز فکر ما رو داشته

34:

مرتاز جادو نمیکنه این صدبار

35:

در وقت قدیم هم بودن کسانی شبیه شما ک فیلسوفها و دانشمندان رو جادوگر خطاب میکردن و علم بدست اوردن یک علم رو غیر ممکن میدیدند و یا فقط داشته ی ادمهای الهی میدانستند...

36:

با با ایول داره با با دمت گرم لایک داری
واقعا میوتنستی لجطه بخواب رفتن را درک کنی خیلی کارت درسته
من که هرکاری کردم نشد یا بخواب میرفتم یا اگه خیلی مقاومت میکردم دچار بیخوابی شدید میشدم ایا روش خاصی بکار میبری برا اینکار میشه توضیح بدی واقعا نیاز به رسیدن به مرحله پیش از خواب دارم

37:

بدبختی را میبینید

غربی ها دنبال ساختن ابرکامپیوتر های قوی تر هستند که آب و هوا را در آینده بهتر پیش بینی نمايند و ما به دنبال پیشگویی آینده با خواب!!!!!!!!!!

همین در همین خواب گرفتار بمانیم سنگین تر هست.

خواب خرگوشی که بالاخره باید فرق جهان سومی و کشورهای پیشرفته را مشخص کند.

تاسف بر انگیز هست.


38:

دوست عزیز آیا در این مورد کتابهایی سراغ دارید که بتونه راهنمایی و آشنایی کاملی به من بده تا بتونم کارایی که فرمودید و انجام بدم ؟

39:

باید تمرکز کنی خیلی شبا سعی کردمو نشد و مثل شما بی خواب شدم
باید خودتو ازاد بذاری و ذهنتو هم ازاد و از بخواب رفتنت جلوگیری نکنی
لحظات اخر خواب هوشیاری ادم میاد پایین و ذهن پراکنده میشه اگه بتونی ذهنتو کنترل کنی میشه
تو یوگا هم روشایی داره مث اینک 5 دقیقه ب هیچی فکر نکنی و تا برسه ی ساعت اینا قدرت تمرکز و کنترل ذهنا بالا میبره

40:

سلام خیر

ولی رسیدن به این مراحل باید هستعداد درونی داشتی باشی

یعنی از سن پایین بدون هیچ پیش فرضی با این کارها در خواب مواجه شده باشی

41:

ممنون
من دارم سعی مکنم به چیزی فک نکنم مثلا توی خیابون که میرم یا توی اتاقم کلا هرجا که هستم منم به این نتیجه رسیدم خاموش کردن ذهن قویترین تمرین برای کارای متافیزیکی هست
ولی یه مشکل لحظه اخر که سعی میکنم به چیزی فک نکنم بد تر میشه چون کامل اختیار هوشیاریم را از دست میدم و خواب میبرتممممممم به خودش

42:

به نظرمن در قرن بعدی علم متافیزیک اصل برنامه میگیره ب جای علم ساینس

43:

سلام تمرین خاصی انجام دادیییییی که توی خواب میفهمی خوابی

44:

دوست عزيز شايد چيزى كه مى نايشانسم كمى به باور ها يا اعتقاداتى كه نسيت به خواب يا سفر در وقت درون ان داريد لطمه بزند و بايد به خاطر اين كار از من ناراحت باشيد ولى خواهشا راه خودتون رو در پيش بگيريد و اگه از اين بايت مطمىنيد خب كار خودتون رو بكنيد چون اينها باور هاى شماست و به من ربطى ندارد
ولى بگزاريد برايتان علمى بگايشانم، از ديگاه فيزيك و نظريه هاى جديد اگر مثلا نظريه هايى مثل جهان موازى را در نظر نگيريم حركت واحد اصلى جهان هست و وقت و مكان دو عضو اصلى ان هستند كه در اثرش به وجود مى آيند پس يعنى بدون حركت در جهان نه زنامى وجود دارد نه مكانى، منظورم از حركت حركت بدن شما نيست منظورم حتى حركات ريز ترين ذرات تشكيل دهنده عشتى يا كل وجوديات درون ان هست، چون همه حركت دارند پس وقت نمى تواند از حركت پيشروى كند و با ان پيش ميرود كه در اين صورت شما نمى توانيد در حال حاضر اينده راببينيد

حال درباره خواب برايتان مى گايشانم، ذهن انسان يه توانايى جالبى كه داره ارتباط دادن مسايل به يكديگر هست كه هميشه به نحوى در حال انجام هست، و خواب چيزى هست برگرفته از اتفاقات روز ادم و مهم تر از همه ناخودآگاه ادم كه ريشه در روان و رفتار ادم دارد
و بخش كمى از احساسات ادم، به همين دليل انسان هيچ كنترلى روى خواب خود ندارد چون همانطور كه فرمودم خواب از ناخودآگاه نشات ميگيرد ولى ممكن هست شما موضوعى را چنان بزرگ كنيد كه وارد ناخودآگاهتان شود در نتيجه اين امكان پذير هست،
شما نمى توانيد هيچ چيزى فرا تر از تصوراتتان رو در خواب ببينيد و هيچ روحى هم در كار نيست، همانطور كه فرمودم حتمى گاهى اوقات احساس ميكنيد اتفاقى كه در حال رخ دادن هست را در خواب ديده ايد ولى اين يك ضعف مغز هست چون در خواب شما چيز هاى را كه ميبينيد خيلى دقيق نيستند و واضح نيستند پس اگر شما در واقعيت چيزى را ببينيد كه كمى شبيه ان چيز هاى غير واضح در خوابتان بودند مغز اين طور تلقى مى كند كه شه شاهد تمام اين اتفاقات بود و اين حس فقط در ان لحظه ايجاد ميشود، با توضيحاتى كه فرمودم متوجه ميشايشاند كه عملا خواب هيچ ربطى به مسايل ندارد و اين فقط اشتباه مغز هست كه گمان مى كند به مسايل روزمره مربوط هست

حال درباره هيپنوتيزم برايتان بگايشانم،خاطراتى كه در گزشته اتفاق افتاده و همراه با محركى(منظورم يه چيزى هست كه باعث شود ان خاطره حفظ شود مانند اتفاق بسيار بدى يا اتفاق بسيار خوبى) بودند در حافظه بلند مدت ذخيره ميشوند و در نتيجه بين ميليون ها خاطره ديگه در حافظه بلند مدت گم ميشوند، وقتى فردى را هيپنوتيزم مى كنيم از فرد مى خواهيم تا انقدر تمركز كند.

تا ذهنش صحنه اى مانند ان هاطره را در خودش تجسم كند و همان طور كه فرمودم مغز علاقه به ربط دادن مسايل مشابه به يكديگر دارد، پس وقتى چيزى را شبيه ان خاطره تجسم مى كند ناگهان مغز بين اين تجسم و خاطره ارتباطى مشاهده ميكند و ان را دوباره از اعماق حافظه بلند مدت بيرون كشيده و وارد حافظه كوتاه مدت مى كند، در نتيجه فرد ان را به خاطر مياورد همين

و حال درباره تلپاتى و ابنجور چيز ها بگايشانم، مغز درعين پيچيدگيش قابليت تلقين پذيرى زيادى دارد در نتيجه اگر شما چيزى را واقعا به خود ببورانيد ان چيز براى شما واقعى مى شود مثلا اگر باور داشته باشيد كه وقتى مى خوابيد ناگهان موجودى روى شما مى ايد همان طور كه فرمودم اين تلقين شما وارد ضمير ناخودآگاهتان ميشود و ان موقع برايتان واقعى ميشود پس به هر چيز كه باور قطعى داشته باشيد ان چيز فقط براى شما واقعى هست

اگر توضيحى در بخشى خواستيد بگايشانيد تا برايتان شرح كنم

45:

برعکس...

اتفاقا سحر هم یک علم هست
بفرمایید گالیله، گردش زمین رو اثبات کنید
بفرمایید آینده بچه ها رو بگید یا یک نفرو بیارید که از آینده ما خبر بده.

خدا رو چی دیدی شاید حق با شما باشه.
دیگه برنامه نیست به اسم تمرکز و قدرت های ذهنی و...

آسمون رو به زمین بدوزیم.

یه سرچ ساده توی نت کنید ببینید چه داستانایی سر هم کردن

46:

اولا در خواب وقت مکان معنا ندارد

شما ممکن هست ساعتهای طولانی در حال خواب باشید اما وقتی که از خواب بیدار میشود و نگاه به ساعت میکنید متوجه میشود که مثلا تنها 1 ساعت از خوابتان گذشته و بعضا این موضوع عکس میشود

این اتفاق برای همه پیش امده در هنگام چرت زدن وقتهای زیادی برایشان سپری میشود اما در عمل متوجه میشوند که کمتر از چند دقیقه از چرت انها نگذشته!!


خواب چيزى هست برگرفته از اتفاقات روز ادم و مهم تر از همه ناخودآگاه ادم كه ريشه در روان و رفتار ادم دارد
و بخش كمى از احساسات ادم، به همين دليل انسان هيچ كنترلى روى خواب خود ندارد
خواب همیشه از اتفاقات و ضمیر ناخودگاه روزمره سر چشمه نمیگیرید..

این یک موضوع اثبات شده هست که بعضی از رخ دادهای اینده پیش از اتفاق افتادن ان برای فرد در خواب نمایان میشود.

به همين دليل انسان هيچ كنترلى روى خواب خود ندارد
شما ادعا میکنید که انسان هیچ گونه کنترلی در خواب ندارد

این در صورتی هست که در همین پست افرادی نظر گذاشته اند و از خواب بودن خود و نحوه بیدار کردن خود از طریق هوشیاری نسبی در خواب سخن فرموده اند


شما نمى توانيد هيچ چيزى فرا تر از تصوراتتان رو در خواب ببينيد و هيچ روحى هم در كار نيست،
شما چون تجربه نداشته اید نظرتان به این شکل هست..

در ضمن اینکه ما بگویم در خواب هیچ روحی وجود ندارد حرف خیلی عجیبی هست

غیر از حدیث معروف پیامبر که خواب را برادر مرگ میداند

اندیشمندان غربی بر این موضوع که در وقت خواب روح از بدن جدا و به گردش در میاید متفق نظر هستند

47:

این همون «وقفه ی تنفسی»هستش که بیشتر ناشی از نرسیدن خون به مغزه.
بهتره وقتی میخوابین یه چیزی زیر پاهاتون بزارین تا انتهای پا بلند تر از سر باشه و خونرسانی به سر راحت تر انجام بشه.در اینصورت دیگه این اتفاق براتون پیش نمیاد.

چون خود من هم برام خیلی این اتفاق پیش میاد و هر وقت اینکارو میکنم حالم خوب میشه

48:


سلام .

نه انجام ندادم.
مثلا یادمه خواب دیدم امتحان داشتیم بعد دوستام داشتن میخوندن عین ...

.
بعد من بهشون فرمودم دارم خواب میبینم نخونید بچها ،،
و اونام فرمودن توهم زدی ! منم بهشون می خندیدم .

مهم ترین عامل ارامش روح و اعصاب ، برای کنترلش هست

نوشته اصلي بوسيله persian.ir نمايش نوشته ها
این متن نوشته خودمم هست

بعدشم بیدار شدن از خواب کمترین و ابتدایی ترین مرحله از کنترل ذهنه

و مراحل بعد چیست ؟
بیدار شدن و یا ادامه دادن به خواب..
یه وقتایی هم تغییر دادم ولی با شرایط فیزیکی بیرونی.

49:

منظورم اینه بیدار شدن از خواب کار ساده هست

اگر در خواب به این توانایی رسیدید که خواب خود را به دلخواهی که میخواهید شکل دهید

انوقت یعنی کنترل ذهن شما بر خواب در مرتبه ی بالایی برنامه دارد

50:


من وقتی خواب بد می بینم بیشتر اوقات متوجه می شم البته بستگی به نوع خوابش داره بعضی از خواب ها انقدر واقعین که تا چند روز درگیر می شی ادم ولی بیشتر خواب ها اینطور نیستن در این مواقع تو خواب به خودم میگم خوابِ و به چند لحظه قبل خوابم برمی گردم و همه ی اتفاقات بد رو تغییر می دم هرجند حس بدش از بین نمی ره ولی حداقلش اینه اون اتفاق بد نیفتاده

51:

من بچه بودم یه بازی اختراع کرده بودم البته شاید اختراعی نبوده باشه ولی جایی یاد نگرفته بودمش اونم این بود وقتی می رفتم تو تختم مرحله مرحله از خودم دور می شدم چشمامو می بستم اول خودم رو از روی سقف تصور یم کردم بعد بالاتر بعد بالاتر تا از مدار زمین خارج م یشدم بعدش مثلا دیگه خیلی رها بودم و تو فضا می چرخیدم و چون جسم نبودم اسیبی نمی دیدم البته نه همینجور الکی باید تمرکز می کردم مثلا چند وقت پیش باز خواستم اینکار رو کنم ولی نشد اصلا تمرکزم خیلی کم شده بود ولی یه حس خوب بی وزنی به ادم دست می ده و همین که راحت خوابم می برد از شمردن گوسفند هم بهتر جواب می داد : دی

52:

میدونم چی میگید
مثلا من هم تمام افکارمو با یه پاکن پاک می کنم.

نوشته اصلي بوسيله persian.ir نمايش نوشته ها
منظورم اینه بیدار شدن از خواب کار ساده هست

اگر در خواب به این توانایی رسیدید که خواب خود را به دلخواهی که میخواهید شکل دهید

انوقت یعنی کنترل ذهن شما بر خواب در مرتبه ی بالایی برنامه دارد
ربط تاپیک به حوادث اینده؟

53:

ربطش اینکه اگه بتوانیم بصورت کامل به مرحله دوم یعنی کنترل روح برسیم

انوقت میشود که از طریق عالم خواب و ماورا اینده و یا گذشته را مشاهده کرد





54:

شاید ربطش اینه شما تو خواب به وقت اینده سفر کنید البته از نظر علمی نظر خاصی ندارم خیلی پیگیر نبودم ولی تجربه داشتم طوری که دوستام رو خوابام حساب ویژه باز می کنن

55:

دخترا چقدر تو متافیزیک قوی هستن دی:

56:


کنجکاو شدم.

بیشتر توضیح بدید .راجب حوادث اینده.
خوابهای من همیشه با حوادث اینده رابطه ای دارند.
به فرض مثال اگر خواب عمویم را ببینم میدانم که فردا ایشان را میبینم.حس میکنم مربوط به حس ششم باشد.
مخصوصا مرگ ها .


یادم هست که یکبار خواب دیدم سگ همسایمان مرد ، و فردایش همسایمان فوت کرد.

57:

توضیح داده شده

خواب یه مسله خیلی پیچیده

انقدر وسعت داره

ما هنوز نتونستیم یک %شم کشف کنیم

58:

چگونه من راراهنمای کنیدلطفا

59:


امید وار بودم این توضیحاتی که در بالا برایتان نوشتم رویتان حداقل تاثیری که بگزارد این باشد که گمی تحقیق در سایت های پزشکی یا حد اقل کمی تامل درباره واقعیت کنید, ولی انگار این توضیحات روی شما هیچ اثری نداشته, دوست عزیز بهتر هست به فکر پیشرفت ایندمان باشیم تا بخواهیم خرافات را گسترش دهیم

60:

دوست عزیز من بعید بدانم شما بخواهید باورتان را تغییر دهید ولی حداقل بگزارید جوابتان را بدهم
من کامل توضیح دادم که چرا انسان فکر می کند رویداد های اینده را در خواب دیده هست به صورت کامل وساده برایتان فرمودم فکر کنم ان بخش نوشته را نخاندید

خواب همیشه از ضمیر ناخودآگاه چشمه میگیرد واگر کمی با دقت می خواندیدمی فهمیدید من فرمودم اگر چیزی را وارد ضمیر ناخودآگاهاتن کنید یعنی هی درباره ان مسیله فکر کنید انوقت ان را درخواب میبینید
من کلی درباره تلقین برایتان حرف زدم و کلی دربارهاینکه چگونه چیزی را که می خواهید درخواب ببینید
انگار شما اصلا متنی را که نوشتم نخواندید ,یک بار دیگه باح,صله کامل ان را بخوانید خواهشا تا هی سوال های که جوابشان را دادم نپرسید

درضمن خواب هیچ ربطی به مرگ نداره درموقع مرگ مغز انسان کامل از کار می افتد ولی در موقع خواب در حال پردازش هست که باعث میشود شما خواب ببینید
مغز چهار نوع موغ خاص از خود رها می کند به نام های الفا بتا دلتا تتا,
در این بین فقط موج دلتا هست که وقتی از مغز خارج شود نشانه خواب عمیق هست و انواع خواب این موج به rem و non rem تقسیم میشوند, در کدام از حالات امواج مغزی شما یک حالت ذهنی را به خود میگیرید , اینها انقدر پیچیده هست که بعید بدانم متوجه شوید باید خودتان کمی مطالعه کنید تا دیگر از روی هوا حرف نزنید

61:

حرفت درسته

صورت اولیه خواب از طریق تجربیات روزانه شکل میگیره

اما فضای خواب فقط به همین محدوده کوچک ختم نمیشه

بله تلقین تاثیر فراوان دارد در فعال کردن ضمیر ناخوداگاه چینش خواب طبق ان تلقینات

در مورد ربط مرگ و خواب

حضرت علی میفرماید

انسان در هنگام خواب بین دنیا و برزخ قدم بر میدارد ...

این یه موضوع روشنه که ممکنه ما بخوابیم اما فردا بلند نشویم!!

تعریف اصلی مرگ ب خارج شدن روح از بدن بر میگردد


ایستادن قلب و مغز حالت انتزاعی مرگ را دارد

چنانچه بارها مشاهده شده هست فردی دچار مرگ چند ساعته و بعضا چند روزه میشود اما به ناگاه دوباره ب زندگی بر میگرد

دید شما به همه چیز برپايه عالم ماده هست

کمی هم به عالم معنا باور پیدا کنید

خیلی از اتفاقات اینده مثل مرگ میر توسط خواب برای افراد نمایان شده

چطوور میشه انکار کرد

62:

ماده بدون معنا به هیچ وجه قابل تجسم نیست پس هیچکس نمی تواند در عالمی به نام ماده و جدا از مفهوم صحبت کند حتی من ,پس نتیجه میگیریم دید من علمی هست ,دوست عزیز ,نه اون چیزی که شما فرمودید
میشود یک نمونه را برایم مثال بزنید که فردی پس از مرگ چند روز دیگر زنده شود, چون همچین چیزی از لحاظ پزشکی کمی خنده دار هست , فکر کنم منظورتان فردی هست که به کما می رود نه اینکه بمیرد

دوست عزیزمتشکرم از اینکه سعی نکردید توجیه کنید و قبول کردید ولی در دنیای پزشکی روح همان مغز هست و مرگ در هر دوره ای میتواند رخ دهد حتی در خواب پس لزوما به خواب مربوط نمی شود
در اخر اینکه باور کنید ذهن انسان بلوتوس ندارد که بخواهد با جای غیر از نخاع اتصال داشته باشد که بخواهد آینده را ببیند یا هر چیز دیگر, شما و مغزتان تنهای تنها هستید دوست عزیز, چیزی این بین وجود ندارد این درباره همه صدق میکند

و راستی این را هم اضافه کنم فضای خواب تا جایی محدود میشود که ضمیر ناخودآگاهتان ان را نخواهد و غیر از این تمام محیط ها توسط مغز ساخته میشود

63:


64:


ارتباط باارواح در عالم بیداری و خواب‌، برای برخی اتفاق افتاده که به دو مورد اشاره می‌شود:
الف ـ پیامبر اکرم به سلمان فارسی فرمود: هنگامی که مرگت نزدیک شود، مرده‌ای با تو سخن می‌گوید در مرضی که سلمان‌(رض‌) در اون از دنیا رفت‌، دستور داد او را به قبرستان ببرند؛ با صدای بلند بر مردگان سلام کرد و فرمود‌: من سلمان فارسی هستم‌، دوست دارم یکی از شما با من سخن بگوید؛ روح مرده‌ای جواب او را داده فرمود‌: هر چه می‌خواهی بپرس‌، سلمان پرسید:آیا اهل بهشتی یا دوزخ‌، فرمود‌: بهشتی هستم‌، هم چنین او درباره چگونگی مرگش و اوضاع و احوال پس از مرگ‌، پرسش‌هایی نمود و جواب شنید، سپس فرمود او را به منزل بردند، شهادتین بر زبان جاری کردو جان به جان آفرین تسلیم نمود.
ب ـ در یکی از شهرهای ایران مرد مؤمن و پرهیزکاری از دنیا می‌رود، مدّتی پس ازمرگ به خواب پسرش می‌آید و می‌گوید: پانصد تومان به فلان فرد بدهی دارم‌، قرض مرا پرداخت کنید تا مشکل من برطرف گردد، پسر به این فرموده اعتنا نمی‌کند، پس از مدّتی دوباره پدرش را در خواب می‌بیند و پدر همان تقاضا را تکرار می‌کند.

پسر می‌گوید: شما نشانه‌ای بدهید که یقین کنم بدهکارید، می‌گوید: به یاد داری روزی انگشتر من گم شد، هر چه جست و جو کردیم پیدا نشد؛ همان روز بر اثر باران فراوان‌، دیوار اطاقک روی چاه منزل خراب شده بود و دو نفری اون را تعمیر کردیم‌، انگشتر در لابه‌لای گِل‌ها در فلان گوشه دیوار هست‌، پسر تا از خواب بیدار شد، اون محل را با تیشه‌ای تراشید و انگشتر را یافت‌، سپس پانصد تومان را به طلب‌کار پرداخت نمود.
بنابراین‌، رابطه روح مرده یا افراد دیگر، در مواردی امکان‌پذیر هست‌، لکن چنین نیست که در هر شرایطی این امر تحقق پیدا کند؛ البته از روایات هستفاده می‌شود که روح مرده در بعضی اوقات‌، به ویژه در شب و روزهایی که انتظار مردگان برای احسان و نیکی به اون‌ها بیش‌تر هست‌، مانند شب‌های جمعه و قدر، به خانواده خود سرکشی کرده التماس می‌کند که به یاد من باشید و به من کمک کنید؛ با سیر کردن گرسنه‌ای و یا پوشاندن برهنه‌ای‌، مرا یاری کنید، لیکن چنین نیست که بستگان وی ندای او رابشنوند، و این هشداری هست که باید به یاد مردگان بود و با انجام کارهای نیک به نیّت اون‌ها، کمی از مشکلات اون‌ها در جهان برزخ را کاهش داد.
در مورد دیدار روح مرده از بستگان خود، روایات فراوان رسیده که دو نمونه از اون‌ها در این جا بیان می‌شود:
1.

اسحاق بن عمّار می‌گوید: از موسی بن جعفر(ع)پرسیدم‌: آیا روح مؤمن که مرده‌، به زیارت خانواده خود می‌آید، فرمود: آری‌، عرض کردم‌: در چه مدت و وقت‌، فرمود: به مقدار رتبه و فضیلتی که مؤمن دارد، بعضی از اون‌ها هر روز به کسان خود سر می‌زنند، بعضی دو روز یک بار، برخی در سه روز یک مرتبه و کم‌ترین فرد مؤمن از نظر منزلت‌، در هر جمعه به بستگان و خانواده خود سرکشی می‌کند، اسحاق می‌پرسد در چه ساعتی‌؟ حضرت فرمود: هنگام زوال خورشید، روح مؤمن وقتی می‌بیند بستگان او در طاعت وبندگی خدا مشغول هستند، مسرور و شادمان می‌شود
در روایت دیگر امام صادق(ع) می‌فرماید:
هیچ فرد مؤمن و کافری نیست‌، مگر این که هنگام زوال شمس‌، به خانه خود می‌آید، هنگامی که خانواده و بستگان خود را مشغول به عمل صالح می‌بیند، مسرور می‌شود و حمد و ثنای الهی به جای می‌آورد، ولی کافر اگر خانواده خود را مشغول به کار خیر ببیند، باعث حسرت و حُزن او می‌شود، زیرا خود او به واسطه ترک اعمال خیر، گرفتار عذاب شده‌

65:

من روایات رو کاری ندارم, روزنامه های ایران هم خیلی چرتوپرت زیاد مینویسن به قول خودشون فقط میخوان یه سوژه درست کنن, یک ساعت سپس مرگ دیگه راه بازگشتی وجود نداره,
یه بیماری به نام کاتالپسی وجود داره که توی اون فرد ناگهان تمام عضلتاش سفت میشه و کل بدن منقبض میشه به طوری که حتی ضربان قلب فرد احساس نمی شه و قدیم خیلی ازاین موارد رو فکر می کردن مرده ولی فرد بعد یه مدت دوباره عضلاتش شل میشد دوباره به هوش میومد و فکر می کردن مرده زنده شده از این چرندیات زیاد هست دوست عزیز نباید باور کنی کن

ساختار درونی سلول سپس ازکارافتادن دستگاه ایمنی از بین میره یعنی هسته سلول از کار میفته سپس مرگ و اندامک هاش از بین میرن یعنی سلول های بدن همه به نحوی نابود میشن و دیگه لاسفاده نیستن بعد چطور یهو می تونن دوباره فعالیت کنن اخه, قبل از اینکه هر چیزی رو باور کنه ادم بهتره یه حساب سرانگشتی بکنه

66:


شما که غیر حرف و ذهنیات خودت چیزی رو قبول نداری

روایات قبول نداری..

بودن روح در خواب رو قبول نداری..

واژه ای بنام خواب شفاف رو قبول نداری.

روایت مرگ و زنده شدن قبول نداری..

این بحث از ریشه بی فایده هست

67:

خخخ دوست عزیز هرچیزی که تا الان بهت فرمودم اسمش علم بود ای کاش ذهنیات من اونقدر قوی بود که این ها را از خودم می فرمودم ولی متاسفانه من دارم از علم پزشکی نوین برایتان حرف میزنم علمی که متافیزیک را قبول ندارد, از نظر من هم این بحث بی فایدست چون دیدگاه من و شما زمین تا زیر زمین متفاوت هست

68:

حرفای تو که مرتبط با علم بود همه صحیح هست..

ولی همه چیز علم و مادیات نیست


69:

مشکل همین جاست دوست عزیز
چیزی به نام مادیات وجود ندارد هر چیزی یک ماده هست که انسان به اون معنا داده پس همه چیز هم مادیست و هم معنوی, چیزی که یک کدام از اینها باشد وجود ندارد
اگه یک چیز فقط جسم باشد ما اون را نمیدفهمیم چون هیچ معنایی برایمان ندارد
اگر چیزی فقط معنا باشد امکان پذیر نیست چون ما معنا رو در وسف یک چیزی باید تعریف کنیم دیگه وقتی چیزی نباشه معنا هم نیست و بلعکس

هر چیزی که وجود دارد هم معنوی هست هم مادی

70:



با سلام
انسان چگونه به ماده معنی داده؟
اگر الف هم ب باشد وهم پ اونگاه ب و پ و الف یکی هستند پس ماده و معنی یکیست.
تعریف معنی چیست؟
تعریف ماده چیست؟

البته من با تمام مطالب قبلی که نوشته اید موافقم

71:

من بعضی وقتا یه صحنه هایی توی زندگیم اتفاق میفته (خیلی کوتاه)
که احساس میکنم قبلا یه هم چنین چیزیو دیدم
ولی بعضیاشون توی خواب اتفاق نیفتاده
همینجوری یهویی میاد

72:

اون عالم ذره

73:

چــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــی؟
عالم ذره؟ینی چی؟

74:


یه عالمی که قبل از امدن ب این دنیا همه تجربش کردن

بعی میگن طبق قران

انسان قبل امدن به دنیا توی یه عالمی بنام ذر در مقال خدا عهد پیمان بسته که راه خطا نره


54 out of 100 based on 59 user ratings 734 reviews