مردان فاعل و زنان مفعول ... چرا ؟؟


مردان فاعل و زنان مفعول ... چرا ؟؟



مردان فاعل و زنان مفعول ... چرا ؟؟
چرا مردان را فاعل و زنان را مفعول تلقي ميكنند ؟؟

اين برداشت از كجا و به چه دليل بوجود آمده ؟؟

آيا اين موضوع عموميت دارد و هيچ فعلي از جانب زن صورت نميگيرد ؟؟

ويا مرد مورد هيچ فعليتي برنامه نميگيرد ؟؟

فاعل اصلي كيست ؟؟



مرتب کردن موی پسر بچه ها در منزل !

1:

چون تو رابطه بیشتر دریافت نماينده ست تا اهدا نماينده
برای مثال الان تو فرهنگ ما خواستگاری دختر از پسر، ناهنجار تلقی می شه


زن رویاهاتو از اعماق قلبت توصیف کن ...

2:

فکر کنم قضیه ریشه ی تاریخی داره طوری که خود خانومها هم باورشون شده که اگه مفعول باشن بهتره
شاید دیگاه های فمینیستی در طول این دوران گسترش زیادی داشته ولی نتیجه ای که باید داشته باشه رو نداشته ..........


به نام پدر


ما، مردها ، چقدر نامردیم ….

3:

نمیدونم نحوه پیدایش این تفکر چطوری بوده اما معتقدم بیشترین سهم رو در ماندگاری و گسترش این طرز فکر خود زنان داشتند.

در واقع زن خوب زن مفعول هست.!


چهار مدل آموزش ساده گره زدن کروات

4:

سوال عجیب نیست ولی جواب عجیب هست.
من فکر می کنم جواب را طنز تلخ بدهم بهتر هست.

مردها در تمام طول دوران قصه نویسی و داستان آقا گرگه بودند.
رن ها در همین دوران آهو خانوم!
مرد ها باز هم آقا روباهه بودند.
زن ها خانوم زاغه.
همین طوری بگم دلیل این فعلیت و فاعلیت رو؟
مرد ها همیشه درنده خو و دزد و قاتل و این ها بوده اند و زن ها ( اینا مال قصه هاست) همیشه مهربان و آرامش بخش و غم خوار و لطیف.
( بگزریم که قتل ها، دزدی های حرفه ای و ....


خانمها این آقایان را در ویترین ببپسندند و بخرند !
بخش بخصوصی را به همان خانوم ها اختصاص می دهند)

پاورقی: آقا چه کار این کارها داری؟ شما عروسیتون رو بکنید و بزارید اون هام عروس بشن.


چه تلخ است روابطمان اين روزها
اول و آخر نمی تونی از زیر مخارجش در بری


ادمها 4 دسته هستند..!!!

5:


شاید لطیف بودن خانم ها در قصه ها باشه اما درنده خو بودن مردان فقط در قصه ها نیست.

6:

این قضیه رو قبول ندارم تو این دور و زمونه زن و مرد برا جنایت فرقی ندارن منتها به علت همون بحث فاعل بودن این برچسپ بهشون داده میشه ...........کم نیستن خانومائی که به طرز وحشتناکی جانی و قاتل و دزد و.........هستن

7:


با درود دوست عزيز

اينكه خود زنان در اين امر بي تاثير نبوده اند كاملا حق باشماست ....

و شايد تاثيرشان بيشتر از مردان بوده !!


اما بطور بيطرفانه ! آيا سرايشانسهايي كه برنامه هست مرد به زن بدهد ارزش مفعوليت را دارد ؟؟

اصلا در يك كنش فكري بيشتر بنظر نميرسد كه مرد براي در كنار برنامه گرفتن جنس مخالفش در مقام مفعول ( مورد افعالي برنامه ميگيرد) برنامه دارد و اين فاعلي پوششي براي هستتار مفعوليتش هست ؟؟

اينكه ميگايشانيم جنس به ظاهر قايشان (مرد) موكد اين موضوع نيست ...

شايد فاعل اصلي زن باشد و گاه هدف تصاحبگرانه عاملي براي مفعوليت مرد .....

اونقدر كه نياز به جنس مخالف در مردان شدت و حدت دارد در زنان ديده نميشود پس ميتوان اينگونه هم نتيجه گرفت كه مردان مغلوب افعالي هستند كه تنها از جانب زن صادر ميشود و مفعولي با واسطه نيازهاي دروني خوش نسبت به زن هست ....

شايد !

8:

این مورد به نحوه خلقت مرد و زن بر میگرده
از اونجایی که مرد خشن و زن لطیف به دنیا گام نهاد

9:


منظور منم همین دوست عزیز.

فرمودم زنان لطیف نیستند همانطور که مردان خشن هستند.!!

10:


بنده به شخصه بارها سعی کردم در بحث و فرمودگو با زنان متاهل و غیر متاهل این رو ثابت کنم که مفعول بودن زنان در برابر سرویسهایی که ارائه می شود ارزشی ندارد یا حداقل اونقدر ها با ارزش نیست (البته بی ارزش نسبت به اون چیزی که مردان هستند نه اونطوری که باید باشند.اگر مردان واقعا مرد باشند مفعول بودن تا حدودی ارزش پیدا می کنه)

ولی اکثریت اونان سعی داشتند با مفعولیت خودشان در قالب واژه های زیبا پنهان نمايند و راضی بودند به اونچه بر سرشان می رفت.! حتی فکر می کنم با ادامه بحث در همین هم میهن به جایی می رسیم که بسیاری از دخترها را موافق با این امر می بینیم.

11:

این تصویر رو ببینید.

مردان فاعل و زنان مفعول ... <br><br>چرا ؟؟

پایه ی 1 و 2 هرکدام نقشی در نگهداری تصویر (یا همان زندگی) دارند.



ممکن هست کسی بگوید نقش پایه 1 مهمتر هست چون نگهدارنده اصلی تصویر هست و تصویر روی ان سوار شده.

اما از دید کس دیگری پایه 1 مفعول هست و نگهدارنده اصلی تصویر، پایه ی دو هست.

زیرا وزن هر دوی پایه یک و تصویر را تحمل میکند.



اما واقعیت این هست که اینها هردو نفش خود را برای اینکه تصویر بالا باشد ایفا مینمايند.

و هر دو بیکدیگر وابسته.

گیریم پایه ی x، نقش مفعولانه تری داشته باشد، اما در عوض نقش خود را بخوبی ایفا میکند و در نبود یکی، وجود دیگری نیز فایده ای نخواهد داشت.



به نظر من خلقت، در هم تنیده شدن این نقشهاست و برنامه نیست همه نقشها دقیقا مساوی و به یک شکل باشند.



بر این پايه ، من فکر میکنم به فرض اگر مفعولیت زنان اثبات بشود لزوما یک اتفاق بد و دور از ذات انسان نیفتاده.

و اگر هم ثابت کنید مفعولیت زن همان فاعلیت هست و مرد خودش را پشت قیافه ی پر جنم اش پنهان کرده و در واقع مفعول هست، باز هم فرقی نمیکند.

مهم این هست که مجموعا این دو میتوانند در معیت و توافق یکدیگر یک زندگی را سرپا نگهدارند؛ هرچند یکی در ظاهر مفعول و دیگری فاعل باشد.



البته فکر کنم سخن شما را اینطور هم بشود تعبیر کرد که زن جاذب هست و مرد مجذوب.

(همان قضیه ی ناز و نیاز) اگرچه این جذب نمايندگی در زمینه های خاصی وجود دارد و نه همه ی ابعاد زندگی؛ اما کماکان بنا بر توضیح بالا من مشکلی در مفعول بودن یکی از دو طرف نمیبینم.


12:

با درود دوستان با خرد هم ميهنم

اينجور كه من تا اينجا از سخنان شما نتيجه گرفتم ...

ما صفت مفعولي را براي هيچكدام از اجناس بشر نميتوانيم به طور صرف در نظر بگيريم ....

همانطوري كه صفت فاعلي را نميتوانيم ..بقول دوستان انسان (زن و مرد ) سرشار از رازها و نازها و نيازهاست كه همگي توسط خالقي (فاعلي) بوجود آمده و روابط بين اين دو كامل كننده اين خلقت هست


به عبارت ديگر انسانها فاعلاني هستند كه با مفعوليت خود وجود خالق را به اثبات ميرسانند

13:

با سلام


فمنیستها برخلاف ظاهر شان بیشترین تاثیر را
در شکل گیری فاعل بودن مردان
و مفعول بودن زنان داشته اند ...

این دسته از مردان فمنیست ، زنان را که نیمی از جمعیت جهان
و کشورمان را تشکیل می دهند را همچون عقب افتاده ها
و موجودات بدوی و انسانهای اولیه ای در نظر گرفتند که
در هر صورت حتی برای گرفتن حقوق ساده شان باز هم نیاز
به "مردان" دارند و این " مردان" هستند که باید تلاش نمايند
تا از دست دیگر " مردان" بخشی از حق زنان را بگیرند !!!
و با منت این بخش را به زنان بدهند ...

در نهایت عملی را انجام می دهند که به نفع مردان باشد
ولی در ظاهر به نفع زنان ...
مانند قانون برابری دیه ...
در ظاهر شان زن حفظ شد و در عمل به نفع جیب مردهایی
شد که همسرشان فوت می کند ...



78 out of 100 based on 33 user ratings 458 reviews