یک وطن........


یک وطن........



یک وطن........
ایران نام سرزمینیست که اقوام گوناگونی را در خود جای داده

کشوری که رشادت های زیادی را در دوران های مختلف بر خود دیده

در این جستار تلاش خواهم داشت از گذشته این سرزمین تا به حال این سرزمین را اعم از ساخته ها و شخصیت ها تا مکان ها و محل گوناگون این وطن آشنا کنم.

نخست: در نخست باید گفت ایران سرزمینیست که بیش از 7000 سال تاریخ را در خود جای داده محل خیلی از رویداد های بزرگ جهان بوده.
دویم:زبان این سرزمین است

زبان این سرزمین پارسیست ، زبانی قدیمی که پیشینه استفاده آن به گذشته باز میگردد

هرچند عده ای با شباهت های الفبایی این زبان با عربی تلاش دارند این زبان را جزیی از عربی بدانند که در همین جستار در مورد اینکه این الفبا چگونه شکل گرفت سخن خواهیم گفت

سیُم:فرهنگ این سرزمین است ؛ ایران یکی از معدود کشور هاییست که دارای بزرگ ترین فرهنگ های دنیاست
هنر این سرزمین را می توان از معماری ها و متون ادبی و گذشته این سرزمین دریافت که در همین جستار به توضیح آنان خواهیم پرداخت

چهارم: مردم این سرزمینند؛ مردم این سرزمین را اقوام گوناگون تشکیل داده اند و سال های سال در کنار هم زندگی کرده اند. تاریخچه زندگی مردم این سرزمین را که به معرض بررسی برنامه دهیم متوجه خواهیم شد که این سرزمین مربوط به یک قوم خاص نبوده و اقوام مختلفی در این سرزمین چهار فصل بوده اند.

پنجم: تاریخچه نظامی این سرزمین که از دیرباز جنگ های محتلفی صورت گرفته از جنگ های بزرگ هخامنشیان تا جنگ هشت ساله ایران


و دیگر نکات که که در این جستار یک به یک به آنان خواهیم پرداخت

در نخست: ایران و پیشینه تاریخی این سرزمین به طور کلی





نمایش یک تار موی منتسب به پیامبر اسلام در لبنان (+عکس)

1:

نخست ایران از دید عمومی دانشنامه آزاد

در حال حاضر پایتختش شهرستان تهران هست
حکومتش جمهوری اسلامی هست
به صورت سه نیرو جداگانه{اجرا نماينده،قانون گذار، دادگر}اداره می گردد

مساحت کنونیش : ۱٫۶۴۸٫۱۹۵کیلومتر مربع

و آبش : ۰٫۷

جمعیت کشور در دانشنامه : ۷۷،۱۸۹،۶۶۹

نوع ارز: ریال ایران

تقویمش : هجری خورشیدی(جلالی)


نامش در پارسی میانه یک وطن........«اَئیریَه‌نا» و برگرفته از «آریانام خَشَترام» و به معنای «سرزمین آریاییان» هست.

تاریخش:
پیش از تاریخ: پیشینه از تاریخیش از دوران دیرینه سنگی آغاز گردیده و بقایای انسان نئاندرتال(نعاندرتال) در زاگرس یافت شده، و حضور انسان های خردمند به 40هزار سال قبل باز میگردد.

بیش از مادها و به صورت تمدن:

تمدن جیرفت، تمدن تپه سیلک، تمدن اورارتو، کاسی‌ها، تمدن تپه گیان، شهر سوخته و ایلامیان از تمدن‌ها و حکومت‌های باستانی ایران پیش از دوران مادهاست.

پس از ماد تا به اسلام:

ماد،هخامنشیان،اشکانیان،سا سانیان قبل از اسلام در این سرزمین تشکیل حکومت داده اند.

پس از اسلام:

حکومت خلفای قبل از امویه[عمر،عثمان،علی،حسن]

امویه،عباسیان

طاهریان،صفاریان،سامانیان، ریاریان،بویه،غزنوی،سلجوقی ،حوارزمشاهیان،ایلخانیان،م لوک الطوایفی


صفوی،افشاری،زندیه،قاجار،پ هلوی،جمهوری اسلامی


جغرافیا:


ایران در شرق با افغانستان و پاکستان؛ در شمال شرقی با ترکمنستان، در بخش میانی شمال با دریای خزر، در شمال غربی با جمهوری آذربایجان و ارمنستان؛ در غرب با ترکیه و عراق؛ و سرانجام در جنوب با آب‌های خلیج فارس و دریای عمان همسایه‌است.

از دید طبیعی ایران از شمال به رود اترک، دریای خزر و رود ارس، از خاور به کوه‌های هندوکش و کوه‌های باختری دره سند، از باختر به دامنه‌های باختری کوه‌های زاگرس و حوضه آبریز اروندرود و از جنوب به خلیج فارس و دریای عمان محدود می‌شود.

بیش از نیمی از ایران کویری و نیمه کویری هست.


آذری های ایران آذری هستند یا ترک ؟
حدود یک سوم ایران نیز کوهستانی هست و بخش کوچکی از ایران (شامل جلگهٔ جنوب دریای خزر و جلگهٔ خوزستان) نیز از جلگه‌های حاصلخیز تشکیل شده‌است.


پان ترک کیست ؟
بلندترین کوه ایران نیز دماوند (۵۶۷۱ متر) می‌باشد.


چه کسانی و چرا از حس میهن پرستی وحشت دارند ؟
از دید جغرافیایی؛ غربی‌ترین شهر ایران کلیساکندی، شرقی‌ترین شهر جالق، شمالی‌ترین شهر پارس آباد و جنوبی‌ترین شهر چابهار هست.

ایران در تقسیمات کشوری به 31 هستان تقسیم شده که در زیر آورده خواهد شد:

آذربایجان شرقی،آذربایجان غربی،اردبیل،اصفهان،البرز، ایلام،بوشهر،تهران،چهارمحا ل و بختیاری،خراسان جنوبی،خراسان رضوی،خراسان شمالی،خوزستان،زنجان،سمنان ،سیستان و بلوچستان،فارس،قزوین،قم،کر دستان،کرمان،کرمانشاه،کهگی لویه وبویراحمد
گلستان،گیلان،لرستان،مازند ران،مرکزی،هرمزگان،همدان،ی زد

مراکز هستانی بر پایه نوع آب و هوا:

معتدل خزری : رشت،گرگان
کوهستانی : اراک،اردبیل، ارومیه،بجنورد،تبریز،زنجان ،سنندج،شهرکرد،شیراز،قزوین ،کرمانشاه،مشهد مقدس،همدان
بیابانی و نیمه‌بیابانی : اصفهان،اهواز،بوشهر،بندرعب اس،بیرجند،تهران،زاهدان،سم نان،قم،کرج،کرمان،یزد
مدیترانه‌ای : ایلام،خرم‌آباد،ساری،یاسو


آب و هوا:

ایران از لحاظ آب و هوایی یکی از منحصربه‌فردترین کشورهاست.


مراسم بیستمین سالگرد کشتار سربرنیتسا
اختلاف دمای هوا در زمستان میان گرمترین و سردترین نقطه گاهی به بیش از ۵۰ درجهٔ سانتیگراد می‌رسد.

داغ‌ترین نقطهٔ زمین در سال‌های ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ میلادی، در نقطه‌ای در کویر لوت ایران بوده‌است.

ایران از لحاظ بارندگی در سطح نیمه‌خشک و خشک هست.

آب و هوای ایران متأثر از چندین سامانه‌است:

سامانه پرفشار سیبریایی که با ریزش به عرض‌های جنوبی در نوار شمالی بارش باران و برف و کاهش دما و در سایر نقاط فقط کاهش دما را به همراه دارد.
سامانه باران‌زای مدیترانه‌ای که از سمت غرب وارد ایران می‌شود و موجب ریزش باران یا برف در بسیاری از نقاط غربی و میانی و شرق ایران می‌شود.
سیستم کم فشار جنوبی که در نوار جنوب و جنوب غرب موجب رگبار باران می‌شود.
میزان بارندگی در ایران بسیار متغیر هست.


**** عجم زنده کردم بدین پارسی *****
در شمال به بیش از ۲۱۱۳ میلیمتر (رشت، ۱۳۸۳) نیز می‌رسد.


خزر ها که بودند؟
در نواحی کویری بارش عمدتاً بسیار کم و در حدود ۱۵ میلیمتر هست.


آیا کشور و حکومت فلسطین وجود دارد؟ آیا این سرزمین حق فلسطینی ها است؟
بارش نواحی شمال غرب و غرب، دامنه‌های جنوبی البرز و شمال شرق تا حدودی قابل توجه (حدود ۵۰۰ میلیمتر) می‌باشد.

در سایر نقاط میزان بارش از ۲۰۰ میلیمتر بیشتر نمی‌شود.

ایران با مشکلات کم آبی دست و پنجه نرم می‌کند.

پیش‌بینی می‌شود ایران در سال ۲۰۲۵ در وضعیت تنش آبی برنامه بگیرد.

اختلاف دمای هوا در ایران در نقاط مختلف زیاد هست.

در حالی که در فصل زمستان دمای شهرکرد در شب به ۳۰- درجه هم می‌رسد، امت اهواز هوای تابستانی (۵۰ درجه) را تجربه می‌نمايند.

هوای سواحل شمالی در تابستان گرم و مرطوب و در زمستان معتدل می‌باشد.

نواحی شمال غرب و غرب تابستانهای معتدل و زمستان‌های سرد و نواحی جنوبی تابستان‌هایی به شدت گرم و زمستان‌هایی معتدل دارند.


جامعه:


امت این سرزمین:

رکیب قومیتی ایران بر پايه داده‌های «کتاب واقعیت‌های جهان سیا» ۶۱٪ فارسی‌زبان، ۱۶٪ آذربایجانی، ۱۰٪ کرد، ۶٪ لر، ۲٪ بلوچ، ۲٪ عرب، ۲٪ ترکمن و ۱٪ از دیگر اقوام هست.

تخمین‌های کتابخانه همايش به این ترتیب هستند: فارسی‌زبان (۶۵٪)، آذری (۱۶ ٪)، کرد (۷٪)، لر (۶٪)، عرب (۲٪)، بلوچ (۲٪)، ترکمن (۱٪)، گروه‌های ترک‌تبار قبیله‌ای همچون قشقایی (۱٪)، و گروه‌هاغیرایرانی و غیرترک همچون ارمنی، آشوری، و گرجی (کمتر از ۱٪).

همچنین زبان فارسی به عنوان زبان مادری توسط حداقل ۶۵٪ جمعیت و به عنوان زبان دوم توسط بخش بزرگی از ۳۵٪ دیگر گویش می‌شود.

مازندرانی، گیلک، لک، تالشی، خلج، مندایی(صائبی)، سیستانی و یهودی نیز از دیگر گروه‌های قومی ایران هستند.

بنابر نقل سال ۲۰۰۸ دفتر کنترل مواد و جرایم ساوقت ملل متحد، نزدیک به سه % جمعیّت ۱۵ تا ۶۴ سال ایران مواد مخدر مصرف می‌نمايند که این بالاترین % مصرف مواد مخدر در جهان هست.

ایران بر پايه برآورد سال ۲۰۰۹ بیش از ۳۲ میلیون کاربر در اینترنت دارد.


جمعیت: جمعیت کشور بر پایه سرشماری:
جمعیت ایران بر پايه برآورد مرکز آمار در سال ۱۳۹۱ حدود ۷۷ میلیون و ۱۷۶ هزار نفر بوده‌است.

رشد جمعیت ایران در حال کاهش هست و در سال ۱۳۹۰ به ۱.۲۹ % رسیده‌است.

میانگین اندازه خانوارهای ایرانی نیز ۳.۵۵ نفر هست.


زبان:

بر پايه تقسیم‌بندی دانشنامه اتنولوگ در ایران در مجموع حدود ۷۵ زبان رواج دارد و بزرگ‌ترین گروه‌های زبانی ایران را فارسی، ترکی آذربایجانی، کردی، لری، ترکمنی، گیلکی، مازندرانی، عربی و بلوچی تشکیل می‌دهند.

ترکیب زبانی جمعیت ایران بر پايه «کتاب واقعیت‌های جهان سیا» ۵۳٪ فارسی و گویش‌های اون، ۱۸٪ آذربایجانی و دیگر زبان‌های ترکی، ۱۰٪ کردی، ۷٪ گیلکی و مازندرانی، ۶٪ لری، ۲٪ بلوچی، ۲٪ عربی و ۲٪ زبان‌های دیگر هست.

زبان رسمی و اداری ایران فارسی هست.

این زبان از شاخه جنوب غربی زبان‌های ایرانی در خانواده هند و اروپایی هست.

برپايه اصل پانزدهم قانون پايه ی ایران کتابهای درسی باید با این زبان و خط باشد، ولی هستفاده از زبان‌های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‌های گروهی و تدریس ادبیات اونها در مدارس آزاد هست.

دین:

مهر پرستی
زرتشت
اسلام
مانی
مزدک
مسیحیت


سیاست:

روایط خارجی:

ایران یکی از ۱۹۲ کشور عضو ساوقت ملل متحد هست.

همچنین در ساوقت کشورهای صادر نمايندهٔ نفت (اوپک)، ساوقت کنفرانس اسلامی، جنبش عدم تعهد، ساوقت اکو نیز عضویّت دارد.

روابط خارجی ایران در دورهٔ جمهوری اسلامی با تنش‌های فراوانی روبرو بوده‌است.

این تنش ها پس از انقلاب شامل موارد زیر هست:

تسخیر سفارت آمریکا و قطع روابط ایران و آمریکا
جنگ هشت ساله ایران
تحریم‌های بلندمدت اقتصادی و فناورانه
برنامه هسته‌ای ایران

نوع نظام:
*نظام ایران بر پایه قوای سه گانه اداره می گردد و نوع حکومت بر پايه ولایت فقیه و شخصیت نخست کشور رهبر خواهد بود که توسط خبرگان انتخاب می گردد.

(در حال حاضر و پس از رحلت امام خمینی آیت الله علی خامنه ای رهبر انقلاب کشور و کشور را بر عهده دارند)
1- نیروی اجرایی: رییس نیروی اجرایی کشور بر پايه انتخابات هر 4 سال یک بار انجام می پذیرد.(ریاست جمهوری در ایران از بنی صدر آغاز و با انتخاب رجایی و رهبر و آیت الله رفسنجانی و حجت الاسلام محمّد خاتمی و محمود احمدی نژاد به حسن روحانی که در سال 1392 انتخاب گردید سپرده شد.)
2-نیروی قانون گذاری: نماینده های قوه مقننه پس از انتخابات چهار ساله انتخاب و سپس به انتخاب خود ریاست مجلس را انتخاب می نمايند مجلس ایران با نام مجلس شورای اسلامی شناخته می گردد.(هم اکنون و در سال 1393 رییس مجلس شورای اسلامی بر عهده علی لاریجانیست)
3-نیروی دادگری: رییس نیروی قضایی یا همان دادگری کشور را رهبر انتخاب می کند(در حال حاضر و در سال 1393 ریاست قهوه قضاییه بر عده صادق لاریجانیست)

نظام حقوقی:

نظام حقوقی ایران ترکیبی از فقه شیعه و نظام حقوقی رومی-ژرمنی هست و عناصری از هر دو سیستم را در خود دارد.

رهبر رئیس قوه قضائیه را انتخاب می‌کند و او نیز رئیس دیوان عالی و دادستان کل کشور را منصوب می‌کند.

چندین نوع دادگاه در ایران فعالیت می‌کند.

دادگاه‌های عادی به دادگاه‌های حقوقی (اختلاف میان اشخاص) و جزایی (صدور حکم مجازات برای مجرمین) تقسیم می‌شوند.

دادگاه خانواده به اختلافات خانوادگی رسیدگی می‌کند.

دادگاه انقلاب اسلامی صلاحیت رسیدگی به جرایم مربوط به امنیت ملی را دارد و دادگاه ویژه روحانیت هم مخصوص رسیدگی به اتهامات روحانیون هست.

نیروی نظامی:
ایران دو نوع نیروی مسلح دارد.

یکی ارتش که یک نیروی متعارف نظامی هست و دیگری سپاه پاسداران که وظیفه دفاع از انقلاب و امنیت داخلی را نیز بر عهده دارد.

یک نیروی شبه‌نظامی و داوطلب با نام بسیج هم زیر نظر سپاه ساوقتدهی می‌شود.

هستراتژی نظامی ایران پیرامون دو هدف اصلی بنا شده‌است:

حفظ امنیت داخلی کشور و جلوگیری از خیزش‌های ناسیونالیستی در اقلیت‌های قومی و مذهبی.

درگیری‌ها در همسایگان شمالی ایران و افغانستان پتانسیل این نوع شورش‌ها را افزایش داده‌است.
محدود کردن دسترسی ایالات متحده به خلیح فارس.

هستبرنامه موشک‌های ضدکشتی در تنگه هرمز و خریداری زیردریایی‌های کلاس کیلو با قابلیت مین‌گذاری از این هدف هستراتژیک حکایت دارد.



اقتصاد:


در ۳۰ سال گذشته جمعیت ۳۶ میلیونی ایران به ۷۷ میلیون تن افزایش پیدا کرده و نخستین موج این نسل نو به بزرگسالی رسیده‌است.

بر پايه آمارهای رسمی نرخ بیکاری به ۲۲ % رسیده‌است اما برخی کارشناسان رقم اون را ۱۲٫۲ % برآورد می‌نمايند

در دوره (۱۳۸۳–۱۳۵۳)، نرخ تورم گاه ۷ % بوده و گاه به مرز ۵۰ % نزدیک شده‌است و نرخ بیکاری وقتی ۳ % و گاهی بیش از ۱۶ % بوده‌است.

در حالی که در زمینه بدهی خارجی، این رقم برای مدت‌ها صفر بوده ولی گاه چنان افزایش یافته که دولت را با بحران بازپرداخت مواجه کرده‌است.

خصوصی سازی، رهایی از اقتصاد متکی به نفت و همگام شدن با اقتصاد جهانی پیشنهادهایی هست که از سوی تحلیلگران برای بهبود اوضاع اقتصادی ایران مطرح می‌شود.

وابستگی شدید به درآمدهای غیرقابل اعتماد نفتی، برنامه ریزی اقتصادی ایران را همواره شنماينده کرده‌است.

برنامه دولت این هست که وابستگی به درآمدهای نفتی را که ۸۰ % درآمدهای ارزی ایران را تشکیل می‌دهد، کاهش دهد اما هر گونه تلاش برای خارج کردن درآمدهای نفتی به معنای اون هست که درآمدهای مالیاتی چند برابر شود.

در همین راستا دولت اقدام به اجرای طرح هدفمندی یارانه‌ها نموده‌است.

صنعت ایران پس از سال‌ها همچنان زیر پوشش یک رشته قوانین حمایتی دولتی فعالیت می‌کند و اگر در برابر فشارهای رقابتی جهانی برنامه گیرد ممکن هست بسیاری از کارخانه‌ها تعطیل شود و بیکاری افزایش یابد.

ایران در سالیان مختلف رشد اقتصادی مختلفی را تجربه کرده‌است.

بر پایه‌گذارش صندوق بین‌المللی پول در سال ۲۰۰۹ رشد اقتصادی ایران ۱٫۱ بوده که این رقم در سال ۲۰۱۰ به ۱٫۶ % رسیده‌است که پس از قرقیزستان کمترین نرخ رشد اقتصادی را در بین کشورهای منطقه داشته‌است.

بر پایه پیش بینی صندوق بین‌المللی پول نرخ رشد ایران در سال ۲۰۱۱ به صفر % نزول می‌کند و در سال ۲۰۱۲ به ۳ % خواهد رسید.

کشاورزی:

ایران در زمینه کشاورزی و باغداری، در خصوص برخی تولیدات دارای رتبه‌های بالایی هست.

بنا بر آمار سال ۲۰۰۷، این کشور در تولید خیار در جهان دارای مقام دوم، بادام مقام چهارم، سیب مقام پنجم گیلاس سوم، انجیر مقام سوم، پسته مقام اول،طالبی مقام چهارم، گردو مقام چهارم، زردآلو مقام دوم، خرما مقام دوم، نخود مقام چهارم، هندوانه مقام پنجم، می‌باشد.

صنایع:

عمده‌ترین صنایع پیشرفته ایران عبارت‌اند از: صنایع نفت، گاز، پتروشیمی، فولاد، نساجی، شیمیایی، غذایی، خودروسازی، الکتریکی و الکترونیکی و....

سازه‌های مهم دستی و سنتی ایران عبارت‌اند از: فرش و قالی، گلیم بافی و زیلو، منبت‌کاری، خاتم‌کاری و سفال‌گری.


منابع و معادن:
مهمترین صنایع و معادن ایران عبارتست از: نفت و گاز.

ایران، سومین ذخایر نفتی جهان، یازده % ذخایر ثابت شده نفتی زمین معادل ۱۳۰ میلیارد بشکه؛ و نیز دومین ذخایر گازی جهان، هجده % ذخایر ثابت شده گاز زمین، معادل ۲۶ تریلیون متر مکعب را در اختیار خود دارد.

همچنین ایران دومین صادرنماينده بزرگ ساوقت اپک هست که پتانسیل تبدیل شدن به یک ابرقدرت انرژی را دارد.

مهم‌ترین منطقه‌های نفتی این کشور مسجد سلیمان، هفتگل، گچساران، آغاجاری و اسلام آباد غرب(شاه آباد پیشین) هست.

همچنین دریای مازندران نیز اندوخته نفتی بسیاری را در خود نهفته دارد.

نفت قم نیز در حال بهره‌برداری هست.

مهمترین میدان گازی ایران، میدان گازی پارس، شامل: میدان گازی پارس جنوبی در منطقه عسلویه و میدان گازی پارس شمالی در منطقه مندستان هر دو در هستان بوشهر واقع هست.

بیشترین معادن در حال بهره‌برداری در هستان‌های خراسان وجود دارد.

دیگر معادن مهم ایران عبارت‌اند از: معادن کانیهای فلزی: آهن، منگنز، کرومیت، مس، سرب، روی، نیکل، کبالت، طلا، نقره و اورانیوم؛ معدنی شیمیایی: گوگرد، نمک؛ سنگهای تزئینی مانند فیروزه؛ شن و ماسه؛ و زغال سنگ.


گردشگری:

گردشگری در ایران قابلیت زیادی برای گسترش دارد.

بر پایهٔ نقل ساوقت جهانی جهانگردی، ایران رتبه دهم جاذبه‌های باستانی و تاریخی و رتبه پنجم جاذبه‌های طبیعی را در جهان دارا هست، ولی با این وجود به دلیل محدودیتهای اجتماعی و تفریحی تاکنون چندان در جذب گردشگران خارجی موفق نبوده‌است.

آمارهای رسمی از ورود گردشگران به ایران تفاوتی بین سفرهای تجاری، تفریحی و زیارتی نمی‌گذارد.

اما به طور کلی در سال ۲۰۱۱ حدود ۳ میلیون نفر وارد ایران شدند و از این طریق بیش از دو میلیارد دلار وارد اقتصاد ملی ایران شد.



هنر و فرهنگ



موسیقی :

موسیقی ایرانی به گونه‌های گوناگون بازشناخته می‌شود، موسیقی کلاسیک (یا موسیقی اصیل یا ردیف)، موسیقی محلی (نواحی)، موسیقی آیینی و مذهبی.

به دلیل از بین رفتن بسیاری از قطعات و آثار تاریخی موسیقی دقیقاً روشن نیست اینگونه موسیقی در طول تاریخ چگونه اجرا می‌شده ولی در دوره معاصر، موسیقی ایرانی هم به صورت تکنوازی (عمدتاً مبتنی بر بداهه نوازی) و هم به گونه گروهی که دربرگیرنده خواننده، نوازنده و تنبک‌نواز هست، نواخته می‌شود.

موسیقی ایرانی هنگامی که به گونه تک‌نوازی نواخته می‌شود، مونوفونیک هست، هرچند در تک‌نوازی نیز آکوردها برای آرایه‌بندی به کار می‌روند و در برخی فرم‌ها شاید در سراسر یک آهنگ نُت پدال نواخته شود.

موسیقی که به گونه گروهی نواخته می‌شود، هته روفونیک هست و آهنگی که خواننده آماده می‌کند، نوازنده به آسانی اون را بازتاب می‌دهد و کم و بیش اون را دگرگون می‌سازد.

نگارگری:

نگارگری ایرانی که به اشتباه مینیاتور نیز خوانده می‌شود شامل آثاری از دوره‌های مختلف تاریخ اسلامی ایران هست که بیشتر به صورت مصورسازی کتب ادبی (ورقه و گلشاه، کلیله و دمنه، سمک عیار)، علمی و فنی (التریاق، الادویه المفرده، الاغانی)، تاریخی (جامع التواریخ)، و همچنین، برخی کتب مذهبی، همچون، خاوران نامه می‌باشد.

اولین آثاری که بتوان نام نقاشی بر اونها نهاد، در غار دوشه لرستان و با حدود هشت تا ده‌هزار سال قدمت به دست آمده، و در دوره تاریخی اونچه را که بتوان نقاشی نامید در دیوارنگاری‌های اشکانی و ساسانی می‌توان دید.

با ورود اسلام به ایران، این کشور تا مدت‌ها به دست امویان و عباسیان اداره شد، و از اون پس، با روی کار آمدن سلسله‌های ایرانی سامانیان، غزنویان، و آل بویه هستقلال از دست رفتهٔ ایرانیان تا حدودی به اونها بازگشت.

از این پس، زمینه برای احیای هنر و فرهنگ ایرانی به‌خصوص نگارگری ایرانی فراهم شد.

فرش:

قالی‌بافی همواره در فرهنگ ایران جایگاه خاصی داشته و امروزه بیشترین فرش‌های دستباف دنیا در ایران ساخته می‌شود.

میزان صادرات فرش‌های دستباف ایران در سال حدود ۵۱۷ میلیون دلار بوده‌است.

نقشه‌ها و طرح‌های قالی در مناطق مختلف کشور متفاوت هست اما به طور کلی از رنگ‌های متنوعی برای به تصویر کشیدن گل‌ها و گیاهان، جانوران و پرندگان هستفاده می‌شود.

زیراندازهای دیگری مثل گبه و گلیم نیز بافته می‌شوند که از نظر شیوه گره‌زنی و بافت تاروپود با فرش تفاوت دارند.

ادبیات:

ادبیات فارسی تاریخی هزار و صد ساله دارد.

شعر فارسی و نثر فارسی دو گونه اصلی در ادب فارسی هستند.

برخی کتابهای قدیمی در موضوعات غیرادبی مانند تاریخ، مناجات و علوم گوناگون نیز دارای ارزش ادبی هستند و با گذشت وقت در زمره آثار کلاسیک ادبیات فارسی برنامه گرفته‌اند.

معماری :

کلیه بررسی‌ها و کاوش‌های باستانشناسی حکایت از اون دارد که سابقه معماری ایران به حدود هزاره هفتم پیش −از میلاد می‌رسد.

از اون وقت تا کنون پیوسته این هنر در ارتباط با مسائل گوناگون، به‌ویژه علل مذهبی، توسعه و تکامل یافته‌است.

معماری ایران دارای ویژگیهایی هست که در مقایسه با معماری کشورهای دیگر جهان از ارزشی ویژه برخوردار هست، ویژگیهایی چون طراحی مناسب، محاسبات دقیق، فرم درست پوشش، رعایت مسائل فنی و علمی در ساختمان، ایوانهای رفیع، ستونهای بلند و بالاخره تزئینات گوناگون که هریک در عین سادگی معرف شکوه معماری ایران هست.


خوشنویسی :

خوشنویسی ایرانی بخشی از خوشنویسی اسلامی هست که در ایران و سرزمین‌های وابسته یا تحت نفوذ او همچون کشورهای آسیای میانه، افغانستان و شبه قاره هند به تدریج حول محور فرهنگ ایرانی شکل گرفت.

و نه تنها از مفاخر هنر ایرانی بلکه از مفاخر هنر اسلامی و حتا هنر جهان به شمار می‌رود.

درحالی که عمدهٔ تبدیل نگارش معمولی کلمات به خوشنویسی هنرمندانه در جهان اسلام، به‌عهده ایرانیان بوده‌است، رفته رفته ایرانیان سبک و شیوه‌هایی مختص به خود را در خوشنویسی ابداع کردند.

هرچند این شیوه‌ها و قلم‌های ابداعی در سایر کشورهای اسلامی هم طرفدارانی دارد اما بیشتر مربوط به ایران و کشورهای تحت نفوذ اون همچون کشورهای آسیای میانه، افغانستان، پاکستان و هند می‌باشد.

در این منطقه نیز خوشنویسی همواره به عنوان والاترین شکل هنرهای بصری مورد توجه بوده و دارای لطافتی خاص هست.

سینما :

نخستین دوربین فیلم‌برداری در وقت مظفرالدین‌شاه به ایران آمد.

نخستین فیلم صدادار پارسی، فیلم دختر لر بود که در سال ۱۳۱۷ خورشیدی توسط عبدالحسین سپنتا ساخته شد.

ورزش


شهرستان تهران نخستین شهر غرب آسیا بود که میزبان بازی‌های آسیایی ۱۹۷۴ شد.

ورزشگاه آزادی که برای این رقابتها ساخته شد بزرگترین ورزشگاه ایران هست.

ورزش زورخانه‌ای و کشتی به عنوان ورزش‌های سنتی و ملی ایران شناخته می‌شوند.

تیم ملی کشتی آزاد ایران شش بار قهرمان تیمی جهان شده‌است و بیشترین مدال‌های ایران در المپیک در این رشته به دست آمده‌است.

غلامرضا تختی قهرمان المپیک و جهان در دهه ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ به عنوان یک قهرمان اسطوره‌ای و نماد جوانمردی در ایران مورد احترام هست.

فوتبال در ایران امروزه از محبوب‌ترین ورزش‌های ایران هست.

تیم ملی فوتبال ایران چهار بار به جام جهانی راه پیدا کرده، سه بار قهرمان آسیا و چهار بار برندهٔ مدال طلای بازی‌های آسیایی شده‌است.

بسکتبال و والیبال ایران نیز از دههٔ ۱۳۸۰ به بعد موفقیت‌های زیادی کسب کرده‌اند.

تیم ملی بسکتبال ایران در چهار دوره اخیر جام ملتهای آسیا از ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۳ سه بار قهرمان شده‌است و تیم ملی والیبال ایران با کسب رتبه ششم در قهرمانی جهان ۲۰۱۴ و رتبه چهارم لیگ جهانی ۲۰۱۴ بهترین نتایج یک تیم آسیایی در این رشته ورزشی را کسب کرد.

ایران زادگاه ورزش چوگان هست و در متن‌های قدیمی همچون شاهنامه فردوسی به این بازی اشاره شده‌است.

تخته نرد نیز از بازی‌هایی هست که در ایران ابداع شده و بخش مهمی از تکامل شطرنج نیز در ایران اتفاق افتاده هست.

با توجه به محیط کوهستانی ایران ورزش‌های کوهنوردی و صخره‌نوردی نیز در ایران رایجند.

چندین پیست اسکی هم در نزدیکی شهرستان تهران واقع هست و پیست اسکی توچال با ارتفاع ۳۷۳۰ متر از مرتفع‌ترین پیست‌های دنیاست.

ورزش‌های قدرتی همچون وزنه برداری نیز در ایران بسیار محبوب هستند.

وزنه‌برداری پس از کشتی بیشترین مدال‌های المپیکی ایران را به دست آورده‌است.

هنرهای رزمی متنوعی نیز در ایران تمرین می‌شوند.

کونگ‌فو توآ در دهه ۱۳۵۰ در ایران با اقتباس از هنرهای رزمی چینی ابداع شد و ورزشکاران ایرانی در رشته‌های مختلف رزمی بارها قهرمان جهان شده‌اند.

از نخستین حضور رسمی ایران در المپیک در بازی‌های ۱۹۴۸ لندن تا ۲۰۱۲ لندن، ورزشکاران ایرانی موفق شدند تا در مجموع ۶۰ مدال برای کشورشان تصاحب نمايند.

۱۵ مدال طلا، ۲۰ مدال نقره و ۲۵ مدال برنز حاصل تلاش ۳۹ ورزشکار ایرانی در ۱۵دوره از بازی‌های المپیک هست.

۳۳ مدال در کشتی آزاد، ۱۶ مدال در وزنه‌برداری، ۵ مدال در کشتی فرنگی، ۵ مدال در تکواندو و یک مدال در پرتاب دیسک به دست آمده‌اند و هادی ساعی با دو مدال طلا و یک برنز پرافتخارترین ورزشکار ایران در المپیک هست.

بهترین مقام ایران رتبهٔ چهاردهم در المپیک ۱۹۵۶ ملبورن هست و بهترین نتیجه از نظر تعداد مدال هم در المپیک ۲۰۱۲ لندن با ۴ مدال طلا، ۵ مدال نقره و ۳ مدال برنز به دست آمد.


یک به یک به هر کدام از بند ها در بخش نخست خواهیم رسید



متن به طور خلاصه از دانشنامه آزاد برداشت شده و با تغییراتی نوشته شده هست.


2:

نخست به تاریخچه نام سرزمین ایران خواهیم پرداخت اما قبل از اینکه بخواهیم به این بخش بپردازیم باید فرمود نام ایران در عرصه بین الملل Persia شناخته می شده هست تا در وقت پهلوی که نام کشور به صورت رسمی به ایران تغییر یافت

3:

تاپیک بی نهایت عالی هست.

ممنون اقای محمد صادق

4:

نام این سرزمین :

همانطور که در نوشتار دویم توضیح داده شد

نامش در پارسی میانه یک وطن........«اَئیریَه‌نا» و برگرفته از «آریانام خَشَترام» و به معنای «سرزمین آریاییان» هست.


اما توضیحاتی دیگر در مورد این نام

توضیح از دانشنامه آزاد:


ایران واژه ایست به معنای سرزمین آریایی ها که قبل از اسلام نیزنام اون اِران،ایرانشهر،ایران بوده؛یونانیان اون را پِرس برگرفته از پارس می نامیدند و در دیگر زبان های اروپایی هم تلفظ های مختلف این واژه رایج بود همانند انگلیسی: Persia و فرانسه: Perse.

در وقت دولت رضا شاه ، دولت وقت به دولت های خارجی فراخوان نمود که از این پس نام ایران را هستفاده نمايند که این تصمیم مورد اعتراض گروهی از سیاستمداران و پژوهشگران برنامه گرفت که معتقد بودند اینکار باعث شکاف میان تاریخ کشور با ایران حال می گردد؛در نهایت محمّد رضا آخرین شاه ایران در سال 1959 فراخوان نمود که هر دو نام قابل هستفاده هست.




اما در طول تاریخ این وطن نام های فراوانی بر خود دیده که مهمترین اونان ایران و پرشیاست.

کتاب اسناد نام خلیج فارس،میراثی کهن و جاودان {صفجه 22تا47} نام های ایران شرح داده شده هست.بنابر اسناد تاریخی،شواهد،قراین،فرهنگ شفاهی ، کشفیات باستانی و زبان شناسی 4 نام برای این وطن به کار گرفته شده که عبارتند از :



  1. سرزمین جم
  2. میدیا
  3. پارس یا پرس
  4. ایران یا ایرانویچ



1-سرزمین جم - مملکت العجم- بلاد العجم بلاد عجم بلاد فارس (در ادبیات ایرانی و عربی و ترکی) کشور عجم در ادبیات پارسی و ترکی.

در مثالهای متون تاریخی می‌توان به عبارت بحر عجم و خلیج فارس و یا خسروان عجم به معنی شاهان‌ایران اشاره نمود
2-میدیا در ادبیات اروپایی سرزمین میانه یا اراکستان در جغرافیای اسلامی
3-سرزمین پارس و پرس در ادبیات اروپایی (مملکت فارس در ادبیات عربی و پارسی)
4-کشور ایران ایرانویچ (اریانا، ایراک، اراک، عراق و ایلام) از نظر زبانشناسی ریشه‌های واحدی دارند).




اما آریایی ها نام سرزمین خود را چه میخواندند؟

آریاییان سرزمین خود را ایریوشَی‌ُنِم یا ایریو دئینگهونام یعنی «مساکن آریائیان» می‌خواندند و بعدها که دارای حکومت و پادشاهی شدند میهنشان را ایریانو خْشَثْرُ یعنی «پادشاهی ایرانیان» خواندند.

این نام بعدها اِئران شََتْر و «ایران شَهر» شده که «ایران» کوتاه شده همین نام هست.

آ- ایران:

با وجود اینکه ایران تنها نامی هست که نزد ایرانیان بطور مستمر در طول هزاران سال بکار می رفته هست و تنها در شاهنامه بیشتر از ۷۲۰ بار و در کتاب عبید زاکانی بیشتر از ۴۰۰ بار واژه ایران و ایرانا بکار رفته هست.

و نماد و رمز وحدت و تقدس به خود گرفته هست اما اروپائیان تا اواخر سده هفده هیچگاه و یا بندرت این نام را بکار نبرده اند و در عوض همواره "پارس " را هم چم و بجای ایران بکار می برده اند.

در تمامی اسناد و قراردادها سده های گذشته بین ایران و دولتهای خارجی نیز در متن پارسی ایران و در متن خارجی پارس بکار رفته هست.

بعضی‌ها ایران ویج را به معنی اقوام ایرانی تعبیر کرده‌اند که این تعبیر اشتباه هست.

ویج - ویچ - بیج و بیجه همگی یک ریشه دارند و به معنی سرزمین و زمین و کشتکر و کشور هست.

برای هریک از این نامها نقشه ها و سندهای تاریخی وجود دارد.

واژهٔ ایران (به پارسی باستان «اَئیریَه‌نا»، به پارسی میانه: یک وطن........Ērānšahr)، و برگرفته از کلمه «آریانام خْشَترام» و به معنای «سرزمین آریاییان» هست که در گذر وقت به ایرانشهر و سپس در دورهٔ ساسانی به ایران تبدیل شده‌است.

هرچند «آریانام خْشَترام» هیچ گاه در متون پارسی باستان نیامده هست و یک واژه فرضی هست.

واژهٔ «آریا» در زبان‌های اوستایی، پارسی باستان و سانسکریت به ترتیب به شکل‌های «اََئیریه»، «آریه»، و «اَریه» به کار رفته‌است.

همچنین در زبان سنسکریت «اریه» به معنی سَروَر و مهتر و «آریکه» به معنی مَردِ شایستهٔ بزرگداشت و حرمت هست و آریایی به زبان اوستایی «ائیرین» و به زبان پهلوی و پارسی دری «ایر» خوانده می‌شود و ایرج به زبان آریایی هست.

ایر در واژه به‌معنی «آزاده» و جمع اون «ایران» به‌معنی «آزادگان» هست.«ایران» در واژه به معنی «سرزمین آریاییان» هست و مدّت‌ها پیش از اسلام نیز نام بومی اون ایران، اِران، یا ایرانشهر بود.، البته از ۶۰۰ سال پیش از میلاد تا ۱۹۳۵ (۱۳۱۴ خورشیدی) در میان اروپاییان با نام «Persia» شناخته می‌شد.

که در سال ۱۳۱۴ در شرف تأسیس جامعه ملل با درخواست رسمی رضاشاه پهلوی همان نام بومی کشور (ایران) در عرصهٔ جهانی هم به کار برده شد.

نام «Persia» همچنان برابر نام ایران هست و در زبان‌های اروپایی به دلیل سابقه تاریخی - فرهنگی‌اش کاربرد دارد، اما امروزه بیشتر نام ایران به کار برده می‌شود


ب-پارس:

پرس یا پارس یا Persia این واژه را اروپائیان از ۲۵۰۰ سال پیش تا سال 1313 خورشیدی همواره به عنوان نام رسمی کشور ایران بکار برده اند.

در حالیکه امت ایران و کشورهای همجوار کمتر اونرا بکار می بردند.

عرب ها - ترکها - فارس ها بیشتر واژه ایران را بکار می بردند.

از سده دوم هجری به بعد عرب‌ها نیز به تقلید از یونانیان، واژه فارس (عربی‌شده پارس) را جایگزین واژه عجم کردند.

پارس دارای چم (معنی) های متعددی هست در گستره و درازای تاریخ پارس( Persia ) دو معنی و کاربردخُرد و کلان یا محدود(مضیق) و گسترده(موسع) داشته هست.

معنای محدود اون:

در معنی محدود یا بسته، فارس یعنی کسانی‌که به زبان پارسی صحبت می‌نمايندو بیشتر به معنی قومی و (قوم پارس).

در مواردی فارس بجای زرتشتی و یا مجوسی و یا مزدکی نیزبکار رفته هست(کاربرد دینی).

همچنین در مفهوم خُرد به منطقه جنوبی ایران اقلیم فارس فرموده شده هست.

معنای گسترده اون:

در مفهوم گسترده یا موسع کاربرد جزء بر کل - که بیشتر در کتابهای تاریخیِ مورد نظر نویسندگان و محققان اروپایی در رشته‌های تاریخ و جغرافیاست - پارس یعنی همه کسانی‌که در فلات ایران زندگی می‌کرده‌اند، و بویژه اقوام آریایی در مفهوم گسترده پارس شامل همه امتان فلات ایران و جغرافیای سیاسی تمام ایران و ممالک محروسه هست.در این معنی همه سرزمین ها و امتان منطقه گنجانده شده هست.( گاهی اروپایی ها جز را بر کل اطلاق می نمايند) مثلا همه مسلمانان را عرب می نامیدند.


در معنی گسترده ، پارس شامل همه اقوام و همه سرزمین و فلات ایران، پاکستان و سند و غرب هند، افغانستان و نواحی آسیای میانه و قفقاز نیز می‌شود.

اروپاییان کلمه «پرشیا» را برای تمام امتان و سرزمین این مناطق به‌کار می‌بردند و عرب‌ها برای این اقوام از واژه عجم (برگرفته و معرب از کلمه جم) هستفاده می‌کردند، که هر دو مترادف «ایران» محسوب می‌شود.

اونها پارس‌ها را به دلیل اهمیتشان «قریش العجم» می‌خواندند؛ همچنان‌که قریش را برترین قبیله عرب می‌شمردند.


اروپایی‌ها کلمه «پرشیا» را در مقابل «عربیا» به‌کار می‌بردند و منظور اونها همه اقوام ایرانی بود؛ ولی وقتی عرب‌ها بتدریج به‌جای کلمه عجم از کلمه فارس (Persia) هستفاده کردند، منظور اونها از فارس، بیشتر، فارس زبانان بود و گاهی اوقات نیز کلمه فارس را فقط به هستان فارس اطلاق می‌کردند و گاهی نیز کلمه فارس را به معنی مجوس و یا زرتشتی به‌کار می‌بردند.

کلمه «پارس» سپس اسلام در ایران نیز جای خود را به کلمه عربی «فارس» داد و مفهوم اصلی خود را از دست داد.

کاربرد محدود و نادرست این عبارت باعث شد که دولت ایران در سال ۱۳۱۳ خورشیدی رسماً از همه کشورهای خارجی بخواهد که به‌جای کلمه دولت فارس (Persia) و یا شاه Persia، از عبارت قدیمی‌تر "ایران" و «شاهنشاه ایران» هستفاده نمايند.

از این وقت به بعد نام Persia که در ادبیات اروپایی واژه‌ای بسیار غنی و متضمن ارزشهای تاریخی و هنری زیادی بود، رنگ باخت و کلمه Persia به تاریخ پیوست؛ در حالی‌که اصالت نام تاریخی Persia و پرس کمتر از نام ایران نبود.

پ-عجم:

عجم امروزه با دو مفهوم به کار می رود.

مفهوم کلی و موسع به تمام غیر عرب ها
مفهوم محدود و مضیق به معنی ایرانی و بخصوص پارسها
لفظ عجم غیر از معنای اصلی از نظر هستعمال، معنا ومفهوم دیگری دارد که با معنای اصلی اون به طور کامل موافقت نمی کند.

چنانکه این معنا بر صاحب (مجمع البحرین) وکتاب (المنجد فی اللغة) پوشیده نمانده وهر دوی اونها، اون را تصریح کرده اند: عبارت کتاب مجمع البحرین چنین هست:

العجمی: منسوب الی العجم، بفتحتین، وهم الفرس(پارس ها) وان افصح بالعجمیة.
عجمی منسوب به عجم هست واونان (امت فارس) می باشند اگر چه در لغت خود فصیح بوده ولکنت زبان نداشته باشند.

عبارت (المنجد) چنین هست:
العجم: خلاف العرب، سموا بذلک لتعقید السنتهم، الفرس، بلاد الفرس.
عجم به کسی فرموده می شود که عرب زبان نباشد، عجم را بدین سبب عجم فرموده اند که لغت وزبانشان در نظر عرب مبهم، وپیچیده ونا مفهوم هست وعجم، امت فارسی زبان وسرزمین امت ایران هست.

هر چند معنای اصلی کلمه عجم، و مشتقات اون امروزه به معنی لکنت(ال.کند) در زبان وغیر فصیح بودن هست اما در عین حال این کلمه در مکتوب های نخست و نزد اعراب، از عناوین و نام های ایرانیان بوده هست که گرچه عرب، اون را برای غیر عرب، از عرب، انتخاب نموده ولی مشخصا اون را در مورد (ایرانیان) بکار برده هست.

بنابراین کلمه ی عجم نیز مانند کلمه (فرس) در لغت عرب یکی از عناوین مشهور ایرانیان هست.

واژه عجم در قراون واژه وکلمه ی عجم در قراون کریم با لفظ اعجمی آمده هست،تفسیرهای نخستین قران مانند تفسیر الضحاک "اعجمی" و عجمی را فارس معنی کرده و منظور سلمان فارسی دانسته اند.

ولی تفسیرهای پسین برای اعجمی و عجمی مفهوم ناروشن بکار برده اندو فرموده اند مفهومی که در اصطلاح عرب از همین کلمه ی اعجمی، کلمه ی عجمیت را گرفته واونرا در مورد ایرانیان بکار برده ومی برند، تفاوت دارد.

احمد تفضلی در مفاله" برخی عبارات فارسی میانه در متون کهن فارسی و عربی(۱۷ صفحه - از ۱۷ تا ۳۳) مجله : زبان و ادبیات » نامه فرهنگستان » زمستان ۱۳۷۵ - شماره ۸ » : عناوینی چون کلمات عجم، (بِلِسان عجم)، فرس، فارسی، فهلوی ـ پهلوی که در منابع قدیمی ارائه گشته‌اند چندان دقیق نیستند.

این نقل قول‌ها، که عموما در متون تاریخی و جغرافیایی آمده‌اند، در توجیه ریشه‌های فرضیِ اسامیِ اشخاص یا امکنه ذکر شده‌اند.تقریبا در اکثر موارد این ریشه شناسی‌ها عامیانه هست واز این رو، به لحاظ علمی نامعقول اند.
کتاب اسناد نام خلیج فارس، میراثی کهن و جاودان در مبحث نامهای ایران
چند صفحه را به ریشه یابی واژه عجم اختصاص داده و با مستندات و منابع پیشین و پسین و زبان شناسی نوین ریشه اصلی اون را از واژه سانسکریت یم یا یمی دانسته هست که در زبان فارسی به جم تبدیل شده و سپس به عربی دخیل شده و بصورت اجم و عجم در آمده هست.


برداشت شده از دانشنامه آزاد با ویرایشی بسی زیاد

5:

در صورت هرگونه یادآورد و فقط یادآورد نه بر هم زدن جستار نوشته مورد نظر را به طور خصوصی ارسال یا به طور یک نوشتار در جستار بگذارید همراه با منبع.

این جستار به تک تک اتفاقات و جزییات این سرزمین خواهد پرداخت

6:

ایران در گذرای گذشته و شاهنامه






پیشداد در اوستا به صورت پَرَداته و به معنای کسی که در پیش قانون گذاشت و داد نمود و صفتی برای هوشنگ که در بعضی سخنان ایرانی آغازگر این سلسله بوده آمده هست.


کریستن سن : هوشنگ و برادرش ویگرد در روایت دینی عنوان خانوادگی پیشداد دارند که معنای پَرَداته به عنوان هوشنگ در پشت هاست.

در روایت ملی هوشنگ آغازگر این سلسله بوده و متضمن تمام پادشاهان تا اوزو هست.


ابوریحان بیرونی : اما القاب خاصه پیش از اسلام جز به ایرانیان بر کسی اطلاق نمی‌شد و بخش اول این القاب سه قسم می‌شود: پیشدادی و اونان کسانی بودند که همهٔ زمین را مالک شدند و شهرهائی به پا نمودند و معادن هستخراج کردند و اصول صناعات را نیز به دست آوردند و در دورهٔ فرمانروائی خود در روی زمین عدل و داد نمودند و اونچنانکه خدای تعالی سزاوار عبادت بود او را پرستیدند.


پیشدادیان نخستین حکومت پادشاهی در شاهنامه و پهلوانی(اساطیر) ایران می باشد که معادل اوستایی پیشداد(Pēš-dād)، پَرَداتَ (Para-dāta)، به معنای مقدم هست.
این نام بدون شک نام یک خاندان نبوده بلکه نامیست که بعد ها بر این گروه نهاده اند.

زیرا این گروه را بر دیگران ابتدایی تر(مقدم)شمرده اند.
در (پهلوانی)اساطیر ایران از کیومرث به عنوان نخستین انسان یاد شده که کنتر بر پادشاهی او تکیه می شود.اما در شاهنامه او نیز از دودمان پیشدادی ها به حساب می آید.

در نوشته های پهلوی،هوشنگ کسی هستت که دارای لقب پیشداد می باشد؛و چنین گمان می رود که او را نخستین پادشاه می دانسته اند که بر جهان فرمان رانده هست.

اندکی از تاریخ این حکومت:

در ابتدای دوره پادشاهان با فرّه پادشاهی می نمايند.

در این مرحله به مرور شاهد پیشرفت های امت در جهات مختلف زندگی و کشف آتش و ساختمان سازی و ....

هستیم.

مهمترین شخصیت این دوره ، جمشید هست که توسط ضحاک بی فرّه و فریب خورده اهریمن پادشاهی از او ستانده می شود.

در تمام مدت هزارساله پادشاهی ضحاک بدی جهان را فرا می گیرد که فریدون بر او چیره می گردد و پادشاهان با فرّه به پادشاهی می رسند، وُ نبردهای ایران و توران آغاز می گردد.
در شاهنامه ، با در گذشت گرشاسب و بر تخت نشستن کی‌قباد پادشاهی این دودمان به پایان می رسد.

پایتخت پیشدادی ها در شاهنامه تمیشه را که شهری در نزدیکی ساری کنونی بوده به عنوان نخستین پایتخت پیشدادیان و کیانیان شناسانده شده هست.


پادشاهان این دودمان عبارتند از


  1. کیومرث
  2. هوشنگ
  3. تهمورث
  4. جمشید
  5. ضحاک
  6. فریدون
  7. ایرج
  8. منوچهر
  9. نوذر
  10. زو
  11. گرشاسب



ویونگهان کیست؟
ویونگهان که به اوستایی vivahvant هست نام شخصیتیست اساطیری که در مزدیسناست پدر جمشید هست ؛ او نخستین کسی هست که گیاه مقدس هوم را می فشرد و در نتیجه طبق سنت صاحب فرزندی گرانمایه گردید.نام ویونگهان در اوستا و در هوم یشت آمده هست


برداشت کلی از ویکی پدیا با ویرایش هایی بسیار

7:

کیانیان

کیانیان (در اصل کَیان یا کَویان) جمع واژهٔ «کَی»، به معنای حکیم و دانشمند می‌باشد.

این واژه در اوستا به شکل «کَوی» آمده‌است.

کیانیان دویمین دودمان شاهنشاهی پس از پیشدادیان بوده اند.

این سلسله در منابعی همچون

  • اوستا(کتاب مقدس زرتشتیان)
  • داستانهایی که در سلسله ساسانیان رواج داشته هست.
  • نوشته های پهلوی کهن همانند:بندهش، دینکرد، مینوی خرد و ..
برخی از باستان شناسان و محقق ها اعتقاد دارند که چنین دودمانی وجود داشته و وجودش بر پایه افسانه نیست.براین پايه این سلسله وقتی در ایران حکومت می کرده هست.

برخی دیگر پادشاهان این سلسله را برابر پادشاهان ماد میدانند.



کیانیان در اوستا نام خانوادگی سلسله پادشاهی نیست؛اما در عهد ادبیات میانه ایرانی، در متن های پهلوی، افراد این خاندان پادشاه هایی شمرده می شوند که پس از پیشدادی ها به حکومت رسیدند.
در شاهنامه فردوسی دودمان کیانیان پس از پیشدادیان به حکومت می رسد و آغازگرش بر پایه اطلاع های شاهنامه کی‌قباد هست که با مرگ اسکند پسر دارا این سلسله نیز منقرض می گردد


کَویان (کیانیان) در اوستا

کَوی‌ها و کَرپنان (karpan) در اوستا گروهی خاص از روحانیانِ دارای مذهب دیو یسنا هستند که با زرتشت دشمنی می‌کردند.

اما از هشت تن نیز -که امتانی نیک بودند و پیش از زرتشت زندگی می‌کردند- با لقب کَوی یاد شده هست.

اسامی این هشت تن از این برنامه هست:
کَوی‌کوات (Kavi Kavat)، به فارسی: کی‌قباد
کَوی‌ائی‌پی‌وُهو (Kavi Aipivohu) به فارسی : کی اپیوره
کَوی‌اوسَذَن (Kavi Usazn)، به فارسی: کی‌کاووس
کَوی‌اَرشن (Kavi Arshan) به فارسی:کی‌آرش
کَوی‌پیسینه (Kavi Pisinah) به فارسی:کی‌پشین
کَوی‌بیَّرشن (Kavi Byarshan)به فارسی : کی به آرش
کَوی‌سیّاوَرشَن (Kavi Syavarshan)، به فارسی: کی‌سیاوش
کَوی‌هئوسرَوَه (Kavi Haosravah)، به فارسی: کی‌خسرو
از این افراد، کی‌قباد، کی‌کاووس و کی‌خسرو به پادشاهی رسیدند.

دو تن دیگر نیز خارج از این گروه، در سلسلهٔ کیانیان، در وقت زرتشت می‌زیسته‌اند:
اَئوروت‌اَسپَ (Aurvataspa)، به فارسی: کی‌لهراسپ و کَوی‌ویشتاسپَ (Kavi Vishataspa)، به فارسی: کی‌گشتاسپ.

ترتیب و توالی پادشاهان ماد به وضوح نشانگر اون هستند که اینان همان کیانیان اوستا و کتب پهلوی و شاهنامه هستند که بیشتر تحت القاب مربوطه مهم خودشان معرفی شده اند.

که ما نامها و یا القاب ایشان را جداگانه به ترتیب توالی تاریخی شان می آوریم تا مورد مقایسه برنامه گیرند: پادشاهان ماد: دایائوکو (715-768 ق.م)، اوپیته یا اوپیس (؟685-715ق.م) [دارای چهار اولاد ذکور]، خشثریته (647- ؟ 685 ق.م)، فرائورت (625-647 ق.م)، کی آخسارو (585-625ق.م) و آستیاگ (؟555- 585ق.م).

پادشاهان کیانی: کی قباد، کی اپیوه[دارای چهار اولاد ذکور]، کیکاوس (یعنی پادشاه سرزمین چشمه ها= کاشان)، فرود-سیاوش، کیخسرو و آژدهاک (که نامش با اژی دهاک بابلی= یعنی خدا- پادشاه ماروش بابلی یعنی مردوک مشتبه شده و از رده پادشاهان کیانی خارج شده هست).



پادشاهان کیانی


کی قباد تا کی خسرو که این دوره از سلسله با پادشاه شدن کی‌قباد شروع می‌شود و با ناپدید شدن کی‌خسرو خاتمه میابد.

خصیصهٔ بارز این دوره نبردهای طولانی مدت ایران و توران می‌باشد.

این نبردها با کشته شدن سیاوش، پسر کی‌کاووس، بدست افراسیاب، و کین خواهی سیاوش بوسیلهٔ ایرانیان به اوج خود می‌رسد.

پادشاهان این دوره از این برنامه می‌باشند:


کی‌قباد

کی‌کاووس

کی‌خسرو




از لهراسپ تا گشتاسپ که مهم‌ترین ویژگی این دوره ظهور زرتشت و نبردهای گشتاسپ و پسرانش برای گسترش دینِ بهی می‌باشد.

پادشاهان این دوره از این برنامه می‌باشند:

لهراسپ
گشتاسپ


از بهمن تا اسکندر که این دوره از شاهنشاهی کیانیان را می‌توان بخش تاریخی با خاطرات مبهم ایرانیان از دورهٔ هخامنشیان دانست.

با توجه به اینکه خاطرهٔ هخامنشیان نزد ایرانیان به مقدار بسیار زیادی از بین رفته بود، همچنان داستان‌هایی از اونان وجود داشت.

مانند برخی روایات زندگی کوروش و اردشیرهای هخامنشی که به بهمن نسبت داده شده.

پادشاهان این دوره در زیر آمده‌اند:

بهمن
همای
داراب
دارا


پ.ن
کی‌گاووس:

او دومین پادشاه کیانی هست.

برخی او را معادل با کمبوجیه در نظر می گیرند.

او پدر سیاوش هست.



کی‌خسرو:

کیخسرو پسر سیاوش و فرنگیس هست.

او را بزرگترین پادشاه کیانی می دانند.

همو هست که با لشکرکشی به توران، به خونخواهی سیاوش افراسیاب را می کشد و بدین ترتیب به جنگ‌های ایران و توران پایان می دهد.

برخی او را با کورش بزرگ یکی می دانند.


پایتخت اونان

پایتخت کیانیان نیز مانند پایتخت پیشدادیان از ابتدا شهری به نام تمیشه در نزدیکی ساری بوده و این شهر تمیشه از شهرهای قدیمی در طبرستان بوده‌است که مورخان بسیاری درمورد اون نوشته‌اند.

و این نشان می‌دهد که پایتخت کیانیان در سرزمین مازندران کنونی بوده‌است و این سرزمین با سرزمین مازندرانی که در شاهنامه نوشته‌شده‌است متفاوت می‌باشد.




برداشت از ویکی پدیا با ویرایش بسیار

8:

تبار کیانیان




کی‌قباد=>کی‌اپیوه

کی‌اپیوه====>کی‌کاووس ، کی‌آرش ، کی‌پیسین ، کی‌بیرشن

کی‌کاووس==>سیاوش ، کی‌خسرو

کی‌پیسین===> مَنوش ، اوزان ، کی‌لهراسپ

کی‌لهراسپ==>کی‌ویشتاسپ ، زریر

زریر=>بستور

کی‌ویشتاسپ==>اسفندیار ، پشوتن

اسفندیار===>بهمن ، نوش‌آذر ، مهرنوش

بهمن=> داراب



60 out of 100 based on 55 user ratings 830 reviews