(برق و خاموشي هاي مكرر)گفتمان اين هفته


(برق و خاموشي هاي مكرر)گفتمان اين هفته



(برق و خاموشي هاي مكرر)گفتمان اين هفته
بحث و گفتگو دوستانه

در اين تاپيك برنامه است كه هر هفته يك مورد را سوژه برنامه بدهيم و دوستان هم نظرات خودشان را بگويند.




سوژه اين هفته :راز( قانون جاذبه )




راز = قانون جذب...... قانون جذب مي گويد : به هر چيزي که فکر مي کنيد ، آن چيز به سمت شما جذب مي شود. شروع کار با فکر است. پس بايد به شدت مواظب چيزهايي که روي آنها تمرکز مي کنيم و به آنها توجه مي کنيم باشيم. در واقع تمام چيزي هايي که در ذهن شما مي گذرد را شما به سمت خودتان جذب مي کنيد. ..... ساده ترين ذهنيتي که مي توان از قانون جاذبه داشت ، اين است که خودمان را به شکل يک آهن ربا فرض کنيم. ومي دانيد که مي توانيد چيز هاي ديگر را مي توان با نيروي خودتان جذب کنيد.نقش هر کسي به عنوان يک انسان ، پايبندي به افکارمان در مورد چيز هايي است که مي خواهيم و بايد در ذهنمان مشخص کنيم که چه چيزي مي خواهيم....و از اين جا ما شروع به احضار يکي از بزرگترين قوانين کائنات مي‏ کنيم.اون قانون جذب است .


آيا فيلم راز (the secret) را ديدين؟ نظرتون در موردش چيه؟ لطفً بنويسين؟



چقدر فرهنگ نقد را ميتوانيم تحمل كنيم ؟؟؟

1:

البته الزاما جذب نیست .


چه کار کنم که منو قبول کنند ؟
ممکنه این نیرو دافعه باشه.


ارتباط دختر و پسر به قصد شناخت يکديگر و به نيت ازدواج يا ...
ولی به هر حال انرژی بابتش صرف میشه.


آيا آمادگي ازدواج کردن را دارم؟
این فرضیه اثبات نشده پرفسور حسابی رو " بی نهایت بودن ذرات " و قانون جاذبه و موجی بودن انتشار انرژی رو با هم تلفیق کنیم و روی اون بیشتر فکر کنیم به نتایج زیبایی دست پیدا می کنیم.


يزرگترين گناه ؟


احتمال حمله اسرائیل به ایران چقدر واقعیست؟

2:

هرکس مرکز جهان خویشتن هست .

به هر چیزی که فکر کنید اون را به سوی خود جذب میکنید و این راز قانون جابه هست.

(شما جهان خویش را میسازید ، همانطور که دراون پیش میروید : چرچیل )

( شما تنها کسی هستید که زندگیتان را می آفرینید ،

چراکه هیچ کس نمی تواند برای شما فکر کند)

اگر بدانی که از دنیا چه میخواهی و افکارت را به سوی اونها روانه کنی ،

خواهی دید که یکی پس از دیگری نمایان میشوند .

کافی ست روی انها تمرکز کنی ، اونها را تجسم کنی و احساسشان کنی ،

از این احساس خشنود شوی .

( هر اون چیزی که ما احساس میکنیم ، بازتابی کامل از اون چیزی ست که

درروند پدید آمدن هست )

( چیزی که فکر میکنید و چیزی که احساس میکنید و چیزی که پدیدار میشود ،

همیشه یکسان هستند « درتمام دفعات » )

ممکن هست فکر کنید اگر همه ، همه چیز خوب بخواهند ؛ خوبی تمام میشود .

اما نه !

دنیا دنیا خوبی وجود دارد ، کافی ست تو اونها را به سوی خود جذب کنی.

باید افکار خوب را بپرورانی و افکار بد را دور بریزی .

باید به چیزی که میخواهی فکر کنی،

نه به چیزی که نمیخواهی !

اگر به چیزی که نمیخواهی فکر کنی ،ناخواسته اون را به سوی خود جذب کرده ای ؛

پس: به خوبی فکر کن و خوبی را به زندگی ات جذب کن .

خواهی دید که همه چیز خوب پیش میرود .


چجوری از دست همسایه بد راحت بشم؟

3:

قانون جذب
مرسی


کمکم کنید از دست همسایم راحت شم

4:

مرسي تيتان عزيز .

بحث خيلي قشنگيه و من به عينه برام ثابت شده و بهش معتقدم.



قانون جذب همان راز معروف و ادعایی این مجموعه پرسروصدا در کل جهان هست که می گوید فقط چیزهایی به سمت تو می آیند و نصیب ات می شوند که تو چهار مرحله را برای رسیدن به اونها طی کرده باشی :
1- اونها را خواسته باشی و در واقع صدا زده باشی .

که اینکار به صورت فکر کردن به اون خواسته شروع می شود.


2- یقین داشته باشی که به محض طلب و خواستن ات چیزی در جهان هستی شروع به تغییر و ساوقتدهی و دوباره چیدن دنیا می شود که تو به خواسته ات برسی.
3- تا لحظه وصال یعنی تا لحظه رسیدن به اونچه طلب کرده ای طوری فکر کنی و رفتار کنی و از همه مهم تر احساس کنی که انگار به اون چیز رسیده ای!
4- از کاینات و جهان هستی به خاطر هر چه به شما می دهد و داده و خواهد داد تشکر و سپاسگذاری کنید.
هر شرایطی که الاون در اون برنامه دارید چه پولدارید چه فقیر.

چه خوشبختید چه آزرده خاطر همگی به خاطر این هست که شما قانون جذب را برای شرایط فعلی خودتان به کار گرفته اید.

5:

مشکل من در این مورد اینه که اصلا تمرکز ندارم! همش افکارم پخش وپلاست ...


البته در مرحله دریافت هم مشکل دارم!
ولی غعیر از اون چیزایی رو جذب کردم که باور نمی کنید!

6:

شادي ،سلامت وثروت- The Secret خودمُ زير كوهي از كار دفن كرده بودم و هرگز نمي تونستم تصور كنم از دل همين كار ،عظيم ترين نعمت به من عطا ميشه **اين راز دفن شده بود!** ** اين راز مورد طمع واقع شده بود!** ** اين راز ممنوع شده بود!** باورم نميشد كه اونها از اين راز اطلاع داشتند ،اونها بزرگترين چهرهاي تاريخ بشري بودند **افلاطون ،شكسپير ،نيوتن ،هوگو ،بتهون ،فيلكون ،امرسون ،اديسون ،انيشتن** ******************************** اين راز ،درواقع هر چيزي كه آرزو داريد به شما ميدهد شما مي تونيد هرچه كه ميخواهيد باشيد يا داشته باشيد يا انجام بدهيد ميتونيم هرچه كه مي خواهيم داشته باشيم ،مهم نيست كه اون چقدر بزرگه ؟ ****اين راز بزرگ زندگي هست**** اين راز: جواب تمام چيزهاي كه بوده ،و تمام چيزهاي كه هست ،و تمام چيزهاي كه خواهد بود.

7:

من زیاد هستفاده کردم خصوصا تو زمینه تجارت و کارم ...

به نظرم کاملا درسته ما اگه چیزیو بخواهیم و با یه تصویر روشن برای بدست اوردنش تلاش کنیم و اون چیز و با همه ی خوبی و بدی هایی که ممکنه داشته باشه بپذیریم همون برامون فراهمه ...

همون چیزیو بدست می اوریم که خودمون میخواهیم ...



این یه رازه غیر قابل انکاره

8:

واقعا فيلم جالبيه من سعي يكنم تو ز ندگيم بكار ببرم در ضمن به همه پيشنهاد مي كنم مجله ي موفقيت و بخونن خيلي مجله ي مثبت انديشيئه

9:

راز همون منیتی(من بودن) هست که در طول تاریخ انکار شده هست ، چه دینی چه فلسفی.

اگر به تاریخ ایران نگاه بکنید از این دست افراد که منیت خودشون رو کشف کرده بودند زیاد یافت میکنید مانند حلاج و جمله معروفش که من خدا هستم !! اون وقت جاهلین مذهبی نفهمیدند و وی را سنگسار کردند ولی امروزه از طریق غربیان و آمریکائیها همین تعالیم را برای ما پخش مینمايند در حالی ک هنوز از سوی قشر متعصب مذهبی تکذیب میشود

اینها توسط چه کسی یا تفکری انجام شده هست؟! چه کسانی منیت انسان را نفی و وی را به افلاک حواله میدادند؟ بروید کمی تفکر کنید تا رازهای بسیار دیگری را دریابید که قرنها توسط مغرضین و سوءاستفاده گران از آدمی دریغ شده هست

10:

انسانهایی مانند حلاج و بایزید بسطامی جزو انسانهایی بودند که در پی خویش و در جستجوی ماهیت خود بودند و به فرموده دوست خوبم م.آزاد منیت برایشان حکم لولو و گوهر نشان شدنشان را داشت؛از دید من منیت با خود خواهی فرق دارد؛انسای که من خود را نشناسد هیچگاه نمیتواند به من دیگران احترام بگذارد.


11:

اگر به اونچه مي خواهيد ايمان داشته باشد و واقعا بخواهيد اون اتفاق مي افتد ؛ كائنات خودش را مطابق خواسته شما Rearrange ميكند.

اما خواسته بايد جنبه مثبت داشته باشد.

مثلا با جنگ مخالفت نكنيم بلكه طرف دار صلح باشيم

12:

ا...

چه بحث خوبی! منم یه تاپیک در مورد راز زده بودم.


ایناهاش:

وقت اون رسیده که "راز"(The secret) را برایتان آشکار سازیم!

13:

سوژه اين هفته



زندگي، فاصله بين تولد تا مرگ




زندگی یک پل هست یک پل بین تولد تا مرگ.....در برابر دیار ناشناخته قبل از تولد و دنیای تاریک و نامفهوم مرگ همه هستی قابل لمس ما آدم ها یک لحظه هست ......برای یک لحظه روی پل زندگی برنامه می گیریم ...بازی می کنیم ...میخندیم...عاشق می شویم .شکست می خوریم یا پیروز میشویم و ..........



......و سر انجام با کوله باری از آرزوهای فرو خفته ازپل می گذریم...و در ابدیت محو می شویم...از پشت سرمان از دیار قبل از تولد هیچ نمی دانیم...و در اون سوی پل همه چیز در ابر ومه پیچیده شده هست...

افسوس که اجازه نداریم این پل را دوباره طی کنیم...

14:

زندگی خالی هست ان را پر کن
زندگی یک مشکل هست با ان روبرو شو
زندگی یک معادله هست موازنه کن
زندگی یک معما هست ان را حل کن
زندگی یک تجربه هست ان را مرور کن
زندگی یک مبارزه هست قبول کن
زندگی یک کشتی هست با ان دریا نوردی کن
زندگی یک سوال هست ان را جواب بده
زندگی یک موفقیت هست لذت ببر.
زندگی یک بازی هست برنده و پیروز شو
زندگی یک هدیه هست ان را دریافت کن
زندگی دعا هست ان را مرتب بخوان
زندگی درد هست ان را تحمل کن
زندگی یک دوربین هست سعی کن با صورت خندان و شاد با ان روبرو بشی

15:

اما فكر كنم جاي خوشحالي داره كه بازم نميتونيم دوباره اين سفر رو طي كنيم!

16:

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود صحنه پیوسته به جاستخرم ان نغمه که امت بسپارند به یاد................................

17:

به نظر من تو زندگی یکی از مهم ترین چیزا شناخت هدف میباشد
زیرا تا وقتی که هدفمان ناشناخته باشه از شاخی به شاخه دیگری می پریم


ولی وقتی که هدف مشخص شد برای دستیابی به هدف می توانیم با برسی راههای موجود
بهترین راه را انتخاب کرد

و به نظر من هیچ چیز نشدنی تو این دنیا وجود ندارد

18:

زندگی منشوریست در حرکت دوار که با رنگهای بدیع و دلفریبش اونرا دوست داشتنی می کند

19:

زندگی "مجذور" آینه هست
زندگی گل به "توان" ابدیت ،
زندگی "ضرب" زمین در ضربان دل ما ،
زندگی " هندسه" ساده و یکسان نفسهاست

20:

زندگی مشق خداست.....که بنویسدمان و باز از نو.....کی بی غلط مینشینیم روی دفترش؟

21:

اکنون میان دو هیچ!

22:

زندگی قصه تلخیست که از اولش چنان آزرده شدم که از حالا چشم به پایان دارم

23:

زندگی از اون نخستین اشک تا اون آخرین قطره چشم

پلک زدنی بیش نخواهد بود

پلکمان را باز کردیم

زندگی آغاز شد

کمی نگاهش داشتیم

ادامه یافت

و دوباره بر هم نهادیم

پایان یافت

24:

سوژه اين هفته:
حقيقت چيست؟








حقيقت چيست؟



افلاطون، ارسطو و آسكولاستيك ها،ضمن ستايش عقل،حقيقت را انطباق
انديشه با عالم خارج مي پنداشتند
دكارت چيزي جز انديشه را واقعي نمي شمرد
لايب نيتز، كانت و هگل نيز برين باور بودند كه عقل يگانه داور مطمئن
براي قضاوت در باره مدركات حسي هست.

زيرا كار عقل و هستدلال اون

است كه محسوسات را به مفاهيم، مفاهيم را به دانش و دانش را به حكمت
سوق دهد.

مقاصد را در شخصيت،افراد را در اجتماع و اجتماعات را با

صلح و آرامش هماهنگ سازد
به نظر ايشانليام جيمز ، حقيقت اون بود كه اثر عملي داشت.

ايشان ميفرمود: بجاي

اون كه درباره يك مفهوم، از رايشان اصول اون قضاوت كنيم،بايد اونرا با محك
تجربه بيازمائيم، نتايج عملي را وارسي كنيم و صورت انديشه را از نو به
سايشان اشياءبر گردانيم
**
مخالفان اصالت عقل، بايشانژه برخي انديشمندان دين باور براون بودند كه انسان
اين ذره ناچيز هستي،توان تشخيص صحيح عالم را ندارد و نمي تواند اسرار
و پيچيدگي هاي حيات راتابع عقل بشري كند.زيرا عقل، جز اعتماد به حواس
و اطمينان به منطق چيز ديگري نيست.

در حالي كه حواس ما مي تواند شكل

هر چيزي را كه در مي يابد تغيير دهد و منطق ما مي تواند هر ادعائي را
معقول نشان دهد
اونها نا باورانه مي پرسيدند كه شما چگونه مي توانيد ادعا كنيد كه با عقل و
دانش به حقيقت مي توان دست يافت، در حالي كه دانش شما هر اون در حال
تغيير هست.زيست شناسي تان هر سي سال از يقيني به يقين ديگر ضد اون مي
گرايد، در يك نسل همه را از محيط ميداند،در نسل بعد همه را از وراثت و
در نسل ديگر دوباره همه را از محيط
در نسلي جد ما ميمون هست،در نسل ديگر ميمون پسر عمايشان انسان هست
و در نسل ديگر اصلا پيوندي با انسان ندارد
روانشناسي تان نميداند كه آيا وجدان و خودآگاهي هست يا نيست؟
رياضيات تان نميداندكه آيا كوتاه ترين فاصله بين دونقطه خط راست هست يا
نيست؟
فيزيك نوري تان در مانده هست كه پديده هاي نوري را بافرضيه انتشار مستقيم
نور توجيه كند،يا خاصيت موجي و يا كوانتوم؟

25:

سوژه اين هفته:
حقيقت چيست؟








حقيقت چيست؟



افلاطون، ارسطو و آسكولاستيك ها،ضمن ستايش عقل،حقيقت را انطباق
انديشه با عالم خارج مي پنداشتند
دكارت چيزي جز انديشه را واقعي نمي شمرد
لايب نيتز، كانت و هگل نيز برين باور بودند كه عقل يگانه داور مطمئن
براي قضاوت در باره مدركات حسي هست.

زيرا كار عقل و هستدلال اون

است كه محسوسات را به مفاهيم، مفاهيم را به دانش و دانش را به حكمت
سوق دهد.

مقاصد را در شخصيت،افراد را در اجتماع و اجتماعات را با

صلح و آرامش هماهنگ سازد
به نظر ايشانليام جيمز ، حقيقت اون بود كه اثر عملي داشت.

ايشان ميفرمود: بجاي

اون كه درباره يك مفهوم، از رايشان اصول اون قضاوت كنيم،بايد اونرا با محك
تجربه بيازمائيم، نتايج عملي را وارسي كنيم و صورت انديشه را از نو به
سايشان اشياءبر گردانيم
**
مخالفان اصالت عقل، بايشانژه برخي انديشمندان دين باور براون بودند كه انسان
اين ذره ناچيز هستي،توان تشخيص صحيح عالم را ندارد و نمي تواند اسرار
و پيچيدگي هاي حيات راتابع عقل بشري كند.زيرا عقل، جز اعتماد به حواس
و اطمينان به منطق چيز ديگري نيست.

در حالي كه حواس ما مي تواند شكل

هر چيزي را كه در مي يابد تغيير دهد و منطق ما مي تواند هر ادعائي را
معقول نشان دهد
اونها نا باورانه مي پرسيدند كه شما چگونه مي توانيد ادعا كنيد كه با عقل و
دانش به حقيقت مي توان دست يافت، در حالي كه دانش شما هر اون در حال
تغيير هست.زيست شناسي تان هر سي سال از يقيني به يقين ديگر ضد اون مي
گرايد، در يك نسل همه را از محيط ميداند،در نسل بعد همه را از وراثت و
در نسل ديگر دوباره همه را از محيط
در نسلي جد ما ميمون هست،در نسل ديگر ميمون پسر عمايشان انسان هست
و در نسل ديگر اصلا پيوندي با انسان ندارد
روانشناسي تان نميداند كه آيا وجدان و خودآگاهي هست يا نيست؟
رياضيات تان نميداندكه آيا كوتاه ترين فاصله بين دونقطه خط راست هست يا
نيست؟
فيزيك نوري تان در مانده هست كه پديده هاي نوري را بافرضيه انتشار مستقيم
نور توجيه كند،يا خاصيت موجي و يا كوانتوم؟

26:

salam titan
vaghti adam b donya miad to goshesh azan mikhonan
vaghti mimire vasash namaz mikhonan
zendegi cheghadr kotahe
faseleye beyne azan ta namaz

27:

اين همه اختلاف در مورد وجود حقيقت همه ازبرداشت شخصی افراد هست چون هركسی حقيقت را انطور كه لمس كرده هست برای ديگران بيان می كند .


28:

حقیقت چیزی هست که ما هرگز بدان دست نخواهیم یافت ، اما همواره در حال نزدیک شدن به اون هستیم.



29:

یک چیز حقیقت نیست مگر در جزئی از ان
;غلط هم نیست مگر در جزئی از ان که درست و نادرست در ان مخلوط میشوندو انهایی که تو احترامشان میگذاردی, میشود که سبب سر خوردگی تو شوند و انهایی که تو از ایشان نفرت داری میشود که تو را به شفرمودی و ستایش وا دارند.پاسکال


30:

افکار ما، 3 بعدی و زمینی و فنا پذیرند.

حقیقت شاید ابعاد بیشتر داشته باشد، آسمانی و ابدی باشد.
حقیقت هر چه هست بزرگ هست...

و همین نزدیکیست.


31:

حقيقت همان چيزيست كه وقتي چشمهايت را ميبندي و خالي از درد و هياهو ميشايشان سراغت ميايد...حقيقت در بطن توست....شايد هم خود تو باشد....


32:

بدون شک حقیقت در نگرش های متفاوت وجود داره !

هیچ دو نفری نیستن که کاملا با هم به صورت مساوی به حقیقت نگاه کنن !

حقیقت همیشه از دید ما دست نایافتنی و دور هست !

به نظر من حقیقت کلی جهان همیشه با حدسیات ما همراهه !

چرا که در دنیای ما و در باورهای ما چیزهایی هستن که هیچوقت جواب قاطعانه ای در موردشون وجود نداره ، مثل زندگی سپس مرگ و یا مثل خدا ...

!

یه سئوالی که همیشه واسه من بوده اینه که چرا انسانها همیشه به دنبال دستیابی به حقیقت هستن !

بدون شک فطرت هر انسانی به دنبال حقیقت هست !

ولی شاید ارزش حقیقت همیشه این باشه که هیچوقت کامل به دست نمیاد !

33:

حقيقت چيزي نيست که نوشته مي‌شود ..

اون چيزي هست که سعي مي‌شود پنهان بماند
!


34:

حقیقت همون حسیه که راجع به یه موضوع داری فقط باید بهش اعتماد کنی.


35:

هيچ وقت حقيقت آشكار نميشه مطمين باشين

36:

[quote=samaneh_o;934371]هيچ وقت حقيقت آشكار نميشه مطمين باشين[/qه

همیشه این طور نیست مگه نشنیدی خورشید هیچ وقت پشت ابر نمی مونه

37:

[quote=ایرج;934377] والا من كه الان ميبينم ادماي اين دوره زمونه خورشيدم ميكارن پشت ابر من بازم ميگم هرچه قدر بريم دنبال حقيقت نميتونيم حقيقت واقعي رو پيدا كنيم

38:


سورژه اين هفته



هايشانت





واقعيت اصلي هايشانت چيست؟ چرا هر يك از ما سعي به شناساندن خودمان از اونطريق داريم، چرا هايشانت اوليه، اصلي و واقعي انسان ها عوض نمي شود، چرا علي رغم تلاش هاي خودخواسته و يا اجباري هايشانت اصلي همان هايشانت اوليه هست.
بهتر هست از همين جا آغاز كنيم، از جائيكه بتوانيم هايشانت خود را تعريف كنيم.

راستي هايشانت ما چيست؟ فرد فرد ما و مجموعه ما به چه چيزي شناخته مي شايشانم، بيائيم اونچيزي را كه هايشانتش مي دانيم اگر با ارزش هست حفظش كنيم و اگر فاقد ارزش هست يكبار و براي هميشه كنارش بگذاريم.

39:



ابتدائا هویت برداشت هرفرد از خودش و منیت خودش هست که ممکن هست که با واقعیت هیچ تطابقی نداشته باشه...اما اون چیزی که به معنای حقیقی میتونه بیان بشه اینه که هویت اصالت وجود ماست.

اونچه هستی ما را تشکیل میدهد و ما درپرتو اون دیده و شناخته میشویم.

هر شخص ترکیبی از بودن در موقعیتها و وضعیتهای متفاوتی هست که مجموعه این تجربیات میتونه در تعیین هویت اون شخص موثر باشه.

اما هویت حقیقی و معنای گسترده تری که میشه از اون برداشت کرد به معنای کامل بودن ماست.

اینکه ما هستیم جدای از این ترکیبها.


اینکه چرا ما سعی در شناساندن خودمون در معنای هویتداریم نوعی نیاز برایخودآگاهی ازخواستنها و تعیین اهداف ماست.

اگر ما در شناخت هویت خودمون اشتباهی کنیم ممکنه در انتخاب های ما تاثیر جبران ناپذیری بگذارند.

اینجاست که شناخت هویت اهمیت خودش رو نشون میده...اون چیزی که میتونه مارو در شناخت از کاراکترهای شخصیتی خودمون کمک کنه تفکر در رفتار و خواستهای درونیما به صورت واقع بینانه و منطقی و بدون تبعیض هست..برای این نوع دید بایدما نگاه برون گرایانه به خودمون داشته باشیم...


40:

مفهوم‌شناسی هویت

واژة هویت یا Identity ریشه در زبان لاتین دارد و از Identitas که از Idem یعنی «مشابه و یکسان» ریشه می‌گیرد.

این واژه در یک معنا به ویژگی یکتایی و فردیت، یعنی تفاوت های پايه ی که یک شخص را از همة کسان دیگر به واسطة هویت «خودش» متمایز می‌کند، اشاره دارد و در معنای دیگر به ویژگی همسانی که در اون اشخاص می‌توانند به هم پیوسته باشند و یا از طریق گروه یا مقولات برپايه صور مشترک برجسته‌ای، نظیر ویژگی‌های قومی و ...

به دیگران بپیوندند، دلالت دارد (بایرون، 1997،در فکوهی، a1380: 64-63).

دو معنای ظاهراً متضاد کلمه هویت - تشابه و تمایز - دو روی یک سکه‌اند و اونچه در این بین نقش اصلی را بازی می‌کند فعل «شناسایی» هست که لازمة هویت هست.

انسانها همواره سعی داشته‌اند تا تمایزی بین خود و دیگری قایل شوند.

به رغم قدمت این تمایزگذاری، از طرح مفهوم هویت در علوم اجتماعی به مثابه یک مفهوم علمی بیش از چند دهه نمی‌گذرد.

عالمان اولیه علوم اجتماعی بر شناسایی جوامع غیر اصرار داشته‌اند و جوامع عقب مانده‌تر را در مقابل خود فرض می‌کرده تا از این طریق به جایگاه خود در جهان پی ببرد، نتیجه این تفکر در قرن 19 پیدایش نظریات تکاملی بود که جوامع متمدن اروپایی نقطه پایان حرکت همة جوامع دیگر بودند.

به هر حال تفکرات تاریخی و تکاملی این دسته در قرن بیستم، مورد انتقادات فراوان برنامه گرفت و علوم اجتماعی از رویکردی کلان‌نگر و کل‌گرایانه به رویکردی جزئی‌نگر و خرد مخصوصاً در آمریکا تبدیل شد.

ظهور نظریة کنش متقابل سطح تحلیل علوم اجتماعی را به سطح فرد تقلیل داد و راه ورود نظریه‌های روان‌شناسی اجتماعی هموار شد.

روان‌شناسان اجتماعی بر این واقعیت تأکید می‌کردند که احساس هویت (فردی) به واسطة دیالکتیک میان فرد و جامعه شکل می‌گیرد.

بدین معنی که بینش و بصیرت فرد از خودش ناشی از تصوراتی بود که از جامعه در ذهن خود می‌پروارند.

جورج هربرت مید [J.H.

Mead] پرچمدار نظریة هویت ]اجتماعی[ هست.

او فرایند دست‌یابی فرد به احساس و برداشتی کامل از خویشتن را بررسی می‌کند.

از دیدگاه مید هر فرد هویت یا «خویشتن» خود را از طریق ساوقتدهی نگرش های فردی دیگران در قالب نگرش‏ها ی ساوقت یافتة اجتماعی و یا گروهی شکل می‌دهد.

به بیانی دیگر، تصویری که فرد از خود می‌سازد و احساسی که نسبت به خود پیدا می‌کند، بازتاب نگرشی هست که دیگران از او دارند (Mead, 1964: 222).

افراد بشر سعی دارند که خود را مطابق عرف و هنجارهای جامعه‌ای که در اون زندگی می‌نمايند، تعریف نمايند.

کنش متقابل از این حیث بر جایگاه فرد در جامعه تأکید دارد.

به عبارتی دیگر اونها به نوعی هویت شخصی اعتقاد دارند که برخاسته از جامعه می‌باشد.

اونتونی گیدنز هم هویت شخصی را چیزی در نتیجة تداوم کنش‏های اجتماعی فرد، که به او تفویض شده باشد، نمی‌داند بلکه اون‏را چیزی می‌داند که به طور مداوم و روزمره ایجاد می‌شود و در فعالیتهای بازتابی خویش مورد حفاظت و پشتیبانی برنامه می‌گیرد (گیدنز، 1378: 1) از این فرمودة گیدنز برمی‌آید که هویت هر شخصی لزوماً ذاتی اون شخص نیست، هویت نقشی نیست که از طرف جامعه به شخص تفویض شود.

بلکه هویت فرایند معناسازی هست که در طی زندگی روزمره و مکانیسم‌های اون ساخته می‌شود.

هویت هرگز ثابت نیست، بلکه متطور و متحول یا «دینامیک» هست (الطایی، 1382: 39).

تحولات دنیای جدید و تقسیم کار بین‌المللی، پایان جنگ سرد، گسترش مهاجرتها و ...

باعث توجه به هویت‏های گروهی شد و بررسی هویت‏های گروهی و اجتماعی یکی از نگرانی‌های علوم اجتماعی در دوران اخیر بوده هست.

مخصوصاً می‌توان به نگرانی پست مدرنیستها نسبت به زوال فرهنگی مهاجر اشاره کرد.

بخش عمدة تحقیقات در این زمینه، متوجه بررسی هویت فرهنگی در فرایند جهان شدن بوده هست.

جاناتان فریدمن، انسان‌شناس، هویت فرهنگی را در فرایند جهانی شدن مطالعه می‌کند (Friedman, 1994).

مباحث مربوط به طرح هویت، هرچند در آغاز متوجه موضوع بحران هویت بود، ولی مسیر بعدی اون به سمت بازسازی هویت در جوامع گوناگون کشیده شد.

هویت اجتماعی نه تنها ارتباط اجتماعی را امکان‌پذیر می‌کند بلکه به زندگی افراد هم معنا می‌بخشد.

در ضمن فرایندی برای خودشناسی کنشگران اجتماعی هست که معناسازی نیز به واسطة اون صورت می‌گیرد.

هویت‏ها معانی کلیدی هستند که ذهنیت افراد را شکل می‌دهند، امت به دیگران می‌گویند که چه کسی هستند و مهم تر این که به خودشان نیز می‌گویند که چه کسی هستند (گل‌محمدی، 1380).

متفکران چندی متأثر از کارهای کنش متقابل‌گرایان هستند از جملة اونها: ریچارد جنکینز و هنری تاجفل.


منابع این مقاله در دفتر خانه انسان شناسی ایران موجود هست

41:

بحث اين هفته : انسان شناسي



بحث انسان شناسي علمي پيچيده كه هيچ وقت به تكامل كامل نمي رسد چرا كه انسان اين موجود دو پا در هر بهره از وقت شخصيتي متفاوت به خود دارد ، شايد در ظاهر شباهتها زيادي قابل رايشانت باشد ولي وقتي در موقعيت هاي مختلف برنامه مي گيرد ، ديگر از اون ثبات شخصيتي خبري نيست و دست خوش تغييرو تحولات كم يا زياد مي شود ، كه البته اجتناب ناپذير هست ، چرا كه انسان هميشه به دنبال واقعيات بهتري هست ، و اين مهم امكان پذير نيست مگر با تغيير افكار و روان خود ، براي رسيدن به اهداف خود .

42:



همینطور که خود شمام فرمودی انسان در وقتهای مختلف جنبه های مختلفی از خودش رو نشون میده...از این باب برای شناخت انسان میبایست اون رو در موقعیتهای مختلفی که از نظر امکانات و شرایط خارجی متغیری که وجود داره در نظر بگیریم .

انسان جدن موجود خارق العاده ای هست....برای شناختن انسان میبایست فرد فرد آدمها رو یک موجود خاص و اعجاب انگیز ببینیم.

مهمترین ویژگی انسان کمال طلبی و لذت جویی اون هست که دلیل پیشرفتهای انسان در جنبه های مختلف اون هست.

چرا که انسان به دنبال کمال مطلقه و جایی رو جستجو میکنه که دیگه از اون ضعفی که باهاش متولد شده خبری نباشه....

43:

انسان شناسی، امت شناسی
آلمانی: Anthropologie؛ انگلیسی: anthropology [از ریشه‏ی یونانی، anthropos به معنای "انسان" و logos در این جا به معنای آموزه]

مفهومی هست که از آغاز سده‏ی شانزدهم میلادی رایج هست و برای آموزه‏ی طبیعت انسان به کار می رود و امروزه در بسیاری از دانش ها (همچون انسان شناسی ِزیست شناختی، انسان شناسی پزشکی، انسان شناسی تعلیم و تربیتی، انسان شناسی روان شناختی، انسان شناسی جامعه شناختی) و در گوناگون ترین بافتارهای اثباتی راه یافته هست.

برخلاف علائق تخصصی فوق که هر یک، جنبه‏های خاصی از انسان بودن را موضوع پژوهش خود برنامه مى‏دهند، تعریف مفهوم یاد شده از نظر انسان شناسی و نگاه فلسفی تنها اونگاه معنادار خواهد بود که انسان دارای خصوصیات و شیوه رفتارهایی باشد که شامل تمام انسان ها، قطع نظر از تفاوت های فردی، فرهنگی، اقتصادی و تاریخی شود (ثابت های انسان شناختی).

بر این بستر هست که انسان شناسی نوین فلسفی – از سال‌های ۱۹۲۰ به این سو- در درجه‏ی نخست "شاخه‌ای واکنشی" هست (به قول یورگن هابرماس) که از یک سو نتایج پژوهش‌های دانش‌های مربوط به انسان (و بیش از همه زیست شناسی) را مورد توجه برنامه مى‏دهد، و از سوی دیگر مى‏کوشد تا این نتایج را با توجه به روشی واحد و تفسیرگرانه و ناظر به کل هستی انسان مورد بررسی برنامه دهد.

در کشمکش میان دانش های تجربی و انسان شناسی فلسفی، به ویژه پرسش از سرشت و طبیعت یا به عبارت دیگر "ذات" و "ماهیت" انسان مسأله آفرین هست، زیرا اون را نمى‏توان مانند دستگاه اعصاب یا ساختمان سلول‌ها توصیف کرد؛ یعنی شناخت کامل تجهیزات زیست شناختی انسان به تنهایی کافی نخواهد بود تا بتوان به یاری اون به این پرسش جواب داد که ذات یا سرشت انسان چیست؟ این که انسان چیست، تنها در معنابخشی به همه‏ی خصوصیاتی از انسان ظاهر مى‏شود که از لحاظ تجربی قابل نتیجه گیری هست.

تنها داشتن عضو تکلم قوی و دستان آزاد، جداره‌ی تکامل يافته‌ی مُغز و حجم به نسبت بزرگ جمجمه و غیره، انسان را انسان نمى‏کند؛ تنها وقتی دانستیم که این خصوصیات، انسان را به چه کاری توانا مى‏سازند، و او به واقع از اون ها چه مى‏سازد و این چیزها به حسب موقعیت های تاریخی و اجتماعی چه معنایی برای او پیدا مى‏نمايند، اونگاه چیزی در باره‏ی ذات انسان مى‏دانیم.

موضوع مهم برای انسان این هست که چگونه او از قوای طبيعی خود خبردار می شود، به اون شناخت می يابد و اون‌ها بسط می دهد.

مشکل دیگر این هست که انسان در عین حال، هم فاعل شنپايه ت و هم موضوع پرسش خود، هم پرسنده هست و هم پرسیده، و این موضوع، خنثی و بی طرفانه نیست.

انسان حتی اگر بخواهد، نمى‏تواند پرسش از طبیعت انسان را مطرح کند، بی اون که فهمی از شخص خود، تاریخ حیات فردی خود و محدودیت جایگاه تاریخی و اجتماعی خود را در این پژوهش دخالت ندهد و بدین ترتیب پیشاپیش چهارچوب جواب های محتمل را مشخص نکند.

علاوه بر این، انسان شناس در جهانی زندگی مى‏کند که آکنده از جواب های منتشر شده به این پرسش اند که انسان به چه نیاز دارد تا بتواند انسان بودن خود را بسط دهد، جواب هایی که به عنوان عرضه یا هنجار، خودتفسیری انسان را از پیش در مسیری معین هدایت مى‏کند.

شاهد مثال فراوان هست: از تبلیغ کالا تا امور مربوط به سلامتی و تحصیل، امور حقوقی، شهرسازی و راه سازی و عمران محيط در تأسیساتی مانند کلیسا، ارتش و یا در تمام حوزه های فرهنگی.

هرجا که انسان شروع مى‏کند تا تفسیری از ذات خود به دست دهد، این کار را به عنوان کسی که خود قبلاً تفسیر شده هست انجام مى‏دهد، به عنوان کسی که نتایج خودتفسیری اش کلمه به کلمه به شکل جهان ِآفریده‏ی او مقابلش ظاهر مى‏شود – به عنوان وظیفه و مضمون تلاشی مجدد برای تفسیر.

انسان شناسی نوین بیش از همه مدیون پژوهش‌ها و ابتکارات سه فیلسوف هست: ماکس شلر Max Scheler ("جایگاه انسان در عالم"، 1927)، هلموت پلِسنر Helmuth Plessner ("انسان و سلسله مراتب موجودات عالی"، 1928) و آرنولد گِلن Arnold Gehlen ("انسان.

سرشت و جایگاه او در جهان"، 1940).

وجه مشخصه‏ی انسان شناسی معاصر از جمله (به فرموده‏ی اُدو مارکوآرد Odo Marquard) در "چرخش به سوی طبیعتِ" انسان شناسی هست، یعنی بیش از همه دستاوردهای زیست شناسی و قوم شناسی (رفتار شناسی) هست که با نگاه آموزه‏ی فلسفی به انسان اخذ و مورد تفسیر برنامه مى‏گیرد.

در این مورد تاکنون بیش از همه دو "راه تفکر" نمایان هست: نخستین "راه تفکر" مى‏کوشد – تا با مبدأ برنامه دادن مقایسه‏ی حیوان-انسان - رابطه‌ی ویژه‏ی انسان را با پیرامونش معیّن کند.

نتیجه‏ی این راه در این حکم خلاصه مى‏شود که: انسان در یک "درهم تنیدگی ِجهان گشادگی Weltoffenhelit (= جهان وطنی، گشاده نظری به جهان) و پای بندی به محیط زیست" (به قول هابرماس)، که خاص انسان هست، زندگی مى‏کند.

به نظر مى‏رسد که هر حیوان به واسطه‏ی مجموعه‏ی غرایزش در محیطی خاص جای گرفته هست.

ساختمان ارگانیک ویژه حیوان، الگوی فطری حرکاتش، ادراکات گزینش شده‏‌ای او نسبت به محرکات محیط پیرامونی‌اش تنها برای این نوع محیط معنادارند، تنها اینجاست که اون‌ها بقای نوع او را ممکن مى‏سازند.

حیوان و محیط، وحدتی را مى‏سازند که خاص نوع حیوان هست.

لیکن حیوان برعکس انسان دارای "مقوله‏ی جوهری" نیست، که او را قادر سازد تا محیطش را "تجسم بخشد" و هویت اشیاء را در فاصله‏ی وقتی طولانی ادراک کند.

در حالی که حیوان خود و محیط زیستش را تنها از راه بدنش تجربه می کند، انسان تنها موجودی هست که علاوه بر این که بدن و جسمی دارد، در عین حال خود را به عنوان وضعیت و برابرایستا تجربه مى‏کند.

این "وضع غریب" انسان (به قول پلسنر)، این شکاف میان داشتن جان و جسم که خاص انسان هست و همواره از انسان مى‏طلبد تا اون را برطرف کند، همه‏ی عرصه های تجربیات و زندگی روانی و جسمانی انسان را متعیّن مى‏کند.

انسان برعکس حیوان مى‏تواند فارغ از محیط زیست خود رفتار کند.

انسان مى‏توان محیط خود را بخشی از "جهان" خود کند و با اون مناسباتی آگاهانه و حساب شده بربرنامه سازد.

مى‏تواند محیط زیستش را حتی تعالی بخشد و اون‌ها را وارد حوزه‏ی تصورات، ایده ها و آمال خود کند، مى‏تواند به اون‌ها شکلی دیگر دهد و اون‌ها را بر محیط زیست اعمال کند و محیط زیستش را بسط دهد.

انسان مانند حیوان مطیع سلائق و غرایز خود نیست، انسان (به قول شلر) "تواناست تا نه بگوید"، مى‏تواند تصمیم بگیرد تا بر امیال درونی خود مهار زند یا از اونها پیروی کند.

به نظر شلر این اصل تنها اصل روحی خاص انسان هست: "انسان شدن، پرکشیدن به سوی جهان گشادگی به مدد روح هست" [روح در اينجا به معنای انديشه هست و قوه‌ی تفکر، درست به همان معنايی که هگل اون را بکار برده هست- م].

با این حال انسان به نوعی پای بند زیست- جهان مشخص خویش هست.

گسترش این جهان، بسط مرزهای اون که همه‏ی ما اون را بین سال‌های خردسالی و بزرگ سالی تجربه مى‏کنیم، در واقعیت ِمحدود بودن اصولی ما تغییری نمى‏دهد.

از این گذشته، هر "جهان کوچک"، امکانات نامحدود بیشتری برای ادراک کردن و تصمیم گرفتن عرضه مى‏کند تا اونچه که در چهارچوب محدودیت قوای ادراکی ما و تصویر ما از جهان و جایگاه اجتماعی ما به واقع رخ مى‏دهد.

مشخصه‏ی دومین "راه تفکر" انسان شناسی نوین، که گلن نتایج اون را در به هم پیوستگی دستگاهمند ارائه داد، مخالفت با دخالت اصول متافیزیکی روح در انسان شناسی هست.

مفهوم ↑موجود ناقص یکی از ستون‌های خیمه‏ی این نظریه‏ی نوین هست.

در هر محیط زیست طبیعی، انسان به علت اعضای ناکامل و غیر تخصصی‌اش، به علت فقر غریزی و احتیاج و وابستگی طولانی‌اش در سنین خردسالی محکوم به نابودی هست، اگر به واسطه‏ی فعالیت هوشمندانه‌اش توانا نباشد اوضاع موجود را چنان تغییر دهد که امکان بقا را برای خویش میسر کند.

بنابراین انسان "به طبعْ موجودی فرهنگی" هست؛ "جهان فرهنگ"، محیط زیست طبیعی انسان هست.

بینوایی زیست شناختی انسان موجب مى‏شود تا او "جهانْ گشاده" و گشاده نظر شود: انسان در هر محیط زیست مجبور هست پذیرای انبوه بیش از حدی از محرکات محیط طبیعی شود تا از اون میان اون‌هایی را برگزیند که می توانند به خدمت ساختمان و حفظ و دوام فضای زیست او درآیند.

سوی دیگر جهان گشادگی، فشار مداوم محرکات هست که انسان به ضرورت مى‏باید بر اون غلبه کند تا توانایی کاری خود را از دست ندهد.

انسان مجبور هست تا از این بن بست حیاتی – یعنی وابستگی به جهان گشادگی از یک سو و طغیان محرکاتی که کار او را فلج مى‏نمايند از سوی دیگر- مستقلاً خود را برهاند، مجبور هست "بار خود را سبک کند، یعنی وضعیت کمبود وجودی خود را با کار خود به مجالی برای بقاء، تبدیل کند" (گلن).

این جریان سبک کردن فشار در صورتی جامه عمل مى‏پوشد که انسان موفق شود از "دایره‏ی امر بی واسطه، که حیوان همواره اسیر اون باقی مى‏ماند"، پا بیرون نهد.

در این معنا، زبان بیش از هر چیز به انسان کمک می کند تا مجبور نباشد همواره دست به عمل زند، یعنی زبان، انسان را از ضرورت اقدام فوری و ماشین وار در مقابل محرکات آزاد می سازد، از این طریق که به عنوان پاسخ، نمادی صوتی را به جای اقدامی عملی مى‏نشاند و بدین سان فراخوان محرکات را "جواب مى‏دهد".

به عنوان مثال وقتی کسی در خیابان به شما تنه مى‏زند، شما با فرمودن "نمى‏شود بیشتر مواظب باشید؟" واکنش نشان مى‏دهید، به جای اون که به طور فیزیکی به طرف حمله ور شوید.

نظر به این که انسان یگانه موجودی هست که مى‏تواند میان محرک و واکنش "لحظه‌ای درنگ" کند و بدین سان مجموعه‏ی رفتار خود را از صورت خود به خودی زنجیره‏ی غرایز رها سازد، از این رو موفق مى‏شود تا با یاری زبان "میانْ جهان" یا "منطقه‌ی حائلی" در میان رفتار خود و واقعیت ایجاد کند و خود را از زیر فشار "اینجا و اکنون" دور نگاه دارد


info@berke-falsafe.de

44:






بحث انسان شناسي علمي پيچيده كه هيچ وقت به تكامل كامل نمي رسد چرا كه انسان اين موجود دو پا در هر بهره از وقت شخصيتي متفاوت به خود دارد ، شايد در ظاهر شباهتها زيادي قابل رايشانت باشد ولي وقتي در موقعيت هاي مختلف برنامه مي گيرد ، ديگر از اون ثبات شخصيتي خبري نيست و دست خوش تغييرو تحولات كم يا زياد مي شود ، كه البته اجتناب ناپذير هست ، چرا كه انسان هميشه به دنبال واقعيات بهتري هست ، و اين مهم امكان پذير نيست مگر با تغيير افكار و روان خود ، براي رسيدن به اهداف خود

45:

انسان کیه؟
چی میخواد
چرا وقتهایی که میدونه همه چیز داره ناراحته و گاهی وقتها با اینکه از دید دیگرون هیچی نداره خوشحاله

46:

انسان حيواني هست تكامل يافته
مغز پي چيده انسان در برابر حيوانات مانند يك كامپيوتر پنتيوم4 در برابر يك ميكرو كنترل هست از نظر ساختار يكي از نظر قدرت قايشان

47:

فرمودگايشان آزاد



فرمودگو درباره مسائلی که در سایر تالارها ذکر نشده اند.

48:

چد وقتیهست که دارم به این مطلب فکر میکنم که چرا ما همیشه منتظریم تا دیگران بیان و جاده رو برای ما صاف نمايند؟ چرا یا به گذشته مون میبالیم و یا به امید اتفاقی در آینده مینشینیم...و به هیچوجه در امروز زندگی نمیکنیم؟

49:

گذشته ها معمولاً فقط براي توجيح وضعيت نا به سامان كنوني هست ، واين عدم رضايت در حال و نداشتن اميد به اينده به دنبال ، رد پايايي از حس خوشبختي در گذشته هستيم ، و با مقايسه با وضعيت كنوني هم توجيح پذير و هم رضايت بخش تر هست.

آينده
شايد به خاطر اين هست كه اين باور در ما اين طور بوجود آمده ، يك نفرو يك اتفاق يا حادثه برنامه هست دگرگون كند زندگييمان را ، و جهت دهد ان را به سمتي ايده ال تر ، برنامه هست در اينده تغييراتي انجام داده شود ، بحث اميد بستن و خوشبين بودن به اينده هست ، روزهاي خوب و روزهاي بهتر ، و اين باعث مي شود كه فقط فردا يا فرداها را ببينيم ، و امروز و امروزهاي خود را فراموش كنيم ، ما فقط فكر درو و هستفاده هستيم و غافل از اينكه براي درو بايد چيزي كاشت ، بايد محصولي داشت ،

در كل اين باور در ما اين طور بوجود ، امده و يا در ما بوجود آورده اند ، كه همه چيز تغيير مي كند كه منشاء اين باور به نظر من
سينماي جهان امروز هست ، كه خيلي راحت توانسته خيلي از تئوري ها و مسايل را براي ما قابل باورتر كند.و اين اميد به آينده را پررنگ تر و گذشته ها را توجيح پذير تر بنماييد.

50:

من با اینکه اولین بارمه تو بحثا شرکت می کنم ولی خیلی برام جالبه که اینو بدونید من از حرفهای همه یه چیز دستگیرم شد اگه دنیا رو خوب ببینی چیزای خوب جذب میکنی اگه دنیا رو بی روح حس کنی متقابلا چیزهای بد ومنفی رو به خودت جذب می کنی که زیاد خوب وخوشایند نیست امید وارم اون چیزی رو که گتو دلم بود خوب فرموده باشم (رها)

51:

درباره وقت( وقت ) چقدر خسيس هستيد؟

52:

حقيقتش هيچي
ثانيه ها را هيچ مي فروشم.




اين قافله عمر عجب مي گذرد

53:

سوژه اين هفته : نيم نگاهي به خود و آينده خود



ايا تا كنون به طور جدي نيم نگاهي به خود و آينده خود ، كرده ايد؟
ايا به اين كه 10 سال ديگر و يا 20 سال ديگر و يا به سالهاي دورتر ، فكر كرده ايد ؟ و اينكه چگونه زندگي خواهيد كرد ؟

54:

همیشه دارم فکر میکنم ده سال دیگر دکترای ژنتیکم را گرفتم و یه شغلی با ماهی 5 میلیون(میلیون الان) دارم یه ماکسیما و یه خونه دارم قسطی میخرم و مطمئنن هنوز قصد ازدواج ندارم

55:

تیناجان شرط میبندم به همه ی ارزوهات میرسی به جز یکی !
میدونی کدوم ? اینکه تا ده سال اینده ازدواج نخواهی کرد! زندگی و زیر وبم زیادی داره یه روز یه لحظه یه برخورد تلخ کافیه که ادم از این رو به اون رو بشه !


من همچنان فکر میکنم اینده ی روشنی ندارم !

56:

ه وقتی آرزوم بود تا 5 سال دیگه هسترالیا باشم برای همیشه الان دوسال به تمام شدن اون آرزو مونده تا برآورده بشه و من بکل فزراموش کردم روزی این بزرگترین ارزوم بود

57:

10 یا 20 سال بعد رو....
ننویسم بهتره!

ولی یکی از مسائل حتمیش اینه که اون موقع کماکان تنها خواهم بود (به خواست خودم) و طبعا در یک خونه مجردی.

حالا تو کجا و چه موقعیتی بماند....


58:

شرط میبندم نمیتونی!

59:

اگه منظورت تنهائیه خب وضعیت غیر از اون با هدفم زیاد همخوانی نداره.

اگه هم تا حدودی داشته باشه دیگه اون ایده آلی که میخوام اتفاق نمیفته.


60:

ادمی ساخته افکار خویش هست فردا همان خواهد شد که امروز می اندیشد.

تا اینجا به ان مواردی که میخواستم و تلاش کردم رسیدم و به انهایی که میخواستم و تلاش نکردم نرسیدم(این که مشخصه)
البته بعضی مواقع شرایط تغییر میکند و تغییر شرایط بر هدف شما اثر میگزارد ولی و .........میرسی.


61:

اميدوارم كه آينده را همان طور كه دوست داريد بسازيد، فقط شرطش اينه كه هميشه اميدوارم .

محكم باشيد


نوشته اصلي بوسيله فروغ نمايش نوشته ها
تیناجان شرط میبندم به همه ی ارزوهات میرسی به جز یکی !
میدونی کدوم ? اینکه تا ده سال اینده ازدواج نخواهی کرد! زندگی و زیر وبم زیادی داره یه روز یه لحظه یه برخورد تلخ کافیه که ادم از این رو به اون رو بشه !


من همچنان فکر میکنم اینده ی روشنی ندارم !
فروغ خانم به نظر من بر عكس ، يعني انقدر در گير اين بالا و پايين هاي زندگي مي شي كه گاهاً گذشته خودت (فكر امروز در ذهن ) را فراموش مي كني .

چرا كه مدام در واقعيات گوناگون برنامه مي گيري ، گاهي براي آدم خيلي اميدوار كننده هست و گاهي هم نامهربان ، سخت.
كه من اميدوارم هميشه نيمه پر زندگي ، يا ايده ال ها و اينده زيبايي باشه كه امروز يا ديروز يا ديروزها براي خودت تجسم كردي ، باشه.


نوشته اصلي بوسيله Rayan نمايش نوشته ها
10 یا 20 سال بعد رو....
ننویسم بهتره!

ولی یکی از مسائل حتمیش اینه که اون موقع کماکان تنها خواهم بود (به خواست خودم) و طبعا در یک خونه مجردی.

حالا تو کجا و چه موقعیتی بماند....
اميدوارم كه آينده همانطور كه دوست داري رقم بخوره ، البته اين اينده را مطمئاً خودت رقم مي زني.
ولي به نظر من آدم بايد دنبال يه همرا باشه ، قبل از اينكه دير بشه ، و موقعيت كافي نداشته باشه.

62:

ايا واقعيات ادمي را مي سازد و يا ادمي واقعيات را ؟

63:

فکر کنم آدم باید با شرایط بسازه.

زیادم سخت نیست.

مخصوصا الان که دیگه انواع و اقسام راه های تحملش رو تجویز میکنن ، البته بعضی ها هم تجویز نمیکنن ، پیشنهاد میدن.


64:

همراه داشتن خوبه ولی به شرطی که به عاملی برای اتلاف وقت و انرژی (نسبت موضوعی که میخوای روش کار کنی و به هدفت برسی) تبدیل نشه.

نمیدونم شاید در جایی به خلاف این نظر برسم! (تا حالا که نرسیدم هیچ، اعتقادم به این موضوع بیشتر هم شده) در این مورد اوایل فعالیتم چند جا به وضوح صحبت کردم و منظورم رو فرمودم...

درسته.

ولی به شرطی بهشون جامه عمل بپوشونه.

و الا من تفکراتی دارم که ده ساله با من هستند و فعلا به هیچ کدوم نرسیدم.


65:

پرسش کلی هست منظور تک انسان هست یا کل انسان ها.
در حالت اول شرایط ادمی و در حالت دوم ادمی شرایط

ما اینجا یک انسان داریم که در خانواده فقیر به دنیا می اید و خوراک پوشاک تحصیل و..خراب هست و اخرش شاید شد دزد و انسانی که در خانواده ثروتمند به دنیا میاید و خوراک و پوشاک و تحصیل و ..

خوب اخرش شاید شود پروفسور بالتازا
در کل این شرایط انسان به وجود اورده هست که یکی فقیر هست و یکی غنی
بعضی مواقع موارد ژنتیکی هست مثل کسی که نقصی دارد

66:

بله باید دنبال ان رفت تا به ان برسی.

ادمی ساخته افکار خویش هست فردا همان خواهد شد که امروز می اندیشد
به عبارتی شخصی که دنباله مثلا پوله برای رسیدن به پول در همون وقت حال میره دنبالش تا به اون دست پیدا کند.
و شخصی که دنبال اینکه در اینده پولدار شود در اینده نیز به فکر این هست که در اینده پولدار شود.اینجاست که میگن طرف توهم زده

من فکر میکنم شما هم تنها در مورد اینده فکر میکنید و در اینده نیز در مورد اینده فکر میکنید و به عبارتی ساخته افکار خود هستید.


67:

فرمودمان اين هفته

فال ، طالع بيني ، تعبير خواب و پيشگايشاني




چقدر به فال ، طالع بيني ، تعبيير خواب و پيشگايشاني اعتقاد داريد.



پ .ن

فال و فال‌گیری به معنای کوشش در پیشگویی آینده (معمولاً آینده یک فرد) از راه روش‌های نهانی يا فرا طبيعي هست.

فال‌گیری یکی از شاخه‌های نهان شناسي هست.

68:

به پیشگویی اصلا عقیده ای ندارم
تعبیر خواب رو اگر کسی واقعا بلد باشه درسته چون در خواب روح انسان به جاهای میره که ما شاید دوست داریم و همین باعث میشه ما در خواب چیزهای ببینیم که در بیداری ممکنه اصلا به یاد نیاریم.

طالع بینی : تقریبا بهش اعتقاد دارم هر شخصی خصوصیات ماه تولدش رو همیشه به همراه داره و این چیز عجیبی نیست مثل این که بعضی ها به این چه روزی متولد شدید اعتقاد دارند و اون رو خوب و یا بد میدونند.!

69:

من متاسفانه به فال اعتقاد دارم چون خيلي وقتها در كمال تعجب مي بينم كه اونچه ادعا شده درست در مي آيد.

البته خودم مي دانم كه اين قدرت ذهن ماست كه همه اونچه را خوانده جذب مي كند ولي خوب ديگه من الان چند ساليست كه به اونچه عقلاني ومنطقي نيست اعتقاد پيدا كرده ام.


70:

بستگي داره، يه وقتهايي فال قبول دارم ، مخصوصاً فال حافظ رو و طالبع بيني را هم تا حدودي ، ولي بعضي وقتها نه، خودم هم دليلش نمي دانم ، شايد دليلش هميني كه بهاره خانم فرمود ، اعتقاد به اونچه كه منطقي و عقلاني نيست، باشه.


71:

شاید و شاید هم نه
شاید این فرموده ها یک جور تحمیل به همراه دارند که مثلا وقتی کسی میگه این طوری میشه ما ناخوداگاه در ذهنمون میگیم یه همچین اتفاقی میافته بالاخره و همین باعث به وجود امدن اتفاقی میشه حالا هر چی که بنا به تلقینی که ما در ضمیر ناخود اگاه خودمون داشتیم به پیش بینی اون شخص ربطش میدیم!!!!

72:

موافقم ، ولي گاهي اوقات نشانه ها هم بي تاپير نيستند ، كه بر خلاف ضمير ناخود اگاه هستند.


73:

درسته نشانه ها بی تاثیر نیستند ولی اون هم بسنگی به این داره که ازشون چه برداشتی کنیم تمامی نشانه های خدا خوبن حالا اگه ما جنبه بدش رو میبینم تقصیر خود ماست در ضمن یادتون نره فرشته نگهبان ما هم در تصمیم گیری ما درباره نشانه ها تاثیر به خصوصی داره.


74:

خب طالع بینی یک نوع نیست و به نظرم بعضی از انواعش مثل کف بینی اونقدرها بیربط نیستند و باید به اصطلاح آدمش باشه تا بتونه درست حدس بزنه، به مواردی که به نجوم مرتبط هستند مثل شخصیت شناسی برپايه ماه (و حتی سال) تولد اعتقاد دارم و در کل به نظرم علمی هم هست و وقتی که جنین انسان تشکیل میشه بسته به اینکه در چه ماهی از سال باشه و شرایط اقلیمی و ...

بعدها رو شخصیت تاثیر گذار هستند که تشکیل دهنده همین شخصیت شناسی های ماهانه هستند که همتون احتمالا باهاشون آشنایی دارید...

در کل رد نمیکنم طالع بینی رو و اگه گروه سوء هستفاده نماينده ها و شیادها رو کنار بذاریم و آدمش حرفه ای باشه پیشگویی آینده(به هر شکلی) چیز بعیدی نیست.


75:

به طالع بینی تا حدودی تقریبا اعتقاد دارم زیرا بر پايه سنبل و شخصیت ماه تولد یک فرد فرموده شده و تقریباچیزهایی که از شخصیت های ماه تولدم فرموده شده خیلی از فرموده هایش درسته و یا مشابه ان هست
به حافظ ، فال قهوه هم بسیار اعتقاد دارم
به پیشگویی هیچ اعتقادی ندارم و به نظرم برای سرگرمیست مگر اینکه کسی واقعا عالم و آگاه باشه بتونه به خوبی آینده ام رو پیشگویی کنه که بسیار کم پیدا می شه از اینطور اشخاص
تعبیر خواب هم تا حدودی
به فال ورق(پاستور) اعتقاد ندارم
به کف بینی تا حدود کمی اعتقاد دارم به دلیل اونکه سرنوشت فرد روی کف دستش مشخص نیست و نوشته نشده
به فال ماه نیمه ماه و یا هفته ای کمی اعتقاد دارم
به فال های جزئی هم هیچ اعتقادی ندارم
موفق باشید

76:

به تعبیر خواب تا حدی اعتقاد دارم به این علت که
خوابهایی که می بینم نوعی واکنش به افکار و فعالیتهای روزانه و بازتاب افکارمان در روزهای گذشته هست
و گاهی اوقات رویاهایمان را خواب می بینم و رویا بخش جدا نشدنی موجودیت ما انسانها هست
بعضی از خوابهای ما تعبیر داره چون اون خواب از ضمیر ناخوداگاه ما نشات گرفته
ولی به فال و طالع بینی و پیش گویی اصلا اعتقادی ندارم
از نظر من اصلا درست نیست که آدم اینده شو توی یک فنجون خالی قهوه پیدا کنه
فال و فال گیری نتیجه ی خرافاته

77:

به هیچ کدام اعتقاد ندارم.

78:

به طالع بینی اعتقاد دارم ولی به فال و پیشگوئی نه............


79:

طالع بینی بیشتر ماه تولد و سال تولدم خیلی به شخصیت خودم نزدیکه
فال رو هم اصلا اعتقاد ندارم فقط محض خنده و تفریح خوبه !

80:

من فقط به فال قهوه اونم توسط آدم واردش اعتقاد دارم
يه وقت نخندين
باور كنين يه چيزايي با چشم خودم ديدم و شنيدم كه به واقعيت پيوست
كه اصلا براي خودم هم باور كردني نيست !!!!!
ولي خوب بايد بوسيله آدم وارد باشه !نه هر كي هركي !

81:

من به طالع بيني صد در صد معتقدم

82:

منم حافظ رو تا یه جایی قبول دارم ..

فقط خوباشو که امیدوار میکنه ...اگه خوشم نیومد...زیاد توجه نمیکنم ...

کاره خودمو میکنم

83:

به فال هیچ اعتقادی ندارم مخصوصا فال حافظ !
به طالع بینی هم هیچ اعتقادی ندارم .

اعتقاد دارم در آسمان هیچ عقربی وجود ندارد که تداخلش با قمر بخواد وضعیت قمر در عقربی به وجود بیاره !
به تعبیر خواب هم هیچ اعتقادی ندارم چون اعتقاد دارم خواب چیزی نیست جز نتیجه واکنشها و فعل و انفعالات مغزی و ذهن ، با توجه به خاصیت تاثیر پذیری که از محیط داره و نیازی به تعبیرنداره .

البته خواب و رویا فلسفه ای داره کاملا معقولانه که در اینجا جای بحث نیست .
به پیشگویی به معنای خبر از آینده انسان دادن هم هیچ اعتقادی ندارم .

و در کل به تمام مواردی که به دور از خرد و منطق باشه و رده پای خرافات درش دیده بشه هیچ اعتقادی ندارم و دلیلش هم این هست که معتقدم خداوند این دنیا و این جهان رو طبق آیینی اداره میکنه که این مواردی که نام برده شده ، همه از این آیین به دور هستند .

اینکه تویه این دنیا هیچ چیز بدون دلیلی رخ نمیده و هر کاری نتیجه کاره دیگریست .

معتقدم تردید نسبت به آینده و در سایه این تردید کم رنگ شدنه امیدواری به آینده ،دلیل اصلی گرایش به سمت فال و طالع بینی و مواردی اینچنینی هستن .


84:

البته تاثير ماه تولد رايشان خصوصيات اخلاقي از نظر علمي هم ثابت شده هست!و من اين قسمت رو قبول دارم!تا 70 % خصوصيات اخلاقي رو ميشه با توجه به ماه تولد حدس زد!

85:

طالع بینی و پیشگویی در زمونای ماضی واسه خودش علمی بوده وزنه ای بوده واسه خودش
منم بهش اعتقاد زیادی دارم البته الاون و توی این زمونه خیلی از این کتابا و پیشگویی پایه پايه نداره
البت تعبیر خوابم که جای خود دارد

مثلا یه جا شنیده بودم که یه پیشگویی فرموده تیمی توی یورو2008می بره که بازیکناش موهای سرشون رنگای مختلفی داشته باشه
آخه نه این یعنی چی؟؟؟؟

86:

فرمودمان اين هفته


موفقيت چيست؟


از نظر شما موفقيت چيست و ادم موفق كيست؟

87:

فرمودمان اين هفته


برق و خاموشي هاي مكرر

همانطور كه بيشتر دوستان عزيز در جريان هستند چندي هست كه شاهد خاموشي هاي مكرر و طولاني در شهر ها و كلان شهر ها هستيم كه متاسفانه صدمه زيادي به اقتصاد جامع مي زند ،
حال سوال ؟
ادامه اين روند چقدر مي تواند به زندگي روز مره فرد ، جامعه و .........

لطمه بزند ؟

88:

اینها همه اش فیلم هست و برنامه برای اینکه به امت ثابت نمايند:

1.

کشور نیازمند انرژی هسته ای هست و باید حمایت کنید.
2.

ما (دولت) بی شرم تر از اون هستیم که از چیزی خجالت بکشیم.

حالا برق قطع میکنیم شاید یک روز هم آب را قطع کنیم.

مهم این هست که شما امت بی غیرت هستید و صدایتان در نمیاید.

این قطع برق در کلنک های خصوصی، چهاراهها (چراغ قرمز) بیش از مکانهای دیگر مشکل اینجاد کرده هست.


همچنین خلل در کار مسئوسه ها، برنامه های تابستانی کودکان و زندگی روز مره امت.


89:

درود:
بهتر هست این مشکلات از جمله قطعی برق را به رییس جمهور امتیمان مستقیم بگوییم البته اگر ایشان داشتن برق بقال سر کوچه خود را دخیل ننمايند!
(گمانم با این نوسانات قیمت بقال سر کوچه ایشون هم ورشکست خرده اقتصادی شدند مگر اینکه ایشان هم از زیرمجموعه شازده ها باشن!!!!!!!!!!!)

90:

برادر خوبم علي آقا

ممكن هست اين اتفاق وقتي بيافتد (يعني دولت از اين وسيله هستفاده كند)، اما در اين اوضاع كه به انتخابات نزديك ميشايشانم و تازه برنامه هست با اجراي طرح تحول اقتصادي شاهد افزايش قيمتها (كه خود ريسك ديگري براي دولت هست) باشيم، منطقي نيست كه اينگونه موجب نارضايتي امت شوند.

به علاوه، پرونده هسته اي نيز در موقعيت حساسي نيست كه نياز به چنين هزينه كردني داشته باشد.

اگر هم بپذيريم كه احتمال درگيري نظامي زياد شده (اين بحث مفصلي هست) باز هم به نظر بهتر مي آيد كه دولت از هر راهي رضايت فعلي امت را كسب كند؛ حتي با خرج كردن از منابع راهبردي و ذخيره ها براي رفع احتياجات روزمره.

اصولاً در اين دوره و وقته، هر دولتي، چه دولتهاي به اصطلاح دموكراتيك و چه مستبد، به يقين ميدانند كه رضايت عمومي جامعه مهمترين ضامن بقاي ايشان هست و كاربرد چنين شيوه اي اصلاً به صلاح دولتي كه اين همه دشمن دارد نيست.

91:

بی شک احمدی نژاد چشم امیدی به امت شهرستان تهران ندارد از این رو در شهرستان تهران همه نوع ظلم پیاده میشود و در روستاها هم عوام فریبی.

پس مسئله انتخابات نیست.

ظاهرا قالی باف با گور کنی و کندن اتوبانها بی مورد و شلوغ بازی دوست دارند دم از سازندگی بزنند و برای انتبخابات بعدی نقشه کشیده اند.

به هر حال ما نمیدانیم پس پرده چه خبر هست.



پس جریان زمینه سازی چه میشود! مگر پیش از جریان سهمیه بندی بنزین نریختند در خیابانها و امت را کتک زدند و به اسم اراذل کشی وحشت ایجاد کردند؟!

(اتفاقا یک سریال تو تلوزیون پخش میشه به نام کارآگاهان که نشون میده رفتار ماموریان آگاهی با امت خیلی خشنه، از الفاظ رکیک هستفاده مینمايند، دست میپیچنند، کتک میزنند و ...

که نشون دهنده زمینه سازیه برای آماده سازی امت و خفه کردن اونها، در واقع میخواهند بگوید ما کثیف تر از اونی هستیم که شما فکر میکنید و اگر روزی کسی با شما اینچنین برخورد کرد باید انتظارش را داشته باشید چون اینجا ایران هست و شما حقوقی ندارید و همه چیز طبیعی هست)

دولت نیازی به نظر امت نداره.

چون میدونه اکثر امت تو انتخابات شرکت نمینمايند.

میدونه که تو روستاها امت زیادی مورد هستحمار برنامه گرفتند چون قبلا از بیت المال وامهای بدون بهره دریافت کردند و طرفدارای احمدی نژاد تو چمدون پول گرفتند.

دیگه راه تقلب هم که مثل سری قبلی بازه و سید علی پشت سرشونه.



اصولگرایان حرف مصباح یزدی را ثابت کردند.
مصباح سالها پیش فرموده بود ما در کشور عده اندکی مومن داریم و برای ما همان مقدار مهم هست و باقی امت یا باید مومن شوند یا بود و نبودشان برای ما فرقی نخواهد کرد.

اصولگرایان این هدف را پیاده کردند.

البته با این تفصیر: مومن کسی هست که ولایت مطلقه فیقه را قبول داشته باشد و اصولگرایان را چون گاو پرستان پرستد.


92:

برادر خوبم علي آقا

تقريباً تمام جملات اين متن نياز به فرمودگو و اثبات دارد.

سعي كردم مهمترينهايش را رنگي كنم.
چون احتمال ميدهم اينگونه ادامه دادن به نتيجه اي نخواهد رسيد، پس با اجازه شما من كنار ميكشم مگر اينكه روند بحث به جريان منطقي اش بازگردد.


93:

شرمنده ولی وقتی من یک سری چیزها رو احساس کردم و طعمش رو چشیدم دلیل علمی شما هم نمیتونه اون تجربه رو از من پنهان کنه.
مثل این میمونه که من تو چایم شکر ریخته باشم و شما بخوای ثابت کنی اون که ریختی نمکه.

اگر از نظر علمی هم ثابت کنی که توی جا شکری نمک بوده من که طعم شکر رو چشیدم که نیمتونم بگم شور بود.
البته بماند که شما چنین کاری رو هم نمیتونی بکنی.

مگر با سفسطه که اگر بنا به سفسطه باشه که بحث واقعا بی معنیست.
البته بحث در این موارد که کلا بی معنی هست.
اما من رفتار خود را بیشتر میپسندم، یعنی ایستادگی در برابر ظلم تا حمایت از اون.
چه کسی میتواند ادعا کند در این مملکت ظلم صورت نمیپذیرد یا حالا بیشترین بار روی امت نیست و امت از این شرایط راضی هستند؟!


94:

درضمن یک سری چیزها ثابت کردنی نیست، مدرکی وجود ندارد.

باید به عقل هستناد کرد.
مثلا همین مسئله جمع آوری اراذل پیش از سهمیه بندی بنزین.
شما میتوانید این طرح را مثبت عرض یابی کنید و بنده هم بنا به قوانین اسلامی اون را حرام بدانم.
اما من نمیتوانم به شما ثابت کنم این کارها بخاطر ترساندن امت بوده هست.

چون هیچ جا به چنین مسئله ای اعتراف نکرده اند.


95:

فكر ميكنم وقتي دو نفر فرمودگو ميكنند، هستناد به برداشتهاي شخصي (اونگونه كه قابل اثبات نباشند) درست نيست.

چون در اينصورت ديگر جايي براي بحث نيست.

در فرمودگو بايد از راهي پيش رفت كه دو طرف توان حركت در اون را داشته باشند.


96:

سوال مهم

علت اين همه كمبود ناگهاني برق چيست ؟ ايا دليل منطقي وجود دارد ؟

97:

درود

به نگر شا برق از کجا تامین میشود ؟ ژنراتور مولد برق چگونه کار میکند ؟
http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%d8%aa%d9%88%d9%84%db%8c%d8%af+%d8% a8%d8%b1%d9%82&SSOReturnPage=Check&Rand=0

فکر میکنم % بسیار بالایی از نیروی برق ایران توسط توربین های آبی تامین میشود که با
کاهش آب سدها و رودخانه ها ( تا جایی که کم آبی رودهایی همچو سفیدرود سابقه نداشته هست ) میزان تولید برق به افول میگراید .

اگر میتوانستیم از انرژی هسته ای برای تولید برق ، بدون تحریم اقتصادی هستفاده کنیم ، چشم انداز مناسبی برای ایران میشد در نگر گرفت .


98:


شايد كمي اشتباه ميكنيد

سهم برق آبي از ‪۳۵‬% در سال ‪۱۳۴۰‬به پنج % در سال ‪ ۷۹‬كاهش يافت و پس از فعاليت‌هاي جديد در سال ‪۸۵‬ سهم انرژي برق آبي بار ديگر در كشور به ‪ ۱۵‬% افزايش يافت .



در وقت حاضر ‪ ۳۷ ) ۳۷/۹‬مميز ‪ ۹‬دهم ) % انرژي مورد نياز كشور از نيروگاه‌هاي بخاري ، ‪ ۲۹ ) ۲۹/۴‬مميز و چهار دهم ) % از نيروگاه‌هاي گازي ، ‪ ۱۶ ) ۱۶/۷‬مميز هفت دهم ) % از نيروگاه هاي سيكل تركيبي و تنها ‪ ( ۳/۱‬يك مميز سه دهم ) % از نيروگاه‌هاي ديزلي تامين مي‌شود.

منبع:
http://www2.irna.ir/fa/news/view/lin...7117115751.htm

فرموده مسوولان وزارت نیرو خاموشی های امسال ناشی از کمبود بیش از شش هزار و 500 مگاوات برق هست که بخش عمده ای از این کمبود به دلیل بروز خشکسالی و بخش دیگری از اون به دلیل ضعف مدیریت و سرمایه گذاری در هستحصال و بهره برداری از رودخانه های فصلی و مرزی کشور هست

چطور می شود وقتی کمبود جدی در عدم تولید شش هزار و 500 مگاواتی نیروگاه های برقابی به دلیل از دست دادن مقادیر زیاد آب در زمستان رخ می دهد، یک هزار مگاوات نیروگاه اتمی بوشهر که هنوز یک واحد 500 مگاواتی اون هم به بهره برداری نرسیده کافی باشد.

»

منبع: http://www.sarmayeh.net/ShowNews.php?7845







99:


درود

سپاس از روشنگریتان

100:

يك سوال ديگه

مگر اب اين مناطق و رودها و سدها يك شبه كم شده؟
چرا هيچ برنامه ريزي درستي براي اين بحران انجام نشده؟ايا اصلا بحراني وجود داره يا فقط برنامه اينطور جلوه داده بشود؟

101:

پس با این تفاصیر باید بگویم جمهوری اسلامی خیلی خوب هست و همه از اون راضی هستند.
چون 98 % امت به اون رای دادند.
هیچ کس هم هیچ مشکلی ندارد چون اگر داشت یا اعتراض میکرد یا اعتصاب ولی میبنم که چنین نیست و همه خموشند.
پس سکوت به معنای رضاست.

102:

مگر در این کشور برنامه هست سازندگی ایجاد شود.
پدر بنده چندین سال پیش طرحی بسیار ارزان قیمت را به رایگان به دولت داد که در صورت اجرای اون طرح از تبخیر آب سدها با اندک هیزنه ای جلوگیری به عمل می آمد.

اما کسی اقدامی نکرد.
مشخص هست که هیچ کس قصد سازندگی ندارد و برخی با سازندگی ها حتی مقابله هم مینمايند.


علت اصلی همان امت آزاری هست که عرض کردم و اینکه ثابت نمايند امت هیچی نیستند و جرات حرف زدن ندارند.


103:

درود بر شما ...

واقعا نکته سنج هستید...

104:

شما همیشه به بنده لطف داشتید.


خیلی خوشحالم از اینکه آواتور شریعتی در ای دی شخصی برنامه گرفته هست که مسلمان واقعی هست و دیدش به اسلام همانطوریست که اسلام خواسته هست و با شریعتی مانوس هست.
این حرفها را برای چاپلوسی یا قدر دانی از لطف های شما نمیزنم.
حرف دلم هست و حقیقت.

105:

شما همیشه به بنده لطف داشتید.


خیلی خوشحالم از اینکه آواتور شریعتی در ای دی شخصی برنامه گرفته هست که مسلمان واقعی هست و دیدش به اسلام همانطوریست که اسلام خواسته هست و با شریعتی مانوس هست.
این حرفها را برای چاپلوسی یا قدر دانی از لطف های شما نمیزنم.
حرف دلم هست و حقیقت.

106:

متاسفانه همانطور كه شما هم فرموديد سازندگي در حال فراموش شدن هست و هر كسي هم در صدر مي ايد به فكر منافع حال خود هست بدون هيچ اينده نگري، برنامه ريزي ، دلسوزي.......

با بيان شعارهاي رنگارنگ و ...........
مشكلات زيادي وجود دارد .
در مملكت چهار فصل و پر از منابع با مشكلات عديده اي روبرو هستيم
بنزين مشكلي براي تمام فصول
گاز مشكلي براي زمستان
برق مشكلي براي تابستان
كم ابي مشكل ديگر
و.........................
.

بدون در نظر گرفتن وجود چينين مشكلاتي و عدم وجود برنامه اي براي ان.


107:

من چند شب پيش داشتم يه فيلم دانلود مي كردم.
برق رفت.
دانلود شده ها هم پريد.
متاسفانه لينكش راپيدشير بود نمي تونستم با برنامه دانلود كنم.
همش پريد!

108:

دو روز پیش برادرم مریض بود و بنده کل شمیران را زیر رو کردم و هیچ داروخانه شبانه روزی باز نبود.

وقتی این مسئله را با دیگران مطرح کردم کسی باور نمیکرد ولی بنده با دست های خود در بسته را فشار دادم و دری باز نمیشد.
امشب ترافیک عجیبی در اتوبان صدر رخ داده بود.

زیرا ورودی چمران را ساعت 11 شب بسته بودند تا آسفالت نمايند.

به این میگویند امت آزاری.

وقتی میدانند امت پنج شنبه شبها تا ساعت 2 تا 3 شب در این منطقه زیاد رفت و آمد مینمايند برای عوام فریبی میخواهند بگویند ما سازندگی میکنیم تا همه اون را ببند، ولی غافل از اینکه امت از کار و زندگی میافتند و وقتشان تلف میشود و اعصاب زیادی از اونها خورد میشود.

109:

از قديم فرمودن سختيش صد سال اوله
اميدوارم كه حداقل تايشان صد سال دوم يه فكري راجب به تمام مشكلات امت بشه.هر چند كه انوقت ما ديگه نيستيم..........


110:

اتفاقا در ایران همیشه برعکس بوده.
هر حکومتی که آمده اولش خیلی بد نبوده و به تدریج بدتر و بدتر شده.
پس مشخصه که صدسال دیگه اگر انقلابی این وسط رخ نده با حالا قابل مقایسه نیست و احتمال داره نوه های ما از نوع مذکر هم مجبور بشند با چادر تو خیابون رفت و آمد نمايند و برای یک قطره آب ساعت ها در صف بیاستند و بیگاری بنمايند.

111:

با این تبلیغاتی که برای آب میشه احتمال اینکه به زودی با جیره بندی آب هم مواجه بشیم خیلی زیاده.
به اینها میگویند زمینه سازی که در دولت احمدی نژاد به مراتب شاهد اون بودیم.
از بنزین شروع شد و معلوم نیست به چه چیزی ختم شود.
البته اگر ختم شود.


112:

اول شایعه بعد واقعه
اول چاقو رو آماده میکنن و بعد پوستمون رو میکنن
تو تاپیک "طرح ساماندهی یارانه های دولتی " پستی در رابطه با همین شایعه و در ادامه واقعه زدم
اول شایعه بود که می خواهند بنزین را سهمیه بندی کنن بعد تبدیل به واقعه شد
اول توی قبض برقمون نوشتن که 27000 تومن از پول برقتون از یارانه های دولتی پرداخت میشه و شما 3000 تومن همش میدید
بعد طرح ساماندهی یارانه های دولتی و قطع کردنه یارانه های دولتی در زمینه انرژی به وقوع پیوست
نمی دونم تا کی باید تو شراط بد منتظر شرایط بدتر باشیم

113:

حالا یک چیزی که خیلی جالبه این مسئلست.
فرمودند قراره از این به بعد سهم نفت و باقی منابع ایرانی ها رو به خود امت مستقیم بدند و یارانه رو حذف نمايند.
در وقت انتخابات کروبی محاسبه کرده بود به هر نفر 50 هزار تومان در ماه خواهد رسید.

در اون وقت در آمد نفتی 20 میلیارد دلار بود.
الان محاسبه کرده اند به هر کس 8 هزار تومان در ماه میرسد در حالی که درآمد نفتی 200 میلیارد دلار هست.

114:

بله علی آقا
روزانه 250 هزار بشکه نفت به قیمت 133 دلار فروخته می شود
حالا یه دلار نوسان میتونه چه سود عظیمی به جیب آقایون بره
بابا بالاخره روسیه باج سبیل میخواد دیگه
بالاخره امت فلسطین و لبنان و القاعده و عراق موشک نیاز دارند دیگه
پول اینا باید از یه راهی تامین بشه دیگه
تازه گردن این آقایون هم باید کلفت تر بشه
گور بابای امت

115:

من از اینکه در مورد لبنان اینطور صحبت میشه خیلی ناراحتم.
چون جالبه که بدونید ایران در چپاول اموال لبنان هم دستی داره.

یعنی اینها همه حرفه که ایران به لبنان کمک مالی میکنه.
ایران 1000 تومان به لبنان میده و 100000 ازش پس میگیره.


با این تیر هم پولی به جیب میزنه هم از خطر گنده شدن اسرائیل جلوگیری میکنه.
واقعا کشور پستیه در مسائل خارجی.


اتفاقا سال پیش برخی از امت لبنان بر علیه ایران و جمهوری اسلامی تظاهرات کرده بودند چون جمهوری اسلامی میخواست کافه ها و کاباره ها را از شهر بیروت جمع کنه ولی با مقاومت امت روبرو شد و جا زد.
ایران فکر میکنه همه جا بردش هستند.
میگم که جریانش مثل گربه ای که دستش به گوش نمیرسه و میگه بو میده.

اگر آب ببنه شناگر بدی نیست و همه جهان رو هم اگر بهش بدی باز هم کمشه.


116:

عجب
اما تامین کردن یک جنگ حالا بین هر کجا و با هر جای دیگری کار درستی نیست
از طرفی فرض کنیم از این کار درآمد کسب میکند
چه چیز عاید ما میشود
جز تحریمهاش
جز مشکلات و سختی هاش
اینا تشنه ی قدرت هستن و الان هم زمزمه های این رو میکنن که امریکا ایران رو ابر قدرت منطقه معرفی کنه

117:

نصف شبي اون يه ذره خوابم از چشاي ما پروندين

118:

وقتی امت فکر میکردند که عده ای فقط به دنبال ثروت هستند و عده ای فقط به دنبال علم.
ولی بعدا متوجه شدند افراد بیمارتری وجود دارند که قدرت طلب هستند و برای قدرت ارزش بیشماری قائلند.
این افراد معمولا از ثروت هم بی بهره نیستند چون ثروت در فرایند قدرتمند شدنشان ماثر خواهد بود.
حاضرند میلیاردها خرج نمايند که در فلان کشور یک اثر از خود به جای بگذارند تا نامشان را یکی دو نفر در یک کشور بیگانه بشنوند.

یا تعدادی میرید داشته باشند و دشمنان اونها فقط از شنیدن نام اونها حراسان شوند.

119:

با اين واقعيات ختمي در كار نخواهد بود و با شعار هر روز بيشتر(بهتر) از ديروز ،در خدمت ملت هميشه در صحنه هستند.





نوشته اصلي بوسيله rocker نمايش نوشته ها
اول شایعه بعد واقعه
اول چاقو رو آماده میکنن و بعد پوستمون رو میکنن
تو تاپیک "طرح ساماندهی یارانه های دولتی " پستی در رابطه با همین شایعه و در ادامه واقعه زدم
اول شایعه بود که می خواهند بنزین را سهمیه بندی کنن بعد تبدیل به واقعه شد
اول توی قبض برقمون نوشتن که 27000 تومن از پول برقتون از یارانه های دولتی پرداخت میشه و شما 3000 تومن همش میدید
بعد طرح ساماندهی یارانه های دولتی و قطع کردنه یارانه های دولتی در زمینه انرژی به وقوع پیوست
نمی دونم تا کی باید تو شراط بد منتظر شرایط بدتر باشیم

به مرگ مي گيرند تا همه به تب راضي بشن، و تا حالا كه خيلي موفق بودند.


120:

متاسفانه اين مشكل (خاموشي هاي پي در پي) همچنان ادامه دارد و هيچ حركت مثبتي از طرف مسولان نمي شود.


121:

میخوان برترش هم بنمايند
اینا که نمیتونند برق امت هم تامین نمايند پس به چه درد میخورند؟
انرژی هسته ای فقط داره هر روز بدبختترمون میکنه
برقمون هم برنامه بود تامین کنه کمش کرد

122:


مسئولان تايشان اين كشور كي از خودشون حركت مثبتي نشان دادند كه اين دفعه نشون بدهند
مسئولان فقط بلدند سكوت كنند
مثل سالهاي جنگ همچنان شاهد قطع برق هستیم.

قطع برق باعث مرگ هفت نفر در بیمارستان شهدای تجریش شهرستان تهران شد.


این بیماران که نیاز به عمل جراحی فوری، شوک الکترونیکی و احتمالا متصل به سیستم های الکتریکی حیات مصنوعی بوده اند، پس از قطع برق گسترده در سطح شهرستان تهران و در چندهفته گذشته فوت شده اند اما خبر اون با سانسور شدید در مطبوعات روبرو شد.
متن این خبر برای ساعاتی روی سایت عصرایران برنامه گرفت اما به سرعت از روی سایت حذف شد.

123:

کشور ما 2 بار دچار خاموشی شد.

یکی وقت جنگ.

یکی هم الان!

124:

امروز سه بار برقامون رفت
کاش مقصر پیدا میشد حداقل میدونستم کی رو میشه نفرین کرد؟

125:

به احمدی نژاد می گن این خاموشی ها برای چیه؟مگه این ملت همونی نیست که برای ریاست جمهوری به شما رای دادن؟! میگه جواب ابلهان خاموشیست!!

126:


طفلک راست فرموده.

از ماست که برماست

127:

بچه ها خوش به حالتون این بحثای سیاسی سررشته دارید ولی من که نمدونم چی به چیه فقط میگم:
خدایا این احمدی نژادم زودتر کارشو تموم کن آخه از ریختش خسته شدم به خودت قسم از اون خنده های مسخرش خسته شدم.یعنی میبینمش میخوام بالا بیارم!

128:

سایت عصرایران از روشن ماندن انبوه چراغ‌های وزارت نفت در ساعت‌های غیر ‏اداری و پیک مصرف نقل داده.
سایت تابناک اظهار داشته که در هیچ ساعتی ‏از روز، برق شهرک شهید محلاتی (خانه‌های ساوقتی کارکنان سپاه پاسداران) قطع نمی‌شه!

129:

(برق و خاموشي هاي مكرر)فرمودمان اين هفته

130:

آقا اصلاً ملت ایران برق رو می خوان چیکار؟
این دنیا فانی هست.

هر کسی برقش بیشتر برود، اون دنیا حوری بیشتری نصیبش می شود.

تازه در تاریکی عبادت کردن فضیلت بیشتری دارد، به خصوص اگر ماه رمضان باشد!

(جهت مزاح برای دوستان عرض کردیم که چندان اعصاب خود را برای این مسائل جزئی!! خرد ننمايند)

131:

اینکه چیز عجیبی نیست بعضی شهرا هم اینطوره مثل مشهد مقدس

132:

آری دوست من !
بسی از کتابی صحبت همیکردنت خوشمان آمد و یاد یکی افتادیم!!
ملت ما یا میریزه دنبال باسن خاتمی مثل خل و چلا داد میزنه آزادی...

آزادی!
یا طرفدار یه ....

نژاد میشه!!
....
ملت ما ملت بزرگواریست "اکبر"

133:

سه روز پیش به خاطر خاموشی ناگهانی برق و اومدنش یه خونه تو هوا منفجر شد
زن ومرده کامل سوختند بچه هاشون هم پرت شدند بیرون فقط دست وپاشون و سرشون شکست
داستان:برق میره اما یه وسیله های برقی هنوز تو برق بوده اونام نمیفهمند تو اون تاریکی
خونم گاز نشتی داشته به محض اینکه برق میاد همه خونه منفجر میشه
2_یه خونواده در شب تا برق میره میزنند بیرون قافل از اینکه یه وسیله های برقی تو برق بوده اما چون برق رفته بود کسی ن=متوجه نمیشه
خلاصه میزنند بیرون برق میاد اون وسیله فکرکنم سشوار بوده روشن میمونه تا کمکم با عث اتیش گرفتن قسمت اطراف بعد همه خونه میشه
اینا دو چشمست از این مسایل جزیی که فامیل آتشنشانیمون برامون فرمود

134:

امان از اینهمه قطع برق
بابا شهر های سردسیر که مشکلی ندارن
ما خیر سرمون اینهمه سد داریم تو خوزستان که بیش از نیمی از برق کشور رو تامین میکنن
اونوقت خودمون چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
هیچی
راه به راه باید بی برقی رو تحمل کنیم اونم تو این گرما که دمای هوا به 52 درجه هم میرسه
آخه این انصافه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اونوقت تو ماه رمضون روزه باشی بیرون باشی ساعت 2 سپس ظهر بیای خونه ببینی برقا قطع شده
خدایییییییییییییییییییییی ییییش شما باشین چیکار میکنین؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بگذریم
این از تابستونمون ...
زمستونم که قربونش برم هستان ما با اینهمه منبع گاز و نفت هی باید صرفه جویی کنیم که چییییییییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟
هیچی
شهرهای سردسیر یه وقت سوخت کم نیارن و سردشون نشه
خلاصه این بود داستان زندگی ما
نه تابستون درست درمون داریم نه زمستون ...


135:

با این حساب ما خوزستانی ها تو اون دنیا سهمیه داریم

136:

حالا همه اینا به کنار
سپس کلی فکر کردن داری فکرتو تو برنامه ات پیاده میکنی و وقتی جواب میده لبخند میزنی
ولی هنوز هیچی نشده لبخندت میخشکه
چرااااااااااااااااااااااا ااااااااااااا؟
چون یهو برق قطع میشه و تو هم برنامه تو سیو نکردی و همه چی باد فنا
اگه کانکت باشی که دیگه هیچی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1

137:

سلام من هم مجتبی هستم از اهواز
حق با شماست خیلی دارن ما رو عذاب میدن...

به خدا استقامت ما اهوازیها خیلی صبرمون زیاده.
این گلا تقدیم به شما

138:

نوبی ها که بدبختند
تو اون گرما برقم میره
چی کار میکردید با گرما؟

139:

هیچی تو خونه میشینیم عرق ازسرو رومون میریزه خانوم خوشبخت

140:

البته یه کار دیگه هم میشه کرد : دوش آب سرد

141:

من شنیدم تو خوزستان اب هم سهمیه بندیه

142:

نه دیگه این شایعس

143:

امروز صبح هم که از گاز زمستان حرف بود با ان ميخوان چکار کنن ما انرژي هسته اي نخوايم کي رو بايد ببينم ؟!‌

144:

من یکی که اگه دستم به وزیر نیرو برسه پوستشو قلفتی می کنم.
مثلا قراربود دیگه خاموشی نداشته باشیم!
در عوض روزا برق می ره

145:

دیروز دم افطار رفت

146:

عجیبه که برق خونه ما تا حالا قطع نشده فقط دوباراونم شاید 10 دقیقه(چشم نزنم)

147:

خونتون بقل سپاهی بسیجی مقام معظمی آیت اللهی نیست؟

148:

باباب برن گمشن با این دولت مداری و مملکت داریشون !

مسخره هست ! توی تلویزیون فراخوان می کنن هستان خوزستان در صرفه جویی برق توی کشور مقام اول رو اورده بعد توی این ماه رمضونی و گرمای 50 درجه اهواز این فصل خرما پزون سر ظهری برقای امت رو قطع میکنن!

خود ما دیروز از ساعت 3 ظهر تا 5 و نیم برق نداشتیم !

این چه وضع زندگی تو این مملکته؟!

149:

نه ابجی خدانکنه

150:

من میخواستم فوحش بدم بگم دیروز سه ساعت پای تلویزیون نشسته بودم تا سریال مورد علاقم رو تماشا کنم تا سریال شروع شد برق رفت.

وقتی دیدم از این مشکل که اصلا قابل مقایسه با مشکل من نبود صحبت کردی دیگه روم نشد چیزی بگم.
واقعا آدم نمیدونی چی باید بگه.

151:

یکی ازعزیزان من تواهواز زندگی میکنه میدونم چه ر نجی میکشید

152:

علی و شاداب باورتون نمیشه !

خدا شاهده عرق مثل ابی که از دوش سرازیر بشه از تن ما هم سرازیر میشه !

واقعا اوضاع بی ریخت و تاسف باره !

بیچاره اونایی که روزه می گیرن !!

153:

اینها نه شرف دارند، نه حس میهن دوستی، نه انسانیت و نه خدا و نه آخرت.
اگر واقعا اسلام داشتند حداقل در این ماه به حرمت روزه دارند ملاحظه میکردند.

اون هم در شهرهای جنوبی.

من خودم به شخصه همیشه از هستانهای جنوبی کشور شرمسار بوده ام که تمام بودجه کشور از نفت منطقه اونهاست ولی کن بی توجهی به اونها نیز بسیار زیاد هست.
البته یک سری از هستانها مانند کردستان و سیستان و بلوچستان از هستانهایی هستند که ظلم در اونها بیش از تمام نقاط کشور هست و همانطور که شما تابستان گرم را باید با هزار و یک سختی بگذرانید (که البته وضعیت ما هم مناسب نیست) اونها نیز باید زمستان بسیار سخت و طاقت فرسایی را بگذرانند.
سال گذشته که نه نفت بود و نه گاز بسیاری از این دوستان خود را با یک بخاری برقی که حرارت زیادی هم ندارد گرم میکردند حالا امسال با قطع برق بیابید چه مشکلاتی در زمستان خواهند داشت.

154:

درسته ! دقیقا همین طوره !
حرف من تنها هستان خوزستان نیست ! در کل میگم.....

چرا باید این همه تبعیض قائل بشن ؟


خدایی تو خونه های خودشونم این طور بی برقی می کشن !؟

اینا هیچ غیرت و وجدان و مروت ندارن ! امت رو بدبخت کردن و هر روز با یه دنگ و فنگ جدید یه بدبختی تازه تر برای امت درست می کنن ان ملت هم همیشه صبور و بی حرف و مظلوم بوده !

به قول شاعر بزرگوار : از ماست که بر ماست !

155:

من کارشناس و تحلیلگر مسائل اقتصادی و سیاسی نیستم، ولی باید بدانیم که 90 % نیروگاه های ما حرارتی هستند و آبی نیستند.

در نتیجه خشکسالی بهانه هست.

خیلی ها این کمبود برقها را به دلیل تحریمهای گسترده علیه ایران می دانند.
حداقل من یکی که کم کم دارم به این باور می رسم، به دنبال سلاح اتمی هستیم؛ وگرنه حاضر نبودیم اینقدر این مصائب را تحمل کنیم و به قول بنی صدر، هر روز مسئله بسازیم.


156:

بدترین خاموشی که داشتیم 4 ساعت خاموش از ساعت یک ونیم بامداد بود و تو اوج گرمای مرداد ماه!

157:

حالا به نظرتون من چیکار میکردم اون مدت؟!
خوابم که نمیبرد با اون بدن خیس نصف شبی یه کم پیرهنمو در میوردم هلیکوپتری تاب میدادم! یه کم با انگشتام و نور شمع سایه حیوانات درست میکردم

158:

چی میگه؟
می بینی دوست عزیز، قطع برق می تونه عامل بروز خلاقیت هم در ما بشه!
من آخه نمی دونم قطع برق کجاش اشکال داره؟ ول کنید مدرنیته رو! بیایید دوباره به عصر حجر برگردیم و سر از رازهای پنهان درآوریم!

159:

انده ضد حاله به خدا
با بچه ها بعد عمری جمع شدیم لیگ بزنیم
گیم اول بود که برق رفت
این یعنی ضد حال

160:

دریغا که بار دگر برق رفت،
همه اعتبارات این "شرق" رفت،
نیامد سر سفرمان، پول نفت،
خدایا، تو خود شاهد ما باش!

شعر از خودم، تقدیم به دوستان هم میهنی!

161:

سپس بنزین و گاز و گرد و خاک حالا دیگه
امان از دست برق!
چه لباسها که تو ماشین لباشویی گندید....
چه یخچالها که یخش آب شد و غذاهایی که فاسد شد ....
چه تلویزیون هایی خاموش شد....
چه سیستم ها که منهدم شد....
چه اسپیکر ها که خفه شد...
بسه دیگه حالا برق میره این شعرم هم هدر میره

162:

چقد ابراز احساسات هماهنگی!
قبلی هم شعر فرمود

163:

مجتبی جان مگه شما هم جنوبی هستی ؟

خوب ما هم خاموشی 4 ساعته داشتیم
خاموشی سر ظهر داشتیم تو این تابستون اهواز
خاموشی سر سفره افطار (2 روز پیش )داشتیم !

164:

بله من هم از اهوازیهای هم میهن هستم
خواستم بگم کاملاً حرفاتون قابل درکه

165:

یه بار رفته بودم خونه داییم برق رفت اینقد خیط شدیم که نگو دی:

166:

مگه برق رفتن خیط شدن داره؟!

167:

برق رفته؟!
(برق و خاموشي هاي مكرر)فرمودمان اين هفته
نگو در خانه ی ما برق رفته
بگو در کل دنیا برق رفته

بکن یک لامپ را در خانه خاموش
نمی دانی که صد جا برق رفته ؟

تمام شهر از بالا به پایين
و از پایین به بالا برق رفته

نمی بینم ستاره در سماوات
از اینجا تا ثریا برق رفته

خداوندا به کل شهروندان
بده «صبراً جمیلا» برق رفته !

اگر دارند چادر برق رفته
اگر دارند ویلا برق رفته

ندارد فرق دارا با ندارا(!)
عدالت را! چه زیبا برق رفته

رود مجنون که ups بیارد
سر میک آپ لیلا برق رفته

چو برقت می رود خوابت می آید(!)
لالا لالا لالالا برق رفته

پیامک می زنی: «meeting canceled»
ندا! سارا! سمیرا! برق رفته

فلانی در سخنرانیش می فرمود:
«لذا ایضا لهذا برق رفته

نبودِ برق یک بحث جهانی هست
همین الان اروپا برق رفته

به جان حضرت حافظ که چندی هست
سمرقند و بخارا برق رفته...»

جواب بچه را بابا چنین داد:
نمی یابیم قاقا برق رفته

به جای قصه ی دارا و سارا
از این پس: آب بابا برق رفته

دعاهامان نمی گردند اجابت
مگر در عرش اعلا برق رفته؟!

«مسلمان نشنود کافر نبیند»
که حتی در کلیسا برق رفته!

«بیا تا دست یکدیگر بگیریم»
بیا کاری بکن تا برق رفته

فضا آرام و تاریک و رمانتیک
درست عین تو فیلما! برق رفته

و مردی با زنش می فرمود هر شب
صدا کم کن که سیما برق رفته!

«مرا کیفیت چشم تو کافی هست»
ولی افسوس! حالا برق رفته

«الا یا ایها الساقی ادر کـَ...»
که ناگه بین اجرا برق رفته!

اگر قدر انرژی را بدانیم
نمی بینیم فردا برق رفته

خودم اســراف کردم در همین شعر
بسی ور رفته ام با «برق رفته»

درون بیت بیتش آب بستم
و در مصرا به مصرا برق رفته!

دوباره ماند شعرم نیمه کاره
دوباره باز گویا برق رفته

168:

ای بابا .....خدا لعنتشون کنه ...

برنامه های قطعی برقشون هم درست حسابی نیست ...

برنامه بود روزی دو ساعت برق بره ...

منطقه ما 3 روز پشت سر هم از ساعت 12 ظهر تا 6 سپس ظهر برق رفت ..

به اداره برق هم که زنگ میزدیم هر کی یه جوری میپیچوند ....


169:

نه ولی نمیدونستیم چیکار کنیم! همینطور نشستیم یه موقع میوه های جلومونو نریزیم

170:

از دست اين قطعي برق ديروز داشتم ايشاندئو موزيك the day that never comes رو دانلودددد ميكردم.
تا 27 مگ به زور رفته بود كه ييهو برق رفت.كلي قاطي كردم

171:

اما حالا یک سوال
ایا واقعا این همه خاموشی و کمبود برق تنها به خاطر کمبود منابع ابی هست یا واقعا تحریم ها هم فشار اوردند و نیروگاه های ما کم کم دارند عمر مفید خود را پشت سر می گذارند و احتیاج به تعویض لوازم دارند که البته با این تحریم ها غیرممکن هست.

172:

دیگه ازاین برق رفتن نگین که اعصاب واسه مانذاشته
وقتی برق روبه کشورای دیگه بدن همینه دیگه

نامردا حداقل توماه رمضون انقدقطع نکنین خدا لعنتشون کنه

173:

بابا ما که حسابی شرمنده شدیم!
ما که تو کرجیم و برقمون خیلی کم میره، این همه می نالیم و تو این تاپیک پست می زنیم، چه برسه به جنوبیها و خصوصاً اهوازیهای عزیز که اومدن تو این تاپیک.
به هر حال من که لازم می دونم به جای مسئولین از این عزیزان معذرت خواهی کنم!

174:

من همونطور که ناراحت میشم برق خونم بره ناراحت میشم همسایم برقش بره یا یه منطقه یا شهر دیگه کلاً درد هممون یکیه.
کرجی ها هم که خودشون جنوب شهر هستند و اند معرفت

175:

واقعاً‌ سخته چه تحملي دارندامت تايشان اين هواي گرم خداميدونه

176:

امروز هم که از خود tv نشون داد تو کرج بخاطر فشار زیاد برق همه وسایل برقی امت سوخته.
هیچ کس هم که جوابگو نیست.
حالا کجای کرج بود دقیقا یادم نیست توی برنامه در هستان نشون میداد از شبکه تهران.


177:

جا داره منم معذرت خواهي كنم از ملت
ما هم برقمون نهايتا سه روز در هفته به مدت نهايتا 6 الي 7 دقيقه ميره!
ولي ديشب يه 20 دقيقه اي رفت...

به اين ميگن عدالت!

178:

هیچی
تحمل...
بابا به خدا خیلی بی انصافیه
میگن خوزستان رتبه ی یک رو آورده تو صرفه جویی
آخه از کی تا حالا قطع برق اجباری شده صرفه جویی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

179:

خوش به حالتون
ولی ما برقمون تقریبا هر روز اونم کی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
از ساعت 3 تا 5 بعدازظهر قطع میشه
به قول شما اینه عدالتی که همه ازش دم میزنن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آدم از این حالش میگیره که بزرگترین سدها رو مثلا تو هستان خوزستان داریم اونوقت بیشترین قطع برق هم مال ماست
جالبه نه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

180:

ميدونم خيلي سخته...

واقعا جالبه....


181:

دزدی و کلاه گذاشتن سر این امت بد بخت که دیگه شاخ و دم نداره !

182:

مرتیکه بیشعور آقا واسه خودش نشسته تو خونه مارو بدبخت کرده
دم از عدالت و خدا و دین و پیامبر میزنه
از وقتی اومده گند زده به مملکت رفته پی کارش آقا
همه چی کم داشتیم الا این یه چی که اینم دیگه از دستمون رفت
اولا میفرمودن واسه اول شهریور دیگه اصن برق نمیره
حالا که شده شهریور فرمودن واسه ماه رمضونه اینقد قط میکنیم که ماه رمضون برق نره
حالا که ماه رمضون شده چی باید بگن ؟
خدا لعنتشون کنه
بعد میگن غیبت نکن
حرف بد نزن
تهمت نزن
آخه این بیشعور چیکار داره میکنه

183:

اینطور حرف زدن از یه خانوم باشخصیت بعیده

184:

این کارا هم از یه ریس جمهور با شخصیت بعدیه عزیزم

185:

این کارا هم از یه ریس جمهور با شخصیت بعدیه عزیزم

186:

هرچی عشقته بگووووو

187:

کمک میخوام حاج خانوم

188:

ما در حده کمک نیستیم ولی اهله کتک هستیم

189:

احمدی نژاد که کاری نکرده شما میگید بعیده!
برای رفع مشکل برق کاری نکرد ،
برای رفع مشکل گاز در زمستان هم کاری نکرد و نخواهد کرد
برای رفع مشکل سوخت یه کاری کرد اونم سهمیه بندی بود که کار حساب نمیشه
و هزاران کار دیگر که نکرد
پس ایشون کاری نکرده که ....


190:

تو این 3 ماه هرروز برقا قطع شده حساب کنین!!!مگه میشه اخه؟؟
هروز ضده حال هر روزخاموشی!من تو عمرم همچین چیزی ندیده بودم که تو این 3 ماه دیدم!خدا لعنت کنه این دیقیلی نژآده پستو از وقتی اومده به جز گند هیچ کاره دیکه ای نکرده!!
اقایون خونه خودشون زیره روشنائی میشینن امته بد بختم باید همش از دسته این برقا ضده حالی بخورن

191:

دستت طلا بابا خیلی خوب بارش کردی بازم از این کارا بکن خیر ببنی
باور کن سپس گردوخاک دیشب روم نمیشد از برق بگم حالا دیگه گردوخاکمون هم دوباره پیداش شده!!!
همه چیزمون شده خاک البته اینم بی دلیل نیست ولی تا مشخص شد علت این همه گردوخاک اجارتاً یه فروند فحش نثار همون ...

آقا کنیم
همه باهم به افتخارش:icon_ 263:

192:

خواهرم اینا به خاطر من و تو نارحتن که تو گرما داریم از دست ایشون میکشیم...
بذار بگن بذار به اونی لیاقت احترام و انتخاب توسط ما رو نداشت بگن...
شاید حداقل با این حرفا دلمون خوش باشه...

193:

چرا کاری نکرده
الطاف ایشون همیشه شامل حال ما شده و خواهد شد ان شالله
همین برق رفتنایه مکرر کاره دیگهآقا وقتشو گذاشته واسه اینکه تک تک دکمه هایه محله هارو بزنه که خاموشی بدهبیچاره از خواب خودشو کابینش میگذره واسه این کار

194:

من که دلم خنک نمیشهباید رودر رو باشه و اگه این کار هم عملی بشه اطلاعات پدر آدمو در میاره و منافق جسابت میکنهاگه گناه نبود با همین دستایه خودم یه گوله میچپوندم تو اون مخ نداشتش

195:

احمدی نژاد فرمود از اول مهر دیگه برق نمیره فقط گاهی وقتها میاد

196:

یعنی هنوز هم برقهای شما هر روز قطع میشند؟
واقعا جای تاسف داره برای چنین کشوری که منابع غنی داره ولی فقط از اونها برای فروش به کشورهای دیگه هستفاده میکنه و امت خودش در گرما و سرما بدون برق هستند .


197:

بسیار عجیبه
امروز اصلاً برقمون نرفت! توبه!!

198:

با هر بار قطع شدن برق به راستی که یاد دو بزرگوار می افتم.
1-ادیسون...2-پدر احمدی نژاد!!!

199:

برق تايشان اين شهر خراب شده ، گاهي تا 5 ساعت ميره ( البته تايشان مناطق خاصي ) .


جالبه كه با توجه به قطعي تحميلي ( !!! ) مسئولان از صرفه جايشاني امت تشكر هم مي كنن .


200:

درست یادم نیست تیتر اول کدام یک از روزنامه های چهارشنبه بود...اما تیتر این گونه بود که این بی برقی ها در پاییز هم به قوت خود ادامه دارد.

201:

والا خوبه
ما با اینکه برقمون میره واسمون این ماه 70 هزار تومان پول برق اومد
چرا ؟
مگه ما خرجی داشتیم؟
آخه بگو مرتیکه بیشعور بی پدر مادر تو کی به ما برق دادی که ما بخوایم این همه ازش مصرف کنیم

202:

کاش اون روزنامه کلمه ثنکس داشت که ما برای این روزنامه بدهیم
داره به خودش لطمه وارد میکنه و ارزش کاری که نکرده رو میاره پایین
کسی دیگه انتخابش نمیکنه

203:

تو تابستون تايشان بحبوحه ي گرما 2 بار در روز برق ميرفت.يه بار 2ظهر يه بار 8 شب هر دفه هم 2 ساعت تمام!! چي كشيديم بماند.
اما شكر خدا گوش شيطون كر از شهريور ماه ديگه خاموشي نداشتيم.

204:

فرموده بودند تا مهر که؟؟!

205:

يادش بخير اين بحث براي پارسال بود.
امسال اوضاع بهتر از پارسال بود ، از بي برقي خبري نبود ولي عوضش مبالغ دريافتي از فيش برقها در حال نجومي شدنه ،خدا به داد سال بعدمون برسه.


206:

یادش بخیر تیتان پارسال بیشتر میومد اما امثال قطعی زیاد داره

207:

اره يادش بخير ، پارسال و پيارسال جوون بوديم و جاهل
الان ديگه پخته شديم
در این بازار عطّاران نمي رايشانم هر سو چو بیكاران
به دكّان كسی مي شنيم كه در دكّان شكر دارد







208:

مسخره اي

209:

وقتشه پس مربا بندازیمت

210:

يادش بخير
امسال همون سالي كه پارسال وعده داده بوديم، چند وقت ديگه اولين فيشهاي نجومي دست ملت مي رسه.
اميدوارم يه فكري به حال چراغبوني هاي ريسه اي و پروژكتوري و لامپهاي پر مصرف خيابانها و كوچه ها مخصوصا تايشان مناسبتها مختلف كنند تا حداقل كمي جلايشان اسراف گرفته شود .


211:

احمدی نژاد فرمودند که امسال امت باید صرفه جویی کنن...
سال دیگه باید بیشتر صرفه جویی کنن...

..................................................

.................................

دوستانی که طبع شعر دارند...

در تاپیک شعر ها و سرودها منتظر همراهی و هم یاری شما هستیم....


72 out of 100 based on 37 user ratings 662 reviews