وقتی حوصلتون سر میره چیکار میکنید؟


وقتی حوصلتون سر میره چیکار میکنید؟



وقتی حوصلتون سر میره چیکار میکنید؟
سلام دوستان امیدوارم حالتون خوب باشه
شما ها وقتی حوصلتون سر میره اصولا چیکار میکنید؟مخصوصا عصر ها و شب ها



رابطه فکروعمل؟

1:

من خودم اصولا عصر ها و شب ها که حوصلم سر میره خودمو با موزیک و درس و یا کتاب و اینترنت سرگرم میکنم


به نظر شما عوامل موثر بر قانون شکنی کدامند

2:

خیلی کارها
مدیتیشن میکنم
کتابهایی میخونم که بهم ارامش بده .....خارج از تاریخ و سیاست
موسیقی گوش میدم
کار میکنم
با پسر برادرم بازی میکنم
شام یا ناهار میرم بیرون
یه سر به باغچه میزنم
یوگا کار میکنم
ورزش میکنم
با لذت یه عطر یا میوه رو بو میکنم
میرم تو حیات افتاب میگرم
بعضی شبها چیپس میخورم




و....
جدیدا هم میهن باعث عصبانیت میشه
خیلی


واقعیت چیست؟

3:

این نصیحت حضرت لقمان رو من خیلی دوست دارم
وقتی حوصلتون سر میره چیکار میکنید؟


دانشجویان فنی معترض

4:

به جرعت میتوانم بگویم بسیااااااااااااااااار زیبا بود ممنون


ابوذر ورداسبی استعدادی منحرف

5:

up


.: به آنانی که می اندیشند! ( گرمایش جهانی) :.

6:

من خودم وقتی پر خوری میکنم از غذا خوردن چندان لذتی نمیبرم
حتی اگر بهترین غذا باشه
اما یه وقتای میزارم حسابی گشنم بشه مثلا یک روز هیچی نمیخورم ولی شب غذاهای مورد علاقم رو سفارش میدم با لذت تمام هستفاده میکنم

به قول ابن سینا بهترین وقت برای غذا خوردن وقتیه که از شدت گشنگی اب دهان راه بیفته
واقعا اون لحظه نون خالی هم لذت بخشه


کریس دی برگ: ایران امن‏ترین کشور جهان است

7:

امام علي(ع): - در سفارش هاي خود به كميل-: به گاه غذا خوردن، از اون كسي نام ببر كه با وجود نام او، ديگر هيچ دردي زيان نمي رساند و نامش، شفاي همه بيماري ها و ناتن درستي هاست.
رسول اكرم(ص): خوردن بدون گرسنگي و خوابيدن بدون بيداري كشيدن[ و احساس نياز به خواب]، نزد خداوند، گناهي سهمگين هست.

امام علي(ع): هر كس مي خواهد هيچ غذايي به او زيان نرساند، تنها هنگامي غذا بخورد كه گرسنه شده و معدۀ او [ازخوراك پيشين،] پاك شده باشد.


شما بوديد چيكار ميكرديد ؟
پس چو خواست بخورد، نام خدا را بر زبان آورد، خوب غذا را بجود و در حالي دست از غذا خوردن بكشد كه هنوز ميل به خوردن دارد و به اون، احساس نياز مي كند.امام صادق(ع): در سه چيز، ناخشنودي خداوند هست: خفتن بدون بيداري كشيدن[و احساس نياز به خواب]، خنديدن بدون شفرمودي، و خوردن پس از سيري.

8:

اینجا میام یه سایت دیگه میرم اهنگ گوش میدم
گاه حلوا درست میکنم شام میپزم بهرحال کاری میکنم بگذره

9:

والا عصرا بیشتر مسجد جامع ام
تنها وقت بیکاریم شبه که یا پیش دوستانم ، یا توی نت ، یا هم یه گوشه ای خونه نشسته ام دارم فکر میکنم
آها ، دانشگاهم هست..

اصل کاری داشت یادم میرفت
این روز ا دستم خالی نیست که بخواد حوصله م سر بره

10:


نمیدونم برای شما هم همینطوره یا نه ولی عصر ها دلگیر تر از بقیه ساعات روزه

11:

اگر از نظر مزاج شناسی بخواید بررسی کنید
اول صبح تا ظهر مزاج گرمه اما عصر ها مزاج رو به سردی میره
مزاج سرد یکی از علاعمش همینه ادم حالش گرفته میشه
من خودم مزاجم کلا گرمه چون اکثر خوراکیهایی که مصرف میکنم گرمه
من عصبانی میشم ولی افسردگی یا اینکه ناراحت بشم یا حالم گرفته بشه اصلا ندارم
فقط عصبانی میشم
موضوعی کلا پیش بیاد من ناراحت نمیشم در هیچ شرایطی فقط عصبانی مشم

12:

خیلی عالیه که اینطوری هستید عصرا حال ادم گرفته میشه

13:

بیا روش تغذیه رو تغییر بده
یک برنامه ریزی انجام بده در بازه وقتی 6 الی 8 عصر باشگاه یا فیلم کمدی نگاه کنی یا هر فعالیت دیگه ای
چون این احساسات و این خاطرات نباید وارد ضمر ناخود اگاه بشه وگرنه رو زندگی اثر میکنه
بنظر من افکار و احساسات باید ریشه یابی بشن
بعد که علت مشخص شد راه حل مشخص کنی تا برطرف بشه....
شما چرا دلت میگیره؟دلیلش چیه ؟

14:

ساکت یه گوشه ای می شینم و به یه نقطه ای خیره میشم ! یکی از مشکلاتم اینکه چون ادم پرحرفی هستم موقعی که بی حوصله و ساکتم اطرافیان این حالتمو به غمگین بودن تعبیر می کنن .


15:

به خاطر تنهایی و این حرفا نیست کلا حتی اگر وسط جمع و یا حتی بیرونم باشم دلم میگیره نمیدونم چرا اینجوریم

16:

میدونم از تنهایی نیست
ولی بنظر من با تغییر تغذیه بهتر میشه چون خودم وقتی 20 سالم بود انجوری بودم علتش رو هم نمیدونستم
بعد من همیشه اخبار و مطالب مربوط به سیاست و تاریخ و مسائل جامعه حالمو میگرفت
چندین سال به طول کامل فاصله گرفتم
نه ماهواره نه تلوزیون نه روزانامه هیچی رو دنبال نمیکردم ارامش فوقالعاده ای داشتم و هر چیزی که خودم دوست داشتم دنبال میکردم
هر چند مسائل سیاسی و اخار روزمره کنجاو میکنه ادمو ولی هر چی ادم غرقش بشه بیشتر دوست داره دنبال کنه...
خلاصه اینکه الان دوماهه من تو هم میهن فعالیتم زیاد شده بخاطر همین این یکی دوماه خیلی اعصابم خورد شد پستهایی که ارسال میشه قضاوتهایی که از رو احساسات و کینه ...میشه و اکثر بیجا هستن و خیلی موارد دیگه...خلاصه هم میهن دیونه نماينده شده به زودی ازش میرم

17:

حب در ایران که کلوپ و باشگاه شبانه به اون صورت نیست؛ مگر اینکه کسی خانگی دو تا رفیق را دور هم جمع کند.

بهترین راه سرگرم شدن همین دورهمی های گروهی عصرگاهی و شبانه هست.

ولی خب بدی ای هم که دارد این هست که آدم اصلا گذر مان را حس نمی کند و ممکن ات عمرش به بطالت بگذرد.


18:

مطالعه کتب ، تاریخ ، الهیات ، زبان شناسی ...

رسیدگی به امور زندگی و پیوستن به جمع دوستان اهل مطالعه .


البته موسیقی جای خودش رو داره ، مخصوصا جنوبی .

Mohiy جان ، وقتی حوصلت سر ميره پارتی می گیری یا شب شعر ؟ چون شما اهل فلسفه و شعر هستید میگم .


19:

سلام بر مرتضی عزیز.

جمع های دورهمی می تواند به هر شکلی باشد.

این جمع ها در حوامع سنتی ما هم وجود داشته.

که اصطلاحا به اون "مجلس اُنس" فرموده می شده.

افراد دور هم جمع میشدند، شعر می خواندند، شعر می فرمودند، بحث های شیرین و هنری می کردند، پذیرایی می شده از حاضران و با توجه به نوع فرهنگی که بر مجلس غالب بوده ممکن بوده رقص و شراب یا مولودی و آوای های مذهبی درش اجرا بشود.

شب ِ شعرها، گروه های ادبی، گروه های علمی، دایره های نقد ادبی، کرسی های نقد، پارتی ها، جشن ها، مجالس انس، اعیاد مذهبی در مساجد و تکایا و همه و همه یک نقطه مشترک داشته و اون "دسته جمعی بودن" انها بوده.

کلا انسان در جمع در حالت معمولا احساس تنهایی و بی حوصلگی نمی نمايند و گذر وقت در چنین محافلی اصلا حس نمی شود و انسان بهترین لحظات را تجربه می کند.

البته این حالت معمول یک انسان عادی هست.



من خودم تمرکز روی مطالعه و یاد گرفتن را ترجیه می دهم چون هر چند گذر کُند وقت ممکن هست آزاد دهنده باشد بخصوص در شب های بلند تابستان اما لااقل از اون احساس اضطرابی که بر اثر گذر سریع وقت به انسان دست می دهد خبری نیست.

حس بدی هست و خیلی از نوسنده ها و شاعرها اون را توصیف کرده اند؛گم شدن در دالان وقت و گذر از شبی طولانی که به طلبعه صبح می رسد و تو چشم باز میکنی و می بینی ساعت هایی مدیدی چه زود گذشته، انگار که اصلا از اول نبوده و نوعی حس پشیمانی و حرمان و افسوس از درست هستفاده نکردن از وقت گذشته به انسان دست می دهد.

این حس در مجالش انس ادبی نیز سراغ آدم می آید، چون بیشتر اون به تعامل با دیگران و دوری از خود می گذرد و انسان نمی تواند با خودش خلوت کند و کم کم احساس بیگانگی از خود بهش دست می دهد.


دنگ...، دنگ ....
ساعت گیج وقت در شب عمر
می‌زند پی در پی زنگ.
زهر این فکر که این دم گذر هست
می‌شود نقش به دیوار رگ هستی من.
لحظه‌ام پر شده از لذت
یا به زنگار غمی آلوده‌است.
لیک چون باید این دم گذرد،
پس اگر می‌گریم
گریه‌ام بی ثمر هست.
و اگر می‌خندم
خنده‌ام بیهوده‌است.

دنگ...، دنگ ....
لحظه‌ها می‌گذرد.
اونچه بگذشت ، نمی‌آید باز.
قصه‌ای هست که هرگز دیگر
نتواند شد آغاز.
مثل این هست که یک پرسش بی پاسخ
بر لب سر وقت ماسیده‌است.
تند برمی خیزم
تا به دیوار همین لحظه که در اون همه چیز
رنگ لذت دارد ، آویزم،
اونچه می‌ماند از این جهد به جای:
خنده لحظه پنهان شده از چشمانم.
و اونچه بر پیکر او می‌ماند:
نقش انگشتانم.

دنگ...
موقعيتی از کف رفت.
قصه‌ای گشت تمام.
لحظه باید پی لحظه گذرد
تا که جان گیرد در فکر دوام،
این دوامی که درون رگ من ریخته زهر،
وا رهاینده از اندیشه من رشته حال
وز رهی دور و دراز
داده پیوندم با فکر زوال.

پرده‌ای می‌گذرد،
پرده‌ای می‌آید:
می‌رود نقش پی نقش دگر،
رنگ می‌لغزد بر رنگ.
ساعت گیج وقت در شب عمر
می‌زند پی در پی زنگ :
دنگ...، دنگ ....

دنگ...


20:

هیچی علم و فناوری نمیشه.
اصلا من حوصلم به ندرت سر میره، چون همیشه کاری برای انجام دادن، چیزی برای یاد گرفتن دارم.
خیلی وقتا از ویکیپدیا (البته نسخهء انگلیسی) هستفاده میکنم همینطور میگردم رندوم هم که شده یه مقاله و موضوع جالب پیدا میکنم میخونم چیزی یاد میگیرم.

بخاطر همین الان از شیر مرغ تا جون آدمیزاد اطلاعات دارم در زمینه های مختلف و عجیب و غریب و ناشناخته.
مورد بعدی ورزش هست.

ورزش حسابی و رزمی-قدرتی.

و البته نه ورزشهای چرتی مثل فوتبال.
بعدش هم موسیقی.

ریلکسیشن.

نسکافه.

...
البته اگر ایده و پروژهء خوبی داشته باشم ممکنه برنامه نویسی هم بکنم.

منظورم برنامه نویسی غیر از شغل و برای پوله.

وقت و انرژی انسان نباید هدر بره.

وقت طلاست.

الان حوصلت سر رفته ولی یکی از اینطور موردها که فرمودم پیدا کنی همین که شروع کنی میبینی حوصلت هم خیلی زود میاد سرجاش.

حوصله سر رفتن یعنی آدم کنترل روان خودش رو رها کرده در دست نداره.

باید دوباره بگیری توی دست خودت.

نذاری عمرت هدر بره.

تا میتونی باید به خودت چیزی اضافه کنی، چون بعدا به دردت میخوره!
زندگی در این جهان مسئلهء شوخی و ساده ای نیست.

باید تا میتونیم مدام به قدرتهای اصیل و درونی خودمون اضافه کنیم.

هیچ کار دیگه ای هم نمیشه کرد! البته اونایی که مذهبی هستن که نظر و علاقمندی های خاص خودشون رو هم دارن، مثلا ممکنه نماز بخونن، کتابهای مذهبی بخونن، دعا و عبادت و اینها خلاصه.

واقعا معنی ای نمیبینم که آدم حوصلش سر بره!
یعنی چی واقعا؟!
بالاخره یه کاری برای انجام دادن چیزی برای یاد گرفتن به خود اضافه کردن وجود داره، مگر اینکه آدم مثلا یجوری توی زندانی چیزی باشه که گزینه هاش به جبر خیلی محدود باشن نتونه کاری بکنه.
حالا آدم باید کنترل روانش رو در دست خودش بگیره، به زور، و تنبلی نکنه.

مغز و روان انسان نباید در حالت رها شده برنامه بگیره.

هیچوقت! این اصلا چیز خوبی نیست.
اگر زیاد بیکار میشید حوصلتون سر میره، بنظر بنده یک ضعف و مشکل پايه ی دارید باید در نحوهء تفکر و اهداف و روش زندگیتون تجدید نظر کنید.

بینهایت راه هست برای رفتن، بینهایت چیز برای یاد گرفتن، تموم میشه مگه؟ چرا آدم اینقدر محدود باشه؟

21:

یه چند روزیه زیاد حوصلم سرنمیره.سرم گرمه.
هفته پیش ماشینو دادم عیال،اومد خونه دیدم جلوی ماشینو کلا مالونده
خودشم نمیگه چکار کرده اما شواهد نشون میده این وسط بوده یکی از اینور زده بهش یکی هم از اونور!!چون هرجوری حساب میکنم نمیشه که هم گلگیر راست نابودشه هم گلگیر چپ!!شایدم اصلا با ماشینه دیگه ای تصادف نکرده زده در و دیواری جایی
خلاصه دیگه قطعه مطعه هاشو خودم گرفتم یه نفری دارم جمعش میکنم
تموم شده مونده دیاق و سپر جلو

22:

اهنگ گوش میدم
الانم دارم سندی گوش میدم
امشو شو شه :)

23:

سلام.

ببخشید شما با این کاربر زیر نسبتی دارید احیانا؟

http://forum.hammihan.com/member.php?u=170877



24:

یه فیلم خوب میبینم یا یک کتاب خوب می خونم ...اکثر وقتا هم میریم بیرون

25:

شایدم رفته تو سه گوش

26:

موزیک که حروم بود
یا این فتواها فقط برای امثال منه؟

27:

آفرین اما تو هم مارو گاییدی با این وکیپدیا اون هم نسخه انگلیسی.


28:

چرا

29:

منم این چیزایی که شما می گی خیلی دوس دارما فقط یه ویژگی دارم به عنوان تنبلی که هیش کدوم رو انجام نمی دم ،باور می کنی عاشق ریاضیم و اینکه بشینم بخونم و سوال حل کنم ولی تنبلی می کنم

ما یه هستادی داشتیم به گوگل می فرمود امام جعفر صادق
می فرمود هرچی ازش می پرسی می دونه

ولی حقیقتا ویکیپدیا هم به قول هستادمون امام جعفر صادقه

30:

عصر باشه میرم حرم و مطالعه میکنم...

شبم میرم پارک محل قدم میزنم...


31:

کی فرموده موزیک حرامه عزیزم؟

32:

میام تاپیک های حق 1370 را می خون و می خندم !!!!!!!!!!!

33:

خواننده ی مورد علاقه ام و گوش میدم

چون شعر های آهنگ هاش بهم آرام میده

هم وقت میام اینجا و یا یه سر به تلگرامم میزنم

وسط ها میرم یه لیوان اب تگری میخورم

آخره سر هم manoto نگاه میکنم

34:

نخاشی :دی

35:

مدتهاست دیگه حوصله ام سر نمیره یعنی اونقدر سرم کار ریخته که وقتی واسه تلف کردن ندارم

دلم لک زده واسه حوصله سر رفتن

36:

خیلی جالب فرمودین

حرفتون هزارتا لایک داشت ولی موجودی اونجا فقط یکی بود اینه که نقل قول گرفتم

37:

عصر باشه میرم حرم و مطالعه میکنم...

شبم میرم پارک محل قدم میزنم...


38:

کی فرموده موزیک حرامه عزیزم؟

39:

میام تاپیک های حق 1370 را می خون و می خندم !!!!!!!!!!!

40:

خواننده ی مورد علاقه ام و گوش میدم

چون شعر های آهنگ هاش بهم آرام میده

هم وقت میام اینجا و یا یه سر به تلگرامم میزنم

وسط ها میرم یه لیوان اب تگری میخورم

آخره سر هم manoto نگاه میکنم

41:

نخاشی :دی

42:

مدتهاست دیگه حوصله ام سر نمیره یعنی اونقدر سرم کار ریخته که وقتی واسه تلف کردن ندارم

دلم لک زده واسه حوصله سر رفتن

43:

خیلی جالب فرمودین

حرفتون هزارتا لایک داشت ولی موجودی اونجا فقط یکی بود اینه که نقل قول گرفتم


54 out of 100 based on 29 user ratings 104 reviews