ضمیر نا خودآگاه و تاثیر عجیب اون بر زندگی


ضمیر نا خودآگاه و تاثیر عجیب اون بر زندگی



ضمیر نا خودآگاه و تاثیر عجیب اون بر زندگی
سلام به همه
اینبار میخواهیم در مورد ضمایر انسان بحثو تبادل نظر داشته باشیم.ضمیر خود آگاه و ناخود اگاه
من خودم در این زمینه اطلاعات کافی دارم و لی دوست دارم دوستان بیان و در این مورد تبادل نظر کنند و نظرشون رو بگن
که آیا روی ضمیر ناخود آگاهشون کار کردن یا نه؟
تا حالا نتیجه ای گرفتن؟
چطور برای ضمیر ناخودآگاه برنامه ریزی داشته باشیم
لطفا کپی پست نباشه
نظرتون رو بگید
از یک جمله تا یک صفحه
همشون مهمه
مرسی



شیطان پرستی به سبک آمریکایی

1:

قدرت ضمیر ناخودآگاه خود را درک کنید؛ اگر واقعاً قصد دارید که در زندگی خود به موفقیت و کامیابی دست پیدا کنید، باید بدانید که ذهن ناخودآگاه‌تان به چه صورت کار می‌کند و از خود واکنش نشان می‌دهد.


چرا بیگ بنگ دومرتبه طرح میشود؟
باید به این امر اعتقاد داشته باشید که هیچ گاه برای دست یابی به رویاها و آرزوها دیر نیست.


آیا هزار و چهارصد سال پیش همه چیز را در مورد کمال انسان گفتند؟؟؟
«هیچ گاه برای تبدیل شدن به اون فردی که می‌خواهید، دیر نیست.

مغز انسان به دو قسمت تقسیم می‌گردد: خودآگاه و ناخودآگاه.

ضمیر ناخودآگاه در محل هستبرنامه خود از ما محافظت کرده و ما را زنده نگه می‌دارد.


ورنیک نیامد این صور عیب کراست؟!
هر چیزی را که در زندگی خود با حواس پنجگانه‌مان احساس می‌کنیم، تمام چیزهایی را که می‌بینیم، می‌شنویم، حس می‌کنیم، می‌چشیم و بو می‌کنیم برای تحلیل و بررسی‌های آتی به ذهن فرستاده می‌شوند و در قسمت ضمیر ناخودآگاه ما ذخیره خواهند شد.


آیا با پیشرفت علم جایی برای اعتقاد به خدا باقی می ماند؟
در این قسمت از ذهن، نوعی مرجع کامل پیرامون کلیه وقایع زندگی ما درست می‌شود.


دیالکتیک

فرض کنید شما یک تجربه منفی را در زندگی خود بدست آورده باشید، در این شرایط خاطره اون واقعه ناگوار در ذهن شما ثبت و ضبط خواهد شد.


نامداران اندیشه
اگر در هر وقت دیگری با یک چنین رویدادی به طور مجدد در زندگی خود مواجه شوید، ضمیر ناخودآگاه به طور اتوماتیک اون خاطره منفی را به یاد می‌آورد و فوراً احساسات، تصاویر و خاطرات مشابه را به ذهن می‌فرستد.
همه خاطرات گذشته را به یاد شما می‌آورد و به شما آموزش می‌دهد که چگونه می‌توانید با در نظر گرفتن همه احساسات و افکارتان به اون جواب دهید


زمان - حرکت

2:

ضمیر ناخودآگاه این قابلیت را دارد که در اون واحد کارهای متفاوت را انجام داده و واکنش‌های بیشماری را بررسی کند.

در عین حال شما می‌توانید راه بروید، تنفس کنید، قلب‌تان ضربان خود را داشته باشد و ...

همه این وقایع در ذهن فرد ثبت می‌شود.

لازم به ذکر هست که ذهن انسان به صورت ۲۴ساعته در حال فعالیت هست، یکسره و بدون توقف و هستراحت.

یکی دیگر از نمونه‌های بارز ضمیر ناخودآگاه، رانندگی هست.



وقتی که شما در حال رانندگی هستید، اصلاً به نحوه عملکرد خود فکر نمی‌کنید و تمام اعمال خود را با فکر انجام نمی‌دهید، بلکه همه کارها به صورت اتوماتیک انجام می شوند، شما فقط رانندگی می‌کنید.


3:

یکی از بهترین تکنیک‌هایی که از طریق اون مــی‌توانید ضمــیر ناخـــودآگاه خود را برنامه ریزی کنید، این هست که موفقیت را در ذهن خود به تصویر بکشید.



این کار به شما کمک می‌کند تا بتوانید به صورت خودآگاه جذب چیزهایی بشوید که اونها را می‌خواهید.

به این منظور می‌باید تصاویری را که برایتان خوشایند هستند در ذهن خود مجسم کنید.



این تجسم، هم شامل احساسات شما می‌شوند و هم افکارتان.

فکر کردن به چیزهای خوب و مثبت، همچنین می‌تواند ضمیر ناخودآگاه رادر رسیدن به موفقیت ترغیب کند.

شما این قدرت را دارید که افکار خودتان را انتخاب کنید.

باید نسبت به چیزهایی که فکر می‌کنید، آگاه بوده و اونها را به طور کامل تحت کنترل خود در آورید.

به هر چیزی که فکر می‌کنید، از قسمت خودآگاه مغز به قسمت ناخودآگاه فرستاده می‌شود و ضمیر ناخودآگاه نیز اون را به عنوان یک حقیقت می‌پذیرد.


هیچ گاه به خودتان نگویید که: «من شکست می‌خورم»، «توانایی انجام این کار را ندارم»، و یا «قابلیت انجام چنین کاری را ندارم»؛ چراکه ضمیر ناخودآگاه به سرعت اون را باور کرده و به عنوان یک حقیقت اون را می‌پذیرد.



باید به ضمیر ناخودآگاه خود آموزش دهید که فقط به موفقیت، شادی، کامیابی، سلامت و عشق فکر کند.

با هستفاده از ضمیر ناخودآگاه خود می توانید موفقیت، ثروت، شغل مناسب، خانه زیبا، ماشین دلخواه و هر چیز دیگری که فکرش را بکنید، به زندگی خود وارد کنید.

می‌توانید جملات مثبت خود را به طور روزانه تکرار کنید.

وقتی هم که اونها را تکرار می کنید، در ذهن خود به تصویر بکشید و اونها را حس کرده و لذت ببرید.

ما با قدرت و نیروی خاصی که در ضمیر ناخودآگاه‌مان وجود دارد، پا به دنیا می‌گذاریم.

فقط باید یاد بگیریم که چگونه می‌توانیم بیشترین حد از اون هستفاده کنیم.

اگر تمایل شدیدی به موفقیت داشته باشید، می‌توانید قدرت، نیرو و توان ضمیر ناخودآگاه خود را به منصه ظهور برسانید.


4:

شما باید با به دست آوردن اطلاعات بیشتر در مورد مشکل، سوال یا موضوع پیش آمده به ضمیر خود کمک کنید تا بهترین جواب را بیابد.

سعی کنید تا حد امکان بیشترین اطلاعات را در مورد موضوع موردنظر پیدا کنید و نگران یافتن راهکار یا جواب هم نباشید.

کاری که در این مرحله انجام می دهید، جذب اطلاعات ذهنی بیشتر هست که جنبه های مختلف اون موضوع به طور جالبی شروع به بازی در مقابل یکدیگر می نمايند.

در حالت آگاهی ممکن هست به احساسات پیچیده خاتمه بدهید اما ضمیر ناخودآگاه شروع به یافتن جواب ها و راهکارها می کند و خیلی زود اون را به ذهن شما می فرستد.



پس از صرف وقت برای این کارها، اجازه دهید تا اطلاعات به دست آمده در ذهن شما بنشینند.

به هیچ عنوان، برای یافتن جواب های فوری عجله یا هیجان نداشته باشید.

فقط خاطرجمع باشید ضمیر ناخودآگاه شما در وقت مشخص خود جواب و راهکار درست را به شما ارائه خواهد داد.

این حالت وقتی به دست می آید که شما کاملا آرام هستید و به مشکل یا سوال خود فکر نمی کنید.

در این حالت به طور ناگهانی فکری به ذهنتان خطور می کند و جواب سوال های خود را می یابید.

منطق و قدرت درونیتان به شما کمک می کند تا راهکارهای مناسب که دنبال اونها بودید را پیدا کنید

5:

اين ضمير همه نوع اطلاعات و پيشنهادات را به منزله واقعيت مي پذيرد و قبول مي‌كند چه مثبت چه منفي، هر كس مي‌تواند اين ضمير را تحت كنترل خود در آورد، اصولا اين ضمير تحت كنترل ما هست و ما مي‌توانيم از اين ضمير براي رسيدن به خواسته‌هايمان كمك بگيريم.

حسني كه اين ضمير دارد اين هست كه نمي‌تواند بين تخيلات و واقعيات فرق بگذارد.

مثلا ممكن هست ما در واقعيت يك آدم ترسو، بزدل، تنبل و يا كم‌كار باشيم ولي در خيال خودمان دوست داريم كه انسان موفق وشجاع وخوبي باشيم در اينجا مي شود ازاين ضمير هستفاده كرد بهتر هست ما اين ضمير را از افكار مثبت به جاي افكار منفي پر كنيم.

مثلا خود را در موقعيتي تصور كنيد كه به اونچه دوست داريد رسيده‌ايد چشمانتان راببنديد و براي چند لحظه مكث كنيد؛ در اينجا هدف خيلي مهم هست شما به هدف فكر كنيد لازم نيست نگران باشيد كه چگونه به اين هدف برسيم، خود بخود لوازم لازم براي رسيدن به هدف فراهم مي‌شود، همين كه شما هدفتان را انتخاب كنيد ضمير نيمه هوشيار شما احساس نياز مي‌كند و راه حل ارائه مي دهد.
از دو راه مي‌شود ضمير نيمه هوشيار را با افكار سازنده تغذيه كرد:

1- دقيقا خود را همان طور كه مي‌خواهيد باشيد تصوركنيد و ببينيد.(مثلا يك دانش آموز زرنگ و درسخوان و موفق يا يك سخنران قايشان در جمع)

2- اين افكار سازنده بايد هر روز تكرار شود يعني مرتب بايد اين مساله را به ضمير نيمه هوشيار بسپاريد.

چگونه وچه وقتي بايد ازاين ضمير هستفاده كرد؟
بهترين وقت براي هستفاده از ضمير نيمه هوشيار ، در وقت هستراحت كامل هست كه به فكر فرو برايشاند.

تلقين افكار مثبت و سازنده به ضمير نيمه هوشيار بايد هم فكري باشد هم تجسمي‌، يعني هم فكر كنيد هم تجسم كنيد.

اين كار را در دو نوبت 10دقيقه اي اجرا کنيد:

1-شب هنگام وقت تاريكي كه آماده خواب هستيد .
2-صبح وقتی از بستر بلند میشوید و یا در طول روز ،دريك اطاق خلوت، دراز بكشيد و براي 5 دقيقه هستراحت كنيد؛ در اين حالت فكرتان هم مثل جسم تان نياز به سكون و هستراحت پيدا مي‌كند دراين حالت شروع به تلقين ذهنی مثبت كنيد از كلمه من هستفاده كنيد مثلا يك ورزشكاري كه دچار اضطراب مي شود واحساس ضعف مي‌كند مي‌تواند با هستفاده از روش تجسم ذهنی موفقيت خود را در برابر تمامي حريفان به ذهن نيمه هوشيار خود تلقين ذهنی مثبت كند وجملات زير را بگايشاند، من تمام حريفان خود را شكست خواهم داد، من به حریف غلبه میکنم و يا هيچ كس نمي‌تواند در برابر من مقاومت كند، من از همه قايشانترم، و صحنه‌هاي پيروزي را هم براي خود تجسم كند.طوریکه در صحنه اول موفقیت خود در مقابل مقاومت حریف ببیند و انرا حس کند که این صحنه را بنام تصویر سازی ذهنی مرتبط یاد مینمايند، و در صحنه دوم از دور خود را ببیند که ریفری اورا برنده اعلان میکند، دستش را بلند میکند و همه تماشاچیان برایش کف میزنند، این صحنه را بنام تصویر سازی غیر مرتبط یاد مینمايند.



اين روش كاربرد زيادي را در درمان احساس حقارت، ترس، اضطراب مانند اضطراب امتحاني و مشكلات روحي و رفتاري دارد ومي توان براي رسيدن به هرهدفي از اون هستفاده كرد بسياري از شما مي‌توانيد بدون زنگ ساعت از خواب بيدار شايشاند فكر بيدار شدن از خواب در ساعت معين به ضمير نيمه هوشيار مي‌رود و چون ضمير نيمه هوشيار هيچ‌گاه به خواب نمي‌رود شما را در وقت خاص بيدار مي كند، ما لبه تخت مي غلتيم اما هيچگاه نمي‌افتيم چون ازطريق فكر نيمه آگاه هميشه مواظب خود هستيم، شب هنگامي كه درخواب هستيم پوشش ما كنار مي‌رود اما بدون بيدار شدن رايشان خود را مي‌پوشانيم چون ضمير نيمه آگاه واقعيت را ثبت مي كند.


6:

«شما مي توانيد با هستفاده از روش تجسم ذهنی یا تصویرسازی ذهنی خودرادرهر موقعيت موفق تصور كنيد»

مثلا شما تصور كنيد مجبور هستيد در مقابل جمع يا در كلاس سخنراني كنيد اما در گذشته هميشه مضطرب بوده‌ايد چه قبل از سخنراني چه درطي سخنراني، مي‌توانيد هر روز طي دو جلسه (روز _شب) تمرين ،خودتان رادر مقابل تماشاچيان آسوده احساس كنيد اگر ديديد وقتي مي‌خواهيد اين تلقين ها را به خود بدهيد به خواب مي‌رايشاند سعي نكنيد كه بيشتر بيدار باشيد، تلقينها تا لحظه اي كه به خواب مي‌رايشاند به ضمير نيمه آگاه شما راه مي يابد .

«اجازه ندهيد سادگي اين روش باعث شك شما دركارايي اون بشود»

موفقيت اين شيوه در موارد زيادي به اثبات رسيده و از اتهام غير عملي بودن وعدم كارايي مبرا شده هست .

تا چه وقت اين كار را اجرا کنيم ؟ پاسخ: نسبت به افراد و مشكلات شان، وقت فرق مي كند بيشتر اشخاصي كه روش تجسم عيني را به كار مي‌گيرند، طي دو تا چهار هفته به نتايج محسوس دست مي‌يابند .
هر چه دلتان مي خواهد در ضمير وفكر خود مجسم كنيد.

باور داشته باش که لیاقت بهترین ها را داری، انسانها همان گونه که باور داشته باشند می‌توانند بیندیشند .باورهای آدمی هست که در هر لحظه به او القا میکند که چگونه بیندیشد ......
دانشمندان برای بررسی تعیین میزان قدرت باورها بر کیفیت زندگی انسانها آزمایشی را در «‌هاروارد یونیورسیتی » انجام دادند.نتیجه این تحقیقات بسیار جالب هست: 80پیرمرد و 80 پیرزن را براى این پروژه انتخاب کردند .یک شهرک را به دور از هیاهو برابر با 40سال پیش ساختند .غذاهای 40سال پیش در این شهرک پخته میشد .خط روی شیشه‌های مغازه‌ها ، فرم مبلمان ، آهنگها ، فیلم‌های قدیمی ، اخباری که از رادیو و تلویزیون پخش میشد ، را مطابق با 40 سال قبل ساختند .

بعد این 160 نفر را از هر نظر آزمایش کردند .



تعداد موی سر ، رنگ موی سر ، نوع هستخوان ، خمیدگی بدن ، لرزش دستها ، لرزش صدا ، میزان فشار خون ...

بعد این 160 نفر را به داخل این شهرک بردند ، سپس گذشت 5الی 6ماه کم کم پشتشان صاف شد ، راست می‌ایستادند ، لرزش دستها بطور ناخودآگاه از بین رفت ، لرزش صدا خوب شد ، ضربان قلب مثل افراد جوان ، رنگ موهای سر شروع به مشکی شدن کرد ، چین و چروکهای دست و صورت از بین رفت ..
.علت چه بود؟
خیلی ساده هست .اونها چون مطابق با 40سال پیش زندگی کردند ، باور کرده بودند 40سال جوانتر شده اند .
انسانها همان گونه که باور داشته باشند می‌توانند بیندیشند .باورهای آدمی هست که در هر لحظه به او القا میکند که چگونه بیندیشد .


7:

ذهن هوشیار«خود آگاه» : اعمال و شعور خود آگاه ما از مغز سرچشمه می گیرند.

اندیشه شما توسط مغز یعنی همان عضوی که خود آگاهی از اونجا متجلی می شود ،آشکار می گردد.

وقتی ذهن خود آگاه شما اندیشه ای را می پذیرد اون اندیشه به شبکه خورشیدی که مغز شما خوانده می شود ، منتقل می گردد و در اون تجلی می یابد.

شما با مغز خود آگاه خود فکر می کنید و اون را در درون خود به ضمیر باطن می سپارید.



در برخی کتاب ها از خود آگاهی عینی یاد شده هست ، ضمیر خود آگاه با شناسایی جهان پیرامون سر وکار دارد که به کمک حواس پنج گانه صورت می گیرد .

این ذهن هر چیزی را به همان گونه که واقعاً دیده می شود می بیند .

مرگ ، بیماری ، فقر و تنگنا را مشاهده می کند و بر ضمیر نا خود آگاه اثر مستقیم دارد .

وقتی ذهن خودآگاه مملو از ترس ، نگرانی و ...

باشد ، این حالت در ضمیر نا خودآگاه نیز نفوذ می کند و انسان را به سمت ترس و نگرانی می برد.اما اگر ضمیر خودآگاه دارای افکار مثبت باشد بر ضمیر ناخود آگاه اثر کرده و انسان را به سوی موفقیت سوق می دهد.



ضمیر نا خود آگاه «نیمه هوشیار» : این ضمیر مانند بخار یا برق ، قدرت مطلق هست و بدون مسیر و جهت ، هر فرمانی را که به اون بدهند ، انجام می دهد و توان فهم و هستنباط ندارد .

ضمیر نیمه هوشیار ما تفاوتی میان اندیشه های مخرب و سازنده قائل نیست ، هر چه به او بدهیم با اون تغذیه می شود و همه چیز بسته به اندیشه‌هایی دارد که در خود آگاه ما موجود هست .



هر کلمه و اندیشه ای بر ان اثر می گذارد و با دقتی حیرت آور اون را به عینیت در می آورد.

ضمیر ناخودآگاه، ضربان قلب ، گردش خون و ...

را تحت کنترل دارد و تمام وظایف شما را کنترل کرده ، هرگز نمی‌خوابد و هستراحت نمی کند .



حالا فرض کتید اگر انسانی در عمق تفکر ناخود آگاه خود برنامه «من شکست می خورم» را ایجاد کند در هر معامله ای که شرکت کند ، به جای پیروزی در انتظار شکست می‌نشیند.

پس هر چیزی که به روی ضمیر نیمه‌هوشیار نقش می بندد ، به شکل تجارب و حوادث و به صورت عینی منعکس می شود .



این هست که شما باید دقیقاً مراقب ایده ها و افکار خود باشید ، زیرا جواب اتوماتیک ضمیر باطن شما بر پایه اندیشه هایتان می‌باشد.

ضمیر باطن شما یک دستگاه ضبط صوت هست که افکارتان را همان طور که در ضمیر خود آگاه ضبط کرده اید ، به شما تحویل می دهد.



باید توجه داشته باشید چون کارکرد ضمیر ناخودآگاه بسیار شفرمود انگیز هست، در بسیاری از موارد توجه بیش از اندازه به افکار -مثبت یا منفی- ذهن شما را به شدت درگیر می سازد .

راه حل این هست که اونها را رها کنید و هر گاه با ابهامی رو برو شدید ، رهایی را به ذهن خود هدیه دهید.


8:

هفت راه كاشتن بذرآرامش و سعادت درذهن

قانون 1:بيائيد ذهنمان را سرشار از فكر آرامش، شجاعت، سلامتي و اميد كنيم زيرا زندگي ما همان چيزي هست كه ذهنمان مي سازد.

قانون 2:
بيائيد حتي با دشمنان حتيٌ الامكان درگير نشايشانم ، زيرا اين كار بيشتر از اون كه اونها را آزرده خاطر كند، از ما نيرو مي گيرد.بيائيد حتي يك دقيقه را هم صرف فكر درباره كساني كه دوست نداريم نكنيم.

قانون 3: الف- به جاي نگراني درباره ناسپاسي، انتظار ناسپاسي داشته باشيم.

يادمان باشد كه حضرت مسيح فقط در يك روز ده آدم جذامي را شفا داد وفقط يك نفر از او تشكر كرد.

ب- يادمان باشد كه تنها راه دست يافتن به خوشحالي وسعادت، انتظار تشكر از ديگران نيست، بلكه بخشش را بايد به خاطر شادي بخشش دوست داشت.

د- يادمان باشد كه سپاسگزاري را بايد همچون بذري كاشت بنابراين اگردوست داريم، فرزندانمان آدمهاي شكرگزاري بار بيايند، بايد اين صفت را به اونها بياموزيم.

قانون4: هميشه چيزهايي را كه بايد شكرشان را به جا بياوريد بشماريد، نه مشكلاتتان را.

قانون 5: از ديگران تقليد كوركورانه نكنيم.

خودمان را بشناسيم وخودمان باشيم زيرا حسادت يعني جهل و تقليد يعني خودكشي.

قانون 6: وقتي تقدير به دستمان يك ليمو ترش ميدهد، از اون شربت درست كنيم.

قانون 7: با اندكي شاد كردن ديگران، اندوه خود را از ياد ببريم.

وقتی نیکی میکنید پاداش ان به شما از یک طریق نه از یک طریق برمیگردد، میگویند : تو نیکی کن و در دجله انداز که ایزد در بیابات دهد .



72 out of 100 based on 27 user ratings 902 reviews