هر کس فقط بر خدا توکل کند


هر کس فقط بر خدا توکل کند



هر کس فقط بر خدا توکل کند
هر کس فقط بر خدا توکل کند

بدون واسطه و مقدس سازی انسانهای مومن تر مستقیم با خدا در ارتباط باشید
فقط یا الله مدد
ما همه آیت خدا هستیم همه
ما همه مومنین یکی کمتر یکی بیشتر اما فقط الله هست که شایسته و توانا است که ما بکویم یا الله مدد
ما فقط نماز برای خداوند میخوانیم و مستقیم از راه معنوی با خدا تماس داریم

یا الله مدد
خدایا کمکم کن تو شریک نداری و نیازی به واسطه و سخنکو نداری
قران تو کلام تو است و نماز که میخوانیم تو را شکر میکنیم و فقط میکویم یا الله مدد
فقط همین
خدایا ما را از بیراهه نجات بده خدایا ما را از شر و بدی دشمنان باسداری کن
یا الله مدد به ما توان سالم ماندم در این دنیا کثیف را بده



ذوالقرنین - گیلگمش - خورشید بالدار یا Winged sun

1:

یکی از بدعت هایی که بعضی فرقه ها امثال وهّابیون نجس حجاز در اسلام وارد کرده اند
انکار " شفاعت " هست .


ابطال تثلیث مسیحیت در واقعه مباهله پیامبر / پیام های مباهله در عصر معاصر به ادیان و م
و با شعار " حسبی الله " سعی در رفع و رجوع اون دارند .

-تمام علماي شيعه و اكثر علماي اهل تسنن مي‌گايشانند شفاعت يك نوع وساطت در مغفرت و عفو و بخشيدن گناهان هست؛ يعني شخص قايشان از ضعيف دستگيري مي‌نمايد و او را به مقامي برساند يا از عذابي برهاند همانطوري كه از رسول خدا (ص) مي‌خوانيم: من شفاعتم را براي گناهكاران از امتم كه مرتكب گناهان كبيره شده‌اند ذخيره نموده‌ام، اما نيكوكاران مورد مؤاخذه برنامه نمي گيرند.[1]

شیعیان در واقع با واسطه برنامه دادن " اولیاء خدا " از جهت آبروئی که نزد خدا دارند
از حضرت حق طلب مغفرت و حاجت مینمايند.


انرژی فوق العاده در روضه های امام حسین



1] بحار الانوار، ج 8/ص 34.


یکی بود، یکی نبود

2:

همه انسانها آبرو دارند
این حرفها برای کاسبی و دوکان باز کردن هست
خود امام علی کجا کفته به من بکوید تا به خدا بکویم؟
ما مسلمین فقط خدا قران و بیامبر را میشناسیم
که مدد خواستن از رسول الله هم اشتباه هست
فقط باید کفت یا الله مدد
ایا این انحراف هست که فقط خدا به ما کمک میرساند نه مخلوقات خدا؟
خود اما حسین از خدا کمک میخواست آیا اما حسین و امام حسن میکفتن یا علی مدد؟
کدام امام میکفت هست با علی مدد؟
امام علی یک انسان مومن تر از من و تو بوده هست
همه ما مومن هستیم و بیش خدا ابرو داریم همه آیت خدا هستیم

آیا خود حضرت محمد یا خود امام حلی نیاز به واسطه داشتند که مدد بخواهند؟
این بهانه تراشی ها کار درستی نیست
اینکه من بکویم فقط خدا و بدون واسطه بدون مادیات خرج کردن بدون ریختن مادیات درون اماکن هم میشود از خدا یاری خواست
این انحراف هست
انسانهای آزاده باشید جرا همه جیز را به وهابیت ربط میدهید؟
در میان شیعیان هم افرادی هستند که میکویند مقام امام علی در میان مومنین بالا هست او مومن تر هست اما برای در تماس بودن با خدا نیاز به دل باک و دعا کردن هست بدون واسطه هم میشود خود امام علی هم نکفته
این عقیده در دوران خود امام علی سرکوب شد

امام علی خودشان دشمنان دین را که میکفتن یا علی مد مجازات میکردن امام علی هرکسی که میکفتن امام علی جانشین خدا هست مجازات میکردنم

خود امام علی با واسطه شدن مخالف بودن و واسطه هم نداشتن


جامعه‏ شناسى كربلا

3:

شما از توکل حرف میزنید .
هیچ کدام از شیعیان به پیامبر و امامان شیعه توکل نمی نمايند بلکه توسل مینمايند
توکل بر غیر خدا جایز نیست این را ما هم میدانیم.


حسین، ضعیفی که باید برای او گریست نبود !"""!

4:

انتقال به تالار مربوطه


نغمه هایی رو به آسمان

5:

به نام خداوند مهرگستر خیلی مهربان
" ألا ﺇﻧﻬﻢ ﻳﺜﻨﻮﻥ ﺻﺪﻭﺭﻫﻢ ﻟﻴﺴﺘﺨﻔﻮﺍ ﻣﻨﻪ ﺃﻻ ﺣﻴﻦ ﻳﺴﺘﻐﺸﻮﻥ ﺛﻴﺎﺑﻬﻢ ﻳﻌﻠﻢ ﻣﺎ ﻳﺴﺮﻭﻥ ﻭﻣﺎ ﻳﻌﻠﻨﻮﻥ ﺇﻧﻪ ﻋﻠﻴﻢ ﺑﺬﺍﺕ ﺍﻟﺼﺪﻭﺭ 5 "
"آیا نیست اگرَند دوتا می نمايند بالاجایشان؟برای می خواهند پنهان شوند ازِش آیا نه هنگامی می خواهند فراپوشند جامه هاشان می داند چه راز می دارند؟هم چه آشکار می سازند اگرِ او خیلی داناییست به گیراییِ بالاجاها 5 "
آری خداوندِ به ما چشم هم گوش هم اندیشه داد،هم اونهایی که 1400 سالی پیش بودند نه می شناسیمشان نه می دانیم اکنون کجایند همینگونه اونها.نه کارگمارند نه میانجی ،خداوندا مرا از دوگانه پرستها مکن هم نماز برپا دار ساز


حصین ؟!

6:

می شود بگویی شفاعت یعنی چه و برای چه ما شفیع می گیریم ؟

7:

اما اینکه شفاعت یعنی چه ؛

«شفاعت» در لغت، به معناى وساطت و ميانجى گرى هست.

در فرمود‏وگوهاى روزمره، به وساطت و ميانجى‏گرى شخص مورد اعتماد در نزد بزرگى - به منظور عفو مجرمى يا برآوردن حاجت كسى - شفاعت فرموده مى‏شود.

اين معنا برآمده از ريشه لغوى اين كلمه هست؛ زيرا شفاعت از ماده «شفع» به معناى زوج - در مقابل «وتر» به معناى فرد - گرفته شده هست.
المقاييس فى اللغة، ماده شفع، ج 3، ص 201؛ مفردات راغب اصفهانى، ماده شفع، ص 263؛ فيروزآبادى، قاموس المحيط، ماده شفع، ج 3، ص 45.

گايشانا شخصى كه متوسّل به شفيع مى‏شود، نيروى خود را به تنهايى براى رسيدن به مقصود كافى نمى‏بيند؛ بدين جهت نيروى شفيع و ميانجى را به اون ضميمه مى‏كند تا به مقصود خود نايل آيد.
در اصطلاح «شفاعت، واسطه شدن يك مخلوق، ميان خداوند و مخلوق ديگر، در رساندن خير يا دفع شر - خواه در دنيا و خواه در آخرت - هست».
دو.

جايگاه شفاعت‏

1.

در بينش توحيدى، خداوند مبدأ هستى هست و همه موجودات از او، وابسته به او و پرتو فيض الهى‏اند.

2.

خداوند، عالم هستى را بر پايه «نظام اسباب و مسببات» بنيان نهاده هست و تحقق هر پديده و پيدايش هر نوع اثرى در اين عالم، از طريق سبب و علّت خاصى صورت مى‏گيرد؛ يعنى، اراده حكيمانه او به تحقّق امور، از طريق اسباب معيّن، تعلق گرفته هست.


امام صادق(ع) مى‏فرمايد: «ابى اللّه ان يجرى الاشياء الاّ بأسباب، فجعل لكل شى‏ءٍ سبباً»؛ «خداوند ابا دارد از اينكه امور را جز از طريق اسباب فراهم آورد، پس براى هر چيزى سببى برنامه داده هست» ميزان الحكمه، ح 8166، ج 3، ص 1231..

و اما اینکه ما برای چه شفیع میگیریم ؛

حضرت زهرا سلام الله عليه مي‌فرمايد :
وأحمد اللّه الذي بعظمته ونوره يبتغي مَن في السموات والأرض إليه الوسيلة ونحن وسيلته في خلقه .
تمام اون‌چه در آسمان و زمين هستند ، براي تقرب به خداوند به دنبال وسيله هستند و ما وسيله و واسطۀ خداوند در ميان خلقش هستيم .

شرح نهج البلاغة ، ج 16 ، ص211 و السقيفة وفدك ، ص 101 و بلاغات النساء ، بغدادي ، ص 14.
و از أبي هريره در بارۀ قصۀ حضرت آدم نقل شده هست :
يا آدم هؤلاء صفوتي...

فإذا كان لك لي حاجة فبهؤلاء توسل، فقال النبي: نحن سفينة النجاة من تعلق بها نجا ومن حاد عنها هلك، فمن كان له إلى الله حاجة فليسألنا أهل البيت .

فرائد السمطين ، ج1 ، ص 36 ح 1 و المناقب للخوارزمي ، ص 318 ، ح 320 .
اي آدم ! اين‌ها ( اهل بيت ) برگزيدگان من هستند ...

هر وقت حاجتي داشتي اينها را واسطه برنامه بده .

پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله وسلم) فرمودند : ما كشتي نجات هستيم ، هر كس سوار اين كشتي شد ، نجات خواهد يافت و هر كس سر پيچي كند ، هلاك مي‌شود ، هر كسي حاجتي به سايشان خداوند دارد ، بايد ما اهل بيت را واسطه برنامه دهد .
و سيوطي نقل مي‌كند كه حضرت آدم به درگاه خداوند چنين هستغاثه مي‌كرد :
اللهمّ إنّي أسألك بحقّ محمد وآل محمد سبحانك لا إله إلا أنت، عملت سوءً، وظلمت نفسي فاغفر لي إنّك أنت الغفور الرحيم، فهؤلاء الكلمات التي تلقى آدم .
الدر المنثور ، ج1 ، ص 60.
فخر رازي از علما و مفسرين بزرگ اهل سنت در اين باره مي‌گايشاند :
أجمعت الأمة على أن لمحمد صلى الله عليه وسلم شفاعة في الآخرة وحمل على ذلك قوله تعالى ( عسى أن يبعثك ربك مقاما محمودا ) وقوله تعالى ( ولسوف يعطيك ربك فترضى ) .
تفسير الرازي ، ج 3 ، ص 55 .
تمامي امت اسلامي بر اين مطلب اجماع دارند كه پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم در قيامت حق شفاعت دارد و اين دو آيه « اميد كه پروردگارت تو را به مقامى ستوده برساند » و « و بزودى پروردگارت تو را عطاي خواهد داد ، تا خرسند گردى » را به همين معنا حمل كرده‌اند .

مرحوم شيخ مفيد رضوان الله تعالي عليه در اين باره مي‌فرمايد :
اتفقت الإمامية على أن رسول الله ( صلى الله عليه وآله وسلم ) يشفع يوم القيامة لجماعة من مرتكبي الكبائر من أمته ، وأن أمير المؤمنين ( عليه السلام ) يشفع في أصحاب الذنوب من شيعته ، وأن أئمة آل محمد ( عليهم السلام ) كذلك ، ايشاننجي الله بشفاعتهم كثيرا من الخاطئين .
أوائل المقالات في المذاهب والمختارات ، ص 29 تحقيق مهدي محقق .

اماميه بر اين مطلب اتفاق دارند كه رسول گرامي اسلام صلي الله عليه وآله وسلم در روز قيامت گروهي از كساني را كه گناهان كبيره انجام داده‌اند ، شفاعت مي‌كند .

و نيز بر اين مطلب اتفاق دارند كه امير المؤمنين و بقيه ائمه گناهكاران را شفاعت مي‌كنند و با شفاعت اون‌ها خداوند بسياري از گناهكاران را نجات مي‌دهد .
و مرحوم علامۀ مجلسي رحمت الله عليه نيز در اين باره مي‌فرمايد :
أما الشفاعة فاعلم أنه لا خلاف فيها بين المسلمين بأنها من ضروريات الدين وذلك بأن الرسول يشفع لأمته يوم القيامة ، بل للأمم الأخرى ...

.

بحار الأنوار ، ج 8 ، ص 29 - 63 .
تمامي مسلمين بر اين مطلب اتفاق دارند كه شفاعت از ضروريات دين هست .

و شفاعت ، يعني اين كه پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله نه تنها امت خود را ؛ بلكه امت‌هاي ديگر را نيز شفاعت خواهد كرد .
و نوايشان از شارحين صحيح مسلم به نقل از قاضي عياض بن موسي مي‌نايشانسد :
قال القاضي عياض رحمه الله مذهب أهل السنة جواز الشفاعة عقلا ووجوبها سمعا بصريح قوله تعالى (يَوْمَئِذٍ لَا تَنْفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَرَضِيَ لَهُ قَوْلًا ) وقوله (وَلَا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى) وأمثالهما وبخبر الصادق صلى الله عليه وسلم وقد جاءت الآثار التي بلغت بمجموعها التواتر بصحة الشفاعة في الآخرة لمذنبي المؤمنين وأجمع السلف والخلف ومن بعدهم من أهل السنة عليها .
شرح مسلم - النوايشان - ج 3 - ص 35 .
قاضي عياض مي‌گايشاند : " مذهب اهل سنت بر اين هست كه شفاعت عقلا جايز و شرعا واجب هست ؛ به دليل اين كه خداوند به صراحت در آيۀ قراون فرموده هست : " در اون روز ، شفاعت [ به كسى ] سود نبخشد ، مگر كسى را كه [ خداى] رحمان اجازه دهد و سخنش او را پسند آيد " و نيز فرمودۀ خداوند كه فرموده : " و جز براى كسى كه [ خدا ] رضايت دهد ، شفاعت نمى كنند " و امثال اين آيات .

و همينطور به خاطر روايات پيامبر راستگو صلي الله عليه وآله وسلم مبني بر صحت شفاعت در آخرت براي گناهكاراني از مؤمنين كه مجموع اين روايات به حد تواتر مي‌رسد .

تمامي علماي اهل سنت ؛ از گذشته تا كنون بر صحت شفاعت اجماع دارند .
و تاج الإسلام أبو بكر الكلاباذي ( ت 380 ه‍ ) در اين باره مي‌گايشاند :
إن العلماء قد أجمعوا على أن الإبرنامه بجملة ما ذكر الله سبحانه وجاءت به الروايات عن النبي ( صلى الله عليه وآله ) في الشفاعة واجب ، لقوله تعالى : (وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضَى) ولقوله : (عَسَى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَحْمُودًا ) وقوله : (وَلَا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَى) .

وقال النبي ( صلى الله عليه وآله ) : " شفاعتي لأهل الكبائر من أمتي " .

علما بر اين مطلب اجماع دارند كه ابرنامه به تمامي اون‌چه كه خدا و رسول او (صلي الله عليه وآله وسلم ) در بارۀ شفاعت فرموده‌اند ، واجب هست .

به دليل فرمودۀ خداوند : " و بزودى پروردگارت تو را عطاي خواهد داد ، تا خرسند گردى » و فرمودۀ خداوند : " اميد كه پروردگارت تو را به مقامى ستوده برساند " و نيز فرمودۀ خداوند : " و جز براى كسى كه [ خدا ] رضايت دهد ، شفاعت نمى كنند " و همينطور سخن پيامبر (صلي الله عليه و آله وسلم ) كه فرمود : " من گناهكاراني از امتم را شفاعت مي‌كنم " .

لتعرف لمذهب أهل التصوف ، ص 54 _ 55 ، تحقيق د .

عبد الحليم محمود ، شيخ الأزهر الأسبق .

و حتي ابن تيميه نيز شفاعت در قيامت را قبول دارد و در اين باره مي‌‌گايشاند :
للنبي (صلى الله عليه وآله ) في يوم القيامة ثلاث شفاعات...

وأما
الشفاعة الثالثة فيشفع في من استحق النار وهذه الشفاعة له (صلى الله عليه وآله) ولسائر النبيين والصديقين وغيرهم في من استحق النار أن لا يدخلها ايشانشفع في من دخلها .
براي پيامبر ( صلي الله عليه وآله وسلم ) در روز قيامت سه شفاعت هست ...

شفاعت سوم براي كساني هست كه مستحق آتش هستند .

شفاعت اون حضرت ، ساير انبياء ، صديقين و ديگران به اين هست كه كسي كه سزاوار آتش هست ، وارد اون نشود ، و نيز در مورد كسي كه داخل آتش شده شفاعت مي‌كند .

مجموعة الرسائل الكبري ، ج1 ،‌ ص403_ 404 .
و محمد بن عبد الوهاب نيز در اين باره مي‌گايشاند :
وثبتت الشفاعة لنبينا محمد (صلى الله عليه وآله) يوم القيامة ولسائر الأنبياء والملائكة والأولياء والأطفال حسبما ورد ، ونسألها من المالك لها والآذن فيها بأن نقول : اللهم شفع نبينا محمدا فينا يوم القيامة أو اللهم شفع فينا عبادك الصالحين ، أو ملائكتك ، أو نحو ذلك مما يطلب من الله لا منهم ...

إن
الشفاعة حق في الآخرة ، ووجب على كل مسلم الإيمان بشفاعته ...

.

الهدية السنية ، الرسالة الثانية ، ص42 .
شفاعت براي پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله وسلم) در روز قيامت و نيز براي ساير انبياء ، ملائكه ، اولياء و اطفال بنابر اون چه كه وارد شده هست ، قطعي هست .

و ما درخواست مي‌كنيم از مالك و اجازۀ دهندۀ شفاعت به اين صورت كه مي‌گايشانيم :

و ما از خدواندي که صاحب شفاعت مي باشد و اجازه شفاعت به دست اوست در خواست مي نماييم:
" بار خدايا ! پيامبر ما را در روز قيامت شفيع ما برنامه بده " .

يا اين‌كه مي‌گايشانيم : " بار خدايا ! صالحان و ملائكۀ خود را شفيع ما برنامه بده " و مانند اين سخنان كه از خداوند طلب مي‌كنيم نه از غير خدا .

شفاعت در آخرت حق و واجب هست بر هر مسلماني كه به اون ايمان داشته باشد ...

.

8:

به نام خداوند مهرگستر خیلی مهربان
خوب اگر پیامبر واپسین درودی از خداوند برش باد میانجی کسی باشد دیگر نمی آید برای آدمی که وقتِ درازی پس از وی آمده هم نمی شناسدش این کار را بکند کار این پیامبرها درآمده بجای زندگی خوش در بهشت برای هزارها نفر میاجی گری کند نه این شوخی ها نیست آدم شکیبایی اش مرزی دارد،خداوندا تو میانجی گر هم میانجی سازی که همانندت نیست ما را بنده های ساده برای خودت دار

9:

استثناهاى در شفاعت


با وجود اكثريت مطلق آيات مربوط به شفاعت كه بر نفى اين موضوع در دنيا و آخرت تصريح دارد، در۸ مورد نيز هستثناهائى قائل شده كه همين موارد دستاايشانزى براى كسانى شده هست كه در قياس به نفس بشرى، مدعى نوعى پارتى‌بازى در دستگاه عدل الهى شده اند!!

۵ مورد از اين هستثناها مشروط به "اذن" الهى شده هست.

معناى اذن، كه به اشتباه "اجازه" ترجمه شده هست، با توجه به كاربرد اين كلمه در قراون، همان نظامات و قوانين حاكم برهستى هست.

مثل اين كه معلمى خطاب به شاگردان بگايشاند متوسل به تقلب و توسل و پارتى بازى و واسطه تراشى نشايشاند.

جز به "اذن" من كسى قبول نخواهد شد! اذن معلم را چيزى جز رعايت همان مقررات مدرسه و انجام تكاليف تحقق نمى‌بخشد.

اذن خدا نيز شامل كسانى مى شود كه شايستگى اون را داشته باشند.

به غير از ۵ موردى كه در اونها كلمه "اذن" آمده هست، واقعيات ديگرى مثل:


الا لمن ارتضى (مگركسى كه خدا از او راضى باشد)، الامن شهد بالحق (مگر كسى كه شاهد به حق بوده باشد)، الا من اتخذ عندالرحمن عهدا (مگر كسى كه با خدا عهدى بسته باشد)، الا...

من رضى له قولا
(مگركسى كه خدا فرمودارى از او را پسنديده باشد) آمده هست كه تماما دلالت بر شايستگى خود شخص نه اميدش به واسطگى ديگرى مى‌كند.


نگاه كنيد به موارد هشتگانه:


بقره ۲۵۵- ۗمَنْ ذَا الَّذِى يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ ۚ

يونس ۳-...ما مِنْ شَفِيعٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ ...


طه۱۰۹- يَوْمَئِذٍ لَا تَنْفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَٰنُ وَرَضِى لَهُ قَوْلًا

سبا۲۳- وَلَا تَنْفَعُ الشَّفَاعَةُ عِنْدَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ...

ۚ

نجم۲۶- وَكَمْ مِنْ مَلَكٍ فِى السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِى شَفَاعَتُهُمْ شَيْئًا إِلَّا مِنْ بَعْدِ أَنْ يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَرْضَىٰ

مريم۸۷- لَا يَمْلِكُونَ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمَٰنِ عَهْدًا

انبياء۲۸- يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضَىٰ وَهُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ

زخرف۸۶- وَلَا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ


در تصور عاميانه از شفاعت، گايشانا كسانى نزد خدا واسطه شده و مراتب ارادت اونهارا به خدا يادآورى و ترحم او را جلب مى‌كنند! در حالى كه در بسيارى از آيات فوق، با جمله "يعلم مابين ايديهم و ماخلفهم" آگاه بودن مطلق خدا به هراونچه اونان مى‌دانند را مورد تأكيد برنامه داده هست چنين تصورى كه بندگانى مهربان‌تر از خداى ارحم الراحمين و مطلع‌تر از او وجود دارند، نهايت ناسپاسى و جهل هست.

اگر در دل پيامبران و اولياء او دلسوزى و مهرى نسبت به پيروان وجود داشته هست، برگرفته از درياى بيكران رحمت هست.


محروميت از شفاعت فرشتگان


آيات ۳۸ تا ۴۸ سوره مدثر كه گايشانا اولين اشاره قراون به مسئله شفاعت در سال دوم بعثت هست در قالب مكالمه‌اى كه ميان اصحاب اليمين (در بهشت) و مجرمين (در جهنم) جريان دارد، از چهارعمل نام مى‌برد كه ترك دائمى اونها موجب محروميت از شفاعت فرشتگان (امداد نيروهاى مثبت جهان) مى‌گردد؛ ترك رايشانكرد به خدا (صلاه)، سيرنكردن گرسنگان، فرورفتن با غافلان، تكذيب روز جزا.

دراين صورت هست كه تصريح مى‌كند براى اينها شفاعت شافعان سودى نخواهد بخشيد:


هركسى درگرو دستاورد (منفى) خايشانش هست، مگر سعادتمندان، كه در باغهائى از بهشت از بزهكاران مى‌پرسند؛ چه عاملى شما را به دوزخ كشاند؟ مى‌گايشانند ما نمازگذار نبوديم، بينوا را اطعام نمى كرديم، با ياوه گايشانان هم آواز بوديم، و روز جزا را انكار مى‌كرديم، تا وقتى كه مرگ ما رسيد.

پس (با چنين سابقه اى) شفاعت شافعان به حالشان سودمند نخواهد شد.


مدثر۳۸ تا ۴۸- كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ إِلَّا أَصْحَابَ الْيَمِينِ فِى جَنَّاتٍ يَتَسَاءَلُونَ عَنِ الْمُجْرِمِينَ مَا سَلَكَكُمْ فِى سَقَرَ قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ وَلَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ وَكُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِينَ وَكُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ حَتَّىٰ أَتَانَا الْيَقِينُ فَمَا تَنْفَعُهُمْ شَفَاعَةُ الشَّافِعِينَ


شفاعت در انديشه امام على


آبى كه چهارده قرن هست از سرچشمه وحى در بستروقت و مكان جارى بوده و اينك به ما رسيده، رنگ و طعم فرهنگ‌هاى بسيارى را گرفته هست.

اگر خواسته باشيم آب زلال را مزه كنيم، مى‌ارزد سرى به سرچشمه بزنيم و ببينيم كسى كه به عنوان اولين گرايشانده به اسلام (پس از خديجه) در دامان پيامبر و پا به پاى وحى شخصيت و شاكله‌اش شكل گرفته، درك و فهم و برداشتش از مسئله "شفاعت و توسل" چگونه بوده هست!؟

اگر نهج البلاغه معتبرترين سند منتسب به امام على و دعاى كميل معروف‌ترين ادعيه نقل شده ازاون بزرگوار باشد، نمونه‌هاى خوبى خواهند بود اگر نگاهى به كاربرد اين كلمات در كلام اون حكيم فرزانه بيندازيم.

دعاى كميل را كه برخى مؤمنين شب‌هاى جمعه به تنهائى مى‌خواندند، پس از انقلاب سى و سه سال هست كه صدا و سيماى جمهورى اسلامى اون را به سمع و نظر همه ملت مى‌رساند، اما نمى‌دانم چند % امت به اين دو فراز اون عنايتى كرده‌اند كه صريحا "توسل و شفاعت" را خاص خداوند سبحان شمرده هست:


اَللّهُمَّ اِنّي اَتَقَرَّبُ اِلَيْكَ بِذِكْرِكَ ، وَ اَسْتَشْفِعُ بِكَ إلى نَفْسِكَ ( بارخدايا، من با ياد خودت به تو نزديكى مى‌جايشانم و از خودت طلب شفاعت مى‌كنم ).
وهو....

وَ يَتَوَسَّلُ إلَيْكَ بِرُبُوبِيَّتِكَ (و او...

به "ربوبيت" تو متوسل مى‌شود)


از جمله توصيه‌هاى مفصلى كه اون امام موحدين طى نامه‌اى مبسوط به فرزند بزرگوارش امام حسن فرموده، يكى هم درباره آداب و اخلاص در دعا وعرضه انحصارى حاجات به درگاه اوست:
نامه ۳۱ نهج البلاغه - بدان، خداوند؛ كه گنجينه آسمانها و زمين به دست اوست، تو را رخصت (توانائى واستعداد) دعا داده و خود اجابت اون را برعهده گرفته هست ....

و ميان تو و خودش هيچكس را حاجب و واسطه قرارنداده و تو را به واسطه‌اى براى شفاعت ارجاع نداده هست

وَاعْلَمْ، أَنَّ الَّذِي بِيَدِهِ خَزَائِنُ السَّموَاتِ وَالاََْرْضِ قَدْ أَذِنَ لَكَ فِي الدُّعَاءِ، وَتَكفَّلَ لَكَ بِالاِِْجَابَةِ،....

وَلَمْ يَجْعَلْ بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ مَنْ يَحْجُبُكَ عَنْهُ، وَلَمْ يُلْجِئْكَ إِلَى مَنْ يَشْفَعُ لَكَ إِلَيْهِ،


اين حقيقت برگرفته از قراون را كه در قيامت نه شفيعى هست تا شفاعت كند ونه دوستى تا سودى رساند و نه عذرى كه پذيرفته شود و هركارى را بايد در مدت زندگى دنيائى كرد، اين چنين مورد تأكيد برنامه داده هست:


خطبه ۱۹۵بند۱۳- (يوم القيمه)....

فَلاَ شَفِيعٌ يَشَفَعُ، وَلاَ حَمِيمٌ يَنْفَعُ، وَلاَ مَعْذِرَةٌ تَدْفَعُ

شفاعتى كه امام على به اون باور داشت، همان شفاعت اعمال در زندگى دنيا بود كه از جمله به شفاعت "توبه" وشفاعت "طاعت خدا" اشاره كرده هست:
حكمت ۳۷۱- لاَ شَفِيعَ أَنْجَحُ مِنَ التّوْبَةِ (هيچ شفيعى نجات دهنده‌تر از توبه نيست).

خطبه ۱۹۸(در بعضى نسخ۱۸۹) بند۷- (طاعت خدا را پيراهن زير خود برنامه دهيد، نه پيراهن رو (اهل باطن باشيد نه ظاهر)....

و اون را شفيع رسيدن به مطلوب خود بگيريد.

10:

وقتي خداوند مي فرمايند : « إنما الآيات عند الله » يعني اينكه آيات تنها در انحصار خداوند هست و كسي در اينباره مالكيتي ندارد.

حال وقتي فرموده مي شود جبريل به اذن پروردگار آيه مي آورد هيچكس فكر نمي كند كه جبريل آياتي نزد خود دارد و فقط منتظر هست تا خداوند اذن دهد ايشان اونها را نازل كند بلكه او منتظر هست خداوند به او بگايشاند چه كند .

و اصل همان هست كه خدا مي گايشاند يعني:

ولله اشفاعت جميعا
شفاعت كلاً در انحصار خداوند هست

قُلْ مَن كَانَ عَدُوًّا لِّجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَىٰ قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّـهِ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَهُدًى وَبُشْرَىٰ لِلْمُؤْمِنِينَ ﴿البقرة: ٩٧﴾
(بقره97)-بگو اونکس که دشمن جبرئيل هست بايد بداند که ايشان قراونرا باذن خدا بر قلب تو نازل کرده نه از پيش خود قراونيکه مصدق کتب آسماني قبل و نيز هدايت و بشارت براي مؤمنين هست.



حال اگر خداوند فرشتگان را به شفاعت رزمندگان بدر مي فرستد كسي نبايد خدا را رها كرده و فرشته را بگيرد چون فرشته فقط فرمانبردار و تابع امر مولايش هست.

و اگر در هريك از شئون كسي را ياري(= شفاعت) كند به اذن الله مي باشد.
خلاصه هيچ كس مالك شفاعت نيست مگر اونكه از خداوند عهدي گرفته باشد

لَّا يَمْلِكُونَ الشَّفَاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِندَ الرَّحْمَـٰنِ عَهْدًا ﴿مريم: ٨٧﴾
(مريم87)-مالك شفاعتي نيستند مگر اينکه از خداي رحمان پيماني گرفته باشند.



آيا كسي هست كه از خداوند چنين عهدي گرفته باشد؟! نمي دانم هست؟
نه كه نيست.

أَطَّلَعَ الْغَيْبَ أَمِ اتَّخَذَ عِندَ الرَّحْمَـٰنِ عَهْدًا ﴿مريم: ٧٨﴾
(مريم78)-مگر از غيب خبر يافته يا از خداي رحمان پيماني گرفته هست ؟

وَقَالُوا لَن تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّامًا مَّعْدُودَةً قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِندَ اللَّـهِ عَهْدًا فَلَن يُخْلِفَ اللَّـهُ عَهْدَهُ أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَّـهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ ﴿البقرة: ٨٠﴾
(بقره80)-و فرمودند آتش جز چند روزي بما نمي‏رسد ، بگو مگر از خدا عهدي در اين باره گرفته‏ايد که چون خدا خلف عهد نمي‏کند چنين قاطع سخن ميگوئيد ؟ و يا اونکه عليه خدا چيزي ميگوئيد که علمي بدان نداريد ؟


60 out of 100 based on 25 user ratings 50 reviews