تـبـار پـیـامـبـران


تـبـار پـیـامـبـران



تـبـار پـیـامـبـران
دین یهود و مردمی که از آن پیروی می کرده اند ، چه سر گذشتی داشتند و از کجا

ریشه گرفتند؟

در کتاب « مجموعه مقالات ( محمد معین ) » می خوانیم :
{ در اسناد تمدن « آنشان » ( ایلام ) دیده شده که برخی اشخاص دارای نام

« هابیل » هستند. }
[ مجموعه مقالات ( محمد معین ) ▬ مهدخت معین ▬ جلد دوم ▬ سال 1367 ▬ صفحه ی 164 ]

همچنین نام های « شـیـث » و « خنوخ = اخنوخ » ( پسر و نوه ی حضرت آدم ) ، آشکارا

نام های ایرانی هستند. در زبان انگلیسی « خنوخ » را " Enoch " می گویند که همان

« انوش = انوشا » است.

واژه ی « شـیـث » نیز گویش دیگری از واژه ی پارسی « شـیـد » ( به معنی " تابش " )

می باشد که در نام های ایرانی بسیار به چشم می خورد. مانند : « جمشید » ،

« فرشید » ، « خورشید » ، « مهشید » و ... .

همین واژه است که در زبان عربی به واژه ی « سـیـد » به معنی « آقا » تبدیل شده است.

در کتاب تورات ، نام « قابیل » به گونه ی « قائـن » آمده است و درخور نگرش این که

در « خراسان » منطقه ای به نام « قائنات » به مرکزیت شهر « قائن » داریم.

در تورات اشاره شده که « قابیل » به سوی « خراسان » کـوچ کرد :
{ پس « قائن » ( قابیل ) از حضور خداوند بیرون رفت و در زمین « نُـود » به طرف شرقی

« عدن » ساکن شد. « قائن » زوجه ی خود را شناخت ؛ پس حامله شده « خنوخ » را زایید

و شهری بنا کرد و آن را به اسم پسر خود : « خنوخ » نام نهاد. }
[ 18 - 5:16 ]

در مناطق خراسان بزرگ، شهرهایی بوده اند که نام هایی همانند و هم ریشه

با « نُـود » داشته اند :
▬ نَـوُه = غزنه.

▬ نویدک = بخارا.

▬ نویده = بلخ.

بر پایه ی برخی روایات ، شهر « خنوخ » را می توان همان « بلخ » دانست :
{ در مشرق زمین ، ناحیه ای است که آن را « بلخ » می گویند ... و دومین شهر دنیا است.

قبل از آن تنها شهر « اوق » بوده که آن را « آدم » علیه السلام در « هـنـد » ( خوزستان )

ساخت. بعد از آن « بلخ » است که قابیل کشنده ی هابیل ساخته است. و اگر نه آن بود

که قبر هابیل در میدانی است که آن را « میدان گشتاسب » نامند. هر آینه ، عذاب ،

مردم این شهر را فرا گرفتی ؛ لکن خداوند به واسطه ی حرمت این تربت پاک ، بلا را از این

شهر بگرداند. }
[ خراسان بزرگ ▬ احمد رنجبر ▬ سال 1363 ▬ صفحه ی 110 ]

بنابراین می توان گفت که تمامی پیامبران یهود ، از تبار « ایرانی » هستند ؛ یا به

بیان دیگر ، این ها همان « پادشاهان ایران » می باشند که در اساتیر یهودی به « پیامبر »

تبدیل شده اند.

در کتاب « تاریخ تبری » آمده است که :
{ این زبان « پارسی » از قدیم باز دانستند. از روزگار « آدم » تا روزگار « اسماعیل پیغمبر » ،

همه ی پیامبران و ملوکان روی زمین ، به « پارسی » سخن گفتندی. }
[ مرز مزدایی ▬ امید عطایی فرد ▬ سال 1386 ▬ صفحه ی 15 . به نقل از کتاب
« تاریخ تبری » ]



---------------------------------- پیامبران ایرانی
تـبـار پـیـامـبـران



نهی از منکر" روحانیون ترکیه به زنان در سواحل توریستی(+عکس)

1:

قائن با قابيل تفاوت دارد در روايات اسلامي آمده كه قائن قاتل قابيل بوده .(انتقام از خون هابيل)


حکم استعمال مواد مخدر؟

2:

من بر پايه « تورات » فرمودم.


اوقات شرعی ماه رمضان (تیر و مرداد 93)


سه روز آخر ماه شعبان و ثواب های بیکران

3:

درود
آيا از آذر عمايشان حضرت ابراهيم اطلاعات صحيحي داريد؟
آيا ايشان هم پارسي بودند؟


عرفان نظری در اسلام

4:

درود.

نام پدر حضرت ابراهیم = « تارح » و « تارخ » ضبط شده ، اما در متون اسلامی و ایرانی :

« آزر » ثبت گردیده هست.


طبق این حدیث چگونه دشمنان حضرت علی رضی الله می شوند ؟
بدون شک « آزر » با « آذر » و « آتر » هم ریشه بوده و یک

اسم « پارسی » هست.


آیا اکثریت مردم جهان، به جهنم می‌روند؟
در زبان پارسی باستان : « آتـر » ، در اوستایی : Atar ، Atere

و « آتـهـر » ( Athr ) هست.


معرفی فرقه کلامی ماتریدیه
هرگاه تلفظ اَوِستایی « آتهر » با همه ی حروف خوانده شود

و مقلوب گردد ، با « تاره » و « تارح » قابل ارتباط بوده ، معنی « آذر » از اون برمی آید

که خود گویای بستگی خاندان حضرت ابراهیم به اقوام آریایی و ایرانی الاصل بودن نیاکان

و خود اوست.

اگر چنان که مشترکات دینی و آیینی و اساتیری ایران باستان و یهود نیز

بر این امر اضافه کرده گردد و مورد مقایسه برنامه گیرد ، دانسته خواهد شد که در روزگاری نه چندان

دور ، ایرانیان باستان و یهودیان از یک آبشخور فرهنگی سیراب می گشتند و باورهای

یکسانی داشته اند که پس از مهاجرت حضرت ابراهیم از ایران و ورود به فلستین ، و

آشنایی دو قوم یهود و کنعانیان، باورهایی از ساکنان کنعان به شعایر یهود اضافه کرده گشت...
[ ایرانیان یهودی ▬ علی اصغر مصطفوی ▬ سال 1369 ▬ 17 و 18 ]

5:

يك دنيا تشكر جالب بود.
در متون اسلامي آمده هست:
پدر ابراهيم تارح و به نوح(ع) می‌رسد.

آزر، عمو یا پدر بزرگ مادریش، منجم نمرود، وزیر مشاور (یا صدر اعظم) او و در جایگاه رهبری بت‌پرستان بوده هست.(پاسخگو)

6:

درباره ی"پدر" و "عمو"ی حضرت ابراهیم این دیدگاه نیز وجود دارد که « تارح » : پدر ابرهیم

و « آزر » : "سرپرست" و "لـله"ی او به شمار می رفت و شاید هم « آزر » : مخفف

واژه ی « آلـعاذار » یا « آل آزر » بوده باشد.


7:

بسم الله و له الحمد
تبار پیامبران اونگونه که در روایت های اسلامی و نیز عهد عتیق و جدید یهودیان و مسیحیان آمده بیشتر به افسانه می ماند و بیشتر اونها توسط یهودیان و مسیحیان نومسلمان در دوره خلافت اولی و دومی وارد تفاسیر قراونی شده هست! تنها متن قابل اعتماد سخن خداست (= قراون)و اون نیز احتیاج به مفسر راستین یعنی ائمه و در وقت ما امام وقت هست که از نظرها غائب هست.

در بین پیامبران تنها شخصی که وجود تاریخی او به اثبات رسیده حضرت محمد (ص) می باشد!(به طور مثال نامه ارسالی او به مقوقس بزرگ اسکندریه مصر هنوز در موزه توپقاپی هستانبول موجود هست و دیگر وجود قراون که در 212 جای اون اشاره به اسامی دهگانه پیامبر اسلام شده هست و در 332 مورد با ضمیر «قل» یعنی بازگو به پیامبر اشاره شده هست! و...

) پیامبران دیگر قراون و نیز پیامبران بنی اسرائیل و آورندگان دینهای شرق آسیا و ایران قدیم ( مثل زردشت ، بودا و...) همگی اشخاصی روایی هستند و نه تاریخی ! یعنی وجود هیچکدام را متون هموقت مستقل تائید نمی نماید! به طور مثال بر مبنای روایاتی که از پیامبر اسلام در دست هست، او می فرماید: وقتی که اجداد مرا تا «قریش» شمردید ، دست نگه دارید و بالاتر نروید! اما بر پايه قراون مسلم هست که اسماعیل بن ابراهیم(ع) جد بزرگ پیامبر اسلام هست! اما اینکه اسماعیل چند نسل قبل از قریش می زیسته ، همه این تبارنامه ها حدس هست تا واقعیت ! غیر تاریخی بودن پیامبران قبل از پیامبر اسلام را به بررسی می نشینیم !
1)عیسی ناصری : تاکنون هیچ نوشته هموقت با این عیسی بدست نیامده که وجود تاریخی او را مسلم بدارد! و اینکه او در 29 میلادی مصلوب شده (در وقت امپراظوری تیبریوس ) همه گمان هست و بس!
2) موسی بن عمران : تاکنون هیج فرعونی (از فراعنه مصر قدیم که تاریخ سلسله های اونها که از حدود 5000 سال قبل در مصر حکومت نموده اند،در 200سال اخیر خطشان رمزگشایی و تا حدی خوانده شد! ) که در پی تعقیب موشه (در تلفظ یهود اروپا!)و پیروانش در دریا غرق شده باشد ، یافت نشده هست!
3)ابراهیم(ع): بر پايه روایات او بتهای بت پرستان عراق را شکست و سپس از سوزانده شدن نجات یافت و به سمت شام و مصر همراه برادرزادش یعنی لوط و خانواده هایشان کوچید و به دستور الهی پسر بزرگش اسماعیل و مادرش را در بیابان مکه رها نمود و عاقبت همراه اسماعیل محل کعبه را یافت و اونرا دوباره ساخت! ابراهیم (ع) عاقبا در «الخلیل»(هبرون) دفن شد!
4)نوح(ع): که جد بشر امروزی می باشد و وجود طوفان در وقت او مسلم انگاشته می شود ولی هیچ مدرک تاریخی قابل دفاعی برای وجود او وطوفان در دست نیست! طبق تحلیل مولف بر پايه نکات رمزی قراون قوم نوح در یک بازه طولانی 106 هزار تا حدود 70000 ساله می زیسته!
وسلام علی المرسلین و الحمد لله رب العالمین !
محمدصالح آبک - 21/4/92

8:

اگر تنها سند قابل اطمینان : « قراون» هست ، پس چرا در وجود دیگر پیامبران ، تردید دارید؟!

فرموده اید که :
در بین پیامبران تنها شخصی که وجود تاریخی او به اثبات رسیده حضرت محمد (ص) می باشد
آیا وجود « زرتشت » ، اثبات شده نیست؟!

« پروفسور کاتراک » و « رکن الدین همایونـفرخ » وقت سرایش « گاتها » را چیزی در حدود

" 10000 " ( ده هزار سال پیش ) می دانند.

تمامی پژوهشگران ، اشاره نموده اند که

« خط و زبان اوستا » ( به ویژه گاتها ) از قدیمی ترین خط ها و زبانهای جهان هستند.

در نوشتارهای گوناگون ( چه ایرانی ، چه غیر ایرانی ) بارها و بارها نام « زرتشت »

آمده هست.


9:

با درود.
تو داستان اخراج آدم از بهشت،مار به شيطان كمك مى كنه.
تو داستان قتل هابيل به دست قابيلم،قابيل روش دفنو از كلاغ ياد مى گيره.
كلاغ و مار هر 2 حيوانات مقدس مهرپرستا هستند.جالبم اينه كه طبق نوشته هاى مورخين سده هاى اول اسلام،قابيل اولين آتش كده رو مى سازه.
اگه توجه كنين قابيل قبل از دوران زرتشته.پس قطعا آتش كدش مال مهرپرستاست.
شما خودتونم داريد ميگيد از آدم تا نوح ايرانى بودن.
الاون آيا ميشه فرمود قابيل مهرپرست بوده؟ولى حضرت آدم و هابيل دينى غير از مهرپرستى؟

10:

درود بر شما.

در بین آیین های ایران باستان ، اونچنان شباهت هایی هست که به راستی

گاهی اوقات ، انسان ، سر در گم می ماند که : کدام ، کدام هست!

سنت « ستایش خورشید » و « ستایش آتش » ، از دیرباز ( حتی قبل از آیین های

میترایی و زرتشتی ) در میان ایرانیان ، وجود داشته.

به بیان دیگر ، این دو آیین ،

تکامل یافته ی همان اعتقادات بسیار بسیار دور ایرانیان هستند.

به همین دلیل هست که هرچه در اساتیر ایران به عقب می رویم ، باز هم این اعتقادات

را می بینیم.


11:

درود گرامی
آیا وجود نام پیامبران در عهد جدید و قدیم که از اون ها به عنوان پیامبر و مرتبط با وحی نام برده شده و مقدس بوده و هستند و آیینی تاسیس کرده اند و از اشخاص افسانه ای جدا شده اند(تقریبا) , نمی تواند دلیل بر وجود این اشخاص از لحاظ سند تاریخی باشد؟

12:

از لحاظ تاریخی خیر اما چون مسلمانیم،این موضوع را قبول می نماییم.


13:

سلام گرامی
می دانم که تعداد و نام پیامبران را تعبدا می پذیریم...
اما چون jamshidkiani فرمودند که چون نام زرتشت در متون تاریخی آمده پس از لحاظ تاریخی نیز قابل اثبات هست...
پس چرا در مورد عهد جدید و قدیم اینطور نیست؟

14:

سلام بزرگوار.
از زرتشت سروده هایی با نام گات ها باقی مانده که وجود او را اثبات می کند اما فکر نمی کنم از دیگر پیامبران که اسمشان در قراون و عهد جدید و قدیم آمده،به جز اندکی کتابی بر جا نمانده.


15:

آیا این سروده ها دارای اسناد پیوسته هستند که حال قابل مقایسه با اناجیل و تورات نباشد؟
که در نتیجه سند تاریخی محسوب شود؟

16:

آیا اناجیل و تورات ها متعلق به همه پیامبرانند؟فکر کنم تنها برای برخی پیامبران یهود و مسیحی اند نه همه پیامبران.


17:

مهم نیست...برخی از اونها هم باشد کفایت می کند...
ایا گات ها دارای سند پیوسته هست؟
فرق تورات ها و اناجیل با گات ها از نظر سند تاریخی چیست؟ که مانع از اون می شود که پیامبران نامبرده در اون دارای سند تاریخی نباشد؟

18:

برای گاتها هیچ سندیت تاریخی وجود ندارد.

ضمناً یکی از دوستان فرمودند که خط اوستایی یکی از قدیمی ترین خط های جهان هست.

به نظرم این درست نیست.

چون دین دبیره پس از هط بابلی و آرامی و ...

ساخته شد.

در واقع حتی سپس خطوط مشتق سامی اختراع شد.

چندان هم قدیمی نیست.

به قول مری بویس چون ایرانیان نوشتن رو یک عمل اهریمنی می دونستند از این کار پرهیز می کردن.

بعدها مجبور شدن آموزه های خودشون رو بنویسن تا نابود نشه .



اما تبار پیامبران ...
وجود ریشه های مشترک در الفاظ و اسامی میتونه به این خاطر باشه که ایرانیان و اقوام سامی با هم ارتباط فرهنگی داشتند .

نه اینکه لزوماً یکی بوده باشند.


19:

در گات ها از میان خدایان و شبه خدایان،تنها نام جمشید آمده و اگر از شباهات میان اسطوره ها گذر کنیم،جمشید می تواند ساخته ذهن بشر هم باشد.
نکته دیگر در مورد وقت اساتیر این هست که اگر در کتب مذکور،ویژگی هایی نیز برای دوران فرد آمده باشد و با اطلاعات ما درباره دورانی سازگار باشد،می توان به نحوی او را قبول کرد.


20:



اناجيل و تورات مگه اصلا چي هستند كه بخوايم حالا هر چيزي ديگه رو با اونا مقايسه كرد
صرفا يه ........

تحت عنوان كلام خدا هستند كه كساني تحت نام پيامبر اونا رو نوشتن
اصلا حدا چه احتياجي داره حرفش رو بگه كسي ديگه اونو بنايشانسه كه بشه براحتي جعلش كرد
خدا اگه ميخواست با انسان حرف بزنه راحت ميتونست اينكار رو بي واسطه انجام بده اصلا چه احتياجي به واسطه هست اين وسط
124000 پيامبر به تعبير دوستان تا بحال براي بشر اومده نتيجه چي شده هيچ
امت قرن بيست و يكم در حال پرستش شيطان هستند اينه نتيجه اين همه پيامبر كه اومده

21:

ممنون بابت توضیحتون...
یعنی داشتن سند پیوسته مهم هست...و همینطور ویژگی هایی که ذکر کردید.
اما گات ها دارای سند پیوسته نیست...چه رسد به اینکه به ویژگی های بعدی اون توجه شود!درسته؟
اگرنه بیشتر توضیح دهید.

22:

درود
نام انجیل و تورات در قراون کریم آمده هست...به همین دلیل برای بنده مهم هست.
لطفا خلط مبحث نکنید...
شما ابتدا باید به کتب اثبات وجود خدا رجوع کنید.
سپس به مباحث ذات و صفات الهی برسید.
و بعد در مورد ادیان تحقیق کنید...
اونگاه می توانید دریابید چرا این کتب را با هم مقایسه می کنیم!!!
صرفا از لحاظ تاریخی بررسی می کنیم.
به شبهاتی که مطرح کردید جواب نمی دهم چون تاپیکی مجزا می طلبد.
والسلام علی من اتبع الهدی

23:



خلط مبحث چيه عزيز من
اتفاقا خيلي به نكته مهمي اشاره كردي
اگه تورات و انجيل در قراون اومدن پس اونا تاييد ميشن درسته
بدون هيچ سفسته و به قول خودتون خلط مبحث يك كلمه جواب بدين آري يا نه؟

24:

بله تورات و انجیل نازل شده تایید می شوند.(در قراون)

25:


ديدي خودت خلط مبحث ميكني
هستاد اينكار هم هستيد ....
تورات و انجيل نازل شده ......حالا علم غيب خدا يادش رفته انگار تو وجودمون بذاره كه بفهميم كدوم كتاب به قول شما آسماني نازل شده هست ادعايي كه هر كتابي براي رد كتاب ديگه بهش اشاره ميكنه و اون عنوان تحريف شده هست همين ادعا رو بقيه مذاهب هم راجع به قراون دارند....

اصلا ولش كن شما كي مال بحث كردن هستيد

26:

خلط مبحث نیست...
پاسختان را عقلانی و قراونی دادم.
يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ لاَ يَحْزُنكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ مِنَ الَّذِينَ قَالُواْ آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِن قُلُوبُهُمْ وَمِنَ الَّذِينَ هِادُواْ سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ لَمْ يَأْتُوكَ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِن بَعْدِ مَوَاضِعِهِ يَقُولُونَ إِنْ أُوتِيتُمْ هَذَا فَخُذُوهُ وَإِن لَّمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُواْ وَمَن يُرِدِ اللّهُ فِتْنَتَهُ فَلَن تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللّهِ شَيْئًا أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللّهُ أَن يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ
اى پيامبر كسانى كه در كفر شتاب مى‏ورزند تو را غمگين نسازند [چه] از اونانكه با زبان خود فرمودند ايمان آورديم و حال اونكه دلهايشان ايمان نياورده بود و [چه] از يهوديان [اونان] كه [به سخنان تو] گوش مى‏سپارند [تا بهانه‏اى] براى تكذيب [تو بيابند] و براى گروهى ديگر كه [خود] نزد تو نيامده‏اند خبرچينى [=جاسوسى] مى‏كنند كلمات را از جاهاى خود دگرگون مى‏كنند [و] مى‏گايشانند اگر اين [حكم] به شما داده شد اون را بپذيريد و اگر اون به شما داده نشد پس دورى كنيد و هر كه را خدا بخواهد به فتنه درافكند هرگز در برابر خدا براى او از دست تو چيزى بر نمى‏آيد اينانند كه خدا نخواسته دلهايشان را پاك گرداند در دنيا براى اونان رسوايى و در آخرت عذابى بزرگ خواهد بود.
متن قراون, سوره: المائدة, از آيه 41 تا آيه 50
اثبات تحریف قراون بردوش مدعی اون...!!!(تاکنون اثبات نشده هست)!
با هستفاده از عقل و منطق و تاریخ می توان پی برد کدام یک تحریف شده یا خیر...
والسلام علی من اتبع الهدی

27:

1_در کتاب دینکرد اشاره شده که 21 نسک از اوستا در دوران ساسانی وجود داشته.
7تای این نسک ها رو گاثانیک می فرمودند و مال خود زرتشت می دونستند.
2_در سروده ای از ریگ ودا به نام گات ها اشاره شده و در بخش های دیگر ریگ ودا نیز انگار اندیشه های زرتشت دخیل بودند.
3_مورخین مسلمان زرتشت رو آورنده اوستا می دونستند و همان طور که می دانیم کهن ترین بخش اوستا هم گات هاست.
4_از متن گات ها مشخصه که گوینده در واقع خود زرتشته.البته در دیگر نقاط اوستا هم چنین چیزی وجود داره ولی چون اندیشه های داخل گات ها با اندیشه های زرتشتی ساسانی فرق داره،احتمالا این سروده ها مال خود زرتشته.


28:

بسم الله و له الحمد
ببخشید که مدتها از وقت نوشتن این مطالب گذشته و من تازه این مطالب را دیدم و در بحث بین امیر افشار و مدیریت سایت که فضولی می کنم .

به نظر کارشناسان اوستا(که قدیمی ترین قسمتش گاثها هست)و عهدین (اسفار تورات و انجیل ها و دیگر کتابهای ضمیمه) و بر پايه دلایل عدیده تسلسل تاریخی بین این نوشته ها و پیامبران صادر نماينده اونها نه تنها یافت نشده بلکه انفصال ها و نقطه چین های زیادی بین وقت این پیامبران و قدیمی ترین نسخه های موجود این کتابها وجود دارد .( فقط در مورد اسفار تورات توان فرمود : حضرت موسی حدس زده شده که بیش از 3200 سال قببل می زیسته !- اما در حمله بخت النصر به فلسطین در حدود 2600 سال قبل تمام نسخه ها ی تورات نابود شد.

عزرا نامی درحدود 2450 سال قبل ! از حافظه ها دوباره این نسخه ها را نویساند ! - اما قدیمی ترین نسخه موجود از تورات در غارهای در بحرالمیت تصادفاً یافت شد که متعلق به حدود 2050 سال قبل هست و خنده دار اینکه این نسخه ها نیز اختلافاتی با نسخه های موجود یهودیان و مسیحیان دارد) لذا از این مجمل باید فاتحه تسلسل تاریخی داشتن منابع یهود ، مسیح و زردشتی ( و بودایی و غیره ) را خواند.


همانگونه که در مطلبی که مدتها قبل آوردم تنها متنی که وجود تسلسل تاریخی اون تا وقت پیامبر اسلام ( از نظر لفظ و نه معنا!) به اثبات رسیده ، قراون می باشد.

ضمناً نظر قراون در باره کتب آسمانی قبل از خود چیست؟ که باید تحقیق جامع آیت اله مظاهری نموده اند ، خوانده شود! وسلام علی المرسلین و الحمد لله رب العالمین صالح آبک 4/ 1 / 94

29:

درود.
http://forum.hammihan.com/thread99703.html
پژوهشگران بر این باورند که در تاریخ با چند زرتشت روبرو هستیم.

برای نمونه سوئیداس مورخ کهن درباره دو زرتشت مینویسد که زرتشت دانای ماد و پارس، پنجهزار سال پیش از جنگ ترویا میزیست اما زرتشت اخترشناس در وقت نینوس بود.

وی وقت نینوس را هزاروهشتسد ق.

م میداند که کمابیش برابرست با گاهشماری هستاد بهروز.

از سوی دیگر مورخی قدیمی به نام کلمانس نوشته که نینوس تلفظ و خوانش یونانی نمرود هست… بدین گونه جامعه زرتشتی هم اکنون تاریخ ابراهیمی را به کار میبرد زیرا ابراهیم هموقت با نینوس یا نمرود بوده و جالب اینکه لقب زرتشت نیز داشته هست.

پیمبر براهیم بود اون وقت بدش نام زرتشت از آسمان (اسدی توسی: کرشاسپ نامه)



نام پدر حضرت ابراهیم در تورات تارح و تارخ ضبط شده اما در متون اسلامی و ایرانی آزر ثبت گردیده هست.بدون شک آزر با آذر و آتر همریشه بوده و یک اسم پارسی هست.در زبان پارسی باستان:Atar در اوستایی:Atere،Atar و آتهرAthar هست.هرگاه تلفظ اوستایی آتهر با همه حروف خوانده شود و مقلوب گردد،با تاره و تارح قابل ارتباط بوده،معنی آذر از اون برمی آید که خود گویای بستگی خاندان حضرت ابراهیم با اقوام آریایی و ایرانی الاصل بودن نیاکان اوست.اگر چنان که مشترکات دینی و آیینی و اساتیری ایران باستان و یهود نیز بر این امور اضافه کرده گردد و مورد مقایسه برنامه گیرد،دانسته خواهد شد که روزگاری نه چندان دور،ایرانیان باستان و یهودیان از یک آبشخور فرهنگی سیراب می گشته اند و باورهای یکسانی داشته اند که پس از مهاجرت حضرت ابراهیم ایران و ورود به فلستین،و آشنایی دو قوم یهود و کنعانیان،باورهایی از ساکنان کنعان به شعایر یهود اضافه کرده گشت که حتی نبی های قوم یهود بعدها برای برانداختن اون باورها مبارزات بسیاری را آغاز نمودند که در سرتاسر تورات مندرج هست.(ایرانیان یهودی،رویه 17 و 18)

30:

بسم اله و له الحمد
طبق نظر شما باید حضرت ابراهیم ( قراون؟ یا تورات؟) همان زرتشت ( یا حداقل یکی از چند زرتشت ها؟) باشد؟ ولی همان طور که در قبل نیز آوردم ، شما اول از منظر تاریخی ( و نه دینی که چون نام ابراهیم در قراون آمده پس او بوده هست؟) باید طبق اسناد هم وقت از 3800 سال قبل(مثل سنگ نوشته ، وقفنامه ، سکه و مانند اون ، وجود چنین شخصی را ثابت نموده ، اونگاه او را معادل فلان شخص می دانستید!) درست مانند مقایسه رستم و داریوش ، که طبق سنگ نوشته ها و سکه ها در وجود تاریخی شخصی به نام داریوش [ساه]شکی نیست ولی در وجود شخص رستم پهلوان شک وجود دارد/
وسلام علی المرسلین و الحمد لله رب العالمین صالح آبک - 7/ 7/ 94

31:

قبلا در جستار مذکور در این مورد بحث کرده ام.
متاسفانه الاون وقت ندارم.
اگر موقعيت دارید می توانید به همان جستار مراجعه کنید.



72 out of 100 based on 37 user ratings 62 reviews