یوگا ورزش جسم و روان


یوگا ورزش جسم و روان



یوگا ورزش جسم و روان
یوگا

یوگا ورزشی جسمی و روانی می باشد که توسط هندی ها بوجود آمده است. اینکه یوگا را چه کسی و چگونه بوجود آورد به دلیل قدمت طولانی این ورزش مشخص نمی باشد.
یوگا ورزش جسم و روانمجسمه شیوا ( هند ) در حال یوگا

رژیم های غذایی در یوگا

سه نوع رژیم غذایی در ورزش یوگا وجود دارد به نام های تاماسی ، راجاسی و ساتویک.
راجاسی شامل غذاهایی حیوانی و پر از انرژی می باشد.
ساتویک شامل غذاهای گیاهی می باشد بعلاوه کمی ادویه جات.
تاماسی نیز شامل ترکیبی از دو رژیم غذایی بالا می باشد.
حرکت های یوگا

به حرکت و تمرین های اصلی یوگا آسانا ( به معنی حرکت یا وضعیت ) گفته می شود ، آسانا مجموعه حرکاتی می باشد که انعطاف پذیری بدن را بالا برده و تمرکز فکری را افزایش می دهد و مهمترین ویژگی این ورزش از بین بردن خستگی و کوفتگی بدن می باشد.
توجه : افرادی که دارای هر گونه بیماری جسمی می باشند قبل از انجام حرکات یوگا با پزشک خود مشورت نمایند.
آسانا ها ( حرکات یوگا )

پدم آسانا : حالتی از نشستن می باشد که در آن پاها را روی ران پای مقابل برنامه می دهند و هدف از این حرکت دستیابی به تنفس متناسب و ثبات درونی می باشد که ریشه ی این حرکت را در مراقبه باستانی می توان یافت به این حرکت حالت نیلوفری نیز گفته می شود.
یوگا ورزش جسم و روانمردی در حالت پدم آسانا یا حالت نیلوفری (یوگا)

شیرش آسانا : این حرکت به سلطان حرکات آسانا معروف است و بدن در وضعیتی بر خلاف جاذبه زمین برنامه می گیرد و باعث استراحت دادن به قلب و بهبود گردش خون در بدن می گردد و از فشارهایی که در زیر کمر وارد می شده است کاسته می گردد، این حرکت را دندانپزشک ها نیز انجام می دهند زیرا به دلیل وضعیت شغلیشان ممکن است دچار آسیب هایی بشوند، شیرش آسانا برای بهبود چشم های سالم و ضعیف از عارضه های دوربینی و نزدیک بینی نیز مفید می باشد، شاید در نظر اول این حرکت سخت به نظر بیاید اما با اعتماد به نفس و حفظ تعادل به راحتی می توانید این حرکت را انجام دهید. این حرکت مثلثی تشکلی می دهد که با انگشتان دست ها ، ساعد ها و آرنج ها بوجود می آید.به این حرکت ایستادن روی سر نیز گفته می شود.
توجه : افراد دارای فشار خون بالا یا آب سیاه چشم و مشکلات شبکیه از انجام این حرکت پرهیز نمایند.
یوگا ورزش جسم و رواننحوه انجام حرکت شیرش آسانا

یوگا ورزش جسم و روان
سراونگ آسانا : این حرکت موجب تقویت شده عضلات شکم و کمر می گردد و مچ دست ها و ستون فقرات انعطاف پذیری بیشتری پیدا می کنند ، برای انجام حرکت سروانگ آسانا ابتدا به کمر دراز کشیده سپس زانو ها را خم کنید و سعی کنید کف پایتان روی زمین باشد بعد کف دست ها را به کمر بگیرید و لگن تان را تا آنجا که می توانید بالا بیاورید سپس پاهایتان را بالا بیاورید، در همین حد برای تازه کاران کافی می باشد. به این وضعیت ، حرکت شانه ای نیز می گویند.
یوگا ورزش جسم و روانسروانگ‌ آسانا

یوگا ورزش جسم و روانسروانگ‌ آسانا

یوگا ورزش جسم و روانوضعیت سروانگ‌ آسانا (یوگا)

متسی آسانا : متسی به زبان هندی یعنی ماهی و آسانا یعنی حرکت به همین دلیل به این حرکت حالت ماهی نیز گفته می شود، این حرکت موجب بهبود وضعیت قلب و کشیدگی بدن می گردد. برای انجام این حرکت باید شانه ها را به سمت عقب کشیده و آرنج در حالت کشیده شده برنامه بگیرد و سر را روی زمین برنامه دهید تا حداکثر کشیدگی گردن رخ دهد و می توان پاها را از زانو به سمت داخل خم نمود و یا در حالت صاف برنامه داد.
یوگا ورزش جسم و روانحالت ماهی یا متسی‌ آسانا

یوگا ورزش جسم و روانمتسی آسانا (یوگا)

اوشتر آسانا : در قدیم به شتر ، اشتر گفته می شد، نام دیگر این حرکت حالت شتر می باشد، این حالت یک حرکت کششی می باشد و باید مانند شکل زیر روی ساق پای خود بایستید و از کمر شروع به خم شدن نموده تا جایی که کف دست روی کف پا برنامه گیرد. این حرکت منجربه باز شدن عضلات کل بدن می شود و پس از انجام این حرکت احساس راحتی بیشتری خواهید نمود به اصطلاح گفته می شود که اشتر آسانا باعث باز شدن بخش مرکزی قلب می گردد. توجه نمایید که این حرکت را باید به آرامی انجام دهید.

یوگا ورزش جسم و رواناوشتر آسانا

یوگا ورزش جسم و رواناوشتر آسانا (یوگا)

اوتان آسانا : حرکتی کرنشی می باشد که برای کشش و افزایش انعطاف پذیری عضلات پشت ران و مفاصل این ناحیه بکار می رود و با تحریک نمودن اجزای داخل شکم موجب هضم بهتر غذا می گردد. برای انجام این حرکت ابتدا در وضعیت صحیح ایستاده سپس کل بدن از کف پاها تا سر خود را صاف نمایید پاها می تواند به هم چسبیده و یا با کمی فاصله باشند با گرفتن یک دم دست ها را بالا برده و با بازدم به سمت جلو و سپس پایین خم شده و دست ها را روی زمین برنامه دهید. مدت زمان این حرکت بین 20 تا 30 ثانیه می باشد.
توجه : افرادی که دارای مشکلات در کمر ، قلب ، سیاتیک ، فشار خون بالا ، مشکلات چشمی هستند بهتر از قبل از انجام حرکت اوتان آسانا با پزشک خود مشورت نمایند.
یوگا ورزش جسم و روانآناتومی اوتان آسانا (یوگا)

یوگا ورزش جسم و رواناوتان آسانا (یوگا)

پسچیموتان‌ آسانا : حرکتی کششی و مشابه اوتان آسانا به صورت نشسته می باشد. برای انجام این حرکت ابتدا روی زمین نشسته و پاها را صاف می کنیم سپس به جلو خم شده و نوک کف پای خود را لمس می کنیم و بالا تنه خود را خم کردن و سر را پایین نگه می داریم. به این حرکت کشیده نیز گفته می شود.
یوگا ورزش جسم و روانپسچیموتان‌ آسانا (یوگا)

یوگا ورزش جسم و روانآموزش پسچیموتان‌ آسانا

بهوجنگ‌ آسانا : حرکتی جهت بهبود ستون فقرات ، تقویت کشش قفسه سینه ، بهبود شانه ها و سفت کردن شکم و باسن می باشد. به این حرکت حالت مار کبرا نیز گفته می شود. این حرکت باید به درستی انجام شود تا درد کمر و گردن نیز از بین برود. برای انجام آن راحت روی زمین داز کشیده و دستها را در امتداد ران ها بکشید سپس صورت 90 درجه بلند شوید ( مظابق شکل ).
یوگا ورزش جسم و روانآموزش بهوجنگ‌ آسانا

یوگا ورزش جسم و روانبهوجنگ‌ آسانا (یوگا)

دهانور آسانا : این حرکت توسط مرتاض های هندی نیز انجام می شود. این حرکت موجب کشش عضلات شکم و ران ها و همچنین افزایش انعطاف پذیری ستون فقرات می گردد. برای انجام این حرکت بر روی شکم دراز بکشید و زانوهایتان را از پشت خم نمایید سپس دست ها را به عقب برده و بکشید و مچ پای راست را با دست راست و مچ پای چپ را با دست چپ بدست بگیرید. به این حرکت کمانی نیز گفته می شود.
توجه : بیماران قلبی و افراد مبتلا به دیسک کمر این حرکت را انجام ندهند.
یوگا ورزش جسم و رواندهانور آسانا (یوگا)


هال آسانا: به پشت روی زمین خوابیده و پاها باید در کنار بدن باشند سپس پشت دست ها روی زمین بگذارد و از پشت برگردید. از هال آسانا برای درمان بواسیر نیز استفاده می شود. مدت زمان این حرکت برای افراد مبتدی 15 ثانیه می باشد. به این حرکت شخمی نیز گفته می شود.
یوگا ورزش جسم و روانآموزش هال آسانا

یوگا ورزش جسم و روانهال آسانا (یوگا)

وجره‌ آسانا : این حرکت را ما و تمام مسلمان ها در نماز انجام می دهیم ! ا وجره آسانا موجب بهبود مسایل گوارشی و یبوست و همچنین تقویت عضلات پاها و پشت می باشد. به این حرکت الماسی نیز گفته می شود.
یوگا ورزش جسم و روانوجره‌ آسانا

یوگا ورزش جسم و روانوجره‌ آسانا

شاو آسانا : حالت مرده می باشد که به پشت روی زمین خوابیده و دست ها را باز می کنیم و به اصطلاح طاق باز می خوابیم. انجام این حرکت موجب آسایش جسم و ذهن انسان می گردد. بعد از انجام این حرکت می بایست عمل ریلکسیشن را انجام داد.

یوگا ورزش جسم و روانشاو آسانا

چکر آسانا : حالتی قوسی شکل مانند رنگین کمان را روی زمین اجرا می کنیم. به این حالت چرخی نیز گفته می شود.
یوگا ورزش جسم و روانآموزش چکر آسانا

یوگا ورزش جسم و روانچکر آسانا


منبع : www.salesbuy.ir



به سحر و جادو اعتقاد دارید؟

1:

سلام ودرود ....

اجازه میخواهم مطالب شما رو کامل کنم تا خوانندگان بهره مندتر از این تاپیک شوند.............


در ادامه همراه باشید


انسان وقتی که تمام راهها را به روی خود بسته ببیند، چه می کند؟

2:

يوگا چيست؟


لغت "يوگا" بمعناي "اتحاد" است.


موجودات عجیب زندگی من (فرا زمینی یا...؟)
يوگا شكلي از ورزش ميباشد كه بر پايه اعتقادي بنـا
شـده اسـت كـه بـدن و تنـفـس ارتـبـاط تـنـگاتنگي با ذهن وفكر دارند.


آشنایی به" علوم ماوراء"
با كنترل تنفس و نـگاه داشـتـن بدن در وضعيتهاي
ثابت يا همان"آساناس" يوگا ايجاد توازن(هارموني) مي كند.


دانشمندان غربی مرگ نظریه داروین را اعلام کردند + فیلم و تصاویر
بهرحال يوگا سحر
و جادو نيست.


معیـــــــــــــــــــــا ر
يوگي ها (اساتيد يـوگـا) قادربه ناپـديـد شدن و
يا بـلـنـد شـدن از رايشان سـطح زمـيـن نيستنـد.


دشمن عقل چیست؟
امـا اونها ميتوانند
كارهاي غير عادي و شـفرمود آور مـتـعـددي هـمچـون نـگاهـداشتن نفسهايشان برايسـاعـتـها و يـا كند كردن ضربان قلبشان به منظور تقليد حالت مرگ، اجرا کنند.


میزان و معیار در تشخیص نوع بیگانگان ( جن، شیطان، فرشته، و ...) چیست؟

3:

تاريخچه يوگا

فلسفه مکتب يوگا

يوگا يکى از مکاتب فلسفى عرفانى رايج در هند هست که مبتنى بر آداب خايشانشتن دارى، ورزش بدنى و ذهنى مى باشد.

هر يک از مکاتب بنا به روش خود تزکيه نفس و اصول اخلاقى را به پيروان خود تعليم مى دهند.


اين مکاتب فهرست وار عبارتند از :
١- مکتب «نيايه» به معنى اونچه که فکر را به نتيجه هدايت کند و اين مکتب منسوب به حکيمى هست به نام «اکش پادگوتم
».


٢- مکتب «وى شيشکا» که اين نام مأخوذ از کلمه «وى شيشه» به معنى خاص هست و اين دو مکتب نماينده روش تحليلى فلسفه اند.


٣- مکتب «سانکهيا» که مبتنى بر دوگانگى وجود هست و يکى از مکاتب فلسفى سپس ايشاندانت هست.


٤- مکتب «جوک» يا يوگ، که به معنى اتحاد هست و به تفصيل درباره اون صحبت مى شود.


٥- مکتب «پورواميمانسا» که مکتب آداب و مناسک هندو هست و پايه اون بحث و تجسس در «دارما» هست که تکليف و وظيفه هست.


٦- مکتب ايشاندانت که به معنى مقصد بيد (ايشاند) هست و در وحدت وجود سخن مى گايشاند.



يوگا يکى از مکاتب فلسفى عرفانى هند و مبتنى بر آداب خايشانشتن دارى، آموزش هاى جسمانى و ذهنى هست.


مواجهه با رنج، مشقت، ناکامى و نادانى از مباحث عمده در يوگاست.


يوگا يک روش فلسفى - کاربردى در فهم و درک مسائل وجودى، مراتب ذهنى، ريشه هاى رنج و متعادل سازى و رفع اونهاست.




مبانى آئين يوگا

يکى از مبانى يوگا مبحث رنج هست، جهان ديرى هست فانى مملو از ناکامى و مشقت، جسم جايگاه رنج هست و حواس و ادراکات حسى رنج آفرين اند و لذايذ نيز آبستن ناکامى و اندوه اند، لذا همه چيز براى انسان فرزانه در جهان ادراکات حسى رنج آور هست، پس بايد به هر نحو خود را از اين رنج آزاد کرد.
راه آزادى در مکاتب هندى به طرق گوناگون حاصل مى شود، در «نياياسوترا» توسط شناخت درست مقولات شانزده گانه و روش هستدلالى حاصل مى شود.

در «وى شيشکا» به کمک تفکيک و شناخت مقولات ششگانه بدست مى آيد.

در «سانکهيا» توسط شناخت تفکيکى بين روح و ماده حاصل مى شود و در «ودانتا» به وسيله اشراق وردماسوى الله کسب مى گردد.

در «يوگا» توسط تميز حق از باطل و روح از ماده که در اين جهان بر اثر مشارکت ظاهرى بصورت واحد جلوه مى نمايند بدست مى آيد.

دوم مبحث نادانى هست، پيوند روح و ماده بر اثر عدم شناخت تحقق مى يابد و مادام که نادانى وجود دارد زايش دوباره خواهد بود و انسان در گردونه باز پيدايى اسير هست.

نادانى در حقيقت عدم تشخيص روح از مراتب ذهنى هست، مانند اينکه مى پنداريم «من مى دانم»، «من رنج مى برم» و «من مى فهمم» و کلمه من را به روح يعنى «پوروشا» نسبت مى دهيم و اين خود نادانى و توهم هست.

به عبارت ديگر نادانى پيوند روح با عقل هست و عقل مخزن تأثرات و ترکيبات ذهنى و تجارت پيشين هست.

به عقيده «ايشاناسا» عقل متکى بر تاثرات ناشى از نادانى هست و به نتيجه کار خود که نمايش روح هست، دست نمى يابد.

از اين رو دوباره با همان وظيفه ظاهر مى گردد.

اما در صورتى که عقل به نتيجه کار خود که هدفش اظهار و نمايش روح هست نائل گردد از وظيفه خود فارغ مى شود و از نادانى رهايى مى يابد و ديگر بار بوجود نمى آيد.

با توجه به شناخت علت نادانى و اينکه ريشه و منشاء درد و مشقت بى پايان هست، يوگا به جنبه هاى علمى اين موضوع مى پردازد و معتقد هست که تنها فلسفه اولى قادر به رهبرى و نجات انسان از چرخه حيات نيست و به همين دليل آداب و فنونى ضميمه اين فلسفه مى نمايد تا آگاهى که تاکنون صرفاً از طريق تعقل ادراک مى شده فعليت يابد و به واسطه آميزش اين معرفت به سرشت خايشانش وجدان و مخزن تأثرات ديرينه را نابود سازد و آگاهى ديگر و شعورى برتر را جايگزين سازد، هشيارى عاليترى که عقل را بدان راه نيست و هستدلال از درک اون ناتوان هست.
پس هر ديدگاه فلسفى براى تحقق انديشه ها بايد به رايشانه هاى علمى رياضت و ورزش خاص آراسته گردد.


4:

تاريخ پيدايش مکتب يوگا

هنوز به خوبى روشن نشده هست که فنون و آداب يوگ اولين بار به وسيله چه کسانى تدايشانن و بکار برده شده، تاريخ پيدايش يوگا را کهنتر از وقت تدايشانن کتاب «يوگا سوترا» مى دانند تا اونجا که در اساطير و افسانه ها اين تعليمات را به خدايان هندى (مظاهر احديت) نسبت مى دهند، اما اتفاق رأى محققين بر اين هست که حکيم و فيلسوف هندى (پاتانجلي) مبانى آئين يوگا را در رساله خود به نام يوگا سوترا (Yoga Sutra) تدايشانن کرده هست.
ترجمه، تفسير و تدايشانن يوگا سوترا از لحاظ تاريخى به دو قرن قبل از ميلاد مسيح نسبت داده شده هر چند آراء ديگرى درباره پيدايش و نگارش اين رساله وجود دارد.

به عقيده ياکبى و کيث اين اثر در سده هاى سوم الى پنجم ميلادى نگاشته شده زيرا در اين رساله به تيره «ماهاياناي» بودائى اشاره شده هست اما داسگوپتا (Dasgupta) در خصوص نظريه ياد شده معتقد هست که غرض از مکاتب بودائى که در يوگا سوترا بدان اشاره شده مکاتبى هست که به اصالت ذهن معتقد بودند مانند مکتب «ايشانجينياناوادا» آئينى که بنيانگذار اصالت خلاء جهانى بود.

يوگا تاريخچه اي چندين هزار ساله دارد (بين 2 تا 15 هزار سال قبل از ميلاد را آغاز يوگا مي دانند) با اونكه كلمه يوگا براي اولينبار در نوشته هاي آريايي ها آمده هست ولي تاريخ شناسان عقيده دارند يوگا پيش از آريايي ها در هند وجود داشته هست و تقريبا چهار قرن قبل از ميلاد يك دانشمند و فيزيك دان به نام پاتانجالي در كتابي به نام يوگا سوترا مراحل هشتگانه يوگا را كه پايه يوگاي امروز هست ،شرح داد .بعدها كتاب پاتانجالي توسط دانشمند ايراني"ابوريحان بيروني" به زبان عربي ترجمه شد و اين دانشمند يوگا را به عنوان روشي براي خلوص نفس و خلوص تن ذكر كرد.


و متحمل هست مقصود مکتب قديمترى هست که پيش از تکايشانن و ايجاد مکاتب فوق موجود بوده هست.

داسگوپتا در تحقيقات خود در زمينه يوگا به کتاب ابوريحان بيرونى به نام «پتنجل الهندى فى اخلاص من المثال» که ترجمه عربى يوگا سوتراى پاتانجلى هست اشاره کرده و پس از تجزيه و تحليل و مقايسه اون با يوگا سوترا به اين نتيجه رسيده هست که ترجمه حکيم ابوريحان بيرونى از روى متن ديگرى بوده که در اون مبانى پاتانجلى تا حدى تغيير کرده و تمايل به يکتا پرستى در اون مشهود هست و به نظر داسگوپتا رساله بيرونى معترف تحولى هست که به واسطه اون يوگا سوترا وارد مجراى تازه اى شده که به سهولت مى توانست منجر به مکاتب ودانتا و شيوايى و حتى تانترا گردد.

در گيتا يوگا، معانى مختلفى دارد و معنى کلى اون بنظر داسگوپتا از ريشه (Yuj) به معنى پيوستن هست و چون پيوستن به امرى مستلزم گسستن از امرى هست لذا پيوند با يوگا منجر به جدائى از تعلقات عالم و تجرد از عالم ماده و ضمائم اون تعبير مى شود.
اما در گيتا يوگا به مفهوم حذف و قطع مراتب نفسانى نيست بلکه اتصال به بارگاه ارزلى هست که با پيروى از روشهاى يوگا از جمله «کارمايوگا» طريقت کردار و تکاليف شرعى و «ديانايوگا» روش مراقبه و معرفت تحقق مى يابد.

طريقت يوگا در گيتا به عنوان راه ميانه مطرح هست
.



برخى از پژوهشگران تاريخ تدايشانن اين علم کهن را به دو قرن قبل از ميلاد مسيح نسبت داده اند.


برخى تعاليم يوگا را به خيلى قبل از اين تاريخ نسبت مى دهند تا اونجا که در اساطير و افسانه ها اين تعليمات را به مظاهر احديت نسبت مى دهند.

يو گا از ريشه کلمه سانسکريت (Yuj) به معنى اتحاد گرفته شده و اون اتحاد و هماهنگى بين تن و روان و نيروهاى مثبت و منفى وجود انسان هست.


در گيتا آمده هست : «يوگا براى اون کس که در خوردن افراط مى کند ميسر نيست و نه براى اون کس که از خوردن پرهيز مى کند، نه مناسب حال کسى هست که بسيار مى خوابد و نه مناسب کسى که شب زنده دارى مى کند، اما براى اون کس که در خوراک و تفريح و خواب و بيدارى معتدل هست يوگا راه انهدام کلية مصائب هست.»
اين روش ميانه يوگا در گيتا با روش يوگاى کلاسيک پاتانجلى متعارض هست زيرا در يوگا سوتراى پاتانجلى کمتر به نيازهاى طبيعى انسان توجه مى شود و انسان را مقيد مى سازد خلوت به درون نگرى، خودکاوى و قطع مراتب ذهنى و نفسانى گزينى، سکون و اعتکاف را جايگزين تحرک و فعاليت اجتماعى مى نمايد.
اين نوع يوگا فراتر از اخلاقيات بشر عادى و وراى ارزشهاى جارى جوامع سير مى کند و کمتر به عواطف انسانى و عشق و محبت ارتباط دارد.



بدون شك يوگا قديمي ترين روش ارتقاء شخصيت آدمي هست و تاثيرات شگرفي بر انسان مي گذارد به همين دليل هست كه مدت هزاران سال پايدار مانده هست و حتي با گذشت وقت جنبه هاي مقدس اعتقادي و پيروان فراوان كسب كرده هست يوگا قرن ها در سرزمين هاي هند و خاور دور به حيات خايشانش همچنين گفت تا اونكه در پايان قرن 19 در اروپا و آمريكا اشاعه يافت و انديشه غربي سرانجام يوگا را به آزمايشگاهها كشاند.

يكي از مراكز مهم تحقيقاتي بيمارستان "كارولينسكا" در هستكهلم بود كه تاييد كرد، كنترل ذهن و جسم در نتيجه يوگا نه تنها افسانه نيست بلكه حقيقت محض مي باشد و اين چنين بود كه يوگا مقبوليت عام يافت و اينك هر روز ميليونها نفر از طريق كتب و نشريات و وسايل ارتباطي ديگر با يوگا آشنا مي شوند و از اون بهره مي گيرند.


ايرانيان از دير باز با يوگا آشنايي داشته اند چنانكه حسين منصور حلاج عارف بزرگ ايراني مدت 5 سال در هند با يوگيان تعليم ديد و پس از بازگشت به ايران صاحب قدرتهاي روحي چشمگيري شده بود.


عرفاي خراسان نيز با يوگا آشنا بودند كه از اون جمله علاءالدوله سمناني هست كه بدون اونكه نامي از يوگا ببرد راجع به مراكز انرژي كه در يوگا بسيار حائز اهميت هستند صحبت مي كند.

ديگر نشان آشنايي ايرانيان با يوگا ترجمه كتاب پاتانجالي توسط ابوريحان بيروني مي باشد.


متاسفانه با سقوط مكتب اصيل عرفاني و ايجاد خانقاههايي كه مملو از خرافات و اعمال انحرافي بود يوگا هم به اشتباه و به نام جوكي مورد بي مهري برنامه گرفت و با وجود اينكه همواره در فرقه هاي مختلف عرفاني رد پايش ديده مي شد تقريباً به دست فراموشي سپرده شد تا اينكه در صد سال اخير ميرزا حبيب خراساني و ياران او كه يكي از اونها به نام دكتر هندي معروف بود، بار ديگر يوگا را در روشهاي عرفاني خود به كار بردند.

در دهه هاي اخير همراه با توسعه تمدن فرنگي در ايران، يوگا نيز از طريق غرب و نوشته هاي غربيان به ايران آمد به طوري كه اكثر كتاب هاي موجود در بازار ايران از زبان هاي اروپايي ترجمه شده هست و هنوز جز نوشته هاي ابوريحان بيروني ترجمه هاي مستقيمي از يوگا نداريم.


5:

يوگا چيست ؟

يوگا از ريشه کلمه سانسکريت (Yuj) گرفته شده و بمعنى اتحاد هست و هنوز در زبان لاتين بصورت کلمه (Yungr) باقى هست اتحاد بين تن و روان، بين نيروهاى مثبت و منفى وجود انسان، بين جريانات (Yin) و (Yang) اتحاد بين نيروى «پرانا» و «آپادانا»، اتحاد بين نيروى مثبت خورشيدى و نيروى منفى ماه.
مترادف همين کلمه در زبان انگليسى (Yoke) هست که بمعنى آلت يا وسيله اتحاد هست.
در زبان فارسى کلمه «يوغ» به معنى وسيله اتحاد هست و اون چوب مخصوصى هست که به گردن دو گاو مى بندند تا از ترکيب قدرت اونها در شکافتن زمين و شخم زدن هستفاده نمايند.

لذا يوغ که بمعنى قيد هست ابزارى براى وحدت نيروى دو موجود و يوگا نيز روشى هست که نيروهاى مثبت و منفى و جنبه هاى جسمى و روانى انسان را نخست پرورش داده شکوفا مى سازد و سپس بين ايندو اتحاد و توازنى بربرنامه مى کند که در سايه اون فرد بر خايشانشتن حاکم مى شود و خوديت خايشانش را باز مى يابد و از تنهايى و سرگردانى در اقيانوس متلاطم جوامع بشرى به سکون و آرامشى مى رساند که توفان حوادث و فشارهاى خرد نماينده عصبى او را از خط تعادل خارج نساخته آرامش او را بر هم نميزند
.


6:

يوگى کيست ؟

يوگى کسى هست که وجود خود را فتح کند.

کسى که آرامش درونى او را، سرما و گرما، اندوه و شادى، احترام و توهين نتواند برهم زند، کسى که هستى اش بر شخصيت عالى هستوار هست و قدرتهاى باطنى اش با دانش و معرفت خارج از جهان مادى سيراب شده، احساس بزرگ او به خاک و طلا يکسان مى نگرد.

آرى يوگى، کسى که از تعليمات مکتب يوگ سرشار هست، چنين شخصيتى هست.
در جهان پرآشوبى که اکنون ما زندگى مى کنيم مشکلات بى حد و حصرى وجود دارد که ناشى از کثرت جمعيت، عدم هماهنگى افکار و انديشه ها، مسائل اقتصادى، شغلى، تحصيلى، خانوادگى و...

هست برخورد انسان با هر يک از اين مشکلات اگر با خامى و عدم آمادگى قرين باشد موجب گسيختن تعادل روانى در فرد خواهد شد.

پاتانجلى مفسر يوگا در رساله خود (يوگاسوترا) مى گايشاند : «يوگا حذف مراتب ذهنى هست که شامل مراتب عقلى و نفسانى نيز مى گردد.» و درباره تموجات ذهنى مفسر سوتراهاى پاتانجلى مى گايشاند : «خاصيت واقعى ذهن حالت وصال مطلق هست و مراتب ذهنى عبارتند از : ١- پراکندگى، ٢- پريشانى و گسيختگى، ٣- برنامه يافته، ٤- متوجه به چيزى واحد و ٥- کاملاً خاموش.»
حالات يک و دو وضعيت ذهنى کليه افراد هست و مرتبه سوم وقتى حاصل مى شود که نيروى ذهنى شخص متوجه مطالعه و تحقيق هست و مستلزم ورزش ذهنى مانند حل مسئله رياضى، دو مرتبه آخر که تمرکز ذهنى در شى واحد هست و آرامش مطلق از جمله مراتبى هست که در اثر تعليمات يوگا حاصل مى شود و اين معرف حالات و شعور خاصى هست که با شعور عادى ما متفاوت هست و بدان نمى رسيم مگر بمدد رياضت و ورزش ذهنى.
هدف واقعى يوگا از بين بردن منيت و شخصيت کاذب ذهنى هست و براى نيل بدين منظور مقرراتى دارد که بر خلاف خوى و خصلت غريزى انسان فرمان مى دهد.
اين دستورات منجر به تمرکز قواى ذهنى در نقطه اى واحد مى گردد که هر چند رسيدن به اون مرحله دشوار هست اما بمدد و دستورات و ورزشهاى خاص يوگا قابل دسترسى هست پاتانجلى در مورد آداب يوگ که منجر به آزادى روح و فنا فى الله مى گردد نظراتى دارد از جمله :
بزرگترين مانع يوگى در نفس کشى و رسيدن به درون نگرى و انهدام امواج ذهنى همين تأثرات ذهنى ضمير ناخودآگاه هست، تأثرات ذهنى که خود محصول تأثرات و کردار پيشين هست به نوبه خود مى تواند انگيزه پديد آوردن کردار و مراتب ذهنى ديگرى باشد و در واقع دايره اى از تسلسل علت و معلولى بوجود آورد، نفس در زندگى همواره بيبرنامه و مشوش هست زيرا به رنجهاى پنجگانه زير گرفتار هست :
١- جهل و اشتباه فانى (غير ابدي)
٢- خطاى تشخيص در اينکه فرد خود را با بدن و خرد يکى بداند
٣- علاقه به لذايذ
٤- تنفر از اشياء نامطبوع
٥- عشق غريزى به حيات و ترس از مرگ از مشخصات برجسته يوگ انضباط و نظم عملى هست که به وسيله غلبه براميال و تسلط بر حالات ذهنی به دست می آيد.



يوگا در معناى عميق يک حرکت کمال گرايانه براى پيوستن به بحر بيکران هستى و غوطه خوردن در امواج فيض الهى هست.


7:

مراحل و روشهاى مختلف يوگا

يوگا فلسفة عظيمى براى بهزيستى هست.


از اهداف کلى اون مى توان به موارد زير اشاره کرد :
• داشتن اخلاق نيکو، داشتن ارتباط صحيح با خود و ديگران

آموختن دروس اجتماعى و اصول بهداشت ذهنى
صلح و دوستى نسبت به ديگران
پاکسازى ذهنى و تعالى معنوى
از مشخصات بر جستة فلسفه يوگ انضباط و نظم عملى هست که به وسيله غلبه بر اميال و تسلط بر حالات ذهنى بدست مى آيد و اين طريقه داراى هشت رکن هست که عبارتند از :
١- ياما (Yama) : تعليمات و آيين رفتار اجتماعى شامل :
الف- آهيمسا(Ahimsa) : آزار ترساندن فيزيکى و روانى به ديگران و ايجاد روابط دوستانه با ديگران
.
ب- ستيا (Satya) : صداقت، راستگايشانى و امين بودن.


ج‌- آپرى گراها(Aparigraha) : حسود و کم بين نبودن
د- هستيا (Asteya) : به حق و حقوق ديگران احترام گذاشتن، پرهيز کردن از دزدى و کلاهبردارى
٢- نى ياما (Niyama) : تعليمات و انتظامات فردى شامل :
الف- سوچا (Saucha) : نظم و انظباط در کارها و امورات، پاکى و بهداشت جسمانى و روانى
.


ب- سنتوشا (Santosha) : قانع بودن، قناعت و انتظارات متناسب داشتن
ج- تاپا (Tapa) : آرامش، شجاعت و قدرت تحمل مشکلات زندگى
د‌- سواديايا (Svadhyaya) : شناخت تواناييها و ضعفهاى خود – خود شناسى
ه- ايشورا – پرانيدانا (Isvara-Pranidhana) : رضاى تسليم در مقابل خداوند
٣- آسانا (Asana) : تعليمات يا انتظامات جسمانى شامل : نرمشها و حرکات جسمانى يا علم سالم سازى و متناسب سازى بدن هست.

آساناهاى يوگا طورى طراحى شده اند که به عضلات، پوست، غدد مترشحه داخلى تمرين داده و کارکرد خوب اونها را باعث مى گردند.

تداوم در انجام صحيح حرکات ورزشى يوگا بشاشيت، زيبايى، قدرت و انعطاف پذيرى را موجب مى گردد :

نکته مهم قابل توجه اينکه براى به دست آوردن اثرات مفيد حرکات يوگا فرد مى بايد اين حرکات را بطور صحيح و متداوم اجرا کند.

صرفاً حرکات صحيح و تداوم در انجام اونهاست که مى تواند اثرات مفيد و چشمگير جسمانى و روانى به دنبال داشته باشد.

حرکات ورزشى زيادى در بخش آساناهاى پوگا وجود دارد.

در کتاب گرانداسمهيتا تعداد کل اين حرکات ٨٤٠٠٠٠٠٠ ذکر شده هست که ٨٤ حرکت به عنوان حرکت مادر و اصلى و بقيه حرکات منشعب از اين ٨٤ حرکت مى شوند.

يک فرد با توجه به موقعيت خود مى بايد چند حرکت خاص را بطور صحيح هر روز براى حفظ سلامتى روانى تکرار نمايد.

٤- پراناياما (Pranayama) : پرانامايا يعنى علم کنترل تنفس براى انتظامات ذهنى.

اين کنترل بر روى تمام عمليات تنفسى از قبيل دم، بازدم و حبس تنفس مى باشد.

چگونه تنفس کردن نقش بسزايى در سلامتى و آرامش روانى دارد.

اگر تنفس دچار بى نظمى و در هم و برهمى شود، ذهن دچار آشفتگى و اضطراب مى گردد و بر عکس کنترل متناسب تنفس مى تواند ذهن را از پريشانى و اشتغالات بيمار گونه رها ساخته و ثبات و اراده قوى را بدنبال داشته باشد.

٥- پرايتاهارا(pratyahara) : پراتاهارا يعنى مرحله کنترل ذهن از خواهشهاى نفسانى.

وقتى شخص قادر به کنترل ذهن خود از خواهشهاى متنوع و گوناگون ارضاء نشدنى شد و ذهن از اضطرابات، کشمکشها و حرص و ولعها پاک گرديد اونوقت هست که ذهن مى تواند سکوى پرشى براى تمرکز عميق و تعالى روحانى گردد.

٦- دهارانا (Dharana) : يعنى تمرکز فکر يا جمع کردن کامل توجه روى کار خاص.

وقتى از تنشها و اضطرابات آزاد و رها گشت، هستعدادهاى انسان موقعيت تکامل و تعالى پيدا مى کند.

هر چه تمرکز بيشتر شود قدرت خلاقيت و هستعداد انسان نيز بيشتر مى گردد.

٧- ديانا (Dhyana) : يعنى خلاء ذهنى يا مديتيشن.

ذهن ما در طول شبانه روز دايماً در ترافيک افکار گوناگون، تصميم گيريها، خاطرات، خواهشها و غيره بسر مى برد.

شايد افکار ما لحظه اى هم توقف و آرامش ندارد، حتى هنگام خواب در شب ذهن در حال فعاليت هست و از اشتغالات گوناگون رها نمى باشد و ما خوابهاى گوناگونى داريم.

اين اشتغالات گوناگون ذهنى انرژى روانى زيادى را صرف مى نمايند و ديگر امکان و موقعيتى براى رشد ساير فرآيندهاى ذهنى باقى نمى گذارد.
وقتى اين ترافيک افکار موقعيتى براى رشد يا تخفيف يابد ذهن در سکون و خلاء خاصى برنامه مى گيرد و موقعيت و امکان براى ذخيره سازى انرژى روانى و رشد تواناييهاى ذهنى باز مى شود که به اين حالت ديانا يا مديتيشن (Meditation) گايشانند.

شيوه هاى زيادى براى انجام مديتيشن وجود دارد و بخاطر حساسيت موضوع مى بايد زير نظر کارشناسان دوره ديده يوگا يا روانشناس بالينى انجام گيرد.
٨- سمادهى (Samadhi) : سمادهى يعنى مرحله وصل، پيوستن، هماهنگى و همسايشانى، درک عميق قوانين مسلط و همه گير حيات و طبيعت و يکى شدن با طبيعت ذاتى خود و ذات خداوندى.

سمادهى آخرين و بالاترين مرحله يوگاست.


8:

روشهاى مختلف یوگا

کسى که طالب رسيدن به مرحله سمادهى و پيوستن به بحر بيکران هستى و غوطه خوردن در امواج فيض الهى هست براى رسيدن به اين مقصود بايد يک حرکت کمالى را آغاز کند و در مسير معرفت از خود به خود و از خود به ایجاد و از ایجاد به حق سفر کند.
بدين منظور در فلسفه يوگ روشهاى مختلفى وجود دارد که سالک بر حسب هستعداد و امکانات ذهنى و بدنى خود مى تواند يکى از اين روشها يا ترکيبى از چند روش هستفاده کند :
١- گيانا يوگا : اتصال و ارتباط با احديت به وسيله علم و معرفت
٢- بهاکتى يوگا : رسيدن به مرحله اتصال از طريق عشق و محبت نسبت به جميع موجودات، ادراک تجلى وحدت در کثرت.

٣- کارما يوگا : طى طريق به وسيله خدمت به ایجاد و و کار و کوشش در مسير رضايت حق تعالى که در خدمت به ایجاد نهفته هست.


٤- مانترا يوگا : ارتباط با فيض الهى بوسيله ذکر و تسبيح ذات احديت.


٥- هاتا يوگا : صعود در مسير معرفت از راه کنترل قواى جسمى و اتحاد نيروهاى مختلف جسم.


٦- راجا يوگا : رسيدن به حق از طريق کنترل قواى ذهنى و روحى.


٧- لايا يوگا : فعال کردن انرژيهاى نهفته درونى در کالبد اثيرى و رها کردن اونها در مسير معرفت الى الله.


٨- تانترا يوگا : فعال سازى انرژيهاى روحى در مسير کاربرد اعمال جنسى به روش خاص براى رسيدن به مرحله اتصال و اتحاد.

براى رسيدن به مقصود عمل به ترکيبى از روشهاى ياد شده مى تواند در سرعت حرکت باطنى سالک موثر باشد و رهرو را در وقتى کوتاهتر و معرفتى بيشتر به لقاءالله سوق دهد
.



* کرامات يوگيان
در کتاب يوگاسوترا تاليف پاتانجلى به نيروهاى خارق العاده ايکه در اثر انجام تمرکز نيروهاى روحى و مراقبه و سمادهى به دست مى آورند اشاراتى شده هست.
از جمله اينکه يوگى به تدريج به مراتب آگاهى عالى دست مى يابد و به ذات اشياء پى مى برد و صاحب کرامت مى شود.

پاتانجلى مى گايشاند: يوگى بر اثر تمرکز نيروهاى سه گانة ضبط حواس، مراقبه و سمادهى قادر به شناسايى مراتب ذهنى ديگران مى شود.

از قيد وقت و مکان خارج و به منشاء اوليننوسان موج آفرينش وگردش اولين موج هستى پى مى برد.

درباره نفوذ در افکار ديگران اعتقاد بر اين هست که چون يوگى به کهنه مراتب ذهنى خايشانش واقف هست، بر پايه تصورات و مفاهيم ذهنى خود مى تواند افکار سايرين را نيز دريابد.

در واقع ذهن او چون آئينه ايست که افکار ديگران در اون منعکس مى شود.

يوگيان قادرند از قلمرو ادراک بصرى و درک معمولى عوام فراتر روند.

يوگى با تمرکز اين سه نيرو به اسرار کيهان و وقت واقف مى شود.


تمرين يوگا شامل 5 عنصر كليدي ميباشد: تنفس مناسب , تمرين, تمدد اعصـاب, رژيـم غذايي, تفكر مثبت و تعمق (مديتيشن).

تمرينها - و يا آساناس- به قـصـد بـرطـرف كردن گرفتگي عضلات, استحكام اندامهاي داخلي و بهبود انعطاف پذيري مـفاصل و ربـاطـهـاي بدنطرحريزي شده اند
.



تنفس و تمدد اعصاب مناسب
تنفس زندگي ميبخشد، اينهم به هـمـان سـادگيـست.

بـدون اكـسيژن هـيـچ كـدام از سلول هاي
بدن نميتوانند بيش از چند دقيقه زنده بمانند.

اغلب امت تنها
از بخشي از ظرفيت كامل تنفسشان هستفاده ميكنند، درحدود يك سوماكسيژني كه شـشهايشان قادر به هستفاده هست را بدرون ششها ميبرند.

اين منجر بخـسـتگي و هسترس ميشود.

روش تنفس يوگايي به شـما
ميـامـوزد كه از طـريق بـيني تنفس كنيد، به بازدم بيش ازدم توجه و تمركز كنيد و ششها را پاكيزه و ازسموم عاري گردانيد.

اين تكنيكها منسوب به افزايش سلامتي جسمي و
روحي شما هستند.

تـنفـس صـحـيـح متـمـركز بر تكنيك تنفس با بيني
براي رها كردن انرزي و سرزندگي ميباشد.

تـمـريـنـهاي تـنفسي بر عمل
بازدم و نه برعمل دم تمركز ميكنند، تا بـتوانند ششها رااز هواي مانده و غير تازه پاك، و سموم را ازبدن بيرون كنند.

آزاد سازي تـنـش از طريق تمدد اعصاب براي
سلامتي بدن حياتي هست.

هر جلسه آساناس يوگا را با تـمدد
اعـصـاب شـروع و خاتمه دهيد و مابين حالتها هستراحت كنيد.

اين
كار اجازه ميـدهد تـا اينكه انرژي آزاد شده آزادانه جاري گردد
.



تفكر مثبت و مديتيشن تعمق(مديتيشن)
حالت حس آگاهي هست.

هنگامي كه مديتيشن
را تمرين مي كـنـيد، ابـتـدا شـمـا بـايد بياموزيد كه چگونه ذهنخود را آرام، و انرژي فكري خود را به درون متمركزكنيد.

مديتيشن ميتواند بشما كمك كند تا هسترس را تسكين داده
و انرژي از دست رفته يتـان را بازگردانيد.

هرگاه بصورت مرتب
تمرين كنيد، متوجه خواهيد شد مـي توانيد واضح تر و مثبت تر بينديشيد
.


چه كاري، چه وقتي و كجا اجرا کنيم؟
شما نيازيبه تجهيزاتي ايشانژه براي انجام تمرين يوگا نداريد.

مي توانيد زير
انداز ابري يوگا را خريداري كنيد، اما يك حوله بر رايشانكف زمين مفروش بهمان خـوبـي عمل خواهد كرد.

براي تمرين درون
خانه، احتياج به يك فضاي باز خواهيدداشت، خالي از اسباب ووسايل منزل.

اتاق ميبايست داراي گرماي مطبوع و بدون هر گونه
مزاحمت باشد.

بـكوشـيد هر روز يوگا را تمرين كنيد.

در عين
حال با ملايمت تمرين كنيد به خودتان فشار نياوريد
.


جـلسـه يـوگـامي بـايـسـت لـذت بـخـش باشد.

هنگامي كه تمرينها را انجام مي
دهيد موسيقي آرام بخشي بگذاريد.

يكي از آلات مـوسـيـقـي مـحبـوب مـن
بـراي گوش دادن دودوك ارمني ميباشد (كهنترين فلوت تاريخ).

هنرمند نوازنده
،ياني،يك ترانه را در آلبوم خود به اين ساز اختصاص داده هست
.


وقتي را كه آرامش داريد و نيازي به شتابزدگينداريد براي اين كار كنار بگذاريد.

تـمـرين صبحگاهي كمك ميكند مفاصل
سفت وخشك پس از خواب نرم شوند.تمرين عصرگاهي تنشهاي طي روزرا آزاد ميسازد.

هر گاه تمرين يوگا را انجام ميدهيد، حـداقـل
2 ساعت قبل از اون از خوردن غذا پرهيز كنيد
.


جهت حداكثراستفاده، شما مي بايست حدود 90 دقيقه را اختصاص دهيد.

هـنـگاميكه
سرتان شلوغ هست، يك جلسه كوتاه با تمرينهاي اندك را امـتـحانكنـيـد.

خـيـلي مـهـم هست كه شما شتابزده نباشيد، و وقت براي
تمدد اعصاب بين حالتها (ژستها) اختصاص دهيد .

شما هميشه مي
توانيد تمرينهاي تنفسي را در مرحله بعدي اجرا کنيد
.


پرداختن بهمباني حركت لوتوس
برخلاف حركتهاي ديگر يوگا، تمرين مرتب اين حـركت باعثباز شدن مفصل ران خواهد شد.

از سمتي به سمتي ديـگر
بـرايشاند.

دستها ميتواند حالت دعا بخـود بگيرند
.



-
يك پاي خود رابه سمت مفصل ران مخالف برده و رايشان ساق پاي مخالف برنامه دهيد
-

پاشنه پايه خود را بسمت بدن و زانو را بسمت پايين نگه داريد.


-

آرام پاي ديگر را بسمت مفصل ران رايشان زانايشان پاي مخالف برنامه دهيد.


توجه: پايين آوردن زانو به شماكمك ميكند پاي خود را كنار مفصل ران بالا نگه داريد.



حركت آفتابي


-

مستقيم بطوري كه پاهايتان در كنار هم و دستهايتاندر كنار بدنتان هست بايستيد.


-

نفس عميقي بكشيد،و در حالي كـه كف دو دستـتـان را با يــكـديــگر بـهطرف سينه بالا مياوريد نفس خود را بيرون دهيد.



-

نفس بكشيد و دستهايتان را بالاي سرتان به بالا بكشيد.


-

پشت خود را خم كنيد بطوري كه كمرتانبجلو متمايل شود و تا جايي كه مـي تـوانيد عمل كشش را اجرا کنيد.



-

در حالي كه خود را بطرف جلو ميكشيد و بطرف پايين خم ميشايشاند نفس خود را بيروندهيد.



-

دستهايتان را بطرف سطح زمين پايين آورده و كنار پاهايتان قراردهيد، كـفـهاي دست بطرف پايين.


توجه: كمرتان بايد تا حد امكانبالا نگه داشته شود.

در صورت لزوم زانوهاي خود را خم كنيد
.


-


پيشاني خود را بداخل بسايشان زانوهايتان بكشيد.


-

در حاليكه پاي راست خود را تا حدامكان به عقب ميكشيد و زانايشان راستتان را خم و بهسمت كف اطاق پايين مياوريد، تنفس كنيد.


-

سر خود را بكشيد و بطرفبالا نگاه كنيد.

( دستهايتان ميبايـست در هـمان حـالت در تمام
مدت حركت ثابت بماند
)

-

نفس خود را نگاه داريد.



-

پاي چپتان را به عقب آورده، كنار پاي راستتان برنامه دهيد.


-

ستون فـقـرات خـود را راسـت نـگاه داريـدو اجـازه ندهيد سر و كمرتان به پايين بيافتد.

نفس خود را بيرون دهيد
.



-

زانوهايتان را بسايشانكف زمين،و قفسه سينه تان را مستقيما بين دستهايتان، بدون اينكهبدن خود را تكان دهيد، پايين بياوريد.



-

پيشاني خود را رايشانكـف اتاق قراردهيد (شايد براي مبـتـدان لازم باشد بجاي اون چانهخود را پايين بياورند) در حاليكه بدن خود را بطرف جلوحركت ميدهيد و كمر خود را برايشان كف زمين ميگذاريد، نفس بكشيد.



-

قفسه سينه خود را بجلو قوس داده و سر خود را بطرف عقب كج كنيد.


-

اندكي آرنجهاي خود را بداخل بدنتان خم كنيد.


-

انـگـشـتـانپـا را به طـرف بـيرون برنامه داده و كمر خود رابلند كنيد تا بشكل 8 دربياييد، سپس نفس خود را بيرون بدهيد.


توجه: هنگامي كه به اين وضعيت درآمديد دستها و پاهـايتان راتـكـان نـدهـيـد.

حـركـت آفتابي يك تمرين گرم كننده 12 مرحلهاي هست
و بدن و فكر را براي ادامه جـلسـه يـوگــا گرم ميكند.

هر كدام از 12 وضعيت باعث حركات مختلف مهره هاي ستونفقرات شده و چون با دم و بازدم تنفس هماهنگ ميباشد،احساس توازن و هارموني را القا مي كند.

دنبال هـم انـجام
دادن حركات يـكي پـس از ديـگـري بـاعـث دلـپـذيـر شدن حركت آفتابيمي شود.

سعي كنيد حداقت 6 مرحله اون را در ابتداي هر جلسه اجرا کنيد
.


حركت كابلر (پروانه اي)
-


رايشان زانايشانخود نشسته و كف پاهار ا بهم بچسبـانيد.


-

با دستها دو پاي خود را گرفته و پاشنه پاها را درمقابل هم برنامه دهيد.


توجه: زانوها بايد رايشان زمين برنامه بگيرند.



-

استخوان لگن را در وضعيتي عمودي نـسبـت به زمينبرنامه داده و ستون فقرات خود را بطرف بالا بكشيد.

اجازه
ندهيد هستخوان لگن شما خم شود.

هنگام تنفس لگن خود را
به سمت بيرون ستون فقرات بكشيد
.



-

در همين حالت كهنشته ايد و تنفس مي كـنـيـد، بــه عمل كشش ادامه دهيد.



-

براي تنوع فرقسرتان را در امتداد ستون فقرات بالا بكشيد.

نگذاريد گردنتان بچرخد
.


حركت قوسي ( جهت انعطاف پذيري ستون فقرات و تسكين كمر درد )


-

برايشان شكم خود بخوابيد بصورتيكه سرتانبه يك سمت چرخانده شده و دستهايتان در كنار بدنتان و كف دسـتـها بطرف بالا باشند.



-

سر را بچرخانيد وچانه را رايشان زمين برنامه دهيد.



-

نـفسـتـان را بـيـرون دهيد، زانـوهـايـتـان را خـم كـنـيـد،دستهايتان را بهعقب كشده و قوزك پاي راست خود را بادست راست وقوزك پاي چپ خود را با دست چپ بگيريد.



-

در حالي كه نفس ميكشيد به آهستگي پاهايخود را با بالا كشيدن قوزكها از زمين بالا ببريد بطوريكههموقت قفسه سينه بالا كشيده شود.


-

نفس خود را حبس كنيد.



توجه: وزن بدنتان ميبايست بر رايشان شكمتان برنامه گيرد.


-


سر خود را تـا حد امـكان بـه عـقب كـج كنـيد.

اين
وضعيت را تا جايي كه راحت هستيد ثابت نگه داريد
.


-

نفس خود را حبس كنيد.



-

به آهستگي نفس خود را بيرون دادهو زانوهايتان را رايشان زمين برنامه دهيد.


-

قوزك پاها را رها كنيد به آرامي پاها و دستهايتانرا مستقيم پايين رايشان زميـن بيـاوريد و سر خود را بهيك سمت بچرخانيد به همان وضعيت دراز كش كه با اون شروع كرديد.



حركت پل
-


رايشان كمر دراز بكشيد.



-

از طريق بيني نفس بكشيد.



-

كف درست را رو بهپايين در كف اتاق برنامه دهيد.


-

مفصل ران را رايشان زمين نگاه داشته سپس زانوهايتانرا خم كرده و در حين تنفس بسمت شكمتان بكشيد.



-

نفس خود رابتو برده و هنگام بازدم ساق پايتان را بالا بياوريد تادر حالتي عمودي نسبت به زمين برنامه گيرد.


توجه: ميتوانيد با دستان خود مفصل ران را نگه داريد و يا اونها رارايشان زمين نگهداريد.


-


نفس خود را بيروندهيد و به كشيدن و خم نمودن پالا ادامه دهيد تاجاييكه انگشتان در پشت سر رايشان زمين برنامه گيرند.



-

پاها را كنار هم نگهداريد.



-

اگر دستانتانبه كمرتان هست، اونها را از كمر جدا كرده و درحالتيكه كف دستتان رو به پايين هست، اونها را رايشان زمين برنامه دهيد.



-

اگر قراردادن دستانرايشان زمين براي شما ايجاد ناراحتي ميكند، بهمان صورت دستان خودرا به كمرنگهداريد.


-

زانوها را صاف نگهداريد.



-

از طريق بيني تنفس نموده و اين حالت را براي چندين دقيقه حفظ كنيد.


-

اگر نميتوانيد انگشتان پا را به زمينبرسانيد، اونها تا حد ممكن پايين آورده و به تدريج فاصله را كم
كنيد.


-


حركات را به صورت عكس انجامدهيد تا به حالت اوليه بازگرديد.



حركت كبري
-


برايشان شكم خود بخوابيدبصورتي كه سرتان بيك سمت چرخانده شده و دستهايتان در كناربدنتان و كف دستـهـا بطرف بالا باشند.


-

سر را بچرخانيد و چانهرا رايشان زمين برنامه دهيد.



-

نفس بكشيد سپس نفس خود رابه آرامي از راه بيني بيرون دهيدو دستهاي خـود را تـاب داده تا دسـتـهايـتـان درست زير چانهتان برنامه گيرد.

كـف دسـتها بطرف پايين، سرانگشتان دو دسـت تـقـريـبـا
همديگر را لمس كنند و آرنجها رايشان زمين
.


-

به آرامي از راه بيني نفس بكشيد.

دستهايتان
را به پايين فشار دهيد و تنه خود را از كمربه بالا از رايشان زمين بلند كنـيد.

سـتون فـقـرات خود را
به سـمت عـقب قـوس داده و دستهايتان را صاف كنيد
.


-

كمر را رايشان زمين نگاه داريد.



-

سر را بسمت عقبتا اونجايي كه ممكن هست كج كنيد و همين وضعيت راتا مدتي كه نفس را بدرون ميكشيد نگه داريد.



-

نفس خود را بيرون كنيد و اين روندرا بطور معكوس تا رسيدن به مرحله 1 اجرا کنيد.


شخصيت هاي نامدار يوگا
از هـــواداران نــامـدار يـوگا مـي توان بـه مـدونـا، جــريسـايــنــفـلـد، كتـي لـي گيـفـرد، كريم عبدالجابر، مليسا اتريج، كريستي تورلينگتن، نيكلاسكيج،استينگ و غيره اشاره نمود.


فوايد يوگا براي تندرستي
در زير برخيبيماريهاي متداول كه با انجام منظم حركات يوگا ميتوان اونها راتسكين و يا شدتشان را كاهش داد و يا حتي ازبروز اونها پيشگيري بعمل آورد را مشاهده ميكنيد.


ضعف عصبي


اختلالات روانيملايم

بي خوابي، ميگرن و سردردها

خستگيها و تنشهاي مفرط

يبوست

سوء هاضمه، ترشح زياد و التهاب معده

نفخ شكم

بواسير

فتق

بي اختياري مدفوع

بيماريهاي كيسه صفرا و كبد

سرماخوردگي، سينوزيتو عفونت گلو

آسم، برونشيت و ششهاي تضعيف شده

فشار خون بالا و پايين

حملات قلبي

واريس

چاقي

بيماريهاي تيروئيد

آرتروز وسياتيك

ضعف عضلاني

عملكرد ضعيف و غير معمول قواي جنسي

بيماريهاي كليايشان

مشكلات مثانه و پروستات

9:

حرکات اصلي يوگا (آساناها) Asana
نايشانسنده : انجمن درمانگران ايران
توضيح
يوگا کوششي منظم براي تکامل فردي با توسعة کارائيهاي فيزيکي، حياتي، ذهني و معنايشان هست… (آروبيندو)
تمرينات و حرکات اين دوره متناسب با بدنهاي پائين تر از حد متوسط هست و تقريباً همه مي توانند اين تمرينات را اجرا کنند.


افراد ضعيف با انجام دادن مکرر تمرينها و رعايت نکات اون مي توانند خود را به سرعت به وضعيت مناسب تنفسي و انرژي عضلاني برسانند و جهت انجام دادن حرکات اصلي يوگا آماده شوند.

دوره ي ابتدايي يوگا شامل 65تکنيک هست.

نرمشها حدوداً 24حرکت هستند که انجام دادن اونها سبب نرم شدن و رفع خشکي و انقباضهاي مفاصل و عضلات پرکار بدن مي شوند مانند: انگشتان دستها، مچها، آرنجها، بازوها، شانه ها،گردن، انگشتان و کف و مچ پاها، ساقها، زانوها، رانها و لگن و ستون فقرات.



حرکات اصلي يوگا (آساناها) Asana

حرکات اصلي يوگا حدود 30حالت يا آساناي يوگا با احتساب 12حرکت سلام به خورشيد هست که شامل حالات کششي (پشت، جلو، طرفين)، انقباضي (قدرتي، تعادلي، معکوس، پيچشي، مرکب و انبساطي و تنفس شکمي و حالات وانهادگي عمومي (شاوآسانا) مي باشد.

چند نکته براي سلامت جايشانان قبل از تمرين

چنان چه لباسي براي تمرين انتخاب مي نماييد، لباسي باشد که در اون احساس راحتي کامل بکنيد و لذا کاملا گشاد و رنگ لباستان ترجيحاً سفيد باشد و جنس اون از مواد شيميايي مثل نايلون نباشد.

اگر به صورت گروهي کار مي نماييد، جهت کمک به ايجاد محيط آرام و عاري از موارد جلب توجه که ذهن را از تمرکز باز مي دارد لطفاً از هستعمال ادکلن، عطر و اسپري خودداري کنيد.

حداقل تا سه ساعت قبل از انجام تمرينات يوگا هيچ گونه غذاي جامدي ميل نفرماييد.

(مي توانيد تا نيم ساعت قبل از تمرين از آب ميوه و يا نوشيدنيهاي شيرين هستفاده نماييد).

نکتة خيلي مهم
:
آساناهاي يوگا با تمرينات ورزشي فرق پايه ي دارد و اون اين که سه جزء پايه ي دارد آرامش، تمرکز و همراهي حرکات با تنفس.


در انجام تمرينات يوگا هميشه به خاطر داشته باشيد که ابداً فشار اضافي به خود وارد نياوريد بلکه تا جايي وارد حرکات بشايشاند که احساس لذت داشته باشيد و نه درد.

در يوگا هيچ گاه مسابقه و مقايسه وجود ندارد بلکه پايه کار بر اين هست که هرکس براي خودش موجود واحدي هست با ايشانژگيهاي مخصوص به خود و در مسير اختصاصي خود قدم برمي دارد و لذا هميشه اول هست.


ايده آل ترين حالت انجام تمرينات يوگا، انجام اون روزي دوبار هنگام طلوع و غروب آفتاب در وقت و مکان يکسان و با پوشش تمرينات ثابت در محلي که داراي هواي سالم و عاري از دود و گرد و غبار هست، مي باشد و لذا براي کسب نتيجه ي بهتر سعي کنيد تا حد امکان خود را به واقعيات نزديک کنيد هيچ گاه تمرينات يوگا را با عجله و از رايشان اجبار انجام ندهيد.


انجام تمرينات يوگا به طرز صحيح به دلايل علمي هميشه باعث ايجاد طراوت و آرامش مي شود و لذا آگاه باشيد هيچ گاه خود را با غير اصولي انجام دادن تمرينات خسته نکرده و به خود صدمه نزنيد.

مدت انجام تمرينات يوگا حداقل 40دقيقه در روز هست و سعي کنيد تمرينات را در محلي اجرا کنيد که هواي ملايم و تميز داشته باشد.


سعي کنيد در طول تمرين چشمهايتان بسته باشد مگر در مواقعي که لازم هست براي حفظ تعادل و...

چشمها باز باشد.

مي توانيد جهت زيرانداز از يک پتايشان دولا يا تشک مخصوص يوگا هستفاده کنيد.

تمرينات را در محلي اجرا کنيد که دماي اون ملايم و داراي هواي کافي باشد و در جريان باد يا گرد و غبار و دود نباشد.

سعي کنيد تمرينات را با روحيه ي معتدل و صبورانه و افکاري مثبت و اميدوار اجرا کنيد.


در حين اجراي تمرينات تنفسها آهنگ طبيعي خود را داشته باشند و از حبس تنفس يا نگهداشتن دم خودداري کنيد.

اگر دچار کسالت يا ناراحتي بارزي هستيد قبل از اجراي تمرينات با پزشک خود مشورت کنيد.


در اين مواقع تمرينات يوگا را انجام ندهيد: در هنگام خستگي يا کوفتگي شديد عضلاني، بيماري و تب.


10:

راجا یوگا
نام نویسنده :امیر عبدا...

فرد

تو اون هستی
تات توام سی
لا انا و لا انت هو
یوگا یک اسطوره باستانی نمی باشد و چنین ادعائی هم ندارد.

بلكه میراث ارزشمندی ست که به موازات تکامل بشری کامل گردیده هست و این تکامل به سمت نظم و خالص شدن جهت دارد
.
مارکوپولو(1254-1324میلادی) جهانگرد معروف ونیزی در سفرنامه خود درباره یوگا این چنین نوشته: درمیان بومیان اینجا گروهی هستندکه به دستور دین خود زندگی می نمايند كه به نام " چوغی" خوانده مي شوند اونان از برای خشنودی پروردگارخود یک زندگی سخت را در پیش گرفته اند.

از سر تا پا برهنه هستند.

هیچ جای تن خود را نمی پوشانند و گویند در این برهنگی شرمی نباشد زیرا این چنین به دنیا آمدیم و گویند اگر کسی به گناهان شهوانی فکر نمی کند نباید از برهنگی خود شرمگین باشد.

اونان گاو را می ستایند.

هستخوانهای گاوها را می سوزانند و از خاکستر اون مرهمی سازند و با اون چندین جای تن را با آئین خاصی نشان می گذارند و اگر به یکی از دوستان خود برخورد نمايند، از همان خاکستر میان پیشانی او نشانی می گذارند
.
اونان هیچیک از آفریدگان را از زندگی بی بهره ننمايند حتی نه مگس، نه کک و نه شپش را و ایمان دارند که اونها نيز جان و روانی دارند و نباید آزرده شوند.

معتقدندکه نباید از گوشت حیوانی به عنوان غذا هستفاده کردکه گناهی سهمگین هست.

از خوردن سبزیهای تازه و یا ریشه گیاهان خودداری می نمايند.

مگر اونکه خشک شوند زیرا از برای اونان نیز جانی قائلند.

در هنگام غذا قاشق و بشقاب به کار نمی برند و خورشت خود را روی برگهای بزرگ می گذارند.

از یک زندگی دیرپا برخوردارند و به دليل اين میانه روی و بی آلایشی عمر طولاني دارند
.


اونگاه که از این گیتی درگذرند، پیکرشان را بسوزانند تا کالبدشان کرمها را نپروراند.
ابن بطوطه (طنجه مراکش703الی799) نیزدر سفرنامه خود چندین بار از جوکیان هند یاد می کند..

خود او سالها در هند زندگی کرد.

او در جایی می نویسد یک جوکی می تواند ماهها بدون غذا و آب زنده بماند و می تواند در گوری در زیر خاک به سر برد و ماهها بدون آب و غدا زنده بماند
.


روی اون گور را پوشانده، سوراخی بر روی زمین می گشایند تا هوا دراون راه یابد.

شنیدم بعضی از اونها سراسر یک سال را در گور به سر می برند
.


جوکیها دانه هایی می سازند که هر یک از اون دانه ها، اونان را برای چندین روز یا چندین ماه از آب و غذا بی نیاز می سازد.

اونها از عالم غیب خبر می دهند.

پادشاه هند اونان را گرامی می دارد و همنشینشان هست.

با گیاه بسازند و گوشت نخورند
.


اونچه از کردارشان پیداست این هست که بر ریاضت خو گرفته اند و نیازی به جهان و زینتهای اون ندارند.

برخی از اونان به قدری قوی هستند که به یک نگاه می توانند کسی را بمیرانند.


ابن بطوطه در جایی دیگر می نویسد: روزی نزد پادشاه دو جوکی دیدم که تن خود را در پارچه ای پوشانده و موهای سر خودرا تراشیده بودند.

پادشاه ازاونها خواست که کارهای شفرمود انگیز خود را به من نیز نشان دهند.

یکی از اون دو ناگهان به هوا برخاست و همچنان نشسته در بالای سر من برنامه گرفت.

بیم و هر اس ناشی از دیدن این عمل مرا در بیهوشی فرو برد.

پادشاه دستور داد از دارویی که پیش وی بود به من بخورانند.

پس از چندی که به خود آمدم، دیدم که اون جوکی همچنان در بالای سر من، در هوا نشسته هست.

پادشاه به من فرمود بیم اون دارم که تو با دیدن اینگونه چیزها دیوانه شوی وگرنه کارهای بزرگتری از این جوکیان بر می آید.

آهوی افسانه ای که مشک در ناف داشته، برای پیدا کردن سرچشمه بویی که در خود داشت تمام دنیا را جستجو کرد.

این مفهوم به شکلی دیگر بر سر در معبد دلف حک شده هست که "خود را بشناس تا خدا را بشناسی
."
فیزیک نیوتنی به ما می آموزد که تعاریفی از دنیای خودمان ارائه دهیم که قابلیت اثبات شدن را داشته باشد.

اما در تجربیات درونی و معنوی با چنین تعاریفی برخورد نخواهیم کرد.

یک تجربه درونی صرفا شخصی می باشد، پس به دنبال تجربیاتی که نقل شده هست نباشید.

بدون شک شباهتهایی در اینگونه تجربیات به چشم می خورد که با ذهنیات تجربه نماينده ارتباط دارد.

توضیحی منطقی برای یک سیر درونی وجود ندارد، چیزی ست که باید احساس شود.


در فیزیک مدرن اصلی وجود دارد به نام اصل متمم که می توان اون را اینگونه تفسیر کرد: امکان دارد دو نظردر مورد یک چیز وجود داشته باشد که متقابلا با هم متناقض باشند و در عین حال هر دو نقطه نظر به طور مساوی صحیح.

این اصل می گوید که برای دست یابی به کامل ترین نوع فهم یک پدیده باید ما اون را از نقطه نظرهای متفاوت در نظر بگیریم و هر نقطه نظر می تواند به خودی خود قسمتی از حقیقت را بیان کند
.
شاید این نوع نگرش بتواند عاملی از برای تحریک ما در جهت یک تجربه درونی باشد!

11:

فرهنگنامه یوگا

A

AGNI TATTWA: عنصر آتش.



AHAMKARA: من - خايشانشتن.



AHIMSA: عدم خشونت.



AJNA CHAKRA: مركز فرمان رواني واقع در ميان مغز - چشم سوم.



AKASHA TATTWA: عنصر اتر.



AMAROLI: تمرين يوگاي تانترايي كه در اون از ادرار بصورت داخلي يا خارجي براي تامين سلامتي ذهن و بدن هستفاده مي شود.



AMRIT: شهد سايكيك كه در بيندو ترشح شده و از لالانا چاكرا بر رايشان ايشانشودهي چاكرا مي چكد و احساس سرمستي و شعف ايجاد مي كند.



ANAHATA CHAKRA: مركز رواني واقع در ناحيه قلب.



ANAHATA NADA: صداي ناشنيده و لاينقطع

ANANDA: شعف جاوداني.



ANANDAMAYA KOSHA: كالبد سعادت و شعف.



ANNAMAYA KOSHA: غلاف يا كالبد مادي.



ANTAHKARANA: لوازم دروني - ذهن متجلي شده كه شامل چهار بعد ماناس ، بودهي ، چيتا و آهامكارا مي باشد.



ANUSHTHANA: دوره ثابت و معين سادانا كه معمولا از صبح زود تا اواخر شب انجام مي شود.



APANA VAYU: انرژي حياتي واقع در پايين بدن زير ناف.



APARIGRAHA: عدم مالكيت - قبول نكردن هداياي تجملي.



APAS TATTWA: عنصر آب.



ARTHA: نيازهاي مادي - ثروت.



ASANA: وضعيت راحت و ثابت بدني.



ASHRAM: اجتماع يوگايي كه ساكنين اون بطور يكسان زير نظر گورو زندگي و كار مي كنند.



ASHRAMA DHARMA: چهار مرحله زندگي كه عبارتند از براهماچاريا ، گريهاستا ، واناپراستا و سانياسا.



ASHTANGA YOGA: يوگاي هشتگانه كه شامل بخشهاي ياما ، نياما ، آسانا ، پراناياما ، پراتياهارا ، دهارانا ، دهيانا و سامادهي مي باشد.



ASMITA: وضعيتي فراسايشان خايشانشتن و احساس منيت كه در اون تنها آگاهي خالص وجود دارد.



ASTEYA: درستكاري - دزدي نكردن.



ATMAN: روح فردي.



AUSHADI: بيدار كردن انرژي معنايشان از طريق گياهان.



AVADHUTA: عابدي كه دنيا را ترك فرموده باشد.

ششمين مرتبه سانياسا كه عابد در اون معمولا برهنه مي باشد - بالاترين مرتبه رياضت.



AVATARA: تجسد مقدس - تجسد خداوند بر رايشان زمين.



AYURVEDA: سيستم ودايي تشخيص و درمان بيماريها.



آبـیـاسا(Abhyasa): تمـرین، ممارست، مقایسه شود با وایراگا

آتـمـان(Atman): خود، خود متعالی یا روح که جاودانی و فرا - آگاه هست، هویت یا ذات واقعی ما، گاهی بین آتمـان به عنوان خود هرشخص و پاراما _ آتمـان به عنوان خود متعالی تفاوت قایل می شوند.

رجوع کنید به پوروشا، مقایسه شود با برهمن

آدوایـتـا(Advaita): حقیقت، آموزش اینکه تنها یک واقعیت وجود دارد(آتمـان، برهمن)، به ویژه در اوپانیشادهـا، رجوع شود به ودانتـا

آرجـونـا(Arjuna): سپید، یکی از پنج شاهزاده پانداوا که در جنگ بزرگی که در ماهابهاراتا به تصویر کشیده شده هست شرکت داشت، مرید انسانی خداگونه بنام کریشنا که تعالیم وی در باگاواد گیتا نوشته شده هست.



آسـانـا(Asana): نشستن، وضع برنامه گرفتن فیزیکی بدن(رجوع شود به اونگا، مودرا): سومین پایه(اونگا) ازمسیرهای هشتگانه پاتنجلی(آشتانگا یوگا)، این اصطلاح در آغاز تنها به معنی وضعیت مدیتـیشـن بکار گرفته می شد اما بعدها در هاتا یوگا این جنبه از راه یوگا به میزان زیادی تکامل یافت

آسـمیـتـا(Asmita):هست بودن، من بودن، یکی از مفاهیم در یوگای هشتگانه پاتنجلی، تقریبا معادل آهامکارا

آشـرامـا(Ashrama): عزلتـکـده، همچنین یکی از مراحل زندگی مانند براهماچاریا، منزل نشینی، جنگل نشینی، و عزلت کامل(سامنیاسین)

آشتانـگا یـوگـا(Ashta-anga-yoga, ashtanga-yoga): پیوند هشتگانه، یوگای هشتگانه پاتنجلی شامل انضباط اخلاقی(یاما)، پرهیز فردی(نیاما)، حرکات(آسانا)، کنترل تنفس(پرانایاما)، بازداری حسی(پراتیاهارا)، تمرکز(دهارانا)، مراقبه(دیانا)، و خلسه(سمادهی) که فرد را به رهایی(کایوالیا) هدایت می نمايند.



آکـاریا(آچاریا)(Acarya): مربی، راهنما، مرشـد، مقایسه شود با گورو

آکـاشـا(Akasha): اتـر، فضـا، اولین عنصر مادی از پنج عنصری که جهان مادی را تشکیل داده هست، گاهی برای اشاره به فضای درونی یا فضای آگاهی (موسوم به سید – آکاشا) نیز به کار گرفته می شود.



آمـریـتـا(Amrita): بی مرگی، فناناپذیری، اشاره به روح فناناپذیر(آتمان، پوروشا)، همچنین عصاره فناناپذیری که از مرکز انرژی روانی ناحیه تاج سر خارج می شود(رجوع کنید به ساهاس رارا – چاکرا) و در حالت فعال شده، جسم را به جسم الهی تبدیل می کند(دیویـا - دها)

اونـانـدا(Ananda): سعادت، سرور، نهایت لذت که پايه کیفیت حقیقت نهایی(تاتوا) هست

اونـگـا(Anga): اندام، بدن(دها، شاریرا)، همچنین بخشهای بنیادی راه یوگا از قبیل آسانا، دارانا، دیانا، یاما، نیاما، پرانایاما، پراتیاهارا، سمادهی

آوادوتا(Avadhuta): کسی که همه چیز را از خود دور کرده هست، نوعی از عزلت گزینی(سامنیاسین) افراطی که با رفتارهای خلاف عرف همراه هست.



آویـدیـا(Avidya): جهالت، علت ریشه ای رنج(دوکـهـا)، آجـنـانـا نیز نامیده می شود، مقایسه شود با ویدیا

آهامکـارا(Ahamkara): خـود، فردیت هـر کس که باید تعالی یابد، مقایسه شود با آسمیتا، رجوع شود به بودی و مانا

آهـیـمسـا(Ahimsa): بی آزاری، مهمترین انضباط اخلاقی

آیـورودا(Ayurveda, Ayur-veda): علم زندگی، یکی از روش های باستانی طب هندی، روش دیگر طب سیدای جنوب هند بوده هست.


12:

B

BANDHA: قفلهاي روان عضلاني انرژي كه باعث تغيير جهت انرژي در بدن مي شوند.



BHAGAVAD GITA: نغمه ايزدي - تعاليم لرد كريشنا به آرجونا كه در ميدان جنگ كوروكشترا در طول جنگ بزرگ ماهابهاراتا داده شد.



BHAGAVAN: لرد نارايانا يا هاري.



BHAJAN: نغمه عابدانه.



BHAKTI YOGA: يوگاي تعبد- بهاكتي يوگا به نه بخش تقسيم مي شود كه عبارتنداز: سراوانا (شنيدن درباره معبود) ، كيرتانا (ذكر شكوه و جلال معبود) ، اسمارانا (به ياد داشتن نام و حضور معبود) ، پاداسوانا (خدمت به معبود) ، آرچانا (پرستش معبود) ، واندانا (كرنش كردن در برابر معبود) ، داسيا ( احساس خادم بودن در برابر معبود) ، ساكهيا (دوستي با معبود) ، آتما نيودانا (سرسپردگي كامل به معبود).



BHASMA: خاكستر مقدس.



BHIKSHA: صدقه.



BHIKSHU: مانك ، سانياسين.



BHOGA: تجربه - لذت.



BHOOTA: عنصر.



BHRUMADHYA: مركز بين دو ابرو - كشترام يا نقطه تماس آجنا چاكرا.



BIJA MANTRA: بذر صوتي - مانترا يا صوت پايه اي كه ريشه در فراهوشياري دارد.



BINDU VISARGA: مركز رواني كه در بالا و پشت سر واقع گرديده - نقطه يا قطره اي كه بنياد تمامي كائنات مي باشد - پايه كل هستي.



BRAHMACHARYA: كنترل و جهت دهي مجدد انرژي جنسي بمنظور دستيابي به بيداري معنايشان.



BRAHMA GRANTHI: گره خلقت - گره روان عضلاني كه در ناحيه عجان واقع شده و براي اينكه كنداليني بتواند از درون سوشومنا نادي بالا برود بايد باز باشد.



BRAHMAMUHURTA: وقت بين 4 تا 6 صبح كه وقت ساتايشانك روز بوده و بهترين موقع براي انجام ساداناهاي يوگا مي باشد.



BRAHMA NADI: ظريفترين جريان انرژي درون سوشومنا نادي.



BRAHMARANDHARA: سوراخي در بالاي سر كه كنداليني در هنگام ماهاسامادهي از اون ناحيه بدن را ترك مي كند.



BUDDHI: خرد متعالي - توانايي ارزيابي چيزها براي پيشرفت زندگي.



باندا(Bandha): قید، اسارت، اشاره به این حقیقت که انسانها معمولا در اسارت جهل(avidya) برنامه دارند و این امر اونان را بجای زندگی در سایه رهایی درونی ناشی از دانایی(ویدیا، جنانا)، به سوی یک زندگی تحت حاکمیت رفتار کارمایی برنامه می دهد.



برهـما(Brahma): کسی که بسیار بزرگ هست، آفریدگار هستی، اولین اصل(تاتوا) برای ظهور حقیقت غایی(برهمن)

برهماچاریا(Brahmacharya): مشتق ازبرهما و آچاریا به معنی هدایت برهمایی، تربیت صفات ربانی که اوجاها را ایجاد می کند.



برهمانا(Brahmana): برهمن عضوی از بالاترین گروه اجتماعی جامعه سنتی هند، همچنین متن مذهبی اولیه ای که متون مذهبی و اسطوره ای وداهای چهارگانه را تفسیر می کند.

مقایسه شود با آرانیاکا، اوپانیشاد، ودا

برهمن(Brahman): اونچه که بسیار بزرگ هست، حقیقت غایی(مقایسه شود با آتمان، پوروشا)

بودا(Buddha): بیدارشده، اشاره به کسی که به مقام ارشاد(بودی)و بنا براین رهایی درونی دست یافته هست، عنوان افتخاری گوتاما پایه گذار بودیسم که در قرن ششم پیش از میلاد مسیح می زیسته هست.



بودّی(Buddhi): کسی که هشیار هست، بیدار، ذهن برتر که جایگاه خرد هست(ویدیا، جنانا)، مقایسه شود با ماناها

بودی(Bodhi): ارشاد، حالت بیداری پیر، یا بودا

بودی ساتوا(Bodhisattva): وجود ارشادنماينده، در یوگای بودیستی ماهایانا، فردی که با انگیزه مهربانی و شفقت(کارونا) بخاطر دیگران به دستیابی به مقام ارشاد متعهد می شود.



بهاکتا(Bhakta): مرید، مرید فرقه بهاکتی یوگا بهاکتی(Bhakti): ارادت، عشق، عشق بهاکتا به خداوند یا گورو به عنوان مظهر خداوند، همچنین عشق خداوند به مرید

بهاکتی _ سوترا(Bhakti-Sutra): کلمات قصار در باره عشق، مجموعه ای از کلمات قصار درباره یوگای عاشقانه که به وسیله نارادای حکیم تالیف شده هست، کتاب دیگری با همین عنوان نیز به شاندیلیای حکیم منسوب هست.



بهاکتی یوگا(Bhakti Yoga):یوگای عشق، یکی از شاخه های عمده یوگای باستانی که از ظرفیت احساسی سالک برای اتصال به حقیقت غایی با تصور خداوند به صورت والاترین فرد بهره می گیرد(اوتاما _ پوروشا).



بهاگاواد گیتا(Bhagavad Gita): طنین خداوند، قدیمی ترین کتاب مدون یوگا که در دفینه های ماهابهاراتا کشف شد و شامل تعلیمات کارما یوگا(طریقت حرکت تعالی دهنده)، سامکیا یوگا(طریقت بینش درست نسبت به قوانین هستی)، و بهاکتی یوگا(طریقت عبادت) می باشد.

بیش از 3500 سال پیش انسان خداگونه ای بنام کریشنا، شاهزاده آرجونا را در میدان جنگ تحت این تعلیمات برنامه داد.



بهاگاواتا – پورانا(Bhagavata-Purana): بهاگاواتای سنتی، کتابی حجیم با قدمت ده قرن که به وسیله راهبان ویشنو، به ویژه در تجسم وی بصورت کریشنا تقدیس می شود.

شریماد _ بهاگاواتا نیز نامیده می شود.



بیندو(Bindu): بذر، امتیاز، نیروی خلاقه نهفته در هرچیز هنگامی که تمام انرژی ها متمرکز هستند، نقطه ای که روی پیشانی گذاشته می شود و نشان دهنده چشم سوم هست(تیلاکا نیز نامیده می شود)

13:


C

CHAKRA: دايره - چرخ - مراكز سايكيك كه درون كالبد پرانيك برنامه گرفته اند - نقاط تماس ناديها با هم - چاكراهاي اصلي عبارتند از: مولادهارا ، سوادهيستهانا ، ماني پورا ، اوناهاتا ، ايشانشودهي ، آجنا و ساهاسرارا.



CHARVAK: يكي از مكاتب فلسفي هند كه تنها پديده هاي ملموس را معتبر مي داند.



CHELA: مريد .



CHIDAKASHA: فضاي هوشياري كه در ناحيه سر تجربه مي شود.



CHIT: هوشياري ابدي و ازلي.



CHITTA: هوشياري فردي كه شامل مراتب نيمه آگاه و ناخودآگاه ذهن مي شود - حافظه ، تفكر ، تمركز ، توجه ، تعمق.



سین مودرا(Cin-mudra): مهر هشیاری، حالتی معمول در دست(مودرا) در وضعیت مدیتیشن (دیانا) که در اون انتهای انگشت نشانه و شست با یکدیگر در تماسند و بقیه انگشتان به حالت مستقیم حفظ می شوند.



سیت(Cit): هشیاری، حقیقت غایی فراهشیار، رجوع کنید به آتمان، برهمن

سیتا(Citta): چیزی که هشیار هست، هشیاری معمولی، ذهن، متضاد سیت

چاکرا(Cakra , Chakra): چرخ، چاکرا در لغت به معنی چرخ ارابه هست اما در هستعاره به مراکز روانی_انرژی زای جسم پنهان (سوکشاما- شاریرا) اطلاق می شود.

در یوگای بودیستی پنج چاکرا در بدن شناخته شده هست در حالی که در یوگای هندی بیش از هفت عدد از این مراکز ذکر می شود که شامل:

مولا-آدهاراچاکرا (مولادهاراچاکرا) در قاعده ستون فقرات،

سوادیشتانا چاکرا در ناحیه تناسلی،

مانیپورا چاکرا در ناف،

اوناهاتا چاکرا در قلب،

ویشودا چاکرا یا ویشودی چاکرا در گلو،

آجنا چاکرا در میان سر

ساهاسرارا چاکرا در فرق سر

هستند.


14:


D

DHARAKASHA: فضاي در برگيرنده مولادهارا ، سوادهيستهانا و ماني پورا.



DARSHANA: ديدن - نگريستن - مكاتب فلسفي هند كه به شش دسته تقسيم مي شوند و عبارتند از: سانكهيا ، يوگا ، پوروا ميمانسا ، ودانتا ، وايششيكا و نيايا.



DEVATA: رب النوع.



DHARANA: متمركز كردن ذهن بر رايشان يك نقطه - تمركز.



DHARMA: نقش طبيعي كه هر شخص در زندگي ايفا مي كند - قانون اخلاقي - وظيفه.



DHYANA: مديتيشن - مراقبه.



DIKSHA: مشرف شدن به زندگي معنايشان توسط گورو.



دارشانا(Darshana): مشاهده، مشاهده در مفهوم کلامی و هستعاره ای اون، نوعی روش فلسفی مانند دارشانا یوگای پاتنجلی، رجوع شود به دریشتی

دوا(Deva): کسی(مذکر) که می درخشد، هرالهه مذکرمانند شیوا، ویشنو، یا کریشنا، در هر دو صورت حقیقت غایی و فرشته ای بلند مرتبه

دوی( Devi): کسی (مونث) که می درخشد، هر الهه مونث مانند پارواتی، لاکشمی، یا رادا در هر دو صورت حقیقت غایی(در قطب مونث خود) و فرشته ای بلند مرتبه

دهارانا(Dharana): نگه داشتن، تمرکز، ششمین پایه (اونگا) از یوگای هشتگانه پاتنجلی

دهارما(Dharma): حامل، اصطلاحی با معانی متعدد که غالبا به معنی قانون، مشروعیت، پرهیزگاری، نیکوکاری، تعادل به کار می رود.



دیانا(Dhyana): تصور، مدیتیشن، هفتمین پایه(اونگا) از یوگای هشتگانه پاتنجلی

دیکشا(Diksha): معرفی کردن، معرفی و آشناشدن با جنبه های پنهان یوگا یا هستادان یوگا در سطحی ویژه، تمامی یوگای سنتی به همین روش فعالیت می کند.



دریشتی( Drishti): منظره، نما، چشم دوختن و نگاه دقیق در یوگا به محل هایی مانند نوک بینی یا نقطه میان دو ابرو، رجوع شود به دارشانا

دوهـکـا(Duhkha): رنج بردن، یکی از واقعیت های بنیادین زندگی که از جهالت (آویدیا) ذات حقیقی ما (به عبارت دیگر، خود یا آتمان) ناشی می شود.


15:


e

ekadasi: يازدهمين روز از هريك از دو نيمه ماه قمري.



Ekagrata: متمركز كردن ذهن.



F

g

gandha: بو - رايحه.



Gayatri mantra: يكي از مقدس ترين مانتراهاي ودايي ” اوم بهو بهوا سوه تت سايشانتوه ورنيم بهرگو دوسيه دهيماهي دهيو يو نه پرچوديات “.



Ghee: كره تصفيه شده.



Gherand samhita: يكي از متون باستاني يوگايي كه توسط يوگي گراند نوشته شده هست.



Granthi: سه گره سايكيك كه عبارتند از : براهما گرانتهي ، ايشانشنو گرانتهي و رودرا گرانتهي.



Guna: صفات و كيفيات عالم محسوسات كه به سه دسته ساتوا ، راجاس و تاماس تقسيم مي شود.



Guru: هستاد معنايشان.



Gurukripa: فيض و بركت گورو.



Guru poornima: روزي مقدس در تابستان براي اداي احترام به گوروها.



Gyana yoga: راه تعمق و انديشيدن درباره ماهيت حقيقي خايشانشتن.





16:



hamsa mantra: مانتراي سوهام.



Hari: موجودي كه اعمال شيطاني كساني را كه به او پناه مي برند از بين مي برد - يكي از نامهاي لرد نارايانا يا كريشنا.



Hatha yoga: يكي از سيستمهاي يوگا كه براي كنترل بر رايشان كالبد فيزيكي و پرانا مورد هستفاده برنامه مي گيرد و شامل بخشهايي همچون آسانا ، پراناياما ، مودرا ، بانداها و شات كارما مي باشد.



Hatha yoga pradipika: متن باستاني يوگايي كه توسط يوگي سواتماراما نوشته شده هست.



Hiranyagarbha: زاهدان طلايي - تخم طلايي - خرد كيهاني.



Hridayakasha: فضاي قلب كه بين ماني پورا و ايشانشودهي چاكرا تجربه مي شود.



17:



IDA NADI: يكي از كانالهاي اصلي پرانا در بدن - بعد منفعل پرانا كه بصورت انرژي ذهني يا چيت شاكتي متجلي مي شود.



INDRYA: اندامهاي حسي كه به دو دسته كارما ايندريا (ارگانهاي عملكردي) و جناناايندريا (ارگانهاي دريافتي) تقسيم مي شوند.



ISHTA DEVATA: شكل مجسم چيزي كه ما نسبت به اون احساس كشش كرده و اونرا وجود متعال مي دانيم.



ISHWARA: حقيقت متعالي - اصل فناناپذير فلسفه سانكهيا - هستي نامتجلي - كيفيت يا اصل لايتغير.



ISHWARA PRANIDHANA: ايمان داشتن به حقيقت متعالي.



ایدا – نادی(Ida-nadi): مجرای کمرنگ، جریان پرانا یا قوس صعودی در کناره چپ کانال مرکزی (سو شومنـا نـادی) که با دستگاه عصبی پاراسمپاتیک مربوط هست و هنگامی که فعال شود بر روی ذهن اثر آرامش بخش خواهد داشت، مقایسه شود با پینگالا_نادی.



ایشوارا(Ishvara): حکمران، خداوند، به آفریدگار نیز اشاره دارد(رجوع کنید به براهـمـا)، در یوگا دارشانای پاتنجلی به خود متعالی نیز اشاره دارد(پوروشا)

ایشـوارا - پـرانیدانـا(Ishvara-pranidhana): تعلق به خداوند، تسلیم در برابر پروردگار، یکی از تمرین های پرهیز فردی(نیـامـا)در یوگای هشتگانه پاتنجلی، همچنین رجوع کنید به بهاکتی یوگا.


18:


J

JAGRAT: اولينبعد هوشياري - بيداري.



JAPA: تكرار مانترا.



JIVA: هايشانت فردي.



JIVATMA: روح فردي.



JIVAN MUKTA: زنده آزاد - كسي كه در زندگي فعلي خود به رهايي دست يافته باشد.



JNANA: دانش شهودي.



JNANENDRIYA: پنج اندام حسي كه شامل گوشها ، پوست ، چشمها ، زبان و بيني مي باشند.



جاینا(Jaina): گاه جاین نیز نامیده می شود: مربوط به جیناها (فاتحین)، هستادان رها شده از جاینیسم: عضوی از جاینیسم، سنتی روحانی که به وسیله واردامانا ماهاویرا پایه ریزی شد، وی معاصر بودا بود.



جاپا(Japa): زمزمه کردن، ذکرو تکرار مانترا

جیواتمان(Jiva-atman , Jivatman): خود شخصی، هشیاری فردی، متضاد خود غایی (پاراما-آتمان)

جیوان موکتا(Jivan-mukta): اون که در عین زندگی رها شده هست.

هستادی که درعین زندگی در غالب مادی خود به رهایی (موکشا) دست یافته هست.



جیوان موکتی( Jivan-Mukti): رهایی زنده، حالت رهایی حین زندگی مادی، رجوع شود به ویدها-موکتی

جنانا(Jnana): دانش، معرفت، بر حسب زمینه به دانش دنیوی و معرفت غیر مادی اطلاق می شود.

همچنین به پراجنا و آویدیا نیز رجوع کنید.



جنانا یوگا(Jnana-Yoga): یوگای معرفت، روشی برای رهایی بر پايه معرفت یا درک مستقیم خود متعالی (آتمان) با کاربرد مداوم بصیرت و افتراق واقعی از غیر واقعی و کناره گیری از اونچه که غیر واقعی (یا بی ارتباط با رهایی) محسوب می شود.


19:


k

kaivalya: رهايي - موكشا.



Kalpa: يك روز برهما.



Kama: شهوت - آرزو - نياز عاطفي.



Kanda: ريشه - منشاء تمام ناديها - مركز تخم مرغي شكل اعصاب كه درست زير ناف برنامه گرفته هست.



Kapha: بلغم - يكي از اخلاط سه گانه آيورودا.



Karanasharira: كالبد علي - پوشش بدون واسطه روح.



Karma: عمل - قانون عمل و عكس العمل كه آينده فرد را شكل مي دهد.



Karta: اجرا کننده عمل.



Karmaphala: نتيجه عمل.



Karma yoga: يوگاي عمل - انجام اعمال همراه با آگاهي - يوگاي مديتيشن متحرك.



Karmendria: پنج عضو فيزيكي عملكرد (پاها ، دستها ، اندامهاي صوتي ، مخرج و اندام تناسلي).



Kirtan: مطالعهنامهاي خداوند بصورت آواز.



Kosha: غلاف يا كالبد - كوشاها عبارتند از اونامايا كوشا (كالبد فيزيكي) - پرانامايا كوشا (كالبد پرانيك) - مانومايا كوشا (كالبد ذهني) - ايشانگياناماياكوشا (كالبد اشراقي) و اوناندامايا كوشا (كالبد سعادت).



Kriya yoga: نام برخي از تمرينات يوگا بخصوص هاتايوگا و كنداليني يوگا.



Kshetram: نقطه تماس چاكراها كه در جلايشان بدن برنامه گرفته اند.



Kumkum: گرد مقدس قرمزرنگي كه در آيينهاي نيايش تانترا از اون هستفاده مي شود.



Kundalini: انرژي حياتي كه در نزديكي انتهاي ستون فقرات برنامه گرفته هست - انرژي معنايشان - پتانسيل تكاملي.



Kundalini yoga: شاخه اي از يوگا كه به بيداري انرژي نهفته معنايشان شخص مي پردازد.



Kusha: گياه مقدسي كه در مراسم مختلف مورد هستفاده برنامه مي گيرد.


20:


l

laya: حل شدن - غرق شدن .



Laya yoga: يوگاي انحلال هوشيارانه فرديت.



Lingam: سمبل مشخصه لرد شيوا - بعد مذكر آفرينش - سمبل كالبد اختري.



Lobha: حرص - طمع.



Loka: هفت مرتبه هوشياري كه عبارتند از: بهو ، بهووار ، سوار ، ماها ، جانا ، تاپو ، ساتيا.





21:


m

mahabharata: بزرگترين منظومه حماسي هند باستان.



Maha mantra: مانتراي هاري راما ، هاري راما ، راما راما هاري هاري ، هاري كريشنا ، هاري كريشنا ، كريشنا كريشنا هاري هاري.



Mahapralaya: قيامت كبري - تخريب نهايي تمامي هستي در پايان سيكل كيهاني.



Mahat: ذهن برتر.



Mahavakya: شطحيات چهارگانه اوپانيشادي كه بيانگر حقايق متعالي ودانتايي يا وحدت بين روح فردي و روح كيهاني مي باشند.

ماهاواكياها عبارتند از: پرجنام برهم (هوشياري برهمن هست) ، اهم برهماسمي (من برهمن هستم) ، تت توم اسي (تو هماني) ، ايم آتما برهم (خايشانشتن برهمن هست).



Mala: رشته تسبيح شكل دانه ها كه در تمرينات مديتيشن از اون هستفاده مي شود.



Manas: ذهن.



Mandala: ناحيه - اشكال تانتريك مورد هستفاده براي مديتيشن.



Manipura chakra: مركز رواني پشت ناف كه با انرژي و نيرايشان حياتي در ارتباط هست - شهر جواهر.



Manomaya kosha: غلاف يا كالبد ذهني.



Mantra: صوت يا ارتعاشات انرژي كه ذهن را از محدوديتهايش آزاد مي كنند.



Mantra siddhi: تكامل در تمرين مانترا جاپا.



Maya: توهم - دانش جزئي - باور نادرست درباره هايشانت خايشانش.



Mitahara: تغذيه متعادل.



Moksha: آزادي - رهايي.



Mooladhara chakra: چاكراي ريشه واقع شده در ناحيه عجان.



Moha: شيفتگي يا وابستگي نابخردانه.



Mouna: سكوت.



Mudra: نگره رواني كه بوسيله حركات فيزيكي بيان مي شود - حركت يا وضعيتي كه بر جريان انرژي در بدن تاثير مي گذارد.



Mukti: رهايي - آزادي.



Murti: بت.



22:


n

nada: صوت دروني.



Nada yoga: يوگاي اصوات دروني.



Nadi: كانال يا جريان پرانيك.



Namasmarana: بياد داشتن نامهاي خداوند از طريق تكرار اونها.



Nidra: خواب.



Nishkama karma: انجام عمل بدون انتظار نتيجه.



Niyama: انضباط دروني - دومين پله آشتانگا يوگا كه شامل بخشهاي شاوچا ، سانتوشا ، تاپاس ، سوادهيايا و ايشوارا پرانيدهانا مي باشد.


23:

O

OM: پراناوا يا كلمه مقدس نشان دهنده برهمن.



OJAS: انرژي معنايشان - نيرايشان حياتي - نيرايشان معنايشان كه از طريق تجرد و تمرينات يوگا بوجود مي آيد - متعالي ترين شكل انرژي در بدن كه درون مايع جنسي نهفته مي باشد.



اوجاس(Ojas): انرژی حیاتـی، انرژی نهفته ای که از راه تمرین، به ویژه پرورش فضایل ربانی(براهمـاچـاریا) ایجاد می شود.



اوم(Om): مانترای اصلی مظهر حقیقت غایی که درابتدای بسیاری از اذکار مانتریک ذکر می شود.


24:


P

PANCHA KLESHA: بلاياي پنج گانه ناداني ، منيت ، ميل و كشش ، بيزاري و ترس از مرگ.



PANCHAKSHARA MANTRA: مانتراي ” اوم نمه شيواي“ .



PARAMAHAMSA: چهارمين مرتبه سانياسا.



PINGALA NADI: يكي از كانالهاي اصلي پرانا در بدن كه پراناشاكتي را انتقال مي دهد.



PITTA: صفرا - يكي از اخلاط سه گانه آيورودا.



POORAKA: دم.



PRAKRITI: ماده.



PRANA: انرژي حياتي كه تمامي ابعاد ماده را در برگرفته هست.



PRANAMAYA KOSHA: غلاف يا كالبد انرژي.



PRANA VIDYA: دانش كنترل پرانا.



PRANAVA: مانتراي اوم - ارتعاش صوتي اوليه .



PRANAYAMA: تنظيم و گسترش ظرفيت حياتي انرژي - چهارمين مرتبه آشتانگا يوگا.



PRASAD: غذايي كه در هنگام نيايش به خداوند تقديم شده و سپس توسط عابدين بعنوان تبرك خورده مي شود - تبرك.



PRATYAHARA: پس كشيدن ذهن از حواس.



PRITHVI TATTWA: عنصر خاك.



PUJA: پرستش - نيايش.



PURANA: افسانه هاي مقدس باستاني هنديان.



PURUSHA: هوشياري.



PURUSHARTHA: چهار چيزي كه شخص بايد به انجام برساند تا به هدف حيات شخصي دست پيدا كند كه عبارتند از: آرتها (ثروت) ، كاما (عشق) ، دهارما (وظيفه) ، موكشا (آزادي).



پاتنجلی(Patanjali): مولف یوگا سوترا که حدود سه قرن پیش از میلاد مسیح می زیسته هست.



پاراما آتمان(Parama-atman، paramatman): خود برتر، خود متعالی که بر خلاف خود شخصی(جیوا – آتمان)که به تعداد بیشمار به شکل موجودات زنده وجود دارد، یگانه هست.



پاراماهامسا(Parama-hamsa, paramahansa): قوی برتر، عنوانی افتخاری که به هستادان بزرگ، همچون راماکریشنا و یوگاناندا اطلاق می شود .



پراجنا(Prajna): درایت، متضاد جهالت روحی (آجنانا، آویدیا)، یکی از دوروش رهایی در یوگای بودیستی، روش دیگر، روش مهارتی (اوپایا) یا همان شفقت (کارونا) هست.



پراکریتی(Prakriti): طبیعت، که چند سطحی هست و برپايه یوگادارشانای پاتنجلی، شامل بعدی بی پایان (به نام پرادانا یا "بنیاد")، سطوح هستی نهان (موسوم به سوکشما پاروان)، وبخشی مادی یا زمخت (موسوم به ستولاپاروان) هست.

تمامی طبیعت، فاقد هشیاری (اسیت) فرض می شود و به همین دلیل در تقابل با خود عروج نماينده یا روح (پوروشا) در نظر گرفته می شود.



پراکریتی لایا(Prakriti-laya): هستغراق در طبیعت، حالتی برتر از وجود که به رهایی واقعی(کایوالیا) دسترسی نمی یابد، فردی که در این حالت برنامه دارد.



پرانا(Prana): حیات، نفس، زندگی به مفهوم عام، نیروی زندگی که جسم را حفظ می کند، تنفس به عنوان نمود خارجی نیروهای نهانی زندگی

پرانایاما(Pranayama): متشکل از پرانا به معنی تنفس یا حیات و آیاما به معنی توسعه، کنترل تنفس، چهارمین بخش (اونگا) از مراحل هشت گانه پاتنجلی، شامل دم (پوراکا)، حبس نفس ( کومباکا)، و بازدم (رساکا) آگاهانه.

در مراحل پیشرفته، حبس نفس خود به خود به مدت طولانی تری انجام می شود.



پراسادا(Prasada): بخشش، شفافیت، بخشش الهی، شفافیت ذهنی

پراتیاهارا(Pratyahara): بازپس گرفتن، بازداری حسی، پنجمین پایه (اونگا) از مسیرهای هشتگانه پاتنجلی

پوجا(Puja): عبادت، که در بسیاری از اشکال یوگا، به ویژه تانترا و بهاکتی یوگا یکی از جنبه های مهم به شمار می آید.



پوراکا(Puraka): پر کردن، یکی از جنبه های کنترل تنفس (پرانایاما)

پورانا(Purana): باستانی، نوعی دایره المعارف عامه که حاوی مطالبی در زمینه شجره نامه سلطنتی، کیهان شناسی، فلسفه و آداب مذهبی هست، هجده نمونه عمده و چندین نمونه کوچکتر از چنین دایره المعارف هایی در دسترس هست.



پوروشا(Purusha): مذکر، روح یا خود عروج نماينده (آتمان)، نقشی که به وفور در سامکیا و دارشانا یوگای پاتنجلی مورد اشاره برنامه گزفته هست.



پینگالا نادی(Pingala-nadi): مجرای سرخ فام، جریان پرانا یا قوس صعودی سمت راست مجرای مرکزی (سوشومنا-نادی) که با دستگاه عصبی سمپاتیک مرتبط هست و هنگامی که فعال شود از اثری انرژی زا بر ذهن برخوردار هست.

رجوع کنید به ایدا- نادی

Q ...



25:

R

RAGA: ميل و كشش.



RAJA YOGA: يكي از شاخه هاي يوگا كه در اون آگاهي و تواناييهاي رواني از طريق مديتيشن بيدار مي شوند.



RAMAYANA: كهن ترين منظومه حماسي هند.



RISHI: بيننده - كسي كه بر رايشان خايشانشتن تعمق و مديتيشن مي كند.



ROOPA: شكل - تصايشانر - ظاهر.



RUDRAKSHA: چشم لرد شيوا - نوعي ميوه كه توسط برخي فرق مذهبي (شيوايي) بعنوان دانه تسبيح مورد هستفاده برنامه گرفته يا دور گردن ، دستها يا بازوها آايشانخته مي شود.



رادا(Radha): همسر کریشنا (انسان خداگونه)، نامی برای مادر الهی راجا یوگا(Raja-Yoga): یوگای سلطنتی، شکل قرون وسطایی یوگا دارشانای هشتگانه پاتنجلی که بنام یوگای کلاسیک نیز شناخته می شود.

راما(Rama): یکی از تجسم های ویشنو پیش از کریشنا، قهرمان اصلی رامایانا

رامایانا(Ramayana): زندگی راما، یکی از دو حماسه بزرگ ملی که داستان زندگی راما را بیان می کند.

رجوع شود به مهابهاراتا رساکا،

رچاکا(Recaka): بیرون دادن، بازدم، یکی از جنبه های کنترل تنفس (پرانایاما)

ریگ ودا(Rig-Veda): رجوع کنید به ودا ریشی( Rishi): غیبگو، پیغمبر، دسته ای از حکمای ودایی، عنوانی افتخاری برای هستادان خاص و بزرگ مانند رامانای حکیم درجنوب هند که به نام ماهاریشی (مشتق از ماها به معنی بزرگ و ریشی) معروف هست.

رجوع کنید به مونی

26:


S

SADHAKA: پرتوجايشان معنايشان.



SADHANA: تمرين معنايشان.



SADHU: سانياس - مرد درستكار.



SADGURU: گورايشان راستين.



SAHASRARA: جايگاه شيوا يا فراهوشياري - لوتوس هزار گلبرگ - بالاترين چاكرا كه بصورت مرز بين عوالم رباني و معنايشان مجسم مي گردد و در بالاي سر واقع شده هست.



SAMADHI: اوج مراقبه - وضعيت اتحاد بين سوژه مراقبه و هوشياري كيهاني - هشتمين مرتبه آشتانگا يوگا.



SAMANA: يكي از پنج پرانا كه بين ناف و ديافراگم واقع شده هست.



SAMASKARA: خاطرات موجود در ناخودآگاه - نقوشي كه با شخصيت فعلي ما همگون نيستند.



SAMYAMA: كنترل هماهنگ - اوج پراتياهارا ، دهارانا و دهيانا.



SANDHYA: آيين نيايشي كه در هنگام طلوع ، ظهر و عصر انجام مي گيرد.



SANKALPA: عهد - فكر - آرزو - تصور.



SANNYASA: ترك قيد و بندهاي اجتماعي - آخرين مرحله زندگي يك هندو يا مرتبه مراقبه معنايشان.



SANTOSHA: قناعت.



SATCHITANANDA: سه صفت مقدس حقيقت ، هوشياري و فيض.



SATSANG: گرفتن راهنمايي ، توضيح و دستورات معنايشان از گورو.



SATYA: راستي - حقيقت.



SHABDA: صوت - كلمه.



SHAKTI: نيرو - انرژي - جنبه مونث آفرينش - نيرايشاني كه از درون اون تمامي عالم محسوسات متجلي مي گردد.



SHASTRA: كتب مقدس.



SHATKARMA: شش تكنيك پاكسازي هاتا يوگا كه عبارتند از نتي (پاكسازي بيني) ، دهاوتي (پاكسازي دستگاه گوارش) ، ناولي (ماساژ شكم) ، باستي (پاكسازي روده بزرگ) ، كاپال بهاتي (پاكسازي و حيات بخشي ناحيه جلايشان مغز) ، تراتاكا (خيره كردن چشمها بدون پلك زدن).



SHAUCHA: پاكسازي بدن.



SHISHYA: مريد - پرتوجايشان معنايشان.



SHIVA: هوشياري خالص - يكي از خدايان هندوها - نابودكننده هستي.



SHIVA LINGAM: سنگ بيضي شكلي كه سمبل شيوا ، هوشياري يا كالبد اختري مي باشد.



SHOONYA - SHOONYATA: نيستي - خلاء.



SHUDDHI: پاكسازي كردن.



SIDDHA: موجود كامل - يوگي كامل.



SIDDHI: تواناييهاي خارق العاده و ماوراء طبيعي.



SOMA: آمريت - گياهي كه بوسيله ريشيهاي باستان براي بيداري معنايشان و فناناپذيري مورد هستفاده برنامه مي گرفت.



STHULA SHARIRA: كالبد فيزيكي.



SUMERU: آخوندك تسبيح.



SUSHUMNA NADI: نادي مركزي ستون فقرات كه كنداليني يا نيرايشان معنايشان را از مولادهارا به ساهاسرارا هدايت مي كند.



SUSHUPTI: سومين بعد هوشياري - وضعيت رايشانا.



SUTRA: رشته افكاري كه متون معنايشان باستاني را تشريح مي كند.



SWADHISTHANA CHAKRA: دومين چاكرا كه با شبكه ساكرال در ارتباط مي باشد.



SWADHYAYA: مطالعه.



SWAMI: در لغت به معني كسي كه بر رايشان ذهن خايشانش تسلط دارد - پرتوجايشان سانياسي كه توسط گورو به آيين سانياسا مشرف شده باشد.



SWAPNA: دومين بعد هوشياري - وضعيت رايشانا.



SWARA YOGA: دانش سيكلهاي تنفسي.



سمادهی(Samadhi): حالتی از خلسه و اتحاد که در اون مراقبه نماينده با موضوع مراقبه یکی می شود، هشتمین و نهایی ترین پایه(اونگا) از یوگای هشت گانه پاتنجلی، چندین نوع سمادهی وجود دارد که چشمگیرترین تمایز بین خلسه سام پراجناتا (آگاه) و آسام پراجناتا (فراآگاه) وجود دارد، شرایط کارمایی جای گرفته در عمق تفکر فرد، تنها در خلسه فراآگاه حل می شوند.

ورای این دو نوع خلسه، روشن بینی برنامه دارد که گاهی ساهاجنا-سمادهی یا خلسه طبیعی یا خودبخود نیز نامیده می شود که در این حالت، فراآگاهی فرد در خلال بیداری، رویا و خواب، بطور کامل تداوم دارد.



سماتوا، سماتا(Samatva , Samata): تراز بودن، هموار بودن، حالت ذهنی هماهنگی، تعادل

سامکیا(Samkhya): عدد، یکی از سنن اصلی هندوییسم، که با دسته بندی اصول (تاتوا) هستی وتشخیص درست اونها برای افتراق روح (پوروشا) از جنبه های گوناگون طبیعت (پراکریتی) سرو کار دارد؛ این سیستم نافذ و تثبیت شده، از رسوم دوران سامکیا-یوگای باستان (پیش از بودیسم) نشات گرفت و به نام سامکیا-کاریکای ایشوارا کریشنا (350 پیش از میلاد مسیح) شناخته می شد.



سامنیاسا(Samnyasa): رها کردن، قطع تعلقات که چهارمین و آخرین مرحله زندگی هست.

(رجوع کنید به آشراما) این حالت از دو مرحله تشکیل می شود.

مرحله اول شامل قطع تعلق درونی به موجودات فانی و مرحله دوم قطع تعلق بیرونی به اونها هست.

رجوع کنید به وایراگا

سامنیاسین(Samnyasin): کسی که رها کرده هست، زاهد

سامپاجناتا سمادهی(Sampajnata-Samadhi): رجوع کنید به سمادهی

سامسارا(Samsara): محل تلاقی دو رود، کنایه ازجهان فانی و متغیر، متضاد حقیقت غایی (برهمن یا نیروانا)

سادهانا(Sadhana): به انجام رساندن، انضباطی روحی که به سیدهی(کمال، فضیلت) منجر می شود.

این اصطلاح به ویژه در تانترا به کار می رود.



ساهاجا(Sahaja): با هم متولد شدن، همزادی، اصطلاحی از قرون وسطی که بر پايه اون عالم ماده و عالم غیر مادی از یکدیگر جدا نیستند بلکه یا بطور هموقت وجود دارند و یا جهان مادی توهم یا بازتابی از جهان غیرمادی هست که غالبا به شکل خودبخود یا خود انگیز ایجاد می شود، حالت ساهاجا در واقع شرایط طبیعی، یا به عبارتی واقع بینی و روشن بینی، هست.



اسپاندا(Spanda): ارتعاش، یکی از مفاهیم کلیدی شایویسم کشمیر که بر پايه اون جوهرحقیقت غایی پویا هست، به عبارت دیگر این حقیقت بطور ذاتی بیشتر بجای ثبات(که در ودانتای ادوایتا تصور می شود) به خلاقیت روی دارد

27:


T

TANMATRA: ماهيت ، كيفيت يا جوهره پنج عنصر اتر ، آتش ، هوا ، آب و خاك.



TANTRA: دانش باستاني و جهاني كه هدف اصلي اون فرازش طبيعت انساني از مرتبه تكامل فعلي و تجربه مراتب متعالي دانش ، تجربه و آگاهي مي باشد.



TAPAS: رياضت - گرما - فرايند سوزاندن پليديها.



TEJAS: درخشندگي - شعله يا نور طلايي - بيننده اي كه ناظر بر مرتبه سواپنا مي باشد.



TIRTHA: آبهاي مقدس - مكان مقدسي كه معمولا داراي جايي براي غسل و شستشو مي باشد.



TULSI: يكي از گياهان مقدس هندي كه توسط پيروان لرد ايشانشنو مورد هستفاده برنامه مي گيرد.



TURIYA: چهارمين بعد هوشياري - فراهوشياري - آگاهي هموقت از هر سه بعد هوشياري.



TYAGA: انقطاع تدريجي ذهن از عالم مادي.



تانترا(Tantra): نساجی، یکی از مشاغل سانسکریت شامل آموزش های تانتریک.

سنت تانتریسم که بر جنبه شاکتی زندگی روحانی تمرکز دارد و در اوایل دوران پس از میلاد مسیح ایجاد شد و حدود هزار سال پس از میلاد به شکل کلاسیک خود درآمد.

تانتریسم از جناح راست (داکشینا) یا محافظه کار و جناح چپ (واما) یا شاخه غیر قراردادی یا خلاف عرف تشکیل می شود که جناح اخیر در کنار سایر عوامل، از آداب و تشریفات جنسی نیز بهره می گیرد.



تاپاس(Tapas): برافروختگی، گرما، سختی و ریاضت که یکی از اجزای تمامی رویکردهای یوگا برای معراج نفس هست.



تاتوا(Tattva): وجود یا واقعیت، بخشی ویژه از هستی مانند آهامکارا، بودّی، ماناس، حقیقت غایی (همچنین رجوع شود به آتمان، برهمن)

توریا(Turia): چهارم، کاتورتا نیز نامیده می شود، واقعیت معراج نماينده که از سه مرحله قراردادی هشیاری یعنی بیداری، خواب، و رویا فراتر می رود.



28:


U

UDANA: يكي از پنج پرانا كه در ناحيه بالاي حلق فعاليت مي كند.



UPANISHAD: متون ودانتايي كه شامل تجارب و تعليمات قديسين درباره حقيقت متعالي مي باشد.



UPA PRANA: پنج پراناي فرعي كه مسئول عملكردهاي عطسه كردن ، خميازه كشيدن ، خاريدن ، آروغ زدن و پلك زدن مي باشند.



URDHWARETA: يوگيي كه انرژي جنسي خود را تبديل به انرژي معنايشان نموده هست.



اوپانیشاد(Upanishad): نزدیک نشستن، یکی از کتب مقدس که بخش نهایی ادبیات آشکار شده هندوییسم(به عبارتی نقش ودانتا در آموزش اینگونه اعمال مقدس) را نمایش می دهد، مقایسه شود با آرانیاکا، برهمنا، ودا.



اوپایا(Upaya): روشها، در یوگای بودیستی به معنی تمرین مهربانی(کارونا)، مقایسه شود با پراجنا

29:


v

vairagya: عدم وابستگي.



Vajra: رعد و برق - الماس .



Vajra nadi: نادي كه اجاس درون اون جريان پيدا مي كند.



Varna ashram: قانون كاست (نظام طبقاتي) هندوها.



Vasana: آرزوهايي كه نيرايشان محركه پشت پرده تمامي افكار و اعمال زندگي مي باشند.



Vata: باد - يكي از اخلاط سه گانه آيورودا.



Vayu tattwa: عنصر هوا.



Veda: كهن ترين متون مقدس آرياييها كه بيش از پنج هزار سال پيش به رشته تحرير درآمده اند.



Vichara: تعمق.



Vidya: دانش.



Vigyanamaya kosha: غلاف يا كالبد ذهن متعالي.



Vijnana: تواناييهاي شهودي ذهن - درك متعالي.



Vikalpa: باور بي پايه - خيال - تصور .



Vishuddhi chakra: مركز رواني واقع در ناحيه گلو - مركز پاكسازي.



Viveka: درك يا دانش راستين.



Vritti: حركت دايره وار هوشياري.



Vyana: يكي از پنج پرانا كه در تمامي بدن پراكنده هست.




W ...

X ...

30:


e

ekadasi: يازدهمين روز از هريك از دو نيمه ماه قمري.



Ekagrata: متمركز كردن ذهن.



F

g

gandha: بو - رايحه.



Gayatri mantra: يكي از مقدس ترين مانتراهاي ودايي ” اوم بهو بهوا سوه تت سايشانتوه ورنيم بهرگو دوسيه دهيماهي دهيو يو نه پرچوديات “.



Ghee: كره تصفيه شده.



Gherand samhita: يكي از متون باستاني يوگايي كه توسط يوگي گراند نوشته شده هست.



Granthi: سه گره سايكيك كه عبارتند از : براهما گرانتهي ، ايشانشنو گرانتهي و رودرا گرانتهي.



Guna: صفات و كيفيات عالم محسوسات كه به سه دسته ساتوا ، راجاس و تاماس تقسيم مي شود.



Guru: هستاد معنايشان.



Gurukripa: فيض و بركت گورو.



Guru poornima: روزي مقدس در تابستان براي اداي احترام به گوروها.



Gyana yoga: راه تعمق و انديشيدن درباره ماهيت حقيقي خايشانشتن.





31:



hamsa mantra: مانتراي سوهام.



Hari: موجودي كه اعمال شيطاني كساني را كه به او پناه مي برند از بين مي برد - يكي از نامهاي لرد نارايانا يا كريشنا.



Hatha yoga: يكي از سيستمهاي يوگا كه براي كنترل بر رايشان كالبد فيزيكي و پرانا مورد هستفاده برنامه مي گيرد و شامل بخشهايي همچون آسانا ، پراناياما ، مودرا ، بانداها و شات كارما مي باشد.



Hatha yoga pradipika: متن باستاني يوگايي كه توسط يوگي سواتماراما نوشته شده هست.



Hiranyagarbha: زاهدان طلايي - تخم طلايي - خرد كيهاني.



Hridayakasha: فضاي قلب كه بين ماني پورا و ايشانشودهي چاكرا تجربه مي شود.



32:



IDA NADI: يكي از كانالهاي اصلي پرانا در بدن - بعد منفعل پرانا كه بصورت انرژي ذهني يا چيت شاكتي متجلي مي شود.



INDRYA: اندامهاي حسي كه به دو دسته كارما ايندريا (ارگانهاي عملكردي) و جناناايندريا (ارگانهاي دريافتي) تقسيم مي شوند.



ISHTA DEVATA: شكل مجسم چيزي كه ما نسبت به اون احساس كشش كرده و اونرا وجود متعال مي دانيم.



ISHWARA: حقيقت متعالي - اصل فناناپذير فلسفه سانكهيا - هستي نامتجلي - كيفيت يا اصل لايتغير.



ISHWARA PRANIDHANA: ايمان داشتن به حقيقت متعالي.



ایدا – نادی(Ida-nadi): مجرای کمرنگ، جریان پرانا یا قوس صعودی در کناره چپ کانال مرکزی (سو شومنـا نـادی) که با دستگاه عصبی پاراسمپاتیک مربوط هست و هنگامی که فعال شود بر روی ذهن اثر آرامش بخش خواهد داشت، مقایسه شود با پینگالا_نادی.



ایشوارا(Ishvara): حکمران، خداوند، به آفریدگار نیز اشاره دارد(رجوع کنید به براهـمـا)، در یوگا دارشانای پاتنجلی به خود متعالی نیز اشاره دارد(پوروشا)

ایشـوارا - پـرانیدانـا(Ishvara-pranidhana): تعلق به خداوند، تسلیم در برابر پروردگار، یکی از تمرین های پرهیز فردی(نیـامـا)در یوگای هشتگانه پاتنجلی، همچنین رجوع کنید به بهاکتی یوگا.


33:


J

JAGRAT: اولينبعد هوشياري - بيداري.



JAPA: تكرار مانترا.



JIVA: هايشانت فردي.



JIVATMA: روح فردي.



JIVAN MUKTA: زنده آزاد - كسي كه در زندگي فعلي خود به رهايي دست يافته باشد.



JNANA: دانش شهودي.



JNANENDRIYA: پنج اندام حسي كه شامل گوشها ، پوست ، چشمها ، زبان و بيني مي باشند.



جاینا(Jaina): گاه جاین نیز نامیده می شود: مربوط به جیناها (فاتحین)، هستادان رها شده از جاینیسم: عضوی از جاینیسم، سنتی روحانی که به وسیله واردامانا ماهاویرا پایه ریزی شد، وی معاصر بودا بود.



جاپا(Japa): زمزمه کردن، ذکرو تکرار مانترا

جیواتمان(Jiva-atman , Jivatman): خود شخصی، هشیاری فردی، متضاد خود غایی (پاراما-آتمان)

جیوان موکتا(Jivan-mukta): اون که در عین زندگی رها شده هست.

هستادی که درعین زندگی در غالب مادی خود به رهایی (موکشا) دست یافته هست.



جیوان موکتی( Jivan-Mukti): رهایی زنده، حالت رهایی حین زندگی مادی، رجوع شود به ویدها-موکتی

جنانا(Jnana): دانش، معرفت، بر حسب زمینه به دانش دنیوی و معرفت غیر مادی اطلاق می شود.

همچنین به پراجنا و آویدیا نیز رجوع کنید.



جنانا یوگا(Jnana-Yoga): یوگای معرفت، روشی برای رهایی بر پايه معرفت یا درک مستقیم خود متعالی (آتمان) با کاربرد مداوم بصیرت و افتراق واقعی از غیر واقعی و کناره گیری از اونچه که غیر واقعی (یا بی ارتباط با رهایی) محسوب می شود.


34:


k

kaivalya: رهايي - موكشا.



Kalpa: يك روز برهما.



Kama: شهوت - آرزو - نياز عاطفي.



Kanda: ريشه - منشاء تمام ناديها - مركز تخم مرغي شكل اعصاب كه درست زير ناف برنامه گرفته هست.



Kapha: بلغم - يكي از اخلاط سه گانه آيورودا.



Karanasharira: كالبد علي - پوشش بدون واسطه روح.



Karma: عمل - قانون عمل و عكس العمل كه آينده فرد را شكل مي دهد.



Karta: اجرا کننده عمل.



Karmaphala: نتيجه عمل.



Karma yoga: يوگاي عمل - انجام اعمال همراه با آگاهي - يوگاي مديتيشن متحرك.



Karmendria: پنج عضو فيزيكي عملكرد (پاها ، دستها ، اندامهاي صوتي ، مخرج و اندام تناسلي).



Kirtan: مطالعهنامهاي خداوند بصورت آواز.



Kosha: غلاف يا كالبد - كوشاها عبارتند از اونامايا كوشا (كالبد فيزيكي) - پرانامايا كوشا (كالبد پرانيك) - مانومايا كوشا (كالبد ذهني) - ايشانگياناماياكوشا (كالبد اشراقي) و اوناندامايا كوشا (كالبد سعادت).



Kriya yoga: نام برخي از تمرينات يوگا بخصوص هاتايوگا و كنداليني يوگا.



Kshetram: نقطه تماس چاكراها كه در جلايشان بدن برنامه گرفته اند.



Kumkum: گرد مقدس قرمزرنگي كه در آيينهاي نيايش تانترا از اون هستفاده مي شود.



Kundalini: انرژي حياتي كه در نزديكي انتهاي ستون فقرات برنامه گرفته هست - انرژي معنايشان - پتانسيل تكاملي.



Kundalini yoga: شاخه اي از يوگا كه به بيداري انرژي نهفته معنايشان شخص مي پردازد.



Kusha: گياه مقدسي كه در مراسم مختلف مورد هستفاده برنامه مي گيرد.


35:


l

laya: حل شدن - غرق شدن .



Laya yoga: يوگاي انحلال هوشيارانه فرديت.



Lingam: سمبل مشخصه لرد شيوا - بعد مذكر آفرينش - سمبل كالبد اختري.



Lobha: حرص - طمع.



Loka: هفت مرتبه هوشياري كه عبارتند از: بهو ، بهووار ، سوار ، ماها ، جانا ، تاپو ، ساتيا.





36:


m

mahabharata: بزرگترين منظومه حماسي هند باستان.



Maha mantra: مانتراي هاري راما ، هاري راما ، راما راما هاري هاري ، هاري كريشنا ، هاري كريشنا ، كريشنا كريشنا هاري هاري.



Mahapralaya: قيامت كبري - تخريب نهايي تمامي هستي در پايان سيكل كيهاني.



Mahat: ذهن برتر.



Mahavakya: شطحيات چهارگانه اوپانيشادي كه بيانگر حقايق متعالي ودانتايي يا وحدت بين روح فردي و روح كيهاني مي باشند.

ماهاواكياها عبارتند از: پرجنام برهم (هوشياري برهمن هست) ، اهم برهماسمي (من برهمن هستم) ، تت توم اسي (تو هماني) ، ايم آتما برهم (خايشانشتن برهمن هست).



Mala: رشته تسبيح شكل دانه ها كه در تمرينات مديتيشن از اون هستفاده مي شود.



Manas: ذهن.



Mandala: ناحيه - اشكال تانتريك مورد هستفاده براي مديتيشن.



Manipura chakra: مركز رواني پشت ناف كه با انرژي و نيرايشان حياتي در ارتباط هست - شهر جواهر.



Manomaya kosha: غلاف يا كالبد ذهني.



Mantra: صوت يا ارتعاشات انرژي كه ذهن را از محدوديتهايش آزاد مي كنند.



Mantra siddhi: تكامل در تمرين مانترا جاپا.



Maya: توهم - دانش جزئي - باور نادرست درباره هايشانت خايشانش.



Mitahara: تغذيه متعادل.



Moksha: آزادي - رهايي.



Mooladhara chakra: چاكراي ريشه واقع شده در ناحيه عجان.



Moha: شيفتگي يا وابستگي نابخردانه.



Mouna: سكوت.



Mudra: نگره رواني كه بوسيله حركات فيزيكي بيان مي شود - حركت يا وضعيتي كه بر جريان انرژي در بدن تاثير مي گذارد.



Mukti: رهايي - آزادي.



Murti: بت.



37:


n

nada: صوت دروني.



Nada yoga: يوگاي اصوات دروني.



Nadi: كانال يا جريان پرانيك.



Namasmarana: بياد داشتن نامهاي خداوند از طريق تكرار اونها.



Nidra: خواب.



Nishkama karma: انجام عمل بدون انتظار نتيجه.



Niyama: انضباط دروني - دومين پله آشتانگا يوگا كه شامل بخشهاي شاوچا ، سانتوشا ، تاپاس ، سوادهيايا و ايشوارا پرانيدهانا مي باشد.


38:

O

OM: پراناوا يا كلمه مقدس نشان دهنده برهمن.



OJAS: انرژي معنايشان - نيرايشان حياتي - نيرايشان معنايشان كه از طريق تجرد و تمرينات يوگا بوجود مي آيد - متعالي ترين شكل انرژي در بدن كه درون مايع جنسي نهفته مي باشد.



اوجاس(Ojas): انرژی حیاتـی، انرژی نهفته ای که از راه تمرین، به ویژه پرورش فضایل ربانی(براهمـاچـاریا) ایجاد می شود.



اوم(Om): مانترای اصلی مظهر حقیقت غایی که درابتدای بسیاری از اذکار مانتریک ذکر می شود.


39:


P

PANCHA KLESHA: بلاياي پنج گانه ناداني ، منيت ، ميل و كشش ، بيزاري و ترس از مرگ.



PANCHAKSHARA MANTRA: مانتراي ” اوم نمه شيواي“ .



PARAMAHAMSA: چهارمين مرتبه سانياسا.



PINGALA NADI: يكي از كانالهاي اصلي پرانا در بدن كه پراناشاكتي را انتقال مي دهد.



PITTA: صفرا - يكي از اخلاط سه گانه آيورودا.



POORAKA: دم.



PRAKRITI: ماده.



PRANA: انرژي حياتي كه تمامي ابعاد ماده را در برگرفته هست.



PRANAMAYA KOSHA: غلاف يا كالبد انرژي.



PRANA VIDYA: دانش كنترل پرانا.



PRANAVA: مانتراي اوم - ارتعاش صوتي اوليه .



PRANAYAMA: تنظيم و گسترش ظرفيت حياتي انرژي - چهارمين مرتبه آشتانگا يوگا.



PRASAD: غذايي كه در هنگام نيايش به خداوند تقديم شده و سپس توسط عابدين بعنوان تبرك خورده مي شود - تبرك.



PRATYAHARA: پس كشيدن ذهن از حواس.



PRITHVI TATTWA: عنصر خاك.



PUJA: پرستش - نيايش.



PURANA: افسانه هاي مقدس باستاني هنديان.



PURUSHA: هوشياري.



PURUSHARTHA: چهار چيزي كه شخص بايد به انجام برساند تا به هدف حيات شخصي دست پيدا كند كه عبارتند از: آرتها (ثروت) ، كاما (عشق) ، دهارما (وظيفه) ، موكشا (آزادي).



پاتنجلی(Patanjali): مولف یوگا سوترا که حدود سه قرن پیش از میلاد مسیح می زیسته هست.



پاراما آتمان(Parama-atman، paramatman): خود برتر، خود متعالی که بر خلاف خود شخصی(جیوا – آتمان)که به تعداد بیشمار به شکل موجودات زنده وجود دارد، یگانه هست.



پاراماهامسا(Parama-hamsa, paramahansa): قوی برتر، عنوانی افتخاری که به هستادان بزرگ، همچون راماکریشنا و یوگاناندا اطلاق می شود .



پراجنا(Prajna): درایت، متضاد جهالت روحی (آجنانا، آویدیا)، یکی از دوروش رهایی در یوگای بودیستی، روش دیگر، روش مهارتی (اوپایا) یا همان شفقت (کارونا) هست.



پراکریتی(Prakriti): طبیعت، که چند سطحی هست و برپايه یوگادارشانای پاتنجلی، شامل بعدی بی پایان (به نام پرادانا یا "بنیاد")، سطوح هستی نهان (موسوم به سوکشما پاروان)، وبخشی مادی یا زمخت (موسوم به ستولاپاروان) هست.

تمامی طبیعت، فاقد هشیاری (اسیت) فرض می شود و به همین دلیل در تقابل با خود عروج نماينده یا روح (پوروشا) در نظر گرفته می شود.



پراکریتی لایا(Prakriti-laya): هستغراق در طبیعت، حالتی برتر از وجود که به رهایی واقعی(کایوالیا) دسترسی نمی یابد، فردی که در این حالت برنامه دارد.



پرانا(Prana): حیات، نفس، زندگی به مفهوم عام، نیروی زندگی که جسم را حفظ می کند، تنفس به عنوان نمود خارجی نیروهای نهانی زندگی

پرانایاما(Pranayama): متشکل از پرانا به معنی تنفس یا حیات و آیاما به معنی توسعه، کنترل تنفس، چهارمین بخش (اونگا) از مراحل هشت گانه پاتنجلی، شامل دم (پوراکا)، حبس نفس ( کومباکا)، و بازدم (رساکا) آگاهانه.

در مراحل پیشرفته، حبس نفس خود به خود به مدت طولانی تری انجام می شود.



پراسادا(Prasada): بخشش، شفافیت، بخشش الهی، شفافیت ذهنی

پراتیاهارا(Pratyahara): بازپس گرفتن، بازداری حسی، پنجمین پایه (اونگا) از مسیرهای هشتگانه پاتنجلی

پوجا(Puja): عبادت، که در بسیاری از اشکال یوگا، به ویژه تانترا و بهاکتی یوگا یکی از جنبه های مهم به شمار می آید.



پوراکا(Puraka): پر کردن، یکی از جنبه های کنترل تنفس (پرانایاما)

پورانا(Purana): باستانی، نوعی دایره المعارف عامه که حاوی مطالبی در زمینه شجره نامه سلطنتی، کیهان شناسی، فلسفه و آداب مذهبی هست، هجده نمونه عمده و چندین نمونه کوچکتر از چنین دایره المعارف هایی در دسترس هست.



پوروشا(Purusha): مذکر، روح یا خود عروج نماينده (آتمان)، نقشی که به وفور در سامکیا و دارشانا یوگای پاتنجلی مورد اشاره برنامه گزفته هست.



پینگالا نادی(Pingala-nadi): مجرای سرخ فام، جریان پرانا یا قوس صعودی سمت راست مجرای مرکزی (سوشومنا-نادی) که با دستگاه عصبی سمپاتیک مرتبط هست و هنگامی که فعال شود از اثری انرژی زا بر ذهن برخوردار هست.

رجوع کنید به ایدا- نادی

Q ...



40:

R

RAGA: ميل و كشش.



RAJA YOGA: يكي از شاخه هاي يوگا كه در اون آگاهي و تواناييهاي رواني از طريق مديتيشن بيدار مي شوند.



RAMAYANA: كهن ترين منظومه حماسي هند.



RISHI: بيننده - كسي كه بر رايشان خايشانشتن تعمق و مديتيشن مي كند.



ROOPA: شكل - تصايشانر - ظاهر.



RUDRAKSHA: چشم لرد شيوا - نوعي ميوه كه توسط برخي فرق مذهبي (شيوايي) بعنوان دانه تسبيح مورد هستفاده برنامه گرفته يا دور گردن ، دستها يا بازوها آايشانخته مي شود.



رادا(Radha): همسر کریشنا (انسان خداگونه)، نامی برای مادر الهی راجا یوگا(Raja-Yoga): یوگای سلطنتی، شکل قرون وسطایی یوگا دارشانای هشتگانه پاتنجلی که بنام یوگای کلاسیک نیز شناخته می شود.

راما(Rama): یکی از تجسم های ویشنو پیش از کریشنا، قهرمان اصلی رامایانا

رامایانا(Ramayana): زندگی راما، یکی از دو حماسه بزرگ ملی که داستان زندگی راما را بیان می کند.

رجوع شود به مهابهاراتا رساکا،

رچاکا(Recaka): بیرون دادن، بازدم، یکی از جنبه های کنترل تنفس (پرانایاما)

ریگ ودا(Rig-Veda): رجوع کنید به ودا ریشی( Rishi): غیبگو، پیغمبر، دسته ای از حکمای ودایی، عنوانی افتخاری برای هستادان خاص و بزرگ مانند رامانای حکیم درجنوب هند که به نام ماهاریشی (مشتق از ماها به معنی بزرگ و ریشی) معروف هست.

رجوع کنید به مونی

41:


S

SADHAKA: پرتوجايشان معنايشان.



SADHANA: تمرين معنايشان.



SADHU: سانياس - مرد درستكار.



SADGURU: گورايشان راستين.



SAHASRARA: جايگاه شيوا يا فراهوشياري - لوتوس هزار گلبرگ - بالاترين چاكرا كه بصورت مرز بين عوالم رباني و معنايشان مجسم مي گردد و در بالاي سر واقع شده هست.



SAMADHI: اوج مراقبه - وضعيت اتحاد بين سوژه مراقبه و هوشياري كيهاني - هشتمين مرتبه آشتانگا يوگا.



SAMANA: يكي از پنج پرانا كه بين ناف و ديافراگم واقع شده هست.



SAMASKARA: خاطرات موجود در ناخودآگاه - نقوشي كه با شخصيت فعلي ما همگون نيستند.



SAMYAMA: كنترل هماهنگ - اوج پراتياهارا ، دهارانا و دهيانا.



SANDHYA: آيين نيايشي كه در هنگام طلوع ، ظهر و عصر انجام مي گيرد.



SANKALPA: عهد - فكر - آرزو - تصور.



SANNYASA: ترك قيد و بندهاي اجتماعي - آخرين مرحله زندگي يك هندو يا مرتبه مراقبه معنايشان.



SANTOSHA: قناعت.



SATCHITANANDA: سه صفت مقدس حقيقت ، هوشياري و فيض.



SATSANG: گرفتن راهنمايي ، توضيح و دستورات معنايشان از گورو.



SATYA: راستي - حقيقت.



SHABDA: صوت - كلمه.



SHAKTI: نيرو - انرژي - جنبه مونث آفرينش - نيرايشاني كه از درون اون تمامي عالم محسوسات متجلي مي گردد.



SHASTRA: كتب مقدس.



SHATKARMA: شش تكنيك پاكسازي هاتا يوگا كه عبارتند از نتي (پاكسازي بيني) ، دهاوتي (پاكسازي دستگاه گوارش) ، ناولي (ماساژ شكم) ، باستي (پاكسازي روده بزرگ) ، كاپال بهاتي (پاكسازي و حيات بخشي ناحيه جلايشان مغز) ، تراتاكا (خيره كردن چشمها بدون پلك زدن).



SHAUCHA: پاكسازي بدن.



SHISHYA: مريد - پرتوجايشان معنايشان.



SHIVA: هوشياري خالص - يكي از خدايان هندوها - نابودكننده هستي.



SHIVA LINGAM: سنگ بيضي شكلي كه سمبل شيوا ، هوشياري يا كالبد اختري مي باشد.



SHOONYA - SHOONYATA: نيستي - خلاء.



SHUDDHI: پاكسازي كردن.



SIDDHA: موجود كامل - يوگي كامل.



SIDDHI: تواناييهاي خارق العاده و ماوراء طبيعي.



SOMA: آمريت - گياهي كه بوسيله ريشيهاي باستان براي بيداري معنايشان و فناناپذيري مورد هستفاده برنامه مي گرفت.



STHULA SHARIRA: كالبد فيزيكي.



SUMERU: آخوندك تسبيح.



SUSHUMNA NADI: نادي مركزي ستون فقرات كه كنداليني يا نيرايشان معنايشان را از مولادهارا به ساهاسرارا هدايت مي كند.



SUSHUPTI: سومين بعد هوشياري - وضعيت رايشانا.



SUTRA: رشته افكاري كه متون معنايشان باستاني را تشريح مي كند.



SWADHISTHANA CHAKRA: دومين چاكرا كه با شبكه ساكرال در ارتباط مي باشد.



SWADHYAYA: مطالعه.



SWAMI: در لغت به معني كسي كه بر رايشان ذهن خايشانش تسلط دارد - پرتوجايشان سانياسي كه توسط گورو به آيين سانياسا مشرف شده باشد.



SWAPNA: دومين بعد هوشياري - وضعيت رايشانا.



SWARA YOGA: دانش سيكلهاي تنفسي.



سمادهی(Samadhi): حالتی از خلسه و اتحاد که در اون مراقبه نماينده با موضوع مراقبه یکی می شود، هشتمین و نهایی ترین پایه(اونگا) از یوگای هشت گانه پاتنجلی، چندین نوع سمادهی وجود دارد که چشمگیرترین تمایز بین خلسه سام پراجناتا (آگاه) و آسام پراجناتا (فراآگاه) وجود دارد، شرایط کارمایی جای گرفته در عمق تفکر فرد، تنها در خلسه فراآگاه حل می شوند.

ورای این دو نوع خلسه، روشن بینی برنامه دارد که گاهی ساهاجنا-سمادهی یا خلسه طبیعی یا خودبخود نیز نامیده می شود که در این حالت، فراآگاهی فرد در خلال بیداری، رویا و خواب، بطور کامل تداوم دارد.



سماتوا، سماتا(Samatva , Samata): تراز بودن، هموار بودن، حالت ذهنی هماهنگی، تعادل

سامکیا(Samkhya): عدد، یکی از سنن اصلی هندوییسم، که با دسته بندی اصول (تاتوا) هستی وتشخیص درست اونها برای افتراق روح (پوروشا) از جنبه های گوناگون طبیعت (پراکریتی) سرو کار دارد؛ این سیستم نافذ و تثبیت شده، از رسوم دوران سامکیا-یوگای باستان (پیش از بودیسم) نشات گرفت و به نام سامکیا-کاریکای ایشوارا کریشنا (350 پیش از میلاد مسیح) شناخته می شد.



سامنیاسا(Samnyasa): رها کردن، قطع تعلقات که چهارمین و آخرین مرحله زندگی هست.

(رجوع کنید به آشراما) این حالت از دو مرحله تشکیل می شود.

مرحله اول شامل قطع تعلق درونی به موجودات فانی و مرحله دوم قطع تعلق بیرونی به اونها هست.

رجوع کنید به وایراگا

سامنیاسین(Samnyasin): کسی که رها کرده هست، زاهد

سامپاجناتا سمادهی(Sampajnata-Samadhi): رجوع کنید به سمادهی

سامسارا(Samsara): محل تلاقی دو رود، کنایه ازجهان فانی و متغیر، متضاد حقیقت غایی (برهمن یا نیروانا)

سادهانا(Sadhana): به انجام رساندن، انضباطی روحی که به سیدهی(کمال، فضیلت) منجر می شود.

این اصطلاح به ویژه در تانترا به کار می رود.



ساهاجا(Sahaja): با هم متولد شدن، همزادی، اصطلاحی از قرون وسطی که بر پايه اون عالم ماده و عالم غیر مادی از یکدیگر جدا نیستند بلکه یا بطور هموقت وجود دارند و یا جهان مادی توهم یا بازتابی از جهان غیرمادی هست که غالبا به شکل خودبخود یا خود انگیز ایجاد می شود، حالت ساهاجا در واقع شرایط طبیعی، یا به عبارتی واقع بینی و روشن بینی، هست.



اسپاندا(Spanda): ارتعاش، یکی از مفاهیم کلیدی شایویسم کشمیر که بر پايه اون جوهرحقیقت غایی پویا هست، به عبارت دیگر این حقیقت بطور ذاتی بیشتر بجای ثبات(که در ودانتای ادوایتا تصور می شود) به خلاقیت روی دارد

42:


T

TANMATRA: ماهيت ، كيفيت يا جوهره پنج عنصر اتر ، آتش ، هوا ، آب و خاك.



TANTRA: دانش باستاني و جهاني كه هدف اصلي اون فرازش طبيعت انساني از مرتبه تكامل فعلي و تجربه مراتب متعالي دانش ، تجربه و آگاهي مي باشد.



TAPAS: رياضت - گرما - فرايند سوزاندن پليديها.



TEJAS: درخشندگي - شعله يا نور طلايي - بيننده اي كه ناظر بر مرتبه سواپنا مي باشد.



TIRTHA: آبهاي مقدس - مكان مقدسي كه معمولا داراي جايي براي غسل و شستشو مي باشد.



TULSI: يكي از گياهان مقدس هندي كه توسط پيروان لرد ايشانشنو مورد هستفاده برنامه مي گيرد.



TURIYA: چهارمين بعد هوشياري - فراهوشياري - آگاهي هموقت از هر سه بعد هوشياري.



TYAGA: انقطاع تدريجي ذهن از عالم مادي.



تانترا(Tantra): نساجی، یکی از مشاغل سانسکریت شامل آموزش های تانتریک.

سنت تانتریسم که بر جنبه شاکتی زندگی روحانی تمرکز دارد و در اوایل دوران پس از میلاد مسیح ایجاد شد و حدود هزار سال پس از میلاد به شکل کلاسیک خود درآمد.

تانتریسم از جناح راست (داکشینا) یا محافظه کار و جناح چپ (واما) یا شاخه غیر قراردادی یا خلاف عرف تشکیل می شود که جناح اخیر در کنار سایر عوامل، از آداب و تشریفات جنسی نیز بهره می گیرد.



تاپاس(Tapas): برافروختگی، گرما، سختی و ریاضت که یکی از اجزای تمامی رویکردهای یوگا برای معراج نفس هست.



تاتوا(Tattva): وجود یا واقعیت، بخشی ویژه از هستی مانند آهامکارا، بودّی، ماناس، حقیقت غایی (همچنین رجوع شود به آتمان، برهمن)

توریا(Turia): چهارم، کاتورتا نیز نامیده می شود، واقعیت معراج نماينده که از سه مرحله قراردادی هشیاری یعنی بیداری، خواب، و رویا فراتر می رود.



43:


U

UDANA: يكي از پنج پرانا كه در ناحيه بالاي حلق فعاليت مي كند.



UPANISHAD: متون ودانتايي كه شامل تجارب و تعليمات قديسين درباره حقيقت متعالي مي باشد.



UPA PRANA: پنج پراناي فرعي كه مسئول عملكردهاي عطسه كردن ، خميازه كشيدن ، خاريدن ، آروغ زدن و پلك زدن مي باشند.



URDHWARETA: يوگيي كه انرژي جنسي خود را تبديل به انرژي معنايشان نموده هست.



اوپانیشاد(Upanishad): نزدیک نشستن، یکی از کتب مقدس که بخش نهایی ادبیات آشکار شده هندوییسم(به عبارتی نقش ودانتا در آموزش اینگونه اعمال مقدس) را نمایش می دهد، مقایسه شود با آرانیاکا، برهمنا، ودا.



اوپایا(Upaya): روشها، در یوگای بودیستی به معنی تمرین مهربانی(کارونا)، مقایسه شود با پراجنا

44:


v

vairagya: عدم وابستگي.



Vajra: رعد و برق - الماس .



Vajra nadi: نادي كه اجاس درون اون جريان پيدا مي كند.



Varna ashram: قانون كاست (نظام طبقاتي) هندوها.



Vasana: آرزوهايي كه نيرايشان محركه پشت پرده تمامي افكار و اعمال زندگي مي باشند.



Vata: باد - يكي از اخلاط سه گانه آيورودا.



Vayu tattwa: عنصر هوا.



Veda: كهن ترين متون مقدس آرياييها كه بيش از پنج هزار سال پيش به رشته تحرير درآمده اند.



Vichara: تعمق.



Vidya: دانش.



Vigyanamaya kosha: غلاف يا كالبد ذهن متعالي.



Vijnana: تواناييهاي شهودي ذهن - درك متعالي.



Vikalpa: باور بي پايه - خيال - تصور .



Vishuddhi chakra: مركز رواني واقع در ناحيه گلو - مركز پاكسازي.



Viveka: درك يا دانش راستين.



Vritti: حركت دايره وار هوشياري.



Vyana: يكي از پنج پرانا كه در تمامي بدن پراكنده هست.




W ...

X ...

45:


y

yajna:
قرباني كردن.



yama: كنترل خايشانشتن - اولين پله آشتانگايوگا كه شامل آهيمسا ، ساتيا ، آستيا ، آپاريگراها و براهماچاريا مي باشد.



yantra: شكل صوري مانترا كه براي تمركز و مراقبه مورد هستفاده برنامه مي گيرد.



yoga: اتحاد - روشها و تمريناتي كه هوشياري فردي انسان را با هوشياري كيهاني متحد مي سازد.



yoga nidra: تكنيك خواب سايكيك يوگايي كه باعث ايجاد آرامش عميق مي شود.



yoga sutra: متن باستاني كه توسط پاتانجالي درباره يوگا نوشته شده هست.



yogadanda: عصاي چوبي به طول تقريبا 2 فوت با انتهاي u شكل كه براي تنظيم تنفس مورد هستفاده برنامه مي گيرد.



yogi: كسي كه يوگا تمرين مي كند.



yogini: يوگي مونث.



yoni: منبع - زاهدان.



yuga: يكي از تقسيمات وقت - يوگاهاي چهارگانه عبارتند از: كريتا ، تريتا ، دواپارا و كالي.


پایان....


66 out of 100 based on 41 user ratings 116 reviews