تبعیض دینی یعنی چی؟ آیا پیروان ادیان باید آزادی و حقوق برابر داشته باشند؟


تبعیض دینی یعنی چی؟ آیا پیروان ادیان باید آزادی و حقوق برابر داشته باشند؟



تبعیض دینی یعنی چی؟ آیا پیروان ادیان باید آزادی و حقوق برابر داشته باشند؟
تبعیض دینی، طبق تعریف سازمان ملل متحد عبارت است، از تبعیضی که بر فرد به دلیل دین وی، بر وی تحمیل می‌شود. این تبعیض‌ها می‌تواند از ممنوعیت گرفتن پست‌های مهم دولتی، امینیتی، نظامی یا ممنوعیت تلیغ دین مورد نظر باشد. در حالت‌های خیلی وخیم ممکن است که به دستگیری یا کشتار افراد مورد تبعیض واقع شده بینجامد.

تبعیض دینی یعنی چی؟ آیا پیروان ادیان باید آزادی و حقوق برابر داشته باشند؟
در ایران یک دوران کلیسای جماعت ربانی ایران تبلیغات گسترده ای میکرد و برخی مردم ایران در مقایسه میان مسیحیت و اسلام؛ دین مسیحیت را انتخاب میکردن.
کشیشان شناسایی و توسط نیروی های اطلاعاتی دستگیر و بصورت قانونی مجارات میشدن و اما برخی از کشیشان نیز همچون هایک هوسپیان‌ و حسین سودمند به دلیل اعتقاد به مسیحیت به قتل رسیدن که خود مسحیان به ایشان شهید مسیحی میگویند.
حسین سودمند پس از پایان سربازی و برگشت و به مشهد، خانواده‌ مسلمان اش که از پیوستن وی به مسیحیت آگاه شدند او را از خانه اخراج کردند. او به اصفهان رفت و در آنجا در بیمارستان مسیحی آن شهر به کار مشغول شد. در سال 1979 با روی کار آمدن حکومت اسلامی، وی به دلیل مسیحی بودن از کار اخراج شد و به زادگاهش برگشت. در آنجا تحت فشار برنامه گرفت تا از اعتقاداتش به دین مسیحیت دست بردارد ولی وی نپذیرفت و به زندان افتاد. پس از مدتی زندانی بودن، بطور موقت آزاد شد و باردیگر زندانی شد. پس از سال‌ها در بند بودن و پایداری بر اعتقادات خویش، در سوم دسامبر 1990 در مشهد به دلیل اینکه له دین اسلام بازنگشت، اعدام شد.
کشیش هایک هوسپیان‌ یکی از مسحیانی بود که با بحث های منطقی و سخنرانی تاثییر زیادی بر تغییر دین دادن مسلمان زاده ها داشت، وی به عقیده مسیحیان ایران یک شهید مسیحی است که توسط مخالفین گشترش مسیحیت به شهادت رسیده است.
هایک اسقف کلیسای جماعت ربّانی ایران بود و سالها برای دفاع از حقوق اقلیت‌های دینی و نجات زندانیان سیاسی و عقیدتی تلاش کرد.
کشیش هایک نجات دهنده جان مهدی دیباج یک مسلمان زاده که در 14 سالگی به مسیحیت گروید، است.
کشیش مهدی دیباج به جرم ارتداد (بازگشت از دین اسلام) در خطر اعدام بود اما پس از گذراندن 9 سال و 27 روز در زندان به سبب فشارهای بین‌المللی(تلاش کشیش هایک) و بدون کوچکترین توضیحی از زندان آزاد شد.
سه روز پس از به نتیجه رسیدن تلاش‌هایش برای آزادی مهدی دیباج و در حالی که به فرودگاه مهرآباد می‌رفت در بین راه ربوده شد و به قتل رسید. چند روز پس از آن پلیس خبر از پیدا شدن جسد وی داد.

تبعیض دینی یعنی چی؟ آیا پیروان ادیان باید آزادی و حقوق برابر داشته باشند؟
و اما مهدی دیباج نیز پس از آزادی در 24 ژوئن 1994 میلادی برابر با 13 تیر 1373 توسط عده‌ای ربوده شد و او هم به قتل رسید.
کشتار مسیحیان ایران محدود به این دو نفر نشد و کشیش طاطاوس میکائیلیان یکی از قربانیان «قتل‌های زنجیره‌ای» دهه 90 میلادی است.
شش ماه پس از قتل کشیش هایک هوسپیان‌(اسقف کلیسای جماعت ربّانی ایران)، کشیش طاطاوس میکائیلیان(رئیس شورای کشیشان پروتستان)، پس از ترک خانه در تهران ناپدید شد. جسد وی در 11 تیرماه همان سال در حالیکه با اصابت چند گلوله به سرش کشته شده بود پیدا شد

تبعیض دینی یعنی چی؟ آیا پیروان ادیان باید آزادی و حقوق برابر داشته باشند؟

آیا علیه اقلیتهای دینی در قانون اساسی ایران تبعیض وجود دارد؟

به "عقیده برخی" قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران دارای ایرادات زیادی است که ادعا شده هر اصل در ظاهر در حمایت از "همه مردم ایران" است، تبعیض و بی عدالتی وجود ندارد اما یک اصل دیگر در قانون اساسی اصل دیگر را نقض میکند و یا مجران قانون آگاهانه حقوق برخی از مردم ایران را نقض میکنند و بهانه می آورند که تعداد مسلمانان بیشتر است پس مسیحیان نباید دین خود را تبلیغ کنند در حالی که ستادهای تبلیغاتی انجمن های اسلامی در غرب آزادانه مشغول عضو گیری و تبلیغ اسلام هستند.
تا قبل از شورش و تغییر رژیم از رژیم شاهنشاهی به رژیم اسلامی؛ قانون اساسی دوران شاهنشاهی اسلام را دین رسمی کشور معرفی میکرد اما هیچ ممنوعیتی در تشکیل انجمن و کلیسیای مسیحی برای تیلیغ خدا و دین وجود نداشت و شاه که رهبر مملکت بود از هردوی شیعه و مسیحی حمایت میکرد.
قانون اساسی جمهوری اسلامی نسبت به قانون اساسی مشروطه، آزادی‌ها و حقوق بیشتری برای اقلیت‌های دینی و مذهبی تصریح کرده؛ اما بنظر میرسد یک جای کار میلنگد؟
آیا همه این قوانین اجرا میشود و یا قانونی ضد قانون دیگر نیست؟
در زمان محمدرضا شاه پهلوی تیلیغ مسیحیت ممنوع نبود و به دلیل تغییر دین کسی به مرگ محکوم نمیشد، اما هم اکنون مسیحیان ایران میگویند آزادی ندارند.
مسیحیان حق ندارند دین راستین و برتر (از نگاه خودشان) را تیلیغ کنند و مجبور شده اند درهای کلیسا را بر روی افراد کنجکاو یهودی با مسلمان ببندن و اگر کلیسای خانگی ایجاد کنند گویی اینان تلیغ شیطان پرستی کرده باشند تحت تعقیب برنامه میگیرند

پیروان دین اسلام اگر در آلمان ممنوعیت داشته باشند که ندارند، این ممنوعیت احتمالی محکوم است. آلمان نه تنها تبلیغ اسلام را ممنوع نکرده بلکه به مساجد مسلمانان کمک مالی میکند تا جوانان مسلمان را از عقایدا افراطی (جهاد و تروریسم) دور کنند همچنین وابستگی مالی به حکومت های تروریست پرور نداشته باشند
آیا یک مسلمان در کشوری با اکثریت مسیحی باید حقوقش برابر یک مسیحی باشد؟



چرا شاگردان امام صادق مذهب جدید ساختند؟

1:

روح شان شاد ...


آیا مختار کذاب بود؟
قتل های زنجیره ای ، نتیجه ی همین تبعیضات هست .


گفتگو پیرامون دانشگاه اسلامی ايرانی


آیا معجزه وجود دارد ؟

2:

بستگی دارد نوع ایدئولوژی حکومت چطور باشد و برای خودش چه دشمنانی را متصور باشد......


کشف دست خط امام علی (ع) در یک مسجد! + عکس
در سیستمی مبتنی بر دین، قطعاً امکان آزادی ادیان برای حضور در پستها و مقامات خاص وجود ندارد.....


چرا ابراهیم پدر ایمان است ؟
البته در سیستمهای غیردینی هم اگرچه دین، عامل تبعیض نیست اما موارد دیگری نظیر وابستگی به احزاب و عقاید حاکمیت، قطعاً موجب تبعیض و جلوگیری از حضور در پستها و مقامات خاص میشود......


آیا به تفسیر قرآن و تفسیرگر قرآن نیازی هست ؟
درحقیقت تمام سیستمهای حکومتی در جهان، برمبنای ایدئولوژی خود، افراد را طبقه‌بندی کرده و اجازه پیشرفت نامحدود به اونها نمی دهند......


تبریک ایام میلاد مسیح و سال نو میلادی
البته بعضیها!، به دلیل تفکرات توتالیتاریسم، کلاً اجازه زندگی به کسی که فراخوان وفاداری نکند نمی دهند!!!!!! :-)

3:

ای کاش فقط پیروان سایر ادیان از ازادی محروم بودند

سنی ها این مملکت که جدود 20 % جمعیت کشور و شمارشان بالا 10 میلیون هست

حق داشتن یک کاندید ریاست جمهوری رو ندارند!

از داشتن مسجد در شهرستان تهران محروم هستند!

4:

همانطور که جوان آزاد هست و اتفاق خاصی نمیافتد از تریاک و هروئین ورود به شیشه و کراک کند پس باید چنین آزادی هم داشته باشد ظاهرا ولی این با منطق و بینش اجتماعی کاسبان دین(دارای پتانسیل) در تضاد هست چون سروته همگی یکی هست! بالاخره دولت اسلامی طبیعی ترین عملش هم باید اجرای تمام و کمال دین باشد و بزند پدر رقیبانش را درآورد.


5:

این نامه و پاسخش ، در اوایل انقلاب ۵۷ هست و در مورد يارسان ها ( اهل حق ) کرد هست ...

بسم الله الرحمن الرحیم

محضر مبارک حضرت امام خمینی رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و اولیاء محترم کشور اسلامی

اینجانب سید شاهمراد عالی نژاد از امت اهل حق و از سادات خاندان عالی قلندری ساکن صحنه ی باختران هستم.

به منظور چاره جویی و رفع مشکل جامعه مذهبی خود ابتدا دست به دامن حضرت مولا علی گشته و بعد بدینوسیله مصدع اوقات اون مسئولین امور ملت و میهن گردیده و تقاضای رسیدگی و تعیین تکلیف خداپسندانه دارم.

ابتدا اینکه ما امت اهل حق هیچ گاه گمان نمی بردیم با وجود تذکرات پی در پی حضرت امام امت که دائماً تمام آحاد و اقشار، خصوصاً مسئولین را دعوت و به وحدت و همبستگی فرموده اند، وقتی بیاید که جامعه اهل حق مورد بی مهری واقع شده و از ده ها جناح مورد اهانت و فشار برنامه بگیرد.

اما متاسفانه بر تصورات ما، منافقین با دسایس اهریمنانه و قشریون نیز ناآگاهانه با انجام اعمالی امت اهل حق را وادار به انزوا نموده اند.

در این زمینه موضوع قابل ذکر فراوان هست اما به دلیل عدم ایجاب موقعیت، فقط به ذکر برخی از اونها می پردازم.

اما قبل از آغاز به شما اطمینان می دهم که اونچه را می نویسم حقیقت محض هست.

اول اونکه جوانان ما را با وجود داشتن بهترین معدل تحصیلی و با عالی ترین نمرات آزمون دانشگاهی به صِرف پایبندی به عقاید دینی خود به دانشگاه راه نمی دهند و بدینوسیله از تحصیل علم که یک فریضه ی الهی هست، محروم می نمايند.
دوم اینکه ادارت دولتی و ارتش نیز تا سر حد امکان از هستخدام اونها تنها به دلیل دفاع از مواضع عقیدتی اهل حق سر باز می زنند.
از طرفی از اونجا که مستحضرید، کوتاه کردن شارب در اهل حق ممنوع و حرام هست.

اما در طول چند سال گذشته صدها بار اتفاق افتاده که در سطوح مختلف اداری، نظامی و یا در زندانها و دادگاه ها، مسئولین با توسل به زور نسبت به تراشیدن و کوتاه کردن شارب افراد اهل حق اقدام نموده اند.
و یا نیز چنانچه واقف هستید اهل حق نماز به شیوه رایج بجای نمی آورد و برای انجام عبادات خود شیوه ی منحصر به خویش را داراست و باز مشاهده می گردد که غالباً با حساسیت نسبت به این موضوع بر خورد می شود.
این حرکات جز ناامید کردن امت و یا بد بین کردن جامعه نسبت به انقلاب و آخر الامر جز بر انگیختن خشم خداوند عایدی نخواهد داشت.
از اینها گذشته چندی قبل از طرف سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هستان باختران (سپاه دوم نجف) نامه ای مشتمل بر پنچاه و چهار سوال به بسیاری از سادات اهل حق داده شده هست.

از اون جمله یک نامه نیز به فرزند اینجانب بنام سید خلیل عالی نژاد داده شده هست که خانواده اینجانب نسبت به تهیه ی جوابیه ای در 26 صفحه (تعداد صفحات مربوط به نسخه تاپ نشده ی اصلی می باشد) اقدام نموده و قبال در یافت رسید ارگان یاد شده تحویل داده ایم که فتو کپی به پیوست این نامه تقدیم محضر امام خمینی می گردد.

در این پیوست تقدیمی چکیده ی عقاید و آراء اهل حق بیان شده هست که بدینوسیله هستدعای عاجزانه داریم ضمن مطالعه ی دقیق و بررسی اون، این جامعه ی صادق و شیفته ی حضرت مولا را از پریشانی برهانید.
برای ما هم تعجب هست و هم جای سوال که چگونه هست ادیان و مذاهبی که نه تنها کوچکترین ارادتی به خاندان امامت ندارند بلکه سر عداوت نیز دارند طبق قانون پايه ی در انجام فرایض و نیز ترویج فقه خود آزادند اما اهل حق که مرتبه ی ارادتش به حضرت مولا بر خاص و عام پوشیده نیست و نیز بدلیل عاشقانه علی را پرسیتدن در طول قرون متمادی خسارت بسیاری را متحمل شده هست در جمهوری اسلامی تحت فشار برنامه می گیرد.
در خاتمه از اولیاء ارجمند جمهوری اسلامی خصوصاً حضرت امام انتظار داریم که پس از بررسی و تفحص در زمنیه عناوین یاد شده، طی صدور فرمانی به منظور ضمیمه نمودن تبصره ای بر اصول دوازده یا سیزده قانون پايه ی، موضوع رسمیت یافتن آیین اهل حق را عنوان فرمایید که در این صورت یقیناً جامعه ی اهل حق با دلگرمی بیشتری در راه پیشرفت مملکت جانفشانی خواهد نمود.

والسلام، و مِن الله التوفیق.
بااحترام و تشکر سید شاهمراد عالی نژاد
صحنه، پاچمن کوی خانقاه، پلاک 22 مورخه 20 / 9 / 1365

رونوشت:
- حضرت حجه الاسلام و المسلمین سید علی خامنه ای، رئیس جمهور
- حضرات آیت الله منتظری، قائم مقام رهبری
- حجه الاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی
- حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی
- حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی
- برادر میر حسین موسوی، نخست وزیر دولت اسلامی

6:


پرسش هایی پیرامون اهل حق






بسم الله الرحمن الرحیم

حضور محترم آقای سید خلیل عالی نژاد
پس از تقدیم احترام و عرض سلام محترماً معروض می دارد که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ضمن اینکه اطلاعات مفیدی در زمینه های مختلف امت شناسی و مذهب شناسی اعم از فرق اسلامی و یا اقلیت های مذهبی و همچنین موقعیت های فرهنگی، جغرافیایی و سیاسی دارد در صدد اون هست جهت تکمیل تحقیقات خود و نیز رفع احتمالی ابهامات موجود در زمینه های مذکور تحقیقات گسترده ای را بنماید، لذا با توجه به اینکه عالی یکی از صاحبنظران در مسلک اهل حق و بخصوص دوده ی خویش می باشید خواهشمند هست با تکیه بر اصول و نیز کتب مستند اون مسلک با فراخوان نظر و عقاید خود نسبت به جواب سوالات زیر همکاری لازم را مبذول فرمایید.
امید هست ضمن برداشتن قدم مبسوطی در این زمینه ها بیانگر واقعیت موجود نسبت بر مسلک یا مذهب اون باشیم.
باتشکر و قدردانی فراوان

ستاد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سپاه دوم (نجف)

1.تاریخ دقیق به وجود آمدن اهل حق، چگونگی و انگیزه ی اون را بیان فرمایید.
2.اهل حق دین می باشد یا مسلک؟ نظر دوده ی شما در این رابطه چیست؟
3.مبنا و اصول هستواری اهل حق بر چیست؟
4.اهل حق از کدام یک از مذاهب اسلامی انشعاب پیدا نموده؟ نظر دوده ی شما در این رابطه چیست؟
5.کتاب اصولی و اعتقادی اهل حق که به دستورات اون عمل می کنید چه نام دارد؟
6.سلطان اسحاق(صحاک) چه کسی هست؟ اهل کجا و دارای چه مذهبی بوده هست؟
7.پدر سلطان چه نام داشت، اهل کجا و دارای چه مذهبی بوده هست؟
8.مقدسات اهل حق چه چیزهایی می باشد؟
9.

اهل حق دارای چند دوده هست؟ سید و مسند نشین هریک چه نام دارد؟ محل زندگی اونها کجاست؟
10.

آیا هر دوده کتاب مخصوص به خود را دارد؟ اگر هست توضیح دهید.
11.

اختلافات بین دوده ها و موارد اون را توضیح دهید؟
12.

محل زندگی مریدان هر دوده را بیان و تعداد مریدان اون را بنویسید.
13.

وضعیت فرهنگی و جغرافیایی محل زندگی هر یک از دوده ها را مفصلاً توضیح دهید.
14.

آیا در میان اهل حق دوده یا گروهی هستند که وابستگی خارجی داشته باشند و اون را به اهل حق نسبت دهند؟
15.

بعضی می گویند که پدر سلطان اهل سنت بوده هست.

پس چگونه سلطان شیعه یا اهل حق می باشد؟ دلیل یا عدم هر یک را توضیح دهید.
16.

ایا اهل حق با تصوف، متصوفیه، عرفانیت، رهبانیت و ...

مانند مسیحیت، یهودیت، بودایی گری، هندویت و غیره ریشه ای دارد یا خیر؟ دقیقاً توضیح دهید.
17.

حلول روح و تناسخ در اهل حق چیست؟ نظرات دوده ی شما چیست؟
18.

همچنان که مطلع هستید بهلول شاگرد اما جعفر صادق بوده هست.

آیا سخنان امام جعفر را نیز قبول دارید؟ اگر نه چرا و به چه علت؟
19.

نظرات اهل حق پیرامون سایر ادیان الهی و غیره اون چیست؟
20.

آیا با آمدن اسلام پیروان دیگر ادیان الهی باید اسلام بیاورند؟ اگر مسلمان نشدند حکم الهی در مورد اونها چه خواهد بود؟
21.

آداب و رسوم اهل حق چه چیزهایی می باشد؟ توضیح دهید.
22.

اصول و فروع مسلک اهل حق کدامند؟ توضیح دهید.
23.

در اهل حق چه چیزهایی حلال و حرام می باشد؟ بر پايه چه کتابی و حکمی؟ توضیح دهید.
24.

نظرات اهل حق پیرامون ازدواج (نکاح) و طلاق چیست و چگونه و بر چه پايه موارد فوق را انجام می دهید؟
25.

نظرات اهل حق پیرامون شیطان چیست و اگر عده ای اون را ستایش می نمايند چه نام دارد؟ درصورت عدم صحت توضیح دهید.
26.

اهل حق شارب را مور (یعنی مهر) می داند.

یعنی چه و به چه علتی؟
27.

مشروبات الکلی و مواد مخدر نزد اهل حق چه حکمی دارد؟
28.

سر سپردگی اهل حق چیست و چه معنی دارد؟ توضیح دهید.
29.

چگونگی سرسپردگان به سادات محرم می شوند و نمی توانند با اونها ازدواج نمايند؟ کاملاً شرح داده و نظر دوده ی خود را نیز فراخوان دارید.
30.

جمع و جمع خانه و خانقاه چیست؟ نظر دوده ی خود را نیز فراخوان دارید.
31.

سیادت خاندان اهل حق از کیست؟ آیا شما دارای شجره ساداتی هستید؟ در صورت امکان یک نسخه از اون را در اختیار ما برنامه دهید.
32.

بعضی می گویند که عده ای از اهل حق گوشت خوک می خورند.

اینها جزء چه دوده ای می باشند؟ نا ببرید و علت اون را بیان بفرمایید.

احکام اهل حق در این باره چیست؟
33.

عقاید اهل حق درباره ی تقلید در موارد مذهبی، سیاسی، رهبری و مملکتی چگونه هست؟ نظرات دوده ی شما چیست؟
34.

اهل حق نسبت بر تایید و یا رد نوعی حکومت بر چه پايه عمل می کند؟
35.

اهل حق درباره ی حکومت جمهوری اسلامی چه عقیده ای دارد؟
36.

گرایشات اهل حق بیشتر دارای چه جنبه ای می باشد؟ (مذهبی، سیاسی، وطن پرستی، قومی و غیره ...)
37.

خدا در اصول عقاید و تصورات مکتبی اهل حق چگونه می باشد؟
38.

نظرات اهل حق نسبت به فرمودن شهادتین ( اَشهَدُ اَن لاالهَ الاالله و اَشهَدُ اَن مُحمَداً رَسوُلُ الله) چیست؟ آیا ضروریات می باشد یا خیر؟
39.

عدل الهی در نزد اهل حق چگونه می باشد؟
40.

نبوت نزد اهل حق در چه رتبه ای برنامه دارد؟
41.

آیا اطلاعات و انجام دستورات پیامبر، احکام و شریعت ضروری هست یا خیر؟ توضیح بفرمایید.
42.

قراون چه مقامی دارد و آیا فقط در مواردی که به اون احتیاج داریم عمل نماییم و یا اینکه کلیه ی دستوراتش لازم الجرا هست؟
43.

امامت در مسلک اهل حق چگونه هست و آیا دستورات ائمه پیرامون احکام و شریعت و دیگر جنبه ها را باید اطلاعت کرد یا خیر؟ توضیح دهید.
44.

معاد در نزد اهل حق چگونه می باشد؟ توضیح دهید.
45.

آیا برای مطالعهنماز باید وضوء داشت؟ نحوه ی اون را طبق دستورات اهل حق توضیح دهید.
46.

آیا نماز باید طبق سنت رسول الله و اونچنان که در احکام آمده باید خواند و یا اصلاً نباید خواند؟ توضیح بفرمایید.
47.

آیا روزه باید سی روز باشد یا نه؟ علت اون را بیان کنید.
48.

زیارت کعبه (حج) در مکتب اهل حق چگونه هست؟ دلایل کافی را ذکر کنید.
49.

بعضی می گویند عده ای از اهل حق قبله را قبول ندارند.

در صورت صحت یا عدم اون را توضیح دهید.
50.

جهاد، خمس، زکات، امر به معروف و نهی از منکر نزد اهل حق چگونه هست و همچنین نحوه پرداخت و انجام هر یک را توضیح دهید.
51.

مقام علی (ع) در چه حدی هست؟ طبق عقاید اهل حق یا دوده ی خود توضیح دهید.
52.

اعتقادات اهل حق پیرامون حضرت مهدی (عج) چیست؟
53.

زنان اهل حق نسبت به مسلک خود چه دَینی دارند و چگونه اهل حق خوانده می شوند؟ نظر دوده ی شما چیست؟
54.

مقام زن در جامعه ی اهل حق چگونه و زنان از چه حقوقی برخوردار می باشند؟

لازم به تذکر هست هر گونه یادداشت و یا فتو کپی که در دسترس فرد یا افرادی غیر از شخص مورد سوال برنامه گیرد ممانعت خواهد داشت.

بسمه تعالی

در صورتی که مطلب قابل توجهی ذکر نگردیده حضرت عالی متذکر شود.

با تشکر و سپاس از عالی

ستاد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سپاه دوم (نجف)


7:



یاحق، یا هو
بسم الله الرحمن الرحیم

ستاد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی باختران ( سپاه دوم نجف)

عطف به مرقومه ی 54 سوالی اون ستاد معروض می دارد که اینجانب پس از دریافت و مطالعه ی سوالات مذکور، در حد بضاعت دانش خویش و نیز به نسبت آگاهی خود در زمینه ی مسائل دینی مورد سوال، نسبت به تهیه و تقدیم جواب اقدام نموده و چنین عرض می نمایم که:

جواب سؤال اول:
اهل حق چکیده و نیجه و سرانجام کلیه ی ادیان الهی هست، ما بر این باوریم که خداوند تبارک و تعالی این آیین را در روز ازل تدوین نموده هست.

اما با توجه به اینکه بشریت در ابتدا قدرت درک اون را نداشته هست، امر و مشیت حق چنین مقرر گردیده که به عنوان زمینه درک حقیقت اصلی، خیل انبیاء از طرف خداوند عالم به میان بشر آمده و نسبت به تعلیم انسان ها اقدام نموده و نهایت وظیفه ی انبیاء عظام را اولیا خدا به انجام رسانیده اند تا اینکه پس از ایجاد و فراهم آمدن زمینه ها و مقدمات لازم در حوالی قرت هفتم هجری، حضرت سلطان ظاهر می گردد و منظور و هدف اصلی و اونچه را که در عهد الست تدوین گردیده بود آشکار می سازد.

جواب سؤال دوم:
اهل حق از این یقین هست که در عالم یک دین الهی بیشتر وجود ندارد و اون اسلام واقعی و خداپرستی هست و اگر ظاهر ادیان با هم تفاوتی دارد شاره به حدیث قدسی ( الطرق اِلی الله بعَدد النفوس الخَلایق ) یعنی دین الهی یکی هست و راه های مختلف دارد و چنانچه توضیحاً در جواب سوال اول عرض شد، اهل حق همان دین اصلی هست و مابقی ادیان تجلیات، کلاس ها و اشکال گوناگونی هست که به فراخور نیاز قومیت های متفاوت در وقت های مختلف به عنوان مقدمه آشکار شدن اهل حق به وجود آمده اند.

جواب سؤال سوم:
اهل حق بر چهار اصل هستوار هست: 1.

ایمان به حق
2.

عشق به حق
3.

خدمت به ایجاد برای رضای خدا
4.

خودسازی برای رسیدن به حق
هر یک از مراتب چهار گانه فوق الذکر داری جزئیاتی هست که شرح اون سخن را به درازا خواهد کشید.

جواب سؤال چهارم:
چنانچه در جواب سوال قبل اشاره گردید اهل حق از هیچ مذهبی اسلامی انشعاب نیافته بلکه حقیقت اسلام هست که در وحله ی اول از سوی حضرت مولا علی به یاران خاص تدریس گردیده و در نهایت توسط حضرت سلطان صحاک که به عقیده اهل حق همان حضرت مولاست و در پوشش دیگر آمده، برای عده ای بیشتری آشکار گردیده هست.

جواب سؤال پنجم:
کتاب اصولی و اعتقادی اهل حق که به عقیده ما مغز و عصاره کتب زبور، صحف، تورات، انجیل و قراون هست « سرانجام » نام دارد.

جواب سؤال ششم:
حضرت سلطان صحاک فرزند شیخ عیسی برزنجه ای و بنیانگذار و آشکار نماينده ی حقیقت و اسلام یعنی آیین اهل حق می باشد.

جواب سؤال هفتم:
پدر حضرت سلطان شیخ عیسی برزنجه ای نام داشته و در مذهب اهل سنت بوده هست.

جواب سؤال هشتم:
1.پایبندی به شرط و اقراری که هر فرد با مولایش و با پیرش بسته هست.
2.نذر و نیاز
3.کتب آسمانی و رسایل مربوط به اولیاء کلیه ادیان الهی
4.اماکن متبرکه از محل های عبادت گرفته تا مرقد انبیاء و ائمه و اولیاء کلیه ی ادیان الهی
5.شارب و غیره از مقدسات اهل حق محسوب می گردد.

جواب سؤال نهم:
اهل حق دارای یازده دوده می باشد.

از جواب دادن به قسمت دوم و سوم سؤال به دلیل عدم اطلاع معذورم.

جواب سؤال دهم:
خیر.

تنها کتاب پايه ی که تمام دوده ها مقید و ملزم به اجرای اون می باشند « سرانجام » هست و مابقی جنبه ی رساله ای داشته که عبارتست از اظهار نظر بزرگان هر دوده از متون سرانجام.

جواب سؤال یازدهم:
مابین دوده ها تا اونجا که به دستورات سرانجام عمل شود هیچ گونه اختلافی نبوده و نخواهد بود.

اما وقتی که هوای نفس حاکم می گردد و هدف های غیر خدایی و هوس های جاهلانه پیش می آید نسبت به سلیقه های متفاوت چندگانگی به وجود خواهد آمد که در شرح این حالت چه نیکو سروده اند:

چون که بیرنگی اسیر رنگ شد موسی ای با عیسی ای در جنگ شد

از نظر توضیح موارد اختلاف بدین علت که ارتباطی به قانون اهل حق ندارد و سطحی هست معذورم.

جواب سؤال دوازدهم:
مریدان هر دوده سرزمین مشخص و اقلیم منحصر به دوده ی خود را ندارند که بتوان به وضوح نام برد، و نیز سرشماری نفوس مریدان هر دوده به سادگی میّسر نبوده و نیاز به سر شماری رسمی دارد.

اما در مورد دوده ای که خود متعلق به اون هستم می توانم عرض کنم که مریدان و سادات خاندان ما در مناطق جلالوند، سنجابی، قزوین، کلاردشت، مازندران، اطراف زنجان و شهرستان تهران و صحنه و بسیاری نقاط دیگر مقیم هستند.

جواب سؤال سیزدهم:
چنانچه در جواب سؤال قبل تشریح شد هر دوده منطقه مشخصی برای زندگی ندارند که بتوان وضعیت اون منطقه را از نظر فرهنگی و جغرافیایی تشریح کرد.

جواب سؤال چهاردهم:
اهل حق واقعی و ایمان کسی هست که جز به راه حق و مسیر وجدان نرود و نیز اهل حق کسی هست که شرار محبت علی وجودش را مشتعل ساخته و طبیعی هست که چنین کسی هرگز نمی تواند به آب و خاک و هم نوع و هم وطنش خیانت کند و اصولاً خط اصلی اش که همان خط عشق هست چنان او را به خود مشغول می دارد که از هرگونه زد بند سیاسی و یا سرسپردگی بیگانه بر حذرش می دارد و نیز از پیوستن او به امور نفسانی و انواع خیانت و غیره جلوگیری خواهد نمود.

البته لازم به توضیح هست که چنانچه در تمام فرق و ادیان افراد خاطی و ناباب وجود دارد.

بعید نیست که اینگونه افراد در اهل حق هم باشند، اما هیچ گاه اهل حقی که مولا و دین خود را بشناسد و خود را بازیافته باشد هر قدر هم سختی و ناملایمات ببیند متوسل به این و اون نخواهد شد و اون کس که غیر این باشد به رموز و ویژگی های اهل حق پی نبرده هست.

جواب سؤال پانزدهم:
اینکه پدر حضرت سلطان اهل سنت بوده کاملاً درست هست اما از اونجا که انتخاب دین تحقیقی هست نه ارثی و تقلیدی، به این دلیل حضرت ایشان اهل حق را بر می گزیند.

از طرفی ما معتقدیم که ایشان بسیار بالاتر از اون هست که از کانال پدر و خانواده انتخاب دین بنماید، زیرا حضرت سلطان مظهر الله هست و ما معتقدیم که ذات علی در ایشان تجلی نموده هست و اونچه را که حضرت علی در قالب لفافه به خاص ترین شاگردانش (مثلاً سلمان) آموخته، حضرت سلطان بصورت علنی تری در اختیار عده ی بیشتری برنامه داده هست و اون موارد آموزش همان لُب لباب خداپرستی و اسلام هست که ما آیین اهل حقش می دانیم.

جواب سؤال شانزدهم:
اهل حق با هیچ کدام از موارد یاد شده ارتباطی ندارد، اما از اونجا که در برخی از ادیان و شیوه های تفکرات مذهبی مشابهاتی یافت می شود، بدیهی هست که می توان موارد تشابه ی بین اهل حق و متصوفه و یا سایر فرق که دارای عقاید عرفانی می باشند یافت و این وجوه تشابه احتمالی را نمی توان حمل بر تاثیرپذیری اهل حق از تصوف و غیره نمود.

جواب سؤال هفدهم:
حلول روحی که اهل حق قبول دارد و اصطلاحاً اون را ( دونادون ) می نامد عبارتست از گردش روح در جامه ها و اجساد مختلف تا هزار و یک مرتبه و هر روح پس از طی این مسیر که یقیناً پنجاه هزار سال طول خواهد کشید به جوار قرب حق تعالی نائل آمده و به اصل خویش باز می گردد.

به هستناد آیه پنجم سوره المعارج قراون مجید ( تعرجُ المَلئکه و الروُحُ اِلیهِ فیِ یَوم کانَ مِقداره خَمسینَ اَلف سَنهِ )(عروج می کند ملائکه و روح به سوی او در روزی که هست مقدار اون پنجاه هزار سال).
اما تناسخ چیز دیگریست.

زیرا تناسخویون معتقدند که گردش روح از ازل بلا ابتدا تا ابد بلا انتها جریان دارد و این عده آغاز و انجامی برای حرکت و سرنوشت روح قائل نیستند.

جواب سؤال هیجدهم:
ما سخنان حضرات ائمه طاهرین را که اما جعفر صاق نیز یکی از اونهاست به عنوان تفسیر قراون قبول داریم و یا به عبارتی معتقدیم که اولیاء شیعه به فراخور نیاز معنوی و روحی و دنیوی پیروان خود از کلام خدا تعابیر و تفاسیری نموده اند که جمع این رهنمود ها عبارتست از شریعت اسلام اما نظر به اینکه ما امت اهل حق حقایق و رموز بیشتری از متون کتب آسمانی بالاخص قراون برایمان گشوده شده هست و از لحاظ عقیدتی در مرتبه و مرحله ی حقیقت برنامه گرفته ایم لذا خود را ملزم به عمل بعضی از فرموده های اولیاء شریعت نمی دانیم.

بدیهی هست که همان اولیاء یا شخصاً و یا در مظاهر دیگر امت اهل حق را به شیوه ای دیگر و با الفاظ و فرایضی مخصوص به شاهراه خداپرستی فراخوانده و دعوت به عبودیت نموده اند.

جواب سؤال نوزدهم:
چنانچه در جواب بعضی از سوالات قبل نیز تذکر داده شد اهل حق یک دین بیشتر نمی شناسد و اون همان خداپرستی و اسلام یعنی تسلیم بودن در برابر امر پروردگار عالم می باشد و اما بسته به موقعیت های وقتی و مکانی و قومی متفاوت هر بار بخشی از این دین اصلی به پرده ظهور کشیده شده هست.

بدین ترتیب می توان فرمود که ما کلیه ادیان و مذاهبی را که ریشه ی الهی دارند قبول داریم ولی ادیان و مذاهبی را که ریشه الهی نداشته باشند و هدایت به سوی خداپرستی ننمايند از نظر ما مردود شناخته می شوند.

جواب سؤال بیستم:
به درستی که چنین هست.

زیرا هدف از ارسال خیل انبیاء هدایت بشر بوده هست و می بایست که بشریت پس از این همه تلاش که از سوی پیام آوران و اولیاء انجام شده هست خود را با واقعیت دین که همانا اسلام هست مطابقت دهد.

در این زمینه آیات فراوانی که جنبه ی حکمی دارد در کلام الله مجید موجود هست.

از جمله اینکه خداوند در آیه 234 سوره بقره می فرماید: ( لَیسَ عَلیکَ یدیهُم وَ لکن اللهُ یَهدی من یَشاء ) خطاب به حضرت رسول هست بدین معنی که: ( پیام ما را ابلاغ کن و به عهده ی شما نیست راه یافتن امت زیرا خدا هر کس را که بخواهد راه می نماید ) اگر کسی در مقابل فرمان حق تسلیم نشود کوردل هست و چراغ معرفت و وجدان در قلب او خاموش هست.

چنین کسی را بافشار و تبلیغ و حتی کشتن نمی توان بیدار کرد مگر اینکه به اراده خداوند در قلبش روزنه ای پیدا شود تا انوار معرفت الهی وجودش را روشن نماید و واقعاً ایمان بیاورد و چون حّر بن یزید با اندکی تعمق به سپاه حق بپیوندد.

در اون وقت افراد سپاهی که در مقابل حضرت حسین (ع) ایتاده بودند ظاهراً مسلمان بودند اما قصد ریختن خون امام خود و دخترزاده ی پیام آور خدای خویش را داشتند.

از این روست که ایمان قلبی ارزش دارد نه ابرنامه لفظی و یا تظاهر به دیانت.

از میان مومنان هر گروه برای بیان و اظهار عبودیت خود به درگاه حق تعالی شیوه و زبان و شگرد مخصوص دارند.

اگر چه ظاهر عبادات مختلف هست اما منظور اصلی و هدف یکی هست و از اون روست که فرموده اند:

هر کس به زبانی صفت حمد توگوید
بلبل به غزل خوانی و قمری به ترانه


جواب سؤال بیست و یکم:
آداب و رسوم بیشتر جنبه ی فرهنگی و اجتماعی دارد و چون جامعه اهل حق قومیت و ملیت واحد و مشخصی ندارند، لذا نمی توان در مبحث آداب و رسوم اظهارنظر یا تشریح قاطعی نمود.

اگر منظور از آداب و رسوم آداب و رسوم انجام فرایض مذهبی هست در ضمن جواب به سوالات 22، 26، 28، 29، 30، 46، 47 و 50 مختصراً اشاره خواهد شد.

جواب سؤال بیست و دوم:
اصول دین در اکثر ادیان مشابهت زیاد دارد.

اهل حق نیز با تغییرات مخصوص به خود اعتقادتی دارد که تشریح می گردد:

الف) اصول عقاید:
اول توحید با تعبیر اهل حق که عبارت از مسئله تجلی ذات خالق در مخلوق می باشد.

چنانچه در این خصوص آیاتی نیز در کلام الله مجید هست از جمله اونکه در سوره طه آیه دوازدهم خداوند، به صورت نوری خیره نماينده بر درختی جلوه کرده هست و خطاب به موسی (ع) می فرماید: ( اِنی اَنَا ربُکَ فاخلعَ نعلیکَ اِنکَ بِالوادِ المُقَدس طوی )( به درستی که منم پروردگار تو پس بکن کفش های خود را که رسیده ای به وادی پاکی که اسم اون هست طوی ).

و نیز آیه چهارم از سوره طه ( انَنی اَنا الله لا اِلهَ اِلا اَنا فاعبُدنی وَ اَقم الَصلوه لِذِکری )( به درستی که منم خدایی که نیست خدایی جز من پس بپرست مرا و بر پادار نماز و ذکر برای من ).

در این زمینه چه نیکو سروده اند:

روا باشد انا الحق از درختی چرا نبود روا از نیک بختی

حضرت علی نیز فرموده هست که اون نوری که موسی در طور مشاهده کرد و اون جلوه الهی که بر درخت واقع گردید اکنون در وجود من هست.
دوم نبوت: چنانچه در جواب سوالات قبل نیز اشاراتی شد اهل حق به ارسال پیام آوران خداپرستی از طرف خدا برای هدایت بشر ایمان کامل دارد اما ( لا نِفرِقُِ بَین اَحَد مِنکُِم ) سوره بقره آیه 130.
سوم معاد: با تغبیر ویژه اهل حق، بدین معنی که چنانچه از کلمه معاد نیز پیداست، ارواح پس از مرگ چندین بار به این جهان عودت داده می شوند و به پاره ای از امور اونها در همین جهان ثواب یا جزا داده می شود و در مرحله ی نهایی این رفت و برگشت رسیدگی کلی نهایی انجام خواهد شد و معاد واقعی در اون وقت خواهد بود که روح به درجه ی کمال رسیده باشد و قابلیت جوار رحمت حق تعالی را یافته باشد.

چنانچه امام جعفر صادق فرموده هست ظهور برای هر کسی وقتی هست که تزکیه بشود.

در این خصوص اشاره می شود به آیه 27 سوره آل عمران ( تُولِِج اللَیلُ فی النَهار و تُو لِج الَنهارِ فی اللیل و تُخرِجُ الحَی مِن اَلمَیتِ و تخرِج المَیتِ مِن اَلحیَ وَ تَرزُقُ من تَشاء بِغَیر حساب ) ( داخل می کنی شب را در روز و روز را در شب و بیرون میاوری زنده را از مرده و بیرون میاوری مرده را از زنده و روزی می دهی هر که را بخواهی بدون حساب ).

این مثال آوردن هستخراج مرده از زنده و زنده از مرده اثبات تسلسل حیات هست.
چهارم عدل: اهل حق به عدالت پروردگار عالم یقیناَ ایمان صد در صد و کامل دارد.
پنجم امامت: با تعبیر ویژه اهل حق و اون عبارت هست از تجلی صفات الهی در افراد بشر که به اونها لقب اولیاء الله داده شده هست و بدین جهت هست که طبقه ی مذکور با سایر افراد بشر تفاوت هایی دارند از جمله این تفاوت ها می توان به دو مورد اشاره کرد: اول اونکه اولیاء و ائمه قدرت بروز خوارق عادات و شبه معجزات دارند و دوم درجه و رتبه معصومیت هست...

که صاحبان تجلی صفات الهی به گناه الوده نخواهند شد.

ب) اصول اخلاقی که بر پایه ی راستی و پاکی و نیستی و ردا هستوار هست بدین شرح:

1.

راستی به معنای اعم و اون عبات هست پرهیز از دروغ و دوری از خلاف ...
2.

پاکی و اون عبارت هست از دو جنبه ی باطنی و ظاهری، پاکی باطن همان صفای روح و ضمیر هست و پاکی ظاهر عبارت هست از طهارت جسمانی و بیرونی که همان معنی لفظی ...

هست.
3.

نیستی، در مقابل مَنیَت و نیز در مقابل اظهار هستی و این بدان معناست که در برابر عظمت خالق و پیچیدگی خلقت به نیستی و ضعف و عجز خود معترف هست.
4.

ردا، مشتق شده از کلمه ی راد به معنی گذشت و جوانمردی هست و نیز به معنای جور کش ...

ج) اصول عملی که عبارتست از مسئله سرسپردگی و موضوع پیر و طالبی که همان مراد و مریدی هست و جریان شرط و ابرنامه حقانی.

فروع دین:

یک: عبادت پروردگار عالم و راز و نیاز با وی بصورت تلفظ یا تفکر با هر زبان در هر وقت و به هر طرف؛ زیرا خداوند بزرگ به هر زبانی دانا و در هر وقت شنوا و در هر سویی موجود هست.

دو: خودسازی به منظور تسلط بر نفسانیت وجود که روزه جزئی از اون هست و در این مورد اهل حق معتقد هست انسان هر چه بیشتر بتواند روزه دار باشد بهتر هست، اما برای اهل حق وجوب این فریضه بر سه روز برنامه گرفته هست و در قراون نیز به روزه های سه روزه حضرت آدم و روزه حضرت محمد (ص) در غار حرا و نیز سه روزه حضرات مولا و فاطمه و حسین که منجر به نزول هل اتی گردیده هست اشارتی شده هست و اهل حق نیز در طول سال دو بار و هر سه روز را روزه می گیرند.

سه: قربانی و نذر و نیاز یا خدمت و کردار که بجای خمس و زکات بوده و اون عبارتست از نذور سالانه ای که می بایست هر خانواده اهل حق از محل درآمد حلال خود نسبت به صرف چندین مرحله قربانی و نذر و نیاز و پرداخت وجوه نقدی اقدام نموده تا نسبت به احیاء نفس مستمندان و مستحقان قدمی برداشته باشد.
چهار و پنج: حج و جهاد نیز برابر ویژگی اهل حق جزء فروع دین می باشد که در قسمت جواب به سوالات 48، 49 و 50 به اختصار تشریح خواهد شد.

جواب سؤال بیست و سوم:
اهل حق چنان مقید و ملزم به رعایت حلال و حرام هست که مشاهده می شود چند مورد که در شریعت مکروه دانسته شده هست در اینجا مطلقاً حرام فراخوان گردیده.

از دادن توضیح بیشتر به دلیل گستردگی بیش از حد موضوع معذورم.

ضمناً احکام حلال و حرام هستخراج شده از کتاب سرانجام می باشد.

جواب سؤال بیست و چهارم:
ازدواج باید با رضایت کامل طرفین و بقصد بقای نسل بشر و برای جلوگیری از شیوع فساد انجام شود.

طلاق نیز وقتی انجام می شود که ادامه سازش به هیچ عنوان میسر نبوده و نیز نباید بخاطر هواهای نفسانی و یا مقاصد جاهلانه طلاق انجام شود.

احکام این دو موضوع در کتاب سرانجام موجود هست.

ضمناً چنانچه در جایی دسترسی به احکام سرانجام میسر نباشد به قرائت خطبه های عقد یا طلاق شریعتی بسنده می شود و نیز اهل حق ازدواج موقت را که اصطلاحاً به اون صیغه نام نهاده اند قبول ندارد.

جواب سؤال بیست و پنجم:
اهل حق معتقد هست که از شیطان از ملائک مقرب درگاه حق تعالی بوده هست و ظاهر قضیه اینکه بدلیل نافرمانی از درگاه حضرت حق رانده شده هست و از طرف خداوند عالم به ایشان موقعيت داده شده هست که اصلاح نماید.

باطن قضیه اینکه ایشان به عنوان محک و معیار سنجش برای تعیین و تشخیص خوب از بد به این جهان آمده و از طرف خداوند عالم مأموریت دارد که انسانها را به راه باطل دعوت نماید تا بدین وسیله مؤمنین واقعی شناخته شوند.

اهل حق معتقد هست که اگر چه شیطان ظاهراً مشغول عمل ناشایست هست و با کوشش خود قصد دارد که طرفدارن حقیقت را به بیراهه کشانیده و از اونها سلب ایمان بنماید امّا ایشان مأمور هست و معذور.

نهایت اینکه شیطان در باطن و ضمیر خود موحدیست کم نظیر، مگر نه اینست که او نپذیرفت که غیر خدا کسی دیگر مثلاً مجسمه ی آدم سجده نماید! ما جامعه اهل حق به این دلایل اجازه لعن فرستادن به شیطان را از خو سلب نموده ایم و صانع عظیم عالم خود می داند و مصنوعش که شایسته لعنت هست و با لایق رحمت.

اگر عده ای از اهل حق در مورد مسئله شیطان با تعصب و حساسیت برخورد می نمایند بدلیل بی اطلاعی از متون کتاب سرانجام در این باره هست.

جواب سؤال بیست و ششم:
شارب مهر نشانه ی ظاهری مردان اهل حقیقت هست و دستور مهر بودنش را نخستین با حضرت مولا علی در جنگ صفین فراخوان نموده هست برابر حدیدث معتبر زیر:
" قال امیرالمؤمنین علی «ع» : قَصِرو لِحاکُمَ وَ وَفرو سِبالَکُم فَاِنهُ اَهَیبُ لِلغدو "
کوتاه کنید ریش را و انبوه کنید شارب را تا هیبت شما بر دشمن فایق آید.

و نیز این حدیث:
" اَلطیب فِی الشارِب مِن اَخلاقِ النَبیین "
داشتن شارب پاکیزه و هستعمال عطریات در اون از خصلت پیامبران هست.

و باز حضرت مولا فرموده هست:
" کان رسَوُل الله ص و افِرو سَبَله ..

"
داشت پیغمبر خدا ص سبیل فراوان.

و نیز اشاره ای هست در مورد حضرت سیدالشهدا بدین ترتیب، وقتی که سر مبارکشان را ازتن جدا کرده بودند بدلیل داشتن شارب فراوان لخته های خون حوالی شارب ایشان جمع گردیده و قطره قطره بر زمین می چکید به هستناد این حدیث: " یَقطرون الدّم مِن شوارِبه " خون می چکید از شارب هایش.

و از همه مهمتر اینکه اهل حق معتقد هست که نام مبارک حضرت علی در چهره هر مرد نگاشته شده هست و از اونجا که هر قسمت از سبیل عبارت هست از حروف "یا" در کلمة علی بدین سبب اهل حق اجازه کوتاه کردن اون را به هیچ عنوان ندارد و چنانچه مرتکب این گناه کبیره گردد به منزله این هست که از دین خارج شده هست.

جواب سؤال بیست و هفتم:
در قراون کریم به مسلمین فرمان دوری از مشروب الکلی داده شده هست ( وجتَنِبوا خمر ...

) اما اهل حق بطور کلی حرام و ضایع نماينده روح می داند و هستعمال اون برابر کتاب سرانجام ممنوع می باشد.

اما در مورد مواد مخدر تحریم وجود ندارد، زیرا با توجه به احکام جنبی که طی اونها به یاران اهل حق دستور داده شده هست که وجدان خود را قاضی کنید و از انجام افعالی که بدی معروفند خودداری نمایید.

با توجه به این موضوع و تفحص در امور زندگی معتادین هرکس می تواند طریق صلاح و صواب را برگزیند.

جواب سؤال بیست و هشتم:
سرسپردگی به معنی گذشتن از جان و تسلیم سر به آستان جانان می باشد و آویختن حلقه اردات به گوش دل و دادن دست بیعت با حق هست و برای انجام این مهم بجای سر افراد، قربانی ذبح می گردد و طی مراسمی صرف و انجام می شود.

همچنانکه از طرف حضرت حق مقرر گردید که بجای سر حضرت اسماعیل یک گوسفند قربان شود.

جواب سؤال بیست و نهم:
سید به منزله پیر هست و مرید نسبت به پیر طالب محسوب می شود.

طالب می باید از طریق پیر به حق برسد و پیر نیز چون پدر معنوی و مریدان فرزندان وی به حساب می آیند.

بدین دلایل هست که سرسپردگان نسبت به پیران خویش محرم می شوند.

جواب سؤال سی:
جمخانه عبارتست از محل اجرای قسمت اعظم فرائض دینی امت اهل حق.

اون حرمت و شکوهی که مسجد در آیین شیعه دارد، جمخانه در مرام اهل حق دارا می باشد.

خانه ی حقست و سرسپردگان و یاران در اونجا با مولای خویش راز و نیاز می نمايند.

جواب سؤال سی و یکم:
در بدو ظهور اهل حق برای یک مرتبه سیادت بصورت انتصابی بوده هست و از اون پس بطور ارثی و لایتغیر تا نهایت این موضوع ادامه خواهد داشت بدین معنی که از طرف حضرت سلطان صحاک چند نفر از اطرافیان و یارانش به عنوان جانشین ایشان معرفی می گردند که اینان همان سر سلسله های خاندانها می باشند و عواقب اون افراد سادات فعلی اهل حق.

سر سلسله خاندانی که اینجانب وابسته به اون هستم حضرت عالی قلندر نام دارد که از نظر ذاتی و مظهریت حضرت امام حسین (ع) محسوب خواهد شد.

از توضیح و یا تحویل قسمت سوم سوال بدلیل عدم اهمیت موضوع معذورم.

جواب سؤال سی و دوم:
از نظر کتاب سرانجام گوشت خوک حرام الخنزیر هست و چنانچه کسی مرتکب خوردن اون بشود برابر دستور کلام، بمنزله اخراج او از دین تلقی خواهد شد و با انجام عمل مذکور خط بطلان بر جریان سرسپردگی شخص کشیده خواهد شد.

چنانچه افرادی به این امر مبادرت ورزند به دلیل فقر فرهنگی و بی اطلاعی از متون سرانجام و عدم آشنایی به احکام اهل حق هست.

جواب سؤال سی و سوم:
اهل حق معتقد هست که هر کس باید با نیروی عقل و اندیشه و با فرمان وجدان و در سایه ایمان همراه با تحقیق انتخاب مسیر و ایده بنماید، زیرا تقلید در زمینه های یاد شده دارای نارسایی هایی هست که شرح اون موجب تفصیل کلام خواهد شد.

جواب سؤال سی و چهارم:
حکومتی که پایه اش بر مبنای عدل و پشتیبانی از حق هستوار باشد و نیز خادم الفقراء و مدافع مظلومین و اعطانماينده حقوق انسانی و نیز اعطانماينده آزادی بیان، قلم و اندیشه و دین باشد و مخالف تبعیض نژادی باشد و نیز مدافع هستقلال کشور باشد، مورد تایید اهل حق بوده و حکومتی که خلاف اصول یاد شده عمل نماید از نظر اهل حق مردود هست.

جواب سؤال سی و پنجم:
انشاالله که حکومت جمهوری اسلامی برمبنای عدل هستوار بوده و نیز سایر ادیان از آزادی برخوردار خواهند بود و مدافع قطع وابستگی و طرفدار هستقلال کشور و با این تفاسیر مورد تایید جامعه اهل حق هست.

جواب سؤال سی و ششم:
گرایشات اهل حق بیشتر دارای جنبه و زمینه ی مذهبی هست.

جواب سؤال سی و هفتم:
خدا آغازیست بدون ابتدا و انجامیست بدون انتها و قدرتی هست مافوق قدرت ها.

هر چه هست از اراده اوست و متعلق به او و او تعلق به هیچ پدیده ای در عالم ندارد.

گذشت وقت در حضرتش بی اثر هست و چنان هست که گر جمله کائنات کافر گردند بر دامن کبریایش ننشیند گرد.

هم جزا دهنده هست هم بخشنده و مهربانست و هم غضبناک.

هم حاضر هست و هم غایب.

هم ظاهر هست و هم باطن و مجموعاً هم اولست و هم آخر.

بیش از این پی بردن به کنه صانع از قدرت مصنوع خارج هست.

جواب سؤال سی و هشتم:
تک تک سلول های هر فرد اهل حق نسبت به این موضوع معترف و موید هست که خدایی به جز خدای یکتا در جهان هستی نیست و نیز اهل حق با جان و دل پذیرفته هست که پیامبران الهی برای وظیفه هدایت بشریت از جانب خدای متعال به میان بشر آمده اند که اولین اونها حضرت آدم صفی الله و آخرین اونها حضرت محمد (ص) می باشد، این از مسئله اینان داشتن به واقعیت شهادتین.

امّا اهل حق فرمودن این عبارت را با لهجه ی مشخصی و در موعد معینی ضروری نمی داند و عدم انکار اونها را کافی می داند.

شهادت ضروری اهل حق عبارت «اول و آخر یار» می باشد و منظور از یار معشوق ازلی بوده و مراد حضرت مولاست و اهل حق با فرمودن عبارت فوق الذکر بار دیگر با معبود خویش و با مولای خود تجدید بیعت نموده و شاه اصل اعتقادیش را مرور و یادآوری می نماید تا بیش از پیش ایمان بیاورد که اول و آخر علیست.

"در جواب به سوالات 18 و 22 به سوالات 39، 40، 41 جواب داده شده هست"

جواب سؤال چهل و دوم:
قراون کلام خداست و معجزة حضرت محمد (ص) و دستورات قراون برای جوامع تشیع و تسنن و فرق و مذاهب وابسته به اونها لازم الاجرا هست.

بزرگان اهل حق نیز معتقدند که مغز قراون را برای امت اهل حق بصورت احکام در سرانجام تدوین نموده اند، بدیهی هست که قراون دارای تعابیر بی حد و شمار می باشد و هر فرد بشر به اندازه قدرت معرفت خود اون را می فهمد.

آخر اینکه اهل حق ملزم به اجرای مفاد سرانجام که لُب لُباب قراون هست می باشد.

" در جواب به سوالات 18 و 22 به سوالات 43 و 44 جواب داده شده هست.

"

جواب سؤال چهل و پنجم:
اهل حق باید در وقت اجرای هر یک از فرایض دینی خود پاکیزه و مطهر و با غسل باشد.

ضمناً اهل حق نماز به شیوه مورد نظر شما نمی خواند که نیاز به وضو داشته باشد.

جواب سؤال چهل و ششم:
اهل حق نماز را به این صورت که بین طبقات مسلمان رایج هست اصلاً نباید بخواند، و عبادت و اذکار مخصوص دارد.

جواب سؤال چهل و هفتم:
در جواب به سوال 22 به این سوال جواب فرموده شده هست.

جواب سؤال چهل و هشتم:
زیارت کعبه چنانچه میسر افتد و یا مقدور باشد هم صلاح هست و هم صواب.

اما امر موکد بر وجوب اون نیست.

اهل حق معتقد هست ضمن اینکه همه جا خانة خداست اما چندین مکان مقدس هست که محل ظهور ذات حق بوده هست و مرتبه ی خاص الخاصی دارد که از اون جمله هست: کوه طور، کعبه، نجف اشرف و غیره که زیارت هر یک از این اماکن متبرکه در مرتبه ی حج هست.

مضافاً اینکه اهل حق معتقد هست مرقد شریف حضرت سلطان صحاک به منزلة نجف اشرف بوده و نیز تجلی گاه ذات حق می باشد و زیارت اون یعنی زیارت خانة خدا.

جواب سؤال چهل و نهم:
ابتدا اینکه اهل حق به هر طرف که می نگرد جز خدا نمی بیند و سپس اینکه مکان های ظهور ذات را بطور اعم برای مؤمنین و مرقد حضرت سلطان صحاک را برای سرسپردگان حضرتش قبله می داند.

آخر اینکه اهل حق جمخانه را مظهری از تجلیات ذات حق دانسته و مکان یاد شده را خانة خدا بمنزلة قبله می داند.

جواب سؤال پنجاه:
از میان انواع جهاد، اهل حق بیشترین توجه را به جهاد اکبر یعنی مبارزه با نفس دارد و سعی بر این هست که قسمت اعظم تلاش هر سالک در زمینه سرکوب شیطان درونی باشد.

بدرستی که این مسئله نردبان عروج به رستگاری هست.

در خصوص خمس و زکات در جواب به سوال 22 جواب ضمنی داده شده هست.

امر به معروف و نهی از منکر در اهل حق وظیفه ی عمومی نیست.

این وظیفه بیشتر از دیگران به عهدة طبقة سادات، خصوصاً پیر نهاده شده هست.

البته بدیهی هست که دیگران نیز به فراخور اونچه در بضاعت علم و عمل دارند می توانند دیگران را به طریق صلاح و صواب دعوت نمایند، اما این دسته چنانچه بدین امر مبادرت ننمایند مسئولیتی و مواخذه ای متوجه حالشان نخواهد بود.

اما سادات و پیران در این زمینه موظف و مسئولند و چنانچه کوتاهی بنمایند مواخذة باطنی شامل حالشان خواهد گردید.

جواب سؤال پنجاه و یکم:
خیال حوصله ی بحر می پزد هیهات
چه هاست در سر این قطرة محال اندیش
وصف نامحدود را از محدود، تشریح بی انتها را از ناچیز و توصیف دریا را از قطره ای خواسته اید.

بهتر هست که برای شناخت عظمت ایشان به کلام خود مولا متوسل شویم.

در این زمینه نظر مبارکتان را به چند نمونه از فرمودار های سری حضرت مولا که در خطبه البیان آمده هست جلب می کنم.

اَنا الّدی عِندی مَفاتیح الغَیب نزد من هست کلیدهای عالم غیب.

اَنا بِکُلِ شَیٍ عَلیم من به هر چیزی آگاه هستم.

اَنا الّذی عِندی خاتَم سُلیمان بن داوود نزد من هست انگشتری حضرت سلیمان.

اَنا قَسم نارِ وَ الجَنه منم قسمت نماينده دوزخ و بهشت.

اَنا الذی عِندَهُ علم الِکتاب عَلی ماکان وَ ما یَکوُن نزد من هست کتاب اونچه بوده و اونچه خواهد بود.

اَنَا موُرَّقُ الاَشجار منم رویاننده درخت ها.

اَنا مطَّرو الانهار منم جاری نماينده نهرها.

اَنا داحی اَلارضَین منم پهن نماينده زمین.

اَنا سَماک السَموات منم برپانماينده آسمان ها.

اَنا نُور الذی اِقتَبِس مِنه موُسی فَهَدی منم اون نوری که موسی در طور دید هدایت شد.

اَنا هادِمُ القُصور منم منهدم نمايندة کاخ ها.

اَنا مُخَرِج المُومنینَ مِن القُبور من بیرون می آورم مومنین را از قبرها.

اَنا مُتَکلُم بِکُلِ لُغَه فی الدنیا منم صحبت نماينده و دانای کلیه لغات جهان.

اونا صاحِبِ نُوح و مُنجِیه، اِنا صاحبً یونسُ و مُنَجِیه، اَنا صاحِب اَیوب اَلمُبتلی و منجیه منم صاحب نوح، یونس و ایوب و مبتلا نماينده و نجات دهنده اونها.

اَناَ عَصاء الکَلیم منم عصای دست موسی.

اَنَا الذی بَعَثتُ الاَنبیاء المرسلین منم مبعوث کردم انبیاء و رسل را به نبوت و رسالت.

اَنا صَلوه المُومنین و زکوتَهُم و حَجَهُم وَ جَهادَهُم منم منظور و حقیقت نماز و زکات و حج و جهاد.

اَنا اِسمُ الاَعظَم منم اسم اعظم خدا.

اَنا الباری المُصَورَ فی الاَرحام منم تقدیر نماينده و صورت دهنده انسان ها و حیوانات در رحم مادرهایشان.

اَنَا الَذی خَدَّمنی جبرئیل وَ میکائیل منم کسی که خدمت می نمايند مرا جبرئیل و میکائیل.

اَنا جاوَزتُ موُسی اَلکَلیم فی البَحر وَ فِرعون وَ جُنوُده من اجازه عبور موسی از بحر را داده و غرق کردم فرعون و لشکرش را.اَنا مُتَکَلمُ عَلی لِسانِ عیسی فِی المَهد منم سخن گوینده بر زبان عیسی در گهواره.

اَنا الذی اَعلَم عدَد النَمل وَ وَزنُها وَ خِفّتها وَ مقدارِ الجِبال وَ وَزِنها وَ عدَد قَطرات الاَمطار منم کسی که می دانم تعداد مورچگان جهان را و وزند و خفت و سبکی اونها را و می دانم وزن و عرض و طول و عمق کوه ها را و آگاهم به تعداد قطرات باران که فرو می ریزد از ابرها.

انَا مُنوَر الشَمس وَ القَمَر وَ النُجوم منم روشنی بخش خورشید و ماه و ستارگان.

کُنت وَ مَعَ کُل نبی سراً و کُنت مَعَ مُحَمَداً سِراً وَ جهزا حضرت مولا در این حدیث افشا می کند که بودم با تمام پیامبرات گذشته در نهان و هستم با محمد (ص) در پنهان و آشکار.

این چند حدیث نمونه هایی از هزاران سند فرمودار هست که اهل حق را بر اون داشته تا در مقابل عظمت لاینتاهی حضرت ایشان سر تسلیم و تعظیم فرود آورده و اجمالاً ذات خدایش بداند.

جواب سؤال پنجاه و دوم:
اکثر مومنین جهان و نیز کلیه ادیان الهی منتظر ظهور یک ناجی هستند که از طرف حق تعالی آمده تا به انتظار عشاق الهی خاتمه دهد.

مثلاً در آیین عیسی منتظر ظهور حضرت ایشان و یا شیعیان در انتظار ظهور مهدی (عج) می باشند.

اهل حق معتقد هست که ذات مهدی در وجود حضرت پیر بنیامین تجلی یافته و به عبارتی پیر بنیامین مظهر حضرت مهدی (عج) می باشد و آخرالامر مشیت الهی چنین مقرر خواهد فرمود تا اون ذات اصلی که در وجود هر سه شخصیت یاد شده تجلی داشته ظهور نماید تا جهان ترتیب دیگری یافته و مراد و مطلب و مورد نظر تمام ادیان حاصل گردد.

وجه تسمیه این سه شخصیت که همانا ذاتیه ی حاکم بر وجود ایشان بوده هست یکی هست با اسماء متفاوت در وقت های مختلف به عنوان معلم خداشناسی و خداپرستی برای وجود جوامع مختلف بشری بسته به درجة هستعداد و نیاز روحی هر کدام.

جواب سؤال پنجاه و سوم:
زن می باید همچون مرد به مولایش سرسپرده گردد و اکثریت نزدیک به کل اوامر و نواهی که برای مردان وجود دارد شامل حال طبقة زنان نیز خواهد بود.

مهمترین امر موکد در مورد زنها دستور عفت و پاکدامنی هست.

از طرفی رعایت حجاب باطنی و ظاهری در حد متعارف.

زنان از نظر دیون با مردان تفاوتی ندارند.

آخرالامر اینکه مهمترین وظیفه زن در خانواده تربیت مذهبی و اصولی فرزندان هست که در صورت عمل به اون کمک فراوان به اصلاح جامعه خواهد شد.

جواب سؤال پنجاه و چهارم:
زن در جامعه اهل حق با مردان مساوی بوده و مقامش در حد مقام مردان هست و ای بسا زنانی هستند که نزد خداوند متعال بسیار با آبرو تر و پذیرفته از بسیاری از مردانند.


*************************************

در خاتمه نظر اون برادران را که در امر برنامه ریزی و طرح و تدوین این سوالات دست داشته اند به اصل بیست و سوم قانون پايه ی جمهوری اسلامی ایران معطوف می دارم و امیداوارم که تمامی آحاد این کشور، خصوصاً ارگان های دولتی و نهادهای انقلابی خود را مقید و ملزم به اجرای دقیق نکات اون بدانند، زیرا این قوانین به اعتراف خود شما نتیجه و دستاورد انقلابی هست که برای به ثمر رسیدن اون دهها هزار نفر به شهادت رسیده اند.

حال چگونه هست که از طرف خود مجریان قانون و پاسداران نظام جمهوری اسلامی زیر پا نهاده می شود که این موضوع جای بسی تاسف هست.

اصل بیست و سوم قانون پايه ی:

«تفتیش عقاید ممنوع هست و هیچ کس را نمی توان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مؤاخذه برنامه داد.»


با پوزش از تصدیع اوقات و تفصیل کلام

ارادتمند و جانثار طرفداران حق و حقیقت سید خلیل عالی نژاد

8:

آقا یا خانم سلام
میشه اواتارتون تغییر بدید ؟
میترسم

9:

مقتولین قتل های زنجیره ای سپس مرگ شون خیلی خیلی بیشتر برای جمهوری اسلامی هزینه داشتن تا قبل مرگ شون
همیشه ببین کی از یه موضوع سود می بره ، معمولا طراح خودشه

10:

این کاملا مشخص هست که ادیان دیگر و اقلیت نمیتوانند ازادانه دین خود را تبلیغ و ترویج نمايند و امت را به
دین خود دعوت نمايند زیرا حاکمیت ما بر پایه دین هست و این مسئله در قوانین و مکتب سیاسی ما وجود دارد .
مثل بزنیم الان یک کشیش مسیحی نمیتواند وسط میدان ازادی برای امت از انجیل و مسیحیت بگوید و امت را به کیش خود دعوت کند .



البته این به معنای سرکوب فیزیکی انچنانی به مانند چین و میانمار نیست .

یعنی کسی که مادرزادی یهودی یا ارمنی هست می تواند به کیش و مذهب خود باشد و حتی به کلیسا و یا کنیسه های موجود برود و عبادات خاص خود را اجرا کند ولی در تبلیغ و ترویج مسلما محدودیت هایی وجود دارد .


11:

سلام به تمامي دوستان عزيز بنده اجمين هستم نظريانس ارمني مسيحي ساكن شهرستان تهران و در موضوع دين مذهب تعبيض يا .....

صحبت دارم البته من و حتي خانواده من سال ها ايران بوديم حتي اينجا به دنيا امديم و در خانواده كملا مذهبي و مسيحي بزرك شدم برخي از مسايل شايد براي دوستان مسلمان داخل و خارج از كشور عجيب به نظر برسه ولي ما در مراسم هاي خودمان هيج مشكلي نداريم حتي در كليسا ها عبادت ها جشن ها و...

ازاد هستيم ولي در مسايل انتخاب كاري شغلي يا برعكس اوركان هايي مانند اداري و دولتي مشكلات زيادي هست اولين مشكل هستخدام و دومين مشكل اصلي ما فرق دين و مذهب هست اما ازادي هاي فردي مانند عبادت ها مراسم ها ديني ازاد هستيم

12:

سود رو خود جمهوری شیعه بود
در اون دوره احزاب و افرادی که توانایی بالایی داشتن و میتونستن رقیب جدی باشن حذف شدن و باعث تضعیف نیروهای منتقد و مخالف جمهوری شیعه شد
بعد هم که سعید امامی و چند نفر دیگه رو قربانی کردن ولی کسی به طراحان اصلی کاری نداشت
پسرعموهای حزب اللهی ها همین مجاهدین ایجاد هستن که اونا هم اقدام به حذف فیزیکی افسران ساوقت امنیت مملکت شاهنشاهی کردن که بعد ها سر قدرت و ثروت به جان هم افتادن
عادت کردین همه چی رو سیاه و سفید ببینید مجاهدین بد مطلق و دلبستگان جمهوری شیعه خوب مطلق!

13:

فعلا پیرهن عثمان بر نیزه مخالفین جمهوری هست
3 تا از فعالیت های مبازراتی مقتولین قبل از مرگشون را بگو روشن شیم
همه ده ها سال بود کار خاص ی نکرده و خانه نشین بودن

14:

کاش اینطور نبود و پایه سیستم برحسب عقاید مذهبی نبود......


مولا علی علیه‌السلام فرمودند: انسانها دوگروه هستند، عده‌ای برادر دینی تو هستند و مابقی در خلقت همانند تو هستند.

15:

سلام
به نظر شما خود مولا امیرالمومنین(ع) پایه های حکومت شان برپايه عقاید مذهبی نبود؟

16:

شماها رو شستشوی مغزی دادن تا به فاشیسم ایمان قلبی داشته باشین و از دیکتاتوری دفاع کنین
حالا اگه یک جمهوری مسیحی جایی در جهان باشه و مسلمانان به اون کشور پناهنده بشن باید قوانین اونجا رو رعایت کنن؟ (آیا به دلیل حکومت اسلامی و آیات قران اون کشورهای اسلامی چندان قابل زندگی نیستن و غرب پناهگاه مسلمین میشه)
مسلمانان درون جماهیر شوروی حق نداشتن اسلام رو تبلیغ کنن چون راه کمونیسم و خدا باوری یکی نبود اما راه مسیحیان و مسلمانان یکیست و هردو گروه خداباور هستن

این دلیل قابل قبول نیست که چون کشور حکومت اسلامی داره باید پیروان ادیان کهن و نوپدید آزادی تبلیغ دین نداشته باشن
حالا سرکوب فیزیکی و غیر فیزیکی ادیان در ایران به کنار پس چرا مسلمانان اهل سنت پیامبر حق و ازادی برابر با شیعیان ندارند؟ کدام سنی مذهبی کاندید ریاست جمهوری شده؟
کدام سنی ایرانی میتواند وزیر اطلاعات بشه؟

17:

چرا بود اما وقتی ماجرای دادگاه پیش آمد یا اونجا که به یک فقیر غیرمسلمان رسیدند را حتماً شنیده اید......

ایشان اهل تبعیض دینی نبودند و میان مسلمان و غیرمسلمان در توزیع بیت المال فرق نمی گذاشتند هرچند مدت حکومت ایشان بسیار کوتاه بود......

همین عدالت زیبا بود که نام ایشان را در تاریخ ماندگار کرد و احترام پیروان سایر ادیان را قرن ها به دنبال دارد.....


18:

بنده عرض کردم در حکومت کنونی دین در اولویت هست و در قانون پايه ی به صراحت
ذکر شده هست که مذهب رسمی کشور شیعه 12 امامی خواهد بود .

قوانین شیعه هم در
قانون پايه ی و ...

برنامه داده شده هست .



ادیان در عمل ازاد اند ولی در تبلیغ به ان صورت فعال نیستند و احتمالا نمی گذارند .

زیرا برای
کسی که تغییر دین دهد مجازات شرعی قائل هستند .

ربطی هم به حاکمیت فعلی ندارد
در حجاز هم کسی از وهابیت به یهودی تغییر دین دهد ملحد قلمداد میشود .

به هر حال اینها هست دیگه

19:

اگر یک غیر مسیحی بخواد به کلیسا بیاد و با دین شما اشنا بشه درهای کلیساهای ایران رو بر روی این افراد بیبندید یا باز میکنید؟
اگر غیر مسیحی راه نمیدین این اختیاری هست یا اجباری؟
قبلا به ارامنه فرموده بودن دعا به فارسی نخونن و لیست اعضای کلیسا رو به مقامات ارائه بدند
بنظرت ایجاد کلیسای خانگی کار بدی هست ؟ یک جرم هست؟ هرچی باشه دین شما مروج خدا باوری هست و نه بی خدایی!
از این تبعیضات دینی مثله محدودیت شغلی و ممنوعیت ورود مسیحیان به برخی از شغلهای نظامی و امنیتی ناراحت هم میشین؟

20:

خب این دو حکومتهای دیکتاتور و سرکوبگر دارن
کیه که بگه حجاز سعودی دیکتاتور نیست
شیعه گری و وهابی گری فرقی با هم ندارن اول ادیان دیگر رو محدود میکنن بعد به پیروان مذاهب درون اسلام ستم میکنن
در بحرین به شیعیان ستم میشه و در ایران به اهل سنت پیامبر
ساختار اجتماعی برخی از کشورهای غربی کاملا دینی و مسیحی هست ولی مسلمانان آزادی تبلیغ دین دارن
درضمن در رژیم آلمان نازی و رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی هم قانون بوده
مسئله این نیست که قانون چی میگه وقتی قوانین ضد بشری و ناقض حقوق بشر باشه باید فکر چاره بود که در یک مملکت همه حق و حقوقی برابر داشته باشن
نباید انسانها رو از روی نژاد یا دین تفکیک کرد و نباید پیروان یک دین یا افراد دارای یک نژاد رو برتر دانست
قانون تا وقتی اعتبار داره که امت بهش مشروعیت بدهند
یعنی مادران و پدران شیعه میپذیرند یک کشیش به دلیل تیلیغ خداباوری یا یک جوان به دلیل مسیحی شدن اعدام بشن؟ فکر میکنم اکثریت امت ایران که مسلمان هستن هم چندان موافق همه اصل های قانون پايه ی و مجازات اسلامی نباشن

وهابیت یک دین نیست یکی از مذاهب دین اسلام هست اکثریت سعودی ها مسلمان هستن که 85 %شون مذهب حنبلی دارن و بقیه یهودی و شیعه و غیره هستن

21:

درود بر شما


بنده ارمنی نیستم ولی جواب به پرسش ها می دهم :


1_ در شهر بنده ، می بندند .
2_ اجباری
3_ در اصفهان مدتی پیش ده نفر در یک کلیسای خانگی دستگیر شده بودند ( نو ایمان بودند ) ، از سرنوشت اونها هم کسی خبر پیدا نکرد .


4_ این مسئله مختص مسیحیان نیست .

بلکه صابی های خوزستان ، اهل حق کرد و اهل سنت هم شامل تبعیضات تحصیلی و شغلی هستند .


22:

خب این به پایه های حکومت ربط ندارد
بلکه بحث رعایت کردن بنده و شما و قاضی و شاکی و ....

هست

23:

بعضیا حتی از برادر کشی ترسی ندارن
حسین برازنده یک مسلمان منتقد مقامات بود این بنده خدا حتی ضد انقلاب هم نبود فقط تملق از مقامات را شرک آلود میدونست
برگزاری کلاسهای آموزش قران چه جرم بزرگی بود که ترورش کردن!
فعالیت در جهاد سازندگی جنایت امیز بود که زدن شهیدش کردن؟
اینکه میفرمود فلان مقام مذهبی یا سیاسی رو نپرستید و به مقام خدایی نرسونید این دلیل خوبی بود که به قتل برسه

حتی مجید شریف نویسنده و عضو دفتر تدوین مجموعه آثار علی شریعتی که از توابین بود و از ساوقت مجاهدین جدا شد به دلیل اینکه ملی مذهبی بود ترور شد اینم در ارتبازط با قتلهای زنجیره ای بود.

این دیگه چرا؟ خب توبه کرده بود لی چون ملی مذهبی بود...

حالا
مجید شریف و حسین برازنده که با اصل حکومت اسلامی موافق بودن رو در قتلهای زنجیره ای کشتن پس تکلیف اونایی که مخالف کل ج.ا.

بودن چه اونایی که مباره مسلحانه میکردن چه اونایی که دست به اسلحه نبردن اینها مشخصه چرا ترور شدن و به سود کیا شد
علی اکبر سیرجانی نویسنده و فعال سیاسی هم فراموش نشه
مرحوم جواد ذبیحی موذن و خواننده دعاهای مذهبی و آوازهای اصیل هم به قتل رسید
رضا مظلومان فقط به دلیل عضویت در ساوقت درفش کاویانی به قتل رسید این ساوقت تروریستی نبود اما چون مخالف حکومت جدید بود به راحتی حذف شد
عبدالرحمان قاسملو فعال سیاسی کُرد پیام صلح و دست برادری رو پذیرفت اما ترور شد

24:

مرسی

اهل حق شیعه هستن یا سنی؟
یعنی میگید یک عده مسلمان با مذهب شیعه به خودشوت حق میدن مسلمانان اهل حق یا اهل سنت رو محدود کنن و حتی بکشند؟
چقد بی عدالتی خیلی ناراحت شدم
دیگه اهل سنت چرا؟ اینا که پیرو یکی از مذاهب اصلی هستن که تعدادشون هم زیاده
اخه چرا مسلمان به مسلمان ستم میکنه؟ بعد شعار وحدت هم میدن
یجور مسیحیان رو تحت بیگرد برنامه دادن و میریزن تو کلیساهای خونگی که گویی مجالس شیطان پرستی رو پیدا کردن!
عجیبه اینا دارن خداباوری رو تبلیغ میکنن ولی سرکوب میشن مگه مملکت ما کمونیستی هست که اینجوری برخورد میکنن!!! والا چین هم کمونیبستی هست و با اهل سنت رفتاری مناسب دارن

25:

ببخشید ولی حواب سوال من را نداید فقط یه وانت اطلاعات رو سرم ریختید که زیر بار پردازشش ساکت بشم

26:

دوستان در پستهای قبلی میگویند ما حتی برای هستخدام به عنوان کارمند ساده در ادارات دولتی و نیمه دولتی، به جهت اینکه سنی هستیم مشکل داریم.....

حالا سایر ادیان الهی بماند!......

پس یکجای کار سیستم می لنگد که بجای تقویت وحدت، عامل نفرت و تقسیم‌بندی ملت شده!!

27:

برای هستخدام همه مشکل دارند، نه فقط اهل سنت
اما تا جایی هم که اطلاع دارم، اهل سنت مشکل خاص قانونی ندارند
مگر برای پستهایی مرتبط با تبلیغ و مبانی دین شیعه
که ما هم به عنوان غیرروحانی مشکل داریم تا چه رسد به اهل سنت
بنده حتی تا چند ماه پیش در زمینه شغلی در ارتباط با همکارانی بودم که ۹۰٪ اونها اهل سنت بودند
خیلی هم رابطه بده بستان کاری خوبی داشتیم

28:

اما بسیاری از اهل سنت، از این تبعیض ها گلایه دارند و معتقدند به دلیل مذهب اونها، اجازه کار در ساوقتها و شرکتهای دولتی و نیمه دولتی به اونها داده نمیشود......

چند نفر از دوستان من جزو اهل سنت و ارامنه هستند و این را فرموده اند......

اگر صحت داشته باشد، این رفتار نه تنها موجب تقویت اسلام نمیشود بلکه موجب ایجاد نفرت و تفرقه در جامعه میشود که به نفع مملکت نیست.....

امیدوارم همانطور باشد که شما میگویید

29:

قوانین وجود دارند، نیاز به اگر مگر نیست

30:

اعتقادی به این چنین آزادی هایی ندارم.


و به صرفه اگر برنامه باشد ، هر مسلک یا فرقه ای بخواهند تبلیغ کند ، انسان های زیادی گمراه میشوند.


31:

ایران که وضعش مشخصه.

حتی خود مسلمانان غیرشیعه رسما و شدیدا مورد تبعیض اند.

یعنی کشورهای غربی برای سنی ها بسیار آزادتر و عادلانه تر هست تا ایران مثلا "اسلامی".



ضمنا به جز اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتیت هیچ عقیده ای به رسمیت شناخته نمیشه.
هستخدام در حتی پایینترین شغلهای دولتی هم پیش شرطش اعتقاد به یکی از اون سه چار تا دینه.



البته دیگر کار از تبعیض گذشته و رسما در قانون پايه ی آمده که به جز شیعیان، برخی از مذاهب اسلامی مثل اهالی تسنن هم دارای احترام کامل هستند.

یعنی حداقل اگر مورد تبعیض شدید هستند احترام کامل به اونها طبق قانون لازم هست.
و این خودبخود این را میرساند که باقی ادیان و مذاهب دارای احترام کامل نیستند.

حتی مذاهبی مثل مسیحیت و یهودیت یا زرتشت.

احترام ِ بقیه مذاهب و عقاید مثل بهائیت یا خداناباوری دیگر جای خود را دارد.


32:

خود روحانیون شیعه که شعار میدن باید جهان اسلام متحد شود یعنی شیعه و سنی در کنار هم باشن و پاشم برن سر و گردم این و اون رو ببرند و کفار رو نابود کنن چون مسلمان نیستن پس دشمن هستن
ولی بنظرم وقتی اهل سنت در ایران در حکومت شریک نیستن پس چندان اتحادی در کار نیست و سنی ها سکوت کردن و این سکوت هم نشانه رضایت نیست
وقتی در یک مملکت اهل سنت رو در قدرت شریک نکنن دیگه اتحاد در مقیاس بزرگ تر غیر ممکن میشه
در بحرین که اکثریت شیعه هستن حکومت در اختیار سنی ها و شیعه ها هست و اون چیزی که در رسانه های ایران میگن بیشتر سیاه نمایی هست نه اینکه مشکل نداشته باشن ولی همین شیخ عیسی قاسم که فعالیت های تروریستی و تجزیه طلبانه داشت کسی بود ایرانی الاصل از بوشهر که یعنوان یک شیعه در تدوین قانون پايه ی کشور بحرین دستی داشت و پست های هم کسب کرد
ولی در حجاز تیعیض مذهبی بیشتر هست که درست مثله ایران هست شیعه باشی نمیتونه پست مهمی بگیری

این اسلام این قران هست که تبعیض ایجاد میکنه یا مذاهب؟ دینی که نمیتونه تیعیض رو از میان پیروان خودش حذف کنه چجوری میخواد تیعیض رو از جهان حذف کنه؟

33:

هر وقت کسی بخاطر اعتقاداتش از یه سری حقوق شهروندی محروم شد ، و یا بلعکس صاحب یه سری حقوق ویژه شد تو اون جامعه تبعیض دینی وجود داره ، دلایل و براهین و بقیه اش هم همش توجیه میشه

34:

اعتقادی به این چنین آزادی هایی ندارم.


و به صرفه اگر برنامه باشد ، هر مسلک یا فرقه ای بخواهند تبلیغ کند ، انسان های زیادی گمراه میشوند.


35:

ایران که وضعش مشخصه.

حتی خود مسلمانان غیرشیعه رسما و شدیدا مورد تبعیض اند.

یعنی کشورهای غربی برای سنی ها بسیار آزادتر و عادلانه تر هست تا ایران مثلا "اسلامی".



ضمنا به جز اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتیت هیچ عقیده ای به رسمیت شناخته نمیشه.
هستخدام در حتی پایینترین شغلهای دولتی هم پیش شرطش اعتقاد به یکی از اون سه چار تا دینه.



البته دیگر کار از تبعیض گذشته و رسما در قانون پايه ی آمده که به جز شیعیان، برخی از مذاهب اسلامی مثل اهالی تسنن هم دارای احترام کامل هستند.

یعنی حداقل اگر مورد تبعیض شدید هستند احترام کامل به اونها طبق قانون لازم هست.
و این خودبخود این را میرساند که باقی ادیان و مذاهب دارای احترام کامل نیستند.

حتی مذاهبی مثل مسیحیت و یهودیت یا زرتشت.

احترام ِ بقیه مذاهب و عقاید مثل بهائیت یا خداناباوری دیگر جای خود را دارد.


36:

خود روحانیون شیعه که شعار میدن باید جهان اسلام متحد شود یعنی شیعه و سنی در کنار هم باشن و پاشم برن سر و گردم این و اون رو ببرند و کفار رو نابود کنن چون مسلمان نیستن پس دشمن هستن
ولی بنظرم وقتی اهل سنت در ایران در حکومت شریک نیستن پس چندان اتحادی در کار نیست و سنی ها سکوت کردن و این سکوت هم نشانه رضایت نیست
وقتی در یک مملکت اهل سنت رو در قدرت شریک نکنن دیگه اتحاد در مقیاس بزرگ تر غیر ممکن میشه
در بحرین که اکثریت شیعه هستن حکومت در اختیار سنی ها و شیعه ها هست و اون چیزی که در رسانه های ایران میگن بیشتر سیاه نمایی هست نه اینکه مشکل نداشته باشن ولی همین شیخ عیسی قاسم که فعالیت های تروریستی و تجزیه طلبانه داشت کسی بود ایرانی الاصل از بوشهر که یعنوان یک شیعه در تدوین قانون پايه ی کشور بحرین دستی داشت و پست های هم کسب کرد
ولی در حجاز تیعیض مذهبی بیشتر هست که درست مثله ایران هست شیعه باشی نمیتونه پست مهمی بگیری

این اسلام این قران هست که تبعیض ایجاد میکنه یا مذاهب؟ دینی که نمیتونه تیعیض رو از میان پیروان خودش حذف کنه چجوری میخواد تیعیض رو از جهان حذف کنه؟

37:

هر وقت کسی بخاطر اعتقاداتش از یه سری حقوق شهروندی محروم شد ، و یا بلعکس صاحب یه سری حقوق ویژه شد تو اون جامعه تبعیض دینی وجود داره ، دلایل و براهین و بقیه اش هم همش توجیه میشه


66 out of 100 based on 51 user ratings 926 reviews