جغرافیای چین باستان


جغرافیای چین باستان



جغرافیای چین باستان
این بزرگترین قلمرو ایران بوده که نهایتش افغانستان امروزی بوده و هیچگاه وارد مرزهای چین نشده است :
جغرافیای چین باستان

اینم نقشه های کشور چین که نشون میده تو نیمه غربی اون هیچی نبوده و نیست و تمامی تمدن , شهرها , معادن و ... در نیمه شرقی اون و در سواحل اقیانوس ارام تشکیل شده است
جغرافیای چین باستان
جغرافیای چین باستان

حالا شما رو چه حسابی عبارت چینی های ایران رو استفاده میکنید الله اعلم



چانه زنی گرگها برسرنام اشوبپری درتاریخ ایران

1:


این تصاویر نقاشی چه کسانی می باشد و بر چه پايه ی اون را ترسیم کرده اند...

داستان پرگار و قطب نما در ترجمه را که در پست قبل تذکر دادم بیاد بیاورید...متاسفانه مترجمین تفاسیر غلطی را وارد نوشته های گذشتگان کرده اند و بر اثر این اشتباهات ترجمه ای که در چند دوره در ابتدای پیدایش و تکامل خط و زبان رخ می دهد درهم ریختگی های سهوی وارد تاریخ شد که از امروزه غربیان و جدیدا شرقیان جهت تحریفات نوین خود بهره می گیرند.

چیزی از دیوار گرگان شنیده اید؟

وصلش کنید به دیوار چین ببینید چه حاصل می شود...


پوریا پورسرخ در یونان................


شهدای میهن را مصادره نکنید !!

2:

یعنی شما دارید ادعا میکنید قلمرو ایران چیزی بزرگتر از تصویری بود که من برنامه دادم؟؟؟


دروغ تاریخی دیوار چین

3:

درود

هستان سین کیانگ (یعنی مرز نوین) بخشی از ایران بزرگ هست.


نظام برده داری در مصر باستان

که در گذشته دین مانی داشته اند اکنون هم مسلمانند.
و هنوز هم فرهنگ ایرانی در اون هست.

این لینک را حتماً بخوانید.


جنایتکارترین همسران تاریخ +عکس


حمله مغول و سوالات بی پاسخ

4:

اخه من با نقشه توضیح دادم که تو نیمه غربی چین تمدن چندانی نبوده و نیست و اکثریت تمدن قدیمی و اکنون در نیمه شرقی و سواحل اقیانوس میباشد در حالیکه سین کیانگ و ارومچی در منتها الیه غربی چین میباشد
اینم از لینک خود شما:
منطقه ی سین کیانگ اگرچه از نظر طبیعی به دلیل وجود شن زارها و صحراهای خشک متعدد و بزرگی همچون صحرای گبی ، کویر تکلمکان و زمین های لم یزرع فراوان، بیشتر سرزمین کویری به حساب می آید ولی از نظر معادن زیر زمینی، منطقه ای غنی هست که بخش عمده ی معادن نفت و گاز چین در این منطقه واقع شده و دولت برای اکتشاف معادن منطقه اخیرا سرمایه گذاری های کلانی انجام داده هست.


حکومت نبطیان

5:


زَربَفْت یا زَری بافی یکی از رشته‌های صنایع دستی هست.
در فرهنگ دکتر معین آمده‌است: زری یعنی پارچهٔ ساخته شده از زر (طلا).

پارچه‌ای که پودهای اون از طلا هست.

زربفت.

زری یا زربفت پارچه‌ای ظریف و بسیار گران بهاست که چله یا تار اون از ابریشم خالص هست و پودهای اون ابریشم رنگی و یکی از پودها، نخ گلابتون هست که می‌تواند زرین یا سیمین باشد.


ابریشم در پارچه زربفت بکار می رود...پس نیاز به نخ های ابریشمی می باشد.


دوران هخامنشی
نساجی ایران در این دوره به ویژه در بافت پارچه‌های ابریشمی، پشمی نرم و لطیف مشهور بوده و شاهان هخامنشی به داشتن لباس‌های زیبا و فاخر شهرت داشتند.


دوران اشکانی

پس از نابودی هخامنشیان، دیگر اون شکوه و بزرگی در صنایع و هنرها، به ویژه در بافندگی، بوجود نیامد...

تنها چند تکه از پارچه‌های ابریشمی در سرزمین لولان در چین پیدا شده که در اون روزگار آخرین مرز ایران در شرق دور بوده‌است.
(در تاریخ ایران اشکانیان بلافاصله سپس اسکندر می آیند و در تاریخ غربی نوین سلسله سلوکیان را بین اسکندر و اشکانیان برنامه داده اند)

Loulan Kingdom - Wikipedia, the free encyclopedia


جغرافیای چین باستان


جغرافیای چین باستان

دوران ساسانی

بسیاری از تاریخ‌دانان بر این باور هستند که این دوره، دوره شکوفایی و طلایی هنر و تمدن ایران بوده‌است.

بسیاری از بافته‌های این دوره در کلیساها و موزه‌های غرب، به یادگار مانده‌است.


حالا شما رو چه حسابی می گویید که کشوری را که با اون ارتباط نداشتیم و بین مرزهای ایران اون دوران و به قول شما "نقشه های کشور چین که نشون میده تو نیمه غربی اون هیچی نبوده و نیست و تمامی تمدن , شهرها , معادن و ...

در نیمه شرقی اون و در سواحل اقیانوس ارام تشکیل شده هست"
به ایران نخ ابریشمی صادر می کرده هست تا ایرانیان برای بافت پارچه های ابریشمی از اون هستفاده نمايند؟!



مسیر جاده ابریشم (راه ارتباطی چین امروز و ایران) و همچنین فاصله بین دو کشور را در دوران هخامنشیان ببینید و بعد بگویید چگونه ایرانیان پارچه ابریشمی داشتند وقتی تولید ابریشم نداشتند؟!

(در نظر داشته باشید مرزهایی که برای اشکانیان و ساسانیان در نظر می گیرند کوچکتر هم می باشد.)


جغرافیای چین باستان



حال مهمترین مراکز بافت زربفت:

مشهورترین مراکز نساجی در دوره صفویه، شهرهای کاشان، اصفهان، یزد، هرات، تبریز، رشت، مشهد مقدس، قم، ساوه و...

بوده‌است.

اما بافندگان شهرهای کاشان، یزد و اصفهان در بافتن پارچه‌های نقش‌دار شهرة آفاق بودند.


به این مطالب هم دقت کنید:

According to an article in Nature by Philip Ball, while there are various evidences for silk production in China back to around 2570 BC, newly discovered silk objects from the Indus valley in eastern Pakistan are believed to date from between 2450 BC and 2000 BC, "making them similarly ancient

مسلما پاکستان و هند به ایران اون وقت نزدیک تر بوده اند و ایران می توانسته ابریشم را از اونها تهیه کند، چرا ابریشم را از چین وارد می کردند؟!! کدام چین منظور بوده هست؟!

شما که جایی در تاریخ نخواندید که از هند ابریشم وارد ایران می شده هست؟!!!!

در ارتباط با سند هم به نوشته های پلوتارک، دیودور و دیگر نویسندگان یونان باستان مراجعه کنید اشارات به اینکه در ایران عصر هخامنشی پارچه های ابریشمی هستفاده می شده هست را می توانید بیابید.

شما معمای ابریشم باستان ایران را اگر توانستید حل کنید، اونوقت می توانید به چین تمدنی بالای 5000 سال بدهید...تمدن چین، تمدنی هست وارداتی و نه ساخته امتان بومی اون منطقه.

باز تکرار می کنم کتاب قابل جابجایی می باشد و همچنین مطالب داخل اون...فرض بگیرید که اجداد شما هزارن سال پیش از اروپا به ایران مهاجرت کرده اند و شما کتابی در اختیار دارید که در اون درباره وقایع اون روزگاران نقل می دهد، برخی از نامهای اصلی هم در کشور ایران یافت می شود و هم در اروپا و شما هم از این مهاجرت اطلاعی ندارید...چه اتفاقی می افتد؟! تاریخ سرزمینی دیگر را برای ایران تصور خواهید کرد...
بر عکس این موضوع حالا اتفاق افتاده هست برای دیگر مناطق دنیا




6:

به هر حال هیچکدام از حرفهای شما موید کشف و تولید ابریشم برای اولین بار در ایران نبود نه میشه به این هستناد کرد که چون ایرانیان هخامنشی پارچه ابریشمی داشتند و چون مسافت بین ایران و چین زیاده پس ایرانیان خودشون ابریشم تولید میکردند و نه به اینکه در دوره صفوی تبریز و اصفهان و ...

مرکز نساجی بودند اگر سایر دوستان از مطالب شما چنان برداشتی مینمايند ببخشید به قول فردوسی پور من قانع نشدم
در ثانی اگه به وارداتی بودن فرهنگ و تمدنه که کل تمدن ایران از تمدنهای بین النهرین گرفته شده و همه اون اشکانی و ساسانی و هخامنشی دار و ندارشون رو از سومری و اسوری و ....

گرفتن و اصلا قبل اینکه بیان ایران هیچی نبود و هیچی نداشتند

7:


شما می گویید که از چین امروزی نخ وارد ایران می کردند و بعد بین این دو کشور را خودتان عنوان می کنید هیچی نبوده هست که چین ایران به چین امروز رفته باشد، ولی جالب هست که بدون دلایل منطقی می پذیرید که چینی و ابریشم از چین وارد ایران می شده هست...حتما توسط اقوام وحشی بیابانگرد این محموله های ابریشم و چینی بدون کوچکترین دردسری وارد ایران می شدند؟!! قیمت پارچه های ابریشمی می دانید چقدر می شد در اروپای امروزی اگر برنامه بود در چین امروزی تولید شوند؟!

کمی فکر کنید سپس روی احساس سخن به زبان آورید....فردوسی پور هم خواست قانع شود خواست نشود مهم نیست.

بین النهرین؟ بین کدام نهرها؟!

میان دو آب؟!! کدام آب ها؟ کدام رودها؟

بعد از اون پیش از همه اینها در فلات مرکزی ایران شما آثار تمدن را از ابتدایی ترین فرم اون تا پیشرفته ترین فرمش می توانید بیابید...نیازی به فلات عراق نبوده هست که چیزی وارد شود...خارج (صادر) شده ولی وارد تصور نمی کنم...بغیر از قرون معاصر که تبدیل شده ایم به امتانی مصرف نماينده.

چین دارای فرهنگ و اداب و رسوم و همچنین تاریخی می باشد که بخشی از اون مشترک و بخشی دیگر از اون موازی با تاریخ ایران و دیگر نقاط جهان رشد کرده هست...در بخش مشترک اون با ایران باید بگویم در چین تمدنی نبوده هست در اون وقت...

از افتخارات گذشته نه چیزی نسیب من شده هست و نه شما ولی اینکه بدانیم حقیقت داستان چه بوده هست موجب می شود که دیگر تکرار اشتباه نکنیم و دستاوردهای خود را به راحتی از دست ندهیم.

چین را بزرگ بدانید و با تمدنی جدا.......ولی اینرا بدانید وقتی در متون غربی اشاره به چین شده هست منظور چین هستان ایران بوده هست و نه چین امروزی...زیرا تا صده های اخیر تبادل کالا به صرفه نبوده هست.

برای تجارت باید صرفه اقتصادی اونرا در نظر بگیرید.......هزاران مایل راه پر خطر بیابانی و کوهستانی و دریایی از چین تا اروپا، چه قیمتی اون پارچه ابریشمی تصور می کنید داشته هست؟!

وقتی در ایران درخت توت وجود داشته و دارد کرم ابریشم و نخ ابریشمی و پارچه ابریشمی هم می توانسته تولید شود.


8:

هر چقدر کش بدهیم همین اشه و همین کاسه شما فکر کنید چین هیچی نداشته و از ایران رفته منم فکر کنم (در کنار اینکه ایران خودش از سایرین فرهنگ و تمدن وارد کرده) چین برای خودش تمدنی داشته و ایران برای خود و صد البته من به منابع تاریخی هستناد کنم شما هم کل منابع تاریخی را تحریف شده و برعلیه ایران بدانید وسلام

9:

کل اسناد تاریخی؟!!!

یا تفاسیر تاریخی؟!!

اسناد تاریخی فرموده اند ابریشم در چین تولید شده هست.........من هم تایید می کنم و می گویم اولین بار در چین تولید شده هست.
تفاسیر تاریخی می گویند چین باستان همین چین امروزی می باشد.........من رد می کنم و می گویم خیر چین هستان ایران بوده هست.

مشکل من با شما تفاوت دیدگاه در ارتباط با اعتبار منابع تاریخی می باشد...

چندین قسم منبع وجود دارد که در دسته های مختلف از نظر درجه اعتبار طبقه بندی می شوند اون منابعی که شما از اون سخن به میان می آورید در پایین ترین ترجه اعتباری برنامه می گیرند....یاد آور می شوم کتاب و روایات داخل کتاب قابل جابجایی می باشند و نگاه تک بعدی جز دور خود گردیدن و نرسیدن به یک جمع بندی نهایی چیز دیگری در بر نخواهد داشت.

تاریخ چین را مطالعه کنید و بعد نقاط تاریک تاریخ اون را با تاریخ خودمان مقایسه کنید، شاید به شما در تصحیح نگرشتان به تاریخ کمک کرد.

10:

خوشبختانه این یک مورد هنوز در ایران وجود دارد ولی در حال انقراض می باشد...

مرتضی جان، می خواستم درخواست کنم که در ارتباط با چین هستان ایران مطالبی را که می دانید در این جستار هم بیاورید.

سپاس

11:

برای اطلاع اقای شهروز باید ایشان خودشان به کتاب های بندهش و پزوهشی در اساطیر ایران رجوع نمايند و به چشم ببینند اینکه هر جا چین هستان تاریخ ایران بصورت hwcyst"n امده که همان خوزستان هست که نزدیک رود فرات هست .


..................................................

......

متاسفانه سایت tarikhema.ir فیلی هست ولی اگر می توانید به جستار " چگونه داریوش سوم شکست خورد " رجوع کنید که بحث بر سر مکانهای تاریخ ایران و همین چین هستان هست و شخصی به نام ایرج ( درود بر ایشان ) که خود فکر می کرد نام خوزستان برای چین هستان اشتباه مرحوم دکتر مهرداد بهار بوده هست , با اوردن نسخه ی اصلی بندهش ایشان لغت چینستان را به خوزستان تایید کردند .

و پرینت و عکسش را گذاشتند .


..................................................

......

سند زیاد هست از کجایش بگویم ؟ شما یکبار کوروشنامه گزنفون فصل 5 را از او تا اخرش بخوانید و بعد نظرتان را به من بگویید .


یا علی

12:

با درود.مرتضی جان 2 تا سوال داشتم:
1_بنابه هستناد کدوم کتاب،رود فرات در نزدیکی چینستان بوده؟
2_اگه چینستان خوزستانه،پس چرا هیچ وقت مورخان یونانی ننوشتند که هند جزو قلمرو چینه؟

13:

خب اگه چین هستان خوزستان ماست پس چرا چین فعلی سرزمین میانی نامیده میشود؟؟؟
من دیگه درباره این موضوع بحثی نمیکنم تا بلکه تحقیقاتم بیشتر بشه و دقیقتر نظرات شمارو قبول یا رد کنم و دو روزیه پستی ندادم تا تایپیک از این جو ایران و چین خارج بشه و در ارامش به ادامه مطالب خودم درباره چین فعلی بپردازم

14:


درود و سپاس

بحث ایران و یا چین نیست گرامی، این تالار هم تالار تاریخ و فرهنگ می باشد و شما در کل بیشتر به فرهنگ چین امروزی پرداختید تا به تاریخ اون که ایرادی نه تنها ندارد که بسیار خوب هم می باشد...اما در ارتباط با تاریخ چین به اعتقاد من تاریخ چین را باید دو بخش نمود یک بخش تاریخی هست که مشترک با تاریخ چین هستان ایران می باشد و بخش دیگر تاریخ مستقل این سرزمین...

در ارتباط با چین و خوزستان که پرسش کردید و اینکه سرزمین میانی کجا می شود، اضافه کنم همانطور که می دانید چین در زبان فارسی مفهوم مناطق کوهستانی را می دهد و در کل ناحیت کوهستانی زاگرس و نواحی از اون را که قابل سکونت بوده را می توانید چین بنامید.

و این مناطق کوهستانی در صورتی که دقت کنید بین دو فلات (Flat) اصلی اراک عجم و اراک عرب برنامه دارد.

امیدوارم پس از مطالعه بیشتر با مطالبی که ارائه می کنید موجبات پیشرفت هر چه بیشتر در حل چیستی چین هستان ایران را فراهم آورید.

پاینده باشید.


15:

با درود گرامی،

به نامهای رود فرات در زبانهای مختلف توجه کنید:

The Euphrates (جغرافیای چین باستانi/juːˈfrtz/; Arabic: الفرات‎: al-Furāt, Hebrew: פרת‎: Prat, Turkish: Fırat, Kurdish: Firat

فرات = پرات ؟!!!

پارس، پرنی، پرثوه، پارث، پارت و پهلو ؟!!!

این رود به دریای اریتره (سرخ) می ریزد


رود فرات از ارمنستان سرچشمه می گیرد و به دریای اریتره می ریزد.

(هرودوت، تواریخ، کتاب اول، بند ۱۸۰)
دریای اریتره در شرق ایران و ماد و ساسپیر و کلچ است (هرودوت، تواریخ، کتاب چهارم، بند ۴۰)


تنگه کِرچ (به روسی: Керченский пролив، به اوکراینی: Керченська протока، به تاتاری کریمه: Keriç boğazı) دریای سیاه را به دریای آزف پیوند می‌دهد و شبه جزیره کِرچ کریمه را در غرب از شبه‌جزیره تامان در شرق جدا می‌سازد.

تنگه ۴٫۵ تا ۱۵ کم (۳-۱۱ مایل) گستردگی و تا ۱۸ م ژرفا دارد.

مهم‌ترین بندرگاه اون شهر کرچ هست.

کرچ = کلچ


به بخشید این قسمت فراموش شد که در ارتباط با چینستان و ارتباطش با فرات می باشد.

کورش در مسیر خود به سمت بابل، به رود خانه ی جینوس رسید که در فصل بهار از کوه های ماتین آغاز شده، از داردانیا گذشته و به رود دیگری به نام تیگریس می ریزد که این رود نیز پس از عبور از شهر اوپیس به دریای اریتره می ریزد.

(کتاب اول، بند ۱۸۹)

ماتین = ماچین خودمان هست تصور می کنم.

چین و ماچین

16:

با درود.
اولا بنده دلیل خواستم که رود فرات در اطراف چینستانه.
ثانیا اگر فرات در اطراف چینستان باشد،اون وقت چینستان کجاست؟
راستی فرات در نظر هرودوت دقیقا کدام رود کنونیست؟(رودی که از ارمنستان سرچشمه می گیرد و از پارت یا پارس می گذرد و به دریای خزر می ریزد؟)

17:

چین کلمه‌ای فارسی هست و China نیز از همین کلمه مشتق شده و در قرن ۱۳ام میلادی توسط مارکو پولو در اروپا رواج پیدا کرده هست.

نام چین در زبان فارسی نیز از کلمه سانسکریت چین (चीन) آمده هست که به عنوان نامی برای این کشور در ۱۵۰ میلادی به کار رفته هست.

کورش در مسیر خود به سمت بابل، به رود خانه ی جینوس رسید که در فصل بهار از کوه های ماتین آغاز شده، از داردانیا گذشته و به رود دیگری به نام تیگریس می ریزد که این رود نیز پس از عبور از شهر اوپیس به دریای اریتره می ریزد.

(هرودوت، کتاب اول، بند ۱۸۹)

تیگریس را دجله تفسیر کرده اند.
در شاهنامه دجله را اروند گرفته می شود.

تیگریس = اروند = دجله

کوه های ماتین؟

یک سوال داشتم به نظر شما کلمه mountain / مان تن / مان تین به چه معنی هست؟

من می گویم این واژه یعنی مان تین از واژه ماتین / ماسین / ماشین / ماچین / ماجین گرفته شده هست.

چین = پستی و بلندی = مناطق کوهستانی
mountain = مان تین = کوه / کوهستان

بر اثر برجای ماندن مواد رسوبی در دریاها، لایه‌های رسوب طی میلیون‌ها سال بر روی یکدیگر انباشته می‌شوند ممکن هست حرکات زمین بعدها، آرام آرام لایه‌های رسوبی را خمیده کند و به طرف بالا حرکت دهد سپس گذشت مدت وقت بسیار زیاد، لایه‌های رسوبی خمیر شده از دریاها سردرمی آورند و به شکل چین خوردگی‌ها در سطح زمین ظاهر می‌شوند چین خوردگی‌های هیمالیا، زاگرس و البرز به همین ترتیب بوجود آمده‌اند فشاری که به لایه‌های رسوبی وارد می‌شود ممکن هست از جهات مختلفی باشد.


جواب پرسش شما که "
چرا رود فرات را در اطراف چینستان در نظر می گیریم؟" داده شده هست.

(به دلایل زیر)

رود فرات از ارمنستان سرچشمه می گیرد و به دریای اریتره می ریزد.

(هرودوت، تواریخ، کتاب اول، بند ۱۸۰)

کوه هستان ارمنستان بزرگ = مان تین ارمنستان بزرگ = چین هستان ارمنستان بزرگ

چین واژه ای ایرانی می باشد.
مان تین در زبان انگلیسی به معنی چین در زبان ایرانی می باشد.
رود تیگریس از ما تین / ما چین / ما کوه سرچشمه می گیرد.
ارمنستان منطقه ای چین هستانی / کوه هستانی می باشد.
فرات از ارمنستان سرچشمه می گیرد.

ماکو به زبان ارمنی به معنی چراگاه‌است و از این رو به اون ماکو فرموده‌اند چرا که چراگاه‌های بزرگ در پیرامون ماکو وجود دارد.[۸] همچنین برخی معتقدند مادها که در وقت پادشاهی ایشتوویگو در این منطقه ساکن شدند، اون را مادکوه (کوه مادها) نامیدند.

این نام بعداً به صورت ماکو درآمد.[۹] یاقوت حموی عقیده دارد ماکو محل زندگی روحانیون زردشتی بوده‌است لذا در اصل ماگوش نام داشته که به مرور ایام ماکو شده‌است.



حال به بررسی پرسش های دیگر شما با توجه به موارد آورده شده می پردازم:

نوشته اصلي بوسيله amir_afshar نمايش نوشته ها
ثانیا اگر فرات در اطراف چینستان باشد، اون وقت چینستان کجاست؟
در تاریخ ایران به واژه چین و ماچین بر می خوریم:

در نوشتارهای کهن پارسی، چین به ایالت سین‌کیانگ (ترکستان شرقی) در شمال غربی جمهوری ایجاد چین کنونی اطلاق می‌گردید.

دیگر بخش‌های جمهوری ایجاد چین کنونی را ماچین می‌نامیدند.

بخش نخست این واژه برگرفته از واژهٔ سنسکریت "مها" به معنای بزرگ می‌باشد، بنابراین ماچین به معنای چین بزرگ‌ هست.
چین جنوبی ماچین نیز خوانده می‌شود و در مقابل ختای یا چین شمالی برنامه دارد.

(قسمتهایی که از متن بالا قرمز کرده ام تفسیر می باشد و نمی توان اونها را صد در صد صحیح دانست.)

چیزی را که از متن بالا می توان دریافت وجود چین کوچک/چین و چین بزرگ/ماچین هست.

چین : کوه ؟

به مطالب زیر توجه کنید:

«کاشان چین» شهری هست ویژه بافت، فروش و عرضه قالی‌هایی با طرح های ایرانی.
کشور هند با تولید فرش‌هایی با نام اصفهان، نائین و بیجار پس از کشور چین فرش‌هایی با نقش و طرح ایرانی را به بازار عرضه کرده هست.
چینی‌ها همچنین قصد دارند شهرهایی با عنوان اصفهان، یزد، تبریز و کرمان نیز تأسیس نمايند.

هدف اونها در این باره تسخیر کامل بازار فرش جهان هست.


علت اصلی را بازار فرش عنوان می نمايند!

هند باستان، چین باستان....

فرش ابریشمی....

ابریشم چین....




ما چین : کوه بزرگ ؟ = ماکو و باکو ناحیه قفقاز (قاف + قاز)


قفقاز ناحیه‌ای میان دریای خزر و دریای سیاه هست.

قفقاز به دو بخش قفقاز جنوبی (ماورای قفقاز) و قفقاز شمالی تقسیم می‌شود.
قفقاز جنوبی شامل کشورهای جمهوری آذربایجان، ارمنستان، گرجستان و بخشهای کوچکی از شمال باختری ایران و شمال خاوری ترکیه می‌شود.

قفقاز ناحیه ماکو تا باکوی امروزی را در بر می گیرد.


قاف
نام کوهی هست افسانه‌ای و بلند که گویند گرداگرد زمین را پوشانده و خورشید از پشت اون طلوع می‌کند.

ماچین = ما کوه = کوه بلند/بزرگ = قاف


اونچه از ظاهر لغات و اسامی محل های امروزی بر می آید هستان ماچین به ناحیت قافقاز می باشد و استان چین هم به ناحیت زاگرس و البرز! می باشد.





نوشته اصلي بوسيله amir_afshar نمايش نوشته ها
راستی فرات در نظر هرودوت دقیقا کدام رود کنونیست؟(رودی که از ارمنستان سرچشمه می گیرد و از پارت یا پارس می گذرد و به دریای خزر می ریزد؟)

رودهای قفقاز شامل حوضه‌های آبریز دریای خزر (ارس، کُر، سولاک، تِرِک، کوما) دریای سیاه (ریونی، اینگوری، کودوری، بزیب) و دریای آزوف (کوبان) هست.

در قفقاز جریان رودها با افزایش ارتفاع و از شرق به غرب، افزایش می‌یابد.

رودهایی را هم که از زاگرس و البرز سرچشمه می گیرند در نظر بگیرید.


از متن هردوت چهار حالت متصور می شوم:

1- رود فرات امروزیاز کوهستان های (چین خوردگی های) سرزمین ارمنستان بزرگ سرچشمه می گیرد و به خلیج فارس می ریزد.

رود فرات از ارمنستان سرچشمه می گیرد و به دریای اریتره می ریزد.

(هرودوت، تواریخ، کتاب اول، بند ۱۸۰)

به همین صورت رود دجله اگر تیگریس باشد می دانیم که به خلیج فارس می ریزد.

کورش در مسیر خود به سمت بابل، به رود خانه ی جینوس رسید که در فصل بهار از کوه های ماتین آغاز شده، از داردانیا گذشته و به رود دیگری به نام تیگریس می ریزد که این رود نیز پس از عبور از شهر اوپیس به دریای اریتره می ریزد.

(هرودوت، کتاب اول، بند ۱۸۹)


رود جینوس باید رود زاب بزرگ باشد که از کوه های ناحیه قفقاز سرچشمه می گیرد و به تیگریس هم می ریزد.



جغرافیای چین باستان


این مورد را نمی توانم بپذیرم زیرا اگر تیگریس را همین رود دجله امروزی بدانیم باید به اریتره (سرخ) بریزد و در خلیج فارس تصور نمی کنم بتوانیم نشانی از سرخی بیابیم.



2- رودهایی که از ارمنستان سرچشمه می گیرند کورا و ارس را می توان نام برد که در نزدیکی دریای خزر بیکدیگر می پیوندند.


درضمن در متن:

کورش در مسیر خود به سمت بابل، به رود خانه ی جینوس رسید که در فصل بهار از کوه های ماتین آغاز شده، از داردانیا گذشته و به رود دیگری به نام تیگریس می ریزد که این رود نیز پس از عبور از شهر اوپیس به دریای اریتره می ریزد.

(هرودوت، کتاب اول، بند ۱۸۹)


از تنگه داردانیا نام برده می شود.

عنوان می شود رود جینوس از کوه های ماتین/ماکو شروع شده و از داردانیا گذشته به تیگرس می ریزد و سپس از اوپیس عبور کرده به اریتره می ریزد.

اگر ارس را جینوس و کورا را تیگریس بگیریم باید تنگه داردانیا و همچنین شهر اوپیس را در مسیرش مشخص کنیم.

البته مشکلی که وجود دارد رود فرات می باشد که در نوشته هردوت از ارمنستان سرچشمه گرفته و به اریتره می ریزد.

در این صورت یکی از رودهای ارس و کورا باید فرات باشد...

رود تیگریس را هم ارس و هم کورا می توان در نظر گرفت ....رود جینوس باید یک رود فصلی باشد و کم آب.

جغرافیای چین باستان

تنگه داردانیا تنگه ای هست که اسکندر مغ دونیا از اون عبور می کند و به آسیا پا می گذارد.


3- سومین حالت رود قزل اوزن می باشد که کوه های الوند سرچشمه می گیرد به احتمال زیاد باید تیگریس باشد که سرچشمه های اون نیز فصلی می باشند و این رود بر پايه نقشه اون از رشته کوه البرز (محل احتمالی داردانیا) گذشته و به سفید رود می پیوندد.

مشکل اینجا این هست اگر این حالت را صحیح بدانیم اونوقت ماچین ناحیه همدان را هم در بر خواهد گرفت.

البته شاهرود را هم می توان به عنوان رود تیگریس در نظر گرفت (تایگر مازندران یا ببر مازندران) که در این صورت قاف که به کوه البرز هم فرموده اند و ناحیت ماچین یا کوه بزرگ هم درست در می آید.

در این صورت قزل اوزن را که طول بیشتری دارد یا خود سفید رود را می توان فرات نامید.

مشکل این بخش سرچشمه فرات هست که به ارمنستان می باشد؟!

پس از تسلط کوروش هخامنشی بر سرزمین ارمنستان کوروش در دوران حکومت خود مبادرت به ایجاد سپاهی متشکل از بیست هزار پیاده و چهار هزار سواره نظام از سربازان ارمنی کرد که این سپاه تا سقوط حکومت هخامنشی در اون شهر به صورت دائمی اقامت گزیدند.

کدام شهر یا ناحیه؟
امتان ارمنستان کنونی مهاجر هستند یا بومیان اولیه این ناحیه؟

جغرافیای چین باستان


4- حالت چهارم رود فرات را می توان رود هراز دانست که در بندهش اینچین آمده: رود هرهز در تپرستان هست و از کوه دماوند سرچشمه می گیرد.
آب زارعی کشاورزان آمل، فریدونکنار، بخشی از بابل و نور نیز از این رودخانه تامین می‌گردد.

علاوه بر این اسامی نامهای لاریجان که شباحت به لارسا دارد و همچنین اسامی مرتبط با رستم و نسا در این ناحیه و وجودشان در نوشته های یونانیان، همچنین فرم این رود که یکی از راه های ارتباطی شمال به جنوب می باشد (محل احتمالی داردانیا) باعث می شود این رود یکی از گزینه های فرات باستانی باشد که به اریتره یعنی سرخ می ریزد...

سرخ‌رود یکی از شهرهای هستان مازندران ایران هست.

این شهر مرکز بخش سرخ‌رود شهرستان محمودآباد هست.

جمعیت بومی این شهر (بافت الف) حدود هفت هزار نفر هست.

سرخ‌رود دارای ۳۹ روستاست.

این شهر در ۶ کیلومتری غرب فریدون‌کنار و پانزده کیلومتری شرق محمودآباد در کنار دریای خزر و در انتهای مسیر رودخانهٔ هراز به دریای خزر برنامه دارد.



مشکل باز این می باشد که فرات از ارمنستان سرچشمه می گیرد:

ارمنیانی که در دوران صفویان به ایران آورده شدند در شهرهایی چون رشت، قزوین، شیراز، اراک، همدان، انزلی، کاشان و به خصوص اصفهان و روستاهای اطراف اون اسکان داده شدند.

به دستور شاه عباس تجار و صنعت گران ارمنی درجنوب پایتخت صفویان در ساحل جنوبی رود زاینده رود اسکان داده شدند و دراین منطقه خانه‌های خود را برپا داشتند و به یاد موطن خود محل سکونت جدید خود را جلفا نامیدند.

شاه عباس برای اینکه ارامنه را به سرزمین جدید وابسته نماید اختیاراتی به اونان اعطا نمود که از اون جمله اجازه ساختن کلیساهای متعدد و برپایی خلیفه‌گری ارامنه جهت اداره امور مذهبی و اجتماعی خاص ارامنیان را می‌توان نام برد.
با سقوط حکومت صفویانو آغاز حملات افغانها به ایران و به علت جنگهای طولانی داخلی که تا اوایل قرن ۱۹ به طول انجامید، ناامنی بر ایران حاکم شد واین امر باعث کوچ تعدادی بسیاری از ارمنیان از مناطق مرکزی و جنوبی ایران به سرزمینهای امن گردید و بدین ترتیب در مدت وقت کوتاهی تعداد زیادی از اونان در سواحل شبه جزیره هند گردآمده و جوامع جدیدی دراونجا تشکیل دادند.
به همین ترتیب بود که باقی‌مانده ارمنیان در ایران اکثراً در شهرهای تهران، اصفهان و تبریز تمرکز یافته و جوامع کوچکی از اونان نیز در شهرها و روستاهای مختلف ایران پراکنده شدند.


داستان ارمایل و کرمایل را در شاهنامه به خاطر بیاورید و مناطق کرمان، کرماشاه، ارمن هستان.......

توجه دارید که اکثر ک-و-چ ها را به دوران صفویه ربط می دهند...یعنی وقت شروع هستعمار توسط غربیان که هنوز هم ادامه دارد.


ارامنه ایران یکی از اقلیت‌های قومی مذهبی ایران از شاخه گریگوریان هستند.

گریگوریان = گریگو + ریان

نژاد کوردها = گوان = جوان = یوان با نژاد ارمنی ها نزدیکی بسیار دارد.

یونانی = greco = گریکو ؟!!!


حال باید مشخص کرد آیا هردوت از همین ارمنستان سخن می فرموده هست یا ارمن هستانی در نواحی مرکزی ایران....

تصور من این هست که از همین ارمنستان سخن می رانده هست و از این روی رود فرات به احتمال زیاد رود ارس یا کورا می باشد که بیشتر نظر من روی کورا می باشد.

به ناحیه پارت یا پهلو هم نزدیک می باشد یعنی یکی از اقامتگاه های پارثیان یا پارتیان و مادها.

باید بررسی دقیق تری صورت پذیرد با توجه به منابع نوشتاری قدیم البته هر منبع باید به صورت مجزا ابتدا بررسی شود و سپس با دیگر منابع مطابقت داده شود.


اون چیز که بر من مسلم می باشد این هست که دریای اریتره که از اون سخن فرموده شده به سختی با خلیج فارس و دریای هند یکی می شود.


امیدوارم توضیحات مفید بوده باشند

18:

با درود.
جور دیگری هم می توان فکر کرد.
رود جینوس ممکنه جیحون باشه.
رود تیگرس ممکنه سیحون باشه.

این رود(جیحون) در گذشته در دوره‌ای بهدریای خزر می‌ریخته بعدها مسیر اون تغییر کرده و با پیوستن به رود سیر دریا به دریاچه آرال می‌ریزد.

امروزه هرچند مسیر اصلی رود به سوی آرال هست اما تمامی آب اون در طول مسیر و با کانال‌کشی‌هایی که برای کشاورزی صورت گرفته به مصرف می‌رسد.

یعنی در گذشته به دریای خزر(اریتره) می ریخته اند.

چون چین همون طور که فرمودید به معنای کوهستانه،مه چین می تونه به معنی کوهستان بزرگ باشه که در گذر وقت تبدیل به ماچین شده.این می تونه همون کوه های پامیر باشه.یعنی همون رشته کوه هایی که جیحون ازشون سرچشمه می گیره.

جالبه که سیحون و جیحون هم مثل جینوس و تیگرس به هم می پیوندند.
در این صورت داردانیا که دروازه آسیا بوده،می تونه تو مسیر این رود باشه.یعنی آسیایی که منظور هرودوت بوده مکانی دیگست.
شهر اوپیس هم در شرق خزر می تونه باشه.


19:

درود بر امیر افشار

اشتباهی از سوی بنده رخ داده هست پوزش خواهانم ان رود نامش دجله ( tiglat ) هست .

هر چند که هم فرات و دجله امروزی سپس پیوستن به یکدیگر به دریای پارس می ریزند .



این متن بندهش , بخش 9 , درباره رود های نامور :

فرات رود را سرچشمه از مرز روم هست .

به اسورستان گذرد , به دجله ریزد , او را فراتی این هست که بر زمین ابیاری نمايند ( ؟ ) , پیدا هست ...............
دجله از دیلمان ( ده سلمان ) بیاید , به خوزستان ( hwcyst" n ) به دریا ریزد .

( بندهش )
__________________________________________________ __________________


در مورد قسمت قرمز شده شادروان مهرداد بهار فرموده اند : نمی دانم فرات را چگونه معنا کرده که فرات بودن معنی ابیاری گرفته ؟ ( مهرداد بهار )

در مورد لغت خوزستان = ( hwcyst" n ) هم باید بگویم که این مکان , مکانی هست که سر کوه ابور سین به انجا پیوسته هست .

( توضیحات بانو پرنیان در باب مکان این کوه را بخوانید )



در مورد پرسش دوم شما بزرگوار :_اگه چینستان خوزستانه،پس چرا هیچ وقت مورخان یونانی ننوشتند که هند جزو قلمرو چینه؟
چون جزو هم نیستند .

شما می توانید به من بگویید که مورخین یونانی و رومی نام چین را اورده اند ؟

...............................

البته به دوستان گوشزد می کنم که چین هستان مکتوبات ایران با کشور چین امروزی یکی باشد , به ناچار کاسپیان ها و ماد ها ( و دیگر اقوام ایرانی .) را باید در همان حوالی چین کنونی بگردیم !!
به این سند از گزنفون توجه دارید ؟

.....

تا اینکه پس از مدتی هستیاگ در ماد بدرود حیات فرمود و پسرش سیاکزار , دایی کوروش زمام حکومت ان سرزمین بدست گرفت .

در این اوان پادشاه اشوری ها پس از اینکه جمله قبایل سوری را که بسیار متعدد و مقتدر بودند , مطیع خویش ساخت , شاه اعراب و هیرکانی را منقاد خود کرد , به سرزمین باکتریان دست اندازی کرد و ان حوالی را نیز مسخر خود کرد و رفته رفته در صدد بر امد که مادی ها را نیز منکوب کند تا ارباب مطلق و بلامعارض ان سرزمین ها گردد .



( کوروشنامه - فصل 5 - ص 26 )


جالب هست که شاه اشوریان سرزمین های هیرکانی ( لابد گرگان امروزی؟ ) و باکتریان ( لابد بلخ امروزی؟ ) را در اوخر حکومت مادها , فتح کرده هست ولی هنوز ماد ها را منکوب نکرده و تازه می خواد حکومت ماد براندازد !!!!!!!
ا:fav11 :


20:

من به شخصه نظر خاصی درباره چینستان ندارم.اما حدس می زنم ماچین،برابر با فلات پامیر باشه.
نوشته اصلي بوسيله mori_hema30 نمايش نوشته ها
در مورد پرسش دوم شما بزرگوار :_اگه چینستان خوزستانه،پس چرا هیچ وقت مورخان یونانی ننوشتند که هند جزو قلمرو چینه؟
چون جزو هم نیستند .

شما می توانید به من بگویید که مورخین یونانی و رومی نام چین را اورده اند ؟

...............................

البته به دوستان گوشزد می کنم که چین هستان مکتوبات ایران با کشور چین امروزی یکی باشد , به ناچار کاسپیان ها و ماد ها ( و دیگر اقوام ایرانی .) را باید در همان حوالی چین کنونی بگردیم !!
به این سند از گزنفون توجه دارید ؟

.....

تا اینکه پس از مدتی هستیاگ در ماد بدرود حیات فرمود و پسرش سیاکزار , دایی کوروش زمام حکومت ان سرزمین بدست گرفت .

در این اوان پادشاه اشوری ها پس از اینکه جمله قبایل سوری را که بسیار متعدد و مقتدر بودند , مطیع خویش ساخت , شاه اعراب و هیرکانی را منقاد خود کرد , به سرزمین باکتریان دست اندازی کرد و ان حوالی را نیز مسخر خود کرد و رفته رفته در صدد بر امد که مادی ها را نیز منکوب کند تا ارباب مطلق و بلامعارض ان سرزمین ها گردد .



( کوروشنامه - فصل 5 - ص 26 )


جالب هست که شاه اشوریان سرزمین های هیرکانی ( لابد گرگان امروزی؟ ) و باکتریان ( لابد بلخ امروزی؟ ) را در اوخر حکومت مادها , فتح کرده هست ولی هنوز ماد ها را منکوب نکرده و تازه می خواد حکومت ماد براندازد !!!!!!!
ا:fav11 :

الاون به نظر من،تنها چیزی که ممکنه اینه که بگیم اینم یکی از سوتی های یونانیاست.
البته درباره هیرکان،فکر کنم گزنفون معتقده در نزدیکی آشوره ولی با توجه به این متن هرودوت میشه اونو انکار کرد.


21:

ببخشید بخش هایی از کتاب هرودوت که درباره هیرکانیاست:
«بند 117-در آسیا دشتی هست که از هر جانب از کوهها محصور هست و در این کوهها پنج گذرگاه وجود دارد.این دشت در گذشته به خراسمی ها[Chorasmies، یا خوارزمی ها قومی از نژاد سکائی بوده هست در ساحل دریاچه ی آرال و رود سیحون سکونت داشتند؛بند 93 همین کتاب] تعلق داشته و با سرزمین اونها و همچنین با سرزمین اقوام هیرکانی[Hyrcanie]،پارت،سارانژی[Saranges، یا زارکاها(Zarka)نام قومی هست که در مغرب هامون امروز سکونت داشتند؛بند 93 همین کتاب] و تامانی[Thamanie، از اقوام ساکن ناحیه هامون و سیستان امروز که با قوم سارانژ مجاور بوده اند؛بند 93 همین کتاب] هم سرحد هست ولی امروز که پارس ها تسلط یافته اند این دشت نیز به پادشاه تعلق دارد.از ک.هستانی که این دشت را درمیان دارد ظط بزرگی جاری هست که آکس[Akes، همان اکسوس(Oxus) یا سیحون امروزی] نام دارد.

این شط در گذشته به پنج شعبه تقسیم می شده و سرزمین اقوامی را که قبلاً نام بردم[مقصود اقوام خراسمی و هیرکانی و پارت و سارانژی و تامانی هست] سیراب می کرده آبهای اون از طریق مچرائی از هریک از گذرگاههای کوهستان بسوی این مناطق جاری بود...


مأخذ:
- تاریخ هرودت، جلد اول:تالی،ترجمه با مقدمه و توضیحات و حواشی:دکتر هادی هدایتی

22:


درود بی کران بر تو مرتضی گرامی

از متن بالا چند حالت را می توان تصور کرد.

1- گزنفون پرت و پلا فرموده هست و آشور را به سپس تولد کوروش آورده هست.
2- گزنفون درست نوشته هست و مفسر و مترجم اشتباه کرده و بر پايه تصورات غلط خود واژه ای را آشور تفسیر کرده اند.
3- و دیگر اونکه اگر خاطرتان باشد در ارتباط با شاهان آشور با شما بحثی داشتم در جستاری دیگر (اگر اشتباه نکنم تاریخ به روایت شاهنامه باید باشد) که از شباهت روایات شاهان آشور و هخامنشی سخن فرمودم......

و با توجه به اون مورد شاید (با % بالا) شیطنتی در ساخت تمدن ها روی داده باشد و تمدن هایی را به صرف تفاوت نام در کتب مختلف ایجاد کرده اند!!!

امروز ایران را در برخی نوشته ها جمهوری اسلامی به تنهایی هم می نامند...باید جمهوری اسلامی و ایران را که هر دو به یک موقعیت جغرافیایی اشاره دارند از لحاظ وقتی جدا کنیم؟


به نظر من نویسندگان باستان کمترین خطا را داشته اند و خطاهایی این چنین از اونها بعید می باشد که ندانند آشور قبل از کوروش بوده یا سپس اون.

دقت داشته باشید که آثار معماری منتسب به هخامنشیان (حکومت کوروش به بعد) از لحاظ گرافیک به آثار آشوریان بسیار شبیه یا بهتر بگویم مانند اون هست.

خاطرتان باشد سارگون (آشوری) را به خورشید سر تفسیر کردم و این شخص در کتبه های یافت شده در لوحی جداگانه نامش آورده شده هست و اینکه مفسر و تحلیل گر بخواهد برای توجیه نظر خود بدون دلیل اسامی که در لوحی دیگر آمده هست را با لوحی دیگر پشت هم برنامه دهد از نظر من کاملا مردود می باشد...یا به اشتباه یا به عمد تمدن سازی و سلسله سازی صورت پذیرفته هست به تاریخ تمدن بشری چندین هزار سال با هستناد به ابزاری نسبی اضافه کرده اند و باقی داستان ها و سوء هستفاده ها جهت ایجاد تفرقه و دشمنی بین امتان منطقه...

با سپاس مجدد

23:

با درود،

بر پايه نوشته هردوت این رود یعنی جینوس نمی تواند رودی مانند جیحون باشد زیرا از متن هردوت اینچنین بر می آید که رود جینوس یک رود فصلی می باشد و نه دائمی...

سرشاخه های جیحون شاید ولی خود رود خیر.

دریاس خزر هم همانطور که آوردم دریاچه آرال را هم در بر می گرفته پس در این مورد تمامی رودهایی که به آرال می ریزند اگر نظریه من در ارتباط با خزر و اریتره صحیح باشد رودهایی بوده اند که به اریتره باستان می ریخته اند.


جیحون یا آمودریا (به یونانی باستان: Oxus/Ὄξος/اُکسوس[۱][۲] که یونانی‌شدهٔ نام پارسی باستان رود: وَخش[۳] هست) پرآب‌ترین رود آسیای میانه هست که رود دوم سیر دریا هست.

سیحون یا سیردَریا (پارسی باستان: یَخشَه اَرتَه، به‌معنای مروارید واقعی؛ پهلوی: یَخشَرت[۱]؛ یونانی: Jaxartes/Ιαξάρτης/یَکسارتِس؛ عربی: سیحون[۲]) یا گل‌زریون، دومین رود پرآبی هست که در آسیای میانه هست که سپس پیوستن به آمو دریا به دریاچه خوارزم (آرال) می‌ریزد.

رود دیگر آمودریا نام دارد. بخش تُرکی این نام، سیر، تا پیش از سدهٔ دهم هجری|شانزدهم میلادی در هیچ منبع تاریخی یافت نشده‌است؛ نخستین مرجع این نام در این سده (دهم هجری) هست، که ابوالغازی بهادُرخان، مورخ و خان خیوه، دریاچه خوارزم را سیر تِنیزی (دریای سرخ‌رنگ) نامید.


دقت دارید که اسناد مربوطه تا سده شانزده میلادی وجود ندارد:
1- نبوده و این نام سیر تنیزی جدید می باشد.
2- بوده و این سند قدیمی ترین نسخه نجات یافته می باشد که به این اسم اشاره کرده.




یک قوم در فلات مرکزی ایران به نام سیاوشی یا سیاوخشی یا سیاوحشی که دارای موهای لَخت پرکلاغی و بدنهای پر مو بعلاوه پوستی سفید می باشند زندگی می نمايند.

در شاهنامه سیاوش از کی کاوس جدا شده و به سرزمین افراسیاب (توران) می رود و داماد افراسیاب می شود.

حالا تخت کاووس(ایران) کجا بوده هست؟
و با توجه به اون و موقعیت این قوم توران کجا می شود؟

می دانیم در شاهنامه فریدون ترک و چین را به تور پسر دوم می دهد، سپس اون تورانیان به سرزمین های دیگر دست درازی کرده و مرزهایشان گسترش می یابد.



نوشته اصلي بوسيله amir_afshar نمايش نوشته ها
چون چین همون طور که فرمودید به معنای کوهستانه،مه چین می تونه به معنی کوهستان بزرگ باشه که در گذر وقت تبدیل به ماچین شده. این می تونه همون کوه های پامیر باشه.
یعنی همون رشته کوه هایی که جیحون ازشون سرچشمه می گیره.


جالبه که سیحون و جیحون هم مثل جینوس و تیگرس به هم می پیوندند.
در این صورت داردانیا که دروازه آسیا بوده،می تونه تو مسیر این رود باشه.یعنی آسیایی که منظور هرودوت بوده مکانی دیگست.
شهر اوپیس هم در شرق خزر می تونه باشه.
سیحون و جیحون که امروز می شناسیم نمی تواند جینوس و تیگرس باشد...زیرا همانطور که فرمودم جی+نوس یک رود فصلی باید باشد و سی+حون و جی+حون هر دو دائمی و پرآب هستند.

پس با این نظر شما که چون جیحون از پامیر سرچشمه می گیرد و پامیر هم ماتین می تواند باشد (که درست هست همانطور که البرز و زاگرس و قفقاز هر کدام می توانند ماتین باشند) به این دلیل که جینوس فصلی هست و جیحون دائمی تصور نمی کنم که نظر موردی که فرمودید درست در بیاید، مگر اینکه اینگونه تصور کنیم که بعدها نام یکی از سرشاخه های جیحون را بر روی نام رود اصلی یعنی تیگریس گذارده اند که بعید می دانم این چنین بوده باشد.



*لازم هست اضافه کنم در مورد متن های که از ویکی پدیا و یا دیگر متون مربوط به قرون اخیر اگر هستفاده می کنم دلیل بر تایید کل محتوای اون متن نیست و صرفا اشاره به مواردی هست که در اونها آمده هست و من اعتقاد دارم که به درستی درک و تحلیل نشده اند.


24:

با درود،

دقت کنید در کتاب هردوت، مورخ به هیچ عنوان بیان نمی کند که رود فرات و جینوس یکی هستند.

مفسرین این نتیجه گیری را کرده اند که چون هر دو رود به اریتره می ریزند و چون نام یکی از رودهای اصلی عراق امروزی فرات هست و به خلیج فارس می ریزد و دجله نیز به همین خلیج می ریزد پس باید تیگریس دجله باشد...

هردوت فرموده:
کورش در مسیر خود به سمت بابل، به رود خانه ی جینوس رسید که در فصل بهار از کوه های ماتین آغاز شده، از داردانیا گذشته و به رود دیگری به نام تیگریس می ریزد که این رود نیز پس از عبور از شهر اوپیس به دریای اریتره می ریزد. (کتاب اول، بند ۱۸۹)

رود فرات از ارمنستان سرچشمه می گیرد و به دریای اریتره می ریزد. (کتاب اول، بند ۱۸۰)


توضیح درباره سه رود هست و نه دو رود که هر سه به نوعی به اریتره ختم می شوند.


درضمن نام رودی دیگر در حجاز (ارابیا) به نام کوریس که به اریتره می ریزد را تصور می کنم رود کورا باشد که از نظر آوایی هم بسیار به کوریس نزدیک می باشد و مقصد اون نیز اریتره می باشد.

در حجاز رودخانه ی بزرگی به نام کوریس هست که به دریای اریتره می ریزد.

(کتاب سوم، بند ۹)


حجاز = عرب + هستان

عرب = ارب = آ + رب

رب = خدا

ارباب = جمع رب = خدایان

25:

درود.
فرمودید که فرات از روم بیاید.تا حالا توجه داشته اید که یکی از القاب مولانا،مولانا رومیست.نام اصلی وی هم جلا الدین محمد بلخیست.
یک فرد بلخی ملقب به رومی؟
اسورستان:به دلیل هم آوایی «س» و «ه» اسورستان=اهورستان.=سرزمین بزرگان

نام قوم و گویشی ایرانی در منطقه کوهستانی استان گیلان به نام دیلمستان و غرب (امتان تنکابن و رامسر منتسب به این قومند) .

«دیل» به معنای میان و درون که همان دل باشد و «لم » به معنای بیشه و جنگل هست .

بنابراین کلمه دیلم به روی هم به معنی دل جنگل یا بیشه را دارد .

(البته لم به معنای بوتهٔ تمشک نیز هست.
درون جنگل یا درون تمشک؟
البته به ناحیه کوهستانی هم می گویند.

اون جا هم به جای خوزستان،چینستانه که فکر کنم به معنیه کوهستان می باشد.
من خودم به شخصه معتقدم چینستان خوزستان نیست.نظر قبلی خودم مبنی بر یکی بودن چینستان و اصفهان رو هم رد می کنم و معتقدم چینستان یک منطقه کوهستانیه.


26:

من هر قد میخوام وارد این بحث نشم باز مطالبی که شما میذارید نمیذاره
اولا که تاریخ و قدمت جاده ابریشم مشخصه و شکی درش نیست :
نخستین بار در دوران هخامنشی ها بود که به اهمیت راه پی بردند.

اون ها با ایجاد راه شاهی که از بابل شروع و با گذر از منطقه زاگرس و سرزمین ماد به ری و سپس به بلخ می رسید راهی نو در جهان افکندند.

این راه از شهرستان توان هوانگ در چین به ولایت کانسو می‌آمد و از اون جا داخل ترکستان شرقی امروزی می‌شد و از درون آسیای مرکزی می‌گذشت و از راه بیش‌بالیغ و آلمالیغ و اترار به سمرقند و بخارا می‌رسید.

در بخارا قسمت اصلی اون از راه مرو، سرخس، نیشابور، گرگان به ری می‌آمد و از ری به قزوین و زنجان و تبریز و ایروان می‌رفت و از ایروان به ترابوزان یا بیکی از بندرهای شام پایان می‌گرفت.

قسمت فرعی این راه از سمرقند به خوارزم و از خوارزم به سرای و هشترخان و از اون جا به کنار رودخانهٔ «دن» و بندرهای دریای آزف پایان می‌یافت. مهم‌ترین کالایی که از ایران می‌گذشت، ابریشم بود، اما چون ایرانیان مقدار بسیاری از ابریشم خام چین را که وارد می‌کردند، به خود تخصیص می‌دادند می توانستند فراورده‌های خویش را به هر بهایی که بخواهند، به کشورهای باختر زمین بفروشند.

ترکان به تحریک اتباع سغدی خود کوشش ها کردند، تا از خسرو انوشیروان اجازه گذر دادن ابریشم خود را از خاک ایران به دست بیاورند اما نتیجه نبخشید.

با آغاز مسیر از شهرهای ساحلی شرق چین و برای پیشگیری عبور از بیابان های مرکزی چین، این مسیر به دو راه شمالی و جنوبی تقسیم می‌شد.
مسیر شمالی که عمدتا امروزه از اون با نام راه ابریشم یاد می‌شود از روستای توان هوانگ آغاز می‌شد و پس از گذر از ایالت های گوناگون در چین و پیش از رسیدن به بیایان بزرگ مرکزی چین به سه راه متفاوت بخش می‌شد که دو تای اون ها از شمال بیابان و یکی از جنوب اون عبور می‌کرد.
مسیر جنوبی یک مسیر ثابت بود.

مسیری که پس از گذر از قسمت های جنوبی چین به شمال هندوستان می‌رسید و سپس به خراسان و ایران و سپس یا به مسیر دریایی می‌پیوست و یا با مسیر شمالی یکی می‌شد.
از حدود ۱۴ قرن پیش در وقت امپراتور خاندان هان در شرق چین، یک مسیر دریایی که البته به طور رسمی قسمتی از جاده ابریشم نبوده‌است، نیز مورد هستفاده برنامه گرفت.

خب در مورد قدمت راه که شکی نیست و عبور ابریشم از چین به ایران و از ایران به اروپا در همه تواریخ ذکر شده جز منابع شما
حالا بالفرض که چینستان همون خوزستان بوده و ابریشم تو خوزستان تولید میشد و به نام چین ایران به اروپا میرفت ؟ حالا سوال اینه که چرا جاده ابریشم هیچ دور برگردانی به خوزستان یا چین ایرانی ندارد و اصلا از نزدیک این شهر نگذشته هست؟؟؟ شاید ابریشم ها به تبریز (نزدیکترین مسیر جاده ابریشم به خوزستان) ارسال میشد و از انجا به عنوان ابریشم چینستانی به اروپا میرفت؟؟؟

جغرافیای چین باستان
جغرافیای چین باستان
جغرافیای چین باستان
جغرافیای چین باستان

27:

افق جغرافیائی هرودت از نظر جاده ها از سمت شرق فقط محدود به شوش و بابل بوده هست و ظاهرا هیچ اطلاعی از جاده هائی که به پارس میرسیده اند و به طریق اولی از راههائی که از فلات ایران و آسیای مرکزی عبور میکرده اند نداشته هست.

لوحه های پرسپولیس از این اعتبار برخوردارند که حتی اگر هنوز مجموعه اطلاعات مضبوط در اونها منتشر نشده هست باز هم یک دیدگاه کلی از مرکز امپراتوری به مامیدهند.در این لوحه ها علاوه بر راه ارتباطی شوش به پرسپولیس که به دفعات مورد اشاره برنامه گرفته راه باختریش ( ۹ یا ۱۰ بار ) هند ( ۷ بار ) هرخواتیش و قندهار ( ۱۱بار ) اریه ( ۴ بار ) سگارتیه ( ۲بار ) ماد ( یک بار ) بابل ( ۱ یا ۲ بار ) مصر( یک بار ) و سارد ( ۳ بار ) تکرار شده اند.

به این ترتیب معلوم میشود که سراسر خاک امپراتوری به خصوص شرق ایران زیر پوشش جاده ها بوده هست و با این توصیف مشخص هست که جاده شاهی سارد به شوش را باید فقط به منزله جاده ای در میان راهها و جاده های دیگر شمرد.


راستی خانم حامد معتقدند که چینستان خوزستانه ولی من خودم فکر نمی کنم این طوری باشه.
شاید بخشی در خراسان بزرگ باشه.


28:



چه چیز اون مشخص هست؟!

با توجه به پاراگراف بالا قدمت جاده ابریشم فعلی به دوران هخامنشی می رسد...سندی دارید که این را اثبات کند؟ نام چین ها در وقت هخامنشی چه بوده هست؟ مگر نه اینکه ابریشم وارد می کردند برای بافت پارچه های زربفت...نام کشوری که این محصول را از اون وارد می کردند در کدام سند آمده هست؟


نوشته اصلي بوسيله shahruz نمايش نوشته ها
مهم‌ترین کالایی که از ایران می‌گذشت، ابریشم بود، اما چون ایرانیان مقدار بسیاری از ابریشم خام چین را که وارد می‌کردند، به خود تخصیص می‌دادند می توانستند فراورده‌های خویش را به هر بهایی که بخواهند، به کشورهای باختر زمین بفروشند.

ترکان به تحریک اتباع سغدی خود کوشش ها کردند، تا از خسرو انوشیروان اجازه گذر دادن ابریشم خود را از خاک ایران به دست بیاورند اما نتیجه نبخشید.
نوشته اصلي بوسيله shahruz نمايش نوشته ها
چه بهایی؟!!

قیمت ابریشم در وقت هخامنشیان یا اشکانیان یا ساسانیان یا حتی اوایل دوران اسلامی چقدر بوده هست؟!!

به هر حال تاجران اون دوران هم باید سودی می بردند از این تجارت دیگر؟!

یکبار دیگر مسیر را متر کنید ببینید امروز شما بخواهید با همان وسایل نقلیه اون روزگار این ابریشم را به ایران بیاورید بعد چقدر قیمت روی اون می گذارید...در نظر داشته باشید که از چه مسیری عبور می کنید و بدانید که:
خطر بیشتر = قیمت بیشتر
وقت بیشتر = قیمت بیشتر
سختی مسیر = قیمت بیشتر

اینرا هم در نظر داشته باشید که ابریشم یک کالای لوکس در چین باستان بوده هست، یعنی در خود چین هم گران بوده و مورد هستفاده اشراف

رومیان چقدر پول بابت این کالا پرداخت می کردند؟!!

تصور من این هست که با دو توپ پارچه ابریشمی می شد کل روم را خرید



نوشته اصلي بوسيله shahruz نمايش نوشته ها
مسیر جنوبی یک مسیر ثابت بود.

مسیری که پس از گذر از قسمت های جنوبی چین به شمال هندوستان می‌رسید و سپس به خراسان و ایران و سپس یا به مسیر دریایی می‌پیوست و یا با مسیر شمالی یکی می‌شد.
از حدود ۱۴ قرن پیش در وقت امپراتور خاندان هان در شرق چین، یک مسیر دریایی که البته به طور رسمی قسمتی از جاده ابریشم نبوده‌است، نیز مورد هستفاده برنامه گرفت.
مسیر جنوبی از راه خشکی بوده یا دریا...در نقشه ها که در انتها آوردید همگی راه های جنوبی چین از طریق دریا می باشد یعنی از ابتدا دریایی بوده و راه جنوبی که از خشکی بگذرد حداقل در نقشه ها نیست!!!

روستای هندوکش را در ایران جستجو کنید شاید به ارتباط چین و هند و مسیر جنوبی پی بردید.

نوشته اصلي بوسيله shahruz نمايش نوشته ها
خب در مورد قدمت راه که شکی نیست و عبور ابریشم از چین به ایران و از ایران به اروپا در همه تواریخ ذکر شده جز منابع شما
کدام راه؟! چه مسیری؟!!

الان به من بگویید راه قم به میلان چه مسیری می شود؟

می دانید که فرانسویان رم را قم تلفظ می نمايند....

حالا من رم به میلان را فرموده ام یا قم به میلان را؟!!!

البته باز وقتی تکلیف رم و قم را روشن کردید از خود بپرسید میلان در آذربایجان یا میلان در ایتالیا؟!!!


قدمت را هم ببینید که چگونه می سنجند بعد به راحتی مطلبی را قبول کنید.

ایرادات روشهای قدمت سنجی یا تاریخ گذاری


نوشته اصلي بوسيله shahruz نمايش نوشته ها
حالا بالفرض که چینستان همون خوزستان بوده و ابریشم تو خوزستان تولید میشد و به نام چین ایران به اروپا میرفت ؟ حالا سوال اینه که چرا جاده ابریشم هیچ دور برگردانی به خوزستان یا چین ایرانی ندارد و اصلا از نزدیک این شهر نگذشته هست؟؟؟ شاید ابریشم ها به تبریز (نزدیکترین مسیر جاده ابریشم به خوزستان) ارسال میشد و از انجا به عنوان ابریشم چینستانی به اروپا میرفت؟؟؟
سخن من این بود...

چین هستان = کوه هستان

من خوز هستان امروز را با چین هستان باستان یکی ندانستم و در ارتباط با ابریشم هم آدرس دادم به پست های من دقت کنید دقیقا در همان نواحی که اشاره کردم تصویر زیر را نگاه کنید یا اینکه جغرافیای محل اونرا بررسی کنید.

کاشان محل اصلی کارگاه های ابریشم بوده در ایران.

کوهستان های ایران را ببینید:

جغرافیای چین باستان



دوباره تکرار می کنم:

روستای هندوکش را در ایران جستجو کنید شاید به ارتباط چین و هند و مسیر جنوبی پی بردید.



نوشته اصلي بوسيله shahruz نمايش نوشته ها

جغرافیای چین باستان
جغرافیای چین باستان
جغرافیای چین باستان
جغرافیای چین باستان
اینهم تصویر دیوار اصلی چین، آیا ارتباطی با جاده ابریشم که می کشند نمی بینید؟!

جغرافیای چین باستان

29:

درود گرامی،

همانطور که در پست های قبلی عنوان کردم این که از چه جغرافیایی سخن فرموده بدلیل برداشت اشتباه مفسر باید بررسی مجدد شود.



نوشته اصلي بوسيله amir_afshar نمايش نوشته ها
لوحه های پرسپولیس از این اعتبار برخوردارند که حتی اگر هنوز مجموعه اطلاعات مضبوط در اونها منتشر نشده هست باز هم یک دیدگاه کلی از مرکز امپراتوری به مامیدهند.در این لوحه ها علاوه بر راه ارتباطی شوش به پرسپولیس که به دفعات مورد اشاره برنامه گرفته راه باختریش ( ۹ یا ۱۰ بار ) هند ( ۷ بار ) هرخواتیش و قندهار ( ۱۱بار ) اریه ( ۴ بار ) سگارتیه ( ۲بار ) ماد ( یک بار ) بابل ( ۱ یا ۲ بار ) مصر( یک بار ) و سارد ( ۳ بار ) تکرار شده اند.

به این ترتیب معلوم میشود که سراسر خاک امپراتوری به خصوص شرق ایران زیر پوشش جاده ها بوده هست و با این توصیف مشخص هست که جاده شاهی سارد به شوش را باید فقط به منزله جاده ای در میان راهها و جاده های دیگر شمرد.


راستی خانم حامد معتقدند که چینستان خوزستانه ولی من خودم فکر نمی کنم این طوری باشه.
شاید بخشی در خراسان بزرگ باشه.
راه باختریش؟!!

باختر یا آپاختر = شمال یا دقیق تر جهت ستاره شمال

با = شمال یا بالا
اختر = ستاره

ما ابتدا باید ببینیم در وقتی که کتیبه نگارش می شده هست این نامها به چه جغرافیایی اشاره دارند و بعد تفسیر هایی را که هستارتر در ارتباط با مسیر جاده ابریشم از روی منابع نوین می آورند را قبول کرد.


30:

چینی ها اولین قومی بودن که قطب نما رو ساخته و ازش هستفاده کردن (هرچند برخی دوستان این موضوع رو رد کردن الانم کلی در نفی اون مطلب میارن) در نتیجه اکثر ساختمان هایی که از اون زمون مونده دارای تراز بوده و هیچ انحرافی در انها نیست .
همینطور چینی ها اومدن یه خطری کشیدن به عنوان خط وسط زمین که الان در شهر پکن مشهود هست و داخل شهر یه جاهایی (وسط پارک و خیابان و ساختمون و ..) یه سری سنگ چیدن که همون خط هست .

این خط از وسط کاخ ممنوعه گذشته و اونو به دو نصف تقسیم کرده و مسیر مخصوص امپراتور بوده هست و افراد دیگر حق راه رفتن روی ان را نداشتن
همچنین شهر پکن دارای 6حلقه هست که شهر ممنوعه حلقه اول شهری پکن میباشد و حلقه های بعدی (که در نقشه با عنوان رینگ 1 رینگ 2 و ...) موازی با شهر ممنوعه ساخته شده اند که امروزه اتوبانهای اصلی شهر هستند و تمامی خیابانها و کوچه ها موازی با این حلقه ها ساخته شده هست
جغرافیای چین باستان

موازیت خیابانها و مناطق نیز در این نقشه تقریبا مشخص هستن البته برخی جاها به دلیل شرایط یه انحرافاتی هم به خیابانها دادن ولی روی هم رفته اکثریت خیابانها موازی بوده و همدیگر رو قطع مینمايند:

جغرافیای چین باستان

31:


درود بر شما نوید خان

نوشته اصلي بوسيله nsolhdoust نمايش نوشته ها
از متن بالا چند حالت را می توان تصور کرد.

1- گزنفون پرت و پلا فرموده هست و آشور را به سپس تولد کوروش آورده هست.
اگر اینگونه باشد باید حجم بیشتر تواریخ یونانی را پرت و پلا فرض کنیم .

اطلاعات باستانشناسان در مورد پایانیابی حکومت اشور و حتی خود مادها بسیار اندک هست .

اگر حافظه ام اشتباه نکرده باشد , اشور در جاهایی به بابل هم ترجمان شده هست دقیقا یادم نیست .





نوشته اصلي بوسيله nsolhdoust نمايش نوشته ها
گزنفون درست نوشته هست و مفسر و مترجم اشتباه کرده و بر پايه تصورات غلط خود واژه ای را آشور تفسیر کرده اند.
100/100

در مورد نامواژه ی اشور باید خیلی بیشتر تحقیق کرد .


نوشته اصلي بوسيله nsolhdoust نمايش نوشته ها
- و دیگر اونکه اگر خاطرتان باشد در ارتباط با شاهان آشور با شما بحثی داشتم در جستاری دیگر (اگر اشتباه نکنم تاریخ به روایت شاهنامه باید باشد) که از شباهت روایات شاهان آشور و هخامنشی سخن فرمودم......

و با توجه به اون مورد شاید (با % بالا) شیطنتی در ساخت تمدن ها روی داده باشد و تمدن هایی را به صرف تفاوت نام در کتب مختلف ایجاد کرده اند!!!
شما گمان دارید که اشور و شاهان ان با پرس و شاهان ان یکی هستند ؟ این هم یادتان باشد که سوریگ ( سوریگ بوم با سغد یکی دانسته شده ) و اسوریگ ( اشوری ) در بندهش از نوادگان تور فرزند فریدون هستند .

شباهت دلیل بر چیزی نیست .


نوشته اصلي بوسيله nsolhdoust نمايش نوشته ها
امروز ایران را در برخی نوشته ها جمهوری اسلامی به تنهایی هم می نامند...باید جمهوری اسلامی و ایران را که هر دو به یک موقعیت جغرافیایی اشاره دارند از لحاظ وقتی جدا کنیم؟
یک نمونه دیگرش کلمه ایران را در ترجمان تواریخ یونی که در اصل و واقعیت پرس هست , می افزایند .





نوشته اصلي بوسيله nsolhdoust نمايش نوشته ها
به نظر من نویسندگان باستان کمترین خطا را داشته اند و خطاهایی این چنین از اونها بعید می باشد که ندانند آشور قبل از کوروش بوده یا سپس اون.



مورخی که نداند افغانستان سپس ماد هست , نوشته هایش ارزش ندارد .

درست هست نوسندگان باستان کمترین خطا را داشتند و عقلشان هم از ما بیشتر بوده .


نوشته اصلي بوسيله nsolhdoust نمايش نوشته ها
دقت داشته باشید که آثار معماری منتسب به هخامنشیان (حکومت کوروش به بعد) از لحاظ گرافیک به آثار آشوریان بسیار
نوشته اصلي بوسيله nsolhdoust نمايش نوشته ها
شبیه یا بهتر بگویم مانند اون هست.
اشوریان در حکومت ماد حل شد و حکومت ماد در حکومت پارس .

لذا چنین چیزهایی طبیعی هست .

کاشی کاری های تپه بوکان نیز مانند سردر ورودی پارسه کد هست ( قدمت 3000 سال )


نوشته اصلي بوسيله nsolhdoust نمايش نوشته ها
خاطرتان باشد سارگون (آشوری) را به خورشید سر تفسیر کردم و این شخص در کتبه های یافت شده در لوحی جداگانه نامش آورده شده هست و اینکه مفسر و تحلیل گر بخواهد برای توجیه نظر خود بدون دلیل اسامی که در لوحی دیگر آمده هست را با لوحی دیگر پشت هم برنامه دهد از نظر من کاملا مردود می باشد...یا به اشتباه یا به عمد تمدن سازی و سلسله سازی صورت پذیرفته هست به تاریخ تمدن بشری چندین هزار سال با هستناد به ابزاری نسبی اضافه کرده اند و باقی داستان ها و سوء هستفاده ها جهت ایجاد تفرقه و دشمنی بین امتان منطقه...

با سپاس مجدد
باید اصل نوشته مورخین را دید .

متاسفانه غربی ها زیاد تفسیر می نمايند و بن این تفسیرات از روی اشتباه هست .


.....................................
اقای نوید صلح دوست و دیگر دوستان گرامی تاریخجوی از شما یک تقاضایی داشتم :

از کلیه دوستانی که اطلاعاتی در مورد آثار تاریخی عراق دارند خواهشمندم اونها را برای اضافه کردن به این سایت http://www.iranatlas.info/ در اختیار اقای صدقی نژاد بگذارند .



یا علی

32:

مرتضی جان برعکس تصور شما شباهت بهترین دلیل برای یافتن درست از نادرست می باشد.

در ارتباط با سغد و ارتباطش با اسوریگ باید بگویم از نظر آوایی ارتباطی زیادی نیست ولی با واژه سوگود بسیار نزدیک هست که این نام سرچشمه رود جیحان ترکیه می باشد که به Söğütlü Dere / سُو اوت لو دره معروف هست.


اسوریک، اسور، اشور....سوری، سوریه، سورخی، شوری، شوروی...توری، تورک، توران، تروی، تورکیه، تورکمن و...

سوری به معنی سرخ رنگ می باشد

اگر نام سوریه را گرفته شده از آسور بدانیم باید آشور نیز با رنگ سرخ ارتباط داشته باشد.

در متون ایرانی تورانیان را با پرچم سیاه معرفی می نمايند.

و اونطور که می دانیم با دو قیام سیاه جامگان در شرق و سرخ جامگان در غرب سپس اسلام مواجه می شویم.

چون آثار آشور در غرب معرفی شدند آشور را باید در غرب زاگرس فقط تصور کرد؟!

در کتاب بانو حامد از قول متون شرقی سرزمین تور، ثور جغرافیای چین باستان، سور، تورج یا طوج این چنین آمده هست:

تاریخ بلعمی:
ناحیت ترک، الترک و خزران، الخزر و چینستان، الصین و زمین شرق

شاهنامه:
ترک و چین

لب التواریخ:
دیار مشرق تا رود جیهون

دقت دارید که ثور معنی گاو را می دهد و گاو در آثار آشوری نقش مهمی را ایفا می کند و همچنین یکی از حیوانات مورد احترام در هندوستان امروزی (شرق) می باشد.

جدا از واژه شرق که مشخص نیست اشتباه در ترجمه باشد یا خیر ما در توضیحات بالا به دو ناحیه چین و ترک بر می خوریم

- چین امروزی در شرق برنامه دارد و چین باستانی از نظر من نواحی کوهستانی می باشد.

- ناحیت ترک در شمال غربی و شمال شرقی ایران می باشد.

آذربایجان و ترکیه در غرب و ترکمن هستان در شرق.

- در ارتباط با وارد شدن واژه ترک به غرب در دوران عثمانی این اتفاق گویا رخ می دهد که برای ایجاد حس ناسیونالیستی توسط سلاطین عثمانی که خود از مهاجران ترک شرقی بودند، برای حفظ تاج و تخت و تحت فشار برنامه دادن مخالفین و دیگر قومیت ها که اکثریت را تشکیل می دادند صورت می پذیرد.

(نمی توان زیاد روی این روایت تکیه کرد بدلیل هموقتی با شروع دوران تحریفات نوین تاریخ توسط غرب)

- زبان هم نمی تواند کمک چندانی به حل شرق بودن یا غربی بودن خواستگاه اولیه ترکان بکند زیرا هم در شرق و هم در غرب به لجه های مختلف ترکی سخن می گویند.

- از متن بلعمی بر می آید که ترکان در اطراف خزر ساکن بوده اند که با این توضیح اگر فرض را بر این بگذاریم که بلعمی به ترتیب سرزمین های تور را نام می برد می توان ترک را در غرب خزر و چین هستان برنامه داد.

(ناحیت ترک، الترک و خزران، الخزر و چینستان، الصین و زمین شرق) که اگر و اما را باز به دنبال دارد.


در ضمن دقت داشته باشید نام خزر در هستان مازندران ایران یافت می شود.

امتان مازندران و گیلان با یکدیگر ارتباط خوبی ندارند (مانند ترک و فارس) ناحیت گیلان از آستارا تا انزلی اکثریت ترک زبان دارند و به سمت شرق گیلکی مشهودتر می شود.

شهرستان های مرزی مازندران و گیلان رودسر و رامسر می باشد.

رود / روس / روز + سر
رام/ رم + سر

ترک و خزر را گیلان و مازندران در نظر بگیرید، چین هستان را کوهستان البرز (فرضیه)
دروازه خزر به احتمال زیاد همین مسیری هست که امروز جاده چالوس می نامیم.

- خود واژه ترک در فرهنگ فارسی معنی زیبا روی می دهد که با اقوام ترک شرقی به هیچ وجه همخوانی ندارد مگر اینکه تصور از زیبایی چیز دیگری در قدیم بوده باشد.

برعکس در ناحیت غربی با زنان زیبا روی برخورد می کنیم که امروز به اونها هم ترک می گویند.

واژه ثور به معنی گاو و واژه torero در زبان اسپانیایی به معنی گاوبازی می باشد.


کشتن گاو در آیین میترایی یک عمل مثبت و در آیین مزدایی عملی مردود می باشد

ساسانیان را به آیین مزدایی و اشکانیان را میترایی می دانند.

گاوبازی در گیلان:

جغرافیای چین باستان

گاوبازی در اسپانیا:

جغرافیای چین باستان


علاوه بر گاوبازی رسم دیگری وجود دارد که در تالش (گیلان) و اسپانیا مشترک هست و اون رقصیدن زنان با چراغی بر سر می باشد که البته در ایران تقریبا به دلیل ملاحظات اسلامی در سالهای اخیر دیگر روی نمی دهد.

جغرافیای چین باستان



حال برای پیدا کردن خواستگاه تورکان بایسته هست به کاربرد گاو میان اقوام هند و فارس و چین و تورک و کورد و شمالی نگاهی دقیق تر شود.

آیا آشور/ آسور و آتور یکی هستند یا اینکه آسور را باید آ سول یا آ سُل یا آ سُلم دانست و جدا از تور؟!

روم در غرب هست و ترک در شرق!!!؟

روم و خاور (غرب)!!!؟
ترک و چین (شرق)!!!!؟

سلم و تور باهم یکی می شوند و ایرج را می کشند!!!!؟

در شاهنامه تا دوران گشتاسب دیگر نامی از سلمیان نمی شنویم و فقط داستان ایرجیان و تورانیان هست!!!؟


--------------------------------------------


درضمن پیشتر یکی از دوستان راجع به واژه اسپانیا و ارتباط اون با اصفهان پرسیدند که در زیر ارتباط بین اون دو می آید.


اسپانیا:
ریشه نام رومی هیسپانیا، که نام کنونی اسپانیا از این واژه گرفته شده، نامشخص هست.

هیسپانیا شاید از گویش شاعرانه واژه یونانی هیسپریا گرفته شده باشد که به معنای "سرزمین غرب" یا "سرزمین غروب خورشید" می باشد.[۱]
هیسپانیا ممکن هست از واژه پونیکی ای-شپانیا به معنای "جزیره خرگوش‌ها"، "سرزمین خرگوش‌ها" یا "لبه"، که به یاد آورنده موقعیت اسپانیا در لبه اروپا می باشد، گرفته شده باشد؛ سکه‌های کشف شده در اسپانیا از دوره هادریان نیز تصویر زنی همراه یک خرگوش را نشان می دهد.[۲] به فرموده برخی هیسپانیا از واژه باسکی ازپانا به معنای "لبه" یا "مرز" گرفته شده هست که موقیعت جغرافیایی اسپانیا را در لبه یا مرز قاره اروپا متذکر می شود.

[۱]
پژوهشگر و تاریخ‌نگار دوره رنسانس اونتونیو دی نبریخا معتقد هست هیسپانیا از واژه ایبریایی هیسپالیس به معنای "شهر دنیای باختری" فرموده شده هست.

خسوس لوییز کونخیلوس معتقد هست نام اسپانیا از واژه اسپن که از اسپای که واژه‌ای هست به زبان فنیقی به معنای "ذوب و شکل‌دهی فلر" گرفته شده هست و "ای-سپن-یا" نیز به معنای "سرزمین ذوب و شکل‌ دهی فلزات" هست.

بانو حامد اسپهان را در کجا فرموده اند؟ نواحی غربی کشور در زاگرس

لبه، مرز، مغرب، محل غروب خورشید و خرگوش که به معنی بزرگ گوش می باشد و ذوب و شکل دهی فلزات!!!!


سپاس دوباره از این بزرگوار (بانو حامد) بدلیل کمک بزرگی که به بازیابی حقیقت تاریخ کرده اند.


33:

لینكهای مفید در باره چین

سلسله های چین]
"شیا"-نخستین سلسله در تاریخ چینسلسله شانگ-نخستین سلسله ثبت شده در تاریخ چینسلسله "جو"غربی و دوره بهار و پایز و دوره کشورهای جنگجو
سلسله "چین"-نخستین سلسله فئودالی در تاریخ چین
سلسله"هان"
سلسله "وی"،سلسله"جین" و سلسله های جنوبی و شمالی
سلسله "سوی"و سلسله"تانگ"سلسله"سون" سلسله"یوان"
سلسله"مینگ"
سلسله"چینگ"
>>[کتابهای تاریخی معروف چین]
استراتژی ها و تاکتیک های "سون زی"
کتاب "شی جی"-یادداشتهای تاریخی
>>[سلسله های شکوفا و رونق چین]
پنج دوران شکوفا و رونق در تاریخ چین
>>[رازها]
راز سفر "شو فو"به ژاپن
رازی کاویدن غارهای"مو گائو کو""دون هوانگ"در شمال غربی چین
سرنوشت آثار عتیقه باغ"یوان مین یوان"
راز فیسل انسان"بیجینگ"
راز"یانگ گوی فی"همسر پادشاه"تانگ شیوان جونگ"
راز آرامگاه امپراتوری "چین شی هوان"
>>[داستان تارخی چین]
دانستنی های جاده ابریشم
اسامی قلعه های دیوار بزرگ چین
اسامی جالب هستان"تایوان"
چرا چینیان فرزندان اژدها نامیده می شوند
فرهنگ اسامی چین
چگونگی انتقال فنون پرورش پیله به غرب
روند شکلگیری و تکمیل زبان چین
صدای زنگوله بزرگ"یونگ له"به 45 کیلومتری می رسد
مناظر شفرمود آور جدید شهر "بیجینگ"
سوزن هستخوانی و زیورآلات انسان بدوی "غارنشس

34:

بابا میگن همه اینا تحریف شده هست و چین تا 500 قبل وجود خارجی نداشت و الان 6 صفحه هست در اینباره بحث و فرمودگو مینمايند تا اثبات نمايند چین همون کاشان بود یا خوزستان شاید هم گرگان

35:

اولا تاریخ چین بیش از 500 ساله ولی 5000 سال نیست.
ثانیا سنگ نوشته گلپایگان و معنای لغوی چین رو می خواید چیکار کنید؟یا درازای جاده ابریشم که به قول دوستمون یه بازرگان چینی نمی تونست با فروش ابریشم سودی به دست.


36:

منکه چیزی نفرمودم حرف شماها رو قبول کردم که اصلا وارد بحثتون نمیشم خواستم به این دوستمون هم یاداوری کنم که در جریان باشه

37:

بحث به بیراهه کشیده شده هست .

اقای صلح دوست بزودی در مورد مطالب شما نظر این حقیر را خواهید دید .



( فقط یک تذکر : در زبان فرانسوی ر را ق تلفظ می نمايند , مثل سریال کلاه پهلوی که می بینیم نام کریم را کقیم تلفظ می نمايند و اشاره خود شما که رم را قم تلفظ می نمايند و...

)

-----------------
کسانی که می خواهید مکان چین هستان در تاریخ ایران را بیابند , می توانید مکان کوه اسپروچ ( اسپروز ) را ابتدا پیدا کنید و سپس چین هستان تاریخ سنتی ایران را در جنوب ان بیابید .


38:

دوستان عزیز مرتضی و شهروز از طرف مطالب که در این پست ارسال کرده ام و همچنین ارتباطشان با چین! هیچگونه شکی ندارم.

دلیل شرکت در این جستار یک درخواست های مکرر هستارتر جهت دریافت نظرات خوانندگان جستار و همچنین اشاره به قسمت های مهمی بود که کمک بزرگی به حل مساله تحریفات تاریخی می کند بوده هست و اگر نه با هستارتر محترم که نظر خاص یا شخصی در ارتباط با تاریخ ندارند مشکل شخصی ندارم، زیرا ایشان را اولا نمی شناسم دوم اینکه این کاربر محترم همانند برخی دیگر از کاربران اهداف خاصی را دنبال نمی نمايند.

باز هم از تلاش ایشان در به اشتراک گذاشتن مطالبی که در اینترنت جستجو می نمايند و همچنین تجربیات شخصی شان در سفر به چین تشکر می کنم.

ولی اجازه دهید که مطالبی که جای سوال دارند به عنوان فکت و قانون به این راحتی تکثیر نشوند.

سپاس

نوشته اصلي بوسيله shahruz نمايش نوشته ها
هر چند دوستان تو تایپیک هیچ مشارکتی ندارن و کسی در مورد مطالب نظر نمیده ولی من کار خودمو میکنم و ادامه میدم
نوشته اصلي بوسيله shahruz نمايش نوشته ها
بیاریم بالا بینیم کسی در مورد مطالبی که تا کنون نوشتیم نظری نداره؟
نوشته اصلي بوسيله shahruz نمايش نوشته ها
من انتظار تنکس ندارم چه بسا افراد بسیاری که میان مطالبی که نوشتم رو میخونن و میرن و ملالی هم نیست
لطفا کسانی که تنکس میزنند نظری مطلبی چیزی درباره نوشته هام بگن تا منم امیدوار بشم که مطالبم جالبه
خیلی ممنون دوستای عزیزم

قسمت زیر نمونه ای از همان قسمت های هست که مشکل دارد، که توضیح دادم و سوالاتی را مطرح کردم و پاسخی منطقی هم دریافت نکردم.


نوشته اصلي بوسيله shahruz نمايش نوشته ها
ایا میدانید ابریشم چگونه به ایران امد؟؟؟


نوشته اصلي بوسيله mori_hema30 نمايش نوشته ها
گشتاسپ در اصل , کوی ویشتاسپ هست ( خودتان بهتر می دانید ) .

ارمنیان به احتمال بسیار زیاد با از تبار اورارتویی های باستان هستند .

( گریگوری نام یک پاپ هست ) .

-------------------------------

دوستان عزیز , جستاری که اقای شهروز ایجاد کردند مربوط به کشور چین امروزی هست و نه چین هستانی که در تاریخ سنتی و متون پهلوی ساسانی امده هست . حال نمی دانم این بحث را ادامه بدهم یا خیر .......

امید وارم مرتضی جان توضیحات بالا کافی بوده باشند، اگر هم قسمتی از پست های بنده هست که به چین یا این جستار ربط ندارند بگویید تا ویرایش کنم.

اما در ارتباط با گریگوری که فرمودید نام یک پاپ بوده تصور نمی کنید گریگوری نام چندین پاپ بوده و سپس اون چرا این نام را برای خود انتخاب کرده اند؟! ارتباطی به اجدادشان نداشته؟!




نوشته اصلي بوسيله shahruz نمايش نوشته ها
بابا میگن همه اینا تحریف شده هست و چین تا 500 قبل وجود خارجی نداشت والان 6 صفحه هست در اینباره بحث و فرمودگو مینمايند تا اثبات نمايند چین همون کاشان بود یا خوزستان شاید هم گرگان
شهروز جان این عزیز ناصر12 را جدی نگیرید و بحث را هم با جملات طنزتان به بیراه نکشید...

پارچه ابریشمی توپی چند؟!

می بینید اینجوری خیلی ساده می توانم برخورد کنم، ولی خواهشا خود را در صف امثال ناصر12 ها برنامه ندهید.

نوشته اصلي بوسيله shahruz نمايش نوشته ها
منکه چیزی نفرمودم حرف شماها رو قبول کردم که اصلا وارد بحثتون نمیشم خواستم به این دوستمون هم یاداوری کنم که در جریان باشه
شما می دانید چه فرمودید...

مطلبی را که در این ارتباط متوجه نمی شوم علت تعصب شما بر روی مطالبی هست که متعلق به دیگران هست و شما فقط اونها را انتشار می دهید، نظرات شما نقد نشده هست که ناراحت شده اید!!!

از زاویه ای دیگر به قضایا بنگرید اگر در قرون وسطی زندگی می کردید و چند نفر بر خلاف نظر کلیسا می فرمودند زمین مرکز جهان نیست شما باز اینگونه برخورد می کردید؟!

تصور نمی کنید شاید مطالبی که می خوانید اشتباه بوده باشند؟

قدیمی ترین ساختمان های چین مربوط به چه تاریخی می باشند، آیا سندی که قدمت 5000 سال اونرا اثبات کند وجود دارد؟

شهروز عزیز، درخواست دارم که در پست هایی که می کنید به طنز روی نیاورید که من هم مجبور می شوم با همان زبان جواب بدهم.

سپاس


نوشته اصلي بوسيله mori_hema30 نمايش نوشته ها
بحث به بیراهه کشیده شده هست . اقای صلح دوست بزودی در مورد مطالب شما نظر این حقیر را خواهید دید .



( فقط یک تذکر : در زبان فرانسوی ر را ق تلفظ می نمايند , مثل سریال کلاه پهلوی که می بینیم نام کریم را کقیم تلفظ می نمايند و اشاره خود شما که رم را قم تلفظ می نمايند و...

)


-----------------
کسانی که می خواهید مکان چین هستان در تاریخ ایران را بیابند , می توانید مکان کوه اسپروچ ( اسپروز ) را ابتدا پیدا کنید و سپس چین هستان تاریخ سنتی ایران را در جنوب ان بیابید .
تصور نمی کنم...

مرتضی جان بحث کاملا هم مرتبط با جستار هست....نگران نباشید من خود در این باره وسواس دارم.

پست بی ربط دیدید آدرس دهید ویرایش کنم.


دراتباط با تذکر هم سوال من را متوجه نشدید این مورد هم که ر را ق می گویند را می دانم و این را هم که به رم، قم می گویند را از یکی از دوستان قمی خود که در میلان ایتالیا مشغول تحصیل می باشد شنیده ام...درضمن می توانیم با نرم افزارهایی که واژگان را به زبان فرانسوی تلفظ می نمايند هم چک کنید.

منظور سوال من این بود که اگر یک ایرانی بگوید از قم به میلان (ایران) سفر کردم یک فرانسوی که این مطلب را می شنود چه تصور خواهد کرد؟!

همین را در ارتباط با روم و چین و هند باستان در نظر بگیرید که یکی از اشتباهات به فرموده بانو حامد که مورد تایید من هم می باشد چند مکان با نامی واحد بوده و می باشد.


39:

بنده از دوستان دعوت کردم نظر بدهند و در بحث شرکت نمايند الانم قبول دارم و باز هم از اینکار هستقبال میکنم
با شما یا هیچ فرد دیگری تو هم میهن ارتباط یا مشکلی ندارم
هدفی هم جز نشر مطالب و اطلاعات گوناگون ندارم
.
.
.
.
.
.
و تنها عرض میکنم ایا مطالبی که شما میفرمایید از مخزن اسرار خودتان در می اورید؟ خب همه مطالب شما هم حرف دیگران هست چه دلیلی دارد که روی انها تاکید بفرمایید؟
حتی اگر نظر خود بنده نیز نقد شود ناراحت نمیشم به هر حال اومدیم اینجا یه چیزی یاد بگیریم حالا در نهایت شاید شما مطلبی به من اموختید یا برعکس

40:

مخزن اسرار که نه.....

ولی نظریات شخصی من می باشد که البته بخشی از اون هم هست و نه کل اون و در حال گردآوری اسناد و مدارک جهت اثبات نظریات شخصی خود می باشم.

اگر هم مطلبی از جایی برداشت می شود مسلما نه من سوپرمن هستم و نه شما بحث من بر سر نتیجه گیری مطالب می باشد.

تمامی نویسندگان و محققین تاریخ که در وقت وقوع رویدادی حضور نداشته اند و از اون سخن می گویند به نوعی همین عمل کپی، پیست خودمان را انجام می دهند اما می بینید که برخورد با مطالب اونها از طرف مخاطبان یکسان نیست، دلیل این هست که با اضافه و کم کردن و یا جابجا کردن در ترتیب وقتی رویدادها و همچنین تفسیر اشتباه واژگان و بعضا وقایع نتیجه و حاصل تحقیق و یا مقاله و کتاب چیزی متفاوت از حقیقت اصلی و همچنین با رنگ و لعاب هایی گوناگون می شود.

در تمامی مواردی که بنده پست کرده ام می توانید نظریات شخصی بنده را ببینید اینکه نظریات بنده جدید هستند دلیل بر یکی بودن اون با نظریات دیگر دوستان که مطالبی نزدیک به فرضیات بنده ارائه می دهند نیست.





نوشته اصلي بوسيله shahruz نمايش نوشته ها
خب همه مطالب شما هم حرف دیگران هست چه دلیلی دارد که روی انها تاکید بفرمایید؟
حتی اگر نظر خود بنده نیز نقد شود ناراحت نمیشم به هر حال اومدیم اینجا یه چیزی یاد بگیریم حالا در نهایت شاید شما مطلبی به من اموختید یا برعکس
امیدوارم که توضیح بالا کافی بوده باشد.

و همچنین امیدوارم که همانگونه باشد که در ادامه فرمودید.

41:

خواهش می کنم .


اسنادی که در ان امده هست که ابریشم از چین به ایران می امده هست , متعلق به تاریخ های عربی سدر اسلام هست ؟

در متون پهلوی ساسانی امده هست ؟ متون اشکانی اصلا نداریم .

قدیمی ترین سند در باره روابط چین امروزی و ایران هم مال وقت اشکانی هست .

لذا از هخامنش هم سندی نیست .



بنده اشکالات مکانی تاریخ ایران از وقت خلفا به بعد را بررسی نکرده ام ولی بعضی به نظر می رسد که همین مکانهای باستانی هم باشند .

مثلا در مروج الذهب مجلد 1 ص 98 ( اگر درست فرموده باشم ) از کالاهی هندی و سندی سخن فرموده شده که توسط کشتی هایی تا نجف عراق یعنی زیر پایشان می امده اند .



نوشته اصلي بوسيله nsolhdoust نمايش نوشته ها

مرتضی جان بحث کاملا هم مرتبط با جستار هست....نگران نباشید من خود در این باره وسواس دارم.

پست بی ربط دیدید آدرس دهید ویرایش کنم.


دراتباط با تذکر هم سوال من را متوجه نشدید این مورد هم که ر را ق می گویند را می دانم و این را هم که به رم، قم می گویند را از یکی از دوستان قمی خود که در میلان ایتالیا مشغول تحصیل می باشد شنیده ام...درضمن می توانیم با نرم افزارهایی که واژگان را به زبان فرانسوی تلفظ می نمايند هم چک کنید.

منظور سوال من این بود که اگر یک ایرانی بگوید از قم به میلان (ایران) سفر کردم یک فرانسوی که این مطلب را می شنود چه تصور خواهد کرد؟!

همین را در ارتباط با روم و چین و هند باستان در نظر بگیرید که یکی از اشتباهات به فرموده بانو حامد که مورد تایید من هم می باشد چند مکان با نامی واحد بوده و می باشد.

درست هست و سخنتان حق هست .



در مورد جهات جغرافیایی که قبلا از ان فرمودید , در بندهش بخش 9 درباره چگونگی دریاها :

دریای کمرود ان هست که اباختر هست , به طبرستان گذرد , از دریاهای کوچک ان ابگیر و دریای کیانسه هست که به سیستان هست .

در اغاز خرفستر و مار و وزغ در ( ان ) نبود و اب شیرین .


لذا اباختر به معنی شمال هست .

دریای کمرود نیز همین دریای کاسپیان امروزین هست .

یا علی

42:

درود،

مرتضی جان، متوجه نشدم دو مورد بالا سوال از من بودند یا اینکه مطلبی بود که می خواستید در قالب سوال مطرح کنید؟


نوشته اصلي بوسيله mori_hema30 نمايش نوشته ها
متون اشکانی اصلا نداریم. قدیمی ترین سند درباره روابط چین امروزی و ایران هم مال وقت اشکانی هست. لذا از هخامنش هم سندی نیست.

یک پرسش داشتم اگر متون اشکانی نداریم از روی چه سندی روابط ایران و چین امروزی در دوران اشکانی اثبات شده هست؟!


نوشته اصلي بوسيله mori_hema30 نمايش نوشته ها
بنده اشکالات مکانی تاریخ ایران از وقت خلفا به بعد را بررسی نکرده ام ولی بعضی به نظر می رسد که همین مکانهای باستانی هم باشند .

مثلا در مروج الذهب مجلد 1 ص 98 ( اگر درست فرموده باشم ) از کالاهای هندی و سندی سخن فرموده شده که توسط کشتی هایی تا نجف عراق یعنی زیر پایشان می امده اند.


سپاس از شما،

دقت داشته باشید که سطح آب خلیج فارس اگر بالاتر از سطح فعلی اون باشد بدلیل اینکه عراق کشوری هست مسطح با ارتفاعی بسیار کم احتمال اینکه ساحل دریای پارس تا نجف هم بوده باشد وجود دارد.


تصویر زیر یکی از اون موارد هست که اشاره به وضعیت خلیج فارس در دوران نوسنگی دارد...باید متذکر شوم تمامی قدمت سنجی ها بر پایه حدسیات می باشند.

جغرافیای چین باستان


به تصویر زیر نیز دقت کنید که اطلاعاتی در ارتباط با نقشه سیاسی و ناهمواری های عراق را نشان می دهد.

جغرافیای چین باستان




با توجه به دو تصویر بالا و موقعیت شهر نجف که در تصویر دوم مشخص کرده ام این احتمال که سطح آب دریای پارس بالاتر بوده باشد نیز وجود دارد فقط باید اطمینان پیدا کرد که متن مروج الذهب در ارتباط با نجف عراق درست و در ارتباط با همین نجف که امروز می شناسیم باشد.


باز تکرار می کنم مهمترین و دقیق ترین لوازم که برای قدمت سنجی ها معرفی شده هست تاریخ های نوشته شده توسط خود بشر بر روی بناها و یا اشیاء باستانی می باشد و با توجه به اطلاعاتی که پیشینیان برایمان بجای گذاشته اند و کمک لوازم دیگر محققین قدمت سنجی می نمايند.



بدلیل اشتباه در خوانش متون تاریخی و همچنین شیطنت برخی از غربیان در تحریف تاریخ این قدمت سنجی ها و اعداد و ارقام از نظر من مشکلات پايه ی دارند.

نوشته اصلي بوسيله mori_hema30 نمايش نوشته ها
درست هست و سخنتان حق هست .



در مورد جهات جغرافیایی که قبلا از ان فرمودید , در بندهش بخش 9 درباره چگونگی دریاها :

دریای کمرود ان هست که اباختر هست , به طبرستان گذرد , از دریاهای کوچک ان ابگیر و دریای کیانسه هست که به سیستان هست .

در اغاز خرفستر و مار و وزغ در ( ان ) نبود و اب شیرین .


لذا اباختر به معنی شمال هست .

دریای کمرود نیز همین دریای کاسپیان امروزین هست .

یا علی

باز متوجه این بخش از سخنتان هم نشدم گرامی...

سخن من در ارتباط با دریای اریتره و خزر را تایید کردید یا اینکه دریای کمرود را خزر و اریتره را دریایی دیگر می دانید؟


بانو حامد به هستناد اوستا و بندهش نام 5 دریا را در کتابشان آورده اند:

1- فراخکرد: به ناحیت نیمروز(جنوب) کناره هارا هست که 1/3 این زمین را دربر دارد.

از این رو فراخکرد نامیده شد که یک هزار دریا در او داشته شده هست باشد که اونها را چشمگان اردیسورو باشد که خانیگان دریا خوانند.

هر دریا و آبخوان چنان هست که مردی نیکو 40 روز اسب بتازد به دور اون گردد. یک هزار و هشتصد فرسنگ بزرگ هست. کوه اوسیندام میان دریای فراخکرد هست.
2- پودینگ: در دوره ساسانی با خلیج فارس تطبیق داده شده هست.
3- سیدویس: با دریای عمان امروزی یکی دانسته اند.


4- کمرود: با دریای کاسپین یکی دانسته اند.
5- سیاه بن: با دریای سیاه یکی دانسته اند.

در ازتباط با فراخگرد فقط کمی می خواستم توجه تان را به این موارد جلب کنم:

یک هزار دریا در او داشته هست...یا معنی هزار در وقت قدیم فرق می کرده هست و یا اینکه تصویری را که زمین شناسان از 35 میلیون سال پیش برای زمین حدس می زنند را باید برای وقت نگارش این مطالب در ارتباط با دریای فراخکرد در نظر بگیریم.


جغرافیای چین باستان

به ناحیت ایران و دریاهای کوچک اون توجه کنید...که یک نفر با اسب می تواند 40 روزه دور اونها را بگردد....یعنی:
در صورتی که مسافتی را که یک سوارکار روزانه طی می کند را 150 کیلومتر هم در نظر بگیریم طول خط ساحلی هر دریا باید حدودا 6000 کیلومتر باشد...

محیط دریاچه ارومیه حدودا 343 کیلومتر هست، و خط ساحلی دریای خزر حدودا 6500 کیلومتر در مجموع می باشد.....هزار دریا را بگوییم صحیح نیست 100 دریا چطور؟ 10 دریا چطور؟ که هر کدام در اندازه های دریاچه خزر یا کمی بزرگتر باشند...

دریاهای امروز در نزدیکی ایران:
1- دریای سیاه
2- دریای مدیترانه
3- دریای سرخ
4- خلیج فارس
5- دریای عمان
6- دریاچه خزر
7- خلیج عدن
8- دریای عرب
9- دریای آزوف
10- دریای مرمره
11- دریای اژه

12- دریاچه ارومیه
13- دریاچه ارال
14- دریاچه وان
15- دریاچه سوان
دریاچه های خشک شده مرکزی ایران و اطراف اون را هم در نظر بگیرید که همگی بعلاوه مواردی که قرمز کرده ام بسیار کوچک می باشند.


خود فراخکرد می شود کل دریای های فعلی در زمین!!!!!!!
چهار دریای دیگر را چه کنیم؟!!


یا اینکه کل متن بندهش را باید از پايه اشتباه فرض کنیم.

که به عقیده من بندهش صحیح فرموده هست.

فراخکرد 1800 فرسنگ بزرگ هست یعنی 1800*5.4 = 9720 کیلومتر

طولش 9720 کیلومتر هست یا عرض اون؟!!

طول دریای خزر در بلندترین حالت خود 1200 و عرض اون 450 کیلومتر می باشد.




تصویر ناهمواری ها یا چین های ایران و تا حدودی مناطق اطراف اون.

جغرافیای چین باستان

43:




سلام بر اقای نوید

-- منظور بنده این این هست که اسناد روابط ایران و چین امروزی بر تجارت ابریشم چیست ؟

-- بانو حامد فرموده اند که کهن ترین سند چینی از شاه اشکانی سخن فرموده هست .

ایا شما تایید می کنید ؟ منظور من این بود .



-- در مورد کشتی های سندی و هندی خودتان به مروج الذهب رجوع کنید .

اگر نسخه ی الکترونیکی ان را می خواهید به http://tarikheslam.com/downloadbook.html رجوع کنید و تمام تواریخ اسلامی را دریافت کنید .



-- بنده نمی توانم سخنان شما در مورد یکی بودن دریای اریتره و کاسپیان ( واروکاشا اوستا ) را تایید کنم چونکه کوروش بزرگ سر راه بابل به مصب دریای اریتره و نزدیک دیگلت رود رسیده بوده و اگر بخواهیم دریای اریتره ( که در واقع همان دریای پارس هست ) را برابر دریای کاسپیان بدانیم , باید سرزمین بابل را نیز سر راه پارس و دریای کاسپیان بدانیم که غیز ممکن هست .

انوقت اینکه به ان اقیانوس هند هم فرموده می شود بماند

جایی شما فرموده بودید که اباختر به معنی ستاره هست .



شاید هم باشد اما چونکه ناحیه ی طبرستان ( محل تپوری ها ) به ناحیه شمال ایران بوده هست و در ان متنی که از بندهش فرستادم هم نام دریای کمرود را به ناحیه ی اپاختر اورده بود .

حتما به جز نام دریای کاسپین , کمرود نامی دیگر برای این دریاست که فرنبغ دادگی به این دریا داده ..


--- در مورد دریای فراخکرد بنده با نظر بانو پرنیان حامد موافقم .

این یک دریا نیست بلکه مجموع ابهایی هست که دور زمین می گردد .



نیمروز به معنی جنوب هست .

ایا این را قبول دارید ؟ در همان کتاب امده که کوههای البرز تا ناحیه ی نیمروز امتداد دارد .

( که این سندی دیگر بر یکی نبودن البرز تاریخی ایران با البرز امروزی هست ) و خودتان هم می دانید که دریای فراخگرد به ناحیت نیمروز هست .

و جایی دیگر در بندهش امده هست که دریای چیچست ( دریای ارومیه کنونی ) در حوالی دریای فراخکرد هست .



لذا این دریا باید جنوب و شمال ایران یا جهان را دربر بگیرد .



یا علی

44:

علیکم السلام مرتضی عزیز

از خانم حامد پرسش خواهم کرد...

ممنون حتما بررسی خواهم کرد.

نوشته اصلي بوسيله mori_hema30 نمايش نوشته ها
-- بنده نمی توانم سخنان شما در مورد یکی بودن دریای اریتره و کاسپیان ( واروکاشا اوستا ) را تایید کنم چونکه کوروش بزرگ سر راه بابل به مصب دریای اریتره و نزدیک دیگلت رود رسیده بوده و اگر بخواهیم دریای اریتره ( که در واقع همان دریای پارس هست ) را برابر دریای کاسپیان بدانیم , باید سرزمین بابل را نیز سر راه پارس و دریای کاسپیان بدانیم که غیز ممکن هست .

انوقت اینکه به ان اقیانوس هند هم فرموده می شود بماند
کوروش سر راه خود به سمت کدام بابل؟!

در شمال ایران هم بابل داریم!!!

منظورم حتما بابل امروزی نیست ولی باید تمام موارد را در نظر گرفت تا به همان دلیل چند مکان با نامی واحد که خود می دانید شهری را با شهر دیگر اشتباه نگیریم.

در ضمن در ارتباط با اشخاص هم همین در هم ریختگی مشاهده می شود.
به عنوان مثال در ارتباط با اسکندر آمده اند ۵، ۶ منبع مختلف را باهم در آمیخته اند در حالی که طبق فرموده خودشان اسکندر سومین نفر با این نام هست...
کوروش هم حداقل ۳ نفر نام برده اند که با توجه به اشتباهات فاحش مفسرین غربی در به قول یک کاربری دوخت و دوز تاریخ باید دوباره شکافت تا از اول دوخت


نوشته اصلي بوسيله mori_hema30 نمايش نوشته ها
جایی شما فرموده بودید که اباختر به معنی ستاره هست .



شاید هم باشد اما چونکه ناحیه ی طبرستان ( محل تپوری ها ) به ناحیه شمال ایران بوده هست و در ان متنی که از بندهش فرستادم هم نام دریای کمرود را به ناحیه ی اپاختر اورده بود .

حتما به جز نام دریای کاسپین , کمرود نامی دیگر برای این دریاست که فرنبغ دادگی به این دریا داده ..
شک نکنید که شمال هست و به صورت دقیق تر جهتی که ستاره قطبی نشان می دهد.

کمرود یعنی چی؟

دارای رود کم یا اینکه منظور کم آب می باشد؟!

دریاچه ها را هم در نظر بگیرید.



نوشته اصلي بوسيله mori_hema30 نمايش نوشته ها
--- در مورد دریای فراخکرد بنده با نظر بانو پرنیان حامد موافقم .

این یک دریا نیست بلکه مجموع ابهایی هست که دور زمین می گردد .


خود متن می گوید هزار دریا و نه یک.

من هم تایید می کنم یک دریا نیست، کدام زمین؟!

زمین در وقت نگارش به کجا محدود می شده هست؟



نوشته اصلي بوسيله mori_hema30 نمايش نوشته ها
نیمروز به معنی جنوب هست .

ایا این را قبول دارید ؟

۱۰۰٪ و اگر بخواهیم دقیقا اون جهت مدنظر گذشتگان را بدانیم جهت خورشید در ظهر(نیم روز) که با کمی اختلاف درجه جنوب جغرافیایی امروز هست.

نوشته اصلي بوسيله mori_hema30 نمايش نوشته ها
در همان کتاب امده که کوههای البرز تا ناحیه ی نیمروز امتداد دارد .

( که این سندی دیگر بر یکی نبودن البرز تاریخی ایران با البرز امروزی هست ) و خودتان هم می دانید که دریای فراخگرد به ناحیت نیمروز هست .

و جایی دیگر در بندهش امده هست که دریای چیچست ( دریای ارومیه کنونی ) در حوالی دریای فراخکرد هست .



لذا این دریا باید جنوب و شمال ایران یا جهان را دربر بگیرد .



یا علی
به تصویر چین خوردگیهای ایران نگاه کنید...

دقت دارید که در متون کهن دو رشته کوه نداریم و فقط یک رشته کوه نام برده می شود.

ناحیت نیم روز نسبت به کدام موقعیت؟!

اگر جنوب هست نمی تواند شمال باشد...

یعنی باید ناحیه ای باشد که شمالش دریا یا خشکی دیگری باشد.


45:

لطف می کنید بگویید دلیل انحرافتون بابت چونستان چه بوده هست؟!!!

هر سخنی را که فرموده اند باید بپزیریم و اگر هم ایرادی دیده شد چون امثال شما منحرف نشوند اجازه دهیم که به تبلیغ بیشتر این تحریفات تاریخ بجای تاریخ بپردازید؟!

درضمن می دانید چه تحولاتی روی داد تا این امت انقلاب نمايند...

درباره نبرد تریاک چه می دانید؟


نوشته اصلي بوسيله shahruz نمايش نوشته ها
...از فرهنگ کاری امت از فرهنگ کومونیستی کشور از فرهنگ زندگی اونا یکم حرف بزنم تا ببینید کشوری که تا 30-40 سال قبل از گشنگی می میرد و طی انقلاب مائو 20 تا 30 میلیون نفر از گرسنگی یا مردن یا همدیگر را کشتن تو 30 سال اخیر به اینجا رسید که الان نصف تولیدات دنیا را انجام داده و خودش نیز در جاده رفاه و اسایش گام بر میدارد (هر چند طبق پیش بینی خود بنده به زودی شاهد فروپاشی چین کمونیست خواهیم بود)
یک سوال که به چونستان هم ربطی ندارد که ناراحت شوید...

این عظمت فرهنگی و اقتصادی و سیاسی عمرش چرا انقدر کوتاه خواهد بود؟!


30 سال به اینجا رسیدند و بعد طبق پیش بینی شما فروپاشی خواهند شد. شکوه 30 و اندی ساله!!!! البته طبق پیش بینی شما!!! میشه فرمود باد آورده را باد می برد درست هست؟!


در ضمن بگویید که اون خودکار که در بعضی از مارکتهای چین 10000 تومان هست را می توانید زیر قیمت ایران هم تهیه کنید و بستگی به جایی که عرضه می شود دارد...و همچنین نوع مواد اولیه که هستفاده می نمايند...شاید از نظر شما پلاستیک با پلاستیک فرق نکند ولی موادی که باز بازیافت زباله ها برای تولید یک کالا در یک کارگاه تولیدی غیر قانونی در روستایی در چین تولید می شود هرچند از لحاظ ظاهری تفاوتی با اون مدل که به شما 10000 تومان ارائه شده ندارد ولی بدانید که نه چینی ابله هست و نه ایرانی که یکی جنسی را گران بخرد و دیگری ارزان بفروشد.

بجای منحرف شدن از موارد زیر بگویید:

از چه روی واحد پولشان یوان است؟!

کمی درباره خاندان زو برایمان توضیح دهید؟!!


و همچنین کمی از تاریخ باستان این کشور و شروع ساختمان سازی در این کشور بگویید...البته اگر منحرف نمی شوید...


در ادامه اگر به سومین شهر بزرگ چین و نماد معروف اون هم بپردازید زیبا خواهد بود تا بفهمیم بغیر از چین چین کردند چه مقدار از چین می دانید.


امیدوارم ناراحت نشوید...
زیرا کلوخ انداز را پاداش سنگ هست.

46:

چون مطالبی که میخواستم یا دوست داشتم بگم در سایه بحث های تاریخی چین و ایران کنار گذاشتم که البته گلایه ای به شما ندارم و تنها اشاره به انحراف خودم از مطالبم اشاره کردم چون هر وقت اومدم یه متن گذاشتم یا خواستم مطلبی بنویسم با 4 تا مطلب مناظره مانند شما روبرو شدم و استقامت کردم تا ببینم به کجا میرسه و در نتیجه مطلب خودم ماند
مطالب تاریخی از جمله جنگ تریاک (که تو قضیه مروارید ها بهش اشاره کردم)‌ و سایر موارد رو واگذار میکنم شما در موردش صحبت کنید تا من تاریخ رو تحریف نکنم
اولا اون فقط یه پیش بینی ساده از طرف منه و هیچ دلیلی ندارد که واقعا اتفاق بیفتد در ثانی من اشاره به رشد و توسعه 30 ساله اقتصاد چین کردم که هیچ ربطی به عظمت فرهنگی و تاریخی چین ندارد و در ثالث من فرمودم فروپاشی چین کمونیست نه فروپاشی اقتصادی فرهنگی تاریخی چین الان شوروی کمونیست در سال 1989 از هم پاشیده شد ولی هیچ چیزی از فرهنگ و تاریخ طولانی قبل و سپس کمونیست از بین نرفت و حالا هم اگه یه روزی یه روزگاری چین کمونیست از هم پاشیده بشه دلیل بر باداورده بودن فرهنگ چین نیست
بله یکی از دلایلش همین تفاوت در فروشگاهها و مراکز میباشد که یک کالا رو (که کاملا مشابه و حتی تولید یک کارخانه باشه) تو یه فروشگاه 10 یوان میدن و تو فروشگاه بغلی 100 یوان و شهرهای چین هم شدیدا تفاوت قیمتی دارن از جمله پکن از گرانترین شهرها میباشد که بازار تجاری به اون صورت نداره و بیشتر بازار توریستی داره که قیمتهای گزافی دارند
مرسی از سنگ هاتون

47:

این جمله بالا هم به خودت فقط اختصاص ندادی و برای اینکه یک پله بالاتر بایستی با مزه پرانی سعی در مقصر جلوه دادن دیگری کرده ای...

و گلایه خود را با تیکه پرانی مطرح نمودی.

راجب معماری و ابریشم و تجارت اون و نحوه ورود اون به ایران سخن فرمودی
بعد خواهش کردی که دیگران وارد بحث شوند و نظر بدهند من در همان ارتباط و نه درباره موارد خارج از جستار پرسش مطرح کردم و پست فرستادم که شما سپس نمک پرانی که همراه با عدم ارائه دلایل منطقی بود خود را کنار کشیدید...

دیگر دوستان در ادامه در این ارتباط که موضوع جستار خودت بود وارد شده و سوالاتی مطرح نمودند که خطابشان من بودم....تصور می کنید من هم مثل شما هر چیز که می خوانم را بدون فکر می پذیرم و یا اینکه هر چیز که به ذهنم جالب بود را به زبان می آورم....


شرمنده شما جای دیگر منحرف شدید و خود نمی دانید.


نوشته اصلي بوسيله shahruz نمايش نوشته ها
مطالب تاریخی از جمله جنگ تریاک (که تو قضیه مروارید ها بهش اشاره کردم)‌ و سایر موارد رو واگذار میکنم شما در موردش صحبت کنید تا من تاریخ رو تحریف نکنم
نه عزیز من وقتی با ادبیاتی این چنانی خودت را بزرگ فرض کرده و وارد گود شده به راهنمایی دیگران اقدام می کنید لطف کنید از دانش بی کران خود در ارتباط با تاریخ ماخر چین/چون سخن سرایی کنید...

پرسش شد پاسخگو باش...

و اگر نه مزه نریزید.

نوشته اصلي بوسيله shahruz نمايش نوشته ها
اولا اون فقط یه پیش بینی ساده از طرف منه و هیچ دلیلی ندارد که واقعا اتفاق بیفتد
در اینکه علاقه وافری به حدس و گمانه زنی داری شکی نیست
لطف کنید دلایلی که موجب شد چنین حرفی (حدس) بزنید را برای بالا بردن سطح علمی جستار بیان کنید

فرار نکن جواب بده...

و اگر نه متلک ننداز.


نوشته اصلي بوسيله shahruz نمايش نوشته ها
در ثانی من اشاره به رشد و توسعه 30 ساله اقتصاد چین کردم که هیچ ربطی به عظمت فرهنگی و تاریخی چین ندارد و در ثالث من فرمودم فروپاشی چین کمونیست نه فروپاشی اقتصادی فرهنگی تاریخی چین
ابتدا دلایلت را عنوان کن بعد ببینیم هر گردی (کمونیستی) گردو می شود یا خیر


نوشته اصلي بوسيله shahruz نمايش نوشته ها
الان شوروی کمونیست در سال 1989 از هم پاشیده شد ولی هیچ چیزی از فرهنگ و تاریخ طولانی قبل و سپس کمونیست از بین نرفت و حالا هم اگه یه روزی یه روزگاری چین کمونیست از هم پاشیده بشه دلیل بر باداورده بودن فرهنگ چین نیست
جالب هست از این نگاه که فقط سطح موارد مورد اشاره را از نظر می گذراند انتظاری جز این نیست که هر گردی را گردو فرض کند....

فقط یک مورد تابلو تفاوت های این دو کمونیست جمعیت و جغرافیای این دو کشور می باشد...

توضیح دهید این پیش بینی را بر چه پايه ی کرده اید؟

از بحث جستارت هم منحرف نشو...

نوشته اصلي بوسيله shahruz نمايش نوشته ها
بله یکی از دلایلش همین تفاوت در فروشگاهها و مراکز میباشد که یک کالا رو (که کاملا مشابه و حتی تولید یک کارخانه باشه) تو یه فروشگاه 10 یوان میدن و تو فروشگاه بغلی 100 یوان و شهرهای چین هم شدیدا تفاوت قیمتی دارن از جمله پکن از گرانترین شهرها میباشد که بازار تجاری به اون صورت نداره و بیشتر بازار توریستی داره که قیمتهای گزافی دارند
مرسی از سنگ هاتون

حالا دلیل دیگرش را بگویید که من و دیگران باز یاد بگیریم البته اگر باز در انتها نیایید و مزه پرانی نکنید که از پر گویی ها و گمانه زنی های خود منحرف شدید.


قابل شما را نداشت، بز هم هست اگر خواستید

48:

منو همه تو این سایت میشناسن و 7-8 ساله اینجا عضوم و تا به حال به هیچکس مزه پرانی نکرده و خود را بالاتر از هیچکس ندانسته ام (هر چند در دنیای واقعی نیز چنین هست)
من از همگان خواستم وارد بحث شوند و اطلاعات خود را عنوان نمايند که همان وقت و همینجا هم دوباره از همه از جمله شما , انارشی , پارسیگو و ...

که تو بحث ها شرکت کردن و حرفهایی در موافقت یا مخالفت بنده عنوان کردن یا اصلا نظر و مطلبی دیگر عنوان کردند تشکر میکنم و باز هم منتظر حضور دوستان هستم هر چند شما برداشت دیگری بکنید
من از هیچ دری و گودی و ...

وارد نشده و هیچ جا خود را صاحب دانش فضل بی کران عنوان نکرده و اینهم اولین پست بنده هست که خود گویای تمامی حرفهاست و هیچ اشاره ای به راهنمایی و سخن سرایی و ...

که شما می فرمایید در ان نیست و تنها فرموده شده اینجا در مورد چین بحث میشه وسلام :
نوشته اصلي بوسيله shahruz نمايش نوشته ها
این تایپیک رو ایجاد میکنم تا در ان مطالبی پیرامون کشور و تاریخ و فرهنگ چین در ان بنویسیم کشور دوست و برادر امروزی که شاید خیلی ها ندانند از قدیم نیز ارتباط خیلی تنگاتنگی بین ایران و چین بوده هست
در مورد فروپاشی چین نیز دلایلی چون عدم وجود بسیاری از ازادیها , وجو مسائلی چون مسلمانان سین کیانگ و تبتی ها , مسائل اجتماعی و جنبش های رخ داده و مهمتر از همه چیزی که این روزها شاهدش هستیم رشد سریع و شدید رفاه اقتصادی که به مرور از اون توان تولید و کاری کشور خواهد کاست همچنین دشمنی شدید امریکا و حتی اروپا با چین که بیکار ننشسته اند و یقینا برای زمین زدن این رقیب قدر اقتصادی دارن فعالیت مینمايند و مسائلی چون شبهه جزیره کره و ....

دلایلی هستند که به عقیده من به مرور منجر به افول چین خواهند شد تا این کشور شاهد تغیراتی در سیستم حاکمیتی خویش شود و صد البته دوباره تکرار میکنم این تنها یه پیش بینی از نظر بنده هست و شاید هیچگاه رخ ندهد
من نفرمودم چون شوروی کمونیست از هم پاشید چین کمونیست هم خواهد پاشید بلکه فرمودم فروپاشی یک کشور باعث از بین رفتن تاریخ و فرهنگ ان کشور نمیشه که شما بگی باد اورده را باد میبرد و شوروی رو مثال زدم واسش
از دلایل گرانی کالاها در چین اولا ازادی کامل مغازه ها در قیمت گذاری و فروش هست (چیزی به نام تعزیرات ندارن و هر قیمتی که بتونن میفروشن) دوما وجود مشوق های شدید دولت برای صادرات هست که شهرها و مناطق مخصوص تولید صادراتی درست کردن که محصولات از اونجا با قیمت ارزان به علت حمایت دولت صادر میشه ولی به داخل کشور با قیمت گرانتر میره سوم وجود مالیات 20 %ی ارزش اضافه کرده برای مصرف داخل هست چهارم همان تفاوت در بازارها هست که شما فرمودی پنجم فرهنگ مزخرف خرید و فروش چینی ها هست که وقتی یه خودکار میخوای بخری اول میگه 100 یوان بعد شما میگی 10 یوان بعد اون میگه 90 و شما همون 10 رو حفظ میکنی تا میاد به 10 میرسه یعنی شدیدا کلاهبردار هستن و اجناس رو به قیمتی بالاتر از 10 برابر قیمت گذاری مینمايند ششمی با ارزش شدن یوان در برابر دلار و همچنین ذخیره ارزی هزاران میلیارد دلاری که کشور در چند سال اخیر جمع کرده و باعث شده هست پایه پولی شدیدا بالا بره و قیمت ها رو بالا ببره و ............


49:

امیدوار هستم همانطور که متوجه منظور کلمات من می شوید متوجه یکی به نعل و یکی به میخ زدن های خود هم شوید.

در ضمن در همین جستار اشاراتی به روابط گرم خود با دیگران داشتید...به چند صفحه اول رجوع کنید.

در ارتباط با برداشت هم لطفا فرا فکنی نکنید....

چونستان من را منحرف کرد برداشت عرفانی دیگری ندارد.

پیش تر هم موارد دیگری بود که ندید گرفتم...

نوشته اصلي بوسيله shahruz نمايش نوشته ها
من از هیچ دری و گودی و ...

وارد نشده و هیچ جا خود را صاحب دانش فضل بی کران عنوان نکرده و اینهم اولین پست بنده هست که خود گویای تمامی حرفهاست و هیچ اشاره ای به راهنمایی و سخن سرایی و ...

که شما می فرمایید در ان نیست و تنها فرموده شده اینجا در مورد چین بحث میشه وسلام :
تصور نمی کنم من راجع به موزابیک صحبت کرده باشم...اگر انحرافی در پست های من هست بگویید ویرایش شود.

و اگر نه سخن بی پایه برای محق نشان دادن خود در موردی که در بالا اشاره کردید نگویید.


نوشته اصلي بوسيله shahruz نمايش نوشته ها
در مورد فروپاشی چین نیز دلایلی چون عدم وجود بسیاری از ازادیها , وجو مسائلی چون مسلمانان سین کیانگ و تبتی ها , مسائل اجتماعی و جنبش های رخ داده و مهمتر از همه چیزی که این روزها شاهدش هستیم رشد سریع و شدید رفاه اقتصادی که به مرور از اون توان تولید و کاری کشور خواهد کاست همچنین دشمنی شدید امریکا و حتی اروپا با چین که بیکار ننشسته اند و یقینا برای زمین زدن این رقیب قدر اقتصادی دارن فعالیت مینمايند و مسائلی چون شبهه جزیره کره و ....

دلایلی هستند که به عقیده من به مرور منجر به افول چین خواهند شد تا این کشور شاهد تغیراتی در سیستم حاکمیتی خویش شود و صد البته دوباره تکرار میکنم این تنها یه پیش بینی از نظر بنده هست و شاید هیچگاه رخ ندهد
من نفرمودم چون شوروی کمونیست از هم پاشید چین کمونیست هم خواهد پاشید بلکه فرمودم فروپاشی یک کشور باعث از بین رفتن تاریخ و فرهنگ ان کشور نمیشه که شما بگی باد اورده را باد میبرد و شوروی رو مثال زدم واسش
یکم پیچیده تر می باشد....

اونانکه با امتیاز دادن به چین اقتصاد اونرا به وضعیت فعلی رساندند فکر پایانش را هم کرده بودند...

بسیاری از سرمایه داران غربی با هستفاده از هزینه تولید پایین بر سرمایه خود اضافه کردند...




نوشته اصلي بوسيله shahruz نمايش نوشته ها
از دلایل گرانی کالاها در چین اولا ازادی کامل مغازه ها در قیمت گذاری و فروش هست (چیزی به نام تعزیرات ندارن و هر قیمتی که بتونن میفروشن) دوما وجود مشوق های شدید دولت برای صادرات هست که شهرها و مناطق مخصوص تولید صادراتی درست کردن که محصولات از اونجا با قیمت ارزان به علت حمایت دولت صادر میشه ولی به داخل کشور با قیمت گرانتر میره سوم وجود مالیات 20 %ی ارزش اضافه کرده برای مصرف داخل هست چهارم همان تفاوت در بازارها هست که شما فرمودی پنجم فرهنگ مزخرف خرید و فروش چینی ها هست که وقتی یه خودکار میخوای بخری اول میگه 100 یوان بعد شما میگی 10 یوان بعد اون میگه 90 و شما همون 10 رو حفظ میکنی تا میاد به 10 میرسه یعنی شدیدا کلاهبردار هستن و اجناس رو به قیمتی بالاتر از 10 برابر قیمت گذاری مینمايند ششمی با ارزش شدن یوان در برابر دلار و همچنین ذخیره ارزی هزاران میلیارد دلاری که کشور در چند سال اخیر جمع کرده و باعث شده هست پایه پولی شدیدا بالا بره و قیمت ها رو بالا ببره و ............
پس قیمت ارزان تر می باشد و نه گران تر؟؟!! اگر مشتری ناآگاه هست بحثی هست دیگر...

در ایران هم چنین مواردی به دلیل نظارت پایین وجود دارد...

مطلب شما گران بودن کالایی با کیفیتی یکسان که تولید کشور چین می باشد بود که در ایران بسیار ارزان تر به فروش می رسد.



نوشته اصلي بوسيله shahruz نمايش نوشته ها
این تایپیک رو ایجاد میکنم تا در ان مطالبی پیرامون کشور و تاریخ و فرهنگ چین در ان بنویسیم کشور دوست و برادر امروزی که شاید خیلی ها ندانند از قدیم نیز ارتباط خیلی تنگاتنگی بین ایران و چین بوده هست
منحرف نشوید...

50:

من نفرمودم شما در مورد موزامبیک یا گامبیا صحبت کردید فقط اشاره کردم که من در پست اولم فرمودم در مورد چین بحث و صحبت میکنیم نه که من هستاد راهنمای چین شناسی هستم و همه چی رو در مورد چین میدونم و میام اینجا واستون کنفرانس میدم
اینکه مشتری نااگاه هست و فرهنگ خرید و فروش چین مزخرف یه بحثه ولی 20 % ارزش اضافه کرده و چندین % جایزه صادراتی که به کالایی که واسه ایران میاد ولی واسه خودشون نیست باعث تغیرات زیادی در قیمت کالای یکسانی که در خود چین مصرف میشود و به ایران میاید میشود

51:

از این به بعد من فرض را بر این می گذارم که شما چیزی نمی گویید.

زیاد هم مسایل را باهم اشتباه نگیرید یک خودکار که در چین زیر یک یوان هزینه تولید اش می باشد با تمام داستان هایی که بافتید در چین قیمتش بالای 15 یوان یعنی همان 10000 تومان که فرمودید نمی شود اگر امت چین به این قیمت بخرند...ببخشید باید فرمود خیلی...

هستند.

اون مورد هم که فرمودید کیلویی قیمت می دهند...رویش اسمش هست کیلویی و به قیمت اصلی ربطی ندارد...این روش را از فروشنده خیابانی گرفته تا نمایشگاه داران بزرگ چینی انجام می دهند که خود قواعد بازی خاص خودش را دارد.

دوست من تمامی خانواده همسر بنده از واردنمايندگان عمده پوشاک و اولین های اونها بوده و هستند...خودم هم یک ماهی در گوانگجو و فوشان اقامت داشته ام و با امت این کشور و نحوه معاملات و فرهنگ اونها از نزدیک آشنایی دارم...

در سالهای ابتدایی برای خرید کردن به پای شما می افتادند و امروز خواستید بخرید نخواستید هم مشکل شما هست...
در ارتباط با قیمت در تجارت اصطلاحی هست به نام چانه زنی که در چین می توانید به بالاترین درجه اونرا مشاهده کنید...


یک راهنمایی برای دوستانی که به چبن می روند و می خواهند از بازار عمده فروشان تخفیف خوب بگیرند، البته امروز دیگر کمی سخت شده هست ولی برای نزدیک شدن به قیمت اصلی کالا بسیار کمک می کند.

واژه Many many را هنگام قیمت پرسیدن بکار ببرید، توجه هم داشته باشید که شبیه گردشگران پوشش نپوشید البته در ادامه وقتی فروشنده بفهمد که شما تعداد کمی می خواهید شروع می کند به نق زدن که باید با هنری که دارید اونرا خام کرده و با کمی بالا یا پایین تر جنس مورد نظر را تهیه کنید.


52:

درود بزرگوار

فقط در حین بررسی به صفحات قبلی و بعدی را بررسی کنید , به نظر می رسد مسعودی نوشته که رود فرات به دریای حبشه ریخته می شود نیاز بررسی بیشتری دارد .



نوشته اصلي بوسيله nsolhdoust نمايش نوشته ها
کوروش سر راه خود به سمت کدام بابل؟!

همان بابلی که در میانرودان ( ماساپوتامیا یونانی - الجزیره عربی ) برنامه دارد .

مورخین یونانی ننوشته اند که کوروش به شمال ایران و اوراشتو و ارمنیه حمله کرده بلکه نوشته اند به ماد بعدش بابل و بعدش به لیدیه ( سپردو بابلی ) حمله برده هست .



خواهشا اگر می شود یکبار دیگر در مورد چندگانگی بابل توضیح دهید .



نوشته اصلي بوسيله nsolhdoust نمايش نوشته ها
در شمال ایران هم بابل داریم!!!

منظورم حتما بابل امروزی نیست ولی باید تمام موارد را در نظر گرفت تا به همان دلیل چند مکان با نامی واحد که خود می دانید شهری را با شهر دیگر اشتباه نگیریم.
اسناد باستانی مانند منشور کوروش - رویدادنامه نبونید کوروش و منشور نبونید را چکار کنیم ؟



نوشته اصلي بوسيله nsolhdoust نمايش نوشته ها


شک نکنید که شمال هست و به صورت دقیق تر جهتی که ستاره قطبی نشان می دهد.

کمرود یعنی چی؟

دارای رود کم یا اینکه منظور کم آب می باشد؟!

دریاچه ها را هم در نظر بگیرید.
در مورد واروکاشا ( در اوستا ) و دریای کمرود اجازه دهید دوباره نگاهی بیندازم .

بانو حامد شخصا معتقدند که وارو یعنی شمال و ایشان دریاچه ی کاشان را پیشنهاد دادند .



اجازه دهید کمی بیشتر ریز شویم .

محل قوم طبری ها ( تپوری ها ) در شمال ایران امروزی هست و نویسنده بندهش محل این دریا را نزدیک و همجوار این قوم نوشته هست .




نوشته اصلي بوسيله nsolhdoust نمايش نوشته ها
خود متن می گوید هزار دریا و نه یک.

من هم تایید می کنم یک دریا نیست، کدام زمین؟!

زمین در وقت نگارش به کجا محدود می شده هست؟


منظور شما از کدام زمین را متوجه نشدم بزرگوار

راستی یک پرسش هم داشتم از شما : چند هزار سال هست که شکل زمین به شکل امروزی اش ثابت مانده هست ؟ به صورت دیگر یعنی چند سال طول می کشد که شکل زمین مانند برنامه گیری قاره ها و...

تغییر کند ؟

سوال دیگر : ایا 5000 یا 7000 سال پیش , زمین به همین شکل امروزی اش بوده هست ؟ اگر جواب شما خیر هست , لطفا بگویید چه وقتی هست .

با سپاس


نوشته اصلي بوسيله nsolhdoust نمايش نوشته ها
۱۰۰٪

و اگر بخواهیم دقیقا اون جهت مدنظر گذشتگان را بدانیم جهت خورشید در ظهر(نیم روز) که با کمی اختلاف درجه جنوب جغرافیایی امروز هست.

درست هست .

نوشته اصلي بوسيله nsolhdoust نمايش نوشته ها
به تصویر چین خوردگیهای ایران نگاه کنید...

دقت دارید که در متون کهن دو رشته کوه نداریم و فقط یک رشته کوه نام برده می شود.

ناحیت نیم روز نسبت به کدام موقعیت؟!

اگر جنوب هست نمی تواند شمال باشد...

یعنی باید ناحیه ای باشد که شمالش دریا یا خشکی دیگری باشد.
درست هست .

رشته کوهی که امروز به ان البرز می گوییم در گذشته یک تیغه ای از کوه ابرسین بوده هست که به سمت خراسان می رفته هست .



خراسان به معنی شرق هست و در کتاب تاریخ نیشابور نیز بدان اشاره شده .


--------------------------------------------------------------------------------

اقای صلح دوست گرامی ایا توجه داشته اید که چگونه هست وقتی که یزدگرد سوم ساسانی در وقت حمله اعراب , وقتی دشمن پشت گوشش کمین گرفته هست , به شاه چین نامه می نویسد و از او کمک می خواهد ؟!!! ایا رسیدن این چنین نامه ای با ان فاصله بسیار زیاد ؟ در وقت ساسانی هم چین هستان , چین امروزی نبوده هست .
-------------------------------------

اقای شهروز گرامی خواهشا اگر ناراحت نمی شوید به پرسش های نوید صلح دوست جواب دهید .

مانند وقت ساختمان سازی - معماری و دیگر سوالات ..


اینگونه به هم پریدن ها در خور یک ایرانی و دو هممیهن با سواد نیست .

یا علی

53:

خب منم منظور راهنمایی دوستان در سفرهای توریستی بود یقینا کسی که تاجر باشه و از مرکزش خریداری کنه و یا کسی که حداقل 2-3 بار بره و فرهنگ تجاری اونجا رو بلد باشه میتونه به قیمت واقعی خریداری بکنه

54:

درود
یوان را元 می نویسند .

و 圆 معنی پرهون(دایره) میدهد که اون هم یوان خوانده میشه
در گذشته هم 圆 به معنی پول بوده هست.

امیدوارم کمک کرده باشد .


55:

با درود و سپاس از شما

در ارتباط با مطلب مسعودی اگر تفسیر نشده باشد و متن اصلی ایشان همین باشد با جمله هردوت که اشاره به این داشت که رود فرات به اریتره می ریزد یکی می شود ولی کدام فرات و کدام اریتره یا احمر یا حبشه و با چه وضعیت جغرافیایی؟!


نوشته اصلي بوسيله mori_hema30 نمايش نوشته ها
همان بابلی که در میانرودان ( ماساپوتامیا یونانی - الجزیره عربی ) برنامه دارد .

مورخین یونانی ننوشته اند که کوروش به شمال ایران و اوراشتو و ارمنیه حمله کرده بلکه نوشته اند به ماد بعدش بابل و بعدش به لیدیه ( سپردو بابلی ) حمله برده هست .



خواهشا اگر می شود یکبار دیگر در مورد چندگانگی بابل توضیح دهید .

ماساپوتامیا دقیقا با مسادونیا یا مغدونیه هم آوایی دارد حال باید ابتدا دید که این دو واژه در کنار هم در یک منبع آمده اند و یا اینکه از دو منبع مختلف برداشت شده اند سپس واژه میان رودان اشاره به کدام رودها دارد، از چه روی دجله و فرات امروزی فرض شده هست...احتمالا به دلیل اکتشافاتی که پیش از اکتشافات مناطق مرکزی ایران در این ناحیه صورت پذیرفته این نام به این ناحیه اختصاص داده شده هست....

در ایران در نواحی شمال غربی ما میاندوآب را داریم که هم مفهوم ماساپوتامیا می باشد و نزدیکی زیادی هم به مغ دونیا یا سرزمین/دشت مغان...همچنین رودهایی که بتوانند به عنوان مرز طبیعی سرزمینی را از نواحی دیگر جدا نمايند کم نیستند مانند ارس، کورا و قزل اوزن.


در ارتباط با بابل با نامهای بابل و بابلسر در شمال ایران مواجه می شویم که هیچ از چیستی نامگذاری اون مناطق در دست نیست بجز مواردی که غیر علمی می باشند.

در ارتباط با بابل، دکتر محمودی نظر دارند که این واژه به شهرهای که بر جلگه حاصل از رودها ساخته می شدند فرموده می شده هست و با شرایط بابل در شمال و همچنین بابل باستان امروز هم وفق می کند اما موردی که هست این می باشد که شهرهای دیگری هم با این وضعیت می توانیم بیابیم...

به اضافه اینکه باب به معنی دروازه می باشد و احتمالا این شهر دروازه یا دروازه های معروفی داشته هست که امروز مفسرین به دروازه معروف بابل باستان یعنی ایشتار فقط اشاره می نمايند.

آیا فقط بابل عراق چنین شرایطی را داشته هست.

پس پیش از نتیجه گیری سریع باید به تمامی جوانب امر دقت کافی را مبذول داشت.

نوشته اصلي بوسيله mori_hema30 نمايش نوشته ها
اسناد باستانی مانند منشور کوروش - رویدادنامه نبونید کوروش و منشور نبونید را چکار کنیم ؟
این اسناد قابل جابجایی می باشند و در ضمن منشور یعنی چیزی که انتشار می یابد و از منبع خود دور می شود...داستان بابل در این منشور آمده هست و خود منشور را در بابل عراق یافته اند...این موضوع این احتمال را که این منشور در بابل عراق تولید شده باشد را کم می شود.
متن این رویداد ها چیست؟
متن کامل باید بررسی مجدد شود و از هستناد به تفسیر مترجم خود داری کنیم...
در اونصورت می توانیم بگوییم که بدون شک بابل همان بابل عراق هست.


نوشته اصلي بوسيله mori_hema30 نمايش نوشته ها
اجازه دهید کمی بیشتر ریز شویم .

محل قوم طبری ها ( تپوری ها ) در شمال ایران امروزی هست و نویسنده بندهش محل این دریا را نزدیک و همجوار این قوم نوشته هست .

با فرض عدم جابجایی این قوم این دریا باید دریای خزر/کاسپیان باشد که فقط حوضه آبگیر ایران اون را دیده بودند.



نوشته اصلي بوسيله mori_hema30 نمايش نوشته ها
منظور شما از کدام زمین را متوجه نشدم بزرگوار
اشتباه لپی بود...منظورم دریا بود که زمین نوشتم.


نوشته اصلي بوسيله mori_hema30 نمايش نوشته ها
راستی یک پرسش هم داشتم از شما : چند هزار سال هست که شکل زمین به شکل امروزی اش ثابت مانده هست ؟ به صورت دیگر یعنی چند سال طول می کشد که شکل زمین مانند برنامه گیری قاره ها و...

تغییر کند ؟

سوال دیگر : ایا 5000 یا 7000 سال پیش , زمین به همین شکل امروزی اش بوده هست ؟ اگر جواب شما خیر هست , لطفا بگویید چه وقتی هست .

با سپاس
در حال بررسی این موضوع به کمک افراد متخصص در زمینه زمین شناسی هستم...
نظر من را در ارتباط با تاریخ می دانید من اعتقادی به 7000 سال تاریخ و تمدن نوشتاری ندارم و برای اروپای امروزی و چین و مصر امروز هم تاریخی کمتر از تاریخ ایران فرض می کنم و آغاز تمدن در اونها را از دوران هلنیسم یا میترایسم می دانم...این نظریه من هست و در حال بررسی بیشتر و تهیه اسناد جهت اثبات اون هستم.


نوشته اصلي بوسيله mori_hema30 نمايش نوشته ها
اقای صلح دوست گرامی ایا توجه داشته اید که چگونه هست وقتی که یزدگرد سوم ساسانی در وقت حمله اعراب , وقتی دشمن پشت گوشش کمین گرفته هست , به شاه چین نامه می نویسد و از او کمک می خواهد ؟!!! ایا رسیدن این چنین نامه ای با ان فاصله بسیار زیاد ؟ در وقت ساسانی هم چین هستان , چین امروزی نبوده هست .
می تواند این اتفاق بیافتد فقط در صورتی که به سیستم چاپارها و همچنین چشم اژدها و سیستم های هوایی نظیر کبوتر و عقاب نگاهی بیندازیم از طرق این روش ها می توانسته اند اخبار را در مسافت های این چنین در کمتر از 7 روز جابجا نمايند....

ولی اصل مطلب این هست که کمک خواستن از چند هزار کیلومتر اونطرف تر اونهم با اون شرایط راه ها بسیار دور از ذهن هست.

پاینده باشید.


56:

درود،

تصویر جالبی از نقشه دیوار چین در اینترنت وجود دارد که می توان با توجه به مسیرهایی که از دروازه غربی تا پکن و از پکن به سمت دروازه اژدها که به دریا ختم می شود و از اونجا نوار ساحلی را طی کرده و به سمت شمال شرق می رود و همچنین مسیر جالب دیگری که از پکن به سمت جنوب می رود!!

جغرافیای چین باستان

دوستان دقت نمايند که این دیوار به هیچ عنوان توان جلوگیری از هجوم یک لشکر مجهز را ندارد و صرفا می توانسته جلوی تهاجم حیوانات وحشی و یا احتمال حمله راهزنان را کاهش و یا دفع کند.

وقتی به نقشه های این دیوارها دقت شود می توان به این نتیجه رسید که این دیوار مسیری بوده مابین شهرهای بزرگ اون دوران...
این دیوار بخشی از مسیر جاده ابریشم می باشد کهکه احتمال می دهم دیوار گرگان ادامه اون در ایران بوده هست...

در ایران بدلیل تمدن کهن تر و همچنین وجود مسیرهای هموار تر در قسمت شرقی نیاز به ساخت چنین دیواری نبوده هست...البته مورد دیگری هم در ساخت دیوار بزرگ چین مهم بوده هست که از ذکر اون فعلا معذور می باشم.

برخی از کارشناسان باستان شناس اشاره به تخریب بخشهایی از این دیوار دارند که باز رد ادعای بنده نمی تواند باشد زیرا این تخریب ها می تواند بدلیل عبور دادن سریعتر یک نیروی نظامی صورت پذیرفته باشد و لزوما دلیل این نیست که این دیوار توان جلوگیری نفوذ اقوام شمال چین را داشته باشد.

در طول این دیوار چند سرباز لازم بوده تا جلوی نفوذ مغولان را بگیرد؟

مقایسه کنید با دیواری که امروز در شرق کشور برای جلوگیری از نفوذ اشرار و قاچاقچیان کشیده شده و با امکانات امروزی کنترل می شود...


جغرافیای چین باستان

پاینده باشید.


57:

دوست گرامي منطقه سين كيانگ ( تركستان چين) هرگز بخشي از ايران نبوده هست زيرا وقتي در دوره ساساني پيروان " ماني " را قتل عام مي كردند ، مانايشانان به جايي گريختند كه خارج از محدوده قدرت ساسانيان و در دست تركان اايشانغور بود.

با آمدن مانايشانان برخي از تركان به آيين ماني ايمان آوردند و به چاپ كتاب ارژنگ ماني پرداختند.
برخي از تركان نيز آيين تنگري و شامانيسم و بودايي داشتند.

در سال 751 ميلادي تركان با اعراب مسلمان همدست شدند و چيني ها را از آسياي مركزي بيرون كردند و اندك اندك مسلمان شدند.

اما برخي از تركان مسلمان نشده و به ايلت گانسو ( كانسو ، قانسو رفتند) و بنام " ساري اايشانغور " معروف شدند.

برخي از تركان نيز در چند سده پيش از ميلاد زبان و روش چيني را اختيار كرده و به تاپقاچ ( طمغاج) مشهور شده و سلسه هايي را در چين بوجود آورده بودند.

در وقت اشكانيان ، مته خان ( در سده ي سوم پيش از ميلاد) نيز رهبر تركان هيونگ نو ( كه در كتاب ها با نام مهاجمان شمالي ذكر مي شود) بود و قدرت چين را بسيار ضعيف كرده و اختيار جاده ي ابريشم را در دست داشت.


58:

نيمه غربي چين و مغولستان اون وقت بيشتر در دست تركان بوده هست.

مثلا از هيونگ نو ها ، هون ها و گؤك تورك ها و تركان اايشانغور .
چيني ها بعلت سياست تبعيض آميز خود مناطق مسلمان نشين اايشانغور ( سين كيانگ / شينجان / شين جيانگ) را در فقر نگه داشته اند ، در حالي كه مناطق نقت خيز و معدني چين در مناطق مسلمان نشين برنامه دارند.

59:

نتيجه بي اطلاعي از تاريخ همين هست.



در مرز ميان ايران و چين حكومت هاي ترك " كوشاني " ( كوشانيان) و هياطله ( هپتاليان ، آغ هون ) و ....

وجود داشتند كه ابريشم چين را به ايران منقل مي كردند .
به بزرگ كردن نقشه باستاني احتياجي نيست.

اگر به كتاب تاريخ دوم دبيرستان مراجعه مي كردي و دوران اشكاني و ساساني را مطالعه مي كردي ، متوجه اشتباهت مي شدي.


60:

واژه ي " سؤگود " ( سؤيود) به معناي درخت بيد هست.

واژه چين فارسي نيست كه به معناي چين و شكن باشد.

وقتي تمدن چين وجود داشت هنوز زبان فارسي از اوستايي و زبان هاي هند و اروپايي جدا نشده بود.

ماچين ( مها چين) به معناي چين بزرگ و بخش اصلي كشور چين هست.

زيرا كشور ختا و چين شمالي در دست تركان بوده هست و چين جنوبي در دست سلسله هاي چيني.

واژه تورك ربطي با آشور ندارد.

آشوريان اقوامي سامي نژاد هستند.

واژه ي تورك به معناي " قدرت ، نيرو و توليد مثل زياد ( توره مك) " هست.

كوردي نيست كه " س " را با " ت " عوض مي كني.
واژه ي ثور براي آريايي ها بيشتر مهم هست زيرا هندوان گوست گاو نمي خوردند و به اصطلاح گاو پرست هستند، در حالي كه تركان گاو را براي تنگري ( خداي يكتا) و نيز آمرزش روح درگذشتگان قرباني مي كردند.

تركان از منطقه ي آلتايي و ديوار چين ( تركان تاپقاچ داخل چين نيز بودند) تا نزديك مرزهاي امپراتوري روم گسترده بودند و حكومت هاي گوناگوني تشكيل داده بودند مثلا تركان خزر ، تركان كومان ( پچنك) ، تركان اايشانغور ، تركان مجار و بلغار ( اين تركان بعدها در ميان روس ها تحليل رفته و زبانشان را به زبان هاي اسلاايشان تغيير دادند)

مي گايشانند در كنار حكومت آشوري و تاركان " توروخي / توروكي وجود داشتند كه مقتدر بودند.

برخي مي گايشانند كه نام " تارگيت " همان " توركوت ( ترك ها ) مي باشد.
اولين حكومتي كه از نام تورك هستفاده كرد " گؤك تورك " ها هستند ( تركان آسماني كه به اشتباه تركان آبي ترجمه مي شود).
در مورد زيبايي تركان " طراز " ( تالاس) و خلخ ( قارلوق) و يغما در كتاب هاي فارسي مطالب بسياري هست.


61:

برای افرادی که با مطالعهکتاب های تاریخ دبیرستانی و دبستانی تصور این بهشان دست می دهند که از تاریخ چیزی می دانند لازم هست که نقشه و حتی تصاویر پراکندگی انسانی در اون نواحی را ارسال کرد...


کتاب دوم دبیرستان برای شما شاید حکم سند را داشته باشد و مطالب اون برایتان با حقیقت برابری کند ولی برای بنده این چنین نیست دوست عزیز...

بهتر هست بدانید که 150 سال بیشتر نیست که این سیستم آموزشی با این مطالب زیبای تاریخی وارد عرصه کارزار آموزشی! امت جهان شده هست.

در مورد کوشانیان و هیاطله یا هفت کوه یاران خودمان هم بهتر هست کمی مطالعات غیر دبیرستانی داشته باشید تا متوجه شوید جهان فقط شامل تورکان نبوده هست...

مطالب زیر برای اضافه شدن بر معلومات تک بعدی (تورکی) شما بد نیستند که مروری شوند:

پادشاهی کوش - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

می کوش کان - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

کوش‌نامه - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

داستان کوش‌نامه مربوط به کوش پیل دندان است که برادرزاده ضحاک هست که سالها در کشورهای چین و افریقا و مغرب زمین با ستمگری و بیدادگری حکومت می‌کرده‌است.


در آخر امیدوارم کمی پیش از نظر دادن در ارتباط با اطلاعات دیگران از تاریخ تحقیقات غیر دبیرستانی هم اجرا کنید.

62:

ابتدا بهتر هست در ارتباط با زبان و زبان شناسی مطلبی را که نمی دانید همینطور بر پايه تعصبات قومیتی که دارید بیان نکنید، تعصبات قومیتی شما در ادامه همین مطالبتان کاملا هویدا هست البته اگر فقط بخواهیم به همین یک پست اشاره کنیم...


جین، چین، سین، شین و ...

همگی معنی کوه کوهستان و چینخوردگی های طبیعی را می دهند چه در زبان فارسی و چه در زبان چینی البته علاوه بر این معانی معانی دیگری هم دارند که به بحث ما هرچند مرتبط هست ولی بدلیل اینکه مطالب را باهم غاطی می کنید از اشاره به اونها خودداری می کنم.

واژه کوه در زبان چینی به صورت های سن، سان، شان و ...

بکار می رود و تصور می کنم نیازی نباشد که فرم انگلیسی اون یعنی مان تین را هم برایتان مثال آورم؟!

山 = شن/شان

نوشته اصلي بوسيله fuzuli نمايش نوشته ها
ماچين ( مها چين) به معناي چين بزرگ و بخش اصلي كشور چين هست.

زيرا كشور ختا و چين شمالي در دست تركان بوده هست و چين جنوبي در دست سلسله هاي چيني.
بهتر هست دست از تعصبات قومیتان بردارید زیرا در این بین تمامی افکارتان بجای تحقیق معطوف اثبات هویت تورکی هست که برای خود ساخته اید....

چند مورد اشاره شده در این پست و پست پیشین را مطالعه کنید و هر مطلبی که باب میلتان بود را حکم الهی بر اون نزنید.

63:


64:

هپتاليان ترك با واژه ي هفت كوه ياران چه ارتباطي دارد؟

هپتاليان ايشانكي پديا

65:


نمی دانم همینطوری فرمودم شاید کوش با کوش یک ارتباطی داشته باشد دوست عزیز...

جالب هست که در نظریه های جهانگیرانه اقوام تورک که ارائه می کنید این گستردگی و پهناوری قلمرو تورکان از شرق دور تا غرب دور و همچنین آفریقا را هر از گاهی اشاره می کنید ولی الان که مطلب کمی پیچیده شد و درک اون کمی بر پايه داستان هایی که در متون دبیرستانی خوانده اید سخت، ارتباط نمی توانند داشته باشند؟!



نوشته اصلي بوسيله fuzuli نمايش نوشته ها
هپتاليان ترك با واژه ي هفت كوه ياران چه ارتباطي دارد؟

هپتاليان ايشانكي پديا
هپتالیان = هپت + الیان = هفت + آریان

فعلا تا همین مرحله تصور می کنم کافی بوده باشد...

شاید هفت خان و هیتالیان/ایتالیان/ایتالیا بتواند کمک بیشتری به شما دوست عزیز کند تا ارتباطات را دریابید و همچنین ریشه واژگانی که برایشان ریشه ای نمی شناسند...

66:


از یکی از شاهان هپتالی کتیبه ای موجود هست که دارای 4 واژه هست که همگی ایرانی هستند و به این خاطر نیز هون های سپید را آریایی خوانده اند .

قرائت های مختلفی از این کتیبه شده هست .

پروفسور بیور اینگونه قرائت کرده اند :

« باگوس شاهو زاولو مهروزکی »

به قول بیور ، مهروزکی همان حکمدار فاتح هفتالی ، مهراکولای حدود 500 میلادی هست و ترجمه الفاظ بالا اینگونه خواهد بود :

« خدائی مقدس پادشاه زابل مهرا »
bagos shaho zaoloo mihrozki

هستاد عبدالحی حبیبی که خودشان زبانشناس بزرگی در افغانستان هستند ؛ در این مقاله به شرح خوانش این واژگان و ریشه یابی اونها بصورت تخصصی پرداخته اند :

http://up.tarikhfa.com/uploads/20120...6011-545-1.pdf

67:

درود،

یکی از مواردی که شاید در ارتباط با عدد هفت یا هپت و بررسی های در ارتباط با قوم هفت لنگ بختیاری می باشد رد پای این قوم هم در نواحی سوریه و هم در افغانستان (بختیاری‌های افغانستان - ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد) دیده می شود...

انگلیسی ها هم علاقه زیادی به شناخت این قوم در مدت حضورشان در ایران نشان می دادند.

جستار زیر را هم در ارتباط با ریشه یابی واژه لنگ و قوم بختیاری خالی از لطف نیست که نگاهی بیاندازید:

هفت لَنگ یا لُنگ یا لند یا زمین یا اژدها ...

68:

چهره بازسازي شده آق هون ها و گؤك تورك ها

جغرافیای چین باستان

پرچم آغ هون ( هپتاليان ، هياطله)
جغرافیای چین باستان


سكه شاه هپتالي (آغ هون) قزن پنجم ميلادي

جغرافیای چین باستان


سكه هپتالي (آغ هون) در موزه لندن ، كشف شده در پاكستان
جغرافیای چین باستان


سكه هاي هپتالي ( آغ هون)

جغرافیای چین باستان



جغرافیای چین باستان
يوئه چي سكه سي (مته خان بو ائله قارشي ووروشدو)

جغرافیای چین باستان
كوشاني ( كشاني)

69:

البته امیدوارم این را بدانید که اینکه این اقوام را فقط به این صورت چشم باریک و صورت گرد فرض کنیم کمی اشتباه هست...



بهتر هست به خطوط مورد هستفاده این اقوام که در سکه هایشان هست دقت کنید و همچنین به تکثر گونه های نژادی در ایران...

البته برخی مجسمه های شاهان ساسانی نیز به این شکل بوده اند که خوب با این اوصاف پارسیان هم باید جزوه هپت/هفت آلیان باید باشند که به نظر درست می رسد زیرا در تمامی این سه دوره تمدنی که ساخته اند یعنی ساسانی، اشکانی و هخامنشی ما هفت خاندان مهم داشته ایم...


70:

هپتاليان نامي يوناني اين اقوام هست و مربوط به گزارشات تارخ نگاران يوناني نه نام واقعي اين اقوام.

( يوئه چي ها و كوشانيان و آغ هون و ....)

71:

خواهشا متن اصلی که نام واقعی! این اقوام را ذکر کرده هست بیاورید و در غیر اینصورت بهتر هست بدون سند سخنی نگویید...

نام اصلی و نام فرعی دیگر چه صیغه ای هست دوست عزیز؟!

وقتی از یونان باستان و مورخین و دانشمندان باستانی اون صحبت می کنید باید بدانید که به چه جغرافیایی باید نگاه کرد...

آیا یونان باستان همان یونان امروزی می باشد؟

کوشانیانی که می گویید همانطور که فرمودم مانند بختیاری ها از شرق تا غرب رد پایشان دیده می شود...

اگر کمی به همین سه واژه ای که آورده اید دقت کنید متوجه می شوید که فاکتور وقت و مکان در تفاوت عمیق آوایی و لهجه ای این واژگان وجود دارد با اینکه هر سه را هفت الی می دانید...


72:


73:

زیاد نیاز نیست دور بروید دوست عزیز، بخش ابتدایی جستاری که آغاز نمودید خود اکثرا بر حدسیات هستوار گشته هست...

البته این حدسیات در مورد دیگر موارد هم که موضوع بحث هستند وجود دارد و ما در این جا سعی داریم تا با اسناد دسته اول نظریه هایی را که می توانند درست باشند را بیابیم...



نوشته اصلي بوسيله fuzuli نمايش نوشته ها
درباره ريشه قومي و نژادي بختياري‏ها چند نظريه وجود دارد که هر يک از اونها بر افسانه‏ ها، روايات شفاهي، حدس و گمان‏ها و البته تحقيقات تاريخي و جامعه ‏شناسي هستوار شده ‏اند. در اينجا به ذکر سه ديدگاه که بيشتر قابل اعتنا هستند، اشاره مي‏شود:
البته بهتر هست بجای اینکه سه دیدگاه را که از منظر نویسنده بیشتر قابل اعتنا می باشند و نه از منظر کلی، کنار بگذاریم و کلیه دیدگاه ها را بنگریم...

کاری که بنده سعی کرده ام اجرا کنم و تک بعدی به روایات نگاه نکنم.


74:

بی مناسبت نيست اگر حرفی هم از کتاب سندبادنامه اثر ظهيرالدين سمرقندی بزنم ماجراهای اين کتاب در دربار پادشاهی باستانی به اسم کوروش در کشور هند اتفاق ميفته.
و تکرار می‌کنم اکثر مردان اروپای غربی و موميايی‌های اقوام سکايی تيزخود مارکر مردانه‌ی R1b دارند که در حال حاضر در کشور آفريقايی کامرون اکثريت دارد.

75:

دوست گرامي ، در مورد ژنتيك و زبان بايد فرمود كه چندان قابل اعتماد نيستند ، مثلا تركان تاپقاچ ( طمغاج) در سده هاي پيش از ميلاد فرهنگ توركي را كنار گذاشته و كاملا چنيي شدند.


76:

درود،

مطمئنا هیچکدام از این موارد به تنهایی نمی توانند قابل اطمینان باشند و باید همگی در کنار هم مورد بررسی برنامه گیرند...

البته امیدوارم شما گرامی هم به جای نتیجه گیریهای نهایی که پایه پايه شان گهگاه زبان و گهگاه فرهنگ هست کمی تحمل کرده و اجازه دهید بجای اینکه تحقیقی رنگ و بوی نژادی بخود بگیرد مسیر درست خودش را طی کند...

نوشته اصلي بوسيله bendekhoda نمايش نوشته ها
بی مناسبت نيست اگر حرفی هم از کتاب سندبادنامه اثر ظهيرالدين سمرقندی بزنم ماجراهای اين کتاب در دربار پادشاهی باستانی به اسم کوروش در کشور هند اتفاق ميفته.
و تکرار می‌کنم اکثر مردان اروپای غربی و موميايی‌های اقوام سکايی تيزخود مارکر مردانه‌ی r1b دارند که در حال حاضر در کشور آفريقايی کامرون اکثريت دارد.
درود دوست عزیز،

می شود در ارتباط با روایاتی که در ارتباط با چین یا هند در سندبادنامه آمده هست هم مطلبی اگر هست اشاره کنید...



سپاس

77:

با درود،

دوستان برای درک بهتر اونچه در جستار نقشه امپراطوری چوسان وهان کجاست؟ آمده هست، مطالب این جستار را دنبال نمايند.

پاینده باشید و پیروز

78:

مطالب خواندنی دیگری در ارتباط با سرزمینی که امروز به نام چین می شناسیم و ارتباط اون با چین هستان باستان را انوش راوید گرامی در وبسایت خود برنامه داده اند که بد ندیدم اونرا با دیگر دوستان به اشتراک بگذارم.

اهرام گمشده اسرار آمیز کشور چین |

Chinese pyramids - Wikipedia, the free encyclopedia


54 out of 100 based on 39 user ratings 914 reviews