ایا حضرت علی امامت الهی خود را ابلاغ کرد؟


ایا حضرت علی امامت الهی خود را ابلاغ کرد؟



ایا حضرت علی امامت الهی خود را ابلاغ کرد؟
اگر فرض بر امامت الهی حضرت علی بگیریم و ان را هم چه مستقیم و چه غیر مستقیم از قران ثابت کنیم آیا حضرت علی امامت الهی خودرا ابلاغ کرد؟



دانلود نامه های ایگناتیوس شهید

1:

نوشته اصلي بوسيله mohammed124 نمايش نوشته ها
گشتم نبود نگرد نیست

سلام
بلوچ خان گشتی ندیدی بگرد تا ببینی
«يا هؤلاء اكنت ادع رسول الله مسجى لا اواريه و اخرج انازع فى سلطانه؟ و الله ما خفت احدا يسمو له و ينازعنا اهل البيت فيه و يستحل ما هستحللتموه، و لا علمت ان رسول الله صلى الله عليه و آله ترك يوم غدير خم لاحد حجة و لا لقائل مقالا.


سر بریده امام حسین علیه السلام
فانشد الله رجلا سمع النبى صلى الله عليه و اله يوم غدير خم يقول: «من كنت مولاه فهذا على مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله‏» ان يشهد الان بما سمع
‏».


تثلیث اقدس از ابتدا تا شوراهای کلیسایی
(1)

آيا بايد پيكر رسول خدا(ص) را بر روى زمين رها مى ‏كردم و قبل از كفن و دفن اون حضرت، در باره خلافت و جانشينى وى نزاع مى ‏كردم؟
مساله خلافت چنان روشن بود كه گمان نمى ‏كردم كسى در صدد دستيابى به اون باشد و در اين موضوع با اهل بيت پيامبر(ص) درگير شوند.


نظر جنجالی قرائتی در مورد خمس
مگر رسول خدا - صلى الله عليه و آله - در روز غدير خم حجت را بر امت تمام نكرد و مگر جاى عذرى براى كسى باقى مانده بود؟

همگان را به خدا قسم مى ‏دهم، هر كس كلام پيامبر اكرم در روز غدير خم را شنيده هست كه مى ‏فرمود:
«هر كس كه من مولاى او هستم اينك على مولاى اوست.


نگرشی بر مکاشفه ی یوحنا
خداوندا، هر كس على را دوست دارد دوست‏بدار و اون كه على را دشمن بشمارد، دشمن دار، هر كس على را يارى كند يارى كن، و هر كه على را خوار كند، خوار ساز.» برخيزد و شهادت دهد.


رجعت در اسلام و شباهت یا رابطهء احتمالی آن با تناسخ


زيد بن‏ ارقم مى ‏گايشاند: سپس اين سخن حضرت، دوازده تن از اصحاب جنگ بدر برخاستند و گواهى دادند.


ماجرای حضور غواص 68 ساله در عملیات «والفجر8»
اما من، با اونكه اين فرمودار را از زبان رسول الله - صلى الله عليه و آله - شنيده بودم، از اداى شهادت خوددارى كردم و بر اثر همين امر و نفرين حضرت بينايى ‏ام را از دست دادم.


چند دین و فرقه در دنیا وجود دارد


1 - طولانى ‏ترين كلامى، كه پيرامون غدير خم و عظمت اون از حضرت على(ع) نقل شده هست، خطبه ‏اى هست كه در جمعه ‏اى كه با سالگرد غدير خم مصادف بود در كوفه ايراد شده هست.


شيخ طوسى در صفحه 752 مصباح المتهجد اين خطبه را بطور كامل آورده هست و علامه مجلسى در جلد97 بحارالانوار اون را از «مصباح الزائر» سيد بن‏ طاووس نقل مى ‏كند.


2:


اما اين روايت در کتب اهل سنت:

شهدت عليّاً فى الرحبة ينشد الناس ، فيقول : انشد اللّه من سمع رسول اللّه (صلى الله عليه وآله وسلم)يقول : يوم غدير خم : من كنت مولاه فعلى مولاه ، لمّا قام فشهد ، (و لا يقم الاّ من قدر رآه) .
قال عبد الرحمن : فقام اثنا عشر بدريّاً كأنّى أنظر إلى أحدهم فقالوا : نشهد انّا سمعنا رسول اللّه (صلى الله عليه وآله وسلم) ، يقول يوم غدير خم : ألست أولى بالمؤمنين من أنفسهم ، وأزواجى امّهاتم ؟ فقلنا : بلى يا رسول اللّه .

قال : فمن كنت مولاه فعلىّ مولاه ، الّلهم وال من والاه وعاد من عاداه » .

إلى أن قال فقام الاّ ثلاثة لم يقوموا فدعا على فأصابتهم دعوته .


علي را در ميدان شهر ديدم كه از امت درخواست و تقاضا مي‌كرد تا هر كسي در غدير خم از رسول خدا اين حديث را شنيده هست ، گواهي دهد ، و مي فرمود : شما را به خدا قسم اگر در غدير خم شنيده‌ايد كه رسول خدا فرمود : ” هر كس من مولي او هستم ، علي مولي او هست ” بپا خيزد و شهادت دهد .
عبد الرحمن مي‌گايشاند : دوازده نفر از اونان كه در بدر حضور داشتند ، حركت كردند و فرمودند : ما شهادت مي‌دهيم كه در روز غدير پيامبر خدا فرمود : اي امت ! آيا من بر جان شما مؤمنان ولايت ندارم و همسرانم مادران شما نيستند ؟ فرموديم : آري ، اين چنين هست اي رسول خدا .

اون حضرت فرمود : پس هر كس كه من مولاي او هستم ، علي نيز مولاي او هست .

خدوندا ! دوست بدار اون كه او را دوست بدارد و دشمن بدار اون كه او را دشمن بدارد .

راايشان مي‌گايشاند : سه نفر از حاضران غدير خم، در مجلس علي حاضر به شهادت نشدند ، علي در حق اونان نفرين كرد كه هر سه نفر به نفرين اون حضرت گرفتار شدند .( علماي اهل سنت نوشته‌اند اين سه تن أنس بن مالك ، براء بن عازب و زيدبن بن ارقم بودند)

مسند احمد بن حنبل ، ج 1 ، ص 119 ، ط الميمنية بمصر و ج 2 ، ص199 ، ح 961 بسند صحيح ، ط دار المعارف بمصر و تاريخ دمشق ، ابن عساكر الشافعى ، ترجمة الإمام على بن أبي طالب ، ج 2 ، ص11 ، ح 506 و كنز العمال ، ج 15، ص151 ، ح 430 ، ط 2 ، و فرائد السمطين ، ج 1 ، 69 .

3:

پس ماجرای غدیر از نظر شما چ معنی داشت؟
ایا جز اینکه امامت حضرت توسط پیامبر بر امت ابلاغ شد


وقتیکه تو غدیر پیامبر یک امت حضرت علی بعنوان نزدیک ترین شخص به خودش معرفی میکنه و امت به بیعت با او

و امت حرف پیامبر زمین میزنه بعد وفات پیامبر
انوقت چه انتظاری داری که صحبت حضرت امیر رو گوش بدن؟

امام علی فرمود مادامی که امت من نخوان اسراری بر ولایت بر امت ندارم

همین بود که سپس اسرار و خواست خود امت به قبول مسولیت تن داد

4:


سلام

ياد بني اسرائيل افتادم !

خداي سبحان فرمود يك گاو بكشيد امدن فرمودن چه رنگي باشه و نر باشه يا ماده و...

و بچه زاييده باشه و زمين شخم زده باشه يا نزده باشه و....

!!!!

غدير خم وامامت 12 امام روشن ترين وصريحترين و صحيح ترين بليغ ترين قاطع ترين و متواترترين اخبار در جهان اسلام هست كه بزرگان محدثين خاصه مانند شيخ طوسي و عامه هم مانند مقبلي فرموده اند اگر بحديث غدير خدشه وارد شود ديگر به هيچ چيز اسلام نميتوان اعتماد نمود .

وقال السيد العلامة محمد بن إسماعيل الأمير رحمه الله: إن له مائة وخمسين طريقا.

قال العلامة المقبلي (المترجم ص 142) بعد سرده لبعض طرق هذا الحديث:
فإن لم يكن هذا معلوما فما في الدين معلوم !!!!


نميدانم خداي متعال ورسولش به چه زباني ميبايست بگايشانند كه نفرمودند ؟!


حالا شما هم مصداق آيه : وان يروا كل آية لا يومنوا بها : مطمئن باشيد اگر خداي متعال ورسولش هم براي بعضي بيايند و دوباره واقعه غدير را عينا اجرا كنند اما باز عده اي ايمان نخواهند آورد همچنانكه فرعون وابوجهل ونمرود با ديدن بزرگترين معجزات ايمان نياوردند.

امير المومنين ع بصراحت فرمودند :

مِنْها فى الْمُنافِقين ...

قَوْماً آخَرِينَ
زَرَعُوا اَلْفُجُورَ وَ سَقَوْهُ اَلْغُرُورَ وَ حَصَدُوا اَلثُّبُورَ لاَ يُقَاسُ ؟ بِآلِ مُحَمَّدٍ ص مِنْ هَذِهِ اَلْأُمَّةِ أَحَدٌ وَ
لاَ يُسَوَّى بِهِمْ مَنْ جَرَتْ نِعْمَتُهُمْ عَلَيْهِ أَبَداً هُمْ أَسَاسُ اَلدِّينِ وَ عِمَادُ اَلْيَقِينِ..

.

نهج البلاغه



مخالفين ما تخم فساد و نافرمانى را در دلها كشتند و اونرا از غرور و فريب آب داده محصول اون كه هلاكت بود درودند ، هيچكس از اين امّت بآل محمّد قابل مقايسه نبوده و كسانيكه هميشه از خوان نعمت معارف ايشان بهره مند بوده اند هيچگاه با اونان هم ترازو نخواهند بود ، آل محمّدند ( ص ) كه پايه و پايه دين و ستون يقين ميباشند ، دور افتادگان و واماندگان از راه حقّ باونان ملحق و نزديك ميشوند ، خصايص امامت براى ايشان و سفارش و ارث بردن از رسول خداى ( ص ) درباره اونان ثابت هست ، هم اكنون حقّ بسوى اهلش باز گشته و بجائى كه از اون نقل شده بود منتقل گرديد .

رسول خدا ص هم فرموده بودند :‌ قوله (صلى الله عليه وآله وسلم): " نحن أهل بيت لا يقاس بنا أحد " ذخائر العقبى: 17، كنز العمّال 12 / 4 ; وقد أخرجه عن الديلمي، عن أنس، سبل الهدى والرشاد 11 / 7.

اما غدير خم در قران وسنت صحيح :

Download

5:

امام صادق(ع) از پدرش از جدش، از امير المومنين علي (ع) نقل مي كند كه فرمود:
<< بهشت داراي هشت در هست، دري هست كه از اون پيامبران و صديقان وارد مي شوند، و در ديگري هست كه از اون شهيدان و صالحان وارد ميشوند و از پنج در ديگر شيعيان و دوستان، وارد ميشوند و من همواره بر صراط ايستاده دعا مي كنم و ميگايشانم: خدايا! شيعيان و دوستان و ياران و كسانيكه در دنيا مرا دوست مي داشتند سالم و از خطر دور بگردان>>
در اين هنگام از دل عرش ندايي مي رسد كه : دعايت را مستجاب كردم و شفاعتت را در حق پيروانت پذيرفتم، اونگاه هر فردي از شيعيان و دوستان و يارانم و اونهايي كه با دشمنانم با فرمودار و كردار مبارزه كرده اند، مي توانند هفتاد هزار نفر از همسايگان و نزديكانشان را شفاعت كنند.

و از در هشتم ساير مسلمين از كساني كه به لااله الا الله شهادت مي دهند و در دلشان ذره اي از دشمني ما اهلبيت وجود ندارد، داخل بهشت خواهند شد.


6:

از ابوبكر وعمر عثمان بپرس كه چرا قران رسول خدا ص را قبول نكردند وبراي خودشان قراني دوباره جمع وپيرايش و تحريق نمودند بروايت بخاري ومسلم و....

ایا حضرت علی امامت الهی خود را ابلاغ کرد؟ تشابه سرنوشت آیات #رجم ورضاع با آیه #امامت امیر امنین ع :


خلاصه :



این دو کلمه : کنا نقرأ : یعنی چه ؟



عمر وعائشه بنص روایات صحیح میفرمودند که آیات رجم ورضاع در قراون محمد ص بودند وسالها قرائت میشدند : کنا نقرأ من القران ...ابن #مسعود هم میفرمود کنا نقرأ فی عهد رسول الله ...ان علیا مولی المومنین ...

پس همان بلایی که بر سر آیات رضاع ورجم وجهاد ورغبت و ...

امد بر سر آیه امامت (67مائده) هم امد !!!!


بقيه در :

الشیعة الاثني عشرية في القراون و صحيح ال

7:

احتمالا منظور شما زبون خاصی هست وگرنه حضرت علی بارها خلافت خودش را فراخوان نمود و ابوبکر و عمر و عثمان را غاصب نامیده.




(و هم اکنون با قبول ولایت من، حق به حق دار رسید، و حقیقت به جایگاه اصلی خود منتقل گشت) یعنی تا به حال، حق مرا غصب کرده بودید و به کسانی داده بودید که حقشان نبود و لیاقت این مقام را نداشتند. (نهج البلاغة عبده ، ج ۱ ، ص ۳۰ و نهج البلاغة ( صبحی الصالح ) ، الخطبة ۲ ص ۴۷ ، شرح نهج البلاغة ابن أبی الحدید ، ج ۱ ، ص ۱۳۹ و ینابیع المودة ، قندوزی حنفی ، ج ۳ ، ص ۴۴۹)
**** و در خطبه ی ۶ نهج البلاغه مى فرماید:(به خدا سوگند مرا همواره از حق خویش محروم ساختند و از هنگام وفات رسول خدا تا امروز حق مرا باز داشتند)

۴ـ علی (علیه السلام) خلفا را غاصب خلافت می دانستند: 
اون حضرت در نامه‌ ای به برادرش عقیل چنین می‌نویسد:
(همانا اونان ( قریش ) در جنگ با من متّحد شدند اون گونه که پیش از من در نبرد با رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) هماهنگ بودند ، خدا قریش را به کیفر زشتیهایشان عذاب کند ، اون ها پیوند خویشاوندى مرا بُریدند ، و حکومت فرزند مادرم (پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) را از من ربودند) (نهج البلاغة ، نامه ۳۶ .)
**** (بار خدایا از قریش و تمامى کسانى که یاریشان کردند به پیشگاه تو شکایت مىکنم ؛ زیرا قریش پیوند خویشاوندى مرا قطع کردند و مقام و منزلت بزرگ مرا کوچک شمردند و در ربودن حقی که برای من بود ، با یکدیگر هم داستان شدند) (نهج البلاغه ، خطبه ۱۷۲ و شرح نهج البلاغة لابن أبی الحدید ، ج ۴، ص۱۰۴٫)

***** شما این امر را (خلافت را ) از نصار گرفتید و در مقابل اون‌ها احتجاج به خویشاوندی با پیامبر کردید؛ اما همان را از ما اهل بیت غاصبانه گرفتید) (الامامة والسیاسة بتحقیق الزینی، ج ۱، ص ۱۸٫)

***** خداوندا ! قریش را ذلیل و خوار فرما ؛ چون اونان حقم را گرفتند و حقم را غصب کردند) 
([خداوندا ] قریش را که به من ظلم و حقم را غصب کردند ، مجازات کن .

اونان فرماندهی و امامت فرزند مادرم را به ناحق گرفتند .) (شرح نهج البلاغة ، ابن أبی الحدید ، ج۹ ، ص۳۰۶ .)

***** چون رسول خدا از این دنیا رخت بر بست ، فرمودم : ما خاندان او و عترت و وارثان او هستیم نه دیگران ،‌ و در امر جانشین وی ، کسی را یارای جنگیدن با ما نیست ، و هیچ کس نباید در اون چه حق ما هست طمع ورزد ؛ اما پس از اون که خویشان و نزدیکان ما از ما دور شدند ، جانشینی پیامبر را غصب کردند و سر رشته امور به دست دیگری افتاد و اون گونه ضعیف شدیم که هر کسی در باره حق ما طمع می‌کرد و آدم‌های پست و ذلیل ، عزت فروشی می‌کردند ؛ چشمان ما اشک ریز شد و سینه‌ها خشن گردید و ناله‌ها بلند شد .

قسم به خدا که اگر ترس از دو دستگی و اختلاف بین مسلمانان نبود ، و این که کفار مسلط شوند و دین نابود شود ، به گونه دیگری رفتار می‌کردم .) (شرح نهج البلاغة ، ج ۱ ، ص ۳۰۸ و ۳۰۷ .)

****** به خدا سوگند باور نمى کردم و به ذهنم خطور نمىکرد که ملت عرب این چنین به توصیه هاى رسول اکرم پشت و پا زده و خلافت را از خاندان رسالت دور سازد ، تنها نگرانى من ، روى آوردن بدون حساب امت به طرف ابوبکر بود ؛ ولى من زیر بار این چنین بیعتى که شاخصه هاى دینى نداشت نرفتم ، تا اونجا که دیدم گروهى ، از اسلام برگشته و براى نابودى دین محمد ( صلى الله علیه وآله وسلم ) کمر همت بسته اند و ترسیدم اگر به یارى اسلام و مسلمانان بر نخیزم ، باید شاهد رخنه جبران ناپذیرى در دین باشم و یا نابودى اون را نظاره کنم ، که این مصیبت بر من دشوارتر از رها کردن حکومت بر شماست که کالاى چند روزه دنیاست ، وبه زودى ایّام اون مىگذرد چنانکه سراب ناپدید شود ، و یا چونان پارههاى ابر که زود پراکنده مىگردد.پس در میان اون همه آشوب و غوغا بپا خواستم تا اونکه باطل از میان رفت ، ودین هستبرنامه یافته و آرام شد.) (نهج البلاغة ، نامه شماره ۶۲ ، کتابه إلى أهل مصر مع مالک الأشتر لمّا ولاه إمارتها ، شرح نهج البلاغه ، ابن أبی الحدید ، ج ۶ ، ص۹۵ و ج۱۷ ، ص۱۵۱ و الإمامة والسیاسة ، ابن قتیبه الدینوری ، ج ۱ ، ص۱۳۳ بتحقیق الدکتور طه الزینی ، ط مؤسسة الحلبی القاهرة 

***** آگاه باشید ! به خدا سوگند ! ابابکر ، جامۀ خلافت را بر تن کرد ؛ در حالى که مى دانست ، جایگاه من در حکومت اسلامى ، چون محور سنگ هاى آسیاب هست (که بدون اون آسیاب حرکت نمی کند) او مىدانست که سیل علوم از دامن کوهسار من جارى هست ، و مرغان دور پرواز اندیشهها به بلنداى ارزش من نتوانند پرواز کرد .) (نهج البلاغه، خطبه ۳٫)

***** هنگامی که علی (علیه السلام) را نزد ابوبکر آوردند، فرمود: من بنده خدا و برادر رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) هستم .

فرمودند : با ابوبکر بیعت کن ، فرمود : من از همه شما برای خلافت شایسته‌ترم ، با شما بیعت نمی‌کنم ؛ بلکه سزاوار این هست که شما با من بیعت کنید) (الامامة والسیاسة ، بتحقیق الزینی ، ج ۱ ، ص ۱۸٫)

***** علی (علیه السلام) در حالی که فاطمه را شبانه بر مرکبی سوار کرده بود، نزد انصار می‌رفت و از اونان درخواست همراهی و کمک می‌کرد.

انصار در جواب می‌فرمودند: ای دختر رسول خدا ( صلی الله علیه وآله وسلم ) ما با این مرد ( ابوبکر) بیعت کرده‌ایم و اگر پسر عمو و شوهرت پیش از او نزد ما می‌آمد ،‌ با او بیعت می‌کردیم .

علی ( علیه السلام ) فرمود : آیا می‌توانستم بدن نازنین رسول خدا ( صلی الله علیه وآله وسلم ) را رها کنم و اون را دفن ننمایم ، اونگاه برای به دست آوردن خلافت و جانشینی‌اش با امت دعوا کنم ؟ فاطمه ( سلام الله علیها ) فرمود : اونچه که ابوالحسن انجام داد ، شایسته‌ترین روش بود ، دشمنان ما اون چه کردند ، خداوند جزای اونان را خواهد داد .) (الامامة والسیاسة بتحقیق الزینی، ج ۱، ص ۱۹٫)

8:

به اعتراف علمای اهل سنت خداوند در قران مائده ۶۷ به پیامبر دستور میدهد حضرت علی ع را جانشین خطاب کند اینقدر نگویید در قران نیست یخورده چشمانتان را باز کنید.

امام محمد غزالی به صراحت میگوید پیامبر ص جانشینی حضرت علی ع را فراخوان نمود حتی عمر امد به حضرت علی ع تبریک فرمود که تو ازین به بعد ولی من و تمام مسلمین شدی اما بعدها عمر تحت هوای نفس برنامه گرفت و هستوانه خلافت را از جای اصلی تغییر داد.

و با لشکر کشی شرایط را برای برگشت به دوران جاهلی فراهم کرد.
اگر نام حضرت علی ع در قران بود که معلوم نبود چه بر سر قران می اوردند.
خداوند همانطور که وعده داده بود قران را حفظ کرد و به پیامبر ص دستور داد جانشینی را فراخوان کند.



ادامه دارد....


9:

در غدیر پیامبر ص چه چیز را عنوان کرد که اگر انجامش نمیداد رسالتش کامل نمیشد؟؟؟؟؟؟؟



 المائدة: 67.


اى پيامبر! اونچه از طرف پروردگارت برتو نازل شده هست، به طور کامل (به امت) ابلاغ کن؛ و اگر چنين نکنى، رسالت او را انجام ندادهاى.

خداوند تو را از (خطرات احتمالى) امت، حفظ مىکند.
ابن أبي حاتم در تفسير خود از ابو سعيد خدري نقل کرده هست:
نزلت هذه الآية... في علي بن أبي طالب.
تفسير ابن أبي حاتم، ج 4 ص1172.
اين آيه در باره علي بن ابي طالب نازل شده هست.
آلوسي در تفسير خود مي‌نايشانسد:
روح المعاني، ج6، ص193
ابن مردايشانه از ابن مسعود نقل مي‌کند که ما در وقت رسول الله صلي الله عليه واله وسلم اين آيه را اينگونه مي‌خوانديم: اونچه از طرف پروردگارت برتو نازل شده هست که «علي ولي مومنين هست» را به طور کامل (به امت) ابلاغ کن، و اگر چنين نکنى، رسالت او را انجام ندادهاى.
و سيوطي اين روايت را اين چنين نقل کرده هست:

الدر المنثور ج2ص298 و فتح القدير ج 2 ص60 والمنار: ج 6ص463.

اونچه از طرف پروردگارت برتو نازل شده هست که «علي مولاي مومنين هست» را به طور کامل (به امت) ابلاغ کن، و اگر چنين نکنى، رسالت او را انجام ندادهاى.

بگو ایا دوستی تنها هست که اگر پیامبر ان را ابلاغ نکند رسالتش کامل نیست؟؟؟!!
یا امامت هست که ادامه دهنده رسالت پیامبر هست
ایا فقط ابراز دوستی با حضرت علی ع باعث میشود رسالت پیامبر کامل شود؟؟

10:

در غدیر پیامبر ص چه چیز را فراخوان نمود که خداوند فرمود دین شما کامل شد؟؟؟؟؟؟؟؟



آيه اکمال دين


المائدة: 3
امروز، دين شما را برايتان کامل کردم؛ و نعمت خود را بر شما تمام نمودم؛ و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) شما پذيرفتم.

خطيب بغدادي با سند معتبر نقل کرده هست که اين آيه سپس معرفي اميرمؤمنان عليه السلام در غدير خم، نازل شده هست:
تاريخ بغداد ج8 ص284 
روز غدير خم، وقتي که پيامبر دست علي بن ابي طالب را گرفت، سپس فرمود: آيا من سرپرست مومنان نيستم؟ فرمودند: بله اي رسول خدا! فرمود: هرکس که من مولاي او هستم پس علي مولاي اوست.

پس از اون، عمر بن خطاب فرمود: تبريک تبريک بر تو اي فرزند ابي طالب ؛ زيرا از اين پس تو مولاي من و مولاي کل مسلمانان هستي، سپس اين آيه نازل شد: امروز، دين شما را برايتان کامل کردم.
ابن کثير نقل کرده هست که عمر خطاب به اميرمؤمنان عليه السلام فرمود:تو از اين پس، سرپرست تمام مومنان شدي.



البداية والنهاية ج 7 ص350.


11:

میگیم پیامبر ص حضرت علی را مولای مسلمین معرفی کرده میگن مولا یعنی دوست میگیم در کتب خودتون امده که ولی بعداز خودش معرفی کرده میگن ولی هم یعنی دوست میگیم پس چرا ابوبکر و عمر وقتی به خلافت رسیدن خودشونو ولی بعداز پیامبر ص معرفی کردند میگن نه برای ابوبکر ولی یعنی خلیفه ، حاکم ، سلطان.

فلما تُوُفِّيَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قال أبو بَكْرٍ أنا وَلِيُّ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم
صحيح مسلم، ج 3، ص 1378
وقتي که پيغمبر از دنيا رفت، ابوبکر فرمود: من ولي پيغمبر هستم.

.................................
فلمّا توفّي رسول اللّه قال أبو بكر: أنا وليّ رسول اللّه (ص)...

ثُمَّ تُوُفِّيَ أَبُو بَكْر وَأَنَا وَلِيُّ رَسُولِ اللَّهِ (ص) وَوَلِيُّ أَبِي بَكْر.
مسلم ج5 ص 152 ح 4468.
وقتي كه رسول خدا وفات كرد ابوبكر فرمود: من جانشين رسول خدا هستم....

بعد ابوبكر فوت كرد من جانشين رسول خدا و جانشين ابوبكر شدم.

...........................

برای حضرت علی ع ولی یعنی دوست اما برای بقیه یعنی خلیفه!!!!!!!!

دیگر پیامبر ص برای فراخوان جانشینی باید چه کلمه ای میفرمودند ؟؟؟؟؟ بگویید بگردیم ببینیم تو کتابهاتون پیدا میشه یا نه.


شیعه تنها مذهبی هست که میتواند حقانیت خود را از کتب دیگر مذاهب هم اثباط کند.


12:

نظرت راجب کلمه ی معروف آقای عمر لولاعلی لهلک عمرچیست؟

13:

تواضع وادب مردان خدا را می رساند تا بدینوسیله قدردان زحمتهایی که مولا علی درجهت یاری رساندن درامر خلافت به ایشان نموده باشد



و پيشگامان اوليناز مهاجران و انصار و كسانى كه با نيكوكارى از اونان پيروى كردند خدا از ايشان خشنود و اونان [نيز] از او خشنودند و براى اونان باغهايى آماده كرده كه از زير [درختان] اون نهرها روان هست هميشه در اون جاودانه‏اند اين هست همان كاميابى بزرگ (100توبه) .


14:

سلام
این سخن عمر در چه موقع تلاوت شد هستاد که ان را ادب مردان خدا میدانید ؟
کسی که حکم تیمم هم نمیدانست و در احکام اولیه اسلام مانده بود از روی ادب چنین سخنی نفرموده هست
شما اول برادری را ثابت کن بعد مدعی ارث شوید ؟

15:

امام علی علیه السلام در کلام رسول الله حجم mb دانلود از سرور1

16:

ازموقع رها کردن قراون (پیامبران خاموش ) وچسبید ن به اهوا ء دیگران که کسی نیست جز اونکس که درراه مستقیم خداوند نشسته ودارد آدرس اشتباهی می دهد تا از راه مستقیم خداوند باوقت دارد اگر به قراون اعتصام كنيم تا ثريا ستوني بر صراط مستقيم تشكيل داده ايم و يكديگر را گم نمي كنيم و سرگردان نمي شايشانم اما اگر دنبال اهوا دیگران باشیم در بيابانهاي مخوف و خشك ثریا سرگردان مي شايشانم و يكديگر را گم مي كنيم و پايان راهمان به سعير ختم خواهد شد.


تلك امة قد خلت لها ما كسبت ولكم ما كسبتم ولا تسءلون عما كانوا يعملون


پیامبران امتي بودند و رفتند و هرچه كردند براي خود كردند و شما نيز هرچه بكنيد براي خود مي كنيد شما از اونچه ايشان كردند بازخواست نخواهيد شد( كارهاي اونها به خودشان مربوط هست و شما فقط از كتاب سئوال مي شايشاند).


17:

سلام
اونچه نوشته اید دوست گرامی بی ارتباط با سخن بنده هست !
اما در مورد عمر خوب هست بدانید که ایشان از روی سخن چنین حرفی نزده در کتب خود اهل سنت دقیقا مطالبی آمده که مشخص هست علم ایشان تا چه حد بوده هست

در مسند احمد بن حنبل، ج4، ص319 و در سنن ابي‌داوود، ج1، ص53 و سنن نسائي، ج1، ص60 آمده هست که: در مورد کسى که يک ماه و دو ماه آب پيدا نمى‌کند خليفه فرمود: «اما من نماز نمى‌خوانم تا آب پيدا کنم» يعنى مسأله تيمم را در خاطر نداشت.

در سنن کبري، ج7، ص442 و تفسير رازي، ج7، ص484 و درّالمنثور سيوطى، ج1، ص288 و کتاب‌هاى ديگر آمده هست که: خليفه دوم تصميم گرفت زنى را که در شش ماهگى فرزندش متولد شده بود، سنگسار کند. حضرت علي(عليه‌السلام) با مطالعهآيه‌ى «وَحَمْلُهُ وَفصالُه ثَلاثونَ شَهراً»2 ثابت کرد که مدت باردارى مى‌تواند شش ماه باشد.

و عمر، اون زن را آزاد کرد و فرمود:
«لَولا عليٌ لَهَلَکَ عُمَر؛ اگر على نبود عمر هلاک مى‌شد.»

در تفسير ابن کثير، ج1، ص467 و درّالمنثور، ج2، ص133 و بسيارى از کتاب‌هاى ديگر دانشمندان اهل سنت آمده هست که: «خليفه دوم به زيادىِ مهر زن‌ها اعتراض کرد.

يکى از زنان به خليفه معترض شده و آيه «وَآتَيْتُمْ إِحْدَاهُنَّ قِنطَاراً»3 را خواند و خليفه اشتباه خود را پذيرفت» يعنى خليفه به آيه‌ى شريفه‌ى قراون توجه نداشت.


در تفسير ابن‌جرير، ج30، ص38 و کشاف زمخشري، ج3، ص253 و درّالمنثور سيوطى، ج6، ص317 و بسيارى ديگر از کتاب‌هاى بزرگان اهل سنت آمده هست که خليفه آيه‌ى شريفه‌ى «وَفَاکِهَةً وَأَبّاً»4 را تلاوت کرد و درباره‌ى معناى اون از ديگران! سؤال کرد و بعد فرمود: «ما از به تکليف افتادن در فهم اين‌ها منع شديم!»

شما براى اينکه بدانيد نظر خود عمر درباره‌ى علم و دانش خودش چيست، کافى هست به جمله‌ى «کُلُّ النّاسِ أَعلَم مِن عُمَر» در تفسير قرطبي، ج14، ص227 و تفسير زمخشري، ج2، ص445 و تفسير سيوطي، ج5، ص229؛ و جمله‌ى «کُلُّ أَحَدٍ أَفقَهُ مِن عُمَر» در کتاب رياض النضرة، ج2، ص196 و کفايه کنجي، ص105، مراجعه کنيد.

خطبه‌ى خليفه را بخوانيد که فرمود: «هر کس مى‌خواهد از قراون سؤال کند، به نزد ابى بن کعب برود و هر کس مى‌خواهد از حلال و حرام سؤال کند، سراغ معاذ بن جبل برود و هر کس مى خواهد از واجبات سؤال کند، به نزد زيد بن ثابت برود و هر کس مى‌خواهد از مال و ثروت سؤال کند، نزد من بيايد که من خزانه‌دار مى‌باشم.» اين خطبه در سنن کبرى بيهقي، ج6، ص210 و سيره‌ى عمر ابن‌جوزي، ص87 آمده هست.

همينطور به کتاب صحيح بخارى (ج3، ص151) مراجعه کنيد. در اونجا آمده هست: «تمتّعنا على عهد رسول الله صلى الله عليه وسلّم ونزل القراون قال رجل برأيه ما شاء» که نشان مى‌دهد يا خليفه نظر رسول خدا(صلى‌الله عليه وآله) را نمى‌دانسته و يا نظر خود را بر نظر رسول خدا(ص) ترجيح داده هست!.

در مورد علم و دانش خليفه مراجعه کنيد به: بيهقى در شعب‌الايمان و تفسير قرطبى، ج1 ص34 و ابن‌جوزى در سيره‌ى عمر، ص165 با سند صحيح از عبدالله بن عمر آورده که فرمود: «تَعلّم عُمَر سورة البقرة في اثنَتي عَشرة سَنة فلمّا ختمها نَحر جزوراً؛ عمر سوره‌ى بقره را در دوازده سال! ياد گرفت و چون ختمش نمود، شترى قربانى کرد.» حالا حساب کنيد اگر يادگيرى سوره‌ى بقره ـ که کمتر از دو و نيم جزء قراون هست ـ 12 سال طول بکشد، تمام قراون چه قدر طول مى‌کشد؟!



نوشته اصلي بوسيله abd23 نمايش نوشته ها
از


تلك امة قد خلت لها ما كسبت ولكم ما كسبتم ولا تسءلون عما كانوا يعملون


پیامبران امتي بودند و رفتند و هرچه كردند براي خود كردند و شما نيز هرچه بكنيد براي خود مي كنيد شما از اونچه ايشان كردند بازخواست نخواهيد شد( كارهاي اونها به خودشان مربوط هست و شما فقط از كتاب سئوال مي شايشاند).

تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَّا كَسَبْتُمْ وَلاَ تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ

لطفا در ترجمه تحریفی انجام ندهید

اونها امتهايی بوده اند که اکنون در گذشته اند اونچه کرده بودند از اون اونهاست و اونچه شما کنيد از اون شماست و شما را از اعمالی که اونها می کرده اند نمی پرسند

در ضمن التفاتی به شان نزول آیه داشته باشید
شان نزول آیه
در شان نزول اين آيات از ابن عباس چنين نقل شده كه چند نفر از علماى يهود و مسيحيان نجران با مسلمانان بحث و فرمودگو داشتند: هر يك از اين دو گروه خود را اولى و سزاوارتر به آئين حق مى‏دانست و ديگرى را نفى مى‏كرد، يهوديان مى‏فرمودند: موسى پيامبر ما از همه پيامبران برتر هست و كتاب ما تورات بهترين كتابها هست، عين همين ادعا را مسيحيان داشتند كه مسيح بهترين راهنما و انجيل برترين كتب آسمانى هست، و هر يك از پيروان اين دو مذهب مسلمانان را به مذهب خايشانش دعوت مى‏كردند، آيات فوق نازل شد و به اونها جواب فرمود.

18:

سلام علیکم من اهل سنت هستم و میخواهم درباره سوال بگم اهل سنت حضرت علی( رضوان الله علیه) را چهارمین خلیفه وامام میدانند شاید شما برادران شیعه تعجب کنید ولی ما اهل سنت اعتقاد داریم حضرت علی(رضوان الله علیه)که جانم فدایش باد اصلا در دوران حیات خود به امامت الهی که از طرف خداوند منصوب شده باشد اعتقاد نداشت وگرنه چطور میشود ما شخصی را به عنوان خلیفه چهارم قبول داشته باشیم چلی ان شخص خود را از طرف خدا به عنوان امام اول وجانشین رسول الله(ص) بداند اصلا باعقل جور نیست ما اعتقاد داریم حضرت علی(رض) اعتقاد امامت الهی رانداشتند و اگرهم اختلافات کوچکی با خلفای پیشین خود داشتند بخاطر این بوده که خود را افضل تر بر حکومت میدانستند سپس پیامبر(ص) وان حکومت که علی(رض) سپس رسول الله(ص) به ان اعتقاد داشتند ولایت الهی نبوده بلکه حکومت سیاسی وعادی بوده چون نبوت وامامت الهی سپس وفات پیامبر(ص) بعنوان اخرین فرستاده خدا بسته شده و فقط حکومت سیاسی میماند وما اهل سنت بر این باوریم که خلفای راشدین و اصحاب رسول الله (ص) اگرهم اختلاف کوچکی باهم داشتند ما حق اظهارنظر درباره انان رانداریم وما اهل سنت حضرت علی(رضوان الله علیه) را از قلبمان دوست داریم

19:

سلام علیکم من اهل سنت هستم ومیخواهم درباره سوال بگم که اهل سنت حضرت علی(رضوان الله علیه)را چهارمین خلیفه و امام میدانند شاید شما برادران شیعه تعجب کنید ولی ما اهل سنت اعتقاد داریم حضرت علی(رضوان الله علیه) که جانم فدایش باد اصلا در دوران حیات خود به امامت الهی که از طرف خدا منصوب شده باشد اعتقاد نداشت وگرنه چطور میشود که ما شخصی را به عنوان خلیفه چهارم قبول داشته باشیم ولی ان شخص خود را از طرف خدا به عنوان امام اول و جانشین رسول الله(ص) بداند اصلا با عقل جور نیست ما اعتقاد داریم حضرت علی (رض) اعتقاد امامت الهی را نداشتند واگر هم اختلافات کوچکی با خلفای پیشین خود داشتند بخاطر این بوده که خود را افضل تر میدانستند بر حکومت سپس رسول الله(ص)وان حکومت که حضرت علی (رض) سپس رسول الله(ص)به ان اعتقاد داشتند ولایت الهی نبوده بلکه حکومت سیاسی و عادی بوده چون نبوت و امامت الهی سپس وفات رسول الله(ص)به عنوان اخرین فرستاده خدا بسته وتمام شده و فقط حکومت سیاسی میماند وما اهل سنت بر این باوریم که خلفای راشدین و اصحاب رسول الله(ص) اگرهم اختلاف کوچکی باهم داشتند ما حق اظهار نظر درباره انان را نداریم وما اهل سنت حضرت علی(رضوان الله علیه)را از صمیم قلیمان دوست داریم.

خیلی ممنون

20:

لطفا اگر نظرم درباره امامت حضرت علی(رضوان الله علیه)درست نیست شما برادران مسلمان راهنمایی کنید چون هر کس میتواند اشتباه کند باتشکر

21:

دلالت کلمه ولی بر خلافت

برای فهم دقیق معنای کلمه «ولی» باید به سراغ کلمات خلفای اهل سنت در صدر اسلام برویم که اون‌ها از این معنا چه فهمیده هست.

ابن کثیر در البدایه والنهایه فرموده هست:
قال ابوبکر: قد وُلِّیتُ أمرکم ولست بخیرکم.

إسناد صحیح.
البدایة والنهایة ج 6 ص 333.
ابوبکر (در نخستین سخنرانی خود سپس خلافت) فرمود: من حاکم شما شدم؛ و حال اون که از شما بهتر نیستم.
مسلم در صحیح خود نقل کرده هست که عمر بن خطاب فرمود:
فلمّا توفّی رسول اللّه قال أبو بکر: أنا ولیّ رسول اللّه (ص)...

ثُمَّ تُوُفِّیَ أَبُو بَکْر وَأَنَا وَلِیُّ رَسُولِ اللَّهِ (ص) وَوَلِیُّ أَبِی بَکْر.
مسلم ج5 ص 152 ح 4468.
وقتی که رسول خدا وفات کرد ابوبکر فرمود: من جانشین رسول خدا هستم....

بعد ابوبکر فوت کرد من جانشین رسول خدا و جانشین ابوبکر شدم.
روشن هست که نمی‌توان معنای کلمه «ولی» را در این روایات به معنای «دوست»، «ناصر» و...

گرفت
؛ بلکه تنها می‌توان به معنای حاکم، خلیفه، سرپرست گرفت؛ زیرا اگر به معنای دوست باشد، این معنا هستفاده می‌شود که ابوبکر و عمر فرموده‌اند که تا رسول خدا زنده بود، ما با شما دوست نبودیم و الاون دوست شده‌ایم.


78 out of 100 based on 33 user ratings 1208 reviews