اندیشه و دیدگا ههای امام خمینی (ره)


اندیشه و دیدگا ههای امام خمینی (ره)



سیره ی امام خمینی
در عصری که جلوه ها و جاذبه ها و هیاهوی الگوهای غربی ،جامعه بشری را مورد

هجوم بی امان خود برنامه داده است و در غوغای دنیا گرایی،رد پای معنویات گم شده

است ،لازم است با معرفی الگوهای فضیلت و کمال ،چگونه بودن و چگونه زیستن را

به یکدیگر بشناسانیم .

"بی شک یکی از ناب ترین الگو ها در عصر حاضر که مجموعه ای از صفا و پاکی ،خدا

جویی و وارستگی ،خلوص و خشیت ،رضا و استقامت ،آگاهی اجتماعی و باطل ستیزی ،

حق خواهی و .....را در خود جمع نموده بود ،رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران حضرت

امام خمینی بود .مردی از تبار حماسه و از قبیله ی خورشید که آوای کفر شکن و

نهیب ستم سوزش بر صحیفه ی تاریخ نقش بست ،هم او که جلوه ای از ذوالفقار

شب شکاف علی (ع) را با جرقه ای از مناجات شبانه او به ارث برده است ."

ان عزیز صاحب ویژگی های منحصر به فرد بود که به اعتراف دوست و دشمن ،تحولی ژرف و عمیق در میان مسلمانان کشورهای اسلامی و به ویژه جوانان تشنه ی حق و عدالت ایجاد کرد و اورا به عنوان "اسوه ای حسنه " برای همه ی انسانهای حق طلب در عصر تمدن فریبنده ی غرب مطرح ساخت .

امیدوارم مطالب این تاپیک برای دوستان عزیز سودمند واقع بشه






حدیث " ثقلین " در منابع اهل تسنن

1:

بهترین لحظات امام

امام در حالی به ایران وارد شدند که شورو شعف بر امت حاکم بود و خودایشان هم تعبیر جالبی در این مورد دارند سپس سخنرانی در بهشت زهرا ،امام اظهار تمایل کردند که به داخل جمعیت بروند .عکسی هم از امام هست که نه عمامه دارند و نه عبا ،ودر وسط جمعیت گیر افتا ده اند .


حجاب اختیاری حق زن ایرانی !
امام فرموده اند:

من احساس کردم دارم قبض روح میشوم .تعبیر امام این بود که بهترین لحظات من همان موقعی بود که زیر دست و پای امت داشتم از بین میرفتم .


واکنش یکی از علمای الازهر(اهل تسنن) - شیخ علی جمعه - به خرابی راس الحسین توسط وهابیت
این نهایت تواضع و خلوص امام را می رساند که اینطور نسبت به امت ابراز احساسات داشتند .

(حجت الا سلام امام جمارانی )

قلبی به وسعت عالم هستی

یک روز همراه شهید حجت الا سلام والمسلمین سلیمی که از برای تقویت روحیه و دیدار از رزمندگان اسلام به جبهه ی جنوب آمده بودند صحبت از خصوصیات امام به میان آمد ایشان فرمود :
چند روز پیش در محضر امام از جسارت ها و اهانت های شیخ علی تهرانی در رادیو
بغداد مطالبی به عرض امام رسید که این خبیث خیلی به شما جسارت میکند .
صحبت ما که تمام شد اقا فرمودند :
اتفاقا چند روز قبل من به یاد ایشان بودم و برای او دعا می کردم .امام حتی نسبت به هدایت مخالفان و دشمنان تا اینقدر احساس دلسوزی می کردند .
(غلامعلی رجائی)






ورود ضریح جدید امام حسین(ع) به کربلا + عکس

2:

jaleb bod


حقوق مسلمانان ، شیعه ، سنی ...

3:

کرامتی از حضرت امام

در مسافرت مشهد مقدس ،اخلاق پدرانه ای نسبت به ما مبذول داشتند که هر وقت یادمان می آید ،شرمنده ی ان روزگاریم که در خدمتشان در ارض اقدس مشرف بودیم .
در ان وقت قسمتهایی از ایران ،زیر نظر دولتهای روسیه و امریکا و انگلیستان بود .
وقتی از ارض اقدس بر میگشتیم ،بین راه روسها برای بازرسی ،جلوی ماشینها را گرفتند .همگی پیاده شدیم و چون امام از اول تکلیف مراقب تهجد و نماز شب بودند ،انجا هم وسط بیابان و آبی وجود نداشت .
یک وقت نگاه کردیم دیدیم آبی جاری شد .


سالروز ابلاغ نامه تاریخی امام خمینی(ره) به گورباچف
ایشان آستین بالا زد و وضو گرفت .

نفهمیدیم که سپس نماز ایشان هنوز آب بود یا نه!به هر حال ما در اون سفر چنین کرامتی از ایشان دیدیم .
(ایت الله شهید صدوقی)


دینداری کودکان

4:

پس تعبیر قبض روح یعنی بهترین لحظات ؟!




اویس قرنی

5:

رعایت حقوق همسر

همیشه در اتاق جای بهتر را به من تعارف میکردند.تا من نمی امدم سر سفره خوردن غذا را شروع نمیکردند .

به بچه ها هم میفرمودند :استقامت کنید تا خانم هم بیایند .

احترام مرا نگه میداشتند و حتی حاضر نبودند که من در خانه کار کنم .

همیشه به من میفرمودند :بلند شو ،تو نباید بشویی.
روی هم رفته باید بگویم که حضرت امام ،جارو کردن و ظرف شستن و حتی شستن روسری بچه ی خودمان را هم وظیفه ی من نمیدانستند و اگر به جهت نیاز ،گاهی به این کارها دست میزدم ناراحت می شدند و اون را به حساب نوعی اجحاف نسبت به من می گذاشتند .
حتی وقتی وارد اتاق میشدم ،به من نمیفرمودند درب را پشت سرتان ببندید ،استقامت میکردند تا بنشینم و بعد خودشان بلند میشدند و در را می بستند .
(همسر امام )

6:

البته نه برای هرکسی

7:

vala az agha porsidan hala ke baad az 13 al omadid iran ehsaseton chiye goftan hichi
inam az ajayebe

8:

به کوری چشم شاه
خمینی رفته به ماه

ما هنور همان امتیم ؟

کرامات عجیبی میشنویم که شبیه دیگر معجزاتیست که بر بندگانی قبل تر هم بسته اند .

دست دیوید کاپر فیلد امریکایی را این معجزات از پشت بسته .

از دیگر کراماتشان همان بس که رزیم پس از سالیان سال جرات پخش کامل
فرمودار ایشان در بهشت زهرا در بدو ورودشان را ندارد .
شاه بهمان کرد وما فلان میکنیم و
الی آخر
برای شنیدن این فرمودار شیرینشان همانا باید در سایتهای ضد اسلام جستجو کرد .
که فرمودار بعد و مابعد ایشان خودش کتاب حلیتن المتقین دیگریست .


9:

bande nazaram in bod ke ishoan aslan baraye keshvaresho mardomesh arzesh ghael nabode ke in harfo zade eshtebah nashe yevaght

10:

پس تنکسمو پس میگیرم .
چون خیلی برداشت بیربطی داشتید .

11:

مگر ایران قبل از امام خمینی هم هستقلال داشت یا اینکه امت ازاد بودن
بیچاره برو یکبار قبر امام را از نزدیک زیارت کن و ببین همون ادمی که فرمود هیچ احساسی ندارم در مابین امت ایران که همه حداقل از تو فهمیده ترند چه مقامی دارد
یا اینکه فکر میکنی تو تنها مغز متفکری که توی ایران بوده

12:

mamnon msiham

13:

نظمی عجیب

نظم در ترتیب زندگی امام در پاریس حتی روی برنامه و کار پلیس های فرانسه هم اثر گذاشته بود .

من از داخل پنجره ی اتاقی که در منزل امام بود میدیدم که هنوز در منزل امام باز نشده انها از ماشینها پیاده میشدند تا امام را بدرقه نمايند .

پلیس ها چند بار به برادرها فرموده بودند ما اگر ساعتمان گاهی عقب و جلو باشد از روی تنظیم وقت امام برای نماز ،ساعت صحیح را میتوانیم بفهمیم و این نظم برای انها خیلی عجیب بود .
(مرضیه حدیده چی/دباغ/)


شب تولد جضرت مسیح

شب تولد حضرت عیسی (ع) امام پیامی را برای تمام مسیحیان جهان دادند که خبرگزاری ها پخش کردند .

در کنار این پیام به ما دستور دادند هدایایی را که برادران از ایران آورده اند و معمولا گز و آجیل و شیرینی بود،بین اهالی نوفل لوشاتو تقسیم کنیم .

ما این کار را انجام دادیم و در کنار هر بسته یک شاخه گل برنامه دادیم .


چند جا که رفتیم احساس کردیم برای کسانی که در غرب اثری از این عاطفه ها و محبت ها حتی در بین فرزندان و پدران خودسراغ ندارند ،بسیار عجیب هست که شب میلاد حضرت مسیح (ع) یک رهبر ایرانی که غیر مسیحی هست ، اینقدر به اونها نزدیک هست و احساس محبت میکند .

از جمله خانمی بود که وقتی هدیه امام را گرفت چنان هیجان زده شد که قطرات اشک از چهره اش فرو ریخت .

(حجت الا اسلام علی اکبر محتشمی )

14:

درود.
فردا هم مصادف هست با شهادت شهید دکتر چمران که یکی از دلدادگان خمینی بود.


به راستی خمینی یاران بزرگی داشت.

حتی بنده که دلداده خمینی نیستم نمی توان عظمت و بزرگی خمینی را انکار کنم.



به هر حال ایشان به عنوان رهبری امتی توانستند یک انقلاب را رهبری کرده و نظام شاهنشاهی را به جمهوری مبدل.

کار آسانی نیست!!!

در این رستا بزرگان زیادی همکاری کردند.


بجز شریعتی به عنوان معلم انقلاب افراد بزرگی چون شهیدان بهشتی.

مفتح.

مطهری.

رجایی و افراد بزرگی چون طالقانی و بازرگان نقش مهم و پايه ی داشتند.



باشد که تاریخ انقلاب ایران پر هست از انسنهای بزرگ با اهدافی عظیم.

حالا چرا انقلاب بدینجا کشیده شد کاری نداریم.

ولی کسی نمی تواند امتی بودن انقلابی که در سال 1357 صورت داد را انکار کند.

مخصوصا اون حرکت خردمندانه خمینی یعنی به رفراندوم گذاشتن انقلاب امتی را.



15:

یخ حوض را می شکستند

یک سال در قم قریب پنج_شش ذرع ،برف آمده بود که سیل آمد و نصف قم را برداشت .در همان موقع و در همان وضعیت ،امام در نیمه شب،از مدرسه دارالشفا به مدرسه فیضیه می آمدند و به هر زحمتی بود یخ حوض را می شکستند و وضو می گرفتند و می رفتند زیر مَدرس مدرسه و در تاریکی مشغول تهجدشان می شدند .


حالا چه حالی داشتند نمیتوانم بازگو کنم .
با حالت خوشی تا اول اذان مشغول تهجدشان می شدند و اوایل اذان می آمدند مسجد بالا سر و پشت سر آقای حاج میرزا جواد اقا ملکی به نماز می ایستادند و بعد بر میگشتند و مشغول مباحثشان می شدند .
میتوانم بگویم که ایشان در بین همنوعانشان در امر عبادت و تهجد،اگر بی نظیر نبودند یقینا کم نظیر بودند .

(آیت الله خوانساری)


تفریحات مشروع داشته باشید

امام به طلبه ها می فرمودند :اگر جوانها زیاد سراغ مستحبات بروند از واجباتشان باز می مانند .حتی می فرمودند :
اون هایی که خیلی مقدس بوده اند به دلیل افراط در این کارها از حوضه علمیه گذاشتند و رفتند .

مقدسی زیاد برای بچه های پانزده وشانزده ساله خستگی آور هست .تفریحات مشروع داشته باشند اما گناه ننمايند .


(آیت الله شهید شیخ فضل الله محلاتی)


16:

حتی شبهه غیبت نشنیدم

من سی سال با هستاد بزرگوارم رهبر عظیم الشان انقلاب بودم ،به جان این شخصیت بزرگوار قسم می خورم مطلبی که شبهه غیبت باشد از ایشان ندیدم ،غیبت که نه ،شبهه غیبت هم ندیدم .
فراموش نمی کنم یک وقت ایشان برای درس فرمودن به مسجد سلماسی آمدند در حالی که نَفَس ایشان به شماره افتاده بود ،فرمودند :
والله تا حال اینقدر نترسیده ام و اضافه کرد:نیامده ام که درس بگویم ،آمده ام که قدری حرف بزنم .
من تقریبا ده پانزده سال درس ایشان میرفتم هیچ وقت یک جسارت از ایشان به طلبه ها ندیدم .

امام در این حالت بود که فرمودند :

اگر علم نداری،اگر دین نداری،عاقل باش و نخواه که هویت انسانیت را به هم بزنی بعد هم به خانه رفتند و تب مالت ایشان عود کرد و سه روز برای تب مالت در خانه ماندند .
همه ی این قضایا برای این بود که شنیده بودند یک طلبه پشت سر یکی از مراجع غیبت کرده بود.امام خودش غیبت نکرده بود بلکه یک طلبه پشت سر یکی از مراجع غیبت کرده اما نَفَس امام به شماره افتاده بود .
(آیت الله مظاهری)

17:

هستارتر گرامي

از مدح و ثنا كه بگذريم ؛ با توجه به اينكه به نظر مياد كه
شناخت نسبي از زندگينامه ايشان داشته باشيد .
ميشود مقداري از نافرموده ها برايمان بگايشانيد .

فرموده ها مثل نقل و نبات در دسترسند .
با توجه به اين اوصافي كه سروديد ؛ يحتمل نميبايستي هيچ نقطه تاريكي
در كنش ومنش ايشان وجود داشته ميبود .
ولي آيا و اقعا همينگونه بوده هست ؟

18:

نافرموده اي در باب ايشان را به تكرار مينشينم كه از قلم ؛
دكتر علي اصغر حاج سيد جوادي هست كه در دوران انقلاب بالاي پنجاه سنشان بوده هست .
دكتراي حقوق و سال ها فعاليت در نشريات داخل كشور در قبل از انقلاب و به ايشانژه كيهان
اون وقت كار ژورناليستي ميكردند .

چندين كتاب هم به چاپ رسانيده اند .
از فعاليتهاي سياسيشان همراهي با مهدي بازرگان عضو كميته حقوق بشر ايران نيز بوده هست .
اين چند روز قبل از سقوط شهرستان تهران و برپايي انقلاب در نشريه اي كه خودشان دران قلم ميزدند .
در تاريخ هفتم بهمن ماه پنجاه وهفت در باب خميني كبير نوشتند .
امام ميايد ؛ با صداي نوح ؛ با طيلسان و تيشه ي ابراهيم ؛ با عصاي موسي ؛ با هيئت صميمي عيسي
و با كتاب محمد ؛ و دشت هاي سرخ شقايق را ميپيمايد و خطبه ي رهايي انسان را فرياد ميكند ...
وقتي امام بيايد ؛ ديگر كسي دروغ نميگايشاند ؛ ديگر كسي به خانه ي خود قفل هم نميزند ؛ ديگر
كسي به باجگزاران باج نميدهد ؛ امت برادر هم ميشوند (البته ايشون از خانمها و خواهر شدنشان
يادي نكرده اند ) و نان شاديشان را با يكديگر به عدل وصداقت تقسيم ميكنند ؛ ديگر صفي وجود
نخواهد داشت ؛ صف هاي نان وگوشت ؛ صف هاي نفت وبنزين ؛ صف هاي ماليات ؛ صف هاي
نامنايشانسي براي هستعمار ؛ و صبح بيداري و بهار آزادي لبخند ميزند .

بايد امام بيايد تا حق به جاي خود
بنشيند ؛ و باطل و خيانت و نفرت در روزگار نماند ....
بي ترديد امروز بخوبي ميتوان درك كرد كه چرا ايشون اين (جاده صاف كن ) درست وقتي كه
تيشه ي همين ابراهيم وقت را در نزديكاي گردن مبارك خايشانش ديدند ؛ همين امام موسي و عيسي و
حامل كتاب محمد و ابراهيم وقت را به صفت فاشيسم متهم كردند و همين كه صداي پاي فاشيسم ديني را شنيدند كه عنقريب هست اين تيشه ي ابراهيمي بر گردنشان نشيند .
از ترس جان از ايران گريختند و ما را در اين مدينه فاضله اي كه
جاده صاف كنش بودن تنها باقي گذاشتند .
و هيچ گاه هم بر نگشتند حداقل از امت ايران زمين بخاطر تصورات خياليشان پوزشي بطلبند .

19:

کاربر محترم azadoraha من قصد دارم تو این تاپیک از سیره ی عملی امام در عرصه ی مسائل فردی و خانوادگی بنویسم که به نظرم خیلی کمتر فرموده شده.

بله شاید بعضی مطالب هم تکراری باشند ولی تکرار و یاد اوری اخلاق و رفتار یک فردی که برای خیلی ها الگو هست امری لازم و ضروری هست

20:

من نمیدونم این مطلب واقعا درسته یا نه؟ولی اگر واقعیت هم داشته باشه چه ربطی به امام داره .ایشون طبق تصوراتشون برای خودشون بریدند و دوختند و چون سیاستهای امام طبق خیالات ایشون نبوده امام را متهم کردند و گذاشتند رفتند .


21:

با درود

اتفاقا بر عكس قضيه ممكنه صادق باشه ؛
اوشون براي ايشون بريده باشند ودوخته باشند .
به قول كارل پوپر
مي شود اينگونه آدميان را پيامبران دروغين ناميد .


اينگونه آدميان كه جمعي پيرو داشته ورهبريت حزب يا جناحي را بر عهده دارند ؛
همانند (دكتر علي اصغر حاج سيد جوادي )

حالا در قسمت سيره عملي رفتار حكومتي
ايشون يا ديگراني
دست بر الگو برداري زده و در ذهنيت خايشانش پرورانده وبالانده و چنان الينه
شده كه چنين تخيل پردازي انجام داده هست .
همچين داده هايي از چنين شخصيتهاي
مبارز و روشنفكر وقته باعث افزايش نسبيت علاقه وعشق بر الگو خواهد شد .
چه بسا كه خود ايشان هم در فرمودار ان موقعشان بسيار صادق بوده اند وبا خلوص قلبي
چنين نگاشته اند .
اما در سيره عملي همان الگايشان مد نظرشان
از تخيلهاي اسبقشان (مدينه فاضله اي با رهبري الگو ) تازه دوزاريشان
افتاده كه نه با حلوا حلوا دهن شيرين نميشود .

حالا شما بگايشانيد
آيا سيره عملي در عرصه سياسي و حكومتي
سنخيتي با سيره عملي در عرصه رفتاري وخانوادگي ندارد ؟
از كوزه همان تراود كه در اوست !

22:

من تعجب میکنم چه طور یک فردی که دکترای حقوق داره انقدر جذب یک شخصیت میشه که میگه اگر او بیاید دیگر کسی دروغ نمیگوید ولی یه مدت بعد همون فرد رو به صفت فاشیسم متهم میکنه و کلا منکر اون حرفها میشه .
از این حرفها میشه نتیجه گرفت که سید جوادی با یک غرض قبلی این حرفها رو زدند و سپس امدن امام سعی کردند که نشون بدهند امام اون رهبری که امت میخواهند نیست .



و اگر هم فرض کنیم هیچ قصدو غرضی در کار نبوده
با این حساب نه تنها امت ایران بلکه امت جهان باید نادان باشند که با اینکه چندین سال از رحلت امام میگذره ایشون رو نشناختند و هنوز هم او را به عنوان اسوه ای حسنه قبول دارند .

اما در مورد سوالتون
امام فرمود:مبارک اون روزی هست که خود را بسازیم و به دنبال اون کشور را .


23:

بد بخت، بیچاره ،کمی تامل کن

قبل از پانزده خرداد 1342بود،رژیم که دیده بود مو ج انقلاب سراسر ایران را فرا گرفته هست ،علما و گویندگان روحانی شهرستان تهران را به ساواک احضار کرده و از انها خواسته بود که حول سه محور شاه ،اسرائیل و اسلام حرف نزنند .

وقتی این خبر به گوش امام رسید،ایشان در سخنرانی روز سیزده خرداد بیش از ده سطر علیه اسرائیل سخن فرمودند :

اسرائیل نمی خواهد در این مملکت روحانیت باشد ،اسرائیل نمی خواهد در این مملکت مسلمان باشد، اسرائیل می خواهد ملت را به خاک و خون بکشد ،اسرائیل می خواهد در این مملکت زراعت را فلج کند ، تجارت را از بین ببرد ...بعد هم خطاب به شاه فرمودند:

بدبخت،بیچاره ،چهل و پنج سال از عمرت می رود،کمی تامل کن.کمی تدبر کن.

من نمیخواهم روزی اگر اربابها بخواهند تو را ببرند ،امت جشن چراغانی نمايند ..


(حجت الاسلام سید حمید روحانی )

24:


اگر اندكي به گذشته برگرديد ؛ اكثر امت ايران (عوام ) اين توصيفات كه چيزي نيستند
بلكه باور داشتند ؛ ايشان در كره ماه عكسشان بر اونها چشمك ميزند (ساده انگاري )....
اما اينكه افراد تحصيلكرده و حتي رهبران حزبي بدين منوال حركت كرده باشند .
دلايل مختلفي ميتونه داشته باشه ؛ كه به يكي از اونها به درستي اشاره فرموديد .
نمونه ديگري كه جذب شخصيت امام شدند ولي بعدا پا پس كشيدند خود
آيت الله منتظري (نايب رئيس ) بودند ؛ ولي آيا ايشان هم غرض ورزي داشتند .



در مورد اون مقبوليت جهاني هم غلو فرموده ايد .


يحتمل بدين گونه نيست .

هر چند تازه اگر بدين منوال هم ميبود ؛ باز دليل بر
درستي نبود .
در مورد شناخت و خودسازي
(اگر منظورتان همان رحم بر يك حشره داخل اتاق هست ؛
يا اينكه مهرباني بيش از حد بر كودكان (نوه ونتيجه هايشان )
آري حق با شماست .
حتي همين رهبر فعليمان هم در ليست بيست جنايتكار و ديكتاتور
جهاني كه در نشريه اي از امريكا هر سال درج ميشود ؛ در جاي سوم ليست
برنامه دارند .


كه البته پايگاه خبري ايلنا به 19 فقره اين ليست پرداخته بود ؛ با قيد حذف شماره سوم )
نوعي تحريف و جعل اين پايگاه خبري وابسته ...


25:

در مورد آیت الله منتظری باید بگم که افرادی که در دور و اطراف ایشون بودند ذهنیت ایشون رو نسبت به امام و مسائل مملکت تغییر داده بودند و خود امام ایشون رو عزل کردند و خطاب به ایبشون فرمودند :شما آدم ساده لوحی هستید ،من به شما توصیه میکنم به مسائل سیاسی عمیق تر بیندیشید .
در مورد محبوبیت جهانی غلو نکرده ام بلکه عین حقیقت را بیان کرده ام اگر کمی بیندیشید میبینید اکثر افرادی که امام را میشناسند چه دوست چه دشمن به اراده و شجاعت و ایمان امام اعتراف کرده اند .

یک مستا جر را نمیشود از خانه بیرون کرد ولی امام کسی بود که توانست شاه مملکت را بیرون کند .
شما نام کاربریتون آزاد و رها هست ولی اگر واقعا آزادانه به دور از هر گونه تعصب به این مساله فکر کنید باز هم همین حرفها رو تکرار میکنید ؟
در مورد خودسازی و جهاد با نفس از سیره ی امام شما فقط همین دو مورد را شنیده اید ؟
اون وقت به من میگویید این حرفها مثل نقل و نبات در دسترس هست و ازنا فرموده ها صحبت شود.
در لیست دیکتاتورها و تروریستها ی نشریه های آمریکایی اگر نام امام خامنه ای نبود اونوقت جای تعجب داشت .

26:

می دانید غیبت چه قدر حرام هست؟

یک بار آقا همه ی اهل خانه را صدا کردند و فرمودند:
من بنا داشتم یکدفعه که همه با هم جمع هستید چیزی برای شما بگویم .بعد فرمودند:شما میدانید غیبت چقدر حرام هست؟فرمودیم بله .

بعد فرمودند:شما می دانید آدم کشتن عمدی چقدر گناه دارد ؟فرمودیم بله .فرمودند:غیبت بیشتر!بعد فرمودند:

شما می دانید فعل نا مشروع و عمل خلاف عفت(زنا)چقدر حرام هست؟فرمودیم بله .فرمودند:غیبت بیشتر.
(زهرا مصطفوی)

27:

مثل همه ی امت زندگی میکردند

یک بار که خداوند رحمان به این بنده توفیق عنایت فرمودندکه به دست بوسی امام تشرف حاصل کنم ،اون در سرمای سوزان در رواق کوچک خانه ی خود روی یک صندلی کهنه نشسته بودندو سرمای آزاردهنده ی جماران دست و صورت ایشان را تقریبا از سرخی به کبودی متمایل ساخته بود.
علت را جویا شدم که چرا وسیله ی گرم نماينده ای در این سرمای سخت و فضای باز نزد ایشان گذاشته نمی شود ؟جواب شنیدم که امام میخواهند با امت همدرد باشند ،و به نمونه ای از این مواسات اشاره کردند که وقتی پوشش امام را به بیت برای شستشو داده بودند ولی شسته نشده بود علت را پرسیدندجواب شنیدند:
هنوز نوبت دریافت کوپن پودر رختشویی برای بیت نرسیده هست و پس از رسیدن شسته می شود.

(حجت الاسلام سید محمد باقر حجّت)



آجرهای ساییده شده

وضع ساده ی منزل حضرت امام در قم در طول زندگی ،حاکی از قناعت ایشان بود و معروف هست که آجرهای پله های حیاط ایشان ساییده شده بود .بنا می گوید:
تعدادی آجر تهیه شود تا اون آجرها ی ساییده شده را عوض کند .

حضرت امام می فرمایند:همان ؟آجرهای ساییده شده را پشت و رو کنید و کار بگذارید .


(آیت الله بنی فضل )




28:

عشق در حکمت شعری امام خمینی (ره)

مکتب عاشقی در مسلک امام (ره)اخص از مکتب اشراقی و عرفانی هست و نسبت
اون نظیر نسبت کعبه و مسجد الحرام هست.

اونکه در کعبه هست،در مسجد هم هست اما هر که وارد مسجد الحرام شد،لزوما به کعبه نرسیده هست .


امام در ضمن ابیاتی همه مسلکها را مورد انتقاد برنامه می دهد و تنها مکتب عاشقی را به عنوان حق مطلق بر می گزیند :

ما زاده عشقیم و فزاینده دردیم

با مدعی عاکف مسجد به نبردیم

با مدعیان در طلبش عهد نبستیم

با بی خبران سازش بیهوده نکردیم

در میکده با می زدگان بیهش و مستیم

در بتکده با بت زده هم عهد چو مردیم

در حلقه خود باختگان چون گل سرخیم

در جرگه زالو صفتان با رخ زردیم

در حوزه صاحبنظران چون یخ سردیم

با صوفی و درویش و قلندر به ستیزیم

با می زدگان ،گمشدگان بادیه گردیم

با کس ننمایم بیان ،حال دل خویش

ما خانه به دوشان همگی صاحب دردیم

(دیوان اشعارص63)

امام در بیتی اشاره می نمايند که تنها بنیانی که اصیل هست عشق هست :

غمزه کردی ،هر چه غیر از عشق را بنیان فکندی

غمزه کن بر من که غیر از عشق بنیانی ندارم

(دیوان اشعارص 150)









29:

اندیشه و دیدگا ههای امام خمینی (ره)
محور مباحث امام (ره )در دیوان اشعارشان ،"عشق و عاشق و معشوق "است .
عشق،موضوع اشعار عرفانی هست و امام خمینی نیز از نامآوران مکتب ابن عربی در قرن حاضر به شمار می رود .در دیوان اشعار امام (ره)مطالب زیادی در باره ی این موضوع به چشم می خورد .بخشی از این موضوعات عبارتند از:"اهمیت عشق"،مکتب عاشقی"،حقیقت عشق"،انواع عشق"،"مقام عشق در عالم معنا"،"نسبت عاشق و معشوق"،"برهان بر عشق"،"نسبت عشق و زیبایی"،"تضاد عقل و عشق"،"ترجیح را ه عشق بر راه عقل"،"سریان عشق در عالم "و "اثار عشق"

اهمیت عشق

عشق مظهر تمام صفات کمالی هست .هم خالق هست و هم قادر هستو هم حی .عشق باعث گرمی هست و سر سبزی و نشاط عالم وجود پرتو عشق هست .
امام (ره)در یکی از ابیات ،عالم را"پرتوی از عشق "و صاحب قدر و جلالی دانسته که سمت حاکمیت بر اسماء دارد .

بنابر این در مسلک امام ،عشق با مرتبه واحدیت که مقام اسماء و صفات هست ،مترادف هست .

من چه گویم که جهان نیست به جز پرتو عشق

ذوالجلالی هست که بر دهر و وقت حاکم اوست (1)

میکده که در آثار امام همه جا مورد تایید واقع شده و مقامی هست که صراط مستقیم حقیقت هست با عشق یکی دانسته شده هست .

کوی نکوی میکده باب صفای عشق

طاق و رواق روی تو کاشانه ی من هست (2)


1-دیوان اشعار، ص62
2-همان، ص 58

30:

امام خمینی (ره) بزرگ ترین اصلاح طلب بودند



امام هرگز در طول سال ها فعالیت خود در اندیشه نام و شهرت نبودند.

با وجود اینکه ایشان منشا بسیاری از کارهای خیر به شمار می رفتند اما همواره تاکید می کردند تا نامی از ایشان در این اعمال برده نشود.

در کنار این مسائل، هستعمار همواره خواهان سرپوش گذاشتن بر حقوق ملی ایران بوده هست اما مبارزات امام از پایمال شدن این حقوق جلوگیری کرد.

31:

لطفا دلیل و منطق بیشتر ی ارایه فر ماید...1-در جه مورد اصلاح طلب....2-مقام روحانی در قرن حاضر چگونه میتواند تما می نیاز های بشری را در قالب عملی وعلمی مر تفع نماید/// با توجه به سایر مکا تب و مذا هب 3- به فر مانی که جان ادهی در گررو اوست...

ایا ایین منطق را در قالب دین با ید اورد ویا اینکه در جهت نجات جانی ........


32:


دوست عزیز سلام

کسی که چنین سوالاتی مطرح میکند قطعا تحت ولایت فقیه نیست و اونرا قبول

ندارد.

اگر چنین باشه من هر جوابی به شما بدم برای شما غیر قابل درک خواهد بود..

بنده در مورد بحث سیاسی در مواردی که شما خواستارید هیچ بحثی ندارم و هیچ

دلیلی هم نمی بینم که بخوام مو به مو همشو براتون توضیح بدم...

ولی خوشحال میشم دیدگاهتونو در مورد اصلاح طلبی بفرمایید تا جایی که بتونم منم

نظراتمو عین عقاید خودم و چیزی که قبول دارم بیان میکنم.


و اینکه چرا قبول ندارید امام ( ره ) یک اصلاح طلب بوده...




با سپاس فراوان...

33:

متا سف از قضاوت شما...

دکتر شهید علی شریعتی در مقا م شنا خت اسلام شناسی...

لازمه ان اگاهی /بینش/ وقضاوت/ که این بحث کلی د اردو...ولایت مداری جایگاه خاصه در دین و عر فانو ...می تواند حکمی داشته با شد برای بنده این سوال ییش میاید ک سخر لگم وما فی سموات و فی الارض را برای چی در قران بیان شده ویا چر ا خلیفه الله در زمین ادم معر فی شد تکا مل برای سیر حیات به عواملی بستگی دارد یکی از انها مختل شود تکا ملی صورت نمی گیرد....با احترام به و عفیده و فکر شما باید بگویم که ما لکیت وحا کمیت از ان خداوند کردار هست ...ورسول با طنی را ایا شنختی از نظر فلسفی دارید...

اختیار و جبر فلسفی را سیری دران بنماید...وعزیز امروز با لوازم سازی دین نمی توان یا یه های اصلاح طلبی را به نام دین کرد این سفسطه هست نه فلسفه...وامروز چه خیانت ها و جنا یت هاو غار تها به نام دین صورت نمی گیرد خدا می داند وحکو متی که با این همه ثروت با این جمیعت کم نسبت به ثروت این همه بیکار /فساد اخلاقی/ خود فروشی/ فقر/ رشوه/ ظلم در ادراتو/ ولایت چرا جرات ان نارد با فثوای در ریشه کنی ان اقدام کند /// البته بحث 25 سال سکوت در دروه خلا فا دلیلی دیگر باید باشد ///وقتی جان ومال امتی در دستتان ولایتو....سوالات در این مجال نگنجد چون در محدوه وقتی ان نم باشد...


34:

زن ها شاه را بیرون کردند

روز 15 بهمن ،یعنی سومین روز ملاقات حضرت امام بود که خواهران به ملاقات امام آمدند .

هنگام شب ما از اورژانسی که در مدرسه مستقر کرده بودیم ،آمار گرفتیم و متوجه شدیم که اون روز حدور هشتصدو هفده نفر از خانمها غش کرده بودند.


وقتی که انها غش میکردند ،مجبور بودیم انها را روی برانکارد برنامه دهیم و مواضب باشیم که مو و دست وپای انها پیدا نباشد .این مساله به حضرت امام عرض شد و پیشنهاد شد که:اجازه دهید خانمها به ملاقات شما نیایند .

باشنیدن این جمله امام فرمود:

شما خیال میکنید که اعلامیه های من یا سخنرانیهای شما شاه را بیرون کرد ؟!
همین زنها شاه را بیرون کردند .

با انها به احترام رفتار کنید .

(محسن رفیق دوست )


تربیت فرزند از مرد بر نمی آید

امام نقش مادر را در خانه خیلی تعیین نماينده میدانستند و به تربیت بچه ها خیلی اهمیت می دادند .گاهی ما شوخی میکردیم و میفرمودیم پس زن باید همیشه در خانه بماند میفرمودند:شما خانه را کم نگیرید تربیت بچه کم نیست .

اگر کسی بتواند یک نفر را تربیت کند خدمت بزرگی به جامعه کرده هست .


ایشان معتقد بودند که تربیت فرزند از مرد بر نمی آید و این کار دقیقا به زن بستگی دارد چون عاطفه زن بیشتر هست و قوام خانواده هم باید بر پايه محبت و عاطفه باشد .
(فاطمه طباطبایی)





35:

ما نیز ان زما نها را درک نمودایم....

در تاریخ این مز وبوم از وقت زرتشت تا اسلام را مطا لعه بفر مایدو...

از وقت حمله سیاه اسلام به ایران///...

و حکو متها ی بی کفا یت را هم مطالعه فر ماید....و مجمو عه انقلاب ایران که زایده تفکرات حق طلبی و عدالت جویی امت در بند کشیده شده از حکومت نا به خرد شاهی و حکم فطری ادمی که همانا ازاد بودن هست به دنبال فردی که جسارت و فریاد داد خواهی سر داد در طول وقت با مبارزات وشهادت طلبی به بهمنی انجا مید محصل ان هزاران هزرا شهید وجا نباز و.....

واما بعد سا ختار حکو متی با ید ییش می امد که در جهت احیا حق وعدالت وکم نمو دن فا صله طبقا تی و ریشه کنی فقر بجا ما نده و....

در فا صله کمی جنگی اتفاق افتاد که جایی بسیار حر ف دارد .ووو ....

سپس یذ یر ش صلح که نزدیک به ملیون نفر فقط از ایران شهید و معلول شدند سپس ان که باید شعار ها با ید به مر حله عمل می رسید سیات وسیا ت بازیها شر وع شد عدهای باز اقا زاده شدند و...؟؟؟؟؟؟ باند ها ما فیایی ./ رشوه خواری/ و اجرای بند های 3 بند یارت یول یلو عزیز ما در رهبر یت روحا نیت جنا ب اقای حضر ت ایت لله خمنیی شک نمکنیم ولی سوا لات سیاسی که در حوزه حکومت ارا مر دمی 40 م/م نفر فر ض رای دهنده ../ برای ریس جمهور ...

10 م/م نفر رای می دهند...

در طول حا کمیت ان و حوزه سیات گذاری خاص خود او را دارد .....وو در چند ریس گذشته تجر به شده /// برای غارت ارا مر دم که چه ها نمی نمايند.....

36:

(بدون شرح ! )
فرمودار احمد خمینی درباره خلقیات پدرش در دوران
طفولیت ( سال 1361 )
....

پدرم خیلی شیطان بود ؛ مثلا ایشان هر دو دستش شکسته –
یک پایش شکسته – صورتش چند جایش شکسته – سرش شکسته
اینها همه در اثر بازیها و شیطنتهایی بوده که ان موقع میکرده ....
....

ایشان (یعنی پدرشان ؛ خمینی ) میفرمودند :
برادر من ؛ این آقای پسندیده خیلی ادم نظمی بود – خیلی تمیز بود –
بقدری تمیز ومودب بود که وقتی بزرگترها او را میدیدند از الاغ
پیاده میشدند .

اما من (خمینی ) نزدیکی های شب باید یکی بیاید
مرا بگردد ؛ لای این آشغالها – لای این خاک و گلها و توی جوی
و اینها ؛ پیدا کند وببرد ....
....

ایشان تضاد روحی عجیبی دارند ؛
در عین اینکه امام یک مگس راکه توی اتاق هست
امشی نمیزنند – اون نگس را میگیرند ؛ در اطاق را باز مینمايند و اون حیوان
را بیرون مینمايند ! میگویند یک حیوان چرا ما بگیریم چرا چیزش کنیم ....

37:

آیت الله پسندیده (برادر بزرگ ) ضمن خاطرات خود درباره تحصیل برادرش میگوید :
....

نزد خودم ؛ منطق ؛ مطول و سیوطی را آغاز کردند .
مشق را نیز نزد من مشق میکردند .

بطوریکه خط ایشان با خط من شبیه
بود واین شباهت به اندازه ای بود که گاهی اتفاق میافتاد ؛ نصف کاغذ را من مینوشتم و نصف دیگررابه ایشان میدادم ؛
مینوشت و هیچ کس هم متوجه نمیشد که صاحب خطها دو نفر هست ....
(خاطرات آیت اللله پسندیده – صفحات 50 و 51 )

38:

اشعاری با تخلص هندی از امام در بحبوبه پیروزی انقلاب در بین امت به طور محرمانه رواج یافته بوده هست .
که به نظر میآید در مدح پسرکان سروده شده باشد .
هر چند این اشعار در دیوان به کار برده نشد اما ظاهرا بعضی از انها را پس از ویراستاری
(محمد حسین شهریار ) در دیوان به چاپ رسیده اند.
که از هر یک چند بیتی ذیلا ذکر شده :
ای پری روی که گلبرگ ترت ساخته اند
ز چه رو قلب زخارا بترت ساخته اند
پسر خاک بدین حسن ولطافت عجب هست
ز بهشتی ؛ نه زخاک پدرت ساخته اند
ثمر خو برخی بوسه شیرین باشد
آخر ای سرو ! برای ثمرت ساخته اند
(دیوان امام – چاپ هفتم – ص 303 )


39:

در جلد دوم کتاب آثار الحکمه در ص 44 و 45 که این کتاب در سال 1374 قمری برابر با 1333
شمسی به نگارش در امده ؛ در ان از جد خمینی به عنوان " السید احمد الهندی " نام برده شده .
این به صورت شایعه های در جامعه پس از پیروزی نقلاب بروز پیدا کرد ولی اکثر امت اون وقت این رو شایعه پنداشته وبر شاه جهت خراب کردم امام نسبت دادند .


در تاریخ 17 دی 56 مقاله جنجال برانگیزی تحت عنوان " ارتجاع سرخ و سیاه در ایران "
در مورد خمینی چاپ شد و امت مشهد مقدس وقم در پی انتشار این مقاله بلوا وآشوب کردند و فریاد
واویلا سر دادند چرا که دراون مقاله از همین نسبت هندی سخن به میان آمده بود .

اما یکسال ونیم سپس انتشار مقاله یعنی 17 روز قبل از ورود امام _27 دی ماه 57
آیت الله پسندیده طی مصاحبه ای که درروزنامه اطلاعات به چاپ رسید صریحا فراخوان نمودند :

....

جد ما آقا سیداحمد از اهالی کشمیر بود که در سالهای جوانی خود به ایران مهاجرت کرد ...

به این ترتیب این نسبت تاید گردید ولی اون موقع اونقدر بر جلوه های دیگری نواخته بودند که
این مسئله عادی وبی اهمیت به نظر آمد .



صحت اون غزل ها که عاشقانه وبا تخلص هندی که همگان نسبت سروده شدن توسط امام را
باور نداشتند با ویراستاری شهریار( جهت عرفانه تر کردن ) وچاپ تعدادی از انها به اثبات رسید .
به تعدادی دیگر از این گونه ابیات که در دیوان به چاپ رسیده مینگریم :
راز عشق تو نگوید " هندی "
چه کنم من که زرنگش پیداست (ص 50 )
همه ایام چو " هندی " سر راهش گیرم
گر چه توفیق نظر در همه ایامم نیست ( ص 68 )
" هندی " این بسرود هر چند هستادی فرموده هست
مرد این میدان نیم من ؛ گر تو خواهی بود مرد ( ص 78 )
نرود از سر کوی تو " هندی " هرگز
اون مسافر که در این وادی جان منزل کرد ( ص 81 )
تو شاه انجمن حسن و " هندی " بیدل
هر انچه هست ز جان خاک بارگاه تو شد ( ص 92 )
" هندی " زهند تا به سر کویت آمده هست
کی دل دهد به شاهی شیراز وملک طوس ( ص 128 )
دیگر حدیث از لب " هندی " تو نشنوی
جز صحبت صفای می و حرف می فروش ( ص 131 )
خوشدل از عاقبت کار شو ای " هندی " از اونک
بر در پیر ره از بخت جوان آمده ام ( ص 139 )
مخوان حدیث شب وصل خویش را " هندی "
که بیمناک ز چشم بد حسودانم ( ص 156 )
نهال عشقت اندر قلب " هندی "
به غیر ازآه و حسرت بی باور نیست (ص 299 )

40:


41:

در وازه های عر بی که سیری در تا ر یخ ادبیات عرب نما یم و ان را به فارسی تر جمه کنیم معنی وازه معلوم...

واما چر ا لقب امام چون در سیر ه امامان هدایت و رهبری بوده واز حسن شجاعت را در مبارزهای خود بکار می گر فتند و امتی را بسوی که حق بوده رهبری می کردند و...

در انقلاب امتی ایران حالتهای با لا در او مشاهده شده بود و از طرفی هم از نواه گان امامان بود و اعتقادات مذ هبی مر دم هم بر یایه اما مت انه شکل گرفته هست از روی احترام دینی به او لقب امام دادند...

دوست عزیز کتا ب سینو هه یز شک مخصو ص فر عون را مطا لعه کنید .

42:

اگر شما مسلمان و شیعه باشید باید آگاه باشید که امام وقت حاضر هستند.


یعنی شیعیان اعتقاد دارند امام وقت زنده هست و روزی ظهور خواهد کرد.
دو امام هم در یک وقت وجود ندارند.


امام لقب اشتباهیست که به ایشان داده اند.


امام ما امام وقت (عج) هستند نه ایشان.
درست هست که خمینی یک انقلاب را رهبری کرده هست و خوب در تاریخ هم شخصیت مهمیست اما اشتباهاتی در زندگی کرده هست و نام امام که از خطا و اشتباه معصون هست را نباید بر وی نهیم.
همین الان خیلی ها هستند که میگویند "امام خامنه ای" دو روز دیگر هم میشود "امام مصباح یزدی" و بعد هم لابد میشود "امام احمدی نژاد"
10 سال دیگر میبینم تمام مقام های دولتی امام هستند.


43:

خب شايد هم بشه القابي مثل امام - آيت الله - حضرت ....

- و .....

با القابي مثل سر - دوك - بارون - دون و ....

مقايسه كرد مثل سر سلمان رشدي !!



اونقدر به آقاي خميني فرمودند امام امام امام .....

بعضي از امت براي هستجاب دعا و راز و نياز به آرامگاه آقاي خميني ميروند !!

44:

در نهایت تاسف که جملات شاید کوتاه بوده منعا را به درستی هلاجی نکرده هست ؟ عزیز شما مو ضوع اما مت را که از اصول شعیه هست با وازه لغویی امام در قا لب رهبر در فر هنگ فا رسی سیری نماید و بعد عزیز در این کشور هزاران امام دارید یس خبر نارید چند تا هستان و شهر و....

امام مساجد ...امام جمعه و...

عر ض شد که فرهنک عر بی با فارسی ا میخته هست....

حهل حتما شما هم کتا ب تو صیه شده به دو ست با لا یی را مطا لعه فر ماید بعد نیست که متو در ست شدن فر اعنه ها و چی وچی ......

45:

از دوستان عزیز خواهش میکنم تو این تاپیک اگر درباره ی سیره ی عملی و رفتاری امام خمینی صحبتی دارند بفرمایند و بحثهای مربوط به ولایت و سیاست وحکومت و...را در تاپیک جدیدی به نام "اندیشه و دیدگاههای امام خمینی " مطرح کنید .باتشکر

46:

اندیشه و دیدگا ههای امام خمینی (ره)

قصیده ای در مدح ولی عصر (عج)

دوستان آمد بهار عیش و فصل کامرانی

مژده آورده گل و خواهد زبلبل مژدگانی

باد در گلشن فزون ازحد، نموده مُشکِ بیزی

ابر در بستان ،برون از حد نموده دُر فشانی

برق، رخشان در فضا چون نیزه سالار توران

رعد، نالان چون شه ایران زتیر سیستانی

از وصول قطره باران به روی آب صافی

جلوه گر گشته طبقها پر ز دُرهای یمانی

دشت و صحرا گشته یکسر فرش،از دیبای اخضر

مر درختان راست در بر،جامه های پرنیانی

گوییا گیتی چراغان هست از گلهای الوان

سوسن و نسرین و یاس و یاسمین و هستکانی

هم،منزّه طَرُف گلشن از شمیم اُقحوانی

هم ،معطر ساحت بستان ز عطر ضیمرانی

ارغوان و رُزُو گل ،صحن چمن را کرده قصری

فرش او سبز و فضایش زردو سقفش ارغوانی

واون شقایق ،عاشق هست التفات یار دیده

روی از این رو ،نیم دارد سرخ و نیمی زعفرانی

لادن و میمون و شاه اِسُپَر غم و خیزی و شب بو

برده اند از طزخوش ،گوی سبق از نقش مانی

ژاله بر لاله چو خال دلبران در دلربایی

نرگس و سنبل چو چشم و زلفشان در دلستانی

واون بنفشه بین ،پریشان کرده اون زلف معطّر

کرده دلها را پریشان همچو زلفین فلانی

زین سبب بنگر سر خجلت به زیر افکنده ،گوید

من کجا و طُرّه مشکین و پُرچین فلانی ؟

عشق بلبل کرده گل را در حریم باغ ،بیتاب

آشکارا گوید از "شهناز"و "شور"و "مهربانی "

قمریک "ماهور "خواند ،هدهد "اواز عراقی

"کبک صوت "دشتی "و تیهو "بیات اصفهانی "

این جهانِ تازه را گر مردگان بینند ،گویند

ای خدای .....................................

کی چنین خرّم بهاران دیده چشم اهل ایران ؟

کرده نوروز کهن از نو خیال نوجوانی

یا خداوند این بساط عیش را کرده فراهم

تا به صد عزّت نماید از ولی اش میهمانی

حضرت صاحب وقت ،مشکوه انوار الهی

مالک کون و مکان ،مرآت ذات لامکانی

مظهر قدرت ،ولی عصر ،سلطان دو عالم

قائم ال محمد،مهدی اخر وقتی

با بقا ذات مسعودش ،همه موجود باقی

بی لحاظ اقدسش ،یکدم همه مخلوق فانی

خوشه چین خرم فیضش ،همه عرشی و فرشی

ریزه خواران احسانش ،همه انسی و جانی

از طفیل هستی اش ،هستی" مو جودات عالم

جوهری و عقلی و نامی و حیوانی و کانی

شاهدی کو از ازل ،از عاشقان بربست رُخ را

بر سر مهر امد و گردید مشهود و عیانی

از ضیائش ذرّه ای برخاست ،شد مهر سپهری

از عطایش بدره ای گردید بدر آسمانی

بهر تقبیل قدومش ،انبیا گشتند حاضر

بهر تعظمیم ،کمر خم کرد چرخ کهکشانی

گو بیا بشنو به گوش دل ،ندای "اُنظُرونی

ای که گشتی بیخود از خوف خطاب "لَن ترانی "

عید" خُم " با حشمت و فرّسلیمانی بیامد

که نهادم بر سر از میلاد شه ،تاج کیانی

جمعه میگوید من ان یارم که دائم در کنارم

نیمه شعبان مرا داد عّزت و جاه گرانی

قرنها باید که تا اید چنین عیدی به عالم

عید امسال از شرف ،زد سکه صاحبقرانی

عقل گوید باش خاموش ،چند گوییمدح شاهی ؟

که سروده مدحتش حق با زبان بی زبانی

ای که بی نور جمالت ،نیست عالم را فروغی

تا به کی در ظلِّ امر غیبت کبری نهانی ؟

پرده بردار از رخ و ما مردگان را جان ببخشا

ای که قلب عالم امکانی و جانِ جهانی

تا به کی این کافران ،نوشند خون اهل ایمان ؟

چند این گرگان ،نمايند این گوسفندان را شبانی ؟

تا به کی این نا کسان ،باشند بر ما حکمرانان؟

تا به کی این دزدان ،نمايند این بی کسان را پاسبانی ؟

تا به کی بر ما روا باشد جفای انگلیسی ؟

انکه در ظلم و ستم ،فرد هست و اورا نیست ثانی

انکه از حرصش ،نصیب عالمی شد تنگدستی

انکه بر آیات خق رفت از خطایش ،انچه دانی

خوار کن شاها تو اورا در صبح محشر

انکه می زد در بسیط ارض ،کوس کامرانی

تا بدانند از خداوند جهان،این دادخواهی

تا ببینند از شه اسلامیان این حکمرانی

حوزه ی علمیه قم را عَلَم فرما به عالم

تا کند فُلک نجات مسلمین را باد بانی

پس کرم کن عمرو عزّت بر "کریمی "کز کرامت

کرده بر ایشان چو ابر رحمت حق ،دُر فشانی

نیکخواهش را عطا فرما ،بقای جاودانی

بهر بد خواهش رسان هر دم، بلای آسمانی

تا ز فرط گل ،شود شاها زمین چون ظرف گلشن

تا زفیض فرودین ،گردد جهانی چون جنانی

بگذرد بر دوستانت هر خزانی چون بهاری

رو کند بر دشمنانت هر بهاری چون خزانی



































47:

من قصد دارم تو این تاپیک از اندیشه و دیدگاه های امام خمینی (ره) در مورد مسائل ولایی،سیاسی و حکومتی و...صحبت بشه
خوشحال میشم همراهی کنید

48:

جستاری قبلا بنام سیره ی امام خمینی گشوده اید بهتره در اون جستار همین اراجیف را ادامه دهید
در ضمن ماهم حق داریم درمورد دیدگاههای خمینی نظراتمان را بنویسم اگر این فاروم و مدیرانش بیطرفانه ناظر هستند باید اجازه دهند نظرات ما هم در مورد خمینی در اینجا منعکس شود والا معنی ندارد که هرکس برای خودش یک جستاری بزند و در موردش بنویسد
و اینکه خمینی یک انسان معمولی بود که در نظر یک عده امام هست و در نظر یک دیگر دجال بنابراین باید در این مورد بحث شود

49:

اشتباه انسانهاي بزرگ همانند خودشان بزرگ هست امام با ايجاد ولايت فقيه اشتباه بزرگي كرد كه مسير انقلاب رو عوض كرد درضمن در اين حين امريكا هم با وادار كردن عراق به جنگ نذاشت امام كاراشو بكنه

50:

واقعا بفر ماید چه لزومی دارد که حتما فکر عقیده شما را هم چون حکومت ....

قبول کند و اما دوست بلایی ...

با احترام به عقیده شما سعی بفر ماید از هیچی بت درست نکنید...

امیید دارم در تاریخ معاصر ایران وحکومت اسلامی به تباهی هایی که بوجود امد توجه و حتما تحقیق بفر ماید....

در حکو متی که رزمنداش بدون اداعا در جنگ بوده واموروررررز اعضایی از بدن خود را بفر شد ..نقل از خطبه اقای جنتی...ببید فقط در مواقع نیاز سیاسی از انها یاد میشود ...در حالی ابعاد معنوی این افراد در دفاع از مرز بوم فاتر از مادیات هست...جنگ یگ واقعه تلخ هست...

ببینی چگو نه ثروت شما به کشوری که 8سا بمبو مو شگ ...

بنا به دلیل سیاسی و حفظ حکومت هم سو .../ سرا زیر می شود؟تحقیق کنید...

سعی کنید از واقیتها زود نگذرید...


51:



از این به بعد هرکس انقادی دارد تنها در تاپیک هایه انتقادات میتواند بیان کند و به بازیچه گرفتن نام مدیران خلاف قوانین میباشد.
(این که نشد هرکی سره یک موضوع جوش میاره.....)
هر انتقاد در تاپیک مربوطه.

(در ضمن اینجا مدیران مربوط بخش و یا سایت میتوانند تصمیم بگیرند چه تاپیک قفل و یا ترکیب میشوند شما تنها میتوانید به مدیران پیشنهاد دهید ان هم در تاپیک مربوطه)

کیوان مدیریت تالارهایه موضوعی

52:


سیره اما را بررسی میکنیم.
به دلایل که رهبر امت بودند.
اما
ثروتمند نبودند.
و چون ثروتنمد نبودند نسبت به رهبران ثروتمند (( حالا نمیگوییم که معصوم بوده ))
گرفتار هیچ نقطه مبهمی در طول عمر خود نبودند.
میتوان ایشان را الگوی خوبی برنامه داد.حتی اشنایی با نحوه زیستن ساده امام و بیاناتشان خارج از بحث و بعد سیاسی شان بسیار جالب هست.

سیره و روش ایشان در ساده زیستی ایشان بوده.

که متاسفانه کم کم به دست فراموشی سپرده می شود.و رعایت اینگونه اخلاق از سوی کارگزارن به تحقق اهداف جامعه اسلامی و خودکفا کمک خواهد کرد.


.

53:

یس اینجا قبول داریم که کلام امام در قالب ادبیات عربی رهبر ی هست ...

مگر یک رهبر چشمهایش را به روی کار گذ ران اش بسته که نبیند انه چه می نمايند؟ و اگر ولا یت فقیه او به معنی داشتن مال و جان و نا موس مر دم در حوزه امر او خوا هد بود ...

حکمییت خد اونی چی...

مها تما گا ندی که از این ساده زیست تر بود ...

انیها کا فی نیست که حوزه حا کمیت بر مال و ثروت مای را کار کزان ان ولایت چیاول نمايند...

سیره او در مقام یک روحانی شاید در جایگاه خوبی بوده...

در مطا لب گذشته فرمودم که سعی کنیم بت درست نکنیم و بد عت گذاری در دین کفر هست...

شما و من فصل مشتر کی در رهبری او داریم ولی شما یک چیز را از یاد بر ده اید اگر مر دم نباشد رهبر جا مدات را رهبری خوا هد کرد تا ...

هدایت تکو نیی باید تو سط انبیا صورت گیرد ...

شما را دعوت می کنم به نا مه های او به سایر علما را مطا لعه فر ماید ...

وحد ت رویه چرا در بین این علما نیست...

یس اسلام و دین محمدی ان تفسیر به رای و فرد هست ....بقیه بعدا

54:

رابطه ی آزادی و ولایت در اندیشه سیاسی امام خمینی 1

پیش از تبیین رابطه آزادی و ولایت در اندیشه سیاسی امام،ابتدا جایگاه این دو مقوله را به اختصار بررسی کرده ،سپس تلاش میکنیم دیدگاه امام درباره آزادی و ولایت را به اختصار بیان نماییم .
بدیهی هست که تبیین رابطه یاد شده ،مستلزم تبیین این دو مقوله در اندیشه سیاسی امام هست .آزادی در اندیشه سیاسی امام خمینی نگاهی گذرا به اندیشه سیاسی امام بیانگر این واقعیت هست که امام هیچگاه موضوع آزادی را به شکل کلاسیک مورد بحث برنامه نداده هست ،بلکه در مناسبتها و موقعیت های خاص ،دیدگاه خود را درباره آزادی بیان کرده هست .یکی از تفاوتهایی که میان دو مقوله آزادی و ولایت در اندیشه سیاسی امام وجود دارد نیز همین نکته هست .

امام در مباحث نظری خود که عمدتا پیش از پیروزی انقلاب به شکل کلاسیک و مدون مطرح شده هست بر حلاف "ولایت "به مفهوم آزادی نپرداخته اند ،صرف نظر از عواملی که باعث این دو گونه رویکرد شده هست ،این نکته روشن میگردد که این انتظار از اندیشه سیاسی امام که تبیین نماينده زوایای گوناگون مسئله آزادی به شکل مدون و نظری باشد ،انتظار درستی به نظر نمی رسد .

امام در شرایط خاص به شکل کلی دیدگاه خود را درباره ی آزادی بیان کرده هست و در نتیجه هر گونه هستنباطی از دیدگاه امام درباره آزادی بدون توجه به عناصر دیگر اندیشه امام صحیح به نظر نمی رسد .بر این پايه در اینجا تلاش میکنیم با هستفاده از بیانات و نقطه نظر ات امام ،دیدگاه وی درباره آزادی را بیان نماییم .


مبانی و منافع آزادی از دیدگاه امام به نظر میرسد ،نقطه عزیمت امام در باره آزادی هستی شناسی هست .برای فهم دیدگاه امام باید از هستی شناسی او آغاز کرد .

سپس به انسان شناسی او رسید .

بر این پايه میتوان مبانی آزادی از دیدگاه اما را به دو دسته کلی تقسیم کرد که به اختصار به اونها اشاره میکنیم


هستی شناسی
دیدگاه امام درباره آزادی همانند سایر مفاهیم مقوله های دیگر مبتنی بر هستی شناسی و جهان بینی تو حیدی او هست .

از نظر امام ریشه همه عقاید ،باورها و آموزه ها (از جمله آزادی )اصل توحید و یگانگی خداست .

این اصل ،هستی و جهان را آفریده خدا میداند و قدرتی مافوق قدرت خداوند را به رسمیت نمی شناسد .


از این رو مفاهیم و آموزه های دیگر نیز با توجه به این اصل باید مفهوم واقعی خود را پیدا کند .

آزادی نیز از این اثل مثتثنا نبوده و در پرتو اصل تو حید .

مفهوم واقعی خود را پیدا میکند .


بر این پايه ، انسان باید تنها در برابر خداوند تسلیم باشد تااز آزادی در برابر دیگران بر خوردار گردد

امام در این باره میگوید :ریشه و اصل همه عقاید که مهمترین و با ارزش ترین اعتقادات ماست اصل تو حید هست ،این اصل به ما می آموزد که انسان تنها در برابر ذات اقدس حق باید تسلیم باشد و از هیچ انسانی نباید اطاعت کند .مگر اینکه اطاعت او ،اطاعت خدا باشد .

بر این پايه هیچ انسانی هم حق ندارد انسانهای دیگر را به تسلیم در برابر خود مجبور کند .

ما از ان اصل اعتقادی ،اصل آزادی بشر را می آموزیم که هیچ فردی حق ندارد انسانی و یا جامعه و ملتی را از آزادی محروم کند
برای او قانون وضع کند ،رفتار و روابط او را بنا و به درک و شناخت (که بسیار ناقص هست )یا بنا به خواسته ها و امیال خود تنظیم نماید .

.بنابر این ،امام اصل آزادی بشر را از اصل توحید هستنتاج میکند و این بیانگر جهان بینی توحیدی او هست .


بدیهی هست که این نوع نگرش ،مفهوم ،آزادی را به گوه ای خاص تفسیر مینماید تا بر پايه اون انسان هر چند در برابر انسانهای دیگر دارای حق آزادی هست ،اما در مسیر طاعت خداوند و در برابر او دیگر آزادی به مفهوم عدم انقیاد نسبت به خداوند مفهومی نداشته و قابل قبول نمیباشد .


بنابر این میتوان فرمود آزادی از دیدگاه اما ،آزادی تو حیدی هست و نشئت گرفته از اصل تو حید هست .اما این مطلب به مفهوم انکار آزادی به عنوان یکی از حقوق طبیعی و نظری آدمی نیست ،اما این نوع آزادی را نیز به رسمیت میشناسد (که در بحث های بعدی اشاره میشود )

انسان شناسی
یکی دیگر از مبانی آزادی از دیدگاه امام ،انسان شناسی امام و دیدگاه خاص امام در باره انسان هست .

از دیدگاه امام ،انسان موجودی هست که آزادی قرین خلقت و آفرینش او هست .چرا که خداوند انسان را آزاد آفرید و وی میتواند به ط.ر تکوینی اون چه را که میخواهد اجرا کند ،به عبارت دیگر

آزادی از حقوق طبیعی و فطری او هست که خداوند در وجود انسان به ودیعه گذاشته هست
اسلام انسان را آزاد ایجاد کرده هست و انسان را مسلط بر خودش و بر مالش و بر جانش و بر نوامیسش ایجاد فرموده
امر فرموده هست که مسلط هست انسان ،آزاد هست انسان ،هر انسانی در مسکن آزاد هست ،در مشروب و ماکول ،ان چه خلاف قوانین الهیه نباشد آزاد هست .


در مشی آزاد هست
یکی از مباحث بسیار مهم در حوزه کلام اسلامی "جبر و اختیار "است که در شکل گیری دیدگاه ها درباره انسان نقش به سزایی داشته هست .

بر این پايه سه دیگاه عمده شکل گرفته هست که در پست بعدی به اونها اشاره خواهد شد



55:

از انديشه هاي امام خميني همين بس هست كه فرموده اند اقتصاد مال خر هست !

56:

هنوز کشتارهای سال 1367 در یاد امت فراموش نشده هست .! این شخصیت اجازه ي دستور قتل انسان های مخالف افکار خود رو بدون هیچ محاکمه ای داد.
و به خاطر رویاهایش میلیون ها نفر ایرانی و عراقی رو به كشتن داد.
و با کارهایش کشور ما رو ده ها سال به عقب انداخت ! و لطمه ی غیر قابل جبرانی به اقتصاد کشور زد!
وقتی آقاي خمینی سپس چندین سال به ایران بازگشت خبرنگاری از او پرسید حالا که به ایران بازگشتید چه احساسی دارید و او در جواب فرمود هیچی!

57:

از اندیشه های خمینی

با صدور انقلاب به عراق بهانه بدست صدام حسین افتاد که نتیجه اش جنگ ویرانگر 8 ساله بود و در آخر هم جام زهر را بفرموده خودش نوشید

58:

خواب نورانی

ایت الله پسندیده (ره)نقل کردند :هنگامی که مساله ازدواج حضرت امام مطرح شد ،دختر آقای ثقفی (همسر امام)قبول نمی کرد.شب در خواب ،حضرت رسول و ائمه طاهرین علیهم السلام را مشاهده کرد که همراه انها آقای خمینی نیز به چشم میخورد.اینجا بود که به این ازدواج تن در داد و همواره از ان راضی بود .

پوشش بچه ها

وقتی که مادرم صحبت مینمايند ما میفهمیم که زندگشان خیلی در فشار گذشته هست.امام هم چون خیلی مقید بودند و احتیاط کار حتی شهریه هم نمیگرفتند .
مادرم میگوید قبای اقا وقتی کهنه و پاره میشد ،اینها را بر میداشتیم _تکه تکه _پوشش بچه میکردیم یا تمام کت های شما را از قسمتهای پایین قبا ها می دوختیم و یا لباسشان وقتی خیلی پاره میشد پول میدادم پارچه چیت میخریدم واینها نشان میدهد که زندگیشان چقدر سخت بوده هست .
اما امام معتقد بودند که بس هست و همین قدر کافیست .
(دختر حضرت امام )

59:

با عرض سلام و خسته نباشید

امام خمینی انسان بزرگی بود
این حقیقت هست
و بر کسی پوشیده نیست


اما آیا قبول دارید او انسان بوده
و اشتباهاتی هم کرده
من فقط همین را می خواهم بدانم

خانوم جودی ابت
متشکرم

60:

از دوستان عزیز خواهش میکنم تو این تاپیک اگر درباره ی سیره ی عملی و رفتاری امام خمینی صحبتی دارند بفرمایند و بحثهای مربوط به ولایت و سیاست وحکومت و...را در تاپیک جدیدی به نام "اندیشه و دیدگاههای امام خمینی " مطرح کنید .باتشکر

61:

اندیشه و دیدگا ههای امام خمینی (ره)

قصیده ای در مدح ولی عصر (عج)

دوستان آمد بهار عیش و فصل کامرانی

مژده آورده گل و خواهد زبلبل مژدگانی

باد در گلشن فزون ازحد، نموده مُشکِ بیزی

ابر در بستان ،برون از حد نموده دُر فشانی

برق، رخشان در فضا چون نیزه سالار توران

رعد، نالان چون شه ایران زتیر سیستانی

از وصول قطره باران به روی آب صافی

جلوه گر گشته طبقها پر ز دُرهای یمانی

دشت و صحرا گشته یکسر فرش،از دیبای اخضر

مر درختان راست در بر،جامه های پرنیانی

گوییا گیتی چراغان هست از گلهای الوان

سوسن و نسرین و یاس و یاسمین و هستکانی

هم،منزّه طَرُف گلشن از شمیم اُقحوانی

هم ،معطر ساحت بستان ز عطر ضیمرانی

ارغوان و رُزُو گل ،صحن چمن را کرده قصری

فرش او سبز و فضایش زردو سقفش ارغوانی

واون شقایق ،عاشق هست التفات یار دیده

روی از این رو ،نیم دارد سرخ و نیمی زعفرانی

لادن و میمون و شاه اِسُپَر غم و خیزی و شب بو

برده اند از طزخوش ،گوی سبق از نقش مانی

ژاله بر لاله چو خال دلبران در دلربایی

نرگس و سنبل چو چشم و زلفشان در دلستانی

واون بنفشه بین ،پریشان کرده اون زلف معطّر

کرده دلها را پریشان همچو زلفین فلانی

زین سبب بنگر سر خجلت به زیر افکنده ،گوید

من کجا و طُرّه مشکین و پُرچین فلانی ؟

عشق بلبل کرده گل را در حریم باغ ،بیتاب

آشکارا گوید از "شهناز"و "شور"و "مهربانی "

قمریک "ماهور "خواند ،هدهد "اواز عراقی

"کبک صوت "دشتی "و تیهو "بیات اصفهانی "

این جهانِ تازه را گر مردگان بینند ،گویند

ای خدای .....................................

کی چنین خرّم بهاران دیده چشم اهل ایران ؟

کرده نوروز کهن از نو خیال نوجوانی

یا خداوند این بساط عیش را کرده فراهم

تا به صد عزّت نماید از ولی اش میهمانی

حضرت صاحب وقت ،مشکوه انوار الهی

مالک کون و مکان ،مرآت ذات لامکانی

مظهر قدرت ،ولی عصر ،سلطان دو عالم

قائم ال محمد،مهدی اخر وقتی

با بقا ذات مسعودش ،همه موجود باقی

بی لحاظ اقدسش ،یکدم همه مخلوق فانی

خوشه چین خرم فیضش ،همه عرشی و فرشی

ریزه خواران احسانش ،همه انسی و جانی

از طفیل هستی اش ،هستی" مو جودات عالم

جوهری و عقلی و نامی و حیوانی و کانی

شاهدی کو از ازل ،از عاشقان بربست رُخ را

بر سر مهر امد و گردید مشهود و عیانی

از ضیائش ذرّه ای برخاست ،شد مهر سپهری

از عطایش بدره ای گردید بدر آسمانی

بهر تقبیل قدومش ،انبیا گشتند حاضر

بهر تعظمیم ،کمر خم کرد چرخ کهکشانی

گو بیا بشنو به گوش دل ،ندای "اُنظُرونی

ای که گشتی بیخود از خوف خطاب "لَن ترانی "

عید" خُم " با حشمت و فرّسلیمانی بیامد

که نهادم بر سر از میلاد شه ،تاج کیانی

جمعه میگوید من ان یارم که دائم در کنارم

نیمه شعبان مرا داد عّزت و جاه گرانی

قرنها باید که تا اید چنین عیدی به عالم

عید امسال از شرف ،زد سکه صاحبقرانی

عقل گوید باش خاموش ،چند گوییمدح شاهی ؟

که سروده مدحتش حق با زبان بی زبانی

ای که بی نور جمالت ،نیست عالم را فروغی

تا به کی در ظلِّ امر غیبت کبری نهانی ؟

پرده بردار از رخ و ما مردگان را جان ببخشا

ای که قلب عالم امکانی و جانِ جهانی

تا به کی این کافران ،نوشند خون اهل ایمان ؟

چند این گرگان ،نمايند این گوسفندان را شبانی ؟

تا به کی این نا کسان ،باشند بر ما حکمرانان؟

تا به کی این دزدان ،نمايند این بی کسان را پاسبانی ؟

تا به کی بر ما روا باشد جفای انگلیسی ؟

انکه در ظلم و ستم ،فرد هست و اورا نیست ثانی

انکه از حرصش ،نصیب عالمی شد تنگدستی

انکه بر آیات خق رفت از خطایش ،انچه دانی

خوار کن شاها تو اورا در صبح محشر

انکه می زد در بسیط ارض ،کوس کامرانی

تا بدانند از خداوند جهان،این دادخواهی

تا ببینند از شه اسلامیان این حکمرانی

حوزه ی علمیه قم را عَلَم فرما به عالم

تا کند فُلک نجات مسلمین را باد بانی

پس کرم کن عمرو عزّت بر "کریمی "کز کرامت

کرده بر ایشان چو ابر رحمت حق ،دُر فشانی

نیکخواهش را عطا فرما ،بقای جاودانی

بهر بد خواهش رسان هر دم، بلای آسمانی

تا ز فرط گل ،شود شاها زمین چون ظرف گلشن

تا زفیض فرودین ،گردد جهانی چون جنانی

بگذرد بر دوستانت هر خزانی چون بهاری

رو کند بر دشمنانت هر بهاری چون خزانی



































62:

من قصد دارم تو این تاپیک از اندیشه و دیدگاه های امام خمینی (ره) در مورد مسائل ولایی،سیاسی و حکومتی و...صحبت بشه
خوشحال میشم همراهی کنید

63:

جستاری قبلا بنام سیره ی امام خمینی گشوده اید بهتره در اون جستار همین اراجیف را ادامه دهید
در ضمن ماهم حق داریم درمورد دیدگاههای خمینی نظراتمان را بنویسم اگر این فاروم و مدیرانش بیطرفانه ناظر هستند باید اجازه دهند نظرات ما هم در مورد خمینی در اینجا منعکس شود والا معنی ندارد که هرکس برای خودش یک جستاری بزند و در موردش بنویسد
و اینکه خمینی یک انسان معمولی بود که در نظر یک عده امام هست و در نظر یک دیگر دجال بنابراین باید در این مورد بحث شود

64:

اشتباه انسانهاي بزرگ همانند خودشان بزرگ هست امام با ايجاد ولايت فقيه اشتباه بزرگي كرد كه مسير انقلاب رو عوض كرد درضمن در اين حين امريكا هم با وادار كردن عراق به جنگ نذاشت امام كاراشو بكنه

65:

واقعا بفر ماید چه لزومی دارد که حتما فکر عقیده شما را هم چون حکومت ....

قبول کند و اما دوست بلایی ...

با احترام به عقیده شما سعی بفر ماید از هیچی بت درست نکنید...

امیید دارم در تاریخ معاصر ایران وحکومت اسلامی به تباهی هایی که بوجود امد توجه و حتما تحقیق بفر ماید....

در حکو متی که رزمنداش بدون اداعا در جنگ بوده واموروررررز اعضایی از بدن خود را بفر شد ..نقل از خطبه اقای جنتی...ببید فقط در مواقع نیاز سیاسی از انها یاد میشود ...در حالی ابعاد معنوی این افراد در دفاع از مرز بوم فاتر از مادیات هست...جنگ یگ واقعه تلخ هست...

ببینی چگو نه ثروت شما به کشوری که 8سا بمبو مو شگ ...

بنا به دلیل سیاسی و حفظ حکومت هم سو .../ سرا زیر می شود؟تحقیق کنید...

سعی کنید از واقیتها زود نگذرید...


66:



از این به بعد هرکس انقادی دارد تنها در تاپیک هایه انتقادات میتواند بیان کند و به بازیچه گرفتن نام مدیران خلاف قوانین میباشد.
(این که نشد هرکی سره یک موضوع جوش میاره.....)
هر انتقاد در تاپیک مربوطه.

(در ضمن اینجا مدیران مربوط بخش و یا سایت میتوانند تصمیم بگیرند چه تاپیک قفل و یا ترکیب میشوند شما تنها میتوانید به مدیران پیشنهاد دهید ان هم در تاپیک مربوطه)

کیوان مدیریت تالارهایه موضوعی

67:


سیره اما را بررسی میکنیم.
به دلایل که رهبر امت بودند.
اما
ثروتمند نبودند.
و چون ثروتنمد نبودند نسبت به رهبران ثروتمند (( حالا نمیگوییم که معصوم بوده ))
گرفتار هیچ نقطه مبهمی در طول عمر خود نبودند.
میتوان ایشان را الگوی خوبی برنامه داد.حتی اشنایی با نحوه زیستن ساده امام و بیاناتشان خارج از بحث و بعد سیاسی شان بسیار جالب هست.

سیره و روش ایشان در ساده زیستی ایشان بوده.

که متاسفانه کم کم به دست فراموشی سپرده می شود.و رعایت اینگونه اخلاق از سوی کارگزارن به تحقق اهداف جامعه اسلامی و خودکفا کمک خواهد کرد.


.

68:

یس اینجا قبول داریم که کلام امام در قالب ادبیات عربی رهبر ی هست ...

مگر یک رهبر چشمهایش را به روی کار گذ ران اش بسته که نبیند انه چه می نمايند؟ و اگر ولا یت فقیه او به معنی داشتن مال و جان و نا موس مر دم در حوزه امر او خوا هد بود ...

حکمییت خد اونی چی...

مها تما گا ندی که از این ساده زیست تر بود ...

انیها کا فی نیست که حوزه حا کمیت بر مال و ثروت مای را کار کزان ان ولایت چیاول نمايند...

سیره او در مقام یک روحانی شاید در جایگاه خوبی بوده...

در مطا لب گذشته فرمودم که سعی کنیم بت درست نکنیم و بد عت گذاری در دین کفر هست...

شما و من فصل مشتر کی در رهبری او داریم ولی شما یک چیز را از یاد بر ده اید اگر مر دم نباشد رهبر جا مدات را رهبری خوا هد کرد تا ...

هدایت تکو نیی باید تو سط انبیا صورت گیرد ...

شما را دعوت می کنم به نا مه های او به سایر علما را مطا لعه فر ماید ...

وحد ت رویه چرا در بین این علما نیست...

یس اسلام و دین محمدی ان تفسیر به رای و فرد هست ....بقیه بعدا

69:

رابطه ی آزادی و ولایت در اندیشه سیاسی امام خمینی 1

پیش از تبیین رابطه آزادی و ولایت در اندیشه سیاسی امام،ابتدا جایگاه این دو مقوله را به اختصار بررسی کرده ،سپس تلاش میکنیم دیدگاه امام درباره آزادی و ولایت را به اختصار بیان نماییم .
بدیهی هست که تبیین رابطه یاد شده ،مستلزم تبیین این دو مقوله در اندیشه سیاسی امام هست .آزادی در اندیشه سیاسی امام خمینی نگاهی گذرا به اندیشه سیاسی امام بیانگر این واقعیت هست که امام هیچگاه موضوع آزادی را به شکل کلاسیک مورد بحث برنامه نداده هست ،بلکه در مناسبتها و موقعیت های خاص ،دیدگاه خود را درباره آزادی بیان کرده هست .یکی از تفاوتهایی که میان دو مقوله آزادی و ولایت در اندیشه سیاسی امام وجود دارد نیز همین نکته هست .

امام در مباحث نظری خود که عمدتا پیش از پیروزی انقلاب به شکل کلاسیک و مدون مطرح شده هست بر حلاف "ولایت "به مفهوم آزادی نپرداخته اند ،صرف نظر از عواملی که باعث این دو گونه رویکرد شده هست ،این نکته روشن میگردد که این انتظار از اندیشه سیاسی امام که تبیین نماينده زوایای گوناگون مسئله آزادی به شکل مدون و نظری باشد ،انتظار درستی به نظر نمی رسد .

امام در شرایط خاص به شکل کلی دیدگاه خود را درباره ی آزادی بیان کرده هست و در نتیجه هر گونه هستنباطی از دیدگاه امام درباره آزادی بدون توجه به عناصر دیگر اندیشه امام صحیح به نظر نمی رسد .بر این پايه در اینجا تلاش میکنیم با هستفاده از بیانات و نقطه نظر ات امام ،دیدگاه وی درباره آزادی را بیان نماییم .


مبانی و منافع آزادی از دیدگاه امام به نظر میرسد ،نقطه عزیمت امام در باره آزادی هستی شناسی هست .برای فهم دیدگاه امام باید از هستی شناسی او آغاز کرد .

سپس به انسان شناسی او رسید .

بر این پايه میتوان مبانی آزادی از دیدگاه اما را به دو دسته کلی تقسیم کرد که به اختصار به اونها اشاره میکنیم


هستی شناسی
دیدگاه امام درباره آزادی همانند سایر مفاهیم مقوله های دیگر مبتنی بر هستی شناسی و جهان بینی تو حیدی او هست .

از نظر امام ریشه همه عقاید ،باورها و آموزه ها (از جمله آزادی )اصل توحید و یگانگی خداست .

این اصل ،هستی و جهان را آفریده خدا میداند و قدرتی مافوق قدرت خداوند را به رسمیت نمی شناسد .


از این رو مفاهیم و آموزه های دیگر نیز با توجه به این اصل باید مفهوم واقعی خود را پیدا کند .

آزادی نیز از این اثل مثتثنا نبوده و در پرتو اصل تو حید .

مفهوم واقعی خود را پیدا میکند .


بر این پايه ، انسان باید تنها در برابر خداوند تسلیم باشد تااز آزادی در برابر دیگران بر خوردار گردد

امام در این باره میگوید :ریشه و اصل همه عقاید که مهمترین و با ارزش ترین اعتقادات ماست اصل تو حید هست ،این اصل به ما می آموزد که انسان تنها در برابر ذات اقدس حق باید تسلیم باشد و از هیچ انسانی نباید اطاعت کند .مگر اینکه اطاعت او ،اطاعت خدا باشد .

بر این پايه هیچ انسانی هم حق ندارد انسانهای دیگر را به تسلیم در برابر خود مجبور کند .

ما از ان اصل اعتقادی ،اصل آزادی بشر را می آموزیم که هیچ فردی حق ندارد انسانی و یا جامعه و ملتی را از آزادی محروم کند
برای او قانون وضع کند ،رفتار و روابط او را بنا و به درک و شناخت (که بسیار ناقص هست )یا بنا به خواسته ها و امیال خود تنظیم نماید .

.بنابر این ،امام اصل آزادی بشر را از اصل توحید هستنتاج میکند و این بیانگر جهان بینی توحیدی او هست .


بدیهی هست که این نوع نگرش ،مفهوم ،آزادی را به گوه ای خاص تفسیر مینماید تا بر پايه اون انسان هر چند در برابر انسانهای دیگر دارای حق آزادی هست ،اما در مسیر طاعت خداوند و در برابر او دیگر آزادی به مفهوم عدم انقیاد نسبت به خداوند مفهومی نداشته و قابل قبول نمیباشد .


بنابر این میتوان فرمود آزادی از دیدگاه اما ،آزادی تو حیدی هست و نشئت گرفته از اصل تو حید هست .اما این مطلب به مفهوم انکار آزادی به عنوان یکی از حقوق طبیعی و نظری آدمی نیست ،اما این نوع آزادی را نیز به رسمیت میشناسد (که در بحث های بعدی اشاره میشود )

انسان شناسی
یکی دیگر از مبانی آزادی از دیدگاه امام ،انسان شناسی امام و دیدگاه خاص امام در باره انسان هست .

از دیدگاه امام ،انسان موجودی هست که آزادی قرین خلقت و آفرینش او هست .چرا که خداوند انسان را آزاد آفرید و وی میتواند به ط.ر تکوینی اون چه را که میخواهد اجرا کند ،به عبارت دیگر

آزادی از حقوق طبیعی و فطری او هست که خداوند در وجود انسان به ودیعه گذاشته هست
اسلام انسان را آزاد ایجاد کرده هست و انسان را مسلط بر خودش و بر مالش و بر جانش و بر نوامیسش ایجاد فرموده
امر فرموده هست که مسلط هست انسان ،آزاد هست انسان ،هر انسانی در مسکن آزاد هست ،در مشروب و ماکول ،ان چه خلاف قوانین الهیه نباشد آزاد هست .


در مشی آزاد هست
یکی از مباحث بسیار مهم در حوزه کلام اسلامی "جبر و اختیار "است که در شکل گیری دیدگاه ها درباره انسان نقش به سزایی داشته هست .

بر این پايه سه دیگاه عمده شکل گرفته هست که در پست بعدی به اونها اشاره خواهد شد



70:

از انديشه هاي امام خميني همين بس هست كه فرموده اند اقتصاد مال خر هست !

71:

هنوز کشتارهای سال 1367 در یاد امت فراموش نشده هست .! این شخصیت اجازه ي دستور قتل انسان های مخالف افکار خود رو بدون هیچ محاکمه ای داد.
و به خاطر رویاهایش میلیون ها نفر ایرانی و عراقی رو به كشتن داد.
و با کارهایش کشور ما رو ده ها سال به عقب انداخت ! و لطمه ی غیر قابل جبرانی به اقتصاد کشور زد!
وقتی آقاي خمینی سپس چندین سال به ایران بازگشت خبرنگاری از او پرسید حالا که به ایران بازگشتید چه احساسی دارید و او در جواب فرمود هیچی!

72:

از اندیشه های خمینی

با صدور انقلاب به عراق بهانه بدست صدام حسین افتاد که نتیجه اش جنگ ویرانگر 8 ساله بود و در آخر هم جام زهر را بفرموده خودش نوشید

73:

خواب نورانی

ایت الله پسندیده (ره)نقل کردند :هنگامی که مساله ازدواج حضرت امام مطرح شد ،دختر آقای ثقفی (همسر امام)قبول نمی کرد.شب در خواب ،حضرت رسول و ائمه طاهرین علیهم السلام را مشاهده کرد که همراه انها آقای خمینی نیز به چشم میخورد.اینجا بود که به این ازدواج تن در داد و همواره از ان راضی بود .

پوشش بچه ها

وقتی که مادرم صحبت مینمايند ما میفهمیم که زندگشان خیلی در فشار گذشته هست.امام هم چون خیلی مقید بودند و احتیاط کار حتی شهریه هم نمیگرفتند .
مادرم میگوید قبای اقا وقتی کهنه و پاره میشد ،اینها را بر میداشتیم _تکه تکه _پوشش بچه میکردیم یا تمام کت های شما را از قسمتهای پایین قبا ها می دوختیم و یا لباسشان وقتی خیلی پاره میشد پول میدادم پارچه چیت میخریدم واینها نشان میدهد که زندگیشان چقدر سخت بوده هست .
اما امام معتقد بودند که بس هست و همین قدر کافیست .
(دختر حضرت امام )

74:

با عرض سلام و خسته نباشید

امام خمینی انسان بزرگی بود
این حقیقت هست
و بر کسی پوشیده نیست


اما آیا قبول دارید او انسان بوده
و اشتباهاتی هم کرده
من فقط همین را می خواهم بدانم

خانوم جودی ابت
متشکرم

75:

p;, ljd ;i حکو متی که بعداز شاه امد همین حکو مت جمهوری اسلا می به قو ل شماکه بنیان گذازش با سیره همین اقا که ریشه در دین اسلام دارد بنا نهاده شد.....

تا اینجا حر فی نیست...

ایا او سپس تشکیل حکومت و رهبری در طول مانده حیاتش و شرایط مورد تا یید او چرا 1- مدیر و مدبر نبوداند 2- چرا بعضی ها خا ئن شده اند مگر او به قو ل شما با رسول مکرم ارتبا ط ند اشتن.

3- وقتی متوجه کاستی های حکو مت شدند فر مانی صادر نکر دند...

همه اش محصلتی عمل کردند یس ما هم کنا ه کنیم و بگو یم فعلا مصلحت این هست؟ نه او را به عنوان یک مرد بز رگ رو حانی در وقت خود و یک مبارز و بنیا گذار حکومت جمهوری اسلامی و می توان معر فی کرد ...

اما نه به عنوان هدایت تکونیی بر ای امت معر فی کرد و در وقت خود و اینده می توان به عنوان الگو و رو حانی معر فی کرد ...

اگر ان سیره تعر یف شده بالا قبو ل کنیم چر ا نتجه ان بعداز 28 سال بی عد لتی/ فقر/ عقب ما ندگی سیاسی/ با این همه ثر وت رو زمینی و زیر زمینی این همه بیکار ./ فساد اخلاقی حالت ایید می به خود کر فته هست ...

شاید محا فظه کاری در رهبر یت این مشکلا ت را به وجود اورد....

شما ایا در وقت انقلاب شاید نبود ید که مو ج شها دت طلبی این مر دم را به بینید چرا به خا طر اعتقا دات دینی شان بوده و این ابیار ی با خون نهال انقلا ب را که یله های سعادت و تر قی را طی نمايند و در سایه عدالت همگان در امنیت و اسایش زند گی نمايند از نظر اماری به جنایت / رشوه گیری/ باند با زی/ اقا زاده ها/ .ووو ...

با وقت شاه یک مقا یسه بفر ما ید متو جه کا ستی و ستی را در اقا یان خو اهی دید...

بها این انقلاب را امت با خون هم در دروان انقلا ب و هم در دوران جنگ یر داخته اند ...

خو دمان قول نزنیم و با سفسطه ها و با کلمات بازی نکنیم چو ن دین و شرف و خاک در خطر هست ...

چیزی اضا فه از این ا قا یان تکیه بر اریکه حکو مت نمی خو اهیم ووو بلکه عمل ...

عمل ...عمل .

به وعد ه در دوران انقلاب و بعد ان وعد ه های ها

76:


اندیشه های اقتصادی امام خمینی

اهداف نظام اقتصادی اسلام

نظام اقتصادی اسلام دارای سمت و سو و اهداف مادی و معنوی معینی هست که میتوان انها را به شرح زیر طبقه بندی کرد :

1-اهداف امت به سمت اخلاق کریمه و وارزشهای معنوی .
2-استبرنامه عدالت اجتماعی و اقتصادی در جامعه .
3-رشد هستعدادها و شکوفایی قدرت ابتکار و خلاقیت انسانها .
4-ریشه کن کردن فقر در جامعه.
5-اولویت دادن به منافع و مصالح مستضعفان و محرومان و رسیدگی خاص به انها.
6-برآوردن نیازهای اقتصادی مشروع و معقول امت .
7-رشد و شکوفایی اقتصادی و بارور کردن تجارب ،صنعت و کشاورزی و...
8-ایجاد رفاه ،آسایش وامنیت اقتصادی برای عموم افراد جامعه .
9-پرهیز از وابستگی اقتصادی به بیگانه و نفی سلطه اجانب بر اقتصاد کشور .
10-گسترش مشارکت عمومی امت بویژه مستضعفان و محرومان در اقتصاد .


از نظر حضرت امام (س)اقتصاد ،اصولا در اسلام هدف نیست بلکه وسیله و ابزاری برای تکامل معنوی جامعه هست .

همچنین تبیین و پیاده کردن نظام اقتصادی اسلام بعهده علما و محققین اسلامی و کارشناسان مسلمان و متعهد هست که باید اولا نظام اقتصادی اسلام را مطابق نیازها ،شرایط و مقتضیات روز از منابع اسلامی هستخراج ،تبیین و تدوین نمایند و ثانیا طرحها و برنامه هایی برای تحقق اون ارائه دهند .


رهنمودها :
"مذهب اسلام از هنگام ظهورش متعرض نظامهای حاکم در جامعه بوده هست و خود دارای سیستم و نظام خاص اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی هست که برای تمامی ابعاد و شئون زندگی فردی و اجتماعی قوانین خاصی دارد و جز اون را برای سعادت جامعه نمی پذیرد ."
"صحیفه نور-ج 4-ص213-23/10/1357"


"این بر عهده علمای اسلام و محققین و کارشناسان اسلامی هست برای جایگزین کردن سیستم نا صحیح اقتصاد حاکم بر جهانیان اسلام ،طرحها و بر نامه های سازنده و در بر گیرنده منافع محرومین و پا برهنه ها را ارائه دهند و جهان مستضعفین و مسلمین را از تنگنا و فقر معیشت به در آورند .

البته پیاده کردن مقاصد اسلام در جهان و خصوصا بر نامه های اقتصادی اون و مقابله با اقتصاد بیمار سرمایه داری غرب و اشتراکی شرق ،بدون حاکمیت همه جانبه اسلام میسر نیست و ریشه کن شدن آثار سوء و مخرب اون چه بسا سپس هستبرنامه نظام عدل و حکومت اسلامی همچون جمهوری اسلامی ایران نیازمند به وقت میباشد ،
ولی ارائه طرحها و اصولا تبیین جهت گیری اقتصادی اسلام در راستای حفظ منافع محرومین و گسترش مشارکت عمومی اونان و مبارزه اسلام با زر اندوزان ،بزرگترین هدیه و بشارت آزادی انسان از اسارت فقر و تهیدستی به شمار می رود و بیان این حقیقت که صاحبان مال و منال در حکومت اسلامی هیچ امتیاز و برتری ای از این جهت بر فقرا ندارند و ابدا اولویتی به اونان تعلق نخواهد گرفت ،

مسلم راه شکوفایی و پرورش هستعدادهای خفته و سرکوب شده پابرهنگان را فراهم میکند و تذکر این مطلب که ثروتمندان هرگز به خاطر تمکن مالی خود نباید در حکومت و حکمرانان و اداره نمايندگان کشور اسلامی نفوذ نمايند و مال و ثروت خود را بهانه فخر فروشی و مباهات برنامه بدهند و به فقرا و مستمندان و زحمتکشان ،افکار و خواسته های خود را تحمیل نمايند ، این خود بزرگترین عامل تعاون و دخالت دادن امت در امور و گرایش اونان به اخلاق کریمه و ارزشهای متعالی و فرار از تملق گوئیها میگردد و حتی بعض ثروتمندان را از این که تصور نمايند که مال و امکاناتشان دلیل اعتبار اونان در پیشگاه خداست متنبه میگند"

"ص.ن-ج 20-ص128و129-6/5/1366"

"اگر ما تسلیم آمریکا و ابر قدرتها میشدیم ،ممکن بود امنیت و رفاه ظاهری درست میشد و قبرستانها ی ما پر از شهدای عزیز ما نمیگردید ،ولی مسلما هستقلال و آزادی و شرافتمان از بین میرفت .
ایا ما میتوانیم نوکر و اسیر آمریکا و دولتهای کافر شویم تا بعضی چیزها ارزان شود ؟؟"
"ص.ن-ج17-ص51و52-21/7/1361"



"قشرهایی که انقلاب را با فداکاری بی دریغ و جان نثاری سخاوتمندانه بی هیچ چشم داشتی به پیروزی رسانده و از پیروزی تاکنون برای دفاع از انقلاب و رفع مشکلات از پای ننشسته اند و تاکنون با انکه سنگینی انقلاب به دوش اونان بوده هست و توقع نام و نشان و مقامی نداشته و ندارند ،اینان توده ها ی میلیونی و محرومان جامعه هستند ."
"ص.ن-ج 16-ص43-21/11/1360"
جنگ فقرو غنا

حضرت امام (س)در برخی از بیاناتشان مسئله جنگ بین فقرو غنا را مطرح فرموده اند .با توجه به بحثهای گذشته در مورد احترام سرمایه های مشروع و قانونی ،این سوال پیش می اید که ایا طرح موضوع جنگ فقرو غنا توسط امام (س)به معنی نفی غنا و حمایت از فقر نیست؟ایا بیانات معظم له در مورد جنگ فقرو غنا با بیانات دیگرشان مبنی بر محترم بودن ثروتهای مشروع تعارض ندارد؟

قبل از جواب به سوالات فوق ،به برخی از برداشتهای اشتباه از بیانات امام (س)در مورد جنگ فقرو غنا اشاره میکنیم .

عده ای از افراد که تنها جملات مربوط به جنگ فقرو غنا را دیده و دیگر بیا نات امام (س)را ملاحظه ننموده اند چنین تصوری کرده اند که رهنمودهای امام درباره ی جنگ فقرو غنا و دائمی بودن این جنگ و حمایت نظام اسلامی از فقرا در مقابل اغنیا ،بدین معنی هست که معظم له فقر را به کلی ارزش و غنا را مطلقا ضد ارزش می دانستند .

نتیجه چنین تصوری از جنگ فقرو غنا اونست که پدیده ای به نام فقر همواره باید وجود داشته باشد و فقرا نیز همیشه باید در فقر و محرومیت باقی بمانند تا برای همیشه تاریخ ،جنگ فقرو غنا مصداق عینی و واقعی داشته باشد !و اگر برنامه باشد روزی فقرا از فقر خود نجات یافته (یعنی غنی شوند)طبعا در جبهه اغنیا برنامه گرفته و باید با خود انها نیز مبارزه کرد!


با توجه به رهنومدهای حضرت امام (س)چنین برداشتی از سخنان ایشان نادرست و اشتباه هست.
اولا فقر نه تنها ارزش نیست بلکه ضد ارزش هست .فقر ارمغان ظلم و هستثمار و سودجویی یا تن پروری و تنبلی و فرهنگ غلط هست .

این چدیده در ایات شریفه قران کریم و روایات متعدد معصومین (ع)مذمت شده و حتی در برخی از کلمات اون بزرگواران ،در حد کفر یا چدید آورنده ان ،شمرده شده هست .

در رهنمود ها و نظرات حضرت امام (س)نیز فقر ،محرومیت و هستضعاف به طور گسترده مذمت و به عنوان یک پدیده ضد ارزش معرفی شده هست .


اگر در بعضی از روایات دیده می شود که از فقر ستایش شده ،این نه به معنی یک اصل کلی و قابل تعمیم به تمام وقتها بلکه تنها یک دستور خاص و با توجه به شرایط ویژه وقتی و مکانی بوده هست و در هر حال نمیتوان "فقر "را ارزش دانست .

در خصوص برداشت صحیح از بیا نات امام (ُس)در باره جنگ فقرو غنا ،دو مورد را میتوان مطرح کرد که هر دو هم با رهنمودهای معظم له سازگار هست .


برداشت اول :مقصود از جنگ فقرو غنا ،مبارزه با یک سیستم اجتماعی _اقتصادی هست که در بطن خود دو طبقه فقیر و غنی را به وجود می اورد .

فقر و غنا دو پدیده ای هست که در این سیستم خودنمایی میکند و حالت وسطی نیز متصور نیست .

در این سیستم اقلیتی دارای ثروت و مکنت هنفرمود بوده و اکثریت امت نیز در فقر و محرومیت به سر میبرند .

امروزه در بسیاری از کشورهای جهان سوم حاکمیت سرمایه و سرمایه داری بر نظام بین المللی هست .نظامی که در ان حرف اول و اخر را سرمایه میزند و هیچ ارزش و معیار دیگری مطرح نیست


منظور حضرت امام (س) از جنگ فقرو غنا ،جنگ با چنین سیستم و نظامی هست .

این نبرد ،یک مبارزه مقدس و دائمی هست که باید اونقدر ادامه یابد تا طلسم اکمیت سرمایه بر جهان شکسته شود و فقر و غنای ظالمانه از بین برود و بر ویرانه ان سیستم ،جامعه ای چدید اید که همه آحاد امت در اون ،از یک زندگی مرفه با حاکمیت ارزشها و معیار های معنوی و متعالی بر خوردار شوند .


برداشت دوم :مقصود از جنگ فقرو غنا ،جنگ بین فقرای متدین با اغنیاء ظالم هست.در این برداشت نمیتوان فقرو غنی را به کلی ارزش دانست .فقرای مظلوم ،مورد حمایت اغنیاءظالم نیز مغضوب هستند .بین این دو طبقه مبارزه دائمی وجود داشته و موضع مومنان و صالحان نیز حمایت از فقرا و نبرد علیه اغنیا و سرمایه داران خواهد بود .بدیهی هست نتیجه نهایی این نبرد ،احقای حقوق فقرا و شکست و نابودی اغنیاست .
همانگونه که ملاحظه میشود برداشتهای فوق نه تنها با یکدیگر منافات ندارند بلکه قابل جمع نیز هستند .

"جنگ ما جنگ فقرو غنا بود "
"ص.ن-ج 21-ص94-3/12/1367"


















77:



78:

از اندیشه های آقای خمینی میتوان به بوسیدن ران دختران شیرخوار برای رفع غرایض جنسی و شهوتی اشاره کرد که در کتاب نکاح صفحه 12 مسئله 15 نوشته اند

79:

متا سف از اینکه یا می خواهیم از یکی بت درست کنیم و او را تا به یای معصمو مین می بر یم و یا انقدر او را ذلیل می کنیم و او را جون شمر تعر یف می کنیم ...

سوال علم ..منطق و فلسفه و علوم کجاست.......

منطقی وارد بحث شوید...

در اسلام حا صر این سوال بس با شد چرا علما در فقه و مسا یل با هم هم رای نیستند ...؟؟؟؟؟؟ و هر کس با ادراک قوای 5 گانه خود فتو ای را صادر می نمايند؟؟؟ فر ق نمی کند چه سنی چه شیعه....

به کرسی نشاندن حر ف خود چر ا باید از اصل درو شویم....

به نو شته های جما ل اسد ابادی هم یک سری به زدنید ...

در ایران کنونی با اقتصاد نا معلوم با نکداری بون ربا ...

ولی سودهای کلان به عنوان بهر ه با نکی و با قانون حکمی قر انی حکم ربا مثل این که کسی در کعبه زنا کند ...

ابها مات را به وجود می اوردند تا از اصل سر شت خود دور شویم و در گیر انیها با شیم و با حکومت کاری ندا شته باشیم مگر با حلیه و تفسیر به رای می توان قا نون الهی را جاری ساخت ....


80:

در جواب به مالک :

بله در این که هر انسانی ممکن هست اشتباهاتی بکند شکی نیست ،اما حضرت امام خمینی (س) مانند من وشما یک انسان معمولی نبودند و عظمت و بزرگی ایشان از قدرت فهم و درک ما خارج هست .شاید شما فکر کنید که این حرفها شعار هستند ولی اگر اندکی به دور از تعصبات و ذهنیات غلط یا درست خودتون به شخصیت این عالم بزرگوار بیندیشد میبینید که حقیقت چیز دیگریست .

شاید در توصیف گوشه ای از شخصیت اون پیر سفر کرده کلمات گهر بار مقام معظم رهبری _مدظله العالی _تا حدودی گویا و رسا باشد :

"اون بزرگوار قوت ایمان را با عمل صالح ،و اراده ی پولادین را با همت بلند وشجاعت اخلاقی را با حزم و حکمت ،و صراحت لهجه و بیان را با صدق و متانت ،و صفای معنوی و روحانی را با هوشمندی و کیاست ،و تقوا و ورع را با سرعت و قاطعیت ،وابهت و صلابت رهبری رابا رقّت و عطوفت ،و خلاصه ی بسی خصال نفیس و کمیاب را که مجموعه ی اون قرن ها و قرن ها به ندرت ممکن هست در انسان بزرگی جمع شود ، همه و همه را با هم داشت .

الحق شخصیت اون عزیز یگانه ،شخصیتی دست نیافتنی و جایگاه والای انسانی او جایگاهی دور از تصور ،و اساطیر گونه بود .



او به انسانها کرامت ،و به مومنان عزت و به مسلمانان قوت و شوکت داد ،و به دنیای مادّی و بی روح معنویت ، و به جهان اسلام حرکت ،و به مبارزان و مجاهدان فی سبیل الله شهامت و شهادت داد .

او به همه فهماند که انسان کامل شدن و تا نزدیکی مرزهای عصمت پیش رفتن افسانه نیست "

81:

خیلی تاپیک جالبیه ادامه بده جودی جان

82:

خاطرات حاج احمد آقا از اما (ره)
امام نه تنها موسیقی بلکه برنامه های خبری رادیو -تلویزیون را در وقت حکومت شاه حرام میدانستند ومی فرمودند :اگر این موسیقی که از صدای و سیمای جمهوری اسلامی پخش میشود از رادیو -تلویزیون (آل سعود )پخش شود اون را حرام میدانم .
.....................................

تلخترین خاطره ای که به یاد دارم پذیرش (قطعنامه )،و شیرین ترین خاطره مربوط به فتح خرمشهر هست .

فتح وقتی فراخوان شد که ساعت حدودا 4 سپس ظهر بود و اما در حال قدم زدن بودند -و رادیو هم در دستشان بود .

چون ما از قبل می دانستیم که رزمندگان اسلام در حال انجام این کار هستند و در گیری هم از شب قبل شروع شده بود که خیلی هم شدید بود .امام در حال قم زدن بودند که گوینده رادیو خبر آزاد سازی خرمشهر را فراخوان نمود .

با شنیدن صدای گوینده ،من به اما نگاه کردم و متوجه شدم که احساس خوبی به ایشان دست داد .البته در مجموع امام از مسائلی که خیلی تلخ بوئد اوقاتش زیاد تلخ نمیشد و از مسائلی هم که شیرین بود خیلی خوشحال نمی شدند .

در مقابل مسائل خرمشهر اما معتقد بودند که بهتر هست جنگ تمام شود اما با لا خره مسئولین جنگ فرمودند که ما باید تا کنار شطا العرب (اروند رود)برویم تا بتوانیم غرامت خودمان را از عراق بگیریم .


امام اصلا با این کار موافق نبودند و می فرمودند :اگر بناست که شما جنگ را ادامه بدهید بدانید که اگر این جنگ با این موضوعی که شما دارید ادامه یابد و شما موفق نشوید .دیگر این جنگ تمام شدنی نیست .

و ما باید این جنگ را تا نقطه ای خاص ادامه بدهیم .و الان هم که قضیه فتح خرمشهر پیش امده بهترین موقع برای پایان جنگ هست .


وقت جنگ از (ستاد مشترک)کسی آمد که مربوط به تیم مهندسی بود و یک اتاق ضد بمب و مستحکم برای امام درست کرد .

اما حضرت امام فرمودند:من به ایشان فرمودم که اینجا نمی روم .و هر چه که من فرمودم :حد اقل شما بیایید و اتاق مذبور را ببینید
فرمودند :من ازهمین بیرون انجا را دیده ام و به انجا نخواهم رفت و تا وقتی که شهرستان تهران زیر موشک باران دشمن برنامه گرفت در اتاق معمولی خودشان بودند و خیلی معمولی برخورد می کردند .

وقتی هم که من خیلی اصرار می کردم ایشان قسم خوردند که من این کا را نخواهم کرد .و بین من و بقیه افراد هیچ تفاوتی نیست .


ایشان می فرمود :بمبی به خانه ی من بخورد و پاسدارهای اطراف منزل کشته شوند و من در اتاق ضد بمب زنده بمانم دیگر من به درد رهبری نمی خورم .
من وقتی می توانم امت را رهبری کنم که زندگی من مثل انها باشد و همه در کنار همدیگر باشیم .

از نظر خانوادگی هم من به شما بگویم که سالها پیش وقتی مامورین (ساواک) به خانه ما می ریختند که امام را بگیرند .مادر من در حیاط ایستاده بود و من از خانه بیرون دویدم و ایشان به من فرمود :پدرت را بردند اگر میخواهی او را ببینی زودتر برو .کلا مادر و خواهرانم اهل این حرفها نیستند و ترسو نیستند و فقط نگرانیشان در مورد حال اما م بود .


یک نکته ای به خاطرم آمد که برایتان نقل کنم .یک روز که شهرستان تهران شدید زیر بمباران و موشکباران بود مادرم وارد اتاق شد ند و دیدند که یک پتویی کج افتاده هست .بانهایت خونسردی مرا صدا زدند که بیا و سر پتو را بگیر تا ان را درست کنیم !و اما از این حرف خنده اش گرفت .

83:

عالمان ربانی چلچراغ های پر فروغی هستند که در هر عصری ،در آسمان علم و عمل می درخشند و با کسب نور و گرما از خورشید رسالت و امامت بر زمینیان تجلی می نمايند و انان را یه سوی منابع نور و برکت دودمان وحی ،رهنمون می سازند و بر بال عرفان ناب محمدی صلی الله علیه و اله نشانده بر مشکات ملکوت عروج می دهند .

در میان دین باوران کفر ستیز ،چهره ی محبوب قرن ،فقیه تیز بین سیاست مدار ایزد خواه فیلسوف عارف ژرف نگر ،عالم متایجاد و رهبر و بنیانگذار جمهوری اسلامی ،حضرت امام خمینی ،رضوان الله علیه ،از موقعیتی والا و ویژه بر خوردار هست زیرا :روزها و ساعتها و لحظه ها ی عمر او ،با مراقبه و محاسبه سپری شد و صدها آیه ی قران را مجسم ساخت و عینیت بخشید .

مناسب هست سیره ی عملی ایشان را در ماه مبارک رمضان مورد بررسی برنامه دهیم تا جان را با شهد محبت و شناخت حاصل از رفتار ایشان ،صفایی دیگر دهیم .





84:

اندیشه و دیدگا ههای امام خمینی (ره)

ویژگی های شخصی
امام خمینی در زندگی سخت معتقد به برنامه ریزی ،نظم و انظباط بودند .ساعات مشخصی از شبانه روز را به عبادت و ذکر حق و قرائت قراون ،دعا و مطالعه میپرداختند .قدم زدن و درهمان حال ذکر فرمودن و اندیشیدن جزئی از برنامه روزانه ایشان بود .درحالی که عمر ایشان به نود سال نزدیک شده بود ،هنوز یکی از پرکارترین رهبران سیاسی جهان بودند که نشاط خدمت را در تعالی جامعه اسلامی و حل مشکلات اون هیچ گاه حتی در سهمگین ترین حوادث از دست نمیداد .علاوه بر مطالعه روزانه اهّم اخبار و نقل های مطبوعات رسمی کشور و مطالعه ده ها بولتن خبری وگوش دادن به اخبار رادیو و تلویزیون داخلی ،در چندین نوبت در شبانه روز تحلیل ها و خبرهای رادیو های بیگانه فارسی زبان را گوش می دادند تا شخصا در جریان روند تبلیغات دشمنان انقلاب برنامه گیرند و راه های مقابله با اون را اندیشه نمايند .
فعالیت های متراکم روزانه و تشکیل جلسات با مسئولان نظام اسلامی موجب نمیشد تا ارتباط با قشرهای امت عادی را به عنوان اصلی ترین سرمایه های نهضت اسلامی نادیده بگیرند و در اکثر ایام گروه های مختلف امت در حسینیه جماران با ایشان دیدار می کردند و رهنمود میگرفتند .





85:

حضرت امام توجه ویژه ای نسبت به ماه رمضان داشته و بدین جهت ،ملاقاتهای خودشان را در این ماه تعطیل می کردند و به دعا و تلاوت قران و...میپرداختند .

و خودشان می فرمودند :"خود ماه مبارک رمضان ،کاری هست "(1)

یکی از یاران اما در این باره فرموده هست :
در این ماه ایشان شعر نمیخواندند و نمی سرودند و گوش به شعر هم نمی دادند .خلاصه ،دگر گونی متناسب با این ماه در زندگی خود ایجاد می کردمد ،به گونه ای که این ماه را ،سراسر به تلاوت قران مجید و دعا کردن و انجام دادن مستحبات مربوط به ماه رمضان می کردند (2)

ایشان به هنگام افطار و سحر ،بسیار کم می خوردند ،به گونه ای که خادمشان فکر می کردند که امام چیزی نخورده هست !(3)

حضرت امام رحمةالله در باره رمضان چنین می سرایند :
ماه رمضان شد ،می و میخانه بر افتاد
عشق و طرب و باده به وقت سحر افتاد
افطار به می کرد برم پیر خرابات
فرمودم که تو را روزه به برگ و ثمر افتاد
با باده ،وضو گیرکه در مذهب رندان
در حضرت حق این عملت بارور افتاد (4)

1-پا به پای آفتاب ،ج1،ص286

2-برداشتهایی از سیره امام خمینی ره ،ج3،ص9

3-همان ،ص89

4-روزنامه جمهوری اسلامی ،مورخ 18/1/69،امام خمینی ره 29 شعبان /1407

86:

عبادت و تهجد
اندیشه و دیدگا ههای امام خمینی (ره)
اندیشه و دیدگا ههای امام خمینی (ره)
از جمله بر نامه های ویژه ی حضرت امام،رضوان الله علیه در ماه مبارک رمضان ،عبادت و تهجد بود .امام عبادت را لوازم رسیدن به عشق الهی می دانستند و به صراحت بیان می کردند که در وادی عشق ،نباید به عبادت به چشم وسیله ای برای رسیدن به بهشت نگاه کرد .(1)

اکثر آشنایان امام نقل مینمايند که از سن جوانی ،نماز شب و تهجد جزء برنامه هایشان بود .
بعضی از نزدیکان ایشان می فرمودند که وقتی در ظلمت و تاریکی نیمه ی شب ،آهسته وارد اتاق امام میشدم ،معاشقه امام را با ایزد
احساس می کردم و می دیدم که با خضوع و خشوعی خاص ،نماز می خواندند و قیام و رکوع و سجود را به جا می آوردند که حقا وصف ناپذیر بود .با خودم فکر می کردم که شب امام ،حقیقتا ،لیلةالقدر هست (2)

یکی از اعضای دفتر ایشان ،در این باره می گوید :
پنجاه سال هست که نماز شب امام ،ترک نشده هست .امام در بیماری و در صحت و در زندان و در خلاصی و در تبعید ،حتی بر روی تخت بیمارستان قلب هم نماز شب خواندند .(3)

امام رضوان الله علیه توجه خاصی به نوافل داشتند و هرگز نوافل را ترک نمی کردند .نقل شده هست که امام در نجف اشرف با ان گرمای شدید ،ماه رمضان را روزه میگرفت و با این که در سنین پیری بودند و ضعف بسیار داشتند تا نماز مغرب و عشا را به همراه نوافل به جای می اوردند ،افطار می کردند !و شبها تا صبح ،نماز و دعا می خواندند و سپس نماز صبح ،مقداری هستراحت میکدند و صبح زود برای کارهایشان اماده می شدند (4)

1-روزنامه جمهوری اسلامی .20/11/64

2-امام در سنگر نماز .ص 83.هزارو یک نکته .حسین دیلمی .نکته ی 129

3-هزارو یک نکته .حسین دیلمی :حبیب و محبوب ص 53:سیمای فرزانگان،ص180

4-سیمای فرزانگان .ص 159:برداشتهایی از سیره ی امام خمینی (ره).ج 3 ص 99


87:

emam mard bozorgi bod yek sokhan jaleb az ishan: bachehay besyar bozorg va bozorgan kochak darim

88:

پیر مرد باغبان
یادم هست من کوچک بودم ،روزی پیر مردی برای باغچه منزل ما خاک آورد .

ما سر سفره بودیم که او امد .امام فرمودند که این پیر مرد ناهار نخورده هست .غذای ما زیاد نبود .بعد بشقابی از توی سفره برداشتند و خودشان چند قاشق از غذایشان را در بشقاب ریختند و به ما فرمودند "بیایید هر کدام چند قاشقی از غذای خود را در این بشقاب بریزید تا به اندازه ی غذای یک نفر بشود "


ما که ان روز غذای اضافی نداشتیم .

به انی ترتیب غذای ان پیرمرد را اماده کردیم در عالم بچگی انقدر از این کار خوشم امد که نهایت نداشت .(1)


امام شدیدا عاطفی هستند
امام شدیدا عاطفی هستند .مثلا وقتی نجف بودند و گاهی خواهر هایم می آمدند انجا و بعد می خواستند بروند طوری بود که منهیچ وقت موقع خداحافظی قدرت ایستادن توی حیاط و دیدن خداحافظی انها را با امام نداشتم ،می گذاشتم و میرفتم .

مرحوم برادرم هم همین را می فرمودند که من ان لحظه خداحافظی را نمیتوانم ببینم .

چون امام تا ان حد با فرزندان خود عاطفی برخورد می نمايند که انسان تحمل دیدن ان را ندارد .

اما یک ذره شما فکر کنید این مساله روی تصمیم گیریهایشان و یا در ان کارهایی که می خواهند بنمايند اثر دارد ،ندارد .(2)


1-به نقل از یکی از دختران امام -رشد دانش اموز -سال 3-ش 3.
2- حجت الا اسلام والمسلمین سید احمد خمینی -پیام انقلاب.ش.60.


89:

گزیده هایی از توصیه ها و سفارشهای امام به مناسبت ماه مبارک رمضان

شما در این چند روزی که به ماه رمضان مانده ،به فکر باشید ،خود را اصلاح کرده ،توجه به حق تعالی پیدا نمایید .

از کردار و رفتار ناشایسته ی خود ،استغفا کنید !اگر خدای نخواسته ،گناهی مرتکب شده اید قبل از ورود به ماه مبارک رمضان ،توبه کنید !زبان را به مناجات حق تعالی عادت دهید !
مبادا در ماه مبارک رمضان ،از شما غیبتی ،تهمتی ،و خلاصه گناهی سر بزند و در محضر ربوبی ،با نعم الهی و در مهمان سرای باری تعالی ،آلوده به معاصی باشید !شما اقلا به اداب اولیه روزه عمل نمایید و همانطور ی که شکم خود را از خوردن و اشامیدن نگه میدارید ،چشم و گوش و زبان را هم از معاصی باز دارید !

از هم اکنون ،بنا بگذارید که زبان را از غیبت ،تهمت ،بد گویی و دروغ نگه داشته ،کینه ،حسد ،و دیگر صفات زشت شیطانی را از دل بیرون کنید !
اگر با پایان یافتن ماه مبارک رمضان ،در اعمال و کردار شما هیچ گونه تغییری پدید نیامد ،و راه و روش شما با قبل از ماه صیام فرقی نکرد ،معلوم میشود روزه ای که از شما خواسته اند ،محقق نشده هست .

اگر دیدید کسی میخواهد غیبت کند ،جلوگیری کنید و به او بگویی !"ما متعهد شده ایم که در این سی روز ماه مبارک رمضان ،از امور محرمه خودداری ورزیم " و اگر نمی توانید او را از غیبت باز دارید از ان مجلس خارج شوید !ننشینیدو گوش کنید !
باز تکرار میکنم تصمیم بگیرید در این سی روز ماه مبارک ،مراقب زبان ،چشم ،گوش و همه ی اعضاءو جوارح خود باشید .

توجه کنید به اداب ماه مبارک رمضان عمل کنید :فقط دعا مطالعهنباشد ،دعا به معنای واقعی اش باشد .

"سیمای فرزانگان .ص 159و161.برداشتهایی از سیره امام خمینی ج 3 .ص 8."

90:

p;, ljd ;i حکو متی که بعداز شاه امد همین حکو مت جمهوری اسلا می به قو ل شماکه بنیان گذازش با سیره همین اقا که ریشه در دین اسلام دارد بنا نهاده شد.....

تا اینجا حر فی نیست...

ایا او سپس تشکیل حکومت و رهبری در طول مانده حیاتش و شرایط مورد تا یید او چرا 1- مدیر و مدبر نبوداند 2- چرا بعضی ها خا ئن شده اند مگر او به قو ل شما با رسول مکرم ارتبا ط ند اشتن.

3- وقتی متوجه کاستی های حکو مت شدند فر مانی صادر نکر دند...

همه اش محصلتی عمل کردند یس ما هم کنا ه کنیم و بگو یم فعلا مصلحت این هست؟ نه او را به عنوان یک مرد بز رگ رو حانی در وقت خود و یک مبارز و بنیا گذار حکومت جمهوری اسلامی و می توان معر فی کرد ...

اما نه به عنوان هدایت تکونیی بر ای امت معر فی کرد و در وقت خود و اینده می توان به عنوان الگو و رو حانی معر فی کرد ...

اگر ان سیره تعر یف شده بالا قبو ل کنیم چر ا نتجه ان بعداز 28 سال بی عد لتی/ فقر/ عقب ما ندگی سیاسی/ با این همه ثر وت رو زمینی و زیر زمینی این همه بیکار ./ فساد اخلاقی حالت ایید می به خود کر فته هست ...

شاید محا فظه کاری در رهبر یت این مشکلا ت را به وجود اورد....

شما ایا در وقت انقلاب شاید نبود ید که مو ج شها دت طلبی این مر دم را به بینید چرا به خا طر اعتقا دات دینی شان بوده و این ابیار ی با خون نهال انقلا ب را که یله های سعادت و تر قی را طی نمايند و در سایه عدالت همگان در امنیت و اسایش زند گی نمايند از نظر اماری به جنایت / رشوه گیری/ باند با زی/ اقا زاده ها/ .ووو ...

با وقت شاه یک مقا یسه بفر ما ید متو جه کا ستی و ستی را در اقا یان خو اهی دید...

بها این انقلاب را امت با خون هم در دروان انقلا ب و هم در دوران جنگ یر داخته اند ...

خو دمان قول نزنیم و با سفسطه ها و با کلمات بازی نکنیم چو ن دین و شرف و خاک در خطر هست ...

چیزی اضا فه از این ا قا یان تکیه بر اریکه حکو مت نمی خو اهیم ووو بلکه عمل ...

عمل ...عمل .

به وعد ه در دوران انقلاب و بعد ان وعد ه های ها

91:


اندیشه های اقتصادی امام خمینی

اهداف نظام اقتصادی اسلام

نظام اقتصادی اسلام دارای سمت و سو و اهداف مادی و معنوی معینی هست که میتوان انها را به شرح زیر طبقه بندی کرد :

1-اهداف امت به سمت اخلاق کریمه و وارزشهای معنوی .
2-استبرنامه عدالت اجتماعی و اقتصادی در جامعه .
3-رشد هستعدادها و شکوفایی قدرت ابتکار و خلاقیت انسانها .
4-ریشه کن کردن فقر در جامعه.
5-اولویت دادن به منافع و مصالح مستضعفان و محرومان و رسیدگی خاص به انها.
6-برآوردن نیازهای اقتصادی مشروع و معقول امت .
7-رشد و شکوفایی اقتصادی و بارور کردن تجارب ،صنعت و کشاورزی و...
8-ایجاد رفاه ،آسایش وامنیت اقتصادی برای عموم افراد جامعه .
9-پرهیز از وابستگی اقتصادی به بیگانه و نفی سلطه اجانب بر اقتصاد کشور .
10-گسترش مشارکت عمومی امت بویژه مستضعفان و محرومان در اقتصاد .


از نظر حضرت امام (س)اقتصاد ،اصولا در اسلام هدف نیست بلکه وسیله و ابزاری برای تکامل معنوی جامعه هست .

همچنین تبیین و پیاده کردن نظام اقتصادی اسلام بعهده علما و محققین اسلامی و کارشناسان مسلمان و متعهد هست که باید اولا نظام اقتصادی اسلام را مطابق نیازها ،شرایط و مقتضیات روز از منابع اسلامی هستخراج ،تبیین و تدوین نمایند و ثانیا طرحها و برنامه هایی برای تحقق اون ارائه دهند .


رهنمودها :
"مذهب اسلام از هنگام ظهورش متعرض نظامهای حاکم در جامعه بوده هست و خود دارای سیستم و نظام خاص اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی هست که برای تمامی ابعاد و شئون زندگی فردی و اجتماعی قوانین خاصی دارد و جز اون را برای سعادت جامعه نمی پذیرد ."
"صحیفه نور-ج 4-ص213-23/10/1357"


"این بر عهده علمای اسلام و محققین و کارشناسان اسلامی هست برای جایگزین کردن سیستم نا صحیح اقتصاد حاکم بر جهانیان اسلام ،طرحها و بر نامه های سازنده و در بر گیرنده منافع محرومین و پا برهنه ها را ارائه دهند و جهان مستضعفین و مسلمین را از تنگنا و فقر معیشت به در آورند .

البته پیاده کردن مقاصد اسلام در جهان و خصوصا بر نامه های اقتصادی اون و مقابله با اقتصاد بیمار سرمایه داری غرب و اشتراکی شرق ،بدون حاکمیت همه جانبه اسلام میسر نیست و ریشه کن شدن آثار سوء و مخرب اون چه بسا سپس هستبرنامه نظام عدل و حکومت اسلامی همچون جمهوری اسلامی ایران نیازمند به وقت میباشد ،
ولی ارائه طرحها و اصولا تبیین جهت گیری اقتصادی اسلام در راستای حفظ منافع محرومین و گسترش مشارکت عمومی اونان و مبارزه اسلام با زر اندوزان ،بزرگترین هدیه و بشارت آزادی انسان از اسارت فقر و تهیدستی به شمار می رود و بیان این حقیقت که صاحبان مال و منال در حکومت اسلامی هیچ امتیاز و برتری ای از این جهت بر فقرا ندارند و ابدا اولویتی به اونان تعلق نخواهد گرفت ،

مسلم راه شکوفایی و پرورش هستعدادهای خفته و سرکوب شده پابرهنگان را فراهم میکند و تذکر این مطلب که ثروتمندان هرگز به خاطر تمکن مالی خود نباید در حکومت و حکمرانان و اداره نمايندگان کشور اسلامی نفوذ نمايند و مال و ثروت خود را بهانه فخر فروشی و مباهات برنامه بدهند و به فقرا و مستمندان و زحمتکشان ،افکار و خواسته های خود را تحمیل نمايند ، این خود بزرگترین عامل تعاون و دخالت دادن امت در امور و گرایش اونان به اخلاق کریمه و ارزشهای متعالی و فرار از تملق گوئیها میگردد و حتی بعض ثروتمندان را از این که تصور نمايند که مال و امکاناتشان دلیل اعتبار اونان در پیشگاه خداست متنبه میگند"

"ص.ن-ج 20-ص128و129-6/5/1366"

"اگر ما تسلیم آمریکا و ابر قدرتها میشدیم ،ممکن بود امنیت و رفاه ظاهری درست میشد و قبرستانها ی ما پر از شهدای عزیز ما نمیگردید ،ولی مسلما هستقلال و آزادی و شرافتمان از بین میرفت .
ایا ما میتوانیم نوکر و اسیر آمریکا و دولتهای کافر شویم تا بعضی چیزها ارزان شود ؟؟"
"ص.ن-ج17-ص51و52-21/7/1361"



"قشرهایی که انقلاب را با فداکاری بی دریغ و جان نثاری سخاوتمندانه بی هیچ چشم داشتی به پیروزی رسانده و از پیروزی تاکنون برای دفاع از انقلاب و رفع مشکلات از پای ننشسته اند و تاکنون با انکه سنگینی انقلاب به دوش اونان بوده هست و توقع نام و نشان و مقامی نداشته و ندارند ،اینان توده ها ی میلیونی و محرومان جامعه هستند ."
"ص.ن-ج 16-ص43-21/11/1360"
جنگ فقرو غنا

حضرت امام (س)در برخی از بیاناتشان مسئله جنگ بین فقرو غنا را مطرح فرموده اند .با توجه به بحثهای گذشته در مورد احترام سرمایه های مشروع و قانونی ،این سوال پیش می اید که ایا طرح موضوع جنگ فقرو غنا توسط امام (س)به معنی نفی غنا و حمایت از فقر نیست؟ایا بیانات معظم له در مورد جنگ فقرو غنا با بیانات دیگرشان مبنی بر محترم بودن ثروتهای مشروع تعارض ندارد؟

قبل از جواب به سوالات فوق ،به برخی از برداشتهای اشتباه از بیانات امام (س)در مورد جنگ فقرو غنا اشاره میکنیم .

عده ای از افراد که تنها جملات مربوط به جنگ فقرو غنا را دیده و دیگر بیا نات امام (س)را ملاحظه ننموده اند چنین تصوری کرده اند که رهنمودهای امام درباره ی جنگ فقرو غنا و دائمی بودن این جنگ و حمایت نظام اسلامی از فقرا در مقابل اغنیا ،بدین معنی هست که معظم له فقر را به کلی ارزش و غنا را مطلقا ضد ارزش می دانستند .

نتیجه چنین تصوری از جنگ فقرو غنا اونست که پدیده ای به نام فقر همواره باید وجود داشته باشد و فقرا نیز همیشه باید در فقر و محرومیت باقی بمانند تا برای همیشه تاریخ ،جنگ فقرو غنا مصداق عینی و واقعی داشته باشد !و اگر برنامه باشد روزی فقرا از فقر خود نجات یافته (یعنی غنی شوند)طبعا در جبهه اغنیا برنامه گرفته و باید با خود انها نیز مبارزه کرد!


با توجه به رهنومدهای حضرت امام (س)چنین برداشتی از سخنان ایشان نادرست و اشتباه هست.
اولا فقر نه تنها ارزش نیست بلکه ضد ارزش هست .فقر ارمغان ظلم و هستثمار و سودجویی یا تن پروری و تنبلی و فرهنگ غلط هست .

این چدیده در ایات شریفه قران کریم و روایات متعدد معصومین (ع)مذمت شده و حتی در برخی از کلمات اون بزرگواران ،در حد کفر یا چدید آورنده ان ،شمرده شده هست .

در رهنمود ها و نظرات حضرت امام (س)نیز فقر ،محرومیت و هستضعاف به طور گسترده مذمت و به عنوان یک پدیده ضد ارزش معرفی شده هست .


اگر در بعضی از روایات دیده می شود که از فقر ستایش شده ،این نه به معنی یک اصل کلی و قابل تعمیم به تمام وقتها بلکه تنها یک دستور خاص و با توجه به شرایط ویژه وقتی و مکانی بوده هست و در هر حال نمیتوان "فقر "را ارزش دانست .

در خصوص برداشت صحیح از بیا نات امام (ُس)در باره جنگ فقرو غنا ،دو مورد را میتوان مطرح کرد که هر دو هم با رهنمودهای معظم له سازگار هست .


برداشت اول :مقصود از جنگ فقرو غنا ،مبارزه با یک سیستم اجتماعی _اقتصادی هست که در بطن خود دو طبقه فقیر و غنی را به وجود می اورد .

فقر و غنا دو پدیده ای هست که در این سیستم خودنمایی میکند و حالت وسطی نیز متصور نیست .

در این سیستم اقلیتی دارای ثروت و مکنت هنفرمود بوده و اکثریت امت نیز در فقر و محرومیت به سر میبرند .

امروزه در بسیاری از کشورهای جهان سوم حاکمیت سرمایه و سرمایه داری بر نظام بین المللی هست .نظامی که در ان حرف اول و اخر را سرمایه میزند و هیچ ارزش و معیار دیگری مطرح نیست


منظور حضرت امام (س) از جنگ فقرو غنا ،جنگ با چنین سیستم و نظامی هست .

این نبرد ،یک مبارزه مقدس و دائمی هست که باید اونقدر ادامه یابد تا طلسم اکمیت سرمایه بر جهان شکسته شود و فقر و غنای ظالمانه از بین برود و بر ویرانه ان سیستم ،جامعه ای چدید اید که همه آحاد امت در اون ،از یک زندگی مرفه با حاکمیت ارزشها و معیار های معنوی و متعالی بر خوردار شوند .


برداشت دوم :مقصود از جنگ فقرو غنا ،جنگ بین فقرای متدین با اغنیاء ظالم هست.در این برداشت نمیتوان فقرو غنی را به کلی ارزش دانست .فقرای مظلوم ،مورد حمایت اغنیاءظالم نیز مغضوب هستند .بین این دو طبقه مبارزه دائمی وجود داشته و موضع مومنان و صالحان نیز حمایت از فقرا و نبرد علیه اغنیا و سرمایه داران خواهد بود .بدیهی هست نتیجه نهایی این نبرد ،احقای حقوق فقرا و شکست و نابودی اغنیاست .
همانگونه که ملاحظه میشود برداشتهای فوق نه تنها با یکدیگر منافات ندارند بلکه قابل جمع نیز هستند .

"جنگ ما جنگ فقرو غنا بود "
"ص.ن-ج 21-ص94-3/12/1367"


















92:



93:

از اندیشه های آقای خمینی میتوان به بوسیدن ران دختران شیرخوار برای رفع غرایض جنسی و شهوتی اشاره کرد که در کتاب نکاح صفحه 12 مسئله 15 نوشته اند

94:

متا سف از اینکه یا می خواهیم از یکی بت درست کنیم و او را تا به یای معصمو مین می بر یم و یا انقدر او را ذلیل می کنیم و او را جون شمر تعر یف می کنیم ...

سوال علم ..منطق و فلسفه و علوم کجاست.......

منطقی وارد بحث شوید...

در اسلام حا صر این سوال بس با شد چرا علما در فقه و مسا یل با هم هم رای نیستند ...؟؟؟؟؟؟ و هر کس با ادراک قوای 5 گانه خود فتو ای را صادر می نمايند؟؟؟ فر ق نمی کند چه سنی چه شیعه....

به کرسی نشاندن حر ف خود چر ا باید از اصل درو شویم....

به نو شته های جما ل اسد ابادی هم یک سری به زدنید ...

در ایران کنونی با اقتصاد نا معلوم با نکداری بون ربا ...

ولی سودهای کلان به عنوان بهر ه با نکی و با قانون حکمی قر انی حکم ربا مثل این که کسی در کعبه زنا کند ...

ابها مات را به وجود می اوردند تا از اصل سر شت خود دور شویم و در گیر انیها با شیم و با حکومت کاری ندا شته باشیم مگر با حلیه و تفسیر به رای می توان قا نون الهی را جاری ساخت ....


95:

در جواب به مالک :

بله در این که هر انسانی ممکن هست اشتباهاتی بکند شکی نیست ،اما حضرت امام خمینی (س) مانند من وشما یک انسان معمولی نبودند و عظمت و بزرگی ایشان از قدرت فهم و درک ما خارج هست .شاید شما فکر کنید که این حرفها شعار هستند ولی اگر اندکی به دور از تعصبات و ذهنیات غلط یا درست خودتون به شخصیت این عالم بزرگوار بیندیشد میبینید که حقیقت چیز دیگریست .

شاید در توصیف گوشه ای از شخصیت اون پیر سفر کرده کلمات گهر بار مقام معظم رهبری _مدظله العالی _تا حدودی گویا و رسا باشد :

"اون بزرگوار قوت ایمان را با عمل صالح ،و اراده ی پولادین را با همت بلند وشجاعت اخلاقی را با حزم و حکمت ،و صراحت لهجه و بیان را با صدق و متانت ،و صفای معنوی و روحانی را با هوشمندی و کیاست ،و تقوا و ورع را با سرعت و قاطعیت ،وابهت و صلابت رهبری رابا رقّت و عطوفت ،و خلاصه ی بسی خصال نفیس و کمیاب را که مجموعه ی اون قرن ها و قرن ها به ندرت ممکن هست در انسان بزرگی جمع شود ، همه و همه را با هم داشت .

الحق شخصیت اون عزیز یگانه ،شخصیتی دست نیافتنی و جایگاه والای انسانی او جایگاهی دور از تصور ،و اساطیر گونه بود .



او به انسانها کرامت ،و به مومنان عزت و به مسلمانان قوت و شوکت داد ،و به دنیای مادّی و بی روح معنویت ، و به جهان اسلام حرکت ،و به مبارزان و مجاهدان فی سبیل الله شهامت و شهادت داد .

او به همه فهماند که انسان کامل شدن و تا نزدیکی مرزهای عصمت پیش رفتن افسانه نیست "

96:

خیلی تاپیک جالبیه ادامه بده جودی جان

97:

خاطرات حاج احمد آقا از اما (ره)
امام نه تنها موسیقی بلکه برنامه های خبری رادیو -تلویزیون را در وقت حکومت شاه حرام میدانستند ومی فرمودند :اگر این موسیقی که از صدای و سیمای جمهوری اسلامی پخش میشود از رادیو -تلویزیون (آل سعود )پخش شود اون را حرام میدانم .
.....................................

تلخترین خاطره ای که به یاد دارم پذیرش (قطعنامه )،و شیرین ترین خاطره مربوط به فتح خرمشهر هست .

فتح وقتی فراخوان شد که ساعت حدودا 4 سپس ظهر بود و اما در حال قدم زدن بودند -و رادیو هم در دستشان بود .

چون ما از قبل می دانستیم که رزمندگان اسلام در حال انجام این کار هستند و در گیری هم از شب قبل شروع شده بود که خیلی هم شدید بود .امام در حال قم زدن بودند که گوینده رادیو خبر آزاد سازی خرمشهر را فراخوان نمود .

با شنیدن صدای گوینده ،من به اما نگاه کردم و متوجه شدم که احساس خوبی به ایشان دست داد .البته در مجموع امام از مسائلی که خیلی تلخ بوئد اوقاتش زیاد تلخ نمیشد و از مسائلی هم که شیرین بود خیلی خوشحال نمی شدند .

در مقابل مسائل خرمشهر اما معتقد بودند که بهتر هست جنگ تمام شود اما با لا خره مسئولین جنگ فرمودند که ما باید تا کنار شطا العرب (اروند رود)برویم تا بتوانیم غرامت خودمان را از عراق بگیریم .


امام اصلا با این کار موافق نبودند و می فرمودند :اگر بناست که شما جنگ را ادامه بدهید بدانید که اگر این جنگ با این موضوعی که شما دارید ادامه یابد و شما موفق نشوید .دیگر این جنگ تمام شدنی نیست .

و ما باید این جنگ را تا نقطه ای خاص ادامه بدهیم .و الان هم که قضیه فتح خرمشهر پیش امده بهترین موقع برای پایان جنگ هست .


وقت جنگ از (ستاد مشترک)کسی آمد که مربوط به تیم مهندسی بود و یک اتاق ضد بمب و مستحکم برای امام درست کرد .

اما حضرت امام فرمودند:من به ایشان فرمودم که اینجا نمی روم .و هر چه که من فرمودم :حد اقل شما بیایید و اتاق مذبور را ببینید
فرمودند :من ازهمین بیرون انجا را دیده ام و به انجا نخواهم رفت و تا وقتی که شهرستان تهران زیر موشک باران دشمن برنامه گرفت در اتاق معمولی خودشان بودند و خیلی معمولی برخورد می کردند .

وقتی هم که من خیلی اصرار می کردم ایشان قسم خوردند که من این کا را نخواهم کرد .و بین من و بقیه افراد هیچ تفاوتی نیست .


ایشان می فرمود :بمبی به خانه ی من بخورد و پاسدارهای اطراف منزل کشته شوند و من در اتاق ضد بمب زنده بمانم دیگر من به درد رهبری نمی خورم .
من وقتی می توانم امت را رهبری کنم که زندگی من مثل انها باشد و همه در کنار همدیگر باشیم .

از نظر خانوادگی هم من به شما بگویم که سالها پیش وقتی مامورین (ساواک) به خانه ما می ریختند که امام را بگیرند .مادر من در حیاط ایستاده بود و من از خانه بیرون دویدم و ایشان به من فرمود :پدرت را بردند اگر میخواهی او را ببینی زودتر برو .کلا مادر و خواهرانم اهل این حرفها نیستند و ترسو نیستند و فقط نگرانیشان در مورد حال اما م بود .


یک نکته ای به خاطرم آمد که برایتان نقل کنم .یک روز که شهرستان تهران شدید زیر بمباران و موشکباران بود مادرم وارد اتاق شد ند و دیدند که یک پتویی کج افتاده هست .بانهایت خونسردی مرا صدا زدند که بیا و سر پتو را بگیر تا ان را درست کنیم !و اما از این حرف خنده اش گرفت .

98:

عالمان ربانی چلچراغ های پر فروغی هستند که در هر عصری ،در آسمان علم و عمل می درخشند و با کسب نور و گرما از خورشید رسالت و امامت بر زمینیان تجلی می نمايند و انان را یه سوی منابع نور و برکت دودمان وحی ،رهنمون می سازند و بر بال عرفان ناب محمدی صلی الله علیه و اله نشانده بر مشکات ملکوت عروج می دهند .

در میان دین باوران کفر ستیز ،چهره ی محبوب قرن ،فقیه تیز بین سیاست مدار ایزد خواه فیلسوف عارف ژرف نگر ،عالم متایجاد و رهبر و بنیانگذار جمهوری اسلامی ،حضرت امام خمینی ،رضوان الله علیه ،از موقعیتی والا و ویژه بر خوردار هست زیرا :روزها و ساعتها و لحظه ها ی عمر او ،با مراقبه و محاسبه سپری شد و صدها آیه ی قران را مجسم ساخت و عینیت بخشید .

مناسب هست سیره ی عملی ایشان را در ماه مبارک رمضان مورد بررسی برنامه دهیم تا جان را با شهد محبت و شناخت حاصل از رفتار ایشان ،صفایی دیگر دهیم .





99:

اندیشه و دیدگا ههای امام خمینی (ره)

ویژگی های شخصی
امام خمینی در زندگی سخت معتقد به برنامه ریزی ،نظم و انظباط بودند .ساعات مشخصی از شبانه روز را به عبادت و ذکر حق و قرائت قراون ،دعا و مطالعه میپرداختند .قدم زدن و درهمان حال ذکر فرمودن و اندیشیدن جزئی از برنامه روزانه ایشان بود .درحالی که عمر ایشان به نود سال نزدیک شده بود ،هنوز یکی از پرکارترین رهبران سیاسی جهان بودند که نشاط خدمت را در تعالی جامعه اسلامی و حل مشکلات اون هیچ گاه حتی در سهمگین ترین حوادث از دست نمیداد .علاوه بر مطالعه روزانه اهّم اخبار و نقل های مطبوعات رسمی کشور و مطالعه ده ها بولتن خبری وگوش دادن به اخبار رادیو و تلویزیون داخلی ،در چندین نوبت در شبانه روز تحلیل ها و خبرهای رادیو های بیگانه فارسی زبان را گوش می دادند تا شخصا در جریان روند تبلیغات دشمنان انقلاب برنامه گیرند و راه های مقابله با اون را اندیشه نمايند .
فعالیت های متراکم روزانه و تشکیل جلسات با مسئولان نظام اسلامی موجب نمیشد تا ارتباط با قشرهای امت عادی را به عنوان اصلی ترین سرمایه های نهضت اسلامی نادیده بگیرند و در اکثر ایام گروه های مختلف امت در حسینیه جماران با ایشان دیدار می کردند و رهنمود میگرفتند .





100:

حضرت امام توجه ویژه ای نسبت به ماه رمضان داشته و بدین جهت ،ملاقاتهای خودشان را در این ماه تعطیل می کردند و به دعا و تلاوت قران و...میپرداختند .

و خودشان می فرمودند :"خود ماه مبارک رمضان ،کاری هست "(1)

یکی از یاران اما در این باره فرموده هست :
در این ماه ایشان شعر نمیخواندند و نمی سرودند و گوش به شعر هم نمی دادند .خلاصه ،دگر گونی متناسب با این ماه در زندگی خود ایجاد می کردمد ،به گونه ای که این ماه را ،سراسر به تلاوت قران مجید و دعا کردن و انجام دادن مستحبات مربوط به ماه رمضان می کردند (2)

ایشان به هنگام افطار و سحر ،بسیار کم می خوردند ،به گونه ای که خادمشان فکر می کردند که امام چیزی نخورده هست !(3)

حضرت امام رحمةالله در باره رمضان چنین می سرایند :
ماه رمضان شد ،می و میخانه بر افتاد
عشق و طرب و باده به وقت سحر افتاد
افطار به می کرد برم پیر خرابات
فرمودم که تو را روزه به برگ و ثمر افتاد
با باده ،وضو گیرکه در مذهب رندان
در حضرت حق این عملت بارور افتاد (4)

1-پا به پای آفتاب ،ج1،ص286

2-برداشتهایی از سیره امام خمینی ره ،ج3،ص9

3-همان ،ص89

4-روزنامه جمهوری اسلامی ،مورخ 18/1/69،امام خمینی ره 29 شعبان /1407

101:

عبادت و تهجد
اندیشه و دیدگا ههای امام خمینی (ره)
اندیشه و دیدگا ههای امام خمینی (ره)
از جمله بر نامه های ویژه ی حضرت امام،رضوان الله علیه در ماه مبارک رمضان ،عبادت و تهجد بود .امام عبادت را لوازم رسیدن به عشق الهی می دانستند و به صراحت بیان می کردند که در وادی عشق ،نباید به عبادت به چشم وسیله ای برای رسیدن به بهشت نگاه کرد .(1)

اکثر آشنایان امام نقل مینمايند که از سن جوانی ،نماز شب و تهجد جزء برنامه هایشان بود .
بعضی از نزدیکان ایشان می فرمودند که وقتی در ظلمت و تاریکی نیمه ی شب ،آهسته وارد اتاق امام میشدم ،معاشقه امام را با ایزد
احساس می کردم و می دیدم که با خضوع و خشوعی خاص ،نماز می خواندند و قیام و رکوع و سجود را به جا می آوردند که حقا وصف ناپذیر بود .با خودم فکر می کردم که شب امام ،حقیقتا ،لیلةالقدر هست (2)

یکی از اعضای دفتر ایشان ،در این باره می گوید :
پنجاه سال هست که نماز شب امام ،ترک نشده هست .امام در بیماری و در صحت و در زندان و در خلاصی و در تبعید ،حتی بر روی تخت بیمارستان قلب هم نماز شب خواندند .(3)

امام رضوان الله علیه توجه خاصی به نوافل داشتند و هرگز نوافل را ترک نمی کردند .نقل شده هست که امام در نجف اشرف با ان گرمای شدید ،ماه رمضان را روزه میگرفت و با این که در سنین پیری بودند و ضعف بسیار داشتند تا نماز مغرب و عشا را به همراه نوافل به جای می اوردند ،افطار می کردند !و شبها تا صبح ،نماز و دعا می خواندند و سپس نماز صبح ،مقداری هستراحت میکدند و صبح زود برای کارهایشان اماده می شدند (4)

1-روزنامه جمهوری اسلامی .20/11/64

2-امام در سنگر نماز .ص 83.هزارو یک نکته .حسین دیلمی .نکته ی 129

3-هزارو یک نکته .حسین دیلمی :حبیب و محبوب ص 53:سیمای فرزانگان،ص180

4-سیمای فرزانگان .ص 159:برداشتهایی از سیره ی امام خمینی (ره).ج 3 ص 99


102:

emam mard bozorgi bod yek sokhan jaleb az ishan: bachehay besyar bozorg va bozorgan kochak darim

103:

پیر مرد باغبان
یادم هست من کوچک بودم ،روزی پیر مردی برای باغچه منزل ما خاک آورد .

ما سر سفره بودیم که او امد .امام فرمودند که این پیر مرد ناهار نخورده هست .غذای ما زیاد نبود .بعد بشقابی از توی سفره برداشتند و خودشان چند قاشق از غذایشان را در بشقاب ریختند و به ما فرمودند "بیایید هر کدام چند قاشقی از غذای خود را در این بشقاب بریزید تا به اندازه ی غذای یک نفر بشود "


ما که ان روز غذای اضافی نداشتیم .

به انی ترتیب غذای ان پیرمرد را اماده کردیم در عالم بچگی انقدر از این کار خوشم امد که نهایت نداشت .(1)


امام شدیدا عاطفی هستند
امام شدیدا عاطفی هستند .مثلا وقتی نجف بودند و گاهی خواهر هایم می آمدند انجا و بعد می خواستند بروند طوری بود که منهیچ وقت موقع خداحافظی قدرت ایستادن توی حیاط و دیدن خداحافظی انها را با امام نداشتم ،می گذاشتم و میرفتم .

مرحوم برادرم هم همین را می فرمودند که من ان لحظه خداحافظی را نمیتوانم ببینم .

چون امام تا ان حد با فرزندان خود عاطفی برخورد می نمايند که انسان تحمل دیدن ان را ندارد .

اما یک ذره شما فکر کنید این مساله روی تصمیم گیریهایشان و یا در ان کارهایی که می خواهند بنمايند اثر دارد ،ندارد .(2)


1-به نقل از یکی از دختران امام -رشد دانش اموز -سال 3-ش 3.
2- حجت الا اسلام والمسلمین سید احمد خمینی -پیام انقلاب.ش.60.


104:

گزیده هایی از توصیه ها و سفارشهای امام به مناسبت ماه مبارک رمضان

شما در این چند روزی که به ماه رمضان مانده ،به فکر باشید ،خود را اصلاح کرده ،توجه به حق تعالی پیدا نمایید .

از کردار و رفتار ناشایسته ی خود ،استغفا کنید !اگر خدای نخواسته ،گناهی مرتکب شده اید قبل از ورود به ماه مبارک رمضان ،توبه کنید !زبان را به مناجات حق تعالی عادت دهید !
مبادا در ماه مبارک رمضان ،از شما غیبتی ،تهمتی ،و خلاصه گناهی سر بزند و در محضر ربوبی ،با نعم الهی و در مهمان سرای باری تعالی ،آلوده به معاصی باشید !شما اقلا به اداب اولیه روزه عمل نمایید و همانطور ی که شکم خود را از خوردن و اشامیدن نگه میدارید ،چشم و گوش و زبان را هم از معاصی باز دارید !

از هم اکنون ،بنا بگذارید که زبان را از غیبت ،تهمت ،بد گویی و دروغ نگه داشته ،کینه ،حسد ،و دیگر صفات زشت شیطانی را از دل بیرون کنید !
اگر با پایان یافتن ماه مبارک رمضان ،در اعمال و کردار شما هیچ گونه تغییری پدید نیامد ،و راه و روش شما با قبل از ماه صیام فرقی نکرد ،معلوم میشود روزه ای که از شما خواسته اند ،محقق نشده هست .

اگر دیدید کسی میخواهد غیبت کند ،جلوگیری کنید و به او بگویی !"ما متعهد شده ایم که در این سی روز ماه مبارک رمضان ،از امور محرمه خودداری ورزیم " و اگر نمی توانید او را از غیبت باز دارید از ان مجلس خارج شوید !ننشینیدو گوش کنید !
باز تکرار میکنم تصمیم بگیرید در این سی روز ماه مبارک ،مراقب زبان ،چشم ،گوش و همه ی اعضاءو جوارح خود باشید .

توجه کنید به اداب ماه مبارک رمضان عمل کنید :فقط دعا مطالعهنباشد ،دعا به معنای واقعی اش باشد .

"سیمای فرزانگان .ص 159و161.برداشتهایی از سیره امام خمینی ج 3 .ص 8."

105:

دوست عزيز شما مثل اين كه اخبار رو نشنيدي!امام خودش اين خبر رو رد كردند اين يه شايعه بود كه صد انقلاب و منافقين پخش كردن كه انقلابيون رو خرافاتي جلوه بدن حال اونكه همچين واقعه اي براي پيامبر اتفاق افتاد(فكر كنم) و ايشان فرمودند خير كسوف ربطي به مرگ فرزندم ندارد بلكه پيشامدي طبيعي هست همين و بس!
ضمنا صد بار اين جمله ي آب و برق مجاني رو تفسير كردم فرمودم اين دور و زمونه فرق مي كنه امت موقعيت طلب شدند ولي همين الاون هم هركي طبق سرانه مصرف كنه واسش مجنيه(حد اقل آب)
و در مورد دوستي كه فرمودن امام فرموده من هيچ احساسي ندارم بايد بگم به نظر شما چه بايد مي فرمودن؟امام منظورشون اين نبود كه امت برن به درك!اتفاقا آدم بايد خيلي نادان باشد كه عمر و زندگيش را واسه يه عده صرف كند آخرش بگايشاند برايم مهم نيست!
منظور امام اين بود كه من تحت تاثير هيجانات برنامه نمي گيرم و فقط براي رضاي خدا كار مي كنم! و ...

توضيحات بيشتر خواستي در خدمتيم!
و الا فكر نكنم نخبه اي چون روح الله اين چنين بي تفكر سخنوري كنند!
__________________________________________________ ________________________
به عيادت امام رفتيم كه راديو فراخوان وضعيت قرمز كرد!ناگاهان صداي انفجار بمباران به گوش رسيد!
همگي پناه گرفتيم.موج انفجار و شدت اون به قدري بود كه شيشه ها شكستند!
به دستگاه (فكر كنم فرمود نوار قلب) نگاه كرديم ديديم ذره اي بي نظمي ايجاد نشده هست!
اين چنين بود خميني روح خدا كه فقط ار خدا مي ترسيد!
در جواب دوست تركمون آزاد و رها بايد بگم:در مجله ي تايم اين گونه نوشته شده بود (سپس شكست كارتر در انتخابات):ديروز آمريكا نامي تعيين مي كرد كه چه كسي در چه جايي و در چه وقتي به چه مقامي برسد!حال امروز آيه الهي در كشوري به نام ايران در گوشه اي از جهان تعيين مي كند كه چه كسي بايد رئي جمهور ايلات متحده بشود!
دوست عزيز سياستو تدبر امام مثال نزدني هست چه كسي فكر مي كرد شورايشان از هم بپاشد؟ خود گورباچوف حتي سپس نامه ي امام رفت بالكان از برنامه هاش واسه شورايشان حرف زد!
چه كسي فكر مي كرد نزديك ترين رفيق صدام كايشانت روزي مورد هجوم او برنامه بگيرد؟
ضمنا آيه الله يا حجه الاسلام بودن و...

مهر تاييد بر حرفاي اون ها نيست!
گر ريش بود نشان اسلام................پس بز بشود حجه الاسلام!
از غرض ورزي پرسيدي دوست من!آيه الله شيرازي رو مي شناسي؟من مي شناسم!يه خائن بود كه از كساني كه تو شمال غرب شورش مي كردن و فراخوان هستقلال مي كردن حمايت مي كرد! ولي حجه الاسلام حسني(شايدم حسن زاده) با امكانات كم ايشونرو شكست داد.
ضمنا شما كه انتظار نداري خبر گذار تحت نظر لابي سهيونيست رهبر پد تروريست مان را نيكو كار جلوه بدهد(يعني حقيقت را بگايشاند) مسلم هست بعدشم زر و پر زياد مي كنند توجه نكن!
يادم مياد خلبان پر رو و بي حياي اسرائيلي در مصاحبه با فاكس نيوز كه زير نظر لابي صهيونيست هست مي فرمود:من هم شنيدم كه لبناني ها رو كشته مي شند من واقعا متاسفم ما سعي مي كنيم به امت غير نظامي آسيب نرسونيم ....
خوب پس حتما عمه ي من بوده رفتي لبناني ها رو كشته!!!
ضمنا هستارتر يه مطلبي فرمود كه ياد اون موضوع افتادم:جمعي از خبرنگارا نزد امام رفتند و فرمودند :بهتر هست نما خانه بهسازي شود!امام فرمودند عوض شود كه چه بشود لازم نيست همين خوب هست!فرموديم:رسانه هاي خارجي زياد فيلم و عكس مي گيرند و ممكن هست كشورمان بد جلوه كند نزد جامعه ي ملل!امام فرمودند بسيار خوب هركار صلاح مي دانيد اجرا کنيد لكن اسراف نكنيد!
امام فردي بسيار دقيق و لطيف بودند:روزي به نزد امام رفتم و با ايشان به صحبت پرداختم سپس اتمام بحث امام به من رو كردند و فرمودند:به نظرت كدام يك از اين دو درخت قشنگ تر هستند؟
چون انتظار چنين سوالي را نداشتم عرض كردم اين يكي:فرمودند:الكي نفرماييد!ببينيد چه جوري رشد كرده!ببينيد چه طور شاخه هايش را گشترش داده!ببينيد چطور برگ مي دهد!ببينيد...

خيلي تعجب كردم به طوري كه روزهاسپس رفتن امام كارم شده بود زل زدن به اون دو درخت!
دوستان از ديدن تحليل واژه ي امام كفم بريد مگر صرف و نحو ي خوانيد؟ولي امام به معني پيشوا هست و به معناي دوري از گناه نيست!امام تنها يه اشتباه كردن و اون هم اين بود كه در نوجواني و به دليل نا آگاهي اين كار را انجام دادند!البته اگر پشت به قبله نماز مطالعهامام را جز اشتباهاتشان نگيريم چرا كه ايشان در بازداشت به سر مي بردند!
اگر به كسي توهين كردم معذرت

106:

چه كسي فرموده افراد مورد تاييد او مدير و مدبر نبوده اند؟امام بهترين بينش را در هر مسئله اي داشتنه اند بدون اغراق!امام مي دانستند بني صدر ملعون خائن هست ولي براي احتذام به راي امت برخورد نفرمودند!وگرنه اون لعين طوري كاغذ بي ارزش را ار امام گرفت كه مي گي طلب باباش رو مي خواد!در صورتي كه شهيد رجايي زانو زدن دست امام رو بوسيدن و بعد حكم تنفيذ شده را گرفتن و بلند شدن و بعد حتي شتشان را تا چند قدم به امام نكردند!
از ابوعلي سينا بشنو:گر ادب و ايمان نداري،هيچ نداري!
نگاه نكن كه دكتراي اقتصاد دارد و اقتصاد دنيا را تحليل مي ند بگر كه ژست روشن فكري مي گيرد و حرفاي قشنگ مشنگ مي زند و خيانت هم مي كند!ولي اندازه ي يزغاله هم نمي فهمد!

107:

دوست عزيز شما مثل اين كه اخبار رو نشنيدي!امام خودش اين خبر رو رد كردند اين يه شايعه بود كه صد انقلاب و منافقين پخش كردن كه انقلابيون رو خرافاتي جلوه بدن حال اونكه همچين واقعه اي براي پيامبر اتفاق افتاد(فكر كنم) و ايشان فرمودند خير كسوف ربطي به مرگ فرزندم ندارد بلكه پيشامدي طبيعي هست همين و بس!
ضمنا صد بار اين جمله ي آب و برق مجاني رو تفسير كردم فرمودم اين دور و زمونه فرق مي كنه امت موقعيت طلب شدند ولي همين الاون هم هركي طبق سرانه مصرف كنه واسش مجنيه(حد اقل آب)
و در مورد دوستي كه فرمودن امام فرموده من هيچ احساسي ندارم بايد بگم به نظر شما چه بايد مي فرمودن؟امام منظورشون اين نبود كه امت برن به درك!اتفاقا آدم بايد خيلي نادان باشد كه عمر و زندگيش را واسه يه عده صرف كند آخرش بگايشاند برايم مهم نيست!
منظور امام اين بود كه من تحت تاثير هيجانات برنامه نمي گيرم و فقط براي رضاي خدا كار مي كنم! و ...

توضيحات بيشتر خواستي در خدمتيم!
و الا فكر نكنم نخبه اي چون روح الله اين چنين بي تفكر سخنوري كنند!
__________________________________________________ ________________________
به عيادت امام رفتيم كه راديو فراخوان وضعيت قرمز كرد!ناگاهان صداي انفجار بمباران به گوش رسيد!
همگي پناه گرفتيم.موج انفجار و شدت اون به قدري بود كه شيشه ها شكستند!
به دستگاه (فكر كنم فرمود نوار قلب) نگاه كرديم ديديم ذره اي بي نظمي ايجاد نشده هست!
اين چنين بود خميني روح خدا كه فقط ار خدا مي ترسيد!
در جواب دوست تركمون آزاد و رها بايد بگم:در مجله ي تايم اين گونه نوشته شده بود (سپس شكست كارتر در انتخابات):ديروز آمريكا نامي تعيين مي كرد كه چه كسي در چه جايي و در چه وقتي به چه مقامي برسد!حال امروز آيه الهي در كشوري به نام ايران در گوشه اي از جهان تعيين مي كند كه چه كسي بايد رئي جمهور ايلات متحده بشود!
دوست عزيز سياستو تدبر امام مثال نزدني هست چه كسي فكر مي كرد شورايشان از هم بپاشد؟ خود گورباچوف حتي سپس نامه ي امام رفت بالكان از برنامه هاش واسه شورايشان حرف زد!
چه كسي فكر مي كرد نزديك ترين رفيق صدام كايشانت روزي مورد هجوم او برنامه بگيرد؟
ضمنا آيه الله يا حجه الاسلام بودن و...

مهر تاييد بر حرفاي اون ها نيست!
گر ريش بود نشان اسلام................پس بز بشود حجه الاسلام!
از غرض ورزي پرسيدي دوست من!آيه الله شيرازي رو مي شناسي؟من مي شناسم!يه خائن بود كه از كساني كه تو شمال غرب شورش مي كردن و فراخوان هستقلال مي كردن حمايت مي كرد! ولي حجه الاسلام حسني(شايدم حسن زاده) با امكانات كم ايشونرو شكست داد.
ضمنا شما كه انتظار نداري خبر گذار تحت نظر لابي سهيونيست رهبر پد تروريست مان را نيكو كار جلوه بدهد(يعني حقيقت را بگايشاند) مسلم هست بعدشم زر و پر زياد مي كنند توجه نكن!
يادم مياد خلبان پر رو و بي حياي اسرائيلي در مصاحبه با فاكس نيوز كه زير نظر لابي صهيونيست هست مي فرمود:من هم شنيدم كه لبناني ها رو كشته مي شند من واقعا متاسفم ما سعي مي كنيم به امت غير نظامي آسيب نرسونيم ....
خوب پس حتما عمه ي من بوده رفتي لبناني ها رو كشته!!!
ضمنا هستارتر يه مطلبي فرمود كه ياد اون موضوع افتادم:جمعي از خبرنگارا نزد امام رفتند و فرمودند :بهتر هست نما خانه بهسازي شود!امام فرمودند عوض شود كه چه بشود لازم نيست همين خوب هست!فرموديم:رسانه هاي خارجي زياد فيلم و عكس مي گيرند و ممكن هست كشورمان بد جلوه كند نزد جامعه ي ملل!امام فرمودند بسيار خوب هركار صلاح مي دانيد اجرا کنيد لكن اسراف نكنيد!
امام فردي بسيار دقيق و لطيف بودند:روزي به نزد امام رفتم و با ايشان به صحبت پرداختم سپس اتمام بحث امام به من رو كردند و فرمودند:به نظرت كدام يك از اين دو درخت قشنگ تر هستند؟
چون انتظار چنين سوالي را نداشتم عرض كردم اين يكي:فرمودند:الكي نفرماييد!ببينيد چه جوري رشد كرده!ببينيد چه طور شاخه هايش را گشترش داده!ببينيد چطور برگ مي دهد!ببينيد...

خيلي تعجب كردم به طوري كه روزهاسپس رفتن امام كارم شده بود زل زدن به اون دو درخت!
دوستان از ديدن تحليل واژه ي امام كفم بريد مگر صرف و نحو ي خوانيد؟ولي امام به معني پيشوا هست و به معناي دوري از گناه نيست!امام تنها يه اشتباه كردن و اون هم اين بود كه در نوجواني و به دليل نا آگاهي اين كار را انجام دادند!البته اگر پشت به قبله نماز مطالعهامام را جز اشتباهاتشان نگيريم چرا كه ايشان در بازداشت به سر مي بردند!
اگر به كسي توهين كردم معذرت

108:

چه كسي فرموده افراد مورد تاييد او مدير و مدبر نبوده اند؟امام بهترين بينش را در هر مسئله اي داشتنه اند بدون اغراق!امام مي دانستند بني صدر ملعون خائن هست ولي براي احتذام به راي امت برخورد نفرمودند!وگرنه اون لعين طوري كاغذ بي ارزش را ار امام گرفت كه مي گي طلب باباش رو مي خواد!در صورتي كه شهيد رجايي زانو زدن دست امام رو بوسيدن و بعد حكم تنفيذ شده را گرفتن و بلند شدن و بعد حتي شتشان را تا چند قدم به امام نكردند!
از ابوعلي سينا بشنو:گر ادب و ايمان نداري،هيچ نداري!
نگاه نكن كه دكتراي اقتصاد دارد و اقتصاد دنيا را تحليل مي ند بگر كه ژست روشن فكري مي گيرد و حرفاي قشنگ مشنگ مي زند و خيانت هم مي كند!ولي اندازه ي يزغاله هم نمي فهمد!


66 out of 100 based on 31 user ratings 1106 reviews