پروفسور سميعی برترين دانشمند و جراح مغز و اعصاب جهان شد


پروفسور سميعی برترين دانشمند و جراح مغز و اعصاب جهان شد



پروفسور سميعی برترين دانشمند و جراح مغز و اعصاب جهان شد

آكادمي جهاني جراحان مغز و اعصاب جهان، پروفسور مجيد سميعي، چهره ماندگار پزشكي ايران و جهان را به‌عنوان برترين دانشمند و جراح مغز و اعصاب جهان و برنده جايزه اين آكادمي در سال 2014 انتخاب كرد.
اين جايزه طي يك مراسم رسمي امروز 11 اكتبر سال 2014 ميلادي، در شهر وين و با حضور مقامات رسمي كشور اتريش و اساتيد طراز اول جهان در رشته جراحي مغز و اعصاب به پروفسور مجيد سميعي اعطاء شد.
ماه گذشته نيز طي يك مراسم رسمي نشان علمي كشور قزاقستان و استادي افتخاري دانشگاه آستارا خان به پروفسور سميعي اعطاء شد و از وي براي آموزش جراحان مغز و اعصاب اين كشور دعوت به عمل آمد.
پروفسور مجيد سميعي پرافتخارترين جراح ايراني است كه ده‌ها جايزه و مدال علمي بين‌المللي را در زمينه گسترش مرزهاي دانش در حيطه علوم مغز اعصاب به دست آورده است.
پروفسور سميعي در سال 2013 نيز از سوي نشريه معتبر ورلد نوروسرجري به‌عنوان برترين جراح مغز اعصاب جهان در سال 2013 انتخاب شد و در شماره ويژه اين نشريه كه به مناسبت انتخاب اين جراح ايراني به‌عنوان جراح برتر جهان در سال 2013 انتشار يافت، ده‌ها استاد و جراح طراز اول جهاني در خصوص خدمات شايان توجه وي به رشته جراحي مغز و اعصاب مقالات متعددي را به چاپ رساندند.
پروفسور مجيد سميعي استاد افتخاري دانشگاه علوم پزشكي تهران بوده و هم‌اكنون با همكاري دانشگاه علوم پزشكي تهران رهبري و هدايت ساخت بزرگ‌ترين مركز بين‌المللي علوم مغز و اعصاب جهان را در ايران دنبال مي‌كند كه در اين برنامه، نخبگان جوان پزشكي كشور دوره هاي آموزشي فوق تخصصي را در قالب بورسيه مشترك پروفسور سميعي و دانشگاه علوم پزشكي تهران طي مي‌كنند.



راهنمای تصویری فیبریلاسیون دهلیزی

1:

پروفسور مجید سمیعی در یک خانواده معروف گیلانی به سال 1316هـ.ش در شهرستان تهران متولد شد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در همین شهر به پایان رسانید و سپس عازم آلمان گردید.
رشته های بیولوژیکی و پزشکی را در دانشگاه ماینتس به پایان رسانید و سپس دوره ی تخصص جراحی مغز و اعصاب را زیر نظر پروفسور کورت شورمن شروع کرد و در سال 1349 در 33 سالگی به اخذ درجه تخصص در این رشته نایل آمد.

وی کار علمی را با سمت هستادیاری و معاونت بیمارستان جراحی مغز و اعصاب آغاز کرد.


مراقب قاتل خاموش باشید

پس از چندی سرپرستی بخش جراحی مغز و اعصاب اطفال را به عهده گرفت.
در سال 1351 به اخذ درجه ی پروفسوری جراحی مغز و اعصاب از دانشگاه ماینتس نایل گردید.
ضمن کارهای پزشکی و تدریس، لحظه ای از تحقیق و تتبع غافل نبود و در زمینه ی تورم مغز و ترمیم و بازسازی جراحی اعصاب محیطی مطالعات ارزنده ای انجام داد.


باقلا جایگزینی خوب برای استامینوفن


در سال 1350 اولین دوره از دوران آموزشی جراحی میکروسکوپی را آغاز کرد و در سال 1356 نخستین آزمایشگاه تمرین جراحی میکروسکوپی آلمان را با کمک بنیاد فولکس واگن تأسیس نمود.
تجربیات پیوند اعصاب محیطی و بازسازی اعصاب مغز توجه پروفسور سمیعی را به مشکلات جراحی در قاعده ی جمجمه جلب کرد و در این زمینه اولین گامهای پیشرفت را برداشت که مورد توجه جهان پزشکی برنامه گرفت.

در سال 1356، ریاست بیمارستان جراحی مغز و اعصاب را در شهر هانور به عهده گرفت در همین سال، کرسی جراحی مغز و اعصاب در دانشگاه لیدن هلند به ویاعطا شد و در سال 1366 دانشگاه ماینتس تصدی کرسی جراحیمغز و اعصاب را به ویپیشنهاد کرد.

در سال 1367 با قبول تصدی کرسی جراحی مغز و اعصاب در دانشگاه هانور به کار پرداخت.


برای ریشه‌کنی آسم داروی جدید ابداع شد
از سال 1367 تا 1371 ریاست انجمن بین المللی قاعده ی جمجمه را به عهده داشت و در سال 1371 به ریاست فدراسیون جهانی انجمنهای قاعده ی جمجمه انتخاب شد.

بخشیاز تجربیات علمی او در 13 کتاب و بیش از 200 مقاله ی علمی منعکس شده هست.


با صحت بالا و به روش جدید گلوکز ادرار اندازه گیری شد
برای تجلیل از مقام علمی و تجربیات ارزنده ویو همچنین گامهای بلندی که در پیشرفت جراحی مغز و اعصاب برداشته هست، رییس جمهوری آلمان غربی در سال1367 نشان خدمت درجه 1 دولت آلمان را به او اهدا کرد.
در همین سال جایزه علمی هستان نیدرزاکس آلمان، به پاس فعالیتهای پرارزش وی در راه پیشرفت جراحی مغز و اعصاب به نامبرده اهدا شد.


افزایش hiv در افراد ۱۲ تا ۲۴ سال

پروفسور سمیعی، طی25 سال اخیر، در بیش از 200 همايش ی علمی شرکت و تجربیات پزشکی خود را ضمن سخنرانی های متعدد ارایه نموده هست.
ویاز سویم جامع علمی پزشکی جهان تقدیرنامه ها و جوایز گوناگونی دریافت کرده و در حال حاضر در جهان پزشکی به عنوان جراح پیشتاز در رشته مغز و اعصاب شناخته شده هست.

آثار پروفسور سمیعی


مقالات : بیش از 200 مقاله ی علمی در خصوص دستگاه عصبی مرکزی و محیطی.

کتابها : برش نگاری پنومواونسفال، جنبه های نوین اعصاب محیطی، اعصاب جمجمه ای، ضربه های وارد بر قاعده ی جمجمه، جراحی در ساقه ی مغز و بطن سوم و اطراف اون دو، جراحی قاعده مغز، ضایعات اعصاب محیطی، جراحی منطقه یزین ترکی و سینوسهای پیرامون بینی جراحی مننژیم قاعده ی مغز، جراحی کلیوس، روشهای نوین بازسازی هستخوان، دوخت عروق و اعصاب و نیز پیوند در جراحی پلاستیک و جراحی ترمیمی، جراحی قاعده ی مغز، اطلس جراحی قاعده ی جمجمه.
پروفسور سمیعی در آبان ‌ماه 1385 در ششمین همایش چهره‌های ماندگار جزو 24 شخصیت علمی و فرهنگی بود که مورد تجلیل برنامه گرفت.

عالی‌ترین نشان افتخاریدولت چین نیز به پاس ۴۰سال خدمات و تلاش‌هایپروفسور مجید سمیعیبه جامعه پزشکیبه ویژه تلاش‌های وی در اعتلای دانش جراحی مغز و اعصاب چین در هفتم مهر 1386 توسط «زنگ پییان» معاون نخست‌وزیر چین به ‌وی اعطا شد.


علت ماه‌ گرفتگی کودک چیست؟

2:

ماجرا از جایی شروع شد، که حدود دو سال پیش، اخبار ساعت 22 شبکه سه، گزارشی کوتاه از حضور پروفسور سمیعی در ایران پخش کرد...


دردسر‌عمل‌زیبایی‌برای‌چ شم‌بادامی‌ها!‌
در طول نقل یک سئوال هم توسط گزارشگر از سمیعی پرسیده شد...

سئوالی مهم، که اگر ما هم جای گزارشگر بودیم و موقعيت پرسیدن یک سئوال را داشتیم، همین سئوال را می پرسیدیم...

سمیعی در 30 ثانیه جواب سئوال را داد...

جوابی که من هنوز با شنیدن اون، مو به تنم راست می شود...

جوابی ساده ولی به نظر من منحصر به فرد که فقط از زبان افرادی مثل پروفسور سمیعی می توان شنید...

مصاحبه نماينده می پرسد:

پروفسور، خیلی ها دوست دارند بدانند که رمز موفقیت شما چه بود؟ چه شد، که شما به این جایگاه رسیدید؟

پروفسور سمیعی در حالیکه لبخندی بر لب دارد، جواب میدهد:

« کار خاصی نکردم...

هفت سالم بود که مثل همه به دبستان رفتم...

پس از اون به راهنمایی...

در پانزده سالگی مثل همه به دبیرستان رفتم...

پس از اتمام دبیرستان مانند بسیاری از جوانان برای دانشگاه اقدام کردم...

وارد دانشگاه شدم...

تخصص گرفتم و تصمیم گرفتم با توجه به علاقه ام، تمام فکر و ذهنم را به شغل و تخصصم اختصاص بدهم...

همین!!! »


صحبت های پروفسور سمیعی دقیقاً همین ها بود....

به نظر شما چه رمزی در حرف های او هست؟...

شاید رمزی در کار نیست...

شاید اصلاً سمیعی نخواسته راز موفقیت خودش رو لو بدهد(!!!)...

نه عزیز من...

اشتباه نکن...

رموز موفقیت دکتر در لابلای همین سخنانه...

اگر شما خواهان دستیابی به این رموز هستی، باید قادر به تجزیه و تحلیل حرف های او باشی...

مشاهده گر(من!) اینکار را برای شما انجام داده...

ولی قبل از کشف رمز، اجازه دهید یک بار دیگر جواب او را با دقت بخوانیم:


« کار خاصی نکردم...

هفت سالم بود که مثل همه به دبستان رفتم...

پس از اون به راهنمایی...

در پانزده سالگی مثل همه به دبیرستان رفتم...

پس از اتمام دبیرستان مانند بسیاری از جوانان برای دانشگاه اقدام کردم...

وارد دانشگاه شدم...

تخصص گرفتم و تصمیم گرفتم، با توجه به علاقه ام، تمام فکر و ذهنم را به شغل و تخصصم اختصاص بدهم...

همین!!! »


همانطور که متوجه شدید، در متن فوق بعضی از لغات به صورت خط دار نمایش داده شده...

به نظر من، اعتقاد پروفسور سمیعی به این لغات هست که باعث موفقیت او (و حتی امثال او) شده هست...

می گویید چگونه؟...

پس با من همراه شوید:


- کار خاصی نکردم...: سمیعی بی ادعاست...

این رو از روی قیافش هم می توان فهمید...

همانطور که از قیافه بیل گیتس هم می توان به این بی ادعایی پی برد...

سال پیش او در جواب فردی که فرموده بود، شما تنها کسی هستید که می توانید این عمل (قاعده جمجمه) را اجرا کنید، فرموده بود: جراحان زیادی هم در داخل ایران و هم در دنیا این عمل را انجام می‌دهند اما شاید تجربه من نسبت به جراحان دیگر در این نوع عملها اندکی بیشتر باشد...

خود این سخن به تنهایی ثابت می کند که او فردی بی ادعاست...


- مثل همه...: او این اصطلاح راچند بار تکرار می کند...

چرا؟...

چون او تصور می کند که کار خاصی نکرده...

معجزه نکرده...

او بر این باور هست که مانند همه هم دوره های خود عمل کرده...

دوران مدرسه و تحصیل رو گذرانده...

نمره خوب و بد آورده...

تجدید شده (شاید)...

منظور سمیعی چیزی جز این نیست که موفقیت او به سبب متفاوت بودن او، هوش زیاد، شانس، موقعیت مالی بالا نبوده (هرچند که به نظر می آید او همه موارد مذکور را داشته ولی مطمئناً دلیل اصلی موفقیت و جایگاه او، اینها نیستند)...

- مانند بسیاری از جوانان...:این جمله هستاد مختص اکثر جوانان ماست...

تعداد دانشجویان و فارغ التحصیلان، در جامعه ما هر روز در حال افزایش هست...

به نظر شما از این تعداد زیاد، چند % و شاید بهتر باشد بگویم چند نفر در راه پروفسور سمیعی قدم بر می دارند....؟


- تصمیم گرفتم...:تصمیم یعنی اراده یعنی خواستن...

اکثر ما در تصمیم گیری (مهم ترین عامل موفقیت)، ضعیف هستیم...

روزانه بارها تصمیم می گیریم...

اراده می کنیم...

اما کاری صورت نمی دهیم...

توجه کرده اید که خیلی اوقات ما در توجیه عدم موفقیت خود می گوییم: «همه چیز جور نشد...

فکر کنم یک چیزی کم داشتم»...

دوست من اون یک چیز، اراده شما بود...

شکستهای خود را مرور کنید تا به حرف من برسید...

اگر هر روز کلی کتاب برای تقویت اراده و تصمیم گیری منتشر می شود و نتیجه ای نمی گیریم، حالا به اینجا خوب دقت کن، شما امروز در این وبلاگ با کسی آشنا شدید که به قول یارو فرمودنی «فعل خواستن را معنی کرد»...


- با توجه به علاقه ام...: شاید با خودتون بگویید که این جمله هستاد هم تکراری از آب درآمد و گوش ما از این حرف ها پره...

بله دوست من، سمیعی چیز جدیدی نفرموده...

همین هم باعث شفرمودی من و شما باید باشه...!!!


- تمام فکر و ذهنم...: یعنی چه؟...

یعنی من فقط و فقط به هدف یا اهدافم فکر خواهم کرد...

و هر کاری که انجام می دهم در راستای رسیدن به اهدافم خواهد بود...

به زبانی دیگر، فرض کن می خواهی یک بستنی و یک پفک بخری ولی پول کافی برای خرید هر دو را نداری...

از طرفی بستنی رو بیشتر دوست داری...

پس مجبور خواهی بود از خرید پفک صرفنظر کنی (مثال در حد بچه های 5 ساله بود...

برای فهم بیشتر شما!!!...

شوخی کردم، جدی نگیرید)...

3:

حمید داوودآبادی در فیسبوک نوشت:
رضا از بچه محل های قدیمی مان هست که سال 67 در جبهه چشمانش مورد اصابت ترکش برنامه گرفتند و نابینا شد.

ده بیست سالیه که ازدواج کرده.

خدا همسر و فرزندش رو براش نگه داره.


چون می دونم شاکی میشه، اسم و رسمش رو نمی نویسم.

حوصله قاط زدنش رو ندارم.


پنج شیش سال پیش، خانمش دچار درد و مشکل عجیبی شد.

وقتی به بیمارستان مراجعه کرد، جواب معاینات و آزمایش پزشکان خیلی بد بود.


یک تومور بدخیم در سر همسر رضا جا خوش کرده بود.


موقعیت اون قدر وخیم بود که ظاهرا از دکترهای ایرانی کاری برنمی اومد.


به پیشنهاد یکی از دکترها، مدارک رو برای پروفسور سمیعی که خارج از ایران بود، ایمیل کردند.

در کنار مدارک پزشکی، آقای دکتر توضیحی هم از وضعیت خانوادگی بیمار و این که شوهر وی جانباز نابیناست، نوشت.


پروفسور سمیعی که ظاهرا در طول سال فقط چند روزی به ایران می آید و به لطف خدا و همت والایش، کولاک می کند و بیماران بسیاری را درمان می کند، پذیرفت که همسر رضا را عمل کند.


مدتی بعد، پروفسور سمیعی به شهرستان تهران آمد و همسر رضا را خدمت ایشان بردند.

پس از معاینات اولیه، برای عمل و برداشتن تومور وقت تعیین کرد.


اون طور که می فرمودند، احتمال داشت عمل موفق نباشد و همسر آقا رضا ...


روز عمل، رضا که تحمل چنین مسئله ای نداشت، همراه خانمش به بیمارستان نرفت.


کادر پزشکی و اتاق عمل آماده شدند.


بیمار را که به اتاق عمل آوردند، پروفسور سمیعی مکثی کرد.

از کادر پزشکی سراغ همسر بیمار یعنی آقا رضا را گرفت که به ایشان توضیح دادند به دلیل اینکه احتمال خطر برای همسرش هست، تحمل نداشته و نیامده هست.


پروفسور سمیعی، در اقدامی عجیب فرمود:


"تا همسر ایشان نیاید، من عمل را شروع نمی کنم."


بالاجبار با رضا تماس گرفتند که با آژانس خودش را به بیمارستان رساند.


وقتی رضا وارد بیمارستان شد، پروفسور سمیعی جلو رفت و پس از روبوسی با او فرمود:


"من فقط خواستم تو را ببینم تا بهت بگم "کاری که تو و امثال تو برای کشور انجام دادید، از کارهای من خیلی باارزش تر و بزرگتره."


و همسر رضا را بدون اخذ ریالی، عمل کرد که به لطف خدا و معجزه علم و عمل پروفسور سمیعی، خوب شد و همچنان در کنار خانواده خوش می گذراند.

منبع



60 out of 100 based on 45 user ratings 770 reviews