فرهنگ غربی ؟؟؟!!!!


فرهنگ غربی ؟؟؟!!!!



فرهنگ غربی ؟؟؟!!!!
درود دوستان هم میهن و عزیزم

شاید 30 سالی است که این عنوان در گوشم زنگ میزند ...
فرهنگ............................. متجاوز
فرهنگ............................. متجاحر
فرهنگ................................ شنیع
فرهنگ................................ فاسد
فرهنگ............................. شیطانی
فرهنگ.................. گسستگی خانواده
فرهنگ........................... ستمگران
فرهنگ............................. غاصب
فرهنگ.............................. فحشاء
فرهنگ...................... بی بند و باری
و .................

راستی این فرهنگها تنها و تنها مختص غرب (اروپا و آمریکا) است ؟ دول دیگر که در شرق یا آسیا و آفریقا هستند چنین فرهنگهایی را ندارند ...

یا چون اصالتا ما اینگونه فرهنگ را با فرهنگ دینی یا ملی خود مغایر میدانیم به آن آنتی بادی داریم و آن را طرد میکنیم ؟

یا واقعا این فرهنگها آنچنان قوی و تاپیر گذارند که تنها با مقابله و طرد راه بروزش ممکن میشود ، و آیا راهکارها برای تقویت یا جلب نظر جامعه به فرهنگ خودمانآنقدر ضعیف است که گاه در هراس از اشاعه فرهنگ منحط غرب هستیم ؟

از اینکه به این عنوان قدم رنجه فرمودید کمال سپاس و قدر دانی را دارم



تئوری نسل برتر (نظریه ای برای فقرزدایی)

1:

وقتی دقیق تر نگاه کنیم
خیلی از فرهنگ غرب به فرهنگ شرق برتری هم دارد
متاسفانه سیاست مانع دیدن برتری ها میشود
تقریبا هر لحظه ای که اراده به دیدن یا شنیدن اخبار کنیم
از نقاط منفی دیگر ملت های غربی به ما گوش زد میشود که این اصلا عادلانه نیست!


ذهن شرقی، ذهن غربی

2:

از علایم مسجل برتری فرهنگ غرب :
1 - تجاوز وحمله به کشور عراق وقتل عام بیش از یک میلیون شهروند اون کشور
2 - تجاوز به کشور افغانستان وتبدیل این کشور به محل تولید70% مواد مخدر جهان
3 - دشمنی بیش از 30 با کشور ما ایران
4 -غارت وچپاول ثروتهای واموال کشورهای دیگر دنیا
6- ادشمنی وسرنگون کردن انقلاب های ملتهای دنیا ، نظیر شیلی .و.و.
7- بمباران اتمی ناکازاکی وهیروشیما


نژاد پرستی ناب! (پاسخ به یک جوسازی!)

3:

اولا، اینا که فرمودید بیشتر مربوط به آمریکا میشه.
غرب هم که فقط آمریکا نیست.
دوما، بنظر من خیلی کشورها/حکومتهای دیگر هم اگر اینقدر قدرت داشتن احتمالا همینقدر یا حتی بیشتر جنایت میکردن.
سوما، اینا همش کلی گویی و سطحی نگری هست و یک طرفه قضاوت کردن و حکم صادر کردن؛ هرکدام یک بحث داره که واقعا قضیه چی بوده و چقدر تقصیر کیا بوده.


بهانه میخوام برای زندگی


چرا به گذشته مان بی توجهی می کنیم؟

4:

دوست عزیز تحریف حقایق در روز روشن؟!:))
Casualties of the Iraq War - Wikipedia, the free encyclopedia
بالاترین تخمین منابع معتبر حدود 250 هزار نفر بوده که خیلی از موارد نتیجه حملات انتحاری دوستان اسلام گراست:)


سارق زورگیر را شناسایی کنید+عکس

5:

از نظر من فرهنگ اسلامی حرفی برای فرمودن داره!
نه ایران و نه شرق و نه غرب


ساپورت یا سناریوی اندام نمایی

6:

دنیای غرب با پشت کردن به این واقعیت بزرگ
چشم از آخرت فرو بسته و با تمرکز در دنیا سعی
در آباد کردن دنیای خود دارد
ظاهر فریبنده­ی اون­ها و تبلیغات وسیعی که در عرصه­ی
رسانه انجام می­دهند موجب شده تا برخی از افراد ظاهر بین
هم فریب اون­ها را خورده و نقش ایمان به خدا را در
زندگی خود کم­رنگ و یا حتی نادیده بگیرند!
یکی از نمونه­های این نگرش نادرست در بین برخی از
امت به خوبی آشکار شده هست
وقتی در میان اون­ها روی صحبت را باز کرد و می­گوییم
حق الناس موجب جهنمی شدن انسان هست
به راحتی پذیرا هستند اما اگر کسی بگوید کفر به خدا
و کنار گذاشتن ایمان موجب جهنمی شدن هست
در چنین شرایطی هست که شروع به اعتراض می­نمايند
و پذیرای چنین حرف متینی نیستند!


فضانوردان باستانی

7:

فرهنگ اسلامی در دنیای واقعی هر حرفی برای فرمودن داشت باید در این 30 سال و اندی در مملکت خودمون میزد.
فکر میکنم هممون دیگه شنیدیم و میدونیم چقدر حرف برای فرمودن داره در عمل.
نه؟

8:

بی منطقی شما مذهبیون هم همیشه آشکار بوده و هست.
نمونش همین ادعا که شما بدون اثبات میگید درست و متینه.
البته شما عادت دارید همینطور ادعا کنید و بعنوان بدیهی جلوه بدید.

چون کلا مذهب به همین شکله و تربیت و شستشوی مغزی از اول به همین شکله.
اگر اینا واقعا درست و بدیهی هست، پس چرا خیلی آدمها باوجود این همه تربیت و تبلیغات و شستشوی مذهبی و دوره های اجباری آموزشی معارف دینی، دست آخر خودشون با تجربه ها و عقل و خرد و علم و دانش به نتایج دیگری میرسن؟

خب شما برای اینهم باز جز ادعاهای غیرقابل اثبات و برچسب زدن چیزی ندارید.

مثلا میگید طرف خودش منحرف بوده و شیطان رفته توی جلدش!!

کلا دین در ظاهر وانمود میکنه و ادعا داره که منطقیه، اما خیلی موارد در عمل و با نگاه و تحقیق تخصصی و بی طرفانه و با عقل و خرد و منطق اینطور نیست.

وقتی از بیرون بهش نگاه کنی، وقتی پشتوانت عقل و خرد و علم باشه، میبینی که اینطور نیست.

دین نیاز نداره چیزی رو اثبات کنه.
چون هرچی بگه پیروانش باید بدون چون و چرا بپذیرن.
با هر ابزاری منجمله تلقین و تقلید و شستشون مغزی.
و عقل و خرد و منطق و علم رو فقط بصورت درونی بر پايه /در چهارچوب قوانین بنیادین خودش و بعنوان ابزاری در جهت منافع خودش و تاجاییکه خلاف خودش نگه قبول داره.
درحالیکه با عقل و خرد و علم نه تنها خود دین، این مجموعهء گسترده و پیچیده و مبهم با ادعاهای بسیار و با صدها نوع مختلفش، قابل اثبات محکمی نیست، بلکه درش تناقضات و تضادهای متعدد و پايه ی هم پیدا میشه.


9:

اون عده از دانشمنداني كه باعث تحول در جهان علم شده اند
بيشتر اونها دين دار و متعهد به دين و خدا بوده اند
اون عده كه سر به مخالفت برداشته اند، با كليسا
و برنامه هاي انحرافي او مبارزه كرده اند نه با اصل دين
عده اي
از دانشمندان مغرب زمين هم كه اعتقادي

به دين نداشته و يا علنا خدا را انكار كرده‌اند
مي‌بينيم در عمل به دستورات دين و توصيه انبياء عمل نموده
و در همان مواردي كه عمل كرده اند ، پيشرفت هم داشته اند
به عنوان مثال در دين اسلام توصيه زيادي
به كار و تلاش، جديت ، هستفاده از موقعيت، مطالعه
و تحصيل علم و ايمان به هدف و اميدوار بودن
و مأيوس نشدن و از اين قبيل امور شده هست
و با دقت در زندگينامه اين دانشمندان، مي‌بينيم اونان
دقيقا به اين توصيه ها عمل نموده‌اند
هرچند نه اسلام را قبول داشته اند و نه پيامبر را و به قول
جلال الدين اسدآبادي‌: اونجا اسلام هست
مسلمان نيست،‌ اينجا مسلمان هست اسلام نيست.

10:

شما که خودت میگی «اگر کسی بگوید کفر به خدا و کنار گذاشتن ایمان موجب جهنمی شدن هست».
پس اون دانشمند کافر حالا هرچی هم کار مفید کرده باشه میره جهنم؟
من یه نمونهء خوب سراغ دارم.
فردی هست بنام ریچارد هستالمن که خودش صریحا فرموده بی دین و بی خداست.
اما همین آدم جنبش نرم افزار آزاد رو بوجود آورد که باعث گسترش شدید آزادی و بهره مندی و عدالت در دسترسی به علم و امکانات فنی در رشتهء فناوری اطلاعات و رایانه شد.

پايه تفکرش هم بر آزادی و برابری و اخلاق و منفعت عمومی هست.
کلا من خیلی دوستش دارم.
البته بعضی عقایدش طبیعتا با ما یکی نیست.

چون بی دین و بی خداست و اعتقادی به روح و این حرفا نداره.
مثلا من سر مسئلهء مشروعیت سقط جنین باهاش توافق نظر نداشتم.
ایشون میفرمود جنین توی اون مرحله ای که هنوز مغز تکامل یافته ای نداره پس شعور و هویت و درک و احساس نداره و میشه با میل شخصی اون رو از بین برد، ولی من فرمودم از همون بستن نطفه نوعی از روح و شعور داره؛ ایشون هم که روح رو قبول نداشت فرمود اول ثابت کن روح رو!!

11:

این گونه افراد اگر ایمان داشته باشند
و محرّک الهى که بحثى در اون نیست
و اگر نداشته باشند اما محرّکشان انسانى
و امتى باشد بدون شک پاداش مناسبى
از خداوند دریافت خواهند داشت
این پاداش ممکن هست در دنیا باشد
و ممکن هست در جهان دیگر، مسلّماً خداوند
عالم و عادل اونها را محروم نمى کند، آما چگونه و چطور؟
جزئیاتش بر ما روشن نیست
همین اندازه مى توان فرمود:
«خداوند اجر چنین نیکوکارانى را ضایع نمى کند»
البته اگر اونها در رابطه با عدم پذیرش ایمان
مصداق جاهل قاصر باشند، مسأله بسیار روشن تر هست
دلیل این مسأله، علاوه بر حکم عقل، اشاراتى هست
که در آیات و یا روایات آمده هست.
ما هیچ دلیلى نداریم که جمله
«انَّ الّلهَ لایُضِیعُ أجْرَ الْمُحْسِنِیْنَ» شامل این گونه
اشخاص نشود; زیرا «محسنین» در قراون فقط
به مؤمنان اطلاق نشده هست
لذا مى بینیم برادران «یوسف»(ع)هنگامى که
نزد او آمدند، بى اونکه او را بشناسند
و در حالى که او را «عزیز مصر» مى پنداشتند
به او فرمودند:«ما تو را از نیکوکاران مى دانیم».
از این گذشته آیه:
«پس کسى که به اندازه سنگینى
ذره اى کار خیر انجام داده اون را مى‌بیند
و هر کس به اندازه سنگینى ذره اى کار بد کرده اون را مى بیند»
به وضوح شامل اینگونه اشخاص مى شود.
در حدیثى از امام موسى کاظم(ع)مى‌خوانیم:
«در بنى اسرائیل مرد با ایمانى بود که
همسایه کافرى داشت، مرد بى ایمان
نسبت به همسایه با ایمان خود، نیک رفتارى مى‌کرد
وقتى از دنیا رفت، خدا براى او خانه اى بنا کرد
که مانع از گرماى آتش شود...

و به او فرموده شد:
این به سبب نیک رفتاریت نسبت به همسایه مؤمنت مى باشد».


12:

وقتی بعضی میگند که این خدای شما سادیست و خودبزرگ بین و بزرگ ترین قتل عام نماينده تاریخ!هست بعضی دوستان فکر مینمايند توهین شده! :)
Megalomania - Wikipedia, the free encyclopedia
Sadism - Wikipedia, the free encyclopedia
Massacre - Wikipedia, the free encyclopedia

ویژگی ها رو با ویژگی های خدای مورد نظر مقایسه کنید و ببنید چه نکات آشنایی پیدا میشه:))

13:

نکته بی ربط:از کجا معلوم اسپرم روح نداشته باشه؟! :))

14:

الان من چه نتیجه ای از ویکیپدیا بگیرم که چی؟!

15:

متاسفانه این طرز فکر خیلی امت عزیز ایران که اشتباه هم هست
شما به آرامش امت کشور های غرب توجه کن
تنها نیمه خلی لیوان که یک سری آدم سود جو جلو چشم شما برنامه داده اند ملاک بر قضاوت شما نباشه
من نمیخوام بگم که حرفای شما اشتباه یا از این چند عامل که شما فرمودید دفاع الکی بکنم
میدونم این کارها اشتباه بوده و محکوم هم میکنم
ولی این را بدونید حکومت با فرهنگ خیلی فرق میکنه
اگر فرهنگ ما به مانند فرهنگ غرب پیشرفت داشت
به طور حتم بر روی حکومت نیز تاثیر گذار بود
متاسفانه تا این بحث میشه پرده ی بزرگی از بی حجابی و فساد جلوی چشم شما میاد
ولی این اشتباهه
چرا باید فرهنگی که سازنده قانون پايه ی بوده و خیلی خیلی بیشتر از کشور های غربی امکانات پیشرفت را در دست داشته
این چنین باشه

16:

دوست گرامی
کاش همه میتوانستند مثل شما مسائل را اینگونه خوشباورانه تجزیه تحلیل کرده وبدیه سادگی نتیجه بگیرند
میخواستم از جملاتتون نقل قول بگیرم ومجزا بحث کنم که منصرف شدم اما با یک سوال میخواهم بیشتر نظر شما را بدانم :
طبق تعاریف شما دین اسلام حاوی موهبتهائی که شمردید هست
به عنوان مثال در دين اسلام توصيه زيادي
به كار و تلاش، جديت ، هستفاده از موقعيت، مطالعه
و تحصيل علم و ايمان به هدف و اميدوار بودن
و مأيوس نشدن و از اين قبيل امور شده هست
وبا این ویژگی درکشورما که الحمدلله هم اسلام هست وهم مسلمان وهم این همه تاثیرات مثبت دین اما چرا نتوانستیم به دنیا وجهانیان این را عملا ثابت کنیم وبتوانیم الگو مناسبی را بوجود بیاوریم چرا دنیا به ما وفرهنگ ما به انزجار نگاه میکند آیا شما میتوانید از موهبات ودستاوردهائی این موهبت برای ما چند جمله ای توضیح بدهید تا بدانیم ما در کجای کاریم

17:

یعنی اینکه به خاطر کفر به خدای مورد نظر عذاب آسمانی نازل میشه،اشخاص جهنمی میشند:)
و...
تعریف سادیسم و خودبزرگ بینی و قتل عام رو گذاشتم:)

18:

در دریافت زورگو بودن "الله" دشواری دارید؟

بجای الله یک آدم را بیانگارید که به شما میگوید یا کارهایی که میگویم را میکنید، یا شما را در آتش میسوزانم.

تازه اگر نیک بنگرید، یک آدم شما را یکبار بیشتر نمیتواند بسوزاند و
بکشد، الله شما را پیوسته زنده میکند، میسوزاند، میکشد، زنده میکند، میسوزاند، میکشد، ...


19:

برائت از فرهنگ غرب تنها آلترناتیوی هست که حاکمان جوامع بسته برای ایجاد یک دشمن فرضی و اتحادی مصنوعی بکار میبرند .... کمی تامل و نگرشی باز تر به ما خاطر نشان خواهد کرد که تمام ایراداتی که به فرهنگ غرب وارد میکنیم کم و بیش در کشورهای شرقی هم به وضوح قابل مشاهده و لمس هست .....

یعنی ایدئولوژی ای که کره جنوبی و چین و روسیه و کوبا و .... طبق فرهنگ کمونیستی برای جهان و امت خودشان دیکته مینمايند قابل روئیت دوستان نیست ...

یا فرهنگ عربی که در سرزمین حجاز و کشورهای اسلامی تبلغ و تایید میشود کم ایراد هست ؟

20:

به نام علم
مسلما فرهنگ غرب بهترین راهکار برای گذر به عصر جدید هست
وقتی که غرب مجلس سنا داشت در خاورمیانه انسانها در توحش بودند
در وقتی که یونان در فلسفه وریاضیات وطب پیشرفت میکرد
در خاورمیانه امت در جهل کامل ونادانی محض بودند
نهایت بابل پرچم دار تمدن شرق بود
اکنون هم که در غرب سکولاریسم به عنوان مهمترین دستاورد بشر در حال گذار به عصر رباتیک هست
در خاورمیانه طالبان والقاعده لشگر صاحبه و لشگر برادران اخوان در حال گذار به ماقبل تاریخ هستند
-----
فرهنگ خاورامیانه در مقابل فرهنگ سکولار وانسان محور غرب
یک دیو هست که با زور چماق و گزمه تمام حقوق انسانها را نقض میکند
وبه جای رفاه واسایش این جهانی وعده سر خرمن به امت در جهل نگه داشته خویش میدهد
تمامی حقوق اولیه بشر در فرهنگ شرق نقض شده
حتی کار به نقض حقوق حیوات کشیده
در فرهنگ شرقی همه چیز به زور چماق وگزمه سرپاست
در واقع فرهنگ شرق فرهنگ چماق هست وبی خردی وکج فهمی ورواج خرافات و تشویق به گسترش شبه علم

21:

lol
خیلی باحال بود.
البته بنظر میاد غرب هم یجورایی در حداقل بعضی مسائل کم آورده.


22:

اسپرم به وصال نرسیده خودش میمیرد و دیگر نیازی به تصمیمگیری درمورد کشتن یا نکشتنش نمیباشد - آیت ا...

فلانی

23:

به نظر من اگر اسلام فهمیده میشد گزینه ی آخر نظرسنجی شما فرهنگ اسلامی محسوب میشد، درواقع اسلام واقعی و بدور از تعصبه و کسی که به خودش مسلمون میگه و اینطور نیست درواقع فقط فکر میکنه مسلمانه!(امیدوارم دوستان اهل فضل باز نیان پست بدن که پس فلان چیز و بهمان کار متعصبانه ی مسلمونا چه توجیهی داره!)
در کتاب آسمانی مسلمانان آمده هست که "تمامی صحبتها را بشنوید و برترین را برگزینید"
یا پیامبر مکرم اسلام فرموده اند "کسی که با ذره ای تعصب از دنیا برود از من نیست"
حالا هی برخی افراد بیان و بگن مسلمونا القاعده و فلان مزخرف رو ساختن یا فلان کار مزخرف رو کردن، خوب همین آقای خمینی که پایه گذار نظام اسلامی هم هستند شعری دارند که به این شکل هست:

اسلام به ذات خود ندارد عیبی، هر عیب که هست از مسلمانی ماست

اگر برخی از دوستان توی همین تالار بیان و ادعای فضل و علم و فلسفه و منطق بنمايند و سپس اوون صحبتها و مطالبی رو عنوان کنن که هیچ بویی از مدعاشون نداشته باشه ، مثلا مدام به دیگران لیست مغلطه های ویکی پدیا رو رفرنس بدن و خودشون هم اسوه ی مغالطه باشند ، آیا من میتونم نتیجه گیری کنم چون این آقا با ادعای علم اینطوررفتار میکنه ، پس علم و دانش مشکل داره؟البته اگه دنبال دلیلی برای تنفر از علم بگردم شاید اینطور نتیجه بگیرم.
در هر صورت اینکه به قول دوستی توی این 30 سال ما ادعای اسلام کردیم و پیشرفتی نداشتیم هم از یک طرف فکر بسته ی برخی افراد بود که فقط اسم مسلمونی رو یدک کشیدن و از طرف دیگه کسانی به جای بررسی و مطالعه ی غرب شیفته و دلباخته ی اوون شدند و حکایت کلاغی که خواست راه رفتن کبک رو یاد بگیره و راه رفتن خودش هم فراموشش شد پیش اوومد.
البته به نظر بنده این ماجرا از دوران قاجار آغاز شد و نمونه هاش رو هم حتی در معماری قاجار و تغییرات عجیب غریبش مشاهده کنیم.
همین ساختمانهای امروزی ما ایرانی ها که معلوم نیست غربی ساخته شده یا ایرانی - اسلامی یا شتر گاو پلنگی!
از نظر بنده درست اینه که با فرهنگهای مختلف آشنا بشیم و بخوایم چیزهایی که به نظرمون خوبن و بهتر از رفتار ما هستند بر پايه عقایدمون (هر چی که هست) انتخاب کنیم.
در هر صورت به نظر من هروقت ملت یا فردی اعتماد به نفس پیدا کنه و خود باوری درش به وجود بیاد میتونه خودش رو بروز بده ، یکی از بهترین نمونه هاش هم کره جنوبی و ترکیه که در هنر هم در سطح جهانی حرف برای فرمودن دارند.




24:

یعنی طرف میره جهنم منتها یه خونه داره که توش داغ نیست؟
بعدش تا ابد باید اونجا زندگی کنه؟
ماهواره و تلویزیونی چیزی نداره که حوصلش سر نره؟

25:

اصولا در عصر کنونی مثل سابق نمیشود فرهنگ ها را تفکیک کرد ویا دورخود حصاری کشید تا از تعامل فرهنگی اجتناب نمود ، توسعه و تكامل روابط و همكاري‌هاي فرهنگي ميان امتان مختلف و دولت‌هاي گوناگون شرط اجتناب‌ناپذير پيشرفت جامعه‌ي بشري هست.

اگر بازرگاني جهاني امت را در زمينه‌ي اقتصادي پيوند مي‌دهد، ‌توسعه‌ِي روابط فرهنگي با غنا و باروري جوامع كه نتيجه‌‌ي اون هست، آهنگ پيشرفت اجتماعي را سرعت مي‌بخشد و ياري مي‌دهد تا روابط بين ملت‌ها و دولت‌ها بهتر درك شود، ‌هم‌چنين راه را براي پيشرفت دانش و ادبيات و هنر در دنياي جديد باز خواهد كرد.

از اين پس جوامع و امتان به چنان مرحله‌يي از توسعه و تكامل خواهند رسيد كه براي هميشه جدايي ملي را طرد خواهند كرد، و هم اكنون ما شاهد پيشرفت دائمي روابط اقتصادي و همكاري‌هاي فرهنگي هستيم.

تكامل تاريخي جامعه در عصر جديد به جريان تشكيل دولت‌هاي ملي خود‌مختار بستگي دارد، و در عين حال به پيشرفت فرهنگ جهاني و تكامل ادبيات و هنر جهاني وابسته هست.

هم‌چنان كه يكي از دانشمندان بزرگ علوم اجتماعي فرموده هست اين دوران "دوراني هست كه آثار فكري يك ملت به‌صورت قلمرايشان براي همه‌ي ملت‌ها در مي‌آيد".
اين گرايش مترقي و عيني بيش از پيش در حيات ايدئولوژيك و فرهنگي ملت‌ها منعكس هست.

ارزش‌هاي فرهنگي ديگر ملك اين يا اون ملت نيست بلكه متعلق به همه هست.
همه‌ي امتان و ملت‌ها خواه بزرگ و خواه كوچك بنا به ضرورت تاريخي براي اداي سهم خود به گنجينه‌ي جهاني فرهنگ خوانده شده‌اند.

ارزش‌هاي فرهنگي اين ملت‌ها بيان‌گر خصائل ملي اون‌ها هست.

اين ملت‌ها با هستفاده از تجربيات سهم خود را در پيشرفت اجتماعي و تاريخي ادا مي‌كنند.

هم‌چنان كه نمي‌توان دو انسان را عينا" يك‌سان و شبيه يافت همان‌طور هم دو فرهنگ يا دو ملت كه عينا" همانند باشند وجود ندارند.

هر فرهنگ اصيل و در نوع خود يگانه وداراي ايشانژگي‌هاي خود هست.

اين‌ فرهنگ‌ها در جريان تكامل فرهنگ بشري پايه گرفته، و تكامل يافته هست.

بنابراين، هر فرهنگ ملي تا حد معيني بشري هست، و متقابلا" فرهنگ بشري به‌طور اجتناب‌ناپذيري داراي عناصر فرهنگي ملت‌هاي گوناگون هست.

جنبه‌هاي بشري فرهنگ‌هاي ملي ناشي از اون هست كه انسان در جريان تكامل اجتماعي و اقتصادي، علي‌الاصول مسير معين و در خطوط اصلي، راه مشتركي را مي‌پيمايد.



هر جامعه ايشانژگي‌هاي خاص اون جامعه را نيز با خود به همراه دارد ، اما بدليل جريانات تاريخي خاصي پاره‌اي از جوامع در برخي از دوران‌هاي خاص تاريخي، نقش قابل ملاحظه‌تري در تكامل فرهنگ بشري ايفا كرده‌اند.

در اين باره مثلا" مي‌توان برخي از كشورهاي شرقی را متذكر شد، جوامعي نظير مصر و هند و چين در وقت خود گهواره‌ي فرهنگ جهاني محسوب مي‌شدند.

هم‌چنان كه فرهنگ يونان باستان نقشي بزرگ و هستثنايي را در جهت تكامل فرهنگ جهاني ايفا كرده هست.

فيلسوف و دانشمند بزرگ قرن نوزدهم، خاطر نشان ساخته هست كه هنر يونان براي هميشه ارزش و مدلي تقليد ‌ناپذير باقي خواهد ماند.

انگلستان كه پيش از ديگران به مرحله‌ي جامعه‌ي صنعتي رسيد، در زمينه‌ي اقتصاد و فرهنگ سهم ارزشمندي را ادا كرد، فرانسه كه براي اولين‌بار دموكراسي انقلابي ژاكوبن‌ها را به جهانيان ارائه داد و ارزش‌هاي فرهنگي غير قابل انكاري را در زمينه‌ي فلسفه‌ و دانش ایجاد كرد به‌ صورت كانون فرهنگي درجه اولي در آمده و باقي مانده هست كه توجه تمام بشريت مترقي را به‌سايشان خود معطوف مي‌دارد و آلمان نيز به عنوان زادگاه علمي‌ترين و پيشروترين فلسفه‌ها در عصر جديد در آسمان فرهنگ جهاني مي‌درخشد.

ادبيات درخشان رئاليستي در روسيه‌ي قرن نوزدهم مقام ادبيات جهاني را بيش از پيش والا ساخته، همه‌ي اين‌ها بي‌شك تأثير عظيم وقاطعي در فرهنگ بشريت داشته هست.

پيشرايشان فرهنگي اين كشورها نسبت به سايرين بدان علت هست كه صرف‌نظر از برخي موارد هستثنايي، اينان زودتر از ديگران راه تكامل جديدي در پيش گرفتند.

انقلاب صنعتي انگلستان، انقلاب كبير فرانسه، و تحولات سريع آلمان و روسيه در قرن نوزدهم، به ‌اين كشورها امكان داد تا در مرحله‌ي تاريخي جديد خود ارزش‌هاي فرهنگي جديدي ایجاد كنند و آهنگ حركت تاريخي ساير جوامع را تسريع نمايند.

اما كشورهاي ديگر نيز در همان حال باقي نماندند، اون‌ها نيز راه تاريخي خايشانش را طي كردند،‌ و حتا در برخي از موارد با بهره‌گيري از فرهنگ مترقي، اون راه را سريع‌تر پيمودند و در نتيجه سهم خود را به فرهنگ بشري ادا كردند.

زندگاني اقتصادي و تكامل فرهنگي كشورهاي مختلف پرده‌ي رنگارنگي از تنوعات و ناسازگاري‌ها هست.

اما علي‌رغم اين تضادها و تنوعات كه در زندگاني و روابط كشورهاي مختلف وجود دارد، همكاري‌هاي فرهنگي به‌عنوان عاملي براي تكامل اجتماعي تلقي مي‌گردد.
اختلافات اجتماعي، اقتصادي و سياسي كه دسته‌هايي از كشورها را از يكديگر جدا مي‌سازد نمي‌تواند موانع غير قابل عبوري در راه توسعه‌ي روابط فرهنگي ايجاد كند به ايشانژه در عصر ما كه با پيشرفت انقلابات تكنيكي و علمي قرين هست، ‌در عصري كه علوم بيش از پيش در توليد نقش مستقيم يافته‌اند، تبادلات فرهنگي حتمي و اجتناب‌ناپذير هست.
پيروزي‌هاي علوم ارزش‌هايي فرهنگي هستند كه در هر عصري ثروت واقعي بشر به ‌شمار مي‌روند.

اينان ارزش‌هاي فرهنگي بي‌نظيري هستند.

امروزه ارزش‌هاي فرهنگي بيش از هر دوران ديگري مرزها را ناديده مي‌گيرد.

دانش، ارزش‌هاي هنري و تمام ابداعات مترقي فرهنگ از مدت‌ها قبل جنبه‌ي ملي خايشانش را از دست داده‌اند، ‌تا به همه‌ي بشريت متعلق گردند.
نيوتون و اينشتن،‌ دارايشانن و پاولف، پاستور و مندليف،‌ كوپرنيك و گاليله، فاراده و اديسون، شكسپير و پوشكين، ‌دانته و گوته، ‌بالزاك و تولستايشان،‌ رافائل و ميكل‌اونژ، ‌موزارت و بتهوون، ‌وردي و چايكوفسكي اينان و بسياري ديگر از چهره‌هاي علمي و هنري و ادبي، ‌مثال‌هاي قاطع و عميق براي وجود فرهنگ جهاني و تأثير غير قابل ترديد اين فرهنگ در زندگاني ملت‌هاي گوناگون هست.


بنابراین ختم کلام هیچ فرهنگی را نمیتوان مطلق نگریست وبردیگر ی ارج برنامه داد همچنان که باید هویت فرهنگی خویش را حفظ نموده وآمادگی اونرا هم داشت که آگاهانه وبرحسب ضرورت به تبادل وتعامل فرهنگی با سایر ملل پرداخت

26:

هرفرهنگی ،برای هر کشور یا هر منطقه ای خوبیها و بدیهای خودش رو داره ،ولی ازاونجاییکه تو کشور ما متاسفانه فرهنگ مناسبی پایه ریزی نشد سپس انقلاب ،شروع به کوبیدن فرهنگ غربی کردن!حتی همین اسلامی که ازش دم میزنن اگر به درستی پایه ریزی میشد خیلی اوضاع بهترازین میشد و دیگه نیازی به این پیدا نمیکردن فرهنگ غربی رو بکووبن!
درکل چوون فرهنگی که بعد ازانقلاب بوجود اوردن ضعیف و مشکل دار هست،برای کمرنگ کردن این ضعف شروع به ناپسند جلوه دادن فرهنگ غرب کردن!فرهنگ غربی هم خووبی ها و بدیهای خودش رو داره

27:

[quote=baban;3489785]

درود بابان گرامی

تمام مصائب و مشکلات ما سر این اگری هست که فرمودید ! اما حالا که فهمیده نشده باز قابل دفاع هست ؟.....

موضوع اسلام یا غرب یا ایران یا شرق و...

نیست ...مبنای اصلی فهم هست و اما و اگر ها و تعصبات و تقسات و..........
اسلام به ذات خود ندارد عیبی، هر عیب که هست از مسلمانی ماست
جمله خوش وزنیه ! اما هر جمله خوش وزن که دلیل بر تثبیتش نیست ....

ذات هیچ جریانی به نظر طرفدارانش بی عیب هست ولی آیا میتوانیم بی عیب بودن اون را به تمام افراد تعمیم داد ؟

علی (ع) میفرماید ! اگر عدالت اسلام را بخواهم گسترش دهم یکی از شما راضی نخواهید شد .... خطبه پس از تائید خلافتشان

در هر صورت اینکه به قول دوستی توی این 30 سال ما ادعای اسلام کردیم و پیشرفتی نداشتیم هم از یک طرف فکر بسته ی برخی افراد بود که فقط اسم مسلمونی رو یدک کشیدن و از طرف دیگه کسانی به جای بررسی و مطالعه ی غرب شیفته و دلباخته ی اوون شدند و حکایت کلاغی که خواست راه رفتن کبک رو یاد بگیره و راه رفتن خودش هم فراموشش شد پیش اوومد.

فکر میکنید اسلام چگونه مورد هستقبال برخی ایرانیان وقت ساسانی برنامه گرفت ؟
از یک طرف زیاده خواهی و هستثمار فئودالهای ساسانی و از طرف دیگر تحریف و قوانین دست و پا گیر مغهای زرتشت که بی شباهت به وقت حال ما نیست .. و همینطور درهای باغ بهشت که وعده ای بود توخالی که نهایتا با ضرب شمشیر و گرفتن باج و خراج و جزیه قوانین اسلامی توی مغز امت ستم دیده ای کردند که ندانسته بین بد و بد تر متاسفانه بد تر را بالاجبار انتخاب کردند (نظر شخصی) و حالا حالاها باید بسوزند و بسازند







از نظر بنده درست اینه که با فرهنگهای مختلف آشنا بشیم و بخوایم چیزهایی که به نظرمون خوبن و بهتر از رفتار ما هستند بر پايه عقایدمون (هر چی که هست) انتخاب کنیم.


اینجارو موافقم ....

نه در حد شعار ولی میتوانیم بگیم فرمودگوی مسالمت آمیز فرهنگ و تمدنها


در هر صورت به نظر من هروقت ملت یا فردی اعتماد به نفس پیدا کنه و خود باوری درش به وجود بیاد میتونه خودش رو بروز بده ، یکی از بهترین نمونه هاش هم کره جنوبی و ترکیه که در هنر هم در سطح جهانی حرف برای فرمودن دارند.
یا بعبارت دیگر هر گاه از ملتی یا فردی اعتماد بنفسشو نگیرن و بدونه تعصب و تقدس، بگذارند به اراده باورهایش متکی باشد ....................


سپاس از اظهار لطف و نظر زیبا و بجا و قابل تعملتان گرامی

28:

با تمام صحبتهاتون موافق نیستم و برخی رو قبول دارم، متاسفانه زیربنای اصلی اسلام که عدالت باشه خیلی وقته که به فراموشی سپرده شده و تبعیض و بدئت از دیرباز وجود داشته و هنوز هم داره!

مشکل عدم خودباوری در شرق علتهای مختلفی داره از نظر بنده که یکی از اصلی ترین اوونها در اخیر، نقش هستعمار غرب در قرون گذشتست، ایران، هند، چین، عثمانی،حجاز، مصر و...

هنوز هم این حس در ما وجود داره، هر روز بیشتر باور میکنیم که ضعیفیم، ما ایستادیم با شعار یا بی شعار، اوونها در حال حرکت، و ما ایستادیم، با شعار یا بی شعار!

طبق قراون عزیز تمام ادیان الهی در نزد خداوند متعال اسلامه اسلام در واژه به معنای تسلیم در برابر امر خداست، با توجه به اونچه که فرمودم و اینکه تفاوت بین مسلمان و اسلام بگذاریم، به نظر من اسلام ناب قابل دفاعه، حضرت امام و امام موسی صدر از جمله کسانی بودند که دید وسیعی داشتند، مهندس مهدی بازرگان، شهید مرتضی مطهری که متاسفانه خیلی خیلی زودتر از اونچه تصور میشد از دست دادیمشون.
مطالعه ی سخنان این بزرگان و دستیابی به جان اسلام چیزیه که دید انسان رو متحول خواهد کرد، اینکه ما کجاییم و کجا باید میبودیم و به واقع چرا اینطور شد؟باز کردن این موضوعات وقت و حوصله و سواد میطلبه که بنده معذورم.

در هر صورت قصد بر بحث نیست، چون بحث سودی نداره، همونطور که خود شما سرور فرزانه هم فرمودید نظرات شخصیه، تا خواننده ای بخواند و از هر کدام برترین را در نظرش برگزیند و لحظه ای تامل کند ...

همین ما را بس!

29:

من معتقدم هر فرهنگی خوبیا و بدیای خاص خودش رو داره و اگه بشه فرهنگی رو ایجاد کرد که همه خوبیا رو منهای بدیا داشته باشه اون خوبه

30:

[quote=baban;3498106]

درود بابان گرامی

من نمیدانم این زیر بنا کجاست که همه در مورد الطافش میگویند ولی نمونه ای بازگو نمینمايند
در جای دیگری هم عارض شدم ....

فرهنگ اسلامی عربی برای ایرانیان به مانند پیراهن بچه 6 ساله ای بود و هست که بر تن مردی 40 ساله بکنیم ....

این فراموشی شاید به فرهنگ ایران نسبتش قابل تعمل باشد ولی برای فرهنگ اسلامی صد البته نه !


مشکل عدم خودباوری در شرق علتهای مختلفی داره از نظر بنده که یکی از اصلی ترین اوونها در اخیر، نقش هستعمار غرب در قرون گذشتست، ایران، هند، چین، عثمانی،حجاز، مصر و...

هنوز هم این حس در ما وجود داره، هر روز بیشتر باور میکنیم که ضعیفیم، ما ایستادیم با شعار یا بی شعار، اوونها در حال حرکت، و ما ایستادیم، با شعار یا بی شعار!
هر کشور یا جامعه ای قبل از اینکه مورد هستثمار برنامه بگیره باورهایش را خود تاراج کرده ...

تاقبل از وقت صفویه تا حدودی ایران میتوانست با منطق باورها و فرهنگش را پالایش کند ولی پس از اون و با رواج خرافه و بیماری تقدس پروری و دوری از خود (خدا) و تکدی(گدایی) از بنده ....

راهی جز سکون و تحجر و ارتجاع نیافته!

طبق قراون عزیز تمام ادیان الهی در نزد خداوند متعال اسلامه اسلام در واژه به معنای تسلیم در برابر امر خداست، با توجه به اونچه که فرمودم و اینکه تفاوت بین مسلمان و اسلام بگذاریم، به نظر من اسلام ناب قابل دفاعه، حضرت امام و امام موسی صدر از جمله کسانی بودند که دید وسیعی داشتند، مهندس مهدی بازرگان، شهید مرتضی مطهری که متاسفانه خیلی خیلی زودتر از اونچه تصور میشد از دست دادیمشون.

این همان مطلبی هست که مارا از خود (خدا) به تکدی گری بندگانی نه چندان ....

محتاج میکنه ....

فرهنگ اسلامی را از زبان عقل فرمودن هزاران هزار ایراد دارد چه رسد به زبان سفسطه و مغرضانی که دیروز نیکو بودند و امروز مشکوکند و شاید فردا لعین !

مطالعه ی سخنان این بزرگان و دستیابی به جان اسلام چیزیه که دید انسان رو متحول خواهد کرد، اینکه ما کجاییم و کجا باید میبودیم و به واقع چرا اینطور شد؟باز کردن این موضوعات وقت و حوصله و سواد میطلبه که بنده معذورم.




در هر صورت قصد بر بحث نیست، چون بحث سودی نداره، همونطور که خود شما سرور فرزانه هم فرمودید نظرات شخصیه، تا خواننده ای بخواند و از هر کدام برترین را در نظرش برگزیند و لحظه ای تامل کند ...

همین ما را بس!
بزرگواریتان ستودنیست من نیز از وجود و حضور چون شمایی در بین دوستان بسیار مفتخرم

31:

یک نکته که همواره برایم سوال هست و از دوستان مدافع فرهنگ غنی شرق(امروز) میخواهم جواب بشنوم این هست

که چرا اینقدر تکنولوژی غرب که بر گرفته از نیازها و هنجارها و خواهشهای درونی جامعه صنعتی هست را مورد هستفاده و تایید و تقدیر برنامه میدهند ؟

یعنی نمیشود فلانی شتر را به bmw آخرین سیستم سفارشی ضد گلوله ترجیه دهد ؟

یا برای مشرف شدن به مکه مکرمه مثل وقت پیامبر با خر و الاغ و هستر و اشتر و ...

بروند؟


یا مثلا در سخنرانیها بجای بلند گو یا تکنولوژی رادیو و...

داد بکشند (مثل قدیمها) ؟


خیلی خواستند که با فرهنگ غرب و کلا تکنولوژی که تنها گناهش این بود که حضرات درکی از اون نداشتند مقابله نمايند ولی صد افسوس از این خود خواهی و عدم درایت که دیگر داستان قند روسی(وقت قاجار) خیلی وقته که کهنه شده .....

اون خانم و آقایی که خودشونو کشته و مرده فرهنگ ناب اسلامی و شرقی میدانند برای اینکه نسل مقطوعشان رواج یابد بارو بندیل و میبندند و راهی سفر فرنگ (لندن)میشوند ......چرا مگر در شرق و شرع حکمی متناسب روا نیست ؟

اکثر سینه چاکان و مدعیان مبارزه باغرب خانه و ماوای و حساب موسسه ماليی و تجارتهای اونچنانی در غرب دارند ....

برای اینکه به عده ای بر نخوره سید میرزا آقاخان نوری و خیلیهای دیگه ای که تا رنگ فرنگ را میدیدند آب از لب و لوچشون آویزان میشد


تمام کسایی که مدعی رهبری مبارزه با فرهنگ غرب بودند روزگاری را در غرب مخصوصا لندن به تحصیل دین گذاشته اند ...

همین ماهتما گاندی تحصیل وکالتش را در غرب گذراند ...

محمد مصدق فرنگستانی بود ، علی شریعتی پاریس را بهشت روی زمین میدانست و ....

بقیش غیر مجازه ...



بیشتر از اینکه امت فرنگ نرفته غرب زده باشند و ادای غربیهارا در بیاورند ...

چادر مشکی ها و ابا عمامه ای های تند رو مخلص و چاکر فرهنگ غربند

کافی هست کمی در مورد زندگی مدعی معاصر مقابله بافرهنگ غرب بن لادن تحقیق فرمایید یا معمرقذافی و پسرانش مخصوصا سیف الاسلام و همینطور صدام حسین و عهد و عیال و خانواده و شاید بشار اسد و .....

یه چند نفر دیگر که بموقع معرف حضور خواهد شد !


بیاییم خودمونو گول نزنیم روزی تلوزیون را خر دجال مینامیدند ولی اکنون روی خود را در ماه شب چهارده همین طحفه فرهنگ غرب میبینند ....

مرگ خوبه برای همسایه!



32:

من هم یک سوال دارم از کسانی که شیفته ی فرهنگ غرب هستند
آیا فرهنگ غرب به یکباره بر انها نازل شده؟یا بهایی را پرداخته اند تا به ان رسیده اند؟
آیا فرهنگ غرب با تکیه بر عنصری از فرهنگ های پیشین بوده یا اینکه بدون مفدمه و بی هیچ تکیه گاهی به وجود امده؟
و پرسش اخر اینکه آیا برای اینکه به فرهنگ غرب رسید باید تمامی زمینه ها و داشته های خود را کنار گذاشت و مبنا را رسیدن به ان برنامه داد ؟

33:

والا منکه از هردوی شرق و غرب چیزهای هوشمندانه و مفید و درستش رو بنظرم خودم برداشت و ستایش میکنم.
با بقیش هم کاری ندارم.
یه چیزهایی هست آدم با عقل و وجدان و تجربه های خودش مطابق میبینه.
چیزهایی که همیشه بهشون احساس نیاز کردی ولی در بین خودی ها جواب کامل و کارا و دقیقش رو پیدا نکردی.
سوالات بی جوابی که هیچوقت در دنیای خودی ها جوابش رو پیدا نکردی.
و مسائل مشابه.

مثلا از شرق من هنر رزمی مثل کنگفو و تفکر و تعالیم مختصر و مفیدی که دارن رو میپسندم و بنظرم شرق از این نظر برجسته هست.

کم چیزی هم نیست.
غرب هم از اون طرف از نظر تیزهوشی ماده گرایانه و علم و فناوری مدرن و مفاهیمی مثل لیبرالیسم و آزادی بیان و حقوق بشر و اینها خوبه (که البته اینها فقط ماده گرایانه نیست و انسانی و اخلاقی و معنوی هم هست).
سعی میکنم اگر بتونم از هر دو طرف موارد رو با هم ترکیب کنم.

آدم لازم نیست همه چیز یک فرهنگ و موجودیتی رو بپذیره که.
مثلا من از بعضی چیزهای سامورایی ها یا ژاپنی ها درکل خوشم میاد و الهام میگیرم، ولی با بعضی چیزهاشون مخالف هستم؛ مثلا با غرور خاص و خودکشی که در ژاپنی ها و سامورایی ها بوده و هنوزم تاحدی هست.

یا مثلا وحشیگری و خشونتی که فکر میکنم در تاریخ ازشون دیده میشه.

در جنگ جهانی دوم هم همون خوب شد که آمریکا دخلشون رو آورد، وگرنه بنظر من واقعا وحشی بودن و دمار از روزگار ملت های دیگر درمیاوردن! شاید اون تجربه باعث شد تغییر کنن و اصلاح بشن در جهت درست تر و بهینه تری.

نه لزوما همش رو.
ولی میتونم بگم خیلی چیزهای حتی بعضا پايه ی رو باید تغییر داد/اصلاح کرد و یا حتی حذف کرد.
خیلی از موارد دین و فرهنگ بومی ما با مفاهیم غربی بقدر کافی سازگار نیست.

حداقل اونچه که در پیش توده هست.

ولی مثلا میتونم بگم بعضی از مکاتب عرفان از بعضی جهات خیلی پیشروتر و منعطف هستن و قابلیت بقا دارن و حتی میتونن مفید و مکمل تفکر و فرهنگ غربی باشن.

امروزه روز بنظر بنده واقعیت و چیز مفید همین روش Universal بودن هست و ترکیب و هستفاده از جنبه های مفید فرهنگ و تفکر و دستاوردهای ملل مختلف.
بهرحال همه مال بشریته.

همه انسان هستن.

شرایط مختلفی داشتن و تجربه ها و دستاوردهای مختلفی.

از دیدگاهها و راههای مختلفی مسائل رو حل کردن.

این محدودیت ها و تنوع مشی بنظر بنده کاملا طبیعی هست و البته وقتی همه رو تاحد ممکن با هم ترکیب کنیم، یک چیز بی نقص تری رو میتونیم بدست بیاریم.

آپشن های بیشتری برای شرایط مختلف خواهیم داشت که هرکدام در شرایط و موارد خاصی بهتر (ساده تر و سریعتر) جواب میدن یا ممکنه اصلا تنها راه حل اون مورد خاص باشن.

هیچ دلیلی وجود نداره که ما خودمون رو به کشور و امت و فرهنگ و دین خاصی محدود کنیم.

اون فرهنگ و دینی هم که اینطور محدودیت رو طلب بکنه بنظر بنده کوبیده شدن میخ تابوتش اجتناب ناپذیره؛ حداقل در دیدگاه بنده و برای افرادی مثل بنده.


34:

بانو
البته نه همه بلكه به قسمتهائي از سوالات شما درلينك زير پرداخته شده هست صدالبته صحت وسقم اون بسته به نقطه نظرات شما دوستان دارد .از نقد منصفانه هميشه بايد هستقبال كرد
http://forum.hammihan.com/thread5756...ml#post3490619

35:

تروید گرامی
با تشکر از اینکه حضرتعالی روی مطلب بسیار ارزشمندی انگشت گذاشتی و بسی مسروریم که شما در این جستار تابان چون ماه درخشان بعنوان نماینده ، مدافع فرهنگ غرب و تبلیغ اون بوده و در پی تکفیر فرهنگ شرق و داشته های اون هستید .

لیکن پوزش مرا پذیرا باشید چراکه به دلیل ضیق وقت قادر به سوال و کسب فیض از محضر شریفتان نیستم لا کن در اولین موقعيت ممکن در پی تلمذ بیشتر و کسب فیض اکمل ، تاما و تمام به شاگردی در محضرتان حضور خواهم داشت

اگر این طریق مرحمتی و داهیانه شما ما را به اورنلا موتی و امثالهم رهنمون هست که ما گمشده خویش را یافته ایم الا این هم فریبی دیگر هست و ما همچنان اندر خم یک کوچه ایم .

هستاد فعلا کسب اجازه می کنم تا نوبتی دیگر

36:

با سپاس کاووش
پست جامعتان را خواندم.

حقیقت این هست که وقتی از انسانیت سخن به میان آید واقعا که صحبت از برتری اجتماعی بر دیگری و وگروهی بر دیگری درست نمینماید.
اما با این وجود اونچه که واقعیت دارد این هست که انسانها در مرز هایی زندگی مینمايند و هر کدام صاحب فرهنگ و روشهایی برای زیستن هستند و اعمال مشترکشان بر زندگی هم تاثیر میگزارد.
صحبت از این نمیکنم که ایا این مرزبندی ها برای نوع انسان چرا باید صورت گیرد اما به هر حال این فرهنگ ها شکل گرفته اند و در دراز مدت در بدنه و تارپود اجتماعی خاص نهادینه شده اند و باید به تحلیل ان نشست تا علل موفقیت و ناکامی اون اجتماع را بررسی نمود.
در دنیای امروز که میبینیم عملا غرب و شرق در برابر هم برنامه گرفته اند و غرب در ان نقش سرزمین آرمانی و آرزو ها را بازی میکند و شرق نفرین شده ی عقب مانده اصولا از خود حرفی ندارد که بزند.
این تقابل را چنان مینمایند که دربین عام هم کوچکترین مشکل را به شرقی بودن نسبت دهند و به لعن و نفرین شرق بپردازند و رفته رفته هر انچه به نام غرور و شخصیت و تعامل شناخته میشود زیر این لعن و نفرین ها از بین میرود و شرق را شرقی تر می سازد!
از طرفی اونانکه دوستداران فرهنگشان هستند متهم به سنت گرایی میشوند و انانکه از این وضع خسته شده اند روی میاورند به انکار تمامی داشته های خود و برای رسیدن به سرزمین آرزوهایشان خواستار تخریب فرهنگشان میشوند.
در نتیجه تقابل این دو جناح اصرار ها و انکار های بی نتیجه و دور از منطق پدید میاید .غافل از اینکه ریشه های این مشکلات هم از همین اصرار ها و و انکار های ناتمام هست.....


37:

[quote=javid-iran;3534503]
با درود فراوان خدمت گرامی دوستم javid-iranعزیز
خیلی زیبا عنوان فرمودید ...


یک مثلی که تازگیها بر سر زبانها آمده با این بحث بسیار مترادف هست
اینکه جامعه جهان سوم میداند چه نمیخواهد ولی نمیداند که چه میخواهد ...!
در جواب به شما باید عارض شوم که بهیچ عنوان هیچ فرهنگی بیکباره سر از خاک درنیاورده ...و این تجربه آزمایش و خطا و توجه به کیفیت مثبت و منفی باعث ارتقاء و بالارفتن ارزش اون میان جامعه ای که به اون نیاز دارند میرسد
آیا فرهنگ غرب با تکیه بر عنصری از فرهنگ های پیشین بوده یا اینکه بدون مفدمه و بی هیچ تکیه گاهی به وجود امده؟
خوب نام فرهنگ بر روی اون هست ...

فرهنگ بر مبنای نیاز و تجربیات یک جامعه طراحی میشود و برخوردها با فرهنگهای دیگر هر چه بیشتر و هرچه منطقی تر باشد بر پویش و تداوم پایندگیش میافزاید ...

اما گاه برخی تفکرات مرتجعانه از این مهم فرهنگ را دور میکند و الزاما به در جا زدن وا میدارد ...

بطور مثال فرهنگ آمریکا (ایالت متحده و حتی کانادا) برگرفته از فرهنگ اروپا مشخصا انگلستان و فرانسه هست اما در نگاه فرانسویان و بریتانیاییها آمریکاییان و کاناداییها دارای مراودات و روابط سهل تر و بهتی هستند (در 50 سال اخیر) این بدان معناست که افرادی که به آمریکا مهاجرت کردند سعی در بهبود وضعیت فرهنگی خود کرده اند و در تسهیل برخورد با دیگر فرهنگها تعامل کردند...

و حد اقل نسبت به فرهنگی که از اون منشعب شده اند برتری نسبی دارند

و پرسش اخر اینکه آیا برای اینکه به فرهنگ غرب رسید باید تمامی زمینه ها و داشته های خود را کنار گذاشت و مبنا را رسیدن به ان برنامه داد ؟

نه ! با توضیحی که در بالا عارض شدم ، فرهنگ توانایی تعامل را دارد و هرگاه بخواهیم تغییری در فرهنگ مان دهیم الزاما نباید اون را پاک کنیم ...

تنها عامل گسترش و تدائی و رشد تمام فرهنگها تقابل با دیگر فرهنگهاست که البته در فرهنگ ایرانی این مهم بسیار تجربه شده

فرهنگ ما ایرانیها شاید با 10000 سال قدمت یکی از فرهنگهای اصیل و منعطف جهان هست که همین ویژگی انعطافش اون را تا این مرحله رسانده اما گاه و بیگاه در طول تاریخ مورد هجوم تازیانه های مغرضانه برنامه گرفته که هرچند باعث سکون و عقب افتادگی شده ولی در نهایت همین امر این فرهنگ را آب دیده تر و متحرکتر در وقتهای بعدی ساخته

تعامل با فرهنگهای دیگر با واردات فرهنگهای دیگر بسیار فرق میکند

38:

[quote=turode;3540403] سپاس ویژه از پاسختان ترود
دقیقابه ان جایی اشاره کردید که معمولا مشکل ایجاد میکند.
اینکه تعامل فرهنگی با واردات اون تفاوت دارد.
به نظرم نگاه ایران امروز به غرب این هست
اینکه در حالی که عملا الگوهای توسعه علمی,نهاد های مدنی و الگوهای مدیریتی و...غرب را پذیرفته اما خوشتر میدارد که در زبان غرب را تقبیح کند(شاید نگاهی حسد ورزانه باعث باشد)
و یا گاها انقدر در ستایش غرب افراط به خرج میدهد که بی توجه به زیر ساخت ها و پتانسیل فرهنگ خود قصد یک انقلاب فرهنگی را در خود میکند.
اما واقعیت این هست که نگاه واقع بینانه و دقیق تر به شرایط خود و شرایط غرب هست که میتواند امادگی تعامل را در ما ایجاد کند.
از راه یک بررسی تحلیلی هست که میتوان به کنه کارکرد و تغییرات یک نظام اجتماعی واقف شد و علل موفقیت و عدم توفیق یک فرهنگ را بدست اورد و با تکیه بر این داده ها میتوان تعامل را صورت داد.
خوب چیزی که اکنون شاهد ان هستیم دهن کجی بچگانه ما گاهی به خودمان و گاهی به غرب هست و سرگردان سیر میکنیم تا اون وقتی که چشم باز کنیم و ببینیم که نه تاریخمان به دادمان میرسد و نه مجیز هایمان برای غرب.....


39:

فرهنگ شرق از فرهنگ غرب برتر بـــــــــود.....

ولی در برخی موارد پست تر شد!


نگاهی به این چند سال اخیر بیندازیم ....



فرهنگ غرب از فرهنگ شرق نقد سازنده را آموخت و بکار برد

فرهنگ غربی ؟؟؟!!!!

اما فرهنگ شرق توحش غرب را پسندید و بکار بست

فرهنگ غربی ؟؟؟!!!!

این یکی شیریست اندر بادیه!
اونیکی شیریست اندر بادیه

این یکی شریست که انسان میخورد
اونیکی شیریست که انسان میخورد

حال میدانیم که این اون نیست و باز میدانیم که اون این نیست

40:

هر فرهنگی که نکات مثبت بیشتری داشته باشه قابل ستایش خواهد بود اما فاجعه اونجاست روزی بیاد که فرهنگهای اصیل هر کشور فرهنگ متحجر و عقب افتاده معرفی بشه .

در هر فرهنگی هم نکات مثبت وجود داره هم نکات منفی .

گاهی فکر میکنم ما حتی معنای درست کلمه فرهنگ رو هم شاید ندونیم .


41:

اگر در غرب فرضی ، همه باهم مساویند ولی بعضی ها مساوی تر از دیگرانند (جیمز الیور قلعه حیوانات)

در شرق اصلا سخن از مساوات جرم هست ......!!!!!!!!!!!

**************************************
در غرب به هر خبر نگار(داخلی و خارجی و دشمن و دوست و آزاد) رسمی ای در کشور اجازه نقل میدهند

ولی در شرق با هر خبر نگاری (حتی داخلی و خودی) مهندسی شده رفتار میشود

************************************
در غرب تعدی ابتدا در قضاوت فردی مورد بررسی برنامه میگیرد و با موقعیت اجتماعی متناسب میشود

در شرق باید کدخدارا دید تا ده را چاپید !!!!!!!!

*************************************

وقتی در غرب به یک نفر بگویید دروغ گوبیشتر از هزاران توهین ناموسی برایش سنگین هست

اما در شرق هزاران تبصره و ماده و شرایط تقیه و دروغ مصطلح و تو بمیری من بمیرم و ...



**************************

لقمان را فرمودند ادب از که آموختی فرمود از بی ادبان ....

هر اونچه اونان انجام میدادند من برائت میکردم (سعدی)

سعدی عزیز با عرض پوزش باید عرض کنم که این لقمانی که شما از اون نام میبرید رو به شرق داشته یا غرب ؟..... ضمنا این وجه تمایز و اصول ادب را بر چه مبنایی میسنجیده ؟
اکر بر سنت حسنه بوده که خوب صاحب اختیار بوده ولی اگر بر مبنای خرد مندیش بوده که اشاره شما هم هست من نیز با شما موافقم !

42:

حداقل زیبایی فرهنگ کنونی غرب شاید احترام حتی تصنعی به دیگر فرهنگهاست و تا اونجا که ممکن هست برای انتقاد از هر منشی به مطالعه اون میپردازند که شاید به تعامل و فرمودگو یا حتی بقول دوستان غارت ما شرقی ها بپردازد
اما من و دوستان بدونه تحقیق و تجربه و بدون تفکر که حتی برای نابودی دشمن باید در نقاط ضعف و قوت او ریز بین شد فقط داعیه عربده کشی و ترساندن طفیلیها از لولوی سر خرمن را یدک میکشیم و نامش را اصالت در فرهنگ غنی ......بازشناسی میکنیم
توهین اولین برخورد زیبای فرهنگ قرون اخیر فرهنگ ناب ایرانی اسلامی ماست ....

حالا با متعصبین سینه چاک نمايند و شعار مرگ بر غرب و شرق دهند ....

کاش دعای گربه های سیاه هم هدف اجابتی داشت

43:

فزهنگ یرانی رو دوست دارم چون تمدن و گذشته کهنی داره اما اگه با اسلام ناب امیخته بشه بهترین فرهنگ میشه برای یک جامعه که افرادی رو تربیت میکنه مثل ابوریحان بیرونی یا ابو علی سینا که اینا یک ایرانی و یک مسلمان واقعی بودن ...

بهتر از همه سلمان فارسی...

و افراد زیادی که کم نداشتیم فقط حیف که گاهی اوقات به اسم اسلام خیلی کارهایی میکنیم که هم جلوه اسلامو رو خراب میکنیم هم اخرت خودمونو!

44:

ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻧﻪ ﺩﺭ ﺷﺮﻕ اﺳﺖ ﻧﻪ ﺩﺭ ﻏﺭﺏ
ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻮاﺩﻩ اﺳﺖ
ﺗﺎ ﻛﻲ ﻣﻴﺨﻮاﻫﻴﻢ ﭼﺸﻢ و ﻛﻮﺷﺎﻣﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﺒﻨﺪﺑﻢ و ﻓﺮﺯﻧﺪاﻧﻤﻮﻥ ﺭﻭ ﻛﻮﺭ ﻛﻮﺭاﻧﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﻛﻨﻴﻢ ??

45:

ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺑﺭﺧﻲ ﻓﺮﻫﻨﮓ رو ﺑﺎ ﺩﻳﻦ اﺷﺘﺒﺎﻩ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ

46:

درودmisnaگرامی
حق با شماست ...


اما میتونیم بگیم که دین مجزا از فرهنگه ؟
یا فرهنگ جدای از دینه ؟
یا باید این دو مثل دین و سیاست مجزا باشند ؟
یا برخی ادیان به فرهنگها اطمه میزنند ؟
یا برخی از فرهنگها سپس صده ها و هزارهها خرافات دینی را نمیپذیزند؟
یا ادیان نوعی فرهنگ مهندسی شده هست که فرهنگها را کنترل کنه تا بتونه براونها حکومت کنه؟
آیا همه ادیان در حد اندازه فرهنگهایی که وارد اونها شدند هستند ؟ یا برعکس؟
هر وقت هیمنه دین یا فرهنگ یا سیاست تحت شعاع نقد برنامه میگیره هرکدام از اون یکی مجزا میشود و اشتباه گرفته میشود و پیروانشان با شعار کی بود کی بود من نبودم از پاسخگویی طفره میروند و وقتی هوا افتابی و بر وفق مراد هست به برکت این یکی اون یکی مورد احترام و نانهایی که قرض داده میشود و شعارهایی با مضمونهای سیاست ما عین دیانت ماست و برعکس و فرهنگ ایرانی اسلامی و سیاست ایرانی و فرمودگوی ادیان و تمدنها و .....گوش فلک را آزار میدهد
بهرحال ماکه فیلیم و پیراهن سبز و قرمز و زرد برتن یک نفر هست و ما بلاجبار فرمانبر

هستواریتان را همواره خواهانم

47:

کشوری نیاز به فرهنگ دارد که ملتی احمق و بی فرهنگ داشته باشد
کشوری که تازه تاسیس شده و حیران انتخاب فرهنگ هست

ولی به نظرم هیچ با فرهنگی نیست که فرهنگی کهن را با فرهنگی تازه و جدید تعویض کند

بهترین فرهنگ را ما ایرانی ها با قدمتی هزاران ساله داریم
فرهنگی با داشتن فردوسی و حافظ و سعدی و ابو علی سینا و ...

نیازی به تقلید ندارم

48:

درود مارشال

فرهنگ ایرانی بسیار هم خوب هست، لیک فرهنگ همیشه به دو پاره بخش می شود.

نخست جشن-فرهنگ و دوم دُستور-فرهنگ.
جشن-فرهنگ یعنی همان جشن نوروز و شب یلدا و هفت سین و ...

که من اینها را بسیار دوست دارم.
ولی دُستور-فرهنگ اون باید ها و نبایدهای فرهنگ هست.

من گمان می کنم برخی بایدها و نبایدهای ما برای وقت خودش بوده و ما می توانیم اونها را دگرش بدهیم.

باید اندیشه های کهنه را دور بریزیم تا همچون دَم و بازدمی تازه و زندگی بخش دَمی نو در سینه در کشیم.

فرهنگ هم همان هست.



66 out of 100 based on 61 user ratings 536 reviews