مصادیق غربزدگی چیست؟


مصادیق غربزدگی چیست؟



مصادیق غربزدگی چیست؟
متاسفانه در این سالها مد شده برخی افراد خیلی راحت به دیگران تهمت غربزدگی میزنند اما همین افراد اگر پای صحبتشان بنشینی اصلا تعریفی جامع و مانع از غربزدگی ندارند.اینان فقط عادت کرده اند مخالفان خودشان را غربزده بنامند در حالی که گاه خودشان از همه غربزده ترند.
اول تعریف خودم از غربزدگی را مشخص کنم.از نظر من غربزدگی یعنی تقلید بدون دلیل یک رفتار از غربی ها بدون اینکه درباره علت وجود آن رفتار در غرب اطلاع داشته باشیم.شرط دیگر اینکه بتوان به عملی برچسب غربزدگی زد این است که قبل از غربی ها کسی در دنیا آن رفتار را انجام نداده و غربی ها ایجاد کننده آن باشند.با این دو شرط به نظر دوستان مصادیق غربزدگی چیست؟



روزه‌ای؟

1:

چسباندن خود به فرهنگ غربی میشود غرب‌زدگی.


ایا سربازی که اموزش میبینه باید روزه بگیره؟
برای نمونه کسیکه در فرمودار خود واژه‌هایِ
انگلیسی, فرانسوی و ...


اونایی که روزه نمی گیرن کجا غذا بخورن؟
میپرّاند, بویژه وقتیکه برابر همتای اونها را در یاد دارد, میشود نمونه‌ای از غرب‌گرایی بسوی غرب‌زدگی.

بهمین چهره, عرب‌زدگی هم داریم.


باز هم ابرو ایران رفت . چرا ؟


چرا دلم خنک میشه وقتی خبر مرگ سوری ها را میشنوم ؟

2:

یکی از مصادیق بارز غرب زدگی هست.
همچنین از دیگر مصادیق میتوان بهووو اشاره کرد.


سلام - این مدل اتصالات کجا گیر میاد ؟


روزه در سن تکلیف

3:

بله درست هست هستفاده از واژه های غربی وقتی معادل فارسی اون موجود هست غربزدگی میباشد.من اگر جایی نیاز می بینم که مثلا انگلیسی صحبت کنم خب انگلیسی صحبت کنم.این مشکلی ندارد اما وقتی برنامه هست فارسی صحبت کنم فقط فارسی صحبت کنم.
نوشته اصلي بوسيله heyfenan نمايش نوشته ها
یکی از مصادیق بارز غرب زدگی است.همچنین از دیگر مصادیق میتوان بهووو اشاره کرد.
رقص و موسیقی و...غربزدگی محسوب نمی شود چون غربی ها موسیقی و رقص را اختراع نکردند.قبلا هم در همه نقاط دنیا وجود داشت.اما قبول دارم برخی از رقص ها و موسیقی ها مصداق غربزدگی هست.


در نبرد اسرائیل و فلسطین طرفدار کدومید ؟

4:

کلا مسئولان هر کاری دوست داشتند بنمايند اگر کسی اعتراض کرد میشود غرب زده .

در زمینه حقوق بشری - حقوق شهروندی - تصمیمات شخصی - حجاب - نوع پوشش - قوانین کشوری و قضایی و.....



درست فرمودم ؟

5:

راستي من هم يه سوال دارم : كي دوست داره با البسه اي مثل البسه طالبان افغانستان و با همون سر و وضع وارد يك محيط اداري بشه و به اتاق رئيس مراجعه كنه؟ و همينطور كي دوست داره با كت و شلوار و كراوات منظم وارد يكه محيط اداري بشه و نزد رئيس بره؟ اصلا خودتون اگه جاي او رئيس باشيد كداميك رو بيشتر تحايشانل ميگيريد؟


مشكل اينجاست عده اي ميگن هر پوشش ، هر فرهنگ اداب و معاشرت ، هر ......

كه در غرب بوجود امده باشه فرهنگ غربيه و كاملا هم اشتباست!!!!! پس اگه بخواهيم اينجوري فكر كنيم سوار ماشين بنز شدن يا گوشي ايفون در دست گرفتن هم از غرب بوجود اومده و يه جوراي ميشه فرمود فرهنگ اشتباهي هست .

من به اين افراد توصيه ميكنم يه گوشي جي ال ايكس ايراني دستشون بگيرن و فقط سوار پرايد بشن تا فرهنگ غربي وارد ايران نشه........


6:

بنظر بنده غرب هم مثل هر تمدن دیگر، یکسری زباله، چیزهای زائد و بی ارزش یا کم ارزش، و آفات و بیماریها داره.

همه چیز غرب که دربست خوب و مفید و ارزشمند و بصرفه نیست.
حالا آدمهای سطحی، آدمهای کم سواد، که البته توده و عمدهء عامه و جامعه رو تشکیل میدن، اکثرا دنبال این موارد کم ارزش و زباله های غرب هستن فریفتهء اونا میشه یا حتی فکر میکنن که قدرت و عظمت غرب از اونا ناشی میشه!!
درحالیکه عمدهء قدرت و عظمت غرب از علم و خرد و یکسری اصول اخلاقی پایه ناشی شده.
اکثر امت دنبال چیزهای راحت، چیزهای توی چشم، چیزهایی که در دسترس خودشون هست میرن طبیعتا.

و البته اینا چندان با پیشرفت و قدرت واقعی رابطه ای ندارن.
مثلا اینکه ما چطور پوشش بپوشیم چه ربطی به قدرت و پیشرفت داره؟ ربط هم داشته باشه احتمالا ربط اونچنان زیاد و قوی ای نیست.
ولی شاید بگیم این پوشش پوشیدن از لیبرالیسم ناشی شده، یا حتی بنوعی از آزادی بیان، که اینها ارزشهای پایه هستن و برای قدرت یافتن و پیشرفت خیلی پايه ی تر و مهمتر هستن.

ولی هرچیزی که از اونا ناشی میشه لزوما ضروری نیست، لزوما خودش یک دستاورد بزرگ و خیلی مفیدی نیست، یا حتی میتونه تقریبا زباله و بی ارزش باشه، و حتی در مواردی میتونه آفت و بیماری بحساب بیاد و مضر باشه.
حالا حساب کنید ما از غرب مثلا برهنگی و بی بند و باری رو که جزو موارد زباله یا حتی آفت و بیماری هاش هستن بگیریم، و در مقابل از اون علم و خرد و فناوری و پایه های اخلاقی و فرهنگی درست و حسابی که اونا رو به این قدرت رسونده چیز زیادی نداشته باشیم (که به گمانم اینطوره)، خب اونوقت بنظرتون ما چقدر پیشرفت و قدرت واقعی خواهیم داشت؟

7:

بنظر بنده توی زمینه های واقعا تخصصی علم و فناوری، قضیه پیچیده تر از این حرفها هست.
اونجا بنظر من کارایی زبان انگلیسی واقعا مهمه، و حتی گاهی اگر معادل فارسی چیزی رو بلد باشیم ولی بازم به دلایل حرفه ای ترجیح داده میشه که از معادل انگلیسی اونا هستفاده کنیم.
البته یک دلیل این مسئله میتونه نبود یا کمبود کیفیت بعضی برگردان های فارسی باشه.
بعدشم توی رشته هایی مثل رشتهء خود بنده (رایانه و برنامه نویسی)، اینقدر اصطلاح زیاد هست و هر روز هم بهش اضافه میشه، که خیلی اصطلاحات جایگزین فارسی مناسب یا بقدر کافی شناخته شده و مصطلحی ندارن، که این کار رو دشوار میکنه.
عمدهء منابع مورد هستفادهء ما هم به زبان انگلیسی هستن که بنابراین آشنایی و خو گرفتن با اصطلاحات انگلیسی اونا خیلی مفیده و بخاطر همین آدم در متون حتی فارسی هم از این اصطلاحات اگر هستفاده کنه، هم برای خودش و هم برای خوانندگان (طبیعتا خوانندگان عمومی ملاک نیستن) ممکنه در عمل مفیدتر باشه.

فرضا من اگر از برگردان های فارسی هم هستفاده کنم، باید توی پرانتز معادل انگلیسی اونا رو هم درج کنم، که این میشه کار و زحمت اضافه.
بعد تازه گذشته از اینها این همه اصطلاح و اینها فکر کنید باید بریم با این شلوغی سرمون و کمبود وقت و انرژی، دنبال اینها و یاد بگیریم و بخاطر بسپاریم، که توی رشتهء ما بنظرم واقعا سود و بازدهی و ارزشش رو نداره.


8:

غرب زده( یا شرق زده) یعنی کسی که مطیع غرب و شرق هست و هرکاری که اونها می نمايند را بدون تفکر، می پذیرد و عیوب اونها را نمی بیند........

اما الگو گرفتن از نکات مثبت دیگران، به شرطی که همراه تعقل و تفکر باشد هیچ ایرادی ندارد......

حتی به فرموده پیامبر(ص)، در موضوعی مانند علم باید از دیگران( حتی در دورترین نقاط جهان) این علم را بیاموزیم......

پ ن: بگذریم که عده ای نان به نرخ روز خور و چاپلوسِ بیسواد، هر واژه ای را که توسط آقایان مطرح شود را بدون علم، برای سرکوب مخالفانشان هستفاده مینمايند.......

اینها شعورشان را با نان، معاوضه کرده اند و منتظرند فلانی در سخنرانی اش یک منویاتی ارائه دهد تا همان را مثل نوار، ضبط و تکرار نمايند:-)

9:

یعنی اون چه که فرهنگ خودت و تمدنت هست رو ببوسی بزاری کنار و جذب یک فرهنگ بیگانه بشی و بهش افتخار هم بکنی فخر هم بفروشی و...
یکیش همین نگهداری از سگ و گربه که زیاد شده تا همین 5سال پیش کسی ازین جونورهای زبان بسته توی خونه نگهداری نمیکرد اما حالا سبک زندگی ها عوض شده و در خیلی زمینه ها از جراحی زیبایی بی مورد گرفته تا غذا و پوشاک و...
بدبختی اینجاست که اون چیزای خوب غرب پیشرفتها و فناوریهاشون سمت ما نمیاد همش چیزای جلفشون میان و فوری زیاد میشن چون راحتتر میشه ازشون پیروی کرد اما مثلا تولید مرسدس بنز راحت نیست
خلایق هرچه لایق زندگی که اجبار نیست هرکی هرطور دوست داره میخواد زندگی کنه مهم اینه که مثل آفتابپرست هی رنگ عوض نکنیم به شحصه سنتهای اصیل رو بیشتر میپسندم در صدسال اخیر این سنتها بیش از حد دچار تغییرات شده بخاطر حضور انگلیسیها و روسها در ایران و امروزه هم با وجود تبلیغات زیاد ماهواره ای با سریالهاشون و...

همچنان درحال غرب زده شدن هستیم!

10:

نوشتن نامه به جوانان غربی:))

11:

نمیشود اینطوری فرمود.مثلا کلمه ok را در نظر بگیرید.کاربردی که دارد بسیار مفید هست.
کسی بخاطر غربزدگی اکی نمیگوید.کاربرد خوبی دارد.
بخاطر همین افرادی که حتی چند ماه به خارج از کشور میروند سپس بازگشت این کلمه را هستفاده خواهند کرد.
خیلی ها فکر مینمايند دارند کلاس میزارند.ولی اینطور نیست.این قدر کاربرد خوبی دارد که انسان به ان شدید عادت میکند

12:

صحبت من درباره بد بودن یا نبودن غربزدگی نیست.من فقط میخواهم بدانم چه کارهایی غرب زدگی حساب میشود چه کارهایی نه.
دکست عزیز شما در خیابانهای فرانسه اگر از کسی انگلیسی پرسشی کنید با اینکه انگلیسی میداند پاسختان را نمی دهد.فکر می کنید دلیلش چیست؟دوست من هستفاده از لغات زبان بیگانه هنگام درس مطالعهیا نوشتن کتب تخصصی اشکال ندارد و گاهی لازم هم هست.اما راهیابی این لغات به فرمودگوهای روزمره باعث نابودی زبان فارسی میشود.


13:

دوست عزیز اینکه شما شنیدید در خیابان های فرانسه پاسختان را به انگلیسی نمیدهند.
شاید انکسی که به شما فرموده رفته بوده شهر های دور افتاده فرانسه یا رفته بوده تبریز و فکر کرده رفته پاریس.
اتفاقا پاریس که به اندازه جمعیتش توریست دارد.معمولا همه انگلیسی بلدند و انگلیسی با مشتریان و توریست ها صحبت مینمايند.
من هم امیدوارم که زبان فارسی بماند.همین الانش هم فارسی قدیم صحبت نمیشه.
وگرنه اشعار فارسی را لازم به معنی کردن نداشت .وگرنه مثلا امت زبان مولانا و حافظ وسعدی همانطوری که شما الان اشعار نو امروزی و اشعار سپیده جانم یا همون شش هشت را متوجه میشی.امتان گذشته هم اینطور ان اشعار را متوجه میشدند
اصولا عاقبت هر زبانی همین هست.
ما قبل از هر چیز کاربرد زبان را فراموش کردیم که اون راحتی ارتباط هست.


14:

خب نبایستی از این نکته هم چشم پوشید که اگر چند تا واژه‌یِ انگلیسی بپرّانید شما را فرهیخته‌تر میبینند.
در خود انگلیسی هم این داستان را داریم, ولی اونجا واژه‌هایِ لاتین بپّرانید فرهیخته‌اید.
در آلمانی هم لاتین و در فلسفه, یونانی.


15:

تعریف شما از فرهیخته چیست؟ اینکه امت کسی را فرهیخته بدانند به کنار.از نظر خود شما فرهیخته کیست؟

16:

تعریف شما از فرهیخته چیست؟ اینکه امت کسی را فرهیخته بدانند به کنار.از نظر خود شما فرهیخته کیست؟

17:

فرهیختن = تحصیل کردن + ادب آموختن = to be educated + to be cultured



https://www.vajehyab.com/dehkhoda/%D...AE%D8%AA%D9%86
فرهیختن .

[ ف َ ت َ ] (مص ) ادب آموختن و تأدیب و تربیت کردن .

(برهان ).

|| علم آموختن و تعلیم کردن .

(ناظم الاطباء).

|| آویختن .

(برهان ).

|| شمشیر کشیدن .

(ناظم الاطباء).

آهیختن .

فراهیختن .

رجوع به فرهختن شود.


18:

اونوقت آیا کسی که چندتا اصطلاح انگلیسی یاد گرفته فردی فرهیخته هست یا یک غربزده؟اصلا از نظر شما غربزده کیست؟

19:

در هر دو چهره, زیرا ببینید که هوش چیزی جدا از فرهیختگی‌ست.

برای نمونه کسی میتواند به چند زبان
آشنا باشد زیرا کتاب‌هایِ گوناگون خوانده و فرهیخته و دانش‌آموخته شده هست, ولی هوش و توان او
اون اندازه نباشد که هر واژه‌ای را در بگوییم هر سه زبان برابرش را بداند.

برای همین این کس
وقتیکه فرمودگو میکند به بهمان واژه که رسید انگلیسی اش که آسانتر یادش میامد را میگوید.



اکنون, آیا این کس فرهیخته هست, یا فرهیخته‌نُما؟



در جای دیگر, غربزدگی چیز به خودی خود بدی که نیست, برای
نمونه یک بربر اگر غربزده باشد بهتر هست یا اینکه همان بربر بماند؟

پس نباید این فرایافت‌ها را با هم درآمیخت.

در جایگاه تجربه‌یِ شخصی, شما کسیکه سه زبان میدانست
و در هر سه بی نیاز از زبان‌هایِ دیگر سخن میفرمود را میتوانید فرهیخته‌ای باهوش ببینید.

کسیکه
سه زبان میدانست ولی در هر کدام از دو زبان دیگر چپ و راست واژه وام میگرفت را فرهیخته‌یِ کمهوش‌تر ببینید.
کسیکه چهارتا واژه میدانست و اون میانها میپرّاند را هم فرهیخته‌نما ببینید.

این برای شماست, اینکه هامه (عامه‌یِ امت) چه میبینند داستان دیگری‌ست, و اینکه چگونه
گاه هر کس ناچار هست از این کژبرداشت‌هایِ هامه بهره بجوید نیز همچنین.

برای نمونه, خود من هم وقتیکه با یک هامه کار میکنم چپ و راست واژه‌یِ انگلیسی و ...


میپّرانم زیرا در چشمان او مرا کاردان جلوه میدهد, ولی در این سخنگاه هم‌میهن
اینکار را نیازی نمی بینم بکنم, زیرا میخواهم تنها هوشمندترها نوشته‌هایِ مرا دریابند.



60 out of 100 based on 35 user ratings 1010 reviews