حکم لواط در مسلک بهایی


حکم لواط در مسلک بهایی



حکم لواط در مسلک بهایی
سلام

حکم لواط در مسلک بهایی
اين موضوع در ميان بهائيان از جهت حکم مبهم و مجهول است.
ميرزا بهاء در کتاب خود که رسما براي بيان حدود و احکام تأليف کرده است: در مقام ذکر حکم و بيان حد آن ساکت مانده است.
در اقدس (ص 30 س 10) مي گويد:
«قد حرمت عليکم ازواج آبائکم انا نستحيي ان نذکر حکم الغلمان اتقوا الرحمن يا ملأ الامکان و لا ترتکبوا ما نهيتم عنه في هذا اللوح»
حرام شده است بر شما زنهاي پدران شما و ما حياء مي‏کنيم که حکم غلمان را ذکر کنيم پرهيز کنيد از خداوند و مرتکب نشويد آنچه را که در اين کتاب از آن ممنوع شده‏ايد. 1
از اين عبارت بقرائن چندي جواز لواط فهميده مي‏شود:

1 - اگر آورنده حکم و آفريننده جهانيان از ذکر حکمي خجالت بکشد: پس تکليف مردم وظيفه‏شناس چيست؟

2 - جناب ميرزا از بيان حکم زناء و ازدواج آباء (و صدها مطالب ديگري که موجب انفعال و شرمندگي بشر است) حياء نکرده است، براي چه در موضوع لواط خجالت کشيده، و حکم آن را بيان نمي‏کند.

3 - حياء و خجالت کشيدن از قبح عمل ناشي مي‏شود، و چون عمل لواط در ميان مردم قبيح است. جناب ميرزا از بيان حکم اباحه‏ي آن خجل شده است، و اگر مي‏خواست تحريم کند: جاي خجلت و حياء نبوده است.

4 - و بالاخره از اين عمل در کتاب اقدس نهي نشده است، و به موجب عبارت (لا ترتکبوا ما نهيتم عنه في هذا اللوح) ارتکاب اين عمل براي پيروان بهاء ممنوع و منهي نخواهد بود.

اما عبد الحمید اشراق خاوری در کتاب (گنجينه‏ي احکام، ص 267)می گوید این عمل حرام است.
وی در مقام استدلال به حرمت لواط مي‏گويد: در لوح مبارک از قلم اعلي نازل:
«قل قد حرم عليکم الزنا و اللواط و الخيانة ان اجتنبوا يا معشر المقبلين تالله قد خلقتم لتطهير العالم عن رجس الهوي»2
بگوي که حرام شده است بر شما زنا و لواط خيانت کردن پرهيز کردن اي جماعت اقبال کنندگان که شما آفريده شده‏ايد براي پاک کردن جهان از رجس هوي پرستي.
سپس از رساله‏ي سؤال و جواب نقل مي‏کند - س - از حد زنا و لواط و سارق و مقادير آن؟ ج تعيين مقادير حد به بيت العدل راجع است.
البته اگر از اين دو قسمت حرمت لواط در مقابل کلام صريح اقدس فهميده بشود: نمی توان گفت که آنها قائل به اباحۀ لواطند، ولي به هر حال، سوء تعبير و ابهام در جمله‏ي (نستحيي ان نذکر) باقي بوده و برطرف نمی شود.
3

(1). اقدس، صفحه 30، سطر 10.
(2). گنجینه ی احکام، ص 267.
(3). گرد آوري از کتاب: محاکمه و بررسی در عقاید و احکام و آداب و تاریخ باب و بهاء، مصطفوی، حسن، مرکز نشر آثار علامه مصطفوي، تهران، ١٣٨۶، ج 2، ص 203.



سخنان سخیفانه بزرگان مسیحی در مورد زن !

1:


ازدواج با محارم
ازدواج با زن پدر حرام هست و حکم بقیه محارم بیان نشده هست، در اقدس، چنین آمده هست:
" قد حرمت علیکم ازواج آبائکم...".


سلام-چرا امام حسين(ع) كسي رامجبوربه پذيرش بيعت و حضور دركربلا نكرد؟
تنها همسران پدرتان بر شما حرام شدند(نه مادر).

(اقدس ص 30 س 10.)

اگر چه بهائیان حکمی را که بیان نشده به بیت العدل حواله می دهند، بیت العدل نیز تصمیم در این باره را به عهده خود افراد می داند:"تصمیم گیری در این مورد به عهده خود نفوس مومنه محول شد و در ادامه آمده هست؛ اون معهد اعلی هنوز موقعیت را برای صدور قوانین تکمیلی راجع به ازدواج با اقارب مقتضی نمی داند" .


ایا تعیین قطعی زمان ظهور از طرف عده ای حقیقت دارد؟

(انوار هدایت صفحه 487 حکم 1289 در موضوع ازدواج.)
ممکن هست بهائیان بگویند: بین اقارب و محارم تفاوت هست و نیز بهاییان ایران به واسطه عرف ایران این عمل شنیع را انجام ندهند،اما اینکه این مطلب در کتب اونان موجود هست قابل انکار نیست.


احمد غزالی
نظر نهائی را در این باره عبدالبهاء، در کتاب مائده آسمانی ارائه می کند و بیان می دارد هر اونچه حکمش بیان نشده حلال هست، وی می گوید:
" عدم ذکر در الواح الهی نفس جواز هست زيرا منهی از نصوص هستنباط ميشود.
(عبدالحمید اشراق خاوری،مائده آسمانی ، موسسه چاپ مطبوعات امری،129 بدیع ،ج 2 ،ص 42.)


یهودا و زنا با عروسش و دستور سوزاندن او

2:

چه حرف ها !!

دیانت بهایی و نگرش به همجنسگرایی
بند 107 کتاب مستطاب اقدس غلمان یا رابطه جنسی میان مردان را رد کرده هست .


توهین ابن عثیمین وهابی به فاطمه زهرا (س )
در تبیین این حکم از حضرت ولی امرالله می خوانیم : مراد تحریم همه نوع روابط جنسی میان افراد همجنس هست .


اباحه گری مسیحیت عامل رشد گمراهی و جنایت ؟
در سایر بیانات طلعات مقدسه نیز همواره همجنسگرایی مردود شمرده شده هست .


عایشه همسر پیامبر
با این وجود به نظر می رسد که این آیین مبین همواره حساب همجنسگرایی را از لواط و مساحقه دور کرده هست .

به عبارت دیگر از نظر دیانت بهایی همجنسگرایان افرادی هستند که بر پايه یک انحراف طبیعی در مکانیسم بدن خود به سمت این قبیل گرایشات سوق داده شده اند حال اونکه لواط و اعمالی از این دست همواره در ردیف گناهان شناخته شده و محکوم گشته هست .

تا اونجا که حضرت بهاالله تعیین مقادیر حد زنا و لواط را به بیت العدل محول فرموده اند .

در ترجمه توقیعی از حضرت ولی امرالله می خوانیم : " هر قدر عشق و محبت بین دو همجنس شدید و خالص باشد ، اگر به روابط جنسی منجر گردد نادرست و خطاست و اگر فرموده شود که این روابط کمال مطلوب عشق و محبت هست چنین ادعایی عذری هست نامقبول .

حضرت بهاالله هر نوع انحراف و فساد اخلاقی را به کلی تحریم فرموده اند و نیز رابطه ای نامشروع بین دو همجنس را علاوه بر اونکه خلاف طبیعت هست از انحرافات اخلاقی محسوب فرموده اند .

ابتلا به چنین بلیه ای ثقلی عظیم بر روح هر فرد با وجدانی تحمیل می کند اما نفوس مبتلا قادرند که با مشاوره و مساعدت اطبا و سعی و اراده راسخ و دعا و مناجات بر این ضعف و مشکل فائق آیند

این بیان مبارک به خوبی نظر دیانت بهایی را راجع به همجنسگرایی به ما نشان می دهد :
1- دیانت بهایی می پذیرد که ممکن هست عشق و محبت بین دو همجنس شدید و خالص باشد ( هر قدر عشق و محبت بین دو همجنس شدید و خالص باشد
2- دیانت بهایی رابطه جنسی میان همجنس را در هر صورت منع می کند اما منکر این نیز نمی شود که ممکن هست فرد به این بلیه مبتلا باشد
3- دیانت بهایی بر لزوم درمان این افراد تاکید می کند و چنانکه دیدیم این درمان را هم دارای جنبه مادی و هم بعد فرامادی می داند

3:

حالا آیین بهایی ممکنه هزار و یک ایراد داشته باشه ، اما این جوری نتیجه گیری هم مغرضانه هست وقتی خودشون در این مورد نظر دیگه ای دادن و نفرمودن مجازه !! حداقل صداقت در فرمودار داشته باشید ...

در کتاب اقدس ازدواج با زن پدر حرام گردیده هست.

بهاءالله و نیز عبدالبهاء تعیین حلال و حرام بودن ازدواج با خویشاوندان و تعیین طبقات محارم را راجع به بیت العدل اعظم نموده اند.[۱۷] [۱۸] در بارۀ علت و حکمت ارجاع این موضوع و نیز شماری دیگر از احکام کتاب اقدس به بیت العدل اعظم در آینده، در مقدمۀ اون کتاب آمده هست که "احکام نازله در کتاب اقدس هسته مرکزی قوانين متنوّعه وسيعه‌ای هست که در قرون آتيه به منصّۀ ظهور خواهد رسيد" و ضمن اشاره به "ضرورت انعطاف و عدم تصلّب و انجماد" در نظام احکام آئین بهائی، توضیح داده شده که "بعضی از احکام کتاب مستطاب اقدس مخصوص جامعه‌ای نازل شده که مقدّر هست به مرور وقت به وجود آيد." چنانکه عبدالبهاء در توضيح اون بیان داشته: "مسائل کلّيه که پايه شريعت­ُ اللّه هست منصوص هست ولی متفرّعات راجع به بيت­ العدل و حکمت اين هست که وقت بر يک منوال نماند تغيّر و تبدّل از خصايص و لوازم امکان و وقت و مکان هست لهذا بيت ­العدل به مقتضای اين مجری می ­نمايد..."[۱۹] [۲۰]

علاوه بر توضیح فوق، از جمله علل خاصِّ ارجاع موضوع تعیین مصادیق حلال و حرام ازدواج با خویشان و مشخص نمودن طبقات محرّمات به بیت العدل اعظم، تشریع [قانونگذاری] موارد مزبور از جمله بر پايه قواعِدِ مدنی و اجتماعی و مقتضایِ علم پزشکی و حِکمَت و اِستعدادِ طبیعتِ بشر هست.[۲۱] [۲۲]
بر همین پايه عبدالبهاء بهائیان را سفارش می‌کند هر چه ازدواج با دورتر واقع شود، جامعۀ بشری بیشتر به هم نزدیک می‌شوند و این عاملی مهم در رسیدن به صلح عمومی و وحدت عالم انسانی هست که پايه ی‌ترین هدف دین بهائی می‌باشد.

و اضافه می نماید از لحاظ علمی و پزشکی هم ثابت شده‌است ازدواج با دور موجب سلامت و زیبائی و قوی تر شدن نسل بشر می‌گردد.

چنانکه می گوید در ازدواج "هر چه دورتر موافق تر زیرا بُعدِ نسب و خویشی بین زوج و زوجه مَدارِ صحّت بنیۀ بشر و اسباب الفت بین نوع انسانیست."[۲۳]

در همین راستا، از اونجا که بهائیان هم اکنون در کشورهای مختلف جهان[۲۴] [۲۵] که دارای عقاید متفاوت مذهبی و قوانین مختلف مدنی در خصوص حلال و حرام یا قانونی و غیر قانونی بودن ازدواج با خویشاوندان و محارم[۲۶] زندگی می نمايند، اونان با در نظر گرفتن و رعایت همۀ آموزه ها و احکام دینیشان، تا قبل از صدور قوانین تکمیلی در این خصوص، از جمله ناظر به این بیان بیت العدل اعظم در پیام مورّخ ۱۵ ژانویه ۱۹۸۱ هستند:
شما راجع به محدودیّت های حاکم بر ازدواج با اقارب، سوای موردی که ازدواج با زن پدر را ممنوع می‌سازد، سؤال کرده‌اید بیت العدل همچنین خواسته‌اند به اطلاع شما برسانیم که اون معهد اعلی، هنوز موقعیتّ را برای صدور قوانین تکمیلی راجع به ازدواج با اقارب، مقتضی نمی دانند.

بنابر این در حال حاضر تصمیم گیری در این مورد به عهده خود نفوس مؤمنه محوّل شده که البتّه در این مورد، بایستی از قوانین مدنی نیز تبعیّت نمايند.

در این زمینه، همچنین، آداب و رسوم غالب و جاری در کشورهای مختلف نیز، بایستی بنحوی که تأثیر و انعکاس منفی و مضرّ نسبت به مصالح امر الهی [دین بهائی] نداشته باشد، مورد توجّه قرارگیرد.

4:

نوشته اصلي بوسيله anarchy نمايش نوشته ها
حالا آیین بهایی ممکنه هزار و یک ایراد داشته باشه ، اما این جوری نتیجه گیری هم مغرضانه هست وقتی خودشون در این مورد نظر دیگه ای دادن و نفرمودن مجازه !! حداقل صداقت در فرمودار داشته باشید ...


با سلام
بارها ذکر کرده ایم که ویکی پدیا منبع مستندی نیست که به ان تکیه کرده اید !!اما انگار اینجا عده ای علاقه زیادی به وکی پدیا دارند !!

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7...C#cite_note-20
بله از این ببعد در مورد بهائیت سخن زیاد خواهیم فرمود تا به دوستان این فرقه ضاله را بیشتر بشناسند
شما چرا نگران شده اید ؟؟؟؟


عدم وجود حکم لواط با غلامان و پسر بچه ها:


انا نستحیی ان نذکر حکم الغلمان ( کتاب اقدس صفحه 30)


این پیامبر جدید می گوید من خجالت می کشم که حکم لواط را بیان کنم.
بهر حال اگر یک بهائی مرتکب عمل زشت و نا پسند لواط و همجنس بازی گردید حکم مجازات وی در بهائیت چیست؟
جامعه نوین بشری که طالب عدالت و صلح هست تکلیفش چیست؟
و با مفاسد اخلاقی ناشی از همجنس بازی چه باید بکند؟



http://makarem.ir/main.aspx?typeinfo...045&mid=245537


.


5:

ویکی پدیا بنا به منابعی که بهش لینک شده اعتبار داره !! این نکته اول جهت آموزش شما ...

..


نگران بهاییت نیستم ، نگران انتشار دروغ توسط شما هستم !!

6:

سلام
آیا آواتار شما عکس رئیس داعش هست؟ اگر بله، آیا ارادتی نسبت به ایشان دارید؟
نظرتان در مورد حکم اسلام در مورد لواط چیست؟ آتش زدن و زنده سوزاندن یک انسان، به هر دلیلی که باشد اخلاقی هست؟

7:

با سلام

..


شما از خود کتابهای بهائیت سخنتان را ثابت کنید
اما حالا که چنگ به ویکی پدیا می اندازید خوب هست برای اولین بار در مورد وبگاه ویکی پدیا بدانید
ویکی معمولا به انواعی از وب‌گاه‌ها فرموده می‌شود که به تمام بازدیدنمايندگانش، بعضی اوقات حتی بدون نیاز به ثبت نام در وب‌گاه، اجازهٔ ویرایش، اضافه کردن، یا حذف مطالب را می‌دهد.


همچنین به برنامه‌های کامپیوتری که برپایی چنین وب‌گاه‌هایی را ممکن می‌سازند، ویکی فرموده می‌شود." ویکی پدیا چهره غالبی از انوع ویکی هاست.
ویکی های دیگری از جمله ویکی مپیا یا ویکی صدا نیز وجود دارد."ویکی‌پدیا یک محتوای آزاد هست که هر کسی می‌تواند اون را تغییر دهد، ویرایش کند، هستفاده و توزیع کند."
مطالب منتشر شده در ویکی پدیا عموماً داوری، بازنگری و بازخوانی نمی شوند تنها ممکن هست شخصی بنا به سلیقه و نظر شخصی خود اون را تغییر دهد.


عبارتی را به تعریفی بیفزاید یا عبارتی را از اون کم کند.


کمتر اتفاق می افتد که لیستی متقن و قابل توجهی از منابع هستنادی در پایان نوشته ها و نگارشات موجود در این وبگاه ها ذکر شود.


در اغلب موارد نویسنده صرفاً نظر شخصی خود را بازتاب می دهد. نویسندگان مطالب موجود در این وبگاه ها، لزوماً متخصص یا متخصص موضوعی نیستند و گاهی ممکن هست یک جانبه و با نگاهی سوگیرانه در خصوص مطلبی قلم فرسایی نمايند.
مطالب موجود در این وبگاه ها، ماندگاری وقتی ندارد و از انجائیکه محیطی پویا هستند مدام مطالب تغییر می کند و ثبات نگارشی ندارند.

8:

سلام
من هر مطلبی که در ویکی پدیا خواندم درست بوده
الان کجای این مطالب در این مورد نادرست هست؟

https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%84%D9%88%D8%A7%D8%B7

بهتره در مورد لواطی در بین پسران مسلمان امروز ایرانی بگی که خیلی هم زیاد شده!

9:


با سلام
موضوع تاپیک حکم لواط و احکام کثیف در فرقه ضاله بهائیت هست اگر موضوع خاصی مد نظرتان هست ایجاد تاپیک کنید در خدمتم

اگر در این موضوع سخنی دارید میشنویم

10:



با سلام
آقای الميرزا حسين علي النوري المازندراني ملقب بلقب (بهاء الله) خود اعتراف جالبی دارد !
حسين علي نوري، درباره احکام همجنس گرايي، ازدواج با محارم و زنا می نویسد:

۱. لواط: «انا نستحیی ان نذکر حکم الغلمان اتقوا الرحمن یا ملا الامکان و لا ترتکبوا ما نهیتم عنه فی اللوح و لاتکونوا فی هیماء الشهوات من الهائمین؛ ما حیاء می کنیم که حکم پسرها را ذکر کنیم. از خدا ای جماعت ممکنات پرهیز کنبد و اونچه را که در لوح (اقدس) از اون نهی شده اید مرتکب نشوید و در بیابان شهوت رانی از جمله متحیرین نباشید.»۱

خدای بهائیان خجالت می کشد درباره همجنس بازي سخن بگوید.
روشن نیست حکم لواط خجالت آورد هست یا دور اندیشی بهاء الله؛ بعيد نيست که حسين علي بهاء پیش بینی همجسگرایان را می کرد و می خواست اونان را هم جذب بهائیت کند.

۲.

ازواج با محارم:
«قد حرمت علیکم ازواج آبائکم؛ زن هاي پدرانتان بر شما حرام شده اند.»۲

بهاء در بحث ازدواج، تنها ازدواج با زن پدر را حرام می کند؛ پس ازدواج با دیگر محارم حرام نیست، همانگونه که برخی از بهائیان چنین می نمايند؛ مانند بهائي اي که در مشهد مقدس با دختر خود ازواج کرده بود.

۳.

زنا:
«قَد حَکَم الله لِکُل زان و زانیه دیه المسلمه الی بیت العدل و حی تسعه مثاقیل من ذهب و ان عادا مره اخری ادوا بِضعف الجزاء هذا ما حَکَم بِهی مالک الاسما فی الولی و فی الخری قدر لهما عذاب مهیمن؛ خدا برای هر مرد و زن زنا کاری حکم کرده هست که دیه أی به بیت العدل بپردازند و اون مقدار ۹ مثقال طلا هست؛
جریمه او برای بار دوم دوبرابر می شود؛ این هست اونچه که مالک اسماء در دنیا بدان حکم کرده هست.»۳

جالب هست که خدای بهائیان، تنها به زر اندوزی بیت العدل و تشکیلات بهائی چشم داشته هست و هیچ اهمیتی به کانون خانواده و حرمت این نظام مقدس نداده هست که می گوید:
هر که زنا کرد ۹ مثقال طلا به بیت العدل بدهد و اگر تکرار کرد دو برابر می شود.
این جمله یعنی هر که پولدارتر هست، آزادیش بیشتر هست و به هر کس بخواهد می تواند تجاوز کند.

شاید به همین خاطر هست که عبد البهاء مجبور شد از ترک تعصبات جنسی سخن بگوید، زیرا حکم زنا در بهائیت، با تعصبات جنسی سازگار نیست؛ اگر يک بهائي تعصب جنسی داشته باشد دیگر نمی تواند تحمل کند که کسی به خانواده اش تجاوز کند و او هیچ چیز نگوید…

هر انسان روشن فکري، با نگاه به اين احکام متمدنانه، از الهي بودن يا نبودن يک فرقه و مسلک آگاه مي شود، از اين رو ما به خرد خوانندگان احترام مي گذاريم تا خود تصميم بگيرند.

پانوشت:

۱.

اقدس، حسین علی نوری، ص ۶۴.
۲.

پيشين
۳.

پيشين، ص۲۱.

11:

نه برادر ...

کی از حرف های شما ناراحت میشه !!




شما از خود کتابهای بهائیت سخنتان را ثابت کنید
نگران نباشید ثابت میکنیم .

هر چند چیزی که نوشته بودم به نقل از منابع خود بهاییان بود ولی شما دقت نکردید .
اما حالا که چنگ به ویکی پدیا می اندازید خوب هست برای اولین بار در مورد وبگاه ویکی پدیا بدانید
ویکی معمولا به انواعی از وب‌گاه‌ها فرموده می‌شود که به تمام بازدیدنمايندگانش، بعضی اوقات حتی بدون نیاز به ثبت نام در وب‌گاه، اجازهٔ ویرایش، اضافه کردن، یا حذف مطالب را می‌دهد.


همچنین به برنامه‌های کامپیوتری که برپایی چنین وب‌گاه‌هایی را ممکن می‌سازند، ویکی فرموده می‌شود." ویکی پدیا چهره غالبی از انوع ویکی هاست.
ویکی های دیگری از جمله ویکی مپیا یا ویکی صدا نیز وجود دارد."ویکی‌پدیا یک محتوای آزاد هست که هر کسی می‌تواند اون را تغییر دهد، ویرایش کند، هستفاده و توزیع کند."
مطالب منتشر شده در ویکی پدیا عموماً داوری، بازنگری و بازخوانی نمی شوند تنها ممکن هست شخصی بنا به سلیقه و نظر شخصی خود اون را تغییر دهد.


عبارتی را به تعریفی بیفزاید یا عبارتی را از اون کم کند.


کمتر اتفاق می افتد که لیستی متقن و قابل توجهی از منابع هستنادی در پایان نوشته ها و نگارشات موجود در این وبگاه ها ذکر شود.


در اغلب موارد نویسنده صرفاً نظر شخصی خود را بازتاب می دهد. نویسندگان مطالب موجود در این وبگاه ها، لزوماً متخصص یا متخصص موضوعی نیستند و گاهی ممکن هست یک جانبه و با نگاهی سوگیرانه در خصوص مطلبی قلم فرسایی نمايند.
مطالب موجود در این وبگاه ها، ماندگاری وقتی ندارد و از انجائیکه محیطی پویا هستند مدام مطالب تغییر می کند و ثبات نگارشی ندارند.


فکر کنم شما برای آب خوردن هم به کپی پیست متوسل میشی .

ولی شما هم بد نیست بدونید ، این طور هم نیست که هر کس بیاد هر چیزی خواست تو ویکی پدیا بنویسه و بره .

بخش فارسی اون هر چند هنوز خیلی گسترده نیست اما بخش انگلیسی اون یکی از غنی ترین پایگاه های اینترنتی در هر زمینه ای هست .

به هر حال شما میتونید در انتهای هر نوشته ویکی ، منابع اون رو ببینید و اگه ایرادی میبینید بگید اما نمیتونید بگید هر چیزی در ویکی پدیا هست ، نا معتبره هستاد...

--------------------------------------------

حالا برگردیم به بحص اصلی :

همون طور که در پست های قبلی هم منبع دادم ( بند 107 کتاب مستطاب اقدس ) و دقت نکردید و وارد بحث حاشیه ای ویکی پدیا شدید ، این بار به صورت کامل مطلب رو میارم .

١٠٧حکم لواط در مسلک بهاییقد حرّمت عليكم ازواج ابآئكم انّا نستحى ان نذكر حكم الغلمان اتّقوا الرّحمن يا ملأ الامكان ولا ترتكبوا ما نهيتم عنه فى اللّوح ولا تكونوا فى هيمآء الشّهوات من الهآئمين.

حکم لواط در مسلک بهایی

یادداشت و توضیحات کتاب اقدس :

۱۳۳_ قد حرّمت عليكم ازواج ابآئكم ‹بند ١٠٧›
در اين آيه مبارکه حرمت ازدواج پسر با زن پدرش تصريح شده هست.

همين حرمت در مورد ازدواج دختر با شوهر مادرش نيز مجری هست.

احکامی را که جمال مبارک در باره روابط بين زن و مرد نازل فرموده‌اند، با در نظر گرفتن تفاوتهای لازمه جزئيّه بالسّايشانّه در مورد هر دو اجرا می‌‌گردد مگر در مواردی که اين امر غير ممکن باشد.
حضرت عبدالبهاء و حضرت ولىّ امراللّه بيان فرموده‌اند که هر‌چند در کتاب مستطاب اقدس منحصراً حرمت نکاح پسر با زوجات پدر ذکر شده ولی اين دليل بر اون نيست که ازدواج با ساير محارم جايز باشد.

جمال اقدس ابهی می‌‌فرمايند که تشريع احکام مربوط به حلّيّت و حرمت نکاح اقارب راجع به بيت العدل اعظم هست (سؤال و جواب، فقره ٥٠).

حضرت عبدالبهاء می‌‌فرمايند: در اقتران هرچه دورتر موافقتر زيرا بعد نسبت و خايشانشی بين زوج و زوجه مدار صحّت بنيه بشر و اسباب الفت بين نوع انسانی هست.



۱۳٤_ حكم الغلمان ‹بند ١٠٧›
مقصود از کلمه غلمان در اين مورد رابطه جنسی شخص مذکّر با پسران هست.

حضرت ولىّ امراللّه در تبيين اين حکم فرموده‌اند که مراد تحريم همه نوع روابط جنسی بين افراد هم جنس هست.

روابط جنسی بر حسب تعاليم بهائی منحصراً در ظلّ ازدواج حلّيّت دارد و بنيان جامعه بشری بر اون هستوار هست و مقصد از اين تعاليم مبارکه حمايت و تقايشانت اون پايه الهی هست.

بنا بر اين شريعت بهائی روابط جنسی را فقط بين زن و مردی که با يکديگر ازدواج نموده باشند مشروع می‌شمارد.
در توقيعی که حسب الامر حضرت ولىّ امراللّه تحرير يافته چنين مذکور هست:
هر قدر عشق و محبّت بين دو هم جنس شديد و خالص باشد، اگر به روابط جنسی منجر گردد نادرست و خطا هست و اگر فرموده شود که اين روابط کمال مطلوب عشق و محبّت هست چنين ادّعائی عذری هست نامقبول.

حضرت بهاءاللّه هر نوع انحراف و فساد اخلاقی را به کلّی تحريم فرموده‌اند و نيز رابطه نامشروع بين دو هم جنس را علاوه بر اونکه بر خلاف قانون طبيعت هست از انحرافات اخلاقی محسوب فرموده‌اند.

ابتلا به چنين بليّه‌ای ثقلی عظيم بر روح هر فرد با وجدانی تحميل می‌کند، امّا نفوس مبتلا قادرند که با مشاوره و مساعدت اطبّاء و اراده و سعی راسخ و دعا و مناجات بر اين ضعف و مشکل فايق آيند.
(ترجمه)
حضرت بهاءاللّه تعيين مقادير حد زنا و لواط را به بيت العدل اعظم محوّل فرموده‌اند (سؤال و جواب، فقره ٤٩).



------------------------------------------------


حالا دیدید که ادعای شما زیاده و صرفا بلدین کپی پیست کنین ، نه تحقیق مستقل ؟

نوشته اصلي بوسيله latif01 نمايش نوشته ها
با سلام
آقای الميرزا حسين علي النوري المازندراني ملقب بلقب (بهاء الله) خود اعتراف جالبی دارد !
حسين علي نوري، درباره احکام همجنس گرايي، ازدواج با محارم و زنا می نویسد:

۱. لواط: «انا نستحیی ان نذکر حکم الغلمان اتقوا الرحمن یا ملا الامکان و لا ترتکبوا ما نهیتم عنه فی اللوح و لاتکونوا فی هیماء الشهوات من الهائمین؛ ما حیاء می کنیم که حکم پسرها را ذکر کنیم. از خدا ای جماعت ممکنات پرهیز کنبد و اونچه را که در لوح (اقدس) از اون نهی شده اید مرتکب نشوید و در بیابان شهوت رانی از جمله متحیرین نباشید.»۱

خدای بهائیان خجالت می کشد درباره همجنس بازي سخن بگوید.
روشن نیست حکم لواط خجالت آورد هست یا دور اندیشی بهاء الله؛ بعيد نيست که حسين علي بهاء پیش بینی همجسگرایان را می کرد و می خواست اونان را هم جذب بهائیت کند.



این رو که جواب دادم در پست قبل...

۲.

ازواج با محارم:
«قد حرمت علیکم ازواج آبائکم؛ زن هاي پدرانتان بر شما حرام شده اند.»۲

بهاء در بحث ازدواج، تنها ازدواج با زن پدر را حرام می کند؛ پس ازدواج با دیگر محارم حرام نیست، همانگونه که برخی از بهائیان چنین می نمايند؛ مانند بهائي اي که در مشهد مقدس با دختر خود ازواج کرده بود.
این رو هم در پست قبل جواب دادم .

در بحث های قبلی هم پستی در این زمینه داشتم !! قبل از اینکه شما اینجا عضو بشید :

http://forum.hammihan.com/thread6171...ml#post3590394



۳.

زنا:
«قَد حَکَم الله لِکُل زان و زانیه دیه المسلمه الی بیت العدل و حی تسعه مثاقیل من ذهب و ان عادا مره اخری ادوا بِضعف الجزاء هذا ما حَکَم بِهی مالک الاسما فی الولی و فی الخری قدر لهما عذاب مهیمن؛ خدا برای هر مرد و زن زنا کاری حکم کرده هست که دیه أی به بیت العدل بپردازند و اون مقدار ۹ مثقال طلا هست؛
جریمه او برای بار دوم دوبرابر می شود؛ این هست اونچه که مالک اسماء در دنیا بدان حکم کرده هست.»۳

جالب هست که خدای بهائیان، تنها به زر اندوزی بیت العدل و تشکیلات بهائی چشم داشته هست و هیچ اهمیتی به کانون خانواده و حرمت این نظام مقدس نداده هست که می گوید:
هر که زنا کرد ۹ مثقال طلا به بیت العدل بدهد و اگر تکرار کرد دو برابر می شود.
این جمله یعنی هر که پولدارتر هست، آزادیش بیشتر هست و به هر کس بخواهد می تواند تجاوز کند.

شاید به همین خاطر هست که عبد البهاء مجبور شد از ترک تعصبات جنسی سخن بگوید، زیرا حکم زنا در بهائیت، با تعصبات جنسی سازگار نیست؛ اگر يک بهائي تعصب جنسی داشته باشد دیگر نمی تواند تحمل کند که کسی به خانواده اش تجاوز کند و او هیچ چیز نگوید…

هر انسان روشن فکري، با نگاه به اين احکام متمدنانه، از الهي بودن يا نبودن يک فرقه و مسلک آگاه مي شود، از اين رو ما به خرد خوانندگان احترام مي گذاريم تا خود تصميم بگيرند.

پانوشت:

۱.

اقدس، حسین علی نوری، ص ۶۴.
۲.

پيشين
۳.

پيشين، ص۲۱.

باز ببخشید که بهائیت فاقد احکام انسانی مثل شلاق زدن ، سنگسار و پرتاب از بلندی هست .

اما در همین حد هم صداقت ندارید و مطالب رو بدون تحقیق کپی پیست میکنید !! اگه کمی از کپی پیست کورکورانه دست بردارید ، چیز های دیگه ای هم میتونید پیدا کنید ...


شارع بهايی در كتاب مستطاب اقدس نفوس انسانی را از اعمالی كه خلاف عفت و عصمت باشد شديدا منع نموده و ميفرمايد « قد حُرِِّمُ عليكم القتل و الزنا » يعنی به تحقيق حرام شد بر شما قتل و زنا .

ايضا ميفرمايند « لا تكونوا فی هيماء الشهوات من الهائمين» يعنی نباشيد در بيابانهای شهوت از سرگردانان .

و ضمنا در صورتيكه چنين اعمالی صورت گيرد احكام جزايی برای مرتكبين در نظر گرفته ، از جمله ميفرمايند « قد حَكَمَ الله لِكل زانٍ و زانيةٍ ديةٍٍ مسلمةٍ الی بيت العدل و هی تسعة مثاقيل من الذهب و ان عاد مرة اخری عودوا بضعف الجزاء هذا ما حكم به مالك الاسماء» يعني حكم كرد خداوند از برای هر زانی و زانيه ، ديه مسلمی به بيت العدل و اون عبارت از نه مثقال طلا هست و اگر دفعه ديگر تكرار شود جزا دو برابر ميگردد اين هست اونچه را كه حكم كرد به اون مالك اسماء .


حضرت بهاءاللّه ميفرمايند :

٥- ” هر نفسی از او آثار خباثت و شهوت ظاهر شود او از حقّ

نبوده و نيست “.

(ص ٢٩٩ گنجينه حدود و احکام )

حضرت عبدالبهاء ميفرمايند :

١- ” امّا مسأله زنا اين تعلّق بغيرِ مُحْصَن دارد نه مُحْصَن و

امّا زانی محصن و محصنه حکمش راجع به بيت العدل هست “.

(ص ٣٠١ گنجينه حدود و احکام )

٢- ” امّا مسأله زنا در الواح الهيّه در مسأله فحشاء بقدری زجر

و عتاب و عقاب مذکور که بحدّ حصر نيايد که شخص مرتکب فحشاء از

درگاه احديّت مطرود و مردود و در نزد ياران مذموم و در نزد عموم

بشر مرذول .

حتّی در بعضی کلمات بيان خسران مبين و محروميّت ابدی


است ولی در قصاص حکومتی و سياسی چنين امری صادر نه زيرا

حکومت الاون در جميع دنيا به زانی ابداً تعرّض ننموده و نمی نمايد لهذا

محکوم ، رسوای عالَم نگردد.

اين جزاء بجهت اونست تا رذيل و رسوای


عالَم گردد و محض تشهير هست و اين رسوائی اعظم عقوبت هست .

ملاحظه نمائيد که به نصّ قراون ابداً زنا ثابت نگردد زيرا شهود

اربعه در اون واحد بايد شهادت به تمکّن تامّ از هر جهت بدهند .

لهذا


جز بابرنامه زنا ثابت نگردد .

آيا ميتوان نسبت اندک عدم اهميّت بزنا بقراون


داد؟ لَا وَاللّه .

فَاْنِصُفْوا يَا اَهْلَ الْاِنْصَافِ “.

12:


سلام
حالا شد خوب نیست عقاید خودتان را پنهان میکنید
در مورد ویکی سخن فرمودیم شما میخواهید آویزان شوید مشکلی نیست شما حتی سخن هم نمیگیرد ما فرمودیم هستنادی به وکی پدیا نیست شما که متخصص و علم سند شناسی در امور تاریخ و ادیان هستید ملاک تشخیص دادن اسناد درست چیست ؟

اما بعد عقاید شما
فقط ازدواج با زن پدر ممنوع هست - اقدس، ص 30، س 10).

تحقیقات بدون تعصبات


در اقدس 50 صفحه ای، صفحه ی 30، سطر 10 و در اقدس 180 صفحه ای، آخر صفحه ی 104 می نویسد: قد حرمت علیکم أزواج آبائکم انا نستحیی أن [ صفحه 129] نذکر حکم الغلمان اتقوا الرحمان یا ملاء.... بهائیها در کل کتبی که نوشته اند، راجع به حرمت ازدواج فقط همین جمله را دارند و بس.


در صفحه ی 83 ملحقات اقدس 180 صفحه ای، سطر 13 و 14 می نویسند: 3 - 1)ازدواج(3 - 1 - 1 نکاح از مندوبات هست یعنی قویا توصیه شده ولی از واجبات نیست.

3 - 1 - 2 تعدد زوجات نهی شده هست.

3 - 1 - 3 شرط جواز ازدواج اون هست که طرفین سن بلوغ شرعی یعنی 15 سالگی رسیده باشند.

3 - 1 - 4
در ص 193.

ملحقات اقدس 180 صفحه ای، می نویسد:
(قد حرمت علیکم ازواج آبائکم).

بند 107
- در این آیه ی مبارکه حرمت ازدواج پسر با زن پدرش - [ صفحه 131] تصریح شده هست همین حرمت در مورد ازدواج دختر با شوهر مادرش نیز مجری هست احکامی را که جمال مبارک درباره ی روابط بین زن و مرد نازل فرموده هست، با در نظر گرفتن تفاوتهای لازمه جزئیه بالسویه در مورد هر دو اجراء می گردد مگر در مواردی که این امر غیر ممکن باشد.
در صفحه ی 194 می نویسد:
حضرت عبدالبهاء می فرماید: در اقتران هر چه دورتر موافقتر، زیرا بعد نسبت و خویشی بین زوج و زوجه مدار صحت بنیه ی بشر و اسباب الفت بین نوع انسانی هست.



در صفحات 66 و 98 کتاب الجزاء باب، بنا به نقل محاضرات اشراق خاوری، صفحه ی 584 که ص 66 می نویسد: [ صفحه 133] لقد اذن الله تعالی بین الاخ و الاخت که میرزا آقا خان کرمانی در کتاب هشت بهشت، ص 198 می نویسد:
هفتم نکاح اخت هست مادامی که برادر او را از هنگام ولادت رؤیت نکرده باشد..
در گنجینه ی حدود و احکام، ص 185، چ 3، فصل هفدهم، در حکم ازدواج با اقارب می نویسد: در رساله سؤال و جواب نازل، س، از حلیت و حرمت نکاح اقارب، ج، این امور هم به امنای بیت العدل راجع هست،
حضرت عبدالبهاء جل ثنائه می فرماید: قوله العزیز ولی اقتران اقارب غیر منصوصه راجع به بیت العدل که به قواعد مدنیت و مقتضای طب و حکمت و هستعداد طبیعت بشریه قرار [ صفحه 134] دهد...

باری اونچه بیت العدل در این خصوص برنامه دهند، همان حکم قاطع و صارم الهی هست هیچ کس تجاز نتواند -

و نیز می فرماید:
قوله العزیز، چون امر بهائی قوت گیرد، مطمئن باشید که ازدواج با اقربا نیز نادر الوقوع گردد - قبل از تشکیل بیت العدل این احکام راجع به مرکز منصوص هست.

(مکاتیب ج 37 ص 370): در لوح صدرالعلمای فریدنی می فرماید: قوله العزیز، ای بنده ی بهاء، از طبقات محرمات سؤال نموده بودید رجوع به آیات نمائید و تا بیت العدل عمومی تشکیل نیابد متفرعات بیان نگردد مرهون(وابسته)بهاون یوم هست.
[ صفحه 135] - فصل 18 در حرمت ازدواج با زن پدر(ص 186 به سپس گنجینه حدود و احکام)در مکاتیب، ج 3، ص 370 سپس این همه فرمودار مغالطه کرده و پاورقی هم می زند.
مطالب فراوان هست طالبین می توانند به کتب دیگر یعنی:
1.

خارج شدگان از صراط مستقیم.


2.

خلاصه ی همراه در احوالات باب و بها.


3.

یک شب جمعه در ساری مراجعه فرمائید.




اما سخن نهایی در بطلان سخنان شما

1.

اگر این را بپذیریم که ایشان به عنوان مبین آیین بهایی حق تشریع حکم دارند و بپذیریم که ایشان ازدواج با محارم را حرام فراخوان نموده هست این مطلب با سخن دیگر وی که صریحا به عنوان قاعده کلی فرموده : "عدم ذکر در الواح الهی، نفسِ جواز هست زیرا منهی از نصوص هستنباط می شود" متناقض می شود! زیرا از سویی نتیجه سخن قبلی ایشان اون هست که چون در الواح الهی، نصی (کلام صریحی) در تحریم ازدواج با محارم وجود ندارد پس جایز هست و از سوی دیگر خود ایشان فرموده که ازدواج با محارم حرام هست! پس دو حکم متناقض در یک موضوع وجود دارد!

2.

اصلا تصریحی در حرمت نکاح محارم در کلام ایشان نیست زیرا در این جمله نقل شده که فرموده: "در خصوص حرمت نکاح پسر به زوجات پدر مرقوم نموده بوديد صراحت اين حکم دليل بر اباحت ديگران نه، مثلاً در قراون مي فرمايد "حرّمت عليکم الميتة و الدم و لحم الخنزير" اين دليل بر اون نيست که خمر حرام نه" تصریحی به حرمت ازدواج با محارم وجود ندارد!
بلکه ایشان فقط می گوید از عبارت کتاب اقدس که فقط فرموده نکاح با زن پدر حرام هست برداشت نمی شود که پس با دیگر محارم حلال هست.

[و بعد مثال زده به آیه قراون که از ذکر حرمت خون، خوک و مردار در یک آیه نتیجه نمی شود که پس خمر حرام نیست.] ما این حرف عبد البهاء را قبول داریم یعنی صرف این هستدلال برای جایز شمردن نکاح محارم کافی نیست.

اما اینکه ایشان در اینجا تصریح به حرمت کرده باشد از عبارت در نمی آید.

ـ دقت کنید ـ می گوید نباید از ذکر تنها حرمت زن پدر در کتاب اقدس، جواز نکاح محارم دیگر برداشت شود اما نمی گوید و تصریح نمی کند که این نکاح حرام هست.

فقط می گوید اون دلیل برای جواز کافی نیست.

[و البته مثالی که ایشان زده از جهتی شباهت و از جهتی تفاوت با ازدواج محارم دارد جهت شباهتش اینکه از ذکر فقط سه موضوع مورد تحریم در یک آیه نتیجه نمی شود که پس خمر که دراون آیه ذکر نشده حلال هست اما تفاوتش با مورد بحث این هست که چون قراون کریم در جای دیگری خمر را حرام فراخوان فرموده پس خمر از نظر اسلام حرام هست.

اما در جای دیگری در متون بهائیت تصریحی به حرمت نکاح محارم وجود ندارد پس نمی توان فرمود که در بهائیت نکاح محارم حرام هست.]

3.

در عبارت دوم هم که فرموده:
"در ازدواج حکمت الهيّه چنان اقتضا می‌نمايد که از جنس بعيد باشد يعنی بين زوجين هر چند بُعد بيشتر سلاله قايشانتر و خوش سيماتر و صحّت و عافيت بهتر گردد و اين در فن طب نيز مسلّم و محقّق هست و احکام طبّيه مشروع و عمل بموجب اون منصوص و فرض لهذا تاتواند انسان بايد خايشانشی به جنس بعيد نمايد" تصریحی به تحریم شرعی نکاح محارم وجود ندارد.
زیرا می گوید طبق احکام پزشکی هر چه دو جنس از هم دورتر باشند بهتر هست...نمی گوید اصلا نباید با جنس قریب(شامل محارم) ازدواج کرد به همین خاطر در پایان نتیجه می گیرد انسان تا می تواند باید از بعید زن بگیرد و نه قریب.


دقت شود به عبارت "تا می تواند" که عبارتی الزام آور نیست.

چنانچه در جایی دیگر ممنوعیت این کار را در مسیحیت صرف مدنیت می داند و نه حکمی الزامی شرعی چرا که ـ به زعم ایشان ـ در شریعت عیسی نصی بر تحریم اون نیست:

"شبهه نيست که بقواعد مدنيّت و طبابت و طبيعت جنس بعيد اقرب از جنس قريب و نظر باين ملاحظه در شريعت عيسايشانّه با وجود اونکه نکاح اقارب فی‏الحقيقه جائز چه که منعش منصوص نه.

معذلک مجامع ادبيّه مسيحيّه بکلّی ازدواج اقارب را تا هفت پشت منع کردند و الی الان در جميع مذاهب عيسايشانّه مجری زيرا اين مسئله صرف مدنيّت هست."

اگر کسی اشکال کند که منظور ایشان از نکاح اقارب در این جملات خویشاوندان غیر محرم هست و نه محارم، جواب می دهیم مگر مسیحیان ازدواج با خویشاوندان غیر محرم را منع کرده اند ـ اونهم تا هفت پشت! ـ که ایشان بخواهد چنین نسبتی به اونها بدهد؟! پس مسلّما منظور ایشان از اقارب همان محارم هست که مسیحیان اون را ممنوع می دانند.

بنابراین از این دو عبارت نهایت چیزی که می توان به عبد البهاء نسبت داد بهتر بودن عدم ازدواج با محارم هست اون هم به لحاظ قواعد مدنیت و طبابت و طبیعت و نه از جهت دستورات شرعی.
دلیل قوی دیگر بر این ادعا (عدم تصریح به حرمت از سوی عبد البهاء) اون هست که ایشان در توضیح جواب پدر (در ارجاع به بیت العدل راجع به حکم اقارب) می نویسد: "ولی اقتران اقارب غیر منصوصه راجع به بیت العدل [است] که به قواعد مدنیت و مقتضای طبّ و حکمت و هستعداد و طبیعت بشریه برنامه دهند."
اگر ایشان واقعا معتقد به حرمت این کار بود جا داشت که همینجا صراحتا بگوید نه اینکه همچون پدر به بیت العدل ارجاع دهد. روشن هست که منظور از اقارب غیر منصوصه محارم غیر از زن پدر هست و توضیح دادیم که نمی شود منظور غیر محارم باشد چون کسی در جایز بودن اون نکاح شک نداشته و در هیچ شریعتی نکاح با غیر محارمی چون دختر خاله و ...حرام نیست که مورد سوال واقع شود ـ

نتیجه: عبد البهاء هیچ تصریحی به حرمت شرعی ازدواج با محارم نکرده هست.

که اگر تصریح کرده بود با قاعده کلی خود ایشان که: "هر چه در الواح الهی منصوص نیست جایز هست" در تضاد بود.

پس ایشان هم همچون پدر این مساله را به حکم بیت العدل ارجاع داده هست.

13:


با سلام
مشخص هست چقدر با این فرقه ضاله آشنایی داری؟
مثل اینکه شما از بیخ متوجه نیستید
میدانید در مورد چه شخصی سخن میگوید ؟شاید متوجه نیستید بها الله کیست؟
انا نستحیی ان نذکر حکم الغلمان ( صفحه ۳۰)
می گوید من خجالت می کشم که حکم لواط را بیان کنم.


بهر حال اگر یک بهائی مرتکب عمل زشت و نا پسند لواط و همجنس بازی گردید حکم مجازات وی در بهائیت چیست؟
جامعه نوین بشری که طالب عدالت و صلح هست تکلیفش چیست؟
و با مفاسد اخلاقی ناشی از همجنس بازی چه باید بکند؟

حکم «لواط» در میان بهائیان کاملاً، مبهم و مجهول هست.

«میرزا بهاء» در کتاب خود که رسما برای بیان حدود و احکام تألیف کرده از ذکر حکم و بیان حدّ اون ساکت مانده هست.
وقتی میگویم رو هوا و به دقت از وکی پدیا کپی نکن بیرا نفرمودیم
شما خواب تشریف دارید
پس بنظر می اید حضرت بها الله شما از همجنسگرایی و لواط و مساحقه دور کرده هست
احسنت !!!!!!!!!!!!
باید به این پژوهش فرمود شاپو

در سال 1391 بیت العدل برخلاف نصوص گذشته خود ، در پیامی فراخوان نمود:"هرگونه تعصب یا انزجار از همجنس گرایان مخالف و مغایر با روح آیین بهایی هست.
افزون بر این، بهاییان مامورند که مدافع و حامی مظلومین باشند و از کسانی که حقوق پايه ی‌شان نقض شده با تمام توان دفاع نمايند...بهاییان باید ناگزیر میان وجوهی از امور اجتماعی که با تعالیم بهایی همخوانی دارد و جنبه‌هایی که باتعالیم بهایی سازگاری ندارد تمایز گذارند.
در حالت نخست، بهاییان می‌توانند فعالانه از اون امور اجتماعی حمایت نمايند ولی در حالت دوم، نه حمایت می‌نمايند و نه مخالفت..

در این مقاله بر اونیم دیدگاه آیین بهائی را درباره همجنس گرایی بررسی کنیم.


همجنس گرایی از دیدگاه بیت العدل:

امور جنسی غیرعادی فراوان هست.


برخی امت عقیده دارند که همجنس گرایی غیرعادی نیست و باید به افراد اجازه داد تا با یک یا چند نفر با همجنس خود رابطه داشته باشند...

ولی بهائیت ، برعکس ، با صراحت فراخوان میدارد که همجنس گرایی کاملاً غیرطبیعی هست و برای فرد مرتکب مشکل بزرگی هست و باید فرد ، چه زن و چه مرد، بر این مشکل فائق آید.

تاثیر اجتماعی چنین نگرشی هم بسیار مهم هست.

هدف اولیه روابط جنسی بقای نسل هست......
(بیت العدل جهانی، 16 مارس 1992 )

حال عبارت بالا را که در اون بیتالعدل میگوید روابط همجنس گرایانه غیراخلاقی هست- زیرا برخلاف هدف اصلی روابط جنسی هست- با عبارت زیر که اونها از روابط جنسی بین دوجنس مخالف ، که نمیتوانند صاحب فرزند شوند ، چشم پوشی مینمايند؛ مقایسه کنید


" یک زوج که به دلیل ناتوانی فیزیکی نمیتوانند صاحب فرزند شوند البته میتوانند ازدواج نمايند، زیرا تولید مثل تنها دلیل ازدواج نیست.


ولی در عین حال این خلاف روح تعالیم بهائی هست که یک زوج داوطلبانه تصمیم بگیرند هیچگاه صاحب فرزند نشوند"
(بیت العدل 3 نوامبر 1982 )

بنابراین موضوع به روشنی یک تبعیض آشکاربرعلیه روابط همجنس گرایان هست.
زیراروابط جنسی بین دو غیرهمجنس که شانس برای تولیدمثل ندارند،ازدیدآثاربهائی،اشک الی ندارد.


بهائیت همجنس گرایی را بعنوان یک پدیده طبیعی و یا دائمی نمی شناسد.


بلکه اون رارفتاری غیرعادی تلقی می کند .
بدون شک در آینده هم اصول ممانعت و مداوای اون ظاهر و پدیدار خواهد شد.

درحال حاضر کسانی که مبتلا به این رفتار هستند باید بدنبال انتخاب راه زندگی خود باشند، یعنی ترک اعمال و رفتار همجنس گرایی.
( بیت العدل 22 مارس 1987 )

این قانون دلیل نمیشود که بهائیان همجنس گرایان را طرد نمايند.
اگر اونها بهائی نیستند دلیلی ندارد که از اونها بخواهیم تا قوانین بهائی را اطاعت نمايند؛ همانطور که از یک غیر بهائی انتظار نداریم از خوردن نوشیدنی الکلی خودداری نماید.
( بیت العدل 16 مارس 1992 )
​وضعیت توجه جنسی به فردی از جنس خود ، و نه از جنس مخالف ، از دید بهائیت ، تحریف طبیعت انسانی، و مشکلی هست که باید بر اون فایق آمد؛ بدون توجه به اینکه علت فیزیکی و روانی اون چه بوده هست.

هر فرد بهائی که از چنین ضعفی ( همجنس گرایی) رنج می بردبایدمعالجه شودو باید به اوکمک کرد تا بر این بیماری غلبه کند.
(بیت العدل 11 سپتامبر 1995)

و نهایتاً دربارة امکان ازدواج دو همجنس و تائید اون از سوی بیت العدل ، بیت العدلعبارت عبدالبهاء را ذکر میکند: بدان که دستور ازدواج جاودانه هست.

تغییر و تبدیلی در اون نیست.

این حکمی الهی و آسمانی هست و هیچ تغییر و تبدیلی در اون نیست .
(بیت العدل جهانی ، 5 ژوئن 1993 )

نتیجه بحث:

همانطور که مشاهده شد بیت العدل نظریات خود را در حرمت همجنس گرایی تحت تاثیر بهائیان همجنس گرا و فشار از سوی اونها به طور کلی تغییر داد و این امر را مجاز فراخوان نمود
اما اینکه چرا بیت العدل علی رغم نظر بزرگان بهائیت در حرمت همجنس گرایی اون را مجاز نمود جای بسی تعجب هست....
مسلماً در دنیای حاضر که بهائیت مترصد هست تا به هر بهانه‌ای برای خود عِده و عُده‌ای دست و پا کند و تعداد پیروان خود را در آمار و ارقام افزون کند و بدین وسیله گسترش خود را نمایش دهد بروز چنین رفتارهایی برای جذب افرادی که در واقع به هیچ یک از ادیان الهی پایبند نیستند، یک موفقیت محسوب می‌شود.


در صورتی که هیچ یک از نهادهای رسمی مذهبی در هیچ یک از ادیان آسمانی، حاضر نشده اند در برابر عمل شنیع هم جنس گرایی سکوت نمايند.
نه کنیسه ها و نه کلیساها و نه مساجد و معابد مسلمانان، هیچ یک حاضر نیستند ازدواج دو هم جنس را ثبت نمايند و تمام این نهادها، مخالفت قطعی خود را با چنین عملی ابراز داشته اند.


حال فرض کنید که هم جنس گرایان بخواهند برای رفتار خود، محملی دینی دست و پا نمايند یا اون که در فضایی شبهه دینی، ازدواج خود را ثبت نمايند.
یا سپس ازدواج! خود را به دینی معتقد نشان دهند.


طبیعتاً به سراغ هیچ یک از ادیان آسمانی و الهی نخواهند رفت، چرا که از نظر اون ادیان، گناهی بسیار زشت مرتکب شده اند و از نظر برخی از اونان، حتی مستوجب مجازات اند.
در این میان، بهائیت با آغوشی باز به هستقبال اونان رفته هست و با عدم مخالفت خود با چنین عملی، در واقع چراغ سبزی به اونان نشان داده هست تا اگر هیچ دین و مکتب و آیینی پذیرای اونان نبود، بتوانند در آغوش بهائیت جا خوش نمايند و از این طریق، هم آرامشی نسبی کسب نمايند که بالأخره به دینی متدین اند و هم در آمار و ارقام، تعداد بهائیان افزایش یابد.
با ادامه این سیاست از سوی جامعه بهائی، هیچ بعید نیست که در سال‌های آینده شاهد اقبال هم جنس گرایان به بهائیت باشیم و این البته نقشه حساب شده‌ای از سوی بیت العدل، برای اضافه کردن بر آمار نفوس مؤمن! به بهائیت هست.


نگارنده‌ی این سطور هیچ تعجب نخواهد کرد که در سال‌های آینده، از سوی بیت العدل و متفکرانی! چون عرفان ثابتی، زنا کردن به تجاوز به دختران خردسال تأویل و تفسیر شود و پايه اً از سوی بهائیت آزادی جنسی فراخوان شود و حتی هیچ بعید نیست که به پیروی از بعضی روان شناسان در سال‌های بعد، بیت العدل تصمیم به سکوت در برابر خیانت همسران به یکدیگر بگیرد و انحرافات جنسی را یکی پس از دیگری مباح کند...


چرا که با این کار موفق خواهد شد، بخش عمده ای از منحرفان جنسی بی دین را به خود جذب کند و آمار خود را فزونی بخشد و بدین ترتیب، یکی از مولفه های دلیل تقریر که همان اقبال یک جامعه به یک آیین هست را با جمع کردن عده ای هم جنس باز و منحرف را به دور خود فراهم کند...

14:


سلام
البته حب بغضهای شما را درک میکنم
اما باید بدانید صرف کپی کردن بدون اینکه در موضوعی شناخت داشته باشید کار دستتان میدهد

مکانیزم جلوگیری از فحشاء و اعمال منافی عفت در بهائیت ،پرداخت طلا به بیت العدل

(مرکز فرماندهی بهائیان)است.



اگر مرد و زنی بهائی ،مرتکب عمل زنا شدند باید طبق نص کتاب اقدس ،هر کدام نه

مثقال طلا به بیت العدل بپردازند.



چنانچه برای بار دوم مرتکب این عمل زشت گردیدند باید هر کدام دو برابر این مبلغ یعنی

هیجده مثقال به همان مرکز یعنی بیت العدل بپردازند.



به عبارت کتاب اقدس توجه فرمائید:

"قد حکم الله لکل زان و زانیه دیه مسلمه الی بیت العدل و هی تسعه مثاقیل من الذهب

و ان عادا مره اخری عودوا بضعف الجزاء"


برای پژوهشگران در باره این حکم بدیع این سوالات مطرح می شود:

1- اگر این دو خلافکار فقیر بودند و طلائی نداشتند که به بیت العدل بدهند بیت العدل با

اونها چه می کند؟

2- اگر این دو خلافکار ثروتمند بودند و فورا این جریمه را پرداخت نمودند و فرمودند باز هم

حاضریم ادامه دهیم و جریمه بپردازیم بیت العدل با اونها چه می کند؟

3- اگر خلافکاران در پرداخت طلا ،ادعای فقر کردند ،بیت العدل با چه مکانیزمی راستی

آزمائی می کند تا حق او در دریافت جریمه ازبین نرود؟

4- چون جریمه بار دوم خلافکاری دو برابر هست بیت العدل چگونه حساب دفعات زنای

افراد(زنان جداومردان هم جدا)نگاه می دارد تا حقوق بیت العدل در دریافت طلا حفظ

شود؟

آیا در مقر بیت العدل دفتر نویسی زناها انجام می شود یا برای ثبت زنای مثلا شش

میلیون بهائی در جهان از رایانه های قوی هستفاده می نمايندتا وقتی کسی مرتکب زنا

شد سریعا از رایانه ها یک پرینت از وضعیت زنا و دفعات خلاف او ارائه نمايند؟

5- اگر مردبهائی با یک زن شوهر دار مرتکب عمل زنا شد آیا جریمه اونها یکسان هست؟

6- اگر زنای به عنف انجام گرفت باز هم طبق این حکم ،زن باید نه مثقال طلا به بیت

العدل بپردازد؟

7- چون هربار که زنا تکرار شود جریمه دو برابر می شود ماموران وصول بیت العدل برای

بالا رفتن در آمد بیت العدل وسوسه نمی شوند که به روند افزایش فحشاء کمک نمايند یا

حداقل مانع نشوند؟

8- بیت العدل با این جریمه ها (پول ها و طلاهای دریافتی از زنا) چه می کند و این پول

حلال را به چه مصرفی می رساند؟

9- مکانیزم اثبات زنا برای بیت العدل چیست تا بتواند جریمه دریافت کند(ماموران کنترل

زنا دارد یا دوربین های مخفی یا روش های دیگر)؟

10- تکلیف خلافکاران ثروتمند که باید برای بار دهم عمل خلاف خود 43.2کیلو و برای بار

پانزدهم خلافکاری خود 1382.4 کیلو و برای بار بیستم زنای خود 44236.8 (سه کامیون

پانزده تنی) طلا به بیت العدل بپردازند چیست؟ بار ی سی ام و چهلم و پنجاهم چه می

شود؟(ماشین حساب ها کم می آورند!)

11- تکلیف زنا کاران حرفه ای ،فاحشه خانه ها و دلالان فحشاء و شرایط اجرائی و

اینترنتی این فرایند که زمینه ساز خلافند با این جریمه ها چیست؟

12- جابجائی این طلاها از کشورهای مختلف به مقصد بیت العدل در اسرائیل چگونه

انجام می شود؟

جواب به این پرسش ها محققان را در راز گشائی از حکم کتاب اقدس برای برخورد با

فحشا کمک خواهد نمود.



15:



برادر فکر کردی عقاید به قول شما فرقه ضاله بهائیت برای من مهمه ؟ من فقط میخوام دروغ های شما رو نشون بدم .



ملاک تشخیص اسناد درست ، تطابقش با اعتقادات شماست !! از روز اول هم فرمودیم هر چیزی مطابق میل شما نبود ، از درجه اعتبار ساقطه ...




نتیجه: عبد البهاء هیچ تصریحی به حرمت شرعی ازدواج با محارم نکرده هست.

که اگر تصریح کرده بود با قاعده کلی خود ایشان که: "هر چه در الواح الهی منصوص نیست جایز هست" در تضاد بود.

پس ایشان هم همچون پدر این مساله را به حکم بیت العدل ارجاع داده هست.
مساله اینجاست که شما فکر میکنید عقاید سایرین هم باید مثل شما و منطبق با شیوه بیان دینی شما باشه ...

حالا سندی دارید که بیت العدل ، حکم به مجاز بودن ازدواج با محارم داده باشه ؟

مجددا این پست فراموش نشه :

http://forum.hammihan.com/thread6171...ml#post3590394

نوشته اصلي بوسيله latif01 نمايش نوشته ها

در سال 1391 بیت العدل برخلاف نصوص گذشته خود ، در پیامی فراخوان نمود:"هرگونه تعصب یا انزجار از همجنس گرایان مخالف و مغایر با روح آیین بهایی هست.
افزون بر این، بهاییان مامورند که مدافع و حامی مظلومین باشند و از کسانی که حقوق پايه ی‌شان نقض شده با تمام توان دفاع نمايند...بهاییان باید ناگزیر میان وجوهی از امور اجتماعی که با تعالیم بهایی همخوانی دارد و جنبه‌هایی که باتعالیم بهایی سازگاری ندارد تمایز گذارند.
در حالت نخست، بهاییان می‌توانند فعالانه از اون امور اجتماعی حمایت نمايند ولی در حالت دوم، نه حمایت می‌نمايند و نه مخالفت..





خب اینجا داره مساله اجتماعی رو متذکر میشه نه اینکه بگه در آیین بهایی همجنسگرایی مجازه ...

از سایر بیانیه های بیت العدل این مساله مشخص میشه !!


همجنس گرایی از دیدگاه بیت العدل:

امور جنسی غیرعادی فراوان هست.


برخی امت عقیده دارند که همجنس گرایی غیرعادی نیست و باید به افراد اجازه داد تا با یک یا چند نفر با همجنس خود رابطه داشته باشند...

اما بهائیت ، برعکس ، با صراحت فراخوان میدارد که همجنس گرایی کاملاً غیرطبیعی هست و برای فرد مرتکب مشکل بزرگی هست و باید فرد ، چه زن و چه مرد، بر این مشکل فائق آید.
تاثیر اجتماعی چنین نگرشی هم بسیار مهم هست.

هدف اولیه روابط جنسی بقای نسل هست......
(بیت العدل جهانی، 16 مارس 1992 )
شیطون چرا اونجایی که فرموده نظر "برخی مرم" رو قرمز میکنی اما اونجایی که نظر رسمی بیت العدل هست رو با فونت معمولی مینویسی ؟ چقدر دروغ و فریب آخه ...



حال عبارت بالا را که در اون بیتالعدل میگوید روابط همجنس گرایانه غیراخلاقی هست- زیرا برخلاف هدف اصلی روابط جنسی هست- با عبارت زیر که اونها از روابط جنسی بین دوجنس مخالف ، که نمیتوانند صاحب فرزند شوند ، چشم پوشی مینمايند؛ مقایسه کنید

" یک زوج که به دلیل ناتوانی فیزیکی نمیتوانند صاحب فرزند شوند البته میتوانند ازدواج نمايند، زیرا تولید مثل تنها دلیل ازدواج نیست.


ولی در عین حال این خلاف روح تعالیم بهائی هست که یک زوج داوطلبانه تصمیم بگیرند هیچگاه صاحب فرزند نشوند"
(بیت العدل 3 نوامبر 1982 )

بنابراین موضوع به روشنی یک تبعیض آشکاربرعلیه روابط همجنس گرایان هست.
زیراروابط جنسی بین دو غیرهمجنس که شانس برای تولیدمثل ندارند،ازدیدآثاربهائی،اشک الی ندارد.

البته شما تقدم و تاخر بیانیه ها رو نظر نمیگیرید و مسائل بی ربط رو به هم ربط میدین !! مساله مدارای اجتماعی با همجنسگرایان در آیین بهاییت معنیش تایید یا مجاز دونستن چنین موضوعی نیست .

ضمنا دیدگاه های جدید در مورد همجنسگرایی رو در اسلام و مسیحیت هم داریم .

پذیرش همجنس‌گرایی از سوی برخی دینداران
حکم لواط در مسلک بهایی
اتوبوسی از مسلمانان همجنس‌گرا دررژه همجنس‌گرایان لندن.

روی اون نوشته شده‌است: «بعضی از مسلمانان همجنس‌گرا هستند.

با اون کنار بیایید.»

در مسیحیت، برخی کلیساها همچون کلیسای انگلیکان کانادا، کلیسای منونایت هلند و کلیسای سوئد و بسیاری دیگر از کلیساها در کشورهایی همچون نروژ و آلمان ازدواج همجنس‌گرایان را رسمی می‌دانند و اون را تقدیس می‌نمايند.[۲۰۶][۲۰۷] برخی از اساتید الهیات پیشنهاد کرده‌اند کلیساهای کاتولیک نباید درهای خود را بر روی زوج‌های همجنسگرا ببندد.[۲۰۸] و برخی همجنس‌گرایی را گناه نمی‌دانند.[۲۰۳] در گرایش‌هایی از یهودیت، یعنی نوساوقت‌گرا و محافظه‌کار همجنس‌گرایی به عنوان یک شیوهٔ زندگی مورد قبول هست و اجازه ورود به مرحله خاخامی وجود دارد.[۱۹۹]
به طور کلی دیدگاه مسلمانان در مورد همجنسگرایی به دو دسته تقسیم می‌شود؛ گروهی که همجنسگرایی را عملی گناه و انحرافی جنسی و قابل تغییر می‌دانند و گروهی که همجنسگرایی را به عنوان یک گرایش طبیعی جنسی به رسمیت می‌شناسند.[۲۲۵][۱۰۸][۲۱۰] با تمام سرسختی‌هایی که در مقابل همجنسگرایی در میان علمای اسلام وجود دارد، تعداد بسیار کمی از امامان مساجد نه تنها اسلام را مخالف همجنسگرایی نمی‌دانند بلکه ازدواج دو زوج همجنس را به صورت دینی یعنی نکاح به اجرا در می‌آورند.[۲۲۶][۲۲۷][۲۲۸]
به فرمودهٔ آرش نراقی هستاد فلسفه دین، برای بررسی دیدگاه اسلام درباره همجنس‌گرایی بایستی به تمایز همجنس‌گرایی و لواط توجه کرد.

همجنس‌گرایی نوعی روش زندگی جدید هست که در اون شخص از انکار و سرکوب گرایش جنسی خود دست برداشته و اون را در شیوهٔ زندگی خود رعایت می‌کند، چنین مفهومی مطلقاً برای پیشینیان شناخته شده نبوده‌است.

در حالی که لواط در فرهنگ دینی، ادبی و حقوقی به یک عمل جنسی اشاره دارد که عمدتاً بین یک مرد بالغ و یک نوجوان واقع می‌شود؛ و در قراون اون‌چه به صراحت نهی شده «عمل زشت» قوم لوط هست که نوعی تجاوز به عنف بوده که بیشتر قربانیان اون کودکان و نوجوانان بوده‌اند.[۱۱۹][۲۲۹]


منابع در انتهای جملات آمده ...

باز ایراد بچه گانه ویکی پدیا نگیرید !!


بهائیت همجنس گرایی را بعنوان یک پدیده طبیعی و یا دائمی نمی شناسد.


بلکه اون رارفتاری غیرعادی تلقی می کند .
بدون شک در آینده هم اصول ممانعت و مداوای اون ظاهر و پدیدار خواهد شد.

درحال حاضر کسانی که مبتلا به این رفتار هستند باید بدنبال انتخاب راه زندگی خود باشند، یعنی ترک اعمال و رفتار همجنس گرایی.
( بیت العدل 22 مارس 1987 )
خب حرفش واقعا منطقیه ...


این قانون دلیل نمیشود که بهائیان همجنس گرایان را طرد نمايند.
اگر اونها بهائی نیستند دلیلی ندارد که از اونها بخواهیم تا قوانین بهائی را اطاعت نمايند؛ همانطور که از یک غیر بهائی انتظار نداریم از خوردن نوشیدنی الکلی خودداری نماید.
( بیت العدل 16 مارس 1992 )
اینم منطقیه ....

​وضعیت توجه جنسی به فردی از جنس خود ، و نه از جنس مخالف ، از دید بهائیت ، تحریف طبیعت انسانی، و مشکلی هست که باید بر اون فایق آمد؛ بدون توجه به اینکه علت فیزیکی و روانی اون چه بوده هست.

هر فرد بهائی که از چنین ضعفی ( همجنس گرایی) رنج می بردبایدمعالجه شودو باید به اوکمک کرد تا بر این بیماری غلبه کند.
(بیت العدل 11 سپتامبر 1995)
اینم منطقیه ...

منتها شما دوست داری بگن باید فرد مورد نظر رو از ساختمون پرت کرد پایین و فقط چنین رفتارهای انسان دوستانه ای چاره کاره !!




و نهایتاً دربارة امکان ازدواج دو همجنس و تائید اون از سوی بیت العدل ، بیت العدلعبارت عبدالبهاء را ذکر میکند: بدان که دستور ازدواج جاودانه هست.

تغییر و تبدیلی در اون نیست.

این حکمی الهی و آسمانی هست و هیچ تغییر و تبدیلی در اون نیست .
(بیت العدل جهانی ، 5 ژوئن 1993 )
این که بر عکس یعنی ازدواج دو همجنس مجاز نیست !!


نتیجه بحث:

همانطور که مشاهده شد بیت العدل نظریات خود را در حرمت همجنس گرایی تحت تاثیر بهائیان همجنس گرا و فشار از سوی اونها به طور کلی تغییر داد و این امر را مجاز فراخوان نمود
اما اینکه چرا بیت العدل علی رغم نظر بزرگان بهائیت در حرمت همجنس گرایی اون را مجاز نمود جای بسی تعجب هست....
چه دروغ بزرگی ...

طبق کدوم سند میگید بهاییت همجنسگرایی رو مجاز دونسته !!

نهایت حرفشون این بوده :


بهاییان باید ناگزیر میان وجوهی از امور اجتماعی که با تعالیم بهایی همخوانی دارد و جنبه‌هایی که باتعالیم بهایی سازگاری ندارد تمایز گذارند.
در حالت نخست، بهاییان می‌توانند فعالانه از اون امور اجتماعی حمایت نمايند ولی در حالت دوم، نه حمایت می‌نمايند و نه مخالفت..

وضعیت توجه جنسی به فردی از جنس خود ، و نه از جنس مخالف ، از دید بهائیت ، تحریف طبیعت انسانی، و مشکلی هست که باید بر اون فایق آمد؛ بدون توجه به اینکه علت فیزیکی و روانی اون چه بوده هست. هر فرد بهائی که از چنین ضعفی ( همجنس گرایی) رنج می بردبایدمعالجه شودو باید به اوکمک کرد تا بر این بیماری غلبه کند.
(بیت العدل 11 سپتامبر 1995)

در صورتی که هیچ یک از نهادهای رسمی مذهبی در هیچ یک از ادیان آسمانی، حاضر نشده اند در برابر عمل شنیع هم جنس گرایی سکوت نمايند.
نه کنیسه ها و نه کلیساها و نه مساجد و معابد مسلمانان، هیچ یک حاضر نیستند ازدواج دو هم جنس را ثبت نمايند و تمام این نهادها، مخالفت قطعی خود را با چنین عملی ابراز داشته اند.

سند آوردیم که چنین جاهایی در سایر ادیان هم وجود داره ...

برای نمونه :

https://en.wikipedia.org/wiki/LGBT_in_Islam


حال فرض کنید که هم جنس گرایان بخواهند برای رفتار خود، محملی دینی دست و پا نمايند یا اون که در فضایی شبهه دینی، ازدواج خود را ثبت نمايند.
یا سپس ازدواج! خود را به دینی معتقد نشان دهند.


طبیعتاً به سراغ هیچ یک از ادیان آسمانی و الهی نخواهند رفت، چرا که از نظر اون ادیان، گناهی بسیار زشت مرتکب شده اند و از نظر برخی از اونان، حتی مستوجب مجازات اند.
در این میان، بهائیت با آغوشی باز به هستقبال اونان رفته هست و با عدم مخالفت خود با چنین عملی، در واقع چراغ سبزی به اونان نشان داده هست تا اگر هیچ دین و مکتب و آیینی پذیرای اونان نبود، بتوانند در آغوش بهائیت جا خوش نمايند و از این طریق، هم آرامشی نسبی کسب نمايند که بالأخره به دینی متدین اند و هم در آمار و ارقام، تعداد بهائیان افزایش یابد.
با ادامه این سیاست از سوی جامعه بهائی، هیچ بعید نیست که در سال‌های آینده شاهد اقبال هم جنس گرایان به بهائیت باشیم و این البته نقشه حساب شده‌ای از سوی بیت العدل، برای اضافه کردن بر آمار نفوس مؤمن! به بهائیت هست.


نگارنده‌ی این سطور هیچ تعجب نخواهد کرد که در سال‌های آینده، از سوی بیت العدل و متفکرانی! چون عرفان ثابتی، زنا کردن به تجاوز به دختران خردسال تأویل و تفسیر شود و پايه اً از سوی بهائیت آزادی جنسی فراخوان شود و حتی هیچ بعید نیست که به پیروی از بعضی روان شناسان در سال‌های بعد، بیت العدل تصمیم به سکوت در برابر خیانت همسران به یکدیگر بگیرد و انحرافات جنسی را یکی پس از دیگری مباح کند...


چرا که با این کار موفق خواهد شد، بخش عمده ای از منحرفان جنسی بی دین را به خود جذب کند و آمار خود را فزونی بخشد و بدین ترتیب، یکی از مولفه های دلیل تقریر که همان اقبال یک جامعه به یک آیین هست را با جمع کردن عده ای هم جنس باز و منحرف را به دور خود فراهم کند...

برای شما و نویسنده مطلب ، که درمان همجنسگرایی و واکنش به اونها رو جز در پرتاب از بلندی به سبک داعش نمیدونید ، درک چنین مسائلی دور از انتظاره !!

16:



خیر هستاد ...

این جریمه مکانیسم جلوگیری نیست !! شما همه چیز رو قیاس به اسلام میکنید .

هر چند مکانیسم های انسان دوستانه جلوگیری از فحشا در اسلام مثل شلاق و سنگسار ، واقعا موثر بوده !!

یک بار دیگه مطلب رو میارم ، با دقت بخونید :

امّا مسأله زنا در الواح الهيّه در مسأله فحشاء بقدری زجر

و عتاب و عقاب مذکور که بحدّ حصر نيايد که شخص مرتکب فحشاء از

درگاه احديّت مطرود و مردود و در نزد ياران مذموم و در نزد عموم

بشر مرذول .

حتّی در بعضی کلمات بيان خسران مبين و محروميّت ابدی


است
اين جزاء بجهت اونست تا رذيل و رسوای

عالَم گردد و محض تشهير هست و اين رسوائی اعظم عقوبت هست .

نوشته اصلي بوسيله latif01 نمايش نوشته ها
اگر مرد و زنی بهائی ،مرتکب عمل زنا شدند باید طبق نص کتاب اقدس ،هر کدام نه

مثقال طلا به بیت العدل بپردازند.
نوشته اصلي بوسيله latif01 نمايش نوشته ها

چنانچه برای بار دوم مرتکب این عمل زشت گردیدند باید هر کدام دو برابر این مبلغ یعنی

هیجده مثقال به همان مرکز یعنی بیت العدل بپردازند.



به عبارت کتاب اقدس توجه فرمائید:

"قد حکم الله لکل زان و زانیه دیه مسلمه الی بیت العدل و هی تسعه مثاقیل من الذهب

و ان عادا مره اخری عودوا بضعف الجزاء"


برای پژوهشگران در باره این حکم بدیع این سوالات مطرح می شود:

1- اگر این دو خلافکار فقیر بودند و طلائی نداشتند که به بیت العدل بدهند بیت العدل با

اونها چه می کند؟

2- اگر این دو خلافکار ثروتمند بودند و فورا این جریمه را پرداخت نمودند و فرمودند باز هم

حاضریم ادامه دهیم و جریمه بپردازیم بیت العدل با اونها چه می کند؟

3- اگر خلافکاران در پرداخت طلا ،ادعای فقر کردند ،بیت العدل با چه مکانیزمی راستی

آزمائی می کند تا حق او در دریافت جریمه ازبین نرود؟

4- چون جریمه بار دوم خلافکاری دو برابر هست بیت العدل چگونه حساب دفعات زنای

افراد(زنان جداومردان هم جدا)نگاه می دارد تا حقوق بیت العدل در دریافت طلا حفظ

شود؟

آیا در مقر بیت العدل دفتر نویسی زناها انجام می شود یا برای ثبت زنای مثلا شش

میلیون بهائی در جهان از رایانه های قوی هستفاده می نمايندتا وقتی کسی مرتکب زنا

شد سریعا از رایانه ها یک پرینت از وضعیت زنا و دفعات خلاف او ارائه نمايند؟

5- اگر مردبهائی با یک زن شوهر دار مرتکب عمل زنا شد آیا جریمه اونها یکسان هست؟

6- اگر زنای به عنف انجام گرفت باز هم طبق این حکم ،زن باید نه مثقال طلا به بیت

العدل بپردازد؟

7- چون هربار که زنا تکرار شود جریمه دو برابر می شود ماموران وصول بیت العدل برای

بالا رفتن در آمد بیت العدل وسوسه نمی شوند که به روند افزایش فحشاء کمک نمايند یا

حداقل مانع نشوند؟

8- بیت العدل با این جریمه ها (پول ها و طلاهای دریافتی از زنا) چه می کند و این پول

حلال را به چه مصرفی می رساند؟

9- مکانیزم اثبات زنا برای بیت العدل چیست تا بتواند جریمه دریافت کند(ماموران کنترل

زنا دارد یا دوربین های مخفی یا روش های دیگر)؟

10- تکلیف خلافکاران ثروتمند که باید برای بار دهم عمل خلاف خود 43.2کیلو و برای بار

پانزدهم خلافکاری خود 1382.4 کیلو و برای بار بیستم زنای خود 44236.8 (سه کامیون

پانزده تنی) طلا به بیت العدل بپردازند چیست؟ بار ی سی ام و چهلم و پنجاهم چه می

شود؟(ماشین حساب ها کم می آورند!)

11- تکلیف زنا کاران حرفه ای ،فاحشه خانه ها و دلالان فحشاء و شرایط اجرائی و

اینترنتی این فرایند که زمینه ساز خلافند با این جریمه ها چیست؟

12- جابجائی این طلاها از کشورهای مختلف به مقصد بیت العدل در اسرائیل چگونه

انجام می شود؟

جواب به این پرسش ها محققان را در راز گشائی از حکم کتاب اقدس برای برخورد با

فحشا کمک خواهد نمود.



خب این سوالات رو برید از بیت العدل بپرسید .

بهاییت هم مثل سایر ادیان ، احکام غیر منطقی کم نداره !! مثل اعداد مقدسشون بر مبنای ابجد و این داستان ها که در خیلی از احکامشون هستفاده شده ...

احتمالا به مرور این احکام رو هم درست میکنن ، مثل کارهایی که به مرور در اسلام انجام شد .

حداقل هزار سالی به بهایی ها موقعيت بده بی انصاف !!

ولی با خودت صادق باش ...

مشکل شما با بهاییت ، این احکامش نیست و مساله اصلی چیز دیگه ای هست !! به قول محمود : آب رو بریز همونجا که ...



خوش باشی برادر ...


17:

با سلام



عجب !!!!!!!!!
..

دروغ ما؟؟تمامی سخنانی که از زبان شما نوشته شده رنگ و بوی فرقه ضاله بهائیت را میدهد

..


دانشنامه نوظهور ویکیپدیا در جهان اینترنت به خاطر ابتکارش در فرایند تعاملی تولید محتوا، از پربیننده ترین دانشنامه ها شده هست.
تفاوت این دانشنامه با دانشنامه ها و دائره المعارف های سنتی در این هست که نویسندگان دانشنامه را از تعدادمحدود به بی نهایت افزایش می دهد یعنی ملیونها نفر می توانند در تولید یا ویرایش محتوا بدون هیچ هزینه ای مشارکت نمایندو معلومات خود را در اختیار کاربران برنامه دهند.
این روش ابتکاری دارای معایبی نیز هست و اون اینکه اشخاص یا تشکیلات خاص در جهت اهداف خود می توانند محتوای خاصی را با عینک خود در این دانشنامه مطرح نموده و با مکانیزم ها و قواعد خاص اون در را به روی ویرایشگران دیگر ببندندو زاویه دید خاص خود را به عنوان حقیقت ارائه دهند که چه بسا قلب واقعیت و حقیقت هم باشد نظیر اونچه تشکیلات بهایی در واژه "بهایی " در این دانشنامه برنامه داده اند...
استفاده از واژه" دین" برای تشکیلات بهایی_که نوعی مصادره به مطلوب هست_اتکا به آمارهای نادرست در باره جمعیت و مراکز و پراکندگی اونها در دنیا،مقایسه موسس این تشکیلات در عداد پیامبران الهی،قلب واقعیت در بیان اعتقادات اونها در مورد خداشناسی و سایر مبانی ،اکتفا به شعارهای تبلیغی بدون پژوهش در متون اصلی اونها و خلاصه القای "دین بودن "این تشکیلات به خواننده از طریق تکرار و مصادره به مطلوب بدون ارائه بینه ای در اثبات دین بودن بهائیت هست...

..



نوشته اصلي بوسيله anarchy نمايش نوشته ها


خیر هستاد ...

این جریمه مکانیسم جلوگیری نیست !! شما همه چیز رو قیاس به اسلام میکنید .

هر چند مکانیسم های انسان دوستانه جلوگیری از فحشا در اسلام مثل شلاق و سنگسار ، واقعا موثر بوده !!

یک بار دیگه مطلب رو میارم ، با دقت بخونید :




خب این سوالات رو برید از بیت العدل بپرسید .

بهاییت هم مثل سایر ادیان ، احکام غیر منطقی کم نداره !! مثل اعداد مقدسشون بر مبنای ابجد و این داستان ها که در خیلی از احکامشون هستفاده شده ...

احتمالا به مرور این احکام رو هم درست میکنن ، مثل کارهایی که به مرور در اسلام انجام شد .

حداقل هزار سالی به بهایی ها موقعيت بده بی انصاف !!

ولی با خودت صادق باش ...

مشکل شما با بهاییت ، این احکامش نیست و مساله اصلی چیز دیگه ای هست !! به قول محمود : آب رو بریز همونجا که ...



خوش باشی برادر ...


..

حتما با تکنر ارجاع بدهید به بیت العدل تا برایتان راهی پیدا کند !!
شاید بارها این ضرب‌المثل را شنیده یا خود اون را به کار برده‌ایم که انشای ننوشته، نمره‌اش بیسته!
بی‌شک یکی از علل اصلی این که بیت‌العدل اعظم بیش از پنجاه سال همیشه سعی کرده از وظیفه‌ی اصلی و ذاتی خود شانه خالی کرده و برگه‌ی امتحانی خود را تا جایی که توانسته خالی نگه دارد همین موضوع هست!
اما غافل از این که در واقع انشای ننوشته نمره‌اش صفر هست!!!
کسی که برگه‌ی امتحانی سفید تحویل می‌دهد، افکار عمومی و وجدان‌های بیدار به برگه‌ای که هیچ پاسخی برای نوشتن و هیچ حرفی برای فرمودن نداشته، چه نمره‌ای می‌دهند!؟
در حقیقت بیت‌العدل برای فرار از دریافت نمره‌ی منفی، به نمره‌ی صفر قناعت کرده و از بدو تاسیس تا کنون با ارائه‌ی برگه‌ی بی‌جواب تمام تلاش خود را به کار بسته که همین نمره‌ی صفر را لااقل برای خود نگه دارد!
چرا که تراوشات بیت‌العدل هر چه باشد مورد نقد و بررسی برنامه می‌گیرد و همگان پی به ادعاهای بی‌پشتوانه‌ی اون خواهند برد؛ مشخص خواهد گردید بیت‌العدلی که ادعای مدیریت جهانی داشته و آرزوی حکومت جهانی را در سر می‌پروراند جز خیالی باطل در بساط ندارد و بضاعت علمی و عملیاتی دستش خالیست.
نظیر پیام اخیر بیت‌العدل (7 دسامبر 2015) و جواب شگرفی که پس از 300 روز در جواب به یک سوال نامشخص ارائه نموده بود: از اطرافیان خود بپرس!!!
اگر ساختار قانون‌گذاری در بهائیت تبیین گردد، در پرتوی این روشن‌گری، بسیاری از دیگر نقاط تاریک، تناقضات و صد البته کاستی‌ها و کم‌کاری‌های بیت العدل اعظم چهره عیان خواهند نمود.


آقای بهاءالله می‌گوید: مَن قال لِمَ وَ بِمَ فَقَد کَفَر یعنی هر کس که بگوید چرا و سوال کند و انکار نمايند به تحقیق کافر هست!
طبق ادعای بهائیان از وقت ظهور بهاءالله تا ظهور مظهر بعدی که حداقل هزار سال و در برخی نصوص تا بی‌نهایت ادامه دارد، اگر تمام بهائیان بیایند و مشورت نمايند و بخواهند یک حکمی از احکام اقدس و دیگر احکامی که بهاءالله اونان را وضع نموده را تغییر بدهند، نمی‌توانند این احکام لااقل تا وقت ظهور مظهر بعدی غیرقابل تغییر هست!
در واقع تمام مطالب بهاءالله را نص می‌دانند و تخطی از اون را کفر و الحاد می‌دانند و به کسی که سرپیچی نماید کافر اطلاق می‌نمايند!
بنابراین اولین منبع قانون‌گذاری در میان بهائیان، نصوص بهاءالله هست که در برابر این نصوص‌نمی توانند چون و چرا نمايند.


18:

کجای قراون فرموده که حکم لواط آتش زدن هست ؟

19:

شخصاً معتقد هستم اکثر نسبتهای که به بهایی ها میزنن درست نیست(البته این حرف من معنیش این نیست که بهائیت بدون اشکال هست) از تجربه شخصی خودم میگم
تو خدمت راجب همین ازدواج بین محارم بهایی ها صحبت میکردیم با سربازهای دیگه یه سربازی فرمود من یه دوست دختر بهایی دارم اتفاقاً ازش این سوالها و پرسیدم فرمود نه بابا چرند حالا دروغ و راست این حرف با همون که بهم فرمود
ولی کلاً ً (چاپ کتب ادیان مختلف با محدودیت های شدیدی همراه هست مگر برای اجرای آیین خودشون) و فقط باید ادیان مختلف رو از همینکه تفسیری راجب ادیان نوشته شده شناخت و باز چون اکثر این کتب همچنین بی طرفانه نوشته نشده زیاد نمیشه روی این کتب از باب شناخت ادیان حساب باز کرد

20:

در قراون وجود ندارد ولی در فقه اسلامی، مجازات لاطی، کشتن با شمشیر، رجم، پرتاب از بلندی و یا زنده سوزاندن هست.


21:



اشتباه گرفتی اخوی لطیف ....

برای من بهاییت هم مثل اسلامه !! یعنی دقیقا دنباله همونه ، منتها شما داری دروغ هایی رو به بهاییت نسبت میدی !!



..


دانشنامه نوظهور ویکیپدیا در جهان اینترنت به خاطر ابتکارش در فرایند تعاملی تولید محتوا، از پربیننده ترین دانشنامه ها شده هست.
تفاوت این دانشنامه با دانشنامه ها و دائره المعارف های سنتی در این هست که نویسندگان دانشنامه را از تعدادمحدود به بی نهایت افزایش می دهد یعنی ملیونها نفر می توانند در تولید یا ویرایش محتوا بدون هیچ هزینه ای مشارکت نمایندو معلومات خود را در اختیار کاربران برنامه دهند.
این روش ابتکاری دارای معایبی نیز هست و اون اینکه اشخاص یا تشکیلات خاص در جهت اهداف خود می توانند محتوای خاصی را با عینک خود در این دانشنامه مطرح نموده و با مکانیزم ها و قواعد خاص اون در را به روی ویرایشگران دیگر ببندندو زاویه دید خاص خود را به عنوان حقیقت ارائه دهند که چه بسا قلب واقعیت و حقیقت هم باشد نظیر اونچه تشکیلات بهایی در واژه "بهایی " در این دانشنامه برنامه داده اند...
استفاده از واژه" دین" برای تشکیلات بهایی_که نوعی مصادره به مطلوب هست_اتکا به آمارهای نادرست در باره جمعیت و مراکز و پراکندگی اونها در دنیا،مقایسه موسس این تشکیلات در عداد پیامبران الهی،قلب واقعیت در بیان اعتقادات اونها در مورد خداشناسی و سایر مبانی ،اکتفا به شعارهای تبلیغی بدون پژوهش در متون اصلی اونها و خلاصه القای "دین بودن "این تشکیلات به خواننده از طریق تکرار و مصادره به مطلوب بدون ارائه بینه ای در اثبات دین بودن بهائیت هست...

..


..


شما هم اگه غیر از کپی پیست بی ربط از سایت bahairesearch.org کاری بلدی ،
..

!!



..


شاید بارها این ضرب‌المثل را شنیده یا خود اون را به کار برده‌ایم که انشای ننوشته، نمره‌اش بیسته!
بی‌شک یکی از علل اصلی این که بیت‌العدل اعظم بیش از پنجاه سال همیشه سعی کرده از وظیفه‌ی اصلی و ذاتی خود شانه خالی کرده و برگه‌ی امتحانی خود را تا جایی که توانسته خالی نگه دارد همین موضوع هست!
اما غافل از این که در واقع انشای ننوشته نمره‌اش صفر هست!!!
کسی که برگه‌ی امتحانی سفید تحویل می‌دهد، افکار عمومی و وجدان‌های بیدار به برگه‌ای که هیچ پاسخی برای نوشتن و هیچ حرفی برای فرمودن نداشته، چه نمره‌ای می‌دهند!؟
در حقیقت بیت‌العدل برای فرار از دریافت نمره‌ی منفی، به نمره‌ی صفر قناعت کرده و از بدو تاسیس تا کنون با ارائه‌ی برگه‌ی بی‌جواب تمام تلاش خود را به کار بسته که همین نمره‌ی صفر را لااقل برای خود نگه دارد!
چرا که تراوشات بیت‌العدل هر چه باشد مورد نقد و بررسی برنامه می‌گیرد و همگان پی به ادعاهای بی‌پشتوانه‌ی اون خواهند برد؛ مشخص خواهد گردید بیت‌العدلی که ادعای مدیریت جهانی داشته و آرزوی حکومت جهانی را در سر می‌پروراند جز خیالی باطل در بساط ندارد و بضاعت علمی و عملیاتی دستش خالیست.
نظیر پیام اخیر بیت‌العدل (7 دسامبر 2015) و جواب شگرفی که پس از 300 روز در جواب به یک سوال نامشخص ارائه نموده بود: از اطرافیان خود بپرس!!!
اگر ساختار قانون‌گذاری در بهائیت تبیین گردد، در پرتوی این روشن‌گری، بسیاری از دیگر نقاط تاریک، تناقضات و صد البته کاستی‌ها و کم‌کاری‌های بیت العدل اعظم چهره عیان خواهند نمود.


آقای بهاءالله می‌گوید: مَن قال لِمَ وَ بِمَ فَقَد کَفَر یعنی هر کس که بگوید چرا و سوال کند و انکار نمايند به تحقیق کافر هست!
طبق ادعای بهائیان از وقت ظهور بهاءالله تا ظهور مظهر بعدی که حداقل هزار سال و در برخی نصوص تا بی‌نهایت ادامه دارد، اگر تمام بهائیان بیایند و مشورت نمايند و بخواهند یک حکمی از احکام اقدس و دیگر احکامی که بهاءالله اونان را وضع نموده را تغییر بدهند، نمی‌توانند این احکام لااقل تا وقت ظهور مظهر بعدی غیرقابل تغییر هست!
در واقع تمام مطالب بهاءالله را نص می‌دانند و تخطی از اون را کفر و الحاد می‌دانند و به کسی که سرپیچی نماید کافر اطلاق می‌نمايند!
بنابراین اولین منبع قانون‌گذاری در میان بهائیان، نصوص بهاءالله هست که در برابر این نصوص‌نمی توانند چون و چرا نمايند.

1) وقتی از مطلب کس دیگه ای کپی پیست میکنی ، به منبع لینک بده که یه وقت فکر نکنیم اینها واقعا نوشته های شماست و برای خودتون کسی هستین !!

این لینک منبع :

خاطرات شبهاي پالتاك - حسن ارشاد

2) مثلا محقق ، اول خودت برو ببین جمله "مَن قال لِمَ و بِمَ فَقَد کَفَرَ" کجا و در چه موردی و وسط چه مطلبی فرموده شده !!

باری ای حبيب من، مقدّس هست نغمه لاهوت که به هستماع و عقول ناسوت محدود شود.

نمله وجود کجا تواند به عرصه معبود قدم گذارد؟ اگر چه نفوس ضعيفه از عدم ادراک، اين بيانات معضله را انکار نمايند و امثال اين احاديث را نفی نمايند.

بلی، لا ۱۱۲ يَعرِفُ ذلِکَ إلّا اُولو الاَلبابِ.

قُل هُوالخَتمُ الَّذی لَيس لهُ خَتمٌ فِی الإبداعِ و لا بَدءٌ لَهُ فی الإختِراعِ إذاً يا مَلأ الاَرضِ فی ظُهُوراتِ البدءِ تَجلّياتِ الخَتم تَشهَدُونَ.


181 بسيار تعجّب هست که اين قوم در بعضی از مراتب که مطابق ميل و هوای ايشان هست متمسّک به آيه منزله در فرقان و احاديث اولی الايقان می شوند و از بعضی که مغاير هوای ايشان هست بالمرّه اعراض می نمايند."اَفَتُؤمِنُونَ بِبَعضِ الِکتَاب و تَکفُرُونَ بِبَعْضٍ.

" ۳ ما لَکُم کيف تَحکُمُونَ ما لا تَشعُرُونَ؟ مثل اونکه در کتاب مبين، ربّ العالمين سپس ذکر ختميّت فی قوله تعالی: "وَ لَکِنْ رَسُولَ اللّهِ وَ خَاتَمَ النّبيّينَ"، ۴ جميع ناس را به لقای خود وعده فرموده.

چنانچه آيات مدلّه بر لقای اون مليک بقا در کتاب مذکور هست و بعضی از قبل ذکر شده.

و خدای واحد شاهد مقال هست که هيچ امری اعظم از لقا و اصرح از اون در فرقان ذکر نيافته.

فَهَنيئاً لِمَن فازَ بِهِ فی يَومٍ اَعْرَضَ عَنهُ اَکثَرُ النّاسِ کَما اَنتُم تَشهَدُونَ.


182 و مع ذلک به حکم اوّل از امر ثانی معرض گشته‏اند، با اينکه حکم لقا در يوم قيام منصوص هست در کتاب.

و قيامت هم به دلائل واضحه ثابت و محقّق شد که مقصود، قيام مظهر اوست بر امر او و همينطور از لقا، لقای جمال اوست در هيکل ظهور او إذ إنّه "لا تُدرِکُهُ الاَبصارُ وَ ۱۱۳ هُوَ يُدْرِکُ الاَبصارَ." ۵ و با جميع اين مطالب ثابته و بيانات واضحه، من حيثُ لا يَشعُر به ذکر ختم تمسّک جسته‏اند و از موجد ختم و بدء در يوم لقای او بالمرّه محتجب مانده‏اند.

" وَ لَوْ يُؤَاخِذُ اللّهُ النّاسَ بِمَا کَسَبُوا مَا تَرَکَ عَلی ظَهرِهَا من دابَّةٍ وَلَکِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إلَی اَجَلٍ مُسَمّیً." ۶ و از همه اين مراتب چشم پوشيده، اگر اين قوم به قطره ای از چشمه لطيف "يَفعَلُ ما يَشاءُ وَ يَحکُمُ ما يُريد" می آشاميدند هيچ اين گونه اعتراضات غير مرضيّه بر محلّ امر نمی نمودند.

امر و قول و فعل در قبضه قدرت اوست.

کُلُّ شَیءٍ فی قَبضَةِ قُدْرَتِهِ اَسيرٌ وَ إنَّ ذلِکَ عَلَيه سَهْلٌ يَسيرٌ.

فاعل هست اونچه را اراده نمايد و عامل هست اونچه ميل فرمايد.

مَن قال لِمَ و بِمَ فَقَد کَفَرَ.

و اگر اين عباد قدری به شعور بيايند از اونچه مرتکب شده‏اند هلاک می شوند و به دست های خود خود را به نار که مقرّ و مرجع ايشان هست راجع می نمايند.

آيا نشنيده‏اند که می فرمايد: "لا يُسئَلُ عَمّا يَفعَلُ "؟ ۷ و با اين بيانات چگونه می توان جسارت نمود و به زخارف قول مشغول شد؟
183 سبحان اللّه، جهل و نادانی عباد به مقام و حدّی رسيده که به علم و اراده خود مقبل شده، از علم و اراده حقّ جلّ و عزّ معرض گشته‏اند.


184 حال انصاف دهيد اگر اين عباد موقن به اين کلمات درّيّه و ١١٤ اشارات قدسيّه شوند و حقّ را يَفعَلُ ما يَشاء بدانند، ديگر چگونه به اين مزخرفات تشبّث می نمايند و تمسّک می جايشانند؟ بلکه اونچه بفرمايد به جان ابرنامه نمايند و مذعن شوند.

قسم به خدا که اگر تقديرات مقدّره و حکمت های قدريّه سبقت نيافته بود ارض جميع اين عباد را معدوم می نمود و لَکِن يُؤَخِّرُ ذلِکَ إلی ميقاتِ يومٍ مَعلُومٍ.

3) عرض کردم که بیت العدل فعلا تازه کاره ...

یه هزار سالی بهش مهلت بدی ، یه دین تپل و مپل تحویلتون میده ، مثل بقیه ادیان !!

22:

با سلام

دوستانی که علاقه دارند بیشتر پی به این فرقه ضاله ببرند میتوانند از این اطلاعات هستفاده نمايند


دوستان گرامی اگر برای مطالعه بیشتر این فرقه نیاز به کتابی دارند سایت

http://bahairesearch.ir/html/index.php

اکثر کتب منتشره در این رابطه را برای دانلود گذاشته ب

در این وبلاگ شما به فایلهای صوتی از بهائیان سرخورده و غیره دست پیدا می کنید

کتابخانه مرجع بهائیت شناسی
این وبلاگ نیز کتابهای مکمل برای سایت بهائی شناس را ارائه داده
به شما پیشنهاد می کنم این کتاب را دانبود و حتما بخوانید


کتاب خاطرات صبحی
دانلود كتاب خاطرات صبحي

این شخص کاتب شوقی افندی بوده .

یاحق

23:


بیا اینجا تا ببینی مطالب مال چه کسی هست
http://bahairesearch.ir/html/index.p...rticle&sid=221

نوشته اصلي بوسيله Anarchy نمايش نوشته ها
[size=3][color=Red]


دلم برات میسوزه لطیف جان ...

هنوز اندر خم فهم هستناد به ویکی پدیا موندی !! لااقل ایرادی اگه میدیدی ، موردی مطرح میکردی ...

به هر حال منابع لینک شده به ویکی پدیا موجود و کاملا معتبره ...


باری ای حبيب من، مقدّس هست نغمه لاهوت که به هستماع و عقول ناسوت محدود شود.

نمله وجود کجا تواند به عرصه معبود قدم گذارد؟ اگر چه نفوس ضعيفه از عدم ادراک، اين بيانات معضله را انکار نمايند و امثال اين احاديث را نفی نمايند.

بلی، لا ۱۱۲ يَعرِفُ ذلِکَ إلّا اُولو الاَلبابِ.

قُل هُوالخَتمُ الَّذی لَيس لهُ خَتمٌ فِی الإبداعِ و لا بَدءٌ لَهُ فی الإختِراعِ إذاً يا مَلأ الاَرضِ فی ظُهُوراتِ البدءِ تَجلّياتِ الخَتم تَشهَدُونَ.


181 بسيار تعجّب هست که اين قوم در بعضی از مراتب که مطابق ميل و هوای ايشان هست متمسّک به آيه منزله در فرقان و احاديث اولی الايقان می شوند و از بعضی که مغاير هوای ايشان هست بالمرّه اعراض می نمايند."اَفَتُؤمِنُونَ بِبَعضِ الِکتَاب و تَکفُرُونَ بِبَعْضٍ.

" ۳ ما لَکُم کيف تَحکُمُونَ ما لا تَشعُرُونَ؟ مثل اونکه در کتاب مبين، ربّ العالمين سپس ذکر ختميّت فی قوله تعالی: "وَ لَکِنْ رَسُولَ اللّهِ وَ خَاتَمَ النّبيّينَ"، ۴ جميع ناس را به لقای خود وعده فرموده.

چنانچه آيات مدلّه بر لقای اون مليک بقا در کتاب مذکور هست و بعضی از قبل ذکر شده.

و خدای واحد شاهد مقال هست که هيچ امری اعظم از لقا و اصرح از اون در فرقان ذکر نيافته.

فَهَنيئاً لِمَن فازَ بِهِ فی يَومٍ اَعْرَضَ عَنهُ اَکثَرُ النّاسِ کَما اَنتُم تَشهَدُونَ.


182 و مع ذلک به حکم اوّل از امر ثانی معرض گشته‏اند، با اينکه حکم لقا در يوم قيام منصوص هست در کتاب.

و قيامت هم به دلائل واضحه ثابت و محقّق شد که مقصود، قيام مظهر اوست بر امر او و همينطور از لقا، لقای جمال اوست در هيکل ظهور او إذ إنّه "لا تُدرِکُهُ الاَبصارُ وَ ۱۱۳ هُوَ يُدْرِکُ الاَبصارَ." ۵ و با جميع اين مطالب ثابته و بيانات واضحه، من حيثُ لا يَشعُر به ذکر ختم تمسّک جسته‏اند و از موجد ختم و بدء در يوم لقای او بالمرّه محتجب مانده‏اند.

" وَ لَوْ يُؤَاخِذُ اللّهُ النّاسَ بِمَا کَسَبُوا مَا تَرَکَ عَلی ظَهرِهَا من دابَّةٍ وَلَکِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إلَی اَجَلٍ مُسَمّیً." ۶ و از همه اين مراتب چشم پوشيده، اگر اين قوم به قطره ای از چشمه لطيف "يَفعَلُ ما يَشاءُ وَ يَحکُمُ ما يُريد" می آشاميدند هيچ اين گونه اعتراضات غير مرضيّه بر محلّ امر نمی نمودند.

امر و قول و فعل در قبضه قدرت اوست.

کُلُّ شَیءٍ فی قَبضَةِ قُدْرَتِهِ اَسيرٌ وَ إنَّ ذلِکَ عَلَيه سَهْلٌ يَسيرٌ.

فاعل هست اونچه را اراده نمايد و عامل هست اونچه ميل فرمايد.

مَن قال لِمَ و بِمَ فَقَد کَفَرَ.

و اگر اين عباد قدری به شعور بيايند از اونچه مرتکب شده‏اند هلاک می شوند و به دست های خود خود را به نار که مقرّ و مرجع ايشان هست راجع می نمايند.

آيا نشنيده‏اند که می فرمايد: "لا يُسئَلُ عَمّا يَفعَلُ "؟ ۷ و با اين بيانات چگونه می توان جسارت نمود و به زخارف قول مشغول شد؟
183 سبحان اللّه، جهل و نادانی عباد به مقام و حدّی رسيده که به علم و اراده خود مقبل شده، از علم و اراده حقّ جلّ و عزّ معرض گشته‏اند.


184 حال انصاف دهيد اگر اين عباد موقن به اين کلمات درّيّه و ١١٤ اشارات قدسيّه شوند و حقّ را يَفعَلُ ما يَشاء بدانند، ديگر چگونه به اين مزخرفات تشبّث می نمايند و تمسّک می جايشانند؟ بلکه اونچه بفرمايد به جان ابرنامه نمايند و مذعن شوند.

قسم به خدا که اگر تقديرات مقدّره و حکمت های قدريّه سبقت نيافته بود ارض جميع اين عباد را معدوم می نمود و لَکِن يُؤَخِّرُ ذلِکَ إلی ميقاتِ يومٍ مَعلُومٍ.

[/b]

سلام
درون مایه ی اونچه از کتب خودتان (کتاب ایقان)آورده اید ، اثبات مظهریت سید باب هست وبهاء الله در اون تاریخ خود را تابع و پیرو باب و جانشین او ازل می شمرده هست وبرای خویشتن هیچ مقامی قائل نبوده و خود را عبد و خادم فانی و باب را رب اعلی و سلطان السلاطین و میرزا یحیی را مصدر امر و صبح ازلی می نامیده هست.
هر کس به اینها اعتقاد نداشته باشد کافر هست !کتابهای خودتان رابخوانید نه اینکه از اینجا کپی کنی !!


مرجع كتب وآثار بهائی - کتاب ايقان٬ صفحه ۱۰۵-۱۲۰

..


24:

مطلب رو عینا از اون وبلاگ کپی کردی ، بدون ذکر منبع ...

حالا یه لینک دیگه میدی که چی بشه ؟ بگی خیلی عالمی ؟



نوشته اصلي بوسيله latif01 نمايش نوشته ها
سلام
درون مایه ی اونچه از کتب خودتان (کتاب ایقان)آورده اید ، اثبات مظهریت سید باب هست وبهاء الله در اون تاریخ خود را تابع و پیرو باب و جانشین او ازل می شمرده هست وبرای خویشتن هیچ مقامی قائل نبوده و خود را عبد و خادم فانی و باب را رب اعلی و سلطان السلاطین و میرزا یحیی را مصدر امر و صبح ازلی می نامیده هست.
هر کس به اینها اعتقاد نداشته باشد کافر هست !کتابهای خودتان رابخوانید نه اینکه از اینجا کپی کنی !!
نوشته اصلي بوسيله latif01 نمايش نوشته ها

مرجع كتب وآثار بهائی - کتاب ايقان٬ صفحه ۱۰۵-۱۲۰

با کپی کردن از ویکی پدیا بدون آشنایی ره به جایی نمیبری
منظور من رو نگرفتی ...

فرمودم با نقل قول ناقص ، میخوای نتیجه دلخواهت رو بگیری !! کل مطلب رو بیار نه اینکه سر و تهش رو بزنی ...

حالا بذار خیالت رو راحت کنم .

هدف من دفاع از بهاییت نیست ، اتفاقا ظهور آیین بهاییت به خوبی نشون میده ادیات قبلی چطور از روی دست همدیگه کپی کرده و شکل گرفته و به مرور و در طی سالیان دراز ، به شکل آیین مجزایی در اومدن ...

در کل خیلی خودت رو اذیت نکن ...

حرف شما در مورد ادعاهای توخالی سران بهاییت درسته ، اما اینکه برای زیر سوال بردن اونها ، از مطالب نادرست هستفاده کنی و یا بخوای از این طریق حقانیت دین دیگه ای رو ثابت کنی ، اینجاست که مشکل پیش میاد و مجبورم دروغ هات رو نشون بدم ...

هزار سالی که بگذره دیگه کسی اهمیتی به این مشکلات و مسائل اولیه آیین بهاییت نمیده ...


25:

سلام
..



حق آموختن

الف: آموختن همه علوم تعطیل هست! از نظر باب، جایز نیست هیچ کتابی جز «بیان» تدریس شود لذا همه مدارس، دانشگاهها، مراکز پژوهشی و آموزشگاهها یا باید تعطیل شوند و یا فقط به آموزش کتاب بیان میرزا علی محمد شیرازی بپردازند! این هم عبارت بیان: «لا یجوز التدریس فی کتب غیر البیان» «بیان فارسی صفحه ی 130» پس تکلیف حق آموختن شهروندان (که یکی از حقوق اونهاست) معلوم شد چیست: فقط شهروندان مجازند بیان بخوانند و به بچه های خود هم بیان بیاموزند و مدار آموزش نباید جز کتاب بیان باشد!
ب: باید خط شکسته بیاموزید! باب نوع خط و نحوه کتابت شهروندان را هم تعیین فرموده اند و دستور داده اند که باید مدار کتابت، خط شکسته باشد و به کودکان خود خط شکسته را بیاموزید.
این هم عبارت اون: «و لتعلمن خط الشکسته!!» «بیان عربی صفحه ی 26» (از عبارت «شکسته» در متن عربی باب تعجب نکنید!
عبارات عربی باب همینطور هاست).


ج: بیش از نوزده جلد کتاب نداشته باشید! شهروندان مطابق آئین باب، اجازه نگهداری بیش از نوزده جلد کتاب را ندارند.

اگر هم از این امر تخطی نمایند باید نوزده مثقال طلا جریمه بپردازند! لذا کتابخانه ها و مراکز اسناد و آثار هم تعطیل! این هم عبارت مورد نظر: «نهی عنکم فی البیان ان لا تملکن فوق عدد الواحد من کتاب و ان تملکتم فلیلزمنکم تسعه عشر مثقالا من ذهب حدا فی کتاب الله لعلکم تتقون».

د: تمام آثار باب را بخرید!
دستور هست که همه شهروندان در صورت توان کتاب های باب را بخرند و مالک شوند و نگهدارند! عبارت: «ثم العاشر اذا هستطعتم کل آثار النقطه تملکون و لو کان چاپا»!! «بیان عربی صفحه ی 42» (اگر از عبارت «چاپا» در عبارت عربی باب تعجب کرده اید بدانید ما اضافه نکردیم و مال خود اوست!)
ه: تمام کتاب ها را از بین ببرید! خلاصه شهروندان موظفند نه تنها کتابی جز بیان (یا اونچه در بابیت نگاشته شده) را نخوانند بلکه دستور دارند همه کتاب های علمی جهان (بجز بیان و آثار بابی) را از روی زمین محو نمایند!! «الباب السادس من واحد السادس فی حکم محو کلالکتب الا ماانشئت او تنشی فی ذلک الامر» «بیان فارسی صفحه ی 198» این مستندات که از معتبرترین سند بابی (یعنی کتاب بیان) نقل گردید تکلیف حقوق شهروندان در زمینه آموزش و تعلیم و تربیت را مشخص نمود.

حق زیستن

از نظر باب، هیچکس جز بابیان حق زیستن روی زمین را ندارند و دگر اندیشان باید قتل عام شوند!! در پنج قطعه زمین نباید غیر مومنین به بیان زندگی و سکونت نمايند! ص193 بیان فارسی ایشان دستور می دهند سلطان بیان، همه دگر اندیشان و غیر بابیان را نابود گرداند و اجرای این امر واجب هم فقط بعهده سلطان بابی نیست بلکه برخود افراد بابی هم این موضوع واجب هست و باید اونها هر غیر بابی را از روی زمین بر دارند و نابود نمایند!!
این هم عبارت او: «الباب السادس و العشر من الواحد السابع فی ان الله قد فرض علی کل ملک یبعث فی دین البیان ان لایجعل احد علی ارضه ممن لم یدن بذلک الدین و کذلک فرض علی الناس کلهم اجمعون» «بیان فارسی صفحه ی 262».

پس شهروندان غیر بابی، حق حیات ندارند و باید برای مرگ آماده شوند!


حق درمان

از نظر باب، شهروندان اگر مریض شوند حق مصرف دارو ندارند! ایشان می فرمایند: دارو بطور مطلق، در ردیف مسکرات و افیون هست.
خرید و فروش و مصرف اون حرام می باشد! این هم عبارت ایشان در این زمینه: «الباب الثامن من الواحد التاسع فی حرمه التریاق والمسکرات و الدواء مطلقا ملخص این باب اونکه کل شئون دون حب از دون حق بوده و هست و کل شئون حب ازحق بوده و هست» «و نهی شده از مسکرات و اونچه حکم دواء بر او ذکر شده» و این حکم را در بیان عربی به این صورت آورده: «انتم الدواء ثم المسکرات و نوعها لا تملکون» «بیان عربی صفحه ی 42» بنابراین شهروندان حق ندارند دارو بخرند و مالک اون شوند و مصرف نمایند و اگر بر اثر این کار تلف شدند از نظر شارع بیان، ملالی نیست!

حق تشکیل خانواده

از نظر باب، شهروندان بابی حق ندارند با غیر دین خود ازدواج نمایند. ضمنا حتما باید سعی نمایند بچه دار شوند و اگر آشکار شد که یکی از اون دو مانعی دارد که نمی تواند بچه دار شود با اجازه دیگری مجاز هست کاری کند تا از او فرزندی حاصل شود! عبارت او چنین هست: «الباب الخامس والعشر من الواحد الثامن» «فی ان فرض لکل احد» «ان یتاهل لیبقی عنها من نفس یوحد الله ربها و لابد» «ان یجتهد فی ذلک و ان یظهر من احدهما ما یمنعهما عن» «ذلک حل علی کل واحد باذن دونه لان یظهر عند الثمره» «و لا یجوز الاقتران لمن لا یدخل فی الدین» «بیان فارسی صفحه ی 298»

حق مالکیت

شهروندان غیر معتقد به بیان، حق هیچ مالکیتی ندارند و اهل بیان باید اموال هر کسی که به شریعت بیان ایمان نیاورده، مصادره نمایند و هستثنای این قانون فقط در جاهائی هست که اهل بیان به قدرت نرسیده باشند ولی اگر قدرت یافتند حکم همان مصادره اموال هست!
عبارت مرتبط با این مطلب: «ثم الخامس فلتاخذن من لم یدخل فی البیان ما ینسب الیهم» «ثم ان آمنو التردون الا فیالارض التی انتم علیها لا تقدرون» «بیان عربی صفحه ی 18» اگر هم جنگی بین مومنین به بیان و مسلمانان رخ دهد تمام اموال بدست آمده از طرف مقابل و غنائم جنگی متعلق به شخص باب می باشد: بیان فارسی ص 159
حق کسب و کار و تجارت

شهروندان نباید به خرید و فروش تنباکو و امثال اون بپردازند.


همچنین نباید با اهالی خراسان تجارت و معامله نمایند! و یا هر چیزی که از سوی خراسان حمل می شود! متن عبارت او: «و نهی شده از تنباکو و اشباه اون و اونچه که از سمت خراسان حمل میشود».


«بیان فارسی صفحه ی 322» ضمنا شهروندان جق ندارند عناصر اربعه (آب و خاک و آتش و هوا) را خرید و فروش نمایند که اگر اقدام به خرید و فروش اونها نمایند، کار حرامی را مرتکب شده اند! «ثم الحادی من بعد العشر لا تبیعون عناصر الرباع و لا تشترون» «بیان عربی صفحه ی 43»

حق داشتن عبادتگاه

شهروندان غیر بابی حق داشتن هیچ عبادتگاه، زیارتگاه و بقعه مخصوص به خود را ندارند و باید تمام این بقعه ها و عبادتگاهها توسط ظهور بعد تخریب شود!!
ص 135 کتاب بیان فارسی افتضاح آئین باب در اعطای حقوق شهروندی به حدی واضح و آشکار هست که عبدالبهاء هم به اون اذعان نموده و زشتی اون را تایید کرده هست!
به عبارت او توجه فرمائید: کتاب مکاتیب - جلد 2 صفحه 266: «در یوم ظهور حضرت اعلی (میرزا علی محمد) منطوق بیان (عبارت بود از) ضرب اعناق (گردن زدن غیر بابیها) حرق کتب (سوزاندن کتابها) و اوراق و هدم بقاء و قتل عام الا من امنو صدق (غیر بابیان) بود»!!
نکته بسیار مهم: دوستان بهائی نمی توانند بگویند ما ربطی به باب نداریم و دینی مستقل از او هستیم! هر موقع خواستند چنین چیزی بفرمایند بخاطر آورند که از نظر اونها باب یک دین آسمانی بوده که بهاءالله هم حدود سی سال به اون ایمان داشته و کتاب ایقان را در اثبات اون نوشته و به اون عمل می نموده هست.

تصور کنید اگر چنانچه فقط یک روز این آئین حاکمیت می یافت وضعیت دنیا چه می شد: همه غیر بابی ها قتل عام می شدند و همه کتاب ها سوزانده می شد و همه عبادتگاه ها تخریب می گردید و...

و خلاصه امروز در روی زمین کسی جز بابی وجود نداشت! ضمنا برای بهائیان، باب اونقدر مهم هست که آرزوی اونان زیارت قبر اوست! به یاد بیاورند برای چه به زیارت قبر او در اسرائیل می روند و قبر او زیارتگاه درجه یک اونان هست؟! و نیز در وجود ارتباط تنگاتنگ آئین باب و بهائیت همین بس که حج بهائیان بدون زیارت خانه او در شیراز و قبر او در اسرائیل که به شکل زیبائی اون را درست کرده و کلی به اون می بالند، ناقص هست...
حقوق شهروندی از نگاه بها، عبدالبهاء و شوقی

حق انسانیت

شهروندان غیر بهائی، انسان نیستند!
از نظر بهاءالله، فقط بهائیان انسان محسوب می گردند و غیر بهائیان، از بهائم و حیوانات شمرده می شوند.


لذا شهروندان غیر بهائی، سهمی از انسانیت نداشته و اصولا انسان نیستند چه رسد به اینکه حقوق شهروندی داشته باشند.

این هم شاهد: میرزا در کتاب بدیع صفحه 213 نوشته هست: «نفوسی که از امربدیع معرضند از رداء اسمیه و صفتیه محروم و کل از بهائم بین یدی الله محشور و مذکور»!!

حق کرامت و احترام

1- شهروندان غیر بهائی دارای احترام و رتبه نیستند! بنابر نصوص بهائی هرکس غیر بهائیان را انسان بنامد یا برای اونها رتبه ای قائل شود، از همه فیوضات و مراحم خداوندی محروم خواهد بود! حضرت بهاءالله در کتاب بدیع، صفحه ی 140 می نویسد: «الیوم هر نفسی بر احدی از معرضین من اعلاهم او من ادناهم ذکر انسانیت نماید، از جمیع فیوضات رحمانی محروم هست تا چه رسد که بخواهد از برای اون نفوس اثبات رتبه و مقام نماید»!!
ملاحظه می فرمایید که بهاءالله نه تنها غیر بهائیان را از دایره انسانیت خارج می داند، بلکه به فتوای ایشان هرکس که اونها را آدم بداند، او نیز از جمیع فیوضات رحمانی محروم هست.

حق شهروندی پیشکش! در جای دیگر غیر بهائیان را سنگریزه های بی ارزش می شمرد: مائده آسمانی، ج 4 (چاپ جدید) ص140 و (چاپ قدیم) ص 327 «احبائی هم لئالی الامر و من دونهم حصاه الارض».

یعنی: (دوستداران من در و جواهر و مابقی ایشان سنگ ریزه های ارض خاکی اند).
2- شهروندان غیر بهائی، زنازاده اند! (با عرض پوزش فراوان از خوانندگان) از نظر بهاءالله کسانی که امر بهائی را نپذیرند و انکار نمایند زنا زاده اند.
ایشان در مورد منکرین خویش چنین فرموده اند: من ینکر هذا الفضل الظاهر المتعالی المنیر ینبغی له بان یسئل عن امه حاله فسوف یرجع الی اسفل الجحیم.

یعنی حتی به برادر و خواهر خود (ازل و عزیه) هم که مخالف او بودند رحمنمی کند و اونها را با این عبارت زنا زاده می نامد!
همچنین شهروندانی هم که بغض بها را در دل داشته باشند باید بدانند که حرام زاده اند و باید بروند حال خود را از مادر خود بپرسند چنانکه در صفحه 79 کتاب گنج شایگان و مائده آسمانی صفحه 355 باب یازدهم تصریح شده هست که: قل من کان فی قلبه بغض هذا الغلام (بهاء) فقد دخل الشیطان علی فراش امه بگو هر کس در قلبش دشمنی این غلام (بهاء الله) را داشته باشد قطعا شیطان در بستر و رختخواب مادرش رفته هست! 3- باید همچون عذاب باشید برای غیر بهائیان! ایشان می فرمایند: برای بهائیان ابر رحمت و برای کافران و مشرکان عذاب محتوم باشید!
مجموعه الواح، ص 216 «انتم یا احباء الله کونوا سحاب الفضل لمن آمن بالله و بآیاته و عذاب المحتوم لمن کفر بالله و کان من المشرکین»
4- عدم معاشرت با دگر اندیشان ایشان دستور می دهند نه با دگر اندیشان، نشست و برخاست کن و نه معاشرت و نه از اونها چیزی بشنو و سخنی بگو، حتی اگر خواهر و برادرت باشد(!): مجموعه الواح، ص 360 «ایاک ان لا تجتمع مع اعداء الله فی مقعد ولا تسمع منه شیئا و لو یتلی علیک من آیات الله العزیز الکریم» مائده، ج 4، ص 365 (باب نهی از معاشرت با مشرکین) «لا تعاشری مع المشرکات کذلک یأمرک منزل الایات» مائده، ج 8، مطلب 52، ص 38 «انا قطعنا حبل النسبه من کل ذی نسبه الا لمن آمن بالله و اعرض عن المشرکین.

ان یا عبادی لو یسمع احد منکمبان اعرض اخوه او اخته عن الله ینبغی له بان یعرض عنه و یقبل الی محبوب المخلصین»

حق برابری و مساوات

1- گاو محسوب شدن شهروندان سیاه آفریقائی!
عبدالبها درباره سیاهان آفریقائی و فرقشان با سیاهان امریکائی می گوید: «مثلا چه فرق هست میان سیاهان افریک (آفریقا) و سیاهان امریک، اینها ایجاد الله البقر علی صوره البشرند اونان متمدن و باهوش و فرهنگ...»!!
(خطابات بزرگ، ص 119)
لذا از نظر ایشان سیاهان آفریقائی گاو هستند (حتی نمی گوید «مثل» گاو هستند بلکه می گوید خود گاو هستند)!
2- وحشی دانستن شهروندان ترک و اهانت به اونان اسرار الآثار، ج 2 ص 154 (ذیل کلمه ترک) «در توقیعی خطاب به حاجی میرزا آقاسی هست: اترکوا التروک ولو کان ابوک، ان احبوک اکلوک و ان ابغضوک قتلوک.» (از ترک زبانان دوری کن و فاصله بگیر، اگر چه پدرت باشد که اگر دوستت بدارد خواهدت خورد و اگر دشمن بدارد خواهدت کشت!).
3- جاهل محسوب شدن شهروندان غیر بهائی از نظر بها، شهروندان دگر اندیش (غیربهائی) که تصدیق بهائیت را نکرده اند جاهل و نادان هستند! او در اقتدارات ص 111 می فرماید: گر مرد دانشمندی در تصدیق امر توقف کند جاهل محسوب می شود!
4- تبعیض بین شهری و روستائی از نظر حقوق شهروندی از نظر شارع بهائی، بین زن شهری و زن روستائی، فرق وجود دارد.

مهریه زن شهری طلاست و مهریه زن روستائی نقره و نباید اعتراضی هم داشته باشد! و طبیعتا مرد شهری و روستائی از نظر اقتصادی از هم متمایز می گردند چون یکی موظف به پرداخت طلا و دیگری موظف به پرداخت نقرهاست!
5- تبعیض بین زن و مرد از نظر حقوق شهروندی زن بهائی از خانه و البسه شوهرش ارث نمی برد! دختر بهائی از خانه پدری و البسه او ارث نمی برد! پسران متوفی بطور یکسان از پدر و مادر ارث نمی برند و ارث پسر بزرگتر از دیگر برادران و خواهران بیشتر هست و در مجموع هم پسران از دختران بیشتر ارث می برند! زن بهائی از حج رفتن محروم هست! زن بهائی هرگز نمی تواند به عضویت نهاد رهبری بهائیت یعنی بیت العدل در آید! شهروندان مرد نسبت به شهروندان زن، اقدم و اقوی هستند چنانکه در حیوانات هم اینگونه هست!
عبارت در کتاب گلزار تعالیم بهائی صفحه 288، اینگونه هست: «سؤال خانمی به حضور مبارک عرض شد که فرموده بود تا حال از جانب خدا زنی مبعوث نشده و همه مظاهر الهیه رجال بوده اند.

فرمودند: «هر چند نساء با رجال در هستعداد و قواء شریکند ولی شبهه ای نیست که رجال اقدمند و اقوی حتی در حیوانات مانند کبوتران و گنجشگان و طاووسان و امثال اونان هم این امتیاز مشهود»!!

حق آزادی

الف: آزادی بیان 1- شهروندان، حق آزادی بیان علیه تشکیلات را ندارند!
هیچ شهروند بهائی حق ندارد علیه تشکیلات بهائی (از محافل محلی و ملی و ایادیان و مشاورین و یاران و لجنات و...

گرفته تا برسد به بیت العدل) سخنی بگوید که در این صورت با مجازات بسیار سنگین «طرد» روبرو می شود.

ب: آزادی سفر
2- شهروندان حق مسافرت به اسرائیل بدون اجازه تشکیلات را ندارند! چنانچه شهروند بهائی بدون اجازه تشکیلات به اسرائیل مسافرت کند و یاحتی بدون هماهنگی هواپیمایش از روی آسمان اسرائیل عبور کند به مجازات سنگین «طرد» از سوی رهبری بهائیت مبتلا می شود! افراد متعددی بودند که بدون اجازه شوقی به جاهائی سفر کرده بودند که با خشم او روبرو شده و از سوی او «طرد» شدند!
فحاشی شوقی افندی و طرد کسی که بدون اطلاع او به اسرائیل مسافرت کرده هست: در موضوع صادق فرزند آقا محمد جواد آشچی فرمودند بنویس: این شخص بداخلاق و پست فطرت اخیرا مخالف دستور این عبد مسافرت به فلسطین نموده و وارد ارض اقدس گشته، تلغرافی راجع به طرد و اخراج او از جامعه به اون محفل مخابره گردید به والدش صریحا اظهار و انذار نمایند مخابره با او به هیچ وجه من الوجوه جائز نه، تمرد و مخالفت نتایجش وخیم هست! (شوقی افندی، توقیعات مبارکه، (102 - 109) ص 41).


این هم اسامی برخی از افراد دیگری که توسط شوقی طرد روحانی شده اند: 1- روحی افنان نوه عبدالبهاء به دلیل سفر دوم به آمریکا در سال 1935 بدون تایید شوقی افندی 2- زهرا خانم نواده دختری عبدالبهاء همسر روحی افنان بدلیل ازدواج بدون کسب موافقت شوقی افندی 3- ثریا خانم نواده عبدالبهاء همسر فیضی افنان خواهر روحی افنان به دلیل ازدواج با یک ناقض عهد 4- فواد افنان نوه عبدالبهاء به دلیل سفر به انگلستان 5- فیضی افنان نواده بهاءالله ج: آزادی سیاسی شهروندان حق دخالت در سیاست، عضویت در احزاب، شرکت در انتخابات و...

را ندارند! طبق متون اصلی بهائی، هیچ شهروندی حق دخالت در سیاست، مخالفت با حاکمیت، اعتراضبه ظالمان، شرکت در احزاب سیاسی، حضور در انتخابات و خلاصه فعالیت سیاسی در کشور ها را ندارد! اعتراض به حاکمان و زمامداران هم جائز نیست: میرزا در اقدس، هرگونه اعتراضی را بر حاکمان و زمامداران جائز ندانسته و اکیدا دستور می دهد امور اونها را به خودشان واگذارید و به اونها اعتراض ننمائید و به جای اون به قلوب توجه نمائید.
عبارت او چنین هست: لیس لاحد ان یعترض علی الذین یحکمون علی العباد! در نقطه مقابل به اسم رافت دستور همنشینی با خائنان و اهرمنان داده شده هست: دستور همنشینی شهروندان با خائنان و گرگان خونخوار و اهرمنان! «...اهرمن را ملائکه شمارید.

جفاکار را مانند وفادار به نهایت محبت رفتار کنید و گرگان خونخوار را مانند غزالان ختن و ختا مشک معطر به مشام رسانید.


خائنان را ملجآ و پناه گردید...

(ص 160 ج سوم مکاتیب)» د: آزادی های شخصی شهروندان حق تراشیدن سر یا بلند کردن مو (بیشتر از حد گوش) را ندارند! شهروندان مطابق دستورات کتاب اقدس، نباید سر خود را بتراشند و موهای خود را بیشتر از دوسه سانتیمتر (تا حد گوش) بلند نمايند! شهروندان حق ملاقات و دیدار مشرکین و منافقین را ندارند! از نظر رهبران بهائی، ملاقات دگر اندیشان حرام هست: «إعلم بأن الله حرم علی احباء الله لقاء المشرکین و المنافقین، بدان که خدا بر احبایش دیدار با مشرکین و منافقین را حرام کرده هست» (مائده آسمانی، ج4، ص 280) جالب هست دانسته شود که از نظر بهائیت، شیعیان هم جزو مشرکین محسوب می شوند و طبیعتا لقای این مشرکین هم حرام هست چنانکه در ص140 مائده ج 4 و نیز رحیق مختوم ص 595 آمده هست: «لعمرالله (به خدا سوگند) حزب شیعه از مشرکین از قلم اعلی در صحیفه حمرا مذکور و مسطور»! یعنی سوگند هم یاد می کند که شیعیان مشرک هستند و تأکید می نماید که این موضوع در «صحیفه سرخ»(؟!) هم ذکر شده هست!
شهروندان حق معاشرت و موانست با معرضین را ندارند! سران بهائی صراحتا دستور داده اند که با معرضان از بهائیت، نشست و برخاست و همنشینی و انس پیدا کردن، حرام هست زیرا ممکن هست این دیدارها بهائیان را نسبت به بهائیت دلسرد نماید و این دستور از آسمان صادر شده هست!: «باید از معرضین در کل شئون اعراض نماییم و در اونی مؤانست و مجالست را جایز ندانیم که قسم به خدا که انفس خبیثه انفس طیبه را می گدازد چنان که نار حطب یابسه را و حر ثلج بارده را» (بهاءالله، مائده، ج 8، مطلب 53).

همچنین: «با نفوس معرض که اعراضشان ظاهر شده معاشرت و تکلم و ملاقات جایز نه، هذا حکم قد نزل من سماء آمر قدیم» (بهاء الله، مائده آسمانی، ج 8، ص 74 چاپ جدید، باب معاشرت با معرضین جایز نه!).


تصور بفرمائید اگر این معرض از بهائیت، پدر یا همسر یا فرزند یک بهائی باشد، معاشرت و موانست با او برای شهروند بهائی حرام هست تا جائی که حتی سلام و کلام با او هم جایز نیست!
اصولا طرد روحانی توسط ولی امرالله و محرومیت معاشرت دیگران حتی همسر و فرزند فرد مطرود با مفاد اعلامیه مذکور به ویژه ماده 18 اون تعارض دارد.

محدودیت وقتیشهروندان در نگاهداری وسائل خانه! بها در کتاب اقدس: بر شما نوشته (یعنی واجب) شده هست که وسائل و اسباب خانه را سپس انقضای نوزده سال تجدید نمائید! (یعنی نگهداری بیش از نوزده سال وسائل، گناه هست!) لزوم کناره گیری شهروندان از عالمان دین بها در ایقان، علما را بزرگ ترین مانع و سد هدایت امت شمرده و همه ی ایشان را جاه طلب و دین فروش فرموده و از امت خواسته هست اصلا دنبال عالمان نروند و از اونان احتراز جویند و اگر می خواهند به حقیقت و حقانیت باب برسند باید گوش به حرف احدی از علما ندهند و به اون ها متمسک نشوند که اگر چنین نمايند از درک حقیقت و وصول به سرچشمه حیات و معرفت محجوب و محروم گردند.

حق دادرسی

شهروندان بهائی حق ندارند به دادگاههای کشورها مراجعه نمایند و باید در داخل نظام بهائیت داد رسی شوند.

ملاک و میزان هم در حل دعاوی، کتاب اقدس و متون دیگر میرزاست.

برخی از شاخص های نظام دادرسی هم به برنامه ذیل هست:
1- شهروندان دزد باید انگ دار شوند! مجازات دزدان در بار اول دزدی، تبعید و در بار دوم، زندان و در نوبت سوم انگ خوردن بر پیشانی اوست: اقدس:...

در نوبت سوم اگر دزدی نمود، باید در پیشانی او علامتی حک نمائید تا به موجب این علامت شناخته شود و در شهرهای مختلف خدا موجب شناسائی او شود تا او را نپذیرند و اخراج نمایند! (حد دزدی هم مشخص نیست که چقدر باشد تا مشمول این مجازات ها شود).


2- گرفتن طلا از شهروندان مرتکب اعمال منافی عفتبرای بیت العدل! اگر مرد و زنی بهائی، مرتکب عمل زنا شدند باید طبق نص کتاب اقدس، هر کدام نه مثقال طلا به بیت العدل بپردازند.

چنانچه برای بار دوم مرتکب این عمل زشت گردیدند باید هر کدام دو برابر این مبلغ یعنی هیجده مثقال به همان مرکز یعنی بیت العدل بپردازند.

تکلیف خلافکاران ثروتمند که باید برای بار دهم عمل خلاف خود 43.2 کیلو و برای بار پانزدهم خلافکاری خود 1382.4 کیلو و برای بار بیستم زنای خود 44236.8 کیلو (سه کامیون پانزده تنی) طلا به بیت العدل بپردازند چیست؟ باری سی ام و چهلم و پنجاهم چه می شود؟ (ماشین حساب ها کم می آورند!)
3- سوزاندن شهروند مجرم در بهائیت، جزای کسی که آپارتمانی را آتش بزند این هست که خودش را آتش بزنند! (هیچ حدی هم معین نشده هست)
این عین عبارت کتاب اقدس هست: «و من احرق بیتا متعمدا فاحرقوه» اگر کسی عمدا خانه ای را آتش زد باید او را بسوزانید!! (اگر هم خواستید تخفیف بدهید حبس ابدش کنید!)
4- طلا گرفتن از شهروند محزون ساز! جریمه محزون ساختن یک نفر، نوزده مثقال طلاست که به پول امروز یک میلیون و هشتصد هزار تومان هست. لذا هر شهروندی که کسی را محزون کند باید این مبلغ را بپردازد.

همین شهروند اگر مرتکب فحشاء شود و زنا کند باید نه مثقال طلا یعنی به پول امروز هشتصد هزار تومان به بیت العدل بپردازد! پس جریمه زنا کردن هشتصد هزار تومان ولی جریمه محزون ساختن یک میلیون و هشتصد هزار تومان هست!
اکنون با توجه به مدارک ذکر شده باید ازبهائیان پرسید: 1-
آیا به حقوق شهروندی که در متون خود دارید پای بندید یا اون را قبول ندارید؟
2- آیا به مجامع جهانی هم همین ها را عرضه می کنید یا چیز دیگری می گوئید؟
3- آیا حاضرید متن کتاب باب را که دستور قتل عام شهروندان غیر بابی را می دهد به مجامع جهانی عرضه نمائید؟
4- تکلیف شهروندان غیر بهائی که از دید بهاءالله، انسان شمرده نمی شوند چیست؟
5- محدودیت های غیر قابل قبولی که احکام بهائی برای شهروندان دارد و با امروز سازگار نیست چه می باشد؟
6- آیا هیچ منصفی حاضر هست اسم این احکام را، احکام الهی بشمارد؟





26:

به نظر من بهاییت ، قابل انتقاد و یا دفاع نیست
آیینی که نه بر پايه وحی و عقل و .....

بنا نشده
اصلن ارزش مشغولیت نداره.


از پايه مشکل داره ، نیازی به پرداختن به اون نیست.


27:

من اصلا هیچی نفهمیدم

28:

با سلام

یه بابایی مدعی این فرموده ها شد

حسینعلی بهاء، خدای یگانه را انکار نموده و خود را معبود یگانه مورد پرستش دیگران برنامه می دهد.
( میرزا حسینعلی؛ کتاب بدیع؛ ص 43 ،سطر 12)
سران بابیت و بهائیت با کنار گذاشتن اصل توحید، ادعای خدایی نمودند.
برای نمونه:
میرزا علی محمد (از سران بابیت)در کتاب خود در لوح سفارش به جانشینی میرزا یحیی خود را خدای مُهیمن قیّوم معرفی می نماید.
( لوح سفارش به جانشینی میرزا یحیی،ص 6)
میرزا علی محمد باب در کتاب بیان عربی بخش دوم به نام هیکل الدین می نویسد :« إنَّ عَلیّ قَبلَ نَبیل ذاتُ الله وَ کَینُو نیّتُه؛به درستی که علی قبل نبیل (علی محمد ) ذات خداست و هستی اوست.»
میرزا حسینعلی با شدت و تأکید هرچه تمام تر میرزا علی محمد را ربّ أعلی معرفی می کند.
از قول عبدالبها میرزا علی محمد را الوهیت شهودی (خدای دیدنی ) معرفی می نماید.


آیا این اعتقاد شرک نیست؟

عباس افندی در کتاب مفاوضات، میرزا علی محمد (حضرت اعلی ) و میرزا حسینعلی (جمال مبارک ) را در ردیف پیامبران صاحب شریعت مستقل معرفی می نماید.
(تاریخ صدر الصدور؛ ص 207) به هر بهائی القا می نماید که پیرو آئین جدید و پیامبر جدید باشد.

(عباس افندی؛ مفاوضات، ص 124)
به نظر شما این اعتقاد انکار نبوت پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله) نیست؟
فرقه ضالّه بابیت یا بهائيت کافر و نجسند،چون اصلاً به خدا اعتقادي ندارند.
منکر خاتميت حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم هستند .


توسط ايادي هستکبار و خصوصاً هستعمارگران انگليس درست شده‌اند .


(کتاب ارمغان هستعمار، محمد محمدی اشتهاردی را مطالعه کنید)

29:

ابوحنیفه ووهابیت واکثر عامه جایز می دانند علما وعملا


54 out of 100 based on 19 user ratings 644 reviews