فایده قوانین دینی


فایده قوانین دینی



فایده قوانین دینی
بسم الله الرحمن الرحیم


نظام تشریع(یعنی قانونها =بایدهاونبایدها-فرهنگ =خوب هاوبدها)

مطابق است
با :

نظام تکوین
(یعنی هست ها و نیست ها
یعنی :موجودات
،روابط موجودات
،معادلات حاکم برروابط موجودات
)
است .



ادیان آمدندکه :


بایدهاونبایدها ،

خوب ها و بدها

راتعیین کنند

مطابق
با
هست ها و نیست ها(آنچه در عالم وجود دارد و جریان دارد)



برای مشاهده عکس در سایز اصلی (744*599 پیکسل) اینجا را کلیک کنید.
فایده قوانین دینی
در تصویر بالا زمین و آسمان ها و کهکشان ها همه در عالم دنیا برنامه دارند.





تفاوتی چرا میگویند اگر صدا در گوش چپ میشنوید مدیتیشن یا تمرین نکنید ؟

1:

حل مساله ازطریق نظام تشریع (وحی) به این صورت هست که :

سوال را به دین عرضه می کنیم ،
ازطریق دین پژوهی جواب می دهیم
.



حل مساله ازطریق نظام تکوین به این صورت هست که:
سوال را به نظام تکوین عرضه می کنیم
باتکوین پژوهی (طبیعت پژوهی )درعالم هستی وموجودات تحقیق می کنیم ببینیم جواب چه می شود
.



این دوتا اگر درست انجام شوند نتیجه یکی می شود .
چون این دو مطابق هم هستند.


باید و نباید و خوب و بد دین بر پايه واقعیات هستی تعیین شده اند.


انجام سفر به گذشته
کاتالوگ نحوه ی هستفاده از هستی.

نظام تشریع مطابق نظام تکوین هست یعنی مثلا:


نظام تشریع(یعنی قانونها =بایدهاونبایدها-فرهنگ =خوب هاوبدها):

سوره ی مبارکه مائده : ...فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلى الْمَرَافِقِ وَ امْسحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَ أَرْجُلَكمْ إِلى الْكَعْبَينِ...(6) ...


آیا واجب الوجود میتواند ناقص باشد؟
صورت و دستها را تا آرنج بشوئيد و سر و پاها را تا مفصل را مسح كنيد ...


مطابق
با


نظام تکوین یعنی هست ها و نیست ها یعنی :موجودات ،روابط موجودات ،معادلات حاکم برروابط موجودات:

بین اعصاب حسی نقاط مختلف بدن و نرونهای مربوط به اونها در قشر مخ رابطه بسیار منظم و جالبی وجود دارد.


مستند علمی اثبات قدرت ذهن
بطوریکه مدلی از تمام نقاط بدن در روی این بخش از قشر مخ میتوان در نظر گرفت.هنگامی که تمام نقاط حسی پوست را در قشر مخ به یکدیگر متصل نمايند تصویر کامل جانور را میتوان مشاهده کرد.


آیا خدا وجود دارد؟
چنین طرحی را دانشمندان همونکولوس نامیده اند.



فایده قوانین دینیhttps://www.quora.com/What-does-the-sensory-and-or-motor-homunculus-of-a-Tiger-look-like


برای اینکه این حواس ادراک شوند باید به منطقه ویژه ای از قشر خاکستری مغز به نام «قشر حسی» مخابره شوند.


تناقض در باورهای آتئیست ها
حس هربخشی از بدن به قسمت خاصی از قشر حسی ارسال می شود.


اثبات وجود آفریدگار با "نفس" "جهان خارج"
به عبارت دیگر هرقسمت از قشر حسی به بخش معینی از بدن مرتبط هست.


الحاد و خودکشی
پس در قشر حسی بخش های متناظری با اعضا بدن وجود دارند و اگر نقشه اونها را طراحی کنیم دقیقاً شکل یک آدمک بدست می آید که اونرا «آدمک حسی» نامیده اند.



بطور خلاصه این آدمک، ناشی از تصویر شدن کل بدن برروی قشر حسی مغز می باشد و اگر بعنوان مثال دست آدمک حسی را در مغز یک انسان تحریک کنیم اون شخص واقعاً احساس می کند که دستش تحریک شده هست.

این واقعیت در مورد همه اعضاء صدق می کند.





فایده قوانین دینی



تناسب اندام های آدمک حسی شبیه به یک انسان واقعی نیست.
آدمک حسی، دارای صورت و دست هایی بسیار بزرگ هست، در حالی که تنه، ران ها و ساق پاهای اون بسیار کوچک هستند.همچنین کف پای آدمک نیز بزرگ هست

فایده قوانین دینی




در آدمک حسی، اعضایی که بزرگتر هستند، حساسیت بیشتری دارند.

به همین جهت هست که حساسیت دست و صورت انسان، بیش از پا و تنه هست.



در صورت و دست تعداد گیرنده های حسی فراوان تر هست و این اعضا گرچه نسبت به کل بدن کوچک هستند؛ اما پیامهای عصبی زیادی به قشر مغز مخابره می کنند.

لذا دقت حسی این بخش ها بالاتر می باشد و تصویر اونها در آدمک حسی بزرگ هست.








تحریکات حسی، میزان هوشیاری انسان را بالاتر می برند و گیجی و خواب آلودگی را زایل می نمایند (مثال بارز این واقعیت بیدار کردن شخص خوابیده، با تکان دادن یا صدا زدن هست).


هرچه پیامهای حسی بیشتری به مغز ارسال شود، اثر هوشیاری نمايندگی، بیشتر هست. بنابراین، هرقدر سطح بیشتری از قشر حسی (بخش بزرگتری از آدمک حسی) تحریک شود، هوشیاری بیشتری بدست آمده و قدرت تمرکز و توجه بیشتر می شود.




با توجه به نقشه آدمک حسی، روشن هست که وقتی در جریان وضو، داخل دهان، صورت، ساعدها، کف دست ها، جلوی سرو روی پاهای آدمک حسی، تحریک شوند، قسمت اعظم قشر حسی، تحریک می شود و هوشیاری به سطح بالایی می رسد، در حالی که فقط چیزی، حدود 20٪ از سطح بدن مرطوب شده هست. اگر شخص به عوض وضو گرفتن تمامی بدن خود (یعنی 5 برابر مساحت وضو) را می شست، چیز زیادی بر تحریک ناشی از وضو، اضافه کرده نمی شد؛ به عبارت دیگر، اگر برنامه وضو به گونه فعلی نبود ومناطق دیگری از بدن شسته می شدند، چنین اثری بدست نمی آمد.

پس وضو، با مرطوب کردن 20٪ از سطح بدن، تقریباً کارمرطوب کردن تمام بدن را انجام می دهد و این موضوع واقعاً یک معجزه هست.


در حقیقت، شرع مقدس خواسته هست، با سهل ترین عمل و کمترین زحمت، بیشترین اثر حاصل آید که همانا نشاط و توجه کافی برای بجا آوردن نماز هست.

اما بهترین شیوه تحریک حسی، به منظور تولید نشاط، هستفاده از آب هست؛ زیرا هم بی خطر بوده و هم بهداشتی هست و به علاوه، از لحاظ روانی هم خوشایند هست.






جالب اونست که برخی ظرافت های هستحبابی وضو نیز، با این توجیه مطابقت دارد.

به عنوان مثال:


1 ـ وضو گرفتن قبل از مطالعه توصیه شده هست.
2 ـ وضو گرفتن قبل از خواب، هستحباب دارد (گرچه در بدو امر ممکن هست به نظر برسد که تحریک حسی مانع خواب می شود، اما تجربیات نشان می دهند که برای دست یابی به یک خواب راحت و عمیق، هستحمام قبل از خواب مفید هست و همانطور که فرموده شد، وضو می تواند جای اون را بگیرد).
3 ـ وضو گرفتن با آب سرد، ارجح هست؛ (زیرا آب ولرم، کمتر از آب سرد تحریک حسی ایجاد می کند).
4 ـ مستحب هست که شخص، سپس وضو گرفتن اعضا خود را خشک نکند، تا خودش خشک شود.

(این دستور،
مدت تحریک حسی را طولانی می کند).



البته، ادعا نمی کنم که تطبیق وضو، با آدمک حسی، توجیه نماينده همه اغراض و اهداف وضو هست؛ بلکه مطمئناً، در وضو نکات و ظرایفی معنوی و آداب تربیتی نهفته هست که نمی تواند محدود به اونچه فرمودیم، باشد.

همین قدر می توان اطمینان داشت که
در طراحی وضو، تحریک بهینه قشر حسی، مد نظر بوده است.

بنابراین، عقل سلیم حکم می کند که آیه وضو ناگزیر از جانب طراح قشر حسی صادر شده هست.

باید دانست که شناسایی آدمک حسی، در سال 1954 میلادی، یعنی حدود 44 سال پیش، توسط Penfield, Jasper صورت گرفته و قطعاً این موضوع علمی، در وقت نزول آیه وضو، جزء معارف معمول بشری نبوده هست.


حضرت صادق(ع) که در فاصله سالهای 83 تا 148 هجری قمری می زیسته اند، از ارتباط وضو و آدمک حسی، مطلع بوده اند.

زیرا در حدیثی که در کتاب «محجة البیضا» جلد اول کتاب اسرار طهارت ص299 از حضرت ایشان نقل شده می فرمایند: «مَنْ ذَکَرَ اسْمَ اللّه عَلی وُضُوئِهِ فَکَأَنَّما اغتَسَل؛
هر کس ذکر خداوند را به هنگام وضو بگوید، مانند این هست که غسل کرده باشد».

همچنین در همان منبع، حدیثی از پیامبر اکرم(ص) با مضمون مشابهی نقل شده هست که فرمودند: «مَنْ تَوَضَأَ فَذَکَرَ اسْمَ اللّه طَهَرَ جَمیعَ جَسَدِهِ؛ هر کس به هنگام وضو ساختن ذکر خدا کند،
تمام بدنش پاک گردیده هست»

2:

خود دین اصلا یعنی قانون!

3:

گزاره های دینی سه دسته هستند:

قانون =باید و نباید یعنی واجب و حرام یعنی حداقل های دینی
فرهنگ= خوب و بد یعنی مستحبات و مکروهات یعنی اخلاقیات یعنی حداکثرهای دینی.
نگرش = هست ها و نیست ها یعنی عقاید، اون گزاره هایی که اونچه در هستی وجود دارد را بیان می کند.

مثلا خداوند یکتاست.

این قانون نیست.

این بیان واقعیت هاست.این نگرش هست.


4:

خداوند در آسمان ها و زمین نمی گنجد!

5:

صرفا قانون نیست نشان دادن طریق خوشبختی واقعی و ابدیه

====================

فایده قوانین دینی

6:

به نام خداوند مهرگستر خیلی مهربان
نشانه یا آیهء شستشو پیش از نماز را می توانم نشان دهم درست برگردان به فارسی نکردید
"و ارجلَكم "نه »أرجلِكم« که بایست پاها تا دو غوزک شسته شوند "الى الكعبين " نه دستِ تر مالیده شوند روی انگشتِ پا تا برآمدگی ،اگر هم بیشتر خواستید بگویم که دودلی رخ ندهد.پناه بر خداوند یگانه

7:

کاملا درسته.
خدا محل و مکان ندارد.


در شکل:
همانگونه که راس مخروط بسیط و ناپیدا هست.( بالاتر از هرچیزی که تصور کنیم حتی بالاتر از این که مکان داشته باشد...

چون راس بودن یعنی این...

)


در عین حال هیچ محلی از او خالی نیست.
در شکل: در عین بساطتت، محیط و فراگیرنده هست.


در عین احاطه و حضور در تمام مراتب هستی، اختصاص و تعین مخصوصی به هیچ یک از نقاط مخروط ندارد.



تلاش می نمايند تا کل هستی در قالب یک شکل هندسی نمایش بدهند، هرکدام از ماپیشنهادی داریم یا نقدی می توانیم ارائه دهیم ...




این نمودار الهام گرفته از نموداری هست که در کتاب آیت الله سید محمد حسین حسینی طهرانی، کتاب معادشناسی ایشان.
مبانی فلسفی نمودار اونجا توضیح داده شده.
در کتاب هرم هستی آمده: وجه تشبیه جهان هستی به مخروط یا هرم این هست که همانگونه که راس مخروط بسیط و ناپیدا هست و در عین بساطتت، محیط و فراگیرنده هست تمام جسم مخروط هست، مقام (سطح و درجه) غیب الغیوب و غیب مکنون نیز به همین گونه هست.

که در عین احاطه و حضور در تمام مراتب هستی مکنون اختصاص و تعین مخصوصی به هیچ یک از نقاط مخروط ندارد.

و نیز به خاطر ین هست که در عین اتصال مستقیم و ناگسستنی که میان تمام نقاط جسم مخروط و راس حاکمیت بنیادی وجودی دارد، مراتب قرب و بعد ذاتی و شدت و ضعف تعلقی میان مراتب متکثره حکمفرماست که می تواند از کثرت تشکیکی حکایت کند و از همه گذشته در هرم هستی می توان قاب قوسین را به خوبی ترسیم ریاضی نمود و راس مخروط را در قاب قوسین برنامه داد.


8:

ممنون اینجا بحث در مورد این بود که نظام تشریع یعنی چه؟
نظام تکوین یعنی چه؟
این که اینها مطابق هم هستند یعنی چه؟
نظر شما در مورد تطابق و هماهنگی باید و نباید و خوب و بد دین
با
باید و نباید و خوب و بد طبیعت
چیه؟

9:

مثلا شرکت موبایل سازی، کاتالوگ موبایل را هم می گذارد کنارش.
موبایل همان نظام هستی و نظام تکوین.
کاتالوگ موبایل نوشته اون را در آب نیندازید.

این می شود همان نظام تشریع، یعنی باید و نبایدها و خوب و بدها.

فایده ی کاتالوگ موبایل چیست؟ فایده ی این که می گوید اون را در آب نیندازید چیست؟
این کاتالوگ مطابق اونچه موبایل هست می باشد.
آیا این از پیش تعیین شدن کاتالوگ به ضرر مااست؟
اتحاد (یکی بودن) مبدء پيدايش دين (کسی که کاتالوگ موبایل را نوشته)بامبدء پيدايش هستي (کسی که موبایل را ساخته)

پل ارتباطي دين با واقعيت هاست

واقعیت یعنی هر اونچه هست و وجود دارد.

از اتم و ذره تا خود خداوند.



فایده قوانین دینی
مثلا در قراون می گوید جهان در حال انبساط هست.
خوب مسلمان ها می توانند از اتلاف وقت جلوگیری نمايند و نظریه هایی را دنبال نمايند که می گوید جهان در حال انبساط هست.

یا با هستفاده از این آیه به تحقیقات خود جهت بدهند.

چون می دانند جهان در حال انبساط هست.

آیا این از پیش تعیین شدن به ضرر هست یا به نفع؟


66 out of 100 based on 21 user ratings 296 reviews