8 مارس، روز جهانی ِ بانو


8 مارس، روز جهانی ِ بانو



8 مارس، روز جهانی ِ بانو
تبریک به تمام بانوان سرزمینم...
96امین سالگرد

کارت تبریکی که به مناسبت امسال طراحی کردیم :
(گرافیست : م.رزقیان )

8 مارس، روز جهانی ِ بانو



###به نام زن ###

1:

زیباست ....


یک بانوی فرهیخته و کارافرین ایرانی و ثروتمندترین عضو شورای شهر تهران

2:

96سال پیش چه اتفاقی افتاده بود که اون روز شد روز بانو؟


استخدام به شرط کشف حجاب!

3:


روز زن

یعنی به تعداد همه روزهای گذشته ما، صبوری!

یعنی به تعداد همه روزهای آینده ما ،دلواپسی!

هشتم مارس روز جهانی زن مبارك باد!




8 مارس، روز جهانی ِ بانو



روز جهانی زن را با آرزوی بهترینها به بانوان دوست داشتنی و ستوده جهان

بویژه بانوان نازنین ایران زمین شادباش میگویم.



8 مارس، روز جهانی ِ بانو


نسیم, دختر زیبای ایرانی که بازیگری سرشناس در امریکا شده است

4:

خلاصه ای از تاریخچه روز جهانی زن

در هشتم مارس ۱۸۵۷، زنان کارگر کارگاه‌های پارچه‌بافی و لباس‌دوزی در نیویورک آمریکا به خیابان‌ها ریختند و خواهان افزایش دست‌مزد، کاهش ساعات کار و بهبود شرایط بسیار نامناسب کار شدند.


از مرد خواهانِ تماس جسمی فاصله بگیرید
این تظاهرات با حمله پلیس و کتک‌زدن زنان برهم خورد.


سال ۱۹۰۷ در دوره‌ای که مبارزات زنان برای تأمین حقوق سیاسی و اجتماعی اوج گرفته بود، به مناسبت پنجاه‌مین سال‌گشت تظاهرات نیویورک در هشتم مارس، زنان دست به تظاهرات زدند.


ایده انتخاب روزی از سال به‌عنوان «روز زن» نخستین بار در جریان مبارزه زنان نیویورک با شعار «حق رای برای زنان» مطرح شد.


زنان شهردار ایران/تصاویر
دو هزار زن تظاهر نماينده در ۲۳ فوریه ۱۹۰۹ پیشنهاد کردند که هر سال در روز یک‌شنبه آخر فوریه، یک تظاهرات سراسری در آمریکا به مناسبت «روز زن» انجام شود.

در سال ۱۹۱۰، «دومین کنفرانس زنان سوسیالیست» که کلارا زتکین از رهبران اون بود، به مسئله تعیین «روز بین‌المللی زن» پرداخت.


قابل توجه بانوان محترم!
زنان سوسیالیست اتریشی قبلا روز «اول ماه مه» را پیشنهاد کرده بودند.

اما اول ماه مه، جایگاه و مفهومی داشت که می‌توانست اهمیت و جایگاه مبارزه مشخص بر سر مسئله زن را تحت‌الشعاع برنامه دهد.


رواج زندگی مجردی دختران در تهران
زنان سوسیالیست آلمان، روز ۱۹ مارس را پیشنهاد کردند.



مناسبت این روز، مبارزات انقلابی در سال ۱۸۴۸ علیه رژیم پادشاهی پروس بود که به عقب‌نشینی لفظی حکومت در نوزدهم مارس همان سال، منجمله در مورد مطالبات زنان، انجامید.


«دومین کنفرانس زنان سوسیالیست» تاریخ برگزاری نخستین مراسم «روز زن» را ۱۹ مارس ۱۹۱۱ تعیین کرد.

تصمیم‌گیری قطعی برای تعیین «روز جهانی زن» به بعد موکول شد.



بعد از انتشار قطعنامه کنفرانس در مورد تعیین «روز جهانی زن»، انترناسیونال دوم از این تصمیم حمایت کرد، و نخستین تشکیلاتی بود که این روز را به رسمیت شناخت.

مارس ۱۹۱۱ خیابان‌های آلمان، اتریش، سوئیس و دانمارک با مارش زنان به لرزه در آمد.

شمار زنان تظاهر نماينده در اتریش به ۳۰ هزار نفر می‌رسید.

نیروهای پلیس به تظاهرات حمله بردند و به زدن زنان پرداختند و گروهی را دستگیر کردند.

سال ۱۹۱۳ “دبیرخانه بین المللی زنان” (یکی از نهادهای انترناسیونال سوسیالیستی دوم)، هشتم مارس را با خاطره مبارزه زنان کارگر در آمریکا، به‌عنوان «روز جهانی زن» انتخاب کرد.


در همان سال، زنان زحمتکش و زنان روشنفکر انقلابی در روسیه تزاری و در سراسر اروپا، مراسم «۸ مارس» را بشکل تظاهرات و میتینگ انجام کردند.

در سال ۱۹۷۵ ساوقت ملل هشتم مارس را به‌عنوان «روز جهانی زن» برسمیت شناخته شد.

5:

یک سری سلسله اتفاقات از 1909 که جزء اولین تظاهرات و اعتراضات به حقوق زنان بود و در 1913 که روسیه، 8 مارس رو روز زن فراخوان نمود تا 1917 که به طور رسمی روز جهانی زن وارد ِ تقویم میلادی شد و...

.
همگام با تمامی این سال ها تا حتی امروز، موج های مختلف فیمنیسم رو می شه مشاهده کرد، موج ِ اول که کاملا مردستیز بود، موج ِ دوم که به برابری معتقده و موج ِ سوم که موج ِ پسامدرن ِ فیمنیسم محسوب می شه که نه تنها به برابری اعتقاد نداره که به این معتقده زن و مرد هر کدام باید جایگاه خودشون رو پیدا کنن، بدون اینکه بخوان نسبت به هم دیکتاتوری به خرج بدن ( البته خیلی مفصل تر از این حرفاست)
سیمون دوبوآر از بزرگترین اندیشمندان ِ موج های نخست ِ فیمنیسم بود که با تاثیراتی که از سارتر گرفت با دید ِ اگزیستانسیالیستی به جریان ِ فیمنیسم نگاه کرد.

( معروف ترین کتابش هم : جنس ِ دوم )

اطلاعات ِ دقیق تر :
http://en.wikipedia.org/wiki/Interna..._Women%27s_Day

6:

باتوجه به اينكه چند روزي از سالگرد اين روز گذشته هست اما بعلت عدم حضور ونيز بعنوان ثبت مطالبي دراين مورد اين روز اين نوشته را به يادگار درآرشيو اين روز به يادگار مي سپارم تا بلكه مورد هستفاده رهگذري گردد
توضيح كوتاه اينكه :
در سال ۱۹۱۰، «دومين کنفرانس زنان سوسياليست» کهکلارا زتکين1 از رهبران اون بود، به مسئله تعيين «روز بين‌المللي زن» پرداخت و در اين رابطه با تصايشانب قطعنامه‌اي 8 مارس هر سال را روز جهاني زن فراخوان نمودند.

103 سال از اون روز مي‌گذرد....
بحران اقتصادي سراسر کره زمين را در نورديده هست.

هيچ گوشه‌اي از اين جهان نيست که با نمادها ونمودهاي اين بحران‌ مواجه نباشد.

جهان سرمايه‌داري تمام پليدي­های ذاتی خايشانش را به صحنه جامعه جهاني کشانده هست.

هجوم به زندگي و معيشت ميليون­ها انسان، گسترش فقر بي‌امان، گسيل ميليون‌ها انسان کار و زحمت به ارتش ذخيره بيکاران و انهدام محيط زيست از نمونه­هاي بارز اين نظام ضد انساني هستند.

جهاني شدن سرمايه‌داري طي چند دهه اخير به تجارت سکس در مقياس جهاني انجاميده هست، خريد و فروش زنان، دختران و کودکان، پورنوگرافي و توريسم سکسي از عواقب اين روند هست، تجارت سکس به هستراتژي توسعه برخي کشورها تبديل شده هست که زيرفشار بازپرداخت وام‌هاي‌شان، از جانب ساوقت‌هاي بين‌المللي چون «صندوق بين‌المللي پول» و « موسسه مالي جهاني» به توسعه صنعت توريسم و رشته‌هاي "تفريحي" به قول خودشان درآمدزا، تشايشانق شده‌اند.

اين صنعت همه وسيله‌هاي ارتباطي مدرن را به کار گرفته و ميلياردها دلار سود به صاحبان سرمايه مي‌رساند، ابزارهاي تبليغاتي و شبکه‌هاي مجازي و ماهواره‌اي، زن را به مثابه کالا عرضه مي‌نمايند و نقش به سزايي در تجارت سکس و پديده تن‌فروشي در جهان سرمايه‌داري دارند.
در ايران، از دهه‌ی چهل شمسى يعنى سال‌هاى ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۰ شيوه‌ي توليد سرمايه‌دارى با "انقلاب سفيد" و از بين رفتن بقايای فئوداليسم، در جامعه گسترش يافت.

افزايش توليد نفت، سرازير شدن ارزهاى خارجى به خزانه حکومت پهلوى، رشد توليدات صنعتى و ايجاد شرکت‌هاى کشت و صنعت و رغبت کشورهاى سرمايه‌دارى براى سرمايه‌گذارى در ايران و توسعه تجارت با سرمايه‌دارى نوپاى ايران، واقعيات تازه‌اى را در ايران به وجود آورده بود که جز با بيرون آمدن زنان از کنج خانه و جز با شرکت زنان در عرصه‌هاى سياسى و اقتصادى و اجتماعى(يکمين ميخ) امکان‌پذير نبود.
در اين دوره زنان به شکل نسبتا وسيعي در کارگاه‌ها و کارخانه‌ها، ادارات دولتى، موسسات فرهنگى و بهداشتى مشغول به کار شدند و دست‌شان به جيب خودشان رفت و از لحاظ اقتصادى هستقلال پيداکردند.

هستقلال اقتصادى زنان، تابوى ضعيفه بودن و ناتوانى زن را در برابر مردان شکست و دومين ميخ به تابوت مردسالارى کوبيده شد.

تغيير سن ازدواج به 18 و 20 براي دختران و پسران و حق طلاق براي هر دو، قاضي شدن زنان، از نمودهاي اون بود.

سپس انقلاب 1357 کليه اين دستاوردها از زنان بازپس گرفته شد.حجاب اجبارى، اخراج زنان قاضي، بازنشسته کردن زناني که در نيروهاى انتظامى کار مي‌کردند، و ...

جاي اون را گرفت.

زن را به عنوان ضعيفه و نصفه‌ای، مايملک مرد به حساب آورد.

در حقيقت‌ با حذف نيمى از افراد در فعاليت‌هاى اجتماعى، سياسى و اقتصادى، جامعه در واقع نيمى از پتانسيل و کارايي خود را از دست مي‌دهد.


شرط خانه‌دار بودن زن يکي از جنبه‌هاي از خودبيگانگي در جامعه‌ي سرمايه‌داري هست.

خانه‌نشيني زنان مانع ساوقت‌يابي و حرکت جمعي اونان هست.

يکي از مهم‌ترين رايشاندادهاي سرمايه‌داري در قرن بيستم شيوه‌اي بوده هست که برحسب اون زنان به کارگاه‌ها و کارخانه‌ها رانده شده‌اند، طوري که امروزه در انگليس از هر پنج کارگر دو نفر زن هستند و در سوئد 50 % کارگران هستخدامي را زنان تشکيل مي‌دهند.


تا وقتي که مجموعه نظام مرد سالار سرمايه‌داري به مصاف کشيده نشود، تغييري بنيادي در موقعيت فرودست زنان بوجود نخواهد آمد.

در کارگاه و کارخانه‌ها، زنان مي‌توانند تشکل جمعي و قدرت لازم به دست بياورند که خودشان را در اتحاد با مرداني که با اونان کار مي‌نمايند و مانند خودشان در قيد و بند هستثمار سرمايه‌داري مي‌باشند، آزاد سازند.

بدون شک اگر در جامعه‌اي که همگان به يکسان از امکانات اقتصادي و رفاهي جامعه برخوردار باشند، جايگاهي براي تن فروشي، خودسوزي، ضعيفه بودن، مايملک مردن بودن، تحقير و ناقص‌العقل بودن زنان، وجود نخواهد داشت.



1 - کلارازتکين در 5 ژوئيه 1857 در روستايي کوهستاني، نزديک لايپزيک آلمان متولد شد.

پدرش "گوتفريد آيسلر" معلم روستايشان بود و مادرش، زني فرهيخته بنام "جوزه پينه" که با اولين پيشروان جنبش فيمينيستي آلمان آشنايي داشت.

او مي‌فرمود، کار زنان ضروري هست چرا که هستقلال اقتصادي زنان پيش‌شرط رفع ستم بر زنان هست.در 20 ژوئن 1933 ، کلارازتکين درسن 76 سالگي، رخت ازجهان بست اما بعنوان زني که به تمام معنا سمبل برابري زن و مرد بود شناخته گرديد.


7:

کار زنان یا اجباری برای زنده ماندن؟8 مارس، روز جهانی ِ بانو
سروناز بهبهانی
( كاوش :ضمن تبریک روز جهانی زن به خانم سروناز بهبهانی و دست مریزاد به خاطر مقاله‌ی مبسوط و زیبایی که به نگارش در آورده‌اند به همه‌ی کاربران عزیز توصیه می‌کنم که حتما" این مقاله را با استقامت و حوصله مطالعه نمایند زیرا بسیار آموزنده هست.)
در این روزگار بی سر و سامان و این روزهای شلوغ و پر ترافیک که اخبارقیمت‌ها از سکه و دلار گرفته تا آجیل و لباس، ذهن شهروندان را پر کرده و امت لنگ لنگان و شتاب زده به هستقبال نوروز می‌روند، شاید به خاطر آوردن روز ۸ مارس از لابه لای صفحات تقویم‌های مردانه انتظار زیادی باشد.

اما تلاش برای هم صدایی با امتان مترقی جهان وآداب حضور در دهکده جهانی حکم می‌کند که روز هجدهم اسفند ماه را که مصادف با روز جهانی زن هست به خاطر بیاوریم.

روزی که سالهاست بر پایه سنتى مبارزه کارگران زن علیه شرایط سخت کاریشان در خاطرهٔ آزاد اندیشان دنیا مانده هست.
تاریخ روز جهانى زن هم وقت با تاریخ مبارزه سیاسى و اجتماعى علیه تبعیض هست.

این روز روز همبستگى براى مبارزه در راه برابرى حقوق و شرایط بهتر کارى و زندگى زنان هست.

انتخاب این روز به عنوان روز جهانى زن به وقتی بر می‌گردد که زنان کارگر نساجى در شهر نیویورک امریکا دست به اعتراض زدند.

شرایط کارى سخت و غیر انسانى و دستمزد کم کارگران زن که در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم همراه با مردان در کشورهاى صنعتى وارد بازار کار شده بودند، اونان را وادار به اعتراض و مبارزه صنفى به شکل هاى ساوقت یافته و یا غیر متمرکز علیه این بى عدالتى مى کرد.


در چنین روزی یعنی روز ۸ مارس ۱۸۷۵(كاوش:1857 صحیح هست.) زنان کارگر کارخانجات نساجی در شهر نیویورک برای بهبود شرایط کارشان و در اعتراض به پایین بودن سطح دستمزدشان، دست به تظاهرات زدند.

این حرکت به درگیری قهر آمیز با پلیس آمریکا انجامید و پلیس بطور وحشیانه به تظاهرات حمله کرد و اونرا سرکوب نمود.

عده‌ای از زنان تظاهر نماينده زخمی و دستگیر شدند.

این مسئله باعث شد که زنان کارگر دیگر هم کم کم به حقوق انسانی خود آگاهی پیدا نمايند و سعی نمايند که راه اون‌ها را ادامه بدهند.


حرکت اعتراضی هر سال به حالت آشکار و یا مخفی در کارخانه‌های مختلف ادامه پیدا کرد تا اینکه در سال ۱۹۰۹ این روز به عنوان نخستین روز ملی زنان در آمریکا تثبیت شد.

سپس در کنگرهٔ بین المللی سوسیالیست‌ها که در سال ۱۹۱۰ در کپنهاگ دانمارک انجام گردید، «کلارا زتکین» زن سوسیالیست از حزب سوسیال دموکرات آلمان ۸ مارس را به عنوان روز جهانی مبارزه زنان پیشنهاد و همايش این پیشنهاد را تصویب می‌کند.

یک میلیون زن سوسیالیست و کارگر و دیگر اقشار اجتماعی همراه مردان خواهان حقوق سیاسی ـ اجتماعی برابر برای همه زنان و مردان شدند.

اون‌ها در ۸ مارس سا ل ۱۹۱۱ در کشورهای آلمان، دانمارک، سویس و هسترالیا تظاهراتی بر پا كردند و با جشن و سخنرانی، خواهان حق رأی، حق کار و آموزش حرفه‌ای برای زنان شدند.

در همین سال در روسیه و چین هم تظاهراتی به مناسبت ۸ مارس انجام شد.

در مدتی کمتر از یک هفته از ۸ مارس در آتش سوزی «تریانکل» در شهر نیویورک به خاطر نبود دستگاههای امنیتی و بدی شرایط کار، ۱۴۹ زن کارگر جان باختند.

همین موضوع باعث شد که تظاهرات ۸ مارس سال بعد به طور وسیعی در سراسر دنیای متمدن انجام شود و بدی شرایط کار، مورد اعتراض برنامه گیرد.

این روز کم کم به روز مخالفت زنان کارگر با کارفرمایان سرمایه دار، برای بهبود شرایط کار و کسب حقوق اجتماعی برای کل زنان در سراسر دنیای صنعتی، تبدیل می‌گردد.
در واقع هشتم مارس روزی هست که زنان جهان بدون توجه به گرایشات مختلف فکری، عقیدتی، قومی و ملیتی، نژادی، زبانی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی به یادآوری موفقیت‌ها و دستاورد‌هایشان می‌پردازند و در حقیقت با نگاهی به گذشته، انرژی و توان بیشتری برای احقاق حقوق انسانی خود می‌یابند تا در دنیایی که هنوز نابرابری‌های جنسیتی در بخش‌های مختلف آموزشی، سیاسی و..

وجود دارد و در پاره‌ای نقاط جهان هنوز دختران را ختنه می‌نمايند، زنان را از حقوق قانونی شان محروم می‌دارند و در بسیاری جوامع پیشرفته هنوز با انواع شیوه‌های لوکس و نوین هستثمار زنان و دختران ادامه دارد؛ راههای تازه‌ای برای سالم زیستن و بی‌دغدغه نفس کشیدن بیابند.
اما با گذشت سال‌ها ازتاریخ هشتم مارس۱۸۷۵اگرچه شرایط زنان به ویژه زنان کارگر کمی بهبود یافته هست، اما همچنان مشکلات عدیده‌ای در این زمینه وجود دارد و چه بسا با پیشرفت تکنولوژی و تکامل جوامع مسائل و بحران‌های تازه‌ای نیز در این زمینه ایجاد شده هست.
در دنیای امروز، گذشته از عدهٔ قلیلی که صاحبان قدرت و سرمایه هستند مشکلات و بحران‌های اقتصادی تمامی کشور‌ها را به نوعی تحت تاثیر خود برنامه داده هست و بسیاری از افراد برای زنده ماندن باید تا سر حد مرگ تلاش نمايند و بنا به آمار دفتر برنامه جهانی غذای ساوقت ملل متحد (WFP) تعداد گرسنگان جهان امسال از مرز یک میلیارد نفر خواهد گذشت.

در چنین شرایطی شاید پرداختن به رضایت شغلی و اهمیت اون در سلامت روان افراد یک جامعه، چندان منطقی به نظر نرسد اما از اونجا که نمی‌توان با یأس و سرخوردگی و انکار حقایق تنها به گذران معیشت پرداخت و حقوق شهروندان دهکدهٔ جهانی را از مناظر مختلف نادیده گرفت، باید در کنار تلاش برای رفع بحران‌های اقتصادی که البته پرداختن به اون نیازمند اقتصاددان و متخصص امر می‌باشد، در دیگر جنبه‌های انسانی نیز فعالیت نمود.
بسیارند افرادی که برای گذران زندگی در هر شغل و حرفه‌ای به سختی تلاش می‌نمايند و صرف‌نظر از علاقمند بودن یا نبودن به شغل مربوطه روز‌ها و ماه‌های خود را بدین منوال می‌گذرانند.

در این بین زنان به فراخور شرایط سخت‌تر در احراز مشاغل و عدم توزیع برابر حِرَف که هنوز هم در بخش‌های مختلف خود را نشان می‌دهد، با معضلات بیشتری در بازار کار مواجه هستند، به ویژه در مورد زنانی که نان‌آوران خانه و سرپرست خانوار محسوب می‌شوند.

مشکلات زنان در بازار کار بر هیچ کس پوشیده نیست.
جداسازی جنسیتی مشاغل و وجود این تفکر غالب که مردان توانایی بیشتری نسبت به زنان دارند و وجود محدودیت‌هایی از جمله ساعات کاری نامنظم، کمی دستمزد و عدم حمایت‌های قانونی از جمله عواملی هست که هنوز هم زنان را در انتخاب شغل محدود می‌کند.

از سوی دیگر مناسبات بی‌رحم جامعه سرمایه‌داری موجب شده که زنان علی‌رغم اینکه بین دو تا سه چهارم کارهای انجام شده در مقیاس جهانی را انجام می‌دهند و ۴۵% مواد غذایی جهان را تامین می‌نمايند، دستمزد کمتری دریافت کرده و نیروی کار ارزان محسوب ‌شوند.

برخی آمار‌ها حاکی از اون هست که زنان در یک روز به اندازه ۲روز کار می‌نمايند، این در حالی هست که اگر خانه‌داری، نگهداری از فرزندان و خدمات درون محیط خانواده را نیز به عنوان کار مضاعف در نظر بگیریم، زنان نسبت به کاری که در جهان انجام می‌دهند دستمزد بسیار ناچیزی دریافت می‌نمايند و % زیادی از ثروت ایجاد شده در کشورهای صنعتی را کار بی‌مزد خانگی در بر می‌گیرد.

به عبارت دیگر این کار بی‌مزد در پرورش و تربیت نسل آینده لازمهٔ نظام سرمایه‌داری محسوب می‌شود و بیراه نیست اگر عواملی چون تسری فحشا، زنانه شدن بسیاری از آسیب‌های اجتماعی، فقر و بی‌عدالتی را ثمرهٔ سیاست‌های سرمایه‌دارانهٔ حاکم بر جهان امروز دانست.
در عین حال در شرایط حاضر، وضعیت زنان کارگر به مراتب سخت‌تر و بحرانی‌تر از دیگر اقشار زنان در جوامع مختلف هست.

به هر صورت نمی‌توان انکار کرد که پس از طی شدن دوره مردسالاری در جهان و ورود زنان به عرصه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و هنری، امروز فعالیت و کار در بیرون از خانواده در بخشیدن وجهه‌ای ارزشمند‌تر و اعتباری بیشتر برای زنان بسیار تاثیرگذار هست.

امروزه مدیران توانمند، سیاستمداران و هنرمندان زن، حتی کارمندان زن نیز خود را در دستیابی به ارج و منزلت انسان و احقاق حقوق از دست رفته نزدیک‌تر می‌بینند و جامعه نیز به ویژه در کشورهای در حال توسعه به این زنان با دیدهٔ احترام‌آمیزتری می‌نگرد.

مثلا امروز، مادری که در یک اداره شاغل هست برای فرزندش اعتبار بیشتری در مدرسه فراهم می‌کند تا مادری که در دنیای مدرن و پرطمطراق امروز هنوز عنوان خانه‌دار را یدک می‌کشد.

اما شاید کمتر به این مساله پرداخته شده که زنان کارگر تا حدودی از این قاعده مستثنی هستند و علی‌رغم فعالیت اجتماعی و تحمل بخش سنگینی از وظیفه گرداندن صنایع و چرخ‌های نظام سرمایه‌داری همواره از لحاظ وجهٔ اجتماعی کمتر دیده شده و شاید بسیاری از فرزندانشان به داشتن یک مادر خانه‌دار راضی‌تر باشند.
در حقیقت عده قریب به اتفاق زنان کارگر نه تنها رضایت شغلی نداشته بلکه تنها به واسطه شرایط اقتصادی حاکم بر جامعه و خانواده برای گذران زندگی و کسب حداقل درآمد برای اندک رفاه فرزندانشان، ساعت‌ها کار طاقت‌فرسا را به جان می‌خرند.

در عین حال همواره شرایط نابرابر دستمزد و حاشیه امنیت شغلی بین زنان و مردان کارگر وجود داشته و در مواجهه با هر بحران اقتصادی، اول این زنان کارگر هستند که شغل خود را از دست خواهند داد و عقد قراردادهای پیمانی، موقت و سفید امضا و هستثمار کارگران زن مجرد تنها گوشه‌ای از مسائل و مصائب زنان کارگر می‌باشد.
از سوی دیگر تمام آزاداندیشان و عدالت‌خواهان می‌دانند که پايه ا حقوق زنان، حقوقی جهان‌شمول هست و هر فردی که مدافع حرمت، حقوق و آزادی‌های انسان هست باید در جهت رفع ستم تبعیض جنسی نیز تلاش کند.

تا به جایی برسیم که درستکاری و تقوا بدون در نظر گرفتن جنسیت افراد ملاک برتری باشد.


همچنین باید پذیرفت که برای دستیابی به جامعه‌ای سالم‌تر باید ضوابط انسانی را حکمفرما نمود و‌‌ همان طور که انگلس در کتاب منشاء خانواده خویش می‌نویسد: «اولین ستم طبقاتی مقارن هست با ستم جنس مذکر بر مونث» در نتیجه رفع هر گونه ستم جنسی به نوعی در گرو رفع ستم طبقاتی هست و میان ستم طبقاتی و ستم جنسی رابطه متقابل و تنگاتنگی وجود دارد.

در نتیجه برای رفع چنین تبعیض‌هایی نه تنها زنان بلکه مردان و زنان برابری‌طلبی باید دوش به دوش یکدیگر موانع را از سر راه بردارند و بیش از هر چیز بر حرمت انسانی افراد صحه بگذارند.

به همین روی باید در نظر داشت که مشکلات زنان کارگر نیز بخشی از مشکلات کل افراد جامعه هست.
به نظر می‌رسد که باید نگاه دقیق‌تر و جدی‌تری به مسائل زنان کارگر داشته باشیم چرا که زنان بخش اعظمی از نیروی کار را تشکیل می‌دهند که اگر از نظر روحی و روانی و عاطفی دچار رضایت نسبی نباشند آثار مخرب اون را در تمامی سطوح و لایه‌های جامعه حس خواهیم کرد و بپذیریم که یک زن کارگر حق دارد به عنوان یک انسان، از دسترنج خود صاحب درآمد مستقلی گردد.

زنانی که پس از ۸ تا ۱۲ ساعت کار متوالی و طاقت‌فرسا و در شهرهای بزرگ با هدر دادن ساعت‌ها در ترافیک، با رسیدن به خانه‌هایشان، تازه بخش دیگری از مسئولیت‌هایشان آغاز می‌شود.

زنانی که اگر چه صدایشان کمتر شنیده می‌شود اما وجود دارند؛ ‌ در همین نزدیکی‌ها، کافی‌ست کمی سرمان را بچرخانیم.
منبع:کار زنان یا اجباری برای زنده ماندن؟


74 out of 100 based on 44 user ratings 194 reviews