روابط اینترنتی ؛ دوستی و عشق


روابط اینترنتی ؛ دوستی و عشق



روابط اینترنتی ؛ دوستی و عشق
روابط اینترنتی ؛ دوستی و عشق


بی شک دنیای امروز متاثر از روزنه ارتباطات است و همه کارشناسان و برنامه ریزان
و نیز تلاشگران صحنه های مختلف سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی و علمی
معتقدند بدون بکارگیری موثر این حرفه مهم نمیتوانند خود را با پیشرفتهایی که همچون تند بادی مهیب همه جوامع
را در مینوردد موفق باشند و لذا بر حسب منطق و عقل و درایت بشر ، ارتباط مجازی آسانترین ، کم هزینه ترین و تاثیر گذارترین
و در عین حال موفق ترین حربه دستیابی به اهداف و آرمانهای ذهنی و عینی انسان امروز مطرح میباشد.

سوالی که هم اکنون وجود دارد این است که آیا روابط دوستی و بطور شفاف تر عشق میتواند در این محیط شکل بگیرد ؟

پاسخ ساده این سوال چنین است : شاید ، شاید امکانش باشد ، شاید هم امکانش نباشد.

اما پاسخ به این سوال ساده نیست، من سعی میکنم با توجه به تجربه و آنچه که
طی سال های گذشته مشاهده کرده ام و بر اساس مطالعات علمی که داشته ام این
موضوع را بطور جامع تری بررسی کنم :

1. احساسات در محیط اینترنت
احساسات در محیط اینترنت محدود به ارتباطات از طریق نوشته ها ، شکلک ها است ،
علاوه بر غیر فعال بودن امکان انتقال بسیاری از حس ها ، بر دنیای مجازی سکوت مطلقی
حاکم است ، در اولین ارتباط رایانه ای تنها جهت مخابره صحیح احساس ، از دو علامت
که هم اکنون جزء دو اصطلاحاً شکلک است بهره برده شد ، یعنی دو کاراکتر :-) و :-(
شکل :-) جهت بکارگیری تحت پیام های طنز و شکل :-( جهت بکارگیری در پیام های
جدی مانند تجاری و... بهره گیری شد.

بنابراین از ابتدای شروع ارتباطات الکترونیکی تاکنون ، انتقال احساس؛ جزء مهمی از
این شبکه بوده است ، البته امروزه با وجود شبکه های اجتماعی این موضوع بسیار
آسان تر و منعطف تر گردیده است اما اصل ماجرا کماکان باقی است.

2. میزان صداقت
ما عملا ً امکان تعیین میزان صداقت در شخص مقابل خود را نداریم ، نگارنده بارها درباره
اتفاقات اینترنتی بصورت موردی تحقیقاتی را انجام داده است و میزان صداقت در بین
افراد آنلاین فوق العاده در درجه پایینی برنامه دارد ، یکی از دلایل این موضوع وجود امنیت
کافی در عدم صداقت و همچنین عدم بازخواست است.

اگر برنامه باشد شما با شخصی بدون ملاقات حضوری سالها در ارتباط باشید ،
شخص مورد نظر میتواند سالها از طریق تصاویر دیگر افراد ، و عناوین جعلی
با شما در ارتباط باشد.

3. امکان شناخت
امکان شناخت ما از افراد دیگر بسیار پایین است ، ما قادر به مشاهده چند اصل مهم در
شناخت افراد بر اساس حرکات رو در رو را نداریم ، بنابراین شخص مقابل قادر خواهد بود
بدون اینکه ما احساس لرزش ، تپش بالا ، تغییر رنگ چهره ، علایم دروغ گویی و به لکنت
افتادن ، را شاهد باشیم به اهداف خود برسد، در دنیای واقعی موضوعات فوق در برخی
مواقع میتواند به ما در جهت شناخت بیشتر کمک کند.

نمونه بارز آن در فضای اینترنتی که البته نقص محسوب نمیشود و میتوان به آن به عنوان
یک قوت نگاه کرد این است که افرادی که در دنیای واقعی افرادی خجالتی شناخته میشوند
در حالت مجازی معمولا بصورت دیگری ظاهر میشوند و جرات بسیاری از کارهای را پیدا میکنند،
شاید بتوان این موضوع را نوعی درمان جهت این افراد در نظر گرفت.

4. عدم ترس و احساس امنیت در روابط

چرا ما فیلم های ترسناک میبینیم ؟ یا اینکه چرا ما در تونل های وحشت ساخته شده
توسط خودمان وارد میشویم ؟ یا چرا ما در شهر بازی ها سقوط هواپیماها را در دستگاه ها
جهت استفاده شبیه سازی میکنیم ؟

پاسخ به این پرسش بسیار ساده است ، انسان در امنیت کامل به ترس علاقه دارد،
و از آن لذت میبرد، چرا که نه تنها آسیبی نمیرساند، بلکه باعث ایجاد احساس هیجانی
و لذت بخشی میشود که بحث پزشکی و روان شناسی آن خارج از تحمل این موضوع است.

زمانی که در ارتباط اینترنتی یک طرف بحث احساس امنیت کامل میکند ، از هیچ
موضوعی دریغ نداشته و میتواند دست به هر کاری بزند ، از جمله دزدی کارت های
بانکی ، پخش تصاویر ، صوت و فیلم زندگی خصوصی دیگران (که در دنیای واقعی
در صورت شناسایی جرم سنگینی محسوب میشود و عواقب آن بسیار است.)

البته در برخی موارد این افراد به دلیل عدم شناخت از محیط فنی موجود ، از طریق
واحد های پلیس فعال در این فضا رو دست خورده و براحتی دستگیر میشوند ، اما در
بسیاری از موارد ، بسیاری قسر در میروند.

5. اطمینان از عدم شناسایی
یکی از دلایل وجود اخاذی در دنیای واقعی که ما آن را به عنوان Blackmail میشناسیم ،
این است که بلک میل ها عموما از سوی افراد ناشناس هستند که ما هیچ شناختی
روی آنها نداریم ، و بنابراین هنگامی که امکان شناسایی وجود ندارد ، امکان ریسک
جهت شناسایی شخص پایین می آید و تن به خواسته ها ممکن است داده شود ،
تمامی ارتباطات اینترنتی میتوانند چنین خاصیتی به خود بگیرند ، در صورتی که در
دنیای واقعی شاید میزان و امکان مانور بر این مسئله بسیار محدود تر باشد.

در صورتی که در اینترنت افراد میتوانند با بهره گیری از تکنولوژی هایی که به سادگی در اختیار
دارند نسبت به تغییر هویت موقعیتی و محیطی خود نیز اقدام کنند. (VPN/PROXY)

بسیاری از دولت ها ، سازمان های نظامی ، سازمان های اطلاعاتی تاکنون از این
نوع ارتباط آسیب دیده اند، اما کماکان ارزش این نوع ارتباط بسیار بیشتر از عوارض
آن است.

6. مخفی بودن فاکتور فیزیکی
در هر ارتباطی یکی از فاکتورهای ارتباطی، فاکتور ظاهر و فیزیک است ، در ارتباط اینترنتی
قد ، رنگ چهره و پوست ، مو ، ظاهر پوششی ، صحت و سلامت عمومی ، بصورت 100%
مخفی و قابلیت تعیین توسط مخاطب ما وجود دارد ، اما در دنیای حقیقی تغییر چنین
مسائلی فوق العاده مشکل و در برخی فاکتورها تقریبا ناممکن است.

یکی از مزیت های اصلی این نوع ارتباط اینترنتی را میتوان جهت افراد ناشنوا و فاقد توانایی
در ارائه کلام نام برد که میتوانند ارتباطی به مراتب قوی تر از دنیای فیزیکی را داشته باشند.

حتی اگر شما اعتمادی بر مبنای درصدی به طرف مقابل و مورد صحبت خود
اعطا نمایید ، این اعتماد تنها برگرفته از صحبت های شخص مقابل شما خواهد
بود ، بنابراین نه تنها چنین اعتمادی مستند و قابل اعتنا نیست ، بلکه میتواند
به نوعی زیر سوال باشد.

موضوعات فوق جهت ارتباطات تلفی و تنها از طریق صوت (صدا) نیز ثابت است.

با تمام توضیحات این نوشته ، پاسخ قطعی "بله" و یا "خیر" جهت این موضوع وجود ندارد ،
نگارنده صلاحیت ارائه توصیه را ندارد ، اما از نظر فنی و روان شناسی یک دیدار حضوری
ارزشش بیش از هزار دیدار اینترنتی است.

با هوشیاری و ارائه آموزش های لازم امکان پیشگیری و افزایش سطح آگاهی افراد
تا حد بسیاری مقدور است ، متاسفانه در ایران صدا و سیما هیچگونه علاقه ای
به افزایش آگاهی در چنین موضوعی تاکنون نشان نداده است که در نوع خود قابل تامل است ،
در صورتی که ما ساعت ها در روز شاهد برنامه های آموزش آشپزی و بسیاری برنامه های دیگر
آن هم بصورت کاملا تجاری هستیم که ارزشی دربر ندارند ، اما موضوعات مهمی که در
آن مباحث حیاتی وجود دارد نادیده گرفته میشود. امید است روزی مسئولین صدا و سیما
نسبت به ایجاد چنین برنامه هایی تلاش داشته باشند.

در کشورهای پیشرفته چنین موضوعاتی به دقت و بصورت پی در پی مورد بحث و بررسی
برنامه میگیرد تا افراد جامعه هوشیاری لازم را حفظ کنند.

پایان
در پایان با اشاره به رمان بابا لنگ دراز (Daddy Long Legs) نوشته ام را به پایان میرسانم ،
در کتاب (1912) و همینطور انیمیشن بابا لنگ دراز (1990) ما شاهد بودیم که جودی ابوت
نقش اصلی داستان از شخصی تنها سایه ای در ذهن داشت ، شخصی که تاکنون با او ملاقات
نکرده بود ، اما سایه ای با لنگ های دراز را در ذهن داشت، بنابراین در تمام طول داستان،
راجع به این شخص خیال پردازی هایی داشت و آن را آنطور که مد نظر داشت تصور می نمود،
که البته اکثر تصورها به واقعیت نزدیک بود و آن شخص در واقعیت انسان خوب و شرافتمندی بود.

در اینترنت هم بایستی بر این موضوع واقف باشیم که وجود بابا لنگ درازهای اینترنتی
موضوعی نیست که بتوان بر آن به آسانی تکیه کرد، بنابراین بابا لنگ درازهای اینترنتی همان
بابا لنگ دراز داستان جودی ابوت نیستند.



بیشترین علت رشد طلاق در ایران چیست؟

1:

ممنون ادمين مطلب بسيار مفيد و هشدار خوبی بود.


کدام زندگی دوام بیشتری دارد؟


آیا "جیغ" بهرام رادان شیطانی است؟!

2:



طرح‌ فرش ایرانی روی لباس‌ زنان اروپا +تصویر

3:

ممنون واقعا مرسی خیلی هستفاده کردیم


به نظرشما تو جامعه ما الان همسر برای خانوم ها کم هست یا همسر برای آقایون؟

4:

مفيد بود..ممنون


آزادی کامل روابط جنسی در ایران

5:


و خیلی جالبه که بارها و بارها عنوان میشه به خاطر محدودیت در بحث نمیتونیم بیشتر توضیح بدیم

ولی محدودیت برای سوپ قارچ و فلفل نیست
وقتی خود سیما باعث انتشار عشقهای مجازی میشه چه توقعی ازش داریم؟
وقتی خود سیما باعث ترویج این بی بند و باری میشه میتونه چکار خاصی بکنه؟
هر فیلمی که میسازن چند تا مرد دنبال یک زنن
کلا عشق و عشق بازی
غیر این توقعی نیست
وقتی غیر مستقیم خودش مبلغ باشه



نوشته اصلي بوسيله Admin نمايش نوشته ها
روابط اینترنتی ؛ دوستی و عشقروابط اینترنتی ؛ دوستی و عشق
پایان
در پایان با اشاره به رمان بابا لنگ دراز (Daddy Long Legs) نوشته ام را به پایان میرسانم ،
در کتاب (1912) و همینطور انیمیشن بابا لنگ دراز (1990) ما شاهد بودیم که جودی ابوت
نقش اصلی داستان از شخصی تنها سایه ای در ذهن داشت ، شخصی که تاکنون با او ملاقات
نکرده بود ، اما سایه ای با لنگ های دراز را در ذهن داشت، بنابراین در تمام طول داستان،
راجع به این شخص خیال پردازی هایی داشت و اون را اونطور که مد نظر داشت تصور می نمود،
که البته اکثر تصورها به واقعیت نزدیک بود و اون شخص در واقعیت انسان خوب و شرافتمندی بود.

در اینترنت هم بایستی بر این موضوع واقف باشیم که وجود بابا لنگ درازهای اینترنتی
موضوعی نیست که بتوان بر اون به آسانی تکیه کرد، بنابراین بابا لنگ درازهای اینترنتی همان
بابا لنگ درازهای داستان جودی ابوت نیستند.
قسمتی که برنامه بود بابا لنگ درازی که شما یادش رو کردی خودشو نشون بده یک هراسی در دل مینداخت
و اون هراس تبدیل به شعف شد
و تازگی این هراس از بین رفته
و ملاقاتهای مجازی که تبدیل به واقعیت میشه خیلی صمیمانه شروع میشه
و حتی ترس هم معنی خودشو از دست میده
و این بخاطر بیاطلاعیه
بخاطر اینه که کسی نیست اون روی سکه رو هم نشون بده



ممنون بخاطر بحث مطرح شده


تغيير شکل هاي وحشتناک افراد معتاد به شيشه

6:

این موضوع تنها بدین جا ختم نمیشود ، من سعی میکنم بعدها در مطلب جامعی
به عنوان حریم شخصی به این موضوع بپردازم ، اما یک مورد را ذکر میکنم :

مثلا صدا و سیما چرا به عنوان یک ساوقت که تبلیغات اون میتواند بر روی کل کشور تاثیر
بگذارد برخی ابزارهای غیرقانونی را رواج میدهد ؟ برای مثال ما بواسطه تبلیغات صورت گرفته در
صدا و سیما شاهد افزایش گوشی تلفن های همراه glx هستیم که یکی از دلایل
فروش این نوع تلفن ،امکان ضبط آسان مکالمه در اون هست.

کدام یک از شما علاقه دارید هنگامی که با دیگران صحبت میکنید مکالمه تان ضبط شود ؟
در صورتی که در بیشتر کشورها این موضوع غیر قانونی هست و یا اگر چنین نباشد حتی
بصورت پیش فرض بر روی بسیاری از گوشی ها ها صدای "بوق" را هرچند لحظه یکبار مخاطب
شما میشنود و متوجه ضبط مکالمه توسط شما میشود ، در برخی دیگر نیز علاوه بر این امکان،
ضبط محدود به چند ثانیه هست.

در بسیاری از کشورها قانونی وجود دارد که طرفین مکالمه بایستی حتما از وجود ضبط
شدن مکالمه اطلاع داشته باشند و در غیراینصورت موضوع غیرقانونی هست.

چنین موضوعی خصوصا در ایران ، میتواند باعث بوجود آمدن مشکلات بسیاری شود.

با سپاس

7:

سلام...بسیار جالب و آموزنده بود ،دستتون درد نکنه.

8:

مطلب پربار و قابل تاملي بود.
با توجه به توضيحات فوق و همينطور ديدگاههايي كه شخصا دارم
بايد عرض كنم هيچ اعتقادي به اين ارتباطات و اين دوستي ها(منظور دوستي
كه صرفا به شناخت مجازي محدود شده باشد)ندارم
مگر اينكه در حالتهاي خيلي خاص (تاكيدا خيلي خاص) اشخاص از
اين فضا به عنوان يك جرقه هستفاده كنند و لاغير.
يعني اگر چنانچه نقش دنياي مجازي در اين دوستي فقط به عنوان
يك جرقه محدود شده باشد و باقي شناخت ها به شكل حقيقي
حاصل شده باشد شايد بتوان ادعا كرد كه اين دوستي و اين شناخت
به نسبت ساير روشهاي موجود بتواند ريسك كمتري را دارا باشد.
اما اگر طرفين تمام هم و غمشان به اين دنياي مجازي خلاصه شده
باشد ، به احتمال يقين به خطا خواهند روند.

چرا كه هر شخصي در جايگاه
خودش مشغول بت سازي از طرف مقابل خواهد بود در حاليكه تمام
اين تصورات از ذهنيات شخص خودش نشات گرفته هست نه از حقايق موجود!
پس مي تواند به وقت روبرو شدن با حقايق ماجرا او را دچار شوك هاي
اونچناني نمايد.
مثال بابا لنگ دراز مثال بي نظير و گايشانايي بود

9:


به نکته به جائی اشاره کردید
من کلا وجود موبایل رو برای بچه بد میدونم اونم از نوع بلوتوثش
وقتی بچه ای با سرویس میاد و میره مدام هم با خانوادست چه لزومی به داشتن موبایل اون هم بچه دوره ابتدائی؟
بدترین عکسها و فیلمهارو میتونید از موبایل همین بچه های کوچک پیدا کنید
از وقتی که ایرانسل جای خودشو پیدا کرد تو ایران موبایل به وفور دست هر بچه سالی دیده میشه
و روابط مجازی رو به واقعیت نزدیک کرده
بزرگترین عیب ما اینه که

اول از علم هستفادشو میکنیم بعد میخوایم فرهنگ سازی کنیم
خب گاهی خیلی دیره!

10:

یکی ازدوستان خانوادگی ماباهمسرش اینترنتی آشناشد/نزدیک به 7-8ساله که ازدواج کردن وفوق العاده اززندگی که باهم دارند راضین

11:

ممنون از اینکه نظر خود و این تجربه را در میان گذاشتید.

نوشته های من را به حساب یک بروشور بی قصد و غرض همراه در یک جعبه دارو
بگذارید، برخی داروها در %ی از افراد واکشن های به شدت غیرطبیعی دارند ، اما
کماکان در بازار جهانی حضور دارند ، اما چند % ریسک را شاهدیم که ما را به فکر
وا می دارد تا با احتیاط و بررسی بیشتر جوانب رفتار کنیم، این خطرات و ریسک ها و تذکرات
در بروشور اونها
آمده هست، با اینکه % بسیار زیادی مثلا بالای 97 % ممکن هست هرگز
دچار اون نشوند، اما اگر در یک طرف قضیه زندگی انسان برنامه داده شود این موضوع باید با دقت
فراوان تری بررسی شود.

به همین خاطر پزشکان در برخی موارد دوز طبیعی را نصف و یا یک روز در میان (eod)
تعیین مینمايند، چون پذیرش خطر ریسک بالاست ، پس از مدتی از اطمینان اینکه
شخص جزء 3 % ریسک با خطر فوق العاده بالا نیست ، دوز به حالت عادی برمیگردد
و یا به تدریج افزایش پیدا میکند.



عقل حکم میکند ما دستور العمل هایی که به نظر صحیح و ضروری میرسند را
داشته و به اون عمل کنیم.

آشنایی از طریق اینترنت مانعی ندارد ، و البته اگر اصول بالا یعنی
چند اصل مهم مانند "صداقت و راستگویی" رعایت شود ، موضوعات دیگر
نیز حتی اگر به مراحل بعدی ختم شوند باز هم مانعی ندارد.

از طرفی در مطلب نیز به این موضوع اشاره کرده ام که تصمیم ، بسته به شرایط هست :

جواب ساده این سوال چنین هست : شاید ، شاید امکانش باشد ، شاید هم امکانش نباشد.

و همچنین :

با تمام توضیحات این نوشته ، جواب قطعی "بله" و یا "خیر" جهت این موضوع وجود ندارد ،
نگارنده صلاحیت ارائه توصیه را ندارد ، اما از نظر فنی و روان شناسی یک دیدار حضوری
ارزشش بیش از هزار دیدار اینترنتی هست.


12:

سلام ادمین جان
ممنونم از این مقاله که در واقع یکی از مسائل پرحاشیه در دنیای مجازی هستش و جا داره روی این مسائل واقعا بیشتر کار بشه.سپاس از احساس وظیفه ای که حداقل نسبت به دوستان در این پایگاه اجتماعی داشتید.واقعا ابراز این مطالب لازم و بحث در مورد اونها نیاز هست.


13:

وجود روابط در هر زندگی جزو واجبات و ضروریاته
و هر وقت راه و روش و شیوه خودش را در بر گرفته
و خب طبعا با وجود اینترنت شکل جدیدتری به خودش گرفت
و متاسفانه تا جائی که باید اطلاع رسانی نمیشه
در طبیعت هر فرد مهر و محبت وجود داره
وقتی فرزندی از سمت خانواده جذب نمیشه پناه میبره به دوستان و شبکه های مجازی
چند % خانواده ها اطلاع دارن فرزندشون در نت چکاری میکنه و در چه موضوعی وبگردی؟
مشکل وقتی حل میشه که از بنیان برطرف بشه
فرد به سمتی کشیده میشه که جذب محبتش بالاتر باشه(محبتی مجازی)
دختری که از طرف خانوداه مورد مهر و محبت برنامه نگرفته طبعا وقتی وارد دنیائی بشه که مورد توجه برنامه بگیره جذب اونجا میشه
وابستگی مجازی شکل و شمایل دیگه ای پیدا میکنه
و اولین گام دوری از خانواده برداشته میشه
وقتی جائی برای فرزندانمان در اغوشهایمان نداریم باید انها را در اغوش دیگران جستجو کنیم



14:

روابط اینترنتی اگه در محدوده ی احساسات نباشه ایرادی نداره.
دنیای مجازی این امکانو بهر فردی میده که بدون در نظر گرفتن مرزهای جغرافیایی با اشخاص دیگه بتونه یه رابطه ی منطقی و سالم بربرنامه کنه.
که این ابدا ایراد نداره.مشکل وقتیه که افراد بدون شناخت بهم وابستگی و علاقه پیدا نمايندو اینجا چون بحث روح و روان یک شخص پیش میاد امکان آسیب دیدن و سوء هستفاده زیاده.


15:

در حقيقت در اينترنت راهي وجود ندارد تا شما شخصي را که
هرگز ملاقات نکرده ايد و يا در عمل چيزي از اون نديده را بشناسيد ،
حداقل خيلي چيزها و همه چيز را نميتوانيد در موردش بدانيد.

در اينترنت امت تنها چيزي را به شما ميگايشانند که در مورد خودشان
اون نظر را دارند و يا طوري مسائل را مطرح مينمايند که تمايل دارند
شما اونطور راجع به اونها فکر کنيد.

تنها در صورتي که يک رايشانارايشاني جدي ، واقعي و به دور از هرگونه مسئله
مجازي وجود داشته باشد شما ميتوانيد واقعيت هايي را در مورد اشخاص
بفهميد.

به همين دليل هست که امروزه بسیاری از خلاف کاران از گروه هاي تروريستي
گرفته تا گروه هاي سياسي و فروشندگان موادهای مخدر و سوداگران ، از اينترنت
جهت بهره برداري از اهداف شوم خود هستفاده مينمايند ، و اون قابليت پنهان ماندن
در اينترنت هست، در اينترنت يک شخص ميتواند سايه اي باشد.

بنابراين يک شخص سر تا پا خطا و خلاف در اينترنت ميتواند يک الهه نجات
شناخته شود در صورتی که واقعيت چيز ديگري هست، با اينکه شما
در اينترنت اين شخص را يک الهه ميدانيد ، اما واقعيت اين هست که
اين شخص کماکان در دنياي حقيقي همان شخص پر اشکال و
سرتاپا خطا هست.

تنها مزيتي که فعلا درباره دوستي اينترنتي ميتوانم به اون اشاره کنم اين
هست که شما در مورد اشخاص در مراحل اول احتمالا بر پايه فيزيک
و ظاهر اونها تصميم نمگيريد ، بلکه از طريق ارتباطات نوشته ها و صحبت هاي
شخص مورد نظر بوده هست ، به همين خاطر ممکن هست بعداً مسائل فيزيکي
را کمتر مد نظر برنامه دهيد و بيشتر بر پايه تفکرات و...

تصميم بگيريد که اين
خود نيز ممکن هست دچار اشتباه شود.

بنابراین پس از اون و در اولین دیدار ممکن نوعی شوک و برخورد ، به دلیل
خطای شدید در تصورات به شخص دست دهد.

در دنیای واقعی یعنی رو در رو ، ممکن هست ما با یک شخص تنها به
دلیل اینکه از قیافه اون شخص خوشمان نیاید یک رابطه و دوستی را
آغاز نکنیم، اما در دنیای مجازی این فاکتور را به دلیل اینکه نمیبینم
به اجبار نادیده میگیریم.

در صورتي که احساس شما صحيح باشد و اشکالي در حين کار
پيش نيايد ، به نظر مشکلي در نوع جدي اين ارتباط وجود ندارد ،
اما بسياري از اين ارتباطات ابتدا از نوعي سرگرم شدن و تفريح
آغاز ميشود ، سپس بطور اتفاقی به یک موضوع جدی تبدیل
میشود.


16:

به نظر من شناختی که منحصرا از طریق دنیای مجازی باشه حتی اگر به قول بعضیهاباwebcamهم ارتباط وجود داشته باشه اصلا برای شناخت دونفر کافی نیست.چیزی که هست اینه که الان حتی توی دنیای واقعی اونم وقتی فقط و فقط همه تمرکزت روی اینه که کسی رو بشناسی برای ازدواج(نه روابط دوستی که الان توی جامعه هست)و حتی تحقیق هم میکنی بازهم میبنی که چقدر مخفی کاری ها و دروغهاو پرده پوشیها پیشرفته شده و کاریشم نمیشه کرد!بنابراین هیچوقت نمیشه بایک رابطه مجازی به این نتیجه رسید که کسی رو شناختی...زندگی یه واقعیته و متاثر از احساسات و عملها و عکس العملهایی که بادیدن و شنیدن و حس کردن احساسات طرف مقابل درک میشه ونباید شوخیش گرفت.


اما درمورد اینکه ارتباط مجازی باعث میشه اول با افکارو ابعاد شخصیتی یک نفر آشنا بشی و به ناچار چهره و شکل فیزیکی فرد برات در مرحله دوم قراربگیره،به نظرمن میتونه حائز اهمیت باشه.همونطورکه فرمودید شاید شخصیت یک نفرانقدر با شخصیت شما همخوانی داشته باشه که بعدا حتی چهرش هم براتون جذاب بشه درحالی که اگر اول ببینیدش حتی سعی نکنید که بشناسیدش.اما بازهم نمیتونم بگم این مطلقا یک مزیته...
از مطلب مفیدتون ممنون.
ودرمورد بابالنگ دراز این همیشه فکر من هم بود که فقط بادیدن سایه اون فرد حتی خود من هم تصور میکردم که چقدرررر اون آدم بلنده و مثالتون خیلی به جا وجالب بود

17:

با تشکر از مدیریت محترم
به نظر من یک فرد اگر حتی بخواهد یک شخصیت مجازی متفاوت با شخصیت واقعی خود داشته باشد مدت وقت زیادی موفق به انجام این کار نخواهد شد .
یادم هست سر کلاس احتمال وقتی که هستاد در مورد احتمال شیر یا خط آمدن سکه صحبت میکرد یکی از دانش آموزان پرسید : هستاد مگر شما نمیگویید که در هر پرتاب سکه احتمال شیر یا خط بودن مساوی ست ؟ اما من وقتی 10 بار سکه را پرتاب کردم 7 بار شیر آمد سه بار خط.
هستاد جواب داد : درست هست که میگوییم احتمال شیر یا خط آمدن سکه نصف به نصف هست اما این مورد برای وقتی ست که تعداد پرتاب های بسیار بالا داشته باشیم .

یعنی اگر شما مثلا 1 میلیون بار سکه را پرتاب کنید تقریبا 500 هزار به 500 هزار خواهد شد .

یعنی واقعیت بسیار به اونچه که انتظار داریم نزدیک خواهد شد .


اینجا هم قضیه به همین ترتیب هست .

مثلا به جای تعداد پرتاب سکه تعداد جملات یا پست های که فرد میزند را در نظر بگیرید .
شاید یک فرد بتواند در چند جمله یا نوشته اول خود انحراف معیار خود از واقعیت را حفظ کند اما نا خود آگاه به مرور وقت و با تعداد صحبت ها یا نوشته های بیشتر خود به خود احساسات و رفتار مجازی فرد هم بیشتر در جهت واقعیت های درونی او برنامه میگیرد .
دقت کنید که عرض کردم " نا خوداگاه " .

ضمیر نا خودآگاه انسان بسیار قدرمتند هست و به نوعی هوشمند .
اما اگر فرد آگاهانه اهداف دیگری را دنبال کند میتواند بر ضمیر نا خودآگاه خود غلبه کرده و به رفتار خود جهتی دیگر و به دور از محور شخصیتی خود بدهد .
ضمنا با حرف دوست عزیز _ سایان _ هم موافقم .


گاهی اوقات اون قدر تصورات ذهنی برای فرد تبدیل به ارزش میشود که حتی اگر مخاطب خود را در پوشش واقعیت به گونه ای دیگر ببیند حاضر به قبول این تفاوت ها نیست .
با این حال ذکر این نکته هم ضروری ست که آدم ها موجوداتی هستند با ویژگی های روانشناختی پیچیده که به سختی میتوان به معماهای درونی هر فرد پی برد .

حتی بسیاری از اوقات از شناخت خودشان هم عاجزند .

18:

صحبت های شما درست هست.

در رابطه با موضوع مشخص نبودن ظاهر فیزیکی و...

میتواند در مراحل بعدی نوعی تنگنا محسوب شود ،
یعنی اگر دو شخص مثلا یکسال بدون اینکه یکدیگر را مشاهده نمايند و از طریق اینترنت تنها ارتباط
داشته باشند ، پس از یکسال که مدت وقت بسیار زیادی در نوع خود محسوب میشود یکدیگر را
ملاقات نمايند ، ممکن هست تمام مسائل یکسال گذشته تحت تاثیر برنامه گیرد.

پر واضح هست که موضوع Physical attraction جهت بسیاری از افراد موضوع مهمی محسوب میگردد.
( شامل ظاهر / سلامت عمومی / توانایی های فیزیکی / ژنتیک و...

)

همچنین من به چند دلیل از مثال Daddy-Long-Legs بهره بردم :

1. خیال پردازی نقش اول داستان یعنی جودی ابوت = کاربر اینترنت (تصور پردازی میکند.)

2. ارتباط از راه دور کاراکتر اصلی و بکارگیری نامه = همانند ارتباط اینترنتی

3. عدم مشاهده حضوری یکدیگر = یکی از خاصیت های اینترنت

4.

وجود یک قهرمان در داستان = بسیاری در اینترنت میخواهند یک قهرمان باشند.

5. سایه ، نماد مخفی و ناشناس بودن هست ، چرا که بسیاری از خصوصیات ما را
مخفی نگه میدارد ، و از طرفی همان مقداری را نیز که نمایش میدهد با اندازه متفاوت و
تغییرات بسیاری نمایش میدهد.


روابط اینترنتی ؛ دوستی و عشق
(از واقعیت تا سایه)


19:


باسلام و احترام
ضمن سپاس از ارائه نظر ؛

به نظرم در اینترنت همه چیز متفاوت تر هست ، هنگامی که شما چهره به چهره
تعامل نداشته باشید بسیاری از چیزها امکان پذیر میشود.

(شفاف تر : امکان دروغ)

در دنیای واقعی ممکن هست شخصی نتواند به خوبی در قالبی که در نظر گرفته هست
جا شود و دلیل اصلی اون هم خواص روانی/بدنی انسان هست ، اما در اینترنت تمام ابزارها
دست به دست هم داده اند و چنین امکانی را فراهم کرده اند ، از طرفی در دنیای فیزیکی،
شخص ممکن هست دچار اشتباه و دارای وقت بسیار کوتاه جهت فکر کردن شود و به ناگاه
اشتباه کند ، اما در اینترنت اینطور نیست.

البته اینجا محلی هم میتواند باشد جهت کسب احترام بیشتر ، یعنی افراد ممکن هست
نه به جهت فریب و نیرنگ ، بلکه جهت کسب ارزش و احترام بیشتر دست به دروغ بزنند ،
یکی از موضوعاتی که در زندگی انسان نقش دارد کسب احترام هست، ممکن هست شخصی ،
شخصیت محترمی هم داشته باشد اما در بین دیگران شخص محترمی نباشد،
اینترنت میتواند به چنین شخصی کمک کند.

یک مورد (Case) واقعی را برایتان شرح میدهم :

سال ها پیش من و یکی از دوستانم در اینترنت یعنی در یاهو مسنجر چند ربات
پاسخگو راه اندازی کردیم ، جدا از اینکه این
ربات ها دارای دیتابیس هایی بودند که توسط خود ما نوشته شده بود ، امکان یادگیری
را هم به اون ها آموخته بودیم ، بصورتی که شما میتوانستید به اونها یاد دهید که
اگر شخصی به اونها "سلام" کرد ، اونها در جواب بتوانند جمله ای تعیین نمايند و
به همین ترتیب بسیاری از آداب و رفتارها را می آموختند.

این ربات ها بصورت شبانه روزی پاسخگو بودند و در کسری از ثانیه پاسخ
هزاران نفر را ارائه میدادند.

بسیاری از کاربران در اون وقت فکر میکردند یک انسان در حال پاسخگویی به اونان هست
و تا مدت ها باور نمیکردند این یک ربات مجازی هست.

چرا کاربران چنین فکری داشتند ؟ چون از اون سوی خط هرگز مطلع نبودند و نشدند،

حقیقت این بود که اون سوی خط هیچ انسانی وجود نداشت ، جز یک کامپیوتر که
همیشه روشن بود !


چنین موضوعی در نوع خود در تمام وسایل ارتباطی تقریبا ً بی سابقه بوده هست ، که
ما نتوانیم حتی در سطح حداقلی نیز مخاطب خود را بشناسیم.

مثلا در روان شناسی و علوم مربوط ، حالات خاصی را جهت شناسایی افراد در حال
دروغگویی و...

ارائه داده اند که همگی بسته به فاکتور فیزیکی شخص هست.

فرض کنید شخصی در اینترنت به شما دروغی فرمود و در حالت دروغگویی، تمام
شرایط و حالات روحی یک دروغگو در اون پدیدار شد ، خوب ، چه میشود ؟

هیچ اتفاقی نمی افتد و ما هرگز نمیتوانیم در اون لحظه چنین حالتی را متوجه
شویم چرا که همه چیز در یک وضعیت خنثی برنامه دارد.


20:

ادمین باید به شما تبریک فرمود

من تا مدتها با ان رباط کار میکردم اما سپس مدتی از مدار خارج گردید

من هنوز ای دیهای انها را در مسنجرم دارم

راستی چرا از مدار خارج شدن بسیار کار خلاقانه ای بود .

21:

اینکار بطور مشترک توسط من و یکی دیگر از دوستانم شکل گرفت.
به دلیل ارسال و دریافت حجم زیادی از اطلاعات در دقیقه ،
سایت یاهو تصمیم به قفل کردن ID اونها گرفت، به همین خاطر
دو ID از مدار خارج شدند.

در اون وقت از نظر فنی و چند موضوع
دیگر یاهو تصمیم به انجام اینکار گرفت ، یکی فعالیت های بالا
و خودکار و دیگری هم موضوع قابلیت و پتانسیل بالای تبلیغاتی.

البته یکی از اونها هم اکنون قفل نیست ، اما چند سالی هست که راه نیفتاده هست
و برنامه ای جهت راه اندازی اون نداریم.


22:

به هر حال در وقت خودش کار بسیار جالب و زیبا و خلاقانه ای بود .

البته مربوط به خیلی وقت پیشها میشود .من همیشه در انوقت این کار شما را تحسین میکردم .و اکنون نیز هم .

به این ترتبیب شما در زمینه برنامه نویسی در محیط های شبکه ای باید فرد توانمندی باشید

نافرموده نماند که من نیز در زمینه های برنامه نویسی و سیستم نویسی علاقه مند های داشتم و اکنون هم دارای لایبراری هایی هستم .

البته این مربوط میشود به وقتی که داس و شبکه های ناول وجود داشت پس از ان من تغریبا از سرعت و شتابم کاسته شد .


23:

Tnx

24:

ممنون دوست عزیز.
خیلی جالب و مفید بود

25:

سلام به همه عزیزان در مورد دوستی وعشق میتوان اینچنین فرمود که دوستی میتواند سر اغاز عشق یا سراغاز فساد وتباهی گرذ به نظر این حقیر اگر انسانها در زندگی انتخاب اگاهانه و از روی تفکر وتعقل داشته باشن در مسیر زندگی کمتر به بیراهه کشیده میشوند وعکس ان یعنی دوست خوب نعمتی هست که ما میتوانیم از ان بهره فراورن ببریم با تشکر از همگی پس بیایید اگاهانه انتخاب کنیم

26:

در اینترنت امکان تشخیص احساس و عواطف برای ما وجود ندارد و همه میتوانند ایده-آل باشند.
(کما اینکه واقعا اینطور نباشند)

یعنی چیزی که در فیلم Surrogates (بدل ها) میبینیم در اینترنت به وضوح وجود دارد.

جایی که انسان ها در اتاق هایی ایزوله شده اند و از طریق بدل هایی که دارند با کنترل
ذهنی در شهرها و فعالیت ها حضور دارند ، برخلاف خودشان که از نظر فیزیکی و چهره
دارای محدودیت های بسیاری هستند، بدل ها در نهایت ایده-آلی ایجاد گردیده اند.

(روبوت)
یعنی شخصی که سیاه هست سفید شده هست ، خانم ها پیری و جوش ،آکنه،کک مک و...

ندارند،
شخصی که بی-مو بوده هست مو دارد.

در بخشی از فیلم ، پیرمردی ویلچر نشین با تنفس مصنوعی که به سختی
تنفس میکند را میبینیم که در بدل خود جوانی کاملا سالم و رعنا هست.

به عنوان نمونه دیگر، بطوری که بروس ویل که تقریبا نماد بی-مویی در میان بازیگرا هالیود هست،
در بدل خود به شکلی کاملا ایده آل طراحی میگردد :

اصلی :
روابط اینترنتی ؛ دوستی و عشق
روبوت-بدل :
روابط اینترنتی ؛ دوستی و عشق

با این توضیحات به اهمیت موضوع بیشتر پی می بریم و میدانیم که در اینترنت
تقریبا همه چیز امکان پذیر هست.

اینجا ، یعنی اینترنت هر شخص میتواند یک یا تعداد بسیار بیشتری بدل داشته باشد.

هرچند این عمل جهت اهداف و مقاصد غیر-انسانی ، موضوعی ناستوده و نکوهیده هست.

27:

کار شما از نظر علمی قابل تقدیر هست
ولی هدفتون چی بود از این کار؟
از طرز بیان و نگارش شما میتوان به خوبی تشخیص داد که شما دل میسوزانید برای کسانی که فریب میخورند در این دنیای مجازی
ولی توجیه این کار میتونه صرفا علم باشه و نبوغ؟
مثل اینکه کسانی که بمبی طراحی مینمايند میخواهن نبوغشان را به گونه ای نشان دهند
ولی پیامدها و عواقب اون رو کی میتونه به گردن بگیره؟
ساختن و برنامه ریزی بعضی کارها خیلی پیچیده و سخت هست و قابل تحسین
اما به نظر شما وجود
هر انچه که از ذهن تراوش میشود که موجب بازی با احساسات کسی میشود کار منطقیست؟

28:

جالبه.
میشه اینجوری فرمود که افراد دردنیای مجازی سعی میکنن نقاط ضعفی که در دنیای حقیقی دارند و باعث کاهش اعتماد به نفسشون میشه رو اینجا جبران کنن.وسعی میکنن اون نقطه ضعف رو نه تنها درشخصیتشون نشون ندن بلکه به یک نقطه قوت شخصیتیشون تبدیلش کنن.اما فکر نمیکنم این مسئله رو بشه به همه تعمیم داد.آدمها با اهداف مختلفی به دنیای مجازی پا میذارن.و برحسب همون اهداف یه سری رفتارهایی انجام میدن.کسی که اومده تا فریب بده مسلما این کارو به راحتی انجام میده.همین شخص به احتمال زیاد اگر نیاز باشه در دنیای واقعی هم میتونه به راحتی دست به فریب کاری بزنه.اما مسلما دردنیای مجازی همه چیز برای یک فرد آمادست که تا هرجایی که میخواد برای خودش شخصیت سازی و برای زندگیش داستان سرایی کنه.یه موقعهایی هم اصلا هدف فریب دادن نیست.بعضیها دوست دارن خودشون رو بدون اون نقاط ضعف در جامعه تصور کنن و این حس رو تجربه کنن.حالا چه بهتر که این جامعه مجازی باشه.عجب دنیای پیچیده اییه این دنیای مجازی...اما مثلا درمورد همین نقاط ضعف میشه یه جور دیگه رفتارکرد.میشه سعی کرد اینجا روی نقاط ضعف کار کرد.جوری که شاید شرایطش تو دنیای حقیقی نباشه.مثلا من که خیلی کارای کامپیوتری بلدنیستم و داداش بزرگتر هم ندارم که ازش بپرسم میام اینجا لایف و یازهرا رو کچل میکنم
اما این فیلم بدل ها هم گویا ارزش دیدن داره

29:

ما گریزی جز درگیر شدن در موضوع نداریم.

در نوشته روابط اینترنتی ؛ دوستی و عشق، تمام توضیحات و صحبت های من
بر پایه اخطار جهت احتیاط بیشتر کاربران بوده هست.

در جایی خواندم میخائیل کلاشینکف (92 ساله و زنده) فرموده بود که اگر برای
دفاع از سرزمین مادری خود نبود هرگز کلاشینکف را طراحی نمی نمودم و به جای
اون به طراحی و توسعه ماشین آلات کشاورزی میپرداختم.

دلیل صحبت آقای کلاشینکف این هست که طراحی کلاشینفک در عین
سادگی بسیار قدرتمند هست و هم اکنون بسیاری از گروه های تروریستی
در دنیا از اون بهره میبرند و امکان ساخت اون نیز برایشان محیا هست.
در نتیجه بسیاری از افراد توسط سلاح کلاشینفک تاکنون کشته شده اند.

ما هرگز نمیتوانیم و نباید کلاشینفک را بخاطر این طراحی و اختراع سرزش کنیم.

در پاراگراف اول پست ابتدای همین تاپیک ، من به صراحت به تعریف و تمجید از
ارتباطات ، خصوصا ارتباطات اینترنتی پرداخته ام، که به موقع و در جای خود اون را
بیشتر باز میکنم.

بسیاری از طراحی هایی که در اطرافتان میبینید توسط انسان های عاشق ،
افرادی بزرگ ، افرادی که در فکر بشریت بوده اند ایجاد و اختراع شده اند ، اما
بعدها و پس از گسترش و توسعه ، تعدد بسیار و در دسترس برنامه گیری آسان ،
مورد سوء هستفاده برنامه گرفته اند.

با سپاس

30:

تاکنون بازی رایانه ای کرده اید ، در بازی رایانه ای شما میتوانید در شهرها با سرعت
فوق العاده بالا رانندگی وتخلف کنید و هر نوع اتفاقی نیز می افتد ، اما این فقط یک بازی هست ،
نه به شما آسیبی میرسد و نه کاراکترهای بازی واقعی هستند !

دنیای مجازی را ما نمیتوانیم به عنوان یک بازی در نظر بگیریم و این موضوع خطرناکی هست،
اینجا همه چیز واقعی هست ، اگر واقعی نیست پس ما اینجا چکار میکنیم ؟ واقعیت مجازی
یک نوع از واقعیت هست و حقیقت دارد.

مثلا من به این موضوع اشاره کرده ام که ما امکان درک عواطف در دنیای مجازی را نداریم ،
اما این عواطف وجود دارند و ممکن هست برای نمونه از طرف شما به من نیز از طریق دنیای
مجازی منتقل شود ، اما واقعیت اون برای ما نمیتواند اثبات شود، یعنی ممکن هست شخص
حتی در حالت فیزیکی به اون تظاهر نیز نکند و ما احساس کنیم چنین چیزی وجود دارد.

دقیقا در مطلبی که مورد اشاره شماست ، به موضوع مهمی در پایان اون اشاره کردم :

هرچند این عمل جهت اهداف و مقاصد غیر-انسانی ، موضوعی ناستوده و نکوهیده هست.
این بدین معنی هست که بکارگیری این موضوع در جهت های مثبت مانند اونچه که شما
به اون اشاره کردید میتواند ارزشمند باشد ، یکی از قابلیت های مهم و ارزشمند اینترنت،
امکان مخفی و ناشناس بودن هست ، و از طرفی خطرناک ترین امکان اون نیز میتواند
باشد.


بطور حتم ما با تلاش بیشتر میتوانیم اینترنت (وب) را به جای بهتری تبدیل کنیم.


31:

من منتظرم شما بگید بخاطر فلان دلیل توجیه نماينده اینکار رو کردید که غیر از عطش باعث فلان کار مهم هم میشد
من نتونستم خودم اینکارو بکنم و این کارتون زیر علامت سوالم مونده
مثالی خیلی ساده میزنم:
من نوعی میل به ساختن دارم حالا از هر نوع
دوست دارم اونی که به ذهنم میاد رو پیاده کنم
حالا میام طرحی رو عملی میکنم که میدونم میتونه آسیب برسونه
و فقط بخاطر اون علاقه و عطش درونیم و اینکه بقیه بدونن که من اینکار رو کردم انجام میدم
واقعا اینها دلایل محکمی میتونه باشه برای ساخت چیزی که احتمال ضررش بیشتر از منفعتشه؟


32:

بله درسته.مشکل همینه که احساسات و عواطف هم ازطریق نوشتن میتونه منتقل بشه.واسه همینه که میگم میشه تا جایی که میخوای داستان سرایی کردولی چیزی که اصل حرف شماست اینه که باید همیشه به خاطر داشته باشیم چیزی که از طریق صفحه کامپیوتر میبینیم میتونه خیلی باواقعیت متفاوت باشه.منم همینو میگم.کما اینکه به نظرم متاسفانه چیزی که الان درظاهر واقعی آدمها میبینیم هم میتونه خیلی باچیزی که دردرونشونه متفاوت باشه.به خاطر همینه که میگم تو دنیای واقعیش آدم درشناخت طرف مقابلش ناتوانه چه برسه که بخوای مطلقا از طریق اینترنت کسی رو بشناسی یا به طبع اون نسبت به کسی که نمیشناسه احساسی پیدا کنه...
هرچند چیزی که من به وفور درجواب همچین حرفهایی از اطرافیانم میشنوم اینه که اینها همش حرفه و کنترل احساس آدم دست خودش نیست!چیزی که من اصلا قبول ندارم!شایدم چون تجربه ندارم!
به هرحال فکر میکنم حتی بحث در این زمینه و فرمودن یه سری مسائل میتونه برای خیلیا مفید باشه.
از جوابتون ممنونم

33:

چه نظری راجع به تصویر زیر دارید ؟

روابط اینترنتی ؛ دوستی و عشق

چاقوی جراحی از نظر فنی یکی از خطرناک ترین و مرگبار ترین چاقوها در دنیا محسوب میشود ،
اما این خطر دلیل بر اون نگردید که این چاقو ایجاد نگردد ، اگر به اطراف خود نگاه کنید بسیاری
از افراد تاکنون از طریق اون از مرگ نجات پیدا کرده باشند.

ما تنها بواسطه اینکه چیزی خطرناک هست نمیتوانیم از ساخت اون دوری کنیم ،
هرچیزی میتواند مزایا و مضراتی را بهمراه داشته باشد که اون هم بستگی به نحوه
هستفاده ما دارد.

حتی خطرناک ترین چیزها در دنیا مانند داروهای مخدر کاربرد بسیار دارند.

تاکنون به بیمارستان هایی که در اون افراد سرطانی وجود دارند مراجعه کرده اید ؟

این بیماران شب ها بدون تزریق مورفین نمیتوانند بخوابند ، و پس
از مدتی این تزریق ها بایستی بطور مرتب افزایش پیدا کند.

مورفین نوعی داروی ضددرد مخدر بسیار قوی هست که از تریاک به‌ دست آمده و مهمترین ترکیب مؤثر تریاک هست.

34:

ممنون از جوابتون
حق با شماست هر چیز که به دست بشریت ساخته میشه میتونه در عین کمک مضر هم باشه
کلا از هر وسیله هستفاده خوب و بدش هست و نمیشه فرمود که خاصا خوب یا بده
ولی هنوز متوجه نشدم مزیت اون نرم افزار چی بود


35:

این تصاویر نمونه بارز سخنان شماست


روابط اینترنتی ؛ دوستی و عشق

روابط اینترنتی ؛ دوستی و عشق


زن و مردهائی که با نقاب بر چهره
خود اصلی رو پنهان میکنن
شاید دوست ندارن اونی رو که هستن رو نشون بدن
شاید هم دوست دارند اونی که از خودشون انتظار دارند یا آرزوشو دارند به تصویر بکشند
و بعضی از این افراد کسانی اند که دچار شکستی سخت در زندگی شده اند یا از سوی خانواده طرد شده اند
اونی که از خود چندین چهره میسازه حتما فرد خلافکاری نمیتونه باشه
اونها گم میشن بین تبهکارانی که قصد فریب دارند
و بی جهت مورد نفرین و تحقیر
ولی خوب نمیشه فرمود و نظری قطعی داد
هر چند در دنیای واقعی هم از نقاب هستفاده زیادی میکنیم
گاهی غمی را پنهان و شادی را به نمایش
نقش بازی کردن در بعضی موارد میتونه خوب هم باشه
ولی خوب فرقش در اینه که در دنیای مجازی کسی نمیشنوه ضربان قلبی رو
و کسی نمیبینه سیمای سرخ شده ای رو
و شاید بتوان به جرات فرمود هر کدام از ما این کار را تجربه کرده ایم

36:

کنترل ذهن را از دست دهید ، کنترل زندگی را از دست داده اید.

اطرافیان خیلی چیزها به ما میگویند، ما با تمرین و ممارست میتوانیم
به مهارت های بیشتری در هر چیزی دست پیدا کنیم، اوج این مهارت
میتواند کنترل ذهن و در نتیجه کنترل هر چیز دیگری باشد.

اگر در کنترل احساس ، از دست رفتنی در کار باشد ، این عدم کنترل میتواند
در هر شکل دیگری نمایان شود ، همانند چیزی که در خودکشی افراد شکل میگیرد.


37:

شما میتوانید از واقعیت اجتناب کنید ، اما نمیتوانید از عواقب ناشی از اجتناب از واقعیت جلوگیری کنید.
- Ayn Rand 1905-1982

38:

گاهی عواقب واقعیات هم برای افراد مختلفه
موضوعی برای شخصی ارامش بخش برای دیگری هسترس زا
دید هر فرد نسبت به مسائل پیرامونش باعث میشه موضوعی کاملا متفاوت با دیگری براش پیش بیاد

اجتناب از واقعیت میتونه در نوع برداشت از عدم پذیرش واقعیات تاثیر بگذاره

39:

همه ی اینا هست اما موقع مطرح کردن این مسائل نباد امت رو نسبت به اینترنت بدبین کرد

40:

به نظرم بدبین نمیشوند ، بلکه باعث میشود هوشیار تر عمل نمايند،
لذت اینترنت در امنیت و آسایشی هست که برای ما تامین میکند.

این نوشته تنها به بررسی این موضوع پرداخته هست، ما نباید باکی از
بررسی مسائل داشته باشیم و بطور شفاف با هر موضوعی روبرو شویم.

در صورتی که من خود شخصی پیش رو در ایجاد و توسعه شبکه های اجتماعی هستم،
اما اولین مورد برای من حفظ امنیت حریم شخصی و زندگی اونلاین کاربران هست.

با سپاس

41:

خیلی خوب بود

42:

عدم هستمرار ارتباط
شما هرگز نمیتوانید اطمینان حاصل کنید من به عنوان یک کاربر اینترنت با شما
در ارتباط بمانم ، بلکه من به عنوان یک دوست اینترنتی شما میتوانم در هر وقتی
و با اراده خود ، بدون هرگونه اطلاع از دنیای مجازی بیرون بروم.

به لیست تماس ایمیل خود و یا لیست مسنجر خود نگاه کنید ،
احتمالا ده ها نفر را خواهید دید که تا مدتی به عنوان دوست مجازی
با یکدیگر در ارتباط بوده اید ، اما اکنون چندین ماه و سال گذشته
هست اما دیگر با اونها امکان برقراری ارتباط وجود ندارد.

کافی هست ارتباط ایمیل اونها از دست برود !

عدم جدیت
بسیاری از افراد ، اینترنت و دنیای وب را تنها نوعی سرگرمی محسوب
مینمايند و بنابراین این حق را برای خود قائل میشوند تا به هر نحوی
که تمایل دارند رفتار نمايند.

در صورتی که چنین موضوعی نکوهیده هست، و ما به عنوان
یک انسان بایستی همانطور که در دنیای فیزیکی در بسیاری
از اوقات حاضر به انجام چنین اقداماتی نمیشویم ، اونها را رعایت
و مورد توجه برنامه دهیم.

بنابراین بایستی این نکته را به خوبی در نظر داشته باشیم که
همواره ممکن هست هر نوع ارتباط مجازی به نحوی تنها زنگ تفریح
مخاطب شما باشد.

43:

ادمین گرامی بحثتون رو تازه دیدم و نیم ساعتی میشه مطالعش میکنم.

2تا نکته سر ذهنم گیر کرده بود:

1.

ارتباطات آفلاین در واقع شبیه نامه هایی هستند که به مقصدی معلوم میرند.

این نامه ها رو میشه قبل از ارسال بارها بازخوانی و ویرایش کرد.

در نتیجه افرادی که مهارت در نوشتن دارند در این فضا میتونند براحتی به سمت اهدافشون حرکت نمايند.

2.

در ساخت ایدیها ممکنه ایدی متعلق به یک نفر نباشه و هربار شخص مقابل با شیوه متفاوتی از فرمودار دیده بشه.

یادمه در فاروم قبلی فرمودمان داستان دست بدست شدن ایدیها در جامعه مدیران و برخی کاربران وجود داشت.

در شبی که اوضاع فاروم در انتقادات بهم ریخته شده بود ایدی ادمین که از تاریخ آخرین ارسالش 2 سال میگذشت ناگهان ظاهر شد و پستی رو ارسال کرد.

اون موقع فکر کردم خود ادمین بوده که خواسته جو رو آروم کنه.

ولی بعدا دوستم (ادمین دوم سایت) فرمود کار خودش بوده و خواسته با انتقاد از جامعه مجازی آتش انقلاب رو خاموش کنه...



در مجموع کارتون شایسته هست و همچنین توانائیهاتون قابل تقدیره.

پ.ن:
---------------
1.

برای ابراز صداقت و جدایی از پوسته مجازی ابزارهای انتقال صدا و تصویر تا حد امکان به شفافیت موضوع کمک میکنن.

کما اینکه برخی دوستان اشاراتی پیرامون همین موضوع داشتند.
2.

بحث رو فعلا در حیطه فاروم (خانه خودمان) بسازیم.

و در خلال بحث به سایر ارتباطات

44:


در مورد این بند صحبتتون
بارها پیش اومده من پای سیستم نبودم و شوهرم جواب پی ام بعضی دوستان رو داده
و هیچ کس متوجه این نشده که با همسر من صحبت کرده
و این به اون معناست که تفکیک دادن در این مورد کاریست سخت
اون هم در مواردی که زیاد با شخصی صحبت نکرده باشی در غیر این صورت حتما فرد مقابل متوجه میشود و یا فرد دوم تبحر داشته باشد در این کار
گذشته از این حرف
گاهی بعضی از افراد خود را در پوشش قدیس معرفی میکنن و فقط قصدشان نزدیکی به فرد هست و این خیلی ناراحت نمايندست که راحت از سادگی طرف مقابل سوء هستفاده کند
غیر مستقیم شخص را خیلی مثبتانه به سمت خودش میکشد و اورا ملعبه خویش
و وای به ان روزی که این فریب مرزی نداشته باشد با حقیقت
قربان صدقه رفتنهائی تحت عناوین خواهر و برادر که هیچ دلیل خاصی ندارد
من شخصا با این موضوع مخالفم
البته این به اون معنی نیست که هر کس که این کار رو میکند قصدش فریب هست
ولی باید قدری اندیشید که آیا دوست داریم با همسر یا خواهر خودمان نیز چنین فرمودگوئی صورت بگیرد؟
واقعا اینهمه قربان صدقه خواهر و برادر خودمان میشویم؟
فرد همیشه بایدحریمی برای خودش حفظ کند و به کسی اجازه نزدیک شدن به اون را ندهد خاصه در دنیای مجازی چون شرم صحبت کردن کمتر میشود و فرد راحت حرفی را میزند که در صورت مواجه شدن سخت میتواند اونرا بیان کند
حریمی که شخصی نباشد کم کم بیحرمت میشود
و این میشود
آغاز گرفتاری
آغاز هسترس
و گاهی دیده شده در این بین (واژه خواهر و برادر مجازی)اسراری از زندگی فاش میشود که طرف سوء هستفاده میکند و میشود بلای جان دیگری
کاش قبل از شروع هر فرمودمانی کمی به عواقب اون هم بیاندیشیم


45:

ببینید دوست من
ایکاش ادمین گرامی هم وارد این مبحث میشدند.

هدف این بحث آسیب شناسیست و نه آسیب رسانی...


اینکه واقعا در این محیط چقدر افراد با خود واقعیشان فاصله میگیرند مستلزم تداوم برخوردهاست.

بوام از علیرضا برای اینکه بیابیم شیر یا خط کدام درست هست باید تعداد آزمایش را بالا ببریم...
در مورد اسرار و رموز به شخصه نمیتوانم نسخه ای بپیچم.

شخصی که سخنانی را راز میداند نباید این سخنان را حتی به نزدیکترین فردش منتقل کند.

توصیه من اینست که همسرتان با ایدی خودش وارد جمع دوستان هم میهن شود و شما نیز براحتی با دوستانتان خوش و بش کنید...


46:

من کلی فرمودم گوئی برداشتی دیگه داشتید
همسر من اهل ایدی درست کردن و کلا محدود به محیطی خاص نیست
وقتی فرمودم همسرم جواب پی ام منو داده منظورم فقط مسنجر بود نه اینجا
مثلا میاد پای نت خب ایدی منم بازه اکثرا
پی ام میاد و من کار دارم ازش میخوام جوابشو بده
نه اینکه خودش بدون اینکه من بفهمم اینکارو بکنه
من ایشون رو خیلی قبول دارم
حرفم چیز دیگه ای بود و برداشت شما اشتباه


47:

منظور من مسنجر بود
نه هم میهن

48:

ما اومدیم عین همینو زدیم اما بعضیا فقط برای خودشون تصمیم میگیرن
من یکی دیگه زدم فورا" بستینش

49:

ادمین گرامی شما بیشتر مواقع اونلاینی احتمالا یا خوابی یا مشغول انجام کارهای روزمره...به هرحال امید دارم با کلامهای پخته، ذهن باز و خلاقت به این بحث جون بدی...


در جامعه همکاری شماها (مجموعه تیم هم میهن) موجوداتی مثل من مخل آسایش و آرامش افراد میشن

و اما میتونم به ساز و کار فعلی به این شکل نگاه کنم اینترنت جدای از معضلاتی که بعضا به همراه داره، فاصله ها و راه ها رو کوتاه میکنه.

واژه های بکار رفته بعضا میتونن سبب آرامش بشن.

برای نمونه:
خاطرات روزانه - خاطرات و روزنوشت ها - هم میهن
یا اینکه برخی رفتارها سبب بهم ریختگی طرفین ماجرا بشن.

مثلا همین ننه من خیلی احساسات میسوزنه.

ننه فی الواقع میگی مهم نیست ولی من میدونم پشت این مهم نیست چقدر حرف هست که همش رو میریزی توی درونت...


50:

ادمین خوشکل گوگول مگول
رفتم تو صندلی داغ دیدم مجردی...
فارغ از اون کلاشنیکف بودنت + اون تیغ جراحیت دوست نداری مثل من گوشات مخملی بشه...
تو همین فاروم بگرد زنی بچه ای برا خودت جور کن...
میخوای فراخوان بزنم ببینی چندتا کشته مرده تو هم میهن داری؟

(پیام بازرگانی بین برنامه)

51:



درمورد مسنجر نمیتونم خیلی نظری بدم ولی این که در روابط اینترنتی هستمراری وجود نداره یک حقیقته.در حقیقت هرکس تا هروقت که دوست داره میتونه وجود داشته باشه و سپس اون به طور کامل از دنیای مجازی محو بشه.به خاطر همین دلایل و خیلی از چیزهایی که فرمودیم هست که افراد اصولا دید خوشبینانه ای به روابط اینترنتی ندارن اما همیشه عده ای هستن که درگیر این احساسات میشن همونطور که در دنیای واقعی خیلی چیزها دیگه کاملا در جامعه مشخص و واضحه و هزاران بار نتایج یک سری از رفتارها رو همه دیدن اما بازهم عده ای هستن که دوباره همون راهها رو میرن.اینجاست که جمله معروف"قضیه من فرق میکنه،طرف مقابل من فرق میکنه و...) رو میشنوید.بعضی وقتها میگم چه این مسائل رو مطرح بکنیم و چه نکنیم اونهایی که میخوان درگیر این مسائل بشن آخرش میشن...نمونش یکی از دوستهای خودم که از بس بهش فرمودم حواستو جمع کن آخر به این نتیجه رسیدم که اگر بیشتر از این بگم به جای اینکه حتی یک بار به حرفهام فکر کنه یه جور دیگه حرفهامو برداشت میکنه.وحالا باید شاهد افسردگی شدید و شکست شدید احساسیش باشم

عدم جدیت
بسیاری از افراد ، اینترنت و دنیای وب را تنها نوعی سرگرمی محسوب
مینمايند و بنابراین این حق را برای خود قائل میشوند تا به هر نحوی
که تمایل دارند رفتار نمايند.

در صورتی که چنین موضوعی نکوهیده هست، و ما به عنوان
یک انسان بایستی همانطور که در دنیای فیزیکی در بسیاری
از اوقات حاضر به انجام چنین اقداماتی نمیشویم ، اونها را رعایت
و مورد توجه برنامه دهیم.

بنابراین بایستی این نکته را به خوبی در نظر داشته باشیم که
همواره ممکن هست هر نوع ارتباط مجازی به نحوی تنها زنگ تفریح
مخاطب شما باشد.
به نظر شما توی محیطهای تالار هم میشه یک نفر توی همه لحظات خودشو یه جور دیگه نشون بده؟ در مورد مسنجر که حتما میشه چون اونجا فقط و فقط حرف زدن اونم پیرامون چیزهایی هست که خودت تعیین میکنی ولی توی تالارها بحث یه جورهایی متفاوته هرچند که حتما حتما میشه توی اینجور محیط ها هم فریب از هرنظر رو شاهد بود ولی اینکه به طور کل آدم خودش رو یک جور دیگه جا بزنه چی؟!به علاوه توی مسنجر فرد داره بایک نفر ارتباط بربرنامه میکنه و میخواد از هرنظر خودشو خوب نشون بده توی تالارها که چنین ارتباطی لزوما وجود نداره؟
این که میگید هر جور میخوان رفتارمی کنن که واقعاااا! متاسفانه بعضی ها اون چیزی که واقعا شخصیت درونیشون هست و توی دنیای واقعی نمیخوان نشون بدن رو توی دنیای مجازی نشون میدن!هرچند اینجور آدما من که فکر نمیکنم تو دنیای واقعی هم بتونن خیل یشخصیت درونیشونو کنترل کنن!

52:

بزودی در ادامه بحث شرکت میکنم ، سرعت اجرای برنامه ها افزایش پیدا کرده هست ،
به همین خاطر ممکن هست با تاخیر جواب دهم.


53:


1. در نامه های پستی که در دنیای واقعی ارسال میشوند حداقل ما میدانیم این نامه از
چه مرکز و یا محدوده ای و در چه شهری ارسال شده هست ، دست خط نویسنده را
نیز در بیشتر اوقات داریم.

(هرچند باز هم قابل تغییر هست، اما خط ها میتوانند حرف هایی برای فرمودن داشته باشند.)

از طرفی اگر شخصی بتواند برای ما نامه بنویسد ، معمولا نشان دهنده این هست که
اعتماد اولیه ای شکل گرفته هست ، چرا که یکی از مهمترین مسائل حریم شخصی
ما یعنی "آدرس شخصی" را مطلع بوده هست، ما هم همینطور.

اما در دنیای مجازی همه میتوانند جسور باشند ، این موضوع باعث میشود تا ما
نتوانیم واقعیت های واقعی را به خوبی درک و دریافت کنیم ، همانطور که در متن اصلی هم اشاره کرده ام،
تقریبا تمامی صفات فیزیکی در دنیای مجازی نادیده گرفته میشوند و نمیتوان به اونها تکیه کرد.

در دنیای مجازی ، شخصی از شما جهت تماس با شما اجازه نمیگیرید ، هر وقتی که
اراده کند میتواند با شما در تماس باشد، که البته این موضوع در نوع خود بسیار دارای
اهمیت و ارزش مثبت هست.

بزرگترین موهبت اینترنت برای ما ، حریم شخصی اون هست که باعث میشود تمام کاربران
درعوض هویت واقعی خود ، نام و تصویر و خصوصیاتی مانند یک شناسه را ارائه دهند.

2. در رابطه با هویت افراد در اینترنت ، کار چندانی از دست ما بر نمی آید ،
اینجا همه میتوانند آدمک های رقصان باشند، نوع نوشتار متفاوت هم شاید
در ابتدا کمی نمود داشته باشد ، اما به مرور وقت اشخاص میتوانند تسلط بیشتری
پیدا نمايند و باز هم امکان تشخیص بسیار سخت هست.

(مگر در موضوعات خاص)

3. صدا در سیستم های کامپیوتری قابل تغییر و تقلید هست ، اینجا صدا هیچ چیزی جز
سیگنال های قابل تغییر نیست.

کافی هست سیگنال ها در درجه دیگری تنظیم شوند تا
صدای یک مرد به صدای یک زن تبدیل شود.


در نهایت ما در دنیای مجازی در بحث هویت با 3 موضوع روبرو هستیم :

1. واقعیت های راستین (همه چیز به خوبی پیش میرود)
2. واقعیت های دروغین (صدا واقعا زن هست اما واقعیتی دروغین هست - تقلید نرم افزاری)
3. از پایه وهم (قهرمان پروری از خود - رجوع به پست اول بند چهارم )

پایان.


54:

ادمین عزیز
اینجوری که پیش میری آخرش با یک روبات ازدواج میکنی ولی خوب مسئله رو میشکافی و میری جلو
در قیاس با رخدادهایی که ذکر کردی میتونم بگم در صحنه واقعیت همه اینها وجود داره منتهی هزینه تغییر چهره، جنسیت و صدا بسیار بسیار بالاتر از دنیای مجازیه.

و اما "حریم شخصی" یک بحث جالب میتونه باشه.

بخوام مثال 0-1 بزنم: در یک حالت برخی افراد حریمهاشون مثل یک سد فولادی نفوذناپذیره و برخی مثل یک چهارراه میمونن که هر روز هزاران عابر و سواره از روشون عبور میکنن.

شاید از دیدگاهی خاکستری هیچ کدومشون عیب یا مزیت به حساب نیاد.

کسانی که در تنهایی غرقند یا ازین تنهایی لذت میبرند یا نمیبرند یا بین این دوحالت غوطه ورند و کسانی که با همه جماعتی دمخورند به همینصورت...

و بحث "هویت" اگر جهت بیمارگونه بخودش نگیره میتونه سازنده باشه...

پ.ن:
------------
ببخشید اگر زدم به کانال انحرافی، ذهنم همه جا میچرخه و تمرکز ندارم...


55:

خوندن این مقاله خالی از لطف نیست.
نظریه چودروف

56:

دنیای واقعی گویا ترین تجربه ها را در اختیار ما برنامه میدهند .




یک پزشک زن خیلی راحت در فیس‌بوک فریب دزد زیرکی را خورد و در برنامه ملاقات این زن تحصیلکرده و مرد مرموز خودروی ۸۰ میلیونی به سرقت رفت.

این زن که در کلانتری رفتار مرموزی داشت و در برابر سوالات افسر تجسس پاسخ‌های نامشخصی می‌داد به پلیس فرمود: دیروز ظهر برای خرید مبلمان به بازار مبل یافت‌آباد رفتم و در حالی که خودرویم روشن بود از خودرو پایین آمدم تا ببینم بین ۲ خودروی پارک شده می‌توانم پارک کنم یا نه! ناگهان دیدم جوانی سوار خودرو‌یم شد، در را قفل کرد، پایش را روی پدال گاز گذاشت و فرار کرد.

من هم هاج و واج ماندم.

پاهایم به زمین چسبیده بود، نه می‌توانستم فریاد بکشم و نه می‌توانستم به دنبالش بروم.

افسر تجسس می‌دانست هنگام ظهر بازار مبل بسیار شلوغ هست و خودرو‌ها در ترافیک ۱۵ دقیقه‌ای گرفتار می‌شوند و چنانچه دزد خودرو به هر سو فرار کرده باشد طعمه‌اش می‌توانسته وی را تعقیب و دزد را با کمک امت غافلگیر کند.

پزشک که همراه وکیل خانوادگی‌شان برای شکایت آمده بود، انگار نمی‌توانست حقیقت را بیان کند و مدام می‌فرمود: سروان! شما یک تحقیقی انجام بدهید و پرونده را به آگاهی ارجاع کنید تا شماره خودرو‌یم برای توقیف به سراسر کشور ارسال شود.

افسر تجسس پی برد خانم دکتر دروغ می‌گوید و بنا به دلایلی نمی‌تواند حقیقت را بیان کند، بنابراین به وی فرمود: پلیس می‌تواند حتی با یک سرنخ کوچک یا مواردی که شاید هیچ اهمیتی برای شاکی نداشته باشد پرونده را کشف کند و چه‌بسا نافرموده‌هایی در میان بوده که روشن نشدن اون پلیس را در مسیر تحقیقات متوقف کرده یا به مسیری اشتباه هدایت کرده هست.

خانم دکتر که نمی‌دانست چطور می‌تواند حقیقت را بیان کند پس از چند دقیقه و در غیبت چند دقیقه‌ای وکیلشان لب به اعتراف گشود و به افسر تجسس فرمود: ‌هفته پیش در فیس‌بوک با مرد جوانی به نام «مجید» آشنا شدم.

این مرد پس از چند روز با من تماس گرفت و با هم ملاقاتی داشتیم.

مرد جذابی به نظر می‌رسید، با هم بیرون رفتیم و در کمتر از ۳ روز احساس کردم می‌توانم به وی اعتماد داشته باشم.

رابطه تلفنی و حضوری ما همچنان ادامه داشت تا اینکه دیروز به محل قرارمان در چهارراه یافت‌آباد آمدم.

از خودرویم پیاده شدم و با هم احوالپرسی کردیم.

مجید درخواست کرد پشت فرمان بنشیند و رانندگی کند.

قبول کردم.

زودتر از من سوار شد، در‌ها را قفل کرد، پایش را روی پدال گاز گذاشت و رفت.

ابتدا فکر کردم شوخی می‌کند.

به موبایلش زنگ زدم تا بازگردد و مرا نیز سوار کند که متوجه شدم گوشی‌اش خاموش هست.

نیم‌ساعتی همانجا ایستادم ولی خبری از وی نشد.

از ترس آبرویم نتوانستم به خانواده‌ام حقیقت را بگویم.

در شکایتم به دروغ عنوان کردم خودرویم دزدیده شده هست.

به نقل سه نسل ، این زن در جواب جواب افسر تجسس که چگونه به یک مرد جوان ناشناس اعتماد کرده هست، فرمود: مجید اونچنان خود را باشخصیت و تحصیلکرده نشان داد که فکر نمی‌کردم همه حرف‌هایش دروغ باشد.

وی با الفاظ شیرین، تملق و چاپلوسی فریبم داد.

وی به من پیشنهاد ازدواج داده بود، من نیز فکر می‌کردم به پسر مورد علاقه‌ام رسیده‌ام.

با ادعاهای خانم دکتر، ماموران تجسس برای یافتن ردی از جوان شیاد دست به ردیابی‌های تخصصی زدند و متوجه شدند شماره موبایل مجید متعلق به زن جوانی به نام «پروین» هست.

پس از احضار پروین به کلانتری، وی در بازجویی‌ها ادعا کرد: من چند ماه پیش از طریق اینترنت با مجید آشنا شدم و رابطه صمیمانه‌ای با یکدیگر داشتیم.

وی از من تقاضای ازدواج کرده و قول داده بود تا پایان سال به خواستگاری‌ام بیاید ولی هر بار به بهانه‌ای از من پول می‌گرفت.

آخرین‌باری که دیدمش از من ۵ میلیون تومان طلا گرفت و فرموده بود می‌خواهد در یک شرکت تولیدی سرمایه‌گذاری کند ولی ناگهان غیبش زد و شماره‌ای را که برایش خریده بودم خاموش کرد.

بر این پايه پلیس متوجه شد با یک جوان شیاد روبه‌رو هست که با زیرکی خاصی از طعمه‌هایش کلاهبرداری می‌کند.

تحقیقات پلیس همچنان ادامه داشت تا اینکه ردیابی‌ها نتیجه داد و مشخص شد مجید شب‌ها را در یکی از پاتوق‌های قدیمی‌اش در تهرانسر می‌گذراند و برای اینکه توسط پلیس و طعمه‌هایش شناسایی نشود چهره‌اش را با کوتاه کردن مو و ریش تغییر داده هست.

در ادامه پلیس با انجام یک عملیات ضربتی موفق شد جوان شیاد را که مشغول جعل کارت و مدارک خودروی گرانقیمت بود، دستگیر کند.

مجید که ابتدا ادعای بی‌گناهی می‌کرد پس از روبه‌رو شدن با طعمه‌هایش چاره‌ای جز بیان حقیقت ندید و اعتراف کرد: از طریق اینترنت و فیس‌بوک طعمه‌هایم را شناسایی کرده و با تماس اینترنتی یا تماس تلفنی با اونها برنامه ملاقات می‌گذاشتم و به بهانه دوستی یا ازدواج از اونان کلاهبرداری می‌کردم.

بنا بر این گزارش، جوان شیاد در بازجویی‌ها به چند کلاهبرداری از دختران جوان اعتراف کرد و با توجه به حساسیت موضوع، پرونده برای رسیدگی به پلیس آگاهی شهرستان تهران ارجاع شد.

57:

اینترنت بزرگترین ذره بین ساخته شده به دست بشر هست.

- نویسنده ناشناس

58:

وقتي همه چيز ناخواناست ،
ذره بين هم كه باشي افاقه نخواهد كرد!

59:

بله.

همانطور که فرمودم اینجا حسی وجود ندارد ، اشخاص میتوانند در قالب چندین
شخصیت مجازی حضور پیدا نمايند ، در مورد سوال شما و تفاوت محیط های مبتنی بر فاروم و
مسنجر ها ، در فاروم ها نیز چنین وضعیتی وجود دارد و ممکن هست شما حتی بواسطه
وجود پروفایلی در یک فاروم به یک شخص اعتماد بیشتر اولیه اشتباه یا درستی پیدا نمایید.

البته ما تنها با بحث فریب روبرو نیستیم ، یعنی شخص مقابل ما شاید اصلا
قصد فریب ما را گاهی اوقات نداشته باشد ، بلکه ما بواسطه درک اشتباه
خودمان ، خودمان را فریب دهیم.

مثلا باید بدانیم ، کاربران فاروم همان آواتارها نیستند، بسیاری از افراد در اینترنت از
آواتار اشخاص تاثیر میگیرند و به سرعت "حتی" با آواتارها و نام کاربری ها نیز ارتباط
احساسی بربرنامه مینمایند، در صورتی که چنین خصوصیاتی در دنیای واقعی کمترین
ارزشی برای ما ندارند و فاقد صلاحیت جهت هرنوع تصمیم گیری هستند.


60:

سکه های معلق
روابط اینترنتی ؛ دوستی و عشق


آغاز یک شخصیت جدید در اینترنت بسیار آسان هست

روابط اینترنتی ؛ دوستی و عشق
در کمتر از 5 دقیقه همه میتوانند شخصیتی جدید ایجاد نمايند.


عشق های فانتزی
تعداد نه چندان کمی از افراد در اینترنت دچار عشق و علاقه فانتزی هستند ،
اینجا دنیای فانتزی هاست ، به دنیای رویاها خوش آمدید ، تمام رویا های بشری در اینترنت به
حقیقیت تبدیل میشود ، اما حقیقت های دنیای مجازی تنها در دنیای مجازی وجود دارد.

اینترنت کم هزینه ترین و ایمن ترین ارتباط جهت افرادی که اونلاین تخلف مینمايند ،
شخصی که به هر دلیلی در دنیای بیرون امکان و شهامت عمل خارج از عرف را
ندارد در اینترنت میتواند چنین کند.

انسان های مریض همه جا هستند (همه جا)
در اینترنت کسی تضمینی جهت ارائه واقعیت ها و راستی ها به ما ندارد ، شاید شما از یک
کاربر اینترنت چنین انتظاری را داشته باشید اما کاربر و کاربران اینترنتی ارزشی برای شما
قائل نیستند.

چنین موضوعی در خیابان ها نیز ثابت هست ، افراد برای ما و شما ارزشی میتوانند
قائل نباشند ، بنابراین از این رو ، پیش روی خود بزرگراه تخلفات را مشاهده مینمايند.

دنیای فتوشاپی ها
تصاویری که در اینترنت شما مشاهده و یا دریافت میکنید همواره میتوانند فاقد
جزئیات باشند ، تمامی تصاویر دریافتی شما میتوانند جعلی و غیرواقعی
باشند.

امروزه با بهره گیری از تکنیک های فتوشاپ ، بسیاری از افراد اونطور که تمایل
دارند شما اونها را ببینید ، تصاویر خود را ارائه میدهند.

این موضوع به خودی خود دارای اشکال نیست ، اما از حیث امکان بهره برداری
غیر-صحیح از اون قابل تامل و توجه هست.

در پایان شما دلبسته سیستم های کامپیوتری و نه یک شخص گردیده اید.

سکه های معلق : شیر یا خط
در نهایت طی ارتباطات بدون آگاهی ، ارتباط شما تا وقت
شفاف نبودن همانند سکه ای معلق در هوا منتظر سقوط
هست تا شیر یا خط را برای شما به ارمغان آورد.

راه حل شما این هست که سکه خود را در جیب برنامه دهید و با چشمانی
باز به محیط پیرامون بنگرید.

61:

ارتباط در دنیای مجازی فارغ از مجازی بودنِ این دنیای خیالی نیسست.

ارتباطی که همه چیز در اون بر پايه خیالات و آرزوهای ما شکل می گیرد.

اینجا همه چیز زیباست .اینجا ما از جشن تولد تصویر گل و کیک و شیرینی از عشق تصویر عاشق سرگردان زیر باران و اسب سفید و گل سرخ و از همه و همه چیزهای زیبا فانتزی اون را داریم و من چقدر این دنیای فارغ از زشتی ها و بی وفایی ها را دوست دارم.

اینجا همان دهکده صمیمی و مهربانی هست که در شبهای زمستانیش دور کرسی جمع می شویم و شب را تا سحر به صحبت های صمیمانه می گذرانیم و زندگی می کنیم و بوی عطر این دوستی ها و صمیمیت ها همه زندگیمان را پر می کند و سپس یک روز پرکار و خستگی دغدغه های روزانه دوباره دور هم جمع می شویم و من با اونکه می دانم از زندگی واقعی ام دور دور هست باز هم دوست دارمش...

ولی چقدر خوب هست اگر آدمی محدوده روابط و ارتباطاتش را چه در دنیای مجازی و چه در دنیای واقعی باعقلش بسنجد...
چقدر خوب هست که کمی بالاتر از خودت برنامه بگیری و روی خودت،احساست،موقعیتتو شرایطی که در اون وجود داری کنترل داشته باشی.
بدانی که این حسی که داری قشنگ هست اما همین حس زیبا که واقعی هم هست و روی تو به معنای واقعی اثر میگذارد در یک دنیای مجازی هست...

دنیایی که به قول شما همه چیزش فانتزی هست.این دنیا را دوست دارم چون میتوانی همانجوری که میخواهی نگاهش کنی.همانجوری که میخواهی تصورش کنی.میتوانی یک نفر را خیلی خوب تصور کنی با اینکه شاید اگر در دنیای واقعی ببینیش چنین حسی نداشته باشی.میتوانی خوب تصورش کنی با انکه شاید حتی بدانی احتمال دارد واقعیت این نباشد.اما حداقل در این دنیای مجازی ما میتوانیم برای خودمان دنیایی از آدمهای خوب بسازیم حتی اگر اینگونه نباشد..برای من که حس خوبیست به خصوص وقتی که میبینم چقدررر دنیای الان ما از آدمهای خوب کم شده...اما مهم اینست که بدانم این دنیا را خودم ساخته ام واین واقعیت زندگی نیست...وقتی توانستی مرز بین واقعیت و مجازی بودن را مشخص کنی میتوانی از این دنیای مجازی تو در تو،از این دنیای پیچیده ی ساده لذت ببری...

آدمهای ساده را دوست دارم
همانها که بدی هیچ کس را باور ندارند
همانها که برای همه...لبخند دارند
همانها که همیشه هستند،برای همه هستند!
آدمهای ساده را باید مثل یک تابلوی نقاشی ساعتها تماشا کرد.
عمرشان کوتاه هست!
آدمهای ساده را دوست دارم!
بوی ناب "آدم" می دهند...
پ ن:وقتی خواستی کمی سادگی راتجربه کنی شاید در دنیای مجازی راحت تر از دنیای واقعی بتوانی اون رادرک کنی...
پ ن2:همه حرفهای بالا به کنار.وقتی بحث زندگی واقعی در دنیای مجازی پیش می آید،همه چیز جور دیگری خواهد بود که نظرم را درمورد اون فرموده بودم.این مطالبی که فرمودم دنیای مجازی از یک زاویه دیگر هست...

62:

ادمین جان عکس واقعیت رو گذاشتی اوتارت
اگر نیاز به بادیگارد داشتی بروبچ هستن البته حقوقشون باید مکفی باشه

گذشته از شوخی تصاویر واقعیت و مجاز بقول دوستمون دیلک ناخوانا هستن.

شاید عیب پايه ی همون خودفریبی باشه که ناشی از برداشتهای سطحی و ظاهری هست.

اگر به عمق افراد نفوذ کنیم در می یابیم که تمامی افراد چه در واقع یا مجاز در پارامتر وقت و گذران درگیرند.

اونهایی که تغییر (و سیلان) دارن و اونهایی که ثبات (و جمود) دارن در هر دو دنیا موجودند.

دنیای مجازی با دنیای واقعی تفاوتی نداره، معبرهای ارتباطی خیلی راحت ساخته و احیاء میشن و به همون راحتی از بین میرن.

سختیها برای کسی میمونه که باور به طبیعی بودن مرگ و تولدها نداره.

با تولدها و دیدارها شاد میشه و با مرگها و جدائیها غمگین...


63:

چرا امت احساسات خود را در اینترنت به اشتراک می‌گذارند؟
انسانها با اشتراک احساسات و رویدادهای زندگیشان در شبکه های اجتماعی به مغز خود پاداش می دهند.

پژوهشگران دانشگاه هاروارد پی برده‌اند چرا امت تا این اندازه خود را مجبور می‌بینند که در سامانه‌های اجتماعی مانند گوگل پلاس و غیره خیلی چیز‌ها درباره اندیشه‌ها و کارهای خود را به اشتراک بگذارند.

در زنجیره‌ای از آزمایش‌ها، این پژوهشگران دریافتند که اقدام فاش سازی اطلاعات درباره خود‌‌ همان حس‌های لذتی را در مغز به کنش می‌آورد که ما از خوردن غذا، دریافت پول و یا ارتباط جنسی به دست می‌آوریم.


واضح هست که میزان این لذت‌ها برای هر کدام از اون‌ها متفاوت هست، اما علم این را روشن می‌سازد که حرف زدن درباره خود به گونه‌ای احساس پاداش گرفتن را به انسان القا می‌کند.

این یافته ممکن هست به توضیح نمونه گیری‌های اخیری کمک کند که نشان می‌دهد تا ۸۰ % پست‌ها بر روی رسانه‌های اجتماعی مانند گوگل پلاس به طور خیلی ساده فراخوان تجربه‌های‌‌ همان لحظه‌ای افراد هست.


دایانا تمیر، پژوهشگر اول و همکارش جیسن می‌تچل زنجیره‌ای از آزمایش‌ها را تدارک دیدند تا واکنش پاداشی را که افراد پس از اونکه درباره خود حرف زدند اندازه بگیرند.

اون‌ها برای بخشی از این مطالعه افرادی را که مورد آزمایش برنامه گرفته بودند را به دستگاه‌ ام.

آر.

آی متصل کردند و کنش‌های مغز شرکت نمايندگان را هنگامی که اون‌ها به پرسش‌هایی درباره نظرات خود و پرسش‌هایی درباره نظرات دیگران جواب می‌دادند زیر نظر گرفتند.

پژوهشگران دریافتند ناحیه‌هایی از مغز که با پاداش پیوند دارد -- the nucleus accumbens (NAcc) and the ventral tegmental area (VTA) -- هنگامی که افراد درباره خود حرف می‌زدند به شدت درگیر بود و هنگامی که اون‌ها درباره کسی دیگر صحبت می‌کردند کمتر درگیر بود.

اون‌ها همچنین متوجه شدند که شرکت نمايندگان حاضر بودند از دریافت پول (مقدار کمی، پول خرد) امتناع نمايند، تا بتوانند لذت صحبت کردن درباره خود را ادامه دهند.

64:

مرسی.جای تامل داشت

65:

با اینکه هرگز ندیدمت دلم هر روز برایت تنگ میشود بدیش اینست که میدانم تو هستی مثل هزاران چیز دیگر که توی این دنیا نیست اما امت باز الکی د نبالشان میگردن! شاید بشود اسمش را گذاشت دل خوشی دل خوشی من اینست که میدانم تو هستی..!

66:

نمیدونم، شاید هم میدونم، ....

همه حرفایی که اینجا زده میشه...

دنیای مجازی..

ارتباطات نا مشروع ، دوستیهای ساعتی، ....

همه و همه اینا علتش اینه که همه ما یه چی رو گم کردیم، و اونم چیز غیر آشنایی نیست عزیزم ما خدا رو گم کردیم، طبیعت عشق از اون اوست.


67:

مطلب خوبي بود....
براي هر چيز بايد جنبه ي هستقادش وجود داشته باشه
و گرنه ممكن هست ضررش بيشتر از نفعش باشه

68:

خوب حتی عالی،
بشرطی که شهوت توش نباشه

اصلا شهوت دشمن عشق
عاشقی که حاضر باشه بدون شهوت عشق بورزه، عاشقه

سپس ازدواج هیچی شیرینتر از این نیست ک آدم بدونه همسرش، قبلش سابقه روابط جنسی نداشته

مقاله ای در مورد عشق واقعی

69:

رابطه اینترنتی یا غیر اینترنتی فرق نداره باید منطقی و بر پایه عقل و سپس احساس باشه

دختر و پسر هم نداره انسان از هرکسی ممکنه ضربه بخوره

70:

ممنون جالب بود

71:

خیلی جالبه ممنون ازتون هستفاده کردم

72:

من و همسرم اينترنتي آشنا شديم ..و الان ساليان ساله كه باهم بخوبي و خوشي داريم زندگي ميكنيم

همسرم ادمين يه سايت بود..منم كاربرش بودم..اون يبار منو اخراج كردو كلي باهام دعوا كرد و بهم اخطار داد


منم براش زبون درازي كردم...روابط اینترنتی ؛ دوستی و عشق

ايشونم خوشش اومد و ........باقي ماجراها ...الان چندين ساله در كنار هم خوش و خرميم.


73:

سوال؟
لازمه ازدواج زبون درازیه!!!


این درسته

74:


بعضي مواقع بله

75:

مرسی هستفاده کردیم ...


76:

ممنون خیلی خوب بود

77:


شاید -این یکی رو نمی دونستم.


78:


البته فقط زبون درازي براي من نبوداااااا


بحث ديدن و يك دل نه صد دل عاشق شدنم هستاااااا

79:

من با دوستي‌هاي اينترنتي كه منجر به عشق مي‌شود، مخالفم

آدمی تو هر برهه ای یه نیازهای مشخص پیدا میکنه.
الان دوره ای شده که اینترنت بخشی از زندگی امت علی الخصوص جوونا شده.

از چت یاهو تا فیس بوک و انجمن ها الان میتونید این الفاظ رو به وفور ببینید.

*با من دوست میشی؟

*یه دختر از فلان منطقه با فلان خصوصیات پیغام بده
*من فلان کس یا فلان تیپ میخوام با فلان شخص آشنا بشم.

کسی هست؟

و جملاتی از این قبیل.

یا مثلا اغلب در انجمن ها شاهد هستیم که طرفین سپس فرمودگویی یکی دو روزه .

جبهه ی تکلمشون رو تغییر میدن به عزیزم و ...الفاظی از این قبیل

به راستی معنی عشق و دوست داشتن چیه؟ آیا واقعا رابطه ای رو که اوج ارتباطش خلاصه میشه تو چند تا عکس و جمله رو میشه رابطه ی عشقی گذاشت؟

بیشترین ضربه رو دختر خانوما متحمل میشن در این روابط کلا با توجه به نوع خلقت.

جنسیت مونث رو همیشه با احساس.

لطافت.

ظرافت.

میشناسیم.

عشق‌هاي مجازي، شكست‌هاي واقعي
نبود معيارهاي درست در انتخاب همسر، باعث مي‌شود جوانان به دوستي‌هاي اينترنتي رايشان بياورند كه به عقيده من يكي از بي‌معيارترين و بدترين نوع آشنايي و ازدواج دختر و پسر هست.


در جامعه ما دوستي دختر و پسر نادرست شمرده مي‌شود.

به همين دليل جوانان به سراغ راههاي مجازي دوستي مي‌روند.

وقتي پدري به دخترش مي‌گايشاند حق نداري با هيچ پسري صحبت كني او هم به دور از چشم پدر به سراغ اينترنت و دوست‌يابي در اينترنت مي‌رود.

گاهي ما براي اين‌كه از خطر جلوگيري كنيم راهي را بر جوانان مي‌بنديم و اونها هم راه پرخطرتري را پيش مي‌گيرند‌.
گرايش شديد جوانان به دوستي‌هاي اينترنتي را بايد در ريشه‌هاي فرهنگي و اجتماعي جامعه ايراني جستجو كرد

80:

نكته اي را كه نبايد از اون غافل شايشانم وامروز شاهد گسترش ارتباطات اينترنتي هستيم بخاطر اعمال محدوديت هاي عرفي وسنتي وقانوني درجامعه ونگاه منفي نسبت به روابط ودوستي دربين افراد هست
ميدانيم كه انسان بهنوان يك موجود اجتماعي نيازمن هست به ارتباط وگسترش اون و محدود كردن اون باعث تشديد اين نياز شده وحالت ناموزون به خود ميگيرد وباعث گسترش سريع نوع ديگري ازاين ارتباطات ميشود
اما لازم هست نگاه بدبينانه را به اين محصول تكنولوژي قدري تعديل كنيم زيرا درسرتاسر جهان اين لوازم توانسته هست جايگاه خاصي را درزمينه آشنائي افراد بوجودآورده و تغيير ماهايشان دراين امر بدهد حتي درامر ازدواج نيز با بوجود آمدن سايت هاي همسريابي امكان اين امر مهيا شده هست ديگر آشنائيهاي محدود قبلي درحد هم محله اي وهمسايه وفاميلي توان پاسخگوئي به گسترش اين ارتباط نيست
به هرحال نبايد از نكات مثبت روابط اينترنتي كه ميتواند زمينه آشنائي افراد را بوجود آورده ودرادامه اين ارتباطات بتوانند سطح رابطه را درحد رابطه عاطفي ارتقادهند غافل شايشانم .
اما بايد راه درست هستفاده از اون را بياموزيم ودچار افراط وتفريط نشايشانم
چه بسا اين فضا نتواند كه عشق را حقيقت بخشد ولي درعين حال ميتواند درراستاي اون عمل كند

81:

ممنون مطلب بسيار مفيد و هشدار خوبی بود.


82:

کاملا با ایده شما موافقم
صدالبته نمیتوان منکر نکات مثبت این روابط شد ولی باید با نگاهی به آمارهای موجود به عواقب این قبیل ازدواجها نیز نگاهی بیندازیم.

100٪ نکات مثبت بسیاری از این روابط میتوان کسب کرد

83:

wow

مطلب خیلی جالبی بود
و از اون جالبتر صحبتهای دوستان که در این شش صفحه خوندم
چقدر دقیق موشکافی کردن این مسئله رو
واقعا لذت بردم.
خیلی جالب و مفید بود.
اگرچه این مسئله هنوز جای بحث بیشتری داره
ولی دیدگاهها و طرز تفکرات بعضی از دوستان برام واقعا جالب و در عین حال خواندنی بود


84:

باسلام .مطالبی که بیان شدخیلی مفیدو اموزنده بود.


85:

چه قدر با این موضوع موافقم، کما اینکه در روابط و تجربه های رو در رو و از نزدیک هم بارها با خطا مواجه می شه یک رابطه، چه برسه به اینکه هیچ شناختی در دنیای مجازی صورت نمی گیره.
ممنون

86:

سلام
چه دوستی و عشقی هست ؟
این ارتباطات اشتباه هست چون یه جای کار می لنگه عشقی که ندیده و نشناخته با چند تا جمله باشه مشکل داره !

87:

خیلی خوب بود ولی
با همه این موارد
خیلی جاها هستسنا وجود داره
وهمین آشنایی مجازی
منجر به روابط دوستانه محکم وشدید میان
برخی افراد شده
اونی که صداقت نداره فضای مجازی وحقیقی براش فرقی نمیکنه
اونی هم که صادق باشه باز هم همینجور

88:

ممنون مطالب مفید و جالبی بود .


89:

salam.mamnun az matalebe khubi k erae dadid.vali taghriban hame chiz nesbiye.

agar ertebatat be tarze aghlani modiriyat beshe hame chi khub pish mire.hata dusti va eshgh.

hamin tor k yeki az dustan ham eshare kardan momkene be ezdevaje movafaghi ham khatm l beshe.


90:

ممنون


54 out of 100 based on 29 user ratings 1154 reviews