وقتی دکتر شریعتی دست آویز شوخی های بی فرهنگان میشود


وقتی دکتر شریعتی دست آویز شوخی های بی فرهنگان میشود



وقتی دکتر شریعتی دست آویز شوخی های بی فرهنگان میشود
وقتی دکتر شریعتی دست آویز شوخی های بی فرهنگان میشود


افراد تحصیل‌کرده‌ای که زمان پیش از انقلاب اهل درد و مطالعه بودند به خوبی با ارزش‌های دکتر شریعتی آشنا هستند. دکترشریعتی کسی بود که در دوران سیاه اختناق با سخنرانی‌ها و کتاب‌هایی که از او انتشار یافت ( هرچند هر سخنران و نویسنده‌ای بدون اشکال نخواهدبود) توانست قشر وسیعی از جوانان پاک‌ضمیری را که به دنبال دینداری بودند جذب و به طور همزمان در سه جبهه مبارزه‌ای را آغاز کند.

1- عليه رژیم پوسیده پهلوی

2-عليه مارکسیست‌های دوآتشه و التقاطیون مذهبی

3-عليه متحجرین و انجمن حجتیه

از همان زمان کینه دکتر شریعتی به دل هر سه گروه یادشده ماند و در دانشگاهها شاهد تخریب بی‌امان شخصیت این بزرگوار بودیم. شاید بهترین عامل خلع سلاح ایدئولوژیک مجاهدین ایجاد و فداییان و....... کتب دکتر شریعتی بود. البته نمی‌خواهم منکر ارزشمندی سخنرانی‌ها و کتب دیگر بزرگان بشوم ولی برقراری ارتباط با جوانان و نفوذ در اندیشه آن‌ها تخصص این جامعه‌شناس مسلمان برجسته بود . من فکر می‌کنم هیچ‌گاه دشمنان دکتر شریعتی از مبارزه با او منصرف نشدند و اینک سال‌ها پس از رحلت این دانشمند گرانمایه باز هم سعی خواهند کرد با تخریب شخصیت و اندیشه‌های او گذشته محوشده خود را احیا کنند و رنگ و لعابی تازه ببخشند.

آنچه باعث شد به این توضیح واضحات بپردازم حرکتی فراگیر در جهت ساخت جوک‌های بی‌محتوا با استناد به نام این بزرگوار است.

عده‌ای از مردم ما در طنزپردازی ید طولایی دارند و آن را از نان شب واجب‌تر می‌دانند. مدتی به قوم لر و ترک می‌پردازند و روزگاری اصفهانی و شیرازی و......اما آن چه مسلم است خود مخاطبان می‌دانند که نمک‌پاشی بین شهری کاری قابل تحمل است (هرچند افراط در آن هم صحیح نیست) ولی اگر روزی فقط در مورد یک قوم هجوم شدید لطیفه و جوک آغاز شود آن روز روزیست که باید اندیشید چه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه است......

اینک هجوم وسیع در مورد دکتر شریعتی و این که نام این بزرگوار دستمایه لطیفه‌های بی‌مایه و بی‌محتوا برنامه گرفته نگران‌کننده است و از دو حالت خارج نیست. یا این که پشت پرده این کار فکر و اندیشه‌ای وجود دارد و ستاد فرماندهی تشکیل شده و جوک می‌سازد و پیامک می‌دهد و دراین میان اکثریت هم با غفلت و مسامحه دنباله‌رو این جریان شده‌اند یا این که بدون هیچ پیشینه فکری و به دنبال یک مزاح فردی این حرکت آغاز شده و ادامه یافته است؛ درصورتی که فرضیه اول درست باشد جای تاسف و حساسیت بیشتری وجود دارد و در غیر این صورت توجه به فرهنگ عمومی ضرورت خود را نشان می‌دهد.

در هر صورت باید بدانیم سخنان دکتر شریعتی جمله به جمله با فکر و اندیشه بوده و پرمغز و بامعناست ولو این که مورد نقد و یا اشتباه باشد.

هموطنان عزیز جا دارد با حرکتی همراه و هماهنگ از اشاعه این طنزهای بی‌معنی با دستمایه قرارگرفتن نام کسی که انقلابیون ما او را"معلم شهید" نام نهاده بودند پرهیز کنند.



فقر بهتر است یا ثروت (؟؟؟)

1:

واقعا وقتی ادم میشنوه متاثر میشه


هم میهن زدگی!!!

2:

با توجه به خصوصیات اجتماعی امت ایران ، در اینگونه موارد جای نگرانی نیست چراکه ، تاریخ مصرف اینگونه موضوعات کوتاه هست بطور مثال نگاه کنید به موضوع تغییراتی که درجمله بندی محاوره ای امت بر اثر تاثیر مشاهده سریال برره در فرمودگوی اونان پدیدار شد بگونه ای که برخی معلمین هم در مدارس با شاگردانشان برره ای صحبت می کردند .


چرا جوون های ایران همه دارن معتاد میشن؟
نگاه کنید به وقتی که واژه « در این برهه از وقت » چاشنی کلام کوچک و بزرگ شده بود یا به وقتی که واژه « لکن » نقل کلام عموم شد .


مردم و دیگران
خلاصه کنم .


حتما یک خیری توش هست
امت ما داری ویژگیهای منحصر بفردی هستند که گاهی عقل در اون متحیر می ماند .


انتخاب اسم برای وبسایت


اهمیت رنگ ها از منظر اسلام

3:


چون تاریخ مصرف داره نباید نگران بود؟
میتونه توجیه مناسبی باشه؟

تکیه کلامهائی که بین امت رایج میشه(که معمولا زیبا نیست)وقتی فراموش میشه که موضوع جدیدی جایگزینش بشه
باید منتظر بمونیم و ببینیم کدوم شخصیت جای دکتر شریعتی رو میگیره


چطور میشه از روزمرگی و بی ارادگی رهایی یافت

4:

البته ایشون جای [...] رو گرفتند تا ایشون از اذهان دور باشند.
هرچند من مطمئنم این مقام توسط [...] به زودی باز پس گیری میشه

5:

درود بر بانو
خصوصیات اجتماعی تقریبا همچون خصوصیات ژنیتیکی هست و تغییر اون گاهی غیر ممکن بنظر میرسد لذا شما چه انتظاری دارید از امتی که سطح واکنش عاطفی اونها بسیار بالا هست و با هر محرک عاطفی پاسخی درخور به اون می دهند .

به دور از هر گونه شعار و عصبیتهای نژادی یا منطقه ای و یا قومی ، اونچه را که شما از امت انتظار دارید فقط در سایه سار بلوغ فرهنگی به دست می آید .

شما نگاه کنید به کسانی که می شناسید به رفتار اجتماعی اونها توجه کنید آیا غیر از این هست که عرض کردم با قوره ای سردی و با مویزی گرمیشان می کند .

در مطبوعات ما هنوز فال روزانه می نویسند چراکه طرفداران اون قابل توجه و با هستقبال امتی روبرو هست .

عبور از این گذرگاه صعب العبور شعار و رسیدن به مدینه شعور و شناخت بسیار سخت هست .



6:

فرمایشات شما متین و درست
با این حال همین ما هستیم که جامعه رو تشکیل میدیم
وقتی نمیتونیم بقیه رو تغییر بدیم تلاش برای تغییر خودمون که ممکنه
گاهی واقعا بعضی از اطرافیان ما متوجه نمیشن باعث گسترش چی میشن
رسیدن به مدینه شعور و شناخت گاهی غیر ممکن هم میشه ولی تغییر یک فرد هم ارزشمند خواهد بود

7:

ببین دوست عزیز

ما نیاز به لوازم ارتقاء بخشی اندیشه اجتماعی امت داریم که همان رسانه های جمعی هست .

ما نیاز به لوازم فرهنگ سازی داریم که این در گرو عملکرد آموزش و پرورش هست .

ما نیاز به مردان و زنانی آگاه داریم که این در گرو مراکز آموزش جمعی هست مثل پادگانها ، نشستهای اجتماعی مثل کنفرانسها ، مراکز هنری مثل سینما و تئاتر و ...

مصادفتها مثل بزرگداشتها ، پاسداشتها ،

ارجمند ، نظر شما محترم لیکن برای ایجاد تغییر در روشها و عادات اجتماعی عزم ملی می طلبد .

ما هنوز خطر عقب ماندگی را درک نکرده ایم .

برای عبور از گذرگاه صعب العبور تغییرات فرهنگ اجتماعی نیاز به خواست امتی هست .

بعنوان مثال اعراب یک عادت نهادینه شده اجتماعی دارند که بزرگ و کوچک ، زن و مرد ، صغیر و کبیر آب دهان خود را در هر کجا که باشند از دهان به خارج پرتاپ می نمايند و برای اونها فرقی نمی کند کجا مبادرت به این عمل نمايند .

سوال من این هست .

آیا تغییرات فردی که در عده قلیلی از صاحب منصبانشان بوجود آمده بر امتشان هم تاثیر داشته هست ؟ البته خیر ، حرف من این هست ما تغییر مورد نظر شما را در خود به وجود آورده ایم و مشکلی با خودمان نداریم لیکن این مشکل در جامعه هست .

قدرت ما در عقلانیت اجتماعی هست نه عقلانیت فردی

8:


حرف من اینه که هر کس به اندازه ی توانش باید قدمی بردارِ
اگه اینطور بیاندیشیم هیچ چیز عوض نمیشه
این نوع تمسخر کردن مدتیه باب شده بهتر ِ اگه نمیتونیم فرهنگ سازی کنیم حداقل حالت سکون بهش بدیم


9:

درود بر شما
ارجمند ، اول اینکه : طرح حقیقت کردم و اهل مسخره کردن نیستم
دوم اینکه : من اینگونه نمی اندیشم بمانیم تا خدا چه بخواهد .
سوم اینکه : در راستای فرهنگ سازی بخشی که به این اقل مربوط می شود بالغ بر 20 سال هست که به تکلیف عمل نموده هست .
چهارم اینکه : ایجاد سکون در خاموشی هست و نزول اخلاق در جامعه ، فراموشی موازین اجتماعی هست .

همین قدر که از اون صحبت می کنید یعنی خاموش نیست و فراموش نشده هست .


حرف من این هست : اینگونه برخورد با برخی مسائل در جامعه از خصوصیات گذرای اجتماعی ایران هست و جای نگرانی ندارد چراکه پایا نیست .


10:


searcher گرامی منظورم مسخره کردن اونهائی بود که چهره های معروف رو مسخره میکنن
وقتی رسانه ی ما خودش ترویج میکنه این نوع تمسخرها رو نمیشه از امت دیگه انتظار غیر اینو داشت
برنامه ی تلخ خنده بازار نمونه ی بارز این مساله هست گاهی بین هجو و طنز مرز قائل نمیشیم
اینکه من اصرار دارم باید جلوی این گزافه گوئی ها گرفته بشه و شما میفرمائید مقطعیست و زود فراموش میشه
میشه فرمود در هر کدامش به نحوی حق با دیگریست
فرمودمانمان شد شبیه دور زدن دور یک دایره
امیدوارم برسه روزی که کودکان ما بدونن باید برای همه چیز ارزش قائل شوند


11:

واقعاجای تاسف داره ولی بنظرمن اینا بی برنامه الکی نیست فقط صرف این نیس یه عده ادم بی فرهنگ بشینن همچین مزخرفاتی سرهم کنن وقتی یه سری افکار مثبت و البته خطرناک برای خیلیا بین امت رواج پیدامیکنه یه عده پیداخواهندشد که اینهارو تخریب کنن اتفاقا بسیارنگران نماينده هسش من و شما میدونیم اونم چون کتابهای دکتر رو خوندیم باحداقل تحریف ولی نسل بعدچی؟اینهاخودنوعی تحریفه فکرشوکنید یه بچه 10 12 ساله این مزخرفات روگوشیش میاد خب بعدها ک حتی کتابشم بخونه باخودش میگه اینکه همونی هس ک جکاشومیخوندیم باکمی تامل متوجه اثرمخربش خواهیم شد

12:

من که خوشبختانه اینجور لطایف نابخردانه در مورد این بزرگوار به دستم نرسیده و تازه این رو شنیدم ولی امیدوارم این موج هم خیلی سریع بخوابه ودیگر هیچ ..........

13:

اتفاقا به نظر من ریشه این طنز ها هر جا که هست بسیار هم عمیق و در خور توجه هست...هر چند که برای دو نسل اخیر این مملکت شاید در حد فاجعه باشه اما نشون میده وقتی چطور در پی سراب می دویدند!!!

14:

سراب رو کسانی بوجود میارن که به هیچ چیز جز خودشون فکر نمیکنن و چون این نوع افراد بیشتر هستند گند میزنن به جامعه ای که شاید میتوانست بهتر باشد

15:

کاملا موافقم

16:

بانو تکتم گرامی در چیزی که امروز شاهدش هستیم شریعتی بسیار مقصر هست...حالا عمدی یا سهوی مهم نیست اما با همین زبان طنز و حتی هجو باید نشان داده شود که سخنان این فرد کف روی آب بود...شاید خودش هم اگر امروز زنده بود در افکارش تجدید نظر کرده بود!!

ما ایرانی ها عادت به بت ساختن داریم...


17:

میشه بگید امروز شاهد چی هستیم؟
(منظورم نتايج سخنان دکتر شریعتی هست)
نمیشه فرمود بت
معمولا بت برای هر فرد کسی هست که جز اون رو قبول ندار ِ
ایشون برای من یکی بت نیست هر چند دوست دارم سخنانشون رو

18:

مجالی نیست که بگم امروز شاهد چی هستیم...محیط این انجمن تحمیل چنین بحث هایی رو نداره!! اما در همین حد بگم در حاکم شدن چیزی که امروز شاهدش هستیم،زبان شیرین و نشان دادن چهره زیبا از اندیشه های کهنه از طرف علی مزینانی، بسیار تاثیر داشت...

اینکه سخنان ایشون رو دوست داشته باشید حق شماست اما حق به طنز کشیدن سخنان ایشون هم باید برای طرف مقابل به رسمیت شناخته شه...


19:

میتوان ربط داد رفتار امتی که هم اکنون جامعه رو تشکیل میدن به هر شخصیت تاریخی یا سیاسی و..
همینطور که یک وقتی آهنگران رو برای ترغیب جوانان به سمت جبهه
با این حال رسمیت شناختن این نوع طنزها سخت و غیرعقلانی هست

20:

اها خوب شد
يادتونه ميفرمودم خنده بازار هزله و بعضيا ميفرمودن نه
اين عين همونه

21:

نفرمودم تنها فاکتور ایشون بودن، اما در مقطعی تاثیر به سزایی داشتن!! نیازی به دلیل خاصی هم نیست کافیست از جوانان دهه 40 و 50 سوال کنید به خصوص اونهایی که گرایش های مذهبی داشتند...بپرسید چه چیزی بیش از همه شما رو جذب تفکرات مذهبی میکرد...

ایشون رو به عنوان اینکه اندیشه ای داشتند حالا درست یا غلط قابل احترام میدونم اما دلیلی نداره وقتی امروز عیار حرف های ایشون مشخص شده حقی رو برای افرادی که ولو به زبان طنز قصد نقد وارد کردن به سخنان ایشون دارند،قائل نشم...

زبان طنز میتونه یک موضع انتقادی بسیار قوی داشته باشه...به هر حال ما نمیوتیم برای تمایلات دیگران حد و مرز ذهنی یا عینی ایجاد کنیم...

آزادی بیان یعنی همین بانو تکتم...


22:

در هر دوره ای معمولا یک یا چند نفر بودند یا هستند (در حال حاضر گمون نکنم) که سخنانشان بیشتر به دل امت مینشست
و شاید بخاطر این بود ِ که با زبان خودشون حرف میزدند و از خودشون بودند
معمولا امت عامی اونی رو بیشتر دوست دارند که هم تراز خودشون باشه و به قولی درد اونها رو چشیده باشه(کلی میگم و کار به دکتر شریعتی ندارم)
با گذشت وقت میبینن اون فردی که به قول شما بت ساختنش بر خلاف صحبتهای زده شده رفتار میکنه و همین تبدیلش میکنه به منفورترین
افراد زیادی هستند که با این راه و روش نزد امت منفور شدند ولی من هنوز ندیدم کسی رو که دکتر شریعتی رو دوست داشته و الان حسش برگشته باشه
فردی انقلاب میکنه و امت رو به آرمانهاشون نزدیک میکنه(این فقط یک مثال سادست) وقتی تحویل مید ِ به نسل بعد اونها نمیتونن ارزششو حفظ کنن و همونطور باقی نگهش دارن
پس نمیشه رفتار آیندگانی رو که دخیل هستند بر خدشه دار کردن انقلابی تمام ربط داد به خود ِ انقلاب نماينده
امیدوارم منظورمو تونسته باشم برسونم

+
آزادی بیان این نیست که همدیگه رو با زبان طنز مسخره کنیم
و این کار رو رسمیت بدونیم

23:

منظورت جنتی که نبود...

(ستاد هدفمند کردن پیامکها، موسس ای بابا)

24:

والا ما که اسممون مسلمونه و حدیث هم داریم که "خداوند مسخره نمايندگان رو دوست ندارد"

ولی خوب متاسفانه عده ای دارن این کار رو میکنن ، کمدی و طنز با تمسخر فرق داره!

اما در مورد مسخره کردن افراد..

مثل دکتر شریعتی و امثال ایشان و هر کسی که برای اون فرد افرادی ارزش خاصی قائل هستند ، باید بگیم که این کار خیلی زشتیه و هیچ انسان آزاده ای این رو درست نمیدونه.
این یه دامه دوستان..

یه بازی که قوانینش بر خلاف عقاید یک مسلمونه ، ولی متاسفانه بعضی از ما ناآگاهانه و از روی احساس رفتاری میکنیم که طراحان این بازی خواهان اون هستند!
نه فقط دکتر شریعتی ، بلکه در انجمنهایی که بعضی از همین آقایون مثل اونارشی هم عضو اونها هستند شخصیتهای بزرگ مذهبی شیعه مثل امامان معصوم هم تمسخر میشن و ..

احتمالا دوستان بهتر میدونن و نیاز به توضیح نیست.

اما یه چیزی میخواستم در مورد تمسخر بگم که این بنده خدا میگه باید حقش رو برای دیگران منظور کرد و بهشون این حق رو داد.
اول اینکه ، اگه کسی بتونه با هستدلال چیزی رو (که خودش میگه غلطه) از ذهن دیگری خارج بکنه ، میتونه با دلیل و برهان این کار رو بکنه، درواقع اگه کار دلسوزانه باشه و بخواد روی یه ذهن که این بنده خداها میگن بیماره تاثیر بگذاره و نجاتش بده، نمیاد به تمسخر روی بیاره..
مسخره کردن چه اثری داره؟ سادست، هر کسی اوون رو میفهمه ، بدون اینکه اصلا از این مباحث سر دربیاره!
این افراد مدعی هستند که پتانسیل بحث با خواص رو دارن ولی با اینطورکارها درواقع هدفشون عوامی هستند که از مرحله پرتند.
این افراد میگن حمله به فرد کار کثیفیه ولی خودشون درواقع این کار رو میکنن!..



یک چیز دیگه که میخواستم بهتون بگم اینه که ، این افراد وقتی شروع به تمسخر میکنن و اعتراض میشنون ، اگه مقابله به مثل بشه و به کسانی که خودشون مکتب فکریشون رو از اوونها گرفتن توهین بشه یا مورد تمسخر واقع بشن ، ناراحت نمیشن و میخندن و بیشتر ادامه میدن..


اگه خاطرتون باشه وقتی که برای اولین بار کاریکاتوری در توهین به رسول مکرم اسلام کشیده و مسلمانها اعتراض کردند این افراد این جواب رو دادند: " خوب شما هم پیغمبران ما رو مسخره کنید!"
ولی خوشبختانه اونچنان کسی تو دام این بازی نیفتاد..

بازی که 2 سر باخت هست.
چه کسی مسخره میکنه؟ کدوم بچه زبونش رو در میاره؟ اوونی که میخواد طرف مقابل رو عصبی کنه...

چرا؟
چراباید عصبی بشیم؟ وقتی این بنده خداها که این تمسخر ها رو انجام میدن اکثرا مشکل سواد و تحصیلات دارن و فقط با تکرار مسایلی که فقط یک عامی ذهنش درگیر میشه، سعی میکنن خودشون رو حق به جانب نشون بدن و در موقع هستدلال چیزی برای بیان ندارند ...

چرا باید اصلا اینها رو جدی بگیریم؟
کسی مسخره میکنه که کم آورده...

راهی نداره ..

اگه چیزی برای عنوان داشتن که اینطور رفتارها رو نمیکردند
ولی خوب بعضی از این مسخره نمايندگان و حامیان اوونها بنده خداها کلا فریب خوردن و خودشون هم تا یکم مثل خودشون برخورد میشه باهاشون عصبانی میشن و دم از "سفسطه کثیف حمله به گوینده" میزنن

25:

من که زیاد دیدم کسانی رو که بگن خام حرف های شریعتی شدیم و امروز پشیمون باشن...در هر صورت حتی اگر یک نفر هم باشه دلیلی نداره باز فکر کنیم حرف های ایشون مشکلی نداشته!! در مورد انقلاب ایران و درستیش هم به نظر اینجا واقعا نمیشه صحبت کرد و من ترجیح میدم خودسانسوری کنم...اما نشستن پای صبحت افرادی که اون وقت در خیابان ها شعار میدادن و امروز پشیمون هستن کافی هست...

آزادی بیان شامل به زبان طنز در آوردن مفاهیم هم هست...کسی همدیگه رو مسخره نکرده بلکه این پیامک های طنز از زبان شریعتی به نظر من بیش از هر چیز این پیام رو در دل خودش داره که روزگاری این ملت، مست یک جمله یا حرف شریعتی بودن و بدون فکر تکرارش میکردن و چه بسا مفهموی بالاتر از همین پیامک های طنز امروزی هم نبودن اما وقتی جوی احساسی حاکم بشه هر چیزی رو به شکل بزرگنمایی شده و دارای اعتبار کاذب برداشت میکنیم...


26:

ای بابا..

ای بابای عزیز ، جنتی ؟!
تو فیس بوک یه چرخی بزن تا ببینی که کلوپ اختصاصی درست کردند که امام ما شیعه ها رو مورد توهین و تمسخر قرارمیدن..


27:

اون دسته از افراد که نسبت به این پیامک ها حساسند و ان را قبیح میدانند چرا نسبت به بایکوت شدن شخصیت شریعتی در رسانه ها واکنشی نشان نمیدهند؟
چرا نسبت به شخصیت ها ی برجسته ی دیگری که بایکوت شده اند و صدایشان به گوش امت نمیرسد حساس نمی شوند؟
چرا تا به حال از سخنرانی های شریعتی که ادعا دارید روشنفکری مذهبیست در صدا و سیما خبری نیست ایضا دیگر شخصیت ها.

و امت برای شناخت انان باید به رسانه های هستکبار!!! رو ی بیاورند؟
خوشحال باشید که همین پیامک ها برای شریعتی حکم تبلیغ دوباره را دارد

28:

دوست عزیز خوشبختانه در یک فرار به جلو خودتون اعتراف کردید که در هر جملتون یه حمله شخصی انجام دادید و میدید!!! اتهام های واهی هم از قول ما زدید که چی فکر میکنیم و چی فکر نمیکنیم...

شما که هی "این" "این" میکنی واقعا فکر کردی مثلا یه ساوقت مخوف و عریض و طویل داره همه این مسائل رو کنترل میکنه؟؟

من اینجا صرفا نظر خودم رو میگم.استدلال هم به جای خودش هست و اتفاقا در محیط هایی مثل همین هم میهن فضای آزادی بر بحث و تبادل نظر نیست و با وضع قوانینی مثل قوانین سایبری یا قوانین جدید هم میهن،سعی در هر چه محدود کردن بحث ها و جلوگیری از به چالش کشیدن مسائلی که لوازم تحمیق توده هاست مینمايند...ثمره اجرای قوانین هم اخراج شدن دوستانیست که خارج از این چارچوب فکر مینمايند...بهانه هم که اتهام واهی توهین به مقدسات هست...

در واقع ایده ای که شما ازش دفاع میکنید و بعد ما رو فاقد هر گونه توان برای اندیشیدن میدونید،توان دوام آوردن حتی یک روز در یک فضای باز رو نداره...نمونه همون انجمنی که میفرمایید درش تمسخر صورت گرفته رو از دسترس عموم خارج مینمايند...خب اگر توان مقابله با اندیشه مخالف رو از تنها از طریق اندیشه دارند چرا رو به فیل تر و مسائل این چنینی میارن؟

چرا افرادی نظیر شما از حضور در انجمنی که چارچوب های فرضی شما رو نادیده گرفته و آزادانه همه مسائل رو به بوته نقد گذاشته فراری هستید؟

در خصوص طنز هم شما باید بدونید یکی از راه های به چالش کشیدن هر عقیده ای به طنز کشیدن اون هست...اینکه تعبیر به توهین بشه ناشی از کشیدن مرز های تقدس خیالی به دور اون مفاهیم هست...


29:

شما مغز طنز منو گرفتی یا نه؟

تو اون پیامکها که خوشبختانه رفت و آمدشون توسط نهاد مورد نظر اونارشی کنترل میشه به اشخاص رقیب در صحنه قدرت منجمله جنتی، احمدینژاد توهین میشه و الباقی رجال تا وقتیکه بصورت خطر ظاهر نشن در مصونیت بسر میبرن...


30:

کاملا موافقم

31:

بانو تکتم گرامی در چیزی که امروز شاهدش هستیم شریعتی بسیار مقصر هست...حالا عمدی یا سهوی مهم نیست اما با همین زبان طنز و حتی هجو باید نشان داده شود که سخنان این فرد کف روی آب بود...شاید خودش هم اگر امروز زنده بود در افکارش تجدید نظر کرده بود!!

ما ایرانی ها عادت به بت ساختن داریم...


32:

میشه بگید امروز شاهد چی هستیم؟
(منظورم نتايج سخنان دکتر شریعتی هست)
نمیشه فرمود بت
معمولا بت برای هر فرد کسی هست که جز اون رو قبول ندار ِ
ایشون برای من یکی بت نیست هر چند دوست دارم سخنانشون رو

33:

مجالی نیست که بگم امروز شاهد چی هستیم...محیط این انجمن تحمیل چنین بحث هایی رو نداره!! اما در همین حد بگم در حاکم شدن چیزی که امروز شاهدش هستیم،زبان شیرین و نشان دادن چهره زیبا از اندیشه های کهنه از طرف علی مزینانی، بسیار تاثیر داشت...

اینکه سخنان ایشون رو دوست داشته باشید حق شماست اما حق به طنز کشیدن سخنان ایشون هم باید برای طرف مقابل به رسمیت شناخته شه...


34:

میتوان ربط داد رفتار امتی که هم اکنون جامعه رو تشکیل میدن به هر شخصیت تاریخی یا سیاسی و..
همینطور که یک وقتی آهنگران رو برای ترغیب جوانان به سمت جبهه
با این حال رسمیت شناختن این نوع طنزها سخت و غیرعقلانی هست

35:

اها خوب شد
يادتونه ميفرمودم خنده بازار هزله و بعضيا ميفرمودن نه
اين عين همونه

36:

نفرمودم تنها فاکتور ایشون بودن، اما در مقطعی تاثیر به سزایی داشتن!! نیازی به دلیل خاصی هم نیست کافیست از جوانان دهه 40 و 50 سوال کنید به خصوص اونهایی که گرایش های مذهبی داشتند...بپرسید چه چیزی بیش از همه شما رو جذب تفکرات مذهبی میکرد...

ایشون رو به عنوان اینکه اندیشه ای داشتند حالا درست یا غلط قابل احترام میدونم اما دلیلی نداره وقتی امروز عیار حرف های ایشون مشخص شده حقی رو برای افرادی که ولو به زبان طنز قصد نقد وارد کردن به سخنان ایشون دارند،قائل نشم...

زبان طنز میتونه یک موضع انتقادی بسیار قوی داشته باشه...به هر حال ما نمیوتیم برای تمایلات دیگران حد و مرز ذهنی یا عینی ایجاد کنیم...

آزادی بیان یعنی همین بانو تکتم...


37:

در هر دوره ای معمولا یک یا چند نفر بودند یا هستند (در حال حاضر گمون نکنم) که سخنانشان بیشتر به دل امت مینشست
و شاید بخاطر این بود ِ که با زبان خودشون حرف میزدند و از خودشون بودند
معمولا امت عامی اونی رو بیشتر دوست دارند که هم تراز خودشون باشه و به قولی درد اونها رو چشیده باشه(کلی میگم و کار به دکتر شریعتی ندارم)
با گذشت وقت میبینن اون فردی که به قول شما بت ساختنش بر خلاف صحبتهای زده شده رفتار میکنه و همین تبدیلش میکنه به منفورترین
افراد زیادی هستند که با این راه و روش نزد امت منفور شدند ولی من هنوز ندیدم کسی رو که دکتر شریعتی رو دوست داشته و الان حسش برگشته باشه
فردی انقلاب میکنه و امت رو به آرمانهاشون نزدیک میکنه(این فقط یک مثال سادست) وقتی تحویل مید ِ به نسل بعد اونها نمیتونن ارزششو حفظ کنن و همونطور باقی نگهش دارن
پس نمیشه رفتار آیندگانی رو که دخیل هستند بر خدشه دار کردن انقلابی تمام ربط داد به خود ِ انقلاب نماينده
امیدوارم منظورمو تونسته باشم برسونم

+
آزادی بیان این نیست که همدیگه رو با زبان طنز مسخره کنیم
و این کار رو رسمیت بدونیم

38:

منظورت جنتی که نبود...

(ستاد هدفمند کردن پیامکها، موسس ای بابا)

39:

والا ما که اسممون مسلمونه و حدیث هم داریم که "خداوند مسخره نمايندگان رو دوست ندارد"

ولی خوب متاسفانه عده ای دارن این کار رو میکنن ، کمدی و طنز با تمسخر فرق داره!

اما در مورد مسخره کردن افراد..

مثل دکتر شریعتی و امثال ایشان و هر کسی که برای اون فرد افرادی ارزش خاصی قائل هستند ، باید بگیم که این کار خیلی زشتیه و هیچ انسان آزاده ای این رو درست نمیدونه.
این یه دامه دوستان..

یه بازی که قوانینش بر خلاف عقاید یک مسلمونه ، ولی متاسفانه بعضی از ما ناآگاهانه و از روی احساس رفتاری میکنیم که طراحان این بازی خواهان اون هستند!
نه فقط دکتر شریعتی ، بلکه در انجمنهایی که بعضی از همین آقایون مثل اونارشی هم عضو اونها هستند شخصیتهای بزرگ مذهبی شیعه مثل امامان معصوم هم تمسخر میشن و ..

احتمالا دوستان بهتر میدونن و نیاز به توضیح نیست.

اما یه چیزی میخواستم در مورد تمسخر بگم که این بنده خدا میگه باید حقش رو برای دیگران منظور کرد و بهشون این حق رو داد.
اول اینکه ، اگه کسی بتونه با هستدلال چیزی رو (که خودش میگه غلطه) از ذهن دیگری خارج بکنه ، میتونه با دلیل و برهان این کار رو بکنه، درواقع اگه کار دلسوزانه باشه و بخواد روی یه ذهن که این بنده خداها میگن بیماره تاثیر بگذاره و نجاتش بده، نمیاد به تمسخر روی بیاره..
مسخره کردن چه اثری داره؟ سادست، هر کسی اوون رو میفهمه ، بدون اینکه اصلا از این مباحث سر دربیاره!
این افراد مدعی هستند که پتانسیل بحث با خواص رو دارن ولی با اینطورکارها درواقع هدفشون عوامی هستند که از مرحله پرتند.
این افراد میگن حمله به فرد کار کثیفیه ولی خودشون درواقع این کار رو میکنن!..



یک چیز دیگه که میخواستم بهتون بگم اینه که ، این افراد وقتی شروع به تمسخر میکنن و اعتراض میشنون ، اگه مقابله به مثل بشه و به کسانی که خودشون مکتب فکریشون رو از اوونها گرفتن توهین بشه یا مورد تمسخر واقع بشن ، ناراحت نمیشن و میخندن و بیشتر ادامه میدن..


اگه خاطرتون باشه وقتی که برای اولین بار کاریکاتوری در توهین به رسول مکرم اسلام کشیده و مسلمانها اعتراض کردند این افراد این جواب رو دادند: " خوب شما هم پیغمبران ما رو مسخره کنید!"
ولی خوشبختانه اونچنان کسی تو دام این بازی نیفتاد..

بازی که 2 سر باخت هست.
چه کسی مسخره میکنه؟ کدوم بچه زبونش رو در میاره؟ اوونی که میخواد طرف مقابل رو عصبی کنه...

چرا؟
چراباید عصبی بشیم؟ وقتی این بنده خداها که این تمسخر ها رو انجام میدن اکثرا مشکل سواد و تحصیلات دارن و فقط با تکرار مسایلی که فقط یک عامی ذهنش درگیر میشه، سعی میکنن خودشون رو حق به جانب نشون بدن و در موقع هستدلال چیزی برای بیان ندارند ...

چرا باید اصلا اینها رو جدی بگیریم؟
کسی مسخره میکنه که کم آورده...

راهی نداره ..

اگه چیزی برای عنوان داشتن که اینطور رفتارها رو نمیکردند
ولی خوب بعضی از این مسخره نمايندگان و حامیان اوونها بنده خداها کلا فریب خوردن و خودشون هم تا یکم مثل خودشون برخورد میشه باهاشون عصبانی میشن و دم از "سفسطه کثیف حمله به گوینده" میزنن

40:

من که زیاد دیدم کسانی رو که بگن خام حرف های شریعتی شدیم و امروز پشیمون باشن...در هر صورت حتی اگر یک نفر هم باشه دلیلی نداره باز فکر کنیم حرف های ایشون مشکلی نداشته!! در مورد انقلاب ایران و درستیش هم به نظر اینجا واقعا نمیشه صحبت کرد و من ترجیح میدم خودسانسوری کنم...اما نشستن پای صبحت افرادی که اون وقت در خیابان ها شعار میدادن و امروز پشیمون هستن کافی هست...

آزادی بیان شامل به زبان طنز در آوردن مفاهیم هم هست...کسی همدیگه رو مسخره نکرده بلکه این پیامک های طنز از زبان شریعتی به نظر من بیش از هر چیز این پیام رو در دل خودش داره که روزگاری این ملت، مست یک جمله یا حرف شریعتی بودن و بدون فکر تکرارش میکردن و چه بسا مفهموی بالاتر از همین پیامک های طنز امروزی هم نبودن اما وقتی جوی احساسی حاکم بشه هر چیزی رو به شکل بزرگنمایی شده و دارای اعتبار کاذب برداشت میکنیم...


41:

ای بابا..

ای بابای عزیز ، جنتی ؟!
تو فیس بوک یه چرخی بزن تا ببینی که کلوپ اختصاصی درست کردند که امام ما شیعه ها رو مورد توهین و تمسخر قرارمیدن..


42:

اون دسته از افراد که نسبت به این پیامک ها حساسند و ان را قبیح میدانند چرا نسبت به بایکوت شدن شخصیت شریعتی در رسانه ها واکنشی نشان نمیدهند؟
چرا نسبت به شخصیت ها ی برجسته ی دیگری که بایکوت شده اند و صدایشان به گوش امت نمیرسد حساس نمی شوند؟
چرا تا به حال از سخنرانی های شریعتی که ادعا دارید روشنفکری مذهبیست در صدا و سیما خبری نیست ایضا دیگر شخصیت ها.

و امت برای شناخت انان باید به رسانه های هستکبار!!! رو ی بیاورند؟
خوشحال باشید که همین پیامک ها برای شریعتی حکم تبلیغ دوباره را دارد

43:

دوست عزیز خوشبختانه در یک فرار به جلو خودتون اعتراف کردید که در هر جملتون یه حمله شخصی انجام دادید و میدید!!! اتهام های واهی هم از قول ما زدید که چی فکر میکنیم و چی فکر نمیکنیم...

شما که هی "این" "این" میکنی واقعا فکر کردی مثلا یه ساوقت مخوف و عریض و طویل داره همه این مسائل رو کنترل میکنه؟؟

من اینجا صرفا نظر خودم رو میگم.استدلال هم به جای خودش هست و اتفاقا در محیط هایی مثل همین هم میهن فضای آزادی بر بحث و تبادل نظر نیست و با وضع قوانینی مثل قوانین سایبری یا قوانین جدید هم میهن،سعی در هر چه محدود کردن بحث ها و جلوگیری از به چالش کشیدن مسائلی که لوازم تحمیق توده هاست مینمايند...ثمره اجرای قوانین هم اخراج شدن دوستانیست که خارج از این چارچوب فکر مینمايند...بهانه هم که اتهام واهی توهین به مقدسات هست...

در واقع ایده ای که شما ازش دفاع میکنید و بعد ما رو فاقد هر گونه توان برای اندیشیدن میدونید،توان دوام آوردن حتی یک روز در یک فضای باز رو نداره...نمونه همون انجمنی که میفرمایید درش تمسخر صورت گرفته رو از دسترس عموم خارج مینمايند...خب اگر توان مقابله با اندیشه مخالف رو از تنها از طریق اندیشه دارند چرا رو به فیل تر و مسائل این چنینی میارن؟

چرا افرادی نظیر شما از حضور در انجمنی که چارچوب های فرضی شما رو نادیده گرفته و آزادانه همه مسائل رو به بوته نقد گذاشته فراری هستید؟

در خصوص طنز هم شما باید بدونید یکی از راه های به چالش کشیدن هر عقیده ای به طنز کشیدن اون هست...اینکه تعبیر به توهین بشه ناشی از کشیدن مرز های تقدس خیالی به دور اون مفاهیم هست...


44:

شما مغز طنز منو گرفتی یا نه؟

تو اون پیامکها که خوشبختانه رفت و آمدشون توسط نهاد مورد نظر اونارشی کنترل میشه به اشخاص رقیب در صحنه قدرت منجمله جنتی، احمدینژاد توهین میشه و الباقی رجال تا وقتیکه بصورت خطر ظاهر نشن در مصونیت بسر میبرن...


45:

درود دوستان و هستارتر عزیز

از اینکه به این موضوع حساس دعوتم کردید و حقیر را لایق اظهار نظر دانستید بینهایت سپاسگذارم

ببینید در اینکه در منش جامعه و سیاست جامعه و نظام فعلی ترور طنز آلود شخصیتها به طور کریحی باب شده جای هیچ شکی نیست و اینکه این رفتار بدور از سکنات انسانی و جدای از فرهنگ زیبا وبجای نقد هست را نمیتوان منکر شد

اما (بنظر بنده) و فارق از هرگونه اسطوره پروری نسبت به هر شخص و مقامی باید به چند نکته منطقی هم توجه داشت
اول اینکه؛ ما عادت کرده ایم که کلام افراد را نسبت به معروفیتشان بسنجیم و اینکه ذات کلام در چه عنوان و برای چه موضوعی ابراز شده را تحت نظر برنامه نمیدهیم و آیا این بیانات یا مکاتبات اصالتا از تفکر و منش و ایدئولوژی فرد نشر پیدا کرده یا سخنان قصار و شیوایی هست که یا با کمی تغییر یا ترجمه و تعبیر فردی منتشر شده را در بست میپذیریم .....
مثلا ، این جمله معروف ماهتما گاندی که در سن 19 سالگی فرموده بود(هیچگاه با مشت نمیتوان دست دوستی را فشرد)تا وقتی که به معروفیت نرسیده بود اعتبار عام نیافت و بقول معروف ضرب المثل برای جامعه نگشته بود
دوم اینکه؛کافی هست که تکه ای از مطلب یا موضوع یا منش کسی با کنشهای شخصیتی فردی ما یا جامعه در مقطع وقتی خاص مورد همخوانی و همزلد پنداری برنامه گیرد اونگاه بدونه توجه به شخصیت ناشر و اینکه در جای دیگر شاید بر خلاف سلیقه ما یا جامعه یا حتی خودش دست به قلم شده به تثبیت شخصیتی فرد میپردازیم و بدونه مطالعه در نگاشتها(احتمالا ضد و نقیضش) در بست این تفکرات را زاده و خالق اندیشه و به اصطلاح پویای او میدانیم ......و مقدس پروری میکنیم
اگر بطور مثال از ملک الشعرای بهار یاد کنم دور از موضوع نیست ....

ایشان که از آزادی و انصاف و خونخواهی و اعتدال و برابری و برادری و....( که تحت تاثیر شرایط موجود وقت خود بود) دم میزد ...

وقتی شرایط خانوادگی و رفتارهای ایشان را با اعضای خانواده از زبان فرزند ایشان میخوانیم قضاوتمان کاملا متغیر میشود ....

کاش دوستان کمی در مورد زندگی خصوصی دکتر و منشهایی که مغایر با شعارهایش بود بیشتر تحقیق میکردند تا متوجه این موضوع شوند که ایمان به تفکرات انسان حتما و بی شک در منش انسان موثر هست از این جمله میتوان به رهی معیری ...

صادق هدایت و...بهرنگ و...

که از نویسنگان معروف و به اصطلاح صاحب سبک بودند هم اشاره کرد

سوم اینکه؛ بطور کلی جامعه کنونی ما بخصوص جوانان از ایدئولوؤیهای(باید و نبایدهای) مغرضانه بستوه آمده و خدارا شکرکه کمتر مسائل را جانب دارانه و بقول معروف از لج x به yحق را میدهند در وقت دکتر شریعتی ایئولوژی ها بازار جنگ زرگری گرمی داشتند و با توجه به میزان تحصیل افراد و دسترسیشان به مکتوبات یا سخنان افراد خاص در جهان منعکس نماينده اون سخنان یا طرز تفکرات بودند کافی هست دوستان چند کتاب ایشان را قبل از هجرت به فرانسه و در وقت اقامتشان در اونجا و بازگشتشان از فرانسه و هینطور شرایط و فراز و نشیبهایی که دکتر را در مراجعتشان به ایران تحت تاثیر برنامه داد را با نگرش محققانه مورد توجه برنامه دهند تا به این نکته( احتمالا)پی ببرند که دکتر شریعتی نه یک تئوریسین صرف که منعس نماينده عقاید روز وقت خود به زبان امت تشنه روزگار خویش بود

باز عارضم اگر چه با روش و منش افراد در ترور اشخاص کاملا مخالفم ولی اگر بستری مهیای اینگونه ناهنجاریهای اخلاقی میشود( شاید) %ی از اون در میان متفکرین هم بخاطر رشد و تغییر در منش تعامل (طرز تفکر و تحقیق)جامعه هست که از این جهت قابل درک و ستودنی هست
که در این رابطه ساختار شکنی در جهت شکوفایی فکر و اندیشه، نوید خوبی را میدهد ....

شاید این روش بانی و باعث گردد تا در فراخور تعصبات و تقدسات و غرور و....فرهنگ نقد ناب برای هر صاحب تفکری بدور از هرگونه تابو اجتماعی رواج یابد ....


امثال دکتر شریعتیها در وقت خود خدمت قابل توجهی را برای جامعه انجام دادند و اکنون نیز در نبودشان (بدلیل بزرگیشان و عدم تقدس و تعصب جامعه) نقشی بس مهمتر ایفا مینمايند

کلا یا نباید در مقام سخت قضاوت بر آییم یا اگر چنین قصدی را یافتیم اول خود را قضاوت کنیم تا در مقطع نقد شجاعانه پاسخگوباشیم

در انتها عارضم مهم نیست که کلام از زبان چه شخص و با چه مقام و مرتبه ای ابراز شده باشد مهم این هست که چقدر دارای بار ارزشی هست مثلا اینکه« هر اونچه را که برای خود نمیپسندی برای دیگران نپسند» یا « تجربه بزرگترین معلم انسان هست» منصوب به علی(ع) هست اما بیشتر تایید و موضوعیتش مربوطبه بوزرجومهر(بزرگمهر ) هست و یااینکه« اگر میخواهید کسی را تخریب کنید کافی هست از او بد دفاع کنید» منصوب به دکتر شریعتی هست در حالی که خیلی قبل از اونکه ایشان این جمله تامل بر انگیز را بگوید، ضرب المثلی هست با همین مضمون مربوط به وینستون چرچیل رئیس جمهور وقت جنگ جهانی دوم بریتانیا !

از اینکه زیاده گویی کردم صمیمانه از دوستان عذر میخواهم و قضاوت را بر عهده اندیشه نابتان میگذارم ایزد نگهدار و خرد همواره نگهبانمان باد

46:

دوست عزیز خوشبختانه در یک فرار به جلو خودتون اعتراف کردید که در هر جملتون یه حمله شخصی انجام دادید و میدید!!! اتهام های واهی هم از قول ما زدید که چی فکر میکنیم و چی فکر نمیکنیم...

عزیزم به عمد کاری رو که خودت ازش دفاع میکنی رو انجام دادم..

والا بدون اونها هم صحبتم تغییری نمیکرد...

من فقط چندبار از کلمه بنده خدا و صحبت از سواد اون هم بدون اشاره مستقیم کردم...

چطور شما تحمل نداری؟ به این میگن Action Learning
شعار پیشنهادی من به شما و دوستانتون "همه با هم ویکی پدیا" (یه شعاری بود اون قدیما مال یه وزارتخونه ای که الان منحل شده! یک جمله طنزگونه بر وزن اونه)
طنز و تمسخر افراد و افکارشون کار درستی نیست...

ولی خوب من به قانون خودت عمل کردم:
در خصوص طنز هم شما باید بدونید یکی از راه های به چالش کشیدن هر عقیده ای به طنز کشیدن اون هست...

شما که هی "این" "این" میکنی واقعا فکر کردی مثلا یه ساوقت مخوف و عریض و طویل داره همه این مسائل رو کنترل میکنه؟؟
عزیزم تا تعریفت از ساوقت چی باشه..

اگه مثل شما دوستان بیندیشم 2 تا راه که بیشتر نداریم :" یا کلاهیچی نیست و همش خودجوشه یا خود خود ابلیس داره تو فیسبوک مطلب میگذاره و اس ام اس میده "
چرا افرادی نظیر شما از حضور در انجمنی که چارچوب های فرضی شما رو نادیده گرفته و آزادانه همه مسائل رو به بوته نقد گذاشته فراری هستید؟
والا من که نفهمیدم شما و دوستان دیگتون مثل همونهایی که اخراج شدن چجوری نون درمیارید میخورید...

یا هنوز درگیر مسائل زندگی نیستید یا خیلی وضعتون خوبه...

همه هم که ماشاالله کدنویس و برنامه نویس هستند (برنامه رو با چرخ زدن تو هم میهن میشه نوشت؟ طراحی شبکه اجتماعی؟) ..

ولی من نمیتونم مدام توی این بحثها شرکت کنم...

اگه کسی مخارج زندگی منو میده ..

من 24 ساعته در خدمت هستم و هم تحقیق میکنم هم هستدلال میارم براتون...


موضوع اینه که من بیام تو فروم شما که کلا اسمش رو بهتره بگذاریم "فروم ِ دوستان" بعد سعی کنم برای شما هستدلال بیارم که شما صحبتت اشتباهه؟ بعد شما اشک تو چشمات حلقه میزنه و منقلب میشی ..

آه خدای من..

من بیکارم؟من باشم گزینه فیلتر کردن رو مناسب میدونم ..

هم یه جور اشتغال زایی برای تولید نرم افزار های عبوره...

هم کلی اطلاعات از طریق همین نرم افزارها گیر میاد و هم شما و دوستان طنز پردازتون بیشتر از هم فیض میبرید
یه سوال ازت دارم...

چند نفر از همین امت که اعضای این فرم هستند به خاطر اخراج اوون دوستان شما اعتصاب کردند یا معترض شدن..

چقدر براشون مهم بود؟

خوش باشید ..


"اونکس که نداند و نداند که نداند**** در جهل مرکب ابد الدهر بماند!"

47:

من معذرت میخوام ازت ای بابای عزیز

48:

فرمایش شما در مورد اینکه "ننگر که فرمود...

بنگر چه فرمود
" صحبت خوب و پسندیده ای هست..

من هم با شما موافقم..

اما بحث در اینطور موارد فقط اشخاصی مثل مرحوم شریعتی و امثال ایشان نیستند..
ببینید تمسخر کار زشتیه ..

از اوون در هر مکتب فکری الهی و غیر الهی نهی شده..
اگر کسی قصد داره فکر رو پالایش کنه بیاد صحبت رو به چالش بکشه...

بگه آقایون ..

دوستان شما با این جمله موافقید؟ با این تفکر موافقید یا خیر؟..

چرا ..

هر کسی دلیلش رو ، نظرش رو تحلیلش رو بگه با رعایت انصاف ..

اینطوری خیلی خیلی مطالب مفیدی حاصل میشه و آزادی اندیشه همینه..
شما میگید این گویندگان بعضا به صحبتهای خودشون پایبند نبودن...

درست ..

ولی آیا همگی اینطور بودند؟
نمیشه که همه رو به یک چشم دید..

و البته پیش از اوون اصلا تمسخر کار درستی نیست.


49:

چرا پشیمون شدند از شعارهائی که در خیابانها میدادن؟
از نظرشون اون چیزی که وعده شده بود چیزی نیست که الان هست
مگر شریعتی ها و امثالهم هنوز زنده اند که بشه گناه دیگران رو به گردنشون انداخت؟
هیچ کس تمام حرفهاش وحی منزل نیست و نمیشه فرمود به صرف چند سخن پر بار انسان کاملی هست
گذشته از چهره ای که سیاسی میکنیم الان حرف از قلم ایشون هست (حالا این فرد نه شخص دیگر فرقی نمیکنه)
از نظر من و کسی که مثل من میاندیشه این کار شایسته نیست و از نظر شما بازگو کردن حقایق هست و قابل احترام
آزادی یعنی با این نگرشهای متفاوت به عقیده و نظر همدیگه احترام بزاریم اگر نه در مباحث معمولا کسی نمیتونه دیگری رو مجاب کنه که درست میاندیشه


50:

من از چی دفاع کردم؟حمله شخصی؟من تحمل دارم اما گویا دچار سو تفاهم شدید...
در مورد ویکی پدیا هم دوست عزیز شما بدون تحقیق دارید حرف هایی که از دیگران شنیدید رو تکرار میکنید...بزرگترین ذخیره نوشته ها رو ویکی پدیا..در خصوص صحتشون هم منابع رو در انتها آوردن و میشه اونها رو بررسی کرد...


طنز و تمسخر افراد و افکارشون کار درستی نیست...

ولی خوب من به قانون خودت عمل کردم:
عزیزم تا تعریفت از ساوقت چی باشه..

اگه مثل شما دوستان بیندیشم 2 تا راه که بیشتر نداریم :" یا کلاهیچی نیست و همش خودجوشه یا خود خود ابلیس داره تو فیسبوک مطلب میگذاره و اس ام اس میده "
اینجا یک لغزشی در صحبتتون هست.تمسخر افراد رو تایید نکردم اما افکار افراد رو چرا...فرد هم منظور فردی به عنوان یه شخص زنده و حی و حاضر هست اما مثلا در مورد شخصی مثل شریعتی هم من کاری ندارم ایشون در زندگی شخصی چه عادت ها و علایقی داشته اما عقایدی که به جامعه پمپاژ کرده رو باید به نقد کشید ولو به زبان طنز....


والا من که نفهمیدم شما و دوستان دیگتون مثل همونهایی که اخراج شدن چجوری نون درمیارید میخورید...

یا هنوز درگیر مسائل زندگی نیستید یا خیلی وضعتون خوبه...

همه هم که ماشاالله کدنویس و برنامه نویس هستند (برنامه رو با چرخ زدن تو هم میهن میشه نوشت؟ طراحی شبکه اجتماعی؟) ..

ولی من نمیتونم مدام توی این بحثها شرکت کنم...

اگه کسی مخارج زندگی منو میده ..

من 24 ساعته در خدمت هستم و هم تحقیق میکنم هم هستدلال میارم براتون...

برنامه نیست شما این مسائل رو بدونید...این مباحث حاشیه ای هم جز برای انحراف در بحث نیست...

موضوع اینه که من بیام تو فروم شما که کلا اسمش رو بهتره بگذاریم "فروم ِ دوستان" بعد سعی کنم برای شما هستدلال بیارم که شما صحبتت اشتباهه؟ بعد شما اشک تو چشمات حلقه میزنه و منقلب میشی ..

آه خدای من..

من بیکارم؟من باشم گزینه فیلتر کردن رو مناسب میدونم ..

هم یه جور اشتغال زایی برای تولید نرم افزار های عبوره...

هم کلی اطلاعات از طریق همین نرم افزارها گیر میاد و هم شما و دوستان طنز پردازتون بیشتر از هم فیض میبرید
یه سوال ازت دارم...

چند نفر از همین امت که اعضای این فرم هستند به خاطر اخراج اوون دوستان شما اعتصاب کردند یا معترض شدن..

چقدر براشون مهم بود؟

خوش باشید ..


"اونکس که نداند و نداند که نداند**** در جهل مرکب ابد الدهر بماند!"
اول مساله شخص شما نیست..دیدی که نوشتم افرادی نظیر شما که ما رو متهم به نداشتن هستدلال و حرفی برای بیان میکنید،تشریف بیارند و مباحثه کنیم ببینیم حرفی برای بیان هست یا نه...

اینجا که قوانین مترقی سایبری و هم میهن اجازه این کار رو نمیده و دوستان رو اخراج کردند...در مورد فیل تر هم خب مشخصا شما جوابی ندارید و سعی دارید از جواب فرار کنید...

این جمله بولد شده شما چه ربطی به بحث ما داره؟این مغلطه جدید شما که توسل به اکثریت هست رو به چه عنوانی مطرح میکنید؟

هر وقت خنده های شما تمام شد کمی به موضوعات بحث شده فکر کنید....


51:

طنز در دل خودش هنر رو به همراه داره که کمترین اون شادکردن مخاطبان در هر سطحی میشه...دایره مخاطبین طنز بسیار گسترده تر از یک برنامه مناظره یا مصاحبه هست...

به چالش کشیدن مدتیه برام تکراری شده و این تکراری شدن باعث میشه از دایره مخاطبین پیام کنار برم...از مناظره های پیش از انتخابات که برام جذاب بودن فاصله گرفتم و شاید در این بین پیامهای پرباری در برنامه "دیروز، امروز، فردا" وجود داشته باشه اما من نوعی که جذبش نشدم از وجود پیامهای اون بی اطلاع خواهم موند...


52:


سپاس بخاطر حضورتون
این یک موضوعی طبیعیست که حرفهای افراد معروف بیشتر تو چشم هست و قبول دارم این سخنتون رو
بیشک هستند و بودند شخصیتهائی که به مراتب بلند مرتبه تر از افراد معروفی که ما میشناسیم
و آرام زندگیهایشان را کردند و آرامتر به خوابی ابدی فرو رفتند و هیچ کس از وجودشان باخبر هم نشد
معروف شدن و مطرح شدن دست خود ِ فرد نیست ولی وقتی محبوب شد بخاطر ِ عشق امت هست اگر نه که گاها معروف شدن چندان باب دل امت نیست
اینکه سخنان هر کس همانی نیست که با اون زندگی مینمايند برای اکثر ما هم چنین هست
افراد کمی هستند که حرف و عملشان یکی باشد
من اطلاعاتی در مورد زندگی شخصی (نوع رفتار با اطرافیان ِ نزدیک و ...)ندارم
شناخت من هم شاید محدود به همان کتابهائی باشه که از ایشون چاپ شده
با این حال همیشه دوست داشتن مطالب یک فرد نشون دهنده ی قبول داشتن ِ سایر رفتار او نیست



53:

کاملا عز لحاظteori درسته
ولی به نظر شما همین امت چز یه لبخنده چند لحظه ای دلخوشیه دیگه ای دارن
به نظر من با این اوضاع داغون
اگه
شریعتی زنده بود ، از اینکه ملتی بی عقل ولی بدبخت و واقعا داغون رو برای یه لحظه شاد میدید
خوشال میشد....


54:

به چه دلیل که اظهر من الشمس هست !! وعده ها که محقق نشد هیچ اوصلا همون وعده ها هم خودش مشکل داشت...

کسی گناه رو گردن اینها ننداخت.بحث، بررسی نقش تاریخی ایشون بود در یک حادثه تاریخ ایران...

قلم ایشون هم زیبا بود و از نظر ادبی قابل تقدیر هست.یعنی نویسنده توانمندی بودند...

ضمنا دلیلی نداره به عقاید همدیگه احترام بذاریم،مگر اینکه از صافی خرد و منطق عبور کرده و قابل پذیرش باشه...


55:

بقول کاربر مزدک شریعتی جاده صاف کن انقلاب بود.



وقتیکه جاده ها صاف شد و خود شاه وقتیکه شروع به آسفالت کردن جاده ها (از احزاب مخالف تا کابینه هویدا) نمود.

زندانها را پر کرد و بهانه دست امت داد، دیگر نیازی به روشنفکر نبود که بیاید و کوره راه ها را باز و روشن کند.

مرگ مشکوک شریعتی در دامان روباه پیر خود گواه دیگریست بر این مدعا که انقلاب خواست امت نبود، بلکه سناریویی برای فروپاشی قدرت شاه در منطقه بوده همان سناریویی که این روزها بوی تکرارش می آید...


56:

لطفا موضوع رو فقط از دید این دنیا ننگرید.(گرچه از دید این جهان نیز مشکلاتی پیش خواهد آمد).
توهین به شخصیتهای بزرگ من جمله این دکتر شهید،گناهی هست بزرگ و ترور شخصیت از ترور یک شخص بدتر هست.و نزد خدا جرمی سنگین تر دارد.
علاوه بر این در هر فرموده ای چه خوب و چه بد،حقیقتی در عالم بالا شکل میگیرد که این حقیقت در روز قیامت نمایان میشود(یوم تبلی السرائر)و بر پايه اون،صاحب اون فرمودار به محکمه عدل مینشیند.پس نمیشود فرمود:یک حرفی زده میشود و یک توهینی انجام میشود و تاریخش میگذرد و فراموش میشود.

57:


در دنیا به تعداد افرادی که زندگی مینمايند عقاید مختلف هست
اگر دلیلی نداره که به عقاید هم احترام بزاریم پس لزومی هم نداره بخاطرش بحثی صورت بگیره
صافی خرد و منطق برای همه یکی نیست
پس نمیتوان منطق را یک چیز معنی کرد هر کس از دید ِ خودش "منطق" تعریف مشخصی داره
خرسند شدم از هم صحبتی با شما گرامی
وقتتون خوش

58:

من اینو قبلا هم تو یه تایپیک دیگه فرموده بودم،جای تاسفه که اکثر امت ما هر جوری که شده حاضرند برای دفاع از ماهیت کوروش کبیر بحث و مجادله نمايند ولی در مورد دکتر شریعتی اینقدر بی انصافانه برخورد نمايند،هم کوروش(به عنوان مثال عرض میکنم)مرد بزرگ و محترمی بود و هم دکتر شریعتی مرد برجسته و شخص عالیقدری بودند و از همه مهمتر هر دو ایرانی بودند،چرا رسانه های بیگانه به یکی اینجور بها میده و از دیگری یادی نمیکنه،چرا سخنان کوروش بصورت پیامک دست به دست میشه ولی سخنان دکتر بصورت لطیفه و کاملا بی محتوا رواج پیدا میکنه،اگه اسمی از کوروش اوردم منظورم این نبود که دهها جواب مبنی بر طرفداری از کوروش در جواب من داده بشه،در این که این شخص فرد بزرگی بود شکی نیست ولی دکتر شریعتی هم انسان وارسته ای بودند ،بعنوان یه ایرانی خودمون باید جلوی رواج این لطیفه ها رو بگیریم.
به اعتقاد من این یه جنگ سرده که با گسترش و رواج این لطیفه ها خیلی از چیزهایی که الان برامون ارزشه در آینده برامون بی اهمیت بشه،مثل دادن فحش ناموسی مردها در حالت شوخی و خنده به همدیگه،متاسفانه دیروز شاهد بودم دو تا جوون که داشتند ماشین دوستشون رو از جوی آب در می اوردند با شوخی چه فحش های رکیکی که نثار مادر بیچاره دوست راننده شون نمیکردند! و اون جوان احمق هم ازشوخی دوستان ابله تر از خودش با صدای بلند میخندید،نمیدونم داریم به کجا میریم ؟الان چه چیزی برای ما هنجاره و چه چیزی ناهنجار؟به سخره گرفتن دکتر شریعتی و امثالهم به نظز من راهی برای از بین بردن هنجارهای ما.


59:

من از چی دفاع کردم؟حمله شخصی؟من تحمل دارم اما گویا دچار سو تفاهم شدید...

اینجا یک لغزشی در صحبتتون هست.تمسخر افراد رو تایید نکردم اما افکار افراد رو چرا
اینجا یک لغزشی در صحبتتون هست.تمسخر افراد رو تایید نکردم
موضع شما در مورد اوون مطالب در مورد امام دهم شیعیان که در فروم خودتون هم هست چیه؟ نگو نخوندی...

اسم این کاری که انجام میشه چیه؟

بزرگترین ذخیره نوشته ها رو ویکی پدیا..در خصوص صحتشون هم منابع رو در انتها آوردن و میشه اونها رو بررسی کرد...

عزیزم ..

من خود م میدونم ویکی پدیا چیه ..ازش هم هستفاده میکنم نه فقط ویکی چندین دانشنامه وجود داره...

اما در مورد منابع!
وقتی منبع مورد قبول نباشه تکلیف چیه؟ منبعی که شما قبول داری فقط منبعه و بقیش نیست؟ سفسطه ی خوبیه

این جمله بولد شده شما چه ربطی به بحث ما داره؟این مغلطه جدید شما که توسل به اکثریت هست رو به چه عنوانی مطرح میکنید؟
ایول مغلطه!
این جمله بولد شده بنده در مورد این سفسطه ی شما بود :

اینجا که قوانین مترقی سایبری و هم میهن اجازه این کار رو نمیده و دوستان رو اخراج کردند
مشکل از قوانین نیست...

البته میدونم اونارشیست بودن کلا قانون و حاکمیت رو دوست نداره ..

ولی بهتره یه نگاهی به جایگاه خودتون و همفکرانتون در این جامعه مجازی (که میشه فرمود تقریبا از اقشار مختلف امت ایران توی اون عضو هستند) بندازید تا ببینید که چقدر از اخراج دوستانتون متاثر شدند! فروم ِدوستان رو عشقه بچسبید به همون انارشیسم حتما پیروزید
مدعی نیستم که اکثریت با منه..

حرف تو دهن من نذار...

اما اینو میخوام بهت بگم که اکثریت، تفکر امثال شما رو نمیپذیرن.


60:

درود دوستان و هستارتر عزیز

از اینکه به این موضوع حساس دعوتم کردید و حقیر را لایق اظهار نظر دانستید بینهایت سپاسگذارم

ببینید در اینکه در منش جامعه و سیاست جامعه و نظام فعلی ترور طنز آلود شخصیتها به طور کریحی باب شده جای هیچ شکی نیست و اینکه این رفتار بدور از سکنات انسانی و جدای از فرهنگ زیبا وبجای نقد هست را نمیتوان منکر شد

اما (بنظر بنده) و فارق از هرگونه اسطوره پروری نسبت به هر شخص و مقامی باید به چند نکته منطقی هم توجه داشت
اول اینکه؛ ما عادت کرده ایم که کلام افراد را نسبت به معروفیتشان بسنجیم و اینکه ذات کلام در چه عنوان و برای چه موضوعی ابراز شده را تحت نظر برنامه نمیدهیم و آیا این بیانات یا مکاتبات اصالتا از تفکر و منش و ایدئولوژی فرد نشر پیدا کرده یا سخنان قصار و شیوایی هست که یا با کمی تغییر یا ترجمه و تعبیر فردی منتشر شده را در بست میپذیریم .....
مثلا ، این جمله معروف ماهتما گاندی که در سن 19 سالگی فرموده بود(هیچگاه با مشت نمیتوان دست دوستی را فشرد)تا وقتی که به معروفیت نرسیده بود اعتبار عام نیافت و بقول معروف ضرب المثل برای جامعه نگشته بود
دوم اینکه؛کافی هست که تکه ای از مطلب یا موضوع یا منش کسی با کنشهای شخصیتی فردی ما یا جامعه در مقطع وقتی خاص مورد همخوانی و همزلد پنداری برنامه گیرد اونگاه بدونه توجه به شخصیت ناشر و اینکه در جای دیگر شاید بر خلاف سلیقه ما یا جامعه یا حتی خودش دست به قلم شده به تثبیت شخصیتی فرد میپردازیم و بدونه مطالعه در نگاشتها(احتمالا ضد و نقیضش) در بست این تفکرات را زاده و خالق اندیشه و به اصطلاح پویای او میدانیم ......و مقدس پروری میکنیم
اگر بطور مثال از ملک الشعرای بهار یاد کنم دور از موضوع نیست ....

ایشان که از آزادی و انصاف و خونخواهی و اعتدال و برابری و برادری و....( که تحت تاثیر شرایط موجود وقت خود بود) دم میزد ...

وقتی شرایط خانوادگی و رفتارهای ایشان را با اعضای خانواده از زبان فرزند ایشان میخوانیم قضاوتمان کاملا متغیر میشود ....

کاش دوستان کمی در مورد زندگی خصوصی دکتر و منشهایی که مغایر با شعارهایش بود بیشتر تحقیق میکردند تا متوجه این موضوع شوند که ایمان به تفکرات انسان حتما و بی شک در منش انسان موثر هست از این جمله میتوان به رهی معیری ...

صادق هدایت و...بهرنگ و...

که از نویسنگان معروف و به اصطلاح صاحب سبک بودند هم اشاره کرد

سوم اینکه؛ بطور کلی جامعه کنونی ما بخصوص جوانان از ایدئولوؤیهای(باید و نبایدهای) مغرضانه بستوه آمده و خدارا شکرکه کمتر مسائل را جانب دارانه و بقول معروف از لج x به yحق را میدهند در وقت دکتر شریعتی ایئولوژی ها بازار جنگ زرگری گرمی داشتند و با توجه به میزان تحصیل افراد و دسترسیشان به مکتوبات یا سخنان افراد خاص در جهان منعکس نماينده اون سخنان یا طرز تفکرات بودند کافی هست دوستان چند کتاب ایشان را قبل از هجرت به فرانسه و در وقت اقامتشان در اونجا و بازگشتشان از فرانسه و هینطور شرایط و فراز و نشیبهایی که دکتر را در مراجعتشان به ایران تحت تاثیر برنامه داد را با نگرش محققانه مورد توجه برنامه دهند تا به این نکته( احتمالا)پی ببرند که دکتر شریعتی نه یک تئوریسین صرف که منعس نماينده عقاید روز وقت خود به زبان امت تشنه روزگار خویش بود

باز عارضم اگر چه با روش و منش افراد در ترور اشخاص کاملا مخالفم ولی اگر بستری مهیای اینگونه ناهنجاریهای اخلاقی میشود( شاید) %ی از اون در میان متفکرین هم بخاطر رشد و تغییر در منش تعامل (طرز تفکر و تحقیق)جامعه هست که از این جهت قابل درک و ستودنی هست
که در این رابطه ساختار شکنی در جهت شکوفایی فکر و اندیشه، نوید خوبی را میدهد ....

شاید این روش بانی و باعث گردد تا در فراخور تعصبات و تقدسات و غرور و....فرهنگ نقد ناب برای هر صاحب تفکری بدور از هرگونه تابو اجتماعی رواج یابد ....


امثال دکتر شریعتیها در وقت خود خدمت قابل توجهی را برای جامعه انجام دادند و اکنون نیز در نبودشان (بدلیل بزرگیشان و عدم تقدس و تعصب جامعه) نقشی بس مهمتر ایفا مینمايند

کلا یا نباید در مقام سخت قضاوت بر آییم یا اگر چنین قصدی را یافتیم اول خود را قضاوت کنیم تا در مقطع نقد شجاعانه پاسخگوباشیم

در انتها عارضم مهم نیست که کلام از زبان چه شخص و با چه مقام و مرتبه ای ابراز شده باشد مهم این هست که چقدر دارای بار ارزشی هست مثلا اینکه« هر اونچه را که برای خود نمیپسندی برای دیگران نپسند» یا « تجربه بزرگترین معلم انسان هست» منصوب به علی(ع) هست اما بیشتر تایید و موضوعیتش مربوطبه بوزرجومهر(بزرگمهر ) هست و یااینکه« اگر میخواهید کسی را تخریب کنید کافی هست از او بد دفاع کنید» منصوب به دکتر شریعتی هست در حالی که خیلی قبل از اونکه ایشان این جمله تامل بر انگیز را بگوید، ضرب المثلی هست با همین مضمون مربوط به وینستون چرچیل رئیس جمهور وقت جنگ جهانی دوم بریتانیا !

از اینکه زیاده گویی کردم صمیمانه از دوستان عذر میخواهم و قضاوت را بر عهده اندیشه نابتان میگذارم ایزد نگهدار و خرد همواره نگهبانمان باد

61:

دوست عزیز خوشبختانه در یک فرار به جلو خودتون اعتراف کردید که در هر جملتون یه حمله شخصی انجام دادید و میدید!!! اتهام های واهی هم از قول ما زدید که چی فکر میکنیم و چی فکر نمیکنیم...

عزیزم به عمد کاری رو که خودت ازش دفاع میکنی رو انجام دادم..

والا بدون اونها هم صحبتم تغییری نمیکرد...

من فقط چندبار از کلمه بنده خدا و صحبت از سواد اون هم بدون اشاره مستقیم کردم...

چطور شما تحمل نداری؟ به این میگن Action Learning
شعار پیشنهادی من به شما و دوستانتون "همه با هم ویکی پدیا" (یه شعاری بود اون قدیما مال یه وزارتخونه ای که الان منحل شده! یک جمله طنزگونه بر وزن اونه)
طنز و تمسخر افراد و افکارشون کار درستی نیست...

ولی خوب من به قانون خودت عمل کردم:
در خصوص طنز هم شما باید بدونید یکی از راه های به چالش کشیدن هر عقیده ای به طنز کشیدن اون هست...

شما که هی "این" "این" میکنی واقعا فکر کردی مثلا یه ساوقت مخوف و عریض و طویل داره همه این مسائل رو کنترل میکنه؟؟
عزیزم تا تعریفت از ساوقت چی باشه..

اگه مثل شما دوستان بیندیشم 2 تا راه که بیشتر نداریم :" یا کلاهیچی نیست و همش خودجوشه یا خود خود ابلیس داره تو فیسبوک مطلب میگذاره و اس ام اس میده "
چرا افرادی نظیر شما از حضور در انجمنی که چارچوب های فرضی شما رو نادیده گرفته و آزادانه همه مسائل رو به بوته نقد گذاشته فراری هستید؟
والا من که نفهمیدم شما و دوستان دیگتون مثل همونهایی که اخراج شدن چجوری نون درمیارید میخورید...

یا هنوز درگیر مسائل زندگی نیستید یا خیلی وضعتون خوبه...

همه هم که ماشاالله کدنویس و برنامه نویس هستند (برنامه رو با چرخ زدن تو هم میهن میشه نوشت؟ طراحی شبکه اجتماعی؟) ..

ولی من نمیتونم مدام توی این بحثها شرکت کنم...

اگه کسی مخارج زندگی منو میده ..

من 24 ساعته در خدمت هستم و هم تحقیق میکنم هم هستدلال میارم براتون...


موضوع اینه که من بیام تو فروم شما که کلا اسمش رو بهتره بگذاریم "فروم ِ دوستان" بعد سعی کنم برای شما هستدلال بیارم که شما صحبتت اشتباهه؟ بعد شما اشک تو چشمات حلقه میزنه و منقلب میشی ..

آه خدای من..

من بیکارم؟من باشم گزینه فیلتر کردن رو مناسب میدونم ..

هم یه جور اشتغال زایی برای تولید نرم افزار های عبوره...

هم کلی اطلاعات از طریق همین نرم افزارها گیر میاد و هم شما و دوستان طنز پردازتون بیشتر از هم فیض میبرید
یه سوال ازت دارم...

چند نفر از همین امت که اعضای این فرم هستند به خاطر اخراج اوون دوستان شما اعتصاب کردند یا معترض شدن..

چقدر براشون مهم بود؟

خوش باشید ..


"اونکس که نداند و نداند که نداند**** در جهل مرکب ابد الدهر بماند!"

62:

من معذرت میخوام ازت ای بابای عزیز

63:

فرمایش شما در مورد اینکه "ننگر که فرمود...

بنگر چه فرمود
" صحبت خوب و پسندیده ای هست..

من هم با شما موافقم..

اما بحث در اینطور موارد فقط اشخاصی مثل مرحوم شریعتی و امثال ایشان نیستند..
ببینید تمسخر کار زشتیه ..

از اوون در هر مکتب فکری الهی و غیر الهی نهی شده..
اگر کسی قصد داره فکر رو پالایش کنه بیاد صحبت رو به چالش بکشه...

بگه آقایون ..

دوستان شما با این جمله موافقید؟ با این تفکر موافقید یا خیر؟..

چرا ..

هر کسی دلیلش رو ، نظرش رو تحلیلش رو بگه با رعایت انصاف ..

اینطوری خیلی خیلی مطالب مفیدی حاصل میشه و آزادی اندیشه همینه..
شما میگید این گویندگان بعضا به صحبتهای خودشون پایبند نبودن...

درست ..

ولی آیا همگی اینطور بودند؟
نمیشه که همه رو به یک چشم دید..

و البته پیش از اوون اصلا تمسخر کار درستی نیست.


64:

چرا پشیمون شدند از شعارهائی که در خیابانها میدادن؟
از نظرشون اون چیزی که وعده شده بود چیزی نیست که الان هست
مگر شریعتی ها و امثالهم هنوز زنده اند که بشه گناه دیگران رو به گردنشون انداخت؟
هیچ کس تمام حرفهاش وحی منزل نیست و نمیشه فرمود به صرف چند سخن پر بار انسان کاملی هست
گذشته از چهره ای که سیاسی میکنیم الان حرف از قلم ایشون هست (حالا این فرد نه شخص دیگر فرقی نمیکنه)
از نظر من و کسی که مثل من میاندیشه این کار شایسته نیست و از نظر شما بازگو کردن حقایق هست و قابل احترام
آزادی یعنی با این نگرشهای متفاوت به عقیده و نظر همدیگه احترام بزاریم اگر نه در مباحث معمولا کسی نمیتونه دیگری رو مجاب کنه که درست میاندیشه


65:

من از چی دفاع کردم؟حمله شخصی؟من تحمل دارم اما گویا دچار سو تفاهم شدید...
در مورد ویکی پدیا هم دوست عزیز شما بدون تحقیق دارید حرف هایی که از دیگران شنیدید رو تکرار میکنید...بزرگترین ذخیره نوشته ها رو ویکی پدیا..در خصوص صحتشون هم منابع رو در انتها آوردن و میشه اونها رو بررسی کرد...


طنز و تمسخر افراد و افکارشون کار درستی نیست...

ولی خوب من به قانون خودت عمل کردم:
عزیزم تا تعریفت از ساوقت چی باشه..

اگه مثل شما دوستان بیندیشم 2 تا راه که بیشتر نداریم :" یا کلاهیچی نیست و همش خودجوشه یا خود خود ابلیس داره تو فیسبوک مطلب میگذاره و اس ام اس میده "
اینجا یک لغزشی در صحبتتون هست.تمسخر افراد رو تایید نکردم اما افکار افراد رو چرا...فرد هم منظور فردی به عنوان یه شخص زنده و حی و حاضر هست اما مثلا در مورد شخصی مثل شریعتی هم من کاری ندارم ایشون در زندگی شخصی چه عادت ها و علایقی داشته اما عقایدی که به جامعه پمپاژ کرده رو باید به نقد کشید ولو به زبان طنز....


والا من که نفهمیدم شما و دوستان دیگتون مثل همونهایی که اخراج شدن چجوری نون درمیارید میخورید...

یا هنوز درگیر مسائل زندگی نیستید یا خیلی وضعتون خوبه...

همه هم که ماشاالله کدنویس و برنامه نویس هستند (برنامه رو با چرخ زدن تو هم میهن میشه نوشت؟ طراحی شبکه اجتماعی؟) ..

ولی من نمیتونم مدام توی این بحثها شرکت کنم...

اگه کسی مخارج زندگی منو میده ..

من 24 ساعته در خدمت هستم و هم تحقیق میکنم هم هستدلال میارم براتون...

برنامه نیست شما این مسائل رو بدونید...این مباحث حاشیه ای هم جز برای انحراف در بحث نیست...

موضوع اینه که من بیام تو فروم شما که کلا اسمش رو بهتره بگذاریم "فروم ِ دوستان" بعد سعی کنم برای شما هستدلال بیارم که شما صحبتت اشتباهه؟ بعد شما اشک تو چشمات حلقه میزنه و منقلب میشی ..

آه خدای من..

من بیکارم؟من باشم گزینه فیلتر کردن رو مناسب میدونم ..

هم یه جور اشتغال زایی برای تولید نرم افزار های عبوره...

هم کلی اطلاعات از طریق همین نرم افزارها گیر میاد و هم شما و دوستان طنز پردازتون بیشتر از هم فیض میبرید
یه سوال ازت دارم...

چند نفر از همین امت که اعضای این فرم هستند به خاطر اخراج اوون دوستان شما اعتصاب کردند یا معترض شدن..

چقدر براشون مهم بود؟

خوش باشید ..


"اونکس که نداند و نداند که نداند**** در جهل مرکب ابد الدهر بماند!"
اول مساله شخص شما نیست..دیدی که نوشتم افرادی نظیر شما که ما رو متهم به نداشتن هستدلال و حرفی برای بیان میکنید،تشریف بیارند و مباحثه کنیم ببینیم حرفی برای بیان هست یا نه...

اینجا که قوانین مترقی سایبری و هم میهن اجازه این کار رو نمیده و دوستان رو اخراج کردند...در مورد فیل تر هم خب مشخصا شما جوابی ندارید و سعی دارید از جواب فرار کنید...

این جمله بولد شده شما چه ربطی به بحث ما داره؟این مغلطه جدید شما که توسل به اکثریت هست رو به چه عنوانی مطرح میکنید؟

هر وقت خنده های شما تمام شد کمی به موضوعات بحث شده فکر کنید....


66:

طنز در دل خودش هنر رو به همراه داره که کمترین اون شادکردن مخاطبان در هر سطحی میشه...دایره مخاطبین طنز بسیار گسترده تر از یک برنامه مناظره یا مصاحبه هست...

به چالش کشیدن مدتیه برام تکراری شده و این تکراری شدن باعث میشه از دایره مخاطبین پیام کنار برم...از مناظره های پیش از انتخابات که برام جذاب بودن فاصله گرفتم و شاید در این بین پیامهای پرباری در برنامه "دیروز، امروز، فردا" وجود داشته باشه اما من نوعی که جذبش نشدم از وجود پیامهای اون بی اطلاع خواهم موند...


67:


سپاس بخاطر حضورتون
این یک موضوعی طبیعیست که حرفهای افراد معروف بیشتر تو چشم هست و قبول دارم این سخنتون رو
بیشک هستند و بودند شخصیتهائی که به مراتب بلند مرتبه تر از افراد معروفی که ما میشناسیم
و آرام زندگیهایشان را کردند و آرامتر به خوابی ابدی فرو رفتند و هیچ کس از وجودشان باخبر هم نشد
معروف شدن و مطرح شدن دست خود ِ فرد نیست ولی وقتی محبوب شد بخاطر ِ عشق امت هست اگر نه که گاها معروف شدن چندان باب دل امت نیست
اینکه سخنان هر کس همانی نیست که با اون زندگی مینمايند برای اکثر ما هم چنین هست
افراد کمی هستند که حرف و عملشان یکی باشد
من اطلاعاتی در مورد زندگی شخصی (نوع رفتار با اطرافیان ِ نزدیک و ...)ندارم
شناخت من هم شاید محدود به همان کتابهائی باشه که از ایشون چاپ شده
با این حال همیشه دوست داشتن مطالب یک فرد نشون دهنده ی قبول داشتن ِ سایر رفتار او نیست



68:

کاملا عز لحاظteori درسته
ولی به نظر شما همین امت چز یه لبخنده چند لحظه ای دلخوشیه دیگه ای دارن
به نظر من با این اوضاع داغون
اگه
شریعتی زنده بود ، از اینکه ملتی بی عقل ولی بدبخت و واقعا داغون رو برای یه لحظه شاد میدید
خوشال میشد....


69:

به چه دلیل که اظهر من الشمس هست !! وعده ها که محقق نشد هیچ اوصلا همون وعده ها هم خودش مشکل داشت...

کسی گناه رو گردن اینها ننداخت.بحث، بررسی نقش تاریخی ایشون بود در یک حادثه تاریخ ایران...

قلم ایشون هم زیبا بود و از نظر ادبی قابل تقدیر هست.یعنی نویسنده توانمندی بودند...

ضمنا دلیلی نداره به عقاید همدیگه احترام بذاریم،مگر اینکه از صافی خرد و منطق عبور کرده و قابل پذیرش باشه...


70:

بقول کاربر مزدک شریعتی جاده صاف کن انقلاب بود.



وقتیکه جاده ها صاف شد و خود شاه وقتیکه شروع به آسفالت کردن جاده ها (از احزاب مخالف تا کابینه هویدا) نمود.

زندانها را پر کرد و بهانه دست امت داد، دیگر نیازی به روشنفکر نبود که بیاید و کوره راه ها را باز و روشن کند.

مرگ مشکوک شریعتی در دامان روباه پیر خود گواه دیگریست بر این مدعا که انقلاب خواست امت نبود، بلکه سناریویی برای فروپاشی قدرت شاه در منطقه بوده همان سناریویی که این روزها بوی تکرارش می آید...


71:

لطفا موضوع رو فقط از دید این دنیا ننگرید.(گرچه از دید این جهان نیز مشکلاتی پیش خواهد آمد).
توهین به شخصیتهای بزرگ من جمله این دکتر شهید،گناهی هست بزرگ و ترور شخصیت از ترور یک شخص بدتر هست.و نزد خدا جرمی سنگین تر دارد.
علاوه بر این در هر فرموده ای چه خوب و چه بد،حقیقتی در عالم بالا شکل میگیرد که این حقیقت در روز قیامت نمایان میشود(یوم تبلی السرائر)و بر پايه اون،صاحب اون فرمودار به محکمه عدل مینشیند.پس نمیشود فرمود:یک حرفی زده میشود و یک توهینی انجام میشود و تاریخش میگذرد و فراموش میشود.

72:


در دنیا به تعداد افرادی که زندگی مینمايند عقاید مختلف هست
اگر دلیلی نداره که به عقاید هم احترام بزاریم پس لزومی هم نداره بخاطرش بحثی صورت بگیره
صافی خرد و منطق برای همه یکی نیست
پس نمیتوان منطق را یک چیز معنی کرد هر کس از دید ِ خودش "منطق" تعریف مشخصی داره
خرسند شدم از هم صحبتی با شما گرامی
وقتتون خوش

73:

من اینو قبلا هم تو یه تایپیک دیگه فرموده بودم،جای تاسفه که اکثر امت ما هر جوری که شده حاضرند برای دفاع از ماهیت کوروش کبیر بحث و مجادله نمايند ولی در مورد دکتر شریعتی اینقدر بی انصافانه برخورد نمايند،هم کوروش(به عنوان مثال عرض میکنم)مرد بزرگ و محترمی بود و هم دکتر شریعتی مرد برجسته و شخص عالیقدری بودند و از همه مهمتر هر دو ایرانی بودند،چرا رسانه های بیگانه به یکی اینجور بها میده و از دیگری یادی نمیکنه،چرا سخنان کوروش بصورت پیامک دست به دست میشه ولی سخنان دکتر بصورت لطیفه و کاملا بی محتوا رواج پیدا میکنه،اگه اسمی از کوروش اوردم منظورم این نبود که دهها جواب مبنی بر طرفداری از کوروش در جواب من داده بشه،در این که این شخص فرد بزرگی بود شکی نیست ولی دکتر شریعتی هم انسان وارسته ای بودند ،بعنوان یه ایرانی خودمون باید جلوی رواج این لطیفه ها رو بگیریم.
به اعتقاد من این یه جنگ سرده که با گسترش و رواج این لطیفه ها خیلی از چیزهایی که الان برامون ارزشه در آینده برامون بی اهمیت بشه،مثل دادن فحش ناموسی مردها در حالت شوخی و خنده به همدیگه،متاسفانه دیروز شاهد بودم دو تا جوون که داشتند ماشین دوستشون رو از جوی آب در می اوردند با شوخی چه فحش های رکیکی که نثار مادر بیچاره دوست راننده شون نمیکردند! و اون جوان احمق هم ازشوخی دوستان ابله تر از خودش با صدای بلند میخندید،نمیدونم داریم به کجا میریم ؟الان چه چیزی برای ما هنجاره و چه چیزی ناهنجار؟به سخره گرفتن دکتر شریعتی و امثالهم به نظز من راهی برای از بین بردن هنجارهای ما.


74:

من از چی دفاع کردم؟حمله شخصی؟من تحمل دارم اما گویا دچار سو تفاهم شدید...

اینجا یک لغزشی در صحبتتون هست.تمسخر افراد رو تایید نکردم اما افکار افراد رو چرا
اینجا یک لغزشی در صحبتتون هست.تمسخر افراد رو تایید نکردم
موضع شما در مورد اوون مطالب در مورد امام دهم شیعیان که در فروم خودتون هم هست چیه؟ نگو نخوندی...

اسم این کاری که انجام میشه چیه؟

بزرگترین ذخیره نوشته ها رو ویکی پدیا..در خصوص صحتشون هم منابع رو در انتها آوردن و میشه اونها رو بررسی کرد...

عزیزم ..

من خود م میدونم ویکی پدیا چیه ..ازش هم هستفاده میکنم نه فقط ویکی چندین دانشنامه وجود داره...

اما در مورد منابع!
وقتی منبع مورد قبول نباشه تکلیف چیه؟ منبعی که شما قبول داری فقط منبعه و بقیش نیست؟ سفسطه ی خوبیه

این جمله بولد شده شما چه ربطی به بحث ما داره؟این مغلطه جدید شما که توسل به اکثریت هست رو به چه عنوانی مطرح میکنید؟
ایول مغلطه!
این جمله بولد شده بنده در مورد این سفسطه ی شما بود :

اینجا که قوانین مترقی سایبری و هم میهن اجازه این کار رو نمیده و دوستان رو اخراج کردند
مشکل از قوانین نیست...

البته میدونم اونارشیست بودن کلا قانون و حاکمیت رو دوست نداره ..

ولی بهتره یه نگاهی به جایگاه خودتون و همفکرانتون در این جامعه مجازی (که میشه فرمود تقریبا از اقشار مختلف امت ایران توی اون عضو هستند) بندازید تا ببینید که چقدر از اخراج دوستانتون متاثر شدند! فروم ِدوستان رو عشقه بچسبید به همون انارشیسم حتما پیروزید
مدعی نیستم که اکثریت با منه..

حرف تو دهن من نذار...

اما اینو میخوام بهت بگم که اکثریت، تفکر امثال شما رو نمیپذیرن.


75:

دوست عزیز..

نام کاربری ایشون (اونارشی) نشون میده که تو چه برزخ فکری و تناقض اندیشه ای درگیرند..

و متاسفانه به اون افتخار مینمايند (همون جهل مرکب)
تصمیم بسیار پسندیده ای بود وقت گرانبهاتون رو بیهوده از بین نبرید.


76:

بانو تکتم در معنای عام کلمه منطق من و شما ممکنه فرق کنه اما منظور من همون logic بود که یک مبحث گسترده هست.اگر شما تا این حد نسبی گرا هستید که کار برای عقیده خودتون پیچیده تر خواهد شد...

من هم نفرمودم به عقیده هم احترام نگذاریم...فرمودم به هر عقیده ای به صرف اینکه عقیده اون فرد هست نیاز نیست احترام گذاشته شه..یعنی معیار احترام این نیست که یک نفر طرفدار دارد یا 1 میلیارد نفر...

نوشته اصلي بوسيله momo88 نمايش نوشته ها
موضع شما در مورد اوون مطالب در مورد امام دهم شیعیان که در فروم خودتون هم هست چیه؟ نگو نخوندی...

اسم این کاری که انجام میشه چیه؟
اگر موضع شخص من رو میگید رای من ممتنع هست در این خصوص!! ضمنا این گونه طنز در حوزه تمسخر افراد نیست.افراد تاریخی رو میشه در قالب طنز به نقد کشید!! اینجا منظور تمسخر فرد نیست بلکه تمسخر ایده هست....اگر امروز من دقیقا شما رو به دلیل خصوصیتی که منحصر به شماست مورد تمسخر برنامه بدم عمل من محکوم هست...

عزیزم ..

من خود م میدونم ویکی پدیا چیه ..ازش هم هستفاده میکنم نه فقط ویکی چندین دانشنامه وجود داره...

اما در مورد منابع!
وقتی منبع مورد قبول نباشه تکلیف چیه؟ منبعی که شما قبول داری فقط منبعه و بقیش نیست؟ سفسطه ی خوبیه
این چه جور بحثی هست که شما خودت میگی و خودت هم نتیجه میگیری...شما میگی ما منبعمون ویکی پدیا هست که برات توضیح دادم...اگر نسبت به منبع خاصی صبحتی داری به جای کلی گویی همون رو مطرح کنم تا در مورد صبحت کنیم...کسی نفرمود منبعی که من میارم قابل پذیرش هست و مال بقیه نه...

ایول مغلطه!
این جمله بولد شده بنده در مورد این سفسطه ی شما بود :
هستاد وقتی که میگید من مغلطه کردم بفرمایید نام مغلطه چی هست..یعنی الان دقیقا در این جمله من چه مغلطه ای هست؟

اینجا که قوانین مترقی سایبری و هم میهن اجازه این کار رو نمیده و دوستان رو اخراج کردند
نام مغلطه رو نگید باز همین سخن شما خودش میشه مغلطه مغلطه بافی....

ضمنا حرف من مگر نادرست هست؟این چند کاربری که اخراج شدن بر حسب قوانین سایبری هست که موضوعات خاصی رو ممنوع فراخوان نموده یعنی فضای اینجا کشش بحث های خاصی رو نداره ....

همچنان هم شما توسل به اکثریت رو دارید....


مشکل از قوانین نیست...

البته میدونم اونارشیست بودن کلا قانون و حاکمیت رو دوست نداره ..

ولی بهتره یه نگاهی به جایگاه خودتون و همفکرانتون در این جامعه مجازی (که میشه فرمود تقریبا از اقشار مختلف امت ایران توی اون عضو هستند) بندازید تا ببینید که چقدر از اخراج دوستانتون متاثر شدند! فروم ِدوستان رو عشقه بچسبید به همون انارشیسم حتما پیروزید
مدعی نیستم که اکثریت با منه..

حرف تو دهن من نذار...

اما اینو میخوام بهت بگم که اکثریت، تفکر امثال شما رو نمیپذیرن.

پس مشکل از چی هست؟اگر آزادی هست باید اجازه داده شه در مورد موضوعات حساس هم بحث شه...بقیه حرف شما هم مغلطه های پرداختن به سخنگو و باز هم توسل به اکثریت هست...اصلا شما هنوز نمیدونید مغلطه توسل به اکثریت چی هست و دارید میگید من مدعی این نیستم!! اما از این واضح تر میشه توسل به اکثریت کرد با فرمودن این که برای بقیه اخراج همفکران من مهم نبوده؟
همون جمله آخرت "اما اینو میخوام بهت بگم که اکثریت، تفکر امثال شما رو نمیپذیرن." خودش دقیقا مغلطه توسل به اکثریت هست...شما برو تعریف ایم مغلطه رو بخون خودت متوجه میشی...

در کل نه حرفی برای فرمودن داری نه توانی برای بحث موردی..رو آوردی به مغلطه های نخ نما شده..


نوشته اصلي بوسيله momo88 نمايش نوشته ها
دوست عزیز..

نام کاربری ایشون (اونارشی) نشون میده که تو چه برزخ فکری و تناقض اندیشه ای درگیرند..

و متاسفانه به اون افتخار مینمايند (همون جهل مرکب)
تصمیم بسیار پسندیده ای بود وقت گرانبهاتون رو بیهوده از بین نبرید.

فرمودم شاید شما ذره ای از اونارشیسم اطلاع داشته باشید اما ظاهرا مثل همون مغلطه دانیتون هست !!!
اونارشیسم=نشان دهنده برزخ فکری و تناقض اندیشه ای +جهل مرکب!!

خلاصه بسی لذت بردیم از مطالعه حرف های بی مایه و مغلطه های شما....


77:

دکتر شریعتی...
چند تا از کتاب هاشون رو خوندم
کویریات
هبوط در کویر یا زمین
فاطمه فاطمه هست
یکی هم درباره حضرت علی بود

اوائل فقط در حد شوخی بود
ولی الان اس ام اس هایی رد و بدل میشه که واقعا توهین به شخصیت ایشون هست
بحث تمسخر دیگه نیست
بحث توهین هست
به ایشون داره توهین میشه

78:

از نظر من بطور کلی تخریب چهره شخصیتی جدی اونهم بصورت طنز وهجو درست نیست اما در مورد تخریب شخصیت مورد بحث(دکتر شریعتی) اگر حرف برگلایه هست به نظرم یه خورد عقب تر برگردیم .سالهای قبل از انقلاب بخاطر قرائت آزادی بخشانه و برابری طلبانه از اسلام که به صورتی کاملاَ جدی توسط شریعتی مطرح و مدون شد.

وباعث شد اسطوره وار روشنفکران را به سوی خود جذب کند ونگاهی که از آزادی ودمکراسی برآمده از اسلام را تحلیل کند ولی اکنون به سختی میشود روشنفکران امروزی را مثل دهه 57 به دنبال خود کشاند .اما شریعتی بی اونکه بداند یا بخواهد غول خفته ای را بیدار ساخت که می توانست در عین حال هم اسلحه ای برای رهاسازی امت باشد و هم سلاحی برای شلیک به امت.
این اندیشه نا صحیح که می توان به واسطه پویاسازی واژگان عدالت و آزادی در سنت دینی راه را برای رسیدن به دموکراسی هموار ساخت باور ناصوابی بود که اکنون نیز عده ای را به دنبال خویش کشانده و منحرف می سازد.
اما سپس فروکش کردن شور اوایل انقلاب ،شریعتی اون جلای واحترام اولیه خود را در نظر روحانیون ویا دست اندرکان نظام نداشت ودیگر اسم ویاد او مثل قبل از انقلاب تکرار نمیشد وعده ای علاقه وتمایل داشتند غبار فراموشی بر اون بنشیند
تا اینکه عده ای باردیگر با آرزو وامید عملی وبه مقصد رساندن پروژه مدرنیته را از بیراهه مذهب ،
روح شریعتی را در تحول سبز بار دیگر بیدار می نمايند و اسلام سبز در برابر اسلام سیاه برنامه می گیرد تقابلی که در پايه سازشی بیش نیست
ودروغ بزرگ دوم خرداد و تحول سبز کنونی در همین اتکای به اسلام رهایی بخش و برابری طلب و افکار شریعتی ، پايه ی ترین اندیشه موجود در جنبش سبز بود که هنوز می خواست از دل اسلام ، سیاست بی بدیل ظلم ستیزی را پیشه سازد و راه دشوار دموکراسی را با اتکا به زانوان خسته دینی بردارد که نه محتاج دموکراسی هست و نه به اون رغبتی دارد.


79:

صحبت بسیار پسندیده ای بود..

ممنونم ازتون
در ادامه صحبت شما ..

متاسفانه نه تنها با شریعتی چنین کردند..

بلکه با مطهری و حتی خود امام هم همینطور رفتار شد و اگه توجه کرده باشید اخیرا به زور فقط سخنرانی هایی رو که به نفعشون باشه اوون هم گزیده از ایشون پخش میکنن! اوون هم بیشتر رادیو معارف !
امیدوارم به مرور درست بشه این شرایط..


80:

باشه آقا..

من تسلیم..

من هیچی از اونارشیسم نمیدونم.
از شما درخواست میکنم اونارشیسم رو مختصر و مفید در یک پست برای بنده توضیح بدید..

لینک هم لطفا ندید...

ممنونم ازتون

81:

بانوی ارجمند
البته کار طنز سوی انتقادی و سازندگی داره به صرف تمسخر طرح نمیشه اما اگر بعضی برنامه های طنز ضعیف ارائه میشه شاید بخاطر اینه که لیوان از آب خالی شده ، گمان من بر اینه که باید به گونه ای با این نمونه برنامه های طنز برخورد کرد که طنز پردازان راه بهتر را برای طرح نظرات انتقادی اجتماعی خود بیابند .

بعنوان کلام آخر عرض کنم عقب ماندگی اجتماعی ویروسی هست که چون خوره تمامی ارکان حیاتی امت را آلوده میکنه فقط سطح آسیب وارده در نزد آحاد امت متفاوت هست من امیدوارم روزی برسه که ما موجب آلودگی فرزندانما ن به ویروس عقب ماندگی اجتماعی نباشیم


82:

سوی نگر ما از دریچه نگاه اجتماعی بوده هست لیکن با میزانهای مذهبی مسائل را به قضاوت کشیدن مطلب دیگری هست که در جایگاه ارزشی خود قابل طرح و بررسی هست .

83:

کاملا موافقم .


تفکرات ِ انقلابی ِ ایشون امت رو ..


84:


ف....

عضمی داد

85:

ممنون که نوشته رو ویرایش میکنید...یه نگاه به عنوان تاپیک بندازید و ببینید که اینجا جای بحث در مورد تعریف اونارشیسم و مغلطه های شما برای قضاوت در مورد من بر پايه نام کاربری من نیست...تفتیش عقاید و قضاوت در مورد دیگران بر پايه عقدیدشون هم از همون مکتب فکری بسیار دل نشین شما میاد...

تاپیک مجزا باز کنید اونجا در موردش هر کس که اطلاعات داشت مینویسه...


86:

خوش باشید...

همون سطح اطلاع شما از اونارشیسم که به من فرمودید کافی بود...

بیشتر روش مطالعه کنید...

در عجبم از تفاوت ادبیات شما در پیغامهای خصوصی و پستهای عمومی!

87:

شما خوش باشید که قصد مغلطه پرداختن به سخنگو رو دارید...شما اگر نیت درستی برای بحث و تبادل نظر دارید تشریف ببرید تاپیک مجزا باز کنید اگر هم ندارید که قصد شما برای مغلطه کاملا واضح هست...

تفاوت ادبیات هم برای این بود که گنده تر از دهانتون در پیام های خصوصی فرمودید....اینجا هم بفرمایید سپس کمی تحمل، همون جواب ها رو دریافت خواهید کرد...

شما در همین تاپیک به نام کاربری من گیر دادید و بر پايه اون در مورد شخصیت من نظریه صادر کردید و از اونارشیسم تعریف های مدرن ارائه دادید...حالا یه چیزی هم طلب کار هستید...دیگه مغلطه گر دیده بودیم اما انقدر پر رو نه....


88:

نوشته اصلي بوسيله anarchy نمايش نوشته ها
شما خوش باشید که قصد مغلطه پرداختن به سخنگو رو دارید...شما اگر نیت درستی برای بحث و تبادل نظر دارید تشریف ببرید تاپیک مجزا باز کنید اگر هم ندارید که قصد شما برای مغلطه کاملا واضح هست...

تفاوت ادبیات هم برای این بود که گنده تر از دهانتون در پیام های خصوصی فرمودید....اینجا هم بفرمایید سپس کمی تحمل، همون جواب ها رو دریافت خواهید کرد...

شما در همین تاپیک به نام کاربری من گیر دادید و بر پايه اون در مورد شخصیت من نظریه صادر کردید و از اونارشیسم تعریف های مدرن ارائه دادید...حالا یه چیزی هم طلب کار هستید...دیگه مغلطه گر دیده بودیم اما انقدر پر رو نه....
سلام و درود بر دوستان هم اندیش و برخی اوقات ستیز اندیش
بزرگواران رعایت ادب کلامی از اصول اولیه هم اندیشی هست .

گرمای دوستی و محبت رو با سردی برخی واژه ها از بین نبرید و لحظه های باهم بودن را با گرمای دوستی جاودانه کنید .« برادر بزرگتر شما سرچر»

89:

اگه افکار ِ شریعتی نبود امت هم انقلاب نمیکردن ب ِ امید بهتر شدن ِ اوضاع !
میشه ب بعضی از این دل چرکین بودنها حق داد !

90:

دوست عزیز..

نام کاربری ایشون (اونارشی) نشون میده که تو چه برزخ فکری و تناقض اندیشه ای درگیرند..

و متاسفانه به اون افتخار مینمايند (همون جهل مرکب)
تصمیم بسیار پسندیده ای بود وقت گرانبهاتون رو بیهوده از بین نبرید.


91:

بانو تکتم در معنای عام کلمه منطق من و شما ممکنه فرق کنه اما منظور من همون logic بود که یک مبحث گسترده هست.اگر شما تا این حد نسبی گرا هستید که کار برای عقیده خودتون پیچیده تر خواهد شد...

من هم نفرمودم به عقیده هم احترام نگذاریم...فرمودم به هر عقیده ای به صرف اینکه عقیده اون فرد هست نیاز نیست احترام گذاشته شه..یعنی معیار احترام این نیست که یک نفر طرفدار دارد یا 1 میلیارد نفر...

نوشته اصلي بوسيله momo88 نمايش نوشته ها
موضع شما در مورد اوون مطالب در مورد امام دهم شیعیان که در فروم خودتون هم هست چیه؟ نگو نخوندی...

اسم این کاری که انجام میشه چیه؟
اگر موضع شخص من رو میگید رای من ممتنع هست در این خصوص!! ضمنا این گونه طنز در حوزه تمسخر افراد نیست.افراد تاریخی رو میشه در قالب طنز به نقد کشید!! اینجا منظور تمسخر فرد نیست بلکه تمسخر ایده هست....اگر امروز من دقیقا شما رو به دلیل خصوصیتی که منحصر به شماست مورد تمسخر برنامه بدم عمل من محکوم هست...

عزیزم ..

من خود م میدونم ویکی پدیا چیه ..ازش هم هستفاده میکنم نه فقط ویکی چندین دانشنامه وجود داره...

اما در مورد منابع!
وقتی منبع مورد قبول نباشه تکلیف چیه؟ منبعی که شما قبول داری فقط منبعه و بقیش نیست؟ سفسطه ی خوبیه
این چه جور بحثی هست که شما خودت میگی و خودت هم نتیجه میگیری...شما میگی ما منبعمون ویکی پدیا هست که برات توضیح دادم...اگر نسبت به منبع خاصی صبحتی داری به جای کلی گویی همون رو مطرح کنم تا در مورد صبحت کنیم...کسی نفرمود منبعی که من میارم قابل پذیرش هست و مال بقیه نه...

ایول مغلطه!
این جمله بولد شده بنده در مورد این سفسطه ی شما بود :
هستاد وقتی که میگید من مغلطه کردم بفرمایید نام مغلطه چی هست..یعنی الان دقیقا در این جمله من چه مغلطه ای هست؟

اینجا که قوانین مترقی سایبری و هم میهن اجازه این کار رو نمیده و دوستان رو اخراج کردند
نام مغلطه رو نگید باز همین سخن شما خودش میشه مغلطه مغلطه بافی....

ضمنا حرف من مگر نادرست هست؟این چند کاربری که اخراج شدن بر حسب قوانین سایبری هست که موضوعات خاصی رو ممنوع فراخوان نموده یعنی فضای اینجا کشش بحث های خاصی رو نداره ....

همچنان هم شما توسل به اکثریت رو دارید....


مشکل از قوانین نیست...

البته میدونم اونارشیست بودن کلا قانون و حاکمیت رو دوست نداره ..

ولی بهتره یه نگاهی به جایگاه خودتون و همفکرانتون در این جامعه مجازی (که میشه فرمود تقریبا از اقشار مختلف امت ایران توی اون عضو هستند) بندازید تا ببینید که چقدر از اخراج دوستانتون متاثر شدند! فروم ِدوستان رو عشقه بچسبید به همون انارشیسم حتما پیروزید
مدعی نیستم که اکثریت با منه..

حرف تو دهن من نذار...

اما اینو میخوام بهت بگم که اکثریت، تفکر امثال شما رو نمیپذیرن.

پس مشکل از چی هست؟اگر آزادی هست باید اجازه داده شه در مورد موضوعات حساس هم بحث شه...بقیه حرف شما هم مغلطه های پرداختن به سخنگو و باز هم توسل به اکثریت هست...اصلا شما هنوز نمیدونید مغلطه توسل به اکثریت چی هست و دارید میگید من مدعی این نیستم!! اما از این واضح تر میشه توسل به اکثریت کرد با فرمودن این که برای بقیه اخراج همفکران من مهم نبوده؟
همون جمله آخرت "اما اینو میخوام بهت بگم که اکثریت، تفکر امثال شما رو نمیپذیرن." خودش دقیقا مغلطه توسل به اکثریت هست...شما برو تعریف ایم مغلطه رو بخون خودت متوجه میشی...

در کل نه حرفی برای فرمودن داری نه توانی برای بحث موردی..رو آوردی به مغلطه های نخ نما شده..


نوشته اصلي بوسيله momo88 نمايش نوشته ها
دوست عزیز..

نام کاربری ایشون (اونارشی) نشون میده که تو چه برزخ فکری و تناقض اندیشه ای درگیرند..

و متاسفانه به اون افتخار مینمايند (همون جهل مرکب)
تصمیم بسیار پسندیده ای بود وقت گرانبهاتون رو بیهوده از بین نبرید.

فرمودم شاید شما ذره ای از اونارشیسم اطلاع داشته باشید اما ظاهرا مثل همون مغلطه دانیتون هست !!!
اونارشیسم=نشان دهنده برزخ فکری و تناقض اندیشه ای +جهل مرکب!!

خلاصه بسی لذت بردیم از مطالعه حرف های بی مایه و مغلطه های شما....


92:

دکتر شریعتی...
چند تا از کتاب هاشون رو خوندم
کویریات
هبوط در کویر یا زمین
فاطمه فاطمه هست
یکی هم درباره حضرت علی بود

اوائل فقط در حد شوخی بود
ولی الان اس ام اس هایی رد و بدل میشه که واقعا توهین به شخصیت ایشون هست
بحث تمسخر دیگه نیست
بحث توهین هست
به ایشون داره توهین میشه

93:

از نظر من بطور کلی تخریب چهره شخصیتی جدی اونهم بصورت طنز وهجو درست نیست اما در مورد تخریب شخصیت مورد بحث(دکتر شریعتی) اگر حرف برگلایه هست به نظرم یه خورد عقب تر برگردیم .سالهای قبل از انقلاب بخاطر قرائت آزادی بخشانه و برابری طلبانه از اسلام که به صورتی کاملاَ جدی توسط شریعتی مطرح و مدون شد.

وباعث شد اسطوره وار روشنفکران را به سوی خود جذب کند ونگاهی که از آزادی ودمکراسی برآمده از اسلام را تحلیل کند ولی اکنون به سختی میشود روشنفکران امروزی را مثل دهه 57 به دنبال خود کشاند .اما شریعتی بی اونکه بداند یا بخواهد غول خفته ای را بیدار ساخت که می توانست در عین حال هم اسلحه ای برای رهاسازی امت باشد و هم سلاحی برای شلیک به امت.
این اندیشه نا صحیح که می توان به واسطه پویاسازی واژگان عدالت و آزادی در سنت دینی راه را برای رسیدن به دموکراسی هموار ساخت باور ناصوابی بود که اکنون نیز عده ای را به دنبال خویش کشانده و منحرف می سازد.
اما سپس فروکش کردن شور اوایل انقلاب ،شریعتی اون جلای واحترام اولیه خود را در نظر روحانیون ویا دست اندرکان نظام نداشت ودیگر اسم ویاد او مثل قبل از انقلاب تکرار نمیشد وعده ای علاقه وتمایل داشتند غبار فراموشی بر اون بنشیند
تا اینکه عده ای باردیگر با آرزو وامید عملی وبه مقصد رساندن پروژه مدرنیته را از بیراهه مذهب ،
روح شریعتی را در تحول سبز بار دیگر بیدار می نمايند و اسلام سبز در برابر اسلام سیاه برنامه می گیرد تقابلی که در پايه سازشی بیش نیست
ودروغ بزرگ دوم خرداد و تحول سبز کنونی در همین اتکای به اسلام رهایی بخش و برابری طلب و افکار شریعتی ، پايه ی ترین اندیشه موجود در جنبش سبز بود که هنوز می خواست از دل اسلام ، سیاست بی بدیل ظلم ستیزی را پیشه سازد و راه دشوار دموکراسی را با اتکا به زانوان خسته دینی بردارد که نه محتاج دموکراسی هست و نه به اون رغبتی دارد.


94:

صحبت بسیار پسندیده ای بود..

ممنونم ازتون
در ادامه صحبت شما ..

متاسفانه نه تنها با شریعتی چنین کردند..

بلکه با مطهری و حتی خود امام هم همینطور رفتار شد و اگه توجه کرده باشید اخیرا به زور فقط سخنرانی هایی رو که به نفعشون باشه اوون هم گزیده از ایشون پخش میکنن! اوون هم بیشتر رادیو معارف !
امیدوارم به مرور درست بشه این شرایط..


95:

باشه آقا..

من تسلیم..

من هیچی از اونارشیسم نمیدونم.
از شما درخواست میکنم اونارشیسم رو مختصر و مفید در یک پست برای بنده توضیح بدید..

لینک هم لطفا ندید...

ممنونم ازتون

96:

بانوی ارجمند
البته کار طنز سوی انتقادی و سازندگی داره به صرف تمسخر طرح نمیشه اما اگر بعضی برنامه های طنز ضعیف ارائه میشه شاید بخاطر اینه که لیوان از آب خالی شده ، گمان من بر اینه که باید به گونه ای با این نمونه برنامه های طنز برخورد کرد که طنز پردازان راه بهتر را برای طرح نظرات انتقادی اجتماعی خود بیابند .

بعنوان کلام آخر عرض کنم عقب ماندگی اجتماعی ویروسی هست که چون خوره تمامی ارکان حیاتی امت را آلوده میکنه فقط سطح آسیب وارده در نزد آحاد امت متفاوت هست من امیدوارم روزی برسه که ما موجب آلودگی فرزندانما ن به ویروس عقب ماندگی اجتماعی نباشیم


97:

سوی نگر ما از دریچه نگاه اجتماعی بوده هست لیکن با میزانهای مذهبی مسائل را به قضاوت کشیدن مطلب دیگری هست که در جایگاه ارزشی خود قابل طرح و بررسی هست .

98:

کاملا موافقم .


تفکرات ِ انقلابی ِ ایشون امت رو ..


99:


ف....

عضمی داد

100:

ممنون که نوشته رو ویرایش میکنید...یه نگاه به عنوان تاپیک بندازید و ببینید که اینجا جای بحث در مورد تعریف اونارشیسم و مغلطه های شما برای قضاوت در مورد من بر پايه نام کاربری من نیست...تفتیش عقاید و قضاوت در مورد دیگران بر پايه عقدیدشون هم از همون مکتب فکری بسیار دل نشین شما میاد...

تاپیک مجزا باز کنید اونجا در موردش هر کس که اطلاعات داشت مینویسه...


101:

خوش باشید...

همون سطح اطلاع شما از اونارشیسم که به من فرمودید کافی بود...

بیشتر روش مطالعه کنید...

در عجبم از تفاوت ادبیات شما در پیغامهای خصوصی و پستهای عمومی!

102:

شما خوش باشید که قصد مغلطه پرداختن به سخنگو رو دارید...شما اگر نیت درستی برای بحث و تبادل نظر دارید تشریف ببرید تاپیک مجزا باز کنید اگر هم ندارید که قصد شما برای مغلطه کاملا واضح هست...

تفاوت ادبیات هم برای این بود که گنده تر از دهانتون در پیام های خصوصی فرمودید....اینجا هم بفرمایید سپس کمی تحمل، همون جواب ها رو دریافت خواهید کرد...

شما در همین تاپیک به نام کاربری من گیر دادید و بر پايه اون در مورد شخصیت من نظریه صادر کردید و از اونارشیسم تعریف های مدرن ارائه دادید...حالا یه چیزی هم طلب کار هستید...دیگه مغلطه گر دیده بودیم اما انقدر پر رو نه....


103:

نوشته اصلي بوسيله anarchy نمايش نوشته ها
شما خوش باشید که قصد مغلطه پرداختن به سخنگو رو دارید...شما اگر نیت درستی برای بحث و تبادل نظر دارید تشریف ببرید تاپیک مجزا باز کنید اگر هم ندارید که قصد شما برای مغلطه کاملا واضح هست...

تفاوت ادبیات هم برای این بود که گنده تر از دهانتون در پیام های خصوصی فرمودید....اینجا هم بفرمایید سپس کمی تحمل، همون جواب ها رو دریافت خواهید کرد...

شما در همین تاپیک به نام کاربری من گیر دادید و بر پايه اون در مورد شخصیت من نظریه صادر کردید و از اونارشیسم تعریف های مدرن ارائه دادید...حالا یه چیزی هم طلب کار هستید...دیگه مغلطه گر دیده بودیم اما انقدر پر رو نه....
سلام و درود بر دوستان هم اندیش و برخی اوقات ستیز اندیش
بزرگواران رعایت ادب کلامی از اصول اولیه هم اندیشی هست .

گرمای دوستی و محبت رو با سردی برخی واژه ها از بین نبرید و لحظه های باهم بودن را با گرمای دوستی جاودانه کنید .« برادر بزرگتر شما سرچر»

104:

اگه افکار ِ شریعتی نبود امت هم انقلاب نمیکردن ب ِ امید بهتر شدن ِ اوضاع !
میشه ب بعضی از این دل چرکین بودنها حق داد !

105:

شاید

106:


خاطر جمعی در قرون وسطی !

مساله ای که اکنون مطرح هست: مساله ی شکست انسان امروز
و شکست همه ی ایده آل های هیجان انگیز (وعده داده شده به) انسان امروز هست.
در قرون وسطی، سنت های اخلاقی مثل: احترام گذاشتن به بزرگترها، مفاخر گذشته، شخصیت های ادبی،
شخصیت های مذهبی، مراسم دینی، ارزش های اخلاقی و سنت های ملی و قومی، هستحکام و تقدس داشت.
و مذهب ، بعنوان مسائلی مطلق و حقایقی بدیهی ، حاکم بر آدم و عالم بود.
در طول قرون وسطی در غرب، اونچه که وجود ندارد «اضطراب دینی» هست.

زیرا که دین، با مجموعه ی
اونچه که اونرا فرا گرفته بود و احاطه کرده بود، به اسم سنت های اجتماعی و روابط انسان و اخلاق و عقائد،
می توانست نیاز معنوی و فکری پیروان خودش را برطرف کند .

تکلیف همه روشن بود!
جهان به شکل یک خیمه ی بزرگ بود، دنیای کوچک و مختصری بود با در و پیکری بسته و معلوم و مسلّم ، ساخته ی 4 عنصر!
در زیر، آدم ها و در بالا خدا و فرشتگان و همه ی اسرار و حقایق، موجود در مذهب! و همه ی «مذاهب» هم فقط «مذهب او» !
و قدّیسان و روحانیون هم رابط و کارگزار امور ایجاد خداوند، و دیگر هیچ ...

!

از نظر پیروان دینی، در قرون وسطی، تمام دنیا عبارت بوده هست:
از شمال به لیسبون ، و از مشرق به «ژنوا» و «ونیز».

این تمام دنیا بود !
از ونیز به اینطرف ، یعنی شرق و جای ماها ، همه کافرستان بود!! و از لیسبون به اونطرف، دریای ظلمات !
آسمان مثل یک سقف حمام و یک گنبد ِ بسته بود!
یک خدائی اون بالاست که گاه بصورت روح القدس و گاه پدر و گاه پسر هست!
این خدای ساکن ِ آسمان ، یک نماینده در زمین دارد! کی؟
پاپ! (بابای انسان ها ! پدر ِ امتِ خدا!) او متولی مذهب هست، وارد نماينده ی «روح مقدس»، روح خدا یا مسیح، از آسمان هست!
این روح را از طریق ساوقت اداری دقیق و مفصلش - کلیسا - که «موسسه ی کارگشائی امور آخرت» هست !
پاپ به کاردینال ها می دهد و دست به دست در سلسله مراتب تا «کوره»ها ( cure ) می گردد.


اینها که کارمندان این اداره ی «حمل نماينده ی اون روح» اند، «روحانی» اند.
این روحانی ها هم ، اون روح را در میان «جسمانی ها» یعنی امت، پخش می نمايند!

فلسفه ی زندگی امت و غایت خلقت و جهت حیات، هم خیلی روشن و هم خیلی معلوم هست؛ یک کلمه ! :
آدم در بهشت گناه کرد و بنی آدم ، به جرم این «گناه اولیه»، مغضوب ابدی خدا و مطرود همیشگی بهشت اند.
هدف چنین انسانِ گناه آلوده چیست؟ این که تبرئه شود!
کار مذهب چیست؟ این که با «توسل به این روح»، به کمک روحانیون، پیوند بریده ی انسان با بهشت، دوباره وصل شود.
اصلا معنی Religion (مذهب)، همین هست:
از پیشوند Re به معنی دوباره، و کلمه ی لاتینی ِ leger بمعنی اتصال، تشکیل شده هست.

(اتصال دوباره)

اسرار تمام هستی، از لحظه ی اول خلقت عالم و آدم تا آخر روزگار، همه در تورات !
اعمال و اخلاق و فلسفه ی زندگی انسان، همه در انجیل !
وظایف و مسئولیت ها هم معیّن و مسلّم ! :
عضویت کلیسا، تقلید از پاپ، اطاعت از روحانیون ِ رسمی در همه ی مسائل فلسفی و علمی و اعتقادی و انسانی و سیاسی!
و بالاخره غسل تعمید و خوردن شراب و نان متبرک، و شرکت یکشنبه ها در messe (نماز جماعت).

و جهان معلوم، و راه مشخص، و هدف معین، و زندگی آرام، و سرنوشت رام! و نجات میسّر ، و دنیا این و آخرت اون!
و همه چیز مسلم و محدود و ثابت و آشکار! و دیگر چه می خواهی؟ مرگ! برو قبرستان!
دیگر «اضطراب» معنی ندارد !

در این جور زندگی و این دنیا، «نمی دانم»، وجود ندارد.

شک و ابهام و پریشانی وجود ندارد،غربت جهان، تنهائی انسان،
تاریکی سرنوشت، پوچی زندگی، عصیان روح، بدبینی فلسفی، یاس فکری و ناپیدائی حقیقت وجود ندارد!
خلاء وجود ندارد.

هیچ گوشه از این عالم تَرک ندارد! آسمان گنبد دوّار و زمین فرش گسترده
و انسان اروپائی و مذهب کاتولیک و خدا و پیغمبر و پدر و پسر و روح القدس و جبرئیل و هدفِ خلقت و غیره، همه «مسیح»،
و پناهگاه: کلیسا،
و پدر و سرپرست و چوپان ِ «گوسفندان خدا» - یعنی امت! - پاپ !

(دکتر شریعتی، مقدمۀ تاریخ و شناخت ادیان جلد 1 (مجموعه آثار 14) صفحات 8 و 9)

107:

به نظر میاد اینجور نقد ها -از نوع جملات طنز- توهین به شخصیت این بزرگوار نیست و به نوعی نقد به نقل فرمودار افراد هست که بر پايه گرایشهای شخصیت محور، شکل گرفته و گسترش پیدا کرده.
هرچند عده ای هم از آب گل آلود ماهی گرفتند که باعث تاسف هست.


108:

شهادت از دیدگاه دکتر شریعتی

شهیدان مرده‌اند، و ما مرده‌ها زنده هستیم.

شهیدان سخنشان را فرمودند، و ما کرها مخاطبشان هستیم، اونها که گستاخی اون‌ را داشتند که ـ وقتی نمی‌توانستند زنده بمانند ـ مرگ را انتخاب نمايند، رفتند، و ما بی‌شرمان ماندیم، صدها سال هست که مانده‌ایم.

و جا دارد که دنیا بر ما بخندد که ما ـ مظاهر ذلت و زبونی ـ بر حسین(ع) و زینب(س) ـ مظاهر حیات و عزت ـ می‌گرییم، و این یک ستم دیگر تاریخ هست که ما زبونان، عزادار و سوگوار اون عزیزان باشیم.


امروز شهیدان پیام خویش را با خون خود گذاشتند و روی در روی ما بر روی زمین نشستند، تا نشستگان تاریخ را به قیام بخوانند.

در فرهنگ ما، در مذهب ما، در تاریخ ما، تشیع، عزیزترین گوهرهایی که بشریت آفریده هست، حیات بخش ترین ماده‌هایی که به تاریخ، حیات و تپش و تکان می‌دهد، و خدایی ترین درسهایی که به انسان می‌آموزد که می‌تواند تا «خدا» بالا رود، نهفته هست و میراث همه این سرمایه‌های عزیز الهی به دست ما پلیدان زبون و ذلیل افتاده هست.
اکنون شهیدان مرده‌اند، و ما مرده‌ها زنده هستیم.

شهیدان سخنشان را فرمودند، و ما کرها مخاطبشان هستیم، اونها که گستاخی اون‌ را داشتند که ـ وقتی نمی‌توانستند زنده بمانند ـ مرگ را انتخاب نمايند، رفتند، و ما بی‌شرمان ماندیم، صدها سال هست که مانده‌ایم.

و جا دارد که دنیا بر ما بخندد که ما ـ مظاهر ذلت و زبونی ـ بر حسین(ع) و زینب(س) ـ مظاهر حیات و عزت ـ می‌گرییم، و این یک ستم دیگر تاریخ هست که ما زبونان، عزادار و سوگوار اون عزیزان باشیم.


امروز شهیدان پیام خویش را با خون خود گذاشتند و روی در روی ما بر روی زمین نشستند، تا نشستگان تاریخ را به قیام بخوانند.

در فرهنگ ما، در مذهب ما، در تاریخ ما، تشیع، عزیزترین گوهرهایی که بشریت آفریده هست، حیات بخش ترین ماده‌هایی که به تاریخ، حیات و تپش و تکان می‌دهد، و خدایی ترین درسهایی که به انسان می‌آموزد که می‌تواند تا «خدا» بالا رود، نهفته هست و میراث همه این سرمایه‌های عزیز الهی به دست ما پلیدان زبون و ذلیل افتاده هست.


ما وارث عزیزترین امانت‌هایی هستیم که با جهادها و شهادت‌ها و با ارزش‌های بزرگ انسانی، در تاریخ اسلام، فراهم آمده هست و ما وارث اینهمه هستیم، و ما مسؤول اون هستیم که امتی بسازیم از خویش، تا برای بشریت نمونه باشیم.

«وکذالک جعلناکم امة وسطا لتکونوا شهداء علی الناس و یکون الرسول علیکم شهیدا» خطاب به ماست.

ما مسئول این هستیم که با این میراث عزیز شهدا و مجاهدانمان و امامان و راهبرانمان و ایمانمان و کتابمان، امتی نمونه بسازیم تا برای امت جهان شاهد باشیم و شهید باشیم و پیامبر(ص) برای ما نمونه و شهید باشد.


رسالتی به این سنگینی، رسالت حیات و زندگی و حرکت بخشیدن به بشریت، بر عهده ماست، که زندگی روزمره‌مان را عاجزیم!

109:

برای من وشاید کسانی دیگر این سوال هنوز بی جواب مانده هست !وباز تکرار میکنم !!
مقتدمتاَ،همه متفق القول براین امر واقف وتفاهم داریم که برای تخریب هرشخصیتی هستفاده از روش های ناجوانمردانه و غیراخلاقی مثل توهین وتمسخر کردن عملی نادرست هست اماتخریب شخصیت شریعتی قبل از اینها شروع شده بود اونهم نه برخلاف نوشته هستارتر موضوع که از طرف دشمنانش بلکه بیشتر از طرف دوستانی که هنوز هم از وقتی درنقطه ضعف برنامه میگیرند دست به دامن شریعتی میشوند !
آیا کسی نمیخواهد جواب بدهد اون محبوبیتی که ایشان قبل انقلاب داشت چرا بعد انقلاب از دست داد وحتی نامهای او از خیابان ها برداشته شد !؟
آیا کسی میداند چرا ازطرف مراجع ومحافل حوزوی نسبت به ایشان ونوشته هایش نظر مساعدی ندارند ؟
ویااینکه چرا بعد ماجرای انتخابات ،ازطرف جنبش سبزباردیگر نام ایشان نقل محفل شد همین جوک فرمودنها وتخریب شخصیت ایشان شروع شد !!
نمیدانم به نظر آدرس را اشتباهی داده شده هست !

110:

به نقل از صحبت دوستی:
شریعتی می فرمود که واکنش هر فرد باید از روی بینش باشد نه گرایش, اما مطهری گرایش را هم برای انجام واکنش کافی می دانست,یعنی شریعتی می فرمود نماز روزانه از روی عادت به درد نمی خورد , این یکی از مواردی هست که مطهری و شریعتی در اون اختلاف نظر دارند شریعتی در جمله ی معروفی می گوید:من رقص دختران هندی را از نماز پدر و مادرم بیشتر دوست دارم زیرا اون ها از روی عشق میرقصند اما پدر ومادرم از روی عادت نماز می خوانند,مطمئنا مذهبی ها نظر مطهری را بیشتر دوست دارند

+

توهین دوباره پناهیان به دکتر علی شریعتی



ح
جت الاسلام علیرضا پناهیان از منبری‌های مشهور پایتخت روز گذشته در هیات شهدای گمنام شهرستان تهران خاطره ذیل را نقل کرد.

به نقل «انتخاب» به نقل از پارسینه ؛ متن اظهارات وی در پی می آید:

وقتی دکتر شریعتی دست آویز شوخی های بی فرهنگان میشود

متن سخنرانی مذکور حجت الاسلام پناهیان بدین شرح هست:

یکی از علما خواب یکی از شهدای روحانی را می بینند.

از او پرسیده بودند فلانی اون دو دوست دیگه ات که همیشه با هم بودید و شهید شدند کجا هستند؟ شهید روحانی می گوید یکی شان پیش من هست اما دیگری، پیش ما نیست خیلی مرتبه اش بالاست، ما به اون نمی رسیم!

اون وقتی دلیل این تفاوت مرتبه را می پرسد، اون شهید می گوید نمی توانم بگویم...

با اصرار زیاد اون عالم، شهید به او می گوید پس ابتدا باید این نمازی را که به تو می گویم بخوانی بعد...عالم از خواب بیدار می شود و اون نماز را می خواند و سپس می خوابد.

اون شهید دوباره به خواب عالم می آید و می گوید: ما سه نفر قبل از انقلاب هم حجره بودیم.

دوتایمان مدتی طرفدار افکار دکتر شریعتی بودیم، فقط حدود 2-3 ماه؛ بیشتر نه زود برگشتیم.

اما اون دوستم که اکنون در مرتبه ای بسیار بالاتر هست، طرفدار دکتر نبود...

وقتی وارد این عالم شدیم...

به ما فرمودند فقط به خاطر همان چندماه بین عوالم تان فاصله ای به این زیادی افتاده هست! وقتی هر چیزی را می ریزید تو ذهن تان، پس فردا این ها اذیت تان کرد، فقط خودت تان را شماتت کنید.

فرمودنی هست حجت الاسلام پناهیان پیشتر نیز از «نقش دکتر شریعتی در ریزش و انحراف نیروهای انقلابی» سخن فرموده بود.

111:

پارسینه- گروه فرهنگی: پیامک‌هایی با موضوع دکتر علی شریعتی که در دو سال اخیر در درون موبایل‌ها دست به دست شده، بارها محل بحث بوده هست.

گروهی معتقدند که این پیامک‌ها برای تخرب افکار و اندیشه‌های وی ایجاد شده و از این موبایل به موبایل دیگر منتقل می‌شوند.دوستداران دکتر شریعتی اصرار دارند که با این روند و ادامه این پیامک‌ها جایگاه وی در جامعه مخدوش خواهد شد.

گروهی دیگر نیز بر این باورند که این پیامک‌ها از سوی یک جریان خاص برای زنده نگاه داشتن اندیشه‌ها منتشر می‌شوند.

آرای وی به این شکل در آمده‌اند و به تلفن‌های همراه پیامک می‌شوند و تلاش دارند تا افکار وی را احیا نمايند.
تاکنون هیچ یک از این دو گروه نتوانسته‌اند پاسخی متقن و به دور از حدس و گمان برای انتشار این پیامک‌ها پیدا نمايند.

اما سوسن شریعتی(مزینانی) در مصاحبه با یکی از مجلات به جواب درباره ماهیت این پیامک‌ها و چرایی انتشار اونها پرداخته هست.

وی معتقد هست که جامعه‌ای که هیچ وقت نتوانسته شفاف نقد کند، در پس پرده مانده و در نتیجه متوسل شده هست به زبان دو پهلوی طنز.

در ادامه بخش‌هایی از مصاحبه سوسن شریعتی با مجله خط خطی می‌آید:
اولین پیامک طنز علی شریعتی
اولین پیامک طنزی که به دست من رسید این بود: هر چی جمله خفنه مال منه!...

دکتر علی شریعتی.

بعد این تبدیل شد به موج.

البته در این مدت شغل جدیدی هم برای ما درست شد و اون جواب به سوالاتی در باب صحت و سقم این جملات بود.
واکنش خانواده شریعتی: مادرم از برخی از این پیامک‌ها شاکی می‌شود
همگی خندیده‌اند.

انصافا در بعضی از این پیامک‌ها ذوق‌ورزی دیده می‌شود.

شده هست مادرم شاکی شود که: چه بی‌تربیت یا چه لوس.

موفق‌ترین این جوک‌ها، اونهایی هست که شریعتی را در یک موقعیت یا در روزمرگی برنامه می‌دهد و می‌نشاند: شریعتی در حال جریمه شدن، در حال بازگشت از خانه، در حال خیار خوردن، در سفر تایلند و...


این پیامک‌ها از ذهن دولتی‌ها بعید هست
شاید تا وقتی این جملات پیامکی شد و اون هم انبوه و اون هم در وضعیتی که می‌دانید، پیامک‌ها قابل کنترل هست، این سوال مشروع پیش می‌آید که «نکند» و «ای بسا» و مثلا « از کجا معلوم»؛ در همان ادامه سنت «تئوری توطئه».

صرفا در حد سوال، بدون اینکه کسی متهم این ماجرا باشد.

ولی خب بعضی پیامک‌ها هم اونقدر رندانه و ظریف هست که از ذهن دولتی بعید هست!
طنز در جوامع بسته برای نقد قدرت به کار می‌رود
طنز لوازم ممکنی هست جهت تخریب یا انتقام‌گیری.

شریعتی در یادداشتی درباره طنز به نام «عبرتی و حکایتی» در رابطه با روزنامه توفیق به کاربرد اجتماعی و سیاسی طنز در جوامع بسته اشاره می‌کند، وسیله‌ای برای نقد قدرت یا هر گونه اتوریته.

یک بستر تاریخی برای ذهن ایرانی نیز قائل می‌شود، جامعه‌ای که هیچ وقت نتوانسته شفاف نقد کند، در پس پرده مانده و در نتیجه متوسل شده هست به زبان دو پهلوی طنز.


چرا شریعتی؟؟؟ /// اگر ناراحت هم باشیم نمی توانیم کاری کنیم
چرا شریعتی؟ شکی نیست که شریعتی یکی از موثرترین روشنفکرانی هست که هوس جایی دیگر، جوری دیگر را بر دل‌ها انداخت و ما را خواهان و امیدورار به امکان تغییر داد.

اندیشه‌ای بود منتقد وضع موجود و امیدورا به یک باشدی که نیست.

امروز، سرخوردگی از واقعیت ما را به همه وعده دهندگان و امید بخشان بدبین می‌کند: «پیامبر دروغین امید»! نوعی واکنش هست و الزاما در این واکنش تاریخی مطرح نیست.

تاریخ ماجرا نشان از واقعیت دیگری دارد و اون اینکه شریعتی یک «مغضوب علیه» قدیمی بوده هست و در حال حاضر هم هیچ اجماعی بر سر او در قدرت نیست.

نسل جدید خود را قربانی یک موقعیت می‌داند و به دنبال مسبب هست.

چه کسی در دسترس‌تر از شریعتی؟ این وسط نسل امثال من دلخور هم که باشیم تا بیاییم پیامک بزنیم و...خیلی طول می‌کشد...
وقتی دکتر شریعتی دست آویز شوخی های بی فرهنگان میشود
شریعتی در تبلیغات کت و شلوار و پوستر انتخاباتی مجلس هفتم
شریعتی فقط منبع جوک نیست.

او همچون نوعی تفکر همچنان منبع و موضوع بحث‌ها، نقدها و نظرهای بسیاری هست.

در دانشگاه‌ها، در حوزه عمومی، در خارج از مرزها موضوع جدل‌ها نظری و نقدهای فکری و اجتماعی بسیاری هست.

آثار او دارد به زبان‌ها خارجی ترجمه می‌شود....

آثار شریعتی همچنان پر فروش هست حتی بدل شده هست به نوعی کالا(کارت پستال، سفال، آثار خطاطی، فرش بافت و ...) حتی تبلیغ کت و شلوار دامادی! من حتی در پوستر تبلیغاتی یک کاندیدای مجلس(مجلس هفتم بود گویا) دیدم ضمن تبریک سنت ولنتاین و دو قلب متداخل، جمله معروف شریعتی که « خدایا به اون کس که دوستش می‌داری بیاموز که دوست داشتن از عشق برتر هست»را هم گذاشته بود روی برگه.


بامزه‌ترین پیامک شریعتی چه بوده هست؟/// با دنیای مجازی مانوس نیستم
«هی کچل.

آهسته‌تر.

آخرش ما رو به کشتن می‌دی».

(شریعتی ترک موتور دکتر چمران!)...

تا به حال پیامک‌های شریعتی را برای کسی نفرستاده‌ام به این دلیل که اصلا تا همین چندی پیش حتی فووارد کردن را بلد نبودم.

تلفن باز هم نیستم با دنیای مجازی هم از پايه میانه‌ای ندارم.
پنچرگیری «تشیع علوی» در خیابان شریعتی
راه رفتن در خیابان شریعتی فانتزی ذهنی برایم ایجاد می‌کند: تقاطع‌ها، اینکه خیابان‌های زیادی به اون ختم می‌شود یا از اون منشعب می‌شود، ترافیکش سرسام آور هست، شمال را به جنوب وصل می‌کند، اسامی مغازه‌ها: موبایل شریعتی، ساندویچی شریعتی.

در آغاز انقلاب حتی یادم می‌آید یک مغازه تعمیرات ماشین را با این اسم دیدم؛ «پنچرگیری تشیع علوی».

کنجکاو شدم دیدم صاحب مغازه دوستدار شریعتی هست....

مطمئنم اگر خود دکتر زنده بود اسباب کلی خنده می‌شد.

112:

شاید

113:


خاطر جمعی در قرون وسطی !

مساله ای که اکنون مطرح هست: مساله ی شکست انسان امروز
و شکست همه ی ایده آل های هیجان انگیز (وعده داده شده به) انسان امروز هست.
در قرون وسطی، سنت های اخلاقی مثل: احترام گذاشتن به بزرگترها، مفاخر گذشته، شخصیت های ادبی،
شخصیت های مذهبی، مراسم دینی، ارزش های اخلاقی و سنت های ملی و قومی، هستحکام و تقدس داشت.
و مذهب ، بعنوان مسائلی مطلق و حقایقی بدیهی ، حاکم بر آدم و عالم بود.
در طول قرون وسطی در غرب، اونچه که وجود ندارد «اضطراب دینی» هست.

زیرا که دین، با مجموعه ی
اونچه که اونرا فرا گرفته بود و احاطه کرده بود، به اسم سنت های اجتماعی و روابط انسان و اخلاق و عقائد،
می توانست نیاز معنوی و فکری پیروان خودش را برطرف کند .

تکلیف همه روشن بود!
جهان به شکل یک خیمه ی بزرگ بود، دنیای کوچک و مختصری بود با در و پیکری بسته و معلوم و مسلّم ، ساخته ی 4 عنصر!
در زیر، آدم ها و در بالا خدا و فرشتگان و همه ی اسرار و حقایق، موجود در مذهب! و همه ی «مذاهب» هم فقط «مذهب او» !
و قدّیسان و روحانیون هم رابط و کارگزار امور ایجاد خداوند، و دیگر هیچ ...

!

از نظر پیروان دینی، در قرون وسطی، تمام دنیا عبارت بوده هست:
از شمال به لیسبون ، و از مشرق به «ژنوا» و «ونیز».

این تمام دنیا بود !
از ونیز به اینطرف ، یعنی شرق و جای ماها ، همه کافرستان بود!! و از لیسبون به اونطرف، دریای ظلمات !
آسمان مثل یک سقف حمام و یک گنبد ِ بسته بود!
یک خدائی اون بالاست که گاه بصورت روح القدس و گاه پدر و گاه پسر هست!
این خدای ساکن ِ آسمان ، یک نماینده در زمین دارد! کی؟
پاپ! (بابای انسان ها ! پدر ِ امتِ خدا!) او متولی مذهب هست، وارد نماينده ی «روح مقدس»، روح خدا یا مسیح، از آسمان هست!
این روح را از طریق ساوقت اداری دقیق و مفصلش - کلیسا - که «موسسه ی کارگشائی امور آخرت» هست !
پاپ به کاردینال ها می دهد و دست به دست در سلسله مراتب تا «کوره»ها ( cure ) می گردد.


اینها که کارمندان این اداره ی «حمل نماينده ی اون روح» اند، «روحانی» اند.
این روحانی ها هم ، اون روح را در میان «جسمانی ها» یعنی امت، پخش می نمايند!

فلسفه ی زندگی امت و غایت خلقت و جهت حیات، هم خیلی روشن و هم خیلی معلوم هست؛ یک کلمه ! :
آدم در بهشت گناه کرد و بنی آدم ، به جرم این «گناه اولیه»، مغضوب ابدی خدا و مطرود همیشگی بهشت اند.
هدف چنین انسانِ گناه آلوده چیست؟ این که تبرئه شود!
کار مذهب چیست؟ این که با «توسل به این روح»، به کمک روحانیون، پیوند بریده ی انسان با بهشت، دوباره وصل شود.
اصلا معنی Religion (مذهب)، همین هست:
از پیشوند Re به معنی دوباره، و کلمه ی لاتینی ِ leger بمعنی اتصال، تشکیل شده هست.

(اتصال دوباره)

اسرار تمام هستی، از لحظه ی اول خلقت عالم و آدم تا آخر روزگار، همه در تورات !
اعمال و اخلاق و فلسفه ی زندگی انسان، همه در انجیل !
وظایف و مسئولیت ها هم معیّن و مسلّم ! :
عضویت کلیسا، تقلید از پاپ، اطاعت از روحانیون ِ رسمی در همه ی مسائل فلسفی و علمی و اعتقادی و انسانی و سیاسی!
و بالاخره غسل تعمید و خوردن شراب و نان متبرک، و شرکت یکشنبه ها در messe (نماز جماعت).

و جهان معلوم، و راه مشخص، و هدف معین، و زندگی آرام، و سرنوشت رام! و نجات میسّر ، و دنیا این و آخرت اون!
و همه چیز مسلم و محدود و ثابت و آشکار! و دیگر چه می خواهی؟ مرگ! برو قبرستان!
دیگر «اضطراب» معنی ندارد !

در این جور زندگی و این دنیا، «نمی دانم»، وجود ندارد.

شک و ابهام و پریشانی وجود ندارد،غربت جهان، تنهائی انسان،
تاریکی سرنوشت، پوچی زندگی، عصیان روح، بدبینی فلسفی، یاس فکری و ناپیدائی حقیقت وجود ندارد!
خلاء وجود ندارد.

هیچ گوشه از این عالم تَرک ندارد! آسمان گنبد دوّار و زمین فرش گسترده
و انسان اروپائی و مذهب کاتولیک و خدا و پیغمبر و پدر و پسر و روح القدس و جبرئیل و هدفِ خلقت و غیره، همه «مسیح»،
و پناهگاه: کلیسا،
و پدر و سرپرست و چوپان ِ «گوسفندان خدا» - یعنی امت! - پاپ !

(دکتر شریعتی، مقدمۀ تاریخ و شناخت ادیان جلد 1 (مجموعه آثار 14) صفحات 8 و 9)

114:

به نظر میاد اینجور نقد ها -از نوع جملات طنز- توهین به شخصیت این بزرگوار نیست و به نوعی نقد به نقل فرمودار افراد هست که بر پايه گرایشهای شخصیت محور، شکل گرفته و گسترش پیدا کرده.
هرچند عده ای هم از آب گل آلود ماهی گرفتند که باعث تاسف هست.


115:

شهادت از دیدگاه دکتر شریعتی

شهیدان مرده‌اند، و ما مرده‌ها زنده هستیم.

شهیدان سخنشان را فرمودند، و ما کرها مخاطبشان هستیم، اونها که گستاخی اون‌ را داشتند که ـ وقتی نمی‌توانستند زنده بمانند ـ مرگ را انتخاب نمايند، رفتند، و ما بی‌شرمان ماندیم، صدها سال هست که مانده‌ایم.

و جا دارد که دنیا بر ما بخندد که ما ـ مظاهر ذلت و زبونی ـ بر حسین(ع) و زینب(س) ـ مظاهر حیات و عزت ـ می‌گرییم، و این یک ستم دیگر تاریخ هست که ما زبونان، عزادار و سوگوار اون عزیزان باشیم.


امروز شهیدان پیام خویش را با خون خود گذاشتند و روی در روی ما بر روی زمین نشستند، تا نشستگان تاریخ را به قیام بخوانند.

در فرهنگ ما، در مذهب ما، در تاریخ ما، تشیع، عزیزترین گوهرهایی که بشریت آفریده هست، حیات بخش ترین ماده‌هایی که به تاریخ، حیات و تپش و تکان می‌دهد، و خدایی ترین درسهایی که به انسان می‌آموزد که می‌تواند تا «خدا» بالا رود، نهفته هست و میراث همه این سرمایه‌های عزیز الهی به دست ما پلیدان زبون و ذلیل افتاده هست.
اکنون شهیدان مرده‌اند، و ما مرده‌ها زنده هستیم.

شهیدان سخنشان را فرمودند، و ما کرها مخاطبشان هستیم، اونها که گستاخی اون‌ را داشتند که ـ وقتی نمی‌توانستند زنده بمانند ـ مرگ را انتخاب نمايند، رفتند، و ما بی‌شرمان ماندیم، صدها سال هست که مانده‌ایم.

و جا دارد که دنیا بر ما بخندد که ما ـ مظاهر ذلت و زبونی ـ بر حسین(ع) و زینب(س) ـ مظاهر حیات و عزت ـ می‌گرییم، و این یک ستم دیگر تاریخ هست که ما زبونان، عزادار و سوگوار اون عزیزان باشیم.


امروز شهیدان پیام خویش را با خون خود گذاشتند و روی در روی ما بر روی زمین نشستند، تا نشستگان تاریخ را به قیام بخوانند.

در فرهنگ ما، در مذهب ما، در تاریخ ما، تشیع، عزیزترین گوهرهایی که بشریت آفریده هست، حیات بخش ترین ماده‌هایی که به تاریخ، حیات و تپش و تکان می‌دهد، و خدایی ترین درسهایی که به انسان می‌آموزد که می‌تواند تا «خدا» بالا رود، نهفته هست و میراث همه این سرمایه‌های عزیز الهی به دست ما پلیدان زبون و ذلیل افتاده هست.


ما وارث عزیزترین امانت‌هایی هستیم که با جهادها و شهادت‌ها و با ارزش‌های بزرگ انسانی، در تاریخ اسلام، فراهم آمده هست و ما وارث اینهمه هستیم، و ما مسؤول اون هستیم که امتی بسازیم از خویش، تا برای بشریت نمونه باشیم.

«وکذالک جعلناکم امة وسطا لتکونوا شهداء علی الناس و یکون الرسول علیکم شهیدا» خطاب به ماست.

ما مسئول این هستیم که با این میراث عزیز شهدا و مجاهدانمان و امامان و راهبرانمان و ایمانمان و کتابمان، امتی نمونه بسازیم تا برای امت جهان شاهد باشیم و شهید باشیم و پیامبر(ص) برای ما نمونه و شهید باشد.


رسالتی به این سنگینی، رسالت حیات و زندگی و حرکت بخشیدن به بشریت، بر عهده ماست، که زندگی روزمره‌مان را عاجزیم!

116:

برای من وشاید کسانی دیگر این سوال هنوز بی جواب مانده هست !وباز تکرار میکنم !!
مقتدمتاَ،همه متفق القول براین امر واقف وتفاهم داریم که برای تخریب هرشخصیتی هستفاده از روش های ناجوانمردانه و غیراخلاقی مثل توهین وتمسخر کردن عملی نادرست هست اماتخریب شخصیت شریعتی قبل از اینها شروع شده بود اونهم نه برخلاف نوشته هستارتر موضوع که از طرف دشمنانش بلکه بیشتر از طرف دوستانی که هنوز هم از وقتی درنقطه ضعف برنامه میگیرند دست به دامن شریعتی میشوند !
آیا کسی نمیخواهد جواب بدهد اون محبوبیتی که ایشان قبل انقلاب داشت چرا بعد انقلاب از دست داد وحتی نامهای او از خیابان ها برداشته شد !؟
آیا کسی میداند چرا ازطرف مراجع ومحافل حوزوی نسبت به ایشان ونوشته هایش نظر مساعدی ندارند ؟
ویااینکه چرا بعد ماجرای انتخابات ،ازطرف جنبش سبزباردیگر نام ایشان نقل محفل شد همین جوک فرمودنها وتخریب شخصیت ایشان شروع شد !!
نمیدانم به نظر آدرس را اشتباهی داده شده هست !

117:

به نقل از صحبت دوستی:
شریعتی می فرمود که واکنش هر فرد باید از روی بینش باشد نه گرایش, اما مطهری گرایش را هم برای انجام واکنش کافی می دانست,یعنی شریعتی می فرمود نماز روزانه از روی عادت به درد نمی خورد , این یکی از مواردی هست که مطهری و شریعتی در اون اختلاف نظر دارند شریعتی در جمله ی معروفی می گوید:من رقص دختران هندی را از نماز پدر و مادرم بیشتر دوست دارم زیرا اون ها از روی عشق میرقصند اما پدر ومادرم از روی عادت نماز می خوانند,مطمئنا مذهبی ها نظر مطهری را بیشتر دوست دارند

+

توهین دوباره پناهیان به دکتر علی شریعتی



ح
جت الاسلام علیرضا پناهیان از منبری‌های مشهور پایتخت روز گذشته در هیات شهدای گمنام شهرستان تهران خاطره ذیل را نقل کرد.

به نقل «انتخاب» به نقل از پارسینه ؛ متن اظهارات وی در پی می آید:

وقتی دکتر شریعتی دست آویز شوخی های بی فرهنگان میشود

متن سخنرانی مذکور حجت الاسلام پناهیان بدین شرح هست:

یکی از علما خواب یکی از شهدای روحانی را می بینند.

از او پرسیده بودند فلانی اون دو دوست دیگه ات که همیشه با هم بودید و شهید شدند کجا هستند؟ شهید روحانی می گوید یکی شان پیش من هست اما دیگری، پیش ما نیست خیلی مرتبه اش بالاست، ما به اون نمی رسیم!

اون وقتی دلیل این تفاوت مرتبه را می پرسد، اون شهید می گوید نمی توانم بگویم...

با اصرار زیاد اون عالم، شهید به او می گوید پس ابتدا باید این نمازی را که به تو می گویم بخوانی بعد...عالم از خواب بیدار می شود و اون نماز را می خواند و سپس می خوابد.

اون شهید دوباره به خواب عالم می آید و می گوید: ما سه نفر قبل از انقلاب هم حجره بودیم.

دوتایمان مدتی طرفدار افکار دکتر شریعتی بودیم، فقط حدود 2-3 ماه؛ بیشتر نه زود برگشتیم.

اما اون دوستم که اکنون در مرتبه ای بسیار بالاتر هست، طرفدار دکتر نبود...

وقتی وارد این عالم شدیم...

به ما فرمودند فقط به خاطر همان چندماه بین عوالم تان فاصله ای به این زیادی افتاده هست! وقتی هر چیزی را می ریزید تو ذهن تان، پس فردا این ها اذیت تان کرد، فقط خودت تان را شماتت کنید.

فرمودنی هست حجت الاسلام پناهیان پیشتر نیز از «نقش دکتر شریعتی در ریزش و انحراف نیروهای انقلابی» سخن فرموده بود.

118:

پارسینه- گروه فرهنگی: پیامک‌هایی با موضوع دکتر علی شریعتی که در دو سال اخیر در درون موبایل‌ها دست به دست شده، بارها محل بحث بوده هست.

گروهی معتقدند که این پیامک‌ها برای تخرب افکار و اندیشه‌های وی ایجاد شده و از این موبایل به موبایل دیگر منتقل می‌شوند.دوستداران دکتر شریعتی اصرار دارند که با این روند و ادامه این پیامک‌ها جایگاه وی در جامعه مخدوش خواهد شد.

گروهی دیگر نیز بر این باورند که این پیامک‌ها از سوی یک جریان خاص برای زنده نگاه داشتن اندیشه‌ها منتشر می‌شوند.

آرای وی به این شکل در آمده‌اند و به تلفن‌های همراه پیامک می‌شوند و تلاش دارند تا افکار وی را احیا نمايند.
تاکنون هیچ یک از این دو گروه نتوانسته‌اند پاسخی متقن و به دور از حدس و گمان برای انتشار این پیامک‌ها پیدا نمايند.

اما سوسن شریعتی(مزینانی) در مصاحبه با یکی از مجلات به جواب درباره ماهیت این پیامک‌ها و چرایی انتشار اونها پرداخته هست.

وی معتقد هست که جامعه‌ای که هیچ وقت نتوانسته شفاف نقد کند، در پس پرده مانده و در نتیجه متوسل شده هست به زبان دو پهلوی طنز.

در ادامه بخش‌هایی از مصاحبه سوسن شریعتی با مجله خط خطی می‌آید:
اولین پیامک طنز علی شریعتی
اولین پیامک طنزی که به دست من رسید این بود: هر چی جمله خفنه مال منه!...

دکتر علی شریعتی.

بعد این تبدیل شد به موج.

البته در این مدت شغل جدیدی هم برای ما درست شد و اون جواب به سوالاتی در باب صحت و سقم این جملات بود.
واکنش خانواده شریعتی: مادرم از برخی از این پیامک‌ها شاکی می‌شود
همگی خندیده‌اند.

انصافا در بعضی از این پیامک‌ها ذوق‌ورزی دیده می‌شود.

شده هست مادرم شاکی شود که: چه بی‌تربیت یا چه لوس.

موفق‌ترین این جوک‌ها، اونهایی هست که شریعتی را در یک موقعیت یا در روزمرگی برنامه می‌دهد و می‌نشاند: شریعتی در حال جریمه شدن، در حال بازگشت از خانه، در حال خیار خوردن، در سفر تایلند و...


این پیامک‌ها از ذهن دولتی‌ها بعید هست
شاید تا وقتی این جملات پیامکی شد و اون هم انبوه و اون هم در وضعیتی که می‌دانید، پیامک‌ها قابل کنترل هست، این سوال مشروع پیش می‌آید که «نکند» و «ای بسا» و مثلا « از کجا معلوم»؛ در همان ادامه سنت «تئوری توطئه».

صرفا در حد سوال، بدون اینکه کسی متهم این ماجرا باشد.

ولی خب بعضی پیامک‌ها هم اونقدر رندانه و ظریف هست که از ذهن دولتی بعید هست!
طنز در جوامع بسته برای نقد قدرت به کار می‌رود
طنز لوازم ممکنی هست جهت تخریب یا انتقام‌گیری.

شریعتی در یادداشتی درباره طنز به نام «عبرتی و حکایتی» در رابطه با روزنامه توفیق به کاربرد اجتماعی و سیاسی طنز در جوامع بسته اشاره می‌کند، وسیله‌ای برای نقد قدرت یا هر گونه اتوریته.

یک بستر تاریخی برای ذهن ایرانی نیز قائل می‌شود، جامعه‌ای که هیچ وقت نتوانسته شفاف نقد کند، در پس پرده مانده و در نتیجه متوسل شده هست به زبان دو پهلوی طنز.


چرا شریعتی؟؟؟ /// اگر ناراحت هم باشیم نمی توانیم کاری کنیم
چرا شریعتی؟ شکی نیست که شریعتی یکی از موثرترین روشنفکرانی هست که هوس جایی دیگر، جوری دیگر را بر دل‌ها انداخت و ما را خواهان و امیدورار به امکان تغییر داد.

اندیشه‌ای بود منتقد وضع موجود و امیدورا به یک باشدی که نیست.

امروز، سرخوردگی از واقعیت ما را به همه وعده دهندگان و امید بخشان بدبین می‌کند: «پیامبر دروغین امید»! نوعی واکنش هست و الزاما در این واکنش تاریخی مطرح نیست.

تاریخ ماجرا نشان از واقعیت دیگری دارد و اون اینکه شریعتی یک «مغضوب علیه» قدیمی بوده هست و در حال حاضر هم هیچ اجماعی بر سر او در قدرت نیست.

نسل جدید خود را قربانی یک موقعیت می‌داند و به دنبال مسبب هست.

چه کسی در دسترس‌تر از شریعتی؟ این وسط نسل امثال من دلخور هم که باشیم تا بیاییم پیامک بزنیم و...خیلی طول می‌کشد...
وقتی دکتر شریعتی دست آویز شوخی های بی فرهنگان میشود
شریعتی در تبلیغات کت و شلوار و پوستر انتخاباتی مجلس هفتم
شریعتی فقط منبع جوک نیست.

او همچون نوعی تفکر همچنان منبع و موضوع بحث‌ها، نقدها و نظرهای بسیاری هست.

در دانشگاه‌ها، در حوزه عمومی، در خارج از مرزها موضوع جدل‌ها نظری و نقدهای فکری و اجتماعی بسیاری هست.

آثار او دارد به زبان‌ها خارجی ترجمه می‌شود....

آثار شریعتی همچنان پر فروش هست حتی بدل شده هست به نوعی کالا(کارت پستال، سفال، آثار خطاطی، فرش بافت و ...) حتی تبلیغ کت و شلوار دامادی! من حتی در پوستر تبلیغاتی یک کاندیدای مجلس(مجلس هفتم بود گویا) دیدم ضمن تبریک سنت ولنتاین و دو قلب متداخل، جمله معروف شریعتی که « خدایا به اون کس که دوستش می‌داری بیاموز که دوست داشتن از عشق برتر هست»را هم گذاشته بود روی برگه.


بامزه‌ترین پیامک شریعتی چه بوده هست؟/// با دنیای مجازی مانوس نیستم
«هی کچل.

آهسته‌تر.

آخرش ما رو به کشتن می‌دی».

(شریعتی ترک موتور دکتر چمران!)...

تا به حال پیامک‌های شریعتی را برای کسی نفرستاده‌ام به این دلیل که اصلا تا همین چندی پیش حتی فووارد کردن را بلد نبودم.

تلفن باز هم نیستم با دنیای مجازی هم از پايه میانه‌ای ندارم.
پنچرگیری «تشیع علوی» در خیابان شریعتی
راه رفتن در خیابان شریعتی فانتزی ذهنی برایم ایجاد می‌کند: تقاطع‌ها، اینکه خیابان‌های زیادی به اون ختم می‌شود یا از اون منشعب می‌شود، ترافیکش سرسام آور هست، شمال را به جنوب وصل می‌کند، اسامی مغازه‌ها: موبایل شریعتی، ساندویچی شریعتی.

در آغاز انقلاب حتی یادم می‌آید یک مغازه تعمیرات ماشین را با این اسم دیدم؛ «پنچرگیری تشیع علوی».

کنجکاو شدم دیدم صاحب مغازه دوستدار شریعتی هست....

مطمئنم اگر خود دکتر زنده بود اسباب کلی خنده می‌شد.


66 out of 100 based on 41 user ratings 266 reviews