انواع هواپیماهای نظامی


انواع هواپیماهای نظامی



انواع هواپیماهای نظامی



انواع هواپیماهای نظامینوع
موشک هوابه‌زمین
تاریخچه خدمت
خدمت
۱۹۷۲
تاریخ تولید
سازنده
شرکت هواپیماسازی هاگز، ریتون
خصوصیات
وزن
۲۰۸-۳۰۲کیلوگرم
طول
۲/۵متر
قطر
۳۰۰میلیمتر
کلاهک
۵۷کیلوگرم با خرج نوع hollow با فیوز کنتاکت مدل ای، بی،دی، واچ؛ ۱۴۰ کیلوگرم مواد منفجره high explosive نفوذگر به هدف با فیوز تعویق انداز مدل ئی، اف، جی، جِی، و کی.
موتور
ثیوکولمدل تی‌ایکس-۴۸۱ جلوبرنده ۲ تاییسوخت جامد موتور راکت
طول بال
۷۱۰میلیمتر
برد
موثر
۲۸کیلومتر
سرعت
۹۳/. ماخ
سکوی
پرتاب
الکترواپتیک مدل ای، بی، اچ، جِی، و کی، پردازش تصویر فرو سرخ در مدل‌های دی، اف، و جی. هدایت شونده لیزری در مدل های ئی.
ای‌جی‌ام-۶۵ ماوریک(AGM مخفف air-to-ground tactical missile) یک موشک جنگی هوا به سطح است که برای شرایط بد آب و هوایی طراحی شده‌است و در برابر هدفهای دور و نسبتا بزرگ موثر است.از هدفهای این موشک می‌توان ماشینهای زرهی، پدافندهای هوایی، کشتی‌ها، ماشینهای ترابری زمینی، و مخازن نفت را نام برد



انواع هواپیماهای نظامی
.
موشک ای‌جی‌ام-۶۵ ماوریک اف (هدفیابی بوسیله مادون قرمز) توسط نیروی دریایی ایالات متحده استفاده گردیده‌است و یک سیستم بهینه سازی شده جهت یابی بوسیله مادون قرمز دارد و علیه کشتی ساخته شده‌است و کلاهک با جرم ۵۷ کیلوگرم(۱۲۵ پوند) آن قابل نفوذ به زره‌است. این نوع ماوریک که ۱۳۶ کیلوگرم(۳۰۰ پوند) وزن دارد، توسط سپاه تفنگداران دریایی آمریکا و نیروی هوایی ایالات متحده استفاده می‌شود. وقتی خلبان می‌خواهد موردی را هدف برنامه دهد دوربین تلویزیونی مادون قرمز فعال می‌شود و خلبان باید هدفش را به سختی و با ابهام تعیین کند تا موشک روی هدف قفل کند. جست و جو کننده‌های دوربین‌های تلویزیونی صحنه‌ای را نشان می‌دهند و محدودیت آنها در هدفیابی به اندازه چشم خلبان است. موشک ای‌جی‌ام-۶۵ دارای دو نوع کلاهک است.اولین نوع در دماغه‌اش دارای یک فیوز است و دومین نوع یک کلاهک سنگین وزن است و دارای یک فیوز به تاخیر افتاده می‌باشد که قبل از اینکه منفجر شود بوسیله انرژی جنبشی‌اش به درون اجسام نفوذ می‌کند.کلاهک دوم در مناطق وسیع کارآمد تر است. نیروی محرکه موتور هم برای هر دو نوع با راکت سوخت جامد است و موتور موشک پشت کلاهک برنامه گرفته‌است.
موشک ماوریک قادر نیست که خودش روی اهداف قفل شود و این کار باید بوسیله خلبان یا افسر مسئول تسلیحات انجام شود. برای مثال در هواپیمای ای-۱۰ تاندربولت ۲سیستم تصویری با بهره گیری از جست و جو کننده‌های واقع در روی نوک موشک تصویر را به روی صفحه نمایشی که در کابین خلبان برنامه دارد، نشان می‌دهند تا خلبان بتواند هدف خود را در صفحه قبل از شلیک مشخص کند. علامت هدف بر روی صفحه نمایش (HUD) آماده می‌شود تا خلبان محدوده مکانی هدفش را تقریب بزند و مشخص کند تا موشک بطور اتوماتیک هدف را پیدا کرده و روی آن قفل کند.وقتی که موشک پرتاب شد دیگر نه به هواپیمای حاملش وابسته‌است و نه به جای دیگر و خودش بصورت خودکار هدفش را پیدا می‌کند بنابراین یک سلاح با قابلیت شلیک کن و فراموش کناست.
استفاده کنندگان

ماوریک بیشتر توسط هواپیماهای اف-۱۶ فایتینگ فالکنو ای-۱۰ تاندربولت ۲در جنگ خلیج فارس بین در سال ۱۹۹۱ علیه اهداف زرهی استفاده شده‌است.همچنین ماوریکها نقش بسزایی در انهدام نیروهای نظامی عراق ایفا کرده‌اند. پرتاب کننده LAU-۱۱۷ماوریک همچنین توسط هواگردهای نیروی دریایی،هوایی و سپاه تفنگداران دریایی ایالات متحده استفاده می‌شود.
www.weaponpm.com



داعش وارد خاک عربستان شد

1:

وقتی که کارائی فوق العاده هواپیمای پیشرفته تامکت در نیروی دریایی آمریکا به خوبی به اثبات رسید، کشور ایران نیز برای جلوگیری و پایان دادن به تهدید های هوایی اتحاد جماهیر شوروی، تعداد نسبتاً زیادی هواپیمای اف-14 تامکت را برای نیروی هوایی خود در اون وقت، خریداری نمود.


داعش، طالبان را هم روسفید کرد!

در اولین سال های دهه 1970، قسمت عمده ای از هواپیماهای نیروی هوایی ایران مانند هواپیماهای اف-4 فانتوم، اف-5 نورث روپ و بالاخره لاکهید پی سی-3 اوریون سفارش داده و تحویل گردید، گرچه هیچ یک از این هواپیماها، توانایی مقابله با هواپیمای موفق میگ 25 که سریعترین جنگنده عملیاتی جهان هست، نداشتند.


اردوغان: انتظار نداشته باشید علیه داعش سخن بگویم
این میگ های 25، مدتی بود که بر فراز آسمان ایران به دلخواه پرواز های شناسایی انجام می دادند و گشت زنی می کردند مزاحمت های بسیاری را به وجود آورده و در حقیقت اون ها حریم هوایی ایران را نقض کرده بودند.

این حقیقت هنگامی بر آمریکاییان ثابت گردید که ریچارد نیکسون در طی سفرش به ایران خود این هواپیماها را مشاهده کرده و شاه ایران نیز در اون وقت درخواستی را مبنی بر خرید هواپیماهایی با برتری بالاتر نسبت به میگ های 25 فاکس بت اظهار نمود.


تهدید دوباره داعش علیه ایران!
در نتیجه، آمریکا ابتدا پیشنهاد هواپیمای موفق اف-15 را به ایران داده و سپس پیشنهاد خرید هواپیماهای اف-14 را به ایران کرد، که حکومت اون وقت ایران هواپیمای اف-14 را پسندیده و تقاضای خرید اون را تسلیم آمریکا کرد.

اولین سفارش برای خرید اف-14 ها در حدود 30 فروند بود که در ژانویه 1974 امضا گردید، که بعد ها به تعداد 80 فروند افزایش داده شد.


نیروی زمینی ایالات متحده
اولین سری این هواپیما ها در ژانویه 1976 به ایران فرستاده شد که این هواپیما ها با موتور بهبود یافته جدیدی که بعد ها در گونه های دیگر هستاندارد گردید، تجهیز شده بودند.


بعد از داعش، «دامس» را بشناسید
در می 1977، 12 فروند اف-14 دیگر نیز به ایران تحویل شد، که یکی از اونها نیز به عنوان آزمایش برای نابود کردن یک هدف مصنوعی در ارتفاع 50
,000 پایی به کار رفته شد که موفقیت آمیز نیز بود، و همین آزمایش نیز میگ های 25 شوروی را متقاعد ساخت که در صورت ادامه پرواز های خود بر فراز ایران، توسط یکی از همین اف-14 ها نابود خواهند شد، در نتیجه میگ های 25 دیگر هرگز بر فراز ایران پرواز شناسایی انجام ندادند.
تحویل اف-14 ها تا سال 1978 و هنگامی که هفتاد و نهمین اف-14 تحویل داده شد، ادامه یافت.


داعش 3 زن عراقی را پس از تجاوز سر بریدند
همچنین 714 موشک فوق پیشرفته دور برد هوا به هوای فینیکس نیز سفارش داده شد که تنها 284 عدد اونها به دلیل انقلاب سال 1979 به ایران تحویل داده شد.


رزم در برف
پس از برکناری شاه از حکومت و انقلاب شکوهمند اسلامی، دولت جدید سفارش ساخت موشک های فینیکس دیگر را لغو نموده و تنها بر تسلیحات موجود و البته توانمندی های مهندسان و کارشناسان ایرانی تکیه کرد.

در همین دهه، پرزیدنت کارتر تحویل هر گونه جنگ افزار را به ایران تحریم کرد که این تحریم تا به امروز نیز ادامه دارد.

بدون یاری سازندگان غربی اف-14، ایران به زودی با مشکل کمبود قطعات یدکی و نگهداری مواجه شد که در همان موقع تلاش برای خود ساختی این قطعات آغاز گردید.

علاوه بر تاثیر تحریم ایران، شایعاتی اذعان کردند که همه 77صرف نظر از تمام مشکلات، در سپتامبر 1980، ایران در برابر تهاجم ناجوانمردانه کشور بعثی عراق برنامه گرفت.

به علت ضعف قوای هوایی هر دو کشور، نبرد هوایی نقش بسیار کوتاه و مختصری را در جنگ بین ایران و عراق ایفا کرد.
فروند اف-14 باقیمانده (دو اف-14 در هنگام پرواز های آزمایشی از بین رفتند) فاقد کارائی بوده به صورتی که دیگر نمی توانند موشک های فینیکس را شلیک نمايند.

البته این که چه کسی این خرابی ها را به بار آورده یا اف-14 ها را دچار مشکل ساخته، جای بحث ندارد، اما حتی برخی منابع در اون وقت اظهار کردند که انقلابیون اسلامی در وقت انقلاب به تلافی بر سر حکومت باعث صدمه دیدن اف-14 ها شدند، اما چنین شایعاتی به اطمینان صحت ندارد.


اولین نبرد ها به وسیله خلبانان ایرانی که بهتر تجهیز شده و بهتر آموزش دیده بودند، صورت گرفت، اما تحریم دراز مدت از سوی آمریکا و کشورهای وابسته و شایعه پراکنی های مختلف به کاستن قدرت نیروی هوایی ملی در برابر عراق ادامه داد.

در همین اثنا بود که عراق هواپیماهای میراژ اف-1 خود را که با موشک های جادویی ماترا آر-550 تجهیز شده بودند، تحویل گرفت و به افزایش توانایی های نیروی هوایی کشورش قدرت بسیار بخشید.

اما در مقابل، به دلیل تحریم قطعات یدکی، تنها تعداد معدودی از اف-14 های ایرانی (10 تا 20 فروند) قابل پرواز بودند که عمدتاً نیز به دور از نبرد و جنگ نگهداری می شدند.

این تعداد اف-14 نیز به پایگاهی برای تشخیص هواپیماهای دشمن از فواصل دور تبدیل شده بودند، به این دلیل که از رادارهای بسیار قدرتمندی برخوردار بودند و هیچ یک از اون ها برای جنگ تن به تن یا داگ فایت یا نبرد نزدیک هوایی به کار نمی رفتند.

برای ایفای چنین نقشی، اف-14 ها اغلب به وسیله هواپیماهای اف-4 فانتوم مدل ئی و و اف-5 تایگر مدل ئی برای انجام ماموریت اسکورت می شدند.

حداقل تعدادی اف-14 در نبرد هوایی از بین رفتند، اما اظهارات دو طرف در این مورد متفاوت می باشد.

ایران در این زمینه ادعا دارد که 11 فروند هواپیمای اف-14 تامکت در نبردهای هوایی بین ایران و عراق به وسیله جنگنده های عراقی ساقط شده یا مفقود گشتند.

1- 21 نوامبر 1982: یک اف-14 ایرانی به وسیله یک میراژ اف-1 سرنگون شد.
2- مارس 1983: اف-14 دیگری به وسیله یک میگ 21 سرنگون شد.
3- 11 سپتامبر 1983: سرنگونی دو فروند اف-14 در حال شناسایی هواپیمای عراقی
4- 4 اکتبر 1983: یک اف-14 ایرانی در یک نبرد داگ فایت ساقط شد.
5- 21 نوامبر 1983: یک اف-14 در نبردی مفقود شد.
6- 24 فوریه 1984: مفقود شدن یک فروند اف-14.
7- 1 جولای 1984: مفقود شدن یک فروند اف-14.
8- 11 آگوست 1984: سه فروند اف-14 ساقط گردیده و سقوط کردند.
در همین حال، ایران ادعا می کند که به ازای سقوط هر اف-14 ایرانی، حدود 35 تا 45 هواپیمای ساقط گردیده عراقی وجود دارد، که البته این ادعا بسیار نزدیک به واقعیت هست، چرا که واقعاً میگ های 21 عراقی در برابر تامکت های ایرانی حرفی برای فرمودن نداشته و به راحتی مورد هدف برنامه می گرفتند.

همچنین ایران سقوط بالای 12 فروند اف-14 دیگر را نیز پذیرفته هست، اما در عین حال نیز فراخوان نموده که تمام این سقوط ها به دلیل شلیک موشک های هوایی عراقی نبوده بلکه از واماندگی موتورها در نبرد های نزدیک و عدم قدرت کافی اونان نشأت می گیرد.

آمریکا ادعا می کند که تعداد اف-14 های عملیاتی ایران از 15 تا 20 فروند فراتر نمی رود، و حتی گاهی این رقم تا 10 فروند نیز پیش رفته هست، و این ادعا را به این وسیله اثبات می کند که برای قابل پرواز ساختن اف-14 های ایرانی، تعداد زیادی از اونها اوراق گشته و قطعات اونان به عنوان قطعات یدکی برای دیگر جنگنده ها به کار رفته هست.

اما کشور ایران اذعان دارد که تعداد بسیار بیشتری قابل پرواز و عملیات هستند، که البته در حقیقت ایران حدود 25 فروند اف-14 را در یک وقت در 11 فوریه 1985 بر فراز شهرستان تهران به پرواز در آورد اما این تعداد در حقیقت تنها قابل پروازبودند و نه قابل عملیات و نبرد.

اما علی رغم تحریم های فراوان علیه ایران، ایران خود قادر به ساخت قطعات یدکی برای هواپیماهای اف-14، اف-4 فانتوم و اف-5 هایش بوده که خود جای بسی تقدیر دارد.

البته شایعاتی هم مبنی بر قاچاق غیر قانونی قطعات یدکی اف-14 از آمریکا به ایران وجود دارد که البته چندان قابل اعتماد نیست.

در حالی که ایران برای در خدمت نگهداشتن تعداد اندکی از هواپیماهای غربی اش تلاش می کند، وضعیت موشک های فینیکس هنوز هم در هاله ای از ابهام برنامه دارد.

بسیاری از منابع متفق القول اند که هیچ یک از این موشک های گران قیمت در طول جنگ ایران-عراق به کار گرفته نشدند، اما منابع دیگری نیز فراخوان داشته اند که حدود 25 فروند هواپیمای عراقی توسط موشک های فینیکس سرنگون شده اند.

با تمام این اوصاف، اف-14 های ایرانی هنوز هم قادر به شلیک موشک هایی چون سایدوایندر و اسپارو که ترتیب اونها 2 سایدوایندر و 4 اسپارو می باشد هستند.

ایران هم اکنون در حال ساخت گونه های جدید از موشک های اسپارو با توانایی های بیشتر نیز می باشد.

نظریه دیگری که وجود دارد این هست که یک فروند اف-14 یا تعداد بیشتری برای پشتیبانی فنی به روسیه نیز تحویل داده شده اند.

افرادی اعتقاد دارند که دسترسی روس ها به موشک های فینیکس ایرانی به هیئت طراحی ویمپل اجازه داده هست تا موشک های
r-33/aa-9 دوربرد را با هستفاده از تکنولوژی موشک فینیکس بسازند، اما رییس هیئت طراحی مشخص ساخت که نه او و نه تیم و گروه او هیچ گاه چنین دسترسی به موشک های فینیکس نداشته اند.
به هر حال عقیده بر این هست که نیروهای روس مختار به عمل گری، نگهداری و ارتقای اف-14 های ایرانی شده اند.

این هواپیماها در حال تجهیز به رادارها، موتورها و حتی کاناپی های روسی هستند که قابلیت پرواز را به اونها به خوبی می دهد.

همچنین مطبوعات ایران فراخوان نمودند که اف-14 های ایرانی در حال مجهز شدن به قطعاتی برای ایفای نقش بمب افکن های سنگین وزن هستند، که ممکن هست به موشک های هوا به زمین و ضد کشتی نیز مجهز شوند.

در حال حاضر به نظر می رسد در حقیقت 50 فروند اف-14 ایرانی در خدمت نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران باشند، اما تنها حدود 30 فروند از اونها واقعاً کارائی نظامی داشته و توانایی پرواز موثر را دارند.

.
گردآوری و تالیف: آرمان(وبلاگ هوانوردی ایر)انواع هواپیماهای نظامی

2:

در وب سایت نیروی هوایی اسراییل درهنگام معرفی هواپیمای سوخوی33 (=Su27k) به نتایج یک شبیه سازی اشاره شده هست که این شبیه سازی در دانشگاه افسری نیروی هوایی اسراییل در سال2002 میلادی صورت گرفته هست و هدف از اون مقایسه کارایی هواپیمای سری فلانکر و هواپیماهای F-14/15/16/22 با توجه به نوع وظایف بوده هست و بدون اشاره به توضیحات بیشتری از این شبیه سازی فراخوان مینماید با توجه به نتایج این شبیه سازی هواپیمای سوخوی33 موفق شده هست هواپیمای F-14 را مغلوب نماید و اشاره دیگری به سایر نتایج این شبیه سازی مابین سایر هواپیماها نشده هست .


http://www.iaf.org.il/Templates/Journal/Journal.IN.aspx?lang=HE&lobbyID=50&folderID=621&subfolderID=623&docfolderID=625&docID=19924
با وجود اونکه جزئیات بیشتری از این موضوع در این پایگاه اینترنتی منتشر نشده هست اما در منابع دیگر به جزئیاتی هر چند مختصر میتوان دست یافت هر چند که این نتایج که در منابع گوناگون درج شده هست تا حدی از نظر % های عنوان شده برای شبیه سازی متفاوت هستند اما همگی نتایج را یکسان فراخوان نموده اند .

شما را به مطالعه اون دعوت میکنم :

در یک پژوهش و در گیری شبیه سازی شده رایانه ای که در سال 2002 میلادی در دانشگاه افسری نیروی هوایی اسراییل میان دو هواپیمای سوخو 33 (
SU-27 K= ) و هواپیمای F-14 دو هواپیمای مورد هستفاده در نیروی دریایی روسیه و ایالات متحده انجام شد هواپیمای سوخوی33 موفق شد هواپیمای F-14 را مغلوب سازد .

در این پژوهش و شبیه سازی رایانه ای که بر پايه آخرین مشخصات فنی و تغییرات صورت گرفته در این دو هواپیما در اون تاریخ انجام شده بود هواپیمای
F-14 با نیروی محرکه F110-GE-400 و موشک های اسپارو(AIM-7) و سایدواندر (AIM-9)و فونیکس (AIM-54) و....




و هواپیمای سوخوی33 با نیرو محرکه
AL-31 F و موشکهای(R-27 (AA-10 و R-73 (AA-11) و R-60 و...

مجهز بودند .



در این ابتدا بر پايه مشخصات فنی و ساختار ظاهری فراخوان شده رایانه فراخوان هواپیمای سوخوی33 تا 30 % از قدرت مانور بیشترنسبت به هواپیمای اف 14 برخوردار هست .

این دو هواپیما در 4 فاصله مختلف به روشهای گوناگون مختلف با هم درگیر شدند فواصل عبارتند از :
1- فواصل بسیار دور 100-70 مایل
2- فواصل دور 70-30 مایل
3- فواصل نزدیک 30- 5 مایل
4- فواصل بسیار نزدیک 5 مایل یا کمتر
این دو هواپیما در این فواصل در حالتهای گوناگون با هم درگیر شدند و این دو هواپیما در نبردهای با فاصله بسیار دور( = اولین گزینه ) و فاصله دور ( = دومین گزینه ) نتایج نزدیک به هم کسب نمودند و صد البته هواپیما
F-14 به لطف موشک فونیکس (AIM-54) تا حدودی برتر از هواپیمای سوخوی33 نشان داد .

در نبرد با فاصله بسیار دور( = اولین گزینه ) از 15 موشک فونیکس شلیک شده در حالات مختلف درگیری به سوی هواپیمای سوخوی 33 این هواپیما در 6 مورد( در شبیه سازی ) توانست با موفقیت خطر را دفع نماید با هستفاده از 3 عامل :
1- سیستم مناسب فراخوان خطر و آگاهی خلبان از شرایط در موقعیت مناسب
2- فاصله بسیار موشک شلیک شده تا هدف (100-70 مایل )
3- سرعت و قدرت مانور بسیار مناسب و قابل توجه این هواپیما
در درگیریهای با فاصله بسیار دور ( = اولین گزینه) از 6 مورد موفقیت هواپیمای سوخوی 33 در دفع خطر موشک فونیکس 4 مورد در حالتی بودند که این موشک از پشت به این هواپیما شلیک شده هست و 2 مورد نیز از جوانب و در حالی که هواپیما در ارتفاع بیشتری از موشک شلیک شده برنامه داشته بوده هست .

در4 حالت موفقیت هواپیمای سوخوی 33که موشک شلیک شده از پشت به سوی هدف رها شده هست در 2 مورد به علت تحرک خوب هواپیمای سوخوی 33 موشک بعلت اتمام سوخت از ادامه ماموریت خویش باز مانده هست و در حقیقت دومین عامل یعنی " فاصله بسیار موشک شلیک شده تا هدف (100-70 مایل ) " عامل شکست موشک شلیک شده بوده هست و در2 مورد موفقیت که موشک شلیک شده از جوانب و در ارتفاع کمتری به سوی هدف رها شده هست دلیل موفقیت هواپیمای سوخوی 33 سومین عامل یعنی " قدرت مانور بسیار مناسب و قابل توجه این هواپیما " بوده هست .

در مقابل هواپیمای
F-14توانست تنها در 4 مورد از 15 مورد خطر موشک شلیک شده را دفع نماید .

اما با این وجود و با توجه به موارد دیگر نتایج بدست آمده از درگیری این دو هواپیما در فاصله بسیار دور در صد موفقیت هواپیمای
F-14 با 54% و هواپیما سوخوی 33 با 46% تعیین شد .


در درگیریهای با فاصله دور ( = 70-30 مایل) بهترین نتایج برای هواپیمای
F-14 بدست آمدو از 15 موشک شلیک شده به سوی هواپیمای سوخوی33 این هواپیما موفق شد تنها 3 بار به سلامت خطر را دفع نماید و در مقابل هواپیمای F-14 نیز تنها در 3 مورد موفق شد خطر موشک های شلیک شده به سوی خود را دفع نماید و % موفقیت هواپیمای F-14 با 58% و هواپیمای سوخوی33 با 42% تعیین گردید .


در درگیریهای با فاصله نزدیک(= 30- 5 مایل ) هواپیمای سوخوی 33 با هستفاده از ساختار انعطاف پذیر خود توانست به خوبی از خود دفاع نماید و در پایان این مرحله % موفقیت هواپیمای
F-14 با 41% و هواپیمای سوخوی 33 با 59% تعیین گردید .


در درگیریهای بسیار نزدیک( = کمتر از 5 مایل = داگ فایت ) هواپیمای
F-14 موقعيتی برای نشان دادن قابلیت های خود ( در مقایسه با هواپیمای سوخوی 33 ) نیافت و این درگیری عرصه خود نمایی هواپیمای سوخوی 33 بود و در پایان % موفقیت هواپیمای F-14 با 38% و سوخوی 33 با 62 % تعیین گردید .


در پایان و در مجموع توانست با 53% شانس موفقیت نسبت به 47% هواپیمای
F-14 را شکست دهد .



نکات این شبیه سازی :

شرایط موفقیت هواپیما :
منظور از اون سنجش و تعیین % برای شرایط موثر در موفقیت یک هواپیما که 3 عامل عمده و کلی در نظر گرفته شده هست
عواملی که در موفقیت هواپیمای و سوخوی 33 و
F-14نقش داشته اند که شامل شرایط مطلق و نسبی میباشد و منظور از شرایط مطلق اون هست که هر عامل تا چه اندازه میتواند در موفقیت هواپیما ایفای نقش نماید و منظور از شرایط نسبی نیز اون هست که در یک شرایط ویژه ( به مانند درگیری با یک هواپیما مورد نظر به مانند این مبحث هر عامل تا چه اندازه میتواند در موفقیت هواپیما ایفای نقش نماید) اعداد درون پرانتز % مطلق میباشند و %های خارج %های نسبی که منظور از اون %های تعیین شده برای اون شرایط ویژه که درگیری با هواپیمای مورد نظر در این مبحث هست میباشد :
عواملی که د ر موفقیت هواپیمای F-14 نقش داشته اند :
1 - سیستم شناسایی و هدایت و هدف گیری و....

به طور کلی فناوریهای مورد هستفاده در این هواپیما: 44% (41%)
2- موشک های مورد هستفاده : 36% (34%)
3- نیروی محرکه و انعطاف پذیری ( قدرت مانور پذیری و...) : 20% (25%)

عواملی که د ر موفقیت هواپیمای سوخوی 33 نقش داشته اند :
1- سیستم شناسایی و هدایت و هدف گیری و..

به طور کلی فناوریهای مورد هستفاده در این هواپیما: 39% (34%)
2- موشک های مورد هستفاده : 25% (19%)
3- نیروی محرکه و انعطاف پذیری ( قدرت مانور پذیری و...) : 37% (47%)

با بررسی شرایط موفقیت هر هواپیما میتوان به نتایجی جالب و صحیحی رسید .

بیشترین عامل موفقیت هواپیمای
F-14 دومین عامل یعنی موشکهای مورد هستفاده در این هواپیما با 36% بوده هست اما در مورد هواپیمای سوخوی33 سومین عامل یعنی نیروی محرکه و انعطاف پذیری با 37% بوده هست .

اگر شما از نتایج این شبیه سازی پیش از فراخوان %های مختلف ارائه شده بود هم آگاه نبوید باز هم میتوانستید تا حد قابل توجهی نتایج را صحیح پیش بینی نمایید .

به عنوان نمونه میتوانستید با توجه به نقاط قدرت هر هواپیما بگویید نتایج حاصل از درگیری این دو هواپیما در فواصل بسیار دور و یا بسیار نزدیک چگونه خواهد بود .

هر جا که هواپیما قادر به هستفاده از نقاط قدرت خود باشد بدون شک نتایج بهتری را کسب خواهد نمود با توجه به نقطه قدرت هواپیمای
F-14 که موشکهای اون ( بیشتر AIM-54) با 36 % % میباشد میتوان نتیجه گرفت که هرگاه این هواپیما ( = F-14 ) در شرایطی باشد که بتواند بهتر از موشکهای خود هستفاده نماید نتایج بهتری را کسب خواهد نمود که اگر به نتایج فراخوان شده از درگیری در فواصل مختلف این هواپیما با هواپیمای سوخو33 دقت نمایید میبینید که نمودار حاصل از موفقیت هواپیمای F-14 رابطه مستقیم با موشک فونیکس دارد و مهمترین نقطه قدرت این هواپیما در این درگیری با هواپیمای سوخوی33 همین موشک بوده هست و در هر شرایطی که این هواپیما قادر به هستفاده مناسبتر و بیشتر از این موشک بوده هست نتایج بهتری را کشب نموده هست شما با مراجعه به نتایج حاصله در فواصل مختلف درگیری این دو هواپیما خواهید دید در اولین گزینه که فواصل بسیار دور ( =100-70 مایل ) و دومین گزینه فواصل دور (70-30 مایل ) هواپیمای F-14 بهترین نتایج را کسب نموده هست زیرا در اولین و دومین گزینه بهترین شرایط برای هستفاده از نقاط قوت خود را بدست آورده هست و حتی میتوان نتایج دقیقتر و علمی تری را نیز مشاهده نموده در اولین گزینه که در گیری این دو هواپیما با هم در فواصل ( 100-70 مایل) بوده با توجه به نقطه قدرت هواپیمای مقابل که هواپیمای سوخوی33 هست و مهمترین نقطه قدرت او نیروی محرکه و ساختار انعطاف پذیر میباشد هواپیمای سوخوی33 توانسته از این نقطه قدرت خود بیشترین بهره را ببرد و از 15 موشک فونیکس شلیک شده به سوی او در 6 مورد به سلامت خطر را دفع نماید و تعداد موفقیت هواپیمای سوخوی 33 در دفع خطر در دومین گزینه تنها به 3 مورد محدود شد .

البته شما میتوانید با مرور علل و شرایط موثر در این موفقیت سوخوی33 که در مطلب اصلی ذکر شده هست به نتایج دیگری نیز دست یابید .

با مشاهده % موفقیت هواپیمای
F-14 در هر مرحله مشاهده خواهید نمود بیشترین % موفقیت این هواپیما در دومین گزینه که درگیری در فواصل دور (70-30 مایل ) هست میباشد پس میتوان نتیجه گرفت بهترین حالت درگیری با هواپیماهای گوناگون و نقاط قدرت و ضعف انها و هواپیمای F-14بهترین شرایط برای درگیری هواپیمای F-14با هواپیماهای دیگر در شرایط مختلف درگیر شدن هواپیمای F-14 با اونان در فواصل (70-30 مایل ) میباشد و با توجه به سیستم هشدار دهنده و رادار قدرتمند این هواپیما امکان درگیری در این فواصل با هواپیماهای دشمن برای این هواپیما (=F-14 ) مقدور میباشد .


شما با مطالعه نقاط قدرت هواپیمای سوخوی33 که سومین عامل یعنی نیروی محرکه و ساختار انعطاف پذیر اون با 37% میباشد میتوانید به نتایج مشابه اونچه که درباره هواپیمای
F-14 فرموده شد دست یابید اونجا که این هواپیما قادر به هستفاده مناسب و بیشتر از قابلیت های خود را داشته باشد بهترین نتایج را کسب خواهد نمود با نگاه دوباره به نتایج درگیری این هواپیما و هواپیمای F-14 میتوان مشاهده نمود بهترین نتایج برای این هواپیما در فواصل نزدیک(= 30- 5 مایل ) و فواصل بسیار نزدیک و کمتر از 5 مایل میباشد که هواپیمای سوخوی33 با هستفاده از چالاکی خود که نتیجه ساختار انعطاف پذیر خود میباشد براحتی هواپیمای F-14را مغلوب نموده هست و نتایج بسیار دیگر که با دقت و تامل بسیار میتوان بدان دست یافت .


اما بد نیست اشاره کوتاهی درباره شرایط مطلق و نسبی که از اون در ابتدای مطلب عنوان شد داشته باشیم باردیگر به شرایط موفقیت هواپیماهای سوخوی 33 و
F-14 دقت نمایید :

عواملی که د ر موفقیت هواپیمای
F-14 نقش داشته اند :
1 - سیستم شناسایی و هدایت و هدف گیری و....

به طور کلی فناوریهای مورد هستفاده در این هواپیما: 44% (43%)
2- موشک های مورد هستفاده : 36% (34%)
3- نیروی محرکه و انعطاف پذیری ( قدرت مانور پذیری و...) : 20% (22%)

عواملی که د ر موفقیت هواپیمای سوخوی 33 نقش داشته اند :
1- سیستم شناسایی و هدایت و هدف گیری و..

به طور کلی فناوریهای مورد هستفاده در این هواپیما: 39% (34%)
2- موشک های مورد هستفاده : 25% (19%)
3- نیروی محرکه و انعطاف پذیری ( قدرت مانور پذیری و...) : 37% (47%)

شرایط مختلفی که در اینجا به 3 دسته کلی تقسیم شده اند هر کدام در شرایط مختلف میتوانند نقش کمتر و یا بیشتری در موفقیت یک هواپیما بر عهده داشته باشند و % مطلق عبارت از نقشی هست که با توجه به تمام شرایط میتوانند در موفقیت یک هواپیما ایفا نماید میباشد .

در مقایسه دو هواپیمای سوخوی 33 و هواپیمای
F-14 مشاهده مینمایید که بیشترین تکیه هواپیمای سوخوی33 بر نیروی محرکه و ساختار انعطاف پذیر خود با 47% میباشد و هواپیمای اف14 بیشترین تکیه را سیستمهای شناسایی و ...

و به طور کلی فنآوریهای در اختیار خود با 41% دارد هواپیمای
F-14 بیشترین تکیه را بر فنآوری خود دارد در حالی با دقت در نقش سیستمهای شناسایی و ...

به طور فنآوریهای هستفاده شده در هواپیمای سوخوی 33 فنآوریهای مورد هستفاده در این هواپیما تنها به میزان 34% در موفقیت این هواپیما نقش دارند و نشان از تفاوت نزدیک به 10% اختلاف سطح فنآوری موجود در هواپیمای سوخوی33 نسبت به هواپیمای
F-14 میباشد و سعی شده با هستفاده از ساختار انعطاف پذیرتر این نقیصه در هواپیمای سوخوی 33 برطرف شود .

بدون شک اگر از قدرت انعطاف پذیری هواپیمای سوخوی33 به هر دلیل کاسته شود این هواپیما مغلوب هواپیمای
F-14 خواهد گردید زیرا از نظر فنآوریهای موجود نسبت به هواپیمای F-14 در سطح پایین تری برنامه خواهد داشت .


اما % نسبی نیز بر پايه شرایط تعیین میگردد که هر عامل تا چه اندازه میتواند در موفقیت یک هواپیما نقش داشته باشد به عنوان مثال اگر هواپیمای
F-14 در درگیری با هواپیمای میگ29 شرکت نماید با توجه به اینکه هواپیمای میگ 29 از نیروی محرکه و ساختاری انعطاف پذیر به مانند هواپیمای سوخو33 برخوردار نیست بدون شک شرایط تاثیذ گزار بر موفقیت هواپیمای F-14 از لحاظ % دچار تفاوت خواهند شد و نتایج بسیار دیگر که با دقت و تامل میتوان بدان دست یافت .



از دلایلی که میتوان برای انتشار نتایج شبیه سازی درگیری هواپیماهای سوخوی33 و
F-14برخلاف سایر نتایج نام برد این که این هواپیما در آستانه خروج از خدمت برنامه داشته ( سال2002 میلادی) و فراخوان نتایج اون تاثیری بر روند و شرایط آینده نخواهد داشت هر چند که اطلاعات منتشر شده از این شبیه سازی و مقایسه همانگونه که عنوان شد فاقد هر گونه اطلاعات دقیق فنی بوده هست .




-
منبع:
aerospacetalk.com

3:

جنگنده اف-14 تامکت هواپیمایی دو موتوره، بال متغیر و دو سرنشینه می باشد که به منظور حمله، رهگیری و نابودی جنگنده های دشمن به صورت بیست و چهار ساعته و در هر وضعیت جوی و اقلیمی طراحی گشته هست و قادر به انجام عملیات از روی ناو هواپیمابر نیز می باشد.
اف-14 تامکت متعلق به نیروی دریایی آمریکا در حال پرواز
اف-14 قادر هست به طور هموقت بیست و چهار هدف را به وسیله سیستم های راداری پیشرفته خود شناسایی کرده و به وسیله موشک فوق پیشرفته فینیکس- که بر روی هیچ جنگنده دیگری قابل نصب نمی باشد- شش فروند از اونان را نابود نماید.

همچنین تسلیحات اف-14 شامل موشک های دیگری از جمله موشکهای هوا به هوای ساید ویندر
AIM-9L، موشک اسپارو AIM-7 و موشک پیشرفته برد متوسط آمرام AIM-120 و ترکیبی از راکتها و بمب های دیگر نیز می شود.

همانطوری که بیان شد، اف-14 جنگنده ای دارای دو خدمه و دو سکان عمودی و همچنین بال های متغیر می باشد.

موتورهای اف-14 به طور موازی هم و در یک ساختار مرکزی شکل گرفته اند.

ترمز های بال پروانه ای اف-14 در بین دو سکان عمودی و در سطوح بالا و پایین بدنه واقع شده اند.

باله ای این جنگنده به منظور جمع شدن اتوماتیک در هنگام پرواز البته همراه با یک کنترل دستی برای تغییر اندازه زاویه بالها در مواقع غیر پرواز برنامه ریزی شده اند.

دو سکان عمودی، متمایل بر روی سطح بالایی موتور و منحرف به سمت خارج سوار شده اند.

دامنه عادی جمع شدن بالها از 20 درجه تا 68 درجه و برای جاگیری کمتر روی عرشه ناوهای هواپیما بر تا 70 درجه می باشد.

نا فرموده نماند سرعت جمع شدن بالها 7/5 درجه بر ثانیه هست.

برای کنترل غلتش کمتر از 57 درجه اف-14، از بالچه هایی در نقطه ابتدایی بالها و نزدیک ورودی موتورها هستفاده می نمایند که به صورت جداگانه عمل می نمایند.

اگز از جلو به اف-14 نظری بیفکنیم، دو مدخل ورودی هوای بزرگ را مشاهده می نماییم که اندکی به سمت خارج متمایل شده اند.

این اندک تمایل به منظور تقلیل مقاومت بین هوای موتور و لایه های جانبی ای موتور صورت گرفته هست.گازهای اگزوز موتور ها از میان فلپ های مکانیکی متغیر، که در دور های مختلف موتور به اندازه معین و به طور منظم باز و بسته می شوند، خارج شده و فشار نیروی تولیدی موتور را ایجاد می نماید.

اخیراً با هستناد بر مطالعاتی که بر روی گازهای خروجی موتور های اف-14 انجام شد، نیروی دریایی محدودیت هایی را برای پرواز اون در ارتفاعات کم و سرعت های بالا در چنین فواصلی برنامه داد و کاربرد سیستم پس سوز برای اف-14 های مدل
D و B در هر ارتفاعی به جز موارد بحرانی و موقعیت های خطرناک نظامی و جنگی ممنوع گردید.

اف-14 گرومن، اصلاً برای جایگزینی هواپیمای اف-4 فانتوم طراحی گردید و اولین اف-14 مدل
A در اوسط دهه 1970 معرفی شد.
اف-14 مدل +A، مدل ارتقا یافته اف-14 A، با موتور های جدید جنرال الکتریک F-110، که هم اکنون هم در تمام ناوگان های دریایی آمریکا معمول هست، بیش از یک حریف معمولی برای هواپیماهای هم سطح به شمار می آید.

سیستم پالس دوپلر
AWG-9 یک رادار چند حالته هست که قادر به شناسایی بیست و چهار هدف به طور هموقت و شلیک مستقیم به شش عدد از اونان می باشد.

البته این سیستم که در دهه 1960 طراحی شده هست، یکی از قدیمی ترین سیستم های رادار هوا به هوا می- باشد که هنوز هم بسیار پرقدرت می نماید و با هستفاده از نرم افزار های کنترلی جدید توانایی های اون برای تبدیل به یک سیستم برای قرن بیست و یکم افزایش می یابد.

کاکپیت اف-14 دارای یک سیستم هد آپ دیسپلی (HUD-Head Up Display) کیسرAN/AVG-12 و دستگاه نمایش موقعیت افقی و عمودی هواپیما می باشد.

همچنین یک دستگاه دوربین راداری نورث راپ
AN/AXX برای شناسایی هدف های ماورای دید بصری (BVR) در دوردست به کار می رود.

در اف-14 یک سیستم تلوزیونی وضوح بالای مداربسته با قابلیت پخش انتخابی در هر یک از کاکپیت ها (
FOV) نیز تعبیه شده هست.

این سیستم مدار بسته می تواند با نصب در کاکپیت عملیات را به وسیله سیستم تلوزیونی کاکپیت ها ضبط نماید.

البته یک سیتم جدید تر نیز در حال نصب بر روی هرسه مدل اف-14 (
A+,B,D) می باشد.

تجهیزات الکترونیکی اف-14 نیز شامل رادار هشدار دهنده و کنترل
AN/ALR-45، رادار هشدار گیرنده AN/ARL-50، سیستم پرتاب فلر یعنی همان گوی های آتشینی که باعث گمراه شدن موشک های حرارتی می شوند AN/ALE-29/39 که این سیستم در بین دو سکان عمودی در پشت بدنه هواپیما برنامه گرفته هست و سیستم سردرگم نماينده رادار های دشمن Sanders AN/ALQ-200 Deception Jamming Pod می شود.
انواع هواپیماهای نظامی
کاکپیت پیشرفته اف-14
تامکت قابلیت حمل یک توپ 20 میلیمتری داخلی گتلینگ را که در سمت چپ بدنه واقع گشته هست، دارا می باشد.

این جنگنده می تواند انواع موشک های فونیکس، سایدویندر، اسپارو و موشک میان برد پیشرفته

AIM-120 را حمل نماید.

بیش شش موشک فونیکس در چهار مقر زیر بدنه و بین موتور ها و دو مقر در قسمت ثابت بالها، دو سایدویندر در مقر های ثابت بالها و بالای موشک فونیکس می تواند حمل شود.

اف-14 تامکت اولین پروازش را در 20 دسامبر 1970 و اولین پرواز عملیاتی اش را در سال 1973 انجام داد.

قبل از انقلاب سال 1979، 79 فروند اف-14 به ایران تحویل شد.

البته تعدادی از جنگنده های ارزشمند در جنگ میان ایران و عراق از بین رفتند.

در سالهای اخیر نیروی دریایی آمریکا 699 فروند از این پرنده ارزشمند را در خدمت خود داشت.
معرفی مدل های گوناگون اف-14 تامکت
F-14 A اولین نمونه گونه اف-14 می باشد.

این مدل به وسیله دو موتور
TF30-P414A تجهیز شده هست.

تعداد شصت فروند از اف-14 های مدل ای در حال تجهیز به سیستم اقدام متقابل هشدار و کنترل
AN/ALR-67، سیستم لانتیرن LANTIRN و سیستم نمایش اطلاعات تاکتیکی قابل برنامه ریزی می باشند.

همچنین در تمام سری ها اف-14 سیستم اتوماتیک کنترل پرواز (
AFCS) در حال جایگزینی با سیستم کنترل پرواز دیجیتال (DFCS) می باشند.

در اواخر دهه 1970، حوزه دفاع هوایی آمریکا مشکلات پايه ی موتورهای اف-14 با موتور
TF30 و هواپیماهای اف-16 و اف-15 با موتور های F-100 را ارزیابی و ازمایش نمود.

آین حوزه به طور بسیار جدی به تحلیل مشکلات موتورهای اف-14 پرداخت.

سرانجام، تصمیم بر اون شد که به جای ارتقا دادن و بهبود بخشیدن موتور های عیب دار فعلی، بهتر هست موتور های کاملاً جدیدی جایگزین این نوع موتور ها شوند، به طوری که موتور های جدیدی که در مدلهای پایانی اف-14 تعبیه شد، کاملاً تکافوی نیاز های اون را می کرد.

همچنین موتورهای اف-14 مدل
A نیز در حال بهبود بخشی هستند؛ چه بسا که اگر از ابتدا موتور های جانشین خوبی برای موتور های فعلی این مدل موجود بودند، این موتور ها موتور هایی نبود که نیروی دریایی حاضر به به کار گرفتن اون ها بر روی اف-14 باشد.

در اواسط دهه 90 تنها تغییری که در اف-14 داده شد عبارت بود از معرفی یک سیستم کنترل کنترل پرواز دیجیتال که خلبان را از انجام مانور های خطرناک یا نا ایمن باز داشته ، بار مسئولیت و وظیفه را بر روی خلبان تقلیل داده و باعث می شود که خلبان نسبت به موقعیتی که در اون هست، اقدام به بهترین عمل نماید.

سرمایه گذاری برای پیاده کردن این سیستم از سال 1996 شروع شد (حدود 80 میلیون دلار).

همچنین سیستم تاکتیکی شناسایی هوابرد (
TARPS) با سیتم دیجیتال اون جایگزین شده و سیستم پرتاب فلر بول به عنوان جزئی از برنامه کامل نماينده اضافه خواهد گشت.

البته اعمال این تغییرات، باعث تغییر نقش هوایی اصلی اف-14
A نخواهد شد.

اف-14 مدل بی را می توان هم یک اف-14 مدل آ بازسازی شده بنامیم، هم یک جنگنده جدید به تمام معنا، که هر یک از این مدلهای بی با موتورهای پرقدرت
F-110-GE-400، با موتور TF30-P414 اف-14 های قدیمی جایگزین شده اند، مجهز شده هست.

اف-14 تامکت، هواپیمایی اون اندازه پیچیده بود که خود نیروی دریایی آمریکا، در به کارگیری اون دچار مشکل بود.

همچنین، آمریکا به هیچ وجه حاضر به انتقال این تکنولوژی به روس ها نبود، به طوری در اف-14 های ایرانی هم که امکان اون می رفت وقتی به چنگ روس ها بیفتند، قطعات کلیدی نشانگر تکنولوژی نوین اون حذف گشته بود.

به همین صورت، هنگامی که یک فروند تامکت از فرود موفق روی یک ناو هواپیمابر آمریکایی باز ماند، لاشه این هواپیما به سرعت و در کوتاهترین وقت، از بیم اینکه روس قطعات لاشه اون را از دریا بازیابی نمايند، از دریا بیرون کشید.

بر طبق آخرین اخبار، برنامه هست که در سال 2008، جنگنده نوین سوپر هورنت، جایگزین این جنگنده افسانه ای و به واقعیت جلوتر از وقت بشود.

آیا واقعاً، هیچ جایگزینی برای اف-14 تامکت، که در وقت تولیدش سی سال جلوتر از وقت بود، وجود دارد؟

ایران تنها کشور هستفاده نماينده از تامکت در حال حاضر
پنتاگون اخیرا هواپیمای F-14 خود را از رده خارج کرده و در حال فروش قطعات مربوط به اون در دفتر فروش مازاد خود هست و هم اکنون ایران تنها کشوری هست که از هواپیما‌های F-14 هستفاده می‌کند.

هستیفن بوگنی رئیس بازرسان صادرات هسته‌ای می‌گوید: هستفاده ایران از این نوع هواپیما دلیلی هست بر اینکه این کشور تلاش کند از راه‌های مختلف تجهیزات مربوط به اون را تهیه کند.

انواع هواپیماهای نظامی
اف-14 نیروی هوایی ایران
خبرگزاری آسوشیتدپرس در ژانویه ۲۰۰۷ در گزارشی جنجالی ادعا کرد وزارت دفاع آمریکا از طریق یک واسطه ، تجهیزات تسلیحاتی ممنوعه‌ای را به ایران فروخته هست.

این اقدام توسط یک دلال تسلیحات پاکستانی صورت گرفته که با شرکت در فروش محصولات اضافی پنتاگون، تجهیزات را خریداری و به ایران فروخته هست.

تجهیزات مورد نظر شامل بخش‌هایی از جت‌های جنگنده
F-14 و اجزاء موشک هست.



به نوشته این خبرگزاری آمریکایی، البته بازرسان فدرال هنوز در مورد اینکه ایران توانسته باشد به آسانی اولویت‌های مورد نظر خود یعنی تجهیزات
F-14 را از این طریق تهیه کند تردید دارند.

پیش از این نیز یک واسطه توانسته بود تجهیزات جت‌های
F-14 را که از فروش مازاد پنتاگون خریداری کرده بود به ایرانی‌ها بفروشد اما ماموران گمرک با شناسایی این محموله و مقصد اون، اقدام به توقیف محموله کردند.


4:

داستان روزی که برای نخستین بار یک فروند میگ ٢۵ عراقی به آتش خشم خلبانان سرفراز تامکت ایرانی گرفتار و سرنگون شد.
اواخر سال 1361، مسئولیت فرماندهی یکی از پایگاه های هوایی - که سهم عمده ای در حفاظت از آسمان میهن اسلامی را داشت - به من سپرده شد.

این پایگاه، علاوه بر تامین پوشش هوایی مناطق مرکزی و جنوب کشور، ماموریت حراست از پهنه نیلگون خلیج فارس را نیز عهده دار بود.
اسکورت کاروان کشتی های تجاری و نفتکش ها در مسیر پایانه های نفتی و بنادر شمال غرب خلیج فارس نیز از جمله مسئولیت های هواپیماهای اف 14 این پایگاه به شمار می آمد.
استفاده گسترده از میگ 25 برای شناسایی

دشمن برای شناسایی مناطق حساس و حیاتی و شریان های اقتصادی، نیاز به وسیله ای مطمئن داشت و این نیاز را به تازگی با بهره گیری از یکی از بهترین پدیده های هواپیمایی هستکبار شرق، یعنی هواپیمای شکاری اکتشافی "میگ25" تامین کرده بود.


این هواپیما به بهترین دوربین های عکاسی مجهز بود و می توانست با پرواز در ارتفاعی بیشتر از 70 هزارپا و سرعتی معادل 5/2 برابر صوت، ماموریت شناسایی و عکاسی از نقاط حساس را به انجام رساند.

نمونه دیگری از این هواپیما، جهت بمباران ارتفاع بالا وسرعت زیاد برای هدف های بزرگ نظیر شهرها، آماده شده بود که بعدها به شکل وسیعی، توسط دشمن علیه شهرهای کشورمان مورد هستفاده برنامه گرفت.


دراون وقت، امکانات پدافندی و پروازی به اندازه ای نبود که بتواند از هجوم دشمن به وسیله این نوع هواپیماها جلوگیری کند.

اجبارا باید چاره ای کارساز اندیشیده می شد.

هر اون چه که به فکر مسئولین نیروی هوایی می رسید، با دقت و وسواس، مورد بررسی و تجزیه و تحلیل برنامه می گرفت.

جلسات متعددی تشکیل شد تا با بحث در این زمینه، راه کار مناسبی ارائه گردد.


در همان روزها، یکی از خلبانان قدیمی و با تجربه، در ماموریتی بر فراز خلیج فارس، با یک فروند از هواپیماهای میگ 25 دشمن مواجه شده بود، ولی به دلیل مناسب نبودن شرایط پروازی برای درگیری با دشمن، وضعیت مناسب و مطلوبی نداشته و امکان رهگیری هواپیمای مهاجم دشمن فراهم نشده بود.

لزوم مشورت با خلبانان با تجربه و تحلیل دقیق توانایی های هواپیماهای شکاری و موشک های هوا به هوای اونها، شدیدا احساس می شد تا بتوانیم وظیفه اصلی خویش را انجام دهیم.

انواع هواپیماهای نظامیClick this bar to view the full image.انواع هواپیماهای نظامی
جنگنده اف-14 نیروی هوایی ایران
بررسی ها برای هدف برنامه دادن میگ 25 شروع شد

در یکی از جلسات، ابتدا مروری بر پروازهای گذشته خودی و دشمن کرده امکانات طرفین را مورد سنجش برنامه دادیم و به این نتیجه رسیدیم که برای رهگیری هواپیمای میگ25 که با سرعت و ارتفاع زیاد پروازمی کند، روش موجود کارایی لازم را ندارد و می بایست حتما شرایط خاصی را به وجود آوریم تا بتوانیم در وقت رهگیری، موفق به دیدن هدف و نگه داشتن اون روی اسکوپ رادار هواپیما و سپس پرتاب موشک بشویم.

کلیه شرکت نمايندگان در این جلسه بر این عقیده بودند که موقعیت اولیه هواپیمای شکاری رهگیر اف 14، از نظر سرعت، ارتفاع، سمت پرواز و منطقه ایستایی، از اهمیت حیاتی برخوردار هست و انتخاب صحیح اونها باعث خواهد شد تا در هنگام درگیری که اعشار ثانیه هم ارزشمند هست، در انجام کارها عقب نباشیم.

به همین دلیل، تغییراتی در موقعیت منطقه ایستایی، سرعت و ارتفاع هواپیمای شکاری گشت هوایی داده شد و برنامه توجیهی روش رهگیری و هدف برنامه دادن هواپیمای دشمن، برای کلیه خلبانان پایگاه اجراشد.

من که خود مسئول پایگاه نیز بودم، تقریبا به اندازه بقیه خلبانان، در امور پروازها شرکت می کردم و امید اون را داشتم که درموقعيتی مناسب، به مصاف این سلاح قدرتمند دشمن بروم.
برای گشت هوایی پرواز کردیم


در روز 11 آذرماه 1361، یکی از ماموریت های گشت هوایی را در شمال غرب خلیج فارس و در مجاورت جزیره خارک به عهده گرفتم.

مثل همیشه پس از توجیه خلبان کابین عقب هواپیما و گرفتن آخرین اطلاعات پروازی، جهت انجام ماموریت روانه شدیم.

به یاد دارم خلبان کابین عقب که اون روز با من پرواز می کرد، بیش از چند ماهی نبود که به پایگاه منتقل شده و آموزش های خود را روی هواپیمای اف 14، تازه به پایان رسانده بود.

ما با انجام کارهای اولیه و روشن کردن موتورها و وارسی کلیه سیستم ها، به سمت باند حرکت کرده، به پرواز درآمدیم.

مطابق معمول، سپس بلند شدن و وارد شدن به منطقه ایستایی، شروع به جست وجوی راداری توسط رادار هواپیما کردیم.

ایستگاه رادار زمینی نیز با ما در تماس بود و مطابق معمول، به صورت هماهنگ با رادار زمینی، پرواز را ادامه می دادیم و هواپیمای سوخت رسان هم در منطقه مشخصی آماده سوخت رسانی به ما بود.
آرزو داشتم که با یک میگ 25 عراقی برخورد کنم
پس از حدود دو ساعت که در منطقه بودیم و درست چند لحظه سپس سوخت گیری و جداشدن از هواپیمای تانکر سوخت رسان، با خیالی راحت از این که در صورت درگیری، سوخت لازم را دارا هستیم، مجددا در منطقه ایستایی شروع به جست وجوی راداری کردیم.

با خود می فرمودم: چقدر خوب هست که دراین شرایط ایده آل، با هواپیمای دشمن رو به رو شوم!
از همان روزهای اول فعالیت هواپیماهای میگ25 دشمن در سواحل و جزایر خلیج فارس، که مدت وقتی طولانی هم از اون نمی گذشت، همیشه به این فکر بودم و آرزو داشتم که با اون روبه رو شوم و شاید متجاوز از ده ها بار شرایط رهگیری را در ذهنم به تصویر کشانده بودم.

اون روز هم مثل همیشه با مروری بر چگونگی درگیری، در این اندیشه بودم که با این وضعیت جدید از نظر تاکتیک، نتیجه چه خواهد شد.

ذهنم مشغول این افکار بود که ناگهان کنترلر رادار زمینی فراخوان کرد که هواپیمایی با سرعت زیاد و ارتفاع بالا، در حال ورود به منطقه هست.

طبق نقل ایستگاه رادار، هواپیمای دشمن که طبق مشخصات فراخوان شده، از نوع میگ25 بود، به سرعت به منطقه نزدیک می شد.
به سرعت به یاد آموزشها افتادم

به یاد آوردم در دوره آموزشی، با دستگاهی شبیه هواپیما "سیمولاتور" عینا کارهایی را که حین پرواز می توان انجام داد، با اون تمرین می کردیم و شرایط و وضعیت های مختلفی را به صورت مجازی یا شبیه سازی انجام می دادیم.

در یکی از اون تمرین ها، هستاد پرواز کابین عقب، به من پیشنهاد کرد که رهگیری یک هدف ارتفاع بالا و با سرعت زیاد را اجرا کنم و شرایط این گونه پروازها را به وسیله کامپیوتر مخصوص در سیمولاتور برنامه ریزی کرد.

اون وضعیت دقیقا به خاطرم آمد و به یاد آوردم که چطور فاصله حدود 100 مایل، در وقت بسیار کوتاهی شاید در کم تر از 3 دقیقه سپری شد! در واقع، در چنین شرایطی، خلبان فقط لحظات کوتاهی را دراختیار دارد تا بتواند هدف را شناسایی و روی اون قفل کند و سپس به وسیله موشک، اون را ساقط کند.

همه این موارد، در عرض چند ثانیه، به صورت تصویری، از ذهنم گذشت.
انواع هواپیماهای نظامیClick this bar to view the full image.انواع هواپیماهای نظامی
جنگنده میگ-25 عراقی سالها پس از دفاع مقدس
میگ 25 را رهگیری و آماده شلیک موشک بودم

درحالی که در ارتفاع 40000 پایی پرواز می کردم، مسافت بین دو هواپیما، در مدت بسیار کوتاهی به حدود 70 مایل رسید و من هنوز موفق به پیدا کردن هدف بر روی صفحه رادار هواپیما نشده بودم.

وقت به سرعت می گذشت، اما سرانجام با تلاش و دقت زیاد، هدف را روی صفحه رادار دیدم.

در اون لحظات، اون قدر از نظر وقت در مضیقه بودم که حتی با خلبان کابین عقب هم با عجله صحبت می کردم.

وقت به تندی می گذشت و دو هواپیما با سرعتی باور نکردنی، به هم نزدیک می شدند و تقریبا امید به رهگیری را ضعیف می دیدم.

خلبان کابین عقب نیز با عجله مشغول تثبیت هدف در صفحه رادار بود که متوجه شدم عملیات گرفتن هدف در رادار، کامل شده و فقط یک کار باقی مانده هست، شلیک موشک به سوی هواپیمای دشمن.


در فاصله حدود چهل مایلی هدف، با توکل به خداوند بزرگ، به همکارم فرمودم که می تواند موشک را شلیک کند و او بلافاصله این کار را کرد.
موشک دوربرد، هواپیمایی عراقی را به تلی از آتش تبدیل کرد

با توجه به فراخوان کامپیوتر هواپیما، تمام مراحل، شامل جداشدن موشک از هواپیما، روشن شدن موتور و اوج گیری اون در جلو هواپیما، با موفقیت همراه بود.

موشک قدرتمند و دوربرد هواپیما، دل آسمان را شکافت و با چالاکی، به سمت هدف پیش رفت.

در این لحظه، ارتفاع ما حدود 45 هزار پا بود و با سرعتی معادل 5/1 برابر سرعت صوت در پرواز بودیم.

بلافاصله سرعت هواپیما را کم کردم تا در صورت برخورد موشک به هدف، فاصله کافی از انفجار را حفظ کرده باشم.
چند ثانیه بعد، دود سفید رنگ ناشی از پرتاب موشک را در هوا و جلوی هواپیما دیدم و به سرعت، به کم کردن ارتفاع ادامه داده، به دقت به جست وجوی چشمی پرداختم.

ناگهان نقطه سیاهی را دیدم که خط سفید رنگی در پس اون بود و از روبه رو به ما نزدیک می شد.

نقطه سیاه، هواپیمای دشمن بود و خط سفید، همان خط ابری بود که هنگام پرواز هواپیماها در ارتفاع بالا به جا می ماند.

به همکارم هشدار دادم که احتمال دارد متقابلا موشکی به طرف هواپیمای ما رها شده باشد، لذا با یک گردش سریع به راست، شروع به کاهش ارتفاع کردم.

نقطه سیاه و مسیر سفید رنگش هنوز به ما نزدیک می شد.

تا حدود ده هزار پا ارتفاع هواپیما را کاهش دادم.

به صفحه رادار نگاه کردم، همه علائم و نشانه ها، حاکی از کامل بودن برنامه رهگیری و تلاقی هدف به وسیله موشک بود و هنگامی که سیستم "شمارشگر"، وقت پرواز موشک را به صفر رسانید، علامت بزرگ مربوط به اصابت موشک به هدف، در وسط صفحه رادار درخشیدن گرفت.


پس از لحظه ای، چشمم به آب های نیلگون خلیج فارس افتاد که روی اون پرواز می کردم.

کنترلر رادار زمینی ما را صدا کرد و با خوشحالی تمام فراخوان نمود که میگ25 عراقی سرنگون شده هست.


در دم، سر به سوی آسمان بلند کرده، از خداوند باری تعالی تشکرکردم.
منابع مختلف سقوط میگ 25 را تایید کردند
بعدا منابع اطلاعاتی دیگری نیز سرنگونی هواپیمای مذکور را مورد تایید برنامه دادند.

چند تن از خلبانان اسیر عراقی هم از سقوط هواپیمای میگ25 مطلع بودند که از اون جمله، خلبان "سوخو-22" عراقی بود که در تاریخ 22/12/61 اسیر شد و این مورد را همراه با ذکر اطلاعات تکمیلی جالبی بیان داشت.

در واقع این حرکت، که جز لطف الهی چیز دیگری نبود، باعث شد که پرواز هواپیماهای میگ25 عراقی در خلیج فارس قطع شود.

یکی از اسرای خلبان عراقی، بعدها اظهار کرد که خلبان میگ25 مذکور، همان کسی بوده که هواپیمای حامل مرحوم "بن یحیی" ( وزیر خارجه وقت الجزایر ) را که در تاریخ 13/٢/61 برای میانجی گری، عازم شهرستان تهران بود، به هنگام ورود به فضای جمهوری اسلامی ایران، در نوار مرزی ایران و ترکیه هدف برنامه داده و ساقط کرده بود.

منبع: sajed.ir

5:

MIG_29
انواع هواپیماهای نظامی
F_4.PHANTOMهنگ کوسه
انواع هواپیماهای نظامی
F_14.TOMCATانواع هواپیماهای نظامی

6:

- کل شکارهای هواپیماهای اف14 در طول 8 سال جنگ: 149 فروند انواع هواپیماهای عراقی
- در طول جنگ هشت ساله، جمعا پنج فروند اف14 سرنگون شدند که عراق تعداد اونها را 11 فروند فراخوان نموده هست.
- سه فروند اف14 توسط پدافند خارک به اشتباه هدف برنامه گرفتند که دو فروند سقوط کردند و متاسفانه خلبانان شهید شدند.
- در طول جنگ در مجموع تعداد 12 تا 15 فروند میگ-25 در نبردهای هوایی یا توسط پدافند زمینی سرنگون شدند، که گمان می رود دستکم تعداد 8 فروند از اونها توسط تامکتها شکار شده باشند:


11 فروند MiG-25R

2 فروند MiG-25BM

2 فروند MiG-25PD


رکوردهای جاودان تامکتهای ایرانی



- دوربردترین شکار هوایی جهان توسط تامکت ایرانی و به وسیلة موشک فونیکس به خلبانی امیر اصلانی: هدف برنامه دادن میراژ عراقی از فاصله 150 کیلومتری
- بی نظیرترین شکار هوایی جهان با سرنگونی 4 فروند میگ-23 عراقی در یک پرواز و توسط یک تامکت و به وسیلۀ تنها یک موشک فونیکس به خلبانی سرگرد فرح آور که عراق 3 فروند را تایید کرده هست.

- شکار 19 هواپیمای عراقی تنها در ماه اول جنگ
- شکار 3 فروند میگ-23 توسط یک تامکت در یک پرواز در ماه اول جنگ
- شکار 4 فروند MiG-23MLA در یک روز و توسط یک تامکت در عملیات سلطان توسط صدقی در 7 آبان 59
- شکار 3 میراژ اف1 عراقی در یک روز توسط یک تامکت در 12 آذر60

- شکار 3 میراژ و یک میگ-23 عراقی در یک روز توسط یک تامکت به خلبانی شهرام رستمی در 30 مهر 60

- شکار 2 فروند MiG-23MF در یک روز توسط یک تامکت و تنها به ضرب یک موشک فونیکس
- شکار 2 میگ-23 و یک میگ-21 در یک روز و توسط یک تامکت به خلبانی خسروداد در 30 آبان 61
- شکار 2 میگ و یک سوخو در یک روز و توسط یک تامکت به وسیلة موشک فونیکس
- شکار 2 میراژ اف 1 در یک روز و توسط یک تامکت به خلبانی جمشید افشار در 15 مهر 65

- شکار 4 میراژ اف1 در یک روز و توسط یک تامکت به وسیلة 2 تیر فونیکس و AIM-7 و AIM-9 در 29 بهمن 65

- شکار 3 میراژ اف1 در یک روز و توسط یک تامکت به خلبانی امیراصلانی در یکم اسفند 65

- شکار 3 میراژ اف1 عراقی در یک روز و توسط یک تامکت به خلبانی قیاسی در 20 بهمن 66 .

- شکار 10 فروند هواپیماهای پیشرفته میراژ اف1 توسط تامکتهایی که فرموده می شد دیگر کارایی ندارند در فاصلة 20 بهمن تا 6 اسفند 66


تکخالهای خلبان اف-14 تامکت :

زندی 8 فروند

شهرام رستمی 6 فروند

صدقی 5 فروند

فرح آور 4 فروند

جمشید افشار 4 فروند

عظیمی 4 فروند

امیراصلانی 4 فروند

قیاسی 3 فروند

افخمی 3 فروند

خسروداد 3 فروند

شهید آل آقا 2 فروند

رهان آورد 2 فروند

اسماعیلی 2 فروند

مالیج 2 فروند

شهید آزاد 2 فروند

مرحوم تیمسار حذین 1 فروند

فرهاد دهقان 1 فروند

اخباری 1 فروند

نقدی 1 فروند

عطایی 1 فروند

ذوقی 1 فروند

هاشمی 1 فروند

شهید اصل داوطلب 1 فروند

هداوند 1 فروند







اما در مجله فرانسوی Fuerza-Aerea آمار دیگری در مورد تامکت نوشته شده هست که به شرح زیر مشاهده می فرمائید.

در این مجله کل آمار پرنده های سرنگون شده عراقی توسط تامکتهای ایرانی برابر 197 فروند هست که البته گمان می رود این تعداد شامل پیروزیهای هوایی ثبت نشده یا تایید نشده هم باشد:




27 فروند میگ-21

58 فروند میگ-23

12 فروند میگ-25

3 فروند میگ-27

11 فروند سوخو-20

13 فروند سوخو-22

1 فروند میراژ-5 (متعلق به نیروی هوایی مصر)

44 فروند میراژ اف-1

2 فروند سوپر اتاندارد (متعلق به نیروی دریایی فرانسه و در اجاره نیروی هوایی عراق)

4 فروند توپولوف-22

2 فروند بمب افکن اچ6 دی (نوع چینی بمب افکن توپولف-16)

3 فروند بالگرد

1 موشک اگزوست و 2 موشک کرم ابریشم سی 601

15 فروند پرنده که نوع اونها تاکنون معلوم نگشته اند.


* سرتیپ خلبان ابوالفضل هوشیار یکی از خوشنامترین خلبانان تامکت در تمام طول خدمتشان بودند و ضمن انجام ماموریتهای رزمی بسیار در طول ایام سخت جنگ(برای تامکتها و خدمه اونها سخت تر) خلبانان زیادی را نیز تربیت نمودند.

بسیاری از خلبانان فعلی تامکت به این می بالند که پروازهای آموزشی خود را در خدمت ایشان بوده اند.

سرتیپ هوشیار در تاریخ های دی ماه 1359 و مرداد ماه 1371 دو حادثه (هر دو با یک هواپیما) حین سوختگیری هوایی داشته اند که در هر دو بار به رغم صدمات بسیار و آتش سوزی (1371) موفق شدند هواپیما را سالم فرود آورند.


* سرتیپ خلبان محمدرضا عطایی در تاریخ 22 شهریور 1359 (9 روز قبل از آغاز نبرد 8 ساله) یک فروند میگ-23 عراقی را در نوار مرزی هستان ایلام با موشک فونیکس سرنگون نمود(اولین شکار موشک فونیکس در شرایط رزمی).

وی بعدها فرمانده پایگاه هشتم شکاری گردید.


* سرتیپ خلبان شهرام رستمی اولین شکارچی میگ-25 به وسیلۀ تامکت در جهان می باشد.

وی در حالی که فرماندهی پایگاه هشتم شکاری اصفهان را عهده دار بود در تاریخ 11 آذر 1361 یک فروند فاکسبت شناسایی عراقی (MiG-25R) را در ناحیه شمالی خلیج فارس در جریان یک گشت هوایی جنگی با موشک فونیکس سرنگون نمودند.

منبع :centralclubs.com

7:

انواع هواپیماهای نظامیانواع هواپیماهای نظامیانواع هواپیماهای نظامی

8:

انواع هواپیماهای نظامیانواع هواپیماهای نظامیانواع هواپیماهای نظامیانواع هواپیماهای نظامیانواع هواپیماهای نظامی

9:

انواع هواپیماهای نظامیانواع هواپیماهای نظامیانواع هواپیماهای نظامیانواع هواپیماهای نظامی

10:

27 شهریور ماه، سالروز ورود نخستین هواپیماهای
F-4 فانتوم به خاک کشورمان را گرامی می داریم.
انواع هواپیماهای نظامی
در سال های جنگ تحمیلی، این رزمندگان سلحشور و فرزندان خاک ایران همیشه آباد بودند که از قطعه قطعه این خاک و این مرز و بوم با خونشان پاسداری کردند و هرگز اجازه ندادند که این سرزمین به قدم های منحوس و نفیر شوم دشمنان این آب و خاک آلوده شود.

نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران یکی از مهم ترین و بالقوه ترین وزنه های دفاعی کشور در جنگ تحمیلی بود؛ صلابت و قدرت ایمان خلبانان و غیورمردان این نیروی پر ارزش بود که توانست با اتکاء بر بنیه دفاعی مشتمل بر هواپیماهای پیشرفته با آخرین تجهیزات نظامی روز بر دشمن پیروز شود و ضربات مهلکی را بر پیکره تنه توخالی نیروی متخاصم وارد آورد.

یکی از مهم ترین و با اهمیت ترین هواپیماهای جنگنده ای که در جنگ هشت ساله توانایی های واقعی خود را به نمایش گذاشت و در رکاب خلبانان ایرانی به میدان نبرد شتافت، هواپیمای F-4 Phantom از مدل های D، E و R بود.

به مناسبت سالگرد ورود هواپیمای افسانه ای فانتوم به کشور عزیوقت و همچنین آغاز هفته دفاع مقدس و یادآوری یاد و خاطره شهیدانی که در راه این کشور شربت شهادت نوشیدند، این ویژه نامه هواپیمای F-4 فانتوم به خدمت شما عزیزان تقدیم می گردد:

چگونگی ورود فانتوم به ایران
پس از بریتانیا، ایران دومین کشوری بود که هواپیمای شکاری بمب افکن F-4 فانتوم را به خدمت نیروی هوایی خود در می آورد.

نخستین فانتوم هایی که سفارش داده شدند، از نوع D بودند.

بستن قرارداد ها با شرکت مکدانل داگلاس از سال 1967 شروع شد و خبر دریافت فانتوم ها توسط ایران برای نخستین بار در آبان سال 1346 در کشور منتشر گردید.

سرانجام فرود نخستین شانزده فروند فانتوم F-4D در خاک ایران در 27 شهریور ماه سال 1347 صورت پذیرفت و هر شانزده فروند فانتوم تازه وارد به علاوه تعداد مشابهی که چندی بعد وارد ایران شدند بلافاصله به خدمت نیروی هوایی IIAF در آمدند.

در سال 1351 ایران سفارش 177 فروند فانتوم F-4E جدید به همراه شانزده فروند فانتوم RF-4E که به مدل های شناسایی مشهور بودند و بیشتر اون ها را با عنوان «دم سفید» می شناختند را تسلیم آمریکا کرد.

تا سال 1355 هجری شمسی، کلیه هواپیماهای سفارش داده شده به خدمت نیروی هوایی در آمده بودند.
چگونگی سریال دهی فانتوم های ایران
پس از تحویل نخستین سری فانتوم ها که از مدل D بودند، ساوقت دهی و سامان دهی فانتوم ها در پایگاه های مختلف شکاری شروع شد.

فانتوم های مدل D با شماره سریال های 67-14869 - 3-601 تا 68-6919 - 3-632 مشخص شدند.

تا سال 1353، فانتوم های مدل D که هنوز در خدمت بودند دوباره سریال دهی شدند.

اینبار شماره سریال ها از 665-3 شروع و به 691-3 خاتمه می یافت.

فرموده می شود که یک فروند فانتوم D و یک فروند فانتوم مدل E وجود دارد که هر دو دارای شماره سریال 668-3 هستند.

در سال 1347 و پس از آغاز تحویل فانتوم های مدل D ایران سفارش 32 فروند فانتوم E را به آمریکا تقدیم کرد.

تحویل این فانتوم ها با شماره سریال های 69-7711 - 3-633 تا 69-7742 - 3-664 در بهار سال 1349 به نیروی هوایی اون وقت آغاز شد.

اولین سری فانتوم های E تحویل شده به ایران با موشک های هوا به زمین AGM-65 ماوریک که موشک های بسیار مرگ بار و تاثیر گذار در جنگ تحمیلی بودند سازگاری داشتند.

اما مشکل این جا بود که این سری از فانتوم ها فاقد بالچه های لبه حمله برای مانورپذیری بیشتر بودند.

این مشکل در اولین اورهال کلی فانتوم های ایرانی رفع شد و این سری ابتدایی فانتوم های E نیز به Leading Edge Slats مجهز گردیدند.

سومین گروه فانتوم های ایرانی در سال 1349 سفارش داده شد.

این گروه شامل 73 فروند هواپیمای فانتوم مدل E بود که با شماره سریال های 71-1094 تا 71-1166 و 73-1519 تا 73-1554 رجیستر شدند.

کلیه هواپیماهای این گروه دارای بالچه های لبه حمله و البته کاملاً سازگار با موشک های هوا به زمین AGM-65 ماوریک بودند.

49 فروند از این هواپیماها از قبل به سیستم تشخیص دوست از دشمن یا IFF APX-80 و یک سیستم جدید ناوبری دیجیتالی مجهز بودند.

نهایتاً آخرین گروه بزرگ فانتوم های مدل E در سال 1350 سفارش داده شد و این سری از فانتوم ها با سریال های 75-0222 تا 75-0257 ثبت گردیدند.

اگر چه تحویل این سری از فانتوم ها کمی بیش از حد معمول طول کشید، برای مثال آخرین فانتوم این دسته در سال 1356 تحویل گردید، اما این فانتوم ها به بهترین و پیشرفته ترین تجهیزات روز مجهز بودند.

این فانتوم ها نه تنها مجهز به حسگر های الکترواپتیکالی و تشخیص دوست از دشمن APX-80 بودند، بلکه از طراحی دوباره کاکپیت با جایگذاری سوئیچ ها و نشان دهنده ها این بار به شیوه ای منطقی تر و ارگونومیک تر که بعد ها مقدمه ساخت سیستم HOTAS نیز شد برخوردار بودند.

سیستم سریال دهی فانتوم های مدل E ایران از سال 1354 تا کنون نامعلوم باقی مانده هست.

برای مثال سیستم سریال گذاری خاصی نیز موجود هست که از 3-6501 اغاز و به 3-6691 پایان می پذیرد.

این در حالیست که ایران 191 فانتوم E را دریافت نکرده هست، بلکه تعداد فانتوم های این مدل از 177 فروند متجاوز نبوده هست.

این مسئله نشان می دهد که در سریال دهی این سری فواصلی نیز وجود دارد که هنوز ناشناخته مانده هست.


انواع هواپیماهای نظامی
هواپیمای فانتوم نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران در حال شلیک موشک
شبح های تاریکی، فانتوم های شناسایی ایران
به قطع ماجرای فانتوم های RF-4E شناسایی ایران یکی از سری ترین و سر به مهر ترین رازهای تاریخ هواپیمای فانتوم هست.

در اوایل سال 1347 دو فروند فانتوم RF-4C از طرف آمریکا به ایران به امانت سپرده شد.

این دو هواپیما با شماره سریال های 69-0369 و 69-0370 در حقیقت برای انجام یک سری ماموریت های فوق سری مشترک بین ایران و آمریکا در فراز مرزهای شوروی به ایران سپرده شده بودند.

این دو هواپیما ظاهراً از پایگاه های آمریکا در اروپا به سمت ایران به پرواز در آمده بودند که بعد ها دوباره به همان پایگاه ها در آلمان و بریتانیا مراجعت کردند.

جالب این جاست که درست یک ماه سپس این جریانات، ایران شش فروند RF-4E را رسماً سفارش داد.

بسیار جای تعجب دارد که در اون شرایط که شرکت مکدانل داگلاس که بازار بسیار گرمی داشت و مرتب از سوی کشورهای مختلف و البته نیروهای داخلی آمریکا به این شرکت سفارش می رسید، ساخت فانتوم های ایرانی را با سرعت هر چه تمام تر به پایان رساند.

سه فروند فانتوم این گروه با شماره سریال های 72-0266 تا 72-0266 رجیستر شدند.

باز هم عجیب بود که نخستین فانتوم ایرانی به اون سرعت در پاییز سال 1347 آماده شد و نخستین پرواز خود را نیز چندی بعد به انجام رساند.

نخستین فروند از این فانتوم های شناسایی چند ماه بعد وارد ایران شد و این موقعيت پیش آمد که آمریکا بتواند دو فروند فانتوم قرضی خود را دوباره به پایگاه های خود در اروپا بازگرداند.

تعداد دقیق فانتوم های شناسایی ایران هنوز هم که هنوز هست کاملاً فاش نشده هست.

در همان سال های نخست تحویل نمونه هایی شش تا دوازده فروندی از این فانتوم ها صورت پذیرفت که با تجهیزات بسیار پیشرفته شناسایی فوق سری تجهیز شده بودند و به دلیل پنهان بودن این موضوع حتی از دید برخی از خود غربی ها، این هواپیماها به Unknown Iranian Phantoms مشهور شده بودند.

ظاهراً آمریکا برای پیشبرد اهداف شناسایی خود بر فراز خاک شوروی می بایست این فانتوم ها را به ایران تحویل می داد.


انواع هواپیماهای نظامی
دو فروند فانتوم ایرانی بر فراز سد مهاباد
واحد های فانتوم های ایرانی در پایگاه های شکاری
در سال های دهه هفتاد میلادی ایران به شدت مشغول تجهیز ناوگان نیروی هوایی با هواپیماهای مختلف و پیشرفته آمریکایی بود و تنها انقلاب اسلامی بود که پایانی به وضعیت نامتعادل اسکادران های نیروی هوایی داد و اون هم به نوبه خود به دلیل قطع رابطه با آمریکا و ثبات نسبی هواپیماهای موجود در نیروی هوایی بود.

در وقت آغاز جنگ، وضعیت واحد های فانتوم در خدمت در پایگاه های مختلف به صورت زیر بود:

یازدهمین وینگ شکاری های تاکتیکی: این گروه از فانتوم ها در پایگاه یکم شکاری مهرآباد مشغول به خدمت بودند.

در این پایگاه، هواپیماهای فانتوم از مدل های F-4E و RF-4E به سر می بردند.

یک زیر گروه کوچکتر از این فانتوم ها از سال 1359 در پایگاه چهارم شکاری خدمت می کردند.

معمولاً هواپیماهای پایگاه یکم شکاری همیشه ثابت نیستند، برای مثال در حال حاضر بیشتر هواپیماهای خدمتی در پایگاه یکم از نوع MiG-29A هستند.

تعداد محدودی فانتوم های مدل E برای اهداف آموزشی در این پایگاه موجود هستند که فعلاً دوران اورهال کلی خود را می گذرانند.


F-4E 3-6558: این هواپیما از نخستین فانتوم های ایرانی مجهز به توپ نصب شده در دماغه بود.

این هواپیما در آغاز جنگ تحمیلی در یازدهمین وینگ شکاری های تاکتیکی مهرآباد خدمت می کرد.

در مهر ماه سال 1359، این هواپیما موفق شد یک فروند MiG-23 عراقی را در چهار کیلومتری شهرستان تهران سرنگون سازد.


انواع هواپیماهای نظامی
هفت فروند فانتوم نیروی هوایی در حال برخاست هموقت از سطح باند
سی و یکمین وینگ شکاری های تاکتیکی: این گروه از فانتوم های مدل E و RF-4E در پایگاه سوم شکاری موسوم به نوژه همدان یا شاهرخی سابق خدمت می کردند.


F-4E 3-6529: این هواپیمای فانتوم در دوران جنگ تحمیلی در خدمت پایگاه سوم شکاری نوژه بود و تا پایان جنگ نیز در همان پایگاه مشغول خدمت بود.

این فانتوم یکی از سه فانتومی بود که در آبان 1359 به همراه دو فانتوم دیگر هستادیوم بدره در عراق را که محل نشست و برخاست برخی هلیکوپتر های عراقی بود بمباران کردند.


F-4E 3-6570: این فانتوم یکی از مشهورترین فانتوم های ایرانی موجود در پایگاه سوم شکاری هست.

این هواپیما همان جنگنده ای بود که در حمله به محل کنفرانس ملی بغداد در تیرماه 1362 به خلبانی شهید عباس دوران و کاپیتان منصور کاظمیان به کار رفت.

پس از اصابت موشک زمین به هوای پایگاه ضد هوایی SAM Roland-2 به این هواپیما، کاپیتان کاظمیان از هواپیما خارج شده و پس از اون نیز به اصارت در آمد، اما با نزدیک شدن هواپیما به فرودگاه بین المللی بغداد، شهید دوران به همراه هواپیما به برج مراقبت فرودگاه برخورد کردند و بدین وسیله امنیت پدافند مشهور بغداد را زیر سوال بردند.


F-4E 3-6684: این هواپیما به نود و یکمین وینگ شکاری های تاکتیکی در پایگاه هوایی بندر عباس تعلق داشت اما در پاییز سال 1360 به عنوان نیروی تجدید قوا به سی و یکمین وینگ شکاری های تاکتیکی نوژه همدان پیوست.

اکثر خلبانانی که با این هواپیما پرواز کرده اند از اون خاطرات خوشی به یاد دارند، این هواپیما موفق به شکار یک فروند MiG-21 عراقی نیز شده هست.


RF-4E 2-6510: از جمله هواپیماهای فانتوم شناسایی بود که در جنگ تحمیلی و در اون هشت سال طولانی نبرد به اون آسیبی نرسید.

در دوران جنگ، این هواپیما نیز در پایگاه سوم شکاری نوژه همدان مشغول به خدمت بود.

در سال 1351 در ماموریتی شناسایی که به وسیله یکی از خلبانان نیروی هوایی شاهنشاهی ایران و یک وایزوی نیروی هوایی آمریکا بر فراز شوروی انجام می شد، چیزی نمانده بود که این هواپیما توسط یک فروند MiG-21SMT نیروی هوایی شوروی رهگیری شود.

وایزوی آمریکایی با هستفاده از قدرت جنگ الکترونیک فوق العاده فانتوم شناسایی، مانع رهگیری این هواپیما از فاصله دور شد و خلبان MiG-21 شوروی مجبور شد برای انجام رهگیری تا فاصله کوتاهتری به فانتوم ایرانی نزدیک شود، که البته باز هم خلبان روس نتوانست کاری از پیش ببرد.



سی و دومین وینگ شکاری های تاکتیکی: این وینگ شکاری نیز در سال های ابتدایی جنگ در پایگاه سوم شکاری نوژه همدان یا همان شاهرخی سابق به سر می برد.

دو اسکادران از هواپیماهای F-4 فانتوم اما اینبار از مدل D در این وینگ شکاری در حال خدمت بودند.

در همان ابتدای جنگ، دو اسکادران فانتوم های D به هفتاد و یکمین وینگ شکاری تحویل شده و در عوض این گروه شکاری مجهز به هواپیماهای پیشرفته تر F-4E گردید.

همچنین، تعداد چهار فروند هواپیماهای شناسایی RF-4E نیز به این وینگ تحویل شد که تا امروز در موقعیت خود مشغول خدمت اند.

هواپیماهای این وینگ شکاری به طور مرتب در وقت جنگ در پایگاه چهارم شکاری، پایگاه وحدتی نزدیک دزفول نیز انجام خدمت می کردند و گاه به پایگاه نهم شکاری نیز فرستاده می شدند.

در حال حاضر پایگاه سوم شکاری نوژه پایگاه اصلی هواپیماهای F-4E و RF-4E می باشد.


انواع هواپیماهای نظامی
هواپیمای فانتوم D که در تصویر بالا مشاهده می کنید، نخستین هواپیمای فانتوم تحویل شده به ایران هست.

این هواپیما در سال نخست ورود به خدمت تحویل سیصد و هشتمین اسکادران تاکتیکی نیروی هوایی IIAF گردید و با شماره سریال 601-3 رجیستر شد.

در سال 1352 این فانتوم به یادماندنی به پایگاهی در نزدیکی شیراز فرستاده شد و به خدمت هفتاد و دومین اسکادران جنگنده های تاکتیکی در آمد.

در سال 1354 این هواپیما دوباره به همان پایگاه سوم شکاری یا پایگاه هوایی شاهرخی رجعت کرد و اینبار با شماره سریال 6697-3 شماره گذاری شد.

این هواپیما نیز مانند دیگر فانتوم های D مجهز به سیستم هدایتگر لیزری AVQ-9 و بمب های هدایت لیزری GBU-10 بود.

این هواپیمای فانتوم در جنگ های داخلی عمان و جنگ کردستان ایران به سلامت ماموریت های خود را به انجام رساند و در جنگ تحمیلی نیز در پایگاه های نوژه، دزفول و تبریز خدمت کرد.


F-4D -3-6712: تا به حال اطلاع دقیقی از نحوه سریال دهی این فانتوم در دست نبوده هست.

به این دلیل که تا وقت انقلاب اسلامی دوبار و از اون وقت تا کنون دوبار دیگر فانتومهای D سریال دهی شده اند، تشخیص سریال های اصلی که نیروی هوایی آمریکا در اون وقت برای این فانتوم ها در نظر گرفته بود تقریباً غیر ممکن هست.

این فانتوم یکی از فانتوم های مدل D ایران بود که در سال های پایانی حکومت پیشین به سیستم های پیشرفته RHAW مجهز شد.

این سیستم به این فانتوم ها این قابلیت را می داد که به راحتی کار هدف گیری موشک های زمین به هوای عراقی را تحت نظر بگیرند و بدین صورت هواپیماهای دیگر آرایش پروازی را به مناطقی هدایت نمايند که کمترین خطر ایشان را تهدید کند.

به همین دلیل این فانتوم در بیشتر ماموریت های نفوذی عمیق در خاک عراق شرکت داشت و نقشی عمده را برای نیروی هوایی در وقت جنگ ایفا نمود.

در وقت جنگ این هواپیما در اختیار هفتاد و یکمین و هفتاد و دومین اسکادران جنگنده های تاکتیکی بود و توانست در پاییز سال 1359 یک فروند MiG-21MF عراقی را سرنگون کند.

این هواپیما نیز به سلامت از جنگ تحمیلی فارغ شد و هنوز هم در خدمت باقی هست.


انواع هواپیماهای نظامی
از سال 1379 تا کنون، نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران پس از اورهال کلی، جنگنده ها را با رنگ آمیزی جدیدی که ترکیبی از رنگ آبی آسمانی و خاکستری هست تحویل می دهد.

یکی از جنگنده هایی که به این رنگ در آمده هست، یک فروند RF-4E با سریال نامعلوم هست.

این شیوه رنگ آمیزی قبلاً در F-14A ها و MiG-29A های اورهال شده نیز دیده شده هست.



شصت و یکمین وینگ شکاری های تاکتیکی: این گروه جنگنده های تاکتیکی از شصت و یکمین و شصت و دومین اسکادران جنگنده های تاکتیکی در پایگاه ششم شکاری مستقر هستند و عمدتاً نیز مجهز به هواپیماهای F-4E می باشند.

در این پایگاه هواپیماهای RF-4E نیز به انجام عملیات پرداخته اند.

از سال 1352 تا سال 1369 شصت و یکمین اسکادران مجهز به چهار فروند RF-4E و شصت و دومین اسکادران مجهز به بیش از هشت فروند فانتوم شناسایی تا سال 1371 بوده هست.


F-4E 3-6611: این فانتوم یکی از شش فانتوم متعلق به پایگاه شکاری بوشهر هست که با هستفاده از موشک های مرگبار ماوریک AGM-65A در پاییز 1359 نیروی دریایی عراق را در عملیات مروارید عملاً فلج ساختند و بخش بزرگی از این نیرو را از میان برداشتند.


F-4E 3-6645: این هواپیما نیز یکی از شش فروند فانتوم شرکت نماينده در عملیات مروارید بود که به خلبانی سرهنگ یاسینی بسیاری از قایق های نیروی دریایی عراق را غراق نمود.


RF-4E 2-6507: این فانتوم شناسایی یکی از شناخته شده ترین «دم سفید» های ایران یا همان فانتوم های شناسایی فوق پیشرفته هست که مستقیماً از انبار مهمات نیروی هوایی آمریکا به ایران آمده هست.

در سال های دهه 50 شمسی، این هواپیما بارها و بارها برای انجام ماموریت های شناسایی وارد خاک شوروی سابق گردید و در وقت جنگ نیز یکی از پرکارترین هواپیماهای شناسایی ایران بود که در ماموریت های زیادی بر فراز عراق شرکت جست.

این هواپیما نیز متعلق به پایگاه شکاری بوشهر بود.



هفتاد و یکمین وینگ شکاری های تاکتیکی: این گروه جنگنده های شکاری با در اختیار داشتن هفتاد و یکمین اسکادران جنگنده های تاکتیکی مشتمل بر هواپیماهای F-4E در پایگاه حر در نزدیکی شیراز به خدمت مشغول بود.


انواع هواپیماهای نظامی
دو فروند فانتوم ایرانی در حال حمل موشک های مرگبار AGM-65 ماوریک
نود و یکمین وینگ شکاری های تاکتیکی: این گروه از هواپیماها در پایگاه نهم شکاری بندرعباس با در اختیار داشتن نود و یکمین اسکادران جنگنده های تاکتیکی موسوم به «کوسه ها» و نود و دومین اسکادران جنگنده های تاکتیکی مجهز به هواپیماهای فانتوم F-4E مشغول خدمت بودند.

این وینگ شکاری در سال 1367 که هواپیمای C-130 حامل خدمه پروازی در نزدیکی بندرعباس سقوط کرد و همه مسافران اون کشته شدند، منحل گردید.

اگر چه این پایگاه در حال حاضر هیج واحد فانتومی را در خدمت ندارد، اما هنوز هم یکی از مهمترین پایگاه های هواپیمای فانتوم به شمار می رود.

گاهی گروهایی از فانتوم های پایگاه سوم شکاری و پایگاه دهم شکاری برای انجام ماموریت هایی به این پایگاه ملحق می شوند.



صد و یکمین وینگ شکاری های تاکتیکی: این گروه جنگنده های نیروی هوایی در پایگاه دهم شکاری چابهار مستقر و مجهز به هواپیماهای F-4E بودند.

پس از شروع جنگ، با توجه به این که در اون شرایط وجود جنگنده هایی در اون منطقه عملاً بدون هستفاده به نظر می رسید، کلیه خدمه پروازی این پایگاه به همراه هواپیماهایشان به واحد های شکاری دیگر در مناطق هستراتژیک تر فرستاده شدند.

در سال 1369 این پایگاه دوباره سامان دهی شد و هواپیماهای F-4D سالم باقی مانده از جنگ تحمیلی به این پایگاه فرستاده شدند.

یکی دیگر از تغییراتی که در سال آغاز جنگ تحمیلی صورت گرفت تحویل کلیه فانتوم های مدل D به هفتاد و یکمین وینگ شکاری های تاکتیکی در پایگاه حر در نزدیکی شیراز بود که بدینوسیله هفتاد و یکمین و هفتاد و دومین اسکادران جنگنده های تاکتیکی شکل گرفتند.

البته بیشتر هواپیماهای این وینگ شکاری در وقت جنگ به پایگاه های نزدیک تر به میدان نبرد فرستاده شدند.

120 فروند هواپیماهای F-4E در وقت جنگ در سه پایگاه مهرآباد، نوژه و بوشهر تمرکز یافته بودند در حالی که پایگاه حر شیراز تنها مجهز به هواپیماهای فانتوم D در معیت هواپیماهای رهگیر F-14A بود.

هواپیماهای شناسایی فانتوم در اون سال ها در همان سه پایگاه مهرآباد، نوژه و بوشهر به همراه هواپیماهای F-4E به عملیات می پرداختند اما در حال حاضر، تصور می شود که کلیه فانتوم های شناسایی به پایگاه سوم شکاری نوژه همدان تحویل شده باشند.


11:

سوخو Su-27 Flanker، برترین جنگنده جنگ سرد؟
انواع هواپیماهای نظامی
هواپیمای سوخو Su-27 فلانکر همیشه یکی از بحث برانگیز ترین و مورد توجه ترین هواپیماهای جنگنده بوده هست.

وقتی به بررسی هواپیماهای ساخت شوروی سابق می پردازیم، اغلب به کلمه «فلانکر» در کنار کلماتی چون «بهترین» و «برترین» بر می خوریم.

این تصور که بهترین هواپیمای ساخته شده در شوروی هواپیمای سوخو Su-27 فلانکر بوده هست به خوبی در اذهان عموم جای گرفته هست.

در همین حال بسیاری دیگر بر این عقیده اند که جنگنده ای که برای مقابله با با F-15 یا F-16 ساخته شده بود نه سوخو Su-27 و نه MiG-31، بلکه میگ MiG-29 بوده هست.

خواه یا ناخواه در مقالاتی که در مورد این دو هواپیما یعنی فلانکر و فولکروم نوشته می شود، مقایسه ای ذهنی بین این دو توسط خواننده صورت می گیرد.

هدف این مطلب بررسی توانایی ها، نقاط قوت و نقاط ضعف دو هواپیمای مذکور هست:

نقاط قوت سوخو Su-27:
1- بقاپذیری بالا در میدان نبرد
2- حمل مهمات سنگین، شامل موشک های R-27R-1, R-27R-2, R-27ET/T/ER
3- رادارهای نسبتاً قدرتمند با حسگر هایی دقیق
4- قدرت مانورپذیری بسیار بالا

نقاط ضعف میگ MiG-29:
1- برد نسبتاً بسیار محدود و کم
2- حمل تنها دو فروند موشک R-27 برای ماموریت های رهگیری
3- تکیه بسیار بر کنترلرها و رادارها و تجهیزات زمینی
4- قدرت پردازش و جنگ الکترونیک بسیار ضعیف
اگر شخصی به نکات بالا به صورت کاملاً بسته نگاه کند و یک جانبه قضاوت کند، شاید سوخو Su-27 را کاملاً نسبت به MiG-29 برتر بداند.

اما یک نگاه دقیق تر و بررسی موشکافانه تری می تواند حقایق بیشتری را برای ما آشکار کند، چرا که این ویژگی های عمومی که شاید در مقالات مختلف برای هواپیماهای گوناگون ذکر شوند، در عمل محدودتر می نمایند.

با هم به بررسی مفصل تر هر دوی این جنگنده های برتر دوران جنگ سرد می پردازیم.

از ابتدا باید فرمود که برد نسبتاً زیاد یکی از خصوصیات بارز Su-27 هست و هیچ شکی در اون نیست، اما با هر نقطه قوتی، مطمئناً نکته ضعفی هم وجود دارد.

یکی از این نکات ضعف که شاید در کمتر جایی بدان اشاره شده باشد جریمه ای هست که فلانکر در قبال حمل سوخت بیشتر باید بپردازد.

سوخو Su-27 هیچ گاه قادر نیست در وقتی که مخازن سوخت این هواپیما با بیش از 60% کل تانک های سوخت پر شده باشد به قدرت مانورپذیری، حداکثر زاویه حمله و حداکثر میزان تحمل شتاب جی که MiG-29 از اون برخوردار هست برسد.

با در نظر داشتن چنین محدودیتی می توان فرمود که در ماموریت هایی که به قطع در اون ها مانورهای زیادی انجام خواهد شد از نظر برد دو هواپیمای سوخو و میگ در یک حد هستند.

با 60% سوخت سوخو Su-27 با پروفیل پروازی شامل سرعت 0.8 ماخ و ارتفاع 13000 متری می تواند حداکثر بردی برابر با 1800 کیلومتر داشته باشد.

اگر چه میگ MiG-29 به حتم هواپیمایی بسیار محدود از نظر برد هست، اما این محدودیت در مدل هایی مانند فولکروم C یا همان MiG-29SMT نسبتاً از بین می رود.

هواپیمای میگ MiG-29SMT دارای مخازن سوخت اضافه ای در قسمت های طرفین بالای بدنه هست که اون را به فولکروم کوهان دار هم مشهور کرده هست.

این قسمت های کوهان مانند علاوه بر تانک های اضافه سوخت شامل سیستم های ضدعمل الکترونیک اضافی نیز هستند که علاوه بر جبران برد محدود، قابلیت های جدیدی از نظر جنگ الکترونیک نیز به MiG-29 می دهند.

انواع هواپیماهای نظامی
هواپیمای سوخو Su-27 در حال حمل موشک چهار موشک آلامو
با اینکه فولکروم مسئله محدودیت برد را دارد، اما باید به این نکته هم توجه شود که MiG-29 هواپیمایی هست که صرفاً برای مقاصد برتری هوایی در میدان نبرد و البته ماموریت های دفاع هوایی ساخته شده هست نه ماموریت های گشت هوایی طولانی.

MiG-29 سوخت کمتری حمل می کند، اما در عوض از نظر اندازه بسیار کوچکتر از Su-27 هست و همین تشخیص این هواپیما را از فواصل دورتر برای هواپیماهای جنگنده دشمن مشکلتر می کند.

همه این حقایق دست به دست هم می دهند تا باور کنیم که میگ MiG-29 هم اون چنان جنگنده بدی نیست.

میگ MiG-29A با حمل یک تانک سوخت مرکزی در زیر بدنه به 400 کیلوگرم سوخت برای هستارت آپ و تاکسی در باند و تیک آف، 500 کیلوگرم سوخت برای درگیری با در نظر گرفتن یک دقیقه هستفاده از پس سوز و 1000 کیلوگرم سوخت رزرو برای بازگشت نیاز دارد.

با تمام این اوصاف هنوز هم 2500 کیلوگرم سوخت باقی می ماند که فولکروم را قادر می سازد که به راحتی مسیری 408 ناتیکال مایلی را در سرعت 0.8 ماخ و ارتفاع 13000 متری زمین طی کند.

همین برد برای میگ 29 کافی هست تا از پایگاه هایی در آلمان شرقی به راحتی به جنوب انگلستان برسد.

در بهینه ترین شرایط حداکثر برد میگ MiG-29 به 1450 کیلومتر می رسد.

با حمل یک مخزن سوخت خارجی، این میزان به 2090 کیلومتر افزایش می یابد که از برد سوخو Su-27 در حالت 60% مخازن سوخت پر، بیشتر هست.

اگر چه همیشه مخازن سوخت خارجی قبل از مخازن سوخت داخلی خالی شده و سپس از هواپیما جدا می شوند، اما همین مدت وقت حمل مخازن سوخت خارجی نیز مشکلاتی برای مانورپذیری کافی MiG-29 به وجود می آورد که البته قابل چشم پوشی هست.

البته به نظر می رسد که برنامه معمول روسی ها برای پرواز دادن Su-27 پر کردن مخازن سوخت با بیش از 60% سوخت بوده هست، البته به میزانی که تا وقت رسیدن به ارتفاع عملیاتی، میزان سوخت داخل مخازن به همان 60% % قبل رسیده باشد.

انواع هواپیماهای نظامی
یک فروند Su-27 از اولین نمونه های تولید شده برای نیروی هوایی
از نقطه نظر مانورپذیری، هر دوی این جنگنده ها، یعنی فلانکر و فولکروم از بهترین های عصر خودشان بوده اند و در حال حاضر هم هستند.

MiG-29 بنا بر عقیده بسیاری لایق یدک کشیدن عنوان «مانورپذیرترین جنگنده جهان» هست.

میگ MiG-29 برای مانورپذیری فوق العاده در سرعت های پایین طراحی شده هست و این مسئله را خلبانان هواپیمای F-16 نیز تصدیق می نمايند.

بسیاری از اونان اذعان می دارند که با این که هواپیمایشان از میگ سبک تر هست و بنا به ابعاد ظاهری اش باید مانورپذیر تر از میگ باشد، اما ظاهراً این طور نیست و در سرعت های پایین تر از 800 کیلومتر بر ساعت، MiG-29 کاملاً برتر هست.

این مانورپذیری زیاد به خلبان میگ این امکان را می دهد که به راحتی دماغه هواپیمای خود را متوجه هر نقطه ای در محدوده دید هواپیما بنماید.

ارتباط بین سیستم کلاه هدف گیری خلبان یا HMS با موشک های نزدیک برد R-73 از میگ MiG-29 حریفی کاملاً قدر و خطری بالقوه برای دشمنان می سازد.

انواع هواپیماهای نظامی
هواپیمای میگ MiG-29 نیروی هوایی آلمان-لوفت وافه- در حال حمل دو فروند موشک آلامو
از سوی دیگر، Su-27 نمی تواند هنگامی که مخازن سوخت اون با بیش از 60% سوخت پر هست قابلیت های خود را کاملاً نشان دهد.

بنابراین در ماموریت های طولانی نباید تا وقتی که 40% سوخت هواپیما مصرف نشده هست روی توانایی های قابل ملاحظه ی فلانکر حساب کرد.

نکته فنی پنهان که پشت این قضیه نهفته هست در این هست که هنگامی که 40% سوخت مصرف می شود، تانک سوخت شماره یک که پشت سر خلبان جای گرفته هست و تانک های سوخت شماره چهار که در بال ها برنامه گرفته اند، خالی می شوند.

تانک سوخت شماره یک در هنگام پر بودن اثر عکسی روی مرکز ثقل هواپیما دارد و این مرکز را به سمت جلوی هواپیما متمایل کرده و از قابلیت های مانوری هواپیما می کاهد.

هنگامی که این تانک سوخت خالی می شود، به دلیل تعادل دگرباره مرکز ثقل هواپیما مانورپذیری به صورتی باورنکردنی افزایش می یابد.

بنابراین وقتی پای ماموریت های طولانی در میان هست، می بایست تخمین های بسیار دقیقی توسط برنامه ریزان ماموریت صورت گیرد تا مشکلی از جهت عملکردی برای هواپیما پیش نیاید.

شاید این پیشبینی ها در تمرینات بسیار ساده باشد، اما در شرایط واقعی نبرد تا مرز غیر ممکن هم پیش می رود.

بدین معنی که در صورت یک درگیری پیش بینی نشده، خلبان راهی به جز خلاصی از میزان سوخت اضافی ندارد.

رها کردن موشک های دوربرد BVR که محدودیت های آیرودینامیکی و وزنی بسیاری را بر هواپیما تحمیل می نمايند در چنین مواقعی بهترین راه ممکن به نظر می رسد.

پس می توان نتیجه گرفت که تا وقتی که فلانکر تا وزن مشخصی سبک نشده هست، حسابی روی مانورپذیری بی نظیر اون نمی توان کرد، البته نباید از این نکته هم چشم پوشید که فلانکر از یک سیستم FBW یا پرواز با سیم اونالوگ هم بهره می برد که میگ MiG-29 فاقد اون هست.

انواع هواپیماهای نظامی
ترمز هوایی هواپیمای Su-27 که در حالت مسلح برنامه داده شده هست
در قابلیت هدف گیری از فواصل مافوق دید بصری یا Beyond Visual Range باید فرمود که هر دو هواپیما از یک نوع موشک اون هم موشک R-27 یا همان AA-10 Alamo هستفاده می نمايند.

اما تفاوت در این جاست که سوخو Su-27 می تواند تا ده فروند از این موشک را در یک سورتی پرواز حمل نماید، در حالی که میگ MiG-29 تنها قادر به حمل دو فروند از این موشک هاست.

اگرچه به وضوح معلوم هست که از نظر تسلیحات قابل حمل Su-27 به میزان زیادی بر MiG-29 برتری دارد، اما همیشه ممکن هست که این سوال به ذهنتان بیاید که آیا واقعاً هنوز هم دوران نبرد هایی که تعداد زیادی هواپیما در آسمان به نبرد تن به تن می پرداختند و قدرت آتش یکی از شرایط مهم در پیروزی بود به سر نیامده هست؟ در جواب این سوال باید فرمود که در نبرد های جدید، هواپیماها وقت چندانی برای درگیری در اختیار ندارند و البته تعداد هواپیماهای موجود در آسمان در نبرد نیز بسیار کمتر و محدود تر از گذشته هست.

نبرد های هوایی امروز همیشه با ویژگی هایی چون سرعت بالا در نبرد و مدت وقت کم درگیری شناخته می شوند.

در یک چنین درگیری هایی، همیشه نخستین ضربه نقش پايه ی را ایفا می کند: پس باید اولین ضربه را زد و محکم هم زد.

پس از نخستین رویارویی، هر یک از خلبانان دو طرف سعی در دور شدن از محل نبرد برای جلوگیری از غافل گیر شدن توسط هواپیماهای دیگر دشمن دارند.

رادارهای N-001 و N-019 از جمله رادارهایی هستند که دارای آرایه اسکن مکانیکی هستند، بدین معنی که این رادارها در یک وقت قادر به درگیری با بیش از یک هدف نیستند.

در جنگ های امروزی احتمال اینکه یک هواپیمای جنگنده تنها به یک هدف حمله کرده و سپس به پایگاه بازگردد در حدود 95% هست، یعنی تنها 5% احتمال دارد هواپیما با هدفی ثانویه درگیر شود.

پس آیا واقعاً حمل شش تا ده موشک دوربرد BVR اون چنان که به نظر می رسد، لازم هست؟ بنابراین برتری Su-27 در این مورد که تنها بر حمل تعداد بیشتر موشک های BVR هستوار هست زیر سوال می رود.

شاید به همین دلیل باشد که هیچ وقت فلانکر ها با تعداد زیادی موشک های R-27 لود نمی شوند و اکثراً ترکیبی از موشک های BVR و موشک های کوتاه برد مادون قرمز IR روی هواپیمای Su-27 نصب می شوند چرا که سنگین کردن بی مورد هواپیمای جنگنده با موشک هایی که شاید اکثراً بلا هستفاده بمانند صحیح نیست و جز مصرف سوخت بیشتر نتیجه دیگری برای جنگنده در بر ندارد.

انواع هواپیماهای نظامی
هواپیمای میگ MiG-29 در نمایی زیبا از غروب آفتاب
موشک های R-27E/ET دارای سیستم هدایت مادون قرمز هستند و طول موج هایی را که اگزوز موتور هواپیماها منتشر می نمايند دنبال می نمایند.

به همین دلیل این موشک ها را جز موشک های «شلیک کن و فراموش کن» به شمار می آورند، چرا که پس از شلیک، دیگر موشک نیازی به هدایت از سوی هواپیما ندارد و خود می تواند مسیر خود را بیابد.

یکی از نقص های عمده ای که موشک های R-27 در مدل هدایت مادون قرمز دارند این هست که این مدل از موشک ها قابلیت ایجاد خط اطلاعات یا دیتالینک با هواپیمای مادر را ندارند.

در نتیجه تنها هنگامی که رادار نسبتاً کوتاه برد مادون قرمز موشک روی هواپیمای دشمن قفل شده باشد موشک می تواند شلیک شود، و این خود علی رغم قدرت بالای موتورهای موشک و طراحی آیرودینامیکی جالب اون، برد موشک را بسیار کم می کند.

در موشک های هدایت راداری، نیازی به قفل رادار موشک روی هواپیمای دشمن نیست، بلکه رادار به مراتب قدرتمند تر هواپیما روی جنگنده دشمن فقل نموده و موشک را تا نزدیکی هواپیمای دشمن هدایت می کند و پس از اون رادار خود موشک فعال شده و به مسیر ادامه می دهد.

اما در مدل هدایت مادون قرمز، هدف گیری به این صورت نیست و خود رادار موشک باید بتواند از عهده قفل روی هدف بر بیاید.

انواع هواپیماهای نظامی
نمونه اولیه Su-27S با نام T-10S
در نبرد های هوایی بسیار نزدیک که هواپیمای ما در موقعیت بسیار خوبی در پشت دشمن برنامه گرفته هست، بهترین گزینه برای حمله موشک های مادون قرمز هستند چرا که در یک چنین شرایطی امواج مادون قرمز متساعد شده از اگزوز هواپیمای دشمن بسیار پر قدرت تر از امواج راداری هستند و موشک های IR در یک چنین شرایطی بسیار موثر تر هستند.

پس می توان به راحتی نتیجه گرفت که در شرایط واقعی نبرد، ترکیبی از دو شیوه مختلف حمله، یعنی موشک های هدایت راداری و موشک های هدایت مادون قرمز می تواند بسیار به نفع باشد.

MiG-29 طبیعتاً دارای یک چنین ترکیب تسلیحاتی هست و می تواند بدون هیچ مشکلی این دو دسته از تسلیحات را حمل نماید در حالی که تسلیح Su-27 با یک چنین ترکیب تسلیحاتی نیازمند برنامه ریزی دقیق ماموریت هست.

به عبارت دیگر MiG-29 در هر شرایطی برای درگیری آماده هست، در حالی که درگیری Su-27 باید از قبل پیش بینی شده باشد.

در صورت پیش آمدن هر گونه درگیری پیش بینی نشده و اتفاقی، ممکن هست فلانکر با مشکلات جدی مواجه شود و اگر حریف کمی گردن کلفت تر باشد، شاید دیگر کاری از دست Su-27 بر نیاید.

انواع هواپیماهای نظامی انواع هواپیماهای نظامی
سمت راست، کاکپیت MiG-29SMT، سمت چپ، کاکپیت Su-27
MiG-29 می تواند تا دو موشک R-27 را حمل کند، اما مشکل اینجاست که دو موشک BVR می بایست در صورت درگیری BVR هر دو باهم و به سمت یک هدف شلیک شوند، چرا که در غیر اینصورت اگر فقط یک موشک شلیک شود، موشک دیگر در زیر بال دیگر سنگینی کرده و مشکل عدم بالانس در بال ها به وجود می آید؛ علی رغم اینکه تا حدودی قابل حل هست، اما همین عدم بالانس به میزان زیادی از قابلیت های مانوری هواپیما می کاهد.

برای مثال حداکثر زاویه حمله از 24 درجه تا 15 درجه کاهش می یابد که به طور کاملاً محسوس در مانورپذیری هواپیما موثر هست.

روی کاغذ، Su-27 در وضعیت بهتری برنامه دارد، چرا که می تواند تا سه هدف را به طور هموقت شناسایی کرده و با اون ها درگیر شود، البته در شرایطی که هر هدف را با یک جفت موشک R-27 هدف برنامه دهد.

همه اینها در شرایطی درست هست که دشمن اون قدر مهربان باشد که منتظر بماند تا ما به راحتی بتوانیم او را هدف برنامه دهیم.

در شرایط جنگ واقعی، دشمن یا در حال درگیری هست و به ما نزدیک می شود که او را در شرایط خوبی برای شلیک موشک هایش برنامه می دهد؛ یا اینکه در حال دور شدن از منطقه نبرد و خارج شدن از برد موشک و رادار ماست که هدف گیری را برای ما مشکل می سازد.

از سوی دیگر MiG-29 از فاصله دور می تواند به راحتی جفت موشک R-27 را به هدف شلیک کرده و به مدد موشک های هدایت مادون قرمز و مانورپذیری عالی به سرعت برای یک درگیری نزدیک نیز آماده شود در حالی که هیچ مشکلی هم از جهت اون 60% سوخت که در فلانکر وجود دارد نخواهد داشت.

انواع هواپیماهای نظامی
هواپیمای MiG-29 در حال تاکسی روی باند
از بعد رادار، هواپیمای سوخو Su-27 مجهز به رادار N-01 با برد تشخیص اهدافی با حداقل 3 متر مربع سطح مقطع از فاصله 80 تا 100 کیلومتری هست.

این رادار قادر هست تا 40 کیلومتر پشت سر هواپیما را هم اسکن نماید.

MiG-29 نیز مجهز به رادار N-019 هست که قادر هست شعاع 75 تا 85 کیلومتری جلوی هواپیما را اسکن کرده و در فاصله 35 کیلومتری پشت هواپیما نیز به جستجو بپردازد.

هر دوی این سیستم های راداری قادرند تا ده هدف را به صورت هموقت شناسایی کرده و با یکی از این اهداف به درگیری بپردازند.

طول موج هر دو برابر با 3 سانتیمتر هست، محدوده آزیموت رادار N-001 برابر با 60+- و رادار N-019 برابر با 67+- می باشد.

اگر چه رادار N-001 که در Su-27 نصب شده هست از نظر برد راداری بر رادار اسلات بک میگ MiG-29 برتری دارد، اما باید از این نکته هم باخبر بود که هر دو رادار در 70% قطعات مشابه هستند و هر دو از یک پردازنده با قدرت پردازش 170000 عمل در ثانیه هستفاده می نمايند.

با این اوصاف، همانطوری که می بینیم توانایی درگیری و شناسایی اهداف هر دو رادار نیز تقریباً مشابه هست، برتری برد ده یا بیست کیلومتری رادار فلانکر شاید اون چنان هم پراهمیت نباشد.

در وقت طراحی سوخو Su-27 با کد اولیه T-10 برنامه های گسترده ای برای طراحی و ساخت راداری بسیار پیشرفته تدارک دیده شده بود، اما با توجه به ضعف فراوان شوروی سابق و کلاً کشورهای بلوک شرق در ساخت تجهیزات الکترونیکی-نقطه مقابل کشورهای غربی- این رادار ساخته نشد و تنها مدل بسیار ساده تر اون یعنی N-001 به کار گرفته شد.

انواع هواپیماهای نظامی
هواپیمای MiG-29UB در آشیانه
انواع هواپیماهای نظامی
هواپیمای Su-27 متعلق به نیروی هوایی روسیه
از نظر اتکا بر کنترلرهای رهگیری زمینی باید فرمود که یکی از ویژگی های قدیمی هواپیماهای شوروی سابق به همان دلیل ضعف تکنولوژیکی در ساخت قطعات الکترونیکی همان اتکای بیش از حد به رادارها و مراجع زمینی هست، یعنی نقطه ضعفی که همیشه غرب روی اون دست گذاشته هست.

این شیوه هدایت هواپیما همیشه مورد انتقاد شدید بود، چرا که بر پايه این سیاست که در دوران جنگ سرد به اوج خود رسیده بود، خلبان بسیار محدود بود و مجبور بود برای انجام کوچکترین کاری خارج از برنامه متوسل به کنترلر های زمینی شود.

البته خود غربی ها و به خصوص آمریکاییها چندان هواپیماهای مستقلی نساخته بودند، چرا که هواپیماهای اونها نیز از نسخه هوابرد (!) پایگاههای زمینی هستفاده می کرد و به زبان ساده تر نام اون ها را آواکس AWACS گذاشته بود.

تنها فرق این پایگاه این بود که هواپیماهای آواکس سیار بودند و به دلیل هستفاده از اون ها در ارتفاعات به راحتی حریم هوایی بسیار گسترده ای را پوشش می دادند.

در حقیقت با ورود Su-27 و MiG-29 به خدمت، عصر تازه ای در هوانوردی نظامی شوروی به وجود آمد.

اگر چه توانایی های راداری این هواپیماها بازهم به حدی نبود که بتوانند از عهده انجام کامل یک ماموریت بدون هدایت زمینی بر بیایند، اما بازهم همین نقطه فصل جدیدی در جنگ های مدرن شوروی بود.

با اینکه میل طراحان بیشتر به سمت هستقلال هواپیماها از پایگاه های زمینی کشیده شده بود، اما باز هم هواپیمای MiG-29 یک هواپیمای وابسته به پایگاه های زمینی یا GCI Dependent نامیده می شود.

صرف نظر از اینکه با چه هواپیمایی پرواز انجام شود، خلبانان روسی یاد گرفته اند که اگر چه رادارهای قدرتمندی داشته باشند، اما تا وقتی که از کنترلرهای زمینی خبری مبنی بر وجود دشمن به اون ها نرسیده هست رادار خود را روشن ننمايند.

البته با تمام این شرایط هنوز هم خلبانان قادرند که در شرایط کاملاً اضطراری حداقل از موقعیت مذبور بتوانند خلاصی یابند، اما در شرایط عادی 99% تصمیمات به عهده پایگاه فرماندهی زمینی هست.

انواع هواپیماهای نظامی
هواپیمای Su-27 در معیت یک فروند An-224!
با توجه به نکاتی که در این مطلب ذکر شد، می توان به این نتیجه رسید که MiG-29 هواپیمایی هست که واقعاً برای نبردهای حقیقی ساخته شده هست.

از فاصله دور قادر هست هواپیمای دشمن را با یک جفت موشک دوربرد آلامو مورد هدف برنامه دهد، در فرض تقریباً محال اگر هیچ یک از موشک ها نتوانستند به هدف اصابت نمايند، هنوز هم میگ MiG-29 قادر هست با تکیه بر قدرت مانورپذیری بی نظیرش تدارک یک حمله دیگر، اینبار از فاصله نزدیک را ببیند که قریب به یقین می توانیم فولکروم را در یک چنین مبارزه ای پیروز بدانیم.

از سوی دیگر، Su-27 بیشتر به یک سایت پدافند موشک های زمین به هوا شباهت دارد تا یک جنگنده رهگیر واقعی، خصوصاً که توانایی حمل تعداد زیادی موشک های دوربرد آلامو این شباهت را بیش از پیش کرده هست.

نخستین نمونه های فلانکر که با نام T-10S در سال 1978 ساخته شد از مشکلات بسیاری رنج می برد.

با این حال با انجام اصلاحاتی تولید نمونه اصلی به سال 1984 موکول شد، اما بازهم مسائلی که گریبانگیر گروه طراحی و البته خود هواپیما شده بود مانع از اون گردید که هواپیما بتواند به موقع به خدمت در آید.

از عمده ترین مشکلاتی که فلانکر با اون دست و پنجه نرم می کرد مشکل قطعات اویونیکی بود که تا سال 1990 که چند صد فروند Su-27 به خدمت در آمدند هنوز هم به طور کامل حل نشده بود.

از سوی دیگر بر خلاف فلانکر، MiG-29 روند طراحی بسیار هموار تری را پشت سر گذاشت و تقریباً بدون مشکل جدی وارد خدمت گردید.

شوروی در وقت جنگ سرد و به خصوص دهه 70 خواهان ورود به خدمت جنگنده جدیدی بود که بتواند از پس هواپیماهای پیشرفته غرب مانند F-15 و F-14 بر بیاید، اما با نتایج مایوس نماينده ای که مدل های اولیه Su-27 به بار آورد، ظاهراً میگ MiG-29 بسیار موفق تر بود.

همانطوری که بعدها هم دیدیم Su-27 تا وقت پایان جنگ سرد، یعنی سال های ابتدایی دهه 90 هنوز هم نتوانسته بود اون چنان که باید و شاید نیازهای نیروی هوایی شوروی را برطرف نماید.

با همه ضعف هایی که Su-27 از اون رنج می برد، هواپیماهای مشهوری که از Su-27 مشتق شده اند و به خانواده فلانکر مشهورند، مثل هواپیماهای Su-30/33/34/37 هواپیماهای به نسبت موفقی از کار در آمدند.


12:

هواپیمای شناسایی یو 2؛خانم اژدها ارتش آمریکا
هواپیمای شناسایی دوربرد بلندپرواز لاکهید یو-۲(Lockheed U-2)‏ ساخت شرکت لاکهیدمارتین کشور آمریکا هست.

انواع هواپیماهای نظامی
این هواپیمای شناسایی نخستین پرواز خود را اول آگوست سال 1955 انجام داد و دو سال بعد به شکل رسمی رونمایی شد.
هواپیمای لاکهید یو-2 به سفارش آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا ساخته شده هست.
این هواپیمای تک‌موتوره جهت پرواز در ارتفاع بسیار بلند و همچنین همه شرایط آب و هوایی شبانه‌روز تا ارتفاع ۲۱۰۰۰ متری طراحی و توسعه یافته‌است.
لاکهید یو-2 همچنین برای تحقیقات سنسورهای الکترونیکی، کالیبراسیون ماهواره‌ای و اعتبار سنجی داده‌ها هستفاده می‌شود.
هواپیمای «لاکهید یو-2» به «خانم اژدها» نیز شهرت دارد و در حال حاضر تحت فرماندهی نیروی هوایی آمریکا فعالیت می‌نمايند، اما پیش از اون یکی از مهمترین ابزارهای شناسایی و جمع‌آوری اطلاعات ساوقت اطلاعاتی آمریکا (سیا) به شمار می‌رفت.
این هواپیما با تجهیزات بسیار پیشرفته‌ای که روی اون نصب شده، قادر هست در ارتفاع بسیار بالا (70 هزار پا)، در تمام شرایط آب و هوایی به صورت 24 ساعته به جمع‌آوری اطلاعات بپردازد.

این هواپیما علاوه بر هستفاده‌های نظامی و جاسوسی برای تحقیقات ارتباطی و تنظیمات ماهواره‌ای نیز به کار گرفته می‌شود.

انواع هواپیماهای نظامی
نمونه‌های اولیه این هواپیمای شناسایی در دوران جنگ سرد به کار گرفته شد.

«لاکهید یو-2» در اون وقت ساعت‌های متمادی در آسمان شوروی، جمهوری چین، ویتنام شمالی و کوبا پرواز داشته و به جمع‌آوری اطلاعات پرداخته هست.
این هواپیما که بارها مورد به روزرسانی شده، از معدود هواپیماهایی هست که به دلیل قابلیت‌های بالایی که دارد، بیش از 50 سال هست که در نیروهای هوایی آمریکا مورد هستفاده برنامه می‌‌گیرد.

نیروی هوایی آمریکا از «یو-2» در نبرد عراق، افغانستان و همچنین برای پشتیبانی نیروهای ناتو هستفاده کرده هست.
مدل‌های اولیه «یو‌ 2» وقتی در پروازهای خود در آسمان شوروی شناسایی شدند.

از اون وقت بود که آمریکا به فکر ایجاد تغییراتی در این پرنده افتاد که در نهایت منجر به تولید مدل TR-1 از این هواپیما شد که قابلیت‌های ضدراداری فوق‌العاده‌ای به اون بخشید.هواپیمای لاکهید یو-2
این هواپیما تک‌سرنشین از لحاظ موتوری هم تغییرات گسترده‌ای داشته و به مرور موتور بسیار پرقدرت F118 جنرال الکتریک جایگزین موتورهای J57 Pratt & Whitney شده که در نمونه‌های اولیه روی این هواپیما نصب بود.

انواع هواپیماهای نظامی
ارتفاع پرواز این هواپیما به حدی بالاست که خلبان اون باید از لباس‌های فضانوردی هستفاده کند.

این لباس‌ها علاوه بر تأمین اکسیژن برای خلبان، از وی در برابر خطر از دست رفتن فشار هوای کابین خلبان در ارتفاع بالا محافظت می‌کند.

ارتفاع بالای پرواز امکان ردیابی این هواپیما را بیش از پیش دشوار می‌کند.
این هواپیما از چندین حسگر مختلف برای شناسایی بهره می‌برد.

این حسگرها در نقاط مختلف هواپیما از جمله دماغه، پشت کابین خلبان، بال‌ها و بدنه هواپیما نصب شده‌اند.

«یو 2» قادر هست به صورت هموقت به جمع‌آوری سیگنال، تصویربرداری و نمونه‌برداری از هوا بپردازد.
حسگرهای تصویربرداری این هواپیما قادر به ثبت عکس و فیلم، تصاویر الکترو اپتیک و عکس‌برداری راداری هستند.

«یو 2» قادر هست هم از داده‌های در خط دید و هم از داده‌های فراتر از خط دید بهره‌گیری کند.
اما یکی از ویژه‌ترین تجیهزاتی که روی مدل‌های جدید این هواپیما نصب شده، دوربین‌های بیرون از کابین ساخت شرکت «سونی» هست.

این دوربین جهت جایگزینی تصاویر دیجیتال به جای تصاویر صرفا در بازه دید هست، که در زیر هواپیما نصب شده از اون برای برداشتن تصاویری بسیار دقیق از زمین به خصوص در حین فرود، هستفاده می‌شود.
این هواپیما تا پیش از اونکه در اختیار نیروی هوایی و دریایی آمریکا برنامه گیرد، در اختیار ساوقت سیا بود.

ساوقت سیا از این هواپیما در قالب پروژه «خانم اژدها» هستفاده می‌کرد.

این پروژه سری بود و خلبان‌های نیروی هوایی آمریکا برای اونکه بتوانند خلبانی این هواپیما را بر عهده بگیرند، باید از سمت خود هستعفا داده و به عنوان یک شهروند عادی در سیا هستخدام می‌شدند.

انواع هواپیماهای نظامی
هر هواپیما هم یک شماره سریال منحصر به فرد داشت که در اسناد سیا با اون شماره به اون اشاره می‌شد.
از این هواپیما در عملیات حمله ناتو به لیبی هم هستفاده شد.

در مجموعه حملات ناتو به لیبی این هواپیما وظیفه حراست اطلاعاتی از منطقه «پرواز ممنوع» را بر عهده داشت.
«یو-2» پس از 50 سال فعالیت در خط اول ناوگان شناسایی نیروی هوایی آمریکا برنامه بود سال 2012 بازنشسته شود، اما قابلیت‌های این هواپیما و نبود جایگزین مناسبی برای پر کردن خلا ناشی از بازنشستگی ناوگان «یو‌-2»‌ها پنتاگون را به بازنگری در این تصمیم و تمدید دوره فعالیت اون تا سال 2014 واداشت.


13:

اطلاعاتی درباره جنگنده پرقدرت اف16
اف-۱۶ فایتینگ فالکن (به انگلیسی: F-16 Fighting Falcon) به معنای شاهین مبارز، جنگنده سبُک، کوچک و بسیار چابک آمریکایی هست که شرکت جنرال داینامیکس به سفارش دولت ایالات متحده امریکا ساخته هست.

نقش اصلی این هواپیما، پشتیبانی جنگنده‌های بزرگ‌تر مانند اف-۱۵ در درگیری‌های هوایی و حملات زمینی هست.

۲۴ کشور از این هواپیما هستفاده می‌نمايند و مدل‌هائی از اون در ژاپن و ترکیه ساخته می‌شود.این جنگنده مدرن، با انواع فناوری‌های منحصر به فرد خود، نقش بسزایی در برتری هوایی نیروهای جنگنده ایفا می‌کند.

از جمله اینکه این جنگنده از نظر تعمیرات و آماده شدن برای عملیات، بسیار سریع و ساده هست.


تاریخچه ساخت

طی دهه ۱۹۶۰، نیروی هوایی و دریایی آمریکا دریافتند که به جنگنده‌ای نیاز دارند که بتواند با موشکهای دقیق و پیشرفته، از پس ماموریتهای سخت برآید.

اونها نیازمند جنگنده‌ای سریع، دارای میدان پروازی زیاد و مجهز به سیستم رادار بسیار قوی بودند.

تا اون وقت این دو نیرو از جنگنده‌های جنرال داینمیکس اف-۱۱۱ و اف-۴ فانتوم برای ماموریتهای دوربرد و میانبرد خویش هستفاده می‌کردند.

تجربیات جنگ ویتنام به اونها نشان داد که نمی‌توانند با سیستم‌های موشکی قدیم چندان موفق باشند.


برتری های اف-16

1- سيستم پرواز با سيم (FLY BY WIRE)
سيستم پرواز با سيم، يك موفقيت روشن به شمار مي‏رفت.

امروز اين سيستم در همهء جنگنده‏هاي بال‏ثابت و تمام هواپيماهاي تجاري به كار گرفته مي‎شود.


2- ثبات منفي (NEGATIVE STABILITY)
ثبات منفي يا به حداقل‏رساني ثبات مثبت (انتقال مركز ثقل از مركز به پشت هواپيما)، بدون مشكل كار مي‏كند – تاكنون هيچ جنگندهء F-16 اي به اين دليل در آسمان متلاشي نشده هست – و هستفاده از اين سيستم روز به روز در حال افزايش هست.


3- تحمل فشار ثقل بالا (HIGH G LOADS)
هستاندار تحمل فشار ثقل 9 برابر (9G) كه به وسيلهء F-16 پايه‏‎گذاري شد، امروزه در طراحي تمام جنگنده‏ها مورد هستفاده برنامه مي‏گيرد، هرچند برخي خلبانان به سختي، توانسته‏اند به مقادير بيشتري نيز دست يابند.


خواص داشتن زاايشانهء 30 درجهء حمله، هنوز به روشني محرز نگرديده هست و بسيار از خلبانان اعتقاد دارند كه با افزايش يا كاهش زاايشانهء حمله، در هنگام انجام مانورهاي سنگين، كنترل ساعت 6 (پشت هواپيما) بسيار دشوار مي‎شود.

بنابراين بسياري از طرح‏هاي جديد در توسعهء صندلي و جايگاه خلبان، از چنين روشي الگو نمي‏گيرند.


به همين ترتيب محل دستهء كنترل هواپيما كه در سمت راست صندلي خلبان تعبيه شده هست نيز به خوبي كار مي‏كند و دقيقن انتظارات طراحان را برآورده ساخته هست.


يك بحث طولاني وجود دارد در مورد اينكه آيا سيستم كنترل (پرواز با سيم) مي‏تواند طوري برنامه‏ريزي شده باشد كه بتواند F-16 اي را از كنترل عادي خارج شده و فشار بيش از حد ثقل به اون وارد مي‏شود تحت كنترل درآورده و شتاب وارده را به 9G محدود كند، يا اينكه فشارهاي واردهء بيش از 9G در شرائط اضطراري مجاز هستند و به هواپيما و خلبان صدمه‏اي وارد نمي‏كنند.


4- ديد خلبان (PILOT VISION)
خلبانان F-16، طرح كاناپي (شيشه بالاي سر خلبان) را بسيار دوست دارند زيرا براي ديدن اطراف، نيازي به خم شدن ندارند.

يك اشكال وارده اين هست كه جهت جلوگيري از ديد مغشوش اطراف در كابين حبابي‏شكل، از تركيبات معمول ضخيم پلي‏كربنات براي قسمت مقابل كاناپي هستفاده مي‏شود و اين به دليل ايجاد مقاومت در هنگام برخورد پرندگان با شيشهء مقابل خلبان هست و از تركيبات نازك‏تر پلي‏كربنات نمي‏توان براي طراحي كاناپي هستفاده كرد.


از اونجا كه در طراحي كل كاناپي F-16 تمامن از تركيبات ضخيم پلي‏كربنات هستفاده شده هست، هنگام هستفاده از صندلي‏پران (جهت مواقع اضطراري خروج خلبان از هواپيما) صندلي خلبان به تنهايي نمي‏تواند شيشهء كاناپي را خرد كرده و صندلي را به بيرون برساند.

بدين جهت، در هنگام خروج اضطراري، به علت نياز به خرد كردن كاناپي به وسيلهء خرج‏هاي انفجاري، وقت خروج اضطراري، اندكي افزايش مي‏يابد.

ولي اگر بخواهيم عادلانه قضاوت كنيم، بايد اذعان كنيم كه طرح كلي كاناپي هستفاده شده در F-16، بسيار موفقيت‏آميز بوده هست و هستفاده از اين طرح در F-22 نيز ادامه يافته هست.

اما از طرفي ديگر، در طرح «جنگندهء ضربتي مشترك» (F-35) نيازي به هستفاده از ديد 360 درجهء اطراف احساس نشده هست و بنابراين از طرح كاناپي با خم‏شدگي بيشتر (به جاي حبابي‏شكل) هستفاده شده هست.


5- محدوديت در رشد (GROWTH PREVENTION)
مفهوم اوليهء يك جنگندهء كوچك، مخصوص عمليات در روز و هوا به هوا، قبل از ساخت اولين نمونه، از دست رفته تلقي مي‏شد.

دماغهء هواپيما اون قدر كشيده طراحي شده بود كه طول مدل يك نفره به اندازهء طول مدل دو نفره به نظر مي‏رسيد، ضمن اينكه قابليت عملياتهاي «هوا به زمين» نيز بدان افزون گشته بود.


با پيشرفت برنامهء توليد، F-16 به طور فزاينده‏اي بزرگتر و سنگين‏تر شد و قادر شد توانايي‏هاي بيشتري داشته باشد: حمل و پرتاب موشكهاي هدايت‏شوندهء راداري آمرام، پرتاب كننده‏‏هاي Chaff و Flare (گمراه‏كنندهء موشكهاي ضدهوايي) و جايگاههاي خارجي بسياري براي حمل و پرتاب انواع تسليحات.


با تمام اين تفاصيل، وزن اضافه کرده شده، بابت قابليتهاي اضافي هواپيما، هنوز در حدود نصف پاوند در روز باقي مانده بود و بنابراين نظرات اوليهء طراحان هواپيما، به هدر نرفته بود.

(استاندارد افزايش قابليتهاي رزمي يك جنگنده با امكانات جديد و به روز، بر پايه افزايش يك پاوند در روز، از وقت به خدمت گرفته شدن جنگنده، درنظر گرفته مي‎شود)
6- شعاع عمل رزمي و برد پروازي (COMBAT RADIUS AND PERSISTENCE)
F-16 با بدنهء آئروديناميكي يك تكه (blended)، بسيار عالي عمل مي‏كرد هر چند كه چنين طرحي در اغلب طرح‏هاي جديد، تقليد و به كار گرفته نشد.


7- رادار يكپارچه‏سازي شده (RADAR INTEGRATION)
يكپارچه‏سازي رادار با سيستم‏هاي بصري، بسيار موفقيت‏آميز از كار درآمد و اكنون به هستانداردي در طراحي جنگنده‏ها، تبديل شده هست.

اف-۱۶ در ایران

نیروی هوایی شاهنشاهی ایران در بین سالهای ۱۹۷۶ و ۱۹۷۷ سفارش خرید ۳۰۰ فروند از این جنگنده را به شرکت جنرال داینامیکس ابلاغ کرد که با موافقت طرف آمریکایی مراحل اولیه این معامله نیز انجام گرفت.

ولی سپس انقلاب ۱۳۵۷ ایران این درخواست سفارش را لغو کرد.

دو فروند اف ۱۶ برای آزمایش‌ها به ایران تحویل داده شد و خلبانان برای آموزش‌های مقدماتی به آمریکا اعزام شدند.

محمد رضا پهلوی برنامه بود این هواپیما را جایگرینی برای نورثروپ اف-۵‌های قدیمی ارتش کند و حتی طی اعلامیه‌ای از شرکت جنرال دینامیکس و لاکهید درخواست کرد که کارخانه ساخت اف ۱۶ را در طبس احداث نمايند.

اگر ایران این تعداد اف ۱۶ را خریداری می‌کرد از نظر توان نظامی در سال۱۹۹۰ به سومین نیروی هوایی برتر دنیا می‌رسید و دارای بالاترین رکورد در داشتن اف ۱۶ می‌بود.

این در حالی بود که کشورهای اروپایی تنها با بودجه خود توان خریدن ۵۰ فروند اف ۱۶ را داشتند.


مشخصات

  • خدمه: ۱ نفر
  • طول: ۱۵/۰۶ متر (49ft 5in)
  • پهنای بال: ۹٫۹۶ متر (32ft 8in)
  • ارتفاع: ۴٫۸۸ متر (16ft)
  • بال: مساحت ۲۷٫۸۷ مترمربع (300ft²)
  • وزن خالی: ۸٬۵۷۰ کیلوگرم (18,900lb)
  • وزن بارگیری: ۱۲٬۰۰۰ کیلوگرم (26,500lb)
  • بیشینه وزن برخاست: ۱۹٬۲۰۰ کیلوگرم (42,300lb)
  • پیشرانه: ۱× F110-GE-100 توربوفن پس سوز
    • نیرو ی خشک: ۷۶٫۳ کیلو نیوتن (17,155lbf) هرکدام
    • نیرو با پس سوز ۱۲۷ کیلو نیوتن (28,600lbf) هرکدام
عملکرد
  • سرعت بیشینه:
    • در سطح دریا: ۱٫۲ ماخ (۱٬۴۷۰ کیلومتر بر ساعت)
    • ارتفاع: +۲ ماخ (۲٬۴۱۰ کیلومتر بر ساعت)
جنگ افزار
  • توپها: ۱×۲۰mm توپ گاتلینگ ولکان M61 با ۵۱۱ گلوله
  • جایگاه‌ها: ۲×موشک هوا به هوا در نوک بال، ۶×زیر بال، ۳×جایگاه زیر بدنه با حمل بار مفید ۷٬۷۰۰kg

14:

انواع هواپیماهای نظامیانواع هواپیماهای نظامی

15:

خانواده امبرائر EMB-312 توکانو/شورتس توکانو/سوپر توکانو



انواع هواپیماهای نظامی




هواپیمای "توکانو" به دلایلی یک هواپیمای آموزشی پیشرو محسوب می شد :

-اولین هواپیمای آموزشی توربوپراپ با پیشرانه 750 اسب بخاری
-اولین هواپیمای آموزشی که از ابتدا با پیشرانه توربوپراپ طراحی شد
-اولین هواپیمای آموزشی ملخ دار مجهز به سامانه صندلیهای پرتاب شونده




انواع هواپیماهای نظامی



کار طراحی امبرائر EMB-312 توکانو در سال 1978 آغاز شد و در 16 اوت سال 1980 اولین پیش نمونه اون پرواز کرد.

312 یک هواپیمای آموزش مقدماتی نسبتا بزرگ هست که وزن خالی اون حدود 36% از PC-7 بیشتر هست.

تولید توکانو با عقد قرارداد فروش 118 فروند به نیروی هوایی برزیل آغاز شد که این هواپیما را T-27 نامید.



انواع هواپیماهای نظامی
T-27


در پی بستن قراردادی برای صدور به هندوراس، دومین خط مونتاژ توکانو در "هلیوپولیس" مصر به مدیریت "ساوقت عربی صنعتی سازی"(AOI) افتتاح شد.در سال 1983 AOI تولید 40 فروند توکانو برای مصر و 80 فروند برای عراق را آغاز کرد.البته بعدها 14 فروند به هواپیماهای درخواستی مصر اضافه گردید.



انواع هواپیماهای نظامی
EMB-312 F



از بین مدلهای مختلف، امبرائر EMB-312 F عرضه شده برای نیروی هوایی فرانسه تفاوتهای نسبتا مهمی با مدلهای هستاندارد اون دارد از جمله عمر طولانی تر تا 10،000 ساعت از نظر خستگی سازه، هستفاده از برآ کش، هستفاده از ملخ مجهز به سامانه یخ زدایی و سامانه های آویونیکی فرانسه.




انواع هواپیماهای نظامی
EMB-312G1 شورتس توکانو




در ماه مه سال 1984 بین نیروی هوایی انگلستان و شرکت امبرائر توافقی انجام گرفت تا هواپیمایی مطابق با هستانداردهای ASR-412 نیروی هوایی ساخته شود.

بنابراین امبرائر تغییرات مهمی در توکانو انجام داد و ان را به پیشرانه گارت مجهز کرد.

حاصل این تغییرات، مدل 312 جی.1 (شورتس توکانو) بود که در 14 فوریه سال 1986 برای نخستین بار در برزیل پرواز کرد.

این هواپیما به انگلستان منتقل شد و از 11 آوریل 1986 پروازهای آزمایشی را در اون کشور آغاز کرد.

سرانجام شورتس توکانو به یک پیشرانه " الاید سیگنال" مجهز شد که 47% از پیشرانه هستاندارد توکانو قویتر بود.

در مقایسه با توکانو ، عمر ایمن سازه شورتس توکانو در مقابل پدیده خستگی از 8،000 ساعت به 12،000 ساعت و ضریب بار طراحی از 6g به 7g افزایش یافت.



انواع هواپیماهای نظامی
EMB-312 H "سوپر توکانو"



برای تطابق با هستانداردهای امریکایی JPATS برای نیروهای هوایی و دریایی، امبرائر با شرکت امریکایی "نورثروپ" توافق کرد که اصلاحاتی در توکانو انجام دهد.

طرح جدید امبرائر EMB-312 H "سوپر توکانو" نامیده شد و پیش نمونه اون در 15 مه سال 1993 برای نخستین بار پرواز کرد.
سوپر توکانو نسبت به مدل هستاندارد توکانو بدنه ای کشیده تر و پیشرانه ای به مراتب پرتوان تر به اندازه 2.13 برابر دارد و به کابین تحت فشار، سامانه تهویه ، سامانه ضد جی، الات دقیق از نوع لوله اشعه کاتدی و چرخ دماغه هیدرولیکی مجهز هست.




انواع هواپیماهای نظامی



مشخصات فنی (توکانو) :

خدمه : دو نفر

طول : 9.86 متر
دهنه بال : 11.14 متر
ارتفاع : 3.40 متر
مساحت بال : 19.40 متر مربع
قطر ملخ : 2.36 متر

وزن خالی : 1،870 کیلوگرم
بیشینه وزن برخاست : 2،550 کیلوگرم

پیشرانه : یک دستگاه موتور توربوپراپ پرات اند ویتنی PT6A-25C با بیشینه قدرت 750 اسب بخار
ملخ سه تیغه هارتزل HC-B3TN-3C/T10178-8R تک سرعته با امکان گام معکوس

بیشینه سرعت : 448 کیلومتر بر ساعت
سرعت پیمایشی : 411 کیلومتر بر ساعت
سقف پرواز : 9،150 متر
برد : 1،843 کیلومتر




انواع هواپیماهای نظامی
Cockpit



انواع هواپیماهای نظامی

انواع هواپیماهای نظامی

انواع هواپیماهای نظامی






-کتاب "دایره المعارف پرواز" تالیف: دری نوگورانی،مهران

16:

هواپیمای آموزشی سبک توکانو/هواپیمای آمازون نشین ها


انواع هواپیماهای نظامی

یک فروند هواپیمای AT-27 توکانو نیروی هوایی هندوراس


آشنایی کلی

هواپیمای EMB 312 توکانو یک هواپیمای آموزشی سبک ، تک موتوره ، دو سرنشینه ، بال پایین با توانایی ثانویه حمله محدود به اهداف زمینی ساخت شرکت برزیلی " امبرائر " هست.در اواخر سال 1978 ، نیروی هوایی برزیل پروژه ی EMB 312 را برای دستیابی به یک هواپیمای آموزشی پایه نسبتاً کم هزینه با ویژگی های نوآورانه آغاز کرد ؛ این پروژه که به ساخت هواپیمای " توکانو " منجر شد ،تغییرات بزرگی در هستاندارد هواپیماهای آموزشی سبک ایجاد کرد و در واقع خود تبدیل به یک هستاندارد جدید برای شرکت های سازنده این نوع هواپیماها شد.در سال 1980 ، پیش نمونه اولیه طرح با موفقیت پرواز کرد و اولین دسته تولید شده نیز در سال 1983 به نیروی هوایی برزیل تحویل داده شد.با تولید 664 فروند هواپیما ، توکانو برای شرکت امبرائر یک موفقیت بزرگ بود.

توسعه

در دهه 1970 میلادی ، قیمت نفت از بشکه ای 3 دلار در سال 1973 به بشکه ای 36 دلار در سال 1980 رسید.این یک ضربه بزرگ به اقتصاد برزیل که از مصرف نمايندگان عمده نفت به شمار می رفت ، بود.در این بین نیروی هوایی برزیل مجبور شد برای کاهش اثرات این بحران هزینه های خود را کاهش دهد.در نتیجه در سال 1977 ، این نیرو در خواست ارائه جایگزینی برای هواپیمای آموزشی پرهزینه T-37 با شرط شباهت به هواپیماهای جت ، هزینه پایین و مجهز بودن به صندلی ایجکت منتشر نمود.در این دهه ، نیروی هوایی برزیل تعداد زیادی پرواز را با هواپیماهای ساخت شرکت نیوا انجام داد ولی نتیجه به دست آمده چندان مطلوب نبود.تا اون که این شرکت بi وسیله امبرائر خریداری شد.در سال 1973 ، ژوزف کواکس ، سر طراح شرکت نیوا به امبرائر منتقل شد و یک رشته مطالعات بر روی ساخت هواپیماهای آموزشی سبک دو سرنشینه با ترتیب برنامه گیری پشت سر هم (تاندوم) و موتور توربوپراپ انجام داد.

در اوایل سال 1977 ، شرکت امبرائر دو پیشنهاد به نیروی هوایی برزیل ارائه داد :
  • هواپیمای آموزشی پایه EMB-301 مجهز به موتور TIO-541
  • هواپیمای آموزشی و ضد شورش (تهاجمی سبک) EMB-311 مجهز به موتور PT6A
نیروی هوایی برزیل هیچکدام از این دو پیشنهاد را نپذیرفت ؛ اما به بهینه سازی و ساخت نمونه ای قدرتمند تر از هواپیمای EMB-311 ابراز علاقه کرد.پس از اون در سال 1978 ، وزارت هوانوردی برزیل یک فراخوان جدید که در اون انتظارات نیروی هوایی از هواپیمای آموزشی آینده قید شده بود ، منتشر کرد.بنابراین ، در همان سال یک تیم به رهبری گایدو فونته گالانته پیسوتی و با حضور ژورف کواکس و دیگر طراحان امبرائر تشکیل و کار بر روی بهینه سازی هواپیمای EMB-311 آغاز شد.

در 6 دسامبر همان سال ، یک برنامه داد شامل دو نمونه آزمایشی و دو بدنه (برای تست های خستگی سازه) بین نیروی هوایی برزیل و امبرائر بسته شد.در فوریه 1979 ، مشخصات این هواپیما چنین عنوان شد: موتور توربوپراپ PT6A-25 ، کابین پشت سر هم به همراه صندلی های ایجکت ، بدنه کوچکتر ، کاهش ریشه بالها ، افزایش طول بال ، دم و ارابه فرود.در اواخر همان سال ، یک نمونه ماکت مقیاس کامل برای ارزیابی سیستم های الکترونیکی و ابزارهای کابین خلبان و یک مدل رادیو کنترل برای بررسی ویژگی های هواپیما در حین پرواز ساخته شد.

انواع هواپیماهای نظامی


نخستین دسته 8 فروندی توکانو در حال تحویل به نیروی هوایی برزیل


در 16 اوت 1979 و با گذشت 21 ماه از عقد قرارداد ، اولین نمونه آزمایشی این هواپیما با شماره سریال 1300 نیروی هوایی برزیل پرواز کرد.نمونه دوم نیز در در 10 دسامبر همان سال با موفقیت نخستین پرواز خود را انجام داد.در آگوست 1982 ، دومین پیش نمونه هواپیما به دلیل افزایش سرعت از حد غیر مجاز سقوط کرد.به همین دلیل ، تغییراتی بر روی بال و دم نمونه اول انجام گرفت و مشکل رفع شد.

در 16 اوت 1982 ، سومین پیش نمونه با نام نظامی YT-27 و غیر نظامی PP-ZDK نخستین پرواز خود را انجام داد.یک ماه بعد ، این نمونه با پرواز از روی اقیانوس اطلس به نمایشگاه هوایی فارنبرو رفت.در همان وقت ، از سوی نیروی هوایی برزیل ، نام T-27 برای نمونه آموزشی و نام AT-27 برای نمونه تهاجمی سبک این هواپیما انتخاب شد.پیشتر و در 21 اکتبر 1981 ، نیروی هوایی لقب « توکانو » را با الهام از یکی پرندگان جنگل های آمازون برای این هواپیما انتخاب کرده بود.

نمونه ها

نمونه اصلی (EMB-312A): بیش از 500 فروند از این نمونه تولید و به کشورهای مختلف صادر شد.


نمونه فرانسوی (EMB-312F): این نمونه دارای تغییراتی سفارشی شامل سیستم های الکترونیکی ، آسمانه ، ناوبری و ترمز هوایی برای نیروی هوایی فرانسه بود.اولین نمونه از اون در 7 آوریل 1993 پرواز کرد.

نمونه انگلیسی (EMB-312S): در مه 1984 ، طی توافقی بین شرکت های امبرائر و برادران کوتاه2 برنامه بر تولید نمونه ای با کارایی بالاتر برای نیروی هوایی سلطنتی انگلیس شد.شرکت برادران کوتاه مسئول مونتاژ و ساخت 60 % قطعات بود.هر چند قطعات اصلی مثل بال ، ارابه فرود و آسمانه در برزیل ساخته می شد.این نمونه دارای بدنه محکم تر و موتور TPE331-12B با نیروی پیشرانه بیشتر بود.در مارس 1985 ، نیروی هوایی سلطنتی طی قراردادی به ارزش 126 میلیون پوند سفارش 130 فروند با حفظ حق سفارش 15 فروند دیگر از این هواپیما که به « شورت توکانو » یا « توکانو کوتاه » مشهور شده بود ، را به شرکت برادران کوتاه تحویل داد.علاوه بر اون ، این نمونه به کشورهای کنیا (12 فروند) و کویت (16 فروند) نیز صادر شد.





انواع هواپیماهای نظامی

شرت توکانو در یکی از نمایشگاه های هوایی سال 1991

این نمونه خود به سه نمونه مشتق شده دیگر تقسیم می شود:
  • توکانو T.1: نمونه اصلی شرت توکانو ، تولیده شده برای نیروی هوایی انگلیس
  • توکانو Mk.51: نمونه صادراتی ویژه نیروی هوایی کنیا
  • توکانو Mk.52: نمونه صادراتی ویژه نیروی هوایی کویت
نمونه سوپر توکانو (EMB-312H): در ژوئن 1991 ، شرکت امبرائر پروژه ساخت نمونه ای هواپیمای توکانو را که دارای بدنه ای کشیده تر ، موتور PT-6A ، کابین حفاظت شده به وسیله زره و مجهز به سیستم جلونگر مادون قرمز بود ، فراخوان نمود.این ویژگی ها ، باعث افزایش کارایی ، چابکی بالاتر و توانایی حمل محموله بیشتر می شد.این هواپیما می توانست عملیات های تهاجم سبک ، گشت زنی مرزی و آموزش کار با سلاح ها به دانشجویان را به انجام برساند.

مدتی بعد نام پروژه به EMB-314 سوپر توکانو تغییر کرد.به دلیل اون که اغلب از این نمونه به عنوان یک هواپیمای جدید یاد می شود ، از پرداختن بیشتر به اون خودداری می کنیم.

ویژگی ها

همانند اکثر هواپیماهای آموزشی سبک ، توکانو نیز دارای یک بال سراسری نصب شده در بخش زیرین بدنه می باشد.جنس مواد به کار رفته در ساخت این هواپیما عمدتاً از آلیاژهای سبک و محکم هست.هر دو کابین این هواپیما جادار بوده و در اون از صندلی های ایجکت Mk8L ساخت شرکت مارتین بیکر هستفاده شده هست.جنس آسمانه (کانوپی) توکانو فایبر گلاس هست که میدان دید گسترده ای را در اختیار خلبانان برنامه می دهد.ارابه فرود به کار رفته نیز دارای سه چرخ هست ؛ پس از برخاست ، چرخ جلو در زیر کاکپیت و دو چرخ عقب در بالها رفته و بسته می شوند.با ساخت توکانو ، اولین بار بود که هواپیمای با موتور توربوپراپ می توانست ویژگی هایی شبیه هواپیماهای جت داشته باشد.این ویژگی ها شامل صندلی ایجکت و کابین پشت سر هم می شد.توکانو علاوه بر برد و مداومت پرواز بالایی که به صورت هستاندارد دارد ، می تواند از دو مخزن سوخت خارجی با ظرفیت 660 لیتر نیز هستفاده کند ؛ در صورت هستفاده از این مخازن ، مداومت پروازی هواپیما تا 9 ساعت افزایش می یابد.

انواع هواپیماهای نظامی

یک فروند AT-27 توکانو نیروی هوایی ونزوئلا پارک شده در رمپ پروازی

تسلیحات

همانطور که پیشتر فرموده شد ، هواپیمای EMB-312 می تواند علاوه بر نقش آموزش ، در زمینه پشتیبانی و تهاجم سبک نیز به کار برود.در این زمینه ، توکانو می تواند در دو آویزگاه زیر هر بال ، از انواع توپ های 7.62 و 12.7 میلیمتری ، غلاف های راکت انداز و انواع بمب های سقوط آزاد 250 تا 500 پوندی مانند Mk 81 و Mk 82 هستفاده کرد.همچنین در صورت نصب غلاف های هدایت لیزری یا سیستم هدف گیری تلویزیونی یا اپتیکی ، توانایی حمل بمب های هدایت شونده سبک نیز وجود دارد.در مجموع می توان تا هزار کیلوگرم مهمات بر روی این هواپیما نصب نمود.البته منظور از پشتیبانی و تهاجم سبک ، حمایت و پشتیبانی هوایی نزدیک از نیروی های پیاده و زرهی خودی می باشد که شامل پرواز در ارتفاع و سرعت پایین و هدف قراردادن نیروهای دشمن می شود ؛ این هواپیماها به دلیل سرعت پایین ، هزینه بسیار کمتر نسبت به هواپیماهای جت و سادگی در هدایت و ساختار ، یکی از بهترین گزینه ها برای چنین عملیات هایی هستند.اما سرعت و چابکی کم این هواپیماها ، اون ها را به اهدافی ساده برای هواپیماهای رهگیر و سیستم های پدافند هوایی تبدیل کرده هست.

انواع هواپیماهای نظامی

یک فروند توکانو Mk.51 به همراه غلاف های تیربار و راکت انداز در نمایشگاه هوایی فارنبرو (سال 1991)

سیستم های الکترونیکی

سیستم های الکترونیکی توکانو شامل یک نمایشگر HUD1 ، سیستم های مدیریت پرواز ، قطب نما و ارتفاع سنج ، نمایشگرهای پروازی ، سیستم هشدار دهنده و سرعت سنج و دیگر سیستم های مورد نیاز یک هواپیمای آموزشی هست.

مجموعه ایویونیک جدید: در ژوئن 2011 ، قراردادی بین نیروی هوایی کلمبیا و شرکت امبرائر برای بروز رسانی سیستم های الکترونیکی 14 فروند هواپیمای EMB-312 توکانو این شرکت بسته شد.این مجموعه ایویونیک شامل: چهار نمایشگر بزرگ با چشم انداز مصنوعی پرواز ، سیستم های پیشرفته مدیریت پرواز ، سیستم هشدار دهنده یکپارچه ، نمایشگر وضعیت موتور ، سیستم کنترل خودکار کاهش یا افزایش بیش از حد سرعت ، شبیه ساز تاکتیکی رادار و سیستم خلبان خودکار دیجیتال با توانایی پرواز خودکار سه بعدی می شود.


انواع هواپیماهای نظامی

کاکپیت یک فروند توکانوی نیروی هوایی برزیل

پیشرانه
هواپیمای توکانو از یک موتور توربوپراپ PT6A-25C با قدرت 750 اسب بخار ساخت شرکت کانادایی پراتب اند ویتنی هستفاده می کند.این موتور توانایی رساندن هواپیما به بیشینه سرعت 457 کیلومتر در ساعت ، بردی بین 1,800 تا 2,000 کیلومتر ، نرخ صعودی معادل 13.2 متر بر ثانیه و پرواز تا ارتفاع 9 هزار متری را دارد.


تاریخچه کاربری

اونگولا: در سال 1988 ، نیروی هوایی ملی اونگولا تعداد 8 فروند هواپیمای AT-27 تحویل گرفت.چهار سال بعد ، شش فروند توکانو مازاد نیاز نیروی هوایی پرو نیز وارد خدمت اونگولا شد.نیروی هوایی اونگولا از این هواپیماها برای عملیات های نظارت و بمباران سبک در جریان جنگ داخلی اونگولا هستفاده کرد.پس پایان جنگ ، 2 فروند توکانو دیگر برای جایگزینی با هواپیماهای ساقط شده در جریان جنگ نیز خریداری شد.

آرژانتین: در ژوئن 1987 ، نیروی هوایی آرژانتین 15 فروند از مجموع 30 فروند توکانو سفارش داده شده را دریافت کرد.پس از دریافت هواپیماها ، آموزش خلبانان نیروی هوایی و دریایی آرژانتین در دانشگاه کوردوبا (متعلق به نیروی هوایی آرژانتین) آغاز شد.توکانوهای آرژانتینی با چیزی حدود 100 هزار ساعت پرواز توانسته اند 800 خلبان را در زمینه آموزش های پایه ای فارغ التحصیل نمايند.شرکت هواپیماسازی FAdeA در حال توسعه یک هواپیمای آموزشی سبک با نام I.A.73 برای جایگزینی با توکانوهای سالخورده هست.

برزیل: نیروی هوایی برزیل تعداد 118 فروند (با حق گزینش 50 فروند دیگر) هواپیمای توکانو که طبق نامگذاری اونها T-27 خوانده می شد ، سفارش داد.در 29 سپتامبر 1983 ، اولین یگان نیروی هوایی که گردان آکروجت برزیل با نام « دود » بود ، توکانوهای خود را تحویل گرفت.به دلیل نیازهای نیروی هوایی برزیل ، همه 50 فروند هواپیمای که به عنوان احتیاط در قرارداد ذکر شده بود نیز سفارش داده شده و تحویل گرفته شد.

در فوریه 1991 ، نیروی هوایی برزیل از 6 فروند هواپیمای توکانو برای پشتیبانی نزدیک و حمله به 40 نفر از شورشیان کلمبیایی هستفاده کرد.علاوه بر اون ، از این هواپیما برای گشت هوایی بر فراز جنگل های آمازون با همکاری سیستم نظارت آمازون هستفاده می شود.





انواع هواپیماهای نظامی

پرواز دسته جمعی هواپیماهای توکانو آکادمی نیروی هوایی برزیل

ایران: در بین سال های 1368 تا 1370 ، نیروی هوایی سپاه پاسداران تعداد 25 فروند هواپیمای EMB-312 را از شرکت امبرائر تحویل گرفت.گزارشاتی مبنی بر هستفاده از این هواپیما بر علیه قاچاقچیان مواد مخدر طالبان وجود دارد.اغلب اوقات ، این هواپیماها مجهز به غلاف های راکت انداز در رزمایش های سپاه دیده می شوند.

کلمبیا: در سال 1992 ، نیروی هوایی کلمبیا تعداد 14 فروند هواپیمای AT-27 را سفارش داده و تحویل گرفت.این هواپیماها که در ابتدا برای امور آموزشی خریداری شده بودند ، در ماموریت های پشتیبانی نزدیک هوایی بر علیه نیروهای شورشی نیز به کار برده شد.با وجود انجام دادن حدود 50 هزار ساعت پرواز ، هیچ یک از توکانوهای کلمبیایی سقوط نکرده هست.کلمبیا در صدد هست توکانوهای خود را برای خدمت در یک دوره 15 ساله دیگر مقاوم سازی و بروزرسانی کند.مقاوم سازی شامل بدنه ، تعویض بالها و ارابه فرود و بروز رسانی نیز شامل نصب نمایشگرهای چند منظوره رنگی ، سیستم ناوبری انسریایی ، سیستم مدیریت پرواز و نشان دهنده وضعیت موتور (به همراه سیستم هشدار دهنده اون) می شود.

مصر: در دسامبر 1983 ، قراردادی بین مصر ، عراق و شرکت امبرائر برای خرید 10 فروند توکانو و تولید تحت لیسانس 110 فروند دیگر امضا شد.این قرارداد شامل انتقال تکنولوژی (به صورت محدود) ، ساخت برخی قطعات در مصر و مونتاژ 110 فروند دیگر در تاسیسات هلیوپولیس (در حلوان مصر) هست3.در اواخر سال 1984 ، اولین فروند از 10 فروند هواپیمایی که برنامه بود در برزیل ساخته شود ، تحویل مصر داده شد و اولین هواپیمای مونتاژ شده در مصر نیز یک سال بعد پرواز کرد.تعداد 80 فروند از 110 فروند هواپیمای مونتاژ شده به عراق که درگیر جنگ با ایران بود ، تحویل داده شد.در سال 1989 ، مصر 14 فروند توکانو دیگر نیز سفارش داد تا مجموع توکانوهای خود را به عدد 54 فروند برساند.

عراق: همانطور که پیشتر گرفته شد ، عراق 80 فروند توکانو که در مصر مونتاژ شده بود را تحویل گرفت.نیروی هوایی عراق ، از این هواپیماها که مسلح به غلاف های تیربار ، راکت انداز و بمب های 250 و 500 پوندی بودند برای پشتیبانی هوایی سبک از نیروهای زمینی خود به صورت گسترده ای در جنگ ایران و عراق بهره گرفت.هنگامی که جنگ های اول و دوم خلیج فارس پایان یافت ، نیروی هوایی عراق هیچ یک از 80 فروند توکانوی خود را در اختیار نداشت4!

فرمودنی هست ، علاوه بر کشورهای نامبرده ، کشورهای پرو ، پاراگوئه ، موریتانی ، هندوراس و فرانسه نیز از کاربران این هواپیما می باشند که به دلیل طولانی شدن مطلب به تاریخچه کاربری اون ها نپرداختیم.

مشخصات

خدمه: 2 نفر (شامل هستاد خلبان و دانشجو)

طول: 9.86 متر

طول بال: 11.14 متر

ارتفاع: 3.4 متر

سطح بال: 19.4 متر مربع

وزن خالی: 1.810 کیلوگرم

بیشینه وزن برخاست: 3.175 کیلوگرم

پیشرانه: یک موتور توربوپراپ PT6A-25 با قدرت 750 اسب بخار

گنجایش سوخت(مخازن داخلی): 694 لیتر

بیشینه سرعت: 458 کیلومتر در ساعت

سرعت کروز: 441 کیلومتر در ساعت

سرعت هستال: 124 کیلومتر در ساعت

برد: 1.916 کیلومتر

محدوده فشار جی: مثبت 6 / منفی 3

بیشینه ارتفاع پروازی: 28.700 هزار پا

نرخ پیمایش: 9.65 متر بر ثانیه

تسلیحات: تیربار ، راکت و بمب های غیرهدایت شونده

پی نوشت

1 - Head Up Display

Short Brothers - 2

3 - این نخستین تجربه شرکت امبرائر در تولید تحت لیسانس محصولاتش بود.

4 - این هواپیماها به وسیله نیروهای ایرانی (نیروی هوایی و پدافند و طبق برخی گزارشات هوانیروز) و نیروهای متحد از بین رفته بودند.

مترجم: سورنا نوشاد

منابع:

http://www.airforce-...rainer-aircraft

http://www.embraerde...cano_origin.asp

http://en.wikipedia...._EMB_312_Tucano

http://www.combatair.../EMB-312-Tucano

17:

جنگنده سوخو-47 برکوت
انواع هواپیماهای نظامیجنگنده سوخو-47

سوخو اس يو 47 بركوت، با نام روسي Cy-47 Беркут (بركوت به معني عقاب طلايي) كه در ابتداي طراحي، با نامهاي S-32 و S-37 نيز شناخته ميشد، يك جنگنده مافوق صوت آزمايشي، طراحي شده توسط شركت هواپيماسازي سوخايشان ميباشد.

انواع هواپیماهای نظامیsukhu47

ايشانژگي ظاهري و چشمگير اين هواپيما، بالهاي رو به جلايشان اون ميباشند كه اين جنگنده را بسيار به جنگندهء آزمايشي – مفهومي آمريكايي X-29 Firkin ساخسوخو اس يو 47 بركوت، با نام روسي Cy-47 Беркут (بركوت به معني عقاب طلايي) كه در ابتداي طراحي، با نامهاي S-32 و S-37 نيز شناخته ميشد، يك جنگنده مافوق صوت آزمايشي، طراحي شده توسط شركت هواپيماسازي سوخايشان ميباشد.

ايشانژگي ظاهري و چشمگير اين هواپيما، بالهاي رو به جلايشان اون ميباشند كه اين جنگنده را بسيار به جنگندهء آزمايشي – مفهومي آمريكايي X-29 Firkin ساخت گرومن، شبيه مينمايد.

تنها نمونه هواپيماي سوخو 47 توليد شده، به عنوان اثباتگر تكنولوژيهاي پيشرفته انجام وظيفه مينمايد و ساخت دومين نمونه آزمايشي اين هواپيما نيز كنار گذاشته شده هست.

طرح اوليه سوخو 47، ابتدا به نام S-37 شناخته ميشد و شركت سوخو، مدتي بعد و در سال 2002، هواپيما آزمايشگر تكنولوژيهاي پيشرفتهاش را به Su-47 نامگذاري مجدد نمود؛ ضمن اينكه با نام مستعار Berkut به معني عقاب طلايي نيز شناخته ميشود.

سوخو 47 در اصل به عنوان بستري جهت انجام آزمايشات مهم روسها در زمينه مواد كامپوزيت و سيستمهاي پيچيده ديجيتال كنترل پرواز (FBW) ساخته شد.
انواع هواپیماهای نظامیجنگنده سوخو47 برکوت

سوخو 47 با بهرهگيري از بالهاي رو به جلو، توانمندي انجام مانورهاي بسيار عالي را دارد و قادر هست در زاايشانههاي حملهاي به اندازه 45 و بيشتر نيز اقدام به عمليات نمايد.

مؤسسه مطالعات هوايي تساگي (TsAGI) مدتها بود كه از مزيتهاي فراوان بالهاي رو به جلو اطلاع يافته بود.

عمدهء اين دانش به واسطه به غنيمت گرفته شدن يك فروند بمبافكن جت يونكرس287 ساخت آلمان نازي بدست آمده بود.يونكرس287 از اوّلين هواپيماهاي جت و اوّلين هواپيما با بالهاي رو به جلو در جهان، ساخت آلمان نازي بالهاي رو به جلو، نسبت به اغلب طرح بالهاي سنتي، باعث كسب بيشترين ميزان نيرايشان كشش شده، لحظات خميدگي بالها را كم كرده و وقت وقوع واماندگي يا هستال را به تأخير مياندازند.

در زاايشانههاي حملهء بالا، نوك بالها در وضعيت غير واماندگي باقي ميمانند و بدين جهت هواپيما قادر ميشود كنترل خود را با هستفاده از سطوح متحرك حفظ نمايد.

بدبختانه بالهاي رو به جلو، نيرايشان زيادي جهت از هم گسيختن (واگرايي) بالهايي كه از مواد معمولي ساخته شدهاند توليد ميكنند.

به تازگي كه هستفاده از مواد كامپوزيت در ساخت بدنه هواپيما رواج يافته هست، امكان طراحي هواپيمايي با بالهاي رو به جلو را ميسر ميسازد.

همانند همتاي غربي خود، يعني جت ايكس-29 ساخت گرومن، سوخو 47 نيز يك طرح مفهومي اثباتگر تكنولوژي ميباشد و برنامه هست به عنوان بستري جهت پايهگذاري نسل آيندهء جنگندههاي روسي به كار گرفته شود.

چنين هواپيمايي نه تنها بايد همانند اف22 پيشرفته باشد، بلكه بايد به عنوان بستري جهت هستفاده از تكنولوژيهاي نايشانن در جنگندهاي چون ميگ 1.44 باشد.

با تمام اين اوضاع، كمپاني سوخايشان اكنون تلاش دارد تا سوخو 47 را به نيرايشان هوايي روسيه و ساير مشتريان خارجي به صورت جنگندهاي مطابق نيازشان، بفروشد.

طراحي سوخو 47 از نظر اندازهها، بسيار به طرح جنگندههاي بزرگ ساخت سوخو نظير سوخو 35 شباهت دارد.

به هدف كاهش هزينههاي طراحي، قسمت جلايشاني بدنه، دم و ارابههاي فرود سوخو 47، از جنگندههاي خانوادهء سوخو 27 بدست آمده هست.

با اين حال، در طراحي هواپيما، به كاهش اثر ايجاد شده رايشان صفحهء رادار توجه شده هست.

براي رسيدن به اين هدف، از مواد جذب كنندهء اشعهء رادار، محفظهء دروني نصب جنگافزار و فضايي جداگانه ايشانژهء نصب يك رادار پيشرفته هستفاده شده هست.

با وجود اونكه طرح هواپيماي ايكس-29 آمريكايي، يك جنگندهء مفهومي و تحقيقاتي در دهه 1980 به شمار ميرفت، سوخو 47 با اندازهاي برابر دو برابر ايكس-29، در قياس با رقيب آمريكايي خود، بسيار به يك جنگندهء رزمي و عملياتي شباهت نزديك پيدا ميكند.

به منظور رفع مشكل پيچش حول محور افقي در بالهاي رو به جلو (wing-twisting)، در ساخت بالهاي سوخو 47، به طور گسترده و با دقت فراوان از مواد كامپوزيت هستفاده شده هست تا به هنگام انجام مانورهاي سنگين يا پرواز در زاايشانههاي بالا، ساختمان بال به هنگام پيچش، مقاومت كافي از خود نشان دهد و الگايشان آيروديناميكي را خود حفظ نمايد.

با توجه به مساحت زياد بالها در سوخو 47، در اين هواپيما ميتوان سيستم تا شدن براي بالها تعبيه نمود تا هواپيما درون آشيانههاي نيرايشان هوايي روسيه قابل جايگيري باشد.
انواع هواپیماهای نظامیجنگنده سوخو-47

همانند نمونه پيشين يعني سوخو 37، سوخو 47 به دليل بهرهمندي از يك جفت كانارد، در طبقهبندي هواپيماهاي سه باله (triplane) برنامه ميگيرد.

موضوع جالبتر اينكه در قسمت دوم سوخو 47، دو زائده تيركمانند غيرهماندازه تعبيه شده هست كه در يكي رادار عقبنگر و در ديگري چتر ترمز تعبيه ميشود.مانورپذيري سوخو 47 به طور گسترده و چشمگيري در انجام مانور در سرعتهاي زيرصوت بسيار توانمند هست؛ سوخو 47، ضمن حفظ توانايي مانورپذيري خود در سرعتهاي زيرصوت، به راحتي و با سرعتي باورنكردني، قادر هست زاايشانه حمله و مسير پروازي خود را تغيير دهد.

اين هواپيما داراي حداكثر سرعتي برابر 1.6 ماخ در ارتفاع بالا و حد تحمل فشار گرانشي در حدود 9 برابر ميباشد.

ميزان تندي گردش هواپيما، بيشينه و كمينه سرعت جهت رهاسازي جنگافزارها، از ايشانژگيهاي حياتي و بسيار مهمي جهت كسب برتري در رزم قلمداد ميشوند.

سوخو 47 ضمن دارا بودن شاخصهاي بسيار قايشان مانورپذيري، قادر هست به راحتي هستواري پروازي خود را حفظ نمايد و در زاايشانهء حملهء بالا، كنترلپذير باشد.

ميزان تندي گردش به هنگام نبردهاي نزديك هوايي و همينطور نبردهاي متوسط و دور، شاخص بسيار مهمي به شمار ميآيد، زيرا امكان دارد حين انجام يك ماموريت رزمي، هواپيما ناچار شود با اهداف متعدد و پراكنده شده در قسمتهاي مختلف آسمان درگير شود.

ميزان تندي بالاي گردش در سوخو 47، به خلبان اين امكان را ميدهد تا هواپيمايش را به سرعت به سمت هدف بعدي بچرخاند تا موقعيت شليك اول را حفظ نمايد.

مقايسهء هواپيمايي مجهز به بالهاي رو به جلو، با هواپيمايي داراي بالهاي رو به عقب در همان اندازه، برتريهاي به شرح زير براي مدل رو به جلو را آشكار ميسازد: * نسبت بيشتر عدد برا به پسا * ظرفيت و توانمندي بالاتر به هنگام انجام مانور در نبردهاي داگ فايت (نزديك) * برد پروازي بيشتر در سرعتهاي زير صوت * بهبود شاخص واماندگي (Stall) و ضدچرخش به دور خود (anti-spin) * بقاپذيري بيشتر در زاايشانهء حملهء بالا * امكان پرواز در سرعتهاي كمتر از كمينهء موجود براي مدل بال به عقب * فاصلهء كمتر جهت برخاست و فرود از نماي كنار، بدنهء سوخو 47 تخممرغي شكل هست و با هستفاده از آلياژهاي آلومينيم و تيتانيوم ساخته شده هست؛ ضمن اينكه 13 % از وزن بدنه با هستفاده از مواد كامپوزيتي شكل گرفته هست.

پوشش رايشان دماغه در قسمت جلو، تا حدي مسطح هست و داراي يك لبهء افقي ميباشد تا شاخص ضدچرخشي هواپيما بهبود پيدا كند.

بالهاي وسط بدنه نصب شده و رو به جلو، نماي غيرمتعارف و ناآشناي سوخو 47 را تشكيل ميدهند.

قسمت قابل توجهي از نيرايشان برا، به واسطهء بالهاي رو به جلو و در قسمت مياني بالها فراهم ميگردد.

اين نيرايشان كشش هيچگاه به واسطهء واماندگي نقاط نوك بالها از دست نميرود.

شهپرها (سطوح كنترلي بالها)، همچنان در زوايههاي حملهء بالا موثر باقي ميمانند و كنترل پذيري هواپيما را به هنگام عبور جريان هوا از قسمتهاي متحرك رايشان بالها حفظ مينمايند.

بيش از 90 % سازه پوششي رايشان بالها را مواد كامپوزيتي تشكيل ميدهند.

بالهاي رو به جلو، بيشترين مقدار سطح ظاهري يا Aspect Ratio را فراهم ميآورند كه اين امر، باعث افزايش مداومت پروازي هواپيما ميگردد.

زائدههاي متحرك كنترلي جلايشان بالها (LEX) به نرمي با سطح بالها همسان ميشوند.

اين زائدهها (LEX) با سطوح فلپها، شهپرها و لبههاي متحرك انتهاي هواپيما هماهنگ ساخته شدهاند.

تمامي سطوح متحرك و كاناردهاي مثلثي شكل به زائدههاي توسعهيافته (LEX) متصل هستند.

قسمت داخلي چنين بالي ميبايست از مواد بسيار قايشان ساخته شود تا در برابر نيروهاي پيچشي كه سعي در چرخاندن و شكستن بالها را دارند، به ايشانژه در سرعتهاي بالا، مقاومت نمايد.

ناگزيري نيروهاي پيچشي، باعث شده هست تا به منظور افزايش هستحكام بال، در ساخت اون، به ميزان قابل توجهي از مواد كامپوزيتي هستفاده گردد.

به همين دليل، حداكثر سرعت قابل دستيابي به 1.6 ماخ محدود ميشود، به همين دليل مهندسين سعي دارند با انجام تغييراتي، از اين سقف سرعت فراتر روند، اما تاكنون سقف سرعت جديد مشخص نشده هست.

اگرچه هستفاده از سيستم تغيير بردار رانش يا خروجيهاي متحرك اگزوز هواپيما، موضوعي جديد و انقلابي محسوب نميشود، اما قدرت تغيير بردار رانش به ميزان 20 + تا 20 – در زاايشانهء حملهء 30 درجه بر ثانيه، به هنگام چرخش حول محور عمودي يا عرضي و گردش به اطراف، به ميزان بسيار زيادي، چالاكي حاصل از بالهاي رو به جلو را افزايش ميدهد.

طراحي کاکپیت ، به طور عمده حول ايجاد حداكثر آسايش و راحتي خلبان برنامه گرفته هست، ضمن اينكه چيدمان كابين به نحايشان هست كه خلبان قادر باشد به هنگام انجام مانورهاي سنگين و وارد آمدن فشار گرانشي سنگين، بتواند هواپيما را كنترل نمايد.

سوخو 47 به يك مجموعه صندلي پرتاب شوندهء جديد و «سيستم پشتيباني زندگي» (life support system) مجهز شده هست.

شكل هندسي متغير صندلي پرتاب شوند، اين امكان را ميدهد تا در زاايشانهاي به ميزان 60 درجه، ميزان فشار گرانشي ناشي از جاذبهء زمين، كاهش يابد و فشار كمتري به خلبان وارد آيد.شكل صندلي خلبان، امكان درگير شدن در داگ فايت و انجام مانورهاي فرار از موشكها را حتا به هنگام وارد آمدن فشارهاي گرانشي سنگين به راحتي فراهم ميسازد.

در سوخايشان47، اهرم هدايت اصلي هواپيما در قسمت كنار تعبيه شده و داراي حساسيت بالا ميباشد؛ ضمن اينكه بر پايه هستاندارد متريك تنظيم گشته هست.
انواع هواپیماهای نظامی
هستفاده از صندلي متمايل به عقب، براي اوّلين بار در جنگنده اف-16 به كار گرفته شد، اما به دليل دارا بودن فايدههاي اندك، در هيچ هواپيماي آمريكايي ديگري مورد هستفاده برنامه نگرفت.

در اوايل سال 2003، شرکت «سوخايشان»، برندهء مناقصهء ساخت جنگندهء شكاري نسل پنجم شد.

وقت اولين پرواز سال 2006 ميباشد.

اما هواپيماي «سوخو 47» يا به عبارت ديگر «برکوت»، که الگايشان جنگندههاي شكاري جديد محسوب ميشد و داراي بالهاي با جهت مخالف بود (متمايل به جلو) هواپيماي نسل پنجم نيست.

در دفتر طراحي و تجربي «سوخو »، مهندسين معتقدند که اين هواپيما بيشتر يک آزمايشگاه پرنده هست که بر مبناي اون، تكنولوژيها و مواد جديد مورد آزمايش برنامه ميگيرند.

ولي نهايتن جنگنده نسل پنجم چه شکلي خواهد بود؟ ظاهر اون هنوز در حال شکلگيري هست (طبق اطلاعات موجود در دفتر طراحي – تجربي «سوخو »، 5 نمونه وجود دارد که در حال گذارندن مراحل آزمايشي خود از لحاظ قابليت آئروديناميکي ميباشند).

مشکل اينجاست که طراحان و نظاميان، هنوز بر سر نوع جنگندهء جديد بحث مي نمايند كه اين هواپيما چه مشخصههايي بايد داشته باشد؟ آيا بايد شبيه هواپيماي نامرئي اما در عين حال داراي قابليت مانور کم همانند F-117 بوده که قادر باشد به مقصد برسد و پس از شليک تمام موشکها و بمبهاي خود، به پايگاه برگردد؟ آيا بايد يک جنگندهء نامرئي همانند F-22 باشد که نه تنها قادر به بمباران دقيق بوده بلکه بتواند در جنگهاي نزديک و رودرو نيز فعاليت کند؟ از سايشان ديگر، طراحان ميگايشانند که در مرحلهء اول بايد مشکلات موجود به ايشانژه در زمينهء فني را حل نمود.

براي مثال ميدان حرارتي هواپيما را بايد کاهش داد.

بايد بر رايشان دريچههاي هوايي و موتور سرپوشهاي نصب شود که در صورت شناسايي هواپيما از طريق رادارهاي دشمن و يا اگر به سمت اون موشکي با كلاهك حساس به حرارت شليک شود، اين سرپوشها بسته شود.

يا اين مشکل را بايد از طريق پراکندن هوا حل نمود.

ايشانژگي هاي «سوخايشان47 بركوت» ايشانژگيهاي عمومي كشور سازنده: روسيه كمپاني:سوخايشان خدمه: يك نفر طول: 22.6 متر = 74 فوت و 2 اينچ گستردگي: 15.16 متر = 49 فوت و 9 اينچ تا 54 فوت و 9 اينچ ارتفاع: 6.3 متر = 20 فوت و 8 اينچ سطح بالها: 666 فوت مربع = 61.87 متر مربع وزن خالي: 36100 پوند = 16375 كيلوگرم وزن بارگذاري شده: 55115 پوند = 25000 كيلوگرم حداكثر وزن قابل برخاست: 77162 پوند = 35000 كيلوگرم پيشرانه دو دستگاه موتور توربوفن AL-37FU ساخت ليولكا (Lyulka) در نمونهء آزمايشي داراي پسسوز مشتق شده از موتور D-30F6 مجهز به سيستم تغيير بردار رانش (در مدل تغيير يافتهء FPU)، مجهز به كنترل دیجيتال كشش خشك: 83.4 كيلونيوتن = 18700 پاوند فيت براي هر موتور كشش با پسسوز: 142.2 كيلونيوتن = 32000 پاوند فيت براي هر موتورتغيير بردار رانش: 20 + تا 20- در زاايشانهء 30 درجه در هر ثانيه قابليت ها حداكثر سرعت: 1.6 ماخ = 1600 كيلومتر بر ساعت = 1056 مايل بر ساعت حداكثر سرعت در سطح دريا = 1.34 ماخ = 1400 كيلومتر بر ساعت = 870 مايل بر ساعتبرد: 3300 كيلومتر سقف پرواز خدمتي: 18000 متر = 59050 فوت نرخ اوجگيري: 230 متر بر ثانيه = 45300 فوت در دقيقه ميزان بارگذاري بالها: 79.4 پوند بر فوت مربع = 360 كيلوگرم بر متر مربع جنگافزارها يك دستگاه مسلسل 30 م م از نوع GSh-30-1 با 150 تير فشنگ 14 جايگاه سخت: 2 در نوك بالها، 6 تا 8 در زير بدنه، 4 تا 6 به صورت تطبيق با بدنه در زير بدنهء اصلي جهت: هوا به هوا: موشكهاي R-77 و R-73 هوا به زمين: X-29T، X-29L، X-59M، X-31P، X-31A، KAB-500 و KAB-1500 اگه میتونی دنبال من بیات گرومن، شبيه مينمايد.

تنها نمونه هواپيماي سوخو 47 توليد شده، به عنوان اثباتگر تكنولوژيهاي پيشرفته انجام وظيفه مينمايد و ساخت دومين نمونه آزمايشي اين هواپيما نيز كنار گذاشته شده هست.
طرح اوليه سوخو 47، ابتدا به نام S-37 شناخته ميشد و شركت سوخو، مدتي بعد و در سال 2002، هواپيما آزمايشگر تكنولوژيهاي پيشرفتهاش را به Su-47 نامگذاري مجدد نمود؛ ضمن اينكه با نام مستعار Berkut به معني عقاب طلايي نيز شناخته ميشود.

سوخو 47 در اصل به عنوان بستري جهت انجام آزمايشات مهم روسها در زمينه مواد كامپوزيت و سيستمهاي پيچيده ديجيتال كنترل پرواز (FBW) ساخته شد.

سوخو 47 با بهرهگيري از بالهاي رو به جلو، توانمندي انجام مانورهاي بسيار عالي را دارد و قادر هست در زاايشانههاي حملهاي به اندازه 45 و بيشتر نيز اقدام به عمليات نمايد.
مؤسسه مطالعات هوايي تساگي (TsAGI) مدتها بود كه از مزيتهاي فراوان بالهاي رو به جلو اطلاع يافته بود.

عمدهء اين دانش به واسطه به غنيمت گرفته شدن يك فروند بمبافكن جت يونكرس287 ساخت آلمان نازي بدست آمده بود.يونكرس287 از اوّلين هواپيماهاي جت و اوّلين هواپيما با بالهاي رو به جلو در جهان، ساخت آلمان نازي بالهاي رو به جلو، نسبت به اغلب طرح بالهاي سنتي، باعث كسب بيشترين ميزان نيرايشان كشش شده، لحظات خميدگي بالها را كم كرده و وقت وقوع واماندگي يا هستال را به تأخير مياندازند.
در زاايشانههاي حملهء بالا، نوك بالها در وضعيت غير واماندگي باقي ميمانند و بدين جهت هواپيما قادر ميشود كنترل خود را با هستفاده از سطوح متحرك حفظ نمايد.

بدبختانه بالهاي رو به جلو، نيرايشان زيادي جهت از هم گسيختن (واگرايي) بالهايي كه از مواد معمولي ساخته شدهاند توليد ميكنند.

به تازگي كه هستفاده از مواد كامپوزيت در ساخت بدنه هواپيما رواج يافته هست، امكان طراحي هواپيمايي با بالهاي رو به جلو را ميسر ميسازد.
همانند همتاي غربي خود، يعني جت ايكس-29 ساخت گرومن، سوخو 47 نيز يك طرح مفهومي اثباتگر تكنولوژي ميباشد و برنامه هست به عنوان بستري جهت پايهگذاري نسل آيندهء جنگندههاي روسي به كار گرفته شود.

چنين هواپيمايي نه تنها بايد همانند اف22 پيشرفته باشد، بلكه بايد به عنوان بستري جهت هستفاده از تكنولوژيهاي نايشانن در جنگندهاي چون ميگ 1.44 باشد.

با تمام اين اوضاع، كمپاني سوخايشان اكنون تلاش دارد تا سوخو 47 را به نيرايشان هوايي روسيه و ساير مشتريان خارجي به صورت جنگندهاي مطابق نيازشان، بفروشد.
طراحي سوخو 47 از نظر اندازهها، بسيار به طرح جنگندههاي بزرگ ساخت سوخو نظير سوخو 35 شباهت دارد.

به منظور كاهش هزينههاي طراحي، قسمت جلايشاني بدنه، دم و ارابههاي فرود سوخو 47، از جنگندههاي خانوادهء سوخو 27 بدست آمده هست.

با اين حال، در طراحي هواپيما، به كاهش اثر ايجاد شده رايشان صفحهء رادار توجه شده هست.

براي رسيدن به اين هدف، از مواد جذب كنندهء اشعهء رادار، محفظهء دروني نصب جنگافزار و فضايي جداگانه ايشانژهء نصب يك رادار پيشرفته هستفاده شده هست.
با وجود اونكه طرح هواپيماي ايكس-29 آمريكايي، يك جنگندهء مفهومي و تحقيقاتي در دهه 1980 به شمار ميرفت، سوخو 47 با اندازهاي برابر دو برابر ايكس-29، در قياس با رقيب آمريكايي خود، بسيار به يك جنگندهء رزمي و عملياتي شباهت نزديك پيدا ميكند.
به منظور رفع مشكل پيچش حول محور افقي در بالهاي رو به جلو (wing-twisting)، در ساخت بالهاي سوخو 47، به طور گسترده و با دقت فراوان از مواد كامپوزيت هستفاده شده هست تا به هنگام انجام مانورهاي سنگين يا پرواز در زاايشانههاي بالا، ساختمان بال به هنگام پيچش، مقاومت كافي از خود نشان دهد و الگايشان آيروديناميكي را خود حفظ نمايد.

با توجه به مساحت زياد بالها در سوخو 47، در اين هواپيما ميتوان سيستم تا شدن براي بالها تعبيه نمود تا هواپيما درون آشيانههاي نيرايشان هوايي روسيه قابل جايگيري باشد.
همانند نمونه پيشين يعني سوخو 37، سوخو 47 به دليل بهرهمندي از يك جفت كانارد، در طبقهبندي هواپيماهاي سه باله (triplane) برنامه ميگيرد.

موضوع جالبتر اينكه در قسمت دوم سوخو 47، دو زائده تيركمانند غيرهماندازه تعبيه شده هست كه در يكي رادار عقبنگر و در ديگري چتر ترمز تعبيه ميشود.مانورپذيري سوخو 47 به طور گسترده و چشمگيري در انجام مانور در سرعتهاي زيرصوت بسيار توانمند هست؛ سوخو 47، ضمن حفظ توانايي مانورپذيري خود در سرعتهاي زيرصوت، به راحتي و با سرعتي باورنكردني، قادر هست زاايشانه حمله و مسير پروازي خود را تغيير دهد.
اين هواپيما داراي حداكثر سرعتي برابر 1.6 ماخ در ارتفاع بالا و حد تحمل فشار گرانشي در حدود 9 برابر ميباشد.

ميزان تندي گردش هواپيما، بيشينه و كمينه سرعت جهت رهاسازي جنگافزارها، از ايشانژگيهاي حياتي و بسيار مهمي جهت كسب برتري در رزم قلمداد ميشوند.
سوخو 47 ضمن دارا بودن شاخصهاي بسيار قايشان مانورپذيري، قادر هست به راحتي هستواري پروازي خود را حفظ نمايد و در زاايشانهء حملهء بالا، كنترلپذير باشد.

ميزان تندي گردش به هنگام نبردهاي نزديك هوايي و همينطور نبردهاي متوسط و دور، شاخص بسيار مهمي به شمار ميآيد، زيرا امكان دارد حين انجام يك ماموريت رزمي، هواپيما ناچار شود با اهداف متعدد و پراكنده شده در قسمتهاي مختلف آسمان درگير شود.

ميزان تندي بالاي گردش در سوخو 47، به خلبان اين امكان را ميدهد تا هواپيمايش را به سرعت به سمت هدف بعدي بچرخاند تا موقعيت شليك اول را حفظ نمايد.
مقايسهء هواپيمايي مجهز به بالهاي رو به جلو، با هواپيمايي داراي بالهاي رو به عقب در همان اندازه، برتريهاي به شرح زير براي مدل رو به جلو را آشكار ميسازد:
* نسبت بيشتر عدد برا به پسا
* ظرفيت و توانمندي بالاتر به هنگام انجام مانور در نبردهاي داگ فايت (نزديك)
* برد پروازي بيشتر در سرعتهاي زير صوت
* بهبود شاخص واماندگي (Stall) و ضدچرخش به دور خود (anti-spin)
* بقاپذيري بيشتر در زاايشانهء حملهء بالا
* امكان پرواز در سرعتهاي كمتر از كمينهء موجود براي مدل بال به عقب
* فاصلهء كمتر جهت برخاست و فرود
از نماي كنار، بدنهء سوخو 47 تخممرغي شكل هست و با هستفاده از آلياژهاي آلومينيم و تيتانيوم ساخته شده هست؛ ضمن اينكه 13 % از وزن بدنه با هستفاده از مواد كامپوزيتي شكل گرفته هست.

پوشش رايشان دماغه در قسمت جلو، تا حدي مسطح هست و داراي يك لبهء افقي ميباشد تا شاخص ضدچرخشي هواپيما بهبود پيدا كند.
بالهاي وسط بدنه نصب شده و رو به جلو، نماي غيرمتعارف و ناآشناي سوخو 47 را تشكيل ميدهند.

قسمت قابل توجهي از نيرايشان برا، به واسطهء بالهاي رو به جلو و در قسمت مياني بالها فراهم ميگردد.

اين نيرايشان كشش هيچگاه به واسطهء واماندگي نقاط نوك بالها از دست نميرود.

شهپرها (سطوح كنترلي بالها)، همچنان در زوايههاي حملهء بالا موثر باقي ميمانند و كنترل پذيري هواپيما را به هنگام عبور جريان هوا از قسمتهاي متحرك رايشان بالها حفظ مينمايند.
بيش از 90 % سازه پوششي رايشان بالها را مواد كامپوزيتي تشكيل ميدهند.

بالهاي رو به جلو، بيشترين مقدار سطح ظاهري يا Aspect Ratio را فراهم ميآورند كه اين امر، باعث افزايش مداومت پروازي هواپيما ميگردد.

زائدههاي متحرك كنترلي جلايشان بالها (LEX) به نرمي با سطح بالها همسان ميشوند.

اين زائدهها (LEX) با سطوح فلپها، شهپرها و لبههاي متحرك انتهاي هواپيما هماهنگ ساخته شدهاند.

تمامي سطوح متحرك و كاناردهاي مثلثي شكل به زائدههاي توسعهيافته (LEX) متصل هستند.

قسمت داخلي چنين بالي ميبايست از مواد بسيار قايشان ساخته شود تا در برابر نيروهاي پيچشي كه سعي در چرخاندن و شكستن بالها را دارند، به ايشانژه در سرعتهاي بالا، مقاومت نمايد.

ناگزيري نيروهاي پيچشي، باعث شده هست تا به منظور افزايش هستحكام بال، در ساخت اون، به ميزان قابل توجهي از مواد كامپوزيتي هستفاده گردد.
به همين دليل، حداكثر سرعت قابل دستيابي به 1.6 ماخ محدود ميشود، به همين دليل مهندسين سعي دارند با انجام تغييراتي، از اين سقف سرعت فراتر روند، اما تاكنون سقف سرعت جديد مشخص نشده هست.
اگرچه هستفاده از سيستم تغيير بردار رانش يا خروجيهاي متحرك اگزوز هواپيما، موضوعي جديد و انقلابي محسوب نميشود، اما قدرت تغيير بردار رانش به ميزان 20 + تا 20 – در زاايشانهء حملهء 30 درجه بر ثانيه، به هنگام چرخش حول محور عمودي يا عرضي و گردش به اطراف، به ميزان بسيار زيادي، چالاكي حاصل از بالهاي رو به جلو را افزايش ميدهد.
طراحي کاکپیت ، به طور عمده حول ايجاد حداكثر آسايش و راحتي خلبان برنامه گرفته هست، ضمن اينكه چيدمان كابين به نحايشان هست كه خلبان قادر باشد به هنگام انجام مانورهاي سنگين و وارد آمدن فشار گرانشي سنگين، بتواند هواپيما را كنترل نمايد.

سوخو 47 به يك مجموعه صندلي پرتاب شوندهء جديد و «سيستم پشتيباني زندگي» (life support system) مجهز شده هست.
شكل هندسي متغير صندلي پرتاب شوند، اين امكان را ميدهد تا در زاايشانهاي به ميزان 60 درجه، ميزان فشار گرانشي ناشي از جاذبهء زمين، كاهش يابد و فشار كمتري به خلبان وارد آيد.شكل صندلي خلبان، امكان درگير شدن در داگ فايت و انجام مانورهاي فرار از موشكها را حتا به هنگام وارد آمدن فشارهاي گرانشي سنگين به راحتي فراهم ميسازد.
در سوخايشان47، اهرم هدايت اصلي هواپيما در قسمت كنار تعبيه شده و داراي حساسيت بالا ميباشد؛ ضمن اينكه بر پايه هستاندارد متريك تنظيم گشته هست.

هستفاده از صندلي متمايل به عقب، براي اوّلين بار در جنگنده اف-16 به كار گرفته شد، اما به دليل دارا بودن فايدههاي اندك، در هيچ هواپيماي آمريكايي ديگري مورد هستفاده برنامه نگرفت.
در اوايل سال 2003، شرکت «سوخايشان»، برندهء مناقصهء ساخت جنگندهء شكاري نسل پنجم شد.

وقت اولين پرواز سال 2006 ميباشد.

اما هواپيماي «سوخو 47» يا به عبارت ديگر «برکوت»، که الگايشان جنگندههاي شكاري جديد محسوب ميشد و داراي بالهاي با جهت مخالف بود (متمايل به جلو) هواپيماي نسل پنجم نيست.
در دفتر طراحي و تجربي «سوخو »، مهندسين معتقدند که اين هواپيما بيشتر يک آزمايشگاه پرنده هست که بر مبناي اون، تكنولوژيها و مواد جديد مورد آزمايش برنامه ميگيرند.

ولي نهايتن جنگنده نسل پنجم چه شکلي خواهد بود؟ ظاهر اون هنوز در حال شکلگيري هست (طبق اطلاعات موجود در دفتر طراحي – تجربي «سوخو »، 5 نمونه وجود دارد که در حال گذارندن مراحل آزمايشي خود از لحاظ قابليت آئروديناميکي ميباشند).
مشکل اينجاست که طراحان و نظاميان، هنوز بر سر نوع جنگندهء جديد بحث مي نمايند كه اين هواپيما چه مشخصههايي بايد داشته باشد؟ آيا بايد شبيه هواپيماي نامرئي اما در عين حال داراي قابليت مانور کم همانند F-117 بوده که قادر باشد به مقصد برسد و پس از شليک تمام موشکها و بمبهاي خود، به پايگاه برگردد؟ آيا بايد يک جنگندهء نامرئي همانند F-22 باشد که نه تنها قادر به بمباران دقيق بوده بلکه بتواند در جنگهاي نزديک و رودرو نيز فعاليت کند؟
از سايشان ديگر، طراحان ميگايشانند که در مرحلهء اول بايد مشکلات موجود به ايشانژه در زمينهء فني را حل نمود.

براي مثال ميدان حرارتي هواپيما را بايد کاهش داد.

بايد بر رايشان دريچههاي هوايي و موتور سرپوشهاي نصب شود که در صورت شناسايي هواپيما از طريق رادارهاي دشمن و يا اگر به سمت اون موشکي با كلاهك حساس به حرارت شليک شود، اين سرپوشها بسته شود.

يا اين مشکل را بايد از طريق پراکندن هوا حل نمود.
ايشانژگي هاي «سوخايشان47 بركوت»
ايشانژگيهاي عمومي
كشور سازنده: روسيه
كمپاني:سوخايشان
خدمه: يك نفر
طول: 22.6 متر = 74 فوت و 2 اينچ
گستردگي: 15.16 متر = 49 فوت و 9 اينچ تا 54 فوت و 9 اينچ
ارتفاع: 6.3 متر = 20 فوت و 8 اينچ
سطح بالها: 666 فوت مربع = 61.87 متر مربع
وزن خالي: 36100 پوند = 16375 كيلوگرم
وزن بارگذاري شده: 55115 پوند = 25000 كيلوگرم
حداكثر وزن قابل برخاست: 77162 پوند = 35000 كيلوگرم
پيشرانه
دو دستگاه موتور توربوفن AL-37FU ساخت ليولكا (Lyulka) در نمونهء آزمايشي داراي پسسوز مشتق شده از موتور D-30F6 مجهز به سيستم تغيير بردار رانش (در مدل تغيير يافتهء FPU)، مجهز به كنترل دیجيتال
كشش خشك: 83.4 كيلونيوتن = 18700 پاوند فيت براي هر موتور
كشش با پسسوز: 142.2 كيلونيوتن = 32000 پاوند فيت براي هر موتورتغيير بردار رانش: 20 + تا 20- در زاايشانهء 30 درجه در هر ثانيه
قابليت ها
حداكثر سرعت: 1.6 ماخ = 1600 كيلومتر بر ساعت = 1056 مايل بر ساعت
حداكثر سرعت در سطح دريا = 1.34 ماخ = 1400 كيلومتر بر ساعت = 870 مايل بر ساعتبرد: 3300 كيلومتر
سقف پرواز خدمتي: 18000 متر = 59050 فوت
نرخ اوجگيري: 230 متر بر ثانيه = 45300 فوت در دقيقه
ميزان بارگذاري بالها: 79.4 پوند بر فوت مربع = 360 كيلوگرم بر متر مربع
جنگافزارها
يك دستگاه مسلسل 30 م م از نوع GSh-30-1 با 150 تير فشنگ
14 جايگاه سخت: 2 در نوك بالها، 6 تا 8 در زير بدنه، 4 تا 6 به صورت تطبيق با بدنه در زير بدنهء اصلي جهت:
هوا به هوا: موشكهاي R-77 و R-73
هوا به زمين: X-29T، X-29L، X-59M، X-31P، X-31A، KAB-500 و KAB-1500

18:

ميگ-31
انواع هواپیماهای نظامی
بهترين وسيله برای مقابله با هر گونه تهديد هوايی را می‌توان هواپيماهای رهگير و شكاری دانست.

اين نوع هواپيماها با تسليحات خاص و قدرت مانور بالا به راحتی می‌توانند هر پرنده‌ي آهنی كه در حال پرواز باشد را نشانه گرفته و منهدم سازند و به همين دليل يكی از قوی‌ترين بازوان دفاعی ـ هوايی هر كشور به حساب می روند.

ايالات متحده‌ي آمريكا و روسيه (اتحاد جماهير شوروی سابق) دو كشوری هستند كه رقابت بسيار جدی‌ای در ساخت هواپيماهای رهگير و شكاری با هم داشته‌اند و همچنان دوش به دوش هم در حال حركت هستند.

اگر آمريكا هواپيمای بمب‌افكنی مانند لنسر (B-1B Lancer) می‌سازد، كمتر از چند ماه بعد خبر ساخت بمب‌افكن توپولف (Tu-160) را خبرگزاری‌های شوروی فراخوان می‌كنند.

يا اگر روسيه موشك بالستيكی را آزمايش می‌كند، مدتی نگذشته كه خبر ساخت سپر موشكی قوی آمريكا به گوش می‌رسد و اين رقابت (به رغم افت اندك قدرت هوايی روسيه پس از فروپاشی اتحاد جماهير شوروی) در تمامی عرصه‌های هوايی مانند ساخت موشك، شاتل و.

.

.

ادامه داشته و دارد.

در اين كشمكش‌های رقابتی بر سر ساخت هواپيماهای شكاری، روسيه (شوروی سابق) موفق به ساخت يك هواپيمای رهگير - شكاری شد كه به راستی يكی از بهترين هواپيماها در نوع خود به حساب می رود.


انواع هواپیماهای نظامی
ميگ-31(Mig-31) يك هواپيمای رهگير دوربرد با سرعت فراصوت هست و در نيروی هوايی روسيه پرنده‌اي محبوب هست.

قبل از ميگ-31 هواپيمای ميگ-25 (Mig-25) وظيفه‌ي دفاع هوايی را برعهده داشت اما ميگ-25 برای نزاع در ارتفاع‌های بالا طراحی شده بود.

پس در اواسط دهه‌ي ۱۹۶۰ متخصصان هوافضای شوروی دست به ساخت ميگ-31 زدند و برای صرفه‌جايشانی در وقت و هزينه، طرح اصلی اون را از ميگ-25 امانت گرفته و با انجام تغيير و تحولاتی از قبيل ساخت بدنه‌ای كشيده‌تر (برای به دست آوردن سرعت مافوق صوت پرواز در ارتفاعات پايين) و پيشراني جديد (جهت افزايش برد)، سرانجام اولين نمونه‌ي آزمايشي اون را با نام Ye-155MP ساختند كه اولينپروازش را در ۱۶ سپتامبر سال ۱۹۶۵ انجام داد.

با جلب رضايت كارشناسان نيروی هوايی، توليد اون از سال ۱۹۶۹ آغاز شد.

در سال ۱۹۸۲ ساوقت پيمان آتلانتيك شمالی (ناتو) به اين هواپيما لقب سگ‌ شكاری (foxhound) را داد.

از اون وقت تا كنون ميگ-31 جايگزينی اصلح براي هواپيماهای ميگ-23 و توپولوفTu-28 و سوخايشان Su-15 به حساب می‌آيد.

اين سگ شكاری آهنی توسط دو پيشران توربوفن مدل D-30F6 تجهيز شده هست كه برد اون را به طور چشم‌گيری نسبت به هواپيماهای هم‌دوره‌ي خود افزايش داده و نسبت به پيشران ميگ-25 ، احتياج به دهانه‌هاي ورودی هواي بزرگ‌تر و همينطور خروجی‌های (نازل) گشادتری دارد.


انواع هواپیماهای نظامی
كليد موفقيت ميگ-31 كه اين هواپيما را از رقيبان خود متمايز می‌سازد، در وجود رادار زاسلون (Zaslon) مدل SBI-16است.

خط كنترل آتش اين رادار پيشرفته تا محدوده ۱۲۰ كيلومتری (حدود ۶۵ مايل) اطراف خود را به وضوح در بر می گيرد و حتی نسبت به اهدافی كه پشت هواپيما هستند حساس هست و می تواند ۱۰ هدف را شناسايی كرده و به ۴ هدف در اون واحد كنترل كامل داشته باشد.

در همين راستا ميگ-31 با ۴ موشك دوربرد R AA-9-Amos) ) تجهيز شد.

سپس اولين توليد اولين گونه‌ي اين هواپيما با همان نام ميگ-31، گونه‌ي پيشرفته‌تري از اون به نام ميگ-31بي (Mig-31B) ساخته شد كه توانايی حمل موشك های جديدتر را مانند موشك‌های دوربرد R-33S، موشك ميان بردR-40TD و موشك كوتاه برد R-60 را داشت و تغييراتی نيز در سنجش ايونيك (الكترونيك پرواز) اون داده شده بود.

مهم‌ترين نكته‌ در MiG-31B‌ داشتن توانايی سوخت‌گيری هوايی بود.

گونه‌ي ديگر ميگ‌-31ها، به نام ميگ-31دي (Mig-31D) هست كه داراي خصوصيات جديد و توانايی حمل موشك ضدماهواره مي‌باشد كه اين موشك به صورت عمود به نوك بال‌هاي MiG-31D نصب می شود.



انواع هواپیماهای نظامی
در سال ۱۹۹۲ گونه‌ي ديگري به نام ميگ-31دي (Mig-31E) برای اولين بار در نمايشگاه هوايی برلين به نمايش گذاشته شد در حالی كه فقط يك نمونه از اين هواپيما ساخته شده بود.

اما باز هم با وجود اين همه‌ي گونه‌های مختلف هواپيمای ميگ-31، نيروی هوايی روسيه ارضاء نشد و دست به ساخت گونه‌ي جديدی با نام ميگ-31 ام (Mig-31M) زد كه بسيار پيشرفته‌تر از گونه‌ي اصلی، يعنی Mig-31 بود.

در اين مدل به طور كلی وضعيت رادارها تغيير كرد و رادارهای پيشرفته‌تر جای اونها را گرفت به طوري كه می‌توانست در يك وقت با ۶ هدف مجزا به مبارزه هوايی بپردازد كه نسبت به رادار ميگ-31 (رادار SBI-16) از توانايی كنترل ۲ دو هدف بيش‌تر بهره می‌برد.

اين گونه، يعنی Mig-31M قادر به حمل موشك R-37 مي‌باشد كه مدل پيشرفته‌ي موشك R-33 هست.

كابين خلبان از نو طراحی شده هست و در اون از نمايشگرهای چندمنظوره‌ي سه رنگ هستفاده می‌شود.

ديگر تغييرات عبارتند از: ظرفيت بيش‌تر سوخت، چتر ترمز بزرگ‌تر، نداشتن مسلسل، يك چرخ دماغه با طراحی جديد.

سپس چند وقت باز هم يك گونه‌ي ديگر با نام ميگ-31بي‌ام (Mig-31BM) پيدا شد كه بسيار شبيه به ميگ-31بي (Mig-31B) بود اما با تجهيزاتي تماماً به روز شده.

طرح ميگ-31بي‌ام (Mig-31BM) به طور ايشانژه بر توانايی بيش‌تر در حمله‌های هوا‌به‌زمين متمركز بود و می‌توانست ۲۴ هدف زمينی را انتخاب كرده و اونها را موشك باران كند.

يكی از مشخصات ايشانژه‌ي ميگ‌ها هستحكام بدنه اون‌ها هست كه تمامی اون‌ها تركيبي متشكل از ۵۰ % از نوع خاصی از نيكل، ۱۶ % تيتانيوم و ۳۳ % از آلياژ سبك آلومينيوم مي‌باشد.

همه‌ي هوايماهاي ميگ مجهز به توپ ۶ لول ۲۳ ميلی متری مدل GSh-23-6 هستند اما ميگ‌-31 ها هستثنائاً فاقد مسلسل هستند.


انواع هواپیماهای نظامی
از صاحبان هواپيمای ميگ-31 می‌توان فدراسيون روسيه (۳۲۰ فروند در اختيار نيروهای دفاع هوايی روسيه و واحدهای تاكتيكی)، قزاقستان با ۳۰ فروند (كه در واقع پس از فروپاشی شوروی سابق از اون كشور به ارث برده هست) و چين را نام برد.

البته هنوز از سوی برخی كشورها علاقه‌مندی خاصی برای خريد اين هواپيما ابراز می‌شود، به ايشانژه كشورهايی كه قدرت و يا اجازه خريد تسليحات نظامی آمريكايی را ندارند و در واقع از سوی آمريكا تحريم شده‌اند.

بله! ايران نيز به همراه سوريه برای مجهز كردن ناوگان هوايی خود علاقه‌مند به در اختيار گرفتن اين هواپيمای مدرن هست تا توان مقابله با فناوري نايشانن و پيشرفته‌ي آمريكايی كشورهای منطقه (و حتا خود آمريكا كه بدون هيچ مشكلی به عراق يورش برد) را داشته باشند.

به عقيده‌ي كارشناسان در مورد جنگ عراق، وجود چند فروند هواپيمای ميگ-31 شايد قدرت جلوگيری از جنگ را نداشت اما دست‌كم از شدت حمله‌ي هوايی آمريكا می‌كاست.

با وجود ميگ-31، هيچ هواپيمای جنگنده و يا بمب‌افكن آمريكايی جرأت نمی‌كرد كه بدون عمليات پيش‌بينی شده‌ي دقيق از مرزهای عراق عبور كند.

حتی قسمت اعظم موشك‌های آمريكايی كه به سوی عراق شليك مي‌شدند، توسط اين شكاری نابود مي‌شد.

كشور چين نيز كه يكی از صاحبان ميگ-31 هست طبق قراردادی كه در سال ۱۹۹۲ با روسيه منعقد كرد ۲۴ فروند از اين هواپيما را همراه با تمامی تجهيزات پيشرفته‌ي اون دريافت كرد و برنامه بر اين شد كه چين با كمك روسيه يك كارخانه ساخت ميگ-31 در شنيانگ به سال ۲۰۰۰ احداث كند و تا سال ۲۰۱۰ ميلادی ۲۰۰ فروند از اين هواپيما توليد كند.

اما اين قرارداد كاملاً لغو شد و چين به جاي اين قرارداد به خريد هواپيماهای سوخو- ۲۶ و سوخو- ۳ راضی شد.

انواع هواپیماهای نظامی

19:

میگ-31 نوع ارتقا یافته و جایگزین میگ-25 میباشد که در وقت خود بی رقیب بود و اکنون جای خود را به پسرش داده هست.

بی شک میگ-31 پرقدرتمندترین رهگیر روسیه و در کل جهان میباشد که توانایی رهگیری هموقت چندین جنگنده مهاجم را دارا میباشد و نیز اولین جنگنده عملیاتی شوروی با توانایی نگاه به پایین و شلیک به پایین میباشد.

این جنگنده از راداری بسیار قوی با نام Zaslon بهره میبرد که به فاکس هوند این امکان را میدهد تا هموقت به 4 (در مدلهای اولیه) هدف حمله کند و نیز دیگر جنگنده های دشمن را تحت کنترل داشته باشد! طبق نظر بعضی کارشناسان این رادار قویترین و بهترین رادار جهان میباشد که حتی میتواند هستیلت را هم شناسایی کند!


از نظر سیستم رانش نیز میگ-31 از دو موتور توربوجت با پس سوز D-30F6 بهره میبرد که هر کدام تراستی برابر 93KN تولید مینمایند و با اونها فاکس هوند سرعتی برابر با 3 برابر صوت پیدا میکند! طراحی و شکل ظاهری میگ-31 بسیار شبیه به میگ-25 میباشد و دقیقا مانند اون دارای 2 جایگاه تسلیحات در زیر هر بال و یکی در انتهای بال به اضافه 4 جایگاه در زیر بدنه هواپیما میباشد.

در دهه 1990 با توجه به قدرتمندتر شدن جنگنده های غربی روسیه فاکس هوند های خود را ارتقا داد که تواناییهای میگ-31 بسیار بهتر و بیشتر از قبل شد که امروزه این مدل با نام MiG-31BM شناخته میشود.

MiG-31BM دارای آیونیکی بسیار قویتر از نسلهای قبلی خود میباشد و میتواند به راحتی با اهداف هوایی یا زمینی درگیر شود.

و نیز به واسطه رادار پرقدرت خود میتواند هموقت 24 جنگنده دشمن را شناسایی کرده و با 6 تا از اونها درگیر شود! این رادار جدید همچنین میتواند به نحو احسن اهداف زمینی را نیز شناسایی کند.

در ادامه با مشخصات MiG-31A آشنا میشوید :

MiG-31A

کشور سازنده : شوروی سابق
هواپیماهای مشابه : MiG-25 , F-14 , F15
تعداد سرنشین : 2 نفر
ماموریت اصلی : رهگیر تمام آب و هوایی + ایجاد امنیت هوایی
طول : 21.5 متر
طول بال : 14 متر
ارتفاع : 6.6 متر
حداکثر سرعت : 3 ماخ
وزن خالی : 22 تن
وزن هستاندارد : 37 تن
حداکثر وزن : 47 تن
نوع و قدرت موتور : دو موتور توربوجت با پس سوز D-30F6 هر کدام با تراست 93 کیلو نیوتن
حداکثر تحمل G : در سرعتهای فراصوت +5 جی
حداکثر برد : 3300 کیلومتر
شعاع عملیاتی : 720 کیلومتر
ارتفاع پرواز : 25 کیلومتر
ارتفاع پرواز از سطح دریا : ؟
مدت وقت برای رسیدن به ارتفاع 20 کیلومتری : 8 دقیقه و 54 ثانیه
قابلیت سوختگیری هوایی : ندارد
حسگرها : LD/SD TWS radar, possible IRST, RWR (رادار Zaslon S-800 با برد 200 کیلومتر)
نوع تسلیحات : یک قبضه توپ 23 میلی متری GSh-6-23 + موشکهای هوا به هوای R-33 , R-40 , R-60 , R-73

MiG-31BM

این مدل در بسیاری جهات شبیه مدلهای قبلی هست و در اینجا فقط نکات مهم را بیان میکنم.


نوع رادار : Zaslon-M با برد 400 کیلومتر و توانایی شناسایی هستیلت ، هموقت 24 هدف را شناسایی و به 6 تا از اونها حمله میکند و بقیه را نیز تحت نظر دارد.


توانایی جنگ الکترونیک : دارای سیستم مدرن ECM و ضد ECM
آیونیک این مدل بسیار پیشرفته تر از مدلهای قبلی هست.


نوع تسلیحات :
یک قبضه توپ 23 میلی متری GSh-6-23
موشکهای هوا به هوای R-27 , R-33 , R-37 , R-40 , R-60 , R-73 , R-77
موشکهای هوا به زمین Kh-31P , Kh-58
قیمت میگ-31 بی ام : 40 میلیون دلار

توضیحاتی چند در مورد موشکهای هوا به هوای قابل حمل توسط میگ-31 :
R-27 با برد 70 الی 170 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 3600 Km/h
R-33 با برد 160 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 3700 Km/h
R-37 با برد 300 ، حداکثر سرعت هدف : ؟
R-40 با برد 50 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : ؟
R-60 با برد 10 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : ؟
R-73 با برد 40 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 2500 Km/h
R-77 با برد 90 الی 160 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 3700 Km/h


چگونگی ظرفیت حمل موشکهای هوا به هوا در MiG-31BM :

A) 8 R-33 & 2 R-60 or R-73
B) 6 R-33 & 2 R-40 & 2 R-60 or R-73
C) 4 R-33 & 4 R-40 & 2 R-60 or R-73
D) 4 R-33 & 4 R-73 & 2 R-40 & 2 R-60 or R-73

20:

B-1b Lancer

انواع هواپیماهای نظامی

هواپيماي بي 1بي، از خانواده بمب افکن هاي سنگين وزن آمريکايي هست که به عنوان جايگزيني براي هواپيماي بي 52 توليد شد.

مدتها تفکر بر اين بود که بايد جانشيني شايسته که بتواند به خوبي از عهده وظيفه بمب افکن قديمي و پا به سن گذاشته بي 52 بر آيد، طراحي و توليد شود.
چرا که هواپيماي بوئينگ 52، بمب افکني بسيار قديمي و متعلق به دهه پنجاه بود که جواب گايشان نيازهاي نيرايشان هوايي را نمي داد و همه روزه چند عدد از اونها به جمع هواپيماهاي از رده خارج شده با بازنشسته به موزه هاي هوايي سپرده ميشدند.

به خصوص با فراخوان طرحي جديد براي بمب افکني مدرن ملقب بهبلک جک توسط شورايشان سابق، ديگر براي نيرايشان هوايي آمريکا بمب افکن هاي پير بي 52 حرفي براي فرمودن نداشتند.

در اين جا بود که با ارئه طرح هواپيماي فوق مدرنb1-a، کارخانه راک ول اينترنشنال وظيفه توليد اون را بر عهده گرفت، اما پس ازچندي، متخصصان متوجه آسيب پذيري بسيار بالاي اين بمب افکن در مقابل رادار شدند و درنتيجه تصميم بر اون گرفته شد که گونه اي جديدتر با امکانات بيشتر و ايشانژگي رادارگريزي بيشتر عرضه شود.
نهايتاً موجب طراحي و توليد هواپيمايb1-b شد.

هواپيمايb1-bيک بمب افکن دوربرد و ميان قاره اي هست که قابليت شليک انواع موشک هاي هوا به سطح asm مانند کروزو بازه گوناگوني از بمب هاي همه منظوره و يا هدايت شونده و بمب هاي هسته اي را نيز دارا هست.

اين بمب افکن بسيار پيشرفته، مي تواند بدون سوخت گيري مجدد، از يک قاره به قاره اي ديگر سفر کند، ماموريت خود را انجام داده و سپس مراجعت کند.

يکي ازايشانژگي هاي چشم گير اين بمب افکن، بالهاي متغير اون هست که از تکنولوژي جمع شوندگي براي سرعت هاي بالا هستفاده مي نمايد.
در اين فناوري، با عقب رفتن بال ها در سرعت هاي بالا، فشاروارده بر اونها کم شده در نتيجه از ميزان پساي اضافي که بالها در سرعت هاي بالاتوليد مي نمايند کاسته مي شود.

مزيت ديگر بال متغير اين هست که براي برخاست، مي تواندبالهاي خود را به ميزان حداکثر باز کرد تا با سرعت کمتري توانايي تيک آف وجود داشته باشد.

هواپيمايb1-b از چهار موتور توربوفنf-101 Geبا سيستم پس سوز هستفاده مي نمايد که توانايي کشش هر يک حدود 13500کيلوگرم هست.

به دليل داشتن چنين موتورهاي قدرتمندي هست که اين هواپيما را مي توان جز هواپيماهاي مافوق صوت به حساب آورد، چرا که اين بمب افکن مي تواند با سرعت حداکثر 1.2 ماخ در سطح دريا پرواز کند که از اين لحاظ نيز برتري قابل توجهي نسبت به هواپيماي b-52دارد.

اين هواپيما طولي قريب به 44 متر داشته وعرض اون با بالهاي کاملا باز حدود 40 متر بوده و با بالهاي بسته به حدود 23 متر ميرسد.

حداکثر وزن برخاست اين هواپيما بالغ بر 200 تن هست که رقم جالبي هست.










اولين مدل اين هواپيما در سال 1985 تحايشانل شد و سپس اون ازسال 1986 به خدمت نيرايشان هوايي آمريکا در آمد و تا به امروز در سمت خود باقي هست، هرچند که به تدريج ظهور بمب افکن هايي چونb-2عرصه را بر ايشان تنگ کرده اند.

اين هواپيما براي پرواز به چهار خدمه شامل خلبان اصلي، افسر تهاجم،افسر دفاع نظامي و فرمانده هواپيما نياز دارد.همينطور سقف پروازي اين هواپيما، (يعني حداکثر ارتفاعي که هواپيما قابليت پرواز را دارد) حدود 9100 متر يا 3000 فوت هست.

قيمت اين هواپيما بيش از 200 ميليون دلار هست که رقم واقعاً سر سام آوري براي دارنده اون هست و هزينه نگهداري اون نيز نسبتاً چيزي از قيمت اون کم ندارد.

البته برنامه هايي براي بهينه سازي و بهبود بخشي از امکانات و توانايي هاي اين بمب افکن قدرتمند و مخوف در دست تکميل هست که تا چند ماه آينده کامل شده و باز شاهد هواپيماي بمب افکن پيشرفته تر و توانمندتري از پيش باشيم.




مشخصات:

نوع کاربري: بمب افکن سنگين

کارخانه سازنده:راک ول اينترنشنال

تعداد خدمه: 4 نفر شامل 1نفر خلبان اصلي و 1 افسر تهاجم و يک نفر افسر دفاع نظامي و فرمانده هواپيما

اخرين قيمت: 283 ميليون دلار

نيرايشان محرکه: 4 عدد موتور توربوفن مدل F-101-ge-102 جنرال الکتريک با پس سوز و 30000پوند تراست در هر کدام با پس سوز

طول: 44.5 متر

عرض: در حالت باز 41.8 متر و در حالت بسته 24.1 متر

ارتفاع: 10.4 متر

وزن خالي:86180 کيلو گرم

حداکثر وزن:216630 کيلو گرم

حداکثر سرعت:1448 کيلومتر بر ساعت يا 1.34 ماخ

حداکثر ارتفاع پروازي: بيشتر از 30000 فوت

حداکثر برد: اين بمب افکن داراي قابليت سوخت گيري هوايي هست و قابليت قاره پيمايي دارد

توضيحات: بمب افکن بي-1 اي براي اولين بار در تاريخ 23 دسامبر سال 1974 پرواز کرد و نمونه اوليه مدل بي-1بي در تاريخ 18 اکتبر سال 1984 پرواز کرد

21:

B737 AEW&C هواپیمای هشدار زودهنگام و کنترل هوابرد


انواع هواپیماهای نظامی



هواپیمای 737 AEW&C یک نمونه دو موتوره و دارای نقش هشدار زودهنگام و کنترل هوایی (AEW&C) ساخت کمپانی Boeing ایالات متحده میباشد.

این هواپیما بسیار سبکتر از B707 و نمونه هشدار زودهنگام E-3 Sentry میباشد و همچنین از یک عدد اونتن ثابت به جای نمونه های چرخنده و متحرک بهره میبرد.



این هواپیما در ابتدا تحت پروژه Wedgetail و جهت خدمت در نیروی هوایی سلطنتی هسترالیا (RAAF) طراحی گردید.

پس از معرفی رسمی هواپیمای B737 AEW&C , نیروی هوایی ترکیه این هواپیما را تحت پروژه Peace Eagle برگزید و پس از اون نیز نوبت کره جنوبی بود تا این هواپیمای توانا را تحت پروژه Peace Eye جهت خدمت در ناوگان هوایی خود برگزیند.

کشورهای ایتالیا و امارات متحده عربی نیز از جمله مشتریان و متقاضیان خرید این هواپیما میباشند.

طراحی و توسعه:
این هواپیما پس از درخواست هسترالیا مبنی بر طراحی AWACS جدید و بر پايه نمونه B737-700IGW از خانواده B737 ها توسعه یافت و از لحاظ ظاهری تقریبا" مشابه نمونه مسافربری B737-700ER میباشد.

این هواپیما به یک عدد رادار آرابه فازی و چند منظوره (MESA و یا همان Multi-role Electronically Scanned Array) ساخت واحد سامانه های الکترونیکی کمپانی Northrop Grumman بهره میبرد.

این رادار بر روی بخش فوقانی بدنه و نزدیک به سازه دم نصب گردیده هست و به همبن دلیل گاهی به اون لقب Top Hat (کلاه بالا) را میدهند.

این اونتن به گونه ای طراحی و نصب گردیده هست که کمترین میزان تاثیر مخرب بر آیرودینامیک و عملکرد پرواز را به دنبال داشته باشد.

این رادار پیشرفته قادر هست بطور هم وقت به جستجوی هوایی, دریایی و کنترل هواپیماهای حاضر در منطقه بپردازد.

از جمله سایر تغییرات مهم میتوان به نصب بالچه های تعادلی جهت حفظ پایداری رادار و همچنین تجهیزات اقدامات متقابل الکترونیکی بر روی دماغه, انتهای بال ها و سکان عمودی هواپیما اشاره نمود.

در داخل کابین این هواپیما مجموعا" 8 جایگاه کنترل و هستبرنامه اوپراتور به همراه 4 جایگاه خالی (افراد متفرقه) وجود دارد.

نمونه های مورد هستفاده توسط نیروی هوایی هسترالیا بطور سفارشی دارای 10 جایگاه اوپراتور و 2 جایگاه خالی میباشند.

رادار MESA ساخت Northrop Grumman در غالب پروژه MP-RTIP (مخفف Multi-Platform Radar Technology Insertion Program) توسعه یافته هست و در ابتدا بنا بود بر روی هواپیمای E-10 MC2A نیروی هوایی ایالات متحده نصب گردد.


تاریخچه عملیات:

در سال 1997 میلادی, واحد سامانه های دفاعی یکپارچه کمپانی Boeing از جانب نیروی هوایی هسترالیا به عنوان پیمانکار ساخت و تحویل 4 فروند هواپیما AEW&C (بر پايه خانواده B737 و یا همان Boeing Business Jet 1) با امتیاز سفارش 3 فروند دیگر, انتخاب گردید.

پس از مدتی 2 فروند دیگر از مجموع امتیاز 3 فروند, بر تعداد سفارشات اضافه کرده گردید.

تحویل اولین هواپماها در سال 2006 میلادی آغاز گردید.

2 فروند هواپیمای Wedgetail اولیه, در کارخانه مرکزی Boeing واقع در شهر سیاتل ایالت واشنگتن مونتاژ و آزمایش گردیدند و 4 فروند باقی مانده در شعبه هسترالیایی کمپانی Boeing و در خاک این کشور مونتاژ گردیدند.



جهت تولید هواپیماهای هسترالیایی, کمپانی Boeing و Northrop آمریکا به همراه کمپانی های Boeing و BAE Systems هسترالیا, اقدام به تشکیل تیم همکاری و تقسیم وظایف در خاک این کشور نمودند.

Boeing هسترالیا وظبفه آموزش خدمه, تعمیر و نگهداری و همچنین پشتیبانی فنی را بر عهده گرفت.

در ادامه این روند کمپانی BAE Systems مسئولیت تامین سامانه های حفاظت در برابر تسلیحات جنگ الکترونیک (EWSP و یا همان Electronic Warfare Self Protection), سامانه پشتیبانی از اقدامات الکترونیکی (ESM و یا همان Electronic Support Measures) و سامانه های پشتیبانی زمینی را بر عهده گرفت.

در تاریخ June 29 سال 2006 میلادی, آقای Brendan Nelson وزیر دفاع هسترالیا فراخوان نمود: بر پايه آخرین اطلاعات کمپانی Boeing , پروژه Wedgetail کمی از برنامه وقتبندی خود عقب میباشد.

با توجه به انتشار عمومی سخنان Nelson در مطبوعات, مشخص گردید این برنامه از ابتدا بر پايه جدول وقتبندی پیش نرفته هست.
کمپانی Boeing فراخوان نمود به دلیل بروز مشکلات فنی در یکپارچه سازی فرستنده ها, رادار و سایر سامانه های الکترونیکی, این پروژه با 18 ماه تاخیر و در اوایل سال 2009 میلادی آماده تحویل میگردد.

علاوه بر مسائل فوق, کمپانی Boeing در سال 2006 میلادی بابت بروز این تاخیر مبلغ 770 میلیون دلار جریمه به کشور هسترالیا پرداخت نمود.

با اینحال در تاریخ June 20 سال 2008 میلادی, Boeing فراخوان نمود بخش اعظم تاخیر در برنامه هسترالیا عمدتا" حاکی از مشکلات ادغام رادار و سامانه پشتیبانی از اقدامات الکترونیکی (ESM) بوده هست.

نهایتا" در تاریخ November 26 سال 2009 میلادی, Boeing نخستین محموله 2 فروندی از هواپیماهای B 737 AEW&C را به نیروی هوایی سلطنتی هسترالیا تحویل داد.
در ابتدای امر, مدیریت و انجام عملیات بر روی این 2 فروند بطور کامل در اختیار Boeing برنامه داشت اما در تاریخ May 5 سال 2010 میلادی, این 2 هواپیما بطور رسمی وارد ناوگان نیروی هوایی سلطنتی هسترالیا (RAAF) گردیدند.

در اواخر سال 2010 کمپانی Boeing مجموع 3 فروند B 737 AEW&C باقی مانده را بطور کامل در اختیار RAAF برنامه داد.

کلیه هواپیماهای هسترالیایی به اسکادران شماره 2 نیروی هوایی و واقع در 2 پایگاه Williamtown و Tindal منتقل گردیدند.

در تاریخ March 16 سال 2009 میلادی, کمپانی Boeing قابلیت کنترل 3 فروند هواپیمای بدون سرنشین, مخرب و ارزان قیمت ScanEagle توسط B 737 AEW&C را بر روی Wedgetail های هسترالیایی اضافه کرد.

ترکیه:

نیروی هوایی ترکیه مجموعا" 4 فروند هواپیمای B 737 AEW&C را در غالب پروژه Peace Eagle (عقاب صلح) به همراه تجهیزات پشتیبانی زمینی و امتیاز خرید 2 فروند دیگر به کمپانی Boeing سفارش داد.

صنایع هوافضای ترکیه (Turkish Aerospace Industries و یا همان TAI) پیمانکار فرعی ساخت قطعات, اعمال تغییرات, مونتاژ و انجام آزمایشات نهایی بر روی پروژه Peace Eagle میباشد.

یکی دیگر از پیمانکاران فرعی ترکیه در پروژه "عقاب صلح" کمپانی Havelsan واقع در شهر قونیه میباشد.

این کمپانی وظیفه تجزیه و تحلیل سامانه های الکترونیکی و پشتیبانی نرم افزاری در تجهیزات زمینی را بر عهده دارد.

Havelsan تنها کمپانی خارجی و تحت لیسانس دولت ایالات متحده میباشد که اجازه دسترسی به کدهای الکترونیکی و حیاتی را دارا هست!
(عقاب صلح 1) کلیه مراحل تغییرات و آزمایشات خود را در مجتمع سامانه های دفاعی یکپارچه کمپانی Boeing واقع در شهر سیاتل ایالت واشنگتن به اتمام رساند.

در ادامه این روند (عقاب صلح) 2 و 3 و 4 کلیه تغییرات و آزمایشات خود را در تاسیسات TAI واقع در شهر اونکارا پایتخت ترکیه, و با مشارکت Boeing و چند کمپانی ترکیه ای دیگر به انجام رساندند.

برنامه ریزی های انجام شده در سال 2006 بر روی پروژه (عقاب صلح) حاکی از تحویل 4 فروند در سال 2008 بود.

بر پايه این برنامه ریزی, در اواسط سال 2007 میلادی, مراحل یکپارچه سازی سیستم ها و اخد گواهینامه صلاحیت پرواز آغاز گردید.

در ماه September سال 2007 کمپانی Boeing کلیه آزمایشات زمینی و پروازی اولین فروند از هواپپیماهای B 737 AEW&C ترکیه را به اتمام رساند.
صنایع هوافضای ترکیه (TAI) مراحل بروزرسانی و تغییرات دومین هواپیمای B 737 AEW&C (عقاب صلح 2) را در تاریخ June 4 سال 2008 میلادی در تاسیسات خود به اتمام رساند.

مراحل نهایی آزمایشات پروازی و بررسی عملکرد سامانه های ماموریتی نیز در سه ماهه سوم سال 2008 به اتمام رسید.
کره جنوبی:
در تاریخ November 7 سال 2006 میلادی, کمپانی Boeing موفق به اخذ قرارداری به ارزش 1.6 میلیارد دلار جهت تحویل 4 فروند B 737 AEW&C در سال 2012 به کشور کره جنوبی گردید.

در اون سال کمپانی اسرائیلی IAI Elta نیز با هواپیمای هشدار زودهنگام خود, بر پایه GulfStream G550 در مناقصه کره جنوبی شرکت نمود اما نتیجه این رقابت در ماه August سال 2006 به نفع رغیب آمریکایی تمام شد! اولین فروند از مجموع 4 فروند هواپیمای Peace Eye (چشم صلح) در ماه August سال 2011 به پایگاه هوایی Gimhae واقع در شهر ساحلی و بسیار زیبای Busan تحویل داده شد و مجموع 3 هواپیمای باقی مانده, بر پايه جدول وقتبندی در هر 6 ماه و تا پایان سال 2012 بطور کامل تحویل میگردند.



سایر مشتریان (در انتظار تائید):

در سال 2004 میلادی, ایتالیا جهت خرید 14 فروند هواپیمای P-8 MMA و Wedgetail با پشتیبانی زمینی شرکت هواپیمایی Alitalia تمایل نشان داد.

همچنین امارات متحده عربی نیز یکی از مشتریان بالقوه B 737 AEW&C میباشد.

مشخصات:
خدمه: 6 الی 10 نفر
ظرفیت بارگیری: 19.830 کیلوگرم
طول: 33.6 متر
دهانه بال: 35.8 متر
ارتفاع: 12.5 متر
مساحت بال: 91 متر مربع
نوع Airfoil (شکل ساختاری بال): B737D
وزن خالص: 46.606 کیلوگرم
حداکثر وزن در هنگام برخاست: 77.564 کیلوگرم
موتورها: 2 عدد CFM56-7B27A ساخت CFM International با تکنولوژی Turbofan
کارایی:
سرعت پیمایش افقی: 853 کیلومتر در ساعت
برد: 6482 کیلومتر
سقف پرواز: 12.500 متر

22:

يوروفايتر تايفون-EF-2000
انواع هواپیماهای نظامی
در بسیاری از موارد، یورو فایتر با کد EF-2000، یکی از پیشرفته ترین جنگنده هایی به شمار می آید که تا کنون سینه آسمان را شکافته هست.

این هواپیما، به منظور ایجاد هستقلال هوایی از هواپیماهای آمریکایی توسط اروپاییان طراحی شده و هواپیمایی بسیار چابک در سطح هواپیمای اف-16 فالکون و حتی بیشتر هست.

کارائی بسیار بالا و توانایی مانور عالی به دلیل اندازه متوسطش، نشان از هنر طراحان اون دارد.

این هواپیما به گونه ای طراحی شده که می تواند نبرد های بسیار دور یا ماورای دید بصری انسان و در عین حال، ماموریت های داگ فایت یا نبرد نزدیک را نیز به شایستگی اجرا کند.

علاوه بر توانایی های فراوان در ماموریت های هوا به هوا با جنگنده های دیگر، این جنگنده چالاک می تواند به راحتی از پس اهداف زمینی نیز بر آید.

اولین پرواز این هواپیما، در مارس 1994، یعنی حدود ده سال پیش انجام گرفته و در سال 2001 نیز وارد خدمت گردید که از این جهت، می توان اون را در مقایسه با جنگنده های دیگر عضوی جوان و البته بسیار جدید از خانواده جنگنده های اروپایی محسوب کرد.
این هواپیما، از سیستم بسیار پیچیده کامپیوتری پرواز با سیم بهره می برد، یعنی کنترل ها به صورت مکانیکی توسط نیروی دست خلبان صورت نمی گیرد بلکه فرامین به کامپیوتر منتقل شده و پس از پردازش نهایی، این دستورات به جک های هیدرولیکی سطوح کنترلی منتقل شده و تغییر جهت لازم صورت می پذیرد.

این هواپیمای تک یا دو نفره، از دو موتور توربوفن نسبتاً کوچک با کد EJ200 برای پیشرانش خود هستفاده می کند که قابلیت هایی چون نسبت قدرت به وزن بالا، مورد اعتماد بودن در تمام شرایط و طراحی مجتمع برای یوروفایتر تایفون فراهم می نمايند.

این هواپیما همچنین قادر هست با حداکثر سرعتی معادل 2 ماخ پرواز کرده و از امکاناتی چون سوخت گیری هوا به هوا نیز بهره مند گردد.

چون این هواپیما، جنگنده ای نسبتاً سبک و در عین حال نیرومند می باشد، برای برخاست تنها به 700 متر باند پروازی احتیاج دارد.
انواع هواپیماهای نظامی
قابل توجه هست که این هواپیما نیز مانند اکثر جنگنده های اروپایی از بالهای دلتا یا مثلثی شکل بهره می برد و به این جهت که در انتهای اون سکان افقی یا دم هواپیما وجود ندارد، این سکان به قسمت جلو منتقل شده و اصطلاحاً «کانارد» نامیده می شود.

البته سیستم کانارد و بالهای دلتا شکل مزیت هایی چون دیر هستال یا وامانده شدن را دارند اما به دلیل نقایص و عیب های دیگری که دارند، هواپیماهای آمریکایی از این نوع طراحی هستفاده نمی نمايند.

در این هواپیما جمعاً 13 مقر سلاح یا پایلون در نظر گرفته شده که 5 عدد اونها زیر بدنه و 8 عدد در زیر بال ها برنامه گرفته اند.

این هواپیما، می تواند در این مقرها از موشک های کوتاه برد هوا به هوا نظیر AIM-9 سایدوایندر و یا موشک های میان برد نظیر AIM-120 آمرام برای نبرد های هوایی و از بمب ها و موشک های ضد زره هدایت لیزری بهره جوید.


فرمودنی هست که این هواپیما به صورت مشترک میان چند کشور اروپایی و برای برطرف کردن نیاز اونان به جنگنده ای با توانایی هایی در حد و حدود جنگنده اف-16 آمریکایی طراحی گشته و ساخته شده هست.نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا، به منظور جایگزین سازی این هواپیما با هواپبماهای قدیمی تورنادو اف-3 و جاگوار تعداد 232 فروند از این هواپیما را سفارش داده که تحویل این هواپیما ها از سال 2002 آغاز شده و تا سال 2014 ادامه خواهد یافت.

در کل، خلبانان این هواپیما، پرواز با این جنگنده را نشاط آور توصیف کرده و پرواز با اون را به هر خلبان نظامی توصیه می نمايند.


23:

Sukhoi T-50
Russia - Air Force
انواع هواپیماهای نظامی

سوخوی پک فا یک هواپیمای جنگنده نسل پنجم هست که توسط شرکت هواپیمایی متحد در روسیه طراحی و ساخته می شود.

شرکت سوخو پیمانکار اصلی ساخت این جنگنده هست.

نمونهٔ آزمایشی این هواپیما که سوخوی ت-۵۰ ‪ نام دارد، نخستین پرواز آزمایشی خود را در روز ۹ بهمن ۱۳۸۸ (۲۹ ژانویه ۲۰۱۰) با موفقیت انجام داد.

تولید این جنگنده در سال ۲۰۱۰ آغاز شده و نخستین نمونه های عملیاتی اون در سال ۲۰۱۳ به نیروهای مسلح روسیه تحویل داده خواهد شد و تولید انبوه اون از سال ۲۰۱۵ آغاز خواهد گشت.

نام پک فا کوتاه شده نام روسی این جنگنده و به معنای «هواپیمای تاکتیکی پیشرفتهٔ آینده» هست.

این هواپیما با نامهای سوخو ت-۵۰، برنامه-۷۰۱ و ‪جنگنده-۲۱ نیز شناخته می شود.جنگنده پک فا پس از ورود به ارتش روسیه، جایگزین جنگنده های میگ-۲۹ و سوخو-۲۷ خواهد شد.

مدل صادراتی این هواپیما نیز در دست ساخت هست.

نخستین مشتری خارجی این هواپیما نیروی هوایی هند هست که در فرایند توسعهٔ مدل صادراتی ت-۵۰ با سوخو همکاری می کند.

این جنگنده همتراز جنگندهٔ آمریکایی اف-۲۲ و جنگندهٔ آمریکایی-بریتانیایی اف-۳۵ هست.

طراحان سوخو معتقدند که پک فا از نظر توانایی فنی و صرفهٔ اقتصادی بر رقبای غربی خود برتری خواهد یافت و در بازار جهانی محبوبیت زیادی پیدا خواهد کرد.


یشینهٔ طرح سوخو پک فا به دوران جنگ سرد باز میگردد.

اواخر دهه ۱۹۸۰ میلادی، شوروی به دنبال ساخت جایگزینی برای هواپیماهای میگ-۲۹ و سوخو-۲۷ برای عملیات در خط مقدم نیروی هوایی بود.

طرح این هواپیمای جنگنده بین شرکتهای هوافضای شوروی به مناقصه گذارده شد.

علی رغم تاخیر ناشی از فروپاشی شوروی و مشکلات اقتصادی روسیه در دهه ۹۰، فرایند پژوهش و توسعهٔ این جنگنده ادامه یافت.

در سال ۲۰۰۰ طرح سوخو-۴۷ و میگ ۱٫۴۴ از میان طرحهای پیشنهادی انتخاب شدند و در سال ۲۰۰۲ شرکت سوخو به عنوان سازنده جنگنده پک فا انتخاب شد.

هواپیمای پک فا از فناوریهای نوین به کار رفته در میگ ۱٫۴۴ و سوخو-۴۷ هستفاده می کند.جنگندهٔ پک فا در کلاس هواپیماهای جنگندهٔ سنگین (۳۲-۳۷ تُن) برنامه دارد.

روسیه برنامه دیگری را برای ساخت جنگنده نسل پنجم کلاس سبک نیز پیش می برد که جانشینی برای هواپیمای میگ-۳۵ خواهد بود.


ویژگیهای دقیق جنگنده سوخو پک فا هنوز کاملا روشن نیست و برخی از مشخصات اون در حال حاضر از اسرار نظامی محسوب می گردد؛ اما پرواز در تمامی ساعات شبانه روز، پرواز طولانی با سرعت مافوق صوت، آلودگی صدایی پایین، رادارگریزی، بهره گیری از مواد ترکیبی جدید، امکان چندین بار سوختگیری هوایی در طی یک پرواز، هستفاده از موشکهای نسل آیندهٔ هوا به هوا، هوا به زمین و هوا به دریا، هستفاده از رادار پیشرفته، امکان فرار از تله های اپتیکی و فروسرخ، بهره گیری از هوش مصنوعی در پرواز و حمله و سامانه های دفاعی خودکار نمونه هایی از امکانات این جنگنده هستند.

این هواپیما مجهز به دو دم عمودی هست و برخلاف جنگنده های متعارف، تمامی بدنهٔ دم قابل حرکت هست.
نمونه آزمایشی جنگنده سوخو ت-۵۰ به یک جفت موتور جت ۱۱۷-اس مجهز هست که هرکدام نیروی پیشرانه ای برابر ۱۴٫۵ تُن-نیرو تولید میکند.

این موتورها نمونه پیشرفته تر موتورهای به کار رفته در میگ ۱٫۴۴ هستند.

نمونه نهایی هواپیمای پک فا به موتورهای جدیدتری با پیشرانه ۱۷٫۵ تُن-نیرو مجهز خواهد شد.
اولین اخبار پیرامون پروژه پاک فا در اوایل قرن بیست و یکم میلادی درشرایطی منتشر شد که روسها در دو طرح پیشین خود برای دستیابی به یک جنگنده نسل پنجم که بتواند هماوردی برای جنگنده آمریکایی لاکهید F-22 رپتور باشد، عملا ناکام مانده بودند.
جنگنده های MiG-29 و SU-27 ساخته شده توسط میکویان و سوخو، برای سالهابدنه اصلی نیروی هوایی شوروی و روسیه فدرال کنونی را تشکیل می دادند؛ اماظهور طرح های جدید غربی برای جنگنده های نسل جدید از اواخر دهه هشتاد و حتی پیش از فروپاشی شوروی این شرکتها را واداشت تا به دنبال جانشینی شایسته برای ساخته های موفق خود باشند.

بر همین پايه در ژوئن 1986 پس از تحقیقات اولیه از سوی دولت، دو مزایده طراحی جنگنده نسل بعدی یکی برای یک جنگنده سنگین موسوم به MFI و درخواست دیگری برای یک جنگنده سبک LFI ارائه شد.
میکوبان برای پروژه MFI طرح MIG1.42 را به دست گرفت که اولین و تنها نمونه اون (تحت عنوان 1.44) در 1944 تکمیل گردید؛ اما در شرایطی که تنها دو پرواز آزمایشی پروژه اون هم با تاخیر بسیار در آوریل سال 200 انجام گرفت، برنامه متوقف گردید.

از سوی دیگر سوخو نیز برای برنامه LFI طرح S-32 را بر پايه سازه اصلی جنگنده های خانواده های خانواده فلانکر در دستور کار برنامه داد؛ اما ازاونجا که پروژه LFI در اوایل دهه 90 متوقف گردید، از اون پس این طرح نیز ازرقبای MFI به شمار می رفت.
سوخو برای این طرح که بعد ها S-37 تغییر نام پیدا کرد (رسما این جنگنده راSU-47 برکوت نیز می نامند) با برگزیدن شیوه نامعمول بالهای پیشگرا پول بیشتری را نیز صرف برنامه نمود.

این جنگنده هم اگرچه تاکنون بیش از 200پرواز آزمایشی و نمایشی را پشت سر گذاشته؛ اما تنها توانست عنوان اثبات گرفناوری و جنگنده پایه برای تکمیل پاک فا را برای خود دست و پا کند.در مرحله بعد پس از متوقف خوانده شدن هر دو برنامه، پروژه پاک فا توسط سوخو در قالب دو فاز به دولت پیشنهاد شد که شامل یک جنگنده دو موتوره سنگین با توان خروجی 180 کیلو نیوتن و یک جنگنده تک موتوره سبک که قراربود مجهز به موتوری با بیشینه رانشی برابر با +200 کیلو نیوتن باشد، می گردید اما نظر وزارت دفاع با توجه به محدودیتهای بودجه جنگنده ای میان وزن با ترکیبی از خواص هر دو جنگنده بود.
در نهایت پس از موافقت سوخو، برنامه داد اولیه پروژه پاک فا در فوریه سال2002 بسته شد و به دنبال اون طرح پیشنهادی سوخو تا آوریل همان سال موردتایید دولت برنامه گرفت و بدین گونه داستان جنگنده نسل پنجم روسیه رنگی دیگر به خودگرفت.
تهیه اولین طرحها و بحث و بررسیهای اولیه با نیروی هوایی بر سر چگونگی جنگنده نسل بعدی میان سوخو و نیروی هوایی دستکم دو سال به طول انجامید تا سرانجام در اواخر سال 2004 میلادی اولین طرحهای T-50 بر روی کاغذ مورد قبول نیروی هوایی روسیه واقع شد و سخنگوی نیروی هوایی روسیه فراخوان نمود که پروژه PAK FA وارد مرحله بعدی خود و گسترش پژوهش بر سر ساخت اولین پیش نمونه جنگنده نسل پنجم گردیده هست.
اگرچه رسما طرح کلی پروژه T-50 در دسامبر 2004 قطعی شده بود؛ اما مجموعه نیازها و مفاهیم برنامه همچنان در حال تغییر بود.

در ژانویه 2006 ژنرال ولایدمیر میخاییلوف یکی از فرماندهان نیروی هوایی روسیه درخواست نمود بیشینه سرعت جنگنده که در طرح پیشنهادی 2.15 ماخ پیش بینی شد به 2 ماخ کاهش یابد.

در این حالت اگرچه جنگنده پیچیدگی کمتری می یافت؛ اما مشکل اینجا بود که این موضوع بر کارایی رزمی نیز تاثیر گذار بود.

در فاصله کمتر از یک ماه از این اظهار نظر، مدیر عامل شرکت سوخو میخاییل پوگوسیان تایید کرد که این موضوع نیاز به انجام بررسیهای بیشتر به منظور بهسازی طرح اولیه دارد؛ چرا که می بایست برای تغییر بیشینه سرعت در زمینه ابعاد و وزن جنگنده تغییراتی صورت گیرد.طرح پاک فا از وقت شکل گیری تا پیاده سازی در چندین نوبت دچار تغییر شد و عملا تا وقت رونمایی از طرح نهایی هیچ کس از ماهیت واقعی ظاهر پاکفا اطلاع نداشت.

اگرچه هنوز اطلاعات بسیار محدودی در زمینه مراحل طراحی پاکفا منتشر شده؛ ولی امروزه به درستی می توان حدس زد که بسیاری از این طرحهاعملا قابلیت اجرایی نداشتند.

وقتی که بحث طراحی اولیه پاک فا پس از اتمام برنامه های MFI و LFI مطرح گردید، اولین نگرش طراحی جنگنده برپايه دو طرح پیشین بود که البته در نهایت گرایش بیشتری به سوی طراحی بر پایه طرح اثباتگر فناوری S-37 سوخو بدون بالهای پیشگرا که در ابتدا با بالهای صلیبی شکل و بعد ها با بالهایی با پسگرایی نسبتا کم ارائه گردید، برنامه داشت؛ اماتقریبا هیچیک از طرحهای ارائه شده نتوانست موفقیت لازم را کسب نماید، تا در نهایت بر پايه ترکیبی از مزایای هر یک و همچنین نگاهی به طرح جنگندههای سوخو 27 طرح نهایی تهیه گردید.
مراحل طراحی و تکمیل اولین پیش نمونه T-50 تقریبا در سکوت کامل خبری دنبال شد؛ گرچه در سال 2007 چندین عکس گرافیکی از نمای احتمالی پاک فا توسط NPOSaturn انتشار یافت که به ظاهر کنونی سوخوی T-50 بسیار شباهت داشت.

هر چند تا اون تاریخ نیز هنوز اطلاعات دقیقی در زمینه برنامه در دسترس نبود.
بودجه:
تا سال 2005 میلادی 40 % از کل هزینه های برنامه بر عهده شرکت سوخو و 40 % دیگر نیز توسط شرکتهای پیمانکار تولید نماينده تجهیزات جانبی (مانند رادار) تامین می گردید.

20 % باقی مانده نیز مستقیما توسط وزارت دفاع پرداخت گردیده بود که البته به دنبال افزایش چند نوبته هزینه ها تا سال بعد بخش کوچکی از این بودجه توسط وزارت صنایع و معادن روسیه نیز تامین گردید.
در سال 2007 به دنبال اظهار تمایل هندوستان برای پیوستن به برنامه جنگنده نسل پنجم روسیه موافقت نامه ای میان طرفین به امضا رسید که برپايه نقل آسیا تایمز، میخاییل پوگوسیان اظهار نموده بود که برنامه هست بودجه برنامه به صورت 50 -50 میان روسیه و هند تقسیم گردد که بر این پايه مجموع سهم هر دوسرمایه گذار تا پایان پروژه به 8 تا 10 میلیون دلار بالغ می گردید و از این رو هندوستان خواستار مجموعا 250 فروند از جنگنده نهایی پاک فا شد که بیشتر اونها می بایست نمونه دو سرنشینه سفارشی مخصوص نیروی هوایی هند باشد.
در سال 20010 مشخص شد که صنایع هواپیمایی هند (HAL) سهمی 20 %ی ازطراحی پاک فا را نیز از اون خود نموده که این سهم شامل سهیم بودن در طراحی کامپیوتر عملیات و تجهیزات ناوبری، نرم افزار های مورد نیاز و نمایشگرهای چند حالته کابین می گردید.
بر پايه برنامه بودجه ای که شرکتهای درگیر پروژه پاک فا به موافقت دولت رسانده اند برنامه هست پاک فا رسما تا 2015 پس از اتمام تمامی آزمایشها واردخدمت گردد.

هرچند تا همین امروز هم این پروژه تاخیر های زیادی را تجربه نموده هست.

چرا که در ابتدا پیش بینی تکمیل اولین نمونه برای سال 2007 شده بود که نهایتا تاریخ رسمی پایان کار 2009 فراخوان شد، اون هم در شرایطی که الکسی فدرووف مدیرعامل شرکت متحد هوانوردی در مورد آماده شدن پیش نمونه پاک فا تاپایان 2009 برای انجام اولین تستهای پروازی ابراز تردید نموده بود و سرانجام در اواخر 2009 وزیر دفاع جمهوری فدرال روسیه ،سرگی ایوانف، در یک مصاحبه مطبوعاتی اظهار امیدواری کرد که اولین پرواز جنگنده نسل پنجم این کشور در اوایل سال 2010 میلادی صورت پذیرد.

به هر شکل ظاهرا سوخو و شرکتهای درگیر در پروژه با وسواس تمام توانسته اند تا حدودی خود را به برنامه از پیش تعیین شده برسانند.

اون هم در شرایطی که بسیاری از پروژه های تولید جنگنده امروزه به کندی پیش می روند.

گرچه پاک فا هنوز تا ورود به خدمت راهی دراز در پیش دارد.

انواع هواپیماهای نظامی

طراحی:
پروژه پک فا از بدو شکل گیری به عنوان جایگزین برنامه های ناکام قبلی در رقابت با برنامه جنگنده های نسل پنجم جدید آمریکا F-35 و به خصوص F-22 پا به میدان رقابت گذاشت.

در نتیجه بسیاری از هم اکنون در حال تحلیل شانسهای این طرح جدید در برابر جنگنده های ساخت شرکت لاکهید مارتین آمریکاهستند.

اما سوخوی T-50 یا اون طور که ناتو بر اون نام نهاده فایرفاکس(روباه آتشین) چگونه جنگنده ای خواهد بود؟
فایرفاکس جنگنده ایست کشیده تر از F-22 رپتور٬ با دهانه بال بزرگتر اما مساحت بال یکسان در عین حال سبکتر.

وزن خالی T-50 برابر با 18,500 kg فراخوان شده یعنی چیزی بیشتر از یک تن سبکتر از وزن خالی فراخوان شده برای رپتور.

بر این پايه پیشبینی می شود از نظر طراحی ظاهر جنگنده از بسیاری جهات به طرح اولیه رپتور شباهتهای بسیاری داشته باشد، با این تفاوت که ساختار کلی اون شدیدا از جنگنده های پیشین Su-27 نشات گرفته هست.

در واقع می توان به نوعی T-50 را یک SU-27 نسل پنجمی دانست.

ازنظر کلی می توان فرمود که پک فا با جنگنده Su-35S نکات مشترک زیادی دارد، هرچند در مفهوم پایه ای.
این جنگنده از دو دم عمودی تمام متحرک نسبتا کوتاه (با هستانداردهای روسی) هستفاده می کند که در ویدئوی انتشار یافته از پرواز جنگنده از نظر کلی بسیار شبیه به شیوه مورد هستفاده در رقیب ناکام جنگنده رپتور (YF-23) دیده می شود.

لبه حمله متحرک بالها نیز توسعه داده شده که مانند یک کانارد (پیش بال) برای جنگنده عمل می نماید.

پیشنمونه ای که در 29 ژانویه پرواز آزمایشی 40 دقیقه ای خود را برای اولین بار پشت سر گذاشت به یک جفت موتور توربوفن بهسازی شده AL-31F مجهز بود.

این در حالیست که از ابتدا برنامه بود اولین پروازهای پیش نمونه اولیه با موتورهای 117S ناپو ساترن صورت پذیرد.

در نتیجه مشخص هست که موتورهای جنگنده هنوز به بهره برداری نرسیده اند.
فرموده می شود پک فا در دو زمینه مشخصا از رپتور برتر خواهد بود: در درجه اول T-50 جنگنده ایست به نسبت چابکتر و دوم اونکه سوخو از هم اکنون مدعیست پک فا توانایی حمل مهمات بیشتری نسبت به رپتور را داراست؛ اما در مقابل آمریکاییها مدعی هستند که احتمالا ضریب رادار گریزی T-50 به نسبت قابل توجهی از رپتور پایینتر هست.

هر چند این موضوع چندان هم به دور از واقعیت نیست.

چرا که اگرچه در بدنه جنگنده روسی عمدتا از کامپوزیت هستفاده شده؛ اما در عین حال همچنان در بسیاری نقاط فلز به کار رفته و مشخص نیست که آیا درنمونه نهایی این موارد اصلاح خواهند شد یا خیر.

همچنین ورودیهای هوای بزرگ موتور و شکافهای هوای اضافی به سبک جنگنده های فلانکر به علاوه شکل کاناپی به همراه ردیاب مادون قرمز جلوی کابین از مهمترین مواردی هستند که به راحتی باعث افزایش سطح مقطع راداری جنگنده می گردد.


از نظر جنگ افزاری فرموده می شود پک فا دارای 10 جایگاه داخلی و دوجایگاه خارجی جنگ افزار هست که بر این پايه خواهد توانست تا 8 فروند موشک راداری فعال R-77 آدر یا دو بمب لیزری 1500 کیلوگرمی (ویا ترکیبی از هردو) را در محفظه داخلی تسلیحات خود حمل نماید.

این در حالیست که رپتور به صورت هستاندارد می تواند در محفظه داخلی خود 6 فروند موشک میانبرد امرام و 2 موشک کوتاه برد سایدوایندر را با خود حمل نماید.

از این نظر هر دو جنگندهت قریبا در یک مرتبه برنامه می گیرند، جز اونکه به صورت کلی، برد تایید شده آدر نسبت به امرام بیشتر هست.

به جز موارد ذکر شده تقریبا در باقی موارد T-50 درمقام برابری با F-22 برنامه می گیرد.

به عنوان نمونه هر دو جنگنده از بیشینه بردی برابر با دو هزار کیلومتر و بیشینه سرعتی برابر با 1.8 ماخ برخوردارند.
هنوز اطلاعات خاصی از کابین T-50 انتشار نیافته؛ اما بر پايه تصاویرمنتشره این کابین به دو نمایشگر کریستال مایع به ابعاد 22.9 در 30سانتیمتر به همراه یک نمایشگر سربالای IKSh-1M و سه نمایشگر کوچک در اطراف کابین مجهز هست.

این جنگنده همچنین از یک رادار آرایه فازی با ماهیتی نامشخص و برد احتمالی جستجو و رهگیری 350 تا 400 کیلومتر هستفاده خواهدنمود که انتظار می رفت اولین نمونه تکمیلی اون در اواخر سال 2010 میلادی آماده یکپارچه سازی با پک فا گردد.
در هر حال اگر چه سوخو امید بسیاری دارد که جنگنده خود را برای 2015 به تولید انبوه برساند؛ اما این دیدگاه را می توان بسیار خوشبینانه در نظر گرفت، چراکه به عنوان مثال اولین پرواز نمونه آزمایشی جنگنده آمریکایی F-22 در 1990 صورت گرفت و دستکم 15 سال برای تکمیل تا ورود به خدمت اون در سال 2005 فاصله افتاد و این در حالیست که بسیاری از ملزومات جنگنده روسی همچون موتور و رادار آماده یکپارچه سازی با جنگنده برای آزمایشهای پروازی و زمینی نیست.به هر شکل کمی دیرتر یا زودتر پک فا نوید دور جدیدی از رقابت های فناورانه میان روسیه و غرب با محوریت آمریکاست که می تواند چرخهای بسیاری از شرکتهایی را که در گرداب رکود اقتصادی گرفتارند، به حرکت در آورد.
آینده برنامه
سوخو در نظر دارد دستکم 5 پیش نمونه از فایرفاکس را برای آزمایشهای تکمیلی تولید نماید.

هرچند رسما فراخوان شده که تا 2013 فایرفاکس آماده ورود به خدمت خواهد بود، اما در حقیقت روسها امیدوارند که بتوانند پاک فا را تاسال 2015 برای ورود به خدمت و تولید انبوه آماده نمایند و نیروی هوایی روسیه نیز در نظر دارد تا تعداد 200 فروند نمونه تک سرنشینه و 50 فروندنمونه دو سرنشینه آموزشی خریداری نماید؛ اما هنوز مشخص نیست که آیا نیروی هوایی روسیه بودجه کافی برای خریداری این تعداد جنگنده در یک فاصله وقتی کوتاه خواهد داشت یا خیر.

به خصوص که قیمت هر فروند پاک فا امروزه چیزی درحدود 100 میلیون دلار برآورد شده که دست کم دو برابر جنگنده MIG-29K تولید2009 بحساب می آید.
از سوی دیگر هندوستان برخلاف روسیه تاکید بیشتری بر روی نمونه دوسرنشینه پاک فا به عنوان یک جنگنده ضربتی چند منظوره دارد.

از این روخواهان 200 فروند گونه دو سرنشینه و تنها 50 فروند گونه تک سرنشینه هست؛ البته بر پايه اظهارات فراخوان شده گونه دو سرنشینه ضربتی پاک فا زودتر ازسال 2017 به تولید نخواهد رسید.

در هر شکل T-50 یا هر اونچه پس از این نام خواهد گرفت، شروعی هست جدید در بازارهای جنگ افزار جهانی که روسیه امیدواراست با توجه به هزینه های پایین تر اون نسبت به رقیب غربی صادراتیش F-35 و همچنین توانایی فراخوان شده بالاتر اون شانس بیشتری برای یافتن مشتری داشته باشد.

از دیگر سو روسیه نگاهی نیز به مشتریان قدیمی جنگنده های قبلی خوددارد تا بلکه پیشاپیش بازاری مطمئن برای این جنگنده نسل پنجمی فراهم آورد.

با وجود تمامی این پیشبینیها هنوز بسیار زود هست تا نظری قطعی در باب پاک فاT-50 پیش از افشا شدن اطلاعات بیشتر و یا حضور در نمایشگاه های هوایی ارائه کرد.
مشخصات عمومی
•خدمه: ۱ نفر
•طول: ۲۲ متر (۷۲ پا)
•پهنای بال: ۱۴.۲ متر (۴۶.۵ پا)
•ارتفاع: 6.05 متر (19.8پا)
•بال: مساحت 78.8 متر۲ (848.1 پا)
•وزن خالی: ۱۸۵۰۰ کیلوگرم (۴۰۷۸۵ پاند)
•وزن بارگیری: ۲۶۰۰۰ کیلوگرم (۵۷۳۲۰ پاند)
•بار مفید: ۷۵۰۰ کیلوگرم (بارجنگی) (۱۶۵۳۴ پاند)
•بیشینه وزن برخاست: ۳۷۰۰۰ کیلوگرم (۸۱۵۷۰ پاند)
•پیشرانه: ۲× موتور جدید نامگذاری نشده تولید انپیاو ساتورن و FNPTSMMPP سالیوت هر یک ۱۷۵ کیلونیوتن
•بیشینه وزن سوخت: ۱۰۳۰۰ کیلوگرم ۲۲۷۱۱ پاند
عملکرد
•سرعت بیشینه: ۲۶۰۰ کیلومتر بر ساعت (2.45ماخ) (در ارتفاع ۱۷۰۰۰ متری) (۱۶۱۵ مایل بر ساعت (در ارتفاع ۴۵۰۰۰ پایی))
•سرعت پیمایش: ۱۳۰۰-۱۸۰۰ کیلومتر بر ساعت (۸۰۸-۱۱۱۸ مایل بر ساعت)
•برد: ۴۰۰۰ تا ۵۵۰۰ کیلومتر (۲۵۰۰-۳۱۰۰ مایل)
•سقف پروازی: ۲۰۰۰۰ متر (۶۵۶۱۶ پا)
•نرخ اوجگیری: ۳۵۰ متر بر ثانیه (۱۱۸۴ پا بر دقیقه)
•بارگیری بال: ۳۳۰-۴۷۰ کیلو بر متر مربع(۶۷-۹۶ پاند بر فوت مربع)
•نسبت نیرو به وزن: ۱/۴
•بیشینه بار جی : +۱۰/۰ - +۱۱/۰ جی
جنگ افزار
•توپها: ۱×۳۰ میلیمتری جیش-۳۰-۱
•جایگاهها: ۱۰×داخلی، ۶×خارجی برای موشکهای آر-۷۴ام و آر-۷۷ام
پی نوشت: پک فا (PAK FA) مخفف انگلیسی هواپیمای تاکتیکی پیشرفتهٔ آینده می باشد.


24:

مقاله ای جامع و تحلیلی در مورد نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران IRIAF
به قلم: تام کوپر و لیام دولین مترجم: آرمان سیداحمدی منبع: مجله Combat Aircraftانواع هواپیماهای نظامی
مقدمه مترجم: تام کوپر نویسنده و محقق اتریشی یکی از معدود صاحب نظران هوانوردی نظامی غرب هست که در مورد نیروی هوایی ایران و هواپیماهای در حال خدمت در این نیرو تا کنون مقالات و حتی کتاب های زیادی را به رشته تحریر در آورده هست.

در وضعیت فعلی منطقه و بحران های اخیر که خاورمیانه با اون روبروست، نگاه تمام جهانیان به کشور ایران دوخته شده هست زیرا کشور دیگری موقعیت ژئوپلیتیکی و اهمیت اقتصادی و نظامی را که کشور ما در منطقه داراست ندارد.

مسئله قدرت اتمی ایران و پافشاری سران کشورمان بر احقاق حقوق مسلم ایران در دارا بودن فناوری هسته ای برای مقاصد صلح آمیز موجب شده هست تا توجه کشورهای مختلف دنیا به قوای نظامی ایران و بررسی امکان درگیری نظامی بین ایران و کشورهایی نظیر آمریکا و دولت های اروپایی معطوف شود.

مقاله ای که در ادامه خواهید خواند، به تحلیل توانایی های نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران می پردازد و اهمیت وجود این نیرو در دفاع از کشورمان به عنوان تنها عامل بازدارنده و دفاعی در مقابل دشمن احتمالی را بررسی می نماید.

لازم به ذکر هست که ترجمه این اثر نماینده مطابقت عقاید نویسنده با نظر مترجم و تایید یا رد مسائل نیست و این مقاله صرفاً بازتاب افکار و ایده های نویسنده این مطلب می باشد.


رویارویی های اخیر ایران و غرب
آیا آمریکا و متحدانش هیچ گاه وارد مواجهه نظامی با ایران خواهند شد؟ این سوالی هست که در ذهن بسیاری افراد شکل گرفته هست.

کاری به درستی یا نادرستی این امکان نداریم، ولی ظاهراً شواهد گواه بر این مدعاست که توانایی های نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران - IRIAF بسیار بیشتر از اون هست که کارشناسان نظامی غربی پیش بینی کرده اند.

در حالی که توجه عموم در دنیا به سمت وقایع خشونت آمیز در عراق و جنبه های مختلف «جنگ علیه تروریسم» جلب شده هست، تنش های مرتبط با ایران نیز در حال افزایش هست.

به دنبال اشغال عراق در تابستان سال 2003، عملیات هوایی بسیاری اطراف ایران صورت گرفته هست.

بخش بزرگی از رویارویی های هواپیماهای ایرانی با جنگنده های آمریکایی بر فراز خلیج فارس صورت گرفته، در حالی که جنگنده های دو طرف به دفعات در طول مرزهای عراق و افغانستان با هم ملاقات کرده اند.

موقعیتی سخت و پیچیده برای هر دو سو
در وقت تهاجم به عراق در مارس و آوریل سال 2003، جنگنده های فانتوم II نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران دائماً به انجام ماموریت های گشت هوایی CAP در مناطق نزدیک به دزفول و سنندج در منطقه کردستان می پرداختند به طوری که این گشت ها در تمام طول روز ادامه داشت.

تا پاییز سال 2003 که به تدریج تنش ها میان ایران و آمریکا رو به افزایش می گذاشت، کم کم بر تعداد و اندازه فرمیشن های هواپیماهای پروازی ایران نیز اضافه کرده شد.

در نوامبر سال 2003 یک فروند هواپیمای آواکس E-3 Sentry متعلق به نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا که در حال انجام گشت هوایی نزدیک مرز عراق بود تعداد شانزده فروند هواپیمای F-14 Tomcat نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران را در حال پرواز در ارتفاع سی هزار پایی و در داخل حریم هوایی ایران نزدیک شهر دزفول در یک آرایش پروازی واحد شناسایی کرد.

همین فرمیشن تامکت های ایرانی تا وقتی که تامکت ها نواحی مرزی را به مقصد شرق کشور ترک فرمودند، به مدت بیست دقیقه تعقیب شد.

از سال 1997 که یک فرمیشن نه فروندی تامکت ها بر فراز خلیج فارس توسط نیروی دریایی آمریکا شناسایی شد، این بزرگترین و پر تعداد ترین گروه پروازی F-14 های ایرانی بود که توسط ارتش آمریکا ردیابی می شد.

در سال 2005 نیز نه فقط F-4 فانتوم II های ایرانی، بلکه تعدادی سوخوهای Su-24MK فنسر و میراژهای F1BQ و F1EQ و حتی میگ های MiG-29A نیز در محدوده خلیج فارس توسط F-14 ها و F/A-18 های نیروی دریایی آمریکا دیده شدند.

گشت های هوایی مکرر ایران در مرزهای عراق و پرواز هواپیماهای آمریکایی در حاشیه حریم هوایی ایران و حتی گاهی در داخل اون باعث بروز تنش هایی شد.

با بروز این مشکلات سرانجام در ژانویه 2004 توافق هایی شفاهی و تنها در حد فرموده هایی بین دو طرف صورت گرفت.

به موجب این توافقات، دو طرف متعهد شدند که تحت هیچ شرایطی به هواپیماهای یکدیگر شلیک ننمایند.

بنا بر گزارشات از اون وقت به بعد ارتش آمریکا از تعقیب و ردیابی سایه به سایه هواپیماهای گشتی ایرانی دست کشید، اما اون پرواز ها به همان منوال ادامه یافت و هواپیماهای ایرانی پس اون وقت نیز گاه و بیگاه بر روی رادارهای هوایی و زمینی آمریکا ظاهر می شدند.

در ابتدای سال 2005، موقعیت باز هم تغییر کرد، و این تغییر پايه اً به دلیل تردیدهای غرب در تحلیل توانایی های نظامی ایران صورت پذیرفت.

در سال های 1980 و 1990 آمریکایی ها به اطلاعاتی که از سوی تعداد بسیاری از پرسنل ایرانی نیروهای مختلف که از وقت رخداد انقلاب در ایران به کشورهای غربی و خصوصاً آمریکا مهاجرت کرده بودند، دلخوش بودند، اما حالا شرایط تغییر کرده بود چرا که نه تجهیزات نظامی حال ایران با وقت قبل از انقلاب مطابقت داشت و نه افراد مشابهی زمام امور را در دست داشتند.

همین مسئله باعث شد که آمریکا از جمع آوری اطلاعات در مورد قوای نظامی ایران از طریق منابع و مراجع انسانی دست کشیده و به نیروهای «ماشینی» رو بیاورد.

امروزه جمع آوری اطلاعات و خبرگیری آمریکا شدیداً به رادارهای تجسسی، ماهواره ها و هواپیماهای جاسوسی بلند پرواز بستگی دارد.

این مسئله موجب شد تا انبوه اطلاعات جدید به دست آمریکا بیفتد اما در عین حال به همان اندازه ارزیابی اهداف دولت ایران و توانایی های نیروهای نظامی ایران نیز برای آمریکا مشکل گردید.
اما مشکلات به همین پایان نیافت، چرا که غرب به شدت در پی بردن به چگونگی توسعه بخش نظامی و دفاعی کشور ایران ناتوان می نمود.

بیشتر کارشناسان غربی هنوز هم پیش بینی ها و تحقیقات خود را در مورد قوای نظامی ایران بر پایه ی اطلاعات بیست سال قبل برنامه داده اند که همین مسئله باعث به وجود آمدن تصورات غلط و پیش بینی های نابجایی شده هست.

برای مثال بیشتر غربی ها بر این باورند که تجهیزات نظامی که در سال های 1970 از آمریکا توسط رژیم قبلی حاکم بر ایران خریداری شده بود امروزه غیر قابل هستفاده هستند در حالی که حقیقت چیز دیگریست.

تصویری که از قوای نظامی ایران در ذهن غرب نقش بسته هست به آرامی در حال تغییر هست، بدین معنی که آمریکا و کشورهای عضو پیمان ناتو هنوز هم F-14 های ایران را در لیست تهدید های بالقوه برنامه داده اند، هر چند که بسیاری از اونان بر این باورند که تعداد F-14 های قابل پرواز ایران از تعداد انگشتان دست فراتر نمی رود.

بسیاری از اونان متقاعد شده اند که رادارهای AN/AWG-9 هواپیماهای تامکت ایرانی به دلیل عدم تامین قطعه های یدکی از کار افتاده اند و کلیه موشک های فینیکس موجود در انبارهای نظامی ایران نیز از همین نظر غیر قابل هستفاده می نمایند.

با همه این مسائل، غرب هنوز هم در مورد اینکه آیا ایران می تواند در صورت وقوع یک جنگ واقعی تجهیزات نظامی آمریکایی را به طور موثر به خدمت بگیرد یا خیر در شک و تردید هست، به خصوص در مورد رادارهای AN/AWG-9 نگرانی های بسیاری وجود دارد.

یکی از بزرگترین اشتباهاتی که کارشناسان نظامی غرب در مورد ایران مرتکب شده اند این هست که اونان در طی چند سال گذشته نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران-IRIAF را یک نیروی «مرده» فرض کرده اند و به طور کلی قابلیت های این نیرو را نادیده گرفته اند.

با این وصف نه تنها نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران-IRIAF یک نیروی کاملاً فعال هست، بلکه باید اعتراف کرد که ابعاد تمرینی و تربیتی نیروهای انسانی این بخش نیز بسیار گسترده هست.

موج بزرگ فعالیت های اخیر نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران این واکنشهای شدیدی را در غرب برانگیخته هست و به تدریج این ذهنیت که نیروی هوایی ایران به دلیل ناتوانی در نگهداری جنگنده هایش در حال بازنشسته و اوراق کردن هواپیماهای نیروی هوایی هست را از بین برده هست.





طوفان در فنجان چای انواع هواپیماهای نظامی
منابع نظامی آمریکا و بریتانیا مخصوصاً در صدد آزمایش واکنش ایران نسبت به عملیاتی که می خواستند به انجام برسانند برآمده اند.

بر پایه اونچه نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران تا کنون انجام داده هست، این دو کشور بر این عقیده اند که ایران آخرین حد قدرت دفاعی خود را به نمایش گذاشته هست و به دلیل ضعف شدید شبکه راداری این کشور، تعقیب و گریز های بین هواپیماهای ایرانی و آمریکایی تا کنون برای ایران بدون ثمر بوده هست.

بیشتر منابع غربی به مثال هایی مانند ورود بی اجازه یک فروند هواپیمای آمریکایی در پاییز سال 2005 به حریم هوایی ایران اشاره می نمايند.

یک هواپیمای تانکر سوخت رسان KC-135 آمریکایی در نوامبر سال 2005 اشتباهاً وارد مرزهای هوایی ایران شد و حدود چهل دقیقه را نیز در آسمان ایران بدون هیچ مزاحمتی سپری کرT به فرموده این منابع این مسئله نشان از ضعف شدید قدرت رهگیری هوایی ایران را دارد؛ البته بهتر هست بدانیم که این منابع توافقات شفاهی را که دو طرف را ملزم به عدم شلیک به هواپیماهای یکدیگر می کرد را از یاد برده اند.

شاید به سخن دیگر ایران «نخواسته» هست که هواپیماهای آمریکایی را که بدون اجازه وارد حریم هوایی این کشور می شدند هدف برنامه دهد.

البته منابع ایرانی این فرموده ها را نه تصدیق می نمايند و نه رد می نمایند.

اون ها به طور سربسته به این واقعیت ها معترفند که بهترین کنترل را بر حریم هوای خود ندارند، رادارهای زمینی شان به زحمت می تواند برخی مناطق ایران را پوشش دهد، شبکه ارتباطی شان کامل و کافی نیست و فرماندهی اون ها در برخی نقاط حساس به بهترین وجه ممکن صورت نمی پذیرد؛ اما همین منابع به شدت بر این مسئله پافشاری می نمايند که جنگنده های نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران-IRIAF اخیراً به طور کامل ارتقا یافته و اورهال شده و از بهترین سرویس های ممکن گذشته اند و در حال حاضر در بهترین شرایط موجود عملیاتی به سر می برند.

یکی از جالبترین مسئله های قابل توجه این هست که IRIAF گشت های مکرر هواپیماهای آمریکایی را در مرزهای خود را یک تمرین به موقع و البته منبع مطئمنی برای جمع آوری اطلاعات در مورد هواپیماهای آمریکایی و توانایی های اون ها قلمداد کرده هست!

بر خلاف سال 2003 که نقل های متعددی از روئیت تامکت های ایرانی توسط خلبان های آمریکایی رسیده بود، اون دسته از خلبانان نیروی دریایی آمریکا که بیشتر در خلیج فارس به گشت می پردازند به ندرت درباره وجود تامکت در اون منطقه سخن فرموده اند.

در عوض، بیشتر همین خلبانان با هواپیماهای F-4E ،Su-24MK و میراژ F1EQ متعلق به نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران ملاقات هایی مکرر داشته اند.

گزارشهای معدودی هم از روئیت تامکت های ایرانی در اون منطقه ثبت شده هست، اما بیشتر این تامکت ها هنگامی سر راه سبز شده اند که خلبانان آمریکایی به خود جرات نفوذ عمیق تر در حریم هوایی ایران را داده اند.

به نظر می رسد همین مسئله یکی از دلایلی بوده هست که ارتش آمریکا تامکت های ایرانی را بلااستفاده دانسته هست.

اما از سوی دیگر ایرانیان فراخوان می نمايند که غیاب تامکت ها، به علت حفظ این قدرت بزرگ رهگیری هوایی ایران برای مواقع ضروری تر و البته حفظ اسرار مربوط به اونان هست.

در شرایطی که تامکت های آماده در آشیانه هایشان خفته اند، دیگر جنگنده های IRIAF مرتباً در مرزهای ایران دیده می شوند.

در تابستان سال 2005 سوخو Su-24 های بسیاری در حال عملیات بر فراز خلیج فارس مشاهده شدند که عمده این هواپیماهای بمب افکن مجهز به موشک های ضد کشتی چینی C802K-2 بودند.

موشک C802K-2 یک موشک ضد کشتی مجهز به موتور توربوجت و دارای بردی معادل 120 کیلومتر می باشد که در شرایط کنونی تحت لیسانس چین در ایران با نام موشک «نور» تولید می شود.

موشک نور و هواپیماهای Su-24 از بالقوه ترین و تهدیدآمیز ترین خطرات برای ناوها و ناوچه های آمریکایی و بریتانیایی در خلیج فارس به شمار می آیند.

فانتوم های ایرانی هم که در اون ناحیه مشاهده شده اند بیشتر مسلح به موشک های AIM-7 Sparrow و AIM-9 Sidewinder بوده اند.
موشک اسپارو سوار بر فانتوم های ایرانی گواه این حقیقت هست که رادارهای AN/APQ-120 هواپیماهای فانتوم ایرانی هنوز هم مشکلی برای شلیک این موشک ها ندارند و مشکل قطعات یدکی این رادارها ظاهراً حل شده هست.

این مسئله مهر تاییدی بر توانایی های بومی ایرانی هست، چرا که بیشتر منابع غربی بر این باور بودند که فانتوم های ایرانی دیگر به دلیل مشکل قطعات یدکی رادار قادر به شلیک موشک های اسپارو نیستند.

اگر وجود موشک های اسپارو زیر بال های فانتوم های ایرانی حقیقت داشته هست، پس پرواز تامکت های ایرانی مسلح به موشک های کشنده فینیکس نیز نمی تواند دور از انتظار باشد.

رویارویی بین هواپیماهای دو طرف اگرچه در بیشتر دفعات شامل مانورهای تهاجمی و جسورانه از هر دو طرف بوده هست، اما همیشه با صلح و آرامش پایان یافته هست.

از یکی از این مواجه ها می توان به رویارویی یک فروند F-4E نیروی هوایی ایران که به وسیله یکی از جوانترین و جسورترین خلبانان ایرانی هدایت می شد و یک فروند F/A-18 نیروی دریایی آمریکا اشاره کرد که در طی این درگیری بدون قربانی، فانتوم ایرانی سعی کرد هواپیمای آمریکایی را به داخل خاک ایران کشانده و به یکی از سایت های پرتاب موشک های زمین به هوای SAM ایران نزدیک کند که البته این تلاش برای هواپیمای ایرانی ناموفق بود.
تربیت خلبانان ایرانی در روسیه
خلبانان ایرانی و آمریکایی، هر دو از چنین درگیری هایی ظاهری با اعتماد به نفص صحبت می نمايند.

اما اون دسته خلبانان ایرانی مسن تر نیروی هوایی که در آمریکا تحصیلات خلبانیشان را به پایان رسانده اند و دارند به دوران بازنشستگی نزدیک می شوند، با غرور و افتخار بیشتری از توانایی ها، مهارت ها و جسارت بیشتر نسل جدید خلبان های ایرانی سخن می گویند.

هر واحد جنگنده-بمب افکن و جنگنده-رهگیر ایرانی سالانه حداقل در پنج تمرین عمده هوایی شرکت می جویند.

به علاوه در تابستان سال 2003 و بار دیگر در سال 2004 گروهی متشکل از 31 خلبان ایرانی هواپیماهای میگ MiG-29 و Su-24 و تکنسین های زمینی به منظور شرکت در تمرینات زنده شلیک موشک به پایگاه هوایی کوبینکا در روسیه فرستاده شدند و در همین سال دو گروه دیگر نیز به پایگاه های دیگری سفر کردند.

مسکو بارها تلاش کرده هست که از روابط در حال رشد ایران و روسیه به نفع خود بهره بجوید، اما ظاهراً در اثر مسائلی چون بحران چچن و مشکلاتی که در اثر ساخت نیروگاه اتمی بوشهر به وجود آمده هست کمی به زحمت افتاده هست.

در سال 2003 روسها تعداد 22 فروند رهگیر میگ MiG-31 Foxhound دست دوم را همراه با ضمانت تامین قطعات یدکی این هواپیماها به مدت پنج سال و سرجمع به قیمت 470 میلیون دلار آمریکا برای فروش به ایران پیشنهاد دادند.

به زودی ساوقت سیا CIA نیروی هوایی آمریکا USAF را از خطر تصاحب رهگیر قدرتمند MiG-31BM آگاه کرد، چرا که زوج تامکت و فاکس هاوند می توانست برای هر کشوری کابوسی دهشتناک باشد.

بنابراین قبل از اینکه ایران به پیشنهاد روسیه پاسخی بدهد، نیروی هوایی آمریکا درخواست خرید این تعداد رهگیر مدرن را به قیمتی بالاتر از اونچه که مسکو به شهرستان تهران پیشنهاد کرده بود تسلیم روسیه کرد.

جالب اینجاست که پنتاگون نمی خواست فقط مانع خرید میگ MiG-31 ها توسط ایران شود، بلکه خود نیز مایل بود که نگاهی به تکنولوژی این رهگیر توانمند بیندازد.

خرید فاکس هاوند ها توسط آمریکا علی رغم اون بود که در سال های 1980 توسط جاسوسی به نام مستعار «دونالد» به اطلاعات ذیقیمتی از این جنگنده دست یافته بود و یک بار دیگر در سال 1997 که یک خلبان روسی به کشوری از جمهوری های هستقلال یافته از شوروی سابق که دوست آمریکا به شما می آمد پناهنده شده و هواپیمای خود را نیز در اختیار اون ها برنامه داده بود دانستنی های دیگری را درباره این جنگنده کشف کرده بود.

چندین بار دیگر روسیه %د فروش میگ MiG-29 های دیگر نیز به ایران شده بود اما ظاهراً غیر از تحویل سال 1990 هیچ میگ MiG-29 دیگری به ایران تحویل نشده هست.

با هستناد بر گزارشات البته تایید نشده رسانه های روسی، 14 فروند هواپیمای میگ MiG-29 در سال 1990 توسط ایران خریداری شد، تعداد 20 فروند دیگر در سال 1991 به این مجوعه اضافه گردید و در بین سال های 1994-1993 هم 6 فروند دیگر به ایران تحویل شد.

اگرچه نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران می کوشد که تعداد میگ 29 های فعال این نیرو را بیشتر از سال های قبل نشان دهد، اما ظاهراً هیچ مدرک تصویری که دال بر فعالیت و خدمت این چهل فروند میگ روسی باشد در دسترس نیست.

به جرات می توان فرمود که روابط ایران و روسیه در سال های اخیر به قدری گسترش یافته هست که خرید تجهیزات نظامی روسی مانند موشک های پدافندی S-300 SA-10 Grumble و هلیکوپتر های میل Mi-8/17 توسط ایران دیگر از کشورهای هستقلال یافته از شوروی انجام نمی پذیرد بلکه خریدها به طور بی واسطه از روسیه انجام می پذیرد.

برای مثال ایران از سال 2003 سفارش خرید هلیکوپترهای میل Mi-17 را مسقیماً به شرکت Kazan Helicopters داده هست و در دسامبر سال 2005 برای نخستین بار پس از سال 1990 سفارش تحویل تسلیحاتی چون سی دستگاه سامانه های پدافندی Tor-M1 SA-15 Gauntlet را تسلیم مسکو کرده هست.

با این وضع رشد نرخ خرید تسلیحات از روسیه توسط ایران تعداد افراد و کارشناسان روسی که احتمال خرید اسکادران های بزرگ Su-27 فلانکر و Su-30 را می دهند بسیار اندکند.

اگر چه برخی مقامات نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران نسبت به خرید این جنگنده های مدرن از خود تمایل بسیاری نشان داده اند، اما حکومت اسلامی ایران ظاهراً علاقه چندانی به هرچه قدرتمندتر کردن IRIAF ندارد، چرا که هنوز هم وفاداری این نیرو نسبت به حکومت ایران ثابت نشده هست.

شاید اینکه به همراه هر تکنسین و خلبان ایرانی که به روسیه می رفت یک محافظ شخصی یا یک مامور امنیتی نیز فرستاده می شد تا از پناهندگی احتمالی یا ارتباطات ناخواسته جلوگیری کند، دلیلی بر همین تصور بود.

در کنار این مسائل، به نظر می رسد ایران تمایل خود را برای خرید تسلیحاتی که احتمالاً در آینده نخواهد توانست در داخل کشور مونتاژ کند از دست داده هست.

مثال این موضوع عدم موفقیت در بدست آوردن لیسانس تولید موتورهای جنگنده های روسی هست.

همچنین، روسها نسبت به تحویل مدارک و راهنماهای کامل فنی تسلیحاتی که قبلاً به ایران فروخته اند بی میل عمل می نمايند، و این چیزیست که شاید به مزاج ایرانیان خوش نیاید چرا که اون ها همیشه همراه تجهیزات نظامی آمریکایی که در دهه 1970 می خریدند راهنماهای کامل فنی را دریافت می داشتند.

نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر از زیربنایی نسبتاً توسعه یافته با توانایی پشتیبانی کامل فنی هواپیماهای ساخت آمریکا که در خدمت دارد برخوردار هست.

این زیربنای جدید زیرساخت قدیمی را که برپایه تکنولوژی کاملاً متفاوت و البته با هزینه های سرسام آور بنا شده بود تقریباً بی هستفاده می سازد.

در مورد هواپیماهای فلانکر هم باید فرمود که هم فرمانده نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران و هم دولت حاکم می دانند که سال ها طول خواهد کشید که روسیه جنگنده ی Su-27 ی مطابق شرایط اون ها بسازد و اون را با زیرساخت هوایی ایران هماهنگ سازد و خلبانانی را برای پرواز دادن این جنگنده ها تربیت کند.

حتی اگر این امکانات همه و همه فراهم آیند باز هم هیچ تضمینی برای دفاع کامل از حریم هوایی ایران در برابر یک حمله شدید نیروی هوایی و نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا نیست.


روابط ایران با فرانسوی هاانواع هواپیماهای نظامی
روس ها تنها کسانی نبودند که در فروش تجهیزات نظامی به ایران تلاش می کردند.

نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران در سال 2000 دست به آزمایش موشک های هوا به هوای R550 ماژیک ساخت فرانسه روی هواپیماهای میراژ F1EQ خود زده هست.

هواپیماهای میراژ F1EQ و F1BQ در سال 1991 با توافق بین دو کشور ایران و عراق برای جلوگیری از تخریب به وسیله نیروهای متحد از عراق به ایران فرستاده شدند.

با کمک چندین خلبان پاکستانی و البته سه هواپیمای پر از قطعات یدکی میراژ ها که در همان وقت از عراق به ایران فرستاده شده بودند، نیروی هوایی هواپیماهای میراژ را در سال 1993 به خدمت خود در آورد.

در ابتدا جنگنده های میراژ در پایگاه سوم شکاری نوژه نزدیک همدان مستقر شدند، اما به زودی به پایگاه جدید و تازه بازسازی شده مشهد مقدس یا پایگاه چهاردهم شکاری فرستاده شده و به خدمت صد و چهلمین گروه جنگنده های تاکتیکی در آمدند.

علی رغم از دست رفتن یکی از میراژهای دو سرنشینه F1BQ نزدیک پایگاه مشهد مقدس در تابستان 2001 که به وسیله یک موشک دوش پرتاب قاچاقچی های افغانی مواد مخدر ساقط شده بود، بنا بر جدیدترین گزارشات بین 18 تا 20 فروند هواپیمای میراژ F1BQ و F1EQ در خدمت نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران می باشد.

همانطوری که قبلاً فرموده شد، هواپیماهای میراژ IRIAF نه تنها در مرزهای شرقی ایران فراوان دیده شده اند، بلکه نمونه های بسیاری از مشاهده اون ها بر فراز خلیج فارس نیز دیده می شود.

با هستناد بر اخباری که از منابع خبری نیروی هوایی فرانسه به دست می رسد، ایران در سال 2000 تعداد هزار فروند موشک ماژیک را از فرانسه برای خرید درخواست نمود.

ایرانی ها از عملکرد عالی هواپیماهای میراژ و البته موشک های ماژیک در تست ها و خصوصاً درگیری های هوایی شبیه سازی شده بین این جنگنده و هواپیماهای پروازنماينده در ارتفاع کم و هلیکوپتر ها بسیار شفرمود زده شده بودند.

منابع ایرانی اظهار می نمايند که نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران از آزمایش این موشک ها و هواپیماهای میراژ نتیجه گرفت که موشک ماژیک جایگزین بسیار خوبی برای موشک های قدیمی AIM-9P2 سایدوایندر آمریکایی و R-73 آرچر روسی هست.

ظاهراً برای ایرانی ها نگهداری موشک های ماژیک و هواپیماهای میراژ بسیار آسانتر از نگهداری میگ MiG-29 ها و البته هواپیماهای قدیمی آمریکایی بود.

در کنار اینها، عملکرد پروازی میراژ F1 همیشه در حد جنگنده مانورپذیر F-5 ارزیابی می شد، در حالی که میراژ جنگنده ای با قدرت بیشتر و البته مستعد تر برای نبردهای هوایی بود.

فرانسه که از واکنش ایرانیان به آزمایش های موفق موشک های ماژیک MkII دلگرم شده بود، در همان سال پیشنهاد یک بسته تسلیحاتی شامل 62 فروند میراژ F1CT، پانصد فروند موشک R550 ماژیک و ضمانت تامین قطعات یدکی پنج یا ده ساله بسته به انتخاب را به ایران تقدیم کرد.

این بسته همچنین شامل کمک های فنی و البته پشتیبانی از جهت حفظ میراژهای موجود در خدمت بود، اما شهرستان تهران به دلیل عدم تامین بودجه مورد نیاز این خرید توسط دولت پیشنهاد فرانسوی ها را رد کرد.

البته پیشبینی می شد ایران در سال 1997 در قبال ارائه کمکهای فنی و سرویس هواپیماهای سوخو 24 لیبی، تعداد قابل ملاحظه ای موشک های ماژیک از اونان در سال 1997 دریافت کرده بود.

شاید عدم خرید از فرانسه به دلیل بی میلی حکومت ایران در سرمایه گذاری روی نیروی هوایی بود.

همین مسائل سرانجام منجر به توسعه طرح موشک فاطر، موشکی بر پایه ی موشک AIM-9P2 سایدوایندر با بدنه و موتور قبلی منتها با اویونیک کاملاً جدید شد.

شاید توسعه همین موشک جدید بود که خرید موشک های R550 ماژیک، موشک های سفارش داده شده R-73 و R-27 روسی را لغو کرد.

نجواهایی از تسلیحات چینی
این امکان وجود داشت که شهرستان تهران در اواخر سال 2000 معامله ای را برای خرید قطعات یدکی میراژها انجام داده باشد، چرا که قطعات یدکی که در سال 1991 به همراه میراژهای عراقی به ایران آورده شدند و همچنین اون دسته قطعاتی که از لیبی خریداری شدند بسیار کم تعداد و برای میراژهای نیروی هوایی کافی نبودند.

شاید به دلیل همان خرید احتمالی باشد که میراژهای IRIAF هم اکنون عملیاتی و البته بسیار فعال هستند.

چندین سال پیش شایعاتی منتشر شد که خبر از انطباق و سازگاری موشک های ماژیک با میگ های MiG-29 ایرانی داشت، این موضوع در مورد هواپیماهای F-4 و F-5 هم صادق بود.

همین شایعات پایه و پايه ی شد برای شایعاتی دیگر که از جمله اون ها می توان به خرید تعداد قابل توجهی موشک های ماژیک از فرانسه توسط ایران اشاره کرد.

اما در حقیقت مسئله چیز دیگری بود.

نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران در سال 1992 پروژه ای را برای نصب موشک های چینی حرارت یاب PL-7 که خود کپی ناقصی از موشک ماژیک بودند بر روی هواپیماهای F-4 و F-5 راه اندازی کرد.

در نمایشی در پایگاه یکم شکاری یا فرودگاه مهرآباد در سال 1995 هواپیماهای F-5 با ریل های جدید موشک های چینی به پرواز درآمدند.

این هواپیماها همگی مجهز به موشک های تقریباً بی مصرفPL-7 در موقعیتی عجیب در نوک بال ها نصب شده بودند.

این پروژه که با هزینه ای چند میلیون دلاری راه افتاده بود، ابتدا به کمک تکنسین های چینی شروع شد، اما نتایج چندان رضایت بخش نبود.

با صدای اعتراضاتی که از پرسنل نیروی هوایی شنیده شد، سرانجام انجام پروژه به کمک چینی ها لغو گردید و پروژه به مجتمع تجهیزات الکترونیکی نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران واگذار شد.

این بار موشک PL-7 روی هواپیماهای MiG-29 و F-4 نصب شد.

با اینکه موشک PL-7 به تعداد زیاد و البته با قیمت ارزان در اختیار ایران بود، اما هرگز نیروی هوایی این موشک را اسلحه ای واقعاً قابل عملیات روی هواپیماهای ذکر شده به حساب نیاورد.

نه تنها هواپیماهای آمریکایی که در اختیار ایران بودند برای نصب این موشک نیازمند تغییرات عمده بودند بلکه موشک PL-7 جستجوگر بسیار ضیعفی نیز داشت و برد کم اون نیز تقریباً مانع هر گونه هدف گیری با اون می شد.

پس از اون که نصب همین موشک روی هواپیمای شنیانگ F-7N هم نتیجه ی چندان دلچسبی به بار نیاورد، اینبار ایران موضع مخالف و سر سختانه ای در مورد خرید هر گونه سلاح از چین به خود گرفت.

موشک های C802K ضد کشتی که در سال 1997 به همراه ماشین آلات مورد نیاز برای تولید در داخل کشور خریداری شدند، تنها پس از آزمایشهای بسیار سخت گیرانه و در شرایط کاملاً واقعی موشک C801 که نمونه قدیمیتر C802 به شمار می آمد امکان سفارش اون ها به وجود آمد.

علی رغم شایعات بسیاری که وجود دارد، منابع آگاه مهر تاییدی بر عدم علاقه ایران برای خرید هر گونه تسلیحات یا جنگنده جدید چینی زده اند.

دوران سوم حیات تامکت در ایران
تا سال 2000 هنوز فرماندهی نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران و دولت ایران در مورد سرانجام پروژه های بومی، به خصوص تولید موشک در داخل کشور مطمئن نبودند.

به همین دلیل نصب موشک های ساخته شده در داخل کشور روی جنگنده ها لغو شد و موشک های PL-7 و ماژیک برای پر کردن انبار مهمات نیروی هوایی خریداری شدند، چرا که هواپیمای های آمریکایی، روسی و فرانسوی این نیرو برای جنگیدن نیاز به تسلیحات داشتند.

اگر چه بخش دفاعی ایران قدم مهمی به سوی جلو برداشته بود، اما انگار مسئله کمبود موشک های هوا به هوای موثر هنوز هم رفع نشده بود.

همین که ظرفیت تولید برای ساخت انواع موشک ها و پروژه های دیگر تقسیم شده و برای هر یک ظرفیتی مستقل اختصاص داده نشده بود نشان دهنده این بود که نیروی هوایی هنوز هم بر سر تامین بودجه موردنیاز مشکلات بسیاری دارد و تولید بومی موشک در ایران هنوز به حد تولید انبوه نرسیده هست.

با این حال تلاش ها در جهت پیشبردن همین تعداد پروژه های فعلی هم در حال انجام هست.

یکی از همین نمونه ها که قبلاً نیز از اون بحث شد، موشک فاطر هست.

موشک فاطر در حقیقت همان موشک AIM-9P2 سایدوایندر هست که با همان موتور و بدنه قبلی عرضه می شود اما پايه اً از نظر الکترونیک پروازی تغییرات مهمی به خود دیده هست.

پیشرفت هایی که در اویونیک این موشک مشاهده می شود کاملاً ریشه بومی و ایرانی دارد که این خود جای امیدواری هست.

نصب این موشک با نصب سایدوایندر روی هواپیماها تفاوتی ندارد و به همین جهت، نیازی به خرج های اضافه برای سازگارساختن هواپیماها با موشک جدید نیست.

موشک فاطر حدود سه سال هست که به خدمت گرفته شده هست و گزارشها حاکی از اون هست که این موشک به تعداد قابل توجهی در انبار نیروی هوایی موجود هست.

برنامه تولید موشک AIM-54 Phoenix به روش مهندسی معکوس و با کمک ساوقت های دیگر دفاعی ایران از دیگر پروژه هایی هست که نیروی هوایی در سال های اخیر بدان مشغول بوده هست.

270 فروند موشک AIM-54 فینیکس به اضافه 10 فروند موشک مشقی تمرینی که در وقت حکومت قبلی ایران از آمریکا خریداری شدند تعدادشان در وقت جنگ تحمیلی ایران و عراق تقریباً به نصف مقدار قبلی رسید و تصور می شود هم اکنون نیروی هوایی تعداد 160 فروند موشک فینیکس را که شاید 40% اون ها عملیاتی باشند در اختیار دارد.

برخی منابع غیر معتبر اذعان می دارند که این تعداد موشک فینیکس عملیاتی نیروی هوایی به وسیله بسته های سرویس و تعمیری که به طور پنهانی خریداری شده بود هنوز هم قابلیت شلیک دارند.

هواپیماهای F-14A تامکت نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران در سرنگون ساختن تعداد بسیاری از میگ ها، سوخو ها و میراژهای عراقی در جنگ ایران-عراق به وسیله موشک های AIM-54 Phoenix به طور عمده، AIM-7E-2/4 و AIM-9P2 نقش به سزایی را ایفا کردند.

هواپیماهای تامکت ایرانی که به وسیله خلبانان با تجربه که در آمریکا آموزش دیده اند هنوز هم در نبردهای ساختگی و مصنوعی علیه خلبانان تازه کاری که با میگ MiG-29 های ایرانی پرواز می نمايند صر نظر از اینکه هواپیمای دشمن در دیدشان باشد یا نباشد پیروز می شوند.

F-14 به عنوان پایه ای ترین هواپیمای رهگیر نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران نه تنها عملیاتی نگه داشته شده هست، بلکه سرمایه گذاری های فراوانی بر ارتقا سیستم ها و توسعه توانایی های این جنگنده مقتدر صورت پذیرفته هست.

با وجود این ها، ایرانی ها مشکلات بسیار بزرگی را بر سر عملیاتی نگه داشتن کامل F-14 ها و موشک های فینیکس متحمل شدند.

برای مثال تامین باتری های حرارتی موشک فینیکس از سال 1987 تقریباً متوقف شد و برای حل این مشکل، یا نیروی هوایی می بایست به طور پنهانی این قطعات را تهیه می کرد یا اینکه با قبول کیفیت کمتر به طور بومی اون را در کشور تولید می کرد.

اگر چه مشکلات کمتری بر سر راه سرویس رادار AN/AWG-9 پیش آمد، اما اجزای دیگر اویونیک تامکت مانند ACCM یا کامپیوتر کنترل موشک هوابرد باعث دردسر های بسیاری شد.

اما ظاهراً این مشکلات نمی توانست خللی در تصمیم نیروی هوایی ایران در عملیاتی نگه داشتن هواپیماهای F-14 ایجاد کند، چرا که تصمیماتی مبنی بر تولید قطعات فوق الذکر به طور بومی و همچنین ساخت موشک AIM-54 فینیکس به روش مهندسی معکوس نیز گرفته شد.

سپس فاز تحقیقی که سال ها به طول انجامید، سرانجام تولید آزمایشی نمونه ای از موشک فینیکس آب-خنک که نیازی به سیال خنک نماينده از طرف هواپیمای حامل نداشت، یعنی چیزی شبیه به موشک AIM-54C با دو سال قبل با سرعتی بسیار کم شروع شد.

در طی آزمایشات، مشکلاتی برای موشک بومی فینیکس پیش آمد که به زودی رفع گردید و تعداد 30 فروند از همین موشک ها در تابستان سال 2005 وارد خدمت شد.

تولید کند این موشک هنوز هم ادامه دارد.


علاوه بر این تولیدات، تلاش ها برای بهبود بخشیدن دیگر توانایی تامکت های ایرانی هم ادامه دارد.

وقتی که هواپیمای آواکس آمریکایی 16 فروند تامکت ایرانی را شناسایی کرد، به زودی ساوقت جاسوسی نظامی آمریکا فراخوان نمود که این تعداد دو سوم کل تعداد تامکت های عملیاتی ایران هست.

با هستناد بر گزارشهای ساوقت جاسوسی آمریکا، ایران 29 فروند تامکت فعال و عملیاتی و 28 فروند تامکت غیر عملیاتی دارد.

ممکن هست که این اطلاعات در وقت نشر درست بوده باشند، اما حقیقت امر در وقت حاضر چیز دیگریست.

در سایه حضور بیش از پیش آمریکا در منطقه و البته تهدید تجهیزات و راکتور های اتمی ایران توسط اسرائیل، کلیه بخش های نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران و صنایع هواپیماسازی ایران دست به دست هم داده اند تا تعداد تامکت های عملیاتی را هر چه بیشتر نمايند.

البته شهرستان تهران هم این فعالیت ها را هیچ گاه مخفی نکرده هست و همانطور که می دانیم بارها تصاویری از فعالیت و پرواز تامکت های ایرانی در چند سال اخیر دیده شده هست، که البته همین موقعيتی هست تا کارشناسان از روی شماره سریال تامکت های مختلف به بررسی تعداد دقیق تامکت های در خدمت بپردازند.

همه شواهد ظاهراً دال بر این حقیقتند که تعداد تامکت های فعال ایران که در حال گذراندن دوران اورهال کامل و در شرف ورود به خدمت دوباره هستند، بیش از 44 فروند از 57 فروند باقی مانده در وقت حال می باشد.

با وجود تمام این پیشرفت ها، هنوز نشانه واقعی از هیج تامکتی مجهز به اویونیک و یا موتورهای روسی و یا حتی دریافت کمک از طرف روس ها و یا چینی ها دیده نشده هست.

در عوض ایرانی ها در حال یافتن راه حل هایی برای مشکلاتشان هستند که بتوانند مسائل را در داخل کشورشان حل نمایند.

پردازنده های دیجیتالی جدید، سیم کشی جدید، سیستم خنک نماينده جدید برای رادار نیمه دیجیتال AN/AWG-9 و تسلیحات هوا به زمین جدید که همگی به طور بومی توسعه یافته اند نشان از میل ایرانی ها به تولید تجهیزات در داخل کشور دارد.

از این قرار، در حالی که نیروی دریایی آمریکا هواپیماهای F-14 و موشک های AIM-54 خود را بازنشست کرده هست و در حالی که نه نیروی هوایی و نه نیروی دریایی آمریکا دارای هیچ هواپیمایی که قادر به درگیری در فاصله بیش از 30 مایل باشد نیستند، ایران از تعداد بیشتری جنگنده های رهگیر قدرتمند تامکت -با قدرت درگیری بیش از 120 مایل، نسبت به تعدادی که آمریکا می تواند در شرایط جنگی وارد نبرد کند برخوردار هست.

این زنگ خطری برای آمریکاست چرا که تامکت های ایرانی نه تنها مسلح به موشک های فینیکس هستند، بلکه می توانند با اسلحه های جدیدی با کارایی بالاتر برای تهدید هر چه بیشتر آمریکا تجهیز شوند.


انواع هواپیماهای نظامی
پروژه موشک هاوک هوا پرتاب

جدا از موشک فاطر که به راحتی روی هواپیماهای F-4 و F-14 بدون هیچ مشکلی نصب می شد، ایرانیان ریل های پرتاب موشک نزدیک برد روسی آرچر R-73 را هم برای نصب این موشک روی هواپیماهای فوق الذکر تولید کردند.

به علاوه، نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران مدت هاست که هواپیماهای تامکت خود را با موشک هوا به هوایی که به طور بومی اون را طراحی کرده هست مسلح نموده هست.

این موشک که سجیل یا AIM-23C یا یاسر هم خوانده می شود، نمونه ای از موشک ضد هوایی زمین به هوای هاوک یا MIM-23B آمریکایی هست.

فرموده می شود که کوشش برای ساخت چنین موشکی در حقیقت از جایی شروع شد که اسرائیل دست به هستارت پروژه ی Distant Thunder یا Distant Reach کرد.

در این پروژه، نیروی هوایی اسرائیل و صنایع هواپیماسازی این رژیم تلاش هایی را برای تبدیل موشک ضد رادار AGM-78 به یک موشک هوا به هوا برای رهگیری هواپیماهای سریع السیر MiG-25 انجام دادند.

ظاهراً ایران کار تبدیل موشک های زمین به هوای MIM-23B را به موشک های هوا به هوا از سال 1986 شروع کرده بود.

پروژه تبدیل موشک های هاوک به موشک هایی که از هواپیماهای جنگنده قابل پرتاب باشد، پروژه «قوش آسمان» نامیده شد.

تست های اولیه این موشک بسیار نا امید نماينده بود.

ظاهراً خطوط ارتباطی رادار AN/AWG-9 برای موشک هاوک کافی نبود و سیستم هدف گیری موشک هاوک نیز در برقراری ارتباط با این رادار دچار مشکل بود.

در جنگ ایران و عراق هم بیش از یکی دو موشک هاوک شلیک نشد چرا که این پروژه با مشکلات بسیاری مواجه بود.

اگرچه در سال های اخیر فرموده می شود که مشکلات این موشک به کلی رفع شده و موشک هاوک هواپرتاب به طور محدود در خدمت نیروی هوایی هست.

تعداد زیادی از تامکت های نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران به هدف توانایی حمل موشک هاوک دستخوش تغییراتی شدند.




تامکت های ایرانی می توانستند در اون واحد دو موشک هاوک را در پایلون های 1B و 8B، یعنی محل نصب موشک های فینیکس در نزدیکی ورودی موتورها، و یک موشک دیگر را در فضای بین موتورها که اصطلاحاً تونل نامیده می شد حمل نمايند.

در مقابل موشک هاوک یا سجیل، موشک یاسر برنامه داشت که یک موشک هوا به زمین بود که به طور گسترده ای روی هواپیماهای F-4E و F-14A آزمایش شده بود.

این موشک آمیزه ای از تکنولوژی موشک هاوک و کلاهک جنگی بمب M-117 به وزن 375 کیلوگرم بود.

تنها رازی که در مورد موشک یاسر سر به مهر مانده بود سیستم هدف گیری این موشک بود.

در حالی که برخی منابع ایرانی از وجود سیستم هدایت لیزری خبر می دادند، منابع دیگر اظهار می کردند که هدف گیری این موشک به کمک رادار AN/AWG-9 صورت می پذیرد.




بازیهای ذهنی

در حالی که افکار عمومی غرب به سمت مسائل حاشیه ساخت راکتور هسته ای بوشهر معطوف شده هست، افکار کمتری متمایل به این سمت هست که هدف از ساختن راکتورهای هسته ای، چه می تواند باشد و چه آینده ای پیش روی این مسائل هست.

بنا بر فرموده های ایرانیان، عملیات جاسوسی بسیار برای شناسایی اونچه در بوشهر می گذرد در چند ماه اخیر ادامه داشته هست.

جای تعجبی ندارد که پایگاه ششم شکاری بوشهر که تعدادی از فانتوم ها و تامکت های فعال و البته سایت های موشکی S-200 در اون جا حضور دارند، تنها چند کیلومتر از محل ساخته شدن راکتور هایی که مشرف به خلیج فارس هستند برنامه دارد.

غرب هم از این حربه به خوبی هستفاده کرده هست و برنامه دادن راکتورها نزدیک به پایگاه هوایی را عاملی برای ارتباط بین تجهیزات هسته ای و بعد نظامی نیروی اتمی به شمار آورده هست.

اما مسئله ای که تناقض این قضیه را مشخص می کند این هست که بوشهر علی رغم اینکه عامل غرور ملی ایران به عنوان محل احداث راکتورهای هسته ای برنامه گرفته هست، اما واقعاً همین یک سایت راکتورهای هسته ای نمی تواند برای برنامه های هسته ای-نظامی ایران چندان تعیین نماينده و سرنوشت ساز باشد، چرا که حداقل صد و پنجاه سایت اتمی دیگر در ایران وجود دارد که شاید اهمیت نظامی اون ها بسیار بیش تر از دو راکتور آب سبک بوشهر باشد که در حال تکوین بدست روسهاست.

در نتیجه این که بخواهیم بگوییم که نیروی هوایی بهترین قدرت هوایی خود را در قالب پایگاه ششم شکاری متبلور کرده هست و در حقیقت، حداکثر قدرت هوایی ایران محدود به همین چند نوع فانتوم و تامکت می شود تا حدودی ساده لوحانه هست.




ایران کشور پهناوری هست.

نه فقط وسعت این کشور سه برابر کشور عراق هست، بلکه بر خلاف عراق توپوگرافی ایران شامل رشته کوه های بسیار عظیمی هست که از شمال غرب به شمال شرق و از شمال غرب به جنوب شرق این کشور به طول تقریبی 2000 کیلومتر کشیده شده اند.

می توان فرمود که دست ایرانیان برای پنهان کردن تجهیزات نظامی خود مابین کوهستان های عظیم از دید دشمنان بسیار بازتر هست.مشکل دیگر برای آمریکا و بریتانیا در مورد جمع آوری اطلاعات نظامی درباره ایران این هست که قدرت جاسوسی در مورد ایران برای این کشورها بسیار ناچیز هست، حتی کمتر از سال 1991 و اطلاعاتی که در مورد وضعیت اون هنگام عراق گردآوری شد.

همانطوری که قبلاً فرموده شد، روابط نظامی ایران با غرب از اواخر سال های 1970 قطع شد و پرسنل و خلبانان نیروی هوایی که بیشترشان در غرب دوره تحصیل خود را گذرانده بودند، هم اکنون در شرف بازنشستگی هستند.

این تغییرات می تواند به متفاوت شدن هر چه بیشتر موضع ایرانیان در مقابل غرب کمک کند.

به جز چند مورد در دهه هشتاد و چند مدت اخیر، ایران هرگز زیر زره بین و بازبینی دقیق غرب و به خصوص آمریکا برنامه نداشته هست.

به خصوص این که در سال های اخیر قدرت های جاسوسی آمریکا مرتباً در نقاط دیگری در جهان سرگرم بوده اند و همین مسئله به عدم شناخت کافی آمریکاییها نسبت به توانایی ها و اهداف ایرانیان منجر شده هست.

در نتیجه، آمریکایی ها خصوصاً در منطقه خاورمیانه از نظر اطلاعاتی کاملاً به اسرائیل وابسته اند، هر چند که بار ها و بار ها ثابت شده هست که اطلاعاتی که این رژیم از منطقه در اختیار آمریکا می گذارد، از صحت کافی برخوردار نیستند.

ظاهراً اشتباهات محاسبه ای آمریکاییها در اثر اطلاعات غلط و بی هستفاده اسرائیل، باعث کارشناسی ها و پیشبینی های اشتباه در مورد عراق و فاجعه های اخیر این کشور شده هست.




این دورنما که آمریکا و اسرائیل حمله ای همه جانبه را علیه تاسیسات اتمی ایران تدارک ببینند کمی غیر محتمل به نظر می رسد.

اگرچه برای همه مسلم هست که آمریکا به راحتی می تواند عملیاتی این چنینی را علیه ایران به راه اندازد: همه امکانات برای شروع کار موجود هست و نیروها و تجهیزات به راحتی و در مدت وقت کمی می توانند به میدان نبرد انتقال یابند، بدون اون که مشکلی پیش بیاید.

با این وجود، ضعف و فقر اطلاعاتی آمریکا در مورد ایران می تواند برای این کشور گران تمام شود، چرا که ایرانیان با درسهایی که از عراق و صربستان گرفته اند، نشان داده اند که می توانند تاسیسات خود را سریعاً دوبرابر کرده و احتمالاً در صورت از بین رفتن تجهیزات قبلی در جاهای دیگری هم به کار خود ادامه دهند.

شانس اسرائیل برای موفقیت در حمله به تجهیزات اتمی ایران تقریباً مشابه آمریکاست، با این تفاوت که علی رغم امکان گردآوری اطلاعات در وقت کمتر نسبت به آمریکا، اسرائیل از نقطه نظر تعداد و کمیت نیرو به مراتب از آمریکا پایین تر هست.

بدتر اینکه نه امریکا و نه اسرائیل نمی دانند که واکنش شهرستان تهران نسبت به چنین حمله چه خواهد بود.

انتظارها و پیشبینی ها بسیار مختلفند، از دست روی دست گذاشتن شهرستان تهران در برابر حمله گرفته تا یک ضد حمله و تهاجم همه سویه از طرف شهرستان تهران و البته احتمالاً هستفاده از سلاح های غیر متعارف که به احتمال زیاد در اختیار ایران می باشد.

«هر چیزی ممکن هست» نمی تواند برای سیاست مداران غربی جواب قانع نماينده و معیار پايه ی قانع نماينده ای باشد.





یک حقیقت هست که نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران در سه سال اخیر به خوبی قوای خود را آماده کرده هست.

گذشته از این، هر واحد جنگنده-رهگیر و جنگنده-بمب افکن نیروی هوایی IRIAF سالانه در پنج تمرین هوایی عمده و تمرینات کوچک تر دیگری شرکت داشته هست.

علی رغم اونکه نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران سالانه تنها پانزده خلبان ورودی جدید داشته و هر یک از خلبانان موجود هم سالانه بیش از 150 تا 160 ساعت پرواز ندارند، اما باید قبول کرد که شرایط به سرعت در حال تغییر هست.

تعداد نامعلومی خلبان جدید سال گذشته موفق به دریافت تایپ و گواهینامه پرواز F-14 گردیده اند و این در حالی هست که دوره آموزشی و تمرینی اون ها سخت گیرانه تر و البته کامل تر شده هست، چرا که نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران دیگر نمی خواهد خاطره تلخ سقوط F-14 در نزدیکی اصفهان تکرار شود.

در 21 ژوئن سال 2004، کاپیتان داریوش یاوری و سرهنگ علی ابوعطا در حادثه سقوط تامکت کشته شدند.

خلبان یاوری یکی از خلبانان با تجربه هواپیمای F-5 بود که بدون اتمام دوره های شبیه ساز تامکت وارد کاکپیت این هواپیما شده و سرانجام در مرحله فرود دچار سانحه گردیده و خود او، سرهنگ همراه و هواپیمایش از بین رفتند.

در پی همین حادثه بود که نیروی هوایی تصمیم به آموزش کامل و تمرینات بهبود یافته خلبانان سه واحد نیروی هوایی که هواپیمای تامکت را در اختیار داشتند گرفت.

پیش بینی می شود در حال حاضر این سه واحد پنجاه خدمه واجد شرایط و متخصص داشته باشند.




عجله کنید و منتظر باشید...



با همه این مشکلات، ایرانیها به جز افزایش سطح آمادگی خودشان و پیروی از قاعده نظامی «عجله کنید و منتظر باشید» کار دیگری در برابر تهاجم احتمالی نخواهند توانست اجرا کنند.

اگرچه ساعات پرواز سالانه خلبانان ایرانی هنوز هم زیر هستاندارد های قابل قبول جهانی هست - 150 ساعت در مقابل 300 ساعت قبل از انقلاب- با این وجود باز هم نیروی هوایی سعی در افزایش ساعات پرواز در حد امکان و افزایش آمادگی خلبانان دارد.

آمریکا ممکن هست به رفتار خودبزرگ بینانه خود با ایران ادامه دهد، اما عملیات مشترکی که در فوریه سال 2004 با شرکت نیروی هوایی آمریکا و نیروی هوایی هند انجام شد به خوبی نشان داد که دود قدرت نادیده گرفته شده کشورهایی از این دست می تواند به چشم خود آمریکا برود.

حقیقت این هست که مسائل و بحران های بین المللی شهرستان تهران را مجبور کرده هست که بیشتر به فکر نیروی هوایی باشد.

دیدارهای مکرر مقامات برجسته روحانی کشوری از پایگاه های شکاری سراسر کشور نشان از همین مسئله دارد.



نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران و شاید نیروی هوایی هر کشور دیگری در حال حاضر به خوبی می داند که در برابر یک تهاجم همه جانبه نیروی هوایی آمریکا، نیروی دریایی آمریا و نیروی لشگرهای تفنگداران دریایی آمریکا و شاید با مشارکت نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا شانس بسیار کمی برای پیروزی یا حتی دفاع از کشور دارد.

پرسنل این نیرو به خوبی می دانند که برتری تکنولوژیکی حریفشان بسیار وسیع و گسترده هست و شاید نیروی هوایی ایران بیشتر به دست اندازهایی بر سر راه حمله آمریکا به ایران بماند تا یک نیروی تدافعی قدرتمند.

اگرچه با همه این حرف و حدیث ها بیشتر ایرانیها برای هر گونه دفاع از سرزمین شان در برابر تهاجم های خارجی آماده اند و این حس وطن پرستی را به خوبی در دوران جنگ با عراق نشان داده اند.

خلبان های ایرانی به خوبی نشان داده اند که می توانند به سرعت خود را با شرایط مطابقت داده و راه های مقابله با تهدید ها را به زودی بیابند.

بنابراین ناچیز گرفتن قدرت، توانایی ها و آمادگی نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران می تواند نتایج فاجعه باری برای طرف های دیگر جنگ به بار بیاورد.



منبع : http://www.aerospacetalk.com

25:

YF-23 Black Widow II

انواع هواپیماهای نظامی


پیش از پایان جنگ سرد و فروپاشی اتحاد شوروی، دو براقدرت رقابتی فشرده و تنگاتنگ برای ساخت انواع جنگنده های پیشرفته باهم داشتند.

اندیشه ی به خدمت گیری یک جنگنده – بمب افکن مافوق صوت، رادار گریز با توان مانورپذیری بالا و توان انجام عملیات نظامی مستقل از اپراتورهای رادار زمینی، مدتها پیش از فروپاشی اتحاد شوروی، مدنظر مسئولین عالی وزارت دفاع ایالات متحده بود.





مخفی بودن از رادار، مجهز بودن به رادار چند حالته ی بسیار پیشرفته و داشتن موتورهای بسیار قدرتمند، خصوصیاتی هست که از ابتدا مد نظر طراحان YF-23 بوده هست.

هرچند که طراحی بسیار دقیق بدنه به صورت هستلیث و قابلیت حفظ سرعت کروز و بدون هستفاده از سیستم پس سوز در حدود 2 ماخ، ضمن حمل حداکثر میزان مهمات، اندکی باعث کاسته شدن از قدرت مانورپذیری این جنگنده ی فوق العاده شده بود.

ولی مهندسین طراح، نمونه ی اولیه ی یک جنگنده ی بی نقص را به پنتاگون ارائه کرده بودند.

شکل خاص بدنه با انحنا و خمیدگی های خاص، طرحی بسیار هوشمندانه بود که هیچ جنگنده ی شکاری رهگیری در ایالات متحده موفق به رهگیری اون نمی شد ضمن اینکه بازتابش بسیار محدود اثرات بدنه به اپراتور رادار زمینی، توسط سیستم های فوق پیشرفته ECM (ساخت هیوز) خنثا می شد و تقریبن هیچ اثری از این جنگنده در محدوده ی عملیات بر روی هیچ نوع راداری قابل مشاهده نمی بود.


دو نمونه اولیه ی این جنگنده با همکاری و مشارکت فنی دو شرکت نورثروپ و مک دانل داگلاس طراحی و ساخته شد.

این دو جنگنده طبق قرارداد منعقده، به سال 1990 به مرکز تست و ارزیابی هواپیماهای نظامی ایالات متحده ارائه شدند.




متاسفانه بنا به دلائل نافرموده، جنگنده ی F-22 موسوم به RAPTOR از نظر نیروی هوایی به عنوان برنده ی انتخاب شد.


نیروی هوایی، با فراخوان کلی و مبهم محاسن F-22 نظیر کارا بودن (maintainability) ؟ ، وجود شرایط بالقوه ی بهتر جهت توسعه ی طرح در آینده (Greater Potential for Future Development) ؟ و اندکی قیمت کمتر (Slightly Lower Cost) ! اون را (به جای YF-23) انتخاب کرد.


در مدت وقت صرف شده برای انتخاب جنگنده برای نیروی هوایی، یک فروند YF-23 با دو موتور توربوفن ساخت پرات اند ویتنی YF-119 (نوعی که در F-22 به کار رفت) تجهیز شد.

پیشتر بر روی YF-23 دوم، موتورهای YF120 ساخت جنرال الکتریک نصب شده بودند.


چهره ی ظاهری YF-23 بر پايه اشکال لوزی شکل طراحی شده هست.

دو سکان بزرگ عمودی که با زاویه ی زیاد کج شده اند، شکل قسمت انتهایی هواپیما، به شکل دندانه دار هست.


این شاهکار صنعت هواپیمایی، اندکی بزرگتر از F-15 ای هست که برای جایگزینی اون طراحی شده بود.


امروز در موزه های کالیفرنیا، YF-23 از شاهکارهای صنعت هواپیماسازی، با دارا بودن مشخصه های قوی هستیلت (مخفی ماندن از رادار) و تطابق با پرواز کروز مافوق صوت و بدون هستفاده از پس سوز، با نگاهی تاسف آور به گذشته خود می نگرد.



برخی مشخصات فنی
پیمانکار سازنده: شرکتهای نورثروپ گرومن و مک دانل داگلاس
ماموریت: رقیب جنگنده ی YF-22 در جریان رقابت تولید جنگنده تحت پروژه ی ATF یا (The Advanced Tactical Fighter)
طول: 67 فوت و 5 اینچ = 6/20 متر
فاصله دو سر بالها: 43 فوت و 7 اینچ = 3/13 متر
ارتفاع از سطح زمین: 13 فوت و 11 اینچ = 3/4 متر
حداکثر وزن برای بلند شدن= 64000 پاوند = 20029 کیلوگرم

نیروی محرکه:
دو موتور توربوفن YF119 ساخت پرات اند ویتنی با کشش 15750 کیلوگرم
یا دو موتور توربوفن YF120 ساخت جنرال الکتریک

سرعت کروز: 2 ماخ (بدون هستفاده از پس سوز)
برد: 920 مایل = 800 ناتیکال مایل = 1480 کیلومتر (بدون سوخت گیری)

تسلیحات:
4 موشک AIM-9 (سایدوایندر) در محفظه های درونی حمل مهمات در جنب ورودی هوای موتورها
4 موشک AIM-120 (آمرام) در محفظه ی مخفی حمل مهمات در زیر ورودی هوای موتورها
خدمه: 1 نفر
قیمت: نامعلوم

پایان کار:
به تاریخ 23 آوریل 1991 نمونه جنگنده ی ساخت شرکت لاکهید مارتین به عنوان برنده ی ATF انتخاب شد و YF-23 برای همیشه به تاریخ پیوست.



موجودی YF-23 در ایالات متحده
1 فروند در موزه ی غربی پرواز (Western Museum of Flight) در Hawthorne ایالت کالیفرنیا
1 فروند در موزه ی نیروی هوایی ایالات متحده (موزه ی مرکز تست جنگنده ها) در پایگاه هوایی Edwards (کالیفرنیا)


26:

F 111
تاریخچه تولید
در اوایل دهه 1960 میلادی هر دو نیروی هوایی و دریایی آمریکا نیاز به جنگنده ای جدید داشتند .

«رابرت مک نامارا» که در اون وقت وزیر دفاع وقت آمریکا بود با توجه به نیاز های مشترک این دو نیرو پیشنهاد کرد تا به منظور صرفه جویی در هزینه های طراحی و تولید ، جنگنده ای مشترک برای هر دو نیرو تولید شود وی پیش از اون نیز پیشنهاد هستفاده نیروی هوایی از جنگنده موفق نیروی دریایی F-4 Phantom II را نیز ارائه کرده بود .

بدین منظور در سال 1960 مناقصه ای با عنوان Tactical Fighter Experimental یا TFX انجام گردید و از شرکت های فعال در زمینه هوانوردی درخواست گردید تا طرح های خود را بر پايه شرایط ذکر شده در مناقصه ارایه نمايند .

بعضی از شرایطی که برای جنگنده در مناقصه ذکر شده بود عبارت بود از :
وزن خالی در حدود 20 تن
حداکثر وزن برخاست در حدود 50 تن
حداکثر سرعت در ارتفاع پایین : 1.2 ماخ
حداکثر سرعت در ارتفاع بالا :2.5 ماخ
حداقل شعاع عملیاتی : 890 مایل (1430 کیلومتر)
تا اواخر سال 1961 شرکت های مطرحی همچون بوئینگ ، جنرال داینامیکز ، لاکهید ، نورثروپ گرومن ، مک دانل داگلاس و چند شرکت دیگر طرح هایی را ارائه کرده بودند .

پس از بررسی طرح ها نیروی هوایی و دریایی فراخوان نمودند که هیچ کدام از طرح ها ، طرح کامل و جامعی نبوده ولی طرح های شرکت بوئینگ و شرکت جنرال داینامیکز بهتر از سایر طرح ها به نظر می رسند .

پس از مدتی بررسی ، هر دو نیرو فراخوان نمودند که طرح شرکت بوئینگ را به عنوان طرح برگزیده انتخاب کردند ولی «رابرت مک نامارا » وارد عمل شد و تصمیم اونان را نقض کرد و طرح شرکت جنرال داینامیکز را برنده مناقصه فراخوان نمود (دلیل این عمل اون بود که طرح شرکت جنرال داینامیکز اقتصادی تر به نظر می رسید ) .بلافاصله سپس فراخوان طرح شرکت جنرال داینامیکز به عنوان برنده مناقصه ، تلاش ها برای ساخت هواپیما آغاز شد .

هواپیمای جدید که اکنون F-111 نامیده میشد از دو موتور توربوفن TF30-P-100 شرکت پرات اند ویتنی بهره میبرد و بالهای اون بطور متغیر طراحی شده بود .

همچنین طراحی کابین هواپیما نیز در نوع خود بی سابقه بود ، تا قبل از این پروژه در همه جنگنده ها نحوه طراحی کابین خلبان و کمک خلبان به این صورت بود که کابین خلبان در جلوی جنگنده برنامه می گرفت و کابین افسر تسلیحات یا کمک خلبان در پشت سر خلبان برنامه می گرفت ولی در F-111 طرز طراحی کابین خدمه به طور Side by side بود یعنی خدمه همانند هواپیماهای مسافربری در کنار یکدیگر می نشستند .


انواع هواپیماهای نظامی


در اوایل دهه 1960 میلادی هر دو نیروی هوایی و دریایی آمریکا نیاز به جنگنده ای جدید داشتند .

«رابرت مک نامارا» که در اون وقت وزیر دفاع وقت آمریکا بود با توجه به نیاز های مشترک این دو نیرو پیشنهاد کرد تا به منظور صرفه جویی در هزینه های طراحی و تولید ، جنگنده ای مشترک برای هر دو نیرو تولید شود وی پیش از اون نیز پیشنهاد هستفاده نیروی هوایی از جنگنده موفق نیروی دریایی F-4 Phantom II را نیز ارائه کرده بود .

بدین منظور در سال 1960 مناقصه ای با عنوان Tactical Fighter Experimental یا TFX انجام گردید و از شرکت های فعال در زمینه هوانوردی درخواست گردید تا طرح های خود را بر پايه شرایط ذکر شده در مناقصه ارایه نمايند .

بعضی از شرایطی که برای جنگنده در مناقصه ذکر شده بود عبارت بود از :
وزن خالی در حدود 20 تن
حداکثر وزن برخاست در حدود 50 تن
حداکثر سرعت در ارتفاع پایین : 1.2 ماخ
حداکثر سرعت در ارتفاع بالا :2.5 ماخ
حداقل شعاع عملیاتی : 890 مایل (1430 کیلومتر)
تا اواخر سال 1961 شرکت های مطرحی همچون بوئینگ ، جنرال داینامیکز ، لاکهید ، نورثروپ گرومن ، مک دانل داگلاس و چند شرکت دیگر طرح هایی را ارائه کرده بودند .

پس از بررسی طرح ها نیروی هوایی و دریایی فراخوان نمودند که هیچ کدام از طرح ها ، طرح کامل و جامعی نبوده ولی طرح های شرکت بوئینگ و شرکت جنرال داینامیکز بهتر از سایر طرح ها به نظر می رسند .

پس از مدتی بررسی ، هر دو نیرو فراخوان نمودند که طرح شرکت بوئینگ را به عنوان طرح برگزیده انتخاب کردند ولی «رابرت مک نامارا » وارد عمل شد و تصمیم اونان را نقض کرد و طرح شرکت جنرال داینامیکز را برنده مناقصه فراخوان نمود (دلیل این عمل اون بود که طرح شرکت جنرال داینامیکز اقتصادی تر به نظر می رسید ) .بلافاصله سپس فراخوان طرح شرکت جنرال داینامیکز به عنوان برنده مناقصه ، تلاش ها برای ساخت هواپیما آغاز شد .

هواپیمای جدید که اکنون F-111 نامیده میشد از دو موتور توربوفن TF30-P-100 شرکت پرات اند ویتنی بهره میبرد و بالهای اون بطور متغیر طراحی شده بود .

همچنین طراحی کابین هواپیما نیز در نوع خود بی سابقه بود ، تا قبل از این پروژه در همه جنگنده ها نحوه طراحی کابین خلبان و کمک خلبان به این صورت بود که کابین خلبان در جلوی جنگنده برنامه می گرفت و کابین افسر تسلیحات یا کمک خلبان در پشت سر خلبان برنامه می گرفت ولی در F-111 طرز طراحی کابین خدمه به طور Side by side بود یعنی خدمه همانند هواپیماهای مسافربری در کنار یکدیگر می نشستند .





در 21 دسامبر 1964 اولین پرواز F-111 انجام شد و نمونه مخصوص نیروی هوایی که با کد F-111A شناخته می شد در تاریخ 18 جولای 1967 وارد خدمت گردید .

هموقت با طراحی نمونه مخصوص نیروی هوایی ، نمونه دیگری با کد F-111B نیز به منظور خدمت در نیروی دریایی طراحی شد .

عملکرد نامناسب این نمونه باعث شد تا نیروی دریایی هستفاده از اون را در سال 1968 لغو کند و هواپیمای F-14 Tomcat را جانشین اون سازد .


مدلهای مختلف :

F-111A
این مدل نمونه اولیه ای بود که وارد خدمت گردید و از موتور های TF30-P-3 بهره می برد .

هواپیماهای این مدل از اویونیک Mark I بهره می بردند که شامل سیستم های راداری AN/APQ-113 و AN/APQ-110 و AJQ-20 بود .

از مدل A تعداد 158 فروند تولید شد .


اولین اف 111 در تاریخ 18 جولای 1967 تحویل اسکادران 428 هنگ 474 شکاری مستقر در نیومکزیکو شد و به تدریج سه اسکادران جنگنده اف 111 تشکیل شد .

سپس مدتی 6 فروند اف 111 راهی جنوب شرق آسیا شدند تا مورد آزمایش در شرایط جنگی برنامه بگیرند .

سپس یک ماه 3 فروند از 6 فروند ارسالی ساقط شده بودند و آزمایشات متوقف شده بود .

سپس بررسی مشخص شد که سقوط این 3 فروند به خاطر سوء عمل خدمه بوده نه آتش پدافند دشمن .

همچنین بعضی از بررسی ها مشخص کرد که پیمانکاری که وظیفه تولید بالهای جنگنده را داشته از مواد غیر هستاندارد هستفاده کرده و با رشوه دادن به بازرسان بر عمل خود سرپوش گذاشته بود .

به این خاطر برنامه شد تا قسمت مورد نظر برای تمام هواپیما ها مجددا ساخت و نصب گردد .


پس از انجام پاره ای تغییرات ، سال 1972 ویتنامی ها مجددا اف 111 را در آسمان مشاهده کردند .

طی عملیات Linebacker II از F-111 هستفاده وسیعی شد .

این هواپیما برای انجام ماموریت خود نیازی به سوختگیری هوایی نداشت و قادر بود تا 4 برابر یک فروند F-4 Phantom II مهمات با خود حمل کند .

هواپیمای جدید کم کم داشت ارزش واقعی خود را به رخ همگان می کشید .

طی عملیات Linebacker II مجموعا 4000 سورتی پرواز عملیاتی توسط اف 111 انجام شد و فقط 6 فروند طی این همه پرواز آسیب دیدند .


سپس جنگ ویتنام 42 فروند هواپیمای F-111A به نمونه مخصوص جنگ های الکترونیکی EF-111 ارتقا داده شدند .

4 فروند نیز به هستاندارد C ازتقا یافته و به نیروی هوایی هسترالیا انتقال یافتند .

مابقی هواپیماهای این مدل در سال 1992 از خدمت بازنشست شدند .


همچنین 3 فروند از پیش نمونه های این مدل برای تحقیقات بیشتر به ناسا انتقال یافتند .





انواع هواپیماهای نظامی

F-111B
این نمونه برنامه بود تا بعنوان جنگنده رهگیر دوربرد نیروی دریایی در مقابل بمب افکن ها و موشک های ضد کشتی شوروی ایفای نقش کند .

این نمونه با رادار قدرتمند AN/AWG-9 تجهیز شده بود و قابلیت حمل و شلیک 6 فروند موشک دوربرد هوا به هوای AIM-54 Phoenix را دارا بود .

از اونجایی که شرکت جنرال داینامیکز نجربه ای در تولید جنگنده های ناونشین نداشت از شرکت گرومن برای ساخت این نمونه کمک گرفته شده بود .

این مدل کمی کوچکتر از نمونه A بود ولی طول بالهای اون حدود 2 متر بیشتر از نمونه A بود .


نیروی دریایی تقاضای جنگنده ای که قابلیت حمل راداری48 اینچی را داشت ولی ساختار اف 111 تنها توانایی حمل راداری 36 اینچی را داشت .

همچنین حداکثر وزن برخاست مورد نیاز نیروی دریایی 50000 پوند بود ولی اف 111 در بهترین شرایط حداقل 55000 پوند وزن داشت .

ولی در هر دو مورد وزیر دفاع وقت مک نامارا اعمال نفوذ کرد و نیروی دریایی را مجبور به کنار آمدن با شرایط اف 111 کرد .


تلاشهایی برای حل مسئله وزن اضافی انجام شد ولی این تلاش ها تنها کار را خرابتر کردند .

گذشته از وزن زیاد هواپیما برای یک ناو هواپیمابر ، اف 111 هنگام اپروچ به ناو برای فرود دید کمی داشت و فرود با اون بسیار خطرناک و سخت بود .


با تلاشهای آدمیرال توماس کونولی (معروف به تامکت) پروژه F-111B لغو شد و مناقصه ای دیگری برای ساخت جنگنده مورد نیاز نیروی دریایی انجام شد .

مناقصه ای که شرکت گرومن برنده اون شد و با هستفاده از سیستم راداری و موشکی F-111B و همچنین سیستم بالهای متغیر اف 111 ، جنگنده جدیدی با نام F-14 Tomcat را طراحی و تولید کرد.



F-111C
این مدل نمونه صادراتی F-111A برای نیروی هوایی هسترالیا بود .

24 فروند در سال 1963 سفارش داده شدند ولی تحویل اونها تا سال 1973 به تعویق افتاد .

4 فروند از این نمونه با حفظ قابلیت تهاجمی خود به مدل مخصوص عملیات های شناسایی RF-111C تبدیل شدند .


هواپیماهای این نمونه قادر به حمل سیستم هدف یاب Pave Tack بودند و بعد ها مورد یکسری تغییرات در اویونیک برنامه گرفتند .

تغییراتی همچون :
تعویض رادار AN/APQ-113 با نمونه قویتر AN/APQ-169
اضافه کردن GPS ، ارتقا کامپیوتر هواپیما ، اضافه کردن صفحه نمایش های چند منظوره در کابین و ارتقا موتور ها به هستاندارد TF30-P-108/109RA

F-111D
هواپیماهای این نمونه عبارت بود از ساختار قدیمی F-111A با اویونیک MARK II
و موتورهایی قویتر .

اولین نمونه در سال 1967 سفارش داده شد ولی مشکلات بسیاری باعث شد تا تحویل اون تا سال 1974 به تعویق بیفتد .

از این نمونه نیز 96 فروند ساخته شد .

رادار نصب شده در هواپیماهای این نمونه AN/APQ-114 بود .


اویونیک این مدل قابلیت های زیادی را به هواپیما اضافه می کرد ولی مشکلات زیادی را هم ایجاد می کرد .

مشکلاتی که باعث شد تا این نمونه در سال 1992 از خدمت بازنشست شود .



F-111E
هواپیماهای این نمونه برای جلوگیری از بروز همان مشکلاتی که برای مدل D پیش می آمد از اویونیک قدیمی MARK I هستفاده می کردند .

اگر چه در ترتیب الفبایی مدل E سپس مدل D برنامه دارد وای این مدل عملا زودتر از مدل D وارد خدمت شد .

اولین پرواز F-111E در 20 آگوست 1969 صورت گرفت و مجموعا 94 فروند از مدل E تولید شد .

هواپیماهای این نمونه در عملیات طوفان صحرا (آزادسازی کویت) نقش وسیعی داشتند و در سالهای 1993 و 1994 به انبارهای نیروی هوایی فرستاده شدند .


F-111F
این نمونه آخرین مدلی بود که برای نیروی هوایی تولید شد .

هواپیماهای این نمونه با اویونیک رفع عیب شده MARK IIB مجهز شده بودند .

از این نمونه 106 فروند بین سالهای 1971 تا 1976 تولید شد .

رادار نصب شده در این نمونه AN/APQ-144 بود که بعدها با نمونه های AN/APQ161 و AN/APQ-71 تعویض شد .

هواپیماهای این نمونه به سیستم هدف یاب AVQ-26 نیز مجهز بودند .


از هواپیماهای این نمونه در عملیات های El Dorado Canyon بر ضد لیبی و Desert storm بر ضد عراق هستفاده شد .


آخرین فروند از این نمونه در 27 جولای 1996 بازنشست شد .



FB-111A
این مدل نمونه ای از F-111A بود که جهت انجام بمباران های هستراتژیکی تغییراتی بر روی اون صورت گرفته بود .

از این نمونه برای بازنشسته کردن B-58 و بعضی از نمونه های قدیمی B-52 هستفاده شد .

در ابتدا قصد بر اون بود تا 263 فروند از این نمونه تولید شود ولی بعدا این عدد به 76 فروند کاهش یافت .

اولین نمونه در سال 1968 وارد خدمت گردید .

FB-111A در حدود 650 میلیمتر دراز تر از F-111A بود که این درازی بیشتر قابلیت حمل 2124 لیتر سوخت اضافی را به اون میداد .

ارابه های فرود این مدل نیز برای تحمل وزن برخاست بیشتر تقویت شده بود .

هواپیماهای این نمونه نیز از اویونیک MARK IIB هستفاده می کردند .

از نظر تئوری و بر روی کاغذ هواپیماهای این نمونه قادر به حمل پنجاه تیر بمب 750 پوندی MK-117 بودند ، مسئله ای که هیچگاه صحت اون به صورت عملی تایید نشد .


سپس ورود به خدمت B-1B تمام FB-111A های عملیاتی با حذف بعضی قسمت ها از نقش بمب افکن هستراتژیک به بمب افکن تاکتیکی تغییر یافتند و مجددا با نام F-111G نامگذاری شدند و بطور عمده به منظور پروازهای تمرینی به کار گرفته شدند .

این هواپیماها نیز در سال 1993 بازنشست شدند .



EF-111A
نمونه مخصوص جنگ الکترونیک که جهت جایگزینی EB-66 طراحی و تولید شد .

قرارداد تولید EF-111A در سال 1974 به عهده شرکت گرومن گذاشته شد و اولین نمونه در تاریخ 10مارس 1977 وارد خدمت شد .

تا سال 1985 که خط تولید EF-111A تعطیل شد 42 فروند عملیاتی شده بودند .

این نمونه نیز در حمله به لیبی و عراق نقش وسیعی را ایفا نمود .

این نمونه نیز در سال 1998 بازنشست شد و برنامه هست که نقش اون به عهده EA-18G گذاشته شود .




انواع هواپیماهای نظامی


تسلیحات قابل حمل
هواپیماهای اف 111 از ابتدا به خاطر توانایی شان در حمل مقادیر زیادی مهمات همواره مورد توجه بوده اند .

بطور مثال یک فروند اف 111 در جنگ ویتنام بیش از 4 فروند فانتوم مهمات بار گزاری می کرد و راهی میدان عملیات می شد .

در این قسمت با تسلیحات قابل حمل توسط اف 111 آشنا می شوید :
توپ M61 Vulcan
اکثر مدلهای اف 111 به جز مدلهای EF-111A و FB-111A و F-111G قادر به حمل یک قبضه توپ 20 میلیمتری با 2084 تیر فشنگ بودند .


تسلیحات متعارف
بمب های سقوط آزاد
MK-82
MK-83
Mk-84
MK-117
انواع بمب های خوشه ای
بمب های هدایت شونده
GBU-10
GBU-12
GBU-15
GBU-28
موشک های زمین به هوای
AGM-130
AGM-69
تسلیحات اتمی
همه مدلهای اف 111 به جز EF-111A و مدل صادراتی به نیروی هوایی هسترالیا قابلیت حمل سلاح های اتمی سقوط آزاد را دارا بودند .

همچنین مدل FB-111A توانایی حمل دو تیر موشک اتمی AGM-69 SRAM را دارا بود.


در ضمن همه مدلهای اف 111 قابلیت حمل بمب های هدایت لیزری را دارا بودند ولی فقط مدلهای F-111C و F-111F توانایی هدف یابی و هدایت دقیق بمب ها را دارا بودند .

در ضمن F-111C صادر شده به هسترالیا قابلیت حمل سلاح های اتمی را دارا نمی باشند ولی توانایی شلیک موشک های AGM-84 Harpoon و AGM-88 HARM و AGM-142 را دارا هست .




عمر خدمتی :
هواپیمای اف 111 در طول بیش از 3 دهه عمر خدمتی خود میدان های جنگ زیادی را تجربه کرده اند که از مهمترین این میدان ها می توان به جنگ ها و عملیات های زیر اشاره کرد .


شرکت در جنگ ویتنام
شرکت در حمله به لیبی در سال 1986
شرکت در حمله به عراق در سال 1991
شرکت در حمله به بوسنی در سال 1995 ( فقط EF-11A )
موفقیت در نبرد هوایی :
از اونجا که اف 111 توانایی اندکی در حمل موشک های هوا به هوا دارا می باشد و همچنین وظیفه اصلی اون درگیری با اهداف زمینی هست شکار های زیادی توسط اف 111 انجام نشده هست .

تنها یک مورد شکار به طور رسمی برای F-111 ثبت شده و اون هم مربوط به عملیات طوفان صحرا می باشد .

وقتی که یک فروند EF-111A توانست با انجام مانور های سریع باعث برخورد یک فروند Mirage F1 عراقی به زمین شود .ذکر این نکته ضروری می باشد که جنگنده اخلالگر الکترونیکی EF-111A هنگام پرواز کاملا غیر مسلح می باشد .


فروش به کشور خارجی :
هسترالیا :
اف 111 تنها به نیروی هوایی هسترالیا صادر شد .

در سال 1963 هسترالیا سفارش 24 فروندی خود را به آمریکا ارائه کرد ولی تحویل هواپیماها تا 10 سال بعد یعنی در سال 1973 به تعویق افتاد .

مدل این هواپیماها F-111C بود که مدتی سپس تحویل 4 فروند به RF-111C تبدیل شدند .

همچنین در سال 1982 4 فروند F-111A نیروی هوایی آمریکا به F-111C تبدیل و به نیروی هوایی هسترالیا تحویل داده شد .

در سال 1992 نیز سپس بازنشسته شدن F-111G در نیروی هوایی آمریکا ، 18 فروند از این هواپیماها به هسترالیا فروخته شد .

اف 111 موجود در نیروی هوایی هسترالیا تاکنون در هیچ نبردی شرکت نجسته اند .

در سال 1991 و هنگام حمله به عراق نیز آمریکا درخواست کرد تا هسترالیا RF-111C های خود را به منطقه بفرستد که هسترالیا درخواست امریکا را رد کرد .


انگلستان :
نیروی هوایی سلطنتی انگلستان نیز رد سال 1967 سفارش 50 فروند F-111K را ارائه کرده بود .

سفارشی که یکسال بعد به بهانه قیمت زیاد اف 111 لغو شد و انگلستان به جای اون F-4 Phantom II را خریداری کرد .


مشخصات :
خدمه : 2 نفر – خلبان و افسر تسلیحات
طول : 22.4 متر
ارتفاع : 5.22 متر
دهانه بالها : 19.2 متر در حالت کاملا باز - 9.74 در حالت کاملا بسته
وزن خالی : 21537 کیلوگرم
وزن بارگیری شده : 37577 کیلوگرم
حداکثر وزن برخاست : 44896 کیلوگرم
موتور : دو عدد TF30 ساخت شرکت پرات اند ویتنی
حداکثر سرعت : 2.5 ماخ یا 2985 کیلومتر بر ساعت
شعاع عملیاتی : 2140 کیلومتر
برد مستقیم : 5185 کیلومتر
سقف پروازی : 56650 پا (17270 متر)
سرعت اوج گیری : 131.5 متر بر ثانیه
مهمات : 1 قبضه توپ 20 میلیمتری + 31500 پوند (14300 کیلوگرم) انواع مهمات

××××××××× همايش ی شیدایی ×××××××

27:

توضیحات کلی درباره Su-24 Fencer


انواع هواپیماهای نظامی
از اوائل دههء 1960، فقدان يك بمب‏افكن تاكتيكي، در ساوقت رزم نيرايشان هوايي اتحاد شورايشان احساس مي‎شد.

پس از حملهء موفقيت‏آميز نيرايشان هوايي اسرائيل در ژوئن 1967، كه منجر به نابودي كامل توان نيرايشان هوايي اعراب شد و به كارگيري تاكتيك پرواز در ارتفاع پست، كه منجر به غافلگيري كامل سيستم‏هاي راداري پدافند اعراب گرديد، نياز به يك بمب‏افكن تاكتيكي كه قادر باشد در ارتفاع پست پرواز كرده و به دور از پدافندهاي زميني و هواپيماهاي شكاري غرب، عمليات ضربتي خود را به انجام برساند، در نيرايشان هوايي شورايشان و هم‏پيمانان اون احساس گرديد.

نيرايشان هوايي مصر كه تا سال 1973، از تجهيزات نظامي روسي بهره مي‏برد، در جريان درگيري‏ها با اسرائيل، هيچگاه به موفقيتي دست نيافت.

هواپيماهاي ضربتي روسي نظير سوخايشان7، 20 و 22 در برابر فانتوم‏هاي اسرائيلي، همواره از پيش بازنده محسوب مي‏شدند.

جنگنده‏هاي ضربتي سوخو، نه از نظر آايشانونيك و نه از نظر توانايي‏هاي رزم هوايي، به پاي فانتوم‏‎هاي اسرائيلي نمي‏رسيدند.







در اوائل دههء 1960، برنامهء ساخت سوخايشان24 جهت جايگزيني هواپيماهاي قديمي Ilyushin Il-28 و Yakovlev Yak-28 آغاز گرديد.

مشخصات مورد نياز كه بايد در ساخت هواپيماي جديد لحاظ مي‏‎شد، به سال 1964 فراخوان گرديد: هواپيمايي ضربتي، با قابليت انجام عمليات در هرگونه شرائط آب و هوايي، با قدرت دست‏يابي به سرعتهاي مافوق‏صوت در ارتفاعات پست و داراي هستاندارهايي بالايي در ناوبري و انجام حملات بسيار دقيق عليه اهداف زميني.



جهت دست‏يابي به حداقل مسافت جهت برخاست از رايشان باند، شركت سوخو، همانند رقيب خود، شركت ميگ، كه در طراحي هواپيماي ميگ23 از بالهاي متغير هستفاده كرده بود، و همينطور در راستاي طرح هواپيماي ضربتي سوخايشان17، در طراحي هواپيماي جديد خود نيز از بالهاي متغير هستفاده نمود.

هواپيماي جديد شركت سوخايشان، اولين پروازش را به سال 1970 به انجام رسانيد و شايستگي خود را جهت توليد انبوه به اثبات رساند.

تا سال 1981، تحليلگران غربي، هواپيماي ضربتي جديد شورايشان را Su-19 مي‎ناميدند.






با توليد انبوه هواپيماي جديد ضربتي شركت سوخو (Fencer-A) كه پرواز اوليه‏اش را به تاريخ دسامبر 1971 به انجام رسانده بود، اين هواپيما، به سال 1974 رسمن وارد خدمت در نيرايشان هوايي اتحاد شورايشان گرديد.

تا پنج سال پس از ساخت سوخايشان24، مقامات ناتو، هنوز تصايشانر روشني از اين جنگنده در اختيار نداشتند، تا اينكه اين هواپيما، به خدمت نيرايشان هوايي آلمان‏شرقي درآمد.

در اون وقت بود كه نام سوخايشان24، همانند ميگ25، در غرب، وحشت ايجاد مي‎كرد.

بر خلاف تحليل‏گران نظامي غرب كه به سوخايشان24 نام Fencer اطلاق كرده بودند، خدمهء روسي سوخايشان24 به دليل ظرفيت و توانايي بالاي اين هواپيما در بارگذاري و تطبيق انواع مهمات، به اين جنگنده نام Chemodan (چمدان يا чемодан) داده بودند.



اف111 ، سوخوی24 و پاناویا تورنادو

بمب‏افکن سوخوی24 اغلب با بمب‏افکن آمریکایی F-111 قیاس می‏شود، اما با وجود تشابه ابعاد اون با F-111، سوخوی24 به هیج وجه با جنگندهء F-111 در زمینه‏های برد پروازی و میزان قابلیت بارگذاری مهمات برابر نمی‏کند و از F-111 فوق‏العاده ضعیف‏تر هست.

قابلیتهای سوخوی24 بیشتر به جنگندهء ضربتی Panavia Tornado شباهت دارد هرچند که ابعاد تورنادو نیز از سوخوی24 کوچکتر هست، اولی بازهم به دلیل موتورهای کم کشش و بسیار پرمصرف نصب شده در سوخوی24، از تورنادو نیز در وجه برد و قابلیتهای پروازی عقب می‏ماند!

سوخايشان24، در انواع گوناگوني عرضه شده هست كه هركدام در ناتو‌، به اسامي خاص معروف هستند.

طراحي بهترين و كامل‏ترين مدل سوخايشان24 كه Fencer-D يا Su-24M ناميده مي‎شود، از سال 1978 آغاز شد و به سال 1983، اين مدل رسما وارد خدمت در نيرايشان هوايي شورايشان گرديد.



دو مدل ايشانژه كه از رايشان مدل M اقتباس شده‏اند، عبارتند از :

Su-24MR Fencer-E
كه هواپيمايي هست مخصوص عمليات شناسايي با تجهيزات پيشرفتهء عكاسي، فيلمبرداري و شنود كه توان دقيق اون تاكنون پوشيده مانده هست.




Su-24MP Fencer-F
جمع آوري كنندهء ELINT يا ELectronic Signals INTelligence (جنگنده‏اي ايشانژهء شنود و جمع آوري سيگنالهاي الكترونيكي) جهت شناسايي رادارها و سيستم‏هاي دفاع هوايي دشمن.




Su-24MK
MK، گونهء صادراتي جنگندهء Su-24M مي‏باشد.




اولين كاربرد نظامي سوخايشان24 به سال 1984 و در جنگ افغانستان به وقوع پيوست.

به دنبال اون، سوخوهاي24 روسي در جريان بحران چچن در دههء 1990، به كار گرفته شدند.

اما دقت بمباران اين بمب‏افكن، در جريان جنگ با شورشيان چچن، بسيار مورد انتقاد برنامه گرفت، زيرا در طراحي سوخايشان24، اصل بر دقت هدفگيري بوده هست كه متاسفانه در چچن، بمبارانهاي گستردهء انجام شده توسط سوخايشان24، اغلب منجر به تلفات و خسارات زياد به غيرنظاميان شده هست.



تاكنون تعداد 1200 فروند از گونه‏هاي مختلف سوخايشان24 براي اتحاد شورايشان ساخته شده هست.

امروزه تعداد قابل توجهي از اين هواپيماها، در خدمت كشورهاي آذربايجان، بلاروس، قزاقستان، روسيه، ازبكستان و اوكراين برنامه دارند.

تقريبن تعداد 577 فروند سوخايشان24 عملياتي در اختيار روسيه برنامه دارد كه تعداد 447 فروند به نيرايشان هوايي روسيه و 130 فروند نيز به نيرايشان دريايي روسيه تعلق دارد.



اگرچه سوخايشان24 در وقت خود، به دليل ناآشنا بودن، جنگنده‏اي ترسناك براي جهان غرب تصور مي‏شد، اما امروزه، به دليل نقائص گوناگون، در حال جايگزيني با جنگندهء پيشرفتهء Su-34 Fullback و ساير جنگنده‏هاي جديد روسي مي‏باشد.



سوخايشان24، از نظر آئروديناميكي، بسيار به جنگندهء MiG-23 Flogger شباهت دارد، اگرچه سوخايشان24 پايه ن بزرگتر هست.

بالهاي متغير سوخايشان24، بر شانه‏هاي اين بمب‏‎افكن سوار شده‏اند و در حالت كاملن جمع شده، زاايشانهء 69 درجه دارند.





در سوخايشان24 چهار حالت براي تحرك بالها تعبيه شده هست:

16 درجه: براي برخاست و فرود

35 و 45 درجه: براي پرواز كروز در ارتفاعات گوناگون

69 درجه: براي كسب حداقل ضريب aspect ratio و حداقل ناحيهء بال و حداكثر سرعت در ارتفاعات بالا.



بر خلاف جنگنده‏هايي چون اف4 فانتوم و اف105 تاندرچيف که از بال ثابت بهره می‏برند، بالهاي متغير سوخايشان24، نيرايشان بسيار مناسبي جهت برخاست در مسافت كوتاه را فراهم مي‏آورند، ضمن اينكه امكان فرود را در سرعت 230 كيلومتر بر ساعت فراهم مي‎آورند كه سرعتي به مراتب كمتر از جنگندهء ضربتي سوخايشان17 مي‏باشد؛ و اين در حالي هست كه وزن خالي يا بارگذاري شدهء سوخايشان24 از سوخايشان17 و اف4 فانتوم بسيار بيشتر مي‏باشد.

در حالتي كه بالهاي سوخايشان24 كاملن باز هستند، پروازي هستوار و به دور از اغتشاشات و تندبادهاي هوايي امكان‏پذير مي‎شود، اما پرواز در اين حالت اندكي دشوار مي‎شود و سوخايشان24 برخي از شرائط پروازي را تاب نمي‏آورد.



برخي از اطلاعات نادرست غرب در مورد سوخايشان24، بر پايهء تصور موتورهاي توربوفن نصب شده در اين هواپيماي بمب‏افكن بود كه در اين صورت، سوخايشان24 قادر مي‎شد به دليل مصرف بهينهء سوخت در موتورهاي توربوفن، همانند بمب‏افكن F-111، در فواصل دورتري به عمليات بپردازد.

اما در حقيقت سوخايشان24 به دو موتور توربوجت مجهز به پس‎‏سوز Saturn/Lyulka AL-21F-3 مجهز شده بود كه هركدام كششي در حالت هستفاده از پس‏سوز، كششي برابر 24700 پوند فيت ايجاد مي‏كردند.

موتورهاي توربوجت سوخايشان24، بسيار پرمصرف بودند و به همين دليل، برد پروازي سوخايشان24 به شدت كاهش يافته بود، ضمن اينكه از نظر تعمير و نگهداري، بسيار پرهزينه و پردردسر بودند.

هستفاده از موتورهاي توربوجت براي بمب‏افكني تاكتيكي، معقول نيست و اين امر، نشان‏دهندهء ضعف مفرط روسها در دههء 1960، جهت ساخت موتورهاي توربوفن مي‏باشد.






كاهش حداكثر سرعت
برخلاف جنگندهء ضربتي سوخايشان17 كه هواي مورد نياز موتور را از محفظهء نوك دماغه تامين مي‏كرد، دو جايگاه مكش هوا، در دو طرف بدنهء سوخايشان24 تعبيه شده‏اند.

در مدل اوليهء سوخايشان24 يعني Fencer-A، دو ورودي هوا داراي درب متغير بودند كه به اين بمب‏افكن، امكان دست‏يابي به سرعت 2320 كيلومتر بر ساعت (1440 مايل بر ساعت يا 2.18 ماخ) را در ارتفاع 17500 متري (57400 فوت) مي‏داد.

اما از اونجا كه سوخايشان24 عمدتن جهت انجام ماموريتهاي ضربتي در ارتفاع پست ساخته شده بود، مكانيزم فعال كنندهء ورودي‏هاي متغير، به منظور كاهش وزن و آسان شدن تعمير و نگهداري، حذف شدند.

اما بر خلاف تصور كارشناسان شركت سوخو، حذف اين ورودي‏هاي متغير، نه تنها تاثيري بر قابليت پرواز ارتفاع پست برجاي نگذاشت بلكه باعث شد حداكثر سرعت و ارتفاع قابل دست‏يابي، به مقادير نازل 1.1 ماخ و 11000 متر (36100 فوت) كاهش يابند!

انتهاي بدنه در مدل اوليهء Fencer-A داراي شكل جعبه‏مانند بود كه به هنگام توليد انبوه، متحمل تغييراتي در محل خروجي موتورها گرديد تا به شكل مدور تبديل شود و بدين ترتيب ميزان پسا كاهش يابد.

سوخايشان24 تجديدنظر شده، داراي سه اونتن صيقلي شدهء‌ آئروديناميكي در محل دماغه بود كه در كنار يكديگر نصب شده بودند.

همينطور محل چتر ترمز نيز تغيير كرده بود.

به جز اينها، ورودي هواي موتورها نيز متحمل دگرگوني شده بود.

اين هواپيماي تجديدنظر شده، توسط ناتو به نام Fencer-B نام‏گذاري شد، هرچند كه اين تغييرات جزئي، شايستگي اطلاق يك طراحي جديد را نداشتند.





برای مشاهده عکس در سایز اصلی ، بر روی اون کلیک کنید


همانند بمب‏افكن F-111، سوخايشان24 داراي دو خدمه هست كه در كنار يكديگر مي‎نشينند: يك نفر خلبان در سمت چپ و يك نفر افسر سيستم‏ها در سمت راست.

شاید کارشناسان طراح سوخوی24 بر این عقیده بوده‏اند که دو جفت چشم، توانایی بهتری در پرواز ارتفاع پست پدید می‏آورد.

کابین سوخوی۲۴، همانند جنگنده های قدیمی دههء ۱۹۶۰، مملو از ادوات اونالوگ هست، ضمن اینکه سیستم کنترل گاز بر روی دسته خلبان یا HOTAS در هیج یک از گونه های سوخوی۲۴ پیش بینی نشده هست.



سیستم‏های آايشانونيك سوخوهاي24 در اختيار شورايشان، در نوع خود، پيچيده‏ترين به شمار مي‏رفتند.

در سوخايشان24، براي اولين بار در تاريخ ساخت هواپیاهای نظامی در اتحاد شورايشان، سيستم‏هاي ناوبري و تهاجمي، يكپارچه‏سازي و كامپيوتري شده بودند.

در مدلهاي اوليه، سيستم‏هاي تهاجمي و رادارهاي اخطارگر جهت عدم برخورد به عوارض طبيعي زمين، به موازات سيستم‏‎هاي ناوبري، به صورت جداگانه حمل مي‎‏شدند.



تنها سلاح ثابت در سوخايشان24، يك دستگاه مسلسل 6 لولهء 23 م م به نام GSh-6-23 و با 500 تير فشنگ هست كه در محلي زير بدنه نصب شده هست.

بر خلاف جنگندهء ضربتي MiG-27 Flogger-J ، كه مسلسل به صورت غيرپنهان نصب شده هست، مسلسل سوخايشان24، به هنگام عدم هستفاده، با پوششي مخصوص، پنهان مي‎شود.



در سوخايشان24، تعداد 8 مقر سخت جهت نصب مهمات تعبيه شده هست: دو مقر در زير مجاري مكش هوا زير بدنه، دو مقر چرخان در قسمت بيروني بالها، و چهار مقر در زير بدنهء اصلي.

در اين 8 مقر، حداكثر مي‎توان 8000 كيلوگرم (17600 پوند) مهمات بارگذاري نمود.

در اين 8 مقر مي‏توان به جز مهمات معمول مورد هستفاده در عملياتهاي ضربتي، از تسليحات هسته‏اي و دو يا چهار موشك هوا به هواي كوتاه‏برد R-60 Aphid نيز نصب نمود.




Fencer-C
مدلهاي اوليهء سوخايشان24 یعنی هواپیماهای Fencer-A/B از نظر تجهيزات ضدالكترونيك، نقصان شديد داشتند و تنها داراي گيرندهء اخطار راداري به نام Sirena بودند و از سيستم‏هاي اخلال‏گر رادار بهره‏اي نداشتند.

بر خلاف تصوري كه از روسها در زمينهء ضعف شديد دانش الكترونيك مورد انتظار هست، آخرين سري توليدي سوخوهاي24، به گيرندهء اخطار راداري بسيار گسترده و كامل، اخطارگر پيشرفتهء پرتاب موشكهاي سام، مجموعهء فعال ضدالكترونيك (ECM) با اونتن‏هايي سه ضلعي در طرفين ورودي‏هاي هوا و نوك سكان عمودي، مجهز شده بودند.

هواپيماي جديد در ناتو، Fencer-C ناميده مي‎شد، اگرچه بازهم يك طراحي جديد و مستقل به شمار نمي‏رفت.



مدلC شبیه مدل B بود و فقط به کمک محفظه‏های مثلثی‏شکل گیرندهء هشدار راداری (RWR) اون در پهلوهای نوک سکان عمودی و روی دیوارهء خارجی ورودی هوا در جلوی محل اتصال ریشهء لبه حملهء بار به اون (همچون مدل D) قابل تشخیص هست.



Fencer-C نخستین بار در سال 1981 دیده شده و نسبت به مدل B تغییرات عمده‏ای در سیستمهای الکترونیک پروازی اون داده شده بود.

تمامی انواع Su-24 به جز تعداد انگشت‏شماری از نوع A به یک ورودی کوچک هوا در جلوی ریشهء سکان عمودی خود مجهز می‏باشند.

از اونجایی که به راحتی می‏توان یک دستهء هدایت در جلوی صندلی افسر سیستمهای جنگ افزار نصب نمود هیچ نوع خاص آموزشی Su-24 با کنترل‏های دوگانه توسعه نیافته هست.

اعتقاد بر این هست که نیروی هوایی روسیه به منظور سرکوب سیستمهای دفاع هوایی راداری از تیمهای یابنده / کشنده (hunter-killer) متشکل از هواپیماهای Fencer-C و MiG-25BM Foxbat-F بهره‏برداری می‏کند.



در برخي از مدلهاي Fencer-C و تمامي هواپيماهاي مدل بعدي سوخايشان24 يعني Fencer-D، قسمت جايگاه نصب مهمات در زير محل ثابت بال بزرگتر شده و در اونجا به صورت ثابت، پخش كنندهء Chaff/Flare تعبيه گشته بود.

در مدلهاي پيشين سوخوی24، اين پخش كننده‏ها در دو سمت كناري سكان افقي برنامه داشتند.




Su-24M / Fencer-D
نوع M گونه‏ای ارتقاء یافته از سوخوی24 می‏باشد که طراحی اون در اواسط دههء 1970 آغاز شده و در حوالی سال 1983 وارد خدمت گشته هست.



* این مدل دارای بدنه‏ای طویل‏تر به اندازهء 0.73 متر (30 اینچ) در قسمت جلوی کابین، دارای یک غلاف سوختگیری هوایی قابل جمع شدن و اونتن راداری کوتاهتر و تغییر شکل یافته، ویژهء نوع جدیدی از رادار ضربتی به نام Orion-A می‏باشد.

این رادار به وسیلهء تنها اونتن خارج شده از پوزهء هواپیما قابل شناسایی می‏شود در حالی که در مدلهای پیشین از اونتن‏های سه‏گانهء مثلثی‏شکل هستفاده شده هست.



* رادار جدید با سامانهء شناسایی عوارض و برجستگی‏های طبیعی زمین جفت می‏شود که کل این مجموعه نیز با سیستم پرواز خودکار SAU-6M1 جفت شده هست که همانند F-15E به خدمهء سوخوی24 امکان پرواز خودکار (دست آزاد) را در ارتفاع پست میسر می‏سازد.



* به Su-24M سامانهء ناوبری دقیق و پیشرفتهء اینرسیایی PNS-24M و یک کامپیوتر دیجیتال اضافه کرده شده هست.



* سیستم هدایت و نشانه‏گذاری تلویزیونی Kaira 24 که همتای سیستم آمریکایی Pave Tack ارزیابی می‏شود در محل برآمدگی زیر بدنه نصب شده هست تا وظیفهء هدایت دقیق تسلیحات هدایت‏پذیر نظیر بمب‏های هدایت لیزری و هدایت تلویزیونی را به انجام برساند.

از جملهء تسلیحات هدایت‏پذیر پیشرفته، می‏توان به موشک Kh-14 (نامگذاری غربی= AS-12 Kegler) و Kh-59 (نامگذاری غربی = AS-13 Kingbolt) اشاره کرد.



* سامانه‏های جدید نصب شده در Su-24M باعث شده‏اند تا از میزان سوخت ذخیره شدهء داخلی هواپیما، به میزان 58 لیتر (22.4 گالن آمریکایی) کاسته شود.




Su-24MK / Fencer-D
MK، گونهء صادراتي جنگندهء Su-24M مي‏باشد كه حرف K در زبان روسي از كلمهء kommercheskiy به معني تجاري اقتباس شده هست.

نوع MK، تاكنون به كشورهاي مختلفي صادر شده هست: الجزاير (15 فروند)، ليبي (15 فروند)، سوريه (12 فروند) و بين 32 تا 33 فروند نيز به ايران و عراق فروخته شده هست كه برخي منابع، ارقام متفاوتي را در اين باره ذكر كرده‏اند.

روسها ادعا دارند تعداد 12 فروند Fencer-D به ايران و 24 فروند به عراق فروخته شده هست كه همگي اين هواپيماها به صورت عملياتي در اختيار نيرايشان هوايي ايران برنامه دارند.

ايران ادعا دارد كه تعداد 14 فروند را مستقيمن از روسيه خريداري كرده و تعداد 16 تا 18 فروند ديگر را نيز از دستهء هواپيماهاي پناهندهء عراقي در جريان جنگ سال 1991 خليج فارس، به خدمت گرفته هست.

امروزه تعداد فنسرهای نیروی هوایی ایران 32 فروند تخمین زده می‏شود که همگی نیز عملیاتی می‏باشند.



هرچند مدل MK جهت صادرات به كشورهاي ضعيف جهان سوم طراحي گشته بود اما امروزه تعداد قابل توجهی از این مدل در خدمت کشورهای مشترک‏المنافع شوروی سابق برنامه دارد.

این هواپیما، پايه ن مانند مدل M هست، با این تفاوت که اندکی از قدرت سیستم‏های آویونیک اون کاسته شده هست.

بسیاری از مدلهای MK فاقد لولهء سوختگیری هوایی می‏باشند.




Su-24MR / Fencer-E
گونهء اختصاصی ویژهء عملیات شناسایی که اولین پروازش را به تاریخ سپتامبر 1980 به انجام رساند و از سال 1985 رسمن وارد خدمت در نیروی هوایی اتحاد شوروی گردید.

در این مدل، اغلب سامانه‏های ناوبری مدل M حفظ شده‏اند که از جملهء اونها می‏توان به رادار پرواز در ارتفاع پست (Terrain-Following-Radar) اشاره کرد.



در این مدل، سیستم نشانه‏گذاری و هدفگیری لیزری / تلویزیونی، رادار تهاجمی Orion-A و مسلسل حذف شده‏اند.

به جای مسلسل، دو دوربین عکاسی با قابلیت عکاسی پانوراما (افق باز) نصب شده هست.



دیگر تجهیزات اختصاصی این مدل عبارتند از :

دوربین تلویزیونی Aist-M

رادار اخطار دهندهء پهلونگر RDS BO

سامانهء شناسایی اهداف زمینی به وسیلهء اشعهء مادون قرمز Zima

سایر سیستم‏های این هواپیما، به صورت خارجی (پاد) در زیر بدنهء هواپیما نصب می‏شوند.




Su-24MP / Fencer-F
مدلی اختصاصی جهت جمع آوری و شنود سيگنالهاي الكترونيكي دشمن (ELINT) که جایگزین هواپیماهای قدیمی Yak-28PP Brewer-E گردید و اولین پرواز این مدل به تاریخ دسامبر 1979 به انجام رسید.

مدل MP مجهز به اونتن‏های اضافی جهت شنود و دریافت اطلاعات مربوط به دشمن می‏باشد.

در این مدل، قسمت صیقلی نصب شده در زیر هواپیما جهت نشانه‏گذاری و هدایت لیزری / تلویزیونی حذف گردیده اما مسلسل و توانایی نصب 4 موشک هوا به هوای کوتاه‏برد Vympel R-60 حفظ شده هست.

از این مدل، تنها تعداد اندکی که بین 12 تا 20 فروند تخمین زده می‏شود تولید گشته هست و فرموده می‏شود تعدادی نیز در خدمت نیروی هوایی ایران برنامه دارند.



امروزه ادامهء حیات و در خدمت ماندن بمب‏افکن‏های Su-24M/MK در گرو انجام برنامه‏های به‏روزآوری نظیر نصب سیستم GPS (مکان‏یاب جهانی)، ارتقاء کابین با نصب نمایشگرهای چند منظوره (MFD)، نصب نمایشگر سربالا (HUD)، نصب سامانهء دیجیتال تهیه نمايندهء نقشه از سطح زمین، نصب سایت نشانه‏روی درون کلاه خلبان (HMS)، امکان‏پذیری سازی نصب آخرین نمونه‏های تسلیخات هدایت‏شونده نظیر موشک هوا به هوای Vympel R-73 و .

.

.

می‏باشد.



تاکنون 400 فروند از بمب افکن های Su-24M نیروی هوایی روسیه، در قسمت ناوبری و سیستم‏های تسلیحات، ارتقاء یافته‏اند تا قادر باشند گونه‏های جدید موشک Kh-29 و همچنین برخی موشکهای دیگر را حمل و پرتاب نمایند.

این ارتقاء شامل نصب یک کامپیوتر بسیار پیشرفتهء جدید به نام SV-24، نصب صفحات نمایشگر رنگی کریستال مایع، نصب نمایشگر سربالای ILS-31، هستخراج نمايندهء نقشهء دیجیتال متحرک از سطح زمین و همچنین سامانهء مکان یاب جهانی (GPS) می‏باشد.



هنوز روشن نیست که آیا هواپیماهای Su-24MR و Su-24MP نیروی هوایی روسیه، مشمول بهینه‏سازی کابین و نصب تجهیزات جدید ناوبری خواهند شد یا خیر؛ هرچند که ممکن هست با تامین اعتبار مالی، این امر محقق شود.

بمب‏افکن‏های ارتقاء یافته سوخو24 نام جدید Su-24M2 را به خود گرفته‏اند.







تسلیحات Su-24M/MK

* تا چهار موشک هوا به زمین هدایت رادیویی Kh-23M (نام ناتو = AS-7 Kerry) با برد 5 کیلومتر

* موشکهای هوا به زمین ضدرادار غیرفعال Kh-28 (نام ناتو = AS-9 Kyle) و Kh-58 با برد 90 کیلومتر به تعداد حداکثر 2 فروند

* تا دو موشک کوتاه برد گرمایاب هوا به هوای Vympel R-60 (نام ناتو = AA-8 Aphid) با برد 3 کیلومتر

* تا چهار موشک هدایت لیزری Kh-25L (نام ناتو = AS-10 Karen) با برد 20 کیلومتر

* تا سه موشک هدایت تلویزیونی / لیزری Kh-29LT (نام ناتو = AS-14 Kedge) با برد 10 کیلومتر

* تا دو موشک هوا به زمین ضدرادار غیرفعال Kh-31P (نام ناتو = AS-17 Krypton) با برد 110 کیلومتر

* تا دو موشک هوا به زمین ضدرادار Kh-58 (نام ناتو = AS-11 Kilter) با بردی بین 70 تا 120 کیلومتر بسته به ارتفاع پرتاب

* تا دو موشک هوا به زمین هدایت تلویزیونی Kh-59 (نام ناتو = AS-13 Kingbolt) با برد 115 کیلومتر (مشابه موشک آمریکایی AGM-130)

* تا دو بمب هدایت لیزری بسیار دقیق KAB-500KR

* تا دو بمب هدایت لیزری KAB-1500L

* در هر سوخوی24 تا شش مقر ویژهء حمل پرتاب راکت همانند سري UB32 را می‏توان نصب نمود.



* وزن بمب های متعارف قابل حمل در سوخوی24، بین 7.5 تا 8 تن می‏باشد.



* در هر سوخوی24 می‏توان حداکثر تا سه قبضه مسلسل شش لول 23 م م از نوع Gsh-6-23 را نصب نمود که قدرت نواختی برابر 9000 تیر فشنگ بر دقیقه را دارا هستند و هرکدام نیز حامل 500 تیر می‏باشند.





هدفگیری و هدفیابی در Su-24M
در سوخوی24، سامانهء ناوبری و کمکی PNS-24 تعبیه شده هست.

PNS-24 به تجهیزات سامانهء ناوبری رادیویی اتصال دارد که امکان اجرای این وظایف را می‏بخشد: اخطار برخورد به عوارض زمین، کشف اهداف و انهدام اونها به روش بمباران Toss یا Level، نشانه‏گذاری اهداف کشف شده جهت شلیک موشک، کشف رادارها و پرتابگرهای موشکهای سام متعلق به این رادارها و امکان هدایت کاملن خودکار یا نیمه‏خودکار به هنگام تقرب جهت فرود در ارتفاع حدود 40 تا 50 متری.

در جنگندهء Su-24M، سامانهء بهبود یافتهء ناوبری و کمک PNS-M نصب شده هست که شامل یک سامانهء نشانه‏روی لیزری / تلویزیونی جهت شلیک موشکهای هوا به زمین هدایت لیزری / تلویزیونی می‏باشد.


28:

http://air-weblog.persiangig.com/Su-...ianKnights.jpg

داداش ، مقدونیه سوخو نداره .

ینی سوخو 27 نداره .



72 out of 100 based on 17 user ratings 392 reviews