بررسي شبهه ازدواج عمر با ام كلثوم


بررسي شبهه ازدواج عمر با ام كلثوم



بررسي شبهه ازدواج عمر با ام كلثوم
.

[بسم الله الرحمن الرحيم
[آيا ازدواج ام كلثوم با عمر بن الخطاب صحت دارد يا افسانه‌اي بيش نيست ؟
[اگر صحت دارد ، آيا دليلي بر اثبات حسن روابط ميان خليفه دوم و اهل بيت مي‌شود يا خير ؟ این شبه یکی از بزرگترین دلایلی است که اهل سنت برای مشروعیت خلافت ناحق خودشان می آورند و از دستمایهایی است که همیشه از آن استفاده می کنند
[]تاريخ بشر ، هميشه در معرض تحريف سردمداران و سياست‌مداران بوده است . تاريخ اسلام نيز از اين قاعده مستثنا نيست . از آن‌جايي كه حكومت‌هاي اسلامي هميشه در اختيار حاكمان جوري از اهل تسنن بوده است ، آن‌ها نهايت تلاش را كرده‌اند تا تاريخ را به دلخواه خود بنويسند . حكومت بني اميه ، نمونه بارز حكومت‌هاي تحريف‌گر است . يكي از افسانه‌هايي كه دودمان بني اميه به تاريخ افزوده‌اند ، ازدواج ام كلثوم با عمر بن خطاب است . این جریان را نه تنها صحیح بخاری و صحیح مسلم نقل نکرده اند بلکه هیچکدام از صحاح سته اهل سنت این احادیث دروغین را در کتب خود نیاورده اند. حال در اين مختصر به چند دليل و اشكال اشاره و بحث مي‌كنيم


[دلیل اول : حقايق تاريخي ، وقوع ازدواج را زير سؤال مي‌برد


]نخستين كسي كه از اهل سنت اين افسانه را دامن زد . ابن سعد ( متوفاي 230هـ) در الطبقات الكبري است . وي مي‌نويسد

كلثوم ، دختر علي بن أبي طالب ... كه مادرش فاطمه دختر رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم بود ... عمر بن خطاب با او ازدواج كرد ؛ در حالي هنوز به سن بلوغ نرسيده بود ! تا زماني كه عمر كشته نشده بود در كنار او به سر مي برد و زيد بن عمر و رقيه را به دنيا آورد . بعد از عمر ، با عون بن جعفر بن أبي طالب و بعد از آن با محمد بن جعفر ازدواج كرد . وقتي محمد بن جعفر از دنيا رفت با برادرش عبد الله بن جعفر بعد از حضرت زينب ازدواج كرد .( الطبقات الكبرى، محمد بن سعد، ج 8، ص 462 – 463.
[در اين حديث آمده است كه ام كلثوم بعد از به كشته شدن عمر بن خطاب با پسر عمويش عون بن جعفر ازدواج كرد . بعد كه عون فوت كرد ، با برادرش محمد ازدواج كرد و بعد از آن كه محمد فوت كرد ، با عبدالله برادر ديگرش ازدواج كرد ؛ در حالي كه راوي فراموش كرده كه عون و محمد هردو در جنگ شوشتر سال 16 يا 17 هجري در زمان خليفه دوم كشته شده‌اند ؛ يعني همسر دوم و سوم ام كلثوم قبل از همسر اول فوت كرده‌اند !
]
[]ابن حجر در الاصابه مي‌گويد
[
ابو عمر مي گويد : عون بن جعفر در جنگ شوشتر در زمان عمر شهيد شد و هيچ فرزندي از او بر جاي نماند
[]( الإصابة، ابن حجر، ج 4، ص 619.)[

]با اين‌حال ، چگونه مي‌شود كه آن‌ها بعد از عمر با ام كلثوم ازدواج كرده باشند ؟ شايد دو باره زنده شده و براي تصحيح اين افسانه با ام كلثوم ازدواج كرده باشند ! . علاوه بر اين كه ازدواج ام كلثوم با عبد الله جعفر شوهر حضرت زينب امكان پذير نيست و مضمون روايت جمع بين دو خواهر مي باشد ؛ زيرا حضرت زينب تا بعد از واقعه كربلا زنده بود و همسر عبد الله بوده است

[
دلیل دوم : اهانت به ناموس رسول خدا

]اهل سنت براي اين‌كه ازدواج عمر و ام كلثوم را ثابت كنند ، روايات ساختگي فراواني را نقل كرده‌اند كه از شنيدن و خواندن آن‌ها عرق شرم از پيشاني‌ انسان جاري مي‌شود

]ما از اهل سنت مي‌پرسيم : اثبات حسن روابط به چه قيمتي ؟ آيا اين قدر ارزش دارد كه چنين رواياتي جعل و چنين تعابير زشت و زننده‌اي مطرح كنند ؟ ازدواج ام كلثوم با عمر عوارضي دارد كه كمترين عارضه آن اهانت به ناموس رسول خدا است ، آيا شما اين عوارض را مي‌پذيريد ؟


]ابن حجر عسقلاني كه يكي از استوانه‌هاي علمي اهل سنت و حافظ علي الاطلاق آن‌ها است ،‌ در كتاب الاصابة نقل مي‌كند :

f']از محمد بن علي روايت شده است كه عمر ام كلثوم را از علي (عليه السلام) خواستگاري كرد ، امام خردسال بودن او را يادآوري كرد . به عمر گفته شد : علي تو را بي‌پاسخ گذاشته است ، دوباره نزد وي برو . امام علي عليه السلام فرمود : من ام كلثوم را به نزد تو مي‌فرستم ، اگر خوشت آمد ، او را به همسري خود انتخاب كن . امام عليه السلام ام كلثوم را نزد عمر فرستاد ، عمر ساق پاي ام كلثوم را برهنه كرد ! ام كلثوم فرمود : اگر خليفه نبودي چشمت را كور مي‌كردم ! (الاصابه، ج8، ص464

[]و نيز ذهبي يكي ديگر از استوانه‌هاي علمي اهل سنت در سير أعلام النبلاء نقل مي‌كند

]ابن عبد البر مي‌گويد : عمر به علي ( عليه السلام ) گفت : ام كلثوم را به همسري من در بياور ، من مي‌خواهم به وسيله اين ازدواج به كرامتي برسم كه احدي نرسيده است . امام گفت : من او را نزد تو مي‌فرستم ، اگر رضايتش را جلب كردي ، او را به عقدت درمي‌آورم ـ گر چه ام كلثوم به خاطر خردسال بودن بهانه ‌آورد ـ امام (عليه السلام) ام كلثوم را به همراه پارچه‌اي نزد عمر فرستاد و به او گفت : از جانب من به عمر بگو ، اين پارچه‌اي است كه به تو گفته بودم ، ام كلثوم نيز سخن امام را به عمر رساند . عمر گفت : به پدرت از جانب من بگو ، من راضي شدم خدا از تو راضي باشد . بعد عمر دستش را بر ساق ام كلثوم نهاد و آن را برهنه كرد . ام كلثوم گفت : چرا چنين مي‌كني ؟ اگر خليفه نبودي ، دماغت را مي‌شكستم . بعد نزد پدرش رفت و او را از عمل عمر خبردار كرد و گفت : مرا به نزد پير مرد بدي فرستادي .( سير أعلام النبلاء، الذهبي، ج3، ص501
همچنين خطيب بغدادي در كتاب تاريخ بغداد زشت‌ترين تعبيرات را به كار برده و در حقيقت تهمت زشتي را به امير المؤمنين عليه السلام مي‌زند :[/


[علي (عليه السلام) دخترش را آرايش كرد و نزد عمر فرستاد ، عمر وقتي او را ديد ، به سوي او آمد و ساق پاي او را گرفت و به او گفت : به پدرت بگو ، راضي شدم ، راضي شدم ، راضي شدم . و ام كلثوم نزد پدرش آمد ، امام از او سؤال كرد : عمر به تو چه گفت : ام كلثوم عرض كرد : مرا صدا زد ، و بوسيد ! ، وقتي كه بلند شدم ، ساق پايم را گرفت ! گفت : از جانب من به پدرت بگو ، راضي شدم .( تاريخ بغداد، الخطيب البغدادي، ج 6، ص 180
[]اين تعابير آن قدر زشت و زننده است كه حتي صداي بعضي از علماي اهل سنت را نيز درآورده است . به قول معروف آش آن قدر شور شده است كه صداي آشپز هم در آمده است
[]سبط ابن الجوزي در اين باره مي‌گويد:[/
]جدّ من در كتاب منتظم نقل كرده است كه علي (عليه السلام) ام كلثوم را نزد عمر فرستاد تا او را بنگرد ؛ اما عمر ساق پايش را برهنه كرد و با دستش آن را لمس كرد . به خدا قسم چنين چيزي قبيح است ، حتي اگر او كنيز بود ، عمر حق نداشت اين كار را انجام دهد ؛ چرا كه به اجماع مسلمين دست زدن به زن نامحرم جايز نيست .( تذكرة الخواص، ص32


]ما به جعلي بودن اين روايات يقين داريم ؛ اما از آن‌جايي كه بزرگترين علماي اهل سنت اين مطالب را مطرح كرده‌اند ، از آن‌ها مي‌پرسيم : [/

[]آيا سزاوار است كه به امير المؤمنين عليه السلام چنين نسبت‌هاي ناروايي داده شود ؟ آيا آن حضرت دخترش را قبل از ازدواج و محرميت به چنين ديدار شرم آورى مى فرستد ؟
]چگونه است كه يك دختر خردسال زشتي چنين عملي را درك مى كند ؛ اما خليفه مسلمين آن را درك نمى كند ؟
]آيا سزاوار است كه خليفه رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) چنين عمل زشتي را انجام دهد ؟ و آيا چنين كسي مي‌تواند ایجاد خدا را به صراط مستقيم الهي هدايت كند ؟
]اگر كسي با خواهر شما ، دختر شما و يا حتي مادر شما ( نه با ناموس رسول خدا ) چنين عمل زشتي را انجام مي‌داد ، چه نظري در باره وي پيدا مي‌كرديد ؟
]اگر اين عمل را نمي‌پسنديد ، چرا آن را در حق ناموس رسول خدا نقل مي‌كنيد ؟
[]دلیل سوم : مخالفت با سنت رسول خدا[/


f']خداوند در قرآن كريم خطاب به همه مؤمنين فرموده است
f']لَّقَدْ كاَنَ لَكُمْ فىِ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كاَنَ يَرْجُواْ اللَّهَ وَ الْيَوْمَ الاَْخِرَ وَ ذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا . الأحزاب / 21 .
]مسلّماً براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نيكويى بود ؛ براى آن ها كه اميد به رحمت خدا و روز رستاخيز دارند و خدا را بسيار ياد مى‏كنند .[/

]در اين آيه خداوند خطاب به مؤمنين مي‌فرمايد كه پيامبر در همه جا براي شما اسوه است و مراد از اسوه در مورد رسول خدا ( صلي الله عليه وآله وسلم ) پيروي كردن از او است ، و اگر تعبير به « لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ » شده است و استبرنامه و استمرار در گذشته را افاده مى‏كند ، براى اين است كه اشاره كند اين وظيفه هميشه ثابت است ، و هميشه بايد آن حضرت الگوي شما باشد . و نيز معناى آيه اين است كه يكى از فلسفه‌هاي رسالت رسول خدا ( صلي الله عليه وآله وسلم ) و ايمان آوردن به او ، اين است كه به او تأسى كنيد ، هم در گفتارش و هم در رفتارش‏

]از طرف ديگر ، اين مطلب نيز قطعي است كه وقتي عمر و ابوبكر به خواستگاري حضرت زهرا سلام الله عليها آمدند ، پيامبر اسلام دست رد بر سينه آن‌ها زد و از آن‌دو روي گرداند . در حقيقت مي‌خواست به آن دو بگويد كه شما لياقت اين را نداريد كه با خانواده رسول خدا رابطه خويشاوندي بربرنامه كنيد ، نه تناسب سني با حضرت زهرا داريد و نه تناسب ايماني ، و نه اخلاقي نسبي و
]ابن حجر هيثمي در باب 11 از صواعق محرقه كه آن را بر ضد شيعه نوشته است ،‌ مي‌گويد

]ابو داود سجستاني نقل كرده است كه ابوبكر از حضرت زهرا خواستگاري كرد ، رسول گرامي اسلام از او روي گرداند ، سپس عمر خواستگاري كرد و رسول خدا از او نيز روي‌گرداند .(
الصواعق المحرقة: 163، إفحاء الأعداء: 51، عن ذخائر العقبى: 29.)[/
[
]ابن حبان در صحيحش و نسائي در سننش مي‌نويسند :

]عبد الله بن بريده از پدرش نقل مي‌كند كه ابوبكر و عمر از فاطمه خواستگاري كردند ، پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم به آن‌ها فرمود : فاطمه خردسال است ، سپس علي عليه السلام خواستگاري نمود ، پيامبر او را به ازدواج علي عليه السلام درآورد .([
سنن النسائي ،‌ ج 6 ،‌ ص62 و خصائص أمير المؤمنين (ع) ، النسائي ، ص 114 و صحيح ابن حبان ، ابن حبان ، ج 15 ، ص 399 و

حاكم نيشابوري بعد از نقل اين حديث مي‌گويد

]اين حديث ، طبق شرائطي كه بخاري و مسلم در صحت روايت قائل بودند ، صحيح است ؛ اما آن‌ دو نقل نكرده‌اند .(
]المستدرك ، ج 2 ،‌ ص167

[]پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم مي‌خواست بگويد كه شما دو نفر از نظر سني با حضرت زهرا تناسبي نداريد و تناسب سني در ازدواج ضروري است . و از آن‌جايي كه امام علي عليه السلام از هر نظر با حضرت زهرا هم كفو بودند ،پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم بلا فاصله به او پاسخ مثبت داد .[
]با اين توضيح ، چطور مي‌شود كه امير المؤمنين عليه السلام اسوه بودن پيامبر را فراموش كرده و بر خلاف سنت رسول خدا كاري را انجام دهد كه آن حضرت از انجام آن كراهت داشته است ؛ با اين كه خود امام علي عليه السلام در نهج البلاغه ، خطبه قاصعه مي‌فرمايد :[/
[
]من دنبال او مى‏رفتم همان گونه كه بچه شتر دنبال مادرش مى‏رود ، آن بزرگوار هر روز براى من پرچمى از اخلاق فاضله خود بر مى‏افراشت و مرا به پيروى از آن دستور مى‏داد

]در نتيجه قبول چنين ازدواجي از سوي امير المؤمنين عليه السلام مخالفت با سنت رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم محسوب مي‌شود و امكان ندارد كه امير المؤمنين عليه السلام با سنت رسول خدا مخالفت كرده باشد

[
دلیل چهارم : احياء سنت جاهلي توسط عمر :[/
[
]يكي ديگر از عوارض اثبات ازدواج ام كلثوم با عمر ، اين است كه ثابت مي‌كند ، عمر بن الخطاب بعد از گذشت سي سال از بعثت نبي مكرم اسلام و چندين سال خلافت بر مسلمين و جانشيني رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم ، هنوز مبلّغ سنت‌هاي جاهلي بوده و نتوانسته سنت‌هاي زشت جاهلي را فراموش كند ؛‌ با اين كه نبي مكرم اسلام صريحاً در روايات فراواني او و ديگر مسلمانان را از همان سنت جاهلي منع كرده است .[/

]ابن سعد در الطبقات الكبري مي‌نويسد : بعد از آن كه عمر ام كلثوم را از امام علي (عليه السلام) خواستگاري كرد ، به مهاجرين و انصاري كه در كنار قبر پيامبر نشسته بودند گفت
[
]به من تبريك بگوييد ، پس به او تبريك گفته و سؤال كردند ، در باره چه كسي تبريك بگوييم ؟ عمر گفت : به خاطر ازدواج با دختر علي .(
الطبقات الكبرى ، محمد بن سعد ، ج 8 ، ص 463 .)[/

[
]تبريك گفتن با جمله « رفئوني» يا « بالرفاء والبنين » در زمان جاهليت مرسوم بود ؛ هنگامي كه پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم مبعوث شدند ، از اين عمل نهي كردند ؛ چنانچه نووي تصريح مي‌كند :
]تبريك گفتن جاهليت به اين صورت بود كه مي‌گفتند : « بالرفاء والبنين » ، سپس پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم از آن نهي كرد.(
]المجموع ، محيى الدين النووي ، ج 16 ، ص 205 .)[/

[]سؤال ما از علماي اهل سنت اين است كه چرا عمر بر خلاف سنت رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم تلاش مي‌كند كه سنت‌هاي عصر جاهلي را دو باره زنده كند ؟ مگر پيامبر از اين عمل نهي نكرده بود ؟]
[']ادامه دارد



لبیک به ندای حق ( مجموعه گفتگوها با اسلام آورندگان )

1:

اثبات ازدواج عمر فاروق با ام كلثوم نصوص و رواياتي از كتب معتمد برادران تشيع و از علماي بسيار معتبر اونان را از نظر شما مي گذرانيم كه در اونها اثبات ازدواج عمر فاروق با ام كلثوم دختر گرامي علي و حضرت زهراء ‌رضي الله عنهم به روشني به چشم مي خورد.
اعتراف اول
صفي الدين محمد بن تاج الدين معروف به ابن الطقطقي الحسني متوفاي 709 هجري نسب شناس و مورخ معروف در كتابي كه تاليف اونرا به اصيل الدين حسن پسر خواجه نصير الدين طوسي وزير هلاكو تقديم نموده، و اونرا به اسم خودش نام گذاري كرده در ذيل عنوان بنات امير المؤمنين علي عليه السلام مي نايشانسد:‌ (وام كلثوم و أمها فاطمة‌ بنت رسول الله تزوجها عمر بن الخطاب فولدت له زيدا ثم خلف عليها عبد الله بن جعفر )
يعني « يكي ديگر از دختران امير المؤمنين ام كلثوم مي باشد كه مادرش فاطمه دختر رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم هست كه عمر بن خطاب با ايشان ازدواج كرد و فرزندي به نام زيد از او به دنيا آورد و پس از عمر به عقد عبدالله ابن جعفر در آمد».

اعتراف دوم
محقق سيد مهدي رجائي مطالب بسياري نقل كرده از جمله تحقيق ابوالحسن العمري از نوه هاي عمر پسر امام زين العابدين (ع) در كتابش «المجدي» مي نايشانسد:‌ «اونچه از اين روايات مي توان بدان اعتماد كرد مطلبي هست كه اكنون از نظر گذشت كه عباس ابن عبد المطلب ام كلثوم را بارضايت و اجازه پدرش به ازدواج عمر در آورد و از عمر فرزندي به نام زيد به دنيا آورد».
محقق مذكور اقوال بسيار ديگري نيز نقل كرده از جمله:‌ زني كه عمر با او ازدواج كرده شيطاني بوده!!! يا ممكن هست ازدواج كرده اما با او هم بستري نكرده!!! يا اينكه به زور و با غصب با او ازدواج كرده هست!!! .
اعتراف سوم
ملا باقر مجلسي مي نايشانسد:‌«… همينطور هست انكار شيخ مفيد از اصل جريان ازدواج.


چادر در طول تاریخ نماد زن ایرانی
اين براي بيان اين مطلب هست كه اون (ازدواج)‌ از طريق اونها ثابت نشده هست، و الاّ سپس ورود اون روايات و روايات ديگري كه با سند خواهد آمد كه علي عليه السلام هنگامي كه عمر وفات كرد نزد ام كلثوم آمد و او را با خود به خانه خودش برد، و روايات ديگري كه از بحار الانوار آورده ام اين انكار، عجيب مي نمايد، ‌اصل جواب اين هست كه اين ازدواج از رايشان تقيه واضطرار بوده هست…….الخ » !!!
اعتراف چهارم
انصاف هم خوب هست.


خـــــــــــــــــــداونـ ــــــــــد
‌صاحب اصول كافي چندين حديث دركتابش آورده هست از جمله ( باب المتوفي عنها زوجها المدخول بها أن تعتد وما يجب عليها: ‌حميد ابن زياد عن ابن سماعه عن محمد بن زياد عن عبدالله بن سنان و معاايشانه بن عمار عن ابي عبدالله عليه السلام قال: سألته عن المرأة‌ المتوفي عنها زوجها أتعتد في بيتها او حيث شاءت ؟‌ قال بل حيث شاءت إن عليا عليه السلام لما توفي عمر أتي ام كلثوم فانطلق بها إلي بيته)
« معاايشانه ابن عمار مي گايشاند از امام صادق عليه السلام پرسيدم زني كه همسرش وفات كند بايد در خانه اش (عده)بنشيند يا هر جايي كه خواست؟ فرمود بلكه هر جائيكه خواست، ‌علي عليه السلام هنگامي كه عمر وفات كرد، ام كلثوم را با خود به خانه خودش برد.)

اعتراف پنجم
خوانندة عزيز! با بعضي از علماي معاصر تشيع درباره اين ازدواج صحبت كردم،‌ از بهترين ردودي كه اونان براي توجيه اين ازدواج نوشته اند رد قاضي محكمة اوقاف و مواريث شيخ عبدالحميد الخطي در قطيف حجاز كه نماينده چندين مرجع بزرگ تقليد در حجاز سعودي هست مي گايشاند: ‌« و اما اينكه قهرمان اسلام امام علي عليه السلام دخترش ام كلثوم را به ازدواج عمر در آورده جاي تعجب ندارد، زيرا رسول گرامي صلي الله عليه وآله وسلم براي هر فردي از مسلمين أسوة ‌حسنه‌ هستند، ‌ايشان با ام حبيبه رضي الله عنها دختر ابوسفيان ازدواج كردند، در حاليكه شخصيت ابو سفيان در برابر عمر رضي الله عنهما اصلا قابل مقايسه نيست!، ‌اينكه درباره ازدواج عمر با دختر علي اظهار ترديد مي شود هيچ توجيهي ندارد،‌ و اما اين فرموده شما كه عمر با جني ازدواج كرده! يا جني به شكل ام الكثوم در خانه عمر رضي الله عنه بوده! هم خنده دار و هم گريه آور هست، و بقدري مسخره هست كه ارزش ذكر كردن هم ندارد اگر برنامه باشد دنبال اينگونه چرندها بگرديم بسيار هست!».
شيخ پيرامون بحث مورد نظر يعني نقش مصاهره در پيوندهاي اجتماعي چيزي نفرموده و حتي اشاره اي نكرده،‌كه اينگونه پيوند اجتماعي در واقع جز با قناعت و باور تحقق نمي يابد، ‌و در اون دلالت روشن و آشكاري بر محبت و أخوت و الفت بين دو خانواده عروس و داماد وجود دارد.
خوانندة عزيز! بر شما پوشيده نيست كه بين ازدواج مرد مسلمان با زن اهل كتاب و بين ازدواج مرد اهل كتاب با زن مسلمان چقدر فرق آشكار وجود دارد، كه اولي جايز و دومي ناجائز هست،‌ دقت كنيد.
خلاصه:
مصاهره بين صحابه رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم بسيار روشن و آشكار هست بايشانژه بين خاندان علي با خاندان خلفاي راشدين رضي الله عنهم اجمعين، كما اينكه مصاهره بين بني اميه و بني هاشم قبل از اسلام و سپس اسلام بسيار معروف هست، كه بارزترين اون ازدواج رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم با دختر ابو سفيان هست.
‌مقصود ما در اينجا اشاره به دستاوردهاي رواني و اجتماعي مصاهره بود كه از بزرگترين و بارزترين اون محبت بين طرفين مصاهره هست.


بوی پیراهن یوسف
اميدواريم همين مقداري كه بعرض رسانديم كافي باشد


باستان شناس مصری: تخریب مسجد الاقصی به آخرین مراحل خود نزدیک شده است

2:

اهل فکر و علم اگر دنبال کند انچه در این تحقیق اوردیم قصه این ازدواج ان شاء الله معلوم میشود


نقدی بر مصائب خرافي مسیح(ع)

3:

ادامه

دلیل پنجم : عدم تناسب سني
[
بنا به نقل اهل سنت اين ازدواج در سال 17هـ اتفاق افتاده هست ؛ چنانچه يعقوبي از تاريخ نايشانسان اهل سنت مي‌نايشانسد :
[]ام كلثوم نيز كه در آخرين سال زندگي نبي مكرم به دنيا آمده هست در وقت خواستگاري عمر هفت سال بيشتر نداشته هست .


کلیپهایی در مورد موضوعات گوناگون ادیان
چنانچه ابن سعد در طبقات به اين حقيقت اشاره كرده و مي‌نايشانسد


[
عمر با ام كلثوم ازدواج كرد ؛ در حالي كه هنوز ام كلثوم به سن بلوغ نرسيده بود .طبقات الكبري، ابن سعد، ج8، ص462_463.)[/
[و در روايت ديگري مي‌نايشانسد :[

]وقتي كه عمر ، ام كلثوم را از علي (عليه السلام) خواستگاري كرد ، علي (عليه السلام) فرمود : اي امير مؤمنان ، او كودكي بيش نيست .( الطبقات الكبرى ، محمد بن سعد ، ج 8 ، ص 464 .)[
]از طرف ديگر عمر بن الخطاب وقتي در سال 23 هـ كشته شد ، شصت و سه سال داشته ؛ پس در سال 17 هـ 57 سال داشته هست ؛ يعني بين ام كلثوم و عمر بيش از 50 سال فاصله سني وجود داشته هست


]سؤال ما از اهل سنت اين هست كه چه تناسبي بين ام كلثوم هفت ساله و عمر بن خطاب پنجاه و هفت ساله وجود داشته هست ؟ ام كلثوم چه گناهي كرده هست كه مجبور هست با يك پيرمرد شصت ساله ازدواج كند ؟


]وقتي كه ابوبكر و عمر از مادرش حضرت زهرا سلام الله عليها خواستگاري كردند ، پيامبر عدم تناسب سني را دليل بر رد خواستگاري اون‌ها دانست ، آيا اين تناسب سني ، سپس سال‌ها بين كوچكترين فرزند حضرت زهرا و شيخين به وجود آمده بود ؟

]امير المؤمنين عليه السلام ، چون موافق با اين ازدواج نبود ، عين همان سخن پيامبر را كه در هنگام خواستگاري از حضرت زهرا عليها السلام در جواب اون دو فرموه بود ، بيان كرده و مي‌گايشاند
]ام كلثوم هنوز خردسال هست
[
جالب اين هست كه عمر بن خطاب خودش با ازدواج پيرمردان با دختران جوان مخالف بوده هست .


توبه از گناه...
ابن عساكر در تاريخ المدينة مي‌نايشانسد


]زني جواني را كه با پيرمردي ازدواج كرده بود و سپس شوهرش را كشته بود ، نزد عمر آوردند ، عمر فرمود: اي امت از خدا بترسيد ،‌ هر مردي بايد بازني همسان خودش (هم كفو خودش ) ازدواج كند و هر زني نيز بايد با مردي ازدواج كند كه همسان او هست .( تاريخ المدينة ، ج2، ص 769 ، كنز العمال ، ج15، ص 716، ح 42857

]آيا اين عمل مصداق اين آيه نمي‌شود
]أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبرِِّ وَ تَنسَوْنَ أَنفُسَكُمْ وَ أَنتُمْ تَتْلُونَ الْكِتَابَ أَ فَلَا تَعْقِلُون‏ البقرة /44 .
[آيا امت را به نيكى دعوت مى‏كنيد ؛ اما خودتان را فراموش مى‏نماييد ؛ با اين كه شما كتاب (آسمانى) را مى‏خوانيد ! آيا نمى‏انديشيد ؟ !

]همينطور دارقطني در سننش ، متقي هندي در كنز العمال از قول عمر نوشته‌اند
[از ابراهيم بن محمد بن طلحه نقل شده هست كه عمر مي‌فرمود : من از ازدواج كساني كه داراي شرافت خانوادگي هستند منع مي‌كنم ؛ مگر با همتاي او باشد .( سنن الدارقطني ، الدارقطني ، ج 3 ، ص 206 و كنز العمال ، المتقي الهندي ، ج 16 ، ص 534

[]ما از سرخسي مي‌پرسيم ، چه سنخيت و چه شباهتي بين عمر 57 ساله و ام كلثوم 7 ساله وجود داشته هست ؟
]آيا مي‌توان خانواده و نسب عمر را با نسب ام كلثوم مقايسه كرد ؟ آيا صحّاك ، با حضرت زهرا كه سيده زنان اهل بهشت هست ، مي‌تواند يكسان باشد ؟ آيا خطاب را مي‌توان با رسول اكرم و امير المؤمنين عليهما السلام برابر دانست ؟ ما نمي‌خواهيم در اين مقاله به بررسي نسب عمر بپردازيم .
]محور ششم : خشونت ذاتي و اخلاق تند عمر
[
]يكي از خصلت‌هاي معروف عمر بن الخطاب كه تمامي مسلمين بر اون اتفاق و اجماع دارند ، اخلاق تند و رفتار بد او با امت و به خصوص با خانواده‌اش هست .

موارد بسياري در باره ترش رايشاني و اخلاق ناسازگار عمر با امت نقل شده هست كه ما فقط به چند مورد اشاره خواهيم كرد .

ابن تيميه حراني مي‌نايشانسد :

]صحابه با ابوبكر در باره جانشيني عمر با او صحبت كردند و فرمودند : چرا يك فرد خشن و غير صالح را بر خلافت گزيده اى و بر امت تحميل كردى ؟ فردا جواب خدا را چه خواهى داد ؟


]منهاج السنة ، ج6 ، ص155 ، الناشر : مؤسسة قرطبة ، الطبعة الأولى ، 1406، تحقيق : د.

محمد رشاد سالم عدد الأجزاء : 8



]و نيز شاه ولي الله دهلايشان ناصبي در مقصد أول از فصل چهارم كتاب ازالة الخفاء مي‌نايشانسد
]تمامي اصحاب رسول خدا ؛ اعم از مهاجرين و انصار به انتخاب عمر اعتراض كردند و عمده دليل اون‌ها نيز خشونت ذاتي و اخلاق تند عمر بوده هست .

روايت در اين باب اون‌قدر زياد هست كه از حد تواتر نيز گذشته هست .

ما اين دو روايت از زبان ابن تيميه و شاه ولي الله نقل كرديم به اين خاطر بود كه اهل سنت و به خصوص وهابيت ، سخن اون دو را از سخن پيامبر نيز بالاتر مي‌دانند و لذا نمي‌توانند از اين بابت ايرادي بگيرند


]حتي در وقت خلافت عمر ، بسياري از صحابه مي‌آمدند و به از بابت اخلاق تند و آزار و اذيتي كه نسبت به امت روا مي‌داشت اعتراض مي‌كردند .

مسلم نيشابوري در صحيحش مي‌نايشانسد كه أبي بن كعب خطاب به عمر فرمود


]اي پسر خطاب ! بر اصحاب رسول خدا عذاب نباش .(

صحيح مسلم ، ج 6 ، ص179، كتاب الآداب، باب الاستيذان .)[/
اين نشان مي‌دهد كه صحابه رسول خدا از اخلاق تند عمر و از بد اخلاقي‌هاي او در امان نبودند و اين نوع رفتار عمر ، امت را به ستوه آورده بوده كه كساني همچون أبي بن كعب مي‌آيند و به عمر اين مسأله را متذكر مي‌شوند

از اين‌ها كه بگذريم ، مهم اخلاق و رفتار عمر با خانواده اش هست كه همين اخلاق ، او را در بسياري از خواستگاري‌ها با شكست مواجه كرده هست .

ما به چند نمونه اشاره مي‌كنيم .




]طبري و ابن أثير ، دو تاريخ نايشانس معروف اهل سنت مي‌نايشانسند

[عمر بن خطاب ابتدا به خواستگارى ام كلثوم دختر ابوبكر رفت ، عايشه اين پيشنهاد را با خواهرش مطرح كرد .

در جواب فرمود : مرا با او كارى نيست .

عايشه فرمود : آيا اميرالمؤمنين را نمى خواهى ؟ فرمود : آرى نمى خواهم ، او در زندگى سخت و خشن و با زنان تندخو و بد رفتار هست .

(الكامل في التاريخ ، ابن الأثير ، ج 3 ، ص 54 – 55 و تاريخ الطبري ، ج 3 ، ص 270 .)
[/

]عايشه كسى را نزد عمرو عاص فرستاد و ماجرا را براي او بازگو كرد .

عمرو عاص فرمود : من ماجرا را درست مى كنم ، اون گاه نزد عمر رفت و فرمود : اى امير مؤمنان خبرى شنيده ام كه خدا كند درست نباشد ، عمر فرمود : چيست ؟ فرمود : ام كلثوم دختر ابوبكر را خواستگاري كرده‌اي ؟ فرمود : بله ، مرا براى او نمى‌پسندى يا او را براى من نمى‌پسندى ؟ فرمود : هيچكدام ، ولى او نوسال هست و در سايه ام المؤمنين عايشه با ملايمت و مدارا بزرگ شده و تو تندخايشانى و ما از تو مى ترسيم و نمى توانيم هيچيك از عادات تو را بگردانيم ...

و من بهتر از او را به تو نشان مى دهم : ام كلثوم دختر على بن ابيطالب را...»


اخلاق بد عمر اون قدر معروف بوده هست كه حتي دختران خردسال از اون آگاه بوده اند .[/

]و جالب اين هست كه عمر سخن عمروعاص را مي‌پذيرد تا مبادا با اخلاق بد خود روح ابوبكر را آزرده باشد ؛ اما به خود جرأت مي‌دهد كه به پيشنهاد عمروعاص ناصبي به خواستگاري دختر رسول خدا برود .

آيا رعايت حق ابوبكر لازم ؛ اما رعايت حق رسول خدا لازم نيست ؟


]اين نشان مي‌دهد كه هدف عمروعاص نيز از اين پشنهاد اذيت و‌ آزار ذريه رسول خدا بوده هست و گرنه با توجه به علمي كه از اخلاق عمر داشت ، نبايد اين پشنهاد را مي‌كرد .



]عمرو عاص تندخايشانى و درشتى را بر دختر ابوبكر و آزار و اذيت او را روا نمى داند ، امّا تندخايشانى و اذيت و آزار را بر ذريه رسول الله ( صلى الله عليه وآله وسلم ) روا مى داند و عمر نيز اين پشنهاد را مي‌پذيرد ![/

]همينطور مقريزي از علماي اهل سنت داستان خواستگاري از دختر ابوبكر را اين‌گونه نقل مي‌كند كه سپس خواستگاري ، مغيرة بن شعبه به ديدار عايشه رفت ، او را غمگين و ناراحت ديد ، از او علت ناراحتي او را پرسيد ، عايشه فرمود : عمر از ام كلثوم خواستگاري كرده ، او دختر خردسالي هست و من اميد زندگي بهتر از زندگي با عمر براي او دارم .

مغيره از خانه عايشه بيرون آمد و نزد عمر رفت و به او فرمود


]تو اي امير المؤمنين ، مردي سخت‌گير و بد اخلاق نسبت به خانواده‌ات هستي و ام كثوم دختر خردسالي هست ، مي‌ترسم به زور چيزي از او بخواهي و او اطاعت نكند و تو او را كتك بزني و او داد و فرياد و تو را ناراحت كند و عايشه نيز از اين عمل غمگين شود ...( إمتاع الاسماع، المقريزي، جلد: 6، ص207.)

]عمر با شنيدن سخنان مغيره ، سخن او را تأييد و دست از خواستگاري برداشت .
]اين نشان مي دهد كه حتي كساني همچون عمروعاص و مغيرة بن شعبه كه از مشاورين و معاونين نزديك عمر به حساب مي‌آمدند ، از اخلاق بد و ناسازگار او با خانواده و اطرافيانش آگاه بوده‌اند و عمروعاص با هدف آزار و اذيت خاندان رسول خدا و دشمني ديرينه‌اي كه با اون حضرت داشتند ، اين پشنهاد را مطرح كرده‌ هست
ابن عبد البر نيز مي‌نايشانسد

]عمر ، ام كلثوم دختر ابوبكر را از عايشه خواستگاري كرد ، عايشه او را اميدوار كرد و به ام كلثوم فرمود ، رأي تو در اين باره چيست ؟ ام كلثوم فرمود : تو را مرا به ازدواج عمر در مي‌آوري ؛ در حالي كه مي‌داني كه او در زندگي چه قدر سخت‌گير و خشن هست ؛ به خدا اگر اين كار را اجرا کني ، من به سايشان قبر رسول خدا مي روم و در نزد اون حضرت فرياد خواهم زد .( الاستيعاب ، ابن عبد البر ، ج 4 ، ص 1807
]همينطور طبري و ابن أثير مي‌نايشانسند

]عمربن خطاب از «ام ابان بنت عتبه» خواستگارى كرد اون دختر نمى پذيرفت و مى فرمود : درش را مى بندد ، خيرش به كسى نمى رسد ، عبوس مى آيد و عبوس مى رود .( تاريخ الطبري ، ج 3 ، ص 270 و الكامل في التاريخ ، ابن الأثير ، ج 3 ، ص 55

]با اين وضعيت اخلاقي عمر ، چگونه ممكن هست امير المؤمنين عليه السلام دخترش را به چنين فرد خشن و بد اخلاق بدهد و با تن دادن به اين ازدواج اسباب آزار و اذيت روح نبي مكرم اسلام و حضرت زهرا سلام الله عليها را فراهم كند ؟
]دلیل هفتم : امام علي عليه السلام عمر را دروغگو ، خيانت كار و ...مي‌داند
]مسلم نيشابوري به نقل از عمر بن الخطاب مي‌نايشانسند كه ايشان خطاب به امام علي عليه السلام و عمايشانش عباس فرمود

]ابوبكر از دنيا رفت و من سپس او خليفه پيامبر و ابوبكر شدم و شما ( علي عليه السلام و عباس ) مرا دروغگو ، گناه كار ، فريب‌كار و خيانت‌كار مي‌دانستيد .( صحيح مسلم ، ج5 ، ص152 ، كتاب الحدود ، باب حكم الفئ

]اين اعتقاد واقعي امير المؤمنين عليه السلام نسبت به خليفه اول و دوم بوده هست ؛ آيا امكان دارد كه شخص عاقل دختر نازنينش را به چنين فردي بدهد ؟ چه رسد به امير المؤمنين عليه السلام

دلیل هشتم : ازدواج با تهديد و زورگايشاني
]در كتاب‌هاي شيعه نيز رواياتي در اين باب وجود دارد ؛ اما با بررسي تك تك اون‌ها متوجه خواهيم شد كه اين روايات نه تنها روابط حسنه ميان حضرت امير عليه السلام با عمر بن خطاب را ثابت نمي كند ؛ بلكه نشانگر روابط زورمدارانه و رسيدن به اهداف از راه توسل به زور مي باشد

مرحوم كليني رضوان الله تعالي عليه در كتاب كافي اين روايات را نقل مي‌كند

]هشام بن سالم از امام صادق عليه السلام نقل مي‌كند كه اون حضرت فرمود : وقتي كه عمر بن الخطاب از ام كلثوم خواستگاري كرد ، امير المؤمنين به او فرمود : ام كلثوم خردسال هست .

امام صادق مي‌فرمايد : عمر با عباس ملاقات كرد و به او فرمود : من چگونه ام ، آيا مشكلي دارم ؟ عباس فرمود : تو را چه شده هست ؟ عمر فرمود : از برادر زاده‌ات دخترش را خواستگاري كردم ، دست رد بر سينه‌ام زد ، قسم به خدا چشمه زمزم را پر خواهم كرد ، هيچ كرامتي را براي شما نمي‌گذارم ؛ مگر اين كه اون را از بين ببرم ، دو شاهد بر مي‌انگيزم كه او سرقت كرده و دستش را قطع خواهم كرد .

عباس به نزد امير المؤمنين عليه السلام آمد ، او را از ماجرا با خبر ساخت و از او درخواست كرد كه تصميم در اين باره را بر عهده او نهد ، حضرت امير نيز مسأله ازدواج را به عهده عباس گذاشت .


]از امام صادق عليه السلام در باره ازدواج ام كلثوم سؤال كردند ، حضرت فرمود : او ناموسي هست كه از ما غصب كرده‌اند .( الكافي ، 5 ، 346


]عبد الله بن سنان و معاايشانة بن عمار مي گايشانند :‌ از امام صادق عليه السلام در باره زني كه شوهرش مرد سؤال كردم كه در كجا عده نگه‌دارد ؟ حضرت فرمود : هر جا كه بخواهد مي‌تواند عده‌اش را نگه دارد .

سپس فرمود : هنگامي كه عمر مُرد ، علي عليه السلام به نزد ام كلثوم آمد و دست او را گرفت و به خانه خايشانش برد .( الكافي ، ج6 ، ص115)
[/


]سليمان بن خالد مي‌گايشاند : از امام صادق عليه السلام در باره زني كه شوهرش مرده سؤال كردم كه آيا در خانه شوهرش عده نگه دارد يا هر جا كه دلش خواست ؟ امام عليه السلام فرمود : هر جا كه دلش مي‌خواهد ، سپس فرمود : وقتي عمر از دنيا رفت ، امام علي عليه السلام دست ام كلثوم را گرفت و به خانه‌اش آورد .(

]الكافي ، ج6 ، ص115)[/

]اهل سنت هرگز به اين روايات هستدلال نخواهند كرد ؛ زيرا با كنارهم برنامه دادن اين روايات ، حتي بر فرض وقوع اين ازدواج ، هيچ خدمتي به حسن روابط بين امام علي عليه السلام و عمر بن الخطاب نمي‌كند ؛ بلكه سوء روابط را ثابت مي‌كند ؛ زيرا حد اكثر چيزي كه اين روايات ثابت مي‌كنند ، ازدواج با تهديد و ارعاب ؛ اون‌هم با دختر خردسالي بوده هست كه نه خودش به اين ازدواج راضي بوده و نه پدرش
]آيا چنين ازدواجي مي‌تواند براي عمر بن خطاب فضيلت محسوب شود و آيا مي‌تواند دلالت بر صميميت و دوستي ميان خليفه دوم و امير المؤمنين داشته باشد ؟
]از برخي از روايات اهل سنت نيز هستفاده مي‌شود كه اين ازدواج سپس تهديد‌ها و زورگايشاني‌هاي عمر اتفاق افتاده و شلاق عمر نقش پايه ي در اين ازدواج داشته هست .[
[]طبراني و هيثمي مي‌نايشانسند : سپس اون كه امام علي عليه السلام با عقيل ، عباس و امام حسن مشورت كرد ، عقيل مخالفت و به امام علي عليه السلام اعتراض كرد و فرمود اگر اين كار را اجرا کني ، چنين و چنان مي‌شود .

امام علي عليه السلام به عباس فرمود :

]به خدا سوگند ! سخن او از رايشان خيرخواهي نبود ؛ بلكه تازيانه عمر او را به اون‌چه مي‌بيني واداشته هست .

(معجم الكبير ، ج3 ، ص45 و مجمع الزوائد ، ج 4 ،‌ ص272

]و ابن سعد مي‌نايشانسد كه وقتي امام علي عليه السلام خردسال بودن او را دليل بر رد خواستگاري عمر يادآوري كرد ، عمر فرمود
به خدا سوگند ! عذر تو اين نيست ؛ ولي مي‌دانم كه هدف تو چيست !(الطبقات الكبرى 8: 464.)[
]و نيز هيثمي و طبراني نوشته‌اند كه وقتي عمر از مخالفت عقيل با خبر شد ، فرمود
[ واي بر عقيل ، او سفيه و احمق شده هست(مجمع الزوائد ، ج 4 ، ص272 و معجم الكبير للطبرانى ، ج 3 ، ص45.


[]اگر واقعاً قصد امير المؤمنين منع عمر بود و به اين ازدواج راضي نبود ، چرا عمر اين همه اصرار و تهديد مي‌كند ؟ آيا يك حاكم مسلمان حق دارد براي به دست آ‌وردن دختر مسلمان ؛ اون‌هم دختري كه هنوز به سن بلوغ شرعي نرسيده هست ، دست به چنين تهديد‌هايي بزند ؟[
]البته در تاريخ نمونه‌هاي زيادي وجود دارد كه زورمداران و سردمداران با تأسي از عمر ، وقتي مي‌خواستند خانواده و بستگان رسول خدا را آزار و اذيت كنند ، پشنهاد ازدواج با دختران و نواده‌هاي پيامبر را مطرح مي‌كردند و اگر اون‌ها موافق نبودند ، با زور و تهديد اين كار را عملي مي‌كردند .

نمونه بارز اون ازدواج زور مدارانه و ازدواج غاصبانه حجاج بن يوسف ثقفى با دختر « عبدالله بن جعفر بن ابيطالب » هست كه به منظور توهين به خاندان رسول خدا مبادرت به غصب ناموس هاشمى كرد

]ابن جوزي مي‌نايشانسد :[
]حجاج بن يوسف كه دختر عبدالله بن جعفر را به ازدواج خود درآورد ، چون بر او وارد شد ديد اشك بر گونه هايش جارى هست .

فرمود : پدر و مادرم فدايت چرا گريانى ؟ فرمود : از شرافتى كه خوار و حقير شد و از پستى كه بزرگى يافت .( اخبار النساء ، ابن جوزى ، ص65


[آيا پس از اون همه ظلم و جنايتي كه حجاج بن يوسف در باره خاندان پيامبر ( صلى الله عليه وآله وسلم ) و بنى هاشم انجام داده هست ، مى توان به هستناد اين ازدواج تجاهل كرد كه روابط حجاج بن يوسف با اهل بيت پيامبر ( صلى الله عليه وآله وسلم ) دوستانه بوده و او مرتكب هيچ ظلم و جنايتى نسبت به اون ها نشده هست ؟

]دلیل نهم : بررسي روايات اهل تسنن
]روايات زيادي از طريق اهل سنت در باره اين ازدواج وارد شده هست كه تمامي اين روايات از نظر سندي مشكل دارند و نيز اون قدر با هم تعارض دارند كه هرگز قابل جمع نيستند

4:

سلام بر همه رفقا

یک کتاب به نام معمای ازدواج عمر با حضرت ام کلثوم (ع)

چاپ شده و این موضوع را بررسی کرده هست

انتشارات یوسف فاطمه (ع)
مشهد مقدس تلفن 09151191341

5:

اولا شرط ازدواج ظالم و غاصب نبودن داماد نیست ثانیا اگر حضرت علی با خلفا موافق بود بیعت را شش ماه به تعویق نمی انداخت و چونمیدید که دارند اسلام را به بیراهه میبرند برای جلوگیری از تباهی دین بیعت کردند اما در همان حال در خطبه شقشقیه "خطبه سوم" غاصب بودن خلفا را به صراحت فرموده اند

6:

از طرفی در اصل قضیه هم شبهه هست چون ام کلثوم در اون وقت دختر بچه ای نه یا ده ساله بوده در حالی که عمر بیشتر ارف پنجاه سال بوده و همان طور که میدانیم ازدواج با کودکان بر خلاف سنت رسول خدا هست

7:

پس چطور رسول خدا خودشان با عایشه 9 ساله ازدواج کردند و بر خلاف سنتشان نبود؟

8:

اولا از اینکه فرمودم ام کلثوم نه ساله بود عذر تقصیر دارم زیرا فرمودار فوق که یکی از برادرانمان نوشته بود را خواندم و متوجه شدم بر طبق ادله و اسناد معتبری که ارایه شد ام کلثوم هفت ساله بوده
در ضمن عایشه هم نه ساله نبوده و حد اقل هجده سال را به هنگام ازدواج داشته
جدای از اینها ازدواج دختر علی با عمر دلیل تایید عمر نیست چه بسا برای مصلحت دین اینکار را کرد همچنان که پیامبر در صلح حدیبیه با کافران، حتی نام خدا را بالای صلح نامه ننوشت و از این نوع در تاریخ هست و با عقل آدمی نیز سازگار

9:

بانو این خبر مجعول هست .
البته در مقصود نمی توان قطعی نظر داد ، اما به گمانم از مجعولات ِ اونهاست که ابن ِ خطابشان را به صورت ِ خیالی ، شوی ِ ام کلثوم می دانند .
اینگونه با هستناد به همین صحبت ِ شما ، به این ازدواج ِ خیالی ، مشروعیت هم می بخشند .


10:

بسم الله الرحمن الرحیم



در سایت زیر ، این موضوع ( ازدواج عمر با ام کلثوم ) به طور تحلیلی و تفصیلی مورد بررسی گسترده برنامه گرفته هست :

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.ph...maghalat&id=83

لینک دانلود فایل PDF :

http://www.valiasr-aj.com/lib/omekolsom/omekolsom.pdf


.........................................
السّلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح الّتی حلّت بفنائک ...

11:

السلام علیک یا ابا عبدالله

12:

در صحیح مسلم و همینطور "احیاء العلوم امام محمد غزالی" می خوانیم که عایشه به پیامبر میگوید :
«انت الذی تزعم انک نبی الله»
آیا تو گمان میکنی پیامبر خدایی ؟

بن مایه :

[احیاء العلوم الدین غزالی ، ج 2 ، طبع دارالمعرفه بیروت ، برگه 43]

در ودر ج2 برگه 560 از "صحیح مسلم" (کتب اهل سنت) می خوانیم که پیامبر عایشه و منزلش را "آرامگاه شیطان" می نامد .

این ها نشان می دهد که ... عایشه مبنی بر اینکه :

"
من خبر نداشتم که نامزد رسول الله شده ام و در کوچه با دخترکان بازی میکردم ،اما مادرم مرا در خانه حبس کرد فهمیدم اتفاقی افتاده و دارم زن میشوم ! "

از ... دروغگوئیها ... شخص خودش هست .

یک دختر بچه مادرش ... در خانه حبس می کند و یکدفعه عایشه 7 ساله از مکه می فهمد که زن شده هست

بعلاوه با توجه به فتواهای عجیب و غریب عایشه مثل اینکه خواهرانش را مجبور میکرد به مردان بزرگسال شیر بدهند تا بر اونان محرم شوند (!) حتی در سلامت عقل وی هم تردید وجود دارد ! (نمونه)

13:

افسانه ازدواج (1) + سند

به اطلاع میرسانیم این مقاله در 17 بخش تنظیم شده هست برای دیدن بخش های دیگر مقاله لطفا به لینک زیر مراجعه کنید:

افسانه ازدواج ام كلثوم با عمر+ تصاویر کتب اهل سنت

ازدواج ام كلثوم با عمر، شاهد دروغ بودن شهادت:

طرح شبهه:

شيعيان ادعا مي كنند كه خليفه دوم قاتل فاطمه زهرا (رضي الله عنها) هست؛ اما كدام عقل سليم مي پذيرد كه حضرت علي (رضي الله عنه ) دخترش را به ازدواج قاتل همسر گراميش ، فاطمه (رضي الله عنها) درآورد و رابطه دوستانه با او بربرنامه نمايد؟

نقد و بررسی

محور اول: دخترى به نام ام كلثوم وجود نداشته هست:

عده‌اى از انديشه‌وران و محققان شيعى، معتقد هستند كه امير مؤمنان عليه السلام دخترى به غير از حضرت زينب سلام الله عليها، به نام امّ‌كلثوم از حضرت زهرا سلام الله عليها نداشته هست و در حقيقت امّ‌كلثوم، همان حضرت زينب سلام الله عليها هست.

کسانى که فرزندان امير مؤمنان از فاطمه زهرا را پنج نفر؛ يعنى امام حسن، امام حسين، محسن، زينب و امّ‌كلثوم معرفى کرده‌اند، تنها به مضامين روايات نظر داشته‌اند که در اون‌ها گاهى نام زينب آمده و گاهى امّ‌كلثوم.

به همين سبب نام هر دو را آورده‌اند؛ غافل از اين‌که امّ‌كلثوم کنيه زينب کبرى هست؛ چنانچه اين مطلب در بسيارى از کتب انساب شيعه ذکر شده هست.

كلام عالمان شيعه در تاييد اين ديدگاه:

رضى الدين حلى از عالمان بزرگ شيعه در قرن هشتم هجرى در باره فرزندان امير مؤمنان عليه السلام مى‌نايشانسد:

كان له ( عليه السلام ) سبعة وعشرون ذكرا وأنثى: الحسن، والحسين، وزينب الكبرى المكناة بأم كلثوم من فاطمة بنت رسول الله ( صلى الله عليه وآله )....

تعداد فرزندان علي عليه السلام از دختر و پسر بيست و هفت نفر هست.

حسن، حسين و زينب كبرى كه كنيه وى امّ‌كلثوم هست، همگى از فرزندان دخت گرامى رسول خدا صلى الله عليه وآله بوده‌اند.

الحلي، رضى الدين على بن يوسف المطهر، (متوفاي705هـ)، العدد القايشانة لدفع المخاوف اليومية، ص242، تحقيق: السيد مهدى الرجائى، ناشر: مكتبة آية الله المرعشى ـ قم، الطبعة الأولى، 1408 هـ.

و آيت الله مرعشى در شرح احقاق الحق به نقل از فضل بن روزبهان از عالمان قرن دهم هجرى مى‌نايشانسد:

ومنهم العلامة فضل الله روزبهان الخنجي الأصفهاني المتوفى سنة 927 في " وسيلة الخادم إلى المخدوم " در شرح صلوات چهارده معصوم عليهم السلام ( ص 103 ط كتابخانه عمومى آية الله العظمى نجفى بقم ) قال:...



وحضرت امير المؤمنين على را هفده فرزند بوده وبه روايتى بيست فرزند، امام حسن، ديگر امام حسين، ديگر محسن - درطفلى وفات كرده - ديگر ام كلثوم واين هر چهار از فاطمه بوده‌اند.

المرعشي النجفي، آية الله السيد شهاب الدين (متوفاي 1369ش)، شرح إحقاق الحق وإزهاق الباطل، ج 30 ص 172، ناشر: منشورات مكتبة آية الله العظمى المرعشي النجفي ـ قم.

باقر شريف القرشى، محقق معاصر و از مفاخر شيعه ساكن نجف در اين باره مى‌گايشاند:

ليس لصديقة الطاهرة بنت غير السيدة زينب.

و أنها تكنّا بأُمّ كلثوم.

كما ذكرنا اليه بعض المحققين.

و علي ايّ حال فإنّي اذهب بغير تردد اذا ان الصديقة الطاهرة الزهراء ليس عندها بنت تسمّي بأُم كلثوم.

صديقه طاهره، دخترى غير از حضرت زينب نداشته هست و همو كنيه‌اش امّ‌كلثوم بوده هست؛ چنانچه برخى از محققين نيز بر اين عقيده هستند.

به هر حال من بدون ترديد عقيده دارم كه صديقه طاهره دخترى به نام امّ‌كلثوم نداشته هست.

القرشي، باقر شريف (معاصر)، حياة سيدة النساء فاطمة الزهرا سلام الله عليها، ص 219.

كلام علماي اهل سنت در تاييد اين نظر:

برخى از دانشمندان سنى نيز فرزندان حضرت زهرا سلام الله عليها را فقط چهار نفر و يا سه نفر ذكر و هيچ نامى از امّ‌كلثوم نبرده‌اند.

صالحى شامى در سبل الهدى و الرشاد مى‌نايشانسد:

الثاني: في ولده - رضي الله تعالى عنهم - له من الولد الحسن والحسين ومحسن وزينب الكبرى من فاطمة - رضي الله تعالى عنهم - وله أولاد من غيرها كثيرون.

فرزندان علي رضى الله عنه از فاطمه زهرا؛ حسن، حسين، محسن و زينب كبرى بود و از ديگر زنانش فرزندان زيادى داشت.

الصالحي الشامي، محمد بن يوسف (متوفاي942هـ)، سبل الهدى والرشاد في سيرة خير العباد، ج 11، ص 288، تحقيق: عادل أحمد عبد الموجود وعلي محمد معوض، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1414هـ.

ازدواج عمر با ام کلثوم

و شهاب الدين قليوبى (متوفاي1069هـ) در حاشيه‌اى كه بر شرح جلال الدين محلى بر منهاج الطالبين دارد، فرزندان امير مؤمنان عليه السلام را سه نفر ذكر كرده و از جلال الدين سيوطى نيز همين مطلب را نقل مى‌كند:

قَوْلُهُ: (وَالِاعْتِبَارُ بِالْأَبِ) أَيْ إلَّا فِي حَقِّهِ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - فَإِنَّ أَوْلَادَ بِنْتِهِ فَاطِمَةَ وَهُمْ الْحَسَنُ وَالْحُسَيْنُ وَأَوْلَادُهُمَا مِنْ الذُّكُورِ يَنْتَسِبُونَ إلَيْهِ، وَهُمْ الْأَشْرَافُ فِي عُرْفِ مِصْرَ وَإِنْ كَانَ الشَّرَفُ أَصَالَةً لَقَبًا لِكُلٍّ مِنْ أَهْلِ الْبَيْتِ، وَأَمَّا أَوْلَادُ زَيْنَبَ بِنْتَ فَاطِمَةَ، وَكَذَا أَوْلَادُ بَنَاتِ الْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ وَأَوْلَادُهُمَا مِنْ غَيْرِهِمْ، فَإِنَّهُمْ يَنْتَسِبُونَ إلَى آبَائِهِمْ وَإِنْ كَانَ يُقَالُ لِلْجَمِيعِ أَوْلَادُهُ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - وَذُرِّيَّتُهُ.

فَائِدَةٌ: قَالَ الْجَلَالُ السُّيُوطِيّ - رَحِمَهُ اللَّهُ - لَمْ يَعْقُبْ مِنْ أَوْلَادِهِ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - إلَّا فَاطِمَةُ الزَّهْرَاءُ فَإِنَّهَا وَلَدَتْ مِنْ عَلِيٍّ - رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ - الْحَسَنَ وَالْحُسَيْنَ وَزَيْنَبَ، وَتَزَوَّجَتْ زَيْنَبُ هَذِهِ بِابْنِ عَمِّهَا عَبْدِ اللَّهِ فَوُلِدَ لَهُ مِنْهَا عَلِيٌّ وَعَوْنٌ الْأَكْبَرُ وَعَبَّاسٌ وَمُحَمَّدٌ وَأُمُّ كُلْثُومَ، وَكُلُّ ذُرِّيَّةِ فَاطِمَةَ يُقَالُ لَهُمْ أَوْلَادُهُ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ - وَذُرِّيَّتُهُ لَكِنْ لَا يُنْسَبُ إلَيْهِ مِنْهُمْ إلَّا الذُّكُورُ مِنْ أَوْلَادِ الْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ خَاصَّةً لِنَصِّهِ عَلَى ذَلِكَ اهـ.

اين سخن كه فرزند به پدر نسبت داده مى شود، صحيح هست؛ مگر در حق رسول خدا (صلي الله عليه وآله)؛ چون فرزندان فاطمه؛ يعنى حسن و حسين و فرزندان پسر اين دو به اون حضرت ن سبت داده مى شود كه در عرف امت مصر به اونان اشراف مى‌گايشانند؛ اگر چه اشراف لقبى هست براى هر يك از اهل بيت.

و اما فرزندان زينب دختر فاطمه و همينطور فرزندان دختران حسن و حسين و اولاد اين دو كه از غير اهل بيت هستد به پدرانشان نسبت داده مى شوند؛ اگر چه به همه اونان زريه و فرزندان رسول خدا (صلي الله عليه وآله) نيز فرموده مى‌شود.

جلال الدين سيوطى فرموده هست: رسول خدا (صلي الله عليه وآله) فرزندى غير از فاطمه نداشت،‌ وفاطمه پس از ادواج با علي فرزندانى به نام حسن، حسين و زينب به دنيا آورد،‌ و زينب با پسر عمايشانش عبد الله ازدواج كرد كه از وى فرزندى به نام علي، عون اكبر، عباس، محمد و امّ‌كلثوم داشت.

به تمام فرزندان فاطمه، فرزندان رسول خدا (صلي الله عليه وآله) نيز مى گايشانند؛ ولى فقط فرزندان پسر از اولاد حسن و حسين مى‌گايشانند به اون حضرت نسبت داده مى شود؛ چون خود پيامبر بر اين موضوع تصريح فرموده هست.

القليوبي، شهاب الدين أحمد بن أحمد بن سلامة (متوفاي1069هـ)، حاشية قليوبي على شرح جلال الدين المحلي على منهاج الطالبين، ج 3، ص 236، تحقيق: مكتب البحوث والدراسات، ناشر: دار الفكر، بيروت، الطبعة: الأولى، 1419هـ - 1998م.



و شيخ محمد خضرى از دانشمندان اهل سنت مصر نيز فرزندان فاطمه زهرا سلام الله عليها را فقط سه نفر مى‌داند:

زواج علي بفاطمة عليهما السلام.

وفي هذه السنة تزوج علي بن أبي طالب وعمره إحدى وعشرون سنة بفاطمة بنت رسول الله، وسنها خمس عشرة سنة، وكان منها عقب رسول الله صلى الله عليه وسلم بنوه: الحسن والحسين وزينب.

در سال دوم پس از هجرت، علي كه بيست و يك سال داشت با فاطمه كه پانزده سال داشت ازدواج كرد و فرزندان رسول خدا؛ يعنى حسن، حسين و زينب نتيجه اين ازدواج بودند.

الخضري، الشيخ محمد (متوفاي1298هـ)، نور اليقين في سيرة سيد المرسلين، ج 1، ص 111، تحقيق: أحمد محمود خطاب، ناشر: مكتبة الإيمان - المنصورة / مصر، الطبعة: الأولى، 1419هـ - 1999م.


ازدواج عمر و ام کلثوم

شواهد اين ديدگاه:

شواهد بسيارى مى‌توان بر اثبات اين نظريه اقامه كرد كه به چند شاهد بسنده مى‌كنيم:

1.

در هيچ روايت صحيح السندي بين نام ام كلثوم و زينب جمع نشده هست:

اولينشاهد اين هست كه در هيچ روايت صحيح السندى در منابع شيعه، در باره فرزندان فاطمه زهرا سلام الله عليها و ماجراهايى که به ايشان مربوط مى‌شود، نام زينب و امّ‌كلثوم با هم نيامده؛ بلکه تنها يا نام زينب آمده هست و يا نام امّ‌كلثوم.

و نيز در هيچ روايت صحيح السندى از روايات شيعيان به اين مطلب تصريح نشده هست كه خليفه دوم با دختر فاطمه زهرا سلام الله عليها ازدواج كرده باشد؛ بلكه تمام روايات امّ‌كلثوم را دخترى در خانه امام علي معرفى كرده‌اند.

و تنها چيزى كه به عنوان مدرك به اون هستدلال شده هست، اجتهادات و سخنان برخى از علما هست كه اين هم نمى‌تواند براى ديگران حجت باشد.

2.

عبد الله بن جعفر با چه كسي ازدواج كرده هست:

اهل سنت با سند‌هاى صحيح نقل كرده‌اند كه عبد الله بن جعفر هموقت با يكى از همسران امير مؤمنان و دختر اون حضرت ازدواج كرده هست.

در برخى از روايات، نام اين دختر امّ‌كلثوم و در برخى ديگر نام او زينب نقل شده هست.

محمد بن اسماعيل بخارى مى‌نايشانسد:

وَجَمَعَ عبد اللَّهِ بن جَعْفَرٍ بين ابْنَةِ عَلِيٍّ وَامْرَأَةِ عَلِيٍّ.

عبد الله بن جعفر با همسر علي و دختر علي هموقت ازدواج کرد.

البخاري الجعفي، محمد بن إسماعيل أبو عبدالله (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري، ج 5، ص 1963، كِتَاب النِّكَاحِ، بَاب ما يَحِلُّ من النِّسَاءِ وما يَحْرُمُ، تحقيق د.

مصطفى ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

ازدواج عمر و ام کلثوم

در شرح اين روايت، برخى از عالمان اهل سنت اين دختر را زينب معرفى کرده‌اند:

وَجمع عبد الله بن جَعْفَر بَين بنت عَليّ وَامْرَأَته أما امْرَأَة عَليّ فَهِيَ ليلى بنت مَسْعُود وَأما بنته فَهِيَ زَيْنَب

عبد الله بن جعفر با يكى از همسران علي و دختر او ازدواج كرد.

اما همسر او ليلى بنت مسعود و دخترش زينب بود.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852هـ)، هدي الساري مقدمة فتح الباري شرح صحيح البخاري، ج 1، ص 321، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، محب الدين الخطيب، ناشر: دار المعرفة - بيروت – 1379هـ.

ازدواج عمر و ام کلثوم

عده‌اى نيز او را امّ‌كلثوم معرفى کرده‌اند:

1011 - حَدَّثَنَا سَعِيدٌ، نا جَرِيرُ بْنُ عَبْدِ الْحَمِيدِ، عَنْ قُثَمَ مَوْلَى آلِ الْعَبَّاسِ قَالَ: جَمَعَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ بَيْنَ لَيْلَى بِنْتِ مَسْعُودٍ النَّهْشَلِيَّةِ، وَكَانَتِ امْرَأَةَ عَلِيٍّ، وَبَيْنَ أُمِّ كُلْثُومٍ بِنْتِ عَلِيٍّ لِفَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ، فَكَانَتَا امْرَأَتَيْهِ

عبد الله بن جعفر بين ليلى دختر مسعود نهشلى كه در وقتى همسر علي بود و بين دخترش امّ‌كلثوم فرزند فاطمه يادگار رسول خدا (صلی الله علیه وآله) جمع كرد و هر دو در يك وقت همسران عبد الله بودند.

الخراساني، سعيد بن منصور (متوفاي227هـ)، سنن سعيد بن منصور، ج 1، ص 286، ح1011، تحقيق: حبيب الرحمن الأعظمي، ناشر: الدار السلفية - الهند، الطبعة: الأولى، 1403هـ ـ 1982م .

ازدواج عمر و ام کلثوم

سند اين روايت كاملا صحيح هست.

ابن حجر پس از نقل اين روايت مى‌گايشاند:

وَقَالَ بن سِيرِينَ لَا بَأْسَ بِهِ وَصَلَهُ سَعِيدُ بْنُ مَنْصُور عَنهُ بِسَنَد صَحِيح

اين حديث ايرادى ندارد؛ چون سعيد بن منصور اون را با سند صحيح نقل كرده هست.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852 هـ)، فتح الباري شرح صحيح البخاري، ج 9، ص 155، تحقيق: محب الدين الخطيب، ناشر: دار المعرفة - بيروت.

ازدواج عمر با ام کلثوم

و پسر احمد بن حنبل نيز اين دختر را امّ‌كلثوم مى‌داند:

كانت عند عبد الله بن جعفر أم كلثوم بنت علي وليلى بنت مسعود وامرأة علي النهشلية.

امّ‌كلثوم دختر علي و ليلى دختر مسعود نهشلى كه وقتى همسر علي بوده هست،‌ هموقت در خانه عبد الله بن جعفر و همسران وى بوده‌اند.

عبد الله بن أحمد بن حنبل (متوفاي290 هـ)، مسائل أحمد بن حنبل رواية ابنه عبد الله ج 1، ص 349، تحقيق: زهير الشاايشانش، ناشر: المكتب الإسلامي - بيروت، الطبعة: الأولى، 1401هـ ـ 1981م .

ازدواج عمر و ام کلثوم

و بيهقى نيز در دو كتاب خود نام همسر عبد الله بن جعفر را امّ‌كلثوم آورده هست:

13856 - أَخْبَرَنَاهُ أَبُو حَازِمٍ الْحَافِظُ قَالَ: أَخْبَرَنَا أَبُو الْفَضْلِ بْنُ خُمَيْرَوَيِهِ قَالَ: حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ نَجْدَةَ قَالَ: حَدَّثَنَا سَعِيدُ بْنُ مَنْصُورٍ قَالَ: حَدَّثَنَا جَرِيرُ بْنُ عَبْدِ الْحَمِيدِ، عَنْ مُغِيرَةَ، عَنْ قُثَمٍ مَوْلَى الْعَبَّاسِ قَالَ: «جَمَعَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ بَيْنَ لَيْلَى بِنْتِ مَسْعُودٍ النَّهْشَلِيَّةِ وَكَانَتِ امْرَأَةُ عَلِيٍّ وَبَيْنَ أُمِّ كُلْثُومٍ بِنْتِ عَلِيٍّ لِفَاطِمَةَ فَكَانَتَا امْرَأَتَيْهِ»

عبد الله بن جعفر بين ليلى دختر مسعود نهشلى كه پيش از اون همسر علي بود و بين دخترش امّ‌كلثوم فرزند علي از فاطمه جمع كرد و هر دو در يك وقت همسران عبد الله بودند.

البيهقي، أحمد بن الحسين بن علي بن موسى أبو بكر (متوفاي458هـ)، معرفة السنن والآثار عن الامام أبي عبد الله محمد بن أدريس الشافعي، ج 5، ص 294، تحقيق: سيد كسرايشان حسن، ناشر: دار الكتب العلمية ـ بيروت.

البيهقي، أحمد بن الحسين بن علي بن موسى أبو بكر (متوفاي458هـ)، سنن البيهقي الكبرى، ج 7، ص 167، ناشر: مكتبة دار الباز - مكة المكرمة، تحقيق: محمد عبد القادر عطا، 1414 - 1994.



ازدواج عمر و ام کلثوم

جواب اهل سنت به اين تعارض:

در جمع بين اين دو روايت عالمان اهل سنت ـ چون مى‌دانسته‌اند اگر زينب را همان امّ‌كلثوم معرفى نمايند، دچار مشکل مى‌شوند ـ توجيه شفرمود‌آور و صد البته غير قابل قبولى كرده‌اند.

با اين دو خواهر يكي پس از ديگري ازدواج كرده هست:

ابن حجر عسقلانى مى‌نايشانسد:

وَلَا تَعَارُضَ بَيْنَ الرِّوَايَتَيْنِ فِي زَيْنَبَ وَأُمِّ كُلْثُومٍ لِأَنَّهُ تَزَوَّجَهُمَا وَاحِدَةً بَعْدَ أُخْرَى مَعَ بَقَاءِ لَيْلَى فِي عِصْمَتِهِ

منافاتى بين دو روايت نيست که در يکى زينب و در ديگرى‌ام کلثوم آمده هست؛ زيرا عبد الله بن جعفر با هر يك پس از ديگرى ازدواج کرد (نه اينکه در وقت واحد با دو خواهر ازدواج کرده باشد).

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852 هـ)، فتح الباري شرح صحيح البخاري، ج 9، ص 155، تحقيق: محب الدين الخطيب، ناشر: دار المعرفة - بيروت.

ازدواج عمر و ام کلثوم

اين سخن دو احتمال بيشتر ندارد، يا در ابتدا با حضرت زينب سلام الله عليها ازدواج كرده هست و پس از اون حضرت با امّ‌كلثوم، و يا در ابتدا با امّ‌كلثوم و سپس با حضرت زينب (سلام الله عليها)؛ تفسير اول، همان جواب هايى هست كه در ادامه از اهل سنت نقل خواهد شد؛‌ اما تفسير دوم، جداى از تعارض با تصريح عالمان اهل سنت به معنى اول، اشكالات ديگرى نيز دارد.

طبق نظر مشهور اهل سنت، حضرت امّ‌كلثوم، در وقت حيات امام حسن عليه السلام از دنيا رفته هست و تا اون وقت به عنوان همسر عبد الله بن جعفر به شمار مى آمده هست؛ بنابراين ازدواج عبد الله بن جعفر با حضرت زينب، در وقت اميرمؤمنان ممكن نيست؛ زيرا جمع بين اختين مى شود؛ اما طبق روايات اهل سنت، عبد الله بن جعفر در وقت حيات اون حضرت، همسر حضرت زينب سلام الله عليها بوده هست.

ابوبكر آجرى ذيل نقل ماجراى كشته شدن ابن ملجم مى گايشاند:

فَعَجِلَ عَلَيْهِ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ , وَكَانَتْ زَيْنَبُ بِنْتُ عَلِيٍّ تَحْتَهُ

عبد الله بن جعفر كه زينب در اون وقت همسر او بود، به قتل ابن ملجم اقدام كرد.

الآجري، أبي بكر محمد بن الحسين (متوفاي360هـ، الشريعة، ج 4، ص 2108، تحقيق الدكتور عبد الله بن عمر بن سليمان الدميجي، ناشر: دار الوطن - الرياض / السعودية، الطبعة: الثانية، 1420 هـ - 1999 م.

ازدواج عمر و ام کلثوم

اين جواب ابن حجر با سخنان ديگر عالمان اهل سنت كه فرموده‌اند عبد الله بن جعفر پس از طلاق دادن حضرت زينب يا از دنيا رفتن ايشان با امّ‌كلثوم ازدواج كرد، در تعارض هست.

زينب را طلاق داد و با ام كلثوم ازدواج كرد!!!

برخى ادعا كرده‌اند كه عبد الله بن جعفر، حضرت زينب سلام الله عليها را طلاق داد و سپس با امّ‌كلثوم ازدواج كرد.

ابن حزم ظاهرى فرموده هست :

وتزوج أم كلثوم بنت علي بن أبي طالب، بنت بنت رسول الله - صلى الله عليه وسلم - عمر بن الخطاب، فولدت له زيداً لم يعقب، ورقية؛ ثم خلف عليها بعد عمر - رضي الله عنه - عون بن جعفر بن أبي طالب؛ ثم خلف عليها بعده محمد بن جعفر بن أبي طالب؛ ثم خلف عليها بعده عبد الله بن جعفر ابن أبي طالب، بعد طلاقه لأختها زينب.

عمر با امّ‌كلثوم دختر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) ازدواج كرد كه نتيجه اون فرزندى به نام زيد و رقيه بود.

سپس پس از عمر عون بن جعفر بن ابوطالب با وى ازدواج كرد و پس از اون محمد بن جعفر بن ابوطالب و سرانجام عبد الله بن جعفر بن ابوطالب پس از طلاق دادن خواهر امّ‌كلثوم؛ يعنى زينب با وى ازدواج كرد.

إبن حزم الظاهري، علي بن أحمد بن سعيد أبو محمد (متوفاي456هـ)، جمهرة أنساب العرب، ج 1، ص 38، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1424 هـ ـ 2003م

ازدواج عمر با ام کلثوم

در حالى كه طبق روايات شيعه و سنى عبد الله بن جعفر در وقت حيات امير مؤمنان با حضرت زينب ازدواج کرده هست (يكى از اين شواهد روايت ابوبكر آجرى هست كه در قسمت پيش گذشت) و تا آخر عمر حضرت زينب، يعنى تا پس از شهادت امام حسين عليه السلام (سال 61هـ) همسر عبد الله بوده هست.

البته شايد، امّ‌كلثوم دو باره زنده شده باشد و با عبد الله ازدواج كرده باشد!!!.

بيهقى در باره وفات حضرت زينب سلام الله عليها مى نايشانسد:

فَأَمَّا زَيْنَبُ فَتَزَوَّجَهَا عَبْدُ اللهِ بْنُ جَعْفَرٍ فَمَاتَتْ عِنْدَهُ

زينب، عبد الله بن جعفر با او ازدواج كرد و تا زنده بود، همسر او بود.

البيهقي، أبي بكر أحمد بن الحسين بن علي (متوفاي458هـ)، دلائل النبوة، ج 7، ص 283، طبق برنامه الجامع الكبير؛

البيهقي، أحمد بن الحسين بن علي بن موسى أبو بكر (متوفاي 458هـ)، سنن البيهقي الكبرى، ج 7، ص 70، الرقم 13201، ناشر: مكتبة دار الباز - مكة المكرمة، تحقيق: محمد عبد القادر عطا، 1414 – 1994؛

ابن عساكر الدمشقي الشافعي، أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله،(متوفاي571هـ)، تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل، ج 69، ص 176، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ناشر: دار الفكر - بيروت - 1995.

ازدواج عمر با ام کلثوم

بنابراين، اين ادعا كه عبد الله بن جعفر حضرت زينب سلام الله عليها را طلاق داده و سپس با امّ‌كلثوم ازدواج كرده هست، صحيح نمى باشد.

پس از وفات زينب با ام كلثوم ازدواج كرد!!!

عينى در عمدة القاري، مشكل را اين گونه حل كرده هست:

أَن ابْن جَعْفَر تزوج زَيْنَب بنت عَليّ وَتزَوج مَعهَا امْرَأَته ليلى بنت مَسْعُود، وَقَالَ ابْن سعد: فَلَمَّا توفيت زَيْنَب تزوج بعْدهَا أم كُلْثُوم بنت عَليّ بنت فَاطِمَة، رَضِي الله تَعَالَى عَنْهُم.

عبد الله بن جعفر با زينب دختر علي و همسرش ليلى ازدواج كرد.

ابن سعد مى گايشاند: هنگامى كه زينب از دنيا رفت با امّ‌كلثوم دختر علي و فاطمه ازدواج كرد.

العيني، بدر الدين محمود بن أحمد (متوفاي 855هـ)، عمدة القاري شرح صحيح البخاري، ج 20، ص 101، ناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت.

ازدواج عمر و ا م کلثوم

در حالى كه طبق روايات اهل سنت و طبق نظر کسانى که امّ‌كلثوم را غير از زينب مى‌دانند، امّ‌كلثومى كه با عمر ازدواج كرده،‌ پيش از حضرت زينب و در وقت حيات امام حسن عليه السلام در مدينه و به همراه فرزندش زيد از دنيا رفته هست و امام حسن و امام حسين عليهما السلام بر جنازه اون دو نماز خوانده‌اند.

محمد بن حبيب بغدادى در المنمق و ابن عساكر دمشقى در تاريخ مدينة دمشق و صفدى در الوافى فى الوفيات مى‌نايشانسند:

وقد ذكر بعض أهل العلم أنه وأمه أم كلثوم بنت علي بن أبي طالب رحمة الله عليهم وكانت تحت عبد الله بن جعفر بن أبي طالب عليه مرضاً جميعاً وثقلاً ونزل بهما وأن رجالاً مشوا بينهما لينظروا أيهما يموت قبل صاحبه فيرث منه الآخر وأنهما قبضا في ساعة واحدة ولم يدر أيهما قبض قبل صاحبه فلم يتوارثا.

بعضى از اهل علم فرموده‌اند كه او و مادرش امّ‌كلثوم دختر علي بن ابى طالب (رحمة الله عليهم) بود كه در اون وقت همسر عبد الله بن جعفر بود هر دو مريض شده و در يك وقت از دنيا رفتند.

عده اى بين خانه اون دو در رفت و آمد بودند تا ببينند كه كداميك پيش از ديگرى مى ميرد، تا ديگرى از او ارث ببرد؛ اما اون دو در يك وقت مردند و ندانستند كه كداميك زودتر مرده هست و به همين سبب از هم ارث نبردند.

المنمق في أخبار قريش ج1 ص312 المؤلف: محمد بن حبيب بن أمية بن عمرو الهاشمي، بالولاء، أبو جعفر البغدادي (المتوفى: 245هـ)، المحقق: خورشيد أحمد فاروق، الناشر: عالم الكتب، بيروت، الطبعة: الأولى، 1405 هـ - 1985 م، عدد الأجزاء: 1.

تاريخ دمشق ج19 ص487 المؤلف: أبو القاسم علي بن الحسن بن هبة الله المعروف بابن عساكر (المتوفى: 571هـ)، المحقق: عمرو بن غرامة العمرايشان، الناشر: دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع، عام النشر: 1415 هـ - 1995 م، عدد الأجزاء: 80 (74 و 6 مجلدات فهارس).

الوافي بالوفيات ج15 ص24 المؤلف: صلاح الدين خليل بن أيبك بن عبد الله الصفدي (المتوفى: 764هـ)، المحقق: أحمد الأرناؤوط وتركي مصطفى، الناشر: دار إحياء التراث - بيروت، عام النشر:1420هـ- 2000م، عدد الأجزاء: 29.

ازدواج عمر با ام کلثوم

محمد بن سعد در الطبقات الكبرى، سه روايت در اين باره نقل مى‌كند:

أَخْبَرَنَا عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ مُوسَى، قَالَ: أَخْبَرَنَا إِسْرَائِيلُ، عَنْ أَبِي حُصَيْنٍ، عَنْ عَامِرٍ، عَنِ ابْنِ عُمَرَ، أَنَّهُ صَلَّى عَلَى أُمِّ كُلْثُومٍ بِنْتِ عَلِيٍّ وَابْنِهَا زَيْدٍ وَجَعَلَهُ مِمَّا يَلِيهِ وَكَبَّرَ عَلَيْهِمَا أَرْبَعًا.

أَخْبَرَنَا وَكِيعُ بْنُ الْجَرَّاحِ، عَنْ زَيْدِ بْنِ حَبِيبٍ، عَنِ الشَّعْبِيِّ بِمِثْلِهِ وَزَادَ فِيهِ: وَخَلْفَهُ الْحَسَنُ وَالْحُسَيْنُ ابْنَا عَلِيٍّ وَمُحَمَّدُ ابْنُ الْحَنَفِيَّةِ وَعَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَبَّاسٍ وَعَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ.

أَخْبَرَنَا عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ مُوسَى، أَخْبَرَنَا إِسْرَائِيلُ، عَنْ جَابِرٍ، عَنْ عَامِرٍ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ، أَنَّهُ كَبَّرَ عَلَى زَيْدِ بْنِ عُمَرَ بْنِ الْخَطَّابِ أَرْبَعًا وَخَلْفَهُ الْحَسَنُ وَالْحُسَيْنُ وَلَوْ عَلِمَ أَنَّهُ خَيْرٌ أَنْ يَزِيدَهُ زَادَهُ.

عبد الله بن عمر بر امّ‌كلثوم دختر علي و فرزندش زيد نماز خواند و چهار تكبير فرمود و نيز روايت ديگرى اضافه بر اون آمده هست كه حسن،‌ حسين،‌ محمد حنفيه،‌ ابن عباس و عبد الله بن جعفر به امامت عبد الله بن عمر نماز خواندند.

أخبرنا عبيد الله بن موسى أخبرنا إسرائيل عن السدي عن عبد الله البهي قال شهدت بن عمر صلى على أم كلثوم وزيد بن عمر بن الخطاب فجعل زيدا فيما يلي الإمام وشهد ذلك حسن وحسين.

عبد الله الهبى مى‌گايشاند: من نماز خواند عبد الله بن عمر را بر امّ‌كلثوم و فرزندش زيد ديدم و نيز حسن و حسين شاهد نماز مطالعهوى بر اون دو نفر بودند.

الزهري، محمد بن سعد بن منيع أبو عبدالله البصري (متوفاي230هـ)، الطبقات الكبرى، ج 8، ص 464، ناشر: دار صادر - بيروت.

ازدواج عمر و ام کلثوم

ذهبى در تاريخ الإسلام مى‌نايشانسد كه سعيد بن عاص كه در اون وقت امير مدينه بود‌، بر جنازه امّ‌كلثوم نماز خوانده هست:

وَقَالَ حماد بن سلمة، عن عمار بن أبي عمار، إن أم كلثوم وزيد بن عمر ماتا فكفنا، وصلى عليهما سَعِيد بن العاص، يعني إذ كَانَ أمير المدينة

و حماد بن سلمه از عمار بن ابى عمار روايت كرده هست كه ام‌كثوم و زيد هر دو مرده و با هم كفن شده و بر اون دو در وقت سعيد بن عاص نماز خوانده شد، يعنى هنگامى كه سعيد بن عاص امير مدينه بود.

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام، ج 4، ص 138، تحقيق د.

عمر عبد السلام تدمرى، ناشر: دار الكتاب العربي - لبنان/ بيروت، الطبعة: الأولى، 1407هـ - 1987م.

ازدواج عمر و ام کلثوم

در حالى كه سعيد بن عاص در وقت معاايشانه امير مدينه بوده و سال 59هـ از دنيا رفته هست.

ذهبى در حوادث اين سال مى‌نايشانسد:

[حَوَادِثُ] سَنَة تسع وخمسين فِيهَا تُوُفِّيَ: سَعِيد بن العاص الأمايشان، عَلَى الصحيح.

بنا به نقل صحيح،‌ سعيد بن عاص اموى در سال 59هـ از دنيا رفت.

الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، تاريخ الإسلام ووفيات المشاهير والأعلام، ج 4، ص 165، تحقيق د.

عمر عبد السلام تدمرى، ناشر: دار الكتاب العربي - لبنان/ بيروت، الطبعة: الأولى، 1407هـ - 1987م.

ازدواج عمر با ام کلثوم

بنابراين، ازدواج با امّ‌كلثوم‌ پس از رحلت حضرت زينب سلام الله عليها كه در كربلا نيز حضور داشته هست، به معنى زنده شدن دوباره امّ‌كلثوم، پس از ماجراى كربلا هست!!!


منبع سایت : سنت دات نت


66 out of 100 based on 31 user ratings 356 reviews