ماده یعنی ... پس ....


ماده یعنی ... پس ....



ماده یعنی ... پس ....
با سلام و درود

1
ماده چیزیه که با حواس پنجگانه حس بشه
پس الکترون ماده نیست چون اونو حس نمیکنیم.
پس پروتون و نوترون ماده نیست چون حسشون نمیکنیم.
2
ماده همون ذرات مدل استاندار هست
پس انرژی ماده نیست
پس ماده تاریک ماده نیست
چون در مدل استاندار نیستند
3
ماده چیزیه که مکان و زمان مشخصی داشته باشه
پس ذرات کوانتوم ماده نیستند
4
ماده یعنی اون چیزیه که اثر بر ماده بذاره ولی ما خود اون چیز رو با حواسمون حس نمیکنیم . ولی چون میدونیم یه علتی در کار هست پس باید یک یا چند علت پشت این اثرات باشه.
پس الکترونی و ذرات کوانتومی وجود داره که اثر بر ماده گذاشتند و ما اون اثرات رو حس کردیم.
پس خدا و جنی وجود داشته که اثر بر ماده گذاشتن و ما اون اثرات رو حس کردیم.
پس به چیز یا چیزهایی بوده که ما اثرات اون یک چیز یا اثرات اون چیزها رو حس کردیم. ( یعنی ممکنه این اثرات، اثرات متفاوت یک چیز باشه نه چند چیز مثل رفتار دو گانه پروتون یا انسان . و ممکنه نباشه)
و همه اینها ماده هستن.
5
ماده یعنی چیزی که جرم داشته باشه
پس انرژی ماده نیست چون جرم نداره.
فوتون ماده نیست چون جرم ندارد.
همه ذرات در واقع جرم ندارند چون جرم خاصیت عارض شده بر آنها توسط ذره یا بوزون هیگز است و تنها ذره که واقعا جرم دارد ذره هیگز است.

-----------
------------
شما چه طور این جای خالی رو پر میکنید؟

ماده یعنی ...
پس .... ماده نیست.

یا اصلا عکس اینو بگید :

غیر ماده یعنی ...
پس .... غیر ماده نیست.

یا شبیه این :

مثلا
غیر ماده یعنی جن که از آتیشه
پس جنس آتیش یا یه نوعی از آتیش، ماده نیست.

یا مثلا
غیر ماده یعنی ماده ی لطیف و آزاد
پس خاک ماده هست و جن و فرشته غیر ماده

یا مثلا
غیر ماده یعنی آنچیزی که بدون اینکه تقدم زمانی بر ماده داشته باشد( محدود به زمان نیست) و بدون اینکه تقارن مکانی با ماده داشته باشد، بتواند بر آن اثر بگذارد
پس ذرات کوانتوم ماده نیستند.

یا مثلا
غیر مادی بودن یعنی هوشمندی
پس پردازشگرها از جمله مغز مادی است.

یا
غیر ماده همان ادراک انسانی است و نشانه ی آن : هر جا ادراک با تجربه معهود نزد دانشمندان برابری نکرد.
مثلا ما تصویر یک گل را درک میکنیم و به دانشمندان میگوییم تصویر گل را در مغز ما نشان بدهند نه سلول ها را.
و ....



اثبات وجود خدا از طریق فلسفه

1:

ماده چیزی هست که تبدیل یا نابود و تجزیه میشود.....


ضد و نقیض بودن خدا ؟
ماده تغییرحالت میدهد و جهان مادی، فناپذیر هست....


سقراط


تجربیاتی در خصوص ماوراء الطبیعه

2:

سلام چه کسی فرموده الکترون را حس نمیکنیم؟؟
تا حالا برق شما رو گرفته؟؟


بدیهیات

3:

سلام
آیا در جهانی که قوانین فیزیکی اون به صورت جبری، رخ می دهد، امکان اختیار وجود دارد یا خیر؟


ماترياليسم

4:

سلام.


ماده و فراماده چیست؟
از کجا متوجه شدید برق، الکترون هست؟


با خدایی یا بی خدایی کدام یک؟چرا؟

5:

اختیار برای چه ماده یا انسان؟

6:

بسم الله الرحمن الرحیم

به نظرم چیزی که امروزه مادی نام گذاری میشود
به معنی اون هست که تماما بواسطه علومی مثل شیمی یا فیزیک قابل توجیه هست
طوری که اگر دنیا را صرفا بر مبنای اونها توضیح دهیم، سوای درست بودن یا نبودن این توصیف
هیچ اشاره‌ای و راهی برای اثبات موجودات باشعور و مستقل از اونها
بویژه خداوند
وجود ندارد

7:

غیرماده به نوعی به موجودی در پشت صحنه که گرداننده و نظم دهنده یا اصل و پايه موجودات روی صحنه باشد، اشاره می‌کند
مثلا «نفس» انسان در بدن انسان
و خداوند در هستی

8:

ماده که در لغت بمعنای مدد نماينده و امتداد دهنده هست در اصطلاح علوم به چند معنی بکار میرود:
1- منطقیین کیفیت واقعی نسبت بین موضوع و محمول قضیه ضرورت امکان امتناع را ماده قضیه مینامند .


2- نیز به قضایایی که قیاس از اونها تشکیل میشود صرفنظر از شکل و هیئت ترکیبی اونها ماده قیاس میگویند .


3- در فیزیک ماده به موجودی فرموده میشود که دارای صفات خاصی از قبیل جرم جذب و دفع اصطکاک پذیری و ...

باشد و اون را در مقابل نیرو و انرژی بکار میبرند .


4- در فلسفه ماده به موجودی فرموده میشود که زمینه پیدایش موجود دیگری باشد چنانکه خاک زمینه پیدایش گیاهان و جانوران هست و از این روی معنای فلسفی این کلمه متضمن معنای اضافه و نسبت و نزدیک به معنای واژه مایه در زبان فارسی هست .



آموزش فلسفه (2) - علامه مصباح یزدی

9:

هدف از این سووالات چیه ؟جن و فرشتگان و موضوعات ادراکی و حسی چه ربطی به ماده داره؟
همه چیز را کا نمیشه با علم تجربی تحلیل کرد.
خود علم تج ربی در مقابل ریاضیات محض کم میاره .


شما ده را برسه تقسیم کن .نتیجه را دوباره بر سه ضرب کن .یه چیزی کسر میاری .

حالا با علم تجربی توضیحش بده که این کسره چی شد ؟کجا رفت ؟

10:

ماده یا مادی هرچیزی که متغیر و دارای حرکت باشد
پس خدا ماده نیست

غیرماده یعنی خدا
پس فرشته یا جن بدلیل متحرک بودن یا تغییر غیر ماده نیستند.
منتها اینتها ماده لطیف هستند که با چشم ما دیده نمیشوند

11:

غیر ماده همان غیب جهان هست که پشت پرده ی جهان ماست.
( شنیده اید که خداوند به حقیقت ایمان و با قلب شناخته میشود؟ )
پس هر چه در عالم شهود و ظهور برنامه دارد ماده هست.


12:

غیر ماده یعنی موجود ثابت
و ماده یعنی موجود متحرک و ساکن ( حرکت انتقالی یا حرکت جوهری، از قوه به فعل)

13:

بدیهی هست ماده یکی از 118 عنصر جدول مندلیف یا مخلوط یا ترکیبی از اونها میباشد .

14:

پس انرژی ماده نیست.


15:

انرژی در دل ماده نهفته هست و جزئی از ماده میباشد ولی به انرژی نمیتوان ماده فرمود ولی میتواند به ماده تبدیل شود .


16:

- دست شما مگر مادی نیست؟ دستتان را که بر شعله آتش بگیرید می‌سوزد, نمی‌سوزد؟ یعنی اثر ماده بر ماده.

"نوعی از آتیش" یعنی چه؟ هر نوعی از آتش که باشد باز "نوعی" از آتش هست پس از جنس آتش هست، همین آتشی که بر دست مادی شما تاثیر می گذارد.

ماده "لطیف" و "آزاد" یعنی چه؟ شما مثال میزنید یعنی باد، دیده نمیشود یعنی "لطیف" هست, فرم و شکل ندارد یعنی "آزاد" هست, اما همین غیر مادی بر پوست مادی شما "احساسی" ایجاد می‌نمايند، که این "احساس شدن" نشان از مادی بودن این ماده "لطیف" و "آزاد" هست.


17:

فکر میکنم شما تعریف اول یا چهارم را قبول دارید.

( در ارسال نخست)

18:

به هر شکل بر پايه تعریفی که ارائه کردید انرژی ماده نیست و خود نیز تصدیق کردید.
اما اینکه انرژی میتواند تبدیل به ماده شود بحث دیگری هست.


19:

نوشته اصلي بوسيله elyas44 نمايش نوشته ها
سلام.

از کجا متوجه شدید برق، الکترون هست؟
نوشته اصلي بوسيله elyas44 نمايش نوشته ها
فکر میکنم شما تعریف اول یا چهارم را قبول دارید.

( در ارسال نخست)
- در آزمایش لامپ پرتو کاتدی تامسون, وجود اثرات ذراتی با بار منفی و مثبت در قرن 19 م.

دیده شد, این آزمایش در کتاب شیمی دبیرستان هم آمده هست, گرچه اگر اسم این و نحوه این آزمایش به گوش کسی هم نخورده باشد, بلحاظ عقلی فهم این موضوع چندان دشوار نیست که هرچیزی که بر انسان اثر میگذارد چون انسان خودش جسمی مادی دارد, قطعاً مادی هست.

مگر اینکه دو جرم و جسم بلحاظ مکانی هرگز ارتباطی باهم نداشته باشند.


20:

تعریف ماده را بفرمایید
تعریف اول را قبول دارید یا چهارم؟ یا هر تعریفی که خودتان میدانید.

بعد اگر نقدی باشد مطرح خواهد شد.


21:

به تجمع انرژی در یک نقطه ماده فرموده می شود

22:

پس انرژی ای که تجمع پیدا نکرده، ماده نیست.


23:

سلام

به سوالم جواب ندادید
از کجا متوجه شدید برق، الکترون هست؟
+
چند سال پیش یکی از آتئستها یا از همین طیف همین ایراد را مطرح کرد.
البته خطابش به کس دیگری بود.

فرمود برو یک سیم برق رو بگیر دستت، متوجه میشوی (:

24:

حال و حوصله جا خالی پر کردن ندارم .


اما واقعا چرا گیر دادیم به علم فیزیک و شیمی ؟
دوستان میگن مواد ، خب این مواد از چی درست شده از ملکول و ملکول از اتم درست شده و الکترون و نوترون و پروتنم ذرات تشکیل دهنده اتم هستند و همه این موارد دارن جرم و وزن مشخصی هستن .


اما در مورد عناصر افرینش :
اب ، باد ، خاک و آتش
ما کیفیت ایجاد خلایق رو نمی دونیم و اصلا علوم ما والله بالله تالله نمی تونه به ما طریقه ایجاد خلایق رو آشکار کنه ، مثلا خدا جن رو از اتش افرید چطوری این کار رو کرد ؟ چه خاصیت هایی در اتش دیده بود که موجوده نهان ، تفکر نسبی و مختار رو بتونه ایجاد کنه ؟
مثلا بنده می دونم جن طی الارض داره همونطور که اتش در یک چشم بهم زدن می تونه از جسم سوختنی به جسم سوختنی دیگه منتقل بشه جن هم از وادی ماده ای به وادی ماده ای دیگه می تونه نقل مکان کنه
حالا یک مورد دیگم یادم امد شما اتش رو ببین وقتی داره یک لاستیک می سوزه ، دودش و رنگ اتش رو در مقایسه با وقتی که یک کاغذ داره می سوزه کاملا متفاوته ، یا وقتی که گاز تبدیل به اتش میشه رنگ اتش و دودش کاملا متفاوته ، پس جای تعجب نیست که موجودی چون جن که از اتشه به هر شکلی در بیاد ، یتشکل به اشکال المختلفه حتی الکلب و الخنری - به هر شکلی در میاد حتی سگ و خوک -
ندیدن یک چیز که دلیل بر نبودنش نیست ، مثلا من و شما نوح پیغمبر رو ندیدم اما قبولش داریم ؟ بله که داریم همونطور که خداوند می فرماید الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ ، یعنی کسانی که چیزهایی که من خدا ایجاد کردم و در گذشته بوده و به ان ایمان دارند ، مثال تاریخی بزنم ، بنده رضاخان رو ندیدم اما می دونم که این شخص وجود داشته

ماده یعنی هر چیزی که دارای وزن و جرم باشد و فضا اشغال کند ، ذره بوجود آوردنده ماده ملکول هست و ملکول از اتم ساخته شده ، پس ملکول و اتم نیز فضا اشغال می نمايند.



یا اصلا عکس اینو بگید :

غیر ماده یعنی هر چیزی که فضا اشغال نکند و دارای جرم و وزن نباشد .


25:

سوال این باید باشد
انرژی چیست؟

26:

سلام گرامی
شما اول باید چهار چوب بحث تون رو مشخص کنید
که در حوزه علوم تجربی می خواهید صحبت کنید یا فلسفه یا الهیات یا وجود شناسی یا .

.

.


بعد در این حوزه یا برای معنی ماده قراردادی یا تعریفی و جود دارد یا ندارد و شما تعریف می کنید
مهم این هست شما ماده را در برابر چه می خواهید تعریف کنید و اون را از چه متمایز کنید

27:

پس فوتون ها غیر ماده هستند چون جرم ندارند.

همه ی ذرات در واقع ماده نیستند چون جرم اونها از خودشان نیست بلکه از ذره هیگز یا ذره خدا هست.


28:

سلام گرامی

مزیت و حسن این جستار این هست که خواننده تعیین میکند چه تعریفی را قبول دارد و در چه حوزه ای تعریف کرده هست.

چهار چوب بحث مشخص هست
باید تعریف ماده رو بیان نمايند یا از خودشان یا اونچه حدس میزنند یا تعریف تجربی یا فلسفی و ...
+
شما نیز تعریف خود را ارائه کنید یا انچه مورد نظر خودتان هست یا از حوزه مورد نظرتان....


29:


30:

به شناسه خداوند مهرگستر خیلی مهربان
" ﻭﺍﻟﺠﺎﻥ ﺧﻠﻘﻨﺎﻩ ﻣﻦ ﻗﺒﻞ ﻣﻦ ﻧﺎﺭ ﺍﻟﺴﻤﻮﻡ 27 " "هم پنهانها آفریدیمش از پیشتر از آتشی گداخته شده ها 27 "
ببینید دوستان باورمند کمی اندیشیدم پنکه وقتی که آرام میچرخد پره هاش دیده میشود باز وقتی که تندتر بچرخد دیدن اون سمت دیگرش آسانتر هست،خداوند وقتی فرمود پنهانها را از آتش گدازان آفریدیم می اندیشم
1 تندای جابجایی چیزها چون الکترون پروتون بیشتر از تندای سو یا نور گشته در گرمای خیلی بالا هم وابستگی نسبیت درست شده که چشم یا ابزارهامان توان دیدنشان را ندارد که پری های پنهان ساختارش جوری دیگر هست
2 اگر سو یا نوری در پیرامون هست تا به چشم ما نخورد هم بسامدش با بسمامد آشکار گرهای چشم مان یکی نباشد توان ردیابی اش نیست،نمونه وقتی که در شب به ماه مینگریم پرتوهایی که در میانه راه به ماه میرسند ردیابی نمیشوند تا وقتی که به ماه برخورندُ پسش به چشم ما فرو روند
3 که خداوند درباره ساختار پری های پنهان چیزی نفرمود نبایستی خودمان را درباره اش خسته کنیم که به کار ما نمی آید همان بهتر که به اندیشه کارکردنُ پول درآوردن از راهی بپردازیم که شناخته شده هم کاربردی هم ارزشمند هست نمونه آشپزی فروشندگی کشاورزی ....که خوراکمان آسانتر بدست خواهد آمد،
خداوندا مرا برپاساز پیوست نماز دار

31:

ماده انچیزی هست که بدون تقدم وقتی یا تقارن مکانی نمیتواند بر چیزی اثر بگذارد

پس ذرات کوانتوم ماده نیستند.


32:

غیر ماده یعنی هوشمندی
پس انسان مادی نیست.
http://forum.hammihan.com/thread225455.html#post5907416

33:

هر جا ادراک انسان توسط علوم تجربی اثبات نشود اون را غیر مادی مینامیم.

مثلا انسان تصویر یک گل را در ذهن می آورد
او از دانشمندان میخواهد با جدید ترین لوازم خود مغز او که ابعادی بیش از بیست سانتیمتر مکعب ندارد را بررسی نمايند و تصویر گل را به او نشان بدهند.

دانشمندان سپس بررسی میگویند این چنین تصویری در مغز شما وجود ندارد پس شما و تمام انسان ها اختلال مغزی دارند و بیمار می باشند.
ما هم به حماقت دانشمندان میخندیم :)
و ادراک خود را غیر مادی مینامیم.

در مثل مناقشه نیست.


34:

غیر ماده یعنی اونچه بعد ندارد ( طول و عرض و ارتفاع)

35:

غیر ماده یعنی اونچه ترکیب شده از چیزی نیست.


36:

غیر ماده یعنی همان فاصله میان ذرات
مثلا اگر فاصله ای بین اتم های زمین نبود تقریبا به اندازه یک توپ فوتبال می شد.


37:

ماده یعنی چیزی که دارای مکان هست.

اصلا هستی یعنی چیزی که مکانی رو اشغال کرده باشه.

چیزی که مکان رو اشغال نکرده باشه واقعا وجود نداره.

مگر اینکه مغلطه کنیم.


38:

خود «مکان» چی؟

39:

پس انرژی مکان اشغال نمیکند و واقعا وجود ندارد و ماده نیست.


40:

انرژی و ماده یکی هستند،
اگر انرژی متراکم شود وشکل خاصی بگیرد می شود ماده .
ماده تعریف واضحی ندارد ، چون ماهیت و جزئیات ریز ماده و انرژی کاملاً شناخته شده نیست .
تقسیم بندی ماده و غیر ماده یک تقسیم بندی مجازی و تعریفی هست و واقعی نیست .

41:

پس از نظر شما انرژی واقعیت خارجی دارد اما همان ماده هست.
+
از اونجا که انرژی و ماده را یکی میدانید
سه معادل سازی روان و شفاف برای دو حالت اون حقیقت بیان میشود.

به گونه ای که به دور از مغالطه باشد.
1
پس میتوان فرمود ماده دو حالت دارد :
ماده ی متراکم
ماده غیرمتراکم = انرژی
2
و یا میتوان فرمود انرژی دو حالت دارد :
انرژی غیر متراکم
انرژی متراکم = ماده
3
و یا میتوان فرمود نام حقیقت این دو را شیء میگذاریم و میگوییم :
شیء متراکم = ماده
شیء غیر متراکم = انرژی

نکته :
در واقع تساوی یا معادل سازی زیر که معمولا ارائه میشود اشتباه هست :
ماده ( = انرژی متراکم ) = انرژی
انرژی متراکم = انرژی

+
توجه کنید که شما هیچ تعریفی برای ماده یا همان انرژی ارائه ندادید
فقط دو حالت ماده را بیان کردید.
+
سوال
شما چگونه متوجه میشوید اون چیزی که ماهیت و تعریف مشخصی ندارد ماده هست؟
چرا اون را غیرماده نمیدانید ؟ یا لااقل چرا نمیگویید معلوم نیست در واقع ماده باشد یا غیرماده ؟

+
چرا ماده را انرژی متراکم میدانید؟ از خودتان میگویید یا دانشمندی چنین فرموده هست؟
لطفا سند...


42:

ماده و انرژی هیچگاه از بین نمی روند و هیچگاه بوجود نمی آیند ( طبق قوانین فیزیک) ، ولی ماده و انرژی به یکدیگر تبدیل می شوند .

پس هر دو یکی هستند و فقط ساختار و تراکم و ارتعاش و حالتشان متفاوت هست .


با سوختن بنزین که ماده هست ، انرژی بوجود می آید و خودرو حرکت می کند .

ماده از بین نرفت بلکه تبدیل به انرژی شد ، انرژی نیز به انرژی دیگر یا ماده دیگر تبدیل می شود و از بین نمی رود .
برای فهم بیشتر یک مثال سطح پایینتر میزنم :
یخ و آب و بخار ، هر سه یکی هستند ولی حالتهایشان فرق می کند .
ماده (انواع ماده: جامد، مایع ، گاز ، پلاسما) و انرژی و ...

، همگی یکی هستند و به نظر فقط خصوصیاتشان متفاوت می باشد .

یعنی ساختار ، سطح ارتعاش ، تراکم ، آرایش ذرات تشکیل دهنده و ...

.
اگر ماده و انرژی یکی نباشند ، نمی توانند بهم تبدیل شوند .

43:

متوجه فرمودارم نشدید.
میتوانید ماده یا انرژی را تعریف کنید ؟

44:

مکان یعنی فاصله و موقعیت نسبی اشیا و اجزا نسبت به هم

45:

یعنی چی که انرژی مکان رو اشغال نمیکنه
وقتی شما پدال گاز رو فشار میدی انرژی جنبشی چرا دقیقا داخل پیستون موتور اتومبیل شما آزاد میشه نه در کاپوت پشت ماشین؟؟؟ دقیقا انرژی هم دارای مکان و موقعیت فضایی هست
شاید بتوان فرمود در بعضی مواقع انرژی دارای جهت و بردار معینی نیست که این میتونه صحیح باشه ولی ربطی به مکان دار بودن انرژی نداره

46:

بسم الله الرحمن الرحیم
یعنی مکان و فاصله مادی نیست؟

47:

مکان از ویژگی های ماده و هستی هست.
همونطور که مثلا دایره بودن از ویژگی های اجرام سماوی هست.

اما دایره بودن کو؟ کجاست؟ پس دایره بودن غیر مادیه؟؟

شما به من بگو غیرماده ای که ادعا می کنید یعنی چه؟؟

48:

خوب این درسته ؟

هر چیزی که فضا اشغال می کند ماده هست.


انرژی نیز فضا اشغال میکند و ماده هست.
سوال :
آیا ماده همان فضا هست ؟
اگر بله
پس تعریف ماده یعنی فضا و مکان
اگر خیر
پس ماده همان فضا و مکان نیست.
یعنی فضا و مکان، مادی نیست.

49:

مکان و فضا جزئی از ماده هست فلذا مادی هستند

50:

نه .

ولی ماده میتواند تبدیل به انرژی شود

51:

پس ماده چند جزء دارد :

مکان و فضا + ...

آیا می دانید اون جزء یا اجزای دیگر چیست ؟

52:

منظورتان این هست :

ماده، انرژی نیست.


و هیچ وجه مشترکی بین این دو وجود ندارد.
اما می توانند به یکدیگر تبدیل شوند.
یعنی غیرماده می تواند تبدیل به ماده شود یا بالعکس.


53:

مکان و فضا + چیزی که اونو اشغال کرده

54:

نه نمی توانم ، چون هنوز علم بشر تا اونجا پیشرفت نکرده هست .
ولی شاید در آینده کشف شود .

55:

اون چیز چیه ؟ می دونید ؟

56:

اتم و ذرات زیراتمی

57:

ولی انرژی جزو ذرات زیر اتمی نیست.
مدل هستاندارد ذرات

58:

انرژی نمی تونه بدون مکان و فضا باشه

59:

بسم الله الرحمن الرحیم

الان شما تعریفت رو از ماده تغییر دادی
اولش فرمودید که «ماده چیزی هست که «مکان» را اشغال می کند»
الان فرمودید که ماده ویژگی مکان را دارد

یه جا دیگه فرمودید:
«مکان جزیی از ماده هست»
ببینید اینها هر کدام از دیگری متمایز هست بالاخره کدام یک؟
اگر مکان و فضا جزیی از ماده هست
پس ماده اجزایی دارد که غیر از مکان و فضا هست
و در مکان و فضا نمی گنجد
و با تعریف اول شما متناقض هست
و ....


60:


دایره بودن مادیه یا غیر مادی؟

61:

دوباره مجبورم حرفم را تکرار کنم

انرژی همان مکان یا فضا هست؟
اگر بله
پس ماده ( انرژی و ماده) همان فضا و مکان هست.
اگر خیر
پس
انرژی = مکان و فضا + یک چیزی

آیا شما میدانید اون چیز چیست ؟

62:

شما الان ماده را برای من تعریف کردی که من بگم دایره بودن مادیه یا غیرمادی؟

63:

فرمودم ماده چیزی که مکانمند باشه و مکان وفضا رو اشغال کرده باشه

بفرمایید دایره بودن مادی هست یا غیرمادی؟ منتظر پاسختان هستم.


64:

این را فرمودید
الان من سوال میپرسم، تعریف را عوض میکنید

مکان چیست که ماده اونجا را اشغال میکند

بفرمایید دایره بودن مادی هست یا غیرمادی؟ منتظر پاسختان هستم.

برپايه این تعریف شما که:
ماده مکان را اشغال میکند
چون هر دایره لزوماً مکان را اشغال نمیکند
من میتوانم در ذهنم دایره ای را تصور کنم
اون دایره هیچ مکانی از این دنیا را اشغال نکرده

65:

مکان جزئی از ماده هست
اینطور نیست که مثل دست که جزئی از انسان باشه
بلکه مثل شکل که جزئی از انسان هست
یعنی یکی از ویژگیها و اجزای ماهوی ماده هست نه بخش خاصی از ماده


منظورتان این هست که دایره غیرمادیه؟؟

66:

خب در این صورت ماده چیست؟ که مکان از ویژگی های اون هست؟

منظورتان این هست که دایره غیرمادیه؟؟
واضح توضیح نوشتم

67:

توضیح واضح؟؟؟

میگی لزوما دایره مکان رو اشغال نمیکنه؟؟؟ از کجا اوردی اینو؟

68:

خوب واضح هست که وقتی ماده تبدیل به انژی شد دیکر نامش ماده نیست و انرژی نامگذاری شده و وقتی انرژی تبدیل به ماده شد دیگر نامش انرژی نیست و ماده هست .
البته غیر ماده( غیر از انرژی) نمیتواند به ماده تبدیل شود ولی انرژی میتواند .

اصلا مگر غیر از انرژی و ماده چیز دیگری هم هست که بتواند به ماده یا انرژی تبدیل شود .؟

69:

اول یک نکته رو مورد توجه برنامه بدم : انرژی و ماده تاریک

حالا بریم روی بحثمون :

شما فرمودید :
مگر غیر از انرژی و ماده چیز دیگری هم هست که بتواند به ماده یا انرژی تبدیل شود

من میگویم بله اما نیاز به توضیح دارد
ببینید دو چیز نمیتوانند به یکدیگر تبدیل شوند مگر اینکه وجه اشتراکی در بین باشد.
و الا نباید از کلمه ی تبدیل یا هم ارزی هستفاده کنیم بلکه باید بگوییم یکی معدوم میشود و دیگری ایجاد میشود.

اما این معدوم شدن و ایجاد شدن توسط یک موجود سومی انجام میگیرد که نه ماده هست و نه انرژی.

( این نکته ای هست که توسط شهید مطهری نیز تذکر داده شده هست به صورت تحلیل فلسفی )
وقتی میگویند انرژی و ماده ( در واقع جرم ) هم ارز هستند و در یک معادله برنامه میگیرند.

یعنی این دو یک وجه مشترک دارند.
اینجا باز در صورتی تبدیل و هم ارزی معنای واقعی دارد که انرژی یک واقع خارجی داشته باشد نه اینکه تنها وضعیت ماده را نشان بدهد.

+
توجه داشته باشید که شما تعریف ماده را ذکر نکردید
بلکه تنها فرمودید انرژی ماده نیست و ماده انرژی نیست
اما تعریف هر یک را ذکر نکردید.
+
اکنون شما لطف کنید و ماده را تعریف کنید

با سپاس

70:

من قبلا هم فرمودم :
ماده یکی از 118 عنصر جدول مندلیف یا مخلوط و یا ترکیبی از اونها هست
البته جرم و انرژي صورتهايي از هم هستند اما انرژی وزن ندارد و همین طور که ملاحظه میفرمائید نام اونها متفاوت هست .

نمیتوان فرمود ماده ی گرما یا نور ، چون اینها انرژی هستند و این نامگذاری یک برنامه داد هست تا بتوانیم منظور خود را بیان کنیم .


71:

من مشتاقم بدانم تعریف elyas44 و salmaan از ماده چیست؟

72:

بسم الله الرحمن الرحیم
مگه نمیگی مکان از ویژگی های ماده هست؟
خب این ویژگی در کجای دایره هست؟

بالاخره تعریف ماده چه شد؟

73:

شما میگی دایره غیر مادی هست درسته؟

74:

مادی رو تعریف کردید؟ تا به غیرمادی بپردازیم؟
فرمودید ماده مکان را اشغال میکند
فرمودیم مکان خودش چی؟
فرمودید مکان یک ویژگی از ماده هست

به بیانی در نظر شما تعریف مکان به تعریف ماده ربط دارد، و تعریف ماده به تعریف مکان
با چنین بیان و تعاریف غیردقیقی میشود دنیا را بررسی کرد
و مادی و غیرمادی را مشخص کرد؟

75:

شاید ما در تعریف دقیق ماده و هستی و در شکافتن اجزای ریز اون واقعا با دانش امروزی به مشکل بر بخوریم
ولی برایم عجیب هست که با این همه مشکلاتی که با تعریف و شناختن ماده داریم شما از غیرماده هم حرف میزنید

76:

بسیار عالی
پس دانش فعلی نمیتونه برای ما «ماده» و «غیرماده» را مشخص کنه

حرف ما هم همین هست
چطور دانشی که نمیتونه دقیق باشه در مورد «نبود غیرماده» اظهار نظر میکنه؟

ولی برایم عجیب هست که با این همه مشکلاتی که با تعریف و شناختن ماده داریم شما از غیرماده هم حرف میزنید
اگر دقت میکردید، در هستدلال ارایه شده
معیار و تعریف هم ارایه شده هست
اما معیار و تعریفی که بنده و امثال بنده ارایه میدهند
فلسفی هست
نه فیزیکی و ...


که دچار چنین مشکلاتی شود

77:

البته دانش تجربی فعلی پیشرفت خیلی زیادی داشته و پرده از اسرار زیادی برداشته
و امید بنده به همین علم تجربی هست که بتونه باز هم پیشرفت کنه ندانسته ها رو معلوم کنه و البته فلسفه ای که پا به پای اون بتونه بیاد

78:


منم قبلا جواب شما رو دادم

وقتی ماده یکی از 118 عنصر باشد

پس انرژی ماده نیست.

+
شما می گویید یک چیزهایی وجود دارند
ما اسم یک چیزهایی را ماده گذاشتیم
و اسم یک چیزهای دیگری را انرژی گذاشتیم.
و این یک قرارداد و نام گذاری هست تا بتوانیم منظور خود را بیان کنیم.

+
شما چگونه متوجه شدید انرژی وجود دارد ؟
چگونه متوجه شدید 118 عنصر وجود دارد ؟

آیا انرژی و عناصر را با حواس پنجگانه درک کرده اید ؟ یا با چیز دیگری متوجه وجود اونها شدید ؟

79:

بنگرید یکی از انگیزه های من برای ایجاد جستار

به چالش کشیدن تعریف علمی و عرفی ماده هست.

دیگر به خودمان اجازه نمی دهیم به راحتی بگوییم

ماده یعنی اونچه جرم و حجم دارد

این به چالش کشیدن به این معنا هست که به دنبال تعریف درست و دقیق برویم
و به تناقضاتی که در تعاریف ذهنی و علمی وجود دارد، توجه داشته باشیم.

و سپس ارائه ی تعریف باید به این فکر کنیم که چگونه این چنین ماده ای با این تعریف را شناختیم.

و با چه لوازم و هستدلالی به این تعریف رسیدیم؟

80:


با همان هستدلالی که وجود ذرات را اثبات می نمايند می توان وجود چیزهای غیرمادی را اثبات کرد.

یعنی من سعی می کنم

با همان هستدلالی که علوم تجربی، ذرات نادیدنی را اثبات می کند

وجود موجودی غیرمادی را اثبات کنم.

اکنون بستگی دارد کسی بتواند هستدلال مذکور را بیان کند

تا بنده نیز مونتاژ کرده و بیان کنم.

( لکن این مونتاژ به نظر سخت می رسد )

امتحانش مجانی هست :)

81:

به هر حال اگر کسی بخواهد صادق باشد و بر مبنای علوم تجربی فعلی سخن بگوید
باید سکوت کند
وقتی که هیچ تعریف مشخصی برای ماده نیست که بواسطه اون وجود غیرماده را تحقیق کرد
هستدلال به علوم تجربی چه معنایی دارد؟
برای آینده این علم هم هیچ تضمینی نیست

82:

بدون شک ماده یعنی اونچه جرم و حجم دارد و هیچ تناقضی هم در اون نیست
شناخت اون هم با حواس پنجگانه براحتی مقدور هست .
بقول معروف آفتاب آمد ، دلیل آفتاب .

و هیچ دلیل و تعریف دیگری هم نمیخواهد .

83:

بله همه کس با حواس پنجگانه ی خود بوجود ماده و انرژی پی میبرد
اگر از ابتدا حواس پنجگانه وجود نداشته باشد هیچ درکی از ماده و انرژی نخواهد بود

84:

نوشته اصلي بوسيله motofaker نمايش نوشته ها
بدون شک ماده یعنی اونچه جرم و حجم دارد و هیچ تناقضی هم در اون نیست
شناخت اون هم با حواس پنجگانه براحتی مقدور هست .
بقول معروف آفتاب آمد ، دلیل آفتاب .

و هیچ دلیل و تعریف دیگری هم نمیخواهد .

اگر ذرات و انرژی با حواس پنجگانه، قابل اثبات بودند

نیازی به دانشمندان نداشتیم.
خودمان به وجود اونها پی میبردیم
و انسانهای قرون گذشته نیز پی برده بودند.

آیا میتوانید با حواس پنجگانه وجود ذرات و انرژی رو اثبات کنید؟

85:

دانشمندان هم جزءِ بشر هستند و تنها با حواس پنجگانه خود قادر به درک هر چیزی هستند و در قرون گذشته نیز به بسیاری از رموز هستی آگاه بودند .
اثبات و تشخیص و تعریف هر چیزی به کمک حواس پنج گانه هست که اون چیز را به مغز منتقل میکند و بدون حواس پنج گانه مغز قادر به هیچ کاری نیست .

86:

من هم به خاطر اینکه بشر هستند اینها را فرمودم.

اگر دانشمندان با حواس پنجگانه وجود انرژی و ذرات را درک مینمايند همه انسانها نیز باید درک نمايند.
حواس دانشمندان تفاوتی با حواس دیگران ندارد.


87:

خوب بله همه ی انسانها میتونند اگه بخواند درک نمايند .


مغز بعضی ها موارد خاصی را که از حواس پنجگانه دریافت کرده بهتر تجزیه و تحلیل میکنه و مغز بعضی ها چیزهای دیگر را .
اگر فردی از بدو تولد حواس پنجگانه نداشته باشد قادر به هیچ تفکری نیست .

اطلاعات مورد نیاز مغز به وسیله ی حواس پنجگانه دریافت میشه و مغز با پردازش این اطلاعات به نتایج بعدی میرسد و نهایتا به کشف ذرات ناپیدای مورد نظر شما و اسرار بسیار دیگری دست مییابد .

88:

کاملا درسته
به این مسئله فرموده می شود شناخت بدنمند embodied cognition
برخلاف دیدگاه های قدیمی که انسان را کاملا منطقی و منطق را کاملا جدا از ماهیت جسمانی انسان می دانند، اکتشافات نوروساینس و روانشناسی شناختی امروز نشان می دهد که منطق انسان بر مبنای تجارب حسی حرکتی اش هستوار هست.
در این زمینه کتاب Philosophy in the flesh: George Lakoff را توصیه میکنم مطالعه بفرمایید.


89:

پس خودتان قبول دارید بدون پردازش کردن نمیتوان وجود ذرات و انرژی را ثابت کرد.

وهمانطور که فرمودم اگر حواس میتوانست وجود ذرات و انرژی را اثبات کند خیلی قبل از اینها ثابت شده بود یعنی نیاز به اثبات نداشت چون همه میدیدند.

اکنون شما میدانید دانشمندان بر پايه چه هستدلال و پردازشی به وجود ذرات و انرژی پی میبرند؟
یا صرفا تقلید میکنید؟

90:

بر پايه مقایسه و پردازش اطلاعات دریافتی از حواس پنجگانه

91:

خسته نباشید!

میدانید هستدلال دانشمندان چیست؟
یا صرفا دارید تقلید میکنید؟

92:

خیلی ممنون .
من نظرم همین هست که فرمودم .

از کسی هم تقلید نمیکنم .


تا اطلاعات حواس پنج گانه در مغز نباشد مغز به خودی خود کاری نمیتواند بکند .

هیچ چیز از قبل در مغز و دستگاه عصبی نیست مگر اعمال خودکار مربوط به زندگی نباتی مثل کنترل خودکار قلب و دستگاه گوارش و غدد داخلی و غیره نظیر یک بیمار مرگ مغزی .

که البته این کنترل نماينده ها خارج از قشر خاکستری مغز هست .

شما اگر نظر دیگری دارید بفرمائید تا راجع به اون بحث کنیم .


93:

شما هنوز هستدلال دانشمندان را بیان نکردید تا بحث از نظریه یا نظریات دیگر مطرح شود.

یک مثال میزنم تا متوجه شوید
مثلا یک کامپیوتر رو تصور کنید
این کامپیوتر یا رایانه یک ورودی یا چند ورودی دارد و تا وقتی که داده ای به او داده نشود نمیتواند پردازش کند.
در کامپیوتر یک داده های ورودی داریم و بعد پردازش و بعد نتیجه داریم.

داده ی - پردازش یا تفکر یا هستدلال - خروجی یا نتیجه

اگر نتیجه ی کامپیوتر این باشد : ذرات ریز اتمی و انرژی وجود دارد
پس این نتیجه حاصل یک پردازش خاص و یک برنامه خاص هست.

هر نتیجه ی خاص، نیازمند داده ها و پردازش خاص هست.

اکنون شما میگویید ذرات و انرژی وجود دارد ( این نتیجه هست )

این نتیجه محصول کدام پردازش و هستدلال هست ؟

شما ظاهرا هستدلال دانشمندان را نمیدانید
و صرفا تقلید میکنید
و الا نباید بیان این هستدلال برایتان سخت باشد.


94:

پنداره‌یِ "دایره" مادّی نیست, هست؟

95:

شما یک غیر مادی پیدا کن که دایره باشه

دایره کاملا مادی هست

مفهوم دایره (که شما اونو مجرد می دونید): الگوهای فعالیت الکتروشیمیایی در مغز شماست میتونید با دستگاه fMRI و یا PET کاملا نشون بدی

هیچ دایره ای هم در جهان بدون مصداق مادی وجود ندارد.

اگر هست بفرمایید

96:

خب پنداره‌یِ چهارگوش سه‌گوش چه؟ آیا این هم بازنمود مادّی دارد؟

97:

بله اگر بتوانید تصور کنید یا حتی تلاش کنید که تصور کنید در مغز شما بازنمود مادی داره

هر چند در جهان خارج از ذهن شما مصداقی شاید نداشته باشد

98:

تاثير قضاياي گودل در متافيزيك
به بیانی گودل «استقلال وجودی یک شی را از دنیای خواص فیزیکی، مبنای غیرماده بودن می نامد»

99:

ما نمیتوانیم هیچ چارگوش سه‌گوشی در مغوقت ببینیم, ولی میتوانیم بیانگاریم که آری, چارگوش
این هست, سه‌گوش این, و نمیشود یک چیزی داشت که هم چارتا گوشه بدارد, هم سه تا.

چرا میتوان چیزهایی انگاشت که هیچ نمیباشند و بازنمودی از خود در جهان ندارند؟

100:

نمونه‌ای دیگر.

آب کنار ساحل این نماد را روی شن‌ها پدید میآورد:

ماده یعنی ... <br><br>پس ....


در مغز ما, این یک 7 به چشم میاید, ولی آیا یک 7 براستی اونجاست؟

بیانگارید که در سرزمینی دوردست نماد بالا حرف Z میباشد, اکنون کدام درست هست, آیا 7 هست, یا Z؟

و بیانگارید من و شما از فردا پیمان میبندیم که 7 را نه ٧, بساکه ٨ ببینیم.

چه رخ میدهد؟


این دگرگونی‌ها کجا پدید میایند و چرا این اندازه دلبخواه اند؟ چرا نمیشود قانون‌هایِ مادّی را بهمین
دلبخواهی دگرگون ساخت, ولی میشود پنداره‌ها را دگرگون ساخت؟ کسی نمیتواند چون
دلش میخواهد نیروی گرانش را نیست بکند, ولی همانکس میتواند بپندارد و کتاب داستان
بنویسد که نیروی گرانش در اون نیست شده هست.

این نیروی پندار از کجا میاید و چگونه مادّی‌ست؟

ما میدانیم نیروی پندار بی مغز مادّی (سخت‌افزار) کار نمیکند, ولی ما
میبینیم که نیروی پندار چیزی نیز گویا جدا از بستر پردازشیک خود (سخت‌افزار) هست.

ازینرو, سرشت و هستی نرم‌افزار آیا باید مادّه خوانده شود, زیرا به مادّه وابسته هست؟







.


101:

(۱) اولا قضایای گودل وحی منزل نیستند که مطمئن باشی کاملا درسته

هستدلال گودل رو (برمبنای فرمایش شما) صورت بندی کردم تا راحت تر تحلیل کنیم:
(۲)
مقدمه اول: اگر مسائل رياضي مطلقا لاينحلي وجود داشته باشد، پس رياضيات آفريده خود ما نيست.
مقدمه دوم: و اگر چنين هست، اشياي اون بايد مستقل از ما وجود داشته باشند.

در مقدمه اول: مطلقا یعنی چه؟ مطمئنید که یک مسئله ای مطلقا لاینحل هست؟ یا فعلا لاینحل هست؟ یا از توان انسان امروز خارج هست حل کردنش؟ قضایای زیادی بودند که فلاسفه و ریاضیدانان و دانشمندان در یک وقتی نتوانستند حل نمايند ولی بعدا حل شد.
لذا گودل باید اثبات کنه قضایایی هستند که «مطلقا» لاینحل اند آیا اثبات کرده؟
یا صورت قضایا و محتوایشان آیا درست بوده که حل نشده اند؟
اگر اثبات نکرده پس مقدمه اول بی اعتبار هست.

مجددا در مقدمه اول: حتی اگر قضیه ای را مطرح کنیم که نتوانیم حل کنیم چگونه نتیجه میگیرید که آفریده خود ما نیست؟ چگونه؟ اثبات کرده گودل؟

102:

دوست عزیز بنظرم کمی بازی با کلمات هست که بفرمایید می توانم بیانگارم (به صورت گزاره ای) ولی نمیتوانم تصور کنم.
من فرمودم اگر تصور کنی یا تلاش کنی که تصور کنی خود همین تصور و تلاش تصور کاملا مبنای مادی در مغز شما داره.
چرا یک سنگ نمیتونه تصور کنه؟ چون مغزی مشابه مغز شما نداره.
شما میتوانی میلیونها چیزی رو تصور کنی یا به صورت گزاره ای بیانگاری (به قول خودتان) که در جهان واقعی وجود ندارد.

اما همین تصور و انگاشتن شما چیزی جز فعالیت مغزی نیست که اون هم مادی هست (اگر پذیرفته باشید که مغز ماده هست: این را از جهت فرمودم که باید اعتراف کنم مباحث این تاپیک منو در مورد تعریف ماده کمی سردرگم کرده!).


103:


104:

این دو کمی جدا از هم بودند:

انگاشتن = فرض کردن = to assume
پنداشتن = تصور و تخیّل کردن = to imagine
و آری, من هم مانند شما بخوبی میدانم و میپذیرم که مغز بستر پردازشگر مادّی‌ست, ولی درست
همانجور که رایانه‌یِ زیر دست من و شما پردازشگر و سخت‌افزار دارد, یک نرم‌افزار هم روی اون دارد
و این نرم‌افزار اگرچه قانونمند, ولی ویژگی‌هایی دارد که در سخت‌افزار دیده نمیشود.

برای نمونه نرم‌افزار
میتواند بکوشد که ١ را بخش بر ٠ بکند, ولی این کوشش پاسخی دربر نخواهد داشت و اینجا
این پرسش را به میان میاورد که چرا نرم‌افزار از بیخ میتواند همچو کوششی بکند؟
و اگر رّد این کوشش را در بستر سخت‌افزار و در الکترون‌هایی که در CPU در گردش‌اند
دنبال بکنیم به جایی نمیرسیم جز اینکه یک موج از الکترون‌ها ولتاژ خازن‌ها را دستکاری مینمايند و بس, سخت‌افزار
همیشه سخت‌افزار هست و الکترون‌ها تنها میتوانند ولتاژ خازن‌ها را پایین و بالا
ببرند, ولی اینکه چه شناختی این کم و بیش شدن‌ها میدهد را نرم‌افزار درمیاورد.


از این دیدگاه نرم‌افزار به دید من هیچ مادّی به چشم نمیاید چرا که میتوان از جهان چیزهایی پرسید که نیستند,
برای نمونه میشود از جهان پرسید ١ بخش بر ٠ چه میشود و جهان پاسخی نمیدهد, و نامادّی بودن در کار
اینجاست که چرا مادّه باید این توانایی اضافه کرده را بدارد که بتواند چیزهایی بیانگارد (فرض کند) و بپرسد که نیستند؟

اینها زمخت‌نگری‌ست اگر در دسته‌یِ مادّه بیافتند و دستکم میشود به اونها نام فرامادّه‌ای (metaphysical) داد و از دیرباز
در فلسفه جدایی میان فرامادّه و مادّه میدیده‌اند و این پیوندی به فراطبیعت (supernatural) و روح و اجّنه و خدا ندارد.

به این جُستار برنگرید: https://en.wikipedia.org/wiki/Transcendental_philosophy






.


105:

مثالتان خیلی خوب بود
در اینجا آیا نرم افزار چیزی غیرمادی هست؟
یا حاصل کارکرد یک چیز مادی به نام سخت افزار؟

یعنی «کارکرد» مستقل از سخت افزار می تواند موجودیت داشته باشد؟

106:

این باری دیگر, سخن از وابستگیست, نه هستی.

نرم‌افزار بروشنی چیزی جدا از سخت‌افزار هست و نیز باز بروشنی, وابسته به سخت‌افزار.

پس اینجا جواب میشود هر دو: هم جدا و هم وابسته.


اکنون بخش گیرای پرسمان به میان میاید و اونهم اینکه اگر نرم‌افزار براستی جدا از
سخت‌افزار هست, اونگاه سرشت اون چیست؟ ایده‌یِ دنباله‌یِ fibonacci بگوییم یک نرم‌افزار هست.

این دنباله همواره هستی داشته و دارد, ولی برای پردازش شدن و نمودیافتن خود نیاز به سخت‌افزار دارد.

راه دریافت اونهم این آزمایش اندیشیک که بگوییم, آیا نمیتوان جهانی را پنداشت که ایده‌یِ فیبوناچی
هستی دارد ولی هیچکس هرگز اونرا "پردازش نکرده" هست / به اون نیاندیشیده هست؟

107:

اینکه چرا میتوان چیزهایی انگاشت که بازنمودی در جهان ندارند مستقیما بازمیگردد به این پرسش که پايه ا چگونه میتوان از جهان مادی، اطلاعات و حتی معنا هستخراج و ذخیره و پردازش کرد؟
جواب را نیز باید در فرآیند تکامل و فرگشت مغز و سیستم عصبی در تعامل با محیط جست و جو نمود.
رابطه ی مغز با جهان یک رابطه ی دقیق و یک به یک نیست.
مغز مجبور هست حجم عظیمی از داده هایی را پردازش کند که قبلا به روش های مختلف توسط دستگاه های ورودی نیز دستکاری و خلاصه شده و تغییر یافته اند.


مغز از ابتدا و ماهیتا شاید هرگز با واقعیت و عین پدیده ها سر و کار نداشته باشد.

بلکه صرفا برخی مدل ها و شبیه سازی هایی از واقعیت به مغز خواهد رسید.
برای نمونه در فرآیند بینایی، داده های حاصل از فوتون هایی که به چشم برخورد مینمايند با عین فوتون هایی که از یک منظره ی حقیقی منعکس شده حتی پیش از رسیدن به مغز تفاوت فرمی و حتی ماهیتی دارند.
این مخمصه صرفا به این دلیل ایجاد و حل میشود که ترکیب هایی از برخی مواد در این جهان، می توانند آثاری از مواد دیگر بپذیرند.
کافی هست بپذیریم که این اثر پذیری از طریق یک فرآیند مادی انجام می شود، اونگاه مغز را به عنوان یک ماشین پردازش داده که با انتزاعات و نمونه هایی از جهان حقیقی سر و کار دارد و نه با خود اون پذیرفته ایم.
اونچه که در مغز به عنوان "رنگ صورتی" ذخیره میشود، پايه ا هیچ ضرورتی ندارد طول موج یا هرکدام از خواص ماهیتا فیزیکی رنگ صورتی را حفظ کند.
کارکرد مغز در تشخیص تفاوت سیاه و سفید و روز و شب، فقط تا اونجا مهم هست که تفاوت وقت هستراحت و کار را برای فیزیولوژی بدن انسان تنظیم کند.


اما شیوه و فرآیند انجام این پردازش در مغز انسان به گونه ای تکامل یافته که به عنوان یک محصول جانبی، امکان انتزاع و مفهوم و معنا و تفسیر و ابداع پیچیده تر و تودرتو را نیز فراهم میکند.


108:

ضمن اینکه مغز در تصور "چیزهایی که نیستند" اون آزادی عملی که شما فرض کرده اید را نیز ندارد.
اون مثلث و مربع و سه گوش و چهار گوش از ابتدا در مغز شما بود یا وقتی معلم روی تخته سیاه رسم کرد و نام نهاد به مغز شما معرفی شد؟
آیا شما می توانید در مغز خود رنگی ابداع کنید که هیچ نمونه ای در جهان حقیقی ندارد؟


60 out of 100 based on 45 user ratings 1220 reviews