به نظر شما آیا تثلیث مسیحی با عقل سازگار است ؟


به نظر شما آیا تثلیث مسیحی با عقل سازگار است ؟



به نظر شما آیا تثلیث مسیحی با عقل سازگار است ؟
مسیحیان معتقد به تثلیث هستند و معتقدند که خدای واحد دارای سه شخصیت مجزا از همدیگر است پدر پسر و روح القدس که در ذات واحدند ولی در تشخص جدا و مستقل از یکدیگر و نیز معتقدند که عیسی مسیح در عین حالیکه خدای پدر است خدای پسر نیز هست یعنی همزمان هم پدر خودش است و هم پسر خودش به نظر شما این اعتقاد با عقل سازگار است؟



شهید احمدی روشن

1:

arminmohebbi

همه مسیحیان معتقد به تثلیت نیستند بلکه اکثریت اونها اینگونه هستند.


آیا امام حسین (ع) با شمشیر جدش کشته شد ؟!
برای مثال به لینک زیر مراجعه فرمایید:


http://rcg.org/sep/search.html?q=trinity


سوالاتی از شیعیان در مورد ماه رمضان

2:

سلام این عقیده کاملا با عقل مغایرتور دارد چون خدا اگه پدر یا پسر بود دیگر نمیتوانست عادل باشه


آگاهي ساسانيان از ظهور پيامبر اسلام صلي‏ الله‏ عليه ‏و‏آله

3:

بله دوست عزیز همه مسیحیان به تثلیث اعتقاد ندارند و به عنوان مثال شاهدان یهوه از فرقه های مسیحی هستند که اعتقادی به تثلیث ندارند اما عمده مسیحیان که از 3 فرقه اتدوکس و پروتستان و کاتولیک هستند و جمعیتی نزدیک دو میلیارد نفر را شامل می شوند قائل به تثلیث هستند و مسیحیان منکر تثلیث را مسیحی نمی دانند و اینان شاهدان یهوه را فرقه ای انحرافی غیر مسیحی می دانند.


نقد جامع تصوف


ایا محمد ابن عبدالله رسالت و ایینش جهانی بود یا مربوط به ام القری؟

4:

بنیاد همه ی دین ها، افرینش، اجنه، شیاطین، هفت اسمان، بهشت، جهنم، معاد، خود اسمان رفتن عیسا، اماموقت.


ده سوال از شیعیان در مورد غدیر خم
داستان های کتابهای دینهای سامی .و خیلی چیز های دیگر با دانش و عقل سازگار نیستند ،


" امّ المؤمنین" ( گفتمان شیعه و سنی )

5:

تثلیث با عقل سازگار نیست.

یعنی عقل اون را نفی می کند.


از این جهت که ذات خداوند بسیط و نامحدود - مطلق - هست.

هرگونه تشخص خارجی متعدد برای خداوند ، مطلق بودن و بسیط بودن او را نفی می کند.


عیسی مسیح (ع) انسان بود.

پیامبری از پیامبران پاک الهی .


6:

با عقل کاملا سازگار هست برای این که نزدیک به یک میلیارد آدم اون را قبول دارند از جمله خیلی از دانشمندان بزرگ امروزی

7:

سلام لطف می کنید در مورد تثلیث کمی توضیح دهید.
با تشکر

8:

دوست عزیز
بعضی از جنبه های اونچه شما مثال زدید را عقل نمی تواند درک کند، اما این به معنای ناسازگارای با عقل نیست.

(البته بعضی از اونچه شما مثال زدید را عقل می پذیرد و یا مقدمات اون را عقل می پذیرد و سپس اون را اثبات می کند.)
به عنوان مثال عقل نمی تواند بگوید که چرا نماز صبح دو رکعت هست ( یعنی عقل در این باره سکوت می کند و می گوید نمی دانم) اما در مورد تثلیث عقل اظهار نظر می کند می گوید تثلیث باطل هست، زیرا محال هست که یک چیز در وقت واحد هم یک چیز باشد و هم سه چیز.
پس تفاوت در حکم نکردن عقل(مثل دو رکعت بودن نماز صبح) و حکم کردن عقل به باطل بودن (مثل تثلیث مسیحیت) هست.

و من الله توفیق

9:

برادر عزیزم
شما چرا اینقدر مغرضانه با مسائل بر خورد می کنید؟!
شما عقل دارید،
به عقل خودتان رجوع کنید،
علم زده نباشید،
دانشمندان امروزی چه تخصصی در مورد فلسفه دارند که به حرف اونها اعتماد شود؟!
خود روحانیون مسیحی می گویند : عقل انسان نمی تواند تثلیث را درک کند ولی باید به اون ایمان داشت، (البته ما می گوییم نه اینکه عقل نتواند تثلیث را درک کند، بلکه عقل حکم به باطل بودن اون می کند)
اون وقت شما می گویید با عقل سازگار هست؟

10:

روی چشم

تثلیث به زبان ساده یعنی خدای یگانه هم سه تا هست و هم یکی
خودم پیشاپیش توضیح دهم که وقت شما گرفته نشود وقتی می گویید خدا توانایی انجام هر کاری را دارد یعنی که هم می تواند سه تا باشد و هم یکی به نظر یک کار پیش پا افتاده می آید

نوشته اصلي بوسيله khorshidha نمايش نوشته ها
برادر عزیزم
شما چرا اینقدر مغرضانه با مسائل بر خورد می کنید؟!
شما عقل دارید،
به عقل خودتان رجوع کنید،
علم زده نباشید،
دانشمندان امروزی چه تخصصی در مورد فلسفه دارند که به حرف اونها اعتماد شود؟!
خود روحانیون مسیحی می گویند : عقل انسان نمی تواند تثلیث را درک کند اما باید به اون ایمان داشت، (البته ما می گوییم نه اینکه عقل نتواند تثلیث را درک کند، بلکه عقل حکم به باطل بودن اون می کند)
اون وقت شما می گویید با عقل سازگار هست؟
دانشمندان امروزی مسیحی من جمله دانشمندان فلسفه و الهیات به تثلیث اعتقاد کامل دارند.
فقط علوم تجربی نیست و از طرف دیگر اگر در مسیحیت فقط تثلیث هست که عقل نمی تواند درک کند در اسلام صد هزار تا مسله داریم که علمای اسلامی می گویند عقل نمی تواند درک کند و باید ایمان داشت.

شما سعی کن مغرضانه اهل کتاب را نکوبی

11:

سلام برادرم

در جواب شما عرض می کنم که:
قدرت خدا مطلق هست، اما قدرت خدا به امر محال عقلی تعلق نمی گیرد.این مطلب در فلسفه اثبات شده هست.مثلا اگر کسی بگوید آیا خدا می تواند جهان را در یک تخم مرغ جای دهد بدون اینکه جهان کوچک شود یا تخم مرغ بزرگ شود؟ در جواب فرموده می شود:این امر امکان عقلی ندارد، یعنی می گویند:«نمی شود» نه اینکه خدا «نمی تواند».

دانشمندان امروزی مسیحی من جمله دانشمندان فلسفه و الهیات به تثلیث اعتقاد کامل دارند.
فقط علوم تجربی نیست و از طرف دیگر اگر در مسیحیت فقط تثلیث هست که عقل نمی تواند درک کند در اسلام صد هزار تا مسله داریم که علمای اسلامی می گویند عقل نمی تواند درک کند و باید ایمان داشت.

شما سعی کن مغرضانه اهل کتاب را نکوبی
1- یک وقت ممکن هست پیش بیاید که عقل نمی تواند چیزی را درک کند و سکوت می کند.

مثل اینکه عقل نمی تواند درک کند که پشت فلان دیوار چیست؟(باید بروی و ببینی که پشت دیوار چیست؟) یا اینکه عقل نمی تواند درک کند که چرا نماز صبح دو رکعت هست و سه یا چهار رکعت نیست.در این موارد عقل حکمی نمی کند و سکوت می کند و می گوید نمی دانم.
اما یک وقت عقل حکم به بطلان یک چیز می کند، یعنی عقل حکم می کند که فلان چیز باطل هست نه اینکه سکوت کند و حکم نکند.مسئله تثلیث از این قبیل هست: عقل حکم می کند که یک چیز نمی تواند در وقت واحد سه چیز هم باشد.اینجا عقل سکوت نمی کند بلکه می گوید این باطل هست.
2-ما مسلمانان به حضرت عیسی (ع) ایمان داریم و ایشان را پیامبر بزرگ الهی می دانیم که صاحب کتاب الهی انجیل هم می باشد و هرکس که به پیامبران گذشته ایمان نداشته باشد را کافر می دانیم و به تمام پیروان ادیان الهی از مسیحیت گرفته تا یهودیت و زرتشت احترام می گذاریم.

لذا به ما تهمت نا بجا نزنید.

و من الله توفیق

12:

تثلیث مسیحیت متضاد با عقل هست و مسیحیت نیز معتقد هست که با دید عقل نباید به دین و تثلیث نگاه کرد چون قابل درک نیست.

بخلاف دین مبین اسلام که عقل را یک از منابع چهارگانه می داند.
تثلیث در مسیحیت محال وقوعی هست و وقوع اون ممکن نیست چطور می تواند 3 یک باشد و 1 سه باشد!؟؟

13:

صرف قبول داشتن عده کثیری دلیل بر حقانیت نیست!
از طرفی قبول داشتن مسیحیت به چه صورت هست؟ کدام آیین مسیحیت را رعایت می نمايند؟؟
مسیحیت فقط کلیسا رفتن نیست.


14:

شما دوباره زدی جاده خاکی عزیز من کجاش امری محالی هست باید یک کلاس آموزش خداشناسی برایت بذاریم
ببین شما داری خدا را باصفات انسانی توصیف می کنی برای ی انسان محال هست که در یک وقت در سه جا باشد (تو پرانتز باید بگم اسلام این را قبول ندارد یا باید طی الارض را قبول نکنی یا اینا) ولی وقتی تو می گی خدا همه جا حاضر هست سه جا که سهل هست 100 هزار جا هم می تواند باشد.

ولی در کل مسلمان اعتقاد دارد که خدا در وقت و مکان جا ندارد خدا هم وقت گذشته و حال و اینده هست

15:

ممنون از توضیحی که دادید
چند سئوال برایم پیش امد
اول - اینکه وقتی سه تا هست فارغ از یکیست؟و دیگر یگانه نیست؟
دوم - ازهم مجزا هستند و مجردند؟
سوم -توان بیشتر از سه هم دارد؟
جهارم -یک هست که سه می شود یا سه هست که یک می شود؟
اگر امکان دارد از دید ان یک ملیارد که البته بیش از این هستند بفرمایید

16:

ظاهرا جاده خاکی شما سنگلاخی تره برادر!

این که عالم محضر خداست و خدا همه جا حضور داره نه یعنی اینکه بی نهایت خدا داریم که هر کدومشون توی یه جا حضور دارند.

بلکه خدا اصلا جسم نیست که بخواهد مکان و جا داشته باشد.

بلکه خود مکان مخلوق خداست و همینطور وقت.

پس قضیه مقایسه با صفات انسانی کاملا منتفی هست.

حال اگر کسی بخواهد عبارت «خدا در همه جا حضور دارد» را به معنایی که شما فرمودید بگیرد،یعنی بگوید خدا مثلا در 100 هزار جا حضور مکانمند دارد پس 100 هزار تا خدا داریم چه برسد به 3 تا خدا!، این معنایش شرک هست نه توحید.

زیرا حضور خدا یک حضور مکان مند نیست، بلکه این که عالم محضر خدا هست یعنی اینکه تمام عالم خلقت به علم حضوری در نزد خدا حاضر هست.

در هر صورت این مباحث ارتباطی با تثلیث مسیحیت ندارد.زیرا بحث تثلیث بحث از حضور خدا در عالم نیست، بلکه بحث سر این هست که بالاخره خدا یکی هست یا سه تا؟ که اونها می گویند هم یکی هست هم سه تا!...خب این خلاف عقل بدیهی هست و اگر بدیهیات انکار شوند دیگر هیچ چیزی را نمی توان اثبات کرد.

در ضمن بنده چند دوره خداشناسی را گذرانده ام، اما متواضعانه عرض می کنم که هنوز خیلی خیلی خیلی چیزها را بلد نیستم.

و من الله توفیق

17:

تثلیث از دو جهت مردود هست .

1.

از جهت عقلی و مفهومی .

یعنی مفهوم تثلیث عقلاًٌ باطل هست.

خداوند یک ذات هست در سه شخصیت ! اصلاً چگونه ممکن هست که یک ذات در سه شخصیت هموقت باشد ؟؟؟؟
درحالیکه اگر خدا در سه شخصیت بشود مطلق بودنش و بسیط بودنش زیر سؤال می رود.

و در نتیجه کمال ذاتی اش نفی می شود.

خداوند از دید اسلام چون مطلق و بسیط هست یکی هست.

مطلقاً یکی هست.



2.

از جهت مصداقی هم تثلیث باطل هست.
حضرت عیسی مسیح ( علیه السلام : پیامبر خدا ) در انجیل آمده هست که گاهی چیزهایی را نمی دانست.

گرسنه می شد.

می خوابید.

حواسش پرت می شد.

دعا می کرد ! روزه می گرفت ! از خدا می خواست که او را نجات دهد ! با خدا راز و نیاز می کرد ! توبه می کرد ! یحیی پیامبر او را غسل تعمید داد تا پاک شود ! آخرش هم کشته شد و دفن شد و همه سر مزارش گریه کردند !!
واقعاً این شخص - بزرگوار و عزیز ما - می تونه عین ذات خدا باشه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نه ! ایشان انسان بودند.

اما پیامبر و خلیفة الله بودند.

انسانی پاک ف مأمور هدایت بشریت

18:



نوشته اصلي بوسيله khorshidha نمايش نوشته ها
ظاهرا جاده خاکی شما سنگلاخی تره برادر!

این که عالم محضر خداست و خدا همه جا حضور داره نه یعنی اینکه بی نهایت خدا داریم که هر کدومشون توی یه جا حضور دارند.

بلکه خدا اصلا جسم نیست که بخواهد مکان و جا داشته باشد.

بلکه خود مکان مخلوق خداست و همینطور وقت.

پس قضیه مقایسه با صفات انسانی کاملا منتفی هست.

حال اگر کسی بخواهد عبارت «خدا در همه جا حضور دارد» را به معنایی که شما فرمودید بگیرد،یعنی بگوید خدا مثلا در 100 هزار جا حضور مکانمند دارد پس 100 هزار تا خدا داریم چه برسد به 3 تا خدا!، این معنایش شرک هست نه توحید.

زیرا حضور خدا یک حضور مکان مند نیست، بلکه این که عالم محضر خدا هست یعنی اینکه تمام عالم خلقت به علم حضوری در نزد خدا حاضر هست.

در هر صورت این مباحث ارتباطی با تثلیث مسیحیت ندارد.زیرا بحث تثلیث بحث از حضور خدا در عالم نیست، بلکه بحث سر این هست که بالاخره خدا یکی هست یا سه تا؟ که اونها می گویند هم یکی هست هم سه تا!...خب این خلاف عقل بدیهی هست و اگر بدیهیات انکار شوند دیگر هیچ چیزی را نمی توان اثبات کرد.

در ضمن بنده چند دوره خداشناسی را گذرانده ام، اما متواضعانه عرض می کنم که هنوز خیلی خیلی خیلی چیزها را بلد نیستم.

و من الله توفیق
خوب من به این سوالات و این توضیح جواب نمی دهم نه به این خاطر که جوابی برای اون ها نیست بلکه برای این که شما عنصر ایمان را پایین تر از عقل برنامه می دهید.

این یعنی که خیلی چیزها هست که حساب دو دو تا ندارد مثلا جن یک مثال واضح هست هیچ کسی با عقل و فلسفه و علوم تجربی به وجود جن پی نمی برد
ولی یک چیز هست بدیهیات برای چه کسی؟ آیا اگر یک جاندار فضایی در اون سوی کهکشان پیدا شود بدیهیاتش مثل ما هست؟
از طرف دیگر: آیا عقل انسان کامل هست و محتاج هیچ چیزی به اسم وحی نیست؟
جواب بله به این سوال باعث می شود که
چون عقل انسان کامل نیست پس بدیهیاتی هم که با این عقل بدست آمده نمی تواند صد % درست و کامل باشد نمی دانم منظور را تونستم برسونم؟

19:

اگر جوابی وجود داشت هیچگاه شما از اون طفره نمی رفتید.
بنده بارها عرض کردم که فرق هست بین این که عقل به چیزی حکم نکند و بین اینکه عقل به بطلان چیزی حکم کند، اما شما هر بار این مطلب را نادیده گرفتید.عقل به وجود جن حکم نمی کند اما به بطلان تثلیث حکم می کند.
من با جاندار کذایی در اون سوی کهکشان کاری ندارم، من راجع به اشرف مخلوقات یعنی انسان صحبت می کنم.من راجع به عقل انسان صحبت می کنم که امام رضا (ع) فرمود: صدیق کل امرء عقله و عدوه جهله(دوست هر کس عقل اوست و دشمنش جهلش).من راجع به عقلی صحبت می کنم که امام صادق(ع) در مورد اون فرمود: العقل ما عبد به الرحمن و اکتسب به الجنان(عقل اون چیزی هست که خدا با اون عبادت می شود و بهشت با اون به دست می آید.)
طبق روایت اهل بیت (ع) :عقل حجت باطنی هست و پیامبر حجت ظاهری هست.
تا در باطن انسان چیزی برای پذیرش وجود نداشته باشد ، حجت ظاهری کاری از پیش نمی برد.
همه چیز در فطرت انسان نهفته هست ( و اذ اخذ ربک من بنی آدم من ظهورهم ذریتهم و اشهدهم علی انفسهم ا لست بربکم قالوا بلی شهدنا ان تقولو یوم القیامة ان کنا عن هذا غافلین = بخشی از ترجمه: خدا از فرزندان آدم وقتی در کمر پدرانشان بودند پرسید:آیا من پروردگار شما نیستم، اونها فرمودند بله شهادت می دهیم که تو پروردگار مایی) توحید در فطرت انسان نهفته هست اما خروارها خاک روی اون را گرفته هست و خدا پیامبرش را می فرستد تا انسان را متوجه فطرتش کند، اون وقت انسان بوسیله ی حجت باطنی خود فرموده ی پیامبر را تصدیق می کند.حالا شما بفرمایید من بیشتر از وحی کمک می گیرم یا شما؟
شما بدیهیات را انکار می کنید در حالی که همه علوم نظری بر پایه بدیهیات بنا نهاده شده هست، وقتی بدیهیات انکار شد دیگر هیچ چیزی را نمی توان اثبات کرد حتی وجود خدا را.

اما آیا اگر بر فرض محال اسلام یک قاعده باطل عقلی محض مثل تثلیث داشت باز هم شما از اون دفاع می کردید؟

20:

متاسفانه مثل این که نتوانستم حرف خودم را درست برسانم.

خوب به حرف های شما توجه می کنیم
شما می گویید فرق هست عقل به چیزی حکم نکند یعنی بگوید نمی دانم تا وقتی که بگوید این اصلا نیست خوب قبول
تعریف عقل را هم داده اید: عقل چیزی هست که با اون بهشت بدست می آید.

یعنی شما عقلی که به بهشت نرسد را به عنوان عقل قبول ندارید این هم قبول
پس حالا چه داریم؟
اون هم این که این عقل بهشت بین داریم که هدفش رسیدن به بهشت هست.

خوب این یعنی که عقلی که انسان را به بهشت نرساند عقل نیست؟ درسته؟ پس چیزی که دانشمندان و مهندسان مسیحی یا یهودی با اون اختراع می نمايند و شما برای جواب دادن به اون نیاز دارید یعنی کامپیوتر چیست؟

21:


می گویند شخصی بود که می توانست از امور پنهانی خبر بدهد.

این علمش را به پسرش هم یاد داد.وقتی که پیش پادشاه رفتند، پدر به پادشاه فرمود که من این علم را به پسرم هم یاد داده ام.پادشاه خواست پسر را امتحان کند.تخم پرنده ای را در دستش پنهان کرد و به پسر فرمود بگو در دست من چیست؟ پسر فرمود:وسطش زرد هست و اطرافش سفید.پادشاه خوشش آمد و فرمود حالا بگو ببینم چیست؟ پسر فرمود: سنگ آسیابی هست که وسطش خرده های هویج ریخته اند.پادشاه با عصبانیت رو به پدر کرد و فرمود این چه علمی هست که به پسرت یاد داده ای؟ پدر فرمود : من علم را به او یاد داده ام ولی او عقل ندارد و نمی فهمد که سنگ آسیاب در کف دست جای نمی شود.
از اینجا فرق علم و عقل روشن می شود.
جهل گاهی در مقابل عقل برنامه می گیرد و گاهی در مقابل علم.
کامپیوتر حاصل علم هست نه حاصل عقل.
عقل اون هست که انسان را به حقیقت می رساند، به بهشت، به عبادت پروردگار.


22:

موضوع تثليث با اين توجيهات ساده و بچّه­ گانه هيچگاه حل نخواهد شد.

خود «ايشانل دورانت» كه مسيحي محقّق و منصفي در زمينة تاريخ بوده هست در اين زمينه مي­گايشاند: «مسيحيت شرك را از ميان نبرده بلكه اون را پذيرفته هست.

روح يوناني كه داشت مي­مرد دوباره از خداشناسي و رسوم كليسا جان تازه گرفت.

افكار مربوط به تثليث خدا، بقاي فردي براي پاداش و كيفر از مصر آمد.

مسيحيت آخرين آفرينش بزرگ دنياي باستاني مشركين بوده هست» تاريخ تمدّن ايشانل دورانت، كتاب سوّم بخش 3: 239


تثلیث در مسیحیت بر پايه سه مورد زیر هست.
اول: در ذات خدا سه شخص متمایز وجود دارد: پدر و پسر و روح القدس
اما:
الف) پدر پسر نیست(تمایز پدر با پسر)
ب) پدر روح القدس نیست(تمایز پدر با روح القدس)
ج) پسر روح القدس نیست(تمایز پسر با روح القدس)


به نظر شما آیا تثلیث مسیحی با عقل سازگار هست ؟


دوم: هر شخص کاملاً خداست
یعنی:پدر یک خدای کامل و جداگانه هست،پسر نیز یک خدای کامل و جداگانه هست و روح القدس هم یک خدای کامل و جداگانه هست.
سوم: فقط یک خدای واحد حقیقی وجود دارد

تثلیث را با تمثیل های زیر توجیح می نمايند:

تثلیث مانند یک شخص و سه وضعیت

همانطور که یک شخص را می توان با سه جنبه تصور کرد و در نظر گرفت که هم پدر باشد برای فرزندانش و هم پسر باشد برای پدرش و هم شوهر باشد برای همسرش خدا نیز طبق صلاح دید خود، خود را به صورت های مختلف نشان می دهد.

جواب: این تمثیل اشتباه هست و با بند اول فرمول تثلیث ناسازگار هست زیرا در این جا ما یک شخص داریم با سه وضعیت و حالت ولی گزینه اول می فرمود این سه شخص با هم متفاوت و متمایز هستند و درواقع سه شخص هستند نه یک شخص با سه وضعیت.

تثلیث مانند یک مثلث

همانطور که مثلث دارای سه ضلع هست، که این سه ضلع مجموعا یک مثلث واحد را تشکیل می دهند، خدا نیز از سه شخص تشکیل شده که با هم یک خدای واحد را بوجود می آورند.

جواب: این تمثیل با گزینه دوم مغایرت دارد زیرا ما در مثلث، هر ضلع به خودی خود فقط یک "ضلع" هست، نه یک مثلث.

اما در تثلیث، هر شخص (پدر یا پسر یا روح القدس) به تنهایی خداست و بنابراین هر ضلع به تنهایی یک مثلث هست.

تثلیث مثل یک خانواده

همانطور که در یک خانواده هم پدر وجود دارد و هم پسر و هم مادر که در مجموع خانواده واحدی نامیده می شوند، در تثلیث نیز هم پدر هست و هم پسر و هم روح القدس که در مجموع یک خدا را تشکیل می دهند.

جواب: این تمثیل با گزینه سوم مغایرت دارد زیرا در این مثال خانواده یک گروه سه نفره هست اما با توجه به بند سوم فرمول تثلیث خدا واحد هست و مفرد و خدا گروه نیست،در ضمن اعتقاد به گروه بودن خدا و خانواده بوده خدا همان اعتقاد به خدایان متعدد هست.

مسیحیان تا سه قرن در باب الوهيت عيسي اختلاف داشتند.

سالهای بسیار ، مخالفتهای فراوانی بر پایة کتاب مقدس با نمو و توسعة این عقیده که عیسی خداست صورت گرفت.

در اوايل قرن چهارم اسقفي برجسته به نام آريوس بر ضد اعتقاد به الوهيت عيسي قيام كرد و مجادلات بالا گرفت دو شخصیت مهم این نزاع :

یکی آریوس اسقف اعظم لیبی بود که معتقد بود مسیح خدا نیست بلکه انسانی با خصوصیات ویژه و منحصر به فرد هست وفرستاده خداست و برترین پیامبران خداست.

و در طرف مقابل آثانیوس(آتاناسیوس) اسقف مصر بود که بر خدا بودن مسیح پای فشاری میکرد.
کنستانتین امپراتور روم در تلاشی برای حل و فصل مشاجرات ، تمامی اسقفها را به نیقیه فراخواند.

300 نفر از اونها که تنها بخش کوچکی را شامل میشدند ، در اونجا حضور یافتند.

پس از روزها بحث و فرمودگو و نزاع میان دو جناح طرفدار عیسی خدایی به رهبری اتاناسیوس و جناح مخالف عیسی خدایی به رهبری آریوس اسقف لیبی, سرانجام با دخالتهای کنستانتین (که اعتقاد عیسی خدایی را برای بت پرستانی که عادت به پرستش خدای محسوس داشتند را بهتر می دید )دیدگاه آتاناسیوس به مثابه رأی رسمی کلیسا پذیرفته شده و بنا گذاشته شد که مسیح به عنوان خدا و هم ذات با خدا به عنوان اقنوم دوم در کنار خدای پدر به عنوان خدا پرستش شود.
سر انجام آریوس محکوم به اعدام شد ولی گریخت وشورای دیگری را تشکیل دادو باز توحید به مسیحیت باز گشت اما باز پس از چندی اثانا سیوس در شورای سومی را که بنا نهاد و بنا شد که هر کس با این نظر(پسر خدا بودن حضرت عیسی(ع) ) مخالفت کند کشته یا تبعید یا زندانی شود

کنستانتین امپراطور رم که خود هدایت مستقیم جلسات را به عهده داشت و توانست با نفوذ خود اعتقاد عیسی خدایی را تثبیت کند سپس شورای نیقیه حکم کرد که هر کس کتابهای آریوس را داشته باشد کشته میشود.
در قطعنامه اون شورا كه به نام قانون نیقاوی معروف شد در مورد عيسي(ع) چنين مي‌خوانيم:
«عيسي مسيح پسر خدا، مولود از پدر، يگانه مولود كه از ذات پدر هست، خدا از خدا، نور از نور، خداي حقيقي از خداي حقيقي، كه مولود هست نه مخلوق، از يك ذات با پدر، ...

او به خاطر ما آدميان و براي نجات ما نزول كرد و مجسم شده، انسان گرديد ...

لعنت باد بر كساني كه مي‌گايشانند وقتي بود كه او وجود نداشت، و يا اينكه پيش از اونكه وجود يابد نبود، يا اونكه از نيستي به وجود آمد و بر كساني كه ابرنامه مي‌كنند ايشان از ذات يا جنس ديگري هست و يا اونكه پسر خدا ایجاد شده يا قابل تغيير و تبديل هست.»

تاريخ كليساي قديم در امپراطوري روم و ايران، ميلر ايشانليام
اما اونچه جالب توجه هست در فرمودار پدران کلیسا در قبل از شورای نیقیه هیچ آموزه ای مبنی بر الوهیت مسیح وجود ندارد و اندیشمندان سرشناس مسیحی چنین چیزی را آموزش نمیدادند
بنابراین ، کنستانتین نقش بسیار حساسی ایفا کرد.

پس از دو ماه مناظرة داغ مذهبی ، این سیاستمدار بت پرست مداخله کرد و تصمیمی موافق اونانی که میفرمودند عیسی خدا هست اتخاذ کرد اما چرا؟
بطور حتم نه به دلیل اعتقاد به کتاب مقدس.

در تاریخچة اعتقادات مسیحی آمده هست:
«کنستانتین پايه اً هیچ گونه درکی از مسائلی که در علم الهیات یونانی مطرح بود نداشت».

اونچه که او بخوبی میدانست اون بود که اختلافات مذهبی برای امپراطوری وی تهدیدی به شما میرفت.

وی در پی یکپارچه و مستحکم کردن قلمرو خود بود.

با این وجود بسیاری با ان مخالفت کردند و با اینکار شکنجه و آزار را به جان خریدند.
جالب هست بدانیم هم اکنون هم در میان مسیحیان مذاهب پر طرفداری و فعالی هستند که معتقدند عیسی (ع) فرزند خدا نیست.

بنا بر نقل کتاب مقدس مسيح (ع) بارها نشان داد که آفریده ای جدا از خدا هست و خدایی دارد ، خدایی که او را می پرستد همان خدایی هست که ما می پرستیم ، خدایی که او را پدر خطاب میکند:
1-عیسی(ع) در هنگام دعا به خدا ، فرمود:
توخدای واحد حقیقی.(یوحنا17: 3)

2- وی هنگامی این تمایز را نشان داد که در یوحنا20: 17 او به مریم مجدلیه فرمود:
نزد پدر خود و پدر شما و خدای خود و خدای شما میروم.



3- پولس رسول در نامه به افسسیان از خدای عیسی مسیح نام میبرد:
باز نمی‌ایستم از شكر نمودن برای شما و از یادآوردن شما در دعاهای خود تا خدای سرور ما عیسی مسیح كه پدر ذوالجلال هست روح حكمت و كشف را در معرفت خود به شما عطا فرماید.
(افسسیان 1: 16-17)
4- همچنین سخنان عیسی(ع) در یوحنا 8: 17 ، 18 نیز با اهمیت هستند.

او اظهار می دارد:
در شریعت شما مکتوب هست که شهادت دو کس حقّ هست ، من بر خود شهادت میدهم و پدریکه مرا فرستاد نیز برای من شهادت میدهد.



در اینجا عیسی(ع) نشان میدهد که او با پدرش ، خدای قادر مطلق ، باید دو هوّیت متمایز باشند ، زیرا در غیر اینصورت چگونه امکان داشت که حقیقتاً دو شاهد وجود داشته باشد؟
5- عیسی(ع) با فرمودن این مطلب که:
چرا مرا نیکو فرمودی و حال اونکه کسی نیکو نیست جز خدا فقط (مرقس 10: 18)
پیشتر نشان داد که او از خدا جدا هست.

بنابراین عیسی می فرمود که هیچکس و حتی خود وی به نیکویی خدا نیست.


نیکویی خدا اون چنان هست که او را از عیسی جدا می کند.
6-عیسی(ع) همیشه بعنوان یک شخص جدا ، پایین تر و خادم متواضع خدا معرفی میشود.

و به این دلیل هست که خود عیسی فرمود:

«پدر بزرگتر از منست». – یوحنا 14: 28.


23:

خوب پس ما دو تا چیزی داریم یکی عقل که ما را به بهشت می رساند و دیگری علم که با اون وسیله می سازیم؟

24:

مهم ترین حرف درباب تثلیث همون حرف اونسلم قدیس هست - یک کشیش و رهبر مسیحی در قرون گذشته -
وقتی نتونست تثلیث رو با عقل اثبات کنه فرمود :

ایمان بیار تا بفهمی !!!

یعنی ایمان مسیحی با عقل جور درنمیاد .

بدون اینکه بفهمی باید ایمان بیاری .



در اسلام اصول دین بر پایه ی عقل هست.


25:

چند تا چیزی را نام ببرید که تو اسلام باید ایمان بیاوری تا بفهمی ؟

26:

می دانستم که این حرف رو می زنید برای همین در انتهای کلام قبلی ام این عبارت رو بیان کردم :

در اسلام اصول دین بر پایه ی عقل هست.

بله .

اصول و مبانی اسلام بر پایه عقل هست.

وقتی توحید و معاد و نبوت عقلاً ثابت شد سایر مسائل جزئی و شاخه ای تعبداً قابل قبول خواهد بود.

برخلاف مسیحیت که اصل دین را بر ایمان قبل از فهم بنا نهاده هست.


27:

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام بر اهل خرد.


تثلیث یعنی اینکه خدا در ذات واحد خود، سه شخصیت داره، که این سه شخصیت به واقع از هم متمایز هستند و هر کدام یک خدای کامل هست، ولی این سه همذات هستند.


تثلیث غیر منطقی هست زیرا:

1.تعریفی متناقض ارائه می کند، یعنی از یک طرف می گوید خدا واحد هست و از طرف دیگر از سه شخصیت سخن می گوید که خدا هستند و کاملاً نیز خدا هستند، لذا باید سه خدا داشته باشیم! پس در این تعریف تناقض هست، زیرا از یکسو متن می گوید یک خدا و از دیگرسو نتیجه ی متن می شود سه خدایی! و این یعنی تناقض.

2.وجود بیش از یک موجود نامتناهی محال هست، زیرا دو موجود نامحدود یکدیگر را حد می زنند.

حال اگر این سه شخصیت خدا هستند، نامحدود هم هستند، ولی نظر به اینکه سه تا هستند و از هم متمایزند، یکدیگر رو حد خواهند زد، و لذا نمی توانند خدا باشند.(لازم به ذکره که مخلوقات موجودات متمایز از خدا نیستند، بلکه وابسته به خدا هستند و مانند موج بر روی دریا هستند)

3. می پرسیم این تمایز بین شخصیتها در چیست؟ تمایز بین دو امر متمایز باید در صفتی باشد که یکی دارد و دیگری ندارد.

پس باید در یک شخصیت صفتی باشد که در دو تای دیگر نیست، اگر این صفت، یک کمال هست، پس دو شخصیت دیگر که فاقد اون هستند، نقص دارند، زیرا نقص یعنی نبودن کمال و اگر یک نقص هست، پس اون شخصیتی که اونرا دارد، نقص دارد و با توجه به اینکه در خدا نقص راه ندارد، شخصیتی که نقص دارد، خدا نیست.

نوشته اصلي بوسيله rouzbeh نمايش نوشته ها
بنیاد همه ی دین ها، افرینش، اجنه، شیاطین، هفت اسمان، بهشت، جهنم، معاد، خود اسمان رفتن عیسا، اماموقت.

داستان های کتابهای دینهای سامی .و خیلی چیز های دیگر با دانش و عقل سازگار نیستند ،
شما ثابت کن اینها با دانش و عقل سازگار نیستن.


نوشته اصلي بوسيله jaleel2007 نمايش نوشته ها
با عقل کاملا سازگار هست برای این که نزدیک به یک میلیارد آدم اون را قبول دارند از جمله خیلی از دانشمندان بزرگ امروزی
نوشته اصلي بوسيله jaleel2007 نمايش نوشته ها
دانشمندان امروزی مسیحی من جمله دانشمندان فلسفه و الهیات به تثلیث اعتقاد کامل دارند.
فقط علوم تجربی نیست و از طرف دیگر اگر در مسیحیت فقط تثلیث هست که عقل نمی تواند درک کند در اسلام صد هزار تا مسله داریم که علمای اسلامی می گویند عقل نمی تواند درک کند و باید ایمان داشت.

شما سعی کن مغرضانه اهل کتاب را نکوبی

یه روز تمام آدمها زمین رو صاف می دونستن، آیا این باور درست بود که حالا چون یک میلیارد نفر به تثلیث اعتقاد دارن، تثلیث درست باشه؟

اما از "دانشمندان امروزی" که شما می فرمایید، فقط الهیدانان مسیحی، تثلیث مسیحی رو قبول دارن.

آیا اینکه الهیدانها اسلامی، قراون رو کلام خدا می دونن باعث میشه شما بگی قراون صحیحه؟

اما مسائلی که در اسلام عقل نمی تواند درکشان کند، همین عقل هم نمی تواند ردّشان کند، پس به صورت تعبدی می پذیریم، ولی تثلیث شما با عقل ناسازگار هست و با اون مسائل فرق دارد.


نوشته اصلي بوسيله jaleel2007 نمايش نوشته ها
تثلیث به زبان ساده یعنی خدای یگانه هم سه تا هست و هم یکی
خودم پیشاپیش توضیح دهم که وقت شما گرفته نشود وقتی می گویید خدا توانایی انجام هر کاری را دارد یعنی که هم می تواند سه تا باشد و هم یکی به نظر یک کار پیش پا افتاده می آید
نوشته اصلي بوسيله jaleel2007 نمايش نوشته ها
شما دوباره زدی جاده خاکی عزیز من کجاش امری محالی هست باید یک کلاس آموزش خداشناسی برایت بذاریم
ببین شما داری خدا را باصفات انسانی توصیف می کنی برای ی انسان محال هست که در یک وقت در سه جا باشد (تو پرانتز باید بگم اسلام این را قبول ندارد یا باید طی الارض را قبول نکنی یا اینا) ولی وقتی تو می گی خدا همه جا حاضر هست سه جا که سهل هست 100 هزار جا هم می تواند باشد.

ولی در کل مسلمان اعتقاد دارد که خدا در وقت و مکان جا ندارد خدا هم وقت گذشته و حال و اینده هست

این تعریف شما از تثلیث، را حتی کلیسای مسیحی نیز کفر می داند.

اینکه یک چیز هم سه تا باشد و هم یکی، اجتماع نقیضین هست و محال می باشد.

کتاب مقدس بر وحدت خدا تأکید دارد و کلیسا دو هزار سال هست که زور می زند که به یهودیان و مسلمین بقبولاند که فقط به یک خدا اعتقاد دارد.

از این گذشته، قدرت خدا به امور ممکن تعلق می گیرد و نه امور محال.

مثلاً «آیا خدا می تواند سنگی بسازد که نتواند بلندش کند؟» اگر بگویید بله، باز هم نقص را به قدرت خدا نسبت داده اید.

جواب این هست که چنین سنگی نمی تواند وجود داشته باشد که خدا خلقش کند.

البته در این امور نقص از خدا نیست، بلکه نقص از چنین سنگی و چنان تثلیثی هست که نمی توانند وجود داشته باشند، نه از خدا.

در واقع تثلیث و سنگی که خدا نتواند بلندش کند، هر دو ممتنع الوجود هستند.
این مسئله ربطی به صفات خدایی و انسانی ندارد و به صفات خود ممتنع الوجود بر می گردد که نمی تواند باشد.



البته عرض می کنم که نگرش شما را کلیسا کفر دانسته و به کل رد می کند.

کلیسا نمی گوید تثلیث یعنی سه خدا و یک خدا! تعریف تثلیث را در بالا آوردیم.

نوشته اصلي بوسيله jaleel2007 نمايش نوشته ها
خوب من به این سوالات و این توضیح جواب نمی دهم نه به این خاطر که جوابی برای اون ها نیست بلکه برای این که شما عنصر ایمان را پایین تر از عقل برنامه می دهید.

این یعنی که خیلی چیزها هست که حساب دو دو تا ندارد مثلا جن یک مثال واضح هست هیچ کسی با عقل و فلسفه و علوم تجربی به وجود جن پی نمی برد
ولی یک چیز هست بدیهیات برای چه کسی؟ آیا اگر یک جاندار فضایی در اون سوی کهکشان پیدا شود بدیهیاتش مثل ما هست؟
از طرف دیگر: آیا عقل انسان کامل هست و محتاج هیچ چیزی به اسم وحی نیست؟
جواب بله به این سوال باعث می شود که
چون عقل انسان کامل نیست پس بدیهیاتی هم که با این عقل بدست آمده نمی تواند صد % درست و کامل باشد نمی دانم منظور را تونستم برسونم؟
خب اگر ایمان بالاتر از عقل هست، پس شما با چه چیزی به ایمان رسیده اید؟ اگر از راه عقل نبوده هست، پس از راه تعصب بوده هست و شما یک متعصب هستید و نه یک ایماندار.

اگر از راه عقل بوده هست، بفرمایید عقل چگونه می پذیرد این امور را.


اما در مورد جن، قیاس شما مع الفارق هست،زیرا:

1.ما با عقلانیت و نه با ایمان، ابتدا به خدا و پیامبر ایمان می آوریم و وقتی خدا در کتابی که به ما اثبات شده هست که کلام اوست، می فرماید که جن و دیو وجود دارد، می پذیریم.

ولی شما اولاً ایمانتان بدون عقلانیت هست، ثانیاً کتاب مقدس شما تثلیث را آموزش نداده هست، بلکه خودتان نشسته اید و سوءتفسیر کرده اید.

2.تثلیث شما ناسازگار با عقل هست، ولی عقل دلیلی علیه وجود جن ندارد، و فقط نمی تواند وجود جن را ثابت کند.


نوشته اصلي بوسيله jaleel2007 نمايش نوشته ها
چند تا چیزی را نام ببرید که تو اسلام باید ایمان بیاوری تا بفهمی ؟
چنین چیزی در اسلام وجود ندارد.

در اسلام یا عقل تو می تواند مسئله را بفهمد و می فهمی(مثل وجود خدا)، یا عقل تو نه می تواند بفهمد و نه می تواند رد کند، پس اگر کلام خدا امر کرده باشد، می پذیری(مثل وجود جن) یا اینکه با عقل ناسازگار هست و رد می کنی.(مثل تثلیث)

والسلام علی من اتبع الهدی


66 out of 100 based on 31 user ratings 506 reviews