توصیــه های تربیتی کودکـان


توصیــه های تربیتی کودکـان



توصیــه های تربیتی کودکـان
افراط و تفريط در شيوه هاي تربيتي

همه مي گويند که بچه هاي امروز با گذشته تفاوت دارند دوره و زمانه عوض شده است و تلاش براي تربيت فرزندان «گوش به حرف کن» و سالم روز به روز سخت تر مي شود.عده اي هم معتقدند درست است که در گذشته والدين اقتدار بيشتري داشتند اما اشتباه هاي تربيتي مثل استفاده هميشگي از تنبيه، مزاياي آن روش را از بين مي برد.همواره والدين آسان گير به انعطاف پذيري بيش از حد و والدين منضبط به سختگيري بيش از حد متهم مي شوند و داشتن فرزند ايده آل که والدين تلاش مي کنند به آن برسند، گاه بسيار دور از دسترس به نظر مي رسد.سوال مهمي که به ذهن مي رسد اين است که آيا عزت نفس بچه ها در گذشته بيشتر بود يا در حال حاضر؟ براي بررسي اين موضوع پاي صحبت یکی از مشاوران نشسته ایم .

۳ دوره مختلف تربيت

اگر بخواهيم نگاهي جامع به شيوه هاي تربيتي بيندازيم، بايد بگوييم که تربيت ۳ دوره متفاوت را طي کرده است.در دوره سنت، اساس تربيت براساس ترس و تنبيه گذاشته شده بود و در منزل چوب گيلاس و در مکتب، فلک نقش اساسي را ايفا مي کرد.ضمن اين که در جامعه و خانواده قدرت به تمامي دست مردان بود. اين شيوه تربيتي در تمام دوران شکار و کشاورزي وجود داشت که بيش از ده هزار سال از تاريخ بشري را شکل مي دهد.
با اختراع ماشين بخار و ورود انسان به عصر مدرن ، خانواده و جامعه دچار تغييرات جدي شد. وقتي در کارخانه ها به روي زنان باز شد و زن وارد جامعه شد و نقش اقتصادي پيدا کرد، قدرت بيشتري هم يافت.طبع زن براساس بخشش و انفاق و پاداش گذاشته شده است و وي همواره مي خواهد آن چه را دارد با ضعيف تر از خود تقسيم کند. اين امر که براساس غريزه مادري صورت مي گيرد، در خانواده و در شيوه تربيت فرزندان رخ داد. به اين ترتيب مادر بخشي از قدرت خود را به فرزندان بخشيد و خانواده دچار فرزندسالاري شد.از طرفي جنبش فمينيسم هم متولد شد و زنان به اشتباه تلاش کردند حقوق پايمال شده خود را از جامعه مردان بگيرند.
وي با اشاره به اين که چنين وضعيتي، شرايط اجتماعي زن و مرد را به افراط و تفريط کشاند، تصريح مي کند: اين شيوه تربيتي نادرستي که به دست زنان پايه ريزي شده بود، ادامه يافت و نسل هايي پا به ميدان گذاشتند که از همان دوران کودکي طلبکار و متوقع بار آمده بودند و بدون تلاش و کوشش توقع برداشت و بهره گيري از امتيازات خانواده و اجتماع را داشتند. با از دست رفتن ساختارهاي قدرت در خانواده و جامعه، در خانواده هرم قدرت به دست فرزندان افتاد و به جاي تنبيه، تشويق مداوم جايگزين شد. در چنين شرايطي پدر و مادرها بسيار انعطاف پذير و نرم شدند و اعتماد به نفس فرزندان که در دوران سنتي بسيار پايين بود با حرمت بالايي که والدين داشتند جا به جا شد.فرزندان در اين دوره دچار اعتماد به نفس کاذب، گردن کلفتي، پرخاشگري و لجبازي شدند. بسياري از کارشناسان معتقدند که شيوع اعتياد در چند نسل از جوانان به دليل در پيش گرفتن همين شيوه تربيتي نادرست در خانواده بوده است.به عنوان نمونه مي توان به برخورد با پديده اعتياد در دوران سنتي اشاره کرد. در گذشته به معتادان به عنوان مجرم نگاه مي کردند و هم اکنون معتاد را بيمار مي انگارند و او را مداوا مي کنند و خانواده ها در مقابل فرزند معتاد خود بيش از گذشته خلع سلاح شده اند.

اعتماد به نفس در دوره سنت و مدرن

دکتر ناصري با اشاره به اين که تفاوت هاي تربيتي دوره سنت و مدرن، بسيار بيش از اين هاست، اظهار مي کند: در دوره سنت حرمت و احترام والدين دست نخورده بود و فرزندان تحت کنترل بودند و عزت نفس کمي داشتند اما در دوره مدرن بچه ها اعتماد به نفس کاذب پيدا کردند و با از بين رفتن اقتدار و احترام والدين بي بند و بار شدند زيرا والدين ديگر قدرتي براي مهار آن ها نداشتند. اين وضعيت تا دهه ۷۰ ميلادي ادامه پيدا کرد. در اين دهه جامعه شناسان و متخصصان علوم تربيتي متوجه شدند کنترل نسل جديد با اين شيوه تربيتي به طور کلي ناممکن شده است. رواج بي بند و باري، زير پا گذاشتن ارزش هاي انساني و اخلاقي، گرايش جوانان به ارزش هاي دست چندمي و پوچ زنگ خطر جدي را به صدا درآورده بود. هم زمان کار و توليد ارزش خود را از دست داد و فرهنگ مصرف گرايي و استفاده از فناوري هاي روز مثل رايانه، روز به روز گسترش مي يافت. تمام دغدغه جوانان کسب درآمد با کمترين تلاش ممکن بود و دستاوردهاي زحمات چند دهه والدين به سخره گرفته مي شد.

تلفيق سنت و مدرن

آن چه به ذهن کارشناسان تربيتي رسيد، اين بود که بايد مزاياي شيوه تربيتي سنتي را با نقاط مثبت دوران مدرن تلفيق کرد. به گفته دکتر شهرام ناصري اصول تربيتي جديد در واقع تلفيقي از نقاط مثبت شيوه تربيتي سنتي و مدرن بود.در اين دوره که دوره سوم تربيت فرزندان نام گرفت، اقتدار به راس هرم خانواده که مرد بود، برگشت و اقتدار و احترام والدين به عنوان يکي از ستون هاي اصلي نهاد خانواده در نظر گرفته شد. والدين در اين شيوه تربيتي قدرت کنترل فرزندان را پيدا کردند و توانستند با تکيه بر اين اقتدار ارزش هاي خود را کنترل کنند. ترکيب تساهل دوران مدرن با اقدامات تنبيهي به طور همزمان باعث شد بچه ها اعتماد به نفس پيدا کنند.تربيت در اين شرايط شبيه رودخانه اي بود که اصول دوره سنتي يعني اقتدار و احترام والدين به مثابه سنگ هاي عظيمي در آن برنامه داشت و در بقيه موارد والدين مي توانستند در جهت آب شنا کنند و فرزندان حق نداشتند اين سنگ ها را جا به جا کنند يا در نظر نگيرند، فقط در چنين شرايطي بود که فرزندان توانستند هم حريم خصوصي خود را داشته باشند و هم اعتماد به نفس و عزت نفس پيدا کنند.

ضعف والدين ايراني


اين مشاور درباره اين که والدين ايراني در کدام دوره تربيت برنامه دارند، مي گويد: ما بر خلاف تصور بسياري هنوز در دوره مدرن برنامه داريم. متاسفانه در کشور ما هنوز اصول تربيت مدرن رواج دارد و حتي مراکز دانشگاهي، رسانه ها و جرايد اصول فرزندسالاري را ناخواسته رواج مي دهند. هنوز بسياري از والدين تلاش مي کنند در هيچ شرايطي به فرزندشان سخت نگذرد، دشواري نبيند، با مسئله رو به رو نشود، رنج نکشد و به اين ترتيب نسلي خودخواه، متوقع و هميشه طلبکار تحويل جامعه مي دهند.نسلي که پدر و مادر به اصطلاح از خود مي زند تا فرزندش در آسايش باشد، پولي که ندارد قرض مي کند تا فرزندش عقده اي بار نيايد، تفريح و مسافرت خود را فداي تحصيل و امتحانات فرزند مي کند، اگر او کنکور دارد انگار والدين کنکور دارند و امثال اين کارها.اين رفتارها که در بسياري از خانواده هاي ايراني رايج است، در واقع نماد شيوه تربيتي مدرن است که باعث شد نسلي نافرمان، خودمحور، بي اعتنا به ارزش ها تحويل جامعه دهيم.فرزندان در چنين شرايطي به اصطلاح پهلوان پنبه مي شوند يعني در خانواده پهلوان هستند اما در مصاف با اجتماع هيچ کاري نمي توانند پيش ببرند؛ چون در جامعه کسي او را ناز و نوازش نمي کند و به او رشوه نمي دهد بنابراين بلافاصله پا پس مي کشد.

راهکارها

دکتر ناصري با اشاره به اين که والدين بايد با چشم باز اصول تربيتي اساسي و اصلي را در خانواده خود اعمال کنند، تصريح مي کند: بايد نقطه ضعف خانواده هاي امروزي را بشناسيم تا بتوانيم راهکار ارائه دهيم.يکي از مهم ترين نقاط ضعف اين است که والدين تصور مي کنند فرزندان با هم برابر هستند در صورتي که بايد سلسله مراتبي در خانواده وجود داشته باشد. در راس هرم قدرت پدر و مادر برنامه دارند و سپس فرزند بزرگ تر تا کوچک ترين فرزند برنامه مي گيرند، بچه ها را بر خلاف تصور نبايد به يک چشم نگاه کرد و هر فرزندي بايد جايگاه مخصوص خود را داشته باشد.از طرف ديگر قدرت بايد دست والدين باشد و راي پدر و مادر با فرزندان نبايد يک ارزش داشته باشد. پدر و مادر بايد نظر اعضاي خانواده را بدانند اما حرف آخر را خودشان بزنند و بقيه بايد به آن احترام بگذارند. اين يک اصل اساسي است که نبايد مورد خدشه واقع شود.هم چنين بايد مانع از افراط و تفريط در تربيت فرزندان شد و بدانيم اگر مي خواهيم ارزش ها را به نسل بعد منتقل کنيم بايد آن ها را حداقلي تعريف کنيم و نگاه حداکثري نداشته باشيم.



مروری بر مافیای​ کودکان خیابانی؛ از شایعه تا واقعیت

1:

چگونه عذرخواهی را به کودکان یاد بدهیم؟
اگر کودک در میهمانی یک کار بدی انجام داد و این کارش عمدی بود باید خیلی محکم و نه با احساس خشم و تنفر، از او بخواهید که عذرخواهی کند.


تحمل کردن را به فرزندانتان آموزش دهید
اما اگر کار کودک غیرعمدی بود و درک درستی از اون کار نداشت باید به صورت غیرمستقیم از او بخواهید که عذرخواهی کند.


راه رسیدن به خلاقیت در فرزندمان چیست؟


یکی از موضوع های مهمی که والدین در تربیت فرزندشان به اون اهمیت می دهند، احترام گذاشتن به دیگران و عذرخواهی کردن هست.


آشنایی با قوانین تربیت فاطمی
خصوصا اگر یک میهمانی رسمی باشد که پدر ومادر خیلی رودربایستی دارند...


اختلالات يادگيري

بسیاری از والدین هرگز به رفتارهای بد فرزندشان واکنش نشان نمی دهند و کم سن بودن او را توجیه?نماينده رفتارهایش می دانند.


بررسي تاثير اجراي برنامه "فلسفه براي كودكان" (p4c) بر افزايش هوش هيجاني
در مقابل، پدر و مادرهایی هستند که فرزندشان را در مقابل هر خطای کوچکی وادار به عذرخواهی می نمايند.


عوامل مؤثر در افت تحصیلی
در این باره با دکتر محمدرضا خدایی، روان پزشک و عضو هیات علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توان بخشی فرمود وگو کردیم.


نرخ اجاره و فروش اطفال در تهران


از چه سنی باید به بچه ها آموزش دهیم که عذرخواهی نمايند؟

هر انسانی باید از مراحل مختلف رشدی عبور کند تا به بزرگسالی برسد.

این مراحل رشد شامل رشد جسمی، جنسی، روانی و اجتماعی هست.

اگر دوران شیرخوارگی را کنار بگذاریم، کودک از ۳ سالگی تا ۷ سالگی و سپس ۷ تا ۱۱ سالگی در دوران کودکی به سر می برد.

از ۳ تا ۷ سالگی یعنی سنین پیش از دبستان کودک تفکر شهودی دارد، فکرهای عمیق ندارد و در کارهای خود، بی منطق هست.

علاوه بر این خودش را مرکز عالم می داند و تصور می کند همه باید مطیع او باشند و همه چیز را از اون خود می داند.

نکته مهم تر اینکه کودک خوب و بد را به صورت انتزاعی در نظر نمی گیرد و کارهایی را که انجام می دهد خطا نمی داند.

اما از سن ۶ سالگی به مرور وقت خوب و بد را می شناسد و منطق کم کم در افکار و اعمالش شکل می گیرد.

در سنین کودکی، بچه ها همه چیز را بزرگ تر از حد واقعی اش در نظر می گیرند و به بیان دیگر همه چیز در نظر بچه ها غلوشده هست بنابراین والدین باید بدانند در این سنین بچه ها را زیاد تنبیه یا تشویق ننمايند چون بسیار مضر هست.



با توجه به ویژگی هایی که از دوران کودکی ذکر شد، کودکان بسیاری از کارهای خود را بد نمی دانند، بنابراین چگونه باید به اونها یاد بدهیم که عذرخواهی نمايند؟
بچه ها در سنین کودکی بیشتر به رفتار پدر و مادرشان توجه دارند به عنوان نمونه اگر پدر پشت تلفن به دوستش دروغ بگوید، دروغ فرمودن برای بچه نهادینه می شود و احساس نمی کند اگر دروغ فرمود باید عذرخواهی کند.

والدین لازم هست جلوی فرزندشان به صورت غیرمستقیم عذرخواهی نمايند تا بچه یاد بگیرد اگر کار بدی انجام داد لازم هست عذرخواهی کند.

البته این عذرخواهی باید به صورت معقول باشد نه غلوشده.



توضیحی درمورد اینکه :والدین باید به صورت غیرمستقیم به بچه ها عذرخواهی را یاد بدهند. اگر کودک، کاری کرده که در جامعه عرف نیست و کار بدی تلقی می شود والدین باید بدون اینکه شخصیت بچه را زیر سوال ببرند یا احساس منفی به کودک منتقل نمايند به عنوان نمونه به?جای بیان الفاظی مانند «تو بچه بدی هستی»، «دیگر دوستت ندارم» به کودک خود بگویند «تو خوبی ولی این کارت اشتباه بوده» یا «اگر من جای تو بودم، می فرمودم ببخشید» علاوه بر این والدین باید در نظر داشته باشند همان طور که نباید شخصیت کودکشان را زیر سوال ببرند نباید نسبت به رفتار او بی تفاوت باشند و هر کاری کرد به رویش نیاورند.

روش های غیرمستقیم دیگر که والدین باید از اون طریق به کودکشان عذرخواهی کردن را بیاموزند، «نقاشی کشیدن» و «داستان اسباب بازی ها» هست.

در روش نقاشی کردن، اتفاقی که سبب شده کودک کار زشتی اجرا کند را نقاشی می کنیم.

به عنوان نمونه اگر کودک در مدرسه با دوستش دعوا کرده و او را کتک زده، این اتفاق را با کمک بچه نقاشی می کشیم و یک کودک گریان را ترسیم می کنیم و از کودک می پرسیم: «اگر بخواهیم دوستت لبخند بزند باید چه کار کنی؟» و اون وقت عذرخواهی را به او یاد می?دهیم.

در روش داستان اسباب بازی ها نیز مشابه نقاشی کردن، از شخصیت های داستانی هستفاده می کنیم و یک داستان تعریف می کنیم و از فرزندمان می خواهیم در مورد اون کار بد قضاوت کند.

ممکن هست جواب کودک، عذرخواهی نباشد.

والدین باید به او کمک نمايند تا به این نتیجه برسد.

در چه وقتی باید از کودک به صورت مستقیم بخواهیم عذرخواهی کند؟
اگر کودک با روش های غیرمستقیم که در بالا ذکر شد، عذرخواهی کرد لازم هست او را تشویق و یک هدیه کوچک برایش تهیه کنید.

اما اگر کودک واکنش مثبتی نشان نداد یا سن کودک در حدی بود که خوب و بد را تشخیص بدهد و کارش خیلی بد بود به صورت مستقیم از او بخواهید که عذرخواهی کند.

اما والدین باید توجه داشته باشند که این تقاضا همراه با خشم و خرد کردن شخصیت کودک نباشد.

به عنوان نمونه «تو بچه خوبی هستی اما انتظار من از تو این نبود» یا «من تو را دوست دارم اما این رفتارت خیلی زشت بود باید عذرخواهی کنی» یا «حتما خسته بودی یا حواست نبوده که چنین رفتاری را مرتکب شدی» سپس کودک بخواهید که عذرخواهی کند و سپس بگویید از دوستت می پرسم عذرخواهی کردی یا نه!


گاهی اوقات بچه ها در میهمانی، کار خطایی را انجام می دهند و والدین در جمع از اونها مصرانه می خواهند که عذرخواهی نمايند.

آیا این رفتار صحیح هست؟

نکته مهم در مورد عذرخواهی این هست که نباید غلو شده یا کم باشد.

پدر و مادر باید توجه داشته باشند برای یک اشتباه کوچک فرزندشان نباید از او بخواهند یک عذرخواهی جدی اجرا کند و او را سرزنش نمايند.

یا برعکس اگر کودک کار بسیار بدی انجام داده، بی تفاوت باشند و هیچ واکنشی نشان ندهند.

بنابراین اگر کودک در میهمانی یک کار بدی انجام داد و این کارش عمدی بود باید خیلی محکم و نه با احساس خشم و تنفر، از او بخواهید که عذرخواهی کند.

اما اگر کار کودک غیرعمدی بود و درک درستی از اون کار نداشت باید به صورت غیرمستقیم از او بخواهید که عذرخواهی کند.

به عنوان نمونه بگویید: «خاله، من به جای پویا می گویم ببخشید، حواسم نبود» اما گاهی اوقات بچه ها متوجه کاری که می نمايند نیستند یا سن اونها به درک خیلی مسایل نمی رسد.

به عنوان نمونه اگر یک کودک ۴ یا ۵ ساله پایش را در جمع دراز کرد نباید او را دعوا کنید و از او بخواهید از همه افراد حاضر در جمع با یک احساس منفی عذرخواهی کند.

این کار باعث می شود اعتماد به نفس او کم شود و احساس حقارت کند و حالت وسواس گونه در رفتارش به وجود آید.

در برخی از موارد نیز پدر و مادر عذرخواهی کردن را به فرزندشان یاد نمی دهند اما در جمع برای اینکه دیگران نگویند چه پدر و مادر بی تفاوتی، از کودکشان سوءاستفاده می نمايند و در مورد هر اشتباه کوچک فرزندشان او را وادار به عذرخواهی می?نمايند.

این کار نیز اشتباه هست و کودک را دچار عقده می?کند.



آیا باید تفاوتی بین عذرخواهی کودک از والدین خود با دیگر افراد وجود داشته باشد؟
در وهله اول کودک باید احترام گذاشتن را یاد بگیرد و بداند هر شخص چه جایگاهی دارد.

پدر و مادر باید به فرزند خود بیاموزند که پدر و مادر یک حرمتی دارند، دوست یک حرمتی دارد، معلم جایگاه ویژه?ای دارد، خواهر و برادر نیز از جایگاهی برخوردارند و این احترام را کودک از والدینش می آموزد.

وقتی که کودک جایگاه اشخاص را درک کرد، نحوه برخوردش با افراد مختلف نیز تفاوت می کند.

بنابراین والدین باید در کنار رفتار مناسب خود، با بیان مثبت و دوستانه، احترام گذاشتن و عذرخواهی کردن از دیگران را به فرزندشان یاد بدهند.



بسیاری از کودکان به رغم رفتار مناسب والدین شان اصرار دارند که کار بدشان را تکرار نمايند و عذرخواهی نمی نمايند.

در چنین مواقعی والدین چگونه باید رفتار نمايند؟

در چنین مواقعی والدین باید نه واکنش مثبت نشان دهند و نه منفی.

بی توجهی شاید کارساز باشد.

اما اگر بچه ها باز هم اصرار به خطا داشتند، تنبیهاتی که جنبه جسمی ندارد، مناسب خواهد بود.

این تنبیه ها نباید مسائل اولیه زندگی مانند غذا خوردن را دربرگیرد بلکه باید قول هایی را که والدین به فرزندشان داده اند، محدود کند.

2:

هرگز کودکان را تبیه بدنی نکنید .
اختلال رفتاری همان رفتارهای گوناگون افراطی، مزمن و انحرافی هست که گستره اون شامل اعمال تهاجمی یا برانگیختگی ناگهانی، ‌اعمال افسرده‌گونه و گوشه‌گیرانه هست و بروز اونها به دور از انتظار مشاهده‌نماينده هست، به‌طوری که وی آرزوی توقف این‌گونه رفتارها را دارد.
توصیــه های تربیتی کودکـانیک کارشناس ارشد روانشناسی تاکید کرد: کودکی که تنبیه بدنی می‌شود اگر ژن اختلال رفتاری خاصی را هم در وراثت خود نداشته باشد با تنبیه بدنی، دچار بروز اختلالات رفتاری می‌شود.


مونا صابرپور با تاکید بر اینکه سرآغاز آشنایی با مکانیزم‌های گوناگون رفتاری کودک شناخت و تسلط به تاثیرات وراثتی هست، فرمود: برای درک اختلالات دوران کودکی باید به نگرشی متکی بر مشاهده تاثیرات محیطی و وراثت تاکید کنیم تا بتوانیم به شرایط اختلالات رفتاری کودکان پی بریم.



وی فرمود: مکاتب روانشناسی همواره بر این امر اتفاق نظر دارند که بروز اختلالات رفتاری و روانی همواره به واسطه یک نارسایی در دستگاه زیستی پدید می‌آیند که این خود تاییدی بر نقش وراثت در بروز اختلالات رفتاری هست؛ به طوری که انسان بزرگسال را محصول دو فاکتور می‌دانیم، یکی وراثت و دیگری محیطی که فرد بویژه در دوران کودکی در اون رشد یافته هست.



این کارشناس ارشد روانشناسی فرمود: همانطور که می‌دانیم بیماری تای – ساکس که منجر به بروز اختلال فزاینده فکری و حرکتی در دوران نوجوانی می‌شود یک نوع بیماری نقص اونزیمی هست که انتقال اون نیز به شکل وراثتی هست، اما بروز یک صفت رفتاری هم می‌تواند تحت تاثیر ژنتیک باشد و هم محیط، همانند رنگ چشم که صرفا تحت تاثیر وراثت هست و یا برخی ویژگی‌های شخصیتی مثل برون‌گرایی که هم تحت تاثیر شرایط وراثتی و هم شرایط محیطی هست.



صابرپور با بیان اینکه کودکی که تنبیه بدنی می‌شود اگر ژن اختلال رفتاری خاصی را هم در وراثت خود نداشته باشد با تنبیه بدنی، دچار بروز اختلالات رفتاری می‌شود، اضافه کرد: یک روانشناس همواره در برخورد با اینگونه موارد باید نیم نگاهی نیز به فضای خانه و مدل ارتباطی والدین با فرزند داشته باشد؛ چرا که در بسیاری از مواقع علت یک اختلال رفتاری در کودک، رفتار والدین با اوست و ارتباطی با ژنتیک کودک ندارد.


وی خاطرنشان کرد: مساله دیگری که باید مورد توجه برنامه گیرد، روش تربیتی فرزندان هست.

پدر و مادر سخت‌گیر یا پدر و مادری که از فرزندان خود غافلند، هر دو فرزندانی با اختلالات رفتاری دارند که این امر هیچگونه ارتباطی با نقش وراثت در بروز اختلال رفتاری کودکان ندارد.


این کارشناس ارشد روانشناسی خاطرنشان کرد: یک اختلال یا ویژگی رفتاری می‌تواند به وسیله یک ژن غالب از پدر یا مادر منتقل شود که به لحاظ علمی اون صفت در شخص ظاهر می‌شود و جالب اون هست که کروموزوم‌هایی که از نظر شماره یا ساختمان دچار انحراف شده‌اند، عامل نارسایی‌های رفتاری کودک می‌شوند.


وی فرمود: نکته بسیار مهمی که باید توجه داشت این هست که وجود دوره واحدی از اونچه نابهنجار به نظر می‌رسد، به معنی وجود آشفتگی و اختلال رفتاری در کودک نیست.

حوادثی که در زندگی کودک رخ می‌دهند، همین‌طور فشارها و تغییرات بشری او می‌توانند منجر به بروز مشکل رفتاری شده یا باعث شوند او چندین هفته رفتارهای جدید نشان دهد.

رفتارهایی نابهنجار در نظر گرفته می‌شود که چندین ماه ادامه پیدا کند و علت قابل شناسایی بلافاصله نداشته باشند، مانند جدایی والدین یا مرگ یکی از بستگان.




نشانه‌های اختلال رفتاری

صابرپور در ادامه فرمود: اختلال رفتاری همان رفتارهای گوناگون افراطی، مزمن و انحرافی هست که گستره اون شامل اعمال تهاجمی یا برانگیختگی ناگهانی، ‌اعمال افسرده‌گونه و گوشه‌گیرانه هست و بروز اونها به دور از انتظار مشاهده‌نماينده هست، به‌طوری که وی آرزوی توقف این‌گونه رفتارها را دارد.


وی با اشاره به اینکه تلاش منظم برای درک اختلالات رفتاری کودکان باید طبق اصول روانشناسی باشد، فرمود: در حال حاضر با پیشرفت علم روانشناسی می‌توانیم ماهیت اختلالاتی را که نخستین بار در دوره کودکی آشکار می‌شوند، به روشنی تبیین و ملاحظه کنیم که چگونه الگوهای رشدی یک کودک، نحوه بروز هر کدام از این اختلالات را تعیین می‌نمايند و هر یک از موارد ارائه شده، چگونگی تجلی اختلال را از معرفی تا تشخیص و درمان به شکل موثری به ما نشان می‌دهند.


3:

اصولی که والدین در تربیت کودکان باید درنظر داشته باشند

در تربیت فرزندان مانند هر کار دیگر با مشکلاتی روبرو خواهیم شد .

اگر والدین از روش های صحیح تربیتی آگاه باشند ، باتمرین و به مرور وقت تجربه و مهارت اونان افزایش خواهد یافت ودرتربیت فرزندشان موفق تر خواهند بود.


اونچه در زیر می آید ، برخی اصول تربیتی هست که برای آشنایی مقدماتی مطرح می گردد
۱) درکوتاه مدت انتظار پیشرفت زیادی نداشته باشید
۲) توقع خود را کم کنید و پیشرفتهای کوچک را نیز در نظر بگیرید
۳) در هروقت تنها روی یک مشکل تمرکز نمایید
۴) با دید مثبت نگاه کنید و هرگز از تحسین کودکتان غافل نباشید
۵) اهدافی را که در نظر دارید، بانیازهای کودکتان منطبق نمایید
۶) مادران و پدران لطفا هماهنگ عمل نمایید
توصیــه های تربیتی کودکـان
با کودکان پرخاشگر چگونه رفتار کنیم؟
امروز هر یک از ما اگر خودمان را ارزیابی کنیم متوجه می شویم که هر روز به نحوی این گونه از فرزندانمان انتقاد می کنیم در حالیکه متوجه نیستیم اثرات سوء این انتقاد در آینده چه پیامدهایی به همراه خواهد داشت .

در این گونه مواقع ، عیب جوئیها ، نق زدن نها ، تحقیر نمودن ها ، اهمیت ندادن های شما و ...

موجب عدم شکل گیری شخصیت واقعی خوب کودک ، نوجوان و یا جوان خواهد شد

در مقابل کودکی که می‌خواهد هر چیزی را به زور و با جیغ و فریاد به‌دست آورد، باید چه رفتاری داشت؟
- نباید به جیغ‌های اونها اعتنا کرد.

وقتی یک کودک با جيغ‌زدن يا پرخاشگري به خواسته‌های خود می‌رسد چون از این رفتار خود امتیاز و پاداش مي‌گيرد و برايش لذت‌بخش هست، بنابراین می‌آموزد كه این رفتار را تکرار کند.

اگر پدر و مادر به جيغ‌‌زدن فرزندان خود توجه كنند، اين رفتار را در او تقايشانت مي‌كنند.

• چه راهکاري برای جلوگیری از این رفتارها پیشنهاد می‌کنید؟
در چنين وضعيتي بايد از تكنيك ناديده گرفتن، هستفاده كرد.

يعني وقتي يك كودك تلاش مي‌كند فراتر از قوانين و مقرراتي كه برايش وضع شده، امتيازي بگيرد ما باید از تكنيك ناديده گرفتن هستفاده كنيم.

يعني در كنار او هستيم ولي نه به او نگاه می‌كنيم نه با او حرف می‌زنیم، فقط خودمان را مشغول مي‌كنيم بدون اين‌كه با او ارتباط بربرنامه كنيم.

اين طوري كودك متوجه مي‌شود بدون ارتباط با پدر و مادر، هيچ لذتي برایش وجود نخواهد داشت.

اگر این كار را ادامه دهيم رفتار ناپسندش را ترك مي‌كند.
توصیــه های تربیتی کودکـان
رفتار با کودکان لجوج
بسیار پیش می‌آید که والدین دو اشتباه متوالی انجام می‌دهند و کودک خویش را به سمتی هدایت می‌نمايند که با لجاجت و گریه و سر و صدا به هدفش برسد.

۱- کودک را از چیزی که ضرر جدی یا مشکل خاصی ندارد محروم می‌نمايند (یا به دلیل تنبلی خودشان، یا به این دلیل که به اشتباه فکر می‌نمايند اون مسئله مسئله ایجاد می‌کند.)

۲- پس از اینکه کودک اندکی سر و صدا کرد اون را به او می‌دهند.
وقتی اولین بارها این اتفاق می‌افتد کودک می‌آموزد که لجاجت کردن با چاشنی سر و صدا و گریه، راه مناسبی برای رسیدن به خواسته‌هاست.

تا اینکه سپس مدتی دیگر راهی بهتر از این نخواهد شناخت.

برای این که کودک شما دچار این رفتار نشود باید به چند نکته توجه داشته باشید:
۱- هرگز به خاطر بی حوصلگی یا تنبلی، او را از چیزی که برایش ضرری ندارد، محروم نکنید.
۲- اگر تشخیص دادید چیزی را نباید در اختیار او بگذارید یا کاری را نباید برایش اجرا کنید، با اصرار و گریه او نباید بی‌حوصله شوید و حرفش را گوش کنید.
۳- اگر می‌خواهید از حرف خود برگردید باید راهی انتخاب کنید که کودک متوجه شود به خاطر گریه او از تصمیم خود برنگشته‌اید.

اگر کودک شما به هر دلیلی الاون دچار این حالت شده هست یکی از راه حل ها این هست که
اولا: منطقی باشید و بی‌دلیل حرفی نزنید که مجبور شوید (به خاطر نداشتن دلیل محکم) از اون برگردید.
ثانیا: اگر بند قبل را رعایت می‌کنید، می‌توانید این مرحله را هم اجرا کنید.

اگر کودک شما برای چیزی که به صلاحش نیست، شروع به گریه و لجاجت کرد، باید تحمل کنید.

برای این کار بهتر هست موقعیتی را انتخاب کنید که مهمان ندارید یا مهمانی نیستید، چرا که گریه کودک شما ممکن هست حوصله دیگران را به سر ببرد و اونها از به حمایت از او برخیزند و کار شما را خراب نمايند.



74 out of 100 based on 44 user ratings 194 reviews