جن زدگی و سحر چیست علائم سحروجن زدگی


جن زدگی و سحر چیست علائم سحروجن زدگی



جن زدگی و سحر چیست علائم سحروجن زدگی
‏جن زدگی و سحر چیست
به مریض های روحی خود برای زندگی بهتر کمک کنیم
علائم سحروجن زدگی
خداوند متعال کتابی سراسر رحمت را نازل فرموده ،که با ایمان وعمل به آنمی توان هم در این دنیا خوشبخت بود و هم طعم واقعی خوشبختی را در آن دنیا تجربه کنیم ومی فرماید و (( وننزل من القران ما هو شفاء و رحمه للمومنین )) و ما از قرآن چيزهايي را فرو مي فرستيم كه شفا و رحمتي (الهي) براي اهل ايمان است
بیشتر ناراحتی های جسمی وروحی انسان به خاطر دور بودن از اسلام واقعی و یاد خداست چون خداوند بارها به ما هشدار داده (( ومن اعرض عن ذکر ی فان له معیشه ضنکا و نحشره یوم القیامه اعمی )) و هر كس از ياد من روی بگرداند، در حقيقت، زندگىِ تنگ [و سختى‏] خواهد داشت، و روز رستاخيز او رانابينا محشور مى‏كنيم.»
که نتیجه دوری از خداوند در این دنیا سبب زود ناامید شدن و زود به بن بست رسیدن و داشتن اضطراب همیشگی {(( الا بذکر الله تطمئن القلوب ))آگاه باشید تنها بایاد خداست که دلها آرام می گیرد}،بی هدف زندگیکردن است که درنهایت منجر به خودکشی و یا روی آوردن به مواد مخدرو به و جود آمدن انواع امراض روحی،روانی که شیاطین مسبب آن هستندمی شود .ازآن جمله می توان به :
1- جنون یا دیوانگی که خود لفظ جنون به معنای جن زدگی می باشد کهخود دو گونه است قسمتی با اختلالات مغزی ارتباط دارد که از لحاظ پزشکی قابل بررسی می باشد و گونه ای دیگر از آن،طوری است که پزشک از تشخیص آن عاجز بوده و هیچ گونه اختلالات را تشخیص نمی دهددرحالی که شیاطین مسبب آن هستند.
2- جدا شدن مرد و زن از همدیگر :که به طور ناخوداگاه مردنسبت به زن و یابرعکس زن نسبت به مرد بدون هیچ سبب واضحی احساس تنفر شدیدی می کند به طوریکه حتی نمی تواند به صورت همسرش نگاه کند.
3- صرع ( بیهوش شدن ) آن نیز دوگونه می باشد و علت آن هم می تواند جسمی بوده و از لحاظ پزشکی قابل بررسی باشد و لی نوع دیگر آن، شیاطین مسبب آن بوده و می توان با بعضی علایم آنها را از هم جدا کرد.
4- تمایل نداشتن مرد و یا زن به ازدواج و احساس فشار شدید در هنگام مطرح کردن
5- مشکلا ت جنسی الف ) ناتوانی جنسی در هنگام همبسترشدن ب) پیدا کردن میل جنسی شدید ج ) انزال سریعمنی در هنگام نزدیکی بطوریکه نتواند مقاربت را انجام دهد د) خونریزی زن در هنگام همبسترشدن
6- نازا شدن و یا سقط جنین در چند ماهگی
7- تنفر شدید و بدون سبب واضح از پدر یا مادر و یا دوست و غیره ویا برعکس حب شدید مرد به زن و برعکس، که باعث مشکلات در زندگی شود.
8- احساس اینکه شخصی مدام با او حرف می زند و یا اینکه بطور غیر طبیعی کسی او را واداربه کار ی می کند.
9- از کار افتادن قسمتی از اعضای بدنبدون سببی واضح وپیدا نکردن علت آن از لحاظ پزشکی وغیره
تنها به گفتن این موارد اکتفا کرده چون اینها خیلی در بین مردم شایع می باشند که به وسیله قرآن درمانی می توان اینگونه مریضی ها را علاج کرد.
علایم فرد جن زده در شبانه روز که ممکن است همه یا بعضی از آنها را دارا باشد.
الف ) در بیداری
1- سر درد دائم که سبب آن مریضی مشخصی نباشد.
2- بیزارو یا تنبل بودن نسبت به نماز و یا قرآن و عبادات
3- کند ذهنی
4- بیهوش شدن
5- تنبلی و احساس گرفتگی وخستگیبدن
6- درد در قسمتی از اعضای بدن و یا منتقل شدن درد از مکانی به مکان دیگر بدون داشتن دلیل پزشکی
7- علاقه پیدا کردن به ماندن در مکانهای خالی و یا کثیف مثل حمام و دستشویی
8- احساس به اینکه شخصی در دروناورا به کاری بد وا می دارد و تشکیک در فکر و عقیده
ب ) در خواب
1- عرق کردن قبل از خواب و یا در هنگام خواب
2- اضطراب و دلهره
3- دیدن خوابهای وحشتناک وکابوس
4- دیدن حیوانات مثل گربه و سگ و تکرار شدن آن
5- راه رفتن در خواب
6- ناله کردن مثل گفتن آه آه
7- سقوط از مکانهای بلند
8- خود را در قبرستان و مکانهای کثیف یا وحشتناک دیدن
9- دیدن شکلها و یا اشباح غریب
10-خود را در کنارمردگان دیدن و تکرارآن
11-کسی او را می خواهد بکشد.
علت ورود شیاطین به درون انسان
1- عاشق شدن شیاطین وشخصی را دوست داشتن:
طبق فرموده خداوند آنها ما را می بینندولی ما آنها را نمی بینیم اما اگر کسی در موقع لباس پوشیدن و یا رفتن به حمام رفتن و یا دستشویی بسم الله بگوید آنها نمی توانند او را ببینند( برگرفته ازحدیث پیامبر)
2- آزار دادن آنها :مثل ریختن آب داغ بدون گفتن بسم الله و یا ادرارکردن در سوراخها ویا ازبلندی روی آنها افتادن
3- توسط ساحر به آنها امر شده باشد .
منبع:جن زدگی و سحر چیست - علائم سحروجن زدگی



قرآن ذات است یا عرض؟

1:

ووی من فکر میکردم این داستانها رو فقط مسیحی ها دارن.
اونوقت اینا که توی فیلمهاشون نشون میدن یعنی اسلام هم قبول داره و بوده؟
یعنی طرف شیطان میره توی جلدش و کلش 360 درجه میچرخه و از دیوار صاف بالا میره و اینا.
بعدم اون روشی که میخوان روح شیطانی رو از بدنش بیرون کنن و اینا.
خیلی هیجان برانگیزناکه!
ولی اگر همچین چیزایی بود حتما ثابت شده بود.


انسان ،حیوان ناطق یا حیوان حیوان؟!!


خواب هایی که از مردگان میبینیم

2:

بابا توی غرب برای اثبات همچین چیزایی جایزه میزارند!
مثلا موسسه جیمز رندی 1 میلیون دلار برای اثبات ماورا یا پارانورمال(فقط یک مورد) جایزه گذاشته،دریغ از اینکه کسی بتونه یک قاشق رو خم کنه!:))


اونها که بودند؟

3:

بین جن در اسلام و مسیحیت و یهود تفاوت هایی وجود دارد، اول اینکه اهل کتاب تنها اجنه خبیث رو قبول دارند در حالی که در اسلام اجنه نیکوکار هم هستند.


درون و برون
جن گیری و جن زدگی در اسلام مثل فیلمهای هالیوودی (که برگرفته از اعتقادات مسیحی هست) نیست که مثلا جن بدن انسان زنده ای را تسخیر کند و اختیار را از او سلب کند، بلکه شیاطین مثلاً میتوانند باعث جنون بشن.


نگاهی به سیرفلسفه درپیش ازعلم و پس ازعلم
این مواردی که بالا امده نمیدونم از چه منبعی گرفته شده ولی علامه طباطبائی در تفسير آیه 275 سوره بقره درباره جنون ناشی از دخالت اجنه فرموده:
«تشبيهي كه در اين آيه شده كه ربا خوار را به كسي تشبيه كرده كه از طريق تماسي با شيطان ديوانه شده خالي از اين معنا نيست كه چنين چيزي (يعني ديوانه شدن با دخالت اجنه) امري ممكن هست، هر چند آيه شريفه دلالت ندارد كه همه ديوانگان در اثر مس شيطان ديوانه شده اند ولي اين قدر دلالت دارد كه بعضي از جنون ها در اثر مس شيطان رخ مي دهد.
»

بحث اثبات جن هم که جداست، ولی فیلم «جن گیری امیلی روز» دقیقا در مورد تقابل عقل دینی و عقل تجربی در مورد مسئله جن گیری هست که شاید بهترین فیلم در این مورد باشه.


*موانع پرواز روح*


فلسفه اصل وجود چیست؟

4:

با تشکر از هستارتر محترم ...


این تاپیک رو لطفا تمام کسانی که در تور ریگ جن ثبت نام کردن یا مایل به ثبت نام هستند مطالعه نمایند.........


5:


ببینید بنده عجایب و غرائب بسیاری را از از انسانهای بخصوصی در طول زندگی دیده ام ؛ برای نمونه استاد الماسیان در برنامه ایرانیان میفرمود 5 سال ریاضت کشیده بود و برای همین معده اش آسیب دیده بود و دکترها جوابش کرده بودند و به هندوستان نزد مرتاضی توانا می رود و او هم با آب مقدسی که از نوک انگشتانش تراوش میکرد بر شکم او می مالد و او از فردا غذاهای تند هندی می خورد ! به نظر چنین افرادی با چنین مقامی می آیند بروند پیش جیمز و جایزه یک میلیون دلاری بگیرند ؟ بسیاری از افرادی که بنده دیدم و قدرت های خارق العاده داشتند زندگی بسیار ساده و محقرانه ای داشتند و اگر اشاره می کردند بعضی از اونهایی که نزدشان می آمدند میلیون ها تومان پول برایشان هزینه میکردند ولی اونان چنین زندگی را اختیار کرده بودند .
به هر حال جیمز اگر راست می گویند بجای اینکه بگویند ما کسانی را برای آزمایش شدن نزد ایشان بفرستیم تشریف بیاورند میهن عزیز ، بنده خودم نزد چند نفر می برمشان که ازینجا برای جنگ با اسرائیل راهی غزه بشوند !

6:

دست بردار از بلوف زدن بابا.
خب شما بفرستید حالا مگه چی میشه؟
مگه خودتون نمیخواید که دنیا باورتون کنه؟
ضمنا قسمت آخرش چندان مفهوم نبود.

میشه بیشتر توضیح بدی؟ چه ربطی به اسرائیل داشت؟

7:

بسیار جالب بود ولی واقعیت اینه که در نگاه علمی افراد ارزشی ندارند،این قابل آزمایش بودن ادعا هست که ارزش داره.شما باید بهتر بدونید که چیزی که قابل آزمایش نباشه ارزش علمی نداره.موسسه جیمز رندی هم یک آزمایشگاه ویژه طراحی کردند تا جلوی هرگونه تقلب و یا اثرات نامربوط رو بگیرند.حتی در آزمایشگاه های عادی پروتابل هم برای تست یک نمونه علمی خاص اون رو به یک آزمایشگاه ثابت میفرستند این مورد که اصولا همراه با تقلب و...

هست و حتما نیاز داره تا شرایط آزمایشگاهی تا حد ممکن از خطاها دور باشه.
بعد فکر میکنید در همون اروپا و آمریکا افراد کمی هستند که از این ادعاها دارند یا ماوراطبیعه فقط در شرق رشد میکنه!؟
همین سای بابا( که اگر کسی به متقلب بودنش شک داره میشه در تاپی جداگانه بحث کرد) کلی هم مرید و پیرو داشتند گند کاراشون در اومد.

ولی خب این آزمایش فقط در مورد پول نیست بلکه اگر کسی ماورا رو در همچین شرایطی اثبات بکنه صد% پایه های علم رو از پایه دگرگون میکنه و باعث ایمان اوردن و تقویت ایمان عده زیادی میشه.اینهایی که برای ایمان آوردن یک نفر معجزه!مینمايند حاضر نیستند برای ایمان عده بیشتری تشریف ببرند آزمایشگاه؟(یا مریدانی ندارند که حاضر باشند همچین هزینه ای بنمايند!؟)
بنابراین یا اینها در اثبات ادعاشون کاملا ناتوان هستند یا اینکه ایمان دیگران براشون پشیزی ارزش نداره(که واقعا در این صورت بی رحم هستند که حقایق رو مخفی مینمايند!)

برای نکته نهایی،با توجه به این ها حرف شما هم هیچ ارزش علمی نداره،از کجا معلوم که شما دروغ نگید؟یا گمراه نشده باشید؟(فقط احتماله نه اتهام)

8:

البته ما هم یک دبیری داشتیم که شبیه همین ماجرا رو برامون تعریف کرد که برای خودش پیش آمده بود.

جزییاتش تفاوت داشت.
ایشون دیگه هندوستان و اینا هم نرفته بود، بلکه پیش افرادی در یکی از همین مکاتب عرفانی کشور خودمون رفته بود.

حالا دیگه اسم اون مکتب رو نمیارم چون میدونید که مشکل سیاسی و اینا ممکنه بشه.
اون دبیر ما هم نه ظاهرش مذهبی بود نه فرمودارش و نه بنظر میامد هیچ انگیزه و منفعت خاصی داشته باشه که بخواد در این زمینه دروغ بگه.

یه چیزی همینطور صحبت پیش اومد فرمود و زود هم ازش گذشت، انگار که چندان براش مهم نباشه دیگران باور بکنن یا نه.

بنظرم بیشتر به حالت ادای دین و وظیفه فرمود درمقابل حرفهای بعضی بچه های کلاس.
ولی خب آدم تا خودش نبینه نمیتونه کاملا مطمئن باشه.
البته محکم ترین نوع بررسی و اثبات نوع علمی هست.


9:

فلانی گرامی شما قبلاً از اونطرف می افتادید الان دارید از این طرف می افتید !
بنده به نوع خاصی از معنویت بودایی شما احترام می گذارم ؛ ولی با متلک پرانی به کسانی که شما ایشان را "مذهبیون" می نامید ، لزوماً شبیه به این برادران الحادی نمی شوید .

ما [ ؟ ] نیازی نداریم دنیا باورمان کند ، چه چیز را باور کند ؟ اکثر این افراد که دارای قوای خارق العاده هستند گوشه گیر و منزوی و ناشناس هستند و دنبال مرید و مراد بازی به اون صورت نیستند .

10:


درست هست ارزش علمی ندارد ولی بی ارزش هم نیست .

یعنی از نظر علمی خنثی هست .


برای نکته نهایی،با توجه به این ها حرف شما هم هیچ ارزش علمی نداره،از کجا معلوم که شما دروغ نگید؟یا گمراه نشده باشید؟(فقط احتماله نه اتهام)
بله البته سخنان و خاطرات بنده سند نیست ؛ ولی اینهم سند نیست که بگوئیم چون بزرگان موش آزمایشگاهی جیمز نشده اند چنین چیزی وجود ندارد و خرافه هست.

11:


یعنی شما الان جزء گروه گوشه گیر و منزوی هستید که قدرت های خاص و خارق العاده دارن؟

12:

یک نمونه اش حدوداً 2-3 سال پیش بود که یکی از دوستانم فرمود فردی معنوی را می شناسد که چشم برزخی دارد ؛ کنجکاو شدم حداقل برای یکبار با ایشان ملاقات کنم ، سپس خدمت رسیدن پیمرد بسیار نحیفی را دیدم که بسختی راه می رفتند و متوجه شدم آخرین شاگرد شیخ رجبعلی خیاط هستند [که نقل هست ایشان هم چشم برزخی داشتند] وقتیکه در برابر ایشان نشستم خیره شدند و برخی مسائل خصوصی ام را بصورت دقیق و حتی اونچیزی که در ذهنم می گذشت هم بطور دقیقتر فرمودند و چند نصیحت هم تقدیم کردند ؛ چشمانشان وقتیکه به صورت خیره میشدند حالت خاصی داشت بطوریکه از شدت هسترس دیگر به جلسه ایشان نرفتم ؛ افراد حاضر در جلسه ایشان هم اکثراً شخصیتهای دانشگاهی و نظامی بودند .
خلاصه این ها یک عالم هست و جیمز هم که منتظر هستند امثال ایشان بیایند تست پزشکی بدهند یک عالم دیگر !

13:

خیر ؛ قدرت بنده در قلمم هست تا امثال شما لمپن ها را به عجز در آورد
نیشتان را هم ببندید !

14:


آخه فرمودی ما نیاز نداریم دنیا باورمان کند
اگر قلم شما قدرت داشت که دنیا باورتون میکرد
چون دنیا باورتون نکرده و قلم قدرت نداره و رو آوردید به قدرت های خاص

15:

البته من یه جایی مقاله ی جالبی خوندم و اونم این بود که ذهن انسان توانایی های بشماری داره.برخی افراد میتونن این توانایی ها رو پرورش بدن.مثلا شعور میتونه جلوتر از وقت حرکت کنه و حوادث آینده رو پیش بینی کنه(مثه رویاهایی صادقه).که این امر ریشه ی ماورایی نداره بلکه تحققش صرفا مربوط به ویژگیهاییه که در ذات ماده هست.
(فکر کنم یونگ نویسنده ی مقاله بود)

16:


فلانی فرمودند مذهبیون باور شوند ؛ بنده به عنوان یک مسلمان شیعه عرض کردم کمبودی نداریم تا "نیاز" ی وجود داشته باشد ؛ در واقع مسئله اصلاً این نبود که چه کسی قدرت دارد و ندارد.

در ثانی ما در اینجا بعنوان یک دیندار سخن میگوئیم نه بعنوان یک لزوماً ایرانی ، یک دیندار می تواند در هر کجای دنیا باشد ؛ باور به متافیزیک خاص در ادیان دیگر نیز وجود دارد ؛ ازینرو اینکه فرموده شود مذهبیون (از نوع شیعی) نیاز دارند تا در "دنیا" باور شوند سخنی فاقد پختگی تحلیلی هست .

17:

یادم نمیاد.
منظورت چیه؟
من از اولش همونطور بودم که بودم، الانم همین طور هستم که هستم.
اگر تغییر هم کرده باشم خب واقعا تغییر کردم.

فرمودم که بنده ریل تایم هستم و راحتتر از هرچیزی میتونم دیدگاه خودم رو تغییر بدم.

به سرعت چشم بر هم زدن.
چیزی که هست بر پايه تجربهء زندگی و بینش ها و دریافتهای تازه ای که بهشون میرسم عمل میکنم.

دارم به سرعت تکامل پیدا میکنم و فکر و قدرتم کاملتر میشه.

بنده به نوع خاصی از معنویت بودایی شما احترام می گذارم؛
نوع خاصی معنویت بودایی؟
معنویت معنویته.
بودایی و غیربودایی داره مگه؟
اینکه بعضی اعتقاداتم مثل بودایی هاست دلیل نمیشه از بودایی ها گرفته باشم.
شاید هم بودایی ها راست بگن خب.
بستگی داره کدوم عقیدشون مد نظرت باشه.

ولی با متلک پرانی به کسانی که شما ایشان را "مذهبیون" می نامید ، لزوماً شبیه به این برادران الحادی نمی شوید.

من نمیخوام سعی کنم شبیه کسی باشم.
همونی رو که در لحظهء جاری هستم و فکر میکنم بروز میدم.
با توجه به اطلاعاتی که دارم.
مذهب و الحاد هم حالیم نیست.

اصلا برام مهم نیست هرکسی چه اسمی روش بذاره.

من مطابق واقعیت هایی که دریافت میکنم فکر و عمل میکنم.

در جهتی که واقعی و عملی ببینم.
حالا گیریم که مذهب درست هم باشه.

بهرحال به حال من فرقی نمیکنه.

چون نمیتونم مذهبی باشم به اون شکل.

کار خودم رو میکنم بصورت طبیعی.

بخاطر خودم.
اهل دروغ و ناجوانمردی نیستم.

میخوام راست زندگی کنم.

با خدایی هم که بخواد این همه بار رو به زور بهم تحمیل کنه و بگه یا همه چیز یا هیچ چیز و میفرستم جهنم کاری ندارم، چون در عمل برام به هیچ دردی نمیخوره.

بودنش فقط به درد خودش میخوره و و شاید بقیه ای که من دیگه خبر ندارم.

خدا باید منطقی باشه.

باید با وجدان و فطرت و عقل انسان تطابق بکنه.

وگرنه چطور میخواد شناسایی بشه و اگر اثبات هم شد چطور میخواد درک و مورد اعتماد واقع بشه ادعاهاش؟ چطور میشه بهش امید بست؟ چطور میشه دوستش داشت؟

ما [ ؟ ] نیازی نداریم دنیا باورمان کند ، چه چیز را باور کند ؟ اکثر این افراد که دارای قوای خارق العاده هستند گوشه گیر و منزوی و ناشناس هستند و دنبال مرید و مراد بازی به اون صورت نیستند .

اگر قادر نیستید حقانیت خودتان را به دیگران ثابت کنید پس ما هم حق داریم که برای حاکمیت تفکر شما مشروعیتی قائل نباشیم.
چطور این تناقض را حل میکنید؟
البته شاید شما هم وجود ما را تحمل کنید و ادعای مشروعیت شما بر پايه دموکراسی و آرای اکثریت باشد.

ولی فکر کنم به مرور در این اکثریت و این حرفها خیلی تردید و تناقض پیش آمده باشد ها! اونهم وقتی لوازم سانسور و تبلیغ و سرکوب دست تفکر حاکم هست.
تازش حتی اگر حقانیت ایدئولوژی خودتون رو ثابت بکنید، بازم تحمیلش به کسانی که اون رو با این وجود نمیخوان خودش حرف و بحث دیگریست بنظرم!

18:

این که میگی مذهبی ها نیاز ندارند که باور بشوند حرف درستی نیست
اگر باور نشوند چطور باید انسان ها رو به خودشون جذب نمايند؟
مخصوصا مذهب شیعه که در اقلیت هست و ادعا دارد که برترین مذهب و تنها مذهب حق هست
پیامبر در اوائل دعوتشون و کلا هر پیامبری وقتی امت رو به دینش دعوت مینمايند یعنی اینکه آی امت من را باور کنید و ادعای من را و در نهایت دین من را

19:

خنثی از نظر علمی یعنی مردود:اگر فرضیه توسط علم اثبات نشه مردوده تا وقتی آزمایش های دیگه ای خلاف این رو ثابت ننمايند.بنابراین ارزش علمیش در حد وجود پاگنده یا یوفو هست(که از نظر علمی اثبات نشده هستند)
belief that is not based on fact; custom or action based on a superstitious belief
نخیر،خرافه هست.اگر منبع تشخیص خرافه علم نباشه،هر ادعای ماورایی حتی اونهایی که پارادوکسیال هستند هم خرافی به حساب نمیاند چون به صورت علمی قابل اثبات نیستند.


20:

اینا هم جز پارانورمالی هستند که موسسه جیمز رندی براشون جایزه گذاشته!چرا اینها به دنبال اثبات نظرشون نیستند!؟نکنه اینها هم دنبال مال دنیا نیستند؟:)))
به نظر میاد هر کسی ادعای های ماورایی و پارانورمال میکنه اسم آزمایشگاه لرزه بر تنش میندازه!

21:

باور کنید اگر بنده سرمایه داشتم حاضر بودم همچین آزمایشگاهی رو در ایران دایر کنم!(البته یکی از اهداف بلند مدتم همینه!)
من شک ندارم که شما فریب داده شدید،البته این نظر شخصی منه.
از کجا معلوم اطلاعاتی در اختیار ایشون قرارداده نشده،یا شما تحت تاثیر کولد ریدینگ نبودید؟
بزارید مثال آزمایشگاهی بزنیم:
این آقا در مکانی حاضر میشه و ما مطئن میشیم که هیچ راهی برای ارتباط بین ایشون و شخص دوم وجود نداره،به هیچ وجه هم شناختی وجود نداره،بعد با نمونه های متعدد آزمایش رو انجام میدیم و به دنبال اطلاعات دقیق میگردیم،اگر همچین چیزی اثبات بشه بهش میگن اثبات علمی و ازمایشگاهی!

22:

یونگ یکی از خدایان روانشناسی بوده و مقاله ای که من خوندم وقت نگارشش حدودای سال40شمسی بوده.ایشون الان زنده نیستن که از عقایدشون دفاع کنن.


23:

با درود به
خانم مهتاب گرامی

همانطور که مستحضر هستید نظریات یونگ مانند ادعاهای ماوراالطبیعی اثبات نمیشوند و به قول شوالیه آزمایشگاهی هم نیستند ؛ مثلاً ما بر چه مبنایی دریافته ایم شعور (منظور از شعور چیست ؟) می تواند جلوتر از وقت (جلو زدن از وقت حال چطور ممکن هست ؟ یعنی می رود برمیگردد ؟! ) سیر کند ؛ و از این طریق چگونه می توان به اذهان و حتی رویدادهایی که در گذشته افتاده دسترسی داشت ؟

24:

واقعا یه موردی که هست اینه که نظریات یونگ و اصولا روانشناسی یونگ بر پایه ی همین مسایل ماورایی هست و بیشتر راجع به مسائل ماورایی بوده .

هست حال اینکه مسایل ماورایی به خودی خود نمی توانند تایید و یا ثابت شوند و پایه ی عقلانی ندارند تا با نیروی عقل و هستدلال ثابت گردند .


25:


جذب کردن کار آهنرباست ؛ هر کس بایستی با تحقیق و پژوهش و مداقه و تجربه راه و روش مادی و معنوی خود را برگزیند نه با جذب و دفع شدن .

کسانی که با نصف شدن دریا جذب شوند ، با گوساله سامری/هارونی هم دفع میشوند !

26:

دانشمندان پوزیتیویستی بوده اند که کنجکاوی هایی در مورد عالم ماورا داشته اند و در اثر تحقیق و مشاهده برخی مسائل، نظرات خود را تعدیل کردند:
The Afterlife Explorers: Volume 1: The Pioneers of Psychical Research by Michael Tymn | White Crow Books | Books

در این میان نام افرادی چون ايشانليام كروكس شیمیدان، روسل والاس بزرگترين فيزيولوژيست انگلستان در عصر خود، و دوست نزديك دارايشانن، ايشانكتور هوگو نايشانسنده معروف و دانشمند فرانسوی به چشم میخورند.


27:

این مقاله رو من خیلی وقت پیش خوندم .بخاطر همین تنها نتیجه ی کلیش یادم مونده که فرمودم.اما سعی میکنم دوباره پیداش کنم و اینکه چطور به این نتیجه رسیده رو اینجا بگم.شاید هم با سرچ توی گوگل بشه پیداش کرد.


28:

باور کردن یعنی چی؟
یعنی جذب آهنربایی؟
دین و مذهبی که با دلائل عقلی پیروانش رو به سمت خودش میکشاند با گوساله ها و سامری ها هیچ لرزه ای بر پیکر پیروانش نمیفتد
پیروانی که اون مذهب را باور کردند.
یعنی مذهب حتما نیاز به باور دارد.
که اگر باور در کار نباشد گوساله سامری که هیچ از پریدن یک کلاغ از این شاخه به اون شاخه دفع میشود

29:

اگر خنثی یعنی مردود ، پس شما بایستی دلیلی برای رد کردنش داشته باشید.

نخیر،خرافه هست.اگر منبع تشخیص خرافه علم نباشه،هر ادعای ماورایی حتی اونهایی که پارادوکسیال هستند هم خرافی به حساب نمیاند چون به صورت علمی قابل اثبات نیستند.

همانطور که زمستان فرمودند معیار بودن علم (درحالیکه خود علم بنا به ماهیت فلسفی اش چنین ادعایی ندارد) بدین تقلیل که "آزمون پذیر باشد" دهه هاست از صحنه فلسفه علم با برچیده شدن پوزیتیویسم منطقی رخت بربسته هست .

30:


چه فریب و کولد ریدینگی ؟ مسائلی که اون آقا فرمود را تازه خودم وقتی که بیانش میکرد یادم می افتاد ! به بنده نفرمودند که مدل گوشی ات فلان هست که دوستی اطلاعات را در اختیار ایشان برنامه داده باشد.

31:

من اصلا دنبال ماهیت چیزها نیستم.
بنظر من انسان نمیتونه به ماهیت هیچ چیزی پی ببره، مگر اینکه خودش مستقیما بهش برسه.
علم هم هرچی باشه بهرحال کاربرد داره و خیلی هم کاربرد داره.

اعتبار داره چون منطقیه و جواب میده.
حالا این منطقی بودن از همون نقطه ای آغاز میشه که عقل انسان قد میده و میتونه هستنتاج کنه.

قبلش شاید خارج از دسترس باشه، ولی فقط این دلیل کافی نیست که بیایم و بجای علم همینطوری یکسری باورها رو که ادعا میشه خدایی هست و اون فرستاده و حتما درسته قبول کنیم.

بلکه در این هم باید منطق کافی باشه، چون منطق در این سطح که برای جایی که دیگه کاملا بنیادین هست و نمیشه به کنه ذاتش پی برد هم کاربرد داره و میگه منطقی نیست فقط به این دلیل هرچیزی رو که ادعا میشه بپذیری و ازش تبعیت کنی.


32:

بله
مردود یعنی اینکه نمونه هایی آزمایش شدند تماما رد شدند(به وب سایت جیمز رندی مراجعه کنید)بنابراین درسته که"سپید بودن 10 قو به معنای سیاه نبودن قوی یازدهم نیست"ولی وقتی نمونه های یک فرض مردود میشند تا وقتی که آزمایشی بر خلاف آزمایش های قبلی نتیجه بده،نتایج معتبره(و نتایج فعلا مردود فراخوان شده)

خب اولا که محبوب بودن یا نبودن چیزی(مثل پازیویتیزم)به معنای درست یا نادرست نبودنش نیست که رخت بستنش به معنای ردش باشه.
در ضمن میدونید که بینpositivism و Logical positivism هست،شاید در زمینه فلسفه چالش هایی در این زمینه وجود داشته باشه،ولی در زمینه علم به طور قاطع میشه فرمود این چیزی که میگید به عقاید یک کالت و فرقه شبیه هست نه مسئله علمی!
یک منبع معبر علمی بیارید
پازیویتیزم رو به عنوان مبنا و روش علمی در نظر نگیره،اصلا مبنا و روش علمی خودتون رو معرفی کنید تا روشن بشیم :) (و ایضا منابع معتبر علمی هم روشن بشند!)


33:

همانطور که ویتگنشتاین فیلسوف شهیر قرن 20 فرموده این زندگی تجربی هر یک از ماست که اعتقاد و باور و هم میزان این اعتقاد و باور به مسائل دینی را شکل می دهد ؛ ما در این تجربیات با وقایعی روبرو میشویم که صرفاً برای خودمان در لحظه و گاه بصورت تکرارناپذیر مطرح هستند ؛ درحالیکه دیوید هیوم میگوید یکی از معیارهای علمی بودن همین "تکرار پذیری" موضوعی هست ؛ مثلاً ممکن هست فردا در جستجوی اون پیرمردی که نقلش آمد بروم ولی او مرده باشد و امکان تکرارپذیری و اثبات مدعایم از بین برود ولی این صحنه ای در زندگی بنده بوده که بخشی از اعتقادم را به ماوراالطبیعه شکل داده ؛ بسیاری از انسانها اعتقادشان چنین ویژگی دارد یعنی اثبات سخنشان تجدید پذیر نیست.

34:

این یونگ حداقل به خاطر مشی علمی که داشته مطمئنا ادعای بی خطا بودن نداشته.
اون هم ادعایی که حالت فراگیر داره و مثل این دوستان ماورایی ما منحصر به موارد خاص نیست و در همه انسان ها قابل تشخیصه،تا اونجا که میدونم اینها اثبات شده نیست.


35:

این چیزی که شما میگید در حیطه تجربه شخصیه.من اینجا هیچ ادعایی در زمینه تجربه شخصی نکردم بله شما حق دارید همچین باوری داشته باشید و خرده ای هم بر شما گرفته نمیشه.اگر بخوایم در این مورد بحث کنیم خودش به قدر طولانی میشه که مطمئنا روال تاپیک رو منحرف میکنه.
ولی وقتی ادعایی حالت همه گیر داره و نتنها میگه من باور دارم بلکه دیگران رو هم به باور اون فرامیخونه دیگه مسئله شخصی نیست که با تجارب شخصی قابل حل باشه.اینجا نیزا به یک اثبات فراگیر و آزمایش شدنیه.


36:


بنده عرض کردم اکثر قریب به اتفاق کسانی که چنین توانایی دارند برخی حتی از جوامع شهری هم بدور هستند ؛ مثلاً آیا در لیست نام حتی یک مرتاض هندی دیده می شود ؟
اگر نه چرا آقای رندی با هزینه خودش [بخشی از اون یک میلیون دلار] یکی از ایشان را به آزمایشگاه نمی برد ؟



خب اولا که محبوب بودن یا نبودن چیزی(مثل پازیویتیزم)به معنای درست یا نادرست نبودنش نیست که رخت بستنش به معنای ردش باشه.
در ضمن میدونید که بینpositivism و logical positivism هست،شاید در زمینه فلسفه چالش هایی در این زمینه وجود داشته باشه،ولی در زمینه علم به طور قاطع میشه فرمود این چیزی که میگید به عقاید یک کالت و فرقه شبیه هست نه مسئله علمی!
یک منبع معبر علمی بیارید
پازیویتیزم رو به عنوان مبنا و روش علمی در نظر نگیره،اصلا مبنا و روش علمی خودتون رو معرفی کنید تا روشن بشیم :) (و ایضا منابع معتبر علمی هم روشن بشند!)
در فلسفه علم ، از "معنادار بودن" پدیده ای سخن فرموده میشود ؛ نئوپوزیتیویسم معیار معناداری را مانند شما بصورت آزمون پذیری تجربی معرفی کرد [بصورت کلی]؛ درحالیکه همین معیار قابل آزمودن تجربی نیست .

37:

من نمیدونم این چه قدرتی هست که دارندگانش همیشه مخفی هستن!! اگر به درد دنیاشون نمیخوره پس چرا دارن اصلا، اگه میخوره چرا مخفیش میکنن و نمیان تو مجامع علمی مطرح کنن بلکه به بقیه هم یه خیری برسه...


38:

به قول مولانا جلال الدین :

اونکه را اسرار حق آموختند
مهر کردند و دهانش دوختند

ایشان خواه به واسطه شدت زهد و تقوا و خواه به واسطه سختی و ریاضت به درجات عرفانی [در مسلک خود] می رسند ؛ یادم هست در همین تالار فلسفه خانم ایرانی آدرس دقیق یکی از غیبگویان در روستاهای اطراف بجنورد که می شناختند را داده بودند
و میفرمودند پلیس بجنورد برای کشف هر وقت به بن بست می رسد از او کمک میگیرد .
ایشان (اینها) اکثراً از ظواهر مادی زندگی خود را برکنار می نمايندو به دنبال اثبات خودشان نیستند ؛ فردی که با نام ع/ل/ی ی/ع/قو/بی امروز بعنوان عضو جریان انحرافی شناخته میشوند بنده در محرم چند سال قبل که نامشان سیاسی نشده بود و
ایشان جلساتی در مسجد چهارده معصوم خیابان سی متری نیروی هوایی داشتند بواسطه یکی از دوستان یکی دوبار خدمتشان رسیدیم ؛ جلساتی داشتند به اسم "درمان" و امراض امت را شفا می دادند ، بالای ده نفر را خودم می دیدیم که مثلاً دستشان تا آرنج سوخته بود و با یک یاحسین که آقای یعقوبی در گوش ایشان میفرمود سالم میشدند ، واقعاً صحنه های تکان دهنده ای بود.امت پشت در مسجد صف کشیده بودند و همه شفا میگرفتند ! [آدرس را دادم تا اگر کسی مایل بود خودش تحقیق کند]
این نمونه دومش بود ؛ رفتار این انسانها از منطقی که نزد ما معتبر هست لزوماً پیروی نمیکند ؛ چراهای ما برای ایشان مطرح نیست و چراهای ایشان برای ما .

39:

دلیل بسیار بسیار ساده هست،تعداد مدعی ها بی اندازه زیاد و توانایی مالی آزمون گر ها محدوده(بنابراین اگر برنامه باشه هر بار برای یک مورد پول خرج بشه و اون مورد واقعی نباشه،در عرض کمتر از چند سال تمامی جایزه از بین میره!).در ضمن ایشون وقتی این موسسه رو راه اندازی کردند که در برنامه رادیویی که در سن سالگی داشته یکی از پاراسایکولوژیست ها بهش میگه"Why don’t you put your money where your mouth is"و خب با یک جایزه هزار دلار شروع میکنه،بعد 10 هزار دلاری و در نهایت با کمک های مالی به یک میلیون دلار میرسه.

حالا من از شما سوال میکنم"Why don’t you put your money where your mouth is"چطور از یک موسسه با توان مالی محدود این انتظار رو دارید ولی ما از این همه مدعی که مطمئنا پشتیبانان قوی میتونند داشته باشند(با توجه به اینکه موسسات مذهی و ادم های مذهبی ثروتمند کم نیستند!)همچین انتظاری نداشته باشیم؟!این یک بازی عادلانه نیست.


فلسفه علمی و فلسفه علم رو یکسان به کار نبرید، در واقع اگر بحث در مورد Logical positivism باشه آلترناتیوهایی مثل آبزوردیسم وجود داره ولی اگر در مورد Philosophy of science باشه،اون وقت هیچ آلترناتیو بهتری موجود نیست.باز هم میگم اگر شما یک روش علمی معرفی کنید که برخلاف متودی باشی که من مثال زدم،او نوقت میشه پذیرفت که برای روش علمی هم جایگزینی هست.


40:

خيلي مايلم نظر دوستان رو در مورد "استاد علي اكبري" جايشانا بشم.


41:

خب مثل اینکه واجب شد یک تاپیک در مورد پارانورمال و رد ادعاها در این زمینه راه اندازی کنم:)

42:

بسيار عالي

43:


ببخشید این آدم ها اگر کلا از جامعه کشیدن کنار، پس چطور شما و یه عده دیگه اسمشون رو میدونید؟ چطور مراسم ژانگولر بازی درمان و دزد یابی انجام میکنن؟ یا کلا این وری باشن یا اون وری....نمیشه که هی بیان خودی نشون بدن و بعد ناز کنن بکشن کنار...

بعد نمیشه از ایشون بپرسین برای پرونده هسته ای ایران چیکار بکنه بهتره و سرنوشتش چی میشه؟ نکنه قدرتشون در حد اسهال و هستفراغ هست فقط!!

اینها اگر ادعاشون صحت داشته باشه، بیان کار خیر کنن تا دیگه هم کار نیروی انتظامی کمتر شه هم بیمارستان ها....کلی هم به اقتصاد کشور کمک میکنن هم اجر معنوی برای اون دنیاشون میخرن...


44:

با سلام /
من یه دوستی دارم که پیر مرده و چاقو یا شمشیر و یا هرچیزی برنده ای رو که بگی و از هر طرفی که بخوای وارد بدن خودش میکنه و بعد خارج میکنه بدون اینکه اثری از زخم روی بدنش بیفته ...همچنین خودمم حاضرم در مقابل هر شخصی که بگید بنشینم و تمام انرژی های روحیش رو از بدنش خارج کنم که باعث میشه تا شخص بینهایت خسته بشه یا برای چند دقیقه نمیتونه از سرجاش تکان بخوره و در مواردی هم کاملا از هوش میره...
این دوتا کافیه که جایزه رو ببریم یا باید کارهای دیگه ای انجام بدیم؟؟؟

45:

بیا و یه کاری کن که درست باشه همونطور که فرمودم فقط برای اثبات ماوراء حاضرم در جلسه ای رو در رو انرژی های شما رو که الالظاهر بهش اعتقاد ندارین رو از بدنتون خارج کنم تا متوجه بشید که فقط با خوردن غذاهای معمولی نیست که انسان سرپا میمونه بلکه انرژی های روحی هم وجود داره که بوسیله ی اونها شخص زنده میمونه///
یک میلیون دلار هم ازت نمیخوام در عوض منو به یه شام خیلی خوب دعوت کن

46:

ووی من فکر میکردم این داستانها رو فقط مسیحی ها دارن.
اونوقت اینا که توی فیلمهاشون نشون میدن یعنی اسلام هم قبول داره و بوده؟
یعنی طرف شیطان میره توی جلدش و کلش 360 درجه میچرخه و از دیوار صاف بالا میره و اینا.
بعدم اون روشی که میخوان روح شیطانی رو از بدنش بیرون کنن و اینا.
خیلی هیجان برانگیزناکه!
ولی اگر همچین چیزایی بود حتما ثابت شده بود.


__________________________________________

اوه مای گاد

منظورت سوپرنچراله ؟ این سریال فوق العادست ! من الان قسمت 1 فصل 6 ام و دقیقا راجب جنه !
بحث جن از شیطان جداست .
تو همین سریال که اخرالوقت برگرفته از مسیحیت و کتاب مقدسه
چندتا اسم اسلام هم اومده ریشه یکیه خیلی قسمتا تفاهم هست.


47:


اگر روشتون مبنای درستی داشته باشه هیچ کس با انرژی مثبت قادر به انجام اینکار نیست
چون در اینصورت فرد میمیره و یا عارضه بزرگ جسمی بهش وارد میشه
مرگ در اثر ضعف مغزی یا فلج نخاعی ..


خیلی جالب بود برام من اینو فقط تو چند تا جنگیر قهار فقط شنیدم
و مورد فلج شدن رو دیدم در یکی از جلساتی که به احضار روح(همون جن) بود
شما حقی ندارید کسی رو اینجا به ادعای خودتون دعوت کنید به مراسم اینچنینی !
(سابقا در فرمودگوی ازاد دیدم باز از ایشون درخواست اینچنینی داشتین)
این تذکر اول و اخر هست
اینجا سن تئاتر نیست برای نمایش اطلاعات متافیزیکیتون
اگر حرفی در این زمینه دارین بذارید هستقبال میکنیم
اینجا شوی متافیزیکی از کسی نداریم

48:

_________
اگر روشتون مبنای درستی داشته باشه
این کار در نفس خودش نه غلطه و نه درست مگر اینکه دلیلی پشت خودش داشته باشه اما در اینجا میتونه مثبت باشه بدلیل اثبات انرژی ها و همچنین اجازه گرفتن از شخص مورد نظر...

برای انجام این کار ربطی نداره که انرژی ها مثبت باشن یا منفی چون انرژی ها رو با انرژی حول نمیدیم بلکه انرژی ها تحت تاثیرو فرمان هوشیاری به هر سویی که فراخوانده بشن حرکت میکنن ...
عیب کار در اینجاست که بعضی از دوستان گرفتار جهل ناشی از دانسته هاشون میشن یعنی چون فکر میکنن که به موضوعی اشراف و آگاهی کامل دارن و همه ی دانستنی ها رو درباره ی اون موضوع میدونن/ دانسته ها شون باعث میشه که نتونن از دیدگاه دیگه ای به اون موضوع نگاه کنن...


هیچ کس با انرژی مثبت قادر به انجام اینکار نیست
اگر منظور شما از انرژی مثیت حیطه ای بدور از نیروهای شیطانیه /بعرض مبارکتون برسونم که کنترل انرژی ها هم در حیطه ی مثبت کاملا عملی و رایجه...
با این قانون معنوی که کنترل انرژی افراد بدون اجازه گرفتن از اونها در حیطه ی مثبت منع شده..

چون در اینصورت فرد میمیره و یا عارضه بزرگ جسمی بهش وارد میشه
مرگ در اثر ضعف مغزی یا فلج نخاعی ..
درسته ضعف انرژی هاباعث ایجاد انواع اختلالت میشه ...اما در اینجا منظور از خارج کردن انرژی ها رها کردن اونها در فضای باز نیست بلکه با غورت دادن انرژی های شخص اونها رو موقتا قرض گرفته و بلافاصله به خود شخص برگردانده میشه..
در حدی که شخص مورد نظر بتونه خروج و ورود انرژی ها رو کاملا در ک کنه..
_ _ _ _ _ _
و نکته ی دیگه ای که در قالب کلماتی کوتاه بهش اشاره میکنم دال بر این کشف هست که بیشتر امت گرفتار و معتاد انرژیهای خام و به اصطلاح افیون کیهانی هستن و از انرژی/ جان /که در چاکرای سوم هست بی نصیب و بی بهره اند...
شخص میتونه با روشی بسیار ملایم تمام انرژی های خام و کیهانی رو از بدنش خارج کنه و همچنین جلوی ورود تمام انرژی ها رو با تکنیکی خاص بگیره تا اینکه هیچ اثری از انرژی در سیستم هاله اش باقی نمونه و درست در آخرین لحظات که شخص تجسم میکنه که از شدت ضعف داره از بین میره //جانش به غیرت میاد و خودش طولید انرژی میکنه و شخص به چشمه ی آب حیاط درونی میرسه//در این مرحله شخص ازاعتیاد به انرژیهای افیون کیهانی رها شده و برای کار دیگه ای اماده میشه...
البته این روش در حرف سادست چون پر از جزئیات بسیار ظریف و دقیقی هست که در اینجا مجال فرمودنش نیست و طول اجرای این پروسه حد اقل به یک سال میرسه...
_ _ _ _ _ _ _ _

خیلی جالب بود برام من اینو فقط تو چند تا جنگیر قهار فقط شنیدم
و مورد فلج شدن رو دیدم در یکی از جلساتی که به احضار روح(همون جن) بود
بحث انرژی های در حیطه ی ارتباط با ارواح و یا اجنه بسیار گسترده و پیچیدست...کسی که اجازه ی ارتباط با ارواح و موجودات چند بعدی رو نداشته باشه بعید نیست که در طول احضار دچار انواع پیامدهای ناگوار بشه...

چون کسی که در این حیطه تسلط نداشته باشه بوسیله ی احضاراتش در حقیقت در یچه ای رو به جهانهای دیگه رو باز میکنه که هرموجودی میتونه به راحتی از طریق این دریچه ها به حیطه ی مدیوم یا شخص احضار نماينده وارد بشه...
_ _ _ _ _ _ _ _
شما حقی ندارید کسی رو اینجا به ادعای خودتون دعوت کنید به مراسم اینچنینی !
(سابقا در فرمودگوی ازاد دیدم باز از ایشون درخواست اینچنینی داشتین)
منظور من فقط اثبات انرژی ها بوده نه دعوت به ادعاهای خودم وگرنه تایپیت جداگانه ای برای این منظور در نظر میگرفتم...
و دلیل انتخاب این روش(خارج کردن و دوباه برگرداندن انرژیها)اثبات انرژی به شیوه ای کاملا محسوس بود چون در حالات دیگه فرضا برای اثبات همین انرزیها //اگر انرژی خودت رو بطور کامل هم به کسی که اعتقاد ی نداره منتقل کنی واکنش اون شخص اینطوه که مثلا فکر میکنه این حالاتی که بهش دست داده واکنشهای طبیعی بدن خودش بوده و باز هم مبحث انرژی ها رو نمیپذیره...مگر همون طور که در بالا عرض کردم لحظه ای تخلیه ی کامل انرژیها رو از سیستم انرژیش بدنش حس کنه و با تزریق دوباره ی اون به سیستم انرژیهاش قادر به درک تجربه ای ملموس از انرژی ها بشه...

در ضمن در خواست اینچنینی من به این دوست عزیز بخاطر این بود که چندین مرتبه در بین فرمودگوها اشخاص معتقد به ماوراء الطبیعه رو دعوت کرده بود که اگر قادر به کوچک ترین کاری هستید بیایید و ارائه کنید تا دفاعیه ای باشه در جهت اینی که اثبات بشه که شما در توهم نیستید...
این تذکر اول و اخر هست
اینجا سن تئاتر نیست برای نمایش اطلاعات متافیزیکیتون
اگر حرفی در این زمینه دارین بذارید هستقبال میکنیم
اینجا شوی متافیزیکی از کسی نداریم
آخ چرا میزنی ؟؟؟چه خشن ؟؟؟پسر به این خوبی دلت میاد؟؟؟


49:

سلام دوست عزیز میتونی اطلاعاتی در مورد این شاگرد رجبعلی خیاط بهم بدی؟الان زنده هست؟ آدرس دقیقش رو میخوام .میتونه به آدم هایی که جن زده اند کمکی بکنه ؟من یه جنی توی زندگیمه بیچاره ام کرده.

6 ساله آب خوش از گلو یم پایین نرفته البته از اول عمرم با هام بوده توی سر کتابم بهم فرمودن همزاد داری البته فک کنم خیلی قویه ...

تو رو خدا کمکم کن من به هر دری زدم تا مشکلم رو حل کنم اما بی فاده بوده ...اهل نماز و دعا هم هستم ...پیامت رو بفرس به جی میلم .yassammann@gmail.com

50:

توی مستند ابر انسانها یک قسمت به بررسی هستاد چی کونگ پرداخت که این هستاد از کف دستش گرمایی به اندازه 100 درجه تولید می کرد و با دوربین حرارتی دما مشخص شد.متخصصی که انجا حاضر بود فرمود علت این گرما مشخص نیست.به موسسه برید بگید که یک میلیون رو برن بدن به هستاد چی کونگ

51:

دوست عزیزم این موسسه ، برخلاف چیزی که شما تصور می کنید ، فرموده شده کارهایی که به شخص بخواهد بگوید که دلیل ان خداست یا دلیل اون یک چیز غیرقابل دیدن هست ، غیر قابل قبول هست

52:

مواردی که در کتب آسمانی قبل هست ، قابل قبول هست چرا که خود قراون کتب آسمانی قبلی را قبول دارد

وقت حضرت مسیح جن گیری انجام شده :
یا در روایتی هست که :

شخصى به نام ابوخالد کابلى مدت وقتى را خدمتگزارى امام سجاد(ع) کرد و چون به طول انجامید، جهت دیدار با مادر خویش از امام(ع) اجازه خواست که راهى شهر شام شود.

امام سجاد(ع) او را مخاطب برنامه داد و فرمود: اى ابوخالد! فردا مردى از اهالى شام- که معروف و ثروتمند هست- به همراه دخترش که دچار جنّ‌زدگى شده هست، وارد مدینه خواهد شد.

پدر این دختر به دنبال کسى مى‌گردد که دخترش را معالجه و درمان کند، پس تو نزد او مى‌روى و اظهار مى‌دارى که من دخترت را معالجه مى‌کنم و مقدار ده هزار درهم مى‌گیرم .

چون فرداى اون روز فرا رسید، مرد شامى وارد مدینه شد، ابوخالد کابلى طبق دستور امام(ع) نزد وى آمد و فرمود: چنانچه ده هزار درهم به من بدهى، دخترت را معالجه و درمان مى‌کنم.

پدر دختر هم قبول کرد و قول داد که چنانچه دخترش
خوب و سالم شود اون مقدار پول را بپردازد، ابوخالد کابلى نزد امام سجاد(ع) رفته و جریان را براى اون حضرت بازگو کرد.

پس حضرت به او فرمود: مرد شامى بى‌وفایى مى‌کند و پول را به تو نمى‌دهد، ولى با این حال، تو نزد دختر مى‌روى و گوش چپ او را مى‌گیرى و مى‌گویى: اى خبیث! على بن الحسین مى‌گوید: هر چه زودتر از بدن این دختر خارج شو و او را رها کن.

ابوخالد کابلى نیز پیام حضرت را به انجام رسانید و سپس دختر از اون حالت جنّ‌زدگى نجات یافت و بهبودى کامل خود را بازیافت.

امّا همین که ابوخالد اون 10 هزار درهم را مطالبه کرد، مرد شامى بدون پرداخت کمترین پولى او را از منزل خود بیرون کرد، پس از اون، ابوخالد نزد امام زین‌العابدین(ع) بازگشت و جریان را به طور مفصل براى اون بزرگوار بازگو کرد.

حضرت در جواب فرمود: فرموده بودم که مرد شامى حیله و نیرنگ دارد و از پرداخت پول، امتناع مى‌ورزد، ولى بدان که دخترش دو مرتبه به همین زودى دچار جنّ‌زدگى خواهد شد و پدرش نزد تو مى آید.

پس موقعى که مراجعه کرد به او بگو: چون به عهد خود وفا نکردى، چنین شده هست؛ اکنون باید همان مبلغ را تحویل على بن الحسین(ع) بده تا او را معالجه و درمان کنم و دیگر اون حالت جنّ‌زدگى باز نخواهد گشت.

بنابراین مرد شامى به ناچار، اون مبلغ را تحویل امام سجاد(ع) داد و ابوخالد نزد دختر آمد و همان سخن قبل را در گوش چپ دختر بازگو کرد و اضافه کرد: چنانچه برگردى، تو را به آتش قهر خداوند متعال مى‌سوزانم.

با این روش، دختر به بهبودى کامل رسید و نجات یافت و چون با پدرش به سمت شهر شام رفتند، حضرت زین‌العابدین(ع) اون پول‌ها را تحویل ابوخالد کابلى داد و به او اجازه داد تا جهت دیدار مادرش راهى شهر شام شود.

منبع : درمان جن زده توسط امام سجاد (ع)
یا در جایی دیگر هم خواندم که :

دعای رفع جن زدگى

برخى از دوستداران امام حسن عسکرى (علیه السلام) به ایشان نوشتند: کودکى هست که دچار جنون خاص شده هست، فرمود: بر کاغذى بنویسید:
«بِسْمِ اللهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ الْحَلِيمِ الْكَرِيمِ الْقَدِيمِ الَّذِي لاَ يَزُولُ أَعُوذُ بِعِزَّةِ الْحَيِّ الَّذِي لاَ يَمُوتُ مِنْ شَرِّ كُلِّ حَيٍّ يَمُوتُ».
«بنام خداى والا و بزرگ و بردبار و بخشنده و جاودان که فناناپذیر هست.

از شر هر موجود زنده‌اى که سرانجام مى‌میرد به عزت خداى پاکیزه‌اى که نمى‌میرد، پناه مى‌برم».
و اون را بر گردن کودک بیاویزید.

این کار را کردند و کودک به اذن خدا شفا یافت.1

1 .

الدعوات: 201.

منبع : دعای رفع جن زدگی

53:

دوست عزیز ، کاری که این هستاد انجام می دهد ، توسط چاکراها و بحث انرژی هست ،
هرکسی می تواند با باز کردن کانال های انرژی این کار را اجرا کند و برخلاف تصور بقیه از انرژی شخص هستفاده نمی شود ، بلکه چاکراها تبديل های انرژی هستند که نیروی کیهانی را میگیرند و به انرژی مورد نیاز ما تبدیل می نمايند ،

حال شما میتوانید کانالی شوید برای جاری شدن این انرژی یعنی انرژی بینهات کیهان را هستفاده کنید ، حتی در فیلم نشان داد که برق هم تولید می کرد دستان ایشون ،

54:

کلا بیماری هایی که منشا اون جن ها هستند را می توان به صورت زیر طبقه بندی کرد :
  1. مشکلات ذهنی
    • توهم های ادراکی مانند توهم های شنیداری ، دیداری ، بویایی ، پنداری ، احساسی و حرکتی (در این توهم فرد صدایی می شوند و کسی را می بیند یا احساس میکند که دیگران متوجه اون نمی شوند و یا دچار پندار های کاذبی از این قبیل هست که کسی همواره او را تعقیب می کند یا هیچ کس اورا دوست ندارد و ...)
    • توهم های القایی : این اختلالات ، القائات ذهنی و فکری این ها هستند که باعث می شوند فرد گمانی داشته باشد که واقعیت ندارد و یا وادار به رفتاری غیرعادی گردد.

      رفتار های غیرعادی یعنی هررفتاری که در بیداری از فرد بروز می کند ، اما خود او هیچ توجیه منطقی یا احساسی برای اون ندارد ، ناشی از همین توهم های القایی هست
    • اختلال های دوشخصیتی یا چند شخصیتی : عارضه ای که در اثراون ، فرد بی اختیار دو نوع شخصیت متفاوت یا بیش از اون رااز خود بروز می دهد
    • اختلال دوقطبی : بدون دلیل ، در یک وقت شاد شاد و در وقتی دیگر غمگین غمگین بودن
    • وسواس
    • ترس های غیرمنطقی : ترس از آسانسور ، پله برقی ، ارتفاع ، محیط بسته و ...
    • بیش فعالی
    • تمایلات غیر عادی مانند علایق و انزجار های غیر عادی ، تمایلات هم جنس گرایانه ، تمایل به خودکشی ، تمایل به خود آزاری ، تمایل به دیگری آزاری
  2. بیماری های روانی : افسردگی ، اضطراب ، دلشوره ، احساس گناه و ...
  3. بیماری های جسمی : بیماری های لاعلاج ، بیماری های صعب العلاج ، بیماری های ژنتیک و ...
  4. اختلالات "جسمی ذهنی روانی" : مانند اختلالات خواب
  5. اختلالات با منشا ناشناخته " آثار کبودی ، ورم یا زخم و خراش بدون علت ، خواب گردی (در این حالت ، فرد حتی با وجود بسته بودن چشم ها ، به مانعی برخورد نمی کند و در حرکت ، تحت هدایت برنامه دارد) ، حرف زدن و جیغ کشیدن درخواب ، دندون قروچه ، جابجایی درد ، بختک و ...

55:

گل پسر اینکه یکی یه فیلم درست کنه و تو اون فیلم یه ادعایی رو مطرح کنه که ملاک نیست.
موسسه جیمز رندی یه سری آزمایش های دقیق طراحی کرده که دست بسیاری از کلاهبردارا رو رو کرده و میکنه، اگر کسی جایزه میخواد اون باید بره سراغ موسسه نه اینکه موسسه بره سراغ اون(و از اونجایی که تعداد این کلاهبردارا زیاده طبیعی هست که نشه همه رو پوشش داد)
این آزمایش ها زیر نظر کلی دانشمند و متخصص انجام میشه و بنابراین از اینکه یه ادم تو یه فیلم یه حرفی رو بزنه و یه چیزی نشون داده بشه خیلی معتبرتره.


56:

سلام
هر چیزی که اثر وجودی نداره ، در حکم عدمه.
جن ؛ اثر وجودی نداشته و در حکم عدمه.
کسانی هم که به جن اعتقاد دارن خرافاتی نام دارند.

57:

گذشته از سفسطۀ اوّل که نوشته هست: «هر چیزی که اثر وجودی نداره ، در حکم عدمه» که سوءبرداشتِ ناامیدنماينده از اصل عدم در فلسفه هست، سفسطۀ دیگری نیز در این کلام هست: «جن ؛ اثر وجودی نداشته و در حکم عدمه.» جای سؤال هست که آیا تمام آثار وجودی را بررسی کرده اید که با این سطح از اطمینان می گویید «جن اثر وجودی نداشته»؟

اینجا دو مرتبه مغالطۀ مصادره به مطلوب به کار رفته هست، هم سطر دوم و هم سطر سوم، حاوی حکمهایی هستند که فرض انگاشته شده اند.(البته می شود در سخن سطر دوم مناقشه کرد و با لفّاظی و زبان بازی، یک جورهایی ماستمالی اش نمود، ولی سطر سوم، یک مصادره به مطلوب غیرقابل توجیه هست)

58:

جالبه حضرت محمد میفرمود من از یک لحظه سپس خودم اطلاع ندارم و در قراون هم آمده که هیچکس جز خدا از غیب وآینده خبرنداره حالا بعضی ها ادعای پیشگویی دارن!!!!
خداوند مي‌فرمايد: «اي رسول ما به امت بگو: «براى خودم هيچ سود و زيانى را مالك نيستم جز اونچه خدا بخواهد؛ و اگر (بر فرض) همواره از غيب (= اونچه از حسّ پوشيده) آگاهى داشتم، حتماً خير (خايشانش) را مى‏اضافه کردم و بدى به من نمى‏رسيد؛ من جز هشدارگر و بشارتگرى براى گروهى كه ايمان مى‏آورند، نيستم

59:

شما فقط جمله ای که میخوانی را میفهمی؟ قدری قدرت تدبر و عمق دادن به مطلب رو نباید داشته باشی؟ بله علم غیب رو فقط خدا داره، نه علم غیب که حیات رو هم فقط خدا داره، عقلانیت رو هم فقط خدا داره، ما موجودات ممکن که فقر محضیم.

ولی همون خدایی که حیات رو به ما داده، عقلانیت رو در حدّ ظرفیت مادّی ما به ما داده، وجود رو به ما داده، همون هم میتونه علم غیب رو به هر کسی ارائه بده.

البته این بحث امکانی هست و نه اثباتی، یعنی نمی گوییم چون خدا می تواند علم غیب بدهد، پس هر کس مدعی علم غیب شد، راست می گوید.


60:

خدا به قراون کفته هیچکس علم غیب ندارد جز الله، حالا بیایم بگیم چون خدا قادر و توانا هست پس ممکنه دلش بخواد به کسی هم علم غیب بده!!!
از کجامیدونی خدا ممکنه بنده هاش علم غیب بده؟ وقتی پیامبر هم علم غیب نداره پیگه کی ممکنه داشته باشه؟؟؟ اگر بخوایم بگیم خب خدا ممکنه به کسی علم بده که دیگه هیچ حرفی نیست!
جمله معروف و از سر خود رد کردن دوستان وقتی حرفی ندارن برای فرمودم«توبهتر میدونی یا خدا»


در ضمن چرااینقدر عصبانی هستی ؟؟؟چرااینقدر با نفرت و پرخاش صحبت میکنی ؟! حرص جوش و عصبانیت دربدن تولید سم ورادیکالهای آزاد در سلولها میکنه و برری بدن آسیبهای جبران ناپذیر داره.
من فکر کنم کیبورد کامپیوترتو ماهی یبار عوض میکنی از بس با عصبیت تایپ میکنی

آرووووم باش آرووووووم ...

یه نفس عمیق بکش ...دنیا اونقدرارزش نداره که به خاطر «غیب»که هیچکس این غیب رو ندیده خودتو عصبانی کنی و آدرنالین خونت رو ببری بالا...
دورهم جمع شدیم اخطلاط کنیم و حرف بزنیم پس سخت نگیر پدر جان....


61:

بله خب این یک امر بدیهیه، ولی از اونجایی که شما نمیخوای طرز فکرتو تغییر بدی، این خیلی برات عجیبه!


نوشته اصلي بوسيله hornet نمايش نوشته ها
از کجامیدونی خدا ممکنه بنده هاش علم غیب بده؟ وقتی پیامبر هم علم غیب نداره پیگه کی ممکنه داشته باشه؟؟؟ اگر بخوایم بگیم خب خدا ممکنه به کسی علم بده که دیگه هیچ حرفی نیست!
جمله معروف و از سر خود رد کردن دوستان وقتی حرفی ندارن برای فرمودم«توبهتر میدونی یا خدا»
بله خدا بهتر میدونه، ولی شما از اونجایی که غرض داری، سخن خدا رو ناقص نقل می کنی[البته دوستان دقت داشته باشن که ایشون هیچ اعتقادی به قراون و اسلام نداره و اینجا به اصطلاح خودشون میخوان ما رو به اونچه قبول داریم گیر بیندازند ]

همین خدایی که به حضرت محمّد میگه: «بگو علم غیب ندارم» به حضرت محمّد می فرماید: «اینها از اخبار غیب هست که به تو وحی می کنیم»(آل عمران:44، هود:49، یوسف:102) پس قراون هر چند می فرماید که حضرت محمّد علم غیب ندارد، ولی تأکید می نماید که اخبار غیب از طریق خدا به ایشان وحی می گردد.

ای کاش اغراضمان اجازه می داد که سخن قراون را ناقص نقل نکنیم.

نوشته اصلي بوسيله hornet نمايش نوشته ها
در ضمن چرااینقدر عصبانی هستی ؟؟؟چرااینقدر با نفرت و پرخاش صحبت میکنی ؟! حرص جوش و عصبانیت دربدن تولید سم ورادیکالهای آزاد در سلولها میکنه و برری بدن آسیبهای جبران ناپذیر داره.
من فکر کنم کیبورد کامپیوترتو ماهی یبار عوض میکنی از بس با عصبیت تایپ میکنی

آرووووم باش آرووووووم ...

یه نفس عمیق بکش ...دنیا اونقدرارزش نداره که به خاطر «غیب»که هیچکس این غیب رو ندیده خودتو عصبانی کنی و آدرنالین خونت رو ببری بالا...
دورهم جمع شدیم اخطلاط کنیم و حرف بزنیم پس سخت نگیر پدر جان....
این سخنان هم یک سری حملات شخصی بی ارزش هستند که حتی نیازی نیست به اونها جواب بدهیم.

حرف منطقی ندارید، لذا شانتاژ می کنید.


62:

میخواستم بگم هستارتر دستش درد نکنه خسته شده
به هر حال تاپیکی زده
ولی سعی کن دیگه ازین چیزا که هیچ معنی و مفهومی نداره ایجاد نکن
قدیما وقتی کسی مریض میشد مخصوصا امراض ناشناخته و سخت
چون نمیدونستن چشه طرف میفرمودن جن زده شده
حالا شما هم انگار تو عهد قدیم موندی
با بی دانشی خیلی چیزارو به جن نسبت میدی


در ضمن اون علائمی که فرمودید
یک فرد که با جن در ارتباطه میتونه اون علائم رو داشته باشه
نه اینکه هر کی داره جن زده شده

63:

بدبختی را ببینید
غربی ها رسیدند به مریخ.

ما هنوز در جن زدگی و....

گیر کرده ایم

من به وجود جن معتقدم اما اینکه جن تسلطی به انسان عادی داشته باشه مزخرفه
مگر حالت خاص که خود فرد اون جن را بپرستد که دیگر نام اون فرد انسان نیست.


64:

سلام
اگر کسی اثر وجودی جن را مشاهده کرده ؛ باید این مشاهده همگانی باشد ؛
یعنی همگان بتوانند ؛ این اثر را مشاهده نمايند ؛ در غیر این اثر وجودی بدرد جن گیر ها و رمال ها و مشایخ
شهر می خوره
سپس باید او این مشاهده را طی مقاله در یکی از مراکز علمی شناخته شده دنیا ، خصوصا امریکا و اروپا و ژاپن که مرکز علم و خردورزی هستند چاپ کند.
اونگاه باید شرایط آزمایشگاهی لازم برای مشاهده مجدد را فراهم کند ؛ و اون را تبیین نماید ،
این هست علمی فکر کردن جان من .


65:

چنان علم علم میکنید که انگار علم به نهایت اکتشافات خودش رسیده!
یکی از پرفروشترین فیلمهای دنیا که بر پايه واقعیت ساخته شد فیلم جن گیر بود
+
مشکل شما این هست که علم بشری را بیس مطلق میکنید
یک % هم این احتمال را بدهید که شاید علم هنوز توانایی کشف و رویت کردن موجودات ماورایی را ندارد.از نظر شما هر چیری که علم ناقص بشری نتونه اثبات کنه مساوی با عدم هست.با این تفکر به جایی نمیرسید

66:

با عرض سلام
مساله ای که دین نیز بر روی اون تاکید دارد، اعتماد به عقل و رها کردن خرافات هست که انسان اعتقادات خود را با دلایل روشن شکل دهد.



چیزی که ذهن انسانهارادرگیرخود کرده هست جن زدگی و درگیری های های مربوط به اون هست فقط در شرایط خاصی جن ها در محل انسان نشین و آبادانی حضور پیدا می نمايند که افراد خود با قدرت و توانایی فوق العاده ای که دارند اون ها را احضار نمايند و گرنه اجنه بیشتر در مکان های مخروبه و ویرانه های زندگی می نمايند

هرکس نیز باید عقل خود را تقویت و توهمات خود را تضعیف کنید.

مثلا وقتی که ترس دستشویی رفتن شما را مختل می کند، به این بیندیشید در کدام یک از مواردی که قبلا می ترسیده اید، اتفاقی افتاده هست؟

67:

سلام
علم ناقص هست و هرگز به کمال نخواهد رسید ،
ولی این به معنای غلط بودت علم نیست ؛
ما چاره ای بجز علم ناقص نداریم ؛
نمی توانیم بگوییم چون علم نافص هست خرافات را جایگزین کنیم.
شما اگر مکانیزیم شناختی بهتر از علم ناقص داری بگویید ما هم بدانیم.
انسان امروز ، اگر بجایی رسیده از طریق علم بوده.
جادو جنبل و رمالی کجا بدرد انسان خورده ؟

68:

شما خیلی جالبی.

امروز یه حرفی می زنی، جواب میگیری، میری تا فردا جوابو فراموش میکنی، دوباره میای همون حرف بی پايه دیروزیت رو مطرح می کنی.



مسئله اینجاست که امثال شما، از سکوت علم در یک زمینه، هستدلال به نبودنِ چیزی در اون زمینه می کنید.

اینکه علم غلط نیست، در مورد امور قطعی علمی، صحیح هست، ولی مگر علم ثابت کرده هست که جن وجود ندارد؟ بفرمایید کدام یک از علمای علم، با کدام متد علمی ثابت کرده که جن وجود ندارد.

تنها سخن علم در مورد جن، سکوت هست و سکوت! و شما هستدلال از سکوت می کنی! و این در منطق، یک مغالطۀ آشکار هست.

چون علم نفرموده که جن هست، نمی توان فرمود که جن نیست.

روزی هم علم نفرموده بود که الکترون و پروتون وجود دارند، ولی الکترون و پروتون وجود داشتند.


69:

این هم قاعده سازی هست.

این قاعده را کدامیک از منطقیون یا فلاسفه مطرح کرده هست؟ البته می توان برای عوام الناس از این قواعد ساخت، ولی آیا به راستی چنین قاعده ای موضوعیت دارد؟

بر پايه چه منطقی اگر کسی اثری از وجود چیزی مشاهده کرده، این مشاهده باید همگانی باشد؟

البته مثال نقض هم برای این قاعدۀ باطل بسیار هست، ولی در وهلۀ اوّل، اثبات به عهدۀ مدعی هست.


70:

برای این پستتان یک ننکس را کم دیدم

71:

سلام
علم در مورد یک اژدهای 7 سر ....

هم سکوت کرده ؛ پس ما باید
بگیم اون ازدها هست ؟
جادوگران ؛ رمال ها ، فال بین ها ، معیر ها(تعبیر نمايند گان خواب های صادقه ! ) ، منجم باشی ها ، گویندگان شطح و طامات هم چیز های زیادی دیده اند و فرموده اند که هست ؛
علم هم چون بیکار نیست ؛ در مورد اونها ساکته .
علم یک فرمول داره و اون اینه :
هر موجود ادعایی که اثر وجودی نداشته باشه ، در حکم عدمه ،
مگر اینکه اثر وجودی اون را مدعی ، تکرار می کنم مدعی نشان بده .
شما مدعی جن و پری و شیطان و دیو هستی ، خوب اثر وجودیش رو نشان ما بده .
یک هفته موقعيت داری .

72:

گویا مغز شما، حد وسط نمی شناسد! فرمودیم سه حالت هست: علم به بودن، علم به نبودن، و عدم علم به بودن یا نبودن.

ما از وجود اژدهای هفت سر خبر نداریم، ولی دلیلی هم بر نبودنش نداریم، پس: «نمی دانیم هست یا نه.»

این سخن که «هر موجود ادعایی که اثر وجودی نداشته باشه ، در حکم عدمه» را قبلاً فرمودید و جواب گرفتید.

به فرض صحت ادعاتون، که باز هم مرتکب مغالطۀ توسل به جهل شده اید: وقتی اثری از چیزی نیافته اید، نتیجه می گیرید که اثر وجودی ندارد! مثل این هست که مردی که در 1000 سال پیش زندگی می کند، باید به دلیل نیافتن اثری وجودی از الکترونها، اونها را عدم بداند.

امیدوارم این بار فهمیده باشید!

اما این موقعيت دادنهای مضحک یک هفته ای را بهتر هست تمام کنید.

خیلی خنده دار هست این رفتار.


73:

این جن وپری چین
که بقیه میبینن مانمیبینیم
من الان میگویم نیست چون ندیدم
اماشمامیگویی هست اثباتش کن
درفلسفه اصل برنبودن هست مگراثبات شود
یابهترهست بگویم شایدهنوزعلم نتوانسته برماورا احاطه پیداکند
هروقت پیداکردماهم میپذیریم
تاوقتی احاطه پیدانکرده قرارنیست به چیزی که اثبات نشده وخرافات هست دل ببندیم

74:

شما امروز از الفاظ بسیار بی ادبانه ای چون حرامزاده و ولدالزنا هستفاده کردید، با هر دو آیدی، و عجیب هست که هنوز اخراج نشده اید.

ولی به طور کلی به دلیل اینکه از ما نقل قول گرفتید، برای تنویر اذهان جواب می دهیم:

اولاً ندیدن دلیل بر نبودن نیست.

من هم عقل شما را نمی بینم، آیا نتیجه می شود که شما عقل نداری؟

ثانیاً در فلسفه، اصل بر نبودن نیست، و این از اوهام یک کمونیست بیسواد هست که در سایت نشر داد، و اگر در تالار مراء و جدل اجازه می دادند، جواب تمام اباطیل او را ارائه می کردیم.

مسلّم هست که در صورت عدم اثبات چیزی، نمی توان نبودنش را اصل دانست، زیرا بدون شک غیرمنطقی خواهد بود.

کسانی که مدعی چنین اصلی هستند، خودشان ثابت نمايند.

آیا وقتی هنوز وجود الکترونها ثابت نشده، باید بگوییم اصل بر نبودن الکترونهاست؟ خب چنین حرفی باطل هست.
اصل عدم در فلسفه، که کمونیست فوق الذکر اونرا سوءفهم کرده بود، می گوید وقتی وجود چیزی ثابت نشده، «در حکم عدم هست» و نه اینکه «واقعاً نیست.» یعنی ما فرض را بر نبودنش می گیریم، ولی نمی گوییم که واقعاً وجود ندارد.

ثالثاً این عبارات که «یابهترهست بگویم شایدهنوزعلم نتوانسته برماورا احاطه پیداکند هروقت پیداکردماهم میپذیریم» هر چند ظاهراً منطقی به نظر می رسند، ولی خالی از سفسطه نیستند، زیرا علم تجربی، که دانش به محسوسات هست، به معنای فیزیک هست و نه متافیزیک و چیزی که این علم اونرا ثابت کند، فیزیکی خواهد بود، و نه ماوراءالطبیعه یا متافیزیک، پس اگر متافیزیک، به راستی متافیزیک باشد، هرگز توسط علم فیزیک اثبات نخواهد شد، بلکه با براهین عقلی یا شهودهای عرفانی، قابل تشخیص خواهد بود.

رابعاً این هم مغالطۀ آخر شما: «قرارنیست به چیزی که اثبات نشده وخرافات هست دل ببندیم» که چیزی را که اثبات نشده، خرافه می نامید.

یعنی شما هم مثل سایر دوستانتان، حد وسطی بین علم به بودن و علم به نبودن، قائل نیستید.


75:

سلام
1- فرض کنیم می خواهیم وارد خونه بشیم آیا دایی ما اونجاست ؟ جواب چیست ؟
در چه شرایطی جواب نمی دانم (لا ادری ) هست و در چه شرایطی حکم عدم ؟
الف - اگر من دایی داشته باشم و بعضا ایشان به خونه ما رفت و آمد می کند ، جواب ما نمی دانم هست ؛ و نمی توانیم بطور قطع بگیم چون برای من ثابت نشده که ایشان در خونه ماست ؛ پس در خونه ما نیست .
ب- اما اگر من کلا دایی نداشته باشم و کسی از من بپرسد دایی شمادر خونه هست یا نه ؟
جواب من چیست ؟
حکم عدم .
حال شما انتخاب کن ؛ یا جن را در حکم عدم برنامه بده یا در حکم نمیدانم
اما اگر کسی بگوید "جن وجود دارد " ، اونگاه با من طرف هست.
به او می گویم :
یک هفته بهت موقعيت می دهم اثر وجودی جن را به ما خرافه ستیزان نشان دهی ؛
اونهم آزمایش پذیر همگانی ،
چرا همگانی ؟
چون به همگان می گویی جن وجود دارد ، اگر فقط به من تنها می فرمودی ،؛ به من تنها باید
نشان میدادی ، چون به عا لمیان می گویی ، باید به همگان نشان
دهی .


---------
------------------------
توجه کنید اگر کسی بگوید جن غیر مادی هست ؛ اونگاه بطور قطع در حکم عدمه ؛، و نمیدانم
گری هم در کارنیست.

ساقی بیا که شد قدح ِ لاله پر زمی
طامات تا به چند و خرافات تا به کی ؟!

76:

سلام
ببینید ؛، این اسلامیست ها و ....

؛ ابتدا فرض می نمايند موجودات غیر مادی
وجود دارد ، بعدا می گویند شما ثابت کنید که نیست !
مثلا فرض می نمايند خدای ...

هست ؛ بعد می گویند تو نمی تونی درکش کنی !
علم ناقصه !
یکی نیست بگه ، آخه ....

محترمه ،
فرض شما از ابتدا باد هوا بوده ؛ ما هم فرض می کنیم نادر شاه نشسته تو مرکز
خورشید داره سیگار می کشه ! شما که مرکز خورشید و ندیدی !
بگو نمیدانم اونجا نشسته یا نه !
وجود جن ؛ یعنی نشستن نادرشاه در مرکز خورشید ، و جن زدگی ؛ یعنی سیگار کشیدن اون !
------------------------
توجه کنید :
علم غیر ممکن های خود را دارد ؛، و محتمل بودن های خود را .
محتمل بودن های خود را با حساب احتمال و ریاضیات پیشرفته نشان میدهد.
مثلا می گوید نمیدانم الان الکترون در کجای اطراف هسته هست ؛ احتمال دارد در فلان
جا باشد ؛
اینها چون در فلسفه قرون وسطا و ما قبل از اون موندن ؛ هنوز همان حرف های
کشیشان اسکولاستیکی را بلغور می کنن.
از علم هم که بی بهره اند.

77:

اولاً جن برای اهل اسلام، از قبیل امور عدمی و لاادری نیست، بلکه ما برای بودنش دلیل داریم، ولی ملحدین مقدمات هستدلال ما را قبول نمی نمايند، و هر چه برایشان هستدلال می کنیم، در الحاد خویش پا می فشارند، پس ما نیز برای اینکه منطقی عمل کرده باشیم، مقدمات اثبات شدۀ خویشتن را به اونها تحمیل نمی کنیم.
برعکس ما ملحدین، مقدمات غیرقابل اثبات خویش را، یک سری حقایق اصیل فرض می نمايند و به شکل غیرمنطقی قصد تحمیل اونها بر ما را دارند که مسلماً امری غیرمنطقی، و مصداق مغالطۀ "رها نکردن پیشفرض" هست.
پس واضح و مبرهن هست که موضع ما در مورد جن، "نمی دانم" نیست، ولی با توجه به اینکه مخالفین مقدمات لازم برای اثبات جن را نمی پذیرند، ما فقط می گوییم که حداکثر می توان فرمود "نمی دانم"، زیرا اونها هیچ دلیلی برای نبودن جن ندارند.


ثاتیاً در تمثیل دایی در خانه، هم مشکل همان "رها نکردن پیشفرض" وجود دارد، زیرا ما از نبودن چه چیزی خبر نداریم که حکم جن، عدم باشد؟ وجودِ جن، منجر به چه تناقضی می شود که بتوانیم با یقین بگوییم که نیست؟ لذا تمثیل همان مغالطۀ پیشین را در بر دارد، ما عدم چیزی را ثابت نکرده ایم که وجود جن فرع اون باشد و با توجه به عدم اون، جن نیز نباشد.
در واقع در وضعیت بحث ما با ایشان، حالت سومی متصور هست، که فرد نه به داشتن دایی مطمئن هست و نه آگاهی دارد که به کل دایی ندارد، مثلاً فرض کنید مادرش هرگز در مورد خواهر و برادرهایش با او سخنی نفرموده هست.

او نمی تواند از سکوت مادر به هستدلال به نداشتن خاله و دایی کند.

پس وجود دایی محتمل هست، و لذا حضور او در خانه نیز محتمل هست.

ثالثاً ایشان از جهت دانش بسیار ناچیزی که دارد و به جای مطالعه، به لفاظی و بازی با کلمات می پردازد، می گوید: « اگر کسی بگوید جن غیر مادی هست ؛ اونگاه بطور قطع در حکم عدمه ؛، و نمیدانم گری هم در کارنیست.» که اینجا هم مرتکب همان مغالطۀ "رها نکردن پیشفرض" می شود، و هم جهل خود بر باورهای اسلامی را نیز نشان می دهد، زیرا جن موجودی غیرمادی نیست.

رابعاً این التیماتوم مضحک یک هفته ای، وقتی کاربرد دارد که شما مقدمات بحث را بپذیری، تا به اینجا برسیم، ولی وقتی حتی معاد و نبوت را نیز انکار می کنی، و عملاً موضعت نسبت به خدا نیز منفی هست، و شش-هفت سال، دلیل آوردن برای شما، حتی باعث نشده شما براهین اسلامی را درست بشناسی، و همچنان وقتی از یکی از اونها یاد می کنی، یک چیزی می گویی که مورد قبول ما نیست، دیگر چگونه بیاییم در طول یک هفته هم معاد و نبوت را ثابت کنیم، و هم به سراغ نبوت خاصه برویم و الهی و تحریف نشده بودن قراون را ثابت کنیم و با هستنباط از حق محض بودنِ قراون، هر چیز که قراون به وجودش شهادت می دهد را موجود بخوانیم؟ مسلماً مجالی برای این مراحل باقی نمی ماند، و شما همچنان اندر خم یک کوچه می مانی، تا دمی که موقعيتت تمام شود، پاداش سالها نبردت با حق و حقیقت و تلاش بی شائبه ات برای گمراه کردن ایجاد الله را دریافت نمایی.

زیاده عرضی نیست.


78:

این هم یک نمونۀ بارز از ادب و فرهنگ اسلامستیزها.


79:

افرین.کار خیلی اسان شد.پس قبول دارید که:
علم ناقص هست و هرگز به کمال نخواهد رسید
پس این فرموده ی شما باطله:
هر موجود ادعایی که اثر وجودی نداشته باشه ، در حکم عدمه

+
ما هم نفرمودیم علم غلط هست.فرمودیم ناقص هست.
با علم ناقص نمیتوان حکم عدم داد حتی به اژدهای هفت سر

80:

هستدلال شما نادرست هست
شما خدا را هم نمیبینی.پس چرا او را پذیرفته ای؟

81:

شماچراخدایی نکرده به خودتان میگیرید
مگرماکس خاصی رامخاطب قراردادیم
اخراج به چه دلیلی؟

82:

[quote=tazkie;5387258]

اتفاقا میشودجمجمه راشکافت ومغزادمی رادید
عقل یک واژه هست چیزی دربنای خودنیمثل اینکه بگوییم حالت خوبه
حال هم یک واژه هست
امیدوارم بفهمید چه فرمودم
ثانیاً در فلسفه، اصل بر نبودن نیست، و این از اوهام یک کمونیست بیسواد هست که در سایت نشر داد،
بهتربود اینگونه منظورم رامینوشتم چیزی که وجود دارداماشاید مانمیدانیم چیست وبراو احاطه پیدانکردیم
مسلّم هست که در صورت عدم اثبات چیزی، نمی توان نبودنش را اصل دانست،
بله کاملا
زیرا بدون شک غیرمنطقی خواهد بود.

کسانی که مدعی چنین اصلی هستند، خودشان ثابت نمايند.

آیا وقتی هنوز وجود الکترونها ثابت نشده، باید بگوییم اصل بر نبودن الکترونهاست؟ خب چنین حرفی باطل هست.

من هم این رافرمودم
تامادامی که به چیز احاطه پیدانکرده باشیم دلیل برنبودنش نیست

ثالثاً این عبارات که «یابهترهست بگویم شایدهنوزعلم نتوانسته برماورا احاطه پیداکند هروقت پیداکردماهم میپذیریم» هر چند ظاهراً منطقی به نظر می رسند، ولی خالی از سفسطه نیستند، زیرا علم تجربی، که دانش به محسوسات هست، به معنای فیزیک هست و نه متافیزیک
پس اعتراف وقبول میکنید این چیزها ماورا طبیعه ومتافییک هستندووجود مادی ندارند
و چیزی که این علم اونرا ثابت کند، فیزیکی خواهد بود، و نه ماوراءالطبیعه یا متافیزیک، پس اگر متافیزیک، به راستی متافیزیک باشد، هرگز توسط علم فیزیک اثبات نخواهد شد، بلکه با براهین عقلی یا شهودهای عرفانی، قابل تشخیص خواهد بود.

پس ماورا طبیعه چیزمشخصی برای همگان نیست ویک چیزاعتقادی هست
مثلا شما اگروسید سولفوریک رابر روی اهن بیزید یک واکنش نشان میدهد وهمه میتوانند این تغییر راببینیدچه معتقدبه متافیزیک باشد چه نباشد
اما ماورا ومتافیزیک برای انهایی هست که اعتقاد دارندوجود دارد

رابعاً این هم مغالطۀ آخر شما: «قرارنیست به چیزی که اثبات نشده وخرافات هست دل ببندیم» که چیزی را که اثبات نشده، خرافه می نامید.

یعنی شما هم مثل سایر دوستانتان، حد وسطی بین علم به بودن و علم به نبودن، قائل نیستید
دقیقا چه مغلطه ای؟
هنوزنتوانستید کوچکترین چیزی ازوجود جن وپری ارایه بدیدودرموردش بحث فلسفی بامن میکنید
وخودشماهم اذعان داریدکه متافیزیک هست

83:

هنوزنمیدانم خداچیست

84:

پس امضاتو عوض کن
این جمله یعنی اشراف کامل به ماهیت وجودی خداوند:


خداونداگرجاهلم نجاتم بده
گردرستکارم تداومم ده

85:

عجب!!!!!!!

هنوز کسانی هستند که وجود جن رو قبول ندارند.

ما که از نزدیک دیدیم.

علم!!!!!!

قراون از وجود جن میگه.

اینکه علم نمی تونه ثابت کنه مشکل خودشه.

86:

با کسانی بحث می کنیم که فرق عقل و مغز را نمی دانند.

خدا را شکر.



نوشته اصلي بوسيله siavash7442 نمايش نوشته ها


بهتربود اینگونه منظورم رامینوشتم چیزی که وجود دارداماشاید مانمیدانیم چیست وبراو احاطه پیدانکردیم
بعید می دونم خودت هم فهمیده باشی که چی نوشتی.


نوشته اصلي بوسيله siavash7442 نمايش نوشته ها

پس اعتراف وقبول میکنید این چیزها ماورا طبیعه ومتافییک هستندووجود مادی ندارند
جن غیر مادی نیست، ولی گویا شما هنوز تفاوت متافیزیک با غیر مادی را نیز نمی دانید.



نوشته اصلي بوسيله siavash7442 نمايش نوشته ها

پس ماورا طبیعه چیزمشخصی برای همگان نیست ویک چیزاعتقادی هست
مثلا شما اگروسید سولفوریک رابر روی اهن بیزید یک واکنش نشان میدهد وهمه میتوانند این تغییر راببینیدچه معتقدبه متافیزیک باشد چه نباشد
اما ماورا ومتافیزیک برای انهایی هست که اعتقاد دارندوجود دارد

شما احیاناً به چی میگی متافیزیک؟!

نوشته اصلي بوسيله siavash7442 نمايش نوشته ها

دقیقا چه مغلطه ای؟
هنوزنتوانستید کوچکترین چیزی ازوجود جن وپری ارایه بدیدودرموردش بحث فلسفی بامن میکنید
وخودشماهم اذعان داریدکه متافیزیک هست
مغالطه اش، رها نکردن پیشفرض هست: چیزی که اثبات نشده را مساوی با خرافات گرفته اید.


87:

سلام
1- اگر شما بر نام ملحد می گذارید اجازه بدهید ما هم بر شما نام خرافه پرست بگذاریم.
بنا به تعریف ما ؛ خرافه پرست کسی هست که بجای انتخاب حقایق ، مجاز را انتخاب کرده هست.
وقتی شما به من می گویید ملحد ! من احساس توهین نمی کنم , زیرا توهین را کلمه ای
میدانم که تمامیت خواهان برای سرکوب مخالفین انتخاب کرده و بکار می برند.
2- شما به ما ؛ اثر وجودی جن را نشان دهید ؛ همین ؛ ما با مقدمات شما کاری نداریم.

برعکس ما ملحدین، مقدمات غیرقابل اثبات خویش را، یک سری حقایق اصیل فرض می نمايند و به شکل غیرمنطقی قصد تحمیل اونها بر ما را دارند که مسلماً امری غیرمنطقی، و مصداق مغالطۀ "رها نکردن پیشفرض" هست.

ممکن هست لطف فرموده ، مقدمات غیر منطقی ما ملحدین را بیان فرمایید.
مقدمات ما ، مقدمات علم هست.

مگر شما همچنان بر خردستیزی پافشاری کنید.

پس واضح و مبرهن هست که موضع ما در مورد جن، "نمی دانم" نیست، ولی با توجه به اینکه مخالفین مقدمات لازم برای اثبات جن را نمی پذیرند، ما فقط می گوییم که حداکثر می توان فرمود "نمی دانم"، زیرا اونها هیچ دلیلی برای نبودن جن ندارند.

1- ما نباید ثابت کنیم جن نیست ! این وظیفه مدعی هست .که ثابت کند هست !
اگر هست ؛ اثر وجودی باید داشته باشد ؛ خوب نشان دهید .


2- در یک آزمایش همگانی ؛ اثر وجودی جن را اثبات کنید ؛ اثبات !
اینکه در دولابچه ِ پستوی ِ خانه خود ؛ جن دیده و جن زده شده اید ، برای خردمندان
قال قبول نیست ؛
3- شما باید متدولوژی نحوه تحقیق پذیری وجود جن را ، بیان کنی ؛ دانشمندان جهان باید
در باره نحوه نحقیق پذیری ادعای شما اجماع نسیی نمايند ،
ما دلایل را خواهانیم.
ثاتیاً در تمثیل دایی در خانه، هم مشکل همان "رها نکردن پیشفرض" وجود دارد، زیرا ما از نبودن چه چیزی خبر نداریم که حکم جن، عدم باشد؟ وجودِ جن، منجر به چه تناقضی می شود که بتوانیم با یقین بگوییم که نیست؟ لذا تمثیل همان مغالطۀ پیشین را در بر دارد، ما عدم چیزی را ثابت نکرده ایم که وجود جن فرع اون باشد و با توجه به عدم اون، جن نیز نباشد.

1- اعتقاد بی دلیل علمی بر وجود جن ؛ یعنی اعتقاد به موجودی ادعایی بی اثر وجودی !
پس هر کسی اعم از جادوگرن تانزانیا ؛ رمال ها ، فال بین ها ، شیطان پرست ها ،
چشم زخم زن ها و کلاحقه بازان راهشان باز می شود برای فریب امت ؛
اینست که هر کس ادعایی کرد باید او را ثبات کند یا باسیلی خردمندان مواجه شود.

ثالثاً ایشان از جهت دانش بسیار ناچیزی که دارد و به جای مطالعه، به لفاظی و بازی با کلمات می پردازد، می گوید: « اگر کسی بگوید جن غیر مادی هست ؛ اونگاه بطور قطع در حکم عدمه ؛، و نمیدانم گری هم در کارنیست.» که اینجا هم مرتکب همان مغالطۀ "رها نکردن پیشفرض" می شود، و هم جهل خود بر باورهای اسلامی را نیز نشان می دهد، زیرا جن موجودی غیرمادی نیست.

1- اگر جن اسلامی ، مادی هست ؛ کار شما ساده هست ؛ بسادگی اثر وجودی او را نشان دهید.
نشان دادن اثر وجودی یک موجود مادی که کاری ندارد ، من منتظرم.یک هفته هم بیشتر موقعيت ندارید.
2- اما تا اونجا که من قراون را مطالعه کرده ام ؛ در داستان آدم ؛ پس از اینکه شیطان به
آدم سجده نکرد ؛ خدا فرمود ....

کان من الجن ! یعنی شیطان از جن بود .

؛
یعنی شیطان هم از ماده هست ؟!
مگر شیطان از ملائک مقرب نبود ؟ یعنی ملائک هم از ماده بودند ؟
توجه کنید یک کلمه راجع به قراون بگید ؛ صد تناقض رو می کنم.


رابعاً این التیماتوم مضحک یک هفته ای، وقتی کاربرد دارد که شما مقدمات بحث را بپذیری، تا به اینجا برسیم، ولی وقتی حتی معاد و نبوت را نیز انکار می کنی، و عملاً موضعت نسبت به خدا نیز منفی هست، و شش-هفت سال، دلیل آوردن برای شما، حتی باعث نشده شما براهین اسلامی را درست بشناسی، و همچنان وقتی از یکی از اونها یاد می کنی، یک چیزی می گویی که مورد قبول ما نیست، دیگر چگونه بیاییم در طول یک هفته هم معاد و نبوت را ثابت کنیم، و هم به سراغ نبوت خاصه برویم و الهی و تحریف نشده بودن قراون را ثابت کنیم و با هستنباط از حق محض بودنِ قراون، هر چیز که قراون به وجودش شهادت می دهد را موجود بخوانیم؟ مسلماً مجالی برای این مراحل باقی نمی ماند، و شما همچنان اندر خم یک کوچه می مانی، تا دمی که موقعيتت تمام شود، پاداش سالها نبردت با حق و حقیقت و تلاش بی شائبه ات برای گمراه کردن ایجاد الله را دریافت نمایی.

یعنی برای نشان دادن اثر وجودی یک موجود مادی ؛ باید از اثبات خدا و نبوت عامه و خاصه و اهل بیت و ....

همه اینها را ثابت کنی ؟!
قراون کریم راجع به شتر هم صحبت کرده ؛ و اون را دلیل بر وجود خدا دانسته ؛ حالا اگر یک
نفر که تا کنون شتر ندیده بگه شتر را ثابت کنید که هست ؛ باید ابتدا خدا و پیغمبر و ....


همه اینها ثبات بشه ؛ خوب دستش را بگیرید ببرد حجاز ؛ بگید ببین! این شتره !
نشان دادن اثر وجودی با انطباع مستقیم حسی ! .


آزمایش پذیر همگانی هم هست.
جن را نشان بده که هست.


---------------------------------------------------
جمع بندی و نتیجه گیری :
1- اگر کسی ادعای وجود چیزی را کند ؛ نشان دادن اثروجودی اون چیز بر مدعی هست .
2- برخی از این ادعا ها در حکمه احتماله ، برخی در حکم عدم.
3- اگر ادعا با علم در تضاد باشه ، در حکم عدمه ،
مثال :
ب- حسن با سرعتی بیشتر از نور خودش را به مریخ رساند !
الف - دیشب که بیلیارد بازی می کردیم ؛ یکی از گویها ، بدون وارد آمدن نیروی مادی ؛، راهش را
کج کرد رفت به طرفی ! خدا خواست من ببرم.
پ- خدا جهت حرکت الکترونی را تغییر داد .

(یا فیزیک کوانتوم خطاست یا این گزاره)
ت- بین وجود ثابت و متحرک ؛ برهمکنش ممکن هست.


ث- موجوی غیر مادی هست ؛ اما بر جهان برهمکنش دارد.


88:


ملحد به کسی فرموده می شود که یکی از اصول دین را نپذیرفته هست، و شما منکر معاد هستید، و نبوت هم گویا منکرش هستید، پس ملحد نام غلطی نیست.

اما تنها چیزی که من می پرستم خداست، و اگر خدا را خرافه می دانید، اثباتش به عهدۀ شماست.

دلیل ملحد نامیدن شما روشن هست، و شما اگر دلیلی بر خرافه بودنِ عقاید ما دارید، اقامه کنید.



نوشته اصلي بوسيله alijohar نمايش نوشته ها

2- شما به ما ؛ اثر وجودی جن را نشان دهید ؛ همین ؛ ما با مقدمات شما کاری نداریم.
آیا نیافتن دلیل بر نبودن هست؟ و آیا یافتن آثار وجودی تنها راه پی بردن به بودن چیزی هست؟ اثبات جن، از راه همان مقدمات ممکن هست و بس، از راههای دیگر، دلیلی بر اون در دست نداریم.


نوشته اصلي بوسيله alijohar نمايش نوشته ها



ممکن هست لطف فرموده ، مقدمات غیر منطقی ما ملحدین را بیان فرمایید.
مقدمات ما ، مقدمات علم هست.

مگر شما همچنان بر خردستیزی پافشاری کنید.
اولاً کسی که خردستیز هست شما هستی که به جای پیروی از خرد، خرد خود را منحرف به راههای غیرمنطقی خودت می کنی.

مقدمات غیرمنطقی شما هم همان قوانین بی پايه ی هست که برای اندیشیدن چیده اید.


نوشته اصلي بوسيله alijohar نمايش نوشته ها


1- ما نباید ثابت کنیم جن نیست ! این وظیفه مدعی هست .که ثابت کند هست !
اگر هست ؛ اثر وجودی باید داشته باشد ؛ خوب نشان دهید .

وقتی می گویید جن نیست، مدعی هستید و اثبات به عهدۀ شماست.

راه اثبات جن هم از طریق مقدماتی هست که شما نمی پذیرید و لذا نمی توان وجود جن را برای شما ثابت کرد.

نوشته اصلي بوسيله alijohar نمايش نوشته ها



2- در یک آزمایش همگانی ؛ اثر وجودی جن را اثبات کنید ؛ اثبات !
اینکه در دولابچه ِ پستوی ِ خانه خود ؛ جن دیده و جن زده شده اید ، برای خردمندان
قال قبول نیست ؛
3- شما باید متدولوژی نحوه تحقیق پذیری وجود جن را ، بیان کنی ؛ دانشمندان جهان باید
در باره نحوه نحقیق پذیری ادعای شما اجماع نسیی نمايند ،
ما دلایل را خواهانیم.

یادم نمی آید جایی اندیشمند مسلمانی، مدعی شده باشد که جن را از طریق علوم تجربی می توان ثابت کرد.

این حرفهای شما، مربوط به وقتی هست که ما تنها راه شناخت را علوم تجربی بدانیم، که چنین نیست، و ما براهین عقلی و فلسفی را نیز قبول داریم، البته گویا شما هم قبول دارید، ولی برای اون هستدلال هستنتاجی که به وجود جن ختم می شود، باید امور دیگری ثابت شوند که شما اونها را نمی پذیرید، پس اون برهان نیز برایتان بی نتیجه و نامفهوم هست، تا جایی که گمان می کنید که ما می گوییم جن هست زیرا در قراون آمده هست!

پیش از این باید با شما از قراون سخن فرمود، و قبل از اون پیرامون اصل نبوت و اعجاز، و قبل از اون...

چه وقتی می توانیم به وجه اشتراکی برسیم که این هستنتاج حاصل شود؟ شما مقدمه های لازم را نمی پذیرید.

ولی قدر مسلم این هست که وجود جن، منجر به هیچ تناقضی نمی شود، و لذا جن ممکن الوجود هست، و لذا نمی توان فرمود عقلاً جن وجود ندارد، بلکه فقط می توان پیرامون ایجاد شدن یا ایجاد نشدنش بحث کرد.

نوشته اصلي بوسيله alijohar نمايش نوشته ها

1- اعتقاد بی دلیل علمی بر وجود جن ؛ یعنی اعتقاد به موجودی ادعایی بی اثر وجودی !
پس هر کسی اعم از جادوگرن تانزانیا ؛ رمال ها ، فال بین ها ، شیطان پرست ها ،
چشم زخم زن ها و کلاحقه بازان راهشان باز می شود برای فریب امت ؛
اینست که هر کس ادعایی کرد باید او را ثبات کند یا باسیلی خردمندان مواجه شود.
اونها هم اگر بتوانند دلیلی منطقی برای حرفشان بیاورند می پذیریم.

نوشته اصلي بوسيله alijohar نمايش نوشته ها

1- اگر جن اسلامی ، مادی هست ؛ کار شما ساده هست ؛ بسادگی اثر وجودی او را نشان دهید.
نشان دادن اثر وجودی یک موجود مادی که کاری ندارد ، من منتظرم.یک هفته هم بیشتر موقعيت ندارید.

باز که این موقعيت دادنهای مضحک را از سر گرفتید؟ فرمودیم که آهنینترین براهین هم سر یک هفته فردی چون شما را قانع نخواهد کرد.

شش سال هست در فرومهای مختلف با شما بحث شده، و شما از عقاید اوّلیه ات یک تکان هم نخورده ای! سر یک هفته برنامه هست چه بشود؟!

اما اگر چیزی مادی هست، به معنای این نیست همین الان علم فیزیک قادر به کشفش هست، بلکه علم فیزیک همواره محتاج پیشرفت هست، و روزی هم نتوانسته بود الکترون و پروتون را ثابت کند.

بعلاوه اینکه ممکن هست حالتهای از ماده باشند که علوم تجربی همچون فیزیک و شیمی، حداقل در سطح دسترسی بشر، قادر به تجزیه و تحلیل اونها نباشند.

نوشته اصلي بوسيله alijohar نمايش نوشته ها


2- اما تا اونجا که من قراون را مطالعه کرده ام ؛ در داستان آدم ؛ پس از اینکه شیطان به
آدم سجده نکرد ؛ خدا فرمود ....

کان من الجن ! یعنی شیطان از جن بود .

؛
یعنی شیطان هم از ماده هست ؟!
مگر شیطان از ملائک مقرب نبود ؟ یعنی ملائک هم از ماده بودند ؟
توجه کنید یک کلمه راجع به قراون بگید ؛ صد تناقض رو می کنم.

نخیر! این متناقض-نما را عقل ناقص اسلامستیزان در آورده هست، و شما نه در مطالعۀ قراون که در مطالعۀ مقالات ضداسلام اونرا رؤیت کرده اید و جوابش هم روشن هست: قراون هرگز نفرموده که شیطان فرشته بود، بلکه همواره اشاره به جن بودن و خلقتش از آتش دارد.

بله وقتی که دستور به سجدۀ ملائک داده شد، شیطان هم که در بین اونها حضور داشت، موظف به سجده شد، ولی نیامده که شیطان فرشته بود، بلکه او از جنیان بوده هست.




نوشته اصلي بوسيله alijohar نمايش نوشته ها


یعنی برای نشان دادن اثر وجودی یک موجود مادی ؛ باید از اثبات خدا و نبوت عامه و خاصه و اهل بیت و ....

همه اینها را ثابت کنی ؟!
قراون کریم راجع به شتر هم صحبت کرده ؛ و اون را دلیل بر وجود خدا دانسته ؛ حالا اگر یک
نفر که تا کنون شتر ندیده بگه شتر را ثابت کنید که هست ؛ باید ابتدا خدا و پیغمبر و ....


همه اینها ثبات بشه ؛ خوب دستش را بگیرید ببرد حجاز ؛ بگید ببین! این شتره !
نشان دادن اثر وجودی با انطباع مستقیم حسی ! .


آزمایش پذیر همگانی هم هست.
جن را نشان بده که هست.

به راستی سفسطۀ خنده داری بود.

وجود شتر از طریق علوم تجربی هم ثابت می شود، و نیازی به اثبات از طریق اون مقدمات نیست، ولی جن که وجودش با علوم تجربی، حداقل تا امروز ثابت نشده، اثباتش محتاج اون مقدمات هست.

نوشته اصلي بوسيله alijohar نمايش نوشته ها

جمع بندی و نتیجه گیری :
1- اگر کسی ادعای وجود چیزی را کند ؛ نشان دادن اثروجودی اون چیز بر مدعی هست .
2- برخی از این ادعا ها در حکمه احتماله ، برخی در حکم عدم.
3- اگر ادعا با علم در تضاد باشه ، در حکم عدمه ،
اینها قبول، ولی شما مدعی خرافه بودن هستید، و خرافه بودن یعنی وجود نداشتن، و نه اینکه وجودش یک احتمال هست! پس شما مدعی و مجبور به اثبات هستید.

نوشته اصلي بوسيله alijohar نمايش نوشته ها
مثال :
ب- حسن با سرعتی بیشتر از نور خودش را به مریخ رساند !
الف - دیشب که بیلیارد بازی می کردیم ؛ یکی از گویها ، بدون وارد آمدن نیروی مادی ؛، راهش را
کج کرد رفت به طرفی ! خدا خواست من ببرم.
پ- خدا جهت حرکت الکترونی را تغییر داد .

(یا فیزیک کوانتوم خطاست یا این گزاره)
ت- بین وجود ثابت و متحرک ؛ برهمکنش ممکن هست.


ث- موجوی غیر مادی هست ؛ اما بر جهان برهمکنش دارد.
این مثالهایتان نامربوط هست و به سخن ما ربطی ندارد.


89:

سلام
من مدعی هستم اژدهای 7 سر وجود دارد به دلایل زیر :
1- دلیلی بر عدم وجودش وجود ندارد؛
2- ممکن الوجود هست.
3- علم چون ناقص هست نمی تواند در اینجا سخنی بگوید.
4- در کتابی که من معتقدم صد در صد درسته فرموده شده اژدها ی 7 سر وجود دارد .
5- خیلی چیز ها وجود داشته ، انسان باور نداشته اند ؛ اما الان باور دارند ؛ مثل الکترون .
6- حسن فرموده اژدها وجود داره ؛ چون حسن تا کنون دروغ نفرموده ؛ من می پذیرم.
7- خودم یک شب ؛ شخصا اژدهای 7 سر ی مشاهده کردم.
-------------------------------------------------------------------------------------------
آیا دلایل 7 گانه من ، بر وجود اژدهای 7 سر موجه اند ؟
توجه کنید ؛ در فلسفه شناخت برای اینکه کسی نشان دهد موجودی هست ؛ متد سخت و دشواری
را باید بپیماید.
من جای کلمه اژهای 7 سر را با ، جن ؛ شیطان ؛ دیو ؛ پری ، فرشته ، و هر موجود دیگری که سرخ پوستان ؛
قبایل آمازون ، خراف پرستان مالی و ...

عوض می کنم ؛
آیا همه باور های اونها درست هست ؟

90:

سلام
من مدعی هستم اژدهای 7 سر وجود دارد به دلایل زیر :
1- دلیلی بر عدم وجودش وجود ندارد؛
2- ممکن الوجود هست.
3- علم چون ناقص هست نمی تواند در اینجا سخنی بگوید.
4- در کتابی که من معتقدم صد در صد درسته فرموده شده اژدها ی 7 سر وجود دارد .
5- خیلی چیز ها وجود داشته ، انسان باور نداشته اند ؛ اما الان باور دارند ؛ مثل الکترون .
6- حسن فرموده اژدها وجود داره ؛ چون حسن تا کنون دروغ نفرموده ؛ من می پذیرم.
7- خودم یک شب ؛ شخصا اژدهای 7 سر ی مشاهده کردم.
-------------------------------------------------------------------------------------------
آیا دلایل 7 گانه من ، بر وجود اژدهای 7 سر موجه اند ؟
توجه کنید ؛ در فلسفه شناخت برای اینکه کسی نشان دهد موجودی هست ؛ متد سخت و دشواری
را باید بپیماید.
من جای کلمه اژهای 7 سر را با ، جن ؛ شیطان ؛ دیو ؛ پری ، فرشته ، و هر موجود دیگری که سرخ پوستان ؛
قبایل آمازون ، خراف پرستان مالی و ...

عوض می کنم ؛
آیا همه باور های اونها درست هست ؟

91:

اولا اژدهای هفت سر بسیار با دیو و جن و خدا تفاوت دارد؛ خودت بشین تفاوت هاشون رو بشمور؛ ثانیا ضرب المثل معروفی هست که میگه تا نباشد چیزکی امت نگویند چیزها یعنی حتی این اژهای هفت سر اقتباس از چیز دیگری بوده هست، و این رو دیوید هیوم به زیبایی توضیح داده هست، ثالثا این یعنی اینکه اژدهای هفت سر در نهایت به چیزی ختم میشود که وجود دارد حالا ممکن هست ذیل حرکت جوهری این موجود حقیقت وجودی اش تحریف شده هست رابعا رئالیسم واقعگرایی فلسفی می گوید هرچیز هرچند چرت و غیر معقول به ذهن بشر خطور کند وجود خارجی دارد.


92:

مسئله اژدهای هفت سر، قوری سماوری راسل و ....

رو در لینک زیر مفصل بررسی کردیم:
استدلال قوری سماوی راسل

93:

سلام

من درست از عاشورای پارسال مریضی هام شروع شد...بیماری روحی....کهیر زدن توی بدن...انفولانزا یعنی پشت سرهم یکی خوب میشد اونیکی شروع میشد....منی که با فشار 6همیشه سرپا بودم چندین بار قش کردم...تا همین امروز...از عید امسال هم وسواس گرفتم...یعنی یه چیزی داخل ذهنم مجبورم میکنه کارایی رو انجام بدم...مثلا مجبورممیکنه دستمو ده بار بشورم...یا نذارم فلان کس بهم دست بزنه...کم کم گوشه گیر شدم و زیر این فشارا مغزم داره میترکه....الان چندماهه پیش دکتر اعصاب و روان میرم و داروی افسردگی و وسواس مصرف میکنم اما فایده ای نداره...تا اینکه یکی از اقوام فرمود شاید همزاد داری....منم تو سرچ درباره همزاد و جن زدگی اومدم به این صفحه...

توروخدا اگه راه حلی دارین که این مزاحم از ذهنم بره و کمتر بدنمو زخم کنه بهم بگین

اینم بگم خوابای ترسناک زیاد میبینم همین امروز صبح با صدای جیغم تو خواب همرو بیدار کردم

درست از فردای عاشورای 93 ممریض و ضعیف شدم....ذکر لا حول .....

همشه ورد زبونمه و یه ماهی میشه که شبا نمیرم حموم....خیلی میترسم...


94:

سلام
سابقا یعنی بیش از 10 سال پیش یه انجمن توی شهرستان تهران بود به اسم انجمن علوم روحی رهبر زاده که یک ماهنامه هم به همین اسم منتشر میکردن
و خود اقای رهیر زاده هم در شهرستان تهران به افرادی مثل شما کمک میکردن حتی اتیشون به شهرستانها برای خروج ارواح از خانه های جن زده هم مسافرت میکردن
اما الان چندین ساله که من دیگه از این اقا و کارهاش بیخبرم
یه سرچ کن و پرس و جو کن ببین شاید هنوز هم دفترش و موسسه اش فعال باشه .
میتونی از نماد صلیب و مسیح هم هستفاده کنی
نماد صلیب بر خلاف تصور دیگران اصلا متعلق به مسیح نیست
این نماد در وقت بودا ( 500 سال قبل از مسیح ) هستفاده میشده در اهرام مصر بیش از 5000 سال پیش باز هم تصاویر این نماد هست و البته حتی در 13000 سال پیش هم در قبایل بدوی افریقا هم بکار میرفته
من شنیده که این نماد بالخص با تصاویر مسیح تاثیر زیادی در دفع موجودات غیر ارگانیک داره
اما از همه اینها گذشته بعضی مواقع ناراحتیهای ناشی از فشار روانی ( هسترس ) با همین اثار ظاهر میشه
در زندگیت دقت کن ببین هسترس خاصی در این مدت نداشتی
هسترس رو میشه با ورزش و مراقبه از بین برد .


95:

سلام

قیاسی بسیار نابجا بود


هرچیزی تعریفی دارد


اژدهای هفت سر ممکن هست وجود داشته باشد

آیا تا به حال شما به ماه رفته اید!؟

اگر خیر پس چگونه هست که باور دارید ماه همان شکل هست که ساوقت های فضایی از اون می گویند
نوشته پیک شده شما همانند همین هست.


جواب اون را که دادید به جواب نوشته خود نیز دست میابید


54 out of 100 based on 59 user ratings 734 reviews