انجيل برنابا


انجيل برنابا



انجيل برنابا
in enjil tavasot masihian mamnoa shode va joza anajil mamnoa shode ghabl az islam ast, va dar an isa besharat zohor mohammad ra pas az khod midahad



دینداری کودکان

1:

در انجیل برنابا مسیح خدا نیست و به همین دلیل ممنوع شده


اویس قرنی

2:

bale dorost ast ou ra peiqhambar khande va khod isa bar petros khashm gereft ke ou ra pesar khoda khand, chera masihian donbal hagigat nistand va kafer shodeand?


آیا مساله فداء مسیحی با عدالت خدا سازگار است ؟

3:

albate faghat dalil mamnoa bodan an nist shayad be dalil moshkelat petros ba barnaba bod


تناقضات انجیل

4:

”و چون عیسی ابن مریم فرمود: ”ای بنی اسرائیل، من پیام‌آور الله برای شما هستم که اونچه را پیش از من در تورات مکشوف شده تأئید می‌کنم و شما را به پیام‌آوری بشارت می‌دهم که پس از من می‌آید که نامش ’حمدشده‘ می‌باشد“ (سوره ۶۱: ۶).
مسلمانانی که این آیه را در قراون می‌خوانند و قرائت می‌نمايند، اون را فرموده‌ای از ”انجیل اصلی“ می‌پندارند و اون را پیشگویی روشن برای ظهور محمد تلقی می‌نمايند.


به نظر شما آیا تثلیث مسیحی با عقل سازگار است ؟
در نظر ایشان، انجیل اصلی نمی‌توانسته عیسی را پسر خدا بنامد و می‌بایست مرگ عیسی بر صلیب را انکار کرده باشد.


مرز ایمان و عقل کجاست ؟
بعضی از مسلمانان در تلاش برای بی‌اعتبار ساختن کتب مقدسه مسیحیان، به‌دنبال مدارکی می‌گردند که با این عقاید سازگار باشد، حتی اگر کل کلیسا اونها را جعلی نامیده باشد.


نگاه به دین چگونه باید باشد ؟
یکی از این مدارک، کتابی هست به نام ”انجیل برنابا“.


ربوبیت خدا
در این انجیل، به فرموده بعضی از مسلمانان، مطالب زیادی هست که با انجیل‌های قانونی تضاد دارد اما با اعتقادات مسلمانان همسو هست.

ایشان در بحث‌هایی که با مسیحیان دارند، اونقدر پیش می‌روند که اون را انجیلی اصلی‌ای می‌دانند که از آسمان بر عیسی نازل شده و او اون را بر برنابا فرو خواند.

برخی از مسلمانان عقاید خود را در مورد زندگی و تعالیم عیسی بر پایه این کتاب هستوار می‌سازند، و نه بر قراون و کتاب‌مقدس و سنت.

یک مسلمان پاکستانی به نام آتائور رحیم که زحمت فراوانی کشید تا این ”انجیل“ را در پاکستان بشناساند، چنین فرموده هست: ”انجیل برنابا یگانه انجیلی هست که از یکی از شاگردان عیسی باقی مانده، یعنی از کسی که بیشتر وقت خود را در معیت عیسی در طول سه سال خدمت او گذراند.

لذا، بر خلاف نویسندگان انجیل‌های پذیرفته‌شده، تجربه و شناخت مستقیمی از تعالیم عیسی داشت.“ رحیم این امر را کاملاً نادیده می‌گیرد که یوحنا از ابتدای خدمت عیسی از همراهان او بود و متی نیز اندکی سپس اون.

او هیچ شواهدی ارائه نمی‌دهد تا نشان دهد که برنابا در طول سه سال خدمت عیسی، واقعاً شاگرد او بوده هست.

متفکر مسلمان دیگری به‌نام علی اکبر، چنین فرموده هست: ”مسیحیان انجیل برنابا را جزء لاینفک عهدجدید به‌شمار نمی‌آورند و کمتر اون را در کلیساهایشان موعظه می‌نمايند.

شورای کلیساها حدود سیصد سال پیش از محمد پیامبر، این انجیل را محکوم کرد.

بی‌شک علت این امر این بوده که در اون به‌روشنی ظهور محمد پیامبر پیشگویی شده هست.“ اما نامبرده هیچ مدرکی دال بر محکومیت این کتاب در شورای کلیساها ارائه نمی‌دهد.

ادعاهای مشابهی از سوی عبدالاحد داود در کتاب مشهورش به‌نام ”محمد در کتاب‌مقدس“ عنوان شده.

او می‌نویسد: ”این انجیل از سوی کلیساها رد شده زیرا بیان اون بیشتر شبیه قراون هست و نیز به این دلیل که ماهیت رسالت عیسی مسیح را به‌وضوح بیان کرده، و مهم‌تر از همه، به این دلیل که کلمات دقیق عیسی در مورد محمد را ضبط کرده هست.“

حال حقیقت چیست؟ چرا مسیحیان این انجیل را رد می‌نمايند؟ آیا به این علت که این کتاب حاوی پیشگویی‌هایی هست در مورد محمد، یا اینکه دلایل محکم‌تری علیه اعتبار اون وجود دارد؟

پیشینه کتاب
نخستین باری که وجود چنین انجیلی مطرح شد، به‌واسطه کار جرج سِیل بود که در مقدمه ترجمه خود از قراون به سال ۱۷۳۴ به اون اشاره کرد.

سیل در مقدمه خود به ترجمه اسپانیایی این کتاب، نوشته شخصی به‌نام مصطفی اهل آراندا اشاره می‌کند که ادعا کرده بود که اون را از ایتالیایی ترجمه کردهاست.

ادعا شده بود که راهبی ایتالیایی به‌نام برادر مارینو اون را از کتابخانه پاپ سیکستوس پنجم (۱۵۸۵-‏۱۵۹۰)، هنگامی که وی در کتابخانه‌اش خواب بود، دزدیده و پس از مطالعهاون، مسلمان شده هست.

این ترجمه به‌نحوی از میان رفت، اما بخشهایی از متن اسپانیایی اون هنوز موجود هست.

ترجمه ایتالیایی اون به هلند راه یافت و در سال ۱۷۰۹ جزو اموال جـِی.

اف.

کرامر یافت شد که یکی از فرستادگان پادشاه پروس (آلمان) بود.

او در سال ۱۷۱۳ اون را به شاهزاده اوژن اهل ساووآ داد و در طول سالها دست به دست گشت تا اینکه در سال ۱۷۳۸ به وین رسید و در کتابخانه سلطنتی برنامه داده شد و هنوز نیز در اونجا هست.

لانْسدِیل و لورا راگ اون را به انگلیسی ترجمه کردند و به سال ۱۹۰۷ اون را با ۷۰ صفحه مقدمه به چاپ رساندند؛ در این مقدمه، دلایلی قانع‌نماينده ارائه شده بود تا شرح دهد که چرا محققان مختلف اون را انجیلی جعلی می‌دانند و اینکه در قرون وسطی نوشته شده هست.

در سال ۱۹۰۸، ترجمه عربی اون با مقدمه‌ای جدید در قاهره انتشار یافت و در سال ۱۹۱۶، دو ویرایش اون به‌زبان اردو منتشر شد که مبتنی بر ترجمه عربی بودند.

بین سالهای ۱۹۶۰ و ۱۹۸۰ ترجمه‌های این انجیل به بسیاری از زبانهای کشورهای اسلامی منتشر شد.

ترجمه انگلیسی اون که توسط لانسدیل و لورا راگ انجام شده بود در سال ۱۹۷۳ مجدداً در پاکستان چاپ شد و جراید اردو و انگلیسی اون را به‌عنوان انجیل واقعی عیسی معرفی کردند.

جالب اینجا هست که هیچیک از این تجدید چاپها حاوی اون ۷۰ صفحه مقدمه لانسدیل و لورا راگ نیستند، مقدمه‌ای که شواهدی ارائه می‌داد دال بر اینکه این کتاب، اثری جعلی متعلق به قرون وسطی هست.

ترجمه انگلیسی این کتاب اکنون در بریتانیا و آمریکا از سوی چندین انتشارات اسلامی چاپ شده، اما هیچیک اشاره‌ای به ناشران قبلی یا به مترجمان اولیه انگلیسی، یعنی لانسدیل و لورا راگ نمی‌نمايند.


مطالب و پیام کتاب
انجیل برنابا را می‌توان به چندین بخش تقسیم کرد.

ذیلاً شرحی خلاصه از مطالب اون ارائه می‌دهیم:


فصل‌های ۱-‏۹
ولادت عیسی؛ کودکی او و ”مباحثاتش“ با علمای دین در خصوص شریعت.

فصل‌های ۱۰-‏۴۷
عیسی کتاب انجیل را از خدا دریافت می‌کند.

او رسالت خود را آغاز می‌کند و معجزات به‌عمل می‌آورد.

او موعظه کرده، می‌گوید: ”من مسیح موعود نیستم؛ مسیح موعود از نسل اسماعیل به دنیا خواهد آمد.“


فصل‌های ۴۸-‏۹۸
سربازان رومی عیسی را همچون خدا پرستش می‌نمايند اما او به ایشان می‌گوید که پسر خدا نیست.

او آمده هست تا ظهور محمد را بشارت دهد.


فصل‌های ۹۹-‏۱۲۶
جماعت گرد می‌آیند تا عیسی را پادشاه سازند، اما او سرزمین خود را به قصد دمشق ترک می‌کند و پس از اون، به شهرهای دیگر سفر می‌کند.

فصل‌های ۱۲۷-‏۱۵۳
عیسی شاگردانش را در خصوص توبه، روزه، دعا، ترس خدا و اخلاقیات والا تعلیم می‌دهد.

فصل‌های ۱۵۴-‏۱۹۱
عیسی در باره دنیای گناهکار، ماهیت گناه، احیا، آزادی، بهشت، و تقدیر ازلی تعلیم می‌دهد.

همچنین اشاره شده که کاتبی ادعا می‌کند که کتابی مخفی از موسی دیده که فراخوان می‌دارد که ”مسیح موعود از نسل اسماعیل خواهد بود، و نه از نسل اسحاق.“


فصل‌های ۱۹۲-‏۲۲۲
عیسی ایلعازر را زنده می‌کند و مجازات اورشلیم را پیشگویی می‌نماید.

یهودیان می‌کوشند او را سنگسار نمايند اما او ناپدید می‌شود.

یهودا به او خیانت می‌کند.

عیسی به آسمان برده می‌شود و چهره یهودا طوری تغییر می‌کند که شبیه چهره عیسی به‌نظر آید.

یهودا به‌اشتباه به جای عیسی مصلوب می‌شود.

عیسی به یاران و به مادرش ظاهر می‌شود و به ایشان می‌گوید که مصلوب نشده بوده.

او برنابا را مکلف می‌سازد که انجیل را بنویسد.

او پس از اون به آسمان باز می‌گردد.


پیام این انجیل
مسلمانان ارزش بسیاری برای این انجیل قائلند زیرا تعالیمش بر علیه تعالیم عهدجدید هست.

ذیلاً به نکات اصلی این انجیل اشاره می‌کنیم، نکاتی که مؤید برخی از اعتقادات مسلمانان هست، اما با تعالیم عهدجدید متناقض می‌باشد:


· عیسی بنده خدا هست و فقط پیام‌آور او هست (برنابا، فصل ۵۵).

او نه خدا هست و نه پسر خدا، و نه نوعی خدا (برنابا، فصل‌های ۵۵ و ۱۰۰).

· عیسی ظهور مسیح موعود را که همانا محمد هست پیشگویی می‌کند (برنابا، فصل‌های ۴۲-‏۴۴).

او منکر می‌شود که مسیح موعود هست و این عنوان را به محمد نسبت می‌دهد.

اون پسر ابراهیم که قربانی شد، اسماعیل بود و نه اسحاق (برنابا، فصل ۴۴).

· عیسی پیش از مصلوب شدن، به آسمان عروج کرد، و طوری شد که یهودا شبیه عیسی به‌نظر برسد (برنابا، فصل ۲۲۰).

عیسی بر صلیب نمرد (برنابا، فصل ۲۱۵).

کسی که بر صلیب مرد، یهودای اسخریوطی بود (برنابا، فصل ۲۱۶).

حواریون عیسی جسد یهودا را دزدیدند و ادعا کردند که عیسی زنده شده هست.

بسیاری از حواریون، از جمله پولس، این فریب را تعلیم داده‌اند.


شواهد مربوط به اصالت کتاب
مسیحیان مدعی‌اند که این انجیل در وقت رسولان و شاگردان ایشان و پدران کلیسا و شاگردان ایشان وجود نداشته هست.

تقریباً همه کتاب‌های عهدجدید در نوشته‌های مسیحیان اولیه مورد اشاره برنامه گرفته، اما هیچ نوع اشاره‌ای به انجیل برنابا نشده هست.

اما مسلمانان برای نسخه خطی این کتاب، تاریخچه‌ای طولانی و پر آب و تاب ارائه می‌دهند که به روزگار ایرِنیوس (۱۳۰-‏۲۰۰ م) باز می‌گردد.

برای مثال، رحیم می‌گوید که ایرنیوس ”در تأئید نظرات خود، نقل قول‌هایی مبسوط از انجیل برنابا به‌عمل آورده هست.

این نشان می‌هد که انجیل برنابا در قرن و اول میلادی در گردش بوده هست.“ وقتی موضوع را مورد مطالعه برنامه می‌دهیم، مشاهده می‌کنیم که ایرنیوس در نوشته‌های خود از رساله برنابا نقل قول می‌کند، نه از اونچه که رحیم انجیل برنابا می‌نامد.

(”رساله“ یعنی نامه و معمولاً به تشریح تعالیم می‌پردازد، در حالی که ”انجیل“ شرح زندگی عیسی هست.)

رحیم ادعا کرده که در وقت حکومت امپراطور زنون (۴۷۸ م.)، بقایای انجیل برنابا کشف گردید، و نسخه‌ای از این انجیل که به دست خودش نوشته شده بوده، بر سینه او یافت شد.

طبق نظر او، این نکته در کتاب Acta Sanctorium، بولاند جونی‌یی، جلد دوم، صفحات ۴۲۲-‏۴۵۰، که به سال ۱۶۹۸ در شهر اونـْوِر انتشار یافته، ذکر شده هست.

اما اونچه این کتاب می‌گوید این هست که نسخه‌ای از انجیل به روایت متی که خودِ برنابا نسخه‌برداری کرده بوده، بر سینه امپراطور یافت شده.

این تحریف عمدی از این کتاب، صدق فرمودار رحیم را مورد تردید برنامه می‌دهد.

او کلمات ”به روایت متی که خود برنابا نسخه‌برداری کرده بوده“ را از قلم انداخته و به‌جای اون نوشته ”انجیل برنابا“.


شواهدی از تاریخ اسلام
از اونجا که شواهد مربوط به تاریخ مسیحیت، گاه از سوی برخی مسلمانان رد می‌شود، لذا باید به شواهدی از تاریخ اسلام اشاره کنیم.

مطالعه سنت اسلام و روایات تاریخی اسلامی حاکی از این هست که محمد، پیامبر اسلام، روابط خوبی با حاکم مسیحیِ نجران داشته هست.

در وقت ولادت محمد، اعراب با مسیحیان حبشه و نیز با سه شاخه مسیحیت در خاورمیانه، یعنی مسیحیت بیزانتینی، نسطوری، و یعقوبی-مونوفیزیتی (تک‌طبیعتی) در تماس بوده‌اند.

نسطوری‌ها تأثیر بیشتری بر اعراب داشتند.

بر پايه نوشته ابن‌اسحاق، تصاویر مریم و عیسی را می‌شد بر یکی از دیوارهای کعبه دید.

سنت اسلام به هیأت‌های مختلف مسیحی اشاره دارد که برای بحث با محمد نزد او می‌آمدند.

یک بار، گروهی متشکل از شصت نفر به‌رهبری عبدالمسیح، اسقف نجران، در مسجد مدینه با محمد دیدار کردند و با او در باره الوهیت مسیح به بحث پرداختند.

محمد به ایشان فرمود که عیسی خدا نیست.

فرموده می‌شود که در قراون (سوره ۳: ۴۰-‏۷۰) به این رویداد اشاره شده هست.

این ملاقات بهترین موقعيت بود تا به انجیل برنابا به‌عنوان شاهدی بر علیه ادعای مسیحیان اشاره شود، اما چنین نبود چون چنین انجیلی وجود نداشت.

خدا نیز آیه‌ای در مورد این انجیل بر محمد نازل نکرد.

یوحنای دمشقی (وفات ۷۵۳ م.) که به یحیی ابن منصور مشهور هست و پسر یکی از کارگزاران حکومتی و خزانه‌دار خلیفه معاویه و عبدالمالک بود، در مورد مطالب بسیاری، از جمله الوهیت مسیح مطلب نوشت.

اگر چنین انجیلی در اون وقت وجود داشت، قطعاً او به اون اشاره می‌کرد.

اسقف تیموته‌ئوس (وفات ۸۲۳ م.) که دوره خدمت کلیسایی‌اش شامل دوره اوج قدرت عباسیان در بغداد، در وقت هارون‌الرشید (۷۸۶-‏۸۰۹ م.) می‌شود، در جلسات مباحثه در دربار خلیفه موسی‌الهادی (۷۸۵-‏۷۸۶ م.) شرکت جست.

این مباحثات نه فقط شامل دفاع از عقاید درست سلامی بر علیه متفکران آزاد و بدعت‌گزار می‌شد، بلکه شامل چهار انجیل نیز می‌گردید.

اما طبق مدارک موجود، هیچکس به انجیل برنابا اشاره نکرد.

علمای اسلام در مورد الوهیت و شخص عیسی بحث کردند، اما هیچگاه به این انجیل اشاره نکردند.

خلیفه جعفر المتوکل (۸۴۷-‏۸۶۱ م.) که حقوق مذهبی و حق بنای کلیسا را لغو کرد و قوانین تبعیض برای مسیحیان و یهودیان را وضع نمود، در دربار خود با اشخاصی نظیر اسقف ایلیا مباحثه می‌کرد.

اما در اینجا نیز هیچکس به انجیل برنابا به‌عنوان مرجع هستناد نکرد.

کتاب الفهرست نوشته ابوالفرج محمد ابن اسحاق الندیم (۹۳۵-‏۹۹۰ م.) که مسلمانان می‌گویند به تمام مراحل فرهنگ قرون وسطی اشاره کرده هست، فهرست طویلی از کتاب‌ها و نویسندگان به‌دست داده هست.

او فهرستی از تمام کتاب‌هایی را که کتاب‌مقدس را تشکیل می‌دهند ارائه داده، اما در هیچ جا به انجیل برنابا اشاره نکرده هست.

مسلمانان قرن‌ها بر اسپانیا حکومت کردند (۷۵۶-‏۱۴۹۲ م.) و فرمود و شنودهای بسیاری میان مسلمانان و مسیحیان صورت گرفت، اما هیچ مسلمانی هرگز این انجیل را به‌عنوان شاهدی بر علیه اعتقادات مسیحیت ارائه نداد.

در این دوره، نویسندگان و مورخان و فلاسفه مسلمان بسیاری بودند نظیر الفارابی (وفات ۹۵۰ م.)، المسعودی (وفات ۹۵۶ م.)، القندی (وفات ۹۶۱ م.)، ابن حزم (وفات ۱۰۶۳ م.)، الغزالی (وفات ۱۱۱۱ م.)، ابوالعباس العارف (وفات ۱۱۴۱ م.)، ابن رشد (وفات ۱۱۹۸ م.)، محی‌الدین ابن العربی (وفات ۱۲۴۰ م.) و ابن خلدون (وفات ۱۴۰۶ م.).

اما هیچیک از ایشان به این کتاب اشاره نکرده هست.

به‌علاوه، در هیچیک از کتاب‌های تفسیر قراون که پیش از ۱۷۰۰م.

نوشته شده، از این کتاب نام برده نشده هست.

لذا بسیار دشوار بتوان باور کرد که این انجیل می‌توانسته پیش از قرن چهاردهم میلادی وجود داشته باشد.

ذیلاً به شرح این نکته می‌پردازیم.


شواهدی از خود کتاب
ظاهر فیزیکی نسخه خطی انجیل برنابا که امروز در دسترس هست، با توجه به نحوه صحافی و سبک نگارش و واژگانش، حاکی از اون هست که بین سالهای ۱۵۰۰ تا ۱۵۹۰ م.

نوشته شده هست.

نخست به شواهد داخلی متن می‌پردازیم.

خدا در تورات به بنی اسرائیل امر کرد که سال یوبیل را نگاه دارند: ”این سال پنجاهم برای شما سال یوبیل خواهد بود.“ اما انجیل برنابا به‌هنگام اشاره به سال یوبیل، برای اون فواصل صدساله قائل می‌شود (برنابا، فصل ۸۲).

نویسنده این رقم را از کجا آورده هست؟

در حدود سال ۱۳۰۰، پاپ بونیفاس هشتم برای کلیسا فواصل وقتی یکصدساله را تعیین کرد.

در سال ۱۳۴۳م.

پاپ کلمنت ششم اون را مجدداً به پنجاه سال تقلیل داد و بعداً پاپ پل دوم (۱۴۶۴-‏۱۴۷۱م.) اون را به بیست و پنج سال کاهش داد.

به‌نظر می‌رسد که نویسنده چیزی در باره حکم پاپ می‌دانسته، اما تصور می‌کرده که اون را عیسی مقرر کرده هست.

این ما را به این نتیجه می‌رساند که این انجیل نمی‌توانسته زودتر از سال ۱۳۰۰م.

نوشته شده باشد.

چندین نقل قول از دانته یافت می‌شود که در این انجیل به عیسی نسبت داده شده هست.

برای مثال، اصطلاح مورد هستفاده دانته، یعنی ”خدایان دروغین و دروغگو“، در فصل‌های ۲۳، ۷۸، ۲۱۷ این انجیل به‌کار رفته که نه در کتاب‌مقدس هستفاده شده و نه در قراون، اما در این انجیل یافت می‌شود.

توصیف جهنم در این انجیل به‌گونه‌ای چشمگیر شباهت به تخیلات دانته در باره جهنم و برزج و بهشت دارد.

در فصل ۱۷۸ این انجیل آمده که نـُه آسمان وجود دارد که باز ما را به یاد دانته می‌اندازد.

شایان ذکر هست که دانته یک نویسنده ایتالیایی بود که در دوره بونیفاس هشتم زندگی می‌کرد.

او نوشتن ”کمدی الهی“ معروف خود را به سال ۱۳۰۰م.

آغاز کرد.

در این انجیل عناصر دیگری متعلق به قرون وسطی یافت می‌شود.

در فصل ۱۹۴ فرموده می‌شود که خانواده ایلعازر ارباب یا حاکم دو شهرک بودند، مجدلیه و بیت‌عنیا.

در اون روزگار، سرزمین فلسطین را رومیها تحت اشغال داشتند، لذا سیستمی تحت عنوان ”حاکم“ وجود نداشت.

این اشاره حاکی از نظام فئودالی هست که در قرون وسطی متداول بود.

اشاره به بشکه شراب در فصل ۱۵۲ یک اشتباه تاریخی هست.

روشهای متداول در دادگاهها که در فصل ۱۲۱ مورد اشاره برنامه گرفته، ایجاب می‌کند که نویسنده با جامعه قرون وسطی آشنا بوده باشد.

در پرتو شواهد مذکور و بسیاری دیگر که در اینجا ذکر نشده، چه شواهد خارجی و چه داخلی، می‌توان مشاهده کرد که این انجیل می‌بایست به‌دست کسی نوشته شده باشد که قرن‌ها سپس برنابای مذکور در عهدجدید می‌زیسته هست.


اشتباهات و تناقضات
۱- در این انجیل آمده که عیسی در وقتی ولادت یافت که پیلاطس فرماندار فلسطین بود.

اما مطابق گزارشهای تاریخی، پیلاطس بعد سال ۲۶م به فرمانداری فلسطین منصوب شد.

همچنین در فصل ۳ آمده که ولادت عیسی در دوره‌ای روی داد که حنا (۶-‏۱۵م.) و قیافا (۱۸-‏۳۶م.) کاهنان اعظم بودند؛ این امر نه فقط با تاریخ تناقض دارد، بلکه با خود انجیل نیز.

هیچیک از ایشان در وقت ولادت عیسی در این مقام نبودند.

انجیل برنابا حدود ده سال در مورد حنا اشتباه کرده، حدود بیست و دو سال در مورد قیافا و حدود سی سال در مورد پیلاطس.

۲- در انجیل برنابا آمده که هیردویس (اونتیپاس) در اورشلیم و یهودیه صاحب قدرت بود و در اونجا سربازان بسیاری تحت حکم خود داشت (برنابا، فصل ۲۱۴).

این اشتباه محض هست زیرا او فقط پادشاه جلیل بود که حدود ۱۰۰ کیلومتر دورتر بود.

در این انجیل، هیرودیس یک غیریهودی نامیده شده (برنابا، فصل ۲۱۷)، حال اونکه او یهودی مؤمنی بود.

او برای برگزاری عید فصح به اورشلیم آمده بود، به همین جهت توانست در امر محاکمه عیسی مورد مشورت برنامه گیرد.

۳- در فصل ۸۰، آمده که دانیال وقتی به‌دست نبوکدنصر اسیر شد، دو ساله بود.

این امر با روایت کتاب‌مقدس (دانیال، فصل ۲) تناقض دارد که می‌گوید نبوکدنصر در سال دوم سلطنتش با دانیال در خصوص خوابش مشورت کرد.

او چنان تحت تأثیر حکمت دانیال برنامه گرفت که او را بر ولایت بابل حاکم ساخت.

اگر شهادت این انجیل را بپذیریم، پس دانیال در این وقت سه ساله بوده هست.

۴- در فصل ۹۱، روایتی آمده مبنی بر گردآوری سه لشکر که هر یک متشکل از دویست هزار سرباز بود تا بر سر مسأله الوهیت مسیح بجنگند.

تحت حکومت رومیها در اون وقت، مالکیت اسلحه و ساخت اون شدیداً تحت کنترل برنامه داشت.

همچنین طبق دائرةالمعارف بریتانیکا، کل لشکر منظم روم در این وقت، حدود ۰۰۰ر۳۰۰ نفر بود که نیمی از اون ذخیره بودند.

تا پیش از ویرانی اورشلیم به سال ۶۸-‏۷۰م.، در یهودیه فقط پادگان کوچکی وجود داشت.

۵- در فصل ۱۲۷ این انجیل، فرموده شده که عیسی از همايش معبد موعظه می‌کرد.

این محل به‌زحمت می‌توانست محل مناسبی برای موعظه باشد، چون دیوار اون حدود ۲۰۰ متر بالاتر از سطح زمین برنامه داشت و کسی سخن واعظ را نمی‌شنید.

۶- در فصل‌های ۲۰ و ۲۱، فرموده شده که ناصره شهری هست در ساحل دریاچه جلیل.

این شهر امروز موجود هست و ۱۰۰ متر بالای سطح دریا برنامه دارد و در فاصله ۲۰ کیلومتری دریاچه جلیل.

در فصل ۹۹، ذکر شده که شهر صور در نزدیکی اردن واقع هست، اما چنین چیزی صحت ندارد.

صور ۵۰ کیلومتر دورتر از این محل، و در ساحل دریای مدیترانه در لبنان امروزی واقع هست.

اگر نویسنده با عیسی در این مناطق راه رفته باشد، چرا در خصوص چنین داده‌هایی دچار اشتباه شده هست؟ آمده که زکی عیسی را در ناصره ملاقات کرد، در حالیکه مطابق انجیل لوقا، این واقعه در شهر اریحا رخ داد (لوقا، فصل ۱۹).

۷- در فصل ۱۶۹ این انجیل، تابستان اون گونه توصیف شده که گویی شخص در اروپا هست.

این امر با تابستانهای فلسطین مغایرت دارد زیرا در اونجا باران در زمستان می‌بارد و مزارع در تابستان خشک می‌شود و مطلقاً با مناطق سرسبزی که در این متن آمده شباهتی ندارد.

مطابق مضمون این متن، عیسی در بیابان اردن بود، یعنی جایی که قطعاً نمی‌توانسته از تابستانی شبیه تابستانهای اروپا بهره ببرد.

۸- حجی و هوشع دو نبی متمایزند که وحی‌های ایشان به‌طور مجزا در دو کتاب عهدعتیق ثبت شده هست.

اما در این انجیل آمده که ماجرای اونان در کتاب دانیال ثبت شده هست (برنابا، فصل ۱۸۵).

اشتباهات او در خصوص مراجع کتاب‌مقدس در فصل‌های ۱۶۵ و ۱۶۹ نیز آشکار می‌شود که در اونها نقل قول‌ها را با یکدیگر اشتباه می‌گیرد.

۹- نویسنده ادعا می‌کند که عیسی اون مسیح موعود نیست؛ با اینحال، عنوان مسیحایی ”پسر داود“ را برای او به‌کار می‌برد (برنابا، فصل‌های ۱۱، ۱۹، ۲۱ و غیره).

در فصل ۱۹، برتری عیسی تعلیم داده شده، اما بعد در فصل‌های ۵۴ و ۵۵ این امر رد شده و فرموده شده که در روز قیامت، محمد برتری خواهد داشت.


تناقض با اسلام
قراون از مسلمانان می‌خواهد که به کتاب‌هایی که خدا به موسی و داود و عیسی و سایر انبیا داده ایمان داشته باشند.

طبق تعالیم اسلامی، این کتاب‌ها به هیچ طریقی نباید با یکدیگر تناقض داشته باشند.

مسلمانان بر این عقیده‌اند که علت تفاوت کتاب‌مقدس با قراون این هست که کتاب‌مقدس تحریف شده هست.

بسیاری از مسلمانان معتقدند که انجیل برنابا در تعلیمی که در باره مصلوب شدن عیسی و سایر موارد می‌دهد، با قراون همخوان هست.

بنابراین، ادعا می‌نمايند که این انجیل باید یگانه انجیل معتبر باشد، یعنی انجیل اصلی.

در اینجا چند مورد مهم را ذکر می‌کنیم تا تفاوت انجیل برنابا با قراون را متذکر شویم:

۱- مطابق برداشت برخی از مسلمانان، انجیل اصلی بر عیسی نازل شد.

گرچه انجیل برنابا ادعا می‌کند که انجیل به قلب عیسی نازل شد (برنابا، فصل ۱۰)، اما تصریح نمی‌کند که عیسی کلمات الهی را دقیقاً از نسخه‌ای آسمانی این کتاب دریافت داشت.

به‌نظر نمی‌رسد که نویسنده با دیدگاه اسلامی در خصوص وحی همسو باشد.

۲- مسیح طوری توصیف شده که گویی به ”شهادتین اسلامی“ اعتقاد داشته و اون را بیان کرده هست: ”شهادت می‌دهم که خدایی جز الله نیست و محمد رسول او هست“.

این شهادت ۶۰۰ سال سپس عیسی تدوین شد.

حتی در قراون نیز چنین شهادتی به‌صورت کامل در یک محل ذکر نشده هست.

۳- این انجیل عیسی و رسالت او را مشابه با رسالت یحیای تعمیددهنده معرفی می‌کند و نقش پیشرو مسیح موعود یعنی محمد را برای او قائل می‌شود (برنابا، فصل‌های ۴۲-‏۴۴ و ۲۲۰).

نویسنده یحیی و رسالت او را کاملاً از قلم انداخته، حال اونکه هم قراون و هم عهدجدید نبوت یحیی را تصدیق می‌نمايند و تعلیم می‌دهند که وی پیشرو عیسی بوده هست.

به‌علاوه، قراون عیسی را به‌عنوان مسیح تصدیق می‌کند، اما عیسی در انجیل برنابا چنین عنوانی را نمی‌پذیرد.

در چندین بخش از این انجیل بروشنی ذکر شده که عیسی، مسیح نیست (برنابا، فصل‌های ۴۲، ۸۲، ۸۳، ۹۶، ۹۷، ۱۹۸، ۲۰۶).

۴- در این انجیل آمده که مریم عیسی را بدون درد زایمان به دنیا آورد (برنابا، فصل ۳) و ولادت عیسی در خانه یا کلبه یک چوپان رخ داد.

اما قراون به درد زایمان مریم اشاره می‌کند، دردی که سبب شد مریم فریاد بر آورد؛ و اینکه عیسی زیر یک درخت نخل در بیابان چشم به جهان گشود.

۵- بسیاری از مسلمانان بر این عقیده‌اند که خدا ۰۰۰ر۱۲۴ پیامبر به جهان گسیل داشت، حال اونکه انجیل برنابا این رقم را به ۰۰۰ر۱۴۴ می‌رساند (برنابا، فصل ۱۷).
۶- این انجیل می‌گوید که خدا گروهی از ایمانداران را برای مدت ۰۰۰ر۷۰ سال به جهنم فرستاده هست (برنابا، فصل ۱۳۷)، در حالیکه قراون می‌گوید که خدا به هیچ مؤمنی صدمه نمی‌رساند، حتی به اندازه یک مورچه (سوره ۴: ۴۰).
۷- مطابق تعلیم این انجیل، وقتی که تورات تحریف شد، خدا کتاب دیگری فرستاد، یعنی کتاب زبور یا مزامیر را.

وقتی امت این را نیز تحریف کردند، خدا انجیل را فرستاد تا جایگزین اون گردد.

طبق این نظریه، هر گاه که کتابی الهی تحریف می‌شود، خدا کتاب دیگری می‌فرستد.

نتیجتاً وقتی انجیل تحریف شد، خدا قراون را فرستاد.

این امر سؤال بسیار مهمی را در خصوص انجیل برنابا مطرح می‌سازد.

اگر طبق باور بسیاری از مسلمانان، این انجیل نسخه تحریف‌نشده انجیل اصلی هست، در اینصورت دیگر نیازی نبود قراون فرستاده شود تا جایگزین اون گردد.

۸- مطابق این انجیل، نـُه آسمان و ده جهنم هست (برنابا، فصل‌های ۵۲، ۵۷، ۱۷۸).

اما قراون تعلیم می‌دهد که فقط هفت آسمان وجود دارد (سوره ۲: ۲۹).

۹- این انجیل تعلیم می‌دهد که شیطان خالق جهنم هست (برنابا، فصل ۳۵)، حال اونکه قراون تعلیم می‌دهد که جهنم را خدا آفریده هست (سوره ۲۵: ۱۱).
۱۰- در این انجیل ذکر شده که پیش از روز آخر، پانزده روز ویرانی قدم به قدم وجود خواهد داشت (برنابا، فصل ۵۳).

همچنین ذکر می‌کند که در روز سیزدهم، آسمانها همچون طوماری پیچیده خواهد شد و هر موجود زنده‌ای خواهد مرد.

همه اینها در تناقضی آشکار با قراون برنامه دارد که تعلیم می‌هد که انسان تا به روز آخر زنده خواهد بود (سوره ۸۰: ۳۳-‏۳۷).

در قراون، هیچ جا به مرگ فرشتگان مقدس اشاره نشده، بلکه تصریح شده که اونان کماکان به انجام وظیفه ادامه خواهند داد (سوره ۶۹: ۱۵-‏۱۷).

۱۱- در این انجیل ادعا شده که عیسی فرموده که مرد باید به یک زن اکتفا کند، حال اونکه قراون اختیار حداکثر چهار زن را مجاز شمرده هست (سوره ۴: ۳؛ برنابا فصل ۱۱۵).
۱۲- در فصل‌های ۳۲، ۶۶ و ۶۷ این انجیل، از قول عیسی آمده که زکات و قربانی جزء احکام الهی نیست، بلکه سنت ابداعی بشر هست.

به‌عبارت دیگر، این انجیل منکر این هست که خدا قربانی‌های سوختنی را در تورات امر کرده بوده هست.

اما قراون تأئید می‌کند که خدا به بنی اسرائیل امر کرد تا قربانی تقدیم نمايند (قراون، سوره ۲: ۶۷-‏۷۲؛ کتاب‌مقدس، اعداد ۱۹: ۱-‏۱۰).


آشکار هست که این دو منبع (یعنی قراون و انجیل برنابا) اعتقاد واحدی را در خصوص مصلوب شدن عیسی بیان می‌دارند، اما در مورد تعالیم دیگر، اتفاق نظر اندکی میان اونها وجود دارد.

نتیجه
در این مقاله، نشان دادیم که تاریخچه و اصالتی که مسلمانان به انجیل برنابا نسبت می‌دهند فاقد اعتبار هست.

شواهد تاریخی و شواهد موجود در خود کتاب نشان می‌دهند که این کتاب نمی‌توانسته زودتر از قرن چهاردهم میلادی نوشته شده باشد.

نویسنده اون نمی‌تواند برنابای مذکور در عهدجدید باشد.

این کتاب مملو از اشتباه و تناقض هست و عمده مطالب اون با معتقدات اسلامی تناقض دارد.

انجیل برنابا بهترین نمونه از نتیجه کار نقد تاریخی و ادبی هست.

وقتی به تمام اشتباهات و فقدان انسجام موجود در اون دقت می‌کنیم، به این نتیجه می‌رسیم که این انجیل اثر دست ”برنابای دروغین“ هست که هرگز شاگرد عیسی در قرن اول نبوده و هیچگاه در سرزمینی نزیسته که عیسی در اون می‌زیست و تعلیم می‌داد.



5:

سلام

همه به تا پيك آيا كتاب مقدس تحريف شده؟ سري بزنيد خيلي با حاله

6:

یا لم یولد
ایدن
مطالب شما را با دقت خواندم باید عرض کنم :
1- انجیل برنابا هم مانند دیگر اناجیل پس از شنیده شدن توسط برنابا نگاشته شده هست و در این فرایند ممکن هست حرفی یا کلمه ای توسط ایشان اشتباه شنیده شده باشد و اشتباه نقل شده باشد .


2- برخی دیگر از اشتباهات انجیل برنابا شاید عمدی و توسط افرادی وارد اون کتاب شده تا بعدا بتوانند اون را از اعتبار بیندازند .
3- برخی اختلافات که با قراون دارد نشان می دهد که کتاب فوق توسط مسلمان نوشته نشده هست .
4- در کتب تاریخی به صراحت از انجیل برنابا نام برده شده که البته همانگونه که شما فرمودید مسیحیان می گویند که منظور اون کتب ، رساله برنابا هست .


5- مسلمین با عنایت به اینکه از منبع قراونی بهره مندند می دانند که انجیلی که نام محمد به صراحت در اون آمده باشد احتمال درست بودنش بیشتر هست .
6- بسیاری مطالب دیگر اناجیل هم فقط فرد متعصب مسیحی می تواند اون را باور کند و حتی بسیاری از افرادی که در میان مسیحیت و از پدر و مادر مسیحی متولد شده اند اون را به تمسخر گرفته اند .

که اگر خواستی ندائی بده تا نظرات بزرگان خودتان را برایت بنویسم .

لذا عجیب بودن اناجیل و کتب عهد عتیق مسئله تازه ای نیست .

7- اگر تمام دنیا دست به دست هم دهند تنها افراد متعصب خواهند پذیرفت که خدا داد بزند ایلی ایلی لما سبقتنی
8- اگر تمام دنیا بگویند تنها افراد متعصب خواهند پذیرفت که پیغمبری مانند عیسی یزرگ با اون جملات کفر بگوید .


9- ممکن هست تعصب شما و کلیسا را وادار کند اون جمله را توجیه کنید اما اون توجیه برای مسیحی اون هم از نوع بسیار متعصبش شک ایجاد نمی کند .
10- هیچ کس باور نمی کند پیغمبری خانم باز ، بچه باز و ...

باشد

11- هیچ کس باور نمی کند سه پیغمبر از نسل زنا باشند .


باز هم بگویم
و....


شما چرا تنها به برنابا گیر داده اید
التماس دعا

7:


خیر!
انجیل برنابا مربوط به قرون وسطی میباشد.
اولا که شما باید ثابت کنید که این انجیل را برنابا نوشته...

که نمیتوانید ثابت کنید..


ما حتی میتوان عدم اون را نیز ثابت کنیم
یعنی اینکه برنابا اون را ننوشته
گرامی ، این بحث ، یعنی بحث پیرامون این کتاب جعلی از خنده دار ترین و بی ازرشترین بحث های آکادمیک میباشد و حتی مسلمین نیز دریافته اند که این کتاب کاملا جعلی میباشد.

- برخی دیگر از اشتباهات انجیل برنابا شاید عمدی و توسط افرادی وارد اون کتاب شده تا بعدا بتوانند اون را از اعتبار بیندازند .

خیر.
اکثر اشتباهات غیر عمدی هستند یا به زبان ساده سوتی!
- برخی اختلافات که با قراون دارد نشان می دهد که کتاب فوق توسط مسلمان نوشته نشده هست .

مهم نیست این کتاب توسط چه کسی نوشته شده(ولی به احتمال زیاد یک مسلمان اون را به نگارش در آورده البته نظریات دیگری نیز وجود دارند)
مهم این هست که کتاب در قرون وسطی به نگارش در آمده

- در کتب تاریخی به صراحت از انجیل برنابا نام برده شده که البته همانگونه که شما فرمودید مسیحیان می گویند که منظور اون کتب ، رساله برنابا هست
.


مسیحیان هیچ چیزی نمیگویند!
بلکه شواهد تاریخی و اسناد هستند که حقایق را به ما نشان میدهند.

در تاپیکی دیگر فرموده بودید که " آریوس اسکندرانی" و "آریان" در مورد انجیل برنابا سخن فرموده اند.

منظورتان کلمنت اسکندرانی و اوریجین و اوزیبیوس هست؟ چون ما آریان و ...

در بین پدران کلیسا نداریم!

این ها به رساله ی جعلی برنابا اشاره کرده اند.
به دانشنامه ی Wikipedia صفحه ی مربوط به Epistle of Barnabas رجوع شود.

در دانشنامه ی آزاد ویکی پدیا میخوانیم که این رساله ی برنابای کاذب که قدیمی نیز میباشد و مربوط به قرن 2 میلادی هست هیچ شباهت و رابطه ای به انجیل دروغین برنابا ندارد.

This work should not be confused with the surviving Epistle of Barnabas, which may have been written in 2nd century Alexandria.

There is no link between the two books in style,
(منبع)
هیچ شباهتی بین شیوه ی نگارش این دو کتاب وجود ندارد.

مسلمین با عنایت به اینکه از منبع قراونی بهره مندند می دانند که انجیلی که نام محمد به صراحت در اون آمده باشد احتمال درست بودنش بیشتر هست .


این نیز یکی از خروار ها اشکالات قراون که در هیچ انجیلی نام محمد نیامده و شما نیز میتوانید به قراون تکیه کرده و انجیل کاذب قرن 15 میلادی را معتبر و تاریخی بدانید!!


قدیمی ترین اسنادی که از انجیل برنابا بر جای مانده اند مربوط میشوند به پس از قرن 15 میلادی.
برای مثال منیوسکریپت BNM MS 9653 که در مادرید نگهداری میشود توسط ابراهیم التیبیلی در تونس و سال 1634 نوشته شده (منبع
)


8:

ایدن
با سلام مجدد
حقیقتا شما اشتباه می کنید
فرض شما این هست که ما مسلمانیم چون باید اسم پیامبر ما در اناجیل شما باید باشد .

و اگر بفهیم اسم پیامبر ما در انجیل غیر مطمئن شما نیست از اسلام بر می گردیم ./

چرا باید به شما ثابت کنم که انجیل برنابا تحریف شده هست یاخیر ؟ من که نمی خواهم شما را مسلمان کنم و حتی اگر بخواهم شما را مسلمان کنم روش های بهتری وجود دارد .

چرا از انا چیل مثال بیاورم ؟ کی فرموده این تنها راه هست؟

این تنها نظر شماست .
اگر می خواهید بگوئید که در صورت پیدانشدن ایه انجیل در اناجیل مورد ادعای شما من و یا مسلمانی دیگر به قراون شک می کنیم .

باز باید بدانید این حرف تنها در مورد افرادی صادق هست که اسلام را درست نشناخته اند برای اون افراد هم هر وزش نسیمی کافی هست تا تکان بخورند .

و اونان برای هیچ مذهبی وفادار نخواهند ماند .


برای منِ مسلمان، همینکه قراون فرموده در انجیل هست کافیست تا باور کنم قراون راست می گوید و احتمال صحت انجیل برنابا بیشتر از دیگر اناجیل هست اما احتمال تحریف در اون هم هست.

من حتما در بین سخن قراون و سخن شما سخن قراون را ترجیح خواهم داد .

چون قراون از راه کتب شما به من اثبات نشده بلکه انجیل از راه قراون به من ثابت شده .

یعنی اول قراون را با براهین متقن پذیرفته ام سپس چون قراون فرموده انجیل حضرت عیسی مقدس من قبول کردم .

اگر اون ایه در انجیل برنابا یا هر انجیل دیگری نباشد نتیجه می گیرم که انجیل نحریف شده .همین

فرموده ای :
انجیل برنابا مربوط به قرون وسطی میباشد.
اولا که شما باید ثابت کنید که این انجیل را برنابا نوشته...

که نمیتوانید ثابت کنید..

جواب :
عزیز دل برادر ، اگر برنامه به اثبات هست به این جمله ویل دورانت در کتاب تاریخ تمدن نگاه کن .: ((اين سوابق بيشتر دال بر وجود مسيحيان هست تا دال بر وجود مسيح؛ ولي اگر به وجود مسيح قائل نباشيم، بايد به اين فرضية غير متحمل برگرديم كه عيسي در طي زندگاني يك نسل اختراع شده هست))
حالا خودت بگو اگر برنامه به اثبات هست اولویت اثبات مربوط وجود مسیح هست یا انجیل برنابا ؟
در ثانی چه کسی فرموده اثبات شده بقیه اناجیل توسط همان افراد مورد ادعا نوشته شده اند شما چرا فرضیات خودت را به عنوان مستندات تاریخی می آوری ؟؟؟؟
برای دستگرمی شده این جمله دیگر را از همان تاریخ نگاه کن :
((اولينمدارك مسيحي دال بر وجود مسيح رساله‌هاي منتسب به بولس حواري هست.

بعضي از اين رساله‌ها شايد به قلم او نباشند، ولي بيشتر اونها مقدم بر سال 64 هستند و تقريباً همه اونها را اصيل مي‌دانند.

))

به نظر شما رساله های منتسب و یا تقریبا به چه معنی هست ؟
حال به این جملات دیگر هم از همان منبع نگاه کن :
(( قديمترين نسخه‌هاي خطي محفوظ ماندة اناجيل، مربوط به قرن سوم هست.

خود نسخه‌هاي اصلي ظاهراً بين سالهاي 60 و 120 ميلادي نوشته شده‌اند. بنابر اين مدت دو قرن در معرض اشتباهات هستنساخ، و تغييرات احتمالي براي وفق دادن متن با نظرات يا نيات و اصول خداشناسي فرقه يا دورة ناسخ بوده هست. نايشانسندگان مسيحي
پيش از سال 100 ميلادي نقل قولهايي از «عهد قديم» مي‌آورند ولي هرگز نقل قولي از «عهد جديد» نمي‌كنند.

پيش از سال 150 يگانه ذكري كه از يك انجيل مسيحي مي‌شود در آثار پاپياس هست كه، در حدود سال 135،
از «يوحناي مهين» نامي روايت مي‌كند كه فرموده هست مرقس انجيل خود را از رايشان خاطراتي كه پطرس حواري برايش نقل مي‌كرد تنظيم كرده هست))

فرموده ای :
این نیز یکی از خروار ها اشکالات قراون که در هیچ انجیلی نام محمد نیامده و شما نیز میتوانید به قراون تکیه کرده و انجیل کاذب قرن 15 میلادی را معتبر و تاریخی بدانید!!
جواب :
این کجاش شد اشکال
اولا در انجیل برنابا هست .

اینکه شما معتقدید انجیل برنابا در قرن 15 دیده شده هست .

حتی در صورت صحت ادعایت چرا باید به این به این معنی باشد که قبل از اون وجود نداشته هست .

لطفا به همین جمله از منابع خودتان دقت کنید :

ايشانراني سُدوم و گومورا جزو اكاذيب كتاب مقدس شمرده مي شد تا اينكه شواهد آشكار ساخت كه هر پنج شهر مذكور در كتاب مقدس واقعاً مراكزي تجاري اون منطقه بودند، و از نظر جغرافيايي همان جايي برنامه داشتند كه در كتاب مقدس ذكر شده هست


پس معلوم می شود ندیدن و یا مشخص نشدن چیزی قبل از قرنی دلیل بر نبودن اون قبل از اون قرن نیست .


جانم ، شما برای اثبات حرف هایت به سخنان نا درست و دلایل غیر صحیح روی می آورید .


شما فرض کرده اید که اگر شما بگوئید کاذب هست کاذب هست اینگونه نیست ممکن هست بعضی از حرف های شما درست یا غلط باشد .


بدون شک شما هر وقت ثابت کردید انجیل همان انجیل واقعی هست ما هم نام محمد(ص) را در اون به شما نشان می دهیم .


فرموده ای :
گویا خاتم الانبیایتان هم بچه باز بوده اند هم خانم باز!
بیچاره عایشه که در سن 7 سالگی به جای بازی با عروسک هایش...

بگذریم!

راستی شما چگونه این پیغمبر را باور کردید؟!
جواب :
از شما مسیحیان تهمت و فحش و ناسزا اصلا بعید نیست شما به پیغمبران خودتان توهین می کنید چه برسد به افراد مورد احترام ما ، در حالیکه ما از پیغمبران شما با لفظ حضرت و علیه السلام یاد می کنیم و حتی از کتب شما انتقاد می کنیم که چرا به پیغمبران خودتان تهمت می زند شما با این الفاظ احترام مقدسات ما را نگه می دارید .

حقیقتا حقانیت یک مذهب در پرورش اخلاق مریدانش هم نهفته هست .


و اما در مورد همسر پیامبر متأسفانه بعضی از اهل سنت وبرخی از شیعه هم از روایت سنیان نقل کرده اند که او در هنگام ازدواج هفت ساله بوده اما این امر با برخی دیگر از شواهد تاریخی درست در نمی آید .

سن عایشه بیش از این ها بوده مدارکی بدست آمده که تا بحال بیست ساله بودن ایشان در وقت ازدواج تقریبا مسجل هست .


ما برای تبعیت از پیامبرمان دلایل فراوانی داریم .

مثلا اینکه به ما آموزش می دهد که به پیامبران دیگر از جمله حضرت عیسی احترام بگذاریم .

و از کتب شما انتقاد داریم و می دانیم که حتما بخشی از اون تحریف شده چون پیغمبران الهی را متهم می کند .


ضمنا شما با این طرز صحبت کردن ثابت می کنید که دین تان قدرت آموزش سخن نیکو فرمودن به شما را نداشته .
تا بعد



9:



جواب این مطالب در یک عبارت:
مغلطه ی انحراف!

یک کلمه از این سخنان نیز ربطی به انجیل برنابا و اصالت اون ندارند.

در ابدا که در مورد مسیحی و مسلمان شدن سخن فرموده اید..

سپس رفته اید سراغ بحثی کاملا به ربط ، یعنی " اثبات تاریخی بودن مسیح" سپس اون هم رفته اید سراغ اناجیل کانن.

این ها جواب من نیستند!

تنها جمله ی مربوط به بحث این میباشد:

ايشانراني سُدوم و گومورا جزو اكاذيب كتاب مقدس شمرده مي شد تا اينكه شواهد آشكار ساخت كه هر پنج شهر مذكور در كتاب مقدس واقعاً مراكزي تجاري اون منطقه بودند، و از نظر جغرافيايي همان جايي برنامه داشتند كه در كتاب مقدس ذكر شده هست

پس معلوم می شود ندیدن و یا مشخص نشدن چیزی قبل از قرنی دلیل بر نبودن اون قبل از اون قرن نیست .
بله..
ولی مشکل این هست که انجیل برنابا خود شهادت میدهد که مربوط به قرن 15 به بعد هست.
اگر متن انجیل اصیل بود و شواهد ما مربوط به سال 15 به بعد میشدند ، ان وقت میتوانستیم بگوییم شاید باشد شاید نباشد ، ولی چون این قضیه ثابت نشده ، پس فرض را بر عدم وجوذ این انجیل در قرون قبل از 5 میگذاشتیم

ولی موضوع در اینجا متفاوت میباشد.


چون شک و شایدی وجود ندارد که این انجیل مربوط به قرن 15 به بعد میباشد.
دلایل ما:

1.

شواهد داخلی
: متن خود کتاب که مربوط به قرون وسطی میباشد.(در پست 5 توضیح داده شده)

2.

شواهد خارجی
: منیوسکریپت ها و نسخ که همه مربوط به قرن 15 به بعد میباشند


گرامی ، تاریخدانان کتب را با این دو معیار یعنی "شواهد داخلی" و "شواهد خارجی" محک میزنند.
میبینیم که هر دو معیار برای انجیل کاذب برنابا قرون 15 به بعد را نشان میدهند.
پس دیگر شکی نمیماند که این انجیل به واقع مربوط به قرون وسطی میباشد.


در ضمن من هیچ توهینی نکرده ام.
حقیقت تلخ هست گرامی؟
سنی ها که اکثریت مسلمین را تشکیل میدهند عقیده دارند که عایشه 7 ساله بود که با پیامبر اسلام ازدواج کرد.

حتما شما نیز باور دارید که 9 ساله بوده .

پیامبر اسلام چند زن داشت؟ 14 ؟ یا بیشتر؟

شما به این ها چه میگویید! اگر این ها بچه و زن بازی حساب نمیشوند پس بر این پايه اعمال سلیمان نیز زنا و ...

محسوب نمیشوند!



با این حال امید وارم باعث ناراحتیان نشده باشم..

از اون جا که از دوستان عزیز من میباشید و با اینکه هیچ سخن بدی نیز نفرموده ام ، به هر حال عذر میخواهم

نمی خواهم دوست عزیزی همانند شما را برنجانم.

بدرود


10:

كي گفه؟اصلا به ما چه كه چه كسي چه ديني داره؟
گویا خاتم الانبیایتان هم بچه باز بوده اند هم خانم باز!
بیچاره عایشه که در سن 7 سالگی به جای بازی با عروسک هایش...

بگذریم!

راستی شما چگونه این پیغمبر را باور کردید؟!
من فقط مي دونم مسيحيا بعضي وقتا مثل خودتون خيلي تند مي رن و احترام رو نگه نمي دارن
كسي به عيسي(ع) ناسزا فرمود؟متاسفم كه تعاليم كتبي كه به اسك كتب مسيح نوشته شده امت زا از بي احترامي بر حذرنمي پندارد!
اون خانوم عايشه 9 سالگي ازدواج كرد و هميشه وبال اسام بود حتي عليه امام اول به جنگ بلند شد كه خدا جوابش رو داد باباش هم سر به راه نبود...

دوست عزيز يه معجزه از حضرت عيسي (ع) نشان بده!دستي كه ستاره شد را نشان بده!
مرده اي كه زنده شد را نشان بده پرنده اي كه از گل ساخته شد كوري كه بينا شد و ...را نشان بده!

مي دوني چرا به محمد (ص) ايمان آوردم؟چون امين بود و قراونش رو كه مي بينم هر آيه اش واقعا آيه هست!
از خوابيدن كودك در سمت چپ و پنيرو گردو و انجير و زيتون و ...به محمد ايمان آوردم تو براي چه؟

11:

پُولس را دومین مؤسس آیین مسیحیت مى دانند.

او که وقتى از مخالفان حضرت عیسى(علیه السلام) بود و براى اذیت و آزار شاگردان و پیروان اولیه ى عیسى(علیه السلام) تلاش مى کرد، ناگاه با ادعاى مکاشفه، توبه کرد و به تبلیغ آیین مسیحیت پرداخت; امّا مسیحیتى که او اون را تبلیغ مى کرد، مسیحیتى نبود که حضرت عیسى و حواریان راستینش منادى اون بودند، بلکه آیینى ابداعى و التقاطى بود که خود پولس از آمیختن افکار گوناگون یونانى، یهودى، مصرى و...

به وجود آورده بود و به نام بشارت عیسى اون را ترویج مى کرد.

ما براى شناختن آیین حضرت عیسى(علیه السلام) و تفکیک اون از انحرافات، در دو مقاله ى آتى به بررسى برخى از انحرافات وارد شده، به خصوص تثلیث، که برجسته ترین انحراف در مسیحیت موجود هست، پرداخته ایم.


چه انحراف هایى در دین مسیحیت به وجود آمده هست؟
رسول رضوى





از دیدگاه اسلام، خداوند پیامبرانى را فرستاده هست تا انسان ها را به سوى سعادت و نیک فرجامى رهنمون شده و اونها را به راه راست هدایت نمايند.

حضرت عیسى(علیه السلام) نیز پیامبرى بود که همانند پیامبران پیش از خود مبعوث شده بود تا با تبلیغ پیام خدا، حجت الهى را به انجام رساند; از این رو در قراون کریم در توصیف حضرت عیسى(علیه السلام) و نقش وى در ابلاغ دین، مى خوانیم:
و به دنبال اونها (پیامبران پیشین) عیسى بن مریم را فرستادیم در حالى که کتاب تورات را که پیش از او فرستاده شده بود، تصدیق داشت و انجیل را به او دادیم که در اون هدایت و نور بود...[1].
و حضرت عیسى(علیه السلام) نیز جز رسالت الهى ادعایى نداشت و در معرفى خود مى فرمود:
من بنده ى خدایم.

او به من کتاب داده و مرا پیامبر برنامه داده هست.[2]
حضرت عیسى(علیه السلام) در آغاز بعثت خود یارانى را برگزید تا به نشر دین الهى کمک نمايند و به اونان فرمود:
چه کسانى در راه خدا یاوران من هستند؟ حواریون فرمودند: ما یاوران خداییم...[3].
طبق نقل انجیل متى، تعداد این شاگردان دوازده نفر بود[4] و «عیسى ایشان را به مأموریت فرستاد و چنین فرمود: نزد غیریهودیان و سامریان نروید، بلکه فقط نزد قوم اسرائیل که گوسفندان گم شده ى خدا هستند بروید و به ایشان خبر دهید که خداوند ملکوت خود را بربرنامه مى سازد[5]».
در پى فرمان مذکور، حواریون با هستعانت از خداوند نشر آموزه هاى عیسى(علیه السلام)را آغاز و اون حضرت را در تبلیغ دین یارى کردند و سپس عروج وى نیز از مأموریتشان سر باز نزدند و در اورشلیم و شهرهاى اطراف به دعوت امت به دین مسیح ادامه دادند و اولین کلیساى مسیحى، یعنى «کلیساى رسولان» را بر پايه آموخته هاى خود از حضرت عیسى(علیه السلام)، بنیان نهادند.[6]
در اون وقت که شاگردان حضرت عیسى(علیه السلام) سرگرم سروسامان دادن به امور تازه مسیحیان بودند، شخصى به نام «شاؤول» که نام یونانى «پولس» داشت، سرگرم اذیت و آزار مسیحیان بود و تعقیب و شکنجه ى اونان را جزو وظایف دینى و اعتقادى خود مى شمرد; ولى ناگاه، با این ادعا که مکاشفه اى برایش رخ داده هست، به مسیحیت گروید و تبلیغ این دین را سرلوحه ى کار خود برنامه داد[7] و، بدین ترتیب، بزرگ ترین تحول را در تاریخ مسیحیت به وجود آورد و اون را به دو برهه ى مسیحیت قدیم و مسیحیت جدید تقسیم کرد.

این تحول به قدرى مهم و سرنوشت ساز بود که برخى از دانشمندان مسیحى، پولس را دومین مؤسس مسیحیت لقب دانسته اند.[8]
موفقیت پولس در تأسیس مسیحیت جدید وقتى کامل شد که وى، برخلاف ادعاى انجیل متى که مى گوید حضرت عیسى فقط براى هدایت یهودیان آمده بود،[9] به میان اقوام غیر یهود رفت و اونان را به دین مسیحیت دعوت کرد و ادعا نمود که «خداوند به من فرمود: من تو را تعیین کردم تا براى اقوام غیریهود، نور باشى و ایشان را از چهار گوشه ى دنیا به سوى من راهنمایى کنى.»[10] و براى این که به تعداد هواداران خود بیفزاید، به نسخ و تحریف آموزه هاى حضرت عیسى(علیه السلام)پرداخت که در ذیل به چند نمونه از این تحریف ها اشاره مى شود:


1.

انحراف از توحید

اناجیل هم نوا (متّى، مرقس، لوقا) سعى در بیان سیره و موعظه هاى حضرت عیسى(علیه السلام)داشته، تأکیدى بر الوهیت اون حضرت ندارند; به عنوان مثال، انجیل متى عیسى(علیه السلام) را موساى جدید معرفى مى کند که شریعت تازه اى آورده هست;[11] و اگر از او تعبیر به پسر خدا مى نمايند به دلیل سنتى هست که از یهودیت به ارث برده اند.

از دیدگاه اناجیل هم نوا، لقب پسرخدا، به عیسى(علیه السلام)اختصاص ندارد و تمام مؤمنان، فرزندان خداوند هستند; چنان که در انجیل متى به نقل از عیسى (علیه السلام) مى گوید:
خوشا به حال اونان که براى برقرارى صلح در میان امت مى کوشند; زیرا ایشان فرزندان خدا نامیده خواهند شد.[12]
و هم چنین نقل مى کند که اون حضرت به شاگردان خود تعلیم داد تا در دعاهاى خویش خدا را پدر آسمانى بخوانند.
لکن پولس از این امر سوء هستفاده کرده، براى عیسى(علیه السلام) مقام الوهیت قائل شد و اون حضرت را هم ذات خداوند شمرد.

وى در نامه اى به مسیحیان روم مى نویسد:
]عیسى[ با زنده شدنش پس از مرگ، ثابت کرد که فرزند نیرومند خدا و داراى ذات مقدس الهى هست.[13]
و در جاى دیگر فراخوان نمود که مسیح چهره ى دیدنىِ خداى نادیدنى هست.

او فرزند خداست وبر تمام موجودات برترى دارد و در واقع تمام هستى به وسیله ى عیسى مسیح به وجود آمد...[14].
بنابراین، وى نه تنها توحید ذاتى بلکه توحید در خالقیت و توحید در ربوبیت را انکار کرد و تثلیثى را پایه گذارى کرد که در اوایل قرن چهارم در شوراى نیقیه به عنوان اعتقاد مسیحیان تصویب شد و فراخوان نمودند که:
مسیح، پسر خدا، مولود از پدر، یگانه مولود که از ذات پدر هست، خدا از خدا، نور از نور، خداى حقیقى از خداى حقیقى، که مولود هست نه مخلوق از یک ذات یا پدر....

لعنت باد بر کسانى که مى گویند: وقتى بود که او وجود نداشت و یا این که پیش از اون که وجود یابد، نبود، یا اون که از نیستى به وجود آمد، و بر کسانى که ابرنامه مى نمايند وى از ذات یا جنس دیگرى هست، یا اون که پسر خدا ایجاد شده یا قابل تغییر و تبدیل هست.[15]


2.

تحریف مفهوم نبوت

تلقى تمام ادیان از مسأله ى «نبوت» این هست که خداوند انسان هاى برگزیده اى را براى هدایت امت مى فرستد و توسط اونان وحى را بر امتان ابلاغ مى کند و حضرت عیسى نیز یکى از همین پیامبران الهى بود که براى هدایت امت و ابلاغ وحى الهى آمده بود; لکن پولس با طرح نظریه ى «گناه جبلى» ادعا نمود که حضرت عیسى، برخلاف سایر پیامبران، موجودى قدیم، ازلى و داراى ذات الهى هست که، این بار، خود براى هدایت انسان ها آمده و با «فداء» شدن عهد جدیدى را آغاز نموده هست.

در نامه اى به عبرانیان مى خوانیم:
در وقت هاى گذشته، خدا به وسیله ى پیامبران، اراده و مشیت خود را به تدریج بر اجداد ما آشکار مى فرمود.

او از راه هاى گوناگون، گاه در خواب و رؤیا، گاه حتى روبه رو با پیامبران سخن مى فرمود; اما در این ایام آخر او توسط فرزندش با ما سخن فرمود...

فرزند خدا، منعکس نماينده ى جلال خدا و مظهر دقیق وجود اوست; او با کلام نیرومند خود تمام عالم هستى را اداره مى کند; او به این جهان آمد تا جانش را فدا کند و ما را پاک ساخته، گذشته ى گناه آلود ما را محو نماید...

.[16]
بنابراین، مى توان نتیجه گرفت که پولس علاوه بر توحید که از ارکان دعوت حضرت عیسى(علیه السلام) بود، نبوت و مفهوم اون را نیز تحریف نمود و هدف از نبوت و تبلیغ دین را واژگونه نشان داد.


3.

نسخ شریعت

انجیل متى نقل مى کند که عیسى(علیه السلام) مى فرمود:
گمان مبرید که آمده ام تا تورات موسى و نوشته هاى سایر انبیا را منسوخ کنم، من آمده ام تا اونها را تکمیل نمایم و به انجام رسانم...

پس اگر کسى از کوچک ترین حکم اون سرپیچى کند و به دیگران نیز تعلیم دهد که چنین نمايند، او در ملکوت آسمان از همه کوچک تر خواهد بود...

.[17]
اما پولس که براى مقابله با پیروان راستین حضرت عیسى(علیه السلام) به هواداران بیشترى نیاز داشت، براى اضافه کردن به تعداد اونها، ضمن دعوت غیریهودیان به آیین مسیحیت، اونان را از انجام تکالیف تورات معاف ساخته، دیگر مسیحیان را که معتقد بودند «تمام غیریهودیانى که مسیحى شده اند باید ختنه شوند و تمام آداب و رسوم یهود را نگاه دارند.»،[18] وادار به قبول نسخ احکام تورات ساخت و، بدین ترتیب، «اباحى گرى» را جاى گزین دین حضرت عیسى نمود.


4.

اطاعت از حاکمان ظالم

از نقل هاى اناجیل مى توان نتیجه گرفت که حضرت عیسى شخصیتى انقلابى و مبارز بود و براى اصلاح جامعه قیام کرده بود و به امت مى فرمود:
گمان مبرید که آمده ام صلح و آرامش را در زمین بربرنامه سازم، من آمده ام تا شمشیر را برافرازم.[19]
و هم چنین شاگردان خویش را به دفاع مسلحانه در مقابل ظالمان دعوت مى کرد و مى فرمود:
کسى که شمشیر ندارد، جامه ى خود را بفروشد و اون را بخرد...

.[20]
اون حضرت نه تنها از حاکمان و پادشاهان جور اطاعت و با اونان همراهى نمى کرد، بلکه در تحقیر «هیرودیس»، پادشاه منطقه ى جلیل، وى را «روباه» مى نامید;[21] اما پولس اطاعت از حاکمان جور را تبلیغ مى کرد و اطاعت از اونان را اطاعت از خداوند مى نامید; چنان که در نامه اى به مسیحیان روم، که حاکمانشان همگى بت پرست بودند و به آزار مسیحیان مى پرداختند و حتى پطرس، بزرگِ حواریون نیز به دست همین قیصرهاى بت پرست به قتل رسید، مى نویسد:
مطیع دولت و قوانین اون باشید; زیرا اون را خدا بربرنامه کرده هست.

در تمام نقاط جهان، همه ى دولت ها را خدا بر سر قدرت آورده هست; پس هر که از قوانین کشور سرپیچى کند، در واقع از فرمان خدا سرپیچى کرده هست و البته مجازات خواهد شد.[22]
در نهایت، ذکر این نکته لازم هست که تحریف ها و بدعت هاى پولس به موارد مذکور محدود نمى شود و سپس وى نیز تربیت یافتگان مکتب وى، راه هستاد را ادامه دادند و مسیحیت پولس ساخته را حاکم على الاطلاق کردند و تقریباً بیشتر آثار و علایم مسیحیتى را که حواریان راستین حضرت عیسى(علیه السلام) تبلیغ کرده بودند، از بین بردند.
تفاوت هاى موجود میان دیدگاه اسلام و مسیحیت در مورد شخصیت حضرت عیسى(علیه السلام)چیست؟
حسن تهرانى
مهم ترین منبع شناخت دیدگاه مسیحیت نسبت به شخصیت عیسى(علیه السلام)، اناجیل چهارگانه (متى، مرقس، لوقا و یوحنا) هست و ماجراى تولد وى بیشتر در انجیل متى و لوقا آمده هست; و مهم ترین منبع شناخت نظر اسلام نسبت به عیسى بن مریم(علیه السلام)قراون هست.

در آیات زیادى از قراون، از جمله در سوره ى «مریم» داستان زندگى اون حضرت بیان شده هست.

برخى از نکات جزئى زندگى عیسى(علیه السلام) که در انجیل ها آمده، در قراون نیامده هست; از جمله این که عیسى در شهر ناصره، در هستان جلیل، به دنیا آمده[23] و ولادتش در ایام زمامدارى هیرودیس، پادشاه بیت لحم، بوده هست[24] و پس از بازداشت و زندانى شدن یحیى، عیسى به هستان جلیل آمد و مژده ى خدا را فراخوان فرمود.[25]
هر دو منبع مسیحیت و اسلام نکات مشترکى درباره ى شخصیت عیسى(علیه السلام) بیان داشته اند و اون این که عیسى(علیه السلام) از دخترى باکره به نام مریم به دنیا آمده[26] و چنین ولادتى توسط روح القدس به انجام رسیده[27] و سرانجام این که مسیح داراى معجزات فراوانى بوده هست;[28] ولى على رغم این مشترکات، نوع نگاه مسیحیت به عیسى(علیه السلام) با نوع نگاه اسلام به مسیح، تفاوت هاى پايه ى دارد.

بیان و تحقیق همه ى این تفاوت ها در این مختصر نمى گنجد، به همین دلیل، ما به بیان و نقد سه مسئله ى عمده مى پردازیم که در خود مسیحیت نیز کشمکش و نزاع هایى را به وجود آورده هست.

این سه مسئله ى مهم درباره ى شخصیت مسیح عبارت اند از:
تثلیث، الوهیت و به صلیب کشیده شدن.
تثلیث
تثلیث به این معناست که خداوند در سه شخص، خداى پدر، خداى پسر و روح القدس ظهور یافته هست.

به این ترتیب «خدا در عین حال که از نظر تعدد یکى هست، در سه شخصیت، یعنى خداى پدر، خداى پسر و خداى روح القدس موجود هست.

این سه در ازلیت، قدرت و جلال با هم برابرند و هر یک از اونها از همه ى صفات الهى برخوردارند».[29]
نقد نظریه ى تثلیث
اولاً، چنین اعتقادى در میان مسیحیان اولیه جایى نداشته و فرموده شده هست که اولین بار این عقیده را پولس وارد مسیحیت نموده هست[30] و بعدها، بر پايه مصوبه اى که شوراى اسقف هاى اعظم کلیسا در 325 میلادى در شهر نیکائیه منتشر نمودند، این عقیده جزئى از ایمان مسیحى شمرده شد.[31]
ثانیاً، عقیده به تثلیث با عقل ناسازگار هست; زیرا محال هست که یک چیز، در عین این که یکى هست، سه چیز باشد.[32]
دیگر این که، هر یک از اون سه چیز را اگر نامحدود بدانیم، تعددبردار نیست و اگر محدود بدانیم، مستلزم نقص هست که با وجوب وجود خداوند نمى سازد.

به خاطر همین عدم درک عقل هست که الهیون در مسأله ى تثلیث دچار سرگردانى شده[33] و اعتقاد به تثلیث را صرفاً یک تعبد قلبى دانسته اند که عقل اون را نمى فهمد و، به همین دلیل، مسیحیت تمایلى به پذیرش اون ندارد.[34]
ثالثاً، قراون تثلیث را ناشى از غلو در دین دانسته و اون را ردّ مى کند.[35] اسلام عیسى مسیح(علیه السلام) را فرزند مریم و فرستاده ى خدا،[36] و خدا را معبودى یگانه مى داند که از داشتن فرزند منزه هست.[37] از نظر قراون، کسانى که خداوند را یکى از سه خدا مى دانند، کافرند.[38]قراون آفرینش عیسى(علیه السلام) را همانند خلقت آدم(علیه السلام) مى داند[39] و اون را نشانه و آیه اى الهى و رحمتى از ناحیه ى خود بر امت[40] و نشانى از قدرشناسى نسبت به عظمت مقام مادرش مریم مى داند.[41]
الوهیت
یکى دیگر از عقاید مسیحیت، قائل شدن جنبه ى الوهیت براى عیسى هست; به این معنا که مسیح را تجلى ذات خدا مى داند.

سرگذشت مسیحیت، تاریخ دیانتى هست که از عقیده به تجسم الهى در جسد شارع و بانى اون ناشى شده هست.[42]
نقد نظریه ى الوهیت
اولاً، چنین اعتقادى در میان مسیحیان اولیه وجود نداشت و مسیحیان اولیه بر این باور بودند که مسیح انسانى هست که از دو جنبه ى الهى و انسانى برخوردار هست.

اولین بار، پولس رسول، براى مسیح جنبه ى الوهیت قائل شد و انجیل یوحنا دیدگاه مشابهى را براى حیات ازل مسیح در نظر گرفت.[43]
ثانیاً، حتى برپايه متون مسیحى، خود عیسى(علیه السلام) مقام الوهیت را از خود نفى مى کند[44] و خود را داراى رسالتى از جانب خدا مى داند:
زیرا من از جانب خود سخن نمى گویم، بلکه پدر که مرا فرستاده، به من وصیت کرده که چه بگویم و به چه چیز سخن بگویم.[45]
و بر جنبه ى انسانى خود که فارغ از هرگونه الوهیت هست، تأکید مى کند:
و من انسانى هستم که با شما به حقى که از ناحیه ى خدا شنیده ام سخن مى گویم.[46]
ثالثاً، قراون با نقل داستان زندگى مسیح، بر جنبه ى بشرى بودن وى تأکید دارد[47] و براى وى مقام رسالت قایل هست.[48]
پذیرش بندگى خدا از ناحیه ى عیسى(علیه السلام)، به طورى که اولین سخن وى آگاه نمودن امت بر این مطلب بوده هست[49] و نیز، دعوت امت به قبول عبودیت خداوند، بهترین گواه بر عدم الوهیت مسیح هست.[50] قراون اراده ى مطلق خدا را در این که اگر بخواهد مسیح و مادرش و انسان هاى دیگر را هلاک کند، کسى را یاراى اون نیست که جلوى چنین امرى را بگیرد، دلیل بر عدم الوهیت عیسى(علیه السلام) مى داند.[51]
به صلیب کشیده شدن عیسى به منزله ى کفاره
مسیحیان معتقدند که آدم با خوردن میوه ى درخت نهى شده، خود و همه ى اولادش را مستوجب عقوبت کرد; و چون خداوند متّصف به دو صفت عدل و رحمت هست و نادیده گرفتن چنین خطایى با عدلش نمى سازد و از دیگر سو، عقاب نمودن بندگان با رحمتش ناسازگار هست، پسر خود عیسى را به زمین فرستاد تا دشمنان با به صلیب کشیدنش وى را فداى بشریت سازند و همه ى انسان ها را از بار گناه برهانند;[52] و به این وسیله خشم خداوند در مجازات انسان ارضا گردید.[53]
نقد نظریه ى کفاره
اولاً، نظریه ى فدیه، بدعتى هست که پولس وارد مسیحیت نمود و تا قبل از وى اثرى از اون در مسیحیت دیده نمى شود.[54]
ثانیاً، مسئله ى کفاره به عنوان بازخرید گناه اولیه را عقل نمى تواند درک نماید.[55] خداوند در برابر کسى مسئول نیست که بخواهد قربانى را در برابر وى اجرا کند.

آیا خداوند قربانى نمودن عیسى(علیه السلام) را در پیشگاه خود انجام داده هست؟!
ثالثاً، قراون به صلیب کشیده شدن عیسى(علیه السلام) را نمى پذیرد و معتقد هست که فرد دیگرى اشتباهاً به جاى وى به صلیب کشیده شده[56] و خداوند، عیسى(علیه السلام) را با جسم و روح به آسمان برده هست;[57] از اون گذشته، با توجه به غناى ذاتى خداوند و رحمت بى انتهایش، چه لزومى دارد که براى بخشش بشر، ثمن و فدیه دریافت کند؟
افزون بر این که، به نظر اسلام، تمام انبیاى الهى معصوم اند و آدم(علیه السلام) مرتکب هیچ گناهى نشده هست تا با فدا شدن عیسى(علیه السلام)گناه او و فرزندانش که از وى به ارث برده اند، بخشوده شود.
--------------------------------------------------------------------------------
[1].

مائده: 46.
[2].

مریم: 30.
[3].

صف: 14.
[4].

انجیل متى، باب 10/1.
[5].

انجیل متى، باب 10/5 ـ 7.
[6].

عهد جدید، اعمال رسولان، باب 1 تا 8.
[7].

عهد جدید، اعمال رسولان، باب 22/3 ـ 17.
[8].

جان بى ناس، تاریخ جامع ادیان، ترجمه على اصغر حکمت، (تهران: انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى، چاپ پنجم، 1370 ش)، ص 613; هم چنین ر.ک: توماس میشل، کلام مسیحى، ترجمه حسین توفیقى، (مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، چ دوم، 1381); ص 54، در برخى از احادیث، ائمه ى معصومین(علیهم السلام) نیز پولس را مسئول گمراهى مسیحیان برشمرده اند.

علامه محمدباقر مجلسى، بحار الانوار، ج 8، ص 311.
[9].

انجیل متى، باب 10/15 و 15/24.
[10].

عهد جدید، اعمال رسولان، باب 13/47.
[11].

کلام مسیحى، ص 45.
[12].

انجیل متى، باب 5/10.
[13].

عهد جدید، رومیان، باب 1/4.
[14].

عهد جدید، کولسیان، باب 1/15 و 16.
[15].

میلر، و.م.

تاریخ کلیساى قدیم در امپراطورى روم و ایران، ترجمه ى على نخستین، (انتشارات حیات ابدى)، ص 244.
[16].

عهد جدید، عبرانیان، باب 1/1 ـ 4.
[17].

انجیل متى، باب 5/17 و 19.
[18].

اعمال رسولان، باب 15/5.
[19].

انجیل متى، باب 11/34.
[20].

انجیل لوقا، باب 22/36.
[21].

همان/ 32.
[22].

رومیان، باب 13/1 و 2.
[23].

ر.ک: لوقا، باب اول / 26 ـ 38 و نیز متى، باب اول، / 18 ـ 25.
[24].

ر.ک: متى، باب دوم.
[25].

ر.ک: مرقس، باب اول، متى، باب سوم، لوقا، باب هاى سوم و چهارم.
[26].

ر.ک: لوقا، باب اول/ 26 ـ 38 و قراون، آل عمران: 47 و مریم: 20 ـ 21.
[27].

ر.ک: لوقا، باب اول / 26 ـ 38; و قراون، نساء: 171.
[28].

متى، باب نهم / 18 ـ 22; مرقس، باب پنجم; لوقا، باب هشتم; متى، باب نهم، / 27 ـ 34 و نیز باب هاى چهاردهم و پانزدهم; مرقس، باب هاى ششم و هشتم; لوقا، باب نهم; یوحنا، باب ششم و قراون، آل عمران; 49، مائده; 110 ـ 115، مریم; 29 ـ 33.
[29].

خداوند ما عیسى مسیح، جان والوورد، ترجمه ى مهرداد فاتحى، (کلیساى جماعت ربانى)، ص 2 ـ 3.
[30].

ر.ک: دکتر احمد شلبى، مقارنة الادیان، ج 2 (مسیحیت)، (قاهره: مکتبة النهضة العصریه، چ دهم، 1998 م)، ص 138.
[31].

گروه نویسندگان، جهان مذهبى: ادیان در جوامع امروز، ترجمه ى دکتر عبدالرحیم گواهى، (دفتر نشر فرهنگ اسلامى، چ اول، 1374)، ص 733 و نیز ر.ک: دکتر احمد شلبى، همان، ص 147 ـ 148.
[32].

ر.ک: علامه طباطبایى، تفسیر المیزان، ج 6، ص 73 و نیز مکارم شیرازى، تفسیر نمونه، ج 4، ص 224.
[33].

کرى ولف، درباره ى مفهوم انجیل ها، ترجمه ى محمد قاضى، (انتشارات فرهنگ، چ دوم)، ص 20 ـ 21.
[34].

جان والوورد، همان، ص 8.
[35].

نساء: 171.
[36].

نساء: 171 و مائده: 75.
[37].

نساء: 171 و مریم: 35.
[38].

مائده: 73.
[39].

آل عمران: 59.
[40].

مریم: 21 و تفسیر اون: تفسیر المیزان، ج 14، ص 42; تفسیر نمونه، ج 13، ص 35 و طنطاوى، الجواهر فى تفسیر القراون الکریم، (بیروت: دار احیاء التراث العربى، چ چهارم، 1412 هـ، 1991 م)، ج 10، ص 8.
[41].

آل عمران: 42 و مؤمنون: 50.
[42].

جان.

بى.

ناس، تاریخ ادیان، ترجمه ى على اصغر حکمت، (تهران: انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى، چ چهارم، 1370)، ص 575، و ر.ک: جهان مذهبى، ص 718.
[43].

ر.ک: جهان مذهبى، ص 718 ـ 720.
[44].

ر.ک: مرقس، باب دهم / 14، باب پانزدهم / 34، باب اول / 35، لوقا: باب پنجم / 16; یوحنا باب بیستم /17 و نیز باب هشتم / 31 و 40 و باب هفدهم / 3.
[45].

یوحنا: باب 5012.
[46].

یوحنا، باب هشتم / 40 و ر.ک: جواهر لعل نهرو، نگاهى به تاریخ جهان، ترجمه ى محمود تفضلى، (انتشارات امیرکبیر، چ نهم، 1372)، ج 1، ص 187،
[47].

مریم: 16 ـ 33.
[48].

نساء: 171; مائده: 75 و صف: 6.
[49].

مریم: 30.
[50].

آل عمران: 51; مائده: 72 و 118 و زخرف: 59.
[51].

مائده: 17.
[52].

ر.ک: المنار، محمد رشید رضا، (بیروت: دار المعرفة)، ج 6، ص 24 ـ 25.
[53].

جان والوورد، همان، ص 134.
[54].

ر.ک: جهان مذهبى، ص 705، و ویل دورانت، تاریخ تمدن، گروه مترجمین، (ساوقت انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى، چ دوم، 1367)، ج 3، ص 689.
[55].

ر.ک: کرى ولف، همان، ص 19.
[56].

نساء: 157 و تفسیر اون در المیزان، ج 5، ص 133.
[57].

آل عمران: 55 و تفسیر اون در المیزان، ج 3، ص 206.

منبع: پرسوجو

12:


این چرندیات را در یک سایت اسلامی دیگر نیز دیده بودم.
جواب تک تکشان را نیز در تاپیک "آیا کتاب مقدس تحریف شده" داده ام( به پست دوم رجوع شود تا خلاصه ای از بحث ها را مشاهده کنید و برای دیدن جزییات به صفحات مربوطه رجوع شود)

نکته ی دوم اینکه شما لطفا ربط این مطالب با بحث و تاپیک مطرح کنید..
اگر نمیخواهید از عقلتان هستفاده بکنید ، خوب نکنید!
ولی حد اقل از چشمانتان بهره ای ببرید و عنوان تاپیک را بخوانید:
انجيل برنابا

13:

اتفاقا من به خود اجازه نمیدهم که عبارت "مسیحی" را یدک بکشم.
گرامی شما بگیرید که من مسیحی نیستم.
در ضمن مثبت ترین نکته در مسیحیت و مبشرین مسیحی «محبت» میباشد..
یوحنای رسول میگوید ، "زیرا که خدا محبت هست!"
ولی من مبشر نیستم و از این مهربان بازی ها نیز ندارم.

هر چه هست را میگویم ، مردی که 14 زن داشته باشد و با یک دختر خردسان 7-9 ساله ازدواج کند صفاتی جز این نخواهد داشت!
حال چه میخواهید قبول کنید چه نه!

در ضمن من در پست بالا با اینکه چیز نادرستی نفرموده بودم از محمد محسن عذرخواهی کردم ، حال اینکه شما آمده اید و باز سر نخ را کشده اید کار شایسته ای نمیباشد میباشد.
مي دوني چرا به محمد (ص) ايمان آوردم؟چون امين بود و قراونش رو كه مي بينم هر آيه اش واقعا آيه هست!
از خوابيدن كودك در سمت چپ و پنيرو گردو و انجير و زيتون و ...به محمد ايمان آوردم
ما که چیزی جز دست و پا بریدن و زن گرفتن ندیدیم!(دوست گلم ، باور کن توهین نمیکنم! همین ها در تاریخ و قراون آمده که خودتان نیز اونها را باور دارید ، ولی تا اینکه یک غیر مسلمان می آید و اینها را باز گو میکند بهتان برمیخورد که چرا فلانی چنین فرمود!)
وای به حالتان که پنیر و گردو و انجیر و زیتون و ...(!) پايه ایمانتان را تشکیل میدهند!



دوست گلم این شمایید که اینگونه بحث ها را وسط میکشید.

پس توقعی نیز از نباید از بنده داشته باشید.
بدرود

14:

كار درست رو شما مي كني عزيز شما مسيحي نيستي يا يوحنايي يا پيتري اي يا جورجي يا ياران ديگه ي حضرت عيسي(ع) ي هستين
راستي مي دونين كي بود ك به عيسي خيانت كرد؟
تو اسلام هم مي گيم آفرينش با محبت آغاز شد و مرحله ي بعد بخشش بود
جهت اطلاع دوست گرامي پيامبر بيشتر از اون چيزي كه فرمودي زن داشته ولي همه شون پيرزنايي بودن كه داشتن با گودزيلا رقابت مي كردن و بيوه هم بودن و پيغمبر فقط براي سرپرستي و محبت به اونها و مهرباني به اونها با اونها ازدواج كردند اولين ازدواجشان هم خديجه (س) 15 سال از پيامبر بزرگتر بودن.
عايشه هم خودش واسه نقشه هاش و همينطور محبت هاي پيامبر دوست داشت با پيامبر ازدواج كنه و بعدش هم پيامبر رو خيلي اذيت كرد حتي بعدا به جنگ پيامبر رفت!
بعدشم اون صفاتي كه شما مي گي ضرب المثله رو شنيدي كه مي گن كافر همه را؟
ولي جهت اطلاعتون بايد بدوني دختراي عربي هيكلشون درشت تر و قدرت بدني شون به دليل موقعيت جغرافيايي و آب و هوا و محيط بيشتر بوده و وقتي به سن 9 سالگي مي رسيدن ازدواج مي كردن مثل دختراي ما كه بين 20 تا 30 ازدواج مي كنن!
بعدشم دوست عزيز من چه چيزي زو پيش كشيدم؟من اصلا از اون كارا خوشم نمياد!
شما چيزي جز دست و پا بريدن و غيره نديدين چون نخواستين!البته نه راست مي گين چون تو آمريكايين ولي تو ايران سنگ سار هم داره برچيده مي شه ولي اگه تو حجاز دست مي برن واسه اونه كه طرف دزدي كرده اما به نظر شما كارايي كه مسيحي ها تو گوانتانامو و ابو غريب و هزار قبرستون ديگه با بشريت مي كنن درسته؟
واي به حال ما؟واي به حال شما كه اصلا اهل تفكر نيستيد و از اسلام هيچ نمي دانيد تين و زيتون اشاره دارد به دو شهر كه يكيش كعببه و ديگري احتمالا مدينه هست!و در اصل به دو نعمت اشره دارد يكي امنيت و ديگري سلامت(اگر اشتباه بود ديگران درست كنند)بعدشم خداوند به اونها قسم خورده يعني با ارزشند مثل وقت كه الاون مي گن طلا هست و بين ژاپن و آمريكا يك ربع فاصله ي تكنولوژيكي هست!
ضمنا يك پزشك هم فرموده من مسلمان شدم فقط به خاطر همون چون مي گه اينا خواص خيلي خوبي دارن و داروهايي خيلي مفيدي مي تونن باشن!جهت اطلاعتون بايد بگم:
من بحث را وسط نكشيدم و به شما فرمودم تعاليم مسيح چه ياد مي دهد و شما فقط توهين نموديد به اسلام و پيامبرش و مسخره كردن حال اون كه اسلام مي گايشاند باهم بخنديد و به هم نخنديد شما حرف هايي مي زنيد كه تفرقه افكن هستند و لي اسلام دعوت به اتحاد دارد.ضمنا مي شه دستي رو كه ستاره شد و مرده اي كه زنده شد و كسي كه در گهواره سخن فرمود و مرده زنده كرد و از گل پرنده ي زنده درست كرد و كور مادرزاد شفا داد و غيره رونشونم بدين؟
من به ديني ايمان دارم كه معجزه اش رو ببينم دوست من پس اگه نتوني من مسلمون مي مونم چون معجزه ي نديده رو نمي تونم بهش ايمان بيارم ولي همين قراون اومده مشارقها و مغاربها كه اشاره به گرد بودن زمين دارد ولي امت تا گاليله اگه كسي م فرمود زمين گرده مي فرمودن مرتد شده نمونه اش خود بدبختش!يا مثلا يه آيه بود دقيقا يادم نيست ولي آخرش اين بود كه:....و پروردگارشان تنفس اونان را مشقت دهد گايشاني كه در بالاي آسمان ها رفته باشند و نتوانند(به دليل نبود اكسيژن)تنفس كننددوست من من به نشانه هاي عيسي (ع) كافر نيستم ولي به نظر من خدا هرگز نمياد با يهبنده ي خودش آميزش...(نعوذبالله)و اصلا اين هم يكي ديگر از معجزات خدا بود كه بي شوهر بچه دار شدن اون بانايشان بزرگ و يه همين دليل روزه ي سكوت گرفتند!من نمي گم عيسي (ع)فلان نكرده يا موسي فلان نكردند من مي گم اينها نشانه ي جلايشان دستمان هست و ايمان نمي آوريم حال مي شود فرمود به چيزي كه نديديم و كتابش را يه نفر ديگر نوشته ايمان داريم؟

15:

یا نور و یا قدوس
ایدن
با سلام
تعجب می کنم شما به پیامبر ما توهین می کنی بعد می گوئی چون ربطی به بحث انجیل برنابا ندارد جواب ندهید .

این در حالیست که تمام اتهامات شما بی پايه هست و جواب دارد .

و اما بنده به همان جواب شما بر می گردم و جواب می دهم :
فرموده ای :
جواب این مطالب در یک عبارت:
مغلطه یانحراف!
یک کلمه از این سخنان نیز ربطی به انجیل برنابا و اصالت اون ندارند.
در ابداکه در مورد مسیحی و مسلمان شدن سخن فرموده اید..

سپس رفته اید سراغ بحثی کاملا به ربط
، یعنی " اثبات تاریخی بودن مسیح" سپس اون هم رفته اید سراغ اناجیل کانن.

این ها جواب من نیستند!
جواب :
1- کاملا ربط دارد می خواهم آرام منظورم را برسانم تا ضمن فرمودن منظور به عقاید شما بی احترامی نشده باشد .شما جملات متناقض وعجیب را دلیل جعلی بودن برنا با دانسته اید .

در حالیکه این نشان می دهد و اقعا جزء اناجیل و دیگر کتب شماست .

چون بقیه کتب تان هم از همین موضوع رنج می برد

امیدوارم ضمن اینکه منظورم را فهمیده باشید رنجشی حاصل نشده باشد .
2- متضاد بودن با قراون را نشانه جعلی بودن دانسته اید .

در حالیکه این امر اگر دلیل چیزی هست اول دیگر اناجیل را باطل می کند .

3- اشتباهات تاریخی را دلیل باطل بودن برنابا دانسته اید .

در حالیکه کتب دیگر شما نیز اکنون مسائل تاریخی اثبات نشده فراوانی در درون اون هست مثلا حتی خود وجود عیسی و یا موسی و..

هیچ کدام از این ها در تاریخ ثبت نشده .


فرموده ای :تنها جمله ی مربوط به بحث این میباشد:
نقل قول:
ايشانراني سُدوم و گومورا جزو اكاذيب كتاب مقدس شمرده مي شد تا اينكهشواهد آشكار ساخت كه هر پنج شهر مذكور در كتاب مقدس واقعاً مراكزي تجاري اون منطقهبودند، و از نظر جغرافيايي همان جايي برنامه داشتند كه در كتاب مقدس ذكر شدهاست
نقل قول:
پس معلوم می شود ندیدن و یا مشخص نشدن چیزی قبل از قرنی دلیل برنبودن اون قبل از اون قرن نیست .
بله..
ولی مشکل این هست که انجیل برنابا خود شهادتمیدهد که مربوط به قرن 15 به بعد هست.
اگر متن انجیل اصیل بود و شواهد ما مربوط بهسال 15 به بعد میشدند ، ان وقت میتوانستیم بگوییم شاید باشد شاید نباشد ، ولی چوناین قضیه ثابت نشده ، پس فرض را بر عدم وجوذ این انجیل در قرون قبل از 5میگذاشتیم
جواب :
برادر من وقتی تاریخ دانان پنج شهر را گم می نمايند و با اطمینان هم حکم صادر می نمايند که اون از اکاذیب هست .

و بعد معلوم می شود هر چه فرموده اند همه اشتباه بوده چطور یک کتاب را گم نمی نمايند .


فرموده ای :
حقیقت تلخ هست گرامی؟سنی ها که اکثریت مسلمین را تشکیل میدهند عقیده دارند که عایشه 7 سالهبود که باپیامبر اسلام ازدواج کرد.

حتما شما نیز باور دارید که
9 سالهبوده .

فرموده ای :
پیامبر اسلام چند زن داشت؟ 14 ؟ یا بیشتر؟شما به این ها چه میگویید! اگر این ها بچه و زن بازی حساب نمیشوند پس بر اینپايه اعمال سلیمان نیز زنا و ...

محسوب نمیشوند
!

جواب :
عزیز دل برادر ، اشتباه می کنی :
خیر عایشه بر پايه محاسبات برخی روایات تاریخی از کتب همان سنیان بیست سال داشته هست .

صحیح بخاری و مسلم برای اینکه به خیال خودشان برای عائشه فضیلت بتراشند این سخن را که مایه درد سر برای اسلام شده فرموده اند .

حتی خود سنیان برخی از احادیث نقل نماينده سن عایشه را قبول ندارند :

حال به نمونه های از این محاسبات دقت کن :
یکی از موضوعاتی که باعث شده دشمنان اسلام بهانه ای پیدا نمايند برای تبلیغ علیه این دین و اهانت به حضرت محمد-ص- مسئله ازدواج اون حضرت با عایشه هست.
بیشتر احادیثی كه سن عائشه را هنگام ازدواج 9 سال فرموده اند یا از طرف هشام بن عروه روایت شده هست و یا از سوی راویان عراقی.

اهل
مدینه؛ اونهایی كه هشام بن عروه بیشتر از هفتاد سال نخست زندگی خویش را در میان شان سپری کرده بود مسأله را روایت نكرده اند.


هشام بن عروه راوی حدیث پس از هفتاد ویك سال زندگی در مدینه اون شهر را به قصد عراق ترك فرموده و صیغه های مختلف این حدیث از طریق راویان عراقی روایت شده هست.


مؤلف (تهذیب التهذیب) كتابی در "علم الرجال" معتقد بود كه اون بخش از روایت های هشام بن عروه كه از طریق اهل عراق روایت شده اند قابل پذیرش نیستند.


مؤلف "تهذیب التهذیب" اضافه می كند كه حتی "مالك بن انس" در مورد اون عده احادیث او كه از طریق راویان عراقی روایت شده اند ملاحظه داشت.

(تهذیب التهذیب، جلد 11، صفحه 48،
51).

امام محمد الذهبی متوفای سال 748ه در "میزان الاعتدال" كه كتاب دیگری در "علم الرجال" به حساب می آید، در باره هشام می گوید: حافظه هشام در اواخرزندگی اش ضعیف شده بود.


بخاری( که سنیان کتاب او را سپس قراون صحیح ترین کتاب می دانند ) در كتاب تفسیر خویش حدیثی را ازعائشه نقل نموده، كه در اون می‌گوید:
هنگام نزول آیة "بل الساعه موعدهم والساعه ادهی وامر" كه جزء سوره "القمر" به حساب می آید، من "جاریه" ای بودمو بازی می‌كردم.

فتح الباری، شرح صحیح البخاری، جلد8، صفحه486، المكتبه السلفیه،
1407ه،ق، قاهره، مصر.

لفظ "جاریه" در زبان عرب به معنی دوشیزه آمده هست.

كتاب های تفسیر و حدیث می گویند، كه این آیه هشت سال قبل از هجرت پیامبر به مدینه نازل شده هست.

اگر سن عائشه را هنگام نزول این آیت اقلاً ده ساله فرض كنیم، سن
ایشان هنگام ازدواج باید در حدود بیست بوده باشد.

بر پايه روایت احمد بن حنبل (یکی از امامان اهل سنت )، با در گذشت خدیجه بنت خویلد همسر نخستین پیامبر، زنی بنام خوله نزد پیامبرآمده و به پیامبر پیشنهاد نمود تا ازدواج نماید.


پیامبر پرسید چه كسی را برایاین امر درذهن دارد؟ خوله فرمود: تو می توانی با دختری شوهر نكرده و یا زنی كه قبلاًشوهر كرده هست ازدواج نمائی.

وقتی كه پیامبر هدف او از "دختر شوهر نكرده" و "زنی كه
قبلاً‌ شوهر كرده هست" را جویا شد، خوله در جواب بخش نخست این پرسش، نام عائشه رابر زبان آورد.


نزول وحی در سال 610 میلادی تحقق پذیرفت.
دعوت پیامبر اسلام در سال 613 علنیشد.
نامزدی پیامبر -ص- و عائشه در سال 620 میلادی صورت گرفت.
هجرت پیامبر -ص- بسوی مدینه در سال 622 میلادی انجام یافت.
انتقال عایشه به خانه پیامبر -ص- درسال 623 و 624 میلادی صورت گرفت.
طبری ( تاریخ دان ومفسر معروف سنیان ) می گوید كه ابوبكر دارای چهارفرزند بود كه همة اونها در دوره جاهلیت به دنیا آمده بودند.

"طبری، تاریخ الامم و
الملوك، جلد چهارم، صفحة 50، دارالفكر، بیروت، لبنان، 1979".


اگراین سخن طبری درست باشد كه عائشه قبل از بعثت پیامبر به دنیا آمده باشد، پس او به هیچ صورتی نمی تواند كه هنگام ازدواج نه ساله بوده باشد.
بر پايه روایتهای معتبر تاریخی،که در اهل سنت هم آمده هست "اسماء" خواهر بزرگ عائشه ده سال از او بزرگتر بوده هست.

"الامام
الذهبی، سیر فراخوان النبلاء، جلد2، صفحه 289، موسسه الرساله، بیروت، لبنان، 1992" و "ابن كثیر، البدایه والنهایه، جلد8، صفحه 371، دارالفكر العربی، الجیزه، مصر 1933".

و كتاب های بسیار معتبر تاریخ نقل می دهند كه اسماء در سال هفتاد و سوم هجری به عمر صد سالگی پدرود حیات فرمود.

"ابن كثیر، البدایه و النهایه، جلد8، صفحه372،
دارالفكر العربی، الجیزه،‌ مصر 1933".

اگر اسماء در سال هفتاد و سوم هجری صد ساله بوده باشد، پس عمر او هنگام هجرت باید بیست و هفت و یا بیست و هشت بوده باشد.

بر پايه این روایت تاریخی اگر عمر اسماء در اثنای هجرت بیست و هفت و یا
بیست و هشت بوده باشد، عائشه در اون وقت باید هفده ساله و یا هجده ساله بوده باشد.

اگر عائشه در سال اول و یا دوم هجری ازدواج نموده باشد، باید عمر ایشان در اثنای ازدواج هجده و یا بیست بوده باشد.

ابن هشام از اولین نگارندگان سیرت پیامبر معتقد هست كه عائشه از نخستین پیروان محمد -ص- و از كسانی كه در سالهای نخست اسلام، ایمان آورده بودند، می باشد.

"ابن هشام، السیره النبویه، جلد1، صفحه
234-227، مكتبه الریاض الحدیثه، الریاض، المملكه العربیه السعودیه".

برای پذیرش دینی باید كودكی حداقل بتواند راه برود و حرف بزند.
پس اگر عائشه در سال اول بعثت پیامبر سه ساله و یا پنج ساله بوده باشد، پس هنگام ازدواج باید حد اقل شانزده و یا هجده ساله بوده باشد.

ابن هشام می
گوید كه عائشه سپس هجده نفر ایمان آورده هست.

"ابن هشام، جلد1، صفحة271".

بر
مبنای این سخن ابن هشام سن عائشه هنگام ازدواج باید در حدود شانزده تا بیست سال بوده باشد.

برپايه تاریخ ابن هشام وسخن ابن‌حجرعسقلانی،حضرت فاطمه -س- پنج سال بزرگتر از عائشه بوده هست.

اگر این سخن درست باشد، پس عمر عائشه هنگام
ازدواج باید در حدود شانزده سال بوده باشد.

عایشه سالها قبل ازخواستگاری پیامبر، نه تنها نامزد مرد دیگری بود كه حتی آماده ازدواج بوده هست.

این
شخص جبیر فرزند مطعم نام داشت.

به این معنی، كه هشت سال قبل از هجرت، در اون وقتی
كه ابوبكرمی خواست به حبشه هجرت نماید، نزد مطعم رفت و فرمود كه او می خواهد عائشه راكه در قید نامزدی فرزندش جبیر می باشد با فرزندش تزویج نماید، ولی مطعم به خاطراونكه ابوبكر مسلمان شده بود، عقد نامزدی فرزندش را با عائشه فسخ نمود.

از این روایت
بر می آید كه حتی هشت سال قبل از نامزدی عائشه با پیامبر، عائشه آمادة ازدواج بوده است.

ابن سعد در جلد هشتم طبقات خویش پیرامون این مسأله به تفصیل سخن فرموده
است.

اگر پیامبر -ص- در مورد ازدواج با عایشه مرتكب اشتباهی می شد، بدون شك دشمنان او سخت ازاون سوء هستفاده كرده و از اون حربه ای برضد او می‌ساختند، ولی درهیچ جا و هیچ اثری چنین نشانی دیده نمی شود.
بعلاوه هیچ گونه سند ومدرکی وجود ندارد که ثابت کند عایشه از ازدواج با پیغمبر-ص- ناراضی بوده است.
در ضمن در اون دوره ها چیزی به نام وثیقه تولد وجود نداشت؛ تاتاریخ دقیق پیدایش افراد بر مبنای اون تعیین می شد.

ما حادثه ای بزرگتر از تولد
پیامبر -ص-در تاریخ اسلام نداریم.

اما بازهم دیده می شود كه پیرامون همین حادثه
بزرگ هم چندین روایت مختلف وجود دارد.


پس با در نظرداشت تناقضاتی كه درروایات مربوط به تاریخ پیدایش عایشه وجود داشته هست، چطور خواهیم توانست تا باجزمیت تمام حكم كنیم كه عائشه در این تاریخ و یا اون سال به دنیا آمده و یا در فلانسن ازدواج نموده هست؟

و اما در مورد تعدد زوجات پیامبر گرامی ما
يكى از اهداف ازدواجهاى پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) جهت سياسى - تبليغى بود ؛ يعنى با ازدواج موقعيتش در بين قبايل مستحكم گردد و بر نفوذ سياسى و اجتماعيش اضافه کرده شود و از اين راه براى رشد و گسترش اسلام هستفاده نمايد.


حضرت به خاطر دست يابى بر موقعيتهاى بهتر اجتماعى و سياسى ، در تبليغ دين خدا و هستحكام اون و پيوند با قبايل بزرگ عرب و جلوگيرى از كارشكني هاى اونان و حفظ سياست داخلي و ايجاد زمينه مساعد براى مسلمان شدن قبايل عرب ، به برخى ازدواج ها رو آورد .


در راستاى اين اهداف پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم) با زنان ذيل ازدواج کردند :
عايشه دختر ابوبكر از قبيله «تيم».


حفصه دختر عمر از قبيله بزرگ «عدى».


ام حبيبه دختر ابوسفيان از قبيله نامدار بنى اميه.


ام سلمه از قبيله بنى مخزوم .


سوده از قبيله بنى اسد.


ميمونه از قبيله بنى هلال.


صفيه از بنى اسرائيل .
ازدواج مهمترين پيوند و ميثاق اجتماعى هست، به ايشانژه در اون فرهنگ تأثير بسيارى از خود به جا ميگذارد.


در اون محيطى كه جنگ و خونريزى و غارتگرى رواج داشت، بلكه به تعبير "ابن خلدون" جنگ و خونريزى و غارتگرى جزو خصلت ثانوى اونان شده بود، ( مقدمه ابن خلدون (ترجمه)، ج 1، ص 286) بهترين عامل بازدارنده از جنگها و عامل وحدت و اُلفت ، پيوند زناشايشانى بود.
از اين رايشان، پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) با قبايل بزرگ قريش ، به ايشانژه با قبايلى كه بيش از ديگران با پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم) دشمن بودند ، مانند بنى اميه و بنى اسرائيل ، ازدواج نمود .

اما با قبايل انصار كه از سوى اونان هيچ خطرى احساس نميشد و اونان نسبت به پيامبر(ص) دشمنى نداشتند، ازدواج نكرد.


برای مثال در مورد دو ازدواج بیشتر توضیح می دهیم :
ام سلمه از طايفه بنى مخزوم - طايفه ابوجهل و خالد بن وليد - بود، وقتى كه رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) وى را به همسرى خايشانش درآورد ، خالد بن وليد موضعگيرى شديد خود را در برابر مسلمانان مورد تجديد نظر برنامه داده و پس از مدتى نه چندان طولانى اسلام آورد.



پس از ازدواج رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم) با جايشانريه و صفيه هيچگونه تحركى را از سوى بنى نضير و بنى مصطلق در برابر اونحضرت مشاهده نمى كنيم .

از سوى ديگر، مشاهده مى كنيم كه جايشانريه از جهت بركت آفرينى براى قوم و قبيله اش يك زن نمونه شناخته مى شود، و صحابه رسول خدا(صلي الله عليه وآله وسلم) يكصد خانوار از اسيران قوم و قبيله وى را بخاطر ازدواج پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) با او آزاد مى كنند و مى گايشانند: اينان خايشانشاوندان رسول خدايند! و پرواضح هست كه چنين منت گذارى بر يك طائفه و قبيله از سوى مسلمانان چه تاثير بسزايى در عمق جان اونان داشته هست.


گيورگيو ، نايشانسنده مسيحى مي‌نايشانسد:
محمد(صلي الله عليه وآله وسلم) ام حبيبه را به ازدواج خود درآورد تا بدين ترتيب داماد ابوسفيان شود و از دشمنى قريش نسبت به خود بكاهد.

در نتيجه پيامبر با خاندان بني
اميه و هند زن ابوسفيان وساير دشمنان خونين خود خايشانشاوند شد و ام حبيبه عامل بسيار مؤثرى براى تبليغ اسلام در خانواده هاى مكه شد.


آیدن آدم باید حتی در مورد دشمن هم انصاف را رعایت کند
تا بعد

16:

یا سلطان ویا رضوان
برادران و خواهران گرامی :
قصد دارم به سلسله مباحثی در خصوص انجیل برنابا بپردازم امید هست از رهنمودها و سؤال ها بی بهره ام نسازید .
قسمت اول :
آیا انجیل برنابا ساخت دست مسلمین هست ؟
اکنون انجیلی در دسترس هست که اون را منسوب به حواری حضرت عیسی ، برنابا می دانند .

مسیحیان معتقدند این کتب توسط مسلمین نوشته شده هست .

آیا واقعا این کتب توسط مسلمین نوسته شده هست ؟ اگر این گونه هست و مسلمین اون را نوشته اند به چه منظور ؟ غیر از اینکه باید این کتاب را نوشته باشند تا پیامبری محمد (ص) را اثبات نمايند .

و یا تثلث را باطل فراخوان نمایند .پس چرا به محض هستناد به این کتاب با انبوه سؤالات مواجه می شوید ؟ اکنون مسیحیت با اشاره به هماهنگی بخش هائی از این کتاب با قراون که مباحث پیچیده ای مانند تثلیث را مطرح می کند اون را نوشته شده توسط مسلمانان می دانند و با اشاره به نا هماهنگی بخش هائی از اون با قراون و یا تواریخ اون را باطل و جعلی می نامند اتفاقا این بندها که در اون اشتباه شده اکثرا بسیار ساده و پیش پا افتاده هست .

برخی از این سخنان نه مفاهیم پیچیده بلکه سخنانی بسیار پیش پا اقتاده هست که حتی احتمال دارد مسلمانان بیسواد هم از روحانی محله یشان شنیده باشند چه برسد به روحانی و داتنشمندی که بخواهد انجیلی مانند برنابا که پر هست از مفاهیم بلند بنویسد .

پس اگر برنامه بود مسلمانی دست به این تحریف می زد اون را هماهنگ با قراون حداقل در موارد پیش پا افتاده می نوشت .

از طرفی هم مسیحیان وهم مسلمانان قبول دارند که این اشتباهات توسط برنابا نوشته نشده هست چون مسیحیان کل کتاب را باطل می دانند و مسلمین بخش هائی از اون را تحریف شده می پندارند .

پس واقعیت چیست چه کسی از اثبات دروغ بودن انجیل برنابا سود می برد ؟

1-مسیحیان معتقدند مسلمین اتین کتاب را جعل کرده اند در حالیکه مسلمین چه در خاورمیانه و چه خارج از این منطقه علاقمند به تاریخ فلسطین هستند و اگر کسی بخواهد در خصوص حکام وقت تولد عیسی مسیح در فلسطین مطلبی بنویسد براحتی می تواند به مطالب مربوطه دست یافته و حداقل نام حکام را درست بنویسد .

اما در کمال ناباوری می بینیم که در فصل سوم انجیل برنابا آمده هست : 1 - هیردوس در اون وقت پادشاه بود بر یهودیه به امر اوغسطس قیصر 2- پیلادس حاکم بود بر در وقت ریاست کهنوتیه از طرف حنان *** به نظر می رسد افرادی مسیحی که نام پیامبر بزرگ اسلام را در انجیل برنابا دیده اند برای اینکه در صورت لو رفتن انجیل برنابا به تناقضات اون بر علیه انجیل هستناد نمايند این مطالب را در اون گنجانده اند .

احتمال دیگری هم که قریب به ذهن می رسد این هست که در مستندات و نقل قول های تاریخی اشتباهاتی رخ داده باشد .

همانگونه که تولد عیسی مسیح علیرغم اهمیت در تاریخی ثبت نشده هست .

و یا مواردی از ثبت اشتباه تواریخ قابل رهگیری هست .


باید فرمود احتمال آوردن این مطلب توسط مسلمانی بر اثر عدم تسلط بر تاریخ فلسطین بعید هست چون کسی که در مورد سه دین اسلام یهودیت واسلام تخقیق بکند لاجرم وارد مباحث فلسطین و تاریخ اون سرزمین می شود .

و نیز احتمال اینکه گزارشات تاریخی درست نباشد نیز بعید تر .

پس احتمال قوی این هست که این اشتباه عمدا در انجیل برنامه داده شده هست و چون کلیسا بیشترین سود را می برد توسط کلیسا برای خدشه وارد کردن بر این انجیل مقدس در اون برنامه داده شده هست .

2- مسلمین بارها وبارها در قراون سبع السموات (هفت آسمان ) را خوانده اند .

در حالیکه در انجیل برنابا به (9) آسمان اشاره شده هست که مسیحیان می گویند این از اشعار دانته الهام گرفته شده هست .

بدیهی هست که میزان آشنائی مسلمانی در قرن 15 با اشعار دانته کم بوده هست اما با قراون بسیار آشنائی داشته هست اگزمسلمانی این کتاب را جعل کرده باشد می بایست برای آسمانی جلوه دادن اون می فرمود هفت آسمان نافرموده پیدا هست که کلیسا بسیار بیشتر از مسلمانان با اشعار دانته آشنائی داشته هست لذا قسمتی از اشعار دانته را در انجیل مذکور برنامه داده تا سپس لو رفتن با هستناد به اون بگوید کل انجیل جعلی هست .

بهتر بود پاپ دستور می داد تکه ای از جملات ابن عربی یا حافظ و...

در اون کتاب برنامه داده می شد تا انتساب اون به مسلمین بیشتر مورد قبول محققین برنامه می گرفت .




چون این مبحث نیار به بحث زیاد دارد فعلا مابقی را نمی نویسم تا برادران و خواهران نظر بدهند
ضمنا چون این بحث هم به انجیل برنابا مربوط هست و هم به اثبات تحریف انجیل لذا ممکن هست در هردو جا برنامه داده شود .


******************************
پایان قسمت اول

17:

درود دوست گرامی..

در ابتدا میبایست عرض کنم که برای ما اهمیتی ندارد که یک مسلمان این انجیل را نوشته باشد یا یک مسیحی.
مهم این هست که این انجیل 1400 سال پس از مسیح و 800 سال پس از پیامبر اسلام نوشته شده.
پس دیدن نام محمد در این کتاب جای تعجبی ندارد.

با این حال مطالبتان را بررسی میکنیم:
خیر!
اشتباه هست.
یک مسمان در قرن 14-15 میلادی از کجا این اطلاعات را به دست آورد؟
روحانی محله از تاسیتویس ، معتبرترین مورخ رومی که در قرن 1 م نیز میزیست اطلاعات بیشتری دارد؟
در اون وقت کتاب مقدس و انجیل و دیگر کتب تاریخی در دست رس نبودند ..

اون هم به خصوص کتبی که مربوط به 1500 سال پیش باشند.
تنها سند تاریخی که نام پیلاطوس را در بر میگیرد ، تنها یک جمله از کتاب «نوشته های تاریخی» با نویسندگی کرنلیوس تاسیتوس میباشد که مربوط به سال 96 میلادی میباشد.
مطالب از این قرارند:
«هيچیک از تَسَليات انسانی، هيچیک از هدايای شاهزادگان، و نه هيچ قربانی كه می‌شد به خدايان تقديم كرد، نتوانست نِرون را از رنج رسوايی ناشی از شايعه دخالت او در آتش‌سوزی ايشانرانگر روم تسلی دهد.

از اينرو، برای سركوب اين شايعه، او به دروغ افرادی را متهم ساخت كه مسيحی خوانده می‌شدند و به خاطر خطاهای هولناكشان مورد نفرت بودند، و ايشان را با بديع‌ترين شكنجه‌ها مجازات كرد. كريستوس(مسیح)، بنيانگذار اين طريقت، به دست پُنطيوس پيلاطُس، فرماندار يهوديه در دورۀ امپراتوری طيباريوس، اعدام گرديده بود
پس میبینیم در بین هزاران کتاب تاریخی تنها در این یک جمله به پیلاطوس اشاره شده.
اعراب از کجا میتوانستند این اطلاعات را به دست آوردند؟

.

وجود چنین اشتباهات در کتابی که مطالب 1500 سال پیش را میخواهد به نگارش در آورد چندان غیر ظبیعی به نظر نمیرسند!

به نظر می رسد افرادی مسیحی که نام پیامبر بزرگ اسلام را در انجیل برنابا دیده اند برای اینکه در صورت لو رفتن انجیل برنابا به تناقضات اون بر علیه انجیل هستناد نمايند این مطالب را در اون گنجانده اند .

قدیمی ترین نسخه ی انجیل جعلی برنابا مربوط به مشود به سال 1624.
این انجیل در کشور تونس ، یک کشور اسلامی و توسط ابراهیم التیبیلی نوشته شده(منبع)

پس میبینیم اولین و قدیمیترین نسخ از این انجیل را مسلمین نوشته اند که اون نیز تمام این اشکالات را داراست.

کلیسا بسیار بیشتر از مسلمانان با اشعار دانته آشنائی داشته هست لذا قسمتی از اشعار دانته را در انجیل مذکور برنامه داده تا سپس لو رفتن با هستناد به اون بگوید کل انجیل جعلی هست .

اشتباهاتی در این کتاب جعلی موجود میباشند که با کمی تامل پی میبریم که حتی با برخی از آموزه های اسلامی نیز در تضاد برنامه دارند.
اولا که 9 یا 7 آسمان چندان تفاوت و تناقضی ندارند ، شاید نویسنده خود این کار را کرده تا پیش خود مثلا ردپایی نگذارد.
به هر حال شما سند نیاز دارید.
شما میبایست یک نسخه که مربوط به قبل از قرن 6 باشد بیابید که در اون چنین اشکالاتی موجود نباشند.
سپس یک نسخه ی دیگر مثلا در واتیکان پیدا کنید که این اشکالات را داراست.
در این صورت میتوانید بگویید مسیحیان این کتاب را تحریف کردند.

ولی در غیر این صورت بهتر هست چیزی نگویید!

مطالبی را تکرار میکنم:

سنت اسلام به هیأت‌های مختلف مسیحی اشاره دارد که برای بحث با محمد نزد او می‌آمدند.

یک بار، گروهی متشکل از شصت نفر به‌رهبری عبدالمسیح، اسقف نجران، در مسجد مدینه با محمد دیدار کردند و با او در باره الوهیت مسیح به بحث پرداختند.

محمد به ایشان فرمود که عیسی خدا نیست.

فرموده می‌شود که در قراون (سوره ۳: ۴۰-‏۷۰) به این رویداد اشاره شده هست.

این ملاقات بهترین موقعيت بود تا به انجیل برنابا به‌عنوان شاهدی بر علیه ادعای مسیحیان اشاره شود، اما چنین نبود چون چنین انجیلی وجود نداشت.


مگر محمد نمیگوید که نامش در انجیل (برنابا) هست؟ پست چرا در این مناظرات هیچ اشاره ای به اون نکرده؟

یوحنای دمشقی (وفات ۷۵۳ م.) که به یحیی ابن منصور مشهور هست و پسر یکی از کارگزاران حکومتی و خزانه‌دار خلیفه معاویه و عبدالمالک بود، در مورد مطالب بسیاری، از جمله الوهیت مسیح مطلب نوشت. اگر چنین انجیلی در اون وقت وجود داشت، قطعاً او به اون اشاره می‌کرد.

دربار خلیفه موسی‌الهادی (۷۸۵-‏۷۸۶ م.) شرکت جست.

این مباحثات نه فقط شامل دفاع از عقاید درست سلامی بر علیه متفکران آزاد و بدعت‌گزار می‌شد، بلکه شامل چهار انجیل نیز می‌گردید.

اما طبق مدارک موجود، هیچکس به انجیل برنابا اشاره نکرد. علمای اسلام در مورد الوهیت و شخص عیسی بحث کردند، اما هیچگاه به این انجیل اشاره نکردند.

خلیفه جعفر المتوکل (۸۴۷-‏۸۶۱ م.) که حقوق مذهبی و حق بنای کلیسا را لغو کرد و قوانین تبعیض برای مسیحیان و یهودیان را وضع نمود، در دربار خود با اشخاصی نظیر اسقف ایلیا مباحثه می‌کرد.

اما در اینجا نیز هیچکس به انجیل برنابا به‌عنوان مرجع هستناد نکرد.



ظاهر فیزیکی نسخه خطی انجیل برنابا که امروز در دسترس هست، با توجه به نحوه صحافی و سبک نگارش و واژگانش، حاکی از اون هست که بین سالهای ۱۵۰۰ تا ۱۵۹۰ م.

نوشته شده هست.


مسیح طوری توصیف شده که گویی به ”شهادتین اسلامی“ اعتقاد داشته و اون را بیان کرده هست: ”شهادت می‌دهم که خدایی جز الله نیست و محمد رسول او هست“.

این شهادت ۶۰۰ سال سپس عیسی تدوین شد.

حتی در قراون نیز چنین شهادتی به‌صورت کامل در یک محل ذکر نشده هست.

خدا در تورات به بنی اسرائیل امر کرد که سال یوبیل را نگاه دارند: ”این سال پنجاهم برای شما سال یوبیل خواهد بود.“ اما انجیل برنابا به‌هنگام اشاره به سال یوبیل، برای اون فواصل صدساله قائل می‌شود (برنابا، فصل ۸۲). نویسنده این رقم را از کجا آورده هست؟
در حدود سال ۱۳۰۰، پاپ بونیفاس هشتم برای کلیسا فواصل وقتی یکصدساله را تعیین کرد.

در سال ۱۳۴۳م.

پاپ کلمنت ششم اون را مجدداً به پنجاه سال تقلیل داد و بعداً پاپ پل دوم (۱۴۶۴-‏۱۴۷۱م.) اون را به بیست و پنج سال کاهش داد.

به‌نظر می‌رسد که نویسنده چیزی در باره حکم پاپ می‌دانسته، اما تصور می‌کرده که اون را عیسی مقرر کرده هست.

این ما را به این نتیجه می‌رساند که این انجیل نمی‌توانسته زودتر از سال ۱۳۰۰م.

نوشته شده باشد.

توجه کنید که این اشتباهات غیر عمدی هستند.



#5


اگر بخواهیم اشتباهات و تناقضات این انجیل را برداریم هیچ چیزی از اون نمیماند!
در ضمن دقت کنید که ما تنها بر پايه تناقضات جعلی بودن کتاب را ثابت نمیکنیم ، بلکه با کنار هم گذاشتن تمامی شواهد موجود:

1.

متن و شیوه ی نگارش کتاب مربوط به قرن 16 میباشد.

2.

اشتباهات تاریخی در این انجیل موجود میباشند که قرون وسطی را به عنوان وقت نگارش تایید مینمايند.

3.

قدیمیترین نسخه از این انجیل مربوط به قرن 17 میباشد.

4.

هیچ اشاره ای به این انجیل در بین مسلمین قرون اولیه ی اسلامی نمیبینیم.

5.

محمد به این انجیل اشاره نمیکند.


به نظر شما این انجیل در چه دوره ی تاریخی نوشته شده؟


ما میگوییم (برای مثال) انجیل یوحنا مربوط به قرن اول میباشد.

شما هم میگویید انجیل برنابا مربوط به قبل از اسلام و قرون اولیه مسیحی مباشند.
تفاوت ما با شما این هست که قدیمی ترین سند ما از انجیل یوحنا مربوط به سال 90-120 میلادیست و قدیمیترین سند از انجیل برنابای شما نیز مربوط به سال 1624 میلادی!!

بدرود گرامی...




18:


شما فرمودید:

هیچ کس باور نمی کند پیغمبری خانم باز ، بچه باز و ...

باشد

من هم پاسختان را با کنایه و با هستفاده از کلمات و ادبیات خودتان دادم

با اینکه شما شروع کرده بودید ولی باز فرمودم:
با این حال امید وارم باعث ناراحتیان نشده باشم..

از اون جا که از دوستان عزیز من میباشید و با اینکه هیچ سخن بدی نیز نفرموده ام ، به هر حال عذر میخواهم
نمی خواهم دوست عزیزی همانند شما را برنجانم.

ولی شما چه کار کردید؟ آمدید و موضوع را داغ تر کردید.

که این هم نشانه ی ضعفتان در بحث میباشد.

سوالات:
پیامبران ما چه ربطی به بحث داشتند که اونها را وسط کشیدید؟
شما با اناجیل کانن چه کار دارید؟

چرا بحث تاریخی بودن مسیح را مطرح کردید؟

اتفاقا اسناد و شواهد بسیار معتبری نیز موجودند که محمد هم با دختر 7-6 ساله ازدواج کرده.
سلمان رشدی سخن جالبی دارد که فعلا نیازی به مطرح کردنش نمیبینم.


به هر حال این تجربیات به ما نشان میدهند که برخی ها ارزش "عذر خواهی کردن" ندارند.

19:

پست من صفحه ي قبل رو نديدين يا فراموش كردين؟
ضمنا چرا از رشد شيعه مي ترسين؟

20:

به پست قبلیتان رجوع شود.

ضمنا چرا از رشد شيعه مي ترسين؟
شیعه رشدی ندارد.


اسلام= سبز( دقت کنید که شیعه تقریبا 30% نواحی سبز رنگ را در بر میگیرد و بقیه سنی هستند)
مسیحیت= قرمز
منبع: ویکی پدیا
http://upload.wikimedia.org/wikipedi...rist_Islam.png



جمعیت شیعیان: 190-250 میلیون

جمعیت مسیحیان: 1.9 میلیارد

حتی میبینیم فرقه های مختلف مسیحیت نیز جمعیتشان از شیعه بیشتر هست و بیشتر نیز میشود.
قابل ذکر هست ، اون چیزی از شیعه که ترسناک هست ، ترور ها و جنایاتش میباشند

بدرود!

21:

برادر عزیز mph1 و برادران و خواهران مسلمان
توجه بفرمائید eden می خواهد بحث را منحرف کند او با فحش و نا سزا گویی وتحقیر شیعه و توهین قصد دراد شما را به عکس العمل واداشته و بحث منحرف شود .

بنده چون تعداد مطالبی که نوشتم کم هست و به شصت تا نزسیده نتوانستم پیام خصوصی بفرستم و بطور خصوصی عرض کنم .

خواهش می کنم بحث را روی این موضوع متمرکز کنید که اگر برنامه هست انجیل تحریف شده باشد .

یک مسلمان تحریف کرده یا یک مسیحی ؟؟برای چه کسی سود دارد که تحریف شود ؟

بدون شک مسلمانی که یک انجیل بتواند بنویسد می داند تعداد آسمانها در قراون هفت ذکر شده هست و عدد 9 را در مورد اون بکار نمی برد .ان گونه که تحریف نمايندگان غیر مسلمان عمدا عدد 9 را در مورد تعداد آسمان ها در انجیل اضافه کرده اند تا بعد با هستناد به اون بگویند برنابا جعلی هست .حتی در بعضی از ضرب المثل ها ئی که در محاورات و بین مسلمین با سواد و بی سواد در گردش هست تعداد آسمان ها هفت ذکر شده هست .

هر خواننده مسیحی منصف و یا مسلمانی که این مطالب بنده را تا آخر پی گیری کند می تواند براحتی مشاهده کند که اطلاعات غلطی که در انجیل گذاشته عمدی بوده و جاعل این امر در وهله اول کلیسا در معرض اتهام هست .

دز این خصوص قسمت اول را نوسته بودم که دوست عزیز ایدن که همواره می فرمود بحث فقط در مورد انجیل برنابا اکنون خود به جمع منحرف نمايندگان بحث پیوسته به همین جهت من اون مطلب را به اینجا نیز آوردم مسلمین عزیز اینکه ایدن به یک نفر از ماها توهین بکند و یا علیه مقدسات ما حرف بزند فقط خودش را زیر سؤال می برد پس جواب ندهید خواهش می کنم با او همراهی نکنید و فکر تان در مورد انجیل برنابا متمرکز کنید .


بدون شک کسی که به خاطر اسلام از فحشی که به او داده شده گذشت نماید اجر عظیم خواهد داشت .

انشا الله

و اما قسمت اول :

22:

پست آخري صفحه ي قبل حاجاقا!
بعدشم من الاون رو نفرمودم كه چقدر پيرو دارن من منظورم آينده هست اتريش 10 ساله ديگه دين اولش اسلام هست!
ضمنا ما فكر مي كرديم روسيه حذ اق دو نفر كومونيست داره همينطور كشورهاي آمريكاي لاتين!ضمنا بعضي از همون كشورهاي آمريكاي لاتين و آفريقا مگه مذاهب ابتدايي ندارن؟
قانون پايه ي ونزوئلا بر پايه انجيل نوشته شده يا كوبا؟

23:

ایدن
با سلام
فرموده ای :
در ابتدا میبایست عرض کنم که برای ما اهمیتی ندارد که یک مسلمان این انجیل را نوشته باشد یا یک مسیحی.
مهم این هست که این انجیل 1400 سال پس از مسیح و 800 سال پس از پیامبر اسلام نوشته شده.
پس دیدن نام محمد در این کتاب جای تعجبی ندارد.

جواب :
1- یک مسیحی بنویسد محمد الرسول الله عجیب نیست ؟؟؟؟!!! قطعا اگر یک مسیحی این جمله را درکتابی به نام انجیل بیاورد خود گویای همه چیز هست .

اما اصلا بحث بنده این نبود بلکه شما دلایلی آوردید که با هستناد به اون دلایل می گوئید انجیل برنابا جعلی هست بنده با تحلیل همان جملات شما عرض می کنم که اگر جملات شما درست باشد نشانگر ساختگی بودن انجیل برنابا نیست بلکه نشان می دهد اون مطالب غیر صحیح به صورت عمد به انجیل برنابا اضافه شده اند تا بعد با هستناد به اون ادعا شود که انجیل برنابا ساختگی هست .

و چون مسیحیت بیشترین سود را از باطل شدن این انجیل می برد پس قریب به ذهن ترین فرد برای جعل شخض پاپ و هیئتی ذر کلیسا هست .


2- شما برای اینکه ثابت کنید انچیل برنابا 800 سال سپس پیامبر اسلام نوشته شده هست .

به برخی دلایل هستناد کرده اید عجله نکنید در مورد اون هم صحبت می کنم .

شب دراز هست و قلند بیدار .همه را بررسی می کنم اما نه به یک باره .

چون در این صورت هیچ کس هیچی نخواهد فهمید .


قبل از اینکه بقیه بحث را ادامه دهم مایلم جمله ای از شما را از صفحه ای دیگر بیاورم :
به هر حال این تجربیات به ما نشان میدهند که برخی ها ارزش "عذر خواهی کردن" ندارند
جواب :
دوست گرامی بنده عذرخواهی شما را دیدم و هر چند توهین شما به بالاترین شخص ما یعنی حضرت محمد(ص) بود اما با اقتدای به همان شخصیت بزرگوار که حتی در مقابل دشمنان حربی که سالیان متمادی ایشان را رنجانده بودند فرمود : الیوم یوم المرحمه
بنده در مقابل شما که از همان اول پرچم دوستی را بالا بردید حرفی نزدم و دیگر ادامه ندادم .

به هر صورت اگر خاطر گرامی شما را مکدر کرده ام امیدوارم با اقتدای به پیامبر رحمت ومهربانی عیسی مسیح عفو بفرمائید .


فرموده ای :
خیر!
اشتباه هست.
یک مسمان در قرن 14-15 میلادی از کجا این اطلاعات را به دست آورد؟
روحانی محله از تاسیتویس ، معتبرترین مورخ رومی که در قرن 1 م نیز میزیست اطلاعات بیشتری دارد؟
در اون وقت کتاب مقدس و انجیل و دیگر کتب تاریخی در دست رس نبودند ..

اون هم به خصوص کتبی که مربوط به 1500 سال پیش باشند.

تنها سند تاریخی که نام پیلاطوس را در بر میگیرد ، تنها یک جمله از کتاب «نوشته های تاریخی» با نویسندگی کرنلیوس تاسیتوس میباشد که مربوط به سال 96 میلادی میباشد.
مطالب از این قرارند:
فرموده اید :
«هيچیک از تَسَليات انسانی، هيچیک از هدايای شاهزادگان، و نه هيچ قربانی كه می‌شد به خدايان تقديم كرد، نتوانست نِرون را از رنج رسوايی ناشی از شايعه دخالت او در آتش‌سوزی ايشانرانگر روم تسلی دهد.

از اينرو، برای سركوب اين شايعه، او به دروغ افرادی را متهم ساخت كه مسيحی خوانده می‌شدند و به خاطر خطاهای هولناكشان مورد نفرت بودند، و ايشان را با بديع‌ترين شكنجه‌ها مجازات كرد. كريستوس(مسیح)، بنيانگذار اين طريقت، به دست پُنطيوس پيلاطُس، فرماندار يهوديه در دورۀ امپراتوری طيباريوس، اعدام گرديده بود
پس میبینیم در بین هزاران کتاب تاریخی تنها در این یک جمله به پیلاطوس اشاره شده.
اعراب از کجا میتوانستند این اطلاعات را به دست آوردند؟
.

وجود چنین اشتباهات در کتابی که مطالب 1500 سال پیش را میخواهد به نگارش در آورد چندان غیر ظبیعی به نظر نمیرسند!

جواب :
1- خوب ایدن عزیز این را زودتر می فرمودید تا همه بفهمند که انجیل با تاریخ هیرودت یا ویل دورانت یا گاندی و...

در تضاد نیست بلکه با نوشته یک مورخ رومی در تضاد هست .

یعنی شما می گوئید حرف یک رومی درست هست و حرف برنابائی که درفلسطین بوده دروغ خوب چه کسی به کتاب این رومی بیشتر دسترسی دارد پاپ واتیکان یا مسلمین ، باز در این صورت هم احتمال اینکه او عمدا این اطلاعات را خلاف اون جمله تاریخ نویس رومی برنامه داده.

بیشتر هست تا یک مسلمان بیاید و جمله ای غیر واقعی که امکان دسترسی به اون نداشته بنویسد اصلا در این صورت و نبودن اون اطلاعات اون مسلمان سکوت می کرد و مجبور نبود اسم حاکم را بنویسد .

2- خودت می گی که هیچ اطلاعات تاریخی دیگری در دست نیست اگر اینگونه هست و هیچ اطلاعات تاریخی دیگری در دست نیست اون فرد به قول شما مسلمان از کجا فهمیده که حاکم پیلادوس بوده ؟ چظور هست که اطلاعات این غلط هست و اطلاعات اون درست .


3- در این صورت چون در این نقل قول تاریخی از جملات تاریخ دانی غیر مسلط به فلسطین هستفاده شده چه بسا حرف برنابا درست و حرف او غلط باشد . نمی توان با هستناد به سخن یک نفر رومی حرف یک انجیل را باطل کرد .

بلکه در وهله اول انصاف حکم می کند نوشته اون تاریخ دان را اشتباه بدانیم .


4- اون روحانی محله را بنده در مورد هفت آسمان فرمودم بدون تردید اکثر افراد عادی هم می دانند قراون از هفت آسمان یاد کرده هست .

چون در میان اهل سنت چیزی داریم به نام معراج نامه که هر سال در گذشته ای نه چندان دور ( بنده خودم در این مراسم شرکت کرده ام ) و در تولد حضرت محمد (ص) خوانده می شده هست .

که در اون در مورد هفت آسمان تک تک صحبت می کند .

این جشن ها هر سال برای امت عوام و عادی انجام می شده هست .

اکنون چند سالی هست که در برخی شهرها در این مراسم از اشعار اون معراج نامه هستفاده نمی شود .

اما همچنان در بسیاری روستا ها هستفاده می شود .

فرموده ای :
قدیمی ترین نسخه ی انجیل جعلی برنابا مربوط به مشود به سال 1624.
این انجیل در کشور تونس ، یک کشور اسلامی و توسط ابراهیم التیبیلی نوشته شده(منبع)
پس میبینیم اولین و قدیمیترین نسخ از این انجیل را مسلمین نوشته اند که اون نیز تمام این اشکالات را داراست.
جواب :
عجله نکن این مورد هم بررسی می شود
این هم مانند بقیه اطلاعات تان خودتان در متن صحبت هایتان ثابت خواهید کرد احتمال خطای شما بیشتر هست تا خطای برنابا

ادامه دارد




24:

درود بر شما...
تشکر میکنم ، به این دلیل که تلاش میکنید که بحث منحرف نشود
ولی نافرموده نماند که اولین پست بیربط را شما فرستادید!
بدون شک مسلمانی که یک انجیل بتواند بنویسد می داند تعداد آسمانها در قراون هفت ذکر شده هست و عدد 9 را در مورد اون بکار نمی برد .ان گونه که تحریف نمايندگان غیر مسلمان عمدا عدد 9 را در مورد تعداد آسمان ها در انجیل اضافه کرده اند تا بعد با هستناد به اون بگویند برنابا جعلی هست .

خیر دوست گلم!
ما میگوییم قراون باطل هست و انجیل برنابا باطل تر از اون...
پس اینکه قراون میگوید 7 آسمان و انجیل برنابا میگوید 9 آسمان و یکی دیگر بگوید900 آسمان ، همه چرند میباشند.
ما با این دلایل یعنی اختلاف قراون و انجیل جعلی برنابا میگوییم که شما مسلمان ها نیز اینقدر دلتان را خوش نکنید زیرا با قراونی که شما باور دارید از طرف خدا هست نیز تفاوت هایی دارد.
و ما با این دلیل جعلی بودن این کتاب را ثابت نمیکنیم.


عزیز اینکه ایدن به یک نفر از ماها توهین بکند و یا علیه مقدسات ما حرف بزند فقط خودش را زیر سؤال می برد پس جواب ندهید خواهش می کنم با او همراهی نکنید و فکر تان در مورد انجیل برنابا متمرکز کنید .
با مطالعهاین مطالب آدم فکر میکند که "ایدن" در به در به شما فحش داده!
من به شخصیت شما بی احترامی نکرده ام و نخواهم کرد..
ولی با اعتقادتان کنار نخواهم آمد !

1- یک مسیحی بنویسد محمد الرسول الله عجیب نیست ؟؟؟؟!!! قطعا اگر یک مسیحی این جمله را درکتابی به نام انجیل بیاورد خود گویای همه چیز هست .
متأسفانه کار اشتباهی که انجام داده اید این هست که مطالبتان را بر یک فرضیه بنا نموده اید و نیز با تغییر دادن فرضیه ام میتوانم جواب تمامی مطالبتان را در یک کلمه بدهم!

همانطور که فرمودم "نویسندگی انجیل جعلی برنابا توسط یک مسلمان" یک فرضیه میباشد و فرضیه های دیگری نیز موجود اند.
برای مثال بسیاری میگویند که یک کشیش مطرود که حال به دلایلی از کلیسا و واتیکان زده شده بود این انجیل را برای مخالفت با کلیسا به نگارش در آورد و به سود مسلمین نیز تمام شد.

در صورتی که این کشیش کاذب نمیدانسته چند سال بعد دستش رو خواهد شد!


با این حال به نظر من مورد اول بهتر میباشد.
دوست گرامی بنده عذرخواهی شما را دیدم و هر چند توهین شما به بالاترین شخص ما یعنی حضرت محمد(ص) بود اما با اقتدای به همان شخصیت بزرگوار که حتی در مقابل دشمنان حربی که سالیان متمادی ایشان را رنجانده بودند فرمود : الیوم یوم المرحمه
بنده در مقابل شما که از همان اول پرچم دوستی را بالا بردید حرفی نزدم و دیگر ادامه ندادم .

به هر صورت اگر خاطر گرامی شما را مکدر کرده ام امیدوارم با اقتدای به پیامبر رحمت ومهربانی عیسی مسیح عفو بفرمائید .



خوب ایدن عزیز این را زودتر می فرمودید تا همه بفهمند که انجیل با تاریخ هیرودت ...

دست بردار دوست عزیز...
یعنی شما تا به حال فکر میکردید که هرودت در باره ی پیلاطس 500 سال بعدش مطالبی نوشته..
در ضمن تاسیتوس هیچ چیزی از هرودت کم ندارد! کتاب های او از معتبرترین کتب تاریخی میباشند.

یعنی شما می گوئید حرف یک رومی درست هست و حرف برنابائی که درفلسطین بوده دروغ خوب چه کسی به کتاب این رومی بیشتر دسترسی دارد پاپ واتیکان یا مسلمین ، باز در این صورت هم احتمال اینکه او عمدا این اطلاعات را خلاف اون جمله تاریخ نویس رومی برنامه داده.

بیشتر هست تا یک مسلمان بیاید و جمله ای غیر واقعی که امکان دسترسی به اون نداشته بنویسد اصلا در این صورت و نبودن اون اطلاعات اون مسلمان سکوت می کرد و مجبور نبود اسم حاکم را بنویسد .

شما به بزرگترین مورخ رومی میگوید "این رومی"؟!
پس اعتقاد دارید این انجیل را برنابایی نوشته که در فلسطین بوده...
ثابت کنید لطفا!

پس واتیکان در انجیل برنابا دست برده و نوشته که پیلاطس در وقت تولد مسیح فرماندار یهودیه ی بوده و سپس رفته سراغ کتب تاسیتوس و در اون ها نوشته ، پیلاطس در وقت تولد مسیح فرماندار نبوده!
عجب کارگاه بازیی!!
گرامی ، کمی در این باره فکر کنید..

چرا اینقدر مسأله را میپیچانید؟؟

شخصی در قرون وسطی این انجیل را نوشته..

به خاطر نبود منابع تاریخی او نمیدانسته که پیلاطس در چه وقت به قدرت رسیده و چون خود نیز 1500 سال پس از پیلاطس میزیسته ، داستان را اشتباهی نوشته!

تمام!

خودت می گی که هیچ اطلاعات تاریخی دیگری در دست نیست اگر اینگونه هست و هیچ اطلاعات تاریخی دیگری در دست نیست اون فرد به قول شما مسلمان از کجا فهمیده که حاکم پیلادوس بوده ؟ چظور هست که اطلاعات این غلط هست و اطلاعات اون درست .

پیلاطس معروفیتش به این دلیل بود که او دستور مصلوب شدن مسیح را داد.

.و کافی بود نویسنده تنها سوالاتی از یک مسیحی بپرسد تا متوجه شود که پیلاطس دستور مرگ مسیح را صادر کرده.

ولی از اونجایی که اطلاعات بیشتری در دست نبوده ، نویسنده فکر میکرد که این پیلاطس در وقت تولد مسیح نیز فرمانداری میکرده.

در این صورت چون در این نقل قول تاریخی از جملات تاریخ دانی غیر مسلط به فلسطین هستفاده شده چه بسا حرف برنابا درست و حرف او غلط باشد
اولا که شما باید ثابت کنید که این کتاب را برنابا در فلسطین به نگارش در آورده..
دوما که تمامی اطلاعات در مورد فرمانداران و ...

رومی در داکیومنت های رومی ثبت میشد ، تاسیتوس نیز سناتور بوده و به دست آوردن این اطلاعات کار چندان مشکلی نیز نمیباشد.


25:

یا لم یلد و لم یولد
ایدن
سلام
فرموده اید :
ما میگوییم قراون باطل هست و انجیل برنابا باطل تر از اون...
جواب :
دیدید شما دارید بحث را منحرف می کنید شما با تحریک مسلمین و کشاندن بحث به مباحث غیر مرتبط قصد دارید نگذارید ملت بفهمند که نمی توانید ثابت کنبد برنابا جعلی هست .

آیا عنوان صفحه را نمی خوانی حداقل عنوان را بخوان چه ربطی دارد به اثبات قراون .

اما شما حتی نمی توانید ثابت کنید یک آیه از قراون باطل هست .

نه شما بلکه اگر تمام ارباب کلیسا و دانشمندان تان جمع شوند نخواهند توانست .


.

قبلا هم اشاره کردم کسی که در خانه شیشه ای می نشیند به طرف امت سنگ نمی اندازد.

شما ها که هیچ یک از بنیان های مذهبتان نمی تواند توسط تاریخ ومنابع بی طرف ثابت شوداز بطلان حرف نزنید

فرموده ای :
پس اینکه قراون میگوید 7 آسمان و انجیل برنابا میگوید 9 آسمان و یکی دیگر بگوید900 آسمان ، همه چرند میباشند.
جواب :
ای انسان چرا مغروری تو که در داخل جسم مادیت که جلو چشمت هست و هر روز هزار بار اون را می بینی عاجز و در مانده ای می خواهی در مورد طبقات آسمان صحبت کنید؟؟؟؟؟ !!!!!
فرموده ای :
ما با این دلایل یعنی اختلاف قراون و انجیل جعلی برنابا میگوییم که شما مسلمان ها نیز اینقدر دلتان را خوش نکنید زیرا با قراونی که شما باور دارید از طرف خدا هست نیز تفاوت هایی دارد.


جواب :
عزیز من اثبات پیامبری محمد(ص) از طریق انجیل برنابا و یا انجیل دیگری نیست .

که ما دلمان را خوش کنیم .

این انجیل برنابا و دیگر اناجیل برای شما آورده شده که هدایت شوید و با خدا لجاجت نکنید .

فرموده اید :
و ما با این دلیل جعلی بودن این کتاب را ثابت نمیکنیم.
جواب :
شما اصلا قادر نیستید جعلی بودن این کتاب را ثابت گنید .

اگر می گوئید نه اثبات کن .


چراغی را که ایزد بیفروزد کسی که پف کند ریشش بسوزد
فرموده ای :
با مطالعهاین مطالب آدم فکر میکند که "ایدن" در به در به شما فحش داده!
من به شخصیت شما بی احترامی نکرده ام و نخواهم کرد..
ولی با اعتقادتان کنار نخواهم آمد !
جواب :
خیلی خوب هست که تصمیم گرفتی توهین نکنی هر چند در همین صحفه هم به قراون توهین کردی .

اما امیدوارم به عقاید دیگران احترام بگذاری

اما بر خلاف شما اگر شما بتوانی حقانیت مسیحیت را به من ثابت کنی من مسیحی خواهم شد .

چون قراون یادمان داده : ((بشنوید سخنان را و بر گزیندید بهترین را ))

فرموده اید :
متأسفانه کار اشتباهی که انجام داده اید این هست که مطالبتان را بر یک فرضیه بنا نموده اید و نیز با تغییر دادن فرضیه ام میتوانم جواب تمامی مطالبتان را در یک کلمه بدهم!
همانطور که فرمودم "نویسندگی انجیل جعلی برنابا توسط یک مسلمان" یک فرضیه میباشد و فرضیه های دیگری نیز موجود اند.
برای مثال بسیاری میگویند که یک کشیش مطرود که حال به دلایلی از کلیسا و واتیکان زده شده بود این انجیل را برای مخالفت با کلیسا به نگارش در آورد و به سود مسلمین نیز تمام شد.

در صورتی که این کشیش کاذب نمیدانسته چند سال بعد دستش رو خواهد شد!

جواب :
خوب هست که اصلا حواست نیست و تک بن تک حرف های خودت را باطل می کنی یادت هست که فرمودی : قدیمی ترین نسخه ی انجیل جعلی برنابا مربوط به مشود به سال 1624.
این انجیل در کشور تونس ، یک کشور اسلامی و توسط ابراهیم التیبیلی نوشته شده(منبع)
پس میبینیم اولین و قدیمیترین نسخ از این انجیل را مسلمین نوشته اند که اون نیز تمام این اشکالات را داراست.
****************************
با این حساب نظرات متعدد داده اید که به ملت بقبولانید شما به انجیل برنابای مظلوم مطالب اضافه نکرده اید اما هر بار که حرف زده اید با مشکل مواجه شده اید و نظر دیگری داده اید .
اما عزیز دل برادر ، بدان که این نطرتان را هم برخی محققان خودتان هم قبول ندارند و فرموده اند او یهودی بوده نه مسیحی برای دستگرمی هم شده این چند خط ناقابل را بخوان :
ايشانضيف القس صفاء داود "أغلب الظن أن الكاتب لم يكن مسيحياً ، بل يهودياً ، وأنه عاش في القرن الخامس عشر في أسبانيا (الأندلس) ، وأنه كان يجيد اللغات الأوربية ، ايشانتصف بالطموح وسعة الخيال ،
إنجيل برنابا المزور .

القس صفاء داود .

ص 14

اما باید بگویم همه این حرف ها جواب دارد .

جوابش هم خیلی واضح هست : اگر شما بگوئید که او مسیحی بوده ما هم می گوئیم شما درست می گوئی او مسیحی بوده اما نه مسیحی مرتد بلکه مسیحی که مطلبی جعلی را عمدا به انجیل برنابا اضافه کرده چرا که اگر او مسیحی مرتد بود انجیل را جوری می نوشت تا مشیحیان نتوانند بعدا با هستناد به کتب عهد عتیق و جدید به اون ایراد بگیرند .

و توهم باطل بودن اون را ایجاد نمايند این از یک نویسنده که بتواند انجیلی که حاوی اطلاعات مهمی در مورد مذاهب مختلف از جمله اسلام ، یهودیت و مسیحیت هست بعید هست .در متن نوشته های قبلی خودت مطالب زیادی وجود دارد مثلا :

حجی و هوشع دو نبی متمایزند که وحی‌های ایشان به‌طور مجزا در دو کتاب عهدعتیق ثبت شده هست.

اما در این انجیل آمده که ماجرای اونان در کتاب دانیال ثبت شده هست (برنابا، فصل ۱۸۵).

اشتباهات او در خصوص مراجع کتاب‌مقدس در فصل‌های ۱۶۵ و ۱۶۹ نیز آشکار می‌شود که در اونها نقل قول‌ها را با یکدیگر اشتباه می‌گیرد.

آیا خودت باور می کنی یک مسیحی این مسائل را نداند ؟؟؟ مگر اینکه عمدا اون را برنامه داده باشد .
ویا :

خدا در تورات به بنی اسرائیل امر کرد که سال یوبیل را نگاه دارند: ”این سال پنجاهم برای شما سال یوبیل خواهد بود.“ اما انجیل برنابا به‌هنگام اشاره به سال یوبیل، برای اون فواصل صدساله قائل می‌شود (برنابا، فصل ۸۲).

نویسنده این رقم را از کجا آورده هست؟

در حدود سال ۱۳۰۰، پاپ بونیفاس هشتم برای کلیسا فواصل وقتی یکصدساله را تعیین کرد.

در سال ۱۳۴۳م.

پاپ کلمنت ششم اون را مجدداً به پنجاه سال تقلیل داد و بعداً پاپ پل دوم (۱۴۶۴-‏۱۴۷۱م.) اون را به بیست و پنج سال کاهش داد.

به‌نظر می‌رسد که نویسنده چیزی در باره حکم پاپ می‌دانسته، اما تصور می‌کرده که اون را عیسی مقرر کرده هست.

این ما را به این نتیجه می‌رساند که این انجیل نمی‌توانسته زودتر از سال ۱۳۰۰م.

نوشته شده باشد.

************************************************** *
خودت قضاوت کن آیا یک کشیش مسیحی و یا حتی غیر کشیشی که بتواند انجیل بنویسد اینهمه از از این همه پاپ و یا حضرت عیسی بی اطلاع بوده باشد .


فرموده اید :
دست بردار دوست عزیز...
یعنی شما تا به حال فکر میکردید که هرودت در باره ی پیلاطس 500 سال بعدش مطالبی نوشته..
در ضمن تاسیتوس هیچ چیزی از هرودت کم ندارد! کتاب های او از معتبرترین کتب تاریخی میباشند.
شما به بزرگترین مورخ رومی میگوید "این رومی"؟!
جواب :
به هر صورت چه بزرگ وچه کوچک او مانند کسی که در فلسطین بوده ، از اوضاع فلسطین مطلع نبوده .
فرموده اید :
پس اعتقاد دارید این انجیل را برنابایی نوشته که در فلسطین بوده...
جواب :
مؤرخین در مورد دیگر اناجیل هم اطمینان ندارند که توسط اون افراد نوشته شده باشد .

این تنها مخصوص برنابا نیست قبلم هم من این مطالب را به اطلاع شما رسانده ام نمی دانم چرا پشت سر هم تکرار می کنی ؟ اگر برنامه هست پیرو انجیلی باشیم که توسط تاریخ دانان و منابع بی طرف در خصوص عدم تحریف اون توافق هست .

قطعا نخواهیم یافت .

به این مطالب که قبلا هم برای شما آوردم دقت کن :

.

از اونجا كه «انجيل متي» در شكل موجودش هستنساخي از «انجيل مرقس»، و احتمالا نيز «لوگيا» هست، منقدان بيشتر اون را منتسب به يكي از شاگردان متي مي‌دانند تا به خود او

و یا :
انجيل چهارم» مدعي اين نيست كه شرح حال حضرت عيسي هست.

اين انجيل مسيح را از لحاظ خداشناسي به عنوان «لوگوس» (كلمه)، خداوند آفريدگار جهان، و رهانندة بشر معرفي مي‌كند.

با اناجيل نظير در بسياري از جزئيات و همينطور در توصيف كلي مسيح مغايرت دارد.

جنبة نيمه
گنوسياين انجيل، و تأكيدش بر افكار مابعدالطبيعه، بسياري از دانشوران مسيحي را به ترديد در اينكه مصنف اون يوحناي حوراي بوده، كشانده

فرموده اید :
ثابت کنید لطفا!
جواب :
خودت می توانی ملاحظه کنی که اگر برنامه هست مست گیرند هر اون چه هست گیرند .
واما مگر شما به شواهد داخلی و خارجی برای اثبات اینکه این کتاب در قرون پانزده نوشته شده هست هستناد نمی کنید خوب چرا نمی گوئی این کتاب وقت حضرت آدم نوشته شده هست آخر در مورد حضرت آدم هم مطلب دارد .


فرموده ای :
پس واتیکان در انجیل برنابا دست برده و نوشته که پیلاطس در وقت تولد مسیح فرماندار یهودیه ی بوده و سپس رفته سراغ کتب تاسیتوس و در اون ها نوشته ، پیلاطس در وقت تولد مسیح فرماندار نبوده!
عجب کارگاه بازیی!!
گرامی ، کمی در این باره فکر کنید..

چرا اینقدر مسأله را میپیچانید؟؟

جواب :
شما اصلا مطلب را نخواندید رفتید سراغ نتیجه گیری ، حرف من این هست اگر کتب تاسیتوس تنها منبع تاریخی در این مورد باشد .

احتمال اینکه واتیکان از نوشته های اون کتاب مطلع بوده باشد بیشتر هست از یک مسلمان مثلا مصری و..


معقول ترین فرضیه این هست که کلیسا عمدا این تناقض را به انجیل برنابا اضافه کرده تا بعد بتواند با هستناد به اون ثابت کند که جعلی هست .

ولی اصلا اصل قضیه زیر سؤال هست .

بالاخره در فرض شما یک سؤال جواب داده نشده برنابا چرا و با هستناد به چه تاریخی مطلب فوق را نوشته ؟ این سؤال مهمی هست که حقیقتا در مورد درستی مطالب نویسنده رومی تردید ایجاد می کند .

چون اگر با فرض حرف غیر صحیح شما برنابا جعل شده باشد جاعل لازم نبود در مورد سخنی تاریخی که درستی اون را نمی دانسته سختی بگوید بالاخره او از منبعی این اسم را در آورده اون منبع چیست ؟

اتفاقا جمله پائین شما بیشتر این مسئله را قریب به ذهن می سازد .


فرموده ای :
پیلاطس معروفیتش به این دلیل بود که او دستور مصلوب شدن مسیح را داد.

.و کافی بود نویسنده تنها سوالاتی از یک مسیحی بپرسد تا متوجه شود که پیلاطس دستور مرگ مسیح را صادر کرده.

ولی از اونجایی که اطلاعات بیشتری در دست نبوده ، نویسنده فکر میکرد که این پیلاطس در وقت تولد مسیح نیز فرمانداری میکرده.
جواب :
باز می بینی این سخن شما هم این سؤال را ایجاد می کند که قریب به ذهن ترین احتمال اضافه نماينده مطالب غلط مسیحی بوده هست که عمدا این احتمال را برنامه داده باشد .

علاوه بر اون بدین ترتیب به نظر می رسد سخن انجیل برنابا درست تر باشد چون تغییرات حکومتی کمتر در ظرف دو سه دهه اتفاق می افتد .


علاوه بر اون از نویسنده بزرگی که انجیل برنابا را بنویسد بعید هست به حرف کوچه وبازار اعتماد کرده و در کتابی به اون مهمی حرف پیرزنان را بنویسد .



ایدن هیچ دلیل تمام نماينده ای وجود ندارد که برنابا را باطل کند تا هر جا ادامه دهید این واقعیت بیشتر روشن می شود .
و اما یک سخن دیگر هیچ آدم عاقلی به خاطر سؤالات غیر قطعی کتابی را که منتسب به یک حواری هست باطل فراخوان نمی کند اول ابهام بدون جواب پیدا کن بعد حکم صادر کن .
سؤال :
چرا خدا وند متعال دلیل غیر قابل ردی برنامه نداده تا ثابت شود انجیل برنابا باطل هست و اکنون انسان ها با دیدن این انجیل به شک نیفتند ؟؟؟!!!

26:

باز هم فرار از بحث و جواب دادن!
یک کلمه مربوط به مطالب من نبود.
تکرار میکنم:
ما دلایلی از انجیل آوردیم که اختلافات کوچک و حتی غیر عمدی - با اسلام داشتند.
پس هدف این هست که بگوییم این انجیل حتی 100% نیز با قراون هم خوان نیست..

پس این دست و پا زدن ها به درد نمیخورند.

ولی شما فکر کرده اید که 7 آسمان قراون مثلا علمی و ...

هستند و ثابت شده اند.

سپس میبینید که انجیل برنابا میگوید 9 آسمان ، پس این با علم و شواهد موجود(!) تفاوت دارد.


در صورتی که موضوع این نمیباشد و همانطور که فرمودم 7 ، 9 و 900 آسمان نداریم و منظور این هست که مسلمانان اینقدر به این کتاب تکیه ننمايند زیرا با قراون نیز تفاوت هایی دارد.

با این حساب نظرات متعدد داده اید که به ملت بقبولانید شما به انجیل برنابای مظلوم مطالب اضافه نکرده اید اما هر بار که حرف زده اید با مشکل مواجه شده اید و نظر دیگری داده اید .

اصولا ما میتوانیم و صد ها نظریه مطرح کنیم.
ولی به هر حال همانطور که قبلا هم فرمودم به نظرم نظریه ی اول بهتر میباشد ، یعنی به احتمال زیاد یک مسلمان این انجیل را به نگارش در آورده.

به هر صورت چه بزرگ وچه کوچک او مانند کسی که در فلسطین بوده ، از اوضاع فلسطین مطلع نبوده .

از اوضاع فلسطین نمیدانم..

ولی از فرمانداران رومی به خوبی مطلع بوده.


مؤرخین در مورد دیگر اناجیل هم اطمینان ندارند که توسط اون افراد نوشته شده باشد .

این تنها مخصوص برنابا نیست قبلم هم من این مطالب را به اطلاع شما رسانده ام نمی دانم چرا پشت سر هم تکرار می کنی ؟ اگر برنامه هست پیرو انجیلی باشیم که توسط تاریخ دانان و منابع بی طرف در خصوص عدم تحریف اون توافق هست .

قطعا نخواهیم یافت .

به این مطالب که قبلا هم برای شما آوردم دقت کن :
.

از اونجا كه «انجيل متي» در شكل موجودش هستنساخي از «انجيل مرقس»، و احتمالا نيز «لوگيا» هست، منقدان بيشتر اون را منتسب به يكي از شاگردان متي مي‌دانند تا به خود او

و یا :
انجيل چهارم» مدعي اين نيست كه شرح حال حضرت عيسي هست.

اين انجيل مسيح را از لحاظ خداشناسي به عنوان «لوگوس» (كلمه)، خداوند آفريدگار جهان، و رهانندة بشر معرفي مي‌كند.

با اناجيل نظير در بسياري از جزئيات و همينطور در توصيف كلي مسيح مغايرت دارد.

جنبة نيمه
گنوسياين انجيل، و تأكيدش بر افكار مابعدالطبيعه، بسياري از دانشوران مسيحي را به ترديد در اينكه مصنف اون يوحناي حوراي بوده، كشانده


مغلطه ی Tu quoque
مغلطه ی قیاس مع الفارق

شما به اناجیل ما چه کار دارید؟
ما میگویم نویسنده ی انجیل برنابا کیست؟ شما جواب میدهید نویسنده ی انجیل یوحنا ، یوحنا نیست؟!

باز هم پاسخم را ندادید
ثابت کنید که این انجیل را برنابا در فلسطین به نگارش در آورده.

واما مگر شما به شواهد داخلی و خارجی برای اثبات اینکه این کتاب در قرون پانزده نوشته شده هست هستناد نمی کنید خوب چرا نمی گوئی این کتاب وقت حضرت آدم نوشته شده هست آخر در مورد حضرت آدم هم مطلب دارد .


گودرز به شقیقه چه ربطی دارد؟

باز می بینی این سخن شما هم این سؤال را ایجاد می کند که قریب به ذهن ترین احتمال اضافه نماينده مطالب غلط مسیحی بوده هست

خیر!
شاید او میدانسته که پیلاطس در وقت مسیح فرماندار بوده(شاید از مسیحیان پرسیده بوده یا..) ولی اطلاعات بیشتری در دست نبوده و نمیدانسته در وقت تولد مسیح شخص دیگری فرماندار بوده و این هیچ ربطی به گمراه شدن توسط مسیحیان ندارد!

شمایی که احتمال مدهید مسیحیان مطالبی به این کتاب اضافه کرده اند باید این احتمال را هم بدهید که مسلمانان نام محمد را وارد این کتاب کرده باشد.






27:

فرموده ای :
باز هم فرار از بحث و جواب دادن!
یک کلمه مربوط به مطالب من نبود.

تکرار میکنم:
ما دلایلی از انجیل آوردیم که اختلافات کوچک و حتی غیر عمدی - با اسلام داشتند.
جواب :
1- چرا باید از بحث فرار کنم .

کاملا بر بحث مسلطم و کنترل اون را به حول و قوه الهی در دست دارم .

و آینده این بحث را هم به روشنی از همین الان پیش بینی می کنم .

و اون اینکه کلیه دلایلی که برای جعلی بودن برنابا ارائه می نمايند غیر قطعی هست .

و کسی نمی تواند حتی یک دلیل قطعی که احتمالات دیگری در مورد اون متصور نباشد ارائه کند .

عصبانی هم نمی شوم در کمال آرامش دارم می نویسم .


2- شما به قراون توهین کردی من جوابت را دادم توهین نکن تا جوابت داده نشود شما بحث غیر مرتبط را وارد می کنی به اعتقادات میلیاردی آدم توهین می کنی .

انتظار هم داری هیچ کس جواب ندهد .


3- و اما بقیه مطالب کاملا مرتبط هست .

حرف بنده این هست که شبهات شما در مورد برنابا قاطع نیست و احتمالات دیگری هم برای اون متصور هست که اتفاقا قوی تر هست .


4- شما فکر می کنید در یک روز به همه ایرادات باید جواب داده شود ایراد باید دانه دانه و با آرامش پی گیری شود اگر شما این دو مورد بنده را اشکالی داری بنویس تا جواب بدهم و اگر نه قبول کردی که این دو ایرذاد تنها به اثبات نظر شما نمی انجامد سراغ بقیه بندهائی که آورده ای بروم .


5- اینکه فرموده اید دلایلی آورده ایم که ایرادات کوچک وغیر عمدی با اسلام دارد وقتی به بررسی اون رسیدیم بر حرفت پافشاری کن و ثابت کن .

من می گویم دلایل شما هیچ کدام قانع نماينده نیست .

و احتمالات دیگر نیز هست.

بعید هست که خداوند المستجیر بلله اینقدر بی برنامه باشد که کسی بتواند انجیلی به نام پیامبر او جعل کند و کسی دیگر هم بیاید ثابت کند که احتمال دارد این سخن از پیامبر باشد در حالیکه از او نباشد و خدا هم همین جور نگاه کند و نتواند موجبات هدایت را فراهم کند .

خدای ما خدای قادر هست که در متن برنامه هایش حفظ دین مورد قبول این وقت نهفته هست وبر این امر قادر هست .


فرموده ای :
اصولا ما میتوانیم و صد ها نظریه مطرح کنیم.
ولی به هر حال همانطور که قبلا هم فرمودم به نظرم نظریه ی اول بهتر میباشد ، یعنی به احتمال زیاد یک مسلمان این انجیل را به نگارش در آورده.

جواب :
شما اگر هزار نظریه هم مطرح کنی جواب دارد .

و این یعنی گمراهی بشر بر سر اینکه بالاخره عیسی پیامبر و بنده خداست یا یک جور خدا و این یعنی العیاذ بلله درماندگی خدا در اثبات قادر بودنش و...

فرموده اید :
از اوضاع فلسطین نمیدانم..

ولی از فرمانداران رومی به خوبی مطلع بوده.

جواب :
خودت بگو کی فرمانداران روم را بهتر می شناخت پاپ واتیکان یا ابراهیم تونس
فرموده ای :
مغلطه ی Tu quoque
مغلطه ی قیاس مع الفارق

شما به اناجیل ما چه کار دارید؟
ما میگویم نویسنده ی انجیل برنابا کیست؟ شما جواب میدهید نویسنده ی انجیل یوحنا ، یوحنا نیست؟!
باز هم پاسخم را ندادید
ثابت کنید که این انجیل را برنابا در فلسطین به نگارش در آورده.
جواب :
این مغلطه نیست همانگونه که قابل اثبات نیست انجیل یوحنا را خودش نوشته باشد واین امر خللی بر این انجیل وارد نمی کند .

حرف شما هم بر برنابا خلل وارد نمی سازد .

این سخنی ساده هست .


شما واضع یک قاعده اید قاعده این هست : هر انجیلی که نتوان نویسنده اون را ثابت کرد باطل هست .
این قاعده نمی تواند تنها شامل انجیل برنابا شود .

این قیاس نیست این کاربرد قاعده هست .

اگر شما قاعده را بردارید ما هم به اناجیل دیگرتان کار نداریم .

هر چند من شخصا برای اناجیل دیگر هم احترام خاصی قائلم ومعتقدم بسیاری مطالب اون درست هست .

این را هم بگویم که با مطالعه می گویم .

همه را خوانده ام .


و اما اثبات اینکه یک کتاب 2000 سال قبل در کدام شهر نوشته شده در مورد هیچ کتابی با قاطعیت نمی توان فرمود و همه در مورد همه کتاب ها به ادعا وحداکثر شواهدی اکثرا غیر قاطع بسنده می نمايند .

انجیل برنابا هم همینطور این ضعف نیست و چیزی را هم باطل نمی کند .


باز این سخن من قیاس نیست بلکه قاعده ای فراخوان نشده هست که شما گذاشتید .

و اون اینکه :

هر انجیلی که ثابت نشود در فلسطین نوشته نشده باطل هست .


در حالیکه اناجیل شاید هیچ کدام در فلسطین نوشته نشده باشند .
چیزی که اثبات اون راحت تر هست این هست که برنابا و دیگر حواریون در فلسطین بوده اند .



فرموده ای :
گودرز به شقیقه چه ربطی دارد؟

جواب :
شما با هستناد به جملاتی که در قرن پانزده هم مصداق داشته مثل بشکه شراب و...

فرموده ای که نویسنده در قرون اخیر بوده هست .

این در حالیست که قاطعانه روش های شکنجه اون دوران را نمی توانی تک به تک بگوئید .

خوب اگر این حرف غیر منطقی شما درست هست پس با هستناد به نام حضرت آدم هم می توان فرمود وقت ایشان نوشته شده هست .

فرموده ای :
خیر!
شاید او میدانسته که پیلاطس در وقت مسیح فرماندار بوده(شاید از مسیحیان پرسیده بوده یا..) ولی اطلاعات بیشتری در دست نبوده و نمیدانسته در وقت تولد مسیح شخص دیگری فرماندار بوده و این هیچ ربطی به گمراه شدن توسط مسیحیان ندارد!


جواب :
عرض کردم که این سخنان شما احتمال هست .

احتمال دارد درست یا غلط باشد .

اما احتمال دیگری و احتمالات دیگری هم هست که در همان متن قبلی نوشتم .

اینکه یک مسلمان از یک مسیحی تحقیق کرده باشد و بعد همان جمله ای که پیرزن و یا پیرمرد مسیحی محله یشان فرموده را به عنوان تحقیق تاریخی وارد کتاب انجیل کرده باشد بسیار کم هست .

این فرد جاعل حتما به حرف کوچه وبازاری اعتماد نمی کرد .

در عوض احتمال قریب به ذهن تری هست و اون اینکه فرد جاعل می دانسته این اطلاعات غلط هست وعمدا وبرای یک هدف اون را در انجیل برنامه داده هست .



فرموده ای :
شمایی که احتمال مدهید مسیحیان مطالبی به این کتاب اضافه کرده اند باید این احتمال را هم بدهید که مسلمانان نام محمد را وارد این کتاب کرده باشد.

جواب :
من می دانم کلیه کتبی که ادعای الهی بودن دارند همه بهره ای از دین برده اند دست های خداوند بسته نیست .

حتما نقطه اتصال دین جدید و قدیم بدون دستبرد بشری باقی مانده هست .

بنده می دانم که هیچ کس نتوانسته هست تحریفات بنیادی در کتب الهی وارد کند .

وتحریفات بنیادی بر خلاف تصور تفسیر غلط افراد هست نه نص آیه و اون تفاسیر هم براحتی از راه عقل بطلان اون قابل اثبات هست .

بگونه ای که وقتی با فرد مدافع مناطره کنی او نتواند تا آخر ادامه بدهد و در جائی خواهد فرمود از این به بعد این دستور الهی توسط عقل اثبات شدنی هست و در حیطه علم الهی هست .

اثبات قراون بحتی ممکن هست و وقتی قراون ثابت شد .

وجود نام محمد در انجیل ثابت می شود و وقتی این کار انجام شد انجیل اصلی شناسایی می شود .


البته بقیه اناجیل هم کار بردهای خاص خود را داند ضمن اینکه در اون ها هم بشارت هست که اثباتش قدری دشوار تر هست که سپس برنابا هم به اون می پردازم شاید چند سالی با هم بحث کنیم .


*********************
من فکر می کنم این احتمال که امکان وارد کردن دو مورد از اشکالاتی که مطرح کردی و بر مبنای اون ادعا کردی انجیل برنابا جعل مسلمین هست و تا بحال مورد بحث برنامه گرفت توسط پاپ به انجیل اضافه شده باشد هست کاملا برای همه ثابت شد و شما از این به بعد فقط اصرار بی فایده می کنی .

هیچ دلیلی که این احتمال را رد بکند وجود ندارد .

اگر بحث کافیست به دیگر موارد بپردازیم و گر نه شبهه غیر تکراری مطرح کن تا اگر خدا خواست با هستعانت از درگاهش جواب بدهم .




28:

اثبات عدم وجود انجیل برنابا قبل از قرن15 قسمت اول


اسناد:

1.شیوه ی نگارش و فورم این کتاب که با دقت بسیاری توسط محققین بررسی شده نشان داده که این کتاب مربوط به قرن 15 یا 16 میلادی میباشد
L.

Bevan Jones, Christianity Explained to Muslims, rev.

ed.

(Calcutta: Baptist Mission Press, 1964), 79

2.از این انجیل مسلمان بسیار هستفاده کرده اند، ولی هیچ اشاره ای به این انجیل توسط مسلمین قبل از قرن 15 نمیبینیم.

شکی نیست که اگر این انجیل همانطور که پس از قرن 15 در نزد مسلمانان بوده ، در نزد مسلمانان قبل از قرن 15 نیز بوده باشد ، به اون اشاره ای میشده.

در صورتی که نشده.

Ragg, xlviii.

Steinschneider's monograph is listed as Abhandlungen fu"r die Kunde des Morgenlandes, 1877.


رگ ، در کتابش وارد جزییات شده و نام افرادی را مطرح میکند که در آثارشان هیچ اشاره ای به این کتاب نکرده اند.

این افراد همه مباحثاتی با مسیحیان داشتند ، ولی هیچ اشاره ای به این کتاب نشده.

از جمله ی این افراد Ibn Hasm (d.

456 A.H.), Ibn Taimiyyah (d.

728 A.H.), Abu'l-Fadl al-Su'udi (wrote 942 A.H.), and Hajji Khalifah میباشند.

3.

سند سوم ما این هست که حتی پدران و معلمین کلیسا از قرن 1 تا 15(یعنی حتی پدران کلیسای قبل از اسلام) میلادی نیز اشاره ای به این کتاب نکرده اند.

پس بدون شک این کتاب در نزد مسیحیان قبل از قرن 15 نیز نبوده.

توجه کنید که در کتب و آثار پدران کلیسا پیوسته اشاراتی به اناجیل کاذب و دروغین میابیم و اونان به مسیحیان هشدار میدهند که این اناجیل صحیح نمیباشند.

ولی در این مدت وقت طولانی(1500 سال) هیچ اشاره ای به انجیل کاذب برنابای کنونی نکرده اند.


4.

سندی که بسیاری از مسلمانان را گیج کرده ، رساله ی برنابا هست.

این رساله قدمتی تقریبا 2000 ساله دارد و هیچ شباهتی به انجیل کنونی جعلی برنابا ندارد.

و برخی از پدران کلیسای قرن 3 به اون اشاره کرده اند.

5.

پیام کتاب جعلی برنابا کاملا توسط شاهدان عینی قرن 1 رد شده اند که هم اکنون بیش از 30 هزار منیوسکریپت از اونها پشتیبانی میکند.

این افراد شامل:
مورخان رومی قرن 1 ، مورخان یهودی قرن 1 ، مورخان مسیحی قرن 1 ، رسولان مسیح قرن 1 ، کاهنان یهود قرن 1 ، مسیحیان قرن 1، فلاسفه ی غیر مسیحی قرن 1 ، فلاسفه ی مسیحی قرن 1 و خویشاوندان مسیح در قرن 1 میباشند.

6. یک مسلمان قاعدتا نمیبایست این کتاب را بپذیرد.

زیرا فردی که معتبرترین منبعش قراون باشد ، باز هم میتواند جعلی بودن انجیل برنابا را دریابد.

در انجیل برنابا عیسی میگوید: من مسیح نیستم و مسیح پس از من می آید.
ولی قراون صریحا تاکید میکند که عیسی مسیح هست.

7.

حتی محققان برجسته مسلمان همانند
Suzanne Haneef اعتبار این انجیل را رد کرده اند.

و بسیاری از محققین اسلامی نیز یا اون را مشکوک یا جعلی میدانند.

8.

تناقضات و اشکالات تاریخی کتاب که به ما نشان میدهند نویسنده ی کتاب در سپس قرن 14 میزیسته ( به صفحه ی قبل ، اولین پست من رجوع شود)

9.

وجود برخی از آموزه های اسلامی و ترجمه ی غلت این انجیل ،( برای مثال ترجمه ی
"pinnacle" of the temple به dikka )نشان میدهند که شاید این انجیل جعلی بعدها باز هم توسط مسلمین تحریف شده.

10.

نسخه ای با زبان اصلی از این انجیل برجای نمانده.

این در صورتی هست که بیش از 5000 هزار نسخه با زبان اصلی از عهد جدید موجودند که قدمتشان به قرن 1-15 میلادی میرسد.

11. قدیمی ترین نسخه ی انجیل جعلی برنابا مربوط به مشود به سال 1624.
این انجیل در کشور تونس ، یک کشور اسلامی و توسط ابراهیم التیبیلی نوشته شده(منبع)
با این 11 دلیل ثابت کردیم که انجیل برنابا قبل از قرن 15 موجود نبوده.

29:

سوال ما از مسلمین:

شما چه سندی دارید که از این انجیل پشتیبانی میکند؟

ما 11 دلیل مطرح کردیم.
شما به جای اینکه ابتدا این دلایل را نقد کنید ، دلایل خود را مطرح کنید.
تناقضات انجیل جعلی برنابا تنها یکی از دهها مورد هستند که بطالت این کتاب را نشان میدهند.
این کتاب بیش از 20 تناقض و اشتباه جدی تاریخی دارد.
دوست عزیوقت آمده اند یکی از این اشکالات که جزیی نیز میباشد را نقد کرده اند و به این نتیجه رسیدند که انجیل جعلی نیست!
یعنی ایشان با نقد کمتر از 1 دیویستم(200/1) دلایل ما به چنین نتیجه ای رسیدند.
اولا که به فرض شما تمامی دلایل ما را رد کردید...
باز هم اصالت این انجیل ثابت نشده!

سوال ما:
شما چه اسنادی دارید؟

30:

من نمیدانم این همه مباحث جزیی به چه دردی میخورند.

خلاصه:
ما میگوییم تناقضات یکی از ده ها دلایل جعلی بودن این کتاب هستند.

شما میگویید: نه ، کلیسا این تناقضات را وارد انجیل کرده.

ما هم اینگونه جوابتان را میدهیم که کلیسا اگر قصد داشت کاری اجرا کند انجیل را نابود میکرد نه اینکه مطالبی به اون بیفزاید و اون را منتشر کند!

نکته ی بعدی هم که این انجیل در نزد مسلمین نیز بوده.

همانند نسخه ای که در اسپانیا نگهداری میشود.




در ضمن فراموش نشود ، که لیستی از دلایل و اسنادتان را برایمان بفرستید.

همانند لیستی که من از دلایل و شواهدم را مطرح کردم.


بدرود.

31:

ایدن
سلام بر شما
فرموده اید :
.شیوه ی نگارش و فورم این کتاب که با دقت بسیاری توسط محققین بررسی شده نشان داده که این کتاب مربوط به قرن 15 یا 16 میلادی میباشد
جواب :
1- اینگونه نیست این اسناد توسط یهودیان محقق و یا مسیحیان محقق و یا به انتخاب این ها و یا در کشورهای تحت قیمومیت دول مسیحی بررسی شده هست .

این اصلا منطقی نیست که مطلبی که می گوید شما برحق نیستید توسط شما بررسی شود .

مدارک را بفرست ایران تا ما بررسی کنیم شاید مربوط به وقت حضرت آدم باشد .

ما هم با دقت زیاد بررسی می کنیم .

2- کدام منبع مورد تأیید مسلمین و مسیحیان فرموده شما اون سندی را که در اختیار محققین برنامه داده اید همان سند اصلی هست .


3- چرا دور می روید در همین جنگ عراق کاخ سفید با اسناد جعلی همه را قانع کرد که صدام بمب اتم دارد .


شما تک به تک بنویس تا دانه دانه بحث کنیم وبه نتیجه برسیم تمام ادعاهای دیگرت هم مثل همین ادعا جواب دارد .

اما بگذار امت چیزی بفهمند شما دلایل غیر قطعی و غیر مسلم را با هم در اینترنت برنامه می دهی تا امت بگویند حتما این که این همه دلیل دارد راست می گوید .


همین تک ادعای شما چندین روز باید روش بحث شود عجله نکن .


جواب بقیه را هم می دهم .


ایدن دهها دلیل شما همه جواب دارد نمی توانید ثابت کنید انجیل برنابا جعلی هست .

می دانید چرا تا بحال فکر می کردید ثابت کرده اید ؟

چون تنها به قاضی رفتید
فرموده اید که اگر کلیسا می خواست این کتاب را تحریف کند نابود می کرد
جواب :
اولا
کتب مقدس را خدا نگهبان هست و کسی نمی تواند اون ها را نابود کند و یا تغییر بنیادین ( به کلمه دقت کن ) در اون ایجاد نماید .

یکی از کلمات بنیادین نقاط اتصال دو دین هست که در برنابا به صراحت حفظ شد .در سایتی مسیحی آمده هست :
((اگر معتقد باشیم‌ كه‌ کتاب‌مقدس‌ مسیحیان‌ را در آغاز خدا برای‌ ارشاد و رستگاری‌ بشر الهام‌ فرموده‌، و برای‌ این‌ منظور، انبیا را گسیل‌ داشته‌، آیا پايه اً منطقی‌ هست‌ كه‌ تصور كنیم‌ چنین‌ خدای‌ مهربان‌ و درضمن‌ قدرتمندی‌ اجازه‌ دهد كه‌ هر كسی‌ به‌خاطر سلیقه‌ یا منفعت‌ خود، كتاب‌ خدا را تحریف‌ كند؟))

خوب دقت کن دوستانت حتی قائل به تحریف هم نیستند شما از نابود کردن حرف می زنی ؟
دوما :
برای حفظ این کتاب و از بین نبردن اون می توان دلایل این دنیائی هم ذکر کرد .

مثلا اون را به عنوان العیاذ بلله نمونه ای از الهامات شیطان و به عنوان بک سند تاریخی حفظ کرده اند .

و یا اینکه در کمیته های مربوط به این امر تصمیم به نگهدداری از اون گرفته شده و آوردن مطالبی در اون که بعدا بتوان اون را جعلی نامید .

سوما :

این کتاب نگه داشت تا در صورت صحت ظهور پیامبر اسلام در آینده و برای مقابله مسیحیت با دیگر وقایع آتی و پیش بینی محققین مورد هستفاده برنامه گیرد .
چهارما :
معمولا ساوقت هائی که کتبی را به عنوان کتب ضاله نابود می نمايند یک نسخه از اون کتب را به عنوان سند نگه می دارند این کتب تقریبا دور از انظار همه وتنها در اختیار افرادی برنامه می گیرد که احتمال انحراف فرد خواننده از اهداف ساوقت متصور نباشد و...

اما در مورد برنابا خدا خواست که فردی با دیدن اون مسلمان شود .

32:

اولا که شما دچار مغلطه ی مصادره به مطلوب شده اید.

دوما که شما باز هم نشسته اید و دلایل من را نقد کرده اید که نمیگویم کار اشتباهی میباشد.
ولی تکرار میکنم که حتی رد تمامی دلایل من باز هم اصالت انجیل برنابا را ثابت نمیکند!
بلکه شما خود میبایست اسناد و شواهدی داشته باشید تا اصالت این کتاب جعلی الاصل را ثابت کند..

من مشتاقانه منتظر لیستی از اسناد و دلایل شما میباشم.


33:

ایدن
با سلام
1- اول باید این تردید را ایجاد کرد که برای اشکالاتی که بر برنابا وارد کرده اند جواب وجود دارد و این به معنی این هست که احتمال دارد انجیل برنابا صحیح باشد .
2- سپس باید توضیح داد که یک کتاب وجود دارد به نام انجیل برنابا دلایلی که برای جعلی بودن اون فرموده می شود همه جواب دارد .

به دیگر سخن کتاب موجود هست و دلایل بطلان هم همه غیر مطمئن ، این خود خیلی مهم هست .

و معنای عمیقی دارد .

و خیلی ها برداشت می نمايند که کتابی که دلایل متقن برای رد در مورد اون وجود ندارد به احتمال قریب به یقین صحیح هست .


3- سپس باید رفت سراغ دیگر کتب مقدس که آیا واقعا اصالت دیگر کتب بدون تردید اثبات شده هست .

مثلا آیا می توان از اصالت دیگر انجیل ها در انتساب به حضرت عیسی (ع) مطمئن بود .

جرا ما به دلیل عدم اثبات برنابا را ردکنیم اما در مورد دیگر اناجیل این کار را نکنیم .

4- سپس این تردید را مطرح می کنم که کدام دلایل ایجاد کنننده شبهه ها بنیان افکن هست .

و کدام تردید ها بی اهمیت تر هست .به زبانی ساده کدام کتاب مقدس بیشتر زیر سؤال هست .

5- بعد معلوم می شود که انجیل برنابا اگر مطمئن تر از دیگر اناجیل نباشد حداقل هم اندازه ان ها هست .
بنده تمام مراحلی که در نظر دارم فرمودم تا در مقابله هیچ کم نگذاری و بعدا پیش خودت احساس نکنی من نامردی کردم و کلک زدم .


تا بعد

34:

درود
متأسفانه باز از از جواب دادن فرار کردید..

شما فرض کنید که من هیچ دلیلی برای بطالت این کتاب مطرح نکرده ام..

کتابی از قرن 17 یافت شده.
شما ادعا میکنید که این کتاب مربوط به قرن 1 هست.

ثابت کنید!
نمیتوانید قرن 1 را ثابت کنید؟
خوب ثابت کنید قبل از محمد (قرن 5) وجود داشته.

باز هم نمیتوانید؟
ثابت کنید این کتاب حداقل در قرن 12 موجود بوده.

شکی ندارم باز هم نمیتوانید چنین چیزی را ثابت کنید!


میگوید سدوم و عموره هم اینگونه بودند؟ ما هم اینگونه پاسختان را میدهیم که " تا وقتی سندی از سدوم و عموره وجود نداشت ، ما نیز داد و هوار راه نمی انداختیم که این دو شهر وجود داشتند! بلکه پس از اینکه سندی از اونها به دست آوردیم ، با افتخار فرمودیم که کتاب مقدس ما از لحاظ تاریخ کامل و بدون نقص هست!

پس تا وقتی نیز که شما سندی از این کتاب بدست نیاورده اید سکوت اختیار کنید!
بدرود.

35:


مثلا با این کار میخواهید مرا تحریک بکنید!
خیر...

بحث را منحرف نکنید.

اصلا کتاب مقدس چه ربطی به این اناجیل دارد؟

در باره ی کتاب مقدس نیز در تاپیک مربوطه توضیح داده ام!

قدیمیترین سند از اناجیل کتاب مقدس مربوط به سال 90-120 میلادی میباشد!
قدیمیترین سند از انجیل برنابای جعلی الاصل نیز مربوط به سال 1600 پس از میلاد میباشد!

از کتاب مقدس 80 هزار نقل قول و 20 هزار نسخه و 5 هزار نسخه با زبان اصلی داریم.

همه قبل از قرن 15!

شما هیچ سندی از انجیل برنابا قبل از قرن 16 ندارید.
پس از قرن 16 نیز تنها 2 نسخه از این انجیل بی ارزش باقیمانده اند.
هیچ نسخه با زبان اصلی نیز از این انجیل نداریم!


36:

ایدن
با سلام
قصد تحریک نبود حرفم را فرمودم حالا هر دو منتظر تقدیر الهی می نشینیم که در آینده چه چیزی را مقرر می فرماید .
عرض کردم اینکه کتابی که تشکیلات وسیعی به نام کلیسا و تعداد زیادی دانشمند مادی که افشای این کتاب را موجب بی نظمی اجتماعی می دانستند .

قرن ها بعد وجودش معلوم شود اصلا جای تعجب ندارد و نشانگر بطلان اون هم نیست .

خداوند متعال برای اثبات امکان گم شدن یک کتاب در تاریخ تدبیر جالبی به خرج داده پنج شهر و دو منطقه برای بیش از دو هزار سال در تاریخ گم شدند و همه اون را کذب می دانستند .

حال وقتی پنج شهر به این راحتی گم می شود کجایش عجیب هست که یک کتاب چند صد صفحه ای گم شود .


در مورد اینکه ما هیچ سندی از انجیل برنابا نداریم باید بگویم چرا داریم قبلا هم عرض کردم که در تاریخ تمدن ویل دورانت هم فرموده شده که شما همانند کتاب منکر شدید و فرمودید اون رساله برنابا هست ، نه انجیل برنابا .

اما اسناد تاریخی دیگری هم وجود دارد

برای مثال :
در قرن 5 میلادی پاپ( جلاسیوس ) امت را از مطالعهانجیل برنابا منع کرده و فرمان قتل برای نگاه دارنده اون صادر کرد (تاریخ تمدّن " قیصر و مسیح "- ویل دورانت
چرا باید این همه حساسیت به خرج داد ؟ اگر مطلب مهمی در ان نبود چرا این جوری برخورد کرد ؟
اینکه این کتاب که این جوری مورد بغض تان بوده که حتی فرمان قتل نگارند اون را صادر کرده اند نسخه هایش سوزانده شده باشد و یک نسخه در آرشیو نگه داری شده باشد کجایش عجیب هست .


***********************
من چند روزی در مسافرتم سپس بازگشت دوباره خواهم نوشت .



37:

شما فرمودید که ایرنیوس نامی از انجیل برنابا برده، دیدم که این فرموده ی تان کذب هست!

حال هم مطلبی بدتر از از اون مطرح میکنید! ابتدا بگویید در کدام چپتر از کتاب سزار و مسیح چنین چیزی آمده..
دوما که این داستان کاملا دروغ میباشد! چنین چیزی درمورد پاپ جلاسیوس اول نداریم!
تنها تفرقه در قرن 5 و وقت پاپ جلاسیوس نهضت نسطوری بود که 2 طبیعت الهی و انسانی مسیح را جدا میدانستند..

این قصه ها را بروید بار مسلمین بکنید و نه ما!
در کتاب Decretum Gelasianum نامی از انجیل برنابا آمده.
ولی این سند نشد!
ما شکی نداریم که این انجیل ، انجیل برنابای امروزی نیست.
البته این وظیفه ی شماست که ثابت کنید که این انجیل همان انجیل قرن 16 میلادی میباشد.من منتظر لیستی از اسنادتان میباشم..
در غیر این صورت ، بحث مختوم فراخوان خواهد شد.


در تاریخ تمدن ویل دورانت هم فرموده شده که شما همانند کتاب منکر شدید و فرمودید اون رساله برنابا هست ، نه انجیل برنابا
واقعا برایتان متأسفم
با شخصی همانند شما بهتر هست بحث نشود!
من نمیدانم به این چه چیزی جز دروغ گویی و جعل سازی میتوان فرمود!

پس در کتاب ویل دورانت فرموده شده که اون کتاب رساله ی برنابا بود.
پس چرا شما فرمودید که کتاب فرموده انجیل برنابا هست؟؟!!
من منتظر پاسختان هستم.
چرا مطالب کتاب را کتمان کرده و به دروغ مطلبی را مطرح کردید؟؟!
حال از من انتظار دارید که بقیه سخنان شما را باور کنم؟
با خود فرموده بودید که شاید من اطلاعی نداشته باشم و با دروغ و حیله گری خواستید مطلبی را ثابت کنید! خیر گرامی..

این رسم بحث کردن نمیباشد

((در قرن چهارم میلادی مسیحیت دچار هرج و مرج زیادی بود و هر فرقه ای ساز خود را می زد
بعضی ها معتقد بودند مسیح خداست ، بعضی او را پسر خدا و مریم را مادر خدا و در نتیجه برای خود حضرت مریم هم الوهیت قائل بودند.

عده ای نیز به سرکردگی کشیش( آریان) او را پیامبر خدا میدانستند ، و برای اثبات ادعای خود از انجیل برنابا و ...

که الان نزد مسیحیان معتبر نیست کمک میگرفتند))

((تاریخ تمدّن " قیصر و مسیح "- ویل دورانت))


آیا همه ی مسلمین با کذب و دروغ به بحث ها ادامه میدهند؟
البته از شمایی که الله تان مکار هست چیز توقعی نداریم!!


38:

شما فرمودید که ایرنیوس نامی از انجیل برنابا برده، دیدم که این فرموده ی تان کذب هست!

حال هم مطلبی بدتر از از اون مطرح میکنید! ابتدا بگویید در کدام چپتر از کتاب سزار و مسیح چنین چیزی آمده..
دوما که این داستان کاملا دروغ میباشد! چنین چیزی درمورد پاپ جلاسیوس اول نداریم!
تنها تفرقه در قرن 5 و وقت پاپ جلاسیوس نهضت نسطوری بود که 2 طبیعت الهی و انسانی مسیح را جدا میدانستند..

این قصه ها را بروید بار مسلمین بکنید و نه ما!
در کتاب Decretum Gelasianum نامی از انجیل برنابا آمده.
ولی این سند نشد!
ما شکی نداریم که این انجیل ، انجیل برنابای امروزی نیست.
البته این وظیفه ی شماست که ثابت کنید که این انجیل همان انجیل قرن 16 میلادی میباشد.من منتظر لیستی از اسنادتان میباشم..
در غیر این صورت ، بحث مختوم فراخوان خواهد شد.


در تاریخ تمدن ویل دورانت هم فرموده شده که شما همانند کتاب منکر شدید و فرمودید اون رساله برنابا هست ، نه انجیل برنابا


واقعا برایتان متأسفم
با شخصی همانند شما بهتر هست بحث نشود!
من نمیدانم به این چه چیزی جز دروغ گویی و جعل سازی میتوان فرمود!

پس در کتاب ویل دورانت فرموده شده که اون کتاب رساله ی برنابا بود.
پس چرا شما فرمودید که کتاب فرموده انجیل برنابا هست؟؟!!
من منتظر پاسختان هستم.
چرا مطالب کتاب را کتمان کرده و به دروغ مطلبی را مطرح کردید؟؟!
حال از من انتظار دارید که بقیه سخنان شما را باور کنم؟
با خود فرموده بودید که شاید من اطلاعی نداشته باشم و با دروغ و حیله گری خواستید مطلبی را ثابت کنید! خیر گرامی..

این رسم بحث کردن نمیباشد

((در قرن چهارم میلادی مسیحیت دچار هرج و مرج زیادی بود و هر فرقه ای ساز خود را می زد
بعضی ها معتقد بودند مسیح خداست ، بعضی او را پسر خدا و مریم را مادر خدا و در نتیجه برای خود حضرت مریم هم الوهیت قائل بودند.
عده ای نیز به سرکردگی کشیش( آریان) او را پیامبر خدا میدانستند ، و برای اثبات ادعای خود از انجیل برنابا و ...

که الان نزد مسیحیان معتبر نیست کمک میگرفتند))

((تاریخ تمدّن " قیصر و مسیح "- ویل دورانت))


آیا همه ی مسلمین با کذب و دروغ به بحث ها ادامه میدهند؟
البته از شمایی که الله تان بهترین مکاران هست توقعی نداریم!!


39:

یا خدائی که هر گز کسی از تو نمی زاید
ایدن
با سلام
شما پشت سرهم بحث را مختومه فراخوان می کنید .

لطفا مستندات را ارائه بده که از جانب چه کسی این اختیار به شما داده شده هست که هر وقت تشخیص دادی امت نباید حرف بزنند حرف نزنند .

من این بحث را تا آخر ادامه می دهم هستدلال هایم را هم می گویم چه شما شرکت کنی چه نکنی .

خوانند گانی که وارد این سلسله مقالات می شوند خود خواهند فهمید چه کسی منطقی حرف می زند .

من به شعور خوانندگان اطمینان دارم و مطالبم را خواهم نوشت .


نوشته اید :
((البته این وظیفه ی شماست که ثابت کنید که این انجیل همان انجیل قرن 16 میلادی میباشد.من منتظر لیستی از اسنادتان میباشم..
در غیر این صورت ، بحث مختوم فراخوان خواهد شد.))
این حرف های خنده دار چیه می زنید شما اختیار داری که در بحث شرکت نکنی بالاخره یا مسیحیت حرفی برای فرمودن دارد که خواهد آمد و خواهد فرمود یا ندارد و هی پشت سرهم بحث را مختومه فراخوان می کند .


آخر دوست عزیز چه کسی فرموده که اگر دلایلی برای اثبات وجود مطلبی نبود اون مطلب مختومه هست ؟
شما چرا به مثال های روشن دقت نمی کنید تا از دست تعصب که مانع فهمیدن شده هست رهایی پیدا کنید .


اگر برنامه بود چیزی که با وسایل در اختیار ما قابل اثبات نباشد رد شود پس حرف ملحدین درست هست که العیاذ بلله می گویند خدا وجود ندارد ؟ چون شما هر چه دلیل برای اثبات خدا دارید دلیلی هست بر اینکه عدم وجود خدا ممکن نیست و هیچ دلیلی برای اثبات خدا ندارید .

مثلا شما همین برهان نظم را بنگر برهان نظم می گوید جهانی به این منظمی نمی تواند خالق نداشته باشد .

در واقع شما امکان نبودن خدا را رد می کنید .


عرض کردم قبلا هم شما پنج شهر را گم کرده اید و محققین هم اون را جزء اکاذیب کتاب مقدس می شمردند و اون موقع این موضوع برای شما قابل اثبات نبود .

در حالیکه به وضوح در کتب مقدس وجود داشت .

حالا هم یک کتاب را گم کرده اید .


شما چرا به وقایع روشن نگاه نمی کنید ؟
مگر اون موقع که اون پنج شهر را پیدا نمی کردید دست از مسیحیت برداشتید ؟
از اینجا ثابت می شود دلایل دیگری هم برای مسیحی ماندن و یا باور به کتابی قابل قبول هست .


در بخشی دیگر از سخنانتان فرموده اید :
(( این قصه ها را بروید بار مسلمین بکنید و نه ما!
در کتاب Decretum Gelasianum نامی از انجیل برنابا آمده.
ولی این سند نشد!
ما شکی نداریم که این انجیل ، انجیل برنابای امروزی نیست.))
جواب :
در حالیکه اگر به مطالب قبلی تان نگاه کنید منکر وجود هر گونه نامی از انجیل برنابا در تاریخ بودید .


ضمنا من حرفم را می زنم و مطمئنم مسیحیان صادقی که این بحث ها را بخوانند به فکر فرو می روند و همین برای من کافیست .

ایشان در جهان عقبی خود باید جواب خود را بدهند که چرا پیرو یک دین غیر قطعی باقی ماندند .

ضمنا شما از قول من فرموده اید که گویا من فرموده ام در تاریخ تمدن ویل دورانت فرموده شده رساله برنا با نه انجیل برنابا ؟
خیر دوست عزیز بنده این را نفرموده ام خوب به جمله من دقت کنید :
در تاریخ تمدن ویل دورانت هم فرموده شده که شما همانند کتاب منکر شدید و فرمودید اون رساله برنابا هست ، نه انجیل برنابا
فرموده ام شما منکر شده اید و فرمودید منظور رساله هست نه انجیل .
اما آیا مگر هر چیز که شما بگوئید صحیح هست ؟
هر کس سلسله بحث های شما را پیگیری کند خود خواهد فهمید که شما از اول هم قصد مخفی کردن حقایق را داشتید شما نمی خواهید اطلاع رسانی درست کنید تا امت خود حقایق را بفهمند .


شما هر وقت کم می آوری به توهین می پردازی ؟ چرا ؟
البته این خود بهترین تبلیغ برای درستی عقاید ماست .


40:

باز هم فرار از بحث و جواب ندادن به مطالب.
من میگویم سند بیاورید که انجیل برنابا در قرن 1 میلادی موجود دارد.

در غیر این صورت بحثی نخواهد ماند!

گویا قادر به اثبات اصالت این کتاب جعلی الاصل نمیباشد و شروع کرده اید به موعظه کردن و فرمودن یک سری سخنان که علاوه بر اینکه هیج ارزش و فایده ندارند ، به بحث نیز مربوط نمیشوند!

خوب من هم یک هفته هست که میگویم هستدلالها به همراه اسنادتان را مطرح کنید!
پس کجا هستند این اسناد و مدارکتان؟!
ما میگوییم اناجیل کانن اصیل هستند و حدود 120 هزار سند و مدرک دارند.
شما از این انجیل جعلی چه دارید؟؟
هیچ!
تنها دو نسخه که قدمتشان برمیگردند به قرن 16؟

دوستان لطفا دقت کنید!
من میگویم:
البته این وظیفه ی شماست که ثابت کنید که این انجیل همان انجیل قرن 16 میلادی میباشد.من منتظر لیستی از اسنادتان میباشم..
در غیر این صورت ، بحث مختوم فراخوان خواهد شد
مسلمین اینگونه پاسخم را میدهند:
[QUOTE]این حرف های خنده دار چیه می زنید شما اختیار داری که در بحث شرکت نکنی بالاخره یا مسیحیت حرفی برای فرمودن دارد که خواهد آمد و خواهد فرمود یا ندارد و هی پشت سرهم بحث را مختومه فراخوان می کند .

[/quote]


گرامی ، شما مباحث را یا با کذب یا با سخنان بیربط یا با مغلطه دنبال میکنید!
اینبار نیز درچار مفلطه ی قیاس مع الفارق شده اید!
اتفاقا ما برای وجود خدا دلیل و مدرک داریم.

شما اعتراف کنید که هیچ دلیلی برای اثبات انجیل جعلی برنابا ندارید ، سپس ما میرویم سراغ اثبات عدم وجود این انجیل قبل از قرن 15.
در غیر این صورت ما مشتاقانه منتظر اسناد شما میباشیم.

در حالیکه اگر به مطالب قبلی تان نگاه کنید منکر وجود هر گونه نامی از انجیل برنابا در تاریخ بودید .

من در مطالب قبلی فرموده ام نامی از این انجیل برنابای کاذب امروزی نیامده.


در قرون 6-10 هرکس یک کتاب مینوشت و نامش را انجیل یا رساله یا اعمال فلان شخص میگذاشت.

تعداد این کتب به بیش از 100 عدد نیز میرسند.
معمولا نویسندگان این کتب نام افراد معروف و رسولان مسیحیت را بر این کتب جعلی میگذاشتند .

شکی نیست که از نام برنابا ، این شخصیت معروف مسیحیت نیز در این کتب هستفاده میشده ، برای مثال ، هم کتاب اعمال برنابا داریم ؛ هم رساله ی برنابا و هم انجیل برنابا.

که هر 3 جعلی اند.

ولی باز ما شکی نداریم که انجیل برنابایی که از اون نامی برده شده ، این انجیل برنابای قرن 16 نمیباشد.

همانطور که قبلا هم فرمودم ، این وظیفه ی شماست که ثابت کنیداون انجیل همین انجیل برنابای قرن16 میباشد.

باز هم دوستان دقت نمايند!

من فرموده ام:
ما شکی نداریم که این انجیل ، انجیل برنابای امروزی نیست.
البته این وظیفه ی شماست که ثابت کنید که این انجیل همان انجیل قرن 16 میلادی میباشد
مسلمین اینگونه پاسخم را داده اند:
در حالیکه اگر به مطالب قبلی تان نگاه کنید منکر وجود هر گونه نامی از انجیل برنابا در تاریخ بودید .


ضمنا من حرفم را می زنم و مطمئنم مسیحیان صادقی که این بحث ها را بخوانند به فکر فرو می روند و همین برای من کافیست .

ایشان در جهان عقبی خود باید جواب خود را بدهند که چرا پیرو یک دین غیر قطعی باقی ماند

این طرز جواب دادن هست!!؟؟


خیر دوست عزیز بنده این را نفرموده ام خوب به جمله من دقت کنید :
در تاریخ تمدن ویل دورانت هم فرموده شده که شما همانند کتاب منکر شدید و فرمودید اون رساله برنابا هست ، نه انجیل برنابا
فرموده ام شما منکر شده اید و فرمودید منظور رساله هست نه انجیل .
چنین جعل سازیی را نمیتوان به این راحتی پوشاند دوست گرامی..
شما فرموده اید:
شما همانند کتاب منکر شدید
پس کتاب هم منکر چنین چیزی شده و او نیز همانند من فرموده که اون رساله ی برنابا بوده و نه انجیل..

ولی شما اولین پستان به من این بود که بر پايه کتاب سزار و مسیح از انجیل برنابا در قرن 3 هستفاده میشده..

و حتی چندین باز این مطلب را تکرار کردید.
یعنی اولین پست شما در جواب به من جعل سازی و دروغ بوده!

به هر حال ،از این به سپس منابع معتبر اونلاین همانند بریتانیکا و ویکیپدیا هستفده کنید زیرا دیگر هیچ اطمینانی به شما نداریم و شاید باز هم مطلبی را به دروغ به یک منبع معتبر کتبی بچسبانید.

41:

یا هو
ایدن
فعلا قصد ندارم وارد برخی مطالب بشوم اما یه هو به سرم زد کمی تغییر در بحث ایجاد کنم .

تغییر در بحث بیشتر ناظر به این موضوع هست که تحرکات زیادی راجع به انجیل برنابا

به چشم می خورد چرا ؟ راستی مگر چیز جعلی اینقدر تحرک می خواهد ؟؟؟؟!!!! توجه بفرمائید :

The ruins at Araq al-Amair, modern Jordan.
There is a mysterious reference in the Gospel of Barnabas to a place called "Tiro near the Jordan", also described as being "in the hollow part of the desert." Here is the reference, from chpt.

99:
Jesus, having withdrawn into a hollow part of the desert in Tiro near to Jordan, called together the seventy-two with the twelve, and, when he had seated himself upon a stone, made them to sit near him.

And he opened his mouth with a sigh and said....
At first glance we might ask if this is simply an instance of the Barnabas writer getting his geography mixed up: he is confused about the location of the Biblical "Tyre".

This cannot be the case, though.

Jesus visits Tyre and Sidon in the Gospel of Barnabas( see Chpt.

21), as in the canonical gospels, and it seems clear that the author understands Tiro to be some place other than the northern city Tyre.
But what place could he mean? All he tells us is:
(a) It is called Tiro
(b) It is in the hollow part of the desert (I take this to mean the lower Jordan valley where it starts to sink below sea level)
(c) It is near the Jordan.
The context of this, the episode at this place, is the instruction of the disciples and their preparation for their mission in chpt.

126.

The Tiro episode entails a long section concerned with the training of Jesus' disciples (chpts.

99-126).

As well as this, we must note that Jesus and the disciples retire to Tiro in the aftermath of the war described in chpt.

91sq.

The total framing of the episode - read the whole section chpt.

97 -126 to see this - is thus:
*War and sedition in Judea (including the scenes where the dispute is referred to Jesus - as Joshua redivivus - at the Jordan)
*Jesus takes his disciples to Tiro and instructs them
*Jesus sends his duly instructed disciples back into Judea.
A place fitting this description is to be found in Josephus' Antiquities.

I do not know if this has been noted before.

I have not been able to find it noted in any English sources.

The context in Josephus is disputes among the Hasmoneans in the intertestamental period: John Hyrcanus is forced to retire to a stronghold called 'Tyre' in the wilderness beyond the Jordan.

Here is Josephus' description:
Hyrcanus determined not to return to Jerusalem any more, but seated himself beyond Jordan, and was at perpetual war with the Arabs...He also erected a strong castle...And...he named it Tyre.

This place is between Arabia and Judea, beyond Jordan, not far from the country of Heshbon.
Antiquities 1211.

(p.

256 in Whiston)

انجيل برنابا Source: Philip's Scripture Atlas (ed.

Fullard H.)

If we are looking for a Tiro (or Tyro etc.) "in the hollow part of the desert near the Jordan" this "castle" of Hyrcanus must be considered a strong candidate.

It is a place with a very similiar name in more or less exactly the right location.

(We could also note that Hyrcanus retires here to regroup, as does Jesus in the Gospel of Barnabas.

This is an historically accurate motif.

Various Jewish parties at various times in post-exilic history took to retreating to beyond the Jordan, retraining their men in the wilderness, and then setting out to "reconquer" their share of the Promised Land, retracing the footsteps of Joshua.

It is especially a leifmotif of Jewish military tactics from the Maccabeans on.)
How, though, can we explain Jesus being portrayed as retiring to a stronghold of John Hyrcanus? If this is the 'Tiro' that is meant, what is its significance? It is hard indeed to see the parallel the author might be following.
Further investigation adds this: 'Tiro near the Jordan' - not far from Heshbon according to Josephus - seems to have also been a Jewish reestablishment town in the period of Ezra.

It is not far from the traditional Exodus route and was the ancesteral home of the Tobiads.

In some sources it is regarded as an alternative "Temple" to that in Jerusalem.

In modern times it is called 'Araq al-Amir' = cave of the princes.


If it is hard to see how our author might be alluding to Hyrcanus but this is one many intertestamental allusions or references in the Gospel of Barnabas.

The Gospel of Barnabas is notable for this: its story of Jesus contains many elements and references from the period before the time of the canonical Christ.


انجيل برنابا From the Spanish version: the reference to "Tyro" in Chpt.

99.


ایدن جان ادامه می دهم محال هست دوست خوبی مثل شما را به این راحتی رها کنم

42:

یا رحمان و یا رحیم
ایدن
با سلام
امشب خسته ام فردا کامل جواب می دهم .

اما فرض کن من در تایپ اشتباهی کرده ام وجمله ای اشتباهی نوشته ام کناب تاریخ تمدن ویل دورانت که در تمام شهرهای ایران موجود هست و در تمام کتاب خانه های عمومی هم هست اون را چکار می کنید در کل اون کتب هم تغییر ایجاد می کنید .


البته فردا کامل جواب می دهم .

در کتاب فوق به صراحت کلمه انجیل آمده هست .

شما در قمست های قبل ادعا کردید که منظور ویل دورانت رساله هست نه انجیل .


راستی دقت به مطالب بالا یادت نرود .

من نمی دانم چرا اینقدر بر سر این کتاب بحث هست

تا بعد

43:

بسم الله الرحمن الرحیم
ایدن با سلام
لطفا خوب بخوانید تا این قدر در دور باطل که شما ایجاد می کنید گیر نیفتیم .

این تردید هائی که ایجاد می کنید چندین بار جواب داده ام شما با عوض کردن جملات و نحوه بیان مسائل می خواهید از طرح مباحث مهمی جلو گیری کنید متأسفانه در مطالب تان هیچ نکته جدیدی به چشم نمی خورد و همه اش تکراری و غیر قابل جواب دادن هست اما بنده دفعه ای دیگر هم به سخنان شما پاسخی صریحتر می دهم تا خوانند گان محترم خود به قضاوت بنشینند .


شما لیستی بلند بالا ارائه داده اید که ادعا می کنید به اون دلایل انجیل برنابا جعلی هست .

و بعد می خواهید هیچ کس به سخنان شما جواب نگوید .

می خواهید هیچ کس نگوید احنمال اینکه حرف های شما باطل و کذب باشد بیشتر هست .

با شانتاژگری و جو سازی و تهمت و توهین و ...

قصد جلو گیری ازطرح نظرات خلاف نظرتان دارید .

کسی اگر بگوید که اگر برنامه هست عدم امکان نوشته شدن انجیل برنابا توسط برنابا دلیلی بر بطلان این کتاب باشد دیگر اناجیل تان هم باطل هست فورا اعتراض می کنید که این بحث ربطی به انجیل برنابا ندارد .

اما شما در همین موضوع به پیامبر ما ، خداوند متعال ايشانا قراون توهین می کنید .


اگر کسی بگوید در صورتی که تناقض موجب بطلان برنابا هست دیگر کتب تان هم باطل هست .

می گوئید این بحث ربطی به مبحث انجیل برنابا ندارد .

اما شما اسلام را به شیطان پرستی در همین موضوع انجیل برنابا ربط می دهید .


در حالیکه در سخنان مذکور که از شما نفل شد هیچ یک به برنابا ربط ندارد اما ما می خواهیم بگوئیم هر دو دلیل فوق با برنابا مرتبط هست چرا که وقتی هیچ کتاب قابل اثباتی در مسیحیت وجود ندارد چرا باید فقط به برنابا گیر داد .


شما همه اش می گوئید که چون از انجیل های چهار گانه هزاران نسخه وجود دارد و از برنابا وجود ندارد پس برنابا باطل هست .

در حالیکه این سخن اصلا درست نیست دهها انجیل دیگر در همان صدر مسیحیت باطل شد و جلو انتشار اون گرفته شد از اون ها هم نسخ فراوانی در دست نیست .

در حالیکه اون انجیل ها مطابق اعتراف خودتان اون روز ها وجود داشتند ،

حال چرا از انجیل برنابا حتی کمتر نام هم برده شد چون نام پیامبر اسلام به صراحت در اون بود شما با اسم اناجیل غیر برنابا عداوت نکردید .چون نام پیامبر بعدی را به صراحت نداشت .
اگر برنامه باشد نداشتن نسخی از کتاب دال بر عدم اون باشد اون انجیل ها هم نمی بایست وجود می داشتند .
انجیل برنابا علاوه بر اینکه جلو انتشار اون گرفته شد با بردن نامش هم مبارزه شد چون نام پیامبری دیگر در اون بود .

الان بنده خودم چندین جلد کتاب نوشته ام ولی تنها جلد اول اون منتشر شده و برای انتشار بقیه اون هستطاعت مالی ندارم .

یعنی نداشتن امکان مالی برای نشر دلیل بر نبودن ان نیست .

این حرف هائی که شما می زنید هیچ یک قاطع نمی باشد .

شما می خواهید بدون ارائه ادله قانع نماينده حرف تان مقبول افتد .

وقتی کسی دست به رد سخنان تان می زند داد وهوار راه می اندازید و می خواهید جلو کارش را بگیرید .


ایدن توجه کن به عرض بنده :
شما دهها سایت گذاشته اید که در همه اون ها این چند تا دلیل برای رد انجیل برنابا را آورده اید اما کسی تا بحال دلایل شما را کالبد شکافی نکرده هست .

این حق مسلم ماست قبل از پرداختن به هر بحث دیگر اول % احتمال صحت ادعاهای شما را بررسی کنیم .

شما اکنون با توسل به همین دلایل و پاره ای ادله ضعیف دیگر در کردستان عراق ، افغانستان و...

برخی از امت کم اطلاع را مسیحی می کنید .

آیا ما نباید در یک سایت دلایل شما را زیر سؤال ببریم .

شما با کم سوادهای ما مناظره می کنید در جاهای پوشیده و تحت نظر نیروهای امنیتی .هر کس هم به شما اعتراض و یا با کشیشهای شما بحث کند تحت عنوان تروریست و..

روانه زندان های خوفناک می شود .

اما ما با شما در یک سایت بحث می کنیم شما می توانید به کتب مراجعه کنید آزادنه فکر کنید و دلایل ما را به چالش بکشید .

ما مایلیم با مطلعین شما بحث کنیم اما شما چه ؟ اگر بحث را در سایتی شروع می کنید وقتی فردی با شما مقابله کرد او را با هزار ترفند از سر راه بر می دارید .

شما حتی چند جمله من کوچکترین را هم بر نمی تابید .


بنده از تمام مسلمین حاضر در سایت می خواهم با همین روشی که در پیش گرفته ام با مسیحیان بحث نمايند .

همین مطالب من را کپی کرده و هر جا که برنابا باطل فراخوان می شود .

در اون سایت سخنان مسیحیان را به چالش بکشند ثابت نمايند که این ادله ایشان تنها سخنانی ضعیف هست که در لای جملاتی گیج نماينده پیچیده شده هست تا ضعف اون معلوم نباشد و الا بدون دسترسی به هیچ مدرکی و تنها از راه عقل هم احتمال بطلان اون قابل اثبات هست اگر مانند ایدن هم با هیاهو خواستند جلو کار را بگیرند خسته نشوید مطمئن باشید اگر بتوانید %ی از ادله انجیل برنابا را هم در نزد نسیحیان مشکوک به بی اعتباری جلوه دهید عقلای خودشان بیشتر تحقیق کرده وراه را خواهند شناخت .

ایدن اینکه شما که هنوز مطلبی تمام نشده و از اون نتیجه گرفته نشده می خواهید به مطلب دیگر بپردازید سؤال بر انگیز هست .

چرا ؟ استقامت کنید مطلبی که خودت ادعا کرده اید بررسی شود بعد مطلبی جدید آغاز شود .

شما ادعا کرده اید که برنابا توسط مسلمین نوشته شده هست .

قبل از بررسی این ادعا نباید به ادعاهای دیگر پرداخت .

اثبات برنابا موضوع بعدی هست باید اول جواب ابهامات شما داده شود .

شما نباید قبل از روشن شدن کذب بودن و یا صحیح بودن سخنانت مطلب جدیدی را شروع کنید این فرار از بحث هست .


اما شماها که با این چند هستدلال نا پخته و نا سنجیده دارید امتان را فریب می دهید باید هم کنترل خود را از دست دهید و با طرح سخنان بی ربط جلو کار من را بگیرید .


اما بدان که خداوند متعال استقامت فروانی عطا فرموده شما هر چه بیشتر عصبانی شوید هر چه بیشتر خواستار منحرف کردن بحث شوید من بیشتر راغب به بحث به همان شیوه قبلی می شوم .


شما مطالبی فرموده اید و تا وقتی که به اون مطالب جواب داده نشود بحث جدیدی نباید مطرح شود .


شما دارید مظلوم نمائی می کنید تا ضعف ادله یتان آشکار نشود اما مطمئن بدانید این کاری که بنده در این سایت کردم یک نوع آموزش هم بود .

اکنون مسلمین با جستجوی در اینترنت و نفوذ به درون سایت های شما کار آمدی این روش را امتحان خواهند کرد .دیگر این هستدلال شما هم نقطه امن و یا نقطه قوت محسوب نخواهد شد .

و بدانید نقطه ضعف مهم شما در مواجهه با عقل هست .

ادله خاص شما هیچ یک با عقل تأیید قاطع نمی شود .

مگر ادله مشترک بین ادیان مثل معجزات ، یا تولد عیسی ( ع) بدون پدر، یا پیش بینی ها کتب الهی و...


اما دیگر دلایل شما مانند تثلیث ، اینکه عیسی پسر خداست ، اینکه سپس عیسی پیامبر دیگری نیست و..

ضعیف هست و در مواجهه با عقل شنماينده .

بنده راه برخورد با سخنان شما در مورد انجیل برنابا را همین ادله عقلی می دانم .

باید ثابت کرد که ادله ای که شما برای اثبات جعلی بودن انجیل برنابا ارائه می دهید .

هیچ کدام قاطع نیست .

شما با اصرار زیاد و با روش آمریکائیها می خواهید از این موضوع جلو گیری کنید اما انشا الله نخواهید توانست .


و اما شما قصد داشته اید که این گونه جا بیندازید که من نماینده مسلمین هستم .

بنده این سخن را رد کرده و فراخوان می کنم شاید این سخن به دلیل خاصی توسط شما در حال جا افتادن هست .

بنده نظرات شخصیم را می گویم .

و با توسل به همین نظرات شخصی به امید خدا موفقیت هائی کسب می کنم همانگونه که تا بحال کسب کرده ام .

البته تمام این موارد همه لطف خداست نه توانائی بنده حقیر .

وهر جا ضعفی هست در اثر عدم دقت خودم هست .


عصبانیت شما را درک می کنم دلالیل ضعیف ارائه کردید .


کتابی وجود دارد به نام انجیل برنابا و منتسب به او دلیلی قاطع هم برای بطلان اون نیست این خود نود % راه هست .خیلی از مسیحیان هم درک خواهند کرد که نکند تا بحال راه اشتباه را می رفتند ؟؟؟؟!!!!

44:


درود..
همانطور که فرمودیم پیرامون انجیل برنابا دیگر هیچ بحث و بررسی آکادمیک وجود ندارد.

یعنی این اجیل کاملا رد شده
.
این تحرکات زیاد هم همان دست و پا زدن های مسلمین میباشند که به زور میخوانند یک کتاب مربوط به 300 سال پیش را 2000 ساله بنمايند!
مطلب انگلیسیتان نیز هیچ ربطی به این مطالب فارسی ندارد



The ruins at Araq al-Amair, modern Jordan.
There is a mysterious reference in the Gospel of Barnabas to a place called "Tiro near the Jordan", also described as being "in the hollow part of the desert." Here is the reference, from chpt.

99:
Jesus, having withdrawn into a hollow part of the desert in Tiro near to Jordan, called together the seventy-two with the twelve, and, when he had seated himself upon a stone, made them to sit near him.

And he opened his mouth with a sigh and said....
At first glance we might ask if this is simply an instance of the Barnabas writer getting his geography mixed up: he is confused about the location of the Biblical "Tyre".

This cannot be the case, though.

Jesus visits Tyre and Sidon in the Gospel of Barnabas( see Chpt.

21), as in the canonical gospels, and it seems clear that the author understands Tiro to be some place other than the northern city Tyre.
But what place could he mean? All he tells us is:
(a) It is called Tiro
(b) It is in the hollow part of the desert (I take this to mean the lower Jordan valley where it starts to sink below sea level)
(c) It is near the Jordan.
The context of this, the episode at this place, is the instruction of the disciples and their preparation for their mission in chpt.

126.

The Tiro episode entails a long section concerned with the training of Jesus' disciples (chpts.

99-126).

As well as this, we must note that Jesus and the disciples retire to Tiro in the aftermath of the war described in chpt.

91sq.

The total framing of the episode - read the whole section chpt.

97 -126 to see this - is thus:
*War and sedition in Judea (including the scenes where the dispute is referred to Jesus - as Joshua redivivus - at the Jordan)
*Jesus takes his disciples to Tiro and instructs them
*Jesus sends his duly instructed disciples back into Judea.
A place fitting this description is to be found in Josephus' Antiquities.

I do not know if this has been noted before.

I have not been able to find it noted in any English sources.

The context in Josephus is disputes among the Hasmoneans in the intertestamental period: John Hyrcanus is forced to retire to a stronghold called 'Tyre' in the wilderness beyond the Jordan.

Here is Josephus' description:
Hyrcanus determined not to return to Jerusalem any more, but seated himself beyond Jordan, and was at perpetual war with the Arabs...He also erected a strong castle...And...he named it Tyre.

This place is between Arabia and Judea, beyond Jordan, not far from the country of Heshbon.


Antiquities 12FPRIVATE "TYPE=PICT;ALT="11.

(p.

256 in Whiston)
Source: Philip's Scripture Atlas (ed.

Fullard H.)

If we are looking for a Tiro (or Tyro etc.) "in the hollow part of the desert near the Jordan" this "castle" of Hyrcanus must be considered a strong candidate.

It is a place with a very similiar name in more or less exactly the right location.

(We could also note that Hyrcanus retires here to regroup, as does Jesus in the Gospel of Barnabas.

This is an historically accurate motif.

Various Jewish parties at various times in post-exilic history took to retreating to beyond the Jordan, retraining their men in the wilderness, and then setting out to "reconquer" their share of the Promised Land, retracing the footsteps of Joshua.

It is especially a leifmotif of Jewish military tactics from the Maccabeans on.)
How, though, can we explain Jesus being portrayed as retiring to a stronghold of John Hyrcanus? If this is the 'Tiro' that is meant, what is its significance? It is hard indeed to see the parallel the author might be following.
Further investigation adds this: 'Tiro near the Jordan' - not far from Heshbon according to Josephus - seems to have also been a Jewish reestablishment town in the period of Ezra.

It is not far from the traditional Exodus route and was the ancesteral home of the Tobiads.

In some sources it is regarded as an alternative "Temple" to that in Jerusalem.

In modern times it is called 'Araq al-Amir' = cave of the princes.


If it is hard to see how our author might be alluding to Hyrcanus but this is one many intertestamental allusions or references in the Gospel of Barnabas.

The Gospel of Barnabas is notable for this: its story of Jesus contains many elements and references from the period before the time of the canonical Christ.


From the Spanish version: the reference to "Tyro" in Chpt.

99.


این هم سند نشد گرامی!
اولا که در انجیل لوقا بابی داریم که مسیح با 12 شاگرد و 70 شاگردش سخن میگوید.
در این سخنان ، مسیح به صور(tyre-tyros) اشاره میکند.
نویسنده ی انجیل جعلی برنابا نیز فکر کرده که مسیح و شاگردانش در صور (tyre-tyros) بودند.

در ضمن سخنان یوسفس نیز ربطی به این سخنان باطل انجیل برنابا ندارد!
یوسفس از سرزمین سبز و خوش آب و هوا سخن میگوید:
انجيل برنابا

و نه صحرا و بیابان!

اصلا به فرض بگیریم که انجیل برنابا از همان شهر عرب نشینی سخن فرموده که یوسفس در اون باره مطالبی نوشته بود.
خوب که چی؟
مگر در مورد شهری نوشتن سند و مدرک محسوب میشود؟
اون هم شهری معروف و متمدن:



Cyril Glassé محقق مشهور مسلمان میگوید:
As regards the "Gospel of Barnabas" itself, there is no question that it is a medieval forgery.

A complete Italian manuscript exists which appears to be a translation from a Spanish original (which exists in part), written to curry favor with Muslims of the time.

It contains anachronisms which can date only from the Middle Ages and not before, and shows a garbled comprehension of Islamic doctrines, calling the Prophet "the Messiah", which Islam does not claim for him.

Besides its farcical notion of sacred history, stylistically it is a mediocre parody of the Gospels, as the writings of Baha'Allah are of the Koran.

The Concise Encyclopedia of Islam, Harper & Row, 1989, p.

64

پس یک محقق مسلمان در یک دانشنامه ی اسلامی خود میگوید که " در مورد جعلی بودن انجیل برنابا شک و سوالی نیست"!

کتاب هایی که توصیه میشوند:

The Gospel of Barnabas (by Norman L.

Geisler
& Abdul Saleeb)
The Gospel of Barnabas: Why Muslims Shouldn't Use It examines the common assumptions Muslims make about the GoB
The Gospel of Barnabas: The Spurious Gospel in Islamic Apologetics (by John Gilchrist)
The Claim that the "Gospel of Barnabas" is the True Gospel
Contradictions between the Qur'an and the "Gospel of Barnabas"
Contradictions of the GoB with itself
Origins and Sources of the Gospel of Barnabas by John Gilchrist
The Gospel of Barnabas by Gerhard Nehls
The Gospel of Barnabas (by Rafique, Injil.org website)
The Gospel of Barnabas (itl.org.uk website)
The Forgery of the Gospel of Barnabas (off site)

45:


در این یک خروار مطلب یک جمله ی درست و حسابی پیدا نشد!

1.

مطالبی که اعمال من را نقد کرده اند ( به جای اینکه بیایید از انجیل جعلیتان دفاع کنید):
ایدن با سلام
لطفا خوب بخوانید تا این قدر در دور باطل که شما ایجاد می کنید گیر نیفتیم .

این تردید هائی که ایجاد می کنید چندین بار جواب داده ام شما با عوض کردن جملات و نحوه بیان مسائل می خواهید از طرح مباحث مهمی جلو گیری کنید متأسفانه در مطالب تان هیچ نکته جدیدی به چشم نمی خورد و همه اش تکراری و غیر قابل جواب دادن هست اما بنده دفعه ای دیگر هم به سخنان شما پاسخی صریحتر می دهم تا خوانند گان محترم خود به قضاوت بنشینند .


شما لیستی بلند بالا ارائه داده اید که ادعا می کنید به اون دلایل انجیل برنابا جعلی هست .

و بعد می خواهید هیچ کس به سخنان شما جواب نگوید .

می خواهید هیچ کس نگوید احنمال اینکه حرف های شما باطل و کذب باشد بیشتر هست .

با شانتاژگری و جو سازی و تهمت و توهین و ...

قصد جلو گیری ازطرح نظرات خلاف نظرتان دارید .

کسی اگر بگوید که اگر برنامه هست عدم امکان نوشته شدن انجیل برنابا توسط برنابا دلیلی بر بطلان این کتاب باشد دیگر اناجیل تان هم باطل هست فورا اعتراض می کنید که این بحث ربطی به انجیل برنابا ندارد .

اما شما در همین موضوع به پیامبر ما ، خداوند متعال ايشانا قراون توهین می کنید .

2.

مغلطه های شما:
اگر کسی بگوید در صورتی که تناقض موجب بطلان برنابا هست دیگر کتب تان هم باطل هست .

می گوئید این بحث ربطی به مبحث انجیل برنابا ندارد .

اما شما اسلام را به شیطان پرستی در همین موضوع انجیل برنابا ربط می دهید .


در حالیکه در سخنان مذکور که از شما نفل شد هیچ یک به برنابا ربط ندارد اما ما می خواهیم بگوئیم هر دو دلیل فوق با برنابا مرتبط هست چرا که وقتی هیچ کتاب قابل اثباتی در مسیحیت وجود ندارد چرا باید فقط به برنابا گیر داد .


شما همه اش می گوئید که چون از انجیل های چهار گانه هزاران نسخه وجود دارد و از برنابا وجود ندارد پس برنابا باطل هست .

در حالیکه این سخن اصلا درست نیست دهها انجیل دیگر در همان صدر مسیحیت باطل شد و جلو انتشار اون گرفته شد از اون ها هم نسخ فراوانی در دست نیست .

در حالیکه اون انجیل ها مطابق اعتراف خودتان اون روز ها وجود داشتند ،

اما دیگر دلایل شما مانند تثلیث ، اینکه عیسی پسر خداست ، اینکه سپس عیسی پیامبر دیگری نیست و..

ضعیف هست و در مواجهه با عقل شنماينده .

بنده راه برخورد با سخنان شما در مورد انجیل برنابا را همین ادله عقلی می دانم .

باید ثابت کرد که ادله ای که شما برای اثبات جعلی بودن انجیل برنابا ارائه می دهید .

3.

یاوه گویی!
انجیل ها هم نمی بایست وجود می داشتند .
انجیل برنابا علاوه بر اینکه جلو انتشار اون گرفته شد با بردن نامش هم مبارزه شد چون نام پیامبری دیگر در اون بود .

الان بنده خودم چندین جلد کتاب نوشته ام ولی تنها جلد اول اون منتشر شده و برای انتشار بقیه اون هستطاعت مالی ندارم .

یعنی نداشتن امکان مالی برای نشر دلیل بر نبودن ان نیست .

این حرف هائی که شما می زنید هیچ یک قاطع نمی باشد .

شما می خواهید بدون ارائه ادله قانع نماينده حرف تان مقبول افتد .

وقتی کسی دست به رد سخنان تان می زند داد وهوار راه می اندازید و می خواهید جلو کارش را بگیرید .


ایدن توجه کن به عرض بنده :
شما دهها سایت گذاشته اید که در همه اون ها این چند تا دلیل برای رد انجیل برنابا را آورده اید اما کسی تا بحال دلایل شما را کالبد شکافی نکرده هست .

این حق مسلم ماست قبل از پرداختن به هر بحث دیگر اول % احتمال صحت ادعاهای شما را بررسی کنیم .

شما اکنون با توسل به همین دلایل و پاره ای ادله ضعیف دیگر در کردستان عراق ، افغانستان() و...

برخی از امت کم اطلاع را مسیحی می کنید .

آیا ما نباید در یک سایت دلایل شما را زیر سؤال ببریم .

شما با کم سوادهای ما مناظره می کنید در جاهای پوشیده و تحت نظر نیروهای امنیتی .هر کس هم به شما اعتراض و یا با کشیشهای شما بحث کند تحت عنوان تروریست و..

روانه زندان های خوفناک می شود
.((این چرندیان را در مسجد محله تان به شما فرموده اند؟!))
اما ما با شما در یک سایت بحث می کنیم شما می توانید به کتب مراجعه کنید آزادنه فکر کنید و دلایل ما را به چالش بکشید .

ما مایلیم با مطلعین شما بحث کنیم اما شما چه ؟ اگر بحث را در سایتی شروع می کنید وقتی فردی با شما مقابله کرد او را با هزار ترفند از سر راه بر می دارید .

شما حتی چند جمله من کوچکترین را هم بر نمی تابید .


بنده از تمام مسلمین حاضر در سایت می خواهم با همین روشی که در پیش گرفته ام با مسیحیان بحث نمايند .

همین مطالب من را کپی کرده و هر جا که برنابا باطل فراخوان می شود .

در اون سایت سخنان مسیحیان را به چالش بکشند ثابت نمايند که این ادله ایشان تنها سخنانی ضعیف هست که در لای جملاتی گیج نماينده پیچیده شده هست تا ضعف اون معلوم نباشد و الا بدون دسترسی به هیچ مدرکی و تنها از راه عقل هم احتمال بطلان اون قابل اثبات هست اگر مانند ایدن هم با هیاهو خواستند جلو کار را بگیرند خسته نشوید مطمئن باشید اگر بتوانید %ی از ادله انجیل برنابا را هم در نزد نسیحیان مشکوک به بی اعتباری جلوه دهید عقلای خودشان بیشتر تحقیق کرده وراه را خواهند شناخت .


محمد محسن چیزهایی از ما میدانند که ما خود از اونها اطلاعی نداریم!



در پست بعدی معیارهای کتابشناختی را بررسی خواهم کرد.
بدرود!

46:

برادران و خواهران
با سلام
تصمیم گرفتم من بعد هر سخنی حاوی توهین و بحث های بی ربط بود ناشنیده انگارم و به بحث خودم آرام و بدون توجه به سخن منحرف نمايندگان بحث ادامه دهم لازم هست در ابتدای مرحله دو سخن تحلیلی کوتاه ارائه شود این تحلیل علاوه بر اینجا در موضوع آیا کتاب مقدس تحریف شد نیز برنامه داده خواهد شد اما سپس بیان موضوعات عمومی هر یک راه جداگانه ی خود را طی خواهد کرد :
************************************
مسیحیت از همان ابتدای عروج عیسی (ع) تحت تأثیر شخصی به نام پولس برنامه گرفت .

این شخص از یهودیان متعصب و از دانش آموختگان نزد این مذهب بود .

او از شکنجه گران اصلی بود که نسبت به مسیحیان مؤمنی ترحمی نداشت .

همه اونانی که پیام رسول خدا را لبیک و با جان و مال در خدمت او بودند .

هدف عداوتهای بی پایان او بودند .

شاید تصور و باور این نکته برای مسلمین سخت باشد که برخی شهدای مسیحی سختی هائی حتی مصیبت بار تر ازشهدای مسلمین صدر اسلام متحمل شدند .

حکایت شهدای زن و مردی که رنج ها را به جان می خریدند تا دین خدا حفظ شود ستودنی هست .

یکی از سنگدل ترین شکنجه گرها پولس بود .او خود می گوید :
شما وصف زندگی گذشتۀ مرا در دین یهود شنیده‌اید، که چه بسیار کلیسای خدا را آزار می‌رسانیدم و اون را ویران می‌کردم.

پولس خطاب به غلاطیه
حضرت محمد (ص) در دوران حیات مبارک شان اسمی از فردی که مسیحیت را به انحراف کشاند نبرده اند .

اما با انتقال نام منحرف نماينده مسیحیت به امامان مصیبتی که دامن گیر مسیحیت شد را بازگو نموده اند .

و احتمالا وقت مناسب برای افشای نام این فرد را نیز فرموده اند .

انگشت اشاره امامان معصوم پولس را نشانه رفته هست .

وبحق سپس مطالعه نامه ها و عقاید پولس براحتی این امر قابل پی گیری هست .

تمام عقاید انحرافی مسیحیت در نوشته های پولس بیان شده هست .

مهمترین کارهائی که پولس انجام داد به شرح زیر هست :

1- فراخوان اینکه از طرف خدا مأموریت دارد تا مبلغ انجیل عیسی مسیح باشد .

این ادعا براحتی و از همان اول مطرح شد .

پولس اطلاع داشت که مسیحیان معتقدند که عیسی سه روز سپس مردنش زنده شده و نیز اطلاع داشت که مسیحیان نیاز دارند که این امر توسط حادثه ای به ظاهر غیبی دیگر تأیید شود در این راه چه حادثه ای بهتر از ظهور عیسی بر دشمنی سرسخت ، پولس به تجربه دریافته بود که با کشتار کاری از پیش نمی برد و مظلومیت مسیحیت موجب رشد روز افزون اون دین می گردد.

لذا تنها راه حفظ یهودیت و چلوگیری از مسیحی شدن یهودیان خنده دار کردن دین مسیحیت بود .

اولین قدم که باید او بر می داشت جا انداختن این موضوع بود که از طرف خدا مأموریت دارد حال چرا خدا ؟ چرا عیسی نه ؟ چون قصد تغییرات بنیادین را داشت که این تغییرات بنیادین در مواردی متضاد با تعالیم عیسی بود .

در جملات متعددی از ایشان مأموریت خود ار از جانب خدا دانسته اند :
(( از پولُس که به‌خواست خدا، رسول مسیحْ عیسی هست)) ویا در جائی دیگر (( خدا مرا برگزیده و فرستاده هست .))

2- پولس باید به گونه ای این مأموریت مهم را انجام می داد که کسی شک نکند و در مسیحی بودن او تردیدی بوجود نیاید .

لذا در این راه می بایست برای عقایدش شکنجه و سختی را متحمل میشد .

او پی برده بود که از بین برئن نام عیسی مسیح و دین مسیحیت امکان پذیر نیست لذا سعی خود را بر تحریف این دین برنامه داد .


3- تردیدی نیست که پولس نقش پايه ی و ریشه ای را در نگارش اناجیل بازی کرده هست ، این اقدام به کرات در نوشته های پولس تأیید شده هست هر چند مسیحیت امروز دست به توجیه زده هست اما این توجیهات چیزی از اعترافات بی نظیر پولس نمی کاهد :
۱۱ای برادران، می‌خواهم بدانید انجیلی که من بدان بشارت دادم، ساخته و پرداختۀ بشر نیست،۱۲زیرا من اون را از انسان نیافتم، و کسی نیز اون را به من نیاموخت؛ بلکه اون را از طریق مکاشفۀ عیسی مسیح دریافت کردم.

نامه پولس به کلیساهای غلاطیه

1 پس از چهارده سال، دیگربار همراه برنابا به اورشلیم رفتم و تیتوس را نیز با خود بردم.۲امّا اینبار، رفتنم در نتیجۀ دریافت مکاشفه‌ای بود.

در اونجا انجیلی را که در میان غیریهودیان موعظه می‌کنم بدیشان عرضه داشتم؛ البته در خلوت، و نیز تنها به رهبران سرشناس، مبادا بیهوده بدوم یا دویده باشم.۳امّا حتی همسفرم تیتوس، با اینکه یونانی بود، مجبور نشد ختنه شود.۴این بدان سبب پیش آمد که بعضی از برادرانِ دروغین، مخفیانه در جمع ما رخنه کرده بودند تا اون آزادی را که در مسیحْ عیسی داریم جاسوسی نمايند و ما را به‌بندگی بکشانند.۵ولی ما دمی هم تسلیم اونها نشدیم تا حقیقت انجیل نزد شما ثابت بماند.

۶امّا اون رهبران سرشناس چیزی بر پیام من نیفزودند - اونان هر‌که بودند مرا تفاوتی نمی‌کند، زیرا خدا بر صورت ظاهر قضاوت نمی‌کند -۷بلکه به‌عکس، ایشان دریافتند که وظیفۀ رسانیدن انجیل به غیریهودیان به من سپرده شده هست، همانگونه که وظیفۀ رسانیدن انجیل به یهودیان به پِطرُس سپرده شده بود.۸زیرا همان خدایی که از طریق پِطرُس چونان رسولِ یهودیان عمل کرد، از طریق من نیز چون رسولِ غیریهودیان عمل نمود.۹پس چون یعقوب و پِطرُس و یوحنا که مشهور به ارکان بودند فیضی را که نصیب من شده بود مشاهده کردند، به من و برنابا دست رفاقت دادند و توافق شد که ما نزد غیریهودیان برویم و اونان نزد یهودیان.۱۰فقط خواستند که فقرا را به‌یاد داشته باشیم، که البته این بواقع کاری بود که من خود نیز مشتاق انجامش بودم همان منبع
توجیه چه فایده دارد ، هنگامی که خود او به صراحت از انجیل حرف می زند و شورایی که نشست و تصمیم گرفت ایا حرف های ایشان حرف خداست یا نه ؟ این چگونه پیام خدائی هست که باید شورائی بنشینند و راجع به اون تصمیم بگیرند .

خدا باید مؤید شورا باشد یا شورا مؤید خدا ؟؟؟
4- ایشان مسیحیت را از حالت یگانه پرستی به حالتی عجیب سوق داد که هیچ گاه مسیحیت از زیر بار این تناقض و موضوع غیر عقلانی بیرون نخواهد آمد .

بزرگان مسیحیت نتوانسته اند جواب قانع نماينده ای به سؤالات مرتبط با اون بدهند .

نظریه پدر و پسر و روح القدس از اون عجیب تر هست که با مثال هائی بی ربط حل شود ، ممکن هست عده ای خیال نمايند این ایراد فقط توسط مسلمین گرفته شده هست اما تعدادی از مشاهیر نزدیک به خودشان نگاهی طنز گونه به این سخن پرداخته و پاپ را جادوگری زبردست نامیده اند که فرموده هست سه همان یک هست .

برای نمونه به این جملات از مو نتسكيو به نقل از كتاب ( تاريخ فلسفه ساسي غرب ) توجه فرمائيد : ‹‹ اگر شاه جادوگر هست , اما جادوگر بزرگتري نيز هست كه پاپ نام دارد.شاه فكر امت را كنترل مي كند و پاپ فكر وذهن شاه را .

پاپ مي تواند شاه را وادارد ( قبول كند سه همان يك هست { تثليث } ناني كه مي خورد نان نيست , شرابي كه مي نوشد شراب نيست , { عشاء رباني } و هزاران هزار چيزهاي ديگر كه همين جوري اند ››

5- این فکر عجیب و غیر معقول که العیاذ بلله عیسی پسر خداست با صراحت در اثار پولس آمده هست .

رسولان دیگر نیز احتمالا تحت فشار جملاتی را فرموده اند اما جملات هیچ یک با جملات پولس در این خصوص قابل قیاس نیست

6- پولس به نوشتن انجیل و نظارت و کنترل رسولان و...

قانع نشد بلکه تلاش عجیب و باورنکردنی را شروع کرد تا اینگونه جا بیندازد که رستگاری در اثر ایمان به شریعت حاصل نمی شود .بدین طریق پولس اطمینان می یافت که عقلا هیچ گاه نخواهند پذیرفت که پیرو دینی شوند که خود ، شریعت خود را قبول ندارد : ((۱۶می‌دانیم که انسان نه با اعمال شریعت، بلکه با ایمان به عیسی مسیح پارسا شمرده می‌شود.

پس ما خود نیز به مسیحْ عیسی ایمان آوردیم تا با ایمان به مسیح پارسا شمرده شویم و نه با اعمال شریعت، زیرا هیچ بشری از راه انجام اعمال شریعت پارسا شمرده نمی‌شود.

..))

(( 1 ای غَلاطیان نادان، چه کسی شما را افسون کرده هست؟ زیرا در برابر چشمان خود شما عیسی مسیح به‌روشنی چون کسی که بر صلیب شد، ترسیم گردید.۲فقط می‌خواهم این را بدانم: آیا روح را با انجام اعمال شریعت یافتید یا با ایمان به اونچه شنیدید؟۳آیا تا این حد نادانید که با روح آغاز کردید و اکنون می‌خواهید با تلاش انسانی به مقصد برسید؟۴آیا همۀ اون چیزها بیهوده بر شما گذشته هست؟ مگر اینکه براستی بیهوده بوده باشد!۵آیا خدا از اون جهت روح را به شما عطا می‌کند و معجزات در میان شما ظاهر می‌سازد که اعمال شریعت را به‌جا می‌آورید، یا از اون‌رو که به اونچه شنیدید ایمان دارید؟۶چنانکه ابراهیم «به خدا ایمان آورد و این برای او پارسایی شمرده شد.»۷پس می‌بینید کسانی فرزند ابراهیم‌اند که به ایمان تکیه دارند.۸و کتاب چون پیشتر دید که خدا غیریهودیان را بر پایۀ ایمان پارسا خواهد شمرد، از این‌رو، پیشاپیش به ابراهیم بشارت داد که «تمام قومها به‌واسطۀ تو برکت خواهند یافت.»۹پس اونها که به ایمان اتکا دارند، با ابراهیمِ ایماندار برکت می‌یابند....
۱۰زیرا اونان که بر انجام اعمال شریعت تکیه دارند، همگی دچار لعنت‌اند، چرا‌که آمده هست: «ملعون باد هر‌که به تمام اونچه در کتاب شریعت نوشته شده عمل نکند.»۱۱واضح هست که هیچ‌کس به‌واسطۀ شریعت نزد خدا پارسا شمرده نمی‌شود، زیرا «پارسا به ایمان زیست خواهد کرد.»۱۲امّا شریعت بر ایمان متکی نیست، بلکه «کسی که اینها را به‌عمل آوَرَد، به‌واسطۀ اونها حیات خواهد داشت.»۱۳مسیح به‌جای ما لعن شد و اینگونه ما را از لعنت شریعت بازخرید کرد، زیرا نوشته شده که «هر‌که به دار آویخته شود ملعون هست.»۱۴او چنین کرد تا برکت ابراهیم در مسیحْ عیسی نصیب غیریهودیان گردد، و تا ما اون روح را که وعده داده شده بود، از راه ایمان دریافت کنیم.))
در واقع پولس برای اطمینان بیشتر حتی به کتب مورد تأیید خودش نیز رحم نکرد و با این اقدام اناجیل را نیز در حد یک کتاب برای مطالعه تنزل داد .


7-بدون شک لبه تیز دشمنی های پولس متوجه پطرس و برنابا بود .

او هر چند در ابتدا با برنابا دوست شد اما در نهایت با او از در دشمنی در آمد .

تا انجیلش نیز با خود برنابا در تاریخ مسیحیت به فراموشی سپرده شود .

او در باب دشمنی با اناجیل غیر مصوبش می گوید :((6 در شفرمودم که شما بدین زودی از اون که شما را به‌واسطۀ فیض مسیح فراخوانده هست رویگردان شده، به‌سوی انجیلی دیگر می‌روید.۷البته انجیلی دیگر وجود ندارد، امّا کسانی هستند که فکر شما را مغشوش می‌سازند و بر‌اونند که انجیل مسیح را تحریف نمايند.۸امّا حتی اگر ما یا فرشته‌ای از آسمان، انجیلی غیر از اونچه ما به شما بشارت دادیم موعظه کند، ملعون باد!۹
چنانکه پیشتر فرمودیم، اکنون باز می‌گویم: اگر کسی انجیلی غیر از اونچه پذیرفتید به شما موعظه کند، ملعون باد! ))
کسی که می توانست حامی برنابا باشد پطرس بود که او نیز با شدت هر چه تمامتر مورد دشمنی بی پایان پولس واقع شد :

((۱۱امّا چون پِطرُس به اَنطاکیه آمد، با او رویاروی مخالفت کردم، چه آشکارا تقصیرکار بود.۱۲زیرا پیش از اونکه کسانی از جانب یعقوب درآیند، با غیریهودیان همسفره می‌شد، امّا همین که اونها آمدند، پا پس کشید و خود را جدا کرد، چرا‌که از اهل ختنه بیم داشت.۱۳سایر یهودیان نیز در این ریاکاری به او پیوستند، به‌گونه‌ای که حتی برنابا نیز در ریاکاری اونان گرفتار آمد.
۱۴امّا من چون دیدم اونان در راستای حقیقتِ انجیل هستوار گام نمی‌زنند، در حضور همه پِطرُس را فرمودم: «اگر تو، با اینکه یهودی هستی، همچون غیریهودیان زندگی می‌کنی نه چون یهودیان، چگونه هست که غیریهودیان را وامی‌داری که از رسوم یهودیان پیروی نمايند؟» )) مسلم هست که درگیری دو پطرس با پولس بر سر ختنه نبوده هست .

و مسلم هست که پطرس نمی توانست اینگونه با رسولی که توسط شخص عیسی مسیح به رسالت بر گزیده شد اینگونه برخورد نماید .

مگر اینکه تغییراتی عمیق در مسیحیت به وقوع پیوسته باشد .


ادامه دارد

47:

خجالت آور هست!!
این پست مربوط به پولس میباشد که محمد محسن در تاپیک "آیا کتاب مقدس تحریف شده" فرستاده بودند و پاسخشان را نیز گرفتند.
ولی گویا دیگر چیزی برای فرمودن در این تاپیک نداشتند و آمدند همان پست را در این تاپیک باز هم کپی کردند!!

من نیز از مدیر تالار توقع داشتم که این پست و همچنین پستی دیگر که در مورد پولس بودند و هیچ ربطی به انجیل برنابا نداشتند را حذف نمايند..
ولی نمیدانم چرا همیشه پست های ما ویرایش میشود و پست های دوستان مسلمان با اینکه خلاف قوانین تالار نیز هستند میبایست پابرجا باقی بمانند!

قوانین ویژه تالار "فرمودمان های ادیان و منتقدین"

- عدم ارسال پست های بی ارتباط با موضوع :
در هر تاپیک باید دقت شود که محدوده بحث حفظ شود و تنها در همان موضوع فرمودگو انجام شود و از پراکنده گویی و انحراف موضوع خودداری شود .
http://www.forum.hammihan.com/showthread.php?t=14137

48:

ایدن عجله نکن ربطش را خواهید فهمید بگذار با حوصله کار کنیم تا خوانند گان مطلب را دریافت نمایند .


49:

بسم الله الرحمن الرحیم
ایدن اعتراض کردند که چرا مباحث صفحه آیا کتاب مقدس تحریف شده در اینجا نیز گذاشته می شود .

بنده از همان اول عرض کردم که که این مطلب به هر دو بحث ارتباط دارد و در پایان قسمت دوم به بعد( یعین از اول قسمت سوم ) این بحث از اون عنوان جدا خواهد شد در اینجا به این احتمال خواهم پرداخت که کدام انجیل مورد غضب پولس برنامه گرفت او خود چه فرموده هست؟

اما این مقدمه در اینجا نیاز بود تا افرادی که به اون صفحه سر نمی زنند پیوستگی و ادله بحث را متوجه شوند
قسمت دوم
8- چطور شد فردی که با مسیحیان کینه ای دیرینه داشت ، اینگونه راحت پذیرفته شد و توانست تا این حد ترفیع بگیرد آیا کسی با او مخالفت نکرد آیا هیچ کس احتمال نداد که او شاید دروغ بگوید ؟ جواب این سؤال مثبت هست ،بر پايه نامه های خود پولس تعدادی از مسیحیان عمیقا به او شک داشتند : ۶در شفرمودم که شما بدین زودی از اون که شما را به‌واسطۀ فیض مسیح فراخوانده هست رویگردان شده، به‌سوی انجیلی دیگر می‌روید.۷البته انجیلی دیگر وجود ندارد، امّا کسانی هستند که فکر شما را مغشوش می‌سازند و بر‌اونند که انجیل مسیح را تحریف نمايند.۸

غلاطیان اونچنان فکر و ذهن پولس را بخود مشغول کرده بودند که او حتی فحش می دهد :1 ای غَلاطیان نادان، چه کسی شما را افسون کرده هست؟ زیرا در برابر چشمان خود شما عیسی مسیح به‌روشنی چون کسی که بر صلیب شد، ترسیم گردید.۲فقط می‌خواهم این را بدانم: آیا روح را با انجام اعمال شریعت یافتید یا با ایمان به اونچه شنیدید؟۳آیا تا این حد نادانید که با روح آغاز کردید و اکنون می‌خواهید با تلاش انسانی به مقصد برسید؟۴آیا همۀ اون چیزها بیهوده بر شما گذشته هست؟ مگر اینکه براستی بیهوده بوده باشد!۵آیا خدا از اون جهت روح را به شما عطا می‌کند و معجزات در میان شما ظاهر می‌سازد که اعمال شریعت را به‌جا می‌آورید، یا از اون‌رو که به اونچه شنیدید ایمان دارید؟
غلاطیان فکر می کردند و در شریعت هستدلال می کردند در حالیکه پولس با هستدلال و منطق بیگانه بود او فقط اطاعت کور کورانه می خواست و به این اطاعت کور کورانه ایمان می فرمود .


غلاطیان به پولس شک کرده بودند که چرا به نزدیکترین فرد به عیسی مسیح بی احترامی می کند به همین دلیل هست که او پطرس را محکوم کرده و حق به جانب می گوید : امّا چون پِطرُس به اَنطاکیه آمد، با او رویاروی مخالفت کردم، چه آشکارا تقصیرکار بود

او عمدا مبنای اختلاف خود و پطرس را ختنه فراخوان می کند این نیز تلاشی دیگر برای خنده دار کردن دین مسیحیت بود .

در واقع یهودیان می فرمودند رسولان مسیحیت بر سر ختنه درگیر شدند .

اما علیرغم همه اینها غلاطیان دست از خردورزی برنداشته و به مخالفت ها ادامه دادند این بود که پولس نوشت :

۱۲ای برادران، از شما تمنا دارم که همچون من بشوید، زیرا من نیز همانند شما شده‌ام.

در حقّم هیچ بدی نکردید.۱۳چنانکه می‌دانید، نخستین بار، بیماری جسمی‌ام سبب شد که بشارت انجیل را به شما برسانم.۱۴امّا هرچند وضع جسمی من برای شما آزمایشی بود، لیکن به من به‌دیدۀ تحقیر یا با کراهت نگاه نکردید.

برعکس، چنان مرا به‌گرمی پذیرا شدید که گویی فرشته‌ای از جانب خدا و یا خودِ مسیحْ عیسی بودم.۱۵پس کجاست اون شور و شعف شما؟ می‌توانم شهادت بدهم که اگر می‌توانستید، حتی چشمان خود را بیرون آورده به من می‌دادید.۱۶آیا اکنون چون حقیقت را به شما می‌گویم دشمنتان شده‌ام؟
اون حقیقتی که پولس فرمود و غلاطیان دشمنش شدند چی بود ؟ آیا ختنه بود ؟آیا مهمترین مسئله مسیحیان در اون گیر ودار و بگیر و ببند ختنه بود ؟ جالب این هست که خود پولس هم می داند کسی حرف های او را باور نمی کند و یا در گیری بین او وپطرس بر سر یک موضوع مانند این را عجیب می داند بنا بر این خود او می گوید : زیرا نه ختنه چیزی هست و نه ختنه‌ناشدگی؛ اونچه اهمیّت دارد خلقت جدید هست بله جواب سؤالات فوق منفی هست چون پولس بارها در این نامه به اعتقاد غلاطیان به انجیلی دیگر و به رستگاری بر پايه انجام اعمال شریعت اشاره دارد .

بله غلاطیان کاملا شک کردند ایشان از درگیری پطرس با پولس و از پشت پا زدن های مکرر پولس به انجیلی که سینه به سینه در بین امت می گشت و تبلیغ سخنانی به نام عیسی مسیح اهدافی دیگر را تبلیغ می کند

آیا تنها غلاطیان به پولس شک کردند خیر قُرِنتیان نیز شک کردند تردید های ایشان اونقدر بالا می گیرد که پولس به تهدید متوسل شد :
این سوّمین بار هست که به دیدارتان می‌آیم.

«هر سخنی با گواهیِ دو یا سه شاهد ثابت خواهد شد.»۲من در دیدار دوّم خود، کسانی را که در گذشته مرتکب گناه شده بودند، و نیز هر‌کس دیگر را هشدار دادم و اکنون نیز در غیاب خود باز هشدار می‌دهم که وقتی نزدتان بیایم، بر کسی آسان نخواهم گرفت

50:

«معیار کتابشناختی انجیل جعلی برنابا»


«اثبات جعلی بودن این انجیل»


قسمت دوم



هدف ما در اين بخش، بررسی اعتبار انجیل کاذب برنابا از لحاظ تاريخی، می‌باشد، .

اعتبار تاريخی این انجیل را بايد با همان ضوابط و معيارهایی تعيين كرد كه برای سایر مدارک و متون تاريخی به كار می‌روند.

ساندِرز (C.

Sanders
) در كتابِ خود، به نام مقدمه‌ای بر تحقيق در مورد تاريخ ادبيات انگليسی، سه اصل پايه ی ِ تاريخ‌نگاری را نام می‌برد و به تشريح اونها می‌پردازد.

اين سه اصل عبارتند از معيار كتاب‌شناسی، معيار شواهد داخلی و معيار شواهد خارجی.

در سری نوشته‌هایم به بررسی انجیل برنابا خواهيم پرداخت و اون را با هر یک از معيارهای فوق، محک خواهيم زد تابطالت رايشاندادهای تاريخی‌ای را كه در اون به عنوان منبعی تارخی ثبت شده، تعيين نماييم.



نسخ خطی انجیل کاذب برنابا



اصالت متون تاریخی بر پايه بر شهادت نسخ خطی اون هستوار هست.

متأسفانه یا خوشبختانه یکی از بزرگترین مشکلات این انجیل کمبود نسخه ی خطی میباشد.

نسخ خطی عهد جدید = 24970
نسخ خطی ایلیاد = 643
نسخ خطی از کتاب دِموسْتِنِس= 200
تاسیتوس = 20
انجیل کاذب برنابا = 2 نسخه


از این انجیل جعلی تنها 2 نسخه در دست میباشد.

یکی با زبان ایتالیایی و دیگری به زبان اسپانیایی.

ولی آیا طبق ادعای مسلمین این انجیل با زبان های ایتالیایی یا اسپانیایی نوشته شده؟

مشخص هست خیر! بر پايه ادعای مسلمین این انجیل میبایست به زبان یونانی یا عبری به نگارش در آمده باشد.
در نتیجه ما هیچ نسخه با زبان اصلی نیز از این انجیل در دست نداریم.
این در صورتیست که 5686 نسخه ی خطی با زبان اصلی(یونانی) از عهد جدید در دست داریم

نکته ی دیگر فاصله ی وقتی بین این نسخ و وقت نگارش این انجیل جعلی میباشد.

شواهد تاریخی بیان مینمايند که این انجیل مربوط به قرون وسطی میباشد/ ولی بر پايه ادعای برخی از مسلمین این انجیل میبایست مربوط به نیمه ی اول قرن میلادی باشد.

در حالی که نسخ مربوط میشوند به قرون 16-17 میلاد
ی.

یعنی حدود 1700 سال فاصله ی وقتی بین نسخ و وقت تایین شده برای نگارش اون (توسط برخی از مسلمین).
البته نافرموده نماند که اکثر محققین مسلمان ( دقت کنید محقق با آخوند و آیت الله تفاوت دارد!) این انجیل را جعلی فراخوان نموده اند و اون را مطعلق به قرون وسطی میدانند.

باز هم نافرموده نماند که قدیمیترین نسخه و پاپیروس از اناجیل کانن حدود تنها 5-10 سال با وقت نسخ اصلی تفاوت دارد و قدیمیترین نسخه از انجیل تومای غیر کانن مربوط به 100 سال پس از نسخ اصلی میباشد.



در دانشنامه ی آزاد ، ویکی پدیا ، ذیل مدخل Gospel of Barnabas میخوانیم که نسخه ی ایتالیایی این انجیل کاذب ، چهارچوبی کاملا اسلامی دارد.
در این نسخه زیر نویس ها و نوت هایی عربی موجودند.

برخی از کلمات عربی صحیح نبوده و جملات شباهت بسیاری به گرامر ترکی و همچنین کلمات ترکی دارد.

جلد این کتاب ترکی بوده و به نظر میرسد که اصل باشد.





انجيل برنابا


نسخه ی اسپانیایی نیز توسط Mustafa de Aranda یک مسلمان و احتمالا در هستانبول ترجمه شده.( در پستهای پیشین به اشتباه نام یک مسلمان تونسی را آورده بودم ، در صورتی که این مسلمان تونسی به این انجیل اشاره داشته و نه اینکه اون را نوشته باشد)

انجيل برنابا


هیچ نقل قولی نیز از این انجیل قبل از قرن 17 وجود ندارد.



در نتیجه معیار کتاب شناختی این کتاب را جعلی ، تایین میکند
  • تنها 2 نسخه ای این انجیل کاذب موجود میباشد.
  • هیج نسخه با زبان اصلی از این کتاب موجود نمیباشد
  • فاصله ی وقتی تقریبا 1700 ساله ای بین این نسخ و قدیس برنابا موجود میباشد
  • هیچ نقل قولی از این انجیل قبل از قرن 17 موجود نمیباشد.
  • نسخه ی ایتالیایی به احتمال زیاد توسط یک مسلمان ترکی نوشته شده و نسخه ی اسپانیایی نیز به طور قطع توسط یک مسلمان در هستانبول ترجمه شده.
تا کنون یک سوم راه را پیموده ایم.


در پست بعدی معیار شواهد خارجی را بررسی خواهیم کرد.

51:

بسم الله الرحمن الرحیم
هر چند این مطالب ایدن جواب دارد اما در جای خود جواب می دهم فعلا برابر برنامه خودم پیش خو.اهم رفت

52:

خوانند گان گرامی
با سلام
از این به بعد سرعت کار را کمتر خواهم کرد تا مباحثات بیشتری صورت گیرد
در این قسمت در واقع اثبات انجیل برنابا با احتمال نزدیک به یقین از رساله های پولس شروع می شود
لازم به ذکر هست قسمتی از بحث اثبات انجیل برنابا به درخواست ایدن در اینجا آورده می شود سپس مجددا به رد دلایل مسیحیت در خصوص بی اعتبار ساختن برتابا بر خواهم گشت :
پولس در نامه به غلاطیان می گوید :
۶در شفرمودم که شما بدین زودی از اون که شما را به‌واسطۀ فیض مسیح فراخوانده هست رویگردان شده، به‌سوی انجیلی دیگر می‌روید
در این سخن کاملا مشخص هست که پولس از انجیلی طرفداری می کرده هست و امت از انجیلی دیگر اون انجیلی که خلاف نظر پولس بود کدامست ؟ اون انجیلی که علاوه بر فیض مسیحی که پولس مبشر اون هست فیض دیگری را تبلیغ می کند کدام هست ؟
حتی اگر در اینجا معنی انجیل را بشارت یا خبر خوش بدانیم یا تعالیم عیسی بدانیم .

معلوم می شود که غلاطیان معتقد شده بودند که شریعتی دیگر و دینی دیگر نیز در کار هست .

اونها از کجا فهمیده بودند که خبری خوش خواهد آمد ؟ در چه کتابی که مسیحیان بدان اعتقاد داشتند این خبر خوش آمده بود ؟

ممکن هست کسی هستدلال کند که پولس در اینجا امت را مرتد از مسیحیت می داند در حالیکه ایشان امت را نسبت به خودش مرتد می داند می گوید :
۶در شفرمودم که شما بدین زودی از اون که شما را به‌واسطۀ فیض مسیح فراخوانده هست رویگردان شده،
در حالیکه اگر منظورش رویگردانی امت از کل مسیحیت بود باید می فرمود :
۶در شفرمودم که شما بدین زودی از دین مسیح رویگردان شده، اید

53:

قبل از اینکه سراغ معیار کتاب شناختی برویم اجازه دهید توضیحی پیرامون سخنان دوست عزیوقت محمد محسن بدهم.

محمد محسن! شما ابتدا ثابت کنید که این انجیل جعلی در قرن 10 میلادی موجود بوده ، دوران پولس و رسولان پیشکشتان!



همانطور که گویا خود محمد محسن نیز میدانند منظور از انجیل تعالیم مسیحیت میباشند.
واژه‌ی "انجیل" (euangelion) در اصل به معنای خبر خوش و مژده هست و نزدِ مسیحیان به خبر خوش آمدن مسیح و نجاتی که به‌واسطه‌ی او برای انسان‌ها آماده شده هست، اطلاق می‌شود.
و منظور پولس و دیگر رسولان از «انجیل» ، اناجیل چهار گانه نمیباشد! بلکه منظور بشارت دادن مژده و خبر خوش میباشد.

به این سخنان ایرنیوس ، اسقف مشهور لیون در سال 180 میلادی توجه کنید:
پطرس و پولس انجيل را در روم موعظه مي كردند و كليسا را در اونجا بنيان مي گذاشتند،پس از عزيمتِ ايشان[يعني شهادتشان كه طبق سنن هستوار، در دوره آزار نِرون در سال 64 ميلادي رخ داد]، مرقس، شاگرد و دستيار پطرس، جوهر موعظه پطرس را خودش براي ما به ميراث گذارد.


پس قبل از نگارش انجیل مرقس یا به قول ایرنیوس قبل از اینکه مرقس «جوهر موعظه پطرس را خودش براي ما به ميراث گذارد.» پطرس و پولس انجیل را در روم موعظه میکردند.
در واقع در اینجا انجیل برابر هست با موعظه های پطرس و پولس، یعنی تعالیم این دو رسول و مرقس این انجیل(=تعالیم) را بر کاغذ به نگارش درآورد.
در واقع چون این 4 کتاب "انجیل" یا همان "تعالیم عیسی" را در بر میگیرند "انجیل" نامیده شدند.

منظور پولس هم از انجیل در رساله هایش همان تعالیم مسیحیت یا خبر خوش میباشند.


حتی اگر در اینجا معنی انجیل را بشارت یا خبر خوش بدانیم یا تعالیم عیسی بدانیم .

معلوم می شود که غلاطیان معتقد شده بودند که شریعتی دیگر و دینی دیگر نیز در کار هست .

اونها از کجا فهمیده بودند که خبری خوش خواهد آمد ؟ در چه کتابی که مسیحیان بدان اعتقاد داشتند این خبر خوش آمده بود ؟
ممکن هست کسی هستدلال کند که پولس در اینجا امت را مرتد از مسیحیت می داند در حالیکه ایشان امت را نسبت به خودش مرتد می داند می گوید


در وقت رسولان برخی از مسیحیان که فریسی بودند تعالیم نادرستی داشتند.
این افراد که یهودگرا نامیده مشدند ، اعتقاد داشتند که برای نجات میبایست به شریعت موسی عمل کرد.پولس ، برنابا و دیگر رسولان نیز از جمله پطرس و یعقوب با چنین تعلیمی مخالفت کردند.
منظور پولس نیز تعالیم این اشخاص میباشد.
در کتاب اعمال رسولان که از کتب مستند تاریخی مسیحی (و همچنین کانن )میباشد در این باره چنین میخوانیم:
اعمال باب 15 آیات 1 و 2
در همان وقت كه پولس و برنابا در انطاكيه بودند، عده اي از يهوديه آمدند و به مسيحيان تعليم غلط داده ، مي فرمودند: «اگر كسي به آداب و رسوم قديمي يهود وفادار نماند و ختنه نشود، محال هست بتواند نجات پيدا كند.» 2 پولس و برنابا در اين باره با ايشان به تفصيل فرمود و گو كردند تا بالاخره برنامه شد مسيحيان انطاكيه ، پولس و برنابا را با چند نفر از ميان خود به اورشليم بفرستند تا عقيده رسولان و كشيشان كليساي اونجا را در اين باره جايشانا شوند.




54:

ایدن
با سلام
این سخن پولس هست :
۶در شفرمودم که شما بدین زودی از اون که شما را به‌واسطۀ فیض مسیح فراخوانده هست رویگردان شده، به‌سوی انجیلی دیگر می‌روید

اگر منظور پولس فریسیان بود اینگونه در پرده سخن نمی فرمود بلکه سخنان گهربار عیسی را در مخالفت با فریسیان می آورد و شرح می داد که این فریسیان چگونه ضد مسیح بودند .

قبول دارم که ختنه شاید یکی از مسائل بی ارزش بود که پولس با پطرس هم به خاطر اون درگیر شد و در نهایت او را مجبور کرد که سکوت کند اما اصل موضوع اصلا ختنه نیست او از انجیلی دیگر سخن می گوید از بشارتی دیگر از خبری خوش دیگر .

در حالیکه موضوع ختنه بی اهمیت و فریسی ها از قبل وجود داشتند عیسی را آزردند .

اونان خبر خوش نبودند بلکه تعالیمی از گذشته بودند .

امت غلا طیه مسیحی بودند و عیسی را قبول داشتند اگر برنامه بود پیرو فریسیان باشند کافی بود اون سخنرانی کوبنده و قاطع مسیح برایشان قرائت گردد نه با جملاتی پوشیده عقایدی پوسیده را خبر خوش و بشارت و انجیلی دیگر بنامد .


بله واقعیت این هست که پولس از انجیل برنابا سخن می گوید .

نه از فریسیان .

چون هیچ انجیل دیگری وجود ندارد که حاوی بشارتی جدید باشد .


شما سخنان ارتجاعی فریسیان را بشارت می نامید عجیب هست ؟؟؟!!

55:

درود بر شما

توصیه میشود قبل از اینکه جواب مطلبی را بدهید ، تنها یک دور اون را مطالعه کنید.
من با فریسیان یهودی کاری ندارم.
بلکه منظور فریسیانی هستند که مسیحی شده اند و برخی از اونها تعلیمی نادرست داشته شریعت موسی را راه رستگاری میدانستند و اونها را مسیحیان یهود گرا مینامیدند.

۶در شفرمودم که شما بدین زودی از اون که شما را به‌واسطۀ فیض مسیح فراخوانده هست رویگردان شده، به‌سوی انجیلی دیگر می‌روید

اگر منظور پولس فریسیان بود اینگونه در پرده سخن نمی فرمود بلکه سخنان گهربار عیسی را در مخالفت با فریسیان می آورد و شرح می داد که این فریسیان چگونه ضد مسیح بودند .
مگر رساله ی غلاطیان را مطالعه نکرده اید.
که فرموده که پولس به قول شما د پرده سخن میفرمود.

پولس فرمود که برخی آمده و انجیلی(تعلیمی) نادرست تعلیم میدهند.
در ادامه ی رساله مفصل در مورد این افراد توضیح داده و تعالیم اونان را نیز بررسی میکند.

در این صورت شکی نیست که منظور از تعالیمی دیگر ، تعلیم یهود گرا میباشد و نه انجیل جعلی الاصل اسلامی قرن 15 برنابا!

پولس در ادامه چنین میگوید:
اگر چه عده ای که وانمود می کردند برادران دینی ماهستند می خواستند او را ختنه نمايند .

این ها مخفیانه به میان ما راه یافتند تا مانند جاسوس ها اطلاعاتی دربارۀ آزادی ما در مسیح عیسی کسب نمايند و ما را دوباره به بندگی شریعت در آورند.(غلاطیان باب 2 آیه ی 4)
پس این ها عده ای بودند که اولا وانمود میکردند که برادران دینی مسیحیان میباشند.
یعنی اونها وانمود میکردند که مسیحی هستند.
ولی این افراد اعتقاد به شریعت موسی داشتند.

در این آیه میخوانیم:«ما را دوباره به بندگی شریعت در آورند».
سپس پولس در ادامه ی رساله ی اش مفصل در این باره توضیح میدهد.

میتوانید به باب 3 این رساله رجوع کنید.


قبول دارم که ختنه شاید یکی از مسائل بی ارزش بود
اصل موضوع اصلا ختنه نیست او از انجیلی دیگر سخن می گوید از بشارتی دیگر از خبری خوش دیگر .

مسئله تنها ختنه نبود!
بلکه کل شریعت موسی.

در واقع کل دین یهود.
همانگونه که ده ها بار تکرار کردم این افراد مسیحیان یهودی زاده ای بودند که نمیتوانستند شریعت موسی را رها نمايند .

پس میخواستند اون را طوری با مسیحیت ترکیب نمايند .رسولانی از جمله پطرس ، پولس و یعقوب نیز با این تعلیم(انجیل) مبارزه میکردند

نه با جملاتی پوشیده عقایدی پوسیده را خبر خوش و بشارت و انجیلی دیگر بنامد .

اولا که جملات پولس کاملا واضح میباشد.

ولی شمایی که میخواهید به زور این مطالب را به انجیل کاذب برنابا بچسبانید مشخص اسن که پوشیده خواهند بود!
دوما که تعالیم یهود گرا ها حد اقل از تعالیم انجیل برنابا بسی بهتر و کامل تر میباشن.
پولس نیز خود می گوید که نام این تعالیم را نمیتوان انجیل گذاشت چون یک انجیل بیشتر وجود ندارد و اون نیز انجیل مسیح میباشد.
همانطور که قبلا هم فرمودم هستفاده از واژه ی انجیل به معنی تعالیم میباشد.

در پست بعدی شواهد خارجی این انجیل کاذب را بررسی خواهیم کرد.


56:

درود بر شما

توصیه میشود قبل از اینکه جواب مطلبی را بدهید ، تنها یک دور اون را مطالعه کنید.
من با فریسیان یهودی کاری ندارم.
بلکه منظور فریسیانی هستند که مسیحی شده اند و برخی از اونها تعلیمی نادرست داشته شریعت موسی را راه رستگاری میدانستند و اونها را مسیحیان یهود گرا مینامیدند.

۶در شفرمودم که شما بدین زودی از اون که شما را به‌واسطۀ فیض مسیح فراخوانده هست رویگردان شده، به‌سوی انجیلی دیگر می‌روید

اگر منظور پولس فریسیان بود اینگونه در پرده سخن نمی فرمود بلکه سخنان گهربار عیسی را در مخالفت با فریسیان می آورد و شرح می داد که این فریسیان چگونه ضد مسیح بودند .
مگر رساله ی غلاطیان را مطالعه نکرده اید.
که فرموده که پولس به قول شما د پرده سخن میفرمود.

پولس فرمود که برخی آمده و انجیلی(تعلیمی) نادرست تعلیم میدهند.
در ادامه ی رساله مفصل در مورد این افراد توضیح داده و تعالیم اونان را نیز بررسی میکند.

در این صورت شکی نیست که منظور از تعالیمی دیگر ، تعلیم یهود گرا میباشد و نه انجیل جعلی الاصل اسلامی قرن 15 برنابا!

پولس در ادامه چنین میگوید:
اگر چه عده ای که وانمود می کردند برادران دینی ماهستند می خواستند او را ختنه نمايند .

این ها مخفیانه به میان ما راه یافتند تا مانند جاسوس ها اطلاعاتی دربارۀ آزادی ما در مسیح عیسی کسب نمايند و ما را دوباره به بندگی شریعت در آورند.(غلاطیان باب 2 آیه ی 4)
پس این ها عده ای بودند که اولا وانمود میکردند که برادران دینی مسیحیان میباشند.
یعنی اونها وانمود میکردند که مسیحی هستند.
ولی این افراد اعتقاد به شریعت موسی داشتند.

در این آیه میخوانیم:«ما را دوباره به بندگی شریعت در آورند».
سپس پولس در ادامه ی رساله ی اش مفصل در این باره توضیح میدهد.

میتوانید به باب 3 این رساله رجوع کنید.


قبول دارم که ختنه شاید یکی از مسائل بی ارزش بود
اصل موضوع اصلا ختنه نیست او از انجیلی دیگر سخن می گوید از بشارتی دیگر از خبری خوش دیگر .

مسئله تنها ختنه نبود!
بلکه کل شریعت موسی.

در واقع کل دین یهود.
همانگونه که ده ها بار تکرار کردم این افراد مسیحیان یهودی زاده ای بودند که نمیتوانستند شریعت موسی را رها نمايند .

پس میخواستند اون را طوری با مسیحیت ترکیب نمايند .رسولانی از جمله پطرس ، پولس و یعقوب نیز با این تعلیم(انجیل) مبارزه میکردند

نه با جملاتی پوشیده عقایدی پوسیده را خبر خوش و بشارت و انجیلی دیگر بنامد .

اولا که جملات پولس کاملا واضح میباشد.

ولی شمایی که میخواهید به زور این مطالب را به انجیل کاذب برنابا بچسبانید مشخص اسن که پوشیده خواهند بود!
دوما که تعالیم یهود گرا ها حد اقل از تعالیم انجیل برنابا بسی بهتر و کامل تر میباشن.
پولس نیز خود می گوید که نام این تعالیم را نمیتوان انجیل گذاشت چون یک انجیل بیشتر وجود ندارد و اون نیز انجیل مسیح میباشد.
همانطور که قبلا هم فرمودم هستفاده از واژه ی انجیل به معنی تعالیم میباشد.

در پست بعدی شواهد خارجی این انجیل کاذب را بررسی خواهیم کرد.


57:

ایدن
با سلام
مطمئن باش من مطلب شما را خواندم ومنظور شما را فهمیدم اما شما یا نامه بنده را دقیق مطالعه نمی فرمائید و یا عمدا مطلب را به جائی دیگر می کشانید
را ستش نمی دانم چه بگویم .

شما واقعیتی آشکار را انکار می کنید خود پولس هم می داند که موضوعش با ایشان سر ختنه نیست من دو بخش مرتبط تر نامه را اینجا می گذارم :


((انجیلی دیگر نیست
۶در شفرمودم که شما بدین زودی از اون که شما را به‌واسطۀ فیض مسیح فراخوانده هست رویگردان شده، به‌سوی انجیلی دیگر می‌روید.۷البته انجیلی دیگر وجود ندارد، امّا کسانی هستند که فکر شما را مغشوش می‌سازند و بر‌اونند که انجیل مسیح را تحریف نمايند.۸امّا حتی اگر ما یا فرشته‌ای از آسمان، انجیلی غیر از اونچه ما به شما بشارت دادیم موعظه کند، ملعون باد!۹چنانکه پیشتر فرمودیم، اکنون باز می‌گویم: اگر کسی انجیلی غیر از اونچه پذیرفتید به شما موعظه کند، ملعون باد!
۱۰آیا تأیید امت را می‌خواهم یا تأیید خدا را؟ آیا می‌کوشم امت را خشنود سازم؟ اگر همچنان در پی خشنودی امت بودم، خادم مسیح نمی‌بودم.))
شما از دونوع فریسیان صحبت می کنید 1- یهودیان 2- مسیحیان متمایل به یهود فرموده اید :
من با فریسیان یهودی کاری ندارم.
بلکه منظور فریسیانی هستند که مسیحی شده اند و برخی از اونها تعلیمی نادرست داشته شریعت موسی را راه رستگاری میدانستند و اونها را مسیحیان یهود گرا مینامیدند.
اگر پولس راجع به فریسیان مسیحی یهود گرا و یا فریسیان یهودی صحبت می کرد به اظهارات حضرت عیسی هستناد می نمود .

چون در اون نامه به صراحت به منبع اصلی یعنی علمای یهودی تاخته هست .

و اصلا با قاطعیت تمام کوبیده شده اند .

خود جمله پولس هم نشانگر همین امر هست او اگر از بازگشت به اعتقادات گذشته سخن می فرمود هر گز نمی بایست می فرمود : ((البته انجیلی دیگر وجود ندارد )) چون اون اعتقادات از قبل وجود داشتند و همه می دانستند که وجود دارند .

باید مثلا می فرمود اعتقادت سابق در این انجیل جایگاه ندارد .

ویا چیزی شبیه به این .

همانگونه که در قسمت دوم سخنش که به این موضوع ربط ندارد اینگونه می گوید .


ایشان چرا در جملات بعدی می گوید : امّا حتی اگر ما یا فرشته‌ای از آسمان، انجیلی غیر از اونچه ما به شما بشارت دادیم موعظه کند، ملعون باد
چه کسی انجیلی دیگر بشارت می داد و امت او را بحدی قبول داشتند که پولس ناچار می شود برای بی اعتبار کردن او حتی فرشتگان آسمان را هم ملعون بنامد .


بله او در بخش های بعدی به ختنه هم اشاره می کند اما خود نیز اعتراف می کند که ختنه اهمیت ندارد .

و علاوه بر اون واضح هست که این دو بخش ربطی به هم ندارند .

در واقع پولس با پیش کشیدن مسئله ختنه خواسته هست دارندگان انجیل دیگر را فاقد پیامی مهم جلوه بدهد .

او می گوید :

نه ختنه، بلکه خلقت جدید
۱۱ببینید با چه حروف درشتی به‌دست خود برایتان می‌نگارم!۱۲اونان که می‌خواهند خود را به‌ظاهر خوب نشان دهند، وادارتان می‌نمايند که ختنه شوید، تنها به این نیّت که به‌خاطر صلیب مسیح آزار نبینند.۱۳زیرا حتی اونان که ختنه می‌شوند شریعت را اجرا نمی‌نمايند، بلکه می‌خواهند شما ختنه شوید تا به جسم شما افتخار نمايند.۱۴امّا مباد که من هرگز به چیزی افتخار کنم جز به صلیب خداوندمان عیسی مسیح، که به‌واسطۀ اون، دنیا برای من بر صلیب شد و من برای دنیا.۱۵زیرا نه ختنه چیزی هست و نه ختنه‌ناشدگی؛ اونچه اهمیّت دارد خلقت جدید هست.
***********************
دانشمندانی هم عقیده دارند که پولس بنیانگذار مسیحیت کنونی هست نه حضرت عیسی در قسمت ها بعدی نظر یکی از این افراد را می آورم
بله انجیلی دیگر وجود داشت که عقاید واقعی حضرت عیسی را می فرمود که پولس با اون مخالف بود

58:

معیار شواهد خارجی انجیل کاذب برنابا
اثبات جعلی بودن این انجیل
قسمت سوم

همانطور که در قسمت دوم این سری مقالات فرمودیم ، هیچ سندی برای پستیبانی از معیار کتاب شناختی این انجیل ، در قبل از قرن 16 موجود نمیباشد.


ولی میتوان فرمود که این بار به وفور در اینباره سند و مدرک موجود میباشندکه همه نیز مربوط میشوند به قرون اولیه ی مسیحیت ، با این تفاوت که با مطالب این انجیل کاذب تناقضات فاحشی دارند!!

تناقضات با شواهد تاریخی

انجيل برنابا

Jesus Carrying the Cross, El Greco, 1580



در فصل های فصل‌های ۱۹۲-‏۲۲۲ این انجیل کاذب میخوانیم که عیسی مصلوب نشده
در صورتی که منابع یهودی ، مسیحی ، رومی چیزدیگری را بازگو مینمايند.

كُرنِليوس تاسيتوس (قرن 1 میلادی)، مورخی رومی بود كه در دوران سلطنت چندين امپراطور روم می‌زيست.

او را «برجسته‌ترين مورخ» روم باستان می‌نامند و پژوهشگران «صداقت و نک‌سرشتی» او را می‌ستايند.

مهم‌ترين آثار تاسيتوس، يكی «سالنامه‌های» اوست و ديگری «نوشته‌های تاريخی» وی در کتاب نوشته های تاریخی در بخش مربوط به فرمانروایی نِرون، به مرگ مسيح و وجود مسيحيان در روم اشاره می‌كند.او چنين می‌نايشانسد

:
او(نرون) به دروغ افرادی را متهم ساخت كه مسيحی خوانده می‌شدند و به خاطر خطاهای هولناكشان مورد نفرت بودند، و ايشان را با بديع‌ترين شكنجه‌ها مجازات كرد.

كريستوس، بنيانگذار اين طريقت، به دست پُنطيوس پيلاطُس، فرماندار يهوديه در دورۀ امپراتوری طيباريوس، اعدام گرديده بود.

لوسيان اهل ساماسوتا هجونايشانس قرن دوم مینویسد:
«می‌دانيد، مسيحيان تا به امروز مردی را می‌پرستند؛ اون شخصيت برجسته را كه آيين نايشانن ايشان را ابداع كرد و به خاطر همين نيز به صليب كشيده شد»

، هجونايشانس اواخر قرن دوم، مینویسد:
«می‌دانيد، مسيحيان تا به امروز مردی را می‌پرستند؛ اون شخصيت برجسته را كه آيين نايشانن
ايشان را ابداع كرد و به خاطر همين نيز به صليب كشيده شد

همچنین تالوس ، فله گون و مارابار سراپیون(فیلسوف اهل سوریه) که هر 3 در قرن یک میلادی مزیستند نیز اشارتی به مصلوب شدن مسیح داشته اند.

اینها تنها منابع رومی بودند.
در تلمود (بابلی) (کتاب تفسیر یهودیان که پس از مسیح نوشته شده) میخوانیم:
در شب عيد فِصَح، يَشوع(عیسی) را به دار آايشانختند.


یوسفوس از معروفترین مورخان رومی و معتبر ترین منبع برای دوره ی بین عهدین مینویسد:
و وقتي پيلاطُس، به خواست رؤسا و بزرگان ما، او را محكوم به صليب نمود، اونانی كه او را از ابتدا دوست می‌داشتند، تركش نفرمودند


دیگر اسناد ما اسناد مسیحی مربوط به نیمه ی اول قرن 1 میلادی میباشند.

مصلوب شدن مسیح یکی از قاطع ترین اعتقادات مسیحیان اولیه و رسولان بوده طوری که این واقعه را در تمامی مطالب و اعتقاد نامه ی مسیحیان ده ی اول میتوانیم مشاهده کنیم:
اول‌قُرَنتيان ۱۵ : ۳-۵: «زیرا من اونچه را که به من رسید، چون مهمترین مطلب به شما سپردم: اینکه مسیح مطابق با کتب‌مقدّس در راه گناهان ما مرد، و اینکه دفن شد، و اینکه مطابق با همین کتب در روز سوّم از مردگان برخاست، و اینکه خود را بر کیفا ظاهر کرد و سپس بر اون دوازده تن.»

دانشمند كتاب‌ِمقدس، رالف مارتين معتقد هست كه اين جملات پولس، بازتابی هست مستقيم از یک "فرمول عقيدتی" كه پيش از پولس وجود داشته هست(تقریبا سال اول پس از مسیح).

هابِرماس از يوآخيم يِرِمياس نقل‌قول می‌كند كه اين جملۀ لوقا حتی از فرمودۀ پولس در اول‌قُرِنيتان ۱۵ : ۵ نيز قديمی‌تر هست.
روميان ۱ : ۳و۴ «و دربارۀ پسر اوست، که چون انسانی خاکی از صُلب داوود به دنیا آمد، امّا با رستاخیز از میان مردگان، به‌سبب روحِ قدّوسیت، به مقام پسر قدرتمند خدا منصوب شد، یعنی خداوند ما عیسی مسیح»
حتی منتقدی چون رودُلف بولتمان نيز معتقد هست كه اين جمله پيش از نگارش رساله به روميان موجود بوده و پولس نيز خود اون را همچون قديمی‌ترين سنت مسيحيتِ رسولان [دريافت داشته هست].

روميان ۱۰ : ۹و۱۰:
«اگر به زبان خود اعتراف کنی «عیسی خداوند هست» و در دل خود ایمان داشته باشی که خدا او را از مردگان برخیزانید، نجات خواهی یافت.۱۰زیرا در دل هست که شخص ایمان می‌آورد و پارسا شمرده می‌شود، و با زبان هست که اعتراف می‌کند و نجات می‌یابد.» چنين اعتراف عقيدتی‌ای احتمالاً به هنگام غسل تعميد در كليسای اوليه مرسوم بوده هست.
شکی نیست که در 4 انجیل کانن که قدیمیترین بیوگرافی های مسیح نیز میباشند به مصلوب شدن مسیح تاکیید شده.

در رسالات رسولان نیزمیبینیم که مصلوب شدن مسیح یکی از ارکان مسیحیت میباشد.

اناجیل آپوکریفا و جعلی اولیه نیز همه به مصلوب شدن عیسی اشاره مینمايند.

ولی در انجیل برنابای کاذب میخوانیم که بجای مسیح، یهودا مصلوب شده.

چنین اعتقادی در تعالیم اسلامی ریشه دارد.
و فرمودارشان كه:‏ «ما، مسيح عيسى بن مريم‏، پيامبر خدا را كشتيم‏!» در حالى‌كه نه او را كشتند، و نه بر دار آايشانختند؛ لكن امر بر اونها مشتبه شد.

و كسانى كه در مورد [قتل‏] او اختلاف كردند، از اون در شک هستند و علم به اون ندارند و تنها از گمان پيروى مى‏كنند؛ و قطعاً او را نكشتند! (النساء ۱۵۷) (ترجمه‌ی آیت‌الله مکارم شیرازی)

در انجیل جعلی برنابا باب 217 آیات 26 و 27 در این باره میخوانیم:
يهودا در جواب فرمود:همانا كه به شما فرمودم كه منم يهوداي اسخريوطي،كه وعده داد تا به دست شما يسوع ناصري را تسليم نمايد.(27)اما شما نمىدانم كه به چه حيله اي ديوانه شده ايد.
در اینجا نیز یکی دیگر از عقاید (...) قراونی نهفته.
یهودا به فرسیان میگوید که من یسوع(عیسی) نمیباشم و شما به حیله ای دیوانه شده اید!
در قراون سوره ی آل عمران آیه ی 54 میخوانیم که این حیله همان مکر و حیله ی الله میباشد:
[یهودی‌ها] مكر کردند، و خدا [هم] مكر کرد، و خدا بهترين مكرنمايندگان هست‏.
"مَکر الله" یا خدای انجیل برنابا در اینجا تنها یهودیان دشمن با مسیح را به گمراهی نکشاند، بلکه به‌روشنی پیروان مسیح، و مسیحیانی که به گواهی تاریخ، از هیچ‌گونه جانفشانی‌ای در راهِ یاوری خدا خودداری نمی‌ورزیدند از جمله یوحنا و پطرس که انجیل برنابا نیز اونان را تصدیق کرده ، نیز فریبِ این مَکر را خوردند.

به‌علاوه، ظاهرا بیشتر مورخین و عهدِجدیدپژوهانی که به بررسی اصولی شواهدِ تاریخی موجود در این رابطه پرداخته‌اند نیز، دچار همین فریب‌خوردگی هستند! روشن هست که چنین خدای "مَکروَرْزی" که این‌چنین موجباتِ گمراهی و فریبِ دوستان و دشمنانش را فراهم ساخته هست، وصفش به اونچه مسیح درباره‌ی ابلیس فراخوان نمود، بسیار نزدیک می‌باشد.
او از آغاز قاتل بود و با حقیقت نسبتی نداشت، زیرا هیچ حقیقتی در او نیست.

هرگاه دروغ می‌گوید، از ذات خود می‌گوید؛ چرا‌که دروغگو و پدر همه‌ی دروغهاست.

(یوحنا ۸ : ۴۴) (ترجمه‌ی هزاره‌ی نو)

در دانش‌نامه‌ی Wikipedia، ذیل مدخل Historicity of Jesus، در این رابطه چنین می‌خوانیم:
بیشتر محققین، در زمینه‌ی مطالعاتِ مربوط به کتابِ‌مقدس و تاریخ، بر این که عیسی آموزگاری یهودی از جلیل بود که به‌عنوان یک شفادهنده نگریسته می‌شد، توسطِ یحیای تعمیددهنده تعمید داده شد، متهم به فتنه‌جویی برعلیه امپراطوری روم شد، و به‌دستور حاکم رومی پنتیوس پیلاتوس به مرگ بر بالای صلیب محکوم شد، هم‌رای هستند.

هرچند، اقلیتِ بسیار کوچکی بر این باورند که عیسی هیچ‌گاه در تاریخ وجود نداشته، بلکه شخصیتی تماما سنبلیک و افسانه‌ای، تلفیقی از خدایان و قهرمان‌های غیرابراهیمی، بوده هست.

(منبع)

Catherine M.

Murphy، در کتـــــــــــــــابِ The Historical Jesus for Dummies، نیز در این رابطه چنین می‌نویسد:
دو حقیقتِ مسلم درباره‌ی شخصیتِ تاریخی عیسی توسطِ منابع مسیحی، یهودی و رومی تثبیت گردیده‌اند: عیسی به صلیب کشیده شد؛ و تنها رومیان می‌توانستند کسی را به صلیب بکشند.


N.

T.

Wright، محقق و عهدِجدیدْپژوهِ برجسته و مشهور‌، در انتهای اثر تحقیقی بزرگ و مفصلی که به‌نگارش درآورده هست، The Resurrection of the Son of God، نتیجه می‌گیرد که احتمال تاریخی بودن مرگ مسیح به همان اندازه بالاست که ما از تاریخی بودن مرگِ آگوستوس در سال ۱۴ میلادی یا تخریب معبدِ اورشلیم در سال ۷۰ میلادی مطمئن هستیم.

A.

T.

Robinson نیز مرگ و تدفین مسیح را «یکی از قدیمی‌ترین و تصدیق‌شده‌ترین حقایق» درباره‌ی او می‌داند.

در واقع، حتی شخصیتِ علمی سرشناسی چون John Dominic Crossan که عهدِجدیدْپژوهی منتقد و به‌شدت لیبرال می‌باشد، و عضو برجسته‌ی محفل آکادامیک و سکولارِ Jesus Seminar، در این رابطه چنین فراخوان نموده هست:
اینکه او [عیسی] به صلیب کشیده شد به همان اندازه قابل‌اطمینان هست که یک رخ‌دادِ تاریخی در بهترین حالت می‌تواند چنین باشد.


محققان برجسته‌ای چون Gerd Lüdemann (که یک آتئیست و از منتقدان عهدِجدید هست) و Bart Ehrman (که یک اگناستیک هست) نیز، تصلیب و مرگِ مسیح را واقعیتی مسلم خوانده‌اند.

از اینکه بیشتر محققین و عهدِجدیدْپژوهان، این‌چنین متفق‌القول و هم‌رای، تاریخی بودن مرگِ مسیح بر بالای صلیب را تایید می‌نمايند، به‌روشنی برمی‌آید که این رخ‌داد از چنان پشتوانه‌ی تاریخی مستحکمی برخوردار می‌باشد که اصولا جای شکِ چندانی پیرامون صحت و سقم اون برجای نمی‌ماند.




در پستهای پیشین معیار کتاب شناختی را بررسی کردیم.

دیدیم که این معیار جعلی بودن انجیل کاذب برنابا را تصدیق میکند همچنین دیدیم که نسخ این کتاب نسخی با ستایل اسلامی میباشند.
در این پست نیز بخشی از سخنان کاذب این انجیل را با معیار شواهد خارجی محک زدیم و دیدیم که ادعایی دیگر در این کتاب نهفته که اون به تعالیم اسلامی قرن 6 مربوط میباشد و با اسناد قرن 1 میلادی در تضاد هست.
در پستهای بعدی دیگر ادعا های این انجیل کاذب را با معیار شواهد خارجی محک خواهیم زد.

همچنین خواهیم دید که خود عهد جدید و رسالات رسولان و پولس اسنادی برای رد این انجیل جعلی میباشند.




59:

معیار شواهد خارجی انجیل کاذب برنابا
اثبات جعلی بودن این انجیل
قسمت چهارم

انجيل برنابا

در انجیل جعلی الاصل برنابا باب 91 آیات 2 و 10 میخوانیم:
لشكريان روم بواسطه ي عمل شيطان،عبرانيان را به هيجان آوردند كه مىفرمودند:همانا يسوع خداست كه آمده تا از ايشان تفقدي بفرمايد.
پس جمع شد در مزپه پشت سر اون،سه اردو كه هريك از اونها دايشانست هزار مرد شمشيربند بودند.

در بخش میخوانیم که 3 دسته سرباز رومی که جمعا 600 هزار نفر میباشند آمده اند تا عیسی را همچون خدا پرستش نمايند.

در ابتدا جای دارد بگوییم که بطالت این ادعا کاملا روشن هست و به این مطالب چیزی جز غلو نباید فرمود.
مگر میشود که عیسی بگوید که من خدا نیستم و سپس 600،000 سرباز رومی بیایند او را پرستش نمايند!!؟

در وقت مسیح کل امپراطوری روم 300 هزار سرباز بیشتر نداشت.

پس چطور در این انجیل کاذب 600 هزار سرباز رومی تنها می آیند تا عیسی را پرستش نمايند!؟

در دانشنامه ی Wikipedia ذیل مدخل Gospel of Barnabas-Anachronismsمیخوانیم:
Ch.

91 records three contending Jewish armies 200,000 strong at Mizpeh, totalling 600,000 men, at a time when the Roman army across the entire Empire had a total strength estimated as 300,000.


(منبع)

ریشه ی این داستان در احادیث اسلامی؟!

در کتاب من لا يحضره الفقيه حدیثی پیرامون علی(امام اول شیعه) و سوختن هندی ها در آتش(!) موجود میباشد.
در این حدیث 70 هندی ها یا سودانی قصد دارند علی را پرستش نمايند همانطور که 600 هزار سرباز رومی قصد داشتند عیسی را پرستش نمايند.

ولی علی به هندی ها میگوید که من خدا نیستم و تنها میبایست خدا را پرستش کرد ، همان سخنی که در انجیل برنابا به عیسی نسبت داده شده.

ولی هندی ها باز از پرستش علی دست بر نمیدارند(!!!) در نتیجه علی اون هندی ها همانند چند تکه هیزم در حفره هایی میسوزاند.

البته عیسی در انجیل کاذب برنابا هیچ رومیی را آتش نمیزند!
من لا يحضره الفقيه،شيخ صدوق،مترجم:على اكبر غفارى‏،نشر صدوق‏، تهران‏، چ اول‏:1367 ش‏.
جلد4،برگ195:
3550- امام محمّد باقر عليه السّلام فرمود: هنگامى كه امير المؤمنين عليه السّلام از مبارزه اهل بصره (جمل) فارغ گشت هفتاد تن از زطّى‏ها (يعنى سودانى و يا هندى‏ها) نزد او آمده و سلام كردند و به زبان خود با او سخن فرمودند تا اينكه اون حضرت فرمود: من اونچنان كه شما پنداشته‏ايد نيستم من بنده خدا و مخلوق او هستم، فرمود: اونها ابا كردند،- و خدا لعنتشان كند- فرمودند: نه تو خودت او (يعنى خدا) هستى، اون حضرت فرمود: اگر از اين عقيده و فرمودارتان دست برنداريد و توبه نكنيد بسوى خدا باز نگرديد شما را خواهم كشت، فرمود: باز هم ابا كرده و نپذيرفتند كه توبه كنند و به توحيد بازگردند.

پس امام عليه السّلام دستور فرمود كه چاههايى براى اونان حفر كنند و پاره‏اى را به پاره ديگر اتّصال دادند (نقب زدند) سپس اونها را در اون حفره‏ها ريختند و در حفره‏اى كه كسى نبود آتش افروختند و سر اون چاهها را پوشانيدند تا دود از اون نقبها عبور و همه را خفه كرد و بقتل رسانيد و هلاك گشتند.


البته شباهت این دو داستان خیالی به طور قطع نشان نمیدهد که هر دو ی این داستان ها ریشه ای اسلامی دارند(زیرا امکان دارد دیگر ادیان نیز چنین داستان های بچه گانه ای نیز داشته باشند).

به هر حال میبینیم که این غلو های انجیل برنابا در احادیث اسلامی نیز موجود میباشند و نشان بطالت هر دوی این منابع میباشد
.




60:

در پست بعدی مطالبی پیرامون رسالات پولس و یوحنا و فرقه های منحرف مسیحیت اولیه خواهم نوشت.


61:

یا رحمان و رحیم
اول از همه عذر می خواهم .

که چند روزی به دلیل مسافرت نتوانستم بنویسم .


همانگونه که دیدید ثابت شد که انجیل برنابا واقعی هست و هیچ دلیل قانع نماينده ای برای رد اون وجود ندارد .


و اما بعنوان دلیل جدید که برای اثبات جعلی بودن انجیل برنابا داده شده هست این هست :
در فصل های فصل‌های۱۹۲-‏۲۲۲ این انجیل کاذب میخوانیم که عیسی مصلوب نشده
در صورتی که منابع یهودی ، مسیحی ، رومیچیزدیگری را بازگو مینمايند.
جواب :
منابع فوق بسیار اشتباه کرده اند که کسی را عیسی می نامند که دربالای دار ضجه می زد او عیسی نبود .

این نشان می دهد منابعی که این حرف را می نویسند یا جعلی هستند .

و درست سپس پیامبران تحریف شده اند .

ویا اگر واقعی هست تنها برداشت اشتباه انجیل نویسان از واقعه فوق می باشد .

اگر از طرف خدا ویا با تأیید خدا بودند می نوشتند که به جای عیسی کسی دیگر مصلوب شد .

و الا این حرف را پیرزنان مسیحی هم سینه به سینه نقل کرده اند عجیب تأیید این ادعا نیست اگر انجیل برنابا هم ساخت دست بشر بود ونه الهام بر قلب عیسی و یا برنابا ، مثل دیگر اناجیل سخن مطرح و شایع بین امت را در خود برنامه می داد نه با نوشتن مطلبی غیر شایع تهمت غیر واقعی بودن را بر خود هموار سازد اتفاقا اگر مطلب فوق برابر نظر مسیحیان نوشته می شد جاذبه اش برای مسیحیان امروزی بیشتر بود پس معلوم می شود برای برنابا نه تهمت جعلی بودن بلکه درست بودن مهم بوده هست.


ویا به عنوان جعلی بودن انجیل برنابا که اتفاقا نشانه تحریف ویا برداشت اشتباه مابقی اناجیل هست آورده هست :
كُرنِليوس تاسيتوس (قرن 1 میلادی)،مورخی رومی بود كه در دوران سلطنت چندين امپراطور روم می‌زيست.

او را «برجسته‌ترين
مورخ» روم باستان می‌نامند و پژوهشگران «صداقت و نک‌سرشتی» او را می‌ستايند.

مهم‌ترين آثار تاسيتوس، يكی «سالنامه‌های» اوست و ديگری «نوشته‌های تاريخی» وی درکتاب نوشته های تاریخی در بخش مربوط به فرمانروایی نِرون، به مرگ مسيح و وجودمسيحيان در روم اشاره می‌كند.

جواب :
اگر حرف های این خیال پرداز رومی درست بود 300 سال سپس حضرت عیسی بین کلیسا دعوا نمی افتاد که عیسی خداست یا نیست .

اگر درست می فرمود و امر برای همه اثبات شده بود بحث نیاز نبود وقتی بحث هست که توافق نیست .


ایراد سومی که وارد شده هست برای اینکه ثابت شود انجیل برنابا جعلی این ا ست :
لشكريان روم بواسطه ي عملشيطان،عبرانيان را به هيجان آوردند كه مىفرمودند:همانا يسوع خداست كه آمده تا ازايشان تفقدي بفرمايد.پس جمع شد در مزپه پشتسر اون،سه اردو كه هريك از اونها دايشانست هزار مرد شمشيربندبودند.
در بخش میخوانیم که 3 دسته سرباز رومی که جمعا 600 هزار نفر میباشند آمدهاند تا عیسی را همچون خدا پرستش نمايند.در ابتدا جای داردبگوییم که بطالت این ادعا کاملا روشن هست و به این مطالب چیزی جز غلو نبایدفرمود.مگر میشود کهعیسی بگوید که من خدا نیستم و سپس 600،000 سرباز رومی بیایند او را پرستشنمايند!!؟
جواب :
این هیچ ربطی به جعلی بوذن یا حقیقی بودن انجیل برنابا ندارد اما اگر هر کس فرمود خداست اشتباه کرده ثابت کن کسی خداست این حرف غیر عقلانی و غیز قابل اثبات هست.

او ویا هیچ انسانی دیگر خدا نیست ، کسی که این حرف را زده عیسی نبوده هست اون شیطان بوده که خود را به شکل عیسی در آورده هست .


اما از رومیان این حرف ها و این اعمال بعید نیست .

اونان همیشه اعمال عجیب غریب زیاد کرده اند این مورد نیز مثل بقیه موارد .

جائی که برخی تاریخ نویسان نوشته اند که ایشان هزارن خدا داشته اند مگر عجیب هست که یک خدای جعلی دیگر به دیگر خدایان اضافه نمايند.


یا به عوان دلیل دیگر برای اثبات جعلی بودن انجیل برنابا نوشته شده هست :
اینها تنها منابع رومیبودند.
در تلمود(بابلی) (کتاب تفسیر یهودیان که پس از مسیح نوشته شده) میخوانیم:
در شب عيدفِصَح، يَشوع(عیسی) را به دار آايشانختند.

جواب :
ما می دانیم که کسی که به صلیب کشیده شد عیسی نبود بلکه انسان خائنی بود که عیسی را لو داد اما خود گرفتار صلیب شد .

در غیر این صورت و با اون ضجه های که کسی که مصلوب شد زد هر کس بوده ثابت می شود او لیاقت هیچی را نداشته و ثابت می شود او پیامبر هم نبود .

اون ضجه و زاری ها از پیامبر خدا بعید هست .


مابقی دلایلی هم که آورده شده هست ارزش بررسی کردن ندارد یک خروار حرف های عجیب غریب ، که در اون فرض شده هست عیسی فرعون هست که ادعای خدائی داشته باشد پر هست از توهین به این پیامبر بزرگ خدا .

این حرف های غیر قابل اثبات و شوخی بهتر هست در سایت مسیحیان که فاقد پشتوانه عقلی ومنطقی هست و تنها کلمات غیر عقلانی را در بر می گیرد نوشته شود و در سایت های جدی و واقعی نوشته نشود .



یکی از دلایل دیگر که ذکر شده هست :

در کتاب من لا يحضرهالفقيه حدیثی پیرامون علی(امام اول شیعه) و سوختن هندی ها در آتش(!) موجودمیباشد.
در این حدیث70 هندی ها یا سودانی قصد دارند علی را پرستش نمايند همانطور که 600 هزار سرباز رومیقصد داشتند عیسی را پرستش نمايند.

ولی علی به هندی ها میگوید که من خدا نیستم و تنها
میبایست خدا را پرستش کرد ، همان سخنی که در انجیل برنابا به عیسی نسبت داده شده.

ولی هندی ها باز از پرستش علی دست بر نمیدارند(!!!) در نتیجه علی اون هندی ها همانندچند تکه هیزم در حفره هایی میسوزاند.

البته عیسی در انجیل کاذب برنابا هیچ رومیی را
آتش نمیزند!


جواب :
اولا : این حدیث قابل بررسی نیست چون فاقد معیارهای لازم جهت بررسی صحت حدیث هست .


دوما : وجود دو مطلب در دو کتاب متفاوت به هیچ وجه ثابت نمی کند هر دو کتاب در یک جا نوشته شده اند .

این حرف حتی در مورد انسان ها هم درست نیست چه برسد به الهمات خدائی .

مثلا ممکن هست مشاهدات ضاحبان واقعی آمریکا یعنی سرخپوستان قاره غارت شده و اشغال شده آمریکا از ابر و باران در یک کتاب نوشته شده باشد و همین مشاهدات و نتایج ذدر کتابی دیگر در 300 سال بعد در نقطه ای دیگر جهان نوشته شده باشد این دو فقط نشان می دهد هر دو انسان با مشاهدات خود از یک موضوع نوشته اند .


کسی که در باره هند نوشته هست اون چیزی را که دیده نوشته و کسی که در باره روم نوشته اون چیزی را که دیده نوشته هست .


ایدن جان تو اگر دلیل نداری ول کن بابا ما که بیکار نیستیم وقت خود را سر این حرف های بی اعتبار بگذاریم .


*****************************************
این کار شما اشتباه هست که پشت سرهم مطلبی که بررسی شد و بطور دقیق باطل بودن اون سخنان را برایت ثابت کردم در سایت می گذاری و به یک میلیارد انسان و دین شان توهین می کنید این نشان می دهد که دین شما بر پايه توهین هستوار هست .

این نشان می دهد که دین شما به شما آموزش داده که هر وقت نتوانستی با روش منطقی حرفت را ثابت کنید توهین کن .

دین اسلام بر تمام ادیان عالم برتری دارد بنده پرورش یافته اسلام هستم و شما پرورش یافته مسیحیت امروزی .

شما از اون موقع که می نویسید توهین می کنید و بنده مدارا این نشان می دهد که دین ما شیطانی نیست چون نیروهایش دارای منطق هستند نه اهل توهین .

شیطان اهل توهین هست و خدا اهل منطق نیروها هم متناسب با این امر تربیت می شوند .

قبلا هم نوشتم دلایلی که در اون صفحه پر از مهملات نوشته شده همه فاقد پشتوانه علمی هست مثلا برای اینکه نظر خود را ثابت کند دوران حکومت خلیفه ای را چند سال جلو کشیده و وقت ساخت قبه الصخره را تغییر داده هست .

اگر با دلیل و مدرک قادر نیستیذ حرفت را ثابت کنید چرا توهین می کنید .

بدون شک هر کس از دینی اینچنین پیروی می کند که مبلغینش اینگونه اند زیر سؤال هست ،این دین که پیروی و اطاعت ندارد .

از دین دارای اخلاق و دارای هستدلال باید پیروی کرد .


اگر روشت را تغییر ندهید مجبورم روشم را تغییر داده و چیزهائی بنویسم که دوست ندارم .


62:

درود بر شما دوست عزیزم...
حظور مجددتان در تالار باعث خوشحالی ماست.

گرامی! با بچه ی اول دبستان که بحث نمیکنید!
لطفا مطالبی بنویسید که حداقل مفهومی داشته باشند.
واقعی هست ، یعنی چه؟
مشخص هست که این انجیل واقعی هست و خیالی نیست.

ولی مشکل اینجاست که این انجیل قبل از قرن 15 وجود نداشت یا به قول شما قبل از قرن 15 واقعی نبود!

نکته ی بعد اینکه شما هیچ سند و مدرکی برایمان مطرح نکردید پس فرض بر بطالت این انجیل میباشد.
حال ما نیز لطف کرده و بطالت این انجیل را بدون چون و چرا ثابت میکنیم.

در فصل های فصل‌های۱۹۲-‏۲۲۲ این انجیل کاذب میخوانیم که عیسی مصلوب نشده
در صورتی که منابع یهودی ، مسیحی ، رومیچیزدیگری را بازگو مینمايند.
جواب :
منابع فوق بسیار اشتباه کرده اند که کسی را عیسی می نامند که دربالای دار ضجه می زد او عیسی نبود .

این نشان می دهد منابعی که این حرف را می نویسند یا جعلی هستند .

و درست سپس پیامبران تحریف شده اند .

ویا اگر واقعی هست تنها برداشت اشتباه انجیل نویسان از واقعه فوق می باشد .

اگر از طرف خدا ویا با تأیید خدا بودند می نوشتند که به جای عیسی کسی دیگر مصلوب شد
مصادره به مطلوب..
شما میگویید انجیل جعلی برنابا صحیح هست و مسیح مصلوب نشده.
ما میگوییم بر پايه این اسناد سخن شما و انجیلتان باطل هست.
شما میگوید نه چون این سخن صحیح پس اسناد شما باطلند و انجیل صحیح میباشد!!
پس دست از یاوه گویی بردارید و کمی نیز منطقی بحث کنید.
انجیل قرن 15 صحیح هست ولی سخن معتبرترین مورخان رومی یهودی مسیحی قرن 1 باطل!

اگر حرف های این خیال پرداز رومی درست بود 300 سال سپس حضرت عیسی بین کلیسا دعوا نمی افتاد
برایم جالب هست که شما این مورخ معتبر را خیال پرداز مینامید!
نکته ی دیگر اینکه گودرز به شقایق ربطی ندارد و شما به زور میخواهید ربطش بدهید!
در اون وقت افرادی پیدا شده بودند که ادعا میکردند الوهیت مسیح با الوهیت پدر یکی نمیباشد که این ربطی به مصلوب شدن مسیح ندارد.
نکته ی دیگر اینکه کلیسا در وقت در الوهیت مسیح شکی نداشت ولی افرادی منحرف همانند آریوس اعتقاد داشتند پدر و پسر دارای الوهیت میباشند ولی همذات نیستند و همچنین پسر پایین تر از پدر برنامه دارد ، که باز میرسیم به عقاید منحرف ناستیکی و پولیتیسم یا همان چند خدایی.

یعنی یک خدا وجود دارد و پایین تر از او یک خدای دیگر و در کنار اون خدا خدایی دیگر و در اون پایین نیز خدایی دیگر که ابلیس باشد و از این جور خزءبلات و تعالیمی که با شرک آمیخته بودند و نمونه اش را در مصر و هند نیز میتوان دید.


این هیچ ربطی به جعلی بوذن یا حقیقی بودن انجیل برنابا ندارد
بسیار هم ربط دارد.
اینکه این انجیل فرموده 600 هزار سرباز رومی آمده تا عیسی را پرستش نمايند در صورتی که روم 200 هزار سرباز بیشتر نداشت.
دیگر اونکه مشخص هست این داستان دروغ و غلو میباشد و چنین چیزی امکان پذیر نیست و نمونه اش در در غلو ها و دروغهای اسلامی نیز میبینیم.

از رومیان این حرف ها و این اعمال بعید نیست .

اونان همیشه اعمال عجیب غریب زیاد کرده اند
باز هم چرندیات که ارزش جواب دادن ندارند.
که در اون فرض شده هست عیسی فرعون هست
در کدام فرض شده عیسی فرعون هست..
مدارک ما نیز کاملا مستند و معتبر میباشند و شمایی که قادر به ادامه ی بحث نمیباشید مجبورید چنین ادعایی بکنید که نشان ضعف شما و هستدلال هایتان میباشد.

وجود دو مطلب در دو کتاب متفاوت به هیچ وجه ثابت نمی کند هر دو کتاب در یک جا نوشته شده اند .

پهلوان پنبه..
ما نیز نفرمودیم هر دوی اونها یکجا نوشته شده اند..
بلکه فرمودیم این مطالب غلو هستند و از این غلو ها در احادیث اسلامی نیز به وفور میبینیم که نشان بطالت هر دوی این منابع میباشد.
مشاهدات ضاحبان واقعی آمریکا یعنی سرخپوستان قاره غارت شده و اشغال شده آمریکا از ابر و باران در یک کتاب نوشته شده باشد و همین مشاهدات و نتایج ذدر کتابی دیگر در 300 سال بعد در نقطه ای دیگر جهان نوشته شده باشد این دو فقط نشان می دهد هر دو انسان با مشاهدات خود از یک موضوع نوشته اند .


کسی که در باره هند نوشته هست اون چیزی را که دیده نوشته و کسی که در باره روم نوشته اون چیزی را که دیده نوشته هست .


مثالتان ربطی به مطلب نقل شده ندارد.


63:







معیار شواهد خارجی انجیل کاذب برنابا
اثبات جعلی بودن این انجیل
قسمت پنجم


چرا اشاره ای به انجیل(فرقه ی ) جعلی برنابا
در کتاب مقدس وجود ندارد؟

انجيل برنابا


یکی دیگر از سوالات مهم و بحث برانگیز پیرامون این انجیل کاذب این هست که چرا اشاره ای به این انجیل در کتاب مقدس ، مهم ترین سند از مسیحیان قرن 1 ، نمیبینیم.

ما هم اکنون بیش از 200 نسخه از کتاب مقدس در دست داریم که مربوط میشوند به دوران قبل از اسلام و بیش از 32 هزار نقل قول که مربوط میشوند به قرون 6 تا 3 قبل از اسلام.

ولی در هیچ کدام اشاره ای به این انجیل جعلی نمیبینیم.
تنها دلیل و پاسخی که برای این مورد میتوان داد ، این هست که انجیل برنابا و مسیحیان اسلامی(منظور مسیحیان مد نظر اسلام میباشند که به خداوندی مسیح و تصلیب و ...

اعتقاد ندارند و از لحاظ تاریخی نیز چنین افرادی وجود نداشته اند) در وقت نگارش کتاب مقدس (قرن 1 میلادی) وجود خارجی نداشته اند!

اعتراض:
کتاب مقدس در مورد مخالفان خود سخنی به میان نمی آورد و به این دلیل اشاره ای به انجیل برنابا و مسیحیان اسلامی(؟!)(منظور مسیحیان مد نظر اسلام میباشند که به خداوندی مسیح و تصلیب و ...

اعتقاد ندارند و از لحاظ تاریخی نیز چنین افرادی وجود نداشته اند) نمیبینیم.

پاسخ:
این اعتراض هیچ ارزشی ندارد ، زیرا که کتاب مقدس به دو فرقه ی منحرف وقت خود یعنی ناستیک و یهودگرا اشاره کرده و پیرامون اونها مطالب بسیاری نیز مطرح کرده.
در این صورت اگر انجیل(فرقه) کاذب برنابایی نیز موجود بود ، کتاب مقدس میبایست به اونان نیز اشاره داشته باشند ، همانطور که به ناستیک ها و یهود گرایان اشاره ای داشته.

یهودگرایی
اولی سوتفاهم بین مسیحیان یهودی نژاد قرن 1
(جواب دوست عزیوقت محمد محسن پیرامون پولس و انجیل منحرف در این بخش موجود میباشند)

یهود گرایان مسیحیان یهودی زاده بودند که قصد داشتند یهودیت و شریعت موسی را وارد مسیحیت نمايند.

در باره ی این افراد در کتاب تاریخی "اعمال رسولان" و به طور مفصل تر در رساله ی پولس به غلاطیان توضیح داده شده.

افراد برجسته ای که به مخالف با یهود گرا یان برخواستند:
پولس رسول.
پطرس رسول.
یعقوب ، برادر عیسی.
برنابا.
رسولان و رهبران کلیسای اورشلیم(اولین کلیسای مسیحی که توسط حواریون بوجود آمد)
یهودای ملقب به برسبا .
سیلاس.
کل اعضای کلیسای اورشلیم.
و بدون شک و تردید ، یوحنای رسول(البته به طور مستقیم از این حواری در اعمال 15 سخنی به میان نیامده ، به احتمال زیاد وی در افسس یا تبعید بسر میبرده).


در اعمال باب 15 چنین میخوانیم:

در همان وقت كه پولس و برنابا در انطاكيه بودند، عده اي از يهوديه آمدند و به مسيحيان تعليم غلط داده ، مي فرمودند: «اگر كسي به آداب و رسوم قديمي يهود وفادار نماند و ختنه نشود، محال هست بتواند نجات پيدا كند.» 2 پولس و برنابا در اين باره با ايشان به تفصيل فرمود و گو كردند تا بالاخره برنامه شد مسيحيان انطاكيه ، پولس و برنابا را با چند نفر از ميان خود به اورشليم بفرستند تا عقيده رسولان و كشيشان كليساي اونجا را در اين باره جايشانا شوند.


نامه ی رسولان از این برنامه هست:

«از برنامه معلوم ، بعضي از ايمانداران اينجا آمده ، شما را مشوش ساخته و رنجانده اند و بدون دستور ما به شما فرموده اند كه براي نجات يافتن ، بايد شريعت يهود را نگاه داريد. 25 پس ، ما تصميم گرفتيم از طرف خود اين دو نماينده را همراه عزيزانمان برنابا و پولس نزد شما بفرستيم .

26و27
نمايندگان ما، يهودا و سيلاس كه بخاطر خداوند ما عيسي مسيح هر دو از جان خود گذشته اند، به شما خواهند فرمود كه نظر ما در باره مشكل شما چيست .



28و29 «زيرا با هدايت روح القدس صلاح ديديم كه از قوانين يهود باري بر دوش شما نگذاريم .

فقط گوشت حيواناتي كه براي بتها قرباني مي شوند و گوشت حيوانات مردار و خون نخوريد و هرگز زنا نكنيد.

اگر از اين چيزها بپرهيزيد كار خوبي خواهيد كرد.

همين و بس .»

به این ترتیب کتاب مقدس از بعضی ها سخن میگوید که راه نجات را شریعت موسی میدانستند.
در این باره در نامه ی پولس به غلاطیان به طور مفصل تر به بررسی این تعالیم پرداخته شده.


پولس در باب 1 سخنانش را چنین شروع میکند:

من از این تعجب میکنم که شما به این زودی از اون کسی که شما را به فیض مسیح دعوت کرده هست روی گردان شده اید و اکنون از انجیل دیگری پیروی میکنید !



( در صورتیکه انجیل دیگری وجود ندارد !) ، اما عده ای هستند که می خواهند شما را مضطرب سازند و انجیل مسیح را تحریف نمایند.

در ابتدا جای دارد که بگوییم منظور از "انجیل" در این مطالب و کتاب کتاب مقدس ، یک سری کتب یا ...

نمیباشند.

بلکه منظور "تعالیم" میباشد.


در انجیل مرقس باب 1 آیه ی 15 مسیح میفرماید:

ساعت مقرر رسیده و پادشاهی خدا نزدیک هست، توبه کنید و به این مژده(انجیل) ایمان آورید.


واژه‌ی "انجیل" (euangelion) در اصل به معنای خبر خوش و مژده هست و نزدِ مسیحیان به خبر خوش آمدن مسیح و نجاتی که به‌واسطه‌ی او برای انسان‌ها آماده شده هست، اطلاق می‌شود.
و منظور پولس و دیگر رسولان از «انجیل» ، اناجیل چهار گانه نمیباشد! بلکه منظور بشارت دادن مژده و خبر خوش میباشد.


در سال 70 میلادی (یعنی 40 سال پس از مسیح) مسیحیان مجموعه متون کانن عهدِجدید، و به‌طور اخص هرکدام از چهار بیوگرافی مسیح در این کانن، را نیز "انجیل" می‌نامیدند.

به این سخنان ایرنیوس ، اسقف مشهور لیون در سال 180 میلادی توجه کنید:
پطرس و پولس انجيل را در روم موعظه مي كردند و كليسا را در اونجا بنيان مي گذاشتند،پس از عزيمتِ ايشان[يعني شهادتشان كه طبق سنن هستوار، در دوره آزار نِرون در سال 64 ميلادي رخ داد]، مرقس، شاگرد و دستيار پطرس، جوهر موعظه پطرس را خودش براي ما به ميراث گذارد.



پس قبل از نگارش انجیل مرقس یا به قول اینیوس قبل از اینکه مرقس «جوهر موعظه پطرس را خودش براي ما به ميراث گذارد.» پطرس و پولس انجیل را در روم موعظه میکردند.
در واقع در اینجا انجیل برابر هست با موعظه های پطرس و پولس، یعنی تعالیم این دو رسول و مرقس این انجیل(=تعالیم) را بر کاغذ به نگارش درآورد.
در واقع چون این 4 کتاب "انجیل" یا همان "تعالیم عیسی" را در بر میگیرند "انجیل" نامیده شدند.

منظور پولس هم از انجیل در رساله هایش همان تعالیم مسیحیت یا خبر خوش میباشند.

نکته ی دیگری که باید بررسی شود این هست که منظور پولس از این تعلیم(انجیل) منحرف چیست .

در ادامه ی مطالب پولوس میبینیم که منظور یهود گرا ها میباشند.

Thesis Statement رساله ی غلاطیان این آیه میباشد:
خوب می دانیم که هیچ کس با اجرای مقررات شریعت در حضور خدا کاملا نیک محسوب نمی شود بلکه فقط براثر ایمان به عیسی مسیح نیک محسوب می گردد.

(باب 2 آیه ی 16)
به این لینکها که شامل مطالب رساله ی غلاطیان میباشد رجوع کنید:




بر این پايه پولس نیز در رساله به وضوح به یهودگرایان اشاره کرده و با هستدلالهای خویش تعالیم اونان را بررسی و باطل فراخوان نموده هست.

در دیگر رسالات پولس نیز همانند فیلیپیان اشارات پولس به این افراد را میبنیم.


ناستیک ها
ناستیکیسم فرقه یا حتی میتوان فرمود دین دیگری میباشد که مقوله ای کاملا جدا و مفصل دارد.

ناستیک ها به تثلیث اعتقاد نداشتند و در عوض پولیتیسم(چند خدایی) را انتخاب کردند.این افراد به عهد عتیق و خدای اون اعتقادی نداشتند.

اونها الوهیت مسیح را برابر با الوهیت پدر نمیدانسته و به مرگ مسیح به خاطر گناهان نیز اعتقادی نداشتند ، بلکه تعالیم اون ها بر این پايه بود که مرگ و زنده شدن مسیح تنها نشانه ای از این هست که جسم هیچ ارزشی ندارد.

تعالیم اصلی و پایه ی این افراد شر بودن جسم میباشدو اونها باور داشتند که جسم و ماده از طرف شیطان میباشد.

بر این پايه این افراد نمیتوانستند تجسم خدا را بپذیرند ، زیرا که خدا امکان ندارد در یک بافت شیطانی ظاهر شود.

تعلیم اونان اینگونه بود که "ما تصور کردیم که عیسی جسم دارد ، در صورتی که جسمی نداشت"


میتوان فرمود این تعلیم(شر بودن جسم و ماده) از اولین تعالیم این فرقه در اوخر قرن 1/اوایل قرن 2 میباشد و باقی تعالیم در قرون بعد در طی تکامل مذهبی بوجود آمدند.
تمام رسولان در دوران معبد دوم شهید شده و تنها رسولی که پس از سال 70 میلادی زنده بود ، شاگر نوجوان مسیح ، یعنی یوحنای حواری میباشد.

این رسول تا اواخر قرن 1/ اوایل قرن 2 در افسس بسر برد و از او 1 انجیل ، 3 رساله و 1 کتاب مکاشفه بر جای مانده.

در اواخر عمر او ناستیکیسم در حال شکل گیری بوده و چندان پیشرفت و نفوذی نداشته.


تاکید یوحنا در رسالاتش پیرامون این موضوع مشاهده میکنید که "عیسی براستی انسان شد"

و حالا می بینیم که دشمنان مسیح که ظاهر شده اند زیادند و از این رو می فهمیم که ساعت آخر نزدیک هست.
این دشمنان مسیح از بین ما رفته و از میان ما بیرون رفتند.

اونها در واقع هیچ وقت به ما تعلق نداشته اند.

اگر متعلق به ما می بودند ، می ماندند ، اما رفتند تا معلوم گردد که هیچ یک از اونها در حقیقت از ما نبودند.


چگونه می توان نبوتی را که از طرف روح خدا هست تشخیص داد ؟ هر که با هدایت روح ابرنامه کند که عیسی مسیح در جسم ظاهر شد از جانب خدا هست
و هر که منکر این حقیقت شود نه تنها از جانب خدا نیست ، بلکه او دارای روح « دشمن مسیح » می باشد.

شما شنیده اید که او می آید ، در حالیکه هم اکنون در این جهان هست.
میبینیم که مشکل یوحنا با این معلمین کذبه "تجسم مسیح" میباشد «هر که ابرنامه نمايند که عیسی مسیح در جسم ظاهر شد از جانب خدا و در غیر این صورت از طرف شیطان میباشد»

نکته ی مهم این هست که اختلاف نظر در اواخر قرن 1 بر سر الوهیت مسیح نبوده، بلکه بر روی انسان بودن و تجسم مسیح بود!

در رساله ی دوم یوحنا یوحنا به طور کاملا واضح به ناستیک ها اشاره میکند:
فریبکاران بسیاری به سرتاسر جهان رفته اند ، یعنی اشخاصی که قبول نمی نمايند که عیسی مسیح در جسم ظاهر شد. این ها فریبکار هستند ! این ها « دشمن مسیح » هستند !

دیدیم که کتاب مقدس و رسولان به تعالیم منحرف دوران خود اشارات بسیاری داشته اند.

ولی هیچ کدام اشاره ای به تعالیم اسلامی انجیل جعلی برنابا دارا نیستند.
یوحنا میگوید که افرادی ادعا مینمايند که عیسی ، جسم نداشت.

ولی هیچ رسولی نمیگوید که افرادی اعتقاد دارند که عیسی تنها یک پیامبر هست و یک انسان معمولی.

در این صورت شکی نیست که انجیل برنابا در وقت رسولان و تا اویل قرن 2 دوم میلادی موجود نبوده و چیزی جز جعل یکسری مسلمان بیسواد نمیباشد.

64:

ایدن
با سلام
نوشته ای :
یکی دیگر از سوالات مهم و بحث برانگیز پیرامون این انجیل کاذب این هست که چرا اشاره ای به این انجیل در کتاب مقدس ، مهم ترین سند از مسیحیان قرن 1 ، نمیبینیم.

ما هم اکنون بیش از 200 نسخه از کتاب مقدس در دست داریم که مربوط میشوند به دوران قبل از اسلام و بیش از 32 هزار نقل قول که مربوط میشوند به قرون 6 تا 3 قبل از اسلام.

ولی در هیچ کدام اشاره ای به این انجیل جعلی نمیبینیم.
تنها دلیل و پاسخی که برای این مورد میتوان داد ، این هست که انجیل برنابا و مسیحیان اسلامی(منظور مسیحیان مد نظر اسلام میباشند که به خداوندی مسیح و تصلیب و ...

اعتقاد ندارند و از لحاظ تاریخی نیز چنین افرادی وجود نداشته اند) در وقت نگارش کتاب مقدس (قرن 1 میلادی) وجود خارجی نداشته اند!


اعتراض:
کتاب مقدس در مورد مخالفان خود سخنی به میان نمی آورد و به این دلیل اشاره ای به انجیل برنابا و مسیحیان اسلامی(؟!)(منظور مسیحیان مد نظر اسلام میباشند که به خداوندی مسیح و تصلیب و ...

اعتقاد ندارند و از لحاظ تاریخی نیز چنین افرادی وجود نداشته اند) نمیبینیم.
پاسخ:
این اعتراض هیچ ارزشی ندارد ، زیرا که کتاب مقدس به دو فرقه ی منحرف وقت خود یعنی ناستیک و یهودگرا اشاره کرده و پیرامون اونها مطالب بسیاری نیز مطرح کرده.
در این صورت اگر انجیل(فرقه) کاذب برنابایی نیز موجود بود ، کتاب مقدس میبایست به اونان نیز اشاره داشته باشند ، همانطور که به ناستیک ها و یهود گرایان اشاره ای داشته.
########################################
حالا گوش کن جواب بر جواب را :
نخیر اون اعتراض منبع ارزش و اصلا خود ارزش هست .

پولس معمولا افکاری را رسما برای جهانیان به عنوان مخالفین خود معرفی می کرد که ارزش نداشتند .

یعنی او قصد داشت مخالفین خود را ارتجاعی و افرادی که خواستار بازگشت به عقب هستند جلوه دهد .

به همین دلیل اجازه داد این مطالب به عنئوان دلایل اختلاف منتشر گردد والا هیچ یک از این موارد جمله معروف او مبنی بر وجود انجیلی دیگر را توجیه نمی کند .


اگر این سخنانی که شما فرموده اید صحت داشت پس چرا اختلاف بر سر مسئله خدا نبودن عیسی نا قرن ها بعد ادامه داشت
اون مسیحیان عقاید خود را از کدام منبع و کدام انمجیل صدر مسیحیت اخذ کرده بودند .

چرا شما وقایع تاریخی را انکار می کنید :

در قرن چهارم میلادی مسیحیت دچار هرج و مرج زیادی بود و هر فرقه ای ساز خود را می زد .

بعضی ها معتقد بودند مسیح خداست ، بعضی او را پسر خدا و مریم را مادر خدا و در نتیجه برای خود حضرت مریم هم الوهیت قائل بودند.

عده ای نیز به سرکردگی کشیش( آریان) او را پیامبر خدا میدانستند ، و برای اثبات ادعای خود ازانجیل برنابا و ...

که الان نزد مسیحیان معتبر نیست کمک میگرفتند .


(تاریخ تمدّن " قیصر و مسیح "- ویل دورانت ).

در این وقت پادشاهی بت پرست به نام کنستانتین به سلطنت نشست و برای سر کوبی دشمنان دست به حیله گرانه ای زد .

او میدید که در سپاهیانش علاوه بر اینکه مسیحیان با مسیحیان اختلاف نظر دارند با بت پرستان مشکل پايه ی دارند بنابر این یک روز صبح فرمود که من مسیح را در خواب دیدم که به من فرمود با این علامت غلبه کن (+) .


به همین خاطر نیمی از پرچم های سپاه را علامت صلیب زد و نیمی را علامت بت خورشید .

(
تاریخ تمدّن " قیصر و مسیح "- ویل دورانت ).


بدین وسیله بت پرستان به همراه مسیحیان با روحیه جدید بر دشمن غلبه کردند .

سپس پیروزی کنستانتین دستور داد تا سکه ای ضرب نمايند که یکطرفش صلیب و در طرف دیگر خورشید بود.

(
تاریخ تمدّن " قیصر و مسیح "- ویل دورانت ).


هر عقل سلیمی میپذیرد که کنستانتین فقط برای اجرای نقشه اش این کار را کرده و هرگز مسیحی نشد چون سپس اون باز هم در مراسم قربانی جلوی بت خورشید شرکت میکرد وغسل تعمید که مهم ترین عمل تازه مسیحیان هست را در بستر مرگ انجام داد.

(
تاریخ تمدّن " قیصر و مسیح "- ویل دورانت ).


اینکه در اناجیلی که در وقت ریاست پولس بر مسیحیت نوشته شد نامی از پیامبر بعدی نباشد کجایش عجیب هست او که تا توانست مسیحیان را کشت تا از دینشان دست بردارند حال چگونه می پذیرفت دینی جدیدتر و غنی تر از مسیحیت وارد عرصه شود .

مسلما او تمام نشانه های این دین را سعی کرد حذف نماید .

آما نشانه هائی هم که وجود دارد یا قابل تفسیر به مسائل دیگر هست و یا قابل انکار

ایدن شما کلی مطلب در مورد یهودگرایان نوشته اید ، کسی نمی خواهد بگوید این افراد وجود نداشتند .

شما چرا روی مسئله مورد توافق بحث می کنید .


اختلاف در بحث از اینجا شروع می شود که اگر اینان پیرو علمای فریسی و یا سخنان اون علما بودند نیازی به کلمه انجیلی دیگر نیست .

کلمه انجیلی دیگر به هیچ وجه اون معنای مد نظر شما را نمی دهد .

شما سعی کرده اید که بگوئید پطرس ، برنابا و...

با پولس در این خصوص هم عقیده بودند

بنده انکار نمی کنم ایشان از پولس یا ترسیده بودند یا هر چیز دیگر در مقابل او کوتاه آمدند .

.در بسیاری از جاها همراهی کردند .


اما به هیچ وجه کاملا تسلیم نشدند .

خود پولس این را می گوید اعمال رسولان این را می گوید و...


پطرس و برنابا با همراهی نکردن خود در پاره ای موارد و مباحثی که با او داشتند این پیغام مهم را به آیندگان دادند که کسی که ادعا می کند مسیح را دیده به سخن کسانی که واقعا با مسیح زیسته اند گوش نمی کند .

و واقعا از طرف مسیح انتخاب شده اند چرا واقعیات تاریخی را انکار می کنید مگر این نوشته پولس نیست :

مخالفت پولُس با پِطرُس

۱۱امّا چون پِطرُس به اَنطاکیه آمد، با او رویاروی مخالفت کردم، چه آشکارا تقصیرکار بود.۱۲زیرا پیش از اونکه کسانی از جانب یعقوب درآیند، با غیریهودیان همسفره می‌شد، امّا همین که اونها آمدند، پا پس کشید و خود را جدا کرد، چرا‌که از اهل ختنه بیم داشت.۱۳سایر یهودیان نیز در این ریاکاری به او پیوستند، به‌گونه‌ای که حتی برنابا نیز در ریاکاری اونان گرفتار آمد.
۱۴امّا من چون دیدم اونان در راستای حقیقتِ انجیل هستوار گام نمی‌زنند، در حضور همه پِطرُس را فرمودم: «اگر تو، با اینکه یهودی هستی، همچون غیریهودیان زندگی می‌کنی نه چون یهودیان، چگونه هست که غیریهودیان را وامی‌داری که از رسوم یهودیان پیروی نمايند؟»
@@@@@@@@@@@@@@@
ایدن شما چه چیزی را انکار می کنید مسلمات تاریخ مسیحیت را ؟؟؟!!!
ایدن حقیقتا شما حرف هائی می زنید که آدم می ماند چه بگوید به این جمله خود بیشتر دقت کن :
اول از سخنان پولس نقل کرده اید :
من از این تعجب میکنم که شما به این زودی از اون کسی که شما را به فیض مسیح دعوت کرده هست روی گردان شده اید و اکنون از انجیل دیگری پیروی میکنید !
( در صورتیکه انجیل دیگری وجود ندارد !) ، اما عده ای هستند که می خواهند شما را مضطرب سازند و انجیل مسیح را تحریف نمایند.
و بعد فرموده اید :
واژه‌ی "انجیل" (euangelion) در اصل به معنای خبر خوش و مژده هست و نزدِ مسیحیان به خبر خوش آمدن مسیح و نجاتی که به‌واسطه‌ی او برای انسان‌ها آماده شده هست، اطلاق می‌شود.
و منظور پولس و دیگر رسولان از «انجیل» ، اناجیل چهار گانه نمیباشد! بلکه منظور بشارت دادن مژده و خبر خوش میباشد.
********************
حتی در صورت صحت سخن شما اینکه او می گوید انجیلی دیگر این یعنی خبری خوش دیگر غیر از عیسی مسیح اون خبر خوش دیگر چه شخصی بود ؟ شما به جملات خودت حئاقل دقت کن کمی لایه تعصب که بر چشمت مالیده شده را کنار بزن
خوب به نوشته ات دقت کن :
واژه‌ی "انجیل" (euangelion) در اصل به معنای خبر خوش و مژده هست و نزدِ مسیحیان به خبر خوش آمدن مسیح و نجاتی که به‌واسطه‌ی او برای انسان‌ها آماده شده هست،
و بعد اون را با این جمله پولس ترکیب کن :

من از این تعجب میکنم که شما به این زودی از اون کسی که شما را به فیض مسیح دعوت کرده هست روی گردان شده اید و اکنون از انجیل دیگری پیروی میکنید !
( در صورتیکه انجیل دیگری وجود ندارد !) ، اما عده ای هستند که می خواهند شما را مضطرب سازند و انجیل مسیح را تحریف نمایند.
حال به جای کلمه انجیل در همین سخن پولس همان تعریف خودت را برنامه بده این جملات حاصل می شود .:
من از این تعجب میکنم که شما به این زودی از اون کسی که شما را به فیض مسیح دعوت کرده هست روی گردان شده اید و اکنون از خبر خوش آمدن مسیح دیگری پیروی میکنید !
( در صورتیکه خبر خوش آمدن مسیح دیگری وجود ندارد !) ، اما عده ای هستند که می خواهند شما را مضطرب سازند وخبر خوش آمدن مسیح ، مسیح را تحریف نمایند.

حالا برو وسری به انجیل برنابا بزن در اونجا فرموده شده مسیح غیر از عیسی هست .

و اون پیامبر اسلام هست

***************
البته فکر نمی کنم تعصب بگذارد بفهمید



65:



دقت کنید:
افکاری را رسما برای جهانیان به عنوان مخالفین(!!)

مهمترین موضوع در اون وقت برای مسیحیان ، مسیحیت یهودگرا بود ، یعنی مسیحیتی آمیخته با شریعت موسی.
پولس نیز از این مسءله ی مهم سخن میگوید.
به همین دلیل اجازه داد این مطالب به عنئوان دلایل اختلاف منتشر گردد والا هیچ یک از این موارد جمله معروف او مبنی بر وجود انجیلی دیگر را توجیه نمی کند .
سخنانتان در انتهای پستتان، نشان میدهند که هنوز نفهمیده اید ، انجیل دیگر یعنی چه.

در همانجا توضیح خواهم داد.

اگر این سخنانی که شما فرموده اید صحت داشت پس چرا اختلاف بر سر مسئله خدا نبودن عیسی نا قرن ها بعد ادامه داشت

اتفاقا الوهیت مسیح یکی از اصلیترین اعتقادات مسیحیان ، حتی مسیحیان منحرف قرون اولیه ی میلادی بوده.

و شکی در اون نبود.


عده ای نیز به سرکردگی کشیش( آریان) او را پیامبر خدا میدانستند ، و برای اثبات ادعای خود ازانجیل برنابا و ...

که الان نزد مسیحیان معتبر نیست کمک میگرفتند .

باز هم اشتباه به عرضتان رسانده اند.
اولا که با این اسم تقلبی ، چند روزی مرا سرکار گذاشته بودید ، چرا که ما "آریان" نداریم.
پس از کمی بررسی متوجه شدم که منظورتان آریوس میباشد.
در باره ی او نیز توضیح داده ام.
کلیسا در وقت در الوهیت مسیح شکی نداشت ولی افرادی منحرف همانند آریوس اعتقاد داشتند پدر و پسر دارای الوهیت میباشند ولی همذات نیستند و همچنین پسر پایین تر از پدر برنامه دارد ، که باز میرسیم به عقاید منحرف ناستیکی و پولیتیسم یا همان چند خدایی.

یعنی یک خدا وجود دارد و پایین تر از او یک خدای دیگر و در کنار اون خدا خدایی دیگر و در اون پایین نیز خدایی دیگر که ابلیس باشد و از این جور خزءبلات و تعالیمی که با شرک آمیخته بودند و نمونه اش را در مصر و هند نیز میتوان دید.

در واقع آریوس و فرقه اش به الوهیت و پسر خدا بودن مسیح اعتقاد داشته ، ولی او را همذات با پدر نمیدانستد.

اون مسیحیان عقاید خود را از کدام منبع و کدام انمجیل صدر مسیحیت اخذ کرده بودند .



برخی از اناجیل کاذب ناستیکی (گنوستیکی) که همه مربوط به قرن 2 به بعد میباشند و برخی ها نیز از کژ فهمی از اناجیل کانن.



شما کلی مطلب در مورد یهودگرایان نوشته اید ، کسی نمی خواهد بگوید این افراد وجود نداشتند .

شما چرا روی مسئله مورد توافق بحث می کنید .


شما نیز که خوب خود را به کوچه ی علی چپ میزنید!
تا چندی پیش ادعا میکردید این افراد همان پیروان انجیل جعلی برنابا هستند ، اکنون میگوید چرا در این باره توضیح داده ام؟
نه خیر محمد محسن..

نمیتوان به زور یا بقول شما یک با تن چسب(!) مطلبی را به یک موضوع کاملا بیرط چسباند.


حتی در صورت صحت سخن شما اینکه او می گوید انجیلی دیگر این یعنی خبری خوش دیگر غیر از عیسی مسیح اون خبر خوش دیگر چه شخصی بود ؟
گیر کار اینجاست!
اینکه شما پس از 2 هفته هنوز متوجه نشده اید ما و پولس چه میگویم.
فرموده اید:
اون خبر خوش دیگر چه شخصی بود

که فرموده که اون خبر خوش ، خبر خوش یک شخصی بود؟؟
خیر گرامی!
خبر خوش یا انجیل ، در مسیحیت تعالیم عیسی هستند و نه نبوت ها نسبت به او.
اگر منظور از بشارت ، نبوت هایی بود که در خصوص مسیح مطرح شده بودند ، در اون صورت میباست عهد عتیق را انجیل نامید که شامل این پیشگویی ها و نبوت ها میباشد و نه عهد جدید.

حال به جای کلمه انجیل در همین سخن پولس همان تعریف خودت را برنامه بده این جملات حاصل می شود .:
من از این تعجب میکنم که شما به این زودی از اون کسی که شما را به فیض مسیح دعوت کرده هست روی گردان شده اید و اکنون از خبر خوش آمدن مسیح دیگری پیروی میکنید !
( در صورتیکه خبر خوش آمدن مسیح دیگری وجود ندارد !) ، اما عده ای هستند که می خواهند شما را مضطرب سازند وخبر خوش آمدن مسیح ، مسیح را تحریف نمایند.
میبینید؟
شما هستدلال هایتان از بیخ اشکال دارند..
چرا شما واژه ی انجیل را "خبر خوش آمدن مسیح دیگری" ترجمه کرده اید؟

واژه ی انجیل تنها به معنی خبر خوش یا تعالیم میباشد و "مسیحی دیگر" را نمیدانیم از کجا آورده اید...

در این صورت بازگردان آیه چنین میشود:

من از این تعجب میکنم که شما به این زودی از اون کسی که شما را به فیض مسیح دعوت کرده هست روی گردان شده اید و اکنون از(خبر خوش) تعلیم دیگری پیروی میکنید !
( در صورتیکه خبر خوش دیگری وجود ندارد !) ، اما عده ای هستند که می خواهند شما را مضطرب سازند و تعالیم(خبر خوش) مسیح را تحریف نمایند.

پولس در ادامه نیز میگوید که این تعالیم ، تعالیم یهودگرا ها میباشد.




در ضمن نکاتی هستند که گویا ما میبایست به شما یاد داهیم...

اول اینکه آدرس یک مطالب از یک کتاب را اینگونه نمیدهند:
تاریخ تمدّن " قیصر و مسیح "- ویل دورانت

اینگونه میبایست آدرس داد:

تاریخ تمدن - قصر و مسیح - بخش ایکس - صفحه ی ایکس.

دوما شما قبل از کپی مطالب یک شخص ، ابتدا میبایست از او اجازه بگیرید ، شاید اون شخص مایل نباشد که مطالبش را در دیگر سایت ها کپی کنید..
البته من مشکلی ندارم ، ولی بسی بهتر بود که اطلاعی نیز از قبل به من میدادید و سپس مطالب را در فروم های اسلامی کپی پیست میکردید.
دیگر اونکه اگر هم نمیخواهید به من اطلاع دهید ، حد اقل آدرس سایت و پست هایم را بدهید تا دوستام مستقیما مطالبم را مطالعه نمايند.


جواب به دیگر تاپیک ها نیز باشد برای فردا..

پس فعلا بدرود.



66:

یا من ارجوه لکل خیر
با سلام

جواب :
ایدن بنده با مراجعه به کتاب ویل دورانت ترجمه فارسی این مطالب را نوشتم اما پس از اعتراض شما می خواستم که به کتابخانه دانشگاه شهرستان تهران رجوع ومنبع انگلیس اون را نیز بررسی نمایم .

چون در کتابی دیگر که بنده در همان اوائل نام بردم دقیقا کلمه آریوس اسکندرانی را بکار بردم .

که خوانند گان می توانند رجوع کرده وبخوانند پس من شما را سر کار نگذاشتم بلکه نقل کرده ام .


در ضمن بر پايه گزارشات تاریخی ویل دورانت حرف شما صحیح نیست ایشان قائل به الوهیت نبودند بلکه او را پیامبر می دانستند که عین جمله را هم نوشته ام .



نوشته اصلي بوسيله eden نمايش نوشته ها
برخی از اناجیل کاذب ناستیکی (گنوستیکی) که همه مربوط به قرن 2 به بعد میباشند و برخی ها نیز از کژ فهمی از اناجیل کانن.
شما نیز که خوب خود را به کوچه ی علی چپ میزنید!
تا چندی پیش ادعا میکردید این افراد همان پیروان انجیل جعلی برنابا هستند ، اکنون میگوید چرا در این باره توضیح داده ام؟
نه خیر محمد محسن..

نمیتوان به زور یا بقول شما یک با تن چسب(!) مطلبی را به یک موضوع کاملا بیرط چسباند.

گیر کار اینجاست!
اینکه شما پس از 2 هفته هنوز متوجه نشده اید ما و پولس چه میگویم.
فرموده اید:
اون خبر خوش دیگر چه شخصی بود

که فرموده که اون خبر خوش ، خبر خوش یک شخصی بود؟؟
خیر گرامی!
خبر خوش یا انجیل ، در مسیحیت تعالیم عیسی هستند و نه نبوت ها نسبت به او.
اگر منظور از بشارت ، نبوت هایی بود که در خصوص مسیح مطرح شده بودند ، در اون صورت میباست عهد عتیق را انجیل نامید که شامل این پیشگویی ها و نبوت ها میباشد و نه عهد جدید.
میبینید؟
شما هستدلال هایتان از بیخ اشکال دارند..
چرا شما واژه ی انجیل را "خبر خوش آمدن مسیح دیگری" ترجمه کرده اید؟
واژه ی انجیل تنها به معنی خبر خوش یا تعالیم میباشد و "مسیحی دیگر" را نمیدانیم از کجا آورده اید...
در این صورت بازگردان آیه چنین میشود:
من از این تعجب میکنم که شما به این زودی از اون کسی که شما را به فیض مسیح دعوت کرده هست روی گردان شده اید و اکنون از(خبر خوش) تعلیم دیگری پیروی میکنید !
در صورتیکه خبر خوش دیگری وجود ندارد !) ، اما عده ای هستند که می خواهند شما را مضطرب سازند و تعالیم(خبر خوش) مسیح را تحریف نمایند.

پولس در ادامه نیز میگوید که این تعالیم ، تعالیم یهودگرا ها میباشد.

ایدن
خواستی درستش کنید نشد من تنها کاری که کردم تعریف شما را در داخل جمله شما برنامه دادم و خودم چیزی به اون نیفزودم دقیقا شما خودت به بودن خبر خوش شخص دیگری اعتراف کرده بودید که همگان می توانند پست قبلی را بار دیگر بخوانند اما در اینجا هم خودت یک بار دیگر همین جملات خودت را بخوان همین جملاتت کاملا واضح هست شما عمدا دقت نمی کنید و الا فارسی را خوب می دانید شما فرموده اید :
من از این تعجب میکنم که شما به این زودی از اون کسی که شما را به فیض مسیح دعوت کرده هست روی گردان شده اید و اکنون از(خبر خوش) تعلیم دیگری پیروی میکنید !

خود شما فرمودید انجیل یعنی خبر خوش ما هم از قبل همه این را می دانستیم پس باید پرانتز را برداشت چون در متن اصلی پرانتزی وجود ندارد حتی با فرض صحت ترجمه شما ( که نیست و شما عمدا تغییر ایجاد کردید) باز معنی مورد نظر ما را دارد جمله می شود این :
من از این تعجب میکنم که شما به این زودی از اون کسی که شما را به فیض مسیح دعوت کرده هست روی گردان شده اید و اکنون ازخبر خوش تعلیم دیگری پیروی میکنید !
آیا تعالیم فریسیان خبر خوش بود ؟ آیا نظرت مسیحیان یهود گرا خبر خوش بود ؟
خبر خوشی که در تعالیم فریسیان و یا مسیحیان یهود گرا وجود دارد ومورد قبول پولس نبود ذکر فرمائید .


برادر عزیز چرا خودت را به همان کوچه علی چپ که فرمودی می زنی .

خبر خوش در نزد مسیحیان یعنی آمدن مسیح همین ، خبر خوش معنایش همین هست و چیز دیگز نیست .وقتی کسی می گوید خبر خوش دیگری یعنی به مسیحی دیگر اعتقاد دارد .


نوشته اصلي بوسيله eden نمايش نوشته ها
در ضمن نکاتی هستند که گویا ما میبایست به شما یاد داهیم...
اول اینکه آدرس یک مطالب از یک کتاب را اینگونه نمیدهند:

اینگونه میبایست آدرس داد:
تاریخ تمدن - قصر و مسیح - بخش ایکس - صفحه ی ایکس.
دوما شما قبل از کپی مطالب یک شخص ، ابتدا میبایست از او اجازه بگیرید ، شاید اون شخص مایل نباشد که مطالبش را در دیگر سایت ها کپی کنید..
البته من مشکلی ندارم ، ولی بسی بهتر بود که اطلاعی نیز از قبل به من میدادید و سپس مطالب را در فروم های اسلامی کپی پیست میکردید.
دیگر اونکه اگر هم نمیخواهید به من اطلاع دهید ، حد اقل آدرس سایت و پست هایم را بدهید تا دوستام مستقیما مطالبم را مطالعه نمايند.
جواب به دیگر تاپیک ها نیز باشد برای فردا..
پس فعلا بدرود.
ایدن
وقتی شما مطلبی را در ایترنت می گذارید به معنی پخش همگانی هست .

اگر شما قصد داشتید مطالب تان نقل نشود از اول تذکر می دادید .

در هر صورت اگر اجازه بدهید از این به بعد هم از مطالب شما هستفاده کرده اما آدرس اون را به شما خواهم داد .

اما احتمالا بزودی چنین موقعیتی پیش نیاید .



67:


لطف کرده و صفحه ی دقیق از کتاب قیصر و مسیح را بدهید.

اینها تعالیم آریوس بودند:

That God was not always the Father, but that there was a period when he was not the Father; that the Word of God was not from eternity, but was made out of nothing; for that the ever-existing God (‘the I AM’—the eternal One) made him who did not previously exist, out of nothing; wherefore there was a time when he did not exist, inasmuch as the Son is a creature and a work.

That he is neither like the Father as it regards his essence, nor is by nature either the Father’s true Word, or true Wisdom, but indeed one of his works and creatures, being erroneously called Word and Wisdom, since he was himself made of God’s own Word and the Wisdom which is in God, whereby God both made all things and him also.

Wherefore he is as to his nature mutable and susceptible of change, as all other rational creatures are: hence the Word is alien to and other than the essence of God; and the Father is inexplicable by the Son, and invisible to him, for neither does the Word perfectly and accurately know the Father, neither can he distinctly see him.

The Son knows not the nature of his own essence: for he was made on our account, in order that God might create us by him, as by an instrument; nor would he ever have existed, unless God had wished to create us.

چکیده ی این تعالیم این هست:

1.

پدر و کلمه (که همان مسیح باشد) همذات نیستند.
2.

کلمه توسط خدا ایجاد شده بود و ..
3.

و جهان نیز از طریق کلمه(مسیح) آفریده شد.
4.

در نتیجه کلمه میبایست قبل از جهان و قبل از وقت موجود باشد.

میبینیم که آریوس اعتقاد داشت که کلمه مخلوق پدر بود و همذات با پدر نبود.

ولی جهان توسط او آفریده شد.

پس میبینیم در این تعالیم مسیح تنها یک پیامبر ساده نیست بلکه وجودی که قبل از آفرینش وجود داشته.
در کتاب تاریخ تمدن ، کتاب عصر ایمام ، در بخش مسیحیان و مشرکان صفحه ی 12 نیز میخوانیم:
بسياري از اسقفان ـ در شرق، اكثريت اونان ـ هنوز آشكارا يا پنهاني طرفدار آريوس بودند؛ يعني عيسي را پسر خدا مي‌دانستند، اما نه همذات با پدر يا چون او ازلي و ابدي.

دوست عزیزم..

در اون دوره پايه اعقادات مسیحی آیات اولیه انجیل یوحنا بوده اند یعنی اینکه:
در ابتدا کلمه بود و کلمه با خدا بود و کلمه خود خدا بود و همه چیز به واسطه ی او آفریده شد ...
و کلمه جسم گردید!

هیچ گاه از این تعالیم نمیتوان نتیجه گرفت که کلمه تنها یک پیامبر ساده میباشد.
بله! 2 یا3 تفسیر مختلف از این آیات در اون دوره وجود داشت که همه الوهیت مسیح را قبول داشتند.

ایدن
خواستی درستش کنید نشد من تنها کاری که کردم تعریف شما را در داخل جمله شما برنامه دادم و خودم چیزی به اون نیفزودم دقیقا شما خودت به بودن خبر خوش شخص دیگری اعتراف کرده بودید که همگان می توانند پست قبلی را بار دیگر بخوانند
متوجه شدم گرامی..
پس مشکل شما از تعریف من سرچشمه میگیرد.
شما منظور من را درست متوجه نشده اید.

شما فکر کرده اید که منظو از لغت انجیل " آمدن مسیح در آینده هست" که اون را به طور نادرست در آیه هستفاده کرده اید.
واژه‌ی "انجیل" (euangelion) در اصل به معنای خبر خوش و مژده هست و نزدِ مسیحیان به خبر خوش آمدن مسیح و نجاتی که به‌واسطه‌ی او برای انسان‌ها آماده شده هست، اطلاق می‌شود.
منظور من از "خبر آمدن مسیح" ، فراخوان نمودن این هست که مسیح آمده و نه اینکه خواهد آمد!

ولی شما فکر کرده اید که منظور آمدن مسیح در آینده هست.
همانطور که قبلا هم فرمودم اگر این تعریف شما صحیح باشد در این صورت میبایست عهد عتیق و تورات را انجیل نامید " که در اون از آمدن مسیح در آینده" سخن فرموده شده.

در صورتی که اینگونه نیست و منظور من خبر خوشی هست که مسیح موعود آمده و بشر را نجات داده و روح القدس را از نزد پدر فرستاده .
من نیز به طور خلاصه به این ها تعالیم مسیحیت میگویم.

من از این تعجب میکنم که شما به این زودی از اون کسی که شما را به فیض مسیح دعوت کرده هست روی گردان شده اید و اکنون از(خبر خوش) تعلیم دیگری پیروی میکنید !

خود شما فرمودید انجیل یعنی خبر خوش ما هم از قبل همه این را می دانستیم پس باید پرانتز را برداشت چون در متن اصلی پرانتزی وجود ندارد حتی با فرض صحت ترجمه شما ( که نیست و شما عمدا تغییر ایجاد کردید) باز معنی مورد نظر ما را دارد جمله می شود این :
من از این تعجب میکنم که شما به این زودی از اون کسی که شما را به فیض مسیح دعوت کرده هست روی گردان شده اید و اکنون ازخبر خوش تعلیم دیگری پیروی میکنید !


باز هم اشتباه هست.
باز گردان آیه یا این میشود:
و اکنون ازخبر خوش دیگری پیروی میکنید .......( ترجمه ی بعدی مفهوم پولس را بهتر میرساند زیرا که در نظر او دیگر تعالیم خبر خوش نمیباشند)
یا این :
و اکنون از تعلیم دیگری پیروی میکنید
همانطور که فرمودم واژه ی انجیل ، خود به معنای خبر خوش میباشد..

و از این لغت در مسیحیت اولیه به عنوان تعالیم مسیحیت هستفاده میشد

پس وقتی پولس میگوید انجیل منحرف دیگر منظور تعالیمی از مسیحیت میباشند که منحرف و غیر از تعالیم پولس و رسولان اند.

در این ایه نیز بهتر هست واژه ی انجیل "تعلیم" ترجمه شود.
جالب این هست که پولس خود متوجه میشود که انجیل به معنای خبر خوش نیز میباشد! پس در ادامه ی سخنانش میگوید که "انجیل دیگری وجود ندارد.

و در کل رساله در مورد این «انجیل دیگر» توضیح میدهد و میگوید که منظور تعلیم یهودگرایان میباشد.



68:

برداشت بنده از اونجملات این هست که جهان به خاطر عیسی آفریده شد نه توسط حضرت عیسی (ع)
نوشته اصلي بوسيله eden نمايش نوشته ها
میبینیم که آریوس اعتقاد داشت که کلمه مخلوق پدر بود و همذات با پدر نبود.

ولی جهان توسط او آفریده شد.

پس میبینیم در این تعالیم مسیح تنها یک پیامبر ساده نیست بلکه وجودی که قبل از آفرینش وجود داشته.
در کتاب تاریخ تمدن ، کتاب عصر ایمام ، در بخش مسیحیان و مشرکان صفحه ی 12 نیز میخوانیم:
بسياري از اسقفان ـ در شرق، اكثريت اونان ـ هنوز آشكارا يا پنهاني طرفدار آريوس بودند؛ يعني عيسي را پسر خدا مي‌دانستند، اما نه همذات با پدر يا چون او ازلي و ابدي.
حال کتابت را تنها دو صفحه دیگر ورق بزن تا خود ببینی که و.یل دورانت نوشته هست آریوس به الوهیت عیسی اعتقاد نداشت عین جمله این هست :
كنستانتيوس الاهيات را جديتر از پدر خود تلقي كرد.

او شخصاً دربارة مسألة پدر عيسي به فحص پرداخت،‌ نظرية آريوس را اتخاذ كرد، و خود را اخلاقاً موظف ديد كه اون را در سراسر جهان مسيحيت تنفيذ كند.

آتاناسيوس، كه پس از مرگ قسطنطين به اسقفية خود بازگشته بود، دوباره تبعيد شد (339)؛ شوراهاي كليسايي، كه از طرف امپراطور جديد فرا خوانده شده و تحت سلطة او بودند،‌ فقط شباهت مسيح را با پدر، و نه همذاتيش را با او، تأييد كردند.

كشيشان وفادار به «اعتقادنامة نيقيه» از كليساهاي خود، گاه با فشار اوباش، رانده شدند؛ به مدت نيم قرن،‌ چنين مي‌نمود كه مسيحيت معتقد به توحيد خواهد بود و نظرية الوهيت مسيح را ترك خواهد فرمود.


نوشته اصلي بوسيله eden نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله eden نمايش نوشته ها
دوست عزیزم..

در اون دوره پايه اعقادات مسیحی آیات اولیه انجیل یوحنا بوده اند یعنی اینکه:
در ابتدا کلمه بود و کلمه با خدا بود و کلمه خود خدا بود و همه چیز به واسطه ی او آفریده شد ...
و کلمه جسم گردید!
هیچ گاه از این تعالیم نمیتوان نتیجه گرفت که کلمه تنها یک پیامبر ساده میباشد.
بله! 2 یا3 تفسیر مختلف از این آیات در اون دوره وجود داشت که همه الوهیت مسیح را قبول داشتند.
خود دیدید که این نتیجه را گرفته اند قبول دارم که برای مسیحیت امروزی انتشار این خبر مرگبار هست و به همین دلیل ویل دورانت هم از جملات دو پهلو هستفاده کرده اما واقعا فرموده هست .




نوشته اصلي بوسيله eden نمايش نوشته ها
متوجه شدم گرامی..
پس مشکل شما از تعریف من سرچشمه میگیرد.
شما منظور من را درست متوجه نشده اید.

شما فکر کرده اید که منظو از لغت انجیل " آمدن مسیح در آینده هست" که اون را به طور نادرست در آیه هستفاده کرده اید.
واژه‌ی "انجیل" (euangelion) در اصل به معنای خبر خوش و مژده هست و نزدِ مسیحیان به خبر خوش آمدن مسیح و نجاتی که به‌واسطه‌ی او برای انسان‌ها آماده شده هست، اطلاق می‌شود.
منظور من از "خبر آمدن مسیح" ، فراخوان نمودن این هست که مسیح آمده و نه اینکه خواهد آمد!
ولی شما فکر کرده اید که منظور آمدن مسیح در آینده هست.
همانطور که قبلا هم فرمودم اگر این تعریف شما صحیح باشد در این صورت میبایست عهد عتیق و تورات را انجیل نامید " که در اون از آمدن مسیح در آینده" سخن فرموده شده.

در صورتی که اینگونه نیست و منظور من خبر خوشی هست که مسیح موعود آمده و بشر را نجات داده و روح القدس را از نزد پدر فرستاده .
من نیز به طور خلاصه به این ها تعالیم مسیحیت میگویم.

خیر عزیز دل برادر موضوع این نیست هر معنی برای انجیل بکنید اون جمله پولس جور در نمی آید واقعا جور در نمی آید .

حتما باید در اون وقت انجیلی بوده باشد و اعتقاد به انجیلی دیگر نیز بوده باشد واقعا پولس از انجیل سخن می گوید اما شما فرمودید انجیل در نزد ما به معنی بشارت هست بنده فرمودم چشم کلمه بشارت را در متن صحبت های پولس می گذارم دیدید که همان معنی مد نظر من را بیشتر به ذهن متبادر می کند .

فرمودید به معنی خبر خوش هست فرمودم چشم باز همان اتفاق افتاد .

اما انجیل اصلا به معنی تعلیم نیست به هیچ وجه ، انجیل یعنی مژده همین و در نزد شما مسیحیان به معنی
خبر خوش آمدن مسیح هست شما دارید معنی را تحریف می کنید .

اینکه چرا تورات انجیل نیست چون سپس تورات برنامه نبود پیامبر آخر الوقت بیاید بلکه پیامبر ماقبل آخر می آمد .





نوشته اصلي بوسيله eden نمايش نوشته ها
باز هم اشتباه هست.
باز گردان آیه یا این میشود:
و اکنون ازخبر خوش دیگری پیروی میکنید .......( ترجمه ی بعدی مفهوم پولس را بهتر میرساند زیرا که در نظر او دیگر تعالیم خبر خوش نمیباشند)
اکنون از تعلیم دیگری پیروی میکنید
ایدن جان بیا من وشما هزینه مشترک انسداد کوچه علی چپ را بدهیم تا اینقدر اون تو نروی بابا بیا بیرون کارت دارم .

عزیزم باید به جای انجیل مژده گذاشت ، خبر خوش گذاشت نه تعلیم دیگر .


نوشته اصلي بوسيله eden نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله eden نمايش نوشته ها
همانطور که فرمودم واژه ی انجیل ، خود به معنای خبر خوش میباشد..

و از این لغت در مسیحیت اولیه به عنوان تعالیم مسیحیت هستفاده میشد

پس وقتی پولس میگوید انجیل منحرف دیگر منظور تعالیمی از مسیحیت میباشند که منحرف و غیر از تعالیم پولس و رسولان اند.

در این ایه نیز بهتر هست واژه ی انجیل "تعلیم" ترجمه شود.
جالب این هست که پولس خود متوجه میشود که انجیل به معنای خبر خوش نیز میباشد! پس در ادامه ی سخنانش میگوید که "انجیل دیگری وجود ندارد.

و در کل رساله در مورد این «انجیل دیگر» توضیح میدهد و میگوید که منظور تعلیم یهودگرایان میباشد.
ایدن جان این رفیق اینترینتی را کفن کنی ول کن بابا این حرفا چیه می زنی پولس هم که فرموده انجیل دیگری وجود ندارد .

خواسته سپس اون ضرب شستی که نشان داده ماس مالی کند و دیگران را که خبر نداشته اند در بی خبری مطلق نگه دارد .

مگر می شود انجیل دیگری نبوده در حالیکه به صراحت می گوید از اون پیروی نکنید .

چیزی که وجود نداشته مگر دعوا دارد .

باور کن مسیحیانی هم که این صفحات را خوانده اند راه افتاده اند تا از پدر روحانی شان بپرسند این محمد محسن چه می گوید .؟

تا بحال به این جمله دفت نکرده بودی دیگر ماست مالی نکن انجیل یعنی تعلیم ؟؟؟!!! به قول خودت بچه ابتدایی که گیر نیاورده ای .


آخر عزیز من در کدام زبان انجیل به معنی تعلیم هست ؟
تازه با معنی تعلیم دیگر باز هم همان منظور من قریب به ذهن تر هست چون بعدش می گوید البته انجیلی دیگر وجود ندارد در حالیکه همه می دانستند تعالیم یهودیت وجود داشته تعلیمی که اینگونه انکار می شود نمی تواند یهودیتی باشد که امت اون را می شناختند باید چیز ناشناخته قابل انکاری باشد .

اما انجیل به معنی تعلیم نیست .


69:

معیار کتاب شناختی انجیل جعلی برنابا
(نبود نسخ با زبان اصلی و قبل از قرن 16 میلادی)

معیار شواهد خارجی انجیل برنابا - قسمت اول
(تناقضی تاریخی در این انجیل جعلی)


معیار شواهد خارجی انجیل برنابا - قسمت دوم
( اشتباه تاریخی در این انجیل جعلی)

معیار شواهد خارجی انجیل برنابا - قسمت سوم
(نبود اشاره ای به این انجیل جعلی در کتاب مقدس)

معیار شواهد خارجی انجیل کاذب برنابا
اثبات جعلی بودن این انجیل
قسمت ششم.


«دانته و انجیل کاذب برنابا»

انجيل برنابا

دانته ، شاعر مشهور ایتالیایی ، در قرن 13-14 میلادی میزیست و اثر او که به کمدی الهی مشهور هست ، بزرگترین اثر ادبی ایتالیا محسوب میشود.

بنظر میرسد که نویسنده ی انجیل جعلی برنابا با شعر های این شاعر آشنا بوده و در نگارش کتابش از این منبع هستفاده کرده.

'Readily and with gladness they went to their death, so as not to offend against the law of God given by Moses his servant, and go and serve false and lying gods'.

(Gospel of Barnabas, p.27).

یکی از عبارت های جنجال بر انگیز که در جای جای انجیل کاذب برنابا یافت میشود " خدایان دورغین و دروغگو " میباشد.

از این عبارت نه در عهد عتیق و جدید و نه قراون هستفاده نشده.

نکته ی جالب این هست که این عبارت یک کپی مستقیم از دانته میباشد (Inferno 1.72).


توصیفات بهشت و جهنم در این انجیل جعلی (صفحات 77 و 76) نیز باز ما را به یاد third canto of Dante's Inferno میاندازد.

باز هم عبارت "raging hunger" ما را به یاد first canto of Dante's Inferno می اندازد.

همچنین هر دو ، هم نویسنده ی انجیل برنابا و هم دانته از عبارت circles of hell در نوشته هایشان هستفاده مینمايند.

عبارت هایی که در هیچ کدام از کتب مقدسه ی مسیحیت و یهودیت و اسلام نیامده.


نکته ی دیگر ، سخنان عیسی به پطرس حواری در این انجیل میباشند:
'Know ye therefore that hell is one, yet hath seven centres one below another.

Hence, even as sin is of seven kinds, for as seven gates of hell hath Satan generated it: so there are seven punishments therein'.

(The Gospel of Barnabas, p.171).


این تشبیهات را میتوان به خوبی در(fifth and sixth cantos ( Inferno یافت.
این موارد به وفور در این انجیل کاذب یافت میشوند.

برای مثال یکی مثال دیگر که باز از سخنان مسیح(!) میباشد این جمله میباشد:

'Paradise is so great that no man can measure it.

Verily I say unto thee that the heavens are nine ...

I say to thee that paradise is greater than all the earth and all the heavens together'.

(The Gospel of Barnabas, p.223).

در این انجیل و سخنان میبینم که 9 آسمان وجود دارند و دهمین اونها بهشت هست که فوق 9 آسمان برنامه دارد که این نیز همانند Dante's Empyrean میباشد.

کاملا روشن هست که نویسنده ی انجیل جعلی برنابا با اشعار دانته آشنایی داشته و آثار این اشعار را بخوبی میتوانیم در این انجیل کاذب بیابیم.

نتیجه اینکه این انجیل نمیتواند قبل از قرن 14 (قرنی که دانته در اون میزیست) نوشته شده باشد و باز هم نشان میدهد که این کتاب یکی از بی ارزش ترین و بی اهمیت ترین جعلیات تاریخ میباشد.

70:

معیار کتاب شناختی انجیل جعلی برنابا
(نبود نسخ با زبان اصلی و قبل از قرن 16 میلادی)

معیار شواهد خارجی انجیل برنابا - قسمت اول
(تناقضی تاریخی در این انجیل جعلی)


معیار شواهد خارجی انجیل برنابا - قسمت دوم
( اشتباه تاریخی در این انجیل جعلی)

معیار شواهد خارجی انجیل برنابا - قسمت سوم
(نبود اشاره ای به این انجیل جعلی در کتاب مقدس)


معیار شواهد خارجی انجیل برنابا - قسمت چهارم
(استفاده از آثار دانته ( قرن 14 م) در این انجیل جعلی)


معیار شواهد داخلی انجیل کاذب برنابا
اثبات جعلی بودن این انجیل
قسمت هفتم.



آیا نویسنده ی این انجیل جعلی با جغرافیای اسرایل و دوران مسیح آشنایی داشته؟

جواب به این سوال "خیر" میباشد.


1)

در انجیل برنابا میخوانیم:

'Behold then how beautiful is the world in summer-time, when all things bear fruit.

The very peasant, intoxicated with gladness by reason of the harvest that is come, maketh the valleys and mountains resound with his singing, for that he loveth his labours supremely'.

(The Gospel of Barnabas, p.217).


میبینیم که تابستان اون گونه توصیف شده که گویی شخص در اروپا هست.

این امر با تابستانهای فلسطین مغایرت دارد زیرا در اونجا باران در زمستان می‌بارد و مزارع در تابستان خشک می‌شود و مطلقاً با مناطق سرسبزی که در این متن آمده شباهتی ندارد.

مطابق مضمون این متن، عیسی در بیابان اردن بود، یعنی جایی که قطعاً نمی‌توانسته از تابستانی شبیه تابستانهای اروپا بهره ببرد.



__________________________________________________ _________________
----------------------------------------------------------------------------------------------

2)
در فصل ۱۹۴ فرموده می‌شود که خانواده ایلعازر ارباب یا حاکم دو شهرک بودند، مجدلیه و بیت‌عنیا.

در اون روزگار، سرزمین فلسطین را رومیها تحت اشغال داشتند، لذا سیستمی تحت عنوان ”حاکم“ وجود نداشت.

این اشاره حاکی از نظام فئودالی هست که در قرون وسطی متداول بود.



__________________________________________________ _________________
----------------------------------------------------------------------------------------------


3)
انجيل برنابا


در این انجیل جعلی میبینیم که شراب در وقت مسیح در کوزه ها نگهداری میشد.

در صورتی که در وقت مسیح شراب در پوست حیوانات نگهداری مشد نکته ی جالب اینکه در قرون وسطی از کوزه های چوبی برای نگهداری شراب هستفاده میشد.


__________________________________________________ _________________
----------------------------------------------------------------------------------------------



4)
انجيل برنابا


(نمایی از شهر ناصره - 200 سال پیش)

در فصل‌های ۲۰ و ۲۱، فرموده شده که ناصره شهری هست در ساحل دریاچه جلیل.

این شهر امروز موجود هست و ۱۰۰ متر بالای سطح دریا برنامه دارد و در فاصله ۲۰ کیلومتری دریاچه جلیل.


در فصل ۹۹، ذکر شده که شهر صور در نزدیکی اردن واقع هست، اما چنین چیزی صحت ندارد.

صور ۵۰ کیلومتر دورتر از این محل، و در ساحل دریای مدیترانه در لبنان امروزی واقع هست.



اگر نویسنده با عیسی در این مناطق راه رفته باشد، چرا در خصوص چنین داده‌هایی دچار اشتباه شده هست؟
آمده که زکی عیسی را در ناصره ملاقات کرد، در حالیکه مطابق انجیل لوقا، این واقعه در شهر اریحا رخ داد (لوقا، فصل ۱۹).

بر این پايه شکی باقی نمیماند که نویسنده ی این کتاب هرگز در اسرایل حظور نداشته.

71:



اجازه دهید با یک مثال مفهوم را برسانم...
البته امیدوارم خودتان به به نفهمی نزده باشید.

برای مثال ، از لغت "اسلام" هستفاده میکنیم.
معنی لغوی "اسلام" تسلیم شدن میباشد(اگر اشتباه نکنم)(submission)
لغت اسلام در نزد مسلمین معنی فرا از "تسلیم شدن دارد" و مسلمین اون را به معنای تسلیم در برابر خدا میدانند.

که این کل هدف و تعلیم(پايه ی) دین محمدی میباشد.

اما از لغت "اسلام" برای نشان دادن دین محمدی نیز هستفاده میشود ، دینی که که بر پايه تعالیم محمد(الله؟!) بنا شده.

حال در اینجا نیز با چنین مسءله ای روبرو هستیم.
واژه ی انجیل در زبان یونانی به معنای خبر خوش یا مژده میباشد.
به نظر مسیحیان ، اینکه کلمه جسم گردیده و بشر را نجات داده و روح القدس را از نزد پدر فرستاده و و و بزرگترین مژده میباشد و لغت انجیل در نزد مسیحیان به این معنا میباشد.
من این جملات ( اینکه کلمه جسم گردیده و بشر را نجات داده و روح القدس را از نزد پدر فرستاده و و و) را در دو کلمه ، یعنی « تعالیم مسیحیت » خلاصه کردم.


شما فرمودید انجیل در نزد ما به معنی بشارت هست بنده فرمودم چشم کلمه بشارت را در متن صحبت های پولس می گذارم

خیر .
شما از لغت "بشارت" هستفاده نکردید!
اشکالی ندارد...
این لغت نیز مفهوم را میرساند.
در شفرمودم که شما بدین زودی از اون که شما را به‌واسطۀ فیض مسیح فراخوانده هست رویگردان شده، به‌سوی بشارتی دیگر می‌روید.۷البته بشارت دیگر وجود ندارد.

و همنطور که پولس در ادامه ی رساله اش توضیح میدهد ، منظور مبشران یهودگرا میباشند که تعالیم نادرست خود را بشارت میدانند.



72:

ایدن جان
سلام
جمله ای که آبی کرده ام کامل منظور را می رساند دستت درد نکند اما جمله دیگرت از نظر مفهوم غلط هست این جمله را می گویم : تعالیم نادرست خود را بشارت میدادنند.
تعالیم بشارت داده نمی شود بلکه آموزش داده می شود .

پس اصلا اون جمله به اون موضوع ارتباط ندارد .

بشارت مژده هست خبر خوش هست به آموزش دادن تعالیم نمی گویند بشارت .مبشر هم کسی هست که خبر خوش را می آورد مبشرین مسیحی هم خبر خوش آمدن حضرت عیسی و روح القدوس و آمدن مجدد او را به جهان می رسانند .

اما در هر صورت این جمله ات بدون نقص هست :


در شفرمودم که شما بدین زودی از اون که شما را به‌واسطۀ فیض مسیح فراخوانده هست رویگردان شده، به‌سوی بشارتی دیگر می‌روید.۷البته بشارت دیگر وجود ندارد.

73:

درود دوست گرامی..


خواهش میکنم دوست عزیز...

خودم هم میدانستم که منظور را میرساند.


این جمله ات بدون نقص هست :

در شفرمودم که شما بدین زودی از اون که شما را به‌واسطۀ فیض مسیح فراخوانده هست رویگردان شده، به‌سوی بشارتی دیگر می‌روید.۷البته بشارت دیگر وجود ندارد.


البته که بدون نقص هست.
همانطور که پولس مبشر - مسیحیت را بشارت میداد...
یهودگرایان نیز مسیحیت یهودگرایی را بشارت میدانند.

در رساله ی غلاطیان باب 1 به آیه ای برمیخوریم که به این آیه ی بازسازی شده ما نیز شباهت بسیاری دارد:
فقط می شنیدند که : « اون کسی(یعنی پولس) که به ما آزار میرسانید اکنون همان ایمانی را بشارت میدهد که وقتی می کوشید اون را از بین ببرد .»
پس همان طور که پولس ایمان مسیحی را بشارت میداد،
یهودگرایان نیز ، مسیحیت یهودگرایی را بشارت میدانند.

پولس در باب 2 این بشارت را به چنین افرادی نسبت میدهد:
اگر چه عده ای که وانمود می کردند برادران دینی ماهستند می خواستند او را ختنه نمايند .

این ها مخفیانه به میان ما راه یافتند تا مانند جاسوس ها اطلاعاتی دربارۀ آزادی ما در مسیح عیسی کسب نمايند و
ما را دوباره به بندگی شریعت در آورند.

پولس پیرامون این تعالیم و بشارت توضیحات بیشتری میدهد:
خوب می دانیم که هیچ کس با اجرای مقررات شریعت در حضور خدا کاملا نیک محسوب نمی شود بلکه فقط براثر ایمان به عیسی مسیح نیک محسوب می گردد.

ما خود نیز به مسیح عیسی ایمان آوردیم تا بوسیله ایمان و نه با ا جرای شریعت نیک شمرده شویم .

نه فقط ما ، بلکه هیچ بشری از راه انجام احکام شریعت نمی تواند نیک محسوب شود.(باب 2 آیه ی 16)


بر این پايه ، این بشارت و تعالیم (منحرف)، عقیده داشت که با اجرای مقررات شریعت موسی میبایست نیک شمرده شویم و پولس با این تعالیم مبارزه میکند.
من از شما فقط یک سئوال دارم : آیا شما روح القدس را از راه انجام شریعت بدست آوردید یا از گوش دادن به انجیل و ایمان آوردن به اون ؟(باب 3 آیه ی 2 )
این تعالیم عقیده داشت که روح القدس را میبایست از طریق انجام شریعت بدست آورد.
بنظر میرسد که دیگر تعالیم یهودگرایان همانند مسیحیت اورتدکس باشند زیرا که پولس در باب 1 میگوید :
عده ای که وانمود می کردند برادران دینی ماهستند ...



دوست عزیزم ، به نظرت بهتر نیست این تعصب شیعه-محمدی را نیز کمی کنار گذاشته و لحظه ای به حقیقت بنگری؟
موضوع کاملا روشن هست...
بنگرم جمله ی دوم پست قبلیم در خصوص شما صحیح باشد.

74:

محمد محسن بنگرم اسناد برای اثبات جعلی بودن این انجیل کافی اند:

دوتان توجه نمايند که مسلمین حتی 1 دلیل نیز ارائه نداده اند که از اصالت این انجیل پشتیبانی شود.

__________________________________________________ _____________________
------------------------------------------------------------------------------------------
-------------------------------------------------------------------------------


«بررسی کلی پیرامون انجیل جعلی برنابا»
(مقاله ای مفصل و کامل که از تمامی جهات این انجیل کاذب را بررسی میکند)


«اثبات عدم وجود این انجیل قبل از قرن 15 »
(یازده دلیل که نشان میدهند این انجیل قبل از قرن 14 وجود خارجی نداشته.)


«معیار کتاب شناختی انجیل جعلی برنابا»
(نبود نسخ با زبان اصلی و قبل از قرن 16 میلادی)


«معیار شواهد خارجی انجیل برنابا - قسمت اول »
(تناقضی تاریخی در این انجیل جعلی)



«معیار شواهد خارجی انجیل برنابا - قسمت دوم »
( اشتباه تاریخی در این انجیل جعلی)


«معیار شواهد خارجی انجیل برنابا - قسمت سوم»
(نبود اشاره ای به این انجیل جعلی در کتاب مقدس)



«معیار شواهد خارجی انجیل برنابا - قسمت چهارم»
(استفاده از آثار دانته ( قرن 14 م) در این انجیل جعلی)


«معیار شواهد داخلی انجیل کاذب برنابا»
( اثبات اینکه نویسنده ی این انجیل جعلی با جغرافیای اسرایل و دوران مسیح آشنایی نداشته)

_________________________________________________

ما نیز با Cyril Glassé ، این محقق مسلمان هم صدا شده و فراخوان میکنیم که:

"شکی در جعل بودن این انجیل وجود ندارد"


موفق و پیروز باشید.

75:

ایدن
با سلام
امروز جمعه به وقت ایران ساعت 19 مطلب شما را دیدم باید مطالب را بخوانم تا نظر بدهم شاید به دلیل کارهائی که دارم چند روز طول بکشد تصدیق بفرمائید مطالب خیلی زیاد هست .


اما به نظر من همان مطالب پولس کافی بود تا ثابت شود عقیده به مسیحی دیگر و انجیلی دیگر نیز وجود دارد به نظر من مطالب ایشان بدون نقص هست و کاملا موضوع رابیان می کند
شما هم موفق باشید

76:

خوانندگان محترم :

ایدن

با سلام

دوست عزیزم ایدن برای اثبات جعلی بودن انجیل برنابا دوباره به ادله عجیبی متوسل شده اند که قبلا هم به شیوه های دیگر بیان کرده بودند و بنده به بخشهائی از اون جواب دادم که ایشان با پارازیت های متوالی بحث را متوقف کردند .

شاید هدف ایشان از طرح مجدد این باشد که اذهان را از موضوع انجیلی دیگر که پولس به صراحت به اون اعتراف کرده منحرف سازند پولس می گوید :

درشفرمودم که شما بدین زودی از اون که شما را به‌واسطۀ فیض مسیح فراخوانده هست رویگردانشده، به‌سوی انجیلی دیگر می‌روید.۷البته انجیلی دیگر وجود ندارد، امّا کسانی هستندکه فکر شما را مغشوش می‌سازند و بر‌اونند کهانجیل مسیح راتحریفنمايند.۸امّا حتی اگر ما یا فرشته‌ای از آسمان، انجیلی غیر از اونچه مابه شما بشارت دادیم موعظه کند، ملعون باد!۹چنانکه پیشتر فرمودیم، اکنون باز می‌گویم: اگر کسی انجیلی غیر از اونچه پذیرفتید به شما موعظه کند، ملعون باد!

اتفاقا بنده قصدم این بود که این مطالب را پس از اثبات احتمال ساختگی بودن ادله مسیحیت در مقابله با انجیل برنابا بیاورم اما به درخواست ایدن که خواست دلایل را برای واقعی بودن انجیل برنابا بیاورم بنده وارد سخنان پولس شده و مطالبی را آوردم که بر هیچ انجیل دیگر الا برنابا دلالت ندارد و اما جواب این موارد :


ایدن می نویسد :

آیا نویسنده ی این انجیل جعلی با جغرافیای اسرایل و دوران مسیح آشناییداشته؟

جواب به این سوال "خیر" میباشد.


جواب به ایدن :
کسی که قصد جعل کتابی به اون مهمی داشته باشد حتما می دانست و می توانست به اطلاعات جغرافیای اون مناطق دسترسی پیدا کند .

بنا براین معقول ترین فرضیه این هست : اشتباهات عمدی هست .



ایدن عزیز نوشته هست :
در انجیل برنابا میخوانیم:
'Behold then how beautiful is the world in summer-time, when all things bear fruit.

The very peasant, intoxicated with gladness by reason of the harvest that is come, maketh the valleys and mountains resound with his singing, for that he loveth his labours supremely'.

(The Gospel of Barnabas, p.217).



میبینیم که تابستان اون گونهتوصیف شده که گویی شخص در اروپا هست.

این امر با تابستانهای فلسطین مغایرت دارد
زیرا در اونجا باران در زمستان می‌بارد و مزارع در تابستان خشک می‌شود و مطلقاً بامناطق سرسبزی که در این متن آمده شباهتی ندارد.

مطابق مضمون این متن، عیسی در
بیابان اردن بود، یعنی جایی که قطعاً نمی‌توانسته از تابستانی شبیه تابستانهایاروپا بهره ببرد.

جواب :
بدیهی هست مسلمین با تا بستان های اروپا کمتر از دستگاه پاپ آشنایی دارند و در عوض با تا بستان های فلسطین بیشتر از پاپ ، بنا براین اگر مسلمان این کتاب را جعل کرده باشد این اطلاعات را درست می نوشت .

واما اگر مسیحی که قصد به شکست کشاندن مسیحیت را داشته هست این کتاب را نوشته باشد او نیز همان قواعد بالا بر او حاکم هست و چنین فعل عجیبی را انجام نمی داد .

تنها یک احتمال معقول باقی می ماند و اون اینکه این مطالب عمدا به اون اضافه شده تا بعدا در صورت لو رفتن کتاب جهت اثبات بطلان کتاب به اون هستناد شود
.


_________________________________________________ _________________

----------------------------------------------------------------------------------------------

ایدن نوشته هست :
در فصل ۱۹۴فرموده می‌شود که خانواده ایلعازر ارباب یا حاکم دو شهرک بودند، مجدلیه و بیت‌عنیا.

در اون روزگار، سرزمین فلسطین را رومیها تحت اشغال داشتند، لذا سیستمی تحت عنوانحاکم“ وجود نداشت.

این اشاره حاکی از نظام فئودالی هست که در قرون وسطی متداول
بود.


جواب :
جالب هست که اطلاعات اروپا به این کتاب منتقل شده هست .

و این هم همانند هستدلال بالا بیانگر عمدی بودن این نوشته هست .


__________________________________________________ _________________

--------------------------------------------------------------------------------------------


آقای ایدن اظهار نظر کرده هست :
در این انجیل جعلی میبینیم که شراب در وقتمسیح در کوزه ها نگهداری میشد.

در صورتی که در وقت مسیح شراب در پوست حیوانات
نگهداری مشد نکته ی جالب اینکه در قرون وسطی از کوزه های چوبی برای نگهداری شراباستفاده میشد.

_________________________________________________ _________________

----------------------------------------------------------------------------------------------

جواب : می بینید که دوباره فرد باید از اروپا مثال آورده باشد چون در قرون وسطی شراب در فلسطین کمتر متداول بود .

بنا براین همانند هستدلال فوق احتمال برنامه دادن این متن در انجیل اصلی به همان منظور پیش فرموده معقول ترین احتمال هست .


ایدن نوشته هست :
(نمایی از شهر ناصره - 200 سالپیش)

در فصل‌های ۲۰ و ۲۱، فرموده شده که ناصرهشهری هست در ساحل دریاچه جلیل.

این شهر امروز موجود هست و
۱۰۰ متر بالای سطح دریابرنامه دارد ودر فاصله ۲۰ کیلومتری دریاچهجلیل.


در فصل ۹۹، ذکرشده که شهر صور در نزدیکی اردن واقع هست، اما چنین چیزی صحت ندارد.

صور ۵۰کیلومتر دورتر از این محل،و در ساحل دریای مدیترانه در لبنان امروزی واقع هست.



اگر نویسنده با عیسی در اینمناطق راه رفته باشد، چرا در خصوص چنین داده‌هایی دچار اشتباه شدهاست؟
آمده که زکی عیسی را در ناصرهملاقات کرد، در حالیکه مطابق انجیل لوقا، این واقعه در شهر اریحا رخ داد (لوقا، فصل۱۹).

بر این پايه شکی باقی نمیماند که نویسنده ی این کتاب هرگز در اسرایل حظورنداشته.

جواب :
همانگونه که ملاحظه می فرمائید در این مورد هم امکان اینکه فردی سهوا این اطلاعات را غلط نوشته باشد کم هست .

و چنین اشتباه بزرگی برای نویسنده ای که بر چند دین دنیا مسلط هست .

بعید به نظر می رسد از طرفی در این اشتباه هم احتمال اینکه اربابان کلیسا دخیل باشند بیشتر از مسلمانی هست که با فلسطین و اردن آشنائی زیادی دارد .

معقول ترین احتمال باز همان احتمال عمدی بودن این موارد هست .




دوست عزیزم حقیقتا توسل به این ادله ضعیف برای اثبات جعلی بودن انجیل برنابا عجیب و باور نکردنی هست .

اگر خواننده اشتباهات را به صورت یک واحد ببیند شکی باقی نمی ماند که این همه اشتباه که همه انگشت اشاره و احتمال قوی را بر عمدی اضافه کردن مطالبی جعلی به انجیل مورد بحث هست تنها یک جواب باقی خواهد ماند :

انجیل برنابا واقعی هست اما دستگاه یا حکومت یا افرادی با اضافه کردن و الحاق نمودن مطالبی به این کتاب خواسته اند در صورت لو رفتن کتاب با هستناد به اون مطالب ، واقعیات بی نظیری که در این انجیل مستتر هست را انکار نمایند .


77:

درود بر شما..

اشکال کارتان اینجاست که شما فرض را بر دانا بودن نویسنده ی انجیل جعلی برنابا گذاشته اید و هر اشکالی که در این انجیل کاذب یافت میشود ، رجوع مکنید به گزاره ی اول که که خود میبایست اثبات شود - و نتیجه میگیرید که این اشکالات را اشخاص دیگری به انجیل اضافه کرده اند.
در صورتی که این هستدلال کاملا اشتباه میباشد.
اتفاقا نویسنده ی انجیل برنابا شخصی بوده که اطلاعات زیادی از مسیحیت و یهودیت نیز نداشته که باز هم اسناد خود را در این باره ارایه خواهم داد.

سند ما هم تنها کتابی هست که از او بر جای مانده.


نکته ی دیگر اینکه ادعا کرده اید ، مسیحیان این اشکالات را وارد این انجیل جعلی برنابا کرده اند.
در صورتی که اولین بار این انجیل در نزد مسلمین یافت شده و گویا رونق بسیاری نیز داشته.
بر پايه ادعای مسلمین این انجیل در کتاب خانه ی پاپ یافت شده ، ولی موضوع این هست که ترجمه های این کتاب بر جای مانده اند ولی خود نسخه ی اصلی که از کتاب خانه ی پاپ یافت شده ، از بین رفته! چرا؟ الله اعلم!
داستان اصلی از این برنامه هست که مسلمین انجیلی نوشته اند، برای بازارگرمی فرموده اند که این انجیل ترجمه/کپی از انجیلی هست که از کتاب خانه ی پاپ یافت شده.
این اشخاص اطلاعات زیادی از مسیحیت و اسرایل نداشته و مرتکب اشتباهات فاحشی شده اند.

George Sale در کتاب The Preliminary Discourse to the Koran مربوط به سال 1734 میلادی ، مینویسد:
محمدیان نیز انجیل عربی دارند که اون مرتبط به قدیس برنابا میدانند و با اناجیل حقیقی تفاوت بسیاری دارد.
پس میبینیم که این انجیل در نزد مسلمین قرن 18 رونق بسیاری داشته.
در هر صورت هیچ سندی وجود ندارد که مسلمین این انجیل را از کتاب خانه ی پاپ دزدیده باشند و این انجیل برای اولین بار در نزد یافت شده.

فعلا که میبنیم دست پیدا نکرده.
بنا براین معقول ترین فرضیه این هست : اشتباهات عمدی هست .

از اونجایی که این انجیل پیوسته در نزد مسلمین بوده ، پس در نتیجه(در صورت صحت سخن شما) تنها فرضیه نیز این هست که مسلمین این موارد را به انجیل برنابا اضافه کرده باشند.

در نتیجه وارد کردن نام محمد نیز کار دشواری نمیتواند باشد.


و چنین اشتباه بزرگی برای نویسنده ای که بر چند دین دنیا مسلط هست .

بعید به نظر می رسد

دوست عزیزم...
از کجا به این نتیجه رسیدید که نویسنده ی این انجیل جعلی بر چند دین دنیا مسلط بوده؟
میگویید فردی که چنین اطلاعاتی نداشته باشد ، انجیل جعل نخواهد کرد؟
آیا ما از این کتب کم در دست رس داریم که نویسنده یشان اطلاعات کمی از دیگر ادیان داشته ؟ نمونه اش ، تازینامه میباشد که نویسنده ی این کتاب هیچ چیز از مسیحیت نمیدانسته.
حال به نگر من در اینجا نیز بعید نیست که این انجیل را شخصی که اطلاعات عمومی جامعی نداشته به نگارش در آورده باشد.
مطالبی را آوردم که بر هیچ انجیل دیگر الا برنابا دلالت ندارد

به ما بگویید شما از این 28 انجیل جعلی و آپوکریفا ، چه تعداد را با این تعریف پولس محک زدید و به این نتیجه رسیدید که این سخن پولس مربوط به هیچ انجیلی جز انجیل جعلی برنابا نمیباشد؟
همانطور که ده ها بار فرمودم بر پايه دیگر تعاریف پولس این انجیل(تعلیم) مربوط به تعالیم یهودگرایان میباشد ولی گویا تعصب محمدی-شیعه کاری باشما کرده که ما هرچه سند و مدرک نیز بیاوریم ، شما همان سخن بی ارزش خودتان را تکرار خواهید کرد

پولس در باب 2 این بشارت را به چنین افرادی نسبت میدهد:
اگر چه عده ای که وانمود می کردند برادران دینی ماهستند می خواستند او را ختنه نمايند .

این ها مخفیانه به میان ما راه یافتند تا مانند جاسوس ها اطلاعاتی دربارۀ آزادی ما در مسیح عیسی کسب نمايند و
ما را دوباره به بندگی شریعت در آورند.

پولس پیرامون این تعالیم و بشارت توضیحات بیشتری میدهد:
خوب می دانیم که هیچ کس با اجرای مقررات شریعت در حضور خدا کاملا نیک محسوب نمی شود بلکه فقط براثر ایمان به عیسی مسیح نیک محسوب می گردد.

ما خود نیز به مسیح عیسی ایمان آوردیم تا بوسیله ایمان و نه با ا جرای شریعت نیک شمرده شویم .

نه فقط ما ، بلکه هیچ بشری از راه انجام احکام شریعت نمی تواند نیک محسوب شود.(باب 2 آیه ی 16)


بر این پايه ، این بشارت و تعالیم (منحرف)، عقیده داشت که با اجرای مقررات شریعت موسی میبایست نیک شمرده شویم و پولس با این تعالیم مبارزه میکند.
من از شما فقط یک سئوال دارم : آیا شما روح القدس را از راه انجام شریعت بدست آوردید یا از گوش دادن به انجیل و ایمان آوردن به اون ؟(باب 3 آیه ی 2 )
این تعالیم عقیده داشت که روح القدس را میبایست از طریق انجام شریعت بدست آورد.
بنظر میرسد که دیگر تعالیم یهودگرایان همانند مسیحیت اورتدکس باشند زیرا که پولس در باب 1 میگوید :
عده ای که وانمود می کردند برادران دینی ماهستند ...

78:

یک مثال!

در سال 1600 هجری شمسی ، بی بی سی فراخوان میکند که نسخی در اسرایل(مرکز بهایان) یافته اند که ادعا شده اینها سوره ایی از قراون میباشند.
در این سوره به وضوح نام "باب" آمده و فرموده شده که باب مهدی موعود و تجلی خدا میباشد.(همانطور که نام محمد در انجیل برنابا موجود هست)
قدیمیترین نسخه از این سوره مربوط به 1600 سال پس از محمد میباشد(همانند انجیل برنابا)
این سوره دارای تناقضاتی هست.
این سوره اشتباهات تایخی فاحشی داراست.
این سوره کاملا با الاهیات بهاییان مطابقت دارد.
هیچ اشاره ای به این سوره تا قرن 16 شمسی نشده.

نه توسط بهییان و نه توسط مسلمین.

اکثر بهاییان اعتراف مینمايند که این سوره جعلی میباشد.
(دقیقا مشخصات انجیل جعلی برنابا)

در این سوره، سخنان الله شباهت بسیاری به شعر های سهراب سپهری دارند.
و همچنین ادعا شده که این سوره وحی الله به محمد بوده و علی(امام اول شیعیان) این سوره را نگه داشته.


ایا به نظر شما این سوره اعتبار تاریخی دارد؟
ایا این سوره را علی نگه داشته؟
آیا هستفاده ی بهاییان از سوره کاری عبس و خنده دار نخواهد بود؟

79:

ایدن
با سلام
شما فرض تان را بر این گذاشته اید که انجیل برنابا حاوی نکاتی از ادیان دیگر نیست .

کاری ندارد انجیل بر نابا هست ایه به ایه بررسی کنیم بریم جلو .

اتفاقا انجیل برنابا فوق العاده غنی هست .

شما فقط به تکه ائی که بعدا به اون اضافه شده چسپیده اید .


ضمنا اون قراونی که می گگوئی یافت شده خودت می گوئید در اسرائیل یافت شده دیگر من چه بگویم .

در خود این جمله جوابش هست اون قراون را بفرستند ایران کارشناسهای شما و کارشناس های ما با هم بررسی نمايند اون وقت تحقیق ارزش دارد و الا در کشوری که با تمام وجود ضد اسلام هست این حرفا بی معنی هست .

80:

نوشته اصلي بوسيله محمد محسن نمايش نوشته ها
با سلام
شما فرض تان را بر این گذاشته اید که انجیل برنابا حاوی نکاتی از ادیان دیگر نیست .

کاری ندارد انجیل بر نابا هست ایه به ایه بررسی کنیم بریم جلو .

اتفاقا انجیل برنابا فوق العاده غنی هست .

شما فقط به تکه ائی که بعدا به اون اضافه شده چسپیده اید .


ضمنا اون قراونی که می گگوئی یافت شده خودت می گوئید در اسرائیل یافت شده دیگر من چه بگویم .

در خود این جمله جوابش هست اون قراون را بفرستند ایران کارشناسهای شما و کارشناس های ما با هم بررسی نمايند اون وقت تحقیق ارزش دارد و الا در کشوری که با تمام وجود ضد اسلام هست این حرفا بی معنی هست .
نقل قول:
شما فرض تان را بر این گذاشته اید که انجیل برنابا حاوی نکاتی از ادیان دیگر نیست .


نازنین ، شما نتایجی و فرضهایی از سخنان بنده بیرون میکشید که من خود از اونها خبری ندارم.
این کارتان را چیزی جز مغلطه ی پهلوان پنبه نمیتوان نامید.
لطف کرده و بفرمایید من در کجا فرض را بر این گذاشتم که انجیل برنابا حاوی نکات دیگر ادیان نیست؟
اصلا این جمله چه معنی دارد؟
من که چیزی دستگیرم نشد!

نقل قول:
کاری ندارد انجیل بر نابا هست ایه به ایه بررسی کنیم بریم جلو
222 باب کتاب را نمیتوان آیه به آیه جلو رفت.

اصلا مگر ما وقتمان را از سر خیابان آورده ایم که بیایم کتابی جعلی را آیه به آیه چک کنیم؟!

ما اسناد خود را ارایه میدهیم ، شما نیز اسناد خودتان را.


نقل قول:
شما فقط به تکه ائی که بعدا به اون اضافه شده چسپیده اید
1.با توجه به اسناد و مدارک ثابت کنید تکه ای(!) به اون اضافه شده.
2.

توسط اسناد و مدارک نشان دهید که کدام تکه ها به اون اضافه شده اند.

3.

ثابت کنید که چه کسی این تکه ها را اضافه کرده.



سپس ما نیز از تکه های اضافه شده هستفاده نخواهیم کرد .

استدلال شما اینگونه هست که نویسنده ی این انجیل میبایست از همه چیز کاملا مطلع بوده باشد و این اشتباهات از او بعیدند.
این هستدلال صحیح نیست.

به چند دلیل:

1.

باید ثابت شود که نویسنده ی این انجیل فردی کاملا عالم بوده.

2.

وجود نویسندگانی که اطلاعات عمومی ناقصی دارند ، محال نمیباشد.

3.

هیچ محقق مسلمان و سکولار چنین نظریه ای مطرح نکرده .



نقل قول:
اتفاقا انجیل برنابا فوق العاده غنی هست .

همانند قراون هست! مطلع هستیم!

فعلا که نویسنده ی بی سواد این کتاب فوق العاده غنی(!) نمیدانسته "کریستوس" و "ماشیح" هر دو به یک معنی هستند!

________________________________________________

هدف و سخن اصلی(Thesis Statement) این انجیل جعلی این میباشد که "مسیح ماشیح نیست ، بلکه ماشیح از نسل اسماعیل با نام محمد خواهد آمد"
چنین ادعایی را میتوان در جای جای انجیل برنابا ، (برای مثال در باب 42) یافت.

ولی مشکلی در این بین وجود دارد:

God has during these past days visited us by his prophet Jesus Christ
(...توسط پیامبرش ، عیسی مسیح)
(p.2).


میبینیم که برنابای جعلی عیسی را مسیح میداند.
با این حال در باب 42 میخوانیم:

Jesus confessed and said the truth, "I am not the Messiah"
عیسی:...من مسیح نیستم

این دو جمله به وضوع با یکدیگر متناقض میباشند چرا که یکجا عیسی ، مسیح خطاب شده و جایی دیگر فرموده شده که او مسیح نیست.

با این حال دانشنامه ی Wikipedia موضوع را طور دیگر شرح میدهد:

Barnabas appears not to realize that 'Christ' and 'Messiah' are translations of the same word (christos), describing Jesus as "Jesus Christ" yet claiming that 'Jesus confessed and said the truth, "I am not the Messiah"' (ch.

42).




.چه قدر خجالت آور! دقت کنید:
Barnabas appears not to realize that 'Christ' and 'Messiah' are translations of the same word

ترجمه : به نظر میرسد برنابا تشخیص نمیدهد که "مسیح" و "ماشیح" ترجمه ی یک کلمه میباشند.



در بخشی از این انجیل مسیح Christ یا Christos خطاب شده:انجيل برنابا

ولی در جایی دیگر فرموده شده که عیسی Messiah نمیباشد:انجيل برنابا


در صورتی که انجيل برنابا (Messiah ) و انجيل برنابا (Christos) هر دو یک کلمه و به معنی "مسح شده"
و در ترجمه ی فارسی "مسیح" میباشند و تنها تفاوت این هست که یک کلمه ترجمه ی عبری و دیگر ترجمه ی یونانی میباشد.
با این حال گویا نویسنده فکر میکرده که این دو 2 عبارت متفاوت میباشند.
در نتیجه نویسنده با زبان عبری نیز آشنایی نداشته و نمیدانسته که مرتکب چه اشتباه بزرگی شده.!!

اون قراون را بفرستند ایران کارشناسهای شما و کارشناس های ما با هم بررسی نمايند
گویا باز هم متوجه منظور بنده نشده اید.
چنین قراونی وجود خارجی ندارد و در مثال نیز عرض کردم که این نسخه در سال 1600 هجری شمسی یافت شده.
هدف من تنها این هست که از زاویه ای دیگر نیز به این انجیل بنگرید.
اون نسخه ی فرضی همان انجیل برنابا بود ، با این تفاوت که واژه ی سوره را جایگزین واژه ی انجیل و اسم "باب" را جایگزین نام "محمد" کردم ، تا با این شرایط نیز بار دیگر هستدلالهایتان را بسنجید.

ضمنا اون قراونی که می گگوئی یافت شده خودت می گوئید در اسرائیل یافت شده دیگر من چه بگویم .

الا در کشوری که با تمام وجود ضد اسلام هست این حرفا بی معنی هست
دقیقا!
همانطور که سوره ای در اسرایل که شامل نام باب باشد ، هیچ اعتباری ندارد ، انجیلی در نزد مسلمانان نیز که نام محمد را در بر گیرد و مربوط به قرن 15 نیز باشد ، همانند اون سوره ی جعلی هیچگونه اعتبار تاریخی دارا نیست.

81:

شما در اینجا به صراحت رد کرده اید که این انجیل حاوی اطلاغات مهمی در باره ادیان دیگر هست .


82:




بنده در اونجا ادعا کرده و پس از اون ثابت کردم که نویسنده ی این انجیل بی ارزش اطلاعات چندانی از دیگر ادیان نداشته .

اصلا به فرض بگیرید من چنین ادعای بیمعنی کرده ام
خوب بعدش چه ؟

گویا مسلمین دیگر چیزی برای فرمودن ندارند و البته به این دلیل که آبروی شیعه محمدی بر باد نرود جمله ای نیز از روی باد هوا نوشته اند.

به هر حال..

فرمودگوی جالبی بود محمد محسن.
مفید واقع شد.
البته اگر چیزی برای فرمودن دارید که ما در خدمتیم.
ولی بنگرم سخن بعدی چیزی جز "بدرود" نخواهد بود.

موفق باشید.



83:

هنوز فرمودگو ادامه دارد اما شما حتی نتوانستید ثابت کنید انجیل جعلی هست در عوض ثابت شد که تمام هستدلال های شما از قبل طراحی شده هست .

شما حتی یک دلیل متقن برای اثبات جعلی بودن انجیل برنابا ندارید اما در عوض پولس به صراحت اعتراف به انجیلی دیگر و بشارتی دیگر کرده هست

مباحث را بزودی ادامه خو.اهم داد سخنان شما تا بحال حاوی نکات مهمی نبود امیدوارم از این به بعد باشد

84:

به بهترین وجه جعلی بودن انجیل کاذب برنابا در این پست ثابت شده:

«بررسی کلی پیرامون انجیل جعلی برنابا»
(مقاله ای مفصل و کامل که از تمامی جهات این انجیل کاذب را بررسی میکند)


در دیگر پست های نیز به طور مفصل تنها گوشه ای از اشکالات این کتاب بررسی شده اند:



«اثبات عدم وجود این انجیل قبل از قرن 15 »
(یازده دلیل که نشان میدهند این انجیل قبل از قرن 14 وجود خارجی نداشته.)



«معیار کتاب شناختی انجیل جعلی برنابا»
(نبود نسخ با زبان اصلی و قبل از قرن 16 میلادی)



«معیار شواهد خارجی انجیل برنابا - قسمت اول »
(تناقضی تاریخی در این انجیل جعلی)




«معیار شواهد خارجی انجیل برنابا - قسمت دوم »
( اشتباه تاریخی در این انجیل جعلی)



«معیار شواهد خارجی انجیل برنابا - قسمت سوم»
(نبود اشاره ای به این انجیل جعلی در کتاب مقدس)




«معیار شواهد خارجی انجیل برنابا - قسمت چهارم»
(استفاده از آثار دانته ( قرن 14 م) در این انجیل جعلی)



«معیار شواهد داخلی انجیل کاذب برنابا»
( اثبات اینکه نویسنده ی این انجیل جعلی با جغرافیای اسرایل و دوران مسیح آشنایی نداشته)


و هیچ جواب مستندی به موارد داده نشد!

85:

نقل فعالیت های این تاپیک
(مورد توافق طرفین)
«بدین معنی که در این نقل جبهه گیری نخواهد شد»


1. مسلمانان هیچ سندی برای پشتیبانی از اصالت انجیل برنابا ارائه ندادند.


2. مسیحیان اسنادی برای پشتیبانی از عدم اصالت انجیل برنابا ارائه دادند.

3. مسلمانان ادعا مینمايند که این اسناد کافی نیستند.

4. مسیحیان ادعا مینمايند که این اسناد برای اثبات جعلی بودن این کتاب ، کافی هستند.


86:

مسلمانان از رهبر بزرگ مسیحیت منحرف شده یعنی پولس دلیل آوردند که هم در مورد انجیلی دیگر وهم در مورد بشارتی دیگر سخن می گوید اما مسیحیان می گویند پولس چون کیف ختنه اش را گم کرده بود ختنه را ممنوع کرد و اون جملات در مورد ختنه هست .

مسلمین می گویند درست هست که ختنه هم یکی از موارد بود اما اختلافات تنها بر سر ختنه نبود بلکه بر سر انجیلی دیگر بود

نوشته اصلي بوسيله eden نمايش نوشته ها

2. مسیحیان اسنادی برای پشتیبانی از عدم اصالت انجیل برنابا ارائه دادند.
مسحیان اسنادی ازائه دادند که احتمالات قوی تر از اون بر اون مترتب هست .

ولی به زور می خواهند بقبولانند که اون اسناد فقط بر اون چیزی که ایشان می گویند خکم می کند .


نوشته اصلي بوسيله eden نمايش نوشته ها

3. مسلمانان ادعا مینمايند که این اسناد کافی نیستند.

مسلمانان می گویند این اسناد تنها دال بر اون چیزی نیست که مسیحیت می گوید .

پس باید بررسی ها در حضور کارشناسان بی طرف ادامه یابد .


نوشته اصلي بوسيله eden نمايش نوشته ها

4. مسیحیان ادعا مینمايند که این اسناد برای اثبات جعلی بودن این کتاب ، کافی هستند.
نوشته اصلي بوسيله eden نمايش نوشته ها

اگر اسناد برای اثبات جعلی بودن چیزی کافی باشد هیچ کس نمی تواند دلیل بیاورد آوردن دلیل در ابطال اسناد دال بر غیر متقن بودن ادله هست .


اما فعلا بنده سکوت کرده ام تا ببینم مسیحیت آیا می تواند دلیل مهم غیر قابل رد بیاورد دوباره ادامه خواهم داد .


87:

بنده پاسختان را پیرامون اون بخش از سخنان پولس دادم:

1.

پولس از وجود انجیلی دیگر سخن میگوید(سند: رساله ی غلاطیان)

2.

در اون وقت «انجیل» به معنای تعالیم(مسیحیت) بود (سند: شهادت ایرنیوس)

3.

پولس در مورد تعالیم منحرف یهودگرایان سخن میگوید( سند: رساله ی غلاطیان، فیلیپیان و کتاب اعمال رسولان)


در نتیجه:

*انجیل مورد نظر پولس ، تعالیم یهودگرایان هست.


اگر هم به فرض گیریم که در گزاره ی دو منظور از انجیل کتابی مکتوب میباشد( که این ادعا از لحاظ تاریخی مردود هست) باز هم هستدلال پابرجای باقی میماند.


حال دوست گرامیمان ، محمد محسن مرتب تکرار مینمايند که منظور از اون سخن ، انجیل برناباست و هستدلال ما نادرست هست.

خوب دوست عزیزم همینگونه که نمیتوان فرمود فلان هستدلال و اسناد باطل اند.

شما خود میبایست ابتدا هستدلال و اسناد بنده را نقد کنید(یعنی اشکالات اون را نشان دهید و نه اینکه در هر پست بگوید «اشتباه هست!») و کار را بجایی برسانید که نتیجه گیری من قابل قبول نباشد.

پس از اون شما هستدلالتان مطرح کرده و با اسناد موجود اون را ثابت نماید.


با این حال اینها را بار ها و بار ها تکرار کرده ام و جواب منطقی نشنیدم..

درنگر من این بحث به پایان رسیده با این حال اگر مشکلی دارید بنده پاسخگویتان میباشد.

88:

#147

89:

ایدن
با سلام
تمام دنیا می دانند انجیل یعنی مژده و تمام دنیا می دانند که الا دیوانگان کسی مژده آمدن خود را نمی آورد و حضرت عیسی (ع) عاقلی بود فرزانه ، دانشمندی بود کم نظیر ، این چه حرف عجیبی هست که شما می زنید که حضرت عیسی مژده خود و تعالیمش رآ آورد چه کسی راه می افتذ در کوچه و بازار بگوید مژده من آمدم .

اینگونه نیست عیسی مژده کسی دیگر را آورده هست .

پولس هم که عمدا می خواهد مسیر را منحرف کند می گوید عیسی مژده ای نیاورده بلکه ما مژده عیسی را به امت می دهیم و اصرار می کند تنها مژده ای که آمده هست مژده عیسی و تعالمیش هست و مژده دیگری در کار نیست .


این دو کلمه مژده ای دیگر کاملا مشخص هست که یعنی چه من تعجب می کنم شما چگونه جمله به این واضحی را انکار می کنید
مسلم هست که سپس عیسی (ع) حضرت محمد(ص) آمده هست .



90:


براستی که شما هستاد مغلطه هستید!

به این جمله ی تان توجه کنید:
تمام دنیا می دانند انجیل یعنی مژده و تمام دنیا می دانند که الا دیوانگان کسی مژده آمدن خود را نمی آورد
دوست گلم، برادر عزیزم ، آخر شما کی میخواهید متوجه شوید که مژده= مژده ی آمدن فلان شخص نیست!

می فرمایید که انجیل یعنی مژده و در ادامه میگوید که انجیل آمدن (خود یا شخصی)
مژده مسیحیت ، یا انجیل، مژده ی نجات بشریت میباشد.
حتی اگر هم منظور آمدن شخصی باشد ، منظور آمدن مسیح و روح القدس هست و کتب کانن و شهادت های پدران کلیسا و کتب آپوکریفا چنین موضوعی را ثابت مینمایند.
میگوید که «مگر امکان دارد که شخصی مژده ی آمدن خود را بدهد؟»
ما میگویم بله ، امکان دارد و هیچ اشکالی نیز در این مورد وجود ندارند.

با این حال باید توجه کنیم که منظور اصلی در اینجا این هست که "رسولان مژده ی آمدن مسیح را به سراسر جهان با نام پدر پسر و روح القدس بررسانند" و نه اینکه مسیح مژده ی آمدن خود را بدهد.
با این حال مورد دوم نیز هیچ مشکلی ندارد.

در کل این که شما «مژده» را برابر با «مژده ی آمدن یک شخص» فرض کرده اید که این اشتباه هست.

چراکه «مژده» محدود به آمدن یک شخص نیست و میتواند مربوط به دیگر مسایل نیز باشد.



91:

بنده همچنان پاسخی به این مطالب دریافت نکرده ام.


92:

ایدن
با سلام
خوشحالم که بر گشتید معلوم هم هست که دست پر بر گشته اید .


مطالبت قبلا جواب داده شده اون هم نه توسط من بلکه به وسیله پولس .


اما این جمله ات که نقل کرده ام کمی بوی تازگی می دهد هر چند اون هم قبلا جواب داده شده هست .


عزیزم اگر منظور مژده نجات بشریت هست .

که این حرف اصلا درست نیست و بزرگترین دروغ ممکن هست .

چرا که بر پايه کتب خودتان هیچ گاه بشریت این مژده را درک نخواهد کرد به مکاشفات یوحنا نگاه کنید .

خواهید دید دو سوم امت نابود خواهند شد .


کدام مژده نجات بشریت هیچ مژده نجاتی در کار نیست .

خود مسیحیت را نگاه کن آیا حتی خود مسیحیان نجات یافته اند ؟

شما نگاه سخنان روشنفکران خودتان بکن اونان حتی تثلیث را به سخره گرفته اند .

برادر من شعار چرا ؟

ضمنا مطالب عنوان بعدیت جواب داده شده هست

93:


درود.

فرموده اید:

عزیزم اگر منظور مژده نجات بشریت هست .

که این حرف اصلا درست نیست و بزرگترین دروغ ممکن هست .

چرا که بر پايه کتب خودتان هیچ گاه بشریت این مژده را درک نخواهد کرد به مکاشفات یوحنا نگاه کنید .

خواهید دید دو سوم امت نابود خواهند شد .



در واقع چنین هستدلال نموده اید:


1.

بشریت این مژده را درک نخواهد کرد.
2.چون در کتاب مکاشفه نبوت شده که دو سوم امت نابود خواهند شد.
پس:
* مژده ای در کار نیست.

این 3 گزاره هیچ ربطی به یکدیگر ندارند.
اولا که فرموده که بشریت مژده ی نجات را درک نخواهند کرد .؟
دوما که درک نکردن یک موضوع دال بر نبود اون موضوع خواهد بود؟مسلما خیر!
سوما که نابودی دو سوم امت چه رابطه ای به نبود مژده ی نجات دارد؟


در کل اینکه بنده هیچ نکته ی صحیحی در این سخنان شما نمیبینم و عبارت انجیل در نزد مسیحیان اولیه همانا به معنای " نجات بشریت توسط قربانی مسیح خداوند" یا در کل تعالیم مسیحیت میباشد.

و این را در پست های پیشین نیز ذکر کرده بودم.




94:

ایدن
با سلام
یعنی شما می فرمائید که مژده آمده تا امت اون را درک ننمايند .

خوب این مژده به چه دردی می خورد

95:

این یک خط هم مغلطه ی حمله ی پوشالین را در بر میگیرد و هم مغلطه ی انحراف .

یعنی غلط اندر غلط!


96:

جواب شما این بوده که مسیحیان این مطالب را اضافه کرده اند.
بنده نیز فرمودم یک تکه سند بیاورید که این ادعای شما را ثابت کند.

پاسخی نشنیدم!

پس اون مطالب هنوز بدون جواب بر جای مانده اند

97:

ایدن
همانگونه که قبل به عرض شما رسانم .
1- بهترین دلیل همان ادله متضاد هست که برای رد انجیل برنابا از اون هستفاده می کنید .

اون مطالبی که اضافه کرده شده بیشتر مسیحان از اون اطلاع داشته اند تا مسلمانان .

بخصوص اون کتاب گم شده اون مؤرخ رومی که نمی دانم از کجای تاریخ کشیدید بیرون .

2- اگر مسلمین برنابا را جعل کرده باشند .

اون موارد را نمی گذاشتند تا بعدا مستمسک شود
بلکه اون را بی نقص و بدون این ایرادات پیش پا افتاده می ساختند .

مثلا آی وهوای فلسطین را شبیه آب و هوای اروپا نمی نوشتند .

و یا در مورد شهرهای فلسطین هستباه نمی کردند .


3- وقتی دلیلی برای رد کتابی قابل قبول هست که اون دلیل در درون خود دچار مشکل نباشد ادله شما در درون خود به موضوعات دیگری هم تعلق می گیرد
.

پس دلایل ابطال انجیل برنابا باطل هست

#################
در مورد این جمله بنده :
یعنی شما می فرمائید که مژده آمده تا امت اون را درک ننمايند .

خوب این مژده به چه دردی می خورد


فرموده اید مغلطه وغلط اندر غلط
من تعجب می کنم شما خدا را به کار عبث و بیهوده متهم می کنید حرف من غلط اند غلط هست .


98:

درود.

خوب ما هم همین را میگویم!
ما هم میگوییم مسلمانان و نویسنده ی انجیل برنابا سواد کافی نداشتند .

به این ترتیب خود بطالت کتاب خودش را با این مطلب به من و شما ثابت کرده!

اگر مسلمین برنابا را جعل کرده باشند .

اون موارد را نمی گذاشتند
مسلمینی که در اون دوره پیغام محمد را قبول کردند قبول کردن تعالیم و مطالب انجیل برنابا کار چندان مشکلی برایشان نخواهد بود!
گرامی! مسلمین خود بر این باور بودند که این مطالب صحیح اند و نادرست بودن اونها را درنیافته بودند.
بلکه اون را بی نقص و بدون این ایرادات پیش پا افتاده می ساختند .

ابتدا ثابت کنید که نویسنده ی این انجیل کیست ، پس از اون ثابت کنید که اطلاعات این نویسنده هیچگونه نقص و ایرادی نداشتد.
در این صورت سخن شما را خواهیم پذیرفت.

99:

ایدن
با سلام
خود شما هم می دانید که حرف شما درست نیست شما اون چیزی را نزد خودتان هست درست و الهی می پندارید و بر مبنای اون حکم به بطلان چیز دیگر می دهید از کجا می دانید که اون چیزی که اکنون دست شماست همه چیز هست و حتی درست هست شما درست بودن همه اون را هم نمی توانید ثابت کنید چه برسد به الهی بودن
لذا نمی توانید با هستناد به اون حکم کنید .

اینکه کتابی همان باشد که قرن شش بوده یا قرن دو بوده این به هیچ وجه ثابت نمی کند که اون مطلب صحیح باشد بلکه تنها می گوید در قرن فلان بوده هست .

اون هم بررسی اسناد موجود بودن این کتب توسط چه کسانی صورت گرفته هست .

شما چرا با عجله و دست پاچه اسناد بحر المیت را از دسترس خارج کردید و سپس سالیان فرمودید که همه همین بوده که ما می گوئیم .

کی فرموده شما راست می گوئید .

کی فرموده شما مجددا بخش هائی را قایم نکردید اگر از چیزی نمی ترسیدید تمام اون را دست نخورده نگاه می داشتید تا دیگر متخصصین ادیان دیگر هم بیایند و مطالب را ببینند و سپس سپس رؤیت همه ایمان بیاوردن شما از چه می ترسید ؟

حتی همین اسناد که فراخوان نموده اید چه متخصص غیر وابسته به خود شما بررسی کرده هست .


اینکه نویسنده کتاب انجیل برنابا سواد داشته یا نداشته این نه برای شما و نه برای کل کلیسا قابل اثبات نیست اما شما برای محافظت از دین تان توهین می کنید قبلا هم فرمودم شما خود مطالبی به برنابا اضافه کرده اید .

و این کار ناپسند را بسیار زشت انجام داده اید .


شما فرموده اید ثابت کنم نویسنده انجیل برنابا کیست این مطلب که مربوط به انجیل برنابا نیست تا عیب برای اون انجیل محسوب شود هیچ کس نمی تواند ثابت کند که دیگر اناجیل هم نویسنده یشان همان هست که ادعا کرده اند حتی در مورد تورات هم توسط خود یهودیان هم این بحث وجود دراد توجه کنید :

ابراهیم بن عزرا (متوفی 1164 میلادی )، از دانشمندان یهود، در تفسیرش بر سفر تثنیه ، با هستناد به مطالبی از خود تورات ، فرمود که ممکن نیست موسی نویسندة اسفار خمسه باشد و حدود پانصد سال بعد باروخ اسپینوزا (متوفی 1677) با رمزگشایی و شرح این بیانیه و هستدلالهای دیگر ثابت کرد که انتساب نگارش تورات به موسی درست نیست ، فراگیر ساختن نظریة تحلیل اسنادی تورات به دست یولیوس ولهاوزن باشد که در آستانة قرن نوزدهم میلادی ، انتقادات محققان سلف خود را در این زمینه با نگارش سه رسالة > تدوین اسفار ستّه < (برلین 1876)، > تاریخ بنی اسرائیل < (برلین 1878)، و > مقدمه بر تاریخ بنی اسرائیل < (برلین 1883) پیشرفت و توسعه داد ( > رجوع کنید بهدایرة المعارف دین < ، ج 2، ص 158ـ 159؛ د.

جودائیکا ، ج 13، ستون 239).

بر پايه نظریة تحلیل اسنادی تورات ، چهار مجموعه یا منبع روایی جداگانه برای مطالب مندرج در اسفار خمسه در نظر گرفته می شود (ظاهراً ژان آستروک نخستین کسی بود که وجود چند جریان متفاوت را در روایتهای تورات تشخیص داد رجوع کنید به دورانت ، ج 1، ص 383، پانویس 1).

در واقع ، بنا بر تحقیقات انتقادی مشخص شد که در متن تورات ، تفاوتهای شایان توجهی در سبک ، واژگان و محتوای عبارات ملاحظه می شود که نشان می دهد متون اسفار خمسه بر پايه منابع متفاوتی نگاشته و با یکدیگر تلفیق شده اند ( بریتانیکا ، ج 14، ص 773).

کسانی که در تدوین و تکمیل تورات سهیم بودند نیز گاه حواشی و توضیحات خود را که از منابع مختلف اخذ می کردند در متن اصلی مندرج می ساختند و این اضافه کرده های ناهماهنگ ، اغتشاشهایی در روایتهای موازی تورات ایجاد کرده هست ( رجوع کنید به هینسون ، ج 2، ص 29).


من اصلا کاری به درستی این حرف ها ندارم فقط حرف من این هست این سخنان در مورد تمام کتب وجود دارد شما چرا فقط چسپیده اید به برنابا
برنابا هم مانند دیگر کتب
هیچ دینی کتابش را در وقت پیامبرش مکتوب نکرده هست .


اتفاقا این عیب نیست بلکه نشان از تقدیری الهی دارد که اسلام و شیعه را اثبات می کند البته برای هوشمندان .


100:

درود.
96.6 در صد از این پست رابطه ای به انجیل برنابا نداشت(27 خط از 28 خط)
تنها دو جمله مربوط به انجیل برنابا بودند که از این برنامه اند:
  • برنابا هم مانند دیگر کتب
و
  • اینکه نویسنده کتاب انجیل برنابا سواد داشته یا نداشته این نه برای شما و نه برای کل کلیسا قابل اثبات نیست
جواب جمله ی اول: مغلطه ی Tu quoque

جواب جمله ی دوم: ما میتوانیم ثابت کنیم که نویسنده ی انجیل برنابا بیسواد بوده و سند نیز خود انجیل برناباست! اینکه حال شما آمده اید و میگویید که مسیحیان این انجیل کاذب را ادیت کرده اند ، نیاز به سند دارد ، چیزی که فاقد اون نیز میباشید!

101:

ایدن
نمی دانم چه بگوبم شما خود را به نفهمیدن می زنید .
عزیزم این حرف ها چیه منی زنید 96% ربطی به اتجیل برنابا ندارد چیه ؟
شما در ادعایت نوشته بودید :
ابتدا ثابت کنید که نویسنده ی این انجیل کیست ، پس از اون ثابت کنید که اطلاعات این نویسنده هیچگونه نقص و ایرادی نداشتد.
در این صورت سخن شما را خواهیم پذیرفت.


*********************************************
بنده در اون 96 % فرموده ام اگر حرف شما و هستدلال شما درست هست تمام کتب شما روی هوا هست و هیچ کدام اعتبار ندارد.چون نویسنده هیچ کدام مشخص نیست
لذا اصلا مسیحیتی و یهودیت و تورات و انجیلی وجود ندارد که بگوئیم برنابا اصل هست یا جعل وقتی کل کتاب شما بر پايه هستدلال خودت بی اعتبار هست برنابا هم بگذار مانند بقیه بی اعتبار باشد .


ایت حرف به این معنی هست که سخن شما در مورد انجیل برنابا بی اعتبار و ساخته دشمنی کینه توزانه شماست .


102:

اون کسی که خود را به نفهمی میزند شما هستید و نه من.

فرموده بودید که نویسنده ی انجیل برنابا باسواد بوده و چنین اشتباهاتی مرتکب نخواهد شد.
من فرمودم: لطفا ثابت کنید که نویسنده ی انجیل برنابا با سواد هست.
شما فرمودید: همانطور که شما نمیتوانید ثابت کنید که نویسنده ی تورات کیست من هم نمیتوانم ثابت کنم نویسنده ی انجیل برنابا کیست.

در اینجا اولا: دچار مغلطه ی
Tu quoque یا به زبان ساده مغلطه ی "تو هم بدی!" .
دوما: خودتان اعتراف کرده اید که نمیتوانید ثابت کنید که نویسنده ی برنابا با سواد هست پس ادعای اولتان نیز به دردی نخواهد خود.

توصیه میکنم تحقیقی پیرامون مغلطه ی مورد نظر داشته باشید.

Tu quoque - Wikipedia, the free encyclopedia






103:

ایدن عین جمله من این هست :
اینکه نویسنده کتاب انجیل برنابا سواد داشته یا نداشته این نه برای شما و نه برای کل کلیسا قابل اثبات نیست اما شما برای محافظت از دین تان توهین می کنید قبلا هم فرمودم شما خود مطالبی به برنابا اضافه کرده اید .

و این کار ناپسند را بسیار زشت انجام داده اید .


شما فرموده اید ثابت کنم نویسنده انجیل برنابا کیست این مطلب که مربوط به انجیل برنابا نیست تا عیب برای اون انجیل محسوب شود هیچ کس نمی تواند ثابت کند که دیگر اناجیل هم نویسنده یشان همان هست که ادعا کرده اند حتی در مورد تورات هم توسط خود یهودیان هم این بحث وجود دارد
*****************************
همانگونه دیدید من جواب فوق را در جواب با سواد یا بی سواد بودن نویسنده برنابا ننوشته ام .

بلکه مطلب فوق دو موضوع جداست .

ضمنا هستدلال بنده در مغلطه (تو هم بدی) جای نمی گیرد چرا ؟
چون شما به اصلی اعتراض می کنید که بر تمام کتب الهی حاکم هست .


هیچ کتاب الهی نیست که بتوان نویسنده اون را با اطمینان ثابت کرد .


نه قراون نه تورات نه انجیل و نه انجیل برنابا .


اینکه شما به موضوعی که در تمام کتب الهی به عمد و توسط خدا مسکوت گذاشته شده اعتراض می کنید .

جای سؤال دارد .


این ایراد نیست بلکه حسن هست .

بر تری هست .

بنا بر این هیچ کس بد نیست بلکه این تدبیر هست

خداوند اینگونه مقرر داشته هست که بشر با عقل و فکر دین را بپذیرد به همین دلیل کل کتب الهی در این خصوص قابل چند و چون هستند .


یعنی با روش های غیر عقلی اولا نمی توان اثبات کرد که کتاب از طرف خدا باشد یعنی هیچ کس از خدا یا از جبرئیل دست نوشته فیلم و یا صدای ضبط شده ندارد تنها ده فرمان هست که اون هم با حکمت و تدبیر الهی فعلا از دسترس بشر خارج هست .

تازه سپس کشف هم می توان روی اون ابهام ایجاد کرد.


دوما نمی توان ثابت کرد که کتب واقعا توسط اون افراد که ادعا می شود نوشته شده باشند .


104:

بار دیگر عرض میکنم:

فرموده بودید: از نویسنده ی انجیل (که با سواد هست) بعید هست که مرتکب چنین اشبهات فاحشی شود پس مسیحیان اون ها را اضافه کرده اند.

بنده فرمودم: از کجا متوجه شدید که نویسنده ی انجیل برنابا با سواد هست و مرتکب چنین اشتباهاتی نخواهد شد؟

جواب دادید: من نمی توانم ثابت کنم که نویسنده ی انجیل برنابا با سواد که این اصل بر تمامی کتب آسمانی حاکم هست.



بدین ترتیب:
شما نمیدانید که نویسنده ی انجیل برنابا با سواد هست پس امکان دارد مرتکب این اشتباهات فاحش شده باشد و شما بی جهت به مسیحیان تهمت زنده اید.


حال اینکه تمام کتب الهی چنین اند ربطی به این موضوع ندارد .

بنده به راحتی با مطرح کردن یک Counter Example میتوانم بطالت سخنتان را ثابت کنم با این حال این کار را نخواهم کرد تا از موضوع بحث منحرف نشویم.



105:

ایدن
با سلام
شما فرض کن من چنین جمله ای فرموده باشم ( که نفرموده ام ) کتاب غنی برنابا دم دست هست این کتابِ فوق العاده با ادعای من یا شما، آلوده نخواهد شد
اتفاقا در انجیل برنابا کلیه اشتباهات اناجیل دیگر اصلاح شده هست مثلا همین جمله ی معروفی که شما عیسی بزرگ را متهم می کنید که بر روی دار جزع و فزع راه انداخت و از خدا شکایت کرد چرا تنهایش گذاشته هست .

نگاهی به انجیل برنا با بینداز ببین چقدر شیرین و مسلط موضوع را شرح داده که یهودا چی فرموده و چرا ؟

به هر صورت شما ها کینه نژادی با انجیل برنابا دارید و تحت هیچ شرایطی حقیقت را نخواهید پذیرفت .


اینکه فرموده اید اصلی که بر کل کتب الهی حاکم هست تنها در مورد انجیل برنابا نباید بکار ببریم از اون حرف هاست .

بدون شک اگر حرف شما درست باشد که نیست کل کتب زیر سؤال هستند .


*********************************
قسمت دوم
ادعاهای مسیحیت علیه انجیل برنابا :
مسیحیت کاتولیک با تربیت کشیش هائی که آموزش قراون را دیده اند و نیز با احادیث آشنا هستند .

در جهان اسلام و با زبان های مختلف تهاجم علیه اسلام را شروع کرده اند .

تکیه این کشیشان بر احادیث ضعیف و نیز برداشت های نادرست از قراون هست .


انجیل برنابا یکی از کتبی هست که مظلومانه هذف بدترین تهاجمات برنامه گرفته در صورت مراجعه به سایت های مختلف خواهید دید متنی کاملا ثابت که حتی از لحاظ انشائی و تعداد کلمات برابر هست به زبان های مختلف انتشار یافته هست .

که سراسر ادعاهای غلط و بی پايه می باشد در اینجا سعی می شود به طور خلاصه این ادله مورد بررسی برنامه گیرد :

(در دلیل اول ضد انجیل برنابا مسیحیت می نویسد : خدا در تورات به بنی اسرائیل امر کرد که سال یوبیل را نگاه دارند: ”این سال پنجاهم برای شما سال یوبیل خواهد بود.“ اما انجیل برنابا به‌هنگام اشاره به سال یوبیل، برای اون فواصل صدساله قائل می‌شود (برنابا، فصل ۸۲).

نویسنده این رقم را ازکجا آورده هست؟ )

جواب : هر چند این احتمال وجود دارد که این اشتباه عددی توسط افرادی به عمد در انجیل فوق برنامه داده شده باشد اما با وجود این و در صورتی که واقعا از اول این عدد در انجیل برنابا موجود بوده این سؤال پیش می اید که تورات اشتباه هست یا انجیل برنابا ؟
در اثر این امر بیش از اینکه برنابا زیر سؤال برود تورات زیر سؤال می رود .

چرا که همه ما می دانیم سیفرهای پنج گانه که تورات را تشکیل می دهند صدها سال قبل از میلاد عیسی نوشته شده لاند و حتی جدیدترین کنب عهد قدیم صد و اندی سال قبل از میلاد مسیح نوشته شده در حالیکه انجیل برنابا توسط عیسی تعلیم داده شده هست حتی اگر ادعای بی پايه مسیحیت را در مورد نوشته شدن انجیل موصوف در قرن پانزده بپذیریم باز این سؤال جالب پیش می آید که از متن انجیل برنابا کاملا مشهود هست که نویسنده بر تورات تسلط داشته هست پس چگونه هست کتابی که سپس تورات نوشته شده هست و نویسنده کتاب تورات را هم خوانده هست اون وقت متن تورات را غلط نوشته باشد ؟

جالب هست در این کتاب دهها نقل قول از کتب انبیاء بنی اسرائیل و تورات هست .


حال به نتیجه ای مسیحیت از موضوع فوق می گیرد دقت بفرمائید :
(به‌نظر می‌رسد که نویسنده چیزی در باره حکم پاپ می‌دانسته، اما تصور می‌کرده که اون را عیسی مقرر کرده هست.

این ما را به این نتیجه
می‌رساند که این انجیل نمی‌توانسته زودتر از سال ۱۳۰۰م.

نوشته شده
باشد)

این نتیجه گیری عجیب و باور نکردنی هست چرا که در متن انجیل برنابا متونی برابر با کلیه کتب عهد قدیم وجدید وجود دارد .

وبعید هست فردی که این کتب را در اختیار دارد دریا را رها کرده و به جوی بی آب پناه بیاورد او چرا باید به عملکرد پاپ هائی که بخش مهمی از مسیحیت نیز اون ها را قبول ندارند هستناد نماید .


مسیحیت در ایراد بعدی بر انجیل برنابا می نویسد :
(چندین نقل قول از دانته یافت می‌شود که در این انجیل به عیسی نسبت داده شده هست.

برای مثال، اصطلاح مورد هستفاده
دانته، یعنی ”خدایان دروغین و دروغگو“، در فصل‌های ۲۳، ۷۸، ۲۱۷ این انجیل به‌کاررفته که نه در کتاب‌مقدس هستفاده شده و نه در قراون، اما در این انجیل یافت می‌شود.

توصیف جهنم در این انجیل به‌گونه‌ای چشمگیر شباهت به تخیلات دانته در باره جهنم وبرزج و بهشت دارد.

در فصل
۱۷۸ این انجیل آمده که نـُه آسمان وجود دارد که باز ما رابه یاد دانته می‌اندازد.

شایان ذکر هست که دانته یک نویسنده ایتالیایی بود که در
دوره بونیفاس هشتم زندگی می‌کرد.

او نوشتن ”کمدی الهی“ معروف خود را به سال
۱۳۰۰م.

آغاز کرد)

جواب :
قبل از هر چیز باید به خود انجیل مراجعه کرد و دید آیات چیست در مراجعه به فصول فوق این ایات را می بینیم :
فصل بیست و سه :
26 در این نیک بنگرید که همه پیغمبران برای خدمت به خدای دشمن جسد خود بودند 27 تا از شریعت که داده شده بود به بنده اش موسی تخطی نکرده باشند و خدمت نموده باشند خدایان باطل و دروغ را 29
فصل 78
16زیرا هر گروهی این رغبت را در خدمت خدای دارند با وجود اینکه ایشان خدای را گم کرده اند و خدایان باطل دروغ را پرستیده اند 17
در فصل 217 هیچ کلمه خدایان دروغین وجود ندارد

با نظری به ایات فوق مشخص می شود که انجیل برنابا افرادی را که خدایان متعدد می پرستیده اند توصیف کرده و عمل پیامبران را که حتی حاضر شدند شهید شوند اما از دین خدا دست برندارند توضیح می دهد حضرت عیسی در انجیل برنابا فرموده هست اگر پیامبران از دستور خدای موسی اطاعت نمی کردند در واقع بنده خدایان دروغین می شدند و لذا روشن هست که انجیل چاره ای جز بکار بردن این کلمات نداشته حال چگونه این معنی مورد نظر مسیحیت امروز را می دهد جای سؤال هست .

وبعد چرا باید دانته از انجیل برنابا هستفاده نکرده باشد خود سؤال مهم دیگری هست .


یعنی از این زاویه انجیل مذکور قبل ار دانته وجود داشته والا دانته از نه آسمان از کجا اطلاع داشته هست ؟ به بیان دیگر شاید دانته از روی انجیل برنابا کپزذه باشد .

جالب این هست شاعران دیگر با صراحت بیشتر سخن فرموده اند که بعد می آورم .


ایراد بعدی :
(در این انجیل عناصردیگری متعلق به قرون وسطی یافت می‌شود.

در فصل
۱۹۴ فرموده می‌شود که خانواده ایلعازرارباب یا حاکم دو شهرک بودند، مجدلیه و بیت‌عنیا.

در اون روزگار، سرزمین فلسطین را
رومیها تحت اشغال داشتند، لذا سیستمی تحت عنوان ”حاکم“ وجود نداشت.

این اشاره حاکی
از نظام فئودالی هست که در قرون وسطی متداول بود)

جواب :
با مراجعه به انجیل برنابا روشن می شود که در انجیل فوق نوشته هست اونها مالک اون دو جا بودند .


به عین ایات توجه فرمائید :
3 لیکن چون قوی بود و در اورشلیم اتباع داشت با دو خواهرش مالک مجدل و بیت علیا بودند ندانستند چه نمايند 4
مالکیت بر زمین نه تنها در دوران حضرت عیسی بلکه قبل از او در کتب عهد عتیق هم امده هست .

و اصلا این ایه منظور مسیحیت را تأمین نمی کند .

بدیهی هست زمین ها همواره مالک داشته هست و این ربطی به نظام فئودالیته ندارد .

نامگذاری دوره ای تاریخی به نام نظام فئودالیته به این معنی نیست که قبل از اون زمین ها فاقد مالک بوده اند .

علاوه بر اون شروع نظام فئودالیته در نقاط مختلف جهان متفاوت بوده هست .


ایراد دیگر مسیحیت :
(در این انجیل آمده که عیسی در وقتی ولادت یافت که پیلاطس فرماندار فلسطین بود.

اما مطابق گزارشهای
تاریخی، پیلاطس بعد سال ۲۶م به فرمانداری فلسطین منصوب شد.

همچنین در فصل
۳ آمده که ولادت عیسی در دوره‌ای روی داد که حنا (۶-‏۱۵م.) و قیافا (۱۸-‏۳۶م.) کاهنان اعظم بودند؛ این امر نه فقط با تاریخ تناقض دارد، بلکه با خود انجیل نیز.

هیچیک از ایشان
در وقت ولادت عیسی در این مقام نبودند.

انجیل برنابا حدود ده سال در مورد حنا
اشتباه کرده، حدود بیست و دو سال در مورد قیافا و حدود سی سال در موردپیلاطس )

جواب :
مسیحیت برای اثبات نظر خود به گزارشات تاریخی فردی اشاره می کند که در یونان می زیسته هست .

یعنی نقل تاریخی از درون فلسطین در مورد فلسطین را بدلیل نقل تاریخ نویسی در یونان رد می کند .

این نقل تاریخی به حدی ضعیف هست که مورد هستناد تاریخ دانان معروف برنامه نگرفته هست .

اما با وجود این نقل تاریخی فوق ، بیشتر سخنان اون یونانی را زیر سؤال می برد تا انجیل برنابا وهیچ دلیل منطقی وجود ندارد که ما با هستناد به سخنان فردی یونانی با امکانات مسافرت در دو هزار سال قبل و ارتباطات ضعیف اون دوران گزارشی که ادعا می شود از داخل فلسطین هست را رد نمائیم .


حتی در صورت فرض صحت نقل فوق این موضوع نشان می دهد افرادی که از قضایای مذکور مطلع بوده اند به عمد این مورد را در انجیل برنابا برنامه داده اند تا ایجاد تردید نمایند .

حتی اگر فردی انجیل برنابا را در قرن 15 نوشته باشد در این مورد اگر مدرک نداشت سکوت می کرد .


ایراد دیگر مسیحیت :
(در انجیل برنابا آمده که هیردویس (اونتیپاس) در اورشلیم و یهودیه صاحب قدرت بود و در اونجا سربازان بسیاری تحت حکم خود داشت (برنابا، فصل ۲۱۴).

این اشتباه محض هست زیرا او فقط پادشاه جلیل بود که حدود ۱۰۰ کیلومتر دورتر بود.

در این انجیل، هیرودیس یک غیریهودی نامیده شده
(برنابا، فصل ۲۱۷)، حال اونکه او یهودی مؤمنی بود.

او برای برگزاری عید فصح به
اورشلیم آمده بود، به همین جهت توانست در امر محاکمه عیسی مورد مشورت قرارگیرد.(

جواب :
در فصل 214 این موضوع وجود ندارد بلکه فصل فوق بدون ذکر نام در مورد رئیس کاهنان صحبت کرده هست .

مسیحیت راجع به فصل فوق دروغ می گوید .

در فصل 217 نیز سپس اونکه شرج برده شدن یهودا به نزد کاهنان و والی فرموده شد از قول والی گقته هست :

56 اما پیلاطس محض اینکه خود را خلاص کند ، فرمود : همانا او جلیلی هست و هیرودئس پادشاه جلیل هست 57 پس حق من نیست حکم نمودن در این دعوی 58
درست هست که انجیل برنابا در مورد اینکه هیردوس مرد بیگانه و بت پرستی بوده صراحت دارد .


اما برای این موضوع هم دو حالت متصور هست
1- واقعا هیردوس بت پرست بوده و بقیه گزارشات تاریخی در مورد او دروغ هست و یا او برای اینکه حمایت یهودیان را بدست اورد خود را یهودی جلوه داده هست اما خداوند متعال از درون او با خبر بوده هست که این راز درونی در انجیل برتابا افشا شده هست .


2- باز اگر این جمله و نقل تاریخی اشتباه هست انجیل برتابا زیر سؤال نمی رود چرا که تاریخ نوشته شدن این انجیل سپس واقعه فوق بوده هست .

منتقی نیست فردی که قصد فریب بزرگی دارد اینگونه در مورد موضوعی که اطلاع ندارد سخن براند کافی بود مانند بخش های اول این فصل کلی گوئی کرده و به نوشتن لفظ والی و یا حاکم بسنده می نمود و از بردن اسم خودداری می کرد .



مسیحیان مدعیند که در انجیل فوق این اشکال نیز وجود دارد :
(در فصل ۸۰، آمده که دانیال وقتی به‌دست نبوکدنصر اسیر شد، دو ساله بود.

این امر با روایت کتاب‌مقدس
(دانیال، فصل ۲) تناقض دارد که می‌گوید نبوکدنصر در سال دوم سلطنتش با دانیال درخصوص خوابش مشورت کرد.

او چنان تحت تأثیر حکمت دانیال برنامه گرفت که او را بر ولایت
بابل حاکم ساخت.

اگر شهادت این انجیل را بپذیریم، پس دانیال در این وقت سه ساله
بوده هست)

جواب :
در فصل هشتاد آمده هست :
7 همانا بتحقیق بخت نصر دانیال را اسیر کرد و او طفل بود با حننیا و عزریا و میشائیل که جز دو سال عمر نداشتند وقتی که اسیر شدند در میان جماعتی از خدمتکاران بت پرست پرورش یافتند 8
همانگونه که ملاحظه می کنید سن سه نفر آخر دو سال دکر شده هست ولی در مورد سن دانیال فقط به کلمه طفل اکتفا شده هست .

همه می دانیم که پیامبران زیادی از سن طفولیت نابغه بوده اند .

اما علیرغم این با هم قدری کتاب دانیال نبی را ورق بزنیم و این کتاب را بیشتر بررسی می کنیم
در کتاب فوق آمده هست که شاه مجسمه ای طلائی بزرگی ساخت و فرمان داد همه اون مجسمه را سجده نمايند و هر کس سجده نکند در آتش انداخته خواهد شد مطابق نوشته های این کتاب سه نفر یهودی به مجسمه سجده نکردند .

که بخت نصر فرمان داد ایشان را در کوره ای بیندارند که آتش را هفت برابر نمايند قدرت آتش بحدی بوده که مأمورین اجرای حکم را کشت .


این نقل قول نشان می دهد که چون مأمورین اجرای حکم کشته شده اند پس قاعدتا نمی بایست اون سه نفر که دست و پا بسته بوده اند در داخل آتش افتاده باشند و یا با وسیله ای دیگر انداخته شده باشند .

که در این کتاب با وجود اینکه ریز مسائل را بیان شده هست کاربرد روش دیگری را ذکر نمی کند .

و می گوید افراد هم داخل آتش می افتند .

چگونه ؟

در این کتاب موارد غیر قابل توجیه فراوان وجود دارد که احتمال وارد شدن تحریف در اون را شدت بخشیده هست .


حتی در مورد جملات اول کتاب هم شک و تردید زیاد هست در اول کتاب داستانی به این مضمون آمده هست :
شاه به رمالان ، جادو گران و معبران دستور می دهد که خوابی را که دیده هست و نمی داند چه خوابی بوده هست تعبیر نمايند ( بهانه ای بچه گانه ) وقتی اونان می گویند همچنین چیزی امکان پذیر نیست او دستور قتل عام تمام حکیمان را صادر می کند .


یعنی چون معبران به دلیل اینکه نمی دانسته اند خواب چیست نمی توانسته اند خوابی را که شاه یادش رفته تعبیر نمايند باید مثلا پزشکان و یا معماران کشته می شدند .

که این امر امکان پذیر نیست و شاه حنما می دانسته هست که با کشته شدن تمام حکیمان امکان ادامه حکومت نیست .


لذا کاربرد چنین کتاب مشکوکی برای ابطال کتاب بزرگ و با عظمتی چون انجیل برنابا حقیقتا تنها نشانگر دشمنی صرف و غیر منطقی هست .
در ادمه اشکالات مسیحیت ادعا می نمايند :
(در فصل ۹۱، روایتی آمده مبنی بر گردآوری سه لشکر که هر یک متشکل از دویست هزار سرباز بود تا بر سرمسأله الوهیت مسیح بجنگند.

تحت حکومت رومیها در اون وقت، مالکیت اسلحه و ساخت اون
شدیداً تحت کنترل برنامه داشت.

همچنین طبق دائرةالمعارف بریتانیکا، کل لشکر منظم روم
در این وقت، حدود ۰۰۰ر۳۰۰ نفر بود که نیمی از اون ذخیره بودند.

تا پیش از ویرانی
اورشلیم به سال ۶۸-‏۷۰م.، در یهودیه فقط پادگان کوچکی وجودداشت)


کافی هست برای اثبات بطلان این دلیل مسیحیت سری به کتب تواریخ بزنیم :
تواریخ 2 فصل 11
وقتی رحبعام به اورشلیم رسید صد و هشتاد هزار مرد جنگی از یهودا و بنیامین جمع کرد تا با بقیه اسرائیل بجنگد و اونها را هم زیر سلطه خود در بیاورد
فصل سیزده تواریخ قسمتی از ایه 1
اول پادشاهان فصل 15 آیه 1
بین الیا و پریعام جنگ در گرفت سپاه یهودا که از 400000مرد جنگی و کار آزموده تشکیل شده بود به فرماندهی ابیای پادشاه به جنگ سپاه اسرائیل رفت که تعداد اون دو برابر سپاه یهودا بود
فصل سیزده تواریخ 2 آیه 17 اونها در این روز 500000سرباز اسرائیلی را کشتند
فصل 15 آیه 8
سپاه آسای پادشاه تشکیل شده بود از 300000 سرباز از یهودا که مجهز به نیزه و سپر بود ند و 280000سرباز از بنیامین که مسلح به تیر و کمان و سپر بودند
بر پايه تواریخ یهودیان صدها سال قبل از میلاد مسیح 500000 سرباز اسرئیلی کشته شده باشند که اگر به ازای هر سرباز کشته سه سرباز زخمی زا هم که قاعده جنگ هست حساب کنیم رقم ارتش اسرائیل 2000000 نفر می رسد و اگر به ازای هر کشته و زخمی فقط 2 نفر سرباز سالم فرض کنیم رقم ارتش اسرائیل به شش میلیون نفر در صدها سال قبل از اون واقعه خواهد رسید .


کجای این عجیب هست که صدها سال بعد ششصد هزار نفر آدم جمع شوند .

( فعلا کار ندارم منظور از این اعداد اغراق آمیز چیست و این کتب چه چیزی می خواهند بگویند .

و...

)

مسیحیت می نویسد :
(در فصل ۱۲۷ این انجیل،فرموده شده که عیسی از همايش معبد موعظه می‌کرد.

این محل به‌زحمت می‌توانست محل
مناسبی برای موعظه باشد، چون دیوار اون حدود ۲۰۰ متر بالاتر از سطح زمین برنامه داشت وکسی سخن واعظ را نمی‌شنید)

جواب :
در انجیل برنابا این را می خوانیم :
1 یسوع از صحرا بازگشت و داخل اورشلیم شد 2 پس تمام امت اونجا سوی هیکل شتافتند تا او را ببینند 3 سپس مطالعهمزامیر یسوع بر شد به سکوئی که بر اون نویسندگان بر می شدند 4
در این موضوع هم دروغ مسیحیت آشکار هست و اصلا مطلب مد نظر مسیحیت در این فصل انجیل برنابا نیامده هست در اون دوران سکوئی بوده هست که نویسندگان بر بالای اون برنامه می گرفته اند که عیسی نیز بالای اون رفته هست اما اینکه اون سکو همین مکان مورد ادعای مسیحیت باشد از آرزوهای مسیحیت هست .


ادامه دارد

106:

«انجیل قدیس برنابا ، جایی که میتوان نور را یافت»
این سخن مربوط به یک مسلمان تونسی قرن 17 میباشد ، سخنی که به عنوان قدیمیترین اشاره به این انجیل کاذب شناخته میشود و متآسفانه 1600 سال پس از قدیس برنابا نوشته شده.
داستان انجیل برنابا بر میگردد به به 400 سال پیش ، وقتی که مسلمین دیدند که قادر به پاسخگویی به اعتراضات ضد اسلامی مسیحیان نمیباشند.

از جمله ی این اعتراضات "نام محمد در تورات و انجیل میباشد" که در سوره ی الاعراف مطرح شده.

مسلمین چند صد سال بر اون بودند تا نشان دهند که تسلی دهنده در انجیل یوحنا توسلی دهنده نیست بلکه احمد هست.
کار بجایی نرسید...
پس محمدگرایان دست بکار شدند و خود انجیلی به نگارش در آوردند تا اشتباهات فاحش قراونی که دال بر بطالت خدای و نبی اون میباشد را توجیه نمايند..
در این انجیل اسلامی میبینیم مرتب نام محمد تکرار شده ، گویا مسلمین قصد داشته اند عقده های 900 ساله ی خود را در اون خالی کرده اند.

از لحاظ آکادمیک هیچ بحثی پیرامون این انجیل وجود ندارد و سکالرها و محققیق به طور یکپارچه به جعلی بودن این کتاب باور دارند این سکالر ها شمال محققین سکولار و مسلمان نیز میباشند.

دچار مغلطه ی مصادره به مطلوب شده اید.
همچنین موضوع بر سر صحیح بودن یا نبودن کتب نیست.

موضوع بر سر این هست که یهودیان بیش از 3000 سال هر 50 سال یک بار سال یوبیل را نگاه میداشتند .

با این حال در سال 1300 میلادی پاپ Boniface VIII دستور داد تا در مسیحیت هر 100 سال یوبیل را نگه داشته شود.

بدین ترتیب فواصل 100 ساله برای اولین بار در سال 1300 میلادی مطرح شدند.
پس نویسونده ی نادان انجیل برنابا نیز که تصور میکند فاصله ی یوبیل ها 100 سال میباشد، نمیتواند قبل از سال 1300 میلادی زیسته باشد.
این نتیجه گیری عجیب و باور نکردنی هست چرا که در متن انجیل برنابا متونی برابر با کلیه کتب عهد قدیم وجدید وجود دارد .

وبعید هست فردی که این کتب را در اختیار دارد دریا را رها کرده و به جوی بی آب پناه بیاورد او چرا باید به عملکرد پاپ هائی که بخش مهمی از مسیحیت نیز اون ها را قبول ندارند هستناد نماید .


معقول ترین نتیجه گیری این هست که نویسنده ی انجیل برنابا براستی تصور میکرده که سخن پاپ بر پايه عهدین مطرح شده که این نادرست هست.
بنظر میرسد نویسنده منابعی در دست داشته.

از جمله ی اونها کتاب "کمدی الهی"
Divine Comedy ( قرن 14) و vernacular هارمونی 4 انجیل ، اثر متاخر قرون وسطی میباشد.

به این ترتیب احتمال این نیز هستند که این نویسنده اصلاعاتی نیز از کتاب مقدس داشته باشد ولی این موضوع دال بر این نیست که وی جمله به جمله از عهدین آگاه بوده.

(چندین نقل قول از دانته یافت می‌شود که در این انجیل به عیسی نسبت داده شده هست.

برای مثال، اصطلاح مورد هستفاده
دانته، یعنی ”خدایان دروغین و دروغگو“

همانطور که قبلا هم عرض کردم یکی از منابع انجیل برنابا شاهکار قرون وسطی کمدی الهی
میباشد.


عبارت کلیدی dei falsi e lugiardi
false and lying gods


عبارت خدایان دروغین و دروغگو یکی از عبارت هایی هست که نویسنده ی انجیل برنابا بوفور از اون هستفاده میکند و گویا از تکیه کلام هایش میباشد.

شکی نیست که این عبارت متناسب با سیاق باب هستفاده شده ، با این حال این سوال پیش می آید که چگونه این عبارت 3 کلمه ای تکیه کلام نوسنده شده؟

فصل 23 انجیل برنابا:
so as not to offend against the law of God given by Moses his servant, and go and serve the false and lying gods.



فصل 78:
, though they have lost God and serve false and lying gods.



فصل 128:
, seeing they are fallen under the curse of God, serving the false and lying gods

فصل 127:
because Herod was a Gentile, and adored the false and lying gods, living after the manner of the unclean Gentiles.

(منبع)

حال بیایید در کتب الهی و دینی بدنبال این عبارت بگردیم:

تورات:
(نتیجه ای یافت نشد)

باقی عهد عتیق:
(نتیجه ای یافت نشد)

اناجیل کانن:
(نتیجه ای یافت نشد)

رسالات پولس:
(نتیجه ای یافت نشد)

رسالات یوحنا _ پطرس _ یعقوب_ یهودا:
(نتیجه ای یافت نشد)

اناجیل و کتب جعلی آپوکریفا:
(نتیجه ای یافت نشد)

قراون:
(نتیجه ای یافت نشد)

صحیح بخاری:
(نتیجه ای یافت نشد)

صحیح مسلم:
(نتیجه ای یافت نشد)

سنن ابوداوود:
(نتیجه ای یافت نشد)

موطأ الإمام مالك:
(نتیجه ای یافت نشد)


حال اجازه دهید برویم سراغ شاهکار قرن 14 دانته ، کمدی الهی:

Paradiso 8.2: In the days of “the false and lying gods,” when the world was in peril of damnation for misbelief.

Cypria, or Cyprigna, was a title of Venus, from the place of her birth, Cyprus

Inferno 1.72: in an age of false and lying gods

'I was a poet and I sangnel tempo de li dèi falsi e bugiardiPoeta fui, e cantai di quel giusto


Inf I 70-72 'I was born sub Julio, though late in his time, and lived at Rome, under good Augustus in an age of false and lying gods

nel tempo de li dèi falsi e bugiardi..

میبینیم که این عبارت تنها در انجیل برنابا و کمدی الهی موجود میباشد ، و تنها این 3 کلمه خود دال بر جعلی و متاخر بودن این کتاب(انجیل کاذب برنابا) میباشند



با نظری به ایات فوق مشخص می شود که انجیل برنابا افرادی را که خدایان متعدد می پرستیده اند توصیف کرده

.

دقیقا همچون دانته که توصیف میکند در دوران آگوستوس نیکو بدنیا آمده بود ، وقتی که خدایان متعدد دروغگو و دروغگین پرستیده میشدند

وبعد چرا باید دانته از انجیل برنابا هستفاده نکرده باشد خود سؤال مهم دیگری هست .




براستی که شما مسلمین خیلی باحال هستید..

داستان از این برنامه هست که دانته یواشکی وارد کتابخانه ی پاپ شده تا شعر هایش را از کتاب های مخفی پاپ کپی کند...

وی انجیلی با عنوان انجیل برنابا را یافته و پس از مطالعه ی اون مسلمان شد!( این را یکی از کشیشان پرتقالی به آیت الله بهجت (...) فرموده که خود نیز مسلمان شده بود) پس ازاون وی انجیل برنابا را خوب مطالعه کرده و مطالبش را پايه شعر هایش برنامه میدهد.سپس باز یواشکی وارد کتابخانه ی پاپ شده و یواشکی کتاب را سرجایش میگذارد.

مشکل اینجا بود همه دریافته بودند که دانته دین شریف اسلام را قبول کرده ، پس این شاعر بزرگوار تقیه میکند(!!) و در شعرهایش مینویسد که محمد و علی و امامان در جهنم بسر میبرند و (...)
پس از اون اشعار کپی شده ی دانته به مشهور ترین و زیباترین آثار ادبی تاریخ بشر انتخاب میشوند و او نیز به عنوان بزرگترین شاعر ایتالیا شناخته میشود.
در این جا نیز سر نویسنده ی انجیل برنابا کلاه رفته.
بقیه اش را هم الله اعلم!


از شوخی بگذریم...

یکی دیگر از مواردی که دیگر شکی برایمان نمیگذارند که "کمدی الهی" از منابع انجیل جعلی برناباست ، 9 آسمان مشهور دانته هستند.

John Gilchrist در این باره مینویسد:
Many of the descriptions of hell in the Gospel of Barnabas (pp.

76-77) are reminiscent of those in the third canto of Dante's Inferno as well.

Likewise the expression "raging hunger" (rabbiosa fame) is also reminiscent of the first canto of Dante's Inferno.

Both speak of the "circles of hell" and the author of the Gospel of Barnabas also makes Jesus say to Peter:
'Know ye therefore that hell is one, yet hath seven centres one below another.

Hence, even as sin is of seven kinds, for as seven gates of hell hath Satan generated it: so there are seven punishments therein'.

(The Gospel of Barnabas, p.171

پس میبینیم نه تنها عبارت "خدایان دروغگو و دروغین" و نه تنها 9 آسمان مشهور دانته ، بلکه توصیفات جهنم انجیل برنابا نیز کپی هایی از کمدی الهی قرون وسطی میباشند.

این نتیجه گیری عجیب و باور نکردنی هست چرا که در متن انجیل برنابا متونی برابر با کلیه کتب عهد قدیم وجدید وجود دارد .

وبعید هست فردی که این کتب را در اختیار دارد دریا را رها کرده و به جوی بی آب پناه بیاورد
یکی دیگر از دلایل بطالت انجیل برنابا همان تورات و انجیلی هستند که در نزد نویسنده بوده اند.
در انجیل برنابا کوت هایی که از عهد عتیق موجود میباشند مربوط به ورژن متاخر ( که در قرن 5 پس از میلاد به وجود آمد) Vulgate میباشد.
این در صورتیست که در قرون اولیه از ترجمه ها و ورژن هایی همانند Septuagint که ترجمه ی یونانی قرن 4 قبل از میلاد ( و نویسندگان عهد جدید از اون هستفاده میکردند) یا ورژن اصلی عبری Masoretic Text.

هستفاده میشد.



جواب دیگر مطالبتان را در وقتی دیگر خواهم داد.


107:

قبلا جواب تمام این مطالبت را داده ام همه تکراری هست .

اما خوب هست سری به سایت های مسیحی بزنید که ادعا می نمايند برنابا را یک مسیحی نوشته هست .

برخی دیگر ادعا می نمايند چون بر تورات تسلط داشته پس یهودی بوده و...

در مورد تسلی دهنده فعلا زود هست صحبت کنیم شما مطلبی به صراحت کلمه ( انجیلی دیگر) پولس را انکار می کنید اون وقت تسلی دهنده را خواهید پذیرفت .

اما اون مطلب را هم خواهم نوشت ولی بگذار خوانندگان خوب ببینند شما در اثر نداشتن مطلب چگونه پشت سرهم مطالب قبلا جواب داده شده را که نتوانسته اید جواب بدهید دوباره تکرار می کنید .


نوشته اصلي بوسيله eden نمايش نوشته ها
«
در این انجیل اسلامی میبینیم مرتب نام محمد تکرار شده ، گویا مسلمین قصد داشته اند عقده های 900 ساله ی خود را در اون خالی کرده اند.

از لحاظ آکادمیک هیچ بحثی پیرامون این انجیل وجود ندارد و سکالرها و محققیق به طور یکپارچه به جعلی بودن این کتاب باور دارند این سکالر ها شمال محققین سکولار و مسلمان نیز میباشند...
آخر برادر من ما دوست نداریم جملاتی بگوئیم که مسیحیان را برنجانیم ولی شما وادارمان می کنید :
چه افتخاری هست که نام پیامبر ما در کتابی بیاید که نمی توان ثابت کرد الهی هست .

اول باید ثابت کرد این کتاب الهی هست بعد می توان فرمود سخنانش در مورد نبی دیگر ارزش دارد یا خیر و اگر اخبار اسلام را در مورد الهی بودن مسیحیت حذف کنیم شما نمی توانید الهی بودنتان را ثابت کنید .

اینکه کتابی قرن دو یا سه نوشته شده ، نمی شود دلیل کتب ضد خدا و بی دینی هم در اون موقع نوشته شده اند .

ارزش کتب دینی به الهی بودن اون هست .


حال شما هی سؤال می کنید که نام پیامبر ما اگر نباشد این نقطه ضعف هست .

نخیر این نشانه تحریف کتب شماست .

چون کتب ما سپس کتب شما نوشته شده هست .

نویسندگان کتب ما می توانسته اند کتب شما را بخوانند ولی نویسندگان کتب شما دسترسی به کتب ما نداشته اند

نویسندگان کتب ما چیزی را که در کتب شما دیده اند نوشته اند .

بنا براین ما باید سؤال کنیم اگر کتب شما تحریف نشده هست نام پیامبر ما کجاست .

شما تحریف کتاب خودتان را ثابت می کنید .


نوشته اصلي بوسيله eden نمايش نوشته ها
دچار مغلطه ی مصادره به مطلوب شده اید.
همچنین موضوع بر سر صحیح بودن یا نبودن کتب نیست.

موضوع بر سر این هست که یهودیان بیش از 3000 سال هر 50 سال یک بار سال یوبیل را نگاه میداشتند .

با این حال در سال 1300 میلادی پاپ boniface viii دستور داد تا در مسیحیت هر 100 سال یوبیل را نگه داشته شود.

بدین ترتیب فواصل 100 ساله برای اولین بار در سال 1300 میلادی مطرح شدند.

پس نویسونده ی نادان انجیل برنابا نیز که تصور میکند فاصله ی یوبیل ها 100 سال میباشد، نمیتواند قبل از سال 1300 میلادی زیسته باشد.
نزدیک به پانزده نقل قول دقیق از کتب عهد عتیق را من درانجیل برنابا شمرده ام .نویسنده انجیل برنابا بر تمام کتب عهد عتیق تسلط داشته .

اگر چیزی در انجیل برنابا در مورد عهد عتیق ادعا شده و اکنون خلاف اون هست یا نشان این هست که عمدا کسی مطلبی به برنابا اضافه کرده و یا کسی کتب عهد عتیق را تحریف کرده البته اکثر کتب عهد عتیق زیر سؤآل هستند .



نوشته اصلي بوسيله eden نمايش نوشته ها
همانطور که قبلا هم عرض کردم یکی از منابع انجیل برنابا شاهکار قرون وسطی کمدی الهی


میباشد.


عبارت کلیدی dei falsi e lugiardi
false and lying gods

عبارت خدایان دروغین و دروغگو یکی از عبارت هایی هست که نویسنده ی انجیل برنابا بوفور از اون هستفاده میکند و گویا از تکیه کلام هایش میباشد.

شکی نیست که این عبارت متناسب با سیاق باب هستفاده شده ، با این حال این سوال پیش می آید که چگونه این عبارت 3 کلمه ای تکیه کلام نوسنده شده؟

فصل 23 انجیل برنابا:

so as not to offend against the law of god given by moses his servant, and go and serve the false and lying gods.



فصل 78:

, though they have lost god and serve false and lying gods.




فصل 128:

, seeing they are fallen under the curse of god, serving the false and lying gods



فصل 127:

because herod was a gentile, and adored the false and lying gods, living after the manner of the unclean gentiles.



حال بیایید در کتب الهی و دینی بدنبال این عبارت بگردیم:

تورات:(نتیجه ای یافت نشد)

باقی عهد عتیق:
(نتیجه ای یافت نشد)

اناجیل کانن:
(نتیجه ای یافت نشد)

رسالات پولس:
(نتیجه ای یافت نشد)

رسالات یوحنا _ پطرس _ یعقوب_ یهودا:
(نتیجه ای یافت نشد)

اناجیل و کتب جعلی آپوکریفا:
(نتیجه ای یافت نشد)

قراون:
(نتیجه ای یافت نشد)

صحیح بخاری:
(نتیجه ای یافت نشد)

صحیح مسلم:
(نتیجه ای یافت نشد)

سنن ابوداوود:
(نتیجه ای یافت نشد)

موطأ الإمام مالك:
(نتیجه ای یافت نشد)

حال اجازه دهید برویم سراغ شاهکار قرن 14 دانته ، کمدی الهی:


paradiso 8.2: in the days of “the false and lying gods,” when the world was in peril of damnation for misbelief.

Cypria, or cyprigna, was a title of venus, from the place of her birth, cyprus



inferno 1.72: In an age of false and lying gods
'i was a poet and i sangnel tempo de li dèi falsi e bugiardipoeta fui, e cantai di quel giusto




inf i 70-72 'i was born sub julio, though late in his time, and lived at rome, under good augustus in an age of false and lying gods



nel tempo de li dèi falsi e bugiardi..




میبینیم که این عبارت تنها در انجیل برنابا و کمدی الهی موجود میباشد ، و تنها این 3 کلمه خود دال بر جعلی و متاخر بودن این کتاب(انجیل کاذب برنابا) میباشند.



در کتب عهد عتیق خدایان دروغین با هستفاده از کلمه خدایان دیگر بارها و بارها هستفاده شده وموجود هست .


اما علیرغم این به هیچ وجود دو کلمه در دو کتاب نشان هموقت بودن ویا قرابت وقتی اون دو نیست و این هستدلال اصلا درست نیست .

کلمه خدایان دروغین شکل دیگر کلمه خدایان دیگر هست که در کتب انبایء بنی اسرائیل به کرات هستفاده شده هست .

در اناجیل دهها کلمه وجود دارد که در انجیل های دیگر و یا در کتب عهد عتیق نیست خوب این نشانه چیست ؟ هیچ



مثلا کلمه مغان تنها در انجیل متا هستفاده شده هست .




نوشته اصلي بوسيله eden نمايش نوشته ها

براستی که شما مسلمین خیلی باحال هستید..
.
نوشته اصلي بوسيله eden نمايش نوشته ها
خیلی ممنون با حالی از خوتان هست


عذر می خواهم شکلکه زیاد با حال نیست .



نوشته اصلي بوسيله eden نمايش نوشته ها
داستان از این برنامه هست که دانته یواشکی وارد کتابخانه ی پاپ شده تا شعر هایش را از کتاب های مخفی پاپ کپی کند...

وی انجیلی با عنوان انجیل برنابا را یافته و پس از مطالعه ی اون مسلمان شد!( این را یکی از کشیشان پرتقالی به آیت الله بهجت (...) فرموده که خود نیز مسلمان شده بود) پس ازاون وی انجیل برنابا را خوب مطالعه کرده و مطالبش را پايه شعر هایش برنامه میدهد.سپس باز یواشکی وارد کتابخانه ی پاپ شده و یواشکی کتاب را سرجایش میگذارد.

مشکل اینجا بود همه دریافته بودند که دانته دین شریف اسلام را قبول کرده ، پس این شاعر بزرگوار تقیه میکند(!!) و در شعرهایش مینویسد که محمد و علی و امامان در جهنم بسر میبرند (...)

پس از اون اشعار کپی شده ی دانته به مشهور ترین و زیباترین آثار ادبی تاریخ بشر انتخاب میشوند و او نیز به عنوان بزرگترین شاعر ایتالیا شناخته میشود.
در این جا نیز سر نویسنده ی انجیل برنابا کلاه رفته.
بقیه اش را هم الله اعلم!

از شوخی بگذریم...
.
نوشته اصلي بوسيله eden نمايش نوشته ها
اتفاقا من از شوخی نمی گذرم شوخی نمک اینترنت هست .

اینکه دانته چه نوشته چی ننوشته فاقد اهمیت هست .دانته تقسیم نماينده بهشت و جهنم نیست .

ما روشنفکرانی چون شهید مطهری داریم که حتی کشیشانی را بهشتی می داند اما بزرگان شما از مادر می زایند اول از همه فحش یاد می گیرند .

از همین جا تفاوت مکاتب و ادیان روشن می شود .



واقعیت این هست که وجود کلمه قریب به ذهنی چون خدای دروغین در دو کتاب اصلا عجیب نیست .

البته قبل از دانته هم این کلمه بکار رفته هست .

اگر سری به کتب تاریخی و نقل قول از پادشاهان بزنی خود خواهید یافت


نوشته اصلي بوسيله eden نمايش نوشته ها

یکی دیگر از مواردی که دیگر شکی برایمان نمیگذارند که "کمدی الهی" از منابع انجیل جعلی برناباست ، 9 آسمان مشهور دانته هستند.]

john gilchrist در این باره مینویسد:
many of the descriptions of hell in the gospel of barnabas (pp.

76-77) are reminiscent of those in the third canto of dante's inferno as well.

Likewise the expression "raging hunger" (rabbiosa fame) is also reminiscent of the first canto of dante's inferno.

Both speak of the "circles of hell" and the author of the gospel of barnabas also makes jesus say to peter:
'know ye therefore that hell is one, yet hath seven centres one below another.

Hence, even as sin is of seven kinds, for as seven gates of hell hath satan generated it: So there are seven punishments therein'.

(the gospel of barnabas, p.171

پس میبینیم نه تنها عبارت "خدایان دروغگو و دروغین" و نه تنها 9 آسمان مشهور دانته ، بلکه توصیفات جهنم انجیل برنابا نیز کپی هایی از کمدی الهی قرون وسطی میباشند.

قبلا هم جواب این جملات شما را داده ام :


1- آسمان به معنی بلندی هست و کلمه هفت آسمان یا نه آسمان شاید تنها اشاره ای به بسیار بلند بودن باشد نه تعداد (الله اعلم )


2- حتی در صورت کپی کردن این مطلب از روی کتب دانته این نشان می دهد که کسی که بیشترین سود را از اثبات بطلان انجیل برنابا می برد اون را در این کتاب برنامه داده هست .

و اون کسی نیست جز سیستم کلیسا

نوشته اصلي بوسيله eden نمايش نوشته ها

یکی دیگر از دلایل بطالت انجیل برنابا همان تورات و انجیلی هستند که در نزد نویسنده بوده اند.



در انجیل برنابا کوت هایی که از عهد عتیق موجود میباشند مربوط به ورژن متاخر ( که در قرن 5 پس از میلاد به وجود آمد) vulgate میباشد.


این در صورتیست که در قرون اولیه از ترجمه ها و ورژن هایی همانند septuagint که ترجمه ی یونانی قرن 4 قبل از میلاد ( و نویسندگان عهد جدید از اون هستفاده میکردند) یا ورژن اصلی عبری masoretic text.

هستفاده میشد.
به تناقض گویی افتاده اید تا بحال ادعا می کردید نویسنده برنابا تورات را در اختیار نداشته و مطالبی که از عهد عتیق نقل کرده اشتباه هست را دلیل آورده ای اکنون می گوئید نسخه جدید اون را داشته هست .






ایدن نه شما و نه هیچ کس دیگر نمی تواند ثابت کند انجیل برنابا جعلی هست چون سخن فاقد دلیل منطقی نیست و برای سخنان تان جواب وجود دارد .


اگر تا بحال هم جوابی داده نشده به این دلیل بوده که روی این کتاب خوب کار نشده این کتاب فوق العاده غنی هست .

حاضرم ایه به ایه بحث کنم .



108:

ادامه ی نقد پاسخ #106


گویا به آیات تحریف شده ی شما نمیتوان اعتماد کرد و خود حتما میبایست ترجمه ی انگلیسی و سردار کابلی را چک کنم.
فرموده بودید:
لیکن چون قوی بود و در اورشلیم اتباع داشت با دو خواهرش مالک مجدل و بیت علیا)?!( بودند ندانستند چه نمايند.

بیت علیای شما بنده را بسیار گمراه کرده بود و با این نام دروغین بقیه ی توضیحاتتان را با کذب ادامه داده بودید.
دوست عزیزم ، عبارت مورد نظر ، بیت عنیا میباشد:
سردار کابلی:ليكن چون قايشان بود و در اورشليم اتباع داشت و با دو خواهرش مالك مجدل و بيت عنيا بود ندانستند چه كنند.

English translation: and possessing with his sister Magdala and Bethany, they knew not what to do.

آدرس: انجیل کاذب برنابا باب 194 آیه ی 3

و اما بیت عنیا چیست:
بیت عنیا یکی از شهر های بزرگ و مهم اسرایل میباشد , و تنها یک سرزمین که دارای صاحبی ساده باشد! برای اطلاعات بیشتر به این لینک رجوع کنید:http://www.sacred-destinations.com/i...em-bethany.htm
انجيل برنابا
تصویر زنده کرد ایلازر توسط مسیح (بین عنیا)
انجيل برنابا

(قبر ایلعازر / بین عنیا)



حال مشکل اینجاست که انجیل برنابا ادعا کرده که خواهران ایلعازر صاحبان و حاکمان این شهر مشهور بودند ، این در صورتیست که در قرن 1 میلادی اسرایل زیر سلطه ی امپراطوری روم بوده و حکومت بر یک شهر معنی نداشت و در واقع تصور اینکه خواهر ایعازر 2000 سال پیش حاکمان بیت عنیا بوده باشند ، نه تنها دشوار بلکه غیر ممکن میباشد.
حال از نقض تاریخی این انجیل کاذب بگذریم ، به نکته ی جالبی نیز میرسیم.

اینکه توصیف انجیل کاذب برنابا در این باره شباهت بسیاری به
فئودالیته دارد.
فرموده اید دوران فئودالیته در نواحی مختلف متفاوت بوده.
صحیح هست.

در اروپا این نظام از قرن 5 میلادی تا دوران انلاینمنت Emlightenment (تقریبا قرون 17-19) و در نواحی دیگر نیز تقریبا از قرون 9 تا 10 میلادی شروع شده.

(در این انجیل آمده که عیسی در وقتی ولادت یافت که پیلاطس فرماندار فلسطین بود.

اما مطابق گزارشهای
تاریخی، پیلاطس بعد سال ۲۶م به فرمانداری فلسطین منصوب شد.

همچنین در فصل
۳ آمده که ولادت عیسی در دوره‌ای روی داد که حنا (۶-‏۱۵م.) و قیافا (۱۸-‏۳۶م.) کاهنان اعظم بودند؛ این امر نه فقط با تاریخ تناقض دارد، بلکه با خود انجیل نیز.

هیچیک از ایشان
در وقت ولادت عیسی در این مقام نبودند.

انجیل برنابا حدود ده سال در مورد حنا
اشتباه کرده، حدود بیست و دو سال در مورد قیافا و حدود سی سال در موردپیلاطس )

جواب :
مسیحیت برای اثبات نظر خود به گزارشات تاریخی فردی اشاره می کند که در یونان می زیسته هست .

یعنی نقل تاریخی از درون فلسطین در مورد فلسطین را بدلیل نقل تاریخ نویسی در یونان رد می کند .

این نقل تاریخی به حدی ضعیف هست که مورد هستناد تاریخ دانان معروف برنامه نگرفته هست .

اما با وجود این نقل تاریخی فوق ، بیشتر سخنان اون یونانی را زیر سؤال می برد تا انجیل برنابا وهیچ دلیل منطقی وجود ندارد که ما با هستناد به سخنان فردی یونانی با امکانات مسافرت در دو هزار سال قبل و ارتباطات ضعیف اون دوران گزارشی که ادعا می شود از داخل فلسطین هست را رد نمائیم .

اگر سواد و اطلاعات عمومیتان را به کناری بنهیم ، به این نتیجه میرسیم که حتی پست های بنده را نیز مطالعه نفرموده اید.
اون شخصی را که فردی یونانی مینامید، اولا که رومی بوده و
در قرن اول در روم زندگي مي كرد.
تاریخدانان
او را «برجسته‌ترين مورخ» روم باستان می‌نامند و پژوهشگران همچون پرفسور جاش مَک داوِل, پروفسور روبرت .ای.

ون ورست و ...
«صداقت و نک‌سرشتی» او را می‌ستايند.

مهم‌ترين آثار تاسيتوس، يكی «سالنامه‌های» اوست و ديگری «نوشته‌های تاريخی».

تاسیتوس در اینباره میگوید:
كريستوس، بنيانگذار اين طريقت، به دست پُنطيوس پيلاطُس، فرماندار يهوديه در دورۀ امپراتوری طيباريوس، اعدام گرديده بود.
همین یک سخن تاسیتوس ارزشی بیشتر از کل قراون در بین تاریخدانان داراست!
البته قابل ذکر هست که اناجیل نیز به طور یکپارچه چنین سخنی را بیان مینمايند.

علاوه بر منابع مسيحيِ موجود در این خصوص ، سند ديگري نيز وجود داشته كه ديگر در دسترس نيست.

، كتاب[اعمال پُنطيوس پيلاطُس]، که سندي رسمي بود، اما باقي نمانده هست.

ژوستين شهيد در حدود 150 ميلادي و ترتوليان در حدود سال 200 ميلادي به اين كتاب اشاره كرده اند.
ژوستين مي نايشانسد:«و عبارت "دست ها و پاي هاي مرا سفته اند" به ميخ هاي صليب اشاره مي كنند كه به دست ها و پاي هاي او كوفته شد.

و پس از اونكه مصلوب شد، براي جامه هايش قرعه انداختند، و مصلوب كنندگانش انها را ميان خود تقسيم كردند.

براي اينكه يقين حاصل كنيد كه همه اين رايشاندادها واقع شد، مي توانيد به "اعمال پُنطيوس پيلاطُس" مراجعه كنيد.» ژوستين همينطور ادعا مي كند كه در اين سند معجزات عيسي مورد تاييد برنامه گرفته هست.


این نقل تاریخی به حدی ضعیف هست که مورد هستناد تاریخ دانان معروف برنامه نگرفته هست
دروغگویی تا چه حد؟!

پروفسور روبرت .ای.

ون ورست در کتاب
"عیسی خارج از عهد جدید" در این باره مینویسد:

the vast majority of scholars" conclude that the passage is authentic.
انبوهی از محققین نتیجه گرفته اند که این بخش اصیل میباشد.


Robert Van Voorst, Jesus Outside the New Testament, pp.

42-43



(در انجیل برنابا آمده که هیردویس (اونتیپاس) در اورشلیم و یهودیه صاحب قدرت بود و در اونجا سربازان بسیاری تحت حکم خود داشت (برنابا، فصل ۲۱۴).

این اشتباه محض هست زیرا او فقط پادشاه جلیل بود که حدود ۱۰۰ کیلومتر دورتر بود.

در این انجیل، هیرودیس یک غیریهودی نامیده شده
(برنابا، فصل ۲۱۷)، حال اونکه او یهودی مؤمنی بود.

او برای برگزاری عید فصح به
اورشلیم آمده بود، به همین جهت توانست در امر محاکمه عیسی مورد مشورت قرارگیرد.(

جواب :
در فصل 214 این موضوع وجود ندارد بلکه فصل فوق بدون ذکر نام در مورد رئیس کاهنان صحبت کرده هست .

مسیحیت راجع به فصل فوق دروغ می گوید .
اون کس که ذاتا دروغگوست آچه هست که میپرستید و اونکه هم دروغ میگوید شمایید.

فصل 214 سردار کابلی:
يسوع از خانه بيرون شد و بسايشان بستان ميل كرد تا نماز كند.صد بار بر زانوها رايشان خود را به خاك ماليد؛مثل عادت ديرينه اش در نماز.چونكه يهودا جائي را كه يسوع با شاگردانش در اونجا بود مىدانست،نزد رئيس كاهنان رفت.فرمود:هرگاه بدهي به من اونچه را وعده كرده اي،امشب به دست تو يسوع را كه در طلب او هستيد تسليم مىكنم.زيرا او با يازده رفيق خود تنهاست.رئيس كاهنان فرمود:چقدر مىخواهي؟يهودا فرمود:سي پاره از طلا.پس اونگه رئيس كاهنان فوراً نقدينه ها را براي او شمرد.اونگه يك نفر فريسي نزد والي و هيرودس فرستاد تا سپاهيان را حاضر سازد.پس اونها به او لشكري دادند؛زيرا ايشان از امت ترسيده بودند.(10)پس از اونجا اسلحه ي خود را گرفته،از اورشليم با مشعل ها و چراغ هائي كه بر رايشان چوب ها بود بيرون شدند.



English translation:
Having gone forth from the house, Jesus retired into the garden to pray, according as his custom was to pray, bowing his knees an hundred times and prostrating himself upon his face.

Judas, accordingly, knowing the place where Jesus was with his disciples, went to the high priest, and said: "If you will give me what was promised, this night will I give into your hand Jesus whom you seek; for he is alone with eleven companions." The high priest answered: "How much do you seek?" Judas said, "Thirty pieces of d."
Then straightway the high priest counted to him the money, and sent a Pharisee to the governor to fetch soldiers, and to Herod, and they gave a legion of them, because they feared the people; wherefore they took their arms, and with torches and lanterns upon staves went out of Jerusalem.



سخنی را که دروغ نامیده اید چنین هست:
در انجیل برنابا آمده که هیردویس (اونتیپاس) در اورشلیم و یهودیه صاحب قدرت بود و در اونجا سربازان بسیاری تحت حکم خود داشت

دوست عزیز ، تهمت زدن بدون هیچ تفکر کار بسیار زشتی میباشد.
چراکه در همان انجیل جعلی الاصلتان در فصل مربوطه میخوانیم:

.اونگه يك نفر فريسي نزد والي و هيرودس فرستاد تا
سپاهيان را حاضر سازد.پس اونها به او لشكري دادند؛زيرا ايشان از امت ترسيده بودند.(10)پس از اونجا اسلحه ي خود را گرفته،از اورشليم با مشعل ها و چراغ هائي كه بر رايشان چوب ها بود بيرون شدند.



بدین ترتیب طبق سخن انجیل برنابا هیرودیس در اورشلیم دارای قدرت بوده و سربازانی تحت حکم خود داشته.این اشتباه محض هست زیرا او فقط پادشاه جلیل بود که حدود ۱۰۰ کیلومتر دورتر بود.
پس میتوان این مورد را نیز از اشتباهات غیر عمدی یا بقولس سوتی نویسنده ی انجیل برنابا داست.



ادامه ی دارد...



109:

ایدن
با سلام
اجازه بدهید برایت اظهار تأسف کنم .

عزیز من واقعیت که انکار شدنی نیست .

شما که می فرمودید اگر ثابت شود سخنی درست هست خواهید پذیرفت .


1- بنده یک بیت عنیا را بیت علیا نوشته ام شما اون را پیراهن عثمان کرده و دور دنیا می چرخانید .

فقط نگاهی به سایت بکن ببین من وشما چقدر اشتباه تایپی داریم ایا باید اینگونه با هم برخورد کنیم .


2- شما فرموده اید بیت عنیا شهر مهمی هست در اسرائیل .


باز برایت متأسفم .

عزیز من کل اسرائیل امروز که چند میلیون نفر مهاجر زورکی هم به اونجا برده شد مهم نیست و نصف هستان شهرستان تهران ایران نمی شود .

کجای اسرائیل شهر مهم اکنون دارد که دو هزار سال قبل مهم بوده باشد .


شهر بیت عنیا اکنون که پر هست از ساکنین جعلی و زورکی چقدر جمعیت دارد ، اون وقت دو هزار سال قبل چقدر جمعیت داشته هست .

تا نتواند فردی مالکش باشد .

شهر فوق طی این دو هزار سال چقدر توسعه یافته هست .

بدون تردید با محاسبه ای ساده خود به این نتیجه می رسید شهر فوق اون موقع در حد یک روستای کنونی شاید ، شاید ، شاید بوده هست .


نوشته اصلي بوسيله eden نمايش نوشته ها
حال مشکل اینجاست که انجیل برنابا ادعا کرده که خواهران ایلعازر صاحبان و حاکمان این شهر مشهور بودند ، این در صورتیست که در قرن 1 میلادی اسرایل زیر سلطه ی امپراطوری روم بوده و حکومت بر یک شهر معنی نداشت و در واقع تصور اینکه خواهر ایعازر 2000 سال پیش حاکمان بیت عنیا بوده باشند ، نه تنها دشوار بلکه غیر ممکن میباشد.
واژه تأسف اصلا جواب این همه انکار عالمانه و آگاهانه شما را نمی دهد .

بدون تردید پس از تشکیل اولین اجتماعات بشری حاکمیت بر مناطق شروع شده هست .

یعنی حاکم بودن بیش از ده هزار سال هست ادامه دارد .

حاکمیت بر یک روستا در 2000 سال قبل اصلا تعجب آور نیست .

در اکثر کشورهای جهان حکومت ها خود برای اداره شهرها و روستاها حاکمانی منصوب می کرده اند و یا حاکمان را تقویت و گاها می گشته اند و کسی دیگر را منصوب می کرده اند و...


نوشته اصلي بوسيله eden نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله eden نمايش نوشته ها
اگر سواد و اطلاعات عمومیتان را به کناری بنهیم ، به این نتیجه میرسیم که حتی پست های بنده را نیز مطالعه نفرموده اید.
اون شخصی را که فردی یونانی مینامید، اولا که رومی بوده و در قرن اول در روم زندگي مي كرد.
تاریخدانان او را «برجسته‌ترين مورخ» روم باستان می‌نامند و پژوهشگران همچون پرفسور جاش مَک داوِل, پروفسور روبرت .ای.

ون ورست و ...
«صداقت و نک‌سرشتی» او را می‌ستايند.

مهم‌ترين آثار تاسيتوس، يكی «سالنامه‌های» اوست و ديگری «نوشته‌های تاريخی».

تاسیتوس در اینباره میگوید:
كريستوس، بنيانگذار اين طريقت، به دست پُنطيوس پيلاطُس، فرماندار يهوديه در دورۀ امپراتوری طيباريوس، اعدام گرديده بود.
همین یک سخن تاسیتوس ارزشی بیشتر از کل قراون در بین تاریخدانان داراست!
شما چون نمی توانید با سخن منطقی جواب طرفتان را بدهید و چون می دانید مسیحیت امروز با روش های هستدلالی قابل دفاع نیست توهین می کنید به بنده به قراون و...

تا خسته شوم و موج توهین ها را تحمل نکرده و میدان را رها کنم

اما اینجانب با تمسک به قراون و روایات که اجازه فرموده اند در این موارد خویشتندار باشیم با دلیل برخورد می کنم .


اینکه در بین تاریخ دان و برای تاریخ دان چه کتابی مهم هست این به معنی بی ارزش بودن یک کتاب نیست مثلا در نزد تاریخ دانان کل کتب آسمانی به اندازه یک جلد کتاب تاریخ ویل دورانت نمی تواند مورد هستناد برنامه گیرد .

این به معنی افضلیت اون بر کتب آسمانی نیست و یا در نزد یک ریاضی دان برای اثبات مساحت یک شکل پیچیده انتگرال مهمتر هست از ...

یا در نزد یک شیمی دان جدول تناوبی عناصری مندلیوف سندیت دارد یا مثلا فلان آیه فلان کتاب آسمانی ، مهندس عمران وقتی می خواهد تیری مفصلی طراحی کند از اصول هستاتیک هستفاده می کند یا از آیات ؟ خوب که چی ؟ تا اینجای سخنت هم بی معنی بود و هم مناسب یک انسان که ادعا می کند از مسیحیت
دفاع می کند نیست همین توهین های شما عاقلان را به دین تان مشکوک خواهد ساخت .

دین باید اول بتواند مبلغش را تربیت کند .


و اما بقیه، اینکه فردی که در مورد موضوعی که در فلسطین اتفاق افتاده نوشتاری دارد خیلی مهم نیست رومی هست ، یونانی هست ، ایرانی هست و یا حتی سرخ پوست هست و..


مهم این هست این موضع گیری اشتباه هست که ما با هستناد به کتابی در قرون اولیه میلادی و با امکانت اون روز در نقطه ای دور از واقعه ای نوشته شده نمی توانیم مطالب کتابی را که به محل واقعه نزدیک بوده رد کنیم .

حتی اگر سخن مسیحیت را بپذیریم و فرض کنیم برنابا قرن 15 نگاشته شده هست .

وقتی نویسنده اطلاع دقیق و کامل نداشته منطقا نمی بایست می نوشت .

پس معلوم هست یا آیه انجیل برنابا درست هست و یا مطلب فوق توسط کسی که از اثبات جعلی بودن برنابا سود می برد به اون اضافه شده هست .

نوشته اصلي بوسيله eden نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله eden نمايش نوشته ها
دروغگویی تا چه حد؟!

پروفسور روبرت .ای.

ون ورست در کتاب
"عیسی خارج از عهد جدید" در این باره مینویسد:


the vast majority of scholars" conclude that the passage is authentic.
انبوهی از محققین نتیجه گرفته اند که این بخش اصیل میباشد.

robert van voorst, jesus outside the new testament, pp.

42-43


این پروفسور اشتباه کرده هست او به موضوعی و خبری اثبات نشده هستناد کرده هست .


نوشته اصلي بوسيله eden نمايش نوشته ها
اون کس که ذاتا دروغگوست آچه هست که میپرستید و اونکه هم دروغ میگوید شمایید.

فصل 214 سردار کابلی:
يسوع از خانه بيرون شد و بسايشان بستان ميل كرد تا نماز كند.صد بار بر زانوها رايشان خود را به خاك ماليد؛مثل عادت ديرينه اش در نماز.چونكه يهودا جائي را كه يسوع با شاگردانش در اونجا بود مىدانست،نزد رئيس كاهنان رفت.فرمود:هرگاه بدهي به من اونچه را وعده كرده اي،امشب به دست تو يسوع را كه در طلب او هستيد تسليم مىكنم.زيرا او با يازده رفيق خود تنهاست.رئيس كاهنان فرمود:چقدر مىخواهي؟يهودا فرمود:سي پاره از طلا.پس اونگه رئيس كاهنان فوراً نقدينه ها را براي او شمرد.اونگه يك نفر فريسي نزد والي و هيرودس فرستاد تا سپاهيان را حاضر سازد.پس اونها به او لشكري دادند؛زيرا ايشان از امت ترسيده بودند.(10)پس از اونجا اسلحه ي خود را گرفته،از اورشليم با مشعل ها و چراغ هائي كه بر رايشان چوب ها بود بيرون شدند.



english translation:
having gone forth from the house, jesus retired into the garden to pray, according as his custom was to pray, bowing his knees an hundred times and prostrating himself upon his face.

Judas, accordingly, knowing the place where jesus was with his disciples, went to the high priest, and said: "if you will give me what was promised, this night will i give into your hand jesus whom you seek; for he is alone with eleven companions." the high priest answered: "how much do you seek?" judas said, "thirty pieces of d."
then straightway the high priest counted to him the money, and sent a pharisee to the governor to fetch soldiers, and to herod, and they gave a legion of them, because they feared the people; wherefore they took their arms, and with torches and lanterns upon staves went out of jerusalem.




سخنی را که دروغ نامیده اید چنین هست:
در انجیل برنابا آمده که هیردویس (اونتیپاس) در اورشلیم و یهودیه صاحب قدرت بود و در اونجا سربازان بسیاری تحت حکم خود داشت

دوست عزیز ، تهمت زدن بدون هیچ تفکر کار بسیار زشتی میباشد.
چراکه در همان انجیل جعلی الاصلتان در فصل مربوطه میخوانیم:

.اونگه يك نفر فريسي نزد والي و هيرودس فرستاد تا سپاهيان را حاضر سازد.پس اونها به او لشكري دادند؛زيرا ايشان از امت ترسيده بودند.(10)پس از اونجا اسلحه ي خود را گرفته،از اورشليم با مشعل ها و چراغ هائي كه بر رايشان چوب ها بود بيرون شدند.

این عین ادعای مسیحیت هست :
((در انجیل برنابا آمده که هیردویس (اونتیپاس) در اورشلیم و یهودیه صاحب قدرت بود و در اونجا سربازان بسیاری تحت حکم خود داشت (برنابا، فصل ۲۱۴).

این اشتباه محض هست ))

بنده نوشته بودم :
در فصل 214 این موضوع وجود ندارد بلکه فصل فوق بدون ذکر نام در مورد رئیس کاهنان صحبت کرده هست .

مسیحیت راجع به فصل فوق دروغ می گوید .
شما هم فصل 214 را نوشته اید . خود نگاه کنید در فصل 214 مطلب چیز دیگری هست و به حاکمیت در اورشلیم اشاره نشده هست .

اکنون هم در نیروهای نظامی مرسوم هست .

لشکرها به عللی در نقاطی مختلف مستقر می شوند که به امر فرمانده خود از جائی به

جائی می روند .

مثلا ممکن هست لشکری در آمریکا در چند شهر مستقر باشد این به معنی حاکمیت فرمانده اون لشکر بر شهری نیست به دیگر سخن علاوه بر هستبرنامه یگان های مختلف نظامی مثل تیپ ها و گردان ها در شهرهای مختلف ممکن هست یک یگان عقبه و پیشرو هم داشته باشد .


نوشته اصلي بوسيله eden نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله eden نمايش نوشته ها
نوشته اصلي بوسيله eden نمايش نوشته ها
بدین ترتیب طبق سخن انجیل برنابا هیرودیس در اورشلیم دارای قدرت بوده و سربازانی تحت حکم خود داشته.این اشتباه محض هست زیرا او فقط پادشاه جلیل بود که حدود ۱۰۰ کیلومتر دورتر بود.
پس میتوان این مورد را نیز از اشتباهات غیر عمدی یا بقولس سوتی نویسنده ی انجیل برنابا داست.

عرض کردم منظور چیست اینگونه نیست داشتن قدرت به معنی فرماندار یا هستاندار نیست در برنابا از نیروهای نظامی سخن فرموده شده که تابع قوانین خاص خود هست .











110:

اجازه ی بنده نیز دست شماست..
اظهار تاسف کنید دوست عزیز.
مطالبتان را با کذب ادامه دهید(همان راه قدیمی الله و مسلمین) ، تا جایی هم که دلتان خواست برایم اظهار تاسف بکنید.


واژه تأسف اصلا جواب این همه انکار عالمانه و آگاهانه شما را نمی دهد .

بدون تردید پس از تشکیل اولین اجتماعات بشری حاکمیت بر مناطق شروع شده هست .

یعنی حاکم بودن بیش از ده هزار سال هست ادامه دارد .

حاکمیت بر یک روستا در 2000 سال قبل اصلا تعجب آور نیست .

در اکثر کشورهای جهان حکومت ها خود برای اداره شهرها و روستاها حاکمانی منصوب می کرده اند و یا حاکمان را تقویت و گاها می گشته اند و کسی دیگر را منصوب می کرده اند و...

اون وقت میگوییم که چیزی جز تاریخ عزیز اسلام یادتان نداده اند ، ناراحت میشوید و سخنم را سخیف مینامید!
هستدلال اسلامی(=بی ارزش) شما چنین هست.
1.

بیش از ده هزار سال هست که که حاکمیت و مالکیت بر شهر ها ادامه دارد2.

پس در دو هزار سال پیش نیز حاکم شهر موجود بوده.


دچار مغلطه شده اید و هستدلالتان نادرست هست.
1300 سال پیش در حجاز مسلمین بیش از چند زن میگرفتند ،یهودیان را قتل عام میکردند و ...
با این حال اگر مسلمانی چنین کاری در آمریکا اجرا کند ، مستقیما روانه ی زندان خواهد شد.
پس میبینیم عملی که چند هزار پیش رخ داده رابطه ای به دوران مدرن ندارد ، همانطور که 10 هزار سال پیش رابطه ای با 2 هزار سال پیش ندارد.

از انجیل جعلی برنابا چنین برمی آید که خواهران ایلعازر صاحبان بیت عنیا بودند ، و شکی نداریم که در امپراطوری روم چنین چیزی بی معنی هست و شهر ها صاحب نداشتند!
اگر منظورتان از حاکم روستا ، همان کدخدا یا شهردار شهر میباشد ، باید فرمود که روم خود برای شهر ها و هستان هایش حاکم انتخاب میکرد و اون ها را در اسنادش ثبت میکرد و به این دلیل هست که مورخان و سناتور های رومی چون تاسیتوس به راحتی از حاکمین باخبر بودند.
ولی شکی نیست که منظور انجیل کاذب برنابا این مورد نمیباشد و مشخص هست که امپراطوری روم نمی آید دو دختر را فرمانده ی شهر هایش سازد!

شما چون نمی توانید با سخن منطقی جواب طرفتان را بدهید و چون می دانید مسیحیت امروز با روش های هستدلالی قابل دفاع نیست توهین می کنید به بنده به قراون و...

تا خسته شوم و موج توهین ها را تحمل نکرده و میدان را رها کنم
قدیمیها میدانستند که چه میفرمودند و براستی که کافر همه را بدین خود میپندارد.
بنده از کتب معتبرترین عهد جدید پژوهان و معتبرترین مورخان قرن 1 میلادی جواب سخنان پوچ شما را میدهم اون وقت می آید من را به بی منطق بودن متهم میکنید..
مسلمانید و خدایتان الله ،...

انتظاری از شما نمیرود.
مثلا در نزد تاریخ دانان کل کتب آسمانی به اندازه یک جلد کتاب تاریخ ویل دورانت نمی تواند مورد هستناد برنامه گیرد .

گویا شما ریفرنس دیگری جز ویلدورانت ندارید..
این ویلدوراتی که این قدر در ایران معروف شده ، نه باستان شناس بوده و نه تخصصی در تاریخ/زبان/عهدین و ...

داشته.
مورخین نیز از کتب هایی همچون ویلدورات به عنوان مرجع هستفاده نمینمايند(!!) بلکه از کتب مورخان باستان که تاسیتوس معروف ترین اونها میباشد.
.
مهم این هست این موضع گیری اشتباه هست که ما با هستناد به کتابی در قرون اولیه میلادی و با امکانت اون روز در نقطه ای دور از واقعه ای نوشته شده نمی توانیم مطالب کتابی را که به محل واقعه نزدیک بوده رد کنیم .

عجب انسانی هستید شما!!
کتابی را چون قدمتی 2000 ساله دارد زیر سوال میبرید؟؟!!
در باستان شناسی اگر اثری قدیمیتر باشد ارزش بسیار بیشتری خواهد داشت و انتظار میرود که از این موضوع با خبر باشید.
در ضمن دچار مغلطه ی مصادره به مطلوب نیز شده اید.
که فرموده انجیل کاذب برنابا به محل واقعه نزدیکتر بوده؟

این پروفسور اشتباه کرده هست او به موضوعی و خبری اثبات نشده هستناد کرده هست .

میبینیم که باز اسلام درمانده و بدون جواب باقی مانده و با خزئبلاتی چون این جمله، جواب تحقیق و پژوهش چند صد ساله ی محققین و معتبرترین عهد جدید پژوهان را میدهد.

شکی نداشته باشید که سخنان اسکارها و پروفسورها ، از سخنرانی های سفی سفی شما بسی معتبرتر میباشند.

این عین ادعای مسیحیت هست :
((در انجیل برنابا آمده که هیردویس (اونتیپاس) در اورشلیم و یهودیه صاحب قدرت بود و در اونجا سربازان بسیاری تحت حکم خود داشت (برنابا، فصل ۲۱۴).

این اشتباه محض هست ))
بنده نوشته بودم :
در فصل 214 این موضوع وجود ندارد بلکه فصل فوق بدون ذکر نام در مورد رئیس کاهنان صحبت کرده هست .

مسیحیت راجع به فصل فوق دروغ می گوید .

شما هم فصل 214 را نوشته اید .

خود نگاه کنید در فصل 214 مطلب چیز دیگری هست و به حاکمیت در اورشلیم اشاره نشده هست .

اکنون هم در نیروهای نظامی مرسوم هست .

لشکرها به عللی در نقاطی مختلف مستقر می شوند که به امر فرمانده خود از جائی به
جائی می روند .

مثلا ممکن هست لشکری در آمریکا در چند شهر مستقر باشد این به معنی حاکمیت فرمانده اون لشکر بر شهری نیست به دیگر سخن علاوه بر هستبرنامه یگان های مختلف نظامی مثل تیپ ها و گردان ها در شهرهای مختلف ممکن هست یک یگان عقبه و پیشرو هم داشته باشد .

گرامی ، این قیاس های مع الفارقتان چه هستند که پی در پی به خورد من و خوانندگان میدهید.
آمریکا را چه به اسرایل 2000 سال پیش؟ نکند طبق انجیل برنابایتان هیرودیس هلیکوپیرو هوا پیما نیز داشته؟!..
با این ماله کشیتان میخواهید بگوید که شخصی 100 کیلومتر با الاغ تا جلیل رفته تا به هیرودیس بگوید که ارتشی به او بدهد و اون ارتش 100 کیلومتر را با پای پیاده تا اورشلیم پیموده اند تا یک نفر بی آزار را دست گیر نمايند!
نخیر!
تفسیرتان عقلانی نیست.
همان که قبلا فرمودیم.
نویسنده ی انجیل کاذب برنابا نمیدانسته که هیرودیس قدرتی بر اورشلیم نداشته و در ضمن مناطق جغرافیایی اسرایل نیز با خبر نبوده و همچون شما بدون هیچ تحققیقی مطلبی نوشته و گندش در آمده.



111:

شما بسیار توهین می کنید .

این نشان می دهد شما در آوردن دلیل عاجزید .

شما چرا به اعتقاد انسان های روی زمین توهین می کنید شما چه کار به الله دارید من با شما بحث می کنم .

شما با این روش توهین می خواهید مخالفان تان را از دور خارج سازید تا بگویید خیلی منطق قوی دارید در حالیکه توهین نشانه بی دلیلی هست .



نوشته اصلي بوسيله eden نمايش نوشته ها
اون وقت میگوییم که چیزی جز تاریخ عزیز اسلام یادتان نداده اند ، ناراحت میشوید و سخنم را سخیف مینامید!
استدلال اسلامی(=بی ارزش) شما چنین هست.
1.

بیش از ده هزار سال هست که که حاکمیت و مالکیت بر شهر ها ادامه دارد2.

پس در دو هزار سال پیش نیز حاکم شهر موجود بوده.

دچار مغلطه شده اید و هستدلالتان نادرست هست.
1300 سال پیش در حجاز مسلمین بیش از چند زن میگرفتند ،یهودیان را قتل عام میکردند و ...
با این حال اگر مسلمانی چنین کاری در آمریکا اجرا کند ، مستقیما روانه ی زندان خواهد شد.
پس میبینیم عملی که چند هزار پیش رخ داده رابطه ای به دوران مدرن ندارد ، همانطور که 10 هزار سال پیش رابطه ای با 2 هزار سال پیش ندارد..
این کوچه علی چپ چه خبر هست که به محض اینکه موقعيتی گیر می آورید در اونجا نفسی تازه می کنید .

عزیز دل برادر مفهوم حرف من این هست .

که از اولین وقت تشکیلات اجتماعات بشری ، همواره روستاها و شهرها صاحب داشته هست .

و این موضوع در موارد کمی نقض شده هست
.

لذا دهی کوچک یا بزرگ در فلسطین هم از این قاعده کلی بشری مثتسنی نبوده هست .

آدم بخواهد بهانه بگیرد به همه چیز گیر می دهد انجیل برنابا نوشته هست که روستائی حاکم داشته یا صاحب داشته کجای این عجیب هست .

در ادامه مطالب نا مناسبی فرموده اید .

طرف من شمائید چرا جملات بی ادبانه در مورد دین بکار می برید .

زورت به بنده نمی رسد به اعتقادات مسلمین توهین می کنید .

ضمنا با وضعیت آمریکا هم نا اشنا نیستم وقت خودش شاید در این خصوص هم صحبت کردم

نوشته اصلي بوسيله eden نمايش نوشته ها
از انجیل جعلی برنابا چنین برمی آید که خواهران ایلعازر صاحبان بیت عنیا بودند ، و شکی نداریم که در امپراطوری روم چنین چیزی بی معنی هست و شهر ها صاحب نداشتند!
اگر منظورتان از حاکم روستا ، همان کدخدا یا شهردار شهر میباشد ، باید فرمود که روم خود برای شهر ها و هستان هایش حاکم انتخاب میکرد و اون ها را در اسنادش ثبت میکرد و به این دلیل هست که مورخان و سناتور های رومی چون تاسیتوس به راحتی از حاکمین باخبر بودند.
ولی شکی نیست که منظور انجیل کاذب برنابا این مورد نمیباشد و مشخص هست که امپراطوری روم نمی آید دو دختر را فرمانده ی شهر هایش سازد!..
باز تحریف ایجاد کردید انجیل بی بدیل برنابا نفرموده دو خواهر مالک یا صاحب بوده اند بلکه فرموده : لعازر با دو خواهرش مالک بیت عنیا بوده اند .


شما بدون توجه به ایات قبل تنها به آیه 4 اکتفا می کنید در حالیکه اگر آیات قبل را هم بخوانید متوجه می شوید شاید دو خواهر به خاطر لعازر از ان موقعیت برخوردار شده اند و...

البته اینکه زن هم مالک جائی باشد کاملا در تاریخ سابقه دارد

و اما در مورد رومیان عذر بنده را بپذیرید که رومیان انتصابات شان را با عالی هماهنگ نکرده اند شاید به این دلیل بوده که گذر از تونل وقت برای شان غیر ممکن بوده و الا حتما خدمت می رسیدند ، به هر حال بخشش از بزرگان هست .


نوشته اصلي بوسيله eden نمايش نوشته ها
قدیمیها میدانستند که چه میفرمودند و براستی که کافر همه را بدین خود میپندارد.
بنده از کتب معتبرترین عهد جدید پژوهان و معتبرترین مورخان قرن 1 میلادی جواب سخنان پوچ شما را میدهم اون وقت می آید من را به بی منطق بودن متهم میکنید..

مسلمانید و خدایتان الله ،...

انتظاری از شما نمیرود.
حقیقتا توهین های شما بسیار زشت و نا مناسب هست شما چه کار دارید به الله شما با من بحث می کنید .

این چه طرز تربیت هست که دین شما شما را تربیت کرده که گاه و ناگاه به اعتقادات آدمیان توهین می کنید .

و اما در مورد کتب معتبر شما از کتبی مثال آوردید که در هیچ تاریخ معتبری از اون یاد نشده ویا به عنوان منبع قوی شناخته نشده هست .

از فردی هستفاده می کنید که در روم در مورد فلسطین نوشته هست اما اعتراف بی نظیر پولس به وجود انجیل برنابا را رها می کنید :

((.۴زیرا اگر کسی نزدتان بیاید و شما را به عیسای دیگری جز اون که ما به شما موعظه کردیم، موعظه کند، یا اگر روحی متفاوت با اون روح که دریافت کردید یا انجیلی غیر از اون انجیل که شنیدید به شما عرضه کند، به آسانی تحملش می‌کنید.۵امّا گمان نمی‌کنم من از اون «بزرگْ‌رسولان» چیزی کم داشته باشم))
این اعتراف را نزد هر بیطرفی بگذارید خواهد فرمود پولس از انجیلی سخن فرموده که بشارت فردی مانند عیسی را داده هست و فرد آورنده این انجیل بزرگ رسول بوده هست همین تک جمله یعنی اثبات انجیل برنابا چون تنها انجیلی که این قواعد در اون باشد 1- پیامبری دیگر 2- انجیلی دیگر 3- روحی دیگر را بشارت بدهد 4- بزرگ رسولااون را آورده باشد تنها برنابا هست .



نوشته اصلي بوسيله eden نمايش نوشته ها
عجب انسانی هستید شما!!
کتابی را چون قدمتی 2000 ساله دارد زیر سوال میبرید؟؟!!
در باستان شناسی اگر اثری قدیمیتر باشد ارزش بسیار بیشتری خواهد داشت و انتظار میرود که از این موضوع با خبر باشید.
در ضمن دچار مغلطه ی مصادره به مطلوب نیز شده اید.

که فرموده انجیل کاذب برنابا به محل واقعه نزدیکتر بوده؟
عجب از خودتان هست ، عزیز من اثر قدیمی به شرطی موثق هست که شرایط وثوق بر اون حاکم باشد این کتاب در مقایسه با سخن فردی فلسطینی برای فلسطین موثق نیست .


نوشته اصلي بوسيله eden نمايش نوشته ها
میبینیم که باز اسلام درمانده و بدون جواب باقی مانده و با خزئبلاتی چون این جمله، جواب تحقیق و پژوهش چند صد ساله ی محققین و معتبرترین عهد جدید پژوهان را میدهد.
شکی نداشته باشید که سخنان اسکارها و پروفسورها ، از سخنرانی های سفی سفی شما بسی معتبرتر میباشند.
ما بحث می کنیم فحش نمی دهیم .

فحش نشانه بی منطقی هست .

عزیز من حرف پروفسور شما با واقعیات هماهنگ نیست.

همین پروفسور شما بیاید جملات (انجیل دیگر، عیسای دیگر) را از کتب اون تاریخ دان بیرون بکشد او شاید از چیزهائی اطلاع داشته اما از چیزهائی هم بی اطلاع بوده هست .

اون کس که اطلاع دقیق تر داشته پولس بوده برنابا بوده پطرس بوده شما حرف پروفسوری را در قرن بیستم که در کشوری دیگر می زید را می پذیرید اما حرف فردی را در فلسطین که مربوط به همان وقت هست نمی پذیرید .

شما حرف پولس را که در مورد عیسای دیگر که در انجیلی دیگر و توسط بزرگ رسولی بشارت داده می شود .

تفسیر به رأی می کنید اما حرف یک رومی را می پذیرید .

اون رومی از یک سری راویان مطلب را نقل کرده و به واقعیت ماجرا نزدیک نبوده اما وقتی پولس خود از عیسای دیگر سخن می گوید تنها انجیل برنابا هست که این سخنان در موردش صادق هست .

و وقتی انجیل برنابا تأیید شود سخن اون رومی زیر سؤال هست چون برنابا به ماجرا نزدیک تر بوده هست .

نوشته اصلي بوسيله eden نمايش نوشته ها
گرامی ، این قیاس های مع الفارقتان چه هستند که پی در پی به خورد من و خوانندگان میدهید.
آمریکا را چه به اسرایل 2000 سال پیش؟ نکند طبق انجیل برنابایتان هیرودیس هلیکوپیرو هوا پیما نیز داشته؟!..
با این ماله کشیتان میخواهید بگوید که شخصی 100 کیلومتر با الاغ تا جلیل رفته تا به هیرودیس بگوید که ارتشی به او بدهد و اون ارتش 100 کیلومتر را با پای پیاده تا اورشلیم پیموده اند تا یک نفر بی آزار را دست گیر نمايند!
نخیر!
تفسیرتان عقلانی نیست.

همان که قبلا فرمودیم.
به میل خود سخنان من را تفسیر کردید ، اما حتی اگر من هم اون را فرموده باشم باز سخنتان درست نیست .

همیشه در وقت های گذشته هم یگان های نظامی در نقاط مختلف مستقر بوده اند .

در گذشته در ایران چاپارخانه ها از اسب هستفاده می کرده اند .

یگان های نظامی با امکانات اون وقت مطلع می شده اند .

چه صد کیلومتر چه بیشتر و چه کمتر .

وقتی هم سیستمی تشخیص بحران بدهد و احتمال بدهد که بحرانی ایجاد می شود نیروهای نظامی را از شهرهای دیگر به اون شهر فراخوانی می نمايند حال اگر این بحران بر سر دستگیری یک فرد هم باشد از اصل موضوع نمی کاهد



اما اصلا سخن من این نبود ، بنده از طرز هستبرنامه نیروهای نظامی سخن فرمودم فرمانده ممکن هست در این یگان یا اون یگانش باشد ، چرا باید فرمانده لشکر حتما در اون لحظه صد کیلومتر دور تر بوده باشد ، شاید در اون لحظه در نزد یگانش در اورشلیم مستقر بوده هست .

آیا ایرادی دارد ؟

نوشته اصلي بوسيله eden نمايش نوشته ها
نویسنده ی انجیل کاذب برنابا نمیدانسته که هیرودیس قدرتی بر اورشلیم نداشته و در ضمن مناطق جغرافیایی اسرایل نیز با خبر نبوده و همچون شما بدون هیچ تحققیقی مطلبی نوشته و گندش در آمده.


این مطلب شما از سر عداوت هست اینگونه نیست مطلب بعدی که به زودی در سایت برنامه می دهم عنوانش این هست (( هیرودیس کیست )) صبور باشید .


112:

هیردوس که بود ؟


در قسمت های قبل دیدید برخلاف ادعای مسیحیت در انجیل بی مانند برنابا تصریح نشده هست که هیرودس در اورشلیم دارای قدرت ( به معنی پادشاه یا حاکم یا فرماندار و یا چیزهای شبیه به این ) بوده هست .(البته تنها احتمال این نمی تواند باشد ) بلکه در این انجیل الهی می توان احتمال داد که فرموده شده هست که بخشی از نیروهای نظامی هیرودس در اورشلیم بوده اند .و او بر اون بخش از نیروهای خود حاکمیت داشته هست .

مسیحیت این دروغ را به برنابا منتسب می سازد تا بگوید انجیل پربار برنابا جعلی هست .

احتمال می رود مسیحیت انجیل لوقا ( یکی از چهار انجیل معتبر در نزد مسیحیان امروز ) را دیده و با انجیل بزرگی مانند برنابا اشتباه گرفته چون در انجیل فوق به هیرودس نامی که در اورشلیم می توانسته دستور بدهد و عیسی را دستگیر بکند اشاره کرده هست .

که می توان احتمال قوی داد این سخن لوقا یعنی حاکم


قبل از هر چیز لازم هست بار دیگر ادعاهای مسیحیت آورده شود :

ادعای مسیحیت که در صفحات اولیه شروع این بحث با اینجانب آمده هست وهمه می توانند با مراجعه مطالعه نمایند عینا نقل می گردد : (( د ر انجیل برنابا آمده که هیردویس (اونتیپاس) در اورشلیم و یهودیه صاحب قدرت بود و در اونجا سربازان بسیاری تحت حکم خود داشت (برنابا، فصل ۲۱۴).

این اشتباه محض هست زیرا او فقط پادشاه جلیل بود که حدود ۱۰۰ کیلومتر دورتر بود.

در این انجیل، هیرودیس یک غیریهودی نامیده شده (برنابا، فصل ۲۱۷)، حال اونکه او یهودی مؤمنی بود.

او برای برگزاری عید فصح به اورشلیم آمده بود، به همین جهت توانست در امر محاکمه عیسی مورد مشورت برنامه گیرد ))

در حالیکه در همین صفحه از انجیل برنابا این گونه نقل کرده اند : .))اونگه يك نفر فريسي نزد والي و هيرودس فرستاد تا سپاهيان را حاضر سازد.پس اونها به او لشكري دادند؛زيرا ايشان از امت ترسيده بودند.(10)پس از اونجا اسلحه ي خود را گرفته،از اورشليم با مشعل ها و چراغ هائي كه بر رايشان چوب ها بود بيرون شدند.

))


اما برای دیدن نام هیرودیس به انجیل لوقا نگاه می کنیم :
لوقا 34- 13:31


((۳۱در اون هنگام، تنی چند از فَریسیان نزد عیسی آمدند و فرمودند: «اینجا را ترک کن و به جایی دیگر برو، زیرا هیرودیس می‌خواهد تو را بکشد.»۳۲در جواب فرمود: «بروید و به اون روباه بگویید: ”امروز و فردا دیوها را بیرون می‌کنم و امت را شفا می‌دهم، و در روز سوّم کار خویش را به‌کمال خواهم رسانید.۳۳امّا امروز و فردا و پس‌فردا باید به راه خود ادامه دهم، زیرا ممکن نیست نبی بیرون از اورشلیم کشته شود.“))


و یا در جای دیگر در همان انجیل می خوانیم :

۶چون پیلاتُس این را شنید، خواست بداند آیا او جلیلی هست.۷و چون دریافت که از قلمرو هیرودیس هست، او را نزد وی فرستاد، زیرا هیرودیس در اون هنگام در اورشلیم بود.۸هیرودیس چون عیسی را دید، بسیار شاد شد، زیرا دیروقتی خواهان دیدار وی بود.

پس بنا‌بر اونچه دربارۀ عیسی شنیده بود، امید داشت آیتی از او ببیند.۹پس پرسشهای بسیار از عیسی کرد، امّا عیسی پاسخی به او نداد.۱۰سران کاهنان و علمای دین که در اونجا بودند، سخت بر او اتهام می‌زدند.۱۱هیرودیس و سربازانش نیز به او بی‌حرمتی کردند و به هستهزایش گرفتند.

سپس ردایی فاخر بر او پوشاندند و نزد پیلاتُس بازفرستادند.۱۲در اون روز، هیرودیس و پیلاتُس بنای دوستی با یکدیگر نهادند، زیرا پیشتر دشمن بودند.



شاید منظور مسیحیت نوشته انجیل لوقا در فصل 13 هست چون این متن به منظور مسیحیت نزدیک تر هست و بر پايه این متن می توان احتمال داد که هیرودس حاکم اورشلیم بوده هست اما در متن برنابا احتمالات دیگری نیز می توان داد و حاکم بودن بر اونجا با صراحت بیان نشده هست .


البته در فصل بیست و سه انجیل لوقا فرموده شده که در اونه هنگام هیرودوس در اورشلیم بود و لی باز از اهمیت نوشته فصل سیزده نمی کاهد .


البته در انجیل لوقا نیز مسیحیت می تواند هم در مورد فرد و هم در مورد واژه صریح حاکم تردید ایجاد کند اما به هر صورت این متن به منظور بیان شده نزدیک تر هست .



لذا شاید متفکرین مسیحت در ابتدا اعتقاد به بی اعتبار بودن انجیل لوقا داشته اند اما چون اون موقع پیشرفت علم کم بوده هست و سواد افراد زیاد نبوده لوقا را برنابا دیده اند .البته اگر مسیحیت دست به توجیه بزند باید دلیل عقل پسند بیاورد که چرا همان توجیه و یا مشابه اون در مورد برنابا صادق نیست .



احتمال دیگر اینکه شاید متن انجیل متی را دیده خیالات برشان داشته که در برنابا هست در این انجیل می توان فرمود هیرودوس پادشاه هست :

دیدار مُغان
۱چون عیسی در دوران سلطنت هیرودیسِ پادشاه، در بیت‌لِحِمِ یهودیه به دنیا آمد، چند مُغ از مشرق زمین به اورشلیم آمدند۲و پرسیدند: «کجاست اون مولود که پادشاه یهود هست؟ زیرا ستارۀ او را در مشرق دیده‌ایم و برای پرستش او آمده‌ایم.»۳چون این خبر به گوش هیرودیسِ پادشاه رسید، او و تمامی اورشلیم با وی مضطرب شدند.۴هیرودیس همۀ سران کاهنان و علمای دینِ قوم را فراخواند و از اونها پرسید: «مسیح کجا باید زاده شود؟»۵جواب دادند: «در بیت‌لِحِمِ یهودیه، زیرا نبی در این‌باره چنین نوشته هست:

هر توجیهی که برای این دو انجیل بشود برای برنابا نیز می توان مشابه اون را داشت .



البته ضمن اینکه دهها توجیه برای نوشته فوق در انجیل برنابا وجود دارد نباید فراموش کرد که حتی در صورت اثبات نظر مسیحیت باز یا نویسنده انجیل برنابا ، برنابای قدیس هست و یا سپس او و در قرون بعد نوشته شده هست .

اگر توسط برنابا نوشته شده هست دلیلی ندارد که حرفش درست نباشد و اگر در قرون بعد نوشته شده هست .

چگونه هست که نویسنده انجیل برنابا که دسترسی به اناجیل چهارگانه داشته هست از روی اون درست ننوشته هست .


ممکن هست که مسیحیت به فصل سوم انجیل برنابا اشاره کند و از عبارات مندرج در فصل 214 و فصل سه این هستنباط را بکند اما هیچ دلیلی وجود ندارد که در کل فلسطین اون وقت فقط یک هیردوس می زیسته هست .

شاید زنان 2000 سال قبل به مسیحیت تعهد داده بودند که تنها یک هیرودس بزایند


حال به این ادعای دیگر از مسیحیت دقت فرمائید :


((در این انجیل ( برنابا ) آمده که عیسی در وقتی ولادت یافت که پیلاطس فرماندار فلسطین بود.

اما مطابق گزارشهای
تاریخی، پیلاطس بعد سال ۲۶م به فرمانداری فلسطین منصوب شد ))


مسیحیت برای ابطال سخن فوق به این نوشته هستناد می کند :

كريستوس(مسیح)، بنيانگذار اين طريقت، به دست پُنطيوس پيلاطُس،فرماندار يهوديه در دورۀ امپراتوری طيباريوس، اعدام گرديده بود
حال به انجیل برنابا مراجعه می کنیم :
فصل سوم :
1) هیرودس در اون وقت پادشاه بود بر یهودیه به امر اوغسطس قیصر 2 ) پیلادس حاکم بود در وقت ریاست کهنوتیه از طرف حنان 3) پس برای اجرای امر قیصر نام نویسی شد همه عالم 4) پس در این هنگام هر کس به وطن خود رفته تقدیم نمودند خود را بحسب اسباط خود تا نام نویسی شوند 5 ) پس مسافرت نمود یوسف از ناصره که یکی از شهر های جلیل هست با زن خود در حالیکه او آبستن بود و رفت بسوی بیت الحم که اون شهر او بود و خود از عشیره ی داوود بود تا نام نویسی شود برای عمل به امر قیصر
2) متن انگلیسی
There reigned at that time in Judaea Herod, by decree of Caesar Augustus, and Pilate was governor in the priesthood of Annas and Caiaphas.

Wherefore, by decree of Augustus, all the world was enrolled; wherefore each one went to his own country, and they presented themselves by their own tribes to be enrolled.

Joseph accordingly departed from Nazareth, a city of Galilee, with Mary his wife, great with child, to go to Bethlehem (for that it was his city, he being of the lineage of David), in order that he might be enrolled according to the decree of Caesar
خودتان دقت کنید که همین منبع ضعیف مسیحیت هم در مورد دوران اعدام عیسی صحبت می کند نه در مورد دوران ولادت .

و دلیلی ندارد که فردی که در وقت اعدام حضور داشته در وقت قبل از اون حاکم نبوده باشد .


البته قبلا هم روی این موضوع بحث های شد و ادله ای دیگر ارائه شد که در صفحات اول بحث وجود دارد می توانید مراجعه کنید .


113:

یا من لا ینظره الا بِرٌه

خوانندگان محترم همانگونه که در قسمت های قبل خواندید مسیحیت تحریف شده ادعا می کرد ترکیب خدایان دروغین تنها در کتاب دانته هست و به همین دلیل ادعا می کرد انجیل برنابا سپس کتاب دانته نوشته شده هست .

اما مسیحیت تحریف شده دروغ می گوید .

این ترکیب در کتاب مزامیر داوود هم آمده هست :

40:4چه خوشبختند کسانی که بر خدا توکل دارند و از اشخاص متکبر و خدایان دروغین پیروی نمی نمايند

114:


درود بر شما..

بنده 20 دقیقه بیشتر موقعيت ندارم..
ببینیم تا کجای مطالبتان خواهیم رسید..


همانطور که قبلا هم عرض کردم اصلا عهد عتیق و کوت های نویسنده ی انجیل برنابا خود دال بر بطالت این انجیل هست.
نقل قول ها حاکی از اند که این نویسنده از ورژنی از عهد عتیق هستفاده میکرده که اون را Vulgate میناممند.

این ورژن در قرن 5 میلادی بوجود آمده.

قابل ذکر هست که نویسندگان اناجیل کانن همه از متن و ترجمه ی هفتاد(ترجمه ی قرن 3 قبل از میلاد) هستفاده میکردند و همچنین ورژن عبری اصل عهد عتیق نیز موجود بوده.

با این حال نویسنده ی انجیل برنابا نه از ترجمه ی هفتادSeptuagint, هستفاده میکند و نه از متن مسورتیک Masoretic Text.

دانشنامه ی آزاد ویکی پدیا ذیل مدخل Gospel of barnabas
Where the Gospel of Barnabas includes quotations from the Old Testament, these
correspond to readings as found in the Latin Vulgate; rather than as found in either the Greek Septuagint, or the Hebrew Masoretic Text.

این از این!

نکته ی دیگر این هست که کوت های نویسنده از عهد عتیق دال بر تسلط وی بر عهدین نمیباشد.

ادعا کرده اید :
نزدیک به پانزده نقل قول دقیق از کتب عهد عتیق را من درانجیل برنابا شمرده ام .نویسنده انجیل برنابا بر تمام کتب عهد عتیق تسلط داشته .

منطقا برای رد ادعایتان چه کار میتوان بکنم؟؟
بله! یک Counter Example!
(مثالی که بر خلاف ادعای وارده میباشد و اداعایتان را باطل میسازد)
بنده هم اکنون 10 کوت از "اوسطا" خواهم آورد:

1.I profess myself a Mazda-worshipper and a Zoroastrian, opposing the Daevas, accepting the Ahuric doctrine.

2.

I desire the libations [Zaothras] for this Yasna; I desire the Baresman for this Yasna.

I desire the Baresman for this Yasna; I desire the libations for this Yasna.

I desire the libations together with Baresman for this Yasna; I desire the Baresman together with the libations for this Yasna.

With this libation I desire this Baresman for this Yasna.

With this Baresman I desire this libation for this Yasna.

This Baresman with the libation I desire for this Yasna.

I desire for this Yasna this Baresman with this libation and with its kusti, and spread with Asha.





3.And the yearly festivals, Maidhyo-zaremaya, Maidhyo-shema, Paitishahya, and Ayathrima the breeder who spends the strength of males, and Maidhyairya, and Hamaspathmaedhaya, and the seasons, lords of the ritual order,

4.

And to Ushahina, with Berejya and Nmanya, and Sraosha (Obedience) the blessed, smiting with the blow of victory and furthering the settlements, and to Rashnu, the most just, and to Arstat, furthering the settlements, and causing them to increase.

5.And these we announce and we present hereby to the Month-lords of the ritual order, to the new moon and the waning moon (the moon within), and to the full moon which scatters night, the holy lord of the ritual order, for (their) sacrifice, homage, their propitiation, and their praise.

6.

And we worship the pious and good Blessing with our sacrifice, and the pious man, the saint, and that Yazad, the mighty Curse of wisdom.

7.

And I offer with a complete and sacred offering to the good and pious Prayer for blessings of the pious man, and to that Yazad, the swift and dreadful Curse of the wise.



8.I pray for the freedom and glory of the entire existence of the holy (man) while I bless it, and I pray for the repression and shame of the entire existence of the wicked.



9.

I announce (and) carry out (this Yasna) for all those who are the thirty three masters of Asha, which, coming the nearest,

10.

And I offer the Haoma and the Haoma-juice for the propitiation of the Fravashi of Zarathushtra Spitama the saint, the Yazad of the spoken name.

با این حال یک بار نیز اوسط را مطالعه نکرده ام و هیچ اطلاعی نیز از اون ندارم!

بدین ترتیب وجود نقل قول از کتاب ایکس در کتاب ایگرگ نمیتواند ثابت کند که نویسنده ی کتاب ایگرگ بر کتاب ایکس مسلط بوده.

115:

ادن با سلام
واقعا شیرین سخن می گوئید هستدلال شما نیز شیرین هست .


عزیز دل برادر :
1- شما که از غیب خبر ندارید بالاخره اون را با توجه به منبعی نوشته اید حالا فرض کن اون منبع دروغ فرموده باشد و همه اطلاعاتت غلط باشد شما جی از دست می دهید هیچ ، فقط یک نام در اینترینت .

اما کتاب انجیل برنابا اگر اون جملات را از روی کتب دیگر هم نوشته باشد نویسنده می دانست که حتما باید از مطمئن بودن منبع یقین حاصل نماید چون اگر اطلاعات او درست نباشد

بر عکس شما خیلی چیزها از دست می دهد .

شما خودت که ناشناس اینترینتی هستید با انجیل برنابا مقایسه می کنید .


2- شما فرض کن اصلا اون اطلاعات در اوستا نیست و شما الکی ادعا کرده اید هیچی از دست نمی دهید اما در مورد انجیل برنابا این گونه نیست .

ضمن اینکه ادعاهایش واقعا هست .


3- شما در قرن بیستم هستید در خصوص اوستا صدها سایت اینترینتی صدها کتاب مختلف ماهواره و...

صحبت می نمايند .اصلا لازم نیست برای دسترسی به کتب به اصل کتاب مراجعه کنید آیا وضع شما با او قابل قیاس هست .


4- شما براحتی می توانید این مطلب را ویرایش کنید و فردا بگوئید اصلا چنین چیزی ننوشته ام و برای کسی هم اون قدر ارزش ندارد که برود از گوگل و...

عین عبارت شما را بیاورد تازه اونجا هم بروی هم هم دینت هستند .

آیا انجیل برنابا هم مثل نوشته های شما براحتی ویرایش می شود ........

5-.....


116:

یا نور قبل کل نور
خوانندگان محترم
سلام
در پی طولانی شده سلسله مباحث یکی از دوستان بنده در پیامی خصوصی ، نیاز به چند روز هستراحت و یا بیشتر از این داشته اند .

لذا از دوستانم که در پیام هائی از من خواسته اند مطالبم را ادامه دهم عذر خواهی کرده و یکی دو روز آینده نیز هستراحتی خواهیم داشت .


117:

به نام او که نه می زاید و نه زائیده شده هست
بنا به درخواست دوستی عزیز بحث چند روز متوقف شد و تا بحال چند روز هستراحت کرده ایم اگر برادران مسیحی پذیرفتند که ایرادهایشان تا اینجا بر انجیل برنابا ایراد گیری بی پايه هست مابقی ایرادات را هم بررسی کنم در غیر این صورت ادله ارائه شود تا بحث کنیم

118:

یا احد
همانگونه که خود مشاهده می فرمائید دلایل مسیحیت برای باطل فراخوان نمودن انجیل بی نظیر برنابا هیچ کدام منطقی نیست .

بدون شک هر چه بیشتر دست و پا بزنند بیشتر بی پايه بودن ادعا هایشان ثابت می شود .


الا یک سری ادعا های فاقد جزمیت چیزی دیگر ندارند .


بنده ما بقی دلایل مسیحیت را نیر که بر مبنای اون انجیل برنابا را جعلی فراخوان نموده اند بررسی کرده و جواب خواهم داد .

اما برای اینکه کاملا ثابت شود پاسخی الا مطالب تکراری ندارند مدتی دیگر نیز استقامت خواهم کرد .

تا بیشتر روی سخنان بنده تفحص نمايند .

119:

بنده بر روی مقاله ای کار میکنم و در این چند روز قادر شرکت در هم میهن نمیباشد.

جواب مطالبتان را خواهم داد با این حال شما هر چه دلتان میخواهد بکنید و بنویسد.آزادید برادر عزیزم!

در ضمن پست هایی در تاپیک ها فرستاده بودید که گویا دوستی نیاز به هستراحت داشته.
بنده نمیدانم این شخص که میباشند و اصلا چه ربطی به بحث من و شما دارند در کل من نیز بیاد نمی اورم که درخواست هستراحت کرده باشم.
در ضمن متاسفانه جواب به پیام خصوصیات نیز مانده و موضوع را به طور خصوصی در میان خواهم گذاشت.

بدرود.


120:

ایدن
با سلام
بله دوستی در یک پیام خصوصی مطالبی را به بنده فرمود که نشاندهنده خستگی بود بنده به احترام ایشان مدتی را ننوشتم .
اما مطلب جالب تر اینکه بنده چند روز با مشکل عجیب تری مواجه شدم .

هر چه سعی می کردم مطلب بنویسم نمی توانستم برای نوشتن مطلب وارد سایت شوم فقط می توانستم بخوانم و قتی به مدیریت سایت پیغام دادم ایشان در جوابی که به ایمیل من فرستاده اند نوشته اند فردی سعی کرده هست با نام شما وارد سایت شود به همین دلیل توسط مدیر سایت قفل شد .


به همین علت از موقعيت هستفاده کرده و فراخوان می کنم محمد محسن چون با تفکر راه خود را انتخاب کرده هست .

الا ابد پیرو اسلام و شیعه اثنی عشری هست هر گونه مطلب غیر واقعی که به نام بنده گذاشته شود که از دو اصل فوق تبعیت نکند از جانب من نیست .


اما در صورت تمایل اون برادر پیام خصوصی اون برادر را در سایت می گذارم .

ضمنا این اواخر من فقط یک پیام خصوصی دریافت کرده ام

ضمنا مدیران سایت در همان پیام خصوصی مطلبی عجیب تر هم فرموده بودند که باز گو نمی کنم .


121:

ادامه بررسی ادعاهای مسیحیت علیه انجیل برنابا
احتمالا قسمت ششم
مسیحیان سپس ادعا می نمايند :
درفصل‌های ۲۰ و ۲۱، فرموده شده که ناصره شهری هست در ساحل دریاچه جلیل.

این شهر امروز
موجود هست و ۱۰۰ متر بالای سطح دریا برنامه دارد و در فاصله ۲۰ کیلومتری دریاچه جلیل.

در فصل ۹۹، ذکر شده که شهر صور در نزدیکی اردن واقع هست، اما چنین چیزی صحت ندارد.

صور ۵۰ کیلومتر دورتر از این محل، و در ساحل دریای مدیترانه در لبنان امروزی واقعاست.

اگر نویسنده با عیسی در این مناطق راه رفته باشد، چرا در خصوص چنین داده‌هایی
دچار اشتباه شده هست؟ آمده که زکی عیسی را در ناصره ملاقات کرد، در حالیکه مطابقانجیل لوقا، این واقعه در شهر اریحا رخ داد (لوقا، فصل ۱۹(

جواب :
در فصل بیست و بیست یک همچنین مطلب صریحی موجود نیست در فصول فوق را جع به این موضوع امده هست :
فصل بیستم آیه 1
1 یسوع به سوی دریای جلیل رفت و در کشتی نشست تا به شهر خود ناصره سفر کند
فصل بیستم آیه 9
9 چون کشتی به شهر ناصره رسید ملاحان در شهر نشر دادند همه اونچه را که یسوع کرده بود
فصل بیست ویکم آیه 1
یسوع برشد به کفر ناحوم و نزدیک شهر شد
سپس نقل می دهد که چگونه دیوها را اخراج می کند که در دو می نویسد : آیه 10 می گوید در اونجا در کنار دریا قریب ده هزار گراز کنعانیان بود که می چریدند
و آیه 12 پس دیوها در گرازها داخل شدند و اونها را در دریا انداختند .


در این دو آیه به هیچ وجه فرموده نشده که دو شهر فوق دقیقا کنار دریا واقع شده اند بلکه در فصل بیست آیه 9 امکان ارتباط با شهر از کشوری دیگر از طریق دریا مطرح شده هست و شهر از این جهت ساحلی محسوب می شده هست .

اکنون هم در ایران برخی از شهرهای ساحلی تا پانزده کیلومتر با دریا فاصله دارند .


علاوه بر این فاصله دریا تا ناصره اون دوران چند کیلومتر بوده هست ؟
اصطلاح شهر ساحلی در اون دوران چه فواصلی را شامل می شده هست ؟
بهترین راه ارتباطی به شهر فوق از مبدأی که عیسی (ع) سوار شده هست کجا بوده ؟
از متن آیات بعدی هم آشکار هست که برداشت و هستنتاج مسیحیت اشتباه هست .


در دو فصل مورد بحث انجیل برنابا راجع به زکای خراج گیر هیچ مطلبی نیامده هست .


ادعای بعدی مسیحیت :
((در فصل ۱۶۹ این انجیل، تابستان اون گونه توصیف شده که گویی شخص در اروپا هست.

این امر با تابستانهای فلسطین مغایرت دارد زیرا در اونجا
باران در زمستان می‌بارد و مزارع در تابستان خشک می‌شود و مطلقاً با مناطق سرسبزیکه در این متن آمده شباهتی ندارد.

مطابق مضمون این متن، عیسی در بیابان اردن بود،
یعنی جایی که قطعاً نمی‌توانسته از تابستانی شبیه تابستانهای اروپا بهره ببرد.))

جواب :
احتمالا اعتقاد مسیحیت در خصوص خون عیسی که کفاره گناهان ایشان می باشد اونان را به دروغ گویی عادت داده هست .

در فصل 169 انجیل برنابا موضوع با ادعای مسیحیت یکی نیست .

بلکه در ابتدا اینگونه شروع می شود :

1) یسوع فرمود : گوش بدارید تا بهشت را برای شما شرح دهم و بگویم پاکان و مؤمنان در اونجا الا النهایه اقامت خواهند داشت 2
شرح بهشت تا ایه 13 ادامه می یابد و در آیه 13 می فرماید ببینید وقت تابستان جهان چه رونقی دارد وقتی که همه جا میوه و محصول فراوان دارد
این آیه به هیچ وجه در مورد آب و هوای فلسطین و یا اروپا نیست .

بلکه وضعیت بهشت را شرح می دهد و وضعیت بهشت را ازجهاتی تقلیل درجه می دهد تا برای انسان قابل فهم شود او بهشت را به نقاطی شبیه می کند که تابستانی پر از میوه دارند .

وهیچ اشاره ای به اروپا یا فلسطین و یا مکانی مشخص و معین نمی کند .


در یک کلام مسیحیت دروغ می گوید .


122:

درود فراوان بر دوستان و محمد محسن عزیز.
از این چند روز غیبتم در همیهن عذر میخواهم.
ابتدا جای دارد حوصله ی دوست عزیزم را بستاییم که با این دقت با این همه حجم مطلب میفرستند.
برای اینکه خوانندگان و بخصوص خود من از سردرگمی در آیم اجاز دهید یک فلش بک داشته باشیم.
بنده باز هم دلایل رد انجیل کاذب برنابا را مطرح میکنم.
سپس نقد شما بر اون دلایل را نیز نقول خواهم کرد.
در آخر نیز جواب انتقاد هایتان را خواهم داد تا ببینید دکان الله فروشیتان حالا حالا ها بسته خواهد ماند!

123:

دوستان به این نکته ی باید توجه نمايند تا از مسیر اصلی و تاریخی بحث خارج نشوند.

اثبات اصالت این انجیل بر عهده ی مسلمان هست و نه بنده( البته مسلمانی که به اصالت این کتاب باور دارد)

حال مسلمان هر چه بیاید ردیه های ما را نقد کند باز هم به جایی نخواهد رسید و کتاب نیز اصیل نخواهد شد!

بنده بیش از یک هفته در ابتدای تاپیک منتظر بودم تا مسلمین و محمد محسن تنها یک دلیل ، یک جمله ، یک تکه پاپیروس یا هر چه برای پشتیبانی از انجیل کاذب برنابا مطرح نمايند و چیزی ندیدیم و بدین ترتیب بنده شروع کردم به نقد این کتاب که میتوان اون را بحق بی ارزش ترین جعلیات دنیای اسلام دانست.
پس این کتاب ،که نام پیامبر اسلام نیز بر تارک اون میدرخشد ،(!)تا مطرح نکردن یک سند قانع بدرد حوضه ی علمیه خواهد خورد و بس.

124:

پس سکوت مسلمین بنده دلایلی برای رد این کتاب مطرح کردم که اینگونه دسته بنده میشوند:

*رد اصالت کتاب از طریق معیار کتاب شناختی و اشارات تاریخی.
پست مربوطه:
#64 # 51

*رد اصالت کتاب از طریق منابع و شواهد خارجی.
پست های مربوطه:
#70 #107 ( و احتمالا پست هایی دیگر که بخاطرشان نمی آورم)

*رد کتاب از طریق تناقضات و اشکالات تاریخی یا بزبانی دیگر شواهد درونی.
پست های مربوطه:
#71 #5 #59 #60 #29

قابل ذکر هست محققانی چون ساندِرز (C.

Sanders)
برای تایین اعتبار تاریخی کتب از این سه معیار ( کتابشناختی ، شواهدی داخلی و خارجی) هستفاده مینمايند.

اجازه دهید لینک های برخی از نقد ها و ردیه هایم نیز بر انجیل کاذب برنابا را مطرح کنم:

«بررسی کلی پیرامون انجیل جعلی برنابا»
(مقاله ای مفصل و کامل که از تمامی جهات این انجیل کاذب را بررسی میکند)


«اثبات عدم وجود این انجیل قبل از قرن 15 »
(یازده دلیل که نشان میدهند این انجیل قبل از قرن 14 وجود خارجی نداشته.)


«معیار کتاب شناختی انجیل جعلی برنابا»
(نبود نسخ با زبان اصلی و قبل از قرن 16 میلادی)


«معیار شواهد خارجی انجیل برنابا - قسمت اول »
(تناقضی تاریخی در این انجیل جعلی)



«معیار شواهد خارجی انجیل برنابا - قسمت دوم »
( اشتباه تاریخی در این انجیل جعلی)


«معیار شواهد خارجی انجیل برنابا - قسمت سوم»
(نبود اشاره ای به این انجیل جعلی در کتاب مقدس)



«معیار شواهد خارجی انجیل برنابا - قسمت چهارم»
«و این پست»
(استفاده از آثار دانته ( قرن 14 م) در این انجیل جعلی)


«معیار شواهد داخلی انجیل کاذب برنابا»
( اثبات اینکه نویسنده ی این انجیل جعلی با جغرافیای اسرایل و دوران مسیح آشنایی نداشته)

این از مطالب گذشته و موضوعاتی که پست سر گذاشته ایم.


125:

حال برویم سراغ پاسخهای مسلمین.

دلیل اول بنده این بود:


دوستان عزیز مسلمان تا کنون که پاسخی به این مورد نداده اند.

بخش دوم نقد های من:

*رد اصالت کتاب از طریق منابع و شواهد خارجی.
پست های مربوطه:
#70 #107 ( و احتمالا پست هایی دیگر که بخاطرشان نمی آورم)
خلاصه ی کلام بنده چیست؟
ایکه نویسنده ی انجیل برنابا از منابع متاخر هستفاده میکرده.

برخی از این منابع چنین اند:

1.

قراون ، قرن 7 میلادی.

2.

کتاب کمدی الهی ، قرن 13 میلادی.

3.

ورژن Vulgate عهد عتیق(تورات) قرن 5 میلادی.

و ...

پیرامون منبع نخست بحث زیادی نشده و بنده نیز پاسخی دریافت نکرده ام.
پیرامون منبع دوم مسلمین ادعای بسیار جالبی کردند! اینکه دانته مشهور ترین نویسنده و شاعر اروپا شاهکار کمدی الهی را از روی انجیل کاذب برنابا کپی کرده!
البته بچه گانه بودن این موضوع که کاملا عیان هست و حتی نیازی به نقد این مورد نیز نیست.
با این حال یک سری سوال..
1.

انجیل برنابا بر پايه ادعای خود مسلمین و مقدمه ی نسخه ی اسلامی قرن 16 انجیل کاذب برنابا(نسخه ی اسپانیایی) تا قبل از قرون 14 و 15 در کتاب خانه ی پاپ نگهداری میشده و هیچ اطلاعی از اون تا قبل از قرون ذکر شده وجود نداشت.

حال سوالی که پیش می آید این هست که چگونه دانته در قرن 13 این انجیل را یافته تا شاهکارش را از اون کپی کند؟
2.

نکته ی دیگر بررسی ادبی این دو کتاب هست.

در کمدی الهی 9 آسمان اسکلت و پایه ی کتاب را تشکیل میدهند با این حال در انجیل برنابا 9 آسمان اشاره ی زود گذر مسیح اند.

توصیفات جهنم و بهشت و ...

دانته مخصوص خود ادبیات نویسنده میباشند.

این در صورتیست که این توصیفات رابطه ای به ادبیات نویسنده ی مدعی شده یعنی برنابای قدیس(ادبیات یهود) ندارند.

بدین ترتیب میتوان بطور قطع نیز فرمود که از لحاظ ادبی شاهکار کمدی الهی منبع انجیل کاذب برنابا میباشد و نه بلعکس.

اعتراض دیگری از که جناح مسلمین پیرامون عبارت "خدایان دروغین و دروغگو" کمدی الهی وارد شده این بود که مزامیر داوود نیز این عبارت را در بر میگیرند پس نقد بنده وارد نیست.
اون چیزی که طبق ادعای مسلمین در مزامیر موجود بود خدایان دروغین یا همان باطل هست و "خدایان دروغین" با "خدایان دروغگو و دروغین" تفاوت دارند و از لحاظ معنا نیز تفاوت بسیاری دارند چرا که خدایی غیر از یهوه وجود ندارد که حال بخواهد دروغگو نیز باشد! با این حال بوضوح در انجیل برنابا از کلمات "خدایان دروغین و دروغگو" هستفاده شده.

عبارتی که تنها در شاهکار کمدی الهی (قرن 13) یافت میشود.
در این باره مطالبی نوشته بودم:

"
عبارت کلیدی dei falsi e lugiardi
false and lying gods

عبارت خدایان دروغین و دروغگو یکی از عبارت هایی هست که نویسنده ی انجیل برنابا بوفور از اون هستفاده میکند و گویا از تکیه کلام هایش میباشد.

شکی نیست که این عبارت متناسب با سیاق باب هستفاده شده ، با این حال این سوال پیش می آید که چگونه این عبارت 3 کلمه ای تکیه کلام نوسنده شده؟

فصل 23 انجیل برنابا:
so as not to offend against the law of God given by Moses his servant, and go and serve the false and lying gods.



فصل 78:
, though they have lost God and serve false and lying gods.



فصل 128:
, seeing they are fallen under the curse of God, serving the false and lying gods

فصل 127:
because Herod was a Gentile, and adored the false and lying gods, living after the manner of the unclean Gentiles.

(منبع)

حال بیایید در کتب الهی و دینی بدنبال این عبارت بگردیم:

تورات:
(نتیجه ای یافت نشد)

باقی عهد عتیق:
(نتیجه ای یافت نشد)

اناجیل کانن:
(نتیجه ای یافت نشد)

رسالات پولس:
(نتیجه ای یافت نشد)

رسالات یوحنا _ پطرس _ یعقوب_ یهودا:
(نتیجه ای یافت نشد)

اناجیل و کتب جعلی آپوکریفا:
(نتیجه ای یافت نشد)

قراون:
(نتیجه ای یافت نشد)

صحیح بخاری:
(نتیجه ای یافت نشد)

صحیح مسلم:
(نتیجه ای یافت نشد)

سنن ابوداوود:
(نتیجه ای یافت نشد)

موطأ الإمام مالك:
(نتیجه ای یافت نشد)


حال اجازه دهید برویم سراغ شاهکار قرن 14 دانته ، کمدی الهی:

Paradiso 8.2: In the days of “the false and lying gods,” when the world was in peril of damnation for misbelief.

Cypria, or Cyprigna, was a title of Venus, from the place of her birth, Cyprus

Inferno 1.72: in an age of false and lying gods

'I was a poet and I sangnel tempo de li dèi falsi e bugiardiPoeta fui, e cantai di quel giusto


Inf I 70-72 'I was born sub Julio, though late in his time, and lived at Rome, under good Augustus in an age of false and lying gods

nel tempo de li dèi falsi e bugiardi..

میبینیم که این عبارت تنها در انجیل برنابا و کمدی الهی موجود میباشد ، و تنها این 3 کلمه خود دال بر جعلی و متاخر بودن این کتاب(انجیل کاذب برنابا) میباشند "

پیرامون منبع دوم انجیل کاذب برنابا یعنی ورژن
Vulgate عهد عتیق نیز محمد محسن بر این باور بودند که منبع بنده قابل قبول نیست.
خوب بفرمایید این نیز منبعی دیگر از دانشگاه آکسفورد:
Ragg, L & L (1907).

The Gospel of Barnabas.

Oxford, xxiv.

Rahim Muhammad `Ata ur- یک محقق مسلمان نیز که همچون شما برای دفاع از انجیل برنابا دست و پا میزند نیز بر این سخن اتفاق نظر دارد.

( کتاب Jesus a Prophet of Islam p.

xv)

اکثر نقد های مسلمین بر بخش سوم مطالب بنده مطرح شده بودند.
اجازه دهید فعلا ببینیم این دو بخش اول چه میشوند تا برویم سراغ معیار شواهد داخلی کتاب.





126:

یک سوال شما جای خدا هستید که دیگران را کافر می کنید دوست عزیز یا در مورد دیگران حکم می دهید؟ینی شما این قدر کامل هستید ؟

127:

آقای ایدن الله فروشی چیست ؟
اگر نبود یک دلیل برای رد مسیحیت و اون بی ادبی های همیشگی شما ، ثابت می شد که مسیحیت کنونی در تربیت مبلغین تا چه اندازه عاجز هست ؟؟؟؟!!!!
و اما جواب هائی که داده اید هیچ یک جواب ابهامات من نیست .

با وجود این شاید در اینده روی اون وقت گداشتم .


تا بحال در اثر این سلسله مباحث اتفاقات مهمی رخ داده هست .

در اینده خبرش را خواهم گذاشت .

خوانندگان مسیحی و مسلمان با دقت می خوانند .


128:



ایدن
اکثرا تکراری هست یا جواب ها را نمی خوانی و یا عمدا خودت را به کوچه علی چپ می زنید
بسیاری را بررسی کردم ، و تعدادی را هم در اینده بررسی خواهم کرد .

بسیاری مسیحیت اشتباه کرده هست و برخی را هم دروغ می گوید .

که مراجعه به صفحات قبلی خالی از فایده نیست .

اینکه مطالبی تکراری که همگی ادعاهای بی پايه هست و جواب داده شده هست را مجددا در سایت برنامه می دهید عجیب هست و نشان می دهد شما در پی فهمیدن و یا بحث نیستید بلکه در صدد تحمیل عقیده هستید و در پی جلو گیری از اجرای تدابیر الهی .

مثلا قبلا ادعا کرده بودید که عبارت خدای دروغین تنها در انجیل برنابا و اشعار دانته هست که جواب دادم و اکنون هم همان ادعای بی پايه را تکرار کرده اید در صفحات قبل این عبارت را از کتابی دیگر مربوط به عهد قدیم هم آوردم که مجددا می گذازم :
((40:4چه خوشبختند کسانی که بر خدا توکل دارند و از اشخاص متکبر و خدایان دروغین پیروی نمی نمايند ))
آیا کتاب مزامیر داوود که حدود دو هزار سال قبل از تولد دانته نوشته شده هست هم از روی اشعار دانته نوشته شده هست .


چون مطالب ایدن تکراری هست و قبلا جواب داده شده هست وقت خوانند گان را نمی گیرم می توانند جواب خود را از صفحات قبل دریافت نمایند .

129:


اگر منظورتان اون پست نقل قول شده هست ، که گویا غیب میگوید.

اکثرا نه بلکه کاملا تکراری هست و خود نیز فرموده بودم:

برای اینکه خوانندگان و بخصوص خود من از سردرگمی در آیم اجاز دهید یک فلش بک داشته باشیم.
با این حال در پست بعدی جواب اعتراضاتتان را پیرامون دو معیار اول(کتاب شناختی، و منابع خارجی) داده ام.
مهر بورزید جواب این دو معیار اول را بدهید تا برویم سراغ معیار سوم که اکثر مطالبتان پیرامون اون میباشند.
مثلا قبلا ادعا کرده بودید که عبارت خدای دروغین تنها در انجیل برنابا و اشعار دانته هست که جواب دادم و اکنون هم همان ادعای بی پايه را تکرار کرده اید در صفحات قبل این عبارت را از کتابی دیگر مربوط به عهد قدیم هم آوردم که مجددا می گذازم :

بنده پاسختان را در این باره داده بودم و معنایی نیز برای این همه زور زدن و تکرار مطالب نمیابم:
عتراض دیگری از که جناح مسلمین پیرامون عبارت "خدایان دروغین و دروغگو" کمدی الهی وارد شده این بود که مزامیر داوود نیز این عبارت را در بر میگیرند پس نقد بنده وارد نیست.
اون چیزی که طبق ادعای مسلمین در مزامیر موجود بود خدایان دروغین یا همان باطل هست و "خدایان دروغین" با "خدایان دروغگو و دروغین" تفاوت دارند و از لحاظ معنا نیز تفاوت بسیاری دارند چرا که خدایی غیر از یهوه وجود ندارد که حال بخواهد دروغگو نیز باشد! با این حال بوضوح در انجیل برنابا از کلمات "خدایان دروغین و دروغگو" هستفاده شده.

عبارتی که تنها در شاهکار کمدی الهی (قرن 13) یافت میشود.
، ثابت می شد که مسیحیت کنونی در تربیت مبلغین تا چه اندازه عاجز هست ؟؟؟؟!!!!
فرمودید مبلغ به یاد مبلغین مسلمان افتادم که چگونه با سخنان زیبایشان وبلاگ بنده را منور ساخته اند:
* برو کنا مادر قحب- میخوام پ-تون بند ابجیت رو باز کنم
*خیلی خری
*آخه احمق بی شعور کعبه سمبل هست





130:

اینکه شما جملاتی آورده اید که فردی به شما توهین کرده هست .

این طبیعی هست شما به خدای افراد توهین می کنید می خواهید اونها به شما فحش ندهند .

البته شخصا هیچ وقت توهین نکرده و نمی کنم ولی شما حق ندارید به پروردگار عالمیان توهین کنید .

و بعد انتظار داشته باشید از حق کاپیتولاسیون هم برخوردار باشید

عزیز دلم مثل اینکه شما با قواعد هم اشنا نیستید وقتی عبارتی غیر از کتاب دانته در کتابی دیگر هم هست پس قبلا بکار برده می شده و جدید نیست و دانته اون را کشف نکرده هست .

تازه اینکه شما می گوئید در دیگر کتب نیست این هم درست نیست این عبارت در بسیاری از کتب قدمی تر از حضرت عیسی هم هست .

حتی در سروده های فراعین مصر هم هست .


عین عبارت مزامیر این هست :
چه خوشبختند کسانی که بر خداوند توکل دارند و از اشخاص متکبر وخدایان دروغین پیروی نمی نمايند
وانجیل برنابا می گوید :
فصل بیست وسه :
تا تجاوز نکرده باشند از شریعتی که به موسی داده شده بود و پیروی نکرده باشند خدایان باطل و دروغین را
فصل 78
هر گروهی که این رغبت را در خدمت خدای خود دارند با وجود اینکه ایشان خدای را گم کرده اند و خدایان دروغ و باطل را چسپیده اند .


فصل 128
ای برادران به شما می گویم که شیطان شما را گمراه کرد به واسطه اقوای سپاه روم وقتی که فرمودند من خدایم پس حذر کنید از اینکه تصدیق کنید ایشان را ، زیرا زیر لعنت خدای واقعند و پرستندگان خدایان باطل و دروغین هستند

فصل 127
من در این فصل خدایان دروغین ندیدم اما یا فصل توسط ایدن اشتباه شده هست و یا من اشتباه کرده ام مهم نیست مهم این هست که مطلب مزامیر داوود و انجیل برنابا یکی هست همه امت را از پرستش خدایان دروغین برحذر می دارند .


اما هیچ کدام از هستدلالات مسیحیت منطقی نیست اگر غم یکی بودی غمی نبودی .


اطلاعاتی که داده اید نود % درست نیست و ده % هم تفسیر وتوجیه دارد .


می خواهید دانه به دانه مطلب را می گذارم تا روی اون بحث کنیم .


131:

گرامی..
این عبارت مد نظر هست:
خدایان دروغین و دروغگو(یا در ترجمه ی شما باطل)
false and lying gods
li dèi falsi e bugiardi
عبارت ایتالیایی bugiardi به معنای Liar یا همان دروغگو میباشد و جمع اون نیز bugiardi بوده و bugiarda نیز بر مونث اون دلالت دارد.

شما بروید تمامی کتاب مقدس ، قراون ، آپوکریفا و و و را جستجو ، و به بنده نشان دهید که این عبارت دیگر در کدام کتاب هستفاده شده؟
خدایان دروغین با "خدایان دروغگو و دروغین" یکی نمیباشد و این را یک کودک دبستانی متوجه خواهد شد!

البته بنده باز هم تکرار میکنم که سند تنها این یک عبارت نمیباشد و اصولا تنها از طریق یک عبارت نمیتوان چندان سودی برد.
مسیح جهنم را اینگونه توصیف میکند:
"Know ye therefore, that hell is one, yet hath seven centres one below another.

Hence, even as sin is of seven kinds, for as seven gates of hell has Satan generated it: So are seven punishments therein." (Chapter 135a)
این دقیقا یک کپی از سخن دانته در Cantos V, VI, در Inferno میباشد.
توصیفات انجیل برنابا پیرامون گناه بشر و رسیدن اون به پایان که همچون رود خانه ای بسوی شیطان هست توصیفی مربوط به کتاب کمدی الهی میباشد.
تفاوت های در درجات جلال و نبود هیچ گونه نزاع کپیی از "Paradise", Canto III.

بوده و در ضمن انعکاسی از تفکر قرون وسطی و رژیم های قدیم اروپا نیز میباشد.
قویترین سند ، 9 آسمان دانته میباشند که باز هم در انجیل برنابا دیده میشوند.
اینکه بهشت والاترین این آسمان ها هست در هر دو کتاب مشترک هست.
بهشت در هر دو کتاب آسمان دهم میباشد.
عبارت raging hunger هم در انجیل برنابا و هم کمدی الهی first canto of Inferno دیده میشود.
البته طبق سخن سکالر John Gilchrist نقل قول های بسیار بیشتری نیز در انجیل برنابا یافت میشوند که منبعشان چیزی جز کتاب الهی نمیباشد.
قابل ذکر هست این موضوع بدون هیچ چون چرایی توسط منابع معتبر تایید شده.
برای مثال میتوان
The Gospel of Barnabas and the Dietessaron.(Critical Essay) از دانشگاه هاروارد را نام برد.


منبع دیگر نویسنده ی انجیل برنابا خود قراون میباشند.
قراون نیز مربوط به قرن 7 بوده پس منطقا انجیل برنابا پس از قرن 7 بنگارش در آمده.
اگر بفرمایید که انجیل برنابا را الله فرستاده و بهمین دلیل با قراون همخوان هست مصادره به مطلوب کرده اید و باز نتیجه ی تاریخی ما هستوار باقی خواهند ماند.
انکار الوهیت و پسر خدا بودن مسیح ، انکار تصلیب وی ، انکار تثلیث ، وجود نام محمد در کتاب ، و هزاران مورد دیگر دال بر این هستند که قراون یکی از اصلی ترین منابع نویسنده ی انجیل کاذب برنابا بوده.


( بقیه ی تاپیک ها نیز برای روزی دیگر)

132:

به نام خدائی که جز او هیچ خدائی نیست
فقط می توانم بگویم شما بهانه می گیرید تا پیرو دین خدا نباشید همین .


1- جملات مزامیر و برنابا اصلا از نظر مفهوه هیچ تفاوتی با هم ندارد .


2- عبارت مرامیر و برنابا یکی هست فقط یکی توضیح بیشتری داده هست این هم انگلیسی اون
جمله مزامیر :
to those who turn aside to false gods.

جمله برنا با به قول شما (هنو.ز انگلیسی اون را نگاه نکرده ام چون حقیقتا هستدلال تان خنده دار هست و دنبالش رفتن تنها وقت تلف کردن هست )
false and lying gods


تنها یک توضیح اضافه هست and lying


در مورد جهنم هم همین طور
تقصیر برنا با جیست که شما نتوانسته اید در کتب تان تصویری روشن از جهنم بدست بدهید
شما تنها بهانه می گیرید وجود دو عبارت در دو کتاب به هیچ وجه نشان نمی دهد کتابی از روی کتابی دیگر نوشته شده هست خدا به اون دنیای شما رحم کند .

هر فردی که نه برنابا خوانده و نه دانته وقتی در باره خدایان دروغینی که در قدیم پرستش می شدند مطلب بنویسد ممکن هست از عبارت فوق هستفاده کند

اگر با برنابا دشمنید باشید حداقل انصاف داشته باشید
با فرض صحت ادعای شما هیچ دلیل ندارد که شما مدعی باشید انجیل برنابا از روی کتاب دانته نوشته شده هست بلکه ممکن هست دانته از روی برنابا نوشته باشد .

کتاب برنابا برای اندیشمندان نزدیک به کلیسای شما مخفی نبوده هست اونان از مطالب اون اطلاع داشته اند و برای خنثی کردن جملات گهر بار اون برنامه ریزی کرده اند

البته قبلا هم فرمودم شما در قرن سه وچهار میلادی کلمه مغان را تنها در کتب زرتشتیان و انجیل معتبر شما می یابید با این هستدلال عجیب شما پس انجیل شما از روی کتب زرتشتیان نوشته شده هست

جمله آخر
باید عرض کنم شما ها تنها دشمنی بی هدف می کنید در تاریکی شمشیر می زنید هستدلال خود و دانشمندانتان تنها از روی کینه هست بنده تا بحال بی اعتباری بسیاری از هستدلال های شما را با هستفاده از منابع تان اثبات کرده ام اگر بگوئید نه ، جمله به جمله مطالب قبلی را می گذارم تا هی در مورد اون حرف بزنید و با حرف زدن بیشتر بی پایه بودن دلایل تان را روشن کنید
از قول هر دانشمندی مطلبی می نویسی بنویس تا ثابت کنم حرف دانشمندان تان در مورد انجیل برنابا بدون در نظر گرفتن احتمالات متعدد دیگر هست

133:


بنده در این چند سال پژوهش پايه تحقیقاتم را بر شواهد تاریخی نهاده ام و بنگرم غیر مستند ترین دین همان دین اللهتان میباشد که تا قرن 2 پس از بنیانگذارش هیچ سندی در دست ندارد.
اونچیزی را که شما بهانه نامیده اید سند تاریخیست.

بنده نیز هیچ ترس و خوفیندارم ...

برایم ثابت کنید انجیل برنابا انجیل اصیل هست ، با دل و جان قبول خواهم کرد.
با این حال مشکل این هست که نمیتوانید و همانطور که کافر همه را بدین خود می پندارد ، شما نیز تصور میکنید که هر کس همچون شما برای دفاع از ایدولوژیش از بهانه های بی ارزشی سود میبرد که از جمله ی اون همین انجیل قرن 14 برنابا میباشد.
خیر برادر عزیزم...

کتابی که قرن 14-15 نوشته شده باشد با خروار ها ماله کشی و زور زدن هم به قرن 1 نخواهد رسید.
در مورد جهنم هم همین طور
تقصیر برنا با جیست که شما نتوانسته اید در کتب تان تصویری

دقت کنید:
تقصیر برنا با جیست که شما نتوانسته اید در کتب تان تصویری
روشن از جهنم بدست بدهید
این شد هستدلال مسلمین!
انجیل کاذب برنابا توصیفات جهنم را از کتاب کمدی الهی قرن 14 کپی کرده حال آمده اند به ما میگویندمشکل کتب شماست که از کمی الهی چیزی کپی نکرده!
همین سخنان بطالت پايه ادعاهایتان و درماندگیتان را بخوبی نشان میدهند.

شما تنها بهانه می گیرید وجود دو عبارت در دو کتاب به هیچ وجه نشان نمی دهد کتابی از روی کتابی دیگر نوشته شده هست
مغلطه ی حمله به مرد پوشالین

با فرض صحت ادعای شما هیچ دلیل ندارد که شما مدعی باشید انجیل برنابا از روی کتاب دانته نوشته شده هست بلکه ممکن هست دانته از روی برنابا نوشته باشد .

پیرامون این سخن بچه گانه توضیح داده بودم:

پیرامون منبع دوم مسلمین ادعای بسیار جالبی کردند! اینکه دانته مشهور ترین نویسنده و شاعر اروپا شاهکار کمدی الهی را از روی انجیل کاذب برنابا کپی کرده!
البته بچه گانه بودن این موضوع که کاملا عیان هست و حتی نیازی به نقد این مورد نیز نیست.
با این حال یک سری سوال..
1.

انجیل برنابا بر پايه ادعای خود مسلمین و مقدمه ی نسخه ی اسلامی قرن 16 انجیل کاذب برنابا(نسخه ی اسپانیایی) تا قبل از قرون 14 و 15 در کتاب خانه ی پاپ نگهداری میشده و هیچ اطلاعی از اون تا قبل از قرون ذکر شده وجود نداشت.

حال سوالی که پیش می آید این هست که چگونه دانته در قرن 13 این انجیل را یافته تا شاهکارش را از اون کپی کند؟
2.

نکته ی دیگر بررسی ادبی این دو کتاب هست.

در کمدی الهی 9 آسمان اسکلت و پایه ی کتاب را تشکیل میدهند با این حال در انجیل برنابا 9 آسمان اشاره ی زود گذر مسیح اند.

توصیفات جهنم و بهشت و ...

دانته مخصوص خود ادبیات نویسنده میباشند.

این در صورتیست که این توصیفات رابطه ای به ادبیات نویسنده ی مدعی شده یعنی برنابای قدیس(ادبیات یهود) ندارند.

بدین ترتیب میتوان بطور قطع نیز فرمود که از لحاظ ادبی شاهکار کمدی الهی منبع انجیل کاذب برنابا میباشد و نه بلعکس.
3.

اصلا باید ثابت شود که انجیل برنابا در قرن 14 در اون وقت در ایتالیا موجود بوده که حال دانته بخواهد از اون کتاب هستفاده بکند.

کتاب برنابا برای اندیشمندان نزدیک به کلیسای شما مخفی نبوده هست اونان از مطالب اون اطلاع داشته اند و برای خنثی کردن جملات گهر بار اون برنامه ریزی کرده اند

سندی بیاورید که نشان دهد این کتاب در کلیسای قرن 14 موجود بوده.

طبق مقدمه ی ترجمه ی اسپانیایی قرن 16 انجیل کاذب برنابا ، نسخه ای که ادعا شده توسط مسلمین از کتابخانه ی پاپ دزدیده شده نابود شده هست.

و معلوم هم نیست چرا در نزد مسلیمن این نسخه نابود شد!
اصلا حقیقت این هست که چنین نسخه ای وجود خارجی نداشت و مسلمین برای بازارگرمیشان این داستان ها را بافتند و در آخر نیز سر یک سری انسان بی سواد بربر را شیره مالیدند که نسخه ی پاپ یکهو از بین رفت اما ترجمه ی اسلامیش بر جای مانده!


البته قبلا هم فرمودم شما در قرن سه وچهار میلادی کلمه مغان را تنها در کتب زرتشتیان و انجیل معتبر شما می یابید با این هستدلال عجیب شما پس انجیل شما از روی کتب زرتشتیان نوشته شده هست
مغلطه ی قیاس مع الفارق


در ضمن بنده پاسخی به این مورد در یافت نکردم:

گرامی..
این عبارت مد نظر هست:
خدایان دروغین و دروغگو(یا در ترجمه ی شما باطل)
false and lying gods
li dèi falsi e bugiardi
عبارت ایتالیایی bugiardi به معنای Liar یا همان دروغگو میباشد و جمع اون نیز bugiardi بوده و bugiarda نیز بر مونث اون دلالت دارد.

شما بروید تمامی کتاب مقدس ، قراون ، آپوکریفا و و و را جستجو ، و به بنده نشان دهید که این عبارت دیگر در کدام کتاب هستفاده شده؟
خدایان دروغین با "خدایان دروغگو و دروغین" یکی نمیباشد و این را یک کودک دبستانی متوجه خواهد شد!

البته بنده باز هم تکرار میکنم که سند تنها این یک عبارت نمیباشد و اصولا تنها از طریق یک عبارت نمیتوان چندان سودی برد.
مسیح جهنم را اینگونه توصیف میکند:
"Know ye therefore, that hell is one, yet hath seven centres one below another.

Hence, even as sin is of seven kinds, for as seven gates of hell has Satan generated it: So are seven punishments therein." (Chapter 135a)
این دقیقا یک کپی از سخن دانته در Cantos V, VI, در Inferno میباشد.
توصیفات انجیل برنابا پیرامون گناه بشر و رسیدن اون به پایان که همچون رود خانه ای بسوی شیطان هست توصیفی مربوط به کتاب کمدی الهی میباشد.
تفاوت های در درجات جلال و نبود هیچ گونه نزاع کپیی از "Paradise", Canto III.

بوده و در ضمن انعکاسی از تفکر قرون وسطی و رژیم های قدیم اروپا نیز میباشد.
قویترین سند ، 9 آسمان دانته میباشند که باز هم در انجیل برنابا دیده میشوند.
اینکه بهشت والاترین این آسمان ها هست در هر دو کتاب مشترک هست.
بهشت در هر دو کتاب آسمان دهم میباشد.
عبارت raging hunger هم در انجیل برنابا و هم کمدی الهی first canto of Inferno دیده میشود.
البته طبق سخن سکالر John Gilchrist نقل قول های بسیار بیشتری نیز در انجیل برنابا یافت میشوند که منبعشان چیزی جز کتاب الهی نمیباشد.
قابل ذکر هست این موضوع بدون هیچ چون چرایی توسط منابع معتبر تایید شده.
برای مثال میتوان
The Gospel of Barnabas and the Dietessaron.(Critical Essay) از دانشگاه هاروارد را نام برد.


منبع دیگر نویسنده ی انجیل برنابا خود قراون میباشند.
قراون نیز مربوط به قرن 7 بوده پس منطقا انجیل برنابا پس از قرن 7 بنگارش در آمده.
اگر بفرمایید که انجیل برنابا را الله فرستاده و بهمین دلیل با قراون همخوان هست مصادره به مطلوب کرده اید و باز نتیجه ی تاریخی ما هستوار باقی خواهند ماند.
انکار الوهیت و پسر خدا بودن مسیح ، انکار تصلیب وی ، انکار تثلیث ، وجود نام محمد در کتاب ، و هزاران مورد دیگر دال بر این هستند که قراون یکی از اصلی ترین منابع نویسنده ی انجیل کاذب برنابا بوده.


جواب کامل به دو معیار اول(کتاب شناختی و شواهد خارجی) که کاذب بودن انجیل برنابا را بیان میکردند نیز فراموش نگردد.

( تا برویم سواغ معیار سوم و باقی مطالب شما)

134:

چه ربطی به بحث انجیل برنابا دارد اما سخن شما درست نیست .

هشت قراون مربوط به دوران خلافت خلیفه سوم در هشت نقطه جهان نگه داری می شوند اطلاعاتت ناقص هست .


اما شما سخن من را متوجه نمی شوید ، اعتقاد من این هست :
ذکر سندیت تاریخی برای کتب الهی در درجه اول اهمیت برنامه ندارد .


در درجه اول باید دید آیا سخنی که ادعا می شود سخن خداست .

با اصول مسلم عقلی تناقض ندارد .

دینی خدائی هست که بتوان با هستدلال عقلی از اون دفاع کرد .



نوشته اصلي بوسيله eden نمايش نوشته ها
اونچیزی را که شما بهانه نامیده اید سند تاریخیست.

بنده نیز هیچ ترس و خوفیندارم ...

برایم ثابت کنید انجیل برنابا انجیل اصیل هست،با دل و جان قبول خواهم کرد.
کدام سند تاریخی ؟ اینکه یکی توضیحی اضافه تر در مورد خدایان دروغین می دهد و چون این توضیح اضافه در کتاب دیگری هم هست پس این کتاب از روی کتاب دیگری نوشته شده هست با فرض درستی هستدلال عجیب و بهانه بنی اسرائیلی شما چگونه هست که کلمات و جملاتی و عادات و رفتاری که در مسیحیت پولس هست دال بر این نیست که این دین از فرعون پرستان به ارث گرفته شده و یا کتب شما از روی زرتشتیان نوشته شده و...


به همین شعر اخناتون فرعون مصر که خدا را هم به یگانگی قبول داشت دقت کن :



،


ای خدای یگانه ای که هیچ کس قدرت ترا ندارد.



تو زمین را چنانکه دلت می خواست آفریدی



در اون هنگام که خود تنها بودی؛


امت و جانوران بزرگ و کوچک،


و هر چه را بر روی زمین هست،


که بر دو پای خود راه می رود؛


و اونچه را در بلندیهاست،


که با بالهای خود پرواز می کند.


زمینهای بیگانگان را، از سوریه تا کوش،


و زمین مصر؛


تو هر کس را بر جای خود برنامه می دهی،


و اونچه را نیازمند اون هست به او می رسانی...


نیل را در اراضی سفلا تو آفریدی،


و اون را چنانکه خواستی ساختی،


تا زندگی امت را حفظ کنی...


وه که تدبیر تو چه عالی هست،


ای پروردگار ابدیت!


در آسمان هم برای بیگانگان نیلی هست.


و در هر سرزمین برای جانورانی که روی پای خود راه می روند...


اشعه ی تو به همه ی باغها خوراک می رساند؛


هنگامی که تو می تابی زندگی در اونها راه می یابد،


و این تویی که سبب رشد اونها می شود.


تو فصلها را آفریده ای


تا همه ی خلقت خود را تمام کنی،


زمستان را آفریدی که برای اونها سرما بیاورد،


و گرما را آفریدی که بتوانند مزه ی کار ترا بچشند.


آسمان دور را آفریدی تا در اون بتابی،


و بر اونچه ساخته ای نظر کنی.


و تنها تویی که به صورت آتون زنده می درخشی.


بر می آیی و می درخشی و دور می شوی و دوباره باز می گردی.


و خودت بتنهایی


هزاران صورت می سازی؛ از کشورها و شهرها و قبیله ها، و شاهراهها و نهرها.


هر چشمی ترا در برابر خویش می بیند،


از اونجا که تو بر بالای زمین آتون روزی ...


تو در قلب من جای داری،


و جز پسرت اخناتون


کس دیگر ترا نشناخته هست



اخناتون هم خود را پسر خدا می دانست اما شما این جمله روشن را رد می کنید و می گوئید مسیحیت پولس از فرعون مصر گرفته نشده بلکه از یهودیت گرفته شده ، و به این سخن واضح دقت نداری که قسمت های تحریف شده تورات و یهودیت به هیچ وجه خدائی نیست بلکه از فزعون ها و...

گرفته شده هست

شما هیچ گاه سخن درست را نخواهید پذیرفت واینها تنها ادعای بی پایه و پايه شماست .

که ادعا می کنید خواهید پذیرفت .


همین هیردوس را که چماق کرده اید و به سر انجیل برنابا می کویید در دیگر اناجیل هست چگونه هست که دیگر اناجیل با اون هستدلال شما باطل نمی شود .

اما برنابا می شود

نامه های پولس صد در صد با مکاشفات متضاد هست که در بحث مربوطه دارم بحث می کنم و برای هیچ کدام جواب نخواهید داشت چون دقیقا دو جمله مکاشفه و پولس متضادند جز توجیه هیچ جوابی نخواهید داشت
جملات متضاد پولس دال بر باطل بودن حرف هایش نیست اما یک ایه از مکاشفات را گرفته ای و به نکات ظریف درون همان ایه هست دقت نمی کنید سپس ان را به غلط با ایه ای از قراون در مورد دابه الارض مقایسه می کنید از فرط دشمنی با خدا نمی دانید که الان در عنوان مربوطه بحث در نامه اول هست نه در باب 13 نمی گذارید بحث منطقی و اصولی و مطابق خود مکاشفات پیش برود زود زود بحث ایه 13 را مطرح می کنید معلوم هست کسی که ممکاشفات را از فصل سیزده شروع کند نه ار باب اول اصلا دارای نظر مثبت نیست .

شما چرا به خودت تهمت می زنید و خودت را منطقی می نامید چرا با خودت دشمنید ؟ چرا ؟

سخنان شما در مورد انجیل برنابا اکثرا دروغ و یا ناقص و اشتباه بود که همه را آوردم و بحث می کنم جالب این هست وقتی می گویم قبلا شرح دادهام انگار که هیچ ندیده اید و مطلب من را نخوانده اید می فرمائید مهر ورزیده لینک را بگذارید .


برادر من چه مهری یک صفحه قبل مطلب را شرح داده ام مگر بیکارم هی مطلب قبلا شرح داده شده را دوباره شرح بدهم .


شما با بهانه های بنی اسرائیلی از پذیرش کلمه حق سر باز می زنید .

شما تحت هیچ شرایطی سخن درست را نخواهید پذیرفت اگر بنده جواب مطالب شما را می دهم فقط به جهت رعایت ادب و انجام وظیفه الهی هست /

نوشته اصلي بوسيله eden نمايش نوشته ها
با این حال مشکل این هست که نمیتوانید و همانطور که کافر همه را بدین خود می پندارد ، شما نیز تصور میکنید که هر کس همچون شما برای دفاع از ایدولوژیش از بهانه های بی ارزشی سود میبرد که از جمله ی اون همین انجیل قرن 14 برنابا میباشد.
خیر برادر عزیزم...

کتابی که قرن 14-15 نوشته شده باشد با خروار ها ماله کشی و زور زدن هم به قرن 1 نخواهد رسید.
اگر راست می گوئید اصل اسناد بحر المیت را در اختیار عموم کارشناسان بگذارید تا سیه روی شود هر که در او غشی باشد .
اگر راست می گوئید اناجیل پیدا شده مصر را در اختیار عموم بگذارید سیزده انجیل قدیمی نجع حمادی ، مگر شما نمی گوئید جعلی هست خوب چه اشکال دارد امت هم خود این جعلیات را ببیند و به درستی سخنان شما پی ببرند .


اگر راست می گوئید اناجیل فیلیپ ، مریم و ...

را به طور کامل در اختیار عموم برنامه دهید چه ایراد دارد امت هم بررسی نمايند به کاذب بودن اون ایمان بیاورند

آیا این همه آیات روشن را درک نمی کنید ؟
چگونه هست که شما حصر و محدود کردن اطلاعات را دال بر یک توطئه نمی دانید ؟
چگونه هست که امتان خود نباید اسناد جعلی بودن را با کتب مطابقت دهند و بفهمند .

شما اگر همان اسناد را در اختیار مسلمین بگذارید به همگان ثابت می شود که چه کلاه گشادی را سر ملت گذاشته اید .

اگر نه ثابت کنید .

آیا این هستدلال روشن را درک نمی کنید ؟
و در مقابل این همه هستدلال واضح باز به تاریخ تحریف شده و بی ارزش خودتان هستناد می کنید اگر می گوئید تاریخ تان ارزشمند هست بگذارید محققین مسلمان بیایند و اون اسناد را بررسی نمايند و اونها نیز شهادت دهند .


البته محققین مسلمان خود باخته در برابر فرهنگ غرب نه ، محققین مسلمانی که در قول و عمل هستقلال عمل خود را در برابر کشورهای زر دار و زور دار حفظ کرده نه فریفته طلاها و دلارهایتان می شوند و نه از ترس زندان های وحشتناک تان عرصه را تهی خواهند کرد .

و نه با تطمیع های جنسی و...

خود را می فروشند و...

نوشته اصلي بوسيله eden نمايش نوشته ها


دقت کنید:
تقصیر برنا با جیست که شما نتوانسته اید در کتب تان تصویری

روشن از جهنم بدست بدهید

این شد هستدلال مسلمین!

انجیل کاذب برنابا توصیفات جهنم را از کتاب کمدی الهی قرن 14 کپی کرده حال آمده اند به ما میگویندمشکل کتب شماست که از کمی الهی چیزی کپی نکرده!

همین سخنان بطالت پايه ادعاهایتان و درماندگیتان را بخوبی نشان میدهند..

ثابت کن اینگونه نیست توصیف شما از جهنم جیست بیاور تا ملت قضاوت نمايند و اون را با توصیف برنابا مقایسه کن ببین کدام مقبول تر هست .

شما از لج اینکه کتب تان قادر نیستند در موارد مهمی منطقی حرف بزنند انجیل برنابا را هدف برنامه می دهید تقصیر انجیل برنابا چیست کتب تان در مواردی عقل پسند نیست

نوشته اصلي بوسيله eden نمايش نوشته ها


مغلطه ی حمله به مرد پوشالین





پیرامون این سخن بچه گانه توضیح داده بودم:





پیرامون منبع دوم مسلمین ادعای بسیار جالبی کردند! اینکه دانته مشهور ترین نویسنده و شاعر اروپا شاهکار کمدی الهی را از روی انجیل کاذب برنابا کپی کرده!


البته بچه گانه بودن این موضوع که کاملا عیان هست و حتی نیازی به نقد این مورد نیز نیست..








ولی اینکه اخناتون خود را پسر خدا می داند پولس از روی دست او کپ نزده .

که عیسی را پسر خدا نامید ، این موضوع کاملا بزرگانه هست و هیچ بچه گانه نیست ؟؟؟؟

نوشته اصلي بوسيله eden نمايش نوشته ها


با این حال یک سری سوال..


1.

انجیل برنابا بر پايه ادعای خود مسلمین و مقدمه ی نسخه ی اسلامی قرن 16 انجیل کاذب برنابا(نسخه ی اسپانیایی) تا قبل از قرون 14 و 15 در کتاب خانه ی پاپ نگهداری میشده و هیچ اطلاعی از اون تا قبل از قرون ذکر شده وجود نداشت.

حال سوالی که پیش می آید این هست که چگونه دانته در قرن 13 این انجیل را یافته تا شاهکارش را از اون کپی کند؟







اولا وجود دو کلمه در دو کتاب دال بر کپی زدن از روی هم نیست