مهریه ازدواجتون چند سکه هست؟


مهریه ازدواجتون چند سکه هست؟



مهریه ازدواجتون چند سکه هست؟
سلام دوستان
خانومای متاهل بگن مهریه ازدواجشون چند سکه هست و اینکه ایا دارن اونو در حین زندگی میگیرن یا بخشیدنش
اولم خودم میگم تاریخ تولدم 1368 سکه تمام بهار ازادی



ارزش یک لقمه نان زنانه

1:

114 سکه


آزار زنان در دنیا؛هر 18 ثانیه یک نفر

2:

بخشیدنش یا بهتون پرداخت میشه؟


جریان خاصی می‌خواهد زنان را خانه‌نشین کند

3:

نه بخشیدم

نه بهم پرداخت میشه

من ازدواج نکردم که سکه از همسرم دریافت کنم..

من از ازدواج هدفی بجز آرامش و آسایش روحی نداشتم...من با همسرم اصلا درباره مهریه تو خونه صحبت نمیکنم..

صحبت همیشگی درباره مهریه بنظرم خیلی زشت و زننده اس.


واکنش معاون روحانی به ممنوعیت اشتغال زنان در کافی‌شاپ


شرط عروس خانم برای خواندن خطبه عقد توسط مقام معظم رهبری

4:

کاملا درست میگید کاش همه مث شما فکر میکردن
ممنون ج دادین


بنظرتون در فرانسه حجاب ممنوع است؟ / آیا باید هرچه زودتر همه زنان محبجه رو دستگیر کنن

5:

خواهش عزیزم

مطمنا"بیشتر ما خانمها ایرانی مثل هم فکر میکنیم

خانمها حاضرن مهریه ای در کار نباشه ولی آرامش روحی و جسمی در کنار همسرشون داشته باشن

شبتون خوش


بانوی اول خانه​​ کیست

6:

300 تا سکه
نه قراره از شوهرم بگیرم
نه اینکه بخشیدم!
این سکه مهر کردن که برای اونایی که بخوان زندگی نمايند و زندگیشونو دوست دارند ی چیز کاملا صوریه.
دوستم میفرمود مهرش نصف دارایی حال و آینده داماده.
بنظرم این بهتره.


دخترانی با معصومیت‌های ازدست‌رفته
اقلا مثل مهر ما موهومی نیست ی کم ملموس تره!

7:

با توجه به اینکه شما مجردید منظورتون اینه که میخاید در آینده مهریه تون رو 1368 سکه تعیین کنید ؟

بنظر شما این میتونه ضامن زندگی باشه ؟ وقتی ازدواج کردید آیا میخاید مهریه تون رو طلب کنید ؟

8:

250 تا سکه و سه دانگ خونه بود که بهشون بخشیدم!

9:

سلام زهرا جون اقلا خونه هه رو میزدی به نام

10:

ای بابا ایران جون اون موقع کلم داغ بود دیگه دیر شده!
+
من کتبا بخشیدم بهش دادم دستش با خودم فرمودم الان پارش میکنه میگه نه این چه کاریه دیدم رفت گذاشتش تو گاو صندوق!!!

11:

خودم که مهر ندارم ولی مال خواهرم یک سکه بود

12:

خواهرتون بهترین کارو کردند! چه یک سکه باشه چه 1000 تا هیچ مردی حاضر نیست اونو به خانمش بده

13:

مردها معمولا چیزهایی میبخشند که هزینه چندانی نداشته باشه
شوهر منم با اینکه ادعا میکنه عاشقانه دوستم داره از خداشه مهرم بشه 1 سکه
من نمیدونم ایشون که نمیخواد بده براش چه فرقی میکنه اقلا بذاره دلمون خوش باشه!

14:

ببخشیدبنده سِندَم نمیرسه ج بدم،خخخخخخخخخخخخ.......


15:

خب اینطوری خیالشون راحتتر از اونجایی که ما خانما غیر قابل پیشبینی هستیم!

16:

اونوقت خیال مال ناراحته!
خیلی هم رو قابل پیش بینی بودن شوهرامون حساب وا نکن.

17:

مهریه ضامن خوشبختی نیست...مثلا پسر عموی من با دختر داییش ازدواج کرده بود و برای چشم و هم چشمی 14 تا شمش طلا به نیت 14 معصوم مهر کرده بود...به محضه اینکه دچار مشکل شدن خانمش همچین مهریشو گذاشت اجرا.....بیچاره عموم هم مجبور شد تا ریاله آخرشو پرداخت کنه و درنهایت هم طلاق .تازه اینها فامیل بودن...خانمه پسر عموم هم دختر داییش میشد هم دختره دختر عمش...از جهتی هم خداییش تو دادگاهها به خانمها ظلم میشه و تنها قدرت خانم ها مهریشونه ✔

18:

مهریه من 500 سکه +یه واحد اپارتمان
اپارتمان رو هدیه گرفتم
اما سکه ها رو
نه بخشیدم
و نه گرفتم

19:

مهريه من يک سکه و يه برنامه غير مادى بين خودمون بود :)

20:

خیلی زیبا فرمودی خانمم بهترینها تقدیمت با طرز فکر پسندیدت: :

21:

درسته به نظرم مهریه سبکتر+حق طلاق خیلی بهتره برای خانومها

22:

آقایون معمولا همه احتمالات رو در نظر می گیرن

23:

ای بابا ایران جون اقایون چه قابل پیش بینی باشن چه نباشن هیچ حسابی نمیشه روشون وا کرد!!!

24:

72 تا سکه
اونم به خاطر اصرار بزرگترا (تازه بابابزرگم چقدر ناراحت شد و سر همین قضیه مهریه مجلس خاستگاری به راند دوم کشیده شد :)
وگرنه من خودم نظرم رو راجع به مهریه قبلا فرمودم ...!!!!
اون 72 تا رو حتی از قبل از تصویبش بخشیده بودم

25:

114 سكه
تو خونه ي ما هم اصلا حرفي از مهريه زده نشده و قطعا نخواهد شد...


26:

والا هر چی بزرگترا بگن من تسلیمم.

فقط در نظر داشته باشن من قصد ادامه تحصیل دارم!

27:

به به چه دخملای خوف و کم توقعی

28:

تاریخ تولدمه

29:


30:

ملک خوبه ! سکه از مد افتاده .

لغتش بار منفی هم داره !

ملک هنوز خیلی مد نشده که بخواد بره رو اعصاب
خیلی هم منطقیه

اسبم باید مهریه باشه خوشم میاد..

31:

یکم کم نیست؟!!!

نوشته اصلي بوسيله valium نمايش نوشته ها
...
مثلا پسر عموی من با دختر داییش ازدواج کرده بود و برای چشم و هم چشمی 14 تا شمش طلا به نیت 14 معصوم مهر کرده بود...به محضه اینکه دچار مشکل شدن خانمش همچین مهریشو گذاشت اجرا.....بیچاره عموم هم مجبور شد تا ریاله آخرشو پرداخت کنه و درنهایت هم طلاق .تازه اینها فامیل بودن
...
خود ِپسر عموی شما دیگه نمیخواست زندگی مشترکش رو ادامه بده و طلاق داد یا دختر داییش طلاق رو گرفت؟

32:

منم چند تا سوال داشتم از خانم های متاهل
اگه برنامه بود مهرتون رو ببخشید چرا از اول تعیینش کردید؟ یعنی میزان مهریه ای که
تعیین میشه علاقه داماد رو محک میزنه و سپس اینکه قبول کرد دیگه نیاز نیست باشه؟
دوم اینکه رو چه حسابی مهریتون رو بخشیدید؟ یعنی چی باعث شد این کارو بکنید.
آخری هم اینه که سپس بخشیدن مهرتون رفتار و احساس خودتون چی بود؟
رفتار همسرتون عوض شد سپس اینکار؟ مثلا یه مدت خیلی مهربون بشه بعد عادی
سوال زیاد دارما ولی اینها به نظرم واجبترن.


33:

رفیق باورکن آخرش خوده منم متوجه نشدم
چونکه هردو طرف فامیل هستن و هرکس هم یه چیزی میگه یعنی دختر عمم مادر خانمه پسرعموم میگه طلاقشو ما گرفتیم از طرفی عموم هم میگه خانمی که رفته دادگاه مهریه اجرا گذاشته دیگه به درده زندگی کردن نمیخوره....اما خب میدونم که پسر عموم یه کاری کرده که خانمش رفته مهریه اجرا گذاشته...آخه نمیدونی رفیق این جریانه مهریه رو همچین زن عموم با افتخار میفرمود که ما شمش مهر عروسمون کردیم..بچاره ها فکر میکردن که کی داده و کی گرفته....که بعدش دیدن کی باید بده و کی باید بگیره...

این ماجرا باعثه کدورت بین دو تا خانواده هم شد✔

34:

خواهش عزیز دلم.

35:

سلام
مهرمو خودم تعیین نکردم البته از من پرسیدن منم فرمودم یه سکه بعدشم فرمودن ولش کن این بچه هست خودشون اینو تعیین کردند(بابام) اوونا هم قبول کردند!
رو حساب اینکه اگه همسرم به خاطر مهریه میخواد منو تحمل کنه اصلا میخوام نکنه همون بهرت که ازاد باشه بدون هیچ قید و بندی هر وقت خواست بتونه بره! و اینکه اونا که نمیدن چرا حالا دینمون به گردنشون باشه!
احساسم همون قبلیه همسرم هیچ تغییری نکرد...(فقط بعد یه مدت یه ملک رو به اسمم خرید!)
امیدوارم قانع شده باشین!

36:

450 سكه و سفر حج تمتع
نه بخشيدم و نه گرفتم .
صحبتي در موردش هيچوقت بينمون نشده ولي به نظرم وجودش براي زندگي خوبه .


37:

نه ابجی اتفاقا اینجور راه در روش بیشتره.

طرف موقع مهر دادن هر چی دارایی داره میزنه به اسم مادرش یا باباش یا کسی که مورد اطمینانش باشه .

یک قرون هم سهم دوستتون نمیشه.


اینجور ادماییم ما مردا

38:

راست میگیا فکر اینجاشو نکرده بودم
همون مهر صوری خودمون بهتره

39:

505 سکه بهار آزادی
چیزی بود که پدر مرحومم واجب میدونست و من هم حرفی رو حرفش نزدم
نه بخشیدمش و نه قصد گرفتنش رو دارم
راجع به این موضوع اصلا حرفی من و همسرم نمی زنیم
به نظرم قشنگ نیست آدم راجع به مهریه و اینجور چیزا تو زندگی حرف بزنه
فقط گاهی به شوخی بهش میگم مهریه م رو میذارم اجرا بریم دو تایی با پولش یه خونه بزرگتر بخریم

40:

ولی العان جدیدا خیلی مد شده خانوم ها توی زندگی هم مهریه رو میگرن چون میگن قانونا و شرعا حقشون هست و شوهر هم باید هر جوری شده بده
من حتی دیدم زن شوهرش رو زندان هم انداخته به خاطر نداشتن مهریه با اینکه در حال زندگی بودند و مشکل نداشتن

41:

حالا مهریه رو کی داده کی گرفته؟

42:

600تا با دو دانگ خونه
نمیدونم چرا دلم میخواست مهریه 14 تا سکه باشه ولی بزرگترا نذاشتن خودشون بریدن و دوختن
تا حالا در مورد بخشیدن یا گرفتنش حرفی نزدیم

43:


حالا این خوبه به خاطر مهریه بوده
خانمه النگوهاشو که شوهرش خریده بوده وقت نیازش بهش میده ، و در قبالش یه چک از شوهره میگیره

44:

اگه بزرگتر ها اجازه بدن و خودشم پیدا شه
به امید خدا
یه سکه
+
اگه شد یه سفر حج

45:

مهریه بالا تضمین یه زندگی خوب نیست....
ب نظرم از همشون بهتر همون114 سکه هستش...


46:

نوشته اصلي بوسيله Opal نمايش نوشته ها
من مهريه ام شش دانگ خونه اس با 150 سكه

كه هيچكدوم الان وصول نشده خخخخخ


47:

مهریه درست مثل بدهی هست .

اگر تاریخ انتقال سند سپس تاریخ تقدیم دادخواست باشد ، انتقال اموال به غیر به منظور نپرداختن مهریه "فرار از دین" محسوب می شود ؛ به این راحتی هم نمیشود در رفت مگر اینکه قبل از عقد و البته سپس ان هرچه داراییتان بود بنام غیر انتقال بدهید

نوشته اصلي بوسيله sahar20 نمايش نوشته ها
اگه بزرگتر ها اجازه بدن و خودشم پیدا شه
به امید خدا
یه سکه
+
اگه شد یه سفر حج
ایشالا پیدا میشه

نوشته اصلي بوسيله shadab نمايش نوشته ها
هم ادمهای مسن بالای 56 سال و هم جوونترها
بهرحال زنهای مسن هم که باشن باز تنهایی زندگی می نمايند ولی پیرمردها نه
این همه پیرمرد اطافمون هست یعنی شما نمی بینید
اونورا یعنی کجا؟
خب این بخاطر ترس از تنهایی نیست این بخاطر اینه که یک بیوه 30 ساله حاضره همسر پیرمرد 60 ساله بشه ولی برعکسش نه !

48:

واااااااااااااا
واسه چی میخندی
هروقت واسه کسی دعا میکنید میخندین ؟
شما که دعا میکنید جدی دعا کنید
خدارو چه دیدی شاید دعاتون گرفت

49:

من که هنوز مجردم
اما عروسمون 601 عندالمطالبه تازه داداشمم می گه بیا یه کاری باهم شروع کنیم چیش ماها بهش میگه من شوهر کردم زن نگرفتم هنوز 2 ماهم از عقدشون نگذشته با مهریه تهدید می کنه
تا اونجا که من می بینم بین دوستا و بعضی آشنا ها مهریه شده یه تهدید برای شوهر و یا زن

50:

شیرین جون تو بگو چقد مدنظرته

51:

من آتیش زدم به مالم ی دونه ربع سکه

52:

چقده کم آجییییی!!!!
بیشترش کن خو
یه دو سه جین آپارتمان بد نیستاااا

53:

چون تو میگی باشه آجی ویلا هم روش

54:





پس چی بایدم همین باشه تازه همون اولش ازش میگیریم

55:

آجی میترسم شاهزاده هه بره دیگه نیادهااااااااااااااااااا:f av11:حالا من چیکار کنم اسب آبیشم جا میذاره میره از ترسش

56:


نقل قول دوم رو اشتباه گرفتی خانم

57:

خدا به داد داداشتون برسه
چرا زیر بار دینی رفته که نمیتونه پرداختش کنه؟

58:

الان جو کم بودن مهریه و مهم زندگیه نه پول و این داستانها راه افتاده خانومای فروم میگن مهریه ما یک سکه و دو سکه هست، وگرنه دور و بری های ما که زیر 500 تا مهرشون نبود...


59:

چی بگم ؟
وقتی حرف زدیم فرمود شما می خواید زندگیمو بهم بزنید اون عاشقمه بی من میمیره
حالا هم مامان بابام به هر دری میزنن عروس بهش بر نخوره

60:





از خداشم باوشه
اسب آبیه !!!!!!

61:

خانوم دوتاشون پست شماست...
بعد ازدواج مهریه هم تغییر میکنه
http://forum.hammihan.com/thread115402.html
تو این تاپیک فراخوان نمودید 114


http://forum.hammihan.com/thread77810-8.html
مهريه ام شش دانگ خونه اس با 150 سكه

كه هيچكدوم الان وصول نشده خخخخخ

62:

خانم حتما میدونید من دوبار ازدواج کردم.....درسته

اولین ازدواجم 150 سکه بود با شش دانگ خونه که کلا بخشیدمش
و موقع جدایی دادمش رفت..

الان 114 سکه...


63:

خو من اسب آبی دوس دارم خووووووووووووووو

64:





ارزو بر جوانان عیب نیس آجی
ایشالا مدل کت و شلوار آبیش بیاااااد صلوااااات

65:


آمیــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــن

الکی فرمودم شاهزاده من با اسب سفیده خوجل میخواد بیاد..خودش بهم فرموده البته تو خواب دیدماااااااااااااااااا:fav32 :

66:

سن ازدواج دومتون انگار بیشتراز سن این دو تاپیک هست

كه هيچكدوم الان وصول نشده خخخخخ
+
شبخوش ....


67:




قرفون آچیم خواباش همش راستو ریسته
با هر اسبیم که بیاد ویلا و آپارتمانت محفوظههههه

68:

14 سکه

69:





کلا تو ازدواج هم اهل معامله نبودم که بخوام ازدواج کنم و جدا بشم که مهریه دریافت کنم..

شما ممکنه در آینده اینکاره بشید خانم..

نه وصول نشده ..خیالت تخت برو بخواب بابای

70:


خودم فدات عسل

همون وال لاااااااااااااااااااااااا ااااااااااا

71:





عروس خانوم

بله؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

72:


خوب صورت مسئله رو پاک کردید
پیچوندن درحد المپیک
شما یه جا فراخوان نمودید114 یا جا 150 با 6دانگ ....
درحالی که شما وقتی این دو پستتون ارسال کردید که برای بار دوم ازدواج کردیدپس اون موقع هم باید مهریه ازدواج دومتون میفرمودین
همین هم چشمی هاست که یه خاندان بهم میریزه ....

73:



خب لزومی نمیبینم برات توضیح بدم( برای مهریه ازدواج دومم)

من هنوز هرجا بحثی میشه درباره مهریه ای ازدواج اولم میگم...

چون واقعا من خودم بخشیدمش به همسر سابقم...و اینکه همه میگن تو طلاقها زنان مهریه اشون یا تا قرون اخر میگیرن و اگر مرد نداشته باشه میندازنش زندان..

یا اینکه میگن مهرم حلال جونم آزاد ....ولی من هیچکدوم از این د و مورد نبود خودم با کمال علاقه و با رضایت کامل مهریمو به همسرم بخشیدم ..که داستانش طولانیه

تازه یک خونه دو طبقه داشتیم که شش دانگ که طبقه دوم بود متعلق به من بود اونم بخشیدم رفت..

همراه با 150 سکه...


سحر خانم

امیدوارم سرگذشت من سرت نیاد ولی بعضی وقتها لازمه بگم از خدا بخام بدبختی که من طی 13 سال کشیدم رو تجربه کنی..



ولی خدا رو شاکرم الان همسری دارم که میپرستمش عاشقانه و بینهایت.

74:

جواب سوالم اینا نبودن
جوابمو نگرفتم
+
خوشبخت باشید ...
شبخیر

75:


مشکل خودته که نگرفتی...

من نمیتونم همه ی زندگیمو برای تو یکی رو دایره بریزم و تو ضیح بدم بهت

خدا رو شکر خیلی خوشبختممممممم

از دعای خیر پدر و مادر عزیزم...

انشالا همه ی جوونها خوشبخت بشن..البته فقط اونهایی که لیاقت دارن ..

76:

پیچوندن خوب بلدین ....
.....کم حافظه هستن حتی شما اول زیر بار نرفتین که اون پست شما بوده
خودتون دارین زندگیتون میریزن تو دایره ...هرپستت تو هر تاپیکی میزنید که شامل من فلانم من فلانم
البته .....بی خیال

جواب سوال من خیلی راحته
انقدرم سخت نیست
چرا ؟
شما یه جا فراخوان نمودید114 یا جا 150 با 6دانگ ....
درحالی که شما وقتی این دو پستتون ارسال کردید که برای بار دوم ازدواج کردیدپس اون موقع هم باید مهریه ازدواج دومتون میفرمودین

77:


میخواستم بگم بهت شب بخیر

فرمودم حیفه شب تو یکی بخیر بشه

برو

انشالا مشکلی رو که من دارم سرت بیاد

بعد بفهمی یه من ماست چقدر کره داره

78:

معلوم هست که هیچ کس پول مفت به کسی نمیدهد !

79:

پول مفت ؟
حق هر زنی هستش
حالا میخواد طلاق بگیره ..طلاق نگیره

80:

مفت مفت که نه !

در ازای این پول ، زن تقریبا به سیطره کامل مرد در می آید .



یک سوال هم داشتم : به چه دلیل ، زنی که با مرد نزدیکی نکرده ( مثلا دوران عقد ) و بخواهد طلاق بگیرد مهریه اش معادل نیمی از مبلغ تعیین شده هست ؟

81:

سلام
جواب سوال دومتون نمیدونم ....


82:

دلیلش که آیه ای از قراون هست :

آیه ۲۳۷ سوره بقره «وَ إِنْ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ وَ قَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِيضَةً فَنِصْفُ ما فَرَضْتُم‌»
اگر همسرتان را قبل از مقاربت طلاق دادید و مهری برای زن تعیین کرده‌اید نصف اون مهر برای زن می‌باشد و نصف دیگرش به خود شما بر می‌گردد.



این هم به نقل از احادیث شیعه :

وسائل الشیعة، ج‌۲۱، ص: ۳۱۴ باب ۵۱ ح۱«أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِذَا طَلَّقَ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ قَبْلَ أَنْ يَدْخُلَ بِهَا فَقَدْ بَانَتْ (وَ تَزَوَّجُ) إِنْ شَاءَتْ مِنْ سَاعَتِهَا وَ إِنْ كَانَ فَرَضَ لَهَا مَهْراً فَلَهَا نِصْفُ الْمَهْرِ وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ فَرَضَ لَهَا مَهْراً فَلْيُمَتِّعْهَا»
ابی بصیر از امام صادق علیه‌السلام نقل می‌کند که حضرت فرمودند اگر مرد زنش را قبل از مقاربت طلاق دهد این طلاق بائن می‌باشد و زن می‌تواند سریعا ازدواج کند و اگر مهری تعیین شده هست نصف اون را بگیرد و اگر مهری برایش تعیین نشده هست به عنوان متعه باید به این زن چیزی داده شود.



--------------------------------------------


منظورم این بود که به نظر خود شما ، دلیل موضوع چه میتواند باشد ؟ یعنی مساله دخول چه ارتباطی با میزان مهر تعیین شده دارد که اگر انجام نشود ، تنها نصف مهر باید پرداخت شود ؟ آیا این پولی که به عنوان مهریه پرداخت می شود ، پول در برابر نزدیکی کردن با زن نیست یا لا اقل بخش عمده ای از اون به این دلیل نیست ؟

83:

مهریه من 500 سکه و هیچ وقتم بهش فکر نکردم
برنامه بود 1000تا شه که خودم مخالفت کردم

84:

نوشته اصلي بوسيله zare نمايش نوشته ها
استدلالتون غیر منطقیه
به هیچ عنوان مهریه فروختن بکارت یک دختر نیست
چه بسا خانمهای مطلقه ای که برای بار دوم ازدواج مینمايند و باز هم مهریه تعیین مینمايند
دید شما بسیار مادیه
فکر کنم جوابتون تو پست بانو زری باشن
+
خودم نمیدونم

85:

کلا چه بازار داغی شده گرفتن مهریه این روزا
کسایی که دادگاه خانواده رفتن میدونن چه خبره
مهریه ازدواجتون چند سکه هست؟

86:

اینکه زن مطلقه باز هم مهریه بگیره نافی حرف من نیست .

مهریه کامل برای دختر باکره ، وقتی به او تعلق میگیرد که ازاله بکارت شده باشد ( مهریه در برابر از دست دادن بکارت ) .

مساله زن مطلقه و به قول علما ، "مدخوله" چیز دیگریست .


این صفحه را هم ببینید بد نیست :

مهريه

87:

راستی بچه ها در ازدواج موقت و صیغه هم مهریه هست؟

88:

یه دونه؟

سه سوت طلاقت میده که

89:

غلط کرده مرتیکه چهار پا....
نه بابا الان مد شده بعد ازدواج مهریه هام تغییر میکنه
بعد ازدواج تغییر میدم

90:

بعد ازدواج چند تا؟

91:

من خودم خیلی برام فرقی نمیکنه...

اما بابام میگه خونه باید به نامت کنه...

اما به غیر از سکه و خونه و مادیات،دوس دارم 72 تا سفر کربلا جز مهریه ام باشه...


92:


از فرمودن اون معذوریم
ولی میدونم یه چند دانگی به او اضافه میشه با چند تا سکه

93:

پس باید حسابی وضعش خوب باشه خواستگارتون

94:

اینجوری که بابام میگه آره...



البته جز عقدنامه مینویسن که اگر الان خونه نداره،بعدا هر وقت خونه در شد یا خونه پدریش،باید بع اسم من باشه...

فک کنم بابام قصد داره منو ترشی بندازه

95:

نه هست خواستگاری که وضعشم هم خوب باشه
دیگه کسی که میخواد ازدواج کنه حتما باید یه خونه داشته باشه

96:

خذاکنه یکیش نصیب من بشه...

97:

114 تا ...


98:

14 تا سکه و دو تا حج

99:

انشالا همه خوشبخت بشن
14 تا سکه و دو تا حج
دوبار حج؟

100:

هیچی اخه بیشتر حج رو یه بار میرن
در کل خوبه موفق باشین

101:

خودم در دوران خواستگاری تا عقدکنون که جوگیر شده بودم به خانمم فرمودم: چشم چپ و دست راست و قلبم بعنوان مهریت...

الان هم نه من میتونم بدم و نه اون میتونه بگیره...

اما قسمتی که قرارداد مادی بود 114 سکه (+313 گل سرخ) باهاش طی کردم که بعدا مادرزن 14 تا سکه بهش اضافه کرد...


و بعدا از 3-4 سال زندگی رفت تو جلد زنم تا بخشی از خونه رو بنامش کنم...


البته شایدم در مقام یک مادر حق داشت نگران آینده دخترش باشه...

چون بچه ای نداشتیم که نمیدونست پیوندمون پایداره یا ناپایدار؟

102:

خخخ برنامه غیر مادی ما از این چیزا نیست بی تلبیتیه
+ نمیذارن آدم درس بخونه هااا داشتم خیر سر جدم درس میخوندم که ...

نشد که بشه

103:

شما مدیر سئوالی یا مدیر جواب؟

حالا درسته از خانمهای متاهل پرسیدی ولی منم نظرم رو بگم بقول دیلک لال از دنیا نرفته باشم...

اول اینکه منظورت خانمای متاهلی که مهریشونو بخشیدن یا تمایل به بخشش دارن بوده نه همه خانمهای متاهل...

و در ادامه....

بخشی از جواب سئوال اولت در سئوال دومت مستتر شده...

در واقع خانواده دختر به هر عنوانی (اعم از تضمین برا زندگی آینده یا سنجش ارزش دخترشون یا میزان توان مالی پسر) میخوان بدونن خانواده پسر تا حد طالب دخترشونه...

و بروایت ساده تر پیوندی که رخ داده تا چه حد دوام و هستحکام داره...

و اما وقتی که یک زن مهریش رو میبخشه از دید خودم حمایت کافی رو از شوهرش دیده یعنی فهمیده که اون تکیه گاهی بالنسبه مستحکم برا بقا و ادامه زندگیه...

خوب قعطا با بخشش مهریه شوهر برای مدتی خوشحال میشه و سعی میکنه بنوعی حالا اعم از محبت کردن یا بخشش مال معادل زنش رو راضی نگه داره...

و اما وقتیکه زن پشیمون بشه از بخشش مهریش ...وقتی هست که دیگه جذابیتی برای شوهرش نداره و دل شوهرش جای دیگه لنگر انداخته یا کلا زن دیگری هم در کار نیست ولی روابطشون کاملا عادی و بیروح شده...



در نتیجه بنظر خودم از دست دادن چنین اسلحه ای در همه حالات بضرر زنه اما هستفاده از اون بضرر مرده...


104:

شما از کدوم کانال صحبت میکنی؟ با افتخار میگی ما مردا...

بهتره بگی نامردا

خواهر و مادرم اینقدر منو وسوسه کردن که بیا املاکت رو بزن بنام ما و زنت مهریش رو بره از طریق دادگاه بگیره...

ولی من به حرفشون گوش ندادم و هیچی بنامشون نزدم...



برای اینکه الباقی املاک اشتراکی با خواهرم توقیف نشه، وکالت فروش خونه ای که درش زندگی میکردم رو دادم دست زنم تا بره بفروشه سهمش رو برداره سهم منم بده و بصورتی توافقی از هم جدا شدیم...

اون نامردی کرد و پشت سرم رفت سند رو بنام خودش زد...

البته شایدم ترسید که وکالت رو باطل کنم...

ولی من علیرغم دودلیهام منتظر بودم ببینم ته خط و پایان بازی میخواد چکار کنه؟

سپس اینکه سند رو بنام خودش زد، من بهش 2 راه به همراه یک اولتیماتوم بهش پیشنهاد دادم: 1- یک چک در قبال سهم من بده و مهریشو ببخشه، خونه مال خودش باشه...

2- خونه رو برگردونه و بره مهریشو از طریق دادگاه بگیره...

در موعد مقرر هیچ عملی انجام نداد...

و من مجبور شدم وکیل بگیرم و تا به امروز با سنگ انداختن تو راه افتادیم به جون همدیگه...

البته کفه ترازو تا به اینجا به سمت من برگشته...


105:

چه هستدلالی حق زنه و شوهر باید هرجوری هست بده...

میخوای اگر مال و اموالی نداره بره خودفروشی کنه؟
راستی جدیدا مد شده خانمای متاهل برا خودشون دوس پسر داشته باشن اونم بزار تنگ عرف محل...

شرمنده کانال شرع و قانون راه چند شوهری رو بسته

106:

ممنون از جوابتون
مدیر سوال جوابم
یه چیز دیگه الان به ذهنم رسید، خانواده ی عروس که اینقدر سر مهریه بحث مینمايند
ممکنه از بخشیدنش ناراحت بشن؟

شما آقایون بیشتر دوست دارید مهریه رو پرداخت کنید یا همسرتون اون رو ببخشه؟

107:

353 سکه .

هرگز هم نمی بخشم اگر روزی هم لازم باشه هر طور که شده میگیرمش!
چون برادر شوهر سه باره که ازدواج کرده و هر سه بار رو با کلی کارهایی که بلد بوده هیچ سکه ای نداده.

یکبار دختر خالش رو گرفته یکبار دختر عمه اش رو یکبار هم دختر خاله پدرشو.

دوتای اولی رو هم طلاق داده.

شوهر من هم باید بدونه که من مثل اونا نیستم!!!

108:

خواهر و مادرم اینقدر منو وسوسه کردن که بیا املاکت رو بزن بنام ما و زنت مهریش رو بره از طریق دادگاه بگیره...

به اینجا به سمت من برگشته..

دوست عزیز دفعه بعد که نقل قول میگیری به کلام گوینده و همنطور جواب بعدیش هم فکر کن بعد هر حرفی دهنت اومد بزن.

هر فکر سطحی هم میتونه تشخیص بده لحن بنده شوخی بود و افتخاری هم درش مشاهده نمیشه .شکلک هم برای افرادی که فهمشون پایینتر هست برنامه دادم که شوخی بودن مطلب رو متوجه بشن .


انشالاه که خوشبینی بنده هم درست هست و حرف شما هم شوخی هست و نیازی نباشه که بنده صفات دیگر نامردهارو هم بهش اشاره کنم.


109:

چو دانی و پرسی سوالت خطاست

110:

خوب حالتهای مختلفی میشه متصور شد...

اگر ناراحت نشن که میشه فرمود چون به هرحال پشتوانه ای رو از دست دادن وانمود میکنن که ناراحت نیستن...اونها بنوعی بیرون گود ایستادن و همواره نگرانن اگر دخترشون بدون هیچ سهمی و حقی از زندگی مشترک برنامه شد متارکه کنه کجا بره و چکار کنه؟...

اگر به دخترشون اعتماد و اطمینان داشته باشن درصورت ناراحتی سعی میکنن هضمش کنن...


اگر به دخترشون اعتماد و اطمینان نداشته باشن (یا با تصمیم و عملش مخالفت کنن) در حالت حادش به قطع رابطه با دختر منتهی میشه...

به شخصه دوست ندارم ببخشه چون یک مانع یا دیوار رو با دست خودش از سر راهم برداشته، منم که امکان داره به خطا یا به صلاحدید خودم اونو از زندگیم بفرستم بیرون یا عرصه زندگی رو براش تنگ کنم...

درصورتی هم که بخشید معادلش از داشته هامو بهش میدم...

اما اگر خواست ناگهان حقش رو بگیره و شرایطم (توان مالی) رو در نظر نگرفت...

میشه مثل داستان فعلی که برام بوجود اومده...

نمیخوام حقش ضایع بشه اما اجازه نمیدهم حق خودمم ضایع بشه...

به هر روی سبک و سنگینش که کنم شاید بلحاظ عاطفی کمبود براش ایجاد کردم اما بلحاظ مالی در رفاه کامل بوده...

امیدوارم حالا که من سعی در جبران کمبودهای عاطفی دارم اونو منو بپذیره وگرنه راهمون به دادگاه و جدایی ختم میشه

111:

با حرفای که تو این تاپیک زده میشه کم کم داره نظرم عوض میشه
مهریه مو بزنم 1371

112:

خوب تصمیم نداشتم به شما جواب بدم...



چون دوستی اشاره به قانون "فرار از دین" داشتن و حال بالفرض محال اگر این قانون نباشه آیا وجدانی در برخی مردها (یا منِ نامرد) هست که شرایط طرف مقابل رو در نظر بگیرن؟...

به هر روی اگر این زن قصد کلاشی یا اخاذی داشت همون بدو ازدواج مانورش رو اجرایی میکرد...

البته هنوز هم نمیدونم فی الواقع بدنبال چه چیزی هست؟

تصمیم فروش خونه و طلاق توافقی تصمیم مشترک اون روزمون بود...

میخواستم مشکلش به ساده ترین طریق حل بشه...

اما توافقهامون به هر دلیلی بهم خورد و راه دادگاه رو رفتیم...

در ادامه راه بنده فقط از حق خودم دفاع میکنم و کوتاه نمیام تا مبادا فکر کنن حق با اون بوده...

و ازین به بعد ایشون برگی رو بندازه وسط منم متقابلا برگشو میخونم (یا نمیخونم) بازی رو ادامه میدم...

مهم نیست کی ببره یا کی ببازه؟...

مهم بازی مردانه هست که فکر کنم ایشون مردتر از امثال خودم باشه!

113:

من متاهل نیستم اما با این مهریه به شدت مشکل دارم و واسم جزو قضایای حل نشده هست.

و شرمنده اگه نظر میدم.

موضوع تاپیک جالبه خب.
مگه نون سنگکم که بیان منو بخرن اونم قسطی؟!! (البته در مورد خودم فرمودماااا جسارت نشه به بقیه.

چون من همچین چیزی رو نمیتونم قبول کنم و ممکنه از نظر بقیه درست باشه )
دوست دارم به جای اینکه با مهریه منو بخرن ، حق و حقوق خودم رو به عنوان یک انسان بگیرم.

مهریه رو بیشتر واسه دوام زندگی میخوان یا هم واسه اینکه بشه بعدها راحت طلاق گرفت.

زندگی که با مهریه بخواد پایدار بمونه همون بهتر که نمونه چون طلاق عاطفی صورت میگیره حالا چه بدون طلاق رسمی و چه طلاق غیررسمی.

اگه زندگیشون هم به بن بست رسید و زن راهی جز طلاق نداشت یه حق طلاق مشکل رو حل میکنه.

لازم به این کارا نیست که مهریه رو بذاره اجرا و هر روز دادگاه و اعصاب خوردی و بعد هم زندون واسه مرد.البته دیگه مهریه بالای صد و خورده ای رو که قانون نمیده یعنی بالای این صد و خورده ای عملا کشک!

114:

فلسفه 353 تا چیه؟ هزارتاشو چونه زدن
خوب نمیدونم خودتون بهتر از همه به خلقیات خانواده شوهرتون اشراف دارید...

اینجوری که برآورد کردم شما با خانواده شوهرتون فامیل نیستید...

آیا همینطوره؟

امکان داره برادرشوهرتون ازدواجهای تحمیلی از طرف خانوادش داشته یا اینکه ترسیده با غریبه وصلت کنه...

شما بهتره گناه آهنگر رو با مسگر قاطی نکنید!

115:

ببخشید ولی به نظرم اشتباه کردی
اومدیم زبونم لال ایشون بعد120 سال فوت کردن.انوقت باارثیه یک هشتم مال باید بری توکوچه گدایی کنی

116:

من یک راه حل میانه به نظرم میرسه که البته فقط برای مذهبی ها میتونه کاربرد داشته باشه.

خوب همونطور که میدونیم مهریه به این شکل کنونی که خانواده ها اونو پشتوانه دختر میدونن و به عنوان یک لوازم قانونی برای روز مبادا به اون نگاه میکنن اصلا مد نظر اسلام نبوده.

از طرف دیگه این مهریه ها و ارقام نجومی رو معمولا پسرها سر سفره عقد وقتی قبول می نمايند و صیغه عقد با ذکر اون مقدار جاری میشه ، معمولا پسر در اون لحظه واقعا قصد پرداختن اون تعداد سکه رو نداره و در بیشتر موارد توان پرداختشو هم نداره.

و کلا چیزی که عرف شده بیشتر خانواده ها به اصطلاح میگن " ایشالا لازم نشه هیچ وقت ازش هستفاده کنین" یعنی واقعا فکر میکنن مهریه یک لوازم قانونی و پشتوانه هست و تا وقتی زندگی در صلح و صفاست نیازی به هستفاده از اون نیست.
خوب در این حالت هم نمیگم خود عقد اشکال داره ولی به هر حال پسر چیزی رو فراخوان میکنه و وعده میده که قصد انجامشو نداره و این خیلی هم بی اشکال نیست.

راه حلی که میتونه انتخاب بشه اینه که یکی دو ساعت قبل از عقد رسمی و قانونی ، یک عقد شرعی در حضور خانواده ها با مهریه کم جاری بشه ، مهریه ای که پسر بتونه همان موقع بپردازه ، بعدا عقد رسمی و قانونی با مهریه های بالایی که متاسفانه در جامعه باب شده و تغییر اون نگاه اشتباه خانواده ها به مهریه طول میکشه ، جاری بشه .


خوب فایده این کار اینه که عقد دوم از نظر شرعی نافذ نیست ولی مهریه ای که در عقد دوم تعیین میشه رو قانون قبول خواهد کرد ، اینطوری هم اون جنبه که به عنوان لوازم قانونی به مهریه نگاه میشه ارضاء خواهد شد ( هر چند که اشتباه باشه) و هم پسر از نظر شرعی دِینِش رو ادا خواهد کرد ( هر چند که از نظر قانونی دِین به عهده ش خواهد بود).


117:




سلام و عيدتون مبارك
پيشنهاد شما يني اينكه ما حاضريم هر كاري بكنيم به خاطر چشم و هم چشمي و حرف امت
و به نظر من اين اصلا درست نيست..زندگى که اينجورى بخواد شروع بشه حتما اشکالاتى به اون وارده...
مهريه بالا ي اين روزها بخش اعظم اون به خاطر بي اعتمادي و همين مهم بودن حرف ديگران هست...كه در هر صورت نشون ميده زير بناي ازدواج چندان محكم نيست..
به شخصه با مهريه خيلي كم و بخشيدن اون هم راحت نيستم...ولي جايي كه اعداد و ارقام تعيين كننده ميشن عيب كار كاملا مشخص هست...


118:

من که مجردم اما مهریه خواهرم و و زنداداشم سکه بود,1361 و 387 تا.
و خونه

119:

چون متولد 1353 بودم خودم این عدد را پیشنهاد کردم.

به هر حال به نظر خودم دیگه هزارتاش زیاد بود.

بل من با خانواده شوهرم فامیل که نیستیم هیچ متعلق به دو هستان جداگانه و دور از هم هستیم.
ازدواج برادر شوهرم با دختر خاله اش که زن اولش بود بر پايه عشق و عاشقی بود.

و صرفا چون همسرش علاقه به رفت و آمد داشت طلاقش دادن.

زن دومش را خانواده براش در نظر گرفتن چون ازدواج عشق و عاشقی رو بی ثمر دیده بودن.

دلیل طلاق زن دوم این بود که مادرش (عمه شوهرم) درخواست ارثیه از پدرشوهرم (که برادرش می شد) کرده بود!!! خیلی راحت طلاقش دادن.

این زن سومی رو پدرشو دارن در میارن اما صداش در نمیاد که نمیاد که موندگار شده!!
البته این برادر شوهرم از شوهر من دوسال کوچکتره که من در جریان کارهاشون هستم.


120:

آقا سعید خوب شد شما تو بخش قراردادها کار نمیکنی...



سئوال: عقد اول چه فایده ای داره وقتی قراره عقد دوم منعقد بشه؟

اگر پشت این داستانی که سر هم کردی کلاه شرعی خوابیده که فبه المراد اما اگر قراره آخرش قانون تصمیم بگیره...

خوب یک دفعه تو یک مجلس بنویسن 1-2 تا سکه الان تو جیب آقا پسر هست میده به خانم و الباقیش رو هر وقتی دختر به دادگاه مراجعه کرد بگیره...

آقا راستی سال نوتون مبارک

121:

سحر خانم نه به اون بی نمکی و نه به این شوری شور...

114 تا بزن و بقیشو بسپار دست خدا...


122:

راه دادگاه و الباقی ماجراها همواره وجود دارن حق طلاق و حتی خود طلاق هم در شرایطی که حس کنی ته خط رسیده بد نیست...

اما دغدغه ذهنی شما راجع به اینکه مهریه خوبه یا بده قابل درکه...

مهریه کلهم بدرد جامعه سنتی میخوره و در جوامع غربی دارائی و داشته های طرفین در زندگی مشترک حرف اول و آخر رو میزنه...

چه وقت زندگی و چه وقت جدایی...

یکی از همکارا طرح جالبی برا زندگیهای امروزی پیشنهاد داد...

1- اگر هر دو زوج شاغل باشن و درآمدشون مکفی باشه...

دستمزد کار خونه رو بصورت نصف نصف بدن یک مستخدم انجام بده و مابقی درآمدشون رو پس انداز کنن...

حالا اگر زندگیشون در بخش عاطفی مشکلی نداشت خونه رو به شکل مشترک بخرن...

2- اگر مرد شاغل بود + درآمد مکفی و زن خونه دار...

مرد بقدری که خانم بتونه برا خودش پس انداز کنه بهش ماهیانه حقوق بده...

و وقتیکه پس انداز هر دو نفر به سطح معقولی رسید خونه مشترک بخرن...



(یا اگر نمیتونن به شکل مجزا پس انداز کنن حسابشون مشترک باشه...)

3- اگر درآمد مرد کفاف مخارج خونه (فرضا هستیجاری) رو فقط میده، همه چی رو بریزه وسط تا بعدش هر چی خدا بخواد...

شاید زن تونست با قناعت ی چیزی پس انداز کنه...

4- اگر مرد درآمدی نداره بهتره دور ازدواج رو خط بکشه...


123:

سلام
نه عزیزم اشتباه نکردم چون همسرمو میشناسم...
بعد اون ماجرا یه زمین تجاری خرید به نام من و یه حساب پس انداز که خدایی نکرده به گدایی نیفتم!
بعدشم فکر میکنم بعد 120 سال منم رفتنی باشم و نیازی به گدایی نداشته باشم!
و اگر جوون باشم فکر میکنم با حقوق دریافتی خودم بتونم زندگی خودمو اداره کنم تازه حقوق همسرم هم به من میرسه نه؟!

124:

سلام ، سال نو بر شما هم مبارک

یعنی مهریه مشروط به مراجعه دختر به دادگاه باشه ؟

فایده عقد اول اینه که عقد دوم و مهریه ای که در عقد دوم فراخوان میشه دیگه از نظر شرعی نافذ نیست ولی از نظر قانونی نافذ هست.

(چون زن و مردی که در عقد هم هستند ، هر چند بار هم دوباره صیغه براشون جاری بشه دیگه صیغه های بعدی بی اثر هست دیگه)

اینطوری مهریه ای که مدنظر اسلام به عنوان هدیه هست با مهریه ای که مد نظر خانواده ها به عنوان لوازم قانونی و پشتوانه هست از هم تفکیک میشه .


در شیوه فعلی مهریه مد نظر اسلام کنار گذاشته شده .


125:

شاداب جان ببخشید اما خداییش این جمله رو کسی با این لحن به خودتون میفرمود ناراحت نمیشدید؟

126:

خیلی عذرمیخوام ولی خانواده شوهرشما به زن برده وارنگاه می نمايند وبرادرشوهرشما هیچ هستقلال شخصیتی نداره وبهتره تا اخرعمر کنار مادرش بمونه

127:

ببینید دوست من امیدوارم همواره زندگی شما به شیرینی و خوشی بگذره...

ولی برادرانه بهتون توصیه میکنم همه جا احتیاط بکنید اما در وقت بروز مشکل عرصه زندگی رو برای شوهرتون تنگ نکنید...

البته شما بزرگتر و پخته تر از اونی هستید که به نصیحت امثال من احتیاج داشته باشید...

خانواده شوهرتون (شبیه خانواده خود من) یحتمل ایرادگیرن و اجتماعی نیستن...

و چه بسا شوهرتون رو تحت فشار برنامه میدن که زندگیتون بهم بخوره...

و اونها پس از داغون کردن زندگی پسرشون بیفتن دنبال یک عروس خوب و حرف گوش کن...

و اگر نشد دوباره همون داستان زن سوم و چهارم تکرار بشه...

خوب شوهرتون شما رو انتخاب کرده و این انتخاب نشون میده که از رفتارهای خونوادش چندان دلخوشی نداره هرچند امکان داره بروی شما نیاره...

با رفتارهاتون و ایجاد یک محیط گرم و صمیمی جوری برخورد کنید که حداقل شوهرتون از انتخاب خودش پشیمون نشه...

با خانواده شوهرتون هم تا حد امکان کمتر برخورد مستقیم داشته باشید اما بوقت دید و بازدید تا حد امکان گرم باشید...


128:

من قوانین غربی ها رو در این مورد کاملا میپسندم.

زندگی مشترک از اسمش هم پیداست.مشترک.


و این راه حل های شما واقعا چیزیه که همیشه آرزو میکنم به جای مهریه های نجومی که ارزش من به عنوان یک انسان رو زیرسوال میبره.


129:

خوب اگراینطورباشه مشکلی نیست ولی درموردخط اخر فکرمیکنم جوابت منفی باشه
بهرحال من که حاضرنیستم مهریه ام ببخشم

130:

نه ابدا/چون خواستم خیلی رک بگم
اما اگرناراحت شدن عذرمیخوام

131:

خب شما صاحب اختیارین نبخش!
ولی مثبتِ چون به من میرسه ...

حقوق دریافتی بعد مرگ شوهر البته خدایی نکرده به همسر و دختر و یا پسر زیر18 سالش میرسه تا وقتی که دختر خانم یا همسر متوفی ازدواج ننمايند ...
+
البته من وجود همسرم رو با تمام دارایی دنیا عوض نمیکنم ...


132:

هیچکس عوض نمیکنه ولی من فرمودم خدایی نکرده بعداز120
من نموئه دیدم که فرمودم..امیدوارم ناراحت نشده باشی

133:

14 تا

134:

خوب سعیدجان بدبختانه کسی نمیره پیش روحانی و اهالی مسجد تا مشکل یا مشکلات زندگیش رو حل کنه...

99% میرن پیش وکیل و مشاور و آخرالامر دادگاه...

نصف پولایی هم که قراره گیرشون بیاد یا از دست بدن میریزن تو حلق وکلا و صندوق دادگاه...

موردی که شما مطرح میکنی وجهه قانونی نداره یعنی وکیل شما نمیتونه دفاع محکمی داشته باشه که شما به خانمت مدیون نیستی مگر در کاغذ عقد همه اینهایی که میگی به شکلی محکمه پسند درج کنی...

مثلا بنویسی مهریش 3 سکه فی المجلس و درصورت هستطاعت اینها رو به زنم میدم یا درصورت صلاحدید بهش می بخشم...

اونوقت شاید بشه کاری کرد!

وقتی عاقد از شما امضاء گرفت با خط خودت بنویس "مهریه فوق را قبول دارم" یعنی بی برو برگرد باید بپردازیش...


135:

کاملا حق با شماست.

منم منظورم همین بود که اون جنبه پشتوانه و لوازم قانونی سر جاش بمونه ، به اون کاری ندارم ، نمیخوام اونو حذفش کنم ، یعنی از نظر قانونی مدیون بودن پسر سر جاشه.

چیزی که من منظورم بود اینه که لااقل مدیون بودن پسر از نظر شرعی حل بشه ، چون مهریه بخشی از ازدواج هست نباید به دروغ فراخوان بشه که مثلا 1370 تا سکه به عنوان مهریه قبول دارم در حالی که اصلا قصد نداره اونو بپردازه.


136:

مهریه وقتی رفت تو عقدنامه حق شرعی و قانونی زن میشه.

عقدنامه یک سند رسمی قوه قضاییه ست.

هیچ مردی نمیتونه بگه نمیدم.

اگر می خواد نده یا نمی تونه بده نباید از اول مهریه تعیین کنه.


137:

سلام، عید بر شما هم مبارک
مطالبی که عنوان کردین کاملا درسته.
موافقم و بخشی رو که بخاطر بی اعتمادی هست میشه از طریق شناخت بیشتر و لحاظ کردن شرایط ضمن عقد تامین کرد و نباید بار همه چیز رو به عهده مهریه گذاشت.


138:

من اين تاپيک و نظرات دوستان رو خوندم به خودم اميدوارتر شدم خخخ خود شيفته هم من نيستم خودشيفته خرزوئه

139:

سلام ای بابا
خوب هستین ؟
سال نو مبارک ....
دست من که نیست
ولی تو فامیل هام 114تا 360تاس ....
شوما بزارین خودش پیدا شه ...سکه پیش کش

140:

و صدالبته شوهر خوده منم هیچ گونه هستقلال شخصیتی نداره!! اگر تا به امروز هم مثل برادرش عمل نکرده هستقلال شخصیتی و مالی من بوده و همین تعداد سکه ها!

141:

مجردا هم میتونن نظر بدن؟

من خودم به مقوله ی مهریه اعتقاد چندانی ندارم.


چونکه اولا اون موقع برای هم ارزش داریم که همدیگه رو انتخاب کردیم و اگر دلیل انتخاب مهریه سنجش علاقه و این چیزایی که بهش اعتقاد ندارم باشه، از این لحاظ به کارم نمیاد!
دوما مهریه کلا از نظر من یعنی هدیه...

100 تا سکه یا هزار تا سکه، نه تضمین خوشبختیه، نه آرامش به زندگی آدم میده..

مثلا 1000 تا سکه رو کی میتونه پرداخت کنه؟ ارزش نداره اگر آدم از هم میخواد جدا بشه، جنگ کنه و آخرشم ماهی یا 2 ماهی یه بار بخواد یک سکه بگیره!
در کل اعتقاد دارم مهریه هر چی میخواد باشه، باید اولا در توان شخص داماد (نه خانواده ش) باشه و دوما سر عقد پرداخت یا ادا بشه.
زندگی رو با تهدید یا فشار مهریه نمیشه نگه داشت.
مثلا خودم اگه یه روزی بخوام انتخاب کنم، به جای مهریه یه هدیه میگیرم به انتخاب خود طرفم که البته اگر هم نخواست میتونه بهم نده چیزی که واقعا دوست دارم یه مسافرت خیلی خوب و متفاوت، یه ریلکسیشن توی یه موقعیت خاص توی فلان هتلِ فلان کشور یا یه چیزی توی این مایه ها ست..

چون اینطوری 2 نفری میتونیم ازش لذت ببریم و بلافاصله سپس عروسی هم ازش بگیرم

142:

سعیدجان

مقوله شناخت در یک جمله یا عبارت خلاصه نمیشه...

رفتار انسانها در عین ساده بودن بسیار تا بسیار پیچیده هست...

همه راستشو نمیگن و یکرو نیستن...

اصلا عرف جامعه ما دروغگویی و تظاهره...

و همین صفات مذموم باعث شده خودمون به خودمون اعتماد نداشته باشیم...

سئوال: چجوری میخوای ذهنیات طرف مقابلت رو بدونی؟...

ساده ترین و معمولترین راهش تحقیقه...

و تحقیق از چه کسی؟ همسایه ها 2تاشون با طرف خوبن و 3تاشون بدن...

یا اصلا همسایه ای نداره یا کسی اونا رو نمیشناسه...

چکار میکنی؟...

وارد زندگی خواهر و برادراش میشی تا ببینی اونها چکار میکنن...

خوب اولا به همین راحتیا نیست که شما زیر و بم زندگی خانواده طرف مقابل رو پیدا کنی...

ثانیا چطور میخوای تشخیص بدی فرضا در اختلافات خواهرش با شوهرخواهرش چه کسی مقصره؟...

اگر از خانوادش کسی ازدواج نکرده باشه، دست کم دنبال این هستی که بدونی آدمای بساز و زندگی کنی هستن یا با کوچکترین مشکلی از کوره در میرن...

روابط پدر و مادر طرف مقابلت تا حدی شناختت رو کامل میکنه اما کافی نیست اونها متعلق به یک نسل عقبترن...

مثلا اگر مادرش آدم قانعی باشه و یا هستقلال مالی داشته باشه دختر از رفتار مادرش الگو گرفته اما دوستان و اجتماع اطرافش هم بر او تاثیر بسزایی گذاشتن...

در کنار اینها خودت برای ازدواج و تحمل جنس مخالف چقدر آمادگی داری؟...

و چقدر میتونی خودت رفتار و فرمودار خودت رو مهار کنی...

کی و کجا میتونی تشخیص بدی مشکل بوجود اومده توسط خودت قابل حله یا نیاز داره با همسرت همفکری کنی یا بری پله بالاتر و از تجارب دیگرون بهره ببری...


143:

تو یکی گور خودت رو با دستای خودت کندی...

اگر در آینده هستقلال مالی نداشته باشی کلاهت پس معرکس...

تقی به توقی بخوره بابات که از ارث محرومت میکنه...

تو میمونی با شوهری که اجازه نمیده ادامه تحصیل بدی و اجازه نخواهد داد بری سر کار درست و حسابی...

شوخی کردم ولی برو درسات رو بخون...

آدمیزاد تا جوونه میتونه اندوخته ای داشته باشه...

پیر که بشه باید قبر و کفن بخره، اون موقع جمع کردن مال و منال بدرد بچه و بچه زاده میخوره که بخورن و بجای فاتحه خوندن بگن ای تو روحش اینجا برامون کم گذاشت...

بگذریم...

تو همکارا یکی داریم تازگیا دکتراشو گرفته و خانمش سال آخر پزشکی میخونه...

دو سال عقد بودن و 4-5 ماهه رفتن زیر یک سقف...

همین الانش به مشکل خوردن...

اون توقع داره خانمش خونه رو مثل دسته گل کنه و غذا همیشه آماده باشه...



بیچاره خانمش رفته از حقوقی که برا شیفت بیمارستان میگیره مستخدم گرفته برا کار خونه...

این بشر رو نصیحتش کردیم که 14 روزی هست توی خونه هوای خانمش رو داشته باشه...

اونم قبول کرد و میفرمود میترسم رفته رفته این رو وظیفه من بدونه...

درحالیکه من نیازی ندارم اون بره سر کار...

بهش فرمودم: تو که اینجور بودی غلط کردی زن دکتر گرفتی یک خونه دار میگرفتی...

و در مجموع آدمیزاد از قدیم الایام خدا رو میخواد و خرما رو هم روش

144:

عیلک سلام
سال نو شما هم مبارک...
اگه همه چیز رو از خدا بخواین و با خدا رو راست باشین خودش پیدا میشه...

از همین الان سکان زندگی رو خودتون بدست بگیرین بهتره تا دست دیگرون باشه...

البته طرف مقابلتون هم باید قبول کنه که شما 114 یا هر عددی که به توافق رسیدین رو با چه هدفی انتخاب کردین...

ابدا ملاکتون رو دیگرون و فامیل برنامه ندین اصل خودتون و همسرتون هستید خانواده ها در اولویت بعدی و فامیل اولویت آخرن...


145:

راستش من به همکارتون حق میدم
زن و مرد هر کدوم یکسری وظایف اولیه دارن که باید به اونا برسن
زن در درجه اول باید بتونه خونه اش رو با نشاط و گرم نگه داره و از نظر نظافت به خودش و
خونه اش برسه و اگه نرسه هیچ عذری پذیرفته نیست ابدا هیچ زنی حق نداره بازم میگم
حق نداره به دلیل پوچ و مسخره اشتغال به وظیفه اصلیش که مادری و همسری هست عمل
نکنه یه زن هر چقدر هم که توی اجتماع مفید باشه تا مادر خوبی نباشه تا همسرش ازش
راضی نباشه به نظر من بهتره بره بمیره
من خودمم عاشق پزشکیم و دارم میخونم برای پزشکی و اگه نشد برای بیو شیمی و به
همسر گرامی هم فرمودم من تا جایی که میتونم سعی میکنم چه در دوران تحصیل و چه در
دروان شاغلی هیچ وقت اجازه ندم خونه یا خودمو کثیف ببینی یا غذای حاضری بذارم جلوت
مگه در موارد خیلی خاص که حالا میشه چشم پوشی کرد تازه اون موقعش هم من خودم
میرم تو افق محو میشم اصلا برام قابل هضم نیستش
واسه همینم الانشم که خونه بابام هستم در کنار درس خوندنم دارم آشپزی میکنم از یه
آلزایمری به شدت رو اعصاب نگه داری میکنم عید به جز کارهایی مثل جا به جا کردن مبل و
زدن پرده خودم خونه رو تنهایی تکوندم البته پدرم هم همیشه هوامو داره ولی به حدی
که اگه شوهری باشه بیشترتر داره
زن همکارتون زن نیست و گرنه زندگیش رو ول نمیکرد کارش رو بچسبه هنر زن به اینه که
مدیر باشه همه کاراش رو بکنه وقتم اضافه بیاره به کارای مورد علاقه اش بپردازه بله
راستی نگران من نباش با برنامه ی خاص خودم درسمو میخونم و قول میدم امسال بیام و
بهت بگم داداشــــــــی من رتبه ام شده فلان (نهایتا 3 رقمی) بعدش شیرینی نخوای ها
در مورد کار و اینا هم بازم نگران من نباش از هزارتا مرد مردترم هم خیلی از کارهای فنی رو بلدم
هم کلی کار هنری زنونه که بتونم کسب در آمد کنم و هم مهارت بالایی در کلاه برداری اونم به
سبک شرعی و حلال دارم

146:

دهن شوهر رو سرویس کردی مگه نه؟ بزار اول برات یک داستان بگیرم نتیجه اخلاقیش با خودت...

تو وقت خدمت سربازیم سرهنگی بود که خیلی به درجاتش و اینکه قدیم چی بوده و الان چی شده مینازید...

از بچه های زیردست کسی جرات نداشت اعتراض کنه یا اگر اعتراضی بود تنبیه شامل فرد خاطی میشد...

خلاصش اینکه همه از سرهنگ مینالیدن و یکی از بچه ها میفرمود: فقط منتظرم روز بازنشستگیش برسه برم بزنم زیر گوشش و بگم حالا به درجات و سمتت بناز...

حالا هم شما مثل اون سرهنگ نیستی، شوهرت مثل اون درجه دار زیردست نیست و محیط خونتون مسلما پادگان نیست...

اما با درجاتی کمتر سیستم شبیه اونه...

فرض کن روزی برسه که هستقلال مالی نداشته باشی، سکه ها رو هم بنحوی شوهرت پیدا کرده باشه چجوری میخوای خونه و زندگیت رو حفظ کنی؟...

تنها یک راه داره اینکه قلبن همدیگه رو دوس داشته باشید...

حدس میزنم شوهرت توی خونه بیشتر اوقات تصور میکنه بچه هست و شما در نقش مادرشی که دائم نگرانشی و باید مواظبش باشی کار خطایی انجام نده و خودتم آرامش اونچنانی نداری...

نمیخوام از نحوه اداره زندگیت ایراد بگیرم اما شوهرت رو دریاب...

اون نیاز به پرورش داره، اینکه ببینه میتونه از پس کارهایی که ازش میخوای و انجامشون میده برمیاد...

حالا امکان داره کاری که بهش محول میکنی خارج از توانش باشه و نتونه خوب انجامش بده اما این آزمون و خطاها سبب میشن اون رفته رفته هستقلال شخصیت پیدا کنه البته زیر چتر حمایت خودت...

بازم ببخشید زیادی تو زندگیتون فضولی کردم

147:

بیایید دوستان شاهد از غیب رسید..بازم بگین مهریه فلان
ا

148:

سال نوت مبارک...

می بینم که باز تراز انرژیت رفته بالا و شارژی
دادگاه رایشو رو صادر کرد
مادر عیسی نمیتونه نظر بده!!! باید بگرده در اسرع وقت پدر عیسی رو پیدا کنه...

وگرنه عیسی مجددا پیغمبر میشه و مجددا مصلوبش میکنن...

بچه پدر میخواد...

راستی مگه تو پارسال ماه عسل نرفته بودی تو یکی از دهات مرز آلمان - اتریش

خدائیش تو که رفتی اونطرف آب و از سنتها و مملکت ایران فرار کردی دیگه چرا میای صحبت از مهریه، عقد و عروسی میکنی...

نکنه زبونم لال میخوای شوهر ایرانی اختیار کنی...

بابا این همه آدم خوشچهره اوگاندایی، چشم قشنگ ژاپنی ریختن تو دنیا مثل اسب برات کار میکنن و مثل خر دوستت دارن بعدش تو میخوای بچه ننه های تنبل ایرانی رو ورداری بندازی تنگ شناسنامت که چی بشه؟

تو که توان و امکاناتش رو داری خواهشا دور ایران و ایرانی رو خط قرمز بکش و یک کم به اصلاح نژاد و نسل سپس خودت فکر کن

149:

اواااااا داداش؟

مگه پسرای ایرانی چه طورشونه؟

نبینم به ایرانی جماعت حتی به شوخی کوچکترین جسارتی کنی هااا

من روی ایران و ایرانی حساسم حالا از هر جنسی

به نظر من حتی کصافطا ترین آدمای ایرانی از خوب ترین آدمهای خارجی بهترن

150:

همه اینها سوالات مهمی هستن که امیدوارم توی این بحث ها جواب مناسبی بهشون داده بشه.

وقتی مطالبتون رو میخوندم و خودمو در موقعیت برنامه میدادم ، احساس کردم باید یک مرزی بین تجسس در امور شخصی و خانوادگی با تحقیق برای ازدواج قائل بشیم ! ولی حدودش کجاست.

یک راهکار میتونه هستفاده از مشاور ازدواج باشه و تا حدودی به مطالعهذهنیات دو طرف کمک کنه.


151:

فاطمه حالت خوبه تو که همه کارا رو بلدی و خودت انجام میدی شوهر میخوای چکار؟

در مورد همکارم حق رو بهش نمیدم...

اون باید زنش رو همینجوری که هست قبول کنه وگرنه کلاهش پس معرکس...

اون زن خواه ناخواه وارد دانشگاه، محیط اجتماع و بازار کار شده...

و شوهرش هرقدر هم تلاش کنه نمیتونه راه های پیشرفت رو براش مسدود و اونو به خونه محدود کنه...

اون وصفی که تو داشتی زن باید همه کارها رو اعم از درون و بیرون خونه رو انجام بده + آقا بخوره و بخوابه و همه جا رو کثیف کنه، نهایتش زندگی نامتعادلی میشه...

خانمی که روزاشو دانشگاه و یک شب در میون شیفت بیمارستان میره + تو خونه ننه و باباش تجربه اداره امورات خونه رو نداشته چجوری میتونه زندگیش رو یک تنه مدیریت و اداره کنه؟

152:

مهریه خانم بنده 63 تا سکه بهار آزادی هست...

153:

ممنونم
میگم که دست من نیست
اگه دست من بود همونیه سکه و حج انتخاب میکردم
عمو محترمه باید تعیین کنن ...که رنجش همون 114تا تا 360تا

154:

مادر عیسی از 9-8 سال پیش رفته خارج
بهتر از من و تو میتونه تشخیص بده جنس خارجی بهتره یا ایرانی
تعصبات نیمچه نژادپرستانه رو بریز تو یک گونی بده آشغالی سر کوچه ببره

ایرانیها در هر مقامی در برابر قدرت خیلی خوب خم و حتی دولا میشن اما ضعیف رو به نحو احسن میکشن...

بعدش که از اون حالت و محیط جوگرفتگی بیرون میان 4 تا بد و بیراه به قدرت بالادستشون (و گاهی اوقات خودشون) میگن و برای اون ضعیف کشی که کردن مرثیه میخونن...

غیر از اینه!!!

تازه اکثرشون گام دوم یعنی مرثیه خونی و مرده پرستی رو دوست ندارن اما تا دلت بخواد پشت سر همدیگه حرف بد میزنن و ایراد میگیرن...

میگما اگر مایلی جای دیگه راجع به "جامعه شناسی و امت شناسی ایرانی" صحبت کنیم...

این تاپیک رو بحد کفایت منحرف کردم

155:

والا خودمم حس میکنم جاهایی زیادی مته رو خشخاش میگذارم...

در مجموع بنظرم خود شخص مقابلمون بهتر از همه میتونه به شناخت متقابل کمک کنه...

البته درجه صداقت افراد و حتی پنهانکاری اونها متفاوته...

و این رو هم در نظر بگیر زنها لایه ها و رفتارهای ناشناخته بیشتری به نسبت مردها دارن...ضمنا شاخص ما مردها برای سنجش برخی مواقع کار نمیکنه و تشخیص اشتباه میده...



اخیرا برای طلاق مشاوره اجباری شده و به همین راحتیها حکم طلاق صادر نمیشه...

ایکاش مشاور و راهنماهای قوی در همه جاهای مملکت وجود داشت و مشاوره پیش از ازدواج هم بنوعی اجباری میشد...

بنظرم در مجموع یا نباید به زن نزدیک شد یا اگر نزدیک شدی مشکل بتونی حفظش کنی...

کاریکاتور طنزی (یه شکل ترول) دیدم با این مضمون که از عده ای زن پرسیدن چه چیزی رو میخواین؟ جواب داده بودن: نمیدونیم...

و در ادامه پرسیده بودن چه وقتی میخواین؟ جواب داده بودن: همین الان

156:

سال نو تو ام مبارك..

لانگ تايم نو سي آقا
تو فكرش هستم حالا، هي اين عيسي رو مياره جلو چش من آقا، جبرئيل مسئوليتشو پذيرفت بالاخره
نه ماه عسل نبود توفيق اجباري بود

به هر صورت مسيريه كه شايد آدم بخواد بره البته به جشن عروسي اعتقادي ندارم ولي بالاخره اگه كسي رو انتخاب كنم براي ازدواج، مجبورم ايراني ثبتش كنم
اتفاقا من بر خلاف گذشته الان دوست دارم با يه ايراني باشم، اتريشي هم البته بد نيست انگليسي هم خوبه به خاطر لهجه ش

فكر كنم داريم منحرف ميكنيما

157:

از منحرف رد کردی تنوع طلب شدی اسیدی
برزیلی هم خوبه بخاطر تیم ملیش و سیاحت در جنگلای آمازون...



اوکراینی هم خوبه بخاطر چشما و قدش...

الان هم روسیه خیلی راحت به خاکشون تجاوز کرده صداشون در نیومده...

دست آخر که تاس انداختی خوب نیومد امریکائی هم خوبه...

بخاطر اینکه گردنشون کلهم کلفته چه اوباما خوش سخن رئیسشون باشه و چه بوش بی کله حرف خودشونو میزنن کار خودشونم میکنن...



راستی اگر نمونه ایرانی (از نوع زیرخاکی) خواستی خودم سال 2050 عقدت میکنم شایدم عقدم کنی...

شایدم حکم ازدواج با مرده یا ازدواج دوتا اسکلت شایدم پیوند Nتا ژن پیچ در پیچ شرعا و قانونا درست باشه...

تا 2050 حسابی حال و حولت رو بکن بعدش دوران تطهیر و تعمید در انتظارته

ولی از شوخی جدیش بگذریم...

از دیدار مجددت و پستت خیلی حال کردم...

مدتها بود دل سیری نخندیده بودمدر مجموع همون راهی که خودت میری راه درستیه...

مهم اینه که از زندگیت لذت ببری و دیگرون در شادیت سهیم باشن...


158:

بله هیچ مردی نمیتونه بگه مهریتو نمیگم ولی کسی هم نمیگه میدم!
البته قانون خیلی تو تداوم زندگی زناسویی نقشی نداره، معمولا خانمها باید بین حقشون و ی زندگی مسالمت آمیز یکی رو انتخاب نمايند

159:

خوب هر مردی هر قدر هم بخشنده باشه یکهو نمیتونه حسابش رو خالی کنه و به حساب خانم واریز کنه...

البته بشرطی چیزی تو حسابش باشه...

بتدریج که سرمایه ای حالا با تلاش جفتشون جمع شد پشتوانه ای برای آینده خانم منظور میکنه...

آقایون هم بدنبال یک زندگی مسالمت آمیز میگردن و دیگه مثل گذشته ها نیست که بگن زن فراوونه و عینهو لنگه کفش میشه عوضش کرد...

اینا حرفای خاله زنک و تاریخ مصرف گذشته شده...

والا بلا این روزا همون لنگه کفش هم با هزار بدبختی عوض میشه، دیگه زن عوض کردن و دوباره آشیون پیدا کردن و به آرامش رسیدن جای خود داره...

عقلم میگه این زندگی نیم بند فعلی رو بهم بریزی که به یک زندگی بهتر برسی...

ریسک بزرگیه شاید نرسیدی شایدم رسیدی...

ولی ماحصلش خودت رو که ترکوندی طرف مقابلت هم ضربه بدتری خورده...


160:

همه زندگى که نياز مادى و اينا نيست من شايد بتونم زندگيمو تامين کنم ولى نياز عاطفيمو که نمى تونم به تنهايى پر کنم

در ضمن من وظيفه زن رو فرمودم اگه زنى عرضه نداره به وظيفه اصليش بپردازه بى جا مى کنه بره سراغ کسب اونم وقتى که مرد مى تونه تامين کنه زندگى رو

امت حق نداره اونجورى که فرمودى باشه مرد اگه ناراضى هست از وضع موجود بايد به خودش بياد

من نمى گم جلوى کار زن گرفته شه ابدا قبول ندارم ولى زندگى شخصى نبايد فدا شه

مرد وظيفه اش تامين آسايش و رفاه و امنيت خانواده اش هست مرد بايد تکيه گاه زنش و کمکش باشه تا به اهدافش برسه اما وظيفه نداره بخاطر خواست زنش اونم خواستى که اجبار نبوده کاراى اونم انجام بده همونطور که زن وظيفه نداره کار مردرو انجام بده واسه همينم هست زن اگه شاغلم باشه مرد وظيفه اش بدونه هيچ حرف اضافه اى زنش رو تامين کنه و و اين تامين کردن هم جنبه مادى داره و هم...

البته هستن کسايى.

که از خود گذشتگى مى کنن و براى ترقى همسرشون از هيچ کارى کوتاهى نمى کنن ولى اين از خوبى زيادشونه و نه وظيفه و به نظر من بايد از اينا تقدير و تشکر کرد

همکار شما تنها خرده اى که مى شه بهش گرفت اينه که قبل ازدواج با خانومش طى نکرده چى مى خواد از زندگى

اگه از اول همونجورى که همسر من فرموده جمعه ها و در مواقع و ايام خاص مثل مهمونى ها و...

کمکم مى کنه و اگه يه روز خونه باشه کمکم ميده و حتى بعضى کارا تحت هر واقعياتى با اونه چون من مشکلى دارم که برام سخته ولى بايد بقيه کارامو انجام بدم و به خودم برسم رو فرموده بود الان جاى شکايتى نبود يا حداقل زنه بايد مى فرمود من توانايى ندارم همه وظايفمو انجام بدم اين قسمت از کارا مال تو مثل کارى که من کردم و همه کار سختا رو انداختم گردن شوهر گرامى خخخ

و در جواب سوال آخرت اگه اون خانوم خونه باباش لوس بار اومده شوهرش بى گناهه و اوشون بايد سعى کنه مسئوليت پذيرى رو ياد بگيره و گرنه شايد الان همکارت بتونه باهاش کنار بياد ولى بچه دار شن با يه زن بى مسئوليت به مشکل مى خوره اصلا خود همکارت و زنه رو بيخيال بچه که يه والدين مسئوليت پذير مى خواد که

161:

پسر خوب این چطور حرف زدن و قضاوته؟ مگه شما از زندگی و رفتار من و شوهرم چی می دونی که این حرفها رو زدی اگر برگردی و نوشته های منو بخونی من اونقدر که از برادر شوهرم حرف زدم از شوهرم چیزی ننوشتم.
در ضمن شوهر منم کم کسی نیست برای خودش.

من درسته وضع مالیم خوبه اما شوهرم هم وضع مالی و درآمد خوبی داره.

اگر یه روزی هم سکه هامو بگیرم زیاد به پر قباشم برنمی خوره.

در ضمن برعکس فرموده های شما این شوهر منه که توی خونه زور میگه و تا حرف میزنم میگه من هر روزی با 4 تا وزیر دارم کار می کنم و ...


162:

منظوری نداشتم...

اون لحظه زندگی و سرنوشت خودمو در قالب زندگی شما دیدم...

و ترسیدم همون نامتعادلی که بر زندگی من حاکمه بر زندگی شما هم حاکم باشه...

مرحوم برادرم و همسرش زندگیشون به شکست ختم شد...

همشم در اثر تصویرسازی نادرست از همدیگه تحت تاثیر القائات خانواده ها، عدم توانایی در مدیریت زندگی و حل مشکلات بود...

دخالت خانواده های طرفین باعث شد بچه مشترکشون رها بشه و همه داشته هاشون حیف و میل بشه و ته خط زندگیشون به طلاق ختم بشه...

البته همسر برادرم تلاش میکرد تا برادرم تنبیه کنه و عاقبت که زورش نرسید مهریش رو بخشید و جدا شد!

الان من و همسرم در آستانه جدایی هستیم...

اون میگه تقصیر خانوادمه و اینکه خودم در تصمیماتم مردد عمل میکنم...

همسرم شاغل نیست اما خونه نشینی رو دوست نداره، دوست داره کار کنه و هستقلال مالی داشته باشه...

منم مخالفتی ندارم اما حمایت لازم رو ازش ندارم، دوست دارم تو اون شاخه ای که خودم میخوام کار کنه تا حمایتش کنم...

یک جورایی زورگویی میشه توام با نگرانی...



بلحاظ هستقلال شخصیت و مدیریت زندگی از خودم قویتر عمل میکنه...

عسلویه کار میکنم پول خوب درمیارم و اون کمابیش خوب خرجش میکنه...

خوب تو زندگی توقعات نامعقولی داریم و بعضی جاها به همدیگه زور هم میگیم و اینها گریزناپذیره...

128 تا سکه هاش رو میتونم بدم اما پر شدن جای خودش و هزینه هایی که متحمل شدیم تا به اینجا رسیدیم فشار روی جفتمون میاره...

کما اینکه آینده خودم و خودشم نامعلومه...



ما 12 سال اختلاف سنی داریم...

انگاری اون یک نسل از من جلوتره و مهم تر از اون اختلاف در محیط تربیتی و خانوادگی داریم...

من خانواده مذهبی و سنتی دارم اما خودم آزاداندیشم...

خانواده اون در محدودیتها خودش رو اسیر نمیکنه و به نسبت اجتماعی ترن...

شما مراقب زندگیتون باشین...

شوهرتون اگر حس کنه محیط خونه براش آرامش بخشتره مشکلات محیط کارش رو به همون محیط کار میسپاره...

شما هم همینطور اگر خونه برا جفتتون آرامش بخش باشه لذتش شامل حال هر دوتا تون میشه...

نظرم اینکه اگر زیادی غرق کار و مادیات شدید...

یک مسافرت دونفره برید حال و هواتون رو عوض میکنه...

نمیدونم بچه دارید یا نه؟ اگر دارید اونها رو بدست مادرتون یا خواهرتون بسپارید و با آرامش خاطر در تعطیلات آخر هفته به سفر برید هر چند کوتاه در حد 2 روز و یک شب...

بازم منو ببخشید در بکار بردن کلمات رعایت طرف مقابلم رو نمیکنم اما منظوری ندارم

163:

من خودم که مجردم مهریه زنداداشم 313 سکه و یک کربلا هست
مهریه خواهرم هم 313 سکه هست
خودم خیلی فک کردم اما هی نظرم عوض میشه
گاهی میگم 72 تا گاهی 114 گاهی 313 تا تو هر سه هم همراه 1372 شاخه گل نوع گل هم فرق نمیکنه
ولی اینو بگم در مورد بخشیدنش اصلا این کار و نمیکنم مردا گاهی پررو میشن و باید علاوه بر زبون خوش و محبت گاهی یه چیزی برای دفاع داشته باشی حداقل سالی یه بار میگم من یکی از سکه هامو میخوام

164:

در کل چقدر مهریه زدین دوست عزیز؟

165:

در کل مهریه ایشون یک جلد کلام الله + یک شاخه نبات + 313 گل سرخ + 128 سکه بهار آزادی + یک سفر حج عند الاستطاعه بود...

خوب سپس این همه زورآزمایی مهریش (معدال 128 سکه) رو گرفت...

50 تومن پول رهنی ک از مستاجر خونه گرفته بود
+ 40 تومن چک از خودم برا اردیبهشت سال آینده

ظاهرا الباقیش رو بخشیده اما اموالی ک ازم برده و حسابشون نکرده بیشتر میشه...

15 تومن ماشینم رو فروخت
+ 5 تومن مبل ک رو جهازش نبود برد (یخچال و لباسشوئیشم که نو صفر و تمام اتوماتیک کرده بودم)
+ 4 تومن چک نقد اسفندماه 92 ازم گرفت
+ 3 تومن از اقساط وام 10 تومنی برا عمل دماغش داده بودم

مجموعا 90 تومن این روزها گرفت و 27 تومن هم از قبل گرفته بود...

بماند که جیبش همیشه پرپول بود و هر چی طلا تو خونه داشتم معلوم نشد چی شدن؟

تازه فهمیدم در نبودم یک رفیقی پیدا کرده ک اون شوهرش بود نه من...

من یک حمال بودم و اون حالش رو با دیگری میکرد!

166:

اینجا چه خبره
چقدر پست نامربوط به این بحث اینجاست
یک کلمه یا یک جمله بگید که مهریه هاتون یا مهریه خانماتون چقدره
بحثهایی که کردید مربوط به تایپیک متاهلین فرومه

167:

خوب شما چرا طلاقش دادین؟طلاقش نمیدادین تا همه یا بخشی از مهریه رو ببخشه


54 out of 100 based on 59 user ratings 434 reviews