جبر و اختیار


جبر و اختیار



جبر و اختیار
این سوال را یکی از دوستان من پرسید و من بلد نیستم چه جوابی بدهم. خواهش می کنم کمک کنید.

چرا مسله جبر و اختیار در فلسفه اسلامی پیش می آید؟



آيا جهان پيرامون ما واقعيت وجودي دارد؟

1:

جبر و اختبار مطلق نیستند و زندگی بشر تلفیقی ار هر دو هست
هر دینی اصول و اعتقاداتی دارد که برای ایجاد ایمان عمیق و باور قلبی باید روشن شود


فلسفه خسروانی (!)

2:

فلسفه اسلامی این را می گوید؟


دریا پر از ماهی است...مجموعه داستانهای عرفانی خدامراد

3:

درود بر شما

در فلسفه اسلامی دیدگاه های متفاوتی وجود دارد
"جبریون" یا "اشاعره" معتقدند الله علت عموم حوادث هست و هیچ واسطه ای میان او و مخلوقاتش و نیز رابطه ای میان مخلوقات با یکدیگر وجود ندارد و همه اتفاقات از ذات الله نشات می گیرد که چنین دیدگاهی افراطی خوانده می شود.
"معتزله" دقیقا خلاف این دیدگاه را دارند اما متاسفانه انان نیز دچار افراط هستند و در اختیار انسان بزرگ نمایی می نمايند
"معتدله" یا "شیعه" اما به رعایت اعتدال میان این دو می اندیشد و معتقد هست انسان تا حدودی اختیار دارد و تا حدی نیز تحت امر مستقیم الله برنامه دارد و اختیار یک امر نسبی هست.


امی کودک کهکشانی

4:

سلام

جبر قوانین حاکم بر طبیت وانسان هست واختیار اراده انسان در هستفاده از این قوانین
برای حصول نتیجه
بحث قضا وقدر هم در همین مورد هست یعنی قضای الهی قوانین وروابط اشیا در دنیا
وقدر نحوه رفتار انسان در انتخاب این قوانین (در هر کرداری از شروع جبر موجود در ان
مسیر )

مثلا سیستم ایمنی بدن به کاهش سریع درجه حرارت پاسخی تحت عنوان سرما
خوردگی میدهد
هرکسی با شناخت این رابطه علت ومعلولی یا جبر موجود در ان اختیار دارد که
در سرما پوشش گرم بپوشد یا نپوشد در هرصورت پوشیدن یا نپوشیدن پوشش گرم در سرما
جبر موجود شامل حال او خواهد شد یعنی دو مسیر متفاوت که به اختیار انسان هست در
حالیکه هرکدام از مسیرها به نتیجه جبری خودشان ختم خواهد شد
این همان قضا وقدر هست
با سپاس


اخلاق و عرفان

5:

خوب البته سوال من این هست که چرا مبحث جبر و احتیار در فلسفه ی اسلامی پیش آمده هست؟
ما که می گوییم خدا از همه چیز خبر دارد و همه چیز را آفریده هست پس لزوم مبحث جبر و اختیار در اسلام چیست؟


عالم ذر چیست ؟؟

6:

معلوم نشد چرا در فلسفه ی اسلام مبحث جبر و اختیار مطرح می شود؟


توصیه های اخلاقی حــاج اسمــاعیــل دولابــی

7:

هنوز من منتظر یک جواب درست و حسابیم


ماجرای طی الارض های آیت الله بهجت

8:

چه در اسلام چه در آیینهای الهی دیگر وجود اختیار میتواند اثباتی برای وجود خدا باشد.

زیرا مخلوقی که اختیار دارد دیگر ربات و ماشین نیست.

و میتواند در بعضی موارد غیر قابل پیش بینی عمل کند.

ولی در مورد خود جبر و اختیار...

اگر جبر باشد و اختیاری نباشد، دیگر چه لزومی به اینگونه بحثها و جدلها و هستدلالهایی هست؟ برای اینکه کسی را متعاقد کنیم که جبر هست یا اختیار، باید شنونده اختیاری داشته باشد.


9:

چگونه انسان مختار هست با اینکه خلقتش بدون رضایتش بوده؟



جبر و اختیار


جواب اسلام به مساله جبر و اختیار، نفی جبر هست.

شاید جواب این سوال، واضح تر از خود صورت مساله شده که چنین سوالی به وجود آمده هست.
در مساله جبر و اختیار، سوال درباره افعالی هست که انسان اون ها را با انتخاب خود انجام می دهد.

و الا روشن هست که انسان در بعضی از مسائل هیچ گونه اختیاری ندارد.

همه می دانیم که ما در انتخاب پدر و مادر خود، محل تولد و نظیر اون هیچ اختیاری نداشته ایم! می دانیم که مریضی و مرگ و فقر و ...

از حوزه تصمیم گیری ما خارج هست.

چون اکثر شرایط اثر گذار در اون، ربطی به ما ندارد و ما نمی توانیم اون شرایط را کنترل کنیم.

و اتفاقا همین ضعف ها و ناتوانی های ما، آیت و نشانه ای بر بنده بودن ما، و وجود خالقی قادر هست.

این مطلب هیچ منافاتی با جواب دین به مساله جبر و اختیار و نفی جبر ندارد.

و اتفاقا دین صد در صد با وجود چنین جبرهایی موافق هست:
مردی از امیر المومنین (ع) درباره مشیت سوال کرد.

حضرت فرمود: من تو را از سه مسأله سؤال میكنم ...

مرا خبر ده كه آیا خدا بندگان را آفریده چنان كه خود خواسته یا چنان كه ایشان خواسته‏اند عرض كرد كه چنان كه خود خواسته حضرت فرمود كه خدا بندگان را آفریده بجهت اونچه خود خواسته یا به جهت اونچه ایشان خواسته‏اند عرض كرد كه بجهت اونچه خود خواسته حضرت فرمود كه در روز قیامت بنزد او مى‏آیند چنان كه خود خواسته یا چنان كه ایشان خواسته‏اند عرض كرد كه بنزد او مى‏آیند چنان كه او خواسته حضرت فرمود برخیز كه از مشیت چیزى بسوى تو نیست و اختیار اون ندارى.[1]
و اگر با این جواب، این سوال برایتان مطرح شده که: و وقتی مساله، افعالی هست که انسان خود اون ها را انتخاب می کند، دیگری نیازی به نفی جبر نیست، چون در خود صورت مساله وجود اختیار انسان تائید شده هست!
باید عرض کرد که مساله جبر و اختیار، سهل ممتنع هست.

یعنی اگر چه اختیار انسان بسیار واضح هست و هر کسی اون را درک می کند، اما فهم دقیق اون بسیار سخت و دشوار هست.

به همین دلیل کسانی که در نگاه اول، اختیار انسان را در (افعال اختیاری) تائید می نمايند، ممکن هست دچار شبهه شوند.

و برای حل مسائل دیگر، به جبر معتقد شوند.

(حتی درباره افعال اختیاری).

به عنوان نمونه، عده ای خواسته اند، توحید افعالی را برای خود حل نمايند و در نتیجه معتقد شده اند که افعال انسان، ربطی به انسان ندارد یعنی نوعی از جبر را بیان کرده اند! یا کسانی که متوجه اثر گذاری جامعه و وارثت در تصمیم های انسان شده اند، نتوانسته اند حدود اون را درست درک نمايند و در نتیجه معتقد به جبر شده اند!
به هر حال انسان اگر چه مختار هست، اما اختیار او بسیار ناقص و محدود هست.

و اختیار مطلق تنها در اختیار خدای متعال هست.


10:


منم با حرف ایشون موافقم و هم نظرم....

جبر و اختیار لازمه یک دینه هر جایی هر کدام کاربرد خودش رو داره

11:

ماهم نمیدانیم مرسی اگه جواب کاملی دارین بدین

12:

سلام
شما ابتدا باید مشخص میکردید بهرحال حدود بحث وبررسی باید مشخص شود

پذیرش وفهم فلسفه اسلامی برای کسانی هست که حداقلهای لازم برای پذیرش انرا
داشته باشند و اگر این حد اقلها موجود نباشد بحث بی پایان و بی نتیجه ای در میگیرد
که اتلاف وقت هست به عبارت دیگر کسی که ماورا را قبول ندارد وبرای ان سازوکاری قائل
نمیشود نمیتواند پذیرش اینرا داشته باشد که اصولا پاداش و نتیجه ای به غیر زندگی
مادی وجود دارد و کمیت قافله توضیحات اینچنینی لنگ میزند
این به این علت هست که مقدار زیادی از توضیحات جبر و اختیار مربوط به ماورا و مفاهیمی
مانند پاداش اخروی هست عدم باور کلی به این مقوله مانع پذیرش وحتی درک مفاهیم
سلسله مراتبی بعدی میشود (البته بخشی از ان هم به همین زندگی معمولی ربط دارد )


اما به هر حال اینرا میتوانم بگویم که نهایت تصمیمی را که خداوند برای افریده اش گرفته را
نمیتوان فقط با علم بررسی کرد یعنی به مشیت الهی تا ان حد میتوان اگاه شد که در حد
تعقل وتفکر انسان هست و زنجیره چراها در قسمت نهایی با یک جمله تمام میشود
_این مشیت الهی هست_ و این بخش ایمان و یا معرفت پیشینی هست

یک خدا باور اینرا براحتی میپذیرد چون ایمان دارد وقبلا بنا به دلائلی اعم از عقلی و ایمانی
به این باور رسیده و فلسفه دینی اش در مباحث مختلف پیچیدگیها را برای او مشخص میکند
و مصداقها را روشن میسازد ولا غیر

-----------------------------------------
اما فلسفه اسلامی خزانه ای از این سوالها و جوابهای عقلانی دارد و بسیار هم پر بار
هست اما حسن نیت سوال نماينده یا حدود اطلاعاتش باید در حدی باشد که قادر به
بحث و بررسی باشد مثلا سوال نماينده قبلا جوابهایی را که بوفور در منابع فلسفی وعرفانی
یافت میشود را بررسی کرده باشد و یک یا چند نمونه را بعنوان نقد مطرح کند تا بشود روی ان
بحثی کرد و بررسی انجام داد
---------------------------------------
در علوم تجربی هم به اینگونه هست و سوال با حدود مشخص و نمونه باشد نه کلی
مثلا نمیتوان از یک فیزیکدان که کاملاهم به قضیه تبدیل انرژی به ماده مسلط هست درخواست
کرد که این قضیه را در مثلا دو صفحه واضح به شما توضیح دهد این از محالات هست
اما با اندکی حسن نیت و یا باور داشتن به صداقت علمی ان دانشمند میتوان از نتایجی که او
اثبات کرده بهره گرفت
---------------------------------
بهر حال میتوانید به این لینک هم سری بزنید تا نمونه ای از توضیحات در این باب را بصورت
خلاصه مطالعه کنید - موضوع هم جبر واختیار از نگاه ملا صدرا هست ( فلسفه اسلامی_ متاله)

جبر و اختیار از دیدگاه ملاصدرا - مقالات

با سپاس

13:

دستت درد نکنه ولی سوال من در رابطه با خود جبر و احتیار نیست بلکه در راطه با شروع و آغاز جبر و اختیاره

یعنی نمی خواهم بدونم که جبر درست یا احتیار درسته یک دیدگاه از کلیات یعنی مثل این که بپرسید از چه وقتی شهر شهرستان تهران ساخته شد

البته سوال تاریخی نیست ولی فلسفی هست
مثلا یکی مانند مسلمان به دنیا می آید بعد بهش مگویند خدا یکی هست امام ها را می شناسد بعد بزرگ می شه نماز می خونه روزه می گیره بعد عمرش تمام می شه چه نیازی هست که مبحث جبر و اختیار برایش مطرح بشود در رابطه با چه سوالی مبحث جبر و اختیار پیش می آید

14:

سلام
احیانا برای واحد درسی ای این را نمی خواستید؟
-------------------------------
آدم وقتی به خدا معتقد باشد این سوال برایش پیش میاید.
وقتی که به او می گویند که علت العللی وجود دارد.
با خود می اندیشد که :
در وقتی که من نبودم ، او مرا آفرید ،
بدون اینکه از من بپرسد که من می خواهم آفریده شوم یا نه
بدون اینکه از من بپرسد که من از این خانواده خوشم می آید یا نه
بدون اینکه از من بپرسد که من با این تن و بدن راحت هستم یا نه
بدون اینکه از من بپرسد که من این محیط را دوست دارم یا نه
حتی محیط تربیتی من را هم او انتخاب کرد
حتی روح من را نیز او همان طور که خواسته برای من انتخاب کرده هست.

از طرف دیگر شخص می بیند که به وضوح دارای اختیار هست:
تصمیم می گیرد و بعد مشاهده می کند که طبق تصمیمش عمل کرد
دستش ، پایش ، گوش و چشم و سایر اعضای بدنش دست خود اوست
آینده اش وابسته به تصمیمات خود اوست!

بین این دو حالت گیر می کند و مسئله ی جبر و اختیار برایش پیش می آید.

یا علی

15:

همین طور آیه هایی بر وجود اختیار تاکید دارد
آیه هایی که از بهشت و جهنم
و از اعمال انسان و جزا و پاداش اون سخن می گویند
آیه هایی که تاریخ را بیان می کند و در اون فرموده می شود که شخصی کاری کرد ( مثلا حضرت موسی یا فرعون )
و همین طور آیه هایی بر وجود جبر:
مهمترین این آیات این هست "و ما رمیت اذ رمیت"!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
(که فکر می کنم مسئله ی جبر و اختیار و عرفان و خیلی چیزهای دیگر را به صورت کلی می توان از این آیه فهمید)
و همین طور آیه هایی که خداوند را دلیل هر چیز می داند
و خدا را اول و آخر می داند

یا علی

16:

ببینید شما که دروس را نمی خوانید فقط یکبار توضیح می دهم !
در دروس قبل اثبات کردیم که خداوند کامل مطلق هست و هیچ چیز مستقلی جز او وجود ندارد .
سپس فرمودیم که خداوند عالم مطلق هست و چیزی وجود ندارد که او نداند .
اگر این ها را بپذیرید باید اختیار را اینطور معنا کنیم که ما در حیطه ی علم خداوند که چیزی خارج از اون نیست می دانیم و اختیار داریم نه خارج از اون .
چون علمی خارج از علم خداوند وجود ندارد .
مثال هم زدیم که ما فقط از اعدادی که حقیقی هستند برای محاسبه هستفاده می کنیم و اختیار و انتخاب اعداد توسط ما در حیطه ی اعداد حقیقی هست , عددی خارج از اعداد حقیقی وجود ندارد که حال ما بخواهیم انتخابش کنیم و از اون هستفاده کنیم .
اختیار داریم به این معنا که در دایره ی علم خداوند می دانیم و عمل می کنیم و چیزی نیست که او نداند .
اختیار نداریم به این معنا که امکان انتخاب و دانستن چیزی خارج از علم خداوند را نداریم .
و منظور ما از اختیار در تاپیک خداشناسی فلسفی اختیار به معنای اول هست .
اگر اختیار به معنای دوم را داشته باشیم و بگوییم ما باید اختیار داشته باشیم , کاری اجرا کنیم و چیزی بدانیم که خداوند اون را نداند در اون صورت ما مستقل از خداوند چیزی خواهیم دانست که او نمی داند , در صورتی که قبلاً اثبات کردیم که خداوند عالم مطلق هست .

پس در نهایت دو راه منطقی وجود دارد یا بپذیریم اختیار به معنای اول را داریم و یا نپذیریم و بگوییم خداوند کامل مطلق نیست .

اما اینکه اختیار خداوند با اختیار ما در تضاد هست یا نه در دروس بعدی توضیح داده شده هست .

لطفاً مطالعه بفرمایید .

17:

آدم همین جا ایجاد شد
در رقــص جبر و اختیار

18:

جبر و اختیار در مفهوم قدیمیش زاویای زیادی نداره،یک اراده ی خدا و یک اراده ی بنده و همون بحث اراده بنده در طول اراده ی خدا.
خدا به کارهای آینده ما علم دارد ولی نه به این معنا که ما را به انجام اون مجبور می کند!!و از این حرفا..

اما جبر و اختیار در نظری دقیقتر خیلی عجیب تر و قابل تامل تر هست!
مثلا همین تاپیکی که شما زدید از روی جبر تربیت اجتماعی و جامعه هست!!!یک جوان ژاپنی هیچ وقت به چنین چیزی فکر نمیکند!!لااقل بدین شکل!

یا جبر عقیدتی و تابوهای اخلاقی،جبر اقتصادی،جبر وقتی،جبر محیطی!جبر ژنتیکی!
اختیار و اراده کردنی ساده هم دارای قوانین جبری هست!مثلا ترک اعتیاد روش های دقیق و خاصی میخواهد!

بنظر من کسی صاحب اختیار هست که فکر میکند،اون هم دور از ضمیر ناخودآگاه و مسیرهای از پیش تعیین شده!تازه این اول کار هست،پس از سبک سنگین کردن نوبت انتخاب میرسد!پس از انتخاب نوبت عمل می رسد که با وجود احساساتی مانند ترس و بی علاقگی و باورهایی ریشه دار عمل کردن همیشه با قطع و وصل هایی رو به رو هست!تازه بغیر از دخالت شرایط خارجی...


خلاصه،جبر و اختیار مسئله ای نسبی هست که با افزایش علم شاید میزان اختیار بیشتر شود!!آری تنها با علم شاید بتوان اراده ای که در طول اراده ی قوانین طبیعت هست را اجرایی کرد،در تمام زمینه ها از روانشناسی رفتاری تا فضانوردی..



66 out of 100 based on 31 user ratings 506 reviews